
رشد سریع هوش مصنوعی تنها به تراشههای پیشرفته و مراکز داده بزرگ محدود نمیشود؛ پشت این موج فناوری، یک نیاز حیاتی و کمتر دیدهشده قرار دارد: برق. نسل جدید مراکز داده که به پردازندههای پیشرفته شرکت انویدیا مجهز هستند، چندین برابر مراکز داده سنتی برق مصرف میکنند و همین مسئله باعث شده دسترسی به انرژی به یکی از مهمترین محدودیتهای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی تبدیل شود.
- مراکز داده مجهز به تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی میتوانند برای هر رک ۱۰۰ تا بیش از ۳۰۰ کیلووات برق مصرف کنند؛ تا ۲۰ برابر رکهای سنتی.
- صف اتصال مراکز داده به شبکه برق در برخی مناطق ۳ تا ۷ سال و در مواردی تا ۱۰ سال طول میکشد.
- تولیدکنندگان برق، نیروگاههای هستهای، توربینهای گازی، پیلهای سوختی و باتریهای ذخیره انرژی، برندگان اصلی موج جدید تقاضای برق هستند.
- در این میان، کانستلیشن، ویسترا، جیای ورنوا و بلوم انرژی از گزینههای مهمترند؛ در حالی که اوکلو، نیوسکیل و فلوئنس پتانسیل بالاتر اما ریسک بسیار بیشتری دارند.
در مراکز داده مدرن، هر رک پردازشی مجهز به تراشههای پرقدرت هوش مصنوعی میتواند بین ۱۰۰ تا بیش از ۳۰۰ کیلووات برق مصرف کند؛ رقمی که در برخی موارد تا ۲۰ برابر مصرف رکهای سرور سنتی است. بنابراین، توسعه ظرفیت محاسباتی دیگر فقط به خرید تراشه، ساخت ساختمان یا تأمین تجهیزات خنککننده وابسته نیست؛ بلکه مستقیماً به این پرسش بستگی دارد که چه مقدار برق در چه زمانی و با چه میزان اطمینانی در دسترس است.
همین تغییر، جریان بزرگی از سرمایه را به سمت شرکتهای تولیدکننده برق، تجهیزات نیروگاهی، سامانههای ذخیره انرژی و راهکارهای تولید برق در محل سوق داده است. به نظر میرسد در موج جدید سرمایهگذاری هوش مصنوعی، بخشی از برندگان اصلی نه شرکتهای فناوری، بلکه شرکتهایی باشند که میتوانند انرژی مورد نیاز این صنعت را تأمین کنند.
برق؛ گلوگاه جدید توسعه هوش مصنوعی
در سالهای گذشته، کمبود تراشه مهمترین نگرانی صنعت هوش مصنوعی بود، اما اکنون مسئله تأمین برق به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است. مراکز دادهای که برای آموزش و اجرای مدلهای بزرگ هوش مصنوعی ساخته میشوند، به توان بسیار بیشتری نسبت به نسلهای قبلی نیاز دارند.
اتصال چنین مراکزی به شبکه عمومی برق نیز همیشه ساده و سریع نیست. در بسیاری از مناطق، متقاضیان بزرگ برق ممکن است با صفهای اتصال سه تا هفت ساله مواجه شوند و در برخی موارد، تأخیرهای مربوط به توسعه شبکه و انتقال برق حتی میتواند تا یک دهه ادامه پیدا کند.
این محدودیت زمانی با سرعت توسعه صنعت هوش مصنوعی همخوانی ندارد. شرکتهای بزرگ فناوری نمیتوانند برای ساخت مراکز داده جدید سالها منتظر توسعه شبکه بمانند؛ به همین دلیل، قراردادهای بلندمدت خرید برق و همچنین راهکارهای تولید برق مستقل از شبکه، به سرعت در حال گسترش هستند.
شرکتهای تولیدکننده برق در موقعیت مناسبی قرار گرفتهاند
یکی از نخستین گروههایی که از افزایش تقاضای برق مراکز داده سود میبرند، شرکتهای تولیدکننده برق هستند. شرکتهای خدمات عمومی به دلیل درآمد نسبتاً قابل پیشبینی و فعالیت تحت نظارت دولت، از گزینههای باثباتتر این صنعت محسوب میشوند.
در این میان، نکستاِرا انرژی یکی از شرکتهایی است که میتواند از رشد تقاضای برق منتفع شود. این شرکت مالک شرکت برق فلوریدا است و همزمان از طریق بخش انرژیهای تجدیدپذیر خود در تولید برق بادی و خورشیدی نیز فعالیت گستردهای دارد.
اما مشکل اصلی اینجاست که اتصال مراکز داده بزرگ به شبکه عمومی ممکن است سالها زمان ببرد. همین موضوع فرصت مناسبی برای تولیدکنندگان مستقل برق ایجاد کرده است؛ شرکتهایی که مالک نیروگاه هستند و برق تولیدی خود را در بازارهای عمدهفروشی به فروش میرسانند، بدون اینکه الزاماً مالک شبکه انتقال باشند.
نیروگاه هستهای؛ گزینه جذاب غولهای فناوری
در میان منابع تولید برق، انرژی هستهای جایگاه ویژهای پیدا کرده است. مراکز داده به برق پایدار و شبانهروزی نیاز دارند و نیروگاههای هستهای میتوانند بدون وابستگی به شرایط آبوهوایی، برق پایه و کمکربن تولید کنند.
کانستلیشن انرژی یکی از مهمترین شرکتهای این حوزه است. این شرکت با در اختیار داشتن حدود ۲۲ گیگاوات ظرفیت هستهای، بزرگترین بهرهبردار نیروگاههای هستهای در آمریکا محسوب میشود.
اهمیت کانستلیشن تنها به ظرفیت تولید آن محدود نیست. این شرکت طی سالهای اخیر قراردادهای مهم خرید بلندمدت برق با شرکتهایی مانند مایکروسافت و متا منعقد کرده است. این قراردادها نشان میدهند شرکتهای فناوری برای تأمین انرژی مورد نیاز مراکز داده خود، حاضرند مستقیماً برای دسترسی بلندمدت به برق سرمایهگذاری کنند.
در طرف دیگر، ویسترا نیز یکی از تولیدکنندگان بزرگ برق آمریکاست که حدود ۴۴ گیگاوات ظرفیت تولید در اختیار دارد. ترکیب نیروگاههای گاز طبیعی، هستهای و زغالسنگ به این شرکت امکان میدهد در شرایط مختلف بازار برق انعطاف بیشتری داشته باشد.
ویسترا همچنین با همکاری گروه سرمایهگذاری کیکیآر، سازمان سرمایهگذاری کویت و شرکت انویدیا، در تشکیل مجموعهای برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی مشارکت کرده است. در این ساختار، ویسترا به عنوان تأمینکننده ترجیحی برق این پروژهها در نظر گرفته شده است.
وقتی شبکه برق کافی نیست، نیروگاه به مرکز داده میآید
یکی از مهمترین تغییرات در صنعت مراکز داده، حرکت به سمت تولید برق در محل است. زمانی که اتصال به شبکه ممکن است چندین سال طول بکشد، شرکتهای فناوری ترجیح میدهند بخشی از برق مورد نیاز خود را مستقیماً در کنار مرکز داده تولید کنند. توربینهای گاز طبیعی و سامانههای پیل سوختی از مهمترین فناوریهایی هستند که در این مسیر مورد توجه قرار گرفتهاند. مزیت آنها این است که برخلاف توسعه نیروگاههای بزرگ یا خطوط انتقال جدید، میتوانند در مدت بسیار کوتاهتری وارد مدار شوند.
جیای ورنوا یکی از مهمترین شرکتهای فعال در این بخش است. فناوریهای این شرکت در مجموع برای تولید حدود ۲۵ درصد برق جهان مورد استفاده قرار میگیرند. تقاضا برای توربینهای گاز طبیعی پربازده این شرکت در سالهای اخیر به شکل بیسابقهای افزایش یافته است.
این توربینها میتوانند در مدت چند ماه، نه چند سال، برای تأمین برق پایه مراکز داده و سایر مصرفکنندگان بزرگ نصب شوند. حجم سفارشهای ثبتشده جیای ورنوا نیز به حدود ۱۶۳ میلیارد دلار رسیده و قراردادهای این شرکت تا سال ۲۰۳۱ ادامه دارد.
“
«در نهایت، داستان اصلی این بازار بسیار ساده است: هرچه تراشههای هوش مصنوعی قدرتمندتر شوند، برق بیشتری لازم است؛ و هرچه ساخت شبکه برق کندتر باشد، ارزش تولیدکنندگان مستقل برق، تجهیزات نیروگاهی و راهکارهای تأمین انرژی در محل بیشتر میشود.
به همین دلیل، موج سرمایهگذاری هوش مصنوعی تنها یک فرصت برای شرکتهای فناوری نیست. مراکز داده جدید به نیروگاه، توربین، باتری، خطوط انتقال و سامانههای مدیریت انرژی نیاز دارند و همین نیاز میتواند طی سالهای آینده بخشی از شرکتهای به ظاهر سنتی حوزه انرژی و تجهیزات صنعتی را به برندگان بزرگ اقتصاد هوش مصنوعی تبدیل کند.»
بابک شیری
پیل سوختی؛ راه دیگری برای تأمین برق مراکز داده
در کنار توربینهای گازی، پیلهای سوختی نیز به عنوان گزینهای برای تولید برق در محل مطرح شدهاند.
بلوم انرژی سامانههای پیل سوختی اکسید جامد تولید میکند که میتوانند از سوختهایی مانند گاز طبیعی، زیستگاز و هیدروژن استفاده کنند. این شرکت در سالهای اخیر قراردادهای بزرگی با مشتریان صنعتی و فناوری منعقد کرده است.
یکی از مهمترین قراردادهای بلوم، توافق زیرساختی توسعهیافته با بروکفیلد به ارزش حدود ۲۵ میلیارد دلار است. این شرکت همچنین با مجموعههایی مانند اوراکل، اینتل و کورویوِیو قراردادهایی برای توسعه زیرساخت انرژی منعقد کرده است. گسترش این فناوریها نشان میدهد بحران برق مراکز داده میتواند به اندازه خود ساخت مراکز داده فرصت اقتصادی ایجاد کند.
نیروگاههای هستهای کوچک؛ فرصت بزرگ اما دورتر
در افق بلندمدت، نیروگاههای هستهای کوچک و ماژولار نیز میتوانند وارد این بازار شوند. شرکتهایی مانند اوکلو و نیوسکیل پاور در حال توسعه راکتورهایی هستند که به صورت ماژولار ساخته میشوند و میتوانند در محل مصرف نصب شوند.
مزیت اصلی این فناوریها، امکان تولید برق پایدار و مستقل برای مراکز داده و صنایع بزرگ است. با این حال، این فناوری هنوز با محدودیتهای فنی، قانونی و مالی قابلتوجهی مواجه است و بر اساس اطلاعات مطرحشده در گزارش، انتظار نمیرود این نیروگاهها زودتر از دهه ۲۰۳۰ به شکل گسترده تجاری شوند.
بنابراین، سرمایهگذاران باید میان فرصت بلندمدت این صنعت و زمان طولانی مورد نیاز برای تجاریسازی آن تفاوت قائل شوند.
ذخیرهسازی برق؛ حلقه مکمل مراکز داده
افزایش ظرفیت تولید برق بدون ایجاد امکان ذخیره و مدیریت هوشمند انرژی، تمام مشکل مراکز داده را حل نمیکند. به همین دلیل، سامانههای ذخیرهسازی باتری نیز به یکی از بخشهای مهم زیرساخت جدید تبدیل شدهاند.
فلوئنس انرژی یکی از شرکتهای فعال در این حوزه است که سامانههای ذخیرهسازی باتری و نرمافزارهای مدیریت بار شبکه تولید میکند.
این شرکت در ۱ ژوئن از همکاری با انویدیا، زیمنس و انوِنت برای استفاده از سامانه ذخیرهسازی خود در طراحی مراکز داده هوش مصنوعی زیمنس برای نسل جدید زیرساخت پردازشی انویدیا خبر داد.
این همکاری نشان میدهد آینده مراکز داده فقط به تولید برق بیشتر وابسته نیست؛ بلکه مدیریت، ذخیرهسازی و توزیع هوشمند برق نیز به بخش مهمی از زنجیره ارزش تبدیل خواهد شد.
چه شرکتهایی بیشترین سود را میبرند؟
سرمایهگذاران برای بهرهبرداری از موج انرژی هوش مصنوعی با چند مسیر متفاوت روبهرو هستند. شرکتهای تولیدکننده برق مانند کانستلیشن و ویسترا از افزایش تقاضای بلندمدت و قراردادهای بزرگ با شرکتهای فناوری سود میبرند.
در بخش تجهیزات و تولید برق در محل، جیای ورنوا و بلوم انرژی به دلیل رشد تقاضا برای توربینهای گاز و سامانههای پیل سوختی در موقعیت متفاوتی قرار دارند. این شرکتها مستقیماً از مشکلی سود میبرند که شبکه برق هنوز قادر به حل سریع آن نیست.
در بخش پرریسکتر نیز اوکلو، نیوسکیل و فلوئنس قرار میگیرند. پتانسیل رشد این شرکتها قابلتوجه است، اما هزینه بالای توسعه، زمان طولانی تجاریسازی و ریسکهای اجرایی باعث میشود سرمایهگذاری در آنها برای سرمایهگذاران محتاط مناسب نباشد.
در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.


















