EURUSD 1.12073 USD ▲ 0.44%
XAUUSD 3,904.21 USD ▲ 0.75%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 99.40 USD ▼ 4.53%
BTCUSD 77,791.75 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70083 USD ▼ 0.31%
EURJPY 176.946 JPY ▲ 0.39%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۱۱ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۱۱ دقیقه پیش

تاکر کارلسون و زنگ خطر جنگ هسته‌ای؛ جهان در آستانه فاجعه است؟

در یک نگاه تاکر کارلسون، مفسر محافظه‌کار، مدعی شد که واشنگتن ممکن است تنها چند روز با حمله هسته‌ای به «کوه کلنگ» در نطنز فاصله داشته باشد. این ادعا همزمان با فشارهای نتانیاهو به ترامپ برای اقدام نظامی مطرح شده است. کارشناسان هشدار می‌دهند چنین حمله‌ای علاوه‌بر تلفات سنگین انسانی و آلودگی گسترده‌ی منابع آب، واکنش تند ایران، مسدود شدن تنگه هرمز و نابودی بازار انرژی را به دنبال خواهد داشت. استفاده از سلاح هسته‌ای، هنجار هشتادساله‌ جهانی را می‌شکند، خطر رقابت تسلیحاتی را افزایش داده و ثبات بین‌المللی را به شدت به خطر می‌اندازد.   تاکر کارلسون با ادعایی جنجالی، هفته‌ای پرتلاطم را رقم زده است. این مفسر محافظه‌کار ادعا می‌کند که واشنگتن احتمالا تنها چند روز با حمله هسته‌ای به «کوه کلنگ» در مرکز ایران فاصله داشته باشد. او این ادعا را به نقل از منابع ناشناس مطرح و هیچ ارزیابی اطلاعاتی رسمی ارائه نمی‌دهد. با این وجود، چون این اظهارات در اوج برنامه‌ریزی‌های واشنگتن برای جنگ مطرح می‌شود، ارزیابی دقیق آن ضروری خواهد بود.  کارلسون چه ادعایی مطرح کرد؟ کارلسون اواخر روز یکشنبه با انتشار پیامی طولانی در شبکه اجتماعی X، به نقل از یک منبع ناشناس مدعی شد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در حال لابی با دونالد ترامپ برای انجام این حمله است. او استدلال کرد که وجود ۳۰۰ فوت گرانیت، از تونل‌ها محافظت و در نتیجه، سلاح‌های هسته‌ای را به تنها گزینه نظامی باقی‌مانده تبدیل می‌کند. او همچنین احتمال داد که تا ۷ نوامبر در این باره تصمیم‌گیری می‌شود. این هشدار در بستر تحولات اخیر منطقه، جنبه‌ای نگران‌کننده به خود می‌گیرد. بنا بر گزارش‌ها، نتانیاهو روز شنبه ترامپ را تحت فشار گذاشته تا بلافاصله پس از انتخابات میان‌دوره‌ای روز سه‌شنبه، به ایران حمله کند. با این وجود، ترامپ تاکنون ترجیح داده به مذاکرات فرصت دهد. البته، ترامپ از کوه کلنگ به عنوان «کار ناتمام» یاد کرده و به خبرنگاران در مار-ئه-لاگو گفت: «ما می‌توانیم این کارها را خیلی سریع انجام دهیم». در مقابل، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، تأکید کرد که ترامپ هنوز هیچ تصمیمی درباره حملات جدید اتخاذ نکرده است. همزمان، لورا لومر، از فعالان حامی ترامپ، ادعای هسته‌ای کارلسون را یک فریب خواند.  کوه کلنگ کجاست؟ «کوه کلنگ» در  جنوب مجتمع غنی‌سازی نطنز و در فاصله ۲۲۵ کیلومتری جنوب تهران واقع شده است. ایران در سال ۲۰۲۰ و به دنبال خرابکاری و تخریب کارگاه سانتریفیوژ در نطنز، حفر تونل در این منطقه را آغاز کرد و به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) اطلاع داد که سانتریفیوژها را در آن مونتاژ خواهد کرد. براساس برآورد کارشناسان، تونل‌ها حداقل ۱۰۰ متر زیر قله قرار دارند. با این حال، تحلیلگران این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا بزرگ‌ترین بمب‌های سنگرشکن متعارف ایالات متحده می‌توانند به چنین عمقی نفوذ کنند یا خیر. جیمز اکتون، کارشناس بنیاد کارنگی، تردید دارد که حملات آمریکا بتواند کاری فراتر از تخریب تونل‌های قابل دسترسی انجام دهد. از سوی دیگر، به باور سازمان اطلاعات اسرائیل، ایران پس از حملات پیشین، بخشی از اورانیوم غنی‌شده و سانتریفیوژهای پیشرفته خود را به این بخش منتقل کرده است. در مقابل، ایران هرگونه فعالیت هسته‌ای در این سایت را رد می‌کند.  انفجار هسته‌ای چه پیامدهایی خواهد داشت؟ علم فیزیک هیچ نسخه قطعی و ایمنی برای چنین حمله‌ای ارائه نمی‌دهد. در سال ۲۰۰۵، آکادمی‌های ملی ایالات متحده به درخواست کنگره، سلاح‌های هسته‌ای نفوذکننده در زمین را بررسی و کارشناسان به این نتیجه رسیدند که بمب هسته‌ای با انفجار کم‌عمق، تلفات انسانی به بار می‌آورد. آن‌ها تعداد تلفات انسانی در نزدیکی مناطق مسکونی را بین هزاران تا بیش از یک میلیون نفر تخمین زدند. کارلسون هشدار می‌دهد که آلودگی ناشی از آن می‌تواند به خلیج فارس رسیده و منابع آب حدود ۱۰۰ میلیون نفر را تهدید کند. در این میان، جهت باد، قدرت انفجار و عمق زمین عوامل تعیین‌کننده هستند. رهبری ایران نیز پیشاپیش پاسخ خود را اعلام کرده و خواستار «پاسخی فوری، مؤثر و از نظر جغرافیایی نامحدود» به هرگونه تهدید شده است. تهران همچنین هشدار داده که جنگ جدید می‌تواند بسیار طولانی‌تر از درگیری‌های قبلی باشد. پیامدهای منطقه‌ای و زنجیره‌ای درگیری ایران پیش‌تر نشان داده که ابزار لازم برای مسدود کردن تنگه هرمز را در اختیار دارد و تنها چند روز پس از حملات فوریه، آن را بست. قبل از جنگ اسفندماه، حدود یک‌پنجم مصرف نفت جهانی از طریق این آبراه عبور می‌کرد که بخش عمده‌ای از آن روانه آسیا می‌شد و چین، هند، ژاپن و کره جنوبی خریداران اصلی آن بودند. بنابراین، یک حمله هسته‌ای می‌تواند در ظرف چند روز ضربه سنگین دیگری به بازار انرژی و سوخت وارد کند. همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس که میزبان پایگاه‌های آمریکایی هستند، احتمالاً با موج جدیدی از حملات موشکی مواجه خواهند شد. نظریه بازی‌های هسته‌ای و خطر گسترش نبرد از زمان بمباران اتمی ناکازاکی در اوت ۱۹۴۵، هیچ کشوری از سلاح هسته‌ای استفاده نکرده است. توماس شلینگ، اقتصاددان، چنین محدودیت‌های آشکار و مشترکی را «نقاط کانونی» می‌نامد، خطوطی که رقبا به آن‌ها احترام می‌گذارند زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند آن‌ها را به دلخواه بازنویسی کند. در این راستا، انفجار از سوی آمریکا این خط قرمز را نقض می‌کند. پس از آن، هر رقیب مسلح به سلاح هسته‌ای، معادلات و امتیازات خود را بازتعریف خواهد کرد. کارلسون هشدار می‌دهد که این سابقه می‌تواند مسکو را در اوکراین و پیونگ‌یانگ را در برابر سئول جسورتر کند. او همچنین نسبت به از سرگیری تنش‌های هسته‌ای میان هند و پاکستان ابراز نگرانی می‌کند. منطق گسترش تسلیحات هسته‌ای نیز به همین اندازه تاثیرگذار است. لیبی در سال ۲۰۰۳ برنامه هسته‌ای خود را رها و در سال ۲۰۱۱، نیروی هوایی ناتو به معترضان کمک کرد تا معمر قذافی را سرنگون کنند. در مقابل، کره شمالی بمب‌های خود را حفظ و حکومت آن همچنان پابرجا ماند. در حال حاضر نیز برخی از نمایندگان مجلس ایران برای خروج از پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (NPT) تلاش می‌کنند. در مجموع، حمله هسته‌ای به کوه کلنگ شاید بتواند تعدادی از سانتریفیوژها را در زیر خاک مدفون کند، اما مطمئناً موضوع بسیار ارزشمندتری را از بین خواهد برد و آن «هنجاری است که در بیش از هشت دهه اخیر، سلاح‌های هسته‌ای را در غلاف نگاه داشته است».

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک اثر متوسط
ژئوپلیتیک اثر متوسط

حمله پهپادی اوکراین به سه پالایشگاه روسیه؛ وقفه دو هفته‌ای پایان یافت

در یک نگاه گزارش‌ها از حمله پهپادی اوکراین به سه پالایشگاه روسیه در سه شب پیاپی، از ۳۰ اکتبر تا اول نوامبر، حکایت دارند. ظرفیت پالایش این سه مجموعه روی‌هم حدود ۳۳ میلیون تن در سال است؛ نزدیک به ۱۰ درصد ظرفیت پالایشی روسیه. حملات پس از وقفه‌ای حدوداً دوهفته‌ای از سر گرفته شده‌اند؛ وقفه‌ای که در پی فشارهای مکرر آمریکا برای توقف حمله به پالایشگاه‌ها شکل گرفته بود. حملات تازه اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه، عرضه فرآورده‌های نفتی این کشور، به‌ویژه گازوئیل، را دوباره در کانون توجه قرار داده است. این حملات در حالی از سر گرفته شده‌اند که جنگ ایران پیش‌تر بازارهای جهانی انرژی را تحت فشار گذاشته است. آسیب به واحدهای فرآوری، از جمله واحد هیدروتریتینگ گازوئیل در پالایشگاه نووکویبیشفسک، در صورت ادامه اختلال‌ها می‌تواند صادرات سوخت روسیه را کاهش دهد و از حاشیه سود پالایش حمایت کند؛ هرچند میزان خسارت‌ها مستقلاً تأیید نشده است. اگر فرآوری داخلی روسیه مختل شود، این کشور ممکن است بخش بیشتری از نفت خام فرآوری‌نشده را صادر کند. این حملات همچنین پیامد سیاسی دارند. واشنگتن از کی‌یف خواسته حمله به پالایشگاه‌ها را متوقف کند و ترامپ این حملات را عامل افزایش قیمت جهانی سوخت دانسته است. هر واکنش آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای روز سه‌شنبه می‌تواند چشم‌انداز جریان انرژی روسیه و تحریم‌ها را تغییر دهد. اوکراین پس از سه شب حمله پیاپی به سه پالایشگاه بزرگ روسیه، حملات پهپادی خود به زیرساخت نفتی این کشور را از سر گرفته است. این حملات به وقفه‌ای حدوداً دوهفته‌ای پایان داد؛ وقفه‌ای که در میانه فشار شدید دولت ترامپ برای متوقف‌کردن چنین حملاتی شکل گرفته بود. نخستین حمله شامگاه ۳۰ اکتبر به آتش‌سوزی در پالایشگاه نووکویبیشفسکِ شرکت روس‌نفت در منطقه سامارا انجامید. پس از آن، یک منطقه صنعتی در اوفا ــ محل پالایشگاه بشنفت-نوویل ــ هدف حمله قرار گرفت. حمله سوم نیز شامگاه اول نوامبر پالایشگاه نورسیِ شرکت لوک‌اویل در کستووا را هدف گرفت؛ این پالایشگاه یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های روسیه به شمار می‌رود. این جزئیات را گروه اوکراینی پایشگری Dnipro Osint و رسانه‌های دولتی روسیه گزارش کرده‌اند. ظرفیت پالایش این سه مجموعه در مجموع حدود ۳۳ میلیون تن نفت خام در سال است؛ رقمی نزدیک به ۱۰ درصد ظرفیت پالایشی روسیه. این رقم ظرفیت پالایشگاه‌های هدف‌گرفته‌شده را نشان می‌دهد، نه میزان کاهش قطعی تولید. شرکت اوکراینی سازنده پهپاد Fire Point گفته است در حملات نووکویبیشفسک و کستووا نقش داشته و از جمله واحد هیدروتریتینگ گازوئیل را هدف قرار داده است. وال‌استریت ژورنال گزارش داده بود که اوکراین از ۱۵ اکتبر به پالایشگاه‌های روسیه و از ۲۰ اکتبر به زیرساخت‌های نفتی این کشور حمله نکرده بود؛ این دوره هم‌زمان با درخواست‌های مکرر مقام‌های آمریکایی برای توقف حملات بود. ترامپ حملات را عامل قیمت بالای سوخت در جهان دانسته است؛ در حالی که کارشناسان انرژی عمدتاً جنگ آمریکا و ایران را علت این افزایش می‌دانند. آمریکا ماه گذشته تحریم‌های خود علیه گازوئیل روسیه را لغو کرد. همچنین گزارش شده بود متحدان اروپایی از کی‌یف خواسته‌اند تا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای روز سه‌شنبه آمریکا صبر کند. مقام‌های اوکراینی به کی‌یف ایندیپندنت گفته‌اند که این کشور هرگز با درخواست آمریکا برای وقفه ۳۰روزه موافقت نکرده است. کرملین نیز اعلام کرده کی‌یف اکنون خواسته واشنگتن را نادیده می‌گیرد. ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، حملات به پالایشگاه‌ها را تأیید نکرده است؛ اقدامی که ظاهراً برای پرهیز از ایجاد تنش با واشنگتن انجام شده است. او گفته اوکراین ناچار است به تشدید حملات روسیه علیه زیرساخت‌های انرژی خود پاسخ دهد. پهپادها و موشک‌های روسیه روز پنجشنبه دست‌کم ۲۷ غیرنظامی را در اوکراین کشتند. حملات شبانه روز یکشنبه نیز برق صدها هزار خانوار را قطع کرد و قطعی برق در کی‌یف ممکن است تا ۱۰ ساعت ادامه یابد. زلنسکی گفته است اوکراین در برابر توقف حمله به پالایشگاه‌ها، خواهان حمایت قوی‌تر از زیرساخت‌های انرژی خود است. هم‌زمان با افزایش تنش‌ها، تلاش‌های دیپلماتیک نیز ادامه دارد. انتظار می‌رود مذاکرات سه‌جانبه روسیه، اوکراین و آمریکا در اواخر این ماه برگزار شود. کرملین گفته ولادیمیر پوتین آماده است تلفنی و به‌طور مستقیم با زلنسکی گفت‌وگو کند. با این حال، خواسته‌های اصلی روسیه درباره قلمرو اوکراین تغییری نکرده و این موضوع چشم‌انداز دستیابی به توافقی گسترده‌تر را محدود می‌کند.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

حمله به کشتی شرکت ملی حمل‌ونقل گاز قطر

شرکت حمل ونقل گاز قطر اعلام کرد که یکی از کشتی‌های این شرکت شامگاه جمعه گذشته، هنگام عبور از آب‌های خلیج فارس، هدف حمله با اجسام نامشخص قرار گرفته است. این شرکت تاکید کرد که در پی این حادثه، هیچگونه تلفات جانی یا خسارت زیست‌محیطی گزارش نشده است و کشتی در حال حاضر در وضعیت ایمن قرار دارد. بنا بر اعلام این شرکت، ارزیابی ابعاد و پیامدهای ناشی از این حادثه همچنان ادامه دارد.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

اقتصاد جهانی در نقطه عطف؛ آیا رکود جای خود را به نظمی تازه می‌دهد؟

در یک نگاه رشد اقتصادی جهان تحت تأثیر نرخ‌های بالای بهره و سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی روند کندی به خود گرفته است. به طوری که IMF رشد ۳ درصدی، بانک جهانی ۲.۵ درصد و OECD رشد ۲.۹ درصدی را پیش‌بینی می‌کنند. حجم بالای بدهی‌های عمومی و خصوصی، به ویژه در اقتصادهای در حال توسعه، به همراه دلار قوی و افزایش هزینه‌های استقراض، فشار مضاعفی بر بودجه‌ها، تورم و بازار کار وارد کرده است. تنش‌های تجاری، جنگ‌ها به ویژه در خلیج فارس و اختلال در زنجیره‌های تأمین، اقتصاد جهانی را در دوراهی «گذار کنترل‌شده» یا «رکود شدید» قرار داده و نظم اقتصادی جدیدی را رقم می‌زنند. اقتصاد جهانی همچنان تاثیر شوک‌های سال‌های اخیر را احساس می‌کند. فشارهای تورمی پس از همه‌گیری کرونا، افزایش نرخ بهره بانک‌های مرکزی، نوسانات قیمت انرژی و اختلال در زنجیره‌های تأمین، چشم‌انداز اقتصادی جهانی را تضعیف کرده است. آخرین پیش‌بینی‌های موسسات بین‌المللی نشان می‌دهد که رشد ادامه خواهد یافت اما با سرعت کمتری. صندوق بین‌المللی پول (IMF) رشد جهانی را در سال ۲۰۲۶، ۳ درصد، بانک جهانی ۲.۵ درصد و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) ۲.۹ درصد پیش‌بینی می‌کنند. همچنین صندوق بین‌المللی پول در به‌روزرسانی چشم‌انداز اقتصادی جهان در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد که رشد جهانی در سال ۲۰۲۷ به ۳.۴ درصد خواهد رسید.  سیاست‌های نرخ بهره، رشد را سرکوب می‌کنند یکی از دقیق‌ترین جنبه‌های اقتصاد جهانی همچنان سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی است. افزایش نرخ بهره با هدف کنترل تورم، هزینه‌های اعتباری را در بسیاری از کشورها افزایش داده و فعالیت اقتصادی را کند کرده است. سیاست‌گذاران در تلاشند تا ثبات قیمت‌ها را حفظ و همزمان بر جلوگیری از کاهش شدید رشد تمرکز کنند. با این حال، شرایط فعلی ایجاد تعادل بین این دو هدف را دشوار می‌کند. کاهش مصرف، تمایل به کاهش سرمایه‌گذاری و کند شدن بازار کار، فشار بر چشم‌انداز اقتصادی را افزایش می‌دهد.  ریسک‌های ژئوپلیتیکی همچنان تأثیرگذار هستند جنگ‌ها، تحریم‌ها، نگرانی‌ها در مورد تأمین انرژی و اختلال در جریان‌های تجاری از دیگر عوامل اصلی مؤثر بر اقتصاد جهانی هستند. این تحولات نه تنها نوسانات کوتاه‌مدت ایجاد می‌کنند، بلکه جهت نظم اقتصادی را نیز تغییر می‌دهند. اختلال در تجارت جهانی بسیاری از کشورها را به اتخاذ اقدامات حمایتی بیشتر سوق داده است. تجدید ساختار زنجیره‌های تأمین، انتقال تولید به مناطق مختلف و کاهش وابستگی به منابع خارجی در مناطق راهبردی به عنوان نشانه‌هایی از تغییر نظم اقتصادی تلقی می‌شوند.  بار بدهی قابل توجه است یکی دیگر از مسائل مهم در اقتصاد جهانی، سطح بدهی است. هم امور مالی عمومی و هم بخش خصوصی در محیطی با نرخ بهره بالا تحت فشار قابل توجهی قرار دارند. به ویژه در کشورهای در حال توسعه، هزینه‌های بازپرداخت بدهی خارجی در حال افزایش است و فشار بر بودجه‌ها را تشدید می‌کند. افزایش هزینه‌های استقراض، فضای مانور در هزینه‌های دولت را محدود می‌کند. این امر بر بسیاری از حوزه‌ها، از سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی گرفته تا سیاست‌های اجتماعی، تأثیر می‌گذارد. اگر روند فعلی ادامه یابد، این احتمال وجود دارد که ظرفیت رشد برخی از اقتصادها بیشتر تضعیف شود.  اقتصادهای در حال توسعه آسیب‌پذیرتر هستند اقتصادهای در حال توسعه از جمله گروه‌هایی هستند که بیشترین تأثیر را از نوسانات جهانی می‌پذیرند. وابستگی آنها به تأمین مالی خارجی و نوسانات نرخ ارز، این کشورها را در برابر نوسانات نرخ بهره جهانی آسیب‌پذیرتر می‌کند. دلار قوی هزینه‌های واردات را افزایش می‌دهد و بر ارزهای محلی فشار وارد می‌کند. این امر می‌تواند تورم را افزایش داده و فضای مانور بانک‌های مرکزی را محدود کند. در نهایت، این امر می‌تواند مشکلات جدیدی را برای رشد، اشتغال و توزیع درآمد ایجاد کند. عبور کنترل‌شده یا کاهش ناگهانی سرعت؟ وضعیت فعلی دو احتمال را برای اقتصاد جهانی ارائه می‌دهد. اول اینکه رکود به یک گذار کنترل‌شده تبدیل شود. دوم اینکه تنش‌های تجاری، سطح بالای بدهی و سیاست‌های پولی انقباضی طولانی‌مدت، رکود شدیدتری را رقم بزنند. بنابراین، اقتصاد جهانی احتمالا نه تنها دوره رکود را پشت سر بگذارد، بلکه آستانه‌ای را نیز طی کند که در آن قوانین جدیدی در حال شکل‌گیری است. در دوره آینده، تعادل بین رشد، تورم، بدهی و خطرات ژئوپلیتیکی تعیین خواهد کرد که این تصویر چگونه آشکار خواهد شد.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

العربی‌الجدید: حضور هیئت آمریکایی در دوحه برای مذاکرات مستقیم با ایران

برخی منابع به العربی الجدید خبر دادند که پیشرفتی قابل ‌توجه در مذاکرات غیرمستقیم میان امریکا و ایران حاصل شده است. این منابع گفتند که یک هیئت امریکایی برای انجام مذاکرات مستقیم با ایران به گفت‌وگوهای دوحه خواهد پیوست. شایان ذکر است پس از یک روز گفت‌وگو در تهران درباره توافق احتمالی میان ایران با ایالات متحده، تیم‌های مذاکره‌کننده قطر و ایران راهی دوحه شدند تا دور جدید مذاکرات را از روز شنبه آغاز کنند. باراک راوید، گزارشگر «آکسیوس»، تصریح کرد: تیم مذاکره‌کننده قطری پس از یک روز گفت‌وگو درباره توافق احتمالی ایران و امریکا، از تهران به دوحه سفر کرده ضمن آنکه تیم مذاکره‌کننده ایرانی نیز در همین پرواز به مقصد دوحه، همراه آن‌ها است. وی به نقل از یک منبع دیپلمات تاکید کرد: مذاکرات روز شنبه از سر گرفته خواهد شد.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران اثر متوسط
اخبار ایران اثر متوسط

الحدث مدعی شد؛افشای پیش‌نویس طرح میانجی‌ها برای توافق ایران و امریکا

منابع خبری اعلام کردند: پیش‌نویس طرح میانجی‌گران برای حل اختلافات ایران و امریکا بر پایه اصل تعادل و همزمانی انجام برخی اقدامات تنظیم شده است. به گزارش الحدث، بر اساس این پیش‌نویس، میانجی‌ها در پی ارزیابی و سنجش تعهد زودهنگام ایران در خصوص آینده ذخایر هسته‌ای این کشور هستند. این منبع نوشت: پیش نویس این طرح، همچنین شامل بررسی ترتیبات لازم جهت بازگشایی مجدد تنگه هرمز به روی دریانوردی طی یک بازه زمانی ۷ روزه است. در بخش دیگری از این پیش‌نویس، موضوع بررسی نقش احتمالی چین به عنوان ضامن اجرای هرگونه توافق آتی میان امریکا و ایران مطرح شده است ضمن آنکه میانجی‌ها در تلاش هستند تا موافقت ایران را برای برگزاری یک دور مذاکرات مستقیم با ایالات متحده جلب کنند. بر اساس چارچوب این طرح، دو طرف بر سر یک جدول زمانی برای اجرای همزمان تعهدات از سوی ایالات متحده و ایران توافق خواهند کرد، به طوری که در برابر هر اقدام هسته‌ای از سوی ایران، یک اقدام متقابل و متناظر در زمینه کاهش یا رفع تحریم‌ها از طرف امریکا انجام خواهد شد. در این پیش نویس تاکید شده است: هیچ‌یک از طرفین یعنی ایران و امریکا ملزم به ارائه امتیاز بدون دریافت تعهد متقابل نخواهند بود. در نهایت، این طرح بر تعیین یک جدول زمانی مشخص جهت اجرای همزمان تعهدات و تدوین سازوکارهایی شفاف برای مدیریت و رسیدگی به موارد احتمالی تاخیر یا عدم پایبندی از سوی ایران تاکید دارد.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک اثر متوسط
ژئوپلیتیک اثر متوسط

واشنگتن پست: ونس درباره حفظ حاکمیت ایران به رضایی اطمینان داد

براساس گزارش واشنگتن پست، یک مقام امریکایی فاش کرد جی‌ دی ونس معاون رئیس جمهور امریکا در پیامی به محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، تاکید کرده است که مصلحت ایران در بازسازی اقتصاد و حفظ حاکمیت این کشور است. این مقام امریکایی گفت ونس به رضایی تاکید کرده است که اولویت اصلی واشنگتن جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای است و از ایران خواسته نمایندگانی دارای اختیار تصمیم‌گیری برای مذاکره درباره پرونده هسته‌ای معرفی کند. این مقام افزود که دولت دونالد ترامپ رضایی را تنها فردی می‌داند که توانایی ایجاد اجماع درباره آغاز مذاکرات را دارد. وی همچنین اظهار داشت که در صورت برگزاری دیدار میان ونس و رضایی، استانبول و دوحه محتمل‌ ترین مکان‌ها برای میزبانی این نشست هستند. این پیام با هدف جلوگیری از تشدید تقابل با ایران و هموار کردن مسیر مذاکرات مستقیم با میانجیگری قطر و موافقت دونالد ترامپ ارسال شده است. در این چارچوب، واشنگتن خواستار گنجاندن پرونده هسته‌ای در هرگونه مذاکره شده و در مقابل، بر به رسمیت شناختن منافع تهران در حفظ حاکمیت و بازسازی اقتصاد خود تاکید کرده است. این تحرکات در آستانه انتخابات کنگره امریکا و در شرایطی صورت می‌گیرد که واشنگتن در تلاش است از گسترش جنگ و افزایش فشار بر قیمت انرژی جلوگیری کند. در مقابل، تهران تاکنون واکنش رسمی به این پیام نشان نداده است. دونالد ترامپ نیز اعلام کرده که ونس مامور مذاکره با ایران نشده، بلکه مامور بررسی راه‌های تسهیل ارسال محموله‌های دارویی و کمک‌های بشردوستانه به این کشور بوده است.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک اثر متوسط
ژئوپلیتیک اثر متوسط

فرمانده ارشد آمریکا گزینه‌های حمله به ایران را برای ترامپ تشریح کرد

به گزارش وال‌استریت ژورنال به نقل از مقام‌های آمریکایی و افراد مطلع از این دیدار، فرمانده ارشد ایالات متحده در خاورمیانه روز پنجشنبه در سفری کم‌سابقه و حضوری به کاخ سفید، گزینه‌های حمله به ایران را برای ترامپ تشریح کرد. بر اساس این گزارش، تشریح این گزینه‌ها توسط این دریاسالار ارشد در شرایطی انجام شده است که واشنگتن در حال بررسی ازسرگیری عملیات‌های رزمی بزرگ است.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک اثر بالا
ژئوپلیتیک اثر بالا

عربستان سعودی به ترکیه پیشنهاد پایگاه نظامی داد

هانده فیرات، ستون‌نویس روزنامه حریت ترکیه، اعلام کرد که عربستان سعودی به ترکیه پیشنهاد داده است تا یک پایگاه نظامی در خاک خود، جدا از مقر اصلی پیمان مکه، ایجاد کند. انتظار می‌رود مدل مورد بررسی، شبیه به حضور نظامی ترکیه در قطر باشد. بر اساس این گزارش، اهداف این اقدام شامل تقویت بازدارندگی، ارائه آموزش و پشتیبانی مشاوره‌ای به پرسنل نظامی عربستان سعودی و توسعه ظرفیت دفاعی مشترک است. البته، این احتمال به تکمیل تصویب توافقنامه دفاع مشترک مکه در پارلمان و اخذ مجوز برای استقرار نیرو بستگی دارد. پس از انتصاب ژنرال بازنشسته پاکستانی، «نعمان محمود»، در ۲۳ سپتامبر به عنوان نخستین دبیرکل این پیمان، روند نهادینه‌سازی همچنان ادامه دارد و قرار است پنج نماینده نظامی و دیپلماتیک از هر کشور در ستاد مشترک خدمت کنند. همچنین، کار بر روی فهرست نیازهای دفاعی و نظامی عربستان سعودی از ترکیه و پاکستان ادامه دارد و انتظار می‌رود پاسخ‌های مربوطه در نشست سوم که اواسط نوامبر در پاکستان برگزار شود، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

مقام ارشد ایرانی: موضع تهران در پرونده هسته‌ای تغییر نکرده است

یک مقام ارشد ایرانی به یک منبع خبری گفت موضع قاطع تهران در پرونده هسته‌ای تغییری نکرده است. او همچنین گفت پیشنهادهای قطر برای ایران پذیرفتنی نیست و قطر طرح تازه‌ای برای توقف خصومت‌ها با ایران ارائه نکرده است.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

معمای توافق مکه؛ سناریوهای چهارگانه پیش‌روی نشست تهران

در یک نگاه سفر راهبردی: هیئت عالیرتبه «توافق مکه» شامل عربستان، پاکستان و ترکیه در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶ برای مهار بحران و جلوگیری از جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران، وارد تهران شد. سناریوهای پیش‌رو: کارشناسان این دیدار را به چهار سناریو تقسیم می‌کنند؛ از تفاهم امنیتی محدود و گشایش دیپلماتیک بدون تعهد (با احتمال بالا) تا تشدید تنش یا توافق فراگیر منطقه‌ای. چشم‌انداز آینده: این ابتکار به تلاش‌های میانجی‌گرانه وزن امنیتی می‌دهد، اما موفقیت آن در گروی تفکیک اقدامات فوری تنش‌زدایی از شکاف‌های راهبردی عمیق میان تهران و واشنگتن است. سفر هیئت عالی‌رتبه «توافق مکه» به تهران در تاریخ ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶، در برهه‌ای حساس از معادلات منطقه‌ای صورت گرفت. زیرا تنش‌ها میان حوثی‌ها و عربستان سعودی به موازات تهدیدات نظامی ایالات متحده علیه ایران و آمادگی‌های همه‌جانبه برای سناریوی احتمالی جنگی تازه، به اوج خود رسیده بود. این هیئت کلیدی را شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین ،رئیس سازمان اطلاعات ترکیه - میت، تشکیل می‌دادند. اهمیت راهبردی این سفر از آن روست که هر سه کشور به ائتلاف و توافق دفاعی مشترک متعهد هستند و ریاض هم‌زمان با موج فزاینده‌ای از تهدیدات نظامی از سوی شبه‌نظامیان حوثی دست‌وپنجه نرم می‌کند. به باور کارشناسان، این دیدار با هدف ایجاد کانالی مستقیم برای رویکردی منطقه‌ای در قبال ایران شکل گرفته است که به طور بالقوه ظرفیت جلب موافقت واشنگتن و تهران را داشته و می‌کوشد راه‌های برون‌رفت از بحران یا دستیابی به تفاهمات و امتیازات متقابل پذیرفتنی برای طرف‌های درگیر را هموار کند.  این ابتکار دیپلماتیک از اسلام‌آباد سرچشمه گرفته و هدف اصلی آن، گسترش دایره تلاش‌های میانجی‌گرانه و گنجاندن دغدغه‌ها و منافع امنیتی عربستان سعودی و ترکیه در معادلات و محاسبات تهران است. البته، این سه کشور جایگزینی برای میانجیگری سنتی قطر و پاکستان یا کانال‌های دیپلماتیک مسکو در اختیار ندارند. با این حال، ورود مستقیم آن‌ها به صحنه احتمالا این فرصت را فراهم آورد تا پرونده تهدیدات علیه تأسیسات سعودی و امنیت ناوبری دریایی، پیگیری و مدیریت شود. سناریوهای احتمالی برای نشست تهران براساس گزارش اندیشکده «مرکز پیشرفت عرب» در لندن، نتایج این دیدار را می‌توان از طریق چهار سناریوی اصلی ارزیابی کرد که از نظر احتمال وقوع و پیامدهایشان متفاوت هستند. سناریوی نخست: تفاهم امنیتی محدود، با احتمال بالا این سفر احتمالا در ایجاد تفاهم‌های محدودی در راستای کاهش حملات به عربستان سعودی و ارائه تضمین‌های اعلام نشده برای ناوبری دریایی از طریق تنگه هرمز، بدون تبدیل به توافق جامع، موفق عمل می‌کند. تهران این ترتیبات را به عنوان کمک منطقه‌ای به امنیت و نه پاسخی به فشار آمریکا معرفی کرده و همزمان موضع مذاکره خود را در قبال واشنگتن حفظ می‌کند. تحت این سناریو، مسائل راهبردی مانند برنامه هسته‌ای، حضور نظامی ایالات متحده و آینده حوثی‌ها خارج از  تفاهم باقی می‌مانند. شاخص‌های این سناریو شامل تداوم جلسات دوجانبه، کاهش حملات به عربستان سعودی و عدم ابراز مخالفت علنی آمریکا است. سناریوی دوم: گشایش دیپلماتیک بدون تعهد، با احتمال بالا تهران از این دیدار بدون ارائه امتیازات اساسی در مورد حوثی‌ها یا شرایط مذاکره با واشنگتن، برای نشان دادن انعطاف‌پذیری دیپلماتیک و تضعیف چشم‌انداز جبهه متحد منطقه‌ای علیه خود استفاده می‌کند. در مقابل، ریاض، اسلام‌آباد و آنکارا نیز به دستاورد سیاسی محدود در راستای نشان دادن نقش منطقه‌ای خود و جلوگیری از تشدید فوری تنش، بسنده می‌کنند. شاخص‌های این سناریو نیز شامل بیانیه‌های کلی، حملات مداوم حوثی‌ها در سطح پایین و فقدان سازوکار اجرایی یا جدول زمانی برای تفاهمات است. سناریوی سوم: تشدید همزمان تنش‌ها، با احتمال کم اما خطرناک‌تر این دیدار در تغییر محاسبات بازیگران ناکام می‌ماند. در نتیجه، واشنگتن و اسرائیل فشارهای خود را بر ایران از سر می‌گیرند و حوثی‌ها نیز با تشدید حملات علیه عربستان سعودی پاسخ می‌دهند. در این حالت، سه کشور میانجی خود را در برابر آزمون سخت و عملی توافق مکه می‌بینند، در حالی که از ابزار و توانایی‌های کافی برای مهار بحران بی‌پروای پیش‌رو بی‌بهره‌اند. شاخص‌های این سناریو شامل موضع‌گیری‌های صریح آمریکایی‌ها در مخالفت با این طرح، حملات کوبنده حوثی‌ها به تأسیسات سعودی، و تحرکات نظامی ایران در خلیج فارس خواهد بود. سناریوی چهارم: تفاهم منطقه‌ای گسترده‌تر، با کمترین احتمال این دیدار به هسته مرکزی یک چارچوب امنیتی همه‌جانبه در منطقه تبدیل می‌شود. چارچوب با حضور ایران، کشورهای حوزه خلیج فارس، ترکیه، پاکستان و تحت نظارت و پشتوانه ضمنی ایالات متحده شکل گرفته و به‌طور ساختاری به پرونده‌هایی چون حوثی‌ها، امنیت ناوبری دریایی و حضور نظامی نیروهای خارجی رسیدگی می‌کند. تحقق این سناریو مستلزم اجماعی گسترده و راهبردی میان واشنگتن و تهران است که در شرایط کنونی وجود ندارد. با این وجود، این سناریو همچنان به‌عنوان چشم‌انداز و معیاری نهایی برای سنجش هرگونه پیشرفت دیپلماتیک در آینده باقی می‌ماند. موازنه میان جنگ و صلح  این نشست تلاشی راهبردی برای پیشگیری از شعله‌ور شدن جنگی تازه میان ایالات متحده و ایران و هم‌زمان، مهار موج جدید تنش‌ها علیه عربستان سعودی به شمار می‌رود که در پی نشست مشترک چهار کشور منطقه‌ای با چهار کشور اروپایی صورت گرفته است.  اسلام‌آباد می‌کوشد جایگاه خود را به عنوان میانجی صلح حفظ کند، به‌طوری که این نقش‌آفرینی با تعهدات دفاعی این کشور در چارچوب «توافق مکه» دچار اصطکاک و تعارض نشود. حضور و مشارکت عربستان سعودی گویای این درک واقع‌بینانه است که بازدارندگی نظامی به‌تنهایی برای دفع تهدیدات حوثی‌ها کارساز نیست و در کنار آن، باید اصل ضرورت دستیابی به تفاهم با تهران را نیز به رسمیت شناخت.    نقش‌آفرینی ترکیه نشان‌دهنده تمایل این کشور برای پیوند زدن همکاری‌های دفاعی با رویکردی مثبت نسبت به ایران همراه با پرهیز از مداخله مستقیم در جنگ یمن و در هماهنگی کامل با پاکستان است.  موافقت تهران با این ابتکار، به آن مشروعیت اولیه برای آغاز گفتگوها می‌بخشد، اما لزوماً به‌معنای تمایل جمهوری اسلامی برای تغییر بنیادین در رویکردها و سیاست‌های کلان خود نیست.  واشنگتن دلیل قانع‌کننده‌ای برای رد روند تنش‌زدایی ندارد، اما احتمالا با توافقی که شروط و منافع اساسی‌اش را نادیده بگیرد، مخالفت کند. با این وجود، شواهد نشان می‌دهد که این سفر احتمالاً با اطلاع و هماهنگی نسبی مقامات آمریکایی انجام شده است. در مجموع، این ابتکار، فارغ از آنکه ابزارهای کافی برای حل‌وفصل نهایی شکاف‌های عمیق میان تهران و واشنگتن را در اختیار ندارد، وزن و اعتبار امنیتی قابل‌توجهی به تلاش‌های میانجی‌گرانه پیشین می‌دهد.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران اثر بالا
اخبار ایران اثر بالا

شوک نفتکش‌ها به بازار نفت؛ قیمت‌ها تا کجا پیش می‌روند؟

در یک نگاه صعود بی‌وقفه قیمت‌ها: نگرانی‌های امنیتی در خاورمیانه و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل نفتکش‌ها، بازار جهانی انرژی را تحت فشار گذاشته است. برنت حدود ۱۱۵ دلار و نفت سبک آمریکا نزدیک ۱۰۱ دلار معامله شد. کمبود نفتکش و هزینه‌های سنگین: حدود ۵۰ ابرنفتکش به ذخیره‌سازی شناور در خلیج فارس اختصاص یافته، هزینه سفر از آمریکا به چین به ۸۰ میلیون دلار رسیده و تخفیف‌های عربستان نیز این افزایش هزینه را جبران نکرده است. ریسک‌های آینده: حملات به زیرساخت‌های نفتی، تحریم‌ها و کمبود موجودی سوخت، احتمال تبدیل هزینه‌های حمل‌ونقل به تورم پایدار در بازار انرژی را افزایش داده است.   افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی هیچ نشانه‌ای از توقف ندارد. تشدید نگرانی‌های امنیتی در خاورمیانه و افزایش نرخ حمل‌ونقل نفتکش‌ها، فشار بیشتری بر بازار جهانی انرژی وارد می‌کند. باید توجه داشت که یک عامل کلیدی در بازار، خطر نرسیدن به‌موقع نفت به خریداران است، و اکنون نیز هزینه‌های حمل‌ونقل همچنان  افزایش می‌یابد. کمبود نفتکش‌ها به یک عامل هزینه‌زای قابل‌توجه تبدیل شده است. از آنجایی که بحران در خلیج فارس، شرکت‌های کشتیرانی را ناگزیر به ارزیابی مسیرهای موجود کرده، تقاضا برای کشتی‌های بزرگ به طرز چشمگیری افزایش یافته است. این فشار به ویژه در بازار ابرنفتکش‌ها که قادر به حمل بیش از دو میلیون بشکه نفت خام هستند، مشهود است. طبق برآوردهای بازار، در حال حاضر حدود ۵۰ کشتی از این نوع به عنوان تأسیسات ذخیره‌سازی نفت شناور در خلیج فارس استفاده می‌شوند که این امر تعداد نفتکش‌های موجود برای حمل نفت خام به خریداران بین‌المللی را کاهش می‌دهند. طبق گزارش‌ها، هزینه سفر یک ابرنفتکش از ایالات متحده به چین به ۸۰ میلیون دلار رسیده است. با ظرفیت تقریبی دو میلیون بشکه، این مبلغ به تنهایی حدود ۴۰ دلار برای هر بشکه هزینه حمل‌ونقل، علاوه بر قیمت خود نفت خام، می‌شود. بنابراین، این هزینه‌ها اقتصاد تجارت بین‌المللی نفت را تغییر می‌دهند و تأمین‌کنندگان  مجبور به ارائه تخفیف برای جبران هزینه بالاتر حمل‌ونقل به خریداران هستند. به عنوان مثال، عربستان سعودی قیمت‌ها را برای مشتریان آسیایی ۵ تا ۷ دلار در هر بشکه کاهش داده است. با این حال، این کاهش‌ها برای جبران افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل کافی نبوده و خریداران را در معرض هزینه‌های کلی بالاتر خرید قرار داده است. در ژانویه ۲۰۲۵، نرخ حمل‌ونقل ابرنفتکش‌ها پس از گسترش تحریم‌های ایالات متحده علیه صنعت نفت روسیه، افزایش یافت و معامله‌گران را بر آن داشت تا برای تأمین نفت خام از تأمین‌کنندگان جایگزین به چین و هند، به سمت تأمین کشتی‌های جدید هجوم آورند. طبق گزارش لویدز لیست اینتلیجنس، ۳۵ درصد از ۶۶۹ نفتکش موجود در ناوگان سایه که در حمل‌ونقل نفت روسیه، ونزوئلا و ایران نقش دارند، توسط ایالات متحده، بریتانیا یا اتحادیه اروپا تحریم شده‌اند. نرخ حمل‌ونقل در مسیر خاورمیانه-چین ۳۹ درصد افزایش یافت و نرخ برخی از مسیرها از روسیه بیش از دو برابر شد. تقاضا برای نفتکش‌های بسیار بزرگ (VLCC) که توانایی حمل بیش از دو میلیون بشکه نفت دارند، به شدت افزایش یافت. زیرا خریداران چینی و هندی تلاش خود را برای تأمین نفت خام از منابع جایگزین افزایش دادند.  بحران‌های ژئوپلیتیکی، حملات زیرساختی و اختلال در عرضه یکی دیگر از عواملی که قیمت نفت را به شدت افزایش می‌دهد، حملات مکرر به نفتکش‌ها در تنگه هرمز و همچنین حملاتی است که خطوط لوله حیاتی نفت و زیرساخت‌های انرژی را هدف قرار می‌دهند. برای نمونه، هرگونه اختلال در میادین یا خطوط لوله نفتی عربستان، به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت جهان، می‌تواند بقه بازارهای جهانی شوک وارد کند و قیمت‌ها را حتی بالاتر ببرد. خط لوله شرق-غرب این کشور، معروف به پترولاین، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا اجازه عبور نفت خارج از تنگه هرمز را به  می‌دهد. اگرچه حمله پهپادی به میدان نفتی شیبه عربستان سعودی در یکشنبه گذشته خنثی شد، اما این حادثه خساراتی نیز را به بار آورد. بطوریکه، بقایای پهپادی که توسط نیروهای پدافند هوایی عربستان سعودی سرنگون شد، بر روی زیرساخت‌های این میدان سقوط کرد. باید توجه داشت که این میدان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا نفت خام تولید شده در آن مستقیماً به پالایشگاه آرامکو عربستان سعودی منتقل می‌شود. طوفان ایسایاس در خلیج مکزیک نیز باعث کاهش ۷۲ درصدی تولید نفت شد. در نتیجه، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مجبور شد چهار میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک نفت این کشور را آزاد کند. بعداً مشخص شد که بیش از چهار میلیون بشکه برای فروش آزاد شده تا از افزایش نگرانی عمومی پیش از انتخابات کنگره جلوگیری شود. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، ذخایر تجاری نفت خام این کشور ۳.۰۶ میلیون بشکه و ذخایر استراتژیک ۳۰۰ هزار بشکه کاهش یافته است. ذخایر بنزین ۲.۹۵ میلیون بشکه و سایر نیز ۱.۶۷ میلیون بشکه کاهش داشته است. در همین زمان، صادرات نفت ایالات متحده ۱.۱۲ میلیون بشکه  و تولید ۴۱۰ هزاربشکه افت را ثبت کرد. این تحولات بر بازار تأثیر گذاشت و قیمت جهانی نفت همچنان رو به افزایش بود. چشم‌انداز پالایشگاه‌ها، محدودیت سوخت و پیامدهای صنعتی گلدمن ساکس پیش از این هشدار داده بود که تأخیر در تعمیر و نگهداری پالایشگاه‌ها و افزایش کارهای تعمیر و نگهداری برنامه‌ریزی‌شده در سطح جهان می‌تواند عرضه فرآورده‌های نفتی تصفیه‌شده را تا سال ۲۰۲۷ تحت فشار نگه دارد.طبق برآوردها، پالایشگاه‌های هند و کره جنوبی، تأمین‌کنندگان اصلی سوخت دیزل و سوخت هواپیما، نقش مهمی در تعیین میزان صادرات در سه‌ماهه دوم سال آینده ایفا کنند. موجودی کم سوخت در مراکز تجاری اصلی، بازار را با فضای محدودی برای جذب اختلالات بیشتر مواجه می‌کند. در همین حال، بهبود اندک صادرات سوخت از خلیج فارس، حمایت بیشتری از قیمت‌ها می‌کند. انتقال کشتی به کشتی به حفظ حجم حمل‌ونقل نفت خام کمک کرده، اما اعمال همین رویکرد برای محصولات پالایش‌شده به دلیل ویژگی‌های متفاوت و اشتعال‌پذیری بالاتر آن‌ها پیچیده‌تر است. این محدودیت‌ها می‌تواند پیامدهایی فراتر از بازار نفت خام داشته باشد. هزینه‌های بالاتر حمل‌ونقل و کاهش دسترسی به دیزل و سوخت هواپیما احتمالا فشار بیشتری بر صنایع، خطوط هوایی و شرکت‌های حمل‌ونقل وارد کند، و همچنین تأمین انرژی را برای اقتصادهای وابسته به واردات گران‌تر می‌کند. نوسانات قیمتی و چشم‌انداز آینده بازار انرژی آخرین نوسانات قیمت نفت، حساسیت بازار را به تحولات ژئوپلیتیکی و انتظارات در مورد عرضه نشان می‌دهد. قیمت‌ها قبل از عقب‌نشینی در آغاز هفته معاملاتی بعدی، به بالاترین حد خود در شش ماه گذشته رسیدند، زیرا انتظارات از کاهش تنش‌ها بین ایالات متحده و ایران، برخی از سرمایه‌گذاران را به بازار سوق داد. در نتیجه، نفت خام برنت حدود ۱۱۵ دلار در هر بشکه معامله شد و نفت خام سبک آمریکا نزدیک به ۱۰۱ دلار بود. اکنون، پرسش کلیدی این است که آیا ظرفیت کشتیرانی و مسیرهای تأمین منطقه‌ای می‌توانند به‌سرعت به حالت عادی بازگردند تا از تبدیل شدن هزینه‌های حمل‌ونقل به منبع تورم پایدارتر در بازار انرژی جلوگیری شود. حتی اگر تنش‌های ژئوپلیتیکی کاهش یابد، احتمالا حل مسئله انتقال نفتکش‌ها به تأسیسات ذخیره‌سازی شناور و مشکلات لجستیکی انباشته‌شده، زمان‌بر باشد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها اثر متوسط
تحلیل کامودیتی‌ها اثر متوسط

نظرسنجی سی‌ان‌بی‌سی: سایه اقتصاد و پرونده ایران بر انتخابات آمریکا

در یک نگاه محورهای کلیدی نظرسنجی سی‌ان‌بی‌سی: این نظرسنجی نشان می‌دهد که در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، رای‌دهندگان آمریکایی به شدت قطبی شده‌اند. دموکرات‌ها نگران اختیارات فراقانونی ترامپ و ادامه جنگ ایران هستند، در مقابل جمهوری‌خواهان بر امنیت مرزی و جلوگیری از سیاست‌های سوسیالیستی تمرکز دارند. بحران معیشت و اقتصاد: صرف‌نظر از رویکردهای حزبی، هزینه‌های بالای زندگی و نگرانی از عدم کاهش قیمت‌ها دغدغه‌ای مشترک است. به طوری که رأی‌دهندگان، اقتصاد و تورم را مسئله اصلی خود می‌دانند و ترامپ و کنگره را مسئول وضعیت موجود می‌شناسند. پیامدهای سیاسی: تحلیلگران هشدار می‌دهند که افراطی‌گری حزبی و بی‌اعتمادی عمومی می‌تواند موازنه آرا را میان اقشار مختلف از جمله طبقه کارگر و رأی‌دهندگان لاتین‌تبار تغییر دهد.   پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای پیش رو در ایالات متحده، انتظارات سیاسی و اقتصادی رأی‌دهندگان در حال شکل‌گیری است. نظرسنجی اقتصادی سی‌ان‌بی‌سی که بین ۱۴ تا ۱۸ اکتبر با ۱۰۰۰ رأی‌دهنده ثبت‌نام‌شده انجام شد، میزان قطبی شدن میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان را آشکار کرد. باوجود تداوم اختلافات بر سر اختیارات ریاست جمهوری دونالد ترامپ، سیاست‌های سوسیالیستی، مهاجرت و امنیت مرزی، اقتصاد و قیمت‌های بالا نیز نگرانی‌های مشترک رأی‌دهندگان هر دو حزب است. با نزدیک شدن به این انتخابات، نگرانی‌ها در میان رأی‌دهندگان دموکرات و جمهوری‌خواه در مورد کنترل کنگره توسط حزب سیاسی مخالف، رو به افزایش است. رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه نگرانند که در صورت کسب اکثریت کنگره توسط دموکرات‌ها، امنیت مرزی تضعیف شود، مالیات‌ها افزایش یابد و سیاست‌های سوسیالیستی اجرا شود. در مقابل، نگرانی‌ رأی‌دهندگان دموکرات این است که اگر جمهوری‌خواهان اکثریت خود را در کنگره حفظ کنند، دونالد ترامپ از اختیارات قانونی خود فراتر می‌رود، به اخراج مهاجران ادامه و جنگ در ایران را ادامه خواهد داد. اختیارات ریاست‌جمهوری و حدود قدرت دونالد ترامپ یکی از یافته‌های مهم نظرسنجی سی‌ان‌بی‌سی، نگرانی رأی‌دهندگان در مورد محدودیت‌های اختیارات قانونی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بود. در مجموع، ۴۴ درصد از کل شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی، شامل ۷۴ درصد از رأی‌دهندگان دموکرات و ۴۵ درصد از رأی‌دهندگان مستقل، نسبت به اختیارات فراقانونی ترامپ ابراز نگرانی کردند. در مقابل، طیف دیگری از نگرانی‌ها متوجه سیاست‌های مورد حمایت سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا (DSA) است، به طوری که ۲۸ درصد از کل شرکت‌کنندگان در نظرسنجی گزارش دادند که نگران اجرای این سیاست‌ها هستند. در تفکیک حزبی، ۵۴ درصد از جمهوری‌خواهان و ۲۲ درصد از رأی‌دهندگان مستقل نگرانی خود را در خصوص اجرای سیاست‌های سوسیالیستی ابراز داشتند.  هزینه‌های زندگی و دغدغه‌های مشترک اقتصادی با وجود اختلافات سیاسی بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان، شرایط اقتصادی همچنان دغدغه مشترک رأی‌دهندگان هر دو حزب است. تحقیقات سی‌ان‌بی‌سی هزینه‌های بالای زندگی و انتظارات برای کاهش قیمت‌ها را به عنوان نگرانی‌های اصلی معرفی کرد. در سناریوی نخست، اگر دموکرات‌ها کنترل کنگره را به دست گیرند، ۲۲ درصد از کل شرکت‌کنندگان شامل ۳۱ درصد از رأی‌دهندگان دموکرات، ۲۲ درصد از مستقل‌ها و ۱۵ درصد از جمهوری‌خواهان، نگران هستند که قیمت‌ها به اندازه کافی کاهش نیابند. در سناریوی دوم و در صورت حفظ اکثریت کنگره توسط جمهوری‌خواهان، ۲۴ درصد از کل پاسخ‌دهندگان شامل ۳۲ درصد از رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه و ۲۲ درصد از مستقل‌ها و ۱۷ درصد از دموکرات‌ها، ابراز نگرانی کردند که قیمت‌ها قابل کاهش نیستند. تداوم این دغدغه‌ها نشان می‌دهد که هزینه‌های بالای زندگی نگرانی مشترک رأی‌دهندگان بوده است. در همین حال، در خصوص سایر مسائل کلان، دموکرات‌ها و رأی‌دهندگان مستقل، فساد در دولت را یک مسئله با اولویت بالا می‌دانستند، در حالی که رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه تأکید بیشتری بر سیاست‌های مهاجرتی و امنیت مرزی داشتند.  هشدار کارشناسان درباره قطبی شدن و افراطی‌گری حزبی ران بونجین، استراتژیست جمهوری‌خواه و از بنیانگذاران شرکت ROKK Solutions، در خصوص نتایج این نظرسنجی اظهار داشت که تحقیق مذکور میزان قطب‌بندی سیاسی در ایالات متحده را آشکار کرده و نشان می‌دهد رأی‌دهندگان نگران تغییر کامل دستور کار سیاسی توسط حزب مخالف هستند. به طوری که جمهوری‌خواهان نگران بازگشت دموکرات‌ها به سیاست‌های دولت جو بایدن هستند و رأی‌دهندگان خواهان تغییر در شرایط فعلی‌اند بدون آنکه بازگشت به سیاست‌های گذشته دموکرات‌ها مطلوبشان باشد. از سوی دیگر، لوکاس هولتز، مشاور ارشد سیاسی در اندیشکده چپ میانه «راه سوم»، هشدار داد که دموکرات‌ها نباید نتایج انتخابات را اشتباه تفسیر کنند، زیرا تمایل بیش از حد حزب به چپ و اتخاذ سیاست‌های سوسیالیست‌ دموکرات آمریکا می‌تواند دستاوردهای انتخاباتی در مناطق جمهوری‌خواه، به ویژه حمایت رأی‌دهندگان آمریکای لاتین‌تبار و طبقه کارگر را به خطر بیندازد. در نهایت، الکس ژاک، معاون ارشد سیاست‌گذاری، حمایت و تحقیقات در Groundwork Collaborative، خاطرنشان کرد، در حالی که دموکرات‌ها از اتهامات فساد علیه ترامپ انتقاد می‌کنند و جمهوری‌خواهان تلاش دارند رقیب را به سیاست‌های چپ افراطی مرتبط سازند، اقتصاد همچنان موضوع اصلی انتخابات است و رأی‌دهندگان ترامپ و کنگره را مسئول قیمت‌های بالا می‌دانند.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک اثر متوسط
ژئوپلیتیک اثر متوسط

انتخابات اسرائیل و سرنوشت رویارویی با ایران؛ آیزنکوت تندتر از نتانیاهو؟

در یک نگاه پیشتاز و ائتلاف‌ها: حزب «یاشار» به رهبری گادی آیزنکوت در نظرسنجی‌ها پیشتاز است، اما هیچ‌یک از دو بلوک اپوزیسیون و اردوگاه نتانیاهو به حد نصاب ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت نمی‌رسند. رویکردها و سیاست خارجی: دو اردوگاه در اهداف کلان در قبال حماس و ایران تفاوت چندانی ندارند، اما ترامپ از نتانیاهویی حمایت می‌کند که طرح غزه‌اش را به تعویق انداخته، در حالی که رقیبش احتمالاً آن را اجرا می‌کند. بن‌بست سیاسی: شکاف‌های اصلی بر سر معیشت، خدمت سربازی حریدی‌ها و شهرک‌سازی است. امتناع اپوزیسیون از ائتلاف با احزاب عرب نیز احتمالا اسرائیل را به سوی هفتمین انتخابات از سال ۲۰۱۹ بکشاند. اسرائیلی‌ها روز سه‌شنبه، ۲۷ اکتبر، برای انتخاب ۱۲۰ کرسی کنست به پای صندوق‌های رأی می‌روند. این نخستین  انتخابات عمومی آنها از زمان حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بوده و در حالی برگزار می‌شود که غزه هنوز آرام نشده و جنگ با ایران همچنان در جریان است. براساس داده‌های رسمی، حدود ۷.۳ میلیون نفر واجد شرایط رأی دادن هستند. اکنون،  پرسش اصلی این است که آیا بنیامین نتانیاهو، طولانی‌ترین نخست‌وزیر اسرائیل، در قدرت می‌ماند یا خیر؟ چرا ترامپ از نتانیاهو حمایت کرد و چرا اسرائیل ریسک‌ها را نادیده می‌گیرد؟ در نظام انتخاباتی اسرائیل، مردم مستقیماً به نخست‌وزیر رأی نمی‌دهند، بلکه رأی آن‌ها به فهرست‌های حزبی تعلق دارد. کرسی‌های کنست بر اساس نسبت آرای ملی تقسیم می‌شوند و هر حزب برای ورود به پارلمان باید دست‌کم ۳.۲۵ درصد کل آرا را کسب کند. همچنین، برای تشکیل دولت به حمایت حداقل ۶۱ نماینده نیاز است، اما از آنجا که هیچ‌گاه یک حزب به تنهایی به این تعداد نرسیده، رقابت اصلی تازه پس از شمارش آرا و در جریان چانه‌زنی‌های فشرده برای ائتلاف آغاز می‌شود. حوزه‌های رأی‌گیری ساعت ۱۰ شب به وقت محلی بسته می‌شوند و شبکه‌های تلویزیونی بلافاصله نتایج نظرسنجی‌های خروجی را اعلام می‌کنند.  احتمالا پیروزی چه کسی بیشتر است؟ آخرین نظرسنجی‌ها که روز جمعه و پیش از اعمال ممنوعیت قانونی برای انتشار نتایج نظرسنجی‌های جدید منتشر شد، همگی نشان می‌دهند که حزب گادی آیزنکوت، یاشار، با ۲۲ یا ۲۳ کرسی در صدر و حزب لیکود نتانیاهو با ۱۹ کرسی در رتبه دوم قرار دارد. آیزنکوت، فرمانده سابق ارتش که پسرش در جنگ غزه کشته شد، در اکثر نظرسنجی‌ها به عنوان نخست‌وزیر احتمالی پیشتاز است. با این حال، ائتلاف‌ها از احزاب مهم‌ترند. اپوزیسیون، متشکل از یاشار، نفتالی بنت و یائیر لاپید از حزب «با هم»، یائیر گولان از حزب «دموکرات‌ها» و آویگدور لیبرمن از حزب «اسرائیل بیتینو»، ۵۲ تا ۵۶ کرسی را به دست آوردند. براساس این برآوردها، اردوگاه نتانیاهو با دو شریک راست افراطی و ارتدکس افراطی، حدود ۵۰ کرسی را به خود اختصاص خواهد داد. بنابراین، هیچ‌کدام ۶۱ کرسی را کسب نخواهند کرد و در این میان، عامل تعیین‌کننده، احزاب اکثریت عرب هستند که پیش‌بینی می‌شود ۱۴ تا ۱۶ کرسی را به دست آورند. اردوگاه نتانیاهو چه خواهد کرد؟ نتانیاهو اصرار دارد که ارتش تا زمان خلع سلاح کامل حماس، غزه را ترک نخواهد کرد، از همین روی آخرین نسخه طرح دونالد ترامپ برای غزه را در ماه اوت رد کرد. او همچنین سوگند یاد کرده که «تا زمانی که نخست وزیر هست، هیچ کشور فلسطینی وجود نخواهد داشت». در این راستا، طرح‌های بازسازی و نظارت بر غزه تا پس از رأی‌گیری مسکوت مانده است. متحدان راست افراطی او، بزالل اسموتریچ و ایتامار بن گویر، پا را فراتر گذاشته و شهرک‌های یهودی‌نشین در غزه را بازسازی می‌کنند، ایده‌ای که طرح ترامپ صراحتاً آن را رد می‌کند. ترامپ نیز از نتانیاهو حمایت و اعلام کرده که شکست او پیامدهای جدی برای روابط آنها با واشنگتن خواهد داشت. با این وجود، این رابطه راهبردی با اختلافاتی همراه است، بطوریکه استیو ویتکاف و جارد کوشنر، فرستادگان ترامپ، از تعلل نتانیاهو در قبال غزه ناامید شده‌اند. انتخاب نتانیاهو برای ایران نیز مهم است. حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه آغاز شد و او در مبارزات انتخاباتی خود بارها به حمله مجدد به ایران تاکید داشته است. منتقدان نیز او را به تحریک جنگ مجدد برای تأثیرگذاری بر آراء متهم می‌کنند، اتهامی که او آن را رد می‌کند. رویکرد دولتی احتمالی آیزنکوت آیزنکوت وعده داده است که ظرف ۱۸ ماه، از طریق طرح ترامپ یا اقدام نظامی جدید، به گروه حماس پایان دهد و کریدور امنیتی اسرائیل در داخل غزه را حفظ می‌کند. او با تشکیل کشور فلسطینی مخالف است، اما تشکیلات خودگردان فلسطین را به حماس ترجیح می‌دهد. تندترین موضع او این است: «تا زمانی که نتانیاهو در قدرت است، حماس در قدرت می‌ماند». حزب «با هم» بنت نیز خواهان اولتیماتوم خلع سلاح به حماس است. حزب یاشار متعهد به روابط نزدیک‌تر با واشنگتن و توافقات صلح بیشتر با کشورهای عربی است. دولت جدید احتمالی دلایل بسیاری برای جلب نظر ترامپ خواهد داشت و می‌تواند نگاه آمریکایی‌ها، به ویژه حزب دموکرات‌، نسبت به اسرائیل را تعدیل کند. در همین حال، آیزنکوت ایران را خطر اصلی اسرائیل می‌داند و معتقد است اگر دیپلماسی به جایی نرسد، ایالات متحده باید اطراف ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران «منطقه کشتار» تعیین کند و هرگونه تلاشی برای جابجایی را زیر آتش بگیرد. در واقع، رویکردی وی تفاوت چندانی با یک اقدام جنگ‌طلبانه ندارد. جمع‌بندی؛ رقابت میان دو اردوگاه رقیب تناقض اصلی این است که دونالد ترامپ از نخست وزیری حمایت می‌کند که طرح او را برای غزه معطل نگه داشته، در حالی که رقیب نتانیاهو احتمالاً همان طرح را اجرایی خواهد کرد. بنابراین، دو اردوگاه در پرونده حماس و ایران، بیشتر از نظر لحن و رویکرد با هم تفاوت دارند تا در هدف نهایی. شکاف‌های واقعی جامعه اسرائیل در جای دیگر و از شهرک‌سازی در غزه و تحقیقات دولتی درباره فاجعه ۷ اکتبر گرفته تا معافیت سربازی ارتدکس‌های افراطی و سلامت ساختارهای نهادی کشور است. در واقع، برای خود رأی‌دهندگان، دغدغه‌های معیشتی و هزینه زندگی بسیار بالاتر از جنگ با ایران قرار دارد. در سوی مقابل، حامیان نتانیاهو استدلال می‌کنند که کارنامه او در مهار حزب‌الله و ایران نشان می‌دهد که تنها او می‌تواند مقابل تهران بایستد و با ترامپ در سطح یک قدرت برابر رایزنی کند. در مقابل، منتقدانش به ناکامی بزرگ امنیتی در ۷ اکتبر، حکم جلب دیوان کیفری بین‌المللی و انزوای روزافزون اسرائیل اشاره می‌کنند. با این وجود، امتناع اپوزیسیون از ائتلاف با احزاب عرب، بهترین هدیه یعنی همان «بن‌بست سیاسی» را تقدیم نتانیاهو می‌کند. به این ترتیب، انتخابات سه‌شنبه احتمالا بسیار کمتر از وعده‌های داده شده، گره‌گشا خواهد بود.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

چرا برزیل مسیر چین و چپ‌گرایی را انتخاب کرد؟ گزارش ویژه از ناکامی واشنگتن در ۲۰۲۶

در یک نگاه شکست نامزد مورد حمایت ترامپ در برزیل: برخلاف چرخش راست‌گرایانه پنج سال اخیر در آمریکای لاتین، شکست فلاویو بولسونارو در برابر جریان حاکم، روند تثبیت نفوذ واشنگتن در جنوب قاره را با چالش جدی مواجه کرد. تقابل دو الگوی حکمرانی؛ آرژانتین در برابر برزیل: در حالی که آرژانتینِ میلی با انصراف از بریکس، دریافت وام ۲۰ میلیارد دلاری از آمریکا و اجرای اصلاحات اقتصادی به متحد اصلی واشنگتن تبدیل شد، برزیل تمایل خود به جریان چپ و توسعه روابط با چین را حفظ کرده است. شکست کمپین فشار حداکثری واشنگتن: با وجود اعمال تعرفه‌های تجاری، تحریم مقام‌های برزیلی و مداخله مستقیم در انتخابات ۲۰۲۶، استراتژی کاخ سفید برای تغییر رژیم سیاسی در برازیلیا نتیجه معکوس داد. تحولات سیاسی اخیر در آمریکای لاتین و به‌ویژه نتایج انتخابات سال ۲۰۲۶ برزیل، نشان‌دهنده پیچیده‌تر شدن گسل‌های ژئوپلیتیک در نیم‌کره غربی است. طی نیم دهه گذشته، قاره‌ای که زمانی حیاط خلوت چپ‌گرایان و موج پینک‌تاید (Pink Tide) شناخته می‌شد، چرخش دراماتیکی به سمت راست‌گرایی، آزادسازی اقتصادی و نزدیکی بی‌سابقه به واشنگتن نشان داد. با این حال، مقاومت برزیل در برابر این موج، معادلات کاخ سفید را به هم زده است. الگوی آرژانتین؛ جهش به آغوش واشنگتن و خروج از بریکس اصلی‌ترین نماد چرخش راست‌گرایانه قاره، صعود خاویر میلی به قدرت در آرژانتین بود. دولت میلی بلافاصله پس از تثبیت قدرت، دست به اصلاحات ساختاری زد: انصراف رسمی از پیمان بریکس (BRICS): قطع پیوند با بلوک قدرت‌های نوظهور و چرخش کامل به سمت محور غربی. کاهش شدید هزینه‌های عمومی: انحلال وزارتخانه‌ها، تعدیل نیرو در بخش دولتی و آزادسازی قیمت‌ها. تکیه‌گاه مالی واشنگتن: در جریان انتخابات ۲۰۲۵، ایالات متحده با اعطای یک خط اعتباری ۲۰ میلیارد دلاری برای تثبیت پزو (Peso)، حمایت مستقیم خود را از بقای دولت میلی به نمایش گذاشت. این سیاست‌ها آرژانتین را به دژ اصلی نفوذ اقتصادی و سیاسی ایالات متحده در آمریکای جنوبی تبدیل کرد. برزیل ۲۰۲۶؛ ناپایداری استراتژی فشار حداکثری ترامپ در سوی دیگر، دولت دونالد ترامپ تمام ثقل دیپلماتیک و اقتصادی خود را برای سرنگونی یا شکست جریان چپ در برزیل به کار بست. ایالات متحده با هدف هموار کردن مسیر پیروزی برای فلاویو بولسونارو (فرزند ژائیر بولسونارو و کاندیدای مورد حمایت مستقیم ترامپ)، ابزارهای زیر را به کار گرفت: فشارهای تعرفه‌ای و تجاری: اعمال عوارض سنگین بر صادرات کشاورزی و صنعتی برزیل به مقصد آمریکا. تحریم‌های هدفمند: تحریم مسئولان ارشد دولتی و قضایی برزیل به اتهامات سیاسی. حمایت رسانه‌ای و مالی: تلاش برای بازسازی شبکه راست در برازیلیا. با این حال، پیروزی جریان مقابل و ناکامی فلاویو بولسونارو نشان داد که جامعه برزیل در برابر مداخلات مستقیم خارجی حساسیت بالایی نشان داده و تعادل قوا در آمریکای لاتین برخلاف تصور واشنگتن، کاملاً یک‌دست و یک‌پارچه به سود راست‌گرایان تغییر نیافته است. چالش‌های پیش‌روی سیاست خارجی آمریکا در قاره شکست پروژه سیاسی ترامپ در برزیل، موازنه قدرت را در آمریکای جنوبی دو قطبی کرده است: محور آرژانتین - آمریکا: بر پایه نئولیبرالیسم تهاجمی، واگذاری پروژه‌ها به سرمایه‌گذاران آمریکایی و دوری از چین. محور برزیل - بریکس: بر پایه حفظ روابط تجاری با پکن، فعال ماندن در پیمان‌های منطقه‌ای و مقاومت در برابر تک‌قطبی شدن قاره. این نتایج نشان می‌دهد که سناریوی واشنگتن برای یک‌پارچه‌سازی آمریکای لاتین زیر چتر نفوذ خود با سد محکم بزرگ‌ترین اقتصاد منطقه (برزیل) برخورد کرده و تقابل دو الگوی توسعه تا سال‌های آینده ادامه خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

ائتلاف به رهبری عربستان از انهدام پنج انبار موشک حوثی‌ها خبر داد

ائتلاف به رهبری عربستان اعلام کرد در عملیاتی برای خنثی‌سازی تهدیدها، مواضع حوثی‌ها را در یمن هدف قرار داده است. به گفته ائتلاف، در این عملیات پنج انبار موشک بالستیک و چهار سکوی پرتاب در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها منهدم شده‌اند.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

ادامه دیپلماسی پنهان؛ راهکار ایران برای تنگه هرمز تغییر نکرد

در یک نگاه تکذیب توافق: تهران گزارش‌های رسانه‌ای درباره ارائه پیشنهاد توافق جدید از طریق پاکستان به ایالات متحده را به‌طور رسمی تکذیب و شایعات پیرامون بازگشایی آبراه را رد کرد. پافشاری بر ۷ شرط: مقام‌های ایرانی تأکید کردند که روند بازگشایی تنگه هرمز همچنان به‌طور کامل منوط به تحقق هفت شرط پیشین از سوی واشنگتن، از جمله رفع محاصره دریایی است. استمرار دیپلماسی: اظهارات امروز سفیر ایران در پاکستان پیرامون آمادگی برای گفت‌وگو، برداشت‌های متفاوتی را از سیگنال‌های دیپلماتیک تهران رقم زده است.   تحولات دیپلماتیک در مورد تنگه هرمز، آبراه حیاتی برای حمل‌ونقل انرژی جهانی، همچنان یک موضوع داغ است. در این راستا، ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران پیشنهاد توافق جدیدی را از طریق پاکستان به ایالات متحده منتقل کرده، امروز از سوی تهران تکذیب شد. یک مقام ایرانی در گفتگو با خبرگزاری تسنیم اظهار داشت که گزارش‌های مربوط به باز شدن تنگه هرمز در ازای لغو محاصره دریایی نادرست است. این مقام افزود که بازگشایی تنگه مستلزم تحقق هفت شرطی است که قبلاً توسط ایران به ایالات متحده ابلاغ شده بود. تکذیب ادعای پیشنهاد جدید توافق و نقش میانجی‌گری پاکستان گزارش‌های منتشرشده مبنی بر ارائه پیشنهاد جدید تهران به واشنگتن برای بازگشایی تنگه هرمز، از سوی ایران تکذیب شد. خبرگزاری تسنیم به نقل از یک مقام آگاه ایرانی اعلام کرد که دولت ایران هیچ بسته پیشنهادی جدیدی برای توافق به ایالات متحده ارائه نکرده است. پیش‌تر برخی رسانه‌ها با اشاره به نقش میانجی‌گرانه پاکستان مدعی شده بودند که تهران از کانال اسلام‌آباد، آمادگی خود را برای بازگشایی این آبراه حیاتی در ازای لغو محاصره دریایی اعلام کرده است. اما این مقام ایرانی با رد صریح این ادعاها تأکید کرد که هیچ پیشنهاد تازه‌ای تحویل میانجی‌های پاکستانی نشده است. بدین ترتیب، ضمن رد گمانه‌زنی‌ها پیرامون طرح‌های جدید، تصریح کرد که تنها ابتکارات دیپلماتیک پیشین میان طرفین همچنان معتبر و قابل پیگیری است. پایداری هفت شرط ایران و تداوم اختلاف‌نظرها با واشنگتن ایران اعلام کرد شروطی که پیش‌تر برای بازگشایی تنگه هرمز به واشنگتن اعلام کرده بود، کماکان به قوت خود باقی است. این مقام آگاه تأکید کرد که تحقق هر هفت شرط پیشین از سوی دولت ایالات متحده، پیش‌نیاز قطعی بازگشایی این آبراه است که نشان می‌دهد تهران ضمن امتناع از ارائه طرح‌های جدید، تغییری در مواضع و خواسته‌های قبلی خود نداده است. با تداوم اختلاف‌نظرها میان تهران و واشنگتن بر سر تنگه هرمز، موضع رسمی ایران این است که واشنگتن باید الزامات پیشین را برآورده سازد. پیش‌تر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعتبار پیشنهاد هفت‌روزه ارائه شده به ایالات متحده را تأیید کرده بود. مجموعه مطالبات ایران شامل مواردی چون لغو محاصره دریایی بنادر کشور، کاهش تحریم‌های نفتی و توقف درگیری‌های منطقه‌ای است. در مقابل، واشنگتن اصرار دارد که پرونده هسته‌ای ایران نیز باید در جریان این مذاکرات بررسی شود. انسداد تنگه هرمز و ابهام در چشم‌انداز دیپلماتیک توافق ایران در ۱۲ ژوئیه اعلام کرد که در پی ازسرگیری حملات ایالات متحده در هشتم همین ماه، تنگه هرمز را مجدداً مسدود کرده که به سهم خود پیامدهای درگیری‌های خاورمیانه بر زنجیره تأمین انرژی جهان را دوچندان کرد. این آبراه راهبردی که خلیج فارس را به دریای عمان پیوند می‌دهد، پیش از آغاز جنگ، گذرگاه حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) بود.  در شرایطی که همه نگاه‌ها به واکنش واشنگتن دوخته شده و این پرسش مطرح است که آیا تنگه هرمز باز خواهد شد یا خیر، اخبار اخیر رسانه‌های ایران ضمن رد شایعات پیرامون طرح‌های جدید، بر پایداری شروط توافق‌شده پیشین تأکید دارند. در حالی که تهران بر مواضع خود تاکید دارد، اختلاف‌نظر واشنگتن با خواسته‌های ایران همچنان بزرگ‌ترین مانع بر سر راه مذاکرات است. از سوی دیگر، هرچند منابع رسمی ایران ارسال هرگونه پیشنهاد تازه را رد کرده‌اند، اما اظهارات امروز سفیر ایران در پاکستان پیرامون آمادگی برای گفت‌وگو، برداشت‌های متفاوتی را از سیگنال‌های دیپلماتیک تهران رقم زده است. با این وجود، تاکنون هیچ توافق جدید و نهایی برای بازگشایی تنگه هرمز اعلام نشده است.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

شلیک به پای خود؛ قمار انرژی ترامپ در طرح صلح مسکو-کی‌یف

در یک نگاه پیشنهاد صلح روسیه و اوکراین که از سوی آمریکا مطرح شده و اروپا را ملزم به از سرگیری واردات بیشتر گاز روسیه می‌کند، مستقیماً با تلاش سیاسی واشنگتن برای جایگزینی گاز مایع (LNG) آمریکا به جای خطوط لوله روسیه در تضاد است. بازگشایی خط لوله صادراتی روسیه و همچنین لغو احتمالی تحریم‌ها علیه ظرفیت صادرات LNG تا سقف ۸۰ میلیارد متر مکعب در سال، مستقیماً با صادرات LNG ایالات متحده رقابت و توجیه اقتصادی پروژه‌های توسعه آن را تضعیف می‌کند. البته از سرگیری عرضه گاز روسیه با موانع قانونی و ساختاری بزرگی در اروپا مانند مقررات کاهش تدریجی گاز، ادعاهای مالی طلبکاران علیه گازپروم و تحریم‌های نورد استریم، مواجه است که صرفاً با تغییر سیاست ایالات متحده از بین نمی‌روند. براساس گزارش نیویورک تایمز، یکی از عناصر کلیدی طرح صلح دولت ترامپ برای روسیه و اوکراین، از سرگیری واردات گاز روسیه توسط اروپا است. این امر نشان‌دهنده یک چرخش کامل در راهبرد دولت ترامپ جهت گسترش مفهوم «تسلط انرژی» شامل صادرات بیشتر گاز طبیعی مایع (LNG) ایالات متحده به اتحادیه اروپا، به ویژه با فشار برای حذف کامل گاز روسیه است که در این راستا، اتحادیه اروپا قانونی را تصویب و آماده کرد تا واردات گاز روسیه را تا پایان سال ۲۰۲۷ متوقف کند. تلاش واشنگتن برای جایگزینی گاز آمریکا با روسیه از سال ۲۰۲۲، هم دولت‌های بایدن و هم ترامپ از افزایش حجم گاز مایع آمریکا به جای روسیه در اروپا حمایت و دولت ترامپ برای تثبیت و نهادینه کردن این تغییر تجاری بسیار تلاش کرد. محرک اصلی چرخش گاز اروپا به سمت LNG ایالات متحده، تصمیم روسیه برای کاهش عرضه گاز از طریق خط لوله به اروپا در سال ۲۰۲۲ بود که کشورهای اروپایی را مجبور به روی آوردن به منابع جایگزین مانند LNG کرد. در نتیجه، صادرات LNG ایالات متحده به کشورهای اتحادیه اروپا بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ چهار برابر شد.  دولت بایدن در مارس ۲۰۲۲ با اعلام افزایش سریع صادرات LNG ایالات متحده به اروپا، حرکت اولیه را آغاز کرد. دولت ترامپ با قاطعیت بیشتری LNG را به عنوان ستون اصلی راهبرد «سلطه انرژی» خود قرار داد. بطوریکه، واشنگتن به کشورهای اتحادیه اروپا فشار آورد تا خرید گاز روسیه را متوقف کرده و در عوض LNG بیشتری از ایالات متحده وارد کنند. براساس برآورد ژوئیه ۲۰۲۵، کشورهای اتحادیه اروپا به طور متوسط سالانه ۲۵۰ میلیارد دلار انرژی ایالات متحده را طی سه سال خریداری می‌کنند.  بخش دیگری از این تلاش دیپلماتیک بر جنوب شرقی اروپا متمرکز بود که روسیه در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶ میلیارد متر مکعب (bcm) از طریق خط لوله ترک‌استریم صادر کرده بود. دولت ترامپ با گسترش پروژه‌های زیرساختی، انتقال گاز از یونان به اروپای مرکزی و شرقی، و پایانه‌های جدید واردات LNG، دیپلماسی دوجانبه هدفمندی را در قبال کشورهای جنوب شرقی اروپا به کار گرفت تا به سمت قراردادهای بلندمدت برای LNG ایالات متحده روی آورند و آن را امضا کنند. در نهایت، سازوکارهای قانونی مانند قانون تحریم روسیه و ایران لیندسی گراهام مصوب ۲۰۲۶، اهرم فشار بیشتری برای فشار بر خریداران نفت و گاز روسیه از جمله اروپایی‌ها از طریق تهدید به تحریم‌های ثانویه فراهم کرد. با این حال، در ۱۶ اکتبر، رئیس جمهور دونالد ترامپ با صدور فرمانی اجرایی، اعمال تحریم‌ها، محدودیت‌ها و عوارض گمرکی تحت این قانون را لغو کرد. حمایت از بازگشت یک رقیب کلیدی؟ به باور کارشناسان، ایالات متحده به دلیل افزایش ظرفیت صادرات LNG به ۳۶۰ میلیارد متر مکعب در سال تا اوایل دهه ۲۰۳۰، همچنان تسلط بی‌چون و چرای خود را بر بازارهای جهانی LNG حفظ خواهد کرد. در این میان، اروپا با بازار آزاد گاز و ظرفیت واردات بالای خود، با توجه به مسافت‌های کوتاه‌تر حمل و نقل و عدم وجود گلوگاه‌های دریایی در مقایسه با آسیا، بازار بسیار مناسبی برای LNG ایالات متحده است. ادامه عرضه فعلی گاز روسیه به کشورهای اتحادیه اروپا، ۳۶ میلیارد متر مکعب، پس از سال ۲۰۲۷ مسلماً نیاز اروپا به جایگزین LNG را کاهش می‌دهد. اما بازگشت به حجم بیشتر گاز خط لوله روسیه به اروپا، واردات LNG به ویژه از ایالات متحده را به طور کلی کاهش می‌دهد. محموله‌های ایالات متحده می‌توانند خریداران دیگری پیدا کنند، اما رقابت شدیدتر بر قیمت‌ها فشار وارد کرده و تضمین قراردادهای مورد نیاز برای گسترش بیشتر LNG ایالات متحده را دشوارتر می‌کند. علاوه بر این، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، قطعاً به احیای صادرات خط لوله به اروپا بسنده نخواهد کرد. لغو تحریم‌های ایالات متحده بر پروژه‌های LNG روسیه مانند Arctic LNG ۲، Portovaya LNG و Vysotsk LNG و همچنین فعال کردن پروژه‌های LNG در حال ارزیابی، یکی دیگر از اجزای احتمالی این مذاکرات به نظر می‌رسد. در مجموع، این امر می‌تواند تقریباً ۸۰ میلیارد متر مکعب در سال از ظرفیت صادرات LNG روسیه را آزاد کند.  موانع جدی بازگشت گاز روسیه بازگرداندن گاز به اروپا به فراتر از توافق سیاسی بین واشنگتن و مسکو نیاز دارد. چنین توافقی، تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه خط لوله نورد استریم، محدودیت‌های واردات گاز روسیه یا الزامات صدور گواهینامه برای نورد استریم ۲ را لغو نمی‌کند. با وجود حمایت برخی از احزاب پوپولیست، اکثر دولت‌های اتحادیه اروپا و کمیسیون اروپا با توجه به حملات اخیر روسیه، مخالف بازگشت گاز مسکو هستند. نورد استریم این مشکل را بصورت جدی نشان می‌دهد. در سپتامبر ۲۰۲۲، چهار انفجار در خطوط لوله نورد استریم ۱ و ۲ رخ داد و سه خط از چهار خط آن را از کار انداخت. خط نورد استریم ۲ با ظرفیت ۲۷.۵ میلیارد متر مکعب در سال که هنوز پابرجاست، هرگز به صورت تجاری عملیاتی نشده و به مجوز آلمان و رعایت قوانین اتحادیه اروپا نیاز دارد. اساساً، اتحادیه اروپا معاملات مربوط به تکمیل، بهره‌برداری، نگهداری و استفاده از نورد استریم ۲ را ممنوع کرد. این محدودیت در مورد خود زیرساخت اعمال می‌شود، بنابراین تغییر مالکیت، آن را از بین نمی‌برد. بازسازی بخش‌های آسیب‌دیده نیز نیاز به ارزیابی‌های فنی، تأمین مالی و کارهای تعمیراتی دارد. شرکت‌های اروپایی دارای حقوق مالکیت و بازپرداخت هستند که واشنگتن و مسکو نمی‌توانند به سادگی از آن‌ها چشم‌پوشی کنند. سهامداران اروپایی، از جمله شرکت شبکه گاز هلندی «گازونی» ۴۹ درصد از سهام اپراتور نورداستریم ۱ را در اختیار دارند. نورد استرسم ۲ نیز کاملاً متعلق به گازپروم است، اما وام‌دهندگان اروپایی، از جمله OMV و Uniper، به تأمین مالی ساخت آن کمک کرده‌اند. این وام‌دهندگان در حال حاضر در تلاش برای بازیابی پول خود هستند. استفاده از سایر خطوط لوله موجود نیز چالش برانگیز است. به عنوان مثال، بازگشایی مسیر اوکراین مستلزم توافق با کیف و تعمیر زیرساخت‌های ایستگاه اندازه‌گیری سودژا در منطقه کورسک روسیه است که در مارس ۲۰۲۵ تخریب شد. همچنین، گازپروم استفاده از بخش لهستانی خط لوله یامال-اروپا را در سال ۲۰۲۲ متوقف کرد و بسیار بعید است که لهستان اجازه از سرگیری ترانزیت را بدهد.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک اثر متوسط
ژئوپلیتیک اثر متوسط

سرنوشت هژمونی دلار در اقتصاد جهانی؛ آیا یوان چین تهدیدی واقعی است؟

در یک نگاه نوسان در ذخایر و اوج‌گیری در پرداخت‌ها: سهم دلار آمریکا از ذخایر ارزی جهانی از ۷۲ درصد در سال ۲۰۰۱ به ۵۶.۷ درصد در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. با این وجود، تسلط این ارز در پرداخت‌های بین‌المللی تقویت شده و سهم آن از طریق شبکه سوئیفت به ۵۲.۰۹ درصد در اوت ۲۰۲۶ رسیده است. پایداری در بازارهای ارزی: بر اساس گزارش بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی (BIS)، دلار همچنان جایگاه بی‌رقیب خود را حفظ کرده و در سال ۲۰۲۵ طرف ۸۹.۱ درصد از کل معاملات ارزی جهان بوده است، که نشان‌دهنده تداوم نقش آن در بازارهای ارزی طی دو دهه گذشته است. جایگاه محدود یوان چین: با وجود افزایش استفاده بین‌المللی از یوان چین و رشد سهم آن در تأمین مالی تجارت جهانی، سهم این ارز در ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی (۲.۱۱ درصد) و پرداخت‌های جهانی سوئیفت (۳.۲۶ درصد) همچنان به‌طور چشمگیری کمتر از دلار است. همزمان با اینکه سلطه دلار در اقتصاد جهانی بار دیگر مورد بحث قرار گرفته است، داده‌های مربوط به سیستم‌های پرداخت بین‌المللی و ذخایر بانک‌های مرکزی تصویر دیگری را نشان می‌دهند. سهم دلار آمریکا از ذخایر ارزی جهانی از ۷۲ درصد در سال ۲۰۰۱ به ۵۶.۷ درصد در سه ماهه دوم ۲۰۲۶ کاهش یافته است. در مقابل، دلار ۵۲.۰۹ درصد از پرداخت‌های انجام شده از طریق سوئیفت را در اوت ۲۰۲۶ به خود اختصاص داد. همچنین، با وجود افزایش استفاده بین‌المللی از یوان چین، سهم آن در سیستم‌های پرداخت ۳.۲۶ درصد باقی مانده است. بنابراین، این پرسش مطرح می‌شود که آیا دلار واقعاً نقش خود را در اقتصاد جهانی از دست داده است؟ در سال‌های اخیر، جایگاه دلار آمریکا در نظام مالی جهانی، تحت تأثیر تلاش‌های کشورها برای افزایش تجارت با ارزهای ملی خود و گسترش استفاده بین‌المللی از یوان چین، دوباره در کانون توجه قرار گرفته است. بر اساس داده‌های ماه اوت که بر اساس گزارش ردیابی ارز جهانی سپتامبر ۲۰۲۶ سوئیفت تهیه شده است، دلار با سهمی بیش از دو برابر نزدیک‌ترین رقیب خود، یورو، در جایگاه نخست قرار دارد.   نیمی از پرداخت‌های جهانی به دلار است طبق داده‌های سوئیفت در اوت ۲۰۲۶، دلار آمریکا با سهم ۵۲.۰۹ درصدی، رتبه اول را در ارزش پرداخت‌های جهانی کسب کرد. یورو با ۲۱.۳۷ درصد در رتبه دوم، پوند انگلیس با ۶.۳۷ درصد در سوم، ین ژاپن با ۳.۵۲ درصد و یوان چین با ۳.۲۶ درصد در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. سهم دلار کانادا ۲.۶۵ درصد ثبت شد، و سهم کل سایر ارزها ۱۰.۷۴ درصد بود. بنابراین، سهم ترکیبی دلار و یورو به ۷۳.۴۶ درصد رسید. در مقابل، سهم یوان چین در سیستم پرداخت جهانی به شدت از دلار و یورو کمتر بوده است. داده‌های تاریخی سوئیفت نشان می‌دهد که وزن ارزها در پرداخت‌های جهانی طی سال‌ها به طور قابل توجهی تغییر کرده است. طبق داده‌های تاریخی سوئیفت که توسط موسسه آلمانی امور بین‌الملل و امنیت (SWP) منتشر شده است، در آوریل ۲۰۱۱، سهم یورو در پرداخت‌های جهانی ۳۸.۹ درصد و سهم دلار ۳۵.۳ درصد بوده است. در آوریل ۲۰۱۵، سهم دلار به ۴۵.۳ درصد افزایش و سهم یورو به ۲۷.۱ درصد کاهش یافت. در آوریل ۲۰۱۹، دلار ۴۰.۸ درصد و یورو ۳۳.۲ درصد و در آوریل ۲۰۲۲، دلار ۴۱.۸ و یورو ۳۴.۷ درصد سهم داشتند. در ژوئیه ۲۰۲۳، سهم دلار به ۴۶.۵ درصد افزایش یافت، در حالی که سهم یورو ۲۴.۴ درصد بود. داده‌ها نشان می‌دهد که سهم دلار در پرداخت‌های انجام شده از طریق سوئیفت در مقایسه با سال ۲۰۱۱ افزایش یافته است. باید توجه داشت که داده‌های پرداخت‌ سوئیفت بر اساس پیام‌های پردازش‌شده در سراسر شبکه است. کاهش اصلی ذخایر بانک مرکزی از ۷۲ به ۵۶.۷ درصد تغییرات بلندمدت در جایگاه جهانی دلار، به طور واضح‌تری در ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی منعکس می‌شود. بر اساس مطالعه فدرال رزرو در سال ۲۰۲۵ در مورد نقش بین‌المللی دلار، سهم دلار آمریکا از ذخایر ارزی رسمی اعلام شده در سراسر جهان در سال ۲۰۰۱ به اوج خود یعنی ۷۲ درصد رسید. اما در سال ۲۰۲۴ به حدود ۵۸ درصد کاهش یافت. بر اساس آخرین داده‌های منتشر شده توسط صندوق بین‌المللی پول در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، سهم دلار از ذخایر ارزی جهانی از ۵۷.۱۸ درصد در سه ماهه نخست سال ۲۰۲۶ به ۵۶.۷۰ درصد در سه ماهه دوم کاهش یافته است. بنابراین، سهم دلار در ذخایر ارزی همچنان ۱۵.۳ واحد درصد کمتر از اوج خود در سال ۲۰۰۱ است. در همین دوره، سهم یورو از ذخایر ارزی جهان ۲۰.۶ درصد ثبت شده و سهم یوان چین ۲.۱۱ درصد بوده است. طبق داده‌های صندوق بین‌المللی پول، کل ذخایر ارزی جهان در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ به ۱۳.۲۲ تریلیون دلار رسیده است. ارزیابی فدرال رزرو نشان می‌دهد که تغییر رویکرد بانک‌های مرکزی به سمت ارزهای مختلف، مانند دلار استرالیا و کانادا، نیز در کاهش بلندمدت سهم دلار در ذخایر ارزی نقش داشته است.  رهبری بی‌تغییر در بازار ارز به مدت ۲۰ سال پرداخت‌ها و ذخایر بین‌المللی و همچنین معاملات در بازار ارز خارجی از جمله شاخص‌های مهمی هستند که جایگاه دلار را نشان می‌دهند. طبق بررسی سه ساله بازار ارز خارجی بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی (BIS) که بازه زمانی تا آوریل ۲۰۲۵ را پوشش می‌دهد، میانگین حجم روزانه معاملات ارزی جهانی تقریباً به ۹.۶ تریلیون دلار رسیده است. دلار در سال ۲۰۲۵، یک طرف ۸۹.۱ درصد از معاملات ارزی را تشکیل می‌داد. این نرخ در سال ۲۰۱۳، ۸۷ درصد، در سال ۲۰۱۹، ۸۸.۳ درصد و در سال ۲۰۲۲، ۸۸.۴ درصد بوده است. از سوی دیگر، سهم یوان چین از ۲.۲ درصد در سال ۲۰۱۳ به ۸.۶ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. به این ترتیب، هرچند استفاده از یوان در بازار ارز افزایش یافته، اما تسلط دلار همچنان ادامه یافت.  آیا یوان چین می‌تواند جایگزین دلار شود؟ افزایش استفاده بین‌المللی از یوان چین به ویژه در داده‌های مربوط به تأمین مالی تجارت خارجی و بازار ارز مشهود است. طبق گزارش ژوئن ۲۰۲۶ بانک مرکزی اروپا (ECB)، سهم یوان در تأمین مالی تجارت جهانی از ۵.۵ درصد در سال ۲۰۲۴ به تقریباً ۸ درصد در مارس ۲۰۲۶ افزایش یافته است. در همین دوره، سهم دلار در تأمین مالی تجارت بیش از ۲ واحد درصد کاهش یافت و به تقریباً ۸۱ درصد رسید. با این وجود، طبق داده‌های سوئیفت در اوت ۲۰۲۶، سهم یوان از ارزش پرداخت‌های جهانی تنها ۳.۲۶ درصد بوده است. طبق داده‌های صندوق بین‌المللی پول برای سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶، سهم یوان در ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی در سراسر جهان نیز ۲.۱۱ درصد است. این داده‌ها نشان می‌دهد که با وجود افزایش استفاده از یوان در برخی از تراکنش‌های مالی بین‌المللی، سهم آن در پرداخت‌های جهانی، ذخایر و بازارهای ارز خارجی همچنان به شدت کمتر از دلار است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا دلار سلطه خود را از دست می‌دهد؟ داده‌های ۲۵ سال گذشته روندهای متفاوتی را در مورد جایگاه دلار در سیستم مالی جهانی نشان می‌دهد. سهم دلار در ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی از ۷۲ درصد در سال ۲۰۰۱ به ۵۶.۷ درصد در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. در مقابل، داده‌های سوئیفت نشان می‌دهد که سهم دلار از ارزش پرداخت‌ها از ۳۵.۳ درصد در آوریل ۲۰۱۱ به ۵۲.۰۹ درصد در اوت ۲۰۲۶ افزایش یافته است. همچنین، طبق داده‌های بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی (BIS) برای سال ۲۰۲۵، دلار جایگاه خود را حفظ کرده و ۸۹.۱ درصد از معاملات ارزی جهانی را به خود اختصاص داده است. بنابراین، داده‌های فعلی نشان می‌دهد که وزن دلار در ذخایر جهانی در بلندمدت رو به کاهش است، اما جایگاه برتر خود را در پرداخت‌های بین‌المللی و بازارهای ارز خارجی حفظ می‌کند.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

رمزگشایی از اظهارات الزیدی؛ بن‌بست انرژی و تقلا برای دور زدن هرمز

در یک نگاه با شروع جنگ و اختلال در تنگه هرمز، صادرات نفت عراق به شدت سقوط کرده و با وجود نفت ۱۱۰ دلاری، بغداد از درآمدهای آن محروم مانده و اقتصاد این کشور را به سمت انقباض ۱۲.۴ درصدی برده است. کاهش شدید ذخایر ارزی و جهش نرخ دلار در بازار موازی، بغداد را میان محافظت از ارزش دینار و پرداخت ماهانه ۵ میلیارد دلار حقوق بخش عمومی در تنگنای شدیدی قرار داده است. احیای خطوط لوله راهبردی مانند بصره-عقبه، کرکوک-بانیاس و بندر ینبع به عنوان گزینه‌های حیاتی برای عبور از وابستگی به تنگه هرمز و نجات اقتصاد عراق مطرح شده‌اند. جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، محاسبات منطقه‌ای عراق را تغییر داده است، زیرا پیامدهای آن خطرات وابستگی به تعداد محدودی از مسیرهای صادراتی را آشکار کرد. با اختلال در صادرات نفت از طریق تنگه هرمز و کاهش درآمدهای نفتی، یافتن جایگزین‌های اقتصادی به ضرورت فوری برای این کشور تبدیل شده است. این تحول، بغداد را در آزمون سیاسی و اقتصادی مبنی بر توانایی در برقراری روابط متنوع‌تر با ترکیه، سوریه، عربستان سعودی، اردن و کشورهای غربی قرار می‌دهد. روز گذشته نیز، الزیدی، نخست وزیر عراق، در سخنرانی خود گفت که «ما در حال کار بر روی یک شبکه لوله‌کشی برای صادرات نفت هستیم تا عراق دیگر به تنگه هرمز وابسته نباشد. صادرات نفت عراق به دلیل شرایط منطقه‌ای، بین توقف و ادامه صادرات نوسان دارد. بحران هرمز، عراق را از بهره‌مندی از افزایش قیمت نفت محروم کرد.» شوک انرژی و دست خالی بغداد جنگ اخیر ایالات متحده و ایران نشان داده است که اتکای شدید عراق به صادرات نفت، این کشور را در برابر پیامدهای درگیری‌های منطقه‌ای حتی در زمان افزایش قیمت‌های جهانی، آسیب‌پذیر می‌سازد. مسئله اصلی صرفاً قیمت نفت نیست، بلکه توانایی بغداد در انتقال صادرات خود به بازارها و وصول درآمدهای حاصل از آن در میان اختلالات مسیرهای حمل‌ونقل و ناتوانی در استفاده از کانال‌های صادراتی سنتی است. در ۷ اکتبر ۲۰۲۶، رویترز گزارش داد که صادرات عراق در ماه اوت به حدود ۲.۳۴ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است، در حالی که پیش از جنگ بیش از ۳.۶ میلیون بشکه در روز بود. این امر نشان دهنده کاهش منبع اصلی تأمین مالی دولت و انجام تعهدات آن است. بانک جهانی در گزارش اکتبر ۲۰۲۶ خود پیش‌بینی کرد که اقتصاد عراق در طول سال ۱۲.۴ درصد کوچک خواهد شد که این امر به دنبال کاهش ذخایر ارزی از ۱۰۲ میلیارد دلار فوریه به ۷۸.۳ میلیارد دلار در ماه ژوئیه و کاهش ۳۵.۷ درصدی درآمدهای نفتی طی پنج ماه نخست سال رخ داده است. از همین روی، فشارهای اقتصادی در حال افزایش است، زیرا کاهش هزینه‌های جاری دولت، به‌ویژه حقوق بخش عمومی، دشوار است. بلومبرگ خاطرنشان می‌کند که بغداد با یک معضل میان محافظت از ارزش دینار و ادامه پرداخت حقوق کارمندان بخش عمومی، ماهانه حدود ۵ میلیارد دلار هزینه، مواجه است. این وضعیت، شکاف رو به رشد بین درآمدهای موجود و تعهدات مالی دولت را نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد افزایش قیمت نفت، تا زمانی که صادرات با موانع حمل‌ونقل روبه‌روست، به‌تنهایی برای حل بحران کافی نباشد. بر اساس ارزیابی‌های رسانه‌های بین‌المللی، نفت ۱۱۰ دلاری درجه‌ای از محافظت مالی را برای عراق فراهم نمی‌کند، زیرا انسداد تنگه هرمز توانایی این کشور را برای بهره‌مندی از قیمت‌های بالاتر محدود کرده است. این بحران همچنین بازار ارز و بخش تجاری را تحت تأثیر قرار داده است. در ۷ اکتبر، رویترز از اتخاذ ساختار جدید نرخ ارز تا ۱۵۲۰ دینار در برابر هر دلار خبر داد. آسوشیتدپرس نیز گزارش داد که نرخ دلار در بازار موازی به بیش از ۱۷۰۰ دینار افزایش یافته که هزینه‌های واردات را بالا برده و فشار زیادی بر خانوارها و تجار وارد کرده است. این تحولات نشان می‌دهد که تنوع‌بخشی به مسیرهای صادرات نفت و گاز دیگر صرفاً یک پروژه راهبردی قابل‌تعویق نیست، بلکه بخشی از تلاش آن برای صیانت از ثبات مالی و اقتصادی به شمار می‌رود. با این حال، دستیابی به این امنیت نیازمند عبور از مرحله اعلام و بحث درباره پروژه‌ها، و رسیدن به ایجاد مسیرهای صادراتی قابل‌اجرا و تضمین توافقاتی است که استمرار روند صادرات را در شرایط استثنایی تضمین کند. واکاوی مسیرهای صادراتی پروژه خط لوله بصره-عقبه به عنوان یکی از گزینه‌های پیشرو در راستای ترسیم مجدد نقشه صادرات نفت عراق مطرح شده است. این خط لوله نفت را به سمت دریای سرخ منتقل و در صورت اجرا، مسیری را فراهم می‌سازد که به عبور از تنگه هرمز وابسته نیست. این پروژه باوجود تهدیدهای قبلی، پس از جنگ اهمیت تازه‌ای یافته است. مسئله تنها به این پروژه محدود نمی‌شود. بغداد همچنین گفتگوهایی را درباره بازسازی خط لوله کرکوک-بانیاس آغاز کرده است که امکان انتقال نفت عراق از طریق سوریه به دریای مدیترانه را فراهم می‌کند. اگر این مسیر به بهره‌برداری مجدد برسد، گزینه دیگری برای تنوع‌بخشیدن به صادراتی عراق و بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی و روابط اقتصادی آن با کشورهای همسایه در اختیار آن قرار خواهد داد. به باور برخی از کارشناسان عراقی، پروژه‌های بصره-عقبه و کرکوک-بانیاس قادر به کمک به بغداد در این شرایط است. همچنین، در بخش عربستان، بغداد به دنبال احیای دسترسی به خط لوله نفت عراق منتهی به بندر ینبع است که عربستان سعودی در دهه ۱۹۹۰ و در پی جنگ خلیج فارس کنترل آن را به دست گرفت.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

نشست هشت‌جانبه استانبول؛ فراخوان R4+E3 برای خویشتنداری ایالات متحده و ایران

در یک نگاه استانبول میزبان نخستین نشست مشترک و دیپلماتیک میان کشورهای گروه R4 (ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی) به همراه سه قدرت اروپایی E3 (فرانسه، آلمان، بریتانیا) و ایتالیا بود. در این نشست، تحولات خاورمیانه، پرونده ایران، حفاظت از زیرساخت‌های انرژی عربستان و تضمین آزادی دریانوردی در آب‌های کلیدی از جمله تنگه هرمز، دریای سرخ و دریای سیاه در دستور کار قرار گرفت و طرفین توافق کردند که این رایزنی‌ها را به‌صورت منظم و دوره‌ای ادامه دهند. وزیر خارجه فرانسه با هشدار شدید نسبت به عواقب منفی و بدون برنده تشدید تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران، اعلام کرد که هر هشت کشور شرکت‌کننده در کنفرانس استانبول به‌طور مشترک از واشنگتن و تهران خواسته‌اند تا نهایت خویشتنداری را به خرج داده و از اقدامات تنش‌زا پرهیز کنند. امروز استانبول میزبان نشست دیپلماتیک بین‌المللی بود که دستورکار آن به تشدید تنش‌ها در خاورمیانه و امنیت منطقه‌ای می‌پرداخت. پس از مذاکراتی که با حضور کشورهای گروه R۴ شامل ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی و کشورهای E۳ شامل بریتانیا، آلمان، فرانسه و همچنین ایتالیا برگزار شد، «ژان نوئل بارو»، وزیر امور خارجه فرانسه، در نشستی خبری به تشریح نتایج پرداخت و اعلام کرد که این هشت کشور تصمیم گرفته‌اند برای صلح و ثبات با یکدیگر همکاری کنند. برگزاری نشست دیپلماتیک در استانبول ژان نوئل بارو پس از نشست وزیران امور خارجه کشورهای عضو گروه چهار به‌علاوه سه (R۴+E۳) در استانبول، به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ داد. او خاطرنشان کرد که گروه R۴ متشکل از ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی، با کشورهای E۳ شامل بریتانیا، آلمان و فرانسه و همچنین ایتالیا دیدار و بر اهمیت این دیدار برای صلح و امنیت منطقه‌ای تأکید کرد. بارو اظهار داشت که چهار کشور اروپایی و چهار کشور خاورمیانه برای نخستین بار گرد هم آمده‌اند تا تصمیم بگیرند برای تضمین صلح و ثبات با یکدیگر همکاری کنند. بارو: این لحظه مهمی است وزیر امور خارجه فرانسه تأکید کرد که مذاکرات استانبول، تحولات خاورمیانه و مسائل مربوط به امنیت منطقه‌ای را در بر می‌گرفت و رویدادهای این منطقه، نه تنها کشورهای منطقه، بلکه اروپا را نیز مستقیماً تحت تأثیر قرار می‌دهد. او با اشاره به توافق کشورهای شرکت‌کننده برای ادامه مذاکرات، افزود: «این لحظه مهمی است، زیرا هشت کشور، پس از گفتگوهای بسیار سازنده‌ای که امروز داشتند، تصمیم گرفته‌اند به کار خود ادامه دهند و بصورت مرتب برای رسیدگی به موضوع ایران و تضمین آزادی دریانوردی در تنگه هرمز، دریای سرخ یا دریای سیاه دیدار کنند.» بررسی مسئله ایران، تنگه هرمز و زیرساخت‌های انرژی در جلسه استانبول، تحولات مربوط به ایران و تضمین آزادی دریانوردی در دریاها از جمله موارد مهم دستور کار بود. بارو اظهار داشت که کشورها به ارزیابی مسائل مربوط به آزادی دریانوردی، به ویژه در تنگه هرمز، دریای سرخ و دریای سیاه ادامه خواهند داد و هدف آن‌ها تقویت هماهنگی میان خود برای دستیابی به اهداف تعیین‌شده است. ژان نوئل بارو همچنین به ابتکارات فرانسه با هدف تضمین امنیت منطقه‌ای اشاره و ابتکارات کشورش برای حمایت از دفاع عربستان سعودی از زیرساخت‌های انرژی خود در برابر حملات حوثی‌ها را یادآوری کرد. فراخوان برای خویشتنداری ایالات متحده و ایران وزیر امور خارجه فرانسه درباره تشدید احتمالی تنش‌های جدید بین ایالات متحده و ایران نیز اظهار نظر کرد. او هشدار داد که تشدید بیشتر تنش‌ها بین دو کشور پیامد منفی به همراه خواهد داشت و چنین تحولی «فقط بازنده به وجود خواهد آورد». بارو گزارش داد که هشت کشور شرکت‌کننده در کنفرانس استانبول، درخواست‌های خود را برای «خویشتنداری» ایالات متحده و ایران تکرار کرده و از آن‌ها خواستند از اقداماتی که تنش‌ها را تشدید می‌کند، خودداری کند. در پایان تأکید شد که ترکیه، مصر، پاکستان، عربستان سعودی، بریتانیا، آلمان، فرانسه و ایتالیا از طریق برگزاری جلسات منظم، به تماس‌های دیپلماتیک و تلاش‌های مشترک خود در راستای تحقق صلح و ثبات منطقه‌ای ادامه خواهند داد.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

دو اسرائیلی در تیراندازی کرانه باختری زخمی شدند؛ دو مهاجم کشته شدند

در تیراندازی در جنوب کرانه باختری، دو اسرائیلی زخمی شدند. حال یکی از آن‌ها وخیم است و دیگری جراحات خفیف تا متوسط دارد. ارتش اسرائیل می‌گوید نیروهایش دو مهاجم را هنگام تلاش برای فرار هدف گلوله قرار دادند و کشتند. ارتش همچنین در مسیرهای اطراف ایست‌های بازرسی برپا کرده و رفت‌وآمد به شهرهای نزدیک را محدود کرده است.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

وال استریت ژورنال خبر داد: فشار نتانیاهو بر واشنگتن برای حمله به ایران

روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از سخنگوی کاخ سفید گزارش داد: واشنگتن پیش از برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای، هیچ‌گونه حمله نظامی علیه ایران انجام نخواهد داد. این روزنامه به نقل از مقامات منطقه‌ای افزود: با توجه به تهدیدات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا و سر باز زدن ایران از تسلیم شدن در برابر خواسته‌های او، آن‌ها خطرات ناشی از تنش‌ها را بسیار جدی می‌گیرند. وال استریت ژورنال همچنین به نقل از یک مطلع اعلام کرد: بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، برای ازسرگیری حملات به داخل خاک ایران فشار می‌آورد. این منبع اشاره کرد: اسرائیل بر اساس داده‌های اطلاعاتی، فهرستی از اهداف پیشنهادی برای حمله را به «پیت هگست»، وزیر دفاع امریکا، ارائه کرده است.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

هشدار نیروی دریایی سپاه درباره احتمال گسترش پاسخ به پایگاه‌های آمریکا

نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هشدار داد اگر واشنگتن همچنان کشتی‌ها را به عبور از آبراه مین‌گذاری‌شده ترغیب کند، پاسخ ممکن است پایگاه‌های آمریکا در منطقه را نیز دربر بگیرد. در گزارش دیگری آمده است که سه کشتی دیگر شبانه در غرب تنگه هرمز با مین برخورد کردند و آتش گرفتند. گزارشی دیگر نیز از برخورد چهار کشتی با مین و آتش‌گرفتن آن‌ها در شمال خلیج فارس خبر می‌دهد.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر