بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

بازار سهام آمریکا در حال تکرار الگویی است که پیش از ترکیدن حباب دات‌کام دیده شد

بازار سهام آمریکا در حال تکرار الگویی است که پیش از ترکیدن حباب دات‌کام دیده شد

بازار سهام آمریکا همچنان در نزدیکی رکوردهای تاریخی حرکت می‌کند، اما پشت ظاهر قدرتمند شاخص‌ها نشانه‌ای مهم در حال شکل‌گیری است: رشد بازار به شکل غیرمعمولی به تعداد محدودی از شرکت‌ها وابسته شده است. در حالی که شاخص S&P 500 در محدوده ۷۶۵۶ واحد قرار گرفته و طی یک سال گذشته بین ۶۳۱۶ تا ۷۸۱۶ واحد نوسان کرده، بخش بزرگی از شرکت‌های تشکیل‌دهنده این شاخص عملاً هم‌جهت با بازار حرکت نمی‌کنند.

در یک نگاه
  •  رشد بازار سهام آمریکا بیش از گذشته به تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ وابسته شده است.
  •  حدود ۷۰ شرکت از اعضای S&P 500 طی ۳۶ ماه گذشته بتای ماهانه منفی داشته‌اند.
  •  چنین الگویی آخرین بار در ابعادی مشابه در دوران اوج حباب دات‌کام مشاهده شد.
  •  پیام اصلی داده‌ها، نه پایان قطعی بازار صعودی، بلکه افزایش ریسک تمرکز و شکنندگی ساختار فعلی بازار است.

بررسی رفتار سهام نشان می‌دهد حدود ۷۰ شرکت از اعضای S&P 500 طی ۳۶ ماه گذشته ضریب بتای ماهانه منفی داشته‌اند؛ پدیده‌ای که از نظر تاریخی بسیار نادر است و آخرین بار در ابعادی مشابه در اوج حباب شرکت‌های اینترنتی در اواخر دهه ۱۹۹۰ مشاهده شد.

این مسئله لزوماً به معنای پایان فوری روند صعودی بازار نیست، اما یک هشدار مهم برای سرمایه‌گذاران محسوب می‌شود. مشکل اصلی اینجاست که هرچه دامنه مشارکت در رشد بازار محدودتر شود، شاخص‌ها بیشتر به عملکرد چند شرکت بزرگ وابسته خواهند شد و در صورت تغییر مسیر همین شرکت‌ها، فشار فروش می‌تواند به سرعت به کل بازار منتقل شود.

رشد شاخص‌ها؛ اما نه برای همه سهام

در شرایط عادی، زمانی که بازار سهام وارد یک دوره صعودی می‌شود، بیشتر شرکت‌ها نیز کم‌وبیش در همان جهت حرکت می‌کنند. برخی سهام رشد بیشتری دارند و برخی کمتر، اما جهت کلی بازار میان بخش بزرگی از شرکت‌ها مشترک است.

این رابطه در دوره فعلی تا حدی تغییر کرده است. رشد شاخص‌های اصلی آمریکا بیش از گذشته تحت تأثیر عملکرد تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ، به‌خصوص شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی و فناوری قرار گرفته است.

در چنین شرایطی ممکن است شاخص کل همچنان رکوردهای جدید ثبت کند، در حالی که بخش قابل‌توجهی از شرکت‌های تشکیل‌دهنده آن عملکرد ضعیف‌تری داشته باشند. همین واگرایی یکی از مهم‌ترین نکاتی است که سرمایه‌گذاران باید هنگام ارزیابی قدرت واقعی بازار به آن توجه کنند.

مفهوم «بتا» نیز دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. بتا میزان حرکت یک سهم نسبت به حرکت متوسط بازار را نشان می‌دهد. بتای بالاتر از یک به معنای نوسان بیشتر از بازار، بتای بین صفر و یک به معنای نوسان کمتر و بتای منفی به معنای حرکت در خلاف جهت بازار است.

به گفته ریچارد برنشتاین از شرکت جانوس هندرسون، مشاهده تعداد زیادی سهم با بتای منفی در بازار موضوعی بسیار نادر است. رشد شدید تعداد این شرکت‌ها نشان می‌دهد رهبری بازار به شکل غیرمعمولی محدود شده است.

حدود ۷۰ شرکت در خلاف جهت بازار حرکت می‌کنند

بر اساس داده‌های مورد اشاره در این گزارش، حدود ۷۰ شرکت از اعضای S&P 500 طی ۳۶ ماه گذشته بتای ماهانه منفی داشته‌اند. این موضوع به آن معنا نیست که تمام این شرکت‌ها الزاماً عملکرد بدی داشته‌اند. برعکس، برخی از آنها ممکن است در دوره‌هایی که سهام بزرگ فناوری رشد کرده‌اند، کاهش قیمت داشته باشند و در صورت تغییر جریان سرمایه، شرایط کاملاً متفاوتی پیدا کنند اما اهمیت این داده در تعداد شرکت‌هاست.

در یک بازار صعودی سالم، انتظار می‌رود مشارکت شرکت‌های بیشتری در رشد شاخص وجود داشته باشد. وقتی تعداد زیادی از شرکت‌ها در خلاف جهت شاخص حرکت می‌کنند، می‌توان نتیجه گرفت که قدرت بازار در حال متمرکز شدن در بخش محدودی از سهام است.

این وضعیت در صورت تداوم رشد بازار الزاماً مشکل‌ساز نیست. سرمایه‌گذارانی که مالک شرکت‌های پیشرو هستند می‌توانند همچنان بازدهی بالایی کسب کنند. مشکل زمانی آغاز می‌شود که موتور اصلی رشد بازار متوقف شود یا انتظارات سرمایه‌گذاران درباره سودآوری شرکت‌های بزرگ تغییر کند.

در آن شرایط، بازاری که به چند شرکت محدود وابسته شده است می‌تواند آسیب‌پذیرتر از بازاری باشد که رشد آن میان صدها شرکت توزیع شده است.

شباهت نگران‌کننده با حباب دات‌کام

مهم‌ترین بخش این الگو زمانی مشخص می‌شود که وضعیت فعلی با اواخر دهه ۱۹۹۰ مقایسه شود. در دوره شکل‌گیری حباب شرکت‌های اینترنتی نیز تعداد زیادی از شرکت‌ها در خلاف جهت سهام فناوری حرکت می‌کردند. سرمایه‌گذاران به سمت شرکت‌هایی هجوم بردند که از رشد اینترنت سود می‌بردند و همین جریان سرمایه باعث شد شاخص‌های اصلی بازار به شدت به تعداد محدودی از سهام وابسته شوند.

نکته مهم این است که افزایش تعداد سهام با بتای منفی در آن دوره، پیش از ترکیدن حباب به اوج نرسید؛ بلکه بخش مهمی از این افزایش پس از آغاز سقوط سهام اینترنتی اتفاق افتاد.

با کاهش قیمت شرکت‌های فناوری، سرمایه‌گذاران به سمت بخش‌هایی از بازار که نقش پناهگاه داشتند حرکت کردند و همین جابه‌جایی سرمایه باعث شد تعداد زیادی از سهام در خلاف جهت بازار فناوری رشد کنند.

بنابراین نمی‌توان صرفاً با مشاهده بتای منفی شرکت‌ها نتیجه گرفت که حباب فعلی نیز حتماً در آستانه ترکیدن است. این داده بیشتر نشان‌دهنده باریک شدن دامنه رشد بازار است.

خطر اصلی؛ تمرکز بیش از حد

بازار فعلی آمریکا به شکل قابل‌توجهی به عملکرد تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ وابسته است. رشد هوش مصنوعی، سرمایه‌گذاری سنگین شرکت‌ها در زیرساخت‌های محاسباتی و افزایش انتظارها درباره سودآوری این فناوری، جریان بزرگی از سرمایه را به سمت گروه مشخصی از شرکت‌ها هدایت کرده است.

همین تمرکز باعث شده است عملکرد چند شرکت بزرگ بتواند تأثیر قابل‌توجهی بر شاخص‌های اصلی داشته باشد اما بازار همیشه با یک سؤال اساسی روبه‌رو است: آیا رشد سود شرکت‌های پیشرو می‌تواند انتظارات بسیار بالای سرمایه‌گذاران را برآورده کند؟

اگر پاسخ مثبت باشد، روند صعودی می‌تواند ادامه پیدا کند و سهام بزرگ فناوری همچنان موتور اصلی شاخص‌ها باقی بمانند. اما اگر رشد سود کمتر از انتظار باشد، کاهش ارزش همین شرکت‌ها می‌تواند اثر بسیار بزرگ‌تری بر شاخص‌ها نسبت به یک بازار متنوع داشته باشد.

به همین دلیل، مسئله اصلی در شرایط فعلی لزوماً گران بودن همه سهام آمریکا نیست؛ بلکه تمرکز ریسک در بخش مشخصی از بازار است.

«به نظر می‌رسد مهم‌ترین پیام این داده‌ها نه «نزدیک بودن سقوط بازار»، بلکه تغییر کیفیت روند صعودی است. بازاری که رشد آن از مشارکت گسترده شرکت‌ها به عملکرد چند بازیگر بزرگ منتقل شده، از نظر ظاهری می‌تواند همچنان قدرتمند باشد، اما از درون شکننده‌تر شده است. به همین دلیل، مقایسه امروز با حباب دات‌کام باید به‌عنوان یک هشدار ساختاری دیده شود، نه پیش‌بینی یک بحران قطعی؛ زیرا اگر رشد سود شرکت‌های بزرگ فناوری با انتظارات فعلی همراه شود، این تمرکز می‌تواند مدت‌ها ادامه پیدا کند، اما هرگونه شکاف میان سود واقعی و انتظارات بالا، ریسک اصلاحی بسیار بزرگ‌تری ایجاد خواهد کرد. از نگاه سرمایه‌گذاری، در چنین بازاری مسئله اصلی دیگر پیدا کردن «سهمی که بیشترین رشد را دارد» نیست؛ بلکه تشخیص این است که کدام بخش از رشد فعلی واقعاً بر سودآوری پایدار بنا شده و کدام بخش صرفاً نتیجه تمرکز جریان سرمایه است.»

بابک شیری

آیا سهام با بتای منفی پناهگاه مناسبی هستند؟

یکی از وسوسه‌های طبیعی سرمایه‌گذاران در چنین شرایطی، خرید سهام شرکت‌هایی است که اکنون رفتار متفاوتی نسبت به بازار دارند اما داده‌های تاریخی چنین استراتژی ساده‌ای را تأیید نمی‌کند.

سهامی که امروز بتای منفی دارند، الزاماً در زمان وقوع یک بحران نیز همین رفتار را نشان نخواهند داد. همان‌طور که در دوران حباب دات‌کام مشاهده شد، رابطه میان شرکت‌ها و بازار می‌تواند پس از تغییر شرایط به سرعت دگرگون شود. به همین دلیل، خرید صرف سهام دارای بتای منفی نمی‌تواند یک راهکار مطمئن برای محافظت در برابر سقوط بازار باشد.

تنوع‌بخشی واقعی نیز نباید صرفاً به انتخاب چند سهم متفاوت درون بازار سهام آمریکا محدود شود. سرمایه‌گذاران برای کاهش ریسک می‌توانند در کنار سهام، به طبقات دارایی دیگر نیز توجه کنند. در داخل بازار سهام نیز شرکت‌های باکیفیت و ارزش‌محور معمولاً در دوره‌های نزولی عملکرد مقاوم‌تری نسبت به شرکت‌های پرریسک دارند؛ هرچند هیچ گروهی نمی‌تواند در برابر افت گسترده بازار مصون باشد.

بازار صعودی هنوز تمام نشده است

یکی از مهم‌ترین نکات این گزارش آن است که داده‌های موجود به هیچ عنوان پایان قطعی روند صعودی را پیش‌بینی نمی‌کنند. اگر شرکت‌های بزرگ فناوری همچنان سودهای بالاتر از انتظار ثبت کنند و سرمایه‌گذاری‌های عظیم در هوش مصنوعی به درآمد و جریان نقدی تبدیل شود، بازار می‌تواند حتی با مشارکت محدود تعداد زیادی از سهام نیز به رشد خود ادامه دهد.

در واقع، تمرکز بازار می‌تواند برای مدتی طولانی ادامه داشته باشد اما همین موضوع باعث می‌شود ریسک سرمایه‌گذاری نیز تغییر کند. در چنین بازاری، سرمایه‌گذاری صرفاً بر اساس قدرت شاخص‌ها می‌تواند تصویری ناقص از شرایط واقعی ارائه دهد.

سرمایه‌گذار باید بررسی کند که چه تعداد شرکت واقعاً در رشد بازار مشارکت دارند، سودآوری شرکت‌های پیشرو تا چه اندازه با ارزش‌گذاری آنها تناسب دارد و در صورت تغییر مسیر سرمایه، چه بخش‌هایی از پرتفوی در برابر افت بازار مقاومت خواهند کرد.

جمع‌بندی

بازار سهام آمریکا در ظاهر همچنان قدرتمند است و S&P 500 در نزدیکی رکوردهای تاریخی قرار دارد، اما ساختار این رشد با گذشته تفاوت دارد. تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ، بخش قابل‌توجهی از بازدهی بازار را ایجاد می‌کنند و هم‌زمان حدود ۷۰ عضو شاخص طی ۳۶ ماه گذشته بتای ماهانه منفی داشته‌اند.

شباهت این وضعیت با دوره حباب دات‌کام را نمی‌توان نادیده گرفت، اما نباید آن را به معنای پیش‌بینی قطعی سقوط بازار تعبیر کرد. آنچه داده‌ها با اطمینان بیشتری نشان می‌دهند، افزایش تمرکز بازار و کاهش گستره مشارکت در روند صعودی است.

برای سرمایه‌گذاران، پیام اصلی این شرایط ضرورت مدیریت ریسک است. ادامه روند صعودی می‌تواند همچنان برای سهام شرکت‌های پیشرو سودآور باشد، اما وابستگی بیش از حد شاخص‌ها به تعداد محدودی از شرکت‌ها باعث می‌شود کوچک‌ترین تغییر در انتظارات درباره سودآوری آنها، اثر بسیار بزرگ‌تری بر کل بازار داشته باشد. در چنین شرایطی، تنوع‌بخشی، توجه به کیفیت بنیادی شرکت‌ها و پرهیز از تصمیم‌گیری صرفاً بر اساس رکوردهای شاخص‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


paxg