آخرین مقالات
بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

هوش مصنوعی کدام شرکت‌های نرم‌افزاری را برنده و کدام‌یک را بازنده می‌کند؟

هوش مصنوعی کدام شرکت‌های نرم‌افزاری را برنده و کدام‌یک را بازنده می‌کند؟

صنعت نرم‌افزار دیگر یک بازار یکپارچه نیست. هوش مصنوعی در حال ایجاد شکافی جدی میان شرکت‌هایی است که زیرساخت‌های اصلی اقتصاد جدید را در اختیار دارند و آنهایی که مدل کسب‌وکارشان به فروش تعداد مشخصی مجوز یا حساب کاربری وابسته است. در گذشته، سرمایه‌گذاری در صندوقی مانند IGV می‌توانست راهی نسبتاً ساده برای دریافت بازدهی از رشد گسترده صنعت نرم‌افزار باشد، اما امروز تفاوت میان شرکت‌های این صنعت به اندازه‌ای افزایش یافته که انتخاب سهام از نگاه سرمایه‌گذاران اهمیت بیشتری از خرید کل سبد دارد.

در یک نگاه
  • هوش مصنوعی صنعت نرم‌افزار را به دو گروه برندگان زیرساختی و بازندگان احتمالی مدل‌های قدیمی تقسیم کرده است.
  • اوراکل با حرکت به سمت زیرساخت ابری و پردازش هوش مصنوعی، در موقعیت متفاوتی نسبت به نرم‌افزارهای سنتی قرار گرفته است.
  • Salesforce با وجود رشد بیش از ۲۲ درصدی سهام، با خطر کاهش تعداد کاربران پولی در اثر گسترش عامل‌های هوشمند روبه‌روست.
  • از این پس، انتخاب سهام در صنعت نرم‌افزار بیش از خرید یک سبد گسترده مانند IGV به تشخیص جایگاه هر شرکت در اقتصاد هوش مصنوعی وابسته خواهد بود.

در یک سوی این بازار، شرکت‌هایی قرار دارند که پایگاه‌های داده، زیرساخت‌های ابری و مسیرهای تخصصی انتقال و پردازش داده را در اختیار دارند. رشد سریع استفاده از هوش مصنوعی به سرمایه‌گذاری گسترده در این بخش‌ها نیاز دارد و همین موضوع باعث شده برخی شرکت‌های زیرساختی سهم بیشتری از هزینه‌های فناوری سازمان‌ها را به خود اختصاص دهند. در سوی دیگر، شرکت‌هایی قرار گرفته‌اند که سال‌ها از مدل فروش نرم‌افزار به ازای تعداد کاربران درآمد کسب کرده‌اند و اکنون با یک تناقض مهم مواجه‌اند: هرچه هوش مصنوعی نیروی انسانی را کارآمدتر کند، ممکن است تعداد حساب‌های کاربری مورد نیاز شرکت‌ها نیز کاهش یابد.

اوراکل؛ برنده تغییر ساختار صنعت

یکی از نمونه‌های قابل توجه این تغییر، اوراکل است. این شرکت که سال‌ها بیشتر به عنوان غول پایگاه‌های داده شناخته می‌شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران مهم زیرساخت ابری و پردازش‌های سنگین هوش مصنوعی است.

همکاری مستقیم با شرکت‌های بزرگ رایانش ابری و فراهم کردن محیط‌های پردازشی تخصصی برای بارهای کاری هوش مصنوعی، جایگاه اوراکل را در زنجیره جدید فناوری تقویت کرده است. حرکت از فروش سنتی نرم‌افزار به سمت زیرساخت‌های ضروری پایگاه داده و رایانش ابری، به این شرکت امکان داده از هزینه‌های رو به رشد سازمان‌ها در حوزه هوش مصنوعی سهم بیشتری بگیرد.

این تغییر برای سرمایه‌گذاران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا درآمد حاصل از زیرساخت‌های ضروری معمولاً پایدارتر از محصولاتی است که مشتری می‌تواند به راحتی آنها را حذف یا جایگزین کند.

از منظر نمودار قیمتی نیز سهام اوراکل در محدوده حدود ۱۵۰ دلار قرار گرفته؛ سطحی که در نگاه نویسنده مقاله، نسبت به دوره‌های اخیر نقطه جذاب‌تری برای خرید محسوب می‌شود.

Salesforce و تناقض بزرگ هوش مصنوعی

در نقطه مقابل اوراکل، شرکت‌هایی مانند Salesforce قرار دارند که با وجود بهره‌برداری گسترده از هوش مصنوعی، با یک پرسش اساسی درباره آینده مدل درآمدی خود روبه‌رو هستند.

سهام Salesforce در روز پنجشنبه بیش از ۲۲ درصد رشد کرد و انتشار خبرهای مربوط به عامل‌های خودکار هوش مصنوعی، محرک اصلی این جهش بود. اما رشد شدید قیمت سهام لزوماً به معنای حل شدن مشکلات بنیادی شرکت نیست.

مسئله اصلی این است که اگر شرکت‌ها بتوانند بخشی از فعالیت‌های فروش، پشتیبانی مشتری و سایر وظایف اداری را به عامل‌های هوشمند بسپارند، به نیروی انسانی کمتری نیاز خواهند داشت. در نتیجه، تعداد حساب‌هایی که شرکت‌ها برای کارکنان خود خریداری می‌کنند نیز ممکن است کاهش یابد.

این همان تناقضی است که می‌تواند در سال‌های آینده برای شرکت‌های نرم‌افزاری به یک چالش جدی تبدیل شود. هوش مصنوعی از یک طرف ارزش خدمات نرم‌افزاری را افزایش می‌دهد، اما از طرف دیگر می‌تواند تعداد کاربران پولی را کاهش دهد.

اگر شرکت‌هایی مانند Salesforce نتوانند درآمد حاصل از خدمات هوش مصنوعی را سریع‌تر از کاهش تعداد کاربران جبران کنند، رشد قیمت سهام آنها با محدودیت مواجه خواهد شد.

ServiceNow؛ میان فرصت و ریسک

ServiceNow نیز نمونه‌ای میانه در این رقابت است. نمودار این شرکت از نگاه نویسنده هنوز شانس ادامه مسیر صعودی را دارد، اما نوسان شدید آن نگرانی‌هایی ایجاد کرده است.

دامنه تغییر قیمت این سهم از سقف خود در اوایل سال ۲۰۲۵ تاکنون حدود ۲۰۰ درصد بوده است. چنین نوسانی نشان می‌دهد که حتی شرکت‌های قدرتمند حوزه نرم‌افزار نیز در شرایط فعلی می‌توانند با تغییر سریع رفتار سرمایه‌گذاران مواجه شوند.

برای ServiceNow، مزیت اصلی در توانایی آن برای ادغام هوش مصنوعی با فرآیندهای سازمانی قرار دارد. اما از نگاه تکنیکال، رشدهای شدید و نوسانات بزرگ باعث می‌شود ریسک بازگشت فروشندگان همچنان بالا باشد.

در چنین شرایطی، صرفاً بررسی عملکرد کسب‌وکار کافی نیست و رفتار قیمت نیز باید در کنار عوامل بنیادی مورد توجه قرار گیرد.

فورتینت و هشدار پایان موج صعودی

فورتینت نیز یکی دیگر از سهام مهم صنعت نرم‌افزار است که رفتار متفاوتی از خود نشان داده است. این سهم در سال‌های اخیر نوسانات شدیدی داشته و نمودار هفتگی آن از نگاه نویسنده نشانه‌هایی از نزدیک شدن به سقف را نشان می‌دهد.

این وضعیت بار دیگر یک نکته مهم را یادآوری می‌کند: در دوره‌ای که سرمایه‌گذاران به سرعت میان برندگان و بازندگان هوش مصنوعی جابه‌جا می‌شوند، حتی شرکت‌هایی با عملکرد مناسب نیز ممکن است پس از رشدهای سنگین با فشار فروش مواجه شوند.

به همین دلیل، انتخاب سهام در صنعت نرم‌افزار دیگر تنها به این پرسش محدود نمی‌شود که «کدام شرکت در حوزه هوش مصنوعی فعالیت می‌کند؟» پرسش مهم‌تر این است که هوش مصنوعی در نهایت چه اثری بر مدل درآمدی آن شرکت خواهد داشت.

«به نظر می‌رسد مهم‌ترین پیام این تحول برای بازار، نه «رشد یا سقوط صنعت نرم‌افزار»، بلکه تغییر جایگاه ارزش در زنجیره فناوری است. هوش مصنوعی احتمالاً بخشی از ارزش اقتصادی را از نرم‌افزارهای مبتنی بر تعداد کاربر به سمت زیرساخت، داده و توان پردازشی منتقل خواهد کرد؛ بنابراین در سال‌های آینده، معیار اصلی برای ارزیابی شرکت‌های نرم‌افزاری صرفاً میزان استفاده آنها از هوش مصنوعی نخواهد بود، بلکه باید دید این فناوری چگونه به جریان نقدی، قدرت قیمت‌گذاری و مزیت رقابتی پایدار تبدیل می‌شود. از این منظر، شکاف میان برندگان و بازندگان صنعت می‌تواند بسیار عمیق‌تر از چیزی باشد که شاخص‌های کلی این بخش نشان می‌دهند.»

بابک شیری

صندوق IGV دیگر یک انتخاب ساده نیست

صندوق IGV

این شکاف داخلی باعث شده صندوق IGV، که یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای سرمایه‌گذاری در صنعت نرم‌افزار است، ویژگی متفاوتی پیدا کند. دارندگان این صندوق به صورت هم‌زمان در هر دو سوی این تحول سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ هم شرکت‌هایی که از توسعه هوش مصنوعی و افزایش هزینه زیرساختی سازمان‌ها سود می‌برند و هم شرکت‌هایی که ممکن است از کاهش تعداد کاربران انسانی آسیب ببینند.

در نتیجه، عملکرد یک صندوق گسترده لزوماً تصویر دقیقی از فرصت‌های واقعی در صنعت نرم‌افزار ارائه نمی‌کند.

سرمایه‌گذارانی که تنها به رشد کلی صنعت نگاه می‌کنند، ممکن است تفاوت بسیار مهم میان یک شرکت زیرساختی و یک شرکت نرم‌افزار کاربردی را نادیده بگیرند.

این موضوع اهمیت انتخاب سهام را افزایش داده است. اکنون جایگاه یک شرکت در زنجیره فناوری هوش مصنوعی می‌تواند به اندازه رشد درآمد، سودآوری یا حتی ارزش‌گذاری آن اهمیت داشته باشد.

جمع‌بندی؛ صنعت نرم‌افزار وارد مرحله تازه‌ای شده است

هوش مصنوعی صنعت نرم‌افزار را به دو بخش متفاوت تقسیم کرده است. شرکت‌هایی مانند اوراکل که زیرساخت پایگاه داده، رایانش ابری و پردازش‌های سنگین را در اختیار دارند، از افزایش سرمایه‌گذاری سازمان‌ها در هوش مصنوعی سود می‌برند. در مقابل، شرکت‌هایی مانند Salesforce باید ثابت کنند که می‌توانند کاهش احتمالی تعداد کاربران انسانی را با درآمد جدید حاصل از خدمات هوش مصنوعی جبران کنند.

این تغییر به معنای پایان دوران رشد نرم‌افزار نیست؛ بلکه نشان‌دهنده تغییر ماهیت این رشد است. از این پس، صرف فعالیت در صنعت فناوری یا حتی اضافه کردن قابلیت‌های هوش مصنوعی به محصولات، برای تضمین رشد کافی نیست. برندگان واقعی شرکت‌هایی خواهند بود که هوش مصنوعی را به افزایش درآمد، کاهش هزینه یا ایجاد مزیت رقابتی پایدار تبدیل کنند.

برای همین، صندوق‌هایی مانند IGV ممکن است همچنان ابزار مناسبی برای دریافت مواجهه گسترده با صنعت باشند، اما انتخاب دقیق‌تر میان شرکت‌های موجود در این سبد اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


paxg