EURUSD 1.11577 USD ▼ 0.17%
XAUUSD 3,875.09 USD ▼ 3.63%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 104.12 USD ▲ 2.08%
BTCUSD 77,861.17 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70300 USD ▲ 0.07%
EURJPY 176.259 JPY ▲ 0.03%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۲۰ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۲۰ دقیقه پیش

همکاری سولانا و پالیگان برای پرداخت بانکی با استیبل‌کوین

دو شبکه بزرگ بلاکچینی سولانا (Solana) و پالیگان (Polygon) که سال‌ها برای جذب کاربران و توسعه‌دهندگان رقابت می‌کردند، همکاری جدیدی را برای اتصال پرداخت‌های استیبل‌کوینی به سیستم بانکی آغاز کردند. این همکاری به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد بدون خروج از شبکه سولانا، از زیرساخت‌های بانکی و پرداخت بین‌المللی پالیگان استفاده کنند. به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، این همکاری در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶ اعلام شد و شامل گسترش زیرساخت پرداخت Open Money Stack پالیگان به شبکه سولانا است. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم که این توافق چه تأثیری بر پرداخت‌های رمزارزی خواهد داشت. اتصال شبکه سولانا به حساب‌های بانکی با اجرای این همکاری، شرکت‌های فعال در سولانا می‌توانند از طریق یک زیرساخت مشترک، خدمات مختلفی دریافت کنند: دریافت وجه از حساب‌های بانکی و کارت‌های پرداخت تبدیل ارزهای رایج به استیبل‌کوین و بالعکس انتقال دارایی میان شبکه‌های بلاکچینی واریز مستقیم وجه به حساب بانکی مشتریان شرکت پرداخت بین‌المللی Kira از نخستین استفاده‌کنندگان این خدمات است و با ترکیب زیرساخت‌های دو شبکه، پرداخت دلاری به تأمین‌کنندگان خارجی را تسهیل می‌کند. این همکاری به معنای ادغام بلاکچین سولانا و پالیگان نیست و هر دو شبکه مستقل باقی می‌مانند. انتقال بیش از ۵.۷ تریلیون دلار استیبل‌کوین در سولانا طبق اعلام بنیاد سولانا، این شبکه از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون بیش از ۵.۷ تریلیون دلار انتقال استیبل‌کوینی ثبت کرده است. پالیگان نیز از زمان راه‌اندازی تاکنون بیش از ۳ تریلیون دلار انتقال دارایی پردازش کرده است. البته این ارقام شامل جابه‌جایی میان کیف‌پول‌ها هستند و تمام آن‌ها پرداخت تجاری محسوب نمی‌شوند. پالیگان پیش‌تر شبکه ترون را نیز به زیرساخت پرداخت خود اضافه کرده و با خرید شرکت Coinme فعالیتش را در خدمات بانکی گسترش داده است.

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال اثر متوسط
اخبار ارز دیجیتال اثر متوسط

سقوط بیت‌کوین زیر ۸۰ هزار دلار با تنش ایران و آمریکا

قیمت بیت‌کوین روز شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶ با تشدید تنش‌های میان ایران و آمریکا به زیر ۸۰ هزار دلار سقوط کرد و به پایین‌ترین سطح خود در بیش از یک ماه گذشته رسید. این کاهش هم‌زمان با انتشار گزارش‌هایی درباره خروج نیروهای آمریکایی از برخی مراکز دیپلماتیک و نظامی خاورمیانه رخ داده است. به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، بیت‌کوین هنگام انتشار گزارش با افت ۲.۲ درصدی در ۲۴ ساعت، حدود ۷۹٬۷۰۰ دلار معامله می‌شد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم که تحولات خاورمیانه چگونه بر افزایش فشار فروش در بازار ارزهای دیجیتال تأثیر گذاشته است. خروج نیروهای آمریکایی و تشدید تنش با ایران به گزارش وال‌استریت ژورنال (Wall Street Journal)، آمریکا در واکنش به گزارش‌های اطلاعاتی درباره تهدیدهای احتمالی علیه نیروهای خود، روند خروج برخی کارکنان سفارتخانه‌ها و پایگاه‌های نظامی در خاورمیانه را آغاز کرده است. طبق گزارش مقام‌های آمریکایی، سطح تهدید علیه شهروندان و کارکنان این کشور افزایش یافته است. بااین‌حال، جزئیات این تهدیدها به‌طور مستقل تأیید نشده و وقوع حمله جدید قطعی نیست. دولت آمریکا همچنین شمار کارکنان سفارتخانه‌های خود در اردن، لبنان، قطر و امارات را کاهش داده است. پیش‌تر نیز دستور خروج کارکنان غیرضروری و خانواده‌های آن‌ها از مراکز دیپلماتیک آمریکا در عربستان صادر شده بود. دونالد ترامپ نیز درباره احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر اظهارنظر کرده است. سقوط هم‌زمان اتریوم، ریپل و سولانا فشار فروش تنها به بیت‌کوین محدود نبوده و سایر ارزهای دیجیتال بزرگ نیز کاهش قیمت را تجربه کرده‌اند. بر اساس داده‌های کوین‌دسک، اتریوم (ETH)، ریپل (XRP) و سولانا (SOL) در همین دوره بین ۳ تا ۴ درصد افت کرده‌اند. کاهش هم‌زمان قیمت‌ها می‌تواند نشانه افزایش ریسک‌گریزی سرمایه‌گذاران باشد؛ هرچند نمی‌توان تمام این افت را صرفاً به تحولات سیاسی خاورمیانه نسبت داد.

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال اثر بالا
اخبار ارز دیجیتال اثر بالا

ارتقای بزرگ سولانا؛ تأیید نهایی تراکنش در ۱۵۰ میلی‌ثانیه

شبکه سولانا (Solana) یکی از بزرگ‌ترین ارتقاهای فنی تاریخ خود با نام آلپن‌گلو (Alpenglow) را با موفقیت فعال کرد. این به‌روزرسانی با تغییر سازوکار اجماع شبکه، زمان نهایی‌شدن تراکنش‌ها را در شرایط عادی از حدود ۱۲.۸ ثانیه به نزدیک ۱۵۰ میلی‌ثانیه کاهش می‌دهد و می‌تواند سرعت تسویه پرداخت‌ها را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد. به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، ارتقای جدید در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ اجرا شد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم که این تحول چه مزایایی برای کاربران سولانا و آینده کاربردهای این بلاکچین دارد. کاهش چشمگیر زمان نهایی‌شدن تراکنش‌های سولانا ارتقای Alpenglow سیستم اجماع قبلی سولانا با نام TowerBFT را که از سال ۲۰۲۰ استفاده می‌شد، جایگزین کرده است. در سازوکار جدید، اعتبارسنج‌ها رأی‌های خود را مستقیماً مبادله می‌کنند و پس از یک یا دو مرحله رأی‌گیری، نهایی‌شدن بلاک امکان‌پذیر می‌شود. طبق اعلام بنیاد سولانا، هنگام فعال‌سازی ارتقا، ۴۴۶ اعتبارسنج از مجموع ۶۵۴ اعتبارسنج مشارکت‌کننده، بلاک آغازین سیستم جدید را تأیید کردند. انتقال میان دو سیستم حدود ۹۰۰ میلی‌ثانیه زمان برد. البته نهایی‌شدن ۱۵۰ میلی‌ثانیه‌ای هدف شبکه در شرایط عادی است و برای تمام تراکنش‌ها تضمین نمی‌شود. تأثیر ارتقای Alpenglow بر کیف‌پول‌ها و صرافی‌ها مهم‌ترین مزیت این تغییر، کاهش زمان انتظار برای تسویه قطعی پرداخت‌ها و واریز دارایی به صرافی‌هاست. برای مثال، صرافی‌ها ممکن است بتوانند واریز سولانا را سریع‌تر تأیید کنند و فروشگاه‌ها نیز پرداخت‌های استیبل‌کوینی را با اطمینان بیشتری بپذیرند. کاربران نیازی به تغییر کیف‌پول ندارند و کارمزد تراکنش‌ها نیز مستقیماً تحت تأثیر این ارتقا قرار نمی‌گیرد. همچنین به دلیل حذف رأی‌های اعتبارسنج‌ها از تراکنش‌های ثبت‌شده روی بلاکچین، ممکن است آمار تراکنش‌ها در برخی داشبوردها کاهش ظاهری پیدا کند.

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال اثر متوسط
اخبار ارز دیجیتال اثر متوسط

اوراکل در برابر مایکروسافت؛ کدام سهام هوش مصنوعی برای پنج سال آینده انتخاب بهتری است؟

رونق هوش مصنوعی، رقابت برای توسعه مراکز داده و زیرساخت‌های پردازشی را به یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های سرمایه‌گذاری جهان تبدیل کرده است. در این میان، شرکت اوراکل با رشد سریع درآمدهای ابری توجه سرمایه‌گذاران را جلب کرده، اما افزایش هزینه‌های سرمایه‌ای و فشار بدهی‌ها نگرانی‌هایی جدی ایجاد کرده است. در سوی دیگر، مایکروسافت با وجود رشد درصدی آهسته‌تر در کسب‌وکار ابری، از جریان نقدی آزاد مثبت و انعطاف مالی بیشتری برخوردار است. پرسش اصلی این است: آیا رشد سریع‌تر اوراکل ارزش پذیرش ریسک بیشتر را دارد یا توان مالی مایکروسافت در افق پنج‌ساله مزیت تعیین‌کننده خواهد بود؟ در یک نگاه درآمد زیرساخت ابری اوراکل در آخرین فصل گزارش‌شده ۱۲۱ درصد رشد کرد، اما فشار سرمایه‌گذاری بر نقدینگی شرکت افزایش یافته است. جریان نقدی آزاد اوراکل منفی شده و بدهی بلندمدت و تعهدات اجاره مراکز داده، ریسک مالی آن را بالا برده‌اند. درآمد خدمات ابری مایکروسافت ۴۳ درصد افزایش یافته و شرکت همچنان جریان نقدی آزاد مثبت تولید می‌کند. اوراکل ظرفیت رشد بالقوه بیشتری دارد، اما مایکروسافت به دلیل قدرت مالی و توان تحمل تأخیرهای سرمایه‌گذاری، گزینه متوازن‌تری برای افق پنج‌ساله به نظر می‌رسد. اوراکل؛ رشد خیره‌کننده در برابر فشار نقدینگی اوراکل در سال مالی ۲۰۲۶ درآمد خود را از ۵۷٫۴ میلیارد دلار در سال مالی قبل به ۶۷٫۴ میلیارد دلار رساند؛ رشدی که بخش مهمی از آن به توسعه فعالیت‌های مرتبط با هوش مصنوعی مربوط می‌شود. درآمد بخش زیرساخت ابری این شرکت نیز در سه‌ماهه نخست سال مالی ۲۰۲۷ با افزایش سالانه ۱۲۱ درصدی به ۷٫۴ میلیارد دلار رسید. یکی دیگر از نقاط قوت اوراکل، حجم بالای قراردادهای آتی آن است. ارزش تعهدات عملکردی باقی‌مانده شرکت به ۶۶۴ میلیارد دلار رسیده؛ رقمی که نشان‌دهنده ظرفیت قابل‌توجه درآمدزایی در آینده است، هرچند تمام این مبلغ الزاماً در کوتاه‌مدت به درآمد یا وجه نقد تبدیل نخواهد شد. چالش اصلی، هزینه تحقق این فرصت‌هاست. مخارج سرمایه‌ای اوراکل در سال گذشته به ۵۵٫۷ میلیارد دلار رسید؛ رقمی بیشتر از سود عملیاتی شرکت. در آخرین فصل گزارش‌شده نیز جریان نقدی آزاد آن با کسری ۵٫۴ میلیارد دلاری همراه بود. افزون بر این، شرکت در پایان اوت حدود ۱۲۵ میلیارد دلار بدهی بلندمدت داشت و ۲۸۸ میلیارد دلار تعهد اجاره مراکز داده نیز در انتظار آغاز پرداخت بود. این ارقام به معنای شکست راهبرد اوراکل نیستند، اما نشان می‌دهند که تحقق رشد پیش‌بینی‌شده به تأمین مالی مستمر، اجرای به‌موقع پروژه‌ها و تبدیل قراردادها به جریان نقدی واقعی وابستگی زیادی دارد. مایکروسافت؛ رشد آهسته‌تر با پشتوانه مالی قوی‌تر درآمد مایکروسافت از ۲۸۱٫۷ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۵ به ۳۳۱٫۸ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۶ افزایش یافت. درآمد خدمات ابری آژور و سایر خدمات مرتبط نیز در آخرین فصل گزارش‌شده ۴۳ درصد رشد سالانه داشت. اگرچه این نرخ از رشد زیرساخت ابری اوراکل کمتر است، باید اندازه دو کسب‌وکار را در نظر گرفت. درآمد بخش ابر هوشمند مایکروسافت که خدمات آژور را نیز دربرمی‌گیرد، در آخرین فصل به ۳۹٫۳ میلیارد دلار رسید؛ بیش از پنج برابر درآمد ۷٫۴ میلیارد دلاری زیرساخت ابری اوراکل. بنابراین، رشد درصدی بالاتر اوراکل تا حدی از کوچک‌تر بودن پایه درآمدی آن ناشی می‌شود. مزیت مهم‌تر مایکروسافت، وضعیت نقدینگی آن است. شرکت در آخرین فصل ۳۵٫۸ میلیارد دلار مخارج سرمایه‌ای داشت، اما همچنان نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار جریان نقدی آزاد مثبت ثبت کرد. بدهی آن نیز در پایان ژوئن حدود ۴۰٫۳ میلیارد دلار بود؛ کمتر از ۴۳٫۲ میلیارد دلار در سال قبل. البته مایکروسافت نیز ۳۲۹٫۱ میلیارد دلار تعهد اجاره‌ای دارد که پرداخت آن‌ها هنوز آغاز نشده است. کدام سهام انتخاب بهتری است؟ اگر برنامه‌های توسعه اوراکل طبق انتظار پیش بروند، این شرکت می‌تواند از افزایش تقاضا برای توان پردازشی هوش مصنوعی سود قابل‌توجهی ببرد. سهم بزرگ‌تر زیرساخت ابری از ترکیب درآمدی آن نیز باعث می‌شود موفقیت این بخش تأثیر بیشتری بر عملکرد کل شرکت داشته باشد. بااین‌حال، توسعه مراکز داده به سرمایه‌گذاری سنگین، دسترسی به انرژی، تأمین تجهیزات و اجرای دقیق پروژه‌ها وابسته است. هرگونه تأخیر می‌تواند درآمد مورد انتظار را عقب بیندازد، درحالی‌که هزینه‌های تأمین مالی و تعهدات قراردادی همچنان پابرجا می‌مانند. چنین شرایطی برای شرکتی با جریان نقدی آزاد منفی، فشار بیشتری ایجاد می‌کند. مایکروسافت نیز از این ریسک‌ها مصون نیست؛ اما جریان نقدی مثبت و بدهی گزارش‌شده کمتر، توان بیشتری برای تحمل شوک‌های احتمالی به آن می‌دهد. از این منظر، مایکروسافت برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال ترکیب رشد و تاب‌آوری مالی هستند، انتخاب متعادل‌تری محسوب می‌شود. بااین‌حال، بازده نهایی سهام به قیمت خرید، ارزش‌گذاری بازار و میزان تحقق انتظارات رشد نیز بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سولانا و وعده نهایی‌شدن ۱۵۰ میلی‌ثانیه‌ای انجام تراکنش‌ها

ارتقای آلپنگلو با هدف کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش‌های سولانا به حدود ۱۵۰ میلی‌ثانیه طراحی شده است؛ اما این رقم هنوز هدف فنی ارتقاست، نه نتیجه‌ای که در شبکهٔ اصلی و شرایط واقعی بازار اثبات شده باشد. به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، این ارتقا در شبکه‌های آزمایشی عمومی سولانا فعال شده بود. نهایی‌شدن زمانی است که تراکنش دیگر عملاً برگشت‌پذیر تلقی نمی‌شود. کاهش این زمان می‌تواند انتظار صرافی‌ها برای تأیید واریز، پل‌های میان‌زنجیره‌ای برای آزادکردن دارایی و برنامه‌های پرداخت برای تکمیل تسویه را کمتر کند. سرعت بیشتر به‌تنهایی تضمین‌کنندهٔ افزایش قیمت SOL یا افزایش استفاده از شبکه نیست. آلپنگلو قرار است سازوکار اجماع فعلی را با روش تازه‌ای جایگزین کند. در این مدل، اعتبارسنج‌ها رأی‌های خود را مستقیماً با یکدیگر مبادله می‌کنند، به‌جای آنکه همهٔ رأی‌ها مانند تراکنش در بلاک‌ها ثبت شوند. این تغییر می‌تواند زمان لازم برای توافق را کوتاه کند. زمان شبکهٔ اصلی هنوز قطعی نیست گزارش قابل‌دسترسی کوین‌دسک در ۲۶ سپتامبر می‌گوید آلپنگلو روی devnet و testnet فعال شده بود، اما برای انتقال به شبکهٔ اصلی تاریخ مشخصی اعلام نشده بود. همچنین سرعت هدف‌گذاری‌شده هنوز در شرایط زندهٔ شبکه به‌طور پایدار سنجیده نشده بود. این تفاوت برای کاربران و معامله‌گران مهم است: آزمایش موفق در شبکهٔ آزمایشی با فعال‌سازی عمومی یکسان نیست. افزون بر آن، زمان پردازش کیف‌پول‌ها و سیاست تأیید هر صرافی می‌تواند تجربهٔ واقعی واریز و برداشت را طولانی‌تر از زمان نهایی‌شدن خود شبکه کند. تحلیل این خبر بر بازار کریپتو کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش می‌تواند تجربه صرافی‌ها، پل‌ها و پرداخت‌های مبتنی بر سولانا را بهبود دهد، اما عدد ۱۵۰ میلی‌ثانیه فعلاً هدف فنی است، نه تضمین عملکرد شبکه اصلی. معامله‌گران باید پیش از برداشت یا واریز، وضعیت ارتقا و اطلاعیه صرافی را بررسی کنند. تغییر شمار تراکنش‌ها پس از حذف رأی اعتبارسنج‌ها نیز لزوماً به‌معنای افت فعالیت کاربران نیست، در شرایط واقعی.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

تقاضای پنهان برای نقره در حال رشد است؛ هوش مصنوعی و 5G در خط مقدم

در یک نگاه تقاضای نقره در بخش‌های غیرخورشیدی صنعت الکترونیک در حال افزایش است و پیش‌بینی می‌شود امسال حدود ۹ میلیون اونس رشد کند؛ محرک‌هایی مانند زیرساخت‌های هوش مصنوعی، خودروهای برقی، شبکه برق و تجهیزات 5G از عوامل اصلی این افزایش هستند. با این حال، این رشد هنوز نمی‌تواند کاهش ۳۵.۶ میلیون اونس مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی را جبران کند و در نتیجه تقاضای کلی بخش الکترونیک در سال ۲۰۲۶ کاهش خواهد یافت. در افق چندساله، گسترش کاربردهای الکترونیکی می‌تواند به عاملی مثبت برای بازار نقره تبدیل شود؛ به‌ویژه آنکه بازار نقره امسال نیز با کسری ۴۶.۳ میلیون اونس مواجه است. اخبار فناوری در اواخر سپتامبر، در مجموع کمتر از ۰.۱ میلیون اونس به تقاضای قابل‌اندازه‌گیری نقره اضافه کردند؛ در حالی که پیش‌بینی می‌شود بخش الکترونیک خارج از صنعت انرژی خورشیدی امسال به ۹ میلیون اونس نقره بیشتر نیاز داشته باشد؛ روندی که برای دارندگان نقره خبر مثبتی محسوب می‌شود. اما بخش عمده نقره موردنیاز در تیترهای خبری دیده نمی‌شود. بر اساس برآوردهای مطرح‌شده در کتاب Silver Rising، هر ماهواره حدود ۵۰ تا ۲۰۰ گرم نقره با خود حمل می‌کند. برای میزان نقره به‌کاررفته در یک دکل 5G یا یک باتری ذخیره‌سازی شبکه برق، رقم استاندارد و رسمی منتشرشده‌ای وجود ندارد. رقم بزرگ‌تر در پیش‌بینی‌های Metals Focus و Silver Institute دیده می‌شود. این گزارش توسط وب‌سایت Investing ارائه شده و توسط تیم یوتوتایمز، بازنویسی و ترجمه شده است. بر اساس محاسبات ما از ارقام این نظرسنجی، مصرف نقره در تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی، به‌جز پنل‌های خورشیدی، امسال حدود ۳.۴ درصد افزایش خواهد یافت. برای دارندگان نقره، این موضوع در افق چندساله خبر خوبی است؛ چرا که این رشد ناشی از تقاضا در طیف گسترده‌ای از محصولات است، نه وابسته به یک صنعت خاص. البته در سال ۲۰۲۶ تأثیر این رشد محدود است، چراکه کاهش مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی بیش از آن را خنثی می‌کند. قیمت نقره تحت فشار افزایش نرخ‌های بهره قرار داشته است. این فلز در گزارش روزانه USAGOLD در ۷ اکتبر (15 مهر)، ۶۰.۶۸ دلار به ازای هر اونس معامله شد، در حالی که قیمت طلا ۴۱۲۱.۲۶ دلار بود. قیمت نقره اکنون حدود نیمی از سقف ثبت‌شده آن در ژانویه است. فدرال رزرو در ۱۶ سپتامبر برای نخستین بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش داد. از آن زمان، گزارش ضعیف اشتغال آمریکا در ماه سپتامبر احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در ماه اکتبر را بر اساس قیمت‌گذاری بازار معاملات آتی به حدود ۲۰ درصد کاهش داده است. تقاضای بخش الکترونیک نیز بخشی از سمت تقاضای این معادله را تشکیل می‌دهد. آنچه تیترهای فناوری نشان دادند بخش قابل‌توجهی از اخبار فناوری در نیمه دوم سپتامبر به نفع نقره بود. بر اساس داده‌های دولتی چین، تعداد ایستگاه‌های پایه 5G این کشور در پایان ماه اوت از ۵.۱ میلیون دستگاه عبور کرد. فروش باتری‌های مورد استفاده برای ذخیره‌سازی برق شبکه در چین نیز در ماه اوت بیش از دو برابر مدت مشابه سال قبل شد. در ۲۸ سپتامبر، فضاپیمای استارشیپ (Starship) شرکت اسپیس‌ایکس (SpaceX) نخستین ۲۶ ماهواره از نسل جدید ماهواره‌های استارلینک (Starlink) را در مدار قرار داد؛ اقدامی که گامی در مسیر پرتاب‌های بسیار بزرگ‌تر ماهواره‌های استارلینک محسوب می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: سه فلز، سه چشم‌انداز متفاوت؛ پیش‌بینی مهم دویچه‌بانک برای طلا، نقره و مس البته همه اخبار در یک جهت نبودند. شبکه ماهواره‌ای آمازون از ۲ ژوئیه تاکنون پرتاب جدیدی نداشته است. در ۲۱ سپتامبر نیز ایالت تگزاس به نهاد ناظر زیست‌محیطی خود دستور داد صدور مجوز برای پروژه‌های مراکز داده را تا زمان تکمیل حسابرسی شبکه برق ایالت در اواسط دسامبر متوقف کند. رویترز به نقل از فردی آگاه گزارش داد که شرکت اوراکل (Oracle) نیز به دلیل احتمال تأخیر در تأمین برق موردنیاز یک پروژه مرکز داده در نیومکزیکو، اطلاعیه «فورس ماژور» صادر کرده است. فورس ماژور بندی قراردادی است که در صورت وقوع تأخیرهایی خارج از کنترل شرکت، آن را از مسئولیت تأخیر معاف می‌کند. با این حال، اوراکل اعلام کرده است که این پروژه همچنان مطابق برنامه زمان‌بندی‌شده پیش می‌رود. چرا میزان نقره موردنیاز در این اخبار چندان زیاد نیست؟ ردیاب‌های پرتاب ماهواره نشان می‌دهند که در دو هفته منتهی به ۲۸ سپتامبر، نزدیک به ۸۰ ماهواره در مدار قرار گرفته‌اند. پرتاب استارشیپ در همان روز، مجموع تعداد ماهواره‌های پرتاب‌شده را از ۱۰۰ فروند عبور داد. بر اساس برآورد میزان نقره مورد استفاده برای هر ماهواره، این ماهواره‌ها در مجموع حداکثر چند صد اونس نقره با خود حمل می‌کنند. برای میزان نقره موجود در یک ایستگاه پایه 5G یا هر گیگاوات‌ساعت ظرفیت ذخیره‌سازی باتری نیز رقم استاندارد و رسمی منتشرشده‌ای وجود ندارد؛ بنابراین نمی‌توان به‌طور قابل اتکا این موارد را به میزان مشخصی از اونس نقره تبدیل کرد. در مجموع، تمام موارد قابل‌اندازه‌گیری از اخبار فناوری این دو هفته، کمتر از ۰.۱ میلیون اونس به تقاضای نقره اضافه می‌کنند. این رقم تنها تقاضای جدیدی را شامل می‌شود که مستقیماً از اخبار مذکور قابل ردیابی است و با رقم بسیار بزرگ‌تر پیش‌بینی تقاضای سالانه برای همین دسته از محصولات تفاوت دارد. بخش عمده اونس‌های نقره کجاست؟ نظرسنجی مشترک Metals Focus و Silver Institute نشان می‌دهد تقاضای بخش برق و الکترونیک، شامل صنعت انرژی خورشیدی، در سال ۲۰۲۵ به ۴۴۹.۵ میلیون اونس رسیده است. پیش‌بینی می‌شود این رقم در سال جاری با افت ۶ درصدی به ۴۲۲.۹ میلیون اونس کاهش یابد. پنل‌های خورشیدی عامل اصلی این کاهش هستند. پیش‌بینی می‌شود مصرف نقره در این بخش از ۱۸۶.۶ میلیون اونس به ۱۵۱ میلیون اونس کاهش پیدا کند. اما اگر انرژی خورشیدی را از این محاسبات کنار بگذاریم، تصویر کاملاً متفاوت می‌شود. میزان مصرف نقره در سایر بخش‌های این گروه از ۲۶۲.۹ میلیون اونس به ۲۷۱.۹ میلیون اونس افزایش خواهد یافت؛ یعنی حدود ۹ میلیون اونس بیشتر. این رقم ۹ میلیون اونس به‌صورت مستقیم در گزارش منتشر نشده و حاصل تفریق دو رقم منتشرشده در نظرسنجی است. میزان تقاضا در همین بخش در سال ۲۰۲۵ تقریباً ثابت بوده است؛ بنابراین افزایش امسال بیشتر به معنای بازگشت به مسیر رشد است تا ادامه یک روند صعودی بلندمدت. این نظرسنجی، زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، خودروها و سرمایه‌گذاری در شبکه برق را از جمله عوامل رشد تقاضا معرفی می‌کند. در عین حال، هشدار می‌دهد که پیش‌بینی امسال «به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای نامطمئن‌تر از حالت معمول» است. این موضوع برای سرمایه‌گذاران نقره چه معنایی دارد؟ در صنعت فناوری، بخش عمده تقاضای نقره نه از ماهواره‌ها و مراکز داده‌ای که در تیتر اخبار قرار می‌گیرند، بلکه از تعداد زیادی محصولات الکترونیکی مختلف ناشی می‌شود که هرکدام به مقدار کمی نقره نیاز دارند. پیش‌بینی می‌شود این تقاضا امسال حتی با وجود کاهش مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی افزایش یابد. در افق چندساله، این موضوع می‌تواند برای نقره مثبت باشد. با این حال، این روند تراز بازار نقره در سال جاری را تغییر نمی‌دهد. افزایش ۹ میلیون اونس تقاضا در بخش‌های غیرخورشیدی، بسیار کمتر از کاهش ۳۵.۶ میلیون اونس مصرف نقره در بخش خورشیدی است. بنابراین، مجموع تقاضای بخش الکترونیک همچنان در سال جاری کاهش خواهد یافت. آزمون بعدی، انتشار به‌روزرسانی میان‌دوره‌ای گزارش Metals Focus و Silver Institute است که انتظار می‌رود در ماه نوامبر منتشر شود. اگر تقاضای بخش الکترونیک خارج از انرژی خورشیدی پایین‌تر از سطح سال ۲۰۲۵ اعلام شود، استدلال مطرح‌شده درباره نقش فناوری در رشد تقاضای نقره ضعیف‌تر خواهد شد. اما تصویر بزرگ‌تر، کل بازار نقره است. Metals Focus و Silver Institute پیش‌بینی می‌کنند بازار نقره در سال جاری با کسری ۴۶.۳ میلیون اونس مواجه شود؛ رقمی که می‌تواند ششمین سال متوالی کسری بازار نقره باشد. تداوم رشد تقاضای الکترونیکی نیز در سال‌های آینده، پر کردن این شکاف عرضه و تقاضا را دشوارتر خواهد کرد. ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا سهام اوراکل زیر ۱۵۰ دلار ارزش خرید دارد؟

سهام اوراکل پس از یک دوره رشد چشمگیر، در سال جاری مسیر متفاوتی را طی کرده و اکنون با فاصله قابل توجهی از سقف ۵۲ هفته‌ای خود معامله می‌شود. قیمت سهم که در مقطعی به بیش از ۳۲۲ دلار رسیده بود، اکنون به محدوده زیر ۱۵۰ دلار بازگشته است؛ افتی که توجه سرمایه‌گذاران را به این پرسش جلب کرده که آیا کاهش قیمت، فرصتی برای خرید ایجاد کرده یا نگرانی‌های موجود همچنان بر ارزش سهام سایه می‌اندازد. در یک نگاه  درآمد اوراکل در آخرین فصل ۳۰ درصد افزایش یافت و سود هر سهم تعدیل‌نشده نیز ۵۵ درصد رشد کرد.  کسب‌وکار زیرساخت ابری اوراکل در آخرین گزارش رشد سه‌رقمی داشته است.  حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از سفارش‌های تعهدشده اوراکل به اوپن‌ای‌آی مرتبط است.  با وجود افت شدید قیمت، ارزش‌گذاری فعلی سهم هنوز به اندازه‌ای پایین نیست که ریسک‌های شرکت را کاملاً جبران کند. اوراکل از شرکت‌هایی است که با گسترش هوش مصنوعی و افزایش تقاضا برای پردازش ابری، از ظرفیت رشد قابل توجهی برخوردار است. با این حال، افزایش بدهی و وابستگی قابل توجه به قراردادهای مرتبط با اوپن‌ای‌آی باعث شده بازار نسبت به چشم‌انداز رشد آینده شرکت محتاط‌تر شود. رشد قدرتمند اوراکل در سایه هوش مصنوعی اوراکل در آخرین گزارش مالی خود عملکرد قدرتمندی به نمایش گذاشت. درآمد شرکت ۳۰ درصد افزایش یافت و سود هر سهم بدون تعدیل نیز رشد ۵۵ درصدی را تجربه کرد. مهم‌تر از آن، فعالیت زیرساخت ابری شرکت با رشدی سه‌رقمی همراه شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد افزایش تقاضا برای ظرفیت پردازشی مرتبط با هوش مصنوعی می‌تواند به یکی از موتورهای اصلی رشد اوراکل تبدیل شود. گسترش پردازش‌های ابری و افزایش نیاز شرکت‌ها به پایگاه‌های داده و زیرساخت محاسباتی، موقعیت اوراکل را در بازار فناوری تقویت کرده است. بنابراین از منظر عملیاتی، عملکرد اخیر شرکت همچنان نشانه‌های مثبتی دارد. با این حال، واکنش بازار به این نتایج چندان مثبت نبوده است. دلیل اصلی را باید در نگرانی سرمایه‌گذاران درباره ساختار مالی شرکت و میزان وابستگی آن به برخی مشتریان بزرگ جست‌وجو کرد. وابستگی به اوپن‌ای‌آی؛ مهم‌ترین نگرانی بازار یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر سهام اوراکل، ارتباط گسترده این شرکت با اوپن‌ای‌آی است. حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از تعهدات عملکردی باقی‌مانده اوراکل به قراردادهای مرتبط با این شرکت اختصاص دارد؛ در حالی که مجموع این تعهدات حدود ۶۶۴ میلیارد دلار است. این ارقام از یک سو نشان‌دهنده قدرت قراردادهای آینده اوراکل هستند، اما از سوی دیگر تمرکز قابل توجهی ایجاد می‌کنند. اگر اوپن‌ای‌آی نتواند با سرعت مورد انتظار به سودآوری برسد یا توانایی پرداخت تعهدات خود را با مشکل مواجه کند، بخشی از چشم‌انداز رشد اوراکل نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد. از این منظر، رشد بالای تعهدات قراردادی لزوماً به معنای رشد قطعی درآمد و سود نیست و کیفیت و قابلیت تحقق این قراردادها اهمیت زیادی دارد. “ «به نظر من، مسئله اصلی در مورد اوراکل نه ضعف عملیاتی، بلکه شکاف میان کیفیت کسب‌وکار و قیمت‌گذاری آن است. رشد ۳۰ درصدی درآمد و جهش سه‌رقمی زیرساخت ابری نشان می‌دهد که موتور عملیاتی شرکت همچنان قدرتمند است، اما ارزش‌گذاری سهم باید ریسک تمرکز قراردادها و نیاز سرمایه‌ای سنگین برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را نیز منعکس کند. بنابراین افت اخیر را نباید صرفاً «ارزان شدن سهم» تلقی کرد؛ نقطه جذاب‌تر زمانی شکل می‌گیرد که قیمت سهام حاشیه امنیت بیشتری نسبت به ریسک‌های مالی و تمرکز درآمدی ایجاد کند.» بابک شیری آیا افت قیمت، سهم را ارزان کرده است؟ سهام اوراکل اکنون با قیمتی کمتر از ۲۳ برابر سود گذشته معامله می‌شود. بر اساس برآورد سود آینده نیز نسبت قیمت به سود سهم حدود ۱۸ برابر است؛ رقمی که اندکی پایین‌تر از میانگین حدود ۲۰ برابری شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ قرار دارد. در نگاه نخست، این اعداد نشان می‌دهند که افت قیمت سهم تا حدی ارزش‌گذاری آن را جذاب‌تر کرده است. اما مسئله اینجاست که سرمایه‌گذار در کنار فرصت رشد، ریسک بدهی بالا و تمرکز قابل توجه بر اوپن‌ای‌آی را نیز خریداری می‌کند. بنابراین کاهش قیمت به‌تنهایی برای تبدیل اوراکل به یک گزینه جذاب کافی نیست. جمع‌بندی اوراکل همچنان از یک کسب‌وکار قدرتمند، رشد سریع زیرساخت ابری و موقعیت مناسب در روند توسعه هوش مصنوعی برخوردار است. عملکرد مالی اخیر نیز نشان می‌دهد که تقاضا برای خدمات شرکت همچنان بالاست. با این حال، افت سهم از سقف بیش از ۳۲۲ دلار به محدوده زیر ۱۵۰ دلار لزوماً به معنای ایجاد یک فرصت خرید کم‌ریسک نیست. بدهی بالا و وابستگی قابل توجه به اوپن‌ای‌آی می‌تواند در صورت تغییر شرایط این شرکت، ریسک قابل توجهی برای چشم‌انداز اوراکل ایجاد کند. در نتیجه، با توجه به اطلاعات مورد بررسی، قیمت فعلی هنوز به اندازه‌ای پایین نیست که حاشیه امنیت کافی برای جبران این ریسک‌ها ایجاد کند و در شرایط کنونی، می‌توان گزینه‌های جذاب‌تری را در میان سهام فناوری پیدا کرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

شرکت‌های بزرگ مالی رسماً استیبل‌کوین جدید Open USD با نماد OUSD را راه‌اندازی کردند

این پروژه از سوی شرکت‌های زیر حمایت می‌شود: ویزا استرایپ شاپیفای کوین‌بیس مسترکارت استیبل‌کوین OUSD در شبکه‌های سولانا، بیس، اتریوم و تمپو عرضه می‌شود و با ۱ میلیارد دلار نقدینگی در زمان راه‌اندازی فعالیت خود را آغاز می‌کند.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

هجوم ۲.۴ میلیارد دلاری به ETF بیت‌کوین؛ ۲۰۲۶ سبز شد

ETFهای اسپات بیت‌کوین آمریکا در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۲.۴ میلیارد دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند؛ بزرگ‌ترین جریان هفتگی آنها از اکتبر ۲۰۲۵ که توانست جریان خالص این صندوق‌ها در سال ۲۰۲۶ را دوباره مثبت کند. به نقل از د بلاک (The Block) و بر اساس داده‌های SoSoValue، این تغییر تنها دو ماه پس از آن رخ داد که ETFهای بیت‌کوین در اواسط ژوئیه حدود ۵.۸ میلیارد دلار جریان خالص منفی سالانه داشتند. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم بازگشت سرمایه به صندوق‌های بیت‌کوین، اتریوم و سولانا چه ابعادی داشته است. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، خالص جریان ETFهای بیت‌کوین از ابتدای سال اکنون حدود ۹۳۴.۱ میلیون دلار مثبت است. مجموع ورود خالص از زمان راه‌اندازی نیز به ۵۷.۶ میلیارد دلار و ارزش خالص دارایی‌ها به ۱۰۸.۴ میلیارد دلار رسیده است. دوشنبه موتور اصلی ورود سرمایه بود ETFهای بیت‌کوین روز دوشنبه ۹۹۹ میلیون دلار ورود خالص ثبت کردند که بزرگ‌ترین رقم روزانه از ۶ اکتبر ۲۰۲۵ بود. جریان روزانه سپس کاهش یافت و به‌ترتیب به ۷۱۴.۷، ۳۴۷، ۱۹۰.۶ و ۱۳۴.۵ میلیون دلار در روزهای بعد رسید. جمعه هفتمین روز متوالی ورود سرمایه بود و مجموع این دوره از ۱۷ سپتامبر به حدود ۳ میلیارد دلار رسید. بلک‌راک با صندوق IBIT حدود ۱.۲ میلیارد دلار و Fidelity FBTC حدود ۷۰۱.۷ میلیون دلار از ورودی هفته را جذب کردند. بازار یا صندوق ورود خالص هفتگی ETFهای بیت‌کوین ۲.۴ میلیارد دلار BlackRock IBIT ۱.۲ میلیارد دلار Fidelity FBTC ۷۰۱.۷ میلیون دلار ETFهای اتریوم ۶۸۹.۹ میلیون دلار ETFهای سولانا ۱۸۸.۲ میلیون دلار ETFهای XRP ۷۵.۶ میلیون دلار بازگشت سرمایه به ETFهای اتریوم ETFهای اسپات اتریوم پس از خروج حدود ۱۴۰ میلیون دلار در هفته قبل، با ۶۸۹.۹ میلیون دلار ورود خالص به محدوده مثبت بازگشتند. بیشترین جریان روزانه آنها دوشنبه و با رقم ۲۷۰ میلیون دلار ثبت شد که بالاترین مقدار از ۷ اکتبر ۲۰۲۵ بود. صندوق ETHA بلک‌راک با ۳۲۶.۲ میلیون دلار بیشترین ورود هفتگی را داشت و پس از آن Fidelity FETH با ۱۷۴ میلیون دلار قرار گرفت. مجموع جریان خالص ETFهای اتریوم از ابتدای ۲۰۲۶ اکنون حدود ۱.۶ میلیارد دلار مثبت است. سولانا رکورد روزانه تازه ثبت کرد ETFهای اسپات سولانا روز جمعه ۸۶.۷ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کردند که بالاترین رقم روزانه از زمان راه‌اندازی آنها در اکتبر ۲۰۲۵ بود. صندوق BSOL شرکت Bitwise به‌تنهایی ۵۵.۷ میلیون دلار از این رقم را جذب کرد. مجموع ورود هفتگی ETFهای سولانا به ۱۸۸.۲ میلیون دلار رسید و دارایی ترکیبی آنها در پایان جمعه به رکورد ۱.۵ میلیارد دلار افزایش یافت. ETFهای اسپات XRP نیز در همین هفته ۷۵.۶ میلیون دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند. عامل احتمالی افزایش ورود سرمایه اریک بالچوناس، تحلیلگر ETF بلومبرگ، افزایش اخیر جریان سرمایه را به برنامه وزارت خزانه‌داری آمریکا برای افزایش بازخرید اوراق بلندمدت مرتبط دانست. نیت گراسی، رئیس NovaDius Wealth Management، نیز گفت ETFهای بیت‌کوین از زمان اعلام این برنامه حدود ۵.۳ میلیارد دلار سرمایه جذب کرده‌اند. با وجود این ورود سرمایه، حجم معاملات هفتگی ETFهای بیت‌کوین از ۱۶.۲ به ۱۵ میلیارد دلار کاهش یافت. حجم معاملات ETFهای اتریوم نیز از ۶.۹ به ۴.۸ میلیارد دلار رسید؛ بنابراین افزایش ورود سرمایه با رشد هم‌زمان حجم معاملات همراه نبوده است. تحلیل یوتوتایمز؛ این جریان برای بازار چه معنایی دارد؟ تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند بازگشت جریان سرمایه به ETFهای بیت‌کوین و اتریوم می‌تواند احساسات بازار را تقویت کند، اما معامله‌گران ایرانی بهتر است این داده را به‌تنهایی سیگنال خرید ندانند. تداوم ورود سرمایه در روزهای آینده، واکنش قیمت بیت‌کوین به مقاومت‌های مهم و شرایط دلار و نقدینگی جهانی می‌تواند مشخص کند آیا این موج سرمایه به روندی پایدار تبدیل می‌شود یا فقط یک جهش مقطعی است.  

خواندن کامل خبر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر

سقوط سهام اوراکل؛ چرا اوراکل می‌خواهد از تعهدات مالی پروژه ژوپیتر فاصله بگیرد؟

سهام اوراکل روز پنجشنبه تحت فشار قرار گرفت و بیش از ۴ درصد کاهش یافت؛ افتی که در شرایط عادی می‌توانست صرفاً یک نوسان روزانه تلقی شود، اما این بار به تحولات پیرامون یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های زیرساخت هوش مصنوعی این شرکت مربوط است. اوراکل تلاش می‌کند با استفاده از یک بند قراردادی، میزان تعهدات مالی خود را در قبال پروژه‌ای عظیم در نیومکزیکو محدود کند؛ پروژه‌ای که با موانع قانونی و مخالفت‌های محلی مواجه شده است. در یک نگاه سهام اوراکل روز پنجشنبه بیش از ۴ درصد افت کرد و در پایان معاملات به ۱۳۹.۵۴ دلار رسید. این شرکت برای کاهش تعهدات مالی خود در پروژه ژوپیتر، به بند قوه قهریه قرارداد استناد کرده است. مرکز داده نیومکزیکو قرار است ظرفیتی معادل ۲.۴۵ گیگاوات داشته باشد. تأخیرهای قانونی و مخالفت‌های محلی، زمان راه‌اندازی پروژه در سال ۲۰۲۸ را با ابهام مواجه کرده است. این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که اوراکل طی سال گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای را برای توسعه زیرساخت‌های مورد نیاز هوش مصنوعی دنبال کرده است. در مرکز این برنامه، پروژه‌ای موسوم به ژوپیتر قرار دارد که قرار بود یکی از بزرگ‌ترین مراکز داده مورد استفاده برای پردازش‌های هوش مصنوعی باشد. چرا سهام اوراکل سقوط کرد؟ افت سهام اوراکل پس از انتشار گزارشی درباره اقدام این شرکت برای محدود کردن ریسک مالی خود در پروژه ژوپیتر رخ داد. بر اساس این گزارش، اوراکل به توسعه‌دهنده پروژه، که زیرمجموعه‌ای از بلو اول کپیتال است، اطلاع داده که قصد دارد از بند «قوه قهریه» در قرارداد استفاده کند. قوه قهریه در قراردادها معمولاً به شرایطی اشاره دارد که خارج از کنترل طرفین بوده و می‌تواند اجرای تعهدات قراردادی را با اختلال مواجه کند. در این مورد، اوراکل تلاش دارد در صورت تأخیر پروژه و آماده نشدن مرکز داده در زمان برنامه‌ریزی‌شده، یعنی سال ۲۰۲۸، پرداخت‌های مرتبط با آن را به تعویق بیندازد. اهمیت این اقدام در اندازه پروژه است. ژوپیتر صرفاً یک مرکز داده معمولی نیست، بلکه بخشی از برنامه گسترده اوراکل برای ایجاد زیرساخت محاسباتی مورد نیاز نسل جدید خدمات هوش مصنوعی محسوب می‌شود. بنابراین هرگونه تأخیر در ساخت آن می‌تواند هم زمان‌بندی توسعه ظرفیت اوراکل را تغییر دهد و هم ساختار تعهدات مالی این شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. پروژه ژوپیتر؛ یکی از بزرگ‌ترین زیرساخت‌های هوش مصنوعی پروژه ژوپیتر در قالب برنامه‌ای بزرگ برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی معرفی شد که اوراکل، OpenAI و SoftBank در آن مشارکت داشتند. مرکز داده برنامه‌ریزی‌شده در نیومکزیکو قرار است ظرفیت مصرف برق ۲.۴۵ گیگاوات داشته باشد. این رقم، ابعاد بسیار بزرگ پروژه را نشان می‌دهد و آن را در میان نمونه‌های شاخص توسعه زیرساخت‌های محاسباتی مورد نیاز هوش مصنوعی قرار می‌دهد. رشد سریع هوش مصنوعی در سال‌های اخیر باعث افزایش تقاضا برای مراکز داده شده است. مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی برای آموزش و اجرا به حجم بسیار زیادی از توان پردازشی نیاز دارند و همین مسئله، مصرف برق مراکز داده را به یکی از موضوعات مهم اقتصادی و زیرساختی تبدیل کرده است. اما همین مقیاس بزرگ اکنون برای پروژه ژوپیتر به یک چالش تبدیل شده است. موانع قانونی و مخالفت‌های محلی پروژه ژوپیتر در مسیر توسعه خود با موانع قانونی و نظارتی مواجه شده است. یکی از مجوزهای کلیدی مورد نیاز پروژه رد شده و هم‌زمان مخالفت عمومی با تأثیر مراکز داده بزرگ بر مصرف برق و زیرساخت‌های محلی افزایش یافته است. این مسئله تنها مختص پروژه ژوپیتر نیست. توسعه سریع مراکز داده در نقاط مختلف آمریکا باعث شده موضوعاتی مانند مصرف برق، ظرفیت شبکه، استفاده از منابع آب، هزینه‌های زیرساختی و آثار محلی این پروژه‌ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی، ساخت یک مرکز داده چند گیگاواتی صرفاً یک پروژه فناوری نیست؛ بلکه به پروژه‌ای زیرساختی تبدیل می‌شود که به مجوزهای متعدد، ظرفیت شبکه برق و همراهی جامعه محلی نیاز دارد. به همین دلیل، هرگونه تأخیر در دریافت مجوزها می‌تواند زمان‌بندی اقتصادی پروژه را تغییر دهد. اوراکل چگونه ریسک خود را مدیریت می‌کند؟ اقدام اوراکل را می‌توان بخشی از تلاش این شرکت برای مدیریت ریسک مالی پروژه دانست. اگر مرکز داده در سال ۲۰۲۸ آماده بهره‌برداری نشود، اوراکل ممکن است ناچار شود برای ظرفیتی هزینه کند که هنوز امکان استفاده از آن را ندارد. در چنین شرایطی، تعویق پرداخت‌ها می‌تواند فشار مالی ناشی از تأخیر را کاهش دهد. از این منظر، استناد به بند قوه قهریه لزوماً به معنای خروج اوراکل از پروژه نیست. این اقدام بیشتر می‌تواند تلاشی برای انتقال بخشی از ریسک زمان‌بندی پروژه و جلوگیری از تبدیل تأخیر ساخت به تعهد مالی سنگین باشد اما بازار سرمایه معمولاً به چنین تحولاتی تنها از زاویه حقوقی نگاه نمی‌کند. سرمایه‌گذاران ممکن است تأخیر در پروژه را نشانه‌ای از پیچیده‌تر شدن مسیر توسعه ظرفیت زیرساختی اوراکل تلقی کنند؛ به‌خصوص در شرایطی که این شرکت برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده هوش مصنوعی به ظرفیت محاسباتی بیشتری نیاز دارد. “ «ماجرای ژوپیتر را نباید صرفاً یک اختلاف قراردادی یا تأخیر در ساخت یک مرکز داده دانست؛ این پروژه نمونه‌ای از برخورد مستقیم اقتصاد هوش مصنوعی با محدودیت‌های فیزیکی اقتصاد انرژی است. هرچه سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی بزرگ‌تر می‌شود، ارزش اقتصادی آن بیش از گذشته به دسترسی به برق، شبکه انتقال، زمین و مجوزهای زیرساختی وابسته خواهد شد. از این منظر، مزیت رقابتی شرکت‌هایی مانند اوراکل فقط در توانایی جذب مشتری یا توسعه ظرفیت پردازشی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توانایی آنها در تبدیل سرمایه‌گذاری عظیم هوش مصنوعی به زیرساخت واقعی، به‌موقع و از نظر مالی قابل کنترل نیز تعیین‌کننده خواهد بود. افت اخیر سهام اوراکل را می‌توان در همین چارچوب، نشانه‌ای از حساس‌تر شدن بازار نسبت به هزینه فیزیکی و ریسک اجرایی پشت رونق هوش مصنوعی دانست.» بابک شیری فشار بر سهام اوراکل و بلو اول سهام اوراکل در پایان معاملات پنجشنبه با ۳.۴۷ درصد کاهش به ۱۳۹.۵۴ دلار رسید. سهام بلو اول کپیتال نیز در جریان معاملات با افت همراه شد. واکنش بازار نشان می‌دهد که پروژه‌های بزرگ هوش مصنوعی تنها از منظر درآمد آینده شرکت‌ها اهمیت ندارند، بلکه نحوه تأمین مالی، زمان‌بندی ساخت و ریسک‌های زیرساختی آنها نیز به بخشی از ارزیابی سرمایه‌گذاران تبدیل شده است. در واقع، هرچه اندازه پروژه‌های مراکز داده بزرگ‌تر می‌شود، فاصله میان «تقاضای فناوری» و «امکان‌پذیری فیزیکی» آنها نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ممکن است تقاضا برای پردازنده و خدمات هوش مصنوعی وجود داشته باشد، اما ساخت مرکز داده، تأمین برق، دریافت مجوز و اتصال به شبکه همگی به زمان و سرمایه قابل توجه نیاز دارند. جمع‌بندی تحولات پروژه ژوپیتر نشان می‌دهد که موج سرمایه‌گذاری در زیرساخت هوش مصنوعی وارد مرحله‌ای شده که دیگر تنها مسئله فناوری و تقاضا مطرح نیست. پروژه‌های چندگیگاواتی اکنون با محدودیت‌های برق، مجوزهای قانونی، مخالفت‌های محلی و ریسک‌های مالی مواجه هستند. اقدام اوراکل برای استفاده از بند قوه قهریه را می‌توان تلاشی برای محدود کردن بخشی از ریسک مالی پروژه دانست؛ پروژه‌ای که قرار بود در سال ۲۰۲۸ به بهره‌برداری برسد اما اکنون با ابهام‌های نظارتی مواجه شده است. در این میان، افت سهام اوراکل نشان می‌دهد که بازار نسبت به رابطه میان هزینه زیرساخت و رشد هوش مصنوعی حساس‌تر شده است. رشد تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی زمانی می‌تواند به رشد پایدار درآمد تبدیل شود که شرکت‌ها بتوانند ظرفیت محاسباتی مورد نیاز را با هزینه و زمان‌بندی قابل کنترل ایجاد کنند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

ارتقای سولانا؛ نهایی‌شدن تراکنش‌ها از ۱۳ ثانیه به ۱۵۰ میلی‌ثانیه می‌رسد

شبکه سولانا آزمایش عمومی ارتقای Alpenglow را آغاز کرده است؛ به‌روزرسانی‌ای که در صورت موفقیت می‌تواند زمان نهایی‌شدن تراکنش‌ها را از حدود ۱۲.۸ ثانیه به تنها ۱۵۰ میلی‌ثانیه کاهش دهد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم این تغییر چرا برای صرافی‌ها، پل‌های بلاکچینی و پرداخت‌های روزمره اهمیت دارد. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، Alpenglow فعلاً در شبکه آزمایشی قرار دارد و هنوز روی شبکه اصلی سولانا فعال نشده است. کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش‌های سولانا به نقل از کوین‌دسک (CoinDesk)، «نهایی‌شدن» یا Finality لحظه‌ای است که تراکنش دیگر قابل بازگشت نیست. صرافی‌ها معمولاً تا این مرحله برای ثبت واریز منتظر می‌مانند و پل‌های بلاکچینی نیز پیش از آزادسازی دارایی در شبکه مقصد به آن نیاز دارند. سولانا در حال حاضر از سازوکار TowerBFT استفاده می‌کند. اعتبارسنج‌ها برای نهایی‌کردن بلوک‌ها باید در چندین مرحله رأی دهند و این فرآیند زمان بیشتری نیاز دارد. Alpenglow این سیستم را با پروتکلی به نام Votor جایگزین می‌کند. در این مدل، اعتبارسنج‌ها رأی‌ها را مستقیم برای یکدیگر ارسال می‌کنند و می‌توانند پس از یک یا دو دور به توافق برسند. کاربران نیازی به تغییر کیف‌پول ندارند طبق گزارش کوین‌دسک (CoinDesk)، اجرای تراکنش‌ها برای اپلیکیشن‌ها و کاربران مانند امروز باقی می‌ماند و نیازی به تغییر کیف‌پول یا روش ارسال دارایی نیست. این ارتقا بیش از چهار ماه روی یک شبکه کوچک آزمایشی بررسی شده و اکنون به Testnet عمومی سولانا منتقل شده است تا سازگاری آن با تعداد بیشتری اعتبارسنج و سرویس آزمایش شود. اعتبارسنج‌های شرکت‌کننده باید از نسخه Agave 4.3 استفاده کنند. Firedancer و Frankendancer، دو نرم‌افزار جایگزین اعتبارسنج که توسط Jump Crypto توسعه یافته‌اند، هنوز از Alpenglow پشتیبانی نمی‌کنند. Anza تاریخ ۲۸ سپتامبر را به‌صورت موقت برای فعال‌سازی برخی قابلیت‌های Agave 4.3 روی شبکه اصلی تعیین کرده، اما این تاریخ به معنی راه‌اندازی قطعی Alpenglow نیست. تاثیر ارتقای سولانا بر بازار کریپتو تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش‌ها به ۱۵۰ میلی‌ثانیه می‌تواند مزیت سولانا را در پرداخت‌ها، صرافی‌ها و اپلیکیشن‌های آنچین تقویت کند. برای معامله‌گران، موفقیت تست Alpenglow می‌تواند توجه بیشتری به SOL جلب کند، اما تا پیش از اجرای پایدار روی شبکه اصلی، واکنش‌های قیمتی باید با احتیاط ارزیابی شوند و ریسک مشکلات فنی همچنان در نظر گرفته شود. این ارتقا در درازمدت می‌تواند روی قیمت سولانا تاثیر مثبتی بگذارد ولی صرفا سیگنال صعودی از این خبر صادر نشده و برای خرید و فروش هر ارزی باید چندین پارامتر را درنظر داشت.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

جهش ۱۸ درصدی آلت‌کوین‌ها؛ آیا روند صعودی ادامه دارد؟

بازار ارزهای دیجیتال روز جمعه ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ شاهد رشد گسترده آلت‌کوین‌ها بود؛ استارک‌نت حدود ۱۸ درصد، آربیتروم بیش از ۱۷ درصد و یونی‌سواپ نزدیک ۱۳ درصد صعود کردند. بیت‌کوین نیز با رشد بیش از دو درصدی از محدوده ۷۸ هزار دلار عبور کرد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم آیا این حرکت آغاز یک موج پایدار در آلت‌کوین‌هاست یا واکنشی کوتاه‌مدت به کاهش نگرانی‌های اقتصاد کلان. ارقام بازار بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز تنظیم شده‌اند. لایه دوم و دیفای پیشتاز بازار شدند توکن‌های حوزه لایه دوم و امور مالی غیرمتمرکز بیشترین بازدهی را ثبت کردند. شاخص بخش دیفای ۸٫۳ درصد بالا رفت و ۹۸ دارایی از میان ۱۰۰ عضو شاخص CoinDesk 100 در محدوده مثبت معامله شدند؛ نشانه‌ای از گستردگی تقاضا و محدودنبودن رشد به چند توکن خاص. هم‌زمان سولانا حدود ۶٫۷ درصد، اتریوم ۳٫۳ درصد و XRP بیش از سه درصد رشد کردند. ارزش کل بازار کریپتو نیز نزدیک دو درصد افزایش یافت و به حدود ۲٫۶۶ تریلیون دلار رسید. کاهش فشار اوراق و نفت به کمک بازار آمد بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا دوباره به زیر پنج درصد برگشت و نفت برنت نیز پایین‌تر از ۱۰۳ دلار قرار گرفت. کاهش هم‌زمان این دو متغیر، نگرانی درباره تورم و ادامه سیاست پولی سخت‌گیرانه را تا حدی آرام کرد. افزایش نرخ بهره فدرال رزرو پیش‌تر نگرانی‌هایی درباره خروج نقدینگی از دارایی‌های پرریسک ایجاد کرده بود؛ اما واکنش کنترل‌شده بازارهای سنتی، معامله‌گران کریپتو را به افزایش ریسک‌پذیری تشویق کرد. آلت‌کوین‌هایی که پیش‌تر افت بیشتری داشتند، با سرعت بالاتری بازیابی شدند. مقاومت ۸۲ هزار دلاری بیت‌کوین بیت‌کوین پس از بازیابی افت شبانه، سومین روز متوالی رشد را ثبت کرد. بااین‌حال، محدوده ۸۲ هزار دلار همچنان سقف مهم دامنه معاملاتی محسوب می‌شود و احتمال ذخیره سود پیش از پایان هفته می‌تواند سرعت حرکت را کاهش دهد. پایداری موج آلت‌کوین‌ها به تثبیت بیت‌کوین، ادامه کاهش بازده اوراق و ورود حجم واقعی معاملات بستگی دارد. افت دوباره بیت‌کوین یا تقویت ناگهانی دلار می‌تواند بخشی از رشدهای دورقمی را سریعاً اصلاح کند. تحلیل یوتوتایمز از موج آلت‌کوین‌ها تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند گستردگی رشد بازار مثبت است، اما جهش‌های ۱۳ تا ۱۸ درصدی احتمال اصلاح کوتاه‌مدت را بالا می‌برد. معامله‌گران ایرانی باید علاوه بر نمودار توکن، نوسان تتر و هزینه ورود را محاسبه کنند. خرید پله‌ای، پرهیز از تعقیب کندل‌های سبز و کنترل اهرم در آلت‌کوین‌های کم‌عمق می‌تواند ریسک معاملات را کاهش دهد.

خواندن کامل خبر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر

جهش فنی سولانا؛ ظرفیت تراکنش‌ها ۳ برابر شد

 شبکه سولانا در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ فرمت Transaction V1 را فعال کرد؛ ارتقایی که ظرفیت داده هر تراکنش را بیش از سه برابر افزایش می‌دهد. هم‌زمان، کاهش زمان اسلات به ۲۵۰ میلی‌ثانیه برای ۱۸ سپتامبر برنامه‌ریزی شده است. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم این تغییرات چه اثری بر شبکه و SOL دارند.  تراکنش‌های Solana V1 چه تغییری کرده‌اند؟ فرمت جدید ظرفیت داده هر تراکنش را به ۴٬۰۹۶ بایت رسانده است؛ یعنی بیش از سه برابر قالب قبلی. توسعه‌دهندگان اکنون می‌توانند عملیات پیچیده‌تر، شامل چند امضا، فناوری‌های حریم خصوصی یا داده‌های حساب بیشتر را در یک تراکنش قرار دهند. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، V1 می‌تواند حداکثر ۶۴ حساب را مستقیماً در خود جای دهد. همچنین اطلاعات مربوط به توان پردازشی موردنیاز و کارمزد، به‌جای دستورهای جداگانه، در ساختار همان تراکنش ثبت می‌شود. قالب‌های قدیمی همچنان قابل‌استفاده خواهند بود و برنامه‌ها مجبور به مهاجرت فوری نیستند. بااین‌حال، کیف‌پول‌ها، صرافی‌ها و سرویس‌هایی که تراکنش‌های سولانا را پردازش می‌کنند باید پشتیبانی از فرمت تازه را به‌تدریج اضافه کنند.  زمان اسلات سولانا به ۲۵۰ میلی‌ثانیه می‌رسد مرحله بعدی، کاهش فاصله تولید اسلات از ۳۰۰ به ۲۵۰ میلی‌ثانیه است. فعال‌سازی این تغییر برای آغاز دوره ۱۰۳۷ شبکه، در حدود ساعت ۰۵:۰۱ UTC روز ۱۸ سپتامبر پیش‌بینی شده است. در صورت اجرای موفق، شبکه تقریباً چهار فرصت در هر ثانیه برای تولید اسلات خواهد داشت. هدف نهایی نقشه راه فعلی، رسیدن به ۲۰۰ میلی‌ثانیه است؛ اما کوتاه‌شدن زمان اسلات لزوماً ظرفیت تراکنش را به همان نسبت افزایش نمی‌دهد و فشار بیشتری بر اعتبارسنج‌ها وارد می‌کند.  رکورد آدرس‌های فعال استیبل‌کوین در سولانا فعالیت شبکه هم‌زمان با این ارتقاها افزایش یافته است. سولانا در ماه اوت ۵٫۲ میلیارد تراکنش غیررأی‌دهی پردازش کرد که نسبت به رکورد ۴٫۲ میلیاردی ماه ژوئیه حدود ۱۹ درصد بیشتر بود. البته این آمار می‌تواند تراکنش‌های خودکار و ناموفق را نیز دربر بگیرد. تعداد آدرس‌های فعال روزانه مرتبط با استیبل‌کوین‌ها در سپتامبر به ۸۸۸ هزار رسید؛ این رقم یک سال قبل حدود ۳۳۳ هزار بود. درآمد هفتگی برنامه‌های سولانا نیز به ۴۰٫۸ میلیون دلار و حجم معاملات صرافی‌های غیرمتمرکز شبکه به ۱۶٫۵۹ میلیارد دلار رسید. ارزش سهام توکنیزه‌شده روی سولانا نیز پس از رشد ۴۷ درصدی در سه هفته، به رکورد ۶۸۴ میلیون دلار رسید. این داده‌ها نشان می‌دهند افزایش فعالیت فقط به یک برنامه محدود نیست و میان معاملات، استیبل‌کوین‌ها و دارایی‌های توکنیزه‌شده توزیع شده است.  اثر ارتقای سولانا بر بازار و معامله‌گران ایرانی تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند ارتقای V1 و کاهش زمان اسلات، در صورت پایداری زیر بار واقعی، می‌تواند جایگاه سولانا را در پرداخت، دیفای و دارایی‌های توکنیزه‌شده تقویت کند؛ اما موفقیت فنی لزوماً به رشد فوری SOL منجر نمی‌شود. معامله‌گران ایرانی باید واکنش اعتبارسنج‌ها، اختلال احتمالی شبکه، حجم واقعی استیبل‌کوین و نوسان نرخ تتر را همراه با قیمت SOL بررسی کنند و از اهرم سنگین در زمان فعال‌سازی ارتقا بپرهیزند.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

بازار از گزارش مالی اوراکل چه انتظاری دارد؟

سهام اوراکل در آستانه انتشار گزارش مالی سه‌ماهه نخست سال مالی ۲۰۲۷ وارد یکی از حساس‌ترین مقاطع خود شده است. این شرکت که در سال‌های اخیر با سرعت زیادی به سمت زیرساخت هوش مصنوعی و خدمات ابری حرکت کرده، اکنون باید به سرمایه‌گذارانی پاسخ دهد که هم‌زمان با رشد تقاضا برای خدمات ابری، درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت، نیاز مالی شرکت و تمرکز بخش بزرگی از سفارش‌ها بر چند مشتری بزرگ نگران هستند. در یک نگاه بازار اختیار معامله احتمال نوسان حدود ۱۱ درصدی سهام اوراکل پس از گزارش مالی را نشان می‌دهد. درآمد سه‌ماهه نخست حدود ۱۹.۱۴ میلیارد دلار و سود تعدیل‌شده هر سهم ۱.۷۴ دلار برآورد شده است. سفارش‌های ثبت‌شده اوراکل می‌تواند به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار رسیده باشد که رشد سالانه ۴۰ درصدی را نشان می‌دهد. با وجود ریسک تأمین مالی، برخی تحلیلگران هدف قیمتی ۳۲۰ تا ۴۰۰ دلار را برای سهم حفظ کرده‌اند. بازار اختیار معامله نشان می‌دهد معامله‌گران برای سهام اوراکل در روزهای پس از انتشار گزارش مالی، نوسانی در حدود ۱۱ درصد را در هر دو جهت در نظر گرفته‌اند. با قیمت پایانی چهارشنبه، چنین حرکتی می‌تواند قیمت سهم را تا محدوده ۱۷۹ دلار بالا ببرد یا آن را به زیر ۱۴۵ دلار برساند. بازار منتظر یک گزارش تعیین‌کننده است اوراکل قرار است گزارش مالی سه‌ماهه نخست خود را پس از پایان معاملات پنجشنبه ۱۰ سپتامبر منتشر کند. انتظار بازار این است که درآمد شرکت نسبت به سال گذشته حدود ۲۷ تا ۲۸ درصد افزایش پیدا کند و به محدوده ۱۹.۰۶ تا ۱۹.۱۴ میلیارد دلار برسد. برآورد سود نیز در منابع مختلف کمی متفاوت است. برخی برآوردها سود تعدیل‌شده هر سهم را ۱.۷۴ دلار اعلام کرده‌اند که نسبت به ۱.۴۷ دلار سال گذشته رشد حدود ۱۸ درصدی دارد. در مقابل، برآورد دیگری سود هر سهم را ۱.۴۰ دلار در نظر گرفته که نسبت به سال گذشته رشد ۱۶.۶۷ درصدی را نشان می‌دهد. این اختلاف جزئی در برآوردها اهمیت چندانی ندارد؛ مسئله اصلی این است که بازار انتظار دارد رشد اوراکل همچنان با سرعت بالایی ادامه داشته باشد و شرکت بتواند از تقاضای فزاینده برای زیرساخت هوش مصنوعی درآمد واقعی ایجاد کند. سفارش‌های اوراکل به نقطه مهمی رسیده‌اند یکی از مهم‌ترین اعداد در گزارش پیش‌رو، ارزش سفارش‌های ثبت‌شده اوراکل است. بر اساس برآوردهای منتشرشده، این رقم می‌تواند به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار برسد که نشان‌دهنده رشد سالانه حدود ۴۰ درصدی است. این حجم سفارش در ظاهر یک نقطه قوت بزرگ برای شرکت محسوب می‌شود، اما مسئله مهم برای سرمایه‌گذاران سرعت تبدیل این سفارش‌ها به درآمد و جریان نقدی است. اوراکل در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری سنگینی برای افزایش ظرفیت مراکز داده و زیرساخت ابری انجام داده است. بنابراین صرفاً افزایش سفارش‌ها برای بازار کافی نیست و سرمایه‌گذاران می‌خواهند ببینند شرکت با چه سرعتی می‌تواند این تقاضا را به درآمد، سود و در نهایت جریان نقدی تبدیل کند. تقاضای هوش مصنوعی؛ فرصت بزرگ اوراکل بخش مهمی از داستان رشد اوراکل به تقاضای شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی، به‌ویژه شرکت‌هایی مانند اوپن‌ای‌آی، مربوط می‌شود. میزوهو انتظار دارد زیرساخت ابری اوراکل عملکردی فراتر از انتظار داشته باشد؛ زیرا شرکت در این فصل نزدیک به یک گیگاوات ظرفیت جدید وارد مدار می‌کند. این رقم در حالی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اوراکل در کل سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۱.۲ گیگاوات ظرفیت به شبکه خود اضافه کرده بود. به این ترتیب، تنها در یک فصل قرار است ظرفیتی نزدیک به بخش عمده ظرفیت افزوده‌شده در کل سال گذشته وارد مدار شود. اگر اوراکل بتواند این ظرفیت را به سرعت به قراردادهای درآمدزا تبدیل کند، بازار می‌تواند نگاه مثبت‌تری به رشد آینده شرکت داشته باشد. آزمون اصلی؛ تبدیل سفارش به درآمد گگنهایم همچنان یکی از خوش‌بین‌ترین مؤسسات نسبت به اوراکل است و هدف قیمتی ۴۰۰ دلار را حفظ کرده است. این هدف به معنای امکان رشد بیش از دو برابری سهم نسبت به سطوح فعلی است. اما برای تحقق چشم‌انداز رشد خدمات ابری، اوراکل باید در این فصل بیش از ۹ میلیارد دلار درآمد سالانه تکرارشونده جدید از زیرساخت به عنوان خدمت ایجاد کند؛ رقمی که بیش از دو برابر حدود ۴.۲ میلیارد دلار درآمد جدیدی است که در فصل قبل برآورد شده بود. اوراکل برای خدمات ابری نیز رشد ۵۷ تا ۶۳ درصدی در نرخ ارز ثابت را پیش‌بینی کرده است. بنابراین گزارش مالی پیش‌رو فقط درباره میزان درآمد فصل گذشته نیست؛ بلکه بازار به دنبال نشانه‌ای است که نشان دهد شرکت می‌تواند سرعت رشد زیرساخت هوش مصنوعی را حفظ کند. چرا سرمایه‌گذاران هنوز نگران هستند؟ با وجود چشم‌انداز قدرتمند تقاضا، ریسک مالی یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف اوراکل باقی مانده است. این شرکت برنامه دارد در سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۴۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی هزینه کند. هم‌زمان، انتشار سهام جدید به ارزش حدود ۲۰ میلیارد دلار نیز به نگرانی سرمایه‌گذاران درباره تأمین مالی این توسعه دامن زده است. گگنهایم معتقد است مسئله تأمین مالی اکنون حتی به نگرانی بزرگ‌تری نسبت به تمرکز سفارش‌های اوراکل بر اوپن‌ای‌آی تبدیل شده است. افزایش تعهدات سرمایه‌ای می‌تواند فشار بیشتری بر ترازنامه شرکت وارد کند و اگر رشد درآمد و جریان نقدی با سرعت مورد انتظار پیش نرود، بازار ممکن است نسبت به ارزش‌گذاری اوراکل تجدیدنظر کند. این نگرانی در بازار بدهی نیز دیده می‌شود؛ به‌طوری که قراردادهای معاوضه نکول اعتباری پنج‌ساله اوراکل اخیراً به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده‌اند. بازار اختیار معامله هنوز خوش‌بین است با وجود این نگرانی‌ها، رفتار معامله‌گران در بازار اختیار معامله نشانه‌ای از خوش‌بینی است. نسبت قراردادهای فروش به خرید برای قراردادهای منتهی به ۱۱ سپتامبر حدود ۰.۸۴ برابر است که نشان‌دهنده تمایل بیشتر بازار به سمت خرید است. همچنین قراردادهای خرید با قیمت‌های بالاتر، تقاضای بیشتری پیدا کرده‌اند و بازار محدوده‌ای نزدیک به ۱۷۷ تا ۱۷۹ دلار را برای سناریوی صعودی کوتاه‌مدت در نظر گرفته است. اوراکل در حال حاضر حدود ۴۲ درصد بالاتر از کف قیمتی ماه ژوئیه قرار دارد، اما هنوز فاصله زیادی با اوج تاریخی سپتامبر گذشته دارد. سهام این شرکت در سال ۲۰۲۶ تقریباً ۲۰ درصد افت کرده و نسبت به رکورد سال گذشته بیش از ۵۰ درصد پایین‌تر است. به همین دلیل، گزارش مالی پیش‌رو می‌تواند نقطه‌ای تعیین‌کننده برای تغییر روند سهم باشد. “ «از نگاه من، جذاب‌ترین بخش داستان اوراکل نه رشد فعلی درآمد، بلکه فاصله میان تقاضای انباشته و ظرفیت واقعی تبدیل آن به جریان نقدی است. عدد ۶۴۰ میلیارد دلاری سفارش‌ها در صورت تحقق، پشتوانه قدرتمندی برای رشد آینده شرکت محسوب می‌شود، اما زمانی برای سهامدار ارزش واقعی ایجاد می‌کند که اوراکل بتواند هزینه سنگین توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را با درآمد پایدار و جریان نقدی فزاینده پوشش دهد. بنابراین در کوتاه‌مدت، گزارش مالی می‌تواند محرک یک جهش یا سقوط شدید باشد، اما در افق بلندمدت، سرعت تبدیل سرمایه‌گذاری‌های عظیم اوراکل به جریان نقدی، مهم‌تر از هر عدد دیگری در صورت سود و زیان خواهد بود.» بابک شیری نظر تحلیلگران؛ اختلاف در هدف، نه در اهمیت اوراکل اکثر تحلیلگران وال‌استریت همچنان نسبت به آینده اوراکل دیدگاه مثبتی دارند. بر اساس داده‌های منتشرشده، از میان ۱۱ تحلیلگر بررسی‌شده، ۹ نفر توصیه خرید، یک نفر توصیه خنثی و یک نفر توصیه فروش داشته‌اند. میانگین هدف قیمتی این گروه حدود ۲۳۹ دلار است که نسبت به قیمت‌های فعلی نزدیک به ۵۰ درصد ظرفیت رشد را نشان می‌دهد. در میان اهداف بالاتر، میزوهو قیمت ۳۲۰ دلار و گگنهایم ۴۰۰ دلار را حفظ کرده‌اند. اوپنهایمر نیز با حفظ توصیه «عملکرد بهتر از بازار»، هدف ۲۷۵ دلار را اعلام کرده است. این اختلاف بزرگ میان قیمت فعلی و اهداف تحلیلی نشان می‌دهد مسئله اصلی برای اوراکل، نبود تقاضا نیست؛ بلکه میزان موفقیت شرکت در تبدیل این تقاضا به درآمد و جریان نقدی پایدار است. جمع‌بندی اوراکل در نقطه‌ای قرار گرفته که یک گزارش مالی قوی می‌تواند روایت بازار درباره این شرکت را تغییر دهد، اما صرف رشد درآمد برای جلب اعتماد سرمایه‌گذاران کافی نخواهد بود. بازار به دنبال سه چیز است: سرعت رشد زیرساخت ابری، میزان تبدیل سفارش‌های بزرگ به درآمد و نحوه تأمین هزینه‌های سنگین توسعه هوش مصنوعی. اگر اوراکل بتواند در کنار رشد درآمد ۱۹.۱۴ میلیارد دلاری، سود حدود ۱.۷۴ دلاری و افزایش سفارش‌ها به محدوده ۶۴۰ میلیارد دلار، نشانه‌های روشنی از بهبود جریان نقدی ارائه کند، بخشی از نگرانی‌های مربوط به تأمین مالی می‌تواند کاهش یابد. در مقابل، هرگونه افزایش هزینه سرمایه، تأخیر در راه‌اندازی ظرفیت‌ها یا کاهش سرعت تبدیل سفارش‌ها به درآمد می‌تواند واکنش تند بازار را به دنبال داشته باشد؛ به‌خصوص وقتی بازار اختیار معامله از هم‌اکنون نوسانی حدود ۱۱ درصدی را برای سهم قیمت‌گذاری کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا سقوط ۵۹ درصدی اوراکل یک فرصت تاریخی در عصر هوش مصنوعی است؟

سهام اوراکل در ماه‌های اخیر یکی از بزرگ‌ترین افت‌ها را در میان شرکت‌های بزرگ فناوری تجربه کرده است. این شرکت که زمانی به عنوان یکی از برندگان اصلی موج هوش مصنوعی شناخته می‌شد، اکنون بیش از ۵۹ درصد پایین‌تر از رکورد تاریخی خود معامله می‌شود؛ افتی که بیشتر از آنکه ناشی از ضعف تقاضا باشد، نتیجه نگرانی بازار درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت‌های جدید است. در یک نگاه  سهام Oracle (ORCL) پس از فاصله گرفتن بیش از ۵۹ درصدی از سقف تاریخی خود، تحت فشار نگرانی سرمایه‌گذاران درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت هوش مصنوعی قرار گرفته است.  این شرکت برای توسعه ظرفیت‌های پردازشی خود قصد دارد حدود ۴۰ میلیارد دلار سرمایه جدید از طریق ترکیبی از بدهی و انتشار سهام جذب کند؛ اقدامی که نگرانی‌هایی درباره افزایش بدهی و کاهش سهم سهامداران ایجاد کرده است.  با وجود فشار کوتاه‌مدت، اوراکل دارای ۶۳۸ میلیارد دلار سفارش‌های قطعی ثبت‌شده است که می‌تواند دید مناسبی از رشد درآمدهای آینده ارائه دهد.  مدیریت شرکت انتظار دارد درآمد سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۳۴ درصد رشد کند و سرمایه‌گذاری‌های گسترده در مراکز داده و هوش مصنوعی از نیمه دوم سال آینده اثر بیشتری بر سودآوری بگذارد. سرمایه‌گذاران نگران هستند که برنامه توسعه گسترده اوراکل برای پاسخ به تقاضای فزاینده هوش مصنوعی، در کوتاه‌مدت فشار زیادی بر سودآوری شرکت وارد کند. افزایش هزینه ساخت مراکز داده، رشد مخارج سرمایه‌ای و نیاز به تأمین مالی جدید، باعث شده بخشی از بازار نسبت به آینده نزدیک این شرکت محتاط‌تر شود. اوراکل اعلام کرده برای تأمین سرمایه مورد نیاز توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی، قصد دارد حدود ۴۰ میلیارد دلار از طریق ترکیبی از بدهی و انتشار سهام جذب کند. این تصمیم دو نگرانی اصلی برای سهامداران ایجاد کرده است؛ نخست افزایش سطح بدهی شرکت و دوم احتمال کاهش ارزش سهم سهامداران فعلی در صورت انتشار سهام جدید. با این حال، پشت این نگرانی‌ها یک واقعیت مهم وجود دارد: اوراکل بدون دلیل وارد این مرحله از سرمایه‌گذاری نشده است. تقاضا برای خدمات ابری و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی به شدت افزایش یافته و شرکت در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران مهم تأمین توان پردازشی مورد نیاز نسل جدید فناوری است. پشتوانه قدرتمند سفارش‌های آینده یکی از مهم‌ترین نقاط قوت اوراکل، حجم بالای قراردادهای ثبت‌شده اما هنوز شناسایی‌نشده به عنوان درآمد است. ارزش سفارش‌های قطعی این شرکت به حدود ۶۳۸ میلیارد دلار رسیده که دید بسیار مناسبی از جریان درآمدی سال‌های آینده ایجاد می‌کند. این رقم نشان می‌دهد بخش مهمی از رشد آینده اوراکل از قبل قرارداد شده و شرکت تنها به انتظار برای جذب مشتریان جدید وابسته نیست. اوراکل همچنین اعلام کرده حدود ۶۷ میلیارد دلار قرارداد جدید زیرساخت هوش مصنوعی به دست آورده که بخش قابل‌توجهی از آن‌ها شامل پرداخت‌های پیش‌دریافت یا تأمین تجهیزات توسط مشتریان است. مجموع قراردادهای مرتبط با هوش مصنوعی که شامل پیش‌پرداخت‌ها و تجهیزات ارائه‌شده توسط مشتریان می‌شود، به حدود ۷۵ میلیارد دلار رسیده است. این مدل همکاری می‌تواند فشار مالی توسعه زیرساخت را برای اوراکل کاهش دهد؛ زیرا بخشی از هزینه‌های اولیه توسط مشتریان تأمین می‌شود و شرکت سریع‌تر می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های خود را به درآمد تبدیل کند. رشد سریع درآمد در مسیر هوش مصنوعی اوراکل انتظار دارد درآمد سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۳۴ درصد افزایش یابد؛ رشدی که فاصله قابل‌توجهی با رشد ۱۷ درصدی سال مالی ۲۰۲۶ دارد. مدیریت شرکت معتقد است با ورود مراکز داده جدید به مدار فعالیت، رشد درآمد و سود در نیمه دوم سال مالی ۲۰۲۷ شتاب بیشتری خواهد گرفت. برای سه‌ماهه آینده نیز اوراکل پیش‌بینی کرده سود تعدیل‌شده هر سهم در محدوده ۱.۷۲ تا ۱.۷۶ دلار قرار گیرد که نسبت به سال گذشته حدود ۱۷ تا ۲۰ درصد رشد را نشان می‌دهد. در افق بلندمدت نیز شرکت انتظار دارد درآمد و سود خود را تا پایان دهه میلادی به ترتیب با نرخ‌های سالانه حدود ۳۱ درصد و ۲۸ درصد افزایش دهد. “ «به نظر می‌رسد افت اخیر اوراکل بیشتر ناشی از نگرانی درباره مسیر تأمین مالی و هزینه‌های کوتاه‌مدت است تا ضعف بنیادی کسب‌وکار. بازار در حال قیمت‌گذاری ریسک اجرای برنامه توسعه هوش مصنوعی است، اما اگر اوراکل بتواند قراردادهای عظیم خود را به درآمد واقعی تبدیل کند، همین دوره سرمایه‌گذاری سنگین می‌تواند به نقطه شروع یک چرخه رشد جدید تبدیل شود. البته سرمایه‌گذاران باید توجه داشته باشند که داستان هوش مصنوعی تنها با افزایش هزینه‌ها موفق نمی‌شود؛ معیار اصلی، توانایی تبدیل سرمایه‌گذاری زیرساختی به جریان نقدی پایدار خواهد بود.» بابک شیری فشار بر حاشیه سود؛ هزینه رشد آینده با وجود چشم‌انداز مثبت، مسیر اوراکل بدون ریسک نیست. ساخت مراکز داده جدید و افزایش ظرفیت پردازشی، در کوتاه‌مدت می‌تواند باعث کاهش حاشیه سود شود. شرکت باید میلیاردها دلار برای تجهیزات، زیرساخت انرژی و توسعه ظرفیت ابری هزینه کند؛ هزینه‌هایی که ممکن است پیش از ایجاد درآمد کامل، فشار بیشتری بر صورت‌های مالی وارد کنند. با این حال، اگر ظرفیت‌های جدید با سرعت مورد انتظار مورد استفاده قرار گیرند، این فشار می‌تواند موقتی باشد. تجربه شرکت‌های بزرگ فناوری نشان داده است که سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت، در صورت وجود تقاضای واقعی، می‌تواند در سال‌های بعد به مزیت رقابتی تبدیل شود. اوراکل همچنین اعلام کرده در کنار افزایش درآمد، کاهش تدریجی هزینه‌های عملیاتی را دنبال خواهد کرد تا بخشی از فشار ناشی از سرمایه‌گذاری‌های جدید جبران شود. چرا برخی سرمایه‌گذاران افت اوراکل را فرصت می‌دانند؟ افت شدید قیمت سهام اوراکل باعث شده ارزش‌گذاری شرکت برای برخی سرمایه‌گذاران جذاب‌تر شود. این گروه معتقدند بازار بیش از حد روی هزینه‌های کوتاه‌مدت تمرکز کرده و بخش مهمی از ظرفیت رشد آینده شرکت را نادیده گرفته است. استدلال اصلی این دیدگاه آن است که اوراکل اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که شرکت‌های بزرگ فناوری پیش از جهش‌های بزرگ خود تجربه کرده‌اند؛ یعنی دوره‌ای که سرمایه‌گذاری سنگین انجام می‌شود، اما سودآوری کامل آن هنوز در صورت‌های مالی منعکس نشده است. وجود قراردادهای بزرگ، رشد تقاضای هوش مصنوعی و افزایش نیاز شرکت‌ها به زیرساخت ابری، سه عاملی هستند که می‌توانند در سال‌های آینده موتور رشد اوراکل را تقویت کنند. با این حال، موفقیت این سناریو به اجرای دقیق برنامه توسعه بستگی دارد. اگر هزینه‌های سرمایه‌ای بیش از حد افزایش یابد یا تقاضای واقعی کمتر از انتظار باشد، فشار بر سودآوری می‌تواند طولانی‌تر شود. جمع‌بندی اوراکل امروز در نقطه‌ای حساس قرار دارد؛ شرکتی که از یک طرف با افت ۵۹ درصدی سهام و نگرانی درباره هزینه‌های سنگین مواجه شده و از طرف دیگر یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های رشد در حوزه زیرساخت هوش مصنوعی را در اختیار دارد. قراردادهای ۶۳۸ میلیارد دلاری، رشد پیش‌بینی‌شده ۳۴ درصدی درآمد در سال مالی ۲۰۲۷، قراردادهای ۶۷ میلیارد دلاری هوش مصنوعی و برنامه توسعه مراکز داده نشان می‌دهد بازار تنها با یک شرکت نرم‌افزاری سنتی روبه‌رو نیست، بلکه با شرکتی مواجه است که تلاش می‌کند جایگاه خود را در اقتصاد هوش مصنوعی تثبیت کند. در نهایت، ارزش‌گذاری فعلی اوراکل به این بستگی دارد که آیا سرمایه‌گذاران باور دارند هزینه‌های امروز، درآمدهای بزرگ فردا را ایجاد خواهند کرد یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

رقابت بزرگ هوش مصنوعی دیگر فقط بر سر تراشه نیست؛ جنگ واقعی بر سر مراکز داده آغاز شده است

رشد سریع هوش مصنوعی، رقابت میان غول‌های فناوری را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ مرحله‌ای که در آن دیگر تنها کیفیت نرم‌افزار یا تعداد کاربران تعیین‌کننده نیست، بلکه اندازه و توان زیرساخت محاسباتی نیز اهمیت پیدا کرده است. مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی به توان پردازشی بسیار بیشتری نسبت به نسل‌های قبلی نیاز دارند و همین موضوع باعث شده مراکز داده در سراسر جهان بزرگ‌تر، پرمصرف‌تر و پیچیده‌تر شوند. در یک نگاه مراکز داده عظیم، زیرساخت اصلی موج بعدی هوش مصنوعی هستند و برخی از آنها به اندازه‌ای بزرگ شده‌اند که عملاً به یک اکوسیستم مستقل دیجیتال، فیزیکی و لجستیکی تبدیل شده‌اند. طبق داده‌های سیسکو و آی‌بی‌ام، یک مرکز داده ابرمقیاس حداقل ۱۰ هزار فوت مربع مساحت و دست‌کم ۵ هزار سرور دارد، در حالی که بزرگ‌ترین نمونه‌ها صدها مگاوات برق مصرف می‌کنند. آمازون، مایکروسافت و گوگل با در اختیار داشتن مجموعاً ۶۳ درصد از بازار رایانش ابری عمومی، سه بازیگر اصلی این صنعت هستند و متا و اوراکل نیز با مراکز عظیم خود در حال افزایش حضورند. با گسترش هوش مصنوعی، رقابت آینده فقط بر سر تعداد مراکز داده نیست؛ ظرفیت پردازشی، دسترسی به برق و عملکرد تراشه‌های اختصاصی می‌تواند جایگاه غول‌های فناوری را در دهه آینده تعیین کند. در مرکز این تحول، مفهوم «ابر‌مقیاس» قرار دارد؛ اصطلاحی که تعریف دقیق و استانداردی ندارد، اما معمولاً برای مراکز داده بسیار بزرگی به کار می‌رود که توان پردازشی، مصرف انرژی و ظرفیت ذخیره‌سازی آنها بسیار فراتر از مراکز داده معمولی است. ابرمقیاس دقیقاً به چه معناست؟ به زبان ساده، ابرمقیاس‌ها مراکز داده بسیار بزرگی هستند که توسط شرکت‌های فناوری ساخته و اداره می‌شوند. برای این مراکز، یک حد مشخص از ظرفیت پردازشی یا مصرف برق وجود ندارد که بتوان بر اساس آن گفت یک مرکز داده حتماً ابرمقیاس است. با این حال، بر اساس معیارهای مورد اشاره سیسکو و آی‌بی‌ام، یک مرکز داده ابرمقیاس حداقل ۱۰ هزار فوت مربع مساحت دارد و دست‌کم ۵ هزار سرور را در خود جای می‌دهد. هر یک از این سرورها نیز می‌تواند از یک تا چندین ده پردازنده داشته باشد. مصرف انرژی نیز بسته به اندازه مرکز داده متفاوت است. یک مرکز کوچک‌تر ممکن است تنها چند مگاوات برق مصرف کند، اما بسیاری از مراکز بزرگ به حدود ۱۰۰ مگاوات نیاز دارند. بزرگ‌ترین مراکز حتی می‌توانند چند صد مگاوات برق مصرف کنند؛ میزانی که برای تأمین برق چند صد هزار خانه کافی است. این ارقام اهمیت موضوع را نشان می‌دهد: توسعه هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک پروژه نرم‌افزاری نیست و به سرمایه‌گذاری عظیم در برق، زمین، تجهیزات، شبکه و زیرساخت محاسباتی نیاز دارد. چند مرکز داده ابرمقیاس در جهان وجود دارد؟ در حال حاضر بیش از ۱۲ هزار مرکز داده در سراسر جهان وجود دارد و نزدیک به ۴۸۰۰ مرکز از آنها در آمریکا قرار گرفته‌اند. البته همه این مراکز، ابرمقیاس یا مخصوص هوش مصنوعی نیستند. بر اساس داده‌های گروه پژوهشی سینرژی، تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۱۳۶۰ مرکز داده در جهان فعال بودند که در دسته مراکز ابرمقیاس قرار می‌گرفتند. بخش قابل‌توجهی از مراکز جدید نیز با هدف پشتیبانی از هوش مصنوعی ساخته می‌شوند. این مراکز از تجهیزات پردازشی قدرتمندتری استفاده می‌کنند و می‌توانند روزانه از چند پتابایت تا چند صد پتابایت داده را پردازش یا جابه‌جا کنند. برای درک اندازه این رقم کافی است بدانیم هر پتابایت معادل یک میلیون گیگابایت است. بنابراین رشد هوش مصنوعی مستقیماً به رشد ظرفیت مراکز داده وابسته شده است؛ هرچه مدل‌ها بزرگ‌تر و کاربردهای آنها گسترده‌تر شوند، تقاضا برای چنین زیرساخت‌هایی نیز افزایش خواهد یافت. سه غول اصلی ابرمقیاس‌ها چه شرکت‌هایی هستند؟ در میان تمام شرکت‌های فعال، سه نام بیش از دیگران برجسته هستند: آمازون، مایکروسافت و گوگل. این سه شرکت در مجموع حدود ۶۳ درصد از بازار رایانش ابری عمومی را در اختیار دارند. مدل کسب‌وکار آنها بر ارائه دسترسی از راه دور به زیرساخت‌های محاسباتی و مراکز داده استوار است؛ بنابراین شرکت‌ها و سازمان‌هایی که نمی‌خواهند مرکز داده اختصاصی خود را بسازند، می‌توانند ظرفیت مورد نیاز خود را از این غول‌های فناوری دریافت کنند. نکته مهم این است که بخش قابل‌توجهی از همین زیرساخت ابری، به‌ویژه مراکز جدید، برای پردازش‌های سنگین هوش مصنوعی طراحی شده است. در نتیجه، رقابت میان آمازون، مایکروسافت و گوگل فقط رقابت میان سه شرکت خدمات ابری نیست؛ بلکه رقابت بر سر زیرساختی است که می‌تواند بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال دهه آینده را پشتیبانی کند. متا و اوراکل نیز وارد رقابت شده‌اند البته بازار ابرمقیاس‌ها به سه شرکت بزرگ محدود نمی‌شود. متا و اوراکل نیز در این رقابت حضور دارند. اگرچه تعداد مراکز داده ابرمقیاس آنها ممکن است کمتر باشد، اما برخی مراکزی که در اختیار دارند از نظر اندازه و ظرفیت با مراکز متعلق به سه غول اصلی قابل مقایسه‌اند. نمونه قابل‌توجه، مرکز داده «هایپریون» متا در ایالت لوئیزیاناست. این پروژه با سرمایه‌گذاری حدود ۵۰ میلیارد دلار و مساحتی نزدیک به ۱۰ میلیون فوت مربع در حال ساخت است و پس از تکمیل، می‌تواند به یکی از بزرگ‌ترین مراکز داده هوش مصنوعی جهان تبدیل شود. این پروژه نشان می‌دهد رقابت در حوزه هوش مصنوعی دیگر محدود به توسعه مدل‌های هوشمند نیست؛ شرکت‌ها برای ایجاد ظرفیت پردازشی آینده، در حال ساخت زیرساخت‌هایی با ابعاد بی‌سابقه هستند. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته این گزارش تغییر ماهیت رقابت در صنعت فناوری است. هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن از یک رقابت نرم‌افزاری به یک رقابت زیرساختی است؛ رقابتی که در آن برق، تراشه و ظرفیت محاسباتی به اندازه الگوریتم اهمیت پیدا کرده‌اند. به همین دلیل، در دهه آینده احتمالاً برندگان اصلی فقط شرکت‌هایی نخواهند بود که بهترین مدل‌های هوش مصنوعی را می‌سازند، بلکه شرکت‌هایی خواهند بود که بتوانند زنجیره کامل زیرساخت مورد نیاز این فناوری را با هزینه و مقیاس مناسب کنترل کنند.» بابک شیری اپل، علی‌بابا و بایدو نیز در این رقابت هستند اپل نیز یکی از نام‌های مهم این حوزه محسوب می‌شود، هرچند برخلاف آمازون، مایکروسافت و گوگل خدمات رایانش ابری عمومی ارائه نمی‌کند. به همین دلیل تعداد مراکز داده آن کمتر است، اما مراکزی که اپل برای استفاده داخلی در اختیار دارد، بسیار بزرگ هستند. در چین نیز شرکت‌هایی مانند علی‌بابا و بایدو در حال توسعه زیرساخت‌های پردازشی خود هستند. یکی از نمونه‌های مهم، مرکز داده هوش مصنوعی شرکت مخابرات چین در جنوب این کشور است که قرار است از ۱۰ هزار تراشه «ژن‌وو» طراحی و تولیدشده توسط علی‌بابا استفاده کند. چنین پروژه‌ای نشان می‌دهد چین نیز در حال ایجاد زیرساخت‌های عظیم برای رقابت در حوزه هوش مصنوعی است و تراشه‌های اختصاصی می‌توانند نقش مهمی در این رقابت داشته باشند. چرا گوگل می‌تواند از آمازون جلو بزند؟ در حال حاضر آمازون، گوگل و مایکروسافت سه نام اصلی بازار مراکز داده هوش مصنوعی هستند، اما رقابت میان آنها همچنان ادامه دارد. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت گوگل، تراشه‌های پردازشی اختصاصی این شرکت موسوم به TPU است. عملکرد این تراشه‌ها در پردازش‌های مرتبط با هوش مصنوعی می‌تواند به گوگل کمک کند هزینه و کارایی زیرساخت‌های خود را بهبود دهد. از همین رو، برآورد مطرح‌شده در گزارش این است که گوگل در نهایت می‌تواند از آمازون عبور کرده و به بازیگر غالب در بازار مراکز داده هوش مصنوعی تبدیل شود. البته این اتفاق قطعی نیست و رقابت میان سه شرکت به سرعت سرمایه‌گذاری، دسترسی به انرژی، توسعه تراشه‌های اختصاصی و رشد تقاضای رایانش ابری بستگی خواهد داشت. جمع‌بندی مراکز داده ابرمقیاس را باید ستون فقرات اقتصاد هوش مصنوعی دانست. توسعه مدل‌های پیچیده‌تر به پردازنده‌های بیشتر، برق بیشتر و زیرساخت‌های بزرگ‌تر نیاز دارد و همین مسئله باعث شده شرکت‌های فناوری میلیاردها دلار برای ساخت مراکز داده جدید سرمایه‌گذاری کنند. در این میان، آمازون، مایکروسافت و گوگل با سهم مجموعاً ۶۳ درصدی از بازار رایانش ابری عمومی موقعیت قدرتمندی دارند، اما متا، اوراکل و شرکت‌های چینی نیز به سرعت در حال افزایش ظرفیت خود هستند. رقابت اصلی در سال‌های آینده احتمالاً نه فقط بر سر ساخت بزرگ‌ترین مرکز داده، بلکه بر سر دستیابی هم‌زمان به برق ارزان و پایدار، تراشه‌های قدرتمند، شبکه مناسب و سرمایه کافی خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

هوش مصنوعی کدام شرکت‌های نرم‌افزاری را برنده و کدام‌یک را بازنده می‌کند؟

صنعت نرم‌افزار دیگر یک بازار یکپارچه نیست. هوش مصنوعی در حال ایجاد شکافی جدی میان شرکت‌هایی است که زیرساخت‌های اصلی اقتصاد جدید را در اختیار دارند و آنهایی که مدل کسب‌وکارشان به فروش تعداد مشخصی مجوز یا حساب کاربری وابسته است. در گذشته، سرمایه‌گذاری در صندوقی مانند IGV می‌توانست راهی نسبتاً ساده برای دریافت بازدهی از رشد گسترده صنعت نرم‌افزار باشد، اما امروز تفاوت میان شرکت‌های این صنعت به اندازه‌ای افزایش یافته که انتخاب سهام از نگاه سرمایه‌گذاران اهمیت بیشتری از خرید کل سبد دارد. در یک نگاه هوش مصنوعی صنعت نرم‌افزار را به دو گروه برندگان زیرساختی و بازندگان احتمالی مدل‌های قدیمی تقسیم کرده است. اوراکل با حرکت به سمت زیرساخت ابری و پردازش هوش مصنوعی، در موقعیت متفاوتی نسبت به نرم‌افزارهای سنتی قرار گرفته است. Salesforce با وجود رشد بیش از ۲۲ درصدی سهام، با خطر کاهش تعداد کاربران پولی در اثر گسترش عامل‌های هوشمند روبه‌روست. از این پس، انتخاب سهام در صنعت نرم‌افزار بیش از خرید یک سبد گسترده مانند IGV به تشخیص جایگاه هر شرکت در اقتصاد هوش مصنوعی وابسته خواهد بود. در یک سوی این بازار، شرکت‌هایی قرار دارند که پایگاه‌های داده، زیرساخت‌های ابری و مسیرهای تخصصی انتقال و پردازش داده را در اختیار دارند. رشد سریع استفاده از هوش مصنوعی به سرمایه‌گذاری گسترده در این بخش‌ها نیاز دارد و همین موضوع باعث شده برخی شرکت‌های زیرساختی سهم بیشتری از هزینه‌های فناوری سازمان‌ها را به خود اختصاص دهند. در سوی دیگر، شرکت‌هایی قرار گرفته‌اند که سال‌ها از مدل فروش نرم‌افزار به ازای تعداد کاربران درآمد کسب کرده‌اند و اکنون با یک تناقض مهم مواجه‌اند: هرچه هوش مصنوعی نیروی انسانی را کارآمدتر کند، ممکن است تعداد حساب‌های کاربری مورد نیاز شرکت‌ها نیز کاهش یابد. اوراکل؛ برنده تغییر ساختار صنعت یکی از نمونه‌های قابل توجه این تغییر، اوراکل است. این شرکت که سال‌ها بیشتر به عنوان غول پایگاه‌های داده شناخته می‌شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران مهم زیرساخت ابری و پردازش‌های سنگین هوش مصنوعی است. همکاری مستقیم با شرکت‌های بزرگ رایانش ابری و فراهم کردن محیط‌های پردازشی تخصصی برای بارهای کاری هوش مصنوعی، جایگاه اوراکل را در زنجیره جدید فناوری تقویت کرده است. حرکت از فروش سنتی نرم‌افزار به سمت زیرساخت‌های ضروری پایگاه داده و رایانش ابری، به این شرکت امکان داده از هزینه‌های رو به رشد سازمان‌ها در حوزه هوش مصنوعی سهم بیشتری بگیرد. این تغییر برای سرمایه‌گذاران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا درآمد حاصل از زیرساخت‌های ضروری معمولاً پایدارتر از محصولاتی است که مشتری می‌تواند به راحتی آنها را حذف یا جایگزین کند. از منظر نمودار قیمتی نیز سهام اوراکل در محدوده حدود ۱۵۰ دلار قرار گرفته؛ سطحی که در نگاه نویسنده مقاله، نسبت به دوره‌های اخیر نقطه جذاب‌تری برای خرید محسوب می‌شود. Salesforce و تناقض بزرگ هوش مصنوعی در نقطه مقابل اوراکل، شرکت‌هایی مانند Salesforce قرار دارند که با وجود بهره‌برداری گسترده از هوش مصنوعی، با یک پرسش اساسی درباره آینده مدل درآمدی خود روبه‌رو هستند. سهام Salesforce در روز پنجشنبه بیش از ۲۲ درصد رشد کرد و انتشار خبرهای مربوط به عامل‌های خودکار هوش مصنوعی، محرک اصلی این جهش بود. اما رشد شدید قیمت سهام لزوماً به معنای حل شدن مشکلات بنیادی شرکت نیست. مسئله اصلی این است که اگر شرکت‌ها بتوانند بخشی از فعالیت‌های فروش، پشتیبانی مشتری و سایر وظایف اداری را به عامل‌های هوشمند بسپارند، به نیروی انسانی کمتری نیاز خواهند داشت. در نتیجه، تعداد حساب‌هایی که شرکت‌ها برای کارکنان خود خریداری می‌کنند نیز ممکن است کاهش یابد. این همان تناقضی است که می‌تواند در سال‌های آینده برای شرکت‌های نرم‌افزاری به یک چالش جدی تبدیل شود. هوش مصنوعی از یک طرف ارزش خدمات نرم‌افزاری را افزایش می‌دهد، اما از طرف دیگر می‌تواند تعداد کاربران پولی را کاهش دهد. اگر شرکت‌هایی مانند Salesforce نتوانند درآمد حاصل از خدمات هوش مصنوعی را سریع‌تر از کاهش تعداد کاربران جبران کنند، رشد قیمت سهام آنها با محدودیت مواجه خواهد شد. ServiceNow؛ میان فرصت و ریسک ServiceNow نیز نمونه‌ای میانه در این رقابت است. نمودار این شرکت از نگاه نویسنده هنوز شانس ادامه مسیر صعودی را دارد، اما نوسان شدید آن نگرانی‌هایی ایجاد کرده است. دامنه تغییر قیمت این سهم از سقف خود در اوایل سال ۲۰۲۵ تاکنون حدود ۲۰۰ درصد بوده است. چنین نوسانی نشان می‌دهد که حتی شرکت‌های قدرتمند حوزه نرم‌افزار نیز در شرایط فعلی می‌توانند با تغییر سریع رفتار سرمایه‌گذاران مواجه شوند. برای ServiceNow، مزیت اصلی در توانایی آن برای ادغام هوش مصنوعی با فرآیندهای سازمانی قرار دارد. اما از نگاه تکنیکال، رشدهای شدید و نوسانات بزرگ باعث می‌شود ریسک بازگشت فروشندگان همچنان بالا باشد. در چنین شرایطی، صرفاً بررسی عملکرد کسب‌وکار کافی نیست و رفتار قیمت نیز باید در کنار عوامل بنیادی مورد توجه قرار گیرد. فورتینت و هشدار پایان موج صعودی فورتینت نیز یکی دیگر از سهام مهم صنعت نرم‌افزار است که رفتار متفاوتی از خود نشان داده است. این سهم در سال‌های اخیر نوسانات شدیدی داشته و نمودار هفتگی آن از نگاه نویسنده نشانه‌هایی از نزدیک شدن به سقف را نشان می‌دهد. این وضعیت بار دیگر یک نکته مهم را یادآوری می‌کند: در دوره‌ای که سرمایه‌گذاران به سرعت میان برندگان و بازندگان هوش مصنوعی جابه‌جا می‌شوند، حتی شرکت‌هایی با عملکرد مناسب نیز ممکن است پس از رشدهای سنگین با فشار فروش مواجه شوند. به همین دلیل، انتخاب سهام در صنعت نرم‌افزار دیگر تنها به این پرسش محدود نمی‌شود که «کدام شرکت در حوزه هوش مصنوعی فعالیت می‌کند؟» پرسش مهم‌تر این است که هوش مصنوعی در نهایت چه اثری بر مدل درآمدی آن شرکت خواهد داشت. “ «به نظر می‌رسد مهم‌ترین پیام این تحول برای بازار، نه «رشد یا سقوط صنعت نرم‌افزار»، بلکه تغییر جایگاه ارزش در زنجیره فناوری است. هوش مصنوعی احتمالاً بخشی از ارزش اقتصادی را از نرم‌افزارهای مبتنی بر تعداد کاربر به سمت زیرساخت، داده و توان پردازشی منتقل خواهد کرد؛ بنابراین در سال‌های آینده، معیار اصلی برای ارزیابی شرکت‌های نرم‌افزاری صرفاً میزان استفاده آنها از هوش مصنوعی نخواهد بود، بلکه باید دید این فناوری چگونه به جریان نقدی، قدرت قیمت‌گذاری و مزیت رقابتی پایدار تبدیل می‌شود. از این منظر، شکاف میان برندگان و بازندگان صنعت می‌تواند بسیار عمیق‌تر از چیزی باشد که شاخص‌های کلی این بخش نشان می‌دهند.» بابک شیری صندوق IGV دیگر یک انتخاب ساده نیست این شکاف داخلی باعث شده صندوق IGV، که یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای سرمایه‌گذاری در صنعت نرم‌افزار است، ویژگی متفاوتی پیدا کند. دارندگان این صندوق به صورت هم‌زمان در هر دو سوی این تحول سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ هم شرکت‌هایی که از توسعه هوش مصنوعی و افزایش هزینه زیرساختی سازمان‌ها سود می‌برند و هم شرکت‌هایی که ممکن است از کاهش تعداد کاربران انسانی آسیب ببینند. در نتیجه، عملکرد یک صندوق گسترده لزوماً تصویر دقیقی از فرصت‌های واقعی در صنعت نرم‌افزار ارائه نمی‌کند. سرمایه‌گذارانی که تنها به رشد کلی صنعت نگاه می‌کنند، ممکن است تفاوت بسیار مهم میان یک شرکت زیرساختی و یک شرکت نرم‌افزار کاربردی را نادیده بگیرند. این موضوع اهمیت انتخاب سهام را افزایش داده است. اکنون جایگاه یک شرکت در زنجیره فناوری هوش مصنوعی می‌تواند به اندازه رشد درآمد، سودآوری یا حتی ارزش‌گذاری آن اهمیت داشته باشد. جمع‌بندی؛ صنعت نرم‌افزار وارد مرحله تازه‌ای شده است هوش مصنوعی صنعت نرم‌افزار را به دو بخش متفاوت تقسیم کرده است. شرکت‌هایی مانند اوراکل که زیرساخت پایگاه داده، رایانش ابری و پردازش‌های سنگین را در اختیار دارند، از افزایش سرمایه‌گذاری سازمان‌ها در هوش مصنوعی سود می‌برند. در مقابل، شرکت‌هایی مانند Salesforce باید ثابت کنند که می‌توانند کاهش احتمالی تعداد کاربران انسانی را با درآمد جدید حاصل از خدمات هوش مصنوعی جبران کنند. این تغییر به معنای پایان دوران رشد نرم‌افزار نیست؛ بلکه نشان‌دهنده تغییر ماهیت این رشد است. از این پس، صرف فعالیت در صنعت فناوری یا حتی اضافه کردن قابلیت‌های هوش مصنوعی به محصولات، برای تضمین رشد کافی نیست. برندگان واقعی شرکت‌هایی خواهند بود که هوش مصنوعی را به افزایش درآمد، کاهش هزینه یا ایجاد مزیت رقابتی پایدار تبدیل کنند. برای همین، صندوق‌هایی مانند IGV ممکن است همچنان ابزار مناسبی برای دریافت مواجهه گسترده با صنعت باشند، اما انتخاب دقیق‌تر میان شرکت‌های موجود در این سبد اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

اتریوم در ETF به ۱۰ میلیارد دلار رسید؛ واقعیت چیست؟

ETFهای اسپات اتریوم در آمریکا در زمان آغاز معاملات، حدود ۱۰.۳۶ میلیارد دلار دارایی در اختیار داشتند؛ رقمی که در نگاه اول می‌تواند نشانه ورود گسترده سرمایه نهادی به بازار اتریوم باشد. با این حال، بررسی داده‌های Farside Investors نشان می‌دهد تقریباً تمام این مبلغ از دارایی‌هایی تشکیل شده بود که پیش‌تر در تراست‌های گری‌اسکیل نگهداری می‌شدند. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم این رقم چه چیزی را درباره تقاضای واقعی ETFهای کریپتو نشان می‌دهد. بیشتر دارایی ETF اتریوم از گری‌اسکیل آمد بر اساس داده‌های Farside، از مجموع ۱۰.۳۶ میلیارد دلار دارایی ثبت‌شده در ردیف اولیه ETFهای اتریوم، حدود ۹.۱۹۹ میلیارد دلار مربوط به تبدیل Grayscale Ethereum Trust یا ETHE بود. همچنین حدود ۱.۰۲۳ میلیارد دلار دیگر به تبدیل Grayscale Ethereum Mini Trust اختصاص داشت. در مجموع، تبدیل‌های مربوط به محصولات گری‌اسکیل حدود ۹۸.۷ درصد از پایه اولیه دارایی ETFهای اتریوم را تشکیل می‌دادند. هشت ناشر دیگر در مجموع تنها ۱۳۸.۵ میلیون دلار در موقعیت‌های اولیه خود تأمین کردند. بنابراین، رقم ۱۰.۳۶ میلیارد دلاری لزوماً به معنای ورود همین مقدار سرمایه جدید در روز آغاز معاملات نیست. شاخص ETFهای اتریوم مبلغ دارایی اولیه ثبت‌شده ۱۰.۳۶ میلیارد دلار تبدیل ETHE ۹.۱۹۹ میلیارد دلار تبدیل Ethereum Mini Trust ۱.۰۲۳ میلیارد دلار سهم تبدیل‌های گری‌اسکیل ۹۸.۷٪ سرمایه اولیه سایر ناشران ۱۳۸.۵ میلیون دلار جریان خالص پس از راه‌اندازی ۱۲.۸۶۸ میلیارد دلار تفاوت سرمایه اولیه و جریان ورودی چهار رقم اصلی در گزارش‌های ETFهای کریپتو ممکن است در کنار یکدیگر قرار بگیرند، اما معنای یکسانی ندارند. سرمایه اولیه، دارایی‌های قدیمی منتقل‌شده، ایجاد یا بازخرید واحدهای ETF و ارزش کل دارایی‌های تحت مدیریت هرکدام یک مفهوم جداگانه هستند. سرمایه اولیه برای آن تأمین می‌شود که ETF بتواند معاملات خود را آغاز کند و سبد دارایی و ارزش خالص دارایی خود را شکل دهد. این سرمایه می‌تواند از سوی اسپانسر، یک مشارکت‌کننده مجاز یا حتی انتقال دارایی از یک محصول قدیمی تأمین شود. در تبدیل یک تراست به ETF نیز دارایی‌های موجود به ساختار جدید منتقل می‌شوند. در چنین شرایطی، ETF ممکن است با میلیاردها دلار دارایی آغاز به کار کند، بدون اینکه همان مقدار پول در روز آغاز معاملات صرف خرید جدید ارز دیجیتال شده باشد. یک نمونه از انتقال دارایی‌های قدیمی پرونده‌های مربوط به Grayscale Ethereum Mini Trust جزئیات این فرآیند را روشن‌تر می‌کنند. طبق پرونده سالانه ETHE، در ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۴ حدود ۲۹۲٬۲۶۲.۹۸۹۱۳۳۵۰ اتریوم، معادل حدود ۱۰ درصد دارایی‌های ETHE، به Mini Trust منتقل شد. ارزش این اتریوم‌ها حدود ۱.۰۱۱ میلیارد دلار اعلام شده بود. در مقابل، Farside ارزش این بخش را در محاسبات خود حدود ۱.۰۲۳ میلیارد دلار ثبت کرده است. تفاوت این دو رقم به روش و زمان ارزش‌گذاری مربوط می‌شود، اما منشأ اقتصادی دارایی در هر دو مورد یکسان است. در نتیجه، ثبت این دارایی‌ها در ردیف سرمایه اولیه ETF به این معنا نیست که تمام اتریوم‌های مذکور در زمان راه‌اندازی خریداری شده‌اند. این دارایی‌ها پیش از آن نیز در ساختار سرمایه‌گذاری گری‌اسکیل وجود داشتند. جریان ETF با ارزش دارایی‌ها یکی نیست پس از آغاز معاملات، مشارکت‌کنندگان مجاز می‌توانند در ازای دریافت واحدهای جدید ETF، پول نقد یا سبد مشخصی از دارایی‌ها را تحویل دهند. در زمان بازخرید نیز واحدهای ETF به دارایی یا وجه نقد تبدیل می‌شوند. جریان روزانه ETF معمولاً بر اساس تغییر خالص تعداد واحدهای ایجادشده و بازخریدشده محاسبه می‌شود. بنابراین، جریان مثبت نشان‌دهنده افزایش دارایی از مسیر ایجاد خالص واحدها و جریان منفی نشان‌دهنده غلبه بازخریدها است. از سوی دیگر، معاملات میان سرمایه‌گذاران در بازار ثانویه می‌توانند حجم معاملات ETF را افزایش دهند، بدون اینکه تعداد واحدهای منتشرشده تغییر کند. بنابراین، حجم بالای معاملات الزاماً به معنای جریان ورودی جدید نیست. ارزش دارایی‌های تحت مدیریت یا AUM نیز مفهوم متفاوتی دارد. این رقم علاوه بر جریان سرمایه، تحت تأثیر تغییر قیمت اتریوم، هزینه‌های صندوق و سایر عوامل قرار می‌گیرد. ETFهای سولانا نیز همین الگو را دارند همین مسئله در ETFهای سولانا نیز دیده می‌شود، اگرچه وابستگی آن‌ها به دارایی‌های قدیمی کمتر از اتریوم است. داده‌های Farside نشان می‌دهد مجموع سرمایه اولیه ثبت‌شده برای شش صندوق سولانا حدود ۴۴۹.۳ میلیون دلار بوده است. از این مبلغ، حدود ۱۰۲.۷ میلیون دلار مربوط به تبدیل Grayscale Solana Trust یا GSOL بود. سایر محصولات در مجموع ۳۴۶.۶ میلیون دلار سرمایه اولیه داشتند. در نتیجه، سهم دارایی منتقل‌شده از GSOL حدود ۲۲.۹ درصد از پایه اولیه ETFهای سولانا را تشکیل می‌داد؛ رقمی که نشان می‌دهد ساختار آغاز به کار این محصولات نسبت به ETFهای اتریوم توزیع‌شده‌تر بوده است. شاخص ETFهای سولانا مبلغ دارایی اولیه ثبت‌شده ۴۴۹.۳ میلیون دلار تبدیل GSOL ۱۰۲.۷ میلیون دلار سرمایه اولیه سایر ناشران ۳۴۶.۶ میلیون دلار سهم GSOL ۲۲.۹٪ جریان خالص پس از راه‌اندازی ۱.۲۸۴ میلیارد دلار جریان واقعی پس از راه‌اندازی اهمیت بیشتری دارد Farside رقم ۱.۲۸۴ میلیارد دلار را به‌عنوان جریان خالص تجمعی پس از راه‌اندازی ETFهای سولانا ثبت کرده است. این رقم با ۴۴۹.۳ میلیون دلار دارایی اولیه در یک ردیف جداگانه قرار دارد. در مورد اتریوم نیز جریان خالص تجمعی پس از راه‌اندازی تا ۲۷ اوت ۲۰۲۶ حدود ۱۲.۸۶۸ میلیارد دلار ثبت شده است. این رقم نیز نباید با پایه اولیه ۱۰.۳۶ میلیارد دلاری ترکیب شود، زیرا دو دوره و دو نوع فعالیت متفاوت را نشان می‌دهند. البته جریان خالص پس از راه‌اندازی نیز لزوماً به این معنا نیست که تمام سرمایه از بازار نقدی همان ارز دیجیتال وارد شده است. سرمایه می‌تواند از حساب‌های اسپات، تراست‌های دیگر، صندوق‌ها یا بازار مشتقه جابه‌جا شده باشد. چرا رقم ۱۰ میلیارد دلاری می‌تواند گمراه‌کننده باشد؟ وقتی سرمایه اولیه، دارایی‌های منتقل‌شده از تراست‌های قدیمی و جریان سرمایه پس از راه‌اندازی در یک رقم واحد قرار می‌گیرند، تشخیص میزان تقاضای جدید دشوار می‌شود. سرمایه اولیه بیشتر درباره آماده‌سازی محصول برای آغاز معاملات اطلاعات می‌دهد، در حالی که ایجاد واحدهای جدید پس از راه‌اندازی می‌تواند تصویر بهتری از گسترش واقعی ETF ارائه کند. در مورد اتریوم، سهم بسیار بالای تبدیل‌های گری‌اسکیل نشان می‌دهد رقم ۱۰.۳۶ میلیارد دلاری افتتاحیه بیشتر منعکس‌کننده انتقال دارایی‌های موجود به ساختار ETF بوده است تا خرید تازه اتریوم توسط سرمایه‌گذاران در روز نخست. ETFهای کریپتو را چگونه باید مقایسه کرد؟ برای مقایسه ETFهای بیت‌کوین، اتریوم و سولانا، باید مرز حسابداری یکسانی برای همه محصولات در نظر گرفته شود. مقایسه صرفاً بر اساس اندازه دارایی اولیه می‌تواند تصویر متفاوتی از میزان تقاضای سرمایه‌گذاران ایجاد کند. در این بررسی، چهار مورد اهمیت بیشتری دارند: میزان دارایی اولیه صندوق سهم دارایی‌های منتقل‌شده از محصولات قدیمی جریان خالص پس از راه‌اندازی ارزش دارایی‌های تحت مدیریت در تاریخ مشخص اتریوم و سولانا هر دو با پایه دارایی قابل توجهی وارد بازار ETF شدند، اما ترکیب این دارایی‌ها متفاوت بود. اتریوم عمدتاً از تبدیل تراست‌های گری‌اسکیل تشکیل شد، در حالی که سولانا ترکیبی از دارایی قدیمی GSOL و سرمایه اولیه سایر ناشران داشت. جدا نگه داشتن این ارقام باعث می‌شود اندازه ETFها به‌عنوان یک شاخص تبلیغاتی ساده دیده نشود و مشخص شود دارایی‌ها چه زمانی، از چه مسیری و با چه منشأیی وارد محصولات قابل معامله شده‌اند. تحلیل اثر خبر بر بازار کریپتو: رقم ۱۰ میلیارد دلاری ETF اتریوم چه پیامی دارد؟ تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند رقم ۱۰.۳۶ میلیارد دلاری ETFهای اتریوم نباید به‌تنهایی به‌عنوان ورود سرمایه جدید تفسیر شود؛ زیرا ۹۸.۷ درصد آن از تبدیل محصولات گری‌اسکیل آمده است. معامله‌گران ایرانی بهتر است جریان خالص پس از راه‌اندازی را از دارایی اولیه جدا کنند، چون این تفکیک تصویر دقیق‌تری از تقاضای جدید و احتمال اثرگذاری سرمایه نهادی بر قیمت اتریوم ارائه می‌دهد.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

ردپای سولانا در GTA VI؛ ماجرا از چه قرار است؟

دو سند منتشرشده در سامانه کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) از یک ارز پیشنهادی برای اکوسیستم GTA VI با نام Sharkbux و احتمال استفاده از شبکه سولانا خبر می‌دهند. با این حال، مشخص نیست این اسناد واقعاً از سوی Take-Two Interactive یا Rockstar Games تأیید شده باشند. در این گزارش که مربوط به ۲۵ آگوست ۲۰۲۶ است، در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم که اسناد SEC دقیقاً چه ادعایی درباره رمزارز GTA VI مطرح کرده‌اند و آیا توکن TAKE2 و یک کیف‌پول سولانا می‌توانند ارتباط رسمی آن با راک‌استار را اثبات کنند یا خیر. اسناد SEC از ارز دیجیتال GTA VI می‌گویند فهرست نظرات عمومی SEC، سندی با تاریخ ۲۴ آگوست را با نام Take-Two Interactive Software نشان می‌دهد. یک فایل PDF دیگر که در ۱۸ آگوست منتشر شده، Sharkbux را به‌عنوان ارز پیشنهادی برای اکوسیستم GTA VI معرفی می‌کند. طبق این سند، بازیکنان عادی قرار نیست بتوانند Sharkbux را آزادانه میان یکدیگر منتقل کنند. انتقال این واحدها از طریق سازوکارهای تحت کنترل شرکت انجام می‌شود و سازندگان تأییدشده نیز می‌توانند واحدهای به‌دست‌آمده را از طریق یک برنامه مشخص بازخرید کنند. سند تکمیلی دیگری در ۲۴ آگوست منتشر شده که از بررسی معماری توکن SPL روی شبکه سولانا خبر می‌دهد. این سند نیز تأکید می‌کند که موضوع به ملاحظات حقوقی و عملیاتی وابسته است و هنوز به معنای راه‌اندازی قطعی توکن نیست. در این اسناد هیچ آدرس رسمی قرارداد، مرجع ایجاد توکن، اختیار مسدودسازی، سازوکار کنترل انتقال یا زمان مشخصی برای عرضه توکن اعلام نشده است. بنابراین، اطلاعات موجود بیشتر یک معماری پیشنهادی را نشان می‌دهد تا یک ادغام کامل و آماده اجرا. کیف‌پول سولانا ارتباط GTA VI را ثابت نمی‌کند یکی از اسناد به یک کیف‌پول سولانا اشاره می‌کند که در ۲۵ آگوست، طبق اطلاعات Solscan، حدود ۶۰۰ هزار واحد از توکن تازه‌ساخت TAKE2 را در اختیار داشته است. با این حال، وجود این کیف‌پول نمی‌تواند هویت صاحب آن یا ارتباطش با Take-Two و Rockstar Games را اثبات کند. همچنین توکن TAKE2 در مرورگر بلاکچین با برچسب‌های «Meme» و «Pump.fun» نمایش داده شده و برچسب رسمی از سوی Take-Two برای آن دیده نمی‌شود. در نتیجه، فعالیت آنچین این کیف‌پول همچنان برای تأیید یک پروژه رسمی GTA VI کافی نیست. حتی این احتمال مطرح شده که برخی افراد از اسناد عمومی SEC برای جلب توجه به یک میم‌کوین مستقل استفاده کرده باشند. GTA VI هنوز رمزارز رسمی معرفی نکرده است بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، منابع رسمی Take-Two و Rockstar Games تاکنون Sharkbux، ادغام سولانا، قرارداد رسمی توکن یا زمان عرضه یک ارز دیجیتال برای GTA VI را اعلام نکرده‌اند. اطلاعات رسمی شرکت‌ها تأیید می‌کند که GTA VI در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۶ برای PlayStation 5 و Xbox Series X|S عرضه خواهد شد. با این حال، در اطلاعات رسمی منتشرشده اشاره‌ای به یک رمزارز مبتنی بر سولانا یا برنامه مشخص برای اقتصاد بلاکچینی بازی وجود ندارد. به همین دلیل، حتی اگر محتوای اسناد SEC واقعی باشد، هنوز مشخص نیست چه نهادی آن‌ها را تهیه کرده و آیا Take-Two یا Rockstar به‌طور رسمی مسئولیت آن‌ها را پذیرفته‌اند. احتمال ارتباط TAKE2 با میم‌کوین‌ها داده‌های آنچین فعلی بیشتر از آنکه یک ارتباط رسمی با GTA VI را نشان دهند، وجود فعالیت در بازار میم‌کوین‌های سولانا را تأیید می‌کنند. نماد TAKE2 و استفاده از نام‌های مرتبط با Take-Two یا GTA VI به‌تنهایی برای اثبات مالکیت کافی نیست. این موضوع اهمیت تأیید رسمی پروژه‌های رمزارزی را نشان می‌دهد؛ زیرا استفاده از نام برندهای شناخته‌شده می‌تواند توجه معامله‌گران را به توکن‌هایی جلب کند که هیچ ارتباطی با شرکت اصلی ندارند. تحلیل اثر شایعه رمزارز GTA VI بر بازار تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند شایعه اتصال GTA VI به سولانا می‌تواند در کوتاه‌مدت توجه معامله‌گران را به میم‌کوین‌های مرتبط افزایش دهد و نوسان آن‌ها را بالا ببرد. برای کاربران ایرانی، چنین موج‌هایی به‌دلیل نقدشوندگی محدود و نوسان شدید می‌توانند ریسک بیشتری داشته باشند. تا زمان تأیید رسمی Rockstar یا Take-Two، معامله بر اساس این اسناد می‌تواند با ریسک بالای خبرسازی و پامپ همراه باشد.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

آیا قراردادهای میلیارددلاری هوش مصنوعی می‌توانند اوراکل را به غول بعدی بازار تبدیل کنند؟

رشد سریع درآمد، جهش کسب‌وکار ابری، افزایش قراردادهای مرتبط با هوش مصنوعی و ارزش‌گذاری نسبتاً پایین، سهام اوراکل را به یکی از گزینه‌های قابل‌توجه بازار فناوری تبدیل کرده است. این شرکت در شرایطی وارد مرحله جدیدی از رشد شده که تقاضا برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی با سرعتی بیشتر از ظرفیت عرضه بسیاری از شرکت‌های فناوری در حال افزایش است. در یک نگاه اوراکل در سه‌ماهه چهارم درآمد خود را ۲۱٪ افزایش داد و به ۱۹.۲ میلیارد دلار رساند. درآمد ابری ۴۷٪ رشد کرد و تعهدات درآمدی آینده با جهش ۳۶۳٪ به ۶۳۸ میلیارد دلار رسید. صندوق پل تودور جونز ۱.۳ میلیون سهم اوراکل خرید و میزوهـو و گوگنهایم نیز اهداف ۳۲۰ و ۴۰۰ دلاری را تکرار کردند. با نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۲۲.۶ برابر، اوراکل می‌تواند یکی از گزینه‌های جذاب موج زیرساخت هوش مصنوعی باشد؛ البته به شرط آنکه رشد قراردادها به سود واقعی تبدیل شود. اوراکل که برای سال‌ها بیشتر به‌عنوان یک غول قدیمی نرم‌افزاری شناخته می‌شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران مهم زیرساخت هوش مصنوعی است. رشد بخش ابری، قراردادهای بزرگ مراکز داده و افزایش تعهدات درآمدی آینده، تصویری متفاوت از آینده این شرکت ارائه می‌دهد؛ تصویری که باعث شده برخی سرمایه‌گذاران بزرگ و مؤسسات مالی معتبر نیز نسبت به سهام آن دیدگاه مثبتی داشته باشند. رشد اوراکل دیگر فقط یک داستان نرم‌افزاری نیست در سال‌های گذشته، بخش مهمی از جذابیت اوراکل به پایگاه گسترده مشتریان سازمانی، نرم‌افزارهای پایگاه داده و قراردادهای بلندمدت آن با شرکت‌های بزرگ مربوط می‌شد. اما ورود اقتصاد جهانی به عصر هوش مصنوعی، معادله را تغییر داده است. شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی برای آموزش و اجرای مدل‌های بزرگ به حجم عظیمی از توان پردازشی، فضای ذخیره‌سازی و زیرساخت ابری نیاز دارند. همین روند باعث شده شرکت‌هایی مانند اوراکل که توانایی تأمین زیرساخت محاسباتی در مقیاس بزرگ را دارند، از موج سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی بهره‌مند شوند. اعداد مالی اخیر اوراکل نیز این تغییر را به‌خوبی نشان می‌دهد. در سه‌ماهه چهارم سال مالی که در ماه مه به پایان رسید، درآمد اوراکل با رشد ۲۱ درصدی نسبت به سال گذشته به ۱۹.۲ میلیارد دلار رسید. سود هر سهم تعدیل‌شده نیز با رشد ۲۴ درصدی به ۲.۱۱ دلار افزایش یافت. اما مهم‌تر از این اعداد، عملکرد بخش ابری بود. رشد ۴۷ درصدی درآمد ابری درآمد کل خدمات ابری اوراکل در سه‌ماهه چهارم با رشد ۴۷ درصدی نسبت به سال گذشته به ۹.۹ میلیارد دلار رسید. این رشد برای شرکتی در ابعاد اوراکل بسیار قابل‌توجه است؛ زیرا هرچه پایه درآمدی یک شرکت بزرگ‌تر می‌شود، حفظ نرخ‌های رشد بالا دشوارتر خواهد بود. در اینجا هوش مصنوعی نقش مهمی ایفا می‌کند. افزایش تقاضا برای خدمات ابری، بخش قابل‌توجهی از رشد جدید اوراکل را به خود اختصاص داده و شرکت اعلام کرده است که بخش عمده افزایش تعهدات درآمدی در سه‌ماهه سوم و چهارم، ناشی از قراردادهای بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی بوده است. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا قراردادهای بزرگ زیرساختی معمولاً درآمد شرکت را برای سال‌های آینده قابل پیش‌بینی‌تر می‌کنند. به بیان ساده، اوراکل تنها از رشد فعلی هوش مصنوعی درآمد کسب نمی‌کند؛ بلکه در حال فروش ظرفیت زیرساختی موردنیاز برای توسعه این صنعت در سال‌های آینده است. عددی که بیش از درآمد توجه بازار را جلب کرده است یکی از مهم‌ترین شاخص‌های گزارش اخیر اوراکل، میزان «تعهدات عملکردی باقی‌مانده» یا RPO است؛ رقمی که شامل درآمدهای قراردادی آینده و سفارش‌هایی می‌شود که هنوز به درآمد شناسایی‌شده تبدیل نشده‌اند. RPO اوراکل در سه‌ماهه چهارم با جهشی بسیار بزرگ، ۳۶۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت و به ۶۳۸ میلیارد دلار رسید. این رقم از آن جهت اهمیت دارد که می‌تواند تصویری از تقاضای آینده برای خدمات شرکت ارائه کند. البته نباید کل ۶۳۸ میلیارد دلار را به‌عنوان درآمد قطعی و فوری سال آینده در نظر گرفت. این رقم نشان‌دهنده تعهدات قراردادی آینده است و تحقق آن به زمان‌بندی اجرای قراردادها و شرایط کسب‌وکار بستگی دارد. با این حال، رشد ۳۶۳ درصدی آن نشان می‌دهد حجم قراردادهایی که مشتریان برای دریافت خدمات اوراکل در آینده متعهد شده‌اند، به شکل کم‌سابقه‌ای افزایش یافته است. مهم‌تر اینکه خود شرکت اعلام کرده بخش عمده افزایش RPO در دو فصل پایانی سال مالی، نتیجه قراردادهای بزرگ هوش مصنوعی بوده است. در نتیجه، اگر موج سرمایه‌گذاری در زیرساخت هوش مصنوعی ادامه پیدا کند، اوراکل می‌تواند در سال‌های آینده از یک جریان درآمدی بسیار بزرگ‌تر برخوردار شود. چرا ارزش‌گذاری اوراکل هنوز جذاب به نظر می‌رسد؟ یکی از نکات جالب درباره اوراکل این است که رشد بالای شرکت الزاماً با ارزش‌گذاری بسیار سنگین سهام همراه نشده است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر سهام اوراکل حدود ۲۲.۶ برابر گزارش شده است. برای شرکتی که درآمد آن در سه‌ماهه اخیر ۲۱ درصد رشد کرده، درآمد ابری آن ۴۷ درصد افزایش یافته و حجم تعهدات درآمدی آینده‌اش ۳۶۳ درصد جهش کرده، چنین ارزش‌گذاری‌ای در نگاه نخست چندان افراطی به نظر نمی‌رسد. البته پایین بودن نسبت قیمت به سود به‌تنهایی به معنای ارزان بودن یک سهم نیست. سرمایه‌گذاران باید سرعت رشد سود، نیاز شرکت به سرمایه‌گذاری، حاشیه سود، بدهی و توانایی تبدیل قراردادها به درآمد واقعی را نیز بررسی کنند. با این حال، اگر اوراکل بتواند رشد فعلی کسب‌وکار ابری و قراردادهای هوش مصنوعی را به سودآوری پایدار تبدیل کند، ارزش‌گذاری فعلی می‌تواند همچنان برای سرمایه‌گذاران رشدی و حتی سرمایه‌گذاران ارزشی جذاب باشد. ورود یک سرمایه‌گذار بزرگ به اوراکل یکی دیگر از عواملی که توجه بازار را به اوراکل جلب کرده، افزایش سرمایه‌گذاری صندوق متعلق به پل تودور جونز، سرمایه‌گذار مشهور آمریکایی، است. شرکت سرمایه‌گذاری تودور جونز در سه‌ماهه دوم حدود ۱.۳ میلیون سهم اوراکل خریداری کرد. پل تودور جونز یکی از شناخته‌شده‌ترین سرمایه‌گذاران جهان است و به دلیل استفاده ترکیبی از تحلیل‌های کلان اقتصادی و تکنیکال شهرت دارد. ثروت او بیش از ۸ میلیارد دلار برآورد شده و در بازارهای مالی به‌عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار صنعت سرمایه‌گذاری شناخته می‌شود. البته خرید یک سرمایه‌گذار بزرگ به‌تنهایی نمی‌تواند دلیل کافی برای خرید سهام باشد. اما زمانی که چنین خریدی هم‌زمان با رشد بنیادی شرکت، افزایش قراردادهای هوش مصنوعی و بهبود چشم‌انداز بخش ابری اتفاق می‌افتد، می‌تواند توجه بیشتری را به سهم جلب کند. تأیید مؤسسات مالی بزرگ اوراکل تنها از سوی سرمایه‌گذاران بزرگ مورد توجه قرار نگرفته است. در ماه ژوئن، بانک سرمایه‌گذاری ژاپنی میزوهو رتبه «عملکرد بهتر از بازار» را برای سهام اوراکل تکرار کرد و قیمت هدف ۳۲۰ دلار را برای سهم در نظر گرفت. میزوهو همچنین معتقد بود پیش‌بینی شرکت برای رشد ۳۴ درصدی درآمد سال مالی ۲۰۲۷، بدون در نظر گرفتن اثر تغییرات نرخ ارز، می‌تواند محافظه‌کارانه باشد. این نکته اهمیت دارد؛ زیرا اگر رشد واقعی درآمد از پیش‌بینی رسمی شرکت فراتر برود، بازار ممکن است بار دیگر برآورد سود اوراکل را افزایش دهد. در ماه ژوئیه نیز مؤسسه سرمایه‌گذاری گوگنهایم قیمت هدف ۴۰۰ دلار و توصیه «خرید» خود را برای سهام اوراکل تکرار کرد. این مؤسسه پس از دیدار با مدیر مالی اوراکل اعلام کرد که توسعه زیرساخت هوش مصنوعی در شرایط فعلی تهدیدی برای وضعیت مالی شرکت ایجاد نمی‌کند. به عبارت دیگر، نگرانی درباره اینکه سرمایه‌گذاری عظیم اوراکل در مراکز داده و زیرساخت هوش مصنوعی ممکن است فشار زیادی بر منابع مالی شرکت وارد کند، دست‌کم در شرایط فعلی از نگاه این مؤسسه یک ریسک تعیین‌کننده نیست. تقاضا حتی سریع‌تر از ظرفیت عرضه رشد می‌کند مؤسسه پژوهشی زکس نیز اخیراً نگاه مثبتی به اوراکل داشته است. به اعتقاد این مؤسسه، تقاضا برای محصولات و خدمات اوراکل در حال افزایش با سرعتی بیشتر از توان شرکت برای تأمین آن است. اگر چنین وضعیتی ادامه پیدا کند، می‌تواند دو اثر مهم داشته باشد. اول اینکه اوراکل می‌تواند قراردادهای بیشتری برای سال‌های آینده جذب کند و دوم اینکه افزایش تقاضا می‌تواند به بهبود حاشیه سود شرکت منجر شود. البته افزایش ظرفیت برای پاسخ‌گویی به این تقاضا نیز به سرمایه‌گذاری سنگین نیاز دارد. ساخت مراکز داده، خرید تجهیزات پردازشی و توسعه زیرساخت ابری هزینه زیادی دارد و همین مسئله یکی از مهم‌ترین ریسک‌های پیش روی شرکت است. اما اگر نرخ رشد درآمد و سودآوری از هزینه سرمایه‌گذاری سریع‌تر باشد، این مخارج می‌توانند در نهایت به ایجاد یک مزیت رقابتی پایدار منجر شوند. رقابت در بازار ابری همچنان جدی است نباید فراموش کرد که اوراکل در بازاری فعالیت می‌کند که رقبای بسیار قدرتمندی دارد. شرکت‌هایی مانند مایکروسافت، آمازون و گوگل میلیاردها دلار برای توسعه زیرساخت ابری و هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند. بنابراین اوراکل برای تبدیل شدن به یکی از برندگان اصلی این بازار باید بتواند سهم خود را در برابر شرکت‌هایی با منابع مالی بسیار بزرگ حفظ و افزایش دهد. مزیت اوراکل در این رقابت، سابقه طولانی آن در بازار سازمانی، ارتباط عمیق با شرکت‌های بزرگ و توانایی ارائه خدمات پایگاه داده و زیرساخت در یک مجموعه یکپارچه است. همچنین قراردادهای بسیار بزرگ هوش مصنوعی می‌توانند باعث شوند مشتریان برای مدت طولانی‌تری به زیرساخت اوراکل وابسته بمانند. در چنین شرایطی، رشد RPO به یک شاخص کلیدی تبدیل می‌شود؛ زیرا اگر این قراردادهای بزرگ به شکل موفقیت‌آمیز اجرا شوند، درآمد آینده شرکت می‌تواند برای چندین سال از سطح فعلی بالاتر باشد. “ «به‌نظر من، جذابیت اصلی اوراکل در این مقطع نه صرفاً رشد ۴۷ درصدی بخش ابری، بلکه شکاف میان تقاضای فزاینده هوش مصنوعی و ظرفیت محدود زیرساختی است؛ جایی که RPO ششصد و سی‌وهشت میلیارد دلاری اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. بازار معمولاً برای شرکت‌هایی که فقط از موج هوش مصنوعی صحبت می‌کنند، ارزش‌گذاری بالایی در نظر می‌گیرد؛ اما اوراکل اکنون بخش مهمی از این تقاضا را در قالب قراردادهای واقعی در اختیار دارد. البته من این سهم را بدون ریسک نمی‌بینم، زیرا سرمایه‌گذاری سنگین در مراکز داده و رقابت با مایکروسافت، آمازون و گوگل می‌تواند حاشیه سود را تحت فشار قرار دهد؛ با این حال، اگر اوراکل بتواند این قراردادهای عظیم را با حفظ سودآوری به درآمد تبدیل کند، به‌نظر من بازار هنوز ظرفیت بازنگری در ارزش واقعی این شرکت را دارد.» بابک شیری آیا سهام اوراکل هنوز ظرفیت رشد دارد؟ پاسخ به این سؤال بیش از هر چیز به سه متغیر بستگی دارد: ادامه رشد هوش مصنوعی، توان اوراکل برای افزایش ظرفیت زیرساخت و تبدیل قراردادهای بزرگ به درآمد و سود واقعی. اگر موج سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی در سال‌های آینده ادامه داشته باشد، شرکت‌هایی که زیرساخت لازم برای این تحول را فراهم می‌کنند، می‌توانند یکی از بزرگ‌ترین برندگان این چرخه باشند. اوراکل اکنون در موقعیتی قرار گرفته که هم رشد بالایی دارد و هم نسبت به برخی شرکت‌های بزرگ فناوری با ارزش‌گذاری پایین‌تری معامله می‌شود. رشد ۲۱ درصدی درآمد، رشد ۴۷ درصدی درآمد ابری و جهش ۳۶۳ درصدی RPO در کنار ارزش‌گذاری حدود ۲۲.۶ برابری سود آینده‌نگر، ترکیبی ایجاد کرده که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. از سوی دیگر، خرید ۱.۳ میلیون سهم توسط صندوق پل تودور جونز و قیمت‌های هدف ۳۲۰ و ۴۰۰ دلاری از سوی میزوهـو و گوگنهایم، نشان می‌دهد دیدگاه مثبت نسبت به سهم تنها به یک تحلیلگر محدود نیست. با این حال، سرمایه‌گذاران نباید تنها بر اساس این تأییدها تصمیم بگیرند. رقابت شدید در بازار ابری، نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین و وابستگی بخشی از رشد آینده به تداوم رونق هوش مصنوعی همچنان ریسک‌هایی جدی هستند. جمع‌بندی اوراکل در حال عبور از یک نقطه مهم در تاریخ خود است. شرکتی که زمانی بیشتر به‌خاطر نرم‌افزارهای سازمانی و پایگاه داده شناخته می‌شد، اکنون به یکی از بازیگران مهم زیرساخت هوش مصنوعی تبدیل شده است. رشد ۲۱ درصدی درآمد به ۱۹.۲ میلیارد دلار، افزایش ۲۴ درصدی سود هر سهم به ۲.۱۱ دلار، رشد ۴۷ درصدی درآمد ابری به ۹.۹ میلیارد دلار و جهش ۳۶۳ درصدی RPO به ۶۳۸ میلیارد دلار نشان می‌دهد این تحول فقط یک روایت تبلیغاتی نیست و در اعداد مالی شرکت نیز دیده می‌شود. از سوی دیگر، نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۲۲.۶ برابر، ورود ۱.۳ میلیون سهم به پرتفوی صندوق پل تودور جونز و قیمت‌های هدف ۳۲۰ و ۴۰۰ دلاری از سوی میزوهـو و گوگنهایم، جذابیت سهام را بیشتر کرده‌اند. در نهایت، آینده اوراکل به این بستگی دارد که آیا شرکت می‌تواند تقاضای عظیم ایجادشده توسط هوش مصنوعی را با سرعت کافی به ظرفیت، درآمد و سود تبدیل کند یا خیر. اگر پاسخ مثبت باشد، ارزش‌گذاری فعلی می‌تواند برای سرمایه‌گذاران نقطه شروع مناسبی برای یک دوره رشد چندساله باشد؛ اما اگر هزینه توسعه زیرساخت از رشد درآمد جلو بزند، بخشی از جذابیت فعلی سهم می‌تواند از بین برود. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

بازگشت غول‌های سرمایه‌گذاری؛ ETFها موج جدید کریپتو را ساختند

صندوق‌های قابل معامله بیت‌کوین و اتریوم در آمریکا با ثبت یکی از بزرگ‌ترین جریان‌های ورودی ماه‌های اخیر، نشانه‌هایی از بازگشت تقاضای سرمایه‌گذاران بزرگ را نشان دادند. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم که این ورود سرمایه چگونه مسیر بازار ارزهای دیجیتال را تغییر داده است. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، ETFهای اسپات بیت‌کوین در تاریخ ۱۹ آگوست بیش از ۵۱۷ میلیون دلار سرمایه جدید جذب کردند و ETFهای اتریوم نیز شاهد ورود ۱۸۹ میلیون دلار سرمایه بودند. این میزان ورود سرمایه، بالاترین سطح ثبت‌شده برای ETFهای بیت‌کوین از اوایل ماه مه و بزرگ‌ترین جریان ورودی ETFهای اتریوم از اکتبر ۲۰۲۵ تاکنون محسوب می‌شود. ETF بیت‌کوین پس از ماه‌ها رکود دوباره مورد توجه قرار گرفت داده‌های بازار نشان می‌دهد ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین هم‌زمان با عبور قیمت این ارز دیجیتال از سطح ۶۹ هزار دلار رخ داده است. بیت‌کوین طی ماه‌های گذشته در محدوده‌ای فشرده زیر ۶۴ هزار دلار معامله می‌شد، اما افزایش تقاضای نهادی باعث شد قیمت از این محدوده خارج شود و به سمت سقف‌های بالاتر حرکت کند. بر اساس داده‌های SoSoValue، هشت صندوق از مجموع ۱۲ ETF بیت‌کوین موجود در آمریکا شاهد ورود سرمایه بودند. صندوق ETF میزان ورود سرمایه بلک‌راک IBIT ۲۸۴.۷ میلیون دلار Ark و 21Shares ARKB ۷۷.۷ میلیون دلار Fidelity FBTC ۶۲.۴ میلیون دلار مجموع ETFهای بیت‌کوین ۵۱۷.۱۹ میلیون دلار رشد اتریوم و افزایش تقاضای سرمایه‌گذاران نهادی در کنار بیت‌کوین، ETFهای اتریوم نیز شاهد رشد قابل توجه تقاضا بودند. ورود ۱۸۹ میلیون دلار سرمایه به این صندوق‌ها باعث شد قیمت اتریوم حدود ۱۸ درصد افزایش پیدا کند و دوباره سطح ۲۲۵۰ دلار را پس بگیرد. این حرکت نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران بزرگ تنها روی بیت‌کوین تمرکز ندارند و بخشی از سرمایه جدید خود را به دومین ارز دیجیتال بزرگ بازار اختصاص داده‌اند. کاهش فشار فروش پس از اعلام سیاست‌های جدید آمریکا تحلیلگران معتقدند بخشی از رشد اخیر بازار به افزایش نقدینگی و تغییر انتظارات درباره سیاست‌های اقتصادی آمریکا مرتبط است. وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده است که حجم عملیات بازخرید اوراق خزانه بلندمدت را افزایش خواهد داد. این اقدام می‌تواند باعث کاهش فشار روی بازده اوراق و افزایش تمایل سرمایه‌گذاران به دارایی‌های پرریسک مانند ارزهای دیجیتال شود. جف می، مدیر عملیاتی BTSE، اعلام کرد ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین واکنش طبیعی بازار به این تصمیم بوده است؛ زیرا کاهش فشار روی بازده اوراق می‌تواند باعث تضعیف دلار و افزایش علاقه به بازارهای ریسکی شود. لیکوئید شدن ۲.۷ میلیارد دلار موقعیت فروش رشد سریع بازار باعث شد بسیاری از معامله‌گرانی که روی کاهش قیمت بیت‌کوین شرط بسته بودند، با ضرر مواجه شوند. طبق داده‌های بازار، حدود ۲.۷ میلیارد دلار از موقعیت‌های نزولی یا شورت در جریان این حرکت صعودی لیکوئید شد. این اتفاق نشان می‌دهد بخش زیادی از معامله‌گران انتظار ادامه روند خنثی یا اصلاح قیمت را داشتند، اما شکست محدوده مقاومتی باعث ایجاد موج جدیدی از خرید اجباری شد. آیا ورود سرمایه ETFها ادامه‌دار خواهد بود؟ با وجود رشد چشمگیر جریان‌های ورودی، تحلیلگران هشدار می‌دهند یک روز قدرتمند نمی‌تواند به‌تنهایی ادامه روند صعودی را تضمین کند. تداوم ورود سرمایه در روزهای آینده اهمیت زیادی دارد، زیرا چند روز متوالی از خرید ETFها می‌تواند نشان‌دهنده بازگشت واقعی تقاضای نهادی باشد. در مقابل، کاهش سریع جریان‌های ورودی ممکن است باعث شود بیت‌کوین دوباره سطح ۶۴ هزار دلار را به‌عنوان حمایت مهم آزمایش کند. رشد آلت‌کوین‌ها هم‌زمان با جهش بیت‌کوین رالی اخیر تنها محدود به بیت‌کوین و اتریوم نبود. ارزهایی مانند XRP و سولانا نیز رشد حدود ۱۰ درصدی را تجربه کردند. همچنین توکن HYPE مربوط به پلتفرم Hyperliquid یکی از بهترین عملکردها را داشت و بیش از ۲۳ درصد افزایش قیمت ثبت کرد. توکن LIT مربوط به پلتفرم معاملات پرپچوال Lighter نیز حدود ۲۳.۵ درصد رشد کرد. تحلیل یوتوتایمز: ورود سرمایه ETFها چه تاثیری بر بازار دارد؟ تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند افزایش ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین و اتریوم می‌تواند در کوتاه‌مدت اعتماد معامله‌گران را افزایش دهد و فشار خرید نهادی را تقویت کند. برای کاربران ایرانی، این روند می‌تواند نشانه افزایش نقدینگی بازار باشد، اما معامله‌گران باید به ادامه جریان سرمایه، داده‌های تورمی آمریکا و واکنش بیت‌کوین به محدوده ۷۰ هزار دلار توجه کنند.

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال کم اثر
اخبار ارز دیجیتال کم اثر

فشار بدهی بر خزانه سولانا؛ احتمال فروش SOL افزایش یافت

شرکت SOL Strategies اعلام کرده برای مدیریت تعهدات مالی خود ممکن است بخشی از ذخایر سولانا (SOL) را به فروش برساند؛ زیرا بیش از نیمی از دارایی‌های این شرکت به عنوان وثیقه وام استفاده شده است. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم این فشار مالی چه تاثیری بر خزانه سولانا و بازار دارد. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، این شرکت در گزارش ارائه‌شده به کمیسیون بورس آمریکا (SEC) اعلام کرده تا پایان ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۳۷.۳۳ میلیون دلار کانادا بدهی جاری داشته است. SOL Strategies تنها ۱.۸۷ میلیون دلار کانادا وجه نقد در اختیار داشته و حدود ۲۲ میلیون دلار کانادا از دارایی‌های دیجیتال آن بدون وثیقه و قابل تبدیل به پول نقد بوده است. بخش بزرگی از ذخایر سولانا در وثیقه وام قرار دارد SOL Strategies در پایان دوره گزارش‌شده حدود ۴۶۰ هزار واحد SOL در خزانه خود نگهداری می‌کرد که ارزش آن نزدیک به ۴۸ میلیون دلار کانادا اعلام شده است. با این حال، بخش قابل توجهی از این دارایی‌ها برای دریافت وام در پروتکل DeFi یعنی Kamino Finance قفل شده است. جزئیات وضعیت ذخایر: مورد مقدار کل ذخایر SOL حدود ۴۶۰ هزار واحد ارزش تقریبی ذخایر ۴۸ میلیون دلار کانادا SOL وثیقه‌شده ۲۵۲,۸۵۱ واحد ارزش وثیقه ۲۶.۴ میلیون دلار کانادا بدهی Kamino ۱۳.۹ میلیون دلار کانادا این شرایط باعث شده شرکت برای مدیریت نقدینگی خود گزینه فروش بخشی از SOL را بررسی کند. بدهی‌های SOL Strategies شامل چه مواردی است؟ تعهدات مالی این شرکت تنها به وام DeFi محدود نمی‌شود و شامل چندین بدهی مختلف است. مهم‌ترین بدهی‌های اعلام‌شده عبارت‌اند از: ۳.۳۱ میلیون دلار کانادا حساب‌های پرداختنی ۷.۷۵ میلیون دلار کانادا بدهی خرید HoudiniSwap ۷۸۴ هزار دلار کانادا بدهی به فروشندگان ۸۶۵ هزار دلار کانادا تعهد خرید ۱۳.۹ میلیون دلار کانادا وام Kamino Finance ۱۰.۷۳ میلیون دلار کانادا اوراق بدهی قابل تبدیل زمان‌بندی پرداخت این بدهی‌ها متفاوت است و همه آنها به صورت هم‌زمان سررسید نمی‌شوند. خطر لیکوئید شدن وثیقه سولانا در Kamino یکی از نگرانی‌های اصلی مربوط به وام DeFi این شرکت، امکان فروش خودکار وثیقه‌ها در شرایط افت قیمت SOL است. بر اساس شرایط Kamino Finance، اگر نسبت وام به ارزش وثیقه (LTV) به ۷۵ درصد برسد، امکان لیکوئید شدن دارایی‌های وثیقه‌شده وجود دارد. این موضوع باعث می‌شود کاهش شدید قیمت سولانا فشار بیشتری بر وضعیت مالی شرکت وارد کند. فروش SOL قبلاً برای کاهش بدهی استفاده شده بود فروش سولانا برای SOL Strategies تنها یک گزینه احتمالی نیست و این شرکت پیش‌تر نیز از این روش استفاده کرده است. در تاریخ ۸ ژوئن، این شرکت ۶۵ هزار و یک واحد SOL را با میانگین قیمت ۸۷.۸۸ دلار کانادا فروخت و حدود ۵.۷۵ میلیون دلار کانادا برای بازپرداخت بدهی به دست آورد. با این حال، ادامه فروش دارایی‌های دیجیتال می‌تواند میزان مواجهه شرکت با رشد احتمالی قیمت SOL را کاهش دهد. درآمدهای جدید برای کاهش فشار مالی SOL Strategies اعلام کرده علاوه بر فروش دارایی، از روش‌های دیگری مانند کاهش هزینه‌ها، درآمد حاصل از استیکینگ، فعالیت اعتبارسنجی شبکه و کسب‌وکار HoudiniSwap برای تامین نقدینگی استفاده خواهد کرد. بر اساس گزارش شرکت، HoudiniSwap در ماه ژوئن حدود ۱.۲ میلیون دلار کانادا درآمد کارمزدی و ۷۶۸ هزار دلار کانادا سود عملیاتی ایجاد کرده است. همچنین فعالیت‌های استیکینگ و اعتبارسنجی شبکه حدود ۶۲۲ هزار دلار کانادا درآمد فصلی داشته است. تاثیر فشار مالی SOL Strategies بر بازار سولانا تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند مشکلات نقدینگی شرکت‌های دارای خزانه بزرگ سولانا می‌تواند در کوتاه‌مدت نگرانی‌هایی درباره فشار فروش ایجاد کند، اما لزوماً به معنی ضعف بنیادهای شبکه نیست. معامله‌گران ایرانی باید هنگام تحلیل SOL علاوه بر اخبار توسعه شبکه، وضعیت شرکت‌های بزرگ دارنده توکن، میزان وثیقه‌ها و ریسک فروش اجباری دارایی‌ها را نیز بررسی کنند.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

توکن‌سوزی توکن‌های شبکه ترون؛ آیا رشد این چند پروژه را شاهدیم؟

اکوسیستم ترون با اجرای برنامه‌های گسترده خرید مجدد و توکن‌سوزی برای دارایی‌های JST، SUN، BTT و WIN وارد مرحله جدیدی از مدل اقتصادی خود شده است. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم چگونه استفاده از درآمد واقعی شبکه برای کاهش عرضه توکن‌ها می‌تواند ساختار توکنومیک ترون را تغییر دهد. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، پروژه‌های اصلی شبکه ترون در حال تبدیل درآمدهای پروتکل به خرید توکن از بازار و حذف دائمی آن‌ها از چرخه گردش هستند؛ مدلی که شباهت زیادی به بازخرید سهام در بازارهای سنتی دارد. JST، SUN، BTT و WIN برنامه توکن‌سوزی را آغاز کردند ترون اعلام کرده است چهار دارایی اصلی این شبکه شامل JST، SUN، WIN و BTT اکنون از مکانیزم‌های خرید مجدد و توکن‌سوزی استفاده می‌کنند. در این مدل، درآمد ایجادشده توسط فعالیت‌های شبکه برای خرید توکن‌ها از بازار آزاد استفاده شده و سپس این دارایی‌ها برای همیشه از عرضه خارج می‌شوند. هدف این برنامه، ایجاد یک چرخه ارزش برای دارندگان توکن‌ها و کاهش تدریجی عرضه در گردش است؛ موضوعی که می‌تواند در بلندمدت بر اقتصاد این دارایی‌ها تاثیر بگذارد. JST بیش از ۱.۷ میلیارد توکن را از گردش خارج کرد توکن JST که یکی از دارایی‌های اصلی بخش دیفای ترون محسوب می‌شود، پیشگام این برنامه بوده است. طبق اعلام این پروژه، JST تاکنون چهار مرحله اصلی خرید و توکن‌سوزی را تکمیل کرده و مجموعاً یک میلیارد و ۷۱۱ میلیون و ۲۴۹ هزار و ۸۶۳ توکن JST را از گردش خارج کرده است. این مقدار معادل حدود ۱۷.۲۹ درصد از کل عرضه JST اعلام شده است. شاخص JST مقدار تعداد توکن‌های سوزانده‌شده ۱.۷۱ میلیارد JST سهم از کل عرضه ۱۷.۲۹ درصد ارزش کل خریدها بیش از ۹۴.۶۲ میلیون دلار تعداد مراحل توکن‌سوزی ۴ مرحله ارزش کل خریدهای انجام‌شده برای JST در چهار مرحله از ۹۴.۶۲ میلیون دلار عبور کرده که نشان‌دهنده افزایش حجم سرمایه اختصاص‌یافته به این برنامه است. SUN مکانیزم خرید مجدد خود را ارتقا داد SUN.io، یکی دیگر از بخش‌های مهم دیفای ترون، نیز مکانیزم خرید مجدد خود را به‌روزرسانی کرده است. این سیستم اکنون منابع مالی خود را از محصولات مختلف اکوسیستم SUN.io مانند SunSwap V2، SunPump و SunX دریافت می‌کند. از زمان آغاز برنامه خرید و توکن‌سوزی در دسامبر ۲۰۲۱، SUN.io تعداد ۵۱ مرحله متوالی توکن‌سوزی انجام داده است. در این مدت، ۶۷۸ میلیون و ۵۴۷ هزار و ۱۸۸ واحد SUN از گردش خارج شده که حدود ۳.۴ درصد از کل عرضه این توکن را تشکیل می‌دهد. همچنین SUN.io یک داشبورد اختصاصی برای نمایش فرآیند خرید و توکن‌سوزی راه‌اندازی کرده تا سرمایه‌گذاران بتوانند ارتباط میان درآمد پروتکل و کاهش عرضه را مشاهده کنند. BTT و WIN نیز وارد مرحله خرید با درآمد واقعی شدند دو پروژه زیرمجموعه ترون یعنی BitTorrent و WINkLink نیز برنامه‌های خرید و توکن‌سوزی خود را معرفی کرده‌اند. WINkLink اعلام کرده است ۱۰۰ درصد درآمد خود را برای خرید مجدد توکن WIN اختصاص خواهد داد. BitTorrent نیز قصد دارد تمام درآمد حاصل از فعالیت‌های غیرمتمرکز خود را برای خرید BTT استفاده کند. طبق برنامه اعلام‌شده، مرحله رسمی توکن‌سوزی این دو پروژه در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ آغاز خواهد شد. رشد JST پس از برنامه توکن‌سوزی افزایش یافت در میان چهار پروژه اصلی، JST بیشترین تاثیر را از اجرای برنامه کاهش عرضه دریافت کرده است. پس از آغاز برنامه خرید و توکن‌سوزی، قیمت JST بیش از ۲۰۰ درصد افزایش یافت و در تاریخ ۱۰ ژوئیه از سطح ۰.۱ دلار عبور کرد. همچنین حجم معاملات این توکن در سه‌ماهه دوم سال به ۳.۲۷ میلیارد دلار رسید که نشان‌دهنده افزایش فعالیت بازار و توجه سرمایه‌گذاران به این دارایی است. طبق داده‌های منتشرشده، منابع مالی این برنامه از درآمد JustLend DAO تامین می‌شود؛ به‌طوری که ۷۰ درصد منابع از عملیات اجاره انرژی و ۳۰ درصد از کارمزدهای ثبات USDJ تامین شده است. SUN، WIN و BTT عملکرد متفاوتی در بازار داشتند توکن SUN نیز پس از بهبود مکانیزم ضدتورمی خود توانست روند نسبتاً پایداری ثبت کند. بر اساس داده‌های CoinGecko، SUN در یک ماه حدود ۱۰ درصد رشد داشته و ارزش کل دارایی‌های قفل‌شده (TVL) آن به حدود ۶۴۰ میلیون دلار رسیده است. حجم معاملات هفت‌روزه این پروتکل نیز حدود ۴۴۰ میلیون دلار اعلام شده است. از سوی دیگر، WIN پس از معرفی برنامه «خرید و توکن‌سوزی با ۱۰۰ درصد درآمد واقعی» حدود ۲۲.۵ درصد رشد کرد. BTT نیز در شرایط نوسانی بازار توانست حمایت قیمتی خود را حفظ کند. ترون از یک شبکه لایه اول به موتور مالی تبدیل می‌شود ترون اعلام کرده است این شبکه اکنون نزدیک به ۴۰۰ میلیون حساب فعال دارد و ارزش کل دارایی‌های قفل‌شده آن از ۲۷ میلیارد دلار عبور کرده است. همچنین حجم استیبل‌کوین‌های موجود در شبکه ترون بیش از ۹۰ میلیارد دلار گزارش شده است. این شبکه تلاش می‌کند درآمدهای ایجادشده از فعالیت‌های مختلف را دوباره به اکوسیستم بازگرداند و از طریق خرید و توکن‌سوزی، ارزش بیشتری برای دارندگان دارایی‌های خود ایجاد کند. در سال ۲۰۲۶ نیز پروژه‌های زیرمجموعه ترون به‌روزرسانی‌هایی مانند ارتقای JustLend DAO، کاهش هزینه انرژی SUN.io، راه‌اندازی BTTInferGrid برای پردازش غیرمتمرکز هوش مصنوعی و گسترش خدمات WINkLink را اجرا کرده‌اند. تحلیل یوتوتایمز از تاثیر خبر بر بازار کریپتو تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند برنامه‌های توکن‌سوزی ترون می‌تواند در کوتاه‌مدت توجه سرمایه‌گذاران را به JST، SUN، BTT و WIN افزایش دهد، اما تاثیر واقعی این مدل به میزان رشد درآمد شبکه و تقاضای کاربران وابسته است. کاربران ایرانی بازار کریپتو باید در کنار اخبار توکن‌سوزی، میزان استفاده واقعی از پروتکل و نقدینگی پروژه‌ها را نیز بررسی کنند. این خبر به هیچ وجه پیشنهاد خرید این آلت‌کوین‌ها نیست و برای خرید هر رمزارزی، باید تحقیقات بسیار کامل‌تری را انجام دهید.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

اوراکل دور جدید تعدیل نیرو را برای همین ماه برنامه‌ریزی کرد

اینسایدر گزارش داد اوراکل برنامه‌هایی برای دور جدیدی از تعدیل نیرو تدوین کرده است که همین ماه اجرا می‌شود. بر اساس این گزارش، این شرکت قصد دارد هزینهٔ حقوق و دستمزد خود را تا آغاز سه‌ماههٔ دوم کاهش دهد و کاهش نیرو در برخی تیم‌ها می‌تواند به درصدهای دورقمی برسد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

رونمایی از نسخه جدید وام‌دهی پلتفرم ژوپیتر در اکوسیستم سولانا

پلتفرم وام‌دهی غیرمتمرکز ژوپیتر روز دوشنبه نسخه دوم محصول لند (Lend v2) را روی شبکه سولانا راه‌اندازی کرد؛ امکانی که به کاربران اجازه می‌دهد سرمایه خود را همزمان به عنوان وام و نقدینگی معاملاتی به کار بگیرند. این خبر در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم که چگونه این قابلیت جدید سودآوری کاربران را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد. بر اساس داده‌های پلتفرم توکن ترمینال بررسی شده توسط یوتوتایمز، پروتکل ژوپیتر در حال حاضر حدود ۱.۹ میلیارد دلار سپرده جذب کرده است و حجم وام‌های فعال آن به بیش از ۸۲۲ میلیون دلار می‌رسد. نسخه جدید لند با هدف افزایش بهره‌وری سرمایه و رفع موانع موجود در بازار دیفای طراحی شده است. ویژگی‌های کلیدی نسخه جدید لند نسخه جدید لند دو ویژگی اختیاری به نام‌های «اسمارت کلترال» و «اسمارت دبت» را معرفی می‌کند. این قابلیت‌ها به کاربران اجازه می‌دهد تا دارایی‌های خود مانند استیبل‌کوین‌ها یا سولانا را به استخرهای نقدینگی متصل کنند و همزمان سود وام‌دهی و کارمزد معاملات را دریافت نمایند. اسمارت کلترال: اتصال خودکار سپرده‌ها به استخرهای نقدینگی برای کسب سود مرکب. اسمارت دبت: جبران هزینه‌های وام با استفاده از کارمزدهای تولید شده توسط دارایی قرض گرفته شده. مدیریت ریسک و جفت‌های همبسته مدیران ژوپیتر اعلام کرده‌اند که این طراحی تنها روی جفت‌ارزهای همبسته مانند استیبل‌کوین‌ها و توکن‌های استیک شده سولانا تمرکز دارد تا خطرات ناشی از نوسانات شدید بازار کاهش یابد. با این حال، کاربران باید به خطرات احتمالی تغییر نرخ برابری دارایی‌ها توجه داشته باشند. کاش دندان، مدیر عملیات ژوپیتر، در این باره گفت که هدف اصلی این طرح ایجاد کارایی بیشتر برای رشد کل بازار و از بین بردن دیوار بین وام‌دهی و تامین نقدینگی است. تحلیل تاثیر لند ژوپیتر بر بازار ارزهای دیجیتال تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند که راه‌اندازی نسخه دوم لند توسط ژوپیتر می‌تواند جان تازه‌ای به اکوسیستم دیفای سولانا، همچنین توکن SOL و JUP ببخشد. برای معامله‌گران ایرانی و فعالان بازار کریپتو، این نوآوری به معنای افزایش بهره‌وری سرمایه و کسب سودهای ترکیبی است که جذابیت سرمایه‌گذاری روی توکن‌های مرتبط با شبکه سولانا را بیشتر می‌کند و می‌تواند حجم معاملات را به شدت بالا ببرد. اما این خبر باعث نمی‌شود که همین حالا به سراغ خرید این دو توکن برویم، بلکه پارامترهای زیادی برای بررسی یک توکن و خرید و فروش آن وجود دارد.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر