
- ماهیت راهبرد: بر اساس سیاست جدید واشنگتن، در صورت حمله ایران به یک نفتکش تجاری در هرمز، آمریکا یک نفتکش مرتبط با صادرات نفت ایران را هدف قرار میدهد.
- اولین اجرای علنی: حملات اوایل سپتامبر که در آن پهپادهای آمریکایی دو نفتکش ایرانی را هدف قرار دادند و حدود ۱۰۰ هدف مرتبط با ایران مورد اصابت قرار گرفت.
- اهمیت تنگه هرمز: روزانه حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه نفت و فرآوردهها و حدود ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع جهان از این تنگه عبور میکرد که در صورت تداوم ناامنی، ترانزیت نفت و گاز به شدت کاهش مییابد.
- خطر تشدید: در صورت واکنش غیرمترقبه ایران، احتمال شکلگیری چرخه تلافی خارج از کنترل و اختلال طولانی در کشتیرانی، بیمه، زنجیره تأمین و قیمت انرژی جهانی افزایش مییابد.
تنشها میان ایالات متحده و ایران در تنگه هرمز وارد مرحلهای تازه و پرخطر شده است. راهبرد موسوم به «نفتکش در برابر نفتکش» واشنگتن که هدف قرار دادن نفتکشهای مرتبط با صادرات نفت ایران را در واکنش به حملات ایران علیه کشتیهای تجاری در بر میگیرد، خطر سرایت درگیری به بازارهای جهانی انرژی را افزایش داده است.
بر اساس تحلیل الجزیره، رویکرد جدید آمریکا تنها یک سیاست تلافیجویانه نظامی نیست، بلکه با تأثیر مستقیم بر هزینههای حملونقل نفت و گاز طبیعی مایع (LNG)، کشتیرانی و بیمه، میتواند از مسیر افزایش قیمت انرژی، فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد کند.
راهبرد «نفتکش در برابر نفتکش» که دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، اتخاذ کرده، بر اصل تلافی مستقیم استوار است. بر اساس این رویکرد، اگر ایران به یک نفتکش تجاری در تنگه هرمز حمله کند یا مانع عبور آن شود، واشنگتن یک نفتکش مرتبط با دولت ایران یا فعال در شبکه صادرات نفت این کشور را هدف قرار خواهد داد.
این سیاست تفاوت قابل توجهی با رویکرد پیشین آمریکا، یعنی دفاع و اسکورت کشتیهای تجاری، دارد. واشنگتن با اتخاذ این راهبرد، علاوه بر تلاش برای جلوگیری از حملات علیه کشتیهای تجاری، درصدد است از طریق هدف قرار دادن تجارت نفت، هزینههای اقتصادی مستقیمی به ایران تحمیل کند.
هدف قرار گرفتن صادرات نفت ایران
مهمترین ویژگی راهبرد جدید آمریکا، ارتباط مستقیم آن با صادرات نفت ایران است. بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی، حملات اوایل سپتامبر یکی از نخستین نمونههای اجرای علنی این سیاست بوده است.
طبق این گزارشها، پهپادهای آمریکایی دو نفتکش ایرانی را در سواحل ایران هدف قرار داده و به آنها حمله کردهاند. گفته میشود این حملات بخشی از عملیات گستردهتری بوده که در آن حدود ۱۰۰ هدف مرتبط با ایران هدف قرار گرفته است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، سامانههای پدافند هوایی، رادارها، تجهیزات مینگذاری، مراکز ارتباطی، موشکهای ضدکشتی و سکوهای پهپادهای تهاجمی از جمله اهداف این عملیات بودهاند.
تنگه هرمز؛ نقطه حساس اقتصاد جهانی
مهمترین پیامد راهبرد جدید آمریکا به جایگاه تنگه هرمز در تجارت جهانی انرژی مربوط میشود. این تنگه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز طبیعی مایع در جهان است و بخش قابل توجهی از محمولههای انرژی عبوری از آن به بازارهای آسیایی میرسد. در نتیجه، هرگونه اختلال طولانیمدت در تردد کشتیها از این مسیر میتواند به سرعت به یک شوک جدی در عرضه انرژی جهانی تبدیل شود.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۵، به طور متوسط روزانه حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است. با این حال، در پی افزایش نگرانیهای امنیتی، پیشبینی شده بود این میزان به شدت کاهش یابد. این کاهش، تأثیر مستقیم ناامنی بر جریان انتقال انرژی از تنگه هرمز را نشان میدهد.
خطر در کمین بازار گاز طبیعی مایع
پیامدهای ناامنی در تنگه هرمز تنها به بازار نفت محدود نمیشود. حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از این تنگه عبور میکند و بخش قابل توجهی از این محمولهها از قطر به کشورهای آسیایی صادر میشود.
در صورت اختلال شدید در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، قیمت گاز طبیعی و به دنبال آن هزینه تولید برق و فعالیت صنایع در کشورهای آسیایی افزایش خواهد یافت.
بازارها برای افزایش قیمت، الزاماً به کاهش واقعی عرضه نیاز ندارند. نگرانی درباره احتمال اختلال در زنجیره تأمین میتواند کشورهای واردکننده را به خرید و ذخیرهسازی زودهنگام محمولهها ترغیب کند. این اقدام نیز احتمالا پیش از وقوع کمبود واقعی، قیمت انرژی را افزایش دهد.
افزایش خطر تشدید تنش
هدف اعلامشده آمریکا از اجرای راهبرد «نفتکش در برابر نفتکش»، ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از اعمال فشار ایران بر تجارت دریایی و استفاده از تنگه هرمز به عنوان اهرمی برای مذاکره یا فشار است. با این حال، این سیاست خطر وقوع حملات متقابل علیه نفتکشها را افزایش میدهد.
محاسبه واشنگتن این است که حملات ایران به کشتیهای تجاری، هزینه مستقیمی برای تهران ندارد، اما تجارت جهانی را با هزینههای سنگین مواجه میکند. دولت آمریکا بر این باور است که نمیتواند ادامه حملات دریایی ایران را تحمل کند، در حالی که نفتکشها و صادرات نفت این کشور بدون واکنش باقی بماند.
با این حال، واکنش احتمالی تهران مشخص نیست. ایران ممکن است به جای هدف قرار دادن مستقیم نفتکشها، از روشهایی مانند مینگذاری، استفاده از قایقهای تندرو، پهپادها و موشکهای ساحلی استفاده کند. چنین سناریویی میتواند به گسترش درگیری و شکلگیری چرخهای از اقدامات تلافیجویانه منجر شود که کنترل آن دشوار خواهد بود.
فشار صعودی بر قیمت نفت
افزایش تنشها در تنگه هرمز هماکنون نیز بر رفتار بازار نفت تأثیر گذاشته است. در معاملات اوایل سپتامبر، قیمت نفت خام برنت حدود ۹۵ دلار در هر بشکه گزارش شد، هرچند برخی گزارشها از افزایش کوتاهمدت قیمت آن به بیش از ۹۷ دلار حکایت داشتند.
همچنین گزارش شده که قیمت قراردادهای آتی نفت خام وستتگزاس اینترمدیت از ۹۰ دلار در هر بشکه فراتر رفته است. افزایش قیمتها نشان میدهد بازار، علاوه بر وضعیت کنونی عرضه، احتمال کاهش بیشتر عرضه در آینده را نیز در محاسبات خود لحاظ کرده است.
افزایش قیمت انرژی تنها شرکتهای نفتی را تحت تأثیر قرار نمیدهد. قیمت بالاتر نفت میتواند هزینه سوخت، حملونقل دریایی و هوایی، تولید و خدمات لجستیکی را افزایش دهد.
افزایش قیمت گاز طبیعی مایع نیز بهویژه در کشورهایی که وابستگی زیادی به واردات انرژی دارند، میتواند هزینه تولید برق و فعالیت صنایع را بالا ببرد. از این رو، تداوم تنشهای نظامی در تنگه هرمز احتمالا به تدریج فشار تازهای بر تورم جهانی وارد کند.
آینده راهبرد آمریکا
از دیدگاه واشنگتن، هدف اصلی راهبرد «نفتکش در برابر نفتکش»، شکستن فشار ایران بر تجارت دریایی و جلوگیری از استفاده از تنگه هرمز به عنوان ابزاری برای چانهزنی یا اعمال فشار است. با این حال، هنوز مشخص نیست این سیاست در عمل به ایجاد بازدارندگی منجر خواهد شد یا به تشدید درگیریها دامن میزند.
در صورت موفقیت این راهبرد، احتمالا امنیت کشتیهای تجاری افزایش یابد و جریان انتقال انرژی به وضعیت عادی بازگردد. اما در صورت شکست، بحران تازهای شکل خواهد گرفت که در آن نفتکشها به اهداف متقابل تبدیل میشوند، هزینههای بیمه و حملونقل افزایش مییابد و قیمت نفت و گاز طبیعی مایع نیز با افزایش بیشتری مواجه میشود.
در چنین شرایطی، تنش در تنگه هرمز دیگر صرفاً یک مسئله نظامی میان آمریکا و ایران نخواهد بود. هر اقدام جدید در این منطقه میتواند به طور مستقیم بر قیمت نفت، بازار گاز طبیعی مایع، کشتیرانی، بیمه، زنجیره تأمین و تورم جهانی تأثیر بگذارد.






















