
اگر قیمتگذاری آثار هنری معیاری برای سنجش احساسات اقتصادی باشد، مزایده اخیر ساتبیز نشانهای روشن از قدرت مالی طبقه ثروتمند و تداوم مسیر صعودی داراییها ارائه میدهد. در این حراج، پرترهای از گوستاو کلیمت—«تصویری از الیزابت لدرر»—با قیمت ۲۳۶.۴ میلیون دلار (شامل هزینهها) فروخته شد؛ گرانترین اثر مدرن در تاریخ و دومین اثر گرانقیمت کل دورانها که در یک مزایده عمومی ثبت شده است. رکورد پیشین در اختیار اثری از اندی وارهول بود.
این قیمت خیرهکننده شاید برای اقتصاد امروز چندان غافلگیرکننده نباشد. بازارها در سال جاری صعودی بودهاند، و اقتصاد «K شکل» بهخوبی نشان میدهد که اقشار ثروتمند بیش از هر زمان دیگری از رونق مالی بهرهمند هستند—و طبیعتاً آمادهاند میلیونها دلار برای آثار هنری منحصربهفرد هزینه کنند.
نکته مهم این است که این فروش یک استثنا نبود. تقریباً تمام آثار ارائهشده بالاتر از برآورد اولیه فروخته شدند و بسیاری از ۲۴ اثر این مزایده، ۳ تا ۴ برابر قیمتهای تخمینی چکش خوردند. این روند نشان میدهد که جریان نقدینگی در میان مجموعهداران بزرگ بسیار قدرتمند است و تقاضا همچنان بالاست.
در حاشیه این رویداد، یک اثر عجیب اما خبرساز نیز فروخته شد: توالتی ساختهشده از طلای ۱۸ عیار اثر «مائوریتزیو کاتلان»، همان هنرمندی که «موز چسبیده به دیوار» را مشهور کرد. این اثر به قیمت ۱۲ میلیون دلار فروخته شد، در حالی که ارزش خودِ طلای آن—با قیمتهای فعلی—حدود ۱۰ میلیون دلار است. اگر قیمت طلا به ۴۹۰۰ دلار برسد، ارزش طلای این اثر بهتنهایی معادل قیمت فروش خواهد شد. به عبارت دیگر، این اثر بهنوعی یک کالآپشن همزمان بر بازار هنر و بازار طلا است—سرمایهگذاریای عجیب اما منطقی.

حراج اخیر، بار دیگر این بحث را زنده کرده که آیا بازار هنر یک شاخص پیشنگر برای داراییهای مالی است؟ اگر چنین باشد، پیام آن روشن است:
طبقه ثروتمند کاملاً راضی، نقدینگی فراوان، و تمایل به ریسک بالا همچنان در اوج است.



















