توافق جدید میان بوئینگ و آرچر را میتوان یکی از مهمترین معاملات اخیر در صنعت هوانوردی نوین دانست؛ زیرا برخلاف بسیاری از معاملات فناورانه که یک طرف برنده و طرف دیگر متحمل هزینه میشود، این توافق برای هر دو شرکت یک هدف مشخص را دنبال میکند. آرچر در ازای واگذاری ۱۹.۷۵ درصد از سهام کلاس A خود به بوئینگ، سه کسبوکار مهم این شرکت یعنی ویسک، اسکایگرید و اینسیتو را به دست میآورد.
- آرچر در ازای واگذاری سه زیرمجموعه مهم بوئینگ، ۱۹.۷۵ درصد از سهام کلاس A خود را به بوئینگ واگذار میکند.
- این معامله با اضافه کردن کسبوکار دفاعی، فناوری پرواز خودران و زیرساخت مدیریت ترافیک هوایی، ریسک تجاری آرچر را کاهش میدهد.
- بوئینگ نیز با حفظ دسترسی به فناوری پرواز خودران، بدون صرف منابع بیشتر، در رشد صنعت هواپیماهای برقی عمودپرواز سهیم میشود.
- ارزش این سهم برای بوئینگ بر اساس ارزشگذاری فعلی آرچر حدود ۹۳۰ میلیون دلار است و هر دو شرکت از نظر راهبردی موقعیت بهتری پیدا میکنند.
توافقی که برای هر دو طرف معنا دارد
این ساختار برای آرچر اهمیت زیادی دارد، زیرا این شرکت تاکنون بخش عمده تمرکز خود را روی توسعه هواپیماهای برقی عمودپرواز یا eVTOL قرار داده بود؛ بازاری که هنوز در مرحله توسعه قرار دارد و رسیدن آن به درآمد پایدار و تولید انبوه با ریسکهای فنی و مالی همراه است. ورود کسبوکارهای جدید به سبد آرچر میتواند بخشی از این وابستگی را کاهش دهد و مسیر شرکت برای رسیدن به درآمدهای واقعی را کوتاهتر کند.
در مقابل، بوئینگ به جای ادامه سرمایهگذاری مستقیم و سنگین در تمام این حوزهها، بخشی از داراییهای خود را در اختیار آرچر قرار میدهد و در مقابل تقریباً یکپنجم سهام این شرکت را دریافت میکند. به این ترتیب، بوئینگ همچنان در رشد بازار پروازهای برقی و خودران سهیم خواهد بود، اما منابع مدیریتی و مالی خود را بیشتر روی کسبوکارهای اصلی متمرکز میکند.
آرچر چه چیزی به دست میآورد؟
مهمترین بخش معامله برای آرچر، سه زیرمجموعهای است که هرکدام میتوانند بخشی از زنجیره ارزش صنعت حملونقل هوایی آینده را پوشش دهند.
نخستین دارایی، ویسک است؛ کسبوکاری که روی توسعه هواپیماهای برقی عمودپرواز خودران و مدل حملونقل بهعنوان خدمت فعالیت میکند. اضافه شدن ویسک به آرچر علاوه بر انتقال فناوری، یک رقیب بالقوه مهم را نیز از مسیر مستقیم رقابت خارج میکند.
آرچر تاکنون روی پروازهای عمودپرواز برقی با خلبان تمرکز بیشتری داشته است، در حالی که فناوری ویسک به سمت پرواز خودران حرکت میکند. ترکیب این دو مسیر میتواند در آینده به آرچر اجازه دهد طیف وسیعتری از خدمات حملونقل هوایی را ارائه کند.
دومین دارایی، اسکایگرید است؛ سامانهای برای مدیریت ترافیک هوایی که به نوع خاصی از هواپیما وابسته نیست و میتواند برای پروازهای معمولی، خودران و هواپیماهای برقی عمودپرواز مورد استفاده قرار گیرد.
اهمیت اسکایگرید فقط در فناوری آن نیست. اگر صنعت هواپیماهای برقی عمودپرواز در سالهای آینده رشد کند، مدیریت ترافیک هوایی یکی از گلوگاههای اصلی توسعه این صنعت خواهد بود. در اختیار داشتن چنین زیرساختی میتواند به آرچر مزیتی فراتر از ساخت خود هواپیما بدهد.
سومین دارایی، اینسیتو است؛ شرکت فعال در طراحی و تولید سامانههای هوایی بدون سرنشین که هماکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد سالانه دارد.
همین بخش شاید از نظر مالی برای آرچر اهمیت ویژهای داشته باشد. در شرایطی که کسبوکار هواپیماهای برقی عمودپرواز هنوز در مرحله سرمایهگذاری و توسعه قرار دارد، درآمدهای اینسیتو میتواند بخشی از جریان نقدی موردنیاز شرکت را تأمین کند و فشار مالی ناشی از توسعه فناوری جدید را کاهش دهد.
چرا این معامله برای آرچر مهم است؟
آرچر با این توافق عملاً از یک شرکت متمرکز بر یک فناوری پرریسک به شرکتی متنوعتر تبدیل میشود. پیش از این، بخش مهمی از ارزشگذاری آرچر به موفقیت پروژه هواپیماهای برقی عمودپرواز وابسته بود. اما اکنون شرکت علاوه بر فناوری پرواز برقی، یک کسبوکار دفاعی، زیرساخت مدیریت ترافیک هوایی و فناوری پرواز خودران را نیز در اختیار خواهد داشت. این تنوع میتواند ریسک شرکت را کاهش دهد.
از سوی دیگر، دسترسی مستقیم به فناوری و تجربه بوئینگ میتواند سرعت توسعه آرچر را افزایش دهد. توسعه چنین فناوریهایی از صفر هزینه و زمان زیادی نیاز دارد و خرید داراییهایی که قبلاً توسط یک شرکت بزرگ هوافضایی توسعه یافتهاند، میتواند برای آرچر بسیار ارزشمند باشد.
نکته دیگر، حذف یک رقیب بالقوه است. ویسک میتوانست در آینده در بخش هواپیماهای خودران عمودپرواز به رقیبی جدی برای آرچر تبدیل شود. اکنون این فناوری به جای قرار گرفتن در مقابل آرچر، در داخل ساختار آن قرار میگیرد.
بوئینگ چه چیزی به دست میآورد؟

در نگاه اول ممکن است واگذاری سه کسبوکار در ازای سهام یک شرکت کوچکتر چندان جذاب به نظر نرسد، اما برای بوئینگ این معامله یک منطق مالی و راهبردی مشخص دارد. بوئینگ در سالهای اخیر با چالشهای سنگینی در کسبوکار هواپیماهای تجاری روبهرو بوده است. مشکلات مربوط به ۷۳۷ مکس، فشار بر جریان نقدی و بدهی بالا باعث شده تأمین مالی پروژههای نسل بعدی هواپیماهای باریکپیکر به یکی از مسائل مهم شرکت تبدیل شود.
دیو کالاهان، مدیرعامل پیشین بوئینگ، هزینه توسعه هواپیمای نسل بعدی این شرکت را حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد کرده بود. بنابراین بوئینگ در شرایطی قرار ندارد که بتواند منابع نامحدودی را همزمان به پروژههای اصلی و فناوریهای نوظهور اختصاص دهد. واگذاری این کسبوکارها به آرچر به بوئینگ اجازه میدهد منابع و تمرکز مدیریتی خود را بیشتر روی فعالیتهای اصلی قرار دهد.
در عین حال، بوئینگ بازار هواپیماهای برقی عمودپرواز را به طور کامل ترک نمیکند. این شرکت حدود ۱۹.۷۵ درصد از سهام آرچر را در اختیار خواهد داشت و بر اساس ارزش فعلی بازار، ارزش این سهم حدود ۹۳۰ میلیون دلار است. بنابراین اگر بازار هواپیماهای برقی عمودپرواز در سالهای آینده رشد قابلتوجهی داشته باشد، بوئینگ همچنان از این رشد منتفع خواهد شد.
فناوری خودران؛ برگ برنده بوئینگ
یکی از مهمترین نکات توافق، حفظ دسترسی بوئینگ به فناوری اصلی پرواز خودران ویسک است. بر اساس اعلام شرکتها، بوئینگ همچنان به فناوری پرواز خودران ویسک برای استفاده در هواپیماهای تجاری و دفاعی فعلی و نسل آینده دسترسی خواهد داشت.
این موضوع ارزش معامله را برای بوئینگ افزایش میدهد؛ زیرا شرکت در حالی که مالکیت عملیاتی کسبوکار را واگذار میکند، دسترسی خود به یکی از فناوریهای مهم آینده صنعت هوانوردی را حفظ خواهد کرد. از این منظر، بوئینگ در واقع بخشی از ریسک توسعه را به آرچر منتقل کرده، اما گزینه مشارکت در رشد آینده این فناوری را برای خود نگه داشته است.
“
«از نگاه من، ارزش اصلی این معامله در قیمت سهام امروز نیست، بلکه در تغییر ساختار ریسک دو شرکت است. آرچر با تبدیل شدن از یک بازیگر صرفاً آیندهمحور به شرکتی دارای فناوری، زیرساخت و درآمد واقعی، شانس بیشتری برای عبور از دوره پرهزینه توسعه پیدا میکند؛ در مقابل، بوئینگ بدون تحمل تمام هزینههای توسعه، یک اختیار استراتژیک روی بازار هواپیماهای برقی و خودران برای خود نگه میدارد. بنابراین اگر صنعت پروازهای برقی عمودپرواز در چند سال آینده به مرحله تجاریسازی برسد، این توافق میتواند یکی از آن معاملاتی باشد که ارزش واقعی آن بسیار دیرتر از زمان امضای قرارداد برای بازار آشکار میشود.»
بابک شیری
واکنش بازار به معامله
سهام آرچر در زمان انتشار این خبر حدود ۳.۴۵ درصد افزایش یافت و به ۶.۳۰ دلار رسید. ارزش بازار شرکت نیز حدود ۴.۹ میلیارد دلار گزارش شد. دامنه قیمت سهام آرچر در همان روز بین ۶.۱۰ تا ۶.۵۳ دلار قرار داشت و دامنه ۵۲ هفتهای آن از ۴.۳۰ تا ۱۴.۶۲ دلار بود.
این ارقام نشان میدهد بازار همچنان ارزشگذاری آرچر را با نوسان و عدمقطعیت بالایی همراه میداند. فاصله قابلتوجه میان سقف ۵۲ هفتهای و قیمت فعلی نیز نشاندهنده ریسک بالای این سهم است. حاشیه سود ناخالص بسیار منفی شرکت نیز بیانگر آن است که آرچر هنوز یک کسبوکار بالغ و سودده محسوب نمیشود و بخش مهمی از ارزش آن به موفقیت پروژههای آینده وابسته است.
به همین دلیل، معامله با بوئینگ میتواند برای آرچر بیش از آنکه صرفاً یک خرید دارایی باشد، تلاشی برای تغییر ساختار ریسک شرکت باشد.
معاملهای که میتواند مسیر هر دو شرکت را تغییر دهد
اگر صنعت هواپیماهای برقی عمودپرواز در سالهای آینده مطابق انتظار رشد کند، آرچر اکنون موقعیت بهتری برای حضور در این بازار خواهد داشت. این شرکت هم فناوری پرواز برقی را در اختیار دارد، هم به فناوری خودران دسترسی پیدا میکند و هم زیرساخت مدیریت ترافیک هوایی را به دست میآورد. در کنار آن، درآمد سالانه بیش از ۲۰۰ میلیون دلاری اینسیتو میتواند بخشی از فشار مالی دوره توسعه را کاهش دهد.
برای بوئینگ نیز مزیت اصلی در آزاد شدن منابع و تمرکز بیشتر روی فعالیتهای اصلی است. شرکت میتواند بدون آنکه کاملاً از صنعت هواپیماهای برقی و خودران خارج شود، از رشد احتمالی این بازار سهم داشته باشد.
به بیان ساده، آرچر داراییهایی را به دست آورده که توسعه آنها از صفر بسیار پرهزینه و زمانبر بود و بوئینگ نیز بخشی از ریسک این حوزه را واگذار کرده، بدون اینکه ارتباط خود با فناوریهای آینده را قطع کند.
جمعبندی
توافق بوئینگ و آرچر را باید فراتر از یک معامله معمولی میان دو شرکت هوافضایی دید. آرچر با دریافت ویسک، اسکایگرید و اینسیتو، هم تنوع کسبوکار خود را افزایش میدهد، هم به فناوریهای مهمی دسترسی پیدا میکند و هم بخشی از ریسک وابستگی به پروژه هواپیماهای برقی عمودپرواز را کاهش میدهد. در طرف مقابل، بوئینگ با دریافت ۱۹.۷۵ درصد از سهام آرچر، ضمن آزاد کردن منابع و تمرکز مدیریتی خود روی فعالیتهای اصلی، همچنان در رشد احتمالی بازار پروازهای برقی و خودران سهیم باقی میماند.
با این حال، نباید فراموش کرد که آرچر همچنان شرکتی پرریسک و وابسته به موفقیت فناوریهای نوظهور است و فاصله قیمت فعلی ۶.۳۰ دلاری با سقف ۵۲ هفتهای ۱۴.۶۲ دلار نیز همین مسئله را نشان میدهد. در نهایت، این معامله برای هر دو شرکت یک مزیت مهم ایجاد میکند: آرچر سریعتر و متنوعتر میشود و بوئینگ سبکتر، متمرکزتر و در عین حال در معرض رشد بازار آینده باقی میماند.
در تر جمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.























