
- افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در شرایطی که بخش مهمی از فشار تورمی ناشی از قیمت بالای نفت است، میتواند به اقتصاد آمریکا آسیب بزند.
- بر اساس منحنی قیمتها، احتمال افت حدود ۴۰ دلاری نفت تا پایان ۲۰۲۶ یا اوایل ۲۰۲۷ مطرح شده است؛ سناریویی که میتواند WTI را به محدوده ۶۰ دلار و برنت را به محدوده ۷۰ دلار برساند.
- افزایش استفاده از گاز طبیعی، انرژی هستهای و خودروهای برقی میتواند به کاهش تقاضای جهانی برای نفت منجر شود.
کمیته بازار آزاد فدرال رزرو (FOMC) در ماه سپتامبر با افزایش نرخ بهره، نگرانیهای بازار را تأیید کرد؛ اقدامی که نخستین افزایش نرخ بهره در بیش از سه سال گذشته بود. در حالی که به نظر میرسد یک افزایش دیگر نرخ بهره نیز در سال جاری محتمل باشد، سرمایهگذاران باید پیش از انجام تحرکات عمده در بازار، مدتزمان این چرخه افزایش نرخ بهره را در نظر بگیرند.
هرچند تورم بهخودیخود نگرانکننده است، بخش قابلتوجهی از فشارهای تورمی فعلی ناشی از قیمتهای بالای نفت است؛ عاملی که میتواند بهسرعت معکوس شود. قیمت نفت که امروز بالا است، ممکن است ناگهان سقوط کند. FOMC کنترل واقعی بر قیمت نفت ندارد و تنها میتواند بهطور غیرمستقیم بر تقاضا اثر بگذارد. افزایش نرخ بهره ممکن است تقاضا را کاهش داده و به کاهش تورم کمک کند، اما در عین حال میتواند فعالیت اقتصادی را تضعیف کند و خطر رکود یا توقف رشد اقتصادی را افزایش دهد.
افزایش نرخ بهره در شرایط کنونی و بهویژه افزایش تهاجمی آن، اقتصاد را در معرض ریسک بیشتری قرار میدهد؛ آن هم در شرایطی که اقتصاد به چنین ریسک اضافی نیاز ندارد. در حال حاضر، نرخ تورم در محدوده میانی ۳ درصد قرار دارد و همچنان بهطور محسوسی بالاتر از هدف است. اما ریسک موجود این است که تورم سریعتر از حد انتظار کاهش یابد، به زیر ۲ درصد برسد و وارد محدودهای بسیار ضعیف شود؛ در همین حال، رشد اقتصادی آمریکا ممکن است به صفر بازگردد یا حتی وارد انقباض شود.
در چنین سناریویی، فدرال رزرو پس از افزایش نرخ بهره، ناچار خواهد شد نرخها را کاهش دهد و حتی ممکن است آنها را بار دیگر به نزدیکی صفر برساند تا به احیای رشد اقتصادی کمک کند. در همین حال، نیروهای ساختاری موجود در بازار نفت میتوانند با یک سقوط سریع قیمتها، فشارهای تورمی را بیش از پیش کاهش دهند؛ سناریویی که احتمال وقوع آن چندان دور از ذهن نیست.
قراردادهای آتی نفت از سقوط شدید قیمتها در پی تغییر تقاضا خبر میدهند
بازار نفت عمدتاً بر پایه قراردادهای آتی فعالیت میکند. برخی شرکتها نفت مورد نیاز خود را بهصورت نقدی و در زمان نیاز خریداری میکنند، اما تعداد آنها زیاد نیست. بیشتر تولیدکنندگان، تولید آینده خود را از طریق قراردادهای آتی میفروشند و مصرفکنندگان نیز برای پوشش ریسک هزینههای خود، موقعیتهای معاملاتیشان را هج میکنند.
✔️ بیشتر بخوانید: سناریوی شوک قیمتی LNG در اروپا؛ نفت ۲۴۰ دلاری در بازار گاز؟
قراردادهای آتی معمولاً هرچه فاصله بیشتری تا سررسید داشته باشند، در صورت ثابت بودن قیمت توافقی، گرانتر هستند. این اختلاف قیمت هزینههای نگهداری و سایر هزینهها، از جمله نوسان ضمنی، را پوشش میدهد؛ اما شرایط فعلی بازار نفت متفاوت است.
در حال حاضر، بازار نفت در وضعیت بکوِردیشن (Backwardation) قرار دارد؛ یعنی قراردادهای نفت با سررسیدهای طولانیتر، ارزانتر از قراردادهای نزدیک به سررسید معامله میشوند. این وضعیت نشان میدهد بازار انتظار دارد قیمت نفت کاهش پیدا کند. (در حالت بکوِردیشن، قیمت فیوچرز نفت پایینتر از قیمت نقدی است. این ساختار نشان میدهد که بازار در حال حاضر با کمبود عرضه مواجه است یا انتظار میرود شرایط عرضه در آینده بهبود یابد. در این وضعیت، معاملهگران حاضرند نفت را با قیمتی بالاتر به صورت نقدی خریداری کنند، چرا که نگرانیهایی درباره دسترسی فوری به عرضه وجود دارد. بکوِردیشن اغلب در دوران تنشهای ژئوپولیتیکی، اختلالات در تولید یا کاهش شدید ذخایر نفتی مشاهده میشود.)
شکل منحنی قیمتها بسیار معنادار است و حتی میتواند از احتمال افت حدود ۴۰ دلاری قیمت نفت تا پایان سال یا اوایل سال ۲۰۲۷ حکایت داشته باشد؛ اتفاقی که میتواند قیمت نفت خام WTI را به محدوده میانی تا پایین ۶۰ دلار و قیمت نفت برنت را به محدوده میانی ۷۰ دلار برساند.
بازار به چه چیزی نگاه میکند؟ کاهش تقاضا در کنار عادیشدن سریع شرایط بازار.
آژانس بینالمللی انرژی (IEA) میگوید قیمتهای بالاتر نفت، شرکتها و صنایع را وادار کرده است سریعتر از حد انتظار بهدنبال منابع انرژی جایگزین باشند و وابستگی خود به نفت را کاهش دهند.
از جمله صنایع مهمی که به سمت منابع جایگزین حرکت کردهاند، میتوان به دیتاسنترهای بزرگ و مقیاسبالا اشاره کرد که به گاز طبیعی، سلولهای سوختی کاتالیستی شرکت Bloom Energy و انرژی هستهای روی آوردهاند. علاوه بر این، روند گذار به خودروهای برقی نیز همچنان در حال پیشرفت است و به کاهش تقاضا برای نفت کمک میکند. همزمان، گاز طبیعی نیز سهم بیشتری از بازار انرژی صنعتی را به خود اختصاص میدهد.
گاز طبیعی به دلایل مختلفی جذاب است که از جمله آنها میتوان به بهرهوری بالا و هزینه کمتر اشاره کرد. این سوخت، پاکسوزترین سوخت فسیلی محسوب میشود و هزینه آن به ازای هر واحد حرارتی بریتانیا (BTU)، حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد کمتر از نفت خام است.
رشد گاز طبیعی همچنین از افزایش سریع ظرفیت تولید و صادرات در امتداد خلیج مکزیک حمایت میشود و امکان عرضه آن به بازارهای بینالمللی را افزایش میدهد. در سطح جهانی نیز تقاضا برای گاز طبیعی از توسعه سریع زیرساختهایی حمایت میشود که انتقال این محصول به مناطقی را که به آن نیاز دارند، تسهیل میکنند.
ریسک مازاد عرضه نفت در حالی افزایش مییابد که ریسک پالایش، قیمتها را بالا نگه داشته است
هیچکس دقیقاً نمیداند تنگه هرمز چه زمانی بازگشایی خواهد شد، اما بعید است برای همیشه بسته بماند. فشار اقتصادی بر کشورهایی که مستقیماً تحت تأثیر این وضعیت قرار گرفتهاند، دیر یا زود به یافتن راهحلی برای این بحران منجر خواهد شد.
✔️ بیشتر بخوانید: چرا بازار نفت دوباره ملتهب شد؟ ردپای عربستان، یمن و تنگه هرمز
وقتی این اتفاق رخ دهد، قیمت نفت میتواند بهسرعت به کف محدوده معاملاتی خود بازگردد. تا آن زمان نیز هر خبر مثبت میتواند به محرکی برای فروش تبدیل شود و عوامل دیگری همچنان قیمت نفت را تهدید میکنند.
تولید کشورهای خارج از اوپک، از جمله تولید داخلی آمریکا، گویان و برزیل و احتمالاً در آینده نزدیک ونزوئلا، در حال افزایش است تا بخشی از اختلال عرضه ناشی از مشکلات در تنگه هرمز و دریای سرخ را جبران کند.
نکته کلیدی این است که کاهش تقاضا در کنار افزایش سریع عرضه میتواند به ایجاد مازاد عرضه عظیمی منجر شود؛ مازادی که برای سال آینده پیشبینی شده است.
نمودارهای قیمت نفت نیز نشان میدهند که بازار در حال قیمتگذاری چنین سناریویی است. نفت WTI در محدوده ۱۰۵ دلار با مقاومت مواجه است؛ سطحی که بهمراتب پایینتر از سقفهای فعلی و در پایین محدوده هدف قرار دارد.
حرکت قیمت به سمت سطوح بالاتر همچنان امکانپذیر است، اما بدون وقوع یک اختلال دیگر در ظرفیت عرضه، احتمال آن چندان زیاد نیست.
نرخهای بهره بالاتر نیز برای نفت عامل نزولی محسوب میشوند و میتوانند شرایط را برای تحقق یک پیشگویی خودمحققشونده فراهم کنند. افزایش نرخ بهره باعث تقویت دلار میشود و از آنجا که قیمت نفت بر مبنای دلار تعیین میشود، تقویت دلار برای قیمت نفت منفی است؛ به این معنا که هرچه دلار قویتر باشد، برای خرید یک بشکه نفت با همان قیمت دلاری، دلار کمتری مورد نیاز خواهد بود.
بزرگترین ریسک نفت، تولید نیست؛ پالایش است
بزرگترین ریسک برای بازار نفت نه لزوماً ظرفیت تولید یا میزان عرضه، بلکه ظرفیت پالایش است.
جنگ اوکراین موجب از کار افتادن بخشی از ظرفیت پالایش نفت روسیه شده؛ ظرفیتی که برای بازار جهانی اهمیت زیادی دارد. روسیه حدود ۶.۵ درصد از ظرفیت پالایش جهانی را در اختیار دارد و یکی از ۱۰ کشور بزرگ پالایشکننده جهان است، اما تمرکز اصلی آن بر تولید و پالایش گازوئیل است.
روسیه بیش از ۱۰ درصد از ظرفیت پالایش گازوئیل جهان را در اختیار دارد و از این نظر پس از آمریکا در رتبه دوم قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، فرآوردههای میانتقطیر نفتی یا Distillates به مسئله بزرگتری تبدیل میشوند و احتمالاً حتی در صورت افزایش عرضه نفت یا بازگشایی تنگه هرمز نیز، حاشیه سود پالایشگاهها و قیمتهای مصرفکننده را در سطوح بالا نگه خواهند داشت.
تناقض جالب اینجا است که جنگ اوکراین خود به یکی از عوامل کاهش تقاضا نیز تبدیل شده است؛ جنگی که بخش مهمی از آن در آسمان و با استفاده از پهپادها، باتریها و تجهیزات کنترل از راه دور انجام میشود.
تناقض دیگر این است که افزایش هزینه فعالیت اقتصادی در نتیجه نرخهای بهره بالاتر، میتواند در کوتاهمدت پیش از آنکه اثر موردنظر خود را بر تورم بگذارد، به افزایش تورم منجر شود.
✔️ بیشتر بخوانید: خط لوله عربستان هم امن نماند؛ آیا تنگه هرمز هیچ جایگزینی ندارد؟





















