آخرین مقالات
بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

توافق پنهانی آمریکا و حوثی‌ها؛ آیا عربستان در حال چرخش به سمت چین است؟

آمریکا و حوثی‌ها

در یک نگاه
  • حوثی‌ها ممکن است اختلالات در دریای سرخ را بیش از پیش تشدید کنند.
  • گزارش‌ها حاکی از آن است که واشنگتن مذاکرات مستقیم با حوثی‌ها را آغاز کرده، در حالی که درخواست‌های عربستان برای مداخله نظامی را نپذیرفته است؛ اقدامی که می‌تواند روابط امنیتی ریاض و واشنگتن را پیچیده‌تر کند.
  • افزایش نفوذ چین در اطراف دریای سرخ و اقیانوس هند ممکن است در نهایت عربستان را به تعمیق روابط خود با پکن ترغیب کند.

در آغاز عملیات «خشم حماسی» آمریکا (Operation Epic Fury)، پیش‌بینی می‌شد که ایران در جریان تشدید درگیری، سه مسیر اقدام را در پیش خواهد گرفت. نخستین و آشکارترین اقدام ــ هرچند ظاهراً مورد توجه تیم دونالد ترامپ قرار نگرفته بود ــ بستن تنگه هرمز بود تا قیمت نفت، گاز طبیعی مایع (LNG) و فرآورده‌های پالایشی به‌شدت افزایش یابد؛ این اتفاق رخ داد.

دومین اقدام، حمله به زیرساخت‌های نفتی عربستان سعودی از طریق حوثی‌های یمن، مورد حمایت تهران، بود تا ضمن افزایش بیشتر قیمت انرژی، این تصور تقویت شود که متحدان آمریکا در خاورمیانه نمی‌توانند برای محافظت در برابر ایران روی واشنگتن حساب کنند؛ این مورد نیز رخ داد.

سومین اقدام، محاصره تنگه باب‌المندب بود؛ دیگر مسیر حیاتی انتقال نفت، LNG و فرآورده‌های پالایشی در منطقه که می‌توانست فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی و ناامنی منطقه‌ای را بیش از پیش تشدید کند. این بخش هنوز به‌طور کامل عملیاتی نشده، اما فاصله چندانی با آن نداریم. بنابراین، ایران و نیروهای حوثیِ همسو با آن از اینجا به بعد چه مسیری را در پیش خواهند گرفت؟

این مقاله در Oilprice منتشر شده و توسط تیم تحریریه یوتوتایمز، بازنویسی و ترجمه شده است.

بر اساس گفته‌های یک منبع ارشد حوزه انرژی که با وزارت نفت ایران همکاری نزدیکی دارد و به‌طور اختصاصی با OilPrice صحبت کرده است، احتمالاً حوثی‌ها طی چند روز آینده به‌طور «رسمی» تنگه باب‌المندب را به روی تمام کشتی‌های متعلق به «دشمن» خواهند بست؛ در حالی که تاکنون اقدامات آنها عمدتاً کشتی‌های مرتبط با عربستان را هدف قرار داده است.

این منبع گفت: «این اقدام به آن معنا است که ایران عملاً تا ۴۲ درصد از جریان نفت خام جهان را به گروگان می‌گیرد؛ حدود ۳۰ درصد از نفت از طریق تنگه هرمز و حدود ۱۲ درصد از طریق باب‌المندب عبور می‌کند. همچنین تا ۳۰ درصد از جریان LNG جهان نیز در معرض این وضعیت قرار خواهد گرفت؛ حدود ۲۰ درصد از طریق تنگه هرمز و حدود ۱۰ درصد از طریق باب‌المندب. وضعیت درباره فرآورده‌های پالایشی نیز دست‌کم به همین اندازه نگران‌کننده است.»

پیش از آغاز محاصره‌های فعلی، تنگه هرمز روزانه تا ۵.۵ میلیون بشکه فرآورده‌های کاملاً پالایش‌شده نفتی را جابه‌جا می‌کرد؛ محصولاتی از جمله گازوئیل، سوخت جت و خوراک‌های پتروشیمی مانند نفتا که پیش از ورود به مسیرهای کشتیرانی، در پالایشگاه‌های بزرگ خاورمیانه فرآوری شده بودند.

در همین حال، تنگه باب‌المندب ــ که مسیر اصلی اتصال خلیج عدن، دریای سرخ و کانال سوئز به جنوب اروپا محسوب می‌شود ــ روزانه تا ۲.۶ میلیون بشکه را جابه‌جا می‌کرد.

✔️ بیشتر بخوانید: خط لوله عربستان هم امن نماند؛ آیا تنگه هرمز هیچ جایگزینی ندارد؟

این منبع افزود: «افزایش شدید قیمت بسیاری از این فرآورده‌های پالایشی، به‌ویژه گازوئیل و سوخت جت، ممکن است حتی پیامدهای جدی‌تری نسبت به افزایش قیمت نفت و LNG داشته باشد؛ چرا که اروپا طی سال‌های گذشته بسیاری از پالایشگاه‌های قدیمی خود را تعطیل کرده و به همین دلیل برای تأمین گازوئیل و سوخت جت نهایی و آماده مصرف، به واردات مستقیم از خاورمیانه از طریق تنگه باب‌المندب وابسته است.»

تصرف اخیر چند جزیره مهم در دریای سرخ توسط حوثی‌ها، از جمله جزیره راهبردی «پریم» در دهانه تنگه باب‌المندب میان یمن و جیبوتی، اهرم فشار بسیار بیشتری در اختیار این گروه و ایران برای کنترل مسیر دریای سرخ و کانال سوئز قرار داده است.

داده‌های PortWatch صندوق بین‌المللی پول (IMF) نشان می‌دهد که حتی بدون اعلام محاصره عمومی تنگه باب‌المندب از سوی حوثی‌ها، حجم کلی کشتیرانی از این تنگه تقریباً ۹۰ درصد کمتر از میانگین معمول شده است.

این منبع تأکید کرد: «استفاده تهران از حوثی‌ها در باب‌المندب اقدامی هوشمندانه بوده است، چرا که نیروهای آمریکایی را که از پیش تحت فشار هستند، بیش از گذشته پراکنده می‌کند و باعث می‌شود تضمین‌های قبلی واشنگتن درباره حفاظت از متحدانش در منطقه، عملاً توخالی به نظر برسد

برای بسیاری از ناظران ــ به‌ویژه خود سعودی‌ها ــ خبر اخیر بسیار قابل توجه بود؛ اینکه آمریکا نه‌تنها مستقیماً از کمک نظامی به عربستان برای مقابله با تهدیدهای اخیر حوثی‌ها و در نتیجه ایران خودداری کرده، بلکه واشنگتن در تماس مستقیم با رهبران حوثی نیز قرار داشته است.

وب‌سایت Oilprice با استفاده از منابع ایرانی و آمریکایی نزدیک به این موضوع تأیید کرده است که کمی بیش از یک هفته پیش، دونالد ترامپ در پاسخ به درخواست محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در دو تماس تلفنی در روز ۱۰ سپتامبر، از صدور مجوز برای حملات هوایی مستقیم آمریکا به‌منظور متوقف کردن پیشروی حوثی‌ها در امتداد ساحل دریای سرخ خودداری کرده است.

این اتفاق در همان روزی رخ داد که حوثی‌ها کنترل شهر بندری راهبردی «مخا» را به دست گرفتند و به‌سرعت در حال پیشروی به سمت اهداف مختلف در امتداد ساحل دریای سرخ بودند.

ترامپ در عوض، دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، را برای هماهنگی اضطراری در زمینه تبادل اطلاعات به ریاض فرستاد و همچنان مجوز هیچ‌گونه کمک نظامی به سعودی‌ها را صادر نکرده است.

با توجه به سابقه ترامپ در به خاطر سپردن طولانی‌مدت اختلافات و کدورت‌ها، شاید بخشی از این تصمیم به این دلیل بوده باشد که محمد بن سلمان در مارس ۲۰۲۲، زمانی که واشنگتن پس از حمله روسیه به اوکراین به‌شدت به کمک عربستان برای مهار افزایش سرسام‌آور قیمت نفت نیاز داشت، بارها از پاسخ دادن به تماس‌های جو بایدن، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، خودداری کرده بود.

احتمال دیگر این است که این تصمیم به دلیل «تضمین‌هایی» از سوی حوثی‌ها بوده باشد مبنی بر اینکه آنها به کشتی‌های آمریکایی در تنگه باب‌المندب حمله نخواهند کرد.

این تضمین‌ها در جریان مذاکرات مستقیم آمریکا و حوثی‌ها که در روزهای ۱۲ و ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در سفارت آمریکا در مسقط، عمان، و با میانجیگری دولت عمان برگزار شد نیز تکرار شد. نشست حضوری اصلی در روز ۱۳ سپتامبر (22 شهریور) انجام گرفت.

یک منبع ارشد که ارتباط نزدیکی با ساختار امنیتی اتحادیه اروپا دارد، هفته گذشته به‌طور اختصاصی به OilPrice.com گفت: «تا پیش از آن، سعودی‌ها همچنان تصور می‌کردند آمریکا پشت آنها ایستاده است. اما پس از آن، عربستان می‌داند که اکنون باید روی پای خودش بایستد.»

بر اساس اظهارات منبع ایرانی، گسترش کارزار نظامی فعلی علیه عربستان قطعاً یکی دیگر از گام‌هایی است که حوثی‌ها در صورت فراهم شدن فرصت، در پیش خواهند گرفت.

✔️ بیشتر بخوانید: هشدار به بازار نفت؛ قیمت‌ها در آستانه سقوط ۴۰ دلاری؟

این اتفاق ممکن است زودتر از آنچه تصور می‌شود رخ دهد؛ چراکه عربستان بار دیگر طی آخر هفته درباره برنامه خود برای تشکیل یک نیروی عملیاتی مستقل ۱۴ کشوری موسوم به «ائتلاف چندملیتی دفاع دریایی» (MMDC) گفت‌وگو کرده است. این ائتلاف همچنین شامل بخش‌هایی از چارچوب تازه‌تشکیل‌شده «توافق‌نامه دفاع مشترک مکه» (MJDA) خواهد بود.

ائتلاف MMDC شامل کشورهای عضو توافق دفاعی مکه یعنی عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، به‌علاوه مصر، کویت، بحرین، قطر، اردن، یمن ــ به نمایندگی از شورای رهبری ریاست‌جمهوری ضدحوثی ــ جیبوتی، سومالی، سودان، بنگلادش و نیجریه خواهد بود.

حضور جیبوتی در این ائتلاف ممکن است برای عربستان چندان مطلوب نباشد؛ چرا که چین، یعنی حامی اصلی و ابرقدرت پشتیبان تهران، نفوذ بسیار شدیدی بر جیبوتی دارد؛ نفوذی که با وام‌های سنگین مرتبط با طرح «کمربند و جاده» چین ایجاد شده است.

پس از سرمایه‌گذاری حدود ۱۴ میلیارد دلاری چین در جیبوتی ــ رقمی که بیش از ۷۰ درصد بدهی این کشور را تشکیل می‌دهد و چین را به بزرگ‌ترین طلبکار آن تبدیل کرده است ــ پکن در سال ۲۰۱۷ نخستین پایگاه نظامی خارجی خود را در این کشور ایجاد کرد.

با توجه به اینکه کشتی‌های چینی، بر اساس دستور ایران، عمدتاً از پیامدهای محاصره‌های فعلی در تنگه هرمز و باب‌المندب در امان مانده‌اند، به نظر می‌رسد حضور جیبوتی در MMDC بیشتر بخشی از یک موازنه با هدف حفاظت از منافع اقتصادی چین باشد تا تلاشی واقعی برای تضعیف اهداف راهبردی ایران.

در نتیجه، هر اقدامی که چین در این «ائتلاف» انجام دهد، احتمالاً به فشارهای آرام و غیرعلنی بر تهران محدود خواهد شد تا از حوثی‌ها بخواهد سطح اختلالات در مسیرهای دریایی را به‌صورت گزینشی حفظ کنند.

شرایط برای برنامه‌های عربستان جهت مهار تهدید حوثی‌ها زمانی پیچیده‌تر می‌شود که در نظر بگیریم کریدور اقتصادی و لجستیکی چین که به طرح کمربند و جاده (BRI) مرتبط است، از شاخ آفریقا تا بخش‌های وسیعی از غرب اقیانوس هند و سپس تا یکی دیگر از شرکای ریاض در چارچوب توافق دفاعی مکه، یعنی پاکستان، امتداد دارد.

جیبوتی نه‌تنها میزبان یک پایگاه نظامی بزرگ چین است، بلکه به‌عنوان مرکز دریایی اتیوپی نیز عمل می‌کند؛ جایی که چین مالک راه‌آهن ۴ میلیارد دلاری آدیس آبابا–جیبوتی است؛ خط آهنی که برای صادرات اتیوپی اهمیت حیاتی دارد.

در جنوب اتیوپی، کنیا قرار دارد؛ کشوری که چین از طریق توسعه پروژه توسعه بندر مومباسا و بندر آب‌های عمیق لامو، آن را به دروازه اصلی تجاری و دریایی خود به قاره آفریقا تبدیل کرده است.

در شمال‌شرق جیبوتی و در آن سوی دریای عرب نیز «بندر گوادر» پاکستان قرار دارد؛ نقطه‌ای که در راهبرد چین برای ایجاد نقاط گلوگاهی دریایی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

گوادر مستقیماً با «کریدور اقتصادی چین–پاکستان» مرتبط است. این بندر رسماً یک بندر تجاری آب‌های عمیق است که توسط شرکت China Overseas Ports Holding Company اداره می‌شود، اما زیرساخت آن به‌گونه‌ای طراحی شده که قابلیت استفاده دوگانه داشته باشد و بتواند امکان سوخت‌گیری، تعمیر و پهلوگیری کشتی‌های بزرگ نیروی دریایی ارتش آزادی‌بخش خلق چین را فراهم کند.

علاوه بر این، در هر یک از این مناطق فرصت‌های قابل توجهی برای برقراری ارتباط حوثی‌ها با دیگر گروه‌های افراط‌گرای اسلام‌گرا وجود دارد؛ موضوعی که می‌تواند به ایجاد اثر «ضریب فزاینده» در سراسر منطقه منجر شود.

علاوه بر تحریک طالبان پاکستان که در بخش‌های گسترده‌ای از این کشور فعالیت دارد، گروه افراط‌گرای الشباب، وابسته به القاعده، نیز در سومالی مستقر است و دامنه فعالیت گسترده‌ای در جیبوتی، اتیوپی، کنیا و سودان دارد.

با در نظر گرفتن تمام این عوامل و همچنین روابط نزدیکی که در سال‌های پس از پایان جنگ نفتی ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ میان عربستان و چین شکل گرفته است، ممکن است مهم‌ترین پیروزی‌ که حوثی‌ها در نهایت به دنبال آن باشند، تغییر دوباره ائتلاف ژئوپلیتیکی اصلی ریاض و چرخش آن به سمت چین، به جای آمریکا، باشد.

✔️ بیشتر بخوانید: سقوط نفت به زیر ۱۰۰ دلار؛ دو سیگنال دیپلماتیک از تنگه هرمز و بندر ینبع

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


بونوس