EURUSD 1.11577 USD ▼ 0.17%
XAUUSD 3,875.09 USD ▼ 3.63%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 104.12 USD ▲ 2.08%
BTCUSD 77,861.17 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70300 USD ▲ 0.07%
EURJPY 176.259 JPY ▲ 0.03%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۲ ساعت پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۲ ساعت پیش

زلزله در سهام فناوری آمریکا؛ آیا تب هوش مصنوعی در وال‌استریت فروکش می‌کند؟

در یک نگاه بازار سهام آمریکا تحت فشار فروش قرار گرفته و شاخص‌های نزدک بیشترین افت را تجربه کرده‌اند؛ چرا که سرمایه‌گذاران نسبت به هزینه‌های سنگین توسعه هوش مصنوعی و زمان بازگشت سرمایه‌گذاری‌ها نگران شده‌اند. اینتل: با وجود گزارش درآمدزایی بهتر از انتظارات، چشم‌انداز ضعیف آینده، کاهش تقاضای رایانه‌های شخصی، محدودیت‌های تولید و هزینه‌های بالای سرمایه‌گذاری، سهام این شرکت را با افت حدود ۲۸.۶ درصدی به ۶۶ دلار رسانده است. چشم‌انداز بازار: تقاضای بالای هوش مصنوعی دیگر به‌تنهایی برای توجیه ارزش‌گذاری بالای شرکت‌های فناوری کافی نیست. سرمایه‌گذاران اکنون بیش از گذشته به هزینه سرمایه‌گذاری، جریان نقدی و زمان تحقق سود توجه می‌کنند. تا زمانی که شاخص‌های نزدک سطوح تکنیکال ازدست‌رفته را پس نگیرند، برتری همچنان با فروشندگان خواهد بود. اینتل و آمازون بیشترین فشار را بر بازار سهام آمریکا وارد کردند. بازار سهام آمریکا در معاملات اخیر با افت مواجه شده‌اند و شاخص‌های نزدک بیشترین کاهش را تجربه می‌کنند؛ چرا که سرمایه‌گذاران در حال بازنگری در چشم‌انداز سودآوری شرکت‌ها و هزینه‌های لازم برای تحقق وعده‌های رشد مبتنی بر هوش مصنوعی هستند. این موج فروش نشان‌دهنده تغییر در معیارهای سرمایه‌گذاران برای ارزیابی شرکت‌ها است. رشد قدرتمند در حوزه هوش مصنوعی همچنان اهمیت زیادی دارد، اما بازار بیش از گذشته به هزینه تحقق این رشد، زمان تبدیل سرمایه‌گذاری‌ها به بازده مالی و میزان نقدینگی باقی‌مانده شرکت‌ها توجه می‌کند. آمازون و اینتل هر دو پس از پایان معاملات روز گذشته گزارش‌های درآمدزایی خود را منتشر کردند، اما نتوانستند انتظارات سرمایه‌گذاران را برآورده کنند. اگرچه نگرانی‌ها درباره این دو شرکت متفاوت است، گزارش‌های آن‌ها یک پرسش مشترک را پیش روی خریداران سهام قرار داده است: آیا چشم‌انداز آینده شرکت‌ها، قیمت فعلی سهام آن‌ها را توجیه می‌کند؟ آمازون؛ رشد قدرتمند در کنار هزینه‌های سنگین سرمایه‌گذاری در مورد آمازون، نگرانی اصلی به هزینه‌های سرمایه‌ای و جریان نقدی شرکت مربوط می‌شود. کسب‌وکار خدمات ابری AWS همچنان رشد قدرتمندی دارد، اما ایجاد زیرساخت‌های موردنیاز برای پاسخ‌گویی به این تقاضا، مستلزم سرمایه‌گذاری‌های بسیار سنگین است. این هزینه‌ها بخش قابل‌توجهی از نقدینگی تولیدشده توسط کسب‌وکار را جذب می‌کنند. در همین حال، چشم‌انداز ضعیف‌تر فروش در تعطیلات پایان سال نیز بر ابهامات مربوط به وضعیت مصرف‌کنندگان افزوده است. سرمایه‌گذاران به دنبال مسیر روشن‌تری هستند که نشان دهد چگونه تقاضای فزاینده برای هوش مصنوعی می‌تواند به جریان نقدی پایدار تبدیل شود. رشد اهمیت دارد، اما هزینه دستیابی به آن نیز به همان اندازه مهم است. از منظر تکنیکال، فروشندگان قیمت سهام آمازون را به زیر دو سطح مهم رسانده‌اند: میانگین متحرک ۲۰۰روزه در سطح ۲۴۳.۳۸ دلار و سطح میانی ۵۰ درصدی رشد قیمت از کف ماه فوریه در محدوده ۲۴۱.۶۰ دلار. شکسته‌شدن این سطوح، چشم‌انداز تکنیکال سهم را تضعیف کرده و محدوده ۲۴۱.۶۰ تا ۲۴۳.۳۸ دلار را به یک ناحیه مقاومتی در مسیر صعود تبدیل کرده است. خریداران برای بهبود وضعیت تکنیکال سهم باید قیمت را دوباره به بالای این محدوده برسانند. تا زمانی که چنین اتفاقی رخ نداده، هرگونه بازگشت قیمت همچنان در زیر سطوح کلیدی تکنیکال قرار خواهد گرفت و فروشندگان دست بالاتر را خواهند داشت. اینتل؛ رشد سود فراتر از انتظار، نتوانست نگرانی‌ها درباره روند احیا را برطرف کند در مورد اینتل، نگرانی اصلی به پایداری روند احیای این شرکت مربوط می‌شود. اینتل اگرچه سودی بالاتر از پیش‌بینی تحلیلگران گزارش کرد، اما ارائه چشم‌اندازی ناامیدکننده برای آینده، توجه بازار را دوباره به چالش‌های پیش‌روی شرکت معطوف کرد. ضعف تقاضا برای رایانه‌های شخصی، محدودیت‌های تولید و تداوم سرمایه‌گذاری‌های سنگین، از جمله موانعی هستند که می‌توانند عملکرد این شرکت را در فصل‌های آینده تحت فشار قرار دهند. گزارش درآمدزایی بهتر از انتظار می‌تواند توجه سرمایه‌گذاران را جلب کند، اما این چشم‌انداز آینده شرکت است که تعیین می‌کند آیا خریداران همچنان در بازار باقی خواهند ماند یا خیر. سهام اینتل با فشار فروش شدیدی مواجه شده و حدود ۲۸.۶ درصد کاهش یافته و به ۶۶ دلار رسیده است؛ سطحی که پایین‌ترین قیمت از ماه آوریل محسوب می‌شود. با وجود این افت، قیمت سهام این شرکت همچنان به‌مراتب بالاتر از سطح پایان سال گذشته، یعنی حدود ۳۷.۵۰ دلار، قرار دارد. با این حال، اینتل بخش قابل‌توجهی از رشد خود را که قیمت سهام را در مقطعی از سال جاری به اوج ۱۴۲.۳۵ دلار رسانده بود، از دست داده است. این اتفاق یادآور روشنی است از اینکه وقتی انتظارات مربوط به رشد آینده کاهش پیدا می‌کنند، قیمت سهامی که پیش‌تر در سطوح بالایی قرار گرفته، با چه سرعتی می‌تواند در معرض فشار فروش قرار بگیرد. معاملات مبتنی بر هوش مصنوعی با آزمونی دشوارتر مواجه شده‌اند گزارش‌های مالی آمازون و اینتل در مجموع یکی از فرضیات مهم پشت رشد اخیر سهام شرکت‌های فناوری را زیر سؤال برده‌اند: اینکه تقاضای قدرتمند برای هوش مصنوعی به‌تنهایی برای حمایت از قیمت‌های بالاتر سهام کافی خواهد بود. تقاضا می‌تواند همچنان قوی باقی بماند، اما هزینه‌های لازم برای پاسخ‌گویی به آن ممکن است جریان نقدی و سودآوری شرکت‌ها را تحت فشار قرار دهد. زمانی که انتظارات بازار از قبل در سطوح بالایی قرار دارند، سرمایه‌گذاران تحمل کمتری در برابر ابهام درباره زمان و میزان بازده سرمایه‌گذاری‌های آینده خواهند داشت. نگرانی‌های بنیادی بازار با شکست سطوح تکنیکال نیز تشدید شده‌اند. شاخص‌های نزدک کامپوزیت و نزدک ۱۰۰ روز گذشته به زیر میانگین‌های متحرک ۱۰۰روزه خود سقوط کردند. نزدک کامپوزیت؛ شکست یک حمایت دیگر، احتمال افت بیشتر را افزایش می‌دهد شاخص نزدک کامپوزیت روز گذشته به زیر میانگین متحرک ۱۰۰روزه در محدوده ۲۶۲۵۲ واحد سقوط کرد و معاملات را در سطح ۲۶۱۸۴.۷۲ واحد به پایان رساند. امروز نیز این شاخص با گپ نزولی، به زیر سطح تکنیکال مهم بعدی در محدوده ۲۵۸۳۱.۷۴ واحد رفت. در زمان ثبت داده‌های ابتدایی معاملات، نزدک کامپوزیت در سطح ۲۵۶۱۵.۴۷ واحد قرار داشت که نشان‌دهنده افت ۲.۱۷ درصدی بود. با شکسته‌شدن این حمایت، توجه معامله‌گران به محدوده ۲۵۰۳۵ واحد معطوف شده است؛ جایی که میانگین متحرک صعودی ۲۰۰روزه و سطح اصلاحی ۳۸.۲ درصدی فیبوناچی در نزدیکی یکدیگر قرار گرفته‌اند. ترکیب این دو سطح، محدوده مذکور را به یک معیار مهم برای ارزیابی شدت ادامه فشار فروش تبدیل می‌کند. خریداران ممکن است در این محدوده برای حمایت از قیمت وارد عمل شوند، اما موفقیت آن‌ها به این بستگی دارد که این حمایت حفظ شود یا از دست برود. چه اتفاقی می‌تواند پیش از رسیدن شاخص به این محدوده، شرایط را بهبود دهد؟ نخستین گام، بازگشت شاخص به بالای سطح ۲۵۸۳۱.۷۴ واحد و تثبیت قیمت در بالای آن است. چنین حرکتی می‌تواند اعتبار شکست نزولی امروز را زیر سؤال ببرد. در مرحله بعد، خریداران باید میانگین متحرک ۱۰۰روزه در محدوده ۲۶۲۵۲ واحد را پس بگیرند تا بتوانند کنترل بیشتری بر بازار به دست آورند. تا زمانی که این سطوح دوباره پس گرفته نشوند، برتری تکنیکال همچنان با فروشندگان خواهد بود.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سقوط ۱۰ درصدی سهام بوئینگ؛ سفارش‌های ۷۴۵ میلیارد دلاری در برابر گلوگاه تولید

شرکت بوئینگ در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ با وجود ثبت رکوردی تازه در ارزش سفارش‌های معوق، با واکنش منفی بازار سهام مواجه شد. افزایش سفارش‌ها تا ۷۴۵ میلیارد دلار، تأیید گواهی هواپیمای ۷۳۷ مکس ۱۰ و کسب یک قرارداد مهم دفاعی، از نشانه‌های مثبت عملکرد شرکت هستند؛ اما تأخیر در افزایش ظرفیت تولید و زیان بیشتر از انتظار، تردیدها درباره سرعت احیای مالی این غول هوافضا را افزایش داده‌اند. افت حدود ۱۰٫۷ درصدی سهام در معاملات ۲۷ اکتبر نشان داد که سرمایه‌گذاران بیش از حجم سفارش‌ها، به توانایی شرکت برای تحویل به‌موقع هواپیماها و تبدیل سفارش‌ها به جریان نقدی توجه دارند. در یک نگاه ارزش سفارش‌های معوق بوئینگ در پایان سپتامبر به رکورد ۷۴۵ میلیارد دلار رسید؛ حدود ۳۰ میلیارد دلار بیشتر از سه‌ماهه قبل. شرکت در سه‌ماهه سوم به‌ازای هر سهم ۰٫۳۴ دلار زیان تعدیل‌شده گزارش کرد، درحالی‌که درآمد ۲۴٫۱۹ میلیارد دلاری آن از پیش‌بینی قبلی فراتر رفت. هدف تولید پایدار ۵۲ فروند هواپیمای خانواده ۷۳۷ در ماه به نیمه دوم سال ۲۰۲۷ موکول شده و تحقق اهداف تحویل همچنان با محدودیت روبه‌رو است. مدیریت برای سال ۲۰۲۶ حدود ۲ میلیارد دلار جریان نقدی آزاد و برای سال ۲۰۲۹ حدود ۱۰ میلیارد دلار هدف‌گذاری کرده است؛ اهدافی که تحقق آن‌ها به رفع گلوگاه‌های تولید وابسته است. رشد سفارش‌ها؛ مزیت بزرگ، اما نه تضمین سودآوری مهم‌ترین نقطه قوت بوئینگ، تقاضای قابل‌توجه برای هواپیماهای تجاری آن است. ارزش سفارش‌های معوق شرکت در پایان سه‌ماهه سوم به ۷۴۵ میلیارد دلار رسید و بیش از ۶۳۰۰ فروند هواپیمای تجاری را دربر گرفت. این حجم سفارش می‌تواند در سال‌های آینده پشتوانه مهمی برای درآمد شرکت باشد؛ به‌ویژه اگر تولید و تحویل هواپیماها با سرعت بیشتری انجام شود. بااین‌حال، سفارش ثبت‌شده با درآمد تحقق‌یافته و وجه نقد دریافتی یکسان نیست. تا زمانی که بوئینگ نتواند هواپیماها را مطابق برنامه تولید و تحویل دهد، بخشی از ظرفیت درآمدزایی آن در قالب سفارش‌های معوق باقی می‌ماند. بنابراین، معیار اصلی ارزیابی این شرکت نه صرفاً افزایش ارزش سفارش‌ها، بلکه توانایی تبدیل آن‌ها به تحویل واقعی، حاشیه سود بهتر و جریان نقدی پایدار است. نتایج مالی؛ درآمد بهتر از انتظار، زیان همچنان پابرجا بوئینگ در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ درآمدی نزدیک به ۲۴٫۱۹ میلیارد دلار گزارش کرد که از پیش‌بینی قبلی بازار، حدود ۲۳٫۸۴ میلیارد دلار، بیشتر بود. بااین‌حال، زیان تعدیل‌شده هر سهم به ۰٫۳۴ دلار رسید و از زیان مورد انتظار تحلیلگران فراتر رفت. این ترکیب نشان می‌دهد افزایش درآمد به‌تنهایی برای رفع نگرانی‌های سرمایه‌گذاران کافی نیست و هزینه‌های تولید، بهره‌وری عملیاتی و مشکلات اجرایی همچنان اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارند. واکنش بازار نیز همین مسئله را برجسته کرد. سهام بوئینگ در ۲۷ اکتبر با افت حدود ۱۰٫۷ درصدی به ۱۶۸٫۱۸ دلار رسید. این کاهش شدید نشان می‌دهد بازار نسبت به تأخیر در اجرای برنامه‌های تولید و زمان‌بندی بازگشت شرکت به سودآوری حساس است. گلوگاه تولید؛ مهم‌ترین مانع احیای بوئینگ بوئینگ پیش‌تر هدف تولید پایدار ۴۷ فروند از هواپیماهای خانواده ۷۳۷ مکس در ماه را دنبال می‌کرد؛ اما مدیریت اعلام کرد تثبیت تولید در این سطح بیشتر از انتظار زمان خواهد برد. همچنین، دستیابی به نرخ تولید ۵۲ فروند در ماه اکنون برای نیمه دوم سال ۲۰۲۷ پیش‌بینی شده است. این تأخیر اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افزایش تولید در صنعت هواپیماسازی تنها به بالا بردن سرعت خطوط مونتاژ محدود نمی‌شود. هماهنگی تأمین‌کنندگان، کیفیت قطعات، ظرفیت تولید بال‌ها و کنترل دوباره‌کاری‌ها باید هم‌زمان بهبود پیدا کنند. افزایش تولید بدون ثبات عملیاتی می‌تواند هزینه‌ها و خطر بروز مشکلات کیفی را بیشتر کند؛ ازاین‌رو، سرعت رشد تولید باید همراه با حفظ کیفیت ارزیابی شود. ۷۳۷ مکس ۱۰ و قرارداد دفاعی؛ دو محرک بالقوه رشد دریافت تأییدیه سازمان هوانوردی فدرال آمریکا برای هواپیمای ۷۳۷ مکس ۱۰، یکی از تحولات مثبت گزارش‌شده است. این مدل بزرگ‌تر خانواده ۷۳۷ می‌تواند به پاسخ‌گویی به تقاضای شرکت‌های هواپیمایی کمک کند، هرچند بهره‌برداری تجاری و تحویل آن همچنان به آمادگی عملیاتی و اجرای برنامه‌های تولید وابسته است. در بخش دفاعی نیز بوئینگ از انتخاب‌شدن برای قرارداد طراحی و ساخت جنگنده نسل ششم نیروی دریایی آمریکا خبر داده است. این قرارداد می‌تواند موقعیت راهبردی شرکت را تقویت کند؛ بااین‌حال، قراردادهای دفاعی نیز با هزینه‌های توسعه، پیچیدگی فنی و ریسک‌های اجرایی همراه‌اند و نباید ارزش اسمی آن‌ها را معادل سود قطعی دانست. چشم‌انداز جریان نقدی و ریسک ارزش‌گذاری مدیریت بوئینگ انتظار دارد جریان نقدی آزاد شرکت در سال ۲۰۲۶ به حدود ۲ میلیارد دلار برسد، در سال ۲۰۲۷ به حدود ۳ میلیارد دلار افزایش یابد و تا سال ۲۰۲۹ به ۱۰ میلیارد دلار نزدیک شود. بااین‌حال، برآورد قبلی اجماع تحلیلگران برای سال ۲۰۲۹ حدود ۱۲٫۵ میلیارد دلار بود. فاصله این ارقام نشان می‌دهد که حتی با وجود چشم‌انداز بهبود، انتظارات بازار نیز تعدیل شده‌اند. برای سرمایه‌گذاران، نکته اساسی آن است که تحقق جریان نقدی پیش‌بینی‌شده به افزایش تحویل هواپیماها، کنترل هزینه‌ها و کاهش اختلالات تولید وابسته است. از سوی دیگر، افت قیمت سهام به‌تنهایی به معنای ارزندگی نیست؛ ارزیابی جذابیت سهم باید با توجه به ارزش شرکت، بدهی‌ها، سودآوری مورد انتظار و احتمال تحقق اهداف مدیریتی انجام شود.

خواندن کامل خبر
تحلیل اثر متوسط
تحلیل اثر متوسط

به گزارش CNBC، اوراکل همکاری خود با OpenAI را گسترش می‌دهد

اوراکل قابلیت‌های شبکه‌سازی پلتفرم Acceleron را برای هوش مصنوعی توسعه می‌دهد. همچنین، اوپن‌ای‌آی (OpenAI) همکاری خود با اوراکل را گسترش می‌دهد تا امکان استفاده از اپلیکیشن‌ها را در ChatGPT فراهم کند. اوراکل تراشه‌های پردازشی هوش مصنوعی TPU گوگل را به زیرساخت ابری خود، Oracle Cloud، می‌آورد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

گزارش درآمدزایی سه‌ماهه سوم 2026 شرکت بوئينگ

سود هر سهم (EPS) واقعی............. 0.34 - پیش‌بینی............ 0.2355- درآمدزایی فصلی (REVENUE) واقعی............ 24.19 میلیارد دلار پیش‌بینی........... 24.39 میلیارد دلار  شاخص بورسی وزن تقریبی Boeing Dow Jones (DJIA) حدود 6٪ تا 8٪ S&P 500 S&P 500 حدود 0.3٪ تا 0.5٪ Nasdaq 100 ندارد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

اوپن‌ای‌آی عرضه مدل سریع‌تر و ارزان‌تر GPT-6.1 Terra را آغاز کرد

اوپن‌ای‌آی اعلام کرد عرضه مدل GPT-6.1 Terra آغاز شده است. این نسخه، هوش مصنوعی سریع‌تر و کم‌هزینه‌تری را با قابلیت‌های ارتقایافته در کار با رایانه ارائه می‌دهد. این مدل توانایی درک صفحه‌نمایش، پیمایش در برنامه‌ها و خودکارسازی وظایف روزمره را دارد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

کاهش سرعت رشد درآمد آنتروپیک نشانه افت تقاضا برای هوش مصنوعی نیست

تحلیلگران شرکت دی.ای. دیویدسون، گیل لوریا و ترنر دیشینگر، معتقدند کاهش سرعت رشد درآمد آنتروپیک را نباید نشانه‌ای از افت گسترده‌تر تقاضا برای هوش مصنوعی دانست. به گفته آن‌ها، افزایش رقابت از سوی اوپن‌ای‌آی (OpenAI) و مدل‌های هوش مصنوعی با وزن‌های باز، باعث شده کسب‌وکارها هزینه‌های خود در حوزه هوش مصنوعی را میان گزینه‌های بیشتری توزیع کنند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

اپل: فایلی را که اوپن‌ای‌آی مشخص کرده بود جست‌وجو کرده‌ایم، اما آن را در هیچ‌یک از سامانه‌های اپل نیافته‌ایم

همچنین، سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ای داریم تا اطمینان حاصل کنیم کارکنان جدید از اطلاعات محرمانه کارفرمای قبلی خود استفاده نمی‌کنند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

کارمند سابق اوپن‌ای‌آی که به اپل پیوسته بود، بیش از ۱۰۰ فایل مربوط به محصولات معرفی‌نشده اوپن‌ای‌آی را به حساب‌های شخصی خود منتقل کرده است

بر اساس پرونده اوپن‌ای‌آی (OpenAI) در پرونده حقوقی این شرکت علیه اپل، کارمند سابق اوپن‌ای‌آی پس از پیوستن به اپل، به مدیران ارشد این شرکت درباره محصولی از اوپن‌ای‌آی که هنوز عرضه نشده بود، ارائه‌ای انجام داد. فایل‌های افشاشده حاوی تصاویر دقیق از دستگاهی که هنوز رونمایی نشده، اطلاعات فنی و مهندسی و جزئیات مربوط به تأمین‌کنندگان بوده‌اند. اپل تاکنون تضمین نداده است که اطلاعات محرمانه این شرکت را در اختیار ندارد و از آن‌ها استفاده نکرده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

بوئینگ در برابر لاکهید مارتین؛ کدام سهام هوافضا در سال ۲۰۲۶ ارزش خرید بیشتری دارد؟

در یک نگاه درآمد بوئینگ در سال ۲۰۲۵ با رشد ۳۴.۵ درصدی به حدود ۸۹.۵ میلیارد دلار رسید. لاکهید مارتین در همین سال نزدیک به ۶.۹ میلیارد دلار جریان نقد آزاد ایجاد کرد. بدهی سنگین و چالش‌های تولید، ریسک سرمایه‌گذاری در بوئینگ را افزایش می‌دهند. ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود نقدی منظم، از مهم‌ترین مزیت‌های لاکهید مارتین هستند. دو مسیر متفاوت در صنعت هوافضا بوئینگ و لاکهید مارتین از بازیگران مهم صنعت هوافضا و دفاعی آمریکا هستند، اما مدل کسب‌وکار متفاوتی دارند. بوئینگ علاوه بر فعالیت‌های دفاعی، به بازار هواپیماهای تجاری وابسته است و تلاش می‌کند از مشکلات تولید و زنجیره تأمین عبور کند. در مقابل، لاکهید مارتین تمرکز بیشتری بر جنگنده‌ها، سامانه‌های موشکی و تجهیزات دفاعی پیشرفته دارد. این تفاوت، مقایسه سهام این دو شرکت را به انتخابی میان ظرفیت احیای یک کسب‌وکار پرچالش و ثبات نسبی یک پیمانکار دفاعی تبدیل می‌کند. بوئینگ؛ رشد درآمد در سایه بدهی درآمد بوئینگ در سال مالی ۲۰۲۵ به حدود ۸۹.۵ میلیارد دلار رسید؛ رشدی معادل ۳۴.۵ درصد نسبت به سال قبل. شرکت همچنین از زیان خالص حدود ۱۱.۸ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۴ به سود خالص تقریبی ۲.۲ میلیارد دلاری بازگشت. افزایش تحویل هواپیماها یکی از عوامل اصلی این بهبود بود. با این حال، تصویر مالی شرکت همچنان پرریسک است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام حدود ۱۰ برابر گزارش شده و جریان نقد آزاد آن نزدیک به منفی ۱.۹ میلیارد دلار بوده است. تأخیر در برنامه‌های تولید و دریافت مجوز هواپیماهای جدید، زیان قراردادهای دفاعی با قیمت ثابت و ادغام شرکت اسپیریت ایرواسیستمز نیز می‌توانند روند احیا را دشوار کنند. در مقابل، افزایش سفارش‌های ثبت‌شده و جایگاه بوئینگ در بازار جهانی هواپیماهای تجاری، ظرفیت رشد بلندمدت آن را حفظ کرده است. با این حال، رشد درآمد به‌تنهایی تضمین‌کننده بهبود پایدار سودآوری و جریان نقد نیست. لاکهید مارتین؛ جریان نقد قوی‌تر درآمد لاکهید مارتین در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۵.۱ میلیارد دلار بود که از رشد سالانه ۵.۷ درصدی حکایت دارد. سود خالص شرکت نیز نزدیک به ۵ میلیارد دلار گزارش شد. مهم‌تر از همه، جریان نقد آزاد حدود ۶.۹ میلیارد دلاری و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام نزدیک به ۳.۲ برابر، تصویری باثبات‌تر از وضعیت مالی این شرکت ارائه می‌کنند. برنامه جنگنده اف‌ـ۳۵ یکی از پایه‌های اصلی درآمد لاکهید مارتین است و حدود ۲۷ درصد از فروش شرکت را تشکیل می‌دهد. برنامه خرید این جنگنده‌ها در دهه‌های آینده می‌تواند تقاضای بلندمدت ایجاد کند؛ هرچند وابستگی به این برنامه، شرکت را در برابر کاهش بودجه دفاعی یا مشکلات فنی آسیب‌پذیر می‌کند. دولت آمریکا نیز حدود ۷۲ درصد از فروش سال ۲۰۲۵ این شرکت را به خود اختصاص داده است. “ «نکته کلیدی در این مقایسه، تفاوت میان رشد درآمد و خلق ارزش اقتصادی است. جهش فروش بوئینگ زمانی برای سهام‌داران اهمیت پایدار پیدا می‌کند که به سودآوری تکرارپذیر و جریان نقد مثبت تبدیل شود؛ در غیر این صورت، رشد درآمد ممکن است صرف جبران هزینه‌ها و فشار بدهی شود. لاکهید مارتین در مقابل، با تولید نقدینگی قوی‌تر و ارزش‌گذاری پایین‌تر، حاشیه اطمینان بیشتری ارائه می‌دهد؛ اما وابستگی به قراردادهای دولتی و برنامه اف‌ـ۳۵ را نباید نادیده گرفت. بنابراین، معیار حرفه‌ای تصمیم‌گیری صرفاً انتخاب شرکت بزرگ‌تر یا سریع‌الرشدتر نیست، بلکه سنجش کیفیت سود، توان تأمین مالی و قیمتی است که سرمایه‌گذار برای جریان نقد آینده می‌پردازد.» بابک شیری مقایسه ارزش‌گذاری سهام شاخص بوئینگ (BA) لاکهید مارتین (LMT) قیمت سهام ۱۸۶٫۴۹ دلار ۵۰۴٫۰۲ دلار تغییر روزانه قیمت ۱٫۵۹٪- (۳٫۰۱- دلار) ۱٫۵۴٪- (۷٫۸۶- دلار) ارزش بازار ۱۴۷ میلیارد دلار ۱۱۶ میلیارد دلار محدوده قیمت در ۵۲ هفته ۱۷۶٫۷۷ تا ۲۵۴٫۳۵ دلار ۴۳۷٫۲۵ تا ۶۹۲ دلار حاشیه سود ناخالص ۴٫۷۱٪ ۱۲٫۶۶٪ نسبت قیمت به سود (P/E) ۸۴٫۹۳ ۱۸٫۵۸ سود هر سهم در ۱۲ ماه گذشته (EPS TTM) ۲٫۲۰ دلار ۲۷٫۱۳ دلار سود نقدی سالانه و بازده اعلام نشده ۱۳٫۸۰ دلار (۲٫۷۴٪) نسبت قیمت به سود آینده (Forward P/E) ۵۲٫۲ برابر ۱۶٫۹ برابر نسبت قیمت به فروش (P/S) ۱٫۶ برابر ۱٫۵ برابر منبع: داده‌های ارائه‌شده از بازار سهام بر اساس برآوردهای تحلیلگران نقل‌شده در مقاله، درآمد بوئینگ در سال ۲۰۲۶ ممکن است به ۹۷.۷ میلیارد دلار برسد، اما سود خالص آن حدود ۸۵ میلیون دلار پیش‌بینی شده است. در مقابل، انتظار می‌رود درآمد لاکهید مارتین به حدود ۸۱ میلیارد دلار و سود خالص آن به بیش از ۷ میلیارد دلار افزایش یابد. این ارقام پیش‌بینی هستند، نه نتایج قطعی. جمع‌بندی بوئینگ از ظرفیت احیای تولید، افزایش تحویل هواپیماها و رشد سفارش‌ها برخوردار است، اما بدهی سنگین و ضعف جریان نقد همچنان موانع مهمی محسوب می‌شوند. لاکهید مارتین با جریان نقد قوی‌تر، سود نقدی و نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده پایین‌تر، از نظر مالی موقعیت باثبات‌تری دارد. بر مبنای ارقام مقاله، کفه ارزش‌گذاری به سود لاکهید مارتین سنگینی می‌کند؛ هرچند عملکرد آینده هر دو شرکت به شرایط عملیاتی و بودجه‌های دفاعی وابسته خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

اوپن‌ای‌آی یک دستگاه شنود پیشرفته در دفتر خود کشف و کارمند مظنون را اخراج کرد

شرکت اوپن‌ای‌آی اعلام کرد یک دستگاه ضبط صدای پیشرفته را که به‌صورت پنهانی در یکی از دفاتر این مجموعه کار گذاشته شده بود، کشف کرده است. این شرکت با استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی خود، کارمند متهم به نصب این ابزار را شناسایی و اخراج کرد. اوپن‌ای‌آی وقوع این حادثه را به اف‌بی‌آی اطلاع داده است. تاکنون هیچ شواهدی مبنی بر دسترسی غیرمجاز یا سرقت وزن مدل‌ها، کدهای منبع و داده‌های مشتریان ثبت نشده است. تحقیقات انجام‌شده نیز در حال حاضر هیچ موردی از خروج اطلاعات را نشان نمی‌دهد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

هشدار اوپن‌ای‌آی: ممکن است موارد دیگری از تخلف عامل‌های هوش مصنوعی هنوز شناسایی نشده باشند

تام داف گوردون، مدیر اجرایی اوپن‌ای‌آی، در جلسه‌ای با قانون‌گذاران بریتانیا هشدار داد که ممکن است موارد دیگری از فعالیت عامل‌های هوش مصنوعی خارج از محدوده‌های تعیین‌شده، بدون شناسایی باقی مانده باشند. این هشدار پس از انتشار گزارش‌هایی درباره نفوذ یک عامل هوش مصنوعی اوپن‌ای‌آی به وب‌سایت یکی از نهادهای دولتی استرالیا و وقوع حادثه‌ای مختل‌کننده مرتبط با پلتفرم هاگینگ‌فیس (Hugging Face) مطرح شده است. داف گوردون در این جلسه گفت: «نمی‌توانم به کمیته اطمینان بدهم که موارد گزارش‌شده، تمام اتفاقات رخ‌داده هستند.» ابعاد کامل حوادث احتمالی مرتبط با امنیت هوش مصنوعی همچنان مشخص نیست.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

متا از مدل هوش مصنوعی جدیدی برای رقابت با اوپن‌ای‌آی (OpenAI) و انتروپیک (Anthropic) رونمایی کرد

شرکت متا ($META) مدل هوش مصنوعی جدیدی به نام Muse Wonder عرضه کرده است که به گفته این شرکت، توان رقابت با پیشرفته‌ترین سیستم‌های هوش مصنوعی جهان را دارد. مهم‌ترین تحولات: عملکرد: متا مدعی است Muse Wonder در چندین معیار ارزیابی عملکرد، از مدل‌های رقیب توسعه‌یافته توسط اوپن‌ای‌آی (OpenAI) و انتروپیک (Anthropic) بهتر عمل می‌کند. قابلیت‌ها: این مدل از حافظه و توانایی استدلال پیشرفته‌تری برخوردار است و در حوزه‌های مالی، سلامت و حقوق تخصص بیشتری دارد. قیمت‌گذاری: Muse Wonder در قالب طرح‌های اشتراکی ماهانه ۲۰ و ۱۰۰ دلاری Muse در دسترس قرار خواهد گرفت. میزان استقبال: تعداد دانلودهای Muse به حدود ۹ میلیون رسیده است؛ با این حال، سرعت رشد آن کاهش یافته و نرخ حفظ کاربرانش همچنان از ChatGPT پایین‌تر است. متا اعلام کرده است که این مدل نقش مهمی در توسعه و عرضه دستیارهای هوش مصنوعی شخصی ایفا خواهد کرد؛ اقدامی که رقابت این شرکت با اوپن‌ای‌آی ، گوگل و انتروپیک را تشدید می‌کند. هوش مصنوعی را می‌توان با استفاده از سازوکارهای حفاظتی و محدودیت‌های ایمنی متعارف توسعه داد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

پس از گزارش درآمدی اوپن‌ای‌آی، آیا هنوز زمان خرید سهام هوش مصنوعی است؟

رشد هوش مصنوعی در سال‌های اخیر به یکی از محرک‌های اصلی بازار سهام تبدیل شده است؛ اما افزایش سرمایه‌گذاری شرکت‌های فناوری در زیرساخت‌های این حوزه، پرسش مهمی را پیش روی سرمایه‌گذاران قرار داده است: آیا درآمدهای آینده می‌توانند هزینه‌های سنگین امروز را توجیه کنند؟ انتشار گزارش درآمدی جدید اوپن‌ای‌آی و واکنش منفی سهام شرکت‌هایی مانند انویدیا و اوراکل، بار دیگر این نگرانی را برجسته کرده است. مسئله اصلی دیگر صرفاً پیشرفت فناوری نیست، بلکه توانایی تبدیل این پیشرفت به درآمد پایدار و سودآوری بلندمدت است. در یک نگاه درآمد سالانه‌شده اوپن‌ای‌آی در پایان سپتامبر به ۵۰ میلیارد دلار رسید. اختلاف آمار درآمدی، نگرانی‌ها درباره بازده سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی را افزایش داد. غول‌های فناوری قصد دارند در سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۷۰۰ میلیارد دلار برای زیرساخت هوش مصنوعی هزینه کنند. خرید سهام این حوزه باید با توجه به ارزش‌گذاری، ریسک‌پذیری و تنوع سبد سرمایه‌گذاری انجام شود. گزارش اوپن‌ای‌آی چه پیامی برای بازار داشت؟ بر اساس گزارش منتشرشده در مقاله منبع، اوپن‌ای‌آی در ارائه‌ای به سرمایه‌گذاران اعلام کرد درآمد سالانه‌شده این شرکت تا پایان سپتامبر به ۵۰ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که از برآورد ۶۸ میلیارد دلاری گزارش‌شده در ماه قبل کمتر بود. بااین‌حال، طبق گزارشی از شبکه سی‌ان‌بی‌سی به نقل از فردی آگاه، رقم قبلی درآمد شرکای اوپن‌ای‌آی را نیز دربر می‌گرفت. بنابراین، مقایسه مستقیم این دو عدد بدون توجه به تفاوت در تعریف درآمد می‌تواند گمراه‌کننده باشد. اهمیت این گزارش از جایگاه اوپن‌ای‌آی در زنجیره ارزش هوش مصنوعی ناشی می‌شود. اگر تقاضای نهایی برای خدمات هوش مصنوعی نتواند هزینه زیرساخت‌های عظیم را پوشش دهد، شرکت‌های فعال در تولید تراشه، رایانش ابری و تجهیزات مرتبط ممکن است با کاهش رشد درآمد و افت سودآوری مواجه شوند. بااین‌حال، طبق همان گزارش، نرخ رشد درآمد سالانه‌شده اوپن‌ای‌آی در سه‌ماهه سوم ۷۷ درصد بوده است؛ نشانه‌ای از رشد قابل‌توجه که باید در کنار اختلاف آمارها ارزیابی شود. هزینه‌های سنگین؛ آزمون بازده سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاری نزدیک به ۷۰۰ میلیارد دلاری شرکت‌های بزرگ فناوری در زیرساخت هوش مصنوعی طی سال ۲۰۲۶، نشان‌دهنده ابعاد رقابت بر سر این فناوری است. این هزینه‌ها شامل توسعه مراکز داده، توان پردازشی و زیرساخت‌های لازم برای ارائه خدمات هوش مصنوعی می‌شود. بااین‌حال، افزایش ظرفیت به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که درآمد و سود متناسب با آن رشد کند. برای ارزیابی این سرمایه‌گذاری‌ها باید به میزان استفاده واقعی مشتریان، درآمد حاصل از خدمات، هزینه انرژی و تجهیزات، استهلاک دارایی‌ها و بازده سرمایه توجه کرد. افت مقطعی سهام پس از انتشار یک گزارش درآمدی می‌تواند ناشی از تعدیل انتظارات باشد؛ اما اگر فاصله میان هزینه‌ها و درآمدها به‌صورت پایدار افزایش یابد، مسئله عمیق‌تر از نوسان کوتاه‌مدت بازار خواهد بود. “ «به‌نظر من، پرسش کلیدی در بازار هوش مصنوعی دیگر این نیست که آیا این فناوری رشد خواهد کرد، بلکه این است که چه سهمی از ارزش اقتصادی ایجادشده به سود واقعی سهام‌داران تبدیل می‌شود. اختلاف ارقام درآمدی اوپن‌ای‌آی نیز بدون بررسی مبنای محاسبه، به‌تنهایی نشانه افت تقاضا نیست؛ اما یادآوری می‌کند که روایت رشد باید با داده‌های مالی قابل‌مقایسه سنجیده شود. در شرایطی که هزینه سرمایه‌گذاری با سرعتی بالا افزایش یافته، مزیت پایدار متعلق به شرکت‌هایی خواهد بود که بتوانند رشد درآمد را به حاشیه سود، جریان نقدی و بازده سرمایه مناسب تبدیل کنند. بنابراین، به‌جای خرید هیجانی سهام هوش مصنوعی، باید میان شرکت پیشرو در فناوری و سهام جذاب از نظر ارزش‌گذاری تفاوت قائل شد؛ زیرا این دو الزاماً یکسان نیستند.» بابک شیری کدام سرمایه‌گذاران باید محتاط‌تر باشند؟ سرمایه‌گذاران کم‌ریسک که به دنبال درآمد باثبات و سود تقسیمی هستند، می‌توانند صنایع دیگری مانند داروسازی و تجهیزات پزشکی را نیز بررسی کنند. سرمایه‌گذاران با ریسک‌پذیری متوسط ممکن است شرکت‌های باسابقه‌تری مانند انویدیا یا آمازون را در نظر بگیرند؛ البته به شرط بررسی ارزش‌گذاری و توان سودآوری آن‌ها. برای سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیرتر، شرکت‌هایی مانند کورویو نیز ممکن است جذاب باشند، اما نوسان قیمت، نیازهای مالی و احتمال زیان باید در تحلیل آن‌ها لحاظ شود. در هر سه حالت، تمرکز بیش‌ازحد بر یک سهم یا صنعت تصمیمی پرریسک است. تنوع‌بخشی می‌تواند اثر زیان در یک بخش را کاهش دهد، هرچند ریسک بازار را به‌طور کامل از بین نمی‌برد. جمع‌بندی گزارش اوپن‌ای‌آی به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری درباره آینده کل صنعت هوش مصنوعی کافی نیست. رشد تقاضا همچنان فرصت‌های مهمی ایجاد می‌کند، اما موفقیت سرمایه‌گذاری‌های عظیم به تبدیل ظرفیت فنی به درآمد و جریان نقدی پایدار وابسته است. ازاین‌رو، انتخاب سهام باید بر پایه کیفیت کسب‌وکار، قیمت خرید، توان مالی و افق سرمایه‌گذاری انجام شود؛ نه صرفاً بر اساس موج خبری یا خوش‌بینی به فناوری. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

ترامپ حمله به ایران پیش از انتخابات را رد کرد؛ عقب‌نشینی نفت و افت سهام

سهام آمریکا با افت همراه شد و فروش سهام شرکت‌های نیمه‌هادی پس از انتشار گزارش‌هایی دربارهٔ چشم‌انداز درآمد اوپن‌ای‌آی شدت گرفت. این گزارش‌ها نگرانی دربارهٔ اینکه آیا رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی می‌تواند با سرعت فعلی ادامه یابد را دوباره زنده کرد. سهام فناوری بیشترین افت را در شاخص S&P 500 داشتند. شاخص نزدک ۱۰۰ ۱.۴ درصد و یک شاخص کلیدی نیمه‌هادی ۳.۴ درصد کاهش یافت. گزارش شده است که اوپن‌ای‌آی بر اساس عملکرد فعلی خود در مسیر کسب درآمد سالانه‌ای حدود ۵۰ میلیارد دلار قرار دارد. این رقم کمتر از گزارش‌های پیشین است که از نزدیک شدن درآمد سالانهٔ سازندهٔ چت‌جی‌پی‌تی به ۷۰ میلیارد دلار خبر داده بودند. برآوردهای جدید درآمد، نگرانی سرمایه‌گذاران دربارهٔ پایداری هزینه‌های هوش مصنوعی را بیشتر کرد. این نگرانی به‌ویژه از آن روست که افزایش هزینهٔ استقراض فشار بیشتری بر شرکت‌هایی وارد می‌کند که سرمایه‌گذاری سنگینی در زیرساخت و ظرفیت پردازشی انجام می‌دهند. قیمت نفت افزایش یافت، اما پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد این کشور پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به ایران حمله نخواهد کرد، پایین‌تر از اوج روزانهٔ خود بسته شد. اوراق خزانهٔ آمریکا نیز پس از برگزاری حراج موفق ۳۰ میلیارد دلار اوراق بلندمدت دولتی رشد کرد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

درآمد سالانه اوپن‌ای‌آی ۲۰ میلیارد دلار کمتر از رقم پیش‌تر اعلام‌شده است

بر اساس اسناد مالی ارائه‌شده به سرمایه‌گذاران، درآمد سالانه‌شده اوپن‌ای‌آی حدود ۲۰ میلیارد دلار کمتر از رقم پیش‌تر اعلام‌شده است؛ شکافی قابل‌توجه که احتمالاً خوش‌بینی‌ها نسبت به رشد تقاضا برای هوش مصنوعی را کاهش خواهد داد. این شرکت اخیراً به سرمایه‌گذاران اعلام کرده است که درآمد سالانه‌ آن در پایان سپتامبر به حدود ۵۰ میلیارد دلار نزدیک شده است؛ رقمی که فاصله زیادی با ۷۰ میلیارد دلار گزارش‌شده توسط فایننشال تایمز و دیگر رسانه‌ها در اواخر ماه گذشته دارد؛ گزارشی که بر اساس اطلاعات ارائه‌شده به سرمایه‌گذاران منتشر شده بود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

اوپن‌ای‌آی حساب‌های چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT) مرتبط با عملیات نفوذ با منشأ روسیه را مسدود کرد

اوپن‌ای‌آی مجموعه‌ای از حساب‌های چت‌جی‌پی‌تی با منشأ روسیه را که به عملیات نفوذ مرتبط بودند، مسدود کرد. اوپن‌ای‌آی: این عملیات نفوذ از مدل‌های ما در کنار روش‌ها و فناوری‌های سنتی برای پشتیبانی از مجموعه‌های پوششی پیچیده و جعلی استفاده می‌کرد. اوپن‌ای‌آی: هر دو عملیات از تاکتیک‌های متعددی برای دستیابی به اهداف خود استفاده کردند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

اوپن‌اِی‌آی: نوجوانان به‌طور متوسط روزانه کمتر از ۱۵ دقیقه از چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT) استفاده می‌کنند

اوپن‌اِی‌آی اعلام کرد نوجوانان به‌طور متوسط کمتر از ۱۵ دقیقه در روز از چت‌جی‌پی‌تی استفاده می‌کنند و کمتر از ۲ درصد آنها بیش از سه ساعت متوالی از این ابزار استفاده دارند. اوپن‌اِی‌آی همچنین اعلام کرد کاربران چت‌جی‌پی‌تی برای نوجوانان به‌طور متوسط ۲.۷ میلیون پیام آموزشی بیشتری نسبت به کاربران غیرنوجوان ارسال کرده‌اند. همچنین هم‌زمان با آغاز فرایند درخواست پذیرش دانشگاه، ابزار جدیدی با عنوان College Planner برای برنامه‌ریزی فرایند ورود به دانشگاه ارائه خواهد شد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

بوئینگ با قرارداد ۲۰ میلیارد دلاری جنگنده‌های نسل ششم را در اختیار گرفت

شرکت بوئینگ در فاصله کوتاهی دومین قرارداد بزرگ توسعه جنگنده‌های نسل ششم آمریکا را نیز به دست آورد؛ اتفاقی که جایگاه این شرکت را در صنعت دفاعی آمریکا به شکل قابل توجهی تغییر می‌دهد. بوئینگ پیش‌تر در سال ۲۰۲۵ قرارداد توسعه جنگنده F-47 نیروی هوایی آمریکا را دریافت کرده بود و اکنون قرارداد F/A-XX نیروی دریایی را نیز به دست آورده است. در یک نگاه بوئینگ قرارداد F/A-XX نیروی دریایی آمریکا را با ارزش مرحله توسعه حدود ۲۰ میلیارد دلار به دست آورد.   این شرکت پیش‌تر نیز قرارداد توسعه جنگنده F-47 نیروی هوایی آمریکا را دریافت کرده بود.   بوئینگ اکنون تنها تأمین‌کننده جنگنده‌های نسل ششم آمریکا برای نیروی هوایی و نیروی دریایی است.   ارزش بلندمدت این دو برنامه می‌تواند با ورود به مرحله تولید به ده‌ها میلیارد دلار برسد و سودآوری بخش دفاعی بوئینگ را تقویت کند. ارزش مرحله توسعه هر یک از این دو برنامه حدود ۲۰ میلیارد دلار اعلام شده است و در صورت ورود کامل جنگنده‌ها به مرحله تولید، ارزش اقتصادی این قراردادها می‌تواند به ده‌ها میلیارد دلار دیگر افزایش پیدا کند. در نتیجه، بوئینگ اکنون عملاً تنها تولیدکننده جنگنده‌های نسل ششم برای هر دو شاخه اصلی نیروهای هوایی و دریایی آمریکا خواهد بود. دومین پیروزی بزرگ بوئینگ بوئینگ در سال‌های گذشته در بازار جنگنده‌ها با شکست‌های متعددی مواجه شده بود و در رقابت‌هایی از برزیل تا کره جنوبی و حتی آمریکا، قراردادهای مهمی را از دست داده بود. اما شرایط در میانه دهه ۲۰۲۰ تغییر کرده و بخش دفاعی، فضایی و امنیتی این شرکت بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از نقاط قوت آن است. در مارس ۲۰۲۵، نیروی هوایی آمریکا بوئینگ را برای توسعه جنگنده نسل ششم خود انتخاب کرد. این جنگنده که اکنون F-47 نام دارد، قرار است بخشی از نسل آینده توان هوایی آمریکا باشد. مرحله توسعه این برنامه می‌تواند بین ۲۰ تا ۵۰ میلیارد دلار برای بوئینگ درآمد ایجاد کند و تولید انبوه جنگنده‌ها نیز فرصت مالی بسیار بزرگ‌تری در اختیار شرکت قرار خواهد داد اما قرارداد دوم اهمیت استراتژیک بیشتری دارد. F/A-XX؛ جنگنده نسل آینده نیروی دریایی برنامه F/A-XX برای جایگزینی جنگنده‌های F/A-18 سوپر هورنت نیروی دریایی آمریکا طراحی شده است. بوئینگ هفته گذشته به‌عنوان برنده این قرارداد معرفی شد و ارزش مرحله توسعه آن حدود ۲۰ میلیارد دلار اعلام شده است. این قرارداد شامل ساخت چندین فروند آزمایشی برای آزمایش‌های زمینی، ارزیابی صلاحیت پروازی، یکپارچه‌سازی سامانه‌ها و آزمایش تسلیحات خواهد بود. هدف، ساخت جنگنده‌ای پنهان‌کارتر، دوربردتر و پیشرفته‌تر از F/A-18 است که بتواند در کنار نسل جدید پهپادهای رزمی فعالیت کند. این جنگنده همچنین باید توانایی همکاری و کنترل هواگردهای رزمی بدون سرنشین را داشته باشد؛ قابلیتی که نشان می‌دهد جنگ هوایی آینده تنها بر عملکرد یک جنگنده متکی نخواهد بود، بلکه به شبکه‌ای از جنگنده‌ها و سامانه‌های بدون سرنشین وابسته خواهد شد. گفته می‌شود F/A-XX همچنین از یک سامانه بومی جنگ الکترونیک برخوردار خواهد بود و در نهایت علاوه بر F/A-18، جایگزین هواپیماهای جنگ الکترونیک EA-18G گرولر نیز خواهد شد. “ «از منظر سرمایه‌گذاری، اهمیت این خبر صرفاً در رقم ۲۰ میلیارد دلاری قرارداد F/A-XX خلاصه نمی‌شود؛ ارزش واقعی این پیروزی در ایجاد یک جایگاه انحصاری در معماری جنگ هوایی نسل آینده آمریکا است. بوئینگ در حالی این موقعیت را به دست آورده که بخش دفاعی شرکت پس از سال‌ها فشار عملیاتی دوباره به سودآوری بازگشته و اکنون قراردادهای نسل ششم می‌توانند یک پشتوانه بلندمدت برای جریان سفارش آن ایجاد کنند. با این حال، نباید این تحول را به معنای حذف ریسک‌های بوئینگ دانست؛ پیچیدگی فنی، هزینه‌های توسعه، احتمال تأخیر و سابقه مشکلات اجرایی شرکت همچنان عواملی تعیین‌کننده هستند. بنابراین، اگر بوئینگ بتواند این برتری قراردادی را با انضباط هزینه، اجرای به‌موقع برنامه‌ها و تبدیل قراردادهای توسعه به تولید پایدار همراه کند، F-47 و F/A-XX می‌توانند نه‌فقط دو قرارداد بزرگ، بلکه نقطه آغاز بازتعریف جایگاه بوئینگ در صنعت دفاعی آمریکا باشند.» بابک شیری پایان سلطه لاکهید مارتین؟ اهمیت قراردادهای جدید زمانی بیشتر مشخص می‌شود که آن را با نسل پنجم جنگنده‌های آمریکایی مقایسه کنیم. لاکهید مارتین با برنده شدن قراردادهای F-22 و F-35 به بازیگر اصلی تولید جنگنده‌های نسل پنجم تبدیل شد. اکنون به نظر می‌رسد بوئینگ در نسل ششم جایگاهی مشابه به دست آورده است. البته این سلطه مطلق نیست. نورثروپ گرومن قرارداد ساخت بمب‌افکن پنهان‌کار نسل ششم B-21 را در اختیار دارد، اما در بخش جنگنده‌های نسل ششم، بوئینگ اکنون رقیب مستقیمی برای قراردادهای اصلی نیروی هوایی و دریایی ندارد. آمریکا نیز انتظار دارد در طول زمان بیش از ۳۷۰ فروند جنگنده نسل ششم برای نیروی هوایی و دریایی خریداری کند. همین مقیاس می‌تواند بازار بلندمدت بسیار بزرگی برای بوئینگ ایجاد کند. قراردادهای جدید چه معنایی برای سهام بوئینگ دارند؟ این قراردادها تنها یک پیروزی فناورانه برای بوئینگ نیستند؛ بلکه می‌توانند ساختار درآمدی بخش دفاعی شرکت را برای سال‌های طولانی تغییر دهند. بخش دفاع، فضا و امنیت بوئینگ پس از چهار سال زیان‌دهی متوالی، بار دیگر به سودآوری بازگشته است. قراردادهای F-47 و F/A-XX می‌توانند با ایجاد جریان سفارش بلندمدت، ثبات بیشتری برای این بخش ایجاد کنند. از سوی دیگر، بازگشت سودآوری پایدار در کل شرکت نیز یکی از انتظارات مهم بازار است و تحلیلگران وال‌استریت پیش‌بینی کرده‌اند که سال ۲۰۲۷ می‌تواند نقطه آغاز دوره‌ای پایدارتر برای سودآوری بوئینگ باشد. در چنین شرایطی، قراردادهای نسل ششم می‌توانند یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌های بلندمدت بخش دفاعی شرکت باشند. جمع‌بندی بوئینگ با به دست آوردن هم‌زمان قراردادهای F-47 و F/A-XX موقعیت کم‌سابقه‌ای در صنعت دفاعی آمریکا به دست آورده است. ارزش مرحله توسعه این دو برنامه در مجموع حدود ۴۰ میلیارد دلار است و ورود آنها به مرحله تولید می‌تواند فرصت درآمدی بسیار بزرگ‌تری ایجاد کند. این اتفاق همچنین توازن قدرت میان پیمانکاران بزرگ دفاعی آمریکا را تغییر داده است. لاکهید مارتین در نسل پنجم جایگاه غالب داشت، اما اکنون بوئینگ در بخش جنگنده‌های نسل ششم موقعیتی بسیار قدرتمند پیدا کرده است. برای سرمایه‌گذاران، اهمیت اصلی این قراردادها در افق زمانی آنهاست؛ زیرا برنامه‌های نظامی نسل جدید معمولاً پروژه‌هایی کوتاه‌مدت نیستند و می‌توانند برای چندین دهه سفارش، درآمد و فرصت خدمات پس از تولید ایجاد کنند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سهام آمریکا با گزارش ضعیف اشتغال بالا رفت؛ نزدک ۱۰۰ رکورد زد

کند شدن رشد بازار کار آمریکا باعث افزایش قیمت سهام شد. سرمایه‌گذاران انتظار خود را از افزایش دوبارهٔ نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در کوتاه‌مدت کاهش دادند. شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ با ۰.۷ درصد افزایش همراه شد و شاخص نزدک ۱۰۰ به رکورد تازه‌ای رسید. تمایل سرمایه‌گذاران به دارایی‌های پرریسک‌تر در این روز بیشتر شد. اوراق خزانهٔ آمریکا افزایش قیمت ابتدای روز را از دست داد. بازارهای پولی احتمال افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر فدرال رزرو را کمتر از ۲۵ درصد ارزیابی کردند. کاهش قیمت سوخت نیز به بهبود فضای بازار کمک کرد. کشورهای گروه هفت پیش‌تر نشان داده بودند که برای آزادسازی ذخایر اضطراری گازوئیل و نفت خام برنامه دارند. کارفرمایان آمریکایی در سپتامبر کمتر از حد انتظار نیرو استخدام کردند و رشد دستمزدها نیز کند شد. این وضعیت نشان‌دهندهٔ احتیاط بیشتر کسب‌وکارهایی است که با هزینه‌های بالاتر روبه‌رو هستند. شمار شاغلان بخش غیرکشاورزی ۲۹ هزار نفر افزایش یافت. آمار دو ماه قبل از آن نیز رو به پایین اصلاح شد. این رقم از همهٔ پیش‌بینی‌های یک نظرسنجی پایین‌تر بود. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید که بخشی از آن به رشد نیروی کار مربوط است. گزارش اشتغال پس از ماه‌ها فروش گستردهٔ اوراق خزانهٔ آمریکا، تا حدی از فشار بازار کاست. نگرانی از تداوم تورم، هزینه‌های دولت و افزایش استقراض شرکت‌ها برای تأمین مالی سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، عامل این فروش بود. بازده اوراق ۱۰ سالهٔ آمریکا اوایل همین هفته به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۲ رسیده بود.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

تیمیراوس از وال‌ استریت ژورنال: گزارش ضعیف اشتغال مسیر را برای توقف فدرال رزرو هموار کرد

گزارش اشتغال ماه سپتامبر فضای بیشتری در اختیار فدرال رزرو قرار می‌دهد تا در ماه اکتبر نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد؛ چراکه روند استخدام کند شده و نرخ بیکاری نیز اندکی افزایش یافته و به ۴.۲ درصد رسیده است. با توجه به شواهد اندک از وجود فشارهای تورمی در بازار کار، اکنون توجه بازار به گزارش تورم شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) ماه سپتامبر در ۱۴ اکتبر معطوف شده است؛ گزارشی که می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌تری در تصمیم بعدی فدرال رزرو درباره نرخ بهره داشته باشد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا؛ رشد شغلی به‌شدت کند شد و فشار بر فدرال رزرو کاهش یافت

بازارهای مالی آمریکا در نخستین واکنش به انتشار گزارش اشتغال سپتامبر، با کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش شاخص‌های سهام مواجه شدند؛ زیرا آمار اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار منتشر شد و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره فدرال رزرو در نشست اکتبر را کاهش داد. بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، اقتصاد این کشور در ماه سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل جدید ایجاد کرد؛ در حالی که اقتصاددانان انتظار افزایش حدود ۹۰ هزار شغل را داشتند. هم‌زمان، نرخ بیکاری از ۴.۱ درصد در ماه اوت به ۴.۲ درصد افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز پایین‌تر از پیش‌بینی‌ها قرار گرفت. در یک نگاه اقتصاد آمریکا در سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل ایجاد کرد؛ در برابر انتظار ۹۰ هزار شغل. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید و رشد دستمزد سالانه به ۳ درصد کاهش یافت. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر به حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت. کاهش بازده اوراق خزانه به رشد معاملات آتی S&P 500 و نزدک کمک کرد. این گزارش در شرایطی منتشر شده که بازار سهام آمریکا پیش از آن با فشار ناشی از افزایش بازده اوراق و نگرانی درباره مسیر نرخ بهره مواجه بود. بنابراین، ضعف بازار کار در کوتاه‌مدت برای سهام به‌عنوان عاملی کاهنده فشار پولی تفسیر شد؛ موضوعی که در واکنش اولیه بازار به‌وضوح دیده شد. گزارش اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار بود مهم‌ترین عدد گزارش سپتامبر، رشد تنها ۲۹ هزار نفری اشتغال غیرکشاورزی بود. این رقم نه‌تنها فاصله زیادی با پیش‌بینی حدود ۹۰ هزار نفری داشت، بلکه پس از بازنگری آمار ماه اوت نیز منتشر شد؛ اشتغال اوت از رقم قبلی ۱۶۲ هزار نفر به ۱۳۳ هزار نفر کاهش یافت. مجموع بازنگری دو ماه گذشته نیز حدود ۶۰ هزار شغل از برآوردهای قبلی کم کرد. اهمیت بازنگری‌ها در این است که ضعف سپتامبر را نمی‌توان صرفاً یک انحراف آماری در یک ماه دانست. اگرچه بخشی از کاهش اشتغال می‌تواند تحت تأثیر عوامل فصلی و زمان‌بندی تعطیلات روز کارگر قرار گرفته باشد، داده‌های بازنگری‌شده نشان می‌دهد سرعت ایجاد شغل در اقتصاد آمریکا نسبت به برآوردهای قبلی پایین‌تر بوده است. در بخش خصوصی نیز وضعیت چندان متفاوت نبود. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار حدود ۸۵ هزار نفر بود. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت. با این حال، تصویر بازار کار کاملاً منفی نیست. گزارش رویترز اشاره می‌کند که نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها دیده نمی‌شود و درخواست‌های اولیه دریافت بیمه بیکاری همچنان در سطوح بسیار پایین قرار دارد. بنابراین داده‌های سپتامبر بیشتر به کاهش سرعت استخدام اشاره دارند تا فروپاشی بازار کار. بیکاری افزایش یافت، اما ساختار آن اهمیت دارد نرخ بیکاری آمریکا از ۴.۱ درصد در اوت به ۴.۲ درصد در سپتامبر رسید. در نگاه اول، افزایش بیکاری می‌تواند نشانه دیگری از ضعف بازار کار باشد، اما جزئیات نظرسنجی خانوار تصویر متعادل‌تری ارائه می‌کند. بر اساس داده‌های منتشرشده، اشتغال در نظرسنجی خانوار حدود ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافت و نیروی کار نیز حدود ۴۸۵ هزار نفر رشد کرد. افزایش نرخ مشارکت از ۶۱.۶ درصد به ۶۱.۸ درصد نیز نشان می‌دهد بخشی از افزایش نرخ بیکاری به ورود افراد بیشتری به بازار کار مربوط بوده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه وخامت شدید شرایط اشتغال دانست. حتی نرخ بیکاری بدون گرد کردن در محدوده‌ای قرار داشت که تنها اندکی بالاتر از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد بود. برای بازار سهام، این تفاوت اهمیت دارد. اگر افزایش بیکاری ناشی از موج اخراج‌ها و کاهش شدید اشتغال بود، پیام آن برای سودآوری شرکت‌ها و مصرف خانوارها منفی‌تر می‌شد. اما در شرایط فعلی، بازار بیشتر روی بخش دیگری از گزارش تمرکز کرده است: کاهش فشار دستمزدی و کاهش احتمال افزایش نرخ بهره. دستمزدها؛ مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو یکی از مهم‌ترین نکات گزارش سپتامبر، عملکرد ضعیف‌تر از انتظار دستمزدها بود. متوسط دستمزد ساعتی تنها ۰.۱ درصد در ماه افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار رشد ۰.۳ درصدی بود. رشد سالانه دستمزد نیز به ۳ درصد کاهش یافت و نسبت به نرخ ۳.۲ درصدی مورد انتظار پایین‌تر قرار گرفت. این داده برای فدرال رزرو اهمیت زیادی دارد، زیرا کاهش سرعت رشد دستمزد می‌تواند به کاهش فشارهای تورمی کمک کند. از سوی دیگر، متوسط ساعات کاری هفتگی روی ۳۴.۴ ساعت قرار گرفت؛ بنابراین هنوز نشانه‌ای از کاهش شدید ساعات کاری کارکنان مشاهده نمی‌شود. ترکیب این داده‌ها برای بازار سهام اهمیت ویژه‌ای دارد: اشتغال ضعیف‌تر، رشد دستمزد پایین‌تر و بدون کاهش شدید ساعات کاری. چنین ترکیبی در کوتاه‌مدت می‌تواند سناریوی مطلوب‌تری برای دارایی‌های ریسکی ایجاد کند، زیرا از یک سو فشار تورمی را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر الزام فوری برای افزایش نرخ بهره را کمتر می‌کند. بازار اوراق؛ پیام اصلی گزارش برای سهام واکنش بازار اوراق خزانه یکی از مهم‌ترین مسیرهایی است که گزارش اشتغال از طریق آن بر سهام اثر می‌گذارد. پس از انتشار گزارش، بازده اوراق دوساله خزانه آمریکا، که حساسیت بالایی به انتظارات نرخ بهره فدرال رزرو دارد، به محدوده ۴.۷۲ درصد کاهش یافت. بازده اوراق ۱۰ساله نیز به حدود ۵.۱۸ درصد رسید. گزارش‌های بازار همچنین از کاهش بازده اوراق دوساله تا محدوده ۴.۶۹ درصد در واکنش اولیه خبر داده‌اند. کاهش بازده اوراق از دو مسیر می‌تواند برای سهام اهمیت داشته باشد. نخست، نرخ تنزیل مورد استفاده برای ارزش‌گذاری جریان‌های نقدی آینده شرکت‌ها کاهش می‌یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌های رشدی و فناوری که بخش قابل توجهی از ارزش آنها به سودهای سال‌های آینده وابسته است اهمیت دارد. دوم، جذابیت نسبی اوراق با درآمد ثابت در برابر سهام کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه، بخشی از سرمایه می‌تواند مجدداً به سمت دارایی‌های ریسکی حرکت کند. به همین دلیل، واکنش مثبت معاملات آتی شاخص‌های اصلی آمریکا چندان عجیب نبود. پیش از آغاز معاملات، قراردادهای آتی S&P 500 حدود ۰.۸ درصد و قراردادهای آتی نزدک ۱۰۰ حدود ۱ درصد رشد کردند. چرا سهام فناوری بیشتر به این گزارش حساس است؟ گزارش اشتغال ضعیف لزوماً به معنای خبر خوب برای تمام شرکت‌های بورسی نیست. اگر ضعف بازار کار به کاهش مصرف خانوار و افت سود شرکت‌ها منجر شود، در نهایت می‌تواند به زیان بازار سهام تمام شود اما در واکنش اولیه به گزارش سپتامبر، اثر نرخ بهره بر اثر نگرانی‌های مربوط به رشد اقتصادی غلبه کرده است. این موضوع برای سهام فناوری و رشدی اهمیت بیشتری دارد. ارزش‌گذاری این شرکت‌ها معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تغییر نرخ‌های بهره بلندمدت دارد. بنابراین کاهش بازده اوراق می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فضای معاملاتی سهام فناوری کمک کند. شاخص نزدک ۱۰۰ نیز در واکنش اولیه عملکرد مثبتی داشت و معاملات آتی آن بیش از یک درصد افزایش یافت. در مقابل، شاخص‌های صنعتی مانند داوجونز نیز رشد کردند، اما شدت واکنش آنها به ترکیب صنایع و حساسیت متفاوت شرکت‌ها نسبت به نرخ بهره بستگی دارد. از این منظر، گزارش سپتامبر می‌تواند برای بخش‌هایی مانند فناوری، شرکت‌های رشدی و سهام با ارزش‌گذاری مبتنی بر جریان نقدی بلندمدت، در کوتاه‌مدت اهمیت بیشتری داشته باشد. “ «از منظر بازار سهام، گزارش سپتامبر را باید بیشتر یک تغییر در موازنه ریسک نرخ بهره دانست تا یک سیگنال قطعی درباره رکود اقتصاد آمریکا. ضعف اشتغال و کاهش رشد دستمزدها در شرایط فعلی به کاهش بازده اوراق و عقب‌نشینی انتظارات افزایش نرخ بهره منجر شده و همین مسئله می‌تواند در کوتاه‌مدت فضای مساعدتری برای شاخص‌هایی مانند نزدک ۱۰۰ و S&P 500 ایجاد کند؛ اما نقطه حساس بازار از اینجا به بعد، فاصله میان «کاهش فشار تورمی» و «تضعیف سودآوری شرکت‌ها» است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار بدون افت جدی مصرف و درآمد بنگاه‌ها صرفاً در حال تعدیل است، کاهش بازده اوراق می‌تواند محرک ارزش‌گذاری سهام باشد؛ اما اگر ضعف اشتغال به افت محسوس تقاضا منتقل شود، بازار دیر یا زود از مسئله نرخ بهره به مسئله سود هر سهم و چشم‌انداز درآمد شرکت‌ها تغییر جهت خواهد داد. به همین دلیل، در مقطع فعلی واکنش مثبت شاخص‌ها قابل درک است، اما پایداری آن بیش از خود NFP به مسیر تورم، بازده اوراق و برآورد سود شرکت‌های بزرگ وابسته خواهد بود.» بابک شیری آیا گزارش اشتغال، افزایش نرخ بهره اکتبر را منتفی کرد؟ پس از انتشار گزارش، انتظارات بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر به‌شدت کاهش یافت. بر اساس داده‌های منتشرشده، احتمال افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره در این نشست به محدوده ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت و احتمال ثابت ماندن نرخ‌ها به حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد رسید. این تغییر برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد، زیرا در هفته‌های گذشته افزایش بازده اوراق و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره یکی از عوامل فشار بر ارزش‌گذاری سهام آمریکا بود. با این حال، نمی‌توان صرفاً بر اساس گزارش اشتغال نتیجه گرفت که مسیر سیاست پولی برای ماه‌های بعد کاملاً مشخص شده است. تورم همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار دارد و سیاست‌گذاران همچنان باید میان دو بخش مأموریت خود، یعنی ثبات قیمت‌ها و اشتغال، تعادل برقرار کنند. به همین دلیل، گزارش‌های تورمی ماه اکتبر و داده‌های اقتصادی بعدی همچنان می‌توانند انتظارات بازار را تغییر دهند. شاخص‌های سهام؛ خبر خوب یا هشدار اقتصادی؟ واکنش مثبت بازار به گزارش اشتغال یک تناقض مهم را نشان می‌دهد: ضعف اقتصادی می‌تواند در کوتاه‌مدت برای سهام خبر خوبی باشد، اگر باعث کاهش نرخ بهره شود؛ اما ضعف بیش از حد اقتصاد در نهایت می‌تواند به سود شرکت‌ها آسیب بزند. در گزارش سپتامبر هنوز فاصله زیادی میان این دو سناریو وجود دارد. رشد ۲۹ هزار نفری اشتغال ضعیف است، اما نرخ بیکاری تنها اندکی افزایش یافته، مشارکت نیروی کار بالا رفته و نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها گزارش نشده است. در نتیجه، بازار فعلاً این داده را بیشتر به‌عنوان عاملی برای کاهش فشار پولی تفسیر کرده است تا نشانه‌ای از ورود اقتصاد به رکود. این تفاوت برای مسیر شاخص‌های سهام بسیار مهم است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار صرفاً در حال تعدیل تدریجی است، کاهش بازده اوراق می‌تواند از ارزش‌گذاری سهام حمایت کند. اما اگر ضعف اشتغال در ماه‌های آینده به کاهش مصرف، افت درآمد شرکت‌ها و افزایش بیکاری تبدیل شود، اثر مثبت کاهش نرخ بهره می‌تواند تحت تأثیر نگرانی درباره سودآوری شرکت‌ها قرار گیرد. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا یکی از ضعیف‌ترین گزارش‌های بازار کار در ماه‌های اخیر بود. ایجاد تنها ۲۹ هزار شغل در برابر انتظار حدود ۹۰ هزار نفر، بازنگری منفی ۶۰ هزار شغلی دو ماه قبل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد و رشد تنها ۰.۱ درصدی دستمزد ماهانه، تصویری از کاهش سرعت بازار کار ارائه می‌کند. با این حال، این گزارش هنوز به معنای فروپاشی بازار کار نیست. افزایش اشتغال در نظرسنجی خانوار، رشد نرخ مشارکت و نبود نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها نشان می‌دهد وضعیت بازار کار همچنان نسبتاً پایدار است. مهم‌ترین پیام گزارش برای بازارهای مالی، اما در بخش دیگری قرار دارد: کاهش فشار بر فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره در کوتاه‌مدت. همین موضوع باعث کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش معاملات آتی شاخص‌های اصلی سهام آمریکا شد. در کوتاه‌مدت، این وضعیت می‌تواند از سهام فناوری و رشدی حمایت کند؛ اما تداوم این اثر به داده‌های تورمی و اشتغال ماه‌های آینده بستگی خواهد داشت. بازار سهام اکنون بیش از آنکه صرفاً به تعداد شغل‌های ایجادشده نگاه کند، در حال سنجش این پرسش است که آیا اقتصاد آمریکا در حال فرود آرام است یا وارد مرحله‌ای از ضعف گسترده‌تر می‌شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا به‌شدت پایین‌تر از انتظارات منتشر شد

این گزارش تقریباً از تمام جهات ضعیف است. رقم اصلی اشتغال به‌مراتب پایین‌تر از انتظار بود، نرخ بیکاری افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز بسیار کمتر از پیش‌بینی‌ها بود. علاوه بر این، آمار دو ماه گذشته در مجموع ۶۰ هزار شغل پایین‌تر از برآوردهای قبلی اصلاح شد و اکنون مشخص شده است که اشتغال در ماه ژوئیه ۱۰ هزار نفر کاهش داشته است. پیش از انتشار این داده‌ها، بازار قراردادهای نرخ بهره فدرال رزرو، احتمال افزایش نرخ بهره را ۲۸ درصد قیمت‌گذاری می‌کرد و جفت‌ارز دلار/ین در محدوده ۱۵۷.۶۰ معامله می‌شد. بازدهی اوراق ۲ساله آمریکا ۴.۷۸ درصد و اوراق ۱۰ساله ۵.۲۳ درصد بود. بلافاصله پس از انتشار گزارش، احتمال افزایش نرخ بهره به ۱۵ درصد کاهش یافت، دلار/ین به ۱۵۷.۱۵ رسید، بازدهی اوراق ۲ساله به ۴.۷۲ درصد و بازدهی اوراق ۱۰ساله به ۵.۱۷ درصد کاهش پیدا کرد. نکته قابل توجه این است که اکنون افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر نیز محل تردید است و بازار تنها ۸۸ درصد احتمال می‌دهد که تا پایان سال هرگونه افزایش نرخ بهره‌ای رخ دهد. همان‌طور که واکنش بازار نشان می‌دهد، این گزارش ماهیتی کاملاً انبساطی و متمایل به کاهش نرخ بهره دارد و بحث درباره افزایش نرخ بهره در ماه اکتبر را، مگر در صورت انتشار یک گزارش بسیار داغ از تورم CPI، عملاً منتفی می‌کند. با این حال، یک عامل مهم در جهت مخالف وجود دارد و آن نظرسنجی خانوار است. بر اساس این نظرسنجی، اشتغال ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافته و نیروی کار نیز ۴۸۵ هزار نفر بیشتر شده است؛ در نتیجه نرخ مشارکت اقتصادی با دو دهم واحد درصد افزایش به ۶۱.۸ درصد رسیده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان لزوماً اتفاقی بسیار نامطلوب توصیف کرد. نرخ بیکاری بدون گرد کردن ۴.۱۷۵۳ درصد بود و بنابراین تنها با فاصله‌ای اندک از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد قرار داشت. اعداد مربوط به دستمزدها احتمالاً مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو هستند و این ارقام به‌وضوح ضعیف‌اند. متوسط دستمزد ساعتی در ماه سپتامبر تنها ۵ سنت، معادل ۰.۱ درصد افزایش یافت و نرخ رشد سالانه آن نیز به ۳.۰ درصد کاهش پیدا کرد. میانگین ساعات کاری روی ۳۴.۴ ساعت ثابت ماند؛ بنابراین شواهد چندانی از کاهش تهاجمی ساعات کاری کارکنان توسط شرکت‌ها وجود ندارد. با این حال، فشار دستمزدی از منظر تورم در مسیر مطلوب‌تری حرکت می‌کند. از نظر بخش‌های مختلف اقتصادی نیز نمی‌توان یک عامل خاص را به‌عنوان دلیل اصلی ضعف گزارش معرفی کرد. بخش خدمات درمانی ۱۷ هزار شغل ایجاد کرد که شامل افزایش ۱۳ هزار نفری در خدمات سرپایی و ۱۲ هزار نفری در بیمارستان‌ها بود؛ هرچند بخش مراقبت‌های پرستاری و اقامتی ۹ هزار شغل از دست داد. بخش ساخت‌وساز نیز ۱۱ هزار شغل ایجاد کرد که ۱۲ هزار مورد آن مربوط به پیمانکاران تخصصی ساخت‌وساز غیرمسکونی بود. بخش تولید نیز ۹ هزار شغل دیگر ایجاد کرد و از زمان ثبت کف اشتغال در دسامبر ۲۰۲۵ تاکنون، در مجموع ۷۲ هزار شغل به دست آورده است. در بخش‌های ضعیف‌تر، اشتغال در فعالیت‌های مالی ۷ هزار نفر کاهش یافت و این بخش از ماه مه ۲۰۲۵ تاکنون ۱۲۹ هزار شغل از دست داده است که بخش عمده آن مربوط به صنعت بیمه بوده است. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت، در حالی که اشتغال در بخش خدمات حرفه‌ای و کسب‌وکار ۹ هزار نفر و در بخش اطلاعات ۱۰ هزار نفر کاهش پیدا کرد. برخلاف ماه اوت، در این گزارش خبری از یک عامل فصلی بزرگ در بخش آموزش یا رستوران‌ها نیست که بتواند رقم اصلی اشتغال را به شکل مصنوعی تقویت کرده باشد. در مجموع، رقم ۲۹ هزار شغل را می‌توان واقعاً ضعیف دانست و نه آماری که بتوان ضعف آن را به‌راحتی با ترکیب بخش‌های مختلف توجیه کرد. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت، اصلاحات آماری ۶۰ هزار شغل دیگر از آمار دو ماه گذشته کم کرد و رشد دستمزدها نیز به‌شدت پایین‌تر از انتظارات بود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا در سپتامبر؛ آزمون بزرگ فدرال رزرو و بازارهای مالی

بازارهای مالی آمریکا در آستانه انتشار یکی از مهم‌ترین داده‌های اقتصادی ماه سپتامبر قرار گرفته‌اند؛ گزارشی که می‌تواند تصویری تازه از وضعیت بازار کار این کشور ارائه کند و هم‌زمان انتظارات سرمایه‌گذاران درباره مسیر آینده نرخ بهره فدرال رزرو را تحت تأثیر قرار دهد. در یک نگاه انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در سپتامبر حدود ۹۰ هزار شغل ایجاد کرده باشد؛ در حالی که این رقم در اوت ۱۶۲ هزار نفر بود. نرخ بیکاری برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. رشد سالانه دستمزدها احتمالاً به حدود ۳.۲ درصد رسیده و همچنان فشار شدیدی از سمت بازار کار بر تورم ایجاد نمی‌کند. گزارش اشتغال می‌تواند انتظارات بازار درباره افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو و مسیر دلار، اوراق خزانه و سهام آمریکا را تغییر دهد. بر اساس برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز، انتظار می‌رود تعداد اشتغال غیرکشاورزی آمریکا در ماه سپتامبر حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یافته باشد؛ رقمی که در مقایسه با رشد ۱۶۲ هزار نفری ماه اوت کاهش قابل توجهی را نشان می‌دهد. نرخ بیکاری نیز برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. با این حال، اهمیت گزارش فقط به تعداد مشاغل جدید محدود نمی‌شود. رشد دستمزدها، نرخ مشارکت نیروی کار، اشتغال بخش خصوصی و بازنگری ارقام ماه‌های گذشته می‌توانند در تفسیر وضعیت واقعی بازار کار نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. بازار کار آمریکا در آستانه یک آزمون مهم گزارش اشتغال سپتامبر در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار آمریکا از یک سو همچنان نرخ بیکاری پایینی دارد و از سوی دیگر، سرعت ایجاد فرصت‌های شغلی نسبت به دوره‌های قدرتمندتر گذشته کاهش یافته است.   در ماه اوت، اشتغال غیرکشاورزی ۱۶۲ هزار نفر افزایش یافت؛ رقمی که بالاتر از انتظار بسیاری از اقتصاددانان بود. با این حال، بخشی از تحلیلگران معتقدند قدرت این رقم ممکن است تا حدی ناشی از عوامل فصلی باشد و در بازنگری‌های بعدی تعدیل شود. داده‌های رسمی اداره آمار کار آمریکا نیز نشان می‌دهد اشتغال ماه ژوئن و ژوئیه در مجموع ۵۵ هزار نفر نسبت به برآوردهای قبلی افزایش یافته بود. به همین دلیل، رقم سپتامبر می‌تواند برای تشخیص روند واقعی بازار کار اهمیت بیشتری داشته باشد. اگر رشد اشتغال به محدوده ۹۰ هزار نفر کاهش یابد، این موضوع لزوماً به معنای ورود اقتصاد آمریکا به مرحله ضعف شدید نیست؛ به‌ویژه اگر نرخ بیکاری ثابت بماند و اخراج کارکنان همچنان در سطوح پایین قرار داشته باشد. رویترز نیز با اشاره به پایین بودن تعداد اخراج‌ها، بازار کار آمریکا را همچنان نسبتاً باثبات توصیف کرده است؛ هرچند افزایش هزینه انرژی، تعرفه‌ها و نااطمینانی اقتصادی می‌تواند در ماه‌های آینده فشار بیشتری بر تصمیم‌های استخدامی شرکت‌ها وارد کند. مؤسسه اشتغال غیرکشاورزی نرخ بیکاری رشد دستمزد سالانه برآورد بازار ۸۸ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ Wells Fargo ۹۰ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۲٪ Bank of America ۶۰ هزار نفر ۴.۱٪؛ احتمال ۴.۲٪ — Credit Agricole ۹۰ هزار نفر ۴.۲٪ ۳.۱٪ گزارش قبلی؛ اوت ۲۰۲۶ ۱۶۲ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ منبع: BLS، Wells Fargo، Bank of America و Credit Agricole چرا رقم ۹۰ هزار شغل اهمیت دارد؟ اقتصاد آمریکا برای جذب نیروی کار جدید به ایجاد تعداد مشخصی شغل در هر ماه نیاز دارد. برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز نشان می‌دهد این رقم در شرایط فعلی حدود ۵۰ تا ۸۰ هزار شغل در ماه است. بنابراین، ایجاد حدود ۹۰ هزار شغل همچنان می‌تواند با حفظ ثبات نسبی بازار کار سازگار باشد؛ به‌خصوص اگر نرخ مشارکت نیروی کار نیز کاهش شدیدی نداشته باشد. در همین حال، دامنه پیش‌بینی‌ها بسیار گسترده است. برآوردها برای رشد اشتغال سپتامبر از حدود ۳۵ هزار تا ۱۸۰ هزار شغل متغیر است. چنین فاصله‌ای نشان می‌دهد تحلیلگران درباره شدت واقعی تأثیر عوامل فصلی و شرایط اقتصادی بر استخدام شرکت‌ها اتفاق‌نظر ندارند. برخی مؤسسات حتی انتظار دارند رقم اشتغال پایین‌تر از اجماع باشد. برای مثال، برآورد بانک آمریکا رشد حدود ۶۰ هزار شغلی را مطرح کرده است، در حالی که برخی تحلیلگران دیگر کاهش اشتغال را بیشتر به عوامل فصلی نسبت می‌دهند تا ضعف بنیادی تقاضای نیروی کار. دستمزدها؛ شاید مهم‌تر از خود اشتغال یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش سپتامبر، رشد دستمزدها خواهد بود. انتظار می‌رود متوسط دستمزد ساعتی نسبت به ماه قبل حدود ۰.۳ درصد افزایش یابد و رشد سالانه آن در محدوده ۳.۱ تا ۳.۲ درصد قرار گیرد. در ماه اوت نیز رشد سالانه دستمزدها ۳.۱ درصد بود. اهمیت این متغیر از آن جهت است که فدرال رزرو برای ارزیابی فشارهای تورمی، تنها به تعداد مشاغل جدید نگاه نمی‌کند. اگر بازار کار همچنان بتواند دستمزدها را با سرعت بالا افزایش دهد، فشار هزینه‌ای بیشتری ایجاد می‌شود و مسیر سیاست پولی می‌تواند سخت‌گیرانه‌تر باقی بماند. در مقابل، رشد دستمزد در محدوده فعلی می‌تواند نشان دهد که بازار کار، با وجود پایین بودن نرخ بیکاری، الزاماً منبع اصلی افزایش تورم نیست. به همین دلیل ممکن است واکنش بازار به یک گزارش اشتغال نسبتاً قوی، در صورت رشد محدود دستمزدها، با واکنش به گزارشی همراه با جهش هم‌زمان اشتغال و دستمزد متفاوت باشد. وضعیت اخراج‌ها همچنان متفاوت از استخدام است یکی از ویژگی‌های قابل توجه بازار کار آمریکا در ماه‌های اخیر، فاصله میان کاهش سرعت استخدام و پایین بودن اخراج‌ها است. داده‌های منتشرشده پیش از گزارش اشتغال نشان می‌دهد درخواست‌های اولیه دریافت مزایای بیکاری در هفته گذشته به حدود ۱۹۷ هزار مورد کاهش یافته که پایین‌ترین سطح از ماه ژوئیه محسوب می‌شود. همچنین تعداد اخراج‌های اعلام‌شده در سپتامبر کاهش داشته است. این وضعیت به الگویی شبیه بازار کار «استخدام پایین، اخراج پایین» منجر شده است. شرکت‌ها الزاماً به سرعت گذشته نیروی جدید استخدام نمی‌کنند، اما در عین حال تعداد زیادی از کارکنان فعلی را نیز تعدیل نمی‌کنند. داده‌های فرصت‌های شغلی نیز تصویری مشابه ارائه می‌دهد. فرصت‌های شغلی آمریکا در ماه اوت ۲۵۶ هزار مورد کاهش یافت و به ۷.۰۷۹ میلیون فرصت رسید، در حالی که تعداد اخراج‌ها همچنان پایین باقی ماند. این ترکیب می‌تواند به معنای بازاری باشد که در آن شرکت‌ها نسبت به آینده محتاط‌تر شده‌اند، اما هنوز با کاهش شدید تقاضا برای نیروی کار مواجه نشده‌اند. هوش مصنوعی همچنان به بازار کار شکل می‌دهد یکی از نکات قابل توجه در گزارش‌های پیش از انتشار، نقش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی است. ساخت مراکز داده و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی همچنان از عوامل حمایت‌کننده اشتغال در بخش ساخت‌وساز و تولید به شمار می‌رود. انتظار می‌رود اشتغال بخش تولید نیز برای چهارمین ماه متوالی رشد دو رقمی داشته باشد. داده‌های تولیدی سپتامبر نیز نشانه‌هایی از تداوم فعالیت این بخش ارائه کرده است. شاخص اشتغال تولید در گزارش مؤسسه مدیریت عرضه از ۵۱.۲ به ۵۲.۷ افزایش یافت و بخش تولید همچنان از سرمایه‌گذاری مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی حمایت می‌گیرد. در نتیجه، بازار کار آمریکا با یک تحول ساختاری نیز مواجه است؛ سرمایه‌گذاری سنگین در فناوری‌های جدید می‌تواند در برخی بخش‌ها فرصت شغلی ایجاد کند، در حالی که خودکارسازی و استفاده بیشتر از هوش مصنوعی ممکن است در بخش‌های دیگری فشار کاهشی بر اشتغال وارد کند. “ «به نظر می‌رسد اهمیت گزارش سپتامبر بیش از آنکه در یک عدد مشخص از اشتغال خلاصه شود، در کیفیت ترکیب داده‌ها قرار دارد. اگر رشد اشتغال کاهش یابد اما بیکاری ثابت بماند، اخراج‌ها پایین باشد و دستمزدها در محدوده ۳ درصد باقی بمانند، می‌توان آن را بیشتر نشانه تعدیل تدریجی بازار کار دانست تا یک چرخش ناگهانی در اقتصاد؛ اما اگر هم‌زمان اشتغال، مشارکت و دستمزدها تضعیف شوند، پیام این گزارش برای مسیر اقتصاد آمریکا متفاوت خواهد بود. از منظر بازار نیز باید به جای تمرکز هیجانی بر عدد اصلی NFP، ارتباط میان بازار کار، تورم و نرخ بهره را دنبال کرد؛ زیرا در شرایط فعلی، یک گزارش اشتغال به‌تنهایی مسیر بازار را تعیین نمی‌کند، بلکه نحوه قرار گرفتن آن در کنار داده‌های تورمی و انتظارات سیاست پولی است که اهمیت واقعی آن را مشخص خواهد کرد.» بابک شیری فدرال رزرو در برابر یک معادله پیچیده گزارش اشتغال سپتامبر در زمانی منتشر می‌شود که مسیر سیاست پولی فدرال رزرو برای ماه‌های آینده با عدم قطعیت همراه است. طبق داده‌های ارائه‌شده در گزارش‌های پیش از انتشار، فدرال رزرو در نشست سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داده و محدوده نرخ سیاستی را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد رسانده است. این افزایش، نخستین افزایش نرخ بهره در سه سال گذشته عنوان شده است. در روزهای گذشته اما احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در نشست اکتبر کاهش یافته است. رویترز گزارش داده که احتمال ضمنی افزایش نرخ بهره در نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر از حدود ۶۹ درصد در هفته قبل به حدود ۲۸ درصد رسیده بود. داده‌های تورمی ضعیف‌تر از انتظار نیز در این تغییر نقش داشته‌اند. بنابراین، گزارش اشتغال می‌تواند یکی از عوامل مهم در تعیین جهت بعدی انتظارات بازار باشد. واکنش احتمالی بازارها به گزارش اشتغال اگر رشد اشتغال به شکل محسوسی بالاتر از انتظار باشد و هم‌زمان رشد دستمزدها نیز افزایش پیدا کند، بازار ممکن است احتمال تداوم سیاست پولی سخت‌گیرانه را بیشتر در قیمت‌ها لحاظ کند. چنین شرایطی معمولاً می‌تواند از بازده اوراق خزانه و دلار حمایت کند و برای دارایی‌های حساس به نرخ بهره فشار ایجاد کند. در مقابل، گزارش بسیار ضعیف می‌تواند انتظارات برای افزایش بیشتر نرخ بهره را کاهش دهد و از طریق افت بازده اوراق، فشار بر دارایی‌های مالی را تغییر دهد. با این حال، اگر کاهش اشتغال به اندازه‌ای شدید باشد که نگرانی درباره رشد اقتصادی را افزایش دهد، واکنش بازار سهام لزوماً یک‌جهت نخواهد بود. این نکته اهمیت زیادی دارد. داده ضعیف اقتصادی همیشه به معنای خبر خوب برای بازار سهام نیست. اگر بازار آن را نشانه کاهش تورم و احتمال کاهش فشار پولی بداند، ممکن است واکنش مثبتی شکل بگیرد؛ اما اگر همین داده‌ها نگرانی درباره رکود و کاهش سود شرکت‌ها را افزایش دهد، اثر آن می‌تواند متفاوت باشد. به همین دلیل، بازارها احتمالاً هم‌زمان چهار متغیر را دنبال خواهند کرد: تعداد مشاغل جدید، نرخ بیکاری، رشد دستمزدها و بازنگری آمار ماه‌های گذشته. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار این کشور نه نشانه‌های یک ضعف شدید را نشان می‌دهد و نه همان قدرت دوره‌های پررونق گذشته را دارد. انتظار می‌رود تعداد مشاغل غیرکشاورزی حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یابد و نرخ بیکاری در ۴.۱ درصد باقی بماند؛ در حالی که رشد سالانه دستمزدها احتمالاً در محدوده ۳.۲ درصد قرار می‌گیرد. اهمیت گزارش برای بازارهای مالی نیز از همین ترکیب ناشی می‌شود. کاهش سرعت استخدام در کنار نرخ بیکاری ثابت و رشد کنترل‌شده دستمزدها می‌تواند تصویری از بازاری ارائه دهد که در حال تعدیل است، اما هنوز وارد مرحله ضعف گسترده نشده است. در مقابل، یک شگفتی قابل توجه در هر یک از دو جهت می‌تواند انتظارات مربوط به سیاست پولی را تغییر دهد. در شرایطی که بازار اوراق خزانه، دلار و سهام آمریکا نسبت به تغییرات نرخ بهره حساس شده‌اند، گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند به یکی از مهم‌ترین محرک‌های کوتاه‌مدت بازار تبدیل شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا دلار هنوز قدرتمند است؟ کاهش احتمال افزایش نرخ بهره اکتبر و بحران اوراق فرانسه چه می‌گویند؟

در یک نگاه فروش شدید اوراق دولتی فرانسه، روایت ادامه افزایش نرخ بهره در اروپا را به چالش کشیده و فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد کرده است. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر از ۷۰ درصد به ۲۸ درصد کاهش یافته، اما مقاومت اقتصاد آمریکا و قیمت‌های بالای انرژی همچنان از دلار حمایت می‌کند. شکست حمایت EURUSD، ریسک حرکت این جفت‌ارز به محدوده 1.1100 تا 1.1120 و در سناریوی تشدید فشار بر بازار بدهی اروپا، حتی 1.10 را افزایش داده است. بازارهای مالی در معاملات دیروز با یک چرخش مهم روبه‌رو شدند؛ فروش شدید اوراق دولتی فرانسه باعث شد معامله‌گران در مورد ادامه افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی محتاط‌تر شوند. این تغییر روایت در حالی رخ داد که نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت آمریکا نیز برای نخستین بار از اواخر ماه اوت افت قابل توجهی داشت. در همین حال، بازار احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در ماه اکتبر را از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش داده است. با این حال، دلار همچنان قدرتمند مانده و شاخص DXY پس از عبور از سقف 101.80، در مسیر احتمالی محدوده 102.85 قرار گرفته است. در این بررسی، با یوتوتایمز همراه باشید تا ببینیم چرا فروش اوراق فرانسه به یک نقطه عطف برای بازار فارکس تبدیل شده و این اتفاق چه معنایی برای مسیر دلار و یورو دارد. این گزارش یوتوتایمز بر پایه تحلیل منتشرشده در وب‌سایت ING تهیه و برای مخاطبان فارسی‌زبان ترجمه و بازنویسی شده است. فروش اوراق فرانسه چرا به نقطه عطف بازار تبدیل شد؟ اتفاق مهم معاملات دیروز فقط افت قیمت اوراق دولتی فرانسه نبود. اهمیت اصلی این حرکت در آن است که بازار را مجبور کرده درباره ادامه چرخه افزایش نرخ بهره بانک‌های مرکزی دوباره فکر کند. تا پیش از این، بخش مهمی از روایت بازار بر این اساس شکل گرفته بود که بانک‌های مرکزی برای مهار تورم همچنان باید نرخ‌های بهره را بالاتر ببرند. اما تشدید فشار در بازار اوراق اروپا این پرسش را ایجاد کرده که آیا ادامه افزایش نرخ‌ها می‌تواند هزینه‌های مالی را بیش از حد بالا ببرد و خود به یک خطای سیاستی تبدیل شود یا خیر. این موضوع برای بانک مرکزی اروپا اهمیت بیشتری دارد، زیرا فشار در بازار اوراق دولتی فرانسه مستقیماً به توانایی ECB برای ادامه سیاست انقباضی مربوط می‌شود. اگر بازار به این نتیجه برسد که ECB نمی‌تواند بدون ایجاد فشار بیشتر بر بازار اوراق، نرخ‌ها را افزایش دهد، اختلاف مسیر سیاست پولی اروپا و آمریکا می‌تواند بار دیگر به زیان یورو تمام شود. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر سقوط کرد بازار نرخ بهره آمریکا نیز دیروز نشانه‌هایی از تغییر انتظارات نشان داد. اظهارات فیلیپ جفرسون، نایب‌رئیس فدرال رزرو، در کنار اظهارات جان ویلیامز در اوایل هفته، این پیام را تقویت کرد که فدرال رزرو برای افزایش‌های متوالی نرخ بهره عجله‌ای ندارد. در نتیجه، قیمت‌گذاری بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش یافته است. به نظر می‌رسد بازار اکنون بیشتر به سمت این سناریو حرکت کرده که افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو در ماه دسامبر انجام شود. اما گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند این معادله را تغییر دهد. NFP امروز؛ داده‌ای که می‌تواند مسیر دلار را تغییر دهد بازار امروز منتظر گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا است. انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در ماه سپتامبر حدود 85 تا 90 هزار شغل ایجاد کرده باشد و نرخ بیکاری در 4.1 درصد باقی بماند. همچنین پیش‌بینی می‌شود رشد متوسط دستمزدها حدود 3.1 درصد سالانه باشد. ING معتقد است با توجه به رشد بسیار پایین نیروی کار آمریکا، حتی یک رقم اشتغال ضعیف‌تر از انتظار لزوماً فشار زیادی بر نرخ‌های بهره یا دلار وارد نخواهد کرد. از سوی دیگر، اگر داده اشتغال همچنان نشانه‌ای از مقاومت بازار کار آمریکا ارائه دهد، می‌تواند به حفظ انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره در ماه‌های آینده کمک کند. به همین دلیل، واکنش دلار به NFP تنها به رقم اصلی اشتغال محدود نخواهد شد و نرخ بیکاری و دستمزدها نیز برای بازار اهمیت زیادی خواهند داشت. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار به بالاترین سطح از مه ۲۰۲۵ رسید؛ بازارها در انتظار گزارش اشتغال آمریکا دلار پس از عبور از 101.80 به کجا می‌رود؟ شاخص DXY دیروز برای نخستین بار در سال جاری بالاتر از 101.80 قرار گرفت. از نگاه ING، مقاومت اقتصاد آمریکا، قیمت‌های بالای انرژی و انتظارات همچنان نسبتاً انقباضی برای سیاست فدرال رزرو می‌توانند به دلار اجازه دهند بخش عمده رشد اخیر خود را حفظ کند. در صورت ادامه این شرایط، ING محدوده 102.85 را به‌عنوان سطحی که DXY می‌تواند به سمت آن حرکت کند، مطرح کرده است. بنابراین، حتی کاهش احتمال افزایش نرخ بهره در اکتبر هنوز به معنی پایان روند حمایت از دلار نیست؛ زیرا بازار ممکن است صرفاً زمان‌بندی افزایش بعدی نرخ بهره را از اکتبر به دسامبر منتقل کرده باشد. چرا یورو بیشتر از دلار تحت فشار قرار گرفته است؟ در سمت مقابل، EURUSD دیروز با قدرت حمایت‌های قبلی خود را شکست و به کف جدید سالانه رسید. عامل اصلی این حرکت، افزایش فشار در بازار اوراق فرانسه است. نبود چشم‌انداز روشن برای اصلاح سریع وضعیت مالی فرانسه باعث شده سرمایه‌گذاران نسبت به ادامه فشار فروش در بازار بدهی این کشور نگران باشند. مشکل برای ECB این است که همزمان با افزایش فشار بر بازار اوراق، ادامه افزایش نرخ بهره می‌تواند شرایط مالی را سخت‌تر کند. از طرف دیگر، اگر بانک مرکزی اروپا برای جلوگیری از تشدید بحران اوراق، سرعت افزایش نرخ بهره را کاهش دهد یا متوقف کند، اختلاف نرخ بهره میان اروپا و آمریکا می‌تواند به نفع دلار تغییر کند. همین مسئله باعث شده ING مسیرهای مختلفی را بررسی کند که در بیشتر آنها ریسک نزولی برای EURUSD افزایش می‌یابد. خطر سرایت بحران اوراق فرانسه به ایتالیا و اسپانیا یکی از نگرانی‌های اصلی بازار، محدود شدن فشار فروش به فرانسه نیست. اگر افزایش بازدهی اوراق فرانسه به بازارهای بدهی سایر کشورهای منطقه یورو، به‌ویژه ایتالیا و اسپانیا، سرایت کند، فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد خواهد شد. در چنین شرایطی، ECB ممکن است با یک دوگانگی دشوار مواجه شود: از یک طرف تورم همچنان نیازمند سیاست پولی محدودکننده است و از طرف دیگر افزایش نرخ بهره می‌تواند فشار موجود در بازار بدهی را تشدید کند. ING در همین زمینه به احتمال استفاده از ابزار حفاظت از انتقال سیاست پولی یا TPI اشاره کرده است؛ ابزاری که در صورت تشدید بی‌نظمی در بازار بدهی می‌تواند برای حمایت از انتقال سیاست پولی مورد استفاده قرار گیرد. از دید ING، چنین سناریویی نیز برای یورو می‌تواند منفی باشد. EURUSD در مسیر 1.11 یا حتی 1.10؟ پس از شکست حمایت تکنیکال در معاملات دیروز، ING چشم‌انداز کوتاه‌مدت EURUSD را نزولی‌تر ارزیابی کرده است. محدوده 1.1100 تا 1.1120 اکنون در کانون توجه قرار گرفته و در صورت ادامه فشار فروش اوراق فرانسه، افزایش ریسک مالی در منطقه یورو و باقی ماندن مقاومت اقتصاد آمریکا، حتی محدوده 1.10 نیز مطرح شده است. ING همچنین به تحلیلی اشاره می‌کند که بر اساس آن، در صورت ادامه فشار بازار اوراق، امکان اضافه شدن حدود 2 درصد پریمیوم ریسک به یورو وجود دارد. البته این سطوح سناریوهای مشروط هستند و به معنای هدف قطعی قیمت EURUSD نیستند. فرانک سوئیس هم از فشار بر یورو سود برد یکی دیگر از واکنش‌های قابل توجه بازار، تقویت شدید فرانک سوئیس بود. فروش اوراق فرانسه، افزایش نوسان بازار و کاهش نرخ‌های بهره باعث شد تقاضا برای فرانک افزایش پیدا کند. اگر کاهش انتظارات برای نرخ‌های بهره ECB به روایت غالب بازار تبدیل شود، EURCHF نیز می‌تواند به سمت محدوده 0.9250 حرکت کند. در این میان، فرانک سوئیس همچنان یکی از ارزهایی است که بازار در زمان افزایش ریسک‌های مالی و سیاسی منطقه یورو به آن توجه می‌کند. ✔️ بیشتر بخوانید: نفت، تورم و سیاست‌گذاری؛ سه محرک احتمالی بازار اوراق از نگاه UBS نقطه عطف بازار فارکس چه معنایی برای دلار و یورو دارد؟ اتفاقات اخیر نشان می‌دهد بازار ارز دیگر فقط به این سؤال پاسخ نمی‌دهد که «کدام بانک مرکزی نرخ بهره بیشتری افزایش می‌دهد؟». اکنون توانایی بانک‌های مرکزی برای ادامه افزایش نرخ بهره بدون ایجاد فشار شدید در بازار اوراق نیز به یک متغیر مهم تبدیل شده است. فروش اوراق فرانسه این مسئله را برای ECB برجسته‌تر کرده، در حالی که فدرال رزرو هنوز از وضعیت مقاوم اقتصاد آمریکا و بازار کار برخوردار است. به همین دلیل، حتی با کاهش احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر، دلار همچنان می‌تواند حمایت شود؛ در مقابل، یورو در صورت ادامه فشار بر بازار بدهی اروپا با ریسک بیشتری مواجه خواهد بود. در کوتاه‌مدت، گزارش اشتغال آمریکا و واکنش بازار اوراق فرانسه دو متغیر مهم برای مسیر بعدی EURUSD خواهند بود.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

انویدیا و سافت‌بانک ۲۰ میلیارد دلار در اوپن‌ای‌آی سرمایه‌گذاری کردند

به گزارش د اینفورمیشن، شرکت‌های انویدیا و سافت‌بانک در آخرین دور تأمین مالی اوپن‌ای‌آی، یک سرمایه‌گذاری نهایی ۲۰ میلیارد دلاری انجام دادند.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر