
رشد تقاضای جهانی برای انرژی، توسعه هوش مصنوعی و افزایش نیاز مراکز داده به برق، بار دیگر انرژی هستهای را به یکی از جذابترین حوزههای سرمایهگذاری بلندمدت تبدیل کرده است. در همین شرایط، شرکتهایی که روی نسل جدید راکتورهای کوچک و پیشرفته هستهای کار میکنند، توجه سرمایهگذاران ریسکپذیر را به خود جلب کردهاند.
یکی از این شرکتها، Nano Nuclear Energy با نماد NNE در بازار نزدک است؛ شرکتی که در حال توسعه راکتورهای هستهای کوچک و قابل حمل یا است. ایده اصلی این فناوری، ساخت یک راکتور هستهای بسیار کوچک است که بتوان آن را در ابعادی نزدیک به یک کانتینر حملونقل طراحی و در محلهای مختلف مستقر کرد.
سهام این شرکت در حال حاضر حدود ۱۶ دلار معامله میشود، اما برخی سناریوهای بسیار خوشبینانه معتقدند اگر فناوری این شرکت با موفقیت تجاری شود، سهام NNE میتواند تا سال ۲۰۴۰ به محدوده ۲۵۰ دلار برسد؛ رشدی که معادل حدود ۱۵ برابر شدن قیمت فعلی خواهد بود.
البته این سناریو بسیار پرریسک است و به موفقیت چندین مرحله مهم بستگی دارد.
- سهام Nano Nuclear Energy در محدوده ۱۶ دلار قرار دارد.
- یک سناریوی بسیار خوشبینانه ارزش ۲۵۰ دلاری برای هر سهم تا سال ۲۰۴۰ را مطرح میکند.
- این شرکت در حال توسعه میکرورآکتورهای هستهای کوچک و قابل حمل است.
- هنوز درآمد تجاری قابلتوجهی از راکتورها ندارد و طراحی آن نیازمند عبور از مراحل نظارتی است.
- تحقق سناریوی ۲۵۰ دلاری به موفقیت فناوری، دریافت مجوزها و تجاریسازی گسترده بستگی دارد.
آیا انرژی هستهای کوچک میتواند برنده عصر هوش مصنوعی باشد؟
رشد سریع هوش مصنوعی و توسعه مراکز داده، نیاز به برق پایدار و قابل اتکا را بهشدت افزایش داده است. در چنین شرایطی، میکرورآکتورها میتوانند یک راهکار بالقوه برای تأمین انرژی مستقل و پایدار در مناطقی باشند که دسترسی به شبکه برق محدود است یا تقاضای انرژی در آنها بسیار بالاست.
Nano Nuclear Energy تلاش میکند از طریق توسعه راکتورهای کوچک، وارد بازاری شود که در صورت موفقیت میتواند کاربردهای مختلفی از تأمین برق مراکز داده و زیرساختهای صنعتی گرفته تا کاربردهای نظامی و مناطق دورافتاده داشته باشد.
با این حال، این شرکت هنوز در مراحل ابتدایی توسعه قرار دارد. Nano Nuclear Energy در حال حاضر درآمد تجاری قابلتوجهی از فروش راکتورهای خود ندارد و طراحی راکتورهای آن نیز هنوز تأییدیه نهایی سازمان تنظیم مقررات هستهای آمریکا (NRC) را دریافت نکرده است.
بنابراین، سرمایهگذاری روی این شرکت در شرایط فعلی بیشتر یک سرمایهگذاری روی آینده فناوری هستهای است تا یک کسبوکار تثبیتشده و سودآور.

سناریوی ۲۵۰ دلاری چگونه ممکن است؟
برای بررسی این سناریو باید چند فرض را در نظر گرفت.
فرض کنیم Nano Nuclear Energy در آینده حدود ۷۰ میلیون سهم منتشرشده داشته باشد؛ در حالی که تعداد سهام فعلی شرکت حدود ۵۲.۱ میلیون سهم است و احتمال افزایش تعداد سهام در سالهای آینده وجود دارد.
اگر هر سهم در سال ۲۰۴۰ حدود ۲۵۰ دلار ارزش داشته باشد، ارزش بازار شرکت به حدود ۱۷.۵ میلیارد دلار خواهد رسید.
حال اگر بازار به این شرکت نسبت قیمت به فروش حدود ۵ برابر بدهد، Nano باید سالانه حدود ۳.۵ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند تا چنین ارزشگذاریای توجیهپذیر باشد.
در نگاه اول، رسیدن به چنین درآمدی بسیار دشوار به نظر میرسد؛ اما اگر میکرورآکتورهای این شرکت وارد مرحله تولید و استقرار گسترده شوند، این هدف از نظر تئوری غیرممکن نیست.
برای مثال، اگر شرکت از هر پروژه استقرار یک راکتور حدود ۱۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کند، برای رسیدن به درآمد سالانه ۳.۵ میلیارد دلار باید حدود ۳۵ راکتور در سال مستقر کند.
البته این به معنای نیاز به ۳۵ مشتری مستقل نیست. به دلیل ابعاد کوچک میکرورآکتورها، یک پروژه بزرگ میتواند شامل استقرار چندین واحد باشد. بنابراین چند قرارداد بزرگ با شرکتهای انرژی، مراکز داده یا دولتها میتواند بخش قابلتوجهی از درآمد مورد نیاز شرکت را تأمین کند.
چه چیزهایی باید درست پیش برود؟
برای اینکه سناریوی ۲۵۰ دلاری به واقعیت تبدیل شود، چند اتفاق مهم باید همزمان رخ دهد.
نخست، فناوری میکرورآکتورهای Nano باید مراحل پیچیده نظارتی را پشت سر بگذارد و مجوزهای لازم را دریافت کند.
دوم، این فناوری باید از مرحله آزمایشگاهی به تولید تجاری برسد و استقرار راکتورها به یک فرآیند معمول و تکرارشونده تبدیل شود.
سوم، شرکت باید زیرساختهای مربوط به حملونقل، سوخت هستهای و خدمات پس از فروش را توسعه دهد.
چهارم، Nano باید بتواند از خدمات مهندسی، مشاوره و نگهداری نیز درآمدهای تکرارشونده ایجاد کند تا مدل کسبوکار آن تنها به فروش اولیه راکتورها وابسته نباشد.
در نهایت، بازار میکرورآکتورها باید به اندازهای بزرگ شود که شرکت بتواند سالانه دهها واحد را در پروژههای مختلف مستقر کند.
ریسک بزرگ؛ فاصله میان فناوری و درآمد
بزرگترین مشکل سرمایهگذاری در NNE این است که فاصله میان ایده فناوری و درآمد واقعی هنوز زیاد است.
شرکت ممکن است در توسعه فناوری با تأخیر مواجه شود، دریافت مجوزها طولانیتر از انتظار باشد، هزینه ساخت راکتورها افزایش پیدا کند یا بازار به اندازه پیشبینیشده برای این فناوری تقاضا نداشته باشد.
از سوی دیگر، افزایش سرمایه برای تأمین هزینههای تحقیق و توسعه میتواند باعث رقیق شدن سهام (Dilution) و کاهش سهم نسبی سهامداران فعلی شود.
بنابراین، سهام NNE را نمیتوان یک سرمایهگذاری کمریسک در صنعت انرژی هستهای دانست. این شرکت بیشتر در دسته سرمایهگذاریهای پرریسک و با پتانسیل بازدهی بسیار بالا قرار میگیرد.
“
«سناریوی ۲۵۰ دلاری برای سهام Nano Nuclear Energy تا سال ۲۰۴۰، بیش از آنکه یک پیشبینی قطعی باشد، یک مدل ارزشگذاری بر پایه موفقیت کامل فناوری میکرورآکتورهاست. برای تحقق چنین سناریویی، شرکت باید از یک استارتاپ پیشدرآمد به یک تولیدکننده تجاری تبدیل شود، مجوزهای هستهای را دریافت کند و سالانه میلیاردها دلار درآمد ایجاد کند. با این حال، اهمیت NNE تنها به عملکرد یک شرکت محدود نمیشود؛ این سهم در نقطه تلاقی سه روند بزرگ قرار گرفته است: رشد مصرف برق ناشی از هوش مصنوعی، نیاز مراکز داده به انرژی پایدار و بازگشت انرژی هستهای به مرکز توجه سرمایهگذاران. بنابراین، برای معاملهگران حرفهای، NNE را باید بیشتر بهعنوان یک گزینه پرریسک برای سرمایهگذاری روی آینده انرژی هستهای پیشرفته ارزیابی کرد تا یک سهم انرژی سنتی.»
بابک شیری






















