
شاخص S&P 500 از زمان انتخاب مجدد دونالد ترامپ در پنجم نوامبر ۲۰۲۴ تاکنون بیش از ۳۳ درصد رشد کرده است؛ عملکردی که بالاتر از میانگین تاریخی بازار محسوب میشود و با وجود چند دوره کوتاه افت، شاخص را به نزدیکی رکوردهای تاریخی رسانده است. اکنون با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، پرسش اصلی برای سرمایهگذاران این است که آیا نتیجه انتخابات میتواند روند صعودی بازار را تغییر دهد یا خیر.
- S&P 500 از زمان انتخاب مجدد ترامپ در نوامبر ۲۰۲۴ تاکنون ۳۳.۵ درصد رشد کرده و در محدوده رکوردهای تاریخی قرار دارد.
- تجربه تاریخی نشان میدهد رشد قدرتمند بورس لزوماً به معنای پیروزی حزب حاکم در انتخابات میاندورهای نیست.
- نتیجه انتخابات میتواند در کوتاهمدت نوسان ایجاد کند، اما سود شرکتها، سرمایهگذاری، مصرف و بازار کار همچنان محرکهای اصلی بازار هستند.
- برای سرمایهگذاران، ادامه مسیر و پرهیز از تصمیمگیری بر اساس نتیجه انتخابات همچنان منطقیترین استراتژی به نظر میرسد.
بازار سهام آمریکا طی نزدیک به دو سال گذشته، برخلاف نگرانیهایی که درباره احتمال رکود اقتصادی وجود داشته، عملکرد قدرتمندی داشته است. در همین مدت، تعرفههای تجاری، افزایش قیمت انرژی و جنگ آمریکا و ایران چندین بار باعث افزایش نگرانی سرمایهگذاران شدند، اما هر بار بازار توانست بخش عمدهای از افت خود را جبران کند.
بررسی عملکرد تاریخی بازار نیز نشان میدهد که ارتباط میان رشد بورس و نتیجه انتخابات میاندورهای آنقدر مستقیم نیست که بتوان بر اساس آن استراتژی سرمایهگذاری مشخصی طراحی کرد. به همین دلیل، سرمایهگذاران بهتر است به جای تلاش برای پیشبینی نتیجه انتخابات، پرتفوی خود را به شکلی تنظیم کنند که در صورت پیروزی هر یک از احزاب اصلی، همچنان از روندهای بنیادی اقتصاد و شرکتها بهرهمند شود.
رشد بیش از ۳۳ درصدی بورس از زمان انتخاب ترامپ
از پنجم نوامبر ۲۰۲۴ که ترامپ برای دومین بار به ریاستجمهوری آمریکا انتخاب شد، شاخص S&P 500 حدود ۳۳.۵ درصد افزایش یافته است. این رشد در شرایطی اتفاق افتاده که بازار در این دوره با چندین شوک جدی مواجه شد.
اعلام تعرفههای موسوم به «روز رهایی» یکی از مهمترین این شوکها بود که نگرانی درباره تجارت جهانی و رشد اقتصادی آمریکا را افزایش داد. پس از آن نیز آغاز جنگ آمریکا و ایران فشار تازهای بر بازار وارد کرد و افزایش قیمت انرژی نگرانی درباره تورم را تشدید کرد.
با این حال، هر دو افت در نهایت کوتاهمدت بودند و شاخص توانست مسیر صعودی خود را از سر بگیرد. این رفتار نشان میدهد سرمایهگذاران در مجموع همچنان نسبت به توانایی اقتصاد آمریکا برای ادامه رشد و افزایش سود شرکتها خوشبین هستند.
در معاملات ۲۰ اوت ۲۰۲۶، شاخص S&P 500 در محدوده ۷۷۰۷.۹۸ واحد قرار داشت. دامنه نوسان روزانه آن بین ۷۷۰۰.۰۷ تا ۷۷۴۳.۹۳ واحد بود و دامنه ۵۲ هفتهای شاخص نیز بین ۶۳۱۶.۹۱ تا ۷۸۱۶.۷۰ واحد ثبت شده است.
عملکرد قدرتمند بورس لزوماً به معنای پیروزی سیاسی نیست
یکی از نکات مهم برای سرمایهگذاران، بررسی عملکرد بازار در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ است. طی چهار سال نخست ریاستجمهوری او، شاخص S&P 500 در مجموع ۸۱.۳ درصد رشد کرد.
این رقم چهارمین عملکرد برتر بازار در میان دورههای چهار ساله ریاستجمهوری آمریکا از سال ۱۹۸۰ محسوب میشود. سه دوره بهتر از آن مربوط به دو دوره ریاستجمهوری بیل کلینتون و دوره نخست ریاستجمهوری باراک اوباما بوده است.
اما رشد ۸۱.۳ درصدی بازار در دوره نخست ترامپ نتوانست در انتخابات ۲۰۲۰ برای او پیروزی به همراه داشته باشد. همین موضوع نشان میدهد که عملکرد بورس به تنهایی نمیتواند نتیجه انتخابات را تعیین کند.
