EURUSD 1.11772 USD ▼ 0.08%
XAUUSD 3,906.13 USD ▼ 1.03%
AAPL 338.32 USD ▼ 1.83%
WTI 98.55 USD ▲ 2.17%
BTCUSD 77,016.03 USD
SP500 7,541.40 ▼ 0.51%
AUDUSD 0.69818 USD ▼ 0.21%
EURJPY 176.950 JPY ▲ 0.16%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۲۷ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۲۷ دقیقه پیش

بازگشت محتاطانه معاملات آتی وال‌استریت؛ آزمون هوش مصنوعی، اپل و انتخابات آمریکا در هفته‌ای سرنوشت‌ساز

بازار آمریکا دوشنبه دوم نوامبر ۲۰۲۶ را با نشانه‌هایی از بهبود آغاز کرد؛ معاملات آتی شاخص‌های اصلی پیش از بازگشایی رشد کردند و بخشی از فشار فروش هفته گذشته فروکش کرد. بااین‌حال، این حرکت به‌تنهایی نشانه پایان اصلاح نیست. سرمایه‌گذاران پس از واکنش منفی به گزارش‌های مالی شرکت‌های بزرگ فناوری، اکنون به دنبال شواهد روشن‌تری هستند که نشان دهد هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی واقعاً به درآمد، سود و جریان نقدی پایدار تبدیل می‌شود. در کنار گزارش مالی اپل، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و گزارش اشتغال اکتبر، سه محرک مهم این هفته‌اند. ترکیب این رویدادها می‌تواند انتظارات نرخ بهره، ارزیابی ریسک و جهت کوتاه‌مدت بازار را تغییر دهد. در یک نگاه معاملات آتی نزدک ۱۰۰، اس‌اندپی ۵۰۰ و داوجونز پیش از بازگشایی رشد کردند. فروش سنگین سهام فناوری نشان داد بازار برای رشد هوش مصنوعی معیارهای سخت‌گیرانه‌تری دارد. گزارش اپل و عملکرد AMD می‌توانند بر احساسات سرمایه‌گذاران فناوری اثر بگذارند. انتخابات آمریکا و گزارش اشتغال، ریسک سیاسی و اقتصادی هفته را افزایش می‌دهند. معاملات آتی بالا رفتند؛ اما اعتماد هنوز بازنگشته است بر اساس گزارش‌های منتشرشده در دوم نوامبر، معاملات آتی داوجونز و اس‌اندپی ۵۰۰ در ساعات پیش از بازگشایی حدود ۰٫۴ تا ۰٫۶ درصد افزایش داشتند. قراردادهای نزدک ۱۰۰ نیز نزدیک به ۰٫۸ درصد رشد کردند. اختلاف جزئی ارقام در گزارش‌های خبری می‌تواند به زمان ثبت قیمت‌ها مربوط باشد؛ ازاین‌رو، این اعداد تصویری از معاملات پیش از گشایش هستند، نه قیمت پایانی بازار. این بازگشت پس از هفته‌ای رخ داد که سهام فناوری، به‌ویژه شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی و نیمه‌رساناها، تحت فشار قرار گرفتند. شاخص ترکیبی نزدک در اکتبر حدود ۵ درصد افت کرد، درحالی‌که اس‌اندپی ۵۰۰ کاهش محدودتری داشت و داوجونز از حمایت نسبی سهام دفاعی و شرکت‌های دارای جریان نقدی قوی بهره برد. این تفاوت نشان می‌دهد افت اخیر صرفاً فروش فراگیر بازار نبود؛ سرمایه‌گذاران در حال بازنگری در ارزش‌گذاری و کیفیت سود شرکت‌ها نیز بودند. رشد معاملات آتی می‌تواند بازتاب خرید در قیمت‌های پایین‌تر، تعدیل موقعیت‌های معاملاتی یا انتظار برای گزارش‌های تازه باشد. بدون همراهی حجم معاملات و بهبود پایدار قیمت‌ها، نباید آن را تأیید قطعی بازگشت روند صعودی دانست. هوش مصنوعی؛ از وعده رشد تا مطالبه بازده مالی واکنش بازار به گزارش‌های اخیر آلفابت، آمازون و اینتل، مسئله‌ای مهم را برجسته کرده است: حتی شرکت‌هایی با کسب‌وکار قدرتمند نیز در صورت نرسیدن به انتظارات بالای تحلیلگران ممکن است با افت شدید سهام مواجه شوند. گزارش‌های خبری از کاهش حدود ۱۳ درصدی سهام آلفابت پس از انتشار نتایج خبر داده‌اند؛ نگرانی‌ها درباره درآمدزایی جست‌وجو در فضای رقابت هوش مصنوعی نیز بر نگاه سرمایه‌گذاران سایه انداخته است. هرچه ارزش‌گذاری شرکت‌ها بیشتر بر رشد آینده متکی باشد، بازار برای توضیح روشن‌تر درباره درآمد افزوده، حاشیه سود و جریان نقدی حساس‌تر می‌شود. بنابراین، هزینه سرمایه‌ای بالا زمانی قابل دفاع‌تر است که شرکت بتواند مسیر تبدیل آن به درآمد پایدار را نشان دهد. اپل در مرکز توجه؛ آزمون تقاضا و انضباط سرمایه‌ای اپل پس از پایان معاملات روز دوشنبه قرار است نتایج سه‌ماهه مالی خود را منتشر کند. برآورد اجماعی نقل‌شده در گزارش یاهو فایننس، سود هر سهم را حدود ۲ دلار و درآمد را نزدیک به ۱۱۳٫۴۶ میلیارد دلار نشان می‌دهد؛ در دوره مشابه سال قبل، سود هر سهم ۱٫۸۵ دلار و درآمد ۱۰۲٫۴۶ میلیارد دلار گزارش شده بود. این ارقام پیش‌بینی تحلیلگران‌اند و نباید با نتایج تحقق‌یافته اشتباه گرفته شوند. در شرایطی که برخی رقبای بزرگ هزینه‌های زیرساختی هوش مصنوعی را افزایش داده‌اند، اپل ممکن است از دید بخشی از سرمایه‌گذاران به‌عنوان شرکتی با انضباط سرمایه‌ای بیشتر دیده شود. بااین‌حال، این برداشت به‌معنای مصونیت سهام آن نیست. تقاضای مصرف‌کننده، رقابت، حاشیه سود محصولات و ارزش‌گذاری بالا همچنان ریسک‌های مهم‌اند. اینتل و ای‌ام‌دی؛ فشار بر زنجیره نیمه‌رساناها افت شدید سهام اینتل پس از ارائه چشم‌اندازی ضعیف‌تر، فشار را به دیگر شرکت‌های نیمه‌رسانا نیز منتقل کرد. گزارش‌های خبری از کاهش نزدیک به ۲۹ درصدی اینتل و افت حدود ۱۱ درصدی سهام ای‌ام‌دی حکایت داشتند. در مورد اینتل، نگرانی درباره هزینه بالای حافظه و ضعف فروش رایانه‌های شخصی، واکنش مثبت احتمالی به برخی ارقام گزارش مالی را تحت‌الشعاع قرار داد. ای‌ام‌دی قرار است روز سه‌شنبه گزارش مالی خود را منتشر کند. سرمایه‌گذاران به دنبال نشانه‌هایی هستند که نشان دهد شتاب تقاضای مراکز داده و شتاب‌دهنده‌های محاسباتی به فروش سودآور تبدیل شده است. رشد درآمد به‌تنهایی کافی نیست؛ حاشیه سود، هزینه توسعه، رقابت و میزان وابستگی مشتریان به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ زیرساختی نیز اهمیت دارند. انتخابات و اشتغال؛ دو عامل تعیین‌کننده برای انتظارات انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سه‌شنبه سوم نوامبر برگزار می‌شود و رقابت برای کرسی‌های مجلس نمایندگان و بخشی از سنا می‌تواند بر مسیر سیاست‌گذاری اثر بگذارد. داروسازی، مسکن و زیرساخت مراکز داده هوش مصنوعی از حوزه‌هایی هستند که ممکن است در واشنگتن بیشتر زیر ذره‌بین قرار گیرند. تغییر توازن قدرت می‌تواند بر مقررات، بودجه، مذاکرات مالی و فضای سرمایه‌گذاری اثر بگذارد؛ بااین‌حال، نتیجه سیاسی به‌تنهایی مسیر بازار را تعیین نمی‌کند. در سمت اقتصاد، گزارش اشتغال اکتبر که برای جمعه برنامه‌ریزی شده، اطلاعات تازه‌ای درباره وضعیت بازار کار فراهم می‌کند. داده‌های تولید و قیمت‌های پرداخت‌شده نیز می‌توانند نشانه‌هایی از فشار تورمی و قدرت فعالیت اقتصادی ارائه دهند. اگر اشتغال و قیمت‌ها قوی‌تر از انتظار باشند، نگرانی از ماندگاری نرخ‌های بهره بالا ممکن است تقویت شود؛ داده‌های ضعیف‌تر نیز لزوماً مثبت نیستند، زیرا می‌توانند نگرانی درباره کندشدن اقتصاد را افزایش دهند. در ترجمه برخی نقاط از متن از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سایه جنگ بر گلوگاه خلیج فارس؛ جهش قیمت گوکرد به بالای ۱۰۰۰ دلار

در یک نگاه ریشه بحران: بسته شدن تنگه هرمز در پی جنگ با ایران، یک‌چهارم تولید و نیمی از صادرات دریایی گوگرد منطقه خلیج فارس را قفل و زنجیره تأمین را مختل کرده است. جهش قیمت: قیمت گوگرد از ۱۰۰۰ دلار در هر تن فراتر رفته است. هم‌زمان تعلیق صادرات توسط روسیه، ترکیه و هند، عرضه جهانی را تا ۴۰ درصد کاهش داده و تلاش‌ها برای جبران آن بی‌ثمر مانده است. پیامدها: این تنگنای شدید، کارخانه‌های تولید کودهای فسفاته را به توقف یا کاهش تولید واداشته و فعالیت معادن مس، نیکل و صنایع الکترونیک را به‌شدت تحت‌الشعاع قرار داده است.   کمبود جهانی گوگرد رو به افزایش است و این امر بر تولید کود و استخراج معادن فشار وارد می‌کند. گوگرد که در طیف وسیعی از صنایع از تولید کود و استخراج مس و نیکل گرفته تا تولید تراشه و کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد، قیمت آن به بالای هزار دلار در هر تن افزایش یافته و برخی از کشورها را مجبور به کاهش یا توقف تأسیسات تولیدی کرده است. گوگرد، یک ماده اولیه حیاتی برای تولیدات صنعتی و کشاورزی در سراسر جهان، به دلیل اختلالات در زنجیره تأمین جهانی با فشار قابل توجهی در عرضه مواجه است. به گفته اکونومیست، جنگ با ایران بر پالایشگاه‌ها و محموله‌های گوگرد در خلیج فارس تأثیر گذاشته و کمبود عرضه در بازارهای بین‌المللی را تشدید کرده است. گوگرد عمدتاً به عنوان یک محصول جانبی در فرآوری نفت و گاز طبیعی به دست می‌آید. بنابراین، مشکلات تولید و حمل‌ونقل در بخش انرژی مستقیماً بر بازار گوگرد تأثیر می‌گذارد. انسداد تنگه هرمز تقریباً یک‌چهارم تولید جهانی گوگرد و حدود نیمی از صادرات دریایی آن را در منطقه خلیج فارس به دام انداخته است.  جهش قیمت گوگرد به بیش از ۱۰۰۰ دلار در هر تن کاهش عرضه جهانی باعث افزایش شدید قیمت گوگرد شده است. طبق گزارش‌ها، در ماه ژوئن، قیمت‌ها به رکورد بی‌سابقه‌ای رسیدند و برای حمل‌ونقل به بسیاری از مناطق، از هزار دلار در هر تن فراتر رفتند. پیش‌بینی می‌شود صادرات گوگرد از خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ به زیر ۱۱ میلیون تن کاهش یابد که به طور قابل‌توجهی کمتر از ۲۰.۵ میلیون تن ثبت‌شده در سال ۲۰۲۵ است. محموله‌های کشورهای خارج از خلیج فارس نیز برای پوشش این کمبود کافی نیستند. با وجود افزایش صادرات از ایالات متحده و کانادا، عرضه خارج از منطقه تقریباً ۴۰ درصد کمتر از سطح قبل از جنگ است. تعلیق صادرات روسیه و ترکیه محدودیت‌های صادراتی نیز این تحولات را تشدید کرده است. صادرات گوگرد روسیه از ۴.۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۱.۸ میلیون تن تاکنون در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. علاوه بر روسیه، طبق گزارش‌ها، هند، قزاقستان و ترکیه نیز صادرات گوگرد را به حالت تعلیق درآورده‌اند. این تحولات دسترسی به منابع جایگزین در زنجیره تأمین جهانی را دشوارتر می‌کند. چین همچنین صادرات اسید سولفوریک را در ماه مه ممنوع کرد. صادرات تقریباً صفر اسید این کشور، فشار عرضه را بر صنایعی که از گوگرد و مشتقات آن استفاده می‌کنند، افزایش داده است.  فشار هزینه بر تولیدکنندگان کود یکی از بخش‌هایی که بیشترین تأثیر را از کمبود گوگرد متحمل شده، تولید کودهای فسفاته است. گوگرد یک ماده اولیه کلیدی برای اسید سولفوریک است که در تولید کود استفاده می‌شود. به طوری که تقریباً برای تولید ۱۰ تن کود، ۴ تن گوگرد مورد نیاز است. افزایش هزینه‌های مواد اولیه، ادامه فعالیت تولیدکنندگان را دشوار کرده است. طبق گزارش‌ها، برخی از تأسیسات در ایالات متحده، برزیل، مصر و مراکش تولید را متوقف یا کند کرده‌اند. ادامه اختلالات در تولید کود می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌های تولید کشاورزی و دسترسی کشاورزان به کود وارد کند.  تأثیر بر استخراج مس، نیکل و صنایع الکترونیک کمبود گوگرد نه تنها بر بخش کشاورزی، بلکه بر عملیات معدنکاری نیز تأثیر می‌گذارد. تولید مس و نیکل به مقادیر زیادی اسید سولفوریک برای استخراج این فلز از سنگ معدن نیاز دارد. به طور ویژه، خرید گوگرد در اندونزی ۷۵ درصد کاهش یافته است که معدنچیان نیکل را مجبور به تسریع کارهای تعمیر و نگهداری می‌کند. مشکلات دسترسی به مواد اولیه باعث شده است که شرکت‌های معدنی برنامه‌های تولید خود را دوباره ارزیابی کنند. علاوه بر این، گوگرد و اسید سولفوریک نقش حیاتی در فرآوری مواد خام مورد استفاده در تولید برخی از قطعات الکترونیکی دارند. بنابراین، اثرات کمبود عرضه می‌تواند فراتر از کشاورزی و معدن به بخش‌های مختلف صنعتی گسترش یابد. چشم‌انداز ظرفیت‌های جدید تولید انتظار می‌رود ظرفیت‌های جدید تولید گوگرد در چین و هند راه‌اندازی شود. با این حال، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این سرمایه‌گذاری‌ها قادر به پر کردن شکاف عرضه فعلی در زمان مناسب نخواهند بود. در کوتاه‌مدت، آرام شدن بازار به از سرگیری حمل‌ونقل از منطقه خلیج فارس بستگی دارد. اگرچه هنوز مشخص نیست چه زمانی مشکلات عرضه جهانی گوگرد کاهش خواهد یافت، اما جریان حمل‌ونقل و فعال‌سازی مجدد تأسیسات تولید برای کود، معدن و سایر بخش‌های صنعتی نقش بسیار مهمی در عبور از این بحران خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

معادن مس به ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید نیاز دارند؛ زنگ خطر کمبود عرضه تا سال ۲۰۵۰

مس، فلزی حیاتی برای اقتصاد جهانی، در آستانه یکی از مهم‌ترین چالش‌های عرضه در دهه‌های آینده قرار گرفته است. گسترش خودروهای برقی، توسعه زیرساخت‌های برق و افزایش مصرف انرژی، تقاضا برای این فلز سرخ را به‌سرعت افزایش می‌دهد؛ اما توسعه معادن جدید و جایگزینی ظرفیت‌های فرسوده با سرعت کافی پیش نمی‌رود. برآوردهای مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ نشان می‌دهد که برای جلوگیری از تشدید کمبود عرضه، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن مس موردنیاز است؛ سرمایه‌ای که تأمین‌نشدن آن می‌تواند روند برقی‌سازی اقتصاد جهان را با محدودیت جدی مواجه کند. در یک نگاه بازار جهانی مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ با کسری عرضه روبه‌رو شود؛ زیرا تقاضا افزایش می‌یابد و تولید معادن موجود کاهش پیدا می‌کند. برای جلوگیری از کمبود بلندمدت مس، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن موردنیاز است. تقاضای مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ حدود ۸۹ درصد افزایش می‌یابد و به ۲۳٫۳ میلیون تن می‌رسد. حتی با انجام سرمایه‌گذاری‌های لازم، کسری عرضه احتمالاً تا سال ۲۰۴۳ ادامه خواهد داشت؛ زیرا توسعه یک معدن جدید به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد. چرا بازار مس در آستانه کمبود قرار دارد؟ بر اساس گزارش چشم‌انداز فلزات گذار انرژی مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ، بازار مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ وارد دوره کسری عرضه شود. افزایش تقاضا از یک سو و دشواری جایگزینی تولید معادن رو به افول از سوی دیگر، مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این وضعیت هستند. اهمیت مس به نقش گسترده آن در زیرساخت‌های اقتصادی بازمی‌گردد. این فلز در شبکه‌های انتقال برق، تجهیزات صنعتی، ساختمان‌سازی و محصولات مصرفی کاربرد دارد. بااین‌حال، گذار از سوخت‌های فسیلی به فناوری‌های برقی، اهمیت راهبردی مس را بیش از گذشته افزایش داده است. برقی‌سازی حمل‌ونقل سریع‌ترین بخش در حال رشد مصرف مس محسوب می‌شود. خودروهای برقی، کامیون‌ها و اتوبوس‌های برقی برای موتور، مبدل‌های الکتریکی، باتری، سیم‌کشی ولتاژ بالا و تجهیزات شارژ به این فلز نیاز دارند. گسترش این فناوری‌ها در فاصله سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۵۰، فشار فزاینده‌ای بر بازار مس وارد خواهد کرد. شکاف عرضه؛ چالش بزرگ معادن جهان برآوردهای این گزارش نشان می‌دهد تقاضای مس مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ با افزایشی ۸۹ درصدی به ۲۳٫۳ میلیون تن خواهد رسید؛ حجمی که بیش از نیمی از کل مصرف مس را تشکیل می‌دهد. در مقابل، عرضه معدنی با محدودیت‌های ساختاری مواجه است. اگر سرمایه‌گذاری کافی انجام نشود، تولید جهانی مس می‌تواند از حدود ۳۰ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۲۵٫۷ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ کاهش یابد؛ افتی معادل ۱۴٫۵ درصد. کاهش عیار سنگ معدن نیز چالش دیگری است. هرچه میزان مس موجود در سنگ استخراج‌شده کمتر شود، برای تولید مقدار مشخصی از فلز باید حجم بیشتری سنگ استخراج و فرآوری شود. این روند می‌تواند هزینه تولید، مصرف انرژی و فشار بر منابع آب را افزایش دهد و سودآوری برخی معادن را کاهش دهد. بازیافت مس بخشی از نیاز آینده را تأمین خواهد کرد، اما برآوردهای گزارش نشان می‌دهد که به‌تنهایی برای جبران افت تولید معادن اولیه کافی نیست. بنابراین، افزایش بازیافت باید در کنار توسعه ظرفیت‌های معدنی دنبال شود، نه به‌عنوان جایگزینی کامل برای سرمایه‌گذاری جدید. چرا ۳۳۲ میلیارد دلار هم راه‌حل فوری نیست؟ یکی از مهم‌ترین نکات گزارش، فاصله زمانی طولانی میان تصمیم سرمایه‌گذاری و آغاز تولید است. توسعه یک معدن مس به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد؛ دوره‌ای که می‌تواند شامل اکتشاف، ارزیابی اقتصادی، دریافت مجوزها، تأمین مالی، ساخت زیرساخت‌ها و راه‌اندازی تأسیسات باشد. به همین دلیل، حتی اگر ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری موردنیاز تأمین شود، شکاف عرضه احتمالاً دست‌کم تا سال ۲۰۴۳ باز خواهد ماند. این تأخیر نشان می‌دهد که واکنش بازار به افزایش قیمت‌ها لزوماً به رشد سریع تولید منجر نمی‌شود. در چنین شرایطی، پروژه‌های معدنی به سرمایه‌گذاری بلندمدت، ثبات سیاست‌گذاری، زیرساخت مناسب و مدیریت ریسک‌های زیست‌محیطی و اجتماعی نیاز دارند. هرگونه تأخیر در اجرای پروژه‌ها می‌تواند فشار بر عرضه را تشدید کند. شیلی؛ تولیدکننده بزرگ با چشم‌انداز نزولی شیلی همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده مس معدنی جهان باقی خواهد ماند، اما تولید این کشور نیز با کاهش مواجه می‌شود. برآوردها حاکی از آن است که تولید مس شیلی از ۵٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۴٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ خواهد رسید. بااین‌حال، سهم شیلی از عرضه معدنی جهان ممکن است از ۲۴ درصد به ۲۸ درصد افزایش یابد؛ نه به دلیل رشد تولید داخلی، بلکه به این علت که تولید سایر مناطق با سرعت بیشتری کاهش پیدا می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که آینده بازار مس فقط به ظرفیت تولید بزرگ‌ترین کشورها وابسته نیست؛ بلکه عملکرد مجموعه معادن جهان، هزینه استخراج، کیفیت ذخایر و سرعت راه‌اندازی پروژه‌های جدید، مسیر عرضه را تعیین خواهند کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل اثر متوسط
تحلیل اثر متوسط

پنج چالش بزرگ پیش روی رونق مس در آمریکای جنوبی

رونق تقاضای جهانی مس، به‌ویژه با گسترش هوش مصنوعی، شبکه‌های برق و خودروهای برقی، فرصت بزرگی برای کشورهای آمریکای جنوبی ایجاد کرده است. بااین‌حال، اعتصاب کارگران، افت تولید، محدودیت مواد اولیه، تأخیر در صدور مجوزها و اعتراض‌های اجتماعی می‌توانند مانع تبدیل این فرصت به رشد پایدار شوند. شیلی، پرو و آرژانتین برای افزایش عرضه تلاش می‌کنند، اما مسیر پیش رو همچنان با ریسک‌های جدی همراه است. در یک نگاه اعتصاب‌های کارگری و حوادث مرگبار، عرضه مس شیلی را با اختلال مواجه کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند عرضه اولیه مس تا سال ۲۰۳۵ حدود ۲۵ درصد کمتر از نیاز باشد. محدودیت صادرات اسید سولفوریک چین می‌تواند تولید مس شیلی را تحت فشار قرار دهد. تأخیرهای اداری، اعتراض‌های اجتماعی و اختلاف‌های حقوقی، توسعه معادن منطقه را دشوار کرده‌اند. افزایش تقاضا و شکاف فزاینده عرضه برآورد شرکت اس‌اندپی گلوبال نشان می‌دهد تقاضای جهانی مس از ۲۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۴۲ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ خواهد رسید. توسعه مراکز داده هوش مصنوعی، افزایش هزینه‌های دفاعی، گسترش خودروهای برقی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر از محرک‌های اصلی این رشد هستند. مس برای ساخت شبکه‌های انتقال برق، توربین‌های بادی، پنل‌های خورشیدی و زیرساخت‌های دیجیتال ضروری است. کمبود این فلز می‌تواند هزینه پروژه‌های برقی‌سازی را افزایش دهد و زمان اجرای آن‌ها را به تعویق بیندازد. در چنین شرایطی، پرو قصد دارد طی پنج سال دست‌کم ۳۳ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری معدنی جذب کند. ارزش طرح‌های معدنی شیلی نیز در افق یک دهه از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر می‌رود. افت تولید و اعتصاب‌ها در شیلی تولید مس شیلی در اوت ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۲٫۸ درصد کاهش یافت و به ۳۶۹ هزار و ۵۰۰ تن رسید؛ پایین‌ترین سطح ماهانه از فوریه ۲۰۱۱. هم‌زمان، ناظران معدن اسکوندیدا، بزرگ‌ترین معدن مس جهان، از برنامه اعتصاب حدود هزار و ۲۰ کارگر پس از شکست مذاکرات مزدی خبر دادند. این رویداد یک هفته پس از اعتصاب در معدن سنتینلا رخ داد. در معدن ال‌تنینته نیز رانش زمین ناشی از بارندگی شدید به مرگ دو پیمانکار و توقف بخشی از فعالیت‌ها انجامید. احتمال بارندگی‌های بیشتر تحت تأثیر پدیده ال‌نینو نیز ریسک اختلال عملیاتی را افزایش می‌دهد. کمیسیون مس شیلی پیش‌بینی کرده است تولید این کشور در سال ۲۰۲۶ با افت ۲٫۶ درصدی به ۵٫۲۷ میلیون تن برسد و در سال ۲۰۲۷ تا ۵٫۵۵ میلیون تن افزایش یابد. اختلال‌های عرضه، در کنار تقاضای بالا، می‌توانند از قیمت مس حمایت کنند. وابستگی به اسید سولفوریک چین یکی از تهدیدهای کمتر دیده‌شده برای صنعت مس شیلی، محدودیت دسترسی به اسید سولفوریک است؛ ماده‌ای که برای استخراج مس از برخی سنگ‌های معدنی به کار می‌رود. برآورد بانک مورگان استنلی نشان می‌دهد حدود ۱٫۱ میلیون تن از تولید سالانه مس حاصل از روش استخراج با اسید در شیلی ممکن است در معرض محدودیت صادرات چین قرار داشته باشد. داده‌های گمرکی چین نیز از توقف محموله‌های اسید سولفوریک به مقصد شیلی در ماه مارس حکایت داشتند. اگر این محدودیت‌ها ادامه یابند، تولیدکنندگان ناچار خواهند شد منابع جایگزین پیدا کنند یا هزینه‌های بیشتری بپردازند؛ مسئله‌ای که می‌تواند تولید را محدود و حاشیه سود را کاهش دهد. مجوزهای طولانی و اعتراض‌های اجتماعی در شیلی، فرایند صدور مجوز برای برخی پروژه‌های معدنی ممکن است تا ۱۲ سال طول بکشد. دولت برای تسریع سرمایه‌گذاری، بررسی ده‌ها پرونده مرتبط با پروژه‌هایی به ارزش تقریبی ۱۶ میلیارد دلار را در دستور کار قرار داده است. در پرو نیز دولت به دنبال صدور مجوز برای ۲۴۰ پروژه اکتشاف و استخراج در سال جاری است. بااین‌حال، نزدیک به ۲۰۰ مناقشه اجتماعی در این کشور ثبت شده که ۶۴ مورد آن‌ها به معدن و مسائل زیست‌محیطی مربوط می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد افزایش سرمایه‌گذاری تنها به منابع زمین‌شناختی وابسته نیست؛ اعتماد جوامع محلی، حفاظت محیط‌زیست و ثبات مقررات نیز برای اجرای پروژه‌ها اهمیت اساسی دارند. “ «به نظر من، مسئله اصلی بازار مس آمریکای جنوبی کمبود منابع زیرزمینی نیست، بلکه شکاف میان ظرفیت زمین‌شناختی و توان واقعی تبدیل آن به عرضه پایدار است. رشد تقاضا می‌تواند از قیمت مس حمایت کند، اما نباید هر اختلالی را به‌معنای افزایش سودآوری قطعی شرکت‌های معدنی دانست؛ زیرا هزینه‌های عملیاتی، سرمایه‌گذاری سنگین، ریسک‌های حقوقی و نارضایتی جوامع محلی ممکن است بخش مهمی از این مزیت را از بین ببرند. در این بازار، برندگان بلندمدت الزاماً صاحبان بزرگ‌ترین ذخایر نیستند، بلکه شرکت‌هایی خواهند بود که بتوانند پروژه‌ها را با هزینه رقابتی، زمان‌بندی قابل اتکا و پشتوانه اجتماعی کافی به مرحله تولید برسانند.» بابک شیری آزمون بزرگ آرژانتین برای بازگشت به بازار مس آرژانتین از زمان تعطیلی معدن آلومبررا در سال ۲۰۱۸ تولید مس نداشته است. اکنون پروژه ویکونیا، متعلق به شرکت‌های بی‌اچ‌پی و لوندین ماینینگ، می‌تواند نقطه عطفی برای بازگشت این کشور باشد. سرمایه‌گذاران قصد دارند تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری برای مرحله نخست پروژه‌ای به ارزش ۷٫۱ میلیارد دلار را تا پایان سال ۲۰۲۶ اعلام کنند. آغاز تولید مس برای سال ۲۰۳۰ هدف‌گذاری شده است. بااین‌حال، اختلاف‌های حقوقی همچنان ریسک مهمی به شمار می‌روند. در آوریل، دادگاهی در استان لا ریوخا دستور توقف موقت پروژه و محدودیت عبور ماشین‌آلات از یک مسیر دسترسی را صادر کرد؛ هرچند دادگاهی در استان سان‌خوان چند روز بعد اجازه ادامه فعالیت را داد. جمع‌بندی آمریکای جنوبی از نظر منابع معدنی ظرفیت بالایی برای پاسخ‌گویی به رشد تقاضای جهانی مس دارد، اما افزایش ظرفیت تولید به‌سرعت محقق نخواهد شد. افت تولید شیلی، وابستگی به مواد اولیه وارداتی، پیچیدگی مجوزها و تنش‌های اجتماعی می‌توانند شکاف عرضه و تقاضا را عمیق‌تر کنند. موفقیت منطقه به توانایی دولت‌ها و شرکت‌ها در مدیریت هم‌زمان این موانع بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

کوچ پول‌های هوشمند از طلا و نفت؛ در پشت‌پرده گزارش جدید COT چه می‌گذرد؟

در یک نگاه دلار آمریکا: موقعیت خالص با افزایش ۱۳۰ قراردادی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده؛ در مقابل، موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به ۹۹,۳۳۲- قرارداد سقوط کرده است. ین ژاپن: موقعیت خالص با افزایش ۶,۸۸۵ قراردادی به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده و در میان ارزهای اصلی، بهبود قابل‌توجهی ثبت کرده است. طلا: موقعیت خالص با کاهش ۸,۲۹۷ قراردادی به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده؛ چهارمین افت هفتگی متوالی بر اساس داده‌های هفته‌های اخیر. نفت خام و ذرت: موقعیت خالص نفت WTI به میزان ۱۰,۴۰۳ قرارداد و موقعیت خالص ذرت ۵۷,۰۲۸ قرارداد کاهش یافته است. گزارش تعهد معامله‌گران (COT) منتشرشده برای هفته منتهی به ۶ اکتبر ۲۰۲۶ از افزایش فشار فروش بر یورو و دلار استرالیا، تداوم کاهش موقعیت خالص طلا و افت موقعیت‌های خرید در بازار نفت و ذرت حکایت دارد. در بازار ارز، موقعیت خالص دلار آمریکا تقریباً ثابت مانده، اما ین ژاپن با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده است. در بازار کالاها نیز تصویر یکدستی دیده نمی‌شود: موقعیت خالص سویا و شکر افزایش یافته، در حالی که معامله‌گران بزرگ از موقعیت‌های خالص ذرت، نفت خام و طلا کاسته‌اند. در بازار سهام آمریکا هم موقعیت خالص S&P 500 و Russell 2000 منفی‌تر شده، اما Nasdaq-100 برخلاف این دو شاخص بهبود یافته است. دلار؛ افزایش جزئی موقعیت خالص در برابر فشار سنگین بر یورو در شاخص دلار آمریکا، معامله‌گران غیرتجاری ۳۰,۵۲۶ قرارداد خرید و ۱۸,۵۱۵ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص دلار به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل تنها ۱۳۰ قرارداد افزایش داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۷۸۴ قرارداد و موقعیت‌های فروش ۶۵۴ قرارداد افزایش یافته‌اند؛ بنابراین تغییر خالص موقعیت دلار محدود بوده است. این داده‌ها نشان می‌دهند که معامله‌گران بزرگ در مجموع موضع مثبت خود نسبت به دلار را حفظ کرده‌اند، اما افزایش موقعیت خالص آن‌قدر محدود است که نمی‌توان از یک چرخش قدرتمند به سمت دلار سخن گفت. نکته مهم‌تر، مقایسه این وضعیت با بازار یورو است؛ جایی که تغییرات بسیار بزرگ‌تری در موقعیت‌گیری معامله‌گران دیده می‌شود. یورو؛ سقوط موقعیت خالص به زیر منفی ۹۹ هزار قرارداد در بازار یورو، موقعیت‌های خرید به ۲۴۳,۰۲۰ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۳۴۲,۳۵۲ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص یورو به ۹۹,۳۳۲- قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۳۶,۰۷۶ قرارداد افت داشته است. عامل اصلی این تغییر، افزایش ۴۰,۹۱۳ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است؛ در حالی که موقعیت‌های خرید نیز ۴,۸۳۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف تصور اولیه‌ای که ممکن است از افزایش خریدها ایجاد شود، رشد بسیار شدیدتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص یورو به محدوده منفی عمیق‌تری وارد شود. این تغییر یکی از مهم‌ترین سیگنال‌های گزارش جدید است؛ زیرا نشان می‌دهد فشار فروش بر یورو در میان معامله‌گران غیرتجاری به‌شدت افزایش یافته است. دلار و یورو؛ واگرایی به نفع دلار ادامه دارد مقایسه موقعیت‌های خالص دلار و یورو، مهم‌ترین تفاوت بخش ارز این گزارش را نشان می‌دهد. موقعیت خالص دلار با افزایش جزئی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده، در حالی که موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به منفی ۹۹,۳۳۲ قرارداد سقوط کرده است. این واگرایی نشان می‌دهد که موقعیت‌گیری معامله‌گران بزرگ به‌وضوح به زیان یورو تغییر کرده است؛ هرچند داده‌های COT به‌تنهایی جهت قطعی حرکت نرخ برابری EURUSD را مشخص نمی‌کنند. ین ژاپن؛ افزایش موقعیت خالص برخلاف روند بسیاری از ارزها در بازار ین ژاپن، معامله‌گران غیرتجاری ۱۹۰,۳۶۸ قرارداد خرید و ۱۲۸,۰۴۳ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص ین به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۶,۸۸۵ قرارداد افزایش یافته است. این تغییر حاصل افزایش ۱۴,۱۰۲ قراردادی موقعیت‌های خرید و رشد ۷,۲۱۷ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است. در نتیجه، با وجود افزایش هر دو سمت بازار، رشد بیشتر خریدها موقعیت خالص ین را تقویت کرده است. این عملکرد در تضاد با یورو، دلار استرالیا و دلار کاناداست که همگی کاهش موقعیت خالص را تجربه کرده‌اند. با این حال، افزایش موقعیت خالص ین الزاماً به معنای تقویت قطعی نرخ برابری آن نیست؛ زیرا برای ارزیابی جهت حرکت ارز، باید داده‌های بنیادی و تغییرات نرخ بهره نیز بررسی شوند. دلار استرالیا، دلار کانادا و پوند؛ فشار فروش ادامه دارد در میان دیگر ارزهای اصلی، دلار استرالیا یکی از ضعیف‌ترین عملکردها را ثبت کرده است. موقعیت‌های خرید دلار استرالیا به ۱۰۰,۱۳۸ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۱۹۸,۷۲۶ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص این ارز با افت ۳۵,۳۴۹ قراردادی به ۹۸,۵۸۸- قرارداد کاهش یافته است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۹,۵۵۲ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۲۵,۷۹۷ قرارداد افزایش داشته‌اند؛ ترکیبی که فشار نزولی قابل‌توجهی بر موقعیت خالص ایجاد کرده است. دلار کانادا نیز با کاهش ۱۱,۴۹۲ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۹۰,۱۶۳ قرارداد را ثبت کرده است. در همین حال، موقعیت خالص پوند انگلیس با افت ۶,۵۳۶ قراردادی به ۹۷,۶۱۱- قرارداد رسیده است. دلار نیوزیلند هم با کاهش ۱۲,۰۳۱ قراردادی، موقعیت خالص ۲۹,۳۴۶- قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، فرانک سوئیس با افزایش ۸۷۷ قراردادی به موقعیت خالص ۲۳,۷۴۰- قرارداد رسیده؛ بهبودی محدود که هنوز آن را از محدوده منفی خارج نکرده است. طلا؛ چهارمین هفته متوالی کاهش موقعیت خالص در بازار طلا، معامله‌گران غیرتجاری ۲۴۵,۴۰۳ قرارداد خرید و ۳۵,۰۶۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص طلا به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۸,۲۹۷ قرارداد کاهش یافته است. این افت از دو تغییر هم‌زمان ناشی شده است: موقعیت‌های خرید طلا ۴,۳۳۳ قرارداد کاهش یافته‌اند. موقعیت‌های فروش طلا ۳,۹۶۴ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف هفته‌هایی که کاهش موقعیت خالص عمدتاً از افت خریدها ناشی می‌شد، در این گزارش هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به افت موقعیت خالص کمک کرده‌اند. بررسی گزارش‌های متوالی نشان می‌دهد موقعیت خالص طلا از ۲۳۱,۹۶۰ قرارداد در ۸ سپتامبر به ۲۳۰,۳۳۸ قرارداد در ۱۵ سپتامبر، ۲۲۵,۸۵۳ قرارداد در ۲۲ سپتامبر، ۲۱۸,۶۳۲ قرارداد در ۲۹ سپتامبر و اکنون ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. به این ترتیب، موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته است. این روند، به‌ویژه با توجه به افزایش موقعیت‌های فروش در آخرین هفته، نشان می‌دهد اشتیاق معامله‌گران بزرگ برای نگهداری موقعیت‌های خرید طلا نسبت به هفته‌های قبل کمتر شده است. با وجود این، افت موقعیت خالص در بازار آتی به‌تنهایی به معنای آغاز روند نزولی قیمت طلا نیست؛ برای چنین نتیجه‌ای باید رفتار قیمت، نرخ بهره، دلار و تقاضای دارایی‌های امن نیز بررسی شود. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ از فشار فروش تا بازگشت خریداران، مقصد بعدی کجاست؟ نقره و پلاتین؛ بهبود موقعیت خالص در خلاف جهت طلا برخلاف طلا، برخی فلزات دیگر در این هفته با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده‌اند. در بازار نقره، موقعیت خالص با افزایش ۱,۰۷۰ قراردادی به ۲۳,۱۵۳ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۶۶ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها ۹۰۴ قرارداد کاهش داشته‌اند. پلاتین نیز با رشد ۴۷۹ قراردادی، موقعیت خالص ۱۳,۹۶۸ قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، پالادیوم با کاهش ۱,۱۹۲ قراردادی به موقعیت خالص منفی ۷,۰۱۷ قرارداد رسیده است. مس یکی از افت‌های قابل‌توجه این بخش را ثبت کرده و موقعیت خالص آن با کاهش ۱۵,۹۷۷ قراردادی به ۶۹,۴۳۴ قرارداد رسیده است. این تغییر عمدتاً ناشی از کاهش ۱۴,۴۸۵ قراردادی موقعیت‌های خرید و افزایش ۱,۴۹۲ قراردادی فروش‌ها بوده است. نفت خام؛ کاهش موقعیت خالص به زیر ۱۰۰ هزار قرارداد در بازار نفت خام WTI، موقعیت‌های خرید به ۳۳۶,۷۰۶ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۲۳۷,۶۴۶ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص نفت به ۹۹,۰۶۰ قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۱۰,۴۰۳ قرارداد افت داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۲۴,۶۴۵ قرارداد کاهش یافته‌اند؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۱۴,۲۴۲ قرارداد کمتر شده‌اند. در نتیجه، افت موقعیت خالص نفت عمدتاً از کاهش بیشتر خریدها نسبت به فروش‌ها ناشی شده است. این تغییر در ادامه افت شدید موقعیت خالص نفت در گزارش قبلی رخ می‌دهد؛ زمانی که موقعیت خالص WTI بیش از ۳۱ هزار قرارداد کاهش یافته بود. تداوم این روند نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ در چند هفته اخیر از میزان مواجهه خالص خود با بازار نفت کاسته‌اند. البته کاهش موقعیت خالص الزاماً به معنای پیش‌بینی قطعی افت قیمت نفت نیست؛ زیرا هم کاهش خریدها و هم خروج از موقعیت‌های فروش می‌توانند بر این شاخص اثر بگذارند. گاز طبیعی؛ موقعیت خالص منفی عمیق‌تر شد در بازار گاز طبیعی، معامله‌گران غیرتجاری ۲۷۲,۲۷۹ قرارداد خرید و ۵۰۸,۷۱۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص این بازار به ۲۳۶,۴۳۹- قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۵,۴۱۹ قرارداد کاهش یافته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۳,۹۱۳ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۱,۵۰۶ قرارداد افزایش داشته‌اند. در نتیجه، هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به منفی‌تر شدن موقعیت خالص کمک کرده‌اند. گاز طبیعی همچنان یکی از بازارهایی است که معامله‌گران غیرتجاری در آن موقعیت خالص فروش قابل‌توجهی دارند. ذرت و سویا؛ واگرایی در بازارهای کشاورزی بازارهای کشاورزی در این هفته عملکرد یکسانی نداشته‌اند و تفاوت میان موقعیت‌گیری معامله‌گران در ذرت و سویا به‌وضوح دیده می‌شود. در بازار ذرت، موقعیت‌های خرید به ۵۸۱,۷۱۱ قرارداد و فروش به ۱۲۹,۲۳۸ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص ذرت با کاهش ۵۷,۰۲۸ قراردادی به ۴۵۲,۴۷۳ قرارداد رسیده است. این افت عمدتاً از کاهش ۵۱,۱۴۱ قراردادی موقعیت‌های خرید ناشی شده؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۵,۸۸۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، کاهش خریدها در کنار رشد فروش‌ها، موقعیت خالص ذرت را به‌طور محسوسی پایین آورده است. اما سویا مسیر متفاوتی داشته است. موقعیت خالص سویا با افزایش ۱۷,۰۲۴ قراردادی به ۲۷۳,۸۹۶ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۵,۵۸۴ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۴۴۰ قرارداد کاهش داشته‌اند. شکر نیز یکی از برندگان این هفته بوده است. موقعیت خالص آن با افزایش ۴۸,۸۳۳ قراردادی به ۲۱۷,۲۷۵ قرارداد رسیده؛ افزایشی که عمدتاً از افت ۳,۴۷۳ قراردادی فروش‌ها در کنار رشد ۳,۶۹۷ قراردادی خریدها ناشی شده است. در قهوه نیز موقعیت خالص با افزایش ۲,۷۲۱ قراردادی به ۱۶,۲۱۳ قرارداد رسیده است. کاکائو موقعیت خالص منفی ۱۰,۶۴۸ قرارداد را ثبت کرده، اما این رقم نسبت به هفته قبل ۳,۴۷۱ قرارداد بهبود یافته است. گندم نیز با افزایش جزئی ۴۱۴ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۱۶,۰۴۸ قرارداد را ثبت کرده است. شاخص‌های سهام؛ فشار بر S&P 500 و Russell در برابر رشد Nasdaq در بازار سهام آمریکا، موقعیت خالص E-mini S&P 500 با کاهش ۱۱,۵۷۱ قراردادی به ۱۵۴,۰۷۰- قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید این شاخص ۲,۴۲۲ قرارداد افزایش یافته‌اند، اما موقعیت‌های فروش ۱۳,۹۹۳ قرارداد رشد کرده‌اند. افزایش بیشتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص منفی‌تر شود. در Russell 2000 نیز موقعیت خالص با کاهش ۱۰,۴۰۵ قراردادی به ۸۷,۸۴۵- قرارداد رسیده است. در مقابل، Nasdaq-100 برخلاف دو شاخص دیگر حرکت کرده و موقعیت خالص آن با افزایش ۶,۸۷۶ قراردادی به ۵۸,۱۲۳ قرارداد رسیده است. در این شاخص، موقعیت‌های خرید ۵,۳۱۵ قرارداد افزایش یافته و فروش‌ها ۱,۵۶۱ قرارداد کاهش داشته‌اند. موقعیت خالص Dow Jones نیز با افت محدود ۳۵۳ قراردادی به ۹,۴۹۱ قرارداد رسیده است. در مجموع، معامله‌گران بزرگ در این هفته نسبت به شاخص‌های مختلف سهام آمریکا دیدگاه یکسانی نداشته‌اند؛ موقعیت‌گیری در Nasdaq بهبود یافته، در حالی که فشار فروش در S&P 500 و Russell افزایش پیدا کرده است. بیت‌کوین و اتریوم؛ افزایش جزئی موقعیت خالص بیت‌کوین در بازار رمزارزها، موقعیت خالص بیت‌کوین با افزایش ۷۵ قراردادی به ۲,۵۴۰ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید بیت‌کوین ۱,۱۲۵ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۰۵۰ قرارداد بیشتر شده‌اند. بنابراین با وجود رشد هر دو سمت بازار، موقعیت خالص بیت‌کوین اندکی بهبود یافته است. در مقابل، اتریوم با کاهش ۴۵۹ قراردادی به موقعیت خالص ۲,۲۷۷ قرارداد رسیده است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۶۴۹ قرارداد و فروش‌ها ۱۹۰ قرارداد کاهش یافته‌اند. این ارقام نشان می‌دهند که تغییر موقعیت معامله‌گران بزرگ در رمزارزها محدود بوده و تفاوت معناداری میان جهت حرکت بیت‌کوین و اتریوم وجود دارد. سه سیگنال مهم COT برای هفته آینده دلار و یورو: موقعیت خالص دلار تقریباً ثابت مانده، اما موقعیت خالص یورو بیش از ۳۶ هزار قرارداد کاهش یافته است. افزایش شدید موقعیت‌های فروش یورو مهم‌ترین تغییر بخش ارز این هفته است. طلا: موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته و به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. کاهش خریدها و افزایش فروش‌ها در آخرین هفته، این روند را قابل‌توجه‌تر می‌کند. بازارهای کالا: افت موقعیت خالص ذرت و نفت در کنار رشد موقعیت خالص سویا و شکر نشان می‌دهد که معامله‌گران بزرگ در همه کالاها موضع یکسانی ندارند. بررسی گزارش بعدی مشخص خواهد کرد که این واگرایی ادامه می‌یابد یا خیر. جمع‌بندی گزارش COT هفته منتهی به ۶ اکتبر بیش از هر چیز سه تغییر را برجسته می‌کند: افزایش فشار فروش بر یورو، ادامه کاهش موقعیت خالص طلا و خروج معامله‌گران از بخشی از موقعیت‌های خرید نفت و ذرت. در مقابل، رشد موقعیت خالص ین، سویا و شکر نشان می‌دهد که تغییرات این هفته به یک جهت واحد در تمام بازارها محدود نبوده است.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

تداوم رکوردشکنی مس؛ موتور محرک هوش مصنوعی

قیمت مس به دلیل انتظارات از تقاضای قوی ناشی از سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، در سطوح بالا باقی مانده است. هرچند چشم‌انداز محتاطانه‌ در بازارهای جهانی همچنان ادامه دارد، اما عملکرد قوی سهام فناوری در بخش فلزات صنعتی به دقت زیر نظر است. به طور ویژه، انتظار می‌رود سرمایه‌گذاری عظیم در مراکز داده، مصرف مس را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش دهد. این تحولات باعث شده تا مس بخش قابل توجهی از سود خود را از زمان رسیدن به بالاترین رکورد خود در ماه گذشته حفظ کند. معاملات آتی مس در بورس فلزات لندن (LME) تغییرات محدودی را نشان داده و همچنان با قدرت در سطوح بالا معامله می‌شود. قیمت هر تن مس در این بورس به ۱۴,۴۱۳ دلار رسیده و در همین محدوده ثابت مانده است. این امر نشان می‌دهد که بازار همچنان به تداوم تقاضای صنعتی اطمینان دارد و سرمایه‌گذاران باوجود نوسانات جزئی، به مسیر صعودی این فلز خوش‌بین هستند. گسترش سریع مراکز داده، نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های الکتریکی را تشدید کرده است. چون این تأسیسات از مقدار قابل توجهی کابل برق و تجهیزات انتقال انرژی استفاده می‌کنند، انتظار می‌رود مصرف مس همگام با رشد بخش فناوری افزایش یابد. همچنین، قیمت مس ماه گذشته به بالاترین حد تاریخی خود رسید که یکی از دلایل اصلی آن، نگرانی‌ها از اعمال تعرفه‌های احتمالی ایالات متحده بر مس فرآوری‌شده بود. در نتیجه، مقادیر زیادی مس به سمت ایالات متحده روانه شد که نتیجه آن کاهش عرضه موجود در سایر مناطق جهان بود. این تغییر ناگهانی در جریان عرضه، نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش سریع قیمت‌های جهانی و شکل‌گیری وضعیت فعلی بازار داشته است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

تحلیلگر ارشد دویچه‌بانک: الان وقت خرید طلاست یا مس؟

در یک نگاه دانیل غالی، رئیس تحقیقات فلزات دویچه‌بانک، معتقد است طلا پس از موج اخیر فروش، بیش‌ازحد افت کرده و سهم آن در سبد سرمایه‌گذاران به سطح پایینی رسیده است؛ به همین دلیل، خرید طلا را توصیه می‌کند. کاهش موقعیت‌های خرید و افزایش موقعیت‌های فروش نشان می‌دهد بازار طلا به مرحله‌ای نزدیک شده که فروشندگان ممکن است در حال تسلیم شدن باشند؛ با این حال، نقدینگی پایین در تعطیلات هفته طلایی چین می‌تواند یک موج فروش نهایی ایجاد کند. غالی درباره نقره به دلیل مازاد عرضه محتاط است، اما مس را به‌دلیل کمبود شدید عرضه، دارای بیشترین ظرفیت رشد می‌داند. دانیل غالی، رئیس بخش تحقیقات فلزات دویچه‌بانک، می‌گوید طلا پس از موج اخیر فروش، بیش‌ازحد تحت فشار قرار گرفته و سهم سرمایه‌گذاران از این فلز نیز کاهش یافته است. او معتقد است طلا با وجود فشار ناشی از افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و قیمت بالای نفت، توانسته است کف‌های ماه ژوئیه را حفظ کند؛ موضوعی که نشان‌دهنده مقاومت بازار است. غالی در گفت‌وگویی با بلومبرگ گفت طلا با وجود بازدهی اوراق ۱۰ساله آمریکا بالاتر از ۵ درصد و قیمت نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه، از ماه ژوئیه کف جدیدی ثبت نکرده است. به گفته او، این عملکرد، با توجه به فشار ناشی از افزایش بازده اوراق، نشانه‌ای از قدرت و انعطاف‌پذیری قیمت طلاست. او گفت طلا در حال حاضر بیش‌فروش‌شده و کمتر از حد معمول در سبد سرمایه‌گذاران نگهداری می‌شود و برای سال آینده جذاب به نظر می‌رسد. به گفته غالی، جنگ ایران باعث شده است سرمایه‌گذاران غیرالگوریتمی، به‌طور موقت از بازار طلا فاصله بگیرند. غالی افزود اگرچه وضعیت معاملات طلا از نظر موقعیت‌گیری به سال ۲۰۲۲ شباهت دارد، شرایط بنیادی فعلی متفاوت است. خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی و دیگر خریداران رسمی اکنون بیش از دو برابر سرعت آن در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ است. همچنین مشارکت سرمایه‌گذاران نهادی در بازار طلا از سال ۲۰۲۱ حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است. ▶️ مشاهده کنید:  تحلیل تکنیکال اونس جهانی طلا: طلا قبل از طوفان، حرکت بعدی می تواند همه چیز را عوض کند در یادداشتی به تاریخ ۳۰ سپتامبر، غالی موقعیت‌گیری بازار طلا را نزدیک به مرحله تسلیم توصیف کرده است. بر اساس این یادداشت، صندوق‌های دنبال‌کننده روند بزرگ‌ترین موقعیت خالص فروش خود از اکتبر ۲۰۲۱ را در اختیار دارند. معامله‌گران غیرالگوریتمی نیز موقعیت‌های خرید خود را نسبت به اوج ماه ژوئن حدود ۵۵ درصد کاهش داده‌اند و حجم موقعیت‌های باز در معاملات آتی طلای بورس کالای شیکاگو به سطحی بسیار پایین رسیده است. در این یادداشت آمده است ناتوانی طلا در ثبت کف‌های جدید، با وجود چنین فشار فروشی، می‌تواند نشان دهد بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران نهادی در سکوت مشغول جذب عرضه هستند. غالی در جریان کنفرانس سالانه انجمن بازار شمش لندن در شهر تفریحی سورنتو ایتالیا، به سرمایه‌گذاران توصیه کرد «در سورنتو خرید کنند». با این حال، او هشدار داد کاهش نقدینگی در جریان تعطیلات هفته طلایی چین ممکن است پیش از شکل‌گیری کف نهایی، بازار را با یک موج فروش دیگر روبه‌رو کند. به این ترتیب، احتمال دارد نوسان کوتاه‌مدت طلا همچنان بالا بماند و حتی پیش از آغاز روند تثبیت، یک افت نهایی رخ دهد. مسیر سیاست پولی فدرال رزرو و بازدهی ۵درصدی اوراق خزانه‌داری آمریکا همچنان مهم‌ترین مانع در برابر رشد طلاست. با این حال، دیدگاه غالی این است که تقاضای خریداران رسمی اکنون اثر فشار ناشی از نرخ بهره را تا حدی خنثی می‌کند. قیمت نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار نیز برای طلا اثری دوگانه دارد. از یک سو، نفت گران‌تر جذابیت طلا را به‌عنوان پوششی در برابر تورم و ریسک‌های ژئوپولیتیک افزایش می‌دهد؛ اما از سوی دیگر، می‌تواند به افزایش بازده اوراق و تشدید فشار بر طلا منجر شود. چشم‌انداز غالی برای دیگر فلزات گران‌بها و صنعتی یکسان نیست. او گفت نقره از کمبود شدید عرضه به سمت مازاد عرضه حرکت کرده است. ذخایر نقره در لندن به بالاترین سطح از نوامبر ۲۰۲۴ رسیده و تقاضای خورشیدی چین نیز در سال جاری حدود یک‌سوم کاهش یافته است. این شرایط می‌تواند زمینه کاهش بیشتر قیمت نقره و عملکرد ضعیف‌تر آن در مقایسه با طلا را فراهم کند. در مقابل، بازار مس با شدیدترین کمبود عرضه از دهه ۱۹۸۰ روبه‌روست. حدود ۷۰ درصد از ذخایر مس روی زمین در اختیار آمریکا و چین قرار دارد. غالی معتقد است مس در کوتاه‌مدت و میان‌مدت بیشترین ظرفیت رشد را در میان فلزات مورد بررسی دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ آیا بازار برای آزمون دوباره ۴۰۰۰ دلار آماده می‌شود؟

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

سهام آمریکا با گزارش ضعیف اشتغال بالا رفت؛ نزدک ۱۰۰ رکورد زد

کند شدن رشد بازار کار آمریکا باعث افزایش قیمت سهام شد. سرمایه‌گذاران انتظار خود را از افزایش دوبارهٔ نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در کوتاه‌مدت کاهش دادند. شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ با ۰.۷ درصد افزایش همراه شد و شاخص نزدک ۱۰۰ به رکورد تازه‌ای رسید. تمایل سرمایه‌گذاران به دارایی‌های پرریسک‌تر در این روز بیشتر شد. اوراق خزانهٔ آمریکا افزایش قیمت ابتدای روز را از دست داد. بازارهای پولی احتمال افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر فدرال رزرو را کمتر از ۲۵ درصد ارزیابی کردند. کاهش قیمت سوخت نیز به بهبود فضای بازار کمک کرد. کشورهای گروه هفت پیش‌تر نشان داده بودند که برای آزادسازی ذخایر اضطراری گازوئیل و نفت خام برنامه دارند. کارفرمایان آمریکایی در سپتامبر کمتر از حد انتظار نیرو استخدام کردند و رشد دستمزدها نیز کند شد. این وضعیت نشان‌دهندهٔ احتیاط بیشتر کسب‌وکارهایی است که با هزینه‌های بالاتر روبه‌رو هستند. شمار شاغلان بخش غیرکشاورزی ۲۹ هزار نفر افزایش یافت. آمار دو ماه قبل از آن نیز رو به پایین اصلاح شد. این رقم از همهٔ پیش‌بینی‌های یک نظرسنجی پایین‌تر بود. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید که بخشی از آن به رشد نیروی کار مربوط است. گزارش اشتغال پس از ماه‌ها فروش گستردهٔ اوراق خزانهٔ آمریکا، تا حدی از فشار بازار کاست. نگرانی از تداوم تورم، هزینه‌های دولت و افزایش استقراض شرکت‌ها برای تأمین مالی سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، عامل این فروش بود. بازده اوراق ۱۰ سالهٔ آمریکا اوایل همین هفته به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۲ رسیده بود.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

سه فلز، سه چشم‌انداز متفاوت؛ پیش‌بینی مهم دویچه‌بانک برای طلا، نقره و مس

در یک نگاه طلا: با وجود بازده بالای اوراق خزانه‌داری، نفت بالای ۱۰۰ دلار و فشارهای شدید بر بازار، افت طلا محدود بوده است. موقعیت‌های معاملاتی نزولی، اشباع فروش و کاهش مالکیت طلا در سبد سرمایه‌گذاران می‌تواند زمینه‌ساز ادامه رشد آن باشد. نقره: شرایط بنیادی آن نسبت به گذشته تغییر کرده و افزایش موجودی در لندن، کامکس و شانگهای در کنار کاهش تقاضای صنعتی چین، احتمال مازاد عرضه را افزایش داده است. مس: از دید دانیل غالی، بیشترین ظرفیت حرکت در میان فلزات می‌تواند متعلق به مس باشد؛ چرا که آمریکا و چین بخش بزرگی از موجودی جهانی را در ذخایر خود قفل کرده‌اند و بازار با کمبود شدید عرضه مواجه است. دانیل غالی، رئیس تحقیقات فلزات در دویچه‌بانک، می‌گوید طلا با وجود شرایط حاکم بر بازار اوراق قرضه و بازده بالای آن، عملکردی قابل‌توجه داشته است. در همین حال، بازار نقره احتمالاً وارد محدوده مازاد عرضه شده و بیشترین ظرفیت رشد در میان فلزات ممکن است در بازار مس دیده شود. غالی در مصاحبه‌ای با BNN Bloomberg که توسط یوتوتایمز بازنویسی و تررجمه شده است، گفت اگرچه افزایش بازده اوراق قرضه به بالاترین سطوح چند دهه اخیر، فشار زیادی بر قیمت طلا وارد کرده، اما این فلز در واقع بسیار بهتر از حد انتظار مقاومت کرده است. او گفت: «من در واقع معتقدم افت اخیر طلا بسیار محدود بوده است. بازار طلا با چشم‌اندازی کاملاً متفاوت برای سیاست فدرال رزرو مواجه شده است. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا به بالای ۵ درصد جهش کرده و قیمت نفت خام نیز بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله می‌شود. با این حال، قیمت طلا هنوز نتوانسته کف جدیدی پایین‌تر از سطح ماه ژوئیه ثبت کند. از نظر من، این عملکرد قیمتی بسیار قدرتمند و مقاومتی است.» چه چیزی می‌تواند موج صعودی بعدی طلا را آغاز کند؟ از غالی پرسیده شد چه عاملی می‌تواند جرقه حرکت صعودی بعدی طلا را بزند. به گفته وی: «از نظر ما، شرایط فعلی واقعاً یادآور سال ۲۰۲۲ است. وضعیت معاملات و موقعیت‌های سرمایه‌گذاران در بازار طلا احتمالاً نزولی‌ترین وضعیت از اکتبر ۲۰۲۱ را نشان می‌دهد. با این حال، رژیم حاکم بر بازار اکنون کاملاً متفاوت است.» او افزود: «نخست اینکه خریدهای بخش رسمی، یعنی بانک‌های مرکزی، اکنون با سرعتی بیش از دو برابر آن زمان انجام می‌شود. از سوی دیگر، شبکه سرمایه‌گذاران نهادی فعال در بازار طلا نیز احتمالاً از سال ۲۰۲۱ تاکنون حدود ۷۰ درصد رشد کرده است. حجم ذخایری که مدیران ذخایر ارزی می‌توانند برای سرمایه‌گذاری تخصیص دهند نیز افزایش یافته است.» ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟ «علاوه بر این، به نظر من دلایل مربوط به افزایش سهم طلا در سبد سرمایه‌گذاری نیز طی چند ماه گذشته تقویت شده است. بنابراین برای ما واقعاً عجیب است که سرمایه‌گذاران اختیاری و معامله‌گران فعال همچنان در حاشیه بازار باقی مانده‌اند.» وی ادامه داد: «عملکرد ضعیف طلا در شرایط جنگ ایران واقعاً برخی از فعالان بازار را شوکه کرده و باعث شده آنها همچنان از بازار فاصله بگیرند. اما وقتی به سال آینده نگاه می‌کنیم، معتقدیم شرایط بسیار قدرتمندی برای طلا شکل گرفته است. موقعیت‌های معاملاتی پایین است، طلا در وضعیت اشباع فروش قرار دارد و مالکیت آن در میان سرمایه‌گذاران نیز پایین است. بنابراین از نظر ما، اکنون زمان بسیار مناسبی برای طلا است.» طلا یا اوراق قرضه؟ از غالی پرسیده شد که سرمایه‌گذاران در شرایط فعلی چگونه باید میان طلا و اوراق قرضه تعادل برقرار کنند. او گفت: «فکر نمی‌کنم لازم باشد بین اوراق قرضه و طلا یکی را انتخاب کنید. آنچه اکنون در حال رخ دادن است و بازار آن را نادیده گرفته، این است که بازار نزولی اوراق خزانه‌داری آمریکا در واقع بخشی از نیاز سرمایه‌گذاران نهادی به متنوع‌سازی دارایی‌ها را افزایش داده است.» او توضیح داد: «اگر به اتفاقاتی که طی سال‌های گذشته برای برخی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران نهادی جهان، از جمله صندوق‌های بازنشستگی، موقوفات، تراست‌ها و شرکت‌های بیمه رخ داده نگاه کنیم، سهم دارایی‌های جایگزین در پرتفوی آنها طی ۲۰ سال گذشته به شکل چشمگیری افزایش یافته است.» «اما انواع دارایی‌های جایگزینی که این سرمایه‌گذاران به سمت آنها رفته‌اند، همچنان به بازده اوراق قرضه حساس هستند. در شرایط فعلی، بازار نزولی اوراق خزانه‌داری در واقع باعث می‌شود سرمایه‌گذاران نهادی در بخش دارایی‌های جایگزین، متنوع‌سازی بیشتری به سمت طلا داشته باشند.» تغییر چشم‌انداز بازار نقره غالی در ادامه درباره بازار نقره صحبت کرد؛ بازاری که در ماه‌های ابتدایی سال به رکوردهای تاریخی جدیدی رسیده بود، اما پس از آغاز جنگ ایران حدود ۵۰ درصد عقب‌نشینی کرد. او گفت: «شرایط بازار نقره به‌طور چشمگیری تغییر کرده است. ما با بازاری مواجهیم که از نظر دسترسی به موجودی فیزیکی، احتمالاً در سال گذشته به کمیاب‌ترین وضعیت خود از زمان تلاش برادران هانت برای در اختیار گرفتن بازار، یعنی تقریباً نیم قرن پیش، رسیده بود.» «اما امروز چشم‌انداز دسترسی به فلز فیزیکی کاملاً متفاوت است. معیار ما برای موجودی آزاد نقره در لندن، یعنی حجم فلزی که در خزانه‌های تجاری لندن نگهداری می‌شود و برای خرید در دسترس است، اکنون دوباره به بالاترین سطح خود از نوامبر ۲۰۲۴ رسیده است.» او افزود: «در همین حال، بورس کامکس که در ابتدا موج عظیمی از واردات نقره به آمریکا را جذب کرد، همچنان با مازاد موجودی قابل‌توجهی مواجه است؛ موجودی‌ که نسبت به حجم موقعیت‌های باز بازار بسیار بزرگ است. بنابراین اگر موجودی نقره در لندن دوباره با کمبود مواجه شود، همچنان یک پشتوانه عرضه در CME وجود دارد. در همین حال، موجودی نقره در شانگهای نیز افزایش یافته است.» قیمت بالای نقره، تقاضا را کاهش داده است غالی تأکید کرد که داستان نقره تنها به موجودی انبارها محدود نمی‌شود و افزایش قیمت‌ها نیز ساختار تقاضا را تغییر داده است. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا سرمایه‌گذاران ممکن است حتی طلا را هم بفروشند؟ او گفت: «سطح بالای قیمت‌ها در واقع باعث شده تخریب تقاضا با سرعت بسیار زیادی اتفاق بیفتد. برآورد ما از تقاضای صنعتی چین برای نقره، به‌ویژه در بخش انرژی خورشیدی، این است که این تقاضا در سال ۲۰۲۶ نسبت به سال گذشته حدود یک‌سوم کاهش یافته است.» «بنابراین اکنون بازار با موجودی بیشتری مواجه است که باید کسری کوچک‌شده عرضه را پوشش دهد و حتی ممکن است در سال آینده شاهد مازاد فیزیکی در بازار اولیه نقره باشیم.» از غالی پرسیده شد که آیا این شرایط می‌تواند به معنای ادامه افت قیمت نقره باشد. او پاسخ داد: «شرایط فعلی قیمت نقره به گونه‌ای است که می‌تواند به عملکرد ضعیف‌تر آن نسبت به طلا منجر شود؛ به عبارت دیگر، نسبت نقره به طلا ممکن است کاهش پیدا کند. این شرایط همچنین به معنای محیطی با نوسان محدودتر است.» او ادامه داد: «بازار دائماً انتظار دارد همان نوع حرکاتی را که سال گذشته شاهد بودیم دوباره تکرار شود، اما شرایط بنیادی بازار نقره به‌شدت تغییر کرده است. بنابراین ما انتظار چنین حرکاتی را نداریم و معتقدیم افزایش دسترسی به نقره در ادامه مسیر، به کاهش نوسانات و عملکرد ضعیف‌تر این فلز منجر خواهد شد.» مس؛ فلزی با بیشترین ظرفیت رشد؟ غالی در پایان گفت برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال بیشترین ظرفیت رشد در کوتاه‌مدت و میان‌مدت هستند، مس جذاب‌ترین گزینه در میان فلزات است. او گفت: «از نظر ما، قطعاً همین‌طور است؛ به‌ویژه با توجه به اندازه حرکاتی که می‌توانیم در بازار شاهد باشیم.» «ما انتظار داریم واکنش قیمت مس به تحولات بازار هرچه بیشتر حالت محدب پیدا کند؛ چرا که معتقدیم بازار مس با شدیدترین کمبود عرضه ثبت‌شده از دهه ۱۹۸۰ تاکنون مواجه است.» او توضیح داد: «آنچه فکر می‌کنیم اکنون در حال رخ دادن است، این است که انباشت ذخایر در دو کشور آمریکا و چین که طی سال‌های گذشته ادامه داشته، بخش بزرگی از موجودی مس موجود در سطح جهان را از چرخه بازار خارج کرده است.» غالی افزود: «به بیان دیگر، آمریکا و چین در مجموع احتمالاً حدود ۷۰ درصد از کل موجودی مس جهان را در اختیار خود قفل کرده‌اند. این شرایط نشان‌دهنده کمبود بسیار جدی در بازار مس است و انتظار داریم قیمت‌ها در نتیجه این وضعیت افزایش پیدا کنند.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک‌های مرکزی بی‌سروصدا طلا جمع می‌کنند؛ یک تغییر بزرگ در راه است؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟

در یک نگاه چشم‌انداز کوتاه‌مدت طلا: کارلی گارنر انتظار دارد طلا پس از ریزش اخیر، در ماه اکتبر یک رالی اصلاحی داشته باشد. هدف صعودی: در سناریوی واقع‌بینانه، طلا می‌تواند تا محدوده ۴۵۰۰ دلار رشد کند و در سناریوی خوش‌بینانه‌تر به حدود ۴۶۵۰ دلار برسد. دیدگاه بلندمدت: گارنر همچنان نسبت به طلا نزولی است و معتقد است رشد احتمالی تا ۴۵۰۰–۴۶۰۰ دلار می‌تواند فرصت مناسبی برای ایجاد موقعیت فروش باشد. سرمایه‌گذاران طلا که در پی آخرین موج فروش متحمل زیان شده‌اند، ممکن است در ماه اکتبر اندکی نفس راحت بکشند؛ چراکه به گفته یکی از استراتژیست‌های بازار، با وجود چشم‌انداز نزولی او نسبت به طلا در بلندمدت، شرایط فعلی می‌تواند فرصت مناسبی برای یک معامله صعودی کوتاه‌مدت و تاکتیکی فراهم کرده باشد. کارلی گارنر، هم‌بنیان‌گذار شرکت کارگزاری DeCarley Trading، در گفت‌وگو با کیتکو که توسط تیم یوتوتایمز بازنویسی و ترجمه شده است، گفت کاهش قیمت طلا، وجود سطوح حمایتی تکنیکال و روندهای فصلی مساعد، شرایط جذابی را برای یک بازگشت کوتاه‌مدت قیمت این فلز گران‌بها ایجاد کرده است. او گفت: «آیا فکر می‌کنم طلا به ۵ هزار یا ۵۵۰۰ دلار می‌رسد؟ نه، این‌طور فکر نمی‌کنم. اما معتقدم حرکت ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار بعدی احتمالاً به سمت صعود خواهد بود.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک‌های مرکزی بی‌سروصدا طلا جمع می‌کنند؛ یک تغییر بزرگ در راه است؟ گارنر خاطرنشان کرد که طلا در این مقطع از سال، به‌طور تاریخی از عوامل فصلی مثبت بهره برده است. بر اساس داده‌های فصلی که او دنبال می‌کند، خرید طلا در حوالی ۲۹ سپتامبر و نگهداری آن تا ۲۵ اکتبر، طی ۱۵ سال گذشته در ۱۲ سال با سود همراه بوده است. همزمان، قراردادهای آتی طلای دسامبر نیز در جریان آخرین موج شدید فروش، توانسته‌اند یک خط روند مهم روزانه را حفظ کنند. با این حال، گارنر تأکید کرد که آنچه او انتظار دارد، یک «رالی اصلاحی» یا بازگشت موقت قیمت است، نه آغاز یک روند صعودی بلندمدت جدید. گارنر در جدیدترین پیشنهاد خود گفت معامله تاکتیکی اصلی این شرکت، یک استراتژی اختیار معامله است که برای بهره‌برداری از احتمال بازگشت قیمت طلا طراحی شده است. او افزود برای کاهش ریسک، معامله‌گران می‌توانند به‌جای قراردادهای استاندارد، از اختیار معامله روی قراردادهای مینی طلا یا حتی قراردادهای یک‌اونسی استفاده کنند. گارنر گفت انتظار دارد حمایت محدوده ۴۰۰۰ دلار حفظ شود. به گفته او، ترکیب حفظ خط روند تکنیکال طلا و نوسانات اخیر مربوط به دوره نخستین اعلام تحویل قرارداد اکتبر، نشان می‌دهد که بازار ممکن است دست‌کم به‌طور موقت به یک کف قیمتی رسیده باشد. در سمت صعودی، گارنر در سناریوی خوش‌بینانه خود احتمال رشد طلا تا میانگین متحرک ۲۰۰روزه، در محدوده ۴۶۵۰ دلار، را مطرح می‌کند؛ هرچند هدف واقع‌بینانه‌تر او برای این حرکت تاکتیکی، حدود ۴۵۰۰ دلار است. بهبود شرایط بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا می‌تواند محرک حرکت بعدی طلا باشد. گارنر معتقد است قیمت اوراق خزانه‌داری ممکن است پس از سال‌ها ضعف، به یک «کف نهایی و شدید» یا همان Blow-off Bottom نزدیک شده باشد. او در عین حال اذعان کرد که نوسانات بازار اوراق می‌تواند حتی شدیدتر شود، اما گفت هر نشانه‌ای از ثبات در بازار خزانه‌داری آمریکا می‌تواند به طلا فرصت دهد تا یک بازگشت صعودی را تجربه کند. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا سرمایه‌گذاران ممکن است حتی طلا را هم بفروشند؟ به گفته وی: «به محض اینکه نشانه‌ای از هر نوع ثبات در بازار اوراق خزانه‌داری دیده شود، فکر می‌کنم طلا فرصت یک رالی اصلاحی را پیدا خواهد کرد. ریسک اینجا است که در چنین حرکات انفجاری، هیچ محدودیتی برای شدت آشفتگی وجود ندارد.» با وجود این شرایط صعودی در کوتاه‌مدت، گارنر تأکید کرد که دیدگاه کلی و بلندمدت نزولی خود نسبت به طلا را کنار نگذاشته است. او در واقع معتقد است اگر طلا به محدوده ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ دلار بازگردد، این سطوح فرصت بسیار جذاب‌تری برای ایجاد موقعیت‌های فروش در اختیار او قرار خواهد داد. گارنر گفت: «من به هیچ وجه دیدگاه صعودی ندارم. اگر طلا به محدوده ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ دلار برسد، ترجیح می‌دهم از آنجا دیدگاه نزولی داشته باشم.» نگرانی اصلی گارنر در بلندمدت، دلار آمریکا است. او اشاره کرد که دلار در اوایل سال جاری میلادی یک خط روند تقریباً ۲۰ساله را آزمایش کرده است؛ خط روندی که در گذشته بارها باعث بازگشت‌های قابل‌توجه دلار شده است. او انتظار دارد دلار در نهایت از روند صعودی تدریجی فعلی خود خارج شده و وارد یک حرکت صعودی قدرتمندتر شود؛ اتفاقی که می‌تواند فشار تازه‌ای بر فلزات گران‌بها وارد کند. او گفت: «فکر می‌کنم این اتفاق در نهایت ضربه نهایی را به فلزات، یعنی طلا و نقره، وارد خواهد کرد.» گارنر در مورد مس نیز ریسک‌های نزولی مشابهی را در میان‌مدت می‌بیند و بخشی از این دیدگاه را نیز به احتمال تقویت دلار آمریکا مرتبط می‌داند. اگرچه مس به یکی از کامودیتی‌های محبوب در معاملات مرتبط با هوش مصنوعی و برقی‌سازی اقتصاد تبدیل شده است، گارنر معتقد است این فلز اکنون در حال آزمایش یک سطح مقاومت تکنیکال بلندمدت مهم است؛ سطحی که در گذشته بارها پیش از اصلاح‌های قابل‌توجه قیمت قرار داشته است. او توضیح داد که مس برای پنجمین بار در حال آزمایش یک خط روند تقریباً ۲۰ساله است و برخوردهای قبلی با این خط روند با افت‌های شدید قیمت همراه بوده‌اند. با این حال، گارنر پیش‌بینی نمی‌کند که افت‌های تاریخی بسیار شدید گذشته تکرار شوند، اما معتقد است اصلاحی در محدوده ۳۰ تا ۵۰ درصد همچنان امکان‌پذیر است. چشم‌انداز نزولی گارنر برای مس همچنین با دیدگاه کلی او درباره احتمال آغاز یک حرکت صعودی مهم‌تر در ارزش دلار آمریکا همخوانی دارد. به گفته او، بازارها تا حد زیادی دلار را نادیده گرفته‌اند، چرا که موج‌های صعودی قبلی بارها متوقف شده‌اند؛ اما او انتظار دارد این شرایط تغییر کند. گارنر گفت: «فکر می‌کنم دلار شروع به شکستن برخی موانع خواهد کرد» و افزود که بازارهای مالی هنوز تأثیر بالقوه تقویت دلار آمریکا را به‌طور کامل در قیمت‌ها لحاظ نکرده‌اند. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا سقوط کرد و برگشت؛ اتفاق بعدی برای قیمت طلا چیست؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تیمیراوس از وال‌ استریت ژورنال: گزارش ضعیف اشتغال مسیر را برای توقف فدرال رزرو هموار کرد

گزارش اشتغال ماه سپتامبر فضای بیشتری در اختیار فدرال رزرو قرار می‌دهد تا در ماه اکتبر نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد؛ چراکه روند استخدام کند شده و نرخ بیکاری نیز اندکی افزایش یافته و به ۴.۲ درصد رسیده است. با توجه به شواهد اندک از وجود فشارهای تورمی در بازار کار، اکنون توجه بازار به گزارش تورم شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) ماه سپتامبر در ۱۴ اکتبر معطوف شده است؛ گزارشی که می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌تری در تصمیم بعدی فدرال رزرو درباره نرخ بهره داشته باشد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا؛ رشد شغلی به‌شدت کند شد و فشار بر فدرال رزرو کاهش یافت

بازارهای مالی آمریکا در نخستین واکنش به انتشار گزارش اشتغال سپتامبر، با کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش شاخص‌های سهام مواجه شدند؛ زیرا آمار اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار منتشر شد و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره فدرال رزرو در نشست اکتبر را کاهش داد. بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، اقتصاد این کشور در ماه سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل جدید ایجاد کرد؛ در حالی که اقتصاددانان انتظار افزایش حدود ۹۰ هزار شغل را داشتند. هم‌زمان، نرخ بیکاری از ۴.۱ درصد در ماه اوت به ۴.۲ درصد افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز پایین‌تر از پیش‌بینی‌ها قرار گرفت. در یک نگاه اقتصاد آمریکا در سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل ایجاد کرد؛ در برابر انتظار ۹۰ هزار شغل. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید و رشد دستمزد سالانه به ۳ درصد کاهش یافت. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر به حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت. کاهش بازده اوراق خزانه به رشد معاملات آتی S&P 500 و نزدک کمک کرد. این گزارش در شرایطی منتشر شده که بازار سهام آمریکا پیش از آن با فشار ناشی از افزایش بازده اوراق و نگرانی درباره مسیر نرخ بهره مواجه بود. بنابراین، ضعف بازار کار در کوتاه‌مدت برای سهام به‌عنوان عاملی کاهنده فشار پولی تفسیر شد؛ موضوعی که در واکنش اولیه بازار به‌وضوح دیده شد. گزارش اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار بود مهم‌ترین عدد گزارش سپتامبر، رشد تنها ۲۹ هزار نفری اشتغال غیرکشاورزی بود. این رقم نه‌تنها فاصله زیادی با پیش‌بینی حدود ۹۰ هزار نفری داشت، بلکه پس از بازنگری آمار ماه اوت نیز منتشر شد؛ اشتغال اوت از رقم قبلی ۱۶۲ هزار نفر به ۱۳۳ هزار نفر کاهش یافت. مجموع بازنگری دو ماه گذشته نیز حدود ۶۰ هزار شغل از برآوردهای قبلی کم کرد. اهمیت بازنگری‌ها در این است که ضعف سپتامبر را نمی‌توان صرفاً یک انحراف آماری در یک ماه دانست. اگرچه بخشی از کاهش اشتغال می‌تواند تحت تأثیر عوامل فصلی و زمان‌بندی تعطیلات روز کارگر قرار گرفته باشد، داده‌های بازنگری‌شده نشان می‌دهد سرعت ایجاد شغل در اقتصاد آمریکا نسبت به برآوردهای قبلی پایین‌تر بوده است. در بخش خصوصی نیز وضعیت چندان متفاوت نبود. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار حدود ۸۵ هزار نفر بود. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت. با این حال، تصویر بازار کار کاملاً منفی نیست. گزارش رویترز اشاره می‌کند که نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها دیده نمی‌شود و درخواست‌های اولیه دریافت بیمه بیکاری همچنان در سطوح بسیار پایین قرار دارد. بنابراین داده‌های سپتامبر بیشتر به کاهش سرعت استخدام اشاره دارند تا فروپاشی بازار کار. بیکاری افزایش یافت، اما ساختار آن اهمیت دارد نرخ بیکاری آمریکا از ۴.۱ درصد در اوت به ۴.۲ درصد در سپتامبر رسید. در نگاه اول، افزایش بیکاری می‌تواند نشانه دیگری از ضعف بازار کار باشد، اما جزئیات نظرسنجی خانوار تصویر متعادل‌تری ارائه می‌کند. بر اساس داده‌های منتشرشده، اشتغال در نظرسنجی خانوار حدود ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافت و نیروی کار نیز حدود ۴۸۵ هزار نفر رشد کرد. افزایش نرخ مشارکت از ۶۱.۶ درصد به ۶۱.۸ درصد نیز نشان می‌دهد بخشی از افزایش نرخ بیکاری به ورود افراد بیشتری به بازار کار مربوط بوده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه وخامت شدید شرایط اشتغال دانست. حتی نرخ بیکاری بدون گرد کردن در محدوده‌ای قرار داشت که تنها اندکی بالاتر از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد بود. برای بازار سهام، این تفاوت اهمیت دارد. اگر افزایش بیکاری ناشی از موج اخراج‌ها و کاهش شدید اشتغال بود، پیام آن برای سودآوری شرکت‌ها و مصرف خانوارها منفی‌تر می‌شد. اما در شرایط فعلی، بازار بیشتر روی بخش دیگری از گزارش تمرکز کرده است: کاهش فشار دستمزدی و کاهش احتمال افزایش نرخ بهره. دستمزدها؛ مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو یکی از مهم‌ترین نکات گزارش سپتامبر، عملکرد ضعیف‌تر از انتظار دستمزدها بود. متوسط دستمزد ساعتی تنها ۰.۱ درصد در ماه افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار رشد ۰.۳ درصدی بود. رشد سالانه دستمزد نیز به ۳ درصد کاهش یافت و نسبت به نرخ ۳.۲ درصدی مورد انتظار پایین‌تر قرار گرفت. این داده برای فدرال رزرو اهمیت زیادی دارد، زیرا کاهش سرعت رشد دستمزد می‌تواند به کاهش فشارهای تورمی کمک کند. از سوی دیگر، متوسط ساعات کاری هفتگی روی ۳۴.۴ ساعت قرار گرفت؛ بنابراین هنوز نشانه‌ای از کاهش شدید ساعات کاری کارکنان مشاهده نمی‌شود. ترکیب این داده‌ها برای بازار سهام اهمیت ویژه‌ای دارد: اشتغال ضعیف‌تر، رشد دستمزد پایین‌تر و بدون کاهش شدید ساعات کاری. چنین ترکیبی در کوتاه‌مدت می‌تواند سناریوی مطلوب‌تری برای دارایی‌های ریسکی ایجاد کند، زیرا از یک سو فشار تورمی را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر الزام فوری برای افزایش نرخ بهره را کمتر می‌کند. بازار اوراق؛ پیام اصلی گزارش برای سهام واکنش بازار اوراق خزانه یکی از مهم‌ترین مسیرهایی است که گزارش اشتغال از طریق آن بر سهام اثر می‌گذارد. پس از انتشار گزارش، بازده اوراق دوساله خزانه آمریکا، که حساسیت بالایی به انتظارات نرخ بهره فدرال رزرو دارد، به محدوده ۴.۷۲ درصد کاهش یافت. بازده اوراق ۱۰ساله نیز به حدود ۵.۱۸ درصد رسید. گزارش‌های بازار همچنین از کاهش بازده اوراق دوساله تا محدوده ۴.۶۹ درصد در واکنش اولیه خبر داده‌اند. کاهش بازده اوراق از دو مسیر می‌تواند برای سهام اهمیت داشته باشد. نخست، نرخ تنزیل مورد استفاده برای ارزش‌گذاری جریان‌های نقدی آینده شرکت‌ها کاهش می‌یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌های رشدی و فناوری که بخش قابل توجهی از ارزش آنها به سودهای سال‌های آینده وابسته است اهمیت دارد. دوم، جذابیت نسبی اوراق با درآمد ثابت در برابر سهام کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه، بخشی از سرمایه می‌تواند مجدداً به سمت دارایی‌های ریسکی حرکت کند. به همین دلیل، واکنش مثبت معاملات آتی شاخص‌های اصلی آمریکا چندان عجیب نبود. پیش از آغاز معاملات، قراردادهای آتی S&P 500 حدود ۰.۸ درصد و قراردادهای آتی نزدک ۱۰۰ حدود ۱ درصد رشد کردند. چرا سهام فناوری بیشتر به این گزارش حساس است؟ گزارش اشتغال ضعیف لزوماً به معنای خبر خوب برای تمام شرکت‌های بورسی نیست. اگر ضعف بازار کار به کاهش مصرف خانوار و افت سود شرکت‌ها منجر شود، در نهایت می‌تواند به زیان بازار سهام تمام شود اما در واکنش اولیه به گزارش سپتامبر، اثر نرخ بهره بر اثر نگرانی‌های مربوط به رشد اقتصادی غلبه کرده است. این موضوع برای سهام فناوری و رشدی اهمیت بیشتری دارد. ارزش‌گذاری این شرکت‌ها معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تغییر نرخ‌های بهره بلندمدت دارد. بنابراین کاهش بازده اوراق می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فضای معاملاتی سهام فناوری کمک کند. شاخص نزدک ۱۰۰ نیز در واکنش اولیه عملکرد مثبتی داشت و معاملات آتی آن بیش از یک درصد افزایش یافت. در مقابل، شاخص‌های صنعتی مانند داوجونز نیز رشد کردند، اما شدت واکنش آنها به ترکیب صنایع و حساسیت متفاوت شرکت‌ها نسبت به نرخ بهره بستگی دارد. از این منظر، گزارش سپتامبر می‌تواند برای بخش‌هایی مانند فناوری، شرکت‌های رشدی و سهام با ارزش‌گذاری مبتنی بر جریان نقدی بلندمدت، در کوتاه‌مدت اهمیت بیشتری داشته باشد. “ «از منظر بازار سهام، گزارش سپتامبر را باید بیشتر یک تغییر در موازنه ریسک نرخ بهره دانست تا یک سیگنال قطعی درباره رکود اقتصاد آمریکا. ضعف اشتغال و کاهش رشد دستمزدها در شرایط فعلی به کاهش بازده اوراق و عقب‌نشینی انتظارات افزایش نرخ بهره منجر شده و همین مسئله می‌تواند در کوتاه‌مدت فضای مساعدتری برای شاخص‌هایی مانند نزدک ۱۰۰ و S&P 500 ایجاد کند؛ اما نقطه حساس بازار از اینجا به بعد، فاصله میان «کاهش فشار تورمی» و «تضعیف سودآوری شرکت‌ها» است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار بدون افت جدی مصرف و درآمد بنگاه‌ها صرفاً در حال تعدیل است، کاهش بازده اوراق می‌تواند محرک ارزش‌گذاری سهام باشد؛ اما اگر ضعف اشتغال به افت محسوس تقاضا منتقل شود، بازار دیر یا زود از مسئله نرخ بهره به مسئله سود هر سهم و چشم‌انداز درآمد شرکت‌ها تغییر جهت خواهد داد. به همین دلیل، در مقطع فعلی واکنش مثبت شاخص‌ها قابل درک است، اما پایداری آن بیش از خود NFP به مسیر تورم، بازده اوراق و برآورد سود شرکت‌های بزرگ وابسته خواهد بود.» بابک شیری آیا گزارش اشتغال، افزایش نرخ بهره اکتبر را منتفی کرد؟ پس از انتشار گزارش، انتظارات بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر به‌شدت کاهش یافت. بر اساس داده‌های منتشرشده، احتمال افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره در این نشست به محدوده ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت و احتمال ثابت ماندن نرخ‌ها به حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد رسید. این تغییر برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد، زیرا در هفته‌های گذشته افزایش بازده اوراق و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره یکی از عوامل فشار بر ارزش‌گذاری سهام آمریکا بود. با این حال، نمی‌توان صرفاً بر اساس گزارش اشتغال نتیجه گرفت که مسیر سیاست پولی برای ماه‌های بعد کاملاً مشخص شده است. تورم همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار دارد و سیاست‌گذاران همچنان باید میان دو بخش مأموریت خود، یعنی ثبات قیمت‌ها و اشتغال، تعادل برقرار کنند. به همین دلیل، گزارش‌های تورمی ماه اکتبر و داده‌های اقتصادی بعدی همچنان می‌توانند انتظارات بازار را تغییر دهند. شاخص‌های سهام؛ خبر خوب یا هشدار اقتصادی؟ واکنش مثبت بازار به گزارش اشتغال یک تناقض مهم را نشان می‌دهد: ضعف اقتصادی می‌تواند در کوتاه‌مدت برای سهام خبر خوبی باشد، اگر باعث کاهش نرخ بهره شود؛ اما ضعف بیش از حد اقتصاد در نهایت می‌تواند به سود شرکت‌ها آسیب بزند. در گزارش سپتامبر هنوز فاصله زیادی میان این دو سناریو وجود دارد. رشد ۲۹ هزار نفری اشتغال ضعیف است، اما نرخ بیکاری تنها اندکی افزایش یافته، مشارکت نیروی کار بالا رفته و نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها گزارش نشده است. در نتیجه، بازار فعلاً این داده را بیشتر به‌عنوان عاملی برای کاهش فشار پولی تفسیر کرده است تا نشانه‌ای از ورود اقتصاد به رکود. این تفاوت برای مسیر شاخص‌های سهام بسیار مهم است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار صرفاً در حال تعدیل تدریجی است، کاهش بازده اوراق می‌تواند از ارزش‌گذاری سهام حمایت کند. اما اگر ضعف اشتغال در ماه‌های آینده به کاهش مصرف، افت درآمد شرکت‌ها و افزایش بیکاری تبدیل شود، اثر مثبت کاهش نرخ بهره می‌تواند تحت تأثیر نگرانی درباره سودآوری شرکت‌ها قرار گیرد. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا یکی از ضعیف‌ترین گزارش‌های بازار کار در ماه‌های اخیر بود. ایجاد تنها ۲۹ هزار شغل در برابر انتظار حدود ۹۰ هزار نفر، بازنگری منفی ۶۰ هزار شغلی دو ماه قبل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد و رشد تنها ۰.۱ درصدی دستمزد ماهانه، تصویری از کاهش سرعت بازار کار ارائه می‌کند. با این حال، این گزارش هنوز به معنای فروپاشی بازار کار نیست. افزایش اشتغال در نظرسنجی خانوار، رشد نرخ مشارکت و نبود نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها نشان می‌دهد وضعیت بازار کار همچنان نسبتاً پایدار است. مهم‌ترین پیام گزارش برای بازارهای مالی، اما در بخش دیگری قرار دارد: کاهش فشار بر فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره در کوتاه‌مدت. همین موضوع باعث کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش معاملات آتی شاخص‌های اصلی سهام آمریکا شد. در کوتاه‌مدت، این وضعیت می‌تواند از سهام فناوری و رشدی حمایت کند؛ اما تداوم این اثر به داده‌های تورمی و اشتغال ماه‌های آینده بستگی خواهد داشت. بازار سهام اکنون بیش از آنکه صرفاً به تعداد شغل‌های ایجادشده نگاه کند، در حال سنجش این پرسش است که آیا اقتصاد آمریکا در حال فرود آرام است یا وارد مرحله‌ای از ضعف گسترده‌تر می‌شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا به‌شدت پایین‌تر از انتظارات منتشر شد

این گزارش تقریباً از تمام جهات ضعیف است. رقم اصلی اشتغال به‌مراتب پایین‌تر از انتظار بود، نرخ بیکاری افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز بسیار کمتر از پیش‌بینی‌ها بود. علاوه بر این، آمار دو ماه گذشته در مجموع ۶۰ هزار شغل پایین‌تر از برآوردهای قبلی اصلاح شد و اکنون مشخص شده است که اشتغال در ماه ژوئیه ۱۰ هزار نفر کاهش داشته است. پیش از انتشار این داده‌ها، بازار قراردادهای نرخ بهره فدرال رزرو، احتمال افزایش نرخ بهره را ۲۸ درصد قیمت‌گذاری می‌کرد و جفت‌ارز دلار/ین در محدوده ۱۵۷.۶۰ معامله می‌شد. بازدهی اوراق ۲ساله آمریکا ۴.۷۸ درصد و اوراق ۱۰ساله ۵.۲۳ درصد بود. بلافاصله پس از انتشار گزارش، احتمال افزایش نرخ بهره به ۱۵ درصد کاهش یافت، دلار/ین به ۱۵۷.۱۵ رسید، بازدهی اوراق ۲ساله به ۴.۷۲ درصد و بازدهی اوراق ۱۰ساله به ۵.۱۷ درصد کاهش پیدا کرد. نکته قابل توجه این است که اکنون افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر نیز محل تردید است و بازار تنها ۸۸ درصد احتمال می‌دهد که تا پایان سال هرگونه افزایش نرخ بهره‌ای رخ دهد. همان‌طور که واکنش بازار نشان می‌دهد، این گزارش ماهیتی کاملاً انبساطی و متمایل به کاهش نرخ بهره دارد و بحث درباره افزایش نرخ بهره در ماه اکتبر را، مگر در صورت انتشار یک گزارش بسیار داغ از تورم CPI، عملاً منتفی می‌کند. با این حال، یک عامل مهم در جهت مخالف وجود دارد و آن نظرسنجی خانوار است. بر اساس این نظرسنجی، اشتغال ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافته و نیروی کار نیز ۴۸۵ هزار نفر بیشتر شده است؛ در نتیجه نرخ مشارکت اقتصادی با دو دهم واحد درصد افزایش به ۶۱.۸ درصد رسیده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان لزوماً اتفاقی بسیار نامطلوب توصیف کرد. نرخ بیکاری بدون گرد کردن ۴.۱۷۵۳ درصد بود و بنابراین تنها با فاصله‌ای اندک از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد قرار داشت. اعداد مربوط به دستمزدها احتمالاً مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو هستند و این ارقام به‌وضوح ضعیف‌اند. متوسط دستمزد ساعتی در ماه سپتامبر تنها ۵ سنت، معادل ۰.۱ درصد افزایش یافت و نرخ رشد سالانه آن نیز به ۳.۰ درصد کاهش پیدا کرد. میانگین ساعات کاری روی ۳۴.۴ ساعت ثابت ماند؛ بنابراین شواهد چندانی از کاهش تهاجمی ساعات کاری کارکنان توسط شرکت‌ها وجود ندارد. با این حال، فشار دستمزدی از منظر تورم در مسیر مطلوب‌تری حرکت می‌کند. از نظر بخش‌های مختلف اقتصادی نیز نمی‌توان یک عامل خاص را به‌عنوان دلیل اصلی ضعف گزارش معرفی کرد. بخش خدمات درمانی ۱۷ هزار شغل ایجاد کرد که شامل افزایش ۱۳ هزار نفری در خدمات سرپایی و ۱۲ هزار نفری در بیمارستان‌ها بود؛ هرچند بخش مراقبت‌های پرستاری و اقامتی ۹ هزار شغل از دست داد. بخش ساخت‌وساز نیز ۱۱ هزار شغل ایجاد کرد که ۱۲ هزار مورد آن مربوط به پیمانکاران تخصصی ساخت‌وساز غیرمسکونی بود. بخش تولید نیز ۹ هزار شغل دیگر ایجاد کرد و از زمان ثبت کف اشتغال در دسامبر ۲۰۲۵ تاکنون، در مجموع ۷۲ هزار شغل به دست آورده است. در بخش‌های ضعیف‌تر، اشتغال در فعالیت‌های مالی ۷ هزار نفر کاهش یافت و این بخش از ماه مه ۲۰۲۵ تاکنون ۱۲۹ هزار شغل از دست داده است که بخش عمده آن مربوط به صنعت بیمه بوده است. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت، در حالی که اشتغال در بخش خدمات حرفه‌ای و کسب‌وکار ۹ هزار نفر و در بخش اطلاعات ۱۰ هزار نفر کاهش پیدا کرد. برخلاف ماه اوت، در این گزارش خبری از یک عامل فصلی بزرگ در بخش آموزش یا رستوران‌ها نیست که بتواند رقم اصلی اشتغال را به شکل مصنوعی تقویت کرده باشد. در مجموع، رقم ۲۹ هزار شغل را می‌توان واقعاً ضعیف دانست و نه آماری که بتوان ضعف آن را به‌راحتی با ترکیب بخش‌های مختلف توجیه کرد. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت، اصلاحات آماری ۶۰ هزار شغل دیگر از آمار دو ماه گذشته کم کرد و رشد دستمزدها نیز به‌شدت پایین‌تر از انتظارات بود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا در سپتامبر؛ آزمون بزرگ فدرال رزرو و بازارهای مالی

بازارهای مالی آمریکا در آستانه انتشار یکی از مهم‌ترین داده‌های اقتصادی ماه سپتامبر قرار گرفته‌اند؛ گزارشی که می‌تواند تصویری تازه از وضعیت بازار کار این کشور ارائه کند و هم‌زمان انتظارات سرمایه‌گذاران درباره مسیر آینده نرخ بهره فدرال رزرو را تحت تأثیر قرار دهد. در یک نگاه انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در سپتامبر حدود ۹۰ هزار شغل ایجاد کرده باشد؛ در حالی که این رقم در اوت ۱۶۲ هزار نفر بود. نرخ بیکاری برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. رشد سالانه دستمزدها احتمالاً به حدود ۳.۲ درصد رسیده و همچنان فشار شدیدی از سمت بازار کار بر تورم ایجاد نمی‌کند. گزارش اشتغال می‌تواند انتظارات بازار درباره افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو و مسیر دلار، اوراق خزانه و سهام آمریکا را تغییر دهد. بر اساس برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز، انتظار می‌رود تعداد اشتغال غیرکشاورزی آمریکا در ماه سپتامبر حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یافته باشد؛ رقمی که در مقایسه با رشد ۱۶۲ هزار نفری ماه اوت کاهش قابل توجهی را نشان می‌دهد. نرخ بیکاری نیز برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. با این حال، اهمیت گزارش فقط به تعداد مشاغل جدید محدود نمی‌شود. رشد دستمزدها، نرخ مشارکت نیروی کار، اشتغال بخش خصوصی و بازنگری ارقام ماه‌های گذشته می‌توانند در تفسیر وضعیت واقعی بازار کار نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. بازار کار آمریکا در آستانه یک آزمون مهم گزارش اشتغال سپتامبر در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار آمریکا از یک سو همچنان نرخ بیکاری پایینی دارد و از سوی دیگر، سرعت ایجاد فرصت‌های شغلی نسبت به دوره‌های قدرتمندتر گذشته کاهش یافته است.   در ماه اوت، اشتغال غیرکشاورزی ۱۶۲ هزار نفر افزایش یافت؛ رقمی که بالاتر از انتظار بسیاری از اقتصاددانان بود. با این حال، بخشی از تحلیلگران معتقدند قدرت این رقم ممکن است تا حدی ناشی از عوامل فصلی باشد و در بازنگری‌های بعدی تعدیل شود. داده‌های رسمی اداره آمار کار آمریکا نیز نشان می‌دهد اشتغال ماه ژوئن و ژوئیه در مجموع ۵۵ هزار نفر نسبت به برآوردهای قبلی افزایش یافته بود. به همین دلیل، رقم سپتامبر می‌تواند برای تشخیص روند واقعی بازار کار اهمیت بیشتری داشته باشد. اگر رشد اشتغال به محدوده ۹۰ هزار نفر کاهش یابد، این موضوع لزوماً به معنای ورود اقتصاد آمریکا به مرحله ضعف شدید نیست؛ به‌ویژه اگر نرخ بیکاری ثابت بماند و اخراج کارکنان همچنان در سطوح پایین قرار داشته باشد. رویترز نیز با اشاره به پایین بودن تعداد اخراج‌ها، بازار کار آمریکا را همچنان نسبتاً باثبات توصیف کرده است؛ هرچند افزایش هزینه انرژی، تعرفه‌ها و نااطمینانی اقتصادی می‌تواند در ماه‌های آینده فشار بیشتری بر تصمیم‌های استخدامی شرکت‌ها وارد کند. مؤسسه اشتغال غیرکشاورزی نرخ بیکاری رشد دستمزد سالانه برآورد بازار ۸۸ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ Wells Fargo ۹۰ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۲٪ Bank of America ۶۰ هزار نفر ۴.۱٪؛ احتمال ۴.۲٪ — Credit Agricole ۹۰ هزار نفر ۴.۲٪ ۳.۱٪ گزارش قبلی؛ اوت ۲۰۲۶ ۱۶۲ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ منبع: BLS، Wells Fargo، Bank of America و Credit Agricole چرا رقم ۹۰ هزار شغل اهمیت دارد؟ اقتصاد آمریکا برای جذب نیروی کار جدید به ایجاد تعداد مشخصی شغل در هر ماه نیاز دارد. برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز نشان می‌دهد این رقم در شرایط فعلی حدود ۵۰ تا ۸۰ هزار شغل در ماه است. بنابراین، ایجاد حدود ۹۰ هزار شغل همچنان می‌تواند با حفظ ثبات نسبی بازار کار سازگار باشد؛ به‌خصوص اگر نرخ مشارکت نیروی کار نیز کاهش شدیدی نداشته باشد. در همین حال، دامنه پیش‌بینی‌ها بسیار گسترده است. برآوردها برای رشد اشتغال سپتامبر از حدود ۳۵ هزار تا ۱۸۰ هزار شغل متغیر است. چنین فاصله‌ای نشان می‌دهد تحلیلگران درباره شدت واقعی تأثیر عوامل فصلی و شرایط اقتصادی بر استخدام شرکت‌ها اتفاق‌نظر ندارند. برخی مؤسسات حتی انتظار دارند رقم اشتغال پایین‌تر از اجماع باشد. برای مثال، برآورد بانک آمریکا رشد حدود ۶۰ هزار شغلی را مطرح کرده است، در حالی که برخی تحلیلگران دیگر کاهش اشتغال را بیشتر به عوامل فصلی نسبت می‌دهند تا ضعف بنیادی تقاضای نیروی کار. دستمزدها؛ شاید مهم‌تر از خود اشتغال یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش سپتامبر، رشد دستمزدها خواهد بود. انتظار می‌رود متوسط دستمزد ساعتی نسبت به ماه قبل حدود ۰.۳ درصد افزایش یابد و رشد سالانه آن در محدوده ۳.۱ تا ۳.۲ درصد قرار گیرد. در ماه اوت نیز رشد سالانه دستمزدها ۳.۱ درصد بود. اهمیت این متغیر از آن جهت است که فدرال رزرو برای ارزیابی فشارهای تورمی، تنها به تعداد مشاغل جدید نگاه نمی‌کند. اگر بازار کار همچنان بتواند دستمزدها را با سرعت بالا افزایش دهد، فشار هزینه‌ای بیشتری ایجاد می‌شود و مسیر سیاست پولی می‌تواند سخت‌گیرانه‌تر باقی بماند. در مقابل، رشد دستمزد در محدوده فعلی می‌تواند نشان دهد که بازار کار، با وجود پایین بودن نرخ بیکاری، الزاماً منبع اصلی افزایش تورم نیست. به همین دلیل ممکن است واکنش بازار به یک گزارش اشتغال نسبتاً قوی، در صورت رشد محدود دستمزدها، با واکنش به گزارشی همراه با جهش هم‌زمان اشتغال و دستمزد متفاوت باشد. وضعیت اخراج‌ها همچنان متفاوت از استخدام است یکی از ویژگی‌های قابل توجه بازار کار آمریکا در ماه‌های اخیر، فاصله میان کاهش سرعت استخدام و پایین بودن اخراج‌ها است. داده‌های منتشرشده پیش از گزارش اشتغال نشان می‌دهد درخواست‌های اولیه دریافت مزایای بیکاری در هفته گذشته به حدود ۱۹۷ هزار مورد کاهش یافته که پایین‌ترین سطح از ماه ژوئیه محسوب می‌شود. همچنین تعداد اخراج‌های اعلام‌شده در سپتامبر کاهش داشته است. این وضعیت به الگویی شبیه بازار کار «استخدام پایین، اخراج پایین» منجر شده است. شرکت‌ها الزاماً به سرعت گذشته نیروی جدید استخدام نمی‌کنند، اما در عین حال تعداد زیادی از کارکنان فعلی را نیز تعدیل نمی‌کنند. داده‌های فرصت‌های شغلی نیز تصویری مشابه ارائه می‌دهد. فرصت‌های شغلی آمریکا در ماه اوت ۲۵۶ هزار مورد کاهش یافت و به ۷.۰۷۹ میلیون فرصت رسید، در حالی که تعداد اخراج‌ها همچنان پایین باقی ماند. این ترکیب می‌تواند به معنای بازاری باشد که در آن شرکت‌ها نسبت به آینده محتاط‌تر شده‌اند، اما هنوز با کاهش شدید تقاضا برای نیروی کار مواجه نشده‌اند. هوش مصنوعی همچنان به بازار کار شکل می‌دهد یکی از نکات قابل توجه در گزارش‌های پیش از انتشار، نقش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی است. ساخت مراکز داده و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی همچنان از عوامل حمایت‌کننده اشتغال در بخش ساخت‌وساز و تولید به شمار می‌رود. انتظار می‌رود اشتغال بخش تولید نیز برای چهارمین ماه متوالی رشد دو رقمی داشته باشد. داده‌های تولیدی سپتامبر نیز نشانه‌هایی از تداوم فعالیت این بخش ارائه کرده است. شاخص اشتغال تولید در گزارش مؤسسه مدیریت عرضه از ۵۱.۲ به ۵۲.۷ افزایش یافت و بخش تولید همچنان از سرمایه‌گذاری مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی حمایت می‌گیرد. در نتیجه، بازار کار آمریکا با یک تحول ساختاری نیز مواجه است؛ سرمایه‌گذاری سنگین در فناوری‌های جدید می‌تواند در برخی بخش‌ها فرصت شغلی ایجاد کند، در حالی که خودکارسازی و استفاده بیشتر از هوش مصنوعی ممکن است در بخش‌های دیگری فشار کاهشی بر اشتغال وارد کند. “ «به نظر می‌رسد اهمیت گزارش سپتامبر بیش از آنکه در یک عدد مشخص از اشتغال خلاصه شود، در کیفیت ترکیب داده‌ها قرار دارد. اگر رشد اشتغال کاهش یابد اما بیکاری ثابت بماند، اخراج‌ها پایین باشد و دستمزدها در محدوده ۳ درصد باقی بمانند، می‌توان آن را بیشتر نشانه تعدیل تدریجی بازار کار دانست تا یک چرخش ناگهانی در اقتصاد؛ اما اگر هم‌زمان اشتغال، مشارکت و دستمزدها تضعیف شوند، پیام این گزارش برای مسیر اقتصاد آمریکا متفاوت خواهد بود. از منظر بازار نیز باید به جای تمرکز هیجانی بر عدد اصلی NFP، ارتباط میان بازار کار، تورم و نرخ بهره را دنبال کرد؛ زیرا در شرایط فعلی، یک گزارش اشتغال به‌تنهایی مسیر بازار را تعیین نمی‌کند، بلکه نحوه قرار گرفتن آن در کنار داده‌های تورمی و انتظارات سیاست پولی است که اهمیت واقعی آن را مشخص خواهد کرد.» بابک شیری فدرال رزرو در برابر یک معادله پیچیده گزارش اشتغال سپتامبر در زمانی منتشر می‌شود که مسیر سیاست پولی فدرال رزرو برای ماه‌های آینده با عدم قطعیت همراه است. طبق داده‌های ارائه‌شده در گزارش‌های پیش از انتشار، فدرال رزرو در نشست سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داده و محدوده نرخ سیاستی را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد رسانده است. این افزایش، نخستین افزایش نرخ بهره در سه سال گذشته عنوان شده است. در روزهای گذشته اما احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در نشست اکتبر کاهش یافته است. رویترز گزارش داده که احتمال ضمنی افزایش نرخ بهره در نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر از حدود ۶۹ درصد در هفته قبل به حدود ۲۸ درصد رسیده بود. داده‌های تورمی ضعیف‌تر از انتظار نیز در این تغییر نقش داشته‌اند. بنابراین، گزارش اشتغال می‌تواند یکی از عوامل مهم در تعیین جهت بعدی انتظارات بازار باشد. واکنش احتمالی بازارها به گزارش اشتغال اگر رشد اشتغال به شکل محسوسی بالاتر از انتظار باشد و هم‌زمان رشد دستمزدها نیز افزایش پیدا کند، بازار ممکن است احتمال تداوم سیاست پولی سخت‌گیرانه را بیشتر در قیمت‌ها لحاظ کند. چنین شرایطی معمولاً می‌تواند از بازده اوراق خزانه و دلار حمایت کند و برای دارایی‌های حساس به نرخ بهره فشار ایجاد کند. در مقابل، گزارش بسیار ضعیف می‌تواند انتظارات برای افزایش بیشتر نرخ بهره را کاهش دهد و از طریق افت بازده اوراق، فشار بر دارایی‌های مالی را تغییر دهد. با این حال، اگر کاهش اشتغال به اندازه‌ای شدید باشد که نگرانی درباره رشد اقتصادی را افزایش دهد، واکنش بازار سهام لزوماً یک‌جهت نخواهد بود. این نکته اهمیت زیادی دارد. داده ضعیف اقتصادی همیشه به معنای خبر خوب برای بازار سهام نیست. اگر بازار آن را نشانه کاهش تورم و احتمال کاهش فشار پولی بداند، ممکن است واکنش مثبتی شکل بگیرد؛ اما اگر همین داده‌ها نگرانی درباره رکود و کاهش سود شرکت‌ها را افزایش دهد، اثر آن می‌تواند متفاوت باشد. به همین دلیل، بازارها احتمالاً هم‌زمان چهار متغیر را دنبال خواهند کرد: تعداد مشاغل جدید، نرخ بیکاری، رشد دستمزدها و بازنگری آمار ماه‌های گذشته. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار این کشور نه نشانه‌های یک ضعف شدید را نشان می‌دهد و نه همان قدرت دوره‌های پررونق گذشته را دارد. انتظار می‌رود تعداد مشاغل غیرکشاورزی حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یابد و نرخ بیکاری در ۴.۱ درصد باقی بماند؛ در حالی که رشد سالانه دستمزدها احتمالاً در محدوده ۳.۲ درصد قرار می‌گیرد. اهمیت گزارش برای بازارهای مالی نیز از همین ترکیب ناشی می‌شود. کاهش سرعت استخدام در کنار نرخ بیکاری ثابت و رشد کنترل‌شده دستمزدها می‌تواند تصویری از بازاری ارائه دهد که در حال تعدیل است، اما هنوز وارد مرحله ضعف گسترده نشده است. در مقابل، یک شگفتی قابل توجه در هر یک از دو جهت می‌تواند انتظارات مربوط به سیاست پولی را تغییر دهد. در شرایطی که بازار اوراق خزانه، دلار و سهام آمریکا نسبت به تغییرات نرخ بهره حساس شده‌اند، گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند به یکی از مهم‌ترین محرک‌های کوتاه‌مدت بازار تبدیل شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا دلار هنوز قدرتمند است؟ کاهش احتمال افزایش نرخ بهره اکتبر و بحران اوراق فرانسه چه می‌گویند؟

در یک نگاه فروش شدید اوراق دولتی فرانسه، روایت ادامه افزایش نرخ بهره در اروپا را به چالش کشیده و فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد کرده است. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر از ۷۰ درصد به ۲۸ درصد کاهش یافته، اما مقاومت اقتصاد آمریکا و قیمت‌های بالای انرژی همچنان از دلار حمایت می‌کند. شکست حمایت EURUSD، ریسک حرکت این جفت‌ارز به محدوده 1.1100 تا 1.1120 و در سناریوی تشدید فشار بر بازار بدهی اروپا، حتی 1.10 را افزایش داده است. بازارهای مالی در معاملات دیروز با یک چرخش مهم روبه‌رو شدند؛ فروش شدید اوراق دولتی فرانسه باعث شد معامله‌گران در مورد ادامه افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی محتاط‌تر شوند. این تغییر روایت در حالی رخ داد که نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت آمریکا نیز برای نخستین بار از اواخر ماه اوت افت قابل توجهی داشت. در همین حال، بازار احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در ماه اکتبر را از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش داده است. با این حال، دلار همچنان قدرتمند مانده و شاخص DXY پس از عبور از سقف 101.80، در مسیر احتمالی محدوده 102.85 قرار گرفته است. در این بررسی، با یوتوتایمز همراه باشید تا ببینیم چرا فروش اوراق فرانسه به یک نقطه عطف برای بازار فارکس تبدیل شده و این اتفاق چه معنایی برای مسیر دلار و یورو دارد. این گزارش یوتوتایمز بر پایه تحلیل منتشرشده در وب‌سایت ING تهیه و برای مخاطبان فارسی‌زبان ترجمه و بازنویسی شده است. فروش اوراق فرانسه چرا به نقطه عطف بازار تبدیل شد؟ اتفاق مهم معاملات دیروز فقط افت قیمت اوراق دولتی فرانسه نبود. اهمیت اصلی این حرکت در آن است که بازار را مجبور کرده درباره ادامه چرخه افزایش نرخ بهره بانک‌های مرکزی دوباره فکر کند. تا پیش از این، بخش مهمی از روایت بازار بر این اساس شکل گرفته بود که بانک‌های مرکزی برای مهار تورم همچنان باید نرخ‌های بهره را بالاتر ببرند. اما تشدید فشار در بازار اوراق اروپا این پرسش را ایجاد کرده که آیا ادامه افزایش نرخ‌ها می‌تواند هزینه‌های مالی را بیش از حد بالا ببرد و خود به یک خطای سیاستی تبدیل شود یا خیر. این موضوع برای بانک مرکزی اروپا اهمیت بیشتری دارد، زیرا فشار در بازار اوراق دولتی فرانسه مستقیماً به توانایی ECB برای ادامه سیاست انقباضی مربوط می‌شود. اگر بازار به این نتیجه برسد که ECB نمی‌تواند بدون ایجاد فشار بیشتر بر بازار اوراق، نرخ‌ها را افزایش دهد، اختلاف مسیر سیاست پولی اروپا و آمریکا می‌تواند بار دیگر به زیان یورو تمام شود. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر سقوط کرد بازار نرخ بهره آمریکا نیز دیروز نشانه‌هایی از تغییر انتظارات نشان داد. اظهارات فیلیپ جفرسون، نایب‌رئیس فدرال رزرو، در کنار اظهارات جان ویلیامز در اوایل هفته، این پیام را تقویت کرد که فدرال رزرو برای افزایش‌های متوالی نرخ بهره عجله‌ای ندارد. در نتیجه، قیمت‌گذاری بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش یافته است. به نظر می‌رسد بازار اکنون بیشتر به سمت این سناریو حرکت کرده که افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو در ماه دسامبر انجام شود. اما گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند این معادله را تغییر دهد. NFP امروز؛ داده‌ای که می‌تواند مسیر دلار را تغییر دهد بازار امروز منتظر گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا است. انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در ماه سپتامبر حدود 85 تا 90 هزار شغل ایجاد کرده باشد و نرخ بیکاری در 4.1 درصد باقی بماند. همچنین پیش‌بینی می‌شود رشد متوسط دستمزدها حدود 3.1 درصد سالانه باشد. ING معتقد است با توجه به رشد بسیار پایین نیروی کار آمریکا، حتی یک رقم اشتغال ضعیف‌تر از انتظار لزوماً فشار زیادی بر نرخ‌های بهره یا دلار وارد نخواهد کرد. از سوی دیگر، اگر داده اشتغال همچنان نشانه‌ای از مقاومت بازار کار آمریکا ارائه دهد، می‌تواند به حفظ انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره در ماه‌های آینده کمک کند. به همین دلیل، واکنش دلار به NFP تنها به رقم اصلی اشتغال محدود نخواهد شد و نرخ بیکاری و دستمزدها نیز برای بازار اهمیت زیادی خواهند داشت. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار به بالاترین سطح از مه ۲۰۲۵ رسید؛ بازارها در انتظار گزارش اشتغال آمریکا دلار پس از عبور از 101.80 به کجا می‌رود؟ شاخص DXY دیروز برای نخستین بار در سال جاری بالاتر از 101.80 قرار گرفت. از نگاه ING، مقاومت اقتصاد آمریکا، قیمت‌های بالای انرژی و انتظارات همچنان نسبتاً انقباضی برای سیاست فدرال رزرو می‌توانند به دلار اجازه دهند بخش عمده رشد اخیر خود را حفظ کند. در صورت ادامه این شرایط، ING محدوده 102.85 را به‌عنوان سطحی که DXY می‌تواند به سمت آن حرکت کند، مطرح کرده است. بنابراین، حتی کاهش احتمال افزایش نرخ بهره در اکتبر هنوز به معنی پایان روند حمایت از دلار نیست؛ زیرا بازار ممکن است صرفاً زمان‌بندی افزایش بعدی نرخ بهره را از اکتبر به دسامبر منتقل کرده باشد. چرا یورو بیشتر از دلار تحت فشار قرار گرفته است؟ در سمت مقابل، EURUSD دیروز با قدرت حمایت‌های قبلی خود را شکست و به کف جدید سالانه رسید. عامل اصلی این حرکت، افزایش فشار در بازار اوراق فرانسه است. نبود چشم‌انداز روشن برای اصلاح سریع وضعیت مالی فرانسه باعث شده سرمایه‌گذاران نسبت به ادامه فشار فروش در بازار بدهی این کشور نگران باشند. مشکل برای ECB این است که همزمان با افزایش فشار بر بازار اوراق، ادامه افزایش نرخ بهره می‌تواند شرایط مالی را سخت‌تر کند. از طرف دیگر، اگر بانک مرکزی اروپا برای جلوگیری از تشدید بحران اوراق، سرعت افزایش نرخ بهره را کاهش دهد یا متوقف کند، اختلاف نرخ بهره میان اروپا و آمریکا می‌تواند به نفع دلار تغییر کند. همین مسئله باعث شده ING مسیرهای مختلفی را بررسی کند که در بیشتر آنها ریسک نزولی برای EURUSD افزایش می‌یابد. خطر سرایت بحران اوراق فرانسه به ایتالیا و اسپانیا یکی از نگرانی‌های اصلی بازار، محدود شدن فشار فروش به فرانسه نیست. اگر افزایش بازدهی اوراق فرانسه به بازارهای بدهی سایر کشورهای منطقه یورو، به‌ویژه ایتالیا و اسپانیا، سرایت کند، فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد خواهد شد. در چنین شرایطی، ECB ممکن است با یک دوگانگی دشوار مواجه شود: از یک طرف تورم همچنان نیازمند سیاست پولی محدودکننده است و از طرف دیگر افزایش نرخ بهره می‌تواند فشار موجود در بازار بدهی را تشدید کند. ING در همین زمینه به احتمال استفاده از ابزار حفاظت از انتقال سیاست پولی یا TPI اشاره کرده است؛ ابزاری که در صورت تشدید بی‌نظمی در بازار بدهی می‌تواند برای حمایت از انتقال سیاست پولی مورد استفاده قرار گیرد. از دید ING، چنین سناریویی نیز برای یورو می‌تواند منفی باشد. EURUSD در مسیر 1.11 یا حتی 1.10؟ پس از شکست حمایت تکنیکال در معاملات دیروز، ING چشم‌انداز کوتاه‌مدت EURUSD را نزولی‌تر ارزیابی کرده است. محدوده 1.1100 تا 1.1120 اکنون در کانون توجه قرار گرفته و در صورت ادامه فشار فروش اوراق فرانسه، افزایش ریسک مالی در منطقه یورو و باقی ماندن مقاومت اقتصاد آمریکا، حتی محدوده 1.10 نیز مطرح شده است. ING همچنین به تحلیلی اشاره می‌کند که بر اساس آن، در صورت ادامه فشار بازار اوراق، امکان اضافه شدن حدود 2 درصد پریمیوم ریسک به یورو وجود دارد. البته این سطوح سناریوهای مشروط هستند و به معنای هدف قطعی قیمت EURUSD نیستند. فرانک سوئیس هم از فشار بر یورو سود برد یکی دیگر از واکنش‌های قابل توجه بازار، تقویت شدید فرانک سوئیس بود. فروش اوراق فرانسه، افزایش نوسان بازار و کاهش نرخ‌های بهره باعث شد تقاضا برای فرانک افزایش پیدا کند. اگر کاهش انتظارات برای نرخ‌های بهره ECB به روایت غالب بازار تبدیل شود، EURCHF نیز می‌تواند به سمت محدوده 0.9250 حرکت کند. در این میان، فرانک سوئیس همچنان یکی از ارزهایی است که بازار در زمان افزایش ریسک‌های مالی و سیاسی منطقه یورو به آن توجه می‌کند. ✔️ بیشتر بخوانید: نفت، تورم و سیاست‌گذاری؛ سه محرک احتمالی بازار اوراق از نگاه UBS نقطه عطف بازار فارکس چه معنایی برای دلار و یورو دارد؟ اتفاقات اخیر نشان می‌دهد بازار ارز دیگر فقط به این سؤال پاسخ نمی‌دهد که «کدام بانک مرکزی نرخ بهره بیشتری افزایش می‌دهد؟». اکنون توانایی بانک‌های مرکزی برای ادامه افزایش نرخ بهره بدون ایجاد فشار شدید در بازار اوراق نیز به یک متغیر مهم تبدیل شده است. فروش اوراق فرانسه این مسئله را برای ECB برجسته‌تر کرده، در حالی که فدرال رزرو هنوز از وضعیت مقاوم اقتصاد آمریکا و بازار کار برخوردار است. به همین دلیل، حتی با کاهش احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر، دلار همچنان می‌تواند حمایت شود؛ در مقابل، یورو در صورت ادامه فشار بر بازار بدهی اروپا با ریسک بیشتری مواجه خواهد بود. در کوتاه‌مدت، گزارش اشتغال آمریکا و واکنش بازار اوراق فرانسه دو متغیر مهم برای مسیر بعدی EURUSD خواهند بود.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

اسکوندیدا در آستانه اعتصاب؛ آیا بازار جهانی مس با شوک عرضه روبه‌رو می‌شود؟

مذاکرات کارگری در معدن اسکوندیدا در شیلی، بزرگ‌ترین معدن مس جهان، وارد مرحله‌ای حساس شده است. ناظران و سرپرستان این معدن روز چهارشنبه پیشنهاد نهایی شرکت بی‌اچ‌پی برای قرارداد جمعی جدید را رد کردند؛ تصمیمی که مسیر را برای احتمال اعتصاب در این معدن مهم مس هموار کرده است. در یک نگاه ۹۵ درصد اعضای شرکت‌کننده در رأی‌گیری اتحادیه سرپرستان اسکوندیدا به اعتصاب رأی دادند.  اتحادیه حدود ۱٬۰۲۰ عضو دارد و پیشنهاد نهایی بی‌اچ‌پی را رد کرده است.  طبق قانون شیلی، اکنون یک دوره پنج‌روزه میانجی‌گری اجباری آغاز می‌شود که با توافق طرفین می‌تواند پنج روز دیگر تمدید شود.  اسکوندیدا بزرگ‌ترین معدن مس جهان است و بی‌اچ‌پی ۵۷.۵ درصد آن را در اختیار دارد؛ ریو تینتو ۳۰ درصد و شرکت ژاپنی جکو ۱۲.۵ درصد سهم دارند. اتحادیه نماینده سرپرستان اسکوندیدا حدود ۱٬۰۲۰ عضو دارد و هفته گذشته پیشنهاد نهایی شرکت را دریافت کرده بود. این اتحادیه پیش از رأی‌گیری از اعضای خود خواسته بود پیشنهاد بی‌اچ‌پی را نپذیرند و در نهایت ۹۵ درصد اعضای شرکت‌کننده در رأی‌گیری به اقدام اعتصابی رأی دادند. اختلاف بر سر قرارداد جدید ریشه اصلی اختلاف به پیشنهاد جدید بی‌اچ‌پی برای قرارداد جمعی کارکنان بازمی‌گردد. اتحادیه معتقد است پیشنهاد ارائه‌شده افزایش معناداری نسبت به قرارداد فعلی ایجاد نمی‌کند و در مقابل، مسئولیت‌های جدیدی را برای سرپرستان در نظر گرفته است. یکی از موارد مورد اعتراض اتحادیه، الزام سرپرستان به آموزش برای انجام برخی وظایف عملیاتی، از جمله رانندگی کامیون‌ها است. اتحادیه این تغییرات را متناسب با نقش و مسئولیت سرپرستان نمی‌داند و اعلام کرده است که پیشنهاد شرکت سهم این کارکنان در تولید و سودآوری معدن را به اندازه کافی مورد توجه قرار نداده است. در مقابل، بی‌اچ‌پی روایت متفاوتی دارد. این شرکت اعلام کرده پیشنهاد ارائه‌شده شامل بهبود شرایط و مزایای جدیدی فراتر از توافق جمعی فعلی بوده است. بی‌اچ‌پی همچنین گفته ممکن است از اداره بازرسی کار شیلی درخواست میانجی‌گری اجباری کند تا امکان دستیابی به توافقی مورد قبول دو طرف فراهم شود. حادثه مرگبار و افزایش حساسیت مذاکرات مذاکرات در شرایطی ادامه پیدا کرده که چند روز پیش یک حادثه مرگبار در اسکوندیدا رخ داده است. بی‌اچ‌پی اعلام کرد یکی از کارکنان این معدن در جریان یک حادثه مرتبط با عملیات تعمیر و نگهداری در ۲۳ سپتامبر جان خود را از دست داده است. پس از این حادثه، عملیات معدن برای بررسی‌های ایمنی متوقف و سپس به‌تدریج از سر گرفته شد. اتحادیه سرپرستان پیش از رأی‌گیری با درخواست شرکت برای تمدید مذاکرات پس از این حادثه موافقت نکرد. در نتیجه، موضوع ایمنی نیز در فضای مذاکرات کارگری به یکی از عوامل مهم زمینه‌ای تبدیل شده است؛ هرچند اختلاف رسمی بر سر مفاد قرارداد و شرایط کاری همچنان محور اصلی روند چانه‌زنی است. مرحله بعد؛ میانجی‌گری دولت شیلی رد پیشنهاد به معنای آغاز فوری اعتصاب نیست. بر اساس قوانین کار شیلی، پس از این مرحله طرفین باید وارد یک دوره پنج‌روزه میانجی‌گری اجباری تحت نظارت دولت شوند. در صورت توافق دو طرف، این دوره می‌تواند برای پنج روز دیگر نیز تمدید شود. بنابراین در کوتاه‌مدت، مسیر مذاکرات همچنان باز است و نتیجه میانجی‌گری می‌تواند تعیین کند که اختلاف به توافق جدید ختم شود یا به توقف فعالیت‌های کارگری برسد. اهمیت این روند از آنجا بیشتر می‌شود که اسکوندیدا در قلب زنجیره جهانی عرضه مس قرار دارد. بی‌اچ‌پی در حال حاضر ۵۷.۵ درصد از این معدن را در اختیار دارد و ریو تینتو با ۳۰ درصد و جکو ژاپن با ۱۲.۵ درصد دیگر سهام‌داران آن هستند. “ «از منظر بازار، نکته مهم در این رویداد ترکیب ریسک عملیاتی و ریسک عرضه است. اسکوندیدا در شرایطی با تنش کارگری مواجه شده که مس هم‌زمان در مرکز روندهای بلندمدت مرتبط با برقی‌سازی، توسعه شبکه‌های برق و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی قرار دارد. بنابراین حساسیت بازار نسبت به اختلال در معادن بزرگ می‌تواند بیش از گذشته باشد. با این حال، واکنش قیمتی پایدار تنها در صورتی قابل توجیه خواهد بود که اختلاف کارگری از مرحله مذاکرات عبور کند و به اختلال واقعی و معنادار در تولید منجر شود؛ از این رو، نتیجه میانجی‌گری پنج‌روزه و موضع نهایی اتحادیه، مهم‌تر از خود خبر رد پیشنهاد خواهد بود.» بابک شیری چرا اسکوندیدا برای بازار مس اهمیت دارد؟ اسکوندیدا تنها یک معدن بزرگ نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین منابع تولید مس در جهان است. این معدن در صحرای آتاکاما در شمال شیلی قرار دارد و دو معدن روباز آن خوراک سه کارخانه فرآوری و دو واحد لیچینگ را تأمین می‌کنند. بی‌اچ‌پی در گزارش سالانه خود اعلام کرده که تولید اسکوندیدا در سال مالی ۲۰۲۵ به بالاترین سطح در ۱۷ سال گذشته رسید و نسبت به سال قبل ۱۶ درصد افزایش یافت. همین جایگاه تولیدی باعث می‌شود هرگونه اختلال معنادار در فعالیت این معدن برای بازار جهانی مس قابل توجه باشد. با این حال، در شرایط فعلی هنوز نمی‌توان از وقوع قطعی اعتصاب یا میزان اثر آن بر تولید مس سخن گفت. طرفین ابتدا باید دوره میانجی‌گری قانونی را پشت سر بگذارند و نتیجه مذاکرات مشخص شود. جمع‌بندی رد پیشنهاد بی‌اچ‌پی توسط اتحادیه سرپرستان اسکوندیدا، اختلافات کارگری در بزرگ‌ترین معدن مس جهان را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. رأی ۹۵ درصدی اعضای شرکت‌کننده به اقدام اعتصابی نشان می‌دهد فاصله میان طرفین همچنان قابل توجه است، اما سازوکار قانونی شیلی پیش از هرگونه توقف فعالیت، فرصت دیگری برای مذاکره فراهم کرده است. برای بازار مس، اهمیت اصلی این رویداد نه صرفاً در احتمال اعتصاب، بلکه در محل وقوع آن است. اسکوندیدا یکی از ستون‌های عرضه جهانی مس محسوب می‌شود و هرگونه اختلال پایدار در تولید آن می‌تواند توجه بازارهای کالا را به خود جلب کند. با این حال، تا زمان مشخص شدن نتیجه میانجی‌گری، هرگونه برآورد درباره میزان کاهش تولید یا اثر دقیق آن بر قیمت مس زودهنگام خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

دلار به سقف سالانه رسید؛ ING درباره افت بیشتر یورو هشدار داد

در یک نگاه شاخص دلار DXY در نزدیکی سقف سالانه 101.80 قرار گرفته و داده‌های اقتصادی آمریکا همچنان از انتظارات برای سیاست انقباضی فدرال رزرو حمایت می‌کنند. فشار بر بازار بدهی فرانسه و افزایش فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان به 127 نقطه پایه، ریسک تازه‌ای برای یورو ایجاد کرده است. در صورت تداوم داده‌های قوی آمریکا و تشدید فشار بر اوراق فرانسه، ING احتمال افت EURUSD به محدوده 1.11 تا 1.12 را مطرح کرده است. دلار آمریکا در آغاز ماه اکتبر همچنان قدرتمند ظاهر شده و شاخص DXY در نزدیکی سقف سالانه 101.80 قرار گرفته است. نکته مهم اینجاست که حتی انتشار تورم PCE ضعیف‌تر از انتظار آمریکا نیز نتوانست انتظارات بازار برای ادامه سیاست انقباضی فدرال رزرو را به شکل پایدار کاهش دهد. در مقابل، یورو همزمان با افزایش فشار بر بازار بدهی فرانسه و گسترش فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان، تحت فشار قرار گرفته و EURUSD بار دیگر به محدوده کف‌های سالانه نزدیک شده است. این گزارش یوتوتایمز بر پایه تحلیل منتشرشده در وب‌سایت ING تهیه و برای مخاطبان فارسی‌زبان ترجمه و بازنویسی شده است. دلار در آغاز اکتبر چرا این‌قدر قدرتمند شده است؟ شاخص دلار DXY در حال آزمایش سقف سالانه 101.80 است. به گفته ING، در شرایط فعلی نگرانی‌های مربوط به کاهش ارزش دلار در حاشیه قرار گرفته و تمرکز بازار بیشتر به عملکرد چرخه اقتصادی آمریکا و مسیر نرخ بهره فدرال رزرو منتقل شده است. اقتصاد آمریکا همچنان نشانه‌هایی از مقاومت نشان می‌دهد و همین موضوع باعث شده معامله‌گران احتمال دهند فدرال رزرو برای رساندن سیاست پولی به محدوده انقباضی، به افزایش نرخ بهره دیگری نیاز داشته باشد. نکته قابل توجه این است که داده‌های تورم PCE ماه اوت نتوانست این انتظارات را به شکل محسوسی تغییر دهد. اگرچه تورم ضعیف‌تر از انتظار منتشر شد، نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت آمریکا تنها برای مدت کوتاهی کاهش یافتند و سپس افت خود را جبران کردند. در همین حال، وضعیت مخارج مصرف‌کنندگان همچنان مناسب است و گزارش ADP نیز نشانه‌هایی از بهبود دوباره رشد اشتغال ارائه کرده است. بنابراین اکنون گزارش NFP ماه سپتامبر که فردا منتشر می‌شود، اهمیت ویژه‌ای برای بازار دلار دارد. ISM و NFP؛ دو داده مهم برای مسیر بعدی دلار امروز معامله‌گران علاوه بر مدعیان اولیه بیمه بیکاری، به شاخص ISM تولید آمریکا توجه خواهند کرد. انتظار می‌رود شاخص اصلی ISM در محدوده 55 قرار گیرد؛ سطحی که می‌تواند نشانه ادامه فعالیت مناسب بخش تولید باشد. همچنین بازار قیمت‌های پرداختی، سفارش‌های جدید و مؤلفه اشتغال این شاخص را بررسی خواهد کرد. یکی از موضوعات مورد توجه ING، اثرگذاری رونق سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی بر بخش‌های گسترده‌تر اقتصاد آمریکاست. اگر این روند در داده‌های فعالیت اقتصادی و اشتغال نیز منعکس شود، می‌تواند به حفظ انتظارات انقباضی بازار کمک کند. از سوی دیگر، چند مقام فدرال رزرو نیز امروز سخنرانی خواهند داشت. نیل کاشکاری و کریس والر از اعضای رأی‌دهنده فدرال رزرو در برنامه امروز هستند. اگر والر از بحث داده‌های اقتصادی فراتر برود و درباره سیاست پولی اظهارنظر کند، سخنان او می‌تواند برای بازار اهمیت بیشتری پیدا کند. دلار در اکتبر همچنان حمایت می‌شود؟ ING با توجه به وضعیت فعلی داده‌های آمریکا، انتظار دارد دلار در ماه اکتبر همچنان از حمایت برخوردار باشد؛ مگر اینکه تحول مهمی در مذاکرات آمریکا و ایران ایجاد شود. از نظر فصلی نیز عملکرد دلار در ماه اکتبر قابل توجه بوده است. شاخص DXY در هفت مورد از ۱۰ اکتبر گذشته افزایش یافته است. برای امروز، ING محدوده 101.50 تا 101.80 را برای DXY در نظر گرفته است. با این حال، اگر داده‌های اشتغال آمریکا در روز جمعه بهتر از انتظار باشند، یا فشار فروش در بازار اوراق دولتی اروپا تشدید شود، امکان حرکت DXY به بالاتر از سقف اخیر نیز مطرح می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: موسسه فرانکلین تمپلتون اوراق آلمان و اسپانیا را به فرانسه و ایتالیا ترجیح می‌دهد پوند از مسیر اروپا حمایت می‌گیرد؟ در بازار پوند، EURGBP طی روزهای اخیر کاهش محسوسی داشته است. این حرکت می‌تواند نشانه‌ای از افزایش ضعف مستقل یورو در برابر پوند باشد. در همین حال، بحث روابط آینده بریتانیا و اتحادیه اروپا دوباره به بازار فارکس راه پیدا کرده است. اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، در سخنرانی اخیر خود خواستار بررسی روابط نزدیک‌تر با اتحادیه اروپا شده است. رویترز گزارش داده که او به دنبال ایجاد اجماع درباره رابطه بلندمدت بریتانیا با اتحادیه اروپا است، در حالی که فعلاً پیشنهاد رسمی برای بازگشت کامل بریتانیا به اتحادیه اروپا، بازار واحد یا اتحادیه گمرکی مطرح نکرده است. برای بازار فارکس، مسیر روابط لندن و بروکسل می‌تواند از این جهت اهمیت داشته باشد که هرگونه کاهش اصطکاک اقتصادی و تجاری میان دو طرف، در بلندمدت می‌تواند در ارزیابی سرمایه‌گذاران از پوند اثرگذار باشد. با این حال، هنوز تا مشخص شدن مسیر سیاسی و اقتصادی این روابط فاصله زیادی وجود دارد و نشست احتمالی بریتانیا و اتحادیه اروپا در ماه نوامبر می‌تواند یکی از رویدادهای مورد توجه بازار باشد. بحران اوراق فرانسه؛ تهدید تازه برای یورو در سمت یورو، فشار اصلی اکنون فقط از اختلاف نرخ بهره آمریکا و اروپا نمی‌آید. فاصله بازدهی اوراق دولتی فرانسه و آلمان، که به 127 نقطه پایه رسیده، یکی از متغیرهای مهم بازار است. افزایش این فاصله به معنای آن است که سرمایه‌گذاران برای نگهداری اوراق فرانسه در مقایسه با اوراق آلمان، بازدهی بیشتری مطالبه می‌کنند. اگر این فاصله همچنان افزایش یابد، بخشی از آن می‌تواند به افزایش ریسک سیاسی و مالی در قیمت یورو منتقل شود و همزمان فضای بانک مرکزی اروپا برای ادامه سیاست انقباضی را محدود کند. دولت فرانسه اکنون برنامه‌ای برای صرفه‌جویی 54 میلیارد یورویی و رساندن کسری بودجه به 5 درصد تولید ناخالص داخلی در سال آینده ارائه کرده است. واکنش بازار اوراق به این برنامه در تعیین مسیر بعدی OAT-Bund اهمیت زیادی خواهد داشت. آیا EURUSD می‌تواند به 1.11 برسد؟ EURUSD اکنون در نزدیکی کف سالانه قرار گرفته است. از نگاه ING، افت اخیر این جفت‌ارز عمدتاً ناشی از بازنگری صعودی انتظارات مربوط به نرخ بهره فدرال رزرو بوده و هنوز نمی‌توان تمام حرکت را به ضعف مستقل یورو نسبت داد. با این حال، اگر دو عامل همزمان ادامه پیدا کنند، فشار بر EURUSD می‌تواند افزایش یابد: اول، داده‌های اقتصادی آمریکا باید همچنان قدرتمند باقی بمانند تا انتظارات برای سیاست انقباضی فدرال رزرو حفظ شود. دوم، فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان باید بیشتر شود تا ریسک مالی و سیاسی بیشتری وارد قیمت یورو شود. در چنین شرایطی، محدوده 1.1300 تا 1.1320 ممکن است نتواند برای مدت طولانی نقش حمایت را حفظ کند. ING در سناریوی تشدید فشار بر بازار بدهی فرانسه و تداوم داده‌های قوی آمریکا، محدوده 1.11 تا 1.12 را به‌عنوان منطقه‌ای که EURUSD ممکن است به سمت آن حرکت کند، مطرح کرده است. بنابراین، در کوتاه‌مدت دو بازار بیش از همه مسیر ارزها را تعیین می‌کنند: بازار اوراق آمریکا و بازار بدهی فرانسه. اگر بازدهی اوراق آمریکا بالا بماند و همزمان فشار فروش اوراق فرانسه تشدید شود، اختلاف نرخ و ریسک می‌تواند همچنان به نفع دلار عمل کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا و یک سؤال مهم؛ آیا بازدهی ۵ درصدی اوراق کافی است؟

در یک نگاه گزارش اشتغال آمریکا: مهم‌ترین محرک کلان بازارها در این هفته، گزارش اشتغال روز جمعه خواهد بود. ریسک بازده اوراق: اشتغال و دستمزدهای قوی می‌تواند فشار صعودی بیشتری بر بازدهی اوراق خزانه وارد کند؛ بازدهی اوراق ۱۰ساله پیش‌تر از ۵ درصد عبور کرده است. سناریوی اشتغال ضعیف: کاهش قدرت بازار کار می‌تواند باعث افت بازدهی اوراق و حمایت از سهام فناوری شود، اما همزمان نگرانی‌ها درباره اثرگذاری هزینه‌های بالای استقراض بر اقتصاد واقعی را افزایش می‌دهد. با وجود اینکه هفته تازه آغاز شده، به نظر می‌رسد بازارهای مالی از همین حالا با مجموعه‌ای از عوامل مهم برای هضم و ارزیابی مواجه هستند. تنش‌های ژئوپلیتیکی همچنان در وضعیت نامشخصی قرار دارند، قیمت نفت افزایش یافته، بازده اوراق قرضه جهش کرده و بار دیگر سهام و طلا تحت فشار قرار گرفته‌اند. از سوی دیگر، با نزدیک شدن به پایان ماه و پایان فصل، انتظار می‌رود نوسانات بازار نیز افزایش پیدا کند. با این حال، در میان محرک‌های کلان اقتصادی این هفته، مهم‌ترین رویداد احتمالاً گزارش اشتغال (NFP) آمریکا خواهد بود که روز جمعه منتشر می‌شود. نگرانی اصلی بازارها در شرایط فعلی این نیست که وضعیت اشتغال آمریکا ناگهان تضعیف شده باشد؛ بلکه تقریباً برعکس است. فعالیت اقتصادی آمریکا با وجود نرخ‌های بهره بالاتر، همچنان به شکل غیرمنتظره‌ای قدرتمند باقی مانده و نادیده گرفتن این تاب‌آوری برای بازار اوراق قرضه روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. شاخص اولیه ترکیبی PMI آمریکا در ماه سپتامبر به ۵۸.۴ رسید که بالاترین سطح آن در بیش از پنج سال گذشته محسوب می‌شود. جزئیات این گزارش نیز نشان می‌دهد که هم رشد اشتغال و هم فشارهای قیمتی با سرعت بالایی در حال افزایش هستند. این شرایط می‌تواند نحوه نگاه معامله‌گران به گزارش اشتغال پیش‌رو را تا حدودی تغییر دهد. به‌طور معمول، اشتغال قدرتمند خبر خوبی برای اقتصاد محسوب می‌شود. افزایش تعداد مشاغل به معنای درآمد بیشتر برای خانوار است که می‌تواند از مصرف حمایت کرده و شرایط اقتصادی مطلوب‌تری را برای شرکت‌ها ایجاد کند. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار بعد از جهش اخیر خسته شده است؟ این هفته بازار منتظر داده‌های آمریکا است با این حال، شرایط فعلی چندان معمول نیست. فدرال رزرو اخیراً نرخ بهره را ۲۵ نقطه پایه افزایش داده و آن را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رسانده است؛ اقدامی که نخستین افزایش نرخ بهره این بانک در بیش از سه سال گذشته بود. سیاست‌گذاران همچنین سیگنال داده‌اند که برای مهار تورم ممکن است به ادامه سیاست‌های پولی انقباضی نیاز باشد. همزمان، بازدهی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا نیز در ماه جاری از سطح روانی مهم ۵ درصد عبور کرده است. در چنین شرایطی، انتشار یک گزارش اشتغال قدرتمند دیگر می‌تواند به‌سرعت بازار را وارد همان الگوی آشنای «خبر خوب، خبر بد است» کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بازده اوراق خزانه‌داری در حال نزدیک شدن سریع به سطح ۵.۲۰ درصد باشد. در بررسی گزارش اشتغال، تنها رشد تعداد مشاغل اهمیت ندارد. نرخ بیکاری و شاید مهم‌تر از آن، رشد دستمزدها نیز باید با دقت مورد توجه قرار گیرد. افزایش قدرتمند اشتغال در کنار شتاب گرفتن رشد دستمزدها می‌تواند این دیدگاه را تقویت کند که فشارهای تورمی داخلی همچنان بیش از حد پایدار هستند و فدرال رزرو نمی‌تواند به‌سادگی از ادامه مقابله با تورم صرف‌نظر کند. در چنین شرایطی، فشار صعودی بر بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند ادامه پیدا کند، سهام فناوری که به نرخ بهره حساس هستند تحت فشار بیشتری قرار بگیرند و دلار نیز از یک عامل حمایتی دیگر برخوردار شود. اما در سوی دیگر، انتشار یک گزارش اشتغال ضعیف‌تر، پرسش‌های مهم‌تری را برای بازار ایجاد خواهد کرد. آیا کاهش بازده اوراق خزانه می‌تواند به بازار اوراق فرصت تنفس بدهد؟ آیا با کاهش نرخ‌های تنزیل، سهام فناوری صعود خواهد کرد؟ یا اینکه بازارهای گسترده‌تر نگران خواهند شد که هزینه‌های بالاتر استقراض سرانجام در حال اثرگذاری بر اقتصاد واقعی هستند؟ پاسخ به این پرسش نهایی می‌تواند در تعیین این موضوع نقش مهمی داشته باشد که داده‌های اقتصادی پیش‌رو در آمریکا چگونه به شکل‌گیری رژیم جدید بازار کمک خواهند کرد. در هفته‌های اخیر، تمرکز عمده بازار بر ریسک‌های تورمی سمت عرضه، به‌ویژه در بازار نفت، قرار داشته است. اما اکنون داده‌های بازار کار بار دیگر توجه سرمایه‌گذاران را به سمت تقاضای داخلی معطوف می‌کند. اگر تورم انرژی همزمان با افزایش اشتغال و دستمزدها در سطح بالایی باقی بماند و شرایط تقاضا نیز همچنان قدرتمند باشد، فدرال رزرو با چالش بسیار بزرگ‌تری مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، پرسشی که بازار اوراق قرضه ممکن است از این پس بیش از پیش مطرح کند این است که آیا بازده ۵ درصدی اوراق خزانه آمریکا واقعاً برای ایجاد محدودیت کافی در اقتصاد است یا خیر؟ ✔️ بیشتر بخوانید: بانک UBS: بازارها احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را بیش از حد برآورد کرده‌اند

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هفته پیش‌رو بازارهای جهانی؛ اشتغال آمریکا، تورم اروپا و مایکرون در کانون توجه بورس‌ها

بازارهای سهام جهان در حالی وارد آخرین روزهای سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ می‌شوند که هم‌زمان چند نیروی متضاد در حال تعیین مسیر معاملات هستند. از یک سو، رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی و عملکرد قدرتمند شرکت‌های فناوری همچنان از شاخص‌های اصلی سهام آمریکا حمایت می‌کند و شاخص نزدک در هفته گذشته توانست در مقطعی به رکورد تاریخی جدید برسد؛ از سوی دیگر، افزایش شدید بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و احتمال تداوم سیاست پولی انقباضی، فضای متفاوتی را برای سهام ایجاد کرده است. در یک نگاه اشتغال و تورم آمریکا مهم‌ترین محرک وال‌استریت در هفته پیش رو خواهند بود. بازده اوراق خزانه‌داری بالای ۵ درصد فشار مهمی بر ارزش‌گذاری سهام ایجاد کرده است. تورم منطقه یورو و بازده اوراق آلمان مسیر معاملات سهام اروپا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مایکرون، داده‌های چین و صنعت تراشه آسیا آزمون مهمی برای تداوم رونق سهام مرتبط با هوش مصنوعی خواهند بود. در آمریکا، گزارش اشتغال ماه سپتامبر و شاخص هزینه‌های مصرف شخصی یا PCE مهم‌ترین داده‌های هفته آینده خواهند بود. طبق نظرسنجی رویترز، اقتصاددانان انتظار دارند در ماه سپتامبر حدود ۱۰۰ هزار شغل به اقتصاد آمریکا اضافه شده باشد و نرخ بیکاری در محدوده ۴.۲ درصد قرار گیرد. در همین حال، شاخص تورمی مورد توجه فدرال رزرو می‌تواند مشخص کند که فشارهای قیمتی تا چه اندازه با هدف ۲ درصدی بانک مرکزی فاصله دارند. در اروپا نیز بازارها با ترکیبی از تورم بالاتر، رشد اقتصادی شکننده و افزایش هزینه انرژی مواجه‌اند. بازده اوراق قرضه آلمان به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۹ رسیده و سرمایه‌گذاران منتظر داده‌های تورمی آلمان، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا و در نهایت تورم منطقه یورو هستند. در آسیا نیز داده‌های تولیدی چین، شاخص‌های اقتصادی ژاپن و ادامه تقاضای جهانی برای تراشه‌های مرتبط با هوش مصنوعی می‌توانند مسیر سهام منطقه را تحت تأثیر قرار دهند. فهرست مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی و بورسی هفته دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام دوشنبه ۲۸ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام چهارشنبه ۳۰ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی پنجشنبه ۱ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام پنجشنبه ۱ اکتبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی جمعه ۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی وال‌استریت؛ آزمون بزرگ بازار در برابر نرخ بهره اوراق خزانه‌داری؛ رقیب جدی سهام گزارش اشتغال آمریکا؛ مهم‌ترین داده هفته تورم PCE؛ داده دوم تعیین‌کننده هوش مصنوعی؛ همچنان ستون اصلی بازار آمریکا بازار اروپا؛ تورم و بازده اوراق در مرکز توجه آلمان؛ داده‌ای که برای سهام اروپا اهمیت دارد منطقه یورو؛ آزمون بزرگ روز جمعه آسیا؛ چین و ژاپن در کانون توجه ژاپن؛ حساسیت بیشتر به نرخ بهره و ارز نفت؛ متغیری مشترک برای سه منطقه آیا رشد باریک بازار آمریکا یک هشدار است؟ فصل چهارم؛ بازار وارد مرحله حساس‌تری می‌شود سه سناریوی کلان پیش روی بازار سهام جمع‌بندی دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Vail Resorts MTN ۱۳۶.۱۱ دلار ۴.۸۵ میلیارد دلار ۲۷۵.۶۳ میلیون دلار −۵.۲۳ دلار IDT IDT ۶۷.۴۶ دلار ۱.۶۸ میلیارد دلار ۳۲۰ میلیون دلار ۰.۹۷ دلار Taylor Devices TAYD ۶۳.۲۳ دلار ۲۰۳.۹۲ میلیون دلار ۱۳.۲ میلیون دلار ۰.۹۳ دلار دوشنبه ۲۸ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز رویداد ۱۵:۴۵ USD سخنرانی Bowman از فدرال رزرو ۱۷:۰۰ EUR سخنرانی Lagarde، رئیس بانک مرکزی اروپا سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Carnival Corp CCL ۲۲.۲۵ دلار ۳۰.۴۷ میلیارد دلار ۸.۵۴ میلیارد دلار ۱.۴۲ دلار CarMax KMX ۵۷.۲۱ دلار ۸.۱۲ میلیارد دلار ۶.۹۴ میلیارد دلار ۰.۷۱ دلار Uranium Energy UEC ۹.۴۱ دلار ۴.۶۶ میلیارد دلار ۶.۷۱ میلیون دلار −۰.۰۴ دلار AAR AIR ۱۱۶.۱۱ دلار ۴.۵۷ میلیارد دلار ۸۸۲.۳۹ میلیون دلار ۱.۳۱ دلار Concentrix CNXC ۲۷.۰۸ دلار ۱.۶۵ میلیارد دلار ۲.۴۸ میلیارد دلار ۲.۷۱ دلار سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۸:۰۰ AUD نرخ بهره استرالیا ۴.۳۵٪ ۴.۶۰٪ ۱۶:۳۰ USD شاخص قیمت مسکن ۲۰ شهر آمریکا ۲.۱٪ ۲.۲٪ ۱۷:۳۰ USD اعتماد مصرف‌کننده CB ۸۹.۴ ۹۰.۱ ۱۷:۳۰ USD JOLTS؛ فرصت‌های شغلی ۷.۲۷۱ میلیون ۷.۲۳۰ میلیون ۲۱:۳۰ USD سخنرانی Williams از فدرال رزرو — چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Micron MU ۱٬۰۸۲.۲۸ دلار ۱.۲۲ تریلیون دلار ۵۰.۴۵ میلیارد دلار ۳۱.۱۶ دلار Jabil JBL ۳۱۶.۷۴ دلار ۳۳.۱۹ میلیارد دلار ۹.۶۹ میلیارد دلار ۴.۰۶ دلار Jefferies Financial JEF ۴۷.۶۸ دلار ۱۰.۹۹ میلیارد دلار ۲.۱۳ میلیارد دلار ۰.۹۳ دلار FactSet Research FDS ۲۷۳.۰۸ دلار ۹.۷۱ میلیارد دلار ۶۲۹.۷۴ میلیون دلار ۴.۳۵ دلار Conagra Brands CAG ۱۴.۳۲ دلار ۶.۸۵ میلیارد دلار ۲.۵۹ میلیارد دلار ۰.۲۸ دلار Progress PRGS ۳۹.۳۴ دلار ۱.۶۱ میلیارد دلار ۲۴۶.۷۲ میلیون دلار ۱.۵۲ دلار چهارشنبه ۳۰ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص قبلی پیش‌بینی ۰۵:۰۰ CNY PMI تولیدی چین ۴۹.۸ ۵۰.۱ ۰۵:۱۵ CNY PMI تولیدی Caixin ۵۱.۵ ۵۱.۷ ۱۵:۳۰ EUR CPI ماهانه منطقه یورو ۰.۲٪ — ۱۶:۰۰ USD Core PCE سالانه ۳.۳٪ ۳.۴٪ ۱۶:۰۰ USD GDP سه‌ماهه دوم ۱.۵٪ ۱.۵٪ ۱۶:۰۰ USD PCE سالانه ۳.۷٪ — ۱۸:۰۰ USD ذخایر نفت خام EIA +۲.۹۶۹ میلیون — پنجشنبه ۱ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Micron MU ۱٬۰۸۲.۲۸ دلار ۱.۲۲ تریلیون دلار ۵۰.۴۵ میلیارد دلار ۳۱.۱۶ دلار Jabil JBL ۳۱۶.۷۴ دلار ۳۳.۱۹ میلیارد دلار ۹.۶۹ میلیارد دلار ۴.۰۶ دلار Jefferies Financial JEF ۴۷.۶۸ دلار ۱۰.۹۹ میلیارد دلار ۲.۱۳ میلیارد دلار ۰.۹۳ دلار FactSet Research FDS ۲۷۳.۰۸ دلار ۹.۷۱ میلیارد دلار ۶۲۹.۷۴ میلیون دلار ۴.۳۵ دلار Conagra Brands CAG ۱۴.۳۲ دلار ۶.۸۵ میلیارد دلار ۲.۵۹ میلیارد دلار ۰.۲۸ دلار Progress PRGS ۳۹.۳۴ دلار ۱.۶۱ میلیارد دلار ۲۴۶.۷۲ میلیون دلار ۱.۵۲ دلار پنجشنبه ۱ اکتبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۳:۲۰ JPY چشم‌انداز شرکت‌های تولیدی بزرگ ۱۷ ۲۲ ۱۱:۳۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۱۷:۱۵ USD PMI تولیدی آمریکا ۵۷.۰ ۵۷.۰ ۱۷:۳۰ USD ISM تولیدی آمریکا ۵۴.۶ ۵۵.۰ ۱۷:۳۰ USD سفارشات ساخت‌وساز −۰.۵٪ ۰.۱٪ جمعه ۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص قبلی پیش‌بینی ۰۳:۰۰ JPY CPI خالص توکیو ۱.۸٪ ۲.۴٪ ۱۲:۳۰ EUR Core CPI سالانه منطقه یورو ۲.۴٪ ۲.۵٪ ۱۲:۳۰ EUR CPI سالانه منطقه یورو ۳.۲٪ ۳.۷٪ ۱۶:۰۰ USD اشتغال غیرکشاورزی آمریکا؛ NFP ۱۶۲ هزار ۹۸ هزار ۱۶:۰۰ USD نرخ بیکاری ۴.۱٪ ۴.۱٪ ۱۶:۰۰ USD رشد متوسط درآمد ساعتی ماهانه ۰.۳٪ ۰.۳٪ ۱۶:۰۰ USD اشتغال خصوصی غیرکشاورزی ۱۲۷ هزار ۸۵ هزار منبع: تقویم اقتصادی و تقویم گزارش‌های مالی هفته وال‌استریت؛ آزمون بزرگ بازار در برابر نرخ بهره هفته گذشته برای بازار سهام آمریکا تصویری دوگانه ایجاد کرد. شاخص‌های اصلی سهام در مجموع عملکرد مثبتی داشتند، اما این رشد در شرایطی اتفاق افتاد که بازار اوراق خزانه‌داری تحت فشار سنگینی قرار داشت. در پایان معاملات جمعه ۲۵ سپتامبر، شاخص S&P 500 با رشد ۰.۵۱ درصدی در سطح ۷۷۴۳.۴۱ واحد قرار گرفت. شاخص نزدک نیز ۰.۴۸ درصد افزایش یافت و به ۲۷۰۶۸.۷۲ واحد رسید، در حالی که شاخص داوجونز با رشد ۰.۹۳ درصدی در ۵۱۸۲۸.۶۲ واحد بسته شد. در مقیاس هفتگی نیز S&P 500 حدود ۱.۲ درصد، نزدک حدود ۲ درصد و داوجونز حدود ۰.۳ درصد افزایش داشتند. این عملکرد در نگاه اول نشان می‌دهد بازار سهام هنوز توان جذب فشار ناشی از افزایش نرخ‌های بهره را دارد. اما در لایه زیرین بازار، نشانه‌های متفاوتی مشاهده می‌شود. رشد شاخص‌های بزرگ آمریکا بیش از هر چیز تحت تأثیر سهام فناوری و شرکت‌های بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی قرار گرفته است و مشارکت گسترده سایر سهام به همان اندازه قوی نیست. این مسئله در شاخص هم‌وزن S&P 500 بیشتر دیده می‌شود. طبق داده‌های ارائه‌شده در گزارش‌های بازار، شاخص هم‌وزن در ماه سپتامبر عملکرد ضعیف‌تری نسبت به نسخه وزن‌دهی‌شده بر اساس ارزش بازار داشته است. به بیان دیگر، رشد چند شرکت بزرگ فناوری توانسته بخشی از ضعف سایر بخش‌های بازار را پنهان کند. همین واگرایی یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که سرمایه‌گذاران در هفته آینده زیر نظر خواهند داشت. اگر افزایش بازده اوراق ادامه پیدا کند، سهام شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش‌گذاری آنها بر سودهای سال‌های آینده استوار است، می‌تواند بیشتر تحت تأثیر قرار گیرد. اوراق خزانه‌داری؛ رقیب جدی سهام یکی از مهم‌ترین تحولات بازارهای مالی در هفته گذشته، افزایش قابل توجه بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا بود. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا در هفته گذشته از مرز ۵ درصد عبور کرد و در مقطعی به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۷ رسید. بازده اوراق ۳۰ساله نیز به بالاترین سطح خود در بیش از دو دهه گذشته رسید. این حرکت هم‌زمان با انتشار داده‌های قدرتمند اقتصادی آمریکا اتفاق افتاد؛ داده‌هایی که نشان می‌دادند فعالیت اقتصادی در ماه سپتامبر شتاب گرفته است. شاخص ترکیبی مدیران خرید آمریکا در ماه سپتامبر به ۵۸.۴ رسید که بالاترین سطح از ژوئیه ۲۰۲۱ بود. این داده در کنار افزایش فشارهای قیمتی باعث شد بازار احتمال افزایش مجدد نرخ بهره فدرال رزرو را جدی‌تر در نظر بگیرد. اثر این وضعیت بر بازار سهام مستقیم است. وقتی بازده اوراق بدون ریسک افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذار برای نگهداری سهام به بازده مورد انتظار بیشتری نیاز دارد. در نتیجه، ارزش‌گذاری شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش آنها به جریان‌های نقدی آینده وابسته است، می‌تواند تحت فشار قرار گیرد. افزایش هزینه تأمین مالی شرکت‌ها نیز کانال دیگری است. نرخ‌های بهره بالاتر می‌توانند هزینه استقراض را افزایش دهند و در صورت تداوم، بر سرمایه‌گذاری، حاشیه سود و تقاضای مصرف‌کننده اثر بگذارند اما مسئله فقط نرخ بهره نیست. اگر بازده اوراق در نتیجه رشد اقتصادی قوی افزایش پیدا کند، شرکت‌ها ممکن است هم‌زمان از رشد تقاضا و درآمد نیز بهره‌مند شوند. به همین دلیل، بازار در هفته آینده باید میان دو نیروی متضاد تعادل برقرار کند: رشد اقتصادی قوی از یک طرف و هزینه سرمایه بالاتر از طرف دیگر. گزارش اشتغال آمریکا؛ مهم‌ترین داده هفته در میان مجموعه داده‌های اقتصادی هفته آینده، گزارش اشتغال آمریکا جایگاه ویژه‌ای دارد. گزارش اشتغال ماه سپتامبر قرار است روز جمعه ۲ اکتبر منتشر شود و نظرسنجی اقتصاددانان رویترز افزایش حدود ۱۰۰ هزار شغل و نرخ بیکاری ۴.۲ درصدی را نشان می‌دهد. اهمیت این گزارش فقط به تعداد مشاغل ایجادشده محدود نمی‌شود. بازار سهام به چند مؤلفه هم‌زمان توجه خواهد کرد: تعداد مشاغل جدید، نرخ بیکاری، رشد دستمزدها و طول متوسط هفته کاری. اگر بازار کار همچنان قوی باقی بماند، می‌تواند از چشم‌انداز مصرف خانوارها و درآمد شرکت‌ها حمایت کند. اما در شرایط فعلی، اشتغال قوی یک اثر دوم نیز دارد: ممکن است فضای بیشتری برای ادامه سیاست پولی انقباضی ایجاد کند. فدرال رزرو در ماه سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و بازار اکنون احتمال افزایش مجدد نرخ بهره در نشست اکتبر را در قیمت‌ها لحاظ کرده است. رویترز در پایان هفته گذشته احتمال افزایش نرخ در ماه اکتبر را بر اساس معاملات آتی در محدوده بیش از ۶۰ درصد گزارش کرد. به همین دلیل، واکنش بازار به گزارش اشتغال لزوماً یک‌بعدی نخواهد بود. رشد اشتغال بیشتر می‌تواند برای سود شرکت‌ها و مصرف مثبت باشد، اما اگر همراه با رشد سریع دستمزدها یا افزایش فشار تورمی باشد، می‌تواند بازده اوراق را نیز بالا ببرد. در مقابل، کاهش قابل توجه سرعت ایجاد شغل می‌تواند فشار بر فدرال رزرو برای ادامه افزایش نرخ بهره را کاهش دهد، اما هم‌زمان نگرانی‌هایی درباره قدرت اقتصاد و سودآوری شرکت‌ها ایجاد کند. به همین دلیل، ترکیب داده‌های اشتغال و دستمزدها احتمالاً اهمیت بیشتری از یک عدد منفرد خواهد داشت. تورم PCE؛ داده دوم تعیین‌کننده روز چهارشنبه، شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی منتشر می‌شود؛ شاخصی که از مهم‌ترین معیارهای تورمی مورد استفاده فدرال رزرو است. در گزارش قبلی، تورم هسته PCE در ۱۲ ماه منتهی به ژوئیه ۳.۳ درصد افزایش یافته بود؛ سطحی که همچنان به شکل محسوسی بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار داشت. بازار سهام در هفته آینده به این موضوع توجه خواهد کرد که آیا روند تورم در حال کاهش است یا فشارهای قیمتی ناشی از انرژی و تقاضای داخلی همچنان ادامه دارد. این مسئله در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا افزایش قیمت انرژی می‌تواند از مسیر هزینه حمل‌ونقل، تولید و خدمات به سایر بخش‌های اقتصاد منتقل شود. از سوی دیگر، داده‌های شاخص مدیران خرید آمریکا نیز نشان داده‌اند که فشار هزینه‌های ورودی شرکت‌ها افزایش یافته است. این مسئله می‌تواند برای بازار سهام اهمیت داشته باشد، زیرا افزایش هزینه‌های تولید در صورت انتقال نیافتن کامل به مصرف‌کننده، حاشیه سود شرکت‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد. بنابراین در هفته آینده بازار عملاً به دنبال پاسخ یک سؤال خواهد بود: آیا اقتصاد آمریکا همچنان با سرعت بالا رشد می‌کند، بدون آنکه تورم مجدداً شتاب بگیرد؟ هوش مصنوعی؛ همچنان ستون اصلی بازار آمریکا با وجود فشار ناشی از افزایش بازده اوراق، سهام مرتبط با هوش مصنوعی همچنان نقش مهمی در عملکرد وال‌استریت دارند. شاخص نزدک در هفته گذشته توانست بار دیگر به سطوح رکوردی نزدیک شود و در روزهای اخیر، سهام شرکت‌هایی مانند AMD، مایکروسافت و سایر شرکت‌های مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفتند. AMD در هفته گذشته برای نخستین بار به ارزش بازار یک تریلیون دلار رسید و سهام این شرکت در سال ۲۰۲۶ رشد بسیار قابل توجهی داشته است. این تحول نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران همچنان انتظار دارند سرمایه‌گذاری در مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی ادامه پیدا کند اما در همین بخش نیز مسئله ارزش‌گذاری مطرح است. افزایش شدید قیمت سهام شرکت‌های فناوری در حالی رخ داده که هزینه سرمایه در اقتصاد آمریکا افزایش یافته است. بنابراین گزارش‌های درآمدی شرکت‌های بزرگ فناوری باید بتوانند رشد سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را با افزایش واقعی درآمد و سودآوری توجیه کنند. در این میان، گزارش مالی Micron Technology در روز چهارشنبه اهمیت ویژه‌ای دارد. مایکرون یکی از تأمین‌کنندگان مهم حافظه مورد استفاده در زیرساخت‌های هوش مصنوعی است و عملکرد آن می‌تواند تصویری از وضعیت تقاضا برای تراشه‌های حافظه و سرمایه‌گذاری مراکز داده ارائه کند. رویترز گزارش کرده که ارزش بازار این شرکت از یک تریلیون دلار عبور کرده و سهام آن در ماه‌های اخیر یکی از نمادهای مهم موج هوش مصنوعی بوده است. به همین دلیل، گزارش مالی مایکرون فقط برای سهام خود شرکت اهمیت ندارد. واکنش بازار به درآمد و راهنمای مالی این شرکت می‌تواند به سایر شرکت‌های زنجیره نیمه‌رسانا نیز منتقل شود. بازار اروپا؛ تورم و بازده اوراق در مرکز توجه در اروپا، ساختار ریسک کمی متفاوت است. بازار سهام اروپا علاوه بر نرخ بهره، نسبت به قیمت انرژی حساسیت بالایی دارد. افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند هم هزینه شرکت‌ها و هم تورم مصرف‌کننده را افزایش دهد و همین مسئله فشار بیشتری بر سیاست پولی بانک مرکزی اروپا وارد می‌کند. شاخص STOXX 600 در هفته گذشته تحت تأثیر کاهش قیمت نفت و رشد سهام بانکی و فناوری توانست در یک روز حدود یک درصد افزایش پیدا کند. با این حال، حرکت بازار همچنان به تحولات انرژی و نرخ‌های بهره وابسته است. شاخص داکس آلمان نیز در همان مقطع رشد کرد، در حالی که سهام فناوری اروپایی از بهبود فضای بازار جهانی فناوری بهره بردند اما در بازار اوراق، تصویر متفاوت است. بازده اوراق ۱۰ساله آلمان به حدود ۳.۶۱ درصد رسیده و به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۹ نزدیک شده است. این افزایش نشان می‌دهد بازار اوراق اروپا نیز با فشار ناشی از تورم، انرژی و انتظارات مربوط به سیاست پولی مواجه است. آلمان؛ داده‌ای که برای سهام اروپا اهمیت دارد روز چهارشنبه، داده اولیه تورم آلمان منتشر می‌شود و یکی از مهم‌ترین رویدادهای بازار اروپا خواهد بود. بانک مرکزی آلمان اعلام کرده است که تورم این کشور در کوتاه‌مدت همچنان می‌تواند بالا باقی بماند. تورم آلمان در ماه اوت ۲.۹ درصد بوده و افزایش قیمت سوخت و فرآورده‌های نفتی، همراه با سطح پایین ذخایر گاز، از عوامل فشار بر قیمت‌ها عنوان شده‌اند. هم‌زمان، اقتصاد آلمان نیز با کاهش شتاب مواجه شده است. صادرات و مصرف در تابستان ضعیف‌تر شده‌اند، اگرچه بانک مرکزی آلمان انتظار دارد در پایان سال بهبود نسبی در فعالیت اقتصادی شکل بگیرد. این ترکیب برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد: تورم بالا در کنار رشد ضعیف‌تر. اگر تورم همچنان بالا بماند، فضای سیاست پولی می‌تواند محدودتر شود؛ در حالی که رشد اقتصادی ضعیف‌تر، ظرفیت افزایش سود شرکت‌ها را محدود می‌کند. به همین دلیل، داده تورم آلمان می‌تواند به‌ویژه برای سهام صنعتی، مصرفی و بانکی اروپا مهم باشد. منطقه یورو؛ آزمون بزرگ روز جمعه روز جمعه، داده اولیه تورم منطقه یورو منتشر خواهد شد و این گزارش یکی از مهم‌ترین رویدادهای هفته برای بازارهای اروپایی است. پیش از انتشار این رقم، داده‌های تورم آلمان، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا منتشر می‌شوند و به بازار اجازه می‌دهند تصویر نسبتاً دقیق‌تری از فشارهای قیمتی منطقه ایجاد کند. مسئله انرژی در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. بانک مرکزی اروپا اعلام کرده است که افزایش قیمت گاز در شرایط فعلی می‌تواند سریع‌تر از گذشته به تورم مصرف‌کننده منتقل شود. طبق گزارش رویترز، قیمت عمده‌فروشی گاز در اروپا نسبت به سال گذشته بیش از ۱۴۰ درصد افزایش یافته و محدودیت‌های عرضه و سطح پایین ذخایر از عوامل اصلی آن هستند. این وضعیت می‌تواند مسیر بازار سهام اروپا را از دو کانال تحت تأثیر قرار دهد. نخست، افزایش هزینه انرژی می‌تواند سودآوری شرکت‌های انرژی‌بر را کاهش دهد. دوم، افزایش تورم می‌تواند فضای سیاست پولی را محدودتر کند و هزینه سرمایه را در اقتصاد اروپا بالا نگه دارد. در مقابل، شرکت‌های انرژی ممکن است از افزایش قیمت نفت و گاز درآمد بیشتری کسب کنند. بنابراین اثر افزایش انرژی بر بازار سهام اروپا میان صنایع مختلف یکسان نیست. آسیا؛ چین و ژاپن در کانون توجه در آسیا، تمرکز بازار در هفته آینده بیشتر بر داده‌های اقتصادی چین و ژاپن و عملکرد شرکت‌های فناوری و نیمه‌رسانا خواهد بود. چین در روزهای آینده داده‌های مربوط به فعالیت تولیدی و خدماتی ماه سپتامبر را منتشر می‌کند. این شاخص‌ها می‌توانند اطلاعات مهمی درباره قدرت تقاضای داخلی، فعالیت کارخانه‌ها و مسیر رشد اقتصاد دوم جهان ارائه دهند. برای بازار سهام چین، وضعیت بخش فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد. تقاضای جهانی برای تراشه و زیرساخت هوش مصنوعی در ماه‌های اخیر به یکی از عوامل مهم حمایت از سهام آسیایی تبدیل شده است. در کره جنوبی، داده‌های صادراتی ماه سپتامبر نشانه قدرتمندی از تقاضای جهانی برای تراشه ارائه کرده‌اند. صادرات این کشور در ۲۰ روز نخست سپتامبر رشد قابل توجهی داشته و صادرات نیمه‌رساناها نیز افزایش بسیار شدیدی ثبت کرده است. این موضوع برای سهام شرکت‌های تراشه در کره جنوبی اهمیت دارد، زیرا سامسونگ و SK Hynix از بازیگران اصلی بازار حافظه هستند. در واقع، گزارش مالی مایکرون در آمریکا و داده‌های صادراتی کره جنوبی را می‌توان دو نقطه از یک زنجیره مشترک دانست: تقاضای جهانی برای حافظه و زیرساخت هوش مصنوعی. ژاپن؛ حساسیت بیشتر به نرخ بهره و ارز در ژاپن نیز داده‌های اقتصادی و مسیر سیاست پولی بانک مرکزی اهمیت زیادی برای بازار سهام دارد. سرمایه‌گذاران علاوه بر داده‌های تولید صنعتی و خرده‌فروشی، به اثر تغییرات نرخ بهره و ارزش پول ملی بر شرکت‌های صادرکننده توجه خواهند داشت. سهام شرکت‌های صادرات‌محور ژاپنی معمولاً به شرایط اقتصاد جهانی، تقاضای آمریکا و چین و تحولات نرخ ارز حساس هستند. بنابراین ترکیب داده‌های اقتصادی آمریکا، چین و ژاپن می‌تواند بر چشم‌انداز شرکت‌های صنعتی و فناوری این کشور اثرگذار باشد. از سوی دیگر، افزایش نرخ‌های بهره جهانی می‌تواند شرایط مالی را برای بازارهای آسیایی نیز تغییر دهد. افزایش بازده اوراق آمریکا معمولاً یکی از متغیرهای مهم در تعیین هزینه سرمایه جهانی است و تغییر آن می‌تواند جریان سرمایه میان بازارهای مختلف را تحت تأثیر قرار دهد. نفت؛ متغیری مشترک برای سه منطقه یکی از مهم‌ترین متغیرهای مشترک میان بازارهای آمریکا، اروپا و آسیا، قیمت نفت است. در پایان هفته گذشته، نفت برنت حدود ۱۰۴ دلار و نفت آمریکا حدود ۹۲ دلار در هر بشکه معامله شد. کاهش قیمت نفت در روزهای پایانی هفته، هم‌زمان با افزایش امیدها نسبت به بازگشایی مسیرهای عرضه در منطقه، به کاهش بخشی از فشار تورمی بازار کمک کرد. برای بازار آمریکا، کاهش نفت می‌تواند از مسیر کاهش فشار تورمی اهمیت داشته باشد. برای اروپا، اثر آن حتی مستقیم‌تر است، زیرا اقتصاد این منطقه وابستگی قابل توجهی به واردات انرژی دارد. برای آسیا نیز قیمت نفت بر هزینه واردات انرژی کشورهای بزرگی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی اثر می‌گذارد. به همین دلیل، هر تحول جدید در وضعیت عرضه انرژی خاورمیانه می‌تواند هم‌زمان در سه بازار سهام بازتاب پیدا کند. آیا رشد باریک بازار آمریکا یک هشدار است؟ یکی از موضوعات مهم هفته آینده، مسئله پهنای بازار خواهد بود. شاخص‌های اصلی آمریکا همچنان نزدیک رکوردهای تاریخی قرار دارند، اما تعداد قابل توجهی از سهام تشکیل‌دهنده شاخص‌ها زیر میانگین‌های بلندمدت خود معامله می‌شوند. بر اساس داده‌های ارائه‌شده در گزارش هفتگی بازار، درصد شرکت‌های S&P 500 که بالاتر از میانگین متحرک ۲۰۰روزه خود معامله می‌شوند به حدود ۴۷.۸ درصد کاهش یافته است؛ در نزدک این رقم حدود ۴۲ درصد و در راسل ۲۰۰۰ حدود ۵۱.۶ درصد گزارش شده است. این ارقام نشان می‌دهند رشد شاخص‌های اصلی الزاماً به معنای مشارکت گسترده همه سهام نیست. تمرکز رشد روی شرکت‌های بزرگ فناوری می‌تواند در دوره‌هایی کاملاً طبیعی باشد، اما برای ارزیابی کیفیت روند بازار، بررسی تعداد بیشتری از سهام اهمیت دارد. در هفته آینده، اگر سهام فناوری همچنان رشد کنند اما مشارکت سایر بخش‌ها ضعیف باقی بماند، این واگرایی همچنان یکی از ویژگی‌های مهم بازار خواهد بود. در مقابل، افزایش مشارکت صنایع مختلف می‌تواند تصویر متفاوتی از ساختار بازار ایجاد کند. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته برای خواندن بازار در هفته آینده، جابه‌جایی مرکز ثقل توجه از «رشد شاخص‌ها» به «کیفیت رشد» است؛ زیرا در شرایطی که شاخص‌های بزرگ آمریکا همچنان به پشتوانه چند غول فناوری در سطوح بالایی قرار دارند، افزایش بازده اوراق و کاهش مشارکت گسترده سهام می‌تواند تصویر متفاوتی از عمق بازار ارائه کند. اگر داده‌های اشتغال و تورم آمریکا در کنار گزارش مایکرون بتوانند هم‌زمان قدرت تقاضا، مسیر سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی و ظرفیت سودآوری شرکت‌ها را تأیید کنند، مسئله اصلی بازار همچنان ارزش‌گذاری خواهد بود؛ اما اگر قدرت اقتصادی با تورم بالاتر و بازده اوراق بیشتر همراه شود، هزینه سرمایه به متغیر مهم‌تری برای ارزش‌گذاری سهام تبدیل خواهد شد. در اروپا نیز همین معادله با شدت بیشتری میان انرژی، تورم و نرخ بهره در حال شکل‌گیری است و در آسیا، عملکرد صنعت نیمه‌رسانا به‌عنوان حلقه اتصال تقاضای جهانی برای هوش مصنوعی و بازارهای منطقه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. به همین دلیل، هفته آینده را بیش از آنکه صرفاً هفته «گزارش اشتغال آمریکا» بدانم، باید آزمونی برای سنجش دوام هم‌زمان رشد اقتصادی، رونق هوش مصنوعی و ارزش‌گذاری بازار سهام در برابر افزایش هزینه سرمایه تلقی کرد.» بابک شیری فصل چهارم؛ بازار وارد مرحله حساس‌تری می‌شود هفته پیش رو فقط یک هفته عادی اقتصادی نیست؛ بلکه نخستین هفته سه‌ماهه چهارم سال است. سه‌ماهه سوم با رشد قابل توجه برخی شاخص‌های سهام و هم‌زمان افزایش شدید بازده اوراق پایان می‌یابد. این ترکیب باعث شده بازار وارد سه‌ماهه چهارم با دو نیروی متضاد شود. از یک طرف، رشد سود شرکت‌های فناوری و سرمایه‌گذاری گسترده در هوش مصنوعی همچنان ادامه دارد. از طرف دیگر، افزایش هزینه سرمایه می‌تواند ارزش‌گذاری سهام را با فشار بیشتری مواجه کند. این مسئله برای شرکت‌های کوچک‌تر و شرکت‌هایی که سودآوری فعلی پایین‌تری دارند اهمیت بیشتری دارد. در مقابل، شرکت‌های بزرگ و سودآور فناوری که جریان نقدی قابل توجهی ایجاد می‌کنند ممکن است ساختار مالی متفاوتی داشته باشند. به همین دلیل، در هفته آینده صرفاً جهت حرکت شاخص‌های اصلی اهمیت ندارد؛ ترکیب داخلی این حرکت نیز اهمیت خواهد داشت. سه سناریوی کلان پیش روی بازار سهام بازار در هفته آینده با چند مسیر احتمالی روبه‌رو است و جهت حرکت شاخص‌ها تا حد زیادی به ترکیب داده‌های اقتصادی بستگی خواهد داشت. سناریوی نخست؛ رشد اقتصادی قوی همراه با تورم کنترل‌شده اگر داده‌های اقتصادی آمریکا همچنان قدرت اقتصاد را نشان دهند، اما تورم PCE و رشد دستمزدها افزایش قابل توجهی نداشته باشند، بازار می‌تواند میان رشد اقتصادی و نرخ بهره تعادل بیشتری برقرار کند. در چنین شرایطی، سود شرکت‌ها از قدرت اقتصاد حمایت می‌شود، در حالی که فشار ناشی از افزایش سریع‌تر نرخ بهره محدودتر باقی می‌ماند. این وضعیت برای سهام فناوری و شرکت‌های چرخه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد. سناریوی دوم؛ اقتصاد قوی و تورم بالا ترکیب رشد اقتصادی قوی، اشتغال بالا و تورم چسبنده وضعیت متفاوتی ایجاد می‌کند. در این حالت، افزایش بازده اوراق می‌تواند ادامه پیدا کند و هزینه سرمایه برای بازار سهام افزایش یابد. در چنین شرایطی، بازار ممکن است بیش از گذشته به شرکت‌هایی توجه کند که جریان نقدی فعلی و قدرت سودآوری بیشتری دارند، در حالی که ارزش‌گذاری شرکت‌های وابسته به رشدهای بلندمدت می‌تواند حساس‌تر شود. سناریوی سوم؛ کاهش قدرت اقتصاد اگر داده‌های اشتغال و فعالیت اقتصادی ضعیف‌تر از انتظار باشند، فشار ناشی از افزایش نرخ بهره می‌تواند کاهش یابد اما این اتفاق الزاماً به معنای افزایش پایدار بازار سهام نیست، زیرا ضعف اقتصادی می‌تواند نگرانی درباره درآمد و سود شرکت‌ها را افزایش دهد. بنابراین در شرایط فعلی، بازار به دنبال یک نقطه تعادل میان رشد، تورم و نرخ بهره است. جمع‌بندی هفته ۲۸ سپتامبر تا ۲ اکتبر یکی از پرتراکم‌ترین هفته‌های اطلاعاتی بازارهای جهانی در پایان سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ خواهد بود. در آمریکا، گزارش اشتغال ماه سپتامبر و شاخص PCE مهم‌ترین داده‌هایی هستند که می‌توانند انتظارات بازار درباره مسیر نرخ بهره را تغییر دهند. در کنار این داده‌ها، افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا به سطوحی که در سال‌های اخیر کمتر مشاهده شده، به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده ارزش‌گذاری سهام تبدیل شده است. در بازار اروپا، تورم آلمان و سپس تورم منطقه یورو در کنار بازده اوراق قرضه، مسیر سهام را تعیین خواهند کرد. فشار انرژی همچنان یک متغیر کلیدی است و بانک مرکزی اروپا نیز نسبت به انتقال سریع‌تر افزایش قیمت گاز به تورم هشدار داده است. در نتیجه، بازارهای سهام اروپا هم‌زمان با مسئله رشد اقتصادی ضعیف‌تر و فشارهای تورمی مواجه‌اند. در آسیا نیز داده‌های چین و ژاپن، همراه با عملکرد صنعت نیمه‌رسانا، اهمیت زیادی دارند. رشد صادرات تراشه کره جنوبی نشان می‌دهد تقاضای جهانی برای زیرساخت هوش مصنوعی همچنان یکی از محرک‌های مهم بازار منطقه است. گزارش مالی مایکرون نیز می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت بازار حافظه و تقاضای مراکز داده ارائه کند. در نهایت، بازار سهام جهان وارد سه‌ماهه چهارم در شرایطی می‌شود که شاخص‌های بزرگ آمریکا همچنان در نزدیکی رکوردها قرار دارند، اما افزایش بازده اوراق و کاهش پهنای بازار نشان می‌دهد ساختار صعودی بازار یکدست نیست. بنابراین در هفته پیش رو، نه‌تنها سطح شاخص‌های S&P 500، نزدک، STOXX 600، داکس و شاخص‌های آسیایی، بلکه رفتار سهام زیرمجموعه، نرخ بهره، تورم، قیمت انرژی و عملکرد صنعت هوش مصنوعی نیز باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

معامله‌گران بزرگ این هفته چه خریدند و چه فروختند؟ از طلا و نفت تا بیت‌کوین

در یک نگاه یورو زیر فشار شدید فروش قرار گرفت؛ خالص موقعیت معامله‌گران بزرگ به منفی ۵۲ هزار قرارداد سقوط کرد که یکی از بزرگ‌ترین تغییرات هفتگی بازار فارکس بود. طلا همچنان محبوب‌ترین دارایی سفته‌بازان بزرگ است؛ با وجود کاهش جزئی، خالص موقعیت خرید طلا بالای ۲۲۵ هزار قرارداد باقی ماند. بدبینی به سهام آمریکا افزایش یافت؛ خالص موقعیت فروش در S&P 500 بیش از ۳۲ هزار قرارداد رشد کرد و به ۱۳۳ هزار قرارداد رسید. بیت‌کوین سیگنال مثبت ملایمی دریافت کرد؛ خالص موقعیت خرید افزایش یافت، اما اتریوم با کاهش موقعیت‌های صعودی مواجه شد. بازار کالاها همچنان مورد توجه است؛ نفت، مس، سویا و ذرت شاهد موقعیت‌های خرید قدرتمند بودند، در حالی که گاز طبیعی بزرگ‌ترین خالص موقعیت فروش را ثبت کرد. اختصاصی یوتوتایمز؛ در ادامه گزارش هفتگی COT (Commitments of Traders) مربوط به هفته منتهی به ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ را با نگاهی به ترکیب دقیق تغییرات خرید و فروش بررسی می‌کنیم، نه فقط اعداد نهایی. یادآوری مهم: داده‌های COT با یک هفته تأخیر منتشر می‌شوند و صرفاً موقعیت‌گیری گذشته معامله‌گران بزرگ (غیرتجاری) را نشان می‌دهند؛ این گزارش جنبه خبری-تحلیلی دارد و توصیه سرمایه‌گذاری نیست. ۱. ین ژاپن؛ بزرگ‌ترین چرخش هفته ین این هفته پرحادثه‌ترین ارز بازار فارکس بود. موقعیت‌های خرید ۴۵,۶۷۷ قرارداد کاهش یافت و به ۱۹۲,۲۷۴ قرارداد رسید، در حالی که موقعیت‌های فروش تنها ۲,۷۰۰ قرارداد افزایش یافت و به ۱۲۰,۲۹۲ قرارداد رسید. نتیجه این ترکیب، افت ۴۸,۳۷۷ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را از سطوح بسیار بالای هفته قبل به ۷۱,۹۸۲ قرارداد رساند. نکته تحلیلی مهم این‌جاست: این افت عمدتاً از محل بسته‌شدن موقعیت‌های خرید قبلی رخ داده، نه ورود فروشندگان تازه؛ چرا که موقعیت‌های فروش تقریباً بدون تغییر باقی مانده‌اند. یعنی معامله‌گرانی که هفته‌های اخیر بر خرید ین شرط بسته بودند، بخش بزرگی از سود خود را برداشت کرده‌اند، اما دیدگاه کلی بازار هنوز خالص خرید (نه فروش) روی ین باقی مانده است. ۲. یورو؛ سنگین‌ترین ریزش موقعیت خالص در کل جدول یورو رکورددار بدترین تغییر هفتگی در میان ارزهای اصلی بود. موقعیت خرید ۱۱,۷۰۸ قرارداد افزایش یافت (به ۲۲۰,۷۰۸ قرارداد)، اما هم‌زمان موقعیت فروش با جهشی سنگین ۳۷,۰۴۹ قراردادی به ۲۷۳,۰۴۲ قرارداد رسید. وقتی رشد فروش به‌مراتب بیشتر از رشد خرید باشد، نتیجه اجتناب‌ناپذیر است: موقعیت خالص یورو ۲۵,۳۴۱ قرارداد افت کرد و از منفی ۲۶,۹۹۳ به منفی ۵۲,۳۳۴ قرارداد رسید — تقریباً دو برابر شدن بدبینی نسبت به هفته قبل. برخلاف ین، اینجا داستان صرفاً بسته‌شدن معاملات قدیمی نیست؛ ورود فعال فروشندگان تازه محرک اصلی این افت بوده است. ۳. پوند انگلیس؛ تشدید بدبینی پوند نیز مسیر مشابهی را طی کرد. موقعیت خرید ۱۴,۸۷۶ قرارداد کاهش یافت (به ۵۴,۴۵۵ قرارداد) و موقعیت فروش ۸,۹۷۷ قرارداد افزایش داشت (به ۱۳۷,۰۲۳ قرارداد). موقعیت خالص فروش پوند با افت ۲۳,۸۵۳ قراردادی به منفی ۸۲,۵۶۸ قرارداد رسید؛ یکی از بدبینانه‌ترین سطوح اخیر برای این ارز. ۴. شاخص دلار آمریکا (DXY)؛ نوسان جزئی در سطح بالا شاخص دلار این هفته رفتار نسبتاً باثباتی داشت. موقعیت‌های خرید ۱,۷۹۷ قرارداد افزایش یافت و به ۲۷,۷۶۸ قرارداد رسید؛ هم‌زمان موقعیت‌های فروش نیز ۲,۰۶۰ قرارداد افزایش یافت و به ۱۷,۴۳۸ قرارداد رسید. از آنجا که رشد فروش اندکی بیشتر از رشد خرید بود، موقعیت خالص خرید دلار با افت جزئی ۲۶۳ قراردادی به ۱۰,۳۳۰ قرارداد رسید — تقریباً بدون تغییر محسوس نسبت به هفته قبل (۱۰,۵۹۳ قرارداد). نکته تحلیلی این‌جاست: برخلاف یورو و پوند که افت موقعیت خالص آن‌ها از ورود سنگین فروشندگان تازه ناشی می‌شد، در دلار هر دو طرف بازار (هم خرید و هم فروش) به‌طور هم‌زمان و با شدت نزدیک به هم رشد کرده‌اند. این یعنی معامله‌گران در حال افزایش فعالیت کلی روی دلار هستند، اما بدون تغییر جهت‌گیری قابل‌توجه — نوعی «تثبیت در بلاتکلیفی» پس از روند نزولی نسبتاً تند دو هفته اخیر (که در ۱۵ سپتامبر با افت ۷,۰۱۱ قراردادی همراه بود). ✔️ بیشتر بخوانید: چشم‌انداز هفته پیش‌رو؛ داده‌های اشتغال و تورم، مسیر انتظارات نرخ بهره را تعیین می‌کنند ۵. بازار سهام آمریکا؛ دو مسیر کاملاً متضاد اینجا جالب‌ترین بخش گزارش این هفته رقم خورد. S&P 500: موقعیت خرید ۲۲,۲۴۷ قرارداد کاهش یافت و موقعیت فروش هم‌زمان ۱۰,۵۲۰ قرارداد افزایش داشت. نتیجه، افت ۳۲,۷۶۷ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را به منفی ۱۳۳,۲۲۸ قرارداد رساند — بزرگ‌ترین تغییر منفی در کل جدول شاخص‌های سهام. نزدک-۱۰۰: دقیقاً برعکس؛ موقعیت خرید ۳,۴۴۵ قرارداد افزایش یافت، اما نکته اصلی کاهش شدید ۱۸,۹۸۷ قراردادی موقعیت‌های فروش بود. این ترکیب موقعیت خالص نزدک را ۲۲,۴۳۲ قرارداد بهبود بخشید و به ۵۶,۱۵۰ قرارداد خرید رساند. این واگرایی نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ در همین لحظه، نسبت به سهام «سنتی‌تر» S&P محتاط‌تر شده‌اند، در حالی که به سهام فناوری‌محور نزدک خوش‌بین‌تر باقی مانده‌اند. VIX: موقعیت خرید ۱۰,۹۷۴ قرارداد کاهش و فروش ۱۸,۲۷۹ قرارداد کاهش یافت؛ موقعیت خالص با بهبود ۷,۳۰۵ قراردادی به منفی ۷۹,۲۸۰ قرارداد رسید — نشانه‌ای از کاهش جزئی نگرانی نسبت به نوسان بازار. ۶. طلا؛ ثبات نسبی در سطح بالا موقعیت خرید طلا ۴,۰۷۷ قرارداد کاهش یافت (به ۲۵۳,۹۸۲ قرارداد)، در حالی که فروش تقریباً بدون تغییر (۴۰۸+ قرارداد) باقی ماند. موقعیت خالص خرید تنها ۴,۴۸۵ قرارداد افت کرد و در سطح بسیار بالای ۲۲۵,۸۵۳ قرارداد ماند؛ طلا همچنان دومین موقعیت خالص خرید بزرگ گزارش پس از ذرت است. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ آیا افت اخیر مقدمه بازگشت دوباره خریداران است؟ ۷. مس؛ جهش قابل‌توجه به سمت خوش‌بینی برخلاف اکثر بازارها، مس این هفته یکی از قوی‌ترین حرکات مثبت را ثبت کرد. موقعیت خرید ۱۲,۲۳۳ قرارداد افزایش یافت و موقعیت فروش ۳,۱۵۵ قرارداد کاهش داشت. نتیجه، جهش ۱۵,۳۸۸ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را به ۹۰,۵۲۲ قرارداد رساند — بزرگ‌ترین بهبود مثبت در کل جدول کالاها و فلزات. ۸. بیت‌کوین و اتریوم بیت‌کوین با رشد هم‌زمان خرید (+۹۱۴) و فروش (+۶۲۶)، موقعیت خالص را اندکی به ۲,۷۵۶ قرارداد رساند (رشد ۲۸۸ قراردادی)؛ رفتاری محتاطانه اما مثبت. اتریوم برعکس، با رشد فروش (+۲,۶۶۷) بیشتر از خرید (+۱,۸۷۱)، افت ۷۹۶ قراردادی در موقعیت خالص را تجربه کرد و به ۲,۳۵۹ قرارداد رسید. ۹. سایر بازارها به‌طور خلاصه دلار کانادا: موقعیت خالص فروش با افت ۱۵,۶۳۳ قراردادی به منفی ۵۳,۲۱۰ قرارداد رسید. دلار استرالیا: خالص فروش منفی ۴۶,۸۱۴ قرارداد (تغییر ۷,۹۰۸-). دلار نیوزیلند: یکی از بدترین تغییرات هفته با افت ۲۱,۸۹۸ قراردادی، از خالص خرید به خالص فروش (منفی ۱۱,۳۸۰ قرارداد) چرخید. نفت WTI: خالص خرید با رشد ۵,۲۰۱ قراردادی به ۱۴۱,۱۰۶ قرارداد رسید. گاز طبیعی: عمیق‌ترین خالص فروش گزارش با منفی ۲۱۶,۵۳۰ قرارداد. سویا: رشد چشمگیر ۲۰,۳۹۸ قراردادی، خالص خرید به ۲۸۱,۵۸۱ قرارداد رسید. شکر و پنبه: هر دو با افت شدید موقعیت خالص (به ترتیب ۱۸,۱۱۱- و ۱۳,۷۴۵-) مواجه شدند. جمع‌بندی مهم‌ترین پیام گزارش این هفته، تشدید همزمان بدبینی نسبت به یورو، پوند و ین از یک سو، و واگرایی عمیق میان دو شاخص اصلی سهام آمریکا از سوی دیگر است. افت موقعیت خالص ین بیشتر از جنس بستن معاملات قدیمی بود، اما ریزش یورو و پوند با ورود فعال فروشندگان تازه همراه شد. در همین حال، طلا در سطح بالای خود ثابت ماند و مس یکی از قوی‌ترین بهبودهای هفته را ثبت کرد. با این حال، این داده‌ها تنها تصویری از موقعیت‌گیری گذشته است و نباید به‌تنهایی مبنای تصمیم معاملاتی قرار گیرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

سوسیته‌ژنرال طلا را صعودی می‌بیند؛ هدف ۵٬۲۵۰ دلار

در یک نگاه سوسیته‌ژنرال قیمت طلا را ۴٬۷۵۰ دلار در هر اونس برای فصل چهارم پیش‌بینی می‌کند و انتظار دارد تا فصل سوم ۲۰۲۷ به ۵٬۲۵۰ دلار برسد. بانک‌های مرکزی به خرید طلا ادامه می‌دهند و در همان حال از میزان نگهداری اوراق خزانهٔ آمریکا می‌کاهند. مجموع دارایی صندوق‌های طلای جهان دوباره به حدود ۳٬۰۰۰ تن بازگشته است. این بانک سهم طلا و کالاها را هرکدام ۱۰ درصد نگه داشته و وزن اوراق دولتی را از ۱۵ به ۱۲ درصد کاهش داده است. بانک سرمایه‌گذاری فرانسوی سوسیته‌ژنرال یکی از مؤسساتی است که برای مسیر قیمت طلا هدف مشخص اعلام می‌کند. این بانک برای فصل چهارم سال ۲۰۲۶ همچنان دیدگاه صعودی به طلا دارد. استدلال اصلی ساده است؛ بانک‌های مرکزی تازه چرخهٔ افزایش نرخ بهره را شروع کرده‌اند، اما احتمالاً نمی‌توانند از تورم جلو بزنند. برای مخاطبی که روند بازار جهانی طلا را دنبال می‌کند، دیدگاه یک بانک بزرگ دربارهٔ دلایل و اهداف قیمتی اهمیت دارد. این بانک وزن طلا و کالاها را در سبد خود هرکدام ۱۰ درصد نگه داشته است؛ همان سطح فصل سوم. در همان حال، سهم سهام را از ۵۵ به ۵۸ درصد بالا برد و سهم اوراق دولتی را از ۱۵ به ۱۲ درصد پایین آورد. بر همین اساس، یک سبد دارایی با ترکیب ۶۰ درصد سهام و ۲۰ درصد اوراق و ۲۰ درصد کالا را برای شرایط فعلی مناسب‌تر می‌داند. دلیل اصلی نقش پررنگ طلا، بازگشت «معاملهٔ کاهش ارزش پول» است؛ یعنی خرید دارایی‌هایی که در برابر تضعیف پول کاغذی ارزش خود را حفظ می‌کنند. پراکندگی ژئوپلیتیک و نگرانی از اعتبار مالی و پولی آمریکا، سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های جایگزین می‌برد. بانک‌های مرکزی هم به خرید طلا ادامه می‌دهند و در همان حال از میزان اوراق خزانهٔ آمریکا (اوراق بدهی دولت آمریکا) در ذخایر خود می‌کاهند. فضای اقتصادی هم به‌تدریج به سود طلا تغییر می‌کند. انتظار می‌رود نرخ بهرهٔ واقعی (نرخ بهره پس از کسر تورم) در ادامهٔ چرخه پایین‌تر بیاید. این موضوع هزینهٔ نگهداری طلا را کم می‌کند، چون طلا خودش سودی پرداخت نمی‌کند. ضعف دلار و بازگشت تقاضای سرمایه‌گذاری هم پشتوانهٔ دیگری است. مجموع دارایی صندوق‌های طلای جهان دوباره به حدود ۳٬۰۰۰ تن بازگشته که نشانهٔ بازسازی تقاضای سرمایه‌گذاری است. بر این اساس، سوسیته‌ژنرال معتقد است رشد طلا هنوز جا دارد. این بانک قیمت را ۴٬۷۵۰ دلار در هر اونس برای فصل چهارم پیش‌بینی می‌کند. سپس انتظار دارد قیمت تا فصل دوم ۲۰۲۷ به ۵٬۰۰۰ دلار و تا فصل سوم به ۵٬۲۵۰ دلار برسد. پیش‌بینی میانگین سالانه نیز ۴٬۵۰۰ دلار برای ۲۰۲۶ و ۵٬۱۲۵ دلار برای ۲۰۲۷ است. دربارهٔ مس هم دیدگاه مثبت است؛ ساخت مراکز دادهٔ هوش مصنوعی تقاضا را بالا می‌برد و عرضه کافی نیست. تولید معدنی مس در نیمهٔ اول ۲۰۲۶ برابر ۱٫۱ درصد افت کرد و ممکن است اولین کاهش سالانه از ۲۰۱۷ را ثبت کند. ✔️ بیشتر بخوانید: پافشاری گلدمن ساکس بر هدف ۵,۴۰۰ دلاری؛ چرا افزایش نرخ بهره مانع صعود طلا نشد؟ عامل مهم دیگر، نگرانی از بدهی دولت آمریکاست. بازده اوراق کمی زیر ۵ درصد معامله می‌شود. معمولاً بازده بالای اوراق برای طلا منفی است، اما این افزایش هزینهٔ استقراض، نگرانی از پایداری بدهی دولت را هم نشان می‌دهد. آمریکا اکنون مشکل هزینهٔ بهره دارد، نه فقط کسری بودجه. کسری کل بالای ۶ درصد تولید ناخالص داخلی می‌ماند و پرداخت بهرهٔ خالص تا میانهٔ دههٔ ۲۰۳۰ به سمت ۵ درصد می‌رود. میانگین نرخ بهرهٔ بدهی آمریکا حدود ۴ درصد است؛ بالاتر از ۲٫۳ درصدی که برای تثبیت نسبت بدهی لازم است. در چنین فضایی، این بانک وزن اوراق دولتی جهان را به ۱۲ درصد کاهش داده و سهم اوراق مرتبط با تورم و اوراق شرکتی را هرکدام ۵ درصد نگه داشته است. مجموع این عوامل نشان می‌دهد که چرا طلا همچنان در کانون توجه این بانک قرار دارد. تیم یوتوتایمز این تحلیل را بر اساس گزارش وب‌سایت کیتکو نیوز برای مخاطبان فارسی‌زبان بازنویسی و منتشر کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: طلای هند: خرید محتاطانه در جشن‌ها، رشد قوی صندوق‌ها

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

جهش ۱۸ درصدی آلت‌کوین‌ها؛ آیا روند صعودی ادامه دارد؟

بازار ارزهای دیجیتال روز جمعه ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ شاهد رشد گسترده آلت‌کوین‌ها بود؛ استارک‌نت حدود ۱۸ درصد، آربیتروم بیش از ۱۷ درصد و یونی‌سواپ نزدیک ۱۳ درصد صعود کردند. بیت‌کوین نیز با رشد بیش از دو درصدی از محدوده ۷۸ هزار دلار عبور کرد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم آیا این حرکت آغاز یک موج پایدار در آلت‌کوین‌هاست یا واکنشی کوتاه‌مدت به کاهش نگرانی‌های اقتصاد کلان. ارقام بازار بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز تنظیم شده‌اند. لایه دوم و دیفای پیشتاز بازار شدند توکن‌های حوزه لایه دوم و امور مالی غیرمتمرکز بیشترین بازدهی را ثبت کردند. شاخص بخش دیفای ۸٫۳ درصد بالا رفت و ۹۸ دارایی از میان ۱۰۰ عضو شاخص CoinDesk 100 در محدوده مثبت معامله شدند؛ نشانه‌ای از گستردگی تقاضا و محدودنبودن رشد به چند توکن خاص. هم‌زمان سولانا حدود ۶٫۷ درصد، اتریوم ۳٫۳ درصد و XRP بیش از سه درصد رشد کردند. ارزش کل بازار کریپتو نیز نزدیک دو درصد افزایش یافت و به حدود ۲٫۶۶ تریلیون دلار رسید. کاهش فشار اوراق و نفت به کمک بازار آمد بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا دوباره به زیر پنج درصد برگشت و نفت برنت نیز پایین‌تر از ۱۰۳ دلار قرار گرفت. کاهش هم‌زمان این دو متغیر، نگرانی درباره تورم و ادامه سیاست پولی سخت‌گیرانه را تا حدی آرام کرد. افزایش نرخ بهره فدرال رزرو پیش‌تر نگرانی‌هایی درباره خروج نقدینگی از دارایی‌های پرریسک ایجاد کرده بود؛ اما واکنش کنترل‌شده بازارهای سنتی، معامله‌گران کریپتو را به افزایش ریسک‌پذیری تشویق کرد. آلت‌کوین‌هایی که پیش‌تر افت بیشتری داشتند، با سرعت بالاتری بازیابی شدند. مقاومت ۸۲ هزار دلاری بیت‌کوین بیت‌کوین پس از بازیابی افت شبانه، سومین روز متوالی رشد را ثبت کرد. بااین‌حال، محدوده ۸۲ هزار دلار همچنان سقف مهم دامنه معاملاتی محسوب می‌شود و احتمال ذخیره سود پیش از پایان هفته می‌تواند سرعت حرکت را کاهش دهد. پایداری موج آلت‌کوین‌ها به تثبیت بیت‌کوین، ادامه کاهش بازده اوراق و ورود حجم واقعی معاملات بستگی دارد. افت دوباره بیت‌کوین یا تقویت ناگهانی دلار می‌تواند بخشی از رشدهای دورقمی را سریعاً اصلاح کند. تحلیل یوتوتایمز از موج آلت‌کوین‌ها تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند گستردگی رشد بازار مثبت است، اما جهش‌های ۱۳ تا ۱۸ درصدی احتمال اصلاح کوتاه‌مدت را بالا می‌برد. معامله‌گران ایرانی باید علاوه بر نمودار توکن، نوسان تتر و هزینه ورود را محاسبه کنند. خرید پله‌ای، پرهیز از تعقیب کندل‌های سبز و کنترل اهرم در آلت‌کوین‌های کم‌عمق می‌تواند ریسک معاملات را کاهش دهد.

خواندن کامل خبر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر

سایه سنگین فدرال رزرو بر بازار کالاها؛ جهش هفتگی نفت و افت فلزات

در یک نگاه نشست آتی فدرال رزرو با توجه به تداوم فشارهای تورمی و رشد شاخص قیمت مصرف‌کننده به ۳.۴ درصد سالانه، با احتمال ۸۷ درصدی افزایش نرخ بهره روبرو شد. فلزات گرانبها و پایه به دلیل تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا، از جمله کاهش ۰.۴ درصدی اونس طلا و ۱.۶ درصدی مس، با افت قیمت مواجه شدند. قیمت نفت خام برنت در مقیاس هفتگی به دلیل نگرانی‌های ناشی از تنش‌های خاورمیانه و اختلال در عرضه، با میانگین قیمت ۹۱ دلار در هر بشکه ۷.۶ درصد جهش یافت. بازارهای کالای کشاورزی نوسانات ترکیبی را ثبت کردند که شامل کاهش سویا، ذرت و گندم در بورس شیکاگو و افزایش ۶ درصدی قیمت شکر در بورس بین‌قاره‌ای می‌شود.   ادامه سطح بالای شاخص‌های تورم در ایالات متحده و تحولات خاورمیانه که باعث افزایش قیمت انرژی شده، انتظارات برای افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو را تقویت کرده است. در حالی که فلزات گرانبها و پایه به دلیل افزایش ارزش دلار و بازده اوراق قرضه کاهش یافتند، نفت برنت این هفته را با ۷.۶ درصد افزایش به پایان رساند. تقویت انتظارات برای افزایش نرخ بهره فدرال رزرو آمریکا در نشست هفته آینده، منجر به افزایش فروش در بازارهای کالا شده است. تحولات خاورمیانه قیمت انرژی را بالا نگه داشته و نگرانی‌ها در مورد تورم جهانی را افزایش داده است، همچنین داده‌های منتشر شده در ایالات متحده نیز نشان می‌دهد که فشارهای قیمتی همچنان ادامه دارد. در ایالات متحده، شاخص قیمت مصرف‌کننده در ماه اوت، ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۳.۴ درصد افزایش یافت. تورم پایه، به استثنای قیمت مواد غذایی و انرژی، با ۰.۳ درصد ماهانه و ۲.۴ درصد سالانه، فراتر از انتظارات بود. شاخص قیمت تولیدکننده نیز در ماه اوت ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۵.۴ درصد افزایش یافت و تورم سالانه تولیدکننده از انتظارات بازار فراتر رفت. به دنبال این تحولات، بازارهای پول احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در جلسه هفته آینده خود را ۸۷ درصد ارزیابی کردند. بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده نیز این هفته به ۵ درصد نزدیک شد و بالاترین سطح خود را از اکتبر ۲۰۲۳ تجربه کرد. فلزات گرانبها هفته را با کاهش به پایان رساندند تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه، تقاضا برای فلزات گرانبها را کاهش داده است. دومین افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا از زمان آغاز درگیری‌ها در خاورمیانه و تأکید آن بر خطرات تورمی نیز فشار بر فلزات گرانبها را افزایش داد. در مقیاس هفتگی، قیمت اونس برای پالادیوم ۶.۳ درصد، برای نقره ۲.۶ درصد، برای پلاتین ۱.۲ درصد و برای طلا ۰.۴ درصد کاهش یافت. در بازار فلزات اساسی نیز نیکل ۲.۲ درصد، روی ۱.۸ درصد، مس ۱.۶ درصد، سرب ۰.۸ درصد و آلومینیوم ۰.۲ درصد کاهش پوندی داشتند. مس که پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال اعمال تعرفه بر مس تصفیه شده وارداتی توسط آمریکا به رکورد ۶.۸۱ دلار در هر پوند نزدیک شده بود، پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال تعویق اعمال تعرفه‌ها، به ۶.۴۷ دلار کاهش یافت. قیمت نفت برنت ۷.۶ درصد افزایش یافت در گروه انرژی، قیمت نفت خام برنت برای تحویل فوری در مقیاس هفتگی ۷.۶ درصد افزایش و قیمت گاز طبیعی معامله شده در بازار آمریکا ۳ درصد کاهش یافت. نگرانی‌ها از اینکه تنش‌ها بین آمریکا و ایران می‌تواند باعث اختلال در عرضه جهانی نفت شود، از قیمت نفت حمایت کرد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا به دلیل اختلالات عرضه در خاورمیانه، پیش‌بینی خود از قیمت نفت برای امسال و سال آینده را افزایش داده است. بر اساس گزارش این آژانس، میانگین قیمت نفت خام برنت در ماه اوت به ۹۱ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. نفت خام برنت که در طول هفته با رسیدن به ۱۰۶.۲ دلار، بالاترین سطح خود از ۲۰ مه را تجربه کرده بود، روز جمعه پس از انتشار اخباری مبنی بر اینکه عمان و ایران در حال کار بر روی توافقی برای مدیریت موقت ترانزیت از طریق تنگه هرمز هستند، در حدود ۱۰۱.۷ دلار تثبیت شد. افزایش موجودی گاز طبیعی در ایالات متحده نیز در کاهش قیمت گاز طبیعی نقش داشته است. چشم‌انداز مبهم برای کالاهای کشاورزی در بورس کالای شیکاگو، سویا ۰.۸ درصد، ذرت ۰.۹ درصد و گندم ۱.۱ درصد به صورت هفتگی کاهش یافتند. با این حال، برنج ۱.۴ درصد افزایش یافت. سویا که به بالاترین سطح خود از دسامبر ۲۰۲۳، یعنی ۱۳.۳۵۲۵ دلار رسیده بود، پس از برداشت سود، به زیر ۱۳ دلار سقوط کرد. در بورس بین قاره‌ای، شکر ۶ درصد افزایش یافت، در حالی که قهوه ۳.۸ درصد، کاکائو ۴.۴ درصد و پنبه ۰.۲ درصد کاهش یافت. تلاش‌ها برای دستیابی به صلح بین روسیه و اوکراین نگرانی‌ها در مورد عرضه گندم را کاهش داد، همچنین تقاضای چین از قیمت سویا حمایت کرد. با این حال، نگرانی‌های مربوط به ال‌نینو، تقاضای داخلی در هند و کاهش تولید مورد انتظار در اتحادیه اروپا، قیمت شکر را افزایش داد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

تشدید بحران تنگه هرمز؛ نبض تولید تراشه به شماره افتاد

در یک نگاه تأثیر زنجیره‌ای بحران: تنش در تنگه هرمز تنها به قیمت انرژی محدود نمی‌شود، بلکه از طریق افزایش قیمت مواد اولیه مانند مس، لیتیوم و هلیوم و هزینه‌های انرژی، به تمام زنجیره تولید فناوری از تراشه‌ها تا مراکز داده سرایت می‌کند. شوک قیمتی مواد اولیه: طی ۶ ماه اخیر، قیمت مواد حیاتی برای فناوری با رشد چشمگیری همراه بوده است؛ از جمله افزایش ۴۸.۶ درصدی قیمت مس، ۶۷ درصدی لیتیوم و افزایش شدید قیمت نفت و گاز طبیعی که هزینه‌های تولید را به شدت بالا برده است. فشار بر زیرساخت‌های هوش مصنوعی: افزایش هزینه‌های تولید و تأمین انرژی، تهدیدی مستقیم برای زیرساخت‌های حیاتی سال ۲۰۲۶، به‌ویژه تولید حافظه‌ها و مراکز داده محسوب می‌شود. کاهش رشد اقتصادی بخش فناوری: تحلیل‌ها نشان می‌دهد که یک درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه می‌تواند با ایجاد شوک‌های هزینه‌ای و دشوار کردن شرایط تأمین مالی، رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تا حدود ۱ درصد کاهش دهد   تشدید بحران تنگه هرمز نه تنها بر هزینه‌های انرژی، بلکه بر تأمین مواد اولیه حیاتی و گازهای صنعتی مورد استفاده در تولید فناوری نیز فشار وارد می‌کند. کمبود عرضه در بسیاری از نهاده‌ها، از مس و لیتیوم گرفته تا هلیوم و آلومینیوم، باعث افزایش هزینه‌ها در بخش فناوری شده و خطر شوک هزینه‌ای جدید در سرمایه‌گذاری‌های تراشه، حافظه و مراکز داده در سال ۲۰۲۶ را افزایش می‌دهد. کارشناسان باور دارند که این تأثیر، که از قیمت انرژی شروع می‌شود، از طریق هزینه‌ها، تورم و شرایط تأمین مالی به بخش فناوری سرایت می‌کند. بحران هرمز که به دنبال همه‌گیری کرونا و جنگ روسیه و اوکراین به وجود آمد، به عامل جدیدی از فشار بر تولید فناوری تبدیل شده است. تداوم مشکلات در تنگه هرمز، نوسان قیمت نفت برنت در حدود ۱۰۰ دلار و اختلال در زنجیره‌های تأمین، دستیابی به مواد اولیه حیاتی مورد استفاده در تولید فناوری را دشوار می‌کند. مشکلات تأمین، به ویژه در هلیوم، مس، گوگرد و آلومینیوم، باعث افزایش هزینه‌ها در بسیاری از حوزه‌ها، از نیمه‌هادی‌ها و دستگاه‌های الکترونیکی گرفته تا مراکز داده و زیرساخت‌های انرژی، می‌شود. با توجه به نقش مهم قطر در تأمین هلیوم جهانی، اختلالات آن می‌تواند مستقیماً بر تولیدکنندگان تراشه تأثیر بگذارد. به طور مشابه، محدودیت در تأمین گوگرد و اسید سولفوریک، هزینه‌های تولید مس را افزایش می‌دهد، همچنین مشکلات لجستیکی در تأمین آلومینیوم، فشار هزینه‌ای اضافی را برای محصولات الکترونیکی و پیشرفته ایجاد می‌کند. در واقع، اگر بحران تنگه هرمز ادامه یابد، اثرات آن تنها به قیمت انرژی محدود نخواهد شد. تولیدکنندگان مجبور خواهند شد به منابع جایگزین و مسیرهای لجستیکی طولانی‌تر روی آورند، در نهایت انتظار می‌رود هزینه‌های تراشه‌ها، قطعات الکترونیکی و زیرساخت‌های مراکز داده بیشتر افزایش یابد. این وضعیت، نیاز بخش فناوری را برای نظارت دقیق بر تحولات تنگه هرمز، نه تنها از نظر هزینه‌های انرژی، بلکه از نظر امنیت تأمین مواد معدنی حیاتی، فلزات، مواد شیمیایی و گازهای صنعتی که نهاده‌های ضروری برای تولید را تشکیل می‌دهند، آشکار می‌کند. افزایش قابل توجه کالاها در ۶ ماه در دوره تقریباً شش ماهه که شامل دوران قبل و بعد از بحران بود، قیمت کالاها نیز افزایش قابل توجهی را تجربه کرد. مس، ماده اولیه مورد استفاده در تولید فناوری، شاهد افزایش قیمت هر پوند از ۴.۵۰ دلار به ۶.۶۹ دلار بود که افزایشی ۴۸.۶ درصدی را نشان می‌دهد. قیمت لیتیوم در هر تن از ۶۰ هزار دلار به ۱۰۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۶۷ درصدی را نشان می‌دهد. نیکل از ۲۱ هزار دلار به ۳۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۴۳ درصدی را نشان می‌دهد، در حالی که سیلیکون از ۱.۵۰ دلار به ۲ دلار در هر کیلوگرم افزایش یافت که افزایشی ۳۳ درصدی را نشان می‌دهد. قیمت کبالت از ۴۵ هزار دلار به ۵۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۱۱ درصدی را نشان می‌دهد. پالادیوم از ۹۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار و پلاتین از ۸۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار افزایش یافت. قیمت آلومینیوم نیز از تقریباً ۲ هزار دلار به ۲۱۰۰ دلار در هر تن افزایش یافت. البته افزایش هزینه‌های انرژی، اوضاع را بیش از پیش وخیم‌تر کرد. قیمت نفت خام از تقریباً ۸۰ دلار به ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت، در حالی که قیمت گاز طبیعی از ۱.۰۵ دلار به ۴.۲۱ دلار رسیده است. این افزایش در هزینه‌های انرژی و مواد اولیه، فشار هزینه را در بسیاری از حوزه‌های بخش فناوری، از نیمه‌رساناها و باتری‌ها گرفته تا پنل‌های خورشیدی و دستگاه‌های الکترونیکی، افزایش می‌دهد. تأثیری که از انرژی تا تورم امتداد می‌یابد بنابراین، بحران هرمز می‌تواند به یک شوک کالایی جدید در دنیای فناوری تبدیل شود. مسئله در اینجا صرفاً به خطرات ژئوپلیتیکی محدود نمی‌شود و یک سازوکار انتقال بسیار واضح وجود دارد که از قیمت انرژی به هزینه‌ها و از هزینه‌ها به تورم گسترش می‌یابد. براساس محاسبات، هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت می‌تواند تقریباً ۱ تا ۱.۵ درصد بر تورم تأثیر بگذارد که این امر دسترسی شرکت‌ها به تأمین مالی را دشوارتر کرده و نیازهای سرمایه در گردش آنها را افزایش می‌دهد. همچنین، افزایش هزینه‌های انرژی و مواد اولیه حیاتی می‌تواند بر سرمایه‌گذاری‌ها، به‌ویژه در نیمه‌هادی‌ها، حافظه و مراکز داده، فشار وارد کند و به نظر می‌رسد سال ۲۰۲۶ نه تنها از نظر تقاضا و مبارزه با تورم، بلکه از نظر تأمین مالی نیز سالی چالش‌برانگیز باشد. طبق داده‌های S&P Global، تولید تراشه‌های حافظه در سال ۲۰۲۶ از افزایش تقاضا عقب مانده و همین امر باعث افزایش قیمت‌ها شده است، در حالی که تقاضا برای تجهیزات مراکز داده همچنان بالا است. احتمال کاهش یک درصدی رشد بخش فناوری اطلاعات طبق چشم‌انداز ۲۰۲۶ شرکت بین‌المللی داده (IDC)، انتظار می‌رود یک درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه، فشار رو به بالایی بر قیمت‌های DRAM و NAND وارد کند. این امر می‌تواند هزینه‌های زیرساخت هوش مصنوعی را افزایش دهد و حتی یک درگیری سه ماهه می‌تواند رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تقریباً ۱ درصد کاهش دهد. این فرآیند نمی‌تواند فقط به بازارهای نفت و گاز محدود شود، بلکه می‌تواند به یک شوک هزینه‌ای تبدیل شود که به نهاده‌های اساسی تولید فناوری گسترش یابد. در مجموع، بی‌ثباتی در تنگه هرمز همچنین تأمین مواد معدنی حیاتی را تهدید می‌کند و این می‌تواند خطرات تأمین جدیدی را در تولید فناوری پیشرفته، از تراشه‌های هوش مصنوعی گرفته تا سیستم‌های الکترونیکی، ایجاد کند. هزینه‌های انرژی به یک مشکل مهم برای مراکز داده تبدیل شده است و بنابراین، تحولات در هرمز احتمالا کشورها را به ارزیابی مجدد سیاست‌های انرژی و سرمایه‌گذاری‌های فناوری خود سوق دهد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر