
قیمت طلا در سال ۲۰۲۵ با رشدی کمسابقه بیش از ۵۵ درصد افزایش یافت و برای نخستینبار از سطح ۴۰۰۰ دلار عبور کرد. اما پرسش اصلی بازار این است: آیا این فقط یک جهش مقطعی بود، یا آغاز یک بازتنظیم بلندمدت در قیمت طلا؟
ناتاشا کانیوا، رئیس استراتژی جهانی کامودیتیها در جیپیمورگان، میگوید: «اگرچه این رالی طلا خطی نبوده و نخواهد بود، اما معتقدیم عواملی که این بازتنظیم صعودی قیمت طلا را رقم زدهاند، هنوز به پایان نرسیدهاند. روند بلندمدت متنوع سازی ذخایر رسمی و سبد سرمایهگذاران به سمت طلا همچنان ادامه خواهد داشت. انتظار داریم تقاضای طلا قیمتها را تا پایان سال ۲۰۲۶ به سمت ۵۰۰۰ دلار بهازای هر اونس سوق دهد.»
در مجموع، بخش تحقیقات جهانی جیپیمورگان پیشبینی میکند که قیمت طلا در سهماهه پایانی سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط به ۵۰۵۵ دلار بهازای هر اونس برسد و تا پایان سال ۲۰۲۷ به سمت ۵۴۰۰ دلار حرکت کند.
چشمانداز طلا در سال ۲۰۲۶ از نگاه JPMorgan
بهطور سنتی، تضعیف دلار و کاهش نرخهای بهره آمریکا جذابیت طلا ـ که دارایی بدون بازده محسوب میشود ـ را افزایش میدهد. نااطمینانیهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی نیز به دلیل جایگاه طلا بهعنوان دارایی امن و توان آن در حفظ ارزش، معمولاً محرکهای مثبتی برای قیمت آن هستند. طلا همبستگی پایینی با سایر طبقات دارایی دارد و در دورههای افت بازار و تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند نقش بیمه را ایفا کند.
با این حال، با توجه به محرکهای متنوع سازی و پویای تقاضای طلا در شرایط کنونی، این فلز گرانبها اخیراً هم بهعنوان پوشش ریسک کاهش ارزش پول (ناشی از تورم یا تضعیف ارزی) و هم در نقش سنتی خود بهعنوان رقیب بدون بازده اوراق خزانهداری آمریکا و صندوقهای بازار پول ایفای نقش کرده است.
گریگوری شیرر، رئیس استراتژی فلزات پایه و گرانبها در جیپیمورگان، میگوید: «در سهماهه سوم سال ۲۰۲۵، مجموع تقاضای سرمایهگذاران (شامل ETFها، قراردادهای آتی، شمش و سکه) و بانکهای مرکزی برای طلا حدود ۹۸۰ تن بود که بیش از ۵۰ درصد بالاتر از میانگین چهار فصل پیش از آن است.»
پس از افزایشهای اخیر قیمت، رشد تقاضا از منظر ارزشی حتی چشمگیرتر به نظر میرسد؛ بهطوری که حدود ۹۵۰ تن طلا، با میانگین قیمت ۳۴۵۸ دلار بهازای هر اونس در سهماهه سوم ۲۰۲۵، معادل تقریباً ۱۰۹ میلیارد دلار ورود تقاضای فصلی است که حدود ۹۰ درصد بیشتر از میانگین چهار فصل قبل محسوب میشود.
خریداران اصلی طلا در سال ۲۰۲۶ چه کسانی خواهند بود؟
پس از رشد بیوقفه قیمت طلا، برخی سرمایهگذاران این پرسش را مطرح کردهاند که خریداران اصلی طلا در سال ۲۰۲۶ چه کسانی خواهند بود. مبنای پیشبینیهای قیمتی تحقیقات جهانی جیپیمورگان، تداوم تقاضای قوی سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی است که انتظار میرود بهطور متوسط به حدود ۵۸۵ تن در هر فصل برسد.
شیرر میگوید: «ما همچنان از رابطه میان میزان تقاضای فصلی سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی (بر حسب تن) و قیمت طلا برای استخراج پیشبینیهای قیمتی خود استفاده میکنیم.»
بهعنوان یک قاعده تجربی، این رابطه ـ که حدود ۷۰ درصد از تغییرات فصلبهفصل قیمت طلا را توضیح میدهد ـ نشان میدهد برای افزایش قیمت طلا در هر فصل، حداقل حدود ۳۵۰ تن تقاضای خالص فصلی از سوی سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی لازم است. هر ۱۰۰ تن تقاضای اضافی بالاتر از این سطح، بهطور متوسط معادل افزایش حدود ۲ درصدی قیمت طلا در همان فصل است.
شیرر میافزاید: «در افق سال ۲۰۲۶، ما بهطور متوسط حدود ۵۸۵ تن تقاضای فصلی از سوی سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی را پیشبینی میکنیم؛ شامل حدود ۱۹۰ تن در هر فصل از سوی بانکهای مرکزی، ۳۳۰ تن در هر فصل در قالب تقاضای شمش و سکه، و ۲۷۵ تن تقاضای سالانه از سوی ETFها و قراردادهای آتی که عمدتاً در ابتدای سال متمرکز خواهد بود.»
بانکهای مرکزی
بهرغم سه سال متوالی خرید بیش از ۱۰۰۰ تن طلا توسط بانکهای مرکزی، به گفته تحقیقات جهانی جیپیمورگان، روند ساختاری افزایش خرید طلا توسط بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه خواهد داشت.
انتظار میرود خرید بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۷۵۵ تن برسد؛ رقمی کمتر از اوج بیش از ۱۰۰۰ تن در سه سال گذشته، اما همچنان بالا در مقایسه با میانگینهای پیش از سال ۲۰۲۲ که در محدوده ۴۰۰ تا ۵۰۰ تن قرار داشت.
این کاهش بیشتر ناشی از تغییرات مکانیکی در رفتار بانکهای مرکزی است تا یک تغییر ساختاری. با قیمتهای حدود ۴۰۰۰ دلار بهازای هر اونس و بالاتر، بانکهای مرکزی برای رساندن سهم طلا در ذخایر خود به سطح مطلوب، نیازی به خرید حجم بالایی از طلا ندارند.
شیرر میگوید: «ما معتقدیم تقاضای بانکهای مرکزی در سال آینده همچنان بالا خواهد ماند و از خریدهای قوی در سهماهه سوم ۲۰۲۵، حتی در سطوح قیمتی بسیار بالاتر، دلگرم شدهایم.»
بر اساس دادههای «ترکیب ارزی ذخایر رسمی ارزی» (COFER) صندوق بینالمللی پول، جدا شدن از دلار آمریکا در ذخایر ارزی ـ هرچند هنوز محدود ـ در سالهای اخیر شتاب گرفته است.
طبق دادههای گزارششده صندوق بینالمللی پول تا پایان سال ۲۰۲۴، ذخایر طلای بانکهای مرکزی جهان به حدود ۳۶۲۰۰ تن رسیده و نزدیک به ۲۰ درصد از کل ذخایر رسمی را تشکیل میدهد؛ در حالی که این سهم در پایان سال ۲۰۲۳ حدود ۱۵ درصد بود.
اگر بانکهای مرکزی که سهم طلای گزارششده آنها کمتر از ۱۰ درصد است، بخواهند این سهم را به ۱۰ درصد افزایش دهند، در قیمت ۴۰۰۰ دلار بهازای هر اونس، به انتقال ارزشی حدود ۳۳۵ میلیارد دلار به طلا ـ معادل تقریباً ۲۶۰۰ تن خرید ـ نیاز خواهد بود.
حتی در قیمت ۵۰۰۰ دلار بهازای هر اونس، همین سناریو به انتقالی معادل ۱۹۴ میلیارد دلار یا حدود ۱۲۰۰ تن خرید منجر میشود.
شیرر میگوید: «با در نظر گرفتن این موضوع، ما همچنان بزرگترین دارندگان ذخایر ارزی با سهم طلای کمتر از ۱۰ درصد را زیر نظر داریم. برزیل در ماه سپتامبر ۱۵ تن و در ماه اکتبر ۱۶ تن طلا خریداری کرد و بانک مرکزی کره جنوبی نیز بهطور علنی از “برنامههایی برای بررسی خرید بیشتر طلا از منظر میانمدت تا بلندمدت” سخن گفته است.»
در عین حال، برخی از بزرگترین خریداران سالهای اخیر، بانکهای مرکزی بودهاند که سهم طلای آنها از قبل بیش از ۱۰ درصد بوده است. بر اساس یک مطالعه بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) در سال ۲۰۲۰، بانکهای مرکزی در اقتصادهای نوظهور یا کشورهایی با ارزهای کالامحور، از نگهداری بیش از ۲۰ درصد ذخایر خود بهصورت طلا منتفع میشوند، زیرا این امر محافظت قویتری در برابر ریسک نوسانات ارزی فراهم میکند.
سرمایهگذاران
بانکهای مرکزی تنها گروهی نبودهاند که در سالهای اخیر سهم طلا را در سبد داراییهای خود افزایش دادهاند؛ انتظار میرود تقاضای سرمایهگذاران نیز گسترش یابد.
در بازارهای مالی طلا، موقعیتگیری سرمایهگذاران در قراردادهای آتی همچنان عمدتاً «خرید» است؛ به این معنا که انتظار افزایش قیمت در آینده وجود دارد.
هرچند قراردادهای آتی سریعترین جزء از منظر جریان سرمایه هستند، اما تنها بخش کوچکی از کل داراییهای طلای سرمایهگذاران را تشکیل میدهند؛ داراییهایی که شامل ETFهای طلا و نگهداری فیزیکی شمش و سکه نیز میشود.
تحقیقات جهانی جیپیمورگان تداوم تقاضای قوی سرمایهگذاران برای طلا را پیشبینی میکند؛ بهطوری که انتظار میرود در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۵۰ تن ورود سرمایه به ETFهای طلا صورت گیرد و تقاضای شمش و سکه نیز بار دیگر از سطح بالای ۱۲۰۰ تن در سال فراتر رود.
تا پایان ماه سپتامبر، تحت تأثیر جهش شدید قیمتها و ورود قدرتمند سرمایهگذاران، میزان دارایی طلای سرمایهگذاران (از طریق ETFها، شمش و سکه و قراردادهای آتی کامکس) به حدود ۲٫۸ درصد از کل داراییهای تحت مدیریت (AUM) در سهام، اوراق با درآمد ثابت (بهجز ذخایر بانکهای مرکزی) و داراییهای جایگزین رسید.
شیرر خاطرنشان میکند: «اگرچه سهم طلا از کل داراییهای سرمایهگذاران طی دو سال گذشته، همزمان با افزایش قیمت و تقاضا، حدود یک واحد درصد رشد کرده است، اما ما همچنان پتانسیل افزایش این سهم تا حدود ۴ تا ۵ درصد را در سالهای پیش رو میبینیم.»
از منظر تاریخی، داراییهای ETF طلا عمدتاً تحت تأثیر تغییرات نرخ بهره قرار دارند؛ بهطوری که کاهش نرخها جذابیت طلا را بهعنوان دارایی بدون بازده افزایش میدهد.
در ماههای آینده، ETFهای طلا میتوانند در انتظار آغاز چرخه کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، همچنان شاهد ورود سرمایه باشند و از قیمتها حمایت کنند. این موضوع با الگوی معمول طلا در مراحل ابتدایی کاهش نرخ بهره نیز همخوانی دارد: پس از یک افت کوتاهمدت و دورهای از ثبات دو تا سهماهه پس از نخستین کاهش نرخ، قیمت طلا معمولاً از ماه چهارم به بعد دوباره صعودی میشود.
شیرر میگوید: «در افق بلندمدتتر، ما معتقدیم بخشی از عملکرد بهتر از انتظار ETFهای طلا در سال جاری ـ صرفاً بر مبنای تغییرات بازدهی آمریکا ـ نشانهای از یک روند ساختاریتر در جهت تنوعبخشی بیشتر سرمایهگذاران به طلا است.»
همچنین، انتظار میرود دامنه مالکان طلا در سال آینده گسترش یابد؛ از شرکتهای بیمه چینی گرفته تا حوزه داراییهای دیجیتال.
شیرر در پایان میگوید: «اگرچه زمانبندی دقیق محرکها و جریانهای سرمایهای که قیمتها را بالاتر میبرند دشوار است، اما ما همچنان اطمینان بالایی داریم که تقاضای طلا توان کافی برای سوق دادن قیمتها به سمت ۵۰۰۰ دلار بهازای هر اونس در سال ۲۰۲۶ را خواهد داشت. در واقع، حتی میتوان گفت مفروضات ما درباره تقاضای سرمایهگذاران تا حدی محافظهکارانه است. ما سناریویی را ترسیم کردهایم که در آن، اگر تنها ۰٫۵ درصد از داراییهای خارجی ایالات متحده به طلا تنوعبخشی شود، تقاضای جدید کافی برای رساندن قیمتها به ۶۰۰۰ دلار بهازای هر اونس ایجاد خواهد شد. با توجه به انعطافناپذیری نسبی عرضه معادن طلا و کندی واکنش آن به قیمتهای بالاتر، و با فرض تداوم تقاضای قوی، ریسک تحقق این هدف چندساله زودتر از انتظار، همچنان بالا است.»
سخن پایانی
تحلیل جیپیمورگان نشان میدهد رالی طلا صرفاً نتیجه نوسانات کوتاهمدت نبوده، بلکه بازتاب یک تغییر ساختاری در رفتار بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران است. اگر این روند ادامه یابد، عبور طلا از ۵۰۰۰ دلار در افق ۲۰۲۶ دیگر یک سناریوی دور از ذهن نخواهد بود.





















