
- فشار آمریکا: «روز دی اقتصادی» ترامپ با تحریم بیش از ۶۰ فرد، نهاد و کشتی مرتبط با ایران، فشار بر تهران و شرکای اقتصادی آن را افزایش داده است.
- آزمون ترکیه: روابط تجاری ۵ تا ۶ میلیارد دلاری ایران و ترکیه، آنکارا را میان حفظ مناسبات با تهران و پرهیز از تحریمهای ثانویه آمریکا قرار داده است.
- ریسک انرژی: وابستگی ترکیه به واردات گاز ایران و احتمال بیثباتی در تنگه هرمز میتواند هزینه تأمین انرژی و فشار تورمی را افزایش دهد.
- فرصت جیحان: تشدید ناامنی در هرمز میتواند اهمیت خط لوله کرکوک ـ جیحان و نقش ترکیه را بهعنوان کریدور جایگزین انرژی منطقه افزایش دهد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ۱۹ آگوست را «روز دی اقتصادی» نامید و از جنگ اقتصادی و انزوای ایران در مقیاسی بیسابقه سخن گفت. وی همچنین کشورهایی را که روابط اقتصادی با تهران دارد را به پیامدهای آن تهدید و سپس، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ابعاد گستردهتری از این کارزار را تشریح کرد. وزارت خزانهداری آمریکا بیش از ۶۰ فرد، نهاد و کشتی مرتبط با ایران را تحریم و حوزههایی مانند هوانوردی، کشتیرانی، فناوری، طلا و داراییهای دیجیتال را در میان شبکههایی قرار داد که واشنگتن قصد هدف قرار دادن آنها را دارد.
در سالهای اخیر و به ویژه در دولت اردوغان، روابط اقتصادی ایران و ترکیه باوجود تحریم های سخت غرب پابرجا بوده و حتی یکی از روزنه های مهم برای اقتصادی ایران محسوب شده است. این روابط اقتصادی، گاها باعث جلوگیری از تشدید اختلافات ژئوپلیتیکی دو کشور مانند سوریه و قفقاز نیز شد. با این وجود، رابطه قوی بخش خصوصی ترکیه با شرکتهای غربی به ویژه ایالات متحده میتواند تحت تاثیر تحریمهای اخیر قرار بگیرند. اما محاسبات دولت متفاوت است، زیرا دولت اردوغان در رابطه تهران و واشنگتن با طیف وسیعی از عوامل مواجه است و احتمالا تلاش خواهد کرد که همان سیاست عملگرایانه معروف خود را حفظ و به نوعی موازنه را برقرار کند.
آنکارا در معرض فشار همزمان تهران و واشنگتن
براساس گزارش اخیر اوراسیا ریویو؛ در این میان، این سیاست برای ترکیه اهمیت ویژهای دارد. آنکارا در سالهای اخیر تلاش کرده روابط اقتصادی و سیاسی خود با تهران را حفظ و همزمان اتحاد خود با واشنگتن و عضویت در ناتو را مدیریت کند. ترکیه و ایران همچنان سالانه حدود ۵ تا ۶ میلیارد دلار تجارت دوجانبه دارند که حدود سه میلیارد دلار آن به صادرات ترکیه به ایران مربوط میشود. این روابط تنها به حوزه انرژی محدود نیست و کالاهای تولیدی، حملونقل، تجارت مرزی و دیگر فعالیتهای تجاری را نیز دربرمیگیرد.
در این میان، انرژی مهمترین بخش در معرض خطر است. ترکیه تقریباً تمام گاز طبیعی مورد نیاز خود را وارد میکند و ایران اخیراً حدود ۱۳ درصد از واردات گاز ترکیه را تأمین کرده است. واردات گاز از ایران در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ اهمیت بیشتری پیدا کرده و در این مدت حدود ۴.۵ میلیارد مترمکعب گاز از ایران واردات داشته است.
اما، تحریمهای ثانویه آمریکا میتواند فضای موجود برای راهبرد متوازن آنکارا را محدود کند. بانکها، شرکتهای انرژی، صادرکنندگان و شرکتهای لجستیکی ترکیه نهتنها باید بررسی کنند که تجارت با ایران براساس قوانین ترکیه قانونی است یا خیر، بلکه این را نیز باید بسنجند که آیا این معاملات آنها را در معرض آسیبپذیری در نظام مالی آمریکا قرار میدهد یا نه.
تأثیر این وضعیت بر بخشهای مختلف اقتصاد ترکیه یکسان نخواهد بود. بانکهای بزرگ و شرکتهای بینالمللی که در معرض قابل توجه دلار قرار دارند، انگیزه زیادی برای رعایت پیشگیرانه محدودیتهای آمریکا خواهند داشت. در مقابل، صادرکنندگان کوچکتر و فعالان تجارت مرزی احتمالا انگیزه بیشتری برای حفظ تجارت با ایران داشته باشند، بهویژه در مواردی که معاملات خارج از کانالهای متعارف دلاری انجام شود.
در این میان، حوزه انرژی پیچیدهتر است، زیرا جایگزین کردن گاز وارداتی از طریق خط لوله احتمالا بهسرعت یا با هزینهای مشابه امکانپذیر نباشد. بنابراین، فشار واشنگتن به جای خروج یکپارچه ترکیه از روابط اقتصادی با ایران، سطوح متفاوتی از رعایت تحریمها را در بخشهای مالی، تولید، لجستیک و انرژی ایجاد کند.
نفت، تنگه هرمز و آسیبپذیری انرژی ترکیه
نفت ایران همچنان در مرکز راهبرد واشنگتن قرار دارد. تهران طی سالهای گذشته از طریق نفتکشهای ناوگان سایه، انتقال کشتی به کشتی، معاملهگران واسطه و خریدارانی که آماده پذیرش ریسک تحریمها بودند، محدودیتها را دور زده و چین در این روند نقشی اساسی داشته است. برآوردهای اخیر نشان میدهد چین بیش از 90 درصد نفت ایران را خریداری کرده، اما فشار آمریکا و محاصره اقتصادی، منابع در دسترس خریداران چینی را بهشدت محدود کرده است.
به نظر میرسد واشنگتن نوعی جنگ شبکهای را دنبال میکند که نهتنها تولیدکنندگان ایرانی، بلکه نفتکشها، دلالان، واسطههای مالی، پایانهها و پالایشگاههای خارجی را نیز هدف قرار میدهد. ایران نیز برای تحمیل هزینههای اقتصادی نیازی به شکست دادن نیروی دریایی آمریکا یا بستن دائمی تنگه هرمز ندارد. ایجاد سطحی از عدم قطعیت که بیمهگران، مالکان کشتیها و معاملهگران انرژی را وادار کند ریسک ژئوپلیتیک را در قیمتها لحاظ کنند، میتواند کافی باشد.
ترکیه بهعنوان یک واردکننده عمده انرژی، در برابر این پیامدهای ثانویه آسیبپذیر است. افزایش قیمت نفت و گاز در منطقه بر حملونقل، تولید صنعتی و تورم اثر میگذارد. بنابراین، یک رویارویی بلندمدت میتواند بر خانوارها و شرکتهای ترکیه تأثیر بگذارد، حتی اگر خود ترکیه مستقیماً هدف هیچیک از طرفین قرار نگیرد.
ترکیه همزمان از دو مسیر تحت تأثیر قرار میگیرد. محدودیتهای مستقیم بر تجارت با ایران میتواند تأمین گاز طبیعی و تجارت دوجانبه را پیچیده کند. از سوی دیگر، فشار موفقیتآمیز بر صادرات نفت ایران یا بیثباتی دوباره در اطراف تنگه هرمز میتواند قیمت بینالمللی انرژی را افزایش دهد. در نتیجه ترکیه برای تأمین انرژی مورد نیاز خود باید هزینه بیشتری به تأمینکنندگان جایگزین بپردازد.
به این ترتیب، آنکارا احتمالا از ایران فاصله بگیرد، اما همچنان بخشی از هزینههای اقتصادی راهبرد واشنگتن در قبال تهران را متحمل شود.
کریدور جیحان؛ فرصت ترکیه برای تقویت نقش انرژی منطقهای
جنگ اقتصادی تنها شبکههای تجاری موجود را مختل نمیکند، بلکه میتواند مسیر آنها را نیز تغییر دهد. اهمیت دوباره کریدور انرژی عراق ـ ترکیه، نمونهای روشن از این وضعیت است. بغداد و آنکارا در ماه آگوست توافقی یکساله برای حفظ و گسترش جریان نفت از طریق خط لوله کرکوک ـ جیحان امضا کردند. عراق همزمان در حال بررسی استفاده بیشتر از بندر جیحان در سواحل مدیترانه ترکیه و همچنین مسیرهای سوریه و اردن، بهعنوان جایگزینهایی برای وابستگی بیش از حد به صادرات دریایی از خلیج فارس است.
اگر تنگه هرمز از نظر سیاسی غیرقابل اعتماد شود، زیرساختهایی که مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی فراهم میکنند، ارزش بیشتری خواهند یافت. در نتیجه، اهمیت جیحان فراتر از تجارت دوجانبه ترکیه و عراق خواهد رفت و این بندر میتواند بخشی از تلاش گستردهتر منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین و افزایش امنیت انرژی باشد.
برای ترکیه، این وضعیت فرصتی برای تقویت جاهطلبیهای آنکارا بهمنظور ایفای نقش بهعنوان مرکز انرژی و ارتباطی میان خلیج فارس، عراق، بازارهای مدیترانه و اروپا ایجاد میکند. همین منطق راهبردی میتواند اهمیت کریدورهای حملونقل زمینی و پروژههای زیرساختی آینده برای اتصال ترکیه به عراق و خلیج فارس را افزایش دهد.
با این حال، آنکارا باید از تفسیر این وضعیت بهعنوان یک دستاورد اقتصادی بدون هزینه خودداری کند. افزایش اهمیت راهبردی ترکیه به معنای قرار گرفتن بیشتر این کشور در معرض رقابتهای ژئوپلیتیکی نیز خواهد بود.
در مجموع، برای آنکارا، رویارویی اقتصادی پیشرو همزمان خطر و فرصت ایجاد میکند: از یک سو، افزایش آسیبپذیری در برابر تحریمها و نااطمینانی انرژی و از سوی دیگر، افزایش اهمیت راهبردی خطوط لوله، بنادر و کریدورهای تجاری ترکیه. چالش فوری ترکیه، حفظ منافع مشروع تجاری و انرژی خود و همجنین اجتناب از قرار گرفتن در معرض رژیم تحریمهای آمریکا خواهد بود که احتمالا دامنه آن بهتدریج گستردهتر شود.






















