EURUSD 1.12073 USD ▲ 0.44%
XAUUSD 3,904.21 USD ▲ 0.75%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 99.40 USD ▼ 4.53%
BTCUSD 77,791.75 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70083 USD ▼ 0.31%
EURJPY 176.946 JPY ▲ 0.39%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۲ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۲ دقیقه پیش

سقوط ۱۰ درصدی سهام بوئینگ؛ سفارش‌های ۷۴۵ میلیارد دلاری در برابر گلوگاه تولید

شرکت بوئینگ در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ با وجود ثبت رکوردی تازه در ارزش سفارش‌های معوق، با واکنش منفی بازار سهام مواجه شد. افزایش سفارش‌ها تا ۷۴۵ میلیارد دلار، تأیید گواهی هواپیمای ۷۳۷ مکس ۱۰ و کسب یک قرارداد مهم دفاعی، از نشانه‌های مثبت عملکرد شرکت هستند؛ اما تأخیر در افزایش ظرفیت تولید و زیان بیشتر از انتظار، تردیدها درباره سرعت احیای مالی این غول هوافضا را افزایش داده‌اند. افت حدود ۱۰٫۷ درصدی سهام در معاملات ۲۷ اکتبر نشان داد که سرمایه‌گذاران بیش از حجم سفارش‌ها، به توانایی شرکت برای تحویل به‌موقع هواپیماها و تبدیل سفارش‌ها به جریان نقدی توجه دارند. در یک نگاه ارزش سفارش‌های معوق بوئینگ در پایان سپتامبر به رکورد ۷۴۵ میلیارد دلار رسید؛ حدود ۳۰ میلیارد دلار بیشتر از سه‌ماهه قبل. شرکت در سه‌ماهه سوم به‌ازای هر سهم ۰٫۳۴ دلار زیان تعدیل‌شده گزارش کرد، درحالی‌که درآمد ۲۴٫۱۹ میلیارد دلاری آن از پیش‌بینی قبلی فراتر رفت. هدف تولید پایدار ۵۲ فروند هواپیمای خانواده ۷۳۷ در ماه به نیمه دوم سال ۲۰۲۷ موکول شده و تحقق اهداف تحویل همچنان با محدودیت روبه‌رو است. مدیریت برای سال ۲۰۲۶ حدود ۲ میلیارد دلار جریان نقدی آزاد و برای سال ۲۰۲۹ حدود ۱۰ میلیارد دلار هدف‌گذاری کرده است؛ اهدافی که تحقق آن‌ها به رفع گلوگاه‌های تولید وابسته است. رشد سفارش‌ها؛ مزیت بزرگ، اما نه تضمین سودآوری مهم‌ترین نقطه قوت بوئینگ، تقاضای قابل‌توجه برای هواپیماهای تجاری آن است. ارزش سفارش‌های معوق شرکت در پایان سه‌ماهه سوم به ۷۴۵ میلیارد دلار رسید و بیش از ۶۳۰۰ فروند هواپیمای تجاری را دربر گرفت. این حجم سفارش می‌تواند در سال‌های آینده پشتوانه مهمی برای درآمد شرکت باشد؛ به‌ویژه اگر تولید و تحویل هواپیماها با سرعت بیشتری انجام شود. بااین‌حال، سفارش ثبت‌شده با درآمد تحقق‌یافته و وجه نقد دریافتی یکسان نیست. تا زمانی که بوئینگ نتواند هواپیماها را مطابق برنامه تولید و تحویل دهد، بخشی از ظرفیت درآمدزایی آن در قالب سفارش‌های معوق باقی می‌ماند. بنابراین، معیار اصلی ارزیابی این شرکت نه صرفاً افزایش ارزش سفارش‌ها، بلکه توانایی تبدیل آن‌ها به تحویل واقعی، حاشیه سود بهتر و جریان نقدی پایدار است. نتایج مالی؛ درآمد بهتر از انتظار، زیان همچنان پابرجا بوئینگ در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ درآمدی نزدیک به ۲۴٫۱۹ میلیارد دلار گزارش کرد که از پیش‌بینی قبلی بازار، حدود ۲۳٫۸۴ میلیارد دلار، بیشتر بود. بااین‌حال، زیان تعدیل‌شده هر سهم به ۰٫۳۴ دلار رسید و از زیان مورد انتظار تحلیلگران فراتر رفت. این ترکیب نشان می‌دهد افزایش درآمد به‌تنهایی برای رفع نگرانی‌های سرمایه‌گذاران کافی نیست و هزینه‌های تولید، بهره‌وری عملیاتی و مشکلات اجرایی همچنان اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارند. واکنش بازار نیز همین مسئله را برجسته کرد. سهام بوئینگ در ۲۷ اکتبر با افت حدود ۱۰٫۷ درصدی به ۱۶۸٫۱۸ دلار رسید. این کاهش شدید نشان می‌دهد بازار نسبت به تأخیر در اجرای برنامه‌های تولید و زمان‌بندی بازگشت شرکت به سودآوری حساس است. گلوگاه تولید؛ مهم‌ترین مانع احیای بوئینگ بوئینگ پیش‌تر هدف تولید پایدار ۴۷ فروند از هواپیماهای خانواده ۷۳۷ مکس در ماه را دنبال می‌کرد؛ اما مدیریت اعلام کرد تثبیت تولید در این سطح بیشتر از انتظار زمان خواهد برد. همچنین، دستیابی به نرخ تولید ۵۲ فروند در ماه اکنون برای نیمه دوم سال ۲۰۲۷ پیش‌بینی شده است. این تأخیر اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افزایش تولید در صنعت هواپیماسازی تنها به بالا بردن سرعت خطوط مونتاژ محدود نمی‌شود. هماهنگی تأمین‌کنندگان، کیفیت قطعات، ظرفیت تولید بال‌ها و کنترل دوباره‌کاری‌ها باید هم‌زمان بهبود پیدا کنند. افزایش تولید بدون ثبات عملیاتی می‌تواند هزینه‌ها و خطر بروز مشکلات کیفی را بیشتر کند؛ ازاین‌رو، سرعت رشد تولید باید همراه با حفظ کیفیت ارزیابی شود. ۷۳۷ مکس ۱۰ و قرارداد دفاعی؛ دو محرک بالقوه رشد دریافت تأییدیه سازمان هوانوردی فدرال آمریکا برای هواپیمای ۷۳۷ مکس ۱۰، یکی از تحولات مثبت گزارش‌شده است. این مدل بزرگ‌تر خانواده ۷۳۷ می‌تواند به پاسخ‌گویی به تقاضای شرکت‌های هواپیمایی کمک کند، هرچند بهره‌برداری تجاری و تحویل آن همچنان به آمادگی عملیاتی و اجرای برنامه‌های تولید وابسته است. در بخش دفاعی نیز بوئینگ از انتخاب‌شدن برای قرارداد طراحی و ساخت جنگنده نسل ششم نیروی دریایی آمریکا خبر داده است. این قرارداد می‌تواند موقعیت راهبردی شرکت را تقویت کند؛ بااین‌حال، قراردادهای دفاعی نیز با هزینه‌های توسعه، پیچیدگی فنی و ریسک‌های اجرایی همراه‌اند و نباید ارزش اسمی آن‌ها را معادل سود قطعی دانست. چشم‌انداز جریان نقدی و ریسک ارزش‌گذاری مدیریت بوئینگ انتظار دارد جریان نقدی آزاد شرکت در سال ۲۰۲۶ به حدود ۲ میلیارد دلار برسد، در سال ۲۰۲۷ به حدود ۳ میلیارد دلار افزایش یابد و تا سال ۲۰۲۹ به ۱۰ میلیارد دلار نزدیک شود. بااین‌حال، برآورد قبلی اجماع تحلیلگران برای سال ۲۰۲۹ حدود ۱۲٫۵ میلیارد دلار بود. فاصله این ارقام نشان می‌دهد که حتی با وجود چشم‌انداز بهبود، انتظارات بازار نیز تعدیل شده‌اند. برای سرمایه‌گذاران، نکته اساسی آن است که تحقق جریان نقدی پیش‌بینی‌شده به افزایش تحویل هواپیماها، کنترل هزینه‌ها و کاهش اختلالات تولید وابسته است. از سوی دیگر، افت قیمت سهام به‌تنهایی به معنای ارزندگی نیست؛ ارزیابی جذابیت سهم باید با توجه به ارزش شرکت، بدهی‌ها، سودآوری مورد انتظار و احتمال تحقق اهداف مدیریتی انجام شود.

خواندن کامل خبر
تحلیل اثر متوسط
تحلیل اثر متوسط

گزارش درآمدزایی سه‌ماهه سوم 2026 شرکت بوئينگ

سود هر سهم (EPS) واقعی............. 0.34 - پیش‌بینی............ 0.2355- درآمدزایی فصلی (REVENUE) واقعی............ 24.19 میلیارد دلار پیش‌بینی........... 24.39 میلیارد دلار  شاخص بورسی وزن تقریبی Boeing Dow Jones (DJIA) حدود 6٪ تا 8٪ S&P 500 S&P 500 حدود 0.3٪ تا 0.5٪ Nasdaq 100 ندارد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

بوئینگ در برابر لاکهید مارتین؛ کدام سهام هوافضا در سال ۲۰۲۶ ارزش خرید بیشتری دارد؟

در یک نگاه درآمد بوئینگ در سال ۲۰۲۵ با رشد ۳۴.۵ درصدی به حدود ۸۹.۵ میلیارد دلار رسید. لاکهید مارتین در همین سال نزدیک به ۶.۹ میلیارد دلار جریان نقد آزاد ایجاد کرد. بدهی سنگین و چالش‌های تولید، ریسک سرمایه‌گذاری در بوئینگ را افزایش می‌دهند. ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود نقدی منظم، از مهم‌ترین مزیت‌های لاکهید مارتین هستند. دو مسیر متفاوت در صنعت هوافضا بوئینگ و لاکهید مارتین از بازیگران مهم صنعت هوافضا و دفاعی آمریکا هستند، اما مدل کسب‌وکار متفاوتی دارند. بوئینگ علاوه بر فعالیت‌های دفاعی، به بازار هواپیماهای تجاری وابسته است و تلاش می‌کند از مشکلات تولید و زنجیره تأمین عبور کند. در مقابل، لاکهید مارتین تمرکز بیشتری بر جنگنده‌ها، سامانه‌های موشکی و تجهیزات دفاعی پیشرفته دارد. این تفاوت، مقایسه سهام این دو شرکت را به انتخابی میان ظرفیت احیای یک کسب‌وکار پرچالش و ثبات نسبی یک پیمانکار دفاعی تبدیل می‌کند. بوئینگ؛ رشد درآمد در سایه بدهی درآمد بوئینگ در سال مالی ۲۰۲۵ به حدود ۸۹.۵ میلیارد دلار رسید؛ رشدی معادل ۳۴.۵ درصد نسبت به سال قبل. شرکت همچنین از زیان خالص حدود ۱۱.۸ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۴ به سود خالص تقریبی ۲.۲ میلیارد دلاری بازگشت. افزایش تحویل هواپیماها یکی از عوامل اصلی این بهبود بود. با این حال، تصویر مالی شرکت همچنان پرریسک است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام حدود ۱۰ برابر گزارش شده و جریان نقد آزاد آن نزدیک به منفی ۱.۹ میلیارد دلار بوده است. تأخیر در برنامه‌های تولید و دریافت مجوز هواپیماهای جدید، زیان قراردادهای دفاعی با قیمت ثابت و ادغام شرکت اسپیریت ایرواسیستمز نیز می‌توانند روند احیا را دشوار کنند. در مقابل، افزایش سفارش‌های ثبت‌شده و جایگاه بوئینگ در بازار جهانی هواپیماهای تجاری، ظرفیت رشد بلندمدت آن را حفظ کرده است. با این حال، رشد درآمد به‌تنهایی تضمین‌کننده بهبود پایدار سودآوری و جریان نقد نیست. لاکهید مارتین؛ جریان نقد قوی‌تر درآمد لاکهید مارتین در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۵.۱ میلیارد دلار بود که از رشد سالانه ۵.۷ درصدی حکایت دارد. سود خالص شرکت نیز نزدیک به ۵ میلیارد دلار گزارش شد. مهم‌تر از همه، جریان نقد آزاد حدود ۶.۹ میلیارد دلاری و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام نزدیک به ۳.۲ برابر، تصویری باثبات‌تر از وضعیت مالی این شرکت ارائه می‌کنند. برنامه جنگنده اف‌ـ۳۵ یکی از پایه‌های اصلی درآمد لاکهید مارتین است و حدود ۲۷ درصد از فروش شرکت را تشکیل می‌دهد. برنامه خرید این جنگنده‌ها در دهه‌های آینده می‌تواند تقاضای بلندمدت ایجاد کند؛ هرچند وابستگی به این برنامه، شرکت را در برابر کاهش بودجه دفاعی یا مشکلات فنی آسیب‌پذیر می‌کند. دولت آمریکا نیز حدود ۷۲ درصد از فروش سال ۲۰۲۵ این شرکت را به خود اختصاص داده است. “ «نکته کلیدی در این مقایسه، تفاوت میان رشد درآمد و خلق ارزش اقتصادی است. جهش فروش بوئینگ زمانی برای سهام‌داران اهمیت پایدار پیدا می‌کند که به سودآوری تکرارپذیر و جریان نقد مثبت تبدیل شود؛ در غیر این صورت، رشد درآمد ممکن است صرف جبران هزینه‌ها و فشار بدهی شود. لاکهید مارتین در مقابل، با تولید نقدینگی قوی‌تر و ارزش‌گذاری پایین‌تر، حاشیه اطمینان بیشتری ارائه می‌دهد؛ اما وابستگی به قراردادهای دولتی و برنامه اف‌ـ۳۵ را نباید نادیده گرفت. بنابراین، معیار حرفه‌ای تصمیم‌گیری صرفاً انتخاب شرکت بزرگ‌تر یا سریع‌الرشدتر نیست، بلکه سنجش کیفیت سود، توان تأمین مالی و قیمتی است که سرمایه‌گذار برای جریان نقد آینده می‌پردازد.» بابک شیری مقایسه ارزش‌گذاری سهام شاخص بوئینگ (BA) لاکهید مارتین (LMT) قیمت سهام ۱۸۶٫۴۹ دلار ۵۰۴٫۰۲ دلار تغییر روزانه قیمت ۱٫۵۹٪- (۳٫۰۱- دلار) ۱٫۵۴٪- (۷٫۸۶- دلار) ارزش بازار ۱۴۷ میلیارد دلار ۱۱۶ میلیارد دلار محدوده قیمت در ۵۲ هفته ۱۷۶٫۷۷ تا ۲۵۴٫۳۵ دلار ۴۳۷٫۲۵ تا ۶۹۲ دلار حاشیه سود ناخالص ۴٫۷۱٪ ۱۲٫۶۶٪ نسبت قیمت به سود (P/E) ۸۴٫۹۳ ۱۸٫۵۸ سود هر سهم در ۱۲ ماه گذشته (EPS TTM) ۲٫۲۰ دلار ۲۷٫۱۳ دلار سود نقدی سالانه و بازده اعلام نشده ۱۳٫۸۰ دلار (۲٫۷۴٪) نسبت قیمت به سود آینده (Forward P/E) ۵۲٫۲ برابر ۱۶٫۹ برابر نسبت قیمت به فروش (P/S) ۱٫۶ برابر ۱٫۵ برابر منبع: داده‌های ارائه‌شده از بازار سهام بر اساس برآوردهای تحلیلگران نقل‌شده در مقاله، درآمد بوئینگ در سال ۲۰۲۶ ممکن است به ۹۷.۷ میلیارد دلار برسد، اما سود خالص آن حدود ۸۵ میلیون دلار پیش‌بینی شده است. در مقابل، انتظار می‌رود درآمد لاکهید مارتین به حدود ۸۱ میلیارد دلار و سود خالص آن به بیش از ۷ میلیارد دلار افزایش یابد. این ارقام پیش‌بینی هستند، نه نتایج قطعی. جمع‌بندی بوئینگ از ظرفیت احیای تولید، افزایش تحویل هواپیماها و رشد سفارش‌ها برخوردار است، اما بدهی سنگین و ضعف جریان نقد همچنان موانع مهمی محسوب می‌شوند. لاکهید مارتین با جریان نقد قوی‌تر، سود نقدی و نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده پایین‌تر، از نظر مالی موقعیت باثبات‌تری دارد. بر مبنای ارقام مقاله، کفه ارزش‌گذاری به سود لاکهید مارتین سنگینی می‌کند؛ هرچند عملکرد آینده هر دو شرکت به شرایط عملیاتی و بودجه‌های دفاعی وابسته خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بوئینگ با قرارداد ۲۰ میلیارد دلاری جنگنده‌های نسل ششم را در اختیار گرفت

شرکت بوئینگ در فاصله کوتاهی دومین قرارداد بزرگ توسعه جنگنده‌های نسل ششم آمریکا را نیز به دست آورد؛ اتفاقی که جایگاه این شرکت را در صنعت دفاعی آمریکا به شکل قابل توجهی تغییر می‌دهد. بوئینگ پیش‌تر در سال ۲۰۲۵ قرارداد توسعه جنگنده F-47 نیروی هوایی آمریکا را دریافت کرده بود و اکنون قرارداد F/A-XX نیروی دریایی را نیز به دست آورده است. در یک نگاه بوئینگ قرارداد F/A-XX نیروی دریایی آمریکا را با ارزش مرحله توسعه حدود ۲۰ میلیارد دلار به دست آورد.   این شرکت پیش‌تر نیز قرارداد توسعه جنگنده F-47 نیروی هوایی آمریکا را دریافت کرده بود.   بوئینگ اکنون تنها تأمین‌کننده جنگنده‌های نسل ششم آمریکا برای نیروی هوایی و نیروی دریایی است.   ارزش بلندمدت این دو برنامه می‌تواند با ورود به مرحله تولید به ده‌ها میلیارد دلار برسد و سودآوری بخش دفاعی بوئینگ را تقویت کند. ارزش مرحله توسعه هر یک از این دو برنامه حدود ۲۰ میلیارد دلار اعلام شده است و در صورت ورود کامل جنگنده‌ها به مرحله تولید، ارزش اقتصادی این قراردادها می‌تواند به ده‌ها میلیارد دلار دیگر افزایش پیدا کند. در نتیجه، بوئینگ اکنون عملاً تنها تولیدکننده جنگنده‌های نسل ششم برای هر دو شاخه اصلی نیروهای هوایی و دریایی آمریکا خواهد بود. دومین پیروزی بزرگ بوئینگ بوئینگ در سال‌های گذشته در بازار جنگنده‌ها با شکست‌های متعددی مواجه شده بود و در رقابت‌هایی از برزیل تا کره جنوبی و حتی آمریکا، قراردادهای مهمی را از دست داده بود. اما شرایط در میانه دهه ۲۰۲۰ تغییر کرده و بخش دفاعی، فضایی و امنیتی این شرکت بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از نقاط قوت آن است. در مارس ۲۰۲۵، نیروی هوایی آمریکا بوئینگ را برای توسعه جنگنده نسل ششم خود انتخاب کرد. این جنگنده که اکنون F-47 نام دارد، قرار است بخشی از نسل آینده توان هوایی آمریکا باشد. مرحله توسعه این برنامه می‌تواند بین ۲۰ تا ۵۰ میلیارد دلار برای بوئینگ درآمد ایجاد کند و تولید انبوه جنگنده‌ها نیز فرصت مالی بسیار بزرگ‌تری در اختیار شرکت قرار خواهد داد اما قرارداد دوم اهمیت استراتژیک بیشتری دارد. F/A-XX؛ جنگنده نسل آینده نیروی دریایی برنامه F/A-XX برای جایگزینی جنگنده‌های F/A-18 سوپر هورنت نیروی دریایی آمریکا طراحی شده است. بوئینگ هفته گذشته به‌عنوان برنده این قرارداد معرفی شد و ارزش مرحله توسعه آن حدود ۲۰ میلیارد دلار اعلام شده است. این قرارداد شامل ساخت چندین فروند آزمایشی برای آزمایش‌های زمینی، ارزیابی صلاحیت پروازی، یکپارچه‌سازی سامانه‌ها و آزمایش تسلیحات خواهد بود. هدف، ساخت جنگنده‌ای پنهان‌کارتر، دوربردتر و پیشرفته‌تر از F/A-18 است که بتواند در کنار نسل جدید پهپادهای رزمی فعالیت کند. این جنگنده همچنین باید توانایی همکاری و کنترل هواگردهای رزمی بدون سرنشین را داشته باشد؛ قابلیتی که نشان می‌دهد جنگ هوایی آینده تنها بر عملکرد یک جنگنده متکی نخواهد بود، بلکه به شبکه‌ای از جنگنده‌ها و سامانه‌های بدون سرنشین وابسته خواهد شد. گفته می‌شود F/A-XX همچنین از یک سامانه بومی جنگ الکترونیک برخوردار خواهد بود و در نهایت علاوه بر F/A-18، جایگزین هواپیماهای جنگ الکترونیک EA-18G گرولر نیز خواهد شد. “ «از منظر سرمایه‌گذاری، اهمیت این خبر صرفاً در رقم ۲۰ میلیارد دلاری قرارداد F/A-XX خلاصه نمی‌شود؛ ارزش واقعی این پیروزی در ایجاد یک جایگاه انحصاری در معماری جنگ هوایی نسل آینده آمریکا است. بوئینگ در حالی این موقعیت را به دست آورده که بخش دفاعی شرکت پس از سال‌ها فشار عملیاتی دوباره به سودآوری بازگشته و اکنون قراردادهای نسل ششم می‌توانند یک پشتوانه بلندمدت برای جریان سفارش آن ایجاد کنند. با این حال، نباید این تحول را به معنای حذف ریسک‌های بوئینگ دانست؛ پیچیدگی فنی، هزینه‌های توسعه، احتمال تأخیر و سابقه مشکلات اجرایی شرکت همچنان عواملی تعیین‌کننده هستند. بنابراین، اگر بوئینگ بتواند این برتری قراردادی را با انضباط هزینه، اجرای به‌موقع برنامه‌ها و تبدیل قراردادهای توسعه به تولید پایدار همراه کند، F-47 و F/A-XX می‌توانند نه‌فقط دو قرارداد بزرگ، بلکه نقطه آغاز بازتعریف جایگاه بوئینگ در صنعت دفاعی آمریکا باشند.» بابک شیری پایان سلطه لاکهید مارتین؟ اهمیت قراردادهای جدید زمانی بیشتر مشخص می‌شود که آن را با نسل پنجم جنگنده‌های آمریکایی مقایسه کنیم. لاکهید مارتین با برنده شدن قراردادهای F-22 و F-35 به بازیگر اصلی تولید جنگنده‌های نسل پنجم تبدیل شد. اکنون به نظر می‌رسد بوئینگ در نسل ششم جایگاهی مشابه به دست آورده است. البته این سلطه مطلق نیست. نورثروپ گرومن قرارداد ساخت بمب‌افکن پنهان‌کار نسل ششم B-21 را در اختیار دارد، اما در بخش جنگنده‌های نسل ششم، بوئینگ اکنون رقیب مستقیمی برای قراردادهای اصلی نیروی هوایی و دریایی ندارد. آمریکا نیز انتظار دارد در طول زمان بیش از ۳۷۰ فروند جنگنده نسل ششم برای نیروی هوایی و دریایی خریداری کند. همین مقیاس می‌تواند بازار بلندمدت بسیار بزرگی برای بوئینگ ایجاد کند. قراردادهای جدید چه معنایی برای سهام بوئینگ دارند؟ این قراردادها تنها یک پیروزی فناورانه برای بوئینگ نیستند؛ بلکه می‌توانند ساختار درآمدی بخش دفاعی شرکت را برای سال‌های طولانی تغییر دهند. بخش دفاع، فضا و امنیت بوئینگ پس از چهار سال زیان‌دهی متوالی، بار دیگر به سودآوری بازگشته است. قراردادهای F-47 و F/A-XX می‌توانند با ایجاد جریان سفارش بلندمدت، ثبات بیشتری برای این بخش ایجاد کنند. از سوی دیگر، بازگشت سودآوری پایدار در کل شرکت نیز یکی از انتظارات مهم بازار است و تحلیلگران وال‌استریت پیش‌بینی کرده‌اند که سال ۲۰۲۷ می‌تواند نقطه آغاز دوره‌ای پایدارتر برای سودآوری بوئینگ باشد. در چنین شرایطی، قراردادهای نسل ششم می‌توانند یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌های بلندمدت بخش دفاعی شرکت باشند. جمع‌بندی بوئینگ با به دست آوردن هم‌زمان قراردادهای F-47 و F/A-XX موقعیت کم‌سابقه‌ای در صنعت دفاعی آمریکا به دست آورده است. ارزش مرحله توسعه این دو برنامه در مجموع حدود ۴۰ میلیارد دلار است و ورود آنها به مرحله تولید می‌تواند فرصت درآمدی بسیار بزرگ‌تری ایجاد کند. این اتفاق همچنین توازن قدرت میان پیمانکاران بزرگ دفاعی آمریکا را تغییر داده است. لاکهید مارتین در نسل پنجم جایگاه غالب داشت، اما اکنون بوئینگ در بخش جنگنده‌های نسل ششم موقعیتی بسیار قدرتمند پیدا کرده است. برای سرمایه‌گذاران، اهمیت اصلی این قراردادها در افق زمانی آنهاست؛ زیرا برنامه‌های نظامی نسل جدید معمولاً پروژه‌هایی کوتاه‌مدت نیستند و می‌توانند برای چندین دهه سفارش، درآمد و فرصت خدمات پس از تولید ایجاد کنند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بنگلادش ۱۱ هواپیمای دیگر از بوئینگ خرید؛ تلاش داکا برای محافظت از صادرات پوشاک در برابر تعرفه‌های آمریکا

بنگلادش با سفارش ۱۱ فروند هواپیمای جدید بوئینگ، شامل ۵ فروند 787-10 دریم‌لاینر و ۶ فروند 737-8، برنامه خرید ناوگان شرکت هواپیمایی دولتی بیمان را به ۲۵ هواپیما افزایش داد. این اقدام در حالی انجام می‌شود که داکا به دنبال تقویت روابط تجاری با آمریکا و کاهش خطر اعمال تعرفه بر صادرات این کشور است. این قرارداد پس از توافق ماه آوریل برای خرید ۱۴ هواپیمای بوئینگ به ارزش حدود ۳.۷ میلیارد دلار منعقد می‌شود. طبق برنامه فعلی، تحویل این هواپیماها بین سال‌های ۲۰۳۱ تا ۲۰۳۵ انجام خواهد شد. مقامات بنگلادشی امیدوارند افزایش واردات از آمریکا به کاهش مازاد تجاری حدود ۶ میلیارد دلاری به نفع بنگلادش کمک کرده و فشارهای تجاری احتمالی واشنگتن را کاهش دهد. این موضوع به‌ویژه برای صنعت پوشاک بنگلادش اهمیت دارد؛ بخشی که ستون اصلی درآمدهای صادراتی کشور محسوب می‌شود و در برابر هرگونه افزایش تعرفه‌های آمریکا آسیب‌پذیر است. سفیر آمریکا در بنگلادش نیز این خرید را تأیید کرده و آن را گامی مثبت در روابط دوجانبه توصیف کرده است. با این حال، رقابت همچنان ادامه دارد و ایرباس نیز برای فروش ۱۰ فروند هواپیما به بنگلادش در حال بررسی توسط یک کمیته فنی دولتی است. برای بوئینگ، این سفارش افزایشی محدود اما مثبت در دفتر سفارشات محسوب می‌شود؛ اما اهمیت اصلی آن در بعد دیپلماتیک نهفته است، جایی که خرید هواپیماهای آمریکایی به ابزاری برای کاهش فشارهای تجاری واشنگتن تبدیل شده است.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

آیا ارزش‌گذاری فعلی بوئینگ فرصت تازه‌ای برای سرمایه‌گذاران ساخته است؟

سهام بوئینگ در شرایطی وارد نیمه دوم سال ۲۰۲۶ شده که بازار هنوز بخش قابل‌توجهی از مشکلات چند سال اخیر این شرکت را در ارزش‌گذاری آن لحاظ می‌کند. با این حال، نشانه‌هایی از بهبود در تولید هواپیماهای ۷۳۷ مکس، زنجیره تأمین و فعالیت‌های دفاعی شرکت دیده می‌شود؛ عواملی که در صورت تداوم می‌توانند فاصله میان ارزش فعلی بوئینگ و ظرفیت واقعی درآمدزایی آن را کاهش دهند. در این گزارش، وضعیت مالی و عملیاتی بوئینگ، ارزش سفارش‌های موجود، روند افزایش تولید و اقداماتی که مدیریت جدید برای بازگرداندن شرکت به مسیر رشد انجام داده است بررسی می‌شود. در یک نگاه بوئینگ بیش از ۶۲۰۰ فروند هواپیما به ارزش حدود ۵۹۷ میلیارد دلار در دفتر سفارش‌های خود دارد، اما مشکلات تولید و زنجیره تأمین همچنان مانع اصلی تبدیل این سفارش‌ها به جریان نقدی است.  تولید ۷۳۷ مکس از کمی بیش از ۳۰ فروند در ماه در ابتدای ۲۰۲۵ به سمت ۴۷ فروند افزایش یافته و خط تولید جدید اورت برای رسیدن به ۵۲ فروند در ماه راه‌اندازی شده است.  نسبت قیمت به جریان نقد آزاد بوئینگ از ۶۶.۶ برابر در ۲۰۲۶ به ۱۷.۱ برابر در ۲۰۲۸ و ۱۱.۶ برابر در ۲۰۳۰ می‌رسد؛ سطحی که در صورت تحقق پیش‌بینی‌های مالی، فاصله قابل‌توجهی با رقبا ایجاد می‌کند. آزمون اصلی بوئینگ دیگر جذب سفارش نیست؛ اجرای سفارش‌هاست و بازگشت پایدار تولید، کنترل زنجیره تأمین و سودآوری بخش دفاعی تعیین می‌کند این تخفیف ارزش‌گذاری واقعاً به فرصت تبدیل شود یا خیر. ارزش‌گذاری پایین‌تر از رقبای صنعت یکی از مهم‌ترین نکات درباره بوئینگ، فاصله ارزش‌گذاری این شرکت با رقبای اصلی صنعت هوافضا است. بر اساس برآوردهای اجماع بازار و داده‌های شرکت «ویژبل آلفا»، نسبت قیمت به جریان نقد آزاد بوئینگ برای سال ۲۰۲۶ حدود ۶۶.۶ برابر است؛ رقمی که در نگاه نخست بالا به نظر می‌رسد، اما از سال ۲۰۲۷ به بعد با سرعت زیادی کاهش پیدا می‌کند. این نسبت برای بوئینگ در سال‌های ۲۰۲۷، ۲۰۲۸، ۲۰۲۹ و ۲۰۳۰ به ترتیب ۲۷.۳، ۱۷.۱، ۱۳.۸ و ۱۱.۶ برابر برآورد شده است. در مقابل، نسبت مشابه برای شرکت جنرال الکتریک هوافضا در سال ۲۰۲۶ حدود ۳۵.۳ برابر و در سال ۲۰۳۰ حدود ۲۳.۱ برابر است. این نسبت برای هَوْمِت هوافضا در سال ۲۰۲۶ ۴۶.۶ برابر و در سال ۲۰۳۰ ۲۶.۵ برابر، برای هگزل در سال ۲۰۲۶ ۳۳.۴ برابر و در سال ۲۰۳۰ ۱۶.۸ برابر و برای آر‌تی‌ایکس نیز به ترتیب ۳۰.۶ و ۱۸.۷ برابر پیش‌بینی شده است. بنابراین، اگر بوئینگ بتواند از سال ۲۰۲۸ به بعد به جریان نقد آزاد مورد انتظار دست پیدا کند، فاصله ارزش‌گذاری آن با بسیاری از رقبای صنعت می‌تواند قابل‌توجه باشد. پشتوانه‌ای به ارزش ۵۹۷ میلیارد دلار مهم‌ترین دارایی بوئینگ در این مسیر، سفارش‌های انباشته شرکت است. بوئینگ در حال حاضر بیش از ۶۲۰۰ فروند هواپیما در سفارش‌های خود دارد که ارزش آن حدود ۵۹۷ میلیارد دلار برآورد می‌شود. این حجم از سفارش، بخش مهمی از جذابیت صنعت هواپیماسازی تجاری را توضیح می‌دهد. شرکت‌های فعال در این حوزه علاوه بر فروش هواپیما، از خدمات پس از فروش و نگهداری نیز درآمدهای بلندمدت ایجاد می‌کنند. با وجود چنین سفارشی، مسئله اصلی بوئینگ دیگر کمبود تقاضا نیست؛ بلکه توانایی شرکت در تحویل به‌موقع هواپیماها، کنترل هزینه‌ها و تبدیل این سفارش‌ها به جریان نقدی واقعی است. همین مسئله باعث شده بازار همچنان با احتیاط به سهام بوئینگ نگاه کند. ۷۳۷ مکس؛ مهم‌ترین آزمون مدیریت جدید بخش مهمی از مشکلات بوئینگ در سال‌های گذشته به هواپیمای ۷۳۷ مکس و مسائل مربوط به کیفیت، زمین‌گیر شدن هواپیماها و تأخیر در دریافت مجوزهای پروازی مربوط بوده است. کلی اورتبرگ، مدیرعامل بوئینگ، در ماه ژوئیه اعلام کرد تولید ۷۳۷ مکس که در ابتدای سال ۲۰۲۵ در محدوده کمی بیش از ۳۰ فروند در ماه قرار داشت، اکنون در مسیر رسیدن به ۴۷ فروند در ماه قرار گرفته است. شرکت همچنین خط تولید جدیدی در اورت ایالت واشنگتن راه‌اندازی کرده که هدف آن افزایش ظرفیت تولید به ۵۲ فروند در ماه است. با این حال، اورتبرگ در یک نشست مورگان استنلی تأکید کرد که بوئینگ هنوز در سطح ۴۷ فروند در ماه به ثبات کامل نرسیده است. این نکته نشان می‌دهد افزایش ظرفیت اسمی تولید الزاماً به معنای حل کامل مشکلات عملیاتی نیست. در عین حال، افتتاح خط تولید جدید و نزدیک شدن مجوز هواپیمای ۷۳۷ مکس ۱۰ می‌تواند گام مهمی برای شرکت باشد. این مدل قرار است با هواپیمای موفق ایرباس A321 رقابت کند و ورود آن به بازار می‌تواند جایگاه بوئینگ در بخش مهمی از بازار هواپیماهای تک‌راهرو را تقویت کند. خرید اسپیریت؛ تلاش برای کنترل زنجیره تأمین یکی دیگر از اقدامات مهم مدیریت جدید، خرید شرکت اسپیریت ایروسیستمز در دسامبر ۲۰۲۵ بود. این معامله از آن جهت اهمیت دارد که بخشی از مشکلات تولید بوئینگ به اختلال در زنجیره تأمین و تأمین بدنه و قطعات اصلی هواپیماها مربوط می‌شد. با در اختیار گرفتن اسپیریت، بوئینگ کنترل بیشتری بر تأمین قطعات هواپیماهای ۷۳۷ مکس، ۷۷۷ و ۷۸۷ دریم‌لاینر پیدا کرده است. در صنعتی که کوچک‌ترین اختلال در تأمین قطعات می‌تواند برنامه تحویل هواپیما را عقب بیندازد، کنترل بیشتر زنجیره تأمین می‌تواند نقش مهمی در افزایش تولید و کاهش ریسک‌های عملیاتی داشته باشد. البته نتیجه این اقدام نیز به نحوه مدیریت یکپارچه‌سازی شرکت و توانایی بوئینگ در افزایش بهره‌وری بستگی دارد. بخش دفاعی هنوز یک نقطه ضعف است تمام مشکلات بوئینگ به بخش هواپیماهای تجاری محدود نمی‌شود. بخش دفاع، فضا و امنیت این شرکت نیز طی سال‌های اخیر با زیان‌های سنگین در برخی قراردادهای توسعه‌ای با قیمت ثابت مواجه بوده است. برنامه‌هایی مانند هواپیمای سوخت‌رسان KC-46 و پروژه هواپیمای ریاست‌جمهوری آمریکا از جمله طرح‌هایی هستند که هزینه‌های آنها فشار زیادی بر عملکرد مالی این بخش وارد کرده‌اند. با این حال، مشکل اصلی محدود به چند پروژه خاص است و سایر فعالیت‌های بخش دفاعی همچنان سودآور هستند. مدیریت بوئینگ انتظار دارد این بخش در سال ۲۰۲۶ بار دیگر به سودآوری بازگردد. این اتفاق در صورت تحقق می‌تواند یکی دیگر از عوامل مهم بهبود جریان نقدی شرکت باشد. “ «به نظر می‌رسد جذابیت بوئینگ بیش از آنکه به عملکرد کوتاه‌مدت سهام وابسته باشد، به شکاف میان ارزش‌گذاری فعلی و توان بالقوه شرکت برای تبدیل سفارش‌های انباشته به جریان نقدی مربوط است. بازار در حال حاضر همچنان برای ریسک‌های عملیاتی و سابقه مشکلات تولید، تخفیف قابل‌توجهی در نظر می‌گیرد؛ اما اگر مدیریت بتواند تولید را در سطوح هدف تثبیت کند و بخش دفاعی را به سودآوری برگرداند، بخشی از این تخفیف می‌تواند در سال‌های آینده کاهش یابد. با این حال، این سناریو به اجرای دقیق وابسته است و صرفاً بزرگ بودن دفتر سفارش‌ها نمی‌تواند جایگزین انضباط عملیاتی شود؛ بنابراین نقطه تعیین‌کننده برای بوئینگ، نه اندازه سفارش‌ها، بلکه توانایی تبدیل آنها به تحویل، درآمد و جریان نقد آزاد پایدار خواهد بود.» بابک شیری تمرکز دوباره بر کسب‌وکار اصلی بوئینگ همچنین تصمیم گرفته از برخی فعالیت‌های جانبی فاصله بگیرد. فروش فعالیت هواپیماهای برقی برخاست و فرود عمودی، موسوم به eVTOL، به شرکت آرچر هوانوردی یکی از همین اقدامات است. این تصمیم به بوئینگ اجازه می‌دهد منابع مدیریتی و سرمایه خود را بیشتر روی سه حوزه اصلی یعنی هواپیماهای تجاری، خدمات مرتبط و بخش دفاعی متمرکز کند. در شرایطی که شرکت هنوز با چالش‌های تولید و زنجیره تأمین مواجه است، تمرکز بیشتر بر فعالیت‌های اصلی می‌تواند به مدیریت هزینه و اجرای بهتر سفارش‌های انباشته کمک کند. آیا بوئینگ می‌تواند ارزش سفارش‌های خود را به سود تبدیل کند؟ مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران در نهایت به یک سؤال ساده بازمی‌گردد: آیا بوئینگ می‌تواند سفارش‌های عظیم خود را به جریان نقدی پایدار تبدیل کند؟ بازار هواپیماهای تجاری از نظر تقاضای بلندمدت همچنان ظرفیت بالایی دارد و سفارش بیش از ۶۲۰۰ فروندی بوئینگ پشتوانه مهمی برای درآمدهای آینده شرکت محسوب می‌شود اما سابقه مشکلات تولید، تأخیرهای گواهی‌نامه‌ای، مشکلات کیفیت و زیان‌های پروژه‌های دفاعی نشان داده است که داشتن سفارش به‌تنهایی کافی نیست. بوئینگ باید تولید ۷۳۷ مکس را در سطوح بالاتر تثبیت کند، تولید هواپیماهای دیگر را بدون ایجاد اختلال در کیفیت افزایش دهد، مشکلات زنجیره تأمین را کنترل کند و بخش دفاعی را دوباره به سودآوری برساند. اگر این اتفاقات هم‌زمان رخ دهد، برآورد جریان نقد آزاد پس از سال ۲۰۲۸ می‌تواند توجیه‌کننده ارزش‌گذاری بسیار پایین‌تر بوئینگ نسبت به برخی رقبا باشد. جمع‌بندی بوئینگ همچنان یکی از پرریسک‌ترین نام‌های بزرگ صنعت هوافضا است، اما همین ریسک بخش مهمی از دلیل ارزش‌گذاری پایین‌تر آن نسبت به شرکت‌هایی مانند جنرال الکتریک هوافضا، هَوْمِت، هگزل و آر‌تی‌ایکس محسوب می‌شود. شرکت اکنون بیش از ۶۲۰۰ هواپیما به ارزش حدود ۵۹۷ میلیارد دلار در سفارش دارد، تولید ۷۳۷ مکس را از سطح کمی بیش از ۳۰ فروند در ماه در ابتدای ۲۰۲۵ به سمت ۴۷ فروند افزایش داده و برای رسیدن به ۵۲ فروند در ماه خط تولید جدیدی در اورت ایجاد کرده است. در کنار آن، خرید اسپیریت، تلاش برای حل زیان‌های پروژه‌های دفاعی و تمرکز دوباره بر فعالیت‌های اصلی، مجموعه‌ای از اقدامات است که می‌تواند مسیر بازگشت بوئینگ را هموار کند. با این حال، هنوز فاصله زیادی میان «نشانه‌های بهبود» و «بازگشت کامل» وجود دارد. بازار در نهایت زمانی به بوئینگ اعتماد بیشتری خواهد کرد که افزایش تولید، کنترل کیفیت و رشد جریان نقد آزاد در صورت‌های مالی شرکت تثبیت شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

نبض آلومینیوم در دست هرمز؛ خیز قیمت در سایه بحران دریایی

در یک نگاه بهای هر تن آلومینیوم در بازارهای جهانی تحت تأثیر کمبود عرضه و فشار ناشی از افزایش ارزش دلار آمریکا به ۳۲۶۴ دلار رسید. آسیب به تأسیسات و تنش‌های منطقه‌ای به افت بی‌سابقه ۴۴ درصدی تولید کارخانه‌های بزرگ آلومینیوم در حوزه خلیج فارس انجامید. اختلال و انسداد در تنگه هرمز، واردات ۶۰ درصد از ماده حیاتی آلومینا را قطع کرد و تداوم تولید کارخانه‌ها را با خطر جدی مواجه ساخت. کشورهای خاورمیانه در واکنش به انسداد مسیرهای دریایی، بنادر جانشین نظیر صحار عمان و جده در دریای سرخ را جایگزین کردند.   قیمت آلومینیوم در آغاز هفته با قیمت ۳۲۶۴ دلار در هر تن معامله می‌شود. این قیمت روزانه ۰.۲۴ درصد افزایش یافته، در حالی که رشد سالانه آن به ۲۰.۶۶ درصد رسیده است. با این حال، دلار قوی فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد و در مقابل، کمبود عرضه جهانی از قیمت‌ها حمایت می‌کند. قیمت آلومینیوم در روز جاری با افزایش ۰.۲۴ درصدی به ۳۲۶۴.۳۵ دلار در هر تن رسید. این رقم نشان‌دهنده رشد ۲۰.۶۶ درصدی نسبت به سال گذشته است. اگرچه این فلز در ماه گذشته ۰.۰۹ درصد رشد قیمت داشته و در نزدیکی بالاترین سطح خود در چهار هفته اخیر قرار دارد، اما صعود آن تحت تأثیر عوامل متضاد قرار گرفته است. فشار دلار و تاثیر تورم افزایش ارزش دلار آمریکا در بازارهای فلزات به دقت رصد می‌شود. دلار قوی‌تر می‌تواند هزینه کالاهایی را که به دلار قیمت‌گذاری می‌شوند، افزایش دهد و آن‌ها را با ارزهای دیگر مقرون‌به‌صرفه‌تر کند. علاوه بر این، تورم بالا در ایالات متحده بر انتظارات مربوط به تصمیم نرخ بهره فدرال رزرو تأثیر می‌گذارد، بنابراین مسیر دلار در قیمت فلزات به طور مستمر رصد می‌شود سهام در بورس فلزات لندن (LME) نزدیک به پایین‌ترین سطح خود در سال‌های اخیر در نوسان است. همچنین، سهام آلومینیوم در شانگهای نیز رو به کاهش است. با توجه به تداوم محدودیت‌های عرضه، قیمت آلومینیوم همچنان بالای ۳۲۵۰ دلار در هر تن باقی مانده است. از سوی دیگر، احتمال بهبود وضعیت عرضه وجود دارد. برخی از کارخانه‌های آلومینیوم در حال از سرگیری تولید هستند و برنامه‌هایی برای افزایش ظرفیت تولید وجود دارد. علاوه بر این، افزایش صادرات آلومینیوم از چین می‌تواند از عرضه جهانی پشتیبانی کند. پیامدهای جنگ علیه ایران درگیری‌ها در خاورمیانه بر محموله‌های آلومینیوم از این منطقه تأثیر گذاشته است. طبق گزارش‌ها، تولید در کشورهای حوزه خلیج فارس در ماه ژوئیه نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۴۴ درصد کاهش یافته است. پیش از درگیری‌ها، این منطقه تقریباً ۱۰ درصد از تولید جهانی را به خود اختصاص می‌داد. کارخانه‌های تولید آلومینیوم در خاورمیانه نیز جنگ ایران در امان نماندند که به تأسیسات انرژی و تولیدی تأثیرگذار در خلیج فارس نیز گسترش یافت. تنگه هرمز یک گلوگاه اصلی برای بازار جهانی آلومینیوم است و اکثر کارخانه‌های ذوب آلومینیوم در خاورمیانه در مناطق ساحلی در امتداد این تنگه متمرکز شده‌اند. از همین روی، اختلال در تولید آلومینیوم در خاورمیانه می‌تواند کسری عرضه این فلز را در طول سال ۲۰۲۶ تشدید کند. خاورمیانه تقریباً ۶.۸ میلیون تن آلومینیوم تولید می‌کند که بیشتر آن با نرخی بین ۸۰ تا ۸۵ درصد صادر می‌شود. نقشه تولید آلومینیوم در خلیج فارس امارات متحده عربی و بحرین در تولید آلومینیوم در منطقه پیشرو هستند و به ترتیب در رتبه پنجم و ششم فهرست بزرگترین کشورهای تولیدکننده آلومینیوم جهان قرار دارند. طبق داده‌های سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده، تولید آلومینیوم امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۵ به تقریباً ۲.۷ میلیون تن یا ۳.۶ درصد از تولید جهانی و تولید بحرین به ۱.۶ میلیون تن یا ۲.۲ درصد از تولید جهانی رسید. از سوی دیگر، بر اساس گزارش شرکت تحقیقات انرژی وود مکنزی، عربستان سعودی، قطر، ایران و عمان آلومینیوم را در مقادیری بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تن تولید می‌کنند. فهرست زیر بزرگترین تولیدکنندگان آلومینیوم در خاورمیانه را در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد: امارات متحده عربی: ۲.۷ میلیون تن بحرین: ۱.۶ میلیون تن عربستان سعودی: ۰.۹ میلیون تن قطر: ۰.۷ میلیون تن ایران: ۰.۶ میلیون تن سلطنت عمان: ۰.۴ میلیون تن کاهش تولید آلومینیوم در منطقه کارخانه‌های تولید آلومینیوم در خاورمیانه از زمان شروع جنگ بیش از یک بار مورد حمله قرار گرفته‌اند و بسته شدن تنگه هرمز واردات نهاده‌های کلیدی تولید، به ویژه آلومینا، را مختل کرده است. این وضعیت اکثر شرکت‌های آلومینیوم در منطقه به ویژه در بحرین، قطر و امارات را مجبور کرده است تا ظرفیت تولید خود را با نرخ‌های بی‌سابقه‌ای کاهش دهند برای مثال، شرکت آلومینیوم بحرین (آلبا) به دلیل کمبود شدید آلومینا تقریباً ۱۹ درصد از ظرفیت تولید خود را تعطیل کرد و همچنین در ۲۸ مارس ۲۰۲۶ مورد حملات ایران قرار گرفت که منجر به خسارات جدی به تأسیسات ذوب این شرکت شد. گزارش وود مکنزی پیش‌بینی می‌کند که ظرفیت عملیاتی این کارخانه ذوب پس از این حملات ایران به ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت. کارخانه الطویله، متعلق به شرکت امارات گلوبال آلومینیوم، نیز هدف قرار گرفت و پس از آسیب دیدن نیروگاه برق تأمین‌کننده آن، فعالیت آن متوقف شد. شرکت آلومینیوم قطر از زمان هدف قرار گرفتن شهر صنعتی راس لفان در روزهای اولیه جنگ (۳ مارس ۲۰۲۶) با ۶۰ درصد از ظرفیت تولید خود فعالیت می‌کند. وود مکنزی پیش‌بینی می‌کند که این اختلالات، ۶۰ درصد از عرضه آلومینا به کارخانه‌های ذوب آلومینیوم در خاورمیانه را قطع کند، ماده‌ای حیاتی برای تولید که کشورهای منطقه به واردات آن از خارج متکی هستند. اگرچه کارخانه‌های ذوب آلومینیوم منطقه ذخایر آلومینا دارند، اما توانایی آنها برای تأمین نیازهای عملیاتی از چند هفته فراتر نمی‌رود. بر اساس این داده‌ها، وود مکنزی انتظار دارد تولید آلومینیوم در خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ بین ۳ تا ۳.۵ میلیون تن کاهش یابد که این امر کسری عرضه در بازار جهانی را تشدید کرده و قیمت این فلز را در طول سال به ۳۵۰۰ دلار در هر تن افزایش خواهد داد. شرکت آلومینیوم امارات گلوبال اخیراً مجبور شد محموله‌های خود را به بندر صحار عمان که مستقیماً در دریای عرب و به دور از خطرات تنگه هرمز واقع شده، منتقل کند. طبق گزارش اخیر رویترز، شرکت آلومینیوم بحرین (آلبا) نیز در حال بررسی همین گزینه یا استفاده از بندر جده عربستان سعودی در ساحل دریای سرخ برای کاهش اثرات بحران است. اروپا خریدار بزرگ آلومینیوم خلیج فارس از آنجایی که بیشتر تولید آلومینیوم در خاورمیانه، تا ۸۵ درصد، برای صادرات در نظر گرفته شده است، اثرات تعطیلی کارخانه‌ها یا کاهش تولید در بازارهای اصلی وارداتی قابل توجه خواهد بود. صادرات آلومینیوم خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ به تقریباً ۵.۳ میلیون تن رسید که بخش عمده آن به اتحادیه اروپا صادر می‌شد که در فهرست زیر نشان داده شده است: اتحادیه اروپا: ۲۰ درصد ایالات متحده: ۱۰ درصد ترکیه: ۱۰ درصد ژاپن: ۸ درصد کره جنوبی: ۵ درصد مکزیک: ۴ درصد اگرچه اندونزی، هند، روسیه و سایر کشورها می‌توانند صادرات آلومینیوم را افزایش دهند، اما این افزایش نمی‌تواند به طور کامل کمبود آلومینیوم از منطقه را جبران کند. راه‌اندازی مجدد برخی کارخانه‌ها در اروپا نیز به دلیل قیمت بالای برق بسیار پرهزینه خواهد بود و این امر بازار را در وضعیت کسری قابل توجه قرار خواهد داد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

آیا معامله ۹۳۰ میلیون دلاری بوئینگ و آرچر یک برد دوطرفه است؟

توافق جدید میان بوئینگ و آرچر را می‌توان یکی از مهم‌ترین معاملات اخیر در صنعت هوانوردی نوین دانست؛ زیرا برخلاف بسیاری از معاملات فناورانه که یک طرف برنده و طرف دیگر متحمل هزینه می‌شود، این توافق برای هر دو شرکت یک هدف مشخص را دنبال می‌کند. آرچر در ازای واگذاری ۱۹.۷۵ درصد از سهام کلاس A خود به بوئینگ، سه کسب‌وکار مهم این شرکت یعنی ویسک، اسکای‌گرید و اینسیتو را به دست می‌آورد. در یک نگاه آرچر در ازای واگذاری سه زیرمجموعه مهم بوئینگ، ۱۹.۷۵ درصد از سهام کلاس A خود را به بوئینگ واگذار می‌کند. این معامله با اضافه کردن کسب‌وکار دفاعی، فناوری پرواز خودران و زیرساخت مدیریت ترافیک هوایی، ریسک تجاری آرچر را کاهش می‌دهد. بوئینگ نیز با حفظ دسترسی به فناوری پرواز خودران، بدون صرف منابع بیشتر، در رشد صنعت هواپیماهای برقی عمودپرواز سهیم می‌شود. ارزش این سهم برای بوئینگ بر اساس ارزش‌گذاری فعلی آرچر حدود ۹۳۰ میلیون دلار است و هر دو شرکت از نظر راهبردی موقعیت بهتری پیدا می‌کنند. توافقی که برای هر دو طرف معنا دارد این ساختار برای آرچر اهمیت زیادی دارد، زیرا این شرکت تاکنون بخش عمده تمرکز خود را روی توسعه هواپیماهای برقی عمودپرواز یا eVTOL قرار داده بود؛ بازاری که هنوز در مرحله توسعه قرار دارد و رسیدن آن به درآمد پایدار و تولید انبوه با ریسک‌های فنی و مالی همراه است. ورود کسب‌وکارهای جدید به سبد آرچر می‌تواند بخشی از این وابستگی را کاهش دهد و مسیر شرکت برای رسیدن به درآمدهای واقعی را کوتاه‌تر کند. در مقابل، بوئینگ به جای ادامه سرمایه‌گذاری مستقیم و سنگین در تمام این حوزه‌ها، بخشی از دارایی‌های خود را در اختیار آرچر قرار می‌دهد و در مقابل تقریباً یک‌پنجم سهام این شرکت را دریافت می‌کند. به این ترتیب، بوئینگ همچنان در رشد بازار پروازهای برقی و خودران سهیم خواهد بود، اما منابع مدیریتی و مالی خود را بیشتر روی کسب‌وکارهای اصلی متمرکز می‌کند. آرچر چه چیزی به دست می‌آورد؟ مهم‌ترین بخش معامله برای آرچر، سه زیرمجموعه‌ای است که هرکدام می‌توانند بخشی از زنجیره ارزش صنعت حمل‌ونقل هوایی آینده را پوشش دهند. نخستین دارایی، ویسک است؛ کسب‌وکاری که روی توسعه هواپیماهای برقی عمودپرواز خودران و مدل حمل‌ونقل به‌عنوان خدمت فعالیت می‌کند. اضافه شدن ویسک به آرچر علاوه بر انتقال فناوری، یک رقیب بالقوه مهم را نیز از مسیر مستقیم رقابت خارج می‌کند. آرچر تاکنون روی پروازهای عمودپرواز برقی با خلبان تمرکز بیشتری داشته است، در حالی که فناوری ویسک به سمت پرواز خودران حرکت می‌کند. ترکیب این دو مسیر می‌تواند در آینده به آرچر اجازه دهد طیف وسیع‌تری از خدمات حمل‌ونقل هوایی را ارائه کند. دومین دارایی، اسکای‌گرید است؛ سامانه‌ای برای مدیریت ترافیک هوایی که به نوع خاصی از هواپیما وابسته نیست و می‌تواند برای پروازهای معمولی، خودران و هواپیماهای برقی عمودپرواز مورد استفاده قرار گیرد. اهمیت اسکای‌گرید فقط در فناوری آن نیست. اگر صنعت هواپیماهای برقی عمودپرواز در سال‌های آینده رشد کند، مدیریت ترافیک هوایی یکی از گلوگاه‌های اصلی توسعه این صنعت خواهد بود. در اختیار داشتن چنین زیرساختی می‌تواند به آرچر مزیتی فراتر از ساخت خود هواپیما بدهد. سومین دارایی، اینسیتو است؛ شرکت فعال در طراحی و تولید سامانه‌های هوایی بدون سرنشین که هم‌اکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد سالانه دارد. همین بخش شاید از نظر مالی برای آرچر اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. در شرایطی که کسب‌وکار هواپیماهای برقی عمودپرواز هنوز در مرحله سرمایه‌گذاری و توسعه قرار دارد، درآمدهای اینسیتو می‌تواند بخشی از جریان نقدی موردنیاز شرکت را تأمین کند و فشار مالی ناشی از توسعه فناوری جدید را کاهش دهد. چرا این معامله برای آرچر مهم است؟ آرچر با این توافق عملاً از یک شرکت متمرکز بر یک فناوری پرریسک به شرکتی متنوع‌تر تبدیل می‌شود. پیش از این، بخش مهمی از ارزش‌گذاری آرچر به موفقیت پروژه هواپیماهای برقی عمودپرواز وابسته بود. اما اکنون شرکت علاوه بر فناوری پرواز برقی، یک کسب‌وکار دفاعی، زیرساخت مدیریت ترافیک هوایی و فناوری پرواز خودران را نیز در اختیار خواهد داشت. این تنوع می‌تواند ریسک شرکت را کاهش دهد. از سوی دیگر، دسترسی مستقیم به فناوری و تجربه بوئینگ می‌تواند سرعت توسعه آرچر را افزایش دهد. توسعه چنین فناوری‌هایی از صفر هزینه و زمان زیادی نیاز دارد و خرید دارایی‌هایی که قبلاً توسط یک شرکت بزرگ هوافضایی توسعه یافته‌اند، می‌تواند برای آرچر بسیار ارزشمند باشد. نکته دیگر، حذف یک رقیب بالقوه است. ویسک می‌توانست در آینده در بخش هواپیماهای خودران عمودپرواز به رقیبی جدی برای آرچر تبدیل شود. اکنون این فناوری به جای قرار گرفتن در مقابل آرچر، در داخل ساختار آن قرار می‌گیرد. بوئینگ چه چیزی به دست می‌آورد؟ در نگاه اول ممکن است واگذاری سه کسب‌وکار در ازای سهام یک شرکت کوچک‌تر چندان جذاب به نظر نرسد، اما برای بوئینگ این معامله یک منطق مالی و راهبردی مشخص دارد. بوئینگ در سال‌های اخیر با چالش‌های سنگینی در کسب‌وکار هواپیماهای تجاری روبه‌رو بوده است. مشکلات مربوط به ۷۳۷ مکس، فشار بر جریان نقدی و بدهی بالا باعث شده تأمین مالی پروژه‌های نسل بعدی هواپیماهای باریک‌پیکر به یکی از مسائل مهم شرکت تبدیل شود. دیو کالاهان، مدیرعامل پیشین بوئینگ، هزینه توسعه هواپیمای نسل بعدی این شرکت را حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد کرده بود. بنابراین بوئینگ در شرایطی قرار ندارد که بتواند منابع نامحدودی را هم‌زمان به پروژه‌های اصلی و فناوری‌های نوظهور اختصاص دهد. واگذاری این کسب‌وکارها به آرچر به بوئینگ اجازه می‌دهد منابع و تمرکز مدیریتی خود را بیشتر روی فعالیت‌های اصلی قرار دهد. در عین حال، بوئینگ بازار هواپیماهای برقی عمودپرواز را به طور کامل ترک نمی‌کند. این شرکت حدود ۱۹.۷۵ درصد از سهام آرچر را در اختیار خواهد داشت و بر اساس ارزش فعلی بازار، ارزش این سهم حدود ۹۳۰ میلیون دلار است. بنابراین اگر بازار هواپیماهای برقی عمودپرواز در سال‌های آینده رشد قابل‌توجهی داشته باشد، بوئینگ همچنان از این رشد منتفع خواهد شد. فناوری خودران؛ برگ برنده بوئینگ یکی از مهم‌ترین نکات توافق، حفظ دسترسی بوئینگ به فناوری اصلی پرواز خودران ویسک است. بر اساس اعلام شرکت‌ها، بوئینگ همچنان به فناوری پرواز خودران ویسک برای استفاده در هواپیماهای تجاری و دفاعی فعلی و نسل آینده دسترسی خواهد داشت. این موضوع ارزش معامله را برای بوئینگ افزایش می‌دهد؛ زیرا شرکت در حالی که مالکیت عملیاتی کسب‌وکار را واگذار می‌کند، دسترسی خود به یکی از فناوری‌های مهم آینده صنعت هوانوردی را حفظ خواهد کرد. از این منظر، بوئینگ در واقع بخشی از ریسک توسعه را به آرچر منتقل کرده، اما گزینه مشارکت در رشد آینده این فناوری را برای خود نگه داشته است. “ «از نگاه من، ارزش اصلی این معامله در قیمت سهام امروز نیست، بلکه در تغییر ساختار ریسک دو شرکت است. آرچر با تبدیل شدن از یک بازیگر صرفاً آینده‌محور به شرکتی دارای فناوری، زیرساخت و درآمد واقعی، شانس بیشتری برای عبور از دوره پرهزینه توسعه پیدا می‌کند؛ در مقابل، بوئینگ بدون تحمل تمام هزینه‌های توسعه، یک اختیار استراتژیک روی بازار هواپیماهای برقی و خودران برای خود نگه می‌دارد. بنابراین اگر صنعت پروازهای برقی عمودپرواز در چند سال آینده به مرحله تجاری‌سازی برسد، این توافق می‌تواند یکی از آن معاملاتی باشد که ارزش واقعی آن بسیار دیرتر از زمان امضای قرارداد برای بازار آشکار می‌شود.» بابک شیری واکنش بازار به معامله سهام آرچر در زمان انتشار این خبر حدود ۳.۴۵ درصد افزایش یافت و به ۶.۳۰ دلار رسید. ارزش بازار شرکت نیز حدود ۴.۹ میلیارد دلار گزارش شد. دامنه قیمت سهام آرچر در همان روز بین ۶.۱۰ تا ۶.۵۳ دلار قرار داشت و دامنه ۵۲ هفته‌ای آن از ۴.۳۰ تا ۱۴.۶۲ دلار بود. این ارقام نشان می‌دهد بازار همچنان ارزش‌گذاری آرچر را با نوسان و عدم‌قطعیت بالایی همراه می‌داند. فاصله قابل‌توجه میان سقف ۵۲ هفته‌ای و قیمت فعلی نیز نشان‌دهنده ریسک بالای این سهم است. حاشیه سود ناخالص بسیار منفی شرکت نیز بیانگر آن است که آرچر هنوز یک کسب‌وکار بالغ و سودده محسوب نمی‌شود و بخش مهمی از ارزش آن به موفقیت پروژه‌های آینده وابسته است. به همین دلیل، معامله با بوئینگ می‌تواند برای آرچر بیش از آنکه صرفاً یک خرید دارایی باشد، تلاشی برای تغییر ساختار ریسک شرکت باشد. معامله‌ای که می‌تواند مسیر هر دو شرکت را تغییر دهد اگر صنعت هواپیماهای برقی عمودپرواز در سال‌های آینده مطابق انتظار رشد کند، آرچر اکنون موقعیت بهتری برای حضور در این بازار خواهد داشت. این شرکت هم فناوری پرواز برقی را در اختیار دارد، هم به فناوری خودران دسترسی پیدا می‌کند و هم زیرساخت مدیریت ترافیک هوایی را به دست می‌آورد. در کنار آن، درآمد سالانه بیش از ۲۰۰ میلیون دلاری اینسیتو می‌تواند بخشی از فشار مالی دوره توسعه را کاهش دهد. برای بوئینگ نیز مزیت اصلی در آزاد شدن منابع و تمرکز بیشتر روی فعالیت‌های اصلی است. شرکت می‌تواند بدون آنکه کاملاً از صنعت هواپیماهای برقی و خودران خارج شود، از رشد احتمالی این بازار سهم داشته باشد. به بیان ساده، آرچر دارایی‌هایی را به دست آورده که توسعه آنها از صفر بسیار پرهزینه و زمان‌بر بود و بوئینگ نیز بخشی از ریسک این حوزه را واگذار کرده، بدون اینکه ارتباط خود با فناوری‌های آینده را قطع کند. جمع‌بندی توافق بوئینگ و آرچر را باید فراتر از یک معامله معمولی میان دو شرکت هوافضایی دید. آرچر با دریافت ویسک، اسکای‌گرید و اینسیتو، هم تنوع کسب‌وکار خود را افزایش می‌دهد، هم به فناوری‌های مهمی دسترسی پیدا می‌کند و هم بخشی از ریسک وابستگی به پروژه هواپیماهای برقی عمودپرواز را کاهش می‌دهد. در طرف مقابل، بوئینگ با دریافت ۱۹.۷۵ درصد از سهام آرچر، ضمن آزاد کردن منابع و تمرکز مدیریتی خود روی فعالیت‌های اصلی، همچنان در رشد احتمالی بازار پروازهای برقی و خودران سهیم باقی می‌ماند. با این حال، نباید فراموش کرد که آرچر همچنان شرکتی پرریسک و وابسته به موفقیت فناوری‌های نوظهور است و فاصله قیمت فعلی ۶.۳۰ دلاری با سقف ۵۲ هفته‌ای ۱۴.۶۲ دلار نیز همین مسئله را نشان می‌دهد. در نهایت، این معامله برای هر دو شرکت یک مزیت مهم ایجاد می‌کند: آرچر سریع‌تر و متنوع‌تر می‌شود و بوئینگ سبک‌تر، متمرکزتر و در عین حال در معرض رشد بازار آینده باقی می‌ماند. در تر جمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

رکوردشکنی شرط‌بندی روی مس؛ آیا موج صعودی تازه‌ای در راه است؟

در یک نگاه بازار مس با یک دوگانگی مهم روبه‌روست: از یک سو، واردات مس چین در ژوئیه ۱۱.۵ درصد کاهش یافته و واردات کنسانتره نیز ضعیف‌تر شده که نشانه‌ای از ضعف تقاضا است. از سوی دیگر، محدودیت عرضه معادن و پایین بودن ذخایر مس باعث شده معامله‌گران به‌شدت نسبت به آینده قیمت خوش‌بین شوند. موقعیت‌های خرید خالص مس در COMEX با افزایش ۱۱٬۳۰۶ قرارداد به ۷۷٬۷۹۶ قرارداد رسیده؛ بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۱. همزمان، صادرات آلومینیوم چین ۱۸.۶ درصد و صادرات فولاد ۲.۹ درصد رشد کرده است. در مجموع، ضعف تقاضای چین در برابر محدودیت عرضه قرار گرفته و همین تضاد می‌تواند مسیر بعدی قیمت مس را تعیین کند. استراتژیست‌های ING، اوا مانتی و وارن پترسون، عقیده دارند جدیدترین داده‌های تجاری چین همچنان از ضعف تقاضا برای مس حکایت دارد، اما در مقابل، معامله‌گران بازارهای مالی با توجه به محدودیت عرضه فیزیکی و پایین بودن سطح ذخایر، به شکل فزاینده‌ای روی رشد قیمت مس شرط‌بندی می‌کنند. واردات مس چین کاهش یافت واردات مس تصفیه‌شده و مس خام چین در ماه ژوئیه ۱۱.۵ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافت و به ۴۲۴.۶ هزار تن رسید. در هفت ماه نخست سال نیز حجم واردات مس چین ۶.۲ درصد کاهش سالانه داشته است. واردات کنسانتره مس نیز کاهش یافته که به گفته ING، تا حدی نشان‌دهنده افزایش فشار ناشی از محدودیت عرضه در معادن مس است. در بازار سنگ‌آهن، شرایط متفاوت بود و واردات چین با رشد ۳.۳ درصدی به ۱۰۸.۱ میلیون تن رسید؛ هرچند حاشیه سود پایین فولادسازان و فعالیت‌های تعمیر و نگهداری همچنان بر تقاضا فشار وارد می‌کند. صادرات آلومینیوم چین افزایش یافت در سمت صادرات، چین در ماه ژوئیه ۶۴۰ هزار تن آلومینیوم و محصولات آلومینیومی صادر کرد که نسبت به سال گذشته ۱۸.۶ درصد افزایش داشته است. به گفته ING، تولیدکنندگان چینی از اختلالات عرضه و تغییر مسیرهای تجاری ناشی از درگیری‌های خاورمیانه برای افزایش صادرات استفاده کرده‌اند. صادرات فولاد چین نیز با رشد ۲.۹ درصدی به ۱۰.۱ میلیون تن رسید. معامله‌گران به مس خوش‌بین‌تر شده‌اند با وجود ضعف واردات چین، جریان سرمایه در بازار مس سیگنال کاملاً متفاوتی ارسال می‌کند. مدیران پولی، موقعیت‌های خرید خالص خود در COMEX مس را ۱۱٬۳۰۶ قرارداد افزایش داده و به ۷۷٬۷۹۶ قرارداد رسانده‌اند؛ بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۱. این موسسه عقیده دارد بازار فیزیکی مس با محدودیت عرضه و سطح پایین ذخایر مواجه است و همین موضوع باعث شده معامله‌گران نسبت به چشم‌انداز قیمت مس خوش‌بین‌تر شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

راز پنهان موشک‌ها که می‌تواند طلا و نقره را گران‌تر کند

در یک نگاه گسترش جنگ‌های مدرن و افزایش هزینه‌‌کردهای دفاعی، نگاه تازه‌ای به نقش طلا و نقره در صنایع نظامی ایجاد کرده است. با پیچیده‌تر شدن موشک‌ها، پهپادها، رادارها و تجهیزات الکترونیکی، تقاضا برای فلزاتی که رسانایی و قابلیت اطمینان بالایی دارند، افزایش می‌یابد. نقره به دلیل بالاترین رسانایی الکتریکی و طلا به دلیل مقاومت بالا در برابر خوردگی، در بخش‌های حیاتی این تجهیزات کاربرد دارند. در چنین شرایطی، رقابت فزاینده میان صنایع دفاعی، هوش مصنوعی، مراکز داده و خودروهای برقی بر سر مواد اولیه می‌تواند اهمیت صنعتی طلا و نقره را افزایش دهد و یک محرک ساختاری تازه برای بازار این دو فلز ایجاد کند. جنگ‌های مدرن در میدان نبرد انجام می‌شوند، اما پیروزی در آنها در کارخانه رقم می‌خورد؛ و طلا و نقره به‌خوبی نشان می‌دهند چرا. وقتی تاریخ‌نگاران درباره جنگ‌ها می‌نویسند، معمولاً روایت خود را با ارتش‌ها آغاز می‌کنند. در این مقاله که بر اساس گزارش منتشرشده در Investing تهیه شده و توسط تیم تحریریه یوتوتایمز ترجمه، بازنویسی و برای مخاطب فارسی‌زبان تنظیم شده است، نگاهی داریم به نقش طلا و نقره در جنگ‌افزارهای مدرن و اینکه چگونه افزایش هزینه‌های دفاعی و رقابت صنعتی می‌تواند بر آینده این دو فلز اثر بگذارد. نبردها، فرماندهان و تصمیم‌های سیاسی بر روایت غالب هستند. نقشه‌ها مملو از فلش‌هایی می‌شوند که مسیر پیشروی نیروها را نشان می‌دهند. شمار تلفات ثبت می‌شود و پیروزی‌ها و شکست‌ها به نقاطی ثابت در تاریخ تبدیل می‌شوند. کارخانه‌ها اما اغلب تنها در حد یک پاورقی باقی می‌مانند. با این حال، جنگ‌ها همیشه در دو جبهه انجام شده‌اند؛ یک‌بار در میدان نبرد و بار دیگر صدها کیلومتر دورتر، در کارخانه‌های فولاد، پالایشگاه‌ها، کارگاه‌های ماشین‌سازی و معادن. رقابت نخست تعیین می‌کند چه کسی امروز پیروز می‌شود؛ رقابت دوم مشخص می‌کند چه کسی فردا همچنان توان ادامه جنگ را خواهد داشت. میدان نبرد مصرف می‌کند؛ صنعت جایگزین می‌کند هر درگیری طولانی‌مدت در نهایت به نقطه‌ای می‌رسد که این دو نیرو با یکدیگر برخورد می‌کنند. ذخایر با سرعتی بیشتر از توان تولید کاهش می‌یابند. زنجیره‌های تأمینی که زمانی بی‌پایان به نظر می‌رسیدند، شروع به ازهم‌گسیختگی می‌کنند. دولت‌ها درمی‌یابند که سرعت حرکت ارتش‌ها در نهایت به همان اندازه‌ای است که صنعت اجازه می‌دهد. جنگ جهانی دوم نمونه‌های بی‌شماری از این معادله خاموش ارائه کرد، اما یکی از آنها بیش از همه برجسته است. ✔️ بیشتر بخوانید: برای خرید طلا هنوز دیر نشده؛ چرا تحلیلگران به ادامه صعود امیدوارند؟ در سال ۱۹۴۲، مهندسان پروژه منهتن برای ساخت سیم‌پیچ‌های الکترومغناطیسی عظیمی که برای جداسازی ایزوتوپ‌های اورانیوم مورد نیاز بود، درخواست مس کردند. واشنگتن این درخواست را رد کرد. مس از قبل برای کاربردهای دیگری اختصاص یافته بود و به سمت کشتی‌ها، هواپیماها، تجهیزات ارتباطی و مهماتی می‌رفت که برای جهانی درگیر جنگ تولید می‌شدند. خزانه‌داری آمریکا در عوض نقره پیشنهاد کرد. حدود ۱۴۶ میلیون اونس نقره از خزانه‌های دولتی خارج شد، در مجتمع اوک ریج (Oak Ridge) به سیم‌پیچ‌های عظیم تبدیل شد و پس از پایان جنگ، بی‌سروصدا به خزانه‌ها بازگردانده شد. این داستان برای سرمایه‌گذاران بازار فلزات گران‌بها آشنا است و معمولاً به‌عنوان نشانه‌ای از اهمیت راهبردی نقره روایت می‌شود. اما این ماجرا شایسته برداشت متفاوتی است. دانشمندان نقره دریافت نکردند چون این فلز از مس بهتر بود؛ بلکه نقره در اختیار آنها قرار گرفت چون مس در جای دیگری به ماده‌ای حیاتی تبدیل شده بود. جنگ‌ها توانایی عجیبی در بازتعریف ارزش‌ها دارند. موادی که در دوران صلح فراوان به نظر می‌رسند، ناگهان به منابعی تبدیل می‌شوند که نمی‌توان به‌سادگی از آنها صرف‌نظر کرد. برخی مواد نیز نقش‌هایی را بر عهده می‌گیرند که هیچ‌کس پیش از آن برایشان پیش‌بینی نکرده بود. درس این ماجرا هرگز صرفاً درباره نقره نبود؛ بلکه درباره سیستم صنعتی زیربنای هر درگیری بود و اینکه فشار جنگ چگونه بخش‌هایی از این سیستم را آشکار می‌کند که معمولاً تا پیش از شروع اختلال، توجه چندانی به آنها نداریم. پیروزی در جنگ فقط در میدان نبرد رقم نمی‌خورد دانشمندان هرگز نقره نمی‌خواستند؛ آنها مس می‌خواستند. نقره به راه‌حل تبدیل شد، چون مس در جای دیگری ارزش بیشتری پیدا کرده بود. این تصمیم نه بر مبنای شیمی و نه بر اساس کمیابی، بلکه بر اساس ظرفیت تولید اتخاذ شد. جنگ‌ها به‌ندرت در همان روزهای نخست کمبودها را آشکار می‌کنند. این کمبودها معمولاً شش ماه بعد خود را نشان می‌دهند؛ زمانی که کارخانه‌ها شروع به جایگزین کردن تجهیزاتی می‌کنند که میدان‌های نبرد پیش‌تر مصرف کرده‌اند. آغاز یک کارزار نظامی به ارتشی تعلق دارد که بهترین آمادگی را داشته است؛ اما ادامه جنگ‌ها نصیب کشوری می‌شود که بتواند سریع‌تر از میزان تخریب، تولید کند. ✔️ بیشتر بخوانید: نقره دوباره اوج گرفت؛ توافق آمریکا و ایران چه اثری بر قیمت دارد؟ جنگ جهانی دوم اغلب به‌عنوان پیروزی ظرفیت صنعتی به یاد آورده می‌شود. این موضوع امروز نیز همچنان صادق است، هرچند کارخانه‌ها دیگر همان ماشین‌آلات گذشته را تولید نمی‌کنند. خطوط مونتاژ تغییر کرده‌اند، اما اصل ماجرا تغییری نکرده است. زرادخانه تغییر کرده است. برای سه دهه، برنامه‌ریزی دفاعی غرب بر این فرض استوار بود که اکنون بیش از حد خوش‌بینانه به نظر می‌رسد: درگیری‌ها کوتاه خواهند بود؛ تسلیحات دقیق نیاز به تولید انبوه را کاهش خواهند داد؛ و موجودی انبارها می‌تواند محدود باشد، چرا که صنعت هر زمان که لازم باشد توان پاسخگویی خواهد داشت. جنگ اوکراین این فرض را از بین برده است. موشک‌هایی که تولیدشان سال‌ها زمان می‌برد، ظرف چند هفته مصرف شده‌اند. سامانه‌های پدافند هوایی به مسئله‌ای در حوزه محاسبات و اعداد تبدیل شده‌اند. هر رهگیری که انجام می‌شود، سفارش جدیدی ایجاد می‌کند که زمان تحویل آن بیش از پیش به آینده موکول می‌شود. دولت‌های اروپا و آمریکای شمالی دریافته‌اند که ظرفیت کارخانه‌ها را نمی‌توان به همان سرعتی که ارتش‌ها گسترش می‌یابند، افزایش داد. ایالات متحده نیز متناسب با همین شرایط واکنش نشان داده است. مجلس نمایندگان آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۶ قانون مجوز دفاع ملی (National Defense Authorization Act) را تصویب کرد که حدود ۱.۱۵ تریلیون دلار برای سال مالی ۲۰۲۷ اختصاص می‌دهد. این لایحه هنوز باید مراحل تصویب در سنا و فرآیند مصالحه میان دو مجلس را طی کند تا به قانون تبدیل شود، اما جهت‌گیری آن کاملاً روشن است: هزینه‌های دفاعی بار دیگر در حال افزایش است و منابع بیشتری برای خرید تسلیحات، تحقیق و توسعه و همچنین ظرفیت صنعتی مورد نیاز برای حفظ یک زرادخانه بزرگ‌تر پیشنهاد شده است. این افزایش هزینه‌ها در شرایطی رخ می‌دهد که بدهی فدرال آمریکا در پایان ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۳۹.۵ تریلیون دلار رسیده بود. چه این هزینه‌ها از طریق استقراض بیشتر تأمین شوند و چه افزایش مالیات، بازسازی ظرفیت نظامی به منابع بیشتری از اقتصادی نیاز خواهد داشت که همین حالا نیز یکی از سنگین‌ترین بارهای بدهی تاریخ خود را تحمل می‌کند. این صرفاً تجدید تسلیحات نیست، این روند نوعی بازصنعتی‌شدن است. بازسازی این پایه صنعتی ارزان نخواهد بود. همزمان با رقابت دولت‌ها برای دستیابی به ظرفیت تولید، نیروی کار ماهر و قطعات تخصصی، احتمالاً هزینه تولید تسلیحات پیشرفته نیز همگام با افزایش تقاضا رشد خواهد کرد. بنابراین تجدید تسلیحات نه‌تنها تقاضا برای تجهیزات نظامی را افزایش می‌دهد، بلکه تقاضا برای مواد و نهاده‌های صنعتی مورد نیاز جهت تولید این تجهیزات را نیز بالا می‌برد. بازار هنوز درباره قدرت نظامی به‌گونه‌ای صحبت می‌کند که گویی قدرت یک کشور با تعداد تانک‌ها، هواپیماها و موشک‌هایی که هم‌اکنون در انبارها قرار دارند، اندازه‌گیری می‌شود. اما دولت‌ها به‌طور فزاینده‌ای درک می‌کنند که موجودی انبارها موقتی است؛ ظرفیت تولید دائمی است. مواد پنهان در قلب جنگ‌افزارهای مدرن فولاد همچنان شکل و شمایل سلاح‌های مدرن را تعیین می‌کند. آلومینیوم همچنان ساختار هواپیماها را شکل می‌دهد و تیتانیوم همچنان در برابر دماهای فوق‌العاده بالا مقاومت می‌کند. با این حال، هیچ‌یک از این مواد توضیح نمی‌دهد که چرا بودجه‌های دفاعی مدرن به‌تدریج شباهت بیشتری به بودجه‌های فناوری پیدا کرده‌اند. بخش گران‌قیمت ماجرا اکنون در زیر پوسته تجهیزات قرار دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: سیگنال مهم برای طلا رسید؛ آیا این بار نوبت فتح سقف‌های جدید است؟ یک موشک کروز حامل پردازنده‌ها، سامانه‌های ناوبری، آنتن‌ها، حسگرها، باتری‌ها و تجهیزات ارتباطی است. یک پهپاد نظامی نیز پردازنده، سامانه ناوبری، ارتباطات رمزگذاری‌شده، حسگرها و باتری دارد. به بیان ساده‌تر، تجهیزات نظامی مدرن بیش از پیش به مجموعه‌ای از تجهیزات الکترونیکی تبدیل شده‌اند که درون یک بدنه هوایی قرار گرفته‌اند. سامانه‌های راداری نیز به ارسال و دریافت سیگنال‌های الکتریکی بسیار ضعیف با تقریباً هیچ حاشیه‌ای برای خطا وابسته هستند. طلا و نقره به‌ندرت در تیترهای مربوط به قراردادهای دفاعی دیده می‌شوند، زیرا سهم آنها از وزن یک سلاح بسیار ناچیز است. این فلزات تقریباً هیچ سهمی از وزن تجهیزات ندارند، اما بخش قابل‌توجهی از عملکرد آنها را ممکن می‌کنند. نقره همچنان رساناترین فلز از نظر الکتریکی است. طلا اندکی رسانایی کمتری نسبت به نقره دارد، اما ویژگی دیگری دارد که شاید برای مهندسان حتی ارزشمندتر باشد: طلا دچار خوردگی نمی‌شود. سال‌ها نگهداری در انبار، نوسانات شدید دما و محیط‌های عملیاتی سخت، تأثیر چندانی بر فلزی ندارند که در برابر اکسیداسیون مقاومت می‌کند. مهندسان به‌ندرت فلزات گران‌بها را به این دلیل انتخاب می‌کنند که گران‌بها هستند.  در قلب موشک‌ها چه می‌گذرد؟ یک موشک کروز تاماهاوک حدود ۱۰ تا ۱۵ اونس نقره در خود دارد. در مقایسه با سلاحی که بیش از یک تن وزن دارد، این میزان تقریباً ناچیز به نظر می‌رسد. اما وزن معیار درستی برای سنجش اهمیت نقره نیست. ارزش نقره در این است که کجا استفاده می‌شود، نه اینکه چه مقدار از آن به کار رفته است. تسلیحات مدرن پیش از آنکه مواد منفجره را جابه‌جا کنند، اطلاعات را منتقل می‌کنند. هر پالس راداری، انتقال داده رمزگذاری‌شده، تصویر حرارتی و اصلاح مسیر هدایت، در ابتدا یک سیگنال الکتریکی است. اگر سیگنال از بین برود، موشک به چیزی جز یک قطعه فلزی گران‌قیمت تبدیل نخواهد شد. فیزیک نیز فضای بسیار کمی برای مصالحه باقی می‌گذارد. نقره همچنان رساناترین فلز شناخته‌شده از نظر الکتریکی است. در فرکانس‌هایی که سامانه‌های راداری، ارتباطی و جنگ الکترونیک استفاده می‌کنند، جریان الکتریکی تقریباً به‌طور کامل در سطح یک رسانا حرکت می‌کند. مهندسان به این پدیده «اثر پوستی» (Skin Effect) می‌گویند. در چنین شرایطی، رسانایی سطحی بسیار ارزشمندتر از ماده‌ای است که در زیر سطح قرار دارد. به همین دلیل، روکش نقره در موجبرها، آنتن‌ها و قطعات فرکانس بالا کاربرد گسترده‌ای دارد. ویژگی منحصربه‌فرد این فلزات نه در مقدار مورد نیاز، بلکه در دقت و حساسیت وظیفه‌ای است که انجام می‌دهند. یک موشک کروز مدرن هزاران اتصال الکتریکی دارد که حسگرها، پردازنده‌ها، آنتن‌ها و سامانه‌های کنترلی را به یکدیگر متصل می‌کنند. بیشتر این اتصالات تنها از لایه‌های میکروسکوپی فلزات گران‌بها استفاده می‌کنند؛ لایه‌هایی که اغلب با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند. ✔️ بیشتر بخوانید: رکورد ۲۱ ماهه خرید طلا توسط چین؛ پکن به تنهایی قیمت جهانی طلا را جابه‌جا می‌کند؟ این اتصالات در مجموع مسیرهایی را تشکیل می‌دهند که هر دستور از طریق آنها منتقل می‌شود. سامانه‌های هدایت بدون دریافت سیگنال‌های دقیق نمی‌توانند مسیر موشک را اصلاح کنند. رادار نیز اگر تلفات الکتریکی باعث اختلال در پالس بازگشتی شود، قادر نخواهد بود هدف خود را به‌درستی تشخیص دهد. موفقیت یا شکست مأموریت اغلب مدت‌ها پیش از آنکه مواد منفجره به مقصد برسند، تعیین شده است. همین اصل بسیار فراتر از یک موشک خاص کاربرد دارد. تجهیزات الکترونیکی نظامی بر پایه قابلیت اطمینان طراحی می‌شوند، نه جایگزین‌پذیری. مهندسان معمولاً نمی‌پرسند آیا طلا یا نقره گران هستند یا خیر؛ آنها می‌پرسند آیا ماده دیگری می‌تواند پس از سال‌ها نگهداری، شتاب‌های شدید و فشارهای محیطی فوق‌العاده، همان عملکرد پایدار را ارائه دهد یا نه. در سامانه‌های حیاتی، پاسخ اغلب منفی است. هزینه شکست نیز نه بر اساس اونس فلز، بلکه بر اساس مأموریت‌هایی سنجیده می‌شود که هرگز به هدف خود نمی‌رسند. طلا مسئله متفاوتی را حل می‌کند. تجهیزات نظامی ممکن است سال‌ها در انبار باقی بمانند، پیش از آنکه حتی یک‌بار مورد استفاده قرار گیرند. مس اکسید می‌شود. اکسیداسیون مقاومت الکتریکی را افزایش می‌دهد و مقاومت بیشتر، سیگنال‌ها را تضعیف می‌کند. طلا هیچ‌یک از این مشکلات را ندارد. ارزش طلا کمتر به رسانایی و بیشتر به دوام و ماندگاری آن مربوط می‌شود. یک اتصال که امروز ساخته می‌شود باید پس از سال‌ها لرزش، رطوبت، هوای شور و چرخه‌های مکرر تغییر دما نیز بدون نقص کار کند. این اطمینان، ارزشی دارد که پرداخت هزینه بیشتر برای طلا را توجیه می‌کند. میزان استفاده از طلا و نقره در موشک‌ها و پهپادهای مدرن پهپادها در بردهای مدار، قطعات فرکانس رادیویی (RF)، سامانه‌های مدیریت حرارتی و مجموعه‌های اپتیکی به نقره متکی هستند. هواپیماهای جنگنده در سامانه‌های راداری پیشرفته از رساناهای روکش‌شده با نقره استفاده می‌کنند، در حالی که طلا از اتصالات حیاتی در برابر فرسایش و تخریب محافظت می‌کند. ماهواره‌ها نیز همین فلسفه را دنبال می‌کنند؛ زیرا پس از ترک سکوی پرتاب، دیگر برنامه‌ای برای تعمیر و نگهداری آنها وجود ندارد و تنها چیزی که اهمیت دارد، قابلیت اطمینان است. زرادخانه مدرن بیش از پیش به صنعت نیمه‌رساناها شباهت پیدا می‌کند. کارخانه‌ها زمانی میزان تولید خود را با تن‌ها ورق زرهی اندازه‌گیری می‌کردند. امروز ظرفیت تولید ویفر، ماشین‌کاری دقیق، تجهیزات الکترونیکی پیشرفته و مواد تخصصی معیارهای مهم‌تری هستند. فولاد همچنان قابل مشاهده است، زیرا پوسته تجهیزات را تشکیل می‌دهد. اما این تجهیزات الکترونیکی هستند که تعیین می‌کنند آیا این پوسته در نهایت به مقصد خواهد رسید یا خیر. زیرساخت‌های هوش مصنوعی، مراکز داده، خودروهای برقی، تجهیزات پزشکی پیشرفته و تسلیحات مدرن، بیش از پیش برای دسترسی به یک خانواده مشترک از مواد با یکدیگر رقابت می‌کنند. آنها به‌طور فزاینده‌ای از یک اکوسیستم صنعتی مشترک تغذیه می‌کنند. یکی در خدمت تقاضای تجاری است و دیگری در خدمت امنیت ملی؛ اما زنجیره‌های تأمین آنها بسیار بیشتر از آنچه اکثر سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند، با یکدیگر همپوشانی دارند. نقره هرگز مانند عناصر خاکی کمیاب یا اورانیوم به‌عنوان یک فلز راهبردی تلقی نشده است. این فلز در ده‌ها کشور استخراج می‌شود، ذخایر قابل‌توجهی در سطح زمین دارد و به اندازه‌ای در دسترس بوده که دولت‌ها هرگز مجبور نشده‌اند استفاده از آن را سهمیه‌بندی کنند. سرمایه‌گذاران اغلب به دنبال یک محرک بزرگ و چشمگیر هستند؛ کمبود، ذخایر دولتی یا هراس ناشی از جنگ. اما تاریخ به مسیر آرام‌تری اشاره می‌کند. دانشمندان اوک ریج نقره دریافت نکردند چون این فلز غیرقابل جایگزینی بود. آنها نقره دریافت کردند چون مس در جای دیگری به ماده‌ای حیاتی تبدیل شده بود. فلزی که گلوگاه دیروز را برطرف کرد، صرفاً همان فلزی بود که هنوز در دسترس قرار داشت. جنگ‌ها با نبردهایشان در تاریخ ماندگار می‌شوند، اما سرنوشت آنها را کارخانه‌هایی تعیین می‌کنند که هرگز از ساختن دست نکشیدند. و گاهی اوقات، مهم‌ترین پرسش این نیست که چه تعداد موشک در زرادخانه باقی مانده است؛ بلکه این است که کدام ماده را کارخانه بعدی دیگر نمی‌تواند به‌راحتی در اختیار داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: نقره در نقطه سرنوشت‌ساز؛ توافق ایران و آمریکا یا تورم آمریکا؟  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

توافق جنجالی بوئینگ در آستانه فروپاشی؛ چرا معامله ترامپ و چین گره خورده است؟

به گزارش پولیتیکو توافق پرهیاهوی دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ برای فروش ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ به ارزش تقریبی ۱۷ تا ۱۹ میلیارد دلار، با مانعی جدی روبه‌رو شده است. پکن در گامی غیرمنتظره، امضای نهایی این معامله را به دریافت تضمین‌های سنگین متصل کرده و همین موضوع، اتش تنش‌های تجاری میان دو کشور را دوباره روشن کرده است. گره اصلی معامله؛ ترس پکن از تحریم‌های آینده چینی‌ها اعلام کرده‌اند تنها در صورتی این هواپیماها را تحویل می‌گیرند که واشنگتن تضمین دهد تأمین قطعات یدکی، موتور و خدمات پشتیبانی بلندمدت آن‌ها را قطع نخواهد کرد. پکن نگران است که در صورت تشدید دوباره اختلافات در آینده، آمریکا با محدود کردن صادرات قطعات، ناوگان هوایی چین را زمین‌گیر کند. در مقابل، کاخ سفید معتقد است پکن زیر قول و قرار اولیه زده است. مقامات آمریکایی می‌گویند تضمین‌های پشتیبانی پس از فروش، جزئی از توافق اولیه نبوده‌اند و طرح این شروط جدید، کل معامله را در هاله ابهام قرار داده است. بدعهدی در خریدهای کشاورزی و بازی زمان توسط چین اختلافات دو طرف تنها به صنعت هوایی محدود نمی‌شود. گزارش‌ها نشان می‌دهد وعده چین برای خرید سالانه ۱۷ میلیارد دلار محصولات کشاورزی آمریکا (به‌ویژه سویا) نیز بسیار کندتر از انتظار پیش می‌رود و خریدهای اصلی هنوز ثبت نشده‌اند. تحلیل‌گران می‌گویند پکن با دست‌دست کردن در نهایی کردن این خریدهای میلیاردی، قصد دارد ترامپ را برای حفظ آرامش در روابط تجاری تحت فشار بگذارد تا از خطرات اقتصادی جدید جلوگیری کند. این رویداد چه تأثیری بر بازار و تصمیمات مالی دارد؟ فشار بر سهام بوئینگ: لغو یا معطل ماندن این سفارش سنگین می‌تواند بخش عظیمی از درآمدهای بوئینگ را به خطر بیندازد و فشار فروش روی سهام این شرکت ایجاد کند. نوسان در بازار کالاهای اساسی: تأخیر چین در سفارش‌های عمده کشاورزی، قیمت جهانی سویا و غلات را دستخوش نوسانات غیرمنتظره می‌کند. تهدید آتش‌بس شکننده تجاری: اگر نشست‌های دیپلماتیک این هفته به نتیجه نرسد، احتمال بازگشت جنگ تعرفه‌ای و ریسک‌گریزی در بازارهای جهانی وجود دارد؛ اتفاقی که معمولاً تقاضا برای دارایی‌های امن مانند دلار را بالا می‌برد و بورس‌های جهانی را تحت فشار می‌گذارد.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

شرکت SMBC ۱۰۰ فروند بوئینگ 737 مکس سفارش داد

شرکت SMBC Aviation Capital سفارش خرید ۱۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ 737 مکس را اعلام کرده است. این سفارش شامل: ۶۰ فروند 737-10 ۴۰ فروند 737-8 این قرارداد یکی از بزرگ‌ترین سفارش‌های اخیر برای خانواده 737 مکس محسوب می‌شود.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

چشم‌انداز محتاطانه سیتی برای طلا در سه‌ماهه آینده

در یک نگاه سیتی‌گروپ هدف کوتاه‌مدت قیمت طلا را از ۴۳۰۰ به ۴۰۰۰ دلار کاهش داد و دلیل آن را بهبود شرایط کلان اقتصادی، تقویت نسبی دلار، تثبیت بازده واقعی اوراق و کاهش تقاضای دارایی امن عنوان کرد. این بانک همچنین به کاهش خرید بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به ETFها اشاره دارد که از شتاب رشد طلا کاسته است. با این حال، در صورت ضعف اقتصاد یا افزایش تورم، احتمال عبور طلا از ۴۰۰۰ دلار وجود دارد و هدف ۶ تا ۱۲ ماهه همچنان ۴۵۰۰ دلار باقی مانده است. تیم تحقیقات کامودیتی بانک سیتی‌ هدف قیمتی طلا برای سه‌ماهه آینده را از ۴۳۰۰ دلار به ۴۰۰۰ دلار در هر اونس کاهش داد. تحلیلگران در یادداشتی که روز دوشنبه منتشر شد، اعلام کردند بهبود شرایط کلان اقتصادی و کاهش حمایت سمت تقاضا، از دلایل اصلی این بازبینی بوده است. این مقاله توسط وب‌سایت کیتکو (Kitco) منتشر شده و توسط UtoTimes برای شما ترجمه و آماده‌سازی شده است. در این گزارش آمده است: «در کوتاه‌مدت، محرک‌های محدودی برای ادامه یک روند صعودی پایدار می‌بینیم.» سیتی در توضیح این چشم‌انداز به چند عامل کلیدی اشاره کرده است؛ از جمله تثبیت بازده واقعی اوراق، تقویت موقت دلار در کوتاه‌مدت، و کاهش تقاضا برای دارایی‌های امن در پی افت تنش‌های ژئوپلیتیک. همچنین به گفته تحلیلگران، خرید طلای فیزیکی توسط بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به صندوق‌های ETF نیز کند شده و همین موضوع از شدت روند صعودی بازار کاسته است. آن‌ها تأکید کرده‌اند: «در غیاب یک شوک جدید، فضای رشد کوتاه‌مدت طلا محدود خواهد بود.» با وجود چشم‌انداز ضعیف‌تر در کوتاه‌مدت، تحلیلگران سیتی معتقدند اگر اقتصاد به‌طور قابل توجهی تضعیف شود یا دوباره تورم افزایش یابد، امکان عبور قیمت طلا از ۴۰۰۰ دلار در تابستان همچنان وجود دارد. پیش‌بینی بلندمدت این بانک بدون تغییر باقی مانده و هدف ۶ تا ۱۲ ماهه آن ۴۵۰۰ دلار در هر اونس است؛ مشروط بر تغییر سیاست‌های فدرال رزرو به سمت سیاست‌های انبساطی (Dovish) یا افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک. این بانک پیش‌تر پیش‌بینی‌های خود را به‌طور قابل توجهی کاهش داده بود. در ۱۳ ژانویه، استراتژیست‌های سیتی به رهبری کنی هو هدف ۳ ماهه طلا را ۵۰۰۰ دلار و نقره را ۱۰۰ دلار اعلام کرده بودند و انتظار داشتند بازار صعودی فلزات گران‌بها تا اوایل ۲۰۲۶ ادامه یابد. ▶ مشاهده کنید: تحلیل تکنیکال طلا: اونس جهانی طلا در لبه پرتگاه آن‌ها در آن زمان به «افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک، کمبودهای مداوم بازار فیزیکی و افزایش ابهام درباره استقلال فدرال رزرو» به‌عنوان دلایل این پیش‌بینی اشاره کرده بودند. با وجود اینکه هر دو فلز در ابتدای سال به رکوردهای تاریخی جدید رسیدند، سیتی همچنان انتظار دارد نقره عملکرد بهتری نسبت به طلا داشته باشد؛ هرچند معتقد است در ادامه، فلزات پایه ممکن است توجه بازار را به خود جلب کنند. به گفته استراتژیست‌های این بانک: «دیدگاه دیرینه ما مبنی بر برتری نقره و گسترش بازار صعودی فلزات گران‌بها به سمت فلزات صنعتی و در نهایت قرار گرفتن آن‌ها در مرکز توجه، عملکرد خوبی داشته است.» بر اساس چشم‌انداز ژانویه سیتی، انتظار می‌رفت تنش‌های ژئوپلیتیک پس از سه‌ماهه اول کاهش یابد و در نتیجه تقاضا برای فلزات گران‌بها در ادامه سال کمتر شود؛ به‌طوری که طلا بیشترین آسیب را از اصلاح احتمالی قیمت ببیند. با این حال، این بانک همچنان انتظار دارد فلزات صنعتی، به‌ویژه آلومینیوم و مس، در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ عملکرد قوی داشته باشند. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار در انتظار CPI و PPI؛ مسیر طلا و دلار تعیین می‌شود

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هشدار UBS به سرمایه‌گذاران: رشد بزرگ کامودیتی‌ها هنوز تمام نشده است

در یک نگاه تحلیلگران UBS معتقدند مذاکرات آمریکا و ایران همچنان مهم‌ترین عامل اثرگذار بر بازارهای کامودیتی در کوتاه‌مدت است. با وجود نوسانات بالا، بازار کامودیتی‌ها از ابتدای سال رشد قابل‌توجهی داشته و شاخص UBS CMCI Composite بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته است. موسسه UBS همچنان چشم‌انداز مثبتی برای نفت، طلا، مس و آلومینیوم دارد و کمبود عرضه و روندهای ساختاری مانند برقی‌سازی اقتصاد را از عوامل حمایت‌کننده قیمت‌ها می‌داند. این بانک توصیه می‌کند سرمایه‌گذاران بخشی از سبد خود را به کامودیتی‌ها اختصاص دهند تا در برابر تورم و شوک‌های انرژی محافظت شوند. به گفته «جیووانی استاونوو»، تحلیلگر بازار کامودیتی در بانک UBS، مذاکرات میان آمریکا و ایران همچنان مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده بازارهای کامودیتی در کوتاه‌مدت است و تخصیص بخشی از سبد سرمایه‌گذاری به کامودیتی‌ها می‌تواند در میان‌مدت از سرمایه‌گذاران در برابر تورم و شوک‌های عرضه انرژی محافظت کند. این مطلب بر پایه گزارش کیتکو (Kitco) و با بازخوانی تیم یوتوتایمز منتشر می‌شود. استاونوو در گزارشی که روز دوشنبه منتشر شد نوشت که احتمالاً نوسانات بازار کامودیتی‌ها در کوتاه‌مدت همچنان بالا خواهد ماند، اما همین نوسانات تاکنون به رشد قابل‌توجه قیمت‌ها در سراسر بازار کامودیتی‌ها منجر شده است. به گفته وی: «قیمت نفت خام برنت در ۳۰ آوریل به بالاترین سطح چهار سال اخیر، یعنی ۱۲۶ دلار در هر بشکه رسید. همچنین قیمت طلا در حال حاضر حدود ۱۶ درصد پایین‌تر از رکورد تاریخی خود در ماه ژانویه است؛ زیرا افزایش انتظارات درباره نرخ‌های بهره پس از تشدید تنش‌ها بر احساسات بازار فشار وارد کرده است.» وی افزود: «بر اساس شاخص بازده کل UBS CMCI Composite به دلار آمریکا، کامودیتی‌های پایه از ابتدای سال تاکنون بیش از ۲۰ درصد رشد کرده‌اند.» چشم‌انداز مثبت برای نفت، طلا و فلزات پایه استاونوو معتقد است که حتی با کاهش تدریجی ریسک‌های ژئوپلیتیکی، عوامل بنیادین بازار همچنان از قیمت نفت، طلا و فلزات پایه حمایت خواهند کرد. او توضیح داد: «ذخایر فرآورده‌های نفتی در بسیاری از اقتصادها در سطح پایینی قرار دارد و ممکن است برای کنترل تقاضا تا زمان بازسازی موجودی‌ها، به قیمت‌های بالاتری نیاز باشد.» وی درباره طلا نیز گفت: در میان‌مدت انتظار داریم طلا به دلیل سطح بالای بدهی‌های جهانی، کسری‌های مالی پایدار در آمریکا و ادامه روند متنوع‌سازی ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی، مسیر صعودی خود را ادامه دهد. به گفته او، UBS همچنان انتظار کمبود عرضه در بازار مس و آلومینیوم را دارد؛ موضوعی که می‌تواند در میان‌مدت از قیمت این فلزات حمایت کند، در حالی که روندهای ساختاری مانند گسترش برقی‌سازی اقتصاد نیز تقاضای بلندمدت را تقویت می‌کنند. استاونوو تأکید کرد که UBS همچنان در سال ۲۰۲۶ دیدگاهی مثبت نسبت به بازار کامودیتی‌ها دارد و مدیریت فعال سرمایه‌گذاری را توصیه می‌کند. او گفت: «اگرچه بازار کامودیتی‌ها ممکن است دوره‌هایی از نوسان شدید را تجربه کند، اما می‌تواند نقش ارزشمندی در پرتفوی سرمایه‌گذاری داشته باشد؛ زیرا از نظر تاریخی همبستگی پایینی با بازار سهام و اوراق قرضه داشته است.» کاهش پیش‌بینی قیمت طلا از سوی UBS موسسه UBS هفته گذشته پیش‌بینی قیمت طلا در پایان سال ۲۰۲۶ را از ۵۹۰۰ دلار به ۵۵۰۰ دلار در هر اونس کاهش داد. دلیل این تصمیم، نگرانی از تداوم بازده بالای اوراق خزانه‌داری آمریکا و قدرت پایدار دلار عنوان شد. «دومینیک اشنایدر» و «وین گوردون»، تحلیلگران UBS، اعلام کردند که سرمایه‌گذاران به دلیل بالا ماندن نرخ بازده اوراق، تمایل کمتری به نگهداری طلا نشان می‌دهند. به گفته آن‌ها: «بازارها بار دیگر به مفهوم هزینه فرصت توجه کرده‌اند و ویژگی بدون بازده بودن طلا، در شرایطی که نرخ‌های بهره واقعی همچنان بالا هستند، به عامل مهم‌تری تبدیل شده است.» این دو تحلیلگر افزودند که تقاضا از سوی صندوق‌های ETF و بازار معاملات آتی به‌طور محسوسی کاهش یافته و هرچند جریان سرمایه در هفته‌های اخیر تثبیت شده، اما هنوز برای بازگرداندن شتاب صعودی قدرتمند طلا که در اوایل سال ۲۰۲۶ مشاهده می‌شد کافی نیست. با این حال، UBS معتقد نیست که بازار صعودی بلندمدت طلا به پایان رسیده باشد. تحلیلگران این بانک بر این باورند که سرمایه‌گذاران در شرایط فعلی به صبر بیشتری نیاز دارند، اما همچنان انتظار دارند قیمت طلا تا پایان سال حدود ۱۰۰۰ دلار بالاتر از سطح فعلی قرار گیرد. اشنایدر و گوردون معتقدند که در سال ۲۰۲۷، اتخاذ سیاست پولی متعادل‌تر می‌تواند از قدرت دلار بکاهد و دوباره جذابیت طلا را برای سرمایه‌گذاران افزایش دهد. جنگ ایران و تأثیر آن بر بازار کامودیتی‌ها در ۱۳ آوریل، جیووانی استاونُوو اعلام کرد که کامودیتی‌هایی مانند طلا و نفت احتمالاً حتی مدت‌ها پس از پایان جنگ ایران نیز به رشد قیمتی خود ادامه خواهند داد و سرمایه‌گذارانی که حجم قابل‌توجهی طلا در اختیار دارند بهتر است دامنه سرمایه‌گذاری کالایی خود را گسترش دهند. او در یادداشت پژوهشی خود نوشت: تداوم تنش‌ها در ایران و ریسک‌های موجود در تنگه هرمز فشار صعودی بر قیمت‌ها و نوسانات بازار کامودیتی‌ها، به‌ویژه نفت، وارد کرده است. به اعتقاد او، چشم‌انداز صعودی کامودیتی‌ها همچنان پابرجاست و این روند علاوه بر ریسک‌های ژئوپلیتیکی، ناشی از عوامل بنیادین و عدم تعادل عرضه و تقاضا است. استاونوو یادآور شد که نفت برنت پیش از حملات به ایران حدود ۷۲ دلار در هر بشکه معامله می‌شد. وی افزود: «قیمت طلا در آن زمان حدود ۱۳ درصد پایین‌تر از رکورد تاریخی ژانویه قرار داشت، در حالی که شاخص کامودیتی‌های گسترده از ابتدای سال حدود ۱۷ درصد رشد کرده بود.» او تأکید کرد که حتی با کاهش تدریجی ریسک‌های ژئوپلیتیکی، عوامل بنیادین همچنان از بازار کامودیتی‌ها حمایت خواهند کرد. توصیه UBS به سرمایه‌گذاران طلا استاونوو گفت: «برای سرمایه‌گذارانی که به طلا علاقه دارند، تخصیص بخشی محدود از سبد سرمایه‌گذاری به این فلز می‌تواند تنوع‌بخشی مناسبی ایجاد کرده و در برابر ریسک‌های سیستماتیک محافظت کند.» او افزود: سرمایه‌گذارانی که هم‌اکنون سهم بالایی از دارایی خود را به طلا اختصاص داده‌اند و سود تحقق‌نیافته قابل‌توجهی دارند، بهتر است بخشی از سرمایه‌گذاری کامودیتی خود را به مس، آلومینیوم و محصولات کشاورزی گسترش دهند تا منابع بازدهی آینده متنوع‌تر شود. پیش‌بینی رشد طلا تا ۶۲۰۰ دلار در هر اونس تحلیلگران UBS در ۱۶ مارس پیش‌بینی کردند که مجموعه عواملی شامل تغییر ارزیابی ریسک‌ها، سیاست‌های نرخ بهره، تورم و تقاضای قوی بنیادین می‌تواند قیمت طلا را تا پایان سال ۲۰۲۶ به محدوده ۵۹۰۰ تا ۶۲۰۰ دلار در هر اونس برساند. آن‌ها اشاره کردند که طلا از زمان آغاز درگیری ایران نتوانسته از سطح ۵۲۰۰ دلار عبور کند و برخلاف انتظار، نقش پناهگاه امن به‌طور کامل در قیمت آن منعکس نشده است. تحلیلگران UBS توضیح دادند: این وضعیت در تضاد با رشد ۶۵ درصدی طلا در سال گذشته است؛ زمانی که ریسک‌های ژئوپلیتیکی در کنار عواملی مانند کاهش نرخ‌های بهره واقعی و نگرانی‌های بدهی، از قیمت‌ها حمایت می‌کردند. آن‌ها همچنین به نمونه‌های تاریخی اشاره کردند: پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، قیمت طلا ۱۵ درصد افزایش یافت اما پس از افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، بین ۱۵ تا ۱۸ درصد کاهش پیدا کرد. در جنگ خلیج فارس و جنگ عراق نیز قیمت طلا در ابتدا به ترتیب ۱۷ و ۱۹ درصد رشد کرد، اما با فروکش کردن تنش‌ها کاهش یافت. با این وجود، UBS همچنان معتقد است که روند بلندمدت طلا صعودی است. تحلیلگران این بانک تأکید کردند: طلا بیش از آنکه پوششی در برابر خود جنگ باشد، ابزاری برای محافظت در برابر پیامدهای اقتصادی و پولی ناشی از درگیری‌هاست؛ از جمله کاهش ارزش پول، افزایش کسری بودجه و کندی رشد اقتصادی. آن‌ها افزودند: در کوتاه‌مدت، افزایش قیمت انرژی و نگرانی‌های تورمی باعث تقویت دلار و افزایش احتمال رشد نرخ بهره شده که هر دو برای طلا منفی هستند. اما انتظار داریم بانک‌های مرکزی با احتیاط عمل کنند و از افزایش شتاب‌زده نرخ‌های بهره خودداری نمایند. در پایان، UBS تأکید کرد که تقاضای بنیادین طلا همچنان قوی است و خریدهای مداوم بانک‌های مرکزی، افزایش فعالیت سرمایه‌گذاری و رشد تقاضای جواهرات در آسیا از قیمت طلا حمایت می‌کنند. این بانک همچنین معتقد است روندهای ساختاری مانند بدهی بالای دولت‌ها و تلاش بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران جهانی برای کاهش وابستگی به دلار آمریکا، چشم‌انداز بلندمدت طلا را تقویت خواهد کرد. بر همین اساس، UBS همچنان دیدگاهی مثبت نسبت به طلا دارد و آن را ابزاری مؤثر برای تنوع‌بخشی به پرتفوی سرمایه‌گذاری می‌داند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

کاخ سفید تعرفه تجهیزات کشاورزی را از ۲۵٪ به ۱۵٪ کاهش داد

کاخ سفید اعلام کرد که بر اساس فرمان جدید ریاست‌جمهوری، تعرفه واردات تجهیزات کشاورزی از جمله کمباین‌ها و ماشین‌های برداشت از ۲۵ درصد به ۱۵ درصد کاهش یافته است. این فرمان همچنین دامنه تعرفه ۱۵ درصدی موجود را گسترش می‌دهد تا تجهیزات صنعتی متحرک مانند بولدوزرها و لیفتراک‌ها که از کشورهای دارای توافق تجاری با آمریکا وارد می‌شوند، مشمول این نرخ شوند. در ادامه، کاخ سفید از اصلاح تعرفه‌ها بر واردات تجهیزات صنعتی متحرک و بازنگری در رژیم تعرفه‌ای مربوط به واردات آلومینیوم، فولاد و مس خبر داد. این تغییرات بخشی از سیاست جدید واشنگتن برای بهینه‌سازی زنجیره تأمین و کاهش هزینه‌های تولید داخلی ارزیابی می‌شود.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

چین و آمریکا برای حل نگرانی‌های عناصر نادر با هم همکاری می‌کنند

مقامات چینی اعلام کردند که پکن و واشنگتن گفت‌وگوهای گسترده‌ای درباره مسائل کنترل صادرات داشته‌اند و دو طرف در حال بررسی گسترش همکاری‌های کشاورزی و افزایش دسترسی متقابل به بازار هستند. به گفته وزارت بازرگانی چین، دو کشور توافق کرده‌اند که در چارچوب توافق تجاری کوالالامپور همکاری‌ها را تمدید کنند و از هیئت‌های مشترک سرمایه‌گذاری و تجارت به‌عنوان بستر گفت‌وگو استفاده کنند. چین همچنین اعلام کرد که قصد دارد ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ خریداری کند؛ اقدامی که می‌تواند روابط تجاری دو کشور را تقویت کند. آمریکا نیز قرار است موتور و قطعات لازم را برای این قرارداد تأمین کند. در حوزه کالا، پکن و واشنگتن توافق کرده‌اند که درباره کاهش متقابل تعرفه‌ها بر بیش از ۳۰ میلیارد دلار کالا مذاکره کنند. چین همچنین ابراز امیدواری کرده که آمریکا بخش بیشتری از تعرفه‌های یک‌جانبه علیه چین را لغو کند. وزارت بازرگانی چین نیز اعلام کرد: درخواست‌های مجوز صادرات عناصر نادر برای مصارف غیرنظامی بررسی خواهد شد. ثبت‌نام صادرکنندگان واجد شرایط گوشت گاو آمریکا دوباره برقرار شده است. یک تیم فنی از چین برای بررسی تعلیق واردات گوشت گاو به آمریکا اعزام می‌شود. دو طرف برای حل نگرانی‌های مربوط به عناصر نادر همکاری خواهند کرد. این تحولات نشان می‌دهد که پکن و واشنگتن در تلاش‌اند تا در شرایط تنش‌های ژئوپلیتیک، روابط تجاری را تثبیت و گسترش دهند.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

گریر، نماینده تجاری آمریکا، درباره فولاد: ممکن است بخواهیم تعرفه‌ها را تنظیم کنیم تا اجرای آن آسان‌تر شود.

تعرفه‌های فولاد و آلومینیوم همچنان برقرار خواهند ماند. درباره تعرفه‌های فلزات: نمی‌خواهیم هزینه‌های اجرای قوانین بیش از حد سنگین شود

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

ترامپ در آستانه انتخابات به‌دنبال کاهش تعرفه‌ها؟

در یک نگاه دولت آمریکا در حال بررسی کاهش بخشی از تعرفه‌های فلزات است.  تعرفه‌ها تا ۵۰٪ روی فولاد، آلومینیوم و کالاهای خانگی اعمال شده بودند. هدف اصلی این چرخش، کاهش فشار سیاسی و بهبود محبوبیت ترامپ پیش از انتخابات است. بازارها نگران بی‌ثباتی سیاست‌گذاری و تأثیر آن بر دلار هستند. در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت ترامپ در حال بررسی کاهش بخشی از تعرفه‌های فولاد و آلومینیوم است. یوتوتایمز در این گزارش، داده‌های منتشرشده از سوی فایننشال تایمز را بررسی می‌کند و پیامدهای این چرخش احتمالی را برای بازارها و رأی‌دهندگان تحلیل می‌کند. چرخش تعرفه‌ای؛ ترامپ به‌دنبال کاهش فشار سیاسی طبق بررسی تحلیلی یوتوتایمز از گزارش منتشرشده توسط فایننشال تایمز، دولت ترامپ در حال بررسی کاهش بخشی از تعرفه‌های اعمال‌شده بر واردات فولاد، آلومینیوم و کالاهای فلزی خانگی است. این اقدام بیشتر با هدف بهبود تصویر عمومی رئیس‌جمهور پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای در نظر گرفته شده است. تعرفه‌هایی که تا ۵۰٪ بالا رفتند سال گذشته، دولت آمریکا تعرفه‌هایی تا سقف ۵۰٪ بر واردات فلزات اعمال کرد؛ اقدامی که حتی شامل کالاهایی مانند ماشین لباسشویی، اجاق‌گاز و قطعات دوچرخه شد. این سیاست با هدف حمایت از تولید داخلی معرفی شد، اما اکنون با انتقادهایی درباره افزایش هزینه‌های مصرف‌کننده مواجه شده است. فشار از سوی وزارت بازرگانی و رأی‌دهندگان منابع آگاه می‌گویند وزارت بازرگانی و مقامات تجاری آمریکا معتقدند این تعرفه‌ها باعث افزایش قابل‌توجه قیمت‌ها شده‌اند و نارضایتی عمومی را دامن زده‌اند. از نگاه یوتوتایمز، این نارضایتی به‌ویژه در مناطق حساس انتخاباتی، دولت را به سمت عقب‌نشینی سوق داده است. بازنگری لیست کالاها؛ تمرکز بر امنیت ملی دولت اکنون در حال بازنگری لیست کالاهای مشمول تعرفه است و قصد دارد برخی اقلام را از لیست خارج کند. همچنین، به‌جای گسترش لیست، تمرکز بر تحقیقات هدفمند امنیت ملی خواهد بود. این تغییر رویکرد می‌تواند به معنای پایان سیاست‌های تعرفه‌ای فراگیر باشد. پیامدهای بازار؛ دلار زیر فشار بی‌ثباتی از نگاه یوتوتایمز، این عقب‌نشینی در سیاست‌گذاری بار دیگر بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی آمریکا را برجسته می‌کند—موضوعی که بازارها از سال گذشته با کاهش ارزش دلار به آن واکنش نشان داده‌اند. اگر این روند ادامه یابد، سرمایه‌گذاران ممکن است به‌دنبال دارایی‌های امن‌تر بروند.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

توافق هند و آمریکا؛ از هواپیما تا تغییر مسیر واردات نفت

در یک نگاه هند آماده سفارش ۸۰ میلیارد دلاری هواپیما از بوئینگ است؛ رقم نهایی ممکن است از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رود. توافق تجاری هند و آمریکا شامل خرید ۵۰۰ میلیارد دلار کالا طی پنج سال آینده است. بیانیه مشترک طی چند روز آینده منتشر می‌شود؛ امضای رسمی در مارس برنامه‌ریزی شده است. تغییر احتمالی در منابع واردات نفت هند می‌تواند بر قیمت نفت و جریان حمل‌ونقل منطقه‌ای اثر بگذارد. در پی اعلام توافق تجاری جدید میان هند و آمریکا، دهلی‌نو آماده سفارش هواپیماهایی به ارزش ۷۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از شرکت بوئینگ است؛ رقمی که با احتساب موتور و قطعات یدکی می‌تواند به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برسد. این سفارش بخشی از بسته تجاری بزرگ‌تری است که شامل خرید ۵۰۰ میلیارد دلار کالا از آمریکا طی پنج سال آینده می‌شود. وزیر تجارت هند، پیوش گویال، اعلام کرده که بیانیه مشترک دو کشور طی ۴ تا ۵ روز آینده منتشر خواهد شد و امضای رسمی قرارداد در ماه مارس انجام می‌شود. با این حال، تحلیلگران نسبت به جزئیات اجرایی و میزان تعهد واقعی هند ابراز تردید کرده‌اند. مقایسه سفارش هند با رکوردهای قبلی سفارش‌دهنده سال ارزش تقریبی تعداد هواپیما جزئیات مهم قطر ایرویز 2025 بیش از 100 میلیارد دلار 210+ بزرگ‌ترین سفارش بوئینگ 787 و 777-9 هند (پیشنهادی) 2026 70–80 میلیارد دلار (تا 100 میلیارد با قطعات) نامشخص هنوز نهایی نشده؛ بخشی از توافق تجاری آلاسکا ایرلاینز 2026 نامشخص 110+ بزرگ‌ترین سفارش تاریخ این شرکت برای بوئینگ، این سفارش می‌تواند مسیر رشد میان‌مدت را تقویت کند، به‌ویژه با توجه به گسترش بازار هوایی هند. اما زمان‌بندی، تأمین مالی و حساسیت‌های سیاسی—از جمله پرونده‌های حقوقی مرتبط با سقوط هواپیمای در ژوئن ۲۰۲۵—همچنان چالش‌برانگیز باقی مانده‌اند. در سطح کلان، این توافق ممکن است بر منابع واردات نفت هند نیز اثر بگذارد؛ به‌ویژه اگر دهلی‌نو بخشی از خرید خود را از روسیه به سمت آمریکا یا ونزوئلا تغییر دهد. چنین تغییری می‌تواند بر قیمت منطقه‌ای نفت و جریان حمل‌ونقل دریایی تأثیر بگذارد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

گزارش درآمدزایی سه‌ماهه سوم 2025 شرکت بوئينگ

سود هر سهم (EPS) واقعی............. 7.47 - پیش‌بینی............ 0.46- درآمدزایی فصلی (REVENUE) واقعی............ 23.3 میلیارد دلار پیش‌بینی........... 21.93 میلیارد دلار شاخص بورسی وزن تقریبی Boeing Dow Jones (DJIA) حدود 6٪ تا 8٪ S&P 500 S&P 500 حدود 0.3٪ تا 0.5٪ Nasdaq 100 ندارد. شرکت بوئینگ در گزارش مالی اخیر خود، درآمدی فراتر از انتظار ثبت کرده اما سودآوری‌اش به شدت پایین‌تر از پیش‌بینی‌ها بوده است. سود هر سهم (EPS) که انتظار می‌رفت منفی ۲٫۳۸ دلار باشد، به منفی ۷٫۴۷ دلار رسید—یعنی ۲۱۴٪ بدتر از پیش‌بینی‌ها. در مقابل، درآمد شرکت با ثبت ۲۳٫۲۷ میلیارد دلار، ۵٪ بیشتر از برآوردها بوده است. نکات برجسته عملکرد سود هر سهم نسبت به سال گذشته ۲۸٪ افزایش یافته است. درآمد نسبت به سال گذشته ۳۰٪ افزایش یافته است. سود هر سهم نسبت به فصل قبل ۵۰۲٪ کاهش یافته است. درآمد نسبت به فصل قبل ۲٪ افزایش یافته است.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

آلومینیوم و رقابت‌های انرژی: آیا این فلز، تجارت پرسود آینده است؟

آلومینیوم در حال حاضر در کانون چندین دینامیک مهم قرار دارد. اولاً، تحت تعرفه‌های امنیت ملی ۵۰ درصدی ایالات متحده قرار دارد. دوماً، فرآیند تولید آن انرژی‌بر است و در زمانی که قیمت انرژی در حال افزایش است، این مسأله نگرانی‌هایی را ایجاد می‌کند. سوماً، آلومینیوم در تولید خودروهای الکتریکی و انرژی‌های سبز کاربرد دارد. چهارماً، این فلز در رباتیک استفاده خواهد شد. پنجماً، از آلومینیوم به‌عنوان یک سینک حرارتی در مراکز داده استفاده می‌شود. دولت ترامپ در تلاش است تا تولید آلومینیوم را به داخل کشور بازگرداند، اما این صنعت با تقاضای بی‌پایان انرژی از سوی هوش مصنوعی و مراکز داده رقابت خواهد کرد. روزنامه وال استریت ژورنال امروز به بررسی این دینامیک پرداخته و اشاره کرده است که قیمت‌های آلومینیوم هنوز به‌طور قابل‌توجهی افزایش نیافته‌اند، اما شرایط برای افزایش قیمت‌ها حتی بدون تحولات سیاسی فعلی فراهم است. این در حالی است که چین در حال محدود کردن ظرفیت‌های تولید خود است. تحلیلگران سیتی پیش‌بینی می‌کنند که مازاد جهانی آلومینیوم اولیه تا سال ۲۰۲۶ به‌طور سریع کاهش یابد و از سال ۲۰۲۷ کسری حدود ۱.۴ میلیون تن، معادل ۲ درصد از مصرف اولیه جهانی، آغاز شود. همچنین، شرکت وود مک‌کنزی پیش‌بینی می‌کند که کسری تولید از سال ۲۰۲۸ آغاز و به مدت پنج سال ادامه یابد، طبق گفته «اودای پاتل»، مدیر ارشد تحقیقات در این شرکت. مسأله پیچیده فعلی، توافق تجاری ایالات متحده و کانادا است، چرا که حدود ۴۰ درصد از آلومینیوم مورد نیاز ایالات متحده از کانادا تأمین می‌شود، به‌ویژه از کبک که برق آبی آن ارزان است. این هفته، مقامات کانادا و ایالات متحده در حال مذاکره برای کاهش تعرفه‌های ۵۰ درصدی هستند. در این شرایط، برنده احتمالی شرکت آلومینیوم آلومینا (Alcoa) خواهد بود که حدود ۷۵ درصد از تولیدات خود را در آمریکای شمالی در کانادا انجام می‌دهد و با نسبت EBITDA حدود ۵ برابر و نسبت قیمت به درآمد ۱۳ برابر در حال مبادله است و اهرم مالی کمی دارد. این شرکت در سه‌ماهه دوم سال جاری ۹۵ میلیون دلار به‌عنوان تعرفه پرداخت کرده است و این هزینه‌ها به‌طور مداوم افزایش یافته‌اند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

خلبانان هند گفتند ایمنی بوئینگ 787 باید بررسی شود

بزرگ‌ترین انجمن خلبانان هند از نهاد ناظر هوایی این کشور خواسته است که تمام هواپیماهای بوئینگ 787 شرکت ایر ایندیا را موقتاً از چرخه پرواز خارج کرده و از نظر مشکلات الکتریکی بررسی کند. این درخواست پس از آن مطرح شد که یکی از این هواپیماها در آخر هفته، به‌طور غیرمنتظره‌ای سیستم اضطراری تأمین برق را فعال کرد. این سیستم که به نام توربین هوای رم (RAT) شناخته می‌شود، در مواقع از دست رفتن فشار هیدرولیک یا برق، از بدنه هواپیما خارج شده و وظیفه تأمین برق برای سیستم‌های حیاتی مانند کنترل پرواز و ناوبری را بر عهده دارد. در این مورد، پرواز 117 روز شنبه در شهر بیرمنگام انگلستان به‌سلامت فرود آمد و ایر ایندیا اعلام کرد که بررسی اولیه نشان داده پارامترهای الکتریکی و هیدرولیکی کاملاً نرمال بوده‌اند. کاپیتان چاران‌ویر راندهاوا، رئیس فدراسیون خلبانان هند، گفت: «هرگز نشنیده‌ام که توربین رم بدون از دست رفتن برق یا فشار هیدرولیک فعال شود.» او خواستار بازرسی کامل الکتریکی تمام بوئینگ‌های 787 فعال در هند شد. این دومین بار در سال جاری است که این سیستم در یکی از هواپیماهای ایر ایندیا فعال می‌شود. در ۱۲ ژوئن، پرواز 171 نیز از این سیستم استفاده کرد، اما ۳۰ ثانیه پس از برخاستن از فرودگاه احمدآباد سقوط کرد و منجر به کشته شدن ۲۴۱ نفر از ۲۴۲ سرنشین و ۱۹ نفر روی زمین شد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

آمریکا و چین توافق بوئینگ را نهایی می‌کنند

سفیر آمریکا در چین، پر‌دو، اعلام کرد که مذاکرات مربوط به سفارش بزرگ هواپیماهای بوئینگ در حال ورود به روزها یا هفته‌های پایانی خود است؛ این مذاکرات برای هر دو طرف—بوئینگ و چین—اهمیت حیاتی دارد. او افزود: روز گذشته گفت‌وگوهای تجاری فعالی با هه لیفِنگ، معاون نخست‌وزیر چین، انجام شده است. این مذاکرات بسیار فعال و سازنده بوده‌اند. نمایندگان آمریکا به‌دنبال صلح و ثبات هستند و رویکردشان نسبت به چین نه نرم است و نه سخت. انتظار می‌رود سفرهای دیپلماتیک بیشتری در آینده انجام شود. در بخش دیگری از اظهارات، پر‌دو گفت: مذاکرات میان آمریکا و چین درباره سفارش «بزرگ» هواپیماهای بوئینگ در مرحله نهایی قرار دارد. روابط میان شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ «بسیار خوب و دلگرم‌کننده» توصیف شده است. موضوعات مختلف به‌طور فعال در حال مذاکره هستند. رهبران دو کشور تماس تلفنی خوبی داشته‌اند و مشتاق دیدار در سال آینده هستند.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر