در یک نگاه
  • فشار اقتصادی به ابزار راهبردی ایران تبدیل شد: تهران با تهدید تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز و افزایش هزینه انرژی، تلاش کرد هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و متحدانش بالا ببرد و بر افکار عمومی آمریکا اثر بگذارد.
  • نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای: دموکرات‌ها کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست گرفتند. طبق نظرسنجی روز انتخابات آسوشیتدپرس، حدود ۶۰ درصد رأی‌دهندگان اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را تصمیمی اشتباه می‌دانستند و تقریباً یک‌سوم گفته بودند جنگ ایران در رأی آن‌ها برای کنگره نقشی اساسی داشته است.
  • اسرائیل همچنان خواهان ادامه تقابل است: برخلاف فشار سیاسی در آمریکا و نگرانی کشورهای عربی از پیامدهای جنگ، طبق نظرسنجی نقل‌شده در گزارش، حدود ۶۸ درصد رأی‌دهندگان اسرائیلی معتقدند این کشور باید طی یک سال آینده دوباره با ایران وارد جنگ شود.

نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، فشار سیاسی بر دولت دونالد ترامپ برای بازنگری در جنگ با ایران را افزایش داده است؛ موضوعی که از نگاه یک تحلیلگر تایمز اسرائیل، با راهبردی که تهران برای طولانی‌کردن جنگ و بالا بردن هزینه‌های اقتصادی آن طراحی کرده بود، ارتباط دارد. بااین‌حال، این ارزیابی یک مانع مهم را نیز برجسته می‌کند: درحالی‌که فشار اقتصادی و سیاسی بر آمریکا و کشورهای عربی افزایش یافته، جامعه اسرائیل همچنان از ادامه تقابل نظامی با ایران حمایت قابل‌توجهی نشان می‌دهد.

این گزارش بر اساس تحلیل لازار برمن، خبرنگار دیپلماتیک، در روزنامه تایمز اسرائیل توسط یوتوتایمز برای مخاطبان تهیه شده است.

راهبرد ایران؛ تبدیل جنگ نظامی به فشار اقتصادی و سیاسی

لازار برمن، خبرنگار دیپلماتیک تایمز اسرائیل، در تحلیل خود می‌نویسد جمهوری اسلامی از مدت‌ها پیش برای احتمال حمله گسترده آمریکا برنامه‌ریزی کرده بود. این برنامه بر این فرض استوار بود که ایران در یک درگیری مستقیم خسارت‌های نظامی سنگینی متحمل خواهد شد، اما می‌تواند با پراکنده‌سازی ساختار فرماندهی و افزایش هزینه‌های جنگ برای طرف مقابل، درگیری را طولانی کند.

یکی از اجزای این راهبرد، ایجاد ساختار غیرمتمرکز فرماندهی و کنترل بود؛ به‌گونه‌ای که هر یک از ۳۱ استان ایران بتواند در صورت آسیب‌دیدن ساختار مرکزی، به‌طور مستقل به مقاومت ادامه دهد. به نوشته برمن، حکومت ایران همچنین برای فرماندهان ارشد خود جانشین‌های متعددی در نظر گرفته بود تا حذف فرماندهان در جریان جنگ، به فروپاشی کامل ساختار نظامی منجر نشود.

اما مهم‌ترین بخش این راهبرد، از نگاه نویسنده، استفاده از فشار اقتصادی علیه آمریکا و متحدان آن بود. محاسبه تهران این بود که حمله به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، حتی اگر این کشورها با جمهوری اسلامی اختلافات جدی داشته باشند، آن‌ها را به سمت درخواست از واشنگتن برای متوقف‌کردن جنگ سوق می‌دهد.

در عین حال، ایران می‌دانست که فشار بر رأی‌دهندگان آمریکایی می‌تواند برای دولت مستقر هزینه سیاسی ایجاد کند. این فشار از دو مسیر دنبال می‌شد: افزایش تلفات نیروهای آمریکایی و بالا بردن هزینه زندگی شهروندان از طریق افزایش قیمت انرژی و اختلال در اقتصاد جهانی.

تنگه هرمز؛ اهرم فشار ایران بر اقتصاد جهان

در این تحلیل، تنگه هرمز مهم‌ترین ابزار اقتصادی ایران برای اثرگذاری بر روند جنگ معرفی شده است. پیش از آغاز درگیری، حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این گذرگاه راهبردی عبور می‌کرد.

به نوشته تایمز اسرائیل، ایران در ماه‌های گذشته با حمله به کشتی‌ها و مطرح‌کردن تهدید مین‌گذاری، عبورومرور دریایی از تنگه هرمز را برای بخش عمده‌ای از دوره جنگ مختل کرد. این وضعیت قیمت سوخت و کود شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی را افزایش داد و فشار اقتصادی و سیاسی بیشتری بر آمریکا وارد کرد.

نویسنده معتقد است تهران با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و منافع کشورهای منطقه، تلاش کرد هزینه جنگ را از میدان نبرد به اقتصاد جهانی منتقل کند؛ هزینه‌ای که در نهایت از طریق افزایش قیمت انرژی و کالاها به مصرف‌کنندگان آمریکایی نیز منتقل می‌شد.

این راهبرد در کنار حملات به مواضع نظامی آمریکا در منطقه اجرا شد. طبق ارقام نقل‌شده در گزارش، ایران ۲۶ پایگاه یا محل استقرار تجهیزات نظامی آمریکا را هدف ۱۱۵ حمله قرار داد. همچنین تا اواخر اکتبر، ۲۳ نظامی آمریکایی در عملیات مرتبط با جنگ کشته و ۸۶۵ نفر دیگر زخمی شده بودند.

بااین‌حال، ارزیابی نویسنده این است که تلفات نظامی به‌تنهایی تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر افکار عمومی آمریکا نداشت و فشار اقتصادی ناشی از اختلال در تنگه هرمز نقش برجسته‌تری ایفا کرد.

انتخابات آمریکا؛ نشانه‌ای از افزایش هزینه سیاسی جنگ

نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶، به شکست سنگین جمهوری‌خواهان و کسب کنترل هر دو مجلس کنگره توسط دموکرات‌ها منجر شد. این حزب همچنین در برخی ایالت‌هایی که به‌طور سنتی پایگاه جمهوری‌خواهان محسوب می‌شدند، از جمله تگزاس، کارولینای جنوبی و کانزاس، به پیروزی‌هایی دست یافت.

در نظرسنجی روز انتخابات آسوشیتدپرس، حدود ۶۰ درصد رأی‌دهندگان گفته بودند آمریکا در تصمیم به اقدام نظامی علیه ایران مرتکب اشتباه شده است. همچنین نزدیک به یک‌سوم شرکت‌کنندگان اعلام کردند جنگ ایران یکی از عوامل اساسی در انتخاب آن‌ها برای کنگره بوده است.

اظهارات جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، پس از شکست جمهوری‌خواهان نیز در این گزارش مورد توجه قرار گرفته است. ونس یک روز پس از انتخابات گفت که «دلیل شکست ما جنگ است» و بار دیگر بر ضرورت دستیابی به راه‌حل دیپلماتیک تأکید کرد.

او همچنین روابط جمهوری‌خواهان با اسرائیل را یکی دیگر از عوامل مؤثر در شکست انتخاباتی حزب دانست. دونالد ترامپ نیز ارزیابی ونس درباره نقش جنگ را تا حد زیادی درست توصیف کرد، هرچند تأکید داشت که جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای همچنان ضروری است.

از نگاه نویسنده تایمز اسرائیل، این تحولات نشان می‌دهد راهبرد فشار اقتصادی ایران توانسته است هزینه سیاسی ادامه جنگ را برای دولت آمریکا افزایش دهد؛ هرچند نتایج انتخابات به‌تنهایی به معنای تغییر قطعی سیاست واشنگتن در قبال تهران نیست.

چرا اسرائیل همچنان در برابر ایران موضع متفاوتی دارد؟

بخش مهم دیگر تحلیل بر تفاوت دیدگاه جامعه اسرائیل با افکار عمومی آمریکا و کشورهای عربی متمرکز است.

به نوشته برمن، اسرائیل در مقایسه با برخی کشورهای عربی منطقه، از اختلال اقتصادی گسترده ناشی از جنگ و افزایش هزینه انرژی آسیب کمتری دیده است. همچنین افزایش قیمت انرژی به همان اندازه که در آمریکا برای دولت ترامپ هزینه سیاسی ایجاد کرد، به یک عامل تعیین‌کننده علیه دولت بنیامین نتانیاهو تبدیل نشد.

گزارش به نظرسنجی‌هایی اشاره می‌کند که بر اساس آن‌ها، پس از یک ماه جنگ، بیش از سه‌چهارم یهودیان اسرائیلی خواهان ادامه درگیری بودند. همچنین در نظرسنجی جدیدتری که نویسنده به آن استناد کرده، حدود ۶۸ درصد رأی‌دهندگان اسرائیلی معتقد بودند این کشور باید طی یک سال آینده دوباره با ایران وارد جنگ شود و نزدیک به ۴۰ درصد نیز از حمله پیش‌دستانه حمایت می‌کردند.

بر اساس این تحلیل، نامزدهای احتمالی برای تصدی سمت‌های ارشد در دولت آینده اسرائیل نیز همگی از جنگ با ایران حمایت کرده و این کشور را مهم‌ترین تهدید امنیتی اسرائیل می‌دانند.

این شرایط باعث شده است که فشار اقتصادی و سیاسی ناشی از جنگ، لزوماً به همان شکل در اسرائیل به مطالبه‌ای برای پایان‌دادن به درگیری تبدیل نشود.

تهدید اسرائیل همچنان برای تهران پابرجاست

برمن معتقد است با وجود افزایش فشار بر آمریکا و کشورهای عربی برای پایان جنگ، تهدید نظامی علیه ایران از سوی اسرائیل همچنان جدی است.

در این گزارش تأکید شده است که اسرائیل در عملیات‌های نظامی خود علیه ایران توانسته ده‌ها تن از فرماندهان و مقام‌های ارشد ایرانی را هدف قرار دهد. نویسنده همچنین به نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در ساختار ایران اشاره می‌کند و احتمال می‌دهد این کشور در صورت آغاز دور تازه‌ای از درگیری، ابزارهای عملیاتی دیگری نیز در اختیار داشته باشد.

به نوشته تایمز اسرائیل، ایران از اوایل ژوئن تاکنون از حمله مستقیم به اسرائیل خودداری کرده است؛ موضوعی که نویسنده آن را نشانه‌ای از آگاهی تهران نسبت به خطر پاسخ نظامی اسرائیل می‌داند.

در عین حال، تهران ممکن است امیدوار باشد فشار افکار عمومی آمریکا بتواند مانع همراهی واشنگتن با عملیات نظامی جدید اسرائیل شود. بر اساس این تحلیل، اگر در فضای سیاسی آمریکا این تصور تقویت شود که موضع اسرائیل مانع حل مسئله تنگه هرمز و پایان جنگ است، احتمال مخالفت ترامپ با آغاز عملیات جدید اسرائیل می‌تواند افزایش یابد.

جمع‌بندی؛ انتخابات آمریکا پایان تهدید نظامی علیه ایران نیست

تحلیل تایمز اسرائیل نشان می‌دهد ایران تلاش کرده است با انتقال بخشی از هزینه‌های جنگ به اقتصاد جهانی، فشار بر دولت آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن را افزایش دهد. نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای و اظهارات جی‌دی ونس درباره نقش جنگ در شکست جمهوری‌خواهان، از نگاه نویسنده نشانه‌هایی از اثرگذاری این فشار سیاسی هستند.

بااین‌حال، این وضعیت به معنای پایان تهدید نظامی علیه ایران نیست. موضع جامعه اسرائیل، حمایت بخش قابل‌توجهی از رأی‌دهندگان از احتمال بازگشت به جنگ و نگرانی‌های امنیتی تل‌آویو همچنان می‌توانند مسیر تحولات را تحت تأثیر قرار دهند.

در نتیجه، هرچند انتخابات آمریکا می‌تواند محاسبات سیاسی واشنگتن درباره ادامه جنگ را تغییر دهد، اما اختلافات نظامی و راهبردی میان ایران و اسرائیل همچنان پابرجاست و نتیجه نهایی به تصمیم‌های دولت ترامپ و تحولات میدانی و دیپلماتیک بستگی خواهد داشت.