
انتخابات میاندورهای آمریکا کمتر از دو ماه دیگر برگزار میشود و بازارهای مالی در حال نزدیک شدن به یکی از مهمترین نقاط سیاسی سال ۲۰۲۶ هستند. جمهوریخواهان در حال حاضر کنترل کاخ سفید و هر دو مجلس کنگره را در اختیار دارند، اما بازارهای پیشبینی احتمال قابلتوجهی برای تغییر موازنه سیاسی در انتخابات ۳ نوامبر قائل هستند. سؤال اصلی سرمایهگذاران این است که آیا تغییر احتمالی ترکیب کنگره میتواند به یک شوک جدی برای بازار سهام منجر شود یا اینکه تاریخ، برخلاف نگرانیهای فعلی، همچنان از ادامه روند صعودی بازار حمایت میکند.
- انتخابات میاندورهای آمریکا ۳ نوامبر برگزار میشود و احتمال تغییر ترکیب کنگره افزایش یافته است.
- شاخص S&P 500 از سال ۱۹۵۰ در سالهای میاندورهای بهطور متوسط افت درونسالی ۱۷.۵ درصدی را تجربه کرده است.
- با وجود این نوسانات، شش سال ریاستجمهوری روسایجمهوری که دو دوره کامل در قدرت بودهاند، بهطور میانگین نزدیک به ۲۱ درصد رشد برای S&P 500 به همراه داشته است.
- بنابراین انتخابات میاندورهای میتواند نوسان بازار را افزایش دهد، اما سابقه تاریخی لزوماً از یک سقوط پایدار در سال ۲۰۲۶ حمایت نمیکند.
احتمال تغییر در کنگره بالا رفته است
در حال حاضر جمهوریخواهان دولت یکپارچهای در اختیار دارند؛ دونالد ترامپ رئیسجمهور است، جمهوریخواهان ۵۳ کرسی از ۱۰۰ کرسی سنا و ۲۱۸ کرسی از ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان را در اختیار دارند. چنین وضعیتی تصویب قوانین مهم اقتصادی و مالی را برای دولت آسانتر میکند و در دو سال نخست دوره دوم ترامپ نیز امکان تصویب دو قانون بزرگ مالی و مالیاتی را فراهم کرده است.
قانون کاهش مالیاتها و مشاغل در دسامبر ۲۰۱۷، سقف نرخ مالیات بر درآمد شرکتها را بهصورت دائمی از ۳۵ درصد به ۲۱ درصد کاهش داد. در ژوئیه ۲۰۲۵ نیز قانون موسوم به «لایحه بزرگ و زیبا» بخشهای مربوط به نرخهای مالیاتی اشخاص در قانون قبلی را دائمی کرد.
اما انتخابات نوامبر میتواند این ساختار را تغییر دهد. بر اساس بازارهای پیشبینی در ۹ سپتامبر، احتمال پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس حدود ۵۱ درصد بود و احتمال آنکه دموکراتها مجلس نمایندگان را در اختیار بگیرند اما جمهوریخواهان کنترل سنا را حفظ کنند، حدود ۳۶ درصد برآورد میشد.
این ارقام به معنای قطعی بودن تغییر قدرت نیست، اما نشان میدهد احتمال یک کنگره تقسیمشده یا تغییر موازنه سیاسی جدی است.
سابقه انتخابات میاندورهای چندان آرام نیست
نگرانی سرمایهگذاران کاملاً بیدلیل نیست. انتخابات میاندورهای معمولاً با افزایش عدمقطعیت سیاسی همراه بوده و بازار سهام در چنین سالهایی افتهای درونسالی قابلتوجهی را تجربه کرده است.
بر اساس دادههای مورد اشاره در این گزارش، از سال ۱۹۵۰ میانگین بیشترین افت شاخص S&P 500 از سقف تا کف در سالهای میاندورهای حدود ۱۷.۵ درصد بوده است. این رقم بهطور محسوسی بیشتر از افتهای معمول در سایر سالهای دوره چهار ساله ریاستجمهوری است.
با این حال، تفاوت مهمی میان «اصلاح بازار» و «سقوط پایدار» وجود دارد. بازار ممکن است در طول یک سال ۱۵ تا ۲۰ درصد افت کند، اما این موضوع الزاماً به معنای پایان روند صعودی یا بازده منفی در پایان سال نیست.
حتی دادههای تاریخی نشان میدهند که پس از ثبت کف در سالهای میاندورهای، عملکرد بازار در دوره بعدی اغلب بسیار قدرتمند بوده است. بنابراین مسئله اصلی برای سرمایهگذاران نه فقط اندازه افت، بلکه زمان وقوع آن و سرعت بازگشت بازار است.
سال ششم ریاستجمهوری؛ نکتهای که کمتر دیده میشود
اینجاست که یک نکته تاریخی مهم وارد تحلیل میشود. بررسی ۷۵ سال گذشته نشان میدهد سال ششم ریاستجمهوری روسایجمهوری که دو دوره کامل در قدرت بودهاند، رفتار متفاوتی با سال دوم دوره ریاستجمهوری داشته است.
در این بررسی، شش رئیسجمهور از جمله دونالد ترامپ در گروه روسایجمهوری قرار میگیرند که دو دوره کامل در قدرت بودهاند. ریچارد نیکسون به دلیل خروج از قدرت در سال ششم از این محاسبه کنار گذاشته شده است.
نتیجه قابلتوجه است: در تمام نمونههای بررسیشده، شاخص S&P 500 در سال ششم ریاستجمهوری این گروه عملکرد مثبت داشته است. میانگین رشد شاخص در این سالها نزدیک به ۲۱ درصد بوده است. این در حالی است که S&P 500 تا پایان معاملات ۹ سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۱۱.۶ درصد از ابتدای سال رشد کرده بود.
بنابراین اگر الگوی تاریخی ادامه پیدا کند، بازار هنوز ظرفیت رشد بیشتری در سال جاری خواهد داشت؛ حتی اگر انتخابات میاندورهای در مقاطعی باعث افزایش شدید نوسانات شود.
چرا تغییر ترکیب کنگره الزاماً خبر بدی نیست؟
یکی از استدلالهای مهم در این تحلیل، مفهوم بنبست سیاسی است. در نگاه نخست، از دست رفتن کنترل یکی از دو مجلس کنگره برای دولت ترامپ میتواند یک اتفاق منفی تلقی شود؛ زیرا تصویب قوانین جدید دشوارتر خواهد شد و مذاکرات مربوط به سقف بدهی نیز میتواند پیچیدهتر شود اما از دید بازار، نبود امکان تصویب قوانین بزرگ و غیرمنتظره لزوماً منفی نیست.
سرمایهگذاران معمولاً از عدمقطعیت متنفرند و یک کنگره تقسیمشده میتواند در برخی شرایط به معنای کاهش احتمال تغییرات بزرگ در سیاست مالی، مالیاتی یا اقتصادی باشد.
البته مذاکرات سقف بدهی و احتمال تعطیلی دولت میتواند در کوتاهمدت فشار روانی ایجاد کند. با این حال، تجربه تعطیلیهای قبلی دولت آمریکا نشان داده است که این اتفاقها الزاماً به سقوط پایدار بازار سهام منجر نمیشوند.
به همین دلیل، تغییر قدرت در کنگره ممکن است بیشتر باعث افزایش نوسان شود تا اینکه بهتنهایی آغازگر یک بازار نزولی بزرگ باشد.
هوش مصنوعی از انتخابات مهمتر است؟
عامل مهمتر برای بازار سهام در سال ۲۰۲۶ ممکن است اساساً خارج از واشنگتن قرار داشته باشد. سرمایهگذاری گسترده شرکتهای فناوری در زیرساختهای هوش مصنوعی، ساخت مراکز داده، رشد سودآوری شرکتها و ادامه بازخرید سهام، همچنان موتورهای مهم بازار هستند.
هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک موضوع فناورانه نیست؛ حجم سرمایهگذاری انجامشده در مراکز داده و زیرساختهای محاسباتی باعث شده این بخش به یکی از عوامل مؤثر بر سود شرکتها، تقاضای انرژی و سرمایهگذاری بخش خصوصی تبدیل شود. در کنار آن، عملکرد بهتر از انتظار بسیاری از شرکتها و بازخریدهای گسترده سهام نیز از قیمتها حمایت کردهاند.
بنابراین حتی اگر انتخابات میاندورهای موجب افزایش ریسک سیاسی شود، بازار میتواند همچنان تحت تأثیر عوامل بنیادی بزرگتری مانند رشد سود شرکتها، سرمایهگذاری هوش مصنوعی و شرایط نقدینگی قرار داشته باشد.
“
«از نگاه من، مهمترین نکته این گزارش تفکیک میان نوسان سیاسی و تغییر روند بنیادی بازار است. انتخابات میاندورهای میتواند محرک یک اصلاح کوتاهمدت باشد، اما تا زمانی که رشد سود شرکتها، سرمایهگذاری سنگین در زیرساخت هوش مصنوعی و بازخرید سهام پابرجاست، صرف تغییر ترکیب کنگره برای توضیح یک بازار نزولی عمیق کافی نیست. با این حال، رشد ۱۱.۶ درصدی S&P 500 تا سپتامبر و ارزشگذاری بالای بخشهایی از بازار نشان میدهد ریسک اصلی لزوماً از صندوق رأی نمیآید؛ بلکه اگر انتظارات رشد سود و بازده سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی نتواند قیمتهای فعلی را توجیه کند، انتخابات میتواند تنها بهانهای برای اصلاحی باشد که ریشه آن در خود بازار شکل گرفته است.»
بابک شیری
ترامپ و بازدهی متفاوت بازار سهام
دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ تاکنون با برخی از شدیدترین نوسانات بازار سهام همراه بوده است. سقوط پنجهفتهای بازار در جریان بحران کرونا در فوریه و مارس ۲۰۲۰ و افت شدید بازار در واکنش به سیاستهای تعرفهای در ابتدای آوریل ۲۰۲۵ نمونههایی از این نوسانات هستند.

با این حال، شاخصهای اصلی بازار در مجموع بازده قابلتوجهی ثبت کردهاند. رشد هوش مصنوعی، عملکرد بهتر از انتظار شرکتها و افزایش بازخرید سهام، در کنار تغییرات مالیاتی، از عوامل اصلی حمایتکننده بازار بودهاند.
در نتیجه، نمیتوان صرفاً با استناد به افزایش تنش سیاسی در آستانه انتخابات، نتیجه گرفت که بازار الزاماً وارد یک روند نزولی خواهد شد.
آیا انتخابات میتواند بازار را سقوط دهد؟
پاسخ تاریخی به این سؤال چندان ساده نیست. انتخابات میاندورهای بدون شک میتواند نوسان بازار را افزایش دهد. سابقه ۷۵ ساله نیز افت متوسط ۱۷.۵ درصدی درونسالی S&P 500 را در سالهای میاندورهای نشان میدهد اما این داده بهتنهایی برای پیشبینی یک سقوط پایدار کافی نیست.
در طرف مقابل، عملکرد تاریخی سال ششم روسایجمهوری دو دورهای بسیار قدرتمند بوده است؛ بهطوری که میانگین رشد S&P 500 در این سالها نزدیک به ۲۱ درصد بوده و در نمونههای بررسیشده هیچگاه عملکرد منفی ثبت نشده است.
به همین دلیل، انتخابات نوامبر بیشتر باید بهعنوان یک عامل افزایشدهنده نوسان دیده شود، نه لزوماً محرک قطعی یک سقوط بزرگ.
جمعبندی
بازار سهام آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای با یک تضاد مهم روبهرو است. از یک طرف، احتمال تغییر ترکیب کنگره، افزایش اختلافات سیاسی و پیچیدهتر شدن مذاکرات مالی میتواند نوسانات بازار را افزایش دهد؛ از طرف دیگر، سابقه تاریخی ۷۵ ساله نشان میدهد سال ششم روسایجمهوری دو دورهای معمولاً یکی از دورههای قدرتمند بازار بوده است.
S&P 500 تا ۹ سپتامبر حدود ۱۱.۶ درصد رشد کرده و اگر الگوی تاریخی تکرار شود، انتخابات میاندورهای الزاماً پایان روند صعودی سال ۲۰۲۶ نخواهد بود.
در نهایت، آنچه مسیر بازار را تعیین میکند احتمالاً ترکیبی از سیاست، سودآوری شرکتها، سرمایهگذاری هوش مصنوعی و شرایط نقدینگی خواهد بود. بنابراین برای سرمایهگذاران، واکنش هیجانی به نتیجه انتخابات میتواند پرریسکتر از خود انتخابات باشد.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.
























