
بازار جهانی انرژی در تابستان ۲۰۲۶ وارد یکی از پیچیدهترین دورههای خود در سالهای اخیر شده است. تشدید ناامنی در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی، بهویژه تنگه هرمز و بابالمندب، باعث شده جریان سنتی تجارت نفت، گاز مایع و فرآوردههای انرژی با اختلال جدی مواجه شود. کاهش شدید تردد کشتیها در این دو گذرگاه استراتژیک، نگرانیها درباره امنیت عرضه جهانی را افزایش داده و شرکتهای پالایشی و تجاری را مجبور کرده است مسیرهای جایگزین و منابع جدید تأمین نفت خام را فعال کنند.
- کاهش شدید تردد کشتیها در هرمز و بابالمندب، ریسک امنیت انرژی جهان را افزایش داده است.
- هند و چین برای کاهش وابستگی به خاورمیانه به سمت منابع جایگزین نفت حرکت کردهاند.
- امارات با استفاده از مسیرهای جایگزین توانسته صادرات نفت خود را حفظ کند.
- آمریکا با افزایش صادرات LPG به یکی از برندگان اصلی بحران انرژی تبدیل شده است.
- نتیجه مذاکرات ایران و عمان میتواند مسیر آینده بازار نفت را تعیین کند.
تنگه هرمز که پیش از آغاز بحران، مسیر عبور حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) بود، اکنون به مهمترین نقطه ریسک در بازار انرژی تبدیل شده است. همزمان، بابالمندب نیز به دلیل موقعیت خود در اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند، نقش کلیدی در انتقال انرژی و کالا میان خاورمیانه، آسیا و اروپا دارد. کاهش عبور کشتیها از این مسیرها نشان میدهد که بحران تنها محدود به یک منطقه جغرافیایی نیست، بلکه زنجیره جهانی عرضه انرژی را تحت تأثیر قرار داده است.
کاهش تردد در هرمز و بابالمندب، بازار انرژی در وضعیت انتظار قرار داده است
بر اساس دادههای ردیابی کشتیها، فعالیت دریایی در تنگه هرمز در روز چهارشنبه بهشدت کاهش یافت. تنها دو شناور از این مسیر عبور کردند، در حالی که یک روز قبل تعداد عبوریها هشت فروند بود. در بابالمندب نیز شرایط مشابهی مشاهده شد و تعداد کشتیهای حامل کالاهای انرژی و مواد خام از ۲۰ فروند در روز سهشنبه به تنها یک کشتی در روز چهارشنبه رسید. این کاهش تردد پس از آن رخ داد که گروه حوثی یمن مدعی شد یک نفتکش سعودی را در دریای سرخ هدف قرار داده است. حوثیها اعلام کردند نفتکش «وفا» متعلق به عربستان سعودی در شمال دریای سرخ و نزدیک منطقه ینبع با چند موشک بالستیک هدف قرار گرفته است. اگرچه جزئیات این حادثه و میزان خسارت واردشده همچنان محل بررسی است، اما انتشار این خبر باعث شد نگرانیها درباره گسترش دامنه تهدیدات دریایی افزایش پیدا کند.
اهمیت این حادثه در آن است که تهدیدهای امنیتی دیگر تنها محدود به مناطق نزدیک به یمن یا محدوده اعلامشده توسط حوثیها نیست. تحلیلگران شرکتهای امنیت دریایی معتقدند شرایط فعلی حملونقل انرژی در خلیج فارس و دریای سرخ به یکی از پرریسکترین دورهها از زمان آغاز جنگ ایران تبدیل شده است. در چنین شرایطی، بازار نفت با یک دوگانگی جدی مواجه است. از یک سو، کاهش عبور نفتکشها و افزایش هزینههای حملونقل و بیمه میتواند قیمت انرژی را افزایش دهد؛ اما از سوی دیگر، احتمال توافق میان ایران و عمان برای ایجاد سازوکار جدید مدیریت تنگه هرمز، امیدهایی را برای بازگشت تدریجی جریان انرژی ایجاد کرده است.
ایران و عمان؛ امید بازار به بازگشایی مسیر حیاتی انرژی
در روزهای اخیر، مذاکرات میان ایران و عمان به یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر رفتار بازار نفت تبدیل شده است. تهران اعلام کرده است که توافق با عمان درباره چارچوب مدیریت مشترک مسیر دریایی هرمز به مراحل پایانی رسیده است. این خبر باعث شد بخشی از نگرانیها درباره ادامه اختلال در عرضه نفت کاهش پیدا کند. با این حال، فعالان بازار همچنان محتاط هستند. زیرا توافق اولیه درباره مسیر کشتیرانی به معنای بازگشایی کامل تنگه هرمز نیست و موضوعاتی مانند هزینههای عبور، بازرسی کشتیها، سازوکارهای امنیتی و تضمین اجرای توافق همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
بازار انرژی در سالهای گذشته بارها نشان داده است که حتی احتمال اختلال در یک مسیر محدود میتواند تأثیر بزرگی بر قیمتها داشته باشد. تنگه هرمز نمونهای از این ریسک است؛ زیرا بخش قابلتوجهی از صادرات نفت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند تعادل عرضه و تقاضای جهانی را تغییر دهد. با وجود این نگرانیها، قیمت نفت در واکنش به احتمال پیشرفت مذاکرات اندکی آرامتر شده است. نفت برنت در معاملات اخیر به محدوده ۸۰ دلار در هر بشکه بازگشت و نفت وستتگزاس اینترمدیت نیز در محدوده ۷۶ دلار معامله شد. با این حال، بازار همچنان بخش قابلتوجهی از ریسک ژئوپلیتیک را در قیمتها حفظ کرده است، زیرا معاملهگران منتظر نشانههای عملی از بازگشت امنیت به مسیرهای کشتیرانی هستند.
“
«بحران هرمز نشان داد امنیت انرژی در جهان امروز تنها به میزان تولید نفت وابسته نیست، بلکه کنترل مسیرهای انتقال، تنوع منابع تأمین و انعطافپذیری زنجیره عرضه اهمیت بیشتری پیدا کرده است. تغییر مسیر خرید نفت هند و چین، رشد نقش آمریکا در بازار LPG و موفقیت امارات در حفظ صادرات خود، نشانه آغاز دورهای جدید در تجارت انرژی جهانی است.»
بابک شیری
هند آفریقا را جایگزین خاورمیانه کرد
یکی از مهمترین پیامدهای بحران هرمز، تغییر رفتار پالایشگاههای بزرگ آسیایی در تأمین نفت خام است. هند که یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت جهان محسوب میشود، در هفتههای اخیر خرید نفت از غرب آفریقا را افزایش داده تا وابستگی خود به عرضه خاورمیانه را کاهش دهد.
شرکت دولتی هندوستان پترولیوم (HPCL) در یکی از جدیدترین معاملات خود، حدود ۲ میلیون بشکه نفت خام نیجریه از شرکت شل خریداری کرده است. این محموله شامل نفتهای Forcados و Bonga بوده و قرار است در پالایشگاه ویساکاپاتنام در جنوب هند مورد استفاده قرار گیرد. همچنین این شرکت پیشتر نیز حدود ۲ میلیون بشکه نفت خام نیجریه شامل گریدهای Okwuibome و Utapate را از شرکت گلنکور خریداری کرده بود. این معاملات نشان میدهد پالایشگاههای آسیایی در حال بازطراحی زنجیره تأمین خود برای کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک هستند. هند علاوه بر نفت آفریقا، به دنبال منابع جایگزین دیگری مانند نفت عمان، آنگولا، کنگو و حتی ونزوئلا نیز رفته است. این تغییر مسیر نشان میدهد بحران هرمز تنها یک مسئله کوتاهمدت برای قیمت نفت نیست، بلکه میتواند ساختار تجارت جهانی انرژی را نیز تغییر دهد.
چین نیز به سمت نفت روسیه بازگشت
در سوی دیگر آسیا، چین نیز رویکرد مشابهی را دنبال کرده است. شرکت سینوپک، بزرگترین پالایشگر جهان از نظر ظرفیت، خرید نفت روسیه از منطقه خاور دور را افزایش داده تا اطمینان بیشتری نسبت به دریافت محمولههای نفتی داشته باشد. این شرکت برای تحویل در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ بین ۳۰ تا ۴۰ محموله نفت خام ESPO روسیه را خریداری کرده است؛ حجمی معادل حدود ۲۴۱ تا ۳۲۰ هزار بشکه در روز. نفت ESPO که از بندر کوزمینو روسیه بارگیری میشود، به دلیل فاصله کوتاه تا پالایشگاههای شرق چین و هزینه حمل پایینتر، در شرایط فعلی جذابیت بیشتری پیدا کرده است.
تصمیم چین نشان میدهد معیار اصلی پالایشگاهها در شرایط بحران، تنها قیمت نفت نیست؛ بلکه اطمینان از تحویل و کاهش ریسک حملونقل اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در واقع، بازار جهانی انرژی از مدل سنتی انتخاب ارزانترین نفت به سمت مدل جدیدی حرکت میکند که در آن امنیت عرضه ارزش بالاتری دارد. بحران هرمز باعث شده کشورهای بزرگ مصرفکننده انرژی، وابستگی خود به مسیرهای محدود را کاهش دهند و به سمت تنوعبخشی منابع حرکت کنند. این روند میتواند در بلندمدت به افزایش نقش تولیدکنندگان خارج از خاورمیانه، بهخصوص آمریکا، آفریقا و روسیه در بازار انرژی آسیا منجر شود.
امارات چگونه صادرات نفت خود را در میانه بحران حفظ کرد؟
در شرایطی که بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ نفت خاورمیانه با محدودیتهای حملونقل در تنگه هرمز مواجه شدهاند، امارات متحده عربی توانسته است انعطاف بیشتری در صادرات نفت خود ایجاد کند. این کشور با استفاده از زیرساختهای داخلی، مسیرهای جایگزین و روشهای جدید انتقال، موفق شده است صادرات نفت خود را تا سطح پیش از بحران بازگرداند. یکی از مهمترین عوامل موفقیت امارات، استفاده گسترده از خط لوله حبشان–فجیره است؛ مسیری که امکان انتقال نفت از میادین غربی کشور به بندر فجیره در خارج از محدوده تنگه هرمز را فراهم میکند. این زیرساخت به امارات اجازه میدهد بخشی از صادرات خود را بدون وابستگی کامل به مسیر هرمز انجام دهد.
علاوه بر این، شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) در هفتههای اخیر تعداد قابل توجهی مناقصه فروش نفت برگزار کرده و محمولههایی را از پایانههای داخل خلیج فارس، بندر فجیره و حتی از طریق انتقال کشتی به کشتی در آبهای آزاد عرضه کرده است. این اقدامات نشان میدهد کشورهای صادرکننده انرژی در حال تطبیق سریع با شرایط جدید ژئوپلیتیک هستند. بر اساس دادههای ردیابی نفتکشها، امارات در ماههای ژوئن و ژوئیه بیش از هر تولیدکننده دیگری در منطقه توانسته نفت خود را از تنگه هرمز عبور دهد. تولید نفت این کشور نیز در ژوئن به حدود ۴.۱ میلیون بشکه در روز رسید که یکی از بالاترین سطوح تاریخی تولید آن محسوب میشود.
این تجربه نشان میدهد سرمایهگذاری در زیرساختهای انتقال جایگزین، در دنیای پرریسک انرژی به یک مزیت استراتژیک تبدیل شده است. کشورهایی که تنها به یک مسیر صادراتی وابسته هستند، در برابر بحرانهای ژئوپلیتیک آسیبپذیری بیشتری خواهند داشت.
بحران هرمز بازار LPG جهان را تغییر میدهد
اگرچه بیشتر توجه بازار بر نفت خام متمرکز شده است، اما بحران هرمز تأثیر عمیقی بر بازار گاز مایع نفتی (LPG) نیز گذاشته است. کاهش صادرات LPG از کشورهای خلیج فارس مانند عربستان، قطر و امارات باعث شده عرضه جهانی پروپان و بوتان محدودتر شود و مسیرهای جدیدی برای تأمین انرژی شکل بگیرد.
پیش از آغاز بحران، کشورهای منطقه خلیج فارس یکی از مهمترین مراکز صادرات LPG جهان بودند. اما اختلال در عبور کشتیها باعث شد بسیاری از خریداران آسیایی، بهویژه هند، به دنبال منابع جایگزین بروند. در این میان، آمریکا به بزرگترین برنده تغییرات بازار LPG تبدیل شده است. انقلاب شیل در دهه گذشته باعث شد تولید پروپان و بوتان آمریکا به شدت افزایش یابد و این کشور از یک واردکننده سنتی LPG به بزرگترین صادرکننده جهان تبدیل شود.
اکنون بسیاری از مشتریان آسیایی که پیشتر به LPG خاورمیانه وابسته بودند، به سمت خرید از آمریکا حرکت کردهاند. هند نمونه مهمی از این تغییر مسیر است؛ کشوری که در گذشته بخش زیادی از نیاز LPG خود را از خاورمیانه تأمین میکرد، اما اکنون سهم بیشتری از واردات خود را به منابع آمریکایی اختصاص داده است. این تغییر تنها یک واکنش کوتاهمدت به بحران نیست، بلکه میتواند ساختار تجارت LPG را برای سالهای آینده تغییر دهد. افزایش نقش آمریکا در بازار انرژی، کاهش وابستگی آسیا به خاورمیانه و رشد اهمیت شرکتهای تجاری مستقل، از مهمترین پیامدهای این تحول خواهد بود.
شرکتهای بزرگ تجارت انرژی که توانایی تغییر سریع مسیرهای حملونقل را دارند، در چنین شرایطی نقش کلیدی پیدا کردهاند. شرکتهایی مانند BGN Group، پتردک و میتسویی با استفاده از ناوگان انعطافپذیر خود توانستهاند جریان عرضه LPG را در شرایط بحرانی حفظ کنند.
بازار نفت میان امید به توافق و ترس از اختلال عرضه
با وجود تمام اختلالات موجود، بازار نفت همچنان در انتظار نتیجه مذاکرات سیاسی میان ایران، عمان و آمریکا است. هرگونه توافقی که بتواند امنیت عبور نفتکشها از تنگه هرمز را افزایش دهد، میتواند بخشی از فشارهای موجود بر بازار انرژی را کاهش دهد.
اعلام ایران درباره پیشرفت مذاکرات با عمان باعث شد بخشی از نگرانیهای بازار کاهش یابد، اما معاملهگران همچنان با احتیاط رفتار میکنند. تجربه ماههای گذشته نشان داده است که حتی توافقهای اولیه نیز ممکن است به دلیل اختلافات امنیتی و سیاسی با تأخیر مواجه شوند. از سوی دیگر، عوامل بنیادی بازار نیز مانع از جهش شدید قیمت نفت شدهاند. افزایش غیرمنتظره ذخایر نفت خام آمریکا، کاهش نسبی تقاضای کوتاهمدت و نگرانی درباره رشد اقتصادی جهان باعث شده است قیمت نفت با وجود ریسکهای ژئوپلیتیک، کنترلشده باقی بماند.
با این حال، بازار همچنان یک «حق بیمه ریسک ژئوپلیتیک» را در قیمت نفت حفظ کرده است. زیرا هرگونه شکست مذاکرات یا حمله جدید به زیرساختهای انرژی میتواند دوباره نگرانی درباره کاهش عرضه جهانی را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاران انرژی دیگر تنها به میزان تولید نفت توجه نمیکنند؛ بلکه امنیت مسیر انتقال، هزینه بیمه، ظرفیت ذخیرهسازی و توانایی کشورها برای استفاده از مسیرهای جایگزین نیز به عوامل تعیینکننده تبدیل شدهاند.
پیامدهای بلندمدت؛ پایان عصر وابستگی به یک مسیر انرژی؟
بحران تنگه هرمز نشان داد که ساختار سنتی بازار انرژی جهانی تا چه اندازه به چند مسیر محدود وابسته است. یک اختلال منطقهای میتواند زنجیرهای از تغییرات را از خاورمیانه تا پالایشگاههای آسیا و بازارهای مصرف اروپا ایجاد کند.
واکنش کشورهای بزرگ مصرفکننده نشان میدهد دوره جدیدی در امنیت انرژی آغاز شده است. هند با افزایش خرید نفت آفریقا، چین با بازگشت به نفت روسیه، و کشورهای آسیایی با افزایش واردات LPG آمریکا تلاش میکنند وابستگی خود به یک منطقه خاص را کاهش دهند. برای تولیدکنندگان خاورمیانه نیز این بحران یک پیام مهم دارد: حفظ جایگاه در بازار جهانی انرژی تنها به داشتن ذخایر بزرگ نفت و گاز وابسته نیست، بلکه نیازمند زیرساختهای انعطافپذیر، مسیرهای صادراتی متنوع و توانایی مدیریت بحران است.
در نهایت، بحران هرمز بیش از آنکه صرفاً یک شوک کوتاهمدت به قیمت نفت باشد، نشانه تغییر بزرگتر در معماری انرژی جهان است. قدرت در بازار آینده انرژی به کشورها و شرکتهایی تعلق خواهد داشت که بتوانند جریان عرضه را در شرایط عدمقطعیت حفظ کنند.
در ترجمه برخی از نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.























