
بازار سهام آمریکا همچنان در مسیر ثبت یک سال قدرتمند قرار دارد و شاخص S&P 500 با وجود مجموعهای از ریسکهای سیاسی و اقتصادی، توانسته بخش قابلتوجهی از نگرانیهای سرمایهگذاران را پشت سر بگذارد. درگیری آمریکا با ایران، افزایش هزینههای زندگی برای مصرفکنندگان و رشد نرخهای بهره بلندمدت، عواملی هستند که در شرایط عادی میتوانستند به روند صعودی بازار آسیب بزنند؛ اما رونق سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی فعلاً نیروی قدرتمندی در سمت تقاضا ایجاد کرده است.
- نسبت CAPE شاخص S&P 500 برای سومین ماه متوالی بالاتر از ۴۰ قرار گرفته است.
- این شاخص تنها یکبار دیگر در تاریخ به این سطح رسیده بود؛ درست پیش از ترکیدن حباب فناوری در سال ۲۰۰۰.
- با این حال، ساختار امروز بازار و نقش هوش مصنوعی با دوره حباب فناوری تفاوتهای مهمی دارد.
- این هشدار به معنای خروج از بازار نیست، اما نگهداری بخشی از نقدینگی و سرمایهگذاری تدریجی میتواند منطقیتر باشد.
شرکتهای بزرگ فناوری میلیاردها دلار برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی هزینه میکنند و در عین حال، شواهدی از بازدهی این سرمایهگذاریها نیز در حال ظهور است. از سوی دیگر، استفاده از هوش مصنوعی در صنایع مختلف به شرکتها امکان داده هزینههای عملیاتی خود را کاهش دهند، بهرهوری را افزایش دهند و در نهایت سودآوری بیشتری ایجاد کنند. با این حال، در میان این خوشبینی، یک شاخص مهم ارزشگذاری دوباره زنگ خطر را به صدا درآورده است.
نسبت CAPE دوباره به محدوده خطرناک رسید
نسبت قیمت به سود تعدیلشده چرخهای یا CAPE که توسط اقتصاددان شناختهشده، رابرت شیلر، در سال ۱۹۸۸ معرفی شد، تلاش میکند اثر نوسانات کوتاهمدت سود شرکتها را از ارزیابی ارزشگذاری بازار حذف کند. این شاخص به جای استفاده از سود یک سال، بر میانگین سود تعدیلشده با تورم طی یک دوره ۱۰ ساله تکیه دارد.
اکنون CAPE شاخص S&P 500 برای سه ماه متوالی بالاتر از ۴۰ قرار گرفته است. اهمیت این عدد در آن است که بازار سهام آمریکا در طول تاریخ تنها یکبار دیگر چنین سطحی را تجربه کرده و آن دوره به ماههای پیش از ترکیدن حباب فناوری در سال ۲۰۰۰ مربوط میشود.
سطح ۴۰ تقریباً ۵۰ درصد بالاتر از میانگین ۲۰ ساله این شاخص و فاصله بسیار زیادی با میانگین تاریخی حدود ۱۷ دارد. هشدار مهمتر اینکه بر اساس دادههای تاریخی، هرگاه CAPE در پایان یک ماه بالاتر از ۴۰ قرار گرفته، شاخص S&P 500 در سه سال پس از آن نتوانسته بازدهی مثبت ثبت کند.
این آمار به خودی خود به معنای وقوع یک سقوط دیگر نیست، اما نشان میدهد بازار در محدودهای قرار گرفته که از منظر تاریخی، احتمال بازدهی ضعیفتر در سالهای بعد افزایش یافته است.
چرا این بار ممکن است تاریخ تکرار نشود؟
مقایسه شرایط فعلی با سال ۲۰۰۰ جذاب است، اما یک تفاوت اساسی وجود دارد: نمونه تاریخی CAPE بالاتر از ۴۰ بسیار کوچک است. در واقع، تنها یک دوره تاریخی مشابه وجود دارد و نمیتوان بر اساس یک نمونه، با اطمینان درباره آینده بازار حکم صادر کرد.
از سوی دیگر، ساختار S&P 500 امروز با یک دهه قبل نیز تفاوت قابلتوجهی دارد. در گذشته، شاخص سهم بیشتری از شرکتهای صنعتی و انرژی با حاشیه سود پایینتر و داراییهای فیزیکی سنگین داشت؛ اما امروز شرکتهای فناوری با حاشیه سود بالا، جریان نقدی عملیاتی قدرتمند و ترازنامههای بسیار قوی، وزن بیشتری در شاخص دارند. این تفاوت زمانی اهمیت پیدا میکند که اثر اقتصادی هوش مصنوعی را نیز در نظر بگیریم.
هوش مصنوعی معادله ارزشگذاری را تغییر داده است
رونق هوش مصنوعی صرفاً یک موج سفتهبازانه در بازار نیست و شرکتها در حال اختصاص سرمایه واقعی به زیرساختهای آن هستند. تفاوت مهم با دوره اینترنت در دهه ۱۹۹۰ این است که بازگشت سرمایهگذاریهای جدید ممکن است بسیار سریعتر اتفاق بیفتد.
شرکت آمازون اعلام کرده انتظار دارد سرمایهگذاریهای زیرساختی خود در هوش مصنوعی طی دو تا سه سال به نقطه سربهسر برسد. شرکت اسپیسایکس نیز دوره بازگشت سرمایه خود را حدود یک سال عنوان کرده است.
اگر شرکتهای بزرگ ارائهدهنده خدمات ابری بتوانند همچنان بازده مناسبی از سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی به دست آورند و مشتریان سازمانی نیز از این فناوری برای کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری استفاده کنند، رشد سود شرکتها میتواند برای مدتی طولانیتر از گذشته ادامه داشته باشد.
این دقیقاً همان بخشی است که CAPE نمیتواند بهخوبی اندازهگیری کند؛ زیرا این شاخص بر سودهای تاریخی تکیه دارد و نمیتواند بهسرعت تغییر ساختاری در اقتصاد و فناوری را در ارزشگذاری بازار منعکس کند.
“
«به نظر من، مهمترین نکته این هشدار نه عدد ۴۰، بلکه فاصله میان ارزشگذاریهای فعلی و میزان رشد واقعی سود شرکتهاست. اگر هوش مصنوعی بتواند بازده سرمایهگذاری شرکتها را در سالهای آینده به شکل محسوسی افزایش دهد، بخشی از این ارزشگذاری بالا میتواند با رشد سود توجیه شود؛ اما اگر هزینههای عظیم زیرساختی هوش مصنوعی به رشد پایدار درآمد و جریان نقدی تبدیل نشود، بازار با ریسک اصلاح جدی مواجه خواهد شد. بنابراین در شرایط فعلی، نه خروج کامل از سهام منطقی است و نه نادیده گرفتن هشدارهای ارزشگذاری؛ ترکیب سرمایهگذاری تدریجی، انتخاب شرکتهای سودآور و نگهداری نقدینگی برای دورههای اصلاح، بهنظر من متعادلترین واکنش به این مرحله از چرخه بازار است.»
بابک شیری
بازار گران است، اما الزاماً در آستانه سقوط نیست
در زمان نگارش این گزارش، S&P 500 در سطح ۷٬۷۱۸.۶۰ واحد قرار داشت و در معاملات روزانه ۰.۳۸ درصد کاهش یافت. دامنه معاملات روز نیز بین ۷٬۷۰۶.۱۲ تا ۷٬۷۵۰.۱۹ واحد بود. این شاخص طی ۵۲ هفته گذشته نیز بین ۶٬۳۱۶.۹۱ تا ۷٬۸۱۶.۷۰ واحد نوسان کرده است.
بنابراین، مسئله اصلی برای سرمایهگذار امروز نه پیشبینی دقیق زمان سقوط بازار، بلکه مدیریت ریسک در بازاری با ارزشگذاری بالا است.
CAPE بالاتر از ۴۰ هشداری جدی محسوب میشود، اما دلیلی کافی برای فروش کامل سهام نیست. اگر رشد سرمایهگذاری در زیرساخت هوش مصنوعی در سالهای آینده بهشدت کاهش یابد، وزن بالای شرکتهای فناوری در S&P 500 میتواند به یک نقطهضعف تبدیل شود. اما اگر سرمایهگذاریهای انجامشده همچنان بازدهی ایجاد کنند و هوش مصنوعی به رشد بهرهوری و سود شرکتها کمک کند، ممکن است اینبار بازار بتواند برخلاف الگوهای تاریخی حرکت کند.
استراتژی سرمایهگذار در چنین بازاری چیست؟
در چنین شرایطی، تلاش برای پیشبینی دقیق زمان سقوط بازار میتواند خطرناک باشد. حتی اگر ارزشگذاریها بالا باشند، مشخص نیست اصلاح بعدی چه زمانی آغاز خواهد شد و سرمایهگذار ممکن است در صورت خروج زودهنگام، بخش مهمی از ادامه روند صعودی را از دست بدهد.
رویکرد منطقیتر میتواند حفظ بخشی از سرمایه به صورت نقد و ادامه سرمایهگذاری تدریجی باشد. سرمایهگذاری دورهای و منظم در صندوقهای قابل معامله بزرگ، از جمله صندوق دنبالکننده S&P 500، به سرمایهگذار اجازه میدهد بدون نیاز به پیشبینی سقف و کف بازار، در روند بلندمدت اقتصاد آمریکا مشارکت داشته باشد.
در واقع، پیام CAPE بیشتر درباره انتظارات بازدهی است تا پیشبینی قطعی یک سقوط. بازار ممکن است گران باشد و همچنان برای مدتی طولانیتر گران باقی بماند.
جمعبندی
قرار گرفتن CAPE بالاتر از ۴۰ برای سومین ماه متوالی، یکی از جدیترین هشدارهای ارزشگذاری بازار سهام آمریکا در سالهای اخیر است. تاریخ نشان میدهد چنین سطحی معمولاً با دورهای دشوار برای بازدهی سهام همراه بوده و در تنها نمونه مشابه، بازار اندکی پیش از ترکیدن حباب فناوری در سال ۲۰۰۰ قرار داشت.
با این حال، بازار امروز تفاوتهای مهمی با آن دوره دارد. شرکتهای بزرگ فناوری سودآوری و جریان نقدی بسیار قدرتمندی دارند و هوش مصنوعی میتواند برخلاف فناوریهای گذشته، سریعتر به کاهش هزینهها و افزایش سود شرکتها منجر شود. به همین دلیل، CAPE را باید یک چراغ زرد جدی دانست، نه فرمان خروج اضطراری از بازار.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.























