
جنگ ایران بسیار طولانیتر از آن چیزی شده که بسیاری از فعالان بازار انتظار داشتند، اما بازار نفت نیز برخلاف پیشبینیهای اولیه همچنان به فعالیت خود ادامه داده است. با گذشت بیش از شش ماه از آغاز جنگ، قیمت سوخت در آمریکا به اندازهای افزایش یافته که برآورد میشود به طور متوسط نزدیک به ۸۰۰ دلار هزینه اضافی به هر خانوار آمریکایی تحمیل کرده باشد، اما جریان نفت در بازار جهانی هنوز به طور کامل متوقف نشده است. بخش مهمی از نفت مورد نیاز اقتصاد جهانی همچنان به مقصد پالایشگاهها میرسد و بازار با استفاده از مسیرهای جایگزین، ذخایر موجود و کاهش مصرف جهانی توانسته شوک عرضه را تا حد زیادی جذب کند.
- بازار نفت با وجود از دست رفتن حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز از عرضه، تاکنون از یک جهش تاریخی قیمت جلوگیری کرده است.
- مسیرهای جایگزین، افزایش تولید برخی کشورها و ذخایر نفتی باعث شدهاند جریان عرضه تا حد زیادی حفظ شود، در حالی که مصرف جهانی حدود ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.
- اما کاهش بیشتر ذخایر آمریکا و چین و محدودیت توان نظامی برای اسکورت نفتکشها میتواند این تعادل شکننده را در سال آینده به نقطه بحرانی برساند.
- در سناریوی تداوم جنگ، برآوردها برای نفت برنت از حدود ۸۷ تا ۸۹ دلار حکایت دارد، اما پایان جنگ میتواند قیمت را تا حدود ۶۴ دلار پایین بیاورد.
بازار نفت چگونه تاکنون دوام آورده است؟
بازار نفت در طول بیش از شش ماه گذشته یکی از بزرگترین شوکهای عرضه تاریخ خود را تجربه کرده است. با این حال، قیمت نفت هنوز به بالاترین سطوح تاریخی نرسیده و همین مسئله نشان میدهد سازوکارهای انعطافپذیر بازار توانستهاند بخشی از اختلال ایجادشده را جبران کنند.
بر اساس تحلیلی که ناتاشا کانوا، تحلیلگر ارشد کالا در بانک جیپیمورگان، هفته گذشته منتشر کرده، سه عامل اصلی در پشت این مقاومت قرار دارد. نخست، بازار توانسته بخشی از نفت را از طریق مسیرهایی غیر از تنگه هرمز جابهجا کند. عربستان سعودی با استفاده از خطوط لوله، چند میلیون بشکه نفت در روز را به بنادر خارج از دسترس ایران منتقل کرده است. همزمان، آمریکا با همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس عملیات اسکورت و انتقال نفت از مسیر تنگه را دنبال کرده است.
در طرف عرضه نیز آمریکا، ونزوئلا، برزیل، گویان و کانادا مجموع تولید خود را حدود ۲ میلیون بشکه در روز افزایش دادهاند. به تعبیر کانوا، «بشکهها راهی برای جریان پیدا میکنند» و همین انعطاف تاکنون مانع از فروپاشی کامل بازار شده است.
با این حال، ادامه این روند تضمینشده نیست. پیشرویهای اخیر نیروهای همپیمان ایران در منطقه میتواند قابلیت برخی مسیرهای جایگزین را تحت فشار قرار دهد و ریسک اختلال بیشتر در حملونقل نفت را افزایش دهد.
کاهش مصرف، شوک عرضه را خنثی کرد
عامل دوم در مقاومت بازار نفت، کاهش مصرف جهانی بوده است. برآوردها نشان میدهد تقاضای جهانی نفت در طول جنگ حدود ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است؛ رقمی بسیار بزرگ که عملاً بخشی قابلتوجه از اختلال عرضه را جذب کرده است.
در بسیاری از کشورها، خانوارها سفرهای خود را کاهش دادهاند، استفاده از خودروهای برقی افزایش یافته و بخشی از مردم به حملونقل عمومی روی آوردهاند. برخی شرکتها نیز استفاده از دورکاری را افزایش دادهاند.
چین نیز در این میان نقش مهمی دارد. صادرات خودروهای برقی این کشور به اندازهای افزایش یافته که حتی ظرفیت حملونقل دریایی جهان را تحت فشار قرار داده است. از سوی دیگر، کمبود ظرفیت پالایشگاهی در خاورمیانه، روسیه و چین باعث شده بخشی از تقاضای نفت خام از بین برود.
در نتیجه، بازار با یک وضعیت غیرمعمول مواجه شده است: حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز از عرضه اولیه تحت تأثیر جنگ خارج شده، اما کاهش حدود ۵ میلیون بشکهای تقاضا و استفاده از مسیرهای جایگزین و ذخایر، اجازه نداده این کسری به همان اندازه خود را در قیمت نفت نشان دهد.
ذخایر نفتی؛ آخرین سپر بازار
عامل سوم، ذخایر نفتی است. بسیاری از کشورها خارج از آمریکا و چین تاکنون کمتر از آنچه پیشبینی میشد از ذخایر خود استفاده کردهاند. این موضوع یک حاشیه امنیت مهم برای بازار ایجاد کرده است اما آمریکا و چین شرایط متفاوتی دارند.
ذخایر نفت آمریکا برای جبران اختلالات بازار به شدت مورد استفاده قرار گرفته است. مرکز ذخیرهسازی کوشینگ در ایالت اوکلاهما در ماه ژوئیه به حداقل عملیاتی رسید؛ سطحی که پس از آن انتقال نفت از طریق خطوط لوله به پالایشگاهها از نظر فنی دشوارتر میشود.
موجودی کوشینگ در مقطعی به حدود ۲۰ میلیون بشکه رسید؛ پایینترین سطح از سال ۲۰۱۴. با این حال، ذخایر در هفتههای اخیر اندکی بهبود یافته و از محدوده خطر خارج شدهاند.
چین نیز در هفتههای اخیر واردات نفت خود را اندکی افزایش داده، اما همچنان چند میلیون بشکه در روز کمتر از سطح پیش از جنگ واردات دارد. برآورد دقیق ذخایر نفتی چین در دسترس نیست، اما تصور میشود این کشور حدود یک میلیارد بشکه نفت در ذخایر خود داشته باشد. مشکل اینجاست که هیچ ذخیرهای نامحدود نیست.
اگر جنگ برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، ذخایر آمریکا و چین به تدریج کاهش خواهند یافت و در نقطهای بازار دیگر قادر نخواهد بود کسری عرضه را با برداشت از انبارها جبران کند.
نقطه شکست بازار نفت کجاست؟
همین مسئله باعث شده برخی تحلیلگران نسبت به آینده بازار نفت بدبینتر باشند. حمد حسین، اقتصاددان کالا در مؤسسه کپیتال اکونومیکس، معتقد است اگر جنگ برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، ذخایر نفتی در نهایت کاهش خواهند یافت و بازار وارد عدم تعادل شدید میان عرضه و تقاضا خواهد شد اما این اتفاق لزوماً به معنای جهش فوری قیمت نیست.
دن پیکرینگ، بنیانگذار و مدیر سرمایهگذاری شرکت پیکرینگ انرژی پارتنرز، معتقد است کاهش ذخایر در ابتدا بیشتر موجب افزایش نوسان قیمت خواهد شد. به گفته او، آثار جدیتر احتمالاً نه در سال جاری، بلکه تا اواخر سال آینده نمایان میشود؛ زیرا ساخت خطوط لوله جدید زمانبر است و افزایش تولید کشورهایی مانند ونزوئلا نیز نمیتواند برای همیشه کسری بازار را جبران کند.
این همان نقطهای است که تعادل فعلی بازار نفت را شکننده میکند. بازار امروز با مجموعهای از راهحلهای موقت کار میکند، اما بسیاری از این راهحلها ظرفیت نامحدود ندارند.
نقش ارتش آمریکا در حفظ جریان نفت
یکی از مهمترین تفاوتهای این بحران با بسیاری از شوکهای قبلی بازار نفت، نقش مستقیم قدرت نظامی آمریکا در حفظ جریان عرضه است.
هیلیما کرافت، مسئول بخش کالاهای جهانی در بانک آربیسی، معتقد است آنچه بازار نفت را سرپا نگه داشته صرفاً سازوکار عرضه و تقاضا نیست؛ بلکه بخشی از این ثبات نتیجه عملیات نظامی آمریکا برای تضمین عبور نفت است.
او هشدار داده که توان نظامی آمریکا نیز نامحدود نیست. اسکورت مستمر نفتکشها عملیاتی بسیار پرهزینه و سنگین است و نمیتوان برای همیشه روی چنین راهکاری حساب کرد.
به اعتقاد کرافت، جنگ در حال ورود به یک وضعیت «منطقه خاکستری» است؛ دورههایی از تشدید درگیری که با مقاطع کوتاهی از آرامش شکننده همراه میشوند.
در چنین شرایطی، خطر یک حادثه بزرگ همچنان وجود دارد. تکرار حملاتی مشابه حملات پهپادی سال ۲۰۱۹ علیه تأسیسات نفتی عربستان میتواند قیمت نفت را در مدت کوتاهی به شدت افزایش دهد.
آیا نفت برنت در محدوده ۹۰ دلار تثبیت میشود؟
دیدگاه تحلیلگران درباره آینده قیمت نفت یکسان نیست. جیپیمورگان معتقد است اگر جنگ به یک درگیری طولانیمدت تبدیل شود، نفت میتواند در محدوده ۸۷ دلار در هر بشکه تثبیت شود. این بانک در صورت پایان جنگ، قیمت حدود ۶۴ دلار را محتمل میداند.
باب مکنالی، رئیس گروه انرژی راپیدان و مشاور سابق انرژی رئیسجمهور جورج دبلیو بوش، دیدگاه بدبینانهتری دارد. سناریوی او که آن را نوعی «جنگ بیپایان» یا وضعیت پرتنش و فرسایشی میداند، قیمت برنت را در سال آینده حدود ۸۹ دلار پیشبینی میکند.
از نگاه مکنالی، بازگشت کامل تردد نفتکشها از تنگه هرمز بعید است و ادامه جنگ میتواند به دلیل تهدید علیه مهمترین منطقه عرضه نفت جهان، به افزایش پایدار قیمت نفت و گاز منجر شود.
“
«آنچه در این بحران برای بازار نفت اهمیت بیشتری دارد، نه توان عبور از شوک فعلی، بلکه هزینه حفظ این تعادل در طول زمان است. بازار تاکنون با کاهش مصرف، برداشت از ذخایر و ایجاد مسیرهای جایگزین توانسته کسری عرضه را پنهان کند؛ اما این ابزارها بیشتر شبیه خریدن زمان هستند تا حل مسئله. اگر جنگ به وضعیت دائمی تبدیل شود، احتمالاً بازار نفت بهتدریج یک حقبیمه ژئوپلیتیکی پایدار را در قیمتها تثبیت خواهد کرد؛ بنابراین حتی در صورت نبود جهش فوری قیمت، ریسک اصلی میتواند انتقال نفت از یک بازار نسبتاً متعادل به بازاری با ذخایر کمتر، نوسان بیشتر و حساسیت بسیار بالاتر به هر حادثه در خاورمیانه باشد.»
بابک شیری
بازار نفت دیگر منتظر بازگشت کامل به شرایط قبل نیست
شاید مهمترین تحول در هفتههای اخیر این باشد که برخی نهادهای رسمی دیگر روی بازگشت سریع بازار به شرایط پیش از جنگ حساب نمیکنند. اداره اطلاعات انرژی آمریکا هفته گذشته اعلام کرد صادرات نفت از مسیر تنگه هرمز در ادامه سال همچنان «محدود» خواهد بود.
مؤسسه اساندپی گلوبال انرژی حتی یک گام فراتر رفته و اعلام کرده دیگر انتظار ندارد تولید نفت خاورمیانه حتی تا پایان سال آینده به سطوح پیش از جنگ بازگردد.
جیم بورکهارد، رئیس جهانی تحقیقات نفت خام این مؤسسه، معتقد است بازار دیگر به آرامش گذشته بازنخواهد گشت و در حال سازگار شدن با وضعیت جدیدی است که در آن درگیری حلنشده و ریسک دائمی حملونقل دریایی وجود دارد.
این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد. اگر بازار به این نتیجه برسد که اختلالات تنگه هرمز موقتی نیست، قیمت نفت دیگر صرفاً بر اساس عرضه و تقاضای روزانه تعیین نخواهد شد؛ بلکه یک «صرف ریسک ژئوپلیتیکی» دائمی نیز در قیمت نفت باقی خواهد ماند.
جنگ بیپایان؛ بازار نفت تا کجا دوام میآورد؟
در حال حاضر پاسخ این سؤال مثبت است: بازار نفت توانسته بیش از شش ماه با جنگ کنار بیاید و همچنان بخش عمده نفت مورد نیاز اقتصاد جهانی را جابهجا کند اما این به معنای آن نیست که بازار میتواند برای همیشه همین وضعیت را حفظ کند.
تعادل فعلی بر چهار ستون استوار است: مسیرهای جایگزین انتقال نفت، تولید بیشتر برخی کشورها، استفاده از ذخایر و کاهش تقاضا. هرچه جنگ طولانیتر شود، ظرفیت هر چهار ستون تحت فشار بیشتری قرار خواهد گرفت.
اگر ذخایر آمریکا و چین بیش از این کاهش یابد، اگر توان نظامی برای اسکورت نفتکشها محدود شود یا اگر یک حمله بزرگ دیگر به زیرساختهای انرژی رخ دهد، بازار میتواند از وضعیت فعلی وارد مرحلهای کاملاً متفاوت شود.
در آن صورت، نفت دیگر فقط گرانتر نخواهد شد؛ بلکه نوسان آن نیز افزایش خواهد یافت و اقتصاد جهانی باید با یک ریسک ساختاری جدید کنار بیاید.
جمعبندی
بازار نفت تاکنون نشان داده است که حتی یک شوک بسیار بزرگ نیز الزاماً به معنای فروپاشی عرضه جهانی نیست. مسیرهای جایگزین، افزایش تولید، ذخایر استراتژیک و کاهش مصرف توانستهاند بخش مهمی از کسری حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز را جذب کنند.
اما این انعطاف ظرفیت محدودی دارد. ذخایر تخلیه میشوند، تولیدکنندگان جدید نمیتوانند یکشبه میلیونها بشکه به بازار اضافه کنند و عملیات نظامی آمریکا نیز هزینه و محدودیت دارد.
به همین دلیل، مسئله اصلی بازار نفت دیگر این نیست که «آیا میتواند با جنگ کنار بیاید؟»؛ بلکه این است که چه مدت میتواند با همین ترکیب شکننده از راهحلهای موقت ادامه دهد.
اگر جنگ پایان یابد، سناریوی حدود ۶۴ دلار برای برنت قابل تصور است؛ اما اگر درگیری به یک وضعیت فرسایشی و دائمی تبدیل شود، قیمتهای ۸۷ تا ۸۹ دلار میتوانند به «هنجار جدید» بازار تبدیل شوند. در سناریوی بدتر، تخلیه ذخایر و یک شوک تازه در تنگه هرمز میتواند بازار را به سمت قیمتهای بسیار بالاتر سوق دهد.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.
























