EURUSD 1.12073 USD ▲ 0.44%
XAUUSD 3,904.21 USD ▲ 0.75%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 99.40 USD ▼ 4.53%
BTCUSD 77,791.75 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70083 USD ▼ 0.31%
EURJPY 176.946 JPY ▲ 0.39%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۱۵ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۱۵ دقیقه پیش

سیتی: حفظ کنترل سنا توسط جمهوری‌خواهان می‌تواند به رشد بورس آمریکا کمک کند

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا می‌تواند به یکی از متغیرهای اثرگذار بر جهت حرکت بازار سهام تا پایان سال ۲۰۲۶ تبدیل شود. در شرایطی که سرمایه‌گذاران علاوه بر سودآوری شرکت‌ها، مسیر سیاست‌های مالیاتی، کسری بودجه و مقررات اقتصادی را دنبال می‌کنند، ترکیب سیاسی کنگره اهمیت بیشتری پیدا کرده است. راهبردپردازان سیتی معتقدند اگر جمهوری‌خواهان برخلاف انتظارات بتوانند کنترل سنا را حفظ کنند، بازار سهام آمریکا ممکن است تا پایان سال از یک محرک روانی و سیاسی مثبت بهره‌مند شود. در مقابل، افزایش بیش از انتظار کرسی‌های دموکرات‌ها می‌تواند نگرانی درباره مالیات شرکت‌ها و ارزش‌گذاری سهام را تقویت کند. بااین‌حال، نتیجه انتخابات به‌تنهایی مسیر بازار را تعیین نمی‌کند و واکنش قیمت‌ها به میزان زیادی به انتظاراتی بستگی دارد که پیش‌تر در معاملات منعکس شده‌اند. در یک نگاه حفظ سنا توسط جمهوری‌خواهان می‌تواند از رشد کوتاه‌مدت سهام حمایت کند. پیروزی پرقدرت دموکرات‌ها ممکن است نگرانی مالیاتی بازار را افزایش دهد. کسری بودجه، سقف بدهی و نرخ مالیات از محورهای اصلی ریسک سیاسی هستند. نتیجه انتخابات مهم است، اما سیاست پولی و سود شرکت‌ها همچنان تعیین‌کننده‌اند. چرا کنترل سنا برای بازار سهام اهمیت دارد؟ سنا یکی از ارکان اصلی فرایند قانون‌گذاری آمریکا است و ترکیب سیاسی آن می‌تواند بر مسیر تصویب قوانین مالیاتی، بودجه‌ای و نظارتی اثر بگذارد. برای سرمایه‌گذاران، مسئله صرفاً وابستگی حزبی سیاست‌گذاران نیست؛ بلکه پیامد تصمیم‌های احتمالی برای سودآوری شرکت‌ها، هزینه تأمین مالی و فضای فعالیت اقتصادی اهمیت دارد. بر اساس گزارش منتشرشده از ارزیابی سیتی، نظرسنجی‌ها احتمال افزایش کرسی‌های دموکرات‌ها را مطرح کرده‌اند؛ بااین‌حال، رقابت در چند ایالت حساس همچنان نزدیک است و نتیجه نهایی را نمی‌توان قطعی دانست. از نگاه این بانک، حفظ سنا توسط جمهوری‌خواهان می‌تواند برخلاف انتظارات غالب بازار عمل کند و زمینه بهبود احساسات سرمایه‌گذاران را فراهم سازد. البته اثر سیاسی انتخابات باید در چارچوب اختیارات واقعی نهادهای حکومتی بررسی شود. حتی تغییر ترکیب سنا لزوماً به معنای اجرای فوری یک برنامه اقتصادی مشخص نیست. تصویب قوانین به مذاکرات سیاسی، مجلس نمایندگان، ریاست‌جمهوری و ملاحظات اجرایی وابسته است. بنابراین، بازار ممکن است پیش از تغییر واقعی سیاست‌ها، بر مبنای برداشت خود از احتمال تغییرات آینده واکنش نشان دهد. سناریوی نخست؛ حفظ سنا توسط جمهوری‌خواهان اگر جمهوری‌خواهان بتوانند کنترل سنا را حفظ کنند، بخشی از نگرانی‌های بازار درباره تغییر جهت سیاست‌های اقتصادی کاهش می‌یابد. این نتیجه می‌تواند به‌ویژه برای شرکت‌هایی اهمیت داشته باشد که ارزش سهامشان به انتظارات مالیاتی، مقررات دولتی و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری بلندمدت وابسته است. در چنین شرایطی، امکان شکل‌گیری یک موج مثبت کوتاه‌مدت وجود دارد؛ زیرا نتیجه انتخابات با سناریوی منفی احتمالی بازار فاصله خواهد داشت. بااین‌حال، شدت واکنش به میزان غافلگیری سرمایه‌گذاران بستگی دارد. اگر حفظ سنا از قبل در قیمت‌ها منعکس شده باشد، واکنش مثبت می‌تواند محدود بماند یا حتی به‌سرعت فروکش کند. به همین دلیل، حفظ کنترل سنا را نباید معادل تضمین صعود شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ دانست. نرخ بهره، انتظارات تورمی، گزارش‌های مالی شرکت‌ها و تحولات ژئوپلیتیکی همچنان می‌توانند مسیر بازار را تغییر دهند. انتخابات بیشتر یک محرک بالقوه برای بازتنظیم انتظارات است تا جایگزینی برای عوامل بنیادی. سناریوی دوم؛ افزایش چشمگیر کرسی‌های دموکرات‌ها سناریوی دیگر، کسب کرسی‌های بیشتر از انتظار توسط دموکرات‌ها و رسیدن شمار کرسی‌های آنان در سنا به ۵۳ یا بیشتر است؛ احتمالی که در گزارش سیتی به‌عنوان یک نتیجه بالقوه مهم برای بازار مطرح شده است. در این وضعیت، سرمایه‌گذاران ممکن است زودتر از موعد، احتمال افزایش مالیات شرکت‌ها در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ را در ارزش‌گذاری سهام لحاظ کنند. منطق این نگرانی روشن است: اگر نرخ مالیات مؤثر شرکت‌ها افزایش یابد، سود خالص پس از مالیات می‌تواند کاهش پیدا کند؛ مگر آنکه رشد درآمد، کاهش هزینه‌ها یا عوامل دیگر این فشار را جبران کنند. کاهش سود مورد انتظار، در صورت ثابت‌ماندن سایر شرایط، می‌تواند ارزش فعلی جریان‌های نقدی آینده و در نتیجه قیمت منصفانه سهام را پایین بیاورد. بااین‌حال، باید میان نگرانی بازار و تغییر قطعی قانون تمایز گذاشت. افزایش کرسی‌های دموکرات‌ها به‌خودی‌خود افزایش مالیات را تضمین نمی‌کند. جزئیات طرح‌ها، توازن قدرت در کنگره و امکان توافق سیاسی تعیین می‌کنند که چه سیاست‌هایی واقعاً قابلیت اجرا خواهند داشت. کدام بخش‌های بازار حساس‌تر هستند؟ سیتی پیش‌تر راهبردی با ترجیح سهام حوزه سلامت نسبت به خدمات مالی و بانک‌ها مطرح کرده بود و ارزیابی جدید نشان می‌دهد بخش مهمی از این موقعیت‌گیری تا آن زمان اثر خود را گذاشته است. در صورت حفظ سنا توسط جمهوری‌خواهان، بهبود فضای سیاسی می‌تواند از برخی گروه‌های سهامی حمایت کند؛ اما نتیجه هر صنعت به عوامل اختصاصی آن نیز وابسته خواهد بود. برای بانک‌ها، مقررات، هزینه تأمین مالی و کیفیت اعتباری اهمیت دارند. در حوزه سلامت، سیاست‌های قیمت‌گذاری دارو، هزینه خدمات و مقررات دولتی می‌توانند بر سودآوری اثر بگذارند. بنابراین، واکنش بخشی بازار لزوماً با حرکت شاخص کل یکسان نیست. در گزارش‌های دیگر سیتی نیز تأکید شده است که تغییر ترکیب سیاسی ممکن است بیش از آنکه بنیان‌های سودآوری شاخص را فوراً دگرگون کند، بر ریسک‌های بخشی و انتظارات سیاست‌گذاری اثر بگذارد. بودجه، سقف بدهی و مالیات؛ ریسک‌های پیش‌رو با نزدیک‌شدن به سال ۲۰۲۷، مذاکرات بودجه، تأمین مالی کسری، سقف بدهی و نرخ‌های مالیاتی می‌توانند در کانون توجه بازار قرار گیرند. اختلاف سیاسی بر سر این موضوعات ممکن است عدم‌قطعیت را افزایش دهد و بر انتظارات سرمایه‌گذاران درباره هزینه‌های دولت و شرایط تأمین مالی اثر بگذارد. افزایش عدم‌قطعیت لزوماً به افت بازار منجر نمی‌شود، اما می‌تواند نوسان قیمت‌ها را بیشتر کند. سرمایه‌گذاران باید علاوه بر تیترهای انتخاباتی، به بازده اوراق خزانه‌داری، انتظارات نرخ بهره، برآورد سود شرکت‌ها و واکنش بازار به اخبار اقتصادی توجه کنند. تنوع‌بخشی به سرمایه‌گذاری‌ها نیز می‌تواند از وابستگی بیش از اندازه پرتفوی به یک سناریوی سیاسی جلوگیری کند. در ترجمه برخی نقاط از متن از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

تورم داغ‌تر آمریکا پیش‌بینی سیتی را تغییر داد؛ افزایش نرخ بهره در دسامبر

در یک نگاه سیتی پیش‌بینی می‌کند فدرال رزرو در دسامبر نرخ بهره را ۲۵ نقطه پایه افزایش دهد؛ این بانک پیش‌تر انتظار داشت نرخ‌ها تا پایان سال بدون تغییر بمانند. تورم سالانه آمریکا در سپتامبر به ۳.۷ درصد رسید و تورم هسته‌ نیز با افزایش از ۲.۴ به ۲.۶ درصد، بالاتر از انتظار بود. بازارها احتمال افزایش نرخ بهره در دسامبر را حدود ۹۴ درصد می‌دانند؛ احتمال افزایش در نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر پس از جهش اولیه به حدود ۳۲ درصد کاهش یافت. سیتی‌گروپ پس از انتشار آمار تورم آمریکا برای سپتامبر که بالاتر از انتظار بود، پیش‌بینی خود را تغییر داده و اکنون انتظار دارد فدرال رزرو در دسامبر نرخ بهره را ۲۵ نقطه پایه افزایش دهد. این بانک پیش‌تر پیش‌بینی می‌کرد فدرال رزرو در سال جاری دیگر اقدامی نکند؛ هرچند بازارهای مالی تا آن زمان عمدتاً افزایش نرخ بهره در دسامبر را در قیمت‌ها لحاظ کرده بودند. سیتی انتظار دارد فدرال رزرو پس از افزایش دسامبر، نرخ‌ها را بدون تغییر نگه دارد و کاهش نرخ بهره را تا ژوئن ۲۰۲۷ آغاز نکند. گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده که روز چهارشنبه منتشر شد، نشان داد تورم کل در دوازده ماه منتهی به سپتامبر از ۳.۴ درصد در اوت به ۳.۷ درصد رسیده است؛ رقمی اندکی بالاتر از پیش‌بینی ۳.۶ درصدی. قیمت‌ها در مقیاس ماهانه ۰.۶ درصد افزایش یافتند؛ رشدی همسو با پیش‌بینی‌ها که افزایش شدید بهای بنزین عامل اصلی آن بود. اما نکته نگران‌کننده‌تر برای سیاست‌گذاران، گسترش فشارهای قیمتی به بخش‌هایی فراتر از انرژی بود. تورم هسته‌، که قیمت غذا و انرژی را کنار می‌گذارد، از ۲.۴ درصد به ۲.۶ درصد افزایش یافت و از پیش‌بینی ۲.۵ درصدی فراتر رفت. این شاخص در مقیاس ماهانه حدود ۰.۳ درصد رشد کرد، درحالی‌که پیش‌بینی‌ها ۰.۲ درصد بود. این ارقام نگرانی‌ها را درباره ماندگاری تورم پایه افزایش داد. بازارها به‌سرعت واکنش نشان دادند. قراردادهای آتی نرخ بهره احتمال افزایش نرخ در دسامبر را حدود ۹۴ درصد نشان می‌دادند. قیمت‌گذاری بازار برای نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر فدرال رزرو نیز تغییر شدیدی کرد. بر اساس ابزار FedWatch گروه CME، احتمال ضمنی افزایش نرخ بهره در اکتبر پس از انتشار آمار تورم از حدود ۲۲ درصد به نزدیک ۴۷ درصد جهش کرد، اما بعدتر تا حدود ۳۲ درصد پایین آمد. به این ترتیب، نشست اکتبر از رویدادی تقریباً تشریفاتی به نقطه‌ای واقعی برای تصمیم‌گیری تبدیل شده است. بازارها همچنان افزایش نرخ بهره در دسامبر را تقریباً قطعی می‌دانند، اما زمان‌بندی افزایش بعدی اکنون محل بحث است. تغییر موضع سیتی اهمیت دارد، چون یکی از پیش‌بینی‌کنندگان بزرگ وال‌استریت را با انتظارات بازار همسو می‌کند. این تغییر همچنین نشان می‌دهد انتشار تنها یک گزارش تورمی که از گسترش فشارهای قیمتی حکایت دارد، می‌تواند انتظارات را جابه‌جا کند. اکنون توجه‌ها به اظهارنظرهای باقی‌مانده مقام‌های فدرال رزرو پیش از نشست اکتبر و دور بعدی داده‌های تورمی، از جمله آمار شاخص هزینه‌های مصرف شخصی (PCE) سپتامبر، معطوف است؛ داده‌هایی که می‌توانند روشن کنند فشارهای قیمتی در حال گسترش‌اند یا کاهش. تغییر پیش‌بینی سیتی موضع یکی از آخرین مخالفان برجسته افزایش نرخ بهره در دسامبر را کنار می‌زند و بحث را از این‌که آیا فدرال رزرو دوباره سیاست پولی را سخت‌گیرانه‌تر می‌کند، به این پرسش می‌کشاند که این افزایش چه زمانی رخ خواهد داد. نوسان احتمال افزایش نرخ در اکتبر پس از انتشار داده‌ها و کاهش دوباره آن، نشان می‌دهد معامله‌گران درباره زمان‌بندی تصمیم مطمئن نیستند و ممکن است به اظهارنظرهای مقام‌های فدرال رزرو پیش از نشست واکنش شدیدی نشان دهند. ادامه نرخ‌های بهره بالا معمولاً از دلار آمریکا و بازده اوراق خزانه حمایت می‌کند و بر دارایی‌های حساس به نرخ بهره فشار می‌آورد. نکته مهم، افزایش تورم هسته‌ای است: گسترش فشارهای قیمتی به بخش‌هایی فراتر از بنزین، برای فدرال رزرو دشوارتر از جهش صرفاً انرژی‌محور است که بتواند نادیده بگیرد.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

گزارش‌های مالی بازار سهام آمریکا در ۱۳ اکتبر؛ بانک‌ها در کانون توجه، تراشه‌ها زیر فشار فروش

بازار سهام آمریکا در معاملات روز سه‌شنبه، ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، تحت تأثیر آغاز فصل انتشار گزارش‌های مالی بانک‌ها و تشدید فشار فروش در صنعت نیمه‌رساناها، روندی عمدتاً نزولی و ناهماهنگ را تجربه کرد. عملکرد بهتر از انتظار گلدمن ساکس از یک سو و افت سهام جانسون‌اندجانسون و میکرون از سوی دیگر، نشان داد که سرمایه‌گذاران هم‌زمان در حال ارزیابی قدرت سودآوری شرکت‌ها و ریسک‌های پیش‌روی اقتصاد هستند. در یک نگاه شاخص‌های اصلی بورس آمریکا با فشار فروش در سهام فناوری و نیمه‌رساناها کاهش یافتند. گلدمن ساکس با عملکرد درآمدی بهتر از انتظار تحلیلگران، رشد سهام را تجربه کرد. سهام جانسون‌اندجانسون پس از ثبت سود تعدیل‌شده کمتر از پیش‌بینی‌ها حدود ۶ درصد افت کرد. تشدید رقابت در بازار تراشه‌های حافظه، سهام میکرون را بیش از ۵ درصد پایین کشید. بانک‌ها آغازگر فصل گزارش‌های مالی شدند با شروع فصل انتشار گزارش‌های مالی، چهار بانک بزرگ آمریکا، یعنی گلدمن ساکس، جی‌پی‌مورگان، ولز فارگو و سیتی‌گروپ، در مرکز توجه بازار قرار گرفتند. سهام گلدمن ساکس پس از ثبت درآمدی بالاتر از برآورد تحلیلگران افزایش یافت؛ در مقابل، سهام ولز فارگو به‌دلیل کمتر بودن درآمد از انتظارات بازار کاهش پیدا کرد. این تفاوت عملکرد نشان می‌دهد که صرف برخورداری از مقیاس بزرگ و جایگاه تثبیت‌شده در نظام مالی، برای جلب رضایت سرمایه‌گذاران کافی نیست. بازار علاوه بر سودآوری، به کیفیت درآمدها، پایداری رشد و چشم‌انداز فعالیت‌های آینده نیز توجه دارد. جیمی دایمن، مدیرعامل جی‌پی‌مورگان، ضمن اشاره به تاب‌آوری نسبی مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها، درباره ریسک‌های اقتصادی هشدار داد و تأکید کرد که افزایش احتمالی نرخ بهره می‌تواند فشار بیشتری بر وام‌گیرندگان وارد کند. افت شاخص‌ها زیر فشار سهام فناوری بر اساس داده‌های گزارش، تا ساعات ابتدایی معاملات، شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ حدود ۰٫۲۵ درصد، شاخص نزدک مرکب ۰٫۳۷ درصد و شاخص صنعتی داوجونز ۰٫۱۸ درصد کاهش داشتند. افت سهام شرکت‌های نیمه‌رسانا و فناوری از عوامل اصلی فشار بر بازار بود. در بخش فلزات گران‌بها نیز بهای طلا با کاهش ۰٫۱۵ درصدی به حدود ۴٬۱۶۵ دلار در هر اونس رسید. هم‌زمان، بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا دو واحد پایه کاهش یافت و به ۵٫۲۲ درصد رسید. این تحولات نشان می‌دهد که بازارها همچنان در حال بازتنظیم انتظارات خود درباره نرخ بهره، رشد اقتصادی و ارزش دارایی‌ها هستند. “ «از منظر من، پیام اصلی این معاملات نه افت محدود شاخص‌ها، بلکه افزایش حساسیت بازار به کیفیت رشد است. عملکرد گلدمن ساکس نشان می‌دهد که درآمد فراتر از انتظار همچنان می‌تواند محرک ارزش سهام باشد؛ در مقابل، افت میکرون بیانگر آن است که حتی صنایع برخوردار از رشد بلندمدت نیز از فشار رقابت و بازنگری انتظارات مصون نیستند. برای سرمایه‌گذاران، تمایز میان نوسان کوتاه‌مدت و تغییر واقعی در بنیادهای کسب‌وکار اهمیت بیشتری از واکنش شتاب‌زده به تیترهای روزانه دارد.» بابک شیری رقابت تراشه‌ها؛ نگرانی از آینده رشد سهام میکرون بیش از ۵ درصد افت کرد و شاخص نیمه‌رساناهای فیلادلفیا نیز حدود ۱٫۵ درصد پایین آمد. نگرانی درباره نوآوری شرکت‌های چینی در حوزه تراشه‌های حافظه و تشدید رقابت، فشار مضاعفی بر این صنعت وارد کرده است. بااین‌حال، نباید نوسانات روزانه را از روند بلندمدت جدا کرد. شاخص نیمه‌رساناهای فیلادلفیا از ابتدای سال میلادی تا زمان گزارش حدود ۶۸٫۲ درصد رشد کرده بود. بنابراین، افت اخیر لزوماً به معنای پایان روند صعودی نیست؛ اما یادآوری می‌کند که ارزش‌گذاری‌های بالا و انتظارات خوش‌بینانه می‌توانند سهام این صنعت را در برابر اخبار منفی آسیب‌پذیر کنند. در همین حال، سهام یونایتدهلث پس از افزایش پیش‌بینی سود شرکت ابتدا رشد کرد، اما بعداً اندکی کاهش یافت. این رفتار نیز نشان می‌دهد که واکنش اولیه بازار به اخبار مثبت الزاماً پایدار نمی‌ماند. جمع‌بندی معاملات ۱۳ اکتبر تصویری دوگانه از بازار آمریکا ارائه کرد: بانک‌ها نشانه‌هایی از تاب‌آوری فعالیت اقتصادی را به نمایش گذاشتند، اما فشار رقابتی بر صنعت نیمه‌رساناها و نگرانی از مسیر نرخ بهره همچنان بر معاملات سایه انداخت. ادامه فصل گزارش‌های مالی می‌تواند مشخص کند که آیا رشد سود شرکت‌ها برای پشتیبانی از ارزش‌گذاری‌های بازار کافی است یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بانک‌های بزرگ آمریکا در آستانه انتشار گزارش‌های مالی؛ نرخ بهره و چشم‌انداز وام‌دهی زیر ذره‌بین

گزارش‌های مالی سه‌ماهه سوم بانک‌های بزرگ آمریکا در هفته جاری، در شرایطی منتشر می‌شود که افزایش بازده اوراق خزانه‌داری، احتمال تداوم سیاست انقباضی فدرال رزرو و کاهش تحرک بازار عرضه اولیه سهام، چشم‌انداز این صنعت را پیچیده‌تر کرده است. اگرچه تحلیلگران همچنان رشد سودآوری بانک‌ها را پیش‌بینی می‌کنند، هزینه تأمین منابع، تقاضای تسهیلات و درآمدهای بانکداری سرمایه‌گذاری می‌توانند مسیر عملکرد آنها را تغییر دهند. در یک نگاه بانک‌های بزرگ آمریکا از ۲۱ مهر گزارش‌های سه‌ماهه سوم خود را منتشر می‌کنند. افزایش نرخ‌های بازار اوراق می‌تواند هزینه تأمین منابع و فشار بر تقاضای وام را افزایش دهد. کندشدن عرضه‌های اولیه سهام، چشم‌انداز درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری را تهدید می‌کند. کیفیت اعتباری تسهیلات، ذخایر زیان و پیش‌بینی درآمد بهره‌ای، مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی هستند. بر اساس گزارش رویترز در ۸ اکتبر و تحلیل منتشرشده از سوی چارلز شواب در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶، سرمایه‌گذاران علاوه بر ارقام سود و درآمد، به دنبال نشانه‌هایی از کیفیت دارایی‌ها، هزینه سپرده‌ها و پایداری فعالیت‌های معاملاتی خواهند بود. چرا گزارش بانک‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد؟ بانک‌ها در ابتدای فصل انتشار گزارش‌های مالی، تصویری نسبتاً گسترده از وضعیت اقتصاد آمریکا ارائه می‌کنند. عملکرد آنها نشان می‌دهد خانوارها و شرکت‌ها تا چه اندازه برای دریافت وام، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی آمادگی دارند. با وجود رشد مورد انتظار سود بانک‌های بزرگ، عملکرد بخش مالی بازار سهام در سه‌ماهه سوم ضعیف‌تر از شاخص کل بوده است. برآوردهای منتشرشده در گزارش شواب نیز نشان می‌دهد رشد سود شرکت‌های بخش مالی شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ حدود ۳٫۳ درصد است؛ رقمی پایین‌تر از رشد پیش‌بینی‌شده برای کل شاخص. افزایش بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند هزینه استقراض بانک‌ها و مشتریان آنها را بالا ببرد. همچنین اگر نرخ سپرده‌ها سریع‌تر از درآمد حاصل از تسهیلات افزایش یابد، حاشیه سود بهره‌ای بانک‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد. عرضه اولیه و معاملات؛ دو منبع مهم ریسک یکی از نگرانی‌های اصلی، احتمال کاهش درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری است. افزایش نوسان نرخ‌های بهره و دشوارترشدن شرایط تأمین مالی، برخی شرکت‌ها را به تعویق عرضه اولیه سهام واداشته است. کاهش تعداد معاملات بزرگ می‌تواند درآمد کارمزد بانک‌هایی را که در پذیره‌نویسی، ادغام و تأمین مالی شرکت‌ها فعال‌اند، محدود کند. بانک آمریکا پیش‌تر هشدار داده بود که درآمد کارمزدهای بانکداری سرمایه‌گذاری آن در سه‌ماهه سوم دست‌کم ۱۰ درصد کاهش می‌یابد و درآمد معاملات احتمالاً ثابت می‌ماند. در مقابل، جی‌پی‌مورگان انتظار افزایش درآمدهای کارمزد و معاملات را مطرح کرده است. با این حال، افزایش نوسان در بازار اوراق می‌تواند فرصت‌هایی برای واحدهای معاملاتی بانک‌ها ایجاد کند؛ بنابراین تأثیر نرخ‌های بالاتر بر همه بانک‌ها یکسان نخواهد بود. بانک سود هر سهم مورد انتظار تغییر سالانه سود جی‌پی‌مورگان ۵٫۹۳ دلار ۱۶٫۴٪+ ولز فارگو ۱٫۸۴ دلار ۱۱٫۴٪+ مورگان استنلی ۲٫۹۴ دلار ۳٫۹٪+ بانک آمریکا ۱٫۱۰ دلار ۵٫۷٪+ گلدمن ساکس ۱۳٫۰۹ دلار ۶٫۴٪+ سیتی‌گروپ ۲٫۶۵ دلار ۴۳٫۱٪+ منبع برآورد EPS: تقویم مالی ارسالی، مربوط به ۱۳ و ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶. درصدهای رشد سالانه مطابق جدول اولیه هستند و پیش از انتشار باید جداگانه راستی‌آزمایی شوند. جی‌پی‌مورگان، گلدمن ساکس، سیتی‌گروپ و ولز فارگو در سه‌شنبه ۲۱ مهر و مورگان استنلی و بانک آمریکا در چهارشنبه ۲۲ مهر گزارش می‌دهند. “ «از منظر تحلیلی، مهم‌ترین نکته در گزارش‌های این هفته فاصله میان رشد اسمی سود و کیفیت واقعی آن است. افزایش سود سیتی‌گروپ یا جی‌پی‌مورگان زمانی ارزشمندتر می‌شود که با ثبات هزینه سپرده‌ها، کیفیت مناسب تسهیلات و چشم‌انداز قابل اتکای درآمد همراه باشد. در محیطی که بازده اوراق و هزینه سرمایه رو به افزایش است، بازار احتمالاً به پیش‌بینی‌های آینده بیش از عملکرد گذشته وزن می‌دهد؛ ازاین‌رو، لحن مدیران درباره حاشیه سود، ریسک اعتباری و جریان معاملات می‌تواند برای ارزش‌گذاری سهام بانکی تعیین‌کننده‌تر از عبور صرف از برآورد سود باشد.» بابک شیری سرمایه‌گذاران باید چه شاخص‌هایی را بررسی کنند؟ مهم‌ترین معیار، پیش‌بینی بانک‌ها از درآمد بهره‌ای در سه‌ماهه چهارم است. کاهش این پیش‌بینی می‌تواند نشانه محدودشدن حاشیه سود یا افت تقاضای تسهیلات باشد. میزان ذخایر زیان اعتباری نیز اهمیت دارد؛ افزایش آن ممکن است بیانگر نگرانی مدیریت بانک از نکول بیشتر وام‌گیرندگان باشد. در کنار این موارد، روند هزینه سپرده‌ها، رشد وام‌دهی، کیفیت اعتباری مشتریان و چشم‌انداز درآمد معاملات باید بررسی شود. حتی اگر سود گذشته بهتر از انتظار باشد، پیش‌بینی محتاطانه مدیریت می‌تواند واکنش منفی بازار را به دنبال داشته باشد. جمع‌بندی گزارش‌های پیش‌روی بانک‌های بزرگ آمریکا آزمونی برای سنجش مقاومت نظام بانکی در برابر نرخ‌های بهره بالاتر و کاهش احتمالی فعالیت‌های تأمین مالی است. رشد سود مورد انتظار، به‌تنهایی برای تضمین عملکرد مطلوب سهام بانکی کافی نیست؛ کیفیت سود، هزینه منابع و چشم‌انداز اعتباری تعیین می‌کنند که این رشد تا چه اندازه پایدار خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶

در یک نگاه رکورد تاریخی سودآوری: پیش‌بینی می‌شود بانک‌های جهان در سال ۲۰۲۶ حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده تاکنون. سود ۷۰۰ میلیون دلاری جی‌پی مورگان: این بانک در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ از معاملات طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها حدود ۷۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. تداوم ریسک بازار: نوسانات شدید می‌توانند در کنار فرصت‌های سودآوری، زیان‌های سنگینی نیز برای بانک‌ها به همراه داشته باشند. معامله‌گران فلزات گران‌بها در بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، در نیمه نخست سال جاری میلادی به سودهای بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند. این روند بانک‌ها را در مسیر ثبت بهترین عملکرد سالانه تاریخ خود قرار داده است؛ چراکه افزایش چشمگیر تقاضای سرمایه‌گذاران و نوسانات شدید قیمت‌ها، فرصت‌های سودآوری گسترده‌ای برای معامله‌گران ایجاد کرده است. جی‌پی مورگان (JPMorgan)، یکی از بازیگران اصلی این بازار، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰۰ میلیون دلار از معاملات و مدیریت طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها درآمد کسب کرده است. این رقم را افرادی آگاه از عملکرد بانک اعلام کرده‌اند که به دلیل محرمانه بودن اطلاعات، نخواسته‌اند نامشان فاش شود. بهترین عملکرد سالانه این بانک در این حوزه به سال ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که سود آن اندکی بیش از یک میلیارد دلار بود. به گفته منابع مطلع، چند بانک بزرگ دیگر نیز از معاملات فلزات گران‌بها صدها میلیون دلار سود به دست آورده‌اند؛ موضوعی که رقابت را در بازاری تشدید کرده است که مدت‌ها تحت سلطه جی‌پی مورگان بوده است. بر اساس اطلاعات یکی از افراد آگاه از عملکرد دویچه‌بانک (Deutsche Bank)، واحد معاملات این بانک که با اقدامی خبرساز بار دیگر حضور خود را در بازار شمش طلا گسترش داده، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک در سطح جهانی، پیش‌بینی می‌شود بانک‌ها در سال جاری میلادی حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ رقمی که بر اساس مجموعه داده‌های شرکت تحلیل خدمات مالی «کریسیل کولیشن گرینویچ» (Crisil Coalition Greenwich)، بالاترین میزان ثبت‌شده تاکنون خواهد بود. معاملات انرژی و فلزات به یکی از محرک‌های اصلی درآمد شرکت‌های وال‌استریت، از جمله گلدمن ساکس، بانک آمریکا (Bank Of America) و مورگان استنلی (Morgan Stanley) تبدیل شده است. میزهای معاملاتی این شرکت‌ها می‌توانند از نوسانات قیمت و اختلالات بازار ناشی از درگیری‌های جهانی و تنش‌های تجاری سود ببرند. در این میان، فلزات گران‌بها به‌ویژه سودآور بوده‌اند. موج خریدهای سفته‌بازانه، قیمت طلا و نقره را در اوایل سال جاری به بالاترین سطوح تاریخی خود رساند. در جریان این رشد قیمتی، ابزارهای مالی مانند اختیار معامله (Option) با سررسید کوتاه‌مدت و صندوق‌های قابل معامله در بورس اهرمی (ETF) محبوبیت بیشتری پیدا کردند. سرمایه‌گذاران به دنبال ابزارهایی بودند که امکان افزایش سریع‌تر بازدهی را فراهم کنند. میزهای معاملاتی همچنین از جابه‌جایی شمش‌های طلا در نقاط مختلف جهان سودهای قابل‌توجهی به دست آوردند. آن‌ها از اختلاف قیمت میان مراکز اصلی معاملات جهانی بهره بردند؛ اختلاف‌هایی که فرصت‌های آربیتراژ ایجاد کرده بود. ✔️ بیشتر بخوانید: فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟ گرگ فریت، معامله‌گر ارشد فلزات گران‌بها در گروه سنتالیون (Centalion Group)، شرکت تجارت جهانی که پیش‌تر با نام گونور (Gunvor) شناخته می‌شد، در جریان میزگرد کنفرانس انجمن بازار شمش لندن (LBMA) در ایتالیا در هفته جاری گفت: «بیشتر افرادی که در اینجا با آن‌ها صحبت کرده‌ام، سال بسیار خوبی را پشت سر گذاشته‌اند؛ سالی رکوردشکن.» به گفته افراد آگاه، چند بانک برای بهره‌برداری از فرصت‌های رو به رشد این بازار، درصدد پیوستن به گروه کوچکی از مؤسسات مالی هستند که خدمات نگهداری شمش در خزانه و تسویه معاملات را در بازار طلای لندن ارائه می‌کنند. لندن بزرگ‌ترین مرکز معاملات شمش طلا در جهان است و این خدمات، زیرساخت اصلی فعالیت این بازار به شمار می‌روند. سیتی‌گروپ (Citigroup) در اوایل سال جاری میلادی به نخستین مؤسسه جدیدی تبدیل شد که پس از یک دهه وارد این حوزه شده است. این بانک به جی‌پی مورگان، یوبی‌اس (UBS)، اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) و آی‌سی‌بی‌سی استاندارد بانک پیوست. به گزارش پیشین بلومبرگ، دویچه‌بانک و مورگان استنلی نیز به دنبال ورود به این حوزه هستند. سخنگویان جی‌پی مورگان و دویچه‌بانک از اظهارنظر در این باره خودداری کردند. آنگاد چاتوال، رئیس بخش درآمد ثابت، ارز و کامودیتی در شرکت کولیشن، می‌گوید درآمد جهانی بانک‌ها از معاملات فلزات گران‌بها، سال گذشته نیز به رکورد تاریخی رسیده بود و این روند صعودی همچنان ادامه دارد. او دلیل این رشد را «تداوم نوسانات شدید بازار و مشارکت گسترده سرمایه‌گذاران در بازارهای طلا و نقره» عنوان کرد. ژانویه برای میزهای معاملاتی فلزات گران‌بها ماهی به‌ویژه سودآور بود؛ چرا که سفته‌بازان در سراسر جهان به خرید طلا و نقره روی آوردند و قیمت این فلزات را به سطوحی بی‌سابقه رساندند. با این حال، از آن زمان قیمت‌ها تا حدودی عقب‌نشینی کرده‌اند. آغاز جنگ در خاورمیانه باعث جهش قیمت انرژی شد و انتظارات درباره انقباض سیاست‌های پولی و افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کرد. با وجود این عقب‌نشینی، قیمت نقدی طلا و نقره همچنان بیش از دو برابر سطوح ابتدای سال ۲۰۲۴ است. البته نوسانات شدید و اختلاف‌های چشمگیر قیمت در بازار همیشه به سود معامله‌گران تمام نمی‌شود. چنین شرایطی می‌تواند در صورت اتخاذ موقعیت معاملاتی اشتباه از سوی بانک‌ها، زیان‌های سنگینی نیز به همراه داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تحول سیتی‌گروپ می‌تواند سهام آن را ۳۰ درصد بالا ببرد

در یک نگاه سهام سیتی‌گروپ همچنان پایین‌تر از اوج پیش از بحران مالی سال ۲۰۰۸ معامله می‌شود. اصلاحات مدیریتی و کاهش هزینه‌ها می‌تواند سودآوری بانک را تقویت کند. پیش‌بینی می‌شود سود هر سهم در سال ۲۰۲۷ به ۱۲٫۷۹ دلار برسد. با افزایش نسبت قیمت به سود، ارزش سهام ممکن است حدود ۳۰ درصد رشد کند. سیتی‌گروپ؛ بازسازی بانکی که هنوز ظرفیت رشد دارد سیتی‌گروپ، یکی از بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، پس از سال‌ها عملکرد ضعیف و چالش‌های ساختاری، در مسیر بازسازی قرار گرفته است. درحالی‌که بسیاری از بانک‌های بزرگ آمریکا توانسته‌اند از سطح پیش از بحران مالی سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ عبور کنند، سهام سیتی‌گروپ همچنان فاصله قابل‌توجهی با آن دوران دارد. بااین‌حال، تغییرات مدیریتی، ساده‌سازی ساختار سازمانی و تمرکز بر بازده سرمایه، چشم‌انداز متفاوتی برای این بانک ترسیم کرده‌اند. بر اساس تحلیل منتشرشده در مجله بارونز، اگر بازار سهام سیتی‌گروپ را با نسبت قیمت به سود حدود ۱۳ برابر سود پیش‌بینی‌شده سال ۲۰۲۷ ارزش‌گذاری کند، قیمت آن می‌تواند از ۱۶۵ دلار فراتر برود؛ سطحی که در مقایسه با قیمت پایانی ۱۲۹٫۶۴ دلاری روز جمعه، نزدیک به ۳۰ درصد ظرفیت رشد نشان می‌دهد. مدیریت جدید و بهبود سودآوری جین فریزر، مدیرعامل سیتی‌گروپ، طی سال‌های اخیر برنامه‌ای چندمرحله‌ای برای اصلاح عملکرد بانک پیش برده است. هدف این برنامه، کاهش پیچیدگی‌های سازمانی، خروج از فعالیت‌های کم‌بازده، کنترل هزینه‌ها و تخصیص کارآمدتر سرمایه است. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی این تحول، بازده حقوق صاحبان سهام عادی مشهود پس از کسر مالیات است؛ معیاری که اثر دارایی‌های نامشهود را کنار می‌گذارد و تصویر روشن‌تری از توانایی بانک در ایجاد سود ارائه می‌دهد. این شاخص در سال ۲۰۲۵ حدود ۷٫۷ درصد بود، اما برآوردها از افزایش آن به ۱۱٫۴ درصد در سال ۲۰۲۶ و ۱۲٫۲ درصد در سال ۲۰۲۷ حکایت دارند. چنین روندی می‌تواند نشان دهد که اصلاحات مدیریتی به‌تدریج از مرحله وعده عبور کرده و در حال تبدیل‌شدن به بهبود عملیاتی است. مزیت ارزش‌گذاری در مقایسه با رقبا سهام سیتی‌گروپ با حدود ۱۰ برابر سود پیش‌بینی‌شده سال آینده و اندکی بیش از یک برابر ارزش دفتری معامله می‌شود؛ نسبتی که آن را به یکی از ارزان‌ترین بانک‌های بزرگ آمریکا تبدیل کرده است. انتظار می‌رود سود هر سهم بانک در سال ۲۰۲۶ با رشدی بیش از ۶۰ درصد به ۱۱٫۲۰ دلار برسد و در سال ۲۰۲۷ نیز بیش از ۱۴ درصد افزایش یابد و به ۱۲٫۷۹ دلار صعود کند. این پیش‌بینی‌ها، در صورت تحقق، می‌توانند فاصله ارزش‌گذاری سیتی‌گروپ با رقبایی مانند جی‌پی‌مورگان را کاهش دهند. سیتی‌گروپ همچنین در پرداخت‌های بین‌المللی و خدمات مالی شرکت‌های بزرگ جایگاه مهمی دارد و نشانه‌هایی از افزایش سهم بازار آن در معاملات ادغام و تملک شرکت‌های بزرگ دیده می‌شود. “ «جذابیت سیتی‌گروپ در فاصله میان ارزش فعلی و ظرفیت سودآوری آینده آن قرار دارد؛ اما ارزان‌بودن به‌تنهایی نشانه فرصت نیست. بازار زمانی حاضر به افزایش ضریب ارزش‌گذاری این بانک خواهد شد که رشد سود و بهبود بازده سرمایه را پایدار، قابل‌اندازه‌گیری و مستقل از عوامل مقطعی ببیند. بنابراین، معیار اصلی برای ارزیابی این سرمایه‌گذاری، نه صرفاً هدف قیمتی ۱۶۵ دلاری، بلکه توانایی مدیریت در تبدیل اصلاحات ساختاری به بازده مستمر و کنترل ریسک‌های اعتباری و مقرراتی است. اگر این تحول ادامه یابد، سیتی‌گروپ می‌تواند از یک بانک کم‌ارزش‌گذاری‌شده به گزینه‌ای جدی‌تر در میان بانک‌های بزرگ تبدیل شود؛ در غیر این صورت، تخفیف قیمتی فعلی ممکن است بازتابی از ریسک‌های حل‌نشده باشد، نه فرصتی قطعی.» بابک شیری ریسک‌هایی که نباید نادیده گرفت با وجود چشم‌انداز مثبت، مسیر بهبود سیتی‌گروپ بدون مانع نیست. نظارت سخت‌گیرانه نهادهای مقررات‌گذار، ضرورت کاهش بیشتر هزینه‌ها و واگذاری برخی دارایی‌های قدیمی، از جمله فعالیت‌های این بانک در مکزیک، همچنان بر عملکرد آن اثر می‌گذارند. علاوه بر این، فعالیت در حوزه بانکداری خرد و کارت‌های اعتباری مشترک، سیتی‌گروپ را در معرض تغییرات وضعیت مالی مصرف‌کنندگان قرار می‌دهد. تداوم تورم، تضعیف بازار کار یا افزایش نکول اعتباری می‌تواند بخشی از دستاوردهای عملیاتی بانک را خنثی کند. در مقابل، تعدیل برخی الزامات سرمایه‌ای در چارچوب مقررات جدید بازل ۳ می‌تواند به بهبود بازده سرمایه کمک کند. برآورد یکی از تحلیلگران مورگان استنلی نشان می‌دهد که بازده حقوق صاحبان سهام عادی مشهود سیتی‌گروپ در صورت تداوم اصلاحات، ظرفیت رسیدن به ۱۵ درصد تا سال ۲۰۳۰ را دارد. جمع‌بندی سیتی‌گروپ نمونه‌ای از بانکی است که بخش مهمی از فرصت سرمایه‌گذاری آن نه در رشد سریع فعالیت‌ها، بلکه در اصلاح ناکارآمدی‌های گذشته نهفته است. ارزش‌گذاری پایین، رشد پیش‌بینی‌شده سود و بهبود بازده سرمایه می‌توانند از افزایش قیمت سهام حمایت کنند؛ اما تحقق این سناریو به اجرای منضبط برنامه بازسازی و پایداری شرایط اقتصادی وابسته است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سیتی هدف بیت‌کوین را به ۱۱۳ هزار دلار افزایش داد؛ پیش‌بینی محتاطانه‌تر برای اتریوم

در یک نگاه سیتی هدف ۱۲ماهه بیت‌کوین را از ۸۲ هزار دلار به ۱۱۳ هزار دلار و هدف اتریوم را از ۲٬۲۴۰ دلار به ۳٬۰۲۸ دلار افزایش داده است. این بانک، افزایش فعالیت بازار رمزارز، شرایط کلان اقتصادی حمایت‌کننده و ازسرگیری ورود سرمایه به ETFها را دلایل این ارتقا اعلام کرده است. برآوردهای سیتی نشان می‌دهد بیت‌کوین در مقایسه با اتریوم ظرفیت رشد بیشتری دارد؛ با این حال، تداوم ورود سرمایه به ETFها و مسیر نرخ بهره و بازده اوراق خزانه همچنان عوامل تعیین‌کننده هستند. سیتی‌گروپ هدف قیمتی ۱۲ماهه بیت‌کوین و اتریوم را افزایش داده است؛ اقدامی که نشان می‌دهد این بانک نسبت به بهبود فعالیت در بازار رمزارزها، شرایط کلان اقتصادی و بازگشت جریان سرمایه به صندوق‌های قابل معامله در بورس رمزارزها خوش‌بین‌تر شده است. این بانک در یادداشتی که اواخر هفته گذشته منتشر شد، هدف ۱۲ماهه بیت‌کوین را از ۸۲ هزار دلار به ۱۱۳ هزار دلار افزایش داد. هدف قیمتی اتریوم نیز از ۲٬۲۴۰ دلار به ۳٬۰۲۸ دلار رسید. سیتی انتظار دارد ورود سرمایه به بازار رمزارزها با سرعتی کمتر اما پایدارتر از سر گرفته شود؛ زیرا مشاوران مالی و کارگزاری‌ها به‌تدریج در حال افزایش تخصیص سرمایه به بیت‌کوین هستند. این بانک پیش‌بینی کرده است که طی ۱۲ ماه آینده حدود ۵ میلیارد دلار سرمایه وارد این بازار شود. شکست طرح کلریتی؛ مانعی برای قانون‌گذاری رمزارزها افزایش اهداف قیمتی سیتی با وجود یک مانع قانون‌گذاری در آمریکا انجام شده است. سنای ایالات متحده نتوانست طرح «کلریتی» را پیش ببرد؛ طرحی که با هدف ایجاد چارچوبی برای بازار دارایی‌های دیجیتال طراحی شده بود. سیتی اعلام کرده است که شکست این طرح، مسیر تصویب قوانین مربوط به ساختار بازار رمزارزها را محدودتر کرده است. با این حال، اعلام برخی مقررات از سوی کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا به کاهش احساسات منفی در بازار کمک کرده است. رشد بیشتر اتریوم در ماه‌های اخیر قیمت رمزارزها طی ماه‌های گذشته به‌طور قابل‌توجهی بهبود یافته است. بیت‌کوین در سه ماه گذشته نزدیک به ۴۰ درصد رشد کرده و افزایش قیمت اتریوم در همین دوره حدود ۶۸ درصد بوده است. این رشد، زیان این دو دارایی از ابتدای سال را به حدود ۴ درصد برای بیت‌کوین و ۹ درصد برای اتریوم کاهش داده است. بر اساس گزارش رویترز، بهبود بیت‌کوین از کف‌های ماه ژوئیه تا حدی تحت تأثیر کاهش ارزش دلار پس از اقدام وزارت خزانه‌داری آمریکا برای بازخرید اوراق قرضه بلندمدت این کشور قرار داشته است. با وجود عملکرد بهتر اتریوم در ماه‌های اخیر، اهداف جدید سیتی نشان‌دهنده ظرفیت رشد بیشتر بیت‌کوین است. در زمان انتشار این اهداف، بیت‌کوین حدود ۸۶ هزار دلار و اتریوم نزدیک به ۲٬۷۰۰ دلار معامله می‌شدند. بر این اساس، هدف سیتی برای بیت‌کوین حدود ۳۱ درصد رشد و هدف آن برای اتریوم حدود ۱۱ درصد افزایش را نشان می‌داد. برخی تحلیل‌ها از این یادداشت نشان می‌دهد که رشد شدید اتریوم بخش قابل‌توجهی از ظرفیت کوتاه‌مدت آن را بالفعل کرده است. در مقابل، بیت‌کوین می‌تواند در مرحله نخست از ورود سرمایه‌های جدید نهادی بهره بیشتری ببرد. جریان ETFها و شرایط اقتصاد کلان؛ عوامل کلیدی چشم‌انداز سیتی همچنان به شرایط اقتصاد کلان وابستگی زیادی دارد. این بانک شرایط فعلی را حمایت‌کننده توصیف کرده است، اما برخی بانک‌های دیگر انتظار دارند ارزش دلار از این سطح افزایش یابد؛ عاملی که می‌تواند بر بازار رمزارزها فشار وارد کند. همچنین با قرار داشتن بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا در نزدیکی بالاترین سطوح چند دهه اخیر، سرمایه‌گذاران برای خرید دارایی‌هایی که درآمدی ایجاد نمی‌کنند، بازده بیشتری مطالبه می‌کنند. در چنین شرایطی، تداوم جریان باثبات سرمایه به ETFها که یکی از پایه‌های پیش‌بینی سیتی است، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. به همین دلیل، داده‌های هفتگی مربوط به ورود سرمایه به ETFها به شاخصی مهم برای ارزیابی اعتبار این پیش‌بینی تبدیل شده است؛ به‌ویژه پس از آنکه سرعت ورود سرمایه در هفته گذشته به‌شدت کاهش یافت. بیت‌کوین یک سال پس از اوج ۱۲۶ هزار دلاری؛ دارایی وابسته به نرخ بهره بیت‌کوین یک سال پس از رسیدن به اوج ۱۲۶ هزار دلاری، بیش از آنکه مانند پوششی در برابر تورم رفتار کند، به یک دارایی وابسته به نرخ‌های بهره تبدیل شده است. ارتقای پیش‌بینی سیتی، پشتوانه‌ای مهم از سوی یک بانک بزرگ برای روند احیای بازار رمزارزها محسوب می‌شود و ممکن است سرمایه‌گذاران نهادی را که پس از سقوط بیت‌کوین از رکورد تاریخی خود محتاط شده بودند، به بازار بازگرداند. با این حال، برآوردهای سیتی بر تداوم ورود سرمایه به ETFها استوار است. قدرت گرفتن دلار یا افزایش بیشتر بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا می‌تواند مهم‌ترین تهدید برای این چشم‌انداز باشد.

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال کم اثر
اخبار ارز دیجیتال کم اثر

حذف تعطیلات بانکی با بلاکچین سوئیفت؛ آغاز تسویه آنی با ۱۷ غول مالی

شبکه پیام‌رسان مالی جهانی سوئیفت با عضویت بیش از ۱۱ هزار بانک در سراسر جهان، گام بزرگی را برای نوسازی زیرساخت‌های پرداخت بین‌المللی برداشته است. بر این اساس، انتقال وجه برون‌مرزی به‌صورت بلادرنگ، ۲۴ ساعته و در تمام ۷ روز هفته، حتی در روزهای تعطیل رسمی و آخر هفته‌ها، امکان‌پذیر می‌شود. این پروژه آزمایشی که برای انتقال سپرده‌های توکنیزه‌شده طراحی شده است، با مشارکت ۱۷ غول مالی جهان شامل سیتی‌گروپ، ولز فارگو، بانک MUFG ژاپن، UBS و بی‌ان‌پی پاریبا اجرا می‌شود تا پرداخت‌های فوری را حتی میان بانک‌های بدون ارتباط مستقیم تسهیل کند. در همین راستا، بانک‌های اچ‌اس‌بی‌سی و استاندارد چارترد در ماه آگوست تراکنش‌های آزمایشی آنلاین را کلید زدند و سیتی‌گروپ نیز در ماه جاری میلادی نخستین تراکنش‌های خود را با همکاری بانک یکپارچه ابوظبی (FAB)، بانک OCBC و گروه مالی DBS تکمیل کرده است. در سازوکار سنتی فعلی، نقل‌وانتقالات بین‌المللی از طریق چندین بانک واسطه انجام می‌پذیرد که علاوه بر طول کشیدن فرایند تسویه به مدت چند روز، کارمزدهایی تا ۱۰ درصد از ارزش کل تراکنش را به فرستنده تحمیل می‌کند. سامانه جدید سوئیفت با کاهش زمان تسویه به چند ثانیه و افت چشمگیر هزینه‌های انتقال، بار مالی را از دوش کسب‌وکارها برمی‌دارد و جهش قابل‌توجهی در تجارت جهانی و پرداخت‌های بین‌المللی ایجاد خواهد کرد.

خواندن کامل خبر
بانک‌های مرکزی کم اثر
بانک‌های مرکزی کم اثر

نبض آلومینیوم در دست هرمز؛ خیز قیمت در سایه بحران دریایی

در یک نگاه بهای هر تن آلومینیوم در بازارهای جهانی تحت تأثیر کمبود عرضه و فشار ناشی از افزایش ارزش دلار آمریکا به ۳۲۶۴ دلار رسید. آسیب به تأسیسات و تنش‌های منطقه‌ای به افت بی‌سابقه ۴۴ درصدی تولید کارخانه‌های بزرگ آلومینیوم در حوزه خلیج فارس انجامید. اختلال و انسداد در تنگه هرمز، واردات ۶۰ درصد از ماده حیاتی آلومینا را قطع کرد و تداوم تولید کارخانه‌ها را با خطر جدی مواجه ساخت. کشورهای خاورمیانه در واکنش به انسداد مسیرهای دریایی، بنادر جانشین نظیر صحار عمان و جده در دریای سرخ را جایگزین کردند.   قیمت آلومینیوم در آغاز هفته با قیمت ۳۲۶۴ دلار در هر تن معامله می‌شود. این قیمت روزانه ۰.۲۴ درصد افزایش یافته، در حالی که رشد سالانه آن به ۲۰.۶۶ درصد رسیده است. با این حال، دلار قوی فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد و در مقابل، کمبود عرضه جهانی از قیمت‌ها حمایت می‌کند. قیمت آلومینیوم در روز جاری با افزایش ۰.۲۴ درصدی به ۳۲۶۴.۳۵ دلار در هر تن رسید. این رقم نشان‌دهنده رشد ۲۰.۶۶ درصدی نسبت به سال گذشته است. اگرچه این فلز در ماه گذشته ۰.۰۹ درصد رشد قیمت داشته و در نزدیکی بالاترین سطح خود در چهار هفته اخیر قرار دارد، اما صعود آن تحت تأثیر عوامل متضاد قرار گرفته است. فشار دلار و تاثیر تورم افزایش ارزش دلار آمریکا در بازارهای فلزات به دقت رصد می‌شود. دلار قوی‌تر می‌تواند هزینه کالاهایی را که به دلار قیمت‌گذاری می‌شوند، افزایش دهد و آن‌ها را با ارزهای دیگر مقرون‌به‌صرفه‌تر کند. علاوه بر این، تورم بالا در ایالات متحده بر انتظارات مربوط به تصمیم نرخ بهره فدرال رزرو تأثیر می‌گذارد، بنابراین مسیر دلار در قیمت فلزات به طور مستمر رصد می‌شود سهام در بورس فلزات لندن (LME) نزدیک به پایین‌ترین سطح خود در سال‌های اخیر در نوسان است. همچنین، سهام آلومینیوم در شانگهای نیز رو به کاهش است. با توجه به تداوم محدودیت‌های عرضه، قیمت آلومینیوم همچنان بالای ۳۲۵۰ دلار در هر تن باقی مانده است. از سوی دیگر، احتمال بهبود وضعیت عرضه وجود دارد. برخی از کارخانه‌های آلومینیوم در حال از سرگیری تولید هستند و برنامه‌هایی برای افزایش ظرفیت تولید وجود دارد. علاوه بر این، افزایش صادرات آلومینیوم از چین می‌تواند از عرضه جهانی پشتیبانی کند. پیامدهای جنگ علیه ایران درگیری‌ها در خاورمیانه بر محموله‌های آلومینیوم از این منطقه تأثیر گذاشته است. طبق گزارش‌ها، تولید در کشورهای حوزه خلیج فارس در ماه ژوئیه نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۴۴ درصد کاهش یافته است. پیش از درگیری‌ها، این منطقه تقریباً ۱۰ درصد از تولید جهانی را به خود اختصاص می‌داد. کارخانه‌های تولید آلومینیوم در خاورمیانه نیز جنگ ایران در امان نماندند که به تأسیسات انرژی و تولیدی تأثیرگذار در خلیج فارس نیز گسترش یافت. تنگه هرمز یک گلوگاه اصلی برای بازار جهانی آلومینیوم است و اکثر کارخانه‌های ذوب آلومینیوم در خاورمیانه در مناطق ساحلی در امتداد این تنگه متمرکز شده‌اند. از همین روی، اختلال در تولید آلومینیوم در خاورمیانه می‌تواند کسری عرضه این فلز را در طول سال ۲۰۲۶ تشدید کند. خاورمیانه تقریباً ۶.۸ میلیون تن آلومینیوم تولید می‌کند که بیشتر آن با نرخی بین ۸۰ تا ۸۵ درصد صادر می‌شود. نقشه تولید آلومینیوم در خلیج فارس امارات متحده عربی و بحرین در تولید آلومینیوم در منطقه پیشرو هستند و به ترتیب در رتبه پنجم و ششم فهرست بزرگترین کشورهای تولیدکننده آلومینیوم جهان قرار دارند. طبق داده‌های سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده، تولید آلومینیوم امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۵ به تقریباً ۲.۷ میلیون تن یا ۳.۶ درصد از تولید جهانی و تولید بحرین به ۱.۶ میلیون تن یا ۲.۲ درصد از تولید جهانی رسید. از سوی دیگر، بر اساس گزارش شرکت تحقیقات انرژی وود مکنزی، عربستان سعودی، قطر، ایران و عمان آلومینیوم را در مقادیری بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تن تولید می‌کنند. فهرست زیر بزرگترین تولیدکنندگان آلومینیوم در خاورمیانه را در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد: امارات متحده عربی: ۲.۷ میلیون تن بحرین: ۱.۶ میلیون تن عربستان سعودی: ۰.۹ میلیون تن قطر: ۰.۷ میلیون تن ایران: ۰.۶ میلیون تن سلطنت عمان: ۰.۴ میلیون تن کاهش تولید آلومینیوم در منطقه کارخانه‌های تولید آلومینیوم در خاورمیانه از زمان شروع جنگ بیش از یک بار مورد حمله قرار گرفته‌اند و بسته شدن تنگه هرمز واردات نهاده‌های کلیدی تولید، به ویژه آلومینا، را مختل کرده است. این وضعیت اکثر شرکت‌های آلومینیوم در منطقه به ویژه در بحرین، قطر و امارات را مجبور کرده است تا ظرفیت تولید خود را با نرخ‌های بی‌سابقه‌ای کاهش دهند برای مثال، شرکت آلومینیوم بحرین (آلبا) به دلیل کمبود شدید آلومینا تقریباً ۱۹ درصد از ظرفیت تولید خود را تعطیل کرد و همچنین در ۲۸ مارس ۲۰۲۶ مورد حملات ایران قرار گرفت که منجر به خسارات جدی به تأسیسات ذوب این شرکت شد. گزارش وود مکنزی پیش‌بینی می‌کند که ظرفیت عملیاتی این کارخانه ذوب پس از این حملات ایران به ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت. کارخانه الطویله، متعلق به شرکت امارات گلوبال آلومینیوم، نیز هدف قرار گرفت و پس از آسیب دیدن نیروگاه برق تأمین‌کننده آن، فعالیت آن متوقف شد. شرکت آلومینیوم قطر از زمان هدف قرار گرفتن شهر صنعتی راس لفان در روزهای اولیه جنگ (۳ مارس ۲۰۲۶) با ۶۰ درصد از ظرفیت تولید خود فعالیت می‌کند. وود مکنزی پیش‌بینی می‌کند که این اختلالات، ۶۰ درصد از عرضه آلومینا به کارخانه‌های ذوب آلومینیوم در خاورمیانه را قطع کند، ماده‌ای حیاتی برای تولید که کشورهای منطقه به واردات آن از خارج متکی هستند. اگرچه کارخانه‌های ذوب آلومینیوم منطقه ذخایر آلومینا دارند، اما توانایی آنها برای تأمین نیازهای عملیاتی از چند هفته فراتر نمی‌رود. بر اساس این داده‌ها، وود مکنزی انتظار دارد تولید آلومینیوم در خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ بین ۳ تا ۳.۵ میلیون تن کاهش یابد که این امر کسری عرضه در بازار جهانی را تشدید کرده و قیمت این فلز را در طول سال به ۳۵۰۰ دلار در هر تن افزایش خواهد داد. شرکت آلومینیوم امارات گلوبال اخیراً مجبور شد محموله‌های خود را به بندر صحار عمان که مستقیماً در دریای عرب و به دور از خطرات تنگه هرمز واقع شده، منتقل کند. طبق گزارش اخیر رویترز، شرکت آلومینیوم بحرین (آلبا) نیز در حال بررسی همین گزینه یا استفاده از بندر جده عربستان سعودی در ساحل دریای سرخ برای کاهش اثرات بحران است. اروپا خریدار بزرگ آلومینیوم خلیج فارس از آنجایی که بیشتر تولید آلومینیوم در خاورمیانه، تا ۸۵ درصد، برای صادرات در نظر گرفته شده است، اثرات تعطیلی کارخانه‌ها یا کاهش تولید در بازارهای اصلی وارداتی قابل توجه خواهد بود. صادرات آلومینیوم خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ به تقریباً ۵.۳ میلیون تن رسید که بخش عمده آن به اتحادیه اروپا صادر می‌شد که در فهرست زیر نشان داده شده است: اتحادیه اروپا: ۲۰ درصد ایالات متحده: ۱۰ درصد ترکیه: ۱۰ درصد ژاپن: ۸ درصد کره جنوبی: ۵ درصد مکزیک: ۴ درصد اگرچه اندونزی، هند، روسیه و سایر کشورها می‌توانند صادرات آلومینیوم را افزایش دهند، اما این افزایش نمی‌تواند به طور کامل کمبود آلومینیوم از منطقه را جبران کند. راه‌اندازی مجدد برخی کارخانه‌ها در اروپا نیز به دلیل قیمت بالای برق بسیار پرهزینه خواهد بود و این امر بازار را در وضعیت کسری قابل توجه قرار خواهد داد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

سیتی: محدود کردن بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند به دلار آمریکا فشار وارد کند

دیرک ویلر، استراتژیست سیتی، اعلام کرد اگر بازده اوراق خزانه‌داری ۳۰ ساله آمریکا زیر سطح ۵.۳۰ درصد نگه داشته شود، این موضوع می‌تواند فشار نزولی بر دلار آمریکا ایجاد کند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

وال‌استریت ژورنال: جی‌پی مورگان چیس در حال بررسی راه‌اندازی استیبل‌کوین اختصاصی خود است

بانک‌های بزرگ آمریکایی که پیش‌تر نسبت به گسترش استیبل‌کوین‌ها ابراز نگرانی می‌کردند، اکنون در حال بررسی راه‌اندازی استیبل‌کوین‌های اختصاصی یا ایجاد یک شبکه مشترک برای استفاده از این دارایی‌های دیجیتال هستند. به نوشته وال‌استریت ژورنال، تغییر رویکرد بانک‌ها در حالی رخ داده است که استیبل‌کوین‌ها به‌سرعت در حال تبدیل شدن به بخشی از زیرساخت مالی و پرداخت هستند. بانک‌ها پیش‌تر نگران بودند که رشد استیبل‌کوین‌ها بتواند سپرده‌های مشتریان را از نظام بانکی خارج کند و منابعی را که بانک‌ها برای اعطای تسهیلات به شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان استفاده می‌کنند، کاهش دهد. با این حال، رشد بازار استیبل‌کوین‌ها و افزایش پذیرش آن‌ها باعث شده بانک‌ها به جای مقابله با این فناوری، به دنبال حضور مستقیم در این بازار باشند. در این میان، برخی بانک‌های بزرگ از جمله جی‌پی مورگان، سیتی‌گروپ، بانک آو آمریکا و ولز فارگو در حال بررسی راهکارهایی برای استفاده از دارایی‌های دیجیتال در پرداخت‌ها و انتقال وجوه هستند. اهمیت این تحول تنها به بازار رمزارزها محدود نمی‌شود. استیبل‌کوین‌ها می‌توانند سرعت و کارایی پرداخت‌ها، به‌ویژه پرداخت‌های برون‌مرزی، را افزایش دهند و به همین دلیل بانک‌های سنتی نمی‌خواهند کنترل بخش مهمی از زیرساخت پرداخت آینده را به شرکت‌های رمزارزی واگذار کنند.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

طلای ۵ هزار دلاری در راه است؟ پیش‌بینی جدید دو غول وال‌استریت درباره آینده انس جهانی

اگر تحولات بازار جهانی طلا را دنبال می‌کنید، حتماً متوجه رالی صعودی و پرقدرت این فلز گران‌بها در سال جاری شده‌اید. تازه‌ترین تحلیل‌های دو غول بزرگ وال‌استریت، یعنی موسسات «سیتی‌گروپ» (Citi) و «جی‌پی مورگان» (JPMorgan)، نشان می‌دهد که تحلیل‌گران ارشد بازار معتقدند این صعود هنوز به پایان نرسیده است؛ اختلاف‌نظر اصلی آن‌ها صرفاً بر سر زمان رسیدن به اهداف قیمتی است، نه اصل مسیر صعودی. در یک نگاه هدف یکی، زمان متفاوت: هر دو بانک مطمئن هستند که طلا مسیر رشد را ادامه می‌دهد. جی‌پی مورگان می‌گوید این جهش می‌تواند ظرف چند روز اتفاق بیفتد، اما سیتی‌گروپ بازه چند ماهه را منطقی‌تر می‌داند. پیش‌بینی جدید سیتی‌گروپ: سیتی هدف ۳ ماهه طلا را تا ۴,۸۰۰ دلار بالا برده و دلیل آن را کاهش نرخ بهره و عقب‌نشینی فدرال رزرو می‌داند. روزهای سرنوشت‌ساز همین هفته: جی‌پی مورگان هشدار داده که آمار تورم آمریکا و نشست جکسون هول در این هفته تکلیف بازار را مشخص می‌کند؛ تورم پایین طلا را شلیک می‌کند و تورم بالا قیمت را موقتاً پایین می‌کشد. سیتی‌گروپ درباره آینده کوتاه‌مدت طلا چه می‌گوید؟ تحلیل‌گران بانک سیتی‌گروپ در جدیدترین گزارش خود هدف قیمتی طلا را برای ۳ ماه آینده به ۴,۸۰۰ دلار رسانده‌اند. آن‌ها همچنین معتقدند در افق یک‌ساله، رسیدن طلا به مرز ۵,۰۰۰ دلار بسیار محتمل است. به زبان ساده، از نظر آن‌ها سه عامل زیر پشتوانه این رشد هستند: آرام‌تر شدن اوضاع سیاسی و نظامی در منطقه تنگه هرمز کاهش نرخ بهره واقعی در بازارهای جهانی شروع سیاست‌های کمکی و کاهش سخت‌گیری‌های بانک مرکزی آمریکا چرا جی‌پی مورگان معتقد است طلا همین هفته می‌تواند رکورد بزند؟ بانک جی‌پی مورگان نگاه سریع‌تر و پرشتاب‌تری دارد. آن‌ها می‌گویند با توجه به ریسک‌های سیاسی و بحث‌های تعرفه تجاری، بازارها همچنان نگرانند و همین نگران بودن، معامله‌گران را به سمت خرید طلا می‌کشاند. جی‌پی مورگان پیش‌بینی کرده که قیمت طلا در کوتاه‌مدت بین ۴,۵۰۰ تا ۵,۰۰۰ دلار نوسان خواهد داشت. از نظر این بانک، مسیر قیمت طلا در همین هفته با دو رویداد مهم مشخص می‌شود: انتشار داده‌های جدید تورم آمریکا (شاخص PCE) سخنرانی‌های مهم مسئولان اقتصادی در همایش جکسون هول ✔️ بیشتر بخوانید: طلا سه هفته متوالی صعود کرد؛ حالا همه نگاه‌ها به ۴۶۵۵ و ۴۸۰۰ دلار است دو سناریوی کلیدی برای حرکت بعدی طلا سناریوی صعودی (گاوی): اگر داده‌های تورمی نرم‌تر از انتظار باشد و با لحنی ملایم در همایش جکسون هول همراه شود، طلا می‌تواند ظرف چند روز جهش سریعی را به سمت مرز ۵,۰۰۰ دلار تجربه کند. جی‌پی مورگان با اشاره به جهش ۱,۱۰۰ دلاری طلا تنها در یک ماه (در ژانویه گذشته) تاکید کرد که وقوع چنین نوسانات سریعی کاملاً ممکن است. سناریوی اصلاحی (خرسی): در صورت داغ‌تر بودن تورم از پیش‌بینی‌ها و تاکید فدرال رزرو بر حفظ سیاست‌های انقباضی، احتمال تست مجدد میانگین متحرک ۲۰۰ روزه به سمت پایین وجود خواهد داشت. با وجود افت برخی داده‌های اقتصادی در روزهای اخیر، مومنتوم صعودی طلا همچنان دست‌نخورده باقی مانده و باید دید داده‌های تورمی این هفته کدام سناریو را فعال خواهند کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

موسسه سیتی: سرمایه‌گذاران باید هر افت بازار پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای را فرصت خرید بدانند

بانک سیتی (Citi) معتقد است سرمایه‌گذاران نباید از اصلاح‌های احتمالی بازار سهام پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نگران باشند، بلکه باید هر افت بازار را به‌عنوان فرصتی برای ورود و خرید در نظر بگیرند. استراتژیست‌های سیتی بر این باورند که اگرچه دوره‌های نزدیک به انتخابات معمولاً با افزایش نااطمینانی و نوسان همراه است، اما پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات، بازارها اغلب از کاهش ریسک سیاسی سود می‌برند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سبقت طلا از پیش‌بینی‌ها؛ پشت پرده تارگت ۵,۴۰۰ دلاری UBS و استراتژی جدید سیتی چیست؟

موج جدید ارتقای پیش‌بینی‌ها در وال‌استریت کلید خورد! گزارش‌های تازه نشان می‌دهد بانک‌های بزرگ بین‌المللی یکی پس از دیگری در حال بالا بردن سقف پیش‌بینی‌های خود برای طلا هستند؛ زیرا این فلز گران‌بها بسیار سریع‌تر از زمان‌بندی‌ها، سقف‌های قیمتی را فتح کرده است. تحلیل‌گران سیتی‌گروپ (Citi) تاکید دارند که بازارها برای فرار از افت ارزش پول (Debasement) نیاز به یک مسیر جدید دارند و این مسیر، سرمایه‌گذاران را دوباره به سمت طلا و چرخش از دلار آمریکا هدایت می‌کند. بیايید در یوتوتایمز دلایل این صعود تاریخی و چشم‌انداز جدید بانک‌های مطرح جهان را بررسی کنیم. مورگان استنلی اعلام کرده که طلا هدف ۴,۴۵۰ دلاری سه‌ماهه چهارم را خیلی زودتر رد کرده و حالا مسیر دستیابی به قیمت‌های بالای ۵,۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۷ هموار شده است. هم‌زمان، بانک UBS نیز تارگت جدید خود را تا سطح ۵,۴۰۰ دلار بالا برده است. بازگشت خریداران ETF، تداوم خریدهای سنگین بانک‌های مرکزی و جدایی طلا از بازده واقعی اوراق قرضه، سه‌گانه اصلی این پرواز قیمتی هستند. در یک نگاه سبقت طلا از تارگت‌های قیمتی: عبور زودهنگام طلا از پیش‌بینی ۴,۴۵۰ دلاری مورگان استنلی و ثبت تارگت‌های ۵,۰۰۰ و ۵,۴۰۰ دلاری توسط وال‌استریت. چرخش سرمایه به «تجارت تضعیف پول»: تحلیل سیتی‌گروپ نشان می‌دهد مداخلات خزانه‌داری برای مهار نرخ بهره، موج جدیدی از خروج سرمایه از دلار به سمت طلا ایجاد کرده است. بازگشت قوی صندوق‌های ETF: ثبت ۷۰ تن ورود سرمایه به صندوق‌های طلا در ماه‌های جولای و آگوست پس از خروج ۹۳ تنی در ابتدای تابستان. اشتهای تمام‌نشدنی بانک‌های مرکزی: خرید ۶۰ تن طلا توسط چین در سال جاری و افزودن ۸۲ تن توسط لهستان برای رسیدن به ذخیره ۷۰۰ تنی. چرا فرمول‌های قدیمی طلا از کار افتاده‌اند؟ یکی از پدیده‌های نایاب ماه‌های اخیر، گسست و جدا شدن رفتار طلا از بازده واقعی اوراق قرضه آمریکا است. در حالت سنتی، با ثبات یا افزایش بازده اوراق، طلا افت می‌کرد؛ اما اکنون طلا بیشتر به «نگرانی از پایداری مالی آمریکا» و بدهی‌های سنگین واشنگتن پاسخ می‌دهد تا نرخ بهره! همین مسئله باعث شده با انتشار اخبار بازخرید اوراق توسط خزانه‌داری، تقاضای ساختاری برای طلا تشدید شود. ✔️ بیشتر بخوانید: پشت پرده پرواز طلا تا ۴,۵۱۰ دلار؛ مدیر سابق گلدمن ساکس از کدام تله اقتصادی پرده برداشت؟ از سوی دیگر، خریدهای سنگین بانک‌های مرکزی به عنوان یک پشتیبان پولادین برای قیمت طلا عمل می‌کند. آمارها نشان می‌دهد چین در سال جاری با اضافه کردن ۶۰ تن طلا به خزانه خود، بزرگ‌ترین خرید سالانه را از سال ۲۰۲۳ ثبت کرده است. لهستان نیز با افزودن ۸۲ تن طلا، حجم ذخایر خود را به ۶۳۲ تن رسانده و در مسیر دستیابی به هدف ۷۰۰ تنی قرار دارد. این حجم از خرید در کنار ورود ۷۰ تنی سرمایه به صندوق‌های ETF در ماه‌های جولای و آگوست، کفی محکم زیر پای خریداران ساخته است. هم‌زمان، انتظارات برای عدم افزایش مجدد نرخ بهره توسط فدرال رزرو تا پایان سال ۲۰۲۶، خیال معامله‌گران را راحت کرده است. با این حال، مورگان استنلی هشدار داده که این مسیر صعودی خالی از نوسان نخواهد بود؛ به‌ویژه آنکه پوزیشن‌های شورت (فروش) در بازار کامکس (COMEX) به کمترین میزان از سال ۲۰۲۰ رسیده و احتمال جهش‌های ناگهانی ناشی از شورت اسکیوز (فشار روی فروشندگان) را محدود می‌کند. جدول تارگت‌ها و پیش‌بینی‌های جدید وال‌استریت برای طلا نهاد / بانک مالی پیش‌بینی و تارگت قیمتی جدید محرک اصلی و دیدگاه تحلیلی مورگان استنلی (Morgan Stanley) عبور از ۴,۴۵۰ دلار / بالای ۵,۰۰۰ دلار (۲۰۲۷) توقف افزایش نرخ بهره فدرال رزرو و بازگشت ورود سرمایه به ETFها یو‌بی‌اس (UBS) ۵,۴۰۰ دلار (تا پایان سپتامبر ۲۰۲۷) افزایش افق زمانی سرمایه‌گذاری و پناهگاه بودن در برابر تضعیف دلار سیتی‌گروپ (Citi) چرخش مجدد به سمت طلا (Debasement) مداخله خزانه‌داری آمریکا برای کنترل هزینه‌های استقراض و افت دلار بانک‌های مرکزی (چین و لهستان) چین ۶۰ تن / لهستان ۸۲ تن افزایش ذخایر استفاده از اصلاح‌های قیمتی برای تقویت ذخایر استراتژیک ✔️ بیشتر بخوانید: هدف ۵٬۴۰۰ دلاری گلدمن برای طلا و هشدار ریسک نزولی جمع‌بندی: پیامدها برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران اجماع بانک‌های بزرگ وال‌استریت نشان می‌دهد که طلا وارد یک فاز ساختاری جدید شده است. تا زمانی که نگرانی از بدهی‌های آمریکا و مداخلات خزانه‌داری وجود دارد، هرگونه اصلاح قیمتی در بازار طلا توسط خریداران بزرگ و بانک‌های مرکزی به‌عنوان یک فرصت طلایی برای ورود تلقی می‌شود؛ موضوعی که چشم‌انداز رسیدن به کانال‌های ۵,۰۰۰ دلاری را کاملاً جدی کرده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

رکوردشکنی شرط‌بندی روی مس؛ آیا موج صعودی تازه‌ای در راه است؟

در یک نگاه بازار مس با یک دوگانگی مهم روبه‌روست: از یک سو، واردات مس چین در ژوئیه ۱۱.۵ درصد کاهش یافته و واردات کنسانتره نیز ضعیف‌تر شده که نشانه‌ای از ضعف تقاضا است. از سوی دیگر، محدودیت عرضه معادن و پایین بودن ذخایر مس باعث شده معامله‌گران به‌شدت نسبت به آینده قیمت خوش‌بین شوند. موقعیت‌های خرید خالص مس در COMEX با افزایش ۱۱٬۳۰۶ قرارداد به ۷۷٬۷۹۶ قرارداد رسیده؛ بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۱. همزمان، صادرات آلومینیوم چین ۱۸.۶ درصد و صادرات فولاد ۲.۹ درصد رشد کرده است. در مجموع، ضعف تقاضای چین در برابر محدودیت عرضه قرار گرفته و همین تضاد می‌تواند مسیر بعدی قیمت مس را تعیین کند. استراتژیست‌های ING، اوا مانتی و وارن پترسون، عقیده دارند جدیدترین داده‌های تجاری چین همچنان از ضعف تقاضا برای مس حکایت دارد، اما در مقابل، معامله‌گران بازارهای مالی با توجه به محدودیت عرضه فیزیکی و پایین بودن سطح ذخایر، به شکل فزاینده‌ای روی رشد قیمت مس شرط‌بندی می‌کنند. واردات مس چین کاهش یافت واردات مس تصفیه‌شده و مس خام چین در ماه ژوئیه ۱۱.۵ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافت و به ۴۲۴.۶ هزار تن رسید. در هفت ماه نخست سال نیز حجم واردات مس چین ۶.۲ درصد کاهش سالانه داشته است. واردات کنسانتره مس نیز کاهش یافته که به گفته ING، تا حدی نشان‌دهنده افزایش فشار ناشی از محدودیت عرضه در معادن مس است. در بازار سنگ‌آهن، شرایط متفاوت بود و واردات چین با رشد ۳.۳ درصدی به ۱۰۸.۱ میلیون تن رسید؛ هرچند حاشیه سود پایین فولادسازان و فعالیت‌های تعمیر و نگهداری همچنان بر تقاضا فشار وارد می‌کند. صادرات آلومینیوم چین افزایش یافت در سمت صادرات، چین در ماه ژوئیه ۶۴۰ هزار تن آلومینیوم و محصولات آلومینیومی صادر کرد که نسبت به سال گذشته ۱۸.۶ درصد افزایش داشته است. به گفته ING، تولیدکنندگان چینی از اختلالات عرضه و تغییر مسیرهای تجاری ناشی از درگیری‌های خاورمیانه برای افزایش صادرات استفاده کرده‌اند. صادرات فولاد چین نیز با رشد ۲.۹ درصدی به ۱۰.۱ میلیون تن رسید. معامله‌گران به مس خوش‌بین‌تر شده‌اند با وجود ضعف واردات چین، جریان سرمایه در بازار مس سیگنال کاملاً متفاوتی ارسال می‌کند. مدیران پولی، موقعیت‌های خرید خالص خود در COMEX مس را ۱۱٬۳۰۶ قرارداد افزایش داده و به ۷۷٬۷۹۶ قرارداد رسانده‌اند؛ بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۱. این موسسه عقیده دارد بازار فیزیکی مس با محدودیت عرضه و سطح پایین ذخایر مواجه است و همین موضوع باعث شده معامله‌گران نسبت به چشم‌انداز قیمت مس خوش‌بین‌تر شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

راز پنهان موشک‌ها که می‌تواند طلا و نقره را گران‌تر کند

در یک نگاه گسترش جنگ‌های مدرن و افزایش هزینه‌‌کردهای دفاعی، نگاه تازه‌ای به نقش طلا و نقره در صنایع نظامی ایجاد کرده است. با پیچیده‌تر شدن موشک‌ها، پهپادها، رادارها و تجهیزات الکترونیکی، تقاضا برای فلزاتی که رسانایی و قابلیت اطمینان بالایی دارند، افزایش می‌یابد. نقره به دلیل بالاترین رسانایی الکتریکی و طلا به دلیل مقاومت بالا در برابر خوردگی، در بخش‌های حیاتی این تجهیزات کاربرد دارند. در چنین شرایطی، رقابت فزاینده میان صنایع دفاعی، هوش مصنوعی، مراکز داده و خودروهای برقی بر سر مواد اولیه می‌تواند اهمیت صنعتی طلا و نقره را افزایش دهد و یک محرک ساختاری تازه برای بازار این دو فلز ایجاد کند. جنگ‌های مدرن در میدان نبرد انجام می‌شوند، اما پیروزی در آنها در کارخانه رقم می‌خورد؛ و طلا و نقره به‌خوبی نشان می‌دهند چرا. وقتی تاریخ‌نگاران درباره جنگ‌ها می‌نویسند، معمولاً روایت خود را با ارتش‌ها آغاز می‌کنند. در این مقاله که بر اساس گزارش منتشرشده در Investing تهیه شده و توسط تیم تحریریه یوتوتایمز ترجمه، بازنویسی و برای مخاطب فارسی‌زبان تنظیم شده است، نگاهی داریم به نقش طلا و نقره در جنگ‌افزارهای مدرن و اینکه چگونه افزایش هزینه‌های دفاعی و رقابت صنعتی می‌تواند بر آینده این دو فلز اثر بگذارد. نبردها، فرماندهان و تصمیم‌های سیاسی بر روایت غالب هستند. نقشه‌ها مملو از فلش‌هایی می‌شوند که مسیر پیشروی نیروها را نشان می‌دهند. شمار تلفات ثبت می‌شود و پیروزی‌ها و شکست‌ها به نقاطی ثابت در تاریخ تبدیل می‌شوند. کارخانه‌ها اما اغلب تنها در حد یک پاورقی باقی می‌مانند. با این حال، جنگ‌ها همیشه در دو جبهه انجام شده‌اند؛ یک‌بار در میدان نبرد و بار دیگر صدها کیلومتر دورتر، در کارخانه‌های فولاد، پالایشگاه‌ها، کارگاه‌های ماشین‌سازی و معادن. رقابت نخست تعیین می‌کند چه کسی امروز پیروز می‌شود؛ رقابت دوم مشخص می‌کند چه کسی فردا همچنان توان ادامه جنگ را خواهد داشت. میدان نبرد مصرف می‌کند؛ صنعت جایگزین می‌کند هر درگیری طولانی‌مدت در نهایت به نقطه‌ای می‌رسد که این دو نیرو با یکدیگر برخورد می‌کنند. ذخایر با سرعتی بیشتر از توان تولید کاهش می‌یابند. زنجیره‌های تأمینی که زمانی بی‌پایان به نظر می‌رسیدند، شروع به ازهم‌گسیختگی می‌کنند. دولت‌ها درمی‌یابند که سرعت حرکت ارتش‌ها در نهایت به همان اندازه‌ای است که صنعت اجازه می‌دهد. جنگ جهانی دوم نمونه‌های بی‌شماری از این معادله خاموش ارائه کرد، اما یکی از آنها بیش از همه برجسته است. ✔️ بیشتر بخوانید: برای خرید طلا هنوز دیر نشده؛ چرا تحلیلگران به ادامه صعود امیدوارند؟ در سال ۱۹۴۲، مهندسان پروژه منهتن برای ساخت سیم‌پیچ‌های الکترومغناطیسی عظیمی که برای جداسازی ایزوتوپ‌های اورانیوم مورد نیاز بود، درخواست مس کردند. واشنگتن این درخواست را رد کرد. مس از قبل برای کاربردهای دیگری اختصاص یافته بود و به سمت کشتی‌ها، هواپیماها، تجهیزات ارتباطی و مهماتی می‌رفت که برای جهانی درگیر جنگ تولید می‌شدند. خزانه‌داری آمریکا در عوض نقره پیشنهاد کرد. حدود ۱۴۶ میلیون اونس نقره از خزانه‌های دولتی خارج شد، در مجتمع اوک ریج (Oak Ridge) به سیم‌پیچ‌های عظیم تبدیل شد و پس از پایان جنگ، بی‌سروصدا به خزانه‌ها بازگردانده شد. این داستان برای سرمایه‌گذاران بازار فلزات گران‌بها آشنا است و معمولاً به‌عنوان نشانه‌ای از اهمیت راهبردی نقره روایت می‌شود. اما این ماجرا شایسته برداشت متفاوتی است. دانشمندان نقره دریافت نکردند چون این فلز از مس بهتر بود؛ بلکه نقره در اختیار آنها قرار گرفت چون مس در جای دیگری به ماده‌ای حیاتی تبدیل شده بود. جنگ‌ها توانایی عجیبی در بازتعریف ارزش‌ها دارند. موادی که در دوران صلح فراوان به نظر می‌رسند، ناگهان به منابعی تبدیل می‌شوند که نمی‌توان به‌سادگی از آنها صرف‌نظر کرد. برخی مواد نیز نقش‌هایی را بر عهده می‌گیرند که هیچ‌کس پیش از آن برایشان پیش‌بینی نکرده بود. درس این ماجرا هرگز صرفاً درباره نقره نبود؛ بلکه درباره سیستم صنعتی زیربنای هر درگیری بود و اینکه فشار جنگ چگونه بخش‌هایی از این سیستم را آشکار می‌کند که معمولاً تا پیش از شروع اختلال، توجه چندانی به آنها نداریم. پیروزی در جنگ فقط در میدان نبرد رقم نمی‌خورد دانشمندان هرگز نقره نمی‌خواستند؛ آنها مس می‌خواستند. نقره به راه‌حل تبدیل شد، چون مس در جای دیگری ارزش بیشتری پیدا کرده بود. این تصمیم نه بر مبنای شیمی و نه بر اساس کمیابی، بلکه بر اساس ظرفیت تولید اتخاذ شد. جنگ‌ها به‌ندرت در همان روزهای نخست کمبودها را آشکار می‌کنند. این کمبودها معمولاً شش ماه بعد خود را نشان می‌دهند؛ زمانی که کارخانه‌ها شروع به جایگزین کردن تجهیزاتی می‌کنند که میدان‌های نبرد پیش‌تر مصرف کرده‌اند. آغاز یک کارزار نظامی به ارتشی تعلق دارد که بهترین آمادگی را داشته است؛ اما ادامه جنگ‌ها نصیب کشوری می‌شود که بتواند سریع‌تر از میزان تخریب، تولید کند. ✔️ بیشتر بخوانید: نقره دوباره اوج گرفت؛ توافق آمریکا و ایران چه اثری بر قیمت دارد؟ جنگ جهانی دوم اغلب به‌عنوان پیروزی ظرفیت صنعتی به یاد آورده می‌شود. این موضوع امروز نیز همچنان صادق است، هرچند کارخانه‌ها دیگر همان ماشین‌آلات گذشته را تولید نمی‌کنند. خطوط مونتاژ تغییر کرده‌اند، اما اصل ماجرا تغییری نکرده است. زرادخانه تغییر کرده است. برای سه دهه، برنامه‌ریزی دفاعی غرب بر این فرض استوار بود که اکنون بیش از حد خوش‌بینانه به نظر می‌رسد: درگیری‌ها کوتاه خواهند بود؛ تسلیحات دقیق نیاز به تولید انبوه را کاهش خواهند داد؛ و موجودی انبارها می‌تواند محدود باشد، چرا که صنعت هر زمان که لازم باشد توان پاسخگویی خواهد داشت. جنگ اوکراین این فرض را از بین برده است. موشک‌هایی که تولیدشان سال‌ها زمان می‌برد، ظرف چند هفته مصرف شده‌اند. سامانه‌های پدافند هوایی به مسئله‌ای در حوزه محاسبات و اعداد تبدیل شده‌اند. هر رهگیری که انجام می‌شود، سفارش جدیدی ایجاد می‌کند که زمان تحویل آن بیش از پیش به آینده موکول می‌شود. دولت‌های اروپا و آمریکای شمالی دریافته‌اند که ظرفیت کارخانه‌ها را نمی‌توان به همان سرعتی که ارتش‌ها گسترش می‌یابند، افزایش داد. ایالات متحده نیز متناسب با همین شرایط واکنش نشان داده است. مجلس نمایندگان آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۶ قانون مجوز دفاع ملی (National Defense Authorization Act) را تصویب کرد که حدود ۱.۱۵ تریلیون دلار برای سال مالی ۲۰۲۷ اختصاص می‌دهد. این لایحه هنوز باید مراحل تصویب در سنا و فرآیند مصالحه میان دو مجلس را طی کند تا به قانون تبدیل شود، اما جهت‌گیری آن کاملاً روشن است: هزینه‌های دفاعی بار دیگر در حال افزایش است و منابع بیشتری برای خرید تسلیحات، تحقیق و توسعه و همچنین ظرفیت صنعتی مورد نیاز برای حفظ یک زرادخانه بزرگ‌تر پیشنهاد شده است. این افزایش هزینه‌ها در شرایطی رخ می‌دهد که بدهی فدرال آمریکا در پایان ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۳۹.۵ تریلیون دلار رسیده بود. چه این هزینه‌ها از طریق استقراض بیشتر تأمین شوند و چه افزایش مالیات، بازسازی ظرفیت نظامی به منابع بیشتری از اقتصادی نیاز خواهد داشت که همین حالا نیز یکی از سنگین‌ترین بارهای بدهی تاریخ خود را تحمل می‌کند. این صرفاً تجدید تسلیحات نیست، این روند نوعی بازصنعتی‌شدن است. بازسازی این پایه صنعتی ارزان نخواهد بود. همزمان با رقابت دولت‌ها برای دستیابی به ظرفیت تولید، نیروی کار ماهر و قطعات تخصصی، احتمالاً هزینه تولید تسلیحات پیشرفته نیز همگام با افزایش تقاضا رشد خواهد کرد. بنابراین تجدید تسلیحات نه‌تنها تقاضا برای تجهیزات نظامی را افزایش می‌دهد، بلکه تقاضا برای مواد و نهاده‌های صنعتی مورد نیاز جهت تولید این تجهیزات را نیز بالا می‌برد. بازار هنوز درباره قدرت نظامی به‌گونه‌ای صحبت می‌کند که گویی قدرت یک کشور با تعداد تانک‌ها، هواپیماها و موشک‌هایی که هم‌اکنون در انبارها قرار دارند، اندازه‌گیری می‌شود. اما دولت‌ها به‌طور فزاینده‌ای درک می‌کنند که موجودی انبارها موقتی است؛ ظرفیت تولید دائمی است. مواد پنهان در قلب جنگ‌افزارهای مدرن فولاد همچنان شکل و شمایل سلاح‌های مدرن را تعیین می‌کند. آلومینیوم همچنان ساختار هواپیماها را شکل می‌دهد و تیتانیوم همچنان در برابر دماهای فوق‌العاده بالا مقاومت می‌کند. با این حال، هیچ‌یک از این مواد توضیح نمی‌دهد که چرا بودجه‌های دفاعی مدرن به‌تدریج شباهت بیشتری به بودجه‌های فناوری پیدا کرده‌اند. بخش گران‌قیمت ماجرا اکنون در زیر پوسته تجهیزات قرار دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: سیگنال مهم برای طلا رسید؛ آیا این بار نوبت فتح سقف‌های جدید است؟ یک موشک کروز حامل پردازنده‌ها، سامانه‌های ناوبری، آنتن‌ها، حسگرها، باتری‌ها و تجهیزات ارتباطی است. یک پهپاد نظامی نیز پردازنده، سامانه ناوبری، ارتباطات رمزگذاری‌شده، حسگرها و باتری دارد. به بیان ساده‌تر، تجهیزات نظامی مدرن بیش از پیش به مجموعه‌ای از تجهیزات الکترونیکی تبدیل شده‌اند که درون یک بدنه هوایی قرار گرفته‌اند. سامانه‌های راداری نیز به ارسال و دریافت سیگنال‌های الکتریکی بسیار ضعیف با تقریباً هیچ حاشیه‌ای برای خطا وابسته هستند. طلا و نقره به‌ندرت در تیترهای مربوط به قراردادهای دفاعی دیده می‌شوند، زیرا سهم آنها از وزن یک سلاح بسیار ناچیز است. این فلزات تقریباً هیچ سهمی از وزن تجهیزات ندارند، اما بخش قابل‌توجهی از عملکرد آنها را ممکن می‌کنند. نقره همچنان رساناترین فلز از نظر الکتریکی است. طلا اندکی رسانایی کمتری نسبت به نقره دارد، اما ویژگی دیگری دارد که شاید برای مهندسان حتی ارزشمندتر باشد: طلا دچار خوردگی نمی‌شود. سال‌ها نگهداری در انبار، نوسانات شدید دما و محیط‌های عملیاتی سخت، تأثیر چندانی بر فلزی ندارند که در برابر اکسیداسیون مقاومت می‌کند. مهندسان به‌ندرت فلزات گران‌بها را به این دلیل انتخاب می‌کنند که گران‌بها هستند.  در قلب موشک‌ها چه می‌گذرد؟ یک موشک کروز تاماهاوک حدود ۱۰ تا ۱۵ اونس نقره در خود دارد. در مقایسه با سلاحی که بیش از یک تن وزن دارد، این میزان تقریباً ناچیز به نظر می‌رسد. اما وزن معیار درستی برای سنجش اهمیت نقره نیست. ارزش نقره در این است که کجا استفاده می‌شود، نه اینکه چه مقدار از آن به کار رفته است. تسلیحات مدرن پیش از آنکه مواد منفجره را جابه‌جا کنند، اطلاعات را منتقل می‌کنند. هر پالس راداری، انتقال داده رمزگذاری‌شده، تصویر حرارتی و اصلاح مسیر هدایت، در ابتدا یک سیگنال الکتریکی است. اگر سیگنال از بین برود، موشک به چیزی جز یک قطعه فلزی گران‌قیمت تبدیل نخواهد شد. فیزیک نیز فضای بسیار کمی برای مصالحه باقی می‌گذارد. نقره همچنان رساناترین فلز شناخته‌شده از نظر الکتریکی است. در فرکانس‌هایی که سامانه‌های راداری، ارتباطی و جنگ الکترونیک استفاده می‌کنند، جریان الکتریکی تقریباً به‌طور کامل در سطح یک رسانا حرکت می‌کند. مهندسان به این پدیده «اثر پوستی» (Skin Effect) می‌گویند. در چنین شرایطی، رسانایی سطحی بسیار ارزشمندتر از ماده‌ای است که در زیر سطح قرار دارد. به همین دلیل، روکش نقره در موجبرها، آنتن‌ها و قطعات فرکانس بالا کاربرد گسترده‌ای دارد. ویژگی منحصربه‌فرد این فلزات نه در مقدار مورد نیاز، بلکه در دقت و حساسیت وظیفه‌ای است که انجام می‌دهند. یک موشک کروز مدرن هزاران اتصال الکتریکی دارد که حسگرها، پردازنده‌ها، آنتن‌ها و سامانه‌های کنترلی را به یکدیگر متصل می‌کنند. بیشتر این اتصالات تنها از لایه‌های میکروسکوپی فلزات گران‌بها استفاده می‌کنند؛ لایه‌هایی که اغلب با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند. ✔️ بیشتر بخوانید: رکورد ۲۱ ماهه خرید طلا توسط چین؛ پکن به تنهایی قیمت جهانی طلا را جابه‌جا می‌کند؟ این اتصالات در مجموع مسیرهایی را تشکیل می‌دهند که هر دستور از طریق آنها منتقل می‌شود. سامانه‌های هدایت بدون دریافت سیگنال‌های دقیق نمی‌توانند مسیر موشک را اصلاح کنند. رادار نیز اگر تلفات الکتریکی باعث اختلال در پالس بازگشتی شود، قادر نخواهد بود هدف خود را به‌درستی تشخیص دهد. موفقیت یا شکست مأموریت اغلب مدت‌ها پیش از آنکه مواد منفجره به مقصد برسند، تعیین شده است. همین اصل بسیار فراتر از یک موشک خاص کاربرد دارد. تجهیزات الکترونیکی نظامی بر پایه قابلیت اطمینان طراحی می‌شوند، نه جایگزین‌پذیری. مهندسان معمولاً نمی‌پرسند آیا طلا یا نقره گران هستند یا خیر؛ آنها می‌پرسند آیا ماده دیگری می‌تواند پس از سال‌ها نگهداری، شتاب‌های شدید و فشارهای محیطی فوق‌العاده، همان عملکرد پایدار را ارائه دهد یا نه. در سامانه‌های حیاتی، پاسخ اغلب منفی است. هزینه شکست نیز نه بر اساس اونس فلز، بلکه بر اساس مأموریت‌هایی سنجیده می‌شود که هرگز به هدف خود نمی‌رسند. طلا مسئله متفاوتی را حل می‌کند. تجهیزات نظامی ممکن است سال‌ها در انبار باقی بمانند، پیش از آنکه حتی یک‌بار مورد استفاده قرار گیرند. مس اکسید می‌شود. اکسیداسیون مقاومت الکتریکی را افزایش می‌دهد و مقاومت بیشتر، سیگنال‌ها را تضعیف می‌کند. طلا هیچ‌یک از این مشکلات را ندارد. ارزش طلا کمتر به رسانایی و بیشتر به دوام و ماندگاری آن مربوط می‌شود. یک اتصال که امروز ساخته می‌شود باید پس از سال‌ها لرزش، رطوبت، هوای شور و چرخه‌های مکرر تغییر دما نیز بدون نقص کار کند. این اطمینان، ارزشی دارد که پرداخت هزینه بیشتر برای طلا را توجیه می‌کند. میزان استفاده از طلا و نقره در موشک‌ها و پهپادهای مدرن پهپادها در بردهای مدار، قطعات فرکانس رادیویی (RF)، سامانه‌های مدیریت حرارتی و مجموعه‌های اپتیکی به نقره متکی هستند. هواپیماهای جنگنده در سامانه‌های راداری پیشرفته از رساناهای روکش‌شده با نقره استفاده می‌کنند، در حالی که طلا از اتصالات حیاتی در برابر فرسایش و تخریب محافظت می‌کند. ماهواره‌ها نیز همین فلسفه را دنبال می‌کنند؛ زیرا پس از ترک سکوی پرتاب، دیگر برنامه‌ای برای تعمیر و نگهداری آنها وجود ندارد و تنها چیزی که اهمیت دارد، قابلیت اطمینان است. زرادخانه مدرن بیش از پیش به صنعت نیمه‌رساناها شباهت پیدا می‌کند. کارخانه‌ها زمانی میزان تولید خود را با تن‌ها ورق زرهی اندازه‌گیری می‌کردند. امروز ظرفیت تولید ویفر، ماشین‌کاری دقیق، تجهیزات الکترونیکی پیشرفته و مواد تخصصی معیارهای مهم‌تری هستند. فولاد همچنان قابل مشاهده است، زیرا پوسته تجهیزات را تشکیل می‌دهد. اما این تجهیزات الکترونیکی هستند که تعیین می‌کنند آیا این پوسته در نهایت به مقصد خواهد رسید یا خیر. زیرساخت‌های هوش مصنوعی، مراکز داده، خودروهای برقی، تجهیزات پزشکی پیشرفته و تسلیحات مدرن، بیش از پیش برای دسترسی به یک خانواده مشترک از مواد با یکدیگر رقابت می‌کنند. آنها به‌طور فزاینده‌ای از یک اکوسیستم صنعتی مشترک تغذیه می‌کنند. یکی در خدمت تقاضای تجاری است و دیگری در خدمت امنیت ملی؛ اما زنجیره‌های تأمین آنها بسیار بیشتر از آنچه اکثر سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند، با یکدیگر همپوشانی دارند. نقره هرگز مانند عناصر خاکی کمیاب یا اورانیوم به‌عنوان یک فلز راهبردی تلقی نشده است. این فلز در ده‌ها کشور استخراج می‌شود، ذخایر قابل‌توجهی در سطح زمین دارد و به اندازه‌ای در دسترس بوده که دولت‌ها هرگز مجبور نشده‌اند استفاده از آن را سهمیه‌بندی کنند. سرمایه‌گذاران اغلب به دنبال یک محرک بزرگ و چشمگیر هستند؛ کمبود، ذخایر دولتی یا هراس ناشی از جنگ. اما تاریخ به مسیر آرام‌تری اشاره می‌کند. دانشمندان اوک ریج نقره دریافت نکردند چون این فلز غیرقابل جایگزینی بود. آنها نقره دریافت کردند چون مس در جای دیگری به ماده‌ای حیاتی تبدیل شده بود. فلزی که گلوگاه دیروز را برطرف کرد، صرفاً همان فلزی بود که هنوز در دسترس قرار داشت. جنگ‌ها با نبردهایشان در تاریخ ماندگار می‌شوند، اما سرنوشت آنها را کارخانه‌هایی تعیین می‌کنند که هرگز از ساختن دست نکشیدند. و گاهی اوقات، مهم‌ترین پرسش این نیست که چه تعداد موشک در زرادخانه باقی مانده است؛ بلکه این است که کدام ماده را کارخانه بعدی دیگر نمی‌تواند به‌راحتی در اختیار داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: نقره در نقطه سرنوشت‌ساز؛ توافق ایران و آمریکا یا تورم آمریکا؟  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

پیش‌بینی جدید برای طلا؛ اصلاح کوتاه‌مدت یا بازگشت به ۴۵۰۰ دلار؟

در یک نگاه سیتی (Citi) معتقد است روند تثبیت قیمت طلا در نهایت با حرکت صعودی این فلز گران‌بها به سمت ۴۵۰۰ دلار به ازای هر اونس پایان خواهد یافت. طلا به لطف تقاضای قدرتمند چین و ابهامات پیرامون سیاست‌های فدرال رزرو توانسته است کف قیمتی خود را پیدا کند. دلار آمریکا به لطف انتشار داده‌های قدرتمند از فعالیت‌های تجاری در بخش تولیدی و همچنین بازگشت توجه بازار به هوش مصنوعی توانسته است به یک کف قیمتی دست پیدا کند. شاخص S&P 500 نیز به رکورد تاریخی خود نزدیک شده است؛ به‌طوری که افزایش سه‌روزه ارزش بازار موسوم به «هفت شگفت‌انگیز» (Magnificent Seven) بزرگ‌ترین رشد سه‌روزه این گروه در تاریخ بوده است. همزمان با بازگشت رونق هوش مصنوعی، بار دیگر موضوع استثناگرایی اقتصاد آمریکا (American Exceptionalism) نیز در بازارها مطرح شده است. بازارها همچنان درباره اصلاحات موردنظر کوین وارش بحث می‌کنند. رئیس فدرال رزرو خواهان آن است که افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا موجب انقباضی‌تر شدن شرایط مالی و در نتیجه مهار تورم شود. سرمایه‌گذاران بر این باورند که بانک مرکزی برای افزایش نرخ بهره عجله‌ای ندارد و به همین دلیل، صرف ریسک اوراق خزانه‌داری را افزایش داده‌اند. در نتیجه، بازده اوراق در حال افزایش است. رویکرد منفعلانه فدرال رزرو نیز به تضعیف دلار آمریکا منجر شده است. با این حال، ممکن است سایر اعضای کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) با بازسازی و تغییرات مدنظر کوین وارش موافق نباشند. جان ویلیامز، رئیس فدرال رزرو نیویورک، اعلام کرده است که سیاست پولی در جایگاه مناسبی قرار دارد. البته این وضعیت تنها به این دلیل است که رفتار تورم مطابق با انتظارات پیش می‌رود. اگر روند تورم تغییر کند، بانک مرکزی ناچار خواهد بود در سیاست‌های خود تعدیل ایجاد کند. ✔️ بیشتر بخوانید: دویچه بانک ارزش منصفانه طلا را ۴۷۰۰ دلار برآورد می‌کند ابهامات پیرامون رویکردهای جدید فدرال رزرو تنها بر دلار و بازده اوراق خزانه‌داری تأثیر نمی‌گذارد، بلکه طلا را نیز که ارتباط نزدیکی با این دو بازار دارد، تحت تأثیر قرار داده است. فلز زرد برای نخستین بار از ماه فوریه توانسته است یک ماه را در محدوده مثبت به پایان برساند و در شرایط کنونی از کاهش تنش‌ها و روند تنش‌زدایی در خاورمیانه نیز حمایت دریافت می‌کند. اگرچه ایران تأکید دارد که در حال مذاکره با آمریکا نیست، اما از پیشرفت در گفت‌وگوها با عمان درباره بازگشایی تنگه هرمز خبر داده است. این تحولات می‌تواند ریسک افزایش قیمت نفت و تشدید تورم را کاهش دهد. در چنین شرایطی، احتمال انقباضی‌تر شدن سیاست پولی فدرال رزرو نیز باید کاهش یابد. طلا در جلسه معاملاتی آسیا همچنان از حمایت برخوردار است. ورود سرمایه به ETFهای طلا در چین اکنون برای چهاردهمین روز متوالی ادامه یافته است؛ چرا که سرمایه‌گذاران نهادی همزمان با نزدیک شدن قیمت این فلز گران‌بها به سطح روانی مهم ۴۰۰۰ دلار به ازای هر اونس، در حال افزایش خریدهای خود هستند. موسسه گلدمن ساکس (Goldman Sachs) معتقد است افزایش خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی، اثر منفی تنش‌های ژئوپلیتیکی و شایعات مربوط به احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را خنثی می‌کند. در همین حال، سیتی (Citi) پیش‌بینی می‌کند که طلا ممکن است در سطوح فعلی تثبیت شود یا حتی با کاهش قیمت مواجه شود. با این حال، انتظار می‌رود طلا در سه‌ماهه چهارم سال بار دیگر به محدوده ۴۵۰۰ دلار بازگردد. ✔️ بیشتر بخوانید: نقره دوباره اوج گرفت؛ توافق آمریکا و ایران چه اثری بر قیمت دارد؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سیتی: سرمایه‌گذاران کره‌ای به خرید در اصلاحات شاخص کاسپی روی آورده‌اند

بانک سیتی اعلام کرد رفتار سرمایه‌گذاران در بازار سهام کره جنوبی تغییر کرده و اکنون به‌جای فروش در افت‌ها، تمایل بیشتری به خرید در اصلاحات شاخص کاسپی (KOSPI)  پیدا کرده‌اند. به گفته این بانک، ورود رکوردشکن سرمایه خارجی، افزایش تقاضای صندوق‌های بازنشستگی و محدودیت‌های جدید برای معاملات هیجانی سرمایه‌گذاران خرد از عوامل اصلی این تغییر رویکرد هستند. سیتی همچنان هدف ۱۰ هزار واحدی برای شاخص کاسپی را حفظ کرده و معتقد است عواملی مانند قدرت بنیادی صنعت تراشه‌های حافظه، ارزش‌گذاری جذاب سهام کره‌ای و احتمال حمایت‌های بیشتر دولت می‌توانند به تداوم روند صعودی بازار کمک کنند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

شب سرنوشت‌ساز فدرال رزرو: چرا تصمیم امشب برای دلار و طلا مهم است؟

بازارهای جهانی در انتظار یکی از مبهم‌ترین تصمیم‌های فدرال رزرو در ماه‌های اخیر هستند؛ جایی که جروم پاول؟ نه، این بار کوین وارش باید پیامی روشن درباره مسیر آینده سیاست پولی آمریکا ارائه کند. اگرچه سناریوی اصلی بازار، تثبیت نرخ بهره در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد است، اما افزایش قیمت نفت، نگرانی‌های تورمی و اختلاف نظر در میان اعضای فدرال رزرو، احتمال یک تصمیم غافلگیرکننده را زنده نگه داشته است. امشب فقط نرخ بهره تعیین‌کننده نیست؛ تعداد آرای مخالف، لحن فدرال رزرو و نشانه‌های مربوط به احتمال افزایش نرخ در ماه‌های آینده می‌تواند مسیر دلار، طلا، بازار اوراق و دارایی‌های پرریسک را تغییر دهد. در یک نگاه بازارها انتظار دارند فدرال رزرو در جلسه امشب نرخ بهره را در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد ثابت نگه دارد، اما افزایش قیمت نفت و نگرانی‌های تورمی احتمال یک افزایش غافلگیرکننده ۲۵ واحدی را دوباره مطرح کرده است. اکثر بانک‌های بزرگ از تثبیت نرخ بهره حمایت می‌کنند، اما تأکید اصلی بازار بر تعداد آرای مخالف و لحن کوین وارش خواهد بود. سیگنال‌های انقباضی می‌تواند احتمال افزایش نرخ در سپتامبر را بالا ببرد. سناریوی غالب: تثبیت همراه با پیام ضدتورمی؛ سناریوی افزایش نرخ همچنان یک ریسک مهم برای دلار، طلا و بازارهای مالی است. این بررسی توسط تیم یوتوتایمز و بر اساس منابع انگلیسیِ در دسترس شامل رویترز، تحقیقات رسمی بانک‌ها و مؤسسات، CME، رسانه‌های مالی و پست‌های تخصصی در شبکه اجتماعی X انجام شده است. برخی یادداشت‌های اختصاصی بانک‌ها فقط برای مشترکان ترمینال‌های بلومبرگ و LSEG قابل مشاهده‌اند؛ بنابراین این فهرست گسترده است، اما نمی‌توان ادعا کرد تمام یادداشت‌های خصوصی بازار را پوشش می‌دهد. تصمیم نرخ بهره ساعت ۱۸:۰۰ GMT، معادل ۲۱:۳۰ به وقت ایران منتشر می‌شود و کنفرانس مطبوعاتی کوین وارش ساعت ۲۲:۰۰ به وقت ایران آغاز خواهد شد. در جلسه ژوئیه دات‌پلات و گزارش SEP منتشر نمی‌شود؛ بنابراین رأی مخالفان، متن بیانیه و کنفرانس خبری اهمیت بیشتری از معمول دارد. سناریوی پایه بازار و اکثر بانک‌ها، تثبیت نرخ در محدوده ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ همراه با لحنی متمایل به افزایش نرخ بهره است. بااین‌حال، معاملات بازار حدود ۳۰ تا ۳۳ درصد احتمال افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای را قیمت‌گذاری کرده‌اند؛ به همین دلیل این جلسه برخلاف جلسات معمول، تصمیمی کاملاً ازپیش‌تعیین‌شده محسوب نمی‌شود. نظرسنجی رویترز در روز ۲۱ ژوئیه نشان داد هر ۱۰۴ اقتصاددان انتظار تثبیت نرخ بهره را داشتند؛ اما در روزهای بعد با افزایش قیمت نفت، تشدید تنش‌های خاورمیانه و نبود راهنمایی شفاف از سوی وارش، احتمال افزایش نرخ دوباره بالا رفت. سناریوی بانک‌ها و مؤسسات بانک / مؤسسه تصمیم مورد انتظار امشب مسیر احتمالی بعدی منطق اصلی سناریو ING تثبیت نرخ در ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ احتمال افزایش نرخ در جلسات بعدی، در صورت تداوم تورم داده‌های تورم و اشتغال اخیر فوریت افزایش نرخ را کاهش داده‌اند؛ احتمال یک یا دو رأی مخالف وجود دارد Morgan Stanley تثبیت نرخ بدون تغییر در کل سال ۲۰۲۶ افزایش بازده اوراق و هزینه استقراض، شرایط مالی را بدون افزایش رسمی نرخ سخت کرده است Goldman Sachs تثبیت نرخ بدون تغییر در ۲۰۲۶؛ کاهش نرخ از ۲۰۲۷ تورم هنوز نیازمند احتیاط است، اما افزایش فوری نرخ ضروری ارزیابی نمی‌شود J.P. Morgan تثبیت نرخ نرخ ثابت تا سال ۲۰۲۷؛ افزایش احتمالی در سپتامبر ۲۰۲۷ فدرال رزرو ترجیح می‌دهد برای ارزیابی روند تورم و بازار کار صبر کند Bank of America تثبیت نرخ؛ تصمیم بسیار نزدیک سه افزایش ۲۵ واحدی در سپتامبر، اکتبر و دسامبر ۲۰۲۶ برای بازسازی اعتبار ضدتورمی، فدرال رزرو احتمالاً در ادامه سال سیاست را انقباضی‌تر می‌کند Deutsche Bank تثبیت نرخ افزایش ۲۵ واحدی در سپتامبر و یک افزایش دیگر در دسامبر تورم و قیمت انرژی احتمال افزایش نرخ را حفظ کرده‌اند، اما داده‌های اخیر اجازه صبر می‌دهند UBS تثبیت سناریوی پایه است احتمال سیاست انقباضی‌تر در آینده؛ کاهش نرخ در ۲۰۲۶ بعید است افزایش امشب غافلگیرکننده نخواهد بود، اما هنوز سناریوی اصلی نیست Barclays تثبیت نرخ احتمال تثبیت تا پایان ۲۰۲۷ حذف راهنمایی آینده‌نگر، تابع واکنش فدرال رزرو را مبهم کرده است Citigroup تثبیت نرخ کاهش ۲۵ واحدی در اکتبر و دسامبر ۲۰۲۶ و ژانویه ۲۰۲۷ افزایش نرخ صرفاً برای نمایش اعتبار ضدتورمی، با کاهش انتظارات تورمی سازگار نیست Nomura تثبیت نرخ صبر طولانی‌تر پیش از هر تغییر وارش می‌تواند بدون افزایش فوری نرخ، با لحن انقباضی بازار را متقاعد کند Société Générale تثبیت نرخ بدون تغییر در کل سال ۲۰۲۶ مسیر تورم هنوز افزایش فوری نرخ را الزامی نمی‌کند، اما ریسک انقباضی رو به افزایش است HSBC تثبیت نرخ بدون تغییر تا پایان ۲۰۲۶ سناریوی پایه، حفظ نرخ در محدوده فعلی و انتظار برای داده‌های بیشتر است BNP Paribas تثبیت امشب محتمل‌تر است افزایش نرخ در ادامه سال ۲۰۲۶ فشارهای تورمی می‌توانند فدرال رزرو را در جلسات بعدی به افزایش نرخ وادار کنند Macquarie تثبیت امشب محتمل‌تر است افزایش نرخ در ادامه سال ریسک‌های تورمی و مقاومت اقتصاد، احتمال انقباض بیشتر را حفظ می‌کنند Evercore ISI تثبیت نرخ افزایش احتمالی در سپتامبر فدرال رزرو پس از داده‌های بهتر تورم می‌تواند تا سپتامبر صبر کند، اما احتمال افزایش امشب صفر نیست Renaissance Macro افزایش ۲۵ واحدی امکان آغاز چرخه محدود افزایش نرخ اقدام زودتر می‌تواند از نیاز به افزایش‌های شدیدتر در آینده جلوگیری کند LH Meyer احتمال بسیار پایین افزایش ۵۰ واحدی تغییر شدید رژیم سیاست پولی افزایش بزرگ می‌تواند نشانه استقلال وارش و عزم جدی برای مقابله با تورم باشد موسسه ING: تثبیت نرخ بهره، احتمالاً با دو رأی مخالف موسسهING انتظار دارد فدرال رزرو نرخ بهره را ثابت نگه دارد؛ زیرا تورم CPI و PPI ماه ژوئن کمتر از انتظار و اشتغال بخش غیرکشاورزی ایالات متحده (NFP) نیز ضعیف‌تر بوده است. سناریوی معاملاتی ING این است که تثبیت نرخ بهره می‌تواند بخشی از موقعیت‌های خرید دلار را تخلیه کند، هرچند احتمال دو رأی مخالف برای افزایش نرخ مانع افت شدید دلار خواهد شد. مورگان استنلی: تثبیت در تمام سال ۲۰۲۶ مورگان استنلی انتظار دارد فدرال رزرو امشب و در تمام سال ۲۰۲۶ نرخ بهره را تغییر ندهد. این بانک معتقد است تورم در مسیر کاهش قرار دارد و افزایش بازده اوراق، نرخ وام مسکن و هزینه استقراض، شرایط مالی را به‌اندازه چند مرحله افزایش نرخ رسمی سخت کرده است. این موسسه حتی برآورد کرده سخت‌شدن شرایط مالی از زمان آغاز درگیری ایران، اثری معادل چهار افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره داشته است. گلدمن ساکس: تثبیت در سال ۲۰۲۶ گلدمن ساکس سناریوی تثبیت نرخ بهره در کل سال ۲۰۲۶ را دارد و نخستین کاهش نرخ بهره را تا سال ۲۰۲۷ به تعویق انداخته است. پیش‌بینی فعلی این مؤسسه دو کاهش نرخ در ژوئن و دسامبر ۲۰۲۷ است؛ بنابراین سناریوی پایه گلدمن ساکس برای امشب نیز تثبیت نرخ بهره است، نه افزایش فوری. جی‌پی مورگان: تثبیت تا سال ۲۰۲۷ جی‌پی مورگان انتظار دارد نرخ بهره در باقی‌مانده سال ۲۰۲۶ بدون تغییر بماند و حرکت بعدی فدرال رزرو یک افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای در سپتامبر ۲۰۲۷ باشد. این مؤسسه تأکید کرده با کنارگذاشتن سیاست لفظی توسط وارش، سخنرانی اعضای فدرال رزرو و داده‌های اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد. بانک آمریکا: تثبیت امشب، سه افزایش بعدی بانک آمریکا تصمیم امشب را «بسیار نزدیک» می‌داند، اما همچنان تثبیت نرخ بهره را سناریوی پایه قرار داده است. این بانک سپس سه افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای در جلسات سپتامبر، اکتبر و دسامبر ۲۰۲۶ پیش‌بینی می‌کند که نرخ بهره را در پایان سال به محدوده ۴.۲۵٪ تا ۴.۵۰٪ می‌رساند. بانک آمریکا معتقد است خودداری از افزایش نرخ بهره می‌تواند اعتبار ضدتورمی فدرال رزرو را زیر سؤال ببرد. دویچه بانک: تثبیت امشب، دو افزایش نرخ بهره در ادامه سال دویچه بانک نیز تثبیت نرخ بهره را برای امشب پیش‌بینی می‌کند، اما افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای در سپتامبر و یک افزایش دیگر در دسامبر را در سناریوی اصلی خود دارد. این بانک تصریح کرده ریسک صعودی پیش‌بینی‌ این است که کمیته همین امشب برای افزایش نرخ بهره به اجماع برسد؛ در مقابل، کاهش قیمت انرژی و انتظارات تورمی می‌تواند فوریت اقدام را کمتر کند. موسسه UBS: تثبیت نرخ بهره سناریو پایه است، ولی افزایش نرخ بهره غافلگیرکننده نیست موسسه UBS انتظار کاهش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ را ندارد و پیش‌تر دو کاهش نرخ بهره در مارس و ژوئن ۲۰۲۷ را پیش‌بینی کرده بود. بااین‌حال، استراتژیست‌های UBS گفته‌اند در صورت افزایش نرخ امشب نیز غافلگیر نخواهند شد؛ زیرا تصمیم نهایی تا حد زیادی به نفوذ وارش بر کمیته و مسئله اعتبار ضدتورمی بستگی دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: همه نگاه‌ها به فدرال رزرو؛ آیا تصمیم امشب طلا را به حرکت درمی‌آورد؟ بارکلیز: تثبیت طولانی، اما ریسک سیاست‌گذاری غیرقابل‌پیش‌بینی بارکلیز نرخ‌ بهره بدون تغییر تا پایان سال ۲۰۲۷ را پیش‌بینی می‌کند. این بانک هشدار داده حذف سیاست لفظی باعث شده بازارها ندانند فدرال رزرو دقیقاً چگونه به داده‌ها واکنش نشان می‌دهد و حتی ممکن است گمانه‌زنی بازار درباره افزایش نرخ بهره، بر خود تصمیم سیاست‌گذاران اثر بگذارد. موسسه سیتی: تثبیت امشب، سپس کاهش نرخ بهره موسسه سیتی مهم‌ترین سناریوی متمایل به کاهش نرخ بهره را در میان بانک‌های بزرگ دارد. این بانک افزایش نرخ بهره با هدف نمایش اعتبار را دشوار می‌داند، چرا که انتظارات تورمی بازار کاهش یافته‌اند؛ موسسه سیتی دو کاهش ۲۵ نقطه پایه‌ای در اکتبر و دسامبر ۲۰۲۶ و یک کاهش دیگر در ژانویه ۲۰۲۷ را پیش‌بینی می‌کند. موسسه نومورا (Nomura) و سوسیته ژنرال (Société Générale): صبر طولانی‌مدت نومورا معتقد است وارش فعلاً در حال خریدن زمان و متقاعدکردن بازار نسبت به جدیت ضدتورمی خود است، بدون آنکه الزاماً بخواهد فوراً نرخ را افزایش دهد. سوسیته ژنرال نیز تغییر نرخ در سال ۲۰۲۶ را پیش‌بینی نمی‌کند، هرچند اقتصاددان ارشد آن اذعان کرده اگر بازگشت تورم به ۲٪ هدف واقعی باشد، زمان افزایش نرخ در حال نزدیک‌شدن است. اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC): بدون تغییر در سال ۲۰۲۶ آخرین جدول تجمیعی رویترز HSBC را در گروه بانک‌هایی قرار می‌دهد که انتظار هیچ تغییر سیاستی در سال ۲۰۲۶ ندارند و نرخ بهره پایان سال را همان محدوده ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ می‌بینند. موسسه بی‌ان‌پی پاریبا (BNP Paribas) و مکوری (Macquarie): افزایش نرخ بهره در ادامه سال بی‌ان‌پی پاریبا و مکوری در اقلیت مؤسساتی قرار دارند که افزایش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ را پیش‌بینی می‌کنند، هرچند گزارش‌های موجود افزایش فوری در جلسه امشب را سناریوی اصلی آنها معرفی نکرده‌اند. موسسه اورکور (Evercore): تثبیت، اما احتمال افزایش را نمی‌توان پایین آورد کریشنا گوها (Krishna Guha) از اورکور معتقد است افزایش نرخ بهره بلافاصله پس از گزارش بهتر تورم ژوئن منطقی نیست و فدرال رزرو می‌تواند در سپتامبر، در صورت نیاز، به‌راحتی اقدام کند. بااین‌حال، به‌دلیل نبود سیاست لفظی روشن از سوی وارش و وجود آرای کافی در کمیته، اورکور احتمال افزایش نرخ بهره را بسیار پایین در نظر نمی‌گیرد. ✔️ بیشتر بخوانید: آیا دلار پس از نشست فدرال رزرو سقوط می‌کند؟ تحلیلگران چه می‌گویند؟ موسسه رنسانس (Renaissance): افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای همین امشب نیل دوتا از موسسه رنسانس از افزایش نرخ بهره در جلسه امشب حمایت کرده و استدلال او این است که «مقداری اقدام امروز» بهتر از نیاز به افزایش‌های شدیدتر در آینده است. این دیدگاه در اقلیت قرار دارد، اما نماینده سناریوی افزایش پیشگیرانه برای بازگرداندن اعتبار ضدتورمی است. ال اچ مایر (LH Meyer): سناریوی بسیار کم‌احتمال افزایش ۵۰ نقطه پایه‌ای درک تانگ از ال اچ مایر حتی سناریوی افزایش ۵۰ نقطه پایه‌ای را بررسی کرده است، اما آن را بیشتر اقدامی برای نمایش استقلال وارش از کاخ سفید و اعلام تغییر رژیم سیاست‌گذاری می‌داند، نه واکنشی صرفاً مبتنی بر داده‌های اقتصادی. این سناریو یک ریسک دنباله‌ای و بسیار کم‌احتمال است. برآورد نهایی از سناریوها سناریو احتمال برآوردی جزئیات تصمیم پیام احتمالی فدرال رزرو واکنش محتمل بازار تثبیت انقباضی با یک یا دو مخالف ۵۵٪ نرخ در محدوده ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ ثابت می‌ماند تأکید بر تورم، قیمت انرژی و آمادگی برای افزایش نرخ در سپتامبر دلار و بازده اوراق ابتدا تقویت می‌شوند؛ فشار محدود بر طلا و سهام تثبیت خنثی یا متمایل به کاهش نرخ ۱۵٪ نرخ ثابت؛ حداکثر یک مخالف تأکید بر وابستگی به داده‌ها و نبود تصمیم از پیش تعیین‌شده کاهش بازده دوساله، تضعیف دلار، رشد طلا و دارایی‌های ریسکی افزایش ۲۵ واحدی ۲۸٪ نرخ به ۳.۷۵٪ تا ۴.۰۰٪ می‌رسد بازسازی اعتبار ضدتورمی و مقابله پیشگیرانه با تورم جهش دلار و بازده کوتاه‌مدت؛ افت اولیه طلا، سهام و ارزهای پرریسک افزایش ۵۰ واحدی ۲٪ نرخ به ۴.۰۰٪ تا ۴.۲۵٪ می‌رسد اعلام تغییر شدید رژیم سیاست پولی و استقلال کامل وارش شوک شدید صعودی به دلار و بازده؛ ریزش محسوس طلا، سهام و کریپتو سناریوی اول — تثبیت انقباضی نرخ بهره با یک یا دو رأی مخالف: ۵۵٪ نرخ بهره در ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ باقی می‌ماند؛ لوگان و همک یا یکی از آنها به افزایش نرخ بهره رأی می‌دهند و وارش بر تورم، قیمت انرژی و آمادگی برای اقدام در سپتامبر تأکید می‌کند. این سناریو بیشترین تطابق را با اجماع بانک‌ها و انتظارات فعلی بازار دارد. سناریوی دوم — تثبیت نسبتاً خنثی: ۱۵٪ نرخ بهره ثابت می‌ماند، تعداد مخالفان حداکثر یک نفر است و وارش بر وابستگی به داده‌ها و نبود تصمیم ازپیش‌تعیین‌شده برای سپتامبر تأکید می‌کند. در این حالت احتمال افت بازده دوساله و تضعیف دلار بیشتر می‌شود و طلا می‌تواند واکنش مثبت نشان دهد. سناریوی سوم — افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره به ۳.۷۵٪ تا ۴.۰۰٪: ۲۸٪ این تصمیم با هدف مقابله پیشگیرانه با تورم و تقویت اعتبار وارش توجیه خواهد شد. چنین افزایشی احتمالاً باعث جهش نرخ‌های کوتاه‌مدت و دلار و فشار اولیه بر سهام، طلا و دارایی‌های پرریسک می‌شود، خصوصاً اگر وارش آن را آغاز یک چرخه افزایش نرخ معرفی کند. سناریوی چهارم — افزایش ۵۰ نقطه پایه‌ای: ۲٪ این سناریو تنها در صورتی محتمل است که وارش بخواهد یک تغییر سیاستی بسیار بزرگ و استقلال کامل از فشار سیاسی را نمایش دهد. بازار چنین اقدامی را قیمت‌گذاری نکرده و واکنش نرخ‌ها، دلار و دارایی‌های ریسکی می‌تواند بسیار شدید باشد. مهم‌ترین عدد امشب فقط نرخ بهره نیست؛ تعداد آرای مخالف است. تثبیت با دو مخالف کم‌وبیش در قیمت‌ها لحاظ شده، اما سه یا چهار رأی برای افزایش نرخ می‌تواند پیام بسیار قدرتمندی برای افزایش نرخ در سپتامبر باشد. موسسه TD Securities چهار مخالف را تحولی «بسیار بزرگ» برای بازار نرخ بهره توصیف کرده است. اهمیت تعداد آرای مخالف ترکیب رأی برداشت بازار بدون رأی مخالف نتیجه متمایل به کاهش نرخ؛ احتمال افت دلار و بازده یک مخالف برای افزایش نرخ نتیجه تقریباً خنثی تا کمی انقباضی دو مخالف سناریوی نسبتاً مورد انتظار؛ احتمال افزایش نرخ در سپتامبر حفظ می‌شود سه مخالف سیگنال قوی برای افزایش نرخ در جلسه بعد چهار مخالف یا بیشتر تغییر جدی در توازن کمیته و احتمال بالای آغاز چرخه افزایش نرخ این پست با کمک هوش مصنوعی تهیه شده است و توسط ویراستار ادیت شده است. ✔️ بیشتر بخوانید: سه بانک مرکزی، یک نگرانی مشترک؛ سایه نفت بر تصمیم‌های پولی جهان  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بازارها همچنان انتظار افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را دارند

انتظارات تورمی به نزدیکی هدف ۲ درصدی فدرال رزرو کاهش یافته است؛ موضوعی که تا حدی ناشی از افت قیمت نفت بوده است. با این حال، بازارها همچنان حداقل یک نوبت افزایش نرخ بهره در سال جاری را در قیمت‌ها لحاظ می‌کنند و انتظار دارند نرخ‌ها تا سال ۲۰۲۷ در سطوح بالا باقی بمانند. مؤسسه سیتی معتقد است این انتظارات به‌تدریج با داده‌های جدید اقتصادی ناهماهنگ‌تر به نظر می‌رسند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

فدرال رزرو و آینده نرخ بهره آمریکا؛ سناریوهای پیش رو چیست؟

  در یک نگاه فدرال رزرو احتمالاً نرخ بهره را بدون تغییر در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد حفظ می‌کند و تمرکز اصلی بازارها بر دات‌پلات و SEP جدید خواهد بود. انتظار می‌رود مسیر کاهش نرخ بهره نسبت به قبل محتاط‌تر شود و فدرال رزرو همچنان رویکرد «صبر و داده‌محور» را حفظ کند. اگر پیام نشست متمایل به سیاست‌های انقباضی باشد، دلار و بازده اوراق تقویت و سهام تحت فشار قرار می‌گیرند؛ و اگر لحن انبساطی‌تر باشد، سهام حمایت شده و دلار تضعیف می‌شود. روز چهارشنبه ۱۷ ژوئن، ساعت ۱۴:۰۰ به وقت شرق آمریکا (ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ایران)، کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) نشست دو روزه خود را به پایان می‌رساند و تصمیم خود درباره نرخ بهره آمریکا را به همراه جدیدترین نسخه «خلاصه پیش‌بینی‌های اقتصادی» (Summary of Economic Projections) منتشر خواهد کرد. در ادامه، دیدگاه‌ها و انتظارات برخی تحلیلگران و کارشناسان درباره نتایج این نشست را که توسط FinancialJuice نوشته شده و توسط «یوتوتایمز» تهیه و ترجمه شده را، ارائه می‌دهیم. انتظارات کلی پیش‌بینی می‌شود نرخ بهره آمریکا بدون تغییر و در سطح ۳.۷۵ درصد حفظ شود. پیش‌بینی میانه اعضای FOMC در خلاصه پیش‌بینی‌های اقتصادی (SEP): سال جاری: ۳.۶۲۵٪ | پیش‌بینی قبلی: ۳.۳۷۵٪ | دامنه پیش‌بینی‌ها: ۳.۱۲۵٪ تا ۳.۸۷۵٪ سال آینده: ۳.۳۷۵٪ | پیش‌بینی قبلی: ۳.۱۲۵٪ | دامنه پیش‌بینی‌ها: ۲.۳۷۵٪ تا ۳.۸۷۵٪ دو سال آینده: ۳.۱۲۵٪ | بدون تغییر نسبت به پیش‌بینی قبلی | دامنه پیش‌بینی‌ها: ۲.۱۲۵٪ تا ۳.۶۲۵٪ بلندمدت: ۳.۱۲۵٪ | بدون تغییر نسبت به پیش‌بینی قبلی | دامنه پیش‌بینی‌ها: ۲.۱۲۵٪ تا ۳.۶۲۵٪ این ارقام نشان می‌دهد بازار انتظار دارد اعضای فدرال رزرو نسبت به چشم‌انداز کاهش نرخ بهره در کوتاه‌مدت محتاط‌تر شوند و برآورد نرخ‌های بهره برای سال جاری و سال آینده را اندکی بالاتر ببرند. تاثیر بر بازار سهام تصمیم، بیانیه یا پیش‌بینی‌های اقتصادی (SEP) متمایل به کاهش نرخ بهره (داویش): اگر فدرال رزرو اعتماد بیشتری به کاهش تورم نشان دهد یا نمودار دات‌پلات (Dot Plot) مسیر کاهش بیشتری برای نرخ‌های بهره ترسیم کند، این موضوع می‌تواند از بازار سهام حمایت کند؛ به‌ویژه سهام بخش فناوری، شرکت‌های رشدمحور و سایر بخش‌های حساس به نرخ بهره. متمایل به سیاست‌های انقباضی‌تر (Hawkish): اگر فدرال رزرو تعداد کاهش‌های نرخ بهره مورد انتظار را کمتر کند یا نسبت به ریسک‌های تورمی هشدارهای جدی‌تری بدهد، ممکن است بازار سهام تحت فشار قرار گیرد؛ چرا که چنین موضعی به معنای سخت‌تر شدن شرایط مالی و احتمال تداوم نرخ‌های بهره بالا برای مدت طولانی‌تر خواهد بود. دلار آمریکا پیام «نرخ‌های بهره برای مدت طولانی‌تری بالا خواهند ماند» (Higher for Longer): نین موضعی احتمالاً از دلار حمایت خواهد کرد، چرا که بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا در مقایسه با سایر اقتصادهای بزرگ همچنان جذاب باقی می‌ماند. بیانیه انبساطی‌تر یا کاهش پیش‌بینی نرخ‌های بهره: اگر فدرال رزرو سیگنال‌های انبساطی‌تری ارائه دهد یا مسیر نرخ‌های بهره را پایین‌تر پیش‌بینی کند، ممکن است دلار تحت فشار قرار گیرد؛ زیرا بازارها کاهش سریع‌تر نرخ بهره را در قیمت‌ها لحاظ خواهند کرد. بازده اوراق خزانه‌داری دولتی آمریکا افزایش پیش‌بینی تورم یا کاهش تعداد کاهش‌های نرخ بهره در دات‌پلات: در این سناریو، بازدهی اوراق احتمالاً افزایش خواهد یافت؛ به‌ویژه در اوراق کوتاه‌مدت که حساسیت بیشتری به سیاست پولی دارند. کاهش پیش‌بینی نرخ‌های بهره یا تأکید بر ریسک‌های رشد اقتصادی: اگر سیاست‌گذاران نگرانی بیشتری نسبت به رشد اقتصادی نشان دهند و مسیر نرخ بهره را پایین‌تر ترسیم کنند، بازده اوراق می‌تواند کاهش یابد؛ چرا که بازارها انتظار سیاست پولی تسهیلی بیشتری را در آینده قیمت‌گذاری خواهند کرد. ✔️ بیشتر بخوانید: چشم‌انداز هفته پیش‌رو؛ هفته سرنوشت‌ساز بانک‌های مرکزی با تمرکز بر فدرال رزرو، بانک ژاپن و بانک انگلستان سیاست پولی فدرال رزرو کانون توجه بازارها این خواهد بود که آیا فدرال رزرو همچنان رویکردی صبورانه در پیش می‌گیرد یا به تدریج بازارها را برای کاهش نرخ بهره در ماه‌های پایانی سال آماده می‌کند. بیانیه‌ای محتاطانه، افزایش پیش‌بینی تورم یا دات‌پلات بالاتر: چنین نتیجه‌ای این دیدگاه را تقویت می‌کند که نرخ‌های بهره برای مدت طولانی‌تری در سطوح بالا باقی خواهند ماند. ارزیابی ملایم‌تر از تورم و کاهش پیش‌بینی نرخ‌های بهره: این سناریو احتمال حرکت فدرال رزرو به سمت سیاست پولی انبساطی‌تر را افزایش می‌دهد و انتظارات بازار برای کاهش نرخ بهره در آینده را تقویت خواهد کرد. تحلیل‌ها جی‌پی مورگان فدرال رزرو در حالت «صبر و انتظار» باقی می‌ماند، که با قیمت‌گذاری فعلی بازار در منحنی OIS (منحنی انتظارات نرخ بهره) نیز همخوانی دارد. با توجه به بهبود اخیر داده‌های بازار کار، انتظار می‌رود فدرال رزرو تمایل ضمنی به کاهش نرخ بهره هم از بیانیه رسمی و هم از «میانه دات‌پلات 2026» حذف کند؛ دات‌پلاتی که پیش‌تر یک کاهش نرخ بهره در سال جاری را نشان می‌داد. این نشست، نخستین جلسه فدرال رزرو تحت ریاست «وارش» خواهد بود. جی‌پی مورگان انتظار ندارد تغییر اساسی در چارچوب ارتباطی سیاست‌گذار رخ دهد و معتقد است او برای ایجاد اعتبار، در نشست خبری نیز رویکردی بیش از حد انبساطی (dovish) اتخاذ نخواهد کرد. این بانک همچنان انتظار دارد اولین افزایش نرخ بهره بعدی در سپتامبر 2027 رخ دهد؛ در حالی که بازارها قیمت‌گذاری زودتر و تهاجمی‌تری دارند (حدود 17 نقطه پایه افزایش تا دسامبر 2026 و حدود 30 نقطه پایه تا اواسط 2027). بانک آمریکا انتظار می‌رود کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) نرخ بهره را در محدوده 3.50 تا 3.75 درصد در نشست ژوئن بدون تغییر نگه دارد و در عین حال، سوگیری به سمت کاهش نرخ بهره را از بیانیه رسمی حذف کند. این بانک انتظار ندارد هیچ عضو رأی مخالف در این نشست وجود داشته باشد. بر اساس پیش‌بینی بانک آمریکا، خلاصه پیش‌بینی‌های اقتصادی (SEP) احتمالاً نشان خواهد داد: افزایش پیش‌بینی تورم کاهش نرخ بیکاری عدم کاهش نرخ بهره در سال جاری و حتی احتمال اینکه برخی سیاست‌گذاران مسیر افزایش نرخ بهره را پیش‌بینی کنند درباره «وارش» ، این بانک انتظار دارد او پیش‌بینی‌های خود را ارائه نکند. با این حال، احتمال می‌دهد در نشست خبری رویکردی نسبتاً متمایل به سیاست انبساطی (dovish) داشته باشد و استدلال کند که: شوک‌های سمت عرضه موقتی هستند. فدرال رزرو باید نسبت به اثرات ضدتورمی هوش مصنوعی نگاه آینده‌نگر داشته باشد. شاخص‌های تورمی مانند PCE تعدیل‌شده و رشد دستمزدها نگران‌کننده نیستند. درباره انتشار SEP در ژوئن، بانک آمریکا معتقد است این گزارش احتمالاً منتشر خواهد شد. هرچند وارش به سیاست «عدم ارائه پیش‌بینی‌های راهبردی علاقه دارد، حذف رسمی SEP بدون اجماع داخلی دشوار است و می‌تواند موجب نارضایتی سایر اعضای FOMC شود. در نتیجه، محتمل‌ترین سناریو این است که وارش به جای حذف SEP، خودش از ارائه پیش‌بینی شخصی خودداری کند و این موضوع را به کمبود زمان برای هماهنگی با تیم فدرال رزرو نسبت دهد. موسسه سیتی اقتصاددانان ما انتظار دارند فدرال رزرو عبارت «سوگیری به سمت کاهش نرخ بهره» را از بیانیه خود حذف کند و همچنین «میانه دات‌پلات 2026» هیچ کاهش نرخ بهره‌ای را نشان ندهد. با این حال، این موضوع ممکن است تا حدی با رویکردی متمایل به سیاست انبساطی (dovish) از سوی «وارش» خنثی شود؛ کسی که می‌تواند همچنان درِ کاهش‌های بیشتر نرخ بهره را باز نگه دارد. ما همچنان سناریوی پایه خود را حفظ کرده‌ایم: سه مرحله کاهش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره (در مجموع ۷۵ نقطه پایه) که از ماه سپتامبر آغاز می‌شود. گزارش جلسه قبلی در نشست قبلی در ماه آوریل، فدرال رزرو نرخ بهره فدرال را در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد بدون تغییر نگه داشت؛ این تصمیم سومین تثبیت متوالی نرخ بهره بود. در بیانیه این نشست آمده بود که فعالیت اقتصادی با سرعتی مناسب در حال گسترش است، شرایط بازار کار همچنان قوی باقی مانده و تورم هنوز تا حدی بالاتر از سطح مطلوب قرار دارد. فدرال رزرو همچنین تأکید کرد که پیش از هرگونه تغییر بیشتر در سیاست پولی، داده‌های ورودی، چشم‌انداز اقتصادی در حال تحول و توازن ریسک‌ها را به‌دقت ارزیابی خواهد کرد. این تصمیم به‌طور کامل اجماعی نبود و چند مورد اختلاف نظر نشان داد که کمیته سیاست‌گذاری دچار شکاف دیدگاه‌ها است. برخی از مقامات از سیاست پولی تسهیلی‌تر حمایت می‌کردند، در حالی که برخی دیگر با عباراتی که می‌توانست به معنای سوگیری به سمت کاهش نرخ بهره تعبیر شود، مخالفت داشتند. در مجموع، این نشست بر رویکردی محتاطانه و وابسته به داده‌ها تأکید داشت و نشان داد که تورم همچنان مانع اصلی در مسیر کاهش نرخ بهره باقی مانده است. آخرین «خلاصه پیش‌بینی‌های اقتصادی» (SEP) در ماه مارس منتشر شد. این گزارش نشان می‌داد که سیاست‌گذاران همچنان انتظار دارند تورم در کوتاه‌مدت بالاتر از هدف باقی بماند، در حالی که نرخ بیکاری در محدوده میانه ۴ درصد پیش‌بینی شده و رشد اقتصادی نیز همچنان مثبت ارزیابی شده است. «دات‌پلات» همچنان برای بازارها اهمیت محوری داشت، زیرا شفاف‌ترین نشانه از تعداد کاهش‌های نرخ بهره مورد انتظار مقامات در ادامه سال را ارائه می‌داد. در این نشست، تقسیم آرا به صورت ۸ در برابر ۴، موضعی انقباضی‌تر (hawkish) از حد انتظار بازارها را نشان داد. این موضوع باعث افزایش قیمت‌گذاری بازار برای نرخ‌های بهره بالاتر در آینده آمریکا شد و در نتیجه، به تقویت دلار آمریکا و بازدهی اوراق خزانه منجر گردید و در مقابل، فشار نزولی بر شاخص‌های سهام آمریکا وارد کرد. ✔️ بیشتر بخوانید: تحلیل تکنیکال طلا: آیا فلز زرد دوباره اوج می گیرد؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چشم‌انداز محتاطانه سیتی برای طلا در سه‌ماهه آینده

در یک نگاه سیتی‌گروپ هدف کوتاه‌مدت قیمت طلا را از ۴۳۰۰ به ۴۰۰۰ دلار کاهش داد و دلیل آن را بهبود شرایط کلان اقتصادی، تقویت نسبی دلار، تثبیت بازده واقعی اوراق و کاهش تقاضای دارایی امن عنوان کرد. این بانک همچنین به کاهش خرید بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به ETFها اشاره دارد که از شتاب رشد طلا کاسته است. با این حال، در صورت ضعف اقتصاد یا افزایش تورم، احتمال عبور طلا از ۴۰۰۰ دلار وجود دارد و هدف ۶ تا ۱۲ ماهه همچنان ۴۵۰۰ دلار باقی مانده است. تیم تحقیقات کامودیتی بانک سیتی‌ هدف قیمتی طلا برای سه‌ماهه آینده را از ۴۳۰۰ دلار به ۴۰۰۰ دلار در هر اونس کاهش داد. تحلیلگران در یادداشتی که روز دوشنبه منتشر شد، اعلام کردند بهبود شرایط کلان اقتصادی و کاهش حمایت سمت تقاضا، از دلایل اصلی این بازبینی بوده است. این مقاله توسط وب‌سایت کیتکو (Kitco) منتشر شده و توسط UtoTimes برای شما ترجمه و آماده‌سازی شده است. در این گزارش آمده است: «در کوتاه‌مدت، محرک‌های محدودی برای ادامه یک روند صعودی پایدار می‌بینیم.» سیتی در توضیح این چشم‌انداز به چند عامل کلیدی اشاره کرده است؛ از جمله تثبیت بازده واقعی اوراق، تقویت موقت دلار در کوتاه‌مدت، و کاهش تقاضا برای دارایی‌های امن در پی افت تنش‌های ژئوپلیتیک. همچنین به گفته تحلیلگران، خرید طلای فیزیکی توسط بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به صندوق‌های ETF نیز کند شده و همین موضوع از شدت روند صعودی بازار کاسته است. آن‌ها تأکید کرده‌اند: «در غیاب یک شوک جدید، فضای رشد کوتاه‌مدت طلا محدود خواهد بود.» با وجود چشم‌انداز ضعیف‌تر در کوتاه‌مدت، تحلیلگران سیتی معتقدند اگر اقتصاد به‌طور قابل توجهی تضعیف شود یا دوباره تورم افزایش یابد، امکان عبور قیمت طلا از ۴۰۰۰ دلار در تابستان همچنان وجود دارد. پیش‌بینی بلندمدت این بانک بدون تغییر باقی مانده و هدف ۶ تا ۱۲ ماهه آن ۴۵۰۰ دلار در هر اونس است؛ مشروط بر تغییر سیاست‌های فدرال رزرو به سمت سیاست‌های انبساطی (Dovish) یا افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک. این بانک پیش‌تر پیش‌بینی‌های خود را به‌طور قابل توجهی کاهش داده بود. در ۱۳ ژانویه، استراتژیست‌های سیتی به رهبری کنی هو هدف ۳ ماهه طلا را ۵۰۰۰ دلار و نقره را ۱۰۰ دلار اعلام کرده بودند و انتظار داشتند بازار صعودی فلزات گران‌بها تا اوایل ۲۰۲۶ ادامه یابد. ▶ مشاهده کنید: تحلیل تکنیکال طلا: اونس جهانی طلا در لبه پرتگاه آن‌ها در آن زمان به «افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک، کمبودهای مداوم بازار فیزیکی و افزایش ابهام درباره استقلال فدرال رزرو» به‌عنوان دلایل این پیش‌بینی اشاره کرده بودند. با وجود اینکه هر دو فلز در ابتدای سال به رکوردهای تاریخی جدید رسیدند، سیتی همچنان انتظار دارد نقره عملکرد بهتری نسبت به طلا داشته باشد؛ هرچند معتقد است در ادامه، فلزات پایه ممکن است توجه بازار را به خود جلب کنند. به گفته استراتژیست‌های این بانک: «دیدگاه دیرینه ما مبنی بر برتری نقره و گسترش بازار صعودی فلزات گران‌بها به سمت فلزات صنعتی و در نهایت قرار گرفتن آن‌ها در مرکز توجه، عملکرد خوبی داشته است.» بر اساس چشم‌انداز ژانویه سیتی، انتظار می‌رفت تنش‌های ژئوپلیتیک پس از سه‌ماهه اول کاهش یابد و در نتیجه تقاضا برای فلزات گران‌بها در ادامه سال کمتر شود؛ به‌طوری که طلا بیشترین آسیب را از اصلاح احتمالی قیمت ببیند. با این حال، این بانک همچنان انتظار دارد فلزات صنعتی، به‌ویژه آلومینیوم و مس، در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ عملکرد قوی داشته باشند. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار در انتظار CPI و PPI؛ مسیر طلا و دلار تعیین می‌شود

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هشدار UBS به سرمایه‌گذاران: رشد بزرگ کامودیتی‌ها هنوز تمام نشده است

در یک نگاه تحلیلگران UBS معتقدند مذاکرات آمریکا و ایران همچنان مهم‌ترین عامل اثرگذار بر بازارهای کامودیتی در کوتاه‌مدت است. با وجود نوسانات بالا، بازار کامودیتی‌ها از ابتدای سال رشد قابل‌توجهی داشته و شاخص UBS CMCI Composite بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته است. موسسه UBS همچنان چشم‌انداز مثبتی برای نفت، طلا، مس و آلومینیوم دارد و کمبود عرضه و روندهای ساختاری مانند برقی‌سازی اقتصاد را از عوامل حمایت‌کننده قیمت‌ها می‌داند. این بانک توصیه می‌کند سرمایه‌گذاران بخشی از سبد خود را به کامودیتی‌ها اختصاص دهند تا در برابر تورم و شوک‌های انرژی محافظت شوند. به گفته «جیووانی استاونوو»، تحلیلگر بازار کامودیتی در بانک UBS، مذاکرات میان آمریکا و ایران همچنان مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده بازارهای کامودیتی در کوتاه‌مدت است و تخصیص بخشی از سبد سرمایه‌گذاری به کامودیتی‌ها می‌تواند در میان‌مدت از سرمایه‌گذاران در برابر تورم و شوک‌های عرضه انرژی محافظت کند. این مطلب بر پایه گزارش کیتکو (Kitco) و با بازخوانی تیم یوتوتایمز منتشر می‌شود. استاونوو در گزارشی که روز دوشنبه منتشر شد نوشت که احتمالاً نوسانات بازار کامودیتی‌ها در کوتاه‌مدت همچنان بالا خواهد ماند، اما همین نوسانات تاکنون به رشد قابل‌توجه قیمت‌ها در سراسر بازار کامودیتی‌ها منجر شده است. به گفته وی: «قیمت نفت خام برنت در ۳۰ آوریل به بالاترین سطح چهار سال اخیر، یعنی ۱۲۶ دلار در هر بشکه رسید. همچنین قیمت طلا در حال حاضر حدود ۱۶ درصد پایین‌تر از رکورد تاریخی خود در ماه ژانویه است؛ زیرا افزایش انتظارات درباره نرخ‌های بهره پس از تشدید تنش‌ها بر احساسات بازار فشار وارد کرده است.» وی افزود: «بر اساس شاخص بازده کل UBS CMCI Composite به دلار آمریکا، کامودیتی‌های پایه از ابتدای سال تاکنون بیش از ۲۰ درصد رشد کرده‌اند.» چشم‌انداز مثبت برای نفت، طلا و فلزات پایه استاونوو معتقد است که حتی با کاهش تدریجی ریسک‌های ژئوپلیتیکی، عوامل بنیادین بازار همچنان از قیمت نفت، طلا و فلزات پایه حمایت خواهند کرد. او توضیح داد: «ذخایر فرآورده‌های نفتی در بسیاری از اقتصادها در سطح پایینی قرار دارد و ممکن است برای کنترل تقاضا تا زمان بازسازی موجودی‌ها، به قیمت‌های بالاتری نیاز باشد.» وی درباره طلا نیز گفت: در میان‌مدت انتظار داریم طلا به دلیل سطح بالای بدهی‌های جهانی، کسری‌های مالی پایدار در آمریکا و ادامه روند متنوع‌سازی ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی، مسیر صعودی خود را ادامه دهد. به گفته او، UBS همچنان انتظار کمبود عرضه در بازار مس و آلومینیوم را دارد؛ موضوعی که می‌تواند در میان‌مدت از قیمت این فلزات حمایت کند، در حالی که روندهای ساختاری مانند گسترش برقی‌سازی اقتصاد نیز تقاضای بلندمدت را تقویت می‌کنند. استاونوو تأکید کرد که UBS همچنان در سال ۲۰۲۶ دیدگاهی مثبت نسبت به بازار کامودیتی‌ها دارد و مدیریت فعال سرمایه‌گذاری را توصیه می‌کند. او گفت: «اگرچه بازار کامودیتی‌ها ممکن است دوره‌هایی از نوسان شدید را تجربه کند، اما می‌تواند نقش ارزشمندی در پرتفوی سرمایه‌گذاری داشته باشد؛ زیرا از نظر تاریخی همبستگی پایینی با بازار سهام و اوراق قرضه داشته است.» کاهش پیش‌بینی قیمت طلا از سوی UBS موسسه UBS هفته گذشته پیش‌بینی قیمت طلا در پایان سال ۲۰۲۶ را از ۵۹۰۰ دلار به ۵۵۰۰ دلار در هر اونس کاهش داد. دلیل این تصمیم، نگرانی از تداوم بازده بالای اوراق خزانه‌داری آمریکا و قدرت پایدار دلار عنوان شد. «دومینیک اشنایدر» و «وین گوردون»، تحلیلگران UBS، اعلام کردند که سرمایه‌گذاران به دلیل بالا ماندن نرخ بازده اوراق، تمایل کمتری به نگهداری طلا نشان می‌دهند. به گفته آن‌ها: «بازارها بار دیگر به مفهوم هزینه فرصت توجه کرده‌اند و ویژگی بدون بازده بودن طلا، در شرایطی که نرخ‌های بهره واقعی همچنان بالا هستند، به عامل مهم‌تری تبدیل شده است.» این دو تحلیلگر افزودند که تقاضا از سوی صندوق‌های ETF و بازار معاملات آتی به‌طور محسوسی کاهش یافته و هرچند جریان سرمایه در هفته‌های اخیر تثبیت شده، اما هنوز برای بازگرداندن شتاب صعودی قدرتمند طلا که در اوایل سال ۲۰۲۶ مشاهده می‌شد کافی نیست. با این حال، UBS معتقد نیست که بازار صعودی بلندمدت طلا به پایان رسیده باشد. تحلیلگران این بانک بر این باورند که سرمایه‌گذاران در شرایط فعلی به صبر بیشتری نیاز دارند، اما همچنان انتظار دارند قیمت طلا تا پایان سال حدود ۱۰۰۰ دلار بالاتر از سطح فعلی قرار گیرد. اشنایدر و گوردون معتقدند که در سال ۲۰۲۷، اتخاذ سیاست پولی متعادل‌تر می‌تواند از قدرت دلار بکاهد و دوباره جذابیت طلا را برای سرمایه‌گذاران افزایش دهد. جنگ ایران و تأثیر آن بر بازار کامودیتی‌ها در ۱۳ آوریل، جیووانی استاونُوو اعلام کرد که کامودیتی‌هایی مانند طلا و نفت احتمالاً حتی مدت‌ها پس از پایان جنگ ایران نیز به رشد قیمتی خود ادامه خواهند داد و سرمایه‌گذارانی که حجم قابل‌توجهی طلا در اختیار دارند بهتر است دامنه سرمایه‌گذاری کالایی خود را گسترش دهند. او در یادداشت پژوهشی خود نوشت: تداوم تنش‌ها در ایران و ریسک‌های موجود در تنگه هرمز فشار صعودی بر قیمت‌ها و نوسانات بازار کامودیتی‌ها، به‌ویژه نفت، وارد کرده است. به اعتقاد او، چشم‌انداز صعودی کامودیتی‌ها همچنان پابرجاست و این روند علاوه بر ریسک‌های ژئوپلیتیکی، ناشی از عوامل بنیادین و عدم تعادل عرضه و تقاضا است. استاونوو یادآور شد که نفت برنت پیش از حملات به ایران حدود ۷۲ دلار در هر بشکه معامله می‌شد. وی افزود: «قیمت طلا در آن زمان حدود ۱۳ درصد پایین‌تر از رکورد تاریخی ژانویه قرار داشت، در حالی که شاخص کامودیتی‌های گسترده از ابتدای سال حدود ۱۷ درصد رشد کرده بود.» او تأکید کرد که حتی با کاهش تدریجی ریسک‌های ژئوپلیتیکی، عوامل بنیادین همچنان از بازار کامودیتی‌ها حمایت خواهند کرد. توصیه UBS به سرمایه‌گذاران طلا استاونوو گفت: «برای سرمایه‌گذارانی که به طلا علاقه دارند، تخصیص بخشی محدود از سبد سرمایه‌گذاری به این فلز می‌تواند تنوع‌بخشی مناسبی ایجاد کرده و در برابر ریسک‌های سیستماتیک محافظت کند.» او افزود: سرمایه‌گذارانی که هم‌اکنون سهم بالایی از دارایی خود را به طلا اختصاص داده‌اند و سود تحقق‌نیافته قابل‌توجهی دارند، بهتر است بخشی از سرمایه‌گذاری کامودیتی خود را به مس، آلومینیوم و محصولات کشاورزی گسترش دهند تا منابع بازدهی آینده متنوع‌تر شود. پیش‌بینی رشد طلا تا ۶۲۰۰ دلار در هر اونس تحلیلگران UBS در ۱۶ مارس پیش‌بینی کردند که مجموعه عواملی شامل تغییر ارزیابی ریسک‌ها، سیاست‌های نرخ بهره، تورم و تقاضای قوی بنیادین می‌تواند قیمت طلا را تا پایان سال ۲۰۲۶ به محدوده ۵۹۰۰ تا ۶۲۰۰ دلار در هر اونس برساند. آن‌ها اشاره کردند که طلا از زمان آغاز درگیری ایران نتوانسته از سطح ۵۲۰۰ دلار عبور کند و برخلاف انتظار، نقش پناهگاه امن به‌طور کامل در قیمت آن منعکس نشده است. تحلیلگران UBS توضیح دادند: این وضعیت در تضاد با رشد ۶۵ درصدی طلا در سال گذشته است؛ زمانی که ریسک‌های ژئوپلیتیکی در کنار عواملی مانند کاهش نرخ‌های بهره واقعی و نگرانی‌های بدهی، از قیمت‌ها حمایت می‌کردند. آن‌ها همچنین به نمونه‌های تاریخی اشاره کردند: پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، قیمت طلا ۱۵ درصد افزایش یافت اما پس از افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، بین ۱۵ تا ۱۸ درصد کاهش پیدا کرد. در جنگ خلیج فارس و جنگ عراق نیز قیمت طلا در ابتدا به ترتیب ۱۷ و ۱۹ درصد رشد کرد، اما با فروکش کردن تنش‌ها کاهش یافت. با این وجود، UBS همچنان معتقد است که روند بلندمدت طلا صعودی است. تحلیلگران این بانک تأکید کردند: طلا بیش از آنکه پوششی در برابر خود جنگ باشد، ابزاری برای محافظت در برابر پیامدهای اقتصادی و پولی ناشی از درگیری‌هاست؛ از جمله کاهش ارزش پول، افزایش کسری بودجه و کندی رشد اقتصادی. آن‌ها افزودند: در کوتاه‌مدت، افزایش قیمت انرژی و نگرانی‌های تورمی باعث تقویت دلار و افزایش احتمال رشد نرخ بهره شده که هر دو برای طلا منفی هستند. اما انتظار داریم بانک‌های مرکزی با احتیاط عمل کنند و از افزایش شتاب‌زده نرخ‌های بهره خودداری نمایند. در پایان، UBS تأکید کرد که تقاضای بنیادین طلا همچنان قوی است و خریدهای مداوم بانک‌های مرکزی، افزایش فعالیت سرمایه‌گذاری و رشد تقاضای جواهرات در آسیا از قیمت طلا حمایت می‌کنند. این بانک همچنین معتقد است روندهای ساختاری مانند بدهی بالای دولت‌ها و تلاش بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران جهانی برای کاهش وابستگی به دلار آمریکا، چشم‌انداز بلندمدت طلا را تقویت خواهد کرد. بر همین اساس، UBS همچنان دیدگاهی مثبت نسبت به طلا دارد و آن را ابزاری مؤثر برای تنوع‌بخشی به پرتفوی سرمایه‌گذاری می‌داند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

کاخ سفید تعرفه تجهیزات کشاورزی را از ۲۵٪ به ۱۵٪ کاهش داد

کاخ سفید اعلام کرد که بر اساس فرمان جدید ریاست‌جمهوری، تعرفه واردات تجهیزات کشاورزی از جمله کمباین‌ها و ماشین‌های برداشت از ۲۵ درصد به ۱۵ درصد کاهش یافته است. این فرمان همچنین دامنه تعرفه ۱۵ درصدی موجود را گسترش می‌دهد تا تجهیزات صنعتی متحرک مانند بولدوزرها و لیفتراک‌ها که از کشورهای دارای توافق تجاری با آمریکا وارد می‌شوند، مشمول این نرخ شوند. در ادامه، کاخ سفید از اصلاح تعرفه‌ها بر واردات تجهیزات صنعتی متحرک و بازنگری در رژیم تعرفه‌ای مربوط به واردات آلومینیوم، فولاد و مس خبر داد. این تغییرات بخشی از سیاست جدید واشنگتن برای بهینه‌سازی زنجیره تأمین و کاهش هزینه‌های تولید داخلی ارزیابی می‌شود.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

پیش‌بینی سیتی‌گروپ از جهش نفت به ۱۲۰ دلار و خطر شوک نفتی

بانک سیتی‌گروپ در تحلیل جدید خود از بازار انرژی اعلام کرد که با توجه به ریسک‌های پیش‌بینی‌نشده بحران‌زا، نفت در حال حاضر کمتر از ارزش واقعی خود قیمت‌گذاری شده است. بر اساس ارزیابی‌های این مؤسسه مالی، انتظار می‌رود قیمت نفت برنت در کوتاه‌مدت به ۱۲۰ دلار در هر بشکه برسد. علاوه بر این، در صورت تحقق سناریوی صعودی و حداکثری، سیتی‌گروپ احتمال رسیدن قیمت نفت برنت به مرز ۱۵۰ دلار را نیز پیش‌بینی کرده است. با این وجود در نگاه بلندمدت‌تر، سناریوی پایه سیتی‌گروپ برای سال ۲۰۲۷، قرار گرفتن قیمت نفت در محدوده ۸۰ تا ۹۰ دلار است. این گزارش در هشداری قابل‌تأمل نسبت به شرایط ژئوپلیتیک می‌افزاید که برای تکرار یک شوک نفتی مشابه بحران دهه ۱۹۷۰، تنگه هرمز باید تا اوایل سال ۲۰۲۷ مسدود بماند.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر