
رایانش کوانتومی یکی از پرریسکترین حوزههای فناوری در بازار سهام است، اما همین ریسک میتواند در صورت تجاریشدن این فناوری، بازدهی بسیار بزرگی برای سرمایهگذاران اولیه ایجاد کند. سرمایهگذاران شرکت IonQ که از هماکنون روی آینده این صنعت حساب باز کردهاند، میتوانند برای کاهش وابستگی به یک شرکت، بخشی از سرمایه خود را میان چند بازیگر دیگر این حوزه توزیع کنند.
- Rigetti با دریافت ۱۰۰ میلیون دلار حمایت از قانون تراشهها و ایجاد مشتریانی مانند Microsoft، Amazon و NASA، یکی از گزینههای پرریسک اما دارای پشتوانه دولتی است.
- Infleqtion با دریافت ۲۰ میلیون دلار از NASA و همکاری بلندمدت با Nvidia، به دنبال پیوند رایانش کوانتومی با زیرساخت مراکز داده هوش مصنوعی است.
- D-Wave با رشد ۱۱۲۰ درصدی رزروهای فروش در نیمه نخست سال و سهم ۴۷.۷ درصدی شرکتهای Fortune 2000 از درآمد فصل دوم، نشانههایی از افزایش تقاضای تجاری نشان داده است.
- IonQ، Rigetti، Infleqtion و D-Wave همچنان سرمایهگذاریهایی بسیار پرریسک هستند و ارزش آنها بیش از عملکرد مالی امروز، به موفقیت فناوری و تجاریسازی رایانش کوانتومی در پنج تا ۱۰ سال آینده وابسته است.
IonQ در سهماهه دوم سال زیانی معادل ۱.۸۷ میلیارد دلار گزارش کرد، اما درآمد آن نسبت به سال گذشته ۲۸۷ درصد افزایش یافت و به ۸۰.۱ میلیون دلار رسید. این تضاد میان زیان سنگین و رشد سریع درآمد نشان میدهد که سرمایهگذاری در شرکتهای کوانتومی بیشتر بر آینده چندساله آنها استوار است تا معیارهای سنتی مانند نسبت قیمت به سود.
در چنین بازاری، سه شرکت Rigetti Computing، Infleqtion و D-Wave Quantum به دلیل پیشرفت فناوری، حمایتهای دولتی یا افزایش تقاضای تجاری، میتوانند در کنار IonQ مورد توجه سرمایهگذاران قرار گیرند.
ریجتی؛ پشتیبانی دولت آمریکا از یک بازیگر کوانتومی
شرکت Rigetti Computing تلاش میکند رایانههای کوانتومی کامل را توسعه دهد؛ سامانههایی که سختافزار و نرمافزار مورد نیاز برای حل مسائل پیچیده را در یک زنجیره کامل در اختیار مشتری قرار میدهند.
مهمترین مزیت ریجتی در شرایط فعلی، حمایت مالی دولت آمریکا است. این شرکت ۱۰۰ میلیون دلار از محل قانون حمایت از تولید تراشهها دریافت کرده و دولت آمریکا نیز در این شرکت دارای سهم شده است.
این حمایت از یک جهت اهمیت دارد که صنعت کوانتومی هنوز با زیانهای سنگین و فاصله قابلتوجه تا تجاریسازی گسترده روبهرو است. ورود دولت میتواند بخشی از فشار تأمین سرمایه شرکت را کاهش دهد و در عین حال، انگیزه دولت برای ادامه حمایت از ریجتی را افزایش دهد.
ریجتی در سهماهه دوم تنها ۵.۱ میلیون دلار درآمد داشت و زیان عملیاتی آن به ۲۸.۱ میلیون دلار رسید. با این حال، این شرکت در حال ایجاد مجموعهای از مشتریان بالقوه است که در صورت گسترش کاربردهای تجاری رایانش کوانتومی میتوانند به منبع مهمی برای رشد تبدیل شوند.
در میان مشتریان ریجتی نامهایی مانند آمازون، مایکروسافت، شرکتهای بزرگ مالی و سازمانهایی مانند ناسا دیده میشود. خود شرکت در ارائه سرمایهگذاران آگوست ۲۰۲۶ برآورد کرده است که صنعت کوانتومی میتواند تا سال ۲۰۴۰ حدود ۸۵۰ میلیارد دلار ارزش اقتصادی ایجاد کند.
البته این رقم پیشبینی ظرفیت کل صنعت است و به معنای درآمد یا ارزشگذاری قطعی ریجتی نیست؛ اما نشان میدهد چرا سرمایهگذاران این حوزه حاضرند ریسک بالای شرکتهای کوانتومی را بپذیرند.

اینفلیکشن؛ پیوند رایانش کوانتومی با هوش مصنوعی
شرکت Infleqtion نیز یکی دیگر از بازیگران صنعت کوانتومی است که علاوه بر فعالیت در حوزه فناوری کوانتومی، قراردادهایی با دولت آمریکا دارد.
این شرکت اخیراً ۲۰ میلیون دلار از ناسا دریافت کرده تا در مأموریتی برای توسعه نخستین سامانه فضایی اندازهگیری گرانش کوانتومی مشارکت کند. هدف این مأموریت، پرتاب نخستین حسگر گرانش کوانتومی مبتنی بر فضا عنوان شده است اما شاید مهمترین بخش داستان اینفلیکشن، همکاری آن با انویدیا باشد. این شرکت یک همکاری بلندمدت با انویدیا برای ادغام فناوری کوانتومی با مراکز داده هوش مصنوعی دارد.
ایده اصلی این همکاری، حرکت به سمت مراکز دادهای است که بتوانند هم ظرفیت هوش مصنوعی و هم رایانش کوانتومی را در یک زیرساخت ارائه کنند. چنین ساختاری میتواند از ایجاد مراکز کاملاً جداگانه برای هر فناوری جلوگیری کند و در صورت تحقق، هزینه سرمایهگذاری و بهرهبرداری را بهینهتر کند.
فناوری اتمهای خنثی اینفلیکشن نیز یکی از محورهای اصلی این شرکت است. مدیر فناوری آن، پرا ناو گوکاله، این فناوری را به دلیل قابلیت ذاتی مقیاسپذیری، گزینهای مناسب برای توسعه رایانش کوانتومی میداند.
دیویو؛ پیشرفت فناوری در مسیر تجاریسازی
شرکت D-Wave Quantum رویکردی متفاوت دارد و در کنار سختافزار، نرمافزار مورد نیاز برای انجام محاسبات پیچیده را نیز توسعه میدهد. این شرکت مانند بسیاری از بازیگران خالص کوانتومی هنوز فاصله زیادی میان درآمد و ارزش بازار خود دارد، اما نشانههایی از افزایش تقاضای تجاری در عملکرد آن دیده میشود.
رزروهای فروش شرکت در نیمه نخست سال نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۱۲۰ درصد افزایش یافته و ارزش فرصتهای فروش موجود در مسیر تجاری آن به ۳۵.۵ میلیون دلار رسیده است.
همچنین شرکتهای حاضر در فهرست Fortune 2000 در سهماهه دوم حدود ۴۷.۷ درصد از کل درآمد D-Wave را تشکیل دادند. افزایش سهم مشتریان تجاری نشان میدهد تقاضا برای کاربردهای واقعی رایانش کوانتومی در حال شکلگیری است.
از سوی دیگر، D-Wave اخیراً مقالهای پژوهشی در مجله Nature منتشر کرده که جزئیات پیشرفتهای این شرکت در رایانش کوانتومی دروازهای مقاوم در برابر خطا را توضیح میدهد.
در این پژوهش، کیوبیتهای حفرهای دو ریلی به عنوان مسیری جذاب برای دستیابی به رایانش کوانتومی مقاوم در برابر خطا معرفی شدهاند. آزمایشهای انجامشده نشان دادهاند این ساختار میتواند نرخ خطای پایینی ایجاد کند و در عین حال سلسلهمراتب خطای مناسبی داشته باشد؛ موضوعی که شناسایی و اصلاح خطاها را سادهتر میکند. اگر این پیشرفتها در مقیاس تجاری نیز تکرار شوند، میتوانند موقعیت D-Wave را در رقابت میان شرکتهای کوانتومی تقویت کنند.
“
«به نظر من، جذابیت سهام کوانتومی دقیقاً در همان نقطهای قرار دارد که ریسک آن آغاز میشود. رشدهای چندصددرصدی درآمد، قراردادهای دولتی و پیشرفتهای فنی میتوانند نشانه شکلگیری یک صنعت بزرگ باشند، اما هنوز برای توجیه ارزشگذاریهای بالا کافی نیستند. در چنین بازاری، بهجای شرطبندی کامل روی یک شرکت، نگاه سبدی منطقیتر است؛ زیرا مسئله اصلی این نیست که کدام شرکت امروز عملکرد بهتری دارد، بلکه این است که کدام معماری کوانتومی در نهایت به استاندارد تجاری غالب تبدیل خواهد شد. بنابراین من این گروه را بیشتر مناسب سرمایهای میدانم که تحمل نوسان و افق زمانی پنج تا ۱۰ ساله دارد، نه سرمایهای که به دنبال سودآوری کوتاهمدت و جریان نقدی قابل پیشبینی است.»
بابک شیری
سهام کوانتومی؛ سرمایهگذاری روی آینده، نه سود امروز
وجه مشترک IonQ، Rigetti، Infleqtion و D-Wave این است که ارزشگذاری آنها را نمیتوان با معیارهای معمول شرکتهای بالغ فناوری بهسادگی تحلیل کرد.
زیان بالا، درآمد محدود و ارزش بازار چند میلیارد دلاری باعث میشود نسبتهای سنتی مانند نسبت قیمت به سود تصویر چندان مفیدی ارائه نکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار باید بیشتر به سرعت پیشرفت فناوری، توانایی جذب سرمایه، مشتریان تجاری، حمایت دولتها و احتمال رسیدن شرکت به مرحله تجاریسازی توجه کند.
در همین حال، پراکندگی سرمایه میان چند شرکت میتواند ریسک وابستگی به یک فناوری یا یک معماری خاص را کاهش دهد. IonQ ممکن است در نهایت یکی از برندگان بزرگ این صنعت باشد، اما مشخص نیست کدام معماری یا شرکت در افق پنج تا ۱۰ ساله بیشترین سهم بازار را به دست خواهد آورد.
به همین دلیل، سرمایهگذاری در چند بازیگر میتواند برای کسانی که از قبل روی IonQ سرمایهگذاری کردهاند، راهی برای افزایش مواجهه با رشد احتمالی صنعت بدون وابستگی کامل به یک شرکت باشد.
جمعبندی
بازار رایانش کوانتومی هنوز در مرحلهای قرار دارد که فاصله میان وعدههای فناوری و درآمد واقعی شرکتها بسیار زیاد است. زیان ۱.۸۷ میلیارد دلاری IonQ در کنار رشد ۲۸۷ درصدی درآمد نمونه روشنی از همین وضعیت است؛ سرمایهگذاران به جای سود فعلی، در حال خریدن احتمال موفقیت آینده هستند.
در این میان، Rigetti از حمایت مالی دولت آمریکا بهره میبرد، Infleqtion در حال ایجاد پیوند میان رایانش کوانتومی و هوش مصنوعی است و D-Wave نیز با رشد شدید رزروهای فروش و پیشرفتهای فنی تلاش میکند جایگاه خود را در مسیر تجاریسازی تثبیت کند.
بنابراین، انتخاب میان این شرکتها بیشتر از آنکه یک تصمیم معمول ارزشگذاری باشد، نوعی سرمایهگذاری روی نتیجه یک رقابت فناورانه است؛ رقابتی که هنوز برنده نهایی آن مشخص نیست.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است






















