
بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر داستان هوش مصنوعی قرار گرفته است. رشد شرکتهای فناوری، سرمایهگذاری سنگین در زیرساختهای هوش مصنوعی و افزایش ارزش سهام مرتبط با این حوزه باعث شده بخش بزرگی از جریان سرمایه بازار در یک جهت حرکت کند.
- بسیاری از سهام و صندوقهای فناوری برخلاف ظاهر متفاوتشان، در عمل تحت تأثیر یک جریان مشترک حرکت میکنند.
- در شش ماه گذشته، SOXX و QQQ با وجود تفاوت در ترکیب داراییها، رفتار قیمتی بسیار نزدیکی داشتهاند.
- طی سه سال گذشته، بازده TQQQ حدود ۳۰۰٪، QLD حدود ۲۰۰٪ و QQQ حدود ۱۰۰٪ بوده است.
- خطر اصلی زمانی نمایان میشود که روند بازار برگردد و سرمایهگذار متوجه شود چندین دارایی متفاوت، در واقع یک ریسک مشترک داشتهاند.
در نگاه اول، سرمایهگذاری در صندوقهای مختلف فناوری، نیمهرساناها، رایانش ابری، هوش مصنوعی و دیگر بخشهای نوآورانه ممکن است یک سبد متنوع به نظر برسد. اما بررسی رفتار قیمتی این داراییها نشان میدهد تفاوت میان آنها در بسیاری از مواقع کمتر از چیزی است که سرمایهگذاران تصور میکنند.
مشکل دقیقاً همینجاست؛ ممکن است سرمایهگذار تصور کند چندین نوع دارایی در اختیار دارد، در حالی که در واقع چند بار روی یک عامل مشترک شرط بسته است.
وقتی دو صندوق متفاوت تقریباً یک رفتار دارند

یکی از نمونههای جالب، مقایسه SOXX با TQQQ است. SOXX یک صندوق بدون اهرم است که روی شرکتهای صنعت نیمهرسانا تمرکز دارد، در حالی که TQQQ تلاش میکند حرکت روزانه شاخص نزدک ۱۰۰ را با ضریب سه دنبال کند. در ظاهر، این دو صندوق تفاوت زیادی دارند.
SOXX حدود ۳۵ سهم در اختیار دارد، در حالی که QQQ نزدیک به ۱۰۰ سهم را شامل میشود. از میان این دو سبد نیز تنها ۱۷ شرکت به صورت مشترک در هر دو صندوق حضور دارند؛ بنابراین حدود یکسوم ترکیب آنها با یکدیگر همپوشانی دارد. با این حال، رفتار قیمتی آنها طی شش ماه گذشته شباهت بسیار زیادی داشته است.
به بیان ساده، برای اینکه رفتار پرنوسان SOXX را شبیهسازی کنیم، در بسیاری از مقاطع کافی بوده است حرکت QQQ را با ضریب سه بزرگ کنیم.
این اتفاق یک سؤال مهم برای سرمایهگذاران ایجاد میکند: اگر دو صندوق با ترکیب متفاوت میتوانند چنین رفتار مشابهی داشته باشند، آیا واقعاً داشتن چند صندوق فناوری به معنای تنوعبخشی است؟
مسئله فقط SOXX و QQQ نیست
نگرانی اصلی این تحلیل فقط به دو صندوق محدود نمیشود. بررسی بخشهای مختلفی که در سال ۲۰۲۶ مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفتهاند، از رایانش کوانتومی گرفته تا صنعت فضایی و دیگر موضوعات پرطرفدار، نشان میدهد بسیاری از این بخشها در زمانهای مهم بازار تحت تأثیر یک جریان مشترک قرار میگیرند.
این جریان همان رفتار معروف «ریسکپذیری و ریسکگریزی» در بازار است.
در دورههای خوشبینی، سرمایه به سمت داراییهای پرریسکتر حرکت میکند و سهام فناوری، شرکتهای نوآور و صندوقهای رشدی همزمان مورد توجه قرار میگیرند.
اما زمانی که فضای بازار تغییر کند، همین داراییها میتوانند به شکل همزمان تحت فشار فروش قرار بگیرند.
در چنین شرایطی، تفاوت صنعت یا نام شرکت دیگر اهمیت سابق را ندارد. الگوریتمهای معاملاتی، صندوقهای شاخصی و جریانهای بزرگ سرمایه میتوانند سهام مختلف را در قالب یک معامله بزرگتر یعنی «ریسک بازار» خرید و فروش کنند.
اهرم، تفاوت اصلی را بیشتر میکند
نمونه TQQQ این مسئله را به شکل واضحتری نشان میدهد. طی سه سال گذشته، بازده TQQQ حدود ۳۰۰ درصد بوده است. بازده QLD در همین دوره حدود ۲۰۰ درصد و بازده QQQ حدود ۱۰۰ درصد بوده است. در نگاه اول ممکن است این ارقام نشان دهند سرمایهگذار با انتخاب صندوق اهرمی، صرفاً نسخهای پربازدهتر از یک صندوق فناوری را در اختیار داشته است. اما اهرم در هر دو جهت عمل میکند.
وقتی بازار صعودی است، ضریب سه میتواند بازده بسیار بیشتری ایجاد کند. اما زمانی که روند بازار برگردد، زیان نیز با سرعت بیشتری افزایش مییابد. نکته مهم این است که صندوقهای اهرمی به صورت روزانه عملکرد خود را تنظیم میکنند. به همین دلیل، نتیجه آنها در دورههای طولانی الزاماً برابر با سه برابر بازده شاخص پایه نیست.
این موضوع میتواند در دورههای پرنوسان اهمیت بسیار زیادی داشته باشد.
بزرگترین خطر؛ توهم تنوعبخشی
سرمایهگذاران معمولاً با اضافه کردن داراییهای مختلف به سبد خود تلاش میکنند ریسک را کاهش دهند. اما اگر چند دارایی به شدت با یکدیگر همبسته باشند، این روش ممکن است نتیجه مورد انتظار را ایجاد نکند.
فرض کنید سرمایهگذاری همزمان در صندوقهای فناوری، نیمهرسانا، هوش مصنوعی و رایانش ابری انجام شده باشد. از نظر نام و صنعت، اینها چهار سرمایهگذاری متفاوت هستند. اما اگر بخش بزرگی از قیمت آنها به یک عامل مشترک یعنی رشد فناوری و جریان سرمایه به سهام هوش مصنوعی وابسته باشد، در زمان اصلاح بازار ممکن است همه آنها همزمان سقوط کنند.
در این حالت، سرمایهگذار تصور میکند چهار انتخاب متفاوت انجام داده، اما در واقع چهار بار روی یک ریسک سرمایهگذاری کرده است. این همان چیزی است که میتوان آن را توهم تنوعبخشی نامید.
بازار صعودی این مشکل را پنهان میکند
در بازارهای صعودی، همبستگی بالا معمولاً مشکل بزرگی ایجاد نمیکند. برعکس، میتواند بسیار سودآور باشد. وقتی جریان سرمایه به سمت فناوری حرکت میکند، شرکتها و صندوقهای مرتبط با این بخش تقریباً همزمان رشد میکنند و سرمایهگذار از افزایش ارزش کل سبد خود رضایت دارد. مشکل زمانی ظاهر میشود که چرخه تغییر کند.
اگر نگرانی درباره ارزشگذاری شرکتهای فناوری افزایش یابد یا سرمایهگذاران تصمیم بگیرند ریسک خود را کاهش دهند، داراییهایی که در دوره صعودی بسیار متفاوت به نظر میرسیدند، ممکن است به شکل همزمان وارد مسیر نزولی شوند.
در آن لحظه، سرمایهگذار متوجه میشود آنچه تصور میکرد «تنوع» است، در واقع مجموعهای از داراییهای همبسته بوده است.
هوش مصنوعی عامل مشترک بازار شده است
رشد هوش مصنوعی در سالهای اخیر فرصتهای بزرگی برای شرکتهای فناوری ایجاد کرده است، اما همین موضوع باعث شده جریان سرمایه در بخش بزرگی از بازار حول یک روایت مشترک شکل بگیرد.
شرکتهای تولیدکننده تراشه، ارائهدهندگان خدمات ابری، شرکتهای نرمافزاری و حتی برخی شرکتهای فضایی و رایانش کوانتومی، در ذهن بازار به نوعی با آینده فناوری و هوش مصنوعی ارتباط پیدا کردهاند. این ارتباط لزوماً به معنای یکسان بودن مدل کسبوکار آنها نیست.
اما بازار سهام همیشه بر اساس تفاوتهای بنیادی شرکتها حرکت نمیکند. گاهی جریان سرمایه و احساسات سرمایهگذاران برای مدتی طولانی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در چنین شرایطی، سهام مختلف میتوانند با وجود تفاوتهای بنیادی، رفتار بسیار مشابهی نشان دهند.
“
«برداشت من از این تحلیل این است که در بازار فعلی، بزرگترین اشتباه لزوماً انتخاب سهم اشتباه نیست؛ بلکه برآورد اشتباه از میزان تنوع سبد است. وقتی بخش بزرگی از سرمایه بازار حول یک روایت مشترک مانند هوش مصنوعی حرکت میکند، داشتن چندین صندوق و سهم فناوری ممکن است فقط وزن یک ریسک واحد را افزایش دهد. به نظرم در چنین شرایطی، مدیریت سرمایه باید قبل از جستوجوی بازده بیشتر، روی اندازهگیری همبستگی داراییها و میزان واقعی مواجهه با QQQ تمرکز کند؛ چون در بازارهای صعودی، همبستگی سود میسازد، اما در زمان چرخش روند میتواند تمام سبد را همزمان تحت فشار قرار دهد.»
بابک شیری
الگوریتمها تفاوتها را کمرنگ کردهاند
یکی از عوامل مهم در افزایش همبستگی میان سهام، رشد معاملات الگوریتمی و سرمایهگذاری شاخصی است. در گذشته ممکن بود سرمایهگذاران بر اساس ویژگیهای خاص هر شرکت تصمیم بگیرند. اما امروز بخش قابلتوجهی از سرمایه از طریق صندوقهای شاخصی، الگوریتمهای معاملاتی و راهبردهای مبتنی بر عوامل مشترک وارد بازار میشود. در نتیجه، زمانی که بازار وارد وضعیت «ریسکگریزی» میشود، ممکن است سهام شرکتهای مختلف صرفاً به دلیل قرار گرفتن در یک گروه پرریسک تحت فشار قرار بگیرند.
همین مسئله باعث شده مرز میان برخی صنایع در حرکت کوتاهمدت قیمتها کمتر از گذشته قابل مشاهده باشد.
برای سرمایهگذار، مسئله فقط تعداد داراییها نیست
تنوعبخشی واقعی به معنای داشتن تعداد زیادی نماد نیست. مهمتر از تعداد داراییها، این است که بدانیم آنها در برابر چه عواملی حساس هستند. اگر پنج صندوق مختلف همگی به رشد سهام فناوری وابسته باشند، داشتن هر پنج صندوق لزوماً ریسک را کاهش نمیدهد.
اما اگر داراییهای سبد به عوامل اقتصادی متفاوتی مانند نرخ بهره، طلا، کالاها، اوراق بدهی، سهام ارزشی و بخشهای مختلف اقتصاد وابسته باشند، احتمال کاهش همزمان آنها کمتر خواهد بود.
بنابراین سرمایهگذار باید به جای پرسیدن «چند دارایی دارم؟»، سؤال مهمتری مطرح کند: اگر بازار برگردد، چند دارایی من احتمالاً همزمان سقوط خواهند کرد؟ این سؤال میتواند تصویر بسیار دقیقتری از ریسک واقعی سبد ارائه دهد.
پاییز میتواند آزمون مهمی برای این نظریه باشد
با نزدیک شدن به پاییز، بازار سهام آمریکا در نقطه حساسی قرار گرفته است. رشد شدید سهام مرتبط با هوش مصنوعی، ارزشگذاریهای بالا و تمرکز سرمایه در بخش فناوری باعث شده حساسیت بازار نسبت به تغییر جریان نقدینگی افزایش پیدا کند.
این به معنای آن نیست که سهام فناوری الزاماً باید سقوط کند. همبستگی بالا در دوران صعودی حتی میتواند به افزایش بیشتر قیمتها منجر شود. اما اگر چرخه بازار تغییر کند، همین همبستگی میتواند سرعت افت را افزایش دهد.
سرمایهگذارانی که امروز چند صندوق فناوری را در سبد خود دارند، ممکن است تصور کنند ریسک خود را میان داراییهای مختلف تقسیم کردهاند؛ در حالی که بخش بزرگی از این سبد ممکن است در نهایت به عملکرد QQQ و جریان سرمایه به سمت فناوری وابسته باشد.
جمعبندی
بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تفاوت ظاهری میان صندوقها و صنایع الزاماً به معنای تفاوت واقعی در ریسک نیست. SOXX و QQQ با وجود ترکیب متفاوت، در شش ماه گذشته حرکت بسیار نزدیکی داشتهاند و عملکرد سهساله TQQQ، QLD و QQQ نیز نشان میدهد که اهرم میتواند همان ریسک بازار را تنها با شدت بیشتری به سرمایهگذار منتقل کند.
مسئله اصلی برای سرمایهگذاران، انتخاب تعداد بیشتری از صندوقها نیست؛ بلکه شناخت عواملی است که پشت حرکت آنها قرار دارد. اگر چندین دارایی همگی به یک روایت مانند هوش مصنوعی، نرخ بهره یا اشتهای بازار برای ریسک وابسته باشند، تنوع ظاهری میتواند در زمان بحران از بین برود.
در نهایت، همبستگی بالا الزاماً یک هشدار برای خروج از سهام فناوری نیست؛ بلکه هشداری درباره مدیریت ریسک و شناخت دقیق سبد سرمایهگذاری است. تا زمانی که روند صعودی ادامه دارد، این همبستگی میتواند به نفع سرمایهگذار باشد، اما هنگام تغییر چرخه، تفاوت میان «تنوع واقعی» و «تکرار یک ریسک» میتواند بسیار پرهزینه شود.
در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.























