
بازار اعتبارات خصوصی (Private Credit) که در سالهای اخیر به عنوان یک پناهگاه جذاب برای سرمایهگذاران شناخته میشد، این روزها با یک چالش جدی مواجه شده است: سرمایهگذاران میخواهند پول خود را خارج کنند، اما صندوقها نقدینگی کافی برای پرداخت ندارند.
دادههای جدید موسسه سرمایهگذاری رابرت ای. استنجر نشان میدهد که در سهماهه دوم سال جاری میلادی، حجم تقاضا برای خروج سرمایه به شدت افزایش یافته، در حالی که پرداختها آب رفته است.
آمار چه میگوید؟
- درخواست خروج ۱۵.۶ میلیارد دلاری: سرمایهگذاران در سهماهه دوم خواستار خروج ۱۵.۶ میلیارد دلار از صندوقهای بزرگ اعتبار خصوصی (معروف به BDC) شدند؛ رقمی که نسبت به ۱۳.۹ میلیارد دلار در سهماهه اول رشد داشته است.
- پرداخت قطرهچکانی ۵.۹ میلیارد دلاری: مدیران این صندوقها در مقابل این حجم از تقاضا، تنها ۵.۹ میلیارد دلار به سرمایهگذاران بازگرداندند؛ این رقم حتی از پرداختی ۷.۴ میلیارد دلاری سهماهه قبل هم کمتر است.
- سقوط شدید جذب سرمایه جدید: در سمت دیگر، ورود پول جدید به این بازار در ماه مه به رقم ناچیز ۵۰۰ میلیون دلار رسید که کمترین میزان در ۱۸ ماه گذشته است و افت ۷۵ درصدی را نسبت به ژانویه نشان میدهد.
مدیران بزرگ بازار چه تاکتیکی پیش گرفتهاند؟
این عدم تعادل بین «پول درخواستی» و «پول پرداختی»، غولهای والاستریت را مجبور به جیرهبندی نقدینگی کرده است:
- بلکاستون (Blackstone): این ابرشرکت که در سهماهه اول تمام درخواستهای خروج پول را پاسخ داده بود، اکنون سقف برداشت را روی ۵ درصد قفل کرده است تا بتواند سرمایه خود را برای تقاضاهای آینده حفظ کند.
- آتشفشان تقاضا برای بقیه غولها: فشار خروج سرمایه به شرکتهایی مثل آپولو (Apollo)، آرس (Ares) و واحد اعتبار خصوصی بلکراک (HPS) نیز سرایت کرده است؛ شرکتهایی که پیش از این در برابر این موج مصون به نظر میرسیدند.
- استثناهای بازار: در این میان، صندوق مدیریت سرمایه اوکتری (Oaktree) برعکس جریان بازار حرکت کرد و نرخ درخواست خروج پول از آن از ۸.۵ درصد به ۴.۵ درصد کاهش یافت؛ دلیلی آن رشد ارزش خالص داراییها و نداشتن هیچگونه وام معوق و سوختشده در این صندوق است.
چرا این موضوع برای کل بازار اهمیت دارد؟
صندوقهای اعتبار خصوصی دقیقاً مثل یک موتور محرک هستند که برای حرکت، به سوخت مداوم یعنی «ورود پولهای جدید» نیاز دارند. حالا تصور کنید وقتی شیر ورودی پول جدید تقریباً بسته میشود و همزمان سرمایهگذاران قبلی هم برای برداشتن پولهایشان صف میکشند، دست این صندوقها برای وام دادن حسابی خالی میشود.
این یعنی یک زنگ خطر جدی نقدینگی که دودش مستقیم به چشم شرکتهای کوچکتر و ضعیفتری میرود که رتبه اعتباری پایینی دارند. برای مثال، برخی شرکتهای نرمافزاری که این روزها زیر فشار سنگین رقابت با هوش مصنوعی هستند، با این وضعیت دیگر نمیتوانند به راحتی وام بگیرند و خطر ورشکستگی و پس ندادن بدهیها به شدت تهدیدشان میکند.
















