
- کاهش اعتماد به دلار و سیاستهای مالی آمریکا مهمترین عامل رشد همزمان طلا و بیتکوین است. سرمایهگذاران نسبت به افزایش بدهی دولت آمریکا، کسری بودجه و احتمال کاهش ارزش پول نگران شدهاند.
- طلا و بیتکوین هر دو جایگزینهایی خارج از سیستم مالی سنتی هستند. برخلاف سهام، اوراق قرضه و سپردههای بانکی، ارزش آنها وابسته به عملکرد یک شرکت یا توان بازپرداخت یک دولت نیست.
- کاهش هیجان بازار هوش مصنوعی باعث شده بخشی از سرمایههای سفتهبازانه که پیشتر به سهام مرتبط با AI وارد شده بودند، به سمت داراییهای جایگزین حرکت کنند.
- بحران بدهی آمریکا نگرانیها درباره سیاستی موسوم به «کاهش ارزش پول برای مدیریت بدهیها» را افزایش داده؛ سناریویی که معمولاً به نفع طلا تمام میشود.
در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶، طلا و بیتکوین بدترین عملکرد را در میان سرمایهگذاریهای یک پرتفوی متعادل داشتند. اما از آغاز تابستان، این روند کاملاً تغییر کرده و آنها به بهترین داراییهای بازار تبدیل شدهاند.
بیتکوین از ماه ژوئیه از ۶۰ هزار دلار به ۸۰ هزار دلار افزایش یافته است. تنها در هفته گذشته نیز ۲۰ درصد رشد کرد. طلا نیز در ماه اوت حدود ۱۵ درصد افزایش قیمت داشته است.
این گزارش بر اساس تحلیل منتشرشده توسط Fidelity، یکی از بزرگترین شرکتهای مدیریت سرمایه جهان، درباره روند صعودی طلا و بیتکوین و عوامل اثرگذار بر این دو دارایی تهیه شده و توسط یوتوتایمز برای مخاطبان فارسیزبان بازارهای مالی ترجمه و منتشر شده است.
این موضوع عجیب به نظر میرسد. طلا نمونه کلاسیک یک دارایی امن است، در حالی که بیتکوین یک دارایی سفتهبازانه با نوسان بالا محسوب میشود. پس چرا این دو دارایی ناگهان در یک مسیر حرکت میکنند؟
این دو دارایی بسیار متفاوت هستند، هرچند برخی ویژگیهای مشترک دارند، اما اخیراً هر دو به یک نگرانی بنیادی مشابه واکنش نشان دادهاند: کاهش اعتماد به سیاستگذاری آمریکا و دو ستون اصلی سیستم مالی جهانی؛ یعنی دلار و اوراق قرضه خزانهداری آمریکا.
هر دو دارایی همچنان فاصله زیادی با سقفهای اخیر خود دارند، بنابراین بخشی از این رشد صرفاً میتواند جبران یک سهماهه دوم ضعیف باشد. اما عملکرد آنها در تضاد آشکار با روند کمرمق سهام و اوراق قرضه در تابستان قرار دارد. این حرکت چیزی فراتر از یک بازگشت ساده است.
مسائلی که پشت این موج اخیر حرکت سرمایه به سمت داراییهای جایگزین قرار دارند، موضوعات جدیدی نیستند: مسیر مالی دولت آمریکا و دیگر اقتصادهای توسعهیافته، کسری بودجههای کنترلنشده، عدم تمایل به کاهش هزینهها یا تأمین آنها از طریق افزایش مالیات، سالهاست که وجود دارند.
✔️ بیشتر بخوانید: جف کری: طلا هنوز وارد مرحله اصلی صعود نشده؛ هدف ۱۰ هزار دلار است
سرمایهگذاران زمانی که جذب داستان جذاب هوش مصنوعی شده بودند، این نگرانیها را کنار گذاشته بودند. کاهش تبوتاب این داستان، بخشی از توضیح بازگشت دوباره طلا و بیتکوین است. سرمایههای داغی که در بهار به سمت شرکتهای فعال در حوزه زیرساختهای هوش مصنوعی روانه شده بودند، اکنون به دنبال مقصد جدیدی هستند.
اما دلایل دیگری نیز وجود دارد که چرا این دو دارایی باید بخشی از این خلأ را پر میکردند.
کاهش نرخهای بهره واقعی یکی از این عوامل است. هیچکدام از این دو دارایی درآمدی ایجاد نمیکنند و افزایش نرخهای واقعی جذابیت آنها را کاهش میدهد. دادههای ضعیفتر اقتصادی آمریکا و کاهش انتظارات برای ادامه سیاستهای سختگیرانه فدرال رزرو، هزینه فرصت نگهداری فلز گرانبها را کاهش داده است.
ضعف دلار آمریکا نیز کمک کرده است. طلا از نظر تاریخی تمایل دارد در خلاف جهت دلار حرکت کند و موج اخیر ضعف دلار، معامله مربوط به کاهش ارزش پول را تقویت کرده است.
نگرانیهای مالی نیز در طول تابستان افزایش یافته است. مداخلات روزافزون و خلاقانه اسکات بسنت برای حمایت از اوراق خزانهداری، بار دیگر به سرمایهگذاران یادآوری کرده است که دولتی با بدهیهای دوران جنگ اما در شرایط صلح، نمیتواند هزینههای استقراض بالا را برای مدت طولانی تحمل کند.
تنها دو دهه پیش، بدهی ملی آمریکا ۶ تریلیون دلار بود. امروز این رقم به ۴۰ تریلیون دلار رسیده است؛ یعنی پس از تعدیل تورمی، چهار برابر شده است.
دولتهایی که حاضر نیستند کمتر هزینه کنند و نمیتوانند مالیات بیشتری دریافت کنند، گزینههای محدودی دارند. برای آنها دشوار است که در برابر وسوسه اجازه دادن به افزایش تورم مقاومت کنند، در حالی که همزمان تلاش میکنند از افزایش هزینههای استقراض جلوگیری کنند.
این اقدام باعث کاهش بار واقعی بدهیهای آنها میشود و برای طرفداران طلا بسیار جذاب است.
چهارمین دلیل برای تعجب نکردن از رشد طلا، ریسکهای ژئوپلیتیکی است.
انتقال دوباره درگیریها به جبهه اقتصادی، نوعی پذیرش ضمنی این موضوع است که گزینه نظامی در خلیج فارس به پایان ظرفیت خود رسیده است. دیگر راهحلهای سادهای وجود ندارد و این موضوع یک دلیل سنتی برای پناه بردن به داراییهای امن را در کنار عوامل پولی و مالی تقویت میکند.
در نهایت، بانکهای مرکزی همچنان از طلا برای متنوعسازی ذخایر خود استفاده میکنند؛ یعنی حرکت از دلارهایی که امکان مسدود شدن دارند به سمت دارایی که بدهی هیچ شخص یا نهادی نیست.
آنها در سهماهه دوم نزدیک به ۳۰۰ تن طلا خریداری کردند و این خریدها به سالها تقاضای سنگین دولتها برای این فلز اضافه شده است.
بیتکوین نیز از برخی عوامل مشابه بهره میبرد
بیتکوین نیز از همان محرکها سود میبرد: ضعف دلار، نگرانی درباره کاهش ارزش پول و کاهش اعتماد به داراییهای سنتی.
اما این دارایی محرکهای خاص خود را نیز دارد.
نخست اینکه بازار رمزارزها نسبت به گذشته دسترسپذیرتر شده است. صندوقهای ETF بیتکوین باعث شدهاند این دارایی بیشتر وارد جریان اصلی سرمایهگذاری شود. هفته گذشته شاهد پنج روز متوالی ورود سرمایه به این بازار بودیم.
عامل دیگر، فضای نظارتی مطلوبتر است. واشنگتن در حال حرکت به سمت ایجاد قوانین مشخصتر برای رمزارزها است. این موضوع ریسک اینکه دولتها بتوانند مالکیت یا معامله آن را بسیار دشوار کنند، کاهش میدهد.
همچنین یک فشار خرید ناشی از بسته شدن موقعیتهای فروش (Short Squeeze) نیز به این روند کمک کرده است.
جالبترین نکته درباره برندگان غیرمنتظره تابستان امسال، فقط رشد طلا و بیتکوین نیست، بلکه این است که هر دو همزمان جهش کردهاند.
✔️ بیشتر بخوانید: هدف ۱۰ هزار دلاری طلا مهم نیست؛ مشکل اصلی جای دیگری است!
این دو دارایی معمولاً رفتار متفاوتی دارند، اما یک ویژگی مشترک دارند:
هیچکدام طلبی از یک شرکت یا دولت محسوب نمیشوند.
یک سهم نیازمند آن است که یک شرکت سودآوری داشته باشد. یک اوراق قرضه نیازمند آن است که وامگیرنده بدهی خود را بازپرداخت کند. یک سپرده بانکی نیز بدهی شخص دیگری محسوب میشود.
اما طلا و بیتکوین متفاوت هستند.
رشد همزمان آنها نشاندهنده نگاه محتاطانهتر سرمایهگذاران نسبت به داراییهای سنتی است.
تا پایان این دهه، احتمالاً بدهی دولت آمریکا که در اختیار بخش عمومی است، از رکورد ۱۰۶ درصد تولید ناخالص داخلی پس از پایان جنگ جهانی دوم عبور خواهد کرد.
تورم برای پنج سال بالاتر از هدف فدرال رزرو باقی مانده، بازده اوراق بلندمدت همچنان افزایش مییابد و وزارت خزانهداری آمریکا تلاش میکند بخش بلندمدت منحنی بازده را کنترل کند.
برای دیدن این شرایط به عنوان حرکت به سمت سلطه مالی (Fiscal Dominance) نیازی به بدبینی نیست؛ یعنی وضعیتی که سیاست نرخ بهره و سیاست مالی با یکدیگر هماهنگ میشوند تا به دولتی کمک کنند که نمیتواند بهراحتی بدهیهای خود را با نرخهای بهره واقعی بالا تأمین مالی کند.
بازار بر این باور است که اگر خزانهداری آمریکا بخواهد نرخ بازده را پایین نگه دارد، باید حجم مداخلات خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. فدرال رزرو نیز ممکن است مجبور شود وارد این مسیر شود و نرخ بهره را پایینتر از سطح منطقی نگه دارد.
این همان مسیر کاهش ارزش پول است.
ترکیب سیاست مالی انبساطی و سیاست پولی تسهیلی، مسیر یکطرفهای برای دلار ایجاد میکند و باد موافقی برای طلا و بیتکوین خواهد بود.
دلیل اینکه سرمایهگذاران حاضرند برای داراییهایی که ارزش آنها وابسته به توانایی یا تمایل دولتهای بدهکار برای بازپرداخت بدهی نیست، پول بیشتری بپردازند، چندان دشوار نیست.
البته نگهداری همزمان طلا و بیتکوین بدون ریسک نیست؛ از جمله هزینه فرصت و نوسان قیمت.
اما بهطور فزایندهای، این ریسکها برای بسیاری از سرمایهگذاران جذابتر از ریسک نداشتن هیچکدام از این داراییها در پرتفوی سرمایهگذاری به نظر میرسد.
✔️ بیشتر بخوانید: ورود سرمایه به ETFهای بیتکوین به بالاترین سطح ۱۰ ماه اخیر رسید



















