
بازار سهام در پنج سال گذشته عملکرد قابل توجهی داشته است، اما رشدهای طولانیمدت بازارها همواره با دورههای افت و رکود همراه میشوند. شاخص S&P 500 طی این دوره حدود ۷۸ درصد، شاخص داوجونز ۵۳ درصد و شاخص نزدک حدود ۸۴ درصد رشد کردهاند؛ با این حال، افزایش تورم و نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی بار دیگر احتمال ورود بازار به دورهای دشوار را برای سرمایهگذاران مطرح کرده است.
- خروج از بازار در دورههای نزولی میتواند باعث از دست رفتن سریعترین روزهای رشد شود.
- در ۲۰ سال گذشته، هفت روز از بهترین روزهای بازار در فاصله دو هفته از ۱۰ روز بدترین عملکرد قرار داشتهاند.
- از دست دادن ۱۰ روز برتر شاخص S&P 500 طی این دوره، بازده سالانه را نزدیک به ۴۰ درصد کاهش داده است.
- ماندن در بازار و سرمایهگذاری بلندمدت، مهمتر از تلاش برای تشخیص دقیق کف و سقف بازار است.
در چنین شرایطی، نخستین واکنش بسیاری از سرمایهگذاران خروج از بازار و انتظار برای بازگشت شرایط عادی است. مشکل اینجاست که تشخیص دقیق زمان خروج و ورود مجدد به بازار تقریباً غیرممکن است و تاریخ بازار سهام بارها نشان داده که تلاش برای زمانبندی دقیق، میتواند هزینه سنگینی برای سرمایهگذار داشته باشد.
مشکل اصلی؛ زمانبندی بازار
یکی از دشوارترین تصمیمها برای سرمایهگذاران، تشخیص زمان مناسب برای خروج و ورود مجدد به بازار است. در تئوری، خروج پیش از آغاز یک بازار نزولی و بازگشت در نزدیکی کف میتواند بازدهی بسیار بالایی ایجاد کند؛ اما در عمل، شناسایی این نقاط تقریباً غیرممکن است.
بازارها معمولاً پیش از آنکه روند جدید خود را بهوضوح نشان دهند، بارها جهت حرکت خود را تغییر میدهند. سرمایهگذاری که در جریان افت بازار از ترس زیان خارج میشود، برای ورود مجدد نیز با همان مشکل مواجه خواهد بود: از کجا باید مطمئن شود که افت بازار به پایان رسیده است؟
دوره سقوط حباب شرکتهای فناوری نمونهای از این دشواری است. بازار نزولی آن دوره حدود ۳۱ ماه ادامه داشت؛ یعنی تقریباً دو برابر میانگین معمول بازارهای نزولی. تشخیص نقطهای که در آن بازار واقعاً به کف رسیده بود، در همان زمان بسیار دشوار بود.
این مسئله در شرایط فعلی نیز اهمیت دارد. درباره ارزشگذاری سهام مرتبط با هوش مصنوعی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد؛ برخی سرمایهگذاران احتمال نزدیک شدن بازار به سقف را مطرح میکنند، در حالی که برخی دیگر معتقدند چرخه سرمایهگذاری در این فناوری هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد.
بهترین روزها معمولاً در کنار بدترین روزها ظاهر میشوند
یکی از مهمترین دلایل پرهزینه بودن خروج از بازار، رفتار نامنظم بازدهی روزانه سهام است. بر اساس پژوهش جیپی مورگان، در دو دهه گذشته، هفت مورد از بهترین روزهای بازار در فاصله دو هفته از ۱۰ روز بدترین عملکرد بازار رخ دادهاند.
این موضوع یک پیام مهم دارد: سرمایهگذاری که در روزهای بسیار بد بازار از آن خارج میشود، ممکن است دقیقاً در فاصله کوتاهی از روزهای قدرتمند رشد قرار داشته باشد.
در چنین شرایطی، حتی چند روز از دسترفته میتواند تأثیر قابل توجهی بر بازدهی بلندمدت داشته باشد. بر اساس دادههای ارائهشده در این گزارش، از دست دادن تنها ۱۰ روز برتر بازار طی ۲۰ سال گذشته میتوانست بازده سالانه سرمایهگذاری در شاخص S&P 500 را حدود ۴۰ درصد کاهش دهد. به همین دلیل، مشکل خروج از بازار فقط زیانی نیست که در زمان افت متحمل میشویم؛ بلکه هزینه فرصت از دست دادن بازگشت بازار نیز اهمیت دارد.
بازار نزولی؛ بخشی از مسیر سرمایهگذاری
بازارهای نزولی بخشی طبیعی از چرخه بازار سهام هستند. شاخص S&P 500 از سال ۱۹۵۷ تاکنون بهطور تاریخی بازده سالانهای در محدوده ۱۰ درصد داشته است؛ اما این بازده به شکل خطی و یکنواخت ایجاد نشده است.
در مسیر دستیابی به بازده بلندمدت، سرمایهگذار ناگزیر با دورههایی از افت شدید، رکود اقتصادی، بحران مالی و افزایش نااطمینانی مواجه میشود. به همین دلیل، استراتژی سرمایهگذاری بلندمدت بیشتر بر زمان حضور در بازار تمرکز دارد تا تلاش برای پیشبینی هر حرکت کوتاهمدت.
یکی از سادهترین روشها برای اجرای چنین رویکردی، سرمایهگذاری در صندوقهای شاخصی است که عملکرد آنها به شاخصهای گسترده بازار سهام آمریکا وابسته است. صندوقهایی مانند VOO با در اختیار داشتن مجموعه بزرگی از شرکتهای آمریکایی، ریسک تمرکز روی یک شرکت یا صنعت خاص را کاهش میدهند؛ هرچند همچنان در معرض ریسک کلی بازار قرار دارند.
“
«نکته مهم این گزارش را نباید صرفاً در جمله «در بازار نزولی بفروشید یا نفروشید» خلاصه کرد؛ مسئله عمیقتر، هزینه زمانبندی اشتباه سرمایه است. بازارهای مالی معمولاً در نقاطی بیشترین بازده را ایجاد میکنند که اطمینان سرمایهگذاران نسبت به آینده پایین است و همین ویژگی، پیشبینی نقطه بازگشت را دشوار میکند. با این حال، ماندن در بازار نیز نباید به معنای خرید بدون توجه به ارزشگذاری یا کیفیت داراییها باشد. برای سرمایهگذار حرفهای، مسئله اصلی مدیریت نقدینگی، افق زمانی، تنوع دارایی و تحمل ریسک است؛ زیرا حفظ سرمایه در یک دوره نزولی و برخورداری از نقدینگی کافی میتواند اهمیت بیشتری از تلاش برای شکار دقیق کف بازار داشته باشد. در این چارچوب، بازار نزولی نه الزاماً تهدید و نه الزاماً فرصت است؛ بلکه آزمونی برای کیفیت استراتژی سرمایهگذاری و انضباط تصمیمگیری محسوب میشود.»
بابک شیری
چرا ماندن در بازار اهمیت دارد؟
سرمایهگذار بلندمدت باید میان افت موقت قیمتها و تغییر دائمی ارزش یک کسبوکار تفاوت قائل شود. کاهش شاخصها لزوماً به معنای از بین رفتن ظرفیت سودآوری شرکتهای موجود در آن شاخص نیست.
البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن ریسکها یا خرید هر سهمی در هر قیمتی نیست. در دورههای نزولی، کیفیت شرکتها، وضعیت مالی، ارزشگذاری و افق زمانی سرمایهگذاری اهمیت بیشتری پیدا میکند.
آنچه دادههای تاریخی نشان میدهد این است که تلاش برای خروج کامل از بازار و ورود مجدد در زمان دقیق، مستلزم پیشبینی دو نقطه دشوار است: سقف بازار و کف بازار. در مقابل، سرمایهگذاری منظم و بلندمدت این نیاز را کاهش میدهد و به سرمایهگذار اجازه میدهد بدون اتکا به پیشبینی دقیق نوسانات کوتاهمدت، از روند بلندمدت بازار استفاده کند.
جمعبندی
تاریخ بازار سهام نشان میدهد که بازارهای نزولی اگرچه میتوانند برای سرمایهگذاران دشوار باشند، اما بخشی از مسیر طبیعی بازارهای مالی هستند. بزرگترین خطر در چنین دورههایی الزاماً خود افت قیمتها نیست؛ بلکه ممکن است واکنش احساسی و خروج کامل از بازار باشد.
دادههای تاریخی مربوط به ۲۰ سال گذشته نشان میدهد که بهترین روزهای بازار اغلب در فاصله کوتاهی از شدیدترین روزهای افت رخ دادهاند. بنابراین سرمایهگذاری که برای محافظت از سرمایه خود در زمان نامناسب از بازار خارج میشود، ممکن است بخش قابل توجهی از بازگشت بعدی را نیز از دست بدهد. در نهایت، سرمایهگذاری بلندمدت به معنای نادیده گرفتن ریسک نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن نوسانهای کوتاهمدت در برابر دستیابی به بازده احتمالی بلندمدت است.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است






















