EURUSD 1.11577 USD ▼ 0.17%
XAUUSD 3,875.09 USD ▼ 3.63%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 104.12 USD ▲ 2.08%
BTCUSD 77,861.17 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70300 USD ▲ 0.07%
EURJPY 176.259 JPY ▲ 0.03%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۷ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۷ دقیقه پیش

سایه جنگ بر گلوگاه خلیج فارس؛ جهش قیمت گوکرد به بالای ۱۰۰۰ دلار

در یک نگاه ریشه بحران: بسته شدن تنگه هرمز در پی جنگ با ایران، یک‌چهارم تولید و نیمی از صادرات دریایی گوگرد منطقه خلیج فارس را قفل و زنجیره تأمین را مختل کرده است. جهش قیمت: قیمت گوگرد از ۱۰۰۰ دلار در هر تن فراتر رفته است. هم‌زمان تعلیق صادرات توسط روسیه، ترکیه و هند، عرضه جهانی را تا ۴۰ درصد کاهش داده و تلاش‌ها برای جبران آن بی‌ثمر مانده است. پیامدها: این تنگنای شدید، کارخانه‌های تولید کودهای فسفاته را به توقف یا کاهش تولید واداشته و فعالیت معادن مس، نیکل و صنایع الکترونیک را به‌شدت تحت‌الشعاع قرار داده است.   کمبود جهانی گوگرد رو به افزایش است و این امر بر تولید کود و استخراج معادن فشار وارد می‌کند. گوگرد که در طیف وسیعی از صنایع از تولید کود و استخراج مس و نیکل گرفته تا تولید تراشه و کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد، قیمت آن به بالای هزار دلار در هر تن افزایش یافته و برخی از کشورها را مجبور به کاهش یا توقف تأسیسات تولیدی کرده است. گوگرد، یک ماده اولیه حیاتی برای تولیدات صنعتی و کشاورزی در سراسر جهان، به دلیل اختلالات در زنجیره تأمین جهانی با فشار قابل توجهی در عرضه مواجه است. به گفته اکونومیست، جنگ با ایران بر پالایشگاه‌ها و محموله‌های گوگرد در خلیج فارس تأثیر گذاشته و کمبود عرضه در بازارهای بین‌المللی را تشدید کرده است. گوگرد عمدتاً به عنوان یک محصول جانبی در فرآوری نفت و گاز طبیعی به دست می‌آید. بنابراین، مشکلات تولید و حمل‌ونقل در بخش انرژی مستقیماً بر بازار گوگرد تأثیر می‌گذارد. انسداد تنگه هرمز تقریباً یک‌چهارم تولید جهانی گوگرد و حدود نیمی از صادرات دریایی آن را در منطقه خلیج فارس به دام انداخته است.  جهش قیمت گوگرد به بیش از ۱۰۰۰ دلار در هر تن کاهش عرضه جهانی باعث افزایش شدید قیمت گوگرد شده است. طبق گزارش‌ها، در ماه ژوئن، قیمت‌ها به رکورد بی‌سابقه‌ای رسیدند و برای حمل‌ونقل به بسیاری از مناطق، از هزار دلار در هر تن فراتر رفتند. پیش‌بینی می‌شود صادرات گوگرد از خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ به زیر ۱۱ میلیون تن کاهش یابد که به طور قابل‌توجهی کمتر از ۲۰.۵ میلیون تن ثبت‌شده در سال ۲۰۲۵ است. محموله‌های کشورهای خارج از خلیج فارس نیز برای پوشش این کمبود کافی نیستند. با وجود افزایش صادرات از ایالات متحده و کانادا، عرضه خارج از منطقه تقریباً ۴۰ درصد کمتر از سطح قبل از جنگ است. تعلیق صادرات روسیه و ترکیه محدودیت‌های صادراتی نیز این تحولات را تشدید کرده است. صادرات گوگرد روسیه از ۴.۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۱.۸ میلیون تن تاکنون در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. علاوه بر روسیه، طبق گزارش‌ها، هند، قزاقستان و ترکیه نیز صادرات گوگرد را به حالت تعلیق درآورده‌اند. این تحولات دسترسی به منابع جایگزین در زنجیره تأمین جهانی را دشوارتر می‌کند. چین همچنین صادرات اسید سولفوریک را در ماه مه ممنوع کرد. صادرات تقریباً صفر اسید این کشور، فشار عرضه را بر صنایعی که از گوگرد و مشتقات آن استفاده می‌کنند، افزایش داده است.  فشار هزینه بر تولیدکنندگان کود یکی از بخش‌هایی که بیشترین تأثیر را از کمبود گوگرد متحمل شده، تولید کودهای فسفاته است. گوگرد یک ماده اولیه کلیدی برای اسید سولفوریک است که در تولید کود استفاده می‌شود. به طوری که تقریباً برای تولید ۱۰ تن کود، ۴ تن گوگرد مورد نیاز است. افزایش هزینه‌های مواد اولیه، ادامه فعالیت تولیدکنندگان را دشوار کرده است. طبق گزارش‌ها، برخی از تأسیسات در ایالات متحده، برزیل، مصر و مراکش تولید را متوقف یا کند کرده‌اند. ادامه اختلالات در تولید کود می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌های تولید کشاورزی و دسترسی کشاورزان به کود وارد کند.  تأثیر بر استخراج مس، نیکل و صنایع الکترونیک کمبود گوگرد نه تنها بر بخش کشاورزی، بلکه بر عملیات معدنکاری نیز تأثیر می‌گذارد. تولید مس و نیکل به مقادیر زیادی اسید سولفوریک برای استخراج این فلز از سنگ معدن نیاز دارد. به طور ویژه، خرید گوگرد در اندونزی ۷۵ درصد کاهش یافته است که معدنچیان نیکل را مجبور به تسریع کارهای تعمیر و نگهداری می‌کند. مشکلات دسترسی به مواد اولیه باعث شده است که شرکت‌های معدنی برنامه‌های تولید خود را دوباره ارزیابی کنند. علاوه بر این، گوگرد و اسید سولفوریک نقش حیاتی در فرآوری مواد خام مورد استفاده در تولید برخی از قطعات الکترونیکی دارند. بنابراین، اثرات کمبود عرضه می‌تواند فراتر از کشاورزی و معدن به بخش‌های مختلف صنعتی گسترش یابد. چشم‌انداز ظرفیت‌های جدید تولید انتظار می‌رود ظرفیت‌های جدید تولید گوگرد در چین و هند راه‌اندازی شود. با این حال، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این سرمایه‌گذاری‌ها قادر به پر کردن شکاف عرضه فعلی در زمان مناسب نخواهند بود. در کوتاه‌مدت، آرام شدن بازار به از سرگیری حمل‌ونقل از منطقه خلیج فارس بستگی دارد. اگرچه هنوز مشخص نیست چه زمانی مشکلات عرضه جهانی گوگرد کاهش خواهد یافت، اما جریان حمل‌ونقل و فعال‌سازی مجدد تأسیسات تولید برای کود، معدن و سایر بخش‌های صنعتی نقش بسیار مهمی در عبور از این بحران خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

اوراکل در برابر مایکروسافت؛ کدام سهام هوش مصنوعی برای پنج سال آینده انتخاب بهتری است؟

رونق هوش مصنوعی، رقابت برای توسعه مراکز داده و زیرساخت‌های پردازشی را به یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های سرمایه‌گذاری جهان تبدیل کرده است. در این میان، شرکت اوراکل با رشد سریع درآمدهای ابری توجه سرمایه‌گذاران را جلب کرده، اما افزایش هزینه‌های سرمایه‌ای و فشار بدهی‌ها نگرانی‌هایی جدی ایجاد کرده است. در سوی دیگر، مایکروسافت با وجود رشد درصدی آهسته‌تر در کسب‌وکار ابری، از جریان نقدی آزاد مثبت و انعطاف مالی بیشتری برخوردار است. پرسش اصلی این است: آیا رشد سریع‌تر اوراکل ارزش پذیرش ریسک بیشتر را دارد یا توان مالی مایکروسافت در افق پنج‌ساله مزیت تعیین‌کننده خواهد بود؟ در یک نگاه درآمد زیرساخت ابری اوراکل در آخرین فصل گزارش‌شده ۱۲۱ درصد رشد کرد، اما فشار سرمایه‌گذاری بر نقدینگی شرکت افزایش یافته است. جریان نقدی آزاد اوراکل منفی شده و بدهی بلندمدت و تعهدات اجاره مراکز داده، ریسک مالی آن را بالا برده‌اند. درآمد خدمات ابری مایکروسافت ۴۳ درصد افزایش یافته و شرکت همچنان جریان نقدی آزاد مثبت تولید می‌کند. اوراکل ظرفیت رشد بالقوه بیشتری دارد، اما مایکروسافت به دلیل قدرت مالی و توان تحمل تأخیرهای سرمایه‌گذاری، گزینه متوازن‌تری برای افق پنج‌ساله به نظر می‌رسد. اوراکل؛ رشد خیره‌کننده در برابر فشار نقدینگی اوراکل در سال مالی ۲۰۲۶ درآمد خود را از ۵۷٫۴ میلیارد دلار در سال مالی قبل به ۶۷٫۴ میلیارد دلار رساند؛ رشدی که بخش مهمی از آن به توسعه فعالیت‌های مرتبط با هوش مصنوعی مربوط می‌شود. درآمد بخش زیرساخت ابری این شرکت نیز در سه‌ماهه نخست سال مالی ۲۰۲۷ با افزایش سالانه ۱۲۱ درصدی به ۷٫۴ میلیارد دلار رسید. یکی دیگر از نقاط قوت اوراکل، حجم بالای قراردادهای آتی آن است. ارزش تعهدات عملکردی باقی‌مانده شرکت به ۶۶۴ میلیارد دلار رسیده؛ رقمی که نشان‌دهنده ظرفیت قابل‌توجه درآمدزایی در آینده است، هرچند تمام این مبلغ الزاماً در کوتاه‌مدت به درآمد یا وجه نقد تبدیل نخواهد شد. چالش اصلی، هزینه تحقق این فرصت‌هاست. مخارج سرمایه‌ای اوراکل در سال گذشته به ۵۵٫۷ میلیارد دلار رسید؛ رقمی بیشتر از سود عملیاتی شرکت. در آخرین فصل گزارش‌شده نیز جریان نقدی آزاد آن با کسری ۵٫۴ میلیارد دلاری همراه بود. افزون بر این، شرکت در پایان اوت حدود ۱۲۵ میلیارد دلار بدهی بلندمدت داشت و ۲۸۸ میلیارد دلار تعهد اجاره مراکز داده نیز در انتظار آغاز پرداخت بود. این ارقام به معنای شکست راهبرد اوراکل نیستند، اما نشان می‌دهند که تحقق رشد پیش‌بینی‌شده به تأمین مالی مستمر، اجرای به‌موقع پروژه‌ها و تبدیل قراردادها به جریان نقدی واقعی وابستگی زیادی دارد. مایکروسافت؛ رشد آهسته‌تر با پشتوانه مالی قوی‌تر درآمد مایکروسافت از ۲۸۱٫۷ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۵ به ۳۳۱٫۸ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۶ افزایش یافت. درآمد خدمات ابری آژور و سایر خدمات مرتبط نیز در آخرین فصل گزارش‌شده ۴۳ درصد رشد سالانه داشت. اگرچه این نرخ از رشد زیرساخت ابری اوراکل کمتر است، باید اندازه دو کسب‌وکار را در نظر گرفت. درآمد بخش ابر هوشمند مایکروسافت که خدمات آژور را نیز دربرمی‌گیرد، در آخرین فصل به ۳۹٫۳ میلیارد دلار رسید؛ بیش از پنج برابر درآمد ۷٫۴ میلیارد دلاری زیرساخت ابری اوراکل. بنابراین، رشد درصدی بالاتر اوراکل تا حدی از کوچک‌تر بودن پایه درآمدی آن ناشی می‌شود. مزیت مهم‌تر مایکروسافت، وضعیت نقدینگی آن است. شرکت در آخرین فصل ۳۵٫۸ میلیارد دلار مخارج سرمایه‌ای داشت، اما همچنان نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار جریان نقدی آزاد مثبت ثبت کرد. بدهی آن نیز در پایان ژوئن حدود ۴۰٫۳ میلیارد دلار بود؛ کمتر از ۴۳٫۲ میلیارد دلار در سال قبل. البته مایکروسافت نیز ۳۲۹٫۱ میلیارد دلار تعهد اجاره‌ای دارد که پرداخت آن‌ها هنوز آغاز نشده است. کدام سهام انتخاب بهتری است؟ اگر برنامه‌های توسعه اوراکل طبق انتظار پیش بروند، این شرکت می‌تواند از افزایش تقاضا برای توان پردازشی هوش مصنوعی سود قابل‌توجهی ببرد. سهم بزرگ‌تر زیرساخت ابری از ترکیب درآمدی آن نیز باعث می‌شود موفقیت این بخش تأثیر بیشتری بر عملکرد کل شرکت داشته باشد. بااین‌حال، توسعه مراکز داده به سرمایه‌گذاری سنگین، دسترسی به انرژی، تأمین تجهیزات و اجرای دقیق پروژه‌ها وابسته است. هرگونه تأخیر می‌تواند درآمد مورد انتظار را عقب بیندازد، درحالی‌که هزینه‌های تأمین مالی و تعهدات قراردادی همچنان پابرجا می‌مانند. چنین شرایطی برای شرکتی با جریان نقدی آزاد منفی، فشار بیشتری ایجاد می‌کند. مایکروسافت نیز از این ریسک‌ها مصون نیست؛ اما جریان نقدی مثبت و بدهی گزارش‌شده کمتر، توان بیشتری برای تحمل شوک‌های احتمالی به آن می‌دهد. از این منظر، مایکروسافت برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال ترکیب رشد و تاب‌آوری مالی هستند، انتخاب متعادل‌تری محسوب می‌شود. بااین‌حال، بازده نهایی سهام به قیمت خرید، ارزش‌گذاری بازار و میزان تحقق انتظارات رشد نیز بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

معادن مس به ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید نیاز دارند؛ زنگ خطر کمبود عرضه تا سال ۲۰۵۰

مس، فلزی حیاتی برای اقتصاد جهانی، در آستانه یکی از مهم‌ترین چالش‌های عرضه در دهه‌های آینده قرار گرفته است. گسترش خودروهای برقی، توسعه زیرساخت‌های برق و افزایش مصرف انرژی، تقاضا برای این فلز سرخ را به‌سرعت افزایش می‌دهد؛ اما توسعه معادن جدید و جایگزینی ظرفیت‌های فرسوده با سرعت کافی پیش نمی‌رود. برآوردهای مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ نشان می‌دهد که برای جلوگیری از تشدید کمبود عرضه، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن مس موردنیاز است؛ سرمایه‌ای که تأمین‌نشدن آن می‌تواند روند برقی‌سازی اقتصاد جهان را با محدودیت جدی مواجه کند. در یک نگاه بازار جهانی مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ با کسری عرضه روبه‌رو شود؛ زیرا تقاضا افزایش می‌یابد و تولید معادن موجود کاهش پیدا می‌کند. برای جلوگیری از کمبود بلندمدت مس، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن موردنیاز است. تقاضای مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ حدود ۸۹ درصد افزایش می‌یابد و به ۲۳٫۳ میلیون تن می‌رسد. حتی با انجام سرمایه‌گذاری‌های لازم، کسری عرضه احتمالاً تا سال ۲۰۴۳ ادامه خواهد داشت؛ زیرا توسعه یک معدن جدید به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد. چرا بازار مس در آستانه کمبود قرار دارد؟ بر اساس گزارش چشم‌انداز فلزات گذار انرژی مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ، بازار مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ وارد دوره کسری عرضه شود. افزایش تقاضا از یک سو و دشواری جایگزینی تولید معادن رو به افول از سوی دیگر، مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این وضعیت هستند. اهمیت مس به نقش گسترده آن در زیرساخت‌های اقتصادی بازمی‌گردد. این فلز در شبکه‌های انتقال برق، تجهیزات صنعتی، ساختمان‌سازی و محصولات مصرفی کاربرد دارد. بااین‌حال، گذار از سوخت‌های فسیلی به فناوری‌های برقی، اهمیت راهبردی مس را بیش از گذشته افزایش داده است. برقی‌سازی حمل‌ونقل سریع‌ترین بخش در حال رشد مصرف مس محسوب می‌شود. خودروهای برقی، کامیون‌ها و اتوبوس‌های برقی برای موتور، مبدل‌های الکتریکی، باتری، سیم‌کشی ولتاژ بالا و تجهیزات شارژ به این فلز نیاز دارند. گسترش این فناوری‌ها در فاصله سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۵۰، فشار فزاینده‌ای بر بازار مس وارد خواهد کرد. شکاف عرضه؛ چالش بزرگ معادن جهان برآوردهای این گزارش نشان می‌دهد تقاضای مس مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ با افزایشی ۸۹ درصدی به ۲۳٫۳ میلیون تن خواهد رسید؛ حجمی که بیش از نیمی از کل مصرف مس را تشکیل می‌دهد. در مقابل، عرضه معدنی با محدودیت‌های ساختاری مواجه است. اگر سرمایه‌گذاری کافی انجام نشود، تولید جهانی مس می‌تواند از حدود ۳۰ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۲۵٫۷ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ کاهش یابد؛ افتی معادل ۱۴٫۵ درصد. کاهش عیار سنگ معدن نیز چالش دیگری است. هرچه میزان مس موجود در سنگ استخراج‌شده کمتر شود، برای تولید مقدار مشخصی از فلز باید حجم بیشتری سنگ استخراج و فرآوری شود. این روند می‌تواند هزینه تولید، مصرف انرژی و فشار بر منابع آب را افزایش دهد و سودآوری برخی معادن را کاهش دهد. بازیافت مس بخشی از نیاز آینده را تأمین خواهد کرد، اما برآوردهای گزارش نشان می‌دهد که به‌تنهایی برای جبران افت تولید معادن اولیه کافی نیست. بنابراین، افزایش بازیافت باید در کنار توسعه ظرفیت‌های معدنی دنبال شود، نه به‌عنوان جایگزینی کامل برای سرمایه‌گذاری جدید. چرا ۳۳۲ میلیارد دلار هم راه‌حل فوری نیست؟ یکی از مهم‌ترین نکات گزارش، فاصله زمانی طولانی میان تصمیم سرمایه‌گذاری و آغاز تولید است. توسعه یک معدن مس به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد؛ دوره‌ای که می‌تواند شامل اکتشاف، ارزیابی اقتصادی، دریافت مجوزها، تأمین مالی، ساخت زیرساخت‌ها و راه‌اندازی تأسیسات باشد. به همین دلیل، حتی اگر ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری موردنیاز تأمین شود، شکاف عرضه احتمالاً دست‌کم تا سال ۲۰۴۳ باز خواهد ماند. این تأخیر نشان می‌دهد که واکنش بازار به افزایش قیمت‌ها لزوماً به رشد سریع تولید منجر نمی‌شود. در چنین شرایطی، پروژه‌های معدنی به سرمایه‌گذاری بلندمدت، ثبات سیاست‌گذاری، زیرساخت مناسب و مدیریت ریسک‌های زیست‌محیطی و اجتماعی نیاز دارند. هرگونه تأخیر در اجرای پروژه‌ها می‌تواند فشار بر عرضه را تشدید کند. شیلی؛ تولیدکننده بزرگ با چشم‌انداز نزولی شیلی همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده مس معدنی جهان باقی خواهد ماند، اما تولید این کشور نیز با کاهش مواجه می‌شود. برآوردها حاکی از آن است که تولید مس شیلی از ۵٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۴٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ خواهد رسید. بااین‌حال، سهم شیلی از عرضه معدنی جهان ممکن است از ۲۴ درصد به ۲۸ درصد افزایش یابد؛ نه به دلیل رشد تولید داخلی، بلکه به این علت که تولید سایر مناطق با سرعت بیشتری کاهش پیدا می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که آینده بازار مس فقط به ظرفیت تولید بزرگ‌ترین کشورها وابسته نیست؛ بلکه عملکرد مجموعه معادن جهان، هزینه استخراج، کیفیت ذخایر و سرعت راه‌اندازی پروژه‌های جدید، مسیر عرضه را تعیین خواهند کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل اثر متوسط
تحلیل اثر متوسط

پنج چالش بزرگ پیش روی رونق مس در آمریکای جنوبی

رونق تقاضای جهانی مس، به‌ویژه با گسترش هوش مصنوعی، شبکه‌های برق و خودروهای برقی، فرصت بزرگی برای کشورهای آمریکای جنوبی ایجاد کرده است. بااین‌حال، اعتصاب کارگران، افت تولید، محدودیت مواد اولیه، تأخیر در صدور مجوزها و اعتراض‌های اجتماعی می‌توانند مانع تبدیل این فرصت به رشد پایدار شوند. شیلی، پرو و آرژانتین برای افزایش عرضه تلاش می‌کنند، اما مسیر پیش رو همچنان با ریسک‌های جدی همراه است. در یک نگاه اعتصاب‌های کارگری و حوادث مرگبار، عرضه مس شیلی را با اختلال مواجه کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند عرضه اولیه مس تا سال ۲۰۳۵ حدود ۲۵ درصد کمتر از نیاز باشد. محدودیت صادرات اسید سولفوریک چین می‌تواند تولید مس شیلی را تحت فشار قرار دهد. تأخیرهای اداری، اعتراض‌های اجتماعی و اختلاف‌های حقوقی، توسعه معادن منطقه را دشوار کرده‌اند. افزایش تقاضا و شکاف فزاینده عرضه برآورد شرکت اس‌اندپی گلوبال نشان می‌دهد تقاضای جهانی مس از ۲۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۴۲ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ خواهد رسید. توسعه مراکز داده هوش مصنوعی، افزایش هزینه‌های دفاعی، گسترش خودروهای برقی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر از محرک‌های اصلی این رشد هستند. مس برای ساخت شبکه‌های انتقال برق، توربین‌های بادی، پنل‌های خورشیدی و زیرساخت‌های دیجیتال ضروری است. کمبود این فلز می‌تواند هزینه پروژه‌های برقی‌سازی را افزایش دهد و زمان اجرای آن‌ها را به تعویق بیندازد. در چنین شرایطی، پرو قصد دارد طی پنج سال دست‌کم ۳۳ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری معدنی جذب کند. ارزش طرح‌های معدنی شیلی نیز در افق یک دهه از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر می‌رود. افت تولید و اعتصاب‌ها در شیلی تولید مس شیلی در اوت ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۲٫۸ درصد کاهش یافت و به ۳۶۹ هزار و ۵۰۰ تن رسید؛ پایین‌ترین سطح ماهانه از فوریه ۲۰۱۱. هم‌زمان، ناظران معدن اسکوندیدا، بزرگ‌ترین معدن مس جهان، از برنامه اعتصاب حدود هزار و ۲۰ کارگر پس از شکست مذاکرات مزدی خبر دادند. این رویداد یک هفته پس از اعتصاب در معدن سنتینلا رخ داد. در معدن ال‌تنینته نیز رانش زمین ناشی از بارندگی شدید به مرگ دو پیمانکار و توقف بخشی از فعالیت‌ها انجامید. احتمال بارندگی‌های بیشتر تحت تأثیر پدیده ال‌نینو نیز ریسک اختلال عملیاتی را افزایش می‌دهد. کمیسیون مس شیلی پیش‌بینی کرده است تولید این کشور در سال ۲۰۲۶ با افت ۲٫۶ درصدی به ۵٫۲۷ میلیون تن برسد و در سال ۲۰۲۷ تا ۵٫۵۵ میلیون تن افزایش یابد. اختلال‌های عرضه، در کنار تقاضای بالا، می‌توانند از قیمت مس حمایت کنند. وابستگی به اسید سولفوریک چین یکی از تهدیدهای کمتر دیده‌شده برای صنعت مس شیلی، محدودیت دسترسی به اسید سولفوریک است؛ ماده‌ای که برای استخراج مس از برخی سنگ‌های معدنی به کار می‌رود. برآورد بانک مورگان استنلی نشان می‌دهد حدود ۱٫۱ میلیون تن از تولید سالانه مس حاصل از روش استخراج با اسید در شیلی ممکن است در معرض محدودیت صادرات چین قرار داشته باشد. داده‌های گمرکی چین نیز از توقف محموله‌های اسید سولفوریک به مقصد شیلی در ماه مارس حکایت داشتند. اگر این محدودیت‌ها ادامه یابند، تولیدکنندگان ناچار خواهند شد منابع جایگزین پیدا کنند یا هزینه‌های بیشتری بپردازند؛ مسئله‌ای که می‌تواند تولید را محدود و حاشیه سود را کاهش دهد. مجوزهای طولانی و اعتراض‌های اجتماعی در شیلی، فرایند صدور مجوز برای برخی پروژه‌های معدنی ممکن است تا ۱۲ سال طول بکشد. دولت برای تسریع سرمایه‌گذاری، بررسی ده‌ها پرونده مرتبط با پروژه‌هایی به ارزش تقریبی ۱۶ میلیارد دلار را در دستور کار قرار داده است. در پرو نیز دولت به دنبال صدور مجوز برای ۲۴۰ پروژه اکتشاف و استخراج در سال جاری است. بااین‌حال، نزدیک به ۲۰۰ مناقشه اجتماعی در این کشور ثبت شده که ۶۴ مورد آن‌ها به معدن و مسائل زیست‌محیطی مربوط می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد افزایش سرمایه‌گذاری تنها به منابع زمین‌شناختی وابسته نیست؛ اعتماد جوامع محلی، حفاظت محیط‌زیست و ثبات مقررات نیز برای اجرای پروژه‌ها اهمیت اساسی دارند. “ «به نظر من، مسئله اصلی بازار مس آمریکای جنوبی کمبود منابع زیرزمینی نیست، بلکه شکاف میان ظرفیت زمین‌شناختی و توان واقعی تبدیل آن به عرضه پایدار است. رشد تقاضا می‌تواند از قیمت مس حمایت کند، اما نباید هر اختلالی را به‌معنای افزایش سودآوری قطعی شرکت‌های معدنی دانست؛ زیرا هزینه‌های عملیاتی، سرمایه‌گذاری سنگین، ریسک‌های حقوقی و نارضایتی جوامع محلی ممکن است بخش مهمی از این مزیت را از بین ببرند. در این بازار، برندگان بلندمدت الزاماً صاحبان بزرگ‌ترین ذخایر نیستند، بلکه شرکت‌هایی خواهند بود که بتوانند پروژه‌ها را با هزینه رقابتی، زمان‌بندی قابل اتکا و پشتوانه اجتماعی کافی به مرحله تولید برسانند.» بابک شیری آزمون بزرگ آرژانتین برای بازگشت به بازار مس آرژانتین از زمان تعطیلی معدن آلومبررا در سال ۲۰۱۸ تولید مس نداشته است. اکنون پروژه ویکونیا، متعلق به شرکت‌های بی‌اچ‌پی و لوندین ماینینگ، می‌تواند نقطه عطفی برای بازگشت این کشور باشد. سرمایه‌گذاران قصد دارند تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری برای مرحله نخست پروژه‌ای به ارزش ۷٫۱ میلیارد دلار را تا پایان سال ۲۰۲۶ اعلام کنند. آغاز تولید مس برای سال ۲۰۳۰ هدف‌گذاری شده است. بااین‌حال، اختلاف‌های حقوقی همچنان ریسک مهمی به شمار می‌روند. در آوریل، دادگاهی در استان لا ریوخا دستور توقف موقت پروژه و محدودیت عبور ماشین‌آلات از یک مسیر دسترسی را صادر کرد؛ هرچند دادگاهی در استان سان‌خوان چند روز بعد اجازه ادامه فعالیت را داد. جمع‌بندی آمریکای جنوبی از نظر منابع معدنی ظرفیت بالایی برای پاسخ‌گویی به رشد تقاضای جهانی مس دارد، اما افزایش ظرفیت تولید به‌سرعت محقق نخواهد شد. افت تولید شیلی، وابستگی به مواد اولیه وارداتی، پیچیدگی مجوزها و تنش‌های اجتماعی می‌توانند شکاف عرضه و تقاضا را عمیق‌تر کنند. موفقیت منطقه به توانایی دولت‌ها و شرکت‌ها در مدیریت هم‌زمان این موانع بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

کوچ پول‌های هوشمند از طلا و نفت؛ در پشت‌پرده گزارش جدید COT چه می‌گذرد؟

در یک نگاه دلار آمریکا: موقعیت خالص با افزایش ۱۳۰ قراردادی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده؛ در مقابل، موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به ۹۹,۳۳۲- قرارداد سقوط کرده است. ین ژاپن: موقعیت خالص با افزایش ۶,۸۸۵ قراردادی به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده و در میان ارزهای اصلی، بهبود قابل‌توجهی ثبت کرده است. طلا: موقعیت خالص با کاهش ۸,۲۹۷ قراردادی به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده؛ چهارمین افت هفتگی متوالی بر اساس داده‌های هفته‌های اخیر. نفت خام و ذرت: موقعیت خالص نفت WTI به میزان ۱۰,۴۰۳ قرارداد و موقعیت خالص ذرت ۵۷,۰۲۸ قرارداد کاهش یافته است. گزارش تعهد معامله‌گران (COT) منتشرشده برای هفته منتهی به ۶ اکتبر ۲۰۲۶ از افزایش فشار فروش بر یورو و دلار استرالیا، تداوم کاهش موقعیت خالص طلا و افت موقعیت‌های خرید در بازار نفت و ذرت حکایت دارد. در بازار ارز، موقعیت خالص دلار آمریکا تقریباً ثابت مانده، اما ین ژاپن با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده است. در بازار کالاها نیز تصویر یکدستی دیده نمی‌شود: موقعیت خالص سویا و شکر افزایش یافته، در حالی که معامله‌گران بزرگ از موقعیت‌های خالص ذرت، نفت خام و طلا کاسته‌اند. در بازار سهام آمریکا هم موقعیت خالص S&P 500 و Russell 2000 منفی‌تر شده، اما Nasdaq-100 برخلاف این دو شاخص بهبود یافته است. دلار؛ افزایش جزئی موقعیت خالص در برابر فشار سنگین بر یورو در شاخص دلار آمریکا، معامله‌گران غیرتجاری ۳۰,۵۲۶ قرارداد خرید و ۱۸,۵۱۵ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص دلار به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل تنها ۱۳۰ قرارداد افزایش داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۷۸۴ قرارداد و موقعیت‌های فروش ۶۵۴ قرارداد افزایش یافته‌اند؛ بنابراین تغییر خالص موقعیت دلار محدود بوده است. این داده‌ها نشان می‌دهند که معامله‌گران بزرگ در مجموع موضع مثبت خود نسبت به دلار را حفظ کرده‌اند، اما افزایش موقعیت خالص آن‌قدر محدود است که نمی‌توان از یک چرخش قدرتمند به سمت دلار سخن گفت. نکته مهم‌تر، مقایسه این وضعیت با بازار یورو است؛ جایی که تغییرات بسیار بزرگ‌تری در موقعیت‌گیری معامله‌گران دیده می‌شود. یورو؛ سقوط موقعیت خالص به زیر منفی ۹۹ هزار قرارداد در بازار یورو، موقعیت‌های خرید به ۲۴۳,۰۲۰ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۳۴۲,۳۵۲ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص یورو به ۹۹,۳۳۲- قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۳۶,۰۷۶ قرارداد افت داشته است. عامل اصلی این تغییر، افزایش ۴۰,۹۱۳ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است؛ در حالی که موقعیت‌های خرید نیز ۴,۸۳۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف تصور اولیه‌ای که ممکن است از افزایش خریدها ایجاد شود، رشد بسیار شدیدتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص یورو به محدوده منفی عمیق‌تری وارد شود. این تغییر یکی از مهم‌ترین سیگنال‌های گزارش جدید است؛ زیرا نشان می‌دهد فشار فروش بر یورو در میان معامله‌گران غیرتجاری به‌شدت افزایش یافته است. دلار و یورو؛ واگرایی به نفع دلار ادامه دارد مقایسه موقعیت‌های خالص دلار و یورو، مهم‌ترین تفاوت بخش ارز این گزارش را نشان می‌دهد. موقعیت خالص دلار با افزایش جزئی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده، در حالی که موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به منفی ۹۹,۳۳۲ قرارداد سقوط کرده است. این واگرایی نشان می‌دهد که موقعیت‌گیری معامله‌گران بزرگ به‌وضوح به زیان یورو تغییر کرده است؛ هرچند داده‌های COT به‌تنهایی جهت قطعی حرکت نرخ برابری EURUSD را مشخص نمی‌کنند. ین ژاپن؛ افزایش موقعیت خالص برخلاف روند بسیاری از ارزها در بازار ین ژاپن، معامله‌گران غیرتجاری ۱۹۰,۳۶۸ قرارداد خرید و ۱۲۸,۰۴۳ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص ین به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۶,۸۸۵ قرارداد افزایش یافته است. این تغییر حاصل افزایش ۱۴,۱۰۲ قراردادی موقعیت‌های خرید و رشد ۷,۲۱۷ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است. در نتیجه، با وجود افزایش هر دو سمت بازار، رشد بیشتر خریدها موقعیت خالص ین را تقویت کرده است. این عملکرد در تضاد با یورو، دلار استرالیا و دلار کاناداست که همگی کاهش موقعیت خالص را تجربه کرده‌اند. با این حال، افزایش موقعیت خالص ین الزاماً به معنای تقویت قطعی نرخ برابری آن نیست؛ زیرا برای ارزیابی جهت حرکت ارز، باید داده‌های بنیادی و تغییرات نرخ بهره نیز بررسی شوند. دلار استرالیا، دلار کانادا و پوند؛ فشار فروش ادامه دارد در میان دیگر ارزهای اصلی، دلار استرالیا یکی از ضعیف‌ترین عملکردها را ثبت کرده است. موقعیت‌های خرید دلار استرالیا به ۱۰۰,۱۳۸ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۱۹۸,۷۲۶ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص این ارز با افت ۳۵,۳۴۹ قراردادی به ۹۸,۵۸۸- قرارداد کاهش یافته است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۹,۵۵۲ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۲۵,۷۹۷ قرارداد افزایش داشته‌اند؛ ترکیبی که فشار نزولی قابل‌توجهی بر موقعیت خالص ایجاد کرده است. دلار کانادا نیز با کاهش ۱۱,۴۹۲ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۹۰,۱۶۳ قرارداد را ثبت کرده است. در همین حال، موقعیت خالص پوند انگلیس با افت ۶,۵۳۶ قراردادی به ۹۷,۶۱۱- قرارداد رسیده است. دلار نیوزیلند هم با کاهش ۱۲,۰۳۱ قراردادی، موقعیت خالص ۲۹,۳۴۶- قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، فرانک سوئیس با افزایش ۸۷۷ قراردادی به موقعیت خالص ۲۳,۷۴۰- قرارداد رسیده؛ بهبودی محدود که هنوز آن را از محدوده منفی خارج نکرده است. طلا؛ چهارمین هفته متوالی کاهش موقعیت خالص در بازار طلا، معامله‌گران غیرتجاری ۲۴۵,۴۰۳ قرارداد خرید و ۳۵,۰۶۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص طلا به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۸,۲۹۷ قرارداد کاهش یافته است. این افت از دو تغییر هم‌زمان ناشی شده است: موقعیت‌های خرید طلا ۴,۳۳۳ قرارداد کاهش یافته‌اند. موقعیت‌های فروش طلا ۳,۹۶۴ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف هفته‌هایی که کاهش موقعیت خالص عمدتاً از افت خریدها ناشی می‌شد، در این گزارش هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به افت موقعیت خالص کمک کرده‌اند. بررسی گزارش‌های متوالی نشان می‌دهد موقعیت خالص طلا از ۲۳۱,۹۶۰ قرارداد در ۸ سپتامبر به ۲۳۰,۳۳۸ قرارداد در ۱۵ سپتامبر، ۲۲۵,۸۵۳ قرارداد در ۲۲ سپتامبر، ۲۱۸,۶۳۲ قرارداد در ۲۹ سپتامبر و اکنون ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. به این ترتیب، موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته است. این روند، به‌ویژه با توجه به افزایش موقعیت‌های فروش در آخرین هفته، نشان می‌دهد اشتیاق معامله‌گران بزرگ برای نگهداری موقعیت‌های خرید طلا نسبت به هفته‌های قبل کمتر شده است. با وجود این، افت موقعیت خالص در بازار آتی به‌تنهایی به معنای آغاز روند نزولی قیمت طلا نیست؛ برای چنین نتیجه‌ای باید رفتار قیمت، نرخ بهره، دلار و تقاضای دارایی‌های امن نیز بررسی شود. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ از فشار فروش تا بازگشت خریداران، مقصد بعدی کجاست؟ نقره و پلاتین؛ بهبود موقعیت خالص در خلاف جهت طلا برخلاف طلا، برخی فلزات دیگر در این هفته با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده‌اند. در بازار نقره، موقعیت خالص با افزایش ۱,۰۷۰ قراردادی به ۲۳,۱۵۳ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۶۶ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها ۹۰۴ قرارداد کاهش داشته‌اند. پلاتین نیز با رشد ۴۷۹ قراردادی، موقعیت خالص ۱۳,۹۶۸ قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، پالادیوم با کاهش ۱,۱۹۲ قراردادی به موقعیت خالص منفی ۷,۰۱۷ قرارداد رسیده است. مس یکی از افت‌های قابل‌توجه این بخش را ثبت کرده و موقعیت خالص آن با کاهش ۱۵,۹۷۷ قراردادی به ۶۹,۴۳۴ قرارداد رسیده است. این تغییر عمدتاً ناشی از کاهش ۱۴,۴۸۵ قراردادی موقعیت‌های خرید و افزایش ۱,۴۹۲ قراردادی فروش‌ها بوده است. نفت خام؛ کاهش موقعیت خالص به زیر ۱۰۰ هزار قرارداد در بازار نفت خام WTI، موقعیت‌های خرید به ۳۳۶,۷۰۶ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۲۳۷,۶۴۶ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص نفت به ۹۹,۰۶۰ قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۱۰,۴۰۳ قرارداد افت داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۲۴,۶۴۵ قرارداد کاهش یافته‌اند؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۱۴,۲۴۲ قرارداد کمتر شده‌اند. در نتیجه، افت موقعیت خالص نفت عمدتاً از کاهش بیشتر خریدها نسبت به فروش‌ها ناشی شده است. این تغییر در ادامه افت شدید موقعیت خالص نفت در گزارش قبلی رخ می‌دهد؛ زمانی که موقعیت خالص WTI بیش از ۳۱ هزار قرارداد کاهش یافته بود. تداوم این روند نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ در چند هفته اخیر از میزان مواجهه خالص خود با بازار نفت کاسته‌اند. البته کاهش موقعیت خالص الزاماً به معنای پیش‌بینی قطعی افت قیمت نفت نیست؛ زیرا هم کاهش خریدها و هم خروج از موقعیت‌های فروش می‌توانند بر این شاخص اثر بگذارند. گاز طبیعی؛ موقعیت خالص منفی عمیق‌تر شد در بازار گاز طبیعی، معامله‌گران غیرتجاری ۲۷۲,۲۷۹ قرارداد خرید و ۵۰۸,۷۱۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص این بازار به ۲۳۶,۴۳۹- قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۵,۴۱۹ قرارداد کاهش یافته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۳,۹۱۳ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۱,۵۰۶ قرارداد افزایش داشته‌اند. در نتیجه، هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به منفی‌تر شدن موقعیت خالص کمک کرده‌اند. گاز طبیعی همچنان یکی از بازارهایی است که معامله‌گران غیرتجاری در آن موقعیت خالص فروش قابل‌توجهی دارند. ذرت و سویا؛ واگرایی در بازارهای کشاورزی بازارهای کشاورزی در این هفته عملکرد یکسانی نداشته‌اند و تفاوت میان موقعیت‌گیری معامله‌گران در ذرت و سویا به‌وضوح دیده می‌شود. در بازار ذرت، موقعیت‌های خرید به ۵۸۱,۷۱۱ قرارداد و فروش به ۱۲۹,۲۳۸ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص ذرت با کاهش ۵۷,۰۲۸ قراردادی به ۴۵۲,۴۷۳ قرارداد رسیده است. این افت عمدتاً از کاهش ۵۱,۱۴۱ قراردادی موقعیت‌های خرید ناشی شده؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۵,۸۸۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، کاهش خریدها در کنار رشد فروش‌ها، موقعیت خالص ذرت را به‌طور محسوسی پایین آورده است. اما سویا مسیر متفاوتی داشته است. موقعیت خالص سویا با افزایش ۱۷,۰۲۴ قراردادی به ۲۷۳,۸۹۶ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۵,۵۸۴ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۴۴۰ قرارداد کاهش داشته‌اند. شکر نیز یکی از برندگان این هفته بوده است. موقعیت خالص آن با افزایش ۴۸,۸۳۳ قراردادی به ۲۱۷,۲۷۵ قرارداد رسیده؛ افزایشی که عمدتاً از افت ۳,۴۷۳ قراردادی فروش‌ها در کنار رشد ۳,۶۹۷ قراردادی خریدها ناشی شده است. در قهوه نیز موقعیت خالص با افزایش ۲,۷۲۱ قراردادی به ۱۶,۲۱۳ قرارداد رسیده است. کاکائو موقعیت خالص منفی ۱۰,۶۴۸ قرارداد را ثبت کرده، اما این رقم نسبت به هفته قبل ۳,۴۷۱ قرارداد بهبود یافته است. گندم نیز با افزایش جزئی ۴۱۴ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۱۶,۰۴۸ قرارداد را ثبت کرده است. شاخص‌های سهام؛ فشار بر S&P 500 و Russell در برابر رشد Nasdaq در بازار سهام آمریکا، موقعیت خالص E-mini S&P 500 با کاهش ۱۱,۵۷۱ قراردادی به ۱۵۴,۰۷۰- قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید این شاخص ۲,۴۲۲ قرارداد افزایش یافته‌اند، اما موقعیت‌های فروش ۱۳,۹۹۳ قرارداد رشد کرده‌اند. افزایش بیشتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص منفی‌تر شود. در Russell 2000 نیز موقعیت خالص با کاهش ۱۰,۴۰۵ قراردادی به ۸۷,۸۴۵- قرارداد رسیده است. در مقابل، Nasdaq-100 برخلاف دو شاخص دیگر حرکت کرده و موقعیت خالص آن با افزایش ۶,۸۷۶ قراردادی به ۵۸,۱۲۳ قرارداد رسیده است. در این شاخص، موقعیت‌های خرید ۵,۳۱۵ قرارداد افزایش یافته و فروش‌ها ۱,۵۶۱ قرارداد کاهش داشته‌اند. موقعیت خالص Dow Jones نیز با افت محدود ۳۵۳ قراردادی به ۹,۴۹۱ قرارداد رسیده است. در مجموع، معامله‌گران بزرگ در این هفته نسبت به شاخص‌های مختلف سهام آمریکا دیدگاه یکسانی نداشته‌اند؛ موقعیت‌گیری در Nasdaq بهبود یافته، در حالی که فشار فروش در S&P 500 و Russell افزایش پیدا کرده است. بیت‌کوین و اتریوم؛ افزایش جزئی موقعیت خالص بیت‌کوین در بازار رمزارزها، موقعیت خالص بیت‌کوین با افزایش ۷۵ قراردادی به ۲,۵۴۰ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید بیت‌کوین ۱,۱۲۵ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۰۵۰ قرارداد بیشتر شده‌اند. بنابراین با وجود رشد هر دو سمت بازار، موقعیت خالص بیت‌کوین اندکی بهبود یافته است. در مقابل، اتریوم با کاهش ۴۵۹ قراردادی به موقعیت خالص ۲,۲۷۷ قرارداد رسیده است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۶۴۹ قرارداد و فروش‌ها ۱۹۰ قرارداد کاهش یافته‌اند. این ارقام نشان می‌دهند که تغییر موقعیت معامله‌گران بزرگ در رمزارزها محدود بوده و تفاوت معناداری میان جهت حرکت بیت‌کوین و اتریوم وجود دارد. سه سیگنال مهم COT برای هفته آینده دلار و یورو: موقعیت خالص دلار تقریباً ثابت مانده، اما موقعیت خالص یورو بیش از ۳۶ هزار قرارداد کاهش یافته است. افزایش شدید موقعیت‌های فروش یورو مهم‌ترین تغییر بخش ارز این هفته است. طلا: موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته و به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. کاهش خریدها و افزایش فروش‌ها در آخرین هفته، این روند را قابل‌توجه‌تر می‌کند. بازارهای کالا: افت موقعیت خالص ذرت و نفت در کنار رشد موقعیت خالص سویا و شکر نشان می‌دهد که معامله‌گران بزرگ در همه کالاها موضع یکسانی ندارند. بررسی گزارش بعدی مشخص خواهد کرد که این واگرایی ادامه می‌یابد یا خیر. جمع‌بندی گزارش COT هفته منتهی به ۶ اکتبر بیش از هر چیز سه تغییر را برجسته می‌کند: افزایش فشار فروش بر یورو، ادامه کاهش موقعیت خالص طلا و خروج معامله‌گران از بخشی از موقعیت‌های خرید نفت و ذرت. در مقابل، رشد موقعیت خالص ین، سویا و شکر نشان می‌دهد که تغییرات این هفته به یک جهت واحد در تمام بازارها محدود نبوده است.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

تقاضای پنهان برای نقره در حال رشد است؛ هوش مصنوعی و 5G در خط مقدم

در یک نگاه تقاضای نقره در بخش‌های غیرخورشیدی صنعت الکترونیک در حال افزایش است و پیش‌بینی می‌شود امسال حدود ۹ میلیون اونس رشد کند؛ محرک‌هایی مانند زیرساخت‌های هوش مصنوعی، خودروهای برقی، شبکه برق و تجهیزات 5G از عوامل اصلی این افزایش هستند. با این حال، این رشد هنوز نمی‌تواند کاهش ۳۵.۶ میلیون اونس مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی را جبران کند و در نتیجه تقاضای کلی بخش الکترونیک در سال ۲۰۲۶ کاهش خواهد یافت. در افق چندساله، گسترش کاربردهای الکترونیکی می‌تواند به عاملی مثبت برای بازار نقره تبدیل شود؛ به‌ویژه آنکه بازار نقره امسال نیز با کسری ۴۶.۳ میلیون اونس مواجه است. اخبار فناوری در اواخر سپتامبر، در مجموع کمتر از ۰.۱ میلیون اونس به تقاضای قابل‌اندازه‌گیری نقره اضافه کردند؛ در حالی که پیش‌بینی می‌شود بخش الکترونیک خارج از صنعت انرژی خورشیدی امسال به ۹ میلیون اونس نقره بیشتر نیاز داشته باشد؛ روندی که برای دارندگان نقره خبر مثبتی محسوب می‌شود. اما بخش عمده نقره موردنیاز در تیترهای خبری دیده نمی‌شود. بر اساس برآوردهای مطرح‌شده در کتاب Silver Rising، هر ماهواره حدود ۵۰ تا ۲۰۰ گرم نقره با خود حمل می‌کند. برای میزان نقره به‌کاررفته در یک دکل 5G یا یک باتری ذخیره‌سازی شبکه برق، رقم استاندارد و رسمی منتشرشده‌ای وجود ندارد. رقم بزرگ‌تر در پیش‌بینی‌های Metals Focus و Silver Institute دیده می‌شود. این گزارش توسط وب‌سایت Investing ارائه شده و توسط تیم یوتوتایمز، بازنویسی و ترجمه شده است. بر اساس محاسبات ما از ارقام این نظرسنجی، مصرف نقره در تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی، به‌جز پنل‌های خورشیدی، امسال حدود ۳.۴ درصد افزایش خواهد یافت. برای دارندگان نقره، این موضوع در افق چندساله خبر خوبی است؛ چرا که این رشد ناشی از تقاضا در طیف گسترده‌ای از محصولات است، نه وابسته به یک صنعت خاص. البته در سال ۲۰۲۶ تأثیر این رشد محدود است، چراکه کاهش مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی بیش از آن را خنثی می‌کند. قیمت نقره تحت فشار افزایش نرخ‌های بهره قرار داشته است. این فلز در گزارش روزانه USAGOLD در ۷ اکتبر (15 مهر)، ۶۰.۶۸ دلار به ازای هر اونس معامله شد، در حالی که قیمت طلا ۴۱۲۱.۲۶ دلار بود. قیمت نقره اکنون حدود نیمی از سقف ثبت‌شده آن در ژانویه است. فدرال رزرو در ۱۶ سپتامبر برای نخستین بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش داد. از آن زمان، گزارش ضعیف اشتغال آمریکا در ماه سپتامبر احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در ماه اکتبر را بر اساس قیمت‌گذاری بازار معاملات آتی به حدود ۲۰ درصد کاهش داده است. تقاضای بخش الکترونیک نیز بخشی از سمت تقاضای این معادله را تشکیل می‌دهد. آنچه تیترهای فناوری نشان دادند بخش قابل‌توجهی از اخبار فناوری در نیمه دوم سپتامبر به نفع نقره بود. بر اساس داده‌های دولتی چین، تعداد ایستگاه‌های پایه 5G این کشور در پایان ماه اوت از ۵.۱ میلیون دستگاه عبور کرد. فروش باتری‌های مورد استفاده برای ذخیره‌سازی برق شبکه در چین نیز در ماه اوت بیش از دو برابر مدت مشابه سال قبل شد. در ۲۸ سپتامبر، فضاپیمای استارشیپ (Starship) شرکت اسپیس‌ایکس (SpaceX) نخستین ۲۶ ماهواره از نسل جدید ماهواره‌های استارلینک (Starlink) را در مدار قرار داد؛ اقدامی که گامی در مسیر پرتاب‌های بسیار بزرگ‌تر ماهواره‌های استارلینک محسوب می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: سه فلز، سه چشم‌انداز متفاوت؛ پیش‌بینی مهم دویچه‌بانک برای طلا، نقره و مس البته همه اخبار در یک جهت نبودند. شبکه ماهواره‌ای آمازون از ۲ ژوئیه تاکنون پرتاب جدیدی نداشته است. در ۲۱ سپتامبر نیز ایالت تگزاس به نهاد ناظر زیست‌محیطی خود دستور داد صدور مجوز برای پروژه‌های مراکز داده را تا زمان تکمیل حسابرسی شبکه برق ایالت در اواسط دسامبر متوقف کند. رویترز به نقل از فردی آگاه گزارش داد که شرکت اوراکل (Oracle) نیز به دلیل احتمال تأخیر در تأمین برق موردنیاز یک پروژه مرکز داده در نیومکزیکو، اطلاعیه «فورس ماژور» صادر کرده است. فورس ماژور بندی قراردادی است که در صورت وقوع تأخیرهایی خارج از کنترل شرکت، آن را از مسئولیت تأخیر معاف می‌کند. با این حال، اوراکل اعلام کرده است که این پروژه همچنان مطابق برنامه زمان‌بندی‌شده پیش می‌رود. چرا میزان نقره موردنیاز در این اخبار چندان زیاد نیست؟ ردیاب‌های پرتاب ماهواره نشان می‌دهند که در دو هفته منتهی به ۲۸ سپتامبر، نزدیک به ۸۰ ماهواره در مدار قرار گرفته‌اند. پرتاب استارشیپ در همان روز، مجموع تعداد ماهواره‌های پرتاب‌شده را از ۱۰۰ فروند عبور داد. بر اساس برآورد میزان نقره مورد استفاده برای هر ماهواره، این ماهواره‌ها در مجموع حداکثر چند صد اونس نقره با خود حمل می‌کنند. برای میزان نقره موجود در یک ایستگاه پایه 5G یا هر گیگاوات‌ساعت ظرفیت ذخیره‌سازی باتری نیز رقم استاندارد و رسمی منتشرشده‌ای وجود ندارد؛ بنابراین نمی‌توان به‌طور قابل اتکا این موارد را به میزان مشخصی از اونس نقره تبدیل کرد. در مجموع، تمام موارد قابل‌اندازه‌گیری از اخبار فناوری این دو هفته، کمتر از ۰.۱ میلیون اونس به تقاضای نقره اضافه می‌کنند. این رقم تنها تقاضای جدیدی را شامل می‌شود که مستقیماً از اخبار مذکور قابل ردیابی است و با رقم بسیار بزرگ‌تر پیش‌بینی تقاضای سالانه برای همین دسته از محصولات تفاوت دارد. بخش عمده اونس‌های نقره کجاست؟ نظرسنجی مشترک Metals Focus و Silver Institute نشان می‌دهد تقاضای بخش برق و الکترونیک، شامل صنعت انرژی خورشیدی، در سال ۲۰۲۵ به ۴۴۹.۵ میلیون اونس رسیده است. پیش‌بینی می‌شود این رقم در سال جاری با افت ۶ درصدی به ۴۲۲.۹ میلیون اونس کاهش یابد. پنل‌های خورشیدی عامل اصلی این کاهش هستند. پیش‌بینی می‌شود مصرف نقره در این بخش از ۱۸۶.۶ میلیون اونس به ۱۵۱ میلیون اونس کاهش پیدا کند. اما اگر انرژی خورشیدی را از این محاسبات کنار بگذاریم، تصویر کاملاً متفاوت می‌شود. میزان مصرف نقره در سایر بخش‌های این گروه از ۲۶۲.۹ میلیون اونس به ۲۷۱.۹ میلیون اونس افزایش خواهد یافت؛ یعنی حدود ۹ میلیون اونس بیشتر. این رقم ۹ میلیون اونس به‌صورت مستقیم در گزارش منتشر نشده و حاصل تفریق دو رقم منتشرشده در نظرسنجی است. میزان تقاضا در همین بخش در سال ۲۰۲۵ تقریباً ثابت بوده است؛ بنابراین افزایش امسال بیشتر به معنای بازگشت به مسیر رشد است تا ادامه یک روند صعودی بلندمدت. این نظرسنجی، زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، خودروها و سرمایه‌گذاری در شبکه برق را از جمله عوامل رشد تقاضا معرفی می‌کند. در عین حال، هشدار می‌دهد که پیش‌بینی امسال «به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای نامطمئن‌تر از حالت معمول» است. این موضوع برای سرمایه‌گذاران نقره چه معنایی دارد؟ در صنعت فناوری، بخش عمده تقاضای نقره نه از ماهواره‌ها و مراکز داده‌ای که در تیتر اخبار قرار می‌گیرند، بلکه از تعداد زیادی محصولات الکترونیکی مختلف ناشی می‌شود که هرکدام به مقدار کمی نقره نیاز دارند. پیش‌بینی می‌شود این تقاضا امسال حتی با وجود کاهش مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی افزایش یابد. در افق چندساله، این موضوع می‌تواند برای نقره مثبت باشد. با این حال، این روند تراز بازار نقره در سال جاری را تغییر نمی‌دهد. افزایش ۹ میلیون اونس تقاضا در بخش‌های غیرخورشیدی، بسیار کمتر از کاهش ۳۵.۶ میلیون اونس مصرف نقره در بخش خورشیدی است. بنابراین، مجموع تقاضای بخش الکترونیک همچنان در سال جاری کاهش خواهد یافت. آزمون بعدی، انتشار به‌روزرسانی میان‌دوره‌ای گزارش Metals Focus و Silver Institute است که انتظار می‌رود در ماه نوامبر منتشر شود. اگر تقاضای بخش الکترونیک خارج از انرژی خورشیدی پایین‌تر از سطح سال ۲۰۲۵ اعلام شود، استدلال مطرح‌شده درباره نقش فناوری در رشد تقاضای نقره ضعیف‌تر خواهد شد. اما تصویر بزرگ‌تر، کل بازار نقره است. Metals Focus و Silver Institute پیش‌بینی می‌کنند بازار نقره در سال جاری با کسری ۴۶.۳ میلیون اونس مواجه شود؛ رقمی که می‌تواند ششمین سال متوالی کسری بازار نقره باشد. تداوم رشد تقاضای الکترونیکی نیز در سال‌های آینده، پر کردن این شکاف عرضه و تقاضا را دشوارتر خواهد کرد. ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تداوم رکوردشکنی مس؛ موتور محرک هوش مصنوعی

قیمت مس به دلیل انتظارات از تقاضای قوی ناشی از سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، در سطوح بالا باقی مانده است. هرچند چشم‌انداز محتاطانه‌ در بازارهای جهانی همچنان ادامه دارد، اما عملکرد قوی سهام فناوری در بخش فلزات صنعتی به دقت زیر نظر است. به طور ویژه، انتظار می‌رود سرمایه‌گذاری عظیم در مراکز داده، مصرف مس را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش دهد. این تحولات باعث شده تا مس بخش قابل توجهی از سود خود را از زمان رسیدن به بالاترین رکورد خود در ماه گذشته حفظ کند. معاملات آتی مس در بورس فلزات لندن (LME) تغییرات محدودی را نشان داده و همچنان با قدرت در سطوح بالا معامله می‌شود. قیمت هر تن مس در این بورس به ۱۴,۴۱۳ دلار رسیده و در همین محدوده ثابت مانده است. این امر نشان می‌دهد که بازار همچنان به تداوم تقاضای صنعتی اطمینان دارد و سرمایه‌گذاران باوجود نوسانات جزئی، به مسیر صعودی این فلز خوش‌بین هستند. گسترش سریع مراکز داده، نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های الکتریکی را تشدید کرده است. چون این تأسیسات از مقدار قابل توجهی کابل برق و تجهیزات انتقال انرژی استفاده می‌کنند، انتظار می‌رود مصرف مس همگام با رشد بخش فناوری افزایش یابد. همچنین، قیمت مس ماه گذشته به بالاترین حد تاریخی خود رسید که یکی از دلایل اصلی آن، نگرانی‌ها از اعمال تعرفه‌های احتمالی ایالات متحده بر مس فرآوری‌شده بود. در نتیجه، مقادیر زیادی مس به سمت ایالات متحده روانه شد که نتیجه آن کاهش عرضه موجود در سایر مناطق جهان بود. این تغییر ناگهانی در جریان عرضه، نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش سریع قیمت‌های جهانی و شکل‌گیری وضعیت فعلی بازار داشته است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

آیا سهام اوراکل زیر ۱۵۰ دلار ارزش خرید دارد؟

سهام اوراکل پس از یک دوره رشد چشمگیر، در سال جاری مسیر متفاوتی را طی کرده و اکنون با فاصله قابل توجهی از سقف ۵۲ هفته‌ای خود معامله می‌شود. قیمت سهم که در مقطعی به بیش از ۳۲۲ دلار رسیده بود، اکنون به محدوده زیر ۱۵۰ دلار بازگشته است؛ افتی که توجه سرمایه‌گذاران را به این پرسش جلب کرده که آیا کاهش قیمت، فرصتی برای خرید ایجاد کرده یا نگرانی‌های موجود همچنان بر ارزش سهام سایه می‌اندازد. در یک نگاه  درآمد اوراکل در آخرین فصل ۳۰ درصد افزایش یافت و سود هر سهم تعدیل‌نشده نیز ۵۵ درصد رشد کرد.  کسب‌وکار زیرساخت ابری اوراکل در آخرین گزارش رشد سه‌رقمی داشته است.  حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از سفارش‌های تعهدشده اوراکل به اوپن‌ای‌آی مرتبط است.  با وجود افت شدید قیمت، ارزش‌گذاری فعلی سهم هنوز به اندازه‌ای پایین نیست که ریسک‌های شرکت را کاملاً جبران کند. اوراکل از شرکت‌هایی است که با گسترش هوش مصنوعی و افزایش تقاضا برای پردازش ابری، از ظرفیت رشد قابل توجهی برخوردار است. با این حال، افزایش بدهی و وابستگی قابل توجه به قراردادهای مرتبط با اوپن‌ای‌آی باعث شده بازار نسبت به چشم‌انداز رشد آینده شرکت محتاط‌تر شود. رشد قدرتمند اوراکل در سایه هوش مصنوعی اوراکل در آخرین گزارش مالی خود عملکرد قدرتمندی به نمایش گذاشت. درآمد شرکت ۳۰ درصد افزایش یافت و سود هر سهم بدون تعدیل نیز رشد ۵۵ درصدی را تجربه کرد. مهم‌تر از آن، فعالیت زیرساخت ابری شرکت با رشدی سه‌رقمی همراه شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد افزایش تقاضا برای ظرفیت پردازشی مرتبط با هوش مصنوعی می‌تواند به یکی از موتورهای اصلی رشد اوراکل تبدیل شود. گسترش پردازش‌های ابری و افزایش نیاز شرکت‌ها به پایگاه‌های داده و زیرساخت محاسباتی، موقعیت اوراکل را در بازار فناوری تقویت کرده است. بنابراین از منظر عملیاتی، عملکرد اخیر شرکت همچنان نشانه‌های مثبتی دارد. با این حال، واکنش بازار به این نتایج چندان مثبت نبوده است. دلیل اصلی را باید در نگرانی سرمایه‌گذاران درباره ساختار مالی شرکت و میزان وابستگی آن به برخی مشتریان بزرگ جست‌وجو کرد. وابستگی به اوپن‌ای‌آی؛ مهم‌ترین نگرانی بازار یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر سهام اوراکل، ارتباط گسترده این شرکت با اوپن‌ای‌آی است. حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از تعهدات عملکردی باقی‌مانده اوراکل به قراردادهای مرتبط با این شرکت اختصاص دارد؛ در حالی که مجموع این تعهدات حدود ۶۶۴ میلیارد دلار است. این ارقام از یک سو نشان‌دهنده قدرت قراردادهای آینده اوراکل هستند، اما از سوی دیگر تمرکز قابل توجهی ایجاد می‌کنند. اگر اوپن‌ای‌آی نتواند با سرعت مورد انتظار به سودآوری برسد یا توانایی پرداخت تعهدات خود را با مشکل مواجه کند، بخشی از چشم‌انداز رشد اوراکل نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد. از این منظر، رشد بالای تعهدات قراردادی لزوماً به معنای رشد قطعی درآمد و سود نیست و کیفیت و قابلیت تحقق این قراردادها اهمیت زیادی دارد. “ «به نظر من، مسئله اصلی در مورد اوراکل نه ضعف عملیاتی، بلکه شکاف میان کیفیت کسب‌وکار و قیمت‌گذاری آن است. رشد ۳۰ درصدی درآمد و جهش سه‌رقمی زیرساخت ابری نشان می‌دهد که موتور عملیاتی شرکت همچنان قدرتمند است، اما ارزش‌گذاری سهم باید ریسک تمرکز قراردادها و نیاز سرمایه‌ای سنگین برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را نیز منعکس کند. بنابراین افت اخیر را نباید صرفاً «ارزان شدن سهم» تلقی کرد؛ نقطه جذاب‌تر زمانی شکل می‌گیرد که قیمت سهام حاشیه امنیت بیشتری نسبت به ریسک‌های مالی و تمرکز درآمدی ایجاد کند.» بابک شیری آیا افت قیمت، سهم را ارزان کرده است؟ سهام اوراکل اکنون با قیمتی کمتر از ۲۳ برابر سود گذشته معامله می‌شود. بر اساس برآورد سود آینده نیز نسبت قیمت به سود سهم حدود ۱۸ برابر است؛ رقمی که اندکی پایین‌تر از میانگین حدود ۲۰ برابری شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ قرار دارد. در نگاه نخست، این اعداد نشان می‌دهند که افت قیمت سهم تا حدی ارزش‌گذاری آن را جذاب‌تر کرده است. اما مسئله اینجاست که سرمایه‌گذار در کنار فرصت رشد، ریسک بدهی بالا و تمرکز قابل توجه بر اوپن‌ای‌آی را نیز خریداری می‌کند. بنابراین کاهش قیمت به‌تنهایی برای تبدیل اوراکل به یک گزینه جذاب کافی نیست. جمع‌بندی اوراکل همچنان از یک کسب‌وکار قدرتمند، رشد سریع زیرساخت ابری و موقعیت مناسب در روند توسعه هوش مصنوعی برخوردار است. عملکرد مالی اخیر نیز نشان می‌دهد که تقاضا برای خدمات شرکت همچنان بالاست. با این حال، افت سهم از سقف بیش از ۳۲۲ دلار به محدوده زیر ۱۵۰ دلار لزوماً به معنای ایجاد یک فرصت خرید کم‌ریسک نیست. بدهی بالا و وابستگی قابل توجه به اوپن‌ای‌آی می‌تواند در صورت تغییر شرایط این شرکت، ریسک قابل توجهی برای چشم‌انداز اوراکل ایجاد کند. در نتیجه، با توجه به اطلاعات مورد بررسی، قیمت فعلی هنوز به اندازه‌ای پایین نیست که حاشیه امنیت کافی برای جبران این ریسک‌ها ایجاد کند و در شرایط کنونی، می‌توان گزینه‌های جذاب‌تری را در میان سهام فناوری پیدا کرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تحلیلگر ارشد دویچه‌بانک: الان وقت خرید طلاست یا مس؟

در یک نگاه دانیل غالی، رئیس تحقیقات فلزات دویچه‌بانک، معتقد است طلا پس از موج اخیر فروش، بیش‌ازحد افت کرده و سهم آن در سبد سرمایه‌گذاران به سطح پایینی رسیده است؛ به همین دلیل، خرید طلا را توصیه می‌کند. کاهش موقعیت‌های خرید و افزایش موقعیت‌های فروش نشان می‌دهد بازار طلا به مرحله‌ای نزدیک شده که فروشندگان ممکن است در حال تسلیم شدن باشند؛ با این حال، نقدینگی پایین در تعطیلات هفته طلایی چین می‌تواند یک موج فروش نهایی ایجاد کند. غالی درباره نقره به دلیل مازاد عرضه محتاط است، اما مس را به‌دلیل کمبود شدید عرضه، دارای بیشترین ظرفیت رشد می‌داند. دانیل غالی، رئیس بخش تحقیقات فلزات دویچه‌بانک، می‌گوید طلا پس از موج اخیر فروش، بیش‌ازحد تحت فشار قرار گرفته و سهم سرمایه‌گذاران از این فلز نیز کاهش یافته است. او معتقد است طلا با وجود فشار ناشی از افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و قیمت بالای نفت، توانسته است کف‌های ماه ژوئیه را حفظ کند؛ موضوعی که نشان‌دهنده مقاومت بازار است. غالی در گفت‌وگویی با بلومبرگ گفت طلا با وجود بازدهی اوراق ۱۰ساله آمریکا بالاتر از ۵ درصد و قیمت نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه، از ماه ژوئیه کف جدیدی ثبت نکرده است. به گفته او، این عملکرد، با توجه به فشار ناشی از افزایش بازده اوراق، نشانه‌ای از قدرت و انعطاف‌پذیری قیمت طلاست. او گفت طلا در حال حاضر بیش‌فروش‌شده و کمتر از حد معمول در سبد سرمایه‌گذاران نگهداری می‌شود و برای سال آینده جذاب به نظر می‌رسد. به گفته غالی، جنگ ایران باعث شده است سرمایه‌گذاران غیرالگوریتمی، به‌طور موقت از بازار طلا فاصله بگیرند. غالی افزود اگرچه وضعیت معاملات طلا از نظر موقعیت‌گیری به سال ۲۰۲۲ شباهت دارد، شرایط بنیادی فعلی متفاوت است. خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی و دیگر خریداران رسمی اکنون بیش از دو برابر سرعت آن در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ است. همچنین مشارکت سرمایه‌گذاران نهادی در بازار طلا از سال ۲۰۲۱ حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است. ▶️ مشاهده کنید:  تحلیل تکنیکال اونس جهانی طلا: طلا قبل از طوفان، حرکت بعدی می تواند همه چیز را عوض کند در یادداشتی به تاریخ ۳۰ سپتامبر، غالی موقعیت‌گیری بازار طلا را نزدیک به مرحله تسلیم توصیف کرده است. بر اساس این یادداشت، صندوق‌های دنبال‌کننده روند بزرگ‌ترین موقعیت خالص فروش خود از اکتبر ۲۰۲۱ را در اختیار دارند. معامله‌گران غیرالگوریتمی نیز موقعیت‌های خرید خود را نسبت به اوج ماه ژوئن حدود ۵۵ درصد کاهش داده‌اند و حجم موقعیت‌های باز در معاملات آتی طلای بورس کالای شیکاگو به سطحی بسیار پایین رسیده است. در این یادداشت آمده است ناتوانی طلا در ثبت کف‌های جدید، با وجود چنین فشار فروشی، می‌تواند نشان دهد بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران نهادی در سکوت مشغول جذب عرضه هستند. غالی در جریان کنفرانس سالانه انجمن بازار شمش لندن در شهر تفریحی سورنتو ایتالیا، به سرمایه‌گذاران توصیه کرد «در سورنتو خرید کنند». با این حال، او هشدار داد کاهش نقدینگی در جریان تعطیلات هفته طلایی چین ممکن است پیش از شکل‌گیری کف نهایی، بازار را با یک موج فروش دیگر روبه‌رو کند. به این ترتیب، احتمال دارد نوسان کوتاه‌مدت طلا همچنان بالا بماند و حتی پیش از آغاز روند تثبیت، یک افت نهایی رخ دهد. مسیر سیاست پولی فدرال رزرو و بازدهی ۵درصدی اوراق خزانه‌داری آمریکا همچنان مهم‌ترین مانع در برابر رشد طلاست. با این حال، دیدگاه غالی این است که تقاضای خریداران رسمی اکنون اثر فشار ناشی از نرخ بهره را تا حدی خنثی می‌کند. قیمت نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار نیز برای طلا اثری دوگانه دارد. از یک سو، نفت گران‌تر جذابیت طلا را به‌عنوان پوششی در برابر تورم و ریسک‌های ژئوپولیتیک افزایش می‌دهد؛ اما از سوی دیگر، می‌تواند به افزایش بازده اوراق و تشدید فشار بر طلا منجر شود. چشم‌انداز غالی برای دیگر فلزات گران‌بها و صنعتی یکسان نیست. او گفت نقره از کمبود شدید عرضه به سمت مازاد عرضه حرکت کرده است. ذخایر نقره در لندن به بالاترین سطح از نوامبر ۲۰۲۴ رسیده و تقاضای خورشیدی چین نیز در سال جاری حدود یک‌سوم کاهش یافته است. این شرایط می‌تواند زمینه کاهش بیشتر قیمت نقره و عملکرد ضعیف‌تر آن در مقایسه با طلا را فراهم کند. در مقابل، بازار مس با شدیدترین کمبود عرضه از دهه ۱۹۸۰ روبه‌روست. حدود ۷۰ درصد از ذخایر مس روی زمین در اختیار آمریکا و چین قرار دارد. غالی معتقد است مس در کوتاه‌مدت و میان‌مدت بیشترین ظرفیت رشد را در میان فلزات مورد بررسی دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ آیا بازار برای آزمون دوباره ۴۰۰۰ دلار آماده می‌شود؟

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

سه فلز، سه چشم‌انداز متفاوت؛ پیش‌بینی مهم دویچه‌بانک برای طلا، نقره و مس

در یک نگاه طلا: با وجود بازده بالای اوراق خزانه‌داری، نفت بالای ۱۰۰ دلار و فشارهای شدید بر بازار، افت طلا محدود بوده است. موقعیت‌های معاملاتی نزولی، اشباع فروش و کاهش مالکیت طلا در سبد سرمایه‌گذاران می‌تواند زمینه‌ساز ادامه رشد آن باشد. نقره: شرایط بنیادی آن نسبت به گذشته تغییر کرده و افزایش موجودی در لندن، کامکس و شانگهای در کنار کاهش تقاضای صنعتی چین، احتمال مازاد عرضه را افزایش داده است. مس: از دید دانیل غالی، بیشترین ظرفیت حرکت در میان فلزات می‌تواند متعلق به مس باشد؛ چرا که آمریکا و چین بخش بزرگی از موجودی جهانی را در ذخایر خود قفل کرده‌اند و بازار با کمبود شدید عرضه مواجه است. دانیل غالی، رئیس تحقیقات فلزات در دویچه‌بانک، می‌گوید طلا با وجود شرایط حاکم بر بازار اوراق قرضه و بازده بالای آن، عملکردی قابل‌توجه داشته است. در همین حال، بازار نقره احتمالاً وارد محدوده مازاد عرضه شده و بیشترین ظرفیت رشد در میان فلزات ممکن است در بازار مس دیده شود. غالی در مصاحبه‌ای با BNN Bloomberg که توسط یوتوتایمز بازنویسی و تررجمه شده است، گفت اگرچه افزایش بازده اوراق قرضه به بالاترین سطوح چند دهه اخیر، فشار زیادی بر قیمت طلا وارد کرده، اما این فلز در واقع بسیار بهتر از حد انتظار مقاومت کرده است. او گفت: «من در واقع معتقدم افت اخیر طلا بسیار محدود بوده است. بازار طلا با چشم‌اندازی کاملاً متفاوت برای سیاست فدرال رزرو مواجه شده است. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا به بالای ۵ درصد جهش کرده و قیمت نفت خام نیز بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله می‌شود. با این حال، قیمت طلا هنوز نتوانسته کف جدیدی پایین‌تر از سطح ماه ژوئیه ثبت کند. از نظر من، این عملکرد قیمتی بسیار قدرتمند و مقاومتی است.» چه چیزی می‌تواند موج صعودی بعدی طلا را آغاز کند؟ از غالی پرسیده شد چه عاملی می‌تواند جرقه حرکت صعودی بعدی طلا را بزند. به گفته وی: «از نظر ما، شرایط فعلی واقعاً یادآور سال ۲۰۲۲ است. وضعیت معاملات و موقعیت‌های سرمایه‌گذاران در بازار طلا احتمالاً نزولی‌ترین وضعیت از اکتبر ۲۰۲۱ را نشان می‌دهد. با این حال، رژیم حاکم بر بازار اکنون کاملاً متفاوت است.» او افزود: «نخست اینکه خریدهای بخش رسمی، یعنی بانک‌های مرکزی، اکنون با سرعتی بیش از دو برابر آن زمان انجام می‌شود. از سوی دیگر، شبکه سرمایه‌گذاران نهادی فعال در بازار طلا نیز احتمالاً از سال ۲۰۲۱ تاکنون حدود ۷۰ درصد رشد کرده است. حجم ذخایری که مدیران ذخایر ارزی می‌توانند برای سرمایه‌گذاری تخصیص دهند نیز افزایش یافته است.» ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟ «علاوه بر این، به نظر من دلایل مربوط به افزایش سهم طلا در سبد سرمایه‌گذاری نیز طی چند ماه گذشته تقویت شده است. بنابراین برای ما واقعاً عجیب است که سرمایه‌گذاران اختیاری و معامله‌گران فعال همچنان در حاشیه بازار باقی مانده‌اند.» وی ادامه داد: «عملکرد ضعیف طلا در شرایط جنگ ایران واقعاً برخی از فعالان بازار را شوکه کرده و باعث شده آنها همچنان از بازار فاصله بگیرند. اما وقتی به سال آینده نگاه می‌کنیم، معتقدیم شرایط بسیار قدرتمندی برای طلا شکل گرفته است. موقعیت‌های معاملاتی پایین است، طلا در وضعیت اشباع فروش قرار دارد و مالکیت آن در میان سرمایه‌گذاران نیز پایین است. بنابراین از نظر ما، اکنون زمان بسیار مناسبی برای طلا است.» طلا یا اوراق قرضه؟ از غالی پرسیده شد که سرمایه‌گذاران در شرایط فعلی چگونه باید میان طلا و اوراق قرضه تعادل برقرار کنند. او گفت: «فکر نمی‌کنم لازم باشد بین اوراق قرضه و طلا یکی را انتخاب کنید. آنچه اکنون در حال رخ دادن است و بازار آن را نادیده گرفته، این است که بازار نزولی اوراق خزانه‌داری آمریکا در واقع بخشی از نیاز سرمایه‌گذاران نهادی به متنوع‌سازی دارایی‌ها را افزایش داده است.» او توضیح داد: «اگر به اتفاقاتی که طی سال‌های گذشته برای برخی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران نهادی جهان، از جمله صندوق‌های بازنشستگی، موقوفات، تراست‌ها و شرکت‌های بیمه رخ داده نگاه کنیم، سهم دارایی‌های جایگزین در پرتفوی آنها طی ۲۰ سال گذشته به شکل چشمگیری افزایش یافته است.» «اما انواع دارایی‌های جایگزینی که این سرمایه‌گذاران به سمت آنها رفته‌اند، همچنان به بازده اوراق قرضه حساس هستند. در شرایط فعلی، بازار نزولی اوراق خزانه‌داری در واقع باعث می‌شود سرمایه‌گذاران نهادی در بخش دارایی‌های جایگزین، متنوع‌سازی بیشتری به سمت طلا داشته باشند.» تغییر چشم‌انداز بازار نقره غالی در ادامه درباره بازار نقره صحبت کرد؛ بازاری که در ماه‌های ابتدایی سال به رکوردهای تاریخی جدیدی رسیده بود، اما پس از آغاز جنگ ایران حدود ۵۰ درصد عقب‌نشینی کرد. او گفت: «شرایط بازار نقره به‌طور چشمگیری تغییر کرده است. ما با بازاری مواجهیم که از نظر دسترسی به موجودی فیزیکی، احتمالاً در سال گذشته به کمیاب‌ترین وضعیت خود از زمان تلاش برادران هانت برای در اختیار گرفتن بازار، یعنی تقریباً نیم قرن پیش، رسیده بود.» «اما امروز چشم‌انداز دسترسی به فلز فیزیکی کاملاً متفاوت است. معیار ما برای موجودی آزاد نقره در لندن، یعنی حجم فلزی که در خزانه‌های تجاری لندن نگهداری می‌شود و برای خرید در دسترس است، اکنون دوباره به بالاترین سطح خود از نوامبر ۲۰۲۴ رسیده است.» او افزود: «در همین حال، بورس کامکس که در ابتدا موج عظیمی از واردات نقره به آمریکا را جذب کرد، همچنان با مازاد موجودی قابل‌توجهی مواجه است؛ موجودی‌ که نسبت به حجم موقعیت‌های باز بازار بسیار بزرگ است. بنابراین اگر موجودی نقره در لندن دوباره با کمبود مواجه شود، همچنان یک پشتوانه عرضه در CME وجود دارد. در همین حال، موجودی نقره در شانگهای نیز افزایش یافته است.» قیمت بالای نقره، تقاضا را کاهش داده است غالی تأکید کرد که داستان نقره تنها به موجودی انبارها محدود نمی‌شود و افزایش قیمت‌ها نیز ساختار تقاضا را تغییر داده است. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا سرمایه‌گذاران ممکن است حتی طلا را هم بفروشند؟ او گفت: «سطح بالای قیمت‌ها در واقع باعث شده تخریب تقاضا با سرعت بسیار زیادی اتفاق بیفتد. برآورد ما از تقاضای صنعتی چین برای نقره، به‌ویژه در بخش انرژی خورشیدی، این است که این تقاضا در سال ۲۰۲۶ نسبت به سال گذشته حدود یک‌سوم کاهش یافته است.» «بنابراین اکنون بازار با موجودی بیشتری مواجه است که باید کسری کوچک‌شده عرضه را پوشش دهد و حتی ممکن است در سال آینده شاهد مازاد فیزیکی در بازار اولیه نقره باشیم.» از غالی پرسیده شد که آیا این شرایط می‌تواند به معنای ادامه افت قیمت نقره باشد. او پاسخ داد: «شرایط فعلی قیمت نقره به گونه‌ای است که می‌تواند به عملکرد ضعیف‌تر آن نسبت به طلا منجر شود؛ به عبارت دیگر، نسبت نقره به طلا ممکن است کاهش پیدا کند. این شرایط همچنین به معنای محیطی با نوسان محدودتر است.» او ادامه داد: «بازار دائماً انتظار دارد همان نوع حرکاتی را که سال گذشته شاهد بودیم دوباره تکرار شود، اما شرایط بنیادی بازار نقره به‌شدت تغییر کرده است. بنابراین ما انتظار چنین حرکاتی را نداریم و معتقدیم افزایش دسترسی به نقره در ادامه مسیر، به کاهش نوسانات و عملکرد ضعیف‌تر این فلز منجر خواهد شد.» مس؛ فلزی با بیشترین ظرفیت رشد؟ غالی در پایان گفت برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال بیشترین ظرفیت رشد در کوتاه‌مدت و میان‌مدت هستند، مس جذاب‌ترین گزینه در میان فلزات است. او گفت: «از نظر ما، قطعاً همین‌طور است؛ به‌ویژه با توجه به اندازه حرکاتی که می‌توانیم در بازار شاهد باشیم.» «ما انتظار داریم واکنش قیمت مس به تحولات بازار هرچه بیشتر حالت محدب پیدا کند؛ چرا که معتقدیم بازار مس با شدیدترین کمبود عرضه ثبت‌شده از دهه ۱۹۸۰ تاکنون مواجه است.» او توضیح داد: «آنچه فکر می‌کنیم اکنون در حال رخ دادن است، این است که انباشت ذخایر در دو کشور آمریکا و چین که طی سال‌های گذشته ادامه داشته، بخش بزرگی از موجودی مس موجود در سطح جهان را از چرخه بازار خارج کرده است.» غالی افزود: «به بیان دیگر، آمریکا و چین در مجموع احتمالاً حدود ۷۰ درصد از کل موجودی مس جهان را در اختیار خود قفل کرده‌اند. این شرایط نشان‌دهنده کمبود بسیار جدی در بازار مس است و انتظار داریم قیمت‌ها در نتیجه این وضعیت افزایش پیدا کنند.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک‌های مرکزی بی‌سروصدا طلا جمع می‌کنند؛ یک تغییر بزرگ در راه است؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟

در یک نگاه چشم‌انداز کوتاه‌مدت طلا: کارلی گارنر انتظار دارد طلا پس از ریزش اخیر، در ماه اکتبر یک رالی اصلاحی داشته باشد. هدف صعودی: در سناریوی واقع‌بینانه، طلا می‌تواند تا محدوده ۴۵۰۰ دلار رشد کند و در سناریوی خوش‌بینانه‌تر به حدود ۴۶۵۰ دلار برسد. دیدگاه بلندمدت: گارنر همچنان نسبت به طلا نزولی است و معتقد است رشد احتمالی تا ۴۵۰۰–۴۶۰۰ دلار می‌تواند فرصت مناسبی برای ایجاد موقعیت فروش باشد. سرمایه‌گذاران طلا که در پی آخرین موج فروش متحمل زیان شده‌اند، ممکن است در ماه اکتبر اندکی نفس راحت بکشند؛ چراکه به گفته یکی از استراتژیست‌های بازار، با وجود چشم‌انداز نزولی او نسبت به طلا در بلندمدت، شرایط فعلی می‌تواند فرصت مناسبی برای یک معامله صعودی کوتاه‌مدت و تاکتیکی فراهم کرده باشد. کارلی گارنر، هم‌بنیان‌گذار شرکت کارگزاری DeCarley Trading، در گفت‌وگو با کیتکو که توسط تیم یوتوتایمز بازنویسی و ترجمه شده است، گفت کاهش قیمت طلا، وجود سطوح حمایتی تکنیکال و روندهای فصلی مساعد، شرایط جذابی را برای یک بازگشت کوتاه‌مدت قیمت این فلز گران‌بها ایجاد کرده است. او گفت: «آیا فکر می‌کنم طلا به ۵ هزار یا ۵۵۰۰ دلار می‌رسد؟ نه، این‌طور فکر نمی‌کنم. اما معتقدم حرکت ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار بعدی احتمالاً به سمت صعود خواهد بود.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک‌های مرکزی بی‌سروصدا طلا جمع می‌کنند؛ یک تغییر بزرگ در راه است؟ گارنر خاطرنشان کرد که طلا در این مقطع از سال، به‌طور تاریخی از عوامل فصلی مثبت بهره برده است. بر اساس داده‌های فصلی که او دنبال می‌کند، خرید طلا در حوالی ۲۹ سپتامبر و نگهداری آن تا ۲۵ اکتبر، طی ۱۵ سال گذشته در ۱۲ سال با سود همراه بوده است. همزمان، قراردادهای آتی طلای دسامبر نیز در جریان آخرین موج شدید فروش، توانسته‌اند یک خط روند مهم روزانه را حفظ کنند. با این حال، گارنر تأکید کرد که آنچه او انتظار دارد، یک «رالی اصلاحی» یا بازگشت موقت قیمت است، نه آغاز یک روند صعودی بلندمدت جدید. گارنر در جدیدترین پیشنهاد خود گفت معامله تاکتیکی اصلی این شرکت، یک استراتژی اختیار معامله است که برای بهره‌برداری از احتمال بازگشت قیمت طلا طراحی شده است. او افزود برای کاهش ریسک، معامله‌گران می‌توانند به‌جای قراردادهای استاندارد، از اختیار معامله روی قراردادهای مینی طلا یا حتی قراردادهای یک‌اونسی استفاده کنند. گارنر گفت انتظار دارد حمایت محدوده ۴۰۰۰ دلار حفظ شود. به گفته او، ترکیب حفظ خط روند تکنیکال طلا و نوسانات اخیر مربوط به دوره نخستین اعلام تحویل قرارداد اکتبر، نشان می‌دهد که بازار ممکن است دست‌کم به‌طور موقت به یک کف قیمتی رسیده باشد. در سمت صعودی، گارنر در سناریوی خوش‌بینانه خود احتمال رشد طلا تا میانگین متحرک ۲۰۰روزه، در محدوده ۴۶۵۰ دلار، را مطرح می‌کند؛ هرچند هدف واقع‌بینانه‌تر او برای این حرکت تاکتیکی، حدود ۴۵۰۰ دلار است. بهبود شرایط بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا می‌تواند محرک حرکت بعدی طلا باشد. گارنر معتقد است قیمت اوراق خزانه‌داری ممکن است پس از سال‌ها ضعف، به یک «کف نهایی و شدید» یا همان Blow-off Bottom نزدیک شده باشد. او در عین حال اذعان کرد که نوسانات بازار اوراق می‌تواند حتی شدیدتر شود، اما گفت هر نشانه‌ای از ثبات در بازار خزانه‌داری آمریکا می‌تواند به طلا فرصت دهد تا یک بازگشت صعودی را تجربه کند. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا سرمایه‌گذاران ممکن است حتی طلا را هم بفروشند؟ به گفته وی: «به محض اینکه نشانه‌ای از هر نوع ثبات در بازار اوراق خزانه‌داری دیده شود، فکر می‌کنم طلا فرصت یک رالی اصلاحی را پیدا خواهد کرد. ریسک اینجا است که در چنین حرکات انفجاری، هیچ محدودیتی برای شدت آشفتگی وجود ندارد.» با وجود این شرایط صعودی در کوتاه‌مدت، گارنر تأکید کرد که دیدگاه کلی و بلندمدت نزولی خود نسبت به طلا را کنار نگذاشته است. او در واقع معتقد است اگر طلا به محدوده ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ دلار بازگردد، این سطوح فرصت بسیار جذاب‌تری برای ایجاد موقعیت‌های فروش در اختیار او قرار خواهد داد. گارنر گفت: «من به هیچ وجه دیدگاه صعودی ندارم. اگر طلا به محدوده ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ دلار برسد، ترجیح می‌دهم از آنجا دیدگاه نزولی داشته باشم.» نگرانی اصلی گارنر در بلندمدت، دلار آمریکا است. او اشاره کرد که دلار در اوایل سال جاری میلادی یک خط روند تقریباً ۲۰ساله را آزمایش کرده است؛ خط روندی که در گذشته بارها باعث بازگشت‌های قابل‌توجه دلار شده است. او انتظار دارد دلار در نهایت از روند صعودی تدریجی فعلی خود خارج شده و وارد یک حرکت صعودی قدرتمندتر شود؛ اتفاقی که می‌تواند فشار تازه‌ای بر فلزات گران‌بها وارد کند. او گفت: «فکر می‌کنم این اتفاق در نهایت ضربه نهایی را به فلزات، یعنی طلا و نقره، وارد خواهد کرد.» گارنر در مورد مس نیز ریسک‌های نزولی مشابهی را در میان‌مدت می‌بیند و بخشی از این دیدگاه را نیز به احتمال تقویت دلار آمریکا مرتبط می‌داند. اگرچه مس به یکی از کامودیتی‌های محبوب در معاملات مرتبط با هوش مصنوعی و برقی‌سازی اقتصاد تبدیل شده است، گارنر معتقد است این فلز اکنون در حال آزمایش یک سطح مقاومت تکنیکال بلندمدت مهم است؛ سطحی که در گذشته بارها پیش از اصلاح‌های قابل‌توجه قیمت قرار داشته است. او توضیح داد که مس برای پنجمین بار در حال آزمایش یک خط روند تقریباً ۲۰ساله است و برخوردهای قبلی با این خط روند با افت‌های شدید قیمت همراه بوده‌اند. با این حال، گارنر پیش‌بینی نمی‌کند که افت‌های تاریخی بسیار شدید گذشته تکرار شوند، اما معتقد است اصلاحی در محدوده ۳۰ تا ۵۰ درصد همچنان امکان‌پذیر است. چشم‌انداز نزولی گارنر برای مس همچنین با دیدگاه کلی او درباره احتمال آغاز یک حرکت صعودی مهم‌تر در ارزش دلار آمریکا همخوانی دارد. به گفته او، بازارها تا حد زیادی دلار را نادیده گرفته‌اند، چرا که موج‌های صعودی قبلی بارها متوقف شده‌اند؛ اما او انتظار دارد این شرایط تغییر کند. گارنر گفت: «فکر می‌کنم دلار شروع به شکستن برخی موانع خواهد کرد» و افزود که بازارهای مالی هنوز تأثیر بالقوه تقویت دلار آمریکا را به‌طور کامل در قیمت‌ها لحاظ نکرده‌اند. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا سقوط کرد و برگشت؛ اتفاق بعدی برای قیمت طلا چیست؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

اسکوندیدا در آستانه اعتصاب؛ آیا بازار جهانی مس با شوک عرضه روبه‌رو می‌شود؟

مذاکرات کارگری در معدن اسکوندیدا در شیلی، بزرگ‌ترین معدن مس جهان، وارد مرحله‌ای حساس شده است. ناظران و سرپرستان این معدن روز چهارشنبه پیشنهاد نهایی شرکت بی‌اچ‌پی برای قرارداد جمعی جدید را رد کردند؛ تصمیمی که مسیر را برای احتمال اعتصاب در این معدن مهم مس هموار کرده است. در یک نگاه ۹۵ درصد اعضای شرکت‌کننده در رأی‌گیری اتحادیه سرپرستان اسکوندیدا به اعتصاب رأی دادند.  اتحادیه حدود ۱٬۰۲۰ عضو دارد و پیشنهاد نهایی بی‌اچ‌پی را رد کرده است.  طبق قانون شیلی، اکنون یک دوره پنج‌روزه میانجی‌گری اجباری آغاز می‌شود که با توافق طرفین می‌تواند پنج روز دیگر تمدید شود.  اسکوندیدا بزرگ‌ترین معدن مس جهان است و بی‌اچ‌پی ۵۷.۵ درصد آن را در اختیار دارد؛ ریو تینتو ۳۰ درصد و شرکت ژاپنی جکو ۱۲.۵ درصد سهم دارند. اتحادیه نماینده سرپرستان اسکوندیدا حدود ۱٬۰۲۰ عضو دارد و هفته گذشته پیشنهاد نهایی شرکت را دریافت کرده بود. این اتحادیه پیش از رأی‌گیری از اعضای خود خواسته بود پیشنهاد بی‌اچ‌پی را نپذیرند و در نهایت ۹۵ درصد اعضای شرکت‌کننده در رأی‌گیری به اقدام اعتصابی رأی دادند. اختلاف بر سر قرارداد جدید ریشه اصلی اختلاف به پیشنهاد جدید بی‌اچ‌پی برای قرارداد جمعی کارکنان بازمی‌گردد. اتحادیه معتقد است پیشنهاد ارائه‌شده افزایش معناداری نسبت به قرارداد فعلی ایجاد نمی‌کند و در مقابل، مسئولیت‌های جدیدی را برای سرپرستان در نظر گرفته است. یکی از موارد مورد اعتراض اتحادیه، الزام سرپرستان به آموزش برای انجام برخی وظایف عملیاتی، از جمله رانندگی کامیون‌ها است. اتحادیه این تغییرات را متناسب با نقش و مسئولیت سرپرستان نمی‌داند و اعلام کرده است که پیشنهاد شرکت سهم این کارکنان در تولید و سودآوری معدن را به اندازه کافی مورد توجه قرار نداده است. در مقابل، بی‌اچ‌پی روایت متفاوتی دارد. این شرکت اعلام کرده پیشنهاد ارائه‌شده شامل بهبود شرایط و مزایای جدیدی فراتر از توافق جمعی فعلی بوده است. بی‌اچ‌پی همچنین گفته ممکن است از اداره بازرسی کار شیلی درخواست میانجی‌گری اجباری کند تا امکان دستیابی به توافقی مورد قبول دو طرف فراهم شود. حادثه مرگبار و افزایش حساسیت مذاکرات مذاکرات در شرایطی ادامه پیدا کرده که چند روز پیش یک حادثه مرگبار در اسکوندیدا رخ داده است. بی‌اچ‌پی اعلام کرد یکی از کارکنان این معدن در جریان یک حادثه مرتبط با عملیات تعمیر و نگهداری در ۲۳ سپتامبر جان خود را از دست داده است. پس از این حادثه، عملیات معدن برای بررسی‌های ایمنی متوقف و سپس به‌تدریج از سر گرفته شد. اتحادیه سرپرستان پیش از رأی‌گیری با درخواست شرکت برای تمدید مذاکرات پس از این حادثه موافقت نکرد. در نتیجه، موضوع ایمنی نیز در فضای مذاکرات کارگری به یکی از عوامل مهم زمینه‌ای تبدیل شده است؛ هرچند اختلاف رسمی بر سر مفاد قرارداد و شرایط کاری همچنان محور اصلی روند چانه‌زنی است. مرحله بعد؛ میانجی‌گری دولت شیلی رد پیشنهاد به معنای آغاز فوری اعتصاب نیست. بر اساس قوانین کار شیلی، پس از این مرحله طرفین باید وارد یک دوره پنج‌روزه میانجی‌گری اجباری تحت نظارت دولت شوند. در صورت توافق دو طرف، این دوره می‌تواند برای پنج روز دیگر نیز تمدید شود. بنابراین در کوتاه‌مدت، مسیر مذاکرات همچنان باز است و نتیجه میانجی‌گری می‌تواند تعیین کند که اختلاف به توافق جدید ختم شود یا به توقف فعالیت‌های کارگری برسد. اهمیت این روند از آنجا بیشتر می‌شود که اسکوندیدا در قلب زنجیره جهانی عرضه مس قرار دارد. بی‌اچ‌پی در حال حاضر ۵۷.۵ درصد از این معدن را در اختیار دارد و ریو تینتو با ۳۰ درصد و جکو ژاپن با ۱۲.۵ درصد دیگر سهام‌داران آن هستند. “ «از منظر بازار، نکته مهم در این رویداد ترکیب ریسک عملیاتی و ریسک عرضه است. اسکوندیدا در شرایطی با تنش کارگری مواجه شده که مس هم‌زمان در مرکز روندهای بلندمدت مرتبط با برقی‌سازی، توسعه شبکه‌های برق و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی قرار دارد. بنابراین حساسیت بازار نسبت به اختلال در معادن بزرگ می‌تواند بیش از گذشته باشد. با این حال، واکنش قیمتی پایدار تنها در صورتی قابل توجیه خواهد بود که اختلاف کارگری از مرحله مذاکرات عبور کند و به اختلال واقعی و معنادار در تولید منجر شود؛ از این رو، نتیجه میانجی‌گری پنج‌روزه و موضع نهایی اتحادیه، مهم‌تر از خود خبر رد پیشنهاد خواهد بود.» بابک شیری چرا اسکوندیدا برای بازار مس اهمیت دارد؟ اسکوندیدا تنها یک معدن بزرگ نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین منابع تولید مس در جهان است. این معدن در صحرای آتاکاما در شمال شیلی قرار دارد و دو معدن روباز آن خوراک سه کارخانه فرآوری و دو واحد لیچینگ را تأمین می‌کنند. بی‌اچ‌پی در گزارش سالانه خود اعلام کرده که تولید اسکوندیدا در سال مالی ۲۰۲۵ به بالاترین سطح در ۱۷ سال گذشته رسید و نسبت به سال قبل ۱۶ درصد افزایش یافت. همین جایگاه تولیدی باعث می‌شود هرگونه اختلال معنادار در فعالیت این معدن برای بازار جهانی مس قابل توجه باشد. با این حال، در شرایط فعلی هنوز نمی‌توان از وقوع قطعی اعتصاب یا میزان اثر آن بر تولید مس سخن گفت. طرفین ابتدا باید دوره میانجی‌گری قانونی را پشت سر بگذارند و نتیجه مذاکرات مشخص شود. جمع‌بندی رد پیشنهاد بی‌اچ‌پی توسط اتحادیه سرپرستان اسکوندیدا، اختلافات کارگری در بزرگ‌ترین معدن مس جهان را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. رأی ۹۵ درصدی اعضای شرکت‌کننده به اقدام اعتصابی نشان می‌دهد فاصله میان طرفین همچنان قابل توجه است، اما سازوکار قانونی شیلی پیش از هرگونه توقف فعالیت، فرصت دیگری برای مذاکره فراهم کرده است. برای بازار مس، اهمیت اصلی این رویداد نه صرفاً در احتمال اعتصاب، بلکه در محل وقوع آن است. اسکوندیدا یکی از ستون‌های عرضه جهانی مس محسوب می‌شود و هرگونه اختلال پایدار در تولید آن می‌تواند توجه بازارهای کالا را به خود جلب کند. با این حال، تا زمان مشخص شدن نتیجه میانجی‌گری، هرگونه برآورد درباره میزان کاهش تولید یا اثر دقیق آن بر قیمت مس زودهنگام خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

معامله‌گران بزرگ این هفته چه خریدند و چه فروختند؟ از طلا و نفت تا بیت‌کوین

در یک نگاه یورو زیر فشار شدید فروش قرار گرفت؛ خالص موقعیت معامله‌گران بزرگ به منفی ۵۲ هزار قرارداد سقوط کرد که یکی از بزرگ‌ترین تغییرات هفتگی بازار فارکس بود. طلا همچنان محبوب‌ترین دارایی سفته‌بازان بزرگ است؛ با وجود کاهش جزئی، خالص موقعیت خرید طلا بالای ۲۲۵ هزار قرارداد باقی ماند. بدبینی به سهام آمریکا افزایش یافت؛ خالص موقعیت فروش در S&P 500 بیش از ۳۲ هزار قرارداد رشد کرد و به ۱۳۳ هزار قرارداد رسید. بیت‌کوین سیگنال مثبت ملایمی دریافت کرد؛ خالص موقعیت خرید افزایش یافت، اما اتریوم با کاهش موقعیت‌های صعودی مواجه شد. بازار کالاها همچنان مورد توجه است؛ نفت، مس، سویا و ذرت شاهد موقعیت‌های خرید قدرتمند بودند، در حالی که گاز طبیعی بزرگ‌ترین خالص موقعیت فروش را ثبت کرد. اختصاصی یوتوتایمز؛ در ادامه گزارش هفتگی COT (Commitments of Traders) مربوط به هفته منتهی به ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ را با نگاهی به ترکیب دقیق تغییرات خرید و فروش بررسی می‌کنیم، نه فقط اعداد نهایی. یادآوری مهم: داده‌های COT با یک هفته تأخیر منتشر می‌شوند و صرفاً موقعیت‌گیری گذشته معامله‌گران بزرگ (غیرتجاری) را نشان می‌دهند؛ این گزارش جنبه خبری-تحلیلی دارد و توصیه سرمایه‌گذاری نیست. ۱. ین ژاپن؛ بزرگ‌ترین چرخش هفته ین این هفته پرحادثه‌ترین ارز بازار فارکس بود. موقعیت‌های خرید ۴۵,۶۷۷ قرارداد کاهش یافت و به ۱۹۲,۲۷۴ قرارداد رسید، در حالی که موقعیت‌های فروش تنها ۲,۷۰۰ قرارداد افزایش یافت و به ۱۲۰,۲۹۲ قرارداد رسید. نتیجه این ترکیب، افت ۴۸,۳۷۷ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را از سطوح بسیار بالای هفته قبل به ۷۱,۹۸۲ قرارداد رساند. نکته تحلیلی مهم این‌جاست: این افت عمدتاً از محل بسته‌شدن موقعیت‌های خرید قبلی رخ داده، نه ورود فروشندگان تازه؛ چرا که موقعیت‌های فروش تقریباً بدون تغییر باقی مانده‌اند. یعنی معامله‌گرانی که هفته‌های اخیر بر خرید ین شرط بسته بودند، بخش بزرگی از سود خود را برداشت کرده‌اند، اما دیدگاه کلی بازار هنوز خالص خرید (نه فروش) روی ین باقی مانده است. ۲. یورو؛ سنگین‌ترین ریزش موقعیت خالص در کل جدول یورو رکورددار بدترین تغییر هفتگی در میان ارزهای اصلی بود. موقعیت خرید ۱۱,۷۰۸ قرارداد افزایش یافت (به ۲۲۰,۷۰۸ قرارداد)، اما هم‌زمان موقعیت فروش با جهشی سنگین ۳۷,۰۴۹ قراردادی به ۲۷۳,۰۴۲ قرارداد رسید. وقتی رشد فروش به‌مراتب بیشتر از رشد خرید باشد، نتیجه اجتناب‌ناپذیر است: موقعیت خالص یورو ۲۵,۳۴۱ قرارداد افت کرد و از منفی ۲۶,۹۹۳ به منفی ۵۲,۳۳۴ قرارداد رسید — تقریباً دو برابر شدن بدبینی نسبت به هفته قبل. برخلاف ین، اینجا داستان صرفاً بسته‌شدن معاملات قدیمی نیست؛ ورود فعال فروشندگان تازه محرک اصلی این افت بوده است. ۳. پوند انگلیس؛ تشدید بدبینی پوند نیز مسیر مشابهی را طی کرد. موقعیت خرید ۱۴,۸۷۶ قرارداد کاهش یافت (به ۵۴,۴۵۵ قرارداد) و موقعیت فروش ۸,۹۷۷ قرارداد افزایش داشت (به ۱۳۷,۰۲۳ قرارداد). موقعیت خالص فروش پوند با افت ۲۳,۸۵۳ قراردادی به منفی ۸۲,۵۶۸ قرارداد رسید؛ یکی از بدبینانه‌ترین سطوح اخیر برای این ارز. ۴. شاخص دلار آمریکا (DXY)؛ نوسان جزئی در سطح بالا شاخص دلار این هفته رفتار نسبتاً باثباتی داشت. موقعیت‌های خرید ۱,۷۹۷ قرارداد افزایش یافت و به ۲۷,۷۶۸ قرارداد رسید؛ هم‌زمان موقعیت‌های فروش نیز ۲,۰۶۰ قرارداد افزایش یافت و به ۱۷,۴۳۸ قرارداد رسید. از آنجا که رشد فروش اندکی بیشتر از رشد خرید بود، موقعیت خالص خرید دلار با افت جزئی ۲۶۳ قراردادی به ۱۰,۳۳۰ قرارداد رسید — تقریباً بدون تغییر محسوس نسبت به هفته قبل (۱۰,۵۹۳ قرارداد). نکته تحلیلی این‌جاست: برخلاف یورو و پوند که افت موقعیت خالص آن‌ها از ورود سنگین فروشندگان تازه ناشی می‌شد، در دلار هر دو طرف بازار (هم خرید و هم فروش) به‌طور هم‌زمان و با شدت نزدیک به هم رشد کرده‌اند. این یعنی معامله‌گران در حال افزایش فعالیت کلی روی دلار هستند، اما بدون تغییر جهت‌گیری قابل‌توجه — نوعی «تثبیت در بلاتکلیفی» پس از روند نزولی نسبتاً تند دو هفته اخیر (که در ۱۵ سپتامبر با افت ۷,۰۱۱ قراردادی همراه بود). ✔️ بیشتر بخوانید: چشم‌انداز هفته پیش‌رو؛ داده‌های اشتغال و تورم، مسیر انتظارات نرخ بهره را تعیین می‌کنند ۵. بازار سهام آمریکا؛ دو مسیر کاملاً متضاد اینجا جالب‌ترین بخش گزارش این هفته رقم خورد. S&P 500: موقعیت خرید ۲۲,۲۴۷ قرارداد کاهش یافت و موقعیت فروش هم‌زمان ۱۰,۵۲۰ قرارداد افزایش داشت. نتیجه، افت ۳۲,۷۶۷ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را به منفی ۱۳۳,۲۲۸ قرارداد رساند — بزرگ‌ترین تغییر منفی در کل جدول شاخص‌های سهام. نزدک-۱۰۰: دقیقاً برعکس؛ موقعیت خرید ۳,۴۴۵ قرارداد افزایش یافت، اما نکته اصلی کاهش شدید ۱۸,۹۸۷ قراردادی موقعیت‌های فروش بود. این ترکیب موقعیت خالص نزدک را ۲۲,۴۳۲ قرارداد بهبود بخشید و به ۵۶,۱۵۰ قرارداد خرید رساند. این واگرایی نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ در همین لحظه، نسبت به سهام «سنتی‌تر» S&P محتاط‌تر شده‌اند، در حالی که به سهام فناوری‌محور نزدک خوش‌بین‌تر باقی مانده‌اند. VIX: موقعیت خرید ۱۰,۹۷۴ قرارداد کاهش و فروش ۱۸,۲۷۹ قرارداد کاهش یافت؛ موقعیت خالص با بهبود ۷,۳۰۵ قراردادی به منفی ۷۹,۲۸۰ قرارداد رسید — نشانه‌ای از کاهش جزئی نگرانی نسبت به نوسان بازار. ۶. طلا؛ ثبات نسبی در سطح بالا موقعیت خرید طلا ۴,۰۷۷ قرارداد کاهش یافت (به ۲۵۳,۹۸۲ قرارداد)، در حالی که فروش تقریباً بدون تغییر (۴۰۸+ قرارداد) باقی ماند. موقعیت خالص خرید تنها ۴,۴۸۵ قرارداد افت کرد و در سطح بسیار بالای ۲۲۵,۸۵۳ قرارداد ماند؛ طلا همچنان دومین موقعیت خالص خرید بزرگ گزارش پس از ذرت است. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ آیا افت اخیر مقدمه بازگشت دوباره خریداران است؟ ۷. مس؛ جهش قابل‌توجه به سمت خوش‌بینی برخلاف اکثر بازارها، مس این هفته یکی از قوی‌ترین حرکات مثبت را ثبت کرد. موقعیت خرید ۱۲,۲۳۳ قرارداد افزایش یافت و موقعیت فروش ۳,۱۵۵ قرارداد کاهش داشت. نتیجه، جهش ۱۵,۳۸۸ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را به ۹۰,۵۲۲ قرارداد رساند — بزرگ‌ترین بهبود مثبت در کل جدول کالاها و فلزات. ۸. بیت‌کوین و اتریوم بیت‌کوین با رشد هم‌زمان خرید (+۹۱۴) و فروش (+۶۲۶)، موقعیت خالص را اندکی به ۲,۷۵۶ قرارداد رساند (رشد ۲۸۸ قراردادی)؛ رفتاری محتاطانه اما مثبت. اتریوم برعکس، با رشد فروش (+۲,۶۶۷) بیشتر از خرید (+۱,۸۷۱)، افت ۷۹۶ قراردادی در موقعیت خالص را تجربه کرد و به ۲,۳۵۹ قرارداد رسید. ۹. سایر بازارها به‌طور خلاصه دلار کانادا: موقعیت خالص فروش با افت ۱۵,۶۳۳ قراردادی به منفی ۵۳,۲۱۰ قرارداد رسید. دلار استرالیا: خالص فروش منفی ۴۶,۸۱۴ قرارداد (تغییر ۷,۹۰۸-). دلار نیوزیلند: یکی از بدترین تغییرات هفته با افت ۲۱,۸۹۸ قراردادی، از خالص خرید به خالص فروش (منفی ۱۱,۳۸۰ قرارداد) چرخید. نفت WTI: خالص خرید با رشد ۵,۲۰۱ قراردادی به ۱۴۱,۱۰۶ قرارداد رسید. گاز طبیعی: عمیق‌ترین خالص فروش گزارش با منفی ۲۱۶,۵۳۰ قرارداد. سویا: رشد چشمگیر ۲۰,۳۹۸ قراردادی، خالص خرید به ۲۸۱,۵۸۱ قرارداد رسید. شکر و پنبه: هر دو با افت شدید موقعیت خالص (به ترتیب ۱۸,۱۱۱- و ۱۳,۷۴۵-) مواجه شدند. جمع‌بندی مهم‌ترین پیام گزارش این هفته، تشدید همزمان بدبینی نسبت به یورو، پوند و ین از یک سو، و واگرایی عمیق میان دو شاخص اصلی سهام آمریکا از سوی دیگر است. افت موقعیت خالص ین بیشتر از جنس بستن معاملات قدیمی بود، اما ریزش یورو و پوند با ورود فعال فروشندگان تازه همراه شد. در همین حال، طلا در سطح بالای خود ثابت ماند و مس یکی از قوی‌ترین بهبودهای هفته را ثبت کرد. با این حال، این داده‌ها تنها تصویری از موقعیت‌گیری گذشته است و نباید به‌تنهایی مبنای تصمیم معاملاتی قرار گیرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

سقوط سهام اوراکل؛ چرا اوراکل می‌خواهد از تعهدات مالی پروژه ژوپیتر فاصله بگیرد؟

سهام اوراکل روز پنجشنبه تحت فشار قرار گرفت و بیش از ۴ درصد کاهش یافت؛ افتی که در شرایط عادی می‌توانست صرفاً یک نوسان روزانه تلقی شود، اما این بار به تحولات پیرامون یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های زیرساخت هوش مصنوعی این شرکت مربوط است. اوراکل تلاش می‌کند با استفاده از یک بند قراردادی، میزان تعهدات مالی خود را در قبال پروژه‌ای عظیم در نیومکزیکو محدود کند؛ پروژه‌ای که با موانع قانونی و مخالفت‌های محلی مواجه شده است. در یک نگاه سهام اوراکل روز پنجشنبه بیش از ۴ درصد افت کرد و در پایان معاملات به ۱۳۹.۵۴ دلار رسید. این شرکت برای کاهش تعهدات مالی خود در پروژه ژوپیتر، به بند قوه قهریه قرارداد استناد کرده است. مرکز داده نیومکزیکو قرار است ظرفیتی معادل ۲.۴۵ گیگاوات داشته باشد. تأخیرهای قانونی و مخالفت‌های محلی، زمان راه‌اندازی پروژه در سال ۲۰۲۸ را با ابهام مواجه کرده است. این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که اوراکل طی سال گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای را برای توسعه زیرساخت‌های مورد نیاز هوش مصنوعی دنبال کرده است. در مرکز این برنامه، پروژه‌ای موسوم به ژوپیتر قرار دارد که قرار بود یکی از بزرگ‌ترین مراکز داده مورد استفاده برای پردازش‌های هوش مصنوعی باشد. چرا سهام اوراکل سقوط کرد؟ افت سهام اوراکل پس از انتشار گزارشی درباره اقدام این شرکت برای محدود کردن ریسک مالی خود در پروژه ژوپیتر رخ داد. بر اساس این گزارش، اوراکل به توسعه‌دهنده پروژه، که زیرمجموعه‌ای از بلو اول کپیتال است، اطلاع داده که قصد دارد از بند «قوه قهریه» در قرارداد استفاده کند. قوه قهریه در قراردادها معمولاً به شرایطی اشاره دارد که خارج از کنترل طرفین بوده و می‌تواند اجرای تعهدات قراردادی را با اختلال مواجه کند. در این مورد، اوراکل تلاش دارد در صورت تأخیر پروژه و آماده نشدن مرکز داده در زمان برنامه‌ریزی‌شده، یعنی سال ۲۰۲۸، پرداخت‌های مرتبط با آن را به تعویق بیندازد. اهمیت این اقدام در اندازه پروژه است. ژوپیتر صرفاً یک مرکز داده معمولی نیست، بلکه بخشی از برنامه گسترده اوراکل برای ایجاد زیرساخت محاسباتی مورد نیاز نسل جدید خدمات هوش مصنوعی محسوب می‌شود. بنابراین هرگونه تأخیر در ساخت آن می‌تواند هم زمان‌بندی توسعه ظرفیت اوراکل را تغییر دهد و هم ساختار تعهدات مالی این شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. پروژه ژوپیتر؛ یکی از بزرگ‌ترین زیرساخت‌های هوش مصنوعی پروژه ژوپیتر در قالب برنامه‌ای بزرگ برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی معرفی شد که اوراکل، OpenAI و SoftBank در آن مشارکت داشتند. مرکز داده برنامه‌ریزی‌شده در نیومکزیکو قرار است ظرفیت مصرف برق ۲.۴۵ گیگاوات داشته باشد. این رقم، ابعاد بسیار بزرگ پروژه را نشان می‌دهد و آن را در میان نمونه‌های شاخص توسعه زیرساخت‌های محاسباتی مورد نیاز هوش مصنوعی قرار می‌دهد. رشد سریع هوش مصنوعی در سال‌های اخیر باعث افزایش تقاضا برای مراکز داده شده است. مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی برای آموزش و اجرا به حجم بسیار زیادی از توان پردازشی نیاز دارند و همین مسئله، مصرف برق مراکز داده را به یکی از موضوعات مهم اقتصادی و زیرساختی تبدیل کرده است. اما همین مقیاس بزرگ اکنون برای پروژه ژوپیتر به یک چالش تبدیل شده است. موانع قانونی و مخالفت‌های محلی پروژه ژوپیتر در مسیر توسعه خود با موانع قانونی و نظارتی مواجه شده است. یکی از مجوزهای کلیدی مورد نیاز پروژه رد شده و هم‌زمان مخالفت عمومی با تأثیر مراکز داده بزرگ بر مصرف برق و زیرساخت‌های محلی افزایش یافته است. این مسئله تنها مختص پروژه ژوپیتر نیست. توسعه سریع مراکز داده در نقاط مختلف آمریکا باعث شده موضوعاتی مانند مصرف برق، ظرفیت شبکه، استفاده از منابع آب، هزینه‌های زیرساختی و آثار محلی این پروژه‌ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی، ساخت یک مرکز داده چند گیگاواتی صرفاً یک پروژه فناوری نیست؛ بلکه به پروژه‌ای زیرساختی تبدیل می‌شود که به مجوزهای متعدد، ظرفیت شبکه برق و همراهی جامعه محلی نیاز دارد. به همین دلیل، هرگونه تأخیر در دریافت مجوزها می‌تواند زمان‌بندی اقتصادی پروژه را تغییر دهد. اوراکل چگونه ریسک خود را مدیریت می‌کند؟ اقدام اوراکل را می‌توان بخشی از تلاش این شرکت برای مدیریت ریسک مالی پروژه دانست. اگر مرکز داده در سال ۲۰۲۸ آماده بهره‌برداری نشود، اوراکل ممکن است ناچار شود برای ظرفیتی هزینه کند که هنوز امکان استفاده از آن را ندارد. در چنین شرایطی، تعویق پرداخت‌ها می‌تواند فشار مالی ناشی از تأخیر را کاهش دهد. از این منظر، استناد به بند قوه قهریه لزوماً به معنای خروج اوراکل از پروژه نیست. این اقدام بیشتر می‌تواند تلاشی برای انتقال بخشی از ریسک زمان‌بندی پروژه و جلوگیری از تبدیل تأخیر ساخت به تعهد مالی سنگین باشد اما بازار سرمایه معمولاً به چنین تحولاتی تنها از زاویه حقوقی نگاه نمی‌کند. سرمایه‌گذاران ممکن است تأخیر در پروژه را نشانه‌ای از پیچیده‌تر شدن مسیر توسعه ظرفیت زیرساختی اوراکل تلقی کنند؛ به‌خصوص در شرایطی که این شرکت برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده هوش مصنوعی به ظرفیت محاسباتی بیشتری نیاز دارد. “ «ماجرای ژوپیتر را نباید صرفاً یک اختلاف قراردادی یا تأخیر در ساخت یک مرکز داده دانست؛ این پروژه نمونه‌ای از برخورد مستقیم اقتصاد هوش مصنوعی با محدودیت‌های فیزیکی اقتصاد انرژی است. هرچه سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی بزرگ‌تر می‌شود، ارزش اقتصادی آن بیش از گذشته به دسترسی به برق، شبکه انتقال، زمین و مجوزهای زیرساختی وابسته خواهد شد. از این منظر، مزیت رقابتی شرکت‌هایی مانند اوراکل فقط در توانایی جذب مشتری یا توسعه ظرفیت پردازشی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توانایی آنها در تبدیل سرمایه‌گذاری عظیم هوش مصنوعی به زیرساخت واقعی، به‌موقع و از نظر مالی قابل کنترل نیز تعیین‌کننده خواهد بود. افت اخیر سهام اوراکل را می‌توان در همین چارچوب، نشانه‌ای از حساس‌تر شدن بازار نسبت به هزینه فیزیکی و ریسک اجرایی پشت رونق هوش مصنوعی دانست.» بابک شیری فشار بر سهام اوراکل و بلو اول سهام اوراکل در پایان معاملات پنجشنبه با ۳.۴۷ درصد کاهش به ۱۳۹.۵۴ دلار رسید. سهام بلو اول کپیتال نیز در جریان معاملات با افت همراه شد. واکنش بازار نشان می‌دهد که پروژه‌های بزرگ هوش مصنوعی تنها از منظر درآمد آینده شرکت‌ها اهمیت ندارند، بلکه نحوه تأمین مالی، زمان‌بندی ساخت و ریسک‌های زیرساختی آنها نیز به بخشی از ارزیابی سرمایه‌گذاران تبدیل شده است. در واقع، هرچه اندازه پروژه‌های مراکز داده بزرگ‌تر می‌شود، فاصله میان «تقاضای فناوری» و «امکان‌پذیری فیزیکی» آنها نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ممکن است تقاضا برای پردازنده و خدمات هوش مصنوعی وجود داشته باشد، اما ساخت مرکز داده، تأمین برق، دریافت مجوز و اتصال به شبکه همگی به زمان و سرمایه قابل توجه نیاز دارند. جمع‌بندی تحولات پروژه ژوپیتر نشان می‌دهد که موج سرمایه‌گذاری در زیرساخت هوش مصنوعی وارد مرحله‌ای شده که دیگر تنها مسئله فناوری و تقاضا مطرح نیست. پروژه‌های چندگیگاواتی اکنون با محدودیت‌های برق، مجوزهای قانونی، مخالفت‌های محلی و ریسک‌های مالی مواجه هستند. اقدام اوراکل برای استفاده از بند قوه قهریه را می‌توان تلاشی برای محدود کردن بخشی از ریسک مالی پروژه دانست؛ پروژه‌ای که قرار بود در سال ۲۰۲۸ به بهره‌برداری برسد اما اکنون با ابهام‌های نظارتی مواجه شده است. در این میان، افت سهام اوراکل نشان می‌دهد که بازار نسبت به رابطه میان هزینه زیرساخت و رشد هوش مصنوعی حساس‌تر شده است. رشد تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی زمانی می‌تواند به رشد پایدار درآمد تبدیل شود که شرکت‌ها بتوانند ظرفیت محاسباتی مورد نیاز را با هزینه و زمان‌بندی قابل کنترل ایجاد کنند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سوسیته‌ژنرال طلا را صعودی می‌بیند؛ هدف ۵٬۲۵۰ دلار

در یک نگاه سوسیته‌ژنرال قیمت طلا را ۴٬۷۵۰ دلار در هر اونس برای فصل چهارم پیش‌بینی می‌کند و انتظار دارد تا فصل سوم ۲۰۲۷ به ۵٬۲۵۰ دلار برسد. بانک‌های مرکزی به خرید طلا ادامه می‌دهند و در همان حال از میزان نگهداری اوراق خزانهٔ آمریکا می‌کاهند. مجموع دارایی صندوق‌های طلای جهان دوباره به حدود ۳٬۰۰۰ تن بازگشته است. این بانک سهم طلا و کالاها را هرکدام ۱۰ درصد نگه داشته و وزن اوراق دولتی را از ۱۵ به ۱۲ درصد کاهش داده است. بانک سرمایه‌گذاری فرانسوی سوسیته‌ژنرال یکی از مؤسساتی است که برای مسیر قیمت طلا هدف مشخص اعلام می‌کند. این بانک برای فصل چهارم سال ۲۰۲۶ همچنان دیدگاه صعودی به طلا دارد. استدلال اصلی ساده است؛ بانک‌های مرکزی تازه چرخهٔ افزایش نرخ بهره را شروع کرده‌اند، اما احتمالاً نمی‌توانند از تورم جلو بزنند. برای مخاطبی که روند بازار جهانی طلا را دنبال می‌کند، دیدگاه یک بانک بزرگ دربارهٔ دلایل و اهداف قیمتی اهمیت دارد. این بانک وزن طلا و کالاها را در سبد خود هرکدام ۱۰ درصد نگه داشته است؛ همان سطح فصل سوم. در همان حال، سهم سهام را از ۵۵ به ۵۸ درصد بالا برد و سهم اوراق دولتی را از ۱۵ به ۱۲ درصد پایین آورد. بر همین اساس، یک سبد دارایی با ترکیب ۶۰ درصد سهام و ۲۰ درصد اوراق و ۲۰ درصد کالا را برای شرایط فعلی مناسب‌تر می‌داند. دلیل اصلی نقش پررنگ طلا، بازگشت «معاملهٔ کاهش ارزش پول» است؛ یعنی خرید دارایی‌هایی که در برابر تضعیف پول کاغذی ارزش خود را حفظ می‌کنند. پراکندگی ژئوپلیتیک و نگرانی از اعتبار مالی و پولی آمریکا، سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های جایگزین می‌برد. بانک‌های مرکزی هم به خرید طلا ادامه می‌دهند و در همان حال از میزان اوراق خزانهٔ آمریکا (اوراق بدهی دولت آمریکا) در ذخایر خود می‌کاهند. فضای اقتصادی هم به‌تدریج به سود طلا تغییر می‌کند. انتظار می‌رود نرخ بهرهٔ واقعی (نرخ بهره پس از کسر تورم) در ادامهٔ چرخه پایین‌تر بیاید. این موضوع هزینهٔ نگهداری طلا را کم می‌کند، چون طلا خودش سودی پرداخت نمی‌کند. ضعف دلار و بازگشت تقاضای سرمایه‌گذاری هم پشتوانهٔ دیگری است. مجموع دارایی صندوق‌های طلای جهان دوباره به حدود ۳٬۰۰۰ تن بازگشته که نشانهٔ بازسازی تقاضای سرمایه‌گذاری است. بر این اساس، سوسیته‌ژنرال معتقد است رشد طلا هنوز جا دارد. این بانک قیمت را ۴٬۷۵۰ دلار در هر اونس برای فصل چهارم پیش‌بینی می‌کند. سپس انتظار دارد قیمت تا فصل دوم ۲۰۲۷ به ۵٬۰۰۰ دلار و تا فصل سوم به ۵٬۲۵۰ دلار برسد. پیش‌بینی میانگین سالانه نیز ۴٬۵۰۰ دلار برای ۲۰۲۶ و ۵٬۱۲۵ دلار برای ۲۰۲۷ است. دربارهٔ مس هم دیدگاه مثبت است؛ ساخت مراکز دادهٔ هوش مصنوعی تقاضا را بالا می‌برد و عرضه کافی نیست. تولید معدنی مس در نیمهٔ اول ۲۰۲۶ برابر ۱٫۱ درصد افت کرد و ممکن است اولین کاهش سالانه از ۲۰۱۷ را ثبت کند. ✔️ بیشتر بخوانید: پافشاری گلدمن ساکس بر هدف ۵,۴۰۰ دلاری؛ چرا افزایش نرخ بهره مانع صعود طلا نشد؟ عامل مهم دیگر، نگرانی از بدهی دولت آمریکاست. بازده اوراق کمی زیر ۵ درصد معامله می‌شود. معمولاً بازده بالای اوراق برای طلا منفی است، اما این افزایش هزینهٔ استقراض، نگرانی از پایداری بدهی دولت را هم نشان می‌دهد. آمریکا اکنون مشکل هزینهٔ بهره دارد، نه فقط کسری بودجه. کسری کل بالای ۶ درصد تولید ناخالص داخلی می‌ماند و پرداخت بهرهٔ خالص تا میانهٔ دههٔ ۲۰۳۰ به سمت ۵ درصد می‌رود. میانگین نرخ بهرهٔ بدهی آمریکا حدود ۴ درصد است؛ بالاتر از ۲٫۳ درصدی که برای تثبیت نسبت بدهی لازم است. در چنین فضایی، این بانک وزن اوراق دولتی جهان را به ۱۲ درصد کاهش داده و سهم اوراق مرتبط با تورم و اوراق شرکتی را هرکدام ۵ درصد نگه داشته است. مجموع این عوامل نشان می‌دهد که چرا طلا همچنان در کانون توجه این بانک قرار دارد. تیم یوتوتایمز این تحلیل را بر اساس گزارش وب‌سایت کیتکو نیوز برای مخاطبان فارسی‌زبان بازنویسی و منتشر کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: طلای هند: خرید محتاطانه در جشن‌ها، رشد قوی صندوق‌ها

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

سایه سنگین فدرال رزرو بر بازار کالاها؛ جهش هفتگی نفت و افت فلزات

در یک نگاه نشست آتی فدرال رزرو با توجه به تداوم فشارهای تورمی و رشد شاخص قیمت مصرف‌کننده به ۳.۴ درصد سالانه، با احتمال ۸۷ درصدی افزایش نرخ بهره روبرو شد. فلزات گرانبها و پایه به دلیل تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا، از جمله کاهش ۰.۴ درصدی اونس طلا و ۱.۶ درصدی مس، با افت قیمت مواجه شدند. قیمت نفت خام برنت در مقیاس هفتگی به دلیل نگرانی‌های ناشی از تنش‌های خاورمیانه و اختلال در عرضه، با میانگین قیمت ۹۱ دلار در هر بشکه ۷.۶ درصد جهش یافت. بازارهای کالای کشاورزی نوسانات ترکیبی را ثبت کردند که شامل کاهش سویا، ذرت و گندم در بورس شیکاگو و افزایش ۶ درصدی قیمت شکر در بورس بین‌قاره‌ای می‌شود.   ادامه سطح بالای شاخص‌های تورم در ایالات متحده و تحولات خاورمیانه که باعث افزایش قیمت انرژی شده، انتظارات برای افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو را تقویت کرده است. در حالی که فلزات گرانبها و پایه به دلیل افزایش ارزش دلار و بازده اوراق قرضه کاهش یافتند، نفت برنت این هفته را با ۷.۶ درصد افزایش به پایان رساند. تقویت انتظارات برای افزایش نرخ بهره فدرال رزرو آمریکا در نشست هفته آینده، منجر به افزایش فروش در بازارهای کالا شده است. تحولات خاورمیانه قیمت انرژی را بالا نگه داشته و نگرانی‌ها در مورد تورم جهانی را افزایش داده است، همچنین داده‌های منتشر شده در ایالات متحده نیز نشان می‌دهد که فشارهای قیمتی همچنان ادامه دارد. در ایالات متحده، شاخص قیمت مصرف‌کننده در ماه اوت، ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۳.۴ درصد افزایش یافت. تورم پایه، به استثنای قیمت مواد غذایی و انرژی، با ۰.۳ درصد ماهانه و ۲.۴ درصد سالانه، فراتر از انتظارات بود. شاخص قیمت تولیدکننده نیز در ماه اوت ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۵.۴ درصد افزایش یافت و تورم سالانه تولیدکننده از انتظارات بازار فراتر رفت. به دنبال این تحولات، بازارهای پول احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در جلسه هفته آینده خود را ۸۷ درصد ارزیابی کردند. بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده نیز این هفته به ۵ درصد نزدیک شد و بالاترین سطح خود را از اکتبر ۲۰۲۳ تجربه کرد. فلزات گرانبها هفته را با کاهش به پایان رساندند تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه، تقاضا برای فلزات گرانبها را کاهش داده است. دومین افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا از زمان آغاز درگیری‌ها در خاورمیانه و تأکید آن بر خطرات تورمی نیز فشار بر فلزات گرانبها را افزایش داد. در مقیاس هفتگی، قیمت اونس برای پالادیوم ۶.۳ درصد، برای نقره ۲.۶ درصد، برای پلاتین ۱.۲ درصد و برای طلا ۰.۴ درصد کاهش یافت. در بازار فلزات اساسی نیز نیکل ۲.۲ درصد، روی ۱.۸ درصد، مس ۱.۶ درصد، سرب ۰.۸ درصد و آلومینیوم ۰.۲ درصد کاهش پوندی داشتند. مس که پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال اعمال تعرفه بر مس تصفیه شده وارداتی توسط آمریکا به رکورد ۶.۸۱ دلار در هر پوند نزدیک شده بود، پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال تعویق اعمال تعرفه‌ها، به ۶.۴۷ دلار کاهش یافت. قیمت نفت برنت ۷.۶ درصد افزایش یافت در گروه انرژی، قیمت نفت خام برنت برای تحویل فوری در مقیاس هفتگی ۷.۶ درصد افزایش و قیمت گاز طبیعی معامله شده در بازار آمریکا ۳ درصد کاهش یافت. نگرانی‌ها از اینکه تنش‌ها بین آمریکا و ایران می‌تواند باعث اختلال در عرضه جهانی نفت شود، از قیمت نفت حمایت کرد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا به دلیل اختلالات عرضه در خاورمیانه، پیش‌بینی خود از قیمت نفت برای امسال و سال آینده را افزایش داده است. بر اساس گزارش این آژانس، میانگین قیمت نفت خام برنت در ماه اوت به ۹۱ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. نفت خام برنت که در طول هفته با رسیدن به ۱۰۶.۲ دلار، بالاترین سطح خود از ۲۰ مه را تجربه کرده بود، روز جمعه پس از انتشار اخباری مبنی بر اینکه عمان و ایران در حال کار بر روی توافقی برای مدیریت موقت ترانزیت از طریق تنگه هرمز هستند، در حدود ۱۰۱.۷ دلار تثبیت شد. افزایش موجودی گاز طبیعی در ایالات متحده نیز در کاهش قیمت گاز طبیعی نقش داشته است. چشم‌انداز مبهم برای کالاهای کشاورزی در بورس کالای شیکاگو، سویا ۰.۸ درصد، ذرت ۰.۹ درصد و گندم ۱.۱ درصد به صورت هفتگی کاهش یافتند. با این حال، برنج ۱.۴ درصد افزایش یافت. سویا که به بالاترین سطح خود از دسامبر ۲۰۲۳، یعنی ۱۳.۳۵۲۵ دلار رسیده بود، پس از برداشت سود، به زیر ۱۳ دلار سقوط کرد. در بورس بین قاره‌ای، شکر ۶ درصد افزایش یافت، در حالی که قهوه ۳.۸ درصد، کاکائو ۴.۴ درصد و پنبه ۰.۲ درصد کاهش یافت. تلاش‌ها برای دستیابی به صلح بین روسیه و اوکراین نگرانی‌ها در مورد عرضه گندم را کاهش داد، همچنین تقاضای چین از قیمت سویا حمایت کرد. با این حال، نگرانی‌های مربوط به ال‌نینو، تقاضای داخلی در هند و کاهش تولید مورد انتظار در اتحادیه اروپا، قیمت شکر را افزایش داد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

تشدید بحران تنگه هرمز؛ نبض تولید تراشه به شماره افتاد

در یک نگاه تأثیر زنجیره‌ای بحران: تنش در تنگه هرمز تنها به قیمت انرژی محدود نمی‌شود، بلکه از طریق افزایش قیمت مواد اولیه مانند مس، لیتیوم و هلیوم و هزینه‌های انرژی، به تمام زنجیره تولید فناوری از تراشه‌ها تا مراکز داده سرایت می‌کند. شوک قیمتی مواد اولیه: طی ۶ ماه اخیر، قیمت مواد حیاتی برای فناوری با رشد چشمگیری همراه بوده است؛ از جمله افزایش ۴۸.۶ درصدی قیمت مس، ۶۷ درصدی لیتیوم و افزایش شدید قیمت نفت و گاز طبیعی که هزینه‌های تولید را به شدت بالا برده است. فشار بر زیرساخت‌های هوش مصنوعی: افزایش هزینه‌های تولید و تأمین انرژی، تهدیدی مستقیم برای زیرساخت‌های حیاتی سال ۲۰۲۶، به‌ویژه تولید حافظه‌ها و مراکز داده محسوب می‌شود. کاهش رشد اقتصادی بخش فناوری: تحلیل‌ها نشان می‌دهد که یک درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه می‌تواند با ایجاد شوک‌های هزینه‌ای و دشوار کردن شرایط تأمین مالی، رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تا حدود ۱ درصد کاهش دهد   تشدید بحران تنگه هرمز نه تنها بر هزینه‌های انرژی، بلکه بر تأمین مواد اولیه حیاتی و گازهای صنعتی مورد استفاده در تولید فناوری نیز فشار وارد می‌کند. کمبود عرضه در بسیاری از نهاده‌ها، از مس و لیتیوم گرفته تا هلیوم و آلومینیوم، باعث افزایش هزینه‌ها در بخش فناوری شده و خطر شوک هزینه‌ای جدید در سرمایه‌گذاری‌های تراشه، حافظه و مراکز داده در سال ۲۰۲۶ را افزایش می‌دهد. کارشناسان باور دارند که این تأثیر، که از قیمت انرژی شروع می‌شود، از طریق هزینه‌ها، تورم و شرایط تأمین مالی به بخش فناوری سرایت می‌کند. بحران هرمز که به دنبال همه‌گیری کرونا و جنگ روسیه و اوکراین به وجود آمد، به عامل جدیدی از فشار بر تولید فناوری تبدیل شده است. تداوم مشکلات در تنگه هرمز، نوسان قیمت نفت برنت در حدود ۱۰۰ دلار و اختلال در زنجیره‌های تأمین، دستیابی به مواد اولیه حیاتی مورد استفاده در تولید فناوری را دشوار می‌کند. مشکلات تأمین، به ویژه در هلیوم، مس، گوگرد و آلومینیوم، باعث افزایش هزینه‌ها در بسیاری از حوزه‌ها، از نیمه‌هادی‌ها و دستگاه‌های الکترونیکی گرفته تا مراکز داده و زیرساخت‌های انرژی، می‌شود. با توجه به نقش مهم قطر در تأمین هلیوم جهانی، اختلالات آن می‌تواند مستقیماً بر تولیدکنندگان تراشه تأثیر بگذارد. به طور مشابه، محدودیت در تأمین گوگرد و اسید سولفوریک، هزینه‌های تولید مس را افزایش می‌دهد، همچنین مشکلات لجستیکی در تأمین آلومینیوم، فشار هزینه‌ای اضافی را برای محصولات الکترونیکی و پیشرفته ایجاد می‌کند. در واقع، اگر بحران تنگه هرمز ادامه یابد، اثرات آن تنها به قیمت انرژی محدود نخواهد شد. تولیدکنندگان مجبور خواهند شد به منابع جایگزین و مسیرهای لجستیکی طولانی‌تر روی آورند، در نهایت انتظار می‌رود هزینه‌های تراشه‌ها، قطعات الکترونیکی و زیرساخت‌های مراکز داده بیشتر افزایش یابد. این وضعیت، نیاز بخش فناوری را برای نظارت دقیق بر تحولات تنگه هرمز، نه تنها از نظر هزینه‌های انرژی، بلکه از نظر امنیت تأمین مواد معدنی حیاتی، فلزات، مواد شیمیایی و گازهای صنعتی که نهاده‌های ضروری برای تولید را تشکیل می‌دهند، آشکار می‌کند. افزایش قابل توجه کالاها در ۶ ماه در دوره تقریباً شش ماهه که شامل دوران قبل و بعد از بحران بود، قیمت کالاها نیز افزایش قابل توجهی را تجربه کرد. مس، ماده اولیه مورد استفاده در تولید فناوری، شاهد افزایش قیمت هر پوند از ۴.۵۰ دلار به ۶.۶۹ دلار بود که افزایشی ۴۸.۶ درصدی را نشان می‌دهد. قیمت لیتیوم در هر تن از ۶۰ هزار دلار به ۱۰۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۶۷ درصدی را نشان می‌دهد. نیکل از ۲۱ هزار دلار به ۳۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۴۳ درصدی را نشان می‌دهد، در حالی که سیلیکون از ۱.۵۰ دلار به ۲ دلار در هر کیلوگرم افزایش یافت که افزایشی ۳۳ درصدی را نشان می‌دهد. قیمت کبالت از ۴۵ هزار دلار به ۵۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۱۱ درصدی را نشان می‌دهد. پالادیوم از ۹۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار و پلاتین از ۸۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار افزایش یافت. قیمت آلومینیوم نیز از تقریباً ۲ هزار دلار به ۲۱۰۰ دلار در هر تن افزایش یافت. البته افزایش هزینه‌های انرژی، اوضاع را بیش از پیش وخیم‌تر کرد. قیمت نفت خام از تقریباً ۸۰ دلار به ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت، در حالی که قیمت گاز طبیعی از ۱.۰۵ دلار به ۴.۲۱ دلار رسیده است. این افزایش در هزینه‌های انرژی و مواد اولیه، فشار هزینه را در بسیاری از حوزه‌های بخش فناوری، از نیمه‌رساناها و باتری‌ها گرفته تا پنل‌های خورشیدی و دستگاه‌های الکترونیکی، افزایش می‌دهد. تأثیری که از انرژی تا تورم امتداد می‌یابد بنابراین، بحران هرمز می‌تواند به یک شوک کالایی جدید در دنیای فناوری تبدیل شود. مسئله در اینجا صرفاً به خطرات ژئوپلیتیکی محدود نمی‌شود و یک سازوکار انتقال بسیار واضح وجود دارد که از قیمت انرژی به هزینه‌ها و از هزینه‌ها به تورم گسترش می‌یابد. براساس محاسبات، هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت می‌تواند تقریباً ۱ تا ۱.۵ درصد بر تورم تأثیر بگذارد که این امر دسترسی شرکت‌ها به تأمین مالی را دشوارتر کرده و نیازهای سرمایه در گردش آنها را افزایش می‌دهد. همچنین، افزایش هزینه‌های انرژی و مواد اولیه حیاتی می‌تواند بر سرمایه‌گذاری‌ها، به‌ویژه در نیمه‌هادی‌ها، حافظه و مراکز داده، فشار وارد کند و به نظر می‌رسد سال ۲۰۲۶ نه تنها از نظر تقاضا و مبارزه با تورم، بلکه از نظر تأمین مالی نیز سالی چالش‌برانگیز باشد. طبق داده‌های S&P Global، تولید تراشه‌های حافظه در سال ۲۰۲۶ از افزایش تقاضا عقب مانده و همین امر باعث افزایش قیمت‌ها شده است، در حالی که تقاضا برای تجهیزات مراکز داده همچنان بالا است. احتمال کاهش یک درصدی رشد بخش فناوری اطلاعات طبق چشم‌انداز ۲۰۲۶ شرکت بین‌المللی داده (IDC)، انتظار می‌رود یک درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه، فشار رو به بالایی بر قیمت‌های DRAM و NAND وارد کند. این امر می‌تواند هزینه‌های زیرساخت هوش مصنوعی را افزایش دهد و حتی یک درگیری سه ماهه می‌تواند رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تقریباً ۱ درصد کاهش دهد. این فرآیند نمی‌تواند فقط به بازارهای نفت و گاز محدود شود، بلکه می‌تواند به یک شوک هزینه‌ای تبدیل شود که به نهاده‌های اساسی تولید فناوری گسترش یابد. در مجموع، بی‌ثباتی در تنگه هرمز همچنین تأمین مواد معدنی حیاتی را تهدید می‌کند و این می‌تواند خطرات تأمین جدیدی را در تولید فناوری پیشرفته، از تراشه‌های هوش مصنوعی گرفته تا سیستم‌های الکترونیکی، ایجاد کند. هزینه‌های انرژی به یک مشکل مهم برای مراکز داده تبدیل شده است و بنابراین، تحولات در هرمز احتمالا کشورها را به ارزیابی مجدد سیاست‌های انرژی و سرمایه‌گذاری‌های فناوری خود سوق دهد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

بازار از گزارش مالی اوراکل چه انتظاری دارد؟

سهام اوراکل در آستانه انتشار گزارش مالی سه‌ماهه نخست سال مالی ۲۰۲۷ وارد یکی از حساس‌ترین مقاطع خود شده است. این شرکت که در سال‌های اخیر با سرعت زیادی به سمت زیرساخت هوش مصنوعی و خدمات ابری حرکت کرده، اکنون باید به سرمایه‌گذارانی پاسخ دهد که هم‌زمان با رشد تقاضا برای خدمات ابری، درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت، نیاز مالی شرکت و تمرکز بخش بزرگی از سفارش‌ها بر چند مشتری بزرگ نگران هستند. در یک نگاه بازار اختیار معامله احتمال نوسان حدود ۱۱ درصدی سهام اوراکل پس از گزارش مالی را نشان می‌دهد. درآمد سه‌ماهه نخست حدود ۱۹.۱۴ میلیارد دلار و سود تعدیل‌شده هر سهم ۱.۷۴ دلار برآورد شده است. سفارش‌های ثبت‌شده اوراکل می‌تواند به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار رسیده باشد که رشد سالانه ۴۰ درصدی را نشان می‌دهد. با وجود ریسک تأمین مالی، برخی تحلیلگران هدف قیمتی ۳۲۰ تا ۴۰۰ دلار را برای سهم حفظ کرده‌اند. بازار اختیار معامله نشان می‌دهد معامله‌گران برای سهام اوراکل در روزهای پس از انتشار گزارش مالی، نوسانی در حدود ۱۱ درصد را در هر دو جهت در نظر گرفته‌اند. با قیمت پایانی چهارشنبه، چنین حرکتی می‌تواند قیمت سهم را تا محدوده ۱۷۹ دلار بالا ببرد یا آن را به زیر ۱۴۵ دلار برساند. بازار منتظر یک گزارش تعیین‌کننده است اوراکل قرار است گزارش مالی سه‌ماهه نخست خود را پس از پایان معاملات پنجشنبه ۱۰ سپتامبر منتشر کند. انتظار بازار این است که درآمد شرکت نسبت به سال گذشته حدود ۲۷ تا ۲۸ درصد افزایش پیدا کند و به محدوده ۱۹.۰۶ تا ۱۹.۱۴ میلیارد دلار برسد. برآورد سود نیز در منابع مختلف کمی متفاوت است. برخی برآوردها سود تعدیل‌شده هر سهم را ۱.۷۴ دلار اعلام کرده‌اند که نسبت به ۱.۴۷ دلار سال گذشته رشد حدود ۱۸ درصدی دارد. در مقابل، برآورد دیگری سود هر سهم را ۱.۴۰ دلار در نظر گرفته که نسبت به سال گذشته رشد ۱۶.۶۷ درصدی را نشان می‌دهد. این اختلاف جزئی در برآوردها اهمیت چندانی ندارد؛ مسئله اصلی این است که بازار انتظار دارد رشد اوراکل همچنان با سرعت بالایی ادامه داشته باشد و شرکت بتواند از تقاضای فزاینده برای زیرساخت هوش مصنوعی درآمد واقعی ایجاد کند. سفارش‌های اوراکل به نقطه مهمی رسیده‌اند یکی از مهم‌ترین اعداد در گزارش پیش‌رو، ارزش سفارش‌های ثبت‌شده اوراکل است. بر اساس برآوردهای منتشرشده، این رقم می‌تواند به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار برسد که نشان‌دهنده رشد سالانه حدود ۴۰ درصدی است. این حجم سفارش در ظاهر یک نقطه قوت بزرگ برای شرکت محسوب می‌شود، اما مسئله مهم برای سرمایه‌گذاران سرعت تبدیل این سفارش‌ها به درآمد و جریان نقدی است. اوراکل در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری سنگینی برای افزایش ظرفیت مراکز داده و زیرساخت ابری انجام داده است. بنابراین صرفاً افزایش سفارش‌ها برای بازار کافی نیست و سرمایه‌گذاران می‌خواهند ببینند شرکت با چه سرعتی می‌تواند این تقاضا را به درآمد، سود و در نهایت جریان نقدی تبدیل کند. تقاضای هوش مصنوعی؛ فرصت بزرگ اوراکل بخش مهمی از داستان رشد اوراکل به تقاضای شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی، به‌ویژه شرکت‌هایی مانند اوپن‌ای‌آی، مربوط می‌شود. میزوهو انتظار دارد زیرساخت ابری اوراکل عملکردی فراتر از انتظار داشته باشد؛ زیرا شرکت در این فصل نزدیک به یک گیگاوات ظرفیت جدید وارد مدار می‌کند. این رقم در حالی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اوراکل در کل سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۱.۲ گیگاوات ظرفیت به شبکه خود اضافه کرده بود. به این ترتیب، تنها در یک فصل قرار است ظرفیتی نزدیک به بخش عمده ظرفیت افزوده‌شده در کل سال گذشته وارد مدار شود. اگر اوراکل بتواند این ظرفیت را به سرعت به قراردادهای درآمدزا تبدیل کند، بازار می‌تواند نگاه مثبت‌تری به رشد آینده شرکت داشته باشد. آزمون اصلی؛ تبدیل سفارش به درآمد گگنهایم همچنان یکی از خوش‌بین‌ترین مؤسسات نسبت به اوراکل است و هدف قیمتی ۴۰۰ دلار را حفظ کرده است. این هدف به معنای امکان رشد بیش از دو برابری سهم نسبت به سطوح فعلی است. اما برای تحقق چشم‌انداز رشد خدمات ابری، اوراکل باید در این فصل بیش از ۹ میلیارد دلار درآمد سالانه تکرارشونده جدید از زیرساخت به عنوان خدمت ایجاد کند؛ رقمی که بیش از دو برابر حدود ۴.۲ میلیارد دلار درآمد جدیدی است که در فصل قبل برآورد شده بود. اوراکل برای خدمات ابری نیز رشد ۵۷ تا ۶۳ درصدی در نرخ ارز ثابت را پیش‌بینی کرده است. بنابراین گزارش مالی پیش‌رو فقط درباره میزان درآمد فصل گذشته نیست؛ بلکه بازار به دنبال نشانه‌ای است که نشان دهد شرکت می‌تواند سرعت رشد زیرساخت هوش مصنوعی را حفظ کند. چرا سرمایه‌گذاران هنوز نگران هستند؟ با وجود چشم‌انداز قدرتمند تقاضا، ریسک مالی یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف اوراکل باقی مانده است. این شرکت برنامه دارد در سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۴۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی هزینه کند. هم‌زمان، انتشار سهام جدید به ارزش حدود ۲۰ میلیارد دلار نیز به نگرانی سرمایه‌گذاران درباره تأمین مالی این توسعه دامن زده است. گگنهایم معتقد است مسئله تأمین مالی اکنون حتی به نگرانی بزرگ‌تری نسبت به تمرکز سفارش‌های اوراکل بر اوپن‌ای‌آی تبدیل شده است. افزایش تعهدات سرمایه‌ای می‌تواند فشار بیشتری بر ترازنامه شرکت وارد کند و اگر رشد درآمد و جریان نقدی با سرعت مورد انتظار پیش نرود، بازار ممکن است نسبت به ارزش‌گذاری اوراکل تجدیدنظر کند. این نگرانی در بازار بدهی نیز دیده می‌شود؛ به‌طوری که قراردادهای معاوضه نکول اعتباری پنج‌ساله اوراکل اخیراً به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده‌اند. بازار اختیار معامله هنوز خوش‌بین است با وجود این نگرانی‌ها، رفتار معامله‌گران در بازار اختیار معامله نشانه‌ای از خوش‌بینی است. نسبت قراردادهای فروش به خرید برای قراردادهای منتهی به ۱۱ سپتامبر حدود ۰.۸۴ برابر است که نشان‌دهنده تمایل بیشتر بازار به سمت خرید است. همچنین قراردادهای خرید با قیمت‌های بالاتر، تقاضای بیشتری پیدا کرده‌اند و بازار محدوده‌ای نزدیک به ۱۷۷ تا ۱۷۹ دلار را برای سناریوی صعودی کوتاه‌مدت در نظر گرفته است. اوراکل در حال حاضر حدود ۴۲ درصد بالاتر از کف قیمتی ماه ژوئیه قرار دارد، اما هنوز فاصله زیادی با اوج تاریخی سپتامبر گذشته دارد. سهام این شرکت در سال ۲۰۲۶ تقریباً ۲۰ درصد افت کرده و نسبت به رکورد سال گذشته بیش از ۵۰ درصد پایین‌تر است. به همین دلیل، گزارش مالی پیش‌رو می‌تواند نقطه‌ای تعیین‌کننده برای تغییر روند سهم باشد. “ «از نگاه من، جذاب‌ترین بخش داستان اوراکل نه رشد فعلی درآمد، بلکه فاصله میان تقاضای انباشته و ظرفیت واقعی تبدیل آن به جریان نقدی است. عدد ۶۴۰ میلیارد دلاری سفارش‌ها در صورت تحقق، پشتوانه قدرتمندی برای رشد آینده شرکت محسوب می‌شود، اما زمانی برای سهامدار ارزش واقعی ایجاد می‌کند که اوراکل بتواند هزینه سنگین توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را با درآمد پایدار و جریان نقدی فزاینده پوشش دهد. بنابراین در کوتاه‌مدت، گزارش مالی می‌تواند محرک یک جهش یا سقوط شدید باشد، اما در افق بلندمدت، سرعت تبدیل سرمایه‌گذاری‌های عظیم اوراکل به جریان نقدی، مهم‌تر از هر عدد دیگری در صورت سود و زیان خواهد بود.» بابک شیری نظر تحلیلگران؛ اختلاف در هدف، نه در اهمیت اوراکل اکثر تحلیلگران وال‌استریت همچنان نسبت به آینده اوراکل دیدگاه مثبتی دارند. بر اساس داده‌های منتشرشده، از میان ۱۱ تحلیلگر بررسی‌شده، ۹ نفر توصیه خرید، یک نفر توصیه خنثی و یک نفر توصیه فروش داشته‌اند. میانگین هدف قیمتی این گروه حدود ۲۳۹ دلار است که نسبت به قیمت‌های فعلی نزدیک به ۵۰ درصد ظرفیت رشد را نشان می‌دهد. در میان اهداف بالاتر، میزوهو قیمت ۳۲۰ دلار و گگنهایم ۴۰۰ دلار را حفظ کرده‌اند. اوپنهایمر نیز با حفظ توصیه «عملکرد بهتر از بازار»، هدف ۲۷۵ دلار را اعلام کرده است. این اختلاف بزرگ میان قیمت فعلی و اهداف تحلیلی نشان می‌دهد مسئله اصلی برای اوراکل، نبود تقاضا نیست؛ بلکه میزان موفقیت شرکت در تبدیل این تقاضا به درآمد و جریان نقدی پایدار است. جمع‌بندی اوراکل در نقطه‌ای قرار گرفته که یک گزارش مالی قوی می‌تواند روایت بازار درباره این شرکت را تغییر دهد، اما صرف رشد درآمد برای جلب اعتماد سرمایه‌گذاران کافی نخواهد بود. بازار به دنبال سه چیز است: سرعت رشد زیرساخت ابری، میزان تبدیل سفارش‌های بزرگ به درآمد و نحوه تأمین هزینه‌های سنگین توسعه هوش مصنوعی. اگر اوراکل بتواند در کنار رشد درآمد ۱۹.۱۴ میلیارد دلاری، سود حدود ۱.۷۴ دلاری و افزایش سفارش‌ها به محدوده ۶۴۰ میلیارد دلار، نشانه‌های روشنی از بهبود جریان نقدی ارائه کند، بخشی از نگرانی‌های مربوط به تأمین مالی می‌تواند کاهش یابد. در مقابل، هرگونه افزایش هزینه سرمایه، تأخیر در راه‌اندازی ظرفیت‌ها یا کاهش سرعت تبدیل سفارش‌ها به درآمد می‌تواند واکنش تند بازار را به دنبال داشته باشد؛ به‌خصوص وقتی بازار اختیار معامله از هم‌اکنون نوسانی حدود ۱۱ درصدی را برای سهم قیمت‌گذاری کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

واشنگتن: تصمیم درباره تعرفه مس پالایش‌شده هنوز نهایی نشده

کاخ سفید اعلام کرده هنوز تصمیم نهایی درباره اعمال تعرفه بر مس پالایش‌شده اتخاذ نشده و بررسی‌ها ادامه دارد. این موضوع بخشی از ارزیابی گسترده‌تر دولت درباره زنجیره تأمین فلزات حیاتی و پیامدهای احتمالی بر قیمت‌ها، تولید داخلی و واردات است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

مس؛ رکورد تاریخی قیمت در پی تشدید محدودیت عرضه جهانی

قیمت مس به رکورد جدید ۱۴٬۸۰۲.۵۰ دلار به ازای هر تن رسید؛ زیرا محدودیت عرضه در خارج از آمریکا بر نگرانی‌ها درباره تنش‌های خاورمیانه و کند شدن رشد اقتصادی غلبه کرد. قیمت مس در بورس فلزات لندن (LME) از ماه مارس تاکنون حدود ۲۵ درصد افزایش یافته است؛ رشدی که بخشی از آن ناشی از ورود حجم بالایی از محموله‌های مس به آمریکا پیش از اعمال احتمالی تعرفه‌ها بوده است. برخی تحلیلگران انتظار دارند قیمت مس به‌زودی به ۱۵ هزار دلار برسد. در همین حال، باقی ماندن قیمت نفت در بالای ۱۰۰ دلار همچنان یکی از ریسک‌های کلیدی برای تقاضای جهانی محسوب می‌شود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

قیمت مس طی ۱۲ ماه گذشته ۴۷ درصد افزایش یافت

قیمت مس در بورس فلزات لندن به رکورد ۱۴,۵۳۳ دلار در هر تن رسید و رشد خود در سال جاری را به ۱۷ درصد و طی ۱۲ ماه گذشته به ۴۷ درصد رساند. این جهش قدرتمند در پی نگرانی‌ها از اعمال تعرفه‌ها، محدودیت در عرضه و همچنین اقدام ایالات متحده در ذخیره‌سازی این فلز شکل گرفته است. معادن فرسوده برای همگام شدن با رشد تقاضا با دشواری روبه‌رو هستند و توان پاسخگویی کامل به بازار را ندارند. این افزایش مصرف از سوی مراکز دادهٔ هوش مصنوعی، شبکه‌های توزیع برق و بخش انرژی‌های تجدیدپذیر ایجاد شده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

۵ مزیت طلا که نقره، نفت و مس ندارند

در یک نگاه گزارش جدید شورای جهانی طلا نشان می‌دهد طلا طی ۲۰ سال گذشته از نظر بازدهی، متنوع‌سازی، محافظت در برابر تورم و نقدشوندگی عملکرد بهتری نسبت به بسیاری از کالاها مانند نقره، نفت و فلزات صنعتی داشته است. طلا طی ۲۰ سال گذشته بازدهی سالانه ۹.۹ درصدی در بازار نقدی ثبت کرده است. در دوره‌های بحران، برخلاف بسیاری از کالاها، توانسته هم‌زمان با افت بازار سهام، بازدهی مثبت ایجاد کند. بازار جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ به‌طور میانگین روزانه ۳۷۳ میلیارد دلار معامله داشته که نشان‌دهنده نقدشوندگی بسیار بالای این فلز است. طلا طی یک دوره ۲۰ ساله، بازدهی بهتری نسبت به تمامی شاخص‌های اصلی کالاها داشته است؛ در زمان ریزش‌های شدید بازار، پوشش ریسک قابل‌اعتمادتری ارائه کرده، در رژیم‌های مختلف تورمی عملکرد بهتری از کالاها داشته و از نقدشوندگی عمیق‌تری نسبت به بیشتر آنها برخوردار است. با این حال، بر اساس گزارش اخیر شورای جهانی طلا (WGC)، سهم طلا در بیشتر سبدهای سرمایه‌گذاری کمتر از یک درصد است. گزارش شورای جهانی طلا با عنوان «طلا: مؤثرترین سرمایه‌گذاری کالایی؛ نسخه ۲۰۲۶» استدلال می‌کند که سرمایه‌گذاران نباید طلا را صرفاً یک کالای دیگر در نظر بگیرند، بلکه باید آن را به‌عنوان یک دارایی راهبردی و مستقل در سبد سرمایه‌گذاری خود لحاظ کنند. این گزارش توسط وبسایت upstox منتشر شده و توسط تیم یوتوتایمز بازنویسی و ترجمه شده است. شورای جهانی طلا معتقد است سرمایه‌گذارانی که از طریق شاخص‌های گسترده کالایی در بازار کالاها سرمایه‌گذاری می‌کنند، در معرض دارایی‌ کمتر از حد مطلوب قرار دارند که ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن، طلا را از مجموعه گسترده کالاها متمایز می‌کند. ✔️ بیشتر بخوانید: اصلاح طلا و نقره؛ فرصت خرید یا آغاز یک روند نزولی؟ این شورا در گزارش خود می‌گوید: «برخی شاخص‌های فرعی و کالاهای اصلی طی ۲۰ سال گذشته کاهش یافته‌اند»، در حالی که طلا در افق‌های سه، پنج، ۱۰ و ۲۰ ساله منتهی به ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶، بازدهی سالانه مثبت ثبت کرده است. این گزارش چهار عامل کلیدی را به‌عنوان وجوه تمایز طلا معرفی می‌کند: بازدهی، متنوع‌سازی، محافظت در برابر تورم و نقدشوندگی. برای هر یک از این عوامل نیز داده‌های مقایسه‌ای در برابر نقره، نفت، فلزات صنعتی، محصولات کشاورزی و دام ارائه شده است. علاوه بر این، تحلیل سبد سرمایه‌گذاری گزارش، بُعد پنجمی را نیز برجسته می‌کند. در مجموع، پنج دلیل اصلی وجود دارد که نشان می‌دهد طلا می‌تواند نسبت به کالاهایی مانند نقره، نفت، آلومینیوم، مس و روی، ارزش بیشتری برای سبد سرمایه‌گذاری ایجاد کند. بازدهی بهتر در بلندمدت؛ تفاوت اندک میان بازده نقدی و آتی بر اساس این گزارش، طلا نه‌تنها شاخص‌های گسترده کالایی، بلکه بیشتر شاخص‌های فرعی شامل انرژی، فلزات صنعتی، کشاورزی، دام و نقره را نیز در دوره‌های سه، پنج، ۱۰ و ۲۰ ساله پشت سر گذاشته است. بازدهی طلا همچنین تحت تأثیر سازوکار بازار قراردادهای آتی قرار نگرفته است. بین ژوئن ۲۰۰۶ تا ژوئن ۲۰۲۶، بازدهی طلا در بازار نقدی ۹.۹ درصد و بازدهی آن از طریق قراردادهای آتی ۸.۹ درصد بوده است؛ یعنی اختلافی تنها یک واحد درصدی. در مقابل، نفت در همین دوره در بازار نقدی بازدهی منفی ۰.۲ درصدی و در بازار آتی بازدهی منفی ۷.۲ درصدی داشته است که علت آن هزینه‌های مربوط به تمدید قراردادهای آتی و هزینه فرصت وثایق بوده است. به گفته شورای جهانی طلا: «ساختار بازار طلا متفاوت است. ذخایر عظیم طلای موجود در سطح زمین، هزینه پایین نگهداری و مزیت محدود در اختیار داشتن فوری طلای فیزیکی، باعث شده است بازدهی ناشی از نگهداری فیزیکی آن عموماً محدود باشد و بخش کوتاه‌مدت منحنی قراردادهای آتی نیز در طول تاریخ نسبتاً مسطح باقی بماند. در نتیجه، بازدهی قراردادهای آتی طلا به بازدهی بازار نقدی آن بسیار نزدیک بوده است.» تقاضا برای طلا از منابع مختلفی شامل سرمایه‌گذاری، ذخایر بانک‌های مرکزی، جواهرات و فناوری تأمین می‌شود و همین تنوع، نوسانات طلا را در مقایسه با سایر کالاها کاهش داده است. گزارش WGC طلا را در بخش کم‌ریسک‌تر طیف کالاها قرار می‌دهد. طی ۲۰ سال منتهی به ژوئن ۲۰۲۶، میانگین نوسان روزانه طلا کمتر از نقره، نفت خام، فلزات صنعتی و کالاهای کشاورزی بوده است. دارایی متنوع‌ساز که دقیقاً در زمان نیاز بهترین عملکرد را دارد بر اساس این گزارش، طلا با بسیاری از دارایی‌های دیگر، از جمله سایر کالاها، همبستگی بسیار کم یا حتی نزدیک به صفر دارد؛ ویژگی‌ که «صرفاً از طریق سرمایه‌گذاری در شاخص‌های گسترده کالایی قابل تکرار نیست». ماهیت این همبستگی نیز پویا است. مانند سایر کالاها، زمانی که بازارها صعودی هستند، طلا نیز می‌تواند هم‌جهت با سهام حرکت کند. اما در دوره‌های کاهش ریسک‌پذیری بازار، همبستگی طلا با سهام منفی می‌شود؛ ویژگی که کالاهای گسترده معمولاً از آن برخوردار نیستند. ✔️ بیشتر بخوانید: هشدار مهم به بازار طلا؛ مداخلات آمریکا نشانه ضعف است این گزارش به دو آزمون مهم در دوره‌های بحران اشاره می‌کند. در جریان موج فروش سهام جهانی در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۱۸، شاخص MSCI آمریکا ۱۴ درصد و کالاها ۹ درصد سقوط کردند، در حالی که قیمت طلا ۸ درصد افزایش یافت. همچنین در جریان سقوط بازارها در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۰ و هم‌زمان با بحران کرونا، شاخص MSCI آمریکا ۲۰ درصد و شاخص کالاها ۲۳ درصد کاهش یافتند، اما طلا ۶ درصد بازدهی مثبت ثبت کرد. شورای جهانی طلا می‌گوید: «طلا نه‌تنها از دارایی‌های سبد سرمایه‌گذاری محافظت کرد، بلکه بازدهی مثبت نیز ایجاد کرد؛ در حالی که کالاهای گسترده‌تر بیشتر رفتاری مشابه دارایی‌های ریسک‌پذیر از خود نشان دادند.» این گزارش همچنین تأکید می‌کند که طلا در مقایسه با نقره، ابزار متنوع‌ساز مؤثرتری است؛ چرا که نقره وابستگی بیشتری به تقاضای صنعتی دارد. محافظت در برابر تورم اگرچه کالاها به‌طور گسترده به‌عنوان ابزاری برای محافظت از سرمایه در دوره‌های تورم بالا مورد استفاده قرار می‌گیرند، این گزارش نشان می‌دهد که طلا در محیط‌های تورمی بالا عملکرد بهتری نسبت به کالاها داشته و در عین حال، در دوره‌های تورم پایین نیز دچار افت شدید نشده است. در دوره‌های تورم پایین، یعنی زمانی که نرخ تورم کمتر از ۲ درصد بوده، «کالاها بازدهی اسمی منفی ثبت کردند، در حالی که طلا بازدهی مثبت داشت؛ موضوعی که منعکس‌کننده افزایش تقاضا برای طلا در شرایط مطلوب اقتصادی است.» در دوره‌های تورم متوسط و بالا نیز طلا بار دیگر عملکرد بهتری نسبت به مجموعه گسترده کالاها داشته است. نقدشوندگی بالاتر از تقریباً تمامی کالاها بازار جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ به‌طور میانگین روزانه ۳۷۳ میلیارد دلار معامله داشته است؛ مقیاسی که به گفته این گزارش، «به‌راحتی می‌تواند حجم معاملات سرمایه‌گذاران نهادی بزرگ و بلندمدت را جذب کند». ✔️ بیشتر بخوانید: خروج طلا از آمریکا؛ چرا کشورهای بیشتری ذخایر خود را جابه‌جا می‌کنند؟ حدود ۴۸ درصد از معاملات طلا در بازار خارج از بورس (OTC) و مرتبط با تحویل فیزیکی انجام می‌شود و قراردادهای آتی حدود ۵۰ درصد معاملات را به خود اختصاص می‌دهند. در بورس COMEX نیز میانگین حجم معاملات روزانه طلا طی ۱۰ سال گذشته حدود ۵۳ میلیارد دلار بوده که در میان تمامی قراردادهای آتی کالاها، پس از نفت در رتبه دوم قرار می‌گیرد. حجم معاملات روزانه بازار OTC طلا نیز حدود ۱۸۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود و صندوق‌های قابل معامله در بورس با پشتوانه طلا (ETF) نیز روزانه حدود ۷.۲ میلیارد دلار به این حجم اضافه می‌کنند. این نقدشوندگی چندلایه در بازار طلا ویژگی‌ کم‌نظیر است. در مورد بسیاری از کالاهای دیگر، معاملات عمدتاً در بازار قراردادهای آتی انجام می‌شود و تحویل فیزیکی نقش بسیار محدودی دارد. سهم بیشتر در متنوع‌سازی به سبد سرمایه‌گذاری تحلیل سبد سرمایه‌گذاری در این گزارش نشان می‌دهد که اختصاص ۵ درصد از یک سبد فرضی به طلا، ۲۸ درصد از کل مزایای متنوع‌سازی سبد را ایجاد می‌کند و از این نظر، طلا در رتبه نخست میان تمامی طبقات دارایی قرار می‌گیرد. در مقابل، اختصاص ۵ درصد از سبد به کالاها تنها ۱۵ درصد از مزایای متنوع‌سازی را ایجاد می‌کند. تحلیل WGC همچنین نشان می‌دهد که افزودن ۲.۵ تا ۱۰ درصد کالا به یک سبد سرمایه‌گذاری، طی ۲۰ سال گذشته «به بهبود بازدهی تعدیل‌شده بر اساس ریسک منجر نشده است». در مقابل، طلا «بازدهی مطلق سبد را افزایش داده و نوسانات آن را کاهش داده است»؛ چه در مقایسه با سبدی بدون طلا و چه در مقایسه با سبدی که تنها در معرض شاخص‌های گسترده کالایی قرار داشته است. در یک افق ۲۰ ساله، یک سبد فرضی بدون طلا به‌طور متوسط سالانه ۷.۸ درصد بازدهی داشته، نوسان آن ۱۱.۸ درصد و حداکثر افت آن ۴۱ درصد بوده است. با افزودن ۵ درصد طلا به این سبد، بازدهی سالانه به ۷.۹ درصد افزایش یافته، در حالی که نوسان به ۱۱.۳ درصد و حداکثر افت سرمایه به ۳۸.۶ درصد کاهش یافته است. شورای جهانی طلا در جمع‌بندی گزارش خود می‌گوید: «طلا ممکن است یک کالا باشد، اما یک کالای معمولی نیست.» این شورا اضافه می‌کند: «ویژگی‌های منحصربه‌فرد عرضه و تقاضای طلا، وابستگی محدود آن به هزینه‌های تمدید قراردادهای آتی، مزایای آن برای تنوع‌بخشی و تاب‌آوری در محیط‌های مختلف بازار، طلا را از مجموعه گسترده کالاها متمایز می‌کند.» ✔️ بیشتر بخوانید: طلا ارزان است؟ تحلیلگر معروف: این می‌تواند «فرصت خرید قرن» باشد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

خیز مس برای فتح قله تاریخی در سایه افت ارزش دلار

بهای مس در بورس فلزات لندن با بهره‌گیری از کاهش موجودی انبارها و تضعیف شاخص دلار، روند صعودی خود را برای دهمین هفته متوالی ادامه داد و با رشد ۰.۳ درصدی به ۱۴ هزار و ۳۷۳ دلار در هر تن رسید که نشان‌دهنده نزدیکی به اوج تاریخی ۱۴ هزار و ۵۲۷.۵۰ دلاری است. تضعیف ارزش دلار به دلیل تعدیل انتظارات پیرامون افزایش نرخ بهره، محرک رشد قیمت فلزات پایه‌ای شده است که بر مبنای دلار معامله می‌شوند. در این میان، واردات مس ایالات متحده آمریکا در ماه ژوئیه به بالاترین سطح تاریخی رسید و موجودی مس در انبارهای شانگهای نیز با کاهش ۱۳ درصدی به ۶۳ هزار تن تنزل یافت. همچنین موجودی مس در بورس فلزات لندن ۴۷۵ تن افت کرد و دستور برداشت هزار و ۵۵۰ تن از ذخایر صادر شد. در سایر معاملات فلزات، قیمت هر تن آلومینیوم با وجود افت روزانه ۰.۵ درصدی به ۳ هزار و ۲۹۵ دلار، بازدهی هفتگی مثبت ۱.۶ درصدی را ثبت کرد که ناشی از تداوم محدودیت عرضه به دلیل سطح پایین موجودی است. بهای روی نیز با ۰.۵ درصد افزایش به ۳ هزار و ۹۳۲.۵۰ دلار رسید. همچنین قیمت هر تن سرب در پی صدور دستور برداشت ۸ هزار و ۴۵۰ تن از انبارها با رشد ۰.۵ درصدی به هزار و ۹۱۲.۵۰ دلار و نیکل با افزایش ۰.۲ درصدی به ۱۶ هزار و ۸۲۵ دلار رسید، در حالی که قلع با ۰.۴ درصد کاهش در سطح ۵۴ هزار و ۷۰۰ دلار بسته شد.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

آیا سقوط ۵۹ درصدی اوراکل یک فرصت تاریخی در عصر هوش مصنوعی است؟

سهام اوراکل در ماه‌های اخیر یکی از بزرگ‌ترین افت‌ها را در میان شرکت‌های بزرگ فناوری تجربه کرده است. این شرکت که زمانی به عنوان یکی از برندگان اصلی موج هوش مصنوعی شناخته می‌شد، اکنون بیش از ۵۹ درصد پایین‌تر از رکورد تاریخی خود معامله می‌شود؛ افتی که بیشتر از آنکه ناشی از ضعف تقاضا باشد، نتیجه نگرانی بازار درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت‌های جدید است. در یک نگاه  سهام Oracle (ORCL) پس از فاصله گرفتن بیش از ۵۹ درصدی از سقف تاریخی خود، تحت فشار نگرانی سرمایه‌گذاران درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت هوش مصنوعی قرار گرفته است.  این شرکت برای توسعه ظرفیت‌های پردازشی خود قصد دارد حدود ۴۰ میلیارد دلار سرمایه جدید از طریق ترکیبی از بدهی و انتشار سهام جذب کند؛ اقدامی که نگرانی‌هایی درباره افزایش بدهی و کاهش سهم سهامداران ایجاد کرده است.  با وجود فشار کوتاه‌مدت، اوراکل دارای ۶۳۸ میلیارد دلار سفارش‌های قطعی ثبت‌شده است که می‌تواند دید مناسبی از رشد درآمدهای آینده ارائه دهد.  مدیریت شرکت انتظار دارد درآمد سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۳۴ درصد رشد کند و سرمایه‌گذاری‌های گسترده در مراکز داده و هوش مصنوعی از نیمه دوم سال آینده اثر بیشتری بر سودآوری بگذارد. سرمایه‌گذاران نگران هستند که برنامه توسعه گسترده اوراکل برای پاسخ به تقاضای فزاینده هوش مصنوعی، در کوتاه‌مدت فشار زیادی بر سودآوری شرکت وارد کند. افزایش هزینه ساخت مراکز داده، رشد مخارج سرمایه‌ای و نیاز به تأمین مالی جدید، باعث شده بخشی از بازار نسبت به آینده نزدیک این شرکت محتاط‌تر شود. اوراکل اعلام کرده برای تأمین سرمایه مورد نیاز توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی، قصد دارد حدود ۴۰ میلیارد دلار از طریق ترکیبی از بدهی و انتشار سهام جذب کند. این تصمیم دو نگرانی اصلی برای سهامداران ایجاد کرده است؛ نخست افزایش سطح بدهی شرکت و دوم احتمال کاهش ارزش سهم سهامداران فعلی در صورت انتشار سهام جدید. با این حال، پشت این نگرانی‌ها یک واقعیت مهم وجود دارد: اوراکل بدون دلیل وارد این مرحله از سرمایه‌گذاری نشده است. تقاضا برای خدمات ابری و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی به شدت افزایش یافته و شرکت در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران مهم تأمین توان پردازشی مورد نیاز نسل جدید فناوری است. پشتوانه قدرتمند سفارش‌های آینده یکی از مهم‌ترین نقاط قوت اوراکل، حجم بالای قراردادهای ثبت‌شده اما هنوز شناسایی‌نشده به عنوان درآمد است. ارزش سفارش‌های قطعی این شرکت به حدود ۶۳۸ میلیارد دلار رسیده که دید بسیار مناسبی از جریان درآمدی سال‌های آینده ایجاد می‌کند. این رقم نشان می‌دهد بخش مهمی از رشد آینده اوراکل از قبل قرارداد شده و شرکت تنها به انتظار برای جذب مشتریان جدید وابسته نیست. اوراکل همچنین اعلام کرده حدود ۶۷ میلیارد دلار قرارداد جدید زیرساخت هوش مصنوعی به دست آورده که بخش قابل‌توجهی از آن‌ها شامل پرداخت‌های پیش‌دریافت یا تأمین تجهیزات توسط مشتریان است. مجموع قراردادهای مرتبط با هوش مصنوعی که شامل پیش‌پرداخت‌ها و تجهیزات ارائه‌شده توسط مشتریان می‌شود، به حدود ۷۵ میلیارد دلار رسیده است. این مدل همکاری می‌تواند فشار مالی توسعه زیرساخت را برای اوراکل کاهش دهد؛ زیرا بخشی از هزینه‌های اولیه توسط مشتریان تأمین می‌شود و شرکت سریع‌تر می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های خود را به درآمد تبدیل کند. رشد سریع درآمد در مسیر هوش مصنوعی اوراکل انتظار دارد درآمد سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۳۴ درصد افزایش یابد؛ رشدی که فاصله قابل‌توجهی با رشد ۱۷ درصدی سال مالی ۲۰۲۶ دارد. مدیریت شرکت معتقد است با ورود مراکز داده جدید به مدار فعالیت، رشد درآمد و سود در نیمه دوم سال مالی ۲۰۲۷ شتاب بیشتری خواهد گرفت. برای سه‌ماهه آینده نیز اوراکل پیش‌بینی کرده سود تعدیل‌شده هر سهم در محدوده ۱.۷۲ تا ۱.۷۶ دلار قرار گیرد که نسبت به سال گذشته حدود ۱۷ تا ۲۰ درصد رشد را نشان می‌دهد. در افق بلندمدت نیز شرکت انتظار دارد درآمد و سود خود را تا پایان دهه میلادی به ترتیب با نرخ‌های سالانه حدود ۳۱ درصد و ۲۸ درصد افزایش دهد. “ «به نظر می‌رسد افت اخیر اوراکل بیشتر ناشی از نگرانی درباره مسیر تأمین مالی و هزینه‌های کوتاه‌مدت است تا ضعف بنیادی کسب‌وکار. بازار در حال قیمت‌گذاری ریسک اجرای برنامه توسعه هوش مصنوعی است، اما اگر اوراکل بتواند قراردادهای عظیم خود را به درآمد واقعی تبدیل کند، همین دوره سرمایه‌گذاری سنگین می‌تواند به نقطه شروع یک چرخه رشد جدید تبدیل شود. البته سرمایه‌گذاران باید توجه داشته باشند که داستان هوش مصنوعی تنها با افزایش هزینه‌ها موفق نمی‌شود؛ معیار اصلی، توانایی تبدیل سرمایه‌گذاری زیرساختی به جریان نقدی پایدار خواهد بود.» بابک شیری فشار بر حاشیه سود؛ هزینه رشد آینده با وجود چشم‌انداز مثبت، مسیر اوراکل بدون ریسک نیست. ساخت مراکز داده جدید و افزایش ظرفیت پردازشی، در کوتاه‌مدت می‌تواند باعث کاهش حاشیه سود شود. شرکت باید میلیاردها دلار برای تجهیزات، زیرساخت انرژی و توسعه ظرفیت ابری هزینه کند؛ هزینه‌هایی که ممکن است پیش از ایجاد درآمد کامل، فشار بیشتری بر صورت‌های مالی وارد کنند. با این حال، اگر ظرفیت‌های جدید با سرعت مورد انتظار مورد استفاده قرار گیرند، این فشار می‌تواند موقتی باشد. تجربه شرکت‌های بزرگ فناوری نشان داده است که سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت، در صورت وجود تقاضای واقعی، می‌تواند در سال‌های بعد به مزیت رقابتی تبدیل شود. اوراکل همچنین اعلام کرده در کنار افزایش درآمد، کاهش تدریجی هزینه‌های عملیاتی را دنبال خواهد کرد تا بخشی از فشار ناشی از سرمایه‌گذاری‌های جدید جبران شود. چرا برخی سرمایه‌گذاران افت اوراکل را فرصت می‌دانند؟ افت شدید قیمت سهام اوراکل باعث شده ارزش‌گذاری شرکت برای برخی سرمایه‌گذاران جذاب‌تر شود. این گروه معتقدند بازار بیش از حد روی هزینه‌های کوتاه‌مدت تمرکز کرده و بخش مهمی از ظرفیت رشد آینده شرکت را نادیده گرفته است. استدلال اصلی این دیدگاه آن است که اوراکل اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که شرکت‌های بزرگ فناوری پیش از جهش‌های بزرگ خود تجربه کرده‌اند؛ یعنی دوره‌ای که سرمایه‌گذاری سنگین انجام می‌شود، اما سودآوری کامل آن هنوز در صورت‌های مالی منعکس نشده است. وجود قراردادهای بزرگ، رشد تقاضای هوش مصنوعی و افزایش نیاز شرکت‌ها به زیرساخت ابری، سه عاملی هستند که می‌توانند در سال‌های آینده موتور رشد اوراکل را تقویت کنند. با این حال، موفقیت این سناریو به اجرای دقیق برنامه توسعه بستگی دارد. اگر هزینه‌های سرمایه‌ای بیش از حد افزایش یابد یا تقاضای واقعی کمتر از انتظار باشد، فشار بر سودآوری می‌تواند طولانی‌تر شود. جمع‌بندی اوراکل امروز در نقطه‌ای حساس قرار دارد؛ شرکتی که از یک طرف با افت ۵۹ درصدی سهام و نگرانی درباره هزینه‌های سنگین مواجه شده و از طرف دیگر یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های رشد در حوزه زیرساخت هوش مصنوعی را در اختیار دارد. قراردادهای ۶۳۸ میلیارد دلاری، رشد پیش‌بینی‌شده ۳۴ درصدی درآمد در سال مالی ۲۰۲۷، قراردادهای ۶۷ میلیارد دلاری هوش مصنوعی و برنامه توسعه مراکز داده نشان می‌دهد بازار تنها با یک شرکت نرم‌افزاری سنتی روبه‌رو نیست، بلکه با شرکتی مواجه است که تلاش می‌کند جایگاه خود را در اقتصاد هوش مصنوعی تثبیت کند. در نهایت، ارزش‌گذاری فعلی اوراکل به این بستگی دارد که آیا سرمایه‌گذاران باور دارند هزینه‌های امروز، درآمدهای بزرگ فردا را ایجاد خواهند کرد یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر