
شرکت متا با معرفی دستیار هوش مصنوعی جدید خود، «موس»، تلاش کرده است تعریف متفاوتی از دستیارهای هوشمند ارائه دهد؛ دستیارهایی که قرار نیست فقط به پرسشهای کاربران پاسخ دهند، بلکه باید بخشی از کارهای روزمره آنها را نیز انجام دهند. متا این محصول را نخستین عامل هوش مصنوعی شخصی برای عموم کاربران معرفی کرده است؛ ابزاری که هدف آن نه افزودن یک سرگرمی جدید به زندگی، بلکه سادهتر کردن کارهایی است که افراد هر روز انجام میدهند یا به دلیل پیچیدگی، بارها به تعویق میاندازند.
- موس تلاش میکند هوش مصنوعی را از یک ابزار پاسخگو به یک دستیار اجرایی برای کارهای روزمره تبدیل کند.
- بررسی یک صورتحساب بانکی توانست اشتراک فراموششدهای را شناسایی کند که نزدیک به ۲۵ دلار در ماه هزینه داشت.
- این ابزار در خرید، جستوجوی پزشک و برنامهریزی سفر، بخش قابل توجهی از فرایند جستوجو و مقایسه را برای کاربر انجام میدهد.
- خطاهای موس نشان میدهد که حتی دستیارهای هوشمند پیشرفته نیز هنوز به نظارت و تأیید انسانی نیاز دارند.
تفاوت اصلی موس با بسیاری از ابزارهای فعلی در همین نقطه قرار دارد. کاربر به جای اینکه صرفاً از هوش مصنوعی سؤال بپرسد، میتواند یک هدف مشخص را مطرح کند و از آن بخواهد برای رسیدن به نتیجه، جستوجو، مقایسه و برنامهریزی لازم را انجام دهد.
از پاسخ دادن به انجام دادن
بخش بزرگی از تجربه فعلی کاربران با هوش مصنوعی بر پایه پرسش و پاسخ شکل گرفته است. کاربر سؤال میپرسد، سامانه اطلاعات را پیدا میکند و پاسخ میدهد؛ اما در بسیاری از موارد، هنوز اجرای واقعی کار بر عهده خود فرد است.
موس تلاش میکند این فاصله را کاهش دهد. کاربر میتواند کاری را که مدتها به تعویق انداخته است برای موس توضیح دهد و سپس اجازه دهد این سامانه مراحل لازم برای رسیدن به نتیجه را بررسی کند. در این حالت، هوش مصنوعی تنها نقش یک موتور جستوجو را ندارد، بلکه میتواند اطلاعات مختلف را بررسی، گزینهها را مقایسه و مسیر انجام کار را برای کاربر آماده کند.
همین تغییر کوچک در تعریف «دستیار هوشمند» میتواند اهمیت زیادی داشته باشد. ارزش چنین سامانهای الزاماً در تولید اطلاعات بیشتر نیست؛ بلکه در کاهش زمان و اصطکاک تصمیمگیری و اجرای کارهای روزمره است.
صرفهجویی از جایی که کاربر فراموش کرده است
یکی از نخستین کاربردهای موس، بررسی صورتحساب کارت اعتباری بود. کاربر یک نسخه از صورتحساب خود را در اختیار سامانه قرار داد و موس توانست یک اشتراک قدیمی شرکت ادوبی را شناسایی کند که همچنان برای آن هزینه پرداخت میشد.
نتیجه، کشف هزینهای نزدیک به ۲۵ دلار در ماه بود؛ هزینهای که کاربر حتی متوجه ادامه آن نشده بود. البته موس به حساب واقعی کاربر دسترسی نداشت و بنابراین نمیتوانست مستقیماً اشتراک را لغو کند. در عوض، مراحل لغو حساب را به صورت گامبهگام توضیح داد.
این قابلیت میتواند برای کسبوکارهایی که بخش قابل توجهی از درآمدشان از اشتراکهای فراموششده یا کماستفاده به دست میآید، اهمیت داشته باشد. اشتراک خدمات سرگرمی، برنامههای دوستیابی، باشگاههای ورزشی و برخی خدمات دیجیتال از جمله هزینههایی هستند که ممکن است در صورتحساب ماهانه باقی بمانند، بدون آنکه کاربر هر ماه به شکل جدی آنها را بررسی کند.
از سوی دیگر، مسئله فقط اشتراکها نیست. افزایش تدریجی قیمت خدمات و هزینههای کوچک اما پرتکرار نیز میتواند در مجموع فشار قابل توجهی بر بودجه خانوار وارد کند. هوش مصنوعی میتواند شناسایی این هزینههای پراکنده را بسیار سریعتر کند.
تهدیدی برای موتورهای جستوجو؟
یکی از جالبترین بخشهای تجربه موس، قابلیت جستوجوی آن است. در یک نمونه، کاربر برای خرید شلوارهای روزمره با بودجهای حدود ۵۰ دلار از موس کمک گرفت. سامانه پس از بررسی گزینههای مختلف، علاوه بر پیدا کردن محصولات تخفیفخورده، گزینههایی مشابه محصول موردنظر اما با قیمت پایینتر را نیز ارائه کرد.
موس حتی میتواند هنگام جستوجو، صفحات مختلف اینترنت و بررسیهای کاربران را بررسی کند و نتیجه را در همان محیط گفتوگو به کاربر ارائه دهد. در چنین مدلی، کاربر دیگر الزاماً وارد موتور جستوجو نمیشود، چندین صفحه را باز نمیکند و سپس خودش اطلاعات را مقایسه نمیکند. بخش قابل توجهی از این فرایند به عامل هوش مصنوعی منتقل میشود.
این موضوع میتواند در بلندمدت برای مدل اقتصادی موتورهای جستوجو اهمیت داشته باشد؛ زیرا اگر کاربران به جای جستوجوی مستقیم در وب، هدف خود را به یک عامل هوش مصنوعی بسپارند، نقطه تماس میان کاربر و تبلیغکننده نیز میتواند تغییر کند. البته برای نتیجهگیری درباره اثر مالی این تغییر هنوز زود است، اما جهت حرکت فناوری قابل توجه است: از جستوجوی اطلاعات به اجرای هدف.
از خرید تا پیدا کردن پزشک
کاربرد موس تنها به خرید محدود نمیشود. در نمونه دیگری، کاربر برای پیدا کردن پزشک متخصص در منهتن که بیمه او را قبول کند و از نظر موقعیت مکانی نیز مناسب باشد، مدتها کاری انجام نداده بود. موس در مدت کوتاهی چند گزینه را همراه با شماره تماس و مسیر رزرو نوبت ارائه کرد.
در چنین کاربردی، ارزش اصلی هوش مصنوعی نه در ارائه اطلاعات پزشکی، بلکه در کاهش زمان لازم برای پیدا کردن گزینه مناسب است. همین الگو میتواند در رزرو سفر، خرید، مقایسه خدمات، پیدا کردن متخصص، برنامهریزی و دهها فعالیت روزمره دیگر تکرار شود.
در واقع، موس بیشتر از آنکه بخواهد جایگزین یک موتور جستوجو شود، تلاش میکند لایهای اجرایی روی اینترنت ایجاد کند؛ لایهای که کاربر هدف خود را به آن میگوید و سامانه بخشی از مسیر رسیدن به هدف را انجام میدهد.
“
«مهمترین نکته درباره موس از نگاه من، نه توانایی آن در پیدا کردن یک محصول ارزانتر یا لغو یک اشتراک فراموششده، بلکه تغییر جایگاه هوش مصنوعی در زنجیره ارزش اقتصاد دیجیتال است. موتور جستوجو اساساً کاربر را به اطلاعات میرساند، اما عامل هوش مصنوعی میتواند به تدریج خود را میان کاربر، اطلاعات و ارائهدهنده خدمت قرار دهد و بخشی از فرایند تصمیمگیری و اجرا را در اختیار بگیرد. اگر این الگو در مقیاس میلیاردها کاربر متا تثبیت شود، ارزش اقتصادی آن میتواند فراتر از یک قابلیت جدید در یک برنامه باشد و به بازتعریف نحوه کشف، مقایسه و خرید خدمات در اینترنت منجر شود. با این حال، نقطه تعیینکننده این مسیر میزان اعتماد کاربران خواهد بود؛ زیرا هرچه اختیار عامل بیشتر شود، فاصله میان «دستیار هوشمند» و «واسطه تصمیمگیری» نیز کمتر خواهد شد.»
بابک شیری
نقطه ضعف بزرگ؛ اعتماد
با وجود تمام این قابلیتها، موس هنوز نمیتواند بدون نظارت انسانی مورد اعتماد کامل قرار گیرد. در یکی از آزمایشها، سامانه یک هزینه چند هزار دلاری را در صورتحساب کارت اعتباری شناسایی کرد و آن را مشکوک دانست. اما پس از بررسی بیشتر مشخص شد که هوش مصنوعی در تشخیص تاریخ دچار خطا شده و پرداخت مربوط به وام مسکن در سال قبل را به اشتباه به سال جاری نسبت داده است.
این اتفاق شاید یک خطای کوچک به نظر برسد، اما یک مسئله بنیادی را نشان میدهد. هرچه هوش مصنوعی به اطلاعات مالی، حسابهای کاربری، خریدها، سفرها و امور شخصی افراد نزدیکتر شود، هزینه یک خطای کوچک نیز افزایش پیدا میکند. بنابراین رشد عاملهای هوش مصنوعی تنها به افزایش توانایی آنها وابسته نیست؛ بلکه به افزایش قابلیت اعتماد، شفافیت عملکرد و توانایی کاربر برای کنترل تصمیمهای سامانه نیز وابسته خواهد بود.
موس با چتبات ها تفاوت دارد
یکی از نکات مهم در تجربه موس این است که هدف آن صرفاً ارائه پاسخ نیست. به بیان ساده، یک موتور جستوجو به کاربر کمک میکند چیزی را پیدا کند؛ اما یک عامل هوش مصنوعی تلاش میکند کاری را که کاربر میخواهد انجام دهد، به نتیجه نزدیک کند. این تفاوت ممکن است در ظاهر ساده باشد، اما از نظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد.
اگر کاربران به مرور زمان بخش بیشتری از جستوجو، خرید، رزرو، مقایسه و مدیریت هزینههای خود را به عاملهای هوش مصنوعی بسپارند، شرکتهایی که امروز از واسطهگری میان کاربر و اطلاعات درآمد کسب میکنند، ممکن است با تغییر در مدل کسبوکار خود مواجه شوند. در چنین شرایطی، رقابت تنها بر سر ساخت بهترین مدل زبانی نخواهد بود؛ بلکه بر سر ایجاد بهترین عامل اجرایی برای زندگی دیجیتال کاربران شکل خواهد گرفت.
جمعبندی
موس نشان میدهد مرحله بعدی توسعه هوش مصنوعی ممکن است نه در پاسخ دادن بهتر به سؤالها، بلکه در انجام دادن کارها شکل بگیرد. این ابزار میتواند در مدت کوتاهی هزینههای فراموششده را پیدا کند، گزینههای خرید را مقایسه کند، سفر را برنامهریزی کند یا مسیر پیدا کردن یک خدمت مناسب را سادهتر کند.
اما همین افزایش نقش هوش مصنوعی، مسئله اعتماد را نیز جدیتر میکند. هرچه عاملهای هوشمند به اطلاعات حساستر دسترسی پیدا کنند و اختیار بیشتری برای انجام امور داشته باشند، صحت اطلاعات، کنترل انسانی و قابلیت بررسی تصمیمهای آنها اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
برای متا، اهمیت موس تنها به موفقیت یک محصول جدید محدود نمیشود. اگر کاربران به تدریج جستوجو و انجام امور روزمره را از موتورهای جستوجو و وبسایتهای مختلف به عاملهای هوش مصنوعی منتقل کنند، واسطه اصلی میان مصرفکننده و اقتصاد دیجیتال نیز میتواند تغییر کند.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.





















