EURUSD 1.12073 USD ▲ 0.44%
XAUUSD 3,904.21 USD ▲ 0.75%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 99.40 USD ▼ 4.53%
BTCUSD 77,791.75 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70083 USD ▼ 0.31%
EURJPY 176.946 JPY ▲ 0.39%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۵ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۵ دقیقه پیش

اوراکل برای تأمین هزینه هوش مصنوعی ۲۰ میلیارد دلار جذب می‌کند؛ چرا سهام افت کرد؟

سهام اوراکل در معاملات دوشنبه ۲ نوامبر ۲۰۲۶ تحت فشار قرار گرفت؛ زیرا شرکت برنامه تازه‌ای برای جذب ۲۰ میلیارد دلار از بازارهای سرمایه اعلام کرد. این تأمین مالی شامل فروش ۱۰ میلیارد دلار سهام و انتشار ۱۰ میلیارد دلار اوراق بدهی است. گزارش رویترز می‌گوید سهام اوراکل در جریان معاملات نزدیک به ۶ درصد افت کرد و تا پایان جمعه، از ابتدای سال حدود ۳۳ درصد کاهش یافته بود. در یک نگاه اوراکل قصد دارد از راه فروش سهام و اوراق بدهی، ۲۰ میلیارد دلار جذب کند. انتشار سهام تازه می‌تواند سهم نسبی سهام‌داران کنونی را کاهش دهد. بدهی و مخارج سنگین زیرساختی، ریسک اصلی اجرای برنامه هوش مصنوعی شرکت است. مدیریت انتظار دارد جریان نقد آزاد در نیمه دوم سال مالی ۲۰۲۸ مثبت شود. چرا سهام اوراکل افت کرد؟ عامل مستقیم افت، اعلام هم‌زمان عرضه سهام و اوراق بدهی بود. انتشار سهام، تعداد سهام در گردش را افزایش می‌دهد و در صورت ثابت‌ماندن سود شرکت، می‌تواند سود هر سهم را تحت فشار قرار دهد. البته میزان دقیق رقیق‌شدن مالکیت هنوز مشخص نیست؛ زیرا قیمت عرضه و تعداد نهایی سهام اعلام نشده است. از سوی دیگر، انتشار بدهی هزینه بهره و تعهدات مالی آینده را افزایش می‌دهد، هرچند منابع حاصل ممکن است برای بازپرداخت بدهی‌های قبلی نیز به کار رود. اوراکل اعلام کرده است درآمد حاصل برای نیازهای عمومی شرکت استفاده خواهد شد؛ از جمله سرمایه‌گذاری، بازپرداخت بدهی، خرید شرکت‌ها، پرداخت سود سهام و بازخرید سهام. بنابراین نمی‌توان فرض کرد تمام این مبلغ مستقیماً صرف ساخت مراکز داده هوش مصنوعی خواهد شد. رشد هوش مصنوعی؛ فرصت بزرگ با هزینه سنگین اوراکل می‌خواهد جایگاه خود را در بازار زیرساخت ابری تقویت کند؛ بازاری که تقاضا برای توان پردازشی هوش مصنوعی در آن رو به افزایش است. شرکت در روز سرمایه‌گذاران خود در ۲۸ اکتبر اعلام کرد که درآمد سال مالی ۲۰۳۰ می‌تواند از ۲۲۵ میلیارد دلار فراتر رود؛ درحالی‌که درآمد سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۶۷٫۴ میلیارد دلار بود. با وجود چشم‌انداز رشد، توسعه مراکز داده پیش از آنکه درآمد و وجه نقد کافی ایجاد کند، به زمین، برق، تجهیزات و تأمین مالی نیاز دارد. این فاصله زمانی میان هزینه امروز و بازده آینده، مسئله اصلی ارزش‌گذاری اوراکل است. بدهی و جریان نقد آزاد زیر ذره‌بین بر اساس گزارش رویترز، اوراکل در ۳۱ اوت ۱۲۵٫۳۴ میلیارد دلار بدهی و سایر استقراض‌ها داشت؛ رقمی که در مقایسه با درآمد ۶۷٫۳۶ میلیارد دلاری سال مالی ۲۰۲۶، اهمیت تأمین مالی را برجسته می‌کند. مدیریت انتظار دارد مخارج سرمایه‌ای در سال مالی جاری و سال مالی بعد به اوج برسد و جریان نقد آزاد در نیمه دوم سال مالی ۲۰۲۸ مثبت شود. همچنین شرکت برای سال مالی ۲۰۲۹، جریان نقد آزاد دست‌کم ۳۰ میلیارد دلاری را هدف‌گذاری کرده است. آیا افت قیمت فرصت خرید است؟ افت قیمت به‌تنهایی به معنای ارزان‌شدن سهام نیست. ارزیابی اوراکل باید میان رشد احتمالی درآمد، هزینه تأمین سرمایه، ریسک تمرکز مشتریان و زمان تبدیل قراردادها به وجه نقد تعادل برقرار کند. در ترجمه برخی نقاط از متن از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا چه اثری بر بازار سهام دارد؟ پیش‌بینی مورگان استنلی

در یک نگاه مایک ویلسون از مورگان استنلی می‌گوید عواملی مانند انتخابات میان‌دوره‌ای، فشار هزینه‌های هوش مصنوعی و محدودیت نقدینگی ممکن است شاخص S&P 500 را تا حدود ۷۱۰۰ واحد پایین بیاورند. او این افت احتمالی را فرصتی برای خرید می‌داند و پس از پایان اصلاح، سطح ۸۰۰۰ واحد را برای شاخص پیش‌بینی می‌کند. به گفته ویلسون، سهام آمریکا در شش و ۱۲ ماه پس از همه انتخابات میان‌دوره‌ای از سال ۱۹۵۰ بالاتر رفته‌اند، هرچند عملکرد بازار از نوامبر تا پایان سال همیشه مثبت نبوده است. مایک ویلسون، استراتژیست ارشد سهام آمریکا در مورگان استنلی، انتظار دارد بازار سهام این کشور در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای روز سه‌شنبه با نوسان روبه‌رو شود؛ با این حال، او افت احتمالی قیمت‌ها را فرصتی برای خرید می‌داند. به گفته ویلسون، تجربه تاریخی نشان می‌دهد ضعف بازار پس از انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند زمان مناسبی برای ورود سرمایه‌گذاران باشد. ویلسون در گفت‌وگویی با بلومبرگ گفت مجموعه‌ای از عوامل، از جمله انتخابات میان‌دوره‌ای، نگرانی‌ها درباره فشار هزینه‌های هوش مصنوعی و محدودیت نقدینگی، ممکن است شاخص S&P 500 را به حدود ۷۱۰۰ واحد برساند؛ سطحی نزدیک به ۹ درصد پایین‌تر از رکورد اخیر شاخص. او پیش‌بینی می‌کند پس از عبور این عوامل و پایان اصلاحی که به گفته‌اش ماه‌ها در زیر سطح بازار جریان داشته، شاخص بتواند تا ۸۰۰۰ واحد صعود کند. با وجود نگرانی‌ها درباره جنگ ایران، ویلسون همچنان به چشم‌انداز بازار خوش‌بین است. ویلسون گفت انتخابات میان‌دوره‌ای معمولاً برای بازار سهام مانع ایجاد می‌کند، اما عملکرد تاریخی بازار پس از آن قوی بوده است. به گفته او، از سال ۱۹۵۰ تاکنون، بازار سهام آمریکا شش و ۱۲ ماه پس از هر انتخابات میان‌دوره‌ای بالاتر بوده است. با این حال، بازه زمانی نوامبر تا پایان سال همیشه مثبت نبوده و سال ۲۰۱۸ نمونه‌ای از این استثناست. او افزود این انتخابات به‌دلیل آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفته قصد دارد پس از رأی‌گیری اقدام مهمی انجام دهد اما مشخص نکرده چه اقدامی، با لایه‌ای از عدم‌قطعیت همراه است. ویلسون درباره نتیجه سیاسی انتخابات گفت پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان و کسب اکثریتی محدود در سنا، از پیش در قیمت‌ها لحاظ شده است. به باور او، پیروزی دموکرات‌ها با اختلافی بیشتر می‌تواند بازار را بیشتر تحت‌تأثیر قرار دهد و مخالفت‌های ایالتی و محلی با ساخت مراکز داده یا تلاش برای مقررات سخت‌گیرانه‌تر را تقویت کند. با این حال، او گفت مخالفت با مراکز داده ممکن است اکنون، چون به موضوعی انتخاباتی تبدیل شده، در اوج باشد و پس از آغاز به کار نامزدهای پیروز فروکش کند. ویلسون گفت هنوز از حجم بالای انتشار سهام از سوی شرکت‌هایی از جمله متا، اسپیس‌ایکس و آنتروپیک نگران نیست. او اشاره کرد که ادغام شرکت‌ها و رشد سریع اقتصاد نیز سرمایه را جذب می‌کنند. به گفته ویلسون، تولید ناخالص داخلی اسمی حدود ۷.۵ درصد رشد می‌کند و ممکن است چرخه انتشار سهام در ماه آینده به وقفه‌ای نزدیک شود. ویلسون در دیدگاهی که خود آن را خارج از نظر غالب بازار می‌داند، گفت افزایش بازده اوراق قرضه در سال جاری عمدتاً ناشی از رشد اقتصادی قوی بوده، نه استقراض دولت. او افزود با رشد اسمی ۷ تا ۸ درصدی و بازده نزدیک به ۵ درصد برای اوراق ۱۰ساله، شرایط برای شرکت‌های باکیفیت مناسب است؛ اما شرکت‌های کوچک‌تر و کم‌کیفیت‌تری که با هزینه استقراض ۸ تا ۱۰ درصدی روبه‌رو هستند، تحت فشار قرار می‌گیرند. به گفته او، همین تفاوت به چرخش سرمایه‌گذاران به سمت شرکت‌های باکیفیت‌تر کمک کرده است. ویلسون همچنین انعطاف شرکت‌های بزرگ فناوری در جابه‌جایی میان تأمین مالی از طریق بدهی و انتشار سهام را نشانه‌ای مثبت دانست؛ زیرا به گفته او، این رفتار نشان می‌دهد شرکت‌ها به قیمت‌گذاری بازار واکنش نشان می‌دهند. او گفت سرمایه‌گذاران برای هزینه کلی سرمایه ۷ تا ۸ درصدی که این شرکت‌ها اکنون می‌پردازند، تقاضای بالایی دارند.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

مورگان استنلی: برای افزایش فوری نرخ بهره اروپا عجله‌ای نیست

در یک نگاه انتظار می‌رود بانک مرکزی اروپا پنجشنبه نرخ سپرده‌گذاری را در ۲٫۵۰ درصد ثابت نگه دارد. مورگان استنلی دسامبر را زمان مناسب‌تری برای بررسی افزایش نرخ می‌داند؛ ۶۴ نفر از ۷۳ اقتصاددان در نظرسنجی رویترز نیز افزایش در آن ماه را پیش‌بینی کرده‌اند. اظهارات کریستین لاگارد و داده‌های تورم و رشد اقتصادی منطقه یورو می‌توانند بر انتظارات بازار اثر بگذارند. انتظار می‌رود بانک مرکزی اروپا (ECB) روز پنجشنبه نرخ سپرده‌گذاری را پس از افزایش ماه سپتامبر، در سطح ۲٫۵۰ درصد ثابت نگه دارد. مورگان استنلی می‌گوید فعلاً نیازی به افزایش فوری نرخ بهره نیست و نشست دسامبر، با در دسترس بودن داده‌های تازه و پیش‌بینی‌های جدید بانک، می‌تواند زمان مناسب‌تری برای تصمیم‌گیری باشد. به ارزیابی مورگان استنلی، تاکنون نشانه‌ای از اثرگذاری قابل‌توجه و غیرمستقیم شوک انرژی بر تورم دیده نشده است. هم‌زمان، افزایش اخیر بازده اوراق بلندمدت تا حدی شرایط مالی را سخت‌تر کرده و از فشار برای افزایش فوری نرخ بهره می‌کاهد. انتظار برای افزایش نرخ در دسامبر در میان اقتصاددانان تقویت شده است. در نظرسنجی رویترز، ۷۰ نفر از ۷۳ اقتصاددان انتظار داشتند بانک مرکزی اروپا در اکتبر نرخ را ثابت نگه دارد و ۶۴ نفر از ۷۳ نفر افزایش ۰٫۲۵ واحد درصدی در دسامبر را پیش‌بینی کردند. کومرتس‌بانک نیز انتظار دارد نرخ سپرده‌گذاری در دسامبر به ۲٫۷۵ درصد برسد و در سال ۲۰۲۷ در همان سطح بماند. افزایش بازده اوراق دولتی، به‌ویژه در فرانسه در پی نگرانی‌ها درباره بدهی و بودجه این کشور، از دیگر موارد مورد توجه سیاست‌گذاران است. اقتصاد‌دانان بانک ING می‌گویند بحران مالی فرانسه و بازده بالاتر اوراق از پیش به سخت‌تر شدن شرایط مالی کمک کرده‌اند. بازارها در نشست خبری کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا، به دنبال نشانه‌هایی درباره مسیر احتمالی نرخ بهره خواهند بود. تصمیم بانک ساعت ۱۶:۴۵ به وقت ایران اعلام می‌شود و نشست خبری لاگارد ساعت ۱۷:۱۵ آغاز خواهد شد. داده‌های اولیه تولید ناخالص داخلی منطقه یورو در سه‌ماهه سوم و آمار تورم اکتبر چند کشور، از جمله فرانسه و آلمان، نیز روز جمعه منتشر می‌شوند. واکنش یورو به تصمیم پنجشنبه ممکن است به این بستگی داشته باشد که لاگارد انتظارات برای افزایش نرخ در دسامبر را تأیید کند یا گزینه‌های بانک را باز بگذارد. قیمت نفت، به‌ویژه در صورت افزایش بیشتر در پی تنش‌های خاورمیانه، از عوامل مؤثر بر چشم‌انداز تورم منطقه یورو عنوان شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

اوراکل در برابر مایکروسافت؛ کدام سهام هوش مصنوعی برای پنج سال آینده انتخاب بهتری است؟

رونق هوش مصنوعی، رقابت برای توسعه مراکز داده و زیرساخت‌های پردازشی را به یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های سرمایه‌گذاری جهان تبدیل کرده است. در این میان، شرکت اوراکل با رشد سریع درآمدهای ابری توجه سرمایه‌گذاران را جلب کرده، اما افزایش هزینه‌های سرمایه‌ای و فشار بدهی‌ها نگرانی‌هایی جدی ایجاد کرده است. در سوی دیگر، مایکروسافت با وجود رشد درصدی آهسته‌تر در کسب‌وکار ابری، از جریان نقدی آزاد مثبت و انعطاف مالی بیشتری برخوردار است. پرسش اصلی این است: آیا رشد سریع‌تر اوراکل ارزش پذیرش ریسک بیشتر را دارد یا توان مالی مایکروسافت در افق پنج‌ساله مزیت تعیین‌کننده خواهد بود؟ در یک نگاه درآمد زیرساخت ابری اوراکل در آخرین فصل گزارش‌شده ۱۲۱ درصد رشد کرد، اما فشار سرمایه‌گذاری بر نقدینگی شرکت افزایش یافته است. جریان نقدی آزاد اوراکل منفی شده و بدهی بلندمدت و تعهدات اجاره مراکز داده، ریسک مالی آن را بالا برده‌اند. درآمد خدمات ابری مایکروسافت ۴۳ درصد افزایش یافته و شرکت همچنان جریان نقدی آزاد مثبت تولید می‌کند. اوراکل ظرفیت رشد بالقوه بیشتری دارد، اما مایکروسافت به دلیل قدرت مالی و توان تحمل تأخیرهای سرمایه‌گذاری، گزینه متوازن‌تری برای افق پنج‌ساله به نظر می‌رسد. اوراکل؛ رشد خیره‌کننده در برابر فشار نقدینگی اوراکل در سال مالی ۲۰۲۶ درآمد خود را از ۵۷٫۴ میلیارد دلار در سال مالی قبل به ۶۷٫۴ میلیارد دلار رساند؛ رشدی که بخش مهمی از آن به توسعه فعالیت‌های مرتبط با هوش مصنوعی مربوط می‌شود. درآمد بخش زیرساخت ابری این شرکت نیز در سه‌ماهه نخست سال مالی ۲۰۲۷ با افزایش سالانه ۱۲۱ درصدی به ۷٫۴ میلیارد دلار رسید. یکی دیگر از نقاط قوت اوراکل، حجم بالای قراردادهای آتی آن است. ارزش تعهدات عملکردی باقی‌مانده شرکت به ۶۶۴ میلیارد دلار رسیده؛ رقمی که نشان‌دهنده ظرفیت قابل‌توجه درآمدزایی در آینده است، هرچند تمام این مبلغ الزاماً در کوتاه‌مدت به درآمد یا وجه نقد تبدیل نخواهد شد. چالش اصلی، هزینه تحقق این فرصت‌هاست. مخارج سرمایه‌ای اوراکل در سال گذشته به ۵۵٫۷ میلیارد دلار رسید؛ رقمی بیشتر از سود عملیاتی شرکت. در آخرین فصل گزارش‌شده نیز جریان نقدی آزاد آن با کسری ۵٫۴ میلیارد دلاری همراه بود. افزون بر این، شرکت در پایان اوت حدود ۱۲۵ میلیارد دلار بدهی بلندمدت داشت و ۲۸۸ میلیارد دلار تعهد اجاره مراکز داده نیز در انتظار آغاز پرداخت بود. این ارقام به معنای شکست راهبرد اوراکل نیستند، اما نشان می‌دهند که تحقق رشد پیش‌بینی‌شده به تأمین مالی مستمر، اجرای به‌موقع پروژه‌ها و تبدیل قراردادها به جریان نقدی واقعی وابستگی زیادی دارد. مایکروسافت؛ رشد آهسته‌تر با پشتوانه مالی قوی‌تر درآمد مایکروسافت از ۲۸۱٫۷ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۵ به ۳۳۱٫۸ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲۶ افزایش یافت. درآمد خدمات ابری آژور و سایر خدمات مرتبط نیز در آخرین فصل گزارش‌شده ۴۳ درصد رشد سالانه داشت. اگرچه این نرخ از رشد زیرساخت ابری اوراکل کمتر است، باید اندازه دو کسب‌وکار را در نظر گرفت. درآمد بخش ابر هوشمند مایکروسافت که خدمات آژور را نیز دربرمی‌گیرد، در آخرین فصل به ۳۹٫۳ میلیارد دلار رسید؛ بیش از پنج برابر درآمد ۷٫۴ میلیارد دلاری زیرساخت ابری اوراکل. بنابراین، رشد درصدی بالاتر اوراکل تا حدی از کوچک‌تر بودن پایه درآمدی آن ناشی می‌شود. مزیت مهم‌تر مایکروسافت، وضعیت نقدینگی آن است. شرکت در آخرین فصل ۳۵٫۸ میلیارد دلار مخارج سرمایه‌ای داشت، اما همچنان نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار جریان نقدی آزاد مثبت ثبت کرد. بدهی آن نیز در پایان ژوئن حدود ۴۰٫۳ میلیارد دلار بود؛ کمتر از ۴۳٫۲ میلیارد دلار در سال قبل. البته مایکروسافت نیز ۳۲۹٫۱ میلیارد دلار تعهد اجاره‌ای دارد که پرداخت آن‌ها هنوز آغاز نشده است. کدام سهام انتخاب بهتری است؟ اگر برنامه‌های توسعه اوراکل طبق انتظار پیش بروند، این شرکت می‌تواند از افزایش تقاضا برای توان پردازشی هوش مصنوعی سود قابل‌توجهی ببرد. سهم بزرگ‌تر زیرساخت ابری از ترکیب درآمدی آن نیز باعث می‌شود موفقیت این بخش تأثیر بیشتری بر عملکرد کل شرکت داشته باشد. بااین‌حال، توسعه مراکز داده به سرمایه‌گذاری سنگین، دسترسی به انرژی، تأمین تجهیزات و اجرای دقیق پروژه‌ها وابسته است. هرگونه تأخیر می‌تواند درآمد مورد انتظار را عقب بیندازد، درحالی‌که هزینه‌های تأمین مالی و تعهدات قراردادی همچنان پابرجا می‌مانند. چنین شرایطی برای شرکتی با جریان نقدی آزاد منفی، فشار بیشتری ایجاد می‌کند. مایکروسافت نیز از این ریسک‌ها مصون نیست؛ اما جریان نقدی مثبت و بدهی گزارش‌شده کمتر، توان بیشتری برای تحمل شوک‌های احتمالی به آن می‌دهد. از این منظر، مایکروسافت برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال ترکیب رشد و تاب‌آوری مالی هستند، انتخاب متعادل‌تری محسوب می‌شود. بااین‌حال، بازده نهایی سهام به قیمت خرید، ارزش‌گذاری بازار و میزان تحقق انتظارات رشد نیز بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا سود مورگان استنلی فراتر از پیش‌بینی‌ها رفت؟ معاملات سهام چه نقشی داشت؟

در یک نگاه سود هر سهم مورگان استنلی به ۳٫۰۳ دلار رسید و از پیش‌بینی تحلیلگران فراتر رفت. درآمد خالص بانک با رشد سالانه ۱۲ درصدی به ۲۰٫۳۴ میلیارد دلار افزایش یافت. درآمد معاملات سهام با جهش ۴۱ درصدی به ۵٫۷۹ میلیارد دلار رسید. مدیریت ثروت رکورد درآمدی ثبت کرد، اما افت معاملات اوراق با درآمد ثابت از نقاط ضعف گزارش بود. رشد فراتر از انتظار در سه‌ماهه سوم مورگان استنلی در گزارش مالی سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ عملکردی بهتر از پیش‌بینی تحلیلگران به ثبت رساند. این بانک آمریکایی در دوره مورد بررسی، ۴٫۹۱ میلیارد دلار سود خالص کسب کرد؛ رقمی که نسبت به سود ۴٫۶ میلیارد دلاری سال گذشته افزایش نشان می‌دهد. سود هر سهم شرکت به ۳٫۰۳ دلار رسید؛ درحالی‌که برآوردها عمدتاً در محدوده ۲٫۹۱ تا ۲٫۹۴ دلار قرار داشتند. درآمد خالص بانک نیز با رشد ۱۲ درصدی نسبت به رقم ۱۸٫۲ میلیارد دلاری سال گذشته، به ۲۰٫۳۴ میلیارد دلار رسید و از پیش‌بینی بازار فراتر رفت. این نتایج نشان می‌دهد که بانک در کنار فعالیت‌های سنتی خود، از افزایش تحرک بازارهای مالی و تقاضای مشتریان برای خدمات معاملاتی و سرمایه‌گذاری بهره برده است. معاملات سهام؛ پیشران اصلی درآمد مهم‌ترین عامل تقویت عملکرد مورگان استنلی، بخش معاملات سهام بود. درآمد این واحد با افزایش ۴۱ درصدی نسبت به سال گذشته به ۵٫۷۹ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که بیش از ۹۰۰ میلیون دلار بالاتر از برآورد برخی تحلیلگران بود. افزایش فعالیت مشتریان و عملکرد مناسب بازارهای آسیایی از عوامل مؤثر بر این رشد عنوان شده است. با توجه به جایگاه معاملات سهام در ساختار درآمدی بانک، تداوم این روند می‌تواند به حفظ سودآوری کمک کند؛ هرچند درآمدهای معاملاتی معمولاً تحت تأثیر نوسان بازار و تغییر رفتار سرمایه‌گذاران قرار دارند. مدیریت ثروت در اوج، بانکداری سرمایه‌گذاری با رشد محدود واحد مدیریت ثروت نیز عملکرد قدرتمندی داشت و درآمد آن با رشد ۱۰ درصدی به رکورد ۹٫۱ میلیارد دلار رسید. این بخش در سه‌ماهه سوم ۲۳۲ میلیارد دلار دارایی خالص جدید جذب کرد و جریان ورودی سرمایه به خدمات مبتنی بر کارمزد نیز به ۸۰ میلیارد دلار رسید. این ارقام اهمیت راهبرد مدیریت ثروت را در ایجاد درآمدهای مستمر و کاهش وابستگی بانک به معاملات روزانه بازار نشان می‌دهند. در مقابل، درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری با رشد ۲ درصدی به ۲٫۲ میلیارد دلار رسید. افزایش معاملات ادغام و تملک در قاره آمریکا از این بخش حمایت کرد، اما آهنگ رشد آن در مقایسه با معاملات سهام محدودتر بود. “ «نکته مهم در این گزارش، صرفاً عبور مورگان استنلی از برآوردهای سود و درآمد نیست؛ بلکه ترکیب منابع رشد اهمیت بیشتری دارد. جهش معاملات سهام نشان‌دهنده بهره‌مندی بانک از تحرک بازار است، اما چنین درآمدی می‌تواند با تغییر چرخه بازار نوسان کند. در مقابل، رکورد مدیریت ثروت و جذب دارایی‌های جدید، ظرفیت ایجاد درآمدهای کارمزدی پایدارتر را برجسته می‌کند. ازاین‌رو، ارزیابی بلندمدت بانک باید بر توان تبدیل این رشد مقطعی به سودآوری مداوم، کنترل هزینه‌ها و حفظ کیفیت درآمدها متمرکز باشد؛ نه صرفاً بر یک فصل فراتر از انتظار.» بابک شیری نقاط ضعف گزارش و وضعیت سرمایه همه بخش‌های مورگان استنلی عملکرد مثبتی نداشتند. درآمد معاملات اوراق با درآمد ثابت با افت ۷ درصدی به ۲ میلیارد دلار رسید که کاهش فعالیت در حوزه اعتبارات و کالاها از عوامل آن بود. درآمد مدیریت سرمایه‌گذاری نیز با کاهش ۱۲ درصدی به ۱٫۵ میلیارد دلار رسید؛ افتی که بخشی از آن به برگشت درآمدهای کارمزدی ثبت‌شده در ارتباط با برخی سرمایه‌گذاری‌های یک صندوق خصوصی مربوط می‌شد. بازده حقوق صاحبان سهام عادی مشهود بانک به ۲۲٫۶ درصد رسید و نسبت هزینه به درآمد در سطح ۶۷ درصد قرار گرفت. همچنین نسبت سرمایه لایه نخست سهام عادی بر مبنای استانداردشده ۱۴٫۹ درصد گزارش شد؛ شاخصی مهم برای ارزیابی توان جذب زیان و استحکام سرمایه بانک. جمع‌بندی گزارش سه‌ماهه سوم مورگان استنلی از رشد سود و درآمد، قدرت بالای معاملات سهام و تداوم جذب دارایی در بخش مدیریت ثروت حکایت دارد. بااین‌حال، افت معاملات اوراق با درآمد ثابت و مدیریت سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد که رشد بانک میان تمام واحدهای آن یکسان نبوده است. پایداری این عملکرد به شرایط بازار، تداوم ورود دارایی‌های جدید و توان بانک در کنترل هزینه‌ها وابسته خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش‌های مالی بازار سهام آمریکا در ۱۳ اکتبر؛ بانک‌ها در کانون توجه، تراشه‌ها زیر فشار فروش

بازار سهام آمریکا در معاملات روز سه‌شنبه، ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، تحت تأثیر آغاز فصل انتشار گزارش‌های مالی بانک‌ها و تشدید فشار فروش در صنعت نیمه‌رساناها، روندی عمدتاً نزولی و ناهماهنگ را تجربه کرد. عملکرد بهتر از انتظار گلدمن ساکس از یک سو و افت سهام جانسون‌اندجانسون و میکرون از سوی دیگر، نشان داد که سرمایه‌گذاران هم‌زمان در حال ارزیابی قدرت سودآوری شرکت‌ها و ریسک‌های پیش‌روی اقتصاد هستند. در یک نگاه شاخص‌های اصلی بورس آمریکا با فشار فروش در سهام فناوری و نیمه‌رساناها کاهش یافتند. گلدمن ساکس با عملکرد درآمدی بهتر از انتظار تحلیلگران، رشد سهام را تجربه کرد. سهام جانسون‌اندجانسون پس از ثبت سود تعدیل‌شده کمتر از پیش‌بینی‌ها حدود ۶ درصد افت کرد. تشدید رقابت در بازار تراشه‌های حافظه، سهام میکرون را بیش از ۵ درصد پایین کشید. بانک‌ها آغازگر فصل گزارش‌های مالی شدند با شروع فصل انتشار گزارش‌های مالی، چهار بانک بزرگ آمریکا، یعنی گلدمن ساکس، جی‌پی‌مورگان، ولز فارگو و سیتی‌گروپ، در مرکز توجه بازار قرار گرفتند. سهام گلدمن ساکس پس از ثبت درآمدی بالاتر از برآورد تحلیلگران افزایش یافت؛ در مقابل، سهام ولز فارگو به‌دلیل کمتر بودن درآمد از انتظارات بازار کاهش پیدا کرد. این تفاوت عملکرد نشان می‌دهد که صرف برخورداری از مقیاس بزرگ و جایگاه تثبیت‌شده در نظام مالی، برای جلب رضایت سرمایه‌گذاران کافی نیست. بازار علاوه بر سودآوری، به کیفیت درآمدها، پایداری رشد و چشم‌انداز فعالیت‌های آینده نیز توجه دارد. جیمی دایمن، مدیرعامل جی‌پی‌مورگان، ضمن اشاره به تاب‌آوری نسبی مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها، درباره ریسک‌های اقتصادی هشدار داد و تأکید کرد که افزایش احتمالی نرخ بهره می‌تواند فشار بیشتری بر وام‌گیرندگان وارد کند. افت شاخص‌ها زیر فشار سهام فناوری بر اساس داده‌های گزارش، تا ساعات ابتدایی معاملات، شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ حدود ۰٫۲۵ درصد، شاخص نزدک مرکب ۰٫۳۷ درصد و شاخص صنعتی داوجونز ۰٫۱۸ درصد کاهش داشتند. افت سهام شرکت‌های نیمه‌رسانا و فناوری از عوامل اصلی فشار بر بازار بود. در بخش فلزات گران‌بها نیز بهای طلا با کاهش ۰٫۱۵ درصدی به حدود ۴٬۱۶۵ دلار در هر اونس رسید. هم‌زمان، بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا دو واحد پایه کاهش یافت و به ۵٫۲۲ درصد رسید. این تحولات نشان می‌دهد که بازارها همچنان در حال بازتنظیم انتظارات خود درباره نرخ بهره، رشد اقتصادی و ارزش دارایی‌ها هستند. “ «از منظر من، پیام اصلی این معاملات نه افت محدود شاخص‌ها، بلکه افزایش حساسیت بازار به کیفیت رشد است. عملکرد گلدمن ساکس نشان می‌دهد که درآمد فراتر از انتظار همچنان می‌تواند محرک ارزش سهام باشد؛ در مقابل، افت میکرون بیانگر آن است که حتی صنایع برخوردار از رشد بلندمدت نیز از فشار رقابت و بازنگری انتظارات مصون نیستند. برای سرمایه‌گذاران، تمایز میان نوسان کوتاه‌مدت و تغییر واقعی در بنیادهای کسب‌وکار اهمیت بیشتری از واکنش شتاب‌زده به تیترهای روزانه دارد.» بابک شیری رقابت تراشه‌ها؛ نگرانی از آینده رشد سهام میکرون بیش از ۵ درصد افت کرد و شاخص نیمه‌رساناهای فیلادلفیا نیز حدود ۱٫۵ درصد پایین آمد. نگرانی درباره نوآوری شرکت‌های چینی در حوزه تراشه‌های حافظه و تشدید رقابت، فشار مضاعفی بر این صنعت وارد کرده است. بااین‌حال، نباید نوسانات روزانه را از روند بلندمدت جدا کرد. شاخص نیمه‌رساناهای فیلادلفیا از ابتدای سال میلادی تا زمان گزارش حدود ۶۸٫۲ درصد رشد کرده بود. بنابراین، افت اخیر لزوماً به معنای پایان روند صعودی نیست؛ اما یادآوری می‌کند که ارزش‌گذاری‌های بالا و انتظارات خوش‌بینانه می‌توانند سهام این صنعت را در برابر اخبار منفی آسیب‌پذیر کنند. در همین حال، سهام یونایتدهلث پس از افزایش پیش‌بینی سود شرکت ابتدا رشد کرد، اما بعداً اندکی کاهش یافت. این رفتار نیز نشان می‌دهد که واکنش اولیه بازار به اخبار مثبت الزاماً پایدار نمی‌ماند. جمع‌بندی معاملات ۱۳ اکتبر تصویری دوگانه از بازار آمریکا ارائه کرد: بانک‌ها نشانه‌هایی از تاب‌آوری فعالیت اقتصادی را به نمایش گذاشتند، اما فشار رقابتی بر صنعت نیمه‌رساناها و نگرانی از مسیر نرخ بهره همچنان بر معاملات سایه انداخت. ادامه فصل گزارش‌های مالی می‌تواند مشخص کند که آیا رشد سود شرکت‌ها برای پشتیبانی از ارزش‌گذاری‌های بازار کافی است یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بانک‌های بزرگ آمریکا در آستانه انتشار گزارش‌های مالی؛ نرخ بهره و چشم‌انداز وام‌دهی زیر ذره‌بین

گزارش‌های مالی سه‌ماهه سوم بانک‌های بزرگ آمریکا در هفته جاری، در شرایطی منتشر می‌شود که افزایش بازده اوراق خزانه‌داری، احتمال تداوم سیاست انقباضی فدرال رزرو و کاهش تحرک بازار عرضه اولیه سهام، چشم‌انداز این صنعت را پیچیده‌تر کرده است. اگرچه تحلیلگران همچنان رشد سودآوری بانک‌ها را پیش‌بینی می‌کنند، هزینه تأمین منابع، تقاضای تسهیلات و درآمدهای بانکداری سرمایه‌گذاری می‌توانند مسیر عملکرد آنها را تغییر دهند. در یک نگاه بانک‌های بزرگ آمریکا از ۲۱ مهر گزارش‌های سه‌ماهه سوم خود را منتشر می‌کنند. افزایش نرخ‌های بازار اوراق می‌تواند هزینه تأمین منابع و فشار بر تقاضای وام را افزایش دهد. کندشدن عرضه‌های اولیه سهام، چشم‌انداز درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری را تهدید می‌کند. کیفیت اعتباری تسهیلات، ذخایر زیان و پیش‌بینی درآمد بهره‌ای، مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی هستند. بر اساس گزارش رویترز در ۸ اکتبر و تحلیل منتشرشده از سوی چارلز شواب در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶، سرمایه‌گذاران علاوه بر ارقام سود و درآمد، به دنبال نشانه‌هایی از کیفیت دارایی‌ها، هزینه سپرده‌ها و پایداری فعالیت‌های معاملاتی خواهند بود. چرا گزارش بانک‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد؟ بانک‌ها در ابتدای فصل انتشار گزارش‌های مالی، تصویری نسبتاً گسترده از وضعیت اقتصاد آمریکا ارائه می‌کنند. عملکرد آنها نشان می‌دهد خانوارها و شرکت‌ها تا چه اندازه برای دریافت وام، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی آمادگی دارند. با وجود رشد مورد انتظار سود بانک‌های بزرگ، عملکرد بخش مالی بازار سهام در سه‌ماهه سوم ضعیف‌تر از شاخص کل بوده است. برآوردهای منتشرشده در گزارش شواب نیز نشان می‌دهد رشد سود شرکت‌های بخش مالی شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ حدود ۳٫۳ درصد است؛ رقمی پایین‌تر از رشد پیش‌بینی‌شده برای کل شاخص. افزایش بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند هزینه استقراض بانک‌ها و مشتریان آنها را بالا ببرد. همچنین اگر نرخ سپرده‌ها سریع‌تر از درآمد حاصل از تسهیلات افزایش یابد، حاشیه سود بهره‌ای بانک‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد. عرضه اولیه و معاملات؛ دو منبع مهم ریسک یکی از نگرانی‌های اصلی، احتمال کاهش درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری است. افزایش نوسان نرخ‌های بهره و دشوارترشدن شرایط تأمین مالی، برخی شرکت‌ها را به تعویق عرضه اولیه سهام واداشته است. کاهش تعداد معاملات بزرگ می‌تواند درآمد کارمزد بانک‌هایی را که در پذیره‌نویسی، ادغام و تأمین مالی شرکت‌ها فعال‌اند، محدود کند. بانک آمریکا پیش‌تر هشدار داده بود که درآمد کارمزدهای بانکداری سرمایه‌گذاری آن در سه‌ماهه سوم دست‌کم ۱۰ درصد کاهش می‌یابد و درآمد معاملات احتمالاً ثابت می‌ماند. در مقابل، جی‌پی‌مورگان انتظار افزایش درآمدهای کارمزد و معاملات را مطرح کرده است. با این حال، افزایش نوسان در بازار اوراق می‌تواند فرصت‌هایی برای واحدهای معاملاتی بانک‌ها ایجاد کند؛ بنابراین تأثیر نرخ‌های بالاتر بر همه بانک‌ها یکسان نخواهد بود. بانک سود هر سهم مورد انتظار تغییر سالانه سود جی‌پی‌مورگان ۵٫۹۳ دلار ۱۶٫۴٪+ ولز فارگو ۱٫۸۴ دلار ۱۱٫۴٪+ مورگان استنلی ۲٫۹۴ دلار ۳٫۹٪+ بانک آمریکا ۱٫۱۰ دلار ۵٫۷٪+ گلدمن ساکس ۱۳٫۰۹ دلار ۶٫۴٪+ سیتی‌گروپ ۲٫۶۵ دلار ۴۳٫۱٪+ منبع برآورد EPS: تقویم مالی ارسالی، مربوط به ۱۳ و ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶. درصدهای رشد سالانه مطابق جدول اولیه هستند و پیش از انتشار باید جداگانه راستی‌آزمایی شوند. جی‌پی‌مورگان، گلدمن ساکس، سیتی‌گروپ و ولز فارگو در سه‌شنبه ۲۱ مهر و مورگان استنلی و بانک آمریکا در چهارشنبه ۲۲ مهر گزارش می‌دهند. “ «از منظر تحلیلی، مهم‌ترین نکته در گزارش‌های این هفته فاصله میان رشد اسمی سود و کیفیت واقعی آن است. افزایش سود سیتی‌گروپ یا جی‌پی‌مورگان زمانی ارزشمندتر می‌شود که با ثبات هزینه سپرده‌ها، کیفیت مناسب تسهیلات و چشم‌انداز قابل اتکای درآمد همراه باشد. در محیطی که بازده اوراق و هزینه سرمایه رو به افزایش است، بازار احتمالاً به پیش‌بینی‌های آینده بیش از عملکرد گذشته وزن می‌دهد؛ ازاین‌رو، لحن مدیران درباره حاشیه سود، ریسک اعتباری و جریان معاملات می‌تواند برای ارزش‌گذاری سهام بانکی تعیین‌کننده‌تر از عبور صرف از برآورد سود باشد.» بابک شیری سرمایه‌گذاران باید چه شاخص‌هایی را بررسی کنند؟ مهم‌ترین معیار، پیش‌بینی بانک‌ها از درآمد بهره‌ای در سه‌ماهه چهارم است. کاهش این پیش‌بینی می‌تواند نشانه محدودشدن حاشیه سود یا افت تقاضای تسهیلات باشد. میزان ذخایر زیان اعتباری نیز اهمیت دارد؛ افزایش آن ممکن است بیانگر نگرانی مدیریت بانک از نکول بیشتر وام‌گیرندگان باشد. در کنار این موارد، روند هزینه سپرده‌ها، رشد وام‌دهی، کیفیت اعتباری مشتریان و چشم‌انداز درآمد معاملات باید بررسی شود. حتی اگر سود گذشته بهتر از انتظار باشد، پیش‌بینی محتاطانه مدیریت می‌تواند واکنش منفی بازار را به دنبال داشته باشد. جمع‌بندی گزارش‌های پیش‌روی بانک‌های بزرگ آمریکا آزمونی برای سنجش مقاومت نظام بانکی در برابر نرخ‌های بهره بالاتر و کاهش احتمالی فعالیت‌های تأمین مالی است. رشد سود مورد انتظار، به‌تنهایی برای تضمین عملکرد مطلوب سهام بانکی کافی نیست؛ کیفیت سود، هزینه منابع و چشم‌انداز اعتباری تعیین می‌کنند که این رشد تا چه اندازه پایدار خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

جی‌پی‌مورگان در آستانه انتشار گزارش مالی؛ چرا سهام بزرگ‌ترین بانک آمریکا در معرض سقوط قرار دارد؟

جی‌پی‌مورگان چیس، بزرگ‌ترین بانک آمریکا، قرار است فردا پیش از آغاز معاملات بازار سهام، گزارش مالی سه‌ماهه سوم خود را منتشر کند. این گزارش در شرایطی اهمیت ویژه‌ای دارد که افزایش بازده اوراق قرضه، فشار بر سهام بانک‌ها را تشدید کرده و نگرانی‌ها درباره هزینه تأمین مالی و کیفیت اعتباری وام‌گیرندگان افزایش یافته است. عملکرد این بانک می‌تواند تصویری از وضعیت مصرف‌کنندگان، شرکت‌ها و سلامت اقتصاد آمریکا ارائه دهد. در یک نگاه افزایش بازده اوراق قرضه می‌تواند هزینه تأمین مالی بانک‌ها را بالا ببرد. انتظار می‌رود درآمد بانک از معاملات و بانکداری سرمایه‌گذاری همچنان قدرتمند باشد. تحلیلگران برای هر سهم، سود تعدیل‌شده ۵٫۹۴ دلاری پیش‌بینی کرده‌اند. هرگونه ضعف در کیفیت اعتباری یا کاهش پیش‌بینی سود می‌تواند به افت سهام منجر شود. چرا افزایش بازده اوراق قرضه نگران‌کننده است؟ بانک‌ها به تغییرات نرخ بهره حساس‌اند. افزایش بازده اوراق قرضه، اگرچه ممکن است درآمد حاصل از برخی وام‌ها و دارایی‌های بهره‌دار را افزایش دهد، می‌تواند هزینه تأمین منابع و سرمایه را نیز بالا ببرد. از سوی دیگر، گران‌تر شدن وام‌ها ممکن است تقاضای اعتباری را کاهش دهد و فعالیت شرکت‌ها را در حوزه‌هایی مانند ادغام، تملک و تأمین مالی محدود کند. نگرانی مهم‌تر، تأثیر نرخ‌های بالاتر بر توان بازپرداخت بدهی‌هاست. شرکت‌ها و خانوارهایی که وام‌های با نرخ متغیر دارند یا باید بدهی‌های خود را با نرخ‌های بالاتر تمدید کنند، ممکن است با فشار مالی بیشتری روبه‌رو شوند. در نتیجه، سرمایه‌گذاران احتمال افزایش مطالبات معوق و زیان‌های اعتباری را جدی‌تر دنبال می‌کنند. آیا درآمدهای معاملاتی می‌توانند ناجی بانک باشند؟ مدیریت جی‌پی‌مورگان در ماه سپتامبر اعلام کرده بود که انتظار دارد درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های معاملاتی در سه‌ماهه سوم، رشد سالانه‌ای در محدوده میانی تا بالای ده‌درصدی داشته باشد. این پیش‌بینی پس از عملکرد قدرتمند سه‌ماهه دوم مطرح شده است؛ دوره‌ای که درآمد کارمزدهای بانکداری سرمایه‌گذاری نسبت به سال قبل ۳۰ درصد و درآمد بخش بازارها ۳۵ درصد افزایش یافت. با این حال، تکرار چنین عملکردی آسان نیست، زیرا سه‌ماهه دوم یکی از بهترین دوره‌های بانک در سال‌های اخیر بود و افزایش فعالیت‌های ادغام و عرضه اولیه سهام به رشد درآمدها کمک کرد. بنابراین، حتی اگر عملکرد سه‌ماهه سوم مثبت باشد، کاهش شتاب رشد می‌تواند انتظارات بالای بازار را تحت فشار قرار دهد. “ «به‌نظر من، ریسک اصلی جی‌پی‌مورگان الزاماً ضعف ناگهانی در سودآوری نیست، بلکه شکاف احتمالی میان عملکرد قابل‌قبول بانک و انتظارات بالای بازار است. در محیطی که بازده اوراق قرضه افزایش یافته و حساسیت سرمایه‌گذاران به کیفیت اعتبارات بیشتر شده، حتی حفظ سودآوری نیز ممکن است برای توجیه ارزش‌گذاری سهام کافی نباشد. ارزیابی دقیق این گزارش باید بر پایداری درآمد خالص بهره، روند هزینه‌های اعتباری و اعتبار پیش‌بینی‌های مدیریت متمرکز باشد؛ زیرا این شاخص‌ها، بیش از یک رکورد سود فصلی، می‌توانند مسیر سهام بانک را مشخص کنند.» بابک شیری انتظارات بالا و خطر واکنش منفی بازار تحلیلگران به‌طور متوسط انتظار دارند جی‌پی‌مورگان درآمدی معادل ۵۱٫۲۲ میلیارد دلار و سود تعدیل‌شده ۵٫۹۴ دلار به‌ازای هر سهم گزارش کند. همچنین، مدیریت در گزارش قبلی درآمد خالص بهره تعدیل‌شده برای اثر درآمدهای بازار را برای کل سال حدود ۱۰۵٫۵ میلیارد دلار و هزینه‌های تعدیل‌شده را حدود ۱۰۷٫۵ میلیارد دلار پیش‌بینی کرده بود. اگر بانک نتواند از برآوردهای بازار فراتر برود یا پیش‌بینی‌های سالانه خود را حفظ کند، احتمال افزایش فشار فروش وجود دارد. نشانه‌های ضعف در فعالیت‌های معاملاتی، بانکداری سرمایه‌گذاری یا کیفیت اعتباری نیز می‌توانند نگرانی‌ها را تشدید کنند. جمع‌بندی گزارش مالی جی‌پی‌مورگان تنها آزمونی برای عملکرد یک بانک نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش وضعیت اعتبارات، فعالیت شرکت‌ها و تاب‌آوری اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. با وجود چشم‌انداز نسبتاً مثبت درآمدهای معاملاتی، انتظارات بالای سرمایه‌گذاران و افزایش بازده اوراق قرضه، حاشیه خطای بانک محدود به نظر می‌رسد. با این حال، احتمال افت سهام قطعی نیست و واکنش بازار به ارقام واقعی، کیفیت سود و راهنمایی مدیریت برای ماه‌های آینده بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶

در یک نگاه رکورد تاریخی سودآوری: پیش‌بینی می‌شود بانک‌های جهان در سال ۲۰۲۶ حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده تاکنون. سود ۷۰۰ میلیون دلاری جی‌پی مورگان: این بانک در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ از معاملات طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها حدود ۷۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. تداوم ریسک بازار: نوسانات شدید می‌توانند در کنار فرصت‌های سودآوری، زیان‌های سنگینی نیز برای بانک‌ها به همراه داشته باشند. معامله‌گران فلزات گران‌بها در بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، در نیمه نخست سال جاری میلادی به سودهای بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند. این روند بانک‌ها را در مسیر ثبت بهترین عملکرد سالانه تاریخ خود قرار داده است؛ چراکه افزایش چشمگیر تقاضای سرمایه‌گذاران و نوسانات شدید قیمت‌ها، فرصت‌های سودآوری گسترده‌ای برای معامله‌گران ایجاد کرده است. جی‌پی مورگان (JPMorgan)، یکی از بازیگران اصلی این بازار، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰۰ میلیون دلار از معاملات و مدیریت طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها درآمد کسب کرده است. این رقم را افرادی آگاه از عملکرد بانک اعلام کرده‌اند که به دلیل محرمانه بودن اطلاعات، نخواسته‌اند نامشان فاش شود. بهترین عملکرد سالانه این بانک در این حوزه به سال ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که سود آن اندکی بیش از یک میلیارد دلار بود. به گفته منابع مطلع، چند بانک بزرگ دیگر نیز از معاملات فلزات گران‌بها صدها میلیون دلار سود به دست آورده‌اند؛ موضوعی که رقابت را در بازاری تشدید کرده است که مدت‌ها تحت سلطه جی‌پی مورگان بوده است. بر اساس اطلاعات یکی از افراد آگاه از عملکرد دویچه‌بانک (Deutsche Bank)، واحد معاملات این بانک که با اقدامی خبرساز بار دیگر حضور خود را در بازار شمش طلا گسترش داده، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک در سطح جهانی، پیش‌بینی می‌شود بانک‌ها در سال جاری میلادی حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ رقمی که بر اساس مجموعه داده‌های شرکت تحلیل خدمات مالی «کریسیل کولیشن گرینویچ» (Crisil Coalition Greenwich)، بالاترین میزان ثبت‌شده تاکنون خواهد بود. معاملات انرژی و فلزات به یکی از محرک‌های اصلی درآمد شرکت‌های وال‌استریت، از جمله گلدمن ساکس، بانک آمریکا (Bank Of America) و مورگان استنلی (Morgan Stanley) تبدیل شده است. میزهای معاملاتی این شرکت‌ها می‌توانند از نوسانات قیمت و اختلالات بازار ناشی از درگیری‌های جهانی و تنش‌های تجاری سود ببرند. در این میان، فلزات گران‌بها به‌ویژه سودآور بوده‌اند. موج خریدهای سفته‌بازانه، قیمت طلا و نقره را در اوایل سال جاری به بالاترین سطوح تاریخی خود رساند. در جریان این رشد قیمتی، ابزارهای مالی مانند اختیار معامله (Option) با سررسید کوتاه‌مدت و صندوق‌های قابل معامله در بورس اهرمی (ETF) محبوبیت بیشتری پیدا کردند. سرمایه‌گذاران به دنبال ابزارهایی بودند که امکان افزایش سریع‌تر بازدهی را فراهم کنند. میزهای معاملاتی همچنین از جابه‌جایی شمش‌های طلا در نقاط مختلف جهان سودهای قابل‌توجهی به دست آوردند. آن‌ها از اختلاف قیمت میان مراکز اصلی معاملات جهانی بهره بردند؛ اختلاف‌هایی که فرصت‌های آربیتراژ ایجاد کرده بود. ✔️ بیشتر بخوانید: فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟ گرگ فریت، معامله‌گر ارشد فلزات گران‌بها در گروه سنتالیون (Centalion Group)، شرکت تجارت جهانی که پیش‌تر با نام گونور (Gunvor) شناخته می‌شد، در جریان میزگرد کنفرانس انجمن بازار شمش لندن (LBMA) در ایتالیا در هفته جاری گفت: «بیشتر افرادی که در اینجا با آن‌ها صحبت کرده‌ام، سال بسیار خوبی را پشت سر گذاشته‌اند؛ سالی رکوردشکن.» به گفته افراد آگاه، چند بانک برای بهره‌برداری از فرصت‌های رو به رشد این بازار، درصدد پیوستن به گروه کوچکی از مؤسسات مالی هستند که خدمات نگهداری شمش در خزانه و تسویه معاملات را در بازار طلای لندن ارائه می‌کنند. لندن بزرگ‌ترین مرکز معاملات شمش طلا در جهان است و این خدمات، زیرساخت اصلی فعالیت این بازار به شمار می‌روند. سیتی‌گروپ (Citigroup) در اوایل سال جاری میلادی به نخستین مؤسسه جدیدی تبدیل شد که پس از یک دهه وارد این حوزه شده است. این بانک به جی‌پی مورگان، یوبی‌اس (UBS)، اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) و آی‌سی‌بی‌سی استاندارد بانک پیوست. به گزارش پیشین بلومبرگ، دویچه‌بانک و مورگان استنلی نیز به دنبال ورود به این حوزه هستند. سخنگویان جی‌پی مورگان و دویچه‌بانک از اظهارنظر در این باره خودداری کردند. آنگاد چاتوال، رئیس بخش درآمد ثابت، ارز و کامودیتی در شرکت کولیشن، می‌گوید درآمد جهانی بانک‌ها از معاملات فلزات گران‌بها، سال گذشته نیز به رکورد تاریخی رسیده بود و این روند صعودی همچنان ادامه دارد. او دلیل این رشد را «تداوم نوسانات شدید بازار و مشارکت گسترده سرمایه‌گذاران در بازارهای طلا و نقره» عنوان کرد. ژانویه برای میزهای معاملاتی فلزات گران‌بها ماهی به‌ویژه سودآور بود؛ چرا که سفته‌بازان در سراسر جهان به خرید طلا و نقره روی آوردند و قیمت این فلزات را به سطوحی بی‌سابقه رساندند. با این حال، از آن زمان قیمت‌ها تا حدودی عقب‌نشینی کرده‌اند. آغاز جنگ در خاورمیانه باعث جهش قیمت انرژی شد و انتظارات درباره انقباض سیاست‌های پولی و افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کرد. با وجود این عقب‌نشینی، قیمت نقدی طلا و نقره همچنان بیش از دو برابر سطوح ابتدای سال ۲۰۲۴ است. البته نوسانات شدید و اختلاف‌های چشمگیر قیمت در بازار همیشه به سود معامله‌گران تمام نمی‌شود. چنین شرایطی می‌تواند در صورت اتخاذ موقعیت معاملاتی اشتباه از سوی بانک‌ها، زیان‌های سنگینی نیز به همراه داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

مدیر اوراق مورگان استنلی پس از یک دهه به اوراق خزانه‌داری آمریکا خوش‌بین شد

در یک نگاه ویشال خاندوجا، مدیر صندوق بازده کل ایتون ونس، برای نخستین‌بار در بیش از یک دهه وزن اوراق بلندمدت را در سبد خود افزایش داده است. بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله از ژوئن حدود یک واحد درصد بالا رفته و به اوج ۲۴ساله نزدیک به ۵.۴ درصد رسیده است. خاندوجا انتظار دارد سیاست سخت‌گیرانه فدرال رزرو رشد اقتصادی را کند و بازدهی‌ها را محدود کند؛ بااین‌حال، احتمال افزایش ۱۰ تا ۱۵ واحد پایه‌ای دیگر را هم در نظر می‌گیرد. پس از بیش از یک دهه دوری از موضع افزایشی، یکی از مدیران موفق اوراق قرضه در وال‌استریت اکنون به بدهی دولت آمریکا خوش‌بین شده است. ویشال خاندوجا می‌گوید بازدهی نزدیک به بالاترین سطوح چند دهه اخیر، درآمد کافی برای جبران زیان‌های احتمالی بیشتر فراهم می‌کند و در نهایت، رشد اقتصادی را تحت فشار خواهد گذاشت. خاندوجا، مدیر صندوق بازده کل ایتون ونس در شرکت مدیریت سرمایه‌گذاری مورگان استنلی، به همراه برایان الیس این صندوق حدود ۴ میلیارد دلاری را اداره می‌کند. او گفت این صندوق تا ماه ژوئن مدت‌زمان سررسید مؤثر دارایی‌هایش را ــ معیاری برای سنجش حساسیت قیمت اوراق به تغییر نرخ بهره ــ به حدود ۶.۱ سال افزایش داده است. این رقم از ۵.۸ سالِ شاخص معیار بلومبرگ برای اوراق تجمیعی آمریکا بیشتر است و نخستین اضافه‌وزن این صندوق در اوراق با مدت‌زمان بالاتر طی بیش از ده سال به شمار می‌رود. صندوق بازده کل ایتون ونس در دهه گذشته به‌طور میانگین نزدیک به ۳ درصد در سال بازده داشته؛ رقمی بیش از دو برابر شاخص معیار آن. همچنین عملکرد صندوق از ۹۷ درصد همتایانش در رتبه‌بندی مورنینگ‌استار بهتر بوده است. بااین‌حال، صندوق امسال نزدیک به ۳ درصد افت کرده؛ کاهشی که تقریباً با افت شاخص هم‌راستاست. این تغییر موضع پس از دوره‌ای دشوار برای بازار اوراق قرضه رخ داده است. قیمت بالای انرژی در پی جنگ ایران، تاب‌آوری اقتصاد آمریکا، استقراض گسترده دولت و موج انتشار اوراق شرکتی برای تأمین هزینه‌های هوش مصنوعی، همگی به افزایش بازدهی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله کمک کرده‌اند. بازده این اوراق از ژوئن حدود یک واحد درصد افزایش یافته و روز چهارشنبه به اوج ۲۴ساله، نزدیک به ۵.۴ درصد، رسیده است. خاندوجا می‌پذیرد که بازار ممکن است پیش از رسیدن به اوج، ۱۰ تا ۱۵ واحد پایه دیگر افزایش بازدهی را تجربه کند. بااین‌حال، می‌گوید شرکت به‌تدریج در حال افزایش مواجهه خود با این اوراق است و اطمینانش به چشم‌انداز ۱۲ماهه بازار بسیار بالاست. بخش مهمی از استدلال او به فدرال رزرو مربوط می‌شود؛ نهادی که ماه گذشته برای نخستین‌بار در سه سال گذشته نرخ بهره را افزایش داد و از افزایش‌های بیشتر خبر داد. خاندوجا فدرال رزرو را به نوعی «نگهبان بازار اوراق قرضه» توصیف می‌کند: به‌گفته او، عزم بانک مرکزی برای مهار تورم رشد اقتصادی را کند خواهد کرد و در نهایت، مانع افزایش بیشتر بازدهی‌ها می‌شود. او به نشانه‌های اولیه فشار در بازار اعتبار اشاره می‌کند؛ از جمله افزایش فاصله بازدهی اوراق شرکت‌های کم‌رتبه و برخی وام‌گیرندگان دولتی، از جمله فرانسه. فشار بر مصرف‌کنندگان کم‌درآمد و شرکت‌های دارای بدهی بالا نیز از دیگر نشانه‌هایی است که خاندوجا به آن‌ها توجه دارد. از نگاه او، محاسبات سرمایه‌گذاری نیز به سود خریداران اوراق است. داده‌های بلومبرگ نشان می‌دهد بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله باید طی یک سال آینده به حدود ۶ درصد برسد تا زیان ناشی از افت قیمت، درآمد حاصل از نگهداری اوراق را خنثی کند. خاندوجا می‌گوید ارزش‌گذاری‌ها بسیار جذاب شده‌اند؛ هرچند بازار همچنان در انتظار نشانه‌ای روشن است که بتواند آغاز رشد قیمت اوراق را رقم بزند. زمان چرخش بازار، به شواهدی بستگی دارد که نشان دهد هزینه‌های بالاتر استقراض در حال کندکردن اقتصاد است.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

تقاضای پنهان برای نقره در حال رشد است؛ هوش مصنوعی و 5G در خط مقدم

در یک نگاه تقاضای نقره در بخش‌های غیرخورشیدی صنعت الکترونیک در حال افزایش است و پیش‌بینی می‌شود امسال حدود ۹ میلیون اونس رشد کند؛ محرک‌هایی مانند زیرساخت‌های هوش مصنوعی، خودروهای برقی، شبکه برق و تجهیزات 5G از عوامل اصلی این افزایش هستند. با این حال، این رشد هنوز نمی‌تواند کاهش ۳۵.۶ میلیون اونس مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی را جبران کند و در نتیجه تقاضای کلی بخش الکترونیک در سال ۲۰۲۶ کاهش خواهد یافت. در افق چندساله، گسترش کاربردهای الکترونیکی می‌تواند به عاملی مثبت برای بازار نقره تبدیل شود؛ به‌ویژه آنکه بازار نقره امسال نیز با کسری ۴۶.۳ میلیون اونس مواجه است. اخبار فناوری در اواخر سپتامبر، در مجموع کمتر از ۰.۱ میلیون اونس به تقاضای قابل‌اندازه‌گیری نقره اضافه کردند؛ در حالی که پیش‌بینی می‌شود بخش الکترونیک خارج از صنعت انرژی خورشیدی امسال به ۹ میلیون اونس نقره بیشتر نیاز داشته باشد؛ روندی که برای دارندگان نقره خبر مثبتی محسوب می‌شود. اما بخش عمده نقره موردنیاز در تیترهای خبری دیده نمی‌شود. بر اساس برآوردهای مطرح‌شده در کتاب Silver Rising، هر ماهواره حدود ۵۰ تا ۲۰۰ گرم نقره با خود حمل می‌کند. برای میزان نقره به‌کاررفته در یک دکل 5G یا یک باتری ذخیره‌سازی شبکه برق، رقم استاندارد و رسمی منتشرشده‌ای وجود ندارد. رقم بزرگ‌تر در پیش‌بینی‌های Metals Focus و Silver Institute دیده می‌شود. این گزارش توسط وب‌سایت Investing ارائه شده و توسط تیم یوتوتایمز، بازنویسی و ترجمه شده است. بر اساس محاسبات ما از ارقام این نظرسنجی، مصرف نقره در تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی، به‌جز پنل‌های خورشیدی، امسال حدود ۳.۴ درصد افزایش خواهد یافت. برای دارندگان نقره، این موضوع در افق چندساله خبر خوبی است؛ چرا که این رشد ناشی از تقاضا در طیف گسترده‌ای از محصولات است، نه وابسته به یک صنعت خاص. البته در سال ۲۰۲۶ تأثیر این رشد محدود است، چراکه کاهش مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی بیش از آن را خنثی می‌کند. قیمت نقره تحت فشار افزایش نرخ‌های بهره قرار داشته است. این فلز در گزارش روزانه USAGOLD در ۷ اکتبر (15 مهر)، ۶۰.۶۸ دلار به ازای هر اونس معامله شد، در حالی که قیمت طلا ۴۱۲۱.۲۶ دلار بود. قیمت نقره اکنون حدود نیمی از سقف ثبت‌شده آن در ژانویه است. فدرال رزرو در ۱۶ سپتامبر برای نخستین بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش داد. از آن زمان، گزارش ضعیف اشتغال آمریکا در ماه سپتامبر احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در ماه اکتبر را بر اساس قیمت‌گذاری بازار معاملات آتی به حدود ۲۰ درصد کاهش داده است. تقاضای بخش الکترونیک نیز بخشی از سمت تقاضای این معادله را تشکیل می‌دهد. آنچه تیترهای فناوری نشان دادند بخش قابل‌توجهی از اخبار فناوری در نیمه دوم سپتامبر به نفع نقره بود. بر اساس داده‌های دولتی چین، تعداد ایستگاه‌های پایه 5G این کشور در پایان ماه اوت از ۵.۱ میلیون دستگاه عبور کرد. فروش باتری‌های مورد استفاده برای ذخیره‌سازی برق شبکه در چین نیز در ماه اوت بیش از دو برابر مدت مشابه سال قبل شد. در ۲۸ سپتامبر، فضاپیمای استارشیپ (Starship) شرکت اسپیس‌ایکس (SpaceX) نخستین ۲۶ ماهواره از نسل جدید ماهواره‌های استارلینک (Starlink) را در مدار قرار داد؛ اقدامی که گامی در مسیر پرتاب‌های بسیار بزرگ‌تر ماهواره‌های استارلینک محسوب می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: سه فلز، سه چشم‌انداز متفاوت؛ پیش‌بینی مهم دویچه‌بانک برای طلا، نقره و مس البته همه اخبار در یک جهت نبودند. شبکه ماهواره‌ای آمازون از ۲ ژوئیه تاکنون پرتاب جدیدی نداشته است. در ۲۱ سپتامبر نیز ایالت تگزاس به نهاد ناظر زیست‌محیطی خود دستور داد صدور مجوز برای پروژه‌های مراکز داده را تا زمان تکمیل حسابرسی شبکه برق ایالت در اواسط دسامبر متوقف کند. رویترز به نقل از فردی آگاه گزارش داد که شرکت اوراکل (Oracle) نیز به دلیل احتمال تأخیر در تأمین برق موردنیاز یک پروژه مرکز داده در نیومکزیکو، اطلاعیه «فورس ماژور» صادر کرده است. فورس ماژور بندی قراردادی است که در صورت وقوع تأخیرهایی خارج از کنترل شرکت، آن را از مسئولیت تأخیر معاف می‌کند. با این حال، اوراکل اعلام کرده است که این پروژه همچنان مطابق برنامه زمان‌بندی‌شده پیش می‌رود. چرا میزان نقره موردنیاز در این اخبار چندان زیاد نیست؟ ردیاب‌های پرتاب ماهواره نشان می‌دهند که در دو هفته منتهی به ۲۸ سپتامبر، نزدیک به ۸۰ ماهواره در مدار قرار گرفته‌اند. پرتاب استارشیپ در همان روز، مجموع تعداد ماهواره‌های پرتاب‌شده را از ۱۰۰ فروند عبور داد. بر اساس برآورد میزان نقره مورد استفاده برای هر ماهواره، این ماهواره‌ها در مجموع حداکثر چند صد اونس نقره با خود حمل می‌کنند. برای میزان نقره موجود در یک ایستگاه پایه 5G یا هر گیگاوات‌ساعت ظرفیت ذخیره‌سازی باتری نیز رقم استاندارد و رسمی منتشرشده‌ای وجود ندارد؛ بنابراین نمی‌توان به‌طور قابل اتکا این موارد را به میزان مشخصی از اونس نقره تبدیل کرد. در مجموع، تمام موارد قابل‌اندازه‌گیری از اخبار فناوری این دو هفته، کمتر از ۰.۱ میلیون اونس به تقاضای نقره اضافه می‌کنند. این رقم تنها تقاضای جدیدی را شامل می‌شود که مستقیماً از اخبار مذکور قابل ردیابی است و با رقم بسیار بزرگ‌تر پیش‌بینی تقاضای سالانه برای همین دسته از محصولات تفاوت دارد. بخش عمده اونس‌های نقره کجاست؟ نظرسنجی مشترک Metals Focus و Silver Institute نشان می‌دهد تقاضای بخش برق و الکترونیک، شامل صنعت انرژی خورشیدی، در سال ۲۰۲۵ به ۴۴۹.۵ میلیون اونس رسیده است. پیش‌بینی می‌شود این رقم در سال جاری با افت ۶ درصدی به ۴۲۲.۹ میلیون اونس کاهش یابد. پنل‌های خورشیدی عامل اصلی این کاهش هستند. پیش‌بینی می‌شود مصرف نقره در این بخش از ۱۸۶.۶ میلیون اونس به ۱۵۱ میلیون اونس کاهش پیدا کند. اما اگر انرژی خورشیدی را از این محاسبات کنار بگذاریم، تصویر کاملاً متفاوت می‌شود. میزان مصرف نقره در سایر بخش‌های این گروه از ۲۶۲.۹ میلیون اونس به ۲۷۱.۹ میلیون اونس افزایش خواهد یافت؛ یعنی حدود ۹ میلیون اونس بیشتر. این رقم ۹ میلیون اونس به‌صورت مستقیم در گزارش منتشر نشده و حاصل تفریق دو رقم منتشرشده در نظرسنجی است. میزان تقاضا در همین بخش در سال ۲۰۲۵ تقریباً ثابت بوده است؛ بنابراین افزایش امسال بیشتر به معنای بازگشت به مسیر رشد است تا ادامه یک روند صعودی بلندمدت. این نظرسنجی، زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، خودروها و سرمایه‌گذاری در شبکه برق را از جمله عوامل رشد تقاضا معرفی می‌کند. در عین حال، هشدار می‌دهد که پیش‌بینی امسال «به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای نامطمئن‌تر از حالت معمول» است. این موضوع برای سرمایه‌گذاران نقره چه معنایی دارد؟ در صنعت فناوری، بخش عمده تقاضای نقره نه از ماهواره‌ها و مراکز داده‌ای که در تیتر اخبار قرار می‌گیرند، بلکه از تعداد زیادی محصولات الکترونیکی مختلف ناشی می‌شود که هرکدام به مقدار کمی نقره نیاز دارند. پیش‌بینی می‌شود این تقاضا امسال حتی با وجود کاهش مصرف نقره در پنل‌های خورشیدی افزایش یابد. در افق چندساله، این موضوع می‌تواند برای نقره مثبت باشد. با این حال، این روند تراز بازار نقره در سال جاری را تغییر نمی‌دهد. افزایش ۹ میلیون اونس تقاضا در بخش‌های غیرخورشیدی، بسیار کمتر از کاهش ۳۵.۶ میلیون اونس مصرف نقره در بخش خورشیدی است. بنابراین، مجموع تقاضای بخش الکترونیک همچنان در سال جاری کاهش خواهد یافت. آزمون بعدی، انتشار به‌روزرسانی میان‌دوره‌ای گزارش Metals Focus و Silver Institute است که انتظار می‌رود در ماه نوامبر منتشر شود. اگر تقاضای بخش الکترونیک خارج از انرژی خورشیدی پایین‌تر از سطح سال ۲۰۲۵ اعلام شود، استدلال مطرح‌شده درباره نقش فناوری در رشد تقاضای نقره ضعیف‌تر خواهد شد. اما تصویر بزرگ‌تر، کل بازار نقره است. Metals Focus و Silver Institute پیش‌بینی می‌کنند بازار نقره در سال جاری با کسری ۴۶.۳ میلیون اونس مواجه شود؛ رقمی که می‌تواند ششمین سال متوالی کسری بازار نقره باشد. تداوم رشد تقاضای الکترونیکی نیز در سال‌های آینده، پر کردن این شکاف عرضه و تقاضا را دشوارتر خواهد کرد. ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا سهام اوراکل زیر ۱۵۰ دلار ارزش خرید دارد؟

سهام اوراکل پس از یک دوره رشد چشمگیر، در سال جاری مسیر متفاوتی را طی کرده و اکنون با فاصله قابل توجهی از سقف ۵۲ هفته‌ای خود معامله می‌شود. قیمت سهم که در مقطعی به بیش از ۳۲۲ دلار رسیده بود، اکنون به محدوده زیر ۱۵۰ دلار بازگشته است؛ افتی که توجه سرمایه‌گذاران را به این پرسش جلب کرده که آیا کاهش قیمت، فرصتی برای خرید ایجاد کرده یا نگرانی‌های موجود همچنان بر ارزش سهام سایه می‌اندازد. در یک نگاه  درآمد اوراکل در آخرین فصل ۳۰ درصد افزایش یافت و سود هر سهم تعدیل‌نشده نیز ۵۵ درصد رشد کرد.  کسب‌وکار زیرساخت ابری اوراکل در آخرین گزارش رشد سه‌رقمی داشته است.  حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از سفارش‌های تعهدشده اوراکل به اوپن‌ای‌آی مرتبط است.  با وجود افت شدید قیمت، ارزش‌گذاری فعلی سهم هنوز به اندازه‌ای پایین نیست که ریسک‌های شرکت را کاملاً جبران کند. اوراکل از شرکت‌هایی است که با گسترش هوش مصنوعی و افزایش تقاضا برای پردازش ابری، از ظرفیت رشد قابل توجهی برخوردار است. با این حال، افزایش بدهی و وابستگی قابل توجه به قراردادهای مرتبط با اوپن‌ای‌آی باعث شده بازار نسبت به چشم‌انداز رشد آینده شرکت محتاط‌تر شود. رشد قدرتمند اوراکل در سایه هوش مصنوعی اوراکل در آخرین گزارش مالی خود عملکرد قدرتمندی به نمایش گذاشت. درآمد شرکت ۳۰ درصد افزایش یافت و سود هر سهم بدون تعدیل نیز رشد ۵۵ درصدی را تجربه کرد. مهم‌تر از آن، فعالیت زیرساخت ابری شرکت با رشدی سه‌رقمی همراه شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد افزایش تقاضا برای ظرفیت پردازشی مرتبط با هوش مصنوعی می‌تواند به یکی از موتورهای اصلی رشد اوراکل تبدیل شود. گسترش پردازش‌های ابری و افزایش نیاز شرکت‌ها به پایگاه‌های داده و زیرساخت محاسباتی، موقعیت اوراکل را در بازار فناوری تقویت کرده است. بنابراین از منظر عملیاتی، عملکرد اخیر شرکت همچنان نشانه‌های مثبتی دارد. با این حال، واکنش بازار به این نتایج چندان مثبت نبوده است. دلیل اصلی را باید در نگرانی سرمایه‌گذاران درباره ساختار مالی شرکت و میزان وابستگی آن به برخی مشتریان بزرگ جست‌وجو کرد. وابستگی به اوپن‌ای‌آی؛ مهم‌ترین نگرانی بازار یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر سهام اوراکل، ارتباط گسترده این شرکت با اوپن‌ای‌آی است. حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از تعهدات عملکردی باقی‌مانده اوراکل به قراردادهای مرتبط با این شرکت اختصاص دارد؛ در حالی که مجموع این تعهدات حدود ۶۶۴ میلیارد دلار است. این ارقام از یک سو نشان‌دهنده قدرت قراردادهای آینده اوراکل هستند، اما از سوی دیگر تمرکز قابل توجهی ایجاد می‌کنند. اگر اوپن‌ای‌آی نتواند با سرعت مورد انتظار به سودآوری برسد یا توانایی پرداخت تعهدات خود را با مشکل مواجه کند، بخشی از چشم‌انداز رشد اوراکل نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد. از این منظر، رشد بالای تعهدات قراردادی لزوماً به معنای رشد قطعی درآمد و سود نیست و کیفیت و قابلیت تحقق این قراردادها اهمیت زیادی دارد. “ «به نظر من، مسئله اصلی در مورد اوراکل نه ضعف عملیاتی، بلکه شکاف میان کیفیت کسب‌وکار و قیمت‌گذاری آن است. رشد ۳۰ درصدی درآمد و جهش سه‌رقمی زیرساخت ابری نشان می‌دهد که موتور عملیاتی شرکت همچنان قدرتمند است، اما ارزش‌گذاری سهم باید ریسک تمرکز قراردادها و نیاز سرمایه‌ای سنگین برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را نیز منعکس کند. بنابراین افت اخیر را نباید صرفاً «ارزان شدن سهم» تلقی کرد؛ نقطه جذاب‌تر زمانی شکل می‌گیرد که قیمت سهام حاشیه امنیت بیشتری نسبت به ریسک‌های مالی و تمرکز درآمدی ایجاد کند.» بابک شیری آیا افت قیمت، سهم را ارزان کرده است؟ سهام اوراکل اکنون با قیمتی کمتر از ۲۳ برابر سود گذشته معامله می‌شود. بر اساس برآورد سود آینده نیز نسبت قیمت به سود سهم حدود ۱۸ برابر است؛ رقمی که اندکی پایین‌تر از میانگین حدود ۲۰ برابری شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ قرار دارد. در نگاه نخست، این اعداد نشان می‌دهند که افت قیمت سهم تا حدی ارزش‌گذاری آن را جذاب‌تر کرده است. اما مسئله اینجاست که سرمایه‌گذار در کنار فرصت رشد، ریسک بدهی بالا و تمرکز قابل توجه بر اوپن‌ای‌آی را نیز خریداری می‌کند. بنابراین کاهش قیمت به‌تنهایی برای تبدیل اوراکل به یک گزینه جذاب کافی نیست. جمع‌بندی اوراکل همچنان از یک کسب‌وکار قدرتمند، رشد سریع زیرساخت ابری و موقعیت مناسب در روند توسعه هوش مصنوعی برخوردار است. عملکرد مالی اخیر نیز نشان می‌دهد که تقاضا برای خدمات شرکت همچنان بالاست. با این حال، افت سهم از سقف بیش از ۳۲۲ دلار به محدوده زیر ۱۵۰ دلار لزوماً به معنای ایجاد یک فرصت خرید کم‌ریسک نیست. بدهی بالا و وابستگی قابل توجه به اوپن‌ای‌آی می‌تواند در صورت تغییر شرایط این شرکت، ریسک قابل توجهی برای چشم‌انداز اوراکل ایجاد کند. در نتیجه، با توجه به اطلاعات مورد بررسی، قیمت فعلی هنوز به اندازه‌ای پایین نیست که حاشیه امنیت کافی برای جبران این ریسک‌ها ایجاد کند و در شرایط کنونی، می‌توان گزینه‌های جذاب‌تری را در میان سهام فناوری پیدا کرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هشدار تازه برای بانک‌های آمریکا؛ وثیقه وام‌های اعتبار خصوصی زیر ذره‌بین

در یک نگاه بانک فدرال رزرو نیویورک میزان وام‌دهی جی‌پی‌مورگان، ولز فارگو، بارکلیز و مورگان استنلی به شرکت‌های اعتبار خصوصی را بررسی کرده است. این بررسی پس از آن انجام شد که جی‌پی‌مورگان در ماه مارس ارزش برخی وام‌های خود، به‌ویژه وام‌های مرتبط با شرکت‌های نرم‌افزاری در معرض اختلال هوش مصنوعی، را کاهش داد. افزایش نظارت می‌تواند بانک‌ها را در اعطای وام با پشتوانه دارایی‌های اعتبار خصوصی محتاط‌تر کند و هزینه تأمین مالی شرکت‌های متوسط را افزایش دهد. بانک فدرال رزرو نیویورک در حال بررسی میزان وابستگی برخی از بزرگ‌ترین بانک‌ها به شرکت‌های اعتبار خصوصی است؛ اقدامی که نشان می‌دهد نهادهای ناظر توجه بیشتری به یکی از سریع‌ترین بخش‌های در حال رشد نظام مالی دارند. بر اساس گزارشی از سِمافور، مقام‌های فدرال رزرو از بهار امسال با جی‌پی‌مورگان چیس، ولز فارگو، بارکلیز و مورگان استنلی دیدار کرده‌اند. تمرکز این بررسی‌ها بر میزان کلی مواجهه بانک‌ها با وام‌دهندگان اعتبار خصوصی، شیوه‌های مدیریت ریسک و کیفیت وثیقه‌های پشتوانه وام‌ها بوده است. بررسی در برخی بانک‌ها، از جمله جی‌پی‌مورگان، تکمیل شده است. فدرال رزرو و چهار بانک مورد اشاره درباره این موضوع اظهارنظری نکرده‌اند. بخشی از این نظارت‌ها پس از تصمیم جی‌پی‌مورگان در ماه مارس برای کاهش ارزش وام‌های اعطایی به شرکت‌های اعتبار خصوصی آغاز شد. این کاهش ارزش به‌ویژه شامل وام‌هایی به شرکت‌های نرم‌افزاری بود که در برابر اختلال ناشی از هوش مصنوعی آسیب‌پذیر ارزیابی می‌شدند. از آنجا که این وام‌ها هنگام استقراض صندوق‌های اعتبار خصوصی از بانک‌ها به‌عنوان وثیقه استفاده می‌شوند، کاهش ارزش آنها میزان تأمین مالی در دسترس این وام‌دهندگان را نیز کاهش داد. گسترش ارتباط میان بانک‌ها و وام‌دهندگان غیربانکی، دلیل اصلی تمرکز مقام‌های نظارتی است. بر اساس گزارش سِمافور، وام‌دهی بانک‌ها به مؤسسات مالی غیربانکی از حدود ۳۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۱.۵ تریلیون دلار رسیده است؛ رقمی که تقریباً معادل ۱۱ درصد کل وام‌های بانکی است. این دیدارها در ادامه اقدامات قبلی فدرال رزرو انجام شده‌اند. این نهاد در ماه آوریل از بانک‌های بزرگ خواست جزئیات میزان مواجهه خود با شرکت‌های اعتبار خصوصی را ارائه کنند. هدف از این درخواست، بررسی میزان استقراض این صندوق‌ها از بانک‌ها، سنجش فشارهای موجود در این بخش و ارزیابی احتمال سرایت مشکلات به سایر بازارها بود. هم‌زمان، وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز درباره سرمایه‌گذاری شرکت‌های بیمه در اعتبار خصوصی از آنها پرس‌وجو کرد. صنعت اعتبار خصوصی که در آن زمان حدود ۱.۸ تریلیون دلار برآورد می‌شد، با افزایش درخواست‌های بازخرید و رشد وام‌های مشکل‌دار مواجه بود. سایر نهادهای نظارتی نیز توجه بیشتری به این حوزه نشان داده‌اند. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا اخیراً درباره نحوه ارزش‌گذاری دارایی‌های خصوصی دستورالعمل‌هایی صادر کرده است. بانک مرکزی اروپا و بانک انگلستان نیز بررسی‌های خود درباره آسیب‌پذیری‌های اعتبار خصوصی و شیوه‌های ارزش‌گذاری در این بازار را گسترش داده‌اند. این بررسی به‌تنهایی نشانه زیان‌دهی بانک‌های موردنظر نیست، اما نشان می‌دهد ناظران به دنبال شواهد محکم‌تری هستند تا اطمینان پیدا کنند ارزش وثیقه‌ها و سازوکارهای کنترل ریسک، در صورت وخیم‌تر شدن شرایط بازار اعتبار خصوصی، همچنان دوام خواهند آورد. افزایش نظارت می‌تواند بانک‌ها را نسبت به اعطای وام با پشتوانه وثیقه‌های اعتبار خصوصی محتاط‌تر کند. چنین رویکردی ممکن است منابع مالی وام‌دهندگان غیربانکی را محدود و هزینه استقراض شرکت‌های متوسط متکی به این منابع را بیشتر کند. همچنین بانک‌هایی که وام‌دهی گسترده‌ای به مؤسسات مالی غیربانکی دارند، ممکن است در فصل پیش‌رو گزارش‌های مالی با پرسش‌های بیشتری درباره نحوه افشای ریسک و ارزش‌گذاری وثیقه‌ها روبه‌رو شوند. ارتباط میان ریسک اختلال هوش مصنوعی و وام‌های بخش نرم‌افزار نیز مسیر تازه‌ای برای انتقال ضعف بازار فناوری به بازارهای اعتباری ایجاد کرده است

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

سقوط سهام اوراکل؛ چرا اوراکل می‌خواهد از تعهدات مالی پروژه ژوپیتر فاصله بگیرد؟

سهام اوراکل روز پنجشنبه تحت فشار قرار گرفت و بیش از ۴ درصد کاهش یافت؛ افتی که در شرایط عادی می‌توانست صرفاً یک نوسان روزانه تلقی شود، اما این بار به تحولات پیرامون یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های زیرساخت هوش مصنوعی این شرکت مربوط است. اوراکل تلاش می‌کند با استفاده از یک بند قراردادی، میزان تعهدات مالی خود را در قبال پروژه‌ای عظیم در نیومکزیکو محدود کند؛ پروژه‌ای که با موانع قانونی و مخالفت‌های محلی مواجه شده است. در یک نگاه سهام اوراکل روز پنجشنبه بیش از ۴ درصد افت کرد و در پایان معاملات به ۱۳۹.۵۴ دلار رسید. این شرکت برای کاهش تعهدات مالی خود در پروژه ژوپیتر، به بند قوه قهریه قرارداد استناد کرده است. مرکز داده نیومکزیکو قرار است ظرفیتی معادل ۲.۴۵ گیگاوات داشته باشد. تأخیرهای قانونی و مخالفت‌های محلی، زمان راه‌اندازی پروژه در سال ۲۰۲۸ را با ابهام مواجه کرده است. این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که اوراکل طی سال گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای را برای توسعه زیرساخت‌های مورد نیاز هوش مصنوعی دنبال کرده است. در مرکز این برنامه، پروژه‌ای موسوم به ژوپیتر قرار دارد که قرار بود یکی از بزرگ‌ترین مراکز داده مورد استفاده برای پردازش‌های هوش مصنوعی باشد. چرا سهام اوراکل سقوط کرد؟ افت سهام اوراکل پس از انتشار گزارشی درباره اقدام این شرکت برای محدود کردن ریسک مالی خود در پروژه ژوپیتر رخ داد. بر اساس این گزارش، اوراکل به توسعه‌دهنده پروژه، که زیرمجموعه‌ای از بلو اول کپیتال است، اطلاع داده که قصد دارد از بند «قوه قهریه» در قرارداد استفاده کند. قوه قهریه در قراردادها معمولاً به شرایطی اشاره دارد که خارج از کنترل طرفین بوده و می‌تواند اجرای تعهدات قراردادی را با اختلال مواجه کند. در این مورد، اوراکل تلاش دارد در صورت تأخیر پروژه و آماده نشدن مرکز داده در زمان برنامه‌ریزی‌شده، یعنی سال ۲۰۲۸، پرداخت‌های مرتبط با آن را به تعویق بیندازد. اهمیت این اقدام در اندازه پروژه است. ژوپیتر صرفاً یک مرکز داده معمولی نیست، بلکه بخشی از برنامه گسترده اوراکل برای ایجاد زیرساخت محاسباتی مورد نیاز نسل جدید خدمات هوش مصنوعی محسوب می‌شود. بنابراین هرگونه تأخیر در ساخت آن می‌تواند هم زمان‌بندی توسعه ظرفیت اوراکل را تغییر دهد و هم ساختار تعهدات مالی این شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. پروژه ژوپیتر؛ یکی از بزرگ‌ترین زیرساخت‌های هوش مصنوعی پروژه ژوپیتر در قالب برنامه‌ای بزرگ برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی معرفی شد که اوراکل، OpenAI و SoftBank در آن مشارکت داشتند. مرکز داده برنامه‌ریزی‌شده در نیومکزیکو قرار است ظرفیت مصرف برق ۲.۴۵ گیگاوات داشته باشد. این رقم، ابعاد بسیار بزرگ پروژه را نشان می‌دهد و آن را در میان نمونه‌های شاخص توسعه زیرساخت‌های محاسباتی مورد نیاز هوش مصنوعی قرار می‌دهد. رشد سریع هوش مصنوعی در سال‌های اخیر باعث افزایش تقاضا برای مراکز داده شده است. مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی برای آموزش و اجرا به حجم بسیار زیادی از توان پردازشی نیاز دارند و همین مسئله، مصرف برق مراکز داده را به یکی از موضوعات مهم اقتصادی و زیرساختی تبدیل کرده است. اما همین مقیاس بزرگ اکنون برای پروژه ژوپیتر به یک چالش تبدیل شده است. موانع قانونی و مخالفت‌های محلی پروژه ژوپیتر در مسیر توسعه خود با موانع قانونی و نظارتی مواجه شده است. یکی از مجوزهای کلیدی مورد نیاز پروژه رد شده و هم‌زمان مخالفت عمومی با تأثیر مراکز داده بزرگ بر مصرف برق و زیرساخت‌های محلی افزایش یافته است. این مسئله تنها مختص پروژه ژوپیتر نیست. توسعه سریع مراکز داده در نقاط مختلف آمریکا باعث شده موضوعاتی مانند مصرف برق، ظرفیت شبکه، استفاده از منابع آب، هزینه‌های زیرساختی و آثار محلی این پروژه‌ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی، ساخت یک مرکز داده چند گیگاواتی صرفاً یک پروژه فناوری نیست؛ بلکه به پروژه‌ای زیرساختی تبدیل می‌شود که به مجوزهای متعدد، ظرفیت شبکه برق و همراهی جامعه محلی نیاز دارد. به همین دلیل، هرگونه تأخیر در دریافت مجوزها می‌تواند زمان‌بندی اقتصادی پروژه را تغییر دهد. اوراکل چگونه ریسک خود را مدیریت می‌کند؟ اقدام اوراکل را می‌توان بخشی از تلاش این شرکت برای مدیریت ریسک مالی پروژه دانست. اگر مرکز داده در سال ۲۰۲۸ آماده بهره‌برداری نشود، اوراکل ممکن است ناچار شود برای ظرفیتی هزینه کند که هنوز امکان استفاده از آن را ندارد. در چنین شرایطی، تعویق پرداخت‌ها می‌تواند فشار مالی ناشی از تأخیر را کاهش دهد. از این منظر، استناد به بند قوه قهریه لزوماً به معنای خروج اوراکل از پروژه نیست. این اقدام بیشتر می‌تواند تلاشی برای انتقال بخشی از ریسک زمان‌بندی پروژه و جلوگیری از تبدیل تأخیر ساخت به تعهد مالی سنگین باشد اما بازار سرمایه معمولاً به چنین تحولاتی تنها از زاویه حقوقی نگاه نمی‌کند. سرمایه‌گذاران ممکن است تأخیر در پروژه را نشانه‌ای از پیچیده‌تر شدن مسیر توسعه ظرفیت زیرساختی اوراکل تلقی کنند؛ به‌خصوص در شرایطی که این شرکت برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده هوش مصنوعی به ظرفیت محاسباتی بیشتری نیاز دارد. “ «ماجرای ژوپیتر را نباید صرفاً یک اختلاف قراردادی یا تأخیر در ساخت یک مرکز داده دانست؛ این پروژه نمونه‌ای از برخورد مستقیم اقتصاد هوش مصنوعی با محدودیت‌های فیزیکی اقتصاد انرژی است. هرچه سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی بزرگ‌تر می‌شود، ارزش اقتصادی آن بیش از گذشته به دسترسی به برق، شبکه انتقال، زمین و مجوزهای زیرساختی وابسته خواهد شد. از این منظر، مزیت رقابتی شرکت‌هایی مانند اوراکل فقط در توانایی جذب مشتری یا توسعه ظرفیت پردازشی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توانایی آنها در تبدیل سرمایه‌گذاری عظیم هوش مصنوعی به زیرساخت واقعی، به‌موقع و از نظر مالی قابل کنترل نیز تعیین‌کننده خواهد بود. افت اخیر سهام اوراکل را می‌توان در همین چارچوب، نشانه‌ای از حساس‌تر شدن بازار نسبت به هزینه فیزیکی و ریسک اجرایی پشت رونق هوش مصنوعی دانست.» بابک شیری فشار بر سهام اوراکل و بلو اول سهام اوراکل در پایان معاملات پنجشنبه با ۳.۴۷ درصد کاهش به ۱۳۹.۵۴ دلار رسید. سهام بلو اول کپیتال نیز در جریان معاملات با افت همراه شد. واکنش بازار نشان می‌دهد که پروژه‌های بزرگ هوش مصنوعی تنها از منظر درآمد آینده شرکت‌ها اهمیت ندارند، بلکه نحوه تأمین مالی، زمان‌بندی ساخت و ریسک‌های زیرساختی آنها نیز به بخشی از ارزیابی سرمایه‌گذاران تبدیل شده است. در واقع، هرچه اندازه پروژه‌های مراکز داده بزرگ‌تر می‌شود، فاصله میان «تقاضای فناوری» و «امکان‌پذیری فیزیکی» آنها نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ممکن است تقاضا برای پردازنده و خدمات هوش مصنوعی وجود داشته باشد، اما ساخت مرکز داده، تأمین برق، دریافت مجوز و اتصال به شبکه همگی به زمان و سرمایه قابل توجه نیاز دارند. جمع‌بندی تحولات پروژه ژوپیتر نشان می‌دهد که موج سرمایه‌گذاری در زیرساخت هوش مصنوعی وارد مرحله‌ای شده که دیگر تنها مسئله فناوری و تقاضا مطرح نیست. پروژه‌های چندگیگاواتی اکنون با محدودیت‌های برق، مجوزهای قانونی، مخالفت‌های محلی و ریسک‌های مالی مواجه هستند. اقدام اوراکل برای استفاده از بند قوه قهریه را می‌توان تلاشی برای محدود کردن بخشی از ریسک مالی پروژه دانست؛ پروژه‌ای که قرار بود در سال ۲۰۲۸ به بهره‌برداری برسد اما اکنون با ابهام‌های نظارتی مواجه شده است. در این میان، افت سهام اوراکل نشان می‌دهد که بازار نسبت به رابطه میان هزینه زیرساخت و رشد هوش مصنوعی حساس‌تر شده است. رشد تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی زمانی می‌تواند به رشد پایدار درآمد تبدیل شود که شرکت‌ها بتوانند ظرفیت محاسباتی مورد نیاز را با هزینه و زمان‌بندی قابل کنترل ایجاد کنند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

مورگان استنلی همچنان به هوش مصنوعی خوش‌بین است، اما نه فقط به سازندگان تراشه

در یک نگاه استراتژی مورگان استنلی: حفظ سهام منتخب تراشه و افزودن شرکت‌های نرم‌افزاری و مصرف‌کننده هوش مصنوعی گزینه‌های سخت‌افزاری: انویدیا و برودکام به‌دلیل تقاضای قوی مراکز داده گزینه‌های نرم‌افزاری: مایکروسافت، Snowflake، Datadog، Cloudflare و Dynatrace صنایع آینده‌دار: سلامت، املاک، حمل‌ونقل، خودروسازی و خدمات مصرف‌کننده مورگان استنلی به سرمایه‌گذاران توصیه می‌کند در بازار هوش مصنوعی از یک استراتژی «دمبلی» استفاده کنند؛ به این معنا که در کنار نگهداری از شرکت‌های منتخب حوزه تراشه و زیرساخت، بخشی از سرمایه نیز به شرکت‌هایی اختصاص یابد که در صنایع مختلف از هوش مصنوعی برای افزایش بهره‌وری و رشد درآمد استفاده می‌کنند. این بانک سرمایه‌گذاری همچنان شرکت‌هایی مانند انویدیا و برودکام را در میان گزینه‌های برتر بخش تراشه می‌داند، اما معتقد است فرصت‌های بعدی بازار می‌تواند در شرکت‌های نرم‌افزاری و صنایع غیر فناوری، ازجمله سلامت، املاک، حمل‌ونقل و خدمات مصرف‌کننده، شکل بگیرد. استراتژی دمبلی در بازار هوش مصنوعی استراتژی پیشنهادی مورگان استنلی به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد همچنان در روند هوش مصنوعی باقی بمانند، اما وابستگی خود را به چند سهم بزرگ سخت‌افزاری کاهش دهند. در یک سوی این استراتژی، شرکت‌های توانمندساز هوش مصنوعی قرار دارند؛ ازجمله تولیدکنندگان تراشه، مراکز داده و شرکت‌های زیرساختی. در سوی دیگر، شرکت‌هایی قرار می‌گیرند که از هوش مصنوعی در فعالیت‌های روزمره خود استفاده می‌کنند و به‌تدریج آثار مالی این فناوری را در نتایج عملیاتی خود نشان می‌دهند. بر اساس این دیدگاه، سرمایه‌ای که از سهام پرطرفدار سخت‌افزاری خارج می‌شود، الزاماً از موضوع هوش مصنوعی خارج نخواهد شد؛ بلکه ممکن است به سمت شرکت‌های نرم‌افزاری و صنایع مصرف‌کننده این فناوری حرکت کند. چنین چرخشی می‌تواند به گسترش رشد بازار سهام آمریکا فراتر از شرکت‌های بزرگ فناوری منجر شود. ✔️ بیشتر بخوانید: آیا فدرال رزرو می‌تواند با افزایش نرخ بهره روند صعودی بورس آمریکا را متوقف کند؟ کمبود تراشه‌ها می‌تواند ادامه پیدا کند مورگان استنلی همچنان معتقد است تقاضا برای توان پردازشی طی سال‌های آینده از عرضه پیشی خواهد گرفت. بااین‌حال، تحلیلگران این بانک بر انتخاب‌گری بیشتر در بخش سخت‌افزار تأکید دارند تا سرمایه‌گذاران بتوانند از فرصت‌های تازه در بخش نرم‌افزار و سایر صنایع استفاده کنند. جو مور، تحلیلگر بخش نیمه‌رسانا، می‌گوید تقاضای مشتریان مراکز داده همچنان در سطحی بسیار قدرتمند قرار دارد. او انویدیا و برودکام را از گزینه‌های مورد علاقه خود معرفی کرده است؛ زیرا توسعه‌دهندگان مدل‌های هوش مصنوعی همچنان هزینه‌های سنگینی برای زیرساخت محاسباتی انجام می‌دهند. این تیم تحلیلی انتظار دارد تقاضا برای توان پردازشی سال‌ها بیشتر از عرضه باقی بماند. برخلاف چرخه‌های قبلی فناوری که رهبری بازار معمولاً از یک بخش به بخش دیگر منتقل می‌شد، این بار عواملی مانند کمبود انرژی، مخالفت‌های محلی و موانع سیاسی روند توسعه زیرساخت‌ها را کند کرده‌اند. در نتیجه، عرضه محدود تراشه و ظرفیت محاسباتی می‌تواند فرصت سودآوری تولیدکنندگان سخت‌افزار را برای مدت طولانی‌تری حفظ کند. شرکت‌های نرم‌افزاری مورد توجه مورگان استنلی در بخش نرم‌افزار، آدام وود، تحلیلگر مورگان استنلی، شرکت‌هایی را ترجیح می‌دهد که زیرساخت‌های لازم برای اجرای برنامه‌های هوش مصنوعی را فراهم می‌کنند. ازجمله گزینه‌های مورد توجه این بانک می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: Microsoft Snowflake Datadog Cloudflare Dynatrace این شرکت‌ها سیستم‌های زیربنایی، خدمات ابری، ابزارهای پایش داده و شبکه‌هایی را ارائه می‌کنند که بسیاری از برنامه‌های هوش مصنوعی بر بستر آن‌ها اجرا می‌شوند. ✔️ بیشتر بخوانید: بعد از جهش ۱۸۷ درصدی AMD، آیا انویدیا دوباره جذاب‌تر شده است؟ Airbnb و iRhythm؛ نمونه‌هایی از استفاده واقعی از هوش مصنوعی مورگان استنلی معتقد است مرحله بعدی رشد هوش مصنوعی تنها به تولید تراشه یا ساخت مراکز داده محدود نمی‌شود. شرکت‌هایی در حوزه‌های مختلف نیز در حال استفاده از این فناوری برای کاهش هزینه‌ها، افزایش سرعت خدمات و بهبود تجربه مشتری هستند. شرکت iRhythm Holdings در حوزه سلامت اعلام کرده است که هوش مصنوعی می‌تواند زمان بررسی پرونده‌های پزشکی توسط پزشکان و کارکنان درمانی را تقریباً نصف کند. Airbnb نیز اعلام کرده دستیار هوش مصنوعی این شرکت اکنون بدون دخالت نیروی انسانی، ۴۰ درصد از مشکلات کاربران را حل می‌کند و زمان انجام فرایندهای رزرو را به شکل محسوسی کاهش داده است. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که ارزش اقتصادی هوش مصنوعی ممکن است به‌تدریج از شرکت‌های سازنده فناوری به سمت شرکت‌هایی منتقل شود که آن را در عملیات واقعی خود به‌کار می‌گیرند. صنایع دیگری که باید زیر نظر باشند مورگان استنلی علاوه بر شرکت‌های فناوری، در برخی صنایع سنتی نیز دیدگاه مثبتی دارد. Home Depot، Procter & Gamble، GE Aerospace و Coca-Cola ازجمله شرکت‌هایی هستند که در این گزارش به‌عنوان استفاده‌کنندگان بالقوه یا بالفعل هوش مصنوعی مورد توجه قرار گرفته‌اند. حوزه‌های سلامت، املاک، خودروسازی، حمل‌ونقل و خدمات مصرف‌کننده نیز از نگاه تحلیلگران می‌توانند در سال‌های آینده شاهد ورود گسترده‌تر هوش مصنوعی باشند. ریسک‌های پیش‌روی موج هوش مصنوعی مهم‌ترین نقطه ضعف این دیدگاه، اتکا به فرضیه ادامه کمبود سخت‌افزار است. عواملی مانند کمبود انرژی، مخالفت جوامع محلی و تصمیم‌های سیاسی می‌توانند روند توسعه مراکز داده را سریع‌تر یا کندتر کنند. ریسک قانون‌گذاری نیز اکنون در کنار این عوامل قرار گرفته است. نشست روز سه‌شنبه کاخ سفید با مدیران شرکت‌های فناوری درباره هوش مصنوعی می‌تواند یکی از آزمون‌های کوتاه‌مدت برای سنجش مسیر سیاست‌گذاری در این حوزه باشد. شرکت‌هایی که صرفاً مصرف‌کننده هوش مصنوعی هستند و همچنین شرکت‌های ارائه‌دهنده نرم‌افزارهای زیرساختی، ممکن است نسبت به سازندگان مدل‌های پیشرفته، کمتر در معرض مقررات مستقیم قرار داشته باشند؛ زیرا بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های مربوط به توسعه مدل‌های هوش مصنوعی از سوی همین سازندگان انجام می‌شود. در مجموع، مورگان استنلی پیشنهاد نمی‌کند سرمایه‌گذاران از سهام هوش مصنوعی خارج شوند؛ بلکه توصیه می‌کند دامنه سرمایه‌گذاری خود را گسترش دهند. حفظ بخشی از سهام برتر تراشه و زیرساخت، در کنار افزودن شرکت‌های نرم‌افزاری و مصرف‌کنندگان هوش مصنوعی، می‌تواند راهی برای ادامه حضور در این روند و کاهش تمرکز پرتفوی باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: کدام سهام می‌توانند در برابر نرخ بهره بالا مقاومت کنند؟

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

افشای ناخواسته فهرست بیش از ۱۰۰ معامله احتمالی توسط مورگان استنلی

یکی از کارکنان مورگان استنلی به‌اشتباه یک سند داخلی را از طریق ایمیل ارسال کرد که جزئیات بیش از ۱۰۰ معامله بانکداری سرمایه‌گذاری در حال بررسی یا پیشنهاد در آسیا و دیگر مناطق را دربر داشت. گزارش‌ها حاکی از آن است که این فهرست شامل عرضه‌های اولیه سهام (IPO) احتمالی، سرمایه‌گذاران سهام خصوصی، صندوق‌های بازنشستگی و پروژه‌های متوقف‌شده بوده است. مورگان استنلی اعلام کرد که این افشای ناخواسته را به‌سرعت پیگیری و مدیریت کرده و در حال همکاری با طرف‌های مرتبط برای رسیدگی به این موضوع است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

تحلیل مورگان استنلی از قیمت نفت؛ ریسک‌ها در حال افزایش هستند

در یک نگاه مورگان استنلی میانگین قیمت نفت برنت در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶ را ۱۰۰ دلار پیش‌بینی کرده و از افزایش ریسک‌های صعودی به دلیل اختلالات هرمز و باب‌المندب خبر می‌دهد. تلاقی اختلالات لجستیکی، کمبود نفتکش‌ها و بسته‌شدن خطوط لوله عربستان، شکنندگی و کسری عرضه در بازارهای جهانی نفت را تشدید کرده است. تضعیف ضربه‌گیرهای سنتی بازار و افزایش تقاضای خرید چین برای تحویل‌های نوامبر، توانایی بازار در جذب شوک‌های عرضه را کاهش می‌دهد. عدم قطعیت‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه و تداوم ناامنی در مسیرهای دریایی، پتانسیل جهش قیمت‌ها فراتر از سقف ۱۰۰ دلاری را تقویت می‌کند.   مورگان استنلی پیش‌بینی خود از قیمت نفت برنت برای سه‌ماهه آخر سال ۲۰۲۶ را ۱۰۰ دلار در هر بشکه حفظ کرد. با این وجود، این شرکت خاطرنشان کرد که به دلیل اختلالات در تنگه هرمز و باب المندب، کمبود نفتکش‌ها و کاهش موجودی، ریسک‌ها به سمت افزایش متمایل هستند. همزمان با افزایش همزمان ریسک‌های ژئوپلیتیکی، مشکلات لجستیکی و کاهش ذخایر، مورگان استنلی ارزیابی جدیدی منتشر کرده است. این شرکت پیش‌بینی خود برای قیمت نفت برنت را روی ۱۰۰ دلار حفظ و تأکید کرد که ریسک‌های موجود در چشم‌انداز قیمت، به سمت افزایش قیمت متمایل هستند. فشار بر تنگه هرمز و باب المندب آخرین تحلیل مورگان استنلی بیان می‌کند که بازارهای نفت و گاز طبیعی به طور همزمان با تعداد غیرمعمولی از اختلالات مواجه هستند.این شرکت بر محدودیت‌های صادرات از طریق تنگه هرمز، کاهش صادرات از باب المندب و  بسته شدن خط لوله نفت شرق به غرب عربستان سعودی تاکید دارد. مطالعه پیشین مورگان استنلی نیز نشان داد که بهبود کامل عرضه نفت خاورمیانه می‌تواند تا سال ۲۰۲۷ ادامه یابد. البته، مشکل فقط به تولید و خطوط لوله محدود نمی‌شود. مورگان استنلی خاطرنشان کرد که اختلالات در کانال پاناما و سطح پایین آب در رودخانه راین، حمل و نقل محصولات پالایش شده، به ویژه به اروپا را دشوار کرده است. در همین دوره، کمبود ظرفیت تانکرها، هزینه‌های حمل و نقل را به سطوح بی‌سابقه‌ای رساند و این امر پر کردن شکاف عرضه در یک منطقه با حمل و نقل از منطقه دیگر را گران‌تر و دشوارتر می‌کند. سپر دفاعی بازار در حال ضعیف شدن است به گفته مورگان استنلی، برخی از حفاظ‌هایی که به بازار نفت اجازه می‌دادند شوک‌های عرضه‌ را جذب کند، اکنون در حال تضعیف هستند. صادرات بالای ایالات متحده، تقاضای نسبتاً پایین نفت از سوی چین و سطح بالای ذخایر، تأثیر محدودیت بازار بر قیمت‌ها در ماه‌های گذشته را محدود کرده بود. با این وجود، کاهش ذخایر تجاری، نزدیک شدن به پایان ذخایر راهبردی و افزایش خرید چین برای تحویل در ماه نوامبر، قدرت این ضربه‌گیرها را تضعیف می‌کند. این موسسه انتظار دارد بازار جهانی نفت تا سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ و سه ماهه اول سال ۲۰۲۷ همچنان با کسری عرضه مواجه باشد. این امر نشان می‌دهد که با تداوم اختلالات عرضه و مشکلات لجستیکی، ذخایر حتی بیشتر کاهش می‌یابد. ارزیابی‌های قبلی مورگان استنلی همچنین پیش‌بینی کرده بود که ذخایر در طول سه‌ماهه چهارم و اوایل سال ۲۰۲۷ به کاهش خود ادامه خواهند داد. مورگان استنلی پیش‌بینی خود از میانگین قیمت نفت خام برنت برای سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ را روی ۱۰۰ دلار در هر بشکه حفظ کرد. با این حال، این موسسه تأکید کرد که میانگین سه ماهه به این معنی نیست که قیمت‌ها نمی‌توانند در طول دوره از این سطح بالاتر بروند. پس از اختلالات اخیر در عرضه و حمل و نقل، ارزیابی می‌شود که ریسک‌های پیش‌بینی اولیه به سمت بالا تغییر کرده‌اند. سناریوی پایه مورگان استنلی انتظار دارد که قیمت نفت برنت در طول سال ۲۰۲۷ به تدریج کاهش یابد. برآوردهای این موسسه به شرح زیر است: سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶: ۱۰۰ دلار سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷: ۹۵ دلار سه‌ماهه دوم ۲۰۲۷: ۹۰ دلار سه‌ماهه سوم ۲۰۲۷: ۸۰ دلار این رویکرد مبتنی بر این فرض است که عرضه در خاورمیانه به مرور زمان بهبود می‌یابد و تعادل بازار به تدریج عادی می‌شود. اهمیت راهبردی تقاضای نفت چین خرید چین نیز عامل مهمی بر جهت قیمت نفت است. مورگان استنلی خاطرنشان کرد که واردات ضعیف چین در ماه‌های اخیر، کمبود عرضه در بازار را کاهش داده و خرید برای تحویل‌های نوامبر دوباره در حال تقویت است. افزایش تقاضا از سوی چین می‌تواند بازار را در برابر اختلالات بیشتر در سمت عرضه آسیب‌پذیرتر کند. براساس گزارش مورگان استنلی، بزرگترین عدم قطعیت در چشم‌انداز نفت، تحولات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه است. اگرچه تردد از تنگه هرمز در روزهای اخیر بهبود یافته است، اما اختلالات در مسیر شرق به غرب عربستان سعودی و مسائل امنیتی در مسیر دریای سرخ همچنان ادامه دارد. بنابراین، پیش‌بینی اولیه ۱۰۰ دلاری این موسسه می‌تواند در صورت حمله جدید به زیرساخت‌های انرژی یا اختلال در عرضه، دوباره تقویت شود.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

عقب‌نشینی گلدمن ساکس؛ افزایش دوم نرخ بهره آمریکا زودتر از حد تصور!

  در یک نگاه عقب‌نشینی از سناریوی تک‌مرحله‌ای: گلدمن ساکس دیگر معتقد نیست نشست اخیر تنها افزایش امسال بوده و حالا منتظر یک افزایش نرخ دیگر در اکتبر است. سبقت از رقبا: این پیش‌بینی جدید، زمان‌بندی گلدمن ساکس را جلوتر از جی‌پی مورگان و مورگان استنلی (که دسامبر را هدف گرفته بودند) قرار می‌دهد. سه سیگنال سخت‌گیرانه: رای اکثریت ۱۶ به ۲ اعضا برای یک افزایش دیگر، رشد نرخ خنثی به ۳.۲۵٪ و لحن محکم کوین وارش درباره ادامه انقباض، دلیل این چرخش بوده است. اگر بازار فارکس، طلا یا سهام را دنبال می‌کنید، حتماً می‌دانید که تصمیمات فدرال رزرو نقش کلیدی در سمت‌وسوی سرمایه‌گذاری‌ها دارد. پس از نشست اخیر بانک مرکزی آمریکا، مؤسسه بزرگ گلدمن ساکس رسماً پیش‌بینی قبلی خود (مبنی بر اینکه افزایش نرخ بهره در نشست سپتامبر تنها گام امسال خواهد بود) را پس گرفت و اعلام کرد منتظر دومین افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای (۰.۲۵ درصدی) در ماه اکتبر است. این چرخش، گلدمن ساکس را حتی جلوتر از بانک‌های بزرگی مثل جی‌پی مورگان و مورگان استنلی قرار می‌دهد که ماه دسامبر را زمان گام بعدی می‌دانستند. با ما در یوتوتایمز همراه باشید تا دلیل این تغییر دیدگاه ناگهانی، سیگنال‌های سخت‌گیرانه فدرال رزرو و تاثیر آن بر بازار را بررسی کنیم. ۳ دلیلی که نظر گلدمن ساکس را درباره فدرال رزرو عوض کرد تحلیل‌گران گلدمن ساکس تاکید کرده‌اند که نشست اخیر بانک مرکزی بسیار سخت‌گیرانه‌تر (هاوکیش‌تر) از حد انتظار آن‌ها ظاهر شده است. سه عامل اصلی این تغییر دیدگاه عبارتند از: اکثریت قاطع در نمودار دات‌پلات: در نمودار پیش‌بینی اعضا، ۱۶ نفر از ۱۸ مسئول فدرال رزرو حداقل یک افزایش نرخ دیگر را برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی کرده‌اند و تصمیم خودِ نشست نیز بدون هیچ رای مخالفی تصویب شد. افزایش نرخ خنثی تا سال ۲۰۲۹: مسیر پیش‌بینی نرخ بهره تا سال ۲۰۲۷ بالا باقی مانده و برآورد اعضا از «نرخ خنثی» (سطحی که نه اقتصاد را تحریک می‌کند و نه متوقف) از ۳.۰۶٪ به ۳.۲۵٪ افزایش یافته است. لحن صریح کوین وارش: رئیس فدرال رزرو، کوین وارش، در صحبت‌های خود بارها تاکید کرد که این اقدام جهت «کاهش سیاست‌های انبساطی» بوده است؛ عبارتی که نشان می‌دهد او در حال زمینه‌سازی برای انقباض بیشتر است، نه اینکه این نشست یک تصمیم ایزوله و تمام‌شده باشد. جدول مقایسه زمان‌بندی پیش‌بینی بانک‌های بزرگ برای افزایش بعدی نرخ بهره مؤسسه مالی / بانک پیش‌بینی قبلی پیش‌بینی جدید (گام بعدی) Goldman Sachs تک‌مرحله‌ای (فقط سپتامبر) افزایش دوم در نشست اکتبر ۲۰۲۶ JPMorgan نشست دسامبر ۲۰۲۶ نشست دسامبر ۲۰۲۶ Morgan Stanley نشست دسامبر ۲۰۲۶ نشست دسامبر ۲۰۲۶ این تغییر زمان‌بندی چه پیامدی برای تقویم بازار دارد؟ جلو افتادن زمان‌بندی گلدمن ساکس به ماه اکتبر، ریسک نشست بعدی فدرال رزرو را بسیار بالا می‌برد. پیش از این، برخی تحلیل‌گران تصور می‌کردند فدرال رزرو به دلیل نزدیکی نشست اکتبر به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا از تغییر نرخ پرهیز می‌کند؛ اما گلدمن ساکس معتقد است این موضوع مانعی برای بانک مرکزی نخواهد بود. اگر سایر موسسات هم مسیر گلدمن ساکس را دنبال کنند و پیش‌بینی‌های خود را جلو بیندازند، انتظارات بازار به سمت نرخ‌های بالاتر برای مدت طولانی‌تر سوق پیدا می‌کند؛ موضوعی که می‌تواند در کوتاه‌مدت باعث حمایت از بازده اوراق قرضه و بازدهی دلار شود و بر دارایی‌های ریسکی فشار وارد کند.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

حذف تعطیلات بانکی با بلاکچین سوئیفت؛ آغاز تسویه آنی با ۱۷ غول مالی

شبکه پیام‌رسان مالی جهانی سوئیفت با عضویت بیش از ۱۱ هزار بانک در سراسر جهان، گام بزرگی را برای نوسازی زیرساخت‌های پرداخت بین‌المللی برداشته است. بر این اساس، انتقال وجه برون‌مرزی به‌صورت بلادرنگ، ۲۴ ساعته و در تمام ۷ روز هفته، حتی در روزهای تعطیل رسمی و آخر هفته‌ها، امکان‌پذیر می‌شود. این پروژه آزمایشی که برای انتقال سپرده‌های توکنیزه‌شده طراحی شده است، با مشارکت ۱۷ غول مالی جهان شامل سیتی‌گروپ، ولز فارگو، بانک MUFG ژاپن، UBS و بی‌ان‌پی پاریبا اجرا می‌شود تا پرداخت‌های فوری را حتی میان بانک‌های بدون ارتباط مستقیم تسهیل کند. در همین راستا، بانک‌های اچ‌اس‌بی‌سی و استاندارد چارترد در ماه آگوست تراکنش‌های آزمایشی آنلاین را کلید زدند و سیتی‌گروپ نیز در ماه جاری میلادی نخستین تراکنش‌های خود را با همکاری بانک یکپارچه ابوظبی (FAB)، بانک OCBC و گروه مالی DBS تکمیل کرده است. در سازوکار سنتی فعلی، نقل‌وانتقالات بین‌المللی از طریق چندین بانک واسطه انجام می‌پذیرد که علاوه بر طول کشیدن فرایند تسویه به مدت چند روز، کارمزدهایی تا ۱۰ درصد از ارزش کل تراکنش را به فرستنده تحمیل می‌کند. سامانه جدید سوئیفت با کاهش زمان تسویه به چند ثانیه و افت چشمگیر هزینه‌های انتقال، بار مالی را از دوش کسب‌وکارها برمی‌دارد و جهش قابل‌توجهی در تجارت جهانی و پرداخت‌های بین‌المللی ایجاد خواهد کرد.

خواندن کامل خبر
بانک‌های مرکزی کم اثر
بانک‌های مرکزی کم اثر

بازار از گزارش مالی اوراکل چه انتظاری دارد؟

سهام اوراکل در آستانه انتشار گزارش مالی سه‌ماهه نخست سال مالی ۲۰۲۷ وارد یکی از حساس‌ترین مقاطع خود شده است. این شرکت که در سال‌های اخیر با سرعت زیادی به سمت زیرساخت هوش مصنوعی و خدمات ابری حرکت کرده، اکنون باید به سرمایه‌گذارانی پاسخ دهد که هم‌زمان با رشد تقاضا برای خدمات ابری، درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت، نیاز مالی شرکت و تمرکز بخش بزرگی از سفارش‌ها بر چند مشتری بزرگ نگران هستند. در یک نگاه بازار اختیار معامله احتمال نوسان حدود ۱۱ درصدی سهام اوراکل پس از گزارش مالی را نشان می‌دهد. درآمد سه‌ماهه نخست حدود ۱۹.۱۴ میلیارد دلار و سود تعدیل‌شده هر سهم ۱.۷۴ دلار برآورد شده است. سفارش‌های ثبت‌شده اوراکل می‌تواند به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار رسیده باشد که رشد سالانه ۴۰ درصدی را نشان می‌دهد. با وجود ریسک تأمین مالی، برخی تحلیلگران هدف قیمتی ۳۲۰ تا ۴۰۰ دلار را برای سهم حفظ کرده‌اند. بازار اختیار معامله نشان می‌دهد معامله‌گران برای سهام اوراکل در روزهای پس از انتشار گزارش مالی، نوسانی در حدود ۱۱ درصد را در هر دو جهت در نظر گرفته‌اند. با قیمت پایانی چهارشنبه، چنین حرکتی می‌تواند قیمت سهم را تا محدوده ۱۷۹ دلار بالا ببرد یا آن را به زیر ۱۴۵ دلار برساند. بازار منتظر یک گزارش تعیین‌کننده است اوراکل قرار است گزارش مالی سه‌ماهه نخست خود را پس از پایان معاملات پنجشنبه ۱۰ سپتامبر منتشر کند. انتظار بازار این است که درآمد شرکت نسبت به سال گذشته حدود ۲۷ تا ۲۸ درصد افزایش پیدا کند و به محدوده ۱۹.۰۶ تا ۱۹.۱۴ میلیارد دلار برسد. برآورد سود نیز در منابع مختلف کمی متفاوت است. برخی برآوردها سود تعدیل‌شده هر سهم را ۱.۷۴ دلار اعلام کرده‌اند که نسبت به ۱.۴۷ دلار سال گذشته رشد حدود ۱۸ درصدی دارد. در مقابل، برآورد دیگری سود هر سهم را ۱.۴۰ دلار در نظر گرفته که نسبت به سال گذشته رشد ۱۶.۶۷ درصدی را نشان می‌دهد. این اختلاف جزئی در برآوردها اهمیت چندانی ندارد؛ مسئله اصلی این است که بازار انتظار دارد رشد اوراکل همچنان با سرعت بالایی ادامه داشته باشد و شرکت بتواند از تقاضای فزاینده برای زیرساخت هوش مصنوعی درآمد واقعی ایجاد کند. سفارش‌های اوراکل به نقطه مهمی رسیده‌اند یکی از مهم‌ترین اعداد در گزارش پیش‌رو، ارزش سفارش‌های ثبت‌شده اوراکل است. بر اساس برآوردهای منتشرشده، این رقم می‌تواند به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار برسد که نشان‌دهنده رشد سالانه حدود ۴۰ درصدی است. این حجم سفارش در ظاهر یک نقطه قوت بزرگ برای شرکت محسوب می‌شود، اما مسئله مهم برای سرمایه‌گذاران سرعت تبدیل این سفارش‌ها به درآمد و جریان نقدی است. اوراکل در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری سنگینی برای افزایش ظرفیت مراکز داده و زیرساخت ابری انجام داده است. بنابراین صرفاً افزایش سفارش‌ها برای بازار کافی نیست و سرمایه‌گذاران می‌خواهند ببینند شرکت با چه سرعتی می‌تواند این تقاضا را به درآمد، سود و در نهایت جریان نقدی تبدیل کند. تقاضای هوش مصنوعی؛ فرصت بزرگ اوراکل بخش مهمی از داستان رشد اوراکل به تقاضای شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی، به‌ویژه شرکت‌هایی مانند اوپن‌ای‌آی، مربوط می‌شود. میزوهو انتظار دارد زیرساخت ابری اوراکل عملکردی فراتر از انتظار داشته باشد؛ زیرا شرکت در این فصل نزدیک به یک گیگاوات ظرفیت جدید وارد مدار می‌کند. این رقم در حالی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اوراکل در کل سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۱.۲ گیگاوات ظرفیت به شبکه خود اضافه کرده بود. به این ترتیب، تنها در یک فصل قرار است ظرفیتی نزدیک به بخش عمده ظرفیت افزوده‌شده در کل سال گذشته وارد مدار شود. اگر اوراکل بتواند این ظرفیت را به سرعت به قراردادهای درآمدزا تبدیل کند، بازار می‌تواند نگاه مثبت‌تری به رشد آینده شرکت داشته باشد. آزمون اصلی؛ تبدیل سفارش به درآمد گگنهایم همچنان یکی از خوش‌بین‌ترین مؤسسات نسبت به اوراکل است و هدف قیمتی ۴۰۰ دلار را حفظ کرده است. این هدف به معنای امکان رشد بیش از دو برابری سهم نسبت به سطوح فعلی است. اما برای تحقق چشم‌انداز رشد خدمات ابری، اوراکل باید در این فصل بیش از ۹ میلیارد دلار درآمد سالانه تکرارشونده جدید از زیرساخت به عنوان خدمت ایجاد کند؛ رقمی که بیش از دو برابر حدود ۴.۲ میلیارد دلار درآمد جدیدی است که در فصل قبل برآورد شده بود. اوراکل برای خدمات ابری نیز رشد ۵۷ تا ۶۳ درصدی در نرخ ارز ثابت را پیش‌بینی کرده است. بنابراین گزارش مالی پیش‌رو فقط درباره میزان درآمد فصل گذشته نیست؛ بلکه بازار به دنبال نشانه‌ای است که نشان دهد شرکت می‌تواند سرعت رشد زیرساخت هوش مصنوعی را حفظ کند. چرا سرمایه‌گذاران هنوز نگران هستند؟ با وجود چشم‌انداز قدرتمند تقاضا، ریسک مالی یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف اوراکل باقی مانده است. این شرکت برنامه دارد در سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۴۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی هزینه کند. هم‌زمان، انتشار سهام جدید به ارزش حدود ۲۰ میلیارد دلار نیز به نگرانی سرمایه‌گذاران درباره تأمین مالی این توسعه دامن زده است. گگنهایم معتقد است مسئله تأمین مالی اکنون حتی به نگرانی بزرگ‌تری نسبت به تمرکز سفارش‌های اوراکل بر اوپن‌ای‌آی تبدیل شده است. افزایش تعهدات سرمایه‌ای می‌تواند فشار بیشتری بر ترازنامه شرکت وارد کند و اگر رشد درآمد و جریان نقدی با سرعت مورد انتظار پیش نرود، بازار ممکن است نسبت به ارزش‌گذاری اوراکل تجدیدنظر کند. این نگرانی در بازار بدهی نیز دیده می‌شود؛ به‌طوری که قراردادهای معاوضه نکول اعتباری پنج‌ساله اوراکل اخیراً به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده‌اند. بازار اختیار معامله هنوز خوش‌بین است با وجود این نگرانی‌ها، رفتار معامله‌گران در بازار اختیار معامله نشانه‌ای از خوش‌بینی است. نسبت قراردادهای فروش به خرید برای قراردادهای منتهی به ۱۱ سپتامبر حدود ۰.۸۴ برابر است که نشان‌دهنده تمایل بیشتر بازار به سمت خرید است. همچنین قراردادهای خرید با قیمت‌های بالاتر، تقاضای بیشتری پیدا کرده‌اند و بازار محدوده‌ای نزدیک به ۱۷۷ تا ۱۷۹ دلار را برای سناریوی صعودی کوتاه‌مدت در نظر گرفته است. اوراکل در حال حاضر حدود ۴۲ درصد بالاتر از کف قیمتی ماه ژوئیه قرار دارد، اما هنوز فاصله زیادی با اوج تاریخی سپتامبر گذشته دارد. سهام این شرکت در سال ۲۰۲۶ تقریباً ۲۰ درصد افت کرده و نسبت به رکورد سال گذشته بیش از ۵۰ درصد پایین‌تر است. به همین دلیل، گزارش مالی پیش‌رو می‌تواند نقطه‌ای تعیین‌کننده برای تغییر روند سهم باشد. “ «از نگاه من، جذاب‌ترین بخش داستان اوراکل نه رشد فعلی درآمد، بلکه فاصله میان تقاضای انباشته و ظرفیت واقعی تبدیل آن به جریان نقدی است. عدد ۶۴۰ میلیارد دلاری سفارش‌ها در صورت تحقق، پشتوانه قدرتمندی برای رشد آینده شرکت محسوب می‌شود، اما زمانی برای سهامدار ارزش واقعی ایجاد می‌کند که اوراکل بتواند هزینه سنگین توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را با درآمد پایدار و جریان نقدی فزاینده پوشش دهد. بنابراین در کوتاه‌مدت، گزارش مالی می‌تواند محرک یک جهش یا سقوط شدید باشد، اما در افق بلندمدت، سرعت تبدیل سرمایه‌گذاری‌های عظیم اوراکل به جریان نقدی، مهم‌تر از هر عدد دیگری در صورت سود و زیان خواهد بود.» بابک شیری نظر تحلیلگران؛ اختلاف در هدف، نه در اهمیت اوراکل اکثر تحلیلگران وال‌استریت همچنان نسبت به آینده اوراکل دیدگاه مثبتی دارند. بر اساس داده‌های منتشرشده، از میان ۱۱ تحلیلگر بررسی‌شده، ۹ نفر توصیه خرید، یک نفر توصیه خنثی و یک نفر توصیه فروش داشته‌اند. میانگین هدف قیمتی این گروه حدود ۲۳۹ دلار است که نسبت به قیمت‌های فعلی نزدیک به ۵۰ درصد ظرفیت رشد را نشان می‌دهد. در میان اهداف بالاتر، میزوهو قیمت ۳۲۰ دلار و گگنهایم ۴۰۰ دلار را حفظ کرده‌اند. اوپنهایمر نیز با حفظ توصیه «عملکرد بهتر از بازار»، هدف ۲۷۵ دلار را اعلام کرده است. این اختلاف بزرگ میان قیمت فعلی و اهداف تحلیلی نشان می‌دهد مسئله اصلی برای اوراکل، نبود تقاضا نیست؛ بلکه میزان موفقیت شرکت در تبدیل این تقاضا به درآمد و جریان نقدی پایدار است. جمع‌بندی اوراکل در نقطه‌ای قرار گرفته که یک گزارش مالی قوی می‌تواند روایت بازار درباره این شرکت را تغییر دهد، اما صرف رشد درآمد برای جلب اعتماد سرمایه‌گذاران کافی نخواهد بود. بازار به دنبال سه چیز است: سرعت رشد زیرساخت ابری، میزان تبدیل سفارش‌های بزرگ به درآمد و نحوه تأمین هزینه‌های سنگین توسعه هوش مصنوعی. اگر اوراکل بتواند در کنار رشد درآمد ۱۹.۱۴ میلیارد دلاری، سود حدود ۱.۷۴ دلاری و افزایش سفارش‌ها به محدوده ۶۴۰ میلیارد دلار، نشانه‌های روشنی از بهبود جریان نقدی ارائه کند، بخشی از نگرانی‌های مربوط به تأمین مالی می‌تواند کاهش یابد. در مقابل، هرگونه افزایش هزینه سرمایه، تأخیر در راه‌اندازی ظرفیت‌ها یا کاهش سرعت تبدیل سفارش‌ها به درآمد می‌تواند واکنش تند بازار را به دنبال داشته باشد؛ به‌خصوص وقتی بازار اختیار معامله از هم‌اکنون نوسانی حدود ۱۱ درصدی را برای سهم قیمت‌گذاری کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا سقوط ۵۹ درصدی اوراکل یک فرصت تاریخی در عصر هوش مصنوعی است؟

سهام اوراکل در ماه‌های اخیر یکی از بزرگ‌ترین افت‌ها را در میان شرکت‌های بزرگ فناوری تجربه کرده است. این شرکت که زمانی به عنوان یکی از برندگان اصلی موج هوش مصنوعی شناخته می‌شد، اکنون بیش از ۵۹ درصد پایین‌تر از رکورد تاریخی خود معامله می‌شود؛ افتی که بیشتر از آنکه ناشی از ضعف تقاضا باشد، نتیجه نگرانی بازار درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت‌های جدید است. در یک نگاه  سهام Oracle (ORCL) پس از فاصله گرفتن بیش از ۵۹ درصدی از سقف تاریخی خود، تحت فشار نگرانی سرمایه‌گذاران درباره هزینه‌های سنگین توسعه زیرساخت هوش مصنوعی قرار گرفته است.  این شرکت برای توسعه ظرفیت‌های پردازشی خود قصد دارد حدود ۴۰ میلیارد دلار سرمایه جدید از طریق ترکیبی از بدهی و انتشار سهام جذب کند؛ اقدامی که نگرانی‌هایی درباره افزایش بدهی و کاهش سهم سهامداران ایجاد کرده است.  با وجود فشار کوتاه‌مدت، اوراکل دارای ۶۳۸ میلیارد دلار سفارش‌های قطعی ثبت‌شده است که می‌تواند دید مناسبی از رشد درآمدهای آینده ارائه دهد.  مدیریت شرکت انتظار دارد درآمد سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۳۴ درصد رشد کند و سرمایه‌گذاری‌های گسترده در مراکز داده و هوش مصنوعی از نیمه دوم سال آینده اثر بیشتری بر سودآوری بگذارد. سرمایه‌گذاران نگران هستند که برنامه توسعه گسترده اوراکل برای پاسخ به تقاضای فزاینده هوش مصنوعی، در کوتاه‌مدت فشار زیادی بر سودآوری شرکت وارد کند. افزایش هزینه ساخت مراکز داده، رشد مخارج سرمایه‌ای و نیاز به تأمین مالی جدید، باعث شده بخشی از بازار نسبت به آینده نزدیک این شرکت محتاط‌تر شود. اوراکل اعلام کرده برای تأمین سرمایه مورد نیاز توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی، قصد دارد حدود ۴۰ میلیارد دلار از طریق ترکیبی از بدهی و انتشار سهام جذب کند. این تصمیم دو نگرانی اصلی برای سهامداران ایجاد کرده است؛ نخست افزایش سطح بدهی شرکت و دوم احتمال کاهش ارزش سهم سهامداران فعلی در صورت انتشار سهام جدید. با این حال، پشت این نگرانی‌ها یک واقعیت مهم وجود دارد: اوراکل بدون دلیل وارد این مرحله از سرمایه‌گذاری نشده است. تقاضا برای خدمات ابری و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی به شدت افزایش یافته و شرکت در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران مهم تأمین توان پردازشی مورد نیاز نسل جدید فناوری است. پشتوانه قدرتمند سفارش‌های آینده یکی از مهم‌ترین نقاط قوت اوراکل، حجم بالای قراردادهای ثبت‌شده اما هنوز شناسایی‌نشده به عنوان درآمد است. ارزش سفارش‌های قطعی این شرکت به حدود ۶۳۸ میلیارد دلار رسیده که دید بسیار مناسبی از جریان درآمدی سال‌های آینده ایجاد می‌کند. این رقم نشان می‌دهد بخش مهمی از رشد آینده اوراکل از قبل قرارداد شده و شرکت تنها به انتظار برای جذب مشتریان جدید وابسته نیست. اوراکل همچنین اعلام کرده حدود ۶۷ میلیارد دلار قرارداد جدید زیرساخت هوش مصنوعی به دست آورده که بخش قابل‌توجهی از آن‌ها شامل پرداخت‌های پیش‌دریافت یا تأمین تجهیزات توسط مشتریان است. مجموع قراردادهای مرتبط با هوش مصنوعی که شامل پیش‌پرداخت‌ها و تجهیزات ارائه‌شده توسط مشتریان می‌شود، به حدود ۷۵ میلیارد دلار رسیده است. این مدل همکاری می‌تواند فشار مالی توسعه زیرساخت را برای اوراکل کاهش دهد؛ زیرا بخشی از هزینه‌های اولیه توسط مشتریان تأمین می‌شود و شرکت سریع‌تر می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های خود را به درآمد تبدیل کند. رشد سریع درآمد در مسیر هوش مصنوعی اوراکل انتظار دارد درآمد سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۳۴ درصد افزایش یابد؛ رشدی که فاصله قابل‌توجهی با رشد ۱۷ درصدی سال مالی ۲۰۲۶ دارد. مدیریت شرکت معتقد است با ورود مراکز داده جدید به مدار فعالیت، رشد درآمد و سود در نیمه دوم سال مالی ۲۰۲۷ شتاب بیشتری خواهد گرفت. برای سه‌ماهه آینده نیز اوراکل پیش‌بینی کرده سود تعدیل‌شده هر سهم در محدوده ۱.۷۲ تا ۱.۷۶ دلار قرار گیرد که نسبت به سال گذشته حدود ۱۷ تا ۲۰ درصد رشد را نشان می‌دهد. در افق بلندمدت نیز شرکت انتظار دارد درآمد و سود خود را تا پایان دهه میلادی به ترتیب با نرخ‌های سالانه حدود ۳۱ درصد و ۲۸ درصد افزایش دهد. “ «به نظر می‌رسد افت اخیر اوراکل بیشتر ناشی از نگرانی درباره مسیر تأمین مالی و هزینه‌های کوتاه‌مدت است تا ضعف بنیادی کسب‌وکار. بازار در حال قیمت‌گذاری ریسک اجرای برنامه توسعه هوش مصنوعی است، اما اگر اوراکل بتواند قراردادهای عظیم خود را به درآمد واقعی تبدیل کند، همین دوره سرمایه‌گذاری سنگین می‌تواند به نقطه شروع یک چرخه رشد جدید تبدیل شود. البته سرمایه‌گذاران باید توجه داشته باشند که داستان هوش مصنوعی تنها با افزایش هزینه‌ها موفق نمی‌شود؛ معیار اصلی، توانایی تبدیل سرمایه‌گذاری زیرساختی به جریان نقدی پایدار خواهد بود.» بابک شیری فشار بر حاشیه سود؛ هزینه رشد آینده با وجود چشم‌انداز مثبت، مسیر اوراکل بدون ریسک نیست. ساخت مراکز داده جدید و افزایش ظرفیت پردازشی، در کوتاه‌مدت می‌تواند باعث کاهش حاشیه سود شود. شرکت باید میلیاردها دلار برای تجهیزات، زیرساخت انرژی و توسعه ظرفیت ابری هزینه کند؛ هزینه‌هایی که ممکن است پیش از ایجاد درآمد کامل، فشار بیشتری بر صورت‌های مالی وارد کنند. با این حال، اگر ظرفیت‌های جدید با سرعت مورد انتظار مورد استفاده قرار گیرند، این فشار می‌تواند موقتی باشد. تجربه شرکت‌های بزرگ فناوری نشان داده است که سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت، در صورت وجود تقاضای واقعی، می‌تواند در سال‌های بعد به مزیت رقابتی تبدیل شود. اوراکل همچنین اعلام کرده در کنار افزایش درآمد، کاهش تدریجی هزینه‌های عملیاتی را دنبال خواهد کرد تا بخشی از فشار ناشی از سرمایه‌گذاری‌های جدید جبران شود. چرا برخی سرمایه‌گذاران افت اوراکل را فرصت می‌دانند؟ افت شدید قیمت سهام اوراکل باعث شده ارزش‌گذاری شرکت برای برخی سرمایه‌گذاران جذاب‌تر شود. این گروه معتقدند بازار بیش از حد روی هزینه‌های کوتاه‌مدت تمرکز کرده و بخش مهمی از ظرفیت رشد آینده شرکت را نادیده گرفته است. استدلال اصلی این دیدگاه آن است که اوراکل اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که شرکت‌های بزرگ فناوری پیش از جهش‌های بزرگ خود تجربه کرده‌اند؛ یعنی دوره‌ای که سرمایه‌گذاری سنگین انجام می‌شود، اما سودآوری کامل آن هنوز در صورت‌های مالی منعکس نشده است. وجود قراردادهای بزرگ، رشد تقاضای هوش مصنوعی و افزایش نیاز شرکت‌ها به زیرساخت ابری، سه عاملی هستند که می‌توانند در سال‌های آینده موتور رشد اوراکل را تقویت کنند. با این حال، موفقیت این سناریو به اجرای دقیق برنامه توسعه بستگی دارد. اگر هزینه‌های سرمایه‌ای بیش از حد افزایش یابد یا تقاضای واقعی کمتر از انتظار باشد، فشار بر سودآوری می‌تواند طولانی‌تر شود. جمع‌بندی اوراکل امروز در نقطه‌ای حساس قرار دارد؛ شرکتی که از یک طرف با افت ۵۹ درصدی سهام و نگرانی درباره هزینه‌های سنگین مواجه شده و از طرف دیگر یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های رشد در حوزه زیرساخت هوش مصنوعی را در اختیار دارد. قراردادهای ۶۳۸ میلیارد دلاری، رشد پیش‌بینی‌شده ۳۴ درصدی درآمد در سال مالی ۲۰۲۷، قراردادهای ۶۷ میلیارد دلاری هوش مصنوعی و برنامه توسعه مراکز داده نشان می‌دهد بازار تنها با یک شرکت نرم‌افزاری سنتی روبه‌رو نیست، بلکه با شرکتی مواجه است که تلاش می‌کند جایگاه خود را در اقتصاد هوش مصنوعی تثبیت کند. در نهایت، ارزش‌گذاری فعلی اوراکل به این بستگی دارد که آیا سرمایه‌گذاران باور دارند هزینه‌های امروز، درآمدهای بزرگ فردا را ایجاد خواهند کرد یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

مورگان استنلی پیش‌بینی قیمت نفت را به‌طور چشمگیری افزایش داد

مورگان استنلی پیش‌بینی خود برای قیمت نفت در سه‌ماهه چهارم سال را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داد و اکنون متوسط قیمت برنت را ۱۰۰ دلار در هر بشکه پیش‌بینی می‌کند؛ در حالی که برآورد قبلی ۷۵ دلار بود. پیش‌بینی این بانک برای نفت WTI نیز از ۷۶ دلار به ۹۶ دلار افزایش یافته است. برای سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷، مورگان استنلی قیمت برنت را ۹۵ دلار و WTI را ۹۱ دلار پیش‌بینی می‌کند. همچنین در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۷، این پیش‌بینی‌ها به‌ترتیب ۹۰ دلار برای برنت و ۸۶ دلار برای WTI است. این افزایش چشمگیر پیش‌بینی‌ها در شرایطی انجام شده که ریسک‌های عرضه نفت و تنش‌های خاورمیانه همچنان بازار را تحت تأثیر قرار داده‌اند. در مقابل، نظرسنجی‌های دیگر نیز نشان می‌دهند تحلیلگران انتظار دارند قیمت نفت در سال ۲۰۲۷ نسبت به ۲۰۲۶ کاهش پیدا کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

رقابت بزرگ هوش مصنوعی دیگر فقط بر سر تراشه نیست؛ جنگ واقعی بر سر مراکز داده آغاز شده است

رشد سریع هوش مصنوعی، رقابت میان غول‌های فناوری را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ مرحله‌ای که در آن دیگر تنها کیفیت نرم‌افزار یا تعداد کاربران تعیین‌کننده نیست، بلکه اندازه و توان زیرساخت محاسباتی نیز اهمیت پیدا کرده است. مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی به توان پردازشی بسیار بیشتری نسبت به نسل‌های قبلی نیاز دارند و همین موضوع باعث شده مراکز داده در سراسر جهان بزرگ‌تر، پرمصرف‌تر و پیچیده‌تر شوند. در یک نگاه مراکز داده عظیم، زیرساخت اصلی موج بعدی هوش مصنوعی هستند و برخی از آنها به اندازه‌ای بزرگ شده‌اند که عملاً به یک اکوسیستم مستقل دیجیتال، فیزیکی و لجستیکی تبدیل شده‌اند. طبق داده‌های سیسکو و آی‌بی‌ام، یک مرکز داده ابرمقیاس حداقل ۱۰ هزار فوت مربع مساحت و دست‌کم ۵ هزار سرور دارد، در حالی که بزرگ‌ترین نمونه‌ها صدها مگاوات برق مصرف می‌کنند. آمازون، مایکروسافت و گوگل با در اختیار داشتن مجموعاً ۶۳ درصد از بازار رایانش ابری عمومی، سه بازیگر اصلی این صنعت هستند و متا و اوراکل نیز با مراکز عظیم خود در حال افزایش حضورند. با گسترش هوش مصنوعی، رقابت آینده فقط بر سر تعداد مراکز داده نیست؛ ظرفیت پردازشی، دسترسی به برق و عملکرد تراشه‌های اختصاصی می‌تواند جایگاه غول‌های فناوری را در دهه آینده تعیین کند. در مرکز این تحول، مفهوم «ابر‌مقیاس» قرار دارد؛ اصطلاحی که تعریف دقیق و استانداردی ندارد، اما معمولاً برای مراکز داده بسیار بزرگی به کار می‌رود که توان پردازشی، مصرف انرژی و ظرفیت ذخیره‌سازی آنها بسیار فراتر از مراکز داده معمولی است. ابرمقیاس دقیقاً به چه معناست؟ به زبان ساده، ابرمقیاس‌ها مراکز داده بسیار بزرگی هستند که توسط شرکت‌های فناوری ساخته و اداره می‌شوند. برای این مراکز، یک حد مشخص از ظرفیت پردازشی یا مصرف برق وجود ندارد که بتوان بر اساس آن گفت یک مرکز داده حتماً ابرمقیاس است. با این حال، بر اساس معیارهای مورد اشاره سیسکو و آی‌بی‌ام، یک مرکز داده ابرمقیاس حداقل ۱۰ هزار فوت مربع مساحت دارد و دست‌کم ۵ هزار سرور را در خود جای می‌دهد. هر یک از این سرورها نیز می‌تواند از یک تا چندین ده پردازنده داشته باشد. مصرف انرژی نیز بسته به اندازه مرکز داده متفاوت است. یک مرکز کوچک‌تر ممکن است تنها چند مگاوات برق مصرف کند، اما بسیاری از مراکز بزرگ به حدود ۱۰۰ مگاوات نیاز دارند. بزرگ‌ترین مراکز حتی می‌توانند چند صد مگاوات برق مصرف کنند؛ میزانی که برای تأمین برق چند صد هزار خانه کافی است. این ارقام اهمیت موضوع را نشان می‌دهد: توسعه هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک پروژه نرم‌افزاری نیست و به سرمایه‌گذاری عظیم در برق، زمین، تجهیزات، شبکه و زیرساخت محاسباتی نیاز دارد. چند مرکز داده ابرمقیاس در جهان وجود دارد؟ در حال حاضر بیش از ۱۲ هزار مرکز داده در سراسر جهان وجود دارد و نزدیک به ۴۸۰۰ مرکز از آنها در آمریکا قرار گرفته‌اند. البته همه این مراکز، ابرمقیاس یا مخصوص هوش مصنوعی نیستند. بر اساس داده‌های گروه پژوهشی سینرژی، تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۱۳۶۰ مرکز داده در جهان فعال بودند که در دسته مراکز ابرمقیاس قرار می‌گرفتند. بخش قابل‌توجهی از مراکز جدید نیز با هدف پشتیبانی از هوش مصنوعی ساخته می‌شوند. این مراکز از تجهیزات پردازشی قدرتمندتری استفاده می‌کنند و می‌توانند روزانه از چند پتابایت تا چند صد پتابایت داده را پردازش یا جابه‌جا کنند. برای درک اندازه این رقم کافی است بدانیم هر پتابایت معادل یک میلیون گیگابایت است. بنابراین رشد هوش مصنوعی مستقیماً به رشد ظرفیت مراکز داده وابسته شده است؛ هرچه مدل‌ها بزرگ‌تر و کاربردهای آنها گسترده‌تر شوند، تقاضا برای چنین زیرساخت‌هایی نیز افزایش خواهد یافت. سه غول اصلی ابرمقیاس‌ها چه شرکت‌هایی هستند؟ در میان تمام شرکت‌های فعال، سه نام بیش از دیگران برجسته هستند: آمازون، مایکروسافت و گوگل. این سه شرکت در مجموع حدود ۶۳ درصد از بازار رایانش ابری عمومی را در اختیار دارند. مدل کسب‌وکار آنها بر ارائه دسترسی از راه دور به زیرساخت‌های محاسباتی و مراکز داده استوار است؛ بنابراین شرکت‌ها و سازمان‌هایی که نمی‌خواهند مرکز داده اختصاصی خود را بسازند، می‌توانند ظرفیت مورد نیاز خود را از این غول‌های فناوری دریافت کنند. نکته مهم این است که بخش قابل‌توجهی از همین زیرساخت ابری، به‌ویژه مراکز جدید، برای پردازش‌های سنگین هوش مصنوعی طراحی شده است. در نتیجه، رقابت میان آمازون، مایکروسافت و گوگل فقط رقابت میان سه شرکت خدمات ابری نیست؛ بلکه رقابت بر سر زیرساختی است که می‌تواند بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال دهه آینده را پشتیبانی کند. متا و اوراکل نیز وارد رقابت شده‌اند البته بازار ابرمقیاس‌ها به سه شرکت بزرگ محدود نمی‌شود. متا و اوراکل نیز در این رقابت حضور دارند. اگرچه تعداد مراکز داده ابرمقیاس آنها ممکن است کمتر باشد، اما برخی مراکزی که در اختیار دارند از نظر اندازه و ظرفیت با مراکز متعلق به سه غول اصلی قابل مقایسه‌اند. نمونه قابل‌توجه، مرکز داده «هایپریون» متا در ایالت لوئیزیاناست. این پروژه با سرمایه‌گذاری حدود ۵۰ میلیارد دلار و مساحتی نزدیک به ۱۰ میلیون فوت مربع در حال ساخت است و پس از تکمیل، می‌تواند به یکی از بزرگ‌ترین مراکز داده هوش مصنوعی جهان تبدیل شود. این پروژه نشان می‌دهد رقابت در حوزه هوش مصنوعی دیگر محدود به توسعه مدل‌های هوشمند نیست؛ شرکت‌ها برای ایجاد ظرفیت پردازشی آینده، در حال ساخت زیرساخت‌هایی با ابعاد بی‌سابقه هستند. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته این گزارش تغییر ماهیت رقابت در صنعت فناوری است. هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن از یک رقابت نرم‌افزاری به یک رقابت زیرساختی است؛ رقابتی که در آن برق، تراشه و ظرفیت محاسباتی به اندازه الگوریتم اهمیت پیدا کرده‌اند. به همین دلیل، در دهه آینده احتمالاً برندگان اصلی فقط شرکت‌هایی نخواهند بود که بهترین مدل‌های هوش مصنوعی را می‌سازند، بلکه شرکت‌هایی خواهند بود که بتوانند زنجیره کامل زیرساخت مورد نیاز این فناوری را با هزینه و مقیاس مناسب کنترل کنند.» بابک شیری اپل، علی‌بابا و بایدو نیز در این رقابت هستند اپل نیز یکی از نام‌های مهم این حوزه محسوب می‌شود، هرچند برخلاف آمازون، مایکروسافت و گوگل خدمات رایانش ابری عمومی ارائه نمی‌کند. به همین دلیل تعداد مراکز داده آن کمتر است، اما مراکزی که اپل برای استفاده داخلی در اختیار دارد، بسیار بزرگ هستند. در چین نیز شرکت‌هایی مانند علی‌بابا و بایدو در حال توسعه زیرساخت‌های پردازشی خود هستند. یکی از نمونه‌های مهم، مرکز داده هوش مصنوعی شرکت مخابرات چین در جنوب این کشور است که قرار است از ۱۰ هزار تراشه «ژن‌وو» طراحی و تولیدشده توسط علی‌بابا استفاده کند. چنین پروژه‌ای نشان می‌دهد چین نیز در حال ایجاد زیرساخت‌های عظیم برای رقابت در حوزه هوش مصنوعی است و تراشه‌های اختصاصی می‌توانند نقش مهمی در این رقابت داشته باشند. چرا گوگل می‌تواند از آمازون جلو بزند؟ در حال حاضر آمازون، گوگل و مایکروسافت سه نام اصلی بازار مراکز داده هوش مصنوعی هستند، اما رقابت میان آنها همچنان ادامه دارد. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت گوگل، تراشه‌های پردازشی اختصاصی این شرکت موسوم به TPU است. عملکرد این تراشه‌ها در پردازش‌های مرتبط با هوش مصنوعی می‌تواند به گوگل کمک کند هزینه و کارایی زیرساخت‌های خود را بهبود دهد. از همین رو، برآورد مطرح‌شده در گزارش این است که گوگل در نهایت می‌تواند از آمازون عبور کرده و به بازیگر غالب در بازار مراکز داده هوش مصنوعی تبدیل شود. البته این اتفاق قطعی نیست و رقابت میان سه شرکت به سرعت سرمایه‌گذاری، دسترسی به انرژی، توسعه تراشه‌های اختصاصی و رشد تقاضای رایانش ابری بستگی خواهد داشت. جمع‌بندی مراکز داده ابرمقیاس را باید ستون فقرات اقتصاد هوش مصنوعی دانست. توسعه مدل‌های پیچیده‌تر به پردازنده‌های بیشتر، برق بیشتر و زیرساخت‌های بزرگ‌تر نیاز دارد و همین مسئله باعث شده شرکت‌های فناوری میلیاردها دلار برای ساخت مراکز داده جدید سرمایه‌گذاری کنند. در این میان، آمازون، مایکروسافت و گوگل با سهم مجموعاً ۶۳ درصدی از بازار رایانش ابری عمومی موقعیت قدرتمندی دارند، اما متا، اوراکل و شرکت‌های چینی نیز به سرعت در حال افزایش ظرفیت خود هستند. رقابت اصلی در سال‌های آینده احتمالاً نه فقط بر سر ساخت بزرگ‌ترین مرکز داده، بلکه بر سر دستیابی هم‌زمان به برق ارزان و پایدار، تراشه‌های قدرتمند، شبکه مناسب و سرمایه کافی خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

هوش مصنوعی کدام شرکت‌های نرم‌افزاری را برنده و کدام‌یک را بازنده می‌کند؟

صنعت نرم‌افزار دیگر یک بازار یکپارچه نیست. هوش مصنوعی در حال ایجاد شکافی جدی میان شرکت‌هایی است که زیرساخت‌های اصلی اقتصاد جدید را در اختیار دارند و آنهایی که مدل کسب‌وکارشان به فروش تعداد مشخصی مجوز یا حساب کاربری وابسته است. در گذشته، سرمایه‌گذاری در صندوقی مانند IGV می‌توانست راهی نسبتاً ساده برای دریافت بازدهی از رشد گسترده صنعت نرم‌افزار باشد، اما امروز تفاوت میان شرکت‌های این صنعت به اندازه‌ای افزایش یافته که انتخاب سهام از نگاه سرمایه‌گذاران اهمیت بیشتری از خرید کل سبد دارد. در یک نگاه هوش مصنوعی صنعت نرم‌افزار را به دو گروه برندگان زیرساختی و بازندگان احتمالی مدل‌های قدیمی تقسیم کرده است. اوراکل با حرکت به سمت زیرساخت ابری و پردازش هوش مصنوعی، در موقعیت متفاوتی نسبت به نرم‌افزارهای سنتی قرار گرفته است. Salesforce با وجود رشد بیش از ۲۲ درصدی سهام، با خطر کاهش تعداد کاربران پولی در اثر گسترش عامل‌های هوشمند روبه‌روست. از این پس، انتخاب سهام در صنعت نرم‌افزار بیش از خرید یک سبد گسترده مانند IGV به تشخیص جایگاه هر شرکت در اقتصاد هوش مصنوعی وابسته خواهد بود. در یک سوی این بازار، شرکت‌هایی قرار دارند که پایگاه‌های داده، زیرساخت‌های ابری و مسیرهای تخصصی انتقال و پردازش داده را در اختیار دارند. رشد سریع استفاده از هوش مصنوعی به سرمایه‌گذاری گسترده در این بخش‌ها نیاز دارد و همین موضوع باعث شده برخی شرکت‌های زیرساختی سهم بیشتری از هزینه‌های فناوری سازمان‌ها را به خود اختصاص دهند. در سوی دیگر، شرکت‌هایی قرار گرفته‌اند که سال‌ها از مدل فروش نرم‌افزار به ازای تعداد کاربران درآمد کسب کرده‌اند و اکنون با یک تناقض مهم مواجه‌اند: هرچه هوش مصنوعی نیروی انسانی را کارآمدتر کند، ممکن است تعداد حساب‌های کاربری مورد نیاز شرکت‌ها نیز کاهش یابد. اوراکل؛ برنده تغییر ساختار صنعت یکی از نمونه‌های قابل توجه این تغییر، اوراکل است. این شرکت که سال‌ها بیشتر به عنوان غول پایگاه‌های داده شناخته می‌شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران مهم زیرساخت ابری و پردازش‌های سنگین هوش مصنوعی است. همکاری مستقیم با شرکت‌های بزرگ رایانش ابری و فراهم کردن محیط‌های پردازشی تخصصی برای بارهای کاری هوش مصنوعی، جایگاه اوراکل را در زنجیره جدید فناوری تقویت کرده است. حرکت از فروش سنتی نرم‌افزار به سمت زیرساخت‌های ضروری پایگاه داده و رایانش ابری، به این شرکت امکان داده از هزینه‌های رو به رشد سازمان‌ها در حوزه هوش مصنوعی سهم بیشتری بگیرد. این تغییر برای سرمایه‌گذاران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا درآمد حاصل از زیرساخت‌های ضروری معمولاً پایدارتر از محصولاتی است که مشتری می‌تواند به راحتی آنها را حذف یا جایگزین کند. از منظر نمودار قیمتی نیز سهام اوراکل در محدوده حدود ۱۵۰ دلار قرار گرفته؛ سطحی که در نگاه نویسنده مقاله، نسبت به دوره‌های اخیر نقطه جذاب‌تری برای خرید محسوب می‌شود. Salesforce و تناقض بزرگ هوش مصنوعی در نقطه مقابل اوراکل، شرکت‌هایی مانند Salesforce قرار دارند که با وجود بهره‌برداری گسترده از هوش مصنوعی، با یک پرسش اساسی درباره آینده مدل درآمدی خود روبه‌رو هستند. سهام Salesforce در روز پنجشنبه بیش از ۲۲ درصد رشد کرد و انتشار خبرهای مربوط به عامل‌های خودکار هوش مصنوعی، محرک اصلی این جهش بود. اما رشد شدید قیمت سهام لزوماً به معنای حل شدن مشکلات بنیادی شرکت نیست. مسئله اصلی این است که اگر شرکت‌ها بتوانند بخشی از فعالیت‌های فروش، پشتیبانی مشتری و سایر وظایف اداری را به عامل‌های هوشمند بسپارند، به نیروی انسانی کمتری نیاز خواهند داشت. در نتیجه، تعداد حساب‌هایی که شرکت‌ها برای کارکنان خود خریداری می‌کنند نیز ممکن است کاهش یابد. این همان تناقضی است که می‌تواند در سال‌های آینده برای شرکت‌های نرم‌افزاری به یک چالش جدی تبدیل شود. هوش مصنوعی از یک طرف ارزش خدمات نرم‌افزاری را افزایش می‌دهد، اما از طرف دیگر می‌تواند تعداد کاربران پولی را کاهش دهد. اگر شرکت‌هایی مانند Salesforce نتوانند درآمد حاصل از خدمات هوش مصنوعی را سریع‌تر از کاهش تعداد کاربران جبران کنند، رشد قیمت سهام آنها با محدودیت مواجه خواهد شد. ServiceNow؛ میان فرصت و ریسک ServiceNow نیز نمونه‌ای میانه در این رقابت است. نمودار این شرکت از نگاه نویسنده هنوز شانس ادامه مسیر صعودی را دارد، اما نوسان شدید آن نگرانی‌هایی ایجاد کرده است. دامنه تغییر قیمت این سهم از سقف خود در اوایل سال ۲۰۲۵ تاکنون حدود ۲۰۰ درصد بوده است. چنین نوسانی نشان می‌دهد که حتی شرکت‌های قدرتمند حوزه نرم‌افزار نیز در شرایط فعلی می‌توانند با تغییر سریع رفتار سرمایه‌گذاران مواجه شوند. برای ServiceNow، مزیت اصلی در توانایی آن برای ادغام هوش مصنوعی با فرآیندهای سازمانی قرار دارد. اما از نگاه تکنیکال، رشدهای شدید و نوسانات بزرگ باعث می‌شود ریسک بازگشت فروشندگان همچنان بالا باشد. در چنین شرایطی، صرفاً بررسی عملکرد کسب‌وکار کافی نیست و رفتار قیمت نیز باید در کنار عوامل بنیادی مورد توجه قرار گیرد. فورتینت و هشدار پایان موج صعودی فورتینت نیز یکی دیگر از سهام مهم صنعت نرم‌افزار است که رفتار متفاوتی از خود نشان داده است. این سهم در سال‌های اخیر نوسانات شدیدی داشته و نمودار هفتگی آن از نگاه نویسنده نشانه‌هایی از نزدیک شدن به سقف را نشان می‌دهد. این وضعیت بار دیگر یک نکته مهم را یادآوری می‌کند: در دوره‌ای که سرمایه‌گذاران به سرعت میان برندگان و بازندگان هوش مصنوعی جابه‌جا می‌شوند، حتی شرکت‌هایی با عملکرد مناسب نیز ممکن است پس از رشدهای سنگین با فشار فروش مواجه شوند. به همین دلیل، انتخاب سهام در صنعت نرم‌افزار دیگر تنها به این پرسش محدود نمی‌شود که «کدام شرکت در حوزه هوش مصنوعی فعالیت می‌کند؟» پرسش مهم‌تر این است که هوش مصنوعی در نهایت چه اثری بر مدل درآمدی آن شرکت خواهد داشت. “ «به نظر می‌رسد مهم‌ترین پیام این تحول برای بازار، نه «رشد یا سقوط صنعت نرم‌افزار»، بلکه تغییر جایگاه ارزش در زنجیره فناوری است. هوش مصنوعی احتمالاً بخشی از ارزش اقتصادی را از نرم‌افزارهای مبتنی بر تعداد کاربر به سمت زیرساخت، داده و توان پردازشی منتقل خواهد کرد؛ بنابراین در سال‌های آینده، معیار اصلی برای ارزیابی شرکت‌های نرم‌افزاری صرفاً میزان استفاده آنها از هوش مصنوعی نخواهد بود، بلکه باید دید این فناوری چگونه به جریان نقدی، قدرت قیمت‌گذاری و مزیت رقابتی پایدار تبدیل می‌شود. از این منظر، شکاف میان برندگان و بازندگان صنعت می‌تواند بسیار عمیق‌تر از چیزی باشد که شاخص‌های کلی این بخش نشان می‌دهند.» بابک شیری صندوق IGV دیگر یک انتخاب ساده نیست این شکاف داخلی باعث شده صندوق IGV، که یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای سرمایه‌گذاری در صنعت نرم‌افزار است، ویژگی متفاوتی پیدا کند. دارندگان این صندوق به صورت هم‌زمان در هر دو سوی این تحول سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ هم شرکت‌هایی که از توسعه هوش مصنوعی و افزایش هزینه زیرساختی سازمان‌ها سود می‌برند و هم شرکت‌هایی که ممکن است از کاهش تعداد کاربران انسانی آسیب ببینند. در نتیجه، عملکرد یک صندوق گسترده لزوماً تصویر دقیقی از فرصت‌های واقعی در صنعت نرم‌افزار ارائه نمی‌کند. سرمایه‌گذارانی که تنها به رشد کلی صنعت نگاه می‌کنند، ممکن است تفاوت بسیار مهم میان یک شرکت زیرساختی و یک شرکت نرم‌افزار کاربردی را نادیده بگیرند. این موضوع اهمیت انتخاب سهام را افزایش داده است. اکنون جایگاه یک شرکت در زنجیره فناوری هوش مصنوعی می‌تواند به اندازه رشد درآمد، سودآوری یا حتی ارزش‌گذاری آن اهمیت داشته باشد. جمع‌بندی؛ صنعت نرم‌افزار وارد مرحله تازه‌ای شده است هوش مصنوعی صنعت نرم‌افزار را به دو بخش متفاوت تقسیم کرده است. شرکت‌هایی مانند اوراکل که زیرساخت پایگاه داده، رایانش ابری و پردازش‌های سنگین را در اختیار دارند، از افزایش سرمایه‌گذاری سازمان‌ها در هوش مصنوعی سود می‌برند. در مقابل، شرکت‌هایی مانند Salesforce باید ثابت کنند که می‌توانند کاهش احتمالی تعداد کاربران انسانی را با درآمد جدید حاصل از خدمات هوش مصنوعی جبران کنند. این تغییر به معنای پایان دوران رشد نرم‌افزار نیست؛ بلکه نشان‌دهنده تغییر ماهیت این رشد است. از این پس، صرف فعالیت در صنعت فناوری یا حتی اضافه کردن قابلیت‌های هوش مصنوعی به محصولات، برای تضمین رشد کافی نیست. برندگان واقعی شرکت‌هایی خواهند بود که هوش مصنوعی را به افزایش درآمد، کاهش هزینه یا ایجاد مزیت رقابتی پایدار تبدیل کنند. برای همین، صندوق‌هایی مانند IGV ممکن است همچنان ابزار مناسبی برای دریافت مواجهه گسترده با صنعت باشند، اما انتخاب دقیق‌تر میان شرکت‌های موجود در این سبد اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

طلای ۵ هزار دلاری در راه است؟ پیش‌بینی جدید دو غول وال‌استریت درباره آینده انس جهانی

اگر تحولات بازار جهانی طلا را دنبال می‌کنید، حتماً متوجه رالی صعودی و پرقدرت این فلز گران‌بها در سال جاری شده‌اید. تازه‌ترین تحلیل‌های دو غول بزرگ وال‌استریت، یعنی موسسات «سیتی‌گروپ» (Citi) و «جی‌پی مورگان» (JPMorgan)، نشان می‌دهد که تحلیل‌گران ارشد بازار معتقدند این صعود هنوز به پایان نرسیده است؛ اختلاف‌نظر اصلی آن‌ها صرفاً بر سر زمان رسیدن به اهداف قیمتی است، نه اصل مسیر صعودی. در یک نگاه هدف یکی، زمان متفاوت: هر دو بانک مطمئن هستند که طلا مسیر رشد را ادامه می‌دهد. جی‌پی مورگان می‌گوید این جهش می‌تواند ظرف چند روز اتفاق بیفتد، اما سیتی‌گروپ بازه چند ماهه را منطقی‌تر می‌داند. پیش‌بینی جدید سیتی‌گروپ: سیتی هدف ۳ ماهه طلا را تا ۴,۸۰۰ دلار بالا برده و دلیل آن را کاهش نرخ بهره و عقب‌نشینی فدرال رزرو می‌داند. روزهای سرنوشت‌ساز همین هفته: جی‌پی مورگان هشدار داده که آمار تورم آمریکا و نشست جکسون هول در این هفته تکلیف بازار را مشخص می‌کند؛ تورم پایین طلا را شلیک می‌کند و تورم بالا قیمت را موقتاً پایین می‌کشد. سیتی‌گروپ درباره آینده کوتاه‌مدت طلا چه می‌گوید؟ تحلیل‌گران بانک سیتی‌گروپ در جدیدترین گزارش خود هدف قیمتی طلا را برای ۳ ماه آینده به ۴,۸۰۰ دلار رسانده‌اند. آن‌ها همچنین معتقدند در افق یک‌ساله، رسیدن طلا به مرز ۵,۰۰۰ دلار بسیار محتمل است. به زبان ساده، از نظر آن‌ها سه عامل زیر پشتوانه این رشد هستند: آرام‌تر شدن اوضاع سیاسی و نظامی در منطقه تنگه هرمز کاهش نرخ بهره واقعی در بازارهای جهانی شروع سیاست‌های کمکی و کاهش سخت‌گیری‌های بانک مرکزی آمریکا چرا جی‌پی مورگان معتقد است طلا همین هفته می‌تواند رکورد بزند؟ بانک جی‌پی مورگان نگاه سریع‌تر و پرشتاب‌تری دارد. آن‌ها می‌گویند با توجه به ریسک‌های سیاسی و بحث‌های تعرفه تجاری، بازارها همچنان نگرانند و همین نگران بودن، معامله‌گران را به سمت خرید طلا می‌کشاند. جی‌پی مورگان پیش‌بینی کرده که قیمت طلا در کوتاه‌مدت بین ۴,۵۰۰ تا ۵,۰۰۰ دلار نوسان خواهد داشت. از نظر این بانک، مسیر قیمت طلا در همین هفته با دو رویداد مهم مشخص می‌شود: انتشار داده‌های جدید تورم آمریکا (شاخص PCE) سخنرانی‌های مهم مسئولان اقتصادی در همایش جکسون هول ✔️ بیشتر بخوانید: طلا سه هفته متوالی صعود کرد؛ حالا همه نگاه‌ها به ۴۶۵۵ و ۴۸۰۰ دلار است دو سناریوی کلیدی برای حرکت بعدی طلا سناریوی صعودی (گاوی): اگر داده‌های تورمی نرم‌تر از انتظار باشد و با لحنی ملایم در همایش جکسون هول همراه شود، طلا می‌تواند ظرف چند روز جهش سریعی را به سمت مرز ۵,۰۰۰ دلار تجربه کند. جی‌پی مورگان با اشاره به جهش ۱,۱۰۰ دلاری طلا تنها در یک ماه (در ژانویه گذشته) تاکید کرد که وقوع چنین نوسانات سریعی کاملاً ممکن است. سناریوی اصلاحی (خرسی): در صورت داغ‌تر بودن تورم از پیش‌بینی‌ها و تاکید فدرال رزرو بر حفظ سیاست‌های انقباضی، احتمال تست مجدد میانگین متحرک ۲۰۰ روزه به سمت پایین وجود خواهد داشت. با وجود افت برخی داده‌های اقتصادی در روزهای اخیر، مومنتوم صعودی طلا همچنان دست‌نخورده باقی مانده و باید دید داده‌های تورمی این هفته کدام سناریو را فعال خواهند کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر