
بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ همچنان به مسیر صعودی خود ادامه داده، اما یک شاخص مهم ارزشگذاری اکنون هشداری را نشان میدهد که آخرین بار در دوره حباب شرکتهای اینترنتی مشاهده شده بود. شاخص S&P 500 از ابتدای سال حدود ۱۳ درصد رشد کرده و عملکرد قدرتمند شرکتها مهمترین موتور این صعود بوده است؛ با این حال، افزایش ارزشگذاریها باعث شده نگرانیها درباره بازدهی بازار در سالهای آینده دوباره افزایش پیدا کند.
- CAPE شاخص S&P 500 به ۴۰.۶ رسیده و برای سومین ماه متوالی بالای ۴۰ قرار دارد؛ سطحی که آخرین بار در دوره حباب اینترنتی دیده شد.
- در گذشته، پس از عبور CAPE از ۴۰، میانگین بازدهی سهساله S&P 500 حدود ۳۰ درصد منفی بوده است.با این حال، سود شرکتها در سهماهه نخست ۲۸.۶ درصد رشد کرده و
- والاستریت برای اوت ۲۰۲۷ رسیدن شاخص به ۹۱۰۶ واحد را پیشبینی میکند.
- پیام اصلی بازار: ارزشگذاریها هشدار میدهند، اما رشد واقعی سود و هوش مصنوعی هنوز اجازه نمیدهد شرایط امروز را با حباب اینترنتی یکسان بدانیم.
شاخصی که دوباره به محدوده خطر رسید
نسبت تعدیلشده چرخهای قیمت به سود یا CAPE که اقتصاددان آمریکایی رابرت شیلر در سال ۱۹۸۸ معرفی کرد، یکی از معیارهای مهم برای بررسی ارزشگذاری بلندمدت بازار سهام است. برخلاف نسبت معمول قیمت به سود که میتواند تحت تأثیر نوسانات کوتاهمدت سود شرکتها قرار بگیرد، CAPE سود تعدیلشده بر اساس تورم در ۱۰ سال گذشته را در محاسبات خود لحاظ میکند.
میانگین CAPE شاخص S&P 500 در ماه ژوئیه به ۴۰.۶ رسید و برای سومین ماه متوالی بالاتر از سطح ۴۰ قرار گرفت. این رقم فاصله زیادی با میانگین ۲۰ ساله حدود ۲۸ دارد.
اهمیت این عدد در سابقه تاریخی آن است. سه ماه متوالی بالاتر ماندن CAPE از ۴۰، نخستین بار پس از دوران حباب شرکتهای اینترنتی در اوایل دهه ۲۰۰۰ اتفاق افتاده است؛ دورهای که در نهایت با سقوط شدید بازار سهام همراه شد.
سابقه تاریخی چه میگوید؟
بررسی دادههای تاریخی نشان میدهد عبور CAPE از سطح ۴۰ معمولاً با بازدهی ضعیفتر بازار در سالهای بعد همراه بوده است. پس از ثبت چنین سطحی، بهترین و بدترین عملکرد شاخص S&P 500 در افق یکساله به ترتیب ۱۶ درصد رشد و ۲۸ درصد افت بوده و میانگین بازدهی نیز حدود ۳ درصد کاهش داشته است.
در افق دو ساله، بهترین عملکرد مثبت ۸ درصد و بدترین عملکرد منفی ۴۳ درصد بوده و میانگین بازدهی به ۱۹ درصد کاهش رسیده است. اما در افق سهساله، تصویر نگرانکنندهتر میشود. بهترین عملکرد ثبتشده پس از CAPE بالاتر از ۴۰، حدود ۱۰ درصد کاهش بوده، بدترین عملکرد ۴۳ درصد افت و میانگین تاریخی نیز حدود ۳۰ درصد کاهش را نشان میدهد.
به بیان ساده، در نمونههای تاریخی بررسیشده، شاخص S&P 500 پس از ثبت CAPE بالاتر از ۴۰ هیچگاه نتوانسته در افق سهساله بازدهی مثبت ایجاد کند اگر همین میانگین تاریخی در آینده تکرار شود، بازار سهام آمریکا تا اوت ۲۰۲۹ میتواند حدود ۳۰ درصد پایینتر از سطح فعلی قرار بگیرد.
آیا این بار با گذشته فرق دارد؟
با وجود این هشدار، نمیتوان صرفاً بر اساس یک شاخص تاریخی نتیجه گرفت که بازار الزاماً در آستانه سقوط قرار دارد. CAPE یک شاخص گذشتهنگر است و بر اساس سود شرکتها در ۱۰ سال گذشته محاسبه میشود. بنابراین اگر سود شرکتها در سالهای آینده با سرعت زیادی رشد کند، افزایش ارزش سهام میتواند تا حدی از طریق رشد سود توجیه شود. این دقیقاً همان تفاوت مهم میان شرایط فعلی و حباب شرکتهای اینترنتی است.
در دوره حباب اینترنتی، قیمت سهام با سرعت بسیار بیشتری از سود شرکتها افزایش یافت و در نهایت فاصله میان قیمت و بنیادهای اقتصادی به فروپاشی بازار منجر شد. اما در موج فعلی سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، شرکتهای بزرگ فناوری نهتنها ارزش بازار بالایی دارند، بلکه رشد واقعی درآمد و سود نیز ثبت کردهاند.
بر اساس اظهارات جاستین بیمن، راهبردگذار جهانی سرمایهگذاری در جیپیمورگان چیس، هوش مصنوعی یکی از سریعترین فناوریهای پذیرفتهشده در تاریخ بوده و نزدیک به یکچهارم شرکتهای آمریکایی آن را در مقیاس گسترده به کار گرفتهاند. بنابراین ممکن است این فناوری بسیار سریعتر از اینترنت به منبع واقعی درآمد و سود شرکتها تبدیل شود.
سود شرکتها همچنان نقطه قوت بازار است
مهمترین عاملی که در حال حاضر سناریوی سقوط فوری بازار را تضعیف میکند، عملکرد مالی شرکتهای حاضر در S&P 500 است. در سهماهه نخست ۲۰۲۶، درآمد شرکتهای این شاخص ۱۱.۴ درصد افزایش یافت؛ سریعترین رشد از سهماهه دوم سال ۲۰۲۲ تاکنون. سود شرکتها نیز ۲۸.۶ درصد رشد کرد که سریعترین نرخ رشد از سهماهه چهارم سال ۲۰۲۱ محسوب میشود.
برآوردهای بازار برای ادامه سال نیز همچنان قدرتمند است. انتظار میرود درآمد شرکتهای S&P 500 در کل سال حدود ۱۱ درصد و سود آنها حدود ۲۷ درصد افزایش پیدا کند. در سطح صنایع نیز بیشترین رشد سود مورد انتظار مربوط به بخش انرژی با ۷۷ درصد، ارتباطات با ۵۴ درصد و فناوری با ۵۰ درصد است.
این ارقام اهمیت زیادی دارند؛ زیرا نشان میدهند افزایش ارزش بازار تنها نتیجه هیجان سرمایهگذاران نیست و بخش قابلتوجهی از رشد قیمت سهام با افزایش واقعی سودآوری شرکتها همراه شده است.
“
«به نظر من، هشدار CAPE را نباید به عنوان پیشبینی قطعی یک سقوط، بلکه باید به عنوان هشدار درباره کاهش حاشیه امنیت بازار در نظر گرفت. تفاوت اصلی این دوره با حباب اینترنتی در این است که امروز رشد فناوری، بهویژه هوش مصنوعی، پشتوانهای واقعی از درآمد و سود ایجاد کرده است؛ اما این واقعیت نمیتواند هر سطحی از ارزشگذاری را توجیه کند. بنابراین تا زمانی که رشد سود شرکتها با سرعت فعلی ادامه دارد، نگاه من به بازار در کوتاهمدت محتاطانه اما مثبت است؛ با این حال، در افق دو تا سه ساله، نسبتهای بالای ارزشگذاری نشان میدهند که سرمایهگذاران باید بیش از گذشته به قیمت خرید، کیفیت سود و توان واقعی شرکتها برای تبدیل سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی به جریان نقدی توجه کنند.»
بابک شیری
والاستریت هنوز به آینده خوشبین است
با وجود هشدار CAPE، تحلیلگران والاستریت در کوتاهمدت همچنان نگاه مثبتی به بازار دارند. برآورد میانه آنها نشان میدهد شاخص S&P 500 در اوت ۲۰۲۷ میتواند به ۹۱۰۶ واحد برسد. با توجه به سطح فعلی حدود ۷۷۲۲ واحد، این پیشبینی به معنای رشد تقریبی ۱۹ درصدی در یک سال آینده است.
بنابراین بازار در حال حاضر با دو روایت کاملاً متفاوت روبهرو است: از یک طرف، ارزشگذاری تاریخی هشدار میدهد که بازدهی بلندمدت میتواند تحت فشار قرار گیرد؛ از طرف دیگر، رشد قدرتمند سود شرکتها و انتظار تداوم سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، از ادامه روند صعودی حمایت میکند.
همین تضاد، شرایط فعلی بازار را پیچیده کرده است.
جمعبندی
سطح ۴۰.۶ برای CAPE بدون تردید هشداری جدی است. بازار سهام آمریکا از نظر ارزشگذاری در محدودهای قرار گرفته که آخرین بار در دوره حباب اینترنتی مشاهده شده بود و آمار تاریخی نیز نشان میدهد پس از چنین سطوحی، بازدهی سهساله S&P 500 به طور میانگین حدود ۳۰ درصد منفی بوده است.
اما تفاوت امروز با آن دوره را نباید نادیده گرفت. شرکتهای بزرگ آمریکایی در سال ۲۰۲۶ رشد درآمد ۱۱.۴ درصدی و رشد سود ۲۸.۶ درصدی داشتهاند و انتظار میرود سود کل شرکتهای شاخص در سال جاری حدود ۲۷ درصد افزایش یابد.
در نتیجه، CAPE به تنهایی نمیتواند زمان سقوط بازار را مشخص کند. اگر رشد سود شرکتها بتواند با رشد قیمت سهام همراه شود، ارزشگذاری فعلی ممکن است به تدریج منطقیتر شود؛ اما اگر قیمتها سریعتر از سود حرکت کنند، فاصله میان ارزش بازار و بنیادهای اقتصادی میتواند بار دیگر به یک اصلاح جدی منجر شود.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.





















