
- طلا تحت فشار همزمان چند عامل کلیدی قرار گرفته است؛ از جمله بازگشت قدرت دلار، افزایش بازده واقعی اوراق خزانه آمریکا و سیاست پولی انقباضیتر فدرال رزرو. کاهش مزیت متنوعسازی طلا در پرتفویها و جذابیت بالاتر داراییهای بازدهدار، تقاضای سرمایهگذاران را تضعیف کرده است.
- با این حال، خرید بانکهای مرکزی و لیکوئید شدت معاملات سفتهبازانه میتواند در میانمدت از افت شدیدتر جلوگیری کند، هرچند روند تکنیکال فعلاً همچنان به نفع فروشندگان است و ریسک حرکت به سمت سطوح پایینتر پابرجاست.
هیچ محرک دیگری به اندازه خود قیمت نمیتواند بر روانشناسی بازار اثر بگذارد.
در بازار طلا، رفتار قیمتی اغلب به مهمترین عامل بنیادی تبدیل میشود، چرا که بر معاملات، سنتیمنت بازار و رفتار سرمایهگذاران سیستماتیک اثر مستقیم دارد. هنگامی که قیمت روند نزولی میگیرد، صندوقهای الگوریتمی و روندمحور، موقعیتهای فروش خود را افزایش میدهند؛ معاملهگران اختیار معامله (آپشن) نیز برای پوشش ریسک پرتفوی خود، اقدام به فروش آتی طلا میکنند و سرمایهگذاران اختیاری (discretionary investors) نیز تمایل کمتری برای ایستادن در برابر روند غالب پیدا میکنند. این جریانها میتوانند اثر خودتقویتکننده داشته باشند و سرعت روند نزولی را افزایش دهند.
این مقاله توسط تیم یوتوتایمز بر اساس گزارش Pepperstone، ترجمه و تهیه شده است.
سؤال بسیاری از معاملهگران این است که چرا طلا از جذابیت افتاده است
اگرچه همواره عوامل متعددی بر طلا اثر میگذارند، اما یک موضوع بیش از پیش برجسته شده است: توجیه سرمایهگذاری برای مدیران دارایی جهت افزایش وزن قابلتوجه طلا در پرتفوی، ضعیفتر شده است.
طلا معمولاً زمانی بهترین عملکرد را دارد که بتواند از طریق همبستگی پایین یا منفی با سایر کلاسهای دارایی، نقش متنوعسازی پرتفوی را ایفا کند. اما با توجه به اینکه همبستگی آن با قراردادهای آتی NAS100 و S&P500 در دوره اخیر مثبت شده و رابطه آماری معناداری نشان داده، این مزیت متنوعسازی تا حدی از بین رفته است.
در جریان درگیری آمریکا و ایران نیز طلا نتوانست نقش یک پوشش ریسک ژئوپلیتیک مؤثر را ایفا کند. با وجود نوسانات شدید نفت خام، تقاضا برای طلا بهطور محسوسی کاهش یافت؛ موضوعی که در خروج سرمایه از ETFهایی مانند GLD و GDX نیز مشاهده شد. این امر نشان میدهد تقاضای نهادی کاهش یافته و فروشندگان سیستماتیک، خریداران کافی برای جذب عرضه در اختیار ندارند.
هزینه فرصت نگهداری طلا
یکی دیگر از عوامل فشار، افزایش هزینه فرصت نگهداری یک دارایی بدون بازده است.
روند سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی همچنان بازدهی چشمگیری در بخشهایی از بازار فناوری ایجاد کرده و جریان سرمایه قابلتوجهی را جذب کرده است؛ جریانی که در شرایط دیگر میتوانست به سمت داراییهای دفاعی مانند طلا حرکت کند.
در همین حال، بازده واقعی اوراق خزانه ۱۰ ساله آمریکا (پس از تعدیل با انتظارات تورمی) به ۲.۲۸ درصد رسیده و در بالاترین سطح خود از آوریل ۲۰۲۵ قرار دارد. افزایش بازده واقعی، جذابیت داراییهای بهرهدار را بالا برده و در مقابل، جذابیت طلا بهعنوان دارایی بدون سود را کاهش میدهد.
افزایش بازده واقعی همچنین یکی از محرکهای اصلی شکست صعودی اخیر دلار آمریکا بوده است. اگرچه طلا در برابر بیشتر ارزهای اصلی نیز تضعیف شده—که نشان میدهد مسئله صرفاً تقویت دلار نیست—اما قدرت گرفتن دلار فشار مضاعفی بر این فلز وارد کرده است.

سیاست پولی انقباضیتر شده است
سیاست پولی نیز تغییرات قابلتوجهی داشته است.
در دوره ریاست کوین وارش، به نظر میرسد واکنش فدرال رزرو بهطور فزایندهای هاوکیشتر (hawkish) شده است. نمودار دات پلات اخیر نشان داد ۹ نفر از ۱۸ عضو FOMC انتظار افزایش بیشتر نرخ بهره در سال جاری را دارند و ۶ نفر نیز افزایش تجمعی حداقل ۵۰ نقطه پایه یا بیشتر را پیشبینی کردهاند.
فدرال رزرو همچنین در حال بازنگری در نحوه ارتباط سیاستی خود است و قصد دارد وابستگی کمتری به «سیاستهای لفظی» داشته باشد و بیشتر بر دادههای ورودی تکیه کند. این تغییر احتمالاً باعث افزایش نوسانات در بازار نرخ بهره کوتاهمدت و کاهش اطمینان نسبت به نتایج جلسات آینده فدرال رزرو خواهد شد.
✔️ بیشتر بخوانید: جنگ، نفت و نرخ بهره؛ مثلثی که طلا را زمینگیر کرد
اکنون بازار دیگر درباره زمان اولین کاهش نرخ بهره بحث نمیکند؛ بلکه تمرکز به این سمت رفته که چه زمانی افزایش نرخ بهره بعدی رخ خواهد داد و شدت چرخه انقباضی تا چه حد میتواند باشد.
این یک تغییر مهم برای بازارها است.
انتظارات نرخ بهره بالاتر، بازده واقعی در حال افزایش و دلار قویتر، ترکیبی دشوار برای طلا ایجاد کرده و باعث خروج بسیاری از معاملات مبتنی بر کاهش ارزش پول (debasement trades) شده است که در سالهای اخیر از قیمت طلا حمایت میکردند.
چه عواملی میتوانند از طلا حمایت کنند؟
با این حال، دلایلی وجود دارد که نشان میدهد فشار نزولی ممکن است در ادامه محدودتر شود.
معاملات در بازار آتی پس از اصلاح اخیر تا حد زیادی پاکسازی شده و بخشی از موقعیتهای خرید سفتهبازانه لیکوئید شدهاند.
در عین حال، تقاضای بانکهای مرکزی همچنان یک عامل حمایتی ساختاری مهم است. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد مدیران ذخایر ارزی همچنان دید مثبتی نسبت به طلا دارند، چرا که در حال متنوعسازی ذخایر خود از دلار آمریکا هستند. همچنین بانک مرکزی چین نیز در ماههای اخیر خرید طلا را از سر گرفته و تسریع کرده است.
خرید بانکهای مرکزی طی پنج سال گذشته یکی از مهمترین ستونهای حمایتی بازار طلا بوده و احتمالاً در ادامه نیز منبع تقاضای بلندمدت باقی خواهد ماند.
چشمانداز تکنیکال
با این حال، در حال حاضر تصویر تکنیکال همچنان به نفع فروشندگان است.
قیمت همچنان زیر میانگینهای متحرک کلیدی و سطوح حمایتی مهم قرار دارد. تا زمانی که XAUUSD نتواند سطح ۴۱۱۵ دلار را بازپس بگیرد، شاخصهای مومنتوم نشان میدهند فروشندگان کنترل بازار را در دست دارند و هر رشد قیمتی بیشتر با فروش جدید مواجه میشود تا خرید پایدار.
در نهایت، قیمت بهترین عامل بنیادی است، چرا که تمام دیدگاهها، تحلیلهای کلان و تصمیمات موقعیتگیری را در یک سیگنال واحد خلاصه میکند.
در حال حاضر این سیگنال همچنان به سمت نزول متمایل است، هرچند معاملات تا حد زیادی تخلیه شدهاند و بانکهای مرکزی نیز درباره افزایش خرید طلا در ۱۲ ماه آینده فعالتر شدهاند.
اگر دلار آمریکا به تقویت خود ادامه دهد و بازده واقعی افزایش یابد، حرکت به سمت سطح ۳۹۰۰ دلار بهطور فزایندهای محتمل خواهد بود، پیش از آنکه یک کف پایدارتر در بازار شکل بگیرد.
✔️ بیشتر بخوانید: هشدار دویچه بانک به خریداران طلا: عقبنشینی دو حامی بزرگ همزمان با خطونشان فدرال رزرو



















