خودروهای خودران برای سالها بیشتر شبیه یک رؤیای فناورانه بودند؛ اما صنعت اکنون وارد مرحلهای شده که آزمایشهای محدود جای خود را به بهرهبرداری تجاری میدهند. سرمایهگذاران معمولاً هنگام صحبت از این صنعت به نامهایی مانند تسلا، آمازون و آلفابت فکر میکنند، اما بخش قابلتوجهی از فرصت سرمایهگذاری ممکن است در شرکتهایی قرار داشته باشد که کمتر در مرکز توجه بازار هستند.
- بازار خودروهای خودران از مرحله آزمایش عبور کرده و به سمت استفاده تجاری حرکت میکند؛ بازاری که فقط بخش تاکسیهای خودران آن میتواند تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۴۱۵ میلیارد دلار برسد.
- Aurora Innovation با تمرکز بر کامیونهای خودران، روی بازاری شرط بسته که انتظار میرود تا سال ۲۰۴۰ حدود ۴۰٪ از مسافت کامیونهای سنگین آمریکا را به خود اختصاص دهد.
- Mobileye با حضور فناوری خود در بیش از ۲۵۰ میلیون خودرو و سهم حدود ۷۰٪ از بازار جهانی سامانههای کمکراننده، یکی از مهمترین بازیگران زیرساختی این صنعت است.
- اوبر با مدل سرمایهگذاری سبک میتواند در صورت فراگیر شدن خودروهای خودران به شبکه اصلی اتصال آنها به مسافران تبدیل شود، اما وابستگی به شرکتهایی مانند Waymo ریسک مهم این داستان است.
گزارش مورد بررسی سه شرکت Aurora Innovation، Mobileye و اوبر را از جمله گزینههایی میداند که میتوانند از گسترش خودروهای خودران منتفع شوند؛ البته هر سه شرکت از نظر مدل کسبوکار، میزان ریسک و نحوه حضور در این صنعت تفاوت زیادی دارند.
نکته مهم این است که بازار خودروهای خودران تنها به خودروهای سواری و تاکسیهای بدون راننده محدود نمیشود. یکی از نخستین حوزههایی که میتواند تحول جدی را تجربه کند، حملونقل جادهای و بهویژه کامیونهای مسافتطولانی است.
Aurora؛ شرطبندی روی کامیونهای خودران
Aurora Innovation یکی از شرکتهایی است که تمرکز خود را بر کامیونهای سنگین خودران گذاشته است. فناوری این شرکت با نام Aurora Driver، ترکیبی از سامانه لیدار بردبلند، نرمافزار و خدمات داده است که برای هدایت کامیونهای سنگین در بزرگراهها طراحی شده است.
این شرکت فعالیت درآمدزای خود را از سال ۲۰۲۵ آغاز کرده و در حال حاضر تمرکز اصلی آن بر مسیرهای بزرگراهی جنوب آمریکا، بهویژه ایالتهای آریزونا، اوکلاهما، نیومکزیکو و تگزاس است؛ مناطقی که شرایط آبوهوایی مناسبتری برای توسعه حملونقل خودران دارند.
Aurora هنوز یک شرکت جوان و پرریسک محسوب میشود، اما نقطه عطف مهم آن در سال ۲۰۲۷ خواهد بود. این شرکت قصد دارد از آن زمان فناوری سختافزاری و نرمافزاری خود را روی کامیونهای متعلق به شرکتهای حملونقل نصب کند و در ازای میزان مسافت طیشده، درآمد دریافت کند.
این مدل میتواند ساختار درآمدی Aurora را تغییر دهد؛ زیرا با افزایش تعداد کامیونهای مجهز به فناوری خودران و افزایش مسافت طیشده، درآمد شرکت نیز میتواند بدون نیاز به فروش مستقیم خودرو رشد کند.
بازار کامیونهای خودران چقدر بزرگ است؟
اهمیت Aurora زمانی بیشتر مشخص میشود که اندازه بازار بالقوه آن را در نظر بگیریم. بر اساس برآورد تحلیلگران مورنینگاستار، کامیونهای خودران میتوانند تا سال ۲۰۴۰ حدود ۴۰٪ از کل مسافت طیشده توسط کامیونهای سنگین در آمریکا را به خود اختصاص دهند.
از طرف دیگر، پیشبینی میشود کامیونهای خودران در بازار آمریکا از سال ۲۰۲۸ بتوانند هزینهای کمتر از کامیونهای تحت هدایت راننده انسانی داشته باشند. این نقطه میتواند یک محرک اقتصادی بسیار مهم باشد. صنعت حملونقل جادهای با هزینه نیروی انسانی، کمبود راننده و فشار دائمی برای کاهش هزینه هر مایل مواجه است. اگر فناوری خودران بتواند هزینه حمل هر مایل را کاهش دهد، انگیزه اقتصادی برای استفاده از آن بسیار بیشتر خواهد شد.
گلدمن ساکس نیز اندازه بازار جهانی کامیونهای خودران را تا سال ۲۰۳۵ حدود ۵۶۰ میلیارد دلار برآورد کرده است. بنابراین Aurora در بازاری فعالیت میکند که هنوز در مراحل ابتدایی توسعه قرار دارد، اما در صورت تجاری شدن گسترده فناوری، ظرفیت رشد بسیار بزرگی خواهد داشت.
البته این شرکت در حال حاضر با ریسکهای قابلتوجهی از جمله هزینه بالای توسعه فناوری، نیاز به سرمایه و عدم قطعیت درباره سرعت پذیرش خودروهای خودران روبهرو است.
Mobileye؛ زیرساختی که از همین حالا در میلیونها خودرو وجود دارد
اگر Aurora روی آینده کامیونهای خودران شرط بسته است، Mobileye در بخش دیگری از زنجیره ارزش خودروهای هوشمند حضور دارد. فناوری Mobileye در حوزه سامانههای کمکراننده پیشرفته یا ADAS، بینایی رایانهای، هوش مصنوعی و ترکیب سختافزار و نرمافزار فعالیت میکند.
یکی از مهمترین نقاط قوت این شرکت، مقیاس فعلی فعالیت آن است. فناوری EyeQ این شرکت، شامل تراشهها و واحدهای کنترل الکترونیکی، در بیش از ۲۵۰ میلیون خودرو در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفته است.
این حضور گسترده اهمیت زیادی دارد؛ زیرا Mobileye صرفاً یک شرکت نرمافزاری نیست که امیدوار باشد در آینده مشتری پیدا کند. فناوری آن در معماری خودرو و سامانههای ایمنی بسیاری از خودروهای فعلی ادغام شده است.
همین موضوع برای خودروسازان هزینه تغییر ایجاد میکند و به Mobileye یک مزیت رقابتی مهم میدهد.
“
«به نظر من، جذابترین نکته این گزارش این است که فرصت خودروهای خودران را نباید فقط در شرکتهایی جستوجو کرد که مستقیماً خودرو میسازند. از میان این سه گزینه، Mobileye از نظر نسبت میان ریسک و پشتوانه فعلی کسبوکار، منطقیتر به نظر میرسد؛ زیرا بخش مهمی از بازار را همین امروز در اختیار دارد و برای رشد آینده مجبور نیست منتظر فراگیر شدن کامل خودروهای خودران بماند. Aurora پتانسیل رشد بسیار بزرگتری دارد، اما ریسک اجرای آن نیز بالاتر است؛ در مورد Uber هم من بیشتر روی توانایی این شرکت برای حفظ جایگاهش در زنجیره ارزش حملونقل آینده تمرکز میکنم. در مجموع، به نظرم برنده نهایی صنعت خودران لزوماً سازنده خودرو نخواهد بود؛ ممکن است شرکتی برنده شود که بتواند بهترین زیرساخت، داده و دسترسی به مشتری را در اختیار بگیرد.»
بابک شیری
سهم ۷۰ درصدی از بازار
دومین نکته مهم درباره Mobileye، جایگاه آن در بازار سامانههای کمکراننده است. بر اساس برآورد جفریز، Mobileye حدود ۷۰٪ از بازار جهانی ADAS را در اختیار دارد.
افزایش تقاضای مصرفکنندگان برای امکانات ایمنی و کمکراننده نیز باعث شده این سامانهها به بخش مهمتری از خودروهای جدید تبدیل شوند. برای خودروسازان نیز ADAS فقط یک قابلیت ایمنی نیست؛ بلکه میتواند به افزایش ارزش خودرو و حاشیه سود کمک کند. Mobileye علاوه بر بازار فعلی، از قراردادهای آینده نیز پشتوانه قابلتوجهی دارد.
بر اساس گزارش مالی سال ۲۰۲۵ شرکت، ارزش درآمد مورد انتظار آن از قراردادهای خودرویی طی یک دوره هشتساله به حدود ۲۴.۵ میلیارد دلار رسیده است. این رقم نسبت به برآورد قبلی ۴۲٪ افزایش داشته و نشان میدهد Mobileye توانسته قراردادهای بیشتری را با مشتریان فعلی و خودروسازان بزرگ به دست آورد.
در نتیجه، داستان Mobileye صرفاً وابسته به تحقق کامل خودروهای خودران در آینده نیست. این شرکت همین حالا در بازار سامانههای کمکراننده حضور گستردهای دارد و در صورت حرکت تدریجی صنعت از ADAS به خودران کامل، میتواند از چند مرحله مختلف این تحول منتفع شود.
اوبر؛ برنده احتمالی بدون ساخت خودرو
سومین گزینه، شرایط کاملاً متفاوتی دارد. اوبر خودش قصد ندارد ناوگان عظیمی از خودروهای خودران بسازد. استراتژی این شرکت بر همکاری با مجموعهای از شرکتهای فعال در این حوزه استوار است تا به جای مالکیت خودروها، نقش واسطه اصلی میان خودروهای خودران و مشتریان را ایفا کند. مزیت اوبر در این مدل، زیرساخت گستردهای است که طی سالها ایجاد کرده است؛ از شبکه کاربران و رانندگان گرفته تا سامانه مسیریابی، پرداخت و مدیریت سفر.
اگر خودروهای خودران در مقیاس گسترده وارد حملونقل شهری شوند، شرکتهایی که بتوانند مسافر را به این ناوگان متصل کنند نیز میتوانند از این تحول سود ببرند.
در چنین سناریویی اوبر مجبور نیست میلیاردها دلار برای ساخت خودرو یا توسعه کامل فناوری خودران هزینه کند. این مدل سرمایهگذاری سبک میتواند بازدهی بالایی ایجاد کند، البته به شرط آنکه شرکت بتواند جایگاه خود را در زنجیره ارزش حفظ کند.
بزرگترین ریسک اوبر
اما دقیقاً همینجا مهمترین ریسک سرمایهگذاری در اوبر ظاهر میشود. شرکتهای تولیدکننده خودروهای خودران ممکن است در نهایت تصمیم بگیرند ارتباط مستقیم با مشتریان را در اختیار بگیرند و پلتفرمهای واسطه را حذف کنند.
نمونه مهم آن Waymo است. این شرکت اعلام کرده که در بلندمدت قصد دارد همکاری خود با اوبر را کاهش داده و توسعه سامانه حملونقل خود را بیشتر به سمت پلتفرم اختصاصی خود هدایت کند.
اگر چنین رویکردی به یک الگوی عمومی در صنعت تبدیل شود، مزیت اوبر کاهش خواهد یافت. در مقابل، اگر بیشتر شرکتهای خودروهای خودران ترجیح دهند از زیرساخت آماده اوبر برای مسیریابی، پرداخت و دسترسی به مشتری استفاده کنند، این شرکت میتواند یکی از برندگان بزرگ این تحول باشد. به همین دلیل، سرمایهگذاری روی اوبر به عنوان یک بازیگر خودروهای خودران، نسبت به Aurora و Mobileye ماهیت متفاوتی دارد. سرمایهگذار در واقع روی این موضوع شرط میبندد که چه کسی در اقتصاد جدید حملونقل، رابطه با مشتری را در اختیار خواهد داشت.
مقایسه سه گزینه
| شرکت | تمرکز اصلی | مزیت مهم | ریسک اصلی |
|---|---|---|---|
| Aurora | کامیونهای خودران | تمرکز تخصصی روی حملونقل سنگین | ریسک بالای تجاریسازی |
| Mobileye | ADAS و فناوری خودران | حضور در بیش از ۲۵۰ میلیون خودرو | رقابت فناوری و خودروسازان |
| اوبر | اتصال مسافر به خودروهای خودران | شبکه گسترده کاربران و زیرساخت | حذف احتمالی واسطهها |
هر سه شرکت در یک روند بزرگ قرار دارند، اما از سه زاویه متفاوت به آن نگاه میکنند. Aurora روی خود وسیله نقلیه و حملونقل جادهای تمرکز دارد؛ Mobileye فناوری و زیرساخت خودرو را تأمین میکند و اوبر میخواهد مالک شبکه ارتباط با مشتری باقی بماند.
جمعبندی
بازار خودروهای خودران در حال عبور از مرحله آزمایش و ورود به مرحله تجاریسازی است و همین تغییر میتواند فرصتهای سرمایهگذاری جدیدی ایجاد کند.
Aurora Innovation برای سرمایهگذارانی جذابتر است که ریسک بالاتر را در ازای امکان رشد شدیدتر میپذیرند؛ بهخصوص با توجه به مدل درآمدی جدید شرکت از سال ۲۰۲۷ و چشمانداز رشد کامیونهای خودران.
Mobileye در مقایسه، پشتوانه عملیاتی قویتری دارد. حضور فناوری آن در بیش از ۲۵۰ میلیون خودرو، سهم حدود ۷۰ درصدی از بازار جهانی ADAS و قراردادهای آینده ۲۴.۵ میلیارد دلاری، این شرکت را به یکی از گزینههای مهم در زیرساخت خودروهای هوشمند تبدیل کرده است.
اوبر نیز یک گزینه متفاوت و پرریسک است. این شرکت میتواند بدون تحمل هزینه ساخت خودروهای خودران، از رشد این صنعت بهره ببرد؛ اما موفقیت آن به این بستگی دارد که شرکتهای سازنده خودروهای خودران در نهایت اوبر را به عنوان زیرساخت توزیع و دسترسی به مشتری حفظ کنند یا تصمیم بگیرند مستقیماً با کاربران ارتباط برقرار کنند.
در نهایت، جذابیت این سهام فقط به رشد خودروهای خودران وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که در اقتصاد آینده، چه کسی مالک فناوری، چه کسی مالک وسیله و چه کسی مالک رابطه با مشتری خواهد بود.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.
























