بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

آیا سایبرکب می‌تواند ارزش ۱.۴ تریلیون دلاری تسلا را توجیه کند؟

آیا سایبرکب می‌تواند ارزش ۱.۴ تریلیون دلاری تسلا را توجیه کند؟

شرکت تسلا با معرفی خودروی «سایبرکب» در شهر آستین، گام مهمی در مسیر توسعه کسب‌وکار تاکسی‌های خودران برداشت؛ محصولی که قرار است در آینده به یکی از پایه‌های اصلی ناوگان حمل‌ونقل خودران این شرکت تبدیل شود. معرفی این خودرو در شرایطی انجام شده که کسب‌وکار اصلی تسلا، یعنی فروش خودروهای برقی، با چالش‌های متعددی روبه‌رو است و سرمایه‌گذاران بیش از گذشته به پروژه‌های جدید شرکت برای ایجاد موتورهای رشد آینده چشم دوخته‌اند.

در یک نگاه
  •  تسلا با معرفی خودروی خودران «سایبرکب» یک گام مهم برای توسعه ناوگان تاکسی‌های خودران برداشت؛ خودرویی دو نفره که طراحی ساده‌تر آن می‌تواند هزینه تولید و بهره‌برداری را کاهش دهد.
  •  این شرکت امیدوار است با افزایش تعداد خودروها، بهبود نرم‌افزار رانندگی خودکار و افزایش میزان استفاده از ناوگان، درآمد و حاشیه سود کسب‌وکار تاکسی‌های خودران را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
  •  با این حال، ویمو همچنان ناوگان بسیار بزرگ‌تری در اختیار دارد و ریسک‌های نظارتی، احتمال وقوع حادثه و رقابت شدید می‌تواند مسیر تسلا را دشوار کند.
  •  سهام تسلا با نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۱۵۶.۳ برابر معامله می‌شود؛ بنابراین حتی کوچک‌ترین نشانه از شکست در پروژه تاکسی خودران می‌تواند نوسان شدیدی در قیمت سهم ایجاد کند.

سایبرکب در سوم سپتامبر در آستین معرفی شد و برخلاف مدل‌هایی مانند مدل وای، از ابتدا برای فعالیت در ناوگان تاکسی خودران طراحی شده است. این خودرو تنها دو صندلی دارد و به فرمان، آینه‌های جانبی و پدال‌های معمول خودروهای انسانی مجهز نیست. همین طراحی ساده‌تر می‌تواند تعداد قطعات، هزینه تولید و هزینه نگهداری خودرو را کاهش دهد و در صورت توسعه گسترده ناوگان، اقتصاد این کسب‌وکار را برای تسلا جذاب‌تر کند.

سایبرکب؛ خودرویی برای اقتصاد جدید تسلا

تسلا خدمات تاکسی خودران خود را ابتدا در ژوئن سال گذشته در آستین راه‌اندازی کرد و پس از آن فعالیت خود را به چند شهر دیگر آمریکا گسترش داد. در مرحله نخست، خودروهای مدل وای مجهز به نرم‌افزار رانندگی کاملاً خودکار در این ناوگان مورد استفاده قرار گرفتند.

اما استفاده از خودروهای تولیدشده برای بازار عمومی، الزاماً بهترین راه برای ایجاد یک ناوگان حمل‌ونقل خودران نیست. خودروهای عادی امکاناتی دارند که برای راننده انسانی ضروری هستند، اما در یک خودروی کاملاً خودران بسیاری از این تجهیزات کاربردی ندارند.

سایبرکب دقیقاً با همین منطق طراحی شده است. حذف فرمان، پدال و آینه‌های جانبی و محدود کردن ظرفیت به دو سرنشین، امکان ساخت خودرویی کوچک‌تر و ساده‌تر را فراهم می‌کند. از آنجا که بسیاری از سفرهای خدمات حمل‌ونقل شهری تنها یک یا دو مسافر دارند، چنین طراحی می‌تواند از نظر اقتصادی منطقی باشد.

اگر تسلا بتواند این خودرو را با هزینه پایین و در تیراژ بالا تولید کند، هزینه هر سفر برای ناوگان کاهش پیدا خواهد کرد و فاصله میان درآمد حاصل از هر خودرو و هزینه‌های عملیاتی افزایش خواهد یافت. این همان نقطه‌ای است که اهمیت واقعی سایبرکب برای سهامداران مشخص می‌شود.

سایبرکب

تسلا دیگر فقط یک خودروساز نیست

بازار سال‌هاست که تسلا را صرفاً یک شرکت خودروسازی نمی‌بیند. بخش قابل‌توجهی از ارزش‌گذاری بالای این شرکت به این انتظار مربوط است که فناوری رانندگی خودکار و خدمات حمل‌ونقل بدون راننده بتواند در آینده یک کسب‌وکار بسیار بزرگ ایجاد کند.

مدل اقتصادی این کسب‌وکار در ابتدا پرهزینه است. تسلا باید خودروهای بیشتری تولید کند، نرم‌افزار رانندگی خودکار را توسعه دهد، داده‌های بیشتری جمع‌آوری کند و زیرساخت لازم برای مدیریت ناوگان را گسترش دهد اما اگر ناوگان به اندازه کافی بزرگ شود، شرایط می‌تواند تغییر کند.

هر خودرو می‌تواند در طول روز چندین سفر انجام دهد و برخلاف خودروی شخصی، برای بخش بزرگی از زمان بلااستفاده نماند. در نتیجه، افزایش میزان استفاده از ناوگان می‌تواند درآمد هر خودرو را بالا ببرد و هزینه‌های ثابت را روی تعداد بیشتری سفر سرشکن کند.

از سوی دیگر، هرچه خودروهای بیشتری در جاده باشند، داده بیشتری برای بهبود نرم‌افزار رانندگی خودکار جمع‌آوری می‌شود. بهبود نرم‌افزار نیز می‌تواند عملکرد خودروها را بهتر کرده و زمینه افزایش استفاده از خدمات را فراهم کند.

اگر این چرخه به‌درستی شکل بگیرد، تسلا می‌تواند از یک شرکت خودروسازی با حاشیه سود محدودتر به شرکتی تبدیل شود که بخش مهمی از درآمد خود را از خدمات نرم‌افزاری و حمل‌ونقل دریافت می‌کند.

اما رقیب تسلا جلوتر است

با وجود تمام این ظرفیت‌ها، مسیر تسلا بدون مانع نیست. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها، فاصله این شرکت با ویمو است. ویمو در حال حاضر ناوگان بسیار بزرگ‌تری از خودروهای تاکسی خودران را در جاده‌های آمریکا در اختیار دارد.

این برتری فقط به تعداد خودروها محدود نمی‌شود. ناوگان بزرگ‌تر به معنای جمع‌آوری داده بیشتر، تجربه عملیاتی گسترده‌تر و امکان بهبود سریع‌تر سامانه رانندگی خودکار است.

تسلا البته یک مزیت مهم دارد: میلیون‌ها خودروی مجهز به فناوری رانندگی خودکار در جاده‌ها فعالیت می‌کنند و این شرکت می‌تواند از داده‌های خودروهای غیرتاکسی نیز برای توسعه سامانه خود استفاده کند.

با این حال، تجربه واقعی یک خودروی شخصی با خودرویی که به‌صورت تجاری و مستمر مسافر جابه‌جا می‌کند، یکسان نیست. تاکسی خودران باید در شرایط مختلف ترافیکی، آب‌وهوایی و شهری عملکرد قابل‌اعتمادی داشته باشد؛ زیرا هرگونه خطا می‌تواند پیامدهای مالی و نظارتی سنگینی ایجاد کند.

ریسک نظارتی؛ بزرگ‌ترین تهدید کوتاه‌مدت

یکی دیگر از چالش‌های جدی تسلا، مقررات است. یک حادثه مهم با یکی از خودروهای تاکسی خودران می‌تواند توجه شدید نهادهای نظارتی را به فعالیت این شرکت جلب کند. حتی پس از معرفی سایبرکب، دولت آمریکا بررسی‌هایی درباره این خودرو آغاز کرد تا میزان انطباق آن با استانداردهای ایمنی مشخص شود.

ایلان ماسک تأکید کرده است که ناوگان تاکسی خودران تسلا تاکنون درگیر حادثه مرگبار جدی نشده است، اما برای سرمایه‌گذاران تنها وضعیت گذشته اهمیت ندارد؛ ریسک آینده نیز باید در ارزش‌گذاری سهام لحاظ شود.

هرچه تعداد خودروها افزایش پیدا کند، احتمال وقوع یک حادثه نیز از نظر آماری افزایش خواهد یافت. بنابراین تسلا باید ثابت کند که رشد ناوگان الزاماً به معنای افزایش ریسک ایمنی نیست.

«از نگاه من، جذاب‌ترین بخش داستان تسلا نه خود سایبرکب، بلکه تغییر اقتصاد کسب‌وکار شرکت در صورت موفقیت ناوگان خودران است. با این حال، قیمت فعلی سهم بخش قابل‌توجهی از این آینده را پیش‌خور کرده و همین موضوع نسبت ریسک به بازده را برای سرمایه‌گذار محتاط دشوار می‌کند. بنابراین من سایبرکب را یک محرک بنیادی بالقوه بسیار قدرتمند می‌دانم، اما برای توجیه ارزش‌گذاری فعلی، تسلا باید از مرحله «نمایش فناوری» عبور کند و شواهد روشن و قابل‌اندازه‌گیری از مقیاس‌پذیری، ایمنی، استفاده مداوم و سودآوری ناوگان ارائه دهد؛ در غیر این صورت، فاصله میان انتظارات بازار و واقعیت عملیاتی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ریسک‌های سهم تبدیل شود.»

بابک شیری

ارزش‌گذاری سنگین، حاشیه خطای تسلا را کم کرده است

مشکل اصلی برای سهامداران زمانی آشکار می‌شود که عملکرد عملیاتی شرکت را در کنار قیمت سهم قرار دهیم. سهام تسلا در مقطع مورد بررسی حدود ۳۵۴.۰۸ دلار معامله می‌شد و ارزش بازار شرکت به حدود ۱.۴ تریلیون دلار رسیده بود.

دامنه قیمت سهم در ۵۲ هفته گذشته نیز بین ۲۹۷.۳۸ تا ۴۹۸.۸۳ دلار قرار داشت. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر شرکت حدود ۱۵۶.۳ برابر بود؛ سطحی که نشان می‌دهد بازار بخش بزرگی از رشد آینده تسلا را از هم‌اکنون در قیمت سهم لحاظ کرده است. حاشیه سود ناخالص شرکت نیز حدود ۱۸.۸۵ درصد گزارش شده است.

در چنین ارزش‌گذاری‌ای، سرمایه‌گذار نمی‌تواند صرفاً به رشد فروش خودروهای برقی امیدوار باشد. بازار از تسلا انتظار دارد پروژه‌های جدید، به‌ویژه تاکسی خودران، در نهایت سودآوری شرکت را به شکل محسوسی افزایش دهند.

همین موضوع باعث می‌شود اخبار مثبت درباره سایبرکب برای سهم مهم باشند، اما در عین حال کوچک‌ترین شکست نیز می‌تواند واکنش شدیدی در بازار ایجاد کند.

افت سهام پس از معرفی سایبرکب

واکنش بازار نیز دقیقاً همین حساسیت را نشان داد. سهام تسلا پیش از معرفی سایبرکب رشد کرده بود، زیرا سرمایه‌گذاران انتظار داشتند محصول جدید بتواند مسیر توسعه خدمات تاکسی خودران را سرعت دهد اما پس از معرفی، بخشی از این رشد از بین رفت.

برخی سرمایه‌گذاران و تحلیلگران از محصول جدید انتظارات بیشتری داشتند و نگرانی‌های مربوط به مقررات نیز به فشار فروش اضافه شد.

در نتیجه، معرفی سایبرکب را نمی‌توان به‌تنهایی به معنای آغاز یک روند صعودی پایدار برای سهام تسلا دانست.

این محصول یک گام مهم در مسیر است، اما هنوز فاصله قابل‌توجهی میان معرفی خودرو و ساخت یک کسب‌وکار خودران بزرگ، سودآور و قابل‌اعتماد وجود دارد.

جمع‌بندی

سایبرکب از نظر راهبردی یکی از مهم‌ترین محصولات تسلا در سال‌های اخیر است؛ زیرا برخلاف یک خودروی برقی معمولی، مستقیماً برای مدلی طراحی شده که می‌تواند اقتصاد کسب‌وکار حمل‌ونقل این شرکت را تغییر دهد.

طراحی ساده‌تر و دو نفره خودرو می‌تواند هزینه تولید را پایین بیاورد و در صورت افزایش استفاده از ناوگان، درآمد هر خودرو را افزایش دهد. اگر تسلا بتواند نرم‌افزار رانندگی خودکار را به سطح قابل‌اعتماد برساند، ناوگان را در مقیاس بالا توسعه دهد و با موانع قانونی کنار بیاید، این کسب‌وکار ظرفیت ایجاد جریان درآمدی بسیار متفاوتی نسبت به فروش خودرو خواهد داشت اما در طرف دیگر، ویمو همچنان مزیت عملیاتی قابل‌توجهی دارد، ریسک‌های نظارتی پابرجاست و ارزش‌گذاری ۱۵۶.۳ برابری سود آینده‌نگر، فضای بسیار کمی برای اشتباه باقی می‌گذارد.

بنابراین سایبرکب را باید یک نقطه عطف مهم، نه یک تضمین برای موفقیت تسلا دانست. آینده سهم بیش از آنکه به خودروی جدید وابسته باشد، به این بستگی دارد که تسلا با چه سرعتی می‌تواند این خودرو را به یک ناوگان بزرگ، ایمن و واقعاً سودآور تبدیل کند.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


paxg