
بازار سهام هیچگاه مسیر مستقیمی نداشته است. دورههای رونق با سقوطهای شدید، بحرانهای اقتصادی، جنگ، تورم و شوکهای مالی درهم آمیختهاند، اما تجربه چند دهه گذشته یک نکته مهم را روشن کرده است: سرمایهگذارانی که در زمان آشفتگی بازار برنامه خود را کنار نمیگذارند، معمولاً شانس بیشتری برای بهرهمند شدن از دورههای بعدی رشد دارند.
- بازار سهام در بلندمدت بارها نشان داده که افتهای شدید، بخشی از مسیر سرمایهگذاری هستند و نه دلیلی برای خروج از بازار.
- از سال ۱۹۲۸ تاکنون، شاخص S&P 500 با ۲۷ بازار نزولی مواجه شده که افت متوسط آنها حدود ۳۵ درصد و طول متوسط هرکدام حدود ۲۸۹ روز بوده است.
- حدود ۴۲ درصد از قویترین روزهای معاملاتی ۲۰ سال اخیر در دورههای بازار نزولی رخ داده و ۳۶ درصد دیگر در دو ماه نخست بازارهای صعودی اتفاق افتاده است؛ زمانی که هنوز آغاز روند صعودی برای سرمایهگذاران مشخص نبود.
- تاریخ نشان میدهد ترکیب سرمایهگذاری منظم، تنوعبخشی و پرهیز از فروش هیجانی، در بلندمدت شانس بیشتری برای ساخت ثروت ایجاد میکند.
مسئله اصلی در بسیاری از بحرانها این نیست که سرمایهگذار نمیداند بازار ممکن است سقوط کند؛ بلکه مشکل از جایی آغاز میشود که فرد تصور میکند باید دقیقاً زمان خروج و ورود دوباره را تشخیص دهد. تجربه بازار نشان میدهد چنین کاری بسیار دشوار است، زیرا بهترین روزهای بازار اغلب در همان دورههایی اتفاق میافتند که فضای عمومی هنوز مملو از ترس و تردید است.
بازار نزولی همیشه پایان مسیر نیست
از سال ۱۹۲۸ تاکنون، شاخص S&P 500 در مجموع ۲۷ بازار نزولی را تجربه کرده است. افت متوسط این دورهها حدود ۳۵ درصد بوده و هر بازار نزولی نیز به طور متوسط حدود ۲۸۹ روز، معادل ۹.۶ ماه ادامه داشته است.
این اعداد نشان میدهند افتهای سنگین بازار اتفاقی غیرعادی نیستند. بخش مهمتر ماجرا اما به رفتار شاخص در زمان بازگشت مربوط میشود.
حدود ۴۲ درصد از قویترین روزهای معاملاتی S&P 500 در ۲۰ سال گذشته در دورههای بازار نزولی رخ دادهاند. علاوه بر این، حدود ۳۶ درصد از بهترین روزهای بازار در دو ماه نخست بازارهای صعودی اتفاق افتادهاند؛ یعنی زمانی که هنوز برای بسیاری از سرمایهگذاران مشخص نیست روند نزولی واقعاً تمام شده است.
همین مسئله یکی از مهمترین خطرات خروج هیجانی از بازار را نشان میدهد. سرمایهگذاری که در اوج ترس دارایی خود را میفروشد، ممکن است نهتنها بخشی از افت را قطعی کند، بلکه روزهای قدرتمند بازگشت بازار را نیز از دست بدهد.
چرا ماندن در بازار اهمیت دارد؟
یکی از سادهترین راهکارهای پیشنهادی، ایجاد یک برنامه سرمایهگذاری خودکار و منظم در مجموعهای متنوع از صندوقهای کمهزینه و قابل معامله است. در این روش، سرمایهگذار بدون توجه به نوسانات کوتاهمدت، در فواصل زمانی مشخص مبلغی ثابت وارد بازار میکند.
این روش چند مزیت همزمان دارد. نخست، تنوعبخشی باعث میشود سرمایه تنها به یک صنعت، شرکت یا منطقه وابسته نباشد. بنابراین یک شوک مشخص نمیتواند به تنهایی کل پرتفوی را تحت تأثیر قرار دهد.
دوم، سرمایهگذاری منظم باعث میشود در زمان افت قیمتها، تعداد بیشتری از واحدهای سرمایهگذاری خریداری شود و در زمان رشد قیمتها، تعداد کمتری خرید انجام گیرد. این فرآیند به کاهش اثر نوسانات کوتاهمدت بر مسیر سرمایهگذاری کمک میکند اما شاید مهمترین مزیت، حذف تصمیمهای احساسی باشد. وقتی سرمایهگذاری بر اساس یک برنامه از پیش تعیینشده انجام میشود، اخبار روزانه و ترس بازار کمتر میتواند مسیر تصمیمگیری را تغییر دهد.
“
«به نظر میرسد مهمترین پیام این گزارش، نه «همیشه در بازار بمانید»، بلکه «برای ماندن در بازار، سازوکار داشته باشید» است. سرمایهگذاری بلندمدت زمانی معنا پیدا میکند که پرتفوی از ابتدا بر اساس تنوع، افق زمانی و توان تحمل ریسک طراحی شده باشد. در چنین چارچوبی، سقوط بازار الزاماً تهدید نیست؛ بلکه میتواند مرحلهای از چرخه باشد که ارزش تصمیمهای منضبط و سرمایهگذاری تدریجی را آشکار میکند. در نهایت، مزیت اصلی سرمایهگذار خرد نه پیشبینی آینده، بلکه توانایی اجتناب از تصمیمهای احساسی در لحظاتی است که بازار بیشترین فشار روانی را ایجاد میکند.»
بابک شیری
قدرت واقعی در ترکیب زمان و سود مرکب است
سرمایهگذاری بلندمدت بیش از آنکه به پیشبینی دقیق حرکت بعدی بازار وابسته باشد، به زمان نیاز دارد. سودهای حاصل از سرمایهگذاری در صورت باقی ماندن در بازار دوباره میتوانند سرمایهگذاری شوند و در طول سالها اثر مرکب ایجاد کنند.
به همین دلیل، افت بازار لزوماً به معنای از بین رفتن فرصت نیست. برای سرمایهگذاری که افق زمانی طولانی دارد، کاهش قیمتها میتواند به معنای خرید داراییهای بیشتر با همان میزان سرمایه باشد.
البته این رویکرد به معنای نادیده گرفتن ریسک یا خرید بدون تحلیل نیست. تنوعبخشی، انتخاب داراییهای مناسب و داشتن افق زمانی مشخص همچنان ضروری است. آنچه باید از رفتار هیجانی جدا شود، تصمیمگیری بر اساس ترس لحظهای است.
جمعبندی
بازار همیشه قابل پیشبینی نیست، اما رفتار تاریخی آن درسهای مشخصی دارد. در ۲۷ بازار نزولی گذشته، افتهای شدید بخشی از مسیر بودهاند و بهترین روزهای بازار نیز بارها در دل همین دورههای پرتنش یا بلافاصله پس از آنها شکل گرفتهاند.
بنابراین، مهمترین تصمیم سرمایهگذار الزاماً انتخاب سهم بعدی یا پیشبینی بحران بعدی نیست؛ بلکه ایجاد یک برنامه منظم، متنوع و بلندمدت و پایبندی به آن در دورههای رونق و رکود است.
تاریخ نمیتواند تضمین کند که بازار در آینده دقیقاً مانند گذشته رفتار خواهد کرد، اما نشان داده است که خروج هیجانی و تلاش برای زمانبندی دقیق بازار میتواند هزینه سنگینی برای سرمایهگذار داشته باشد.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.
