شرایط مشابهی در دولتهای کلینتون و اوباما نیز دیده شد. عملکرد قدرتمند بازار در دوره نخست این روسایجمهور، مانع از دست دادن کرسیهای حزب آنها در انتخابات میاندورهای نشد.
بنابراین، سرمایهگذاران نباید صرفاً بر اساس عملکرد شاخص در دو سال گذشته نتیجه بگیرند که یک حزب در انتخابات نوامبر دست بالا را خواهد داشت.
انتخابات میاندورهای چه اثری بر بازار دارد؟
بازارهای مالی معمولاً از عدم اطمینان استقبال نمیکنند. به همین دلیل، هرچه به انتخابات نزدیکتر شویم، واکنش بازار بیشتر به میزان ابهام درباره نتیجه انتخابات وابسته خواهد بود.
اگر در هفتههای منتهی به انتخابات مشخص شود که یکی از دو حزب در بیشتر رقابتها برتری قابلتوجهی دارد، احتمالاً بازار با آرامش بیشتری به استقبال انتخابات خواهد رفت. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران بخش زیادی از نتیجه احتمالی را پیشاپیش در قیمتها لحاظ خواهند کرد.
اما اگر نظرسنجیها بسیار نزدیک باشند و مشخص نباشد کدام حزب کنترل مجلس نمایندگان یا سنا را در اختیار خواهد گرفت، احتمال افزایش نوسانات بازار بیشتر میشود. این نوسانات در صورتی که نتیجه انتخابات برای مدتی نامشخص باقی بماند یا برخی رقابتها با شمارش مجدد و اختلاف بر سر نتایج همراه شوند، میتواند شدیدتر شود.
با این حال، چنین نوسانی احتمالاً موقتی خواهد بود؛ زیرا عوامل اصلی تعیینکننده ارزش سهام آمریکا، فراتر از نتیجه یک انتخابات قرار دارند.
سود شرکتها همچنان مهمترین موتور بازار است
یکی از دلایل اصلی رشد بازار در سالهای اخیر، افزایش سود شرکتهای آمریکایی بوده است. در کنار آن، سرمایهگذاری شرکتها نیز بهویژه در حوزه هوش مصنوعی افزایش قابلتوجهی داشته و هزینههای سنگین برای زیرساختهای محاسباتی و فناوری، یکی از موتورهای مهم رشد اقتصادی و بازار سهام شده است.
مصرفکنندگان آمریکایی نیز همچنان به هزینهکرد خود ادامه دادهاند. اگرچه تورم همچنان برای خانوارها و شرکتها یک نگرانی جدی محسوب میشود، اما تاکنون نتوانسته است روند مصرف را به شکل قابلتوجهی متوقف کند.
بازار کار نیز نشانههایی از بهبود نشان داده است. تعداد فرصتهای شغلی و اشتغال پس از افتهایی که در سال ۲۰۲۵ مشاهده شد، نشانههایی از بازگشت قدرت را نشان دادهاند و سطح اخراجها همچنان پایین باقی مانده است.
ترکیب این عوامل باعث شده بازار سهام آمریکا بتواند حتی در شرایطی که تعرفهها و قیمت بالاتر انرژی فشارهایی بر اقتصاد وارد میکنند، عملکرد قدرتمندی داشته باشد.
تعرفهها و جنگ ایران تاکنون نتوانستهاند روند بازار را متوقف کنند
یکی از نکات قابلتوجه این است که بازار در برابر دو ریسک بزرگ یعنی تعرفههای تجاری و افزایش قیمت انرژی ناشی از جنگ آمریکا و ایران مقاومت کرده است. تعرفهها در ابتدا نگرانیهایی درباره کاهش تجارت، افزایش هزینه شرکتها و فشار تورمی ایجاد کردند. جنگ ایران نیز با افزایش ریسک اختلال در عرضه انرژی، قیمت نفت را بالا برد و نگرانی درباره تورم را افزایش داد.
اما این عوامل اکنون تا حد زیادی به بخشی از شرایط عادی بازار تبدیل شدهاند. به همین دلیل، اگر انتخابات میاندورهای باعث تغییر این شرایط شود، احتمالاً اثر آن از مسیر کاهش تعرفهها یا کاهش قیمت انرژی ظاهر خواهد شد.
به عبارت دیگر، نتیجه انتخابات لزوماً به معنای تغییر ناگهانی مسیر بازار نیست؛ بلکه اهمیت آن به این بستگی دارد که سیاستهای دولت و کنگره پس از انتخابات تا چه اندازه شرایط اقتصادی موجود را تغییر دهند.
کنترل کنگره چقدر اهمیت دارد؟
یکی از مهمترین پرسشهای سرمایهگذاران این است که اگر یک حزب کنترل مجلس نمایندگان یا سنا را در اختیار بگیرد، چه تغییری در بازار ایجاد خواهد شد.
پاسخ تاریخی به این پرسش چندان ساده نیست. بازار سهام در دورههای مختلف تحت کنترل هر دو حزب توانسته رشد کند و عوامل بنیادی مانند سود شرکتها، نرخ بهره، مصرف و سرمایهگذاری معمولاً اثر بیشتری از رنگ سیاسی کنگره بر روند بلندمدت بازار داشتهاند.
البته نتیجه انتخابات میتواند بر مسیر سیاستهای مالی، مالیاتی، تجاری و انرژی اثر بگذارد و از این طریق بر صنایع مختلف فشار یا حمایت ایجاد کند. اما تلاش برای تغییر پرتفوی صرفاً بر اساس پیشبینی نتیجه انتخابات، میتواند سرمایهگذار را در معرض تصمیمهای احساسی قرار دهد.
به همین دلیل، مهمترین نکته برای سرمایهگذاران این است که نتیجه انتخابات را بیش از اندازه بزرگ نکنند.
“
«رشد بیش از ۳۳ درصدی S&P 500 از زمان انتخاب مجدد ترامپ نشان میدهد بازار تاکنون توانسته از شوکهای سیاسی و اقتصادی عبور کند؛ انتخابات میاندورهای میتواند نوسان کوتاهمدت ایجاد کند، اما مسیر بلندمدت بازار همچنان بیشتر به سود شرکتها، سرمایهگذاری، مصرف و نرخ بهره وابسته است.»
بابک شیری
بهترین استراتژی؛ ادامه مسیر به جای پیشبینی انتخابات
اگر انتخابات بدون اختلاف جدی برگزار شود و نتیجه آن نسبتاً سریع مشخص شود، احتمالاً اثر مستقیم آن بر بازار محدود خواهد بود. حتی در صورت افزایش نوسانات کوتاهمدت، عوامل بنیادی دوباره توجه سرمایهگذاران را به خود جلب خواهند کرد.
در شرایط فعلی، رشد سود شرکتها، سرمایهگذاری گسترده در هوش مصنوعی، مصرف نسبتاً قدرتمند و بهبود وضعیت بازار کار، مهمترین عوامل حمایتکننده از بازار هستند.
از این منظر، بهترین استراتژی برای سرمایهگذار این نیست که چند ماه آینده را بر اساس پیروزی احتمالی یک حزب پیشبینی کند. نگهداری سرمایهگذاریهای متنوع، تمرکز بر شرکتهای دارای سودآوری پایدار و پرهیز از تصمیمهای هیجانی میتواند در برابر سناریوهای مختلف سیاسی عملکرد مناسبتری داشته باشد.
بازار ممکن است در هفتههای منتهی به انتخابات نوسانی شود، اما اگر روند سودآوری شرکتها و رشد اقتصادی ادامه پیدا کند، نتیجه انتخابات به تنهایی نمیتواند مسیر بلندمدت S&P 500 را تعیین کند.
چشمانداز بازار پس از انتخابات
محتملترین سناریو پس از انتخابات میاندورهای، ادامه شرایط فعلی اقتصاد آمریکا است؛ اقتصادی که با وجود برخی نگرانیها همچنان از مصرف، سرمایهگذاری و رشد سود شرکتها حمایت میکند.
اگر نتیجه انتخابات باعث کاهش تعرفهها و پایین آمدن قیمت انرژی شود، این تغییر میتواند حتی به نفع بازار تمام شود؛ زیرا کاهش هزینههای تجاری و انرژی، فشار تورمی را کمتر و حاشیه سود شرکتها را تقویت میکند. در مقابل، اگر نتیجه انتخابات باعث افزایش ابهام درباره سیاستهای اقتصادی شود، بازار ممکن است در کوتاهمدت واکنش منفی نشان دهد. اما چنین واکنشی لزوماً به معنای تغییر روند بلندمدت نیست.
آنچه در نهایت برای سرمایهگذاران اهمیت بیشتری دارد، توانایی شرکتها برای افزایش درآمد و سود، وضعیت مصرفکنندگان، مسیر سرمایهگذاری و سیاست پولی آمریکا خواهد بود.
رشد ۳۳.۵ درصدی S&P 500 از زمان انتخاب مجدد ترامپ نشان داده است که بازار میتواند در برابر شوکهای سیاسی و اقتصادی مقاومت قابلتوجهی داشته باشد. اکنون نیز نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای بیش از آنکه یک سیگنال خروج از بازار باشد، یادآوری میکند که سرمایهگذاران نباید تصمیمهای بلندمدت خود را به نتیجه یک رویداد سیاسی گره بزنند.
در نهایت، فارغ از اینکه کدام حزب کنترل کنگره را به دست بگیرد، سرمایهگذاری منظم، تنوع مناسب و تمرکز بر کیفیت داراییها همچنان منطقیترین رویکرد برای عبور از نوسانات انتخاباتی خواهد بود.
در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.



















