
در هفتههای اخیر، همزمان با افزایش امیدها برای کاهش نسبی تنشهای منطقهای، مجموعهای از حملات علیه نفتکشها و کشتیهای تجاری نشان داد که ریسکهای امنیتی همچنان پابرجا هستند و حتی در حال تغییر شکلاند. هدف قرار گرفتن شناورهای مرتبط با عربستان، افزایش استفاده از خاموشی سامانههای ردیابی کشتیها (Dark Mode)، کاهش تردد در مسیرهای حساس دریایی و تغییر الگوی صادرات برخی کشورهای منطقه، همگی نشان میدهد بازار انرژی وارد دورهای شده که امنیت مسیرهای انتقال، به اندازه میزان عرضه و تقاضا اهمیت پیدا کرده است.
- انصارالله یمن مدعی شده نفتکش سعودی WAFA را در شمال دریای سرخ هدف حمله موشکی قرار داده است.
- امنیت مسیر دریای سرخ و بابالمندب وارد مرحلهای پرریسکتر شده و مسیرهای جایگزین نیز دیگر کاملاً ایمن محسوب نمیشوند.
- کاهش تردد نفتکشها در مسیرهای حساس، افزایش استفاده از خاموشی سامانههای ردیابی و تغییر مسیر صادرات، هزینه تجارت انرژی را بالا برده است.
- افزایش ریسک ژئوپلیتیکی باعث رشد هزینه بیمه، افزایش نااطمینانی بازار و تقویت «پریمیوم ریسک» در قیمت نفت شده است.
در تازهترین تحول، حوثیها اعلام کردند نفتکش سعودی WAFA را در شمال دریای سرخ و در نزدیکی سواحل منطقه ینبع با چند موشک بالستیک هدف قرار دادهاند. سخنگوی نظامی این گروه مدعی شد این عملیات با «دقت بالا» انجام شده و بخشی از راهبرد جدید آنها برای محدود کردن انتقال نفت عربستان از مسیر دریای سرخ است. تاکنون گزارش مستقلی درباره میزان خسارت واردشده به این نفتکش منتشر نشده، اما انتشار این خبر کافی بود تا نگرانیها درباره امنیت یکی از مهمترین مسیرهای حمل انرژی جهان افزایش یابد.
اهمیت این حادثه فراتر از سرنوشت یک نفتکش است. بر اساس دادههای رهگیری دریایی، نفتکش WAFA پیش از این حادثه سامانه موقعیتیاب خود را خاموش کرده بود و پس از افزایش تهدیدها، مسیر حرکت خود را تغییر داده و به سمت آبهای نزدیکتر به عربستان بازگشته بود. با این حال، ادعای حمله نشان میدهد حتی تغییر مسیر و نزدیک شدن به مناطق ساحلی نیز دیگر نمیتواند امنیت کامل برای کشتیها ایجاد کند.
این موضوع میتواند رفتار سه گروه اصلی بازار را تغییر دهد: شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران دریایی و صادرکنندگان انرژی. هرچه ریسک عبور از مسیرهای راهبردی افزایش یابد، هزینه انتقال نفت و فرآوردههای انرژی نیز بیشتر خواهد شد و بخشی از این هزینه در نهایت به مصرفکنندگان منتقل میشود.
بحران از بابالمندب فراتر رفته است
در ماههای گذشته، راهبرد حوثیها از ایجاد اختلال عمومی در عبور کشتیها به سمت هدفگیری مستقیم شناورهای مرتبط با عربستان تغییر کرده است. این تغییر رویکرد باعث شده شرکتهای کشتیرانی و صادرکنندگان نفت، تصمیمات خود درباره مسیرهای حملونقل را دوباره ارزیابی کنند.
عربستان بخشی از صادرات خود را از مسیرهای شمالی و با استفاده از دریای سرخ، کانال سوئز و مسیرهای متصل به مدیترانه مدیریت میکند؛ در حالی که برخی نفتکشها همچنان با کاهش قابلیت شناسایی، از مسیرهای پرریسک عبور میکنند. (اما حمله ادعایی اخیر نشان داد که حتی این اقدامات نیز نمیتواند احتمال تهدید را به صفر برساند.)
البته دامنه بحران تنها به نفتکشهای حامل انرژی محدود نمانده است و در یکی از حوادث اخیر، یک کشتی تجاری با پرچم هند در نزدیکی سواحل یمن پس از برخورد با یک پرتابه غرق شد. اگرچه تمام خدمه نجات یافتند، اما این حادثه نشان داد که ناامنی دریایی در منطقه علاوهبر بازار نفت، میتواند تجارت جهانی کالا را نیز تحت تأثیر قرار دهد. دریای سرخ یکی از مهمترین مسیرهای تجارت جهانی است؛ مسیری که ارتباط میان آسیا، خاورمیانه و اروپا را برقرار میکند. هرگونه افزایش ناامنی در این منطقه میتواند باعث طولانیتر شدن مسیرهای حمل، افزایش مصرف سوخت کشتیها و رشد هزینههای لجستیکی شود.
از سوی دیگر، تنگه هرمز نیز همچنان تحت تأثیر فضای امنیتی منطقه قرار دارد. در شرایط عادی، روزانه دهها نفتکش از این آبراه حیاتی عبور میکنند، اما افزایش نگرانیها باعث شده برخی مالکان کشتیها عبور خود را به تعویق بیندازند، مسیرهای جایگزین را بررسی کنند یا برای کاهش احتمال شناسایی، سامانههای ردیابی خود را خاموش نگه دارند. این رفتار اگرچه ممکن است از نظر عملیاتی ریسک هدف قرار گرفتن را کاهش دهد، اما مدیریت ایمنی دریایی، نظارت بر ترافیک کشتیها و واکنش سریع در شرایط اضطراری را دشوارتر میکند.
اثر مستقیم بحران بر بازار نفت
بازار انرژی معمولاً تنها به کاهش واقعی عرضه واکنش نشان نمیدهد؛ بلکه احتمال وقوع اختلال نیز میتواند قیمتها را تحت تأثیر قرار دهد. تجربه بحرانهای گذشته، از جنگ اوکراین تا حملات به زیرساختهای نفتی خاورمیانه، نشان داده است که افزایش نگرانی درباره امنیت عرضه میتواند پیش از ایجاد کمبود واقعی، باعث رشد قیمتها شود.
در شرایط فعلی، معاملهگران علاوه بر متغیرهای سنتی مانند تصمیمات اوپکپلاس، سطح ذخایر جهانی و چشمانداز تقاضا، اکنون هزینه بیمه نفتکشها، وضعیت امنیت مسیرهای دریایی و احتمال گسترش درگیریها را نیز در محاسبات خود وارد میکنند. به همین دلیل، حتی در شرایطی که جریان فیزیکی نفت همچنان ادامه دارد، افزایش هزینه انتقال و رشد ریسک سیاسی میتواند از قیمت نفت حمایت کند. این همان عاملی است که بازار از آن با عنوان پریمیوم ژئوپلیتیکی یاد میکند؛ پریمیوم ژئوپلیتیکی عاملی است که در صورت ادامه بحران، میتواند به یکی از مهمترین محرکهای قیمت نفت در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ تبدیل شود.
“
«مهمترین نکته در بحران اخیر، تنها حمله به یک نفتکش یا کاهش تعداد کشتیهای عبوری از هرمز و بابالمندب نیست؛ بلکه تغییر رفتار بازیگران بازار انرژی است. شرکتهای کشتیرانی، معاملهگران نفت، پالایشگاهها و دولتها همگی در حال بازتعریف استراتژیهای خود بر مبنای ریسکهای ژئوپلیتیکی هستند. افزایش ذخایر راهبردی، تغییر مسیر صادرات، استفاده از ناوگان تاریک (Dark Fleet) و رشد هزینههای بیمه دریایی نشان میدهد امنیت انرژی بار دیگر به مهمترین متغیر بازار جهانی تبدیل شده است. تا زمانی که این نااطمینانی ادامه داشته باشد، حتی در صورت ثبات عرضه، نفت از حمایت ریسک ژئوپلیتیکی برخوردار خواهد بود و نوسانات بازار در سطوحی بالاتر از میانگین تاریخی باقی میماند.»
بابک شیری
برندگان و بازندگان تغییر نقشه تجارت نفت بحران جدید دریای سرخ
ادامه ناامنی در دریای سرخ دیگر به عاملی برای تغییر تدریجی الگوی تجارت جهانی انرژی تبدیل شده است. افزایش تهدید علیه نفتکشها و کشتیهای تجاری باعث شده بسیاری از شرکتهای حملونقل دریایی، مسیرهای خود را بازنگری کنند و تصمیمگیری درباره انتخاب مسیر، بیش از گذشته بر اساس معیارهای امنیتی انجام شود. در گذشته، بابالمندب یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی میان خاورمیانه، آسیا و اروپا محسوب میشد؛ اما افزایش حملات باعث شده برخی شرکتها مسیرهای طولانیتر ولی کمریسکتر را انتخاب کنند. این تغییر مسیر اگرچه احتمال آسیب به کشتیها را کاهش میدهد، اما هزینههای عملیاتی را افزایش میدهد؛ زیرا زمان سفر طولانیتر، مصرف سوخت بیشتر و هزینههای نگهداری بالاتر، همگی به قیمت نهایی حملونقل اضافه میشوند.
برای صادرکنندگان نفت نیز این شرایط به معنای بازنگری در استراتژیهای انتقال است. عربستان و دیگر کشورهای منطقه اکنون ناچارند میان سرعت انتقال، هزینه حمل و سطح ریسک امنیتی تعادل ایجاد کنند. حمله ادعایی به نفتکش سعودی WAFA نشان داد که تهدیدها دیگر فقط به محدوده بابالمندب محدود نیست و حتی مناطق نزدیکتر به سواحل کشورهای صادرکننده نیز میتوانند تحت تأثیر قرار گیرند.
افزایش هزینه بیمه همان مالیات پنهان بحران انرژی است
یکی از نخستین پیامدهای افزایش ریسک دریایی، رشد هزینههای بیمه کشتیها است. شرکتهای بیمه در زمان افزایش احتمال درگیری، حق بیمه جنگ (War Risk Premium) را افزایش میدهند تا ریسک احتمالی خسارت را پوشش دهند. این هزینه اضافی در ظاهر مربوط به شرکتهای کشتیرانی است، اما در نهایت بخشی از آن به قیمت کالا منتقل میشود. نفت، فرآوردههای نفتی، محصولات پتروشیمی و حتی کالاهای مصرفی که از مسیر دریای سرخ عبور میکنند، ممکن است با هزینه حمل بالاتری به بازار برسند.
در چنین شرایطی، حتی بدون توقف صادرات نفت، بازار میتواند برای مدت طولانی تحت فشار باقی بماند. حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی از مسیر دریای سرخ و کانال سوئز عبور میکند؛ بنابراین هرگونه اختلال پایدار در این مسیر میتواند پیامدهایی فراتر از بازار انرژی داشته باشد و بر قیمت کالاها، تورم جهانی و هزینه تجارت بینالمللی اثر بگذارد.
کشورها به سمت افزایش ذخایر استراتژیک حرکت میکنند
یکی از مهمترین تغییرات ناشی از بحرانهای اخیر انرژی، بازگشت مفهوم «امنیت انرژی» به اولویتهای سیاستگذاری کشورهاست. بسیاری از واردکنندگان بزرگ نفت به این نتیجه رسیدهاند که صرفاً تنوعبخشی به منابع تأمین کافی نیست و داشتن ذخایر راهبردی نیز بخشی ضروری از امنیت انرژی محسوب میشود.
هند یکی از کشورهایی است که این تغییر رویکرد را بهوضوح دنبال میکند. دهلینو که سومین واردکننده بزرگ نفت جهان است، پس از تجربه اختلالهای عرضه در سالهای اخیر، توسعه ظرفیت ذخیرهسازی نفت خود را در دستور کار قرار داده است. شرکت دولتی ONGC در حال توسعه یک مرکز ذخیرهسازی جدید در مانگالورو با ظرفیت حدود ۱۳ میلیون بشکه نفت است. هدف از این پروژه، افزایش توان هند برای مقابله با شوکهای احتمالی عرضه و بحرانهای ژئوپلیتیکی است.
اقدام هند نشان میدهد کشورهای مصرفکننده بزرگ دیگر نمیخواهند امنیت انرژی خود را تنها بر پایه جریان آزاد تجارت جهانی بنا کنند. تجربه بحرانهای اخیر ثابت کرده است که حتی بزرگترین اقتصادها نیز در برابر اختلال در مسیرهای انتقال انرژی آسیبپذیر هستند. این روند احتمالاً در دیگر اقتصادهای آسیایی نیز تقویت خواهد شد؛ کشورهایی که وابستگی زیادی به واردات نفت دارند و اکنون به دنبال ایجاد ذخایر بیشتر، توسعه مسیرهای جایگزین و کاهش تمرکز بر یک منطقه جغرافیایی خاص هستند.
معاملهگران انرژی و شرکتهای مدیریت ریسک، برندگان پنهان بحران هستند
در حالی که مصرفکنندگان و اقتصادهای واردکننده با افزایش هزینه انرژی مواجه میشوند، برخی بازیگران بازار از افزایش نوسانات سود میبرند. شرکتهای بزرگ تجارت کالا، به دلیل دسترسی گسترده به شبکههای حملونقل، ذخیرهسازی و ابزارهای مدیریت ریسک، معمولاً در دورههای بیثباتی ژئوپلیتیکی عملکرد بهتری دارند. تجربه بحران انرژی اروپا پس از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ نشان داد که شرکتهای بزرگ معاملهگر انرژی میتوانند از اختلاف قیمتها، افزایش نوسان بازار و تغییر مسیر جریانهای تجاری فرصت ایجاد کنند.
شرکتهایی مانند Glencore در دورههای نوسان شدید بازار انرژی معمولاً از افزایش فعالیتهای معاملاتی، تغییر الگوهای عرضه و رشد تقاضا برای خدمات مدیریت ریسک بهره میبرند. در مقابل، پالایشگاهها، صنایع انرژیبر و کشورهای واردکننده باید هزینه بیشتری برای تأمین پایدار انرژی پرداخت کنند. گروهی که توانایی مدیریت ریسک، ذخیرهسازی و جابهجایی سریع منابع را دارند، انعطافپذیری بیشتری نشان میدهند، در حالی که اقتصادهای وابسته به مسیرهای محدود، آسیبپذیرتر خواهند بود.
پایان عصر مسیرهای ارزان و کمریسک
دوران اتکا به مسیرهای تجاری ارزان و بدون ریسک در حال پایان است. در گذشته، تصمیمگیری درباره حمل نفت عمدتاً بر اساس هزینه و زمان انجام میشد؛ اما اکنون امنیت مسیر، احتمال حمله، هزینه بیمه و ثبات سیاسی مناطق عبوری نیز به عوامل تعیینکننده تبدیل شدهاند.
این تغییر میتواند در بلندمدت باعث سرمایهگذاری بیشتر کشورها در ذخایر استراتژیک، خطوط انتقال جایگزین، توسعه بنادر جدید و تنوعبخشی به منابع انرژی شود.
بازار نفت دیگر تنها با معادله ساده عرضه و تقاضا حرکت نمیکند؛ بلکه شبکهای از عوامل امنیتی، سیاسی و لجستیکی در تعیین قیمت نقش دارند. دریای سرخ نمونهای روشن از این تغییر ساختار است؛ جایی که یک تهدید منطقهای میتواند اثر خود را بر هزینه انرژی در سراسر جهان نشان دهد.
چین و معادله جدید تقاضای انرژی
در سوی دیگر آسیا، چین همچنان یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده آینده بازار انرژی باقی مانده است. بزرگترین واردکننده نفت جهان همزمان با رشد مصرف برق، توسعه صنایع و افزایش فشارهای ناشی از تغییرات آبوهوایی، در حال تقویت زیرساختهای انرژی خود است. موج گرمای شدید در بخشهایی از چین در سالهای اخیر باعث افزایش قابل توجه مصرف برق شده و شبکه انرژی این کشور را تحت فشار قرار داده است. پکن برای مدیریت این شرایط، ترکیبی از توسعه نیروگاههای سنتی، انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای ذخیرهسازی را دنبال میکند.
سرمایهگذاری گسترده چین در شبکه برق و ظرفیت ذخیرهسازی انرژی نشان میدهد این کشور علاوه بر مدیریت نیازهای کوتاهمدت، به دنبال کاهش آسیبپذیری خود در برابر شوکهای آینده است. با این حال، حتی سرعت بالای توسعه انرژیهای پاک نیز در کوتاهمدت وابستگی این کشور به نفت و گاز را از بین نخواهد برد.
حرکت از عرضه و تقاضا به سمت «قیمتگذاری ریسک» در بازار نفت
تحولات اخیر نشان میدهد ساختار قیمتگذاری در بازار نفت در حال تغییر است. در گذشته، عوامل اصلی تعیینکننده قیمت شامل میزان تولید اوپکپلاس، رشد اقتصادی جهان، سطح ذخایر و سیاستهای پولی بانکهای مرکزی بود؛ اما اکنون متغیرهای امنیتی وزن بیشتری پیدا کردهاند. امنیت مسیرهای دریایی، هزینه بیمه نفتکشها، احتمال حمله به زیرساختهای انرژی، تغییر مسیر صادرات و حتی تصمیم شرکتها برای عبور نکردن از مناطق خاص، همگی وارد مدل تصمیمگیری معاملهگران شدهاند.
به همین دلیل ممکن است حتی در شرایطی که عرضه جهانی نفت کاهش شدیدی نداشته باشد، بازار همچنان با قیمتهای بالاتر و نوسانات بیشتر مواجه شود. زیرا آنچه معاملهگران خرید و فروش میکنند تنها نفت فیزیکی نیست؛ بلکه میزان اطمینان نسبت به آینده عرضه نیز در قیمتها منعکس میشود. این همان دلیلی است که باعث میشود بحرانهای ژئوپلیتیکی پیش از ایجاد اختلال واقعی در عرضه، اثر خود را بر بازار نشان دهند.
سناریوهای پیش روی بازار انرژی
آینده بازار نفت در ماههای پیش رو بیش از هر زمان دیگری به مسیر تحولات سیاسی و امنیتی منطقه وابسته خواهد بود.
سناریوی اول؛ کاهش تنشها
در صورت موفقیت تلاشهای دیپلماتیک و کاهش سطح درگیریها، بخشی از نفتکشهایی که مسیرهای جایگزین را انتخاب کردهاند، ممکن است دوباره به مسیرهای اصلی بازگردند. کاهش هزینه بیمه و افزایش اطمینان شرکتهای کشتیرانی میتواند بخشی از فشار موجود بر بازار را کاهش دهد. در این وضعیت، احتمالاً بخشی از پریمیوم ژئوپلیتیکی از قیمت نفت حذف خواهد شد و بازار دوباره تمرکز بیشتری بر عوامل اقتصادی مانند رشد تقاضا و سیاستهای تولیدکنندگان خواهد داشت.
سناریوی دوم؛ ادامه حملات و گسترش بحران
در مقابل، اگر حملات علیه نفتکشها ادامه پیدا کند یا دامنه درگیری به زیرساختهای انرژی منطقه کشیده شود، بازار میتواند با موج جدیدی از افزایش قیمت مواجه شود. در چنین شرایطی، حتی بدون توقف کامل صادرات، افزایش هزینه حمل، رشد نرخ بیمه و نگرانی درباره امنیت عرضه میتواند فشار صعودی بر قیمت نفت ایجاد کند. بیشترین آسیب در این سناریو متوجه کشورهایی خواهد بود که وابستگی بالایی به واردات انرژی از مسیرهای محدود دارند؛ در حالی که کشورهایی با ذخایر بزرگتر، منابع متنوعتر و زیرساختهای انعطافپذیرتر، توانایی بیشتری برای عبور از بحران خواهند داشت.
این تحولات چه پیامی برای بازار دارد؟
بحران دریای سرخ نشان داد بازار جهانی انرژی وارد مرحلهای شده که در آن امنیت مسیرهای انتقال، به اندازه میزان تولید اهمیت دارد. اکنون معاملهگران، دولتها و شرکتهای انرژی نهتنها باید روند عرضه و تقاضا را بررسی کنند، بلکه باید تحولات امنیتی، وضعیت کریدورهای دریایی و هزینه مدیریت ریسک را نیز در تحلیلهای خود وارد کنند.
مهمترین نکته بحران اخیر، صرفاً حمله به یک نفتکش یا کاهش عبور کشتیها از یک مسیر خاص نیست؛ بلکه تغییر رفتار بازیگران بازار انرژی است. شرکتهای کشتیرانی در حال بازطراحی مسیرهای خود هستند، دولتها ذخایر راهبردی را افزایش میدهند، واردکنندگان به دنبال منابع متنوعتر هستند و معاملهگران نفت وزن بیشتری برای ریسکهای سیاسی قائل شدهاند.
جهان انرژی وارد دورهای شده است که در آن «امنیت عرضه» دوباره به یکی از مهمترین معیارهای ارزشگذاری نفت تبدیل شده است. تا زمانی که نااطمینانی در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی ادامه داشته باشد، حتی ثبات نسبی عرضه نیز نمیتواند بهطور کامل اثر ریسک ژئوپلیتیکی را از بازار حذف کند.
در نهایت، بحران دریای سرخ یادآور یک واقعیت مهم است: در اقتصاد انرژی امروز، نفت تنها در میدانهای تولید تعیین قیمت نمیشود؛ بلکه مسیرهایی که نفت از آنها عبور میکند، امنیت کشتیهایی که آن را حمل میکنند و تصمیمهایی که دولتها برای مدیریت ریسک میگیرند نیز به همان اندازه بر آینده بازار اثرگذار هستند.
(در بعضی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.)




















