
آیا والاستریت در آستانه یک سقوط بزرگ شبیه به حباب داتکام سال ۲۰۰۰ قرار دارد؟ تب داغ هوش مصنوعی این روزها با سوالات سختی از سوی بزرگترین بانکهای جهان مواجه شده است. در این گزارش یوتوتایمز، پشتپرده این نگرانی تریلیون دلاری را بررسی میکنیم.
- هزینههای نجومی، درآمدهای قطرهچکانی: پنج غول بزرگ فناوری در مسیر هزینهکرد بیش از ۱ تریلیون دلار برای زیرساختهای هوش مصنوعی هستند، در حالی که بازگشت سرمایه ملموس همچنان ضعیف است.
- کابوس دیتاسنترها و استهلاک سریع: هزینه ساخت دیتاسنترهای هوش مصنوعی میلیاردی شده و تجهیزات آنها به دلیل سرعت بالای معرفی تراشههای جدید، ظرف ۳ سال مستهلک و قدیمی میشوند.
- شباهت مو به مو با حباب داتکام: جهش بیسابقه ارزش انویدیا دقیقاً یادآور روزهای اوج شرکت «سیسکو» در سال ۲۰۰۰ است؛ شرکتی که بیل و کلنگ فروخت اما بعد از فروکش کردن تب اینترنت، سقوط سنگینی کرد.
- دو دستگی عمیق در والاستریت: گلدمن ساکس و بارکلیز درباره هزینههای سنگین و بازدهی ناچیز هشدار میدهند؛ در حالی که جیپومورگان و بلکراک ریزشها را یک فرصت خرید تاریخی میدانند.
چرا والاستریت نگران هزینههای سنگین شرکتهای هوش مصنوعی است؟
شک اصلی سرمایهگذاران به یک فرمول ساده برمیدرد: هزینهها با درآمدها همخوانی ندارند. غولهای فناوری دنیا (مانند مایکروسافت، گوگل، آمازون و متا) بین سالهای ۲۰۲۵ تا پایان سال جاری، بیش از ۱,۰۰۰ میلیارد دلار (۱ تریلیون دلار) روی زیرساختها، دیتاسنترها و تراشههای هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند.
به عنوان مثال، شرکت متا (فیسبوک) تخمین هزینههای زیرساختی خود را به ۱۲۵ تا ۱۴۵ میلیارد دلار افزایش داد که باعث افت قیمت سهام آن شد؛ چرا که سهامداران بابت این حجم از سوزاندن نقدینگی بدون بازدهی ملموس، نگران هستند. وقتی از مارک زاکربرگ درباره نرخ بازگشت این سرمایه (ROI) سوال شد، او پاسخ داد: «این یک سوال بسیار فنی است!»؛ پاسخی که اصلاً نتوانست والاستریت نگران را راضی کند. در همین حال، غولهایی مثل مایکروسافت از درآمدهای میلیاردی هوش مصنوعی دم میزنند، اما منتقدان میگویند این درآمدها تنها کسر کوچکی از هزینههای عظیم آنها را پوشش میدهد.
آمار تکاندهنده دیتاسنترها؛ بلعیدن پول و انرژی
سرمایهگذاری روی دیتاسنترهای هوش مصنوعی ابعاد عجیب و غریبی به خود گرفته است که بخش مهمی از ریسک والاستریت را شکل میدهد:
- هزینه ساخت نجومی: یک دیتاسنتر سنتی ابری معمولاً حدود چند صد میلیون دلار هزینه دارد. اما دیتاسنترهای مخصوص هوش مصنوعی (که به جای پردازندههای معمولی از هزاران پردازنده گرافیکی فوقپیشرفته و سیستمهای خنککننده مایع استفاده میکنند) هزینهای بین بیش از ۱ میلیارد تا چندین میلیارد دلار برای هر پروژه روی دست شرکتها میگذارند.
- مصرف پیشبینینشده برق: پردازش دادههای هوش مصنوعی انرژی فوقالعاده زیادی مصرف میکند. یک جستجوی ساده در چتباتهای هوش مصنوعی حدود ۱۰ برابر بیشتر از یک جستجوی معمولی در گوگل برق مصرف میکند. پیشبینی میشود که دیتاسنترهای هوش مصنوعی تا سالهای آینده تا ۴.۵ الی ۵ درصد از کل برق مصرفی ایالات متحده را به خود اختصاص دهند؛ بحرانی که شرکتها را مجبور کرده حتی به سراغ خرید و احیای راکتورهای هستهای قدیمی بروند!
- استهلاک سریع تجهیزات: در دیتاسنترهای ابری معمولی، سرورها معمولاً ۵ تا ۷ سال کار میکنند. اما در هوش مصنوعی، به دلیل سرعت خیرهکننده معرفی تراشههای جدیدتر و قویتر، تجهیزات دیتاسنترها خیلی زودتر (گاهی ظرف ۳ سال) قدیمی و غیراقتصادی میشوند؛ این یعنی شرکتها باید مدام هزینههای سنگین را تکرار کنند تا عقب نمانند.
✔️ بیشتر بخوانید: پرواز بورسهای آسیایی با سوخت چین و هوش مصنوعی؛ پایان طلایی برای یک فصل رویایی
شباهتهای مو به موی هوش مصنوعی با حباب داتکام (سال ۲۰۰۰)
وقتی رفتارهای امروز والاستریت را با اواخر دهه ۹۰ میلادی مقایسه میکنیم، شباهتها فراتر از یک تشابه ساده است:
- کابوس «اول زیرساخت بساز، بعداً فکرهاتو بکن!»: در سال ۲۰۰۰، شرکتهای مخابراتی تریلیونها دلار وام گرفتند تا هزاران کیلومتر فیبر نوری در زمین کار بگذارند، چون فکر میکردند اینترنت فوراً دنیا را میبلعد. اما سالها طول کشید تا تقاضای واقعی به آن حجم از فیبر نوری برسد. امروز هم غولهای فناوری ابتدا صدها دیتاسنتر غولپیکر میسازند و پردازندهها را انبار میکنند، بدون اینکه هنوز مدل تجاری مشخصی برای سودآوری نهایی آنها داشته باشند.
- پدیده «کلنگفروشان»: در دوران غربالگری طلای کالیفرنیا، کسانی که بیل و کلنگ میفروختند ثروتمند شدند، نه کسانی که دنبال طلا بودند! در حباب داتکام، شرکت سیسکو (Cisco) که سختافزار و روترهای شبکه میفروخت، به ارزشمندترین شرکت جهان تبدیل شد. اما پس از ترکیدن حباب، سهام سیسکو حدود ۹۰ درصد سقوط کرد. امروز انویدیا (Nvidia) دقیقاً نقش سیسکو را بازی میکند؛ شرکتی که همه برای هوش مصنوعی به تراشههایش نیاز دارند، اما اگر خریدارانِ تراشهها نتوانند از هوش مصنوعی پول درآورند، خرید خود را متوقف میکنند و این یعنی خطر برای انویدیا.
- تمرکز بیش از حد شاخص: پیش از سقوط سال ۲۰۰۰، پنج شرکت بزرگ فناوری سهم بزرگی از شاخص اساندپی ۵۰۰ (S&P 500) را در دست داشتند. امروز نیز بخش عمدهای از رشد بورس آمریکا تنها به دوش چند شرکت محدود (بهویژه انویدیا، مایکروسافت و اپل) است که نشاندهنده شکنندگی بازار در صورت بروز ناامیدی است.
جریان مبهم سرمایهگذاری چرخهای چیست؟ (آیا پولها واقعی هستند؟)
تصور کنید شرکتها پول را بین خودشان جابهجا کنند؛ در والاستریت به این پدیده «معاملات چرخهای» میگویند که شباهت ترسناکی به رفتارهای پیش از سقوط حباب داتکام دارد.
تحلیلگران مؤسسه تحقیقاتی Morningstar به توافقهای چند ده میلیارد دلاری بین انویدیا، OpenAI و مایکروسافت اشاره میکنند. انویدیا میلیاردها دلار در OpenAI سرمایهگذاری میکند؛ سپس OpenAI از همان پول برای خرید تراشههای انویدیا یا خدمات ابری مایکروسافت استفاده میکند، و مجدداً مایکروسافت با آن پول از انویدیا تراشه میخرد. این چرخه بسته باعث میشود که آمار درآمدهای ثبتشده روی کاغذ به شدت بالا و جذاب به نظر برسد، اما واقعیت این است که این رشد چقدر متکی به «تقاضای واقعی مصرفکننده نهایی در بازار» است؟
پارادوکس هزینه توکنها؛ چرا فاکتور شرکتها روزبهروز سنگینتر میشود؟
شاید شنیده باشید که قیمت هر توکن (واحدهای پردازش متنی هوش مصنوعی) کاهش یافته است. آمارها نشان میدهند که میانگین هزینه پردازش هر یک میلیون توکن در بازار بیش از ۶۰ درصد افت کرده است. اما چرا فاکتور نهایی شرکتها گرانتر میشود؟
بر اساس گزارش مؤسسه FinOps، حدود ۷۳ درصد از سازمانهایی که هوش مصنوعی را در کسبوکار خود پیاده کردهاند، اعتراف کردهاند که هزینههای نهایی آنها فراتر از پیشبینی بودجه بوده است. دلیل آن «حجم مصرف» است. وقتی سیستمهای هوش مصنوعی وارد فاز عملیاتی پیوسته (مثل مانیتورینگ خودکار و ابزارهای تکرار شونده سازمانی) میشوند، تریلیونها توکن را بدون دخالت مستقیم کاربر مصرف میکنند. این یعنی قیمت واحد کم شده، اما مصرف به قدری بالاست که راهاندازی این سیستمها برای بسیاری از کسبوکارهای سنتی هنوز به صرفه اقتصادی نرسیده است.
بانکهای بزرگ و چهرههای مطرح والاستریت چه میگویند؟
در حال حاضر، والاستریت به دو اردوگاه کاملاً متضاد تقسیم شده است؛ گروهی که آلارم سقوط حباب را به صدا درآوردهاند و گروهی که معتقدند این تازه اول راه است.
۱. اردوگاه بدبینها: زنگ خطرهای جدی از گلدمن ساکس تا بانک مرکزی جهانی
گزارش تکاندهنده گلدمن ساکس: یکی از قویترین ضربهها به بدنه بازار هوش مصنوعی را جیم کوالو، رئیس تحقیقات سهام جهانی گلدمن ساکس، در گزارش معروف خود به نام «هوش مصنوعی؛ هزینههای سنگین، بازدهی ناچیز» وارد کرد. او صراحتاً نوشت: «این تکنولوژی به شدت گران است و برای اینکه این هزینهها توجیه اقتصادی داشته باشند، هوش مصنوعی باید قادر به حل مسائل بسیار پیچیده باشد که هنوز نیست.» گلدمن ساکس تخمین میزند که شرکتها برای سربهسر شدن هزینههای خود، به درآمدهایی نیاز دارند که مدلهای فعلی حتی به گرد پای آن هم نمیرسند.
هشدار صریح بارکلیز: تحلیلگران بانک بارکلیز بریتانیا در یادداشتی برای سرمایهگذاران اعلام کردند که بازار تا سالهای آینده به درآمدهای سالانه صدها میلیارد دلاری از سرویسهای هوش مصنوعی نیاز دارد تا ساخت دیتاسنترها توجیه داشته باشد؛ اما نرخ رشد فعلی درآمدهای نرمافزاری نشان میدهد که فاصله بسیار عمیقی میان سرمایهگذاری و بازگشت سرمایه وجود دارد.
موضعگیری بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS): این نهاد که به عنوان بانک مرکزی بانکهای مرکزی جهان شناخته میشود، در گزارش سالانه خود صراحتاً اعلام کرد که این حجم از سرریز سرمایه، یادآور حبابهای بزرگ تاریخ از جمله حباب داتکام در پایان دهه ۱۹۹۰ است. این نهاد هشدار داد که سرخوشی فعلی بازار و انباشت بدهی برای دیتاسنترها میتواند به یک رکود اقتصادی عمیق منجر شود. همچنین مدیران سرمایهگذاری شرکت بزرگ Allianz معتقدند ورود به فاز انتشار حجم عظیمی از اوراق قرضه فناوری برای تامین مالی این دیتاسنترها، نشانه واضحی از حرکت در محدوده حباب است.
جیم چانوس (Jim Chanos – معاملهگر افسانهای والاستریت): چانوس که به پیشبینی درست سقوط شرکتهای بزرگ معروف است، میگوید: «مدل کسبوکار هوش مصنوعی فعلاً بر اساس یک فرض اشتباه بنا شده است؛ اینکه مشترکین حاضرند برای همیشه میلیاردها دلار برای ابزارهایی پول بدهند که صرفاً کارهای ساده اداری را سریعتر انجام میدهند. این یک حباب خالص در بخش عرضه است.»
۲. اردوگاه خوشبینها: فرصت خرید تاریخی از جیپومورگان تا بلکراک
موضعگیری جیپومورگان: در سمت مقابل، بزرگترین بانک آمریکا نگاه متفاوتی دارد. دوبراکو لاکوس، استراتژیست ارشد جیپومورگان معتقد است که مقایسه هوش مصنوعی با حباب داتکام کاملاً بیپایه است. او استدلال میکند: «در سال ۲۰۰۰، شرکتهای داتکام صرفاً یک ایده و وبسایت بدون درآمد بودند؛ اما امروز انویدیا، مایکروسافت و اپل ترازنامههای مالی فوقالعاده قدرتمند، جریان نقدینگی تریلیون دلاری و سودهای واقعی دارند. حتی اگر اصلاحی در بازار رخ دهد، این شرکتها ورشکست نخواهند شد.»
ابرشرکت بلکراک (بزرگترین مدیر دارایی جهان): لری فینک، مدیرعامل بلکراک، معتقد است سرمایهگذاری روی دیتاسنترها و انرژی هوش مصنوعی، بزرگترین چرخه سرمایهگذاری خصوصی در تاریخ مدرن است. بلکراک معتقد است تغییر ساختار انرژی جهان برای تأمین برق هوش مصنوعی، یک فرصت سرمایهگذاری تریلیون دلاری در بخش زیرساخت است و هرگونه ریزش قیمت در سهام فناوری، صرفاً یک «فرصت خرید جذاب» برای بلندمدت به شمار میرود. استراتژیستهای ارشدی مانند سیما شاه (از موسسه Principal Asset Management) نیز معتقدند بازار صرفاً در حال یک تعدیل یا جابهجایی موقت نقدینگی است و ساختار کلان اقتصاد پابرجا خواهد ماند.
نتیجهگیری: آیا زمان خروج از بازار رسیده است؟
واقعیت این است که تقاضا برای هوش مصنوعی برخلاف سال ۲۰۰۰ توخالی نیست و ابزارها واقعاً کاربردی هستند؛ اما والاستریت در حال حاضر به شدت نسبت به «زمان» و «حجم» سودآوری این تکنولوژی بیصبر شده است. حباب هوش مصنوعی شاید به طور کامل نترکد، اما قطعاً سوزاندن بیحسابوکتاب پول روی دیتاسنترهای میلیاردی با عمر کوتاه ۳ ساله، بدون ارائه مدلهای درآمدی پایدار، بهزودی توسط بازار جریمه خواهد شد. پول هوشمند اکنون بیش از هر زمان دیگری به دنبال دیدن سود واقعی روی زمین است، نه روی کاغذ!
















