EURUSD 1.12073 USD ▲ 0.44%
XAUUSD 3,904.21 USD ▲ 0.75%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 99.40 USD ▼ 4.53%
BTCUSD 77,791.75 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70083 USD ▼ 0.31%
EURJPY 176.946 JPY ▲ 0.39%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۱۳ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۱۳ دقیقه پیش

سایه جنگ بر گلوگاه خلیج فارس؛ جهش قیمت گوکرد به بالای ۱۰۰۰ دلار

در یک نگاه ریشه بحران: بسته شدن تنگه هرمز در پی جنگ با ایران، یک‌چهارم تولید و نیمی از صادرات دریایی گوگرد منطقه خلیج فارس را قفل و زنجیره تأمین را مختل کرده است. جهش قیمت: قیمت گوگرد از ۱۰۰۰ دلار در هر تن فراتر رفته است. هم‌زمان تعلیق صادرات توسط روسیه، ترکیه و هند، عرضه جهانی را تا ۴۰ درصد کاهش داده و تلاش‌ها برای جبران آن بی‌ثمر مانده است. پیامدها: این تنگنای شدید، کارخانه‌های تولید کودهای فسفاته را به توقف یا کاهش تولید واداشته و فعالیت معادن مس، نیکل و صنایع الکترونیک را به‌شدت تحت‌الشعاع قرار داده است.   کمبود جهانی گوگرد رو به افزایش است و این امر بر تولید کود و استخراج معادن فشار وارد می‌کند. گوگرد که در طیف وسیعی از صنایع از تولید کود و استخراج مس و نیکل گرفته تا تولید تراشه و کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد، قیمت آن به بالای هزار دلار در هر تن افزایش یافته و برخی از کشورها را مجبور به کاهش یا توقف تأسیسات تولیدی کرده است. گوگرد، یک ماده اولیه حیاتی برای تولیدات صنعتی و کشاورزی در سراسر جهان، به دلیل اختلالات در زنجیره تأمین جهانی با فشار قابل توجهی در عرضه مواجه است. به گفته اکونومیست، جنگ با ایران بر پالایشگاه‌ها و محموله‌های گوگرد در خلیج فارس تأثیر گذاشته و کمبود عرضه در بازارهای بین‌المللی را تشدید کرده است. گوگرد عمدتاً به عنوان یک محصول جانبی در فرآوری نفت و گاز طبیعی به دست می‌آید. بنابراین، مشکلات تولید و حمل‌ونقل در بخش انرژی مستقیماً بر بازار گوگرد تأثیر می‌گذارد. انسداد تنگه هرمز تقریباً یک‌چهارم تولید جهانی گوگرد و حدود نیمی از صادرات دریایی آن را در منطقه خلیج فارس به دام انداخته است.  جهش قیمت گوگرد به بیش از ۱۰۰۰ دلار در هر تن کاهش عرضه جهانی باعث افزایش شدید قیمت گوگرد شده است. طبق گزارش‌ها، در ماه ژوئن، قیمت‌ها به رکورد بی‌سابقه‌ای رسیدند و برای حمل‌ونقل به بسیاری از مناطق، از هزار دلار در هر تن فراتر رفتند. پیش‌بینی می‌شود صادرات گوگرد از خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ به زیر ۱۱ میلیون تن کاهش یابد که به طور قابل‌توجهی کمتر از ۲۰.۵ میلیون تن ثبت‌شده در سال ۲۰۲۵ است. محموله‌های کشورهای خارج از خلیج فارس نیز برای پوشش این کمبود کافی نیستند. با وجود افزایش صادرات از ایالات متحده و کانادا، عرضه خارج از منطقه تقریباً ۴۰ درصد کمتر از سطح قبل از جنگ است. تعلیق صادرات روسیه و ترکیه محدودیت‌های صادراتی نیز این تحولات را تشدید کرده است. صادرات گوگرد روسیه از ۴.۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۱.۸ میلیون تن تاکنون در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. علاوه بر روسیه، طبق گزارش‌ها، هند، قزاقستان و ترکیه نیز صادرات گوگرد را به حالت تعلیق درآورده‌اند. این تحولات دسترسی به منابع جایگزین در زنجیره تأمین جهانی را دشوارتر می‌کند. چین همچنین صادرات اسید سولفوریک را در ماه مه ممنوع کرد. صادرات تقریباً صفر اسید این کشور، فشار عرضه را بر صنایعی که از گوگرد و مشتقات آن استفاده می‌کنند، افزایش داده است.  فشار هزینه بر تولیدکنندگان کود یکی از بخش‌هایی که بیشترین تأثیر را از کمبود گوگرد متحمل شده، تولید کودهای فسفاته است. گوگرد یک ماده اولیه کلیدی برای اسید سولفوریک است که در تولید کود استفاده می‌شود. به طوری که تقریباً برای تولید ۱۰ تن کود، ۴ تن گوگرد مورد نیاز است. افزایش هزینه‌های مواد اولیه، ادامه فعالیت تولیدکنندگان را دشوار کرده است. طبق گزارش‌ها، برخی از تأسیسات در ایالات متحده، برزیل، مصر و مراکش تولید را متوقف یا کند کرده‌اند. ادامه اختلالات در تولید کود می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌های تولید کشاورزی و دسترسی کشاورزان به کود وارد کند.  تأثیر بر استخراج مس، نیکل و صنایع الکترونیک کمبود گوگرد نه تنها بر بخش کشاورزی، بلکه بر عملیات معدنکاری نیز تأثیر می‌گذارد. تولید مس و نیکل به مقادیر زیادی اسید سولفوریک برای استخراج این فلز از سنگ معدن نیاز دارد. به طور ویژه، خرید گوگرد در اندونزی ۷۵ درصد کاهش یافته است که معدنچیان نیکل را مجبور به تسریع کارهای تعمیر و نگهداری می‌کند. مشکلات دسترسی به مواد اولیه باعث شده است که شرکت‌های معدنی برنامه‌های تولید خود را دوباره ارزیابی کنند. علاوه بر این، گوگرد و اسید سولفوریک نقش حیاتی در فرآوری مواد خام مورد استفاده در تولید برخی از قطعات الکترونیکی دارند. بنابراین، اثرات کمبود عرضه می‌تواند فراتر از کشاورزی و معدن به بخش‌های مختلف صنعتی گسترش یابد. چشم‌انداز ظرفیت‌های جدید تولید انتظار می‌رود ظرفیت‌های جدید تولید گوگرد در چین و هند راه‌اندازی شود. با این حال، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این سرمایه‌گذاری‌ها قادر به پر کردن شکاف عرضه فعلی در زمان مناسب نخواهند بود. در کوتاه‌مدت، آرام شدن بازار به از سرگیری حمل‌ونقل از منطقه خلیج فارس بستگی دارد. اگرچه هنوز مشخص نیست چه زمانی مشکلات عرضه جهانی گوگرد کاهش خواهد یافت، اما جریان حمل‌ونقل و فعال‌سازی مجدد تأسیسات تولید برای کود، معدن و سایر بخش‌های صنعتی نقش بسیار مهمی در عبور از این بحران خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

معادن مس به ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید نیاز دارند؛ زنگ خطر کمبود عرضه تا سال ۲۰۵۰

مس، فلزی حیاتی برای اقتصاد جهانی، در آستانه یکی از مهم‌ترین چالش‌های عرضه در دهه‌های آینده قرار گرفته است. گسترش خودروهای برقی، توسعه زیرساخت‌های برق و افزایش مصرف انرژی، تقاضا برای این فلز سرخ را به‌سرعت افزایش می‌دهد؛ اما توسعه معادن جدید و جایگزینی ظرفیت‌های فرسوده با سرعت کافی پیش نمی‌رود. برآوردهای مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ نشان می‌دهد که برای جلوگیری از تشدید کمبود عرضه، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن مس موردنیاز است؛ سرمایه‌ای که تأمین‌نشدن آن می‌تواند روند برقی‌سازی اقتصاد جهان را با محدودیت جدی مواجه کند. در یک نگاه بازار جهانی مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ با کسری عرضه روبه‌رو شود؛ زیرا تقاضا افزایش می‌یابد و تولید معادن موجود کاهش پیدا می‌کند. برای جلوگیری از کمبود بلندمدت مس، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن موردنیاز است. تقاضای مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ حدود ۸۹ درصد افزایش می‌یابد و به ۲۳٫۳ میلیون تن می‌رسد. حتی با انجام سرمایه‌گذاری‌های لازم، کسری عرضه احتمالاً تا سال ۲۰۴۳ ادامه خواهد داشت؛ زیرا توسعه یک معدن جدید به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد. چرا بازار مس در آستانه کمبود قرار دارد؟ بر اساس گزارش چشم‌انداز فلزات گذار انرژی مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ، بازار مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ وارد دوره کسری عرضه شود. افزایش تقاضا از یک سو و دشواری جایگزینی تولید معادن رو به افول از سوی دیگر، مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این وضعیت هستند. اهمیت مس به نقش گسترده آن در زیرساخت‌های اقتصادی بازمی‌گردد. این فلز در شبکه‌های انتقال برق، تجهیزات صنعتی، ساختمان‌سازی و محصولات مصرفی کاربرد دارد. بااین‌حال، گذار از سوخت‌های فسیلی به فناوری‌های برقی، اهمیت راهبردی مس را بیش از گذشته افزایش داده است. برقی‌سازی حمل‌ونقل سریع‌ترین بخش در حال رشد مصرف مس محسوب می‌شود. خودروهای برقی، کامیون‌ها و اتوبوس‌های برقی برای موتور، مبدل‌های الکتریکی، باتری، سیم‌کشی ولتاژ بالا و تجهیزات شارژ به این فلز نیاز دارند. گسترش این فناوری‌ها در فاصله سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۵۰، فشار فزاینده‌ای بر بازار مس وارد خواهد کرد. شکاف عرضه؛ چالش بزرگ معادن جهان برآوردهای این گزارش نشان می‌دهد تقاضای مس مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ با افزایشی ۸۹ درصدی به ۲۳٫۳ میلیون تن خواهد رسید؛ حجمی که بیش از نیمی از کل مصرف مس را تشکیل می‌دهد. در مقابل، عرضه معدنی با محدودیت‌های ساختاری مواجه است. اگر سرمایه‌گذاری کافی انجام نشود، تولید جهانی مس می‌تواند از حدود ۳۰ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۲۵٫۷ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ کاهش یابد؛ افتی معادل ۱۴٫۵ درصد. کاهش عیار سنگ معدن نیز چالش دیگری است. هرچه میزان مس موجود در سنگ استخراج‌شده کمتر شود، برای تولید مقدار مشخصی از فلز باید حجم بیشتری سنگ استخراج و فرآوری شود. این روند می‌تواند هزینه تولید، مصرف انرژی و فشار بر منابع آب را افزایش دهد و سودآوری برخی معادن را کاهش دهد. بازیافت مس بخشی از نیاز آینده را تأمین خواهد کرد، اما برآوردهای گزارش نشان می‌دهد که به‌تنهایی برای جبران افت تولید معادن اولیه کافی نیست. بنابراین، افزایش بازیافت باید در کنار توسعه ظرفیت‌های معدنی دنبال شود، نه به‌عنوان جایگزینی کامل برای سرمایه‌گذاری جدید. چرا ۳۳۲ میلیارد دلار هم راه‌حل فوری نیست؟ یکی از مهم‌ترین نکات گزارش، فاصله زمانی طولانی میان تصمیم سرمایه‌گذاری و آغاز تولید است. توسعه یک معدن مس به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد؛ دوره‌ای که می‌تواند شامل اکتشاف، ارزیابی اقتصادی، دریافت مجوزها، تأمین مالی، ساخت زیرساخت‌ها و راه‌اندازی تأسیسات باشد. به همین دلیل، حتی اگر ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری موردنیاز تأمین شود، شکاف عرضه احتمالاً دست‌کم تا سال ۲۰۴۳ باز خواهد ماند. این تأخیر نشان می‌دهد که واکنش بازار به افزایش قیمت‌ها لزوماً به رشد سریع تولید منجر نمی‌شود. در چنین شرایطی، پروژه‌های معدنی به سرمایه‌گذاری بلندمدت، ثبات سیاست‌گذاری، زیرساخت مناسب و مدیریت ریسک‌های زیست‌محیطی و اجتماعی نیاز دارند. هرگونه تأخیر در اجرای پروژه‌ها می‌تواند فشار بر عرضه را تشدید کند. شیلی؛ تولیدکننده بزرگ با چشم‌انداز نزولی شیلی همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده مس معدنی جهان باقی خواهد ماند، اما تولید این کشور نیز با کاهش مواجه می‌شود. برآوردها حاکی از آن است که تولید مس شیلی از ۵٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۴٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ خواهد رسید. بااین‌حال، سهم شیلی از عرضه معدنی جهان ممکن است از ۲۴ درصد به ۲۸ درصد افزایش یابد؛ نه به دلیل رشد تولید داخلی، بلکه به این علت که تولید سایر مناطق با سرعت بیشتری کاهش پیدا می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که آینده بازار مس فقط به ظرفیت تولید بزرگ‌ترین کشورها وابسته نیست؛ بلکه عملکرد مجموعه معادن جهان، هزینه استخراج، کیفیت ذخایر و سرعت راه‌اندازی پروژه‌های جدید، مسیر عرضه را تعیین خواهند کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل اثر متوسط
تحلیل اثر متوسط

پنج چالش بزرگ پیش روی رونق مس در آمریکای جنوبی

رونق تقاضای جهانی مس، به‌ویژه با گسترش هوش مصنوعی، شبکه‌های برق و خودروهای برقی، فرصت بزرگی برای کشورهای آمریکای جنوبی ایجاد کرده است. بااین‌حال، اعتصاب کارگران، افت تولید، محدودیت مواد اولیه، تأخیر در صدور مجوزها و اعتراض‌های اجتماعی می‌توانند مانع تبدیل این فرصت به رشد پایدار شوند. شیلی، پرو و آرژانتین برای افزایش عرضه تلاش می‌کنند، اما مسیر پیش رو همچنان با ریسک‌های جدی همراه است. در یک نگاه اعتصاب‌های کارگری و حوادث مرگبار، عرضه مس شیلی را با اختلال مواجه کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند عرضه اولیه مس تا سال ۲۰۳۵ حدود ۲۵ درصد کمتر از نیاز باشد. محدودیت صادرات اسید سولفوریک چین می‌تواند تولید مس شیلی را تحت فشار قرار دهد. تأخیرهای اداری، اعتراض‌های اجتماعی و اختلاف‌های حقوقی، توسعه معادن منطقه را دشوار کرده‌اند. افزایش تقاضا و شکاف فزاینده عرضه برآورد شرکت اس‌اندپی گلوبال نشان می‌دهد تقاضای جهانی مس از ۲۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۴۲ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ خواهد رسید. توسعه مراکز داده هوش مصنوعی، افزایش هزینه‌های دفاعی، گسترش خودروهای برقی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر از محرک‌های اصلی این رشد هستند. مس برای ساخت شبکه‌های انتقال برق، توربین‌های بادی، پنل‌های خورشیدی و زیرساخت‌های دیجیتال ضروری است. کمبود این فلز می‌تواند هزینه پروژه‌های برقی‌سازی را افزایش دهد و زمان اجرای آن‌ها را به تعویق بیندازد. در چنین شرایطی، پرو قصد دارد طی پنج سال دست‌کم ۳۳ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری معدنی جذب کند. ارزش طرح‌های معدنی شیلی نیز در افق یک دهه از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر می‌رود. افت تولید و اعتصاب‌ها در شیلی تولید مس شیلی در اوت ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۲٫۸ درصد کاهش یافت و به ۳۶۹ هزار و ۵۰۰ تن رسید؛ پایین‌ترین سطح ماهانه از فوریه ۲۰۱۱. هم‌زمان، ناظران معدن اسکوندیدا، بزرگ‌ترین معدن مس جهان، از برنامه اعتصاب حدود هزار و ۲۰ کارگر پس از شکست مذاکرات مزدی خبر دادند. این رویداد یک هفته پس از اعتصاب در معدن سنتینلا رخ داد. در معدن ال‌تنینته نیز رانش زمین ناشی از بارندگی شدید به مرگ دو پیمانکار و توقف بخشی از فعالیت‌ها انجامید. احتمال بارندگی‌های بیشتر تحت تأثیر پدیده ال‌نینو نیز ریسک اختلال عملیاتی را افزایش می‌دهد. کمیسیون مس شیلی پیش‌بینی کرده است تولید این کشور در سال ۲۰۲۶ با افت ۲٫۶ درصدی به ۵٫۲۷ میلیون تن برسد و در سال ۲۰۲۷ تا ۵٫۵۵ میلیون تن افزایش یابد. اختلال‌های عرضه، در کنار تقاضای بالا، می‌توانند از قیمت مس حمایت کنند. وابستگی به اسید سولفوریک چین یکی از تهدیدهای کمتر دیده‌شده برای صنعت مس شیلی، محدودیت دسترسی به اسید سولفوریک است؛ ماده‌ای که برای استخراج مس از برخی سنگ‌های معدنی به کار می‌رود. برآورد بانک مورگان استنلی نشان می‌دهد حدود ۱٫۱ میلیون تن از تولید سالانه مس حاصل از روش استخراج با اسید در شیلی ممکن است در معرض محدودیت صادرات چین قرار داشته باشد. داده‌های گمرکی چین نیز از توقف محموله‌های اسید سولفوریک به مقصد شیلی در ماه مارس حکایت داشتند. اگر این محدودیت‌ها ادامه یابند، تولیدکنندگان ناچار خواهند شد منابع جایگزین پیدا کنند یا هزینه‌های بیشتری بپردازند؛ مسئله‌ای که می‌تواند تولید را محدود و حاشیه سود را کاهش دهد. مجوزهای طولانی و اعتراض‌های اجتماعی در شیلی، فرایند صدور مجوز برای برخی پروژه‌های معدنی ممکن است تا ۱۲ سال طول بکشد. دولت برای تسریع سرمایه‌گذاری، بررسی ده‌ها پرونده مرتبط با پروژه‌هایی به ارزش تقریبی ۱۶ میلیارد دلار را در دستور کار قرار داده است. در پرو نیز دولت به دنبال صدور مجوز برای ۲۴۰ پروژه اکتشاف و استخراج در سال جاری است. بااین‌حال، نزدیک به ۲۰۰ مناقشه اجتماعی در این کشور ثبت شده که ۶۴ مورد آن‌ها به معدن و مسائل زیست‌محیطی مربوط می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد افزایش سرمایه‌گذاری تنها به منابع زمین‌شناختی وابسته نیست؛ اعتماد جوامع محلی، حفاظت محیط‌زیست و ثبات مقررات نیز برای اجرای پروژه‌ها اهمیت اساسی دارند. “ «به نظر من، مسئله اصلی بازار مس آمریکای جنوبی کمبود منابع زیرزمینی نیست، بلکه شکاف میان ظرفیت زمین‌شناختی و توان واقعی تبدیل آن به عرضه پایدار است. رشد تقاضا می‌تواند از قیمت مس حمایت کند، اما نباید هر اختلالی را به‌معنای افزایش سودآوری قطعی شرکت‌های معدنی دانست؛ زیرا هزینه‌های عملیاتی، سرمایه‌گذاری سنگین، ریسک‌های حقوقی و نارضایتی جوامع محلی ممکن است بخش مهمی از این مزیت را از بین ببرند. در این بازار، برندگان بلندمدت الزاماً صاحبان بزرگ‌ترین ذخایر نیستند، بلکه شرکت‌هایی خواهند بود که بتوانند پروژه‌ها را با هزینه رقابتی، زمان‌بندی قابل اتکا و پشتوانه اجتماعی کافی به مرحله تولید برسانند.» بابک شیری آزمون بزرگ آرژانتین برای بازگشت به بازار مس آرژانتین از زمان تعطیلی معدن آلومبررا در سال ۲۰۱۸ تولید مس نداشته است. اکنون پروژه ویکونیا، متعلق به شرکت‌های بی‌اچ‌پی و لوندین ماینینگ، می‌تواند نقطه عطفی برای بازگشت این کشور باشد. سرمایه‌گذاران قصد دارند تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری برای مرحله نخست پروژه‌ای به ارزش ۷٫۱ میلیارد دلار را تا پایان سال ۲۰۲۶ اعلام کنند. آغاز تولید مس برای سال ۲۰۳۰ هدف‌گذاری شده است. بااین‌حال، اختلاف‌های حقوقی همچنان ریسک مهمی به شمار می‌روند. در آوریل، دادگاهی در استان لا ریوخا دستور توقف موقت پروژه و محدودیت عبور ماشین‌آلات از یک مسیر دسترسی را صادر کرد؛ هرچند دادگاهی در استان سان‌خوان چند روز بعد اجازه ادامه فعالیت را داد. جمع‌بندی آمریکای جنوبی از نظر منابع معدنی ظرفیت بالایی برای پاسخ‌گویی به رشد تقاضای جهانی مس دارد، اما افزایش ظرفیت تولید به‌سرعت محقق نخواهد شد. افت تولید شیلی، وابستگی به مواد اولیه وارداتی، پیچیدگی مجوزها و تنش‌های اجتماعی می‌توانند شکاف عرضه و تقاضا را عمیق‌تر کنند. موفقیت منطقه به توانایی دولت‌ها و شرکت‌ها در مدیریت هم‌زمان این موانع بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

کوچ پول‌های هوشمند از طلا و نفت؛ در پشت‌پرده گزارش جدید COT چه می‌گذرد؟

در یک نگاه دلار آمریکا: موقعیت خالص با افزایش ۱۳۰ قراردادی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده؛ در مقابل، موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به ۹۹,۳۳۲- قرارداد سقوط کرده است. ین ژاپن: موقعیت خالص با افزایش ۶,۸۸۵ قراردادی به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده و در میان ارزهای اصلی، بهبود قابل‌توجهی ثبت کرده است. طلا: موقعیت خالص با کاهش ۸,۲۹۷ قراردادی به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده؛ چهارمین افت هفتگی متوالی بر اساس داده‌های هفته‌های اخیر. نفت خام و ذرت: موقعیت خالص نفت WTI به میزان ۱۰,۴۰۳ قرارداد و موقعیت خالص ذرت ۵۷,۰۲۸ قرارداد کاهش یافته است. گزارش تعهد معامله‌گران (COT) منتشرشده برای هفته منتهی به ۶ اکتبر ۲۰۲۶ از افزایش فشار فروش بر یورو و دلار استرالیا، تداوم کاهش موقعیت خالص طلا و افت موقعیت‌های خرید در بازار نفت و ذرت حکایت دارد. در بازار ارز، موقعیت خالص دلار آمریکا تقریباً ثابت مانده، اما ین ژاپن با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده است. در بازار کالاها نیز تصویر یکدستی دیده نمی‌شود: موقعیت خالص سویا و شکر افزایش یافته، در حالی که معامله‌گران بزرگ از موقعیت‌های خالص ذرت، نفت خام و طلا کاسته‌اند. در بازار سهام آمریکا هم موقعیت خالص S&P 500 و Russell 2000 منفی‌تر شده، اما Nasdaq-100 برخلاف این دو شاخص بهبود یافته است. دلار؛ افزایش جزئی موقعیت خالص در برابر فشار سنگین بر یورو در شاخص دلار آمریکا، معامله‌گران غیرتجاری ۳۰,۵۲۶ قرارداد خرید و ۱۸,۵۱۵ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص دلار به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل تنها ۱۳۰ قرارداد افزایش داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۷۸۴ قرارداد و موقعیت‌های فروش ۶۵۴ قرارداد افزایش یافته‌اند؛ بنابراین تغییر خالص موقعیت دلار محدود بوده است. این داده‌ها نشان می‌دهند که معامله‌گران بزرگ در مجموع موضع مثبت خود نسبت به دلار را حفظ کرده‌اند، اما افزایش موقعیت خالص آن‌قدر محدود است که نمی‌توان از یک چرخش قدرتمند به سمت دلار سخن گفت. نکته مهم‌تر، مقایسه این وضعیت با بازار یورو است؛ جایی که تغییرات بسیار بزرگ‌تری در موقعیت‌گیری معامله‌گران دیده می‌شود. یورو؛ سقوط موقعیت خالص به زیر منفی ۹۹ هزار قرارداد در بازار یورو، موقعیت‌های خرید به ۲۴۳,۰۲۰ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۳۴۲,۳۵۲ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص یورو به ۹۹,۳۳۲- قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۳۶,۰۷۶ قرارداد افت داشته است. عامل اصلی این تغییر، افزایش ۴۰,۹۱۳ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است؛ در حالی که موقعیت‌های خرید نیز ۴,۸۳۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف تصور اولیه‌ای که ممکن است از افزایش خریدها ایجاد شود، رشد بسیار شدیدتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص یورو به محدوده منفی عمیق‌تری وارد شود. این تغییر یکی از مهم‌ترین سیگنال‌های گزارش جدید است؛ زیرا نشان می‌دهد فشار فروش بر یورو در میان معامله‌گران غیرتجاری به‌شدت افزایش یافته است. دلار و یورو؛ واگرایی به نفع دلار ادامه دارد مقایسه موقعیت‌های خالص دلار و یورو، مهم‌ترین تفاوت بخش ارز این گزارش را نشان می‌دهد. موقعیت خالص دلار با افزایش جزئی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده، در حالی که موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به منفی ۹۹,۳۳۲ قرارداد سقوط کرده است. این واگرایی نشان می‌دهد که موقعیت‌گیری معامله‌گران بزرگ به‌وضوح به زیان یورو تغییر کرده است؛ هرچند داده‌های COT به‌تنهایی جهت قطعی حرکت نرخ برابری EURUSD را مشخص نمی‌کنند. ین ژاپن؛ افزایش موقعیت خالص برخلاف روند بسیاری از ارزها در بازار ین ژاپن، معامله‌گران غیرتجاری ۱۹۰,۳۶۸ قرارداد خرید و ۱۲۸,۰۴۳ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص ین به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۶,۸۸۵ قرارداد افزایش یافته است. این تغییر حاصل افزایش ۱۴,۱۰۲ قراردادی موقعیت‌های خرید و رشد ۷,۲۱۷ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است. در نتیجه، با وجود افزایش هر دو سمت بازار، رشد بیشتر خریدها موقعیت خالص ین را تقویت کرده است. این عملکرد در تضاد با یورو، دلار استرالیا و دلار کاناداست که همگی کاهش موقعیت خالص را تجربه کرده‌اند. با این حال، افزایش موقعیت خالص ین الزاماً به معنای تقویت قطعی نرخ برابری آن نیست؛ زیرا برای ارزیابی جهت حرکت ارز، باید داده‌های بنیادی و تغییرات نرخ بهره نیز بررسی شوند. دلار استرالیا، دلار کانادا و پوند؛ فشار فروش ادامه دارد در میان دیگر ارزهای اصلی، دلار استرالیا یکی از ضعیف‌ترین عملکردها را ثبت کرده است. موقعیت‌های خرید دلار استرالیا به ۱۰۰,۱۳۸ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۱۹۸,۷۲۶ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص این ارز با افت ۳۵,۳۴۹ قراردادی به ۹۸,۵۸۸- قرارداد کاهش یافته است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۹,۵۵۲ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۲۵,۷۹۷ قرارداد افزایش داشته‌اند؛ ترکیبی که فشار نزولی قابل‌توجهی بر موقعیت خالص ایجاد کرده است. دلار کانادا نیز با کاهش ۱۱,۴۹۲ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۹۰,۱۶۳ قرارداد را ثبت کرده است. در همین حال، موقعیت خالص پوند انگلیس با افت ۶,۵۳۶ قراردادی به ۹۷,۶۱۱- قرارداد رسیده است. دلار نیوزیلند هم با کاهش ۱۲,۰۳۱ قراردادی، موقعیت خالص ۲۹,۳۴۶- قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، فرانک سوئیس با افزایش ۸۷۷ قراردادی به موقعیت خالص ۲۳,۷۴۰- قرارداد رسیده؛ بهبودی محدود که هنوز آن را از محدوده منفی خارج نکرده است. طلا؛ چهارمین هفته متوالی کاهش موقعیت خالص در بازار طلا، معامله‌گران غیرتجاری ۲۴۵,۴۰۳ قرارداد خرید و ۳۵,۰۶۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص طلا به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۸,۲۹۷ قرارداد کاهش یافته است. این افت از دو تغییر هم‌زمان ناشی شده است: موقعیت‌های خرید طلا ۴,۳۳۳ قرارداد کاهش یافته‌اند. موقعیت‌های فروش طلا ۳,۹۶۴ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف هفته‌هایی که کاهش موقعیت خالص عمدتاً از افت خریدها ناشی می‌شد، در این گزارش هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به افت موقعیت خالص کمک کرده‌اند. بررسی گزارش‌های متوالی نشان می‌دهد موقعیت خالص طلا از ۲۳۱,۹۶۰ قرارداد در ۸ سپتامبر به ۲۳۰,۳۳۸ قرارداد در ۱۵ سپتامبر، ۲۲۵,۸۵۳ قرارداد در ۲۲ سپتامبر، ۲۱۸,۶۳۲ قرارداد در ۲۹ سپتامبر و اکنون ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. به این ترتیب، موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته است. این روند، به‌ویژه با توجه به افزایش موقعیت‌های فروش در آخرین هفته، نشان می‌دهد اشتیاق معامله‌گران بزرگ برای نگهداری موقعیت‌های خرید طلا نسبت به هفته‌های قبل کمتر شده است. با وجود این، افت موقعیت خالص در بازار آتی به‌تنهایی به معنای آغاز روند نزولی قیمت طلا نیست؛ برای چنین نتیجه‌ای باید رفتار قیمت، نرخ بهره، دلار و تقاضای دارایی‌های امن نیز بررسی شود. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ از فشار فروش تا بازگشت خریداران، مقصد بعدی کجاست؟ نقره و پلاتین؛ بهبود موقعیت خالص در خلاف جهت طلا برخلاف طلا، برخی فلزات دیگر در این هفته با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده‌اند. در بازار نقره، موقعیت خالص با افزایش ۱,۰۷۰ قراردادی به ۲۳,۱۵۳ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۶۶ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها ۹۰۴ قرارداد کاهش داشته‌اند. پلاتین نیز با رشد ۴۷۹ قراردادی، موقعیت خالص ۱۳,۹۶۸ قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، پالادیوم با کاهش ۱,۱۹۲ قراردادی به موقعیت خالص منفی ۷,۰۱۷ قرارداد رسیده است. مس یکی از افت‌های قابل‌توجه این بخش را ثبت کرده و موقعیت خالص آن با کاهش ۱۵,۹۷۷ قراردادی به ۶۹,۴۳۴ قرارداد رسیده است. این تغییر عمدتاً ناشی از کاهش ۱۴,۴۸۵ قراردادی موقعیت‌های خرید و افزایش ۱,۴۹۲ قراردادی فروش‌ها بوده است. نفت خام؛ کاهش موقعیت خالص به زیر ۱۰۰ هزار قرارداد در بازار نفت خام WTI، موقعیت‌های خرید به ۳۳۶,۷۰۶ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۲۳۷,۶۴۶ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص نفت به ۹۹,۰۶۰ قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۱۰,۴۰۳ قرارداد افت داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۲۴,۶۴۵ قرارداد کاهش یافته‌اند؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۱۴,۲۴۲ قرارداد کمتر شده‌اند. در نتیجه، افت موقعیت خالص نفت عمدتاً از کاهش بیشتر خریدها نسبت به فروش‌ها ناشی شده است. این تغییر در ادامه افت شدید موقعیت خالص نفت در گزارش قبلی رخ می‌دهد؛ زمانی که موقعیت خالص WTI بیش از ۳۱ هزار قرارداد کاهش یافته بود. تداوم این روند نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ در چند هفته اخیر از میزان مواجهه خالص خود با بازار نفت کاسته‌اند. البته کاهش موقعیت خالص الزاماً به معنای پیش‌بینی قطعی افت قیمت نفت نیست؛ زیرا هم کاهش خریدها و هم خروج از موقعیت‌های فروش می‌توانند بر این شاخص اثر بگذارند. گاز طبیعی؛ موقعیت خالص منفی عمیق‌تر شد در بازار گاز طبیعی، معامله‌گران غیرتجاری ۲۷۲,۲۷۹ قرارداد خرید و ۵۰۸,۷۱۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص این بازار به ۲۳۶,۴۳۹- قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۵,۴۱۹ قرارداد کاهش یافته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۳,۹۱۳ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۱,۵۰۶ قرارداد افزایش داشته‌اند. در نتیجه، هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به منفی‌تر شدن موقعیت خالص کمک کرده‌اند. گاز طبیعی همچنان یکی از بازارهایی است که معامله‌گران غیرتجاری در آن موقعیت خالص فروش قابل‌توجهی دارند. ذرت و سویا؛ واگرایی در بازارهای کشاورزی بازارهای کشاورزی در این هفته عملکرد یکسانی نداشته‌اند و تفاوت میان موقعیت‌گیری معامله‌گران در ذرت و سویا به‌وضوح دیده می‌شود. در بازار ذرت، موقعیت‌های خرید به ۵۸۱,۷۱۱ قرارداد و فروش به ۱۲۹,۲۳۸ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص ذرت با کاهش ۵۷,۰۲۸ قراردادی به ۴۵۲,۴۷۳ قرارداد رسیده است. این افت عمدتاً از کاهش ۵۱,۱۴۱ قراردادی موقعیت‌های خرید ناشی شده؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۵,۸۸۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، کاهش خریدها در کنار رشد فروش‌ها، موقعیت خالص ذرت را به‌طور محسوسی پایین آورده است. اما سویا مسیر متفاوتی داشته است. موقعیت خالص سویا با افزایش ۱۷,۰۲۴ قراردادی به ۲۷۳,۸۹۶ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۵,۵۸۴ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۴۴۰ قرارداد کاهش داشته‌اند. شکر نیز یکی از برندگان این هفته بوده است. موقعیت خالص آن با افزایش ۴۸,۸۳۳ قراردادی به ۲۱۷,۲۷۵ قرارداد رسیده؛ افزایشی که عمدتاً از افت ۳,۴۷۳ قراردادی فروش‌ها در کنار رشد ۳,۶۹۷ قراردادی خریدها ناشی شده است. در قهوه نیز موقعیت خالص با افزایش ۲,۷۲۱ قراردادی به ۱۶,۲۱۳ قرارداد رسیده است. کاکائو موقعیت خالص منفی ۱۰,۶۴۸ قرارداد را ثبت کرده، اما این رقم نسبت به هفته قبل ۳,۴۷۱ قرارداد بهبود یافته است. گندم نیز با افزایش جزئی ۴۱۴ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۱۶,۰۴۸ قرارداد را ثبت کرده است. شاخص‌های سهام؛ فشار بر S&P 500 و Russell در برابر رشد Nasdaq در بازار سهام آمریکا، موقعیت خالص E-mini S&P 500 با کاهش ۱۱,۵۷۱ قراردادی به ۱۵۴,۰۷۰- قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید این شاخص ۲,۴۲۲ قرارداد افزایش یافته‌اند، اما موقعیت‌های فروش ۱۳,۹۹۳ قرارداد رشد کرده‌اند. افزایش بیشتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص منفی‌تر شود. در Russell 2000 نیز موقعیت خالص با کاهش ۱۰,۴۰۵ قراردادی به ۸۷,۸۴۵- قرارداد رسیده است. در مقابل، Nasdaq-100 برخلاف دو شاخص دیگر حرکت کرده و موقعیت خالص آن با افزایش ۶,۸۷۶ قراردادی به ۵۸,۱۲۳ قرارداد رسیده است. در این شاخص، موقعیت‌های خرید ۵,۳۱۵ قرارداد افزایش یافته و فروش‌ها ۱,۵۶۱ قرارداد کاهش داشته‌اند. موقعیت خالص Dow Jones نیز با افت محدود ۳۵۳ قراردادی به ۹,۴۹۱ قرارداد رسیده است. در مجموع، معامله‌گران بزرگ در این هفته نسبت به شاخص‌های مختلف سهام آمریکا دیدگاه یکسانی نداشته‌اند؛ موقعیت‌گیری در Nasdaq بهبود یافته، در حالی که فشار فروش در S&P 500 و Russell افزایش پیدا کرده است. بیت‌کوین و اتریوم؛ افزایش جزئی موقعیت خالص بیت‌کوین در بازار رمزارزها، موقعیت خالص بیت‌کوین با افزایش ۷۵ قراردادی به ۲,۵۴۰ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید بیت‌کوین ۱,۱۲۵ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۰۵۰ قرارداد بیشتر شده‌اند. بنابراین با وجود رشد هر دو سمت بازار، موقعیت خالص بیت‌کوین اندکی بهبود یافته است. در مقابل، اتریوم با کاهش ۴۵۹ قراردادی به موقعیت خالص ۲,۲۷۷ قرارداد رسیده است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۶۴۹ قرارداد و فروش‌ها ۱۹۰ قرارداد کاهش یافته‌اند. این ارقام نشان می‌دهند که تغییر موقعیت معامله‌گران بزرگ در رمزارزها محدود بوده و تفاوت معناداری میان جهت حرکت بیت‌کوین و اتریوم وجود دارد. سه سیگنال مهم COT برای هفته آینده دلار و یورو: موقعیت خالص دلار تقریباً ثابت مانده، اما موقعیت خالص یورو بیش از ۳۶ هزار قرارداد کاهش یافته است. افزایش شدید موقعیت‌های فروش یورو مهم‌ترین تغییر بخش ارز این هفته است. طلا: موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته و به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. کاهش خریدها و افزایش فروش‌ها در آخرین هفته، این روند را قابل‌توجه‌تر می‌کند. بازارهای کالا: افت موقعیت خالص ذرت و نفت در کنار رشد موقعیت خالص سویا و شکر نشان می‌دهد که معامله‌گران بزرگ در همه کالاها موضع یکسانی ندارند. بررسی گزارش بعدی مشخص خواهد کرد که این واگرایی ادامه می‌یابد یا خیر. جمع‌بندی گزارش COT هفته منتهی به ۶ اکتبر بیش از هر چیز سه تغییر را برجسته می‌کند: افزایش فشار فروش بر یورو، ادامه کاهش موقعیت خالص طلا و خروج معامله‌گران از بخشی از موقعیت‌های خرید نفت و ذرت. در مقابل، رشد موقعیت خالص ین، سویا و شکر نشان می‌دهد که تغییرات این هفته به یک جهت واحد در تمام بازارها محدود نبوده است.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

تداوم رکوردشکنی مس؛ موتور محرک هوش مصنوعی

قیمت مس به دلیل انتظارات از تقاضای قوی ناشی از سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، در سطوح بالا باقی مانده است. هرچند چشم‌انداز محتاطانه‌ در بازارهای جهانی همچنان ادامه دارد، اما عملکرد قوی سهام فناوری در بخش فلزات صنعتی به دقت زیر نظر است. به طور ویژه، انتظار می‌رود سرمایه‌گذاری عظیم در مراکز داده، مصرف مس را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش دهد. این تحولات باعث شده تا مس بخش قابل توجهی از سود خود را از زمان رسیدن به بالاترین رکورد خود در ماه گذشته حفظ کند. معاملات آتی مس در بورس فلزات لندن (LME) تغییرات محدودی را نشان داده و همچنان با قدرت در سطوح بالا معامله می‌شود. قیمت هر تن مس در این بورس به ۱۴,۴۱۳ دلار رسیده و در همین محدوده ثابت مانده است. این امر نشان می‌دهد که بازار همچنان به تداوم تقاضای صنعتی اطمینان دارد و سرمایه‌گذاران باوجود نوسانات جزئی، به مسیر صعودی این فلز خوش‌بین هستند. گسترش سریع مراکز داده، نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های الکتریکی را تشدید کرده است. چون این تأسیسات از مقدار قابل توجهی کابل برق و تجهیزات انتقال انرژی استفاده می‌کنند، انتظار می‌رود مصرف مس همگام با رشد بخش فناوری افزایش یابد. همچنین، قیمت مس ماه گذشته به بالاترین حد تاریخی خود رسید که یکی از دلایل اصلی آن، نگرانی‌ها از اعمال تعرفه‌های احتمالی ایالات متحده بر مس فرآوری‌شده بود. در نتیجه، مقادیر زیادی مس به سمت ایالات متحده روانه شد که نتیجه آن کاهش عرضه موجود در سایر مناطق جهان بود. این تغییر ناگهانی در جریان عرضه، نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش سریع قیمت‌های جهانی و شکل‌گیری وضعیت فعلی بازار داشته است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

تحلیلگر ارشد دویچه‌بانک: الان وقت خرید طلاست یا مس؟

در یک نگاه دانیل غالی، رئیس تحقیقات فلزات دویچه‌بانک، معتقد است طلا پس از موج اخیر فروش، بیش‌ازحد افت کرده و سهم آن در سبد سرمایه‌گذاران به سطح پایینی رسیده است؛ به همین دلیل، خرید طلا را توصیه می‌کند. کاهش موقعیت‌های خرید و افزایش موقعیت‌های فروش نشان می‌دهد بازار طلا به مرحله‌ای نزدیک شده که فروشندگان ممکن است در حال تسلیم شدن باشند؛ با این حال، نقدینگی پایین در تعطیلات هفته طلایی چین می‌تواند یک موج فروش نهایی ایجاد کند. غالی درباره نقره به دلیل مازاد عرضه محتاط است، اما مس را به‌دلیل کمبود شدید عرضه، دارای بیشترین ظرفیت رشد می‌داند. دانیل غالی، رئیس بخش تحقیقات فلزات دویچه‌بانک، می‌گوید طلا پس از موج اخیر فروش، بیش‌ازحد تحت فشار قرار گرفته و سهم سرمایه‌گذاران از این فلز نیز کاهش یافته است. او معتقد است طلا با وجود فشار ناشی از افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و قیمت بالای نفت، توانسته است کف‌های ماه ژوئیه را حفظ کند؛ موضوعی که نشان‌دهنده مقاومت بازار است. غالی در گفت‌وگویی با بلومبرگ گفت طلا با وجود بازدهی اوراق ۱۰ساله آمریکا بالاتر از ۵ درصد و قیمت نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه، از ماه ژوئیه کف جدیدی ثبت نکرده است. به گفته او، این عملکرد، با توجه به فشار ناشی از افزایش بازده اوراق، نشانه‌ای از قدرت و انعطاف‌پذیری قیمت طلاست. او گفت طلا در حال حاضر بیش‌فروش‌شده و کمتر از حد معمول در سبد سرمایه‌گذاران نگهداری می‌شود و برای سال آینده جذاب به نظر می‌رسد. به گفته غالی، جنگ ایران باعث شده است سرمایه‌گذاران غیرالگوریتمی، به‌طور موقت از بازار طلا فاصله بگیرند. غالی افزود اگرچه وضعیت معاملات طلا از نظر موقعیت‌گیری به سال ۲۰۲۲ شباهت دارد، شرایط بنیادی فعلی متفاوت است. خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی و دیگر خریداران رسمی اکنون بیش از دو برابر سرعت آن در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ است. همچنین مشارکت سرمایه‌گذاران نهادی در بازار طلا از سال ۲۰۲۱ حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است. ▶️ مشاهده کنید:  تحلیل تکنیکال اونس جهانی طلا: طلا قبل از طوفان، حرکت بعدی می تواند همه چیز را عوض کند در یادداشتی به تاریخ ۳۰ سپتامبر، غالی موقعیت‌گیری بازار طلا را نزدیک به مرحله تسلیم توصیف کرده است. بر اساس این یادداشت، صندوق‌های دنبال‌کننده روند بزرگ‌ترین موقعیت خالص فروش خود از اکتبر ۲۰۲۱ را در اختیار دارند. معامله‌گران غیرالگوریتمی نیز موقعیت‌های خرید خود را نسبت به اوج ماه ژوئن حدود ۵۵ درصد کاهش داده‌اند و حجم موقعیت‌های باز در معاملات آتی طلای بورس کالای شیکاگو به سطحی بسیار پایین رسیده است. در این یادداشت آمده است ناتوانی طلا در ثبت کف‌های جدید، با وجود چنین فشار فروشی، می‌تواند نشان دهد بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران نهادی در سکوت مشغول جذب عرضه هستند. غالی در جریان کنفرانس سالانه انجمن بازار شمش لندن در شهر تفریحی سورنتو ایتالیا، به سرمایه‌گذاران توصیه کرد «در سورنتو خرید کنند». با این حال، او هشدار داد کاهش نقدینگی در جریان تعطیلات هفته طلایی چین ممکن است پیش از شکل‌گیری کف نهایی، بازار را با یک موج فروش دیگر روبه‌رو کند. به این ترتیب، احتمال دارد نوسان کوتاه‌مدت طلا همچنان بالا بماند و حتی پیش از آغاز روند تثبیت، یک افت نهایی رخ دهد. مسیر سیاست پولی فدرال رزرو و بازدهی ۵درصدی اوراق خزانه‌داری آمریکا همچنان مهم‌ترین مانع در برابر رشد طلاست. با این حال، دیدگاه غالی این است که تقاضای خریداران رسمی اکنون اثر فشار ناشی از نرخ بهره را تا حدی خنثی می‌کند. قیمت نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار نیز برای طلا اثری دوگانه دارد. از یک سو، نفت گران‌تر جذابیت طلا را به‌عنوان پوششی در برابر تورم و ریسک‌های ژئوپولیتیک افزایش می‌دهد؛ اما از سوی دیگر، می‌تواند به افزایش بازده اوراق و تشدید فشار بر طلا منجر شود. چشم‌انداز غالی برای دیگر فلزات گران‌بها و صنعتی یکسان نیست. او گفت نقره از کمبود شدید عرضه به سمت مازاد عرضه حرکت کرده است. ذخایر نقره در لندن به بالاترین سطح از نوامبر ۲۰۲۴ رسیده و تقاضای خورشیدی چین نیز در سال جاری حدود یک‌سوم کاهش یافته است. این شرایط می‌تواند زمینه کاهش بیشتر قیمت نقره و عملکرد ضعیف‌تر آن در مقایسه با طلا را فراهم کند. در مقابل، بازار مس با شدیدترین کمبود عرضه از دهه ۱۹۸۰ روبه‌روست. حدود ۷۰ درصد از ذخایر مس روی زمین در اختیار آمریکا و چین قرار دارد. غالی معتقد است مس در کوتاه‌مدت و میان‌مدت بیشترین ظرفیت رشد را در میان فلزات مورد بررسی دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ آیا بازار برای آزمون دوباره ۴۰۰۰ دلار آماده می‌شود؟

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

سه فلز، سه چشم‌انداز متفاوت؛ پیش‌بینی مهم دویچه‌بانک برای طلا، نقره و مس

در یک نگاه طلا: با وجود بازده بالای اوراق خزانه‌داری، نفت بالای ۱۰۰ دلار و فشارهای شدید بر بازار، افت طلا محدود بوده است. موقعیت‌های معاملاتی نزولی، اشباع فروش و کاهش مالکیت طلا در سبد سرمایه‌گذاران می‌تواند زمینه‌ساز ادامه رشد آن باشد. نقره: شرایط بنیادی آن نسبت به گذشته تغییر کرده و افزایش موجودی در لندن، کامکس و شانگهای در کنار کاهش تقاضای صنعتی چین، احتمال مازاد عرضه را افزایش داده است. مس: از دید دانیل غالی، بیشترین ظرفیت حرکت در میان فلزات می‌تواند متعلق به مس باشد؛ چرا که آمریکا و چین بخش بزرگی از موجودی جهانی را در ذخایر خود قفل کرده‌اند و بازار با کمبود شدید عرضه مواجه است. دانیل غالی، رئیس تحقیقات فلزات در دویچه‌بانک، می‌گوید طلا با وجود شرایط حاکم بر بازار اوراق قرضه و بازده بالای آن، عملکردی قابل‌توجه داشته است. در همین حال، بازار نقره احتمالاً وارد محدوده مازاد عرضه شده و بیشترین ظرفیت رشد در میان فلزات ممکن است در بازار مس دیده شود. غالی در مصاحبه‌ای با BNN Bloomberg که توسط یوتوتایمز بازنویسی و تررجمه شده است، گفت اگرچه افزایش بازده اوراق قرضه به بالاترین سطوح چند دهه اخیر، فشار زیادی بر قیمت طلا وارد کرده، اما این فلز در واقع بسیار بهتر از حد انتظار مقاومت کرده است. او گفت: «من در واقع معتقدم افت اخیر طلا بسیار محدود بوده است. بازار طلا با چشم‌اندازی کاملاً متفاوت برای سیاست فدرال رزرو مواجه شده است. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا به بالای ۵ درصد جهش کرده و قیمت نفت خام نیز بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله می‌شود. با این حال، قیمت طلا هنوز نتوانسته کف جدیدی پایین‌تر از سطح ماه ژوئیه ثبت کند. از نظر من، این عملکرد قیمتی بسیار قدرتمند و مقاومتی است.» چه چیزی می‌تواند موج صعودی بعدی طلا را آغاز کند؟ از غالی پرسیده شد چه عاملی می‌تواند جرقه حرکت صعودی بعدی طلا را بزند. به گفته وی: «از نظر ما، شرایط فعلی واقعاً یادآور سال ۲۰۲۲ است. وضعیت معاملات و موقعیت‌های سرمایه‌گذاران در بازار طلا احتمالاً نزولی‌ترین وضعیت از اکتبر ۲۰۲۱ را نشان می‌دهد. با این حال، رژیم حاکم بر بازار اکنون کاملاً متفاوت است.» او افزود: «نخست اینکه خریدهای بخش رسمی، یعنی بانک‌های مرکزی، اکنون با سرعتی بیش از دو برابر آن زمان انجام می‌شود. از سوی دیگر، شبکه سرمایه‌گذاران نهادی فعال در بازار طلا نیز احتمالاً از سال ۲۰۲۱ تاکنون حدود ۷۰ درصد رشد کرده است. حجم ذخایری که مدیران ذخایر ارزی می‌توانند برای سرمایه‌گذاری تخصیص دهند نیز افزایش یافته است.» ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟ «علاوه بر این، به نظر من دلایل مربوط به افزایش سهم طلا در سبد سرمایه‌گذاری نیز طی چند ماه گذشته تقویت شده است. بنابراین برای ما واقعاً عجیب است که سرمایه‌گذاران اختیاری و معامله‌گران فعال همچنان در حاشیه بازار باقی مانده‌اند.» وی ادامه داد: «عملکرد ضعیف طلا در شرایط جنگ ایران واقعاً برخی از فعالان بازار را شوکه کرده و باعث شده آنها همچنان از بازار فاصله بگیرند. اما وقتی به سال آینده نگاه می‌کنیم، معتقدیم شرایط بسیار قدرتمندی برای طلا شکل گرفته است. موقعیت‌های معاملاتی پایین است، طلا در وضعیت اشباع فروش قرار دارد و مالکیت آن در میان سرمایه‌گذاران نیز پایین است. بنابراین از نظر ما، اکنون زمان بسیار مناسبی برای طلا است.» طلا یا اوراق قرضه؟ از غالی پرسیده شد که سرمایه‌گذاران در شرایط فعلی چگونه باید میان طلا و اوراق قرضه تعادل برقرار کنند. او گفت: «فکر نمی‌کنم لازم باشد بین اوراق قرضه و طلا یکی را انتخاب کنید. آنچه اکنون در حال رخ دادن است و بازار آن را نادیده گرفته، این است که بازار نزولی اوراق خزانه‌داری آمریکا در واقع بخشی از نیاز سرمایه‌گذاران نهادی به متنوع‌سازی دارایی‌ها را افزایش داده است.» او توضیح داد: «اگر به اتفاقاتی که طی سال‌های گذشته برای برخی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران نهادی جهان، از جمله صندوق‌های بازنشستگی، موقوفات، تراست‌ها و شرکت‌های بیمه رخ داده نگاه کنیم، سهم دارایی‌های جایگزین در پرتفوی آنها طی ۲۰ سال گذشته به شکل چشمگیری افزایش یافته است.» «اما انواع دارایی‌های جایگزینی که این سرمایه‌گذاران به سمت آنها رفته‌اند، همچنان به بازده اوراق قرضه حساس هستند. در شرایط فعلی، بازار نزولی اوراق خزانه‌داری در واقع باعث می‌شود سرمایه‌گذاران نهادی در بخش دارایی‌های جایگزین، متنوع‌سازی بیشتری به سمت طلا داشته باشند.» تغییر چشم‌انداز بازار نقره غالی در ادامه درباره بازار نقره صحبت کرد؛ بازاری که در ماه‌های ابتدایی سال به رکوردهای تاریخی جدیدی رسیده بود، اما پس از آغاز جنگ ایران حدود ۵۰ درصد عقب‌نشینی کرد. او گفت: «شرایط بازار نقره به‌طور چشمگیری تغییر کرده است. ما با بازاری مواجهیم که از نظر دسترسی به موجودی فیزیکی، احتمالاً در سال گذشته به کمیاب‌ترین وضعیت خود از زمان تلاش برادران هانت برای در اختیار گرفتن بازار، یعنی تقریباً نیم قرن پیش، رسیده بود.» «اما امروز چشم‌انداز دسترسی به فلز فیزیکی کاملاً متفاوت است. معیار ما برای موجودی آزاد نقره در لندن، یعنی حجم فلزی که در خزانه‌های تجاری لندن نگهداری می‌شود و برای خرید در دسترس است، اکنون دوباره به بالاترین سطح خود از نوامبر ۲۰۲۴ رسیده است.» او افزود: «در همین حال، بورس کامکس که در ابتدا موج عظیمی از واردات نقره به آمریکا را جذب کرد، همچنان با مازاد موجودی قابل‌توجهی مواجه است؛ موجودی‌ که نسبت به حجم موقعیت‌های باز بازار بسیار بزرگ است. بنابراین اگر موجودی نقره در لندن دوباره با کمبود مواجه شود، همچنان یک پشتوانه عرضه در CME وجود دارد. در همین حال، موجودی نقره در شانگهای نیز افزایش یافته است.» قیمت بالای نقره، تقاضا را کاهش داده است غالی تأکید کرد که داستان نقره تنها به موجودی انبارها محدود نمی‌شود و افزایش قیمت‌ها نیز ساختار تقاضا را تغییر داده است. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا سرمایه‌گذاران ممکن است حتی طلا را هم بفروشند؟ او گفت: «سطح بالای قیمت‌ها در واقع باعث شده تخریب تقاضا با سرعت بسیار زیادی اتفاق بیفتد. برآورد ما از تقاضای صنعتی چین برای نقره، به‌ویژه در بخش انرژی خورشیدی، این است که این تقاضا در سال ۲۰۲۶ نسبت به سال گذشته حدود یک‌سوم کاهش یافته است.» «بنابراین اکنون بازار با موجودی بیشتری مواجه است که باید کسری کوچک‌شده عرضه را پوشش دهد و حتی ممکن است در سال آینده شاهد مازاد فیزیکی در بازار اولیه نقره باشیم.» از غالی پرسیده شد که آیا این شرایط می‌تواند به معنای ادامه افت قیمت نقره باشد. او پاسخ داد: «شرایط فعلی قیمت نقره به گونه‌ای است که می‌تواند به عملکرد ضعیف‌تر آن نسبت به طلا منجر شود؛ به عبارت دیگر، نسبت نقره به طلا ممکن است کاهش پیدا کند. این شرایط همچنین به معنای محیطی با نوسان محدودتر است.» او ادامه داد: «بازار دائماً انتظار دارد همان نوع حرکاتی را که سال گذشته شاهد بودیم دوباره تکرار شود، اما شرایط بنیادی بازار نقره به‌شدت تغییر کرده است. بنابراین ما انتظار چنین حرکاتی را نداریم و معتقدیم افزایش دسترسی به نقره در ادامه مسیر، به کاهش نوسانات و عملکرد ضعیف‌تر این فلز منجر خواهد شد.» مس؛ فلزی با بیشترین ظرفیت رشد؟ غالی در پایان گفت برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال بیشترین ظرفیت رشد در کوتاه‌مدت و میان‌مدت هستند، مس جذاب‌ترین گزینه در میان فلزات است. او گفت: «از نظر ما، قطعاً همین‌طور است؛ به‌ویژه با توجه به اندازه حرکاتی که می‌توانیم در بازار شاهد باشیم.» «ما انتظار داریم واکنش قیمت مس به تحولات بازار هرچه بیشتر حالت محدب پیدا کند؛ چرا که معتقدیم بازار مس با شدیدترین کمبود عرضه ثبت‌شده از دهه ۱۹۸۰ تاکنون مواجه است.» او توضیح داد: «آنچه فکر می‌کنیم اکنون در حال رخ دادن است، این است که انباشت ذخایر در دو کشور آمریکا و چین که طی سال‌های گذشته ادامه داشته، بخش بزرگی از موجودی مس موجود در سطح جهان را از چرخه بازار خارج کرده است.» غالی افزود: «به بیان دیگر، آمریکا و چین در مجموع احتمالاً حدود ۷۰ درصد از کل موجودی مس جهان را در اختیار خود قفل کرده‌اند. این شرایط نشان‌دهنده کمبود بسیار جدی در بازار مس است و انتظار داریم قیمت‌ها در نتیجه این وضعیت افزایش پیدا کنند.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک‌های مرکزی بی‌سروصدا طلا جمع می‌کنند؛ یک تغییر بزرگ در راه است؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟

در یک نگاه چشم‌انداز کوتاه‌مدت طلا: کارلی گارنر انتظار دارد طلا پس از ریزش اخیر، در ماه اکتبر یک رالی اصلاحی داشته باشد. هدف صعودی: در سناریوی واقع‌بینانه، طلا می‌تواند تا محدوده ۴۵۰۰ دلار رشد کند و در سناریوی خوش‌بینانه‌تر به حدود ۴۶۵۰ دلار برسد. دیدگاه بلندمدت: گارنر همچنان نسبت به طلا نزولی است و معتقد است رشد احتمالی تا ۴۵۰۰–۴۶۰۰ دلار می‌تواند فرصت مناسبی برای ایجاد موقعیت فروش باشد. سرمایه‌گذاران طلا که در پی آخرین موج فروش متحمل زیان شده‌اند، ممکن است در ماه اکتبر اندکی نفس راحت بکشند؛ چراکه به گفته یکی از استراتژیست‌های بازار، با وجود چشم‌انداز نزولی او نسبت به طلا در بلندمدت، شرایط فعلی می‌تواند فرصت مناسبی برای یک معامله صعودی کوتاه‌مدت و تاکتیکی فراهم کرده باشد. کارلی گارنر، هم‌بنیان‌گذار شرکت کارگزاری DeCarley Trading، در گفت‌وگو با کیتکو که توسط تیم یوتوتایمز بازنویسی و ترجمه شده است، گفت کاهش قیمت طلا، وجود سطوح حمایتی تکنیکال و روندهای فصلی مساعد، شرایط جذابی را برای یک بازگشت کوتاه‌مدت قیمت این فلز گران‌بها ایجاد کرده است. او گفت: «آیا فکر می‌کنم طلا به ۵ هزار یا ۵۵۰۰ دلار می‌رسد؟ نه، این‌طور فکر نمی‌کنم. اما معتقدم حرکت ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار بعدی احتمالاً به سمت صعود خواهد بود.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک‌های مرکزی بی‌سروصدا طلا جمع می‌کنند؛ یک تغییر بزرگ در راه است؟ گارنر خاطرنشان کرد که طلا در این مقطع از سال، به‌طور تاریخی از عوامل فصلی مثبت بهره برده است. بر اساس داده‌های فصلی که او دنبال می‌کند، خرید طلا در حوالی ۲۹ سپتامبر و نگهداری آن تا ۲۵ اکتبر، طی ۱۵ سال گذشته در ۱۲ سال با سود همراه بوده است. همزمان، قراردادهای آتی طلای دسامبر نیز در جریان آخرین موج شدید فروش، توانسته‌اند یک خط روند مهم روزانه را حفظ کنند. با این حال، گارنر تأکید کرد که آنچه او انتظار دارد، یک «رالی اصلاحی» یا بازگشت موقت قیمت است، نه آغاز یک روند صعودی بلندمدت جدید. گارنر در جدیدترین پیشنهاد خود گفت معامله تاکتیکی اصلی این شرکت، یک استراتژی اختیار معامله است که برای بهره‌برداری از احتمال بازگشت قیمت طلا طراحی شده است. او افزود برای کاهش ریسک، معامله‌گران می‌توانند به‌جای قراردادهای استاندارد، از اختیار معامله روی قراردادهای مینی طلا یا حتی قراردادهای یک‌اونسی استفاده کنند. گارنر گفت انتظار دارد حمایت محدوده ۴۰۰۰ دلار حفظ شود. به گفته او، ترکیب حفظ خط روند تکنیکال طلا و نوسانات اخیر مربوط به دوره نخستین اعلام تحویل قرارداد اکتبر، نشان می‌دهد که بازار ممکن است دست‌کم به‌طور موقت به یک کف قیمتی رسیده باشد. در سمت صعودی، گارنر در سناریوی خوش‌بینانه خود احتمال رشد طلا تا میانگین متحرک ۲۰۰روزه، در محدوده ۴۶۵۰ دلار، را مطرح می‌کند؛ هرچند هدف واقع‌بینانه‌تر او برای این حرکت تاکتیکی، حدود ۴۵۰۰ دلار است. بهبود شرایط بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا می‌تواند محرک حرکت بعدی طلا باشد. گارنر معتقد است قیمت اوراق خزانه‌داری ممکن است پس از سال‌ها ضعف، به یک «کف نهایی و شدید» یا همان Blow-off Bottom نزدیک شده باشد. او در عین حال اذعان کرد که نوسانات بازار اوراق می‌تواند حتی شدیدتر شود، اما گفت هر نشانه‌ای از ثبات در بازار خزانه‌داری آمریکا می‌تواند به طلا فرصت دهد تا یک بازگشت صعودی را تجربه کند. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا سرمایه‌گذاران ممکن است حتی طلا را هم بفروشند؟ به گفته وی: «به محض اینکه نشانه‌ای از هر نوع ثبات در بازار اوراق خزانه‌داری دیده شود، فکر می‌کنم طلا فرصت یک رالی اصلاحی را پیدا خواهد کرد. ریسک اینجا است که در چنین حرکات انفجاری، هیچ محدودیتی برای شدت آشفتگی وجود ندارد.» با وجود این شرایط صعودی در کوتاه‌مدت، گارنر تأکید کرد که دیدگاه کلی و بلندمدت نزولی خود نسبت به طلا را کنار نگذاشته است. او در واقع معتقد است اگر طلا به محدوده ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ دلار بازگردد، این سطوح فرصت بسیار جذاب‌تری برای ایجاد موقعیت‌های فروش در اختیار او قرار خواهد داد. گارنر گفت: «من به هیچ وجه دیدگاه صعودی ندارم. اگر طلا به محدوده ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ دلار برسد، ترجیح می‌دهم از آنجا دیدگاه نزولی داشته باشم.» نگرانی اصلی گارنر در بلندمدت، دلار آمریکا است. او اشاره کرد که دلار در اوایل سال جاری میلادی یک خط روند تقریباً ۲۰ساله را آزمایش کرده است؛ خط روندی که در گذشته بارها باعث بازگشت‌های قابل‌توجه دلار شده است. او انتظار دارد دلار در نهایت از روند صعودی تدریجی فعلی خود خارج شده و وارد یک حرکت صعودی قدرتمندتر شود؛ اتفاقی که می‌تواند فشار تازه‌ای بر فلزات گران‌بها وارد کند. او گفت: «فکر می‌کنم این اتفاق در نهایت ضربه نهایی را به فلزات، یعنی طلا و نقره، وارد خواهد کرد.» گارنر در مورد مس نیز ریسک‌های نزولی مشابهی را در میان‌مدت می‌بیند و بخشی از این دیدگاه را نیز به احتمال تقویت دلار آمریکا مرتبط می‌داند. اگرچه مس به یکی از کامودیتی‌های محبوب در معاملات مرتبط با هوش مصنوعی و برقی‌سازی اقتصاد تبدیل شده است، گارنر معتقد است این فلز اکنون در حال آزمایش یک سطح مقاومت تکنیکال بلندمدت مهم است؛ سطحی که در گذشته بارها پیش از اصلاح‌های قابل‌توجه قیمت قرار داشته است. او توضیح داد که مس برای پنجمین بار در حال آزمایش یک خط روند تقریباً ۲۰ساله است و برخوردهای قبلی با این خط روند با افت‌های شدید قیمت همراه بوده‌اند. با این حال، گارنر پیش‌بینی نمی‌کند که افت‌های تاریخی بسیار شدید گذشته تکرار شوند، اما معتقد است اصلاحی در محدوده ۳۰ تا ۵۰ درصد همچنان امکان‌پذیر است. چشم‌انداز نزولی گارنر برای مس همچنین با دیدگاه کلی او درباره احتمال آغاز یک حرکت صعودی مهم‌تر در ارزش دلار آمریکا همخوانی دارد. به گفته او، بازارها تا حد زیادی دلار را نادیده گرفته‌اند، چرا که موج‌های صعودی قبلی بارها متوقف شده‌اند؛ اما او انتظار دارد این شرایط تغییر کند. گارنر گفت: «فکر می‌کنم دلار شروع به شکستن برخی موانع خواهد کرد» و افزود که بازارهای مالی هنوز تأثیر بالقوه تقویت دلار آمریکا را به‌طور کامل در قیمت‌ها لحاظ نکرده‌اند. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا سقوط کرد و برگشت؛ اتفاق بعدی برای قیمت طلا چیست؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

اسکوندیدا در آستانه اعتصاب؛ آیا بازار جهانی مس با شوک عرضه روبه‌رو می‌شود؟

مذاکرات کارگری در معدن اسکوندیدا در شیلی، بزرگ‌ترین معدن مس جهان، وارد مرحله‌ای حساس شده است. ناظران و سرپرستان این معدن روز چهارشنبه پیشنهاد نهایی شرکت بی‌اچ‌پی برای قرارداد جمعی جدید را رد کردند؛ تصمیمی که مسیر را برای احتمال اعتصاب در این معدن مهم مس هموار کرده است. در یک نگاه ۹۵ درصد اعضای شرکت‌کننده در رأی‌گیری اتحادیه سرپرستان اسکوندیدا به اعتصاب رأی دادند.  اتحادیه حدود ۱٬۰۲۰ عضو دارد و پیشنهاد نهایی بی‌اچ‌پی را رد کرده است.  طبق قانون شیلی، اکنون یک دوره پنج‌روزه میانجی‌گری اجباری آغاز می‌شود که با توافق طرفین می‌تواند پنج روز دیگر تمدید شود.  اسکوندیدا بزرگ‌ترین معدن مس جهان است و بی‌اچ‌پی ۵۷.۵ درصد آن را در اختیار دارد؛ ریو تینتو ۳۰ درصد و شرکت ژاپنی جکو ۱۲.۵ درصد سهم دارند. اتحادیه نماینده سرپرستان اسکوندیدا حدود ۱٬۰۲۰ عضو دارد و هفته گذشته پیشنهاد نهایی شرکت را دریافت کرده بود. این اتحادیه پیش از رأی‌گیری از اعضای خود خواسته بود پیشنهاد بی‌اچ‌پی را نپذیرند و در نهایت ۹۵ درصد اعضای شرکت‌کننده در رأی‌گیری به اقدام اعتصابی رأی دادند. اختلاف بر سر قرارداد جدید ریشه اصلی اختلاف به پیشنهاد جدید بی‌اچ‌پی برای قرارداد جمعی کارکنان بازمی‌گردد. اتحادیه معتقد است پیشنهاد ارائه‌شده افزایش معناداری نسبت به قرارداد فعلی ایجاد نمی‌کند و در مقابل، مسئولیت‌های جدیدی را برای سرپرستان در نظر گرفته است. یکی از موارد مورد اعتراض اتحادیه، الزام سرپرستان به آموزش برای انجام برخی وظایف عملیاتی، از جمله رانندگی کامیون‌ها است. اتحادیه این تغییرات را متناسب با نقش و مسئولیت سرپرستان نمی‌داند و اعلام کرده است که پیشنهاد شرکت سهم این کارکنان در تولید و سودآوری معدن را به اندازه کافی مورد توجه قرار نداده است. در مقابل، بی‌اچ‌پی روایت متفاوتی دارد. این شرکت اعلام کرده پیشنهاد ارائه‌شده شامل بهبود شرایط و مزایای جدیدی فراتر از توافق جمعی فعلی بوده است. بی‌اچ‌پی همچنین گفته ممکن است از اداره بازرسی کار شیلی درخواست میانجی‌گری اجباری کند تا امکان دستیابی به توافقی مورد قبول دو طرف فراهم شود. حادثه مرگبار و افزایش حساسیت مذاکرات مذاکرات در شرایطی ادامه پیدا کرده که چند روز پیش یک حادثه مرگبار در اسکوندیدا رخ داده است. بی‌اچ‌پی اعلام کرد یکی از کارکنان این معدن در جریان یک حادثه مرتبط با عملیات تعمیر و نگهداری در ۲۳ سپتامبر جان خود را از دست داده است. پس از این حادثه، عملیات معدن برای بررسی‌های ایمنی متوقف و سپس به‌تدریج از سر گرفته شد. اتحادیه سرپرستان پیش از رأی‌گیری با درخواست شرکت برای تمدید مذاکرات پس از این حادثه موافقت نکرد. در نتیجه، موضوع ایمنی نیز در فضای مذاکرات کارگری به یکی از عوامل مهم زمینه‌ای تبدیل شده است؛ هرچند اختلاف رسمی بر سر مفاد قرارداد و شرایط کاری همچنان محور اصلی روند چانه‌زنی است. مرحله بعد؛ میانجی‌گری دولت شیلی رد پیشنهاد به معنای آغاز فوری اعتصاب نیست. بر اساس قوانین کار شیلی، پس از این مرحله طرفین باید وارد یک دوره پنج‌روزه میانجی‌گری اجباری تحت نظارت دولت شوند. در صورت توافق دو طرف، این دوره می‌تواند برای پنج روز دیگر نیز تمدید شود. بنابراین در کوتاه‌مدت، مسیر مذاکرات همچنان باز است و نتیجه میانجی‌گری می‌تواند تعیین کند که اختلاف به توافق جدید ختم شود یا به توقف فعالیت‌های کارگری برسد. اهمیت این روند از آنجا بیشتر می‌شود که اسکوندیدا در قلب زنجیره جهانی عرضه مس قرار دارد. بی‌اچ‌پی در حال حاضر ۵۷.۵ درصد از این معدن را در اختیار دارد و ریو تینتو با ۳۰ درصد و جکو ژاپن با ۱۲.۵ درصد دیگر سهام‌داران آن هستند. “ «از منظر بازار، نکته مهم در این رویداد ترکیب ریسک عملیاتی و ریسک عرضه است. اسکوندیدا در شرایطی با تنش کارگری مواجه شده که مس هم‌زمان در مرکز روندهای بلندمدت مرتبط با برقی‌سازی، توسعه شبکه‌های برق و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی قرار دارد. بنابراین حساسیت بازار نسبت به اختلال در معادن بزرگ می‌تواند بیش از گذشته باشد. با این حال، واکنش قیمتی پایدار تنها در صورتی قابل توجیه خواهد بود که اختلاف کارگری از مرحله مذاکرات عبور کند و به اختلال واقعی و معنادار در تولید منجر شود؛ از این رو، نتیجه میانجی‌گری پنج‌روزه و موضع نهایی اتحادیه، مهم‌تر از خود خبر رد پیشنهاد خواهد بود.» بابک شیری چرا اسکوندیدا برای بازار مس اهمیت دارد؟ اسکوندیدا تنها یک معدن بزرگ نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین منابع تولید مس در جهان است. این معدن در صحرای آتاکاما در شمال شیلی قرار دارد و دو معدن روباز آن خوراک سه کارخانه فرآوری و دو واحد لیچینگ را تأمین می‌کنند. بی‌اچ‌پی در گزارش سالانه خود اعلام کرده که تولید اسکوندیدا در سال مالی ۲۰۲۵ به بالاترین سطح در ۱۷ سال گذشته رسید و نسبت به سال قبل ۱۶ درصد افزایش یافت. همین جایگاه تولیدی باعث می‌شود هرگونه اختلال معنادار در فعالیت این معدن برای بازار جهانی مس قابل توجه باشد. با این حال، در شرایط فعلی هنوز نمی‌توان از وقوع قطعی اعتصاب یا میزان اثر آن بر تولید مس سخن گفت. طرفین ابتدا باید دوره میانجی‌گری قانونی را پشت سر بگذارند و نتیجه مذاکرات مشخص شود. جمع‌بندی رد پیشنهاد بی‌اچ‌پی توسط اتحادیه سرپرستان اسکوندیدا، اختلافات کارگری در بزرگ‌ترین معدن مس جهان را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. رأی ۹۵ درصدی اعضای شرکت‌کننده به اقدام اعتصابی نشان می‌دهد فاصله میان طرفین همچنان قابل توجه است، اما سازوکار قانونی شیلی پیش از هرگونه توقف فعالیت، فرصت دیگری برای مذاکره فراهم کرده است. برای بازار مس، اهمیت اصلی این رویداد نه صرفاً در احتمال اعتصاب، بلکه در محل وقوع آن است. اسکوندیدا یکی از ستون‌های عرضه جهانی مس محسوب می‌شود و هرگونه اختلال پایدار در تولید آن می‌تواند توجه بازارهای کالا را به خود جلب کند. با این حال، تا زمان مشخص شدن نتیجه میانجی‌گری، هرگونه برآورد درباره میزان کاهش تولید یا اثر دقیق آن بر قیمت مس زودهنگام خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

معامله‌گران بزرگ این هفته چه خریدند و چه فروختند؟ از طلا و نفت تا بیت‌کوین

در یک نگاه یورو زیر فشار شدید فروش قرار گرفت؛ خالص موقعیت معامله‌گران بزرگ به منفی ۵۲ هزار قرارداد سقوط کرد که یکی از بزرگ‌ترین تغییرات هفتگی بازار فارکس بود. طلا همچنان محبوب‌ترین دارایی سفته‌بازان بزرگ است؛ با وجود کاهش جزئی، خالص موقعیت خرید طلا بالای ۲۲۵ هزار قرارداد باقی ماند. بدبینی به سهام آمریکا افزایش یافت؛ خالص موقعیت فروش در S&P 500 بیش از ۳۲ هزار قرارداد رشد کرد و به ۱۳۳ هزار قرارداد رسید. بیت‌کوین سیگنال مثبت ملایمی دریافت کرد؛ خالص موقعیت خرید افزایش یافت، اما اتریوم با کاهش موقعیت‌های صعودی مواجه شد. بازار کالاها همچنان مورد توجه است؛ نفت، مس، سویا و ذرت شاهد موقعیت‌های خرید قدرتمند بودند، در حالی که گاز طبیعی بزرگ‌ترین خالص موقعیت فروش را ثبت کرد. اختصاصی یوتوتایمز؛ در ادامه گزارش هفتگی COT (Commitments of Traders) مربوط به هفته منتهی به ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ را با نگاهی به ترکیب دقیق تغییرات خرید و فروش بررسی می‌کنیم، نه فقط اعداد نهایی. یادآوری مهم: داده‌های COT با یک هفته تأخیر منتشر می‌شوند و صرفاً موقعیت‌گیری گذشته معامله‌گران بزرگ (غیرتجاری) را نشان می‌دهند؛ این گزارش جنبه خبری-تحلیلی دارد و توصیه سرمایه‌گذاری نیست. ۱. ین ژاپن؛ بزرگ‌ترین چرخش هفته ین این هفته پرحادثه‌ترین ارز بازار فارکس بود. موقعیت‌های خرید ۴۵,۶۷۷ قرارداد کاهش یافت و به ۱۹۲,۲۷۴ قرارداد رسید، در حالی که موقعیت‌های فروش تنها ۲,۷۰۰ قرارداد افزایش یافت و به ۱۲۰,۲۹۲ قرارداد رسید. نتیجه این ترکیب، افت ۴۸,۳۷۷ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را از سطوح بسیار بالای هفته قبل به ۷۱,۹۸۲ قرارداد رساند. نکته تحلیلی مهم این‌جاست: این افت عمدتاً از محل بسته‌شدن موقعیت‌های خرید قبلی رخ داده، نه ورود فروشندگان تازه؛ چرا که موقعیت‌های فروش تقریباً بدون تغییر باقی مانده‌اند. یعنی معامله‌گرانی که هفته‌های اخیر بر خرید ین شرط بسته بودند، بخش بزرگی از سود خود را برداشت کرده‌اند، اما دیدگاه کلی بازار هنوز خالص خرید (نه فروش) روی ین باقی مانده است. ۲. یورو؛ سنگین‌ترین ریزش موقعیت خالص در کل جدول یورو رکورددار بدترین تغییر هفتگی در میان ارزهای اصلی بود. موقعیت خرید ۱۱,۷۰۸ قرارداد افزایش یافت (به ۲۲۰,۷۰۸ قرارداد)، اما هم‌زمان موقعیت فروش با جهشی سنگین ۳۷,۰۴۹ قراردادی به ۲۷۳,۰۴۲ قرارداد رسید. وقتی رشد فروش به‌مراتب بیشتر از رشد خرید باشد، نتیجه اجتناب‌ناپذیر است: موقعیت خالص یورو ۲۵,۳۴۱ قرارداد افت کرد و از منفی ۲۶,۹۹۳ به منفی ۵۲,۳۳۴ قرارداد رسید — تقریباً دو برابر شدن بدبینی نسبت به هفته قبل. برخلاف ین، اینجا داستان صرفاً بسته‌شدن معاملات قدیمی نیست؛ ورود فعال فروشندگان تازه محرک اصلی این افت بوده است. ۳. پوند انگلیس؛ تشدید بدبینی پوند نیز مسیر مشابهی را طی کرد. موقعیت خرید ۱۴,۸۷۶ قرارداد کاهش یافت (به ۵۴,۴۵۵ قرارداد) و موقعیت فروش ۸,۹۷۷ قرارداد افزایش داشت (به ۱۳۷,۰۲۳ قرارداد). موقعیت خالص فروش پوند با افت ۲۳,۸۵۳ قراردادی به منفی ۸۲,۵۶۸ قرارداد رسید؛ یکی از بدبینانه‌ترین سطوح اخیر برای این ارز. ۴. شاخص دلار آمریکا (DXY)؛ نوسان جزئی در سطح بالا شاخص دلار این هفته رفتار نسبتاً باثباتی داشت. موقعیت‌های خرید ۱,۷۹۷ قرارداد افزایش یافت و به ۲۷,۷۶۸ قرارداد رسید؛ هم‌زمان موقعیت‌های فروش نیز ۲,۰۶۰ قرارداد افزایش یافت و به ۱۷,۴۳۸ قرارداد رسید. از آنجا که رشد فروش اندکی بیشتر از رشد خرید بود، موقعیت خالص خرید دلار با افت جزئی ۲۶۳ قراردادی به ۱۰,۳۳۰ قرارداد رسید — تقریباً بدون تغییر محسوس نسبت به هفته قبل (۱۰,۵۹۳ قرارداد). نکته تحلیلی این‌جاست: برخلاف یورو و پوند که افت موقعیت خالص آن‌ها از ورود سنگین فروشندگان تازه ناشی می‌شد، در دلار هر دو طرف بازار (هم خرید و هم فروش) به‌طور هم‌زمان و با شدت نزدیک به هم رشد کرده‌اند. این یعنی معامله‌گران در حال افزایش فعالیت کلی روی دلار هستند، اما بدون تغییر جهت‌گیری قابل‌توجه — نوعی «تثبیت در بلاتکلیفی» پس از روند نزولی نسبتاً تند دو هفته اخیر (که در ۱۵ سپتامبر با افت ۷,۰۱۱ قراردادی همراه بود). ✔️ بیشتر بخوانید: چشم‌انداز هفته پیش‌رو؛ داده‌های اشتغال و تورم، مسیر انتظارات نرخ بهره را تعیین می‌کنند ۵. بازار سهام آمریکا؛ دو مسیر کاملاً متضاد اینجا جالب‌ترین بخش گزارش این هفته رقم خورد. S&P 500: موقعیت خرید ۲۲,۲۴۷ قرارداد کاهش یافت و موقعیت فروش هم‌زمان ۱۰,۵۲۰ قرارداد افزایش داشت. نتیجه، افت ۳۲,۷۶۷ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را به منفی ۱۳۳,۲۲۸ قرارداد رساند — بزرگ‌ترین تغییر منفی در کل جدول شاخص‌های سهام. نزدک-۱۰۰: دقیقاً برعکس؛ موقعیت خرید ۳,۴۴۵ قرارداد افزایش یافت، اما نکته اصلی کاهش شدید ۱۸,۹۸۷ قراردادی موقعیت‌های فروش بود. این ترکیب موقعیت خالص نزدک را ۲۲,۴۳۲ قرارداد بهبود بخشید و به ۵۶,۱۵۰ قرارداد خرید رساند. این واگرایی نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ در همین لحظه، نسبت به سهام «سنتی‌تر» S&P محتاط‌تر شده‌اند، در حالی که به سهام فناوری‌محور نزدک خوش‌بین‌تر باقی مانده‌اند. VIX: موقعیت خرید ۱۰,۹۷۴ قرارداد کاهش و فروش ۱۸,۲۷۹ قرارداد کاهش یافت؛ موقعیت خالص با بهبود ۷,۳۰۵ قراردادی به منفی ۷۹,۲۸۰ قرارداد رسید — نشانه‌ای از کاهش جزئی نگرانی نسبت به نوسان بازار. ۶. طلا؛ ثبات نسبی در سطح بالا موقعیت خرید طلا ۴,۰۷۷ قرارداد کاهش یافت (به ۲۵۳,۹۸۲ قرارداد)، در حالی که فروش تقریباً بدون تغییر (۴۰۸+ قرارداد) باقی ماند. موقعیت خالص خرید تنها ۴,۴۸۵ قرارداد افت کرد و در سطح بسیار بالای ۲۲۵,۸۵۳ قرارداد ماند؛ طلا همچنان دومین موقعیت خالص خرید بزرگ گزارش پس از ذرت است. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ آیا افت اخیر مقدمه بازگشت دوباره خریداران است؟ ۷. مس؛ جهش قابل‌توجه به سمت خوش‌بینی برخلاف اکثر بازارها، مس این هفته یکی از قوی‌ترین حرکات مثبت را ثبت کرد. موقعیت خرید ۱۲,۲۳۳ قرارداد افزایش یافت و موقعیت فروش ۳,۱۵۵ قرارداد کاهش داشت. نتیجه، جهش ۱۵,۳۸۸ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را به ۹۰,۵۲۲ قرارداد رساند — بزرگ‌ترین بهبود مثبت در کل جدول کالاها و فلزات. ۸. بیت‌کوین و اتریوم بیت‌کوین با رشد هم‌زمان خرید (+۹۱۴) و فروش (+۶۲۶)، موقعیت خالص را اندکی به ۲,۷۵۶ قرارداد رساند (رشد ۲۸۸ قراردادی)؛ رفتاری محتاطانه اما مثبت. اتریوم برعکس، با رشد فروش (+۲,۶۶۷) بیشتر از خرید (+۱,۸۷۱)، افت ۷۹۶ قراردادی در موقعیت خالص را تجربه کرد و به ۲,۳۵۹ قرارداد رسید. ۹. سایر بازارها به‌طور خلاصه دلار کانادا: موقعیت خالص فروش با افت ۱۵,۶۳۳ قراردادی به منفی ۵۳,۲۱۰ قرارداد رسید. دلار استرالیا: خالص فروش منفی ۴۶,۸۱۴ قرارداد (تغییر ۷,۹۰۸-). دلار نیوزیلند: یکی از بدترین تغییرات هفته با افت ۲۱,۸۹۸ قراردادی، از خالص خرید به خالص فروش (منفی ۱۱,۳۸۰ قرارداد) چرخید. نفت WTI: خالص خرید با رشد ۵,۲۰۱ قراردادی به ۱۴۱,۱۰۶ قرارداد رسید. گاز طبیعی: عمیق‌ترین خالص فروش گزارش با منفی ۲۱۶,۵۳۰ قرارداد. سویا: رشد چشمگیر ۲۰,۳۹۸ قراردادی، خالص خرید به ۲۸۱,۵۸۱ قرارداد رسید. شکر و پنبه: هر دو با افت شدید موقعیت خالص (به ترتیب ۱۸,۱۱۱- و ۱۳,۷۴۵-) مواجه شدند. جمع‌بندی مهم‌ترین پیام گزارش این هفته، تشدید همزمان بدبینی نسبت به یورو، پوند و ین از یک سو، و واگرایی عمیق میان دو شاخص اصلی سهام آمریکا از سوی دیگر است. افت موقعیت خالص ین بیشتر از جنس بستن معاملات قدیمی بود، اما ریزش یورو و پوند با ورود فعال فروشندگان تازه همراه شد. در همین حال، طلا در سطح بالای خود ثابت ماند و مس یکی از قوی‌ترین بهبودهای هفته را ثبت کرد. با این حال، این داده‌ها تنها تصویری از موقعیت‌گیری گذشته است و نباید به‌تنهایی مبنای تصمیم معاملاتی قرار گیرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

سوسیته‌ژنرال طلا را صعودی می‌بیند؛ هدف ۵٬۲۵۰ دلار

در یک نگاه سوسیته‌ژنرال قیمت طلا را ۴٬۷۵۰ دلار در هر اونس برای فصل چهارم پیش‌بینی می‌کند و انتظار دارد تا فصل سوم ۲۰۲۷ به ۵٬۲۵۰ دلار برسد. بانک‌های مرکزی به خرید طلا ادامه می‌دهند و در همان حال از میزان نگهداری اوراق خزانهٔ آمریکا می‌کاهند. مجموع دارایی صندوق‌های طلای جهان دوباره به حدود ۳٬۰۰۰ تن بازگشته است. این بانک سهم طلا و کالاها را هرکدام ۱۰ درصد نگه داشته و وزن اوراق دولتی را از ۱۵ به ۱۲ درصد کاهش داده است. بانک سرمایه‌گذاری فرانسوی سوسیته‌ژنرال یکی از مؤسساتی است که برای مسیر قیمت طلا هدف مشخص اعلام می‌کند. این بانک برای فصل چهارم سال ۲۰۲۶ همچنان دیدگاه صعودی به طلا دارد. استدلال اصلی ساده است؛ بانک‌های مرکزی تازه چرخهٔ افزایش نرخ بهره را شروع کرده‌اند، اما احتمالاً نمی‌توانند از تورم جلو بزنند. برای مخاطبی که روند بازار جهانی طلا را دنبال می‌کند، دیدگاه یک بانک بزرگ دربارهٔ دلایل و اهداف قیمتی اهمیت دارد. این بانک وزن طلا و کالاها را در سبد خود هرکدام ۱۰ درصد نگه داشته است؛ همان سطح فصل سوم. در همان حال، سهم سهام را از ۵۵ به ۵۸ درصد بالا برد و سهم اوراق دولتی را از ۱۵ به ۱۲ درصد پایین آورد. بر همین اساس، یک سبد دارایی با ترکیب ۶۰ درصد سهام و ۲۰ درصد اوراق و ۲۰ درصد کالا را برای شرایط فعلی مناسب‌تر می‌داند. دلیل اصلی نقش پررنگ طلا، بازگشت «معاملهٔ کاهش ارزش پول» است؛ یعنی خرید دارایی‌هایی که در برابر تضعیف پول کاغذی ارزش خود را حفظ می‌کنند. پراکندگی ژئوپلیتیک و نگرانی از اعتبار مالی و پولی آمریکا، سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های جایگزین می‌برد. بانک‌های مرکزی هم به خرید طلا ادامه می‌دهند و در همان حال از میزان اوراق خزانهٔ آمریکا (اوراق بدهی دولت آمریکا) در ذخایر خود می‌کاهند. فضای اقتصادی هم به‌تدریج به سود طلا تغییر می‌کند. انتظار می‌رود نرخ بهرهٔ واقعی (نرخ بهره پس از کسر تورم) در ادامهٔ چرخه پایین‌تر بیاید. این موضوع هزینهٔ نگهداری طلا را کم می‌کند، چون طلا خودش سودی پرداخت نمی‌کند. ضعف دلار و بازگشت تقاضای سرمایه‌گذاری هم پشتوانهٔ دیگری است. مجموع دارایی صندوق‌های طلای جهان دوباره به حدود ۳٬۰۰۰ تن بازگشته که نشانهٔ بازسازی تقاضای سرمایه‌گذاری است. بر این اساس، سوسیته‌ژنرال معتقد است رشد طلا هنوز جا دارد. این بانک قیمت را ۴٬۷۵۰ دلار در هر اونس برای فصل چهارم پیش‌بینی می‌کند. سپس انتظار دارد قیمت تا فصل دوم ۲۰۲۷ به ۵٬۰۰۰ دلار و تا فصل سوم به ۵٬۲۵۰ دلار برسد. پیش‌بینی میانگین سالانه نیز ۴٬۵۰۰ دلار برای ۲۰۲۶ و ۵٬۱۲۵ دلار برای ۲۰۲۷ است. دربارهٔ مس هم دیدگاه مثبت است؛ ساخت مراکز دادهٔ هوش مصنوعی تقاضا را بالا می‌برد و عرضه کافی نیست. تولید معدنی مس در نیمهٔ اول ۲۰۲۶ برابر ۱٫۱ درصد افت کرد و ممکن است اولین کاهش سالانه از ۲۰۱۷ را ثبت کند. ✔️ بیشتر بخوانید: پافشاری گلدمن ساکس بر هدف ۵,۴۰۰ دلاری؛ چرا افزایش نرخ بهره مانع صعود طلا نشد؟ عامل مهم دیگر، نگرانی از بدهی دولت آمریکاست. بازده اوراق کمی زیر ۵ درصد معامله می‌شود. معمولاً بازده بالای اوراق برای طلا منفی است، اما این افزایش هزینهٔ استقراض، نگرانی از پایداری بدهی دولت را هم نشان می‌دهد. آمریکا اکنون مشکل هزینهٔ بهره دارد، نه فقط کسری بودجه. کسری کل بالای ۶ درصد تولید ناخالص داخلی می‌ماند و پرداخت بهرهٔ خالص تا میانهٔ دههٔ ۲۰۳۰ به سمت ۵ درصد می‌رود. میانگین نرخ بهرهٔ بدهی آمریکا حدود ۴ درصد است؛ بالاتر از ۲٫۳ درصدی که برای تثبیت نسبت بدهی لازم است. در چنین فضایی، این بانک وزن اوراق دولتی جهان را به ۱۲ درصد کاهش داده و سهم اوراق مرتبط با تورم و اوراق شرکتی را هرکدام ۵ درصد نگه داشته است. مجموع این عوامل نشان می‌دهد که چرا طلا همچنان در کانون توجه این بانک قرار دارد. تیم یوتوتایمز این تحلیل را بر اساس گزارش وب‌سایت کیتکو نیوز برای مخاطبان فارسی‌زبان بازنویسی و منتشر کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: طلای هند: خرید محتاطانه در جشن‌ها، رشد قوی صندوق‌ها

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

سایه سنگین فدرال رزرو بر بازار کالاها؛ جهش هفتگی نفت و افت فلزات

در یک نگاه نشست آتی فدرال رزرو با توجه به تداوم فشارهای تورمی و رشد شاخص قیمت مصرف‌کننده به ۳.۴ درصد سالانه، با احتمال ۸۷ درصدی افزایش نرخ بهره روبرو شد. فلزات گرانبها و پایه به دلیل تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا، از جمله کاهش ۰.۴ درصدی اونس طلا و ۱.۶ درصدی مس، با افت قیمت مواجه شدند. قیمت نفت خام برنت در مقیاس هفتگی به دلیل نگرانی‌های ناشی از تنش‌های خاورمیانه و اختلال در عرضه، با میانگین قیمت ۹۱ دلار در هر بشکه ۷.۶ درصد جهش یافت. بازارهای کالای کشاورزی نوسانات ترکیبی را ثبت کردند که شامل کاهش سویا، ذرت و گندم در بورس شیکاگو و افزایش ۶ درصدی قیمت شکر در بورس بین‌قاره‌ای می‌شود.   ادامه سطح بالای شاخص‌های تورم در ایالات متحده و تحولات خاورمیانه که باعث افزایش قیمت انرژی شده، انتظارات برای افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو را تقویت کرده است. در حالی که فلزات گرانبها و پایه به دلیل افزایش ارزش دلار و بازده اوراق قرضه کاهش یافتند، نفت برنت این هفته را با ۷.۶ درصد افزایش به پایان رساند. تقویت انتظارات برای افزایش نرخ بهره فدرال رزرو آمریکا در نشست هفته آینده، منجر به افزایش فروش در بازارهای کالا شده است. تحولات خاورمیانه قیمت انرژی را بالا نگه داشته و نگرانی‌ها در مورد تورم جهانی را افزایش داده است، همچنین داده‌های منتشر شده در ایالات متحده نیز نشان می‌دهد که فشارهای قیمتی همچنان ادامه دارد. در ایالات متحده، شاخص قیمت مصرف‌کننده در ماه اوت، ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۳.۴ درصد افزایش یافت. تورم پایه، به استثنای قیمت مواد غذایی و انرژی، با ۰.۳ درصد ماهانه و ۲.۴ درصد سالانه، فراتر از انتظارات بود. شاخص قیمت تولیدکننده نیز در ماه اوت ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۵.۴ درصد افزایش یافت و تورم سالانه تولیدکننده از انتظارات بازار فراتر رفت. به دنبال این تحولات، بازارهای پول احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در جلسه هفته آینده خود را ۸۷ درصد ارزیابی کردند. بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده نیز این هفته به ۵ درصد نزدیک شد و بالاترین سطح خود را از اکتبر ۲۰۲۳ تجربه کرد. فلزات گرانبها هفته را با کاهش به پایان رساندند تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه، تقاضا برای فلزات گرانبها را کاهش داده است. دومین افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا از زمان آغاز درگیری‌ها در خاورمیانه و تأکید آن بر خطرات تورمی نیز فشار بر فلزات گرانبها را افزایش داد. در مقیاس هفتگی، قیمت اونس برای پالادیوم ۶.۳ درصد، برای نقره ۲.۶ درصد، برای پلاتین ۱.۲ درصد و برای طلا ۰.۴ درصد کاهش یافت. در بازار فلزات اساسی نیز نیکل ۲.۲ درصد، روی ۱.۸ درصد، مس ۱.۶ درصد، سرب ۰.۸ درصد و آلومینیوم ۰.۲ درصد کاهش پوندی داشتند. مس که پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال اعمال تعرفه بر مس تصفیه شده وارداتی توسط آمریکا به رکورد ۶.۸۱ دلار در هر پوند نزدیک شده بود، پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال تعویق اعمال تعرفه‌ها، به ۶.۴۷ دلار کاهش یافت. قیمت نفت برنت ۷.۶ درصد افزایش یافت در گروه انرژی، قیمت نفت خام برنت برای تحویل فوری در مقیاس هفتگی ۷.۶ درصد افزایش و قیمت گاز طبیعی معامله شده در بازار آمریکا ۳ درصد کاهش یافت. نگرانی‌ها از اینکه تنش‌ها بین آمریکا و ایران می‌تواند باعث اختلال در عرضه جهانی نفت شود، از قیمت نفت حمایت کرد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا به دلیل اختلالات عرضه در خاورمیانه، پیش‌بینی خود از قیمت نفت برای امسال و سال آینده را افزایش داده است. بر اساس گزارش این آژانس، میانگین قیمت نفت خام برنت در ماه اوت به ۹۱ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. نفت خام برنت که در طول هفته با رسیدن به ۱۰۶.۲ دلار، بالاترین سطح خود از ۲۰ مه را تجربه کرده بود، روز جمعه پس از انتشار اخباری مبنی بر اینکه عمان و ایران در حال کار بر روی توافقی برای مدیریت موقت ترانزیت از طریق تنگه هرمز هستند، در حدود ۱۰۱.۷ دلار تثبیت شد. افزایش موجودی گاز طبیعی در ایالات متحده نیز در کاهش قیمت گاز طبیعی نقش داشته است. چشم‌انداز مبهم برای کالاهای کشاورزی در بورس کالای شیکاگو، سویا ۰.۸ درصد، ذرت ۰.۹ درصد و گندم ۱.۱ درصد به صورت هفتگی کاهش یافتند. با این حال، برنج ۱.۴ درصد افزایش یافت. سویا که به بالاترین سطح خود از دسامبر ۲۰۲۳، یعنی ۱۳.۳۵۲۵ دلار رسیده بود، پس از برداشت سود، به زیر ۱۳ دلار سقوط کرد. در بورس بین قاره‌ای، شکر ۶ درصد افزایش یافت، در حالی که قهوه ۳.۸ درصد، کاکائو ۴.۴ درصد و پنبه ۰.۲ درصد کاهش یافت. تلاش‌ها برای دستیابی به صلح بین روسیه و اوکراین نگرانی‌ها در مورد عرضه گندم را کاهش داد، همچنین تقاضای چین از قیمت سویا حمایت کرد. با این حال، نگرانی‌های مربوط به ال‌نینو، تقاضای داخلی در هند و کاهش تولید مورد انتظار در اتحادیه اروپا، قیمت شکر را افزایش داد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

تشدید بحران تنگه هرمز؛ نبض تولید تراشه به شماره افتاد

در یک نگاه تأثیر زنجیره‌ای بحران: تنش در تنگه هرمز تنها به قیمت انرژی محدود نمی‌شود، بلکه از طریق افزایش قیمت مواد اولیه مانند مس، لیتیوم و هلیوم و هزینه‌های انرژی، به تمام زنجیره تولید فناوری از تراشه‌ها تا مراکز داده سرایت می‌کند. شوک قیمتی مواد اولیه: طی ۶ ماه اخیر، قیمت مواد حیاتی برای فناوری با رشد چشمگیری همراه بوده است؛ از جمله افزایش ۴۸.۶ درصدی قیمت مس، ۶۷ درصدی لیتیوم و افزایش شدید قیمت نفت و گاز طبیعی که هزینه‌های تولید را به شدت بالا برده است. فشار بر زیرساخت‌های هوش مصنوعی: افزایش هزینه‌های تولید و تأمین انرژی، تهدیدی مستقیم برای زیرساخت‌های حیاتی سال ۲۰۲۶، به‌ویژه تولید حافظه‌ها و مراکز داده محسوب می‌شود. کاهش رشد اقتصادی بخش فناوری: تحلیل‌ها نشان می‌دهد که یک درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه می‌تواند با ایجاد شوک‌های هزینه‌ای و دشوار کردن شرایط تأمین مالی، رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تا حدود ۱ درصد کاهش دهد   تشدید بحران تنگه هرمز نه تنها بر هزینه‌های انرژی، بلکه بر تأمین مواد اولیه حیاتی و گازهای صنعتی مورد استفاده در تولید فناوری نیز فشار وارد می‌کند. کمبود عرضه در بسیاری از نهاده‌ها، از مس و لیتیوم گرفته تا هلیوم و آلومینیوم، باعث افزایش هزینه‌ها در بخش فناوری شده و خطر شوک هزینه‌ای جدید در سرمایه‌گذاری‌های تراشه، حافظه و مراکز داده در سال ۲۰۲۶ را افزایش می‌دهد. کارشناسان باور دارند که این تأثیر، که از قیمت انرژی شروع می‌شود، از طریق هزینه‌ها، تورم و شرایط تأمین مالی به بخش فناوری سرایت می‌کند. بحران هرمز که به دنبال همه‌گیری کرونا و جنگ روسیه و اوکراین به وجود آمد، به عامل جدیدی از فشار بر تولید فناوری تبدیل شده است. تداوم مشکلات در تنگه هرمز، نوسان قیمت نفت برنت در حدود ۱۰۰ دلار و اختلال در زنجیره‌های تأمین، دستیابی به مواد اولیه حیاتی مورد استفاده در تولید فناوری را دشوار می‌کند. مشکلات تأمین، به ویژه در هلیوم، مس، گوگرد و آلومینیوم، باعث افزایش هزینه‌ها در بسیاری از حوزه‌ها، از نیمه‌هادی‌ها و دستگاه‌های الکترونیکی گرفته تا مراکز داده و زیرساخت‌های انرژی، می‌شود. با توجه به نقش مهم قطر در تأمین هلیوم جهانی، اختلالات آن می‌تواند مستقیماً بر تولیدکنندگان تراشه تأثیر بگذارد. به طور مشابه، محدودیت در تأمین گوگرد و اسید سولفوریک، هزینه‌های تولید مس را افزایش می‌دهد، همچنین مشکلات لجستیکی در تأمین آلومینیوم، فشار هزینه‌ای اضافی را برای محصولات الکترونیکی و پیشرفته ایجاد می‌کند. در واقع، اگر بحران تنگه هرمز ادامه یابد، اثرات آن تنها به قیمت انرژی محدود نخواهد شد. تولیدکنندگان مجبور خواهند شد به منابع جایگزین و مسیرهای لجستیکی طولانی‌تر روی آورند، در نهایت انتظار می‌رود هزینه‌های تراشه‌ها، قطعات الکترونیکی و زیرساخت‌های مراکز داده بیشتر افزایش یابد. این وضعیت، نیاز بخش فناوری را برای نظارت دقیق بر تحولات تنگه هرمز، نه تنها از نظر هزینه‌های انرژی، بلکه از نظر امنیت تأمین مواد معدنی حیاتی، فلزات، مواد شیمیایی و گازهای صنعتی که نهاده‌های ضروری برای تولید را تشکیل می‌دهند، آشکار می‌کند. افزایش قابل توجه کالاها در ۶ ماه در دوره تقریباً شش ماهه که شامل دوران قبل و بعد از بحران بود، قیمت کالاها نیز افزایش قابل توجهی را تجربه کرد. مس، ماده اولیه مورد استفاده در تولید فناوری، شاهد افزایش قیمت هر پوند از ۴.۵۰ دلار به ۶.۶۹ دلار بود که افزایشی ۴۸.۶ درصدی را نشان می‌دهد. قیمت لیتیوم در هر تن از ۶۰ هزار دلار به ۱۰۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۶۷ درصدی را نشان می‌دهد. نیکل از ۲۱ هزار دلار به ۳۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۴۳ درصدی را نشان می‌دهد، در حالی که سیلیکون از ۱.۵۰ دلار به ۲ دلار در هر کیلوگرم افزایش یافت که افزایشی ۳۳ درصدی را نشان می‌دهد. قیمت کبالت از ۴۵ هزار دلار به ۵۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۱۱ درصدی را نشان می‌دهد. پالادیوم از ۹۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار و پلاتین از ۸۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار افزایش یافت. قیمت آلومینیوم نیز از تقریباً ۲ هزار دلار به ۲۱۰۰ دلار در هر تن افزایش یافت. البته افزایش هزینه‌های انرژی، اوضاع را بیش از پیش وخیم‌تر کرد. قیمت نفت خام از تقریباً ۸۰ دلار به ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت، در حالی که قیمت گاز طبیعی از ۱.۰۵ دلار به ۴.۲۱ دلار رسیده است. این افزایش در هزینه‌های انرژی و مواد اولیه، فشار هزینه را در بسیاری از حوزه‌های بخش فناوری، از نیمه‌رساناها و باتری‌ها گرفته تا پنل‌های خورشیدی و دستگاه‌های الکترونیکی، افزایش می‌دهد. تأثیری که از انرژی تا تورم امتداد می‌یابد بنابراین، بحران هرمز می‌تواند به یک شوک کالایی جدید در دنیای فناوری تبدیل شود. مسئله در اینجا صرفاً به خطرات ژئوپلیتیکی محدود نمی‌شود و یک سازوکار انتقال بسیار واضح وجود دارد که از قیمت انرژی به هزینه‌ها و از هزینه‌ها به تورم گسترش می‌یابد. براساس محاسبات، هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت می‌تواند تقریباً ۱ تا ۱.۵ درصد بر تورم تأثیر بگذارد که این امر دسترسی شرکت‌ها به تأمین مالی را دشوارتر کرده و نیازهای سرمایه در گردش آنها را افزایش می‌دهد. همچنین، افزایش هزینه‌های انرژی و مواد اولیه حیاتی می‌تواند بر سرمایه‌گذاری‌ها، به‌ویژه در نیمه‌هادی‌ها، حافظه و مراکز داده، فشار وارد کند و به نظر می‌رسد سال ۲۰۲۶ نه تنها از نظر تقاضا و مبارزه با تورم، بلکه از نظر تأمین مالی نیز سالی چالش‌برانگیز باشد. طبق داده‌های S&P Global، تولید تراشه‌های حافظه در سال ۲۰۲۶ از افزایش تقاضا عقب مانده و همین امر باعث افزایش قیمت‌ها شده است، در حالی که تقاضا برای تجهیزات مراکز داده همچنان بالا است. احتمال کاهش یک درصدی رشد بخش فناوری اطلاعات طبق چشم‌انداز ۲۰۲۶ شرکت بین‌المللی داده (IDC)، انتظار می‌رود یک درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه، فشار رو به بالایی بر قیمت‌های DRAM و NAND وارد کند. این امر می‌تواند هزینه‌های زیرساخت هوش مصنوعی را افزایش دهد و حتی یک درگیری سه ماهه می‌تواند رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تقریباً ۱ درصد کاهش دهد. این فرآیند نمی‌تواند فقط به بازارهای نفت و گاز محدود شود، بلکه می‌تواند به یک شوک هزینه‌ای تبدیل شود که به نهاده‌های اساسی تولید فناوری گسترش یابد. در مجموع، بی‌ثباتی در تنگه هرمز همچنین تأمین مواد معدنی حیاتی را تهدید می‌کند و این می‌تواند خطرات تأمین جدیدی را در تولید فناوری پیشرفته، از تراشه‌های هوش مصنوعی گرفته تا سیستم‌های الکترونیکی، ایجاد کند. هزینه‌های انرژی به یک مشکل مهم برای مراکز داده تبدیل شده است و بنابراین، تحولات در هرمز احتمالا کشورها را به ارزیابی مجدد سیاست‌های انرژی و سرمایه‌گذاری‌های فناوری خود سوق دهد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

CAPE در محدوده تاریخی؛ آیا ۵ ETF دفاعی می‌توانند سپر سرمایه‌گذاران در برابر سقوط بازار باشند؟

نگرانی از احتمال اصلاح بازار سهام آمریکا دوباره در حال افزایش است. بر اساس نظرسنجی انجمن سرمایه‌گذاران انفرادی آمریکا در اوایل سپتامبر، حدود ۳۸ درصد سرمایه‌گذاران انتظار داشتند بازار سهام طی شش ماه آینده کاهش پیدا کند. هم‌زمان، ارزش‌گذاری تاریخی بازار نیز چندان آرامش‌بخش نیست؛ نسبت تعدیل‌شده قیمت به سود یا CAPE اخیراً به ۴۱.۴ رسیده، در حالی که میانگین بلندمدت آن حدود ۱۷.۴ است و فاصله چندانی با رکورد ۴۴ در سال ۱۹۹۹، پیش از ترکیدن حباب شرکت‌های اینترنتی، ندارد. در یک نگاه حدود ۳۸ درصد سرمایه‌گذاران مورد بررسی در اوایل سپتامبر انتظار افت بازار طی شش ماه آینده را داشتند. نسبت CAPE شاخص S&P 500 به حدود ۴۱.۴ رسیده، در حالی که میانگین تاریخی آن ۱۷.۴ است. صندوق سلامت و درمان ونگارد VHT دارای ۴۱۷ سهم و کارمزد سالانه ۰.۰۹ درصد است. صندوق خدمات عمومی XLU حدود ۳۱ شرکت را در اختیار دارد و کارمزد آن ۰.۰۸ درصد است. صندوق کالاهای مصرفی ضروری ونگارد VDC شامل ۱۰۳ شرکت با بازده سود تقسیمی حدود ۲.۱ درصد است. صندوق املاک و مستغلات شواب SCHH حدود ۱۱۷ دارایی و کارمزد ۰.۰۷ درصد دارد. صندوق سهام سودده شواب SCHD حدود ۹۸ شرکت را پوشش می‌دهد و بازده سود تقسیمی آن حدود ۳ درصد است. با این حال، نگرانی از سقوط بازار لزوماً به این معنا نیست که سرمایه‌گذار باید از سهام خارج شود. تلاش برای پیش‌بینی دقیق زمان سقوط و فروش پیش از آن، همان چیزی است که به «زمان‌بندی بازار» معروف است و می‌تواند هزینه سنگینی برای سرمایه‌گذار داشته باشد. یک رویکرد منطقی‌تر می‌تواند حفظ سرمایه‌گذاری در بازار و در عین حال افزایش وزن دارایی‌هایی باشد که در دوره‌های رکود و افت بازار معمولاً مقاومت بیشتری دارند. در چنین شرایطی، صندوق‌های قابل معامله بورسی متمرکز بر صنایع دفاعی می‌توانند بخشی از این استراتژی باشند؛ صنایعی مانند سلامت، خدمات عمومی، کالاهای مصرفی ضروری و املاک که تقاضای آنها در دوران رکود نیز به طور کامل از بین نمی‌رود. در کنار این گروه‌ها، صندوق‌های متمرکز بر شرکت‌های سودده و پرداخت‌کننده سود نقدی نیز می‌توانند جریان درآمدی نسبتاً پایداری برای سرمایه‌گذار ایجاد کنند. چرا اکنون صحبت از صندوق‌های دفاعی بیشتر شده است؟ در دوران رونق اقتصادی، سرمایه‌گذاران معمولاً به سمت صنایعی می‌روند که بیشترین حساسیت را به رشد اقتصاد دارند؛ اما شرایط در دوره رکود متفاوت است. زمانی که درآمد خانوارها کاهش پیدا می‌کند و شرکت‌ها هزینه‌های خود را محدود می‌کنند، تقاضا برای برخی کالاها و خدمات همچنان پابرجا می‌ماند. مردم حتی در دوران رکود به دارو، خدمات درمانی، برق و گاز، مواد غذایی و بسیاری از کالاهای مصرفی روزمره نیاز دارند. همین ویژگی باعث می‌شود شرکت‌های فعال در این حوزه‌ها در مقایسه با بسیاری از صنایع چرخه‌ای، ثبات بیشتری در درآمد و جریان نقدی خود داشته باشند. البته «دفاعی بودن» به معنای مصون بودن از افت قیمت نیست. این صندوق‌ها نیز در صورت وقوع یک سقوط گسترده می‌توانند کاهش پیدا کنند، اما هدف آنها این است که در برابر فشار بازار، عملکردی مقاوم‌تر از بخش‌های پرریسک‌تر اقتصاد داشته باشند. صندوق سلامت ونگارد؛ تمرکز بر تقاضایی که متوقف نمی‌شود یکی از گزینه‌های مورد توجه، VHT یا صندوق قابل معامله شاخص سلامت ونگارد است. منطق سرمایه‌گذاری در این صندوق ساده است: رکود اقتصادی باعث نمی‌شود نیاز مردم به خدمات درمانی، دارو و مراجعه به پزشک از بین برود. این صندوق اخیراً حدود ۴۱۷ سهم در اختیار داشت و شرکت‌هایی مانند الی‌لی‌لی، جانسون‌اندجانسون و یونایتدهلث از مهم‌ترین دارایی‌های آن بودند. کارمزد سالانه VHT تنها ۰.۰۹ درصد است؛ به این معنا که سرمایه‌گذاری ۱۰ هزار دلاری در آن، حدود ۹ دلار هزینه سالانه برای سرمایه‌گذار ایجاد می‌کند. بازده سود تقسیمی صندوق نیز حدود ۱.۵ درصد گزارش شده است. بنابراین VHT بیش از آنکه صرفاً یک گزینه درآمدی باشد، برای سرمایه‌گذاری در بخشی از اقتصاد طراحی شده که تقاضای آن در شرایط ضعیف اقتصادی نیز نسبتاً پایدار باقی می‌ماند. خدمات عمومی؛ کسب‌وکاری که مردم نمی‌توانند کنار بگذارند دومین گزینه، XLU یا صندوق بخش خدمات عمومی است. شرکت‌های این حوزه برق و سایر خدمات ضروری را تأمین می‌کنند؛ خدماتی که خانوارها و کسب‌وکارها حتی در دوره رکود نیز به آنها نیاز دارند. این صندوق حدود ۳۱ شرکت را در اختیار دارد و از جمله دارایی‌های اصلی آن می‌توان به NextEra Energy، Southern و Duke Energy اشاره کرد. کارمزد سالانه XLU تنها ۰.۰۸ درصد است و بازده سود تقسیمی آن در داده‌های ارائه‌شده حدود ۲.۸ تا ۳.۵ درصد قرار دارد. ویژگی مهم این بخش، ماهیت نسبتاً پایدار تقاضاست. زمانی که فعالیت اقتصادی کاهش پیدا می‌کند، مصرف برق ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد، اما اصل نیاز به انرژی از بین نمی‌رود. همین مسئله باعث می‌شود شرکت‌های خدمات عمومی معمولاً جایگاه مهمی در سبدهای دفاعی داشته باشند. کالاهای مصرفی ضروری؛ خریدهایی که در رکود هم ادامه دارند VDC یا صندوق کالاهای مصرفی ضروری ونگارد، گزینه دیگری برای سرمایه‌گذارانی است که به دنبال کاهش حساسیت سبد خود به چرخه اقتصادی هستند. این صندوق اخیراً حدود ۱۰۳ شرکت را در اختیار داشت و والمارت، پراکتر اند گمبل و کوکاکولا از مهم‌ترین دارایی‌های آن بودند. کارمزد سالانه VDC حدود ۰.۰۹ درصد و بازده سود تقسیمی آن حدود ۲.۱ درصد است. منطق این صندوق نیز روشن است. مصرف‌کنندگان ممکن است در دوران رکود خرید خودرو، لوازم گران‌قیمت یا کالاهای لوکس را به تعویق بیندازند، اما خرید مواد غذایی، محصولات بهداشتی، نوشیدنی‌ها و کالاهای روزمره ادامه پیدا می‌کند. البته شدت این مقاومت به شرایط اقتصادی و رفتار مصرف‌کنندگان وابسته است، اما همین تفاوت میان «نیاز» و «خرید اختیاری» یکی از دلایل اصلی جذابیت صنایع مصرفی ضروری در دوره‌های پرنوسان است. املاک؛ درآمد اجاره‌ای در دل رکود گزینه چهارم SCHH یا صندوق املاک و مستغلات آمریکا از شرکت‌های سرمایه‌گذاری در املاک است. این صندوق اخیراً ۱۱۷ دارایی در اختیار داشت و شرکت‌هایی مانند Prologis، American Tower و Realty Income از جمله مهم‌ترین آنها بودند. کارمزد سالانه SCHH تنها ۰.۰۷ درصد و بازده سود تقسیمی آن حدود ۲.۸۷ درصد است. مزیت اصلی شرکت‌های سرمایه‌گذاری در املاک، قراردادهای اجاره نسبتاً بلندمدت آنهاست. قراردادهای چندساله یا حتی طولانی‌تر می‌توانند جریان درآمدی نسبتاً قابل پیش‌بینی ایجاد کنند و در شرایطی که اقتصاد دچار افت می‌شود، بخشی از ثبات درآمد را حفظ کنند. البته بخش املاک نیز بدون ریسک نیست. نرخ بهره بالا می‌تواند هزینه تأمین مالی این شرکت‌ها را افزایش دهد و ارزش‌گذاری املاک نیز ممکن است تحت تأثیر شرایط اقتصادی قرار گیرد. بنابراین SCHH بیشتر یک ابزار تنوع‌بخشی در سبد دفاعی است تا یک دارایی کاملاً بدون ریسک. “ «به نظر من، نکته مهم این گزارش بیش از آنکه انتخاب یک صندوق خاص باشد، تغییر نحوه مدیریت ریسک در بازاری با ارزش‌گذاری بالا است. CAPE در سطح ۴۱.۴ به خودی خود سیگنال فروش نیست، اما وقتی در کنار کاهش حاشیه امنیت ارزش‌گذاری قرار می‌گیرد، منطقی است سرمایه‌گذار به جای تلاش برای خروج از بازار، کیفیت و ترکیب دارایی‌های خود را بازنگری کند. در چنین شرایطی، صندوق‌های دفاعی می‌توانند نقش «ضربه‌گیر» سبد را ایفا کنند؛ با این حال، خرید آنها صرفاً به دلیل ترس از سقوط نیز تصمیم مناسبی نیست و قیمت ورود، نرخ بهره، کیفیت شرکت‌های زیرمجموعه و افق سرمایه‌گذاری باید هم‌زمان در نظر گرفته شوند. به بیان ساده‌تر، مسئله اصلی پیش‌بینی بازار نزولی نیست؛ ساختن سبدی است که برای سناریوی صعود، رکود و اصلاح شدید، هم‌زمان آمادگی داشته باشد.» بابک شیری سود تقسیمی؛ لایه دوم دفاع در برابر رکود پنجمین گزینه SCHD یا صندوق سهام سودده آمریکاست. تفاوت اصلی این صندوق با چهار گزینه قبلی این است که تمرکز آن مستقیماً بر شرکت‌هایی قرار دارد که سابقه پرداخت سود نقدی دارند. SCHD اخیراً حدود ۹۸ شرکت را در اختیار داشت و مرک، شورون و ورایزن از مهم‌ترین دارایی‌های آن بودند. کارمزد سالانه این صندوق تنها ۰.۰۶ درصد است و بازده سود تقسیمی آن حدود ۳.۰۸ درصد گزارش شده است. پرداخت سود نقدی در دوره‌های رکودی می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. زمانی که قیمت برخی سهام برای مدتی ثابت می‌ماند یا کاهش پیدا می‌کند، دریافت جریان نقدی از شرکت‌های سودده می‌تواند بخشی از بازده سرمایه‌گذار را تأمین کند. البته پرداخت سود به تنهایی تضمین‌کننده عملکرد بهتر نیست. کیفیت کسب‌وکار، توانایی ایجاد جریان نقدی و پایداری سود نیز اهمیت دارد. مزیت SCHD در این است که به جای تمرکز بر یک صنعت خاص، مجموعه‌ای از شرکت‌های سودده را در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد. مقایسه ۵ صندوق دفاعی صندوق حوزه اصلی تعداد دارایی سود تقسیمی کارمزد سالانه VHT سلامت ۴۱۷ ۱.۵٪ ۰.۰۹٪ XLU خدمات عمومی ۳۱ حدود ۲.۸٪ ۰.۰۸٪ VDC کالاهای مصرفی ضروری ۱۰۳ ۲.۱٪ ۰.۰۹٪ SCHH املاک و مستغلات ۱۱۷ ۲.۸۷٪ ۰.۰۷٪ SCHD سهام سودده ۹۸ ۳.۰۸٪ ۰.۰۶٪ ترکیب این پنج صندوق نشان می‌دهد که دفاع در برابر بازار نزولی الزاماً به معنای خروج از بازار سهام نیست. سرمایه‌گذار می‌تواند به جای تلاش برای تشخیص زمان دقیق سقوط، بخشی از سرمایه را به صنایعی اختصاص دهد که جریان درآمدی آنها کمتر به رونق اقتصادی وابسته است. CAPE بالا؛ هشدار است، نه سیگنال فروش مهم‌ترین نکته در شرایط فعلی، نسبت CAPE برابر با ۴۱.۴ است. این رقم بیش از دو برابر میانگین بلندمدت ۱۷.۴ قرار دارد و به سطح ۴۴ در سال ۱۹۹۹ نزدیک شده است. چنین ارزش‌گذاری‌ای نمی‌تواند زمان دقیق سقوط بازار را مشخص کند، اما یک هشدار جدی درباره بازده مورد انتظار بلندمدت محسوب می‌شود. هرچه قیمت‌گذاری اولیه بازار بالاتر باشد، فضای کمتری برای خطا در برآورد رشد سود شرکت‌ها وجود خواهد داشت. در مقابل، خروج کامل از بازار نیز می‌تواند خطرناک باشد. بازار ممکن است مدت طولانی‌تری از چیزی که سرمایه‌گذار انتظار دارد، به رشد خود ادامه دهد و بازگشت به بازار پس از یک دوره صعودی نیز دشوار باشد. به همین دلیل، مسئله اصلی برای سرمایه‌گذار امروز انتخاب میان «همه سهام» و «هیچ سهامی» نیست؛ بلکه ساختن سبدی است که بتواند سناریوهای مختلف اقتصادی را تحمل کند. جمع‌بندی هیچ‌کس نمی‌داند اصلاح بعدی بازار سهام آمریکا چه زمانی آغاز خواهد شد. CAPE در سطح ۴۱.۴، فاصله زیاد آن با میانگین تاریخی ۱۷.۴ و نگرانی ۳۸ درصد از سرمایه‌گذاران درباره کاهش بازار، همگی نشان می‌دهند که احتیاط در شرایط فعلی بی‌دلیل نیست. با این حال، سرمایه‌گذاری دفاعی لزوماً به معنای پیش‌بینی سقوط نیست. VHT، XLU، VDC، SCHH و SCHD پنج صندوقی هستند که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، بر سلامت، خدمات عمومی، کالاهای ضروری، املاک و شرکت‌های سودده تمرکز دارند. در نهایت، مزیت اصلی چنین صندوق‌هایی نه توانایی پیش‌بینی بازار، بلکه کاهش وابستگی سبد سرمایه‌گذاری به یک سناریوی خاص است. اگر بازار رشد کند، سرمایه‌گذار همچنان در بازار حضور دارد و اگر اقتصاد وارد رکود شود، بخش دفاعی سبد می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

واشنگتن: تصمیم درباره تعرفه مس پالایش‌شده هنوز نهایی نشده

کاخ سفید اعلام کرده هنوز تصمیم نهایی درباره اعمال تعرفه بر مس پالایش‌شده اتخاذ نشده و بررسی‌ها ادامه دارد. این موضوع بخشی از ارزیابی گسترده‌تر دولت درباره زنجیره تأمین فلزات حیاتی و پیامدهای احتمالی بر قیمت‌ها، تولید داخلی و واردات است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

مس؛ رکورد تاریخی قیمت در پی تشدید محدودیت عرضه جهانی

قیمت مس به رکورد جدید ۱۴٬۸۰۲.۵۰ دلار به ازای هر تن رسید؛ زیرا محدودیت عرضه در خارج از آمریکا بر نگرانی‌ها درباره تنش‌های خاورمیانه و کند شدن رشد اقتصادی غلبه کرد. قیمت مس در بورس فلزات لندن (LME) از ماه مارس تاکنون حدود ۲۵ درصد افزایش یافته است؛ رشدی که بخشی از آن ناشی از ورود حجم بالایی از محموله‌های مس به آمریکا پیش از اعمال احتمالی تعرفه‌ها بوده است. برخی تحلیلگران انتظار دارند قیمت مس به‌زودی به ۱۵ هزار دلار برسد. در همین حال، باقی ماندن قیمت نفت در بالای ۱۰۰ دلار همچنان یکی از ریسک‌های کلیدی برای تقاضای جهانی محسوب می‌شود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

قیمت مس طی ۱۲ ماه گذشته ۴۷ درصد افزایش یافت

قیمت مس در بورس فلزات لندن به رکورد ۱۴,۵۳۳ دلار در هر تن رسید و رشد خود در سال جاری را به ۱۷ درصد و طی ۱۲ ماه گذشته به ۴۷ درصد رساند. این جهش قدرتمند در پی نگرانی‌ها از اعمال تعرفه‌ها، محدودیت در عرضه و همچنین اقدام ایالات متحده در ذخیره‌سازی این فلز شکل گرفته است. معادن فرسوده برای همگام شدن با رشد تقاضا با دشواری روبه‌رو هستند و توان پاسخگویی کامل به بازار را ندارند. این افزایش مصرف از سوی مراکز دادهٔ هوش مصنوعی، شبکه‌های توزیع برق و بخش انرژی‌های تجدیدپذیر ایجاد شده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

۵ مزیت طلا که نقره، نفت و مس ندارند

در یک نگاه گزارش جدید شورای جهانی طلا نشان می‌دهد طلا طی ۲۰ سال گذشته از نظر بازدهی، متنوع‌سازی، محافظت در برابر تورم و نقدشوندگی عملکرد بهتری نسبت به بسیاری از کالاها مانند نقره، نفت و فلزات صنعتی داشته است. طلا طی ۲۰ سال گذشته بازدهی سالانه ۹.۹ درصدی در بازار نقدی ثبت کرده است. در دوره‌های بحران، برخلاف بسیاری از کالاها، توانسته هم‌زمان با افت بازار سهام، بازدهی مثبت ایجاد کند. بازار جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ به‌طور میانگین روزانه ۳۷۳ میلیارد دلار معامله داشته که نشان‌دهنده نقدشوندگی بسیار بالای این فلز است. طلا طی یک دوره ۲۰ ساله، بازدهی بهتری نسبت به تمامی شاخص‌های اصلی کالاها داشته است؛ در زمان ریزش‌های شدید بازار، پوشش ریسک قابل‌اعتمادتری ارائه کرده، در رژیم‌های مختلف تورمی عملکرد بهتری از کالاها داشته و از نقدشوندگی عمیق‌تری نسبت به بیشتر آنها برخوردار است. با این حال، بر اساس گزارش اخیر شورای جهانی طلا (WGC)، سهم طلا در بیشتر سبدهای سرمایه‌گذاری کمتر از یک درصد است. گزارش شورای جهانی طلا با عنوان «طلا: مؤثرترین سرمایه‌گذاری کالایی؛ نسخه ۲۰۲۶» استدلال می‌کند که سرمایه‌گذاران نباید طلا را صرفاً یک کالای دیگر در نظر بگیرند، بلکه باید آن را به‌عنوان یک دارایی راهبردی و مستقل در سبد سرمایه‌گذاری خود لحاظ کنند. این گزارش توسط وبسایت upstox منتشر شده و توسط تیم یوتوتایمز بازنویسی و ترجمه شده است. شورای جهانی طلا معتقد است سرمایه‌گذارانی که از طریق شاخص‌های گسترده کالایی در بازار کالاها سرمایه‌گذاری می‌کنند، در معرض دارایی‌ کمتر از حد مطلوب قرار دارند که ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن، طلا را از مجموعه گسترده کالاها متمایز می‌کند. ✔️ بیشتر بخوانید: اصلاح طلا و نقره؛ فرصت خرید یا آغاز یک روند نزولی؟ این شورا در گزارش خود می‌گوید: «برخی شاخص‌های فرعی و کالاهای اصلی طی ۲۰ سال گذشته کاهش یافته‌اند»، در حالی که طلا در افق‌های سه، پنج، ۱۰ و ۲۰ ساله منتهی به ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶، بازدهی سالانه مثبت ثبت کرده است. این گزارش چهار عامل کلیدی را به‌عنوان وجوه تمایز طلا معرفی می‌کند: بازدهی، متنوع‌سازی، محافظت در برابر تورم و نقدشوندگی. برای هر یک از این عوامل نیز داده‌های مقایسه‌ای در برابر نقره، نفت، فلزات صنعتی، محصولات کشاورزی و دام ارائه شده است. علاوه بر این، تحلیل سبد سرمایه‌گذاری گزارش، بُعد پنجمی را نیز برجسته می‌کند. در مجموع، پنج دلیل اصلی وجود دارد که نشان می‌دهد طلا می‌تواند نسبت به کالاهایی مانند نقره، نفت، آلومینیوم، مس و روی، ارزش بیشتری برای سبد سرمایه‌گذاری ایجاد کند. بازدهی بهتر در بلندمدت؛ تفاوت اندک میان بازده نقدی و آتی بر اساس این گزارش، طلا نه‌تنها شاخص‌های گسترده کالایی، بلکه بیشتر شاخص‌های فرعی شامل انرژی، فلزات صنعتی، کشاورزی، دام و نقره را نیز در دوره‌های سه، پنج، ۱۰ و ۲۰ ساله پشت سر گذاشته است. بازدهی طلا همچنین تحت تأثیر سازوکار بازار قراردادهای آتی قرار نگرفته است. بین ژوئن ۲۰۰۶ تا ژوئن ۲۰۲۶، بازدهی طلا در بازار نقدی ۹.۹ درصد و بازدهی آن از طریق قراردادهای آتی ۸.۹ درصد بوده است؛ یعنی اختلافی تنها یک واحد درصدی. در مقابل، نفت در همین دوره در بازار نقدی بازدهی منفی ۰.۲ درصدی و در بازار آتی بازدهی منفی ۷.۲ درصدی داشته است که علت آن هزینه‌های مربوط به تمدید قراردادهای آتی و هزینه فرصت وثایق بوده است. به گفته شورای جهانی طلا: «ساختار بازار طلا متفاوت است. ذخایر عظیم طلای موجود در سطح زمین، هزینه پایین نگهداری و مزیت محدود در اختیار داشتن فوری طلای فیزیکی، باعث شده است بازدهی ناشی از نگهداری فیزیکی آن عموماً محدود باشد و بخش کوتاه‌مدت منحنی قراردادهای آتی نیز در طول تاریخ نسبتاً مسطح باقی بماند. در نتیجه، بازدهی قراردادهای آتی طلا به بازدهی بازار نقدی آن بسیار نزدیک بوده است.» تقاضا برای طلا از منابع مختلفی شامل سرمایه‌گذاری، ذخایر بانک‌های مرکزی، جواهرات و فناوری تأمین می‌شود و همین تنوع، نوسانات طلا را در مقایسه با سایر کالاها کاهش داده است. گزارش WGC طلا را در بخش کم‌ریسک‌تر طیف کالاها قرار می‌دهد. طی ۲۰ سال منتهی به ژوئن ۲۰۲۶، میانگین نوسان روزانه طلا کمتر از نقره، نفت خام، فلزات صنعتی و کالاهای کشاورزی بوده است. دارایی متنوع‌ساز که دقیقاً در زمان نیاز بهترین عملکرد را دارد بر اساس این گزارش، طلا با بسیاری از دارایی‌های دیگر، از جمله سایر کالاها، همبستگی بسیار کم یا حتی نزدیک به صفر دارد؛ ویژگی‌ که «صرفاً از طریق سرمایه‌گذاری در شاخص‌های گسترده کالایی قابل تکرار نیست». ماهیت این همبستگی نیز پویا است. مانند سایر کالاها، زمانی که بازارها صعودی هستند، طلا نیز می‌تواند هم‌جهت با سهام حرکت کند. اما در دوره‌های کاهش ریسک‌پذیری بازار، همبستگی طلا با سهام منفی می‌شود؛ ویژگی که کالاهای گسترده معمولاً از آن برخوردار نیستند. ✔️ بیشتر بخوانید: هشدار مهم به بازار طلا؛ مداخلات آمریکا نشانه ضعف است این گزارش به دو آزمون مهم در دوره‌های بحران اشاره می‌کند. در جریان موج فروش سهام جهانی در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۱۸، شاخص MSCI آمریکا ۱۴ درصد و کالاها ۹ درصد سقوط کردند، در حالی که قیمت طلا ۸ درصد افزایش یافت. همچنین در جریان سقوط بازارها در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۰ و هم‌زمان با بحران کرونا، شاخص MSCI آمریکا ۲۰ درصد و شاخص کالاها ۲۳ درصد کاهش یافتند، اما طلا ۶ درصد بازدهی مثبت ثبت کرد. شورای جهانی طلا می‌گوید: «طلا نه‌تنها از دارایی‌های سبد سرمایه‌گذاری محافظت کرد، بلکه بازدهی مثبت نیز ایجاد کرد؛ در حالی که کالاهای گسترده‌تر بیشتر رفتاری مشابه دارایی‌های ریسک‌پذیر از خود نشان دادند.» این گزارش همچنین تأکید می‌کند که طلا در مقایسه با نقره، ابزار متنوع‌ساز مؤثرتری است؛ چرا که نقره وابستگی بیشتری به تقاضای صنعتی دارد. محافظت در برابر تورم اگرچه کالاها به‌طور گسترده به‌عنوان ابزاری برای محافظت از سرمایه در دوره‌های تورم بالا مورد استفاده قرار می‌گیرند، این گزارش نشان می‌دهد که طلا در محیط‌های تورمی بالا عملکرد بهتری نسبت به کالاها داشته و در عین حال، در دوره‌های تورم پایین نیز دچار افت شدید نشده است. در دوره‌های تورم پایین، یعنی زمانی که نرخ تورم کمتر از ۲ درصد بوده، «کالاها بازدهی اسمی منفی ثبت کردند، در حالی که طلا بازدهی مثبت داشت؛ موضوعی که منعکس‌کننده افزایش تقاضا برای طلا در شرایط مطلوب اقتصادی است.» در دوره‌های تورم متوسط و بالا نیز طلا بار دیگر عملکرد بهتری نسبت به مجموعه گسترده کالاها داشته است. نقدشوندگی بالاتر از تقریباً تمامی کالاها بازار جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ به‌طور میانگین روزانه ۳۷۳ میلیارد دلار معامله داشته است؛ مقیاسی که به گفته این گزارش، «به‌راحتی می‌تواند حجم معاملات سرمایه‌گذاران نهادی بزرگ و بلندمدت را جذب کند». ✔️ بیشتر بخوانید: خروج طلا از آمریکا؛ چرا کشورهای بیشتری ذخایر خود را جابه‌جا می‌کنند؟ حدود ۴۸ درصد از معاملات طلا در بازار خارج از بورس (OTC) و مرتبط با تحویل فیزیکی انجام می‌شود و قراردادهای آتی حدود ۵۰ درصد معاملات را به خود اختصاص می‌دهند. در بورس COMEX نیز میانگین حجم معاملات روزانه طلا طی ۱۰ سال گذشته حدود ۵۳ میلیارد دلار بوده که در میان تمامی قراردادهای آتی کالاها، پس از نفت در رتبه دوم قرار می‌گیرد. حجم معاملات روزانه بازار OTC طلا نیز حدود ۱۸۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود و صندوق‌های قابل معامله در بورس با پشتوانه طلا (ETF) نیز روزانه حدود ۷.۲ میلیارد دلار به این حجم اضافه می‌کنند. این نقدشوندگی چندلایه در بازار طلا ویژگی‌ کم‌نظیر است. در مورد بسیاری از کالاهای دیگر، معاملات عمدتاً در بازار قراردادهای آتی انجام می‌شود و تحویل فیزیکی نقش بسیار محدودی دارد. سهم بیشتر در متنوع‌سازی به سبد سرمایه‌گذاری تحلیل سبد سرمایه‌گذاری در این گزارش نشان می‌دهد که اختصاص ۵ درصد از یک سبد فرضی به طلا، ۲۸ درصد از کل مزایای متنوع‌سازی سبد را ایجاد می‌کند و از این نظر، طلا در رتبه نخست میان تمامی طبقات دارایی قرار می‌گیرد. در مقابل، اختصاص ۵ درصد از سبد به کالاها تنها ۱۵ درصد از مزایای متنوع‌سازی را ایجاد می‌کند. تحلیل WGC همچنین نشان می‌دهد که افزودن ۲.۵ تا ۱۰ درصد کالا به یک سبد سرمایه‌گذاری، طی ۲۰ سال گذشته «به بهبود بازدهی تعدیل‌شده بر اساس ریسک منجر نشده است». در مقابل، طلا «بازدهی مطلق سبد را افزایش داده و نوسانات آن را کاهش داده است»؛ چه در مقایسه با سبدی بدون طلا و چه در مقایسه با سبدی که تنها در معرض شاخص‌های گسترده کالایی قرار داشته است. در یک افق ۲۰ ساله، یک سبد فرضی بدون طلا به‌طور متوسط سالانه ۷.۸ درصد بازدهی داشته، نوسان آن ۱۱.۸ درصد و حداکثر افت آن ۴۱ درصد بوده است. با افزودن ۵ درصد طلا به این سبد، بازدهی سالانه به ۷.۹ درصد افزایش یافته، در حالی که نوسان به ۱۱.۳ درصد و حداکثر افت سرمایه به ۳۸.۶ درصد کاهش یافته است. شورای جهانی طلا در جمع‌بندی گزارش خود می‌گوید: «طلا ممکن است یک کالا باشد، اما یک کالای معمولی نیست.» این شورا اضافه می‌کند: «ویژگی‌های منحصربه‌فرد عرضه و تقاضای طلا، وابستگی محدود آن به هزینه‌های تمدید قراردادهای آتی، مزایای آن برای تنوع‌بخشی و تاب‌آوری در محیط‌های مختلف بازار، طلا را از مجموعه گسترده کالاها متمایز می‌کند.» ✔️ بیشتر بخوانید: طلا ارزان است؟ تحلیلگر معروف: این می‌تواند «فرصت خرید قرن» باشد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

خیز مس برای فتح قله تاریخی در سایه افت ارزش دلار

بهای مس در بورس فلزات لندن با بهره‌گیری از کاهش موجودی انبارها و تضعیف شاخص دلار، روند صعودی خود را برای دهمین هفته متوالی ادامه داد و با رشد ۰.۳ درصدی به ۱۴ هزار و ۳۷۳ دلار در هر تن رسید که نشان‌دهنده نزدیکی به اوج تاریخی ۱۴ هزار و ۵۲۷.۵۰ دلاری است. تضعیف ارزش دلار به دلیل تعدیل انتظارات پیرامون افزایش نرخ بهره، محرک رشد قیمت فلزات پایه‌ای شده است که بر مبنای دلار معامله می‌شوند. در این میان، واردات مس ایالات متحده آمریکا در ماه ژوئیه به بالاترین سطح تاریخی رسید و موجودی مس در انبارهای شانگهای نیز با کاهش ۱۳ درصدی به ۶۳ هزار تن تنزل یافت. همچنین موجودی مس در بورس فلزات لندن ۴۷۵ تن افت کرد و دستور برداشت هزار و ۵۵۰ تن از ذخایر صادر شد. در سایر معاملات فلزات، قیمت هر تن آلومینیوم با وجود افت روزانه ۰.۵ درصدی به ۳ هزار و ۲۹۵ دلار، بازدهی هفتگی مثبت ۱.۶ درصدی را ثبت کرد که ناشی از تداوم محدودیت عرضه به دلیل سطح پایین موجودی است. بهای روی نیز با ۰.۵ درصد افزایش به ۳ هزار و ۹۳۲.۵۰ دلار رسید. همچنین قیمت هر تن سرب در پی صدور دستور برداشت ۸ هزار و ۴۵۰ تن از انبارها با رشد ۰.۵ درصدی به هزار و ۹۱۲.۵۰ دلار و نیکل با افزایش ۰.۲ درصدی به ۱۶ هزار و ۸۲۵ دلار رسید، در حالی که قلع با ۰.۴ درصد کاهش در سطح ۵۴ هزار و ۷۰۰ دلار بسته شد.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

سیگنال تازه ETFها؛ سرمایه‌گذاران دوباره سراغ بیت‌کوین رفتند

ETFهای اسپات بیت‌کوین در آمریکا پس از یک روز خروج سرمایه، روز دوشنبه حدود ۲۱۷ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کردند. هم‌زمان، ETFهای اسپات اتریوم نیز برای یازدهمین روز متوالی شاهد ورود پول بودند. در یوتوتایمز، روند جریان سرمایه به این صندوق‌ها و پیام آن برای بازار ارزهای دیجیتال را بررسی می‌کنیم. بر اساس داده‌های SoSoValue، خروج حدود ۲۰۲ میلیون دلار از ETFهای بیت‌کوین در روز جمعه، به روند ۹ روزه ورود سرمایه پایان داده بود. این دوره از ۱۹ آگوست آغاز شده بود و با طولانی‌ترین دوره ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین در سال جاری برابری می‌کرد. ETFهای بیت‌کوین دوباره سرمایه جذب کردند بازگشت ۲۱۷ میلیون دلار سرمایه به صندوق‌های بیت‌کوین در روز دوشنبه نشان داد خروج سرمایه روز جمعه دست‌کم در نخستین جلسه معاملاتی بعدی ادامه پیدا نکرده است. دارایی خالص ETFهای بیت‌کوین در پایان آگوست کمی کمتر از ۱۰۰ میلیارد دلار قرار گرفت. این رقم در ۲۷ آگوست برای نخستین بار از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار عبور کرده بود، اما خروج سرمایه روز جمعه باعث شد مجموع دارایی‌ها دوباره به زیر این سطح بازگردد. از زمان راه‌اندازی ETFهای اسپات بیت‌کوین در ژانویه ۲۰۲۴، مجموع ورود خالص سرمایه به این محصولات اکنون به حدود ۵۵ میلیارد دلار رسیده است. اتریوم ۱۱ روز بدون خروج سرمایه در بازار ETFهای اتریوم، روند ورود سرمایه همچنان ادامه دارد. این صندوق‌ها روز دوشنبه حدود ۸۸ میلیون دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند و تعداد روزهای متوالی ورود پول به ۱۱ جلسه رسید. مجموع ورود سرمایه به ETFهای اتریوم در این دوره حدود ۱.۶ میلیارد دلار بوده است. این طولانی‌ترین روند ورود سرمایه برای این محصولات از دوره ۲۰ روزه‌ای محسوب می‌شود که در ژوئیه ۲۰۲۵ پایان یافت. تداوم این جریان سرمایه نشان می‌دهد تقاضای نهادی برای محصولات مرتبط با اتریوم در مقطع فعلی نسبتاً پایدار باقی مانده است. آگوست بهترین ماه ETF بیت‌کوین در ۲۰۲۶ آگوست در میان ماه‌های سال ۲۰۲۶، قوی‌ترین عملکرد را از نظر ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین ثبت کرد. میزان ورود سرمایه در این ماه بیش از دو برابر رقم ثبت‌شده در آوریل بود. با وجود این عملکرد، ETFهای بیت‌کوین همچنان در مجموع سال ۲۰۲۶ با حدود ۲.۵ میلیارد دلار خروج خالص سرمایه مواجه هستند. بنابراین، روند مثبت آگوست هنوز نتوانسته خروج سرمایه تجمعی سال را به‌طور کامل جبران کند. واکنش بازار به سخنان وارش خروج سرمایه روز جمعه پس از اظهارات کریستوفر وارش در نشست جکسون هول رخ داد؛ اظهاراتی که انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره را تقویت کرد. بازگشت جریان سرمایه در روز دوشنبه می‌تواند نشان دهد برخی سرمایه‌گذاران این حرکت را بیشتر یک واکنش یک‌روزه به تحولات نرخ بهره تلقی کرده‌اند تا آغاز یک روند معکوس. با این حال، داده‌های جریان سرمایه در روزهای آینده تصویر روشن‌تری از رفتار سرمایه‌گذاران ارائه خواهد کرد. تحلیل بازار ارز دیجیتال تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند بازگشت ۲۱۷ میلیون دلار سرمایه به ETFهای بیت‌کوین و تداوم ورود پول به ETFهای اتریوم، در کوتاه‌مدت از احساسات بازار حمایت می‌کند. برای کاربران ایرانی، این جریان‌ها اهمیت زیادی دارند، زیرا افزایش تقاضای نهادی می‌تواند نقدینگی و نوسان بیت‌کوین و اتریوم را تحت تأثیر قرار دهد. بااین‌حال، معامله‌گران باید هم‌زمان واکنش صندوق‌ها به سیاست‌های نرخ بهره آمریکا را زیر نظر داشته باشند.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

رکوردشکنی قیمت مس با کاهش موجودی انبارهای لندن

در یک نگاه رکورد تاریخی قیمت: بهای مس با رشد سالانه ۵۲.۶۶ درصدی به ۶.۷۴۷ دلار در هر پوند رسید؛ رشد ماهانه و روزانه نیز به‌ترتیب ۶.۲۹ و ۰.۵۶ درصد ثبت شد. تشدید نگرانی‌های عرضه: موجودی مس در بورس فلزات لندن برای ۴۲ روز متوالی کاهش یافت و تقریباً نصف شد. همچنین احتمال کاهش ۵۷ هزار تنی تولید معدن کاموا ـ کاکولا در کنگو، فشار بر بازار را افزایش داد. افزایش تقاضای چین و تغییر مسیر تجارت: احتمال وضع تعرفه‌های جدید آمریکا، محموله‌های مس را به سمت این کشور هدایت کرده است. همزمان، دشواری تأمین مواد اولیه در چین می‌تواند واردات و تقاضای جهانی مس را افزایش دهد.     قیمت مس در بازارهای جهانی تحت تأثیر تشدید نگرانی‌ها در سمت عرضه، با ثبت یک رکورد تاریخی جدید به ۶.۷۴۷ دلار در هر پوند رسید. بررسی روندهای معاملاتی نشان می‌دهد قیمت مس رشد روزانه ۰.۵۶ درصدی و ماهانه ۶.۲۹ درصدی را تجربه کرده است. همچنین در مقیاس سالانه، ارزش مس ۵۲.۶۶ درصد افزایش یافته که بالاتر از برآورد ۶.۶۴۵۶ دلاری تحلیل‌گران برای سه‌ماهه سوم است. با وجود کاهش نسبی برخی از تنگناهای بازار، ریسک‌های مربوط به تأمین این فلز اساسی همچنان به قوت خود باقی است. عوامل تاثیرگذار بر روند بازار معامله‌گران جهانی در واکنش به احتمال وضع تعرفه‌های جدید تجاری از سوی واشنگتن، ارسال محموله‌های مس به مقصد ایالات متحده را افزایش داده‌اند. حق بیمه‌های بالا در بازار آمریکا نیز عاملی حمایتی برای این تغییر مسیر تجاری بوده است. البته کاخ سفید هنوز تصمیم قطعی و نهایی خود را در این خصوص ابلاغ نکرده است. داده‌های بورس فلزات لندن حاکی از ثبت چهل و دومین روز متوالی کاهش موجودی مس در این انبارهاست. طی این روند نزولی مداوم، سطح موجودی‌های تحت نظارت تقریباً به نصف کاهش یافته که این امر بار دیگر فشار بر زنجیره عرضه جهانی را تشدید کرده و به عنوان اهرمی صعودی برای قیمت‌ها عمل کرده است. همچنین، شرکت معدن‌کاری زیجین (Zijin) گزارش داد که جاری شدن سیل در معدن «کاموا-کاکولا» واقع در جمهوری دموکراتیک کنگو می‌تواند روند استخراج را مختل کند. بر اساس اعلام این شرکت، این حادثه احتمالا تولید سالانه مس را تا ۵۷ هزار تن کاهش دهد که این امر نگرانی‌ها درباره کمبود عرضه در بازار بین‌المللی را تقویت کرده است. کارخانه‌های ذوب مس در چین برای تأمین کنسانتره و مواد اولیه با چالش‌های جدی مواجه شده‌اند که نیاز به واردات مس را در این کشور افزایش می‌دهد. با توجه به اینکه چین بزرگ‌ترین مصرف‌کننده مس در جهان به شمار می‌رود، پویایی تقاضا در صنایع این کشور نقشی تعیین‌کننده در جهت‌دهی به بهای جهانی این فلز دارد. در این میان، آمارهای رسمی بخش معدن نشان می‌دهد که تولید مس در شیلی طی ماه ژوئن به ۴۴۷.۲۹ هزار تن رسیده که در مقایسه با رقم ۴۲۳.۶۲ هزار تنی ماه مه با رشد همراه بوده است. همچنین تولید پرو در ماه مه ۲۲۶ هزار و ۹۶ تن ثبت شده است. مس به‌دلیل کاربرد گسترده در صنایع ساخت‌وساز، الکترونیک، شبکه انتقال برق و زیرساخت‌های انرژی تجدیدپذیر، از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی سلامت فعالیت‌های صنعتی و رشد اقتصاد جهانی به شمار می‌رود.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

همبستگی پنهان سهام فناوری؛ چرا تنوع‌بخشی در بازار آمریکا ممکن است یک توهم باشد؟

بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر داستان هوش مصنوعی قرار گرفته است. رشد شرکت‌های فناوری، سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های هوش مصنوعی و افزایش ارزش سهام مرتبط با این حوزه باعث شده بخش بزرگی از جریان سرمایه بازار در یک جهت حرکت کند. در یک نگاه بسیاری از سهام و صندوق‌های فناوری برخلاف ظاهر متفاوتشان، در عمل تحت تأثیر یک جریان مشترک حرکت می‌کنند. در شش ماه گذشته، SOXX و QQQ با وجود تفاوت در ترکیب دارایی‌ها، رفتار قیمتی بسیار نزدیکی داشته‌اند. طی سه سال گذشته، بازده TQQQ حدود ۳۰۰٪، QLD حدود ۲۰۰٪ و QQQ حدود ۱۰۰٪ بوده است. خطر اصلی زمانی نمایان می‌شود که روند بازار برگردد و سرمایه‌گذار متوجه شود چندین دارایی متفاوت، در واقع یک ریسک مشترک داشته‌اند. در نگاه اول، سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مختلف فناوری، نیمه‌رساناها، رایانش ابری، هوش مصنوعی و دیگر بخش‌های نوآورانه ممکن است یک سبد متنوع به نظر برسد. اما بررسی رفتار قیمتی این دارایی‌ها نشان می‌دهد تفاوت میان آنها در بسیاری از مواقع کمتر از چیزی است که سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند. مشکل دقیقاً همین‌جاست؛ ممکن است سرمایه‌گذار تصور کند چندین نوع دارایی در اختیار دارد، در حالی که در واقع چند بار روی یک عامل مشترک شرط بسته است. وقتی دو صندوق متفاوت تقریباً یک رفتار دارند یکی از نمونه‌های جالب، مقایسه SOXX با TQQQ است. SOXX یک صندوق بدون اهرم است که روی شرکت‌های صنعت نیمه‌رسانا تمرکز دارد، در حالی که TQQQ تلاش می‌کند حرکت روزانه شاخص نزدک ۱۰۰ را با ضریب سه دنبال کند. در ظاهر، این دو صندوق تفاوت زیادی دارند. SOXX حدود ۳۵ سهم در اختیار دارد، در حالی که QQQ نزدیک به ۱۰۰ سهم را شامل می‌شود. از میان این دو سبد نیز تنها ۱۷ شرکت به صورت مشترک در هر دو صندوق حضور دارند؛ بنابراین حدود یک‌سوم ترکیب آنها با یکدیگر همپوشانی دارد. با این حال، رفتار قیمتی آنها طی شش ماه گذشته شباهت بسیار زیادی داشته است. به بیان ساده، برای اینکه رفتار پرنوسان SOXX را شبیه‌سازی کنیم، در بسیاری از مقاطع کافی بوده است حرکت QQQ را با ضریب سه بزرگ کنیم. این اتفاق یک سؤال مهم برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند: اگر دو صندوق با ترکیب متفاوت می‌توانند چنین رفتار مشابهی داشته باشند، آیا واقعاً داشتن چند صندوق فناوری به معنای تنوع‌بخشی است؟ مسئله فقط SOXX و QQQ نیست نگرانی اصلی این تحلیل فقط به دو صندوق محدود نمی‌شود. بررسی بخش‌های مختلفی که در سال ۲۰۲۶ مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند، از رایانش کوانتومی گرفته تا صنعت فضایی و دیگر موضوعات پرطرفدار، نشان می‌دهد بسیاری از این بخش‌ها در زمان‌های مهم بازار تحت تأثیر یک جریان مشترک قرار می‌گیرند. این جریان همان رفتار معروف «ریسک‌پذیری و ریسک‌گریزی» در بازار است. در دوره‌های خوش‌بینی، سرمایه به سمت دارایی‌های پرریسک‌تر حرکت می‌کند و سهام فناوری، شرکت‌های نوآور و صندوق‌های رشدی هم‌زمان مورد توجه قرار می‌گیرند. اما زمانی که فضای بازار تغییر کند، همین دارایی‌ها می‌توانند به شکل هم‌زمان تحت فشار فروش قرار بگیرند. در چنین شرایطی، تفاوت صنعت یا نام شرکت دیگر اهمیت سابق را ندارد. الگوریتم‌های معاملاتی، صندوق‌های شاخصی و جریان‌های بزرگ سرمایه می‌توانند سهام مختلف را در قالب یک معامله بزرگ‌تر یعنی «ریسک بازار» خرید و فروش کنند. اهرم، تفاوت اصلی را بیشتر می‌کند نمونه TQQQ این مسئله را به شکل واضح‌تری نشان می‌دهد. طی سه سال گذشته، بازده TQQQ حدود ۳۰۰ درصد بوده است. بازده QLD در همین دوره حدود ۲۰۰ درصد و بازده QQQ حدود ۱۰۰ درصد بوده است. در نگاه اول ممکن است این ارقام نشان دهند سرمایه‌گذار با انتخاب صندوق اهرمی، صرفاً نسخه‌ای پربازده‌تر از یک صندوق فناوری را در اختیار داشته است. اما اهرم در هر دو جهت عمل می‌کند. وقتی بازار صعودی است، ضریب سه می‌تواند بازده بسیار بیشتری ایجاد کند. اما زمانی که روند بازار برگردد، زیان نیز با سرعت بیشتری افزایش می‌یابد. نکته مهم این است که صندوق‌های اهرمی به صورت روزانه عملکرد خود را تنظیم می‌کنند. به همین دلیل، نتیجه آنها در دوره‌های طولانی الزاماً برابر با سه برابر بازده شاخص پایه نیست. این موضوع می‌تواند در دوره‌های پرنوسان اهمیت بسیار زیادی داشته باشد. بزرگ‌ترین خطر؛ توهم تنوع‌بخشی سرمایه‌گذاران معمولاً با اضافه کردن دارایی‌های مختلف به سبد خود تلاش می‌کنند ریسک را کاهش دهند. اما اگر چند دارایی به شدت با یکدیگر همبسته باشند، این روش ممکن است نتیجه مورد انتظار را ایجاد نکند. فرض کنید سرمایه‌گذاری هم‌زمان در صندوق‌های فناوری، نیمه‌رسانا، هوش مصنوعی و رایانش ابری انجام شده باشد. از نظر نام و صنعت، اینها چهار سرمایه‌گذاری متفاوت هستند. اما اگر بخش بزرگی از قیمت آنها به یک عامل مشترک یعنی رشد فناوری و جریان سرمایه به سهام هوش مصنوعی وابسته باشد، در زمان اصلاح بازار ممکن است همه آنها هم‌زمان سقوط کنند. در این حالت، سرمایه‌گذار تصور می‌کند چهار انتخاب متفاوت انجام داده، اما در واقع چهار بار روی یک ریسک سرمایه‌گذاری کرده است. این همان چیزی است که می‌توان آن را توهم تنوع‌بخشی نامید. بازار صعودی این مشکل را پنهان می‌کند در بازارهای صعودی، همبستگی بالا معمولاً مشکل بزرگی ایجاد نمی‌کند. برعکس، می‌تواند بسیار سودآور باشد. وقتی جریان سرمایه به سمت فناوری حرکت می‌کند، شرکت‌ها و صندوق‌های مرتبط با این بخش تقریباً هم‌زمان رشد می‌کنند و سرمایه‌گذار از افزایش ارزش کل سبد خود رضایت دارد. مشکل زمانی ظاهر می‌شود که چرخه تغییر کند. اگر نگرانی درباره ارزش‌گذاری شرکت‌های فناوری افزایش یابد یا سرمایه‌گذاران تصمیم بگیرند ریسک خود را کاهش دهند، دارایی‌هایی که در دوره صعودی بسیار متفاوت به نظر می‌رسیدند، ممکن است به شکل هم‌زمان وارد مسیر نزولی شوند. در آن لحظه، سرمایه‌گذار متوجه می‌شود آنچه تصور می‌کرد «تنوع» است، در واقع مجموعه‌ای از دارایی‌های همبسته بوده است. هوش مصنوعی عامل مشترک بازار شده است رشد هوش مصنوعی در سال‌های اخیر فرصت‌های بزرگی برای شرکت‌های فناوری ایجاد کرده است، اما همین موضوع باعث شده جریان سرمایه در بخش بزرگی از بازار حول یک روایت مشترک شکل بگیرد. شرکت‌های تولیدکننده تراشه، ارائه‌دهندگان خدمات ابری، شرکت‌های نرم‌افزاری و حتی برخی شرکت‌های فضایی و رایانش کوانتومی، در ذهن بازار به نوعی با آینده فناوری و هوش مصنوعی ارتباط پیدا کرده‌اند. این ارتباط لزوماً به معنای یکسان بودن مدل کسب‌وکار آنها نیست. اما بازار سهام همیشه بر اساس تفاوت‌های بنیادی شرکت‌ها حرکت نمی‌کند. گاهی جریان سرمایه و احساسات سرمایه‌گذاران برای مدتی طولانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، سهام مختلف می‌توانند با وجود تفاوت‌های بنیادی، رفتار بسیار مشابهی نشان دهند. “ «برداشت من از این تحلیل این است که در بازار فعلی، بزرگ‌ترین اشتباه لزوماً انتخاب سهم اشتباه نیست؛ بلکه برآورد اشتباه از میزان تنوع سبد است. وقتی بخش بزرگی از سرمایه بازار حول یک روایت مشترک مانند هوش مصنوعی حرکت می‌کند، داشتن چندین صندوق و سهم فناوری ممکن است فقط وزن یک ریسک واحد را افزایش دهد. به نظرم در چنین شرایطی، مدیریت سرمایه باید قبل از جست‌وجوی بازده بیشتر، روی اندازه‌گیری همبستگی دارایی‌ها و میزان واقعی مواجهه با QQQ تمرکز کند؛ چون در بازارهای صعودی، همبستگی سود می‌سازد، اما در زمان چرخش روند می‌تواند تمام سبد را هم‌زمان تحت فشار قرار دهد.» بابک شیری الگوریتم‌ها تفاوت‌ها را کمرنگ کرده‌اند یکی از عوامل مهم در افزایش همبستگی میان سهام، رشد معاملات الگوریتمی و سرمایه‌گذاری شاخصی است. در گذشته ممکن بود سرمایه‌گذاران بر اساس ویژگی‌های خاص هر شرکت تصمیم بگیرند. اما امروز بخش قابل‌توجهی از سرمایه از طریق صندوق‌های شاخصی، الگوریتم‌های معاملاتی و راهبردهای مبتنی بر عوامل مشترک وارد بازار می‌شود. در نتیجه، زمانی که بازار وارد وضعیت «ریسک‌گریزی» می‌شود، ممکن است سهام شرکت‌های مختلف صرفاً به دلیل قرار گرفتن در یک گروه پرریسک تحت فشار قرار بگیرند. همین مسئله باعث شده مرز میان برخی صنایع در حرکت کوتاه‌مدت قیمت‌ها کمتر از گذشته قابل مشاهده باشد. برای سرمایه‌گذار، مسئله فقط تعداد دارایی‌ها نیست تنوع‌بخشی واقعی به معنای داشتن تعداد زیادی نماد نیست. مهم‌تر از تعداد دارایی‌ها، این است که بدانیم آنها در برابر چه عواملی حساس هستند. اگر پنج صندوق مختلف همگی به رشد سهام فناوری وابسته باشند، داشتن هر پنج صندوق لزوماً ریسک را کاهش نمی‌دهد. اما اگر دارایی‌های سبد به عوامل اقتصادی متفاوتی مانند نرخ بهره، طلا، کالاها، اوراق بدهی، سهام ارزشی و بخش‌های مختلف اقتصاد وابسته باشند، احتمال کاهش هم‌زمان آنها کمتر خواهد بود. بنابراین سرمایه‌گذار باید به جای پرسیدن «چند دارایی دارم؟»، سؤال مهم‌تری مطرح کند: اگر بازار برگردد، چند دارایی من احتمالاً هم‌زمان سقوط خواهند کرد؟ این سؤال می‌تواند تصویر بسیار دقیق‌تری از ریسک واقعی سبد ارائه دهد. پاییز می‌تواند آزمون مهمی برای این نظریه باشد با نزدیک شدن به پاییز، بازار سهام آمریکا در نقطه حساسی قرار گرفته است. رشد شدید سهام مرتبط با هوش مصنوعی، ارزش‌گذاری‌های بالا و تمرکز سرمایه در بخش فناوری باعث شده حساسیت بازار نسبت به تغییر جریان نقدینگی افزایش پیدا کند. این به معنای آن نیست که سهام فناوری الزاماً باید سقوط کند. همبستگی بالا در دوران صعودی حتی می‌تواند به افزایش بیشتر قیمت‌ها منجر شود. اما اگر چرخه بازار تغییر کند، همین همبستگی می‌تواند سرعت افت را افزایش دهد. سرمایه‌گذارانی که امروز چند صندوق فناوری را در سبد خود دارند، ممکن است تصور کنند ریسک خود را میان دارایی‌های مختلف تقسیم کرده‌اند؛ در حالی که بخش بزرگی از این سبد ممکن است در نهایت به عملکرد QQQ و جریان سرمایه به سمت فناوری وابسته باشد. جمع‌بندی بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تفاوت ظاهری میان صندوق‌ها و صنایع الزاماً به معنای تفاوت واقعی در ریسک نیست. SOXX و QQQ با وجود ترکیب متفاوت، در شش ماه گذشته حرکت بسیار نزدیکی داشته‌اند و عملکرد سه‌ساله TQQQ، QLD و QQQ نیز نشان می‌دهد که اهرم می‌تواند همان ریسک بازار را تنها با شدت بیشتری به سرمایه‌گذار منتقل کند. مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران، انتخاب تعداد بیشتری از صندوق‌ها نیست؛ بلکه شناخت عواملی است که پشت حرکت آنها قرار دارد. اگر چندین دارایی همگی به یک روایت مانند هوش مصنوعی، نرخ بهره یا اشتهای بازار برای ریسک وابسته باشند، تنوع ظاهری می‌تواند در زمان بحران از بین برود. در نهایت، همبستگی بالا الزاماً یک هشدار برای خروج از سهام فناوری نیست؛ بلکه هشداری درباره مدیریت ریسک و شناخت دقیق سبد سرمایه‌گذاری است. تا زمانی که روند صعودی ادامه دارد، این همبستگی می‌تواند به نفع سرمایه‌گذار باشد، اما هنگام تغییر چرخه، تفاوت میان «تنوع واقعی» و «تکرار یک ریسک» می‌تواند بسیار پرهزینه شود. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

سرمایه‌گذاران شاخص S&P 500 امروز بیشتر از اپل، سهام انویدیا دارند

وقتی سرمایه‌گذاری وارد یک صندوق شاخصی مانند S&P 500 می‌شود، تصور عمومی این است که مالک بخشی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکا به‌صورت متنوع است. اما تغییرات اخیر بازار نشان می‌دهد ساختار این شاخص بیش از گذشته تحت تأثیر تعداد محدودی از شرکت‌های غول‌پیکر فناوری قرار گرفته است. در یک نگاه صندوق شاخصی Vanguard S&P 500 ETF در پایان ژوئن ۲۰۲۶، حدود ۷.۵٪ از دارایی‌های خود را به سهام انویدیا اختصاص داده بود؛ در حالی که سهم اپل حدود ۶.۵۸٪ بود. پنج شرکت بزرگ این صندوق یعنی انویدیا، اپل، مایکروسافت، آمازون و آلفابت بیش از ۲۵٪ کل دارایی یک تریلیون دلاری آن را تشکیل می‌دهند. ارزش بازار انویدیا پس از عبور از اپل به حدود ۵.۳ تریلیون دلار رسیده و اکنون حدود ۸۰۰ میلیارد دلار بیشتر از ارزش بازار اپل است. رشد انفجاری تقاضا برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی باعث شده شاخص S&P 500 بیش از هر زمان دیگری به عملکرد چند شرکت بزرگ فناوری وابسته شود. بر اساس آخرین داده‌ها، سرمایه‌گذاران صندوق Vanguard S&P 500 ETF اکنون سهم بیشتری از انویدیا نسبت به اپل در اختیار دارند؛ اتفاقی که نشان‌دهنده تغییر بزرگ در رهبری بازار سهام آمریکا و قدرت روزافزون صنعت هوش مصنوعی است. در پایان ژوئن ۲۰۲۶، انویدیا با اختصاص ۷.۵۰٪ از وزن این صندوق، بزرگ‌ترین موقعیت سرمایه‌گذاری آن بود. در مقابل، اپل که سال‌ها عنوان بزرگ‌ترین سهم این شاخص را در اختیار داشت، با وزن ۶.۵۸٪ در رتبه دوم قرار گرفت. به زبان ساده، اگر فردی ۱۰ هزار دلار در این صندوق سرمایه‌گذاری کرده باشد، حدود ۷۵۰ دلار از سرمایه او به‌طور غیرمستقیم در سهام انویدیا و حدود ۶۵۸ دلار در سهام اپل قرار دارد. پایان دوران سلطه اپل بر صدر بازار برای سال‌ها اپل نماد اصلی قدرت بازار سهام آمریکا بود. رشد فروش آیفون، سودآوری بالا و جریان نقدی قدرتمند این شرکت باعث شده بود سرمایه‌گذاران آن را یکی از امن‌ترین دارایی‌های بازار بدانند. اما موج جدید سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی معادلات را تغییر داد. انویدیا که زمانی تنها یک شرکت تولیدکننده تراشه‌های گرافیکی شناخته می‌شد، اکنون به ستون اصلی توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی در جهان تبدیل شده است. این شرکت نخستین بار در ۵ ژوئن ۲۰۲۴ از نظر ارزش بازار از اپل عبور کرد. در آن زمان ارزش بازار انویدیا حدود ۳.۰۲ تریلیون دلار و ارزش بازار اپل حدود ۲.۹۹ تریلیون دلار بود. تنها چند هفته بعد، انویدیا حتی از مایکروسافت نیز عبور کرد و جایگاه بزرگ‌ترین شرکت جهان از نظر ارزش بازار را به دست آورد. اکنون فاصله میان این دو غول فناوری بسیار بیشتر شده است. ارزش بازار انویدیا حدود ۵.۳ تریلیون دلار برآورد می‌شود، در حالی که ارزش بازار اپل حدود ۴.۵ تریلیون دلار است؛ یعنی اختلافی نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار. شاخص S&P 500 بیشتر از گذشته به هوش مصنوعی وابسته شده است صندوق Vanguard S&P 500 ETF حدود ۱.۰۵ تریلیون دلار دارایی را در اختیار دارد و روی کاغذ مالک ۵۲۰ شرکت آمریکایی است. اما توزیع سرمایه میان این شرکت‌ها بسیار نابرابر شده است. پس از انویدیا و اپل، شرکت‌های مایکروسافت با وزن ۴.۲۹٪، آمازون با ۳.۶۱٪ و آلفابت، مالک گوگل، با ۳.۲۴٪ در رتبه‌های بعدی قرار دارند. در مجموع، همین پنج شرکت بیش از ۲۵.۲۲٪ کل دارایی صندوق را تشکیل می‌دهند. اگر هر دو نوع سهام آلفابت نیز محاسبه شود، سهم شرکت‌های بزرگ فناوری به حدود ۲۸٪ افزایش پیدا می‌کند. این تمرکز نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری در شاخص S&P 500 دیگر تنها سرمایه‌گذاری روی کل اقتصاد آمریکا نیست؛ بلکه تا حد زیادی سرمایه‌گذاری روی رهبران موج هوش مصنوعی نیز محسوب می‌شود. شرکت‌هایی مانند برادکام و میکرون نیز از این روند بهره برده‌اند. برادکام با وزن ۲.۷۷٪ در رتبه ششم صندوق قرار دارد و میکرون با سهم ۲.۰۱٪ به جمع ۱۰ شرکت بزرگ صندوق اضافه شده است؛ رشدی که مستقیماً به افزایش تقاضا برای تجهیزات و حافظه مورد نیاز سامانه‌های هوش مصنوعی مرتبط است. رشد انویدیا موتور اصلی تغییر وزن شاخص دلیل اصلی افزایش سهم انویدیا در شاخص، تصمیم مدیران صندوق‌ها نبوده است. شاخص S&P 500 بر اساس ارزش بازار شرکت‌ها تنظیم می‌شود؛ بنابراین هر شرکتی که سریع‌تر رشد کند، وزن بیشتری در شاخص پیدا می‌کند. انویدیا در آخرین گزارش مالی خود رشد درآمد سالانه ۸۵٪ را ثبت کرد و درآمد فصل اخیر آن به ۸۱.۶ میلیارد دلار رسید. همین رشد چشمگیر باعث شد ارزش‌گذاری بازار نسبت به آینده این شرکت تغییر کند. در مقابل، کاهش سهم اپل به معنای ضعف این شرکت نیست. اپل همچنان یکی از قدرتمندترین شرکت‌های جهان با درآمد پایدار، برند جهانی و ذخایر نقدی عظیم است. اما سرعت رشد انویدیا در دوره جدید فناوری باعث شده وزن آن در بازار سرمایه افزایش پیدا کند. “ «افزایش تمرکز شاخص S&P 500 روی چند شرکت بزرگ فناوری یک هشدار مهم برای سرمایه‌گذاران است. رشد فعلی می‌تواند ادامه‌دار باشد، اما هر موج بزرگ سرمایه‌گذاری در تاریخ بازارها زمانی با آزمون ارزش‌گذاری مواجه شده است. بنابراین، هوش مصنوعی همچنان یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های اقتصادی دهه آینده است، اما مدیریت ریسک و توجه به قیمت خرید، تفاوت میان سرمایه‌گذاری هوشمندانه و دنبال کردن صرف یک هیجان بازار خواهد بود.» بابک شیری وابستگی بیشتر؛ فرصت یا ریسک؟ تمرکز بالای شاخص روی چند شرکت بزرگ فناوری، هم فرصت ایجاد می‌کند و هم ریسک. از یک طرف، سرمایه‌گذاران شاخصی بدون نیاز به انتخاب مستقیم سهام، از رشد شرکت‌هایی مانند انویدیا، مایکروسافت و آلفابت بهره‌مند شده‌اند. مدل وزنی شاخص نیز باعث می‌شود شرکت‌های موفق به‌صورت خودکار سهم بیشتری پیدا کنند. اما از طرف دیگر، افزایش وابستگی شاخص به چند شرکت محدود می‌تواند نوسانات بازار را بیشتر کند. برای مثال، کاهش ۲۰٪ قیمت سهام انویدیا، در شرایط ثابت بودن سایر عوامل، می‌تواند حدود ۱.۵٪ از ارزش کل صندوق را کاهش دهد. در حال حاضر، ۱۰ شرکت بزرگ صندوق حدود ۳۶.۳۳٪ از کل دارایی آن را تشکیل می‌دهند؛ یعنی از هر ۱۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری، حدود ۳۶۳۳ دلار در اختیار همین ۱۰ شرکت است و باقی سرمایه میان ۵۱۰ شرکت دیگر تقسیم می‌شود. آینده بازار؛ ادامه سلطه هوش مصنوعی یا بازگشت تعادل؟ بازار سهام آمریکا در سال‌های اخیر شاهد یکی از بزرگ‌ترین تغییرات ساختاری خود بوده است. همان‌طور که اپل سال‌ها نماد تحول دیجیتال بود، اکنون انویدیا نماینده موج جدید سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی محسوب می‌شود. با این حال، تاریخ بازار نشان داده هیچ رهبری دائمی نیست. همان‌طور که اپل توانست سال‌ها در صدر باقی بماند، ممکن است در آینده شرکت‌های دیگری نیز جایگاه فعلی رهبران هوش مصنوعی را تغییر دهند. طراحی شاخص‌های وزنی بازار نیز این امکان را فراهم می‌کند که در صورت کاهش قدرت یک صنعت، سهم آن به مرور کاهش پیدا کند؛ بدون اینکه سرمایه‌گذار نیاز به تصمیم‌گیری مستقیم داشته باشد. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا سرمایه‌گذاران در جست‌وجوی درآمد پایدار، دوباره به صندوق‌های سود تقسیمی بازگشته‌اند؟

در دنیای سرمایه‌گذاری، بسیاری از افراد به دنبال راهی هستند که بدون درگیر شدن روزانه با نوسانات بازار، درآمدی پایدار از دارایی‌های خود ایجاد کنند. اما تجربه بازار نشان داده است که سودهای بسیار بالا همیشه نشانه فرصت جذاب نیستند و در بسیاری از موارد می‌توانند هشداری درباره ریسک‌های پنهان باشند. در یک نگاه  صندوق‌های سود تقسیمی به جای دنبال کردن سودهای بسیار بالا، روی درآمد پایدار و شرکت‌های باکیفیت تمرکز دارند.  ترکیب شرکت‌هایی مانند اکسون موبیل، شورون، اب‌وی، ورایزون و فایزر، ریسک سرمایه‌گذاری تک‌سهمی را کاهش می‌دهد.  این صندوق در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۱ درصد رشد کرده و بازدهی آن از برخی شرکت‌های موجود در سبدش بهتر بوده است.  پیام اصلی برای سرمایه‌گذاران: ثبات درآمد و کیفیت شرکت‌ها در بلندمدت اهمیت بیشتری از سودهای غیرواقعی و پرریسک دارد. سهام یا صندوق‌هایی که وعده سودهای سالانه بالاتر از ۸ تا ۱۰ درصد می‌دهند، در نگاه نخست بسیار جذاب به نظر می‌رسند؛ اما مشکل اصلی این است که بسیاری از این پرداخت‌ها در بلندمدت قابل حفظ نیستند. کاهش سود تقسیمی، توقف پرداخت‌ها یا افت شدید قیمت دارایی می‌تواند تمام مزیت ظاهری چنین سرمایه‌گذاری‌هایی را از بین ببرد. به همین دلیل، بسیاری از سرمایه‌گذاران محتاط به جای دنبال کردن بالاترین سود ممکن، به دنبال شرکت‌هایی هستند که توانایی پرداخت سود منظم و پایدار دارند. یکی از ابزارهایی که برای این هدف مورد توجه قرار گرفته، صندوق سرمایه‌گذاری آی‌شیرز با سود تقسیمی بالا است؛ صندوقی که تلاش می‌کند با ترکیبی از شرکت‌های قدرتمند، درآمدی مستمر برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند. درآمد پایدار مهم‌تر از سودهای هیجان‌انگیز یکی از اشتباهات رایج سرمایه‌گذاران، تمرکز بیش از حد روی رقم سود تقسیمی است. سود بالا همیشه به معنای سرمایه‌گذاری بهتر نیست؛ زیرا ممکن است ناشی از افت شدید قیمت سهام یا مشکلات مالی شرکت باشد. شرکت‌هایی که سود تقسیمی پایدار پرداخت می‌کنند معمولاً دارای جریان نقدی قوی، کسب‌وکار تثبیت‌شده و توانایی عبور از دوره‌های سخت اقتصادی هستند. چنین شرکت‌هایی شاید سودهای بسیار بزرگ و کوتاه‌مدت ایجاد نکنند، اما در طول سال‌ها می‌توانند منبع قابل اعتمادی برای درآمد سرمایه‌گذاران باشند. صندوق مورد بررسی نیز دقیقاً با همین رویکرد طراحی شده است. هدف اصلی آن دنبال کردن شاخصی است که شرکت‌هایی با سود تقسیمی جذاب و کیفیت مالی بالا را انتخاب می‌کند. این صندوق به جای تمرکز روی یک صنعت یا یک شرکت خاص، سرمایه سرمایه‌گذاران را میان مجموعه‌ای از شرکت‌های بزرگ توزیع می‌کند. این موضوع باعث می‌شود ریسک کاهش ارزش یک سهم خاص، تأثیر کمتری بر کل سرمایه داشته باشد. ترکیب شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده سبد این صندوق شامل برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی است که سابقه طولانی در پرداخت سود دارند. در میان پنج دارایی اصلی آن می‌توان به شرکت‌های زیر اشاره کرد: اکسون موبیل شورون اِب‌وی ورایزون فایزر این شرکت‌ها در صنایع مختلف فعالیت می‌کنند و همین تنوع، یکی از نقاط قوت اصلی صندوق محسوب می‌شود. برای مثال، سود تقسیمی شرکت ورایزون حدود ۵.۸ درصد و سود تقسیمی فایزر حدود ۶.۳ درصد گزارش شده است. چنین ارقامی برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال درآمد منظم هستند، جذابیت بالایی دارد. با این حال، مزیت اصلی صندوق فقط میزان سود پرداختی شرکت‌ها نیست، بلکه ترکیب چندین شرکت مختلف در کنار یکدیگر است. سرمایه‌گذار به جای انتخاب یک سهم و پذیرش تمام ریسک‌های آن، مالک بخشی از مجموعه‌ای از شرکت‌های بزرگ می‌شود. عملکرد بهتر از برخی سهام بزرگ بازدهی این صندوق در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تنوع می‌تواند نقش مهمی در عملکرد سرمایه‌گذاری داشته باشد. ارزش واحدهای این صندوق از ابتدای سال حدود ۲۱ درصد افزایش یافته است؛ عملکردی که از برخی شرکت‌های بزرگ موجود در ترکیب آن بهتر بوده است. در همین دوره، افزایش قیمت نفت باعث رشد قابل‌توجه سهام شرکت‌های انرژی شد. قیمت سهام اکسون موبیل حدود ۳۷ درصد و شورون حدود ۳۵ درصد افزایش یافت. اما عملکرد همه شرکت‌ها مشابه نبود. سهام اب‌وی حدود ۱۳ درصد، فایزر حدود ۹ درصد و ورایزون حدود ۱۹ درصد رشد کردند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد حتی شرکت‌های بزرگ و سودده نیز می‌توانند در دوره‌های مختلف عملکرد متفاوتی داشته باشند. صندوق‌های متنوع به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهند بدون نیاز به پیش‌بینی دقیق برنده یا بازنده بازار، از رشد مجموعه‌ای از دارایی‌ها بهره‌مند شوند. کاهش ریسک با سرمایه‌گذاری متنوع یکی از مهم‌ترین مزیت‌های صندوق‌های سود تقسیمی، کاهش وابستگی به عملکرد یک شرکت خاص است. برای مثال، اگر قیمت نفت کاهش پیدا کند، احتمالاً سهام شرکت‌های انرژی مانند اکسون موبیل و شورون تحت فشار قرار می‌گیرد. اما در همان شرایط، ممکن است شرکت‌های دارویی یا مخابراتی عملکرد بهتری داشته باشند و بخشی از این کاهش را جبران کنند. این ویژگی برای سرمایه‌گذاران محافظه‌کار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف اصلی آنها معمولاً حفظ سرمایه و ایجاد جریان درآمدی پایدار است، نه کسب بیشترین بازده در کوتاه‌ترین زمان. در شرایطی که بازار سهام آمریکا با ارزش‌گذاری‌های بالا و نوسانات قابل‌توجه روبه‌رو است، داشتن دارایی‌هایی که درآمد منظم ایجاد می‌کنند می‌تواند نقش مهمی در تعادل پرتفوی داشته باشد. “ «در بازارهای پرنوسان، درآمد پایدار اغلب ارزشمندتر از سودهای هیجان‌انگیز است؛ زیرا سرمایه‌گذارانی که به دنبال ثبات هستند، بیشتر از رشد کوتاه‌مدت به دوام جریان نقدی اهمیت می‌دهند.» بابک شیری سود تقسیمی؛ ابزار مقابله با نوسانات بازار در دوره‌هایی که بازارهای سهام رشد قدرتمندی دارند، توجه بسیاری از سرمایه‌گذاران به شرکت‌های رشدی و فناوری جلب می‌شود. اما در زمان اصلاح بازار، شرکت‌های دارای سود تقسیمی پایدار معمولاً جذابیت بیشتری پیدا می‌کنند. دلیل آن ساده است؛ سرمایه‌گذار علاوه بر تغییرات قیمت سهم، از جریان نقدی منظم نیز بهره‌مند می‌شود. وارن بافت بارها تأکید کرده است که سرمایه‌گذاران باید زمانی محتاط باشند که دیگران بیش از حد هیجان‌زده هستند. این دیدگاه نشان می‌دهد تمرکز بر کیفیت کسب‌وکار و پایداری درآمد، در بسیاری از دوره‌ها اهمیت بیشتری از دنبال کردن سودهای کوتاه‌مدت دارد. آیا صندوق‌های سود تقسیمی گزینه مناسبی هستند؟ صندوق‌های سود تقسیمی برای همه سرمایه‌گذاران مناسب نیستند، اما برای افرادی که به دنبال درآمد منظم، کاهش ریسک و سرمایه‌گذاری بلندمدت هستند، می‌توانند گزینه‌ای قابل بررسی باشند. این نوع سرمایه‌گذاری شاید سودهای بسیار بزرگ و سریع ایجاد نکند، اما مزیت اصلی آن در ثبات، تنوع و کاهش وابستگی به یک سهم خاص است. در شرایطی که بسیاری از دارایی‌ها با قیمت‌های بالا معامله می‌شوند، انتخاب شرکت‌هایی با سابقه مالی قوی و توانایی پرداخت سود منظم می‌تواند یک استراتژی منطقی برای حفظ ارزش سرمایه باشد. در نهایت، سرمایه‌گذاری موفق بیشتر از آنکه به پیدا کردن بالاترین سود ممکن وابسته باشد، به انتخاب دارایی‌هایی بستگی دارد که بتوانند در طول زمان عملکرد قابل اتکایی داشته باشند. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر