EURUSD 1.11577 USD ▼ 0.17%
XAUUSD 3,875.09 USD ▼ 3.63%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 104.12 USD ▲ 2.08%
BTCUSD 77,861.17 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70300 USD ▲ 0.07%
EURJPY 176.259 JPY ▲ 0.03%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۶ ساعت پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۶ ساعت پیش

همکاری سولانا و پالیگان برای پرداخت بانکی با استیبل‌کوین

دو شبکه بزرگ بلاکچینی سولانا (Solana) و پالیگان (Polygon) که سال‌ها برای جذب کاربران و توسعه‌دهندگان رقابت می‌کردند، همکاری جدیدی را برای اتصال پرداخت‌های استیبل‌کوینی به سیستم بانکی آغاز کردند. این همکاری به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد بدون خروج از شبکه سولانا، از زیرساخت‌های بانکی و پرداخت بین‌المللی پالیگان استفاده کنند. به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، این همکاری در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶ اعلام شد و شامل گسترش زیرساخت پرداخت Open Money Stack پالیگان به شبکه سولانا است. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم که این توافق چه تأثیری بر پرداخت‌های رمزارزی خواهد داشت. اتصال شبکه سولانا به حساب‌های بانکی با اجرای این همکاری، شرکت‌های فعال در سولانا می‌توانند از طریق یک زیرساخت مشترک، خدمات مختلفی دریافت کنند: دریافت وجه از حساب‌های بانکی و کارت‌های پرداخت تبدیل ارزهای رایج به استیبل‌کوین و بالعکس انتقال دارایی میان شبکه‌های بلاکچینی واریز مستقیم وجه به حساب بانکی مشتریان شرکت پرداخت بین‌المللی Kira از نخستین استفاده‌کنندگان این خدمات است و با ترکیب زیرساخت‌های دو شبکه، پرداخت دلاری به تأمین‌کنندگان خارجی را تسهیل می‌کند. این همکاری به معنای ادغام بلاکچین سولانا و پالیگان نیست و هر دو شبکه مستقل باقی می‌مانند. انتقال بیش از ۵.۷ تریلیون دلار استیبل‌کوین در سولانا طبق اعلام بنیاد سولانا، این شبکه از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون بیش از ۵.۷ تریلیون دلار انتقال استیبل‌کوینی ثبت کرده است. پالیگان نیز از زمان راه‌اندازی تاکنون بیش از ۳ تریلیون دلار انتقال دارایی پردازش کرده است. البته این ارقام شامل جابه‌جایی میان کیف‌پول‌ها هستند و تمام آن‌ها پرداخت تجاری محسوب نمی‌شوند. پالیگان پیش‌تر شبکه ترون را نیز به زیرساخت پرداخت خود اضافه کرده و با خرید شرکت Coinme فعالیتش را در خدمات بانکی گسترش داده است.

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال اثر متوسط
اخبار ارز دیجیتال اثر متوسط

سقوط بیت‌کوین زیر ۸۰ هزار دلار با تنش ایران و آمریکا

قیمت بیت‌کوین روز شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶ با تشدید تنش‌های میان ایران و آمریکا به زیر ۸۰ هزار دلار سقوط کرد و به پایین‌ترین سطح خود در بیش از یک ماه گذشته رسید. این کاهش هم‌زمان با انتشار گزارش‌هایی درباره خروج نیروهای آمریکایی از برخی مراکز دیپلماتیک و نظامی خاورمیانه رخ داده است. به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، بیت‌کوین هنگام انتشار گزارش با افت ۲.۲ درصدی در ۲۴ ساعت، حدود ۷۹٬۷۰۰ دلار معامله می‌شد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم که تحولات خاورمیانه چگونه بر افزایش فشار فروش در بازار ارزهای دیجیتال تأثیر گذاشته است. خروج نیروهای آمریکایی و تشدید تنش با ایران به گزارش وال‌استریت ژورنال (Wall Street Journal)، آمریکا در واکنش به گزارش‌های اطلاعاتی درباره تهدیدهای احتمالی علیه نیروهای خود، روند خروج برخی کارکنان سفارتخانه‌ها و پایگاه‌های نظامی در خاورمیانه را آغاز کرده است. طبق گزارش مقام‌های آمریکایی، سطح تهدید علیه شهروندان و کارکنان این کشور افزایش یافته است. بااین‌حال، جزئیات این تهدیدها به‌طور مستقل تأیید نشده و وقوع حمله جدید قطعی نیست. دولت آمریکا همچنین شمار کارکنان سفارتخانه‌های خود در اردن، لبنان، قطر و امارات را کاهش داده است. پیش‌تر نیز دستور خروج کارکنان غیرضروری و خانواده‌های آن‌ها از مراکز دیپلماتیک آمریکا در عربستان صادر شده بود. دونالد ترامپ نیز درباره احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر اظهارنظر کرده است. سقوط هم‌زمان اتریوم، ریپل و سولانا فشار فروش تنها به بیت‌کوین محدود نبوده و سایر ارزهای دیجیتال بزرگ نیز کاهش قیمت را تجربه کرده‌اند. بر اساس داده‌های کوین‌دسک، اتریوم (ETH)، ریپل (XRP) و سولانا (SOL) در همین دوره بین ۳ تا ۴ درصد افت کرده‌اند. کاهش هم‌زمان قیمت‌ها می‌تواند نشانه افزایش ریسک‌گریزی سرمایه‌گذاران باشد؛ هرچند نمی‌توان تمام این افت را صرفاً به تحولات سیاسی خاورمیانه نسبت داد.

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال اثر بالا
اخبار ارز دیجیتال اثر بالا

ارتقای بزرگ سولانا؛ تأیید نهایی تراکنش در ۱۵۰ میلی‌ثانیه

شبکه سولانا (Solana) یکی از بزرگ‌ترین ارتقاهای فنی تاریخ خود با نام آلپن‌گلو (Alpenglow) را با موفقیت فعال کرد. این به‌روزرسانی با تغییر سازوکار اجماع شبکه، زمان نهایی‌شدن تراکنش‌ها را در شرایط عادی از حدود ۱۲.۸ ثانیه به نزدیک ۱۵۰ میلی‌ثانیه کاهش می‌دهد و می‌تواند سرعت تسویه پرداخت‌ها را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد. به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، ارتقای جدید در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ اجرا شد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم که این تحول چه مزایایی برای کاربران سولانا و آینده کاربردهای این بلاکچین دارد. کاهش چشمگیر زمان نهایی‌شدن تراکنش‌های سولانا ارتقای Alpenglow سیستم اجماع قبلی سولانا با نام TowerBFT را که از سال ۲۰۲۰ استفاده می‌شد، جایگزین کرده است. در سازوکار جدید، اعتبارسنج‌ها رأی‌های خود را مستقیماً مبادله می‌کنند و پس از یک یا دو مرحله رأی‌گیری، نهایی‌شدن بلاک امکان‌پذیر می‌شود. طبق اعلام بنیاد سولانا، هنگام فعال‌سازی ارتقا، ۴۴۶ اعتبارسنج از مجموع ۶۵۴ اعتبارسنج مشارکت‌کننده، بلاک آغازین سیستم جدید را تأیید کردند. انتقال میان دو سیستم حدود ۹۰۰ میلی‌ثانیه زمان برد. البته نهایی‌شدن ۱۵۰ میلی‌ثانیه‌ای هدف شبکه در شرایط عادی است و برای تمام تراکنش‌ها تضمین نمی‌شود. تأثیر ارتقای Alpenglow بر کیف‌پول‌ها و صرافی‌ها مهم‌ترین مزیت این تغییر، کاهش زمان انتظار برای تسویه قطعی پرداخت‌ها و واریز دارایی به صرافی‌هاست. برای مثال، صرافی‌ها ممکن است بتوانند واریز سولانا را سریع‌تر تأیید کنند و فروشگاه‌ها نیز پرداخت‌های استیبل‌کوینی را با اطمینان بیشتری بپذیرند. کاربران نیازی به تغییر کیف‌پول ندارند و کارمزد تراکنش‌ها نیز مستقیماً تحت تأثیر این ارتقا قرار نمی‌گیرد. همچنین به دلیل حذف رأی‌های اعتبارسنج‌ها از تراکنش‌های ثبت‌شده روی بلاکچین، ممکن است آمار تراکنش‌ها در برخی داشبوردها کاهش ظاهری پیدا کند.

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال اثر متوسط
اخبار ارز دیجیتال اثر متوسط

اوراکل در برابر مایکروسافت؛ کدام سهام هوش مصنوعی برای پنج سال آینده انتخاب بهتری است؟

رونق هوش مصنوعی، رقابت برای توسعه مراکز داده و زیرساخت‌های پردازشی را به یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های سرمایه‌گذاری جهان تبدیل کرده است. در این میان، شرکت اوراکل با رشد سریع درآمدهای ابری توجه سرمایه‌گذاران را جلب کرده، اما افزایش هزینه‌های سرمایه‌ای و فشار بدهی‌ها نگرانی‌هایی جدی ایجاد کرده است. در سوی دیگر، مایکروسافت با وجود رشد درصدی آهسته‌تر در کسب‌وکار ابری، از جریان نقدی آزاد مثبت و انعطاف مالی بیشتری برخوردار است. پرسش اصلی این است: آیا رشد سریع‌تر اوراکل ارزش پذیرش ریسک بیشتر را دارد یا توان مالی مایکروسافت در افق پنج‌ساله مزیت تعیین‌کننده خواهد بود؟ در یک نگاه درآمد زیرساخت ابری اوراکل در آخرین فصل گزارش‌شده ۱۲۱ درصد رشد کرد، اما فشار سرمایه‌گذاری بر نقدینگی شرکت افزایش یافته است. جریان نقدی آزاد اوراکل منفی شده و بدهی بلندمدت و تعهدات اجاره مراکز داده، ریسک مالی آن را بالا برده‌اند. درآمد خدمات ابری مایکروسافت ۴۳ درصد افزایش یافته و شرکت همچنان جریان نقدی آزاد مثبت تولید می‌کند. اوراکل ظرفیت رشد بالقوه بیشتری دارد، اما مایکروسافت به دلیل قدرت مالی و توان تحمل تأخیرهای سرمایه‌گذاری، گزینه متوازن‌تری برای افق پنج‌ساله به نظر می‌رسد. اوراکل؛ رشد خیره‌کننده در برابر فشار نقدینگی اوراکل در سال مالی ۲۰۲۶ درآمد خود را از ۵۷٫۴ میلیارد دلار در سال مالی قبل به ۶۷٫۴ میلیارد دلار رساند؛ رشدی که بخش مهمی از آن به توسعه فعالیت‌های مرتبط با هوش مصنوعی مربوط می‌شود. درآمد بخش زیرساخت ابری این شرکت نیز در سه‌ماهه نخست سال مالی ۲۰۲۷ با افزایش سالانه ۱۲۱ درصدی به ۷٫۴ میلیارد دلار رسید. یکی دیگر از نقاط قوت اوراکل، حجم بالای قراردادهای آتی آن است. ارزش تعهدات عملکردی باقی‌مانده شرکت به ۶۶۴ میلیارد دلار رسیده؛ رقمی که نشان‌دهنده ظرفیت قابل‌توجه درآمدزایی در آینده است، هرچند تمام این مبلغ الزاماً در کوتاه‌مدت به درآمد یا وجه نقد تبدیل نخواهد شد. چالش اصلی، هزینه تحقق این فرصت‌هاست. مخارج سرمایه‌ای اوراکل در سال گذشته به ۵۵٫۷ میلیارد دلار رسید؛ رقمی بیشتر از سود عملیاتی شرکت. در آخرین فصل گزارش‌شده نیز جریان نقدی آزاد آن با کسری ۵٫۴ میلیارد دلاری همراه بود. افزون بر این، شرکت در پایان اوت حدود ۱۲۵ میلیارد دلار بدهی بلندمدت داشت و ۲۸۸ میلیارد دلار تعهد اجاره مراکز داده نیز در انتظار آغاز پرداخت بود. این ارقام به معنای شکست راهبرد اوراکل نیستند، اما نشان می‌دهند که تحقق رشد پیش‌بینی‌شده به تأمین مالی مستمر، اجرای به‌موقع پروژه‌ها و تبدیل قراردادها به جریان نقدی واقعی وابستگی زیادی دارد. مایکروسافت؛ رشد آهسته‌تر با پشتوانه مالی قوی‌تر درآمد مایکروسافت از ۲۸۱٫۷ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۵ به ۳۳۱٫۸ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۶ افزایش یافت. درآمد خدمات ابری آژور و سایر خدمات مرتبط نیز در آخرین فصل گزارش‌شده ۴۳ درصد رشد سالانه داشت. اگرچه این نرخ از رشد زیرساخت ابری اوراکل کمتر است، باید اندازه دو کسب‌وکار را در نظر گرفت. درآمد بخش ابر هوشمند مایکروسافت که خدمات آژور را نیز دربرمی‌گیرد، در آخرین فصل به ۳۹٫۳ میلیارد دلار رسید؛ بیش از پنج برابر درآمد ۷٫۴ میلیارد دلاری زیرساخت ابری اوراکل. بنابراین، رشد درصدی بالاتر اوراکل تا حدی از کوچک‌تر بودن پایه درآمدی آن ناشی می‌شود. مزیت مهم‌تر مایکروسافت، وضعیت نقدینگی آن است. شرکت در آخرین فصل ۳۵٫۸ میلیارد دلار مخارج سرمایه‌ای داشت، اما همچنان نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار جریان نقدی آزاد مثبت ثبت کرد. بدهی آن نیز در پایان ژوئن حدود ۴۰٫۳ میلیارد دلار بود؛ کمتر از ۴۳٫۲ میلیارد دلار در سال قبل. البته مایکروسافت نیز ۳۲۹٫۱ میلیارد دلار تعهد اجاره‌ای دارد که پرداخت آن‌ها هنوز آغاز نشده است. کدام سهام انتخاب بهتری است؟ اگر برنامه‌های توسعه اوراکل طبق انتظار پیش بروند، این شرکت می‌تواند از افزایش تقاضا برای توان پردازشی هوش مصنوعی سود قابل‌توجهی ببرد. سهم بزرگ‌تر زیرساخت ابری از ترکیب درآمدی آن نیز باعث می‌شود موفقیت این بخش تأثیر بیشتری بر عملکرد کل شرکت داشته باشد. بااین‌حال، توسعه مراکز داده به سرمایه‌گذاری سنگین، دسترسی به انرژی، تأمین تجهیزات و اجرای دقیق پروژه‌ها وابسته است. هرگونه تأخیر می‌تواند درآمد مورد انتظار را عقب بیندازد، درحالی‌که هزینه‌های تأمین مالی و تعهدات قراردادی همچنان پابرجا می‌مانند. چنین شرایطی برای شرکتی با جریان نقدی آزاد منفی، فشار بیشتری ایجاد می‌کند. مایکروسافت نیز از این ریسک‌ها مصون نیست؛ اما جریان نقدی مثبت و بدهی گزارش‌شده کمتر، توان بیشتری برای تحمل شوک‌های احتمالی به آن می‌دهد. از این منظر، مایکروسافت برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال ترکیب رشد و تاب‌آوری مالی هستند، انتخاب متعادل‌تری محسوب می‌شود. بااین‌حال، بازده نهایی سهام به قیمت خرید، ارزش‌گذاری بازار و میزان تحقق انتظارات رشد نیز بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سولانا و وعده نهایی‌شدن ۱۵۰ میلی‌ثانیه‌ای انجام تراکنش‌ها

ارتقای آلپنگلو با هدف کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش‌های سولانا به حدود ۱۵۰ میلی‌ثانیه طراحی شده است؛ اما این رقم هنوز هدف فنی ارتقاست، نه نتیجه‌ای که در شبکهٔ اصلی و شرایط واقعی بازار اثبات شده باشد. به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، این ارتقا در شبکه‌های آزمایشی عمومی سولانا فعال شده بود. نهایی‌شدن زمانی است که تراکنش دیگر عملاً برگشت‌پذیر تلقی نمی‌شود. کاهش این زمان می‌تواند انتظار صرافی‌ها برای تأیید واریز، پل‌های میان‌زنجیره‌ای برای آزادکردن دارایی و برنامه‌های پرداخت برای تکمیل تسویه را کمتر کند. سرعت بیشتر به‌تنهایی تضمین‌کنندهٔ افزایش قیمت SOL یا افزایش استفاده از شبکه نیست. آلپنگلو قرار است سازوکار اجماع فعلی را با روش تازه‌ای جایگزین کند. در این مدل، اعتبارسنج‌ها رأی‌های خود را مستقیماً با یکدیگر مبادله می‌کنند، به‌جای آنکه همهٔ رأی‌ها مانند تراکنش در بلاک‌ها ثبت شوند. این تغییر می‌تواند زمان لازم برای توافق را کوتاه کند. زمان شبکهٔ اصلی هنوز قطعی نیست گزارش قابل‌دسترسی کوین‌دسک در ۲۶ سپتامبر می‌گوید آلپنگلو روی devnet و testnet فعال شده بود، اما برای انتقال به شبکهٔ اصلی تاریخ مشخصی اعلام نشده بود. همچنین سرعت هدف‌گذاری‌شده هنوز در شرایط زندهٔ شبکه به‌طور پایدار سنجیده نشده بود. این تفاوت برای کاربران و معامله‌گران مهم است: آزمایش موفق در شبکهٔ آزمایشی با فعال‌سازی عمومی یکسان نیست. افزون بر آن، زمان پردازش کیف‌پول‌ها و سیاست تأیید هر صرافی می‌تواند تجربهٔ واقعی واریز و برداشت را طولانی‌تر از زمان نهایی‌شدن خود شبکه کند. تحلیل این خبر بر بازار کریپتو کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش می‌تواند تجربه صرافی‌ها، پل‌ها و پرداخت‌های مبتنی بر سولانا را بهبود دهد، اما عدد ۱۵۰ میلی‌ثانیه فعلاً هدف فنی است، نه تضمین عملکرد شبکه اصلی. معامله‌گران باید پیش از برداشت یا واریز، وضعیت ارتقا و اطلاعیه صرافی را بررسی کنند. تغییر شمار تراکنش‌ها پس از حذف رأی اعتبارسنج‌ها نیز لزوماً به‌معنای افت فعالیت کاربران نیست، در شرایط واقعی.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

تقاضای پنهان برای نقره در حال رشد است؛ هوش مصنوعی و 5G در خط مقدم

در یک نگاه تقاضای نقره در بخش‌های غیرخورشیدی صنعت الکترونیک در حال افزایش است و پیش‌بینی می‌شود امسال حدود ۹ میلیون اونس رشد کند؛ محرک‌هایی مانند زیرساخت‌های هوش مصنوعی، خودروهای برقی، شبکه برق و تجهیزات 5G از عوامل اصلی این افزایش هستند. با این حال، این رشد هنوز نمی‌تواند کاهش ۳۵.۶ میلیون اونس مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی را جبران کند و در نتیجه تقاضای کلی بخش الکترونیک در سال ۲۰۲۶ کاهش خواهد یافت. در افق چندساله، گسترش کاربردهای الکترونیکی می‌تواند به عاملی مثبت برای بازار نقره تبدیل شود؛ به‌ویژه آنکه بازار نقره امسال نیز با کسری ۴۶.۳ میلیون اونس مواجه است. اخبار فناوری در اواخر سپتامبر، در مجموع کمتر از ۰.۱ میلیون اونس به تقاضای قابل‌اندازه‌گیری نقره اضافه کردند؛ در حالی که پیش‌بینی می‌شود بخش الکترونیک خارج از صنعت انرژی خورشیدی امسال به ۹ میلیون اونس نقره بیشتر نیاز داشته باشد؛ روندی که برای دارندگان نقره خبر مثبتی محسوب می‌شود. اما بخش عمده نقره موردنیاز در تیترهای خبری دیده نمی‌شود. بر اساس برآوردهای مطرح‌شده در کتاب Silver Rising، هر ماهواره حدود ۵۰ تا ۲۰۰ گرم نقره با خود حمل می‌کند. برای میزان نقره به‌کاررفته در یک دکل 5G یا یک باتری ذخیره‌سازی شبکه برق، رقم استاندارد و رسمی منتشرشده‌ای وجود ندارد. رقم بزرگ‌تر در پیش‌بینی‌های Metals Focus و Silver Institute دیده می‌شود. این گزارش توسط وب‌سایت Investing ارائه شده و توسط تیم یوتوتایمز، بازنویسی و ترجمه شده است. بر اساس محاسبات ما از ارقام این نظرسنجی، مصرف نقره در تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی، به‌جز پنل‌های خورشیدی، امسال حدود ۳.۴ درصد افزایش خواهد یافت. برای دارندگان نقره، این موضوع در افق چندساله خبر خوبی است؛ چرا که این رشد ناشی از تقاضا در طیف گسترده‌ای از محصولات است، نه وابسته به یک صنعت خاص. البته در سال ۲۰۲۶ تأثیر این رشد محدود است، چراکه کاهش مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی بیش از آن را خنثی می‌کند. قیمت نقره تحت فشار افزایش نرخ‌های بهره قرار داشته است. این فلز در گزارش روزانه USAGOLD در ۷ اکتبر (15 مهر)، ۶۰.۶۸ دلار به ازای هر اونس معامله شد، در حالی که قیمت طلا ۴۱۲۱.۲۶ دلار بود. قیمت نقره اکنون حدود نیمی از سقف ثبت‌شده آن در ژانویه است. فدرال رزرو در ۱۶ سپتامبر برای نخستین بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش داد. از آن زمان، گزارش ضعیف اشتغال آمریکا در ماه سپتامبر احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در ماه اکتبر را بر اساس قیمت‌گذاری بازار معاملات آتی به حدود ۲۰ درصد کاهش داده است. تقاضای بخش الکترونیک نیز بخشی از سمت تقاضای این معادله را تشکیل می‌دهد. آنچه تیترهای فناوری نشان دادند بخش قابل‌توجهی از اخبار فناوری در نیمه دوم سپتامبر به نفع نقره بود. بر اساس داده‌های دولتی چین، تعداد ایستگاه‌های پایه 5G این کشور در پایان ماه اوت از ۵.۱ میلیون دستگاه عبور کرد. فروش باتری‌های مورد استفاده برای ذخیره‌سازی برق شبکه در چین نیز در ماه اوت بیش از دو برابر مدت مشابه سال قبل شد. در ۲۸ سپتامبر، فضاپیمای استارشیپ (Starship) شرکت اسپیس‌ایکس (SpaceX) نخستین ۲۶ ماهواره از نسل جدید ماهواره‌های استارلینک (Starlink) را در مدار قرار داد؛ اقدامی که گامی در مسیر پرتاب‌های بسیار بزرگ‌تر ماهواره‌های استارلینک محسوب می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: سه فلز، سه چشم‌انداز متفاوت؛ پیش‌بینی مهم دویچه‌بانک برای طلا، نقره و مس البته همه اخبار در یک جهت نبودند. شبکه ماهواره‌ای آمازون از ۲ ژوئیه تاکنون پرتاب جدیدی نداشته است. در ۲۱ سپتامبر نیز ایالت تگزاس به نهاد ناظر زیست‌محیطی خود دستور داد صدور مجوز برای پروژه‌های مراکز داده را تا زمان تکمیل حسابرسی شبکه برق ایالت در اواسط دسامبر متوقف کند. رویترز به نقل از فردی آگاه گزارش داد که شرکت اوراکل (Oracle) نیز به دلیل احتمال تأخیر در تأمین برق موردنیاز یک پروژه مرکز داده در نیومکزیکو، اطلاعیه «فورس ماژور» صادر کرده است. فورس ماژور بندی قراردادی است که در صورت وقوع تأخیرهایی خارج از کنترل شرکت، آن را از مسئولیت تأخیر معاف می‌کند. با این حال، اوراکل اعلام کرده است که این پروژه همچنان مطابق برنامه زمان‌بندی‌شده پیش می‌رود. چرا میزان نقره موردنیاز در این اخبار چندان زیاد نیست؟ ردیاب‌های پرتاب ماهواره نشان می‌دهند که در دو هفته منتهی به ۲۸ سپتامبر، نزدیک به ۸۰ ماهواره در مدار قرار گرفته‌اند. پرتاب استارشیپ در همان روز، مجموع تعداد ماهواره‌های پرتاب‌شده را از ۱۰۰ فروند عبور داد. بر اساس برآورد میزان نقره مورد استفاده برای هر ماهواره، این ماهواره‌ها در مجموع حداکثر چند صد اونس نقره با خود حمل می‌کنند. برای میزان نقره موجود در یک ایستگاه پایه 5G یا هر گیگاوات‌ساعت ظرفیت ذخیره‌سازی باتری نیز رقم استاندارد و رسمی منتشرشده‌ای وجود ندارد؛ بنابراین نمی‌توان به‌طور قابل اتکا این موارد را به میزان مشخصی از اونس نقره تبدیل کرد. در مجموع، تمام موارد قابل‌اندازه‌گیری از اخبار فناوری این دو هفته، کمتر از ۰.۱ میلیون اونس به تقاضای نقره اضافه می‌کنند. این رقم تنها تقاضای جدیدی را شامل می‌شود که مستقیماً از اخبار مذکور قابل ردیابی است و با رقم بسیار بزرگ‌تر پیش‌بینی تقاضای سالانه برای همین دسته از محصولات تفاوت دارد. بخش عمده اونس‌های نقره کجاست؟ نظرسنجی مشترک Metals Focus و Silver Institute نشان می‌دهد تقاضای بخش برق و الکترونیک، شامل صنعت انرژی خورشیدی، در سال ۲۰۲۵ به ۴۴۹.۵ میلیون اونس رسیده است. پیش‌بینی می‌شود این رقم در سال جاری با افت ۶ درصدی به ۴۲۲.۹ میلیون اونس کاهش یابد. پنل‌های خورشیدی عامل اصلی این کاهش هستند. پیش‌بینی می‌شود مصرف نقره در این بخش از ۱۸۶.۶ میلیون اونس به ۱۵۱ میلیون اونس کاهش پیدا کند. اما اگر انرژی خورشیدی را از این محاسبات کنار بگذاریم، تصویر کاملاً متفاوت می‌شود. میزان مصرف نقره در سایر بخش‌های این گروه از ۲۶۲.۹ میلیون اونس به ۲۷۱.۹ میلیون اونس افزایش خواهد یافت؛ یعنی حدود ۹ میلیون اونس بیشتر. این رقم ۹ میلیون اونس به‌صورت مستقیم در گزارش منتشر نشده و حاصل تفریق دو رقم منتشرشده در نظرسنجی است. میزان تقاضا در همین بخش در سال ۲۰۲۵ تقریباً ثابت بوده است؛ بنابراین افزایش امسال بیشتر به معنای بازگشت به مسیر رشد است تا ادامه یک روند صعودی بلندمدت. این نظرسنجی، زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، خودروها و سرمایه‌گذاری در شبکه برق را از جمله عوامل رشد تقاضا معرفی می‌کند. در عین حال، هشدار می‌دهد که پیش‌بینی امسال «به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای نامطمئن‌تر از حالت معمول» است. این موضوع برای سرمایه‌گذاران نقره چه معنایی دارد؟ در صنعت فناوری، بخش عمده تقاضای نقره نه از ماهواره‌ها و مراکز داده‌ای که در تیتر اخبار قرار می‌گیرند، بلکه از تعداد زیادی محصولات الکترونیکی مختلف ناشی می‌شود که هرکدام به مقدار کمی نقره نیاز دارند. پیش‌بینی می‌شود این تقاضا امسال حتی با وجود کاهش مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی افزایش یابد. در افق چندساله، این موضوع می‌تواند برای نقره مثبت باشد. با این حال، این روند تراز بازار نقره در سال جاری را تغییر نمی‌دهد. افزایش ۹ میلیون اونس تقاضا در بخش‌های غیرخورشیدی، بسیار کمتر از کاهش ۳۵.۶ میلیون اونس مصرف نقره در بخش خورشیدی است. بنابراین، مجموع تقاضای بخش الکترونیک همچنان در سال جاری کاهش خواهد یافت. آزمون بعدی، انتشار به‌روزرسانی میان‌دوره‌ای گزارش Metals Focus و Silver Institute است که انتظار می‌رود در ماه نوامبر منتشر شود. اگر تقاضای بخش الکترونیک خارج از انرژی خورشیدی پایین‌تر از سطح سال ۲۰۲۵ اعلام شود، استدلال مطرح‌شده درباره نقش فناوری در رشد تقاضای نقره ضعیف‌تر خواهد شد. اما تصویر بزرگ‌تر، کل بازار نقره است. Metals Focus و Silver Institute پیش‌بینی می‌کنند بازار نقره در سال جاری با کسری ۴۶.۳ میلیون اونس مواجه شود؛ رقمی که می‌تواند ششمین سال متوالی کسری بازار نقره باشد. تداوم رشد تقاضای الکترونیکی نیز در سال‌های آینده، پر کردن این شکاف عرضه و تقاضا را دشوارتر خواهد کرد. ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا سهام اوراکل زیر ۱۵۰ دلار ارزش خرید دارد؟

سهام اوراکل پس از یک دوره رشد چشمگیر، در سال جاری مسیر متفاوتی را طی کرده و اکنون با فاصله قابل توجهی از سقف ۵۲ هفته‌ای خود معامله می‌شود. قیمت سهم که در مقطعی به بیش از ۳۲۲ دلار رسیده بود، اکنون به محدوده زیر ۱۵۰ دلار بازگشته است؛ افتی که توجه سرمایه‌گذاران را به این پرسش جلب کرده که آیا کاهش قیمت، فرصتی برای خرید ایجاد کرده یا نگرانی‌های موجود همچنان بر ارزش سهام سایه می‌اندازد. در یک نگاه  درآمد اوراکل در آخرین فصل ۳۰ درصد افزایش یافت و سود هر سهم تعدیل‌نشده نیز ۵۵ درصد رشد کرد.  کسب‌وکار زیرساخت ابری اوراکل در آخرین گزارش رشد سه‌رقمی داشته است.  حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از سفارش‌های تعهدشده اوراکل به اوپن‌ای‌آی مرتبط است.  با وجود افت شدید قیمت، ارزش‌گذاری فعلی سهم هنوز به اندازه‌ای پایین نیست که ریسک‌های شرکت را کاملاً جبران کند. اوراکل از شرکت‌هایی است که با گسترش هوش مصنوعی و افزایش تقاضا برای پردازش ابری، از ظرفیت رشد قابل توجهی برخوردار است. با این حال، افزایش بدهی و وابستگی قابل توجه به قراردادهای مرتبط با اوپن‌ای‌آی باعث شده بازار نسبت به چشم‌انداز رشد آینده شرکت محتاط‌تر شود. رشد قدرتمند اوراکل در سایه هوش مصنوعی اوراکل در آخرین گزارش مالی خود عملکرد قدرتمندی به نمایش گذاشت. درآمد شرکت ۳۰ درصد افزایش یافت و سود هر سهم بدون تعدیل نیز رشد ۵۵ درصدی را تجربه کرد. مهم‌تر از آن، فعالیت زیرساخت ابری شرکت با رشدی سه‌رقمی همراه شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد افزایش تقاضا برای ظرفیت پردازشی مرتبط با هوش مصنوعی می‌تواند به یکی از موتورهای اصلی رشد اوراکل تبدیل شود. گسترش پردازش‌های ابری و افزایش نیاز شرکت‌ها به پایگاه‌های داده و زیرساخت محاسباتی، موقعیت اوراکل را در بازار فناوری تقویت کرده است. بنابراین از منظر عملیاتی، عملکرد اخیر شرکت همچنان نشانه‌های مثبتی دارد. با این حال، واکنش بازار به این نتایج چندان مثبت نبوده است. دلیل اصلی را باید در نگرانی سرمایه‌گذاران درباره ساختار مالی شرکت و میزان وابستگی آن به برخی مشتریان بزرگ جست‌وجو کرد. وابستگی به اوپن‌ای‌آی؛ مهم‌ترین نگرانی بازار یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر سهام اوراکل، ارتباط گسترده این شرکت با اوپن‌ای‌آی است. حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از تعهدات عملکردی باقی‌مانده اوراکل به قراردادهای مرتبط با این شرکت اختصاص دارد؛ در حالی که مجموع این تعهدات حدود ۶۶۴ میلیارد دلار است. این ارقام از یک سو نشان‌دهنده قدرت قراردادهای آینده اوراکل هستند، اما از سوی دیگر تمرکز قابل توجهی ایجاد می‌کنند. اگر اوپن‌ای‌آی نتواند با سرعت مورد انتظار به سودآوری برسد یا توانایی پرداخت تعهدات خود را با مشکل مواجه کند، بخشی از چشم‌انداز رشد اوراکل نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد. از این منظر، رشد بالای تعهدات قراردادی لزوماً به معنای رشد قطعی درآمد و سود نیست و کیفیت و قابلیت تحقق این قراردادها اهمیت زیادی دارد. “ «به نظر من، مسئله اصلی در مورد اوراکل نه ضعف عملیاتی، بلکه شکاف میان کیفیت کسب‌وکار و قیمت‌گذاری آن است. رشد ۳۰ درصدی درآمد و جهش سه‌رقمی زیرساخت ابری نشان می‌دهد که موتور عملیاتی شرکت همچنان قدرتمند است، اما ارزش‌گذاری سهم باید ریسک تمرکز قراردادها و نیاز سرمایه‌ای سنگین برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را نیز منعکس کند. بنابراین افت اخیر را نباید صرفاً «ارزان شدن سهم» تلقی کرد؛ نقطه جذاب‌تر زمانی شکل می‌گیرد که قیمت سهام حاشیه امنیت بیشتری نسبت به ریسک‌های مالی و تمرکز درآمدی ایجاد کند.» بابک شیری آیا افت قیمت، سهم را ارزان کرده است؟ سهام اوراکل اکنون با قیمتی کمتر از ۲۳ برابر سود گذشته معامله می‌شود. بر اساس برآورد سود آینده نیز نسبت قیمت به سود سهم حدود ۱۸ برابر است؛ رقمی که اندکی پایین‌تر از میانگین حدود ۲۰ برابری شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ قرار دارد. در نگاه نخست، این اعداد نشان می‌دهند که افت قیمت سهم تا حدی ارزش‌گذاری آن را جذاب‌تر کرده است. اما مسئله اینجاست که سرمایه‌گذار در کنار فرصت رشد، ریسک بدهی بالا و تمرکز قابل توجه بر اوپن‌ای‌آی را نیز خریداری می‌کند. بنابراین کاهش قیمت به‌تنهایی برای تبدیل اوراکل به یک گزینه جذاب کافی نیست. جمع‌بندی اوراکل همچنان از یک کسب‌وکار قدرتمند، رشد سریع زیرساخت ابری و موقعیت مناسب در روند توسعه هوش مصنوعی برخوردار است. عملکرد مالی اخیر نیز نشان می‌دهد که تقاضا برای خدمات شرکت همچنان بالاست. با این حال، افت سهم از سقف بیش از ۳۲۲ دلار به محدوده زیر ۱۵۰ دلار لزوماً به معنای ایجاد یک فرصت خرید کم‌ریسک نیست. بدهی بالا و وابستگی قابل توجه به اوپن‌ای‌آی می‌تواند در صورت تغییر شرایط این شرکت، ریسک قابل توجهی برای چشم‌انداز اوراکل ایجاد کند. در نتیجه، با توجه به اطلاعات مورد بررسی، قیمت فعلی هنوز به اندازه‌ای پایین نیست که حاشیه امنیت کافی برای جبران این ریسک‌ها ایجاد کند و در شرایط کنونی، می‌توان گزینه‌های جذاب‌تری را در میان سهام فناوری پیدا کرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سهام آمریکا با گزارش ضعیف اشتغال بالا رفت؛ نزدک ۱۰۰ رکورد زد

کند شدن رشد بازار کار آمریکا باعث افزایش قیمت سهام شد. سرمایه‌گذاران انتظار خود را از افزایش دوبارهٔ نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در کوتاه‌مدت کاهش دادند. شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ با ۰.۷ درصد افزایش همراه شد و شاخص نزدک ۱۰۰ به رکورد تازه‌ای رسید. تمایل سرمایه‌گذاران به دارایی‌های پرریسک‌تر در این روز بیشتر شد. اوراق خزانهٔ آمریکا افزایش قیمت ابتدای روز را از دست داد. بازارهای پولی احتمال افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر فدرال رزرو را کمتر از ۲۵ درصد ارزیابی کردند. کاهش قیمت سوخت نیز به بهبود فضای بازار کمک کرد. کشورهای گروه هفت پیش‌تر نشان داده بودند که برای آزادسازی ذخایر اضطراری گازوئیل و نفت خام برنامه دارند. کارفرمایان آمریکایی در سپتامبر کمتر از حد انتظار نیرو استخدام کردند و رشد دستمزدها نیز کند شد. این وضعیت نشان‌دهندهٔ احتیاط بیشتر کسب‌وکارهایی است که با هزینه‌های بالاتر روبه‌رو هستند. شمار شاغلان بخش غیرکشاورزی ۲۹ هزار نفر افزایش یافت. آمار دو ماه قبل از آن نیز رو به پایین اصلاح شد. این رقم از همهٔ پیش‌بینی‌های یک نظرسنجی پایین‌تر بود. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید که بخشی از آن به رشد نیروی کار مربوط است. گزارش اشتغال پس از ماه‌ها فروش گستردهٔ اوراق خزانهٔ آمریکا، تا حدی از فشار بازار کاست. نگرانی از تداوم تورم، هزینه‌های دولت و افزایش استقراض شرکت‌ها برای تأمین مالی سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، عامل این فروش بود. بازده اوراق ۱۰ سالهٔ آمریکا اوایل همین هفته به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۲ رسیده بود.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

تیمیراوس از وال‌ استریت ژورنال: گزارش ضعیف اشتغال مسیر را برای توقف فدرال رزرو هموار کرد

گزارش اشتغال ماه سپتامبر فضای بیشتری در اختیار فدرال رزرو قرار می‌دهد تا در ماه اکتبر نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد؛ چراکه روند استخدام کند شده و نرخ بیکاری نیز اندکی افزایش یافته و به ۴.۲ درصد رسیده است. با توجه به شواهد اندک از وجود فشارهای تورمی در بازار کار، اکنون توجه بازار به گزارش تورم شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) ماه سپتامبر در ۱۴ اکتبر معطوف شده است؛ گزارشی که می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌تری در تصمیم بعدی فدرال رزرو درباره نرخ بهره داشته باشد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا؛ رشد شغلی به‌شدت کند شد و فشار بر فدرال رزرو کاهش یافت

بازارهای مالی آمریکا در نخستین واکنش به انتشار گزارش اشتغال سپتامبر، با کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش شاخص‌های سهام مواجه شدند؛ زیرا آمار اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار منتشر شد و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره فدرال رزرو در نشست اکتبر را کاهش داد. بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، اقتصاد این کشور در ماه سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل جدید ایجاد کرد؛ در حالی که اقتصاددانان انتظار افزایش حدود ۹۰ هزار شغل را داشتند. هم‌زمان، نرخ بیکاری از ۴.۱ درصد در ماه اوت به ۴.۲ درصد افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز پایین‌تر از پیش‌بینی‌ها قرار گرفت. در یک نگاه اقتصاد آمریکا در سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل ایجاد کرد؛ در برابر انتظار ۹۰ هزار شغل. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید و رشد دستمزد سالانه به ۳ درصد کاهش یافت. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر به حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت. کاهش بازده اوراق خزانه به رشد معاملات آتی S&P 500 و نزدک کمک کرد. این گزارش در شرایطی منتشر شده که بازار سهام آمریکا پیش از آن با فشار ناشی از افزایش بازده اوراق و نگرانی درباره مسیر نرخ بهره مواجه بود. بنابراین، ضعف بازار کار در کوتاه‌مدت برای سهام به‌عنوان عاملی کاهنده فشار پولی تفسیر شد؛ موضوعی که در واکنش اولیه بازار به‌وضوح دیده شد. گزارش اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار بود مهم‌ترین عدد گزارش سپتامبر، رشد تنها ۲۹ هزار نفری اشتغال غیرکشاورزی بود. این رقم نه‌تنها فاصله زیادی با پیش‌بینی حدود ۹۰ هزار نفری داشت، بلکه پس از بازنگری آمار ماه اوت نیز منتشر شد؛ اشتغال اوت از رقم قبلی ۱۶۲ هزار نفر به ۱۳۳ هزار نفر کاهش یافت. مجموع بازنگری دو ماه گذشته نیز حدود ۶۰ هزار شغل از برآوردهای قبلی کم کرد. اهمیت بازنگری‌ها در این است که ضعف سپتامبر را نمی‌توان صرفاً یک انحراف آماری در یک ماه دانست. اگرچه بخشی از کاهش اشتغال می‌تواند تحت تأثیر عوامل فصلی و زمان‌بندی تعطیلات روز کارگر قرار گرفته باشد، داده‌های بازنگری‌شده نشان می‌دهد سرعت ایجاد شغل در اقتصاد آمریکا نسبت به برآوردهای قبلی پایین‌تر بوده است. در بخش خصوصی نیز وضعیت چندان متفاوت نبود. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار حدود ۸۵ هزار نفر بود. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت. با این حال، تصویر بازار کار کاملاً منفی نیست. گزارش رویترز اشاره می‌کند که نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها دیده نمی‌شود و درخواست‌های اولیه دریافت بیمه بیکاری همچنان در سطوح بسیار پایین قرار دارد. بنابراین داده‌های سپتامبر بیشتر به کاهش سرعت استخدام اشاره دارند تا فروپاشی بازار کار. بیکاری افزایش یافت، اما ساختار آن اهمیت دارد نرخ بیکاری آمریکا از ۴.۱ درصد در اوت به ۴.۲ درصد در سپتامبر رسید. در نگاه اول، افزایش بیکاری می‌تواند نشانه دیگری از ضعف بازار کار باشد، اما جزئیات نظرسنجی خانوار تصویر متعادل‌تری ارائه می‌کند. بر اساس داده‌های منتشرشده، اشتغال در نظرسنجی خانوار حدود ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافت و نیروی کار نیز حدود ۴۸۵ هزار نفر رشد کرد. افزایش نرخ مشارکت از ۶۱.۶ درصد به ۶۱.۸ درصد نیز نشان می‌دهد بخشی از افزایش نرخ بیکاری به ورود افراد بیشتری به بازار کار مربوط بوده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه وخامت شدید شرایط اشتغال دانست. حتی نرخ بیکاری بدون گرد کردن در محدوده‌ای قرار داشت که تنها اندکی بالاتر از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد بود. برای بازار سهام، این تفاوت اهمیت دارد. اگر افزایش بیکاری ناشی از موج اخراج‌ها و کاهش شدید اشتغال بود، پیام آن برای سودآوری شرکت‌ها و مصرف خانوارها منفی‌تر می‌شد. اما در شرایط فعلی، بازار بیشتر روی بخش دیگری از گزارش تمرکز کرده است: کاهش فشار دستمزدی و کاهش احتمال افزایش نرخ بهره. دستمزدها؛ مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو یکی از مهم‌ترین نکات گزارش سپتامبر، عملکرد ضعیف‌تر از انتظار دستمزدها بود. متوسط دستمزد ساعتی تنها ۰.۱ درصد در ماه افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار رشد ۰.۳ درصدی بود. رشد سالانه دستمزد نیز به ۳ درصد کاهش یافت و نسبت به نرخ ۳.۲ درصدی مورد انتظار پایین‌تر قرار گرفت. این داده برای فدرال رزرو اهمیت زیادی دارد، زیرا کاهش سرعت رشد دستمزد می‌تواند به کاهش فشارهای تورمی کمک کند. از سوی دیگر، متوسط ساعات کاری هفتگی روی ۳۴.۴ ساعت قرار گرفت؛ بنابراین هنوز نشانه‌ای از کاهش شدید ساعات کاری کارکنان مشاهده نمی‌شود. ترکیب این داده‌ها برای بازار سهام اهمیت ویژه‌ای دارد: اشتغال ضعیف‌تر، رشد دستمزد پایین‌تر و بدون کاهش شدید ساعات کاری. چنین ترکیبی در کوتاه‌مدت می‌تواند سناریوی مطلوب‌تری برای دارایی‌های ریسکی ایجاد کند، زیرا از یک سو فشار تورمی را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر الزام فوری برای افزایش نرخ بهره را کمتر می‌کند. بازار اوراق؛ پیام اصلی گزارش برای سهام واکنش بازار اوراق خزانه یکی از مهم‌ترین مسیرهایی است که گزارش اشتغال از طریق آن بر سهام اثر می‌گذارد. پس از انتشار گزارش، بازده اوراق دوساله خزانه آمریکا، که حساسیت بالایی به انتظارات نرخ بهره فدرال رزرو دارد، به محدوده ۴.۷۲ درصد کاهش یافت. بازده اوراق ۱۰ساله نیز به حدود ۵.۱۸ درصد رسید. گزارش‌های بازار همچنین از کاهش بازده اوراق دوساله تا محدوده ۴.۶۹ درصد در واکنش اولیه خبر داده‌اند. کاهش بازده اوراق از دو مسیر می‌تواند برای سهام اهمیت داشته باشد. نخست، نرخ تنزیل مورد استفاده برای ارزش‌گذاری جریان‌های نقدی آینده شرکت‌ها کاهش می‌یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌های رشدی و فناوری که بخش قابل توجهی از ارزش آنها به سودهای سال‌های آینده وابسته است اهمیت دارد. دوم، جذابیت نسبی اوراق با درآمد ثابت در برابر سهام کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه، بخشی از سرمایه می‌تواند مجدداً به سمت دارایی‌های ریسکی حرکت کند. به همین دلیل، واکنش مثبت معاملات آتی شاخص‌های اصلی آمریکا چندان عجیب نبود. پیش از آغاز معاملات، قراردادهای آتی S&P 500 حدود ۰.۸ درصد و قراردادهای آتی نزدک ۱۰۰ حدود ۱ درصد رشد کردند. چرا سهام فناوری بیشتر به این گزارش حساس است؟ گزارش اشتغال ضعیف لزوماً به معنای خبر خوب برای تمام شرکت‌های بورسی نیست. اگر ضعف بازار کار به کاهش مصرف خانوار و افت سود شرکت‌ها منجر شود، در نهایت می‌تواند به زیان بازار سهام تمام شود اما در واکنش اولیه به گزارش سپتامبر، اثر نرخ بهره بر اثر نگرانی‌های مربوط به رشد اقتصادی غلبه کرده است. این موضوع برای سهام فناوری و رشدی اهمیت بیشتری دارد. ارزش‌گذاری این شرکت‌ها معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تغییر نرخ‌های بهره بلندمدت دارد. بنابراین کاهش بازده اوراق می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فضای معاملاتی سهام فناوری کمک کند. شاخص نزدک ۱۰۰ نیز در واکنش اولیه عملکرد مثبتی داشت و معاملات آتی آن بیش از یک درصد افزایش یافت. در مقابل، شاخص‌های صنعتی مانند داوجونز نیز رشد کردند، اما شدت واکنش آنها به ترکیب صنایع و حساسیت متفاوت شرکت‌ها نسبت به نرخ بهره بستگی دارد. از این منظر، گزارش سپتامبر می‌تواند برای بخش‌هایی مانند فناوری، شرکت‌های رشدی و سهام با ارزش‌گذاری مبتنی بر جریان نقدی بلندمدت، در کوتاه‌مدت اهمیت بیشتری داشته باشد. “ «از منظر بازار سهام، گزارش سپتامبر را باید بیشتر یک تغییر در موازنه ریسک نرخ بهره دانست تا یک سیگنال قطعی درباره رکود اقتصاد آمریکا. ضعف اشتغال و کاهش رشد دستمزدها در شرایط فعلی به کاهش بازده اوراق و عقب‌نشینی انتظارات افزایش نرخ بهره منجر شده و همین مسئله می‌تواند در کوتاه‌مدت فضای مساعدتری برای شاخص‌هایی مانند نزدک ۱۰۰ و S&P 500 ایجاد کند؛ اما نقطه حساس بازار از اینجا به بعد، فاصله میان «کاهش فشار تورمی» و «تضعیف سودآوری شرکت‌ها» است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار بدون افت جدی مصرف و درآمد بنگاه‌ها صرفاً در حال تعدیل است، کاهش بازده اوراق می‌تواند محرک ارزش‌گذاری سهام باشد؛ اما اگر ضعف اشتغال به افت محسوس تقاضا منتقل شود، بازار دیر یا زود از مسئله نرخ بهره به مسئله سود هر سهم و چشم‌انداز درآمد شرکت‌ها تغییر جهت خواهد داد. به همین دلیل، در مقطع فعلی واکنش مثبت شاخص‌ها قابل درک است، اما پایداری آن بیش از خود NFP به مسیر تورم، بازده اوراق و برآورد سود شرکت‌های بزرگ وابسته خواهد بود.» بابک شیری آیا گزارش اشتغال، افزایش نرخ بهره اکتبر را منتفی کرد؟ پس از انتشار گزارش، انتظارات بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر به‌شدت کاهش یافت. بر اساس داده‌های منتشرشده، احتمال افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره در این نشست به محدوده ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت و احتمال ثابت ماندن نرخ‌ها به حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد رسید. این تغییر برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد، زیرا در هفته‌های گذشته افزایش بازده اوراق و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره یکی از عوامل فشار بر ارزش‌گذاری سهام آمریکا بود. با این حال، نمی‌توان صرفاً بر اساس گزارش اشتغال نتیجه گرفت که مسیر سیاست پولی برای ماه‌های بعد کاملاً مشخص شده است. تورم همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار دارد و سیاست‌گذاران همچنان باید میان دو بخش مأموریت خود، یعنی ثبات قیمت‌ها و اشتغال، تعادل برقرار کنند. به همین دلیل، گزارش‌های تورمی ماه اکتبر و داده‌های اقتصادی بعدی همچنان می‌توانند انتظارات بازار را تغییر دهند. شاخص‌های سهام؛ خبر خوب یا هشدار اقتصادی؟ واکنش مثبت بازار به گزارش اشتغال یک تناقض مهم را نشان می‌دهد: ضعف اقتصادی می‌تواند در کوتاه‌مدت برای سهام خبر خوبی باشد، اگر باعث کاهش نرخ بهره شود؛ اما ضعف بیش از حد اقتصاد در نهایت می‌تواند به سود شرکت‌ها آسیب بزند. در گزارش سپتامبر هنوز فاصله زیادی میان این دو سناریو وجود دارد. رشد ۲۹ هزار نفری اشتغال ضعیف است، اما نرخ بیکاری تنها اندکی افزایش یافته، مشارکت نیروی کار بالا رفته و نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها گزارش نشده است. در نتیجه، بازار فعلاً این داده را بیشتر به‌عنوان عاملی برای کاهش فشار پولی تفسیر کرده است تا نشانه‌ای از ورود اقتصاد به رکود. این تفاوت برای مسیر شاخص‌های سهام بسیار مهم است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار صرفاً در حال تعدیل تدریجی است، کاهش بازده اوراق می‌تواند از ارزش‌گذاری سهام حمایت کند. اما اگر ضعف اشتغال در ماه‌های آینده به کاهش مصرف، افت درآمد شرکت‌ها و افزایش بیکاری تبدیل شود، اثر مثبت کاهش نرخ بهره می‌تواند تحت تأثیر نگرانی درباره سودآوری شرکت‌ها قرار گیرد. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا یکی از ضعیف‌ترین گزارش‌های بازار کار در ماه‌های اخیر بود. ایجاد تنها ۲۹ هزار شغل در برابر انتظار حدود ۹۰ هزار نفر، بازنگری منفی ۶۰ هزار شغلی دو ماه قبل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد و رشد تنها ۰.۱ درصدی دستمزد ماهانه، تصویری از کاهش سرعت بازار کار ارائه می‌کند. با این حال، این گزارش هنوز به معنای فروپاشی بازار کار نیست. افزایش اشتغال در نظرسنجی خانوار، رشد نرخ مشارکت و نبود نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها نشان می‌دهد وضعیت بازار کار همچنان نسبتاً پایدار است. مهم‌ترین پیام گزارش برای بازارهای مالی، اما در بخش دیگری قرار دارد: کاهش فشار بر فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره در کوتاه‌مدت. همین موضوع باعث کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش معاملات آتی شاخص‌های اصلی سهام آمریکا شد. در کوتاه‌مدت، این وضعیت می‌تواند از سهام فناوری و رشدی حمایت کند؛ اما تداوم این اثر به داده‌های تورمی و اشتغال ماه‌های آینده بستگی خواهد داشت. بازار سهام اکنون بیش از آنکه صرفاً به تعداد شغل‌های ایجادشده نگاه کند، در حال سنجش این پرسش است که آیا اقتصاد آمریکا در حال فرود آرام است یا وارد مرحله‌ای از ضعف گسترده‌تر می‌شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا به‌شدت پایین‌تر از انتظارات منتشر شد

این گزارش تقریباً از تمام جهات ضعیف است. رقم اصلی اشتغال به‌مراتب پایین‌تر از انتظار بود، نرخ بیکاری افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز بسیار کمتر از پیش‌بینی‌ها بود. علاوه بر این، آمار دو ماه گذشته در مجموع ۶۰ هزار شغل پایین‌تر از برآوردهای قبلی اصلاح شد و اکنون مشخص شده است که اشتغال در ماه ژوئیه ۱۰ هزار نفر کاهش داشته است. پیش از انتشار این داده‌ها، بازار قراردادهای نرخ بهره فدرال رزرو، احتمال افزایش نرخ بهره را ۲۸ درصد قیمت‌گذاری می‌کرد و جفت‌ارز دلار/ین در محدوده ۱۵۷.۶۰ معامله می‌شد. بازدهی اوراق ۲ساله آمریکا ۴.۷۸ درصد و اوراق ۱۰ساله ۵.۲۳ درصد بود. بلافاصله پس از انتشار گزارش، احتمال افزایش نرخ بهره به ۱۵ درصد کاهش یافت، دلار/ین به ۱۵۷.۱۵ رسید، بازدهی اوراق ۲ساله به ۴.۷۲ درصد و بازدهی اوراق ۱۰ساله به ۵.۱۷ درصد کاهش پیدا کرد. نکته قابل توجه این است که اکنون افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر نیز محل تردید است و بازار تنها ۸۸ درصد احتمال می‌دهد که تا پایان سال هرگونه افزایش نرخ بهره‌ای رخ دهد. همان‌طور که واکنش بازار نشان می‌دهد، این گزارش ماهیتی کاملاً انبساطی و متمایل به کاهش نرخ بهره دارد و بحث درباره افزایش نرخ بهره در ماه اکتبر را، مگر در صورت انتشار یک گزارش بسیار داغ از تورم CPI، عملاً منتفی می‌کند. با این حال، یک عامل مهم در جهت مخالف وجود دارد و آن نظرسنجی خانوار است. بر اساس این نظرسنجی، اشتغال ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافته و نیروی کار نیز ۴۸۵ هزار نفر بیشتر شده است؛ در نتیجه نرخ مشارکت اقتصادی با دو دهم واحد درصد افزایش به ۶۱.۸ درصد رسیده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان لزوماً اتفاقی بسیار نامطلوب توصیف کرد. نرخ بیکاری بدون گرد کردن ۴.۱۷۵۳ درصد بود و بنابراین تنها با فاصله‌ای اندک از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد قرار داشت. اعداد مربوط به دستمزدها احتمالاً مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو هستند و این ارقام به‌وضوح ضعیف‌اند. متوسط دستمزد ساعتی در ماه سپتامبر تنها ۵ سنت، معادل ۰.۱ درصد افزایش یافت و نرخ رشد سالانه آن نیز به ۳.۰ درصد کاهش پیدا کرد. میانگین ساعات کاری روی ۳۴.۴ ساعت ثابت ماند؛ بنابراین شواهد چندانی از کاهش تهاجمی ساعات کاری کارکنان توسط شرکت‌ها وجود ندارد. با این حال، فشار دستمزدی از منظر تورم در مسیر مطلوب‌تری حرکت می‌کند. از نظر بخش‌های مختلف اقتصادی نیز نمی‌توان یک عامل خاص را به‌عنوان دلیل اصلی ضعف گزارش معرفی کرد. بخش خدمات درمانی ۱۷ هزار شغل ایجاد کرد که شامل افزایش ۱۳ هزار نفری در خدمات سرپایی و ۱۲ هزار نفری در بیمارستان‌ها بود؛ هرچند بخش مراقبت‌های پرستاری و اقامتی ۹ هزار شغل از دست داد. بخش ساخت‌وساز نیز ۱۱ هزار شغل ایجاد کرد که ۱۲ هزار مورد آن مربوط به پیمانکاران تخصصی ساخت‌وساز غیرمسکونی بود. بخش تولید نیز ۹ هزار شغل دیگر ایجاد کرد و از زمان ثبت کف اشتغال در دسامبر ۲۰۲۵ تاکنون، در مجموع ۷۲ هزار شغل به دست آورده است. در بخش‌های ضعیف‌تر، اشتغال در فعالیت‌های مالی ۷ هزار نفر کاهش یافت و این بخش از ماه مه ۲۰۲۵ تاکنون ۱۲۹ هزار شغل از دست داده است که بخش عمده آن مربوط به صنعت بیمه بوده است. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت، در حالی که اشتغال در بخش خدمات حرفه‌ای و کسب‌وکار ۹ هزار نفر و در بخش اطلاعات ۱۰ هزار نفر کاهش پیدا کرد. برخلاف ماه اوت، در این گزارش خبری از یک عامل فصلی بزرگ در بخش آموزش یا رستوران‌ها نیست که بتواند رقم اصلی اشتغال را به شکل مصنوعی تقویت کرده باشد. در مجموع، رقم ۲۹ هزار شغل را می‌توان واقعاً ضعیف دانست و نه آماری که بتوان ضعف آن را به‌راحتی با ترکیب بخش‌های مختلف توجیه کرد. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت، اصلاحات آماری ۶۰ هزار شغل دیگر از آمار دو ماه گذشته کم کرد و رشد دستمزدها نیز به‌شدت پایین‌تر از انتظارات بود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا در سپتامبر؛ آزمون بزرگ فدرال رزرو و بازارهای مالی

بازارهای مالی آمریکا در آستانه انتشار یکی از مهم‌ترین داده‌های اقتصادی ماه سپتامبر قرار گرفته‌اند؛ گزارشی که می‌تواند تصویری تازه از وضعیت بازار کار این کشور ارائه کند و هم‌زمان انتظارات سرمایه‌گذاران درباره مسیر آینده نرخ بهره فدرال رزرو را تحت تأثیر قرار دهد. در یک نگاه انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در سپتامبر حدود ۹۰ هزار شغل ایجاد کرده باشد؛ در حالی که این رقم در اوت ۱۶۲ هزار نفر بود. نرخ بیکاری برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. رشد سالانه دستمزدها احتمالاً به حدود ۳.۲ درصد رسیده و همچنان فشار شدیدی از سمت بازار کار بر تورم ایجاد نمی‌کند. گزارش اشتغال می‌تواند انتظارات بازار درباره افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو و مسیر دلار، اوراق خزانه و سهام آمریکا را تغییر دهد. بر اساس برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز، انتظار می‌رود تعداد اشتغال غیرکشاورزی آمریکا در ماه سپتامبر حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یافته باشد؛ رقمی که در مقایسه با رشد ۱۶۲ هزار نفری ماه اوت کاهش قابل توجهی را نشان می‌دهد. نرخ بیکاری نیز برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. با این حال، اهمیت گزارش فقط به تعداد مشاغل جدید محدود نمی‌شود. رشد دستمزدها، نرخ مشارکت نیروی کار، اشتغال بخش خصوصی و بازنگری ارقام ماه‌های گذشته می‌توانند در تفسیر وضعیت واقعی بازار کار نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. بازار کار آمریکا در آستانه یک آزمون مهم گزارش اشتغال سپتامبر در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار آمریکا از یک سو همچنان نرخ بیکاری پایینی دارد و از سوی دیگر، سرعت ایجاد فرصت‌های شغلی نسبت به دوره‌های قدرتمندتر گذشته کاهش یافته است.   در ماه اوت، اشتغال غیرکشاورزی ۱۶۲ هزار نفر افزایش یافت؛ رقمی که بالاتر از انتظار بسیاری از اقتصاددانان بود. با این حال، بخشی از تحلیلگران معتقدند قدرت این رقم ممکن است تا حدی ناشی از عوامل فصلی باشد و در بازنگری‌های بعدی تعدیل شود. داده‌های رسمی اداره آمار کار آمریکا نیز نشان می‌دهد اشتغال ماه ژوئن و ژوئیه در مجموع ۵۵ هزار نفر نسبت به برآوردهای قبلی افزایش یافته بود. به همین دلیل، رقم سپتامبر می‌تواند برای تشخیص روند واقعی بازار کار اهمیت بیشتری داشته باشد. اگر رشد اشتغال به محدوده ۹۰ هزار نفر کاهش یابد، این موضوع لزوماً به معنای ورود اقتصاد آمریکا به مرحله ضعف شدید نیست؛ به‌ویژه اگر نرخ بیکاری ثابت بماند و اخراج کارکنان همچنان در سطوح پایین قرار داشته باشد. رویترز نیز با اشاره به پایین بودن تعداد اخراج‌ها، بازار کار آمریکا را همچنان نسبتاً باثبات توصیف کرده است؛ هرچند افزایش هزینه انرژی، تعرفه‌ها و نااطمینانی اقتصادی می‌تواند در ماه‌های آینده فشار بیشتری بر تصمیم‌های استخدامی شرکت‌ها وارد کند. مؤسسه اشتغال غیرکشاورزی نرخ بیکاری رشد دستمزد سالانه برآورد بازار ۸۸ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ Wells Fargo ۹۰ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۲٪ Bank of America ۶۰ هزار نفر ۴.۱٪؛ احتمال ۴.۲٪ — Credit Agricole ۹۰ هزار نفر ۴.۲٪ ۳.۱٪ گزارش قبلی؛ اوت ۲۰۲۶ ۱۶۲ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ منبع: BLS، Wells Fargo، Bank of America و Credit Agricole چرا رقم ۹۰ هزار شغل اهمیت دارد؟ اقتصاد آمریکا برای جذب نیروی کار جدید به ایجاد تعداد مشخصی شغل در هر ماه نیاز دارد. برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز نشان می‌دهد این رقم در شرایط فعلی حدود ۵۰ تا ۸۰ هزار شغل در ماه است. بنابراین، ایجاد حدود ۹۰ هزار شغل همچنان می‌تواند با حفظ ثبات نسبی بازار کار سازگار باشد؛ به‌خصوص اگر نرخ مشارکت نیروی کار نیز کاهش شدیدی نداشته باشد. در همین حال، دامنه پیش‌بینی‌ها بسیار گسترده است. برآوردها برای رشد اشتغال سپتامبر از حدود ۳۵ هزار تا ۱۸۰ هزار شغل متغیر است. چنین فاصله‌ای نشان می‌دهد تحلیلگران درباره شدت واقعی تأثیر عوامل فصلی و شرایط اقتصادی بر استخدام شرکت‌ها اتفاق‌نظر ندارند. برخی مؤسسات حتی انتظار دارند رقم اشتغال پایین‌تر از اجماع باشد. برای مثال، برآورد بانک آمریکا رشد حدود ۶۰ هزار شغلی را مطرح کرده است، در حالی که برخی تحلیلگران دیگر کاهش اشتغال را بیشتر به عوامل فصلی نسبت می‌دهند تا ضعف بنیادی تقاضای نیروی کار. دستمزدها؛ شاید مهم‌تر از خود اشتغال یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش سپتامبر، رشد دستمزدها خواهد بود. انتظار می‌رود متوسط دستمزد ساعتی نسبت به ماه قبل حدود ۰.۳ درصد افزایش یابد و رشد سالانه آن در محدوده ۳.۱ تا ۳.۲ درصد قرار گیرد. در ماه اوت نیز رشد سالانه دستمزدها ۳.۱ درصد بود. اهمیت این متغیر از آن جهت است که فدرال رزرو برای ارزیابی فشارهای تورمی، تنها به تعداد مشاغل جدید نگاه نمی‌کند. اگر بازار کار همچنان بتواند دستمزدها را با سرعت بالا افزایش دهد، فشار هزینه‌ای بیشتری ایجاد می‌شود و مسیر سیاست پولی می‌تواند سخت‌گیرانه‌تر باقی بماند. در مقابل، رشد دستمزد در محدوده فعلی می‌تواند نشان دهد که بازار کار، با وجود پایین بودن نرخ بیکاری، الزاماً منبع اصلی افزایش تورم نیست. به همین دلیل ممکن است واکنش بازار به یک گزارش اشتغال نسبتاً قوی، در صورت رشد محدود دستمزدها، با واکنش به گزارشی همراه با جهش هم‌زمان اشتغال و دستمزد متفاوت باشد. وضعیت اخراج‌ها همچنان متفاوت از استخدام است یکی از ویژگی‌های قابل توجه بازار کار آمریکا در ماه‌های اخیر، فاصله میان کاهش سرعت استخدام و پایین بودن اخراج‌ها است. داده‌های منتشرشده پیش از گزارش اشتغال نشان می‌دهد درخواست‌های اولیه دریافت مزایای بیکاری در هفته گذشته به حدود ۱۹۷ هزار مورد کاهش یافته که پایین‌ترین سطح از ماه ژوئیه محسوب می‌شود. همچنین تعداد اخراج‌های اعلام‌شده در سپتامبر کاهش داشته است. این وضعیت به الگویی شبیه بازار کار «استخدام پایین، اخراج پایین» منجر شده است. شرکت‌ها الزاماً به سرعت گذشته نیروی جدید استخدام نمی‌کنند، اما در عین حال تعداد زیادی از کارکنان فعلی را نیز تعدیل نمی‌کنند. داده‌های فرصت‌های شغلی نیز تصویری مشابه ارائه می‌دهد. فرصت‌های شغلی آمریکا در ماه اوت ۲۵۶ هزار مورد کاهش یافت و به ۷.۰۷۹ میلیون فرصت رسید، در حالی که تعداد اخراج‌ها همچنان پایین باقی ماند. این ترکیب می‌تواند به معنای بازاری باشد که در آن شرکت‌ها نسبت به آینده محتاط‌تر شده‌اند، اما هنوز با کاهش شدید تقاضا برای نیروی کار مواجه نشده‌اند. هوش مصنوعی همچنان به بازار کار شکل می‌دهد یکی از نکات قابل توجه در گزارش‌های پیش از انتشار، نقش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی است. ساخت مراکز داده و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی همچنان از عوامل حمایت‌کننده اشتغال در بخش ساخت‌وساز و تولید به شمار می‌رود. انتظار می‌رود اشتغال بخش تولید نیز برای چهارمین ماه متوالی رشد دو رقمی داشته باشد. داده‌های تولیدی سپتامبر نیز نشانه‌هایی از تداوم فعالیت این بخش ارائه کرده است. شاخص اشتغال تولید در گزارش مؤسسه مدیریت عرضه از ۵۱.۲ به ۵۲.۷ افزایش یافت و بخش تولید همچنان از سرمایه‌گذاری مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی حمایت می‌گیرد. در نتیجه، بازار کار آمریکا با یک تحول ساختاری نیز مواجه است؛ سرمایه‌گذاری سنگین در فناوری‌های جدید می‌تواند در برخی بخش‌ها فرصت شغلی ایجاد کند، در حالی که خودکارسازی و استفاده بیشتر از هوش مصنوعی ممکن است در بخش‌های دیگری فشار کاهشی بر اشتغال وارد کند. “ «به نظر می‌رسد اهمیت گزارش سپتامبر بیش از آنکه در یک عدد مشخص از اشتغال خلاصه شود، در کیفیت ترکیب داده‌ها قرار دارد. اگر رشد اشتغال کاهش یابد اما بیکاری ثابت بماند، اخراج‌ها پایین باشد و دستمزدها در محدوده ۳ درصد باقی بمانند، می‌توان آن را بیشتر نشانه تعدیل تدریجی بازار کار دانست تا یک چرخش ناگهانی در اقتصاد؛ اما اگر هم‌زمان اشتغال، مشارکت و دستمزدها تضعیف شوند، پیام این گزارش برای مسیر اقتصاد آمریکا متفاوت خواهد بود. از منظر بازار نیز باید به جای تمرکز هیجانی بر عدد اصلی NFP، ارتباط میان بازار کار، تورم و نرخ بهره را دنبال کرد؛ زیرا در شرایط فعلی، یک گزارش اشتغال به‌تنهایی مسیر بازار را تعیین نمی‌کند، بلکه نحوه قرار گرفتن آن در کنار داده‌های تورمی و انتظارات سیاست پولی است که اهمیت واقعی آن را مشخص خواهد کرد.» بابک شیری فدرال رزرو در برابر یک معادله پیچیده گزارش اشتغال سپتامبر در زمانی منتشر می‌شود که مسیر سیاست پولی فدرال رزرو برای ماه‌های آینده با عدم قطعیت همراه است. طبق داده‌های ارائه‌شده در گزارش‌های پیش از انتشار، فدرال رزرو در نشست سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داده و محدوده نرخ سیاستی را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد رسانده است. این افزایش، نخستین افزایش نرخ بهره در سه سال گذشته عنوان شده است. در روزهای گذشته اما احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در نشست اکتبر کاهش یافته است. رویترز گزارش داده که احتمال ضمنی افزایش نرخ بهره در نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر از حدود ۶۹ درصد در هفته قبل به حدود ۲۸ درصد رسیده بود. داده‌های تورمی ضعیف‌تر از انتظار نیز در این تغییر نقش داشته‌اند. بنابراین، گزارش اشتغال می‌تواند یکی از عوامل مهم در تعیین جهت بعدی انتظارات بازار باشد. واکنش احتمالی بازارها به گزارش اشتغال اگر رشد اشتغال به شکل محسوسی بالاتر از انتظار باشد و هم‌زمان رشد دستمزدها نیز افزایش پیدا کند، بازار ممکن است احتمال تداوم سیاست پولی سخت‌گیرانه را بیشتر در قیمت‌ها لحاظ کند. چنین شرایطی معمولاً می‌تواند از بازده اوراق خزانه و دلار حمایت کند و برای دارایی‌های حساس به نرخ بهره فشار ایجاد کند. در مقابل، گزارش بسیار ضعیف می‌تواند انتظارات برای افزایش بیشتر نرخ بهره را کاهش دهد و از طریق افت بازده اوراق، فشار بر دارایی‌های مالی را تغییر دهد. با این حال، اگر کاهش اشتغال به اندازه‌ای شدید باشد که نگرانی درباره رشد اقتصادی را افزایش دهد، واکنش بازار سهام لزوماً یک‌جهت نخواهد بود. این نکته اهمیت زیادی دارد. داده ضعیف اقتصادی همیشه به معنای خبر خوب برای بازار سهام نیست. اگر بازار آن را نشانه کاهش تورم و احتمال کاهش فشار پولی بداند، ممکن است واکنش مثبتی شکل بگیرد؛ اما اگر همین داده‌ها نگرانی درباره رکود و کاهش سود شرکت‌ها را افزایش دهد، اثر آن می‌تواند متفاوت باشد. به همین دلیل، بازارها احتمالاً هم‌زمان چهار متغیر را دنبال خواهند کرد: تعداد مشاغل جدید، نرخ بیکاری، رشد دستمزدها و بازنگری آمار ماه‌های گذشته. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار این کشور نه نشانه‌های یک ضعف شدید را نشان می‌دهد و نه همان قدرت دوره‌های پررونق گذشته را دارد. انتظار می‌رود تعداد مشاغل غیرکشاورزی حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یابد و نرخ بیکاری در ۴.۱ درصد باقی بماند؛ در حالی که رشد سالانه دستمزدها احتمالاً در محدوده ۳.۲ درصد قرار می‌گیرد. اهمیت گزارش برای بازارهای مالی نیز از همین ترکیب ناشی می‌شود. کاهش سرعت استخدام در کنار نرخ بیکاری ثابت و رشد کنترل‌شده دستمزدها می‌تواند تصویری از بازاری ارائه دهد که در حال تعدیل است، اما هنوز وارد مرحله ضعف گسترده نشده است. در مقابل، یک شگفتی قابل توجه در هر یک از دو جهت می‌تواند انتظارات مربوط به سیاست پولی را تغییر دهد. در شرایطی که بازار اوراق خزانه، دلار و سهام آمریکا نسبت به تغییرات نرخ بهره حساس شده‌اند، گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند به یکی از مهم‌ترین محرک‌های کوتاه‌مدت بازار تبدیل شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا دلار هنوز قدرتمند است؟ کاهش احتمال افزایش نرخ بهره اکتبر و بحران اوراق فرانسه چه می‌گویند؟

در یک نگاه فروش شدید اوراق دولتی فرانسه، روایت ادامه افزایش نرخ بهره در اروپا را به چالش کشیده و فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد کرده است. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر از ۷۰ درصد به ۲۸ درصد کاهش یافته، اما مقاومت اقتصاد آمریکا و قیمت‌های بالای انرژی همچنان از دلار حمایت می‌کند. شکست حمایت EURUSD، ریسک حرکت این جفت‌ارز به محدوده 1.1100 تا 1.1120 و در سناریوی تشدید فشار بر بازار بدهی اروپا، حتی 1.10 را افزایش داده است. بازارهای مالی در معاملات دیروز با یک چرخش مهم روبه‌رو شدند؛ فروش شدید اوراق دولتی فرانسه باعث شد معامله‌گران در مورد ادامه افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی محتاط‌تر شوند. این تغییر روایت در حالی رخ داد که نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت آمریکا نیز برای نخستین بار از اواخر ماه اوت افت قابل توجهی داشت. در همین حال، بازار احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در ماه اکتبر را از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش داده است. با این حال، دلار همچنان قدرتمند مانده و شاخص DXY پس از عبور از سقف 101.80، در مسیر احتمالی محدوده 102.85 قرار گرفته است. در این بررسی، با یوتوتایمز همراه باشید تا ببینیم چرا فروش اوراق فرانسه به یک نقطه عطف برای بازار فارکس تبدیل شده و این اتفاق چه معنایی برای مسیر دلار و یورو دارد. این گزارش یوتوتایمز بر پایه تحلیل منتشرشده در وب‌سایت ING تهیه و برای مخاطبان فارسی‌زبان ترجمه و بازنویسی شده است. فروش اوراق فرانسه چرا به نقطه عطف بازار تبدیل شد؟ اتفاق مهم معاملات دیروز فقط افت قیمت اوراق دولتی فرانسه نبود. اهمیت اصلی این حرکت در آن است که بازار را مجبور کرده درباره ادامه چرخه افزایش نرخ بهره بانک‌های مرکزی دوباره فکر کند. تا پیش از این، بخش مهمی از روایت بازار بر این اساس شکل گرفته بود که بانک‌های مرکزی برای مهار تورم همچنان باید نرخ‌های بهره را بالاتر ببرند. اما تشدید فشار در بازار اوراق اروپا این پرسش را ایجاد کرده که آیا ادامه افزایش نرخ‌ها می‌تواند هزینه‌های مالی را بیش از حد بالا ببرد و خود به یک خطای سیاستی تبدیل شود یا خیر. این موضوع برای بانک مرکزی اروپا اهمیت بیشتری دارد، زیرا فشار در بازار اوراق دولتی فرانسه مستقیماً به توانایی ECB برای ادامه سیاست انقباضی مربوط می‌شود. اگر بازار به این نتیجه برسد که ECB نمی‌تواند بدون ایجاد فشار بیشتر بر بازار اوراق، نرخ‌ها را افزایش دهد، اختلاف مسیر سیاست پولی اروپا و آمریکا می‌تواند بار دیگر به زیان یورو تمام شود. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر سقوط کرد بازار نرخ بهره آمریکا نیز دیروز نشانه‌هایی از تغییر انتظارات نشان داد. اظهارات فیلیپ جفرسون، نایب‌رئیس فدرال رزرو، در کنار اظهارات جان ویلیامز در اوایل هفته، این پیام را تقویت کرد که فدرال رزرو برای افزایش‌های متوالی نرخ بهره عجله‌ای ندارد. در نتیجه، قیمت‌گذاری بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش یافته است. به نظر می‌رسد بازار اکنون بیشتر به سمت این سناریو حرکت کرده که افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو در ماه دسامبر انجام شود. اما گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند این معادله را تغییر دهد. NFP امروز؛ داده‌ای که می‌تواند مسیر دلار را تغییر دهد بازار امروز منتظر گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا است. انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در ماه سپتامبر حدود 85 تا 90 هزار شغل ایجاد کرده باشد و نرخ بیکاری در 4.1 درصد باقی بماند. همچنین پیش‌بینی می‌شود رشد متوسط دستمزدها حدود 3.1 درصد سالانه باشد. ING معتقد است با توجه به رشد بسیار پایین نیروی کار آمریکا، حتی یک رقم اشتغال ضعیف‌تر از انتظار لزوماً فشار زیادی بر نرخ‌های بهره یا دلار وارد نخواهد کرد. از سوی دیگر، اگر داده اشتغال همچنان نشانه‌ای از مقاومت بازار کار آمریکا ارائه دهد، می‌تواند به حفظ انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره در ماه‌های آینده کمک کند. به همین دلیل، واکنش دلار به NFP تنها به رقم اصلی اشتغال محدود نخواهد شد و نرخ بیکاری و دستمزدها نیز برای بازار اهمیت زیادی خواهند داشت. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار به بالاترین سطح از مه ۲۰۲۵ رسید؛ بازارها در انتظار گزارش اشتغال آمریکا دلار پس از عبور از 101.80 به کجا می‌رود؟ شاخص DXY دیروز برای نخستین بار در سال جاری بالاتر از 101.80 قرار گرفت. از نگاه ING، مقاومت اقتصاد آمریکا، قیمت‌های بالای انرژی و انتظارات همچنان نسبتاً انقباضی برای سیاست فدرال رزرو می‌توانند به دلار اجازه دهند بخش عمده رشد اخیر خود را حفظ کند. در صورت ادامه این شرایط، ING محدوده 102.85 را به‌عنوان سطحی که DXY می‌تواند به سمت آن حرکت کند، مطرح کرده است. بنابراین، حتی کاهش احتمال افزایش نرخ بهره در اکتبر هنوز به معنی پایان روند حمایت از دلار نیست؛ زیرا بازار ممکن است صرفاً زمان‌بندی افزایش بعدی نرخ بهره را از اکتبر به دسامبر منتقل کرده باشد. چرا یورو بیشتر از دلار تحت فشار قرار گرفته است؟ در سمت مقابل، EURUSD دیروز با قدرت حمایت‌های قبلی خود را شکست و به کف جدید سالانه رسید. عامل اصلی این حرکت، افزایش فشار در بازار اوراق فرانسه است. نبود چشم‌انداز روشن برای اصلاح سریع وضعیت مالی فرانسه باعث شده سرمایه‌گذاران نسبت به ادامه فشار فروش در بازار بدهی این کشور نگران باشند. مشکل برای ECB این است که همزمان با افزایش فشار بر بازار اوراق، ادامه افزایش نرخ بهره می‌تواند شرایط مالی را سخت‌تر کند. از طرف دیگر، اگر بانک مرکزی اروپا برای جلوگیری از تشدید بحران اوراق، سرعت افزایش نرخ بهره را کاهش دهد یا متوقف کند، اختلاف نرخ بهره میان اروپا و آمریکا می‌تواند به نفع دلار تغییر کند. همین مسئله باعث شده ING مسیرهای مختلفی را بررسی کند که در بیشتر آنها ریسک نزولی برای EURUSD افزایش می‌یابد. خطر سرایت بحران اوراق فرانسه به ایتالیا و اسپانیا یکی از نگرانی‌های اصلی بازار، محدود شدن فشار فروش به فرانسه نیست. اگر افزایش بازدهی اوراق فرانسه به بازارهای بدهی سایر کشورهای منطقه یورو، به‌ویژه ایتالیا و اسپانیا، سرایت کند، فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد خواهد شد. در چنین شرایطی، ECB ممکن است با یک دوگانگی دشوار مواجه شود: از یک طرف تورم همچنان نیازمند سیاست پولی محدودکننده است و از طرف دیگر افزایش نرخ بهره می‌تواند فشار موجود در بازار بدهی را تشدید کند. ING در همین زمینه به احتمال استفاده از ابزار حفاظت از انتقال سیاست پولی یا TPI اشاره کرده است؛ ابزاری که در صورت تشدید بی‌نظمی در بازار بدهی می‌تواند برای حمایت از انتقال سیاست پولی مورد استفاده قرار گیرد. از دید ING، چنین سناریویی نیز برای یورو می‌تواند منفی باشد. EURUSD در مسیر 1.11 یا حتی 1.10؟ پس از شکست حمایت تکنیکال در معاملات دیروز، ING چشم‌انداز کوتاه‌مدت EURUSD را نزولی‌تر ارزیابی کرده است. محدوده 1.1100 تا 1.1120 اکنون در کانون توجه قرار گرفته و در صورت ادامه فشار فروش اوراق فرانسه، افزایش ریسک مالی در منطقه یورو و باقی ماندن مقاومت اقتصاد آمریکا، حتی محدوده 1.10 نیز مطرح شده است. ING همچنین به تحلیلی اشاره می‌کند که بر اساس آن، در صورت ادامه فشار بازار اوراق، امکان اضافه شدن حدود 2 درصد پریمیوم ریسک به یورو وجود دارد. البته این سطوح سناریوهای مشروط هستند و به معنای هدف قطعی قیمت EURUSD نیستند. فرانک سوئیس هم از فشار بر یورو سود برد یکی دیگر از واکنش‌های قابل توجه بازار، تقویت شدید فرانک سوئیس بود. فروش اوراق فرانسه، افزایش نوسان بازار و کاهش نرخ‌های بهره باعث شد تقاضا برای فرانک افزایش پیدا کند. اگر کاهش انتظارات برای نرخ‌های بهره ECB به روایت غالب بازار تبدیل شود، EURCHF نیز می‌تواند به سمت محدوده 0.9250 حرکت کند. در این میان، فرانک سوئیس همچنان یکی از ارزهایی است که بازار در زمان افزایش ریسک‌های مالی و سیاسی منطقه یورو به آن توجه می‌کند. ✔️ بیشتر بخوانید: نفت، تورم و سیاست‌گذاری؛ سه محرک احتمالی بازار اوراق از نگاه UBS نقطه عطف بازار فارکس چه معنایی برای دلار و یورو دارد؟ اتفاقات اخیر نشان می‌دهد بازار ارز دیگر فقط به این سؤال پاسخ نمی‌دهد که «کدام بانک مرکزی نرخ بهره بیشتری افزایش می‌دهد؟». اکنون توانایی بانک‌های مرکزی برای ادامه افزایش نرخ بهره بدون ایجاد فشار شدید در بازار اوراق نیز به یک متغیر مهم تبدیل شده است. فروش اوراق فرانسه این مسئله را برای ECB برجسته‌تر کرده، در حالی که فدرال رزرو هنوز از وضعیت مقاوم اقتصاد آمریکا و بازار کار برخوردار است. به همین دلیل، حتی با کاهش احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر، دلار همچنان می‌تواند حمایت شود؛ در مقابل، یورو در صورت ادامه فشار بر بازار بدهی اروپا با ریسک بیشتری مواجه خواهد بود. در کوتاه‌مدت، گزارش اشتغال آمریکا و واکنش بازار اوراق فرانسه دو متغیر مهم برای مسیر بعدی EURUSD خواهند بود.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

دلار به سقف سالانه رسید؛ ING درباره افت بیشتر یورو هشدار داد

در یک نگاه شاخص دلار DXY در نزدیکی سقف سالانه 101.80 قرار گرفته و داده‌های اقتصادی آمریکا همچنان از انتظارات برای سیاست انقباضی فدرال رزرو حمایت می‌کنند. فشار بر بازار بدهی فرانسه و افزایش فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان به 127 نقطه پایه، ریسک تازه‌ای برای یورو ایجاد کرده است. در صورت تداوم داده‌های قوی آمریکا و تشدید فشار بر اوراق فرانسه، ING احتمال افت EURUSD به محدوده 1.11 تا 1.12 را مطرح کرده است. دلار آمریکا در آغاز ماه اکتبر همچنان قدرتمند ظاهر شده و شاخص DXY در نزدیکی سقف سالانه 101.80 قرار گرفته است. نکته مهم اینجاست که حتی انتشار تورم PCE ضعیف‌تر از انتظار آمریکا نیز نتوانست انتظارات بازار برای ادامه سیاست انقباضی فدرال رزرو را به شکل پایدار کاهش دهد. در مقابل، یورو همزمان با افزایش فشار بر بازار بدهی فرانسه و گسترش فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان، تحت فشار قرار گرفته و EURUSD بار دیگر به محدوده کف‌های سالانه نزدیک شده است. این گزارش یوتوتایمز بر پایه تحلیل منتشرشده در وب‌سایت ING تهیه و برای مخاطبان فارسی‌زبان ترجمه و بازنویسی شده است. دلار در آغاز اکتبر چرا این‌قدر قدرتمند شده است؟ شاخص دلار DXY در حال آزمایش سقف سالانه 101.80 است. به گفته ING، در شرایط فعلی نگرانی‌های مربوط به کاهش ارزش دلار در حاشیه قرار گرفته و تمرکز بازار بیشتر به عملکرد چرخه اقتصادی آمریکا و مسیر نرخ بهره فدرال رزرو منتقل شده است. اقتصاد آمریکا همچنان نشانه‌هایی از مقاومت نشان می‌دهد و همین موضوع باعث شده معامله‌گران احتمال دهند فدرال رزرو برای رساندن سیاست پولی به محدوده انقباضی، به افزایش نرخ بهره دیگری نیاز داشته باشد. نکته قابل توجه این است که داده‌های تورم PCE ماه اوت نتوانست این انتظارات را به شکل محسوسی تغییر دهد. اگرچه تورم ضعیف‌تر از انتظار منتشر شد، نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت آمریکا تنها برای مدت کوتاهی کاهش یافتند و سپس افت خود را جبران کردند. در همین حال، وضعیت مخارج مصرف‌کنندگان همچنان مناسب است و گزارش ADP نیز نشانه‌هایی از بهبود دوباره رشد اشتغال ارائه کرده است. بنابراین اکنون گزارش NFP ماه سپتامبر که فردا منتشر می‌شود، اهمیت ویژه‌ای برای بازار دلار دارد. ISM و NFP؛ دو داده مهم برای مسیر بعدی دلار امروز معامله‌گران علاوه بر مدعیان اولیه بیمه بیکاری، به شاخص ISM تولید آمریکا توجه خواهند کرد. انتظار می‌رود شاخص اصلی ISM در محدوده 55 قرار گیرد؛ سطحی که می‌تواند نشانه ادامه فعالیت مناسب بخش تولید باشد. همچنین بازار قیمت‌های پرداختی، سفارش‌های جدید و مؤلفه اشتغال این شاخص را بررسی خواهد کرد. یکی از موضوعات مورد توجه ING، اثرگذاری رونق سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی بر بخش‌های گسترده‌تر اقتصاد آمریکاست. اگر این روند در داده‌های فعالیت اقتصادی و اشتغال نیز منعکس شود، می‌تواند به حفظ انتظارات انقباضی بازار کمک کند. از سوی دیگر، چند مقام فدرال رزرو نیز امروز سخنرانی خواهند داشت. نیل کاشکاری و کریس والر از اعضای رأی‌دهنده فدرال رزرو در برنامه امروز هستند. اگر والر از بحث داده‌های اقتصادی فراتر برود و درباره سیاست پولی اظهارنظر کند، سخنان او می‌تواند برای بازار اهمیت بیشتری پیدا کند. دلار در اکتبر همچنان حمایت می‌شود؟ ING با توجه به وضعیت فعلی داده‌های آمریکا، انتظار دارد دلار در ماه اکتبر همچنان از حمایت برخوردار باشد؛ مگر اینکه تحول مهمی در مذاکرات آمریکا و ایران ایجاد شود. از نظر فصلی نیز عملکرد دلار در ماه اکتبر قابل توجه بوده است. شاخص DXY در هفت مورد از ۱۰ اکتبر گذشته افزایش یافته است. برای امروز، ING محدوده 101.50 تا 101.80 را برای DXY در نظر گرفته است. با این حال، اگر داده‌های اشتغال آمریکا در روز جمعه بهتر از انتظار باشند، یا فشار فروش در بازار اوراق دولتی اروپا تشدید شود، امکان حرکت DXY به بالاتر از سقف اخیر نیز مطرح می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: موسسه فرانکلین تمپلتون اوراق آلمان و اسپانیا را به فرانسه و ایتالیا ترجیح می‌دهد پوند از مسیر اروپا حمایت می‌گیرد؟ در بازار پوند، EURGBP طی روزهای اخیر کاهش محسوسی داشته است. این حرکت می‌تواند نشانه‌ای از افزایش ضعف مستقل یورو در برابر پوند باشد. در همین حال، بحث روابط آینده بریتانیا و اتحادیه اروپا دوباره به بازار فارکس راه پیدا کرده است. اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، در سخنرانی اخیر خود خواستار بررسی روابط نزدیک‌تر با اتحادیه اروپا شده است. رویترز گزارش داده که او به دنبال ایجاد اجماع درباره رابطه بلندمدت بریتانیا با اتحادیه اروپا است، در حالی که فعلاً پیشنهاد رسمی برای بازگشت کامل بریتانیا به اتحادیه اروپا، بازار واحد یا اتحادیه گمرکی مطرح نکرده است. برای بازار فارکس، مسیر روابط لندن و بروکسل می‌تواند از این جهت اهمیت داشته باشد که هرگونه کاهش اصطکاک اقتصادی و تجاری میان دو طرف، در بلندمدت می‌تواند در ارزیابی سرمایه‌گذاران از پوند اثرگذار باشد. با این حال، هنوز تا مشخص شدن مسیر سیاسی و اقتصادی این روابط فاصله زیادی وجود دارد و نشست احتمالی بریتانیا و اتحادیه اروپا در ماه نوامبر می‌تواند یکی از رویدادهای مورد توجه بازار باشد. بحران اوراق فرانسه؛ تهدید تازه برای یورو در سمت یورو، فشار اصلی اکنون فقط از اختلاف نرخ بهره آمریکا و اروپا نمی‌آید. فاصله بازدهی اوراق دولتی فرانسه و آلمان، که به 127 نقطه پایه رسیده، یکی از متغیرهای مهم بازار است. افزایش این فاصله به معنای آن است که سرمایه‌گذاران برای نگهداری اوراق فرانسه در مقایسه با اوراق آلمان، بازدهی بیشتری مطالبه می‌کنند. اگر این فاصله همچنان افزایش یابد، بخشی از آن می‌تواند به افزایش ریسک سیاسی و مالی در قیمت یورو منتقل شود و همزمان فضای بانک مرکزی اروپا برای ادامه سیاست انقباضی را محدود کند. دولت فرانسه اکنون برنامه‌ای برای صرفه‌جویی 54 میلیارد یورویی و رساندن کسری بودجه به 5 درصد تولید ناخالص داخلی در سال آینده ارائه کرده است. واکنش بازار اوراق به این برنامه در تعیین مسیر بعدی OAT-Bund اهمیت زیادی خواهد داشت. آیا EURUSD می‌تواند به 1.11 برسد؟ EURUSD اکنون در نزدیکی کف سالانه قرار گرفته است. از نگاه ING، افت اخیر این جفت‌ارز عمدتاً ناشی از بازنگری صعودی انتظارات مربوط به نرخ بهره فدرال رزرو بوده و هنوز نمی‌توان تمام حرکت را به ضعف مستقل یورو نسبت داد. با این حال، اگر دو عامل همزمان ادامه پیدا کنند، فشار بر EURUSD می‌تواند افزایش یابد: اول، داده‌های اقتصادی آمریکا باید همچنان قدرتمند باقی بمانند تا انتظارات برای سیاست انقباضی فدرال رزرو حفظ شود. دوم، فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان باید بیشتر شود تا ریسک مالی و سیاسی بیشتری وارد قیمت یورو شود. در چنین شرایطی، محدوده 1.1300 تا 1.1320 ممکن است نتواند برای مدت طولانی نقش حمایت را حفظ کند. ING در سناریوی تشدید فشار بر بازار بدهی فرانسه و تداوم داده‌های قوی آمریکا، محدوده 1.11 تا 1.12 را به‌عنوان منطقه‌ای که EURUSD ممکن است به سمت آن حرکت کند، مطرح کرده است. بنابراین، در کوتاه‌مدت دو بازار بیش از همه مسیر ارزها را تعیین می‌کنند: بازار اوراق آمریکا و بازار بدهی فرانسه. اگر بازدهی اوراق آمریکا بالا بماند و همزمان فشار فروش اوراق فرانسه تشدید شود، اختلاف نرخ و ریسک می‌تواند همچنان به نفع دلار عمل کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

شرکت‌های بزرگ مالی رسماً استیبل‌کوین جدید Open USD با نماد OUSD را راه‌اندازی کردند

این پروژه از سوی شرکت‌های زیر حمایت می‌شود: ویزا استرایپ شاپیفای کوین‌بیس مسترکارت استیبل‌کوین OUSD در شبکه‌های سولانا، بیس، اتریوم و تمپو عرضه می‌شود و با ۱ میلیارد دلار نقدینگی در زمان راه‌اندازی فعالیت خود را آغاز می‌کند.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا و یک سؤال مهم؛ آیا بازدهی ۵ درصدی اوراق کافی است؟

در یک نگاه گزارش اشتغال آمریکا: مهم‌ترین محرک کلان بازارها در این هفته، گزارش اشتغال روز جمعه خواهد بود. ریسک بازده اوراق: اشتغال و دستمزدهای قوی می‌تواند فشار صعودی بیشتری بر بازدهی اوراق خزانه وارد کند؛ بازدهی اوراق ۱۰ساله پیش‌تر از ۵ درصد عبور کرده است. سناریوی اشتغال ضعیف: کاهش قدرت بازار کار می‌تواند باعث افت بازدهی اوراق و حمایت از سهام فناوری شود، اما همزمان نگرانی‌ها درباره اثرگذاری هزینه‌های بالای استقراض بر اقتصاد واقعی را افزایش می‌دهد. با وجود اینکه هفته تازه آغاز شده، به نظر می‌رسد بازارهای مالی از همین حالا با مجموعه‌ای از عوامل مهم برای هضم و ارزیابی مواجه هستند. تنش‌های ژئوپلیتیکی همچنان در وضعیت نامشخصی قرار دارند، قیمت نفت افزایش یافته، بازده اوراق قرضه جهش کرده و بار دیگر سهام و طلا تحت فشار قرار گرفته‌اند. از سوی دیگر، با نزدیک شدن به پایان ماه و پایان فصل، انتظار می‌رود نوسانات بازار نیز افزایش پیدا کند. با این حال، در میان محرک‌های کلان اقتصادی این هفته، مهم‌ترین رویداد احتمالاً گزارش اشتغال (NFP) آمریکا خواهد بود که روز جمعه منتشر می‌شود. نگرانی اصلی بازارها در شرایط فعلی این نیست که وضعیت اشتغال آمریکا ناگهان تضعیف شده باشد؛ بلکه تقریباً برعکس است. فعالیت اقتصادی آمریکا با وجود نرخ‌های بهره بالاتر، همچنان به شکل غیرمنتظره‌ای قدرتمند باقی مانده و نادیده گرفتن این تاب‌آوری برای بازار اوراق قرضه روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. شاخص اولیه ترکیبی PMI آمریکا در ماه سپتامبر به ۵۸.۴ رسید که بالاترین سطح آن در بیش از پنج سال گذشته محسوب می‌شود. جزئیات این گزارش نیز نشان می‌دهد که هم رشد اشتغال و هم فشارهای قیمتی با سرعت بالایی در حال افزایش هستند. این شرایط می‌تواند نحوه نگاه معامله‌گران به گزارش اشتغال پیش‌رو را تا حدودی تغییر دهد. به‌طور معمول، اشتغال قدرتمند خبر خوبی برای اقتصاد محسوب می‌شود. افزایش تعداد مشاغل به معنای درآمد بیشتر برای خانوار است که می‌تواند از مصرف حمایت کرده و شرایط اقتصادی مطلوب‌تری را برای شرکت‌ها ایجاد کند. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار بعد از جهش اخیر خسته شده است؟ این هفته بازار منتظر داده‌های آمریکا است با این حال، شرایط فعلی چندان معمول نیست. فدرال رزرو اخیراً نرخ بهره را ۲۵ نقطه پایه افزایش داده و آن را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رسانده است؛ اقدامی که نخستین افزایش نرخ بهره این بانک در بیش از سه سال گذشته بود. سیاست‌گذاران همچنین سیگنال داده‌اند که برای مهار تورم ممکن است به ادامه سیاست‌های پولی انقباضی نیاز باشد. همزمان، بازدهی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا نیز در ماه جاری از سطح روانی مهم ۵ درصد عبور کرده است. در چنین شرایطی، انتشار یک گزارش اشتغال قدرتمند دیگر می‌تواند به‌سرعت بازار را وارد همان الگوی آشنای «خبر خوب، خبر بد است» کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بازده اوراق خزانه‌داری در حال نزدیک شدن سریع به سطح ۵.۲۰ درصد باشد. در بررسی گزارش اشتغال، تنها رشد تعداد مشاغل اهمیت ندارد. نرخ بیکاری و شاید مهم‌تر از آن، رشد دستمزدها نیز باید با دقت مورد توجه قرار گیرد. افزایش قدرتمند اشتغال در کنار شتاب گرفتن رشد دستمزدها می‌تواند این دیدگاه را تقویت کند که فشارهای تورمی داخلی همچنان بیش از حد پایدار هستند و فدرال رزرو نمی‌تواند به‌سادگی از ادامه مقابله با تورم صرف‌نظر کند. در چنین شرایطی، فشار صعودی بر بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند ادامه پیدا کند، سهام فناوری که به نرخ بهره حساس هستند تحت فشار بیشتری قرار بگیرند و دلار نیز از یک عامل حمایتی دیگر برخوردار شود. اما در سوی دیگر، انتشار یک گزارش اشتغال ضعیف‌تر، پرسش‌های مهم‌تری را برای بازار ایجاد خواهد کرد. آیا کاهش بازده اوراق خزانه می‌تواند به بازار اوراق فرصت تنفس بدهد؟ آیا با کاهش نرخ‌های تنزیل، سهام فناوری صعود خواهد کرد؟ یا اینکه بازارهای گسترده‌تر نگران خواهند شد که هزینه‌های بالاتر استقراض سرانجام در حال اثرگذاری بر اقتصاد واقعی هستند؟ پاسخ به این پرسش نهایی می‌تواند در تعیین این موضوع نقش مهمی داشته باشد که داده‌های اقتصادی پیش‌رو در آمریکا چگونه به شکل‌گیری رژیم جدید بازار کمک خواهند کرد. در هفته‌های اخیر، تمرکز عمده بازار بر ریسک‌های تورمی سمت عرضه، به‌ویژه در بازار نفت، قرار داشته است. اما اکنون داده‌های بازار کار بار دیگر توجه سرمایه‌گذاران را به سمت تقاضای داخلی معطوف می‌کند. اگر تورم انرژی همزمان با افزایش اشتغال و دستمزدها در سطح بالایی باقی بماند و شرایط تقاضا نیز همچنان قدرتمند باشد، فدرال رزرو با چالش بسیار بزرگ‌تری مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، پرسشی که بازار اوراق قرضه ممکن است از این پس بیش از پیش مطرح کند این است که آیا بازده ۵ درصدی اوراق خزانه آمریکا واقعاً برای ایجاد محدودیت کافی در اقتصاد است یا خیر؟ ✔️ بیشتر بخوانید: بانک UBS: بازارها احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را بیش از حد برآورد کرده‌اند

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هفته پیش‌رو بازارهای جهانی؛ اشتغال آمریکا، تورم اروپا و مایکرون در کانون توجه بورس‌ها

بازارهای سهام جهان در حالی وارد آخرین روزهای سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ می‌شوند که هم‌زمان چند نیروی متضاد در حال تعیین مسیر معاملات هستند. از یک سو، رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی و عملکرد قدرتمند شرکت‌های فناوری همچنان از شاخص‌های اصلی سهام آمریکا حمایت می‌کند و شاخص نزدک در هفته گذشته توانست در مقطعی به رکورد تاریخی جدید برسد؛ از سوی دیگر، افزایش شدید بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و احتمال تداوم سیاست پولی انقباضی، فضای متفاوتی را برای سهام ایجاد کرده است. در یک نگاه اشتغال و تورم آمریکا مهم‌ترین محرک وال‌استریت در هفته پیش رو خواهند بود. بازده اوراق خزانه‌داری بالای ۵ درصد فشار مهمی بر ارزش‌گذاری سهام ایجاد کرده است. تورم منطقه یورو و بازده اوراق آلمان مسیر معاملات سهام اروپا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مایکرون، داده‌های چین و صنعت تراشه آسیا آزمون مهمی برای تداوم رونق سهام مرتبط با هوش مصنوعی خواهند بود. در آمریکا، گزارش اشتغال ماه سپتامبر و شاخص هزینه‌های مصرف شخصی یا PCE مهم‌ترین داده‌های هفته آینده خواهند بود. طبق نظرسنجی رویترز، اقتصاددانان انتظار دارند در ماه سپتامبر حدود ۱۰۰ هزار شغل به اقتصاد آمریکا اضافه شده باشد و نرخ بیکاری در محدوده ۴.۲ درصد قرار گیرد. در همین حال، شاخص تورمی مورد توجه فدرال رزرو می‌تواند مشخص کند که فشارهای قیمتی تا چه اندازه با هدف ۲ درصدی بانک مرکزی فاصله دارند. در اروپا نیز بازارها با ترکیبی از تورم بالاتر، رشد اقتصادی شکننده و افزایش هزینه انرژی مواجه‌اند. بازده اوراق قرضه آلمان به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۹ رسیده و سرمایه‌گذاران منتظر داده‌های تورمی آلمان، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا و در نهایت تورم منطقه یورو هستند. در آسیا نیز داده‌های تولیدی چین، شاخص‌های اقتصادی ژاپن و ادامه تقاضای جهانی برای تراشه‌های مرتبط با هوش مصنوعی می‌توانند مسیر سهام منطقه را تحت تأثیر قرار دهند. فهرست مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی و بورسی هفته دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام دوشنبه ۲۸ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام چهارشنبه ۳۰ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی پنجشنبه ۱ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام پنجشنبه ۱ اکتبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی جمعه ۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی وال‌استریت؛ آزمون بزرگ بازار در برابر نرخ بهره اوراق خزانه‌داری؛ رقیب جدی سهام گزارش اشتغال آمریکا؛ مهم‌ترین داده هفته تورم PCE؛ داده دوم تعیین‌کننده هوش مصنوعی؛ همچنان ستون اصلی بازار آمریکا بازار اروپا؛ تورم و بازده اوراق در مرکز توجه آلمان؛ داده‌ای که برای سهام اروپا اهمیت دارد منطقه یورو؛ آزمون بزرگ روز جمعه آسیا؛ چین و ژاپن در کانون توجه ژاپن؛ حساسیت بیشتر به نرخ بهره و ارز نفت؛ متغیری مشترک برای سه منطقه آیا رشد باریک بازار آمریکا یک هشدار است؟ فصل چهارم؛ بازار وارد مرحله حساس‌تری می‌شود سه سناریوی کلان پیش روی بازار سهام جمع‌بندی دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Vail Resorts MTN ۱۳۶.۱۱ دلار ۴.۸۵ میلیارد دلار ۲۷۵.۶۳ میلیون دلار −۵.۲۳ دلار IDT IDT ۶۷.۴۶ دلار ۱.۶۸ میلیارد دلار ۳۲۰ میلیون دلار ۰.۹۷ دلار Taylor Devices TAYD ۶۳.۲۳ دلار ۲۰۳.۹۲ میلیون دلار ۱۳.۲ میلیون دلار ۰.۹۳ دلار دوشنبه ۲۸ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز رویداد ۱۵:۴۵ USD سخنرانی Bowman از فدرال رزرو ۱۷:۰۰ EUR سخنرانی Lagarde، رئیس بانک مرکزی اروپا سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Carnival Corp CCL ۲۲.۲۵ دلار ۳۰.۴۷ میلیارد دلار ۸.۵۴ میلیارد دلار ۱.۴۲ دلار CarMax KMX ۵۷.۲۱ دلار ۸.۱۲ میلیارد دلار ۶.۹۴ میلیارد دلار ۰.۷۱ دلار Uranium Energy UEC ۹.۴۱ دلار ۴.۶۶ میلیارد دلار ۶.۷۱ میلیون دلار −۰.۰۴ دلار AAR AIR ۱۱۶.۱۱ دلار ۴.۵۷ میلیارد دلار ۸۸۲.۳۹ میلیون دلار ۱.۳۱ دلار Concentrix CNXC ۲۷.۰۸ دلار ۱.۶۵ میلیارد دلار ۲.۴۸ میلیارد دلار ۲.۷۱ دلار سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۸:۰۰ AUD نرخ بهره استرالیا ۴.۳۵٪ ۴.۶۰٪ ۱۶:۳۰ USD شاخص قیمت مسکن ۲۰ شهر آمریکا ۲.۱٪ ۲.۲٪ ۱۷:۳۰ USD اعتماد مصرف‌کننده CB ۸۹.۴ ۹۰.۱ ۱۷:۳۰ USD JOLTS؛ فرصت‌های شغلی ۷.۲۷۱ میلیون ۷.۲۳۰ میلیون ۲۱:۳۰ USD سخنرانی Williams از فدرال رزرو — چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Micron MU ۱٬۰۸۲.۲۸ دلار ۱.۲۲ تریلیون دلار ۵۰.۴۵ میلیارد دلار ۳۱.۱۶ دلار Jabil JBL ۳۱۶.۷۴ دلار ۳۳.۱۹ میلیارد دلار ۹.۶۹ میلیارد دلار ۴.۰۶ دلار Jefferies Financial JEF ۴۷.۶۸ دلار ۱۰.۹۹ میلیارد دلار ۲.۱۳ میلیارد دلار ۰.۹۳ دلار FactSet Research FDS ۲۷۳.۰۸ دلار ۹.۷۱ میلیارد دلار ۶۲۹.۷۴ میلیون دلار ۴.۳۵ دلار Conagra Brands CAG ۱۴.۳۲ دلار ۶.۸۵ میلیارد دلار ۲.۵۹ میلیارد دلار ۰.۲۸ دلار Progress PRGS ۳۹.۳۴ دلار ۱.۶۱ میلیارد دلار ۲۴۶.۷۲ میلیون دلار ۱.۵۲ دلار چهارشنبه ۳۰ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص قبلی پیش‌بینی ۰۵:۰۰ CNY PMI تولیدی چین ۴۹.۸ ۵۰.۱ ۰۵:۱۵ CNY PMI تولیدی Caixin ۵۱.۵ ۵۱.۷ ۱۵:۳۰ EUR CPI ماهانه منطقه یورو ۰.۲٪ — ۱۶:۰۰ USD Core PCE سالانه ۳.۳٪ ۳.۴٪ ۱۶:۰۰ USD GDP سه‌ماهه دوم ۱.۵٪ ۱.۵٪ ۱۶:۰۰ USD PCE سالانه ۳.۷٪ — ۱۸:۰۰ USD ذخایر نفت خام EIA +۲.۹۶۹ میلیون — پنجشنبه ۱ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Micron MU ۱٬۰۸۲.۲۸ دلار ۱.۲۲ تریلیون دلار ۵۰.۴۵ میلیارد دلار ۳۱.۱۶ دلار Jabil JBL ۳۱۶.۷۴ دلار ۳۳.۱۹ میلیارد دلار ۹.۶۹ میلیارد دلار ۴.۰۶ دلار Jefferies Financial JEF ۴۷.۶۸ دلار ۱۰.۹۹ میلیارد دلار ۲.۱۳ میلیارد دلار ۰.۹۳ دلار FactSet Research FDS ۲۷۳.۰۸ دلار ۹.۷۱ میلیارد دلار ۶۲۹.۷۴ میلیون دلار ۴.۳۵ دلار Conagra Brands CAG ۱۴.۳۲ دلار ۶.۸۵ میلیارد دلار ۲.۵۹ میلیارد دلار ۰.۲۸ دلار Progress PRGS ۳۹.۳۴ دلار ۱.۶۱ میلیارد دلار ۲۴۶.۷۲ میلیون دلار ۱.۵۲ دلار پنجشنبه ۱ اکتبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۳:۲۰ JPY چشم‌انداز شرکت‌های تولیدی بزرگ ۱۷ ۲۲ ۱۱:۳۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۱۷:۱۵ USD PMI تولیدی آمریکا ۵۷.۰ ۵۷.۰ ۱۷:۳۰ USD ISM تولیدی آمریکا ۵۴.۶ ۵۵.۰ ۱۷:۳۰ USD سفارشات ساخت‌وساز −۰.۵٪ ۰.۱٪ جمعه ۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص قبلی پیش‌بینی ۰۳:۰۰ JPY CPI خالص توکیو ۱.۸٪ ۲.۴٪ ۱۲:۳۰ EUR Core CPI سالانه منطقه یورو ۲.۴٪ ۲.۵٪ ۱۲:۳۰ EUR CPI سالانه منطقه یورو ۳.۲٪ ۳.۷٪ ۱۶:۰۰ USD اشتغال غیرکشاورزی آمریکا؛ NFP ۱۶۲ هزار ۹۸ هزار ۱۶:۰۰ USD نرخ بیکاری ۴.۱٪ ۴.۱٪ ۱۶:۰۰ USD رشد متوسط درآمد ساعتی ماهانه ۰.۳٪ ۰.۳٪ ۱۶:۰۰ USD اشتغال خصوصی غیرکشاورزی ۱۲۷ هزار ۸۵ هزار منبع: تقویم اقتصادی و تقویم گزارش‌های مالی هفته وال‌استریت؛ آزمون بزرگ بازار در برابر نرخ بهره هفته گذشته برای بازار سهام آمریکا تصویری دوگانه ایجاد کرد. شاخص‌های اصلی سهام در مجموع عملکرد مثبتی داشتند، اما این رشد در شرایطی اتفاق افتاد که بازار اوراق خزانه‌داری تحت فشار سنگینی قرار داشت. در پایان معاملات جمعه ۲۵ سپتامبر، شاخص S&P 500 با رشد ۰.۵۱ درصدی در سطح ۷۷۴۳.۴۱ واحد قرار گرفت. شاخص نزدک نیز ۰.۴۸ درصد افزایش یافت و به ۲۷۰۶۸.۷۲ واحد رسید، در حالی که شاخص داوجونز با رشد ۰.۹۳ درصدی در ۵۱۸۲۸.۶۲ واحد بسته شد. در مقیاس هفتگی نیز S&P 500 حدود ۱.۲ درصد، نزدک حدود ۲ درصد و داوجونز حدود ۰.۳ درصد افزایش داشتند. این عملکرد در نگاه اول نشان می‌دهد بازار سهام هنوز توان جذب فشار ناشی از افزایش نرخ‌های بهره را دارد. اما در لایه زیرین بازار، نشانه‌های متفاوتی مشاهده می‌شود. رشد شاخص‌های بزرگ آمریکا بیش از هر چیز تحت تأثیر سهام فناوری و شرکت‌های بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی قرار گرفته است و مشارکت گسترده سایر سهام به همان اندازه قوی نیست. این مسئله در شاخص هم‌وزن S&P 500 بیشتر دیده می‌شود. طبق داده‌های ارائه‌شده در گزارش‌های بازار، شاخص هم‌وزن در ماه سپتامبر عملکرد ضعیف‌تری نسبت به نسخه وزن‌دهی‌شده بر اساس ارزش بازار داشته است. به بیان دیگر، رشد چند شرکت بزرگ فناوری توانسته بخشی از ضعف سایر بخش‌های بازار را پنهان کند. همین واگرایی یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که سرمایه‌گذاران در هفته آینده زیر نظر خواهند داشت. اگر افزایش بازده اوراق ادامه پیدا کند، سهام شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش‌گذاری آنها بر سودهای سال‌های آینده استوار است، می‌تواند بیشتر تحت تأثیر قرار گیرد. اوراق خزانه‌داری؛ رقیب جدی سهام یکی از مهم‌ترین تحولات بازارهای مالی در هفته گذشته، افزایش قابل توجه بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا بود. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا در هفته گذشته از مرز ۵ درصد عبور کرد و در مقطعی به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۷ رسید. بازده اوراق ۳۰ساله نیز به بالاترین سطح خود در بیش از دو دهه گذشته رسید. این حرکت هم‌زمان با انتشار داده‌های قدرتمند اقتصادی آمریکا اتفاق افتاد؛ داده‌هایی که نشان می‌دادند فعالیت اقتصادی در ماه سپتامبر شتاب گرفته است. شاخص ترکیبی مدیران خرید آمریکا در ماه سپتامبر به ۵۸.۴ رسید که بالاترین سطح از ژوئیه ۲۰۲۱ بود. این داده در کنار افزایش فشارهای قیمتی باعث شد بازار احتمال افزایش مجدد نرخ بهره فدرال رزرو را جدی‌تر در نظر بگیرد. اثر این وضعیت بر بازار سهام مستقیم است. وقتی بازده اوراق بدون ریسک افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذار برای نگهداری سهام به بازده مورد انتظار بیشتری نیاز دارد. در نتیجه، ارزش‌گذاری شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش آنها به جریان‌های نقدی آینده وابسته است، می‌تواند تحت فشار قرار گیرد. افزایش هزینه تأمین مالی شرکت‌ها نیز کانال دیگری است. نرخ‌های بهره بالاتر می‌توانند هزینه استقراض را افزایش دهند و در صورت تداوم، بر سرمایه‌گذاری، حاشیه سود و تقاضای مصرف‌کننده اثر بگذارند اما مسئله فقط نرخ بهره نیست. اگر بازده اوراق در نتیجه رشد اقتصادی قوی افزایش پیدا کند، شرکت‌ها ممکن است هم‌زمان از رشد تقاضا و درآمد نیز بهره‌مند شوند. به همین دلیل، بازار در هفته آینده باید میان دو نیروی متضاد تعادل برقرار کند: رشد اقتصادی قوی از یک طرف و هزینه سرمایه بالاتر از طرف دیگر. گزارش اشتغال آمریکا؛ مهم‌ترین داده هفته در میان مجموعه داده‌های اقتصادی هفته آینده، گزارش اشتغال آمریکا جایگاه ویژه‌ای دارد. گزارش اشتغال ماه سپتامبر قرار است روز جمعه ۲ اکتبر منتشر شود و نظرسنجی اقتصاددانان رویترز افزایش حدود ۱۰۰ هزار شغل و نرخ بیکاری ۴.۲ درصدی را نشان می‌دهد. اهمیت این گزارش فقط به تعداد مشاغل ایجادشده محدود نمی‌شود. بازار سهام به چند مؤلفه هم‌زمان توجه خواهد کرد: تعداد مشاغل جدید، نرخ بیکاری، رشد دستمزدها و طول متوسط هفته کاری. اگر بازار کار همچنان قوی باقی بماند، می‌تواند از چشم‌انداز مصرف خانوارها و درآمد شرکت‌ها حمایت کند. اما در شرایط فعلی، اشتغال قوی یک اثر دوم نیز دارد: ممکن است فضای بیشتری برای ادامه سیاست پولی انقباضی ایجاد کند. فدرال رزرو در ماه سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و بازار اکنون احتمال افزایش مجدد نرخ بهره در نشست اکتبر را در قیمت‌ها لحاظ کرده است. رویترز در پایان هفته گذشته احتمال افزایش نرخ در ماه اکتبر را بر اساس معاملات آتی در محدوده بیش از ۶۰ درصد گزارش کرد. به همین دلیل، واکنش بازار به گزارش اشتغال لزوماً یک‌بعدی نخواهد بود. رشد اشتغال بیشتر می‌تواند برای سود شرکت‌ها و مصرف مثبت باشد، اما اگر همراه با رشد سریع دستمزدها یا افزایش فشار تورمی باشد، می‌تواند بازده اوراق را نیز بالا ببرد. در مقابل، کاهش قابل توجه سرعت ایجاد شغل می‌تواند فشار بر فدرال رزرو برای ادامه افزایش نرخ بهره را کاهش دهد، اما هم‌زمان نگرانی‌هایی درباره قدرت اقتصاد و سودآوری شرکت‌ها ایجاد کند. به همین دلیل، ترکیب داده‌های اشتغال و دستمزدها احتمالاً اهمیت بیشتری از یک عدد منفرد خواهد داشت. تورم PCE؛ داده دوم تعیین‌کننده روز چهارشنبه، شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی منتشر می‌شود؛ شاخصی که از مهم‌ترین معیارهای تورمی مورد استفاده فدرال رزرو است. در گزارش قبلی، تورم هسته PCE در ۱۲ ماه منتهی به ژوئیه ۳.۳ درصد افزایش یافته بود؛ سطحی که همچنان به شکل محسوسی بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار داشت. بازار سهام در هفته آینده به این موضوع توجه خواهد کرد که آیا روند تورم در حال کاهش است یا فشارهای قیمتی ناشی از انرژی و تقاضای داخلی همچنان ادامه دارد. این مسئله در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا افزایش قیمت انرژی می‌تواند از مسیر هزینه حمل‌ونقل، تولید و خدمات به سایر بخش‌های اقتصاد منتقل شود. از سوی دیگر، داده‌های شاخص مدیران خرید آمریکا نیز نشان داده‌اند که فشار هزینه‌های ورودی شرکت‌ها افزایش یافته است. این مسئله می‌تواند برای بازار سهام اهمیت داشته باشد، زیرا افزایش هزینه‌های تولید در صورت انتقال نیافتن کامل به مصرف‌کننده، حاشیه سود شرکت‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد. بنابراین در هفته آینده بازار عملاً به دنبال پاسخ یک سؤال خواهد بود: آیا اقتصاد آمریکا همچنان با سرعت بالا رشد می‌کند، بدون آنکه تورم مجدداً شتاب بگیرد؟ هوش مصنوعی؛ همچنان ستون اصلی بازار آمریکا با وجود فشار ناشی از افزایش بازده اوراق، سهام مرتبط با هوش مصنوعی همچنان نقش مهمی در عملکرد وال‌استریت دارند. شاخص نزدک در هفته گذشته توانست بار دیگر به سطوح رکوردی نزدیک شود و در روزهای اخیر، سهام شرکت‌هایی مانند AMD، مایکروسافت و سایر شرکت‌های مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفتند. AMD در هفته گذشته برای نخستین بار به ارزش بازار یک تریلیون دلار رسید و سهام این شرکت در سال ۲۰۲۶ رشد بسیار قابل توجهی داشته است. این تحول نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران همچنان انتظار دارند سرمایه‌گذاری در مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی ادامه پیدا کند اما در همین بخش نیز مسئله ارزش‌گذاری مطرح است. افزایش شدید قیمت سهام شرکت‌های فناوری در حالی رخ داده که هزینه سرمایه در اقتصاد آمریکا افزایش یافته است. بنابراین گزارش‌های درآمدی شرکت‌های بزرگ فناوری باید بتوانند رشد سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را با افزایش واقعی درآمد و سودآوری توجیه کنند. در این میان، گزارش مالی Micron Technology در روز چهارشنبه اهمیت ویژه‌ای دارد. مایکرون یکی از تأمین‌کنندگان مهم حافظه مورد استفاده در زیرساخت‌های هوش مصنوعی است و عملکرد آن می‌تواند تصویری از وضعیت تقاضا برای تراشه‌های حافظه و سرمایه‌گذاری مراکز داده ارائه کند. رویترز گزارش کرده که ارزش بازار این شرکت از یک تریلیون دلار عبور کرده و سهام آن در ماه‌های اخیر یکی از نمادهای مهم موج هوش مصنوعی بوده است. به همین دلیل، گزارش مالی مایکرون فقط برای سهام خود شرکت اهمیت ندارد. واکنش بازار به درآمد و راهنمای مالی این شرکت می‌تواند به سایر شرکت‌های زنجیره نیمه‌رسانا نیز منتقل شود. بازار اروپا؛ تورم و بازده اوراق در مرکز توجه در اروپا، ساختار ریسک کمی متفاوت است. بازار سهام اروپا علاوه بر نرخ بهره، نسبت به قیمت انرژی حساسیت بالایی دارد. افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند هم هزینه شرکت‌ها و هم تورم مصرف‌کننده را افزایش دهد و همین مسئله فشار بیشتری بر سیاست پولی بانک مرکزی اروپا وارد می‌کند. شاخص STOXX 600 در هفته گذشته تحت تأثیر کاهش قیمت نفت و رشد سهام بانکی و فناوری توانست در یک روز حدود یک درصد افزایش پیدا کند. با این حال، حرکت بازار همچنان به تحولات انرژی و نرخ‌های بهره وابسته است. شاخص داکس آلمان نیز در همان مقطع رشد کرد، در حالی که سهام فناوری اروپایی از بهبود فضای بازار جهانی فناوری بهره بردند اما در بازار اوراق، تصویر متفاوت است. بازده اوراق ۱۰ساله آلمان به حدود ۳.۶۱ درصد رسیده و به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۹ نزدیک شده است. این افزایش نشان می‌دهد بازار اوراق اروپا نیز با فشار ناشی از تورم، انرژی و انتظارات مربوط به سیاست پولی مواجه است. آلمان؛ داده‌ای که برای سهام اروپا اهمیت دارد روز چهارشنبه، داده اولیه تورم آلمان منتشر می‌شود و یکی از مهم‌ترین رویدادهای بازار اروپا خواهد بود. بانک مرکزی آلمان اعلام کرده است که تورم این کشور در کوتاه‌مدت همچنان می‌تواند بالا باقی بماند. تورم آلمان در ماه اوت ۲.۹ درصد بوده و افزایش قیمت سوخت و فرآورده‌های نفتی، همراه با سطح پایین ذخایر گاز، از عوامل فشار بر قیمت‌ها عنوان شده‌اند. هم‌زمان، اقتصاد آلمان نیز با کاهش شتاب مواجه شده است. صادرات و مصرف در تابستان ضعیف‌تر شده‌اند، اگرچه بانک مرکزی آلمان انتظار دارد در پایان سال بهبود نسبی در فعالیت اقتصادی شکل بگیرد. این ترکیب برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد: تورم بالا در کنار رشد ضعیف‌تر. اگر تورم همچنان بالا بماند، فضای سیاست پولی می‌تواند محدودتر شود؛ در حالی که رشد اقتصادی ضعیف‌تر، ظرفیت افزایش سود شرکت‌ها را محدود می‌کند. به همین دلیل، داده تورم آلمان می‌تواند به‌ویژه برای سهام صنعتی، مصرفی و بانکی اروپا مهم باشد. منطقه یورو؛ آزمون بزرگ روز جمعه روز جمعه، داده اولیه تورم منطقه یورو منتشر خواهد شد و این گزارش یکی از مهم‌ترین رویدادهای هفته برای بازارهای اروپایی است. پیش از انتشار این رقم، داده‌های تورم آلمان، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا منتشر می‌شوند و به بازار اجازه می‌دهند تصویر نسبتاً دقیق‌تری از فشارهای قیمتی منطقه ایجاد کند. مسئله انرژی در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. بانک مرکزی اروپا اعلام کرده است که افزایش قیمت گاز در شرایط فعلی می‌تواند سریع‌تر از گذشته به تورم مصرف‌کننده منتقل شود. طبق گزارش رویترز، قیمت عمده‌فروشی گاز در اروپا نسبت به سال گذشته بیش از ۱۴۰ درصد افزایش یافته و محدودیت‌های عرضه و سطح پایین ذخایر از عوامل اصلی آن هستند. این وضعیت می‌تواند مسیر بازار سهام اروپا را از دو کانال تحت تأثیر قرار دهد. نخست، افزایش هزینه انرژی می‌تواند سودآوری شرکت‌های انرژی‌بر را کاهش دهد. دوم، افزایش تورم می‌تواند فضای سیاست پولی را محدودتر کند و هزینه سرمایه را در اقتصاد اروپا بالا نگه دارد. در مقابل، شرکت‌های انرژی ممکن است از افزایش قیمت نفت و گاز درآمد بیشتری کسب کنند. بنابراین اثر افزایش انرژی بر بازار سهام اروپا میان صنایع مختلف یکسان نیست. آسیا؛ چین و ژاپن در کانون توجه در آسیا، تمرکز بازار در هفته آینده بیشتر بر داده‌های اقتصادی چین و ژاپن و عملکرد شرکت‌های فناوری و نیمه‌رسانا خواهد بود. چین در روزهای آینده داده‌های مربوط به فعالیت تولیدی و خدماتی ماه سپتامبر را منتشر می‌کند. این شاخص‌ها می‌توانند اطلاعات مهمی درباره قدرت تقاضای داخلی، فعالیت کارخانه‌ها و مسیر رشد اقتصاد دوم جهان ارائه دهند. برای بازار سهام چین، وضعیت بخش فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد. تقاضای جهانی برای تراشه و زیرساخت هوش مصنوعی در ماه‌های اخیر به یکی از عوامل مهم حمایت از سهام آسیایی تبدیل شده است. در کره جنوبی، داده‌های صادراتی ماه سپتامبر نشانه قدرتمندی از تقاضای جهانی برای تراشه ارائه کرده‌اند. صادرات این کشور در ۲۰ روز نخست سپتامبر رشد قابل توجهی داشته و صادرات نیمه‌رساناها نیز افزایش بسیار شدیدی ثبت کرده است. این موضوع برای سهام شرکت‌های تراشه در کره جنوبی اهمیت دارد، زیرا سامسونگ و SK Hynix از بازیگران اصلی بازار حافظه هستند. در واقع، گزارش مالی مایکرون در آمریکا و داده‌های صادراتی کره جنوبی را می‌توان دو نقطه از یک زنجیره مشترک دانست: تقاضای جهانی برای حافظه و زیرساخت هوش مصنوعی. ژاپن؛ حساسیت بیشتر به نرخ بهره و ارز در ژاپن نیز داده‌های اقتصادی و مسیر سیاست پولی بانک مرکزی اهمیت زیادی برای بازار سهام دارد. سرمایه‌گذاران علاوه بر داده‌های تولید صنعتی و خرده‌فروشی، به اثر تغییرات نرخ بهره و ارزش پول ملی بر شرکت‌های صادرکننده توجه خواهند داشت. سهام شرکت‌های صادرات‌محور ژاپنی معمولاً به شرایط اقتصاد جهانی، تقاضای آمریکا و چین و تحولات نرخ ارز حساس هستند. بنابراین ترکیب داده‌های اقتصادی آمریکا، چین و ژاپن می‌تواند بر چشم‌انداز شرکت‌های صنعتی و فناوری این کشور اثرگذار باشد. از سوی دیگر، افزایش نرخ‌های بهره جهانی می‌تواند شرایط مالی را برای بازارهای آسیایی نیز تغییر دهد. افزایش بازده اوراق آمریکا معمولاً یکی از متغیرهای مهم در تعیین هزینه سرمایه جهانی است و تغییر آن می‌تواند جریان سرمایه میان بازارهای مختلف را تحت تأثیر قرار دهد. نفت؛ متغیری مشترک برای سه منطقه یکی از مهم‌ترین متغیرهای مشترک میان بازارهای آمریکا، اروپا و آسیا، قیمت نفت است. در پایان هفته گذشته، نفت برنت حدود ۱۰۴ دلار و نفت آمریکا حدود ۹۲ دلار در هر بشکه معامله شد. کاهش قیمت نفت در روزهای پایانی هفته، هم‌زمان با افزایش امیدها نسبت به بازگشایی مسیرهای عرضه در منطقه، به کاهش بخشی از فشار تورمی بازار کمک کرد. برای بازار آمریکا، کاهش نفت می‌تواند از مسیر کاهش فشار تورمی اهمیت داشته باشد. برای اروپا، اثر آن حتی مستقیم‌تر است، زیرا اقتصاد این منطقه وابستگی قابل توجهی به واردات انرژی دارد. برای آسیا نیز قیمت نفت بر هزینه واردات انرژی کشورهای بزرگی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی اثر می‌گذارد. به همین دلیل، هر تحول جدید در وضعیت عرضه انرژی خاورمیانه می‌تواند هم‌زمان در سه بازار سهام بازتاب پیدا کند. آیا رشد باریک بازار آمریکا یک هشدار است؟ یکی از موضوعات مهم هفته آینده، مسئله پهنای بازار خواهد بود. شاخص‌های اصلی آمریکا همچنان نزدیک رکوردهای تاریخی قرار دارند، اما تعداد قابل توجهی از سهام تشکیل‌دهنده شاخص‌ها زیر میانگین‌های بلندمدت خود معامله می‌شوند. بر اساس داده‌های ارائه‌شده در گزارش هفتگی بازار، درصد شرکت‌های S&P 500 که بالاتر از میانگین متحرک ۲۰۰روزه خود معامله می‌شوند به حدود ۴۷.۸ درصد کاهش یافته است؛ در نزدک این رقم حدود ۴۲ درصد و در راسل ۲۰۰۰ حدود ۵۱.۶ درصد گزارش شده است. این ارقام نشان می‌دهند رشد شاخص‌های اصلی الزاماً به معنای مشارکت گسترده همه سهام نیست. تمرکز رشد روی شرکت‌های بزرگ فناوری می‌تواند در دوره‌هایی کاملاً طبیعی باشد، اما برای ارزیابی کیفیت روند بازار، بررسی تعداد بیشتری از سهام اهمیت دارد. در هفته آینده، اگر سهام فناوری همچنان رشد کنند اما مشارکت سایر بخش‌ها ضعیف باقی بماند، این واگرایی همچنان یکی از ویژگی‌های مهم بازار خواهد بود. در مقابل، افزایش مشارکت صنایع مختلف می‌تواند تصویر متفاوتی از ساختار بازار ایجاد کند. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته برای خواندن بازار در هفته آینده، جابه‌جایی مرکز ثقل توجه از «رشد شاخص‌ها» به «کیفیت رشد» است؛ زیرا در شرایطی که شاخص‌های بزرگ آمریکا همچنان به پشتوانه چند غول فناوری در سطوح بالایی قرار دارند، افزایش بازده اوراق و کاهش مشارکت گسترده سهام می‌تواند تصویر متفاوتی از عمق بازار ارائه کند. اگر داده‌های اشتغال و تورم آمریکا در کنار گزارش مایکرون بتوانند هم‌زمان قدرت تقاضا، مسیر سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی و ظرفیت سودآوری شرکت‌ها را تأیید کنند، مسئله اصلی بازار همچنان ارزش‌گذاری خواهد بود؛ اما اگر قدرت اقتصادی با تورم بالاتر و بازده اوراق بیشتر همراه شود، هزینه سرمایه به متغیر مهم‌تری برای ارزش‌گذاری سهام تبدیل خواهد شد. در اروپا نیز همین معادله با شدت بیشتری میان انرژی، تورم و نرخ بهره در حال شکل‌گیری است و در آسیا، عملکرد صنعت نیمه‌رسانا به‌عنوان حلقه اتصال تقاضای جهانی برای هوش مصنوعی و بازارهای منطقه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. به همین دلیل، هفته آینده را بیش از آنکه صرفاً هفته «گزارش اشتغال آمریکا» بدانم، باید آزمونی برای سنجش دوام هم‌زمان رشد اقتصادی، رونق هوش مصنوعی و ارزش‌گذاری بازار سهام در برابر افزایش هزینه سرمایه تلقی کرد.» بابک شیری فصل چهارم؛ بازار وارد مرحله حساس‌تری می‌شود هفته پیش رو فقط یک هفته عادی اقتصادی نیست؛ بلکه نخستین هفته سه‌ماهه چهارم سال است. سه‌ماهه سوم با رشد قابل توجه برخی شاخص‌های سهام و هم‌زمان افزایش شدید بازده اوراق پایان می‌یابد. این ترکیب باعث شده بازار وارد سه‌ماهه چهارم با دو نیروی متضاد شود. از یک طرف، رشد سود شرکت‌های فناوری و سرمایه‌گذاری گسترده در هوش مصنوعی همچنان ادامه دارد. از طرف دیگر، افزایش هزینه سرمایه می‌تواند ارزش‌گذاری سهام را با فشار بیشتری مواجه کند. این مسئله برای شرکت‌های کوچک‌تر و شرکت‌هایی که سودآوری فعلی پایین‌تری دارند اهمیت بیشتری دارد. در مقابل، شرکت‌های بزرگ و سودآور فناوری که جریان نقدی قابل توجهی ایجاد می‌کنند ممکن است ساختار مالی متفاوتی داشته باشند. به همین دلیل، در هفته آینده صرفاً جهت حرکت شاخص‌های اصلی اهمیت ندارد؛ ترکیب داخلی این حرکت نیز اهمیت خواهد داشت. سه سناریوی کلان پیش روی بازار سهام بازار در هفته آینده با چند مسیر احتمالی روبه‌رو است و جهت حرکت شاخص‌ها تا حد زیادی به ترکیب داده‌های اقتصادی بستگی خواهد داشت. سناریوی نخست؛ رشد اقتصادی قوی همراه با تورم کنترل‌شده اگر داده‌های اقتصادی آمریکا همچنان قدرت اقتصاد را نشان دهند، اما تورم PCE و رشد دستمزدها افزایش قابل توجهی نداشته باشند، بازار می‌تواند میان رشد اقتصادی و نرخ بهره تعادل بیشتری برقرار کند. در چنین شرایطی، سود شرکت‌ها از قدرت اقتصاد حمایت می‌شود، در حالی که فشار ناشی از افزایش سریع‌تر نرخ بهره محدودتر باقی می‌ماند. این وضعیت برای سهام فناوری و شرکت‌های چرخه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد. سناریوی دوم؛ اقتصاد قوی و تورم بالا ترکیب رشد اقتصادی قوی، اشتغال بالا و تورم چسبنده وضعیت متفاوتی ایجاد می‌کند. در این حالت، افزایش بازده اوراق می‌تواند ادامه پیدا کند و هزینه سرمایه برای بازار سهام افزایش یابد. در چنین شرایطی، بازار ممکن است بیش از گذشته به شرکت‌هایی توجه کند که جریان نقدی فعلی و قدرت سودآوری بیشتری دارند، در حالی که ارزش‌گذاری شرکت‌های وابسته به رشدهای بلندمدت می‌تواند حساس‌تر شود. سناریوی سوم؛ کاهش قدرت اقتصاد اگر داده‌های اشتغال و فعالیت اقتصادی ضعیف‌تر از انتظار باشند، فشار ناشی از افزایش نرخ بهره می‌تواند کاهش یابد اما این اتفاق الزاماً به معنای افزایش پایدار بازار سهام نیست، زیرا ضعف اقتصادی می‌تواند نگرانی درباره درآمد و سود شرکت‌ها را افزایش دهد. بنابراین در شرایط فعلی، بازار به دنبال یک نقطه تعادل میان رشد، تورم و نرخ بهره است. جمع‌بندی هفته ۲۸ سپتامبر تا ۲ اکتبر یکی از پرتراکم‌ترین هفته‌های اطلاعاتی بازارهای جهانی در پایان سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ خواهد بود. در آمریکا، گزارش اشتغال ماه سپتامبر و شاخص PCE مهم‌ترین داده‌هایی هستند که می‌توانند انتظارات بازار درباره مسیر نرخ بهره را تغییر دهند. در کنار این داده‌ها، افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا به سطوحی که در سال‌های اخیر کمتر مشاهده شده، به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده ارزش‌گذاری سهام تبدیل شده است. در بازار اروپا، تورم آلمان و سپس تورم منطقه یورو در کنار بازده اوراق قرضه، مسیر سهام را تعیین خواهند کرد. فشار انرژی همچنان یک متغیر کلیدی است و بانک مرکزی اروپا نیز نسبت به انتقال سریع‌تر افزایش قیمت گاز به تورم هشدار داده است. در نتیجه، بازارهای سهام اروپا هم‌زمان با مسئله رشد اقتصادی ضعیف‌تر و فشارهای تورمی مواجه‌اند. در آسیا نیز داده‌های چین و ژاپن، همراه با عملکرد صنعت نیمه‌رسانا، اهمیت زیادی دارند. رشد صادرات تراشه کره جنوبی نشان می‌دهد تقاضای جهانی برای زیرساخت هوش مصنوعی همچنان یکی از محرک‌های مهم بازار منطقه است. گزارش مالی مایکرون نیز می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت بازار حافظه و تقاضای مراکز داده ارائه کند. در نهایت، بازار سهام جهان وارد سه‌ماهه چهارم در شرایطی می‌شود که شاخص‌های بزرگ آمریکا همچنان در نزدیکی رکوردها قرار دارند، اما افزایش بازده اوراق و کاهش پهنای بازار نشان می‌دهد ساختار صعودی بازار یکدست نیست. بنابراین در هفته پیش رو، نه‌تنها سطح شاخص‌های S&P 500، نزدک، STOXX 600، داکس و شاخص‌های آسیایی، بلکه رفتار سهام زیرمجموعه، نرخ بهره، تورم، قیمت انرژی و عملکرد صنعت هوش مصنوعی نیز باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هجوم ۲.۴ میلیارد دلاری به ETF بیت‌کوین؛ ۲۰۲۶ سبز شد

ETFهای اسپات بیت‌کوین آمریکا در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۲.۴ میلیارد دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند؛ بزرگ‌ترین جریان هفتگی آنها از اکتبر ۲۰۲۵ که توانست جریان خالص این صندوق‌ها در سال ۲۰۲۶ را دوباره مثبت کند. به نقل از د بلاک (The Block) و بر اساس داده‌های SoSoValue، این تغییر تنها دو ماه پس از آن رخ داد که ETFهای بیت‌کوین در اواسط ژوئیه حدود ۵.۸ میلیارد دلار جریان خالص منفی سالانه داشتند. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم بازگشت سرمایه به صندوق‌های بیت‌کوین، اتریوم و سولانا چه ابعادی داشته است. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، خالص جریان ETFهای بیت‌کوین از ابتدای سال اکنون حدود ۹۳۴.۱ میلیون دلار مثبت است. مجموع ورود خالص از زمان راه‌اندازی نیز به ۵۷.۶ میلیارد دلار و ارزش خالص دارایی‌ها به ۱۰۸.۴ میلیارد دلار رسیده است. دوشنبه موتور اصلی ورود سرمایه بود ETFهای بیت‌کوین روز دوشنبه ۹۹۹ میلیون دلار ورود خالص ثبت کردند که بزرگ‌ترین رقم روزانه از ۶ اکتبر ۲۰۲۵ بود. جریان روزانه سپس کاهش یافت و به‌ترتیب به ۷۱۴.۷، ۳۴۷، ۱۹۰.۶ و ۱۳۴.۵ میلیون دلار در روزهای بعد رسید. جمعه هفتمین روز متوالی ورود سرمایه بود و مجموع این دوره از ۱۷ سپتامبر به حدود ۳ میلیارد دلار رسید. بلک‌راک با صندوق IBIT حدود ۱.۲ میلیارد دلار و Fidelity FBTC حدود ۷۰۱.۷ میلیون دلار از ورودی هفته را جذب کردند. بازار یا صندوق ورود خالص هفتگی ETFهای بیت‌کوین ۲.۴ میلیارد دلار BlackRock IBIT ۱.۲ میلیارد دلار Fidelity FBTC ۷۰۱.۷ میلیون دلار ETFهای اتریوم ۶۸۹.۹ میلیون دلار ETFهای سولانا ۱۸۸.۲ میلیون دلار ETFهای XRP ۷۵.۶ میلیون دلار بازگشت سرمایه به ETFهای اتریوم ETFهای اسپات اتریوم پس از خروج حدود ۱۴۰ میلیون دلار در هفته قبل، با ۶۸۹.۹ میلیون دلار ورود خالص به محدوده مثبت بازگشتند. بیشترین جریان روزانه آنها دوشنبه و با رقم ۲۷۰ میلیون دلار ثبت شد که بالاترین مقدار از ۷ اکتبر ۲۰۲۵ بود. صندوق ETHA بلک‌راک با ۳۲۶.۲ میلیون دلار بیشترین ورود هفتگی را داشت و پس از آن Fidelity FETH با ۱۷۴ میلیون دلار قرار گرفت. مجموع جریان خالص ETFهای اتریوم از ابتدای ۲۰۲۶ اکنون حدود ۱.۶ میلیارد دلار مثبت است. سولانا رکورد روزانه تازه ثبت کرد ETFهای اسپات سولانا روز جمعه ۸۶.۷ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کردند که بالاترین رقم روزانه از زمان راه‌اندازی آنها در اکتبر ۲۰۲۵ بود. صندوق BSOL شرکت Bitwise به‌تنهایی ۵۵.۷ میلیون دلار از این رقم را جذب کرد. مجموع ورود هفتگی ETFهای سولانا به ۱۸۸.۲ میلیون دلار رسید و دارایی ترکیبی آنها در پایان جمعه به رکورد ۱.۵ میلیارد دلار افزایش یافت. ETFهای اسپات XRP نیز در همین هفته ۷۵.۶ میلیون دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند. عامل احتمالی افزایش ورود سرمایه اریک بالچوناس، تحلیلگر ETF بلومبرگ، افزایش اخیر جریان سرمایه را به برنامه وزارت خزانه‌داری آمریکا برای افزایش بازخرید اوراق بلندمدت مرتبط دانست. نیت گراسی، رئیس NovaDius Wealth Management، نیز گفت ETFهای بیت‌کوین از زمان اعلام این برنامه حدود ۵.۳ میلیارد دلار سرمایه جذب کرده‌اند. با وجود این ورود سرمایه، حجم معاملات هفتگی ETFهای بیت‌کوین از ۱۶.۲ به ۱۵ میلیارد دلار کاهش یافت. حجم معاملات ETFهای اتریوم نیز از ۶.۹ به ۴.۸ میلیارد دلار رسید؛ بنابراین افزایش ورود سرمایه با رشد هم‌زمان حجم معاملات همراه نبوده است. تحلیل یوتوتایمز؛ این جریان برای بازار چه معنایی دارد؟ تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند بازگشت جریان سرمایه به ETFهای بیت‌کوین و اتریوم می‌تواند احساسات بازار را تقویت کند، اما معامله‌گران ایرانی بهتر است این داده را به‌تنهایی سیگنال خرید ندانند. تداوم ورود سرمایه در روزهای آینده، واکنش قیمت بیت‌کوین به مقاومت‌های مهم و شرایط دلار و نقدینگی جهانی می‌تواند مشخص کند آیا این موج سرمایه به روندی پایدار تبدیل می‌شود یا فقط یک جهش مقطعی است.  

خواندن کامل خبر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر

سقوط سهام اوراکل؛ چرا اوراکل می‌خواهد از تعهدات مالی پروژه ژوپیتر فاصله بگیرد؟

سهام اوراکل روز پنجشنبه تحت فشار قرار گرفت و بیش از ۴ درصد کاهش یافت؛ افتی که در شرایط عادی می‌توانست صرفاً یک نوسان روزانه تلقی شود، اما این بار به تحولات پیرامون یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های زیرساخت هوش مصنوعی این شرکت مربوط است. اوراکل تلاش می‌کند با استفاده از یک بند قراردادی، میزان تعهدات مالی خود را در قبال پروژه‌ای عظیم در نیومکزیکو محدود کند؛ پروژه‌ای که با موانع قانونی و مخالفت‌های محلی مواجه شده است. در یک نگاه سهام اوراکل روز پنجشنبه بیش از ۴ درصد افت کرد و در پایان معاملات به ۱۳۹.۵۴ دلار رسید. این شرکت برای کاهش تعهدات مالی خود در پروژه ژوپیتر، به بند قوه قهریه قرارداد استناد کرده است. مرکز داده نیومکزیکو قرار است ظرفیتی معادل ۲.۴۵ گیگاوات داشته باشد. تأخیرهای قانونی و مخالفت‌های محلی، زمان راه‌اندازی پروژه در سال ۲۰۲۸ را با ابهام مواجه کرده است. این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که اوراکل طی سال گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای را برای توسعه زیرساخت‌های مورد نیاز هوش مصنوعی دنبال کرده است. در مرکز این برنامه، پروژه‌ای موسوم به ژوپیتر قرار دارد که قرار بود یکی از بزرگ‌ترین مراکز داده مورد استفاده برای پردازش‌های هوش مصنوعی باشد. چرا سهام اوراکل سقوط کرد؟ افت سهام اوراکل پس از انتشار گزارشی درباره اقدام این شرکت برای محدود کردن ریسک مالی خود در پروژه ژوپیتر رخ داد. بر اساس این گزارش، اوراکل به توسعه‌دهنده پروژه، که زیرمجموعه‌ای از بلو اول کپیتال است، اطلاع داده که قصد دارد از بند «قوه قهریه» در قرارداد استفاده کند. قوه قهریه در قراردادها معمولاً به شرایطی اشاره دارد که خارج از کنترل طرفین بوده و می‌تواند اجرای تعهدات قراردادی را با اختلال مواجه کند. در این مورد، اوراکل تلاش دارد در صورت تأخیر پروژه و آماده نشدن مرکز داده در زمان برنامه‌ریزی‌شده، یعنی سال ۲۰۲۸، پرداخت‌های مرتبط با آن را به تعویق بیندازد. اهمیت این اقدام در اندازه پروژه است. ژوپیتر صرفاً یک مرکز داده معمولی نیست، بلکه بخشی از برنامه گسترده اوراکل برای ایجاد زیرساخت محاسباتی مورد نیاز نسل جدید خدمات هوش مصنوعی محسوب می‌شود. بنابراین هرگونه تأخیر در ساخت آن می‌تواند هم زمان‌بندی توسعه ظرفیت اوراکل را تغییر دهد و هم ساختار تعهدات مالی این شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. پروژه ژوپیتر؛ یکی از بزرگ‌ترین زیرساخت‌های هوش مصنوعی پروژه ژوپیتر در قالب برنامه‌ای بزرگ برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی معرفی شد که اوراکل، OpenAI و SoftBank در آن مشارکت داشتند. مرکز داده برنامه‌ریزی‌شده در نیومکزیکو قرار است ظرفیت مصرف برق ۲.۴۵ گیگاوات داشته باشد. این رقم، ابعاد بسیار بزرگ پروژه را نشان می‌دهد و آن را در میان نمونه‌های شاخص توسعه زیرساخت‌های محاسباتی مورد نیاز هوش مصنوعی قرار می‌دهد. رشد سریع هوش مصنوعی در سال‌های اخیر باعث افزایش تقاضا برای مراکز داده شده است. مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی برای آموزش و اجرا به حجم بسیار زیادی از توان پردازشی نیاز دارند و همین مسئله، مصرف برق مراکز داده را به یکی از موضوعات مهم اقتصادی و زیرساختی تبدیل کرده است. اما همین مقیاس بزرگ اکنون برای پروژه ژوپیتر به یک چالش تبدیل شده است. موانع قانونی و مخالفت‌های محلی پروژه ژوپیتر در مسیر توسعه خود با موانع قانونی و نظارتی مواجه شده است. یکی از مجوزهای کلیدی مورد نیاز پروژه رد شده و هم‌زمان مخالفت عمومی با تأثیر مراکز داده بزرگ بر مصرف برق و زیرساخت‌های محلی افزایش یافته است. این مسئله تنها مختص پروژه ژوپیتر نیست. توسعه سریع مراکز داده در نقاط مختلف آمریکا باعث شده موضوعاتی مانند مصرف برق، ظرفیت شبکه، استفاده از منابع آب، هزینه‌های زیرساختی و آثار محلی این پروژه‌ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی، ساخت یک مرکز داده چند گیگاواتی صرفاً یک پروژه فناوری نیست؛ بلکه به پروژه‌ای زیرساختی تبدیل می‌شود که به مجوزهای متعدد، ظرفیت شبکه برق و همراهی جامعه محلی نیاز دارد. به همین دلیل، هرگونه تأخیر در دریافت مجوزها می‌تواند زمان‌بندی اقتصادی پروژه را تغییر دهد. اوراکل چگونه ریسک خود را مدیریت می‌کند؟ اقدام اوراکل را می‌توان بخشی از تلاش این شرکت برای مدیریت ریسک مالی پروژه دانست. اگر مرکز داده در سال ۲۰۲۸ آماده بهره‌برداری نشود، اوراکل ممکن است ناچار شود برای ظرفیتی هزینه کند که هنوز امکان استفاده از آن را ندارد. در چنین شرایطی، تعویق پرداخت‌ها می‌تواند فشار مالی ناشی از تأخیر را کاهش دهد. از این منظر، استناد به بند قوه قهریه لزوماً به معنای خروج اوراکل از پروژه نیست. این اقدام بیشتر می‌تواند تلاشی برای انتقال بخشی از ریسک زمان‌بندی پروژه و جلوگیری از تبدیل تأخیر ساخت به تعهد مالی سنگین باشد اما بازار سرمایه معمولاً به چنین تحولاتی تنها از زاویه حقوقی نگاه نمی‌کند. سرمایه‌گذاران ممکن است تأخیر در پروژه را نشانه‌ای از پیچیده‌تر شدن مسیر توسعه ظرفیت زیرساختی اوراکل تلقی کنند؛ به‌خصوص در شرایطی که این شرکت برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده هوش مصنوعی به ظرفیت محاسباتی بیشتری نیاز دارد. “ «ماجرای ژوپیتر را نباید صرفاً یک اختلاف قراردادی یا تأخیر در ساخت یک مرکز داده دانست؛ این پروژه نمونه‌ای از برخورد مستقیم اقتصاد هوش مصنوعی با محدودیت‌های فیزیکی اقتصاد انرژی است. هرچه سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی بزرگ‌تر می‌شود، ارزش اقتصادی آن بیش از گذشته به دسترسی به برق، شبکه انتقال، زمین و مجوزهای زیرساختی وابسته خواهد شد. از این منظر، مزیت رقابتی شرکت‌هایی مانند اوراکل فقط در توانایی جذب مشتری یا توسعه ظرفیت پردازشی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توانایی آنها در تبدیل سرمایه‌گذاری عظیم هوش مصنوعی به زیرساخت واقعی، به‌موقع و از نظر مالی قابل کنترل نیز تعیین‌کننده خواهد بود. افت اخیر سهام اوراکل را می‌توان در همین چارچوب، نشانه‌ای از حساس‌تر شدن بازار نسبت به هزینه فیزیکی و ریسک اجرایی پشت رونق هوش مصنوعی دانست.» بابک شیری فشار بر سهام اوراکل و بلو اول سهام اوراکل در پایان معاملات پنجشنبه با ۳.۴۷ درصد کاهش به ۱۳۹.۵۴ دلار رسید. سهام بلو اول کپیتال نیز در جریان معاملات با افت همراه شد. واکنش بازار نشان می‌دهد که پروژه‌های بزرگ هوش مصنوعی تنها از منظر درآمد آینده شرکت‌ها اهمیت ندارند، بلکه نحوه تأمین مالی، زمان‌بندی ساخت و ریسک‌های زیرساختی آنها نیز به بخشی از ارزیابی سرمایه‌گذاران تبدیل شده است. در واقع، هرچه اندازه پروژه‌های مراکز داده بزرگ‌تر می‌شود، فاصله میان «تقاضای فناوری» و «امکان‌پذیری فیزیکی» آنها نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ممکن است تقاضا برای پردازنده و خدمات هوش مصنوعی وجود داشته باشد، اما ساخت مرکز داده، تأمین برق، دریافت مجوز و اتصال به شبکه همگی به زمان و سرمایه قابل توجه نیاز دارند. جمع‌بندی تحولات پروژه ژوپیتر نشان می‌دهد که موج سرمایه‌گذاری در زیرساخت هوش مصنوعی وارد مرحله‌ای شده که دیگر تنها مسئله فناوری و تقاضا مطرح نیست. پروژه‌های چندگیگاواتی اکنون با محدودیت‌های برق، مجوزهای قانونی، مخالفت‌های محلی و ریسک‌های مالی مواجه هستند. اقدام اوراکل برای استفاده از بند قوه قهریه را می‌توان تلاشی برای محدود کردن بخشی از ریسک مالی پروژه دانست؛ پروژه‌ای که قرار بود در سال ۲۰۲۸ به بهره‌برداری برسد اما اکنون با ابهام‌های نظارتی مواجه شده است. در این میان، افت سهام اوراکل نشان می‌دهد که بازار نسبت به رابطه میان هزینه زیرساخت و رشد هوش مصنوعی حساس‌تر شده است. رشد تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی زمانی می‌تواند به رشد پایدار درآمد تبدیل شود که شرکت‌ها بتوانند ظرفیت محاسباتی مورد نیاز را با هزینه و زمان‌بندی قابل کنترل ایجاد کنند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

ارتقای سولانا؛ نهایی‌شدن تراکنش‌ها از ۱۳ ثانیه به ۱۵۰ میلی‌ثانیه می‌رسد

شبکه سولانا آزمایش عمومی ارتقای Alpenglow را آغاز کرده است؛ به‌روزرسانی‌ای که در صورت موفقیت می‌تواند زمان نهایی‌شدن تراکنش‌ها را از حدود ۱۲.۸ ثانیه به تنها ۱۵۰ میلی‌ثانیه کاهش دهد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم این تغییر چرا برای صرافی‌ها، پل‌های بلاکچینی و پرداخت‌های روزمره اهمیت دارد. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، Alpenglow فعلاً در شبکه آزمایشی قرار دارد و هنوز روی شبکه اصلی سولانا فعال نشده است. کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش‌های سولانا به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، «نهایی‌شدن» یا Finality لحظه‌ای است که تراکنش دیگر قابل بازگشت نیست. صرافی‌ها معمولاً تا این مرحله برای ثبت واریز منتظر می‌مانند و پل‌های بلاکچینی نیز پیش از آزادسازی دارایی در شبکه مقصد به آن نیاز دارند. سولانا در حال حاضر از سازوکار TowerBFT استفاده می‌کند. اعتبارسنج‌ها برای نهایی‌کردن بلوک‌ها باید در چندین مرحله رأی دهند و این فرآیند زمان بیشتری نیاز دارد. Alpenglow این سیستم را با پروتکلی به نام Votor جایگزین می‌کند. در این مدل، اعتبارسنج‌ها رأی‌ها را مستقیم برای یکدیگر ارسال می‌کنند و می‌توانند پس از یک یا دو دور به توافق برسند. کاربران نیازی به تغییر کیف‌پول ندارند طبق گزارش کوین‌دسک (CoinDesk)، اجرای تراکنش‌ها برای اپلیکیشن‌ها و کاربران مانند امروز باقی می‌ماند و نیازی به تغییر کیف‌پول یا روش ارسال دارایی نیست. این ارتقا بیش از چهار ماه روی یک شبکه کوچک آزمایشی بررسی شده و اکنون به Testnet عمومی سولانا منتقل شده است تا سازگاری آن با تعداد بیشتری اعتبارسنج و سرویس آزمایش شود. اعتبارسنج‌های شرکت‌کننده باید از نسخه Agave 4.3 استفاده کنند. Firedancer و Frankendancer، دو نرم‌افزار جایگزین اعتبارسنج که توسط Jump Crypto توسعه یافته‌اند، هنوز از Alpenglow پشتیبانی نمی‌کنند. Anza تاریخ ۲۸ سپتامبر را به‌صورت موقت برای فعال‌سازی برخی قابلیت‌های Agave 4.3 روی شبکه اصلی تعیین کرده، اما این تاریخ به معنی راه‌اندازی قطعی Alpenglow نیست. تاثیر ارتقای سولانا بر بازار کریپتو تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش‌ها به ۱۵۰ میلی‌ثانیه می‌تواند مزیت سولانا را در پرداخت‌ها، صرافی‌ها و اپلیکیشن‌های آنچین تقویت کند. برای معامله‌گران، موفقیت تست Alpenglow می‌تواند توجه بیشتری به SOL جلب کند، اما تا پیش از اجرای پایدار روی شبکه اصلی، واکنش‌های قیمتی باید با احتیاط ارزیابی شوند و ریسک مشکلات فنی همچنان در نظر گرفته شود. این ارتقا در درازمدت می‌تواند روی قیمت سولانا تاثیر مثبتی بگذارد ولی صرفا سیگنال صعودی از این خبر صادر نشده و برای خرید و فروش هر ارزی باید چندین پارامتر را درنظر داشت.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

جهش ۱۸ درصدی آلت‌کوین‌ها؛ آیا روند صعودی ادامه دارد؟

بازار ارزهای دیجیتال روز جمعه ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ شاهد رشد گسترده آلت‌کوین‌ها بود؛ استارک‌نت حدود ۱۸ درصد، آربیتروم بیش از ۱۷ درصد و یونی‌سواپ نزدیک ۱۳ درصد صعود کردند. بیت‌کوین نیز با رشد بیش از دو درصدی از محدوده ۷۸ هزار دلار عبور کرد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم آیا این حرکت آغاز یک موج پایدار در آلت‌کوین‌هاست یا واکنشی کوتاه‌مدت به کاهش نگرانی‌های اقتصاد کلان. ارقام بازار بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز تنظیم شده‌اند. لایه دوم و دیفای پیشتاز بازار شدند توکن‌های حوزه لایه دوم و امور مالی غیرمتمرکز بیشترین بازدهی را ثبت کردند. شاخص بخش دیفای ۸٫۳ درصد بالا رفت و ۹۸ دارایی از میان ۱۰۰ عضو شاخص CoinDesk 100 در محدوده مثبت معامله شدند؛ نشانه‌ای از گستردگی تقاضا و محدودنبودن رشد به چند توکن خاص. هم‌زمان سولانا حدود ۶٫۷ درصد، اتریوم ۳٫۳ درصد و XRP بیش از سه درصد رشد کردند. ارزش کل بازار کریپتو نیز نزدیک دو درصد افزایش یافت و به حدود ۲٫۶۶ تریلیون دلار رسید. کاهش فشار اوراق و نفت به کمک بازار آمد بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا دوباره به زیر پنج درصد برگشت و نفت برنت نیز پایین‌تر از ۱۰۳ دلار قرار گرفت. کاهش هم‌زمان این دو متغیر، نگرانی درباره تورم و ادامه سیاست پولی سخت‌گیرانه را تا حدی آرام کرد. افزایش نرخ بهره فدرال رزرو پیش‌تر نگرانی‌هایی درباره خروج نقدینگی از دارایی‌های پرریسک ایجاد کرده بود؛ اما واکنش کنترل‌شده بازارهای سنتی، معامله‌گران کریپتو را به افزایش ریسک‌پذیری تشویق کرد. آلت‌کوین‌هایی که پیش‌تر افت بیشتری داشتند، با سرعت بالاتری بازیابی شدند. مقاومت ۸۲ هزار دلاری بیت‌کوین بیت‌کوین پس از بازیابی افت شبانه، سومین روز متوالی رشد را ثبت کرد. بااین‌حال، محدوده ۸۲ هزار دلار همچنان سقف مهم دامنه معاملاتی محسوب می‌شود و احتمال ذخیره سود پیش از پایان هفته می‌تواند سرعت حرکت را کاهش دهد. پایداری موج آلت‌کوین‌ها به تثبیت بیت‌کوین، ادامه کاهش بازده اوراق و ورود حجم واقعی معاملات بستگی دارد. افت دوباره بیت‌کوین یا تقویت ناگهانی دلار می‌تواند بخشی از رشدهای دورقمی را سریعاً اصلاح کند. تحلیل یوتوتایمز از موج آلت‌کوین‌ها تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند گستردگی رشد بازار مثبت است، اما جهش‌های ۱۳ تا ۱۸ درصدی احتمال اصلاح کوتاه‌مدت را بالا می‌برد. معامله‌گران ایرانی باید علاوه بر نمودار توکن، نوسان تتر و هزینه ورود را محاسبه کنند. خرید پله‌ای، پرهیز از تعقیب کندل‌های سبز و کنترل اهرم در آلت‌کوین‌های کم‌عمق می‌تواند ریسک معاملات را کاهش دهد.

خواندن کامل خبر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر

جهش فنی سولانا؛ ظرفیت تراکنش‌ها ۳ برابر شد

 شبکه سولانا در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ فرمت Transaction V1 را فعال کرد؛ ارتقایی که ظرفیت داده هر تراکنش را بیش از سه برابر افزایش می‌دهد. هم‌زمان، کاهش زمان اسلات به ۲۵۰ میلی‌ثانیه برای ۱۸ سپتامبر برنامه‌ریزی شده است. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم این تغییرات چه اثری بر شبکه و SOL دارند.  تراکنش‌های Solana V1 چه تغییری کرده‌اند؟ فرمت جدید ظرفیت داده هر تراکنش را به ۴٬۰۹۶ بایت رسانده است؛ یعنی بیش از سه برابر قالب قبلی. توسعه‌دهندگان اکنون می‌توانند عملیات پیچیده‌تر، شامل چند امضا، فناوری‌های حریم خصوصی یا داده‌های حساب بیشتر را در یک تراکنش قرار دهند. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، V1 می‌تواند حداکثر ۶۴ حساب را مستقیماً در خود جای دهد. همچنین اطلاعات مربوط به توان پردازشی موردنیاز و کارمزد، به‌جای دستورهای جداگانه، در ساختار همان تراکنش ثبت می‌شود. قالب‌های قدیمی همچنان قابل‌استفاده خواهند بود و برنامه‌ها مجبور به مهاجرت فوری نیستند. بااین‌حال، کیف‌پول‌ها، صرافی‌ها و سرویس‌هایی که تراکنش‌های سولانا را پردازش می‌کنند باید پشتیبانی از فرمت تازه را به‌تدریج اضافه کنند.  زمان اسلات سولانا به ۲۵۰ میلی‌ثانیه می‌رسد مرحله بعدی، کاهش فاصله تولید اسلات از ۳۰۰ به ۲۵۰ میلی‌ثانیه است. فعال‌سازی این تغییر برای آغاز دوره ۱۰۳۷ شبکه، در حدود ساعت ۰۵:۰۱ UTC روز ۱۸ سپتامبر پیش‌بینی شده است. در صورت اجرای موفق، شبکه تقریباً چهار فرصت در هر ثانیه برای تولید اسلات خواهد داشت. هدف نهایی نقشه راه فعلی، رسیدن به ۲۰۰ میلی‌ثانیه است؛ اما کوتاه‌شدن زمان اسلات لزوماً ظرفیت تراکنش را به همان نسبت افزایش نمی‌دهد و فشار بیشتری بر اعتبارسنج‌ها وارد می‌کند.  رکورد آدرس‌های فعال استیبل‌کوین در سولانا فعالیت شبکه هم‌زمان با این ارتقاها افزایش یافته است. سولانا در ماه اوت ۵٫۲ میلیارد تراکنش غیررأی‌دهی پردازش کرد که نسبت به رکورد ۴٫۲ میلیاردی ماه ژوئیه حدود ۱۹ درصد بیشتر بود. البته این آمار می‌تواند تراکنش‌های خودکار و ناموفق را نیز دربر بگیرد. تعداد آدرس‌های فعال روزانه مرتبط با استیبل‌کوین‌ها در سپتامبر به ۸۸۸ هزار رسید؛ این رقم یک سال قبل حدود ۳۳۳ هزار بود. درآمد هفتگی برنامه‌های سولانا نیز به ۴۰٫۸ میلیون دلار و حجم معاملات صرافی‌های غیرمتمرکز شبکه به ۱۶٫۵۹ میلیارد دلار رسید. ارزش سهام توکنیزه‌شده روی سولانا نیز پس از رشد ۴۷ درصدی در سه هفته، به رکورد ۶۸۴ میلیون دلار رسید. این داده‌ها نشان می‌دهند افزایش فعالیت فقط به یک برنامه محدود نیست و میان معاملات، استیبل‌کوین‌ها و دارایی‌های توکنیزه‌شده توزیع شده است.  اثر ارتقای سولانا بر بازار و معامله‌گران ایرانی تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند ارتقای V1 و کاهش زمان اسلات، در صورت پایداری زیر بار واقعی، می‌تواند جایگاه سولانا را در پرداخت، دیفای و دارایی‌های توکنیزه‌شده تقویت کند؛ اما موفقیت فنی لزوماً به رشد فوری SOL منجر نمی‌شود. معامله‌گران ایرانی باید واکنش اعتبارسنج‌ها، اختلال احتمالی شبکه، حجم واقعی استیبل‌کوین و نوسان نرخ تتر را همراه با قیمت SOL بررسی کنند و از اهرم سنگین در زمان فعال‌سازی ارتقا بپرهیزند.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

بازار از گزارش مالی اوراکل چه انتظاری دارد؟

سهام اوراکل در آستانه انتشار گزارش مالی سه‌ماهه نخست سال مالی ۲۰۲۷ وارد یکی از حساس‌ترین مقاطع خود شده است. این شرکت که در سال‌های اخیر با سرعت زیادی به سمت زیرساخت هوش مصنوعی و خدمات ابری حرکت کرده، اکنون باید به سرمایه‌گذارانی پاسخ دهد که هم‌زمان با رشد تقاضا برای خدمات ابری، درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت، نیاز مالی شرکت و تمرکز بخش بزرگی از سفارش‌ها بر چند مشتری بزرگ نگران هستند. در یک نگاه بازار اختیار معامله احتمال نوسان حدود ۱۱ درصدی سهام اوراکل پس از گزارش مالی را نشان می‌دهد. درآمد سه‌ماهه نخست حدود ۱۹.۱۴ میلیارد دلار و سود تعدیل‌شده هر سهم ۱.۷۴ دلار برآورد شده است. سفارش‌های ثبت‌شده اوراکل می‌تواند به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار رسیده باشد که رشد سالانه ۴۰ درصدی را نشان می‌دهد. با وجود ریسک تأمین مالی، برخی تحلیلگران هدف قیمتی ۳۲۰ تا ۴۰۰ دلار را برای سهم حفظ کرده‌اند. بازار اختیار معامله نشان می‌دهد معامله‌گران برای سهام اوراکل در روزهای پس از انتشار گزارش مالی، نوسانی در حدود ۱۱ درصد را در هر دو جهت در نظر گرفته‌اند. با قیمت پایانی چهارشنبه، چنین حرکتی می‌تواند قیمت سهم را تا محدوده ۱۷۹ دلار بالا ببرد یا آن را به زیر ۱۴۵ دلار برساند. بازار منتظر یک گزارش تعیین‌کننده است اوراکل قرار است گزارش مالی سه‌ماهه نخست خود را پس از پایان معاملات پنجشنبه ۱۰ سپتامبر منتشر کند. انتظار بازار این است که درآمد شرکت نسبت به سال گذشته حدود ۲۷ تا ۲۸ درصد افزایش پیدا کند و به محدوده ۱۹.۰۶ تا ۱۹.۱۴ میلیارد دلار برسد. برآورد سود نیز در منابع مختلف کمی متفاوت است. برخی برآوردها سود تعدیل‌شده هر سهم را ۱.۷۴ دلار اعلام کرده‌اند که نسبت به ۱.۴۷ دلار سال گذشته رشد حدود ۱۸ درصدی دارد. در مقابل، برآورد دیگری سود هر سهم را ۱.۴۰ دلار در نظر گرفته که نسبت به سال گذشته رشد ۱۶.۶۷ درصدی را نشان می‌دهد. این اختلاف جزئی در برآوردها اهمیت چندانی ندارد؛ مسئله اصلی این است که بازار انتظار دارد رشد اوراکل همچنان با سرعت بالایی ادامه داشته باشد و شرکت بتواند از تقاضای فزاینده برای زیرساخت هوش مصنوعی درآمد واقعی ایجاد کند. سفارش‌های اوراکل به نقطه مهمی رسیده‌اند یکی از مهم‌ترین اعداد در گزارش پیش‌رو، ارزش سفارش‌های ثبت‌شده اوراکل است. بر اساس برآوردهای منتشرشده، این رقم می‌تواند به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار برسد که نشان‌دهنده رشد سالانه حدود ۴۰ درصدی است. این حجم سفارش در ظاهر یک نقطه قوت بزرگ برای شرکت محسوب می‌شود، اما مسئله مهم برای سرمایه‌گذاران سرعت تبدیل این سفارش‌ها به درآمد و جریان نقدی است. اوراکل در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری سنگینی برای افزایش ظرفیت مراکز داده و زیرساخت ابری انجام داده است. بنابراین صرفاً افزایش سفارش‌ها برای بازار کافی نیست و سرمایه‌گذاران می‌خواهند ببینند شرکت با چه سرعتی می‌تواند این تقاضا را به درآمد، سود و در نهایت جریان نقدی تبدیل کند. تقاضای هوش مصنوعی؛ فرصت بزرگ اوراکل بخش مهمی از داستان رشد اوراکل به تقاضای شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی، به‌ویژه شرکت‌هایی مانند اوپن‌ای‌آی، مربوط می‌شود. میزوهو انتظار دارد زیرساخت ابری اوراکل عملکردی فراتر از انتظار داشته باشد؛ زیرا شرکت در این فصل نزدیک به یک گیگاوات ظرفیت جدید وارد مدار می‌کند. این رقم در حالی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اوراکل در کل سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۱.۲ گیگاوات ظرفیت به شبکه خود اضافه کرده بود. به این ترتیب، تنها در یک فصل قرار است ظرفیتی نزدیک به بخش عمده ظرفیت افزوده‌شده در کل سال گذشته وارد مدار شود. اگر اوراکل بتواند این ظرفیت را به سرعت به قراردادهای درآمدزا تبدیل کند، بازار می‌تواند نگاه مثبت‌تری به رشد آینده شرکت داشته باشد. آزمون اصلی؛ تبدیل سفارش به درآمد گگنهایم همچنان یکی از خوش‌بین‌ترین مؤسسات نسبت به اوراکل است و هدف قیمتی ۴۰۰ دلار را حفظ کرده است. این هدف به معنای امکان رشد بیش از دو برابری سهم نسبت به سطوح فعلی است. اما برای تحقق چشم‌انداز رشد خدمات ابری، اوراکل باید در این فصل بیش از ۹ میلیارد دلار درآمد سالانه تکرارشونده جدید از زیرساخت به عنوان خدمت ایجاد کند؛ رقمی که بیش از دو برابر حدود ۴.۲ میلیارد دلار درآمد جدیدی است که در فصل قبل برآورد شده بود. اوراکل برای خدمات ابری نیز رشد ۵۷ تا ۶۳ درصدی در نرخ ارز ثابت را پیش‌بینی کرده است. بنابراین گزارش مالی پیش‌رو فقط درباره میزان درآمد فصل گذشته نیست؛ بلکه بازار به دنبال نشانه‌ای است که نشان دهد شرکت می‌تواند سرعت رشد زیرساخت هوش مصنوعی را حفظ کند. چرا سرمایه‌گذاران هنوز نگران هستند؟ با وجود چشم‌انداز قدرتمند تقاضا، ریسک مالی یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف اوراکل باقی مانده است. این شرکت برنامه دارد در سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۴۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی هزینه کند. هم‌زمان، انتشار سهام جدید به ارزش حدود ۲۰ میلیارد دلار نیز به نگرانی سرمایه‌گذاران درباره تأمین مالی این توسعه دامن زده است. گگنهایم معتقد است مسئله تأمین مالی اکنون حتی به نگرانی بزرگ‌تری نسبت به تمرکز سفارش‌های اوراکل بر اوپن‌ای‌آی تبدیل شده است. افزایش تعهدات سرمایه‌ای می‌تواند فشار بیشتری بر ترازنامه شرکت وارد کند و اگر رشد درآمد و جریان نقدی با سرعت مورد انتظار پیش نرود، بازار ممکن است نسبت به ارزش‌گذاری اوراکل تجدیدنظر کند. این نگرانی در بازار بدهی نیز دیده می‌شود؛ به‌طوری که قراردادهای معاوضه نکول اعتباری پنج‌ساله اوراکل اخیراً به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده‌اند. بازار اختیار معامله هنوز خوش‌بین است با وجود این نگرانی‌ها، رفتار معامله‌گران در بازار اختیار معامله نشانه‌ای از خوش‌بینی است. نسبت قراردادهای فروش به خرید برای قراردادهای منتهی به ۱۱ سپتامبر حدود ۰.۸۴ برابر است که نشان‌دهنده تمایل بیشتر بازار به سمت خرید است. همچنین قراردادهای خرید با قیمت‌های بالاتر، تقاضای بیشتری پیدا کرده‌اند و بازار محدوده‌ای نزدیک به ۱۷۷ تا ۱۷۹ دلار را برای سناریوی صعودی کوتاه‌مدت در نظر گرفته است. اوراکل در حال حاضر حدود ۴۲ درصد بالاتر از کف قیمتی ماه ژوئیه قرار دارد، اما هنوز فاصله زیادی با اوج تاریخی سپتامبر گذشته دارد. سهام این شرکت در سال ۲۰۲۶ تقریباً ۲۰ درصد افت کرده و نسبت به رکورد سال گذشته بیش از ۵۰ درصد پایین‌تر است. به همین دلیل، گزارش مالی پیش‌رو می‌تواند نقطه‌ای تعیین‌کننده برای تغییر روند سهم باشد. “ «از نگاه من، جذاب‌ترین بخش داستان اوراکل نه رشد فعلی درآمد، بلکه فاصله میان تقاضای انباشته و ظرفیت واقعی تبدیل آن به جریان نقدی است. عدد ۶۴۰ میلیارد دلاری سفارش‌ها در صورت تحقق، پشتوانه قدرتمندی برای رشد آینده شرکت محسوب می‌شود، اما زمانی برای سهامدار ارزش واقعی ایجاد می‌کند که اوراکل بتواند هزینه سنگین توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را با درآمد پایدار و جریان نقدی فزاینده پوشش دهد. بنابراین در کوتاه‌مدت، گزارش مالی می‌تواند محرک یک جهش یا سقوط شدید باشد، اما در افق بلندمدت، سرعت تبدیل سرمایه‌گذاری‌های عظیم اوراکل به جریان نقدی، مهم‌تر از هر عدد دیگری در صورت سود و زیان خواهد بود.» بابک شیری نظر تحلیلگران؛ اختلاف در هدف، نه در اهمیت اوراکل اکثر تحلیلگران وال‌استریت همچنان نسبت به آینده اوراکل دیدگاه مثبتی دارند. بر اساس داده‌های منتشرشده، از میان ۱۱ تحلیلگر بررسی‌شده، ۹ نفر توصیه خرید، یک نفر توصیه خنثی و یک نفر توصیه فروش داشته‌اند. میانگین هدف قیمتی این گروه حدود ۲۳۹ دلار است که نسبت به قیمت‌های فعلی نزدیک به ۵۰ درصد ظرفیت رشد را نشان می‌دهد. در میان اهداف بالاتر، میزوهو قیمت ۳۲۰ دلار و گگنهایم ۴۰۰ دلار را حفظ کرده‌اند. اوپنهایمر نیز با حفظ توصیه «عملکرد بهتر از بازار»، هدف ۲۷۵ دلار را اعلام کرده است. این اختلاف بزرگ میان قیمت فعلی و اهداف تحلیلی نشان می‌دهد مسئله اصلی برای اوراکل، نبود تقاضا نیست؛ بلکه میزان موفقیت شرکت در تبدیل این تقاضا به درآمد و جریان نقدی پایدار است. جمع‌بندی اوراکل در نقطه‌ای قرار گرفته که یک گزارش مالی قوی می‌تواند روایت بازار درباره این شرکت را تغییر دهد، اما صرف رشد درآمد برای جلب اعتماد سرمایه‌گذاران کافی نخواهد بود. بازار به دنبال سه چیز است: سرعت رشد زیرساخت ابری، میزان تبدیل سفارش‌های بزرگ به درآمد و نحوه تأمین هزینه‌های سنگین توسعه هوش مصنوعی. اگر اوراکل بتواند در کنار رشد درآمد ۱۹.۱۴ میلیارد دلاری، سود حدود ۱.۷۴ دلاری و افزایش سفارش‌ها به محدوده ۶۴۰ میلیارد دلار، نشانه‌های روشنی از بهبود جریان نقدی ارائه کند، بخشی از نگرانی‌های مربوط به تأمین مالی می‌تواند کاهش یابد. در مقابل، هرگونه افزایش هزینه سرمایه، تأخیر در راه‌اندازی ظرفیت‌ها یا کاهش سرعت تبدیل سفارش‌ها به درآمد می‌تواند واکنش تند بازار را به دنبال داشته باشد؛ به‌خصوص وقتی بازار اختیار معامله از هم‌اکنون نوسانی حدود ۱۱ درصدی را برای سهم قیمت‌گذاری کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

افت سهام آمریکا با تقویت احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو

افزایش قوی‌تر از انتظار اشتغال در آمریکا، سهام و اوراق قرضه کوتاه‌مدت را پایین کشید و معامله‌گران شرط‌بندی خود را بر افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در ماه جاری افزایش دادند. قراردادهای سوآپ احتمال این افزایش نرخ را بیش از ۵۰ درصد قیمت‌گذاری کردند، در حالی که تحلیلگران انتظار دارند تصمیم سپتامبر فدرال رزرو به داده‌های تورمی هفته آینده بستگی داشته باشد. شاخص اس‌اند‌پی ۵۰۰ به ۲ نشست معاملاتی متوالی صعودی پایان داد. مشاغل غیرکشاورزی ماه گذشته ۱۶۲ هزار افزایش یافت، کاهش اشتغال ژوئیه در بازنگری آمار حذف شد و نرخ بیکاری بی‌تغییر ماند. افزایش غیرمنتظره استخدام، دلایل افزایش نرخ بهره را تقویت کرد، هرچند این اقدام قطعی نیست. گزارش نشان داد شواهد چندانی وجود ندارد که بازار کار در حال افزودن به فشارهای تورمی باشد. بازدهی اوراق خزانه ۲ ساله، که به انتظارات سیاست پولی کوتاه‌مدت حساس‌تر است، تا ۸ واحد پایه افزایش یافت و سپس بخشی از این رشد را پس داد. بازارهای آمریکا روز دوشنبه به‌دلیل تعطیلات بسته خواهند بود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، فشار خود را بر فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره افزایش داد و تهدید کرد در صورت اقدام‌نکردن بانک مرکزی، تجارت با برخی اقتصادهایی را که آمریکا در برابر آن‌ها کسری دارد، متوقف می‌کند. ترامپ سپس این استدلال را رد کرد که افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو می‌تواند به بازارهای اوراق قرضه نگران از بدهی و تورم اطمینان بدهد و گفت نرخ بهره آمریکا باید ۱ درصد یا کمتر باشد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

ترامپ فدرال رزرو را تحت فشار گذاشت؛ کاهش نرخ بهره یا توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری

دونالد ترامپ بار دیگر فشار مستقیم خود بر فدرال رزرو را افزایش داده و این بار کاهش نرخ بهره را به سیاست تجاری آمریکا گره زده است. رئیس‌جمهور آمریکا در واکنش به انتشار گزارش اشتغال ماه اوت، از بانک مرکزی خواست نرخ بهره را کاهش دهد و هشدار داد اگر این اتفاق رخ ندهد، ایالات متحده می‌تواند تجارت با کشورهایی را که در برابر آمریکا مازاد تجاری دارند متوقف کند. در یک نگاه  دونالد ترامپ از فدرال رزرو خواست نرخ بهره را کاهش دهد و تهدید کرد در صورت مقاومت، تجارت آمریکا با کشورهایی که مازاد تجاری با ایالات متحده دارند متوقف خواهد شد.  این اظهارات پس از انتشار گزارش اشتغال اوت مطرح شد؛ گزارشی که نشان داد کارفرمایان آمریکایی ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کرده‌اند، رقمی بسیار بالاتر از برآوردهای بازار.  ترامپ معتقد است اقتصاد قوی‌تر آمریکا باید به نرخ بهره پایین‌تری منجر شود، اما کوین وارش رئیس فدرال رزرو تنها یک هفته پیش از احتمال افزایش نرخ بهره برای مهار تورم سخن گفته بود.  تهدید ترامپ فراتر از سیاست پولی است و می‌تواند تجارت با ده‌ها کشور را تحت تأثیر قرار دهد؛ موضوعی که فشار سیاسی بر فدرال رزرو و ریسک بی‌ثباتی در اقتصاد جهانی را هم‌زمان افزایش می‌دهد. ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود، از گزارش اشتغال آمریکا استقبال کرد و گفت کارفرمایان در ماه اوت ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کرده‌اند؛ رقمی که به گفته او دو تا سه برابر بهتر از برآوردهای بازار بوده است. او سپس استدلال کرد که قدرت اقتصادی آمریکا باید به معنای هزینه استقراض پایین‌تر باشد و از فدرال رزرو و رئیس آن، کوین وارش، خواست سیاست پولی خود را تغییر دهند. این اظهارات در شرایطی مطرح شده که وارش تنها یک هفته پیش از آن، از احتمال افزایش نرخ بهره برای مقابله با تورم سخن گفته بود. همین تضاد، اختلاف میان کاخ سفید و بانک مرکزی آمریکا را بار دیگر به یکی از موضوعات مهم اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. ترامپ این بار نرخ بهره را به تجارت گره زد ترامپ سال‌هاست از نرخ‌های بهره بالا در آمریکا انتقاد می‌کند و معتقد است هزینه بالای تأمین مالی، موقعیت اقتصادی ایالات متحده را در برابر سایر کشورها تضعیف می‌کند. اما اظهارات جدید او یک تفاوت مهم با انتقادهای قبلی دارد. رئیس‌جمهور آمریکا این بار کاهش نرخ بهره را مستقیماً به سیاست تجاری کشور پیوند زده و تهدید کرده است در صورت کاهش نیافتن نرخ‌ها، تجارت با کشورهایی که آمریکا با آنها کسری تجاری دارد متوقف خواهد شد. چنین تهدیدی در ظاهر بسیار گسترده است؛ زیرا ایالات متحده با ده‌ها کشور جهان کسری تجاری دارد و بخش قابل‌توجهی از آنها از مهم‌ترین شرکای تجاری آمریکا محسوب می‌شوند. به همین دلیل، اجرای واقعی چنین سیاستی می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از بازار ارز یا اوراق قرضه داشته باشد و زنجیره تأمین، واردات کالا، روابط تجاری و حتی قیمت برخی محصولات در بازار آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، کاخ سفید هنوز جزئیات مشخصی درباره نحوه اجرای این تهدید ارائه نکرده و فدرال رزرو نیز در واکنش به اظهارات ترامپ از اظهار نظر خودداری کرده است. گزارش اشتغال؛ جرقه تازه اختلاف اظهارات ترامپ پس از انتشار گزارش اشتغال ماه اوت مطرح شد. بر اساس این گزارش، کارفرمایان آمریکایی در این ماه ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کردند؛ رقمی که بسیار بالاتر از پیش‌بینی‌های بازار بود. ترامپ با استناد به همین داده‌ها استدلال کرد که اقتصاد آمریکا نسبت به گذشته اعتبار و قدرت بیشتری پیدا کرده است و بنابراین باید بتواند با نرخ بهره پایین‌تری فعالیت کند. منطق ترامپ این است که اگر اقتصاد آمریکا قدرتمندتر شده، هزینه تأمین مالی نیز باید کاهش پیدا کند. از نگاه او، نرخ بهره بالا مزیتی ناعادلانه برای سایر کشورها ایجاد می‌کند و قدرت رقابتی آمریکا را کاهش می‌دهد اما مسئله برای فدرال رزرو به این سادگی نیست. بانک مرکزی آمریکا تنها بر وضعیت اشتغال تمرکز نمی‌کند و هم‌زمان باید تورم را نیز کنترل کند. اگر کاهش نرخ بهره در شرایطی انجام شود که فشارهای تورمی همچنان پابرجا باشند، تقاضا می‌تواند افزایش پیدا کند و مسیر بازگشت تورم به هدف بانک مرکزی دشوارتر شود. همین اختلاف در اولویت‌ها، ریشه اصلی تقابل میان ترامپ و فدرال رزرو است. وارش برخلاف ترامپ از احتمال افزایش نرخ بهره گفت کوین وارش که با انتخاب ترامپ ریاست فدرال رزرو را بر عهده گرفته، برخلاف خواسته اخیر رئیس‌جمهور موضع محتاطانه‌تری در قبال سیاست پولی دارد. او یک هفته پیش در سخنرانی خود تأکید کرده بود که هدف فدرال رزرو بازگرداندن نرخ تورم به سطح ۲ درصد است و نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت همچنان مهم‌ترین ابزار بانک مرکزی برای دستیابی به این هدف و انجام مأموریت دوگانه آن محسوب می‌شوند. نکته مهم‌تر این بود که وارش احتمال افزایش نرخ بهره را نیز مطرح کرد؛ موضوعی که دقیقاً در نقطه مقابل خواسته ترامپ قرار دارد. ترامپ خواهان کاهش نرخ بهره است، در حالی که رئیس فدرال رزرو حتی احتمال افزایش آن را روی میز گذاشته است. این اختلاف می‌تواند برای بازارها اهمیت زیادی داشته باشد، زیرا سرمایه‌گذاران اکنون نه‌تنها باید داده‌های اقتصادی، تورم و اشتغال را بررسی کنند، بلکه باید میزان استقلال تصمیم‌گیری بانک مرکزی از دولت آمریکا را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند. چرا ترامپ این‌قدر بر کاهش نرخ بهره تأکید دارد؟ کاهش نرخ بهره می‌تواند از چند مسیر به اقتصاد آمریکا کمک کند. هزینه وام‌گیری برای شرکت‌ها و خانوارها کاهش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذاری افزایش می‌یابد و بازار مسکن نیز می‌تواند از تأمین مالی ارزان‌تر بهره‌مند شود. از طرف دیگر، نرخ بهره پایین‌تر معمولاً فشار کمتری بر هزینه تأمین مالی دولت وارد می‌کند؛ موضوعی که با توجه به بدهی عظیم آمریکا اهمیت زیادی دارد. ترامپ همچنین به دنبال تقویت جایگاه رقابتی آمریکا در برابر سایر اقتصادهای بزرگ است. از نگاه او، نرخ بهره بالا می‌تواند ارزش دلار را در سطحی قرار دهد که صادرات آمریکا را دشوارتر کند و در مقابل، کالاهای خارجی را برای مصرف‌کنندگان آمریکایی ارزان‌تر نگه دارد اما همین سیاست می‌تواند یک تناقض ایجاد کند. اگر کاهش نرخ بهره با هدف تضعیف دلار و افزایش رقابت‌پذیری آمریکا انجام شود، هم‌زمان ممکن است فشارهای تورمی افزایش پیدا کند. در این شرایط، فدرال رزرو ممکن است دوباره مجبور شود نرخ بهره را بالا ببرد. به همین دلیل، کاهش نرخ بهره بدون توجه به مسیر تورم می‌تواند تنها یک راه‌حل کوتاه‌مدت باشد. تهدید توقف تجارت چقدر جدی است؟ مهم‌ترین بخش اظهارات ترامپ نه درخواست کاهش نرخ بهره، بلکه تهدید به توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری با آمریکا بود. ایالات متحده با تعداد زیادی از کشورهای جهان کسری تجاری دارد؛ از اقتصادهای بزرگ آسیایی و اروپایی گرفته تا شرکای تجاری نزدیک آمریکا. بنابراین اگر این تهدید به یک سیاست واقعی تبدیل شود، دامنه آن بسیار وسیع خواهد بود. توقف تجارت با کشورهایی که آمریکا از آنها بیشتر واردات دارد، می‌تواند عرضه برخی کالاها را در بازار آمریکا کاهش دهد و هزینه واردات را افزایش دهد. در چنین شرایطی، شرکت‌های آمریکایی نیز ممکن است با افزایش هزینه مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای مواجه شوند. از طرف دیگر، کشورهای هدف نیز احتمالاً در برابر چنین اقدامی واکنش نشان خواهند داد. در نتیجه، سیاستی که با هدف کاهش کسری تجاری طراحی شده، ممکن است در نهایت به افزایش هزینه تجارت و ایجاد اختلال در زنجیره تأمین منجر شود. به همین دلیل، اجرای کامل این تهدید بسیار پرهزینه‌تر از یک افزایش تعرفه معمولی خواهد بود. فشار بر فدرال رزرو در آستانه انتخابات زمان‌بندی اظهارات ترامپ نیز قابل توجه است. این فشارها تنها حدود دو ماه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا مطرح شده‌اند؛ انتخاباتی که تورم و هزینه‌های بالای زندگی همچنان از موضوعات مهم مورد توجه رأی‌دهندگان هستند. کاهش نرخ بهره می‌تواند در کوتاه‌مدت برای بازارهای مالی و بخش‌هایی از اقتصاد خبر مثبتی باشد، اما اگر سرمایه‌گذاران احساس کنند سیاست پولی تحت فشار سیاسی قرار گرفته است، پیامد آن می‌تواند پیچیده‌تر باشد. اعتبار بانک مرکزی تا حد زیادی به این تصور وابسته است که تصمیمات آن بر اساس داده‌های اقتصادی و اهداف مشخص گرفته می‌شوند، نه بر اساس فشارهای سیاسی کوتاه‌مدت. هرچه این استقلال بیشتر زیر سؤال برود، احتمال افزایش نوسان در بازارهای مالی نیز بیشتر خواهد شد. از همین منظر، اختلاف اخیر ترامپ و وارش تنها یک اختلاف بر سر یک یا دو واحد درصد نرخ بهره نیست؛ بلکه بحث بزرگ‌تری درباره نحوه تعیین سیاست اقتصادی آمریکا در جریان است. “ «به نظر من، مهم‌ترین نکته این تحولات خود درخواست کاهش نرخ بهره نیست، بلکه پیوند زدن سیاست پولی به سیاست تجاری است. اگر فشار سیاسی بر فدرال رزرو افزایش پیدا کند، بازار ممکن است به‌جای آنکه کاهش نرخ بهره را یک محرک اقتصادی بداند، آن را نشانه تضعیف استقلال بانک مرکزی تلقی کند؛ اتفاقی که می‌تواند هزینه ریسک آمریکا را بالا ببرد. از سوی دیگر، تهدید به توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری، در صورت تبدیل شدن به سیاست اجرایی، می‌تواند اثری کاملاً معکوس داشته باشد و با افزایش هزینه واردات و اختلال در زنجیره تأمین، فشار تورمی ایجاد کند. بنابراین در نگاه من، چالش اصلی اقتصاد آمریکا دیگر صرفا «نرخ بهره بالا یا پایین» نیست؛ بلکه یافتن تعادلی میان رشد اقتصادی، کنترل تورم، اعتبار سیاست پولی و قدرت تجاری آمریکا است و هرگونه سیاستی که یکی از این چهار ضلع را قربانی دیگری کند، در نهایت می‌تواند هزینه بیشتری برای اقتصاد ایجاد کند.» بابک شیری معاون ترامپ نیز خواهان کاهش نرخ بهره است فشار برای کاهش نرخ بهره تنها از سوی رئیس‌جمهور آمریکا مطرح نشده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، نیز یک روز پیش از اظهارات جدید ترامپ خواهان کاهش نرخ بهره شده بود و این اقدام را واکنشی «مناسب و مسئولانه» در برابر داده‌های اخیر تورم آمریکا دانست. این هم‌زمانی نشان می‌دهد درخواست کاهش نرخ بهره به یک موضع گسترده‌تر در دولت ترامپ تبدیل شده است. در طرف مقابل، فدرال رزرو همچنان بر مأموریت اصلی خود یعنی کنترل تورم تأکید دارد. اگر اختلاف میان دولت و بانک مرکزی ادامه پیدا کند، نشست‌های آینده فدرال رزرو اهمیت بیشتری برای بازارها خواهند داشت؛ زیرا سرمایه‌گذاران باید تشخیص دهند آیا تصمیمات بانک مرکزی صرفاً بر اساس داده‌های اقتصادی گرفته می‌شوند یا فشارهای سیاسی نیز در مسیر سیاست پولی اثرگذار شده‌اند. بازارها میان اقتصاد قوی و سیاست پرریسک گزارش اشتغال قوی در نگاه اول باید خبر مثبتی برای اقتصاد آمریکا باشد. ایجاد ۱۶۲ هزار شغل نشان می‌دهد فعالیت اقتصادی همچنان توان ایجاد فرصت‌های شغلی را دارد و برخلاف برخی نگرانی‌ها، اقتصاد آمریکا در وضعیت شکننده‌ای قرار نگرفته است اما واکنش سیاست‌گذاران به این داده می‌تواند اهمیت بیشتری از خود عدد اشتغال داشته باشد. ترامپ این گزارش را دلیلی برای کاهش نرخ بهره می‌داند، در حالی که فدرال رزرو ممکن است همین قدرت اقتصادی را نشانه‌ای از ادامه فشار تقاضا و ضرورت احتیاط بیشتر در سیاست پولی تلقی کند. این اختلاف برداشت از یک داده اقتصادی، نشان‌دهنده تفاوت نگاه دولت و بانک مرکزی به اقتصاد است. برای بازارها نیز مسئله اصلی همین‌جاست: آیا اقتصاد آمریکا آن‌قدر قوی هست که کاهش نرخ بهره را تحمل کند، یا قدرت اشتغال و تقاضا می‌تواند مانع کاهش پایدار تورم شود؟ پاسخ به این سؤال مسیر دلار، اوراق خزانه، بازار سهام و حتی قیمت کالاها را در ماه‌های آینده تحت تأثیر قرار خواهد داد. جمع‌بندی دونالد ترامپ با درخواست کاهش نرخ بهره و تهدید به توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری، فشار بر فدرال رزرو را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. در حالی که گزارش اشتغال اوت از ایجاد ۱۶۲ هزار شغل حکایت دارد، رئیس‌جمهور آمریکا این عملکرد را نشانه قدرت اقتصاد و دلیلی برای کاهش هزینه استقراض می‌داند. در مقابل، کوین وارش بر بازگرداندن تورم به هدف ۲ درصد تأکید کرده و حتی احتمال افزایش نرخ بهره را مطرح کرده است. این اختلاف نشان می‌دهد مسیر سیاست پولی آمریکا در ماه‌های آینده می‌تواند به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده بازارهای جهانی تبدیل شود. تهدید تجاری ترامپ نیز ریسک دیگری را به این معادله اضافه کرده است. اگرچه هنوز مشخص نیست این تهدید تا چه اندازه جنبه عملی پیدا خواهد کرد، اما گسترش چنین سیاستی می‌تواند هزینه تجارت جهانی را افزایش داده و در نهایت حتی با هدف اصلی دولت آمریکا یعنی کاهش فشارهای اقتصادی در تضاد قرار گیرد. در شرایط فعلی، بازار بیش از آنکه تنها به یک تصمیم درباره نرخ بهره نگاه کند، باید سه متغیر را هم‌زمان دنبال کند: مسیر تورم، میزان استقلال فدرال رزرو و نحوه تبدیل تهدیدهای تجاری ترامپ به سیاست واقعی. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر