EURUSD 1.11772 USD ▼ 0.08%
XAUUSD 3,906.13 USD ▼ 1.03%
AAPL 338.32 USD ▼ 1.83%
WTI 98.55 USD ▲ 2.17%
BTCUSD 77,016.03 USD
SP500 7,541.40 ▼ 0.51%
AUDUSD 0.69818 USD ▼ 0.21%
EURJPY 176.950 JPY ▲ 0.16%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۱۸ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۱۸ دقیقه پیش

احتمال تسلط دموکرات‌ها بر هر دو مجلس کنگره؛ برآورد UBS از شانس ۵۰ درصدی

بانک UBS احتمال پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس کنگره آمریکا را ۵۰ درصد برآورد کرده است. در همین حال، بازارهای پیش‌بینی احتمال در اختیار گرفتن مجلس نمایندگان توسط دموکرات‌ها را ۹۴ درصد و احتمال کسب اکثریت سنا را ۷۷ درصد ارزیابی می‌کنند. بانک UBS هشدار داده است که در صورت تسلط دموکرات‌ها بر هر دو مجلس، پیشبرد برنامه‌های مالی دونالد ترامپ و مذاکرات مربوط به افزایش سقف بدهی دولت در سال ۲۰۲۷ می‌تواند پیچیده‌تر شود. با این حال، به ارزیابی این بانک، سیاست‌های تعرفه‌ای و سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی تا حد زیادی از پیامدهای چنین تغییری در کنترل کنگره مصون خواهند ماند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

چرا سهام آمازون سقوط کرد؟ نگرانی از تورم، هزینه‌های هوش مصنوعی و فشار بر جریان نقدی

افت سهام آمازون در آستانه انتشار گزارش مالی سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶، بار دیگر توجه بازار را به هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی، چشم‌انداز تورم و پایداری جریان نقدی شرکت‌های بزرگ فناوری جلب کرده است. نگرانی سرمایه‌گذاران دیگر صرفاً به میزان رشد درآمد محدود نیست؛ بلکه این پرسش اهمیت بیشتری پیدا کرده است که آیا سرمایه‌گذاری‌های عظیم در زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌توانند بازدهی کافی ایجاد کنند، بدون آنکه فشار تورمی و افزایش هزینه تأمین مالی، ارزش اقتصادی این سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش دهد؟ در یک نگاه سهام آمازون در معاملات صبح ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶، حدود ۳٫۴ درصد افت کرد؛ نگرانی پیش از انتشار گزارش مالی، فشار فروش را تشدید کرد. پیش‌بینی هزینه سرمایه‌ای ۲۲۰ میلیارد دلاری شرکت در سال ۲۰۲۶، نگرانی درباره جریان نقدی آزاد و بازده سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را افزایش داده است. گزارش آلفابت و ثبت جریان نقدی آزاد منفی برای دومین فصل متوالی، حساسیت بازار نسبت به هزینه‌های زیرساختی شرکت‌های فناوری را بالا برده است. تداوم تورم، افزایش احتمالی نرخ بهره و بالا ماندن هزینه سرمایه می‌تواند ارزش‌گذاری سهام رشدی را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند جهت حرکت تورم باید با داده‌های رسمی سنجیده شود. هزینه‌های هوش مصنوعی؛ عامل اصلی فشار بر سهام آمازون بر اساس گزارش منتشرشده در اینوستینگ، سهام آمازون در معاملات صبح پنجشنبه ۲۹ اکتبر حدود ۳٫۴ درصد کاهش یافت؛ زیرا سرمایه‌گذاران پیش از انتشار گزارش مالی شرکت، نسبت به پیامدهای سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی محتاط‌تر شدند. در همین روز، افت سهام آلفابت پس از گزارش مالی این شرکت، نگرانی‌ها درباره بازده سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی را به سایر شرکت‌های بزرگ فناوری منتقل کرد. آمازون برای توسعه زیرساخت‌های رایانش ابری و هوش مصنوعی، هزینه سرمایه‌ای سال ۲۰۲۶ خود را به ۲۲۰ میلیارد دلار افزایش داده است. چنین سطحی از سرمایه‌گذاری می‌تواند ظرفیت پردازشی و درآمد آینده خدمات ابری را تقویت کند؛ اما در کوتاه‌مدت، منابع نقدی بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد و ریسک تأخیر در بازگشت سرمایه را افزایش می‌دهد. تورم؛ حلقه اتصال هزینه سرمایه و ارزش‌گذاری سهام تورم یکی از متغیرهای کلیدی برای ارزیابی پیامدهای این سرمایه‌گذاری‌هاست. افزایش پایدار سطح قیمت‌ها می‌تواند هزینه ساخت مراکز داده، تجهیزات، انرژی، نیروی کار و نگهداری زیرساخت‌ها را بالا ببرد. اگر هزینه‌های عملیاتی و سرمایه‌ای سریع‌تر از درآمد رشد کنند، حاشیه سود و جریان نقدی آزاد شرکت تحت فشار قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، اگر تورم بالاتر از انتظار باقی بماند، احتمال کاهش سریع نرخ بهره محدودتر می‌شود. در چنین شرایطی، نرخ تنزیل جریان‌های نقدی آینده ممکن است بالا بماند و ارزش فعلی سودهایی که سرمایه‌گذاران برای سال‌های آینده پیش‌بینی می‌کنند، کاهش یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌هایی اهمیت دارد که بخش قابل‌توجهی از ارزش بازار آن‌ها بر رشد سودآوری در آینده استوار است. بااین‌حال، افت سهام به‌تنهایی نشانه افزایش تورم نیست. برای تعیین جهت واقعی این متغیر، باید شاخص قیمت مصرف‌کننده، شاخص قیمت تولیدکننده، رشد دستمزدها و انتظارات نرخ بهره بررسی شوند. همچنین افزایش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای را در بلندمدت جبران کند. جریان نقدی آزاد؛ معیار سنجش بازده سرمایه‌گذاری بر اساس گزارش منبع، هزینه‌های زیرساختی آمازون جریان نقدی آزاد این شرکت را تحت فشار قرار داده و تحلیلگران درباره تداوم این وضعیت هشدار داده‌اند. جریان نقدی آزاد نشان می‌دهد شرکت پس از تأمین هزینه‌های سرمایه‌ای، چه میزان نقدینگی برای توسعه فعالیت‌ها، بازپرداخت بدهی و سایر مصارف در اختیار دارد. نکته تعیین‌کننده، مقایسه هزینه‌های امروز با درآمد و سود عملیاتی آینده است. اگر رشد خدمات ابری و تقاضای هوش مصنوعی بتواند بازده مناسبی ایجاد کند، سرمایه‌گذاری فعلی ممکن است به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شود؛ اما اگر تقاضا یا درآمدزایی کمتر از انتظار باشد، فشار بر جریان نقدی می‌تواند طولانی‌تر شود. رقابت و انتظار برای گزارش مالی در کنار عوامل مرتبط با هوش مصنوعی، تقویت برنامه عضویت ترکیبی والمارت نیز می‌تواند رقابت در تجارت الکترونیکی را تشدید کند. بااین‌حال، محرک اصلی نوسان گزارش‌شده، نگرانی درباره هزینه‌های سرمایه‌ای و انتظار بازار برای انتشار نتایج مالی آمازون بوده است. طبق گزارش منبع، سهام این شرکت به محدوده ۲۴۱٫۲۴ دلار رسید؛ درحالی‌که بالاترین قیمت ۵۲ هفته گذشته آن ۲۸۷٫۲۰ دلار بود. این ارقام به تاریخ گزارش مربوط‌اند و نباید به‌عنوان قیمت لحظه‌ای تلقی شوند. بازار برای ارزیابی چشم‌انداز سهم، علاوه بر رشد خدمات ابری، به راهنمای مدیریت درباره هزینه‌های آینده، حاشیه سود و جریان نقدی توجه خواهد کرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

پشت‌پرده دفاع UBS از طلا؛ ۳ ستون مانع ریزش قیمت به زیر ۴,۰۰۰ دلار

در یک نگاه ایجاد کف قیمتی مستحکم در مرز ۴,۰۰۰ دلار: موسسه مالی UBS اعلام کرد افت قیمت طلا بسیار محدود است؛ چرا که خریداران ساختاری در حال تبدیل سطح ۴,۰۰۰ دلار به یک کف قیمتی قوی هستند. سه ستون اصلی پشتیبان فلز زرد: خریدهای مداوم بانک‌های مرکزی، تقاضای قوی در بازار چین و نگرانی‌های ساختاری از بدهی‌های عمومی دولت‌ها، سه پایه اصلی حمایت از طلا محسوب می‌شوند. اصلاح‌های قیمتی؛ فرصت خریدهای جدید: با وجود خروج کوتاه مدت سرمایه از صندوق‌های ETF، بانک یو‌بی‌اس معتقد است افت‌های فعلی فرصتی برای ورود دوباره و افزایش سهم طلا در سبد دارایی‌هاست. به گزارش اختصاصی آمون شریدان در پایگاه خبری فست‌بول (FastBull)، موسسه سرمایه‌گذاری بزرگ یو‌بی‌اس (UBS) در تازه‌ترین ارزیابی خود اعلام کرد که افت بیشتر قیمت طلا بسیار محدود بوده و مرز ۴,۰۰۰ دلار به عنوان یک حمایت کلیدی عمل خواهد کرد. اگرچه صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل معامله (ETF) در هفته گذشته شاهد خروج خالص سرمایه بودند و سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدت پوزیشن‌های خود را کاهش دادند، اما UBS تاکید دارد که پایه‌های بنیادی و ساختاری بازار طلا کماکان دست‌نخورده باقی مانده‌اند. با ما در یوتوتایمز همراه باشید تا بر پایه گزارش اختصاصی وب‌سایت اینوستینگ‌لایو، سه ستون حمایت از طلا و توصیه استراتژیک UBS را بررسی کنیم. تقابل سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدت و خریداران ساختاری تفاوت میان خروج سرمایه‌های کوتاه‌مدت از صندوق‌های ETF و تداوم خریدهای رسمی، نبرد اصلی در تعیین مسیر بعدی طلا است. خروج سرمایه‌گذاران معامله‌گر باعث فشار فروش مقطعی شده، اما خریداران بلندمدت و نهادی مانع سقوط عمیق‌تر قیمت شده‌اند. تحلیل‌گران UBS باور دارند خریدارانی که افق سرمایه‌گذاری بلندمدت دارند، افت قیمت‌ها تا محدوده ۴,۰۰۰ دلار را نه به‌عنوان سیگنال خروج، بلکه به‌عنوان فرصتی برای خرید در اصلاح ارزیابی می‌کنند. بنابراین تا زمانی که سطح ۴,۰۰۰ دلار حفظ شود، سناریوی صعودی معتبر باقی می‌ماند. سه ستون اصلی برای بقای طلا در کانال ۴,۰۰۰ دلار بانک یو‌بی‌اس سه عامل کلیدی را به عنوان پایه‌های اصلی حمایت از طلا و محدودکننده ریسک ریزش معرفی کرده است: خریدهای قدرتمند بانک‌های مرکزی: روند افزودن طلا به ذخایر رسمی توسط نهادهای پولی بین‌المللی با قدرت ادامه دارد و سیگنالی مطمئن به بازار صادر می‌کند. تقاضای فیزیکی و باثبات در چین: خریداران چینی کماکان حضور فعال خود را در بازار حفظ کرده‌اند و حجم تقاضای آن‌ها از افت‌های شدید جلوگیری می‌کند. نگرانی از بدهی‌های عمومی و هزینه‌های تامین مالی: رشد بدهی دولت‌های بزرگ و هزینه‌های بالای بازپرداخت آن، جذابیت طلا را به عنوان یک دارایی بدون ریسک اعتباری و پوشش تورمی زنده نگه داشته است. پیش‌بینی مسیر آینده و توصیه‌های استراتژیک پیام اصلی UBS به سرمایه‌گذاران روشن است: ضعف‌های کوتاه‌مدت در جریان خروج سرمایه از ETFها، چشم‌انداز مثبت و ساختاری طلا را تغییری نداده است. این بانک پیشنهاد می‌کند معامله‌گران از اصلاح‌های فعلی قیمت به عنوان فرصتی برای بازسازی و افزایش پوزیشن‌های خرید استفاده کنند. البته UBS خاطرنشان می‌سازد که این تحلیل بر فرض تداوم خریدهای رسمی و تقاضای چین استوار است؛ افت چشمگیر در خریدهای بانک‌های مرکزی یا تداوم خروج سرمایه از ETPها می‌تواند استحکام حمایت ۴,۰۰۰ دلاری را مجدداً وارد آزمون کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

جهش پیش‌بینی نفت برنت به ۱۱۰ دلار؛ بانک UBS از تداوم شکنندگی عرضه خبر داد

در یک نگاه جهش قیمت‌ها و تعدیل صعودی: بانک UBS پیش‌بینی قیمت نفت خام برنت برای پایان سال ۲۰۲۶ را از ۱۰۰ به ۱۱۰ دلار افزایش داد و اهداف قیمتی سال ۲۰۲۷ را نیز بالا برد. شکنندگی عرضه و بحران تنگه هرمز: تداوم ریسک‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، حملات به کشتی‌ها و کاهش محموله‌های خلیج فارس، ثبات عرضه را به شدت تهدید می‌کند. هزینه‌های نجومی حمل‌ونقل: افزایش نرخ تانکرهای بزرگ (VLCC) به ۳۰ تا ۴۰ دلار در هر بشکه و عبور قیمت برنت از ۱۱۵ دلار، فشار هزینه‌ای مضاعفی بر بازار وارد کرده است. بانک UBS به دلیل ادامه ریسک‌های عرضه در خاورمیانه، انتظارات خود از قیمت نفت را دوباره افزایش داده است. این بانک پیش‌بینی‌های خود از قیمت نفت برنت را نه تنها برای پایان سال ۲۰۲۶، بلکه برای سه فصل اول سال ۲۰۲۷ نیز افزایش داده است. در این راستا، بانک پیش‌بینی خود از قیمت نفت خام برنت تا پایان سال ۲۰۲۶ را از ۱۰۰ دلار به ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش داد. بانک UBS اعلام کرد، اگرچه قیمت نفت ممکن است در ماه‌های آینده بالا بماند، اما عرضه نفت خاورمیانه همچنان در برابر تحولات ژئوپلیتیکی آسیب‌پذیر خواهد بود. اصلاح پیش‌بینی‌های قیمت نفت برای سال ۲۰۲۷ بانک UBS پیش‌بینی‌های قیمت نفت خود را نه تنها برای پایان سال ۲۰۲۶، بلکه برای سال ۲۰۲۷ نیز افزایش داده است. این بانک پیش‌بینی خود برای قیمت نفت خام برنت در مارس ۲۰۲۷ را از ۹۰ دلار به ۹۵ دلار افزایش داد. همچنین، پیش‌بینی ژوئن ۲۰۲۷ از ۸۵ دلار به ۹۰ دلار و تخمین سپتامبر ۲۰۲۷ از ۸۰ دلار به ۸۵ دلار افزایش یافت. بنابراین، UBS همچنان انتظار دارد که قیمت نفت برنت در طول سال ۲۰۲۷ به تدریج کاهش یابد و مسیر قیمتی بالاتری نسبت به تخمین‌های قبلی خود پیش‌بینی می‌کند. این بانک اعلام کرد که محموله‌های نفت در خاورمیانه پس از اختلالات عمده‌ای که در اوایل سال تجربه شد، به طور قابل توجهی بهبود یافته است. در مقابل، افزوده که محموله‌های نفت و میعانات گازی کشورهای خلیج فارس همچنان پایین‌تر از سطح قبل از درگیری است. این بانک اعلام کرد که خطر اختلالات مجدد در تولید و صادرات در منطقه همچنان فشار رو به بالایی بر قیمت نفت وارد می‌کند. تأثیر حملات تنگه هرمز و جهش هزینه‌های حمل‌ونقل ارزیابی بانک UBS همچنین خطرات مربوط به حمل و نقل دریایی در داخل و اطراف تنگه هرمز را آشکار کرده است. گزارش‌های مربوط به حملات به کشتی‌های منطقه در ماه اکتبر به بالاترین حد خود رسید و باعث افزایش هزینه‌های بیمه و حمل و نقل دریایی شد. طبق اعلام این بانک، هزینه‌های بالای حمل و نقل همچنان یکی از عوامل کلیدی حمایت از قیمت نفت برنت است. بطوریکه، هزینه‌های تانکر به ۳۰ تا ۴۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. بانک UBS همچنین به افزایش هزینه‌های حمل و نقل برای تانکرهای نفت بسیار بزرگ که محموله را از خاورمیانه به چین حمل می‌کنند، اشاره کرد. هزینه حمل کالا در نفتکش‌هایی که VLCC نامیده می‌شوند، از تقریباً ۱ تا ۳ دلار برای هر بشکه در ۱۰ سال گذشته به محدوده ۳۰ تا ۴۰ دلار در شرایط کنونی افزایش یافته است. این بانک اعلام کرد که طولانی‌تر شدن زمان حمل و نقل و کمبود عرضه نفتکش از عوامل مؤثر در این افزایش بوده است. در واقع، افزایش شدید هزینه‌های حمل و نقل نه تنها شرکت‌های لجستیکی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه مستقیماً بر قیمت نفت نیز تأثیر می‌گذارد. طبق گزارش UBS، افزایش هزینه‌های حمل نفت از مناطق تولید به مراکز مصرف، فشار هزینه‌ای را بر نفت خام برنت افزایش می‌دهد. به باور کارشناسان، اگر خطرات امنیتی در اطراف تنگه هرمز ادامه یابد، این تأثیر می‌تواند ادامه یابد. عبور قیمت نفت از مرز ۱۱۵ دلار قیمت نفت روز چهارشنبه پس از حمله به پالایشگاهی در عربستان سعودی بیش از ۱ درصد افزایش یافت و قیمت نفت خام برنت به بالای ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسید. تحولات ژئوپلیتیکی و نگرانی‌ها در مورد امنیت عرضه، ریسک افزایش قیمت نفت را بالا نگه داشته است. بانک UBS تأکید کرد که عدم قطعیت در پیش‌بینی‌های قیمت نفت همچنان بالاست. این بانک اعلام کرد که روند غیرقابل پیش‌بینی درگیری‌ها در خاورمیانه، سرعت بهبود تولید نفت در کشورهای حوزه خلیج فارس و تحولات تقاضای جهانی نفت، عوامل تعیین‌کننده در پیش‌بینی‌های آن خواهند بود. بنابراین، اعلام شد که اهداف قیمتی جدید اعلام شده برای نفت خام برنت همچنان نسبت به تحولات ژئوپلیتیکی و سمت عرضه حساس خواهند بود. سناریوی خروج تدریجی و چشم‌انداز آینده نفت برنت پیش‌بینی‌های جدید بانک UBS نشان می‌دهد که قیمت نفت برنت می‌تواند در پایان سال ۲۰۲۶ در سطح ۱۱۰ دلار باقی بماند و پس از آن، قیمت‌ها می‌توانند به تدریج در طول سال ۲۰۲۷ کاهش یابند. با این حال، حتی در این سناریوی نزولی، بانک سطح قیمت بالاتری را نسبت به انتظارات قبلی خود پیش‌بینی می‌کند. این امر نشان می‌دهد که عرضه نفت از خاورمیانه، امنیت تنگه هرمز و هزینه‌های بالای حمل و نقل به عنوان عوامل خطری در نظر گرفته می‌شوند که می‌توانند تأثیر بلندمدت‌تری نسبت به کوتاه‌مدت بر بازار نفت داشته باشند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

آیا بسته اشتراکی جدید والمارت می‌تواند جایگاه آمازون پرایم را به چالش بکشد؟

والمارت با معرفی یک بسته اشتراکی سالانه به ارزش ۱۲۰ دلار، گام تازه‌ای برای رقابت با آمازون برداشته است. این پیشنهاد با ترکیب خدمات والمارت پلاس و سمز کلاب پلاس، نه‌تنها هزینه دسترسی به چند خدمت را کاهش می‌دهد، بلکه با هدف افزایش خرید مشتریان و تقویت رابطه بلندمدت آن‌ها با شرکت طراحی شده است. با این حال، مسئله اصلی این نیست که آیا والمارت می‌تواند به‌سرعت آمازون پرایم را کنار بزند؛ پرسش مهم‌تر آن است که آیا این راهبرد می‌تواند درآمدهای تکرارشونده، فروش اینترنتی و کسب‌وکار تبلیغاتی والمارت را تقویت کند و در نهایت، ارزش اقتصادی بیشتری برای سهام‌داران بسازد. در یک نگاه والمارت بسته اشتراکی مشترک خود را با قیمت سالانه ۱۲۰ دلار عرضه کرده است؛ ۱۰۰ دلار کمتر از هزینه جداگانه دو عضویت. این بسته با قیمت پایین‌تر از آمازون پرایم، خدمات تحویل رایگان، مزایای خرید و دسترسی به محتوای پخش آنلاین را ترکیب می‌کند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد و تعداد اعضای اشتراکی آن ۱۷ درصد رشد کرده است. با وجود قدرت کسب‌وکار والمارت، ارزش‌گذاری بالا و قیمت حدود ۴۰ برابر سود، حاشیه خطای سرمایه‌گذاران را محدود می‌کند. بسته اشتراکی جدید والمارت چه مزایایی دارد؟ مهم‌ترین ویژگی پیشنهاد جدید، ترکیب دو برنامه عضویت در قالب یک بسته سالانه ۱۲۰ دلاری است. قیمت جداگانه این دو عضویت در مجموع ۲۲۰ دلار اعلام شده؛ بنابراین مشتریان با انتخاب بسته جدید، سالانه ۱۰۰ دلار صرفه‌جویی می‌کنند. این مبلغ همچنین ۱۹ دلار کمتر از هزینه سالانه ۱۳۹ دلاری آمازون پرایم است. این بسته مجموعه‌ای از مزایا را در اختیار مشتریان قرار می‌دهد؛ از جمله تحویل رایگان سفارش‌ها، دریافت ۲ درصد اعتبار خرید در قالب «سمز کش» برای برخی خریدهای واجد شرایط، تخفیف ۱۰ سنتی به‌ازای هر گالن بنزین و انتخاب میان دو خدمت پخش آنلاین پیکاک و پارامونت پلاس. البته این پیشنهاد محدودیت‌هایی نیز دارد. اشتراک فقط به‌صورت سالانه ارائه می‌شود و در زمان انتشار گزارش، امکان پرداخت ماهانه یا استفاده از دوره آزمایشی رایگان برای آن وجود نداشت. این شرایط ممکن است بخشی از مشتریان را که ترجیح می‌دهند هزینه عضویت را به‌تدریج پرداخت کنند، از ثبت‌نام منصرف کند. چرا والمارت به دنبال گسترش عضویت است؟ ارزش اقتصادی عضویت برای خرده‌فروشان تنها به مبلغ دریافتی بابت حق اشتراک محدود نمی‌شود. اعضا معمولاً خریدهای بیشتری انجام می‌دهند، دفعات مراجعه آن‌ها افزایش می‌یابد و احتمال انتخاب دوباره همان فروشگاه بیشتر می‌شود. بر اساس گزارش منبع، مشتریان عضو برنامه‌های والمارت حدود چهار برابر مشتریان غیرعضو با این شرکت خرید می‌کنند. اگر این تفاوت در رفتار خرید پایدار باشد، عضویت می‌تواند علاوه بر ایجاد درآمد مستقیم، حجم فروش کالا و فرصت‌های کسب درآمد از تبلیغات را نیز افزایش دهد. این رابطه، چرخه‌ای تقویت‌کننده ایجاد می‌کند: مزایای بیشتر، مشتریان را به عضویت ترغیب می‌کند؛ افزایش عضویت به رشد خرید منجر می‌شود؛ و افزایش تعامل مشتریان، فرصت‌های تازه‌ای برای فروش و تبلیغات فراهم می‌آورد. از این منظر، بسته جدید را باید بخشی از راهبرد گسترده‌تر والمارت برای افزایش سهم خود از هزینه‌های مصرف‌کنندگان دانست. عملکرد مالی والمارت چه می‌گوید؟ اعداد منتشرشده از عملکرد اخیر شرکت، تصویری مثبت از روند فعالیت آن ارائه می‌کنند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد رشد داشته و تعداد اعضای اشتراکی نیز ۱۷ درصد افزایش یافته است. این ارقام نشان می‌دهند که توسعه خدمات دیجیتال و مدل عضویت، در کنار فعالیت فروشگاه‌های فیزیکی، به یکی از محورهای مهم رشد شرکت تبدیل شده است. بر اساس اطلاعات گزارش، سهام والمارت از ابتدای سال میلادی تا زمان نگارش مقاله نزدیک به ۶ درصد افزایش یافته بود. ارزش بازار شرکت نیز به حدود ۹۵۱ میلیارد دلار رسیده بود؛ سطحی که آن را به آستانه ارزش بازار یک تریلیون دلاری نزدیک می‌کرد. با این حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی برای توجیه هر قیمتی کافی نیست. سهام شرکت در زمان انتشار گزارش، حدود ۴۰ برابر سود پیش‌بینی‌شده و سود گذشته معامله می‌شد. چنین ارزش‌گذاری‌ای نشان می‌دهد که بازار انتظارات بالایی از تداوم رشد، حفظ حاشیه سود و موفقیت راهبردهای جدید شرکت دارد. آیا والمارت می‌تواند آمازون پرایم را شکست دهد؟ آمازون پرایم از مزیت مهمی برخوردار است: جایگاهی تثبیت‌شده در عادت خرید مصرف‌کنندگان و مجموعه‌ای از خدمات که ارسال سریع کالا و محتوای سرگرمی را به هم پیوند می‌دهد. همین گستردگی و حضور عمیق در زندگی روزمره مشتریان، جایگزین‌کردن آن را دشوار می‌کند. در مقابل، والمارت از شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی، حضور پررنگ در بازار کالاهای روزمره و توانایی پیوند دادن خرید حضوری با سفارش اینترنتی بهره می‌برد. قیمت پایین‌تر بسته جدید می‌تواند برای خانوارهایی که به دنبال کاهش هزینه‌های خود هستند جذاب باشد؛ به‌ویژه اگر از خدمات هر دو مجموعه والمارت و سمز کلاب استفاده کنند. با این حال، قیمت پایین‌تر لزوماً به معنای برتری رقابتی پایدار نیست. موفقیت بسته به میزان جذب اعضای جدید، استمرار استفاده از خدمات، هزینه ارائه مزایا و سودآوری حاصل از افزایش خرید بستگی دارد. اگر تخفیف‌ها و خدمات رایگان هزینه زیادی ایجاد کنند، رشد تعداد اعضا ممکن است الزاماً به افزایش متناسب سود منجر نشود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

آزمون سخت غول‌های هوش مصنوعی با گزارش متا؛ چرا الگوی سوددهی تغییر کرد؟

در یک نگاه آغاز فصل گزارش‌های مالی با الگوی مِتا (Meta): با انتشار آمارهای مالی متا پس از بسته‌شدن بازار آمریکا، فصل گزارش‌دهی غول‌های فناوری (Mega-Cap) رسماً کلید می‌خورد؛ فصل جدیدی که تحت نرخ‌های بهره بالا و هزینه‌های سنگین سرمایه‌ای برگزار می‌شود. سه آزمون سرنوشت‌ساز بانک UBS برای هوش مصنوعی: بانک سوئیسی UBS تاکید دارد که معامله‌گران سه معیار «سلامت کسب‌وکار اصلی»، «تجاری‌سازی واقع‌بینانه هوش مصنوعی» و «بازگشت ملموس سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی (Capex)» را ملاک ارزیابی قرار خواهند داد. سخت‌گیرتر شدن بازار و افزایش نوسانات تک‌سهم‌ها: با توجه به بالارفتن انتظارات، صرفاً شکستن برآوردهای درآمدی کافی نیست و شفافیت درباره هزینه‌کردهای آینده برای سال ۲۰۲۷ تعیین‌کننده برندگان و بازندگان خواهد بود. فصل گزارش‌های مالی سه ماهه سوم غول‌های فناوری هلدینگ‌های بزرگ آمریکا امروز چهارشنبه با انتشار آمارهای مالی شرکت متا (Meta) آغاز می‌شود. این در حالی است که بانک مطرح UBS در تازه‌ترین ارزیابی خود اعلام کرده که رویه بازار نسبت به سهام هوش مصنوعی تغییر کرده است؛ معامله‌گران دیگر به داستان‌های جذاب پذیرش تکنولوژی قانع نیستند و غول‌های فناوری باید ثابت کنند سرمایه‌گذاری‌های سنگین‌شان در حال تبدیل شدن به سود و درآمد واقعی است. با ما در یوتوتایمز همراه باشید تا در این گزارش تحلیلی بر پایه آخرین مقاله وب‌سایت اینوستینگ‌لایو (InvestingLive)، آزمون‌های سه‌گانه بانک UBS برای آینده سهام هوش مصنوعی را بررسی کنیم. سه آزمون سرنوشت‌ساز UBS برای غول‌های هوش مصنوعی به گفته تحلیلگران یو‌بی‌اس (UBS)، با توجه به بالا ماندن نرخ بهره و افزایش هزینه‌های تامین مالی، تحمل بازار برای هزینه‌کردهای بی‌قید و شرط و بدون بازده در حوزه هوش مصنوعی به‌شدت کاهش یافته است. این بانک ۳ فاکتور کلیدی را برای این فصل مشخص کرده است: سلامت کسب‌وکارهای اصلی (Core Business): غول‌های فناوری با درآمدهای قوی در بخش‌های تبلیغات، نرم‌افزار و تجارت دیجیتال وارد این فصل می‌شوند. سوال اصلی این است که آیا این کسب‌وکارهای سنتی می‌توانند همچنان جور هزینه‌کردهای سنگین هوش مصنوعی را بکشند یا خیر؟ تجاری‌سازی و درآمدزایی مستقیم (Monetisation): افزایش استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی خبر خوبی است، اما سرمایه‌گذاران به‌دنبال شواهدی هستند که نشان دهد این استفاده به سود عملیاتی از طریق حق اشتراک، تبلیغات یا خدمات ابری تبدیل می‌شود. بازگشت سرمایه در بخش زیرساخت‌ها (Capex Returns): میزان استفاده از ظرفیت‌ها، قدرت قیمت‌گذاری و چشم‌انداز هزینه‌های سرمایه‌ای (Capex) برای سال‌های ۲۰۲۷ به بعد، مهم‌ترین بخش سخنرانی مدیران ارشد در کنفرانس‌های خبری خواهد بود. متا در خط مقدم؛ وقتی تبلیغات هزینه زیرساخت را می‌دهد گزارش متا (Meta) پس از بسته‌شدن بازار و کنفرانس تلفنی آن، زاویه دید اولیه معامله‌گران را شکل خواهد داد. متا به عنوان شرکت متکی به درآمد تبلیغاتی که سرمایه‌گذاری چند ده میلیارد دلاری روی زیرساخت‌های هوش مصنوعی را پیش می‌برد، نمونه کاملی از چالش‌های فعلی بازار است. ارزیابی بانک UBS نشان می‌دهد که از نظر بنیادی، سه ماهه سوم قوی خواهد بود؛ اما بالا بودن بیش از حد انتظارات وال‌استریت می‌تواند موجی از نوسانات شدید را در تک‌سهم‌ها ایجاد کند. هرگونه نشانه‌ای از پیشی گرفتن هزینه‌ها بر درآمد، حتی در صورت برآورده شدن پیش‌بینی‌های اولیه، می‌تواند بر سهام شرکت‌های بزرگ فشار وارد کند؛ در حالی که شفافیت در هزینه‌کردها، سوخت بالارفتن سهام تولیدکنندگان تراشه و سخت‌افزار را تامین خواهد کرد. توصیه به سرمایه‌گذاران در برابر نوسانات پیش‌رو بانک UBS همچنان نسبت به فرصت‌های ساختاری هوش مصنوعی در بلندمدت خوش‌بین است و شرکت‌های توسعه‌دهنده ابری (Hyperscalers) و سازندگان باکیفیت نیمه‌هادی‌ها را گزینه‌های مناسبی می‌داند. با این حال، به سرمایه‌گذارانی که سبد سهام آن‌ها تمرکز بالایی روی بخش فناوری دارد پیشنهاد می‌کند از فازهای رشد و صعود بازار برای متعادل‌سازی سبد خود در بخش‌ها و مناطق جغرافیایی مختلف استفاده کنند.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

تورم آمریکا به ۳.۷ درصد رسید؛ چرا والمارت و کاستکو می‌توانند برندگان بزرگ بازار باشند؟

افزایش دوباره تورم در آمریکا، فشار بر بودجه خانوارها را تشدید کرده است؛ اما در میان شرکت‌هایی که با افزایش هزینه‌ها مواجه‌اند، برخی خرده‌فروشان می‌توانند از تغییر رفتار مصرف‌کنندگان سود ببرند. والمارت و کاستکو دو نمونه از این شرکت‌ها هستند که مدل کسب‌وکارشان بر فروش انبوه، حاشیه سود محدود و ارائه قیمت‌های رقابتی استوار است. با گران‌تر شدن سوخت و غذا خوردن در رستوران‌ها، خانوارها بیش از گذشته به دنبال خرید ارزان‌تر هستند؛ روندی که می‌تواند فروش این دو شرکت را تقویت کند. بااین‌حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی به معنای مناسب بودن قیمت سهام نیست. در یک نگاه تورم سالانه آمریکا در سپتامبر به ۳.۷ درصد رسید؛ افزایش ۳۴.۲ درصدی قیمت بنزین نقش مهمی در این رشد داشت. مدل فروش انبوه و حاشیه سود محدود، والمارت و کاستکو را برای جذب مشتریان حساس به قیمت آماده کرده است. درآمد والمارت در سه‌ماهه اخیر ۵.۹ درصد افزایش یافت و فروش هم‌مقیاس کاستکو ۹.۴ درصد رشد کرد. با وجود چشم‌انداز مناسب، ارزش‌گذاری بالای سهام هر دو شرکت می‌تواند بخشی از بازدهی آینده را محدود کند. تورم چگونه به نفع خرده‌فروشان ارزان‌فروش تمام می‌شود؟ بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، شاخص قیمت مصرف‌کننده در دوازده ماه منتهی به سپتامبر ۲۰۲۶، ۳.۷ درصد افزایش یافت؛ درحالی‌که این رقم در ماه اوت ۳.۴ درصد بود. در این میان، قیمت بنزین طی یک ماه ۹.۱ درصد و در مقیاس سالانه ۳۴.۲ درصد رشد کرد. در مقابل، تورم هسته، که مواد غذایی و انرژی را کنار می‌گذارد، به ۲.۶ درصد رسید. یکی از نکات مهم گزارش، تفاوت روند قیمت غذا در خانه و غذا در رستوران است. هزینه غذا خوردن در رستوران‌ها طی یک سال ۳.۵ درصد افزایش یافت، درحالی‌که رشد قیمت مواد غذایی خریداری‌شده برای مصرف خانگی ۱.۸ درصد بود. این فاصله می‌تواند خانوارها را به کاهش دفعات غذا خوردن در بیرون از خانه و خرید بیشتر مواد غذایی برای پخت‌وپز سوق دهد. در چنین شرایطی، فروشگاه‌هایی که امکان خرید کالاهای ضروری با قیمت رقابتی را فراهم می‌کنند، مزیت بیشتری به دست می‌آورند. البته تورم بالا به‌خودی‌خود تضمین‌کننده رشد فروش نیست؛ زیرا افزایش هزینه رفت‌وآمد، کاهش قدرت خرید و تغییر ترکیب سبد مصرفی خانوارها می‌تواند بخشی از این مزیت را خنثی کند. چرا مدل کسب‌وکار والمارت و کاستکو اهمیت دارد؟ مهم‌ترین مزیت این دو شرکت صرفاً ارزان‌فروشی تبلیغاتی نیست؛ بلکه ساختار عملیاتی آن‌ها بر فروش حجم بالای کالا با حاشیه سود محدود استوار شده است. کاستکو سقف افزایش قیمت کالاهای معمولی را برای خود حدود ۱۴ درصد و برای محصولات با نشان تجاری اختصاصی کرکلند حدود ۱۵ درصد تعیین کرده است. این سیاست به تقویت اعتماد اعضا و تثبیت جایگاه شرکت به‌عنوان فروشگاهی مقرون‌به‌صرفه کمک می‌کند. همچنین، حق عضویت بخش مهمی از درآمد سودآور کاستکو را تشکیل می‌دهد و به شرکت اجازه می‌دهد تمرکز بیشتری بر ارزش خرید مشتریان داشته باشد. والمارت نیز با تکیه بر شبکه گسترده فروشگاه‌ها، قدرت خرید بالا و فروش انبوه، تلاش می‌کند کالاهای روزمره را با قیمت رقابتی عرضه کند. این ساختار به شرکت امکان می‌دهد از جذب مشتریان جدید و افزایش دفعات خرید بهره‌مند شود؛ حتی اگر حاشیه سود هر کالا محدود باقی بماند. بااین‌حال، مزیت هزینه‌ای این دو شرکت یکسان نیست. والمارت به مقیاس عملیاتی و شبکه توزیع گسترده خود متکی است، درحالی‌که کاستکو از ترکیب فروش انبوه، عضویت مشتریان و محصولات اختصاصی بهره می‌برد. عملکرد مالی؛ نشانه‌هایی از قدرت تقاضا آمارهای منتشرشده از عملکرد اخیر این دو شرکت نشان می‌دهد که مدل ارزش‌محور آن‌ها با استقبال مشتریان همراه بوده است. فروش هم‌مقیاس والمارت در آمریکا در سه‌ماهه اخیر، با کنار گذاشتن اثر منفی یک‌باره بخش سلامت و تندرستی، ۳.۴ درصد رشد کرد. درآمد کل شرکت نیز با افزایش ۵.۹ درصدی به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی آن هم ۲۳ درصد افزایش یافت؛ موضوعی که نشان‌دهنده نقش فزاینده تجارت اینترنتی در توسعه کسب‌وکار شرکت است. داگ مک‌میلیون، مدیرعامل پیشین والمارت، نیز به جذب مشتریانی از گروه‌های درآمدی بالاتر اشاره کرده بود. این تغییر اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد مزیت قیمتی شرکت تنها برای خانوارهای کم‌درآمد جذاب نیست و بخشی از مصرف‌کنندگان برخوردارتر نیز برای مدیریت هزینه‌های خود به آن روی می‌آورند. عملکرد کاستکو نیز قابل‌توجه بوده است. فروش این شرکت در سه‌ماهه چهارم سال مالی با رشد ۱۱.۲ درصدی به ۹۳.۹ میلیارد دلار رسید و فروش هم‌مقیاس آن ۹.۴ درصد افزایش یافت. درآمد حاصل از حق عضویت نیز با رشد ۷.۳ درصدی به ۱.۸۵ میلیارد دلار رسید. نرخ تمدید عضویت در آمریکا و کانادا به ۹۲.۳ درصد رسید و شمار اعضای دارای عضویت ویژه به رکورد ۴۲.۳ میلیون نفر افزایش یافت. این آمار نشان می‌دهد مشتریان نه‌تنها از کاستکو خرید می‌کنند، بلکه تمایل دارند برای حفظ دسترسی به خدمات آن نیز هزینه بپردازند. آیا سهام این شرکت‌ها هنوز ارزش خرید دارد؟ نقطه حساس تحلیل، تفاوت میان کیفیت یک کسب‌وکار و قیمت سهام آن است. حتی شرکتی با عملکرد عملیاتی قوی، اگر با ارزش‌گذاری بیش‌ازحد بالا معامله شود، لزوماً سرمایه‌گذاری مناسبی نخواهد بود. بر اساس مقاله منتشرشده در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶، سهام هر دو شرکت طی یک ماه بیش از ۱۰ درصد رشد کرده بود. نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده والمارت در محدوده میانی دهه ۳۰ قرار داشت؛ سطحی بالاتر از میانه پنج‌ساله آن که در محدوده میانی دهه ۲۰ بود. این موضوع نشان می‌دهد بازار برای تداوم رشد شرکت انتظارات قابل‌توجهی در نظر گرفته است. کاستکو نیز با نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده در محدوده پایین دهه ۴۰ معامله می‌شد؛ سطحی بالا که البته به میانگین چند سال اخیر شرکت نزدیک بود. بنابراین، بخش مهمی از ارزش‌گذاری بالای آن را می‌توان به کیفیت مدل کسب‌وکار و وفاداری مشتریان نسبت داد؛ هرچند این ویژگی‌ها ریسک قیمت‌گذاری را از بین نمی‌برند. اگر رشد فروش کند شود، هزینه‌های عملیاتی افزایش یابد یا انتظارات سرمایه‌گذاران تغییر کند، سهام این شرکت‌ها ممکن است با فشار مواجه شود. در نتیجه، رشد درآمد و وفاداری مشتریان باید در کنار ارزش‌گذاری، جریان نقدی و توان حفظ حاشیه سود بررسی شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

یو‌بی‌اس نسبت به رشد محدود فروش آیفون هشدار داد؛ هدف قیمتی اپل بدون تغییر در ۲۹۶ دلار باقی ماند

بانک سرمایه‌گذاری یو‌بی‌اس (UBS) با تأکید بر نشانه‌های تضعیف تقاضا برای آیفون، رتبه خنثی سهام اپل و هدف قیمتی ۲۹۶ دلاری آن را حفظ کرد. داده‌های مؤسسه UBS Evidence Lab در بیش از ۳۰ بازار نشان می‌دهد زمان انتظار برای تحویل مدل‌های آیفون پرو نسبت به سال گذشته ۴ روز کاهش یافته، در حالی که زمان انتظار برای مدل‌های پرو مکس تقریباً بدون تغییر مانده است. همچنین، در مقیاس هفتگی، زمان انتظار برای تحویل مدل‌های پرو یک روز و برای مدل‌های پرو مکس پنج روز کاهش یافته است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

هوم دیپو در برابر والمارت؛ مقیاس درآمدی یا فرصت سرمایه‌گذاری؟

در بازار خرده‌فروشی آمریکا، والمارت و هوم دیپو دو الگوی متفاوت کسب‌وکار را نمایندگی می‌کنند. والمارت با شبکه گسترده فروشگاه‌ها و تجارت اینترنتی، از مقیاس درآمدی بسیار بزرگ‌تری برخوردار است؛ در مقابل، هوم دیپو با تمرکز بر مصالح ساختمانی و بهسازی خانه، از چرخه‌های فصلی مشخص‌تری تأثیر می‌پذیرد. مقایسه این دو شرکت نشان می‌دهد که درآمد بیشتر الزاماً به معنای جذابیت بیشتر سهام نیست. در یک نگاه درآمد فصلی والمارت حدود چهار تا پنج برابر هوم دیپو است. فروش هوم دیپو از فصل‌های پررونق ساخت‌وساز تأثیر بیشتری می‌گیرد. والمارت از تنوع جغرافیایی و رشد تجارت اینترنتی بهره می‌برد. هوم دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود نقدی بیشتر، برای برخی سرمایه‌گذاران جذاب‌تر است. دو الگوی متفاوت در خرده‌فروشی هوم دیپو؛ وابسته به چرخه ساخت‌وساز هوم دیپو مصالح ساختمانی، ابزار و محصولات بازسازی خانه را به مشتریان خانگی و پیمانکاران عرضه می‌کند. تقاضا برای این محصولات به عواملی مانند شرایط بازار مسکن، هزینه وام، وضعیت اقتصادی خانوارها و فعالیت‌های ساختمانی وابسته است. به همین دلیل، درآمد شرکت در فصل‌های مختلف نوسان می‌کند. والمارت؛ قدرت مقیاس و تقاضای روزمره والمارت با فروش مواد غذایی و کالاهای مصرفی ضروری، از تقاضایی گسترده و نسبتاً پایدار برخوردار است. شبکه بین‌المللی فروشگاه‌ها، توسعه فروش اینترنتی، بهبود زنجیره تأمین و درآمدهای حاصل از تبلیغات و عضویت، به تقویت جایگاه این شرکت کمک می‌کنند. مقایسه درآمد فصلی دو شرکت بر اساس داده‌های گزارش‌شده در مقاله، درآمد دو شرکت طی هشت فصل اخیر چنین بوده است: فصل مالی درآمد هوم دیپو درآمد والمارت سه‌ماهه سوم ۲۰۲۴ ۴۰.۲ میلیارد دلار (۲۷ اکتبر ۲۰۲۴) ۱۶۹.۶ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۴) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۴ ۳۹.۷ میلیارد دلار (۲ فوریه ۲۰۲۵) ۱۸۰.۶ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۵) سه‌ماهه اول ۲۰۲۵ ۳۹.۹ میلیارد دلار (۴ مه ۲۰۲۵) ۱۶۵.۶ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۵) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ ۴۵.۳ میلیارد دلار (۳ اوت ۲۰۲۵) ۱۷۷.۴ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵) سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵ ۴۱.۴ میلیارد دلار (۲ نوامبر ۲۰۲۵) ۱۷۹.۵ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۵) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ ۳۸.۲ میلیارد دلار (۱ فوریه ۲۰۲۶) ۱۹۰.۷ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۶) سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ ۴۱.۸ میلیارد دلار (۳ مه ۲۰۲۶) ۱۷۷.۸ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۶) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ ۴۷.۹ میلیارد دلار (۲ اوت ۲۰۲۶) ۱۸۷.۹ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶) منبع: داده‌های درآمدی ارائه‌شده برای شرکت‌های هوم دیپو و والمارت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، درآمد هوم دیپو به ۴۷٫۹ میلیارد دلار رسید؛ بالاترین رقم در این مجموعه. درآمد والمارت نیز در همان فصل ۱۸۷٫۹ میلیارد دلار بود. با این حال، برای مقایسه دقیق عملکرد عملیاتی، باید رشد سالانه، حاشیه سود، جریان نقدی و اثر تفاوت دوره‌های مالی نیز بررسی شود. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته این مقایسه، تفاوت میان بزرگی کسب‌وکار و بازده سرمایه‌گذاری است. برتری درآمدی والمارت مزیتی ساختاری محسوب می‌شود، اما ارزش سهام آن به میزان رشدی بستگی دارد که قیمت فعلی از پیش در خود منعکس کرده است. هوم دیپو نیز با وجود نوسان‌های چرخه‌ای، در صورت حفظ سودآوری و جریان نقدی می‌تواند گزینه‌ای جذاب‌تر از منظر درآمد نقدی باشد. بنابراین، تصمیم حرفه‌ای نه بر پایه مقایسه ساده فروش، بلکه بر مبنای ارزش‌گذاری، کیفیت سود و بازده مورد انتظار اتخاذ می‌شود.» بابک شیری ارزش‌گذاری و سود نقدی؛ نقطه تمایز سرمایه‌گذاری طبق ارقام نقل‌شده در مقاله، نسبت قیمت به سود هوم دیپو حدود ۲۱ برابر و برای والمارت حدود ۴۱ برابر بوده است. همچنین بازده سود نقدی هوم دیپو نزدیک به ۳٫۲ درصد و والمارت کمتر از یک درصد گزارش شده است. این تفاوت می‌تواند هوم دیپو را برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور جذاب‌تر کند؛ اما نسبت قیمت به سود پایین‌تر به‌تنهایی نشانه ارزندگی قطعی نیست. چشم‌انداز رشد، پایداری سود، بدهی و جریان نقدی باید در کنار ارزش‌گذاری سنجیده شوند. جمع‌بندی والمارت از نظر مقیاس فروش، گستردگی بازار و ظرفیت رشد بلندمدت برتری دارد. هوم دیپو در مقابل، با تمرکز تخصصی بر بازار بهسازی خانه و بازده سود نقدی بالاتر، می‌تواند انتخاب مناسبی برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور باشد. انتخاب میان این دو شرکت به هدف سرمایه‌گذاری، تحمل ریسک و قیمت خرید بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

وال‌استریت در کمین طلا؛ فرصت خرید یا شروع یک ریزش بزرگ؟

در یک نگاه طلا در محدوده ۴۱۵۰ تا ۴۲۰۰ دلار با دشواری روبه‌رو شده است؛ دلار قدرتمند، بازده بالای اوراق خزانه‌داری آمریکا و انتظارات برای انقباض بیشتر سیاست‌های پولی فدرال رزرو بر قیمت این فلز گران‌بها فشار وارد می‌کنند. بانک‌های مرکزی و صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) مبتنی بر طلا همچنان به خرید این فلز ادامه می‌دهند؛ به‌طوری‌که مجموع ذخایر صندوق‌های جهانی طلا در ماه سپتامبر به رکورد ۴۲۵۶ تن رسید. بانک UBS احتمال بازگشت قیمت طلا را مطرح می‌کند؛ چرا که با کاهش نگرانی‌ها درباره افزایش نرخ بهره، سطح حمایتی ۴۰۰۰ دلار و داده‌های پیش‌روی تورم می‌توانند نقشی تعیین‌کننده در مسیر بعدی بازار داشته باشند. طلا پس از عقب‌نشینی از اوج‌های ماه سپتامبر، که قیمت آن را به بیش از ۴۴۰۰ دلار در هر اونس رسانده بود، برای بازیابی موقعیت خود با دشواری مواجه شده است. تقویت دلار آمریکا، جهش بازده اوراق خزانه‌داری و انتظارات درباره انقباض بیشتر سیاست‌های پولی فدرال رزرو، فشار مضاعفی بر این فلز گران‌بها وارد کرده‌اند. با این حال، در شرایطی که سرمایه‌گذاران سفته‌باز در حال کاهش موقعیت‌های معاملاتی خود هستند، بانک‌های مرکزی و صندوق‌های قابل معامله در بورس با پشتوانه طلا همچنان به خرید این فلز ادامه می‌دهند. این وضعیت پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا طلا وارد یک دوره اصلاح طولانی‌مدت شده است یا افت اخیر قیمت، فرصت خرید دیگری را برای سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند؟ روز دوشنبه، قیمت طلا در محدوده ۴۱۵۰ تا ۴۲۰۰ دلار به ازای هر اونس معامله شد و قراردادهای آتی تحویل دسامبر نیز با کاهش قیمت به حدود ۴۱۸۹ دلار رسیدند. سرمایه‌گذاران در انتظار انتشار داده‌های جدید تورم آمریکا بودند. طلا از اوایل سپتامبر تاکنون حدود ۵ درصد از ارزش خود را از دست داده است؛ افتی که تحت تأثیر شاخص دلار در نزدیکی بالاترین سطح ۱۸ ماه اخیر و بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا در سطوح بالاتر از ۵ درصد رخ داده است. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا همچنان جذاب است؛ ۵ عامل که تقاضای جهانی را تقویت می‌کنند این ترکیب از عوامل، به‌ویژه برای طلا چالش‌برانگیز است؛ چرا که طلا برخلاف اوراق قرضه، سود یا بازدهی دوره‌ای ایجاد نمی‌کند. افزایش نرخ بهره، اوراق دولتی را برای سرمایه‌گذاران جذاب‌تر می‌کند و تقویت دلار نیز هزینه خرید طلا را برای خریداران خارج از آمریکا افزایش می‌دهد. با این حال، عواملی که اکنون بازده اوراق قرضه را به سطوح بالاتر سوق می‌دهند، ممکن است در نهایت به عاملی حمایتی برای طلا تبدیل شوند. چالش تورمی فدرال رزرو فدرال رزرو با یک دوراهی دشوار و فزاینده روبه‌رو است: از یک سو، رشد اقتصادی در حال کاهش است و از سوی دیگر، تورم همچنان در سطوح بالا باقی مانده است. گزارش اشتغال آمریکا در ماه سپتامبر نشان داد که تنها ۲۹ هزار شغل جدید ایجاد شده است. هم‌زمان، شاخص مقدماتی اطمینان مصرف‌کنندگان در ماه اکتبر به ۴۶.۳ کاهش یافت. در همین حال، افزایش هزینه‌های انرژی در پی جنگ ایران همچنان چشم‌انداز تورم را پیچیده‌تر کرده است. بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا، به‌عنوان یکی از شاخص‌های مهم بازار اوراق قرضه، اخیراً از ۵.۲۵ درصد فراتر رفته است؛ سطحی که از سال ۲۰۰۲ تاکنون مشاهده نشده بود. برخی تحلیلگران بازار اوراق قرضه معتقدند در صورت تداوم تورم و فشارهای ناشی از استقراض، بازده این اوراق می‌تواند به محدوده ۶ درصد نزدیک شود. ریسک کوتاه‌مدت برای طلا روشن است: اگر شاخص قیمت مصرف‌کننده آمریکا (CPI) که قرار است روز چهارشنبه منتشر شود، فراتر از انتظارات افزایش یابد، احتمال افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر تقویت خواهد شد. چنین اتفاقی می‌تواند بازده اوراق قرضه و ارزش دلار را افزایش دهد و فشار بیشتری بر قیمت طلا وارد کند. با این حال، بخش مدیریت ثروت جهانی بانک UBS معتقد است بخش قابل‌توجهی از بازنگری انقباضی انتظارات بازار درباره سیاست‌های پولی فدرال رزرو، ممکن است پیش‌تر در قیمت طلا منعکس شده باشد. بر اساس تحلیل این بانک در ۱۲ اکتبر، تضعیف بازار کار و تثبیت قیمت نفت می‌تواند در نهایت انتظارات برای انقباض بیشتر سیاست‌های پولی را کاهش دهد و زمینه را برای بهبود قیمت طلا فراهم کند. تداوم خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی مهم‌ترین استدلال به نفع افزایش قیمت طلا را باید در عواملی جست‌وجو کرد که در پس نوسانات اخیر بازار قرار دارند. بر اساس داده‌های شورای جهانی طلا، صندوق‌های قابل معامله در بورس با پشتوانه فیزیکی طلا در ماه سپتامبر حدود ۱۰ میلیارد دلار سرمایه جذب کردند. در نتیجه، مجموع ورود سرمایه به این صندوق‌ها در سه‌ماهه سوم به رکورد ۳۱ میلیارد دلار رسید. نکته قابل‌توجه این است که سرمایه‌گذاران حتی در شرایط کاهش قیمت طلا نیز به خرید ادامه دادند. ذخایر طلای این صندوق‌ها در سپتامبر ۶۷ تن افزایش یافت و به رکورد ۴۲۵۶ تن رسید. ✔️ بیشتر بخوانید: سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶ بانک‌های مرکزی نیز منبع مهم دیگری از تقاضا برای این فلز گران‌بها هستند. بر اساس گزارش شورای جهانی طلا، بانک‌های مرکزی در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ حدود ۲۸۹ تن طلا خریداری کردند؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶۲ درصد افزایش نشان می‌دهد. این روند خرید مستمر، بازتاب‌دهنده تلاش گسترده‌تر مقام‌های پولی برای متنوع‌سازی ذخایر ارزی و کاهش وابستگی به ارزهای سنتی مورد استفاده در ذخایر بین‌المللی است. آیا طلا می‌تواند دوباره به ۴۴۰۰ دلار برسد؟ بخش مدیریت ثروت جهانی UBS معتقد است بخش عمده‌ای از بازنگری اخیر انتظارات بازار درباره افزایش نرخ بهره فدرال رزرو، ممکن است در قیمت طلا منعکس شده باشد. اگرچه این بانک هشدار می‌دهد که هنوز نمی‌توان از تثبیت قطعی قیمت و شکل‌گیری کف پایدار در بازار سخن گفت، کاهش رشد اشتغال و تثبیت قیمت نفت می‌توانند در نهایت از فشار بر بازده اوراق خزانه‌داری بکاهند و فرصتی برای بازیابی قیمت طلا ایجاد کنند. با این حال، تصویر تکنیکال بازار همچنان شکننده است. تحلیلگران محدوده ۴۰۰۰ تا ۴۰۳۰ دلار را یک منطقه حمایتی حیاتی می‌دانند. در مقابل، تثبیت قیمت بالاتر از محدوده ۴۲۸۰ تا ۴۳۲۰ دلار می‌تواند احتمال آغاز موج صعودی جدید را تقویت کند. تحلیلگران بازار چین انتظار دارند طلا در سه‌ماهه چهارم عمدتاً در محدوده ۴۰۰۰ تا ۴۴۰۰ دلار معامله شود. به اعتقاد آن‌ها، نشست سیاست‌گذاری فدرال رزرو در ماه دسامبر می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در مشخص شدن جهت حرکت بعدی بازار داشته باشد. فراتر از چشم‌انداز کوتاه‌مدت نرخ بهره، استدلال بلندمدت برای سرمایه‌گذاری در طلا بیش از پیش بر نگرانی‌ها درباره پایداری مالی دولت آمریکا، متنوع‌سازی بانک‌های مرکزی به ذخایر و بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیکی استوار است. شورای جهانی طلا نیز بر این موضوع تأکید کرده است که افزایش هزینه‌های استقراض دولت‌ها و تشدید عدم‌قطعیت‌های مالی می‌تواند سرمایه‌گذاران را به سمت گزینه‌هایی جایگزین اوراق قرضه دولتی سوق دهد؛ حتی زمانی که افزایش بازده اوراق، طبق روال معمول، جذابیت طلا را کاهش می‌دهد. در نتیجه، طلا میان دو نیروی متضاد گرفتار شده است: از یک سو، فدرال رزرو مصمم است تورم را مهار کند و از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران بیش از پیش درباره پیامدهای تداوم نرخ‌های بهره بالا برای وضعیت مالی دولت‌ها و رشد اقتصادی نگران هستند. داده‌های تورمی آمریکا؛ محرک بعدی قیمت طلا مهم‌ترین محرک بعدی بازار، گزارش تورم آمریکا در روز چهارشنبه (22 مهر) خواهد بود. اگر نرخ تورم بالاتر از انتظارات اعلام شود، بازده اوراق خزانه‌داری و ارزش دلار ممکن است افزایش یابد و قیمت طلا را بار دیگر به سمت سطح ۴۰۰۰ دلار سوق دهد. در مقابل، اگر داده‌های تورمی ضعیف‌تر از پیش‌بینی‌ها باشند، احتمال افزایش مجدد نرخ بهره از سوی فدرال رزرو کاهش می‌یابد. چنین سناریویی می‌تواند نخستین فرصت جدی را برای خریداران طلا فراهم کند تا بار دیگر ابتکار عمل را در بازار به دست بگیرند. ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی بانک آمریکا: طلا بالای ۴۰۰۰ دلار نمی‌ماند؛ روند نزولی کی تمام می‌شود؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶

در یک نگاه رکورد تاریخی سودآوری: پیش‌بینی می‌شود بانک‌های جهان در سال ۲۰۲۶ حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده تاکنون. سود ۷۰۰ میلیون دلاری جی‌پی مورگان: این بانک در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ از معاملات طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها حدود ۷۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. تداوم ریسک بازار: نوسانات شدید می‌توانند در کنار فرصت‌های سودآوری، زیان‌های سنگینی نیز برای بانک‌ها به همراه داشته باشند. معامله‌گران فلزات گران‌بها در بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، در نیمه نخست سال جاری میلادی به سودهای بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند. این روند بانک‌ها را در مسیر ثبت بهترین عملکرد سالانه تاریخ خود قرار داده است؛ چراکه افزایش چشمگیر تقاضای سرمایه‌گذاران و نوسانات شدید قیمت‌ها، فرصت‌های سودآوری گسترده‌ای برای معامله‌گران ایجاد کرده است. جی‌پی مورگان (JPMorgan)، یکی از بازیگران اصلی این بازار، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰۰ میلیون دلار از معاملات و مدیریت طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها درآمد کسب کرده است. این رقم را افرادی آگاه از عملکرد بانک اعلام کرده‌اند که به دلیل محرمانه بودن اطلاعات، نخواسته‌اند نامشان فاش شود. بهترین عملکرد سالانه این بانک در این حوزه به سال ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که سود آن اندکی بیش از یک میلیارد دلار بود. به گفته منابع مطلع، چند بانک بزرگ دیگر نیز از معاملات فلزات گران‌بها صدها میلیون دلار سود به دست آورده‌اند؛ موضوعی که رقابت را در بازاری تشدید کرده است که مدت‌ها تحت سلطه جی‌پی مورگان بوده است. بر اساس اطلاعات یکی از افراد آگاه از عملکرد دویچه‌بانک (Deutsche Bank)، واحد معاملات این بانک که با اقدامی خبرساز بار دیگر حضور خود را در بازار شمش طلا گسترش داده، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک در سطح جهانی، پیش‌بینی می‌شود بانک‌ها در سال جاری میلادی حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ رقمی که بر اساس مجموعه داده‌های شرکت تحلیل خدمات مالی «کریسیل کولیشن گرینویچ» (Crisil Coalition Greenwich)، بالاترین میزان ثبت‌شده تاکنون خواهد بود. معاملات انرژی و فلزات به یکی از محرک‌های اصلی درآمد شرکت‌های وال‌استریت، از جمله گلدمن ساکس، بانک آمریکا (Bank Of America) و مورگان استنلی (Morgan Stanley) تبدیل شده است. میزهای معاملاتی این شرکت‌ها می‌توانند از نوسانات قیمت و اختلالات بازار ناشی از درگیری‌های جهانی و تنش‌های تجاری سود ببرند. در این میان، فلزات گران‌بها به‌ویژه سودآور بوده‌اند. موج خریدهای سفته‌بازانه، قیمت طلا و نقره را در اوایل سال جاری به بالاترین سطوح تاریخی خود رساند. در جریان این رشد قیمتی، ابزارهای مالی مانند اختیار معامله (Option) با سررسید کوتاه‌مدت و صندوق‌های قابل معامله در بورس اهرمی (ETF) محبوبیت بیشتری پیدا کردند. سرمایه‌گذاران به دنبال ابزارهایی بودند که امکان افزایش سریع‌تر بازدهی را فراهم کنند. میزهای معاملاتی همچنین از جابه‌جایی شمش‌های طلا در نقاط مختلف جهان سودهای قابل‌توجهی به دست آوردند. آن‌ها از اختلاف قیمت میان مراکز اصلی معاملات جهانی بهره بردند؛ اختلاف‌هایی که فرصت‌های آربیتراژ ایجاد کرده بود. ✔️ بیشتر بخوانید: فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟ گرگ فریت، معامله‌گر ارشد فلزات گران‌بها در گروه سنتالیون (Centalion Group)، شرکت تجارت جهانی که پیش‌تر با نام گونور (Gunvor) شناخته می‌شد، در جریان میزگرد کنفرانس انجمن بازار شمش لندن (LBMA) در ایتالیا در هفته جاری گفت: «بیشتر افرادی که در اینجا با آن‌ها صحبت کرده‌ام، سال بسیار خوبی را پشت سر گذاشته‌اند؛ سالی رکوردشکن.» به گفته افراد آگاه، چند بانک برای بهره‌برداری از فرصت‌های رو به رشد این بازار، درصدد پیوستن به گروه کوچکی از مؤسسات مالی هستند که خدمات نگهداری شمش در خزانه و تسویه معاملات را در بازار طلای لندن ارائه می‌کنند. لندن بزرگ‌ترین مرکز معاملات شمش طلا در جهان است و این خدمات، زیرساخت اصلی فعالیت این بازار به شمار می‌روند. سیتی‌گروپ (Citigroup) در اوایل سال جاری میلادی به نخستین مؤسسه جدیدی تبدیل شد که پس از یک دهه وارد این حوزه شده است. این بانک به جی‌پی مورگان، یوبی‌اس (UBS)، اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) و آی‌سی‌بی‌سی استاندارد بانک پیوست. به گزارش پیشین بلومبرگ، دویچه‌بانک و مورگان استنلی نیز به دنبال ورود به این حوزه هستند. سخنگویان جی‌پی مورگان و دویچه‌بانک از اظهارنظر در این باره خودداری کردند. آنگاد چاتوال، رئیس بخش درآمد ثابت، ارز و کامودیتی در شرکت کولیشن، می‌گوید درآمد جهانی بانک‌ها از معاملات فلزات گران‌بها، سال گذشته نیز به رکورد تاریخی رسیده بود و این روند صعودی همچنان ادامه دارد. او دلیل این رشد را «تداوم نوسانات شدید بازار و مشارکت گسترده سرمایه‌گذاران در بازارهای طلا و نقره» عنوان کرد. ژانویه برای میزهای معاملاتی فلزات گران‌بها ماهی به‌ویژه سودآور بود؛ چرا که سفته‌بازان در سراسر جهان به خرید طلا و نقره روی آوردند و قیمت این فلزات را به سطوحی بی‌سابقه رساندند. با این حال، از آن زمان قیمت‌ها تا حدودی عقب‌نشینی کرده‌اند. آغاز جنگ در خاورمیانه باعث جهش قیمت انرژی شد و انتظارات درباره انقباض سیاست‌های پولی و افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کرد. با وجود این عقب‌نشینی، قیمت نقدی طلا و نقره همچنان بیش از دو برابر سطوح ابتدای سال ۲۰۲۴ است. البته نوسانات شدید و اختلاف‌های چشمگیر قیمت در بازار همیشه به سود معامله‌گران تمام نمی‌شود. چنین شرایطی می‌تواند در صورت اتخاذ موقعیت معاملاتی اشتباه از سوی بانک‌ها، زیان‌های سنگینی نیز به همراه داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟

در یک نگاه حمایت کلیدی طلا: بانک UBS احتمال می‌دهد قیمت طلا در کوتاه‌مدت بار دیگر به محدوده ۴۰۰۰ دلار به‌ازای هر اونس بازگردد؛ سطحی که می‌تواند خریداران را به بازار جذب کند. چشم‌انداز نرخ بهره: UBS انتظار دارد فدرال رزرو یک بار دیگر در سال جاری نرخ بهره را افزایش دهد و در سال ۲۰۲۷ دو مرحله کاهش ۲۵ نقطه پایه‌ای داشته باشد. پیش‌بینی قیمت طلا: UBS اهداف قیمتی خود را برای دسامبر ۲۰۲۶ تا سپتامبر ۲۰۲۷ به‌ترتیب ۴۶۰۰، ۵۰۰۰، ۵۲۰۰ و ۵۴۰۰ دلار تعیین کرده است. به گفته UBS، قیمت طلا ممکن است در کوتاه‌مدت بار دیگر سطح حمایتی ۴۰۰۰ دلار به‌ازای هر اونس را آزمایش کند؛ سطحی که این بانک انتظار دارد در آن، خریداران بلندمدت و ساختاری وارد بازار شوند و مانع از افت بیشتر قیمت شوند. هم‌زمان، افزایش بازده واقعی اوراق قرضه و تقویت دلار، هزینه فرصت نگهداری طلا را افزایش داده است؛ چرا که طلا دارایی‌ است که سود یا بازده دوره‌ای ایجاد نمی‌کند. جووانی استاونوو، استراتژیست UBS، در یادداشتی نوشت: «عوامل بازدارنده در کوتاه‌مدت همچنان پابرجا هستند؛ بازده واقعی بالای اوراق قرضه آمریکا و قدرت دلار می‌توانند قیمت طلا را دوباره به محدوده ۴۰۰۰ دلار به‌ازای هر اونس سوق دهند.» ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک استاونوو گفت به نظر می‌رسد افت قیمت‌ها عمدتاً ناشی از فعالیت معامله‌گران غیرتجاری باشد که موقعیت‌های خرید خالص خود را در بازار قراردادهای آتی و اختیار معامله (Option) کاهش داده‌اند. با این حال، دارایی‌های صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) مبتنی بر طلا «به‌طور غیرمعمولی مقاوم» باقی مانده‌اند و طی هفته‌های اخیر، ورود سرمایه به این صندوق‌ها به‌طور پیوسته ادامه داشته است. این استراتژیست معتقد است طلا در برابر افزایش شدید بازده اوراق قرضه نیز مقاومت قابل‌توجهی نشان داده است. به گفته او، این موضوع نشان می‌دهد حساسیت قیمت طلا به نرخ‌های بهره واقعی کاهش یافته است؛ چرا که تقاضای ساختاری اکنون در مقایسه با چرخه‌های قبلی بازار، نقش مؤثرتری در خنثی‌کردن فشارهای نزولی ایفا می‌کند. او در این زمینه به عواملی همچون متنوع‌سازی بانک‌های مرکزی به ذخایر خود، نگرانی‌ها درباره بدهی‌های عمومی و هزینه‌های تأمین مالی آن‌ها، انتظار برای تضعیف دلار در بلندمدت و تقاضای قدرتمند چین اشاره کرد. همچنین، پیش‌بینی می‌شود تقاضای هند در پی فرارسیدن فصل جشنواره‌ها و کاهش قیمت طلا تقویت شود. بر اساس داده‌های اولیه، خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی در ماه سپتامبر همچنان با سرعت قابل‌توجهی ادامه داشته است. چین با خرید ۲۳ تن و ازبکستان با خرید ۷ تن، در صدر خریداران قرار گرفتند. UBS همچنان انتظار دارد خرید سالانه طلا توسط بانک‌های مرکزی بین ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ تن باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا به مرز ۴۱۰۰ دلار رسید؛ آیا ریزش بزرگ‌تری در راه است؟ بازار در حال حاضر احتمال افزایش مجموع نرخ بهره فدرال رزرو به میزان اندکی بیش از ۷۵ نقطه پایه تا پایان سال ۲۰۲۷ را در قیمت‌ها لحاظ کرده است. در مقابل، UBS پیش‌بینی می‌کند فدرال رزرو یک بار دیگر در سال جاری نرخ بهره را افزایش دهد و در سال ۲۰۲۷ نیز دو مرحله کاهش ۲۵ نقطه پایه‌ای را اجرا کند. استاونوو گفت با بازنگری بازارها در ارزیابی احتمال انقباض بیشتر سیاست‌های پولی، کاهش بازده واقعی اوراق قرضه باید زمینه را برای افزایش قیمت طلا فراهم کند. موسسه UBS در پیش‌بینی‌های خود انتظار دارد قیمت هر اونس طلا تا دسامبر به ۴۶۰۰ دلار، تا مارس ۲۰۲۷ به ۵۰۰۰ دلار، تا ژوئن به ۵۲۰۰ دلار و تا سپتامبر ۲۰۲۷ به ۵۴۰۰ دلار برسد. استاونوو تأکید کرد که افت قیمت طلا به محدوده ۴۰۰۰ دلار، «فرصتی برای افزایش میزان سرمایه‌گذاری در این فلز» فراهم می‌کند. او همچنین به سرمایه‌گذارانی که به دارایی‌های واقعی علاقه‌مند هستند، توصیه می‌کند سهمی در حدود چند درصد میانیِ تک‌رقمی از سبد سرمایه‌گذاری خود را به طلا اختصاص دهند. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

یوبی‌اس با وجود نرخ‌های بالا به رشد سهام آمریکا امیدوار است

در یک نگاه یوبی‌اس پیش‌بینی می‌کند شاخص S&P 500 تا ژوئن ۲۰۲۷ به ۸۴۰۰ واحد برسد. سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، رشد سود شرکت‌ها و تاب‌آوری اقتصاد آمریکا از پایه‌های این چشم‌انداز هستند. افزایش بیشتر بازده اوراق، جهش قیمت نفت یا کاهش برنامه‌های سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی می‌توانند به این پیش‌بینی صعودی لطمه بزنند. یوبی‌اس انتظار دارد رشد بازار سهام آمریکا با وجود نرخ‌های بهره بالا و تنش‌های خاورمیانه ادامه یابد و شاخص S&P 500 تا ژوئن ۲۰۲۷ به ۸۴۰۰ واحد برسد. این بانک در عین حال هشدار داده است که دوره‌هایی از نوسان محتمل است و سرمایه‌گذاران بهتر است در بخش‌های مختلف بازار تنوع داشته باشند. این پیش‌بینی پس از آن مطرح شد که شاخص S&P 500 روز سه‌شنبه ۰٫۶ درصد رشد کرد و به نخستین رکورد خود از اوت رسید. رشد شاخص از ابتدای سال به ۱۴٫۲ درصد رسید؛ با وجود ادامه درگیری‌ها در خاورمیانه و باقی‌ماندن بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا در سطوحی نزدیک به بالاترین میزان چنددهه‌ای. یوبی‌اس می‌گوید سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، سود قدرتمند شرکت‌ها و رشد اقتصادی باثبات می‌توانند زمینه ادامه صعود را فراهم کنند. هوش مصنوعی؛ نیروی محرک اصلی از نگاه یوبی‌اس، هوش مصنوعی همچنان یکی از مهم‌ترین محرک‌های بازار است. قدرت دوباره سهام مرتبط با این حوزه به رشد اخیر بازار کمک کرده و استقبال از مدل‌ها و محصولات تازه نیز اعتماد سرمایه‌گذاران را تقویت کرده است. یوبی‌اس به افزایش پیش‌بینی درآمد شرکت مارول برای سال مالی ۲۰۲۸ اشاره کرد؛ پیش‌بینی‌ای که از برآورد وال‌استریت فراتر رفت و به تقاضا برای تراشه‌های سفارشی مراکز داده مربوط بود. این بانک پیش‌بینی می‌کند سرمایه‌گذاری جهانی مرتبط با هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۷ بیش از یک‌سوم افزایش یابد و به ۱٫۲ تریلیون دلار برسد. همچنین، برآوردهای اجماعی از رشد سود شرکت‌های نزدک ۱۰۰ به میزان ۴۳ درصد در سال جاری و ۲۸ درصد در سال آینده حکایت دارد. گسترش رشد سود به بخش‌های دیگر یوبی‌اس انتظار دارد رشد سود شرکت‌ها از فناوری فراتر برود. این بانک پیش‌بینی می‌کند سود شرکت‌های شاخص S&P 500 امسال ۲۵ درصد و در سال ۲۰۲۷، ۱۴ درصد افزایش یابد. بر اساس ارزیابی یوبی‌اس، تاب‌آوری هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان می‌تواند از سهام کالاها و خدمات مصرفی اختیاری حمایت کند. فعالیت پررونق بازارهای سرمایه و بهبود وام‌دهی نیز به نفع شرکت‌های مالی است و رونق تولید می‌تواند به رشد سهام صنعتی کمک کند. این بانک همچنین به‌دلیل ویژگی‌های دفاعی و چشم‌انداز رشد ساختاری، بخش‌های مراقبت‌های درمانی و خدمات شهری را ترجیح می‌دهد. تاب‌آوری اقتصاد و اثر نرخ بهره یوبی‌اس می‌گوید افزایش کسری تجاری آمریکا در ماه اوت ــ که به بالاترین سطح از مارس ۲۰۲۵ رسید ــ ممکن است در کوتاه‌مدت بر رشد کل اقتصاد فشار وارد کند. بااین‌حال، این بانک افزایش واردات را نشانه‌ای از تقاضای پایدار مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاری در تجهیزات، از جمله تجهیزات مرتبط با هوش مصنوعی، می‌داند. این بانک رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا را برای سال جاری ۲٫۲ درصد و برای سال ۲۰۲۷، ۲ درصد پیش‌بینی کرده است؛ رشدی که به ارزیابی آن می‌تواند اقتصاد را در برابر انقباض محدود سیاست پولی مقاوم نگه دارد. در ۱۶ دوره افزایش نرخ بهره از سال ۱۹۵۴، شاخص S&P 500 در سال پس از نخستین افزایش نرخ به‌طور متوسط ۱۰٫۸ درصد رشد کرده است. ریسک‌هایی که می‌توانند پیش‌بینی را به چالش بکشند تحولات پس از انتشار یادداشت یوبی‌اس، چشم‌انداز این بانک را در معرض آزمون قرار داده است. صورت‌جلسه فدرال رزرو که روز چهارشنبه منتشر شد نشان داد بیشتر مقام‌ها افزایش دوباره نرخ بهره تا پایان سال را محتمل می‌دانند. انتظارات تورمی مصرف‌کنندگان آمریکا نیز افزایش یافته و گزارش اکسیوس از آماده‌سازی گزینه‌هایی برای ازسرگیری حملات به ایران خبر داده است. پیش‌بینی صعودی یوبی‌اس تا حد زیادی به این وابسته است که رشد سود شرکت‌ها بتواند فشار ناشی از نرخ‌های بالاتر را جبران کند. افزایش بیشتر بازده اوراق یا جهش قیمت نفت در پی تشدید دوباره درگیری‌ها در خاورمیانه می‌تواند سهام را آسیب‌پذیر کند. برای شرکت‌های تولیدکننده سخت‌افزار هوش مصنوعی و تأمین‌کنندگان مراکز داده، رشد پیش‌بینی‌شده سرمایه‌گذاری سرمایه‌ای پشتوانه مهمی است؛ اما اگر برنامه‌های هزینه‌کرد کاهش یابد، تمرکز بازار بر این گروه‌ها می‌تواند به منبع ریسک تبدیل شود. یوبی‌اس در مجموع بر ادامه حضور در بازار، همراه با تنوع‌بخشی سرمایه‌گذاری‌ها، تأکید دارد. این رویکرد نشان می‌دهد بانک با وجود خوش‌بینی به روند کلی بازار، انتظار دارد نوسان نیز ادامه پیدا کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

موسسه UBS پیش‌بینی قیمت نفت را به‌دلیل ریسک‌های تنگه هرمز افزایش داد

بانک UBS پیش‌بینی خود از قیمت نفت در ماه دسامبر را ۵ دلار به ازای هر بشکه افزایش داد و دلیل این تصمیم را کاهش ذخایر نفت و تشدید حملات در تنگه هرمز اعلام کرد؛ عواملی که باعث افزایش صرف ریسک ژئوپلیتیکی در بازار نفت شده‌اند. بانک UBS اکنون پیش‌بینی می‌کند قیمت نفت برنت تا پایان سال به ۱۰۰ دلار و قیمت WTI به ۹۶ دلار به ازای هر بشکه برسد. این بانک هشدار داده است که چشم‌انداز بازار همچنان بسیار نامطمئن است و تحولات آن به روند درگیری‌ها در خاورمیانه و سرعت بازگشت تولید نفت کشورهای حوزه خلیج فارس بستگی خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

موسسه UBS: رشد درآمد اپ‌استور اپل همچنان ضعیف است

بانک UBS با وجود بهبود رشد درآمد اپ‌استور اپل به ۵ درصد نسبت به سال گذشته در ماه سپتامبر، بار دیگر رتبه «خنثی» (Neutral) و قیمت هدف ۲۹۶ دلار برای سهام اپل را تأیید کرد. در سه‌ماهه منتهی به سپتامبر، درآمد اپ‌استور تنها ۲ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافت که دومین فصل متوالی با رشد تک‌رقمی پایین محسوب می‌شود. عملکرد اپ‌استور در آمریکا به‌ویژه ضعیف بود و درآمد آن حدود ۷ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافت، در حالی که درآمد اپ‌استور در سایر نقاط جهان حدود ۷ درصد رشد کرد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

نفت، تورم و سیاست‌گذاری؛ سه محرک احتمالی بازار اوراق از نگاه UBS

در یک نگاه UBS سه عامل ثبات‌بخش بازار اوراق را کاهش بیشتر تورم، بهبود جریان انرژی از تنگه هرمز و اقدام سیاست‌گذاران برای مهار بازده‌های بلندمدت می‌داند. این بانک انتظار بازار برای نزدیک به چهار افزایش دیگر نرخ بهره تا پایان ۲۰۲۷ را بیش از حد تهاجمی ارزیابی می‌کند. با وجود تداوم نوسان و نگرانی از کسری بودجه و انتشار اوراق مرتبط با هوش مصنوعی، UBS اوراق با درآمد ثابت را جذاب می‌داند. UBS می‌گوید سه تحول می‌تواند پس از هفت روز افت پیاپی به ثبات اوراق خزانه‌داری آمریکا کمک کند: کاهش بیشتر تورم، بهبود جریان انرژی و اقدام‌های سیاست‌گذاران برای مهار بازده اوراق بلندمدت. این بانک همچنین معتقد است بازار احتمالاً نزدیک به چهار افزایش دیگر نرخ بهره فدرال رزرو را تا پایان سال ۲۰۲۷ بیش از اندازه در قیمت‌ها لحاظ کرده است و همچنان اوراق با درآمد ثابت را جذاب می‌داند. UBS انتظار دارد نوسان اوراق خزانه‌داری در کوتاه‌مدت بالا بماند؛ با این حال، در یادداشتی که پیش از بازگشت نسبی قیمت اوراق در روز پنجشنبه نوشته شده بود، سه عامل را برشمرد که می‌توانند به آرام‌تر شدن بازار کمک کنند. اوراق خزانه‌داری تا پایان روز چهارشنبه هفت جلسه پیاپی افت کرده بودند. در این دوره، بازده اوراق ۱۰ساله از ۵.۳ درصد گذشت؛ سطحی که به گفته گزارش، از سال ۲۰۰۷ دیده نشده بود. بازده اوراق ۳۰ساله نیز به بالاترین سطح خود در ۲۴ سال رسید. اوراق دولتی جهان هم بدترین افت فصلی خود از سال ۲۰۲۴ را تجربه کردند. بانک این فشارها را به مجموعه‌ای از عوامل نسبت داد: درگیری خاورمیانه و باقی‌ماندن نفت برنت در محدوده ۱۰۰ دلار، رشد قدرتمند اقتصاد آمریکا، انتشار گسترده اوراق برای تأمین مالی توسعه هوش مصنوعی از سوی شرکت‌های بزرگ فناوری، کسری بودجه پایدار و تغییر موقعیت صندوق‌های پوشش ریسک. عامل نخست، کاهش بیشتر تورم است. بازار تا پایان سال ۲۰۲۷ نزدیک به چهار افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره فدرال رزرو را پیش‌بینی می‌کند؛ انتظاری که UBS آن را بیش از حد تهاجمی می‌داند. این بانک به کمتر بودن تورم هسته PCE ماه اوت از پیش‌بینی‌ها، بازنگری‌های سالانه‌ای که تصویر ملایم‌تری از تورم ارائه کرده‌اند و کاهش نرخ سالانه‌شده سه‌ماهه تورم هسته به حدود ۲ درصد اشاره کرد؛ پایین‌ترین سطح از ژوئیه ۲۰۲۴. از نگاه UBS، ادامه افزایش نرخ بهره در چندین نوبت بعید است، به‌ویژه آنکه فدرال رزرو این چرخه انقباضی را از سطحی بسیار بالاتر از سال ۲۰۲۲ آغاز کرده است. عامل دوم، بهبود جریان انرژی است. UBS اذعان دارد که جنگ، اکنون در هشتمین ماه خود، بیش از حد انتظار ادامه یافته است؛ بااین‌حال، واشنگتن و تهران هر دو انگیزه‌های اقتصادی برای رسیدن به توافق دارند و فعالیت‌های دیپلماتیک نیز از زمان مجمع عمومی سازمان ملل افزایش یافته است. نشانه‌های روشن‌تر از بازگشت رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز می‌تواند نگرانی‌های تورمی را کاهش دهد و به بازار اوراق خزانه‌داری کمک کند. در مقابل، حمله تازه به کشتی‌رانی می‌تواند فشارها را دوباره افزایش دهد. عامل سوم، اقدام سیاست‌گذاران است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در ماه اوت حجم بازخرید اوراق را دو برابر کرد، اما اثر این اقدام کوتاه‌مدت بود. UBS می‌گوید اگر افزایش بازده اوراق، ثبات بازار را تهدید کند، سیاست‌گذاران ممکن است اقدام‌های دیگری را بررسی کنند؛ از جمله تغییر مقررات نقدینگی بانک‌ها یا شرکت‌های بیمه برای ایجاد تقاضای بیشتر برای اوراق دولتی. این بانک همچنین استدلال می‌کند که بازده‌های بالاتر امروز، در مقایسه با سال ۲۰۲۲، برای سرمایه‌گذاران حاشیه امن بیشتری فراهم می‌کند. برآورد UBS نشان می‌دهد بازده اوراق دوساله، پنج‌ساله و ۱۰ساله آمریکا باید به‌ترتیب حدود ۲۵۵، ۱۱۰ و ۶۵ واحد پایه افزایش یابد تا زیان ناشی از افت قیمت از درآمد حاصل از اوراق بیشتر شود. UBS برای سرمایه‌گذارانی که به‌دنبال درآمد هستند، سررسیدهای کوتاه‌تر را ترجیح می‌دهد و برای افرادی که توان تحمل نوسان دارند، خرید گزینشی اوراق باکیفیت با سررسیدهای میان‌مدت تا بلندمدت را مناسب می‌داند. با این حال، به‌دلیل نگرانی‌های مالی دولت و انتشار اوراق مرتبط با توسعه هوش مصنوعی، درباره طولانی‌ترین سررسیدها محتاط است. پس از نگارش یادداشت UBS، بازده اوراق ۱۰ساله روز پنجشنبه برای مدتی به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۲ رسید و سپس کاهش یافت. بااین‌حال، ریسک انرژی همچنان پابرجاست؛ همان روز یک نفتکش دیگر در تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفت. گزارش اشتغال روز جمعه و اظهارات مقام‌های فدرال رزرو، از جمله لوری لوگان که از افزایش بیشتر نرخ بهره به میزان ۵۰ تقطع پایه یا بیشتر حمایت می‌کند، از آزمون‌های فوری بازار خواهند بود.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

۲ سهم قدرتمند برای خرید در اکتبر و نگهداری بلندمدت

در بازار سهام، پیدا کردن شرکتی که بتواند در دوره‌های رونق و رکود اقتصادی همچنان درآمد و جریان نقدی ایجاد کند، اهمیت زیادی برای سرمایه‌گذاران بلندمدت دارد. بسیاری از شرکت‌ها در زمان رشد اقتصادی عملکرد خوبی دارند، اما با کاهش مصرف، افزایش بیکاری یا افت فعالیت اقتصادی با فشار جدی مواجه می‌شوند. در یک نگاه درآمد والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷ با ۵.۹ درصد رشد به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی والمارت ۲۳ درصد افزایش یافت و درآمد تبلیغاتی آن نیز ۳۸ درصد رشد کرد. درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید و جریان نقد آزاد آن ۳۴.۵ درصد افزایش یافت. WM در سال ۲۰۲۶ برای بیست‌وسومین سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داد و افزایش آن به ۱۴.۵ درصد رسید. در مقابل، شرکت‌هایی که محصولات یا خدمات آنها بخشی از نیازهای روزمره مردم هستند، معمولاً از تقاضای باثبات‌تری برخوردارند. والمارت و WM از جمله شرکت‌هایی هستند که بخش مهمی از فعالیت آنها به چنین نیازهایی وابسته است. والمارت کالاهای مصرفی و ضروری مانند مواد غذایی و محصولات خانگی عرضه می‌کند و WM نیز خدمات جمع‌آوری و مدیریت پسماند را ارائه می‌دهد؛ خدماتی که حتی در دوره‌های رکود اقتصادی نیز متوقف نمی‌شوند. والمارت؛ خرده‌فروشی با موتورهای رشد جدید والمارت سال‌هاست به دلیل اندازه بزرگ و تمرکز بر کالاهای ضروری، جایگاه متفاوتی در صنعت خرده‌فروشی دارد. زمانی که شرایط اقتصادی دشوار می‌شود، مصرف‌کنندگان معمولاً تلاش می‌کنند هزینه‌های خود را کاهش دهند و همین مسئله می‌تواند جذابیت فروشگاه‌های ارزان‌تر را افزایش دهد اما داستان والمارت امروز تنها به فروش مواد غذایی و کالاهای روزمره محدود نمی‌شود. این شرکت در سال‌های اخیر تلاش کرده منابع درآمدی جدیدی با حاشیه سود بالاتر ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، درآمد والمارت با ۵.۹ درصد افزایش نسبت به سال قبل به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش خالص والمارت در آمریکا نیز ۳.۵ درصد رشد کرد، در حالی که فروش اینترنتی جهانی شرکت با جهش ۲۳ درصدی همراه شد. در همین دوره، درآمد تبلیغاتی جهانی والمارت ۳۸ درصد افزایش یافت و درآمد حاصل از عضویت نیز ۱۷ درصد بیشتر شد. رشد این بخش‌ها اهمیت زیادی دارد، زیرا درآمدهای تبلیغاتی و عضویت می‌توانند نسبت به فعالیت اصلی خرده‌فروشی حاشیه سود بالاتری ایجاد کنند. این ترکیب باعث شده رشد سود عملیاتی از رشد فروش سریع‌تر باشد. سود عملیاتی تعدیل‌شده والمارت در سه‌ماهه دوم، بر مبنای نرخ ارز ثابت، ۱۷.۴ درصد افزایش یافت. شرکت پس از انتشار این نتایج، چشم‌انداز سالانه خود را نیز افزایش داد و اکنون انتظار دارد فروش خالص بین ۴ تا ۵ درصد و سود عملیاتی تعدیل‌شده بین ۷ تا ۸.۵ درصد رشد کند. WM؛ کسب‌وکاری که رکود هم نمی‌تواند متوقفش کند فعالیت شرکت WM شاید در نگاه اول به اندازه فناوری، هوش مصنوعی یا سایر صنایع نوظهور جذاب به نظر نرسد، اما ویژگی مهم آن در جای دیگری قرار دارد: ضرورت خدمات. خانوارها، رستوران‌ها، بیمارستان‌ها و شرکت‌ها در شرایط رونق و رکود همچنان زباله تولید می‌کنند و به جمع‌آوری آن نیاز دارند. همین تقاضای نسبتاً پایدار به WM اجازه داده است یک مدل کسب‌وکار قابل پیش‌بینی و جریان نقدی قدرتمند ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم، درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید. سود عملیاتی پیش از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش ارزش نیز به ۲.۰۳ میلیارد دلار رسید. مهم‌تر از آن، جریان نقد آزاد شرکت با رشد ۳۴.۵ درصدی به حدود ۱.۱ میلیارد دلار افزایش یافت. مدیریت شرکت انتظار دارد جریان نقد آزاد کل سال به ۳.۷۵ تا ۳.۸۵ میلیارد دلار برسد. این قدرت نقدسازی به WM اجازه داده است سیاست تقسیم سود خود را نیز ادامه دهد. این شرکت در سال ۲۰۲۶ سود نقدی خود را ۱۴.۵ درصد افزایش داد و تعداد سال‌های افزایش متوالی سود نقدی به ۲۳ سال رسید. WM همچنین تنها به جمع‌آوری سنتی پسماند متکی نمانده و در حوزه‌هایی مانند بازیافت خودکار و تولید گاز طبیعی تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کرده است؛ حوزه‌هایی که می‌توانند در کنار فعالیت اصلی شرکت، منابع جدیدی برای رشد ایجاد کنند. “ «نکته مهم این مقاله، نه صرفاً معرفی دو سهم، بلکه توجه به مفهوم کیفیت جریان نقدی در چرخه‌های اقتصادی است. شرکتی که درآمد خود را از نیازهای ضروری و تکرارشونده ایجاد می‌کند، از منظر بنیادی می‌تواند در برابر نوسانات اقتصاد ظرفیت متفاوتی داشته باشد؛ اما پایداری تقاضا به‌تنهایی برای توجیه ارزش‌گذاری کافی نیست. در مورد والمارت، مسیر افزایش حاشیه سود و توسعه درآمدهای جدید باید در کنار رشد فروش بررسی شود و درباره WM نیز تداوم جریان نقد آزاد، سطح سرمایه‌گذاری و بازده این سرمایه‌گذاری‌ها اهمیت دارد. بنابراین برای سرمایه‌گذار بلندمدت، مسئله اصلی صرفاً این نیست که یک شرکت در رکود دوام می‌آورد یا نه؛ بلکه باید بررسی کرد چه مقدار نقدینگی تولید می‌کند، با چه هزینه‌ای رشد می‌کند و چگونه این نقدینگی را به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل می‌کند.» بابک شیری چرا جریان نقدی اهمیت دارد؟ وجه مشترک والمارت و WM تنها ماهیت ضروری خدمات آنها نیست؛ بلکه توانایی این شرکت‌ها برای تبدیل فعالیت عملیاتی به جریان نقدی پایدار نیز اهمیت دارد. در مورد والمارت، اندازه کسب‌وکار، فروش کالاهای ضروری و توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، مجموعه‌ای از موتورهای رشد را ایجاد کرده است. در مورد WM نیز ماهیت ضروری خدمات جمع‌آوری پسماند، همراه با توسعه بازیافت و انرژی، به شرکت اجازه داده است جریان نقدی قابل توجهی تولید کند. این ویژگی در دوره‌های رکود اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا شرکت‌هایی که جریان نقدی پایدار دارند، معمولاً ظرفیت بیشتری برای ادامه سرمایه‌گذاری، پرداخت سود نقدی، بازخرید سهام و عبور از دوره‌های دشوار اقتصادی دارند. جمع‌بندی والمارت و WM در صنایعی فعالیت می‌کنند که شاید در مقایسه با حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، هیجان رسانه‌ای کمتری ایجاد کنند، اما بخش مهمی از نیازهای روزمره اقتصاد را پوشش می‌دهند. والمارت علاوه بر رشد فروش، در حال توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت است و WM نیز با تکیه بر جریان نقد آزاد قوی و توسعه فعالیت‌های بازیافت و انرژی، منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نهایت، ویژگی مشترک این دو شرکت را می‌توان در تقاضای نسبتاً پایدار، توانایی تولید نقدینگی و امکان سرمایه‌گذاری مجدد برای رشد خلاصه کرد؛ سه عاملی که برای یک کسب‌وکار بلندمدت اهمیت زیادی دارند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا Target با وجود رشد بازده اوراق خزانه هنوز برای سرمایه‌گذاران جذاب است؟

افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا در سال ۲۰۲۶ بار دیگر رقابت میان دارایی‌های درآمدزا را برای سرمایه‌گذاران جدی‌تر کرده است. بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا در حال حاضر به محدوده ۵ درصد نزدیک شده؛ سطحی که می‌تواند بخشی از جذابیت سهام دارای سود تقسیمی را کاهش دهد، زیرا اوراق خزانه در مقایسه با سهام از ریسک بسیار پایین‌تری برخوردارند و پرداخت‌های آنها تحت شرایط معمول قابل پیش‌بینی‌تر است. در یک نگاه Target برای ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و در گروه «پادشاهان سود تقسیمی» قرار دارد. فروش خالص شرکت در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ با رشد ۶ درصدی به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید. سود خالص Target در همین دوره با رشد ۳۵ درصدی به حدود ۲.۷ میلیارد دلار افزایش یافت. با وجود رشد قیمت سهم، نسبت قیمت به سود Target حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart و Costco به‌ترتیب حدود ۴۰ و ۴۵ برابر گزارش شده است. با این حال، همه سهام درآمدی صرفاً برای دریافت سود تقسیمی خریداری نمی‌شوند. برخی شرکت‌ها علاوه بر پرداخت سود، ظرفیت رشد درآمد، افزایش سود تقسیمی و رشد قیمت سهام را نیز دارند. Target یکی از نمونه‌هایی است که پس از یک دوره دشوار، نشانه‌هایی از بازگشت به مسیر رشد نشان داده و هم‌زمان سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی خود را حفظ کرده است. چرا افزایش بازده اوراق خزانه اهمیت دارد؟ رابطه میان نرخ بهره و سهام سودده یکی از عوامل مهم در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران است. زمانی که بازده اوراق خزانه افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذار می‌تواند با پذیرش ریسک بسیار کمتر، درآمدی نسبتاً بالا از یک دارایی دولتی دریافت کند. در چنین شرایطی، سهامی که تنها مزیت آنها پرداخت سود تقسیمی است، با فشار بیشتری برای توجیه ارزش‌گذاری خود مواجه می‌شوند. زیرا سهام علاوه بر ریسک کاهش قیمت، تضمینی برای استمرار سود تقسیمی نیز ندارد اما مسئله درباره شرکت‌هایی مانند Target متفاوت است. این شرکت علاوه بر پرداخت سود، تلاش کرده موتور رشد عملیاتی خود را نیز دوباره فعال کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، سرمایه‌گذار می‌تواند هم‌زمان از سه مسیر احتمالی منتفع شود: دریافت سود تقسیمی، افزایش آینده سود و رشد ارزش سهام. البته هیچ‌یک از این موارد تضمین‌شده نیست و همین تفاوت اصلی میان سهام و اوراق خزانه است. Target؛ از سهم درآمدی تا سهم رشد و درآمد Target سال‌ها یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در صنعت خرده‌فروشی آمریکا بوده است، اما عملکرد این شرکت در سال‌های اخیر تحت تأثیر تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، فشار هزینه‌ها و دشواری‌های عملیاتی قرار گرفت. اکنون شرکت تلاش کرده است با مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها، مسیر کسب‌وکار خود را دوباره تقویت کند. Target حدود ۵ میلیارد دلار برای بازسازی فروشگاه‌ها و توسعه زنجیره تأمین اختصاص داده است. هدف این سرمایه‌گذاری‌ها افزایش بهره‌وری، بهبود تجربه مشتری و بازطراحی ترکیب کالاهای عرضه‌شده است؛ رویکردی که می‌تواند جایگاه Target را به‌عنوان یک خرده‌فروش با ترکیب کالاهای اقتصادی و نسبتاً باکیفیت تقویت کند. این اقدامات هنوز در ابتدای مسیر قرار دارند، اما برخی از اعداد مالی اخیر نشانه‌هایی از تغییر روند را نشان می‌دهند. فروش خالص Target در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶ درصد افزایش داشت. این رقم از آن جهت اهمیت دارد که شرکت پیش از این با دوره‌ای از کاهش یا رکود درآمد مواجه بود. هم‌زمان، سود خالص شرکت با وجود افزایش سرمایه‌گذاری‌ها به حدود ۲.۷ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال گذشته ۳۵ درصد رشد نشان می‌دهد. بنابراین مسئله فقط افزایش فروش نیست؛ Target در حال تلاش برای افزایش بهره‌وری و تبدیل رشد فروش به سودآوری بیشتر نیز هست. “ «در مورد Target، نکته مهم برای من فاصله میان ارزش‌گذاری فعلی و کیفیت احتمالی بهبود عملیاتی شرکت است. کاهش بازده سود تقسیمی پس از رشد قیمت سهم الزاماً یک نقطه ضعف نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه آن باشد که بازار بخشی از احیای شرکت را پیش‌خور کرده است. بنابراین در این مرحله، تحلیل Target باید از مقایسه ساده بازده سود با اوراق خزانه عبور کند و بر پایداری رشد فروش، تبدیل آن به جریان نقد آزاد، توانایی حفظ رشد سود تقسیمی و میزان کاهش فاصله ارزش‌گذاری با رقبایی مانند Walmart و Costco متمرکز شود. اگر بهبود عملیاتی Target پایدار باشد، این سهم می‌تواند از یک گزینه صرفاً درآمدی به یک دارایی ترکیبی رشد و درآمد تبدیل شود؛ اما اگر رشد اخیر نتواند به روندی پایدار در سودآوری تبدیل شود، اختلاف ارزش‌گذاری موجود به‌تنهایی برای توجیه عملکرد آینده کافی نخواهد بود.» بابک شیری مهم‌ترین مزیت Target؛ سابقه ۵۵ ساله پرداخت سود یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های Target برای سرمایه‌گذاران درآمدی، سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی است. این شرکت طی ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و به همین دلیل در گروه شرکت‌هایی قرار می‌گیرد که سابقه افزایش سالانه سود آنها به چندین دهه می‌رسد. پرداخت فعلی Target حدود ۴.۶۴ دلار به ازای هر سهم در سال است و بازده سود تقسیمی آن با توجه به قیمت فعلی سهم حدود ۲.۹ درصد است. این بازده دیگر با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله برابری نمی‌کند. با این حال، مقایسه صرف نرخ بازده می‌تواند بخشی از تصویر را نادیده بگیرد. اوراق خزانه معمولاً درآمد مشخصی ارائه می‌کنند، اما رشد سود تقسیمی در سهام می‌تواند در طول زمان درآمد دریافتی سرمایه‌گذار را افزایش دهد. اگر Target بتواند به افزایش سود و جریان نقدی ادامه دهد، احتمال افزایش سود تقسیمی در آینده نیز وجود خواهد داشت. در شش ماه نخست سال مالی ۲۰۲۶، جریان نقد آزاد Target حدود ۲.۱ میلیارد دلار بود؛ در حالی که هزینه پرداخت سود تقسیمی حدود ۱ میلیارد دلار گزارش شده است. این فاصله نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی، جریان نقد آزاد شرکت پوشش مناسبی برای پرداخت سود ایجاد کرده است؛ هرچند تداوم این وضعیت به عملکرد آینده کسب‌وکار وابسته خواهد بود. ارزش‌گذاری؛ جایی که Target از رقبایش فاصله می‌گیرد یکی از نکات مهم درباره Target، ارزش‌گذاری نسبتاً پایین آن در مقایسه با برخی رقبای بزرگ صنعت خرده‌فروشی است. نسبت قیمت به سود این شرکت حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart حدود ۴۰ برابر و برای Costco حدود ۴۵ برابر گزارش شده است. البته مقایسه نسبت قیمت به سود میان شرکت‌ها باید با احتیاط انجام شود. کیفیت رشد، حاشیه سود، مدل کسب‌وکار، قدرت برند و انتظارات بازار برای آینده هر شرکت متفاوت است. با این حال، اگر Target بتواند روند بازگشت به رشد را حفظ کند، فاصله ارزش‌گذاری آن با رقبای بزرگ می‌تواند به یک متغیر مهم در تحلیل سهم تبدیل شود. به عبارت دیگر، بازار در حال حاضر برای Target ضریب سود بسیار پایین‌تری نسبت به برخی رقبای خود در نظر گرفته است. اگر عملکرد عملیاتی شرکت بهبود پیدا کند، این احتمال وجود دارد که بخشی از این فاصله کاهش یابد؛ هرچند این موضوع به هیچ عنوان تضمین‌شده نیست. افزایش قیمت سهم؛ شمشیر دو لبه برای سرمایه‌گذاران درآمدی یکی از نکات جالب درباره Target این است که رشد قیمت سهم در سال ۲۰۲۶ باعث کاهش بازده سود تقسیمی آن شده است. زمانی که قیمت یک سهم سریع‌تر از سود تقسیمی افزایش پیدا می‌کند، بازده جاری آن کاهش می‌یابد. بنابراین سرمایه‌گذاری که امروز Target را خریداری می‌کند، دیگر مانند سرمایه‌گذاری که در قیمت‌های پایین‌تر وارد شده، بازده تقسیمی بالایی دریافت نمی‌کند. بر اساس داده‌های مورد بررسی، قیمت سهم نسبت به زمان خرید نویسنده مقاله اصلی در اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۸۰ درصد افزایش یافته است. این رشد برای سهامداران قبلی قابل توجه بوده، اما از سوی دیگر باعث شده بخشی از جذابیت Target به‌عنوان یک سهم صرفاً درآمدی کاهش پیدا کند. به همین دلیل، تصویر فعلی Target بیشتر به یک سهم رشد و درآمد شباهت دارد تا یک سهم صرفاً با بازده تقسیمی بالا. جمع‌بندی Target در شرایطی وارد مرحله جدیدی از فعالیت خود شده که هم‌زمان دو ویژگی متفاوت را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهد: سابقه طولانی پرداخت سود تقسیمی و نشانه‌هایی از بازگشت رشد عملیاتی. افزایش ۶ درصدی فروش در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶، رشد ۳۵ درصدی سود خالص و جریان نقد آزاد ۲.۱ میلیارد دلاری نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری‌های جدید شرکت در حال همراه شدن با بهبود برخی شاخص‌های مالی است. از طرف دیگر، بازده سود تقسیمی فعلی حدود ۲.۹ درصد است و دیگر نمی‌تواند از نظر درآمد جاری با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله رقابت کند. بنابراین استدلال سرمایه‌گذاری درباره Target صرفاً بر سود تقسیمی استوار نیست. بخش مهم‌تر داستان به این موضوع مربوط می‌شود که آیا شرکت می‌تواند رشد فروش، افزایش سودآوری و افزایش سالانه سود تقسیمی را در سال‌های آینده ادامه دهد یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

بانک UBS: بازارها احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را بیش از حد برآورد کرده‌اند

در یک نگاه بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا: عبور از ۵.۲ درصد، بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ دیدگاه UBS درباره فدرال رزرو: احتمال یک افزایش نرخ بهره در دسامبر و توقف پس از آن عامل فشار بر بازارها: داده‌های قوی اقتصادی، افزایش قیمت نفت و تقاضای ضعیف در حراج اوراق پنج‌ساله چشم‌انداز سرمایه‌گذاری: تداوم خوش‌بینی به سهام، جذابیت اوراق با درآمد ثابت و توصیه به تنوع‌بخشی با کالاهای پایه و دارایی‌های جایگزین بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا برای نخستین‌بار از سال ۲۰۰۷ تاکنون از مرز ۵.۱ درصد عبور کرد و در ادامه به بیش از ۵.۲ درصد رسید. بااین‌حال، بانک UBS معتقد است بازارها احتمال تشدید سیاست پولی فدرال رزرو را بیش از اندازه جدی گرفته‌اند و شرایط همچنان برای سهام و اوراق قرضه مساعد است. بازده این اوراق در معاملات روز چهارشنبه حدود ۱۵ نقطه پایه افزایش یافت و روز پنجشنبه نیز به روند صعودی خود ادامه داد. هم‌زمان، شاخص S&P 500 در جلسه معاملاتی چهارشنبه نزدیک به یک درصد افت کرد. سه عامل اصلی جهش بازده اوراق به گفته UBS، افزایش اخیر بازده اوراق خزانه‌داری تحت تأثیر سه عامل اصلی قرار داشته است: رشد قیمت نفت به‌دلیل نگرانی‌های تازه درباره اختلال در عرضه خاورمیانه، انتشار داده‌های قدرتمند اقتصادی و استقبال ضعیف سرمایه‌گذاران از حراج اوراق پنج‌ساله آمریکا. در حراج ۷۰ میلیارد دلاری اوراق پنج‌ساله، بازده نهایی به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۶ رسید؛ موضوعی که نشان می‌دهد تقاضا برای بدهی دولت آمریکا در سطوح فعلی چندان قدرتمند نیست. از سوی دیگر، شاخص اولیه ترکیبی مدیران خرید S&P Global در ماه سپتامبر از سطح ۵۸ عبور کرد. این شاخص برای چهارمین ماه متوالی شتاب گرفت و قوی‌ترین عملکرد بخش خصوصی آمریکا را از ژوئیه ۲۰۲۱ به ثبت رساند. افزایش هزینه نهاده‌ها نیز نگرانی‌ها درباره تداوم فشارهای تورمی را بیشتر کرده است. هزینه‌های ورودی با سریع‌ترین سرعت خود در نزدیک به چهار سال گذشته رشد کرد که بخشی از آن ناشی از افزایش هزینه سوخت و حمل‌ونقل بود. بازارها روی افزایش نرخ بهره در اکتبر حساب می‌کنند پس از انتشار این داده‌ها، معامله‌گران احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در ماه اکتبر را افزایش دادند. قراردادهای آتی نرخ بهره فدرال اکنون احتمال این افزایش را حدود ۷۰ درصد نشان می‌دهند؛ درحالی‌که این رقم یک هفته قبل کمتر از ۵۰ درصد بود. فدرال رزرو در نشست اخیر خود، دامنه هدف نرخ بهره را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد افزایش داده بود. بااین‌حال، UBS معتقد است بازار در حال قیمت‌گذاری برای انقباض پولی بیشتری نسبت به آن چیزی است که احتمالاً در عمل رخ خواهد داد. برآورد پایه این بانک شامل یک افزایش دیگر نرخ بهره در ماه دسامبر و سپس توقف روند افزایش‌هاست. UBS همچنین به میانه پیش‌بینی‌های سیاست‌گذاران فدرال رزرو اشاره می‌کند که از ثبات نرخ‌ها تا سال ۲۰۲۷ حکایت دارد؛ حتی اگر برخی مقام‌های بانک مرکزی همچنان موضعی متمایل به سیاست‌های سخت‌گیرانه داشته باشند. UBS انتظار کاهش تدریجی تورم را دارد UBS پیش‌بینی می‌کند تورم آمریکا طی شش ماه آینده به‌تدریج کاهش یابد. این بانک دو عامل را برای این روند مهم می‌داند: احتمال بازنگری نزولی حدود ۰.۲ واحد درصدی در نرخ تورم هسته شاخص هزینه‌های مصرف شخصی، موسوم به core PCE، در بازبینی‌های سالانه اداره تحلیل اقتصادی آمریکا و همچنین اثرات پایه‌ای مساعد در نیمه نخست سال آینده. در صورت تأیید این سناریو، احتمال دارد انتظارات مربوط به افزایش فوری نرخ بهره کاهش یابد و بخش کوتاه‌مدت منحنی بازده اوراق خزانه‌داری با رشد قیمت و افت بازده مواجه شود. اوراق قرضه همچنان برای سرمایه‌گذاران جذاب هستند اگرچه نگرانی درباره بدهی دولت آمریکا یکی از عوامل افزایش بازده اوراق در سال جاری بوده است، UBS معتقد است بدهی بالا الزاماً به معنای بازدهی ضعیف اوراق نیست. این بانک همچنان اوراق با درآمد ثابت را جذاب ارزیابی می‌کند و بر این باور است که بازده‌های اولیه بالاتر می‌توانند منبع مناسبی برای درآمد پرتفوی باشند. سرمایه‌گذارانی که تمرکز بیشتری بر درآمد دارند، ممکن است ترجیح دهند سررسیدهای کوتاه‌تر را انتخاب کنند تا ریسک ناشی از تغییرات نرخ بهره و مدت‌زمان اوراق کاهش یابد. UBS همچنین در اوراق باکیفیت میان‌مدت و بلندمدت، به‌صورت تاکتیکی فرصت‌هایی می‌بیند. از نگاه این بانک، اوراق شرکتی با سررسید متوسط و متعلق به ناشران قدرتمند با رتبه سرمایه‌گذاری نیز می‌توانند مورد توجه قرار گیرند. چشم‌انداز مثبت UBS برای سهام UBS نسبت به وضعیت سودآوری شرکت‌ها نیز خوش‌بین است. این بانک داده‌های اخیر شاخص مدیران خرید را نشانه‌ای از استحکام اقتصاد آمریکا می‌داند و معتقد است سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی می‌تواند به‌عنوان یک محرک اضافی برای رشد اقتصادی و سود شرکت‌ها عمل کند. این بانک رشد سود شرکت‌های حاضر در شاخص S&P 500 را برای سال جاری ۲۵ درصد و برای سال ۲۰۲۷ حدود ۱۴ درصد پیش‌بینی می‌کند. برآورد UBS برای رشد سود شاخص جهانی MSCI All Country World نیز به‌ترتیب ۲۶ و ۱۴ درصد است. بر همین اساس، UBS انتظار دارد رشد سود شرکت‌ها طی شش تا ۱۲ ماه آینده از بازارهای سهام جهانی حمایت کند و همچنان توصیه می‌کند سرمایه‌گذاران برای ادامه رشد سهام آماده باشند. تأثیر بازده اوراق بر سهام و دلار استرالیا عبور بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا از ۵.۱ درصد، نرخ تنزیل مورد استفاده برای ارزش‌گذاری سهام را افزایش می‌دهد و توجیه قیمت‌های بالا، به‌ویژه در سهام رشدی و شرکت‌های حساس به نرخ بهره، دشوارتر می‌کند. بازده بالاتر اوراق خزانه‌داری معمولاً از دلار آمریکا حمایت می‌کند و می‌تواند بر دلار استرالیا فشار وارد کند. بااین‌حال، افزایش نرخ بهره مورد انتظار بانک مرکزی استرالیا در روز سه‌شنبه می‌تواند تا حدی از دلار استرالیا حمایت کند؛ زیرا نرخ‌های بهره داخلی استرالیا را در مقایسه با آمریکا در سطح بالاتری نگه می‌دارد. اگر دیدگاه UBS درباره بیش‌برآورد احتمال افزایش نرخ بهره در ماه اکتبر درست باشد، انتشار داده‌های ضعیف‌تر از انتظار درباره تورم هسته PCE می‌تواند به کاهش سریع بازده اوراق کوتاه‌مدت و جهش قیمت آن‌ها منجر شود. از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران باید حراج‌های بعدی اوراق خزانه‌داری، به‌ویژه حراج اوراق پنج‌ساله، را با دقت دنبال کنند. تکرار تقاضای ضعیف می‌تواند نشان دهد که رشد عرضه بدهی دولت، در کنار انتظارات مربوط به سیاست فدرال رزرو، نقش مهمی در افزایش بازده اوراق دارد. UBS در کنار سهام، راهکارهای حفظ سرمایه، سرمایه‌گذاری متنوع در بازار کالاها و دارایی‌های جایگزین را نیز برای مقاوم‌تر کردن سبدهای سرمایه‌گذاری پیشنهاد می‌کند. بااین‌حال، ادامه این چشم‌انداز مثبت به واکنش فدرال رزرو به داده‌های بعدی تورم و فعالیت اقتصادی بستگی خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

کاستکو با سودهای ویژه یا والمارت با ۵۳ سال افزایش سود؛ کدام مدل بهتر است؟

در شرایطی که افزایش قیمت کالاها و خدمات همچنان بر قدرت خرید خانوارها فشار وارد می‌کند، توجه سرمایه‌گذاران به شرکت‌هایی که می‌توانند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، افزایش یافته است. شرکت‌های خرده‌فروشی و کالاهای مصرفی از این منظر اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا در بسیاری از دوره‌های اقتصادی از جریان درآمدی نسبتاً پایداری برخوردارند. در یک نگاه کاستکو علاوه بر سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ سود نقدی ویژه پرداخت کرده است. سود ویژه کاستکو در سال ۲۰۲۴ برابر با ۱۵ دلار به ازای هر سهم بود، در حالی که در سال ۲۰۲۰ این رقم به ۱۰ دلار رسید. والمارت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده و در گروه شرکت‌های موسوم به «شاه سود نقدی» قرار دارد. بازده سود نقدی فعلی کاستکو حدود ۰.۶ درصد و والمارت حدود ۰.۹ درصد است؛ بنابراین تفاوت اصلی آنها بیشتر در نوع و پایداری پرداخت است تا میزان بازده جاری. در میان نام‌های بزرگ این صنعت، کاستکو و والمارت هر دو سابقه قابل توجهی در بازگرداندن سرمایه به سهامداران دارند، اما مسیر آنها یکسان نیست. کاستکو علاوه بر سود نقدی دوره‌ای، در سال‌های گذشته چند بار سود نقدی ویژه پرداخت کرده است؛ در حالی که والمارت با افزایش مستمر سود نقدی طی بیش از پنج دهه، جایگاه خود را در میان شرکت‌های دارای طولانی‌ترین سابقه افزایش سود حفظ کرده است. همین تفاوت، مسئله مهمی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند: آیا پرداخت‌های ویژه و گاه‌به‌گاه کاستکو جذاب‌تر است یا قابلیت پیش‌بینی و سابقه طولانی پرداخت سود در والمارت؟ کاستکو؛ سود دوره‌ای در کنار پرداخت‌های ویژه کاستکو یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و بخش مهمی از جذابیت آن برای سهامداران، علاوه بر رشد ارزش سهام، به توانایی شرکت در ایجاد جریان نقدی و بازگرداندن بخشی از آن به سرمایه‌گذاران مربوط می‌شود. این شرکت به‌صورت فصلی سود نقدی پرداخت می‌کند، اما بازده این سود در حال حاضر حدود ۰.۶ درصد است. چنین رقمی در نگاه نخست چندان بالا به نظر نمی‌رسد و نمی‌تواند به‌تنهایی کاستکو را در ردیف سهام درآمدی برجسته قرار دهد اما ساختار پرداخت کاستکو یک ویژگی متفاوت دارد. این شرکت در برخی مقاطع، زمانی که شرایط مالی و میزان نقدینگی آن اجازه داده، علاوه بر سودهای عادی اقدام به پرداخت سود نقدی ویژه کرده است. آخرین نمونه مهم آن در سال ۲۰۲۴ رخ داد که کاستکو ۱۵ دلار به ازای هر سهم پرداخت کرد. پیش از آن نیز در سال ۲۰۲۰ سود ویژه ۱۰ دلاری به سهامداران اختصاص داده بود. این پرداخت‌ها می‌توانند در سال‌هایی که شرکت نقدینگی مازاد قابل توجهی دارد، ارزش زیادی برای سهامداران ایجاد کنند. با این حال، یک نکته مهم وجود دارد: سود ویژه کاستکو برنامه زمانی مشخص و تضمین‌شده‌ای ندارد. به عبارت دیگر، سهامدار نمی‌تواند پرداخت بعدی را مانند سود فصلی در برنامه درآمدی خود لحاظ کند. تصمیم برای پرداخت سود ویژه به وضعیت نقدینگی، شرایط کسب‌وکار و تصمیم مدیریت شرکت وابسته است. بنابراین، سود ویژه کاستکو را باید بیشتر یک پرداخت فوق‌العاده دانست تا بخشی از درآمد ثابت و قابل پیش‌بینی سرمایه‌گذار. والمارت؛ پنج دهه افزایش مستمر سود والمارت مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. جذابیت اصلی این شرکت برای سرمایه‌گذاران درآمدی نه پرداخت‌های ویژه بزرگ، بلکه تداوم و قابلیت پیش‌بینی پرداخت سود نقدی است. والمارت در حال حاضر حدود ۰.۹ درصد بازده سود نقدی دارد؛ رقمی که فاصله زیادی با بازدهی بسیاری از سهام سنتی درآمدی دارد. با این حال، اهمیت والمارت در جای دیگری قرار دارد. این شرکت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده است. چنین سابقه‌ای باعث شده والمارت در گروه شرکت‌هایی قرار گیرد که به‌طور متوالی و برای بیش از ۵۰ سال سود نقدی خود را افزایش داده‌اند؛ گروهی که در بازار سهام آمریکا با عنوان «شاه سود نقدی» شناخته می‌شوند. اهمیت این سابقه زمانی بیشتر مشخص می‌شود که عملکرد شرکت را در دوره‌های دشوار اقتصادی در نظر بگیریم. طی بیش از پنج دهه، اقتصاد آمریکا دوره‌های مختلفی از تورم، رکود، نااطمینانی اقتصادی، بحران‌های بازار و تحولات ژئوپلیتیکی را تجربه کرده است. با وجود این تغییرات، والمارت توانسته روند افزایش سود نقدی خود را حفظ کند. البته این سابقه به معنای آن نیست که سود نقدی والمارت در آینده بدون هیچ ریسکی افزایش خواهد یافت. بلکه نشان می‌دهد شرکت تاکنون توانسته در دوره‌های مختلف اقتصادی، جریان نقدی و سیاست پرداخت سود خود را به شکلی مدیریت کند که این زنجیره افزایش سالانه قطع نشود. دو مدل متفاوت برای بازگرداندن سرمایه تفاوت میان کاستکو و والمارت در واقع فراتر از عدد بازده سود نقدی است. کاستکو سه مسیر اصلی برای ایجاد بازده سهامداران دارد: افزایش ارزش سهام، پرداخت سود نقدی عادی و پرداخت سود نقدی ویژه. در مقابل، والمارت بیشتر بر افزایش مستمر سود نقدی در کنار رشد ارزش سهام تکیه دارد. این تفاوت برای نوع سرمایه‌گذاری اهمیت دارد. سهامدار کاستکو ممکن است در سالی خاص از یک پرداخت ویژه قابل توجه بهره‌مند شود، اما نمی‌تواند چنین پرداختی را به‌عنوان یک جریان درآمدی ثابت در سال‌های آینده در نظر بگیرد. در والمارت، پرداخت ویژه بزرگی مانند نمونه‌های کاستکو وجود ندارد، اما سابقه ۵۳ ساله افزایش سود باعث شده ساختار درآمدی سهامدار قابل پیش‌بینی‌تر باشد. بنابراین، مقایسه این دو شرکت صرفاً با نرخ بازده سود نقدی می‌تواند تصویر ناقصی ایجاد کند. تورم و اهمیت جریان نقدی یکی از دلایلی که سهام سودده در دوره‌های افزایش قیمت‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند، امکان ایجاد بخشی از جریان نقدی برای سرمایه‌گذار است. طبق داده‌های مطرح‌شده در گزارش، قیمت‌های مصرف‌کننده در ماه اوت ۳.۴ درصد افزایش یافته است. در چنین شرایطی، بازده سود نقدی پایین ممکن است نتواند به‌تنهایی اثر افزایش قیمت‌ها را جبران کند. به همین دلیل، سرمایه‌گذار باید میان بازده نقدی فعلی و توانایی شرکت برای افزایش این پرداخت در طول زمان تفاوت قائل شود. شرکتی که سود نقدی اندکی پرداخت می‌کند اما می‌تواند آن را در سال‌های آینده افزایش دهد، از نظر ساختار درآمدی با شرکتی که سود بالاتری پرداخت می‌کند اما ظرفیت رشد محدودی دارد، تفاوت دارد. والمارت در این زمینه سابقه بسیار طولانی دارد. در مقابل، کاستکو نشان داده است که در صورت انباشت نقدینگی کافی، می‌تواند بخشی از آن را از طریق پرداخت‌های ویژه به سهامداران بازگرداند. “ «از نگاه من، نکته مهم در مقایسه کاستکو و والمارت این است که نباید سود نقدی ویژه را با درآمد نقدی پایدار یکسان دانست. پرداخت ۱۵ دلاری کاستکو در سال ۲۰۲۴ جذاب به نظر می‌رسد، اما ارزش تحلیلی آن زمانی مشخص می‌شود که بدانیم چنین پرداختی به تصمیم مدیریت و وجود نقدینگی مازاد وابسته است و نمی‌توان آن را در مدل درآمدی سال‌های آینده به‌صورت قطعی تکرار کرد. در مقابل، سابقه ۵۳ ساله والمارت یک ویژگی متفاوت را نشان می‌دهد: توانایی حفظ سیاست افزایش سود در دوره‌های متعدد اقتصادی. بنابراین، برای ارزیابی این دو سهم، بهتر است سرمایه‌گذار به جای تمرکز بر یک پرداخت بزرگ در یک مقطع، رابطه میان جریان نقدی آزاد، رشد سود هر سهم، نسبت پرداخت سود و ظرفیت افزایش سود نقدی در بلندمدت را بررسی کند. در چنین چارچوبی، مسئله اصلی دیگر «چه کسی سود بیشتری می‌دهد» نیست؛ بلکه این است که کدام مدل بازگرداندن سرمایه با افق زمانی و نیاز درآمدی سرمایه‌گذار سازگاری بیشتری دارد.» بابک شیری چرا سرمایه‌گذاران باید به جریان نقدی توجه کنند؟ در ارزیابی سهام سودده، تنها رقم سود نقدی اهمیت ندارد. کیفیت جریان نقدی، میزان سودآوری، نیاز شرکت به سرمایه‌گذاری، رشد درآمد و توانایی حفظ پرداخت‌ها نیز باید بررسی شود. این موضوع درباره کاستکو اهمیت بیشتری دارد، زیرا پرداخت‌های ویژه آن ممکن است باعث شود بازده واقعی سهامداران در یک سال خاص بسیار متفاوت از سال‌های دیگر باشد. در والمارت، ساختار پرداخت سود منظم‌تر است و سابقه ۵۳ ساله افزایش آن، اطلاعات تاریخی بیشتری برای بررسی در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد. در عین حال، هیچ‌یک از این ویژگی‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند بازده آینده سهام را تضمین کند. قیمت خرید سهم، رشد سودآوری شرکت و شرایط کلی بازار نیز نقش مهمی در بازده نهایی سرمایه‌گذاری خواهند داشت. جمع‌بندی کاستکو و والمارت هر دو از شرکت‌های بزرگ خرده‌فروشی هستند که توانسته‌اند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، اما سیاست پرداخت آنها تفاوت محسوسی دارد. کاستکو در کنار سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ پرداخت‌های ویژه‌ای انجام داده که آخرین مورد آن ۱۵ دلار به ازای هر سهم بوده است. این پرداخت‌ها می‌توانند در مقاطع خاص بازده نقدی قابل توجهی ایجاد کنند، اما زمان‌بندی آنها قابل پیش‌بینی نیست. والمارت در مقابل، با ۵۳ سال افزایش متوالی سود نقدی بر استمرار و قابل پیش‌بینی بودن پرداخت‌ها تأکید دارد. بازده سود نقدی فعلی این شرکت نیز حدود ۰.۹ درصد است که از بازده حدود ۰.۶ درصدی کاستکو بالاتر است. در نهایت، تفاوت اصلی این دو شرکت را می‌توان در دو مدل خلاصه کرد: کاستکو امکان دریافت پرداخت‌های ویژه و نامنظم را در کنار سود عادی فراهم می‌کند، در حالی که والمارت بر سابقه طولانی افزایش منظم سود نقدی تکیه دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

والمارت پس از سقوط ۱۰ درصدی؛ آیا فشار بازار به فرصت سرمایه‌گذاری تبدیل شده است؟

افت شدید سهام والمارت در ماه اوت در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از تغییر شرایط این شرکت باشد، اما بررسی دقیق‌تر گزارش مالی سه‌ماهه دوم تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. بزرگ‌ترین خرده‌فروش فیزیکی جهان با وجود کاهش شتاب فروش در فروشگاه‌های آمریکا، همچنان در حال افزایش سهم بازار، گسترش حاشیه سود و توسعه منابع درآمدی جدید است. به همین دلیل، بخشی از تحلیلگران معتقدند واکنش بازار به گزارش اخیر بیش از اندازه منفی بوده و افت قیمت سهام ممکن است انتظارات بسیار بالای سرمایه‌گذاران را تا حدی تعدیل کرده باشد. در یک نگاه  سهام والمارت پس از انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و اکنون بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح پیش از انتشار گزارش معامله می‌شود.  رشد فروش فروشگاه‌های والمارت در آمریکا به ۲.۶ درصد کاهش یافت؛ اما شرکت همچنان توانست پیش‌بینی‌های فروش و سود را پشت سر بگذارد و سهم بازار خود را افزایش دهد.  پیش‌بینی سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۸ به ۳.۲۳ دلار کاهش یافته، اما همچنان رشدی دو رقمی را نسبت به سال قبل نشان می‌دهد و نسبت قیمت به سود سهم نیز به کمتر از ۳۳ برابر رسیده است.  کاهش ارزش سهام، در کنار رشد کسب‌وکارهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس، می‌تواند فشار اخیر بازار را به فرصتی برای ارزیابی دوباره ارزش این غول خرده‌فروشی تبدیل کند. افت ۱۰ درصدی سهام پس از گزارش مالی سهام والمارت در ۲۰ اوت یکی از بدترین روزهای خود در نزدیک به پنج سال گذشته را تجربه کرد. انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم، در شرایطی که سرمایه‌گذاران از تأثیر تورم بر قدرت خرید خانوارهای آمریکایی، به‌ویژه مصرف‌کنندگان کم‌درآمد، نگران هستند، فشار زیادی بر سهام وارد کرد. سهام شرکت نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و همچنان بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح روز قبل از انتشار گزارش قرار دارد. قیمت سهام همچنین در مقیاس سالانه وارد محدوده منفی شده است. با این حال، خود گزارش مالی کاملاً ضعیف نبود. والمارت توانست پیش‌بینی‌های مربوط به فروش و سود سه‌ماهه دوم را پشت سر بگذارد، پیش‌بینی خود برای فروش، سود عملیاتی و سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۷ را افزایش دهد و هم‌زمان به افزایش سهم بازار و بهبود حاشیه سود ادامه دهد. کاهش رشد فروش، مهم‌ترین نقطه ضعف گزارش مهم‌ترین نگرانی در گزارش اخیر، کاهش رشد فروش فروشگاه‌های هم‌مقیاس در آمریکا بود. این شاخص در سه‌ماهه دوم به ۲.۶ درصد رسید؛ در حالی که در سه‌ماهه قبل ۴.۱ درصد و در مدت مشابه سال گذشته ۴.۶ درصد بود. این کاهش برای شرکتی مانند والمارت اهمیت زیادی دارد، زیرا رشد سریع فروش یکی از دلایل اصلی ارزش‌گذاری بالای سهام طی سال‌های اخیر بوده است. در کنار آن، کسب‌وکار بزرگ دارویی والمارت نیز تحت تأثیر کاهش اجباری قیمت برخی داروها قرار گرفته و افزایش هزینه‌های سوخت نیز فشار دیگری بر هزینه‌های شرکت ایجاد کرده است. رشد قیمت انرژی هم‌زمان از دو مسیر به والمارت فشار وارد می‌کند؛ از یک سو هزینه‌های عملیاتی شرکت را بالا می‌برد و از سوی دیگر قدرت خرید مشتریان کم‌درآمد را کاهش می‌دهد. با وجود این فشارها، تحلیلگران معتقدند کاهش رشد فروش لزوماً به معنای تغییر بنیادی در وضعیت والمارت نیست. بخشی از فشار قبلاً در قیمت لحاظ شده است یکی از نکات مهم پس از سقوط سهام، کاهش انتظارات بازار است. برآورد اجماع تحلیلگران برای سود هر سهم والمارت در سال مالی ۲۰۲۸ طی ماه‌های اخیر حدود ۱۰ سنت کاهش یافته و اکنون به ۳.۲۳ دلار رسیده است. با وجود این کاهش، سود هر سهم همچنان رشدی دو رقمی نسبت به سال قبل خواهد داشت. بنابراین بخشی از نگرانی‌های بازار درباره کاهش رشد والمارت اکنون در قیمت سهام منعکس شده است. از سوی دیگر، ارزش‌گذاری سهام نیز پس از افت اخیر تعدیل شده است. والمارت اکنون با نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر سود سال آینده معامله می‌شود؛ در حالی که میانگین این نسبت طی پنج سال گذشته حدود ۳۵ برابر بوده است. این به آن معنا نیست که سهام والمارت ارزان شده است، اما فاصله آن با ارزش‌گذاری‌های بالای گذشته کاهش یافته است. کسب‌وکارهای جدید موتور رشد بعدی والمارت یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان والمارت، درآمدهایی است که دیگر مستقیماً به فروش کالا در فروشگاه‌ها وابسته نیستند. خدمات عضویت والمارت پلاس و کسب‌وکار تبلیغاتی شرکت در سال‌های اخیر با سرعت قابل‌توجهی توسعه یافته‌اند. این فعالیت‌ها حاشیه سود بالاتری نسبت به بخش سنتی خرده‌فروشی دارند و می‌توانند در بلندمدت بخشی از فشار ناشی از افزایش هزینه‌ها را جبران کنند. برخی تحلیلگران معتقدند این منابع درآمدی دقیقاً در مسیری قرار گرفته‌اند که والمارت حدود یک دهه پیش برای تبدیل شدن به یک قدرت فناوری در صنعت خرده‌فروشی ترسیم کرده بود. در واقع، تحول والمارت تنها به فروش اینترنتی محدود نشده است. این شرکت تلاش کرده فروشگاه‌های فیزیکی، تجارت الکترونیک، خدمات عضویت و تبلیغات را در یک مدل واحد ترکیب کند؛ مدلی که می‌تواند مزیت مقیاس بسیار بزرگی برای آن ایجاد کند. فاصله گرفتن از کاستکو افت اخیر سهام همچنین باعث شده ارزش‌گذاری والمارت در مقایسه با کاستکو جذاب‌تر شود. این دو شرکت در گذشته با فاصله کمتری نسبت به یکدیگر معامله می‌شدند، اما عملکرد متفاوت سهام آنها در دوره اخیر باعث افزایش فاصله ارزش‌گذاری شده است. از طرف دیگر، بازپرداخت‌های مربوط به تعرفه‌ها می‌تواند فضای بیشتری برای کاهش قیمت کالاها در فروشگاه‌های والمارت ایجاد کند. برخی تحلیلگران معتقدند استفاده از این منابع برای کاهش قیمت‌ها می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فروش هم‌مقیاس کمک کند و در بلندمدت سهم بازار شرکت را افزایش دهد. یکی از برآوردهای مطرح‌شده، قیمت ۱۳۲ دلار برای سهام والمارت است که حدود ۲۵ درصد بالاتر از قیمت ۱۰۷.۱۵ دلاری پایان هفته مورد اشاره در گزارش قرار دارد. “ «از نگاه من، افت اخیر والمارت بیشتر از آنکه نشانه شکست مدل کسب‌وکار باشد، نشانه تعدیل انتظاراتی است که طی سال‌های گذشته بیش از حد بالا رفته بود. نسبت قیمت به سود هنوز به اندازه‌ای نیست که بتوان سهام را ارزان تلقی کرد، بنابراین استدلال خرید صرفاً بر مبنای افت قیمت منطقی نیست؛ اما ترکیب قدرت توزیع، سهم بازار، جریان نقدی و رشد درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، به والمارت اجازه می‌دهد برخلاف بسیاری از خرده‌فروشان، موتورهای رشد متنوعی در اختیار داشته باشد. به همین دلیل، جذابیت اصلی والمارت در این مقطع نه یک بازگشت سریع قیمتی، بلکه ظرفیت تبدیل مقیاس عظیم فعلی به جریان‌های درآمدی با حاشیه سود بالاتر در سال‌های آینده است؛ موضوعی که ارزش بررسی آن را پس از تعدیل اخیر ارزش‌گذاری بیشتر کرده است.» بابک شیری چرا هنوز ریسک وجود دارد؟ با وجود نقاط قوت والمارت، نباید افت اخیر سهام را کاملاً نادیده گرفت. افزایش قیمت انرژی همچنان فشار مضاعفی بر مشتریان کم‌درآمد و هزینه‌های شرکت وارد می‌کند و ادامه جنگ ایران نیز در متن منبع به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر قیمت انرژی مطرح شده است. از سوی دیگر، رشد سریع والمارت در سال‌های گذشته باعث شده مقایسه عملکرد آینده شرکت با گذشته دشوارتر شود. شرکتی با این ابعاد نمی‌تواند برای همیشه با همان سرعت قبلی رشد کند. برخی تحلیلگران نیز معتقدند سهام ممکن است در ۱۲ ماه آینده از شاخص S&P 500 عقب بماند. با این حال، حتی همین دیدگاه نیز لزوماً به معنای بی‌ارزش شدن سهام نیست. یکی از برآوردها قیمت هدف پنج‌ساله ۱۵۲.۰۵ دلار را برای والمارت در نظر گرفته است. نکته مهم‌تر این است که والمارت در دوره‌های رکود اقتصادی سابقه عملکرد نسبتاً مقاومی داشته است. در سال ۲۰۰۸، زمانی که شاخص S&P 500 حدود ۳۸ درصد سقوط کرد، سهام والمارت حدود ۱۸ درصد رشد کرد. در افت بازار فوریه و مارس ۲۰۲۰ نیز سهام والمارت حدود ۲ درصد افزایش یافت، در حالی که شاخص‌های گسترده بازار به‌شدت تحت فشار بودند. این ویژگی دفاعی همچنان یکی از نقاط مهم در تحلیل بلندمدت شرکت است. والمارت هنوز از بازی خارج نشده است مسیری که والمارت طی یک دهه اخیر طی کرده، نشان می‌دهد این شرکت توانسته خود را با تغییر ساختار صنعت خرده‌فروشی تطبیق دهد. در اواسط دهه ۲۰۱۰ بسیاری تصور می‌کردند آمازون در نهایت بخش بزرگی از بازار را در اختیار خواهد گرفت، اما والمارت به جای عقب‌نشینی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در تجارت الکترونیک، فناوری، خدمات عضویت و تبلیغات انجام داد. اکنون افت اخیر سهام را باید در همین چارچوب بررسی کرد. فروش هم‌مقیاس کاهش یافته، هزینه‌ها بالا رفته و ارزش‌گذاری همچنان نسبتاً سنگین است، اما شرکت همچنان سهم بازار می‌گیرد و منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نتیجه، مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران این نیست که آیا والمارت بدون ریسک است؛ بلکه این است که آیا افت اخیر برای تعدیل بیش‌ازحد انتظارات بازار کافی بوده است یا خیر. جمع‌بندی گزارش سه‌ماهه دوم والمارت ترکیبی از نقاط قوت و ضعف بود. کاهش رشد فروش فروشگاه‌های آمریکا و افزایش هزینه‌های سوخت، نگرانی‌های واقعی هستند، اما در طرف دیگر، رشد سود، افزایش سهم بازار، بهبود حاشیه سود، افزایش درآمدهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس و ادامه جریان نقدی قدرتمند قرار دارند. افت نزدیک به ۱۰ درصدی سهام، بخشی از ارزش‌گذاری سنگین گذشته را نیز تعدیل کرده است. نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر هنوز والمارت را به یک سهم ارزان تبدیل نمی‌کند، اما در مقایسه با میانگین پنج‌ساله ۳۵ برابری، نشان می‌دهد بخشی از خوش‌بینی افراطی بازار از قیمت خارج شده است. مهم‌تر از همه، سابقه والمارت در دوره‌های رکود نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار آن تنها بر رشد اقتصادی متکی نیست. اگر فشار تورمی کاهش پیدا کند و درآمدهای جدید شرکت بتوانند رشد بخش سنتی خرده‌فروشی را جبران کنند، والمارت همچنان ظرفیت حفظ جایگاه خود در صنعت را دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هوم‌دیپو یا والمارت؛ کدام سهم برای سرمایه‌گذاری در ۲۰۲۶ انتخاب بهتری است؟

دو نام بزرگ بازار خرده‌فروشی آمریکا، یعنی والمارت و هوم‌دیپو، در سال ۲۰۲۶ با دو مسیر متفاوت در برابر سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند. والمارت با تکیه بر مقیاس بسیار بزرگ، فروش کالاهای ضروری و شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی و دیجیتال، گزینه‌ای دفاعی‌تر محسوب می‌شود؛ در مقابل، هوم‌دیپو بیشتر به چرخه مسکن، نرخ بهره و رونق پروژه‌های ساخت‌وساز و نوسازی وابسته است. در یک نگاه  والمارت در سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد و ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص ثبت کرد.  هوم‌دیپو با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد و ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص، حاشیه سود بالاتری دارد اما به بازار مسکن وابسته‌تر است.  نسبت قیمت به سود آینده‌نگر والمارت حدود ۳۶.۷ برابر و هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است.  اگر تنها یک سهم برای سال ۲۰۲۶ انتخاب شود، والمارت گزینه دفاعی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تری است، در حالی که هوم‌دیپو برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیرتر جذاب‌تر خواهد بود. تفاوت این دو شرکت تنها به مدل کسب‌وکار محدود نمی‌شود. هوم‌دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر معامله می‌شود و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصدی دارد، اما بدهی بیشتری به دوش می‌کشد. والمارت از نظر ترازنامه وضعیت باثبات‌تری دارد و جریان درآمدی قابل پیش‌بینی‌تری ایجاد می‌کند، اما بازار برای این کیفیت، قیمت بالاتری از سرمایه‌گذاران مطالبه می‌کند. والمارت؛ غول خرده‌فروشی با موتور دفاعی والمارت یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و هر هفته حدود ۲۸۰ میلیون مشتری از شبکه این شرکت استفاده می‌کنند. فعالیت والمارت در سه بخش اصلی شامل بازار آمریکا، بازارهای بین‌المللی و باشگاه سامز انجام می‌شود و گستره محصولات آن از مواد غذایی و کالاهای مصرفی تا خدمات سلامت و کالاهای عمومی را دربرمی‌گیرد. مزیت اصلی والمارت در مقیاس فعالیت آن نهفته است. شبکه گسترده فروشگاه‌ها در کنار توسعه فروش اینترنتی، تحویل همان‌روز و برنامه عضویت والمارت پلاس باعث شده این شرکت بتواند میان فروشگاه‌های فیزیکی و فضای دیجیتال ارتباط نزدیکی ایجاد کند. این ساختار به‌خصوص در دوره‌های اقتصادی ضعیف اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا بخش بزرگی از درآمد شرکت از کالاهایی به دست می‌آید که مصرف‌کنندگان حتی در شرایط کاهش قدرت خرید نیز به آنها نیاز دارند. در سال مالی منتهی به ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶، درآمد والمارت به حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار رسید که نشان‌دهنده رشد ۴.۷ درصدی نسبت به سال قبل است. سود خالص نیز حدود ۲۱.۹ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص شرکت از حدود ۲.۹ درصد در سال قبل به نزدیک ۳.۱ درصد افزایش یافت. از منظر جریان نقدی نیز عملکرد والمارت قابل توجه بود. جریان نقد آزاد شرکت در این سال مالی به حدود ۱۴.۹ میلیارد دلار رسید؛ منابعی که می‌تواند برای توسعه فعالیت‌ها، سرمایه‌گذاری، بازخرید سهام یا پرداخت به سهامداران مورد استفاده قرار گیرد. ترازنامه؛ نقطه قوت والمارت یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دو شرکت در ساختار مالی آنها دیده می‌شود. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام والمارت در ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۰.۷ برابر بود؛ رقمی که نشان می‌دهد سطح بدهی شرکت در مقایسه با سرمایه سهامداران کنترل‌شده‌تر است. نسبت جاری والمارت حدود ۰.۸ برابر گزارش شده است. اگرچه این نسبت به تنهایی تصویر کاملی از وضعیت مالی یک شرکت خرده‌فروشی ارائه نمی‌دهد، اما ترکیب آن با جریان نقدی قدرتمند و مقیاس بالای فعالیت، انعطاف مالی مناسبی برای شرکت ایجاد می‌کند. البته والمارت بدون ریسک نیست. فعالیت جهانی شرکت آن را در معرض تغییرات نرخ ارز، تعرفه‌های تجاری و محدودیت‌های وارداتی قرار می‌دهد. افزایش رقابت در تجارت اینترنتی نیز فشار دیگری بر حاشیه سود شرکت ایجاد می‌کند. با وجود این ریسک‌ها، مدل کسب‌وکار والمارت همچنان برای شرایط اقتصادی نامطمئن جذاب است. مصرف‌کننده ممکن است خرید کالاهای گران‌قیمت را به تعویق بیندازد، اما خرید مواد غذایی، پوشاک و کالاهای ضروری متوقف نمی‌شود. همین ویژگی باعث می‌شود والمارت در مقایسه با بسیاری از شرکت‌های چرخه‌ای، مقاومت بیشتری در برابر رکود داشته باشد. هوم‌دیپو؛ شرطی روی مسکن و نوسازی هوم‌دیپو در نقطه مقابل والمارت قرار دارد. این شرکت عمدتاً محصولات مربوط به ساخت‌وساز، تعمیر و بازسازی را به دو گروه اصلی می‌فروشد: مالکان خانه که خودشان پروژه‌های نوسازی را انجام می‌دهند و متخصصانی مانند پیمانکاران و برق‌کارها. شرکت در سال‌های اخیر تمرکز بیشتری روی مشتریان حرفه‌ای داشته و با خرید شرکت‌هایی مانند اس‌آر‌اس و جی‌ام‌اس تلاش کرده خدمات تخصصی‌تری برای پروژه‌های بزرگ ارائه دهد. هوم‌دیپو در مجموع ۲۳۶۴ فروشگاه و بیش از ۱۳۴۰ مرکز تخصصی در اختیار دارد. در سال مالی منتهی به اول فوریه ۲۰۲۶، درآمد هوم‌دیپو به حدود ۱۶۴.۷ میلیارد دلار رسید که رشد سالانه حدود ۳.۲ درصدی را نشان می‌دهد. سود خالص نیز حدود ۱۴.۲ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص به حدود ۸.۶ درصد رسید؛ هرچند این رقم نسبت به حدود ۹.۳ درصد سال قبل کاهش یافته است. جریان نقد آزاد هوم‌دیپو نیز در این دوره به حدود ۱۲.۶ میلیارد دلار رسید. بنابراین، شرکت همچنان توان قابل توجهی برای تولید نقدینگی دارد؛ اما ساختار مالی آن نسبت به والمارت پرریسک‌تر است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام هوم‌دیپو در فوریه ۲۰۲۶ حدود ۵.۱ برابر بود. این سطح بالای بدهی تا حدی نتیجه استفاده گسترده از منابع استقراضی برای توسعه فعالیت‌ها و خریدهای انجام‌شده در بخش مشتریان حرفه‌ای است. ارزش‌گذاری؛ جایی که هوم‌دیپو برتری دارد شاخص Walmart (WMT) Home Depot (HD) قیمت سهم ۱۰۷.۱۵ دلار ۳۰۸.۷۴ دلار ارزش بازار ۸۵۰ میلیارد دلار ۳۰۸ میلیارد دلار محدوده ۵۲ هفته ۹۸.۸۸ تا ۱۳۵.۱۶ دلار ۲۸۹.۱۰ تا ۴۲۶.۷۵ دلار حاشیه سود ناخالص ۲۵.۲۳٪ ۳۱.۲۲٪ نسبت P/E ۳۸.۸۲ ۲۱.۶۰ EPS (TTM) ۲.۷۶ دلار ۱۴.۲۹ دلار سود نقدی و بازده ۰.۹۸ دلار (۰.۹۱٪) ۹.۲۹ دلار (۳.۰۱٪) مهم‌ترین مزیت هوم‌دیپو در شرایط فعلی، قیمت سهم آن نسبت به سود شرکت است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است، در حالی که این نسبت برای والمارت به حدود ۳۶.۷ برابر می‌رسد. در نسبت قیمت به فروش نیز هوم‌دیپو با حدود ۱.۹ برابر در برابر ۱.۲ برابر والمارت قرار دارد. بنابراین ارزان‌تر بودن هوم‌دیپو به معنای ارزان بودن مطلق سهم نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بازار حاضر است برای رشد و ثبات بیشتر والمارت، ارزش‌گذاری بسیار بالاتری پرداخت کند. هوم‌دیپو همچنین سود تقسیمی حدود ۳ درصدی ارائه می‌دهد؛ ویژگی‌ای که می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال درآمد نقدی در کنار رشد سرمایه هستند جذاب باشد. با این حال، ارزش‌گذاری پایین‌تر هوم‌دیپو بی‌دلیل نیست. نرخ بهره بالا می‌تواند تقاضا برای خرید و نوسازی خانه را کاهش دهد و بازار مسکن نیز مستقیماً بر عملکرد این شرکت تأثیر می‌گذارد. اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند و بازار مسکن آمریکا دوباره رونق بگیرد، هوم‌دیپو می‌تواند از افزایش پروژه‌های نوسازی و ساخت‌وساز بهره قابل توجهی ببرد. اما اگر نرخ بهره برای مدت طولانی بالا باقی بماند، وابستگی شرکت به چرخه مسکن به یک نقطه ضعف تبدیل خواهد شد. “ «از منظر سرمایه‌گذاری، مسئله اصلی در مقایسه این دو شرکت «کدام کسب‌وکار بهتر است» نیست؛ بلکه «چه قیمتی برای آن کسب‌وکار پرداخت می‌شود» است. والمارت از نظر کیفیت جریان درآمد و مقاومت در برابر رکود برتری مشخصی دارد، اما نسبت قیمت به سود ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بازار بخش بزرگی از این کیفیت را پیشاپیش قیمت‌گذاری کرده است. در مقابل، هوم‌دیپو با وجود بدهی بالاتر و حساسیت بیشتر به نرخ بهره، در سطح ارزش‌گذاری پایین‌تری قرار دارد و در صورت چرخش سیاست پولی آمریکا و بهبود بازار مسکن، ظرفیت بازگشت بیشتری خواهد داشت. بنابراین انتخاب میان این دو سهم در سال ۲۰۲۶ بیش از هر چیز به اولویت سرمایه‌گذار میان دفاع‌پذیری در برابر رکود و ظرفیت رشد در سناریوی کاهش نرخ بهره بستگی دارد؛ و از این منظر، والمارت انتخاب محافظه‌کارانه‌تر و هوم‌دیپو انتخاب تاکتیکی‌تر بازار است.» بابک شیری ریسک‌های پیش روی دو شرکت هوم‌دیپو علاوه بر ریسک‌های مرتبط با مسکن، با تهدیدهای امنیت سایبری، مسائل مربوط به حریم خصوصی داده‌ها و رقابت شدید فروشگاه‌های اینترنتی مواجه است. فشار رقابتی می‌تواند شرکت را مجبور کند برای حفظ سهم بازار، هزینه بیشتری برای خدمات دیجیتال و تحویل سریع صرف کند. والمارت نیز با ریسک‌های خاص خود روبه‌رو است. پرونده‌های حقوقی مرتبط با فعالیت داروخانه‌ها و حقوق مصرف‌کنندگان، تعرفه‌ها و موانع تجاری و نوسانات ارزی از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر عملکرد شرکت اثر بگذارند. با این حال، تفاوت اصلی در نوع این ریسک‌هاست. بخش قابل توجهی از ریسک والمارت به شرایط عملیاتی و تجارت جهانی مربوط می‌شود، در حالی که هوم‌دیپو علاوه بر این عوامل، به شکل مستقیم‌تری از نرخ بهره و چرخه بازار مسکن تأثیر می‌گیرد. کدام سهم برای سال ۲۰۲۶ مناسب‌تر است؟ پاسخ به این سؤال به نگاه سرمایه‌گذار نسبت به اقتصاد آمریکا بستگی دارد. اگر انتظار می‌رود اقتصاد وارد دوره‌ای ضعیف‌تر شود و مصرف‌کنندگان با احتیاط بیشتری هزینه کنند، والمارت گزینه جذاب‌تری است؛ زیرا کالاهای ضروری سهم بزرگی از فعالیت آن را تشکیل می‌دهند. اما اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند، بازار مسکن بهبود یابد و هزینه‌های مربوط به تعمیر و بازسازی خانه افزایش پیدا کند، هوم‌دیپو می‌تواند ظرفیت رشد بیشتری داشته باشد. مقایسه ارزش‌گذاری هوم دیپو و والمارت شاخص هوم دیپو والمارت P/E آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر ۳۶.۷ برابر نسبت قیمت به فروش (P/S) ۱.۹ برابر ۱.۲ برابر در مقابل، ارزش‌گذاری بالای والمارت یک نقطه ضعف جدی است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از انتظارات مثبت بازار از قبل در قیمت سهم منعکس شده است. هوم‌دیپو در این زمینه حاشیه امنیت بیشتری دارد. نسبت قیمت به سود ۲۰.۶ برابری، جریان نقد آزاد ۱۲.۶ میلیارد دلاری و سود تقسیمی حدود ۳ درصدی، ترکیب جذابی برای سرمایه‌گذارانی ایجاد می‌کند که حاضرند نوسان بیشتری را در ازای ارزش‌گذاری پایین‌تر تحمل کنند. جمع‌بندی والمارت و هوم‌دیپو هر دو از برندهای قدرتمند و دارای مزیت رقابتی پایدار در اقتصاد آمریکا هستند، اما برای دو نوع متفاوت از سرمایه‌گذار جذابیت دارند. والمارت با ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد، ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص و ۱۴.۹ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، شرکتی بزرگ‌تر، متنوع‌تر و مقاوم‌تر در برابر افت مصرف است. هوم‌دیپو در مقابل با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد، ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص و ۱۲.۶ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، حاشیه سود بالاتری دارد و با نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر نسبت به والمارت ارزش‌گذاری جذاب‌تری ارائه می‌کند. در نهایت، اگر انتخاب تنها بر اساس ترکیب ثبات، قدرت مالی و قابلیت پیش‌بینی باشد، والمارت گزینه مناسب‌تری به نظر می‌رسد. اما برای سرمایه‌گذاری که به کاهش نرخ بهره و احیای بازار مسکن آمریکا اعتقاد دارد، هوم‌دیپو می‌تواند با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصد، فرصت جذاب‌تری باشد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا تارگت در برابر والمارت ارزش خرید بیشتری دارد؟

تارگت در سال ۲۰۲۶ با رشد خیره‌کننده ۶۸ درصدی از والمارت فاصله گرفته، در حالی که سهام والمارت از ابتدای سال حدود ۴ درصد افت کرده است. با این حال، این برتری کوتاه‌مدت نباید باعث شود سرمایه‌گذاران عملکرد بلندمدت دو شرکت را نادیده بگیرند؛ زیرا در افق پنج‌ساله، سهام والمارت بیش از دو برابر شده، در حالی که تارگت حدود یک‌سوم ارزش خود را از دست داده است. هر دو شرکت نیز از گروه معدود پادشاهان سود تقسیمی هستند و بیش از ۵۰ سال متوالی سود نقدی سالانه خود را افزایش داده‌اند. پرسش اصلی اکنون این است که با وجود ارزش‌گذاری بالاتر والمارت و رشد سریع‌تر تارگت، کدام‌یک در شرایط فعلی فرصت سرمایه‌گذاری جذاب‌تری ایجاد می‌کند؟ در یک نگاه  تارگت: رشد ۶۸٪ در ۲۰۲۶، نسبت قیمت به سود ۱۷ برابر و بازده سود تقسیمی ۲.۸٪.  والمارت: افت ۴٪ در ۲۰۲۶، نسبت قیمت به سود ۳۹ برابر و بازده سود تقسیمی ۰.۹٪.  در پنج سال گذشته، والمارت بیش از دو برابر شده، در حالی که تارگت حدود یک‌سوم افت کرده است.  انتخاب شهریور: تارگت برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیرتر؛ والمارت برای سرمایه‌گذار محافظه‌کار و بلندمدت. تارگت؛ بازگشت قدرتمند پس از چند سال دشوار رشد ۶۸ درصدی سهام تارگت در سال جاری در نگاه اول می‌تواند نشانه‌ای از برتری این شرکت نسبت به رقیب بزرگ‌تر خود باشد، اما واقعیت کمی متفاوت است. تارگت هنوز در حال جبران ضعف چند سال گذشته است و رشد اخیر سهام بیشتر به یک بازگشت قدرتمند شباهت دارد تا نتیجه جهش ناگهانی در فروش. در ۱۲ ماه گذشته، درآمد تارگت تنها حدود ۲ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که درآمد والمارت ۶.۲ درصد رشد کرده؛ یعنی بیش از سه برابر سریع‌تر از تارگت. با این حال، تارگت انتظار دارد امسال به دوره سه ساله کاهش متوالی درآمد پایان دهد و همین موضوع یکی از مهم‌ترین دلایلی است که سرمایه‌گذاران دوباره به این شرکت توجه کرده‌اند. تغییرات مدیریتی نیز در این روند بی‌تأثیر نبوده است. از زمانی که مایکل فیدلکه در فوریه ۲۰۲۶ به مدیرعاملی تارگت رسید، نشانه‌های بهبود در عملکرد فروشگاه‌ها ظاهر شده و رشد فروش فروشگاه‌های هم‌مقیاس مثبت شده است. مهم‌تر از آن، تارگت پس از سال‌ها از دست دادن سهم بازار، اکنون نشانه‌هایی از بازپس‌گیری سهم خود نشان می‌دهد؛ روندی که حتی به قیمت از دست رفتن بخشی از سهم والمارت تمام شده است. ارزش‌گذاری؛ جایی که تارگت برتری دارد یکی از مهم‌ترین نکات در مقایسه این دو شرکت، تفاوت چشمگیر ارزش‌گذاری آنهاست. سهام تارگت با قیمت حدود ۱۶۴.۴۴ دلار معامله می‌شود و ارزش بازار آن نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار است. نسبت قیمت به سود گذشته‌نگر این شرکت حدود ۱۷ برابر است؛ رقمی که در مقایسه با نسبت حدود ۳۹ برابری والمارت بسیار پایین‌تر محسوب می‌شود. از طرف دیگر، سود تقسیمی تارگت نیز جذاب‌تر است. بازده سود تقسیمی این شرکت حدود ۲.۸ درصد است، در حالی که بازده سود تقسیمی والمارت تنها حدود ۰.۹ درصد است. بنابراین سرمایه‌گذاری در تارگت علاوه بر احتمال رشد قیمت، جریان نقدی بیشتری نیز برای سهامدار ایجاد می‌کند. با این حال، ارزان‌تر بودن تارگت به‌تنهایی به معنای بهتر بودن آن نیست. بخش مهمی از این تخفیف ناشی از سابقه ضعیف‌تر شرکت در سال‌های اخیر است و سرمایه‌گذار در واقع در حال پرداختن به یک داستان بازگشت است؛ داستانی که هنوز باید در گزارش‌های مالی آینده خود را اثبات کند. والمارت؛ غولی که فعلاً در حال نفس‌گیری است سهام والمارت در سال جاری حدود ۴ درصد کاهش یافته و قیمت آن در محدوده ۱۰۷.۱۴ دلار قرار دارد. ارزش بازار این شرکت حدود ۸۵۰ میلیارد دلار است و نسبت به تارگت، از مقیاس بسیار بزرگ‌تری برخوردار است. اما عملکرد امسال نباید قدرت ساختاری والمارت را زیر سؤال ببرد. در ۴۷ سال گذشته، این شرکت تنها یک سال کاهش درآمد داشته است. چنین سابقه‌ای نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار والمارت از مقاومت بسیار بالایی در برابر چرخه‌های اقتصادی برخوردار است. مزیت اصلی والمارت در کنترل هزینه‌ها، گردش سریع موجودی کالا و توانایی ارائه محصولات با قیمت پایین‌تر از بسیاری از رقباست. همین ساختار به شرکت اجازه داده است حتی در دوره‌های فشار اقتصادی نیز مشتریان خود را حفظ کند. در افق پنج‌ساله نیز تصویر کاملاً متفاوت است. ارزش سهام والمارت در این دوره بیش از دو برابر شده، در حالی که سهام تارگت حدود ۳۳ درصد افت کرده است. بنابراین اگر عملکرد بلندمدت معیار قرار گیرد، والمارت همچنان فاصله زیادی با رقیب خود دارد. چرا تارگت انتخاب جذاب‌تری شده است؟ با وجود برتری بنیادی والمارت در بسیاری از شاخص‌ها، در شرایط فعلی تارگت می‌تواند گزینه جذاب‌تری برای سرمایه‌گذارانی باشد که به دنبال یک داستان بازگشت هستند. مدیریت جدید تارگت هدف رشد فروش خود را به ۴ درصد افزایش داده و هم‌زمان حدود ۲ میلیارد دلار برای بازسازی فروشگاه‌ها و بهبود عملیات اختصاص داده است. این سرمایه‌گذاری در کوتاه‌مدت می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌ها وارد کند، اما در صورت موفقیت، ظرفیت رشد آینده شرکت را افزایش خواهد داد. از طرف دیگر، تارگت اکنون با نسبت قیمت به سود حدود ۱۷ برابر معامله می‌شود؛ بنابراین بازار بخش قابل‌توجهی از ریسک‌های شرکت را پیشاپیش در قیمت سهام لحاظ کرده است. در مقابل، نسبت ۳۹ برابری والمارت نشان می‌دهد سرمایه‌گذار برای کیفیت، ثبات و سابقه رشد این شرکت حاضر است حق بیمه بسیار بالاتری پرداخت کند. در واقع مقایسه این دو سهم، بیشتر از آنکه انتخاب میان یک شرکت خوب و یک شرکت بد باشد، انتخاب میان کیفیت گران‌تر و بازگشت ارزان‌تر است. “ «به نظر می‌رسد جذابیت فعلی تارگت نه از آنجا ناشی می‌شود که ناگهان به کسب‌وکاری بهتر از والمارت تبدیل شده، بلکه از این واقعیت می‌آید که بازار هنوز با احتیاط به بازگشت آن نگاه می‌کند. اگر مدیریت جدید بتواند رشد فروش ۴ درصدی را محقق کند و سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری را به افزایش بهره‌وری و سهم بازار تبدیل کند، فاصله ارزش‌گذاری امروز می‌تواند به نفع تارگت عمل کند؛ اما اگر این بازگشت در حد رشد قیمت سهام باقی بماند و در سودآوری تثبیت نشود، برتری بنیادی والمارت دوباره خود را نشان خواهد داد. به همین دلیل، برای شهریور ۱۴۰۵ انتخاب من تارگت است، اما با ریسک بالاتر؛ والمارت همچنان انتخاب محافظه‌کارانه‌تر و باکیفیت‌تر باقی می‌ماند.» بابک شیری سود تقسیمی؛ مزیت مشترک دو شرکت تارگت و والمارت هر دو بیش از پنج دهه است که سود تقسیمی خود را هر سال افزایش داده‌اند و از این منظر در گروه پادشاهان سود تقسیمی قرار می‌گیرند. با این حال، تفاوت بازده فعلی آنها قابل‌توجه است. بازده سود تقسیمی تارگت حدود ۲.۸ درصد و والمارت حدود ۰.۹ درصد است؛ بنابراین تارگت در حال حاضر جریان درآمدی بسیار بیشتری برای سهامدار ایجاد می‌کند. البته برای سرمایه‌گذاری بلندمدت، تنها میزان سود تقسیمی اهمیت ندارد. توانایی شرکت برای افزایش مداوم سود، جریان نقدی آزاد، قدرت ترازنامه و ظرفیت رشد سودآوری نیز باید در نظر گرفته شود. از این منظر، سابقه والمارت همچنان یک مزیت جدی محسوب می‌شود. جمع‌بندی رقابت میان تارگت و والمارت در سال ۲۰۲۶ نمونه‌ای جالب از تفاوت میان عملکرد کوتاه‌مدت و کیفیت بلندمدت است. تارگت با رشد ۶۸ درصدی امسال در برابر افت ۴ درصدی والمارت، برنده آشکار بازار سهام بوده، اما در بازه پنج‌ساله همچنان عملکردی بسیار ضعیف‌تر دارد. با این حال، شرایط امروز به نفع تارگت تغییر کرده است. نسبت قیمت به سود ۱۷ برابری، بازده سود تقسیمی ۲.۸ درصدی، بازگشت رشد فروش و برنامه سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری، در کنار مدیریت جدید، ترکیبی ساخته که می‌تواند برای سرمایه‌گذاران ارزش‌محور جذاب باشد. در مقابل، والمارت با ارزش بازار ۸۵۰ میلیارد دلاری، رشد درآمد ۶.۲ درصدی و سابقه تنها یک سال کاهش درآمد در ۴۷ سال، همچنان یکی از مقاوم‌ترین کسب‌وکارهای صنعت خرده‌فروشی آمریکا محسوب می‌شود؛ اما قیمت بالاتر سهام، بخشی از این کیفیت را پیشاپیش منعکس کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

چرا بزرگ‌ترین بانک سوئیس هنوز به طلا وفادار است؟ پشت‌پرده یک توصیه داغ به سرمایه‌گذاران

در یک نگاه طلا یک ابزار سپر محافظتی است، نه فقط یک معامله روزمره: بانک UBS معتقد است افت‌های قیمت طلا فرصتی عالی برای خریدهای بلندمدت و ایجاد پوشش ریسک در سبد دارایی است. چشم‌انداز منفیِ کوتاه‌مدت، جذابیت ساختاری بلندمدت: با وجود فشار نرخ بهره واقعی و تقویت دلار، ریسک‌های تورم، تنش‌های ژئوپلیتیک و کاهش اعتماد به سیاست‌های مالی، طلا را جذاب نگه می‌دارند. هم‌راستایی گلدمن ساکس و UBS: هر دو غول بانکی افت‌های فعلی قیمت را یک «استراحت موقت» در روند صعودی می‌دانند و خرید در افت‌ها را توصیه می‌کنند. اگر اخبار بازارهای جهانی را دنبال کرده باشید، می‌دانید که احتمال پیش گرفتن یک مسیر انقباضی‌تر توسط فدرال رزرو افزایش یافته است. معمولاً در چنین شرایطی که دلار تقویت می‌شود و نرخ بهره بالا می‌رود، طلا جذابیت خود را از دست می‌دهد. اما بانک بزرگ UBS سوئیس نگاه متفاوتی دارد و می‌گوید دقیقاً الان وقت پشت کردن به طلا نیست. اما سوال اصلی سرمایه‌گذاران اینجاست: چرا بانک UBS افت‌های قیمت طلا را فرصت خرید می‌داند و چطور باید در برابر تصمیمات فدرال رزرو پوزیشن‌گیری کرد؟ ما در یوتوتایمز جزییات یادداشت تحلیلی تازه بانک UBS را زیر ذره‌بین برده‌ایم. ۱. طلا یک «پوشش ریسک ساختاری» است، نه یک نوسان‌گیری ساده تحلیل‌گران بانک UBS بر این باورند که نگریستن به طلا صرفاً از زاویه تصمیمات کوتاه‌مدت نرخ بهره فدرال رزرو اشتباه است. بادهای مخالف کوتاه‌مدت: افزایش نرخ بهره واقعی و تقویت دلار آمریکا قطعاً در کوتاه‌مدت بر طلا فشار می‌آورند. عوامل پشتیبان بلندمدت: طلا نقش یک پوشش محافظتی (Hedge) را در برابر ریسک‌هایی ایفا می‌کند که فدرال رزرو کنترلی روی آن‌ها ندارد؛ از جمله تورم پایدار، ریسک‌های ژئوپلیتیک و افت اعتماد عمومی به نهادهای مالی و پولی. توصیه عملی: بانک UBS به مشتریان خود پیشنهاد می‌کند که از افت‌های قیمتی ناشی از نوسانات بازار، برای ساخت پوزیشن‌های خرید بلندمدت استفاده کنند. ▶️ مشاهده کنید: تحلیل تکنیکال اونس جهانی طلا: اژدها در لبه تیغ، نوسان بین دو عدد ۲. هم‌صدایی غول‌های وال‌استریت؛ از UBS تا گلدمن ساکس دیدگاه بانک UBS تنها نیست. بانک گلدمن ساکس (Goldman Sachs) نیز اعلام کرده بود که عقب‌نشینی قیمت طلا از سقف‌های قبلی، تنها یک «وقفه طولانی‌مدت» در روند صعودی است، نه پایان دوره رشد آن. حتی گلدمن ساکس سطح ۴,۰۰۰ دلار را به‌عنوان یک نقطه جذاب برای ورود خریداران در آستانه نشست فدرال رزرو مشخص کرده بود. هر دو بانک به این نتیجه مشترک رسیده‌اند که افت قیمت‌ها قبل از تصمیم فدرال رزرو، به جای اینکه دلیلی برای خروج از بازار باشد، یک فرصت طلایی برای ورود است. ۳. چشم‌انداز مثبت برای کل بازار کامودیتی‌ها (کالاها) دیدگاه مثبت UBS فقط محدود به طلا نیست؛ این بانک نگاهی کاملاً امیدوارکننده به کل بازار کالاها دارد: محرک‌های جدید در بازار: توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی (AI)، افزایش شدید تقاضای برق و روند برق‌رسانی جهانی (Electrification) در کنار محدودیت‌های عرضه، پشتیبان‌های ساختاری کلیدی برای کالاها هستند. تنوع‌بخشی به سبد دارایی: کالاها می‌توانند در سناریوهایی که شوک‌های انرژی یا تورم هم‌زمان به سهام و اوراق قرضه ضربه می‌زنند، بهترین ابزار برای حفظ ارزش سرمایه باشند. ✔️ بیشتر بخوانید: خروج میلیاردها دلار از سهام آمریکا: آیا مقصد بعدی سرمایه‌گذاران طلا است؟

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

پیش‌بینی تازه بانک آمریکا از قیمت طلا؛ هدف ۵۰۰۰ دلاری در راه است

در یک نگاه بانک آمریکا (BofA) پیش‌بینی می‌کند قیمت طلا در سه‌ماهه اول ۲۰۲۷ به ۴۷۵۰ دلار و در سه‌ماهه دوم و سوم به ۵۰۰۰ دلار به ازای هر اونس برسد. ضعف دلار، کاهش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و افزایش تقاضا برای دارایی‌های امن، از مهم‌ترین عوامل رشد اخیر طلا هستند. به گفته BofA، تقاضای ETFها همچنان حلقه مفقوده بازار است و برای رسیدن طلا به ۵۰۰۰ دلار، خرید سرمایه‌گذاران باید شتاب بیشتری بگیرد. بانک آمریکا معتقد است ابهام در سیاست‌های پولی و مالی آمریکا می‌تواند در میان‌مدت همچنان به نفع طلا باشد. قیمت طلا در برابر دلار آمریکا (XAUUSD) اواخر روز سه‌شنبه در محدوده ۴۶۷۰ دلار معامله شد؛ پس از آنکه موج جدید صعودی، فلز زرد را به نزدیکی سطح ۴۷۰۰ دلار رساند. طلا در ماه اوت نزدیک به ۱۶ درصد افزایش قیمت داشته و از حدود ۴۰۴۰ دلار در ابتدای ماه به بالاترین سطح سه ماه اخیر رسیده است. ضعف دلار، مداخلات در بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا و افزایش مجدد تقاضا برای دارایی‌های امن، همگی در این رشد نقش داشته‌اند. بانک آمریکا (BofA) همچنان نسبت به چشم‌انداز میان‌مدت طلا خوش‌بین است و پیش‌بینی می‌کند قیمت این فلز گران‌بها از ۴۲۵۰ دلار در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶ به ۴۷۵۰ دلار در سه‌ماهه اول ۲۰۲۷ و ۵۰۰۰ دلار در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۷ افزایش یابد. با این حال، نکته قابل‌توجه این است که بازار در کوتاه‌مدت بسیار سریع‌تر از انتظارات بانک آمریکا حرکت کرده است. در گزارش پیش‌بینی ماه اوت، بانک آمریکا قیمت طلا را برای سه‌ماهه سوم ۳۹۰۰ دلار و برای سه‌ماهه چهارم ۴۲۵۰ دلار پیش‌بینی کرده بود؛ سطوحی که قیمت نقدی فعلی طلا با فاصله زیادی از آنها عبور کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: طلای ۵ هزار دلاری در راه است؟ پیش‌بینی جدید دو غول وال‌استریت درباره آینده انس جهانی این موضوع لزوماً پیش‌بینی بلندمدت ۵۰۰۰ دلاری بانک آمریکا را زیر سؤال نمی‌برد، اما پرسش اصلی را تغییر می‌دهد؛ دیگر مسئله این نیست که آیا طلا می‌تواند بهبود پیدا کند، بلکه این است که آیا تقاضای سرمایه‌گذاری می‌تواند همگام با صعودی که هم‌اکنون با سرعت زیادی در حال پیشروی است، افزایش یابد یا خیر. مایکل ویدمر، استراتژیست کامودیتی در بانک آمریکا، گفت: «قیمت طلا از ابتدای سال تاکنون به‌طور میانگین ۴۳۶۰ دلار به ازای هر اونس بوده که همزمان با رشد ۷.۳ درصدی سالانه تقاضای سرمایه‌گذاری همراه شده است.» این بانک خاطرنشان می‌کند که عرضه طلای قراضه در واکنش به قیمت‌های بالا، کمتر از حد انتظار افزایش یافته است. همچنین تقاضای بخش جواهرات و سایر مصرف‌کنندگان نهایی نیز توانسته طلای گران‌قیمت را بهتر از پیش‌بینی‌ها جذب کند. با این حال، مدل‌های بانک آمریکا همچنان نشان می‌دهند میان میزان خرید فعلی و سطح تقاضایی که برای حفظ قیمت طلا در نزدیکی ۵۰۰۰ دلار مورد نیاز است، فاصله وجود دارد. ویدمر گفت: «خرید فعلی سرمایه‌گذاران بیشتر با قیمتی نزدیک به ۴۰۰۰ دلار برای هر اونس سازگار است تا ۵۰۰۰ دلار.» او افزود: «برای اینکه طلا به سمت ۵۰۰۰ دلار در هر اونس حرکت کند، خرید سرمایه‌گذاران باید شتاب بیشتری بگیرد.» طلا در روزهای اخیر با فاصله زیادی بالاتر از میانگین متحرک ۲۰روزه صعود کرده است. آخرین موج صعودی، قیمت XAUUSD را از زیر ۴۰۰۰ دلار در اواخر ژوئیه به محدوده ۴۶۷۰ دلار رسانده است. چشم‌انداز طلا؛ ابهام در سیاست‌های آمریکا بار دیگر در قیمت‌ها منعکس شده است بانک آمریکا معتقد است ترکیب سیاست‌های اقتصادی آمریکا به یکی از عوامل مهم‌تر در استدلال صعودی برای طلا تبدیل شده است. این بانک اعلام کرد: «بازگشت قیمت طلا به سمت ۴۴۵۰ دلار به‌دلیل افزایش ابهام درباره ترکیب سیاست‌های آمریکا رخ داد» و به نگرانی‌های همزمان درباره سیاست پولی، پایداری مالی و مدیریت نرخ ارز اشاره کرد. از زمان انتشار این گزارش، این نگرانی‌ها حتی بیشتر نیز شده‌اند. گسترش برنامه بازخرید اوراق بلندمدت توسط خزانه‌داری آمریکا به کاهش بازده اوراق و تضعیف دلار کمک کرده است. همزمان، رویترز روز سه‌شنبه گزارش داد که طلا به بالاترین سطح خود در بیش از سه ماه گذشته رسیده است؛ چرا که سرمایه‌گذاران در انتظار انتشار داده‌های جدید تورم آمریکا بودند. همین روند را در گزارش‌های اخیر درباره بهبود فعالیت صندوق‌های خصوصی طلا نیز شاهد بوده‌ایم؛ جایی که گلدمن ساکس دریافت مشارکت سرمایه‌گذاران ارتباط نزدیک‌تری با قیمت طلا پیدا کرده است. بانک آمریکا همچنین معتقد است تقاضای بخش رسمی می‌تواند یک لایه حمایتی دیگر برای طلا ایجاد کند. خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی در ماه ژوئن به ۵۱ تن رسید که تقریباً دو برابر میانگین ماهانه ۲۷ تن در ۱۲ ماه گذشته بود. تقاضای ETF؛ حلقه مفقوده بازار طلا به باور بانک آمریکا، بخش مفقودشده در معادله، تقاضای صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) است. این بانک استدلال می‌کند که تداوم روند صعودی طلا زمانی توجیه‌پذیرتر خواهد بود که ورود سرمایه به ETFها نیز همزمان با خرید بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران بخش خصوصی افزایش پیدا کند. بانک آمریکا می‌گوید: «طلا معمولاً زمانی عملکرد مثبتی دارد که تفسیر سیگنال‌های سیاست‌گذاری دشوارتر می‌شود.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک ناتیکسیس هدف طلا را ۵٬۰۰۰ دلار کرد؛ نگرانی از بدهی آمریکا این دیدگاه پس از مداخله اخیر خزانه‌داری آمریکا اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ مداخله‌ای که بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا تلاش برای مهار هزینه‌های استقراض بلندمدت در نهایت فشار بیشتری بر دلار وارد خواهد کرد یا خیر. پیش‌بینی قیمت طلا؛ ابتدا ۴۷۵۰ دلار، سپس ۵۰۰۰ دلار جدول پیش‌بینی بانک آمریکا نشان می‌دهد که پس از برآوردهای نسبتاً محافظه‌کارانه برای نیمه دوم سال ۲۰۲۶، قیمت طلا در میان‌مدت روندی صعودی خواهد داشت. این بانک قیمت ۴۷۵۰ دلار در سه‌ماهه اول ۲۰۲۷ را پیش‌بینی کرده و انتظار دارد طلا در سه‌ماهه دوم و سوم ۲۰۲۷ به ۵۰۰۰ دلار برسد؛ سپس در سه‌ماهه چهارم به ۴۵۰۰ دلار کاهش یابد. میانگین سالانه پیش‌بینی‌شده بانک آمریکا برای طلا در سال ۲۰۲۷ نیز ۴۸۱۳ دلار است. هدف ۵۰۰۰ دلاری بانک آمریکا همچنان پایین‌تر از برخی پیش‌بینی‌های جسورانه‌تری است که اخیراً مطرح شده‌اند. موسسه UBS انتظار دارد قیمت طلا تا ژوئن ۲۰۲۷ به ۵۲۰۰ دلار برسد، در حالی که سناریوی صعودی RBC نیز پیش‌تر قیمت طلا را بالاتر از ۵۳۰۰ دلار پیش‌بینی کرده بود. ریسک کوتاه‌مدت؛ آیا طلا بیش از حد و با سرعت زیادی صعود کرده است؟ ریسک فوری بازار این است که طلا در مدت کوتاهی بیش از اندازه و با سرعت زیادی رشد کرده باشد. سخنرانی کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، در جکسون هول در ادامه هفته می‌تواند انتظارات درباره افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کند و پس از رشد ۱۶ درصدی طلا در ماه اوت، موجی از برداشت سود را به همراه داشته باشد. با این حال، استدلال بلندمدت بانک آمریکا وابستگی چندانی به اتخاذ یک سیاست کاملاً انبساطی از سوی فدرال رزرو ندارد. پیش‌بینی ۵۰۰۰ دلاری این بانک بر پایه تداوم ابهام در سیاست‌های اقتصادی، تقاضای پایدار بانک‌های مرکزی و احتمال افزایش استفاده سرمایه‌گذاران از طلا به‌عنوان پوششی در برابر ترکیب غیرمتعارف سیاست‌های مالی و پولی آمریکا است. با توجه به اینکه XAUUSD هم‌اکنون در نزدیکی ۴۷۰۰ دلار قرار دارد، رسیدن به هدف ۵۰۰۰ دلاری بانک آمریکا دیگر چندان دور از دسترس به نظر نمی‌رسد. اما چالش اصلی شاید این باشد که طلا بدون تجربه یک اصلاح قابل‌توجه دیگر در مسیر صعود بتواند به این هدف برسد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا در نقطه حساس؛ یک گزارش اقتصادی می‌تواند مسیر قیمت را تغییر دهد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر