EURUSD 1.11577 USD ▼ 0.17%
XAUUSD 3,875.09 USD ▼ 3.63%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 104.12 USD ▲ 2.08%
BTCUSD 77,861.17 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70300 USD ▲ 0.07%
EURJPY 176.259 JPY ▲ 0.03%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۵۰ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۵۰ دقیقه پیش

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا چه اثری بر بازار سهام دارد؟ پیش‌بینی مورگان استنلی

در یک نگاه مایک ویلسون از مورگان استنلی می‌گوید عواملی مانند انتخابات میان‌دوره‌ای، فشار هزینه‌های هوش مصنوعی و محدودیت نقدینگی ممکن است شاخص S&P 500 را تا حدود ۷۱۰۰ واحد پایین بیاورند. او این افت احتمالی را فرصتی برای خرید می‌داند و پس از پایان اصلاح، سطح ۸۰۰۰ واحد را برای شاخص پیش‌بینی می‌کند. به گفته ویلسون، سهام آمریکا در شش و ۱۲ ماه پس از همه انتخابات میان‌دوره‌ای از سال ۱۹۵۰ بالاتر رفته‌اند، هرچند عملکرد بازار از نوامبر تا پایان سال همیشه مثبت نبوده است. مایک ویلسون، استراتژیست ارشد سهام آمریکا در مورگان استنلی، انتظار دارد بازار سهام این کشور در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای روز سه‌شنبه با نوسان روبه‌رو شود؛ با این حال، او افت احتمالی قیمت‌ها را فرصتی برای خرید می‌داند. به گفته ویلسون، تجربه تاریخی نشان می‌دهد ضعف بازار پس از انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند زمان مناسبی برای ورود سرمایه‌گذاران باشد. ویلسون در گفت‌وگویی با بلومبرگ گفت مجموعه‌ای از عوامل، از جمله انتخابات میان‌دوره‌ای، نگرانی‌ها درباره فشار هزینه‌های هوش مصنوعی و محدودیت نقدینگی، ممکن است شاخص S&P 500 را به حدود ۷۱۰۰ واحد برساند؛ سطحی نزدیک به ۹ درصد پایین‌تر از رکورد اخیر شاخص. او پیش‌بینی می‌کند پس از عبور این عوامل و پایان اصلاحی که به گفته‌اش ماه‌ها در زیر سطح بازار جریان داشته، شاخص بتواند تا ۸۰۰۰ واحد صعود کند. با وجود نگرانی‌ها درباره جنگ ایران، ویلسون همچنان به چشم‌انداز بازار خوش‌بین است. ویلسون گفت انتخابات میان‌دوره‌ای معمولاً برای بازار سهام مانع ایجاد می‌کند، اما عملکرد تاریخی بازار پس از آن قوی بوده است. به گفته او، از سال ۱۹۵۰ تاکنون، بازار سهام آمریکا شش و ۱۲ ماه پس از هر انتخابات میان‌دوره‌ای بالاتر بوده است. با این حال، بازه زمانی نوامبر تا پایان سال همیشه مثبت نبوده و سال ۲۰۱۸ نمونه‌ای از این استثناست. او افزود این انتخابات به‌دلیل آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفته قصد دارد پس از رأی‌گیری اقدام مهمی انجام دهد اما مشخص نکرده چه اقدامی، با لایه‌ای از عدم‌قطعیت همراه است. ویلسون درباره نتیجه سیاسی انتخابات گفت پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان و کسب اکثریتی محدود در سنا، از پیش در قیمت‌ها لحاظ شده است. به باور او، پیروزی دموکرات‌ها با اختلافی بیشتر می‌تواند بازار را بیشتر تحت‌تأثیر قرار دهد و مخالفت‌های ایالتی و محلی با ساخت مراکز داده یا تلاش برای مقررات سخت‌گیرانه‌تر را تقویت کند. با این حال، او گفت مخالفت با مراکز داده ممکن است اکنون، چون به موضوعی انتخاباتی تبدیل شده، در اوج باشد و پس از آغاز به کار نامزدهای پیروز فروکش کند. ویلسون گفت هنوز از حجم بالای انتشار سهام از سوی شرکت‌هایی از جمله متا، اسپیس‌ایکس و آنتروپیک نگران نیست. او اشاره کرد که ادغام شرکت‌ها و رشد سریع اقتصاد نیز سرمایه را جذب می‌کنند. به گفته ویلسون، تولید ناخالص داخلی اسمی حدود ۷.۵ درصد رشد می‌کند و ممکن است چرخه انتشار سهام در ماه آینده به وقفه‌ای نزدیک شود. ویلسون در دیدگاهی که خود آن را خارج از نظر غالب بازار می‌داند، گفت افزایش بازده اوراق قرضه در سال جاری عمدتاً ناشی از رشد اقتصادی قوی بوده، نه استقراض دولت. او افزود با رشد اسمی ۷ تا ۸ درصدی و بازده نزدیک به ۵ درصد برای اوراق ۱۰ساله، شرایط برای شرکت‌های باکیفیت مناسب است؛ اما شرکت‌های کوچک‌تر و کم‌کیفیت‌تری که با هزینه استقراض ۸ تا ۱۰ درصدی روبه‌رو هستند، تحت فشار قرار می‌گیرند. به گفته او، همین تفاوت به چرخش سرمایه‌گذاران به سمت شرکت‌های باکیفیت‌تر کمک کرده است. ویلسون همچنین انعطاف شرکت‌های بزرگ فناوری در جابه‌جایی میان تأمین مالی از طریق بدهی و انتشار سهام را نشانه‌ای مثبت دانست؛ زیرا به گفته او، این رفتار نشان می‌دهد شرکت‌ها به قیمت‌گذاری بازار واکنش نشان می‌دهند. او گفت سرمایه‌گذاران برای هزینه کلی سرمایه ۷ تا ۸ درصدی که این شرکت‌ها اکنون می‌پردازند، تقاضای بالایی دارند.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

مورگان استنلی: برای افزایش فوری نرخ بهره اروپا عجله‌ای نیست

در یک نگاه انتظار می‌رود بانک مرکزی اروپا پنجشنبه نرخ سپرده‌گذاری را در ۲٫۵۰ درصد ثابت نگه دارد. مورگان استنلی دسامبر را زمان مناسب‌تری برای بررسی افزایش نرخ می‌داند؛ ۶۴ نفر از ۷۳ اقتصاددان در نظرسنجی رویترز نیز افزایش در آن ماه را پیش‌بینی کرده‌اند. اظهارات کریستین لاگارد و داده‌های تورم و رشد اقتصادی منطقه یورو می‌توانند بر انتظارات بازار اثر بگذارند. انتظار می‌رود بانک مرکزی اروپا (ECB) روز پنجشنبه نرخ سپرده‌گذاری را پس از افزایش ماه سپتامبر، در سطح ۲٫۵۰ درصد ثابت نگه دارد. مورگان استنلی می‌گوید فعلاً نیازی به افزایش فوری نرخ بهره نیست و نشست دسامبر، با در دسترس بودن داده‌های تازه و پیش‌بینی‌های جدید بانک، می‌تواند زمان مناسب‌تری برای تصمیم‌گیری باشد. به ارزیابی مورگان استنلی، تاکنون نشانه‌ای از اثرگذاری قابل‌توجه و غیرمستقیم شوک انرژی بر تورم دیده نشده است. هم‌زمان، افزایش اخیر بازده اوراق بلندمدت تا حدی شرایط مالی را سخت‌تر کرده و از فشار برای افزایش فوری نرخ بهره می‌کاهد. انتظار برای افزایش نرخ در دسامبر در میان اقتصاددانان تقویت شده است. در نظرسنجی رویترز، ۷۰ نفر از ۷۳ اقتصاددان انتظار داشتند بانک مرکزی اروپا در اکتبر نرخ را ثابت نگه دارد و ۶۴ نفر از ۷۳ نفر افزایش ۰٫۲۵ واحد درصدی در دسامبر را پیش‌بینی کردند. کومرتس‌بانک نیز انتظار دارد نرخ سپرده‌گذاری در دسامبر به ۲٫۷۵ درصد برسد و در سال ۲۰۲۷ در همان سطح بماند. افزایش بازده اوراق دولتی، به‌ویژه در فرانسه در پی نگرانی‌ها درباره بدهی و بودجه این کشور، از دیگر موارد مورد توجه سیاست‌گذاران است. اقتصاد‌دانان بانک ING می‌گویند بحران مالی فرانسه و بازده بالاتر اوراق از پیش به سخت‌تر شدن شرایط مالی کمک کرده‌اند. بازارها در نشست خبری کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا، به دنبال نشانه‌هایی درباره مسیر احتمالی نرخ بهره خواهند بود. تصمیم بانک ساعت ۱۶:۴۵ به وقت ایران اعلام می‌شود و نشست خبری لاگارد ساعت ۱۷:۱۵ آغاز خواهد شد. داده‌های اولیه تولید ناخالص داخلی منطقه یورو در سه‌ماهه سوم و آمار تورم اکتبر چند کشور، از جمله فرانسه و آلمان، نیز روز جمعه منتشر می‌شوند. واکنش یورو به تصمیم پنجشنبه ممکن است به این بستگی داشته باشد که لاگارد انتظارات برای افزایش نرخ در دسامبر را تأیید کند یا گزینه‌های بانک را باز بگذارد. قیمت نفت، به‌ویژه در صورت افزایش بیشتر در پی تنش‌های خاورمیانه، از عوامل مؤثر بر چشم‌انداز تورم منطقه یورو عنوان شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

چرا سود مورگان استنلی فراتر از پیش‌بینی‌ها رفت؟ معاملات سهام چه نقشی داشت؟

در یک نگاه سود هر سهم مورگان استنلی به ۳٫۰۳ دلار رسید و از پیش‌بینی تحلیلگران فراتر رفت. درآمد خالص بانک با رشد سالانه ۱۲ درصدی به ۲۰٫۳۴ میلیارد دلار افزایش یافت. درآمد معاملات سهام با جهش ۴۱ درصدی به ۵٫۷۹ میلیارد دلار رسید. مدیریت ثروت رکورد درآمدی ثبت کرد، اما افت معاملات اوراق با درآمد ثابت از نقاط ضعف گزارش بود. رشد فراتر از انتظار در سه‌ماهه سوم مورگان استنلی در گزارش مالی سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ عملکردی بهتر از پیش‌بینی تحلیلگران به ثبت رساند. این بانک آمریکایی در دوره مورد بررسی، ۴٫۹۱ میلیارد دلار سود خالص کسب کرد؛ رقمی که نسبت به سود ۴٫۶ میلیارد دلاری سال گذشته افزایش نشان می‌دهد. سود هر سهم شرکت به ۳٫۰۳ دلار رسید؛ درحالی‌که برآوردها عمدتاً در محدوده ۲٫۹۱ تا ۲٫۹۴ دلار قرار داشتند. درآمد خالص بانک نیز با رشد ۱۲ درصدی نسبت به رقم ۱۸٫۲ میلیارد دلاری سال گذشته، به ۲۰٫۳۴ میلیارد دلار رسید و از پیش‌بینی بازار فراتر رفت. این نتایج نشان می‌دهد که بانک در کنار فعالیت‌های سنتی خود، از افزایش تحرک بازارهای مالی و تقاضای مشتریان برای خدمات معاملاتی و سرمایه‌گذاری بهره برده است. معاملات سهام؛ پیشران اصلی درآمد مهم‌ترین عامل تقویت عملکرد مورگان استنلی، بخش معاملات سهام بود. درآمد این واحد با افزایش ۴۱ درصدی نسبت به سال گذشته به ۵٫۷۹ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که بیش از ۹۰۰ میلیون دلار بالاتر از برآورد برخی تحلیلگران بود. افزایش فعالیت مشتریان و عملکرد مناسب بازارهای آسیایی از عوامل مؤثر بر این رشد عنوان شده است. با توجه به جایگاه معاملات سهام در ساختار درآمدی بانک، تداوم این روند می‌تواند به حفظ سودآوری کمک کند؛ هرچند درآمدهای معاملاتی معمولاً تحت تأثیر نوسان بازار و تغییر رفتار سرمایه‌گذاران قرار دارند. مدیریت ثروت در اوج، بانکداری سرمایه‌گذاری با رشد محدود واحد مدیریت ثروت نیز عملکرد قدرتمندی داشت و درآمد آن با رشد ۱۰ درصدی به رکورد ۹٫۱ میلیارد دلار رسید. این بخش در سه‌ماهه سوم ۲۳۲ میلیارد دلار دارایی خالص جدید جذب کرد و جریان ورودی سرمایه به خدمات مبتنی بر کارمزد نیز به ۸۰ میلیارد دلار رسید. این ارقام اهمیت راهبرد مدیریت ثروت را در ایجاد درآمدهای مستمر و کاهش وابستگی بانک به معاملات روزانه بازار نشان می‌دهند. در مقابل، درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری با رشد ۲ درصدی به ۲٫۲ میلیارد دلار رسید. افزایش معاملات ادغام و تملک در قاره آمریکا از این بخش حمایت کرد، اما آهنگ رشد آن در مقایسه با معاملات سهام محدودتر بود. “ «نکته مهم در این گزارش، صرفاً عبور مورگان استنلی از برآوردهای سود و درآمد نیست؛ بلکه ترکیب منابع رشد اهمیت بیشتری دارد. جهش معاملات سهام نشان‌دهنده بهره‌مندی بانک از تحرک بازار است، اما چنین درآمدی می‌تواند با تغییر چرخه بازار نوسان کند. در مقابل، رکورد مدیریت ثروت و جذب دارایی‌های جدید، ظرفیت ایجاد درآمدهای کارمزدی پایدارتر را برجسته می‌کند. ازاین‌رو، ارزیابی بلندمدت بانک باید بر توان تبدیل این رشد مقطعی به سودآوری مداوم، کنترل هزینه‌ها و حفظ کیفیت درآمدها متمرکز باشد؛ نه صرفاً بر یک فصل فراتر از انتظار.» بابک شیری نقاط ضعف گزارش و وضعیت سرمایه همه بخش‌های مورگان استنلی عملکرد مثبتی نداشتند. درآمد معاملات اوراق با درآمد ثابت با افت ۷ درصدی به ۲ میلیارد دلار رسید که کاهش فعالیت در حوزه اعتبارات و کالاها از عوامل آن بود. درآمد مدیریت سرمایه‌گذاری نیز با کاهش ۱۲ درصدی به ۱٫۵ میلیارد دلار رسید؛ افتی که بخشی از آن به برگشت درآمدهای کارمزدی ثبت‌شده در ارتباط با برخی سرمایه‌گذاری‌های یک صندوق خصوصی مربوط می‌شد. بازده حقوق صاحبان سهام عادی مشهود بانک به ۲۲٫۶ درصد رسید و نسبت هزینه به درآمد در سطح ۶۷ درصد قرار گرفت. همچنین نسبت سرمایه لایه نخست سهام عادی بر مبنای استانداردشده ۱۴٫۹ درصد گزارش شد؛ شاخصی مهم برای ارزیابی توان جذب زیان و استحکام سرمایه بانک. جمع‌بندی گزارش سه‌ماهه سوم مورگان استنلی از رشد سود و درآمد، قدرت بالای معاملات سهام و تداوم جذب دارایی در بخش مدیریت ثروت حکایت دارد. بااین‌حال، افت معاملات اوراق با درآمد ثابت و مدیریت سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد که رشد بانک میان تمام واحدهای آن یکسان نبوده است. پایداری این عملکرد به شرایط بازار، تداوم ورود دارایی‌های جدید و توان بانک در کنترل هزینه‌ها وابسته خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش‌های مالی بازار سهام آمریکا در ۱۳ اکتبر؛ بانک‌ها در کانون توجه، تراشه‌ها زیر فشار فروش

بازار سهام آمریکا در معاملات روز سه‌شنبه، ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، تحت تأثیر آغاز فصل انتشار گزارش‌های مالی بانک‌ها و تشدید فشار فروش در صنعت نیمه‌رساناها، روندی عمدتاً نزولی و ناهماهنگ را تجربه کرد. عملکرد بهتر از انتظار گلدمن ساکس از یک سو و افت سهام جانسون‌اندجانسون و میکرون از سوی دیگر، نشان داد که سرمایه‌گذاران هم‌زمان در حال ارزیابی قدرت سودآوری شرکت‌ها و ریسک‌های پیش‌روی اقتصاد هستند. در یک نگاه شاخص‌های اصلی بورس آمریکا با فشار فروش در سهام فناوری و نیمه‌رساناها کاهش یافتند. گلدمن ساکس با عملکرد درآمدی بهتر از انتظار تحلیلگران، رشد سهام را تجربه کرد. سهام جانسون‌اندجانسون پس از ثبت سود تعدیل‌شده کمتر از پیش‌بینی‌ها حدود ۶ درصد افت کرد. تشدید رقابت در بازار تراشه‌های حافظه، سهام میکرون را بیش از ۵ درصد پایین کشید. بانک‌ها آغازگر فصل گزارش‌های مالی شدند با شروع فصل انتشار گزارش‌های مالی، چهار بانک بزرگ آمریکا، یعنی گلدمن ساکس، جی‌پی‌مورگان، ولز فارگو و سیتی‌گروپ، در مرکز توجه بازار قرار گرفتند. سهام گلدمن ساکس پس از ثبت درآمدی بالاتر از برآورد تحلیلگران افزایش یافت؛ در مقابل، سهام ولز فارگو به‌دلیل کمتر بودن درآمد از انتظارات بازار کاهش پیدا کرد. این تفاوت عملکرد نشان می‌دهد که صرف برخورداری از مقیاس بزرگ و جایگاه تثبیت‌شده در نظام مالی، برای جلب رضایت سرمایه‌گذاران کافی نیست. بازار علاوه بر سودآوری، به کیفیت درآمدها، پایداری رشد و چشم‌انداز فعالیت‌های آینده نیز توجه دارد. جیمی دایمن، مدیرعامل جی‌پی‌مورگان، ضمن اشاره به تاب‌آوری نسبی مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها، درباره ریسک‌های اقتصادی هشدار داد و تأکید کرد که افزایش احتمالی نرخ بهره می‌تواند فشار بیشتری بر وام‌گیرندگان وارد کند. افت شاخص‌ها زیر فشار سهام فناوری بر اساس داده‌های گزارش، تا ساعات ابتدایی معاملات، شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ حدود ۰٫۲۵ درصد، شاخص نزدک مرکب ۰٫۳۷ درصد و شاخص صنعتی داوجونز ۰٫۱۸ درصد کاهش داشتند. افت سهام شرکت‌های نیمه‌رسانا و فناوری از عوامل اصلی فشار بر بازار بود. در بخش فلزات گران‌بها نیز بهای طلا با کاهش ۰٫۱۵ درصدی به حدود ۴٬۱۶۵ دلار در هر اونس رسید. هم‌زمان، بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا دو واحد پایه کاهش یافت و به ۵٫۲۲ درصد رسید. این تحولات نشان می‌دهد که بازارها همچنان در حال بازتنظیم انتظارات خود درباره نرخ بهره، رشد اقتصادی و ارزش دارایی‌ها هستند. “ «از منظر من، پیام اصلی این معاملات نه افت محدود شاخص‌ها، بلکه افزایش حساسیت بازار به کیفیت رشد است. عملکرد گلدمن ساکس نشان می‌دهد که درآمد فراتر از انتظار همچنان می‌تواند محرک ارزش سهام باشد؛ در مقابل، افت میکرون بیانگر آن است که حتی صنایع برخوردار از رشد بلندمدت نیز از فشار رقابت و بازنگری انتظارات مصون نیستند. برای سرمایه‌گذاران، تمایز میان نوسان کوتاه‌مدت و تغییر واقعی در بنیادهای کسب‌وکار اهمیت بیشتری از واکنش شتاب‌زده به تیترهای روزانه دارد.» بابک شیری رقابت تراشه‌ها؛ نگرانی از آینده رشد سهام میکرون بیش از ۵ درصد افت کرد و شاخص نیمه‌رساناهای فیلادلفیا نیز حدود ۱٫۵ درصد پایین آمد. نگرانی درباره نوآوری شرکت‌های چینی در حوزه تراشه‌های حافظه و تشدید رقابت، فشار مضاعفی بر این صنعت وارد کرده است. بااین‌حال، نباید نوسانات روزانه را از روند بلندمدت جدا کرد. شاخص نیمه‌رساناهای فیلادلفیا از ابتدای سال میلادی تا زمان گزارش حدود ۶۸٫۲ درصد رشد کرده بود. بنابراین، افت اخیر لزوماً به معنای پایان روند صعودی نیست؛ اما یادآوری می‌کند که ارزش‌گذاری‌های بالا و انتظارات خوش‌بینانه می‌توانند سهام این صنعت را در برابر اخبار منفی آسیب‌پذیر کنند. در همین حال، سهام یونایتدهلث پس از افزایش پیش‌بینی سود شرکت ابتدا رشد کرد، اما بعداً اندکی کاهش یافت. این رفتار نیز نشان می‌دهد که واکنش اولیه بازار به اخبار مثبت الزاماً پایدار نمی‌ماند. جمع‌بندی معاملات ۱۳ اکتبر تصویری دوگانه از بازار آمریکا ارائه کرد: بانک‌ها نشانه‌هایی از تاب‌آوری فعالیت اقتصادی را به نمایش گذاشتند، اما فشار رقابتی بر صنعت نیمه‌رساناها و نگرانی از مسیر نرخ بهره همچنان بر معاملات سایه انداخت. ادامه فصل گزارش‌های مالی می‌تواند مشخص کند که آیا رشد سود شرکت‌ها برای پشتیبانی از ارزش‌گذاری‌های بازار کافی است یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بانک‌های بزرگ آمریکا در آستانه انتشار گزارش‌های مالی؛ نرخ بهره و چشم‌انداز وام‌دهی زیر ذره‌بین

گزارش‌های مالی سه‌ماهه سوم بانک‌های بزرگ آمریکا در هفته جاری، در شرایطی منتشر می‌شود که افزایش بازده اوراق خزانه‌داری، احتمال تداوم سیاست انقباضی فدرال رزرو و کاهش تحرک بازار عرضه اولیه سهام، چشم‌انداز این صنعت را پیچیده‌تر کرده است. اگرچه تحلیلگران همچنان رشد سودآوری بانک‌ها را پیش‌بینی می‌کنند، هزینه تأمین منابع، تقاضای تسهیلات و درآمدهای بانکداری سرمایه‌گذاری می‌توانند مسیر عملکرد آنها را تغییر دهند. در یک نگاه بانک‌های بزرگ آمریکا از ۲۱ مهر گزارش‌های سه‌ماهه سوم خود را منتشر می‌کنند. افزایش نرخ‌های بازار اوراق می‌تواند هزینه تأمین منابع و فشار بر تقاضای وام را افزایش دهد. کندشدن عرضه‌های اولیه سهام، چشم‌انداز درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری را تهدید می‌کند. کیفیت اعتباری تسهیلات، ذخایر زیان و پیش‌بینی درآمد بهره‌ای، مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی هستند. بر اساس گزارش رویترز در ۸ اکتبر و تحلیل منتشرشده از سوی چارلز شواب در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶، سرمایه‌گذاران علاوه بر ارقام سود و درآمد، به دنبال نشانه‌هایی از کیفیت دارایی‌ها، هزینه سپرده‌ها و پایداری فعالیت‌های معاملاتی خواهند بود. چرا گزارش بانک‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد؟ بانک‌ها در ابتدای فصل انتشار گزارش‌های مالی، تصویری نسبتاً گسترده از وضعیت اقتصاد آمریکا ارائه می‌کنند. عملکرد آنها نشان می‌دهد خانوارها و شرکت‌ها تا چه اندازه برای دریافت وام، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی آمادگی دارند. با وجود رشد مورد انتظار سود بانک‌های بزرگ، عملکرد بخش مالی بازار سهام در سه‌ماهه سوم ضعیف‌تر از شاخص کل بوده است. برآوردهای منتشرشده در گزارش شواب نیز نشان می‌دهد رشد سود شرکت‌های بخش مالی شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ حدود ۳٫۳ درصد است؛ رقمی پایین‌تر از رشد پیش‌بینی‌شده برای کل شاخص. افزایش بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند هزینه استقراض بانک‌ها و مشتریان آنها را بالا ببرد. همچنین اگر نرخ سپرده‌ها سریع‌تر از درآمد حاصل از تسهیلات افزایش یابد، حاشیه سود بهره‌ای بانک‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد. عرضه اولیه و معاملات؛ دو منبع مهم ریسک یکی از نگرانی‌های اصلی، احتمال کاهش درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری است. افزایش نوسان نرخ‌های بهره و دشوارترشدن شرایط تأمین مالی، برخی شرکت‌ها را به تعویق عرضه اولیه سهام واداشته است. کاهش تعداد معاملات بزرگ می‌تواند درآمد کارمزد بانک‌هایی را که در پذیره‌نویسی، ادغام و تأمین مالی شرکت‌ها فعال‌اند، محدود کند. بانک آمریکا پیش‌تر هشدار داده بود که درآمد کارمزدهای بانکداری سرمایه‌گذاری آن در سه‌ماهه سوم دست‌کم ۱۰ درصد کاهش می‌یابد و درآمد معاملات احتمالاً ثابت می‌ماند. در مقابل، جی‌پی‌مورگان انتظار افزایش درآمدهای کارمزد و معاملات را مطرح کرده است. با این حال، افزایش نوسان در بازار اوراق می‌تواند فرصت‌هایی برای واحدهای معاملاتی بانک‌ها ایجاد کند؛ بنابراین تأثیر نرخ‌های بالاتر بر همه بانک‌ها یکسان نخواهد بود. بانک سود هر سهم مورد انتظار تغییر سالانه سود جی‌پی‌مورگان ۵٫۹۳ دلار ۱۶٫۴٪+ ولز فارگو ۱٫۸۴ دلار ۱۱٫۴٪+ مورگان استنلی ۲٫۹۴ دلار ۳٫۹٪+ بانک آمریکا ۱٫۱۰ دلار ۵٫۷٪+ گلدمن ساکس ۱۳٫۰۹ دلار ۶٫۴٪+ سیتی‌گروپ ۲٫۶۵ دلار ۴۳٫۱٪+ منبع برآورد EPS: تقویم مالی ارسالی، مربوط به ۱۳ و ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶. درصدهای رشد سالانه مطابق جدول اولیه هستند و پیش از انتشار باید جداگانه راستی‌آزمایی شوند. جی‌پی‌مورگان، گلدمن ساکس، سیتی‌گروپ و ولز فارگو در سه‌شنبه ۲۱ مهر و مورگان استنلی و بانک آمریکا در چهارشنبه ۲۲ مهر گزارش می‌دهند. “ «از منظر تحلیلی، مهم‌ترین نکته در گزارش‌های این هفته فاصله میان رشد اسمی سود و کیفیت واقعی آن است. افزایش سود سیتی‌گروپ یا جی‌پی‌مورگان زمانی ارزشمندتر می‌شود که با ثبات هزینه سپرده‌ها، کیفیت مناسب تسهیلات و چشم‌انداز قابل اتکای درآمد همراه باشد. در محیطی که بازده اوراق و هزینه سرمایه رو به افزایش است، بازار احتمالاً به پیش‌بینی‌های آینده بیش از عملکرد گذشته وزن می‌دهد؛ ازاین‌رو، لحن مدیران درباره حاشیه سود، ریسک اعتباری و جریان معاملات می‌تواند برای ارزش‌گذاری سهام بانکی تعیین‌کننده‌تر از عبور صرف از برآورد سود باشد.» بابک شیری سرمایه‌گذاران باید چه شاخص‌هایی را بررسی کنند؟ مهم‌ترین معیار، پیش‌بینی بانک‌ها از درآمد بهره‌ای در سه‌ماهه چهارم است. کاهش این پیش‌بینی می‌تواند نشانه محدودشدن حاشیه سود یا افت تقاضای تسهیلات باشد. میزان ذخایر زیان اعتباری نیز اهمیت دارد؛ افزایش آن ممکن است بیانگر نگرانی مدیریت بانک از نکول بیشتر وام‌گیرندگان باشد. در کنار این موارد، روند هزینه سپرده‌ها، رشد وام‌دهی، کیفیت اعتباری مشتریان و چشم‌انداز درآمد معاملات باید بررسی شود. حتی اگر سود گذشته بهتر از انتظار باشد، پیش‌بینی محتاطانه مدیریت می‌تواند واکنش منفی بازار را به دنبال داشته باشد. جمع‌بندی گزارش‌های پیش‌روی بانک‌های بزرگ آمریکا آزمونی برای سنجش مقاومت نظام بانکی در برابر نرخ‌های بهره بالاتر و کاهش احتمالی فعالیت‌های تأمین مالی است. رشد سود مورد انتظار، به‌تنهایی برای تضمین عملکرد مطلوب سهام بانکی کافی نیست؛ کیفیت سود، هزینه منابع و چشم‌انداز اعتباری تعیین می‌کنند که این رشد تا چه اندازه پایدار خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

جی‌پی‌مورگان در آستانه انتشار گزارش مالی؛ چرا سهام بزرگ‌ترین بانک آمریکا در معرض سقوط قرار دارد؟

جی‌پی‌مورگان چیس، بزرگ‌ترین بانک آمریکا، قرار است فردا پیش از آغاز معاملات بازار سهام، گزارش مالی سه‌ماهه سوم خود را منتشر کند. این گزارش در شرایطی اهمیت ویژه‌ای دارد که افزایش بازده اوراق قرضه، فشار بر سهام بانک‌ها را تشدید کرده و نگرانی‌ها درباره هزینه تأمین مالی و کیفیت اعتباری وام‌گیرندگان افزایش یافته است. عملکرد این بانک می‌تواند تصویری از وضعیت مصرف‌کنندگان، شرکت‌ها و سلامت اقتصاد آمریکا ارائه دهد. در یک نگاه افزایش بازده اوراق قرضه می‌تواند هزینه تأمین مالی بانک‌ها را بالا ببرد. انتظار می‌رود درآمد بانک از معاملات و بانکداری سرمایه‌گذاری همچنان قدرتمند باشد. تحلیلگران برای هر سهم، سود تعدیل‌شده ۵٫۹۴ دلاری پیش‌بینی کرده‌اند. هرگونه ضعف در کیفیت اعتباری یا کاهش پیش‌بینی سود می‌تواند به افت سهام منجر شود. چرا افزایش بازده اوراق قرضه نگران‌کننده است؟ بانک‌ها به تغییرات نرخ بهره حساس‌اند. افزایش بازده اوراق قرضه، اگرچه ممکن است درآمد حاصل از برخی وام‌ها و دارایی‌های بهره‌دار را افزایش دهد، می‌تواند هزینه تأمین منابع و سرمایه را نیز بالا ببرد. از سوی دیگر، گران‌تر شدن وام‌ها ممکن است تقاضای اعتباری را کاهش دهد و فعالیت شرکت‌ها را در حوزه‌هایی مانند ادغام، تملک و تأمین مالی محدود کند. نگرانی مهم‌تر، تأثیر نرخ‌های بالاتر بر توان بازپرداخت بدهی‌هاست. شرکت‌ها و خانوارهایی که وام‌های با نرخ متغیر دارند یا باید بدهی‌های خود را با نرخ‌های بالاتر تمدید کنند، ممکن است با فشار مالی بیشتری روبه‌رو شوند. در نتیجه، سرمایه‌گذاران احتمال افزایش مطالبات معوق و زیان‌های اعتباری را جدی‌تر دنبال می‌کنند. آیا درآمدهای معاملاتی می‌توانند ناجی بانک باشند؟ مدیریت جی‌پی‌مورگان در ماه سپتامبر اعلام کرده بود که انتظار دارد درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های معاملاتی در سه‌ماهه سوم، رشد سالانه‌ای در محدوده میانی تا بالای ده‌درصدی داشته باشد. این پیش‌بینی پس از عملکرد قدرتمند سه‌ماهه دوم مطرح شده است؛ دوره‌ای که درآمد کارمزدهای بانکداری سرمایه‌گذاری نسبت به سال قبل ۳۰ درصد و درآمد بخش بازارها ۳۵ درصد افزایش یافت. با این حال، تکرار چنین عملکردی آسان نیست، زیرا سه‌ماهه دوم یکی از بهترین دوره‌های بانک در سال‌های اخیر بود و افزایش فعالیت‌های ادغام و عرضه اولیه سهام به رشد درآمدها کمک کرد. بنابراین، حتی اگر عملکرد سه‌ماهه سوم مثبت باشد، کاهش شتاب رشد می‌تواند انتظارات بالای بازار را تحت فشار قرار دهد. “ «به‌نظر من، ریسک اصلی جی‌پی‌مورگان الزاماً ضعف ناگهانی در سودآوری نیست، بلکه شکاف احتمالی میان عملکرد قابل‌قبول بانک و انتظارات بالای بازار است. در محیطی که بازده اوراق قرضه افزایش یافته و حساسیت سرمایه‌گذاران به کیفیت اعتبارات بیشتر شده، حتی حفظ سودآوری نیز ممکن است برای توجیه ارزش‌گذاری سهام کافی نباشد. ارزیابی دقیق این گزارش باید بر پایداری درآمد خالص بهره، روند هزینه‌های اعتباری و اعتبار پیش‌بینی‌های مدیریت متمرکز باشد؛ زیرا این شاخص‌ها، بیش از یک رکورد سود فصلی، می‌توانند مسیر سهام بانک را مشخص کنند.» بابک شیری انتظارات بالا و خطر واکنش منفی بازار تحلیلگران به‌طور متوسط انتظار دارند جی‌پی‌مورگان درآمدی معادل ۵۱٫۲۲ میلیارد دلار و سود تعدیل‌شده ۵٫۹۴ دلار به‌ازای هر سهم گزارش کند. همچنین، مدیریت در گزارش قبلی درآمد خالص بهره تعدیل‌شده برای اثر درآمدهای بازار را برای کل سال حدود ۱۰۵٫۵ میلیارد دلار و هزینه‌های تعدیل‌شده را حدود ۱۰۷٫۵ میلیارد دلار پیش‌بینی کرده بود. اگر بانک نتواند از برآوردهای بازار فراتر برود یا پیش‌بینی‌های سالانه خود را حفظ کند، احتمال افزایش فشار فروش وجود دارد. نشانه‌های ضعف در فعالیت‌های معاملاتی، بانکداری سرمایه‌گذاری یا کیفیت اعتباری نیز می‌توانند نگرانی‌ها را تشدید کنند. جمع‌بندی گزارش مالی جی‌پی‌مورگان تنها آزمونی برای عملکرد یک بانک نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش وضعیت اعتبارات، فعالیت شرکت‌ها و تاب‌آوری اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. با وجود چشم‌انداز نسبتاً مثبت درآمدهای معاملاتی، انتظارات بالای سرمایه‌گذاران و افزایش بازده اوراق قرضه، حاشیه خطای بانک محدود به نظر می‌رسد. با این حال، احتمال افت سهام قطعی نیست و واکنش بازار به ارقام واقعی، کیفیت سود و راهنمایی مدیریت برای ماه‌های آینده بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶

در یک نگاه رکورد تاریخی سودآوری: پیش‌بینی می‌شود بانک‌های جهان در سال ۲۰۲۶ حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده تاکنون. سود ۷۰۰ میلیون دلاری جی‌پی مورگان: این بانک در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ از معاملات طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها حدود ۷۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. تداوم ریسک بازار: نوسانات شدید می‌توانند در کنار فرصت‌های سودآوری، زیان‌های سنگینی نیز برای بانک‌ها به همراه داشته باشند. معامله‌گران فلزات گران‌بها در بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، در نیمه نخست سال جاری میلادی به سودهای بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند. این روند بانک‌ها را در مسیر ثبت بهترین عملکرد سالانه تاریخ خود قرار داده است؛ چراکه افزایش چشمگیر تقاضای سرمایه‌گذاران و نوسانات شدید قیمت‌ها، فرصت‌های سودآوری گسترده‌ای برای معامله‌گران ایجاد کرده است. جی‌پی مورگان (JPMorgan)، یکی از بازیگران اصلی این بازار، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰۰ میلیون دلار از معاملات و مدیریت طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها درآمد کسب کرده است. این رقم را افرادی آگاه از عملکرد بانک اعلام کرده‌اند که به دلیل محرمانه بودن اطلاعات، نخواسته‌اند نامشان فاش شود. بهترین عملکرد سالانه این بانک در این حوزه به سال ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که سود آن اندکی بیش از یک میلیارد دلار بود. به گفته منابع مطلع، چند بانک بزرگ دیگر نیز از معاملات فلزات گران‌بها صدها میلیون دلار سود به دست آورده‌اند؛ موضوعی که رقابت را در بازاری تشدید کرده است که مدت‌ها تحت سلطه جی‌پی مورگان بوده است. بر اساس اطلاعات یکی از افراد آگاه از عملکرد دویچه‌بانک (Deutsche Bank)، واحد معاملات این بانک که با اقدامی خبرساز بار دیگر حضور خود را در بازار شمش طلا گسترش داده، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک در سطح جهانی، پیش‌بینی می‌شود بانک‌ها در سال جاری میلادی حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ رقمی که بر اساس مجموعه داده‌های شرکت تحلیل خدمات مالی «کریسیل کولیشن گرینویچ» (Crisil Coalition Greenwich)، بالاترین میزان ثبت‌شده تاکنون خواهد بود. معاملات انرژی و فلزات به یکی از محرک‌های اصلی درآمد شرکت‌های وال‌استریت، از جمله گلدمن ساکس، بانک آمریکا (Bank Of America) و مورگان استنلی (Morgan Stanley) تبدیل شده است. میزهای معاملاتی این شرکت‌ها می‌توانند از نوسانات قیمت و اختلالات بازار ناشی از درگیری‌های جهانی و تنش‌های تجاری سود ببرند. در این میان، فلزات گران‌بها به‌ویژه سودآور بوده‌اند. موج خریدهای سفته‌بازانه، قیمت طلا و نقره را در اوایل سال جاری به بالاترین سطوح تاریخی خود رساند. در جریان این رشد قیمتی، ابزارهای مالی مانند اختیار معامله (Option) با سررسید کوتاه‌مدت و صندوق‌های قابل معامله در بورس اهرمی (ETF) محبوبیت بیشتری پیدا کردند. سرمایه‌گذاران به دنبال ابزارهایی بودند که امکان افزایش سریع‌تر بازدهی را فراهم کنند. میزهای معاملاتی همچنین از جابه‌جایی شمش‌های طلا در نقاط مختلف جهان سودهای قابل‌توجهی به دست آوردند. آن‌ها از اختلاف قیمت میان مراکز اصلی معاملات جهانی بهره بردند؛ اختلاف‌هایی که فرصت‌های آربیتراژ ایجاد کرده بود. ✔️ بیشتر بخوانید: فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟ گرگ فریت، معامله‌گر ارشد فلزات گران‌بها در گروه سنتالیون (Centalion Group)، شرکت تجارت جهانی که پیش‌تر با نام گونور (Gunvor) شناخته می‌شد، در جریان میزگرد کنفرانس انجمن بازار شمش لندن (LBMA) در ایتالیا در هفته جاری گفت: «بیشتر افرادی که در اینجا با آن‌ها صحبت کرده‌ام، سال بسیار خوبی را پشت سر گذاشته‌اند؛ سالی رکوردشکن.» به گفته افراد آگاه، چند بانک برای بهره‌برداری از فرصت‌های رو به رشد این بازار، درصدد پیوستن به گروه کوچکی از مؤسسات مالی هستند که خدمات نگهداری شمش در خزانه و تسویه معاملات را در بازار طلای لندن ارائه می‌کنند. لندن بزرگ‌ترین مرکز معاملات شمش طلا در جهان است و این خدمات، زیرساخت اصلی فعالیت این بازار به شمار می‌روند. سیتی‌گروپ (Citigroup) در اوایل سال جاری میلادی به نخستین مؤسسه جدیدی تبدیل شد که پس از یک دهه وارد این حوزه شده است. این بانک به جی‌پی مورگان، یوبی‌اس (UBS)، اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) و آی‌سی‌بی‌سی استاندارد بانک پیوست. به گزارش پیشین بلومبرگ، دویچه‌بانک و مورگان استنلی نیز به دنبال ورود به این حوزه هستند. سخنگویان جی‌پی مورگان و دویچه‌بانک از اظهارنظر در این باره خودداری کردند. آنگاد چاتوال، رئیس بخش درآمد ثابت، ارز و کامودیتی در شرکت کولیشن، می‌گوید درآمد جهانی بانک‌ها از معاملات فلزات گران‌بها، سال گذشته نیز به رکورد تاریخی رسیده بود و این روند صعودی همچنان ادامه دارد. او دلیل این رشد را «تداوم نوسانات شدید بازار و مشارکت گسترده سرمایه‌گذاران در بازارهای طلا و نقره» عنوان کرد. ژانویه برای میزهای معاملاتی فلزات گران‌بها ماهی به‌ویژه سودآور بود؛ چرا که سفته‌بازان در سراسر جهان به خرید طلا و نقره روی آوردند و قیمت این فلزات را به سطوحی بی‌سابقه رساندند. با این حال، از آن زمان قیمت‌ها تا حدودی عقب‌نشینی کرده‌اند. آغاز جنگ در خاورمیانه باعث جهش قیمت انرژی شد و انتظارات درباره انقباض سیاست‌های پولی و افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کرد. با وجود این عقب‌نشینی، قیمت نقدی طلا و نقره همچنان بیش از دو برابر سطوح ابتدای سال ۲۰۲۴ است. البته نوسانات شدید و اختلاف‌های چشمگیر قیمت در بازار همیشه به سود معامله‌گران تمام نمی‌شود. چنین شرایطی می‌تواند در صورت اتخاذ موقعیت معاملاتی اشتباه از سوی بانک‌ها، زیان‌های سنگینی نیز به همراه داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

مدیر اوراق مورگان استنلی پس از یک دهه به اوراق خزانه‌داری آمریکا خوش‌بین شد

در یک نگاه ویشال خاندوجا، مدیر صندوق بازده کل ایتون ونس، برای نخستین‌بار در بیش از یک دهه وزن اوراق بلندمدت را در سبد خود افزایش داده است. بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله از ژوئن حدود یک واحد درصد بالا رفته و به اوج ۲۴ساله نزدیک به ۵.۴ درصد رسیده است. خاندوجا انتظار دارد سیاست سخت‌گیرانه فدرال رزرو رشد اقتصادی را کند و بازدهی‌ها را محدود کند؛ بااین‌حال، احتمال افزایش ۱۰ تا ۱۵ واحد پایه‌ای دیگر را هم در نظر می‌گیرد. پس از بیش از یک دهه دوری از موضع افزایشی، یکی از مدیران موفق اوراق قرضه در وال‌استریت اکنون به بدهی دولت آمریکا خوش‌بین شده است. ویشال خاندوجا می‌گوید بازدهی نزدیک به بالاترین سطوح چند دهه اخیر، درآمد کافی برای جبران زیان‌های احتمالی بیشتر فراهم می‌کند و در نهایت، رشد اقتصادی را تحت فشار خواهد گذاشت. خاندوجا، مدیر صندوق بازده کل ایتون ونس در شرکت مدیریت سرمایه‌گذاری مورگان استنلی، به همراه برایان الیس این صندوق حدود ۴ میلیارد دلاری را اداره می‌کند. او گفت این صندوق تا ماه ژوئن مدت‌زمان سررسید مؤثر دارایی‌هایش را ــ معیاری برای سنجش حساسیت قیمت اوراق به تغییر نرخ بهره ــ به حدود ۶.۱ سال افزایش داده است. این رقم از ۵.۸ سالِ شاخص معیار بلومبرگ برای اوراق تجمیعی آمریکا بیشتر است و نخستین اضافه‌وزن این صندوق در اوراق با مدت‌زمان بالاتر طی بیش از ده سال به شمار می‌رود. صندوق بازده کل ایتون ونس در دهه گذشته به‌طور میانگین نزدیک به ۳ درصد در سال بازده داشته؛ رقمی بیش از دو برابر شاخص معیار آن. همچنین عملکرد صندوق از ۹۷ درصد همتایانش در رتبه‌بندی مورنینگ‌استار بهتر بوده است. بااین‌حال، صندوق امسال نزدیک به ۳ درصد افت کرده؛ کاهشی که تقریباً با افت شاخص هم‌راستاست. این تغییر موضع پس از دوره‌ای دشوار برای بازار اوراق قرضه رخ داده است. قیمت بالای انرژی در پی جنگ ایران، تاب‌آوری اقتصاد آمریکا، استقراض گسترده دولت و موج انتشار اوراق شرکتی برای تأمین هزینه‌های هوش مصنوعی، همگی به افزایش بازدهی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله کمک کرده‌اند. بازده این اوراق از ژوئن حدود یک واحد درصد افزایش یافته و روز چهارشنبه به اوج ۲۴ساله، نزدیک به ۵.۴ درصد، رسیده است. خاندوجا می‌پذیرد که بازار ممکن است پیش از رسیدن به اوج، ۱۰ تا ۱۵ واحد پایه دیگر افزایش بازدهی را تجربه کند. بااین‌حال، می‌گوید شرکت به‌تدریج در حال افزایش مواجهه خود با این اوراق است و اطمینانش به چشم‌انداز ۱۲ماهه بازار بسیار بالاست. بخش مهمی از استدلال او به فدرال رزرو مربوط می‌شود؛ نهادی که ماه گذشته برای نخستین‌بار در سه سال گذشته نرخ بهره را افزایش داد و از افزایش‌های بیشتر خبر داد. خاندوجا فدرال رزرو را به نوعی «نگهبان بازار اوراق قرضه» توصیف می‌کند: به‌گفته او، عزم بانک مرکزی برای مهار تورم رشد اقتصادی را کند خواهد کرد و در نهایت، مانع افزایش بیشتر بازدهی‌ها می‌شود. او به نشانه‌های اولیه فشار در بازار اعتبار اشاره می‌کند؛ از جمله افزایش فاصله بازدهی اوراق شرکت‌های کم‌رتبه و برخی وام‌گیرندگان دولتی، از جمله فرانسه. فشار بر مصرف‌کنندگان کم‌درآمد و شرکت‌های دارای بدهی بالا نیز از دیگر نشانه‌هایی است که خاندوجا به آن‌ها توجه دارد. از نگاه او، محاسبات سرمایه‌گذاری نیز به سود خریداران اوراق است. داده‌های بلومبرگ نشان می‌دهد بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله باید طی یک سال آینده به حدود ۶ درصد برسد تا زیان ناشی از افت قیمت، درآمد حاصل از نگهداری اوراق را خنثی کند. خاندوجا می‌گوید ارزش‌گذاری‌ها بسیار جذاب شده‌اند؛ هرچند بازار همچنان در انتظار نشانه‌ای روشن است که بتواند آغاز رشد قیمت اوراق را رقم بزند. زمان چرخش بازار، به شواهدی بستگی دارد که نشان دهد هزینه‌های بالاتر استقراض در حال کندکردن اقتصاد است.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

هشدار تازه برای بانک‌های آمریکا؛ وثیقه وام‌های اعتبار خصوصی زیر ذره‌بین

در یک نگاه بانک فدرال رزرو نیویورک میزان وام‌دهی جی‌پی‌مورگان، ولز فارگو، بارکلیز و مورگان استنلی به شرکت‌های اعتبار خصوصی را بررسی کرده است. این بررسی پس از آن انجام شد که جی‌پی‌مورگان در ماه مارس ارزش برخی وام‌های خود، به‌ویژه وام‌های مرتبط با شرکت‌های نرم‌افزاری در معرض اختلال هوش مصنوعی، را کاهش داد. افزایش نظارت می‌تواند بانک‌ها را در اعطای وام با پشتوانه دارایی‌های اعتبار خصوصی محتاط‌تر کند و هزینه تأمین مالی شرکت‌های متوسط را افزایش دهد. بانک فدرال رزرو نیویورک در حال بررسی میزان وابستگی برخی از بزرگ‌ترین بانک‌ها به شرکت‌های اعتبار خصوصی است؛ اقدامی که نشان می‌دهد نهادهای ناظر توجه بیشتری به یکی از سریع‌ترین بخش‌های در حال رشد نظام مالی دارند. بر اساس گزارشی از سِمافور، مقام‌های فدرال رزرو از بهار امسال با جی‌پی‌مورگان چیس، ولز فارگو، بارکلیز و مورگان استنلی دیدار کرده‌اند. تمرکز این بررسی‌ها بر میزان کلی مواجهه بانک‌ها با وام‌دهندگان اعتبار خصوصی، شیوه‌های مدیریت ریسک و کیفیت وثیقه‌های پشتوانه وام‌ها بوده است. بررسی در برخی بانک‌ها، از جمله جی‌پی‌مورگان، تکمیل شده است. فدرال رزرو و چهار بانک مورد اشاره درباره این موضوع اظهارنظری نکرده‌اند. بخشی از این نظارت‌ها پس از تصمیم جی‌پی‌مورگان در ماه مارس برای کاهش ارزش وام‌های اعطایی به شرکت‌های اعتبار خصوصی آغاز شد. این کاهش ارزش به‌ویژه شامل وام‌هایی به شرکت‌های نرم‌افزاری بود که در برابر اختلال ناشی از هوش مصنوعی آسیب‌پذیر ارزیابی می‌شدند. از آنجا که این وام‌ها هنگام استقراض صندوق‌های اعتبار خصوصی از بانک‌ها به‌عنوان وثیقه استفاده می‌شوند، کاهش ارزش آنها میزان تأمین مالی در دسترس این وام‌دهندگان را نیز کاهش داد. گسترش ارتباط میان بانک‌ها و وام‌دهندگان غیربانکی، دلیل اصلی تمرکز مقام‌های نظارتی است. بر اساس گزارش سِمافور، وام‌دهی بانک‌ها به مؤسسات مالی غیربانکی از حدود ۳۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۱.۵ تریلیون دلار رسیده است؛ رقمی که تقریباً معادل ۱۱ درصد کل وام‌های بانکی است. این دیدارها در ادامه اقدامات قبلی فدرال رزرو انجام شده‌اند. این نهاد در ماه آوریل از بانک‌های بزرگ خواست جزئیات میزان مواجهه خود با شرکت‌های اعتبار خصوصی را ارائه کنند. هدف از این درخواست، بررسی میزان استقراض این صندوق‌ها از بانک‌ها، سنجش فشارهای موجود در این بخش و ارزیابی احتمال سرایت مشکلات به سایر بازارها بود. هم‌زمان، وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز درباره سرمایه‌گذاری شرکت‌های بیمه در اعتبار خصوصی از آنها پرس‌وجو کرد. صنعت اعتبار خصوصی که در آن زمان حدود ۱.۸ تریلیون دلار برآورد می‌شد، با افزایش درخواست‌های بازخرید و رشد وام‌های مشکل‌دار مواجه بود. سایر نهادهای نظارتی نیز توجه بیشتری به این حوزه نشان داده‌اند. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا اخیراً درباره نحوه ارزش‌گذاری دارایی‌های خصوصی دستورالعمل‌هایی صادر کرده است. بانک مرکزی اروپا و بانک انگلستان نیز بررسی‌های خود درباره آسیب‌پذیری‌های اعتبار خصوصی و شیوه‌های ارزش‌گذاری در این بازار را گسترش داده‌اند. این بررسی به‌تنهایی نشانه زیان‌دهی بانک‌های موردنظر نیست، اما نشان می‌دهد ناظران به دنبال شواهد محکم‌تری هستند تا اطمینان پیدا کنند ارزش وثیقه‌ها و سازوکارهای کنترل ریسک، در صورت وخیم‌تر شدن شرایط بازار اعتبار خصوصی، همچنان دوام خواهند آورد. افزایش نظارت می‌تواند بانک‌ها را نسبت به اعطای وام با پشتوانه وثیقه‌های اعتبار خصوصی محتاط‌تر کند. چنین رویکردی ممکن است منابع مالی وام‌دهندگان غیربانکی را محدود و هزینه استقراض شرکت‌های متوسط متکی به این منابع را بیشتر کند. همچنین بانک‌هایی که وام‌دهی گسترده‌ای به مؤسسات مالی غیربانکی دارند، ممکن است در فصل پیش‌رو گزارش‌های مالی با پرسش‌های بیشتری درباره نحوه افشای ریسک و ارزش‌گذاری وثیقه‌ها روبه‌رو شوند. ارتباط میان ریسک اختلال هوش مصنوعی و وام‌های بخش نرم‌افزار نیز مسیر تازه‌ای برای انتقال ضعف بازار فناوری به بازارهای اعتباری ایجاد کرده است

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

مورگان استنلی همچنان به هوش مصنوعی خوش‌بین است، اما نه فقط به سازندگان تراشه

در یک نگاه استراتژی مورگان استنلی: حفظ سهام منتخب تراشه و افزودن شرکت‌های نرم‌افزاری و مصرف‌کننده هوش مصنوعی گزینه‌های سخت‌افزاری: انویدیا و برودکام به‌دلیل تقاضای قوی مراکز داده گزینه‌های نرم‌افزاری: مایکروسافت، Snowflake، Datadog، Cloudflare و Dynatrace صنایع آینده‌دار: سلامت، املاک، حمل‌ونقل، خودروسازی و خدمات مصرف‌کننده مورگان استنلی به سرمایه‌گذاران توصیه می‌کند در بازار هوش مصنوعی از یک استراتژی «دمبلی» استفاده کنند؛ به این معنا که در کنار نگهداری از شرکت‌های منتخب حوزه تراشه و زیرساخت، بخشی از سرمایه نیز به شرکت‌هایی اختصاص یابد که در صنایع مختلف از هوش مصنوعی برای افزایش بهره‌وری و رشد درآمد استفاده می‌کنند. این بانک سرمایه‌گذاری همچنان شرکت‌هایی مانند انویدیا و برودکام را در میان گزینه‌های برتر بخش تراشه می‌داند، اما معتقد است فرصت‌های بعدی بازار می‌تواند در شرکت‌های نرم‌افزاری و صنایع غیر فناوری، ازجمله سلامت، املاک، حمل‌ونقل و خدمات مصرف‌کننده، شکل بگیرد. استراتژی دمبلی در بازار هوش مصنوعی استراتژی پیشنهادی مورگان استنلی به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد همچنان در روند هوش مصنوعی باقی بمانند، اما وابستگی خود را به چند سهم بزرگ سخت‌افزاری کاهش دهند. در یک سوی این استراتژی، شرکت‌های توانمندساز هوش مصنوعی قرار دارند؛ ازجمله تولیدکنندگان تراشه، مراکز داده و شرکت‌های زیرساختی. در سوی دیگر، شرکت‌هایی قرار می‌گیرند که از هوش مصنوعی در فعالیت‌های روزمره خود استفاده می‌کنند و به‌تدریج آثار مالی این فناوری را در نتایج عملیاتی خود نشان می‌دهند. بر اساس این دیدگاه، سرمایه‌ای که از سهام پرطرفدار سخت‌افزاری خارج می‌شود، الزاماً از موضوع هوش مصنوعی خارج نخواهد شد؛ بلکه ممکن است به سمت شرکت‌های نرم‌افزاری و صنایع مصرف‌کننده این فناوری حرکت کند. چنین چرخشی می‌تواند به گسترش رشد بازار سهام آمریکا فراتر از شرکت‌های بزرگ فناوری منجر شود. ✔️ بیشتر بخوانید: آیا فدرال رزرو می‌تواند با افزایش نرخ بهره روند صعودی بورس آمریکا را متوقف کند؟ کمبود تراشه‌ها می‌تواند ادامه پیدا کند مورگان استنلی همچنان معتقد است تقاضا برای توان پردازشی طی سال‌های آینده از عرضه پیشی خواهد گرفت. بااین‌حال، تحلیلگران این بانک بر انتخاب‌گری بیشتر در بخش سخت‌افزار تأکید دارند تا سرمایه‌گذاران بتوانند از فرصت‌های تازه در بخش نرم‌افزار و سایر صنایع استفاده کنند. جو مور، تحلیلگر بخش نیمه‌رسانا، می‌گوید تقاضای مشتریان مراکز داده همچنان در سطحی بسیار قدرتمند قرار دارد. او انویدیا و برودکام را از گزینه‌های مورد علاقه خود معرفی کرده است؛ زیرا توسعه‌دهندگان مدل‌های هوش مصنوعی همچنان هزینه‌های سنگینی برای زیرساخت محاسباتی انجام می‌دهند. این تیم تحلیلی انتظار دارد تقاضا برای توان پردازشی سال‌ها بیشتر از عرضه باقی بماند. برخلاف چرخه‌های قبلی فناوری که رهبری بازار معمولاً از یک بخش به بخش دیگر منتقل می‌شد، این بار عواملی مانند کمبود انرژی، مخالفت‌های محلی و موانع سیاسی روند توسعه زیرساخت‌ها را کند کرده‌اند. در نتیجه، عرضه محدود تراشه و ظرفیت محاسباتی می‌تواند فرصت سودآوری تولیدکنندگان سخت‌افزار را برای مدت طولانی‌تری حفظ کند. شرکت‌های نرم‌افزاری مورد توجه مورگان استنلی در بخش نرم‌افزار، آدام وود، تحلیلگر مورگان استنلی، شرکت‌هایی را ترجیح می‌دهد که زیرساخت‌های لازم برای اجرای برنامه‌های هوش مصنوعی را فراهم می‌کنند. ازجمله گزینه‌های مورد توجه این بانک می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: Microsoft Snowflake Datadog Cloudflare Dynatrace این شرکت‌ها سیستم‌های زیربنایی، خدمات ابری، ابزارهای پایش داده و شبکه‌هایی را ارائه می‌کنند که بسیاری از برنامه‌های هوش مصنوعی بر بستر آن‌ها اجرا می‌شوند. ✔️ بیشتر بخوانید: بعد از جهش ۱۸۷ درصدی AMD، آیا انویدیا دوباره جذاب‌تر شده است؟ Airbnb و iRhythm؛ نمونه‌هایی از استفاده واقعی از هوش مصنوعی مورگان استنلی معتقد است مرحله بعدی رشد هوش مصنوعی تنها به تولید تراشه یا ساخت مراکز داده محدود نمی‌شود. شرکت‌هایی در حوزه‌های مختلف نیز در حال استفاده از این فناوری برای کاهش هزینه‌ها، افزایش سرعت خدمات و بهبود تجربه مشتری هستند. شرکت iRhythm Holdings در حوزه سلامت اعلام کرده است که هوش مصنوعی می‌تواند زمان بررسی پرونده‌های پزشکی توسط پزشکان و کارکنان درمانی را تقریباً نصف کند. Airbnb نیز اعلام کرده دستیار هوش مصنوعی این شرکت اکنون بدون دخالت نیروی انسانی، ۴۰ درصد از مشکلات کاربران را حل می‌کند و زمان انجام فرایندهای رزرو را به شکل محسوسی کاهش داده است. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که ارزش اقتصادی هوش مصنوعی ممکن است به‌تدریج از شرکت‌های سازنده فناوری به سمت شرکت‌هایی منتقل شود که آن را در عملیات واقعی خود به‌کار می‌گیرند. صنایع دیگری که باید زیر نظر باشند مورگان استنلی علاوه بر شرکت‌های فناوری، در برخی صنایع سنتی نیز دیدگاه مثبتی دارد. Home Depot، Procter & Gamble، GE Aerospace و Coca-Cola ازجمله شرکت‌هایی هستند که در این گزارش به‌عنوان استفاده‌کنندگان بالقوه یا بالفعل هوش مصنوعی مورد توجه قرار گرفته‌اند. حوزه‌های سلامت، املاک، خودروسازی، حمل‌ونقل و خدمات مصرف‌کننده نیز از نگاه تحلیلگران می‌توانند در سال‌های آینده شاهد ورود گسترده‌تر هوش مصنوعی باشند. ریسک‌های پیش‌روی موج هوش مصنوعی مهم‌ترین نقطه ضعف این دیدگاه، اتکا به فرضیه ادامه کمبود سخت‌افزار است. عواملی مانند کمبود انرژی، مخالفت جوامع محلی و تصمیم‌های سیاسی می‌توانند روند توسعه مراکز داده را سریع‌تر یا کندتر کنند. ریسک قانون‌گذاری نیز اکنون در کنار این عوامل قرار گرفته است. نشست روز سه‌شنبه کاخ سفید با مدیران شرکت‌های فناوری درباره هوش مصنوعی می‌تواند یکی از آزمون‌های کوتاه‌مدت برای سنجش مسیر سیاست‌گذاری در این حوزه باشد. شرکت‌هایی که صرفاً مصرف‌کننده هوش مصنوعی هستند و همچنین شرکت‌های ارائه‌دهنده نرم‌افزارهای زیرساختی، ممکن است نسبت به سازندگان مدل‌های پیشرفته، کمتر در معرض مقررات مستقیم قرار داشته باشند؛ زیرا بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های مربوط به توسعه مدل‌های هوش مصنوعی از سوی همین سازندگان انجام می‌شود. در مجموع، مورگان استنلی پیشنهاد نمی‌کند سرمایه‌گذاران از سهام هوش مصنوعی خارج شوند؛ بلکه توصیه می‌کند دامنه سرمایه‌گذاری خود را گسترش دهند. حفظ بخشی از سهام برتر تراشه و زیرساخت، در کنار افزودن شرکت‌های نرم‌افزاری و مصرف‌کنندگان هوش مصنوعی، می‌تواند راهی برای ادامه حضور در این روند و کاهش تمرکز پرتفوی باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: کدام سهام می‌توانند در برابر نرخ بهره بالا مقاومت کنند؟

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

افشای ناخواسته فهرست بیش از ۱۰۰ معامله احتمالی توسط مورگان استنلی

یکی از کارکنان مورگان استنلی به‌اشتباه یک سند داخلی را از طریق ایمیل ارسال کرد که جزئیات بیش از ۱۰۰ معامله بانکداری سرمایه‌گذاری در حال بررسی یا پیشنهاد در آسیا و دیگر مناطق را دربر داشت. گزارش‌ها حاکی از آن است که این فهرست شامل عرضه‌های اولیه سهام (IPO) احتمالی، سرمایه‌گذاران سهام خصوصی، صندوق‌های بازنشستگی و پروژه‌های متوقف‌شده بوده است. مورگان استنلی اعلام کرد که این افشای ناخواسته را به‌سرعت پیگیری و مدیریت کرده و در حال همکاری با طرف‌های مرتبط برای رسیدگی به این موضوع است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

تحلیل مورگان استنلی از قیمت نفت؛ ریسک‌ها در حال افزایش هستند

در یک نگاه مورگان استنلی میانگین قیمت نفت برنت در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶ را ۱۰۰ دلار پیش‌بینی کرده و از افزایش ریسک‌های صعودی به دلیل اختلالات هرمز و باب‌المندب خبر می‌دهد. تلاقی اختلالات لجستیکی، کمبود نفتکش‌ها و بسته‌شدن خطوط لوله عربستان، شکنندگی و کسری عرضه در بازارهای جهانی نفت را تشدید کرده است. تضعیف ضربه‌گیرهای سنتی بازار و افزایش تقاضای خرید چین برای تحویل‌های نوامبر، توانایی بازار در جذب شوک‌های عرضه را کاهش می‌دهد. عدم قطعیت‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه و تداوم ناامنی در مسیرهای دریایی، پتانسیل جهش قیمت‌ها فراتر از سقف ۱۰۰ دلاری را تقویت می‌کند.   مورگان استنلی پیش‌بینی خود از قیمت نفت برنت برای سه‌ماهه آخر سال ۲۰۲۶ را ۱۰۰ دلار در هر بشکه حفظ کرد. با این وجود، این شرکت خاطرنشان کرد که به دلیل اختلالات در تنگه هرمز و باب المندب، کمبود نفتکش‌ها و کاهش موجودی، ریسک‌ها به سمت افزایش متمایل هستند. همزمان با افزایش همزمان ریسک‌های ژئوپلیتیکی، مشکلات لجستیکی و کاهش ذخایر، مورگان استنلی ارزیابی جدیدی منتشر کرده است. این شرکت پیش‌بینی خود برای قیمت نفت برنت را روی ۱۰۰ دلار حفظ و تأکید کرد که ریسک‌های موجود در چشم‌انداز قیمت، به سمت افزایش قیمت متمایل هستند. فشار بر تنگه هرمز و باب المندب آخرین تحلیل مورگان استنلی بیان می‌کند که بازارهای نفت و گاز طبیعی به طور همزمان با تعداد غیرمعمولی از اختلالات مواجه هستند.این شرکت بر محدودیت‌های صادرات از طریق تنگه هرمز، کاهش صادرات از باب المندب و  بسته شدن خط لوله نفت شرق به غرب عربستان سعودی تاکید دارد. مطالعه پیشین مورگان استنلی نیز نشان داد که بهبود کامل عرضه نفت خاورمیانه می‌تواند تا سال ۲۰۲۷ ادامه یابد. البته، مشکل فقط به تولید و خطوط لوله محدود نمی‌شود. مورگان استنلی خاطرنشان کرد که اختلالات در کانال پاناما و سطح پایین آب در رودخانه راین، حمل و نقل محصولات پالایش شده، به ویژه به اروپا را دشوار کرده است. در همین دوره، کمبود ظرفیت تانکرها، هزینه‌های حمل و نقل را به سطوح بی‌سابقه‌ای رساند و این امر پر کردن شکاف عرضه در یک منطقه با حمل و نقل از منطقه دیگر را گران‌تر و دشوارتر می‌کند. سپر دفاعی بازار در حال ضعیف شدن است به گفته مورگان استنلی، برخی از حفاظ‌هایی که به بازار نفت اجازه می‌دادند شوک‌های عرضه‌ را جذب کند، اکنون در حال تضعیف هستند. صادرات بالای ایالات متحده، تقاضای نسبتاً پایین نفت از سوی چین و سطح بالای ذخایر، تأثیر محدودیت بازار بر قیمت‌ها در ماه‌های گذشته را محدود کرده بود. با این وجود، کاهش ذخایر تجاری، نزدیک شدن به پایان ذخایر راهبردی و افزایش خرید چین برای تحویل در ماه نوامبر، قدرت این ضربه‌گیرها را تضعیف می‌کند. این موسسه انتظار دارد بازار جهانی نفت تا سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ و سه ماهه اول سال ۲۰۲۷ همچنان با کسری عرضه مواجه باشد. این امر نشان می‌دهد که با تداوم اختلالات عرضه و مشکلات لجستیکی، ذخایر حتی بیشتر کاهش می‌یابد. ارزیابی‌های قبلی مورگان استنلی همچنین پیش‌بینی کرده بود که ذخایر در طول سه‌ماهه چهارم و اوایل سال ۲۰۲۷ به کاهش خود ادامه خواهند داد. مورگان استنلی پیش‌بینی خود از میانگین قیمت نفت خام برنت برای سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ را روی ۱۰۰ دلار در هر بشکه حفظ کرد. با این حال، این موسسه تأکید کرد که میانگین سه ماهه به این معنی نیست که قیمت‌ها نمی‌توانند در طول دوره از این سطح بالاتر بروند. پس از اختلالات اخیر در عرضه و حمل و نقل، ارزیابی می‌شود که ریسک‌های پیش‌بینی اولیه به سمت بالا تغییر کرده‌اند. سناریوی پایه مورگان استنلی انتظار دارد که قیمت نفت برنت در طول سال ۲۰۲۷ به تدریج کاهش یابد. برآوردهای این موسسه به شرح زیر است: سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶: ۱۰۰ دلار سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷: ۹۵ دلار سه‌ماهه دوم ۲۰۲۷: ۹۰ دلار سه‌ماهه سوم ۲۰۲۷: ۸۰ دلار این رویکرد مبتنی بر این فرض است که عرضه در خاورمیانه به مرور زمان بهبود می‌یابد و تعادل بازار به تدریج عادی می‌شود. اهمیت راهبردی تقاضای نفت چین خرید چین نیز عامل مهمی بر جهت قیمت نفت است. مورگان استنلی خاطرنشان کرد که واردات ضعیف چین در ماه‌های اخیر، کمبود عرضه در بازار را کاهش داده و خرید برای تحویل‌های نوامبر دوباره در حال تقویت است. افزایش تقاضا از سوی چین می‌تواند بازار را در برابر اختلالات بیشتر در سمت عرضه آسیب‌پذیرتر کند. براساس گزارش مورگان استنلی، بزرگترین عدم قطعیت در چشم‌انداز نفت، تحولات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه است. اگرچه تردد از تنگه هرمز در روزهای اخیر بهبود یافته است، اما اختلالات در مسیر شرق به غرب عربستان سعودی و مسائل امنیتی در مسیر دریای سرخ همچنان ادامه دارد. بنابراین، پیش‌بینی اولیه ۱۰۰ دلاری این موسسه می‌تواند در صورت حمله جدید به زیرساخت‌های انرژی یا اختلال در عرضه، دوباره تقویت شود.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

جهش ۱۸ درصدی آلت‌کوین‌ها؛ آیا روند صعودی ادامه دارد؟

بازار ارزهای دیجیتال روز جمعه ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ شاهد رشد گسترده آلت‌کوین‌ها بود؛ استارک‌نت حدود ۱۸ درصد، آربیتروم بیش از ۱۷ درصد و یونی‌سواپ نزدیک ۱۳ درصد صعود کردند. بیت‌کوین نیز با رشد بیش از دو درصدی از محدوده ۷۸ هزار دلار عبور کرد. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم آیا این حرکت آغاز یک موج پایدار در آلت‌کوین‌هاست یا واکنشی کوتاه‌مدت به کاهش نگرانی‌های اقتصاد کلان. ارقام بازار بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز تنظیم شده‌اند. لایه دوم و دیفای پیشتاز بازار شدند توکن‌های حوزه لایه دوم و امور مالی غیرمتمرکز بیشترین بازدهی را ثبت کردند. شاخص بخش دیفای ۸٫۳ درصد بالا رفت و ۹۸ دارایی از میان ۱۰۰ عضو شاخص CoinDesk 100 در محدوده مثبت معامله شدند؛ نشانه‌ای از گستردگی تقاضا و محدودنبودن رشد به چند توکن خاص. هم‌زمان سولانا حدود ۶٫۷ درصد، اتریوم ۳٫۳ درصد و XRP بیش از سه درصد رشد کردند. ارزش کل بازار کریپتو نیز نزدیک دو درصد افزایش یافت و به حدود ۲٫۶۶ تریلیون دلار رسید. کاهش فشار اوراق و نفت به کمک بازار آمد بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا دوباره به زیر پنج درصد برگشت و نفت برنت نیز پایین‌تر از ۱۰۳ دلار قرار گرفت. کاهش هم‌زمان این دو متغیر، نگرانی درباره تورم و ادامه سیاست پولی سخت‌گیرانه را تا حدی آرام کرد. افزایش نرخ بهره فدرال رزرو پیش‌تر نگرانی‌هایی درباره خروج نقدینگی از دارایی‌های پرریسک ایجاد کرده بود؛ اما واکنش کنترل‌شده بازارهای سنتی، معامله‌گران کریپتو را به افزایش ریسک‌پذیری تشویق کرد. آلت‌کوین‌هایی که پیش‌تر افت بیشتری داشتند، با سرعت بالاتری بازیابی شدند. مقاومت ۸۲ هزار دلاری بیت‌کوین بیت‌کوین پس از بازیابی افت شبانه، سومین روز متوالی رشد را ثبت کرد. بااین‌حال، محدوده ۸۲ هزار دلار همچنان سقف مهم دامنه معاملاتی محسوب می‌شود و احتمال ذخیره سود پیش از پایان هفته می‌تواند سرعت حرکت را کاهش دهد. پایداری موج آلت‌کوین‌ها به تثبیت بیت‌کوین، ادامه کاهش بازده اوراق و ورود حجم واقعی معاملات بستگی دارد. افت دوباره بیت‌کوین یا تقویت ناگهانی دلار می‌تواند بخشی از رشدهای دورقمی را سریعاً اصلاح کند. تحلیل یوتوتایمز از موج آلت‌کوین‌ها تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند گستردگی رشد بازار مثبت است، اما جهش‌های ۱۳ تا ۱۸ درصدی احتمال اصلاح کوتاه‌مدت را بالا می‌برد. معامله‌گران ایرانی باید علاوه بر نمودار توکن، نوسان تتر و هزینه ورود را محاسبه کنند. خرید پله‌ای، پرهیز از تعقیب کندل‌های سبز و کنترل اهرم در آلت‌کوین‌های کم‌عمق می‌تواند ریسک معاملات را کاهش دهد.

خواندن کامل خبر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر

عقب‌نشینی گلدمن ساکس؛ افزایش دوم نرخ بهره آمریکا زودتر از حد تصور!

  در یک نگاه عقب‌نشینی از سناریوی تک‌مرحله‌ای: گلدمن ساکس دیگر معتقد نیست نشست اخیر تنها افزایش امسال بوده و حالا منتظر یک افزایش نرخ دیگر در اکتبر است. سبقت از رقبا: این پیش‌بینی جدید، زمان‌بندی گلدمن ساکس را جلوتر از جی‌پی مورگان و مورگان استنلی (که دسامبر را هدف گرفته بودند) قرار می‌دهد. سه سیگنال سخت‌گیرانه: رای اکثریت ۱۶ به ۲ اعضا برای یک افزایش دیگر، رشد نرخ خنثی به ۳.۲۵٪ و لحن محکم کوین وارش درباره ادامه انقباض، دلیل این چرخش بوده است. اگر بازار فارکس، طلا یا سهام را دنبال می‌کنید، حتماً می‌دانید که تصمیمات فدرال رزرو نقش کلیدی در سمت‌وسوی سرمایه‌گذاری‌ها دارد. پس از نشست اخیر بانک مرکزی آمریکا، مؤسسه بزرگ گلدمن ساکس رسماً پیش‌بینی قبلی خود (مبنی بر اینکه افزایش نرخ بهره در نشست سپتامبر تنها گام امسال خواهد بود) را پس گرفت و اعلام کرد منتظر دومین افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای (۰.۲۵ درصدی) در ماه اکتبر است. این چرخش، گلدمن ساکس را حتی جلوتر از بانک‌های بزرگی مثل جی‌پی مورگان و مورگان استنلی قرار می‌دهد که ماه دسامبر را زمان گام بعدی می‌دانستند. با ما در یوتوتایمز همراه باشید تا دلیل این تغییر دیدگاه ناگهانی، سیگنال‌های سخت‌گیرانه فدرال رزرو و تاثیر آن بر بازار را بررسی کنیم. ۳ دلیلی که نظر گلدمن ساکس را درباره فدرال رزرو عوض کرد تحلیل‌گران گلدمن ساکس تاکید کرده‌اند که نشست اخیر بانک مرکزی بسیار سخت‌گیرانه‌تر (هاوکیش‌تر) از حد انتظار آن‌ها ظاهر شده است. سه عامل اصلی این تغییر دیدگاه عبارتند از: اکثریت قاطع در نمودار دات‌پلات: در نمودار پیش‌بینی اعضا، ۱۶ نفر از ۱۸ مسئول فدرال رزرو حداقل یک افزایش نرخ دیگر را برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی کرده‌اند و تصمیم خودِ نشست نیز بدون هیچ رای مخالفی تصویب شد. افزایش نرخ خنثی تا سال ۲۰۲۹: مسیر پیش‌بینی نرخ بهره تا سال ۲۰۲۷ بالا باقی مانده و برآورد اعضا از «نرخ خنثی» (سطحی که نه اقتصاد را تحریک می‌کند و نه متوقف) از ۳.۰۶٪ به ۳.۲۵٪ افزایش یافته است. لحن صریح کوین وارش: رئیس فدرال رزرو، کوین وارش، در صحبت‌های خود بارها تاکید کرد که این اقدام جهت «کاهش سیاست‌های انبساطی» بوده است؛ عبارتی که نشان می‌دهد او در حال زمینه‌سازی برای انقباض بیشتر است، نه اینکه این نشست یک تصمیم ایزوله و تمام‌شده باشد. جدول مقایسه زمان‌بندی پیش‌بینی بانک‌های بزرگ برای افزایش بعدی نرخ بهره مؤسسه مالی / بانک پیش‌بینی قبلی پیش‌بینی جدید (گام بعدی) Goldman Sachs تک‌مرحله‌ای (فقط سپتامبر) افزایش دوم در نشست اکتبر ۲۰۲۶ JPMorgan نشست دسامبر ۲۰۲۶ نشست دسامبر ۲۰۲۶ Morgan Stanley نشست دسامبر ۲۰۲۶ نشست دسامبر ۲۰۲۶ این تغییر زمان‌بندی چه پیامدی برای تقویم بازار دارد؟ جلو افتادن زمان‌بندی گلدمن ساکس به ماه اکتبر، ریسک نشست بعدی فدرال رزرو را بسیار بالا می‌برد. پیش از این، برخی تحلیل‌گران تصور می‌کردند فدرال رزرو به دلیل نزدیکی نشست اکتبر به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا از تغییر نرخ پرهیز می‌کند؛ اما گلدمن ساکس معتقد است این موضوع مانعی برای بانک مرکزی نخواهد بود. اگر سایر موسسات هم مسیر گلدمن ساکس را دنبال کنند و پیش‌بینی‌های خود را جلو بیندازند، انتظارات بازار به سمت نرخ‌های بالاتر برای مدت طولانی‌تر سوق پیدا می‌کند؛ موضوعی که می‌تواند در کوتاه‌مدت باعث حمایت از بازده اوراق قرضه و بازدهی دلار شود و بر دارایی‌های ریسکی فشار وارد کند.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

حذف تعطیلات بانکی با بلاکچین سوئیفت؛ آغاز تسویه آنی با ۱۷ غول مالی

شبکه پیام‌رسان مالی جهانی سوئیفت با عضویت بیش از ۱۱ هزار بانک در سراسر جهان، گام بزرگی را برای نوسازی زیرساخت‌های پرداخت بین‌المللی برداشته است. بر این اساس، انتقال وجه برون‌مرزی به‌صورت بلادرنگ، ۲۴ ساعته و در تمام ۷ روز هفته، حتی در روزهای تعطیل رسمی و آخر هفته‌ها، امکان‌پذیر می‌شود. این پروژه آزمایشی که برای انتقال سپرده‌های توکنیزه‌شده طراحی شده است، با مشارکت ۱۷ غول مالی جهان شامل سیتی‌گروپ، ولز فارگو، بانک MUFG ژاپن، UBS و بی‌ان‌پی پاریبا اجرا می‌شود تا پرداخت‌های فوری را حتی میان بانک‌های بدون ارتباط مستقیم تسهیل کند. در همین راستا، بانک‌های اچ‌اس‌بی‌سی و استاندارد چارترد در ماه آگوست تراکنش‌های آزمایشی آنلاین را کلید زدند و سیتی‌گروپ نیز در ماه جاری میلادی نخستین تراکنش‌های خود را با همکاری بانک یکپارچه ابوظبی (FAB)، بانک OCBC و گروه مالی DBS تکمیل کرده است. در سازوکار سنتی فعلی، نقل‌وانتقالات بین‌المللی از طریق چندین بانک واسطه انجام می‌پذیرد که علاوه بر طول کشیدن فرایند تسویه به مدت چند روز، کارمزدهایی تا ۱۰ درصد از ارزش کل تراکنش را به فرستنده تحمیل می‌کند. سامانه جدید سوئیفت با کاهش زمان تسویه به چند ثانیه و افت چشمگیر هزینه‌های انتقال، بار مالی را از دوش کسب‌وکارها برمی‌دارد و جهش قابل‌توجهی در تجارت جهانی و پرداخت‌های بین‌المللی ایجاد خواهد کرد.

خواندن کامل خبر
بانک‌های مرکزی کم اثر
بانک‌های مرکزی کم اثر

نبض آلومینیوم در دست هرمز؛ خیز قیمت در سایه بحران دریایی

در یک نگاه بهای هر تن آلومینیوم در بازارهای جهانی تحت تأثیر کمبود عرضه و فشار ناشی از افزایش ارزش دلار آمریکا به ۳۲۶۴ دلار رسید. آسیب به تأسیسات و تنش‌های منطقه‌ای به افت بی‌سابقه ۴۴ درصدی تولید کارخانه‌های بزرگ آلومینیوم در حوزه خلیج فارس انجامید. اختلال و انسداد در تنگه هرمز، واردات ۶۰ درصد از ماده حیاتی آلومینا را قطع کرد و تداوم تولید کارخانه‌ها را با خطر جدی مواجه ساخت. کشورهای خاورمیانه در واکنش به انسداد مسیرهای دریایی، بنادر جانشین نظیر صحار عمان و جده در دریای سرخ را جایگزین کردند.   قیمت آلومینیوم در آغاز هفته با قیمت ۳۲۶۴ دلار در هر تن معامله می‌شود. این قیمت روزانه ۰.۲۴ درصد افزایش یافته، در حالی که رشد سالانه آن به ۲۰.۶۶ درصد رسیده است. با این حال، دلار قوی فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد و در مقابل، کمبود عرضه جهانی از قیمت‌ها حمایت می‌کند. قیمت آلومینیوم در روز جاری با افزایش ۰.۲۴ درصدی به ۳۲۶۴.۳۵ دلار در هر تن رسید. این رقم نشان‌دهنده رشد ۲۰.۶۶ درصدی نسبت به سال گذشته است. اگرچه این فلز در ماه گذشته ۰.۰۹ درصد رشد قیمت داشته و در نزدیکی بالاترین سطح خود در چهار هفته اخیر قرار دارد، اما صعود آن تحت تأثیر عوامل متضاد قرار گرفته است. فشار دلار و تاثیر تورم افزایش ارزش دلار آمریکا در بازارهای فلزات به دقت رصد می‌شود. دلار قوی‌تر می‌تواند هزینه کالاهایی را که به دلار قیمت‌گذاری می‌شوند، افزایش دهد و آن‌ها را با ارزهای دیگر مقرون‌به‌صرفه‌تر کند. علاوه بر این، تورم بالا در ایالات متحده بر انتظارات مربوط به تصمیم نرخ بهره فدرال رزرو تأثیر می‌گذارد، بنابراین مسیر دلار در قیمت فلزات به طور مستمر رصد می‌شود سهام در بورس فلزات لندن (LME) نزدیک به پایین‌ترین سطح خود در سال‌های اخیر در نوسان است. همچنین، سهام آلومینیوم در شانگهای نیز رو به کاهش است. با توجه به تداوم محدودیت‌های عرضه، قیمت آلومینیوم همچنان بالای ۳۲۵۰ دلار در هر تن باقی مانده است. از سوی دیگر، احتمال بهبود وضعیت عرضه وجود دارد. برخی از کارخانه‌های آلومینیوم در حال از سرگیری تولید هستند و برنامه‌هایی برای افزایش ظرفیت تولید وجود دارد. علاوه بر این، افزایش صادرات آلومینیوم از چین می‌تواند از عرضه جهانی پشتیبانی کند. پیامدهای جنگ علیه ایران درگیری‌ها در خاورمیانه بر محموله‌های آلومینیوم از این منطقه تأثیر گذاشته است. طبق گزارش‌ها، تولید در کشورهای حوزه خلیج فارس در ماه ژوئیه نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۴۴ درصد کاهش یافته است. پیش از درگیری‌ها، این منطقه تقریباً ۱۰ درصد از تولید جهانی را به خود اختصاص می‌داد. کارخانه‌های تولید آلومینیوم در خاورمیانه نیز جنگ ایران در امان نماندند که به تأسیسات انرژی و تولیدی تأثیرگذار در خلیج فارس نیز گسترش یافت. تنگه هرمز یک گلوگاه اصلی برای بازار جهانی آلومینیوم است و اکثر کارخانه‌های ذوب آلومینیوم در خاورمیانه در مناطق ساحلی در امتداد این تنگه متمرکز شده‌اند. از همین روی، اختلال در تولید آلومینیوم در خاورمیانه می‌تواند کسری عرضه این فلز را در طول سال ۲۰۲۶ تشدید کند. خاورمیانه تقریباً ۶.۸ میلیون تن آلومینیوم تولید می‌کند که بیشتر آن با نرخی بین ۸۰ تا ۸۵ درصد صادر می‌شود. نقشه تولید آلومینیوم در خلیج فارس امارات متحده عربی و بحرین در تولید آلومینیوم در منطقه پیشرو هستند و به ترتیب در رتبه پنجم و ششم فهرست بزرگترین کشورهای تولیدکننده آلومینیوم جهان قرار دارند. طبق داده‌های سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده، تولید آلومینیوم امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۵ به تقریباً ۲.۷ میلیون تن یا ۳.۶ درصد از تولید جهانی و تولید بحرین به ۱.۶ میلیون تن یا ۲.۲ درصد از تولید جهانی رسید. از سوی دیگر، بر اساس گزارش شرکت تحقیقات انرژی وود مکنزی، عربستان سعودی، قطر، ایران و عمان آلومینیوم را در مقادیری بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تن تولید می‌کنند. فهرست زیر بزرگترین تولیدکنندگان آلومینیوم در خاورمیانه را در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد: امارات متحده عربی: ۲.۷ میلیون تن بحرین: ۱.۶ میلیون تن عربستان سعودی: ۰.۹ میلیون تن قطر: ۰.۷ میلیون تن ایران: ۰.۶ میلیون تن سلطنت عمان: ۰.۴ میلیون تن کاهش تولید آلومینیوم در منطقه کارخانه‌های تولید آلومینیوم در خاورمیانه از زمان شروع جنگ بیش از یک بار مورد حمله قرار گرفته‌اند و بسته شدن تنگه هرمز واردات نهاده‌های کلیدی تولید، به ویژه آلومینا، را مختل کرده است. این وضعیت اکثر شرکت‌های آلومینیوم در منطقه به ویژه در بحرین، قطر و امارات را مجبور کرده است تا ظرفیت تولید خود را با نرخ‌های بی‌سابقه‌ای کاهش دهند برای مثال، شرکت آلومینیوم بحرین (آلبا) به دلیل کمبود شدید آلومینا تقریباً ۱۹ درصد از ظرفیت تولید خود را تعطیل کرد و همچنین در ۲۸ مارس ۲۰۲۶ مورد حملات ایران قرار گرفت که منجر به خسارات جدی به تأسیسات ذوب این شرکت شد. گزارش وود مکنزی پیش‌بینی می‌کند که ظرفیت عملیاتی این کارخانه ذوب پس از این حملات ایران به ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت. کارخانه الطویله، متعلق به شرکت امارات گلوبال آلومینیوم، نیز هدف قرار گرفت و پس از آسیب دیدن نیروگاه برق تأمین‌کننده آن، فعالیت آن متوقف شد. شرکت آلومینیوم قطر از زمان هدف قرار گرفتن شهر صنعتی راس لفان در روزهای اولیه جنگ (۳ مارس ۲۰۲۶) با ۶۰ درصد از ظرفیت تولید خود فعالیت می‌کند. وود مکنزی پیش‌بینی می‌کند که این اختلالات، ۶۰ درصد از عرضه آلومینا به کارخانه‌های ذوب آلومینیوم در خاورمیانه را قطع کند، ماده‌ای حیاتی برای تولید که کشورهای منطقه به واردات آن از خارج متکی هستند. اگرچه کارخانه‌های ذوب آلومینیوم منطقه ذخایر آلومینا دارند، اما توانایی آنها برای تأمین نیازهای عملیاتی از چند هفته فراتر نمی‌رود. بر اساس این داده‌ها، وود مکنزی انتظار دارد تولید آلومینیوم در خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ بین ۳ تا ۳.۵ میلیون تن کاهش یابد که این امر کسری عرضه در بازار جهانی را تشدید کرده و قیمت این فلز را در طول سال به ۳۵۰۰ دلار در هر تن افزایش خواهد داد. شرکت آلومینیوم امارات گلوبال اخیراً مجبور شد محموله‌های خود را به بندر صحار عمان که مستقیماً در دریای عرب و به دور از خطرات تنگه هرمز واقع شده، منتقل کند. طبق گزارش اخیر رویترز، شرکت آلومینیوم بحرین (آلبا) نیز در حال بررسی همین گزینه یا استفاده از بندر جده عربستان سعودی در ساحل دریای سرخ برای کاهش اثرات بحران است. اروپا خریدار بزرگ آلومینیوم خلیج فارس از آنجایی که بیشتر تولید آلومینیوم در خاورمیانه، تا ۸۵ درصد، برای صادرات در نظر گرفته شده است، اثرات تعطیلی کارخانه‌ها یا کاهش تولید در بازارهای اصلی وارداتی قابل توجه خواهد بود. صادرات آلومینیوم خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ به تقریباً ۵.۳ میلیون تن رسید که بخش عمده آن به اتحادیه اروپا صادر می‌شد که در فهرست زیر نشان داده شده است: اتحادیه اروپا: ۲۰ درصد ایالات متحده: ۱۰ درصد ترکیه: ۱۰ درصد ژاپن: ۸ درصد کره جنوبی: ۵ درصد مکزیک: ۴ درصد اگرچه اندونزی، هند، روسیه و سایر کشورها می‌توانند صادرات آلومینیوم را افزایش دهند، اما این افزایش نمی‌تواند به طور کامل کمبود آلومینیوم از منطقه را جبران کند. راه‌اندازی مجدد برخی کارخانه‌ها در اروپا نیز به دلیل قیمت بالای برق بسیار پرهزینه خواهد بود و این امر بازار را در وضعیت کسری قابل توجه قرار خواهد داد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

مورگان استنلی پیش‌بینی قیمت نفت را به‌طور چشمگیری افزایش داد

مورگان استنلی پیش‌بینی خود برای قیمت نفت در سه‌ماهه چهارم سال را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داد و اکنون متوسط قیمت برنت را ۱۰۰ دلار در هر بشکه پیش‌بینی می‌کند؛ در حالی که برآورد قبلی ۷۵ دلار بود. پیش‌بینی این بانک برای نفت WTI نیز از ۷۶ دلار به ۹۶ دلار افزایش یافته است. برای سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷، مورگان استنلی قیمت برنت را ۹۵ دلار و WTI را ۹۱ دلار پیش‌بینی می‌کند. همچنین در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۷، این پیش‌بینی‌ها به‌ترتیب ۹۰ دلار برای برنت و ۸۶ دلار برای WTI است. این افزایش چشمگیر پیش‌بینی‌ها در شرایطی انجام شده که ریسک‌های عرضه نفت و تنش‌های خاورمیانه همچنان بازار را تحت تأثیر قرار داده‌اند. در مقابل، نظرسنجی‌های دیگر نیز نشان می‌دهند تحلیلگران انتظار دارند قیمت نفت در سال ۲۰۲۷ نسبت به ۲۰۲۶ کاهش پیدا کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

طلای ۵ هزار دلاری در راه است؟ پیش‌بینی جدید دو غول وال‌استریت درباره آینده انس جهانی

اگر تحولات بازار جهانی طلا را دنبال می‌کنید، حتماً متوجه رالی صعودی و پرقدرت این فلز گران‌بها در سال جاری شده‌اید. تازه‌ترین تحلیل‌های دو غول بزرگ وال‌استریت، یعنی موسسات «سیتی‌گروپ» (Citi) و «جی‌پی مورگان» (JPMorgan)، نشان می‌دهد که تحلیل‌گران ارشد بازار معتقدند این صعود هنوز به پایان نرسیده است؛ اختلاف‌نظر اصلی آن‌ها صرفاً بر سر زمان رسیدن به اهداف قیمتی است، نه اصل مسیر صعودی. در یک نگاه هدف یکی، زمان متفاوت: هر دو بانک مطمئن هستند که طلا مسیر رشد را ادامه می‌دهد. جی‌پی مورگان می‌گوید این جهش می‌تواند ظرف چند روز اتفاق بیفتد، اما سیتی‌گروپ بازه چند ماهه را منطقی‌تر می‌داند. پیش‌بینی جدید سیتی‌گروپ: سیتی هدف ۳ ماهه طلا را تا ۴,۸۰۰ دلار بالا برده و دلیل آن را کاهش نرخ بهره و عقب‌نشینی فدرال رزرو می‌داند. روزهای سرنوشت‌ساز همین هفته: جی‌پی مورگان هشدار داده که آمار تورم آمریکا و نشست جکسون هول در این هفته تکلیف بازار را مشخص می‌کند؛ تورم پایین طلا را شلیک می‌کند و تورم بالا قیمت را موقتاً پایین می‌کشد. سیتی‌گروپ درباره آینده کوتاه‌مدت طلا چه می‌گوید؟ تحلیل‌گران بانک سیتی‌گروپ در جدیدترین گزارش خود هدف قیمتی طلا را برای ۳ ماه آینده به ۴,۸۰۰ دلار رسانده‌اند. آن‌ها همچنین معتقدند در افق یک‌ساله، رسیدن طلا به مرز ۵,۰۰۰ دلار بسیار محتمل است. به زبان ساده، از نظر آن‌ها سه عامل زیر پشتوانه این رشد هستند: آرام‌تر شدن اوضاع سیاسی و نظامی در منطقه تنگه هرمز کاهش نرخ بهره واقعی در بازارهای جهانی شروع سیاست‌های کمکی و کاهش سخت‌گیری‌های بانک مرکزی آمریکا چرا جی‌پی مورگان معتقد است طلا همین هفته می‌تواند رکورد بزند؟ بانک جی‌پی مورگان نگاه سریع‌تر و پرشتاب‌تری دارد. آن‌ها می‌گویند با توجه به ریسک‌های سیاسی و بحث‌های تعرفه تجاری، بازارها همچنان نگرانند و همین نگران بودن، معامله‌گران را به سمت خرید طلا می‌کشاند. جی‌پی مورگان پیش‌بینی کرده که قیمت طلا در کوتاه‌مدت بین ۴,۵۰۰ تا ۵,۰۰۰ دلار نوسان خواهد داشت. از نظر این بانک، مسیر قیمت طلا در همین هفته با دو رویداد مهم مشخص می‌شود: انتشار داده‌های جدید تورم آمریکا (شاخص PCE) سخنرانی‌های مهم مسئولان اقتصادی در همایش جکسون هول ✔️ بیشتر بخوانید: طلا سه هفته متوالی صعود کرد؛ حالا همه نگاه‌ها به ۴۶۵۵ و ۴۸۰۰ دلار است دو سناریوی کلیدی برای حرکت بعدی طلا سناریوی صعودی (گاوی): اگر داده‌های تورمی نرم‌تر از انتظار باشد و با لحنی ملایم در همایش جکسون هول همراه شود، طلا می‌تواند ظرف چند روز جهش سریعی را به سمت مرز ۵,۰۰۰ دلار تجربه کند. جی‌پی مورگان با اشاره به جهش ۱,۱۰۰ دلاری طلا تنها در یک ماه (در ژانویه گذشته) تاکید کرد که وقوع چنین نوسانات سریعی کاملاً ممکن است. سناریوی اصلاحی (خرسی): در صورت داغ‌تر بودن تورم از پیش‌بینی‌ها و تاکید فدرال رزرو بر حفظ سیاست‌های انقباضی، احتمال تست مجدد میانگین متحرک ۲۰۰ روزه به سمت پایین وجود خواهد داشت. با وجود افت برخی داده‌های اقتصادی در روزهای اخیر، مومنتوم صعودی طلا همچنان دست‌نخورده باقی مانده و باید دید داده‌های تورمی این هفته کدام سناریو را فعال خواهند کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

سبقت طلا از پیش‌بینی‌ها؛ پشت پرده تارگت ۵,۴۰۰ دلاری UBS و استراتژی جدید سیتی چیست؟

موج جدید ارتقای پیش‌بینی‌ها در وال‌استریت کلید خورد! گزارش‌های تازه نشان می‌دهد بانک‌های بزرگ بین‌المللی یکی پس از دیگری در حال بالا بردن سقف پیش‌بینی‌های خود برای طلا هستند؛ زیرا این فلز گران‌بها بسیار سریع‌تر از زمان‌بندی‌ها، سقف‌های قیمتی را فتح کرده است. تحلیل‌گران سیتی‌گروپ (Citi) تاکید دارند که بازارها برای فرار از افت ارزش پول (Debasement) نیاز به یک مسیر جدید دارند و این مسیر، سرمایه‌گذاران را دوباره به سمت طلا و چرخش از دلار آمریکا هدایت می‌کند. بیايید در یوتوتایمز دلایل این صعود تاریخی و چشم‌انداز جدید بانک‌های مطرح جهان را بررسی کنیم. مورگان استنلی اعلام کرده که طلا هدف ۴,۴۵۰ دلاری سه‌ماهه چهارم را خیلی زودتر رد کرده و حالا مسیر دستیابی به قیمت‌های بالای ۵,۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۷ هموار شده است. هم‌زمان، بانک UBS نیز تارگت جدید خود را تا سطح ۵,۴۰۰ دلار بالا برده است. بازگشت خریداران ETF، تداوم خریدهای سنگین بانک‌های مرکزی و جدایی طلا از بازده واقعی اوراق قرضه، سه‌گانه اصلی این پرواز قیمتی هستند. در یک نگاه سبقت طلا از تارگت‌های قیمتی: عبور زودهنگام طلا از پیش‌بینی ۴,۴۵۰ دلاری مورگان استنلی و ثبت تارگت‌های ۵,۰۰۰ و ۵,۴۰۰ دلاری توسط وال‌استریت. چرخش سرمایه به «تجارت تضعیف پول»: تحلیل سیتی‌گروپ نشان می‌دهد مداخلات خزانه‌داری برای مهار نرخ بهره، موج جدیدی از خروج سرمایه از دلار به سمت طلا ایجاد کرده است. بازگشت قوی صندوق‌های ETF: ثبت ۷۰ تن ورود سرمایه به صندوق‌های طلا در ماه‌های جولای و آگوست پس از خروج ۹۳ تنی در ابتدای تابستان. اشتهای تمام‌نشدنی بانک‌های مرکزی: خرید ۶۰ تن طلا توسط چین در سال جاری و افزودن ۸۲ تن توسط لهستان برای رسیدن به ذخیره ۷۰۰ تنی. چرا فرمول‌های قدیمی طلا از کار افتاده‌اند؟ یکی از پدیده‌های نایاب ماه‌های اخیر، گسست و جدا شدن رفتار طلا از بازده واقعی اوراق قرضه آمریکا است. در حالت سنتی، با ثبات یا افزایش بازده اوراق، طلا افت می‌کرد؛ اما اکنون طلا بیشتر به «نگرانی از پایداری مالی آمریکا» و بدهی‌های سنگین واشنگتن پاسخ می‌دهد تا نرخ بهره! همین مسئله باعث شده با انتشار اخبار بازخرید اوراق توسط خزانه‌داری، تقاضای ساختاری برای طلا تشدید شود. ✔️ بیشتر بخوانید: پشت پرده پرواز طلا تا ۴,۵۱۰ دلار؛ مدیر سابق گلدمن ساکس از کدام تله اقتصادی پرده برداشت؟ از سوی دیگر، خریدهای سنگین بانک‌های مرکزی به عنوان یک پشتیبان پولادین برای قیمت طلا عمل می‌کند. آمارها نشان می‌دهد چین در سال جاری با اضافه کردن ۶۰ تن طلا به خزانه خود، بزرگ‌ترین خرید سالانه را از سال ۲۰۲۳ ثبت کرده است. لهستان نیز با افزودن ۸۲ تن طلا، حجم ذخایر خود را به ۶۳۲ تن رسانده و در مسیر دستیابی به هدف ۷۰۰ تنی قرار دارد. این حجم از خرید در کنار ورود ۷۰ تنی سرمایه به صندوق‌های ETF در ماه‌های جولای و آگوست، کفی محکم زیر پای خریداران ساخته است. هم‌زمان، انتظارات برای عدم افزایش مجدد نرخ بهره توسط فدرال رزرو تا پایان سال ۲۰۲۶، خیال معامله‌گران را راحت کرده است. با این حال، مورگان استنلی هشدار داده که این مسیر صعودی خالی از نوسان نخواهد بود؛ به‌ویژه آنکه پوزیشن‌های شورت (فروش) در بازار کامکس (COMEX) به کمترین میزان از سال ۲۰۲۰ رسیده و احتمال جهش‌های ناگهانی ناشی از شورت اسکیوز (فشار روی فروشندگان) را محدود می‌کند. جدول تارگت‌ها و پیش‌بینی‌های جدید وال‌استریت برای طلا نهاد / بانک مالی پیش‌بینی و تارگت قیمتی جدید محرک اصلی و دیدگاه تحلیلی مورگان استنلی (Morgan Stanley) عبور از ۴,۴۵۰ دلار / بالای ۵,۰۰۰ دلار (۲۰۲۷) توقف افزایش نرخ بهره فدرال رزرو و بازگشت ورود سرمایه به ETFها یو‌بی‌اس (UBS) ۵,۴۰۰ دلار (تا پایان سپتامبر ۲۰۲۷) افزایش افق زمانی سرمایه‌گذاری و پناهگاه بودن در برابر تضعیف دلار سیتی‌گروپ (Citi) چرخش مجدد به سمت طلا (Debasement) مداخله خزانه‌داری آمریکا برای کنترل هزینه‌های استقراض و افت دلار بانک‌های مرکزی (چین و لهستان) چین ۶۰ تن / لهستان ۸۲ تن افزایش ذخایر استفاده از اصلاح‌های قیمتی برای تقویت ذخایر استراتژیک ✔️ بیشتر بخوانید: هدف ۵٬۴۰۰ دلاری گلدمن برای طلا و هشدار ریسک نزولی جمع‌بندی: پیامدها برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران اجماع بانک‌های بزرگ وال‌استریت نشان می‌دهد که طلا وارد یک فاز ساختاری جدید شده است. تا زمانی که نگرانی از بدهی‌های آمریکا و مداخلات خزانه‌داری وجود دارد، هرگونه اصلاح قیمتی در بازار طلا توسط خریداران بزرگ و بانک‌های مرکزی به‌عنوان یک فرصت طلایی برای ورود تلقی می‌شود؛ موضوعی که چشم‌انداز رسیدن به کانال‌های ۵,۰۰۰ دلاری را کاملاً جدی کرده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

پیش‌بینی جنجالی مورگان استنلی برای طلا: طلا هنوز در ابرچرخه صعودی 25 ساله است؟

  در یک نگاه مورگان استنلی معتقد است طلا همچنان در یک بازار صعودی ۲۵ ساله قرار دارد و نقش آن به‌عنوان یک دارایی دفاعی در پرتفوی سرمایه‌گذاران پررنگ‌تر شده است. هدف ۵۲۰۰ دلاری طلا برای پایان سال ۲۰۲۶ همچنان روی میز است، اما تحقق آن به افزایش ورود سرمایه به ETFهای طلا وابسته خواهد بود. مایک ویلسون، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری مورگان استنلی، معتقد است در شرایطی که سهام و اوراق قرضه دیگر مانند گذشته نقش پوشش ریسک یکدیگر را ایفا نمی‌کنند، طلا و حتی بیت‌کوین می‌توانند به تنوع‌بخشی پرتفوی کمک کنند. از نگاه مورگان استنلی، طولانی‌تر شدن جنگ ایران می‌تواند ریسک‌های بیشتری برای طلا ایجاد کند؛ در مقابل، پایان درگیری نیز لزوماً به معنای جهش بیشتر قیمت نیست، زیرا قیمت‌های بالا ممکن است تقاضای ETFها، بانک‌های مرکزی و مصرف‌کنندگان را محدود کند. به گفته مایک ویلسون، استراتژیست ارشد سهام آمریکا و مدیر ارشد سرمایه‌گذاری (CIO) در مورگان استنلی، طلا و سایر کامودیتی‌ها در شرایطی که پرتفوی سنتی ۶۰/۴۰ دیگر عملکرد و امنیت سابق خود را ارائه نمی‌دهد، گزینه‌های مناسبی هستند. او معتقد است فلز زرد در واقع به مدت یک ربع قرن در یک بازار صعودی قرار داشته است. ویلسون در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی بلومبرگ در روز جمعه، درباره چالش‌های ساختار سنتی پرتفوی سرمایه‌گذاری پس از افت بازارها در سال ۲۰۲۲ مورد پرسش قرار گرفت. این گزارش توسط یوتوتایمز، با استناد به گزارش منتشرشده در کیتکو (Kitco)، تهیه و ترجمه شده است. به گفته وی: «یکی از واقعاً چالش‌برانگیزترین مسائل سال ۲۰۲۲ برای بازنشستگان این بود که سهام و اوراق قرضه برای نخستین بار در طول زندگی ما هم‌زمان کاهش یافتند؛ بنابراین هیچ پوشش ریسکی وجود نداشت. اگرچه افت سهام به اندازه سال ۲۰۰۸ یا ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۲ شدید نبود، پرتفوی ۶۰/۴۰ شما تقریباً به همان اندازه کاهش یافت. این یک تغییر مهم بود و یکی از عواملی بود که باعث شد سرمایه‌گذاران برای ورود به بازار مردد شوند. انگار با خود می‌گفتند: «وای، هم از بخش دفاعی پرتفوی‌ ضربه می‌خورم و هم از بخش تهاجمی آن!» فکر می‌کنم مردم در چنین شرایطی عملاً دست‌پاچه شدند.» ویلسون هشدار داد: «اگر فردی هستید که سرمایه‌تان را برای دوران بازنشستگی در بازار قرار داده‌اید یا یک سرمایه‌گذار بلندمدت هستید، واقعاً باید از این‌که در سقف‌ها و کف‌های بازار تحت تأثیر قرار بگیرید و از بازار خارج شوید، اجتناب کنید. به بیان دیگر، از نظر من خرید هیجانی سهام در زمان رشد بازار، به اندازه فروش سهام در کف بازار مخرب است. به همین دلیل است که ما روش میانگین‌گیری هزینه دلاری (DCA) را می‌پسندیم و همچنان به پرتفوی‌های متنوع اعتقاد داریم. سال ۲۰۲۲ از این منظر چالش‌برانگیز بود، اما در نهایت برای کسانی که سرمایه خود را به‌طور کامل در بازار نگه داشتند، نتیجه خوبی داشت.» ✔️ بیشتر بخوانید: پول هوشمند به سمت طلا می‌رود؟ آمار جدید بانک آمریکا همه‌چیز را تغییر داد از ویلسون سپس پرسیده شد که سرمایه‌گذاران در شرایطی که اوراق قرضه عملکرد ضعیف‌تری دارند یا با ریسک بیشتری مواجه شده‌اند، چگونه می‌توانند بخش دفاعی پرتفوی خود را تقویت کنند. او پاسخ داد: «این طبقات دارایی اکنون همبستگی بیشتری با یکدیگر پیدا کرده‌اند؛ بنابراین دیگر نمی‌توانند مزیت طبیعی متنوع‌سازی را که در گذشته ارائه می‌کردند، به همان شکل فراهم کنند. این یعنی باید اقدامات دیگری انجام دهید.» ویلسون از طلا و احتمالاً بیت‌کوین به‌عنوان نمونه‌هایی از دارایی‌هایی نام برد که در چنین شرایطی می‌توانند در برابر تورم از سرمایه محافظت کنند. او گفت: «ما از طرفداران جدی طلا بوده‌ایم؛ نه چندان به‌عنوان یک دارایی مولد بازده، بلکه به‌عنوان یک دارایی دفاعی. این به معنای کنار گذاشتن درآمد ثابت نیست، بلکه یعنی باید مدت‌زمان سررسید (Duration) را کاهش دهید. از ویلسون سپس پرسیده شد که آیا فکر می‌کند طلا می‌تواند بار دیگر به عملکردی شبیه سهام میم‌محور (Meme) که در ابتدای سال داشت، بازگردد یا خیر. او پاسخ داد: «طلا ۲۵ سال است که در یک بازار صعودی قرار دارد. مردم اخیراً و به‌خصوص در ابتدای سال، بیشتر متوجه این موضوع شدند.» ویلسون گفت سال ۲۰۲۶ شاهد یک چرخش بسیار بزرگ در بازار کامودیتی‌ها بوده است. او توضیح داد: «باید به خاطر داشته باشید که در پایان سال گذشته، فدرال رزرو با برنامه مدیریت ذخایر خود شروع به تزریق نقدینگی کرد. این موضوع مستقیماً باعث جهش سهام مرتبط با طلا و نقره شد. سپس نوبت به سهام عناصر نادر خاکی و فلزات رسید، بعد سهام انرژی و پس از آن نیمه‌رساناها.» او افزود: «حالا وجه مشترک همه این‌ها چیست؟ همه آن‌ها کامودیتی هستند. برای من جالب است که چنین روندی شکل گرفته و شاید دقیقاً همان کاری باشد که مردم انجام می‌دهند: آن‌ها به دنبال دارایی‌هایی هستند که سهام نیستند، اما ماهیتی شبیه کامودیتی دارند تا ریسک سهام موجود در پرتفوی خود را خنثی کنند.» هدف ۵۲۰۰ دلاری مورگان استنلی برای طلا در ۲۲ ژوئن، استراتژیست‌های کامودیتی مورگان استنلی هشدار داده بودند که بدون بهبود معنادار ورود سرمایه به ETFها، طلا برای رسیدن به هدف صعودی ۵۲۰۰ دلار به ازای هر اونس در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ با مشکل مواجه خواهد شد. ایمی گوئر و مارتین راتس، تحلیلگران مورگان استنلی، در یادداشتی پژوهشی نوشته بودند: «اگرچه ممکن است خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی بدون توجه به شرایط ادامه پیدا کند، جریان سرمایه ETFها نسبت به تغییرات انتظارات نرخ بهره حساس‌تر است. بخش مفقودشده در حال حاضر تقاضای ETFهاست که احتمالاً همچنان به مسیر سیاستی فدرال رزرو، بازده واقعی و دلار حساس خواهد بود.» ✔️ بیشتر بخوانید: طلا سقوط می‌کند یا دوباره اوج می‌گیرد؟ این دو سطح را زیر نظر بگیرید این بانک سرمایه‌گذاری همچنان نسبت به چشم‌انداز بلندمدت طلا خوش‌بین است و انتظار دارد کاهش تنش‌ها در خاورمیانه و افت قیمت نفت به کاهش انتظارات تورمی کمک کند. با این حال، تحلیلگران هشدار دادند که لحن هاوکیش فدرال رزرو در نشست ژوئن باعث افزایش انتظارات برای ماندگاری نرخ‌های بهره در سطوح بالا برای مدت طولانی‌تر شده است؛ موضوعی که هزینه فرصت نگهداری دارایی‌های بدون بازدهی مانند طلا را افزایش می‌دهد. در ۶ مه، گوئر گفت که شاهد بازگشت شتاب صعودی به بازار طلا است و بار دیگر پیش‌بینی خود مبنی بر پایان سال طلا در محدوده ۵۲۰۰ دلار در هر اونس را تکرار کرد. او افزود که با وجود افزایش نااطمینانی‌های ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ جاری در ایران، از عملکرد ضعیف طلا در ماه‌های اخیر تعجب نکرده است. گوئر گفت: «از آنجا که این درگیری با ایجاد یک شوک در عرضه انرژی، امیدها به کاهش نرخ بهره در آمریکا را کاهش داده است، تعجب‌آور نیست که طلا این بار نتوانسته مانند گذشته عملکرد یک دارایی امن را داشته باشد. حساسیت طلا به سیاست پولی اکنون به عامل اصلی تعیین‌کننده قیمت تبدیل شده است. این موضوع بر نقش سنتی طلا به‌عنوان دارایی امن سایه انداخته و اثربخشی آن را به‌عنوان پوشش ریسک در برابر خطرات ژئوپلیتیکی و تورمی کاهش داده است. قیمت طلا نه‌تنها تأثیر یک رویداد خاص، بلکه مهم‌تر از آن، واکنش سیاست‌گذاران به آن رویداد را منعکس می‌کند.» نرخ بهره همچنان برای طلا تعیین‌کننده است قیمت بالای نفت که فشارهای تورمی را افزایش داده، فدرال رزرو را مجبور کرده است موضع خود درباره کاهش نرخ بهره را مورد بازنگری قرار دهد و در نتیجه، بازارها شروع به کاهش انتظارات برای کاهش نرخ بهره در سال جاری کرده‌اند. در آن مقطع، مورگان استنلی همچنان انتظار داشت دست‌کم یک کاهش نرخ بهره در سال جاری انجام شود؛ اتفاقی که می‌توانست از قیمت‌های بالاتر طلا حمایت کند. گوئر گفت: «احتمالاً طلا همچنان به بازده واقعی اوراق حساس خواهد بود، اما ما همچنان فضای بیشتری برای رشد قیمت می‌بینیم.» مورگان استنلی در ماه مه پیش‌بینی کرده بود که یک کاهش نرخ بهره در ژانویه و سپس کاهش دیگری در مارس ۲۰۲۷ انجام شود. او گفت: «این وضعیت باید به نفع طلا باشد، چرا که تصمیمات خرید ETFها به‌ویژه نسبت به سیگنال‌های سیاست پولی حساس هستند و طلا اکنون بار دیگر با نرخ‌های واقعی همسو می‌شود.» گوئر همچنین افزود که هرچه جنگ ایران طولانی‌تر شود، ریسک‌های بیشتری متوجه طلا خواهد بود. او هشدار داد: «اگر بازارها شروع به پیش‌بینی ثابت ماندن نرخ‌های بهره برای مدت طولانی یا حتی افزایش نرخ‌ها کنند، قیمت طلا ممکن است تحت فشار قرار بگیرد. در عین حال، در صورت حل‌وفصل درگیری، ظرفیت رشد قیمت نیز ممکن است محدود باشد، زیرا قیمت‌های فعلی که در سطوح بالایی قرار دارند می‌توانند تقاضا از سوی ETFها، بانک‌های مرکزی و مصرف‌کنندگان را محدود کنند.» ✔️ بیشتر بخوانید: یک خبر خوب برای طلا؛ آیا مسیر طلا برای صعود بیشتر هموار شده است؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

مورگان استنلی نسبت به سهام هوش مصنوعی چین خوش‌بین شد

مورگان استنلی معتقد است بازار مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) چین در حال فاصله گرفتن از جنگ قیمتی و حرکت به سمت مدل‌های هوشمندتر و درآمدزایی قوی‌تر است. این بانک انتظار دارد افزایش قیمت خدمات هوش مصنوعی و سخت‌گیرانه‌تر شدن شرایط صدور مجوزها به رشد درآمد شرکت‌ها کمک کند، در حالی که توسعه مدل‌های بزرگ‌تر، موانع ورود به این بازار را افزایش خواهد داد. مورگان استنلی همچنین هدف قیمتی خود برای سهام یکی از شرکت‌های این حوزه را از ۹۹۰ دلار هنگ‌کنگ به ۱۷۰۰ دلار هنگ‌کنگ افزایش داد و دلیل این تصمیم را چشم‌انداز بهتر رشد عنوان کرد. این بانک همچنان نسبت به MiniMax دیدگاه مثبتی دارد، اما هدف قیمتی این شرکت را از ۱۱۰۰ دلار هنگ‌کنگ به ۹۰۰ دلار هنگ‌کنگ کاهش داده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

رکوردشکنی شرط‌بندی روی مس؛ آیا موج صعودی تازه‌ای در راه است؟

در یک نگاه بازار مس با یک دوگانگی مهم روبه‌روست: از یک سو، واردات مس چین در ژوئیه ۱۱.۵ درصد کاهش یافته و واردات کنسانتره نیز ضعیف‌تر شده که نشانه‌ای از ضعف تقاضا است. از سوی دیگر، محدودیت عرضه معادن و پایین بودن ذخایر مس باعث شده معامله‌گران به‌شدت نسبت به آینده قیمت خوش‌بین شوند. موقعیت‌های خرید خالص مس در COMEX با افزایش ۱۱٬۳۰۶ قرارداد به ۷۷٬۷۹۶ قرارداد رسیده؛ بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۱. همزمان، صادرات آلومینیوم چین ۱۸.۶ درصد و صادرات فولاد ۲.۹ درصد رشد کرده است. در مجموع، ضعف تقاضای چین در برابر محدودیت عرضه قرار گرفته و همین تضاد می‌تواند مسیر بعدی قیمت مس را تعیین کند. استراتژیست‌های ING، اوا مانتی و وارن پترسون، عقیده دارند جدیدترین داده‌های تجاری چین همچنان از ضعف تقاضا برای مس حکایت دارد، اما در مقابل، معامله‌گران بازارهای مالی با توجه به محدودیت عرضه فیزیکی و پایین بودن سطح ذخایر، به شکل فزاینده‌ای روی رشد قیمت مس شرط‌بندی می‌کنند. واردات مس چین کاهش یافت واردات مس تصفیه‌شده و مس خام چین در ماه ژوئیه ۱۱.۵ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافت و به ۴۲۴.۶ هزار تن رسید. در هفت ماه نخست سال نیز حجم واردات مس چین ۶.۲ درصد کاهش سالانه داشته است. واردات کنسانتره مس نیز کاهش یافته که به گفته ING، تا حدی نشان‌دهنده افزایش فشار ناشی از محدودیت عرضه در معادن مس است. در بازار سنگ‌آهن، شرایط متفاوت بود و واردات چین با رشد ۳.۳ درصدی به ۱۰۸.۱ میلیون تن رسید؛ هرچند حاشیه سود پایین فولادسازان و فعالیت‌های تعمیر و نگهداری همچنان بر تقاضا فشار وارد می‌کند. صادرات آلومینیوم چین افزایش یافت در سمت صادرات، چین در ماه ژوئیه ۶۴۰ هزار تن آلومینیوم و محصولات آلومینیومی صادر کرد که نسبت به سال گذشته ۱۸.۶ درصد افزایش داشته است. به گفته ING، تولیدکنندگان چینی از اختلالات عرضه و تغییر مسیرهای تجاری ناشی از درگیری‌های خاورمیانه برای افزایش صادرات استفاده کرده‌اند. صادرات فولاد چین نیز با رشد ۲.۹ درصدی به ۱۰.۱ میلیون تن رسید. معامله‌گران به مس خوش‌بین‌تر شده‌اند با وجود ضعف واردات چین، جریان سرمایه در بازار مس سیگنال کاملاً متفاوتی ارسال می‌کند. مدیران پولی، موقعیت‌های خرید خالص خود در COMEX مس را ۱۱٬۳۰۶ قرارداد افزایش داده و به ۷۷٬۷۹۶ قرارداد رسانده‌اند؛ بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۱. این موسسه عقیده دارد بازار فیزیکی مس با محدودیت عرضه و سطح پایین ذخایر مواجه است و همین موضوع باعث شده معامله‌گران نسبت به چشم‌انداز قیمت مس خوش‌بین‌تر شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

راز پنهان موشک‌ها که می‌تواند طلا و نقره را گران‌تر کند

در یک نگاه گسترش جنگ‌های مدرن و افزایش هزینه‌‌کردهای دفاعی، نگاه تازه‌ای به نقش طلا و نقره در صنایع نظامی ایجاد کرده است. با پیچیده‌تر شدن موشک‌ها، پهپادها، رادارها و تجهیزات الکترونیکی، تقاضا برای فلزاتی که رسانایی و قابلیت اطمینان بالایی دارند، افزایش می‌یابد. نقره به دلیل بالاترین رسانایی الکتریکی و طلا به دلیل مقاومت بالا در برابر خوردگی، در بخش‌های حیاتی این تجهیزات کاربرد دارند. در چنین شرایطی، رقابت فزاینده میان صنایع دفاعی، هوش مصنوعی، مراکز داده و خودروهای برقی بر سر مواد اولیه می‌تواند اهمیت صنعتی طلا و نقره را افزایش دهد و یک محرک ساختاری تازه برای بازار این دو فلز ایجاد کند. جنگ‌های مدرن در میدان نبرد انجام می‌شوند، اما پیروزی در آنها در کارخانه رقم می‌خورد؛ و طلا و نقره به‌خوبی نشان می‌دهند چرا. وقتی تاریخ‌نگاران درباره جنگ‌ها می‌نویسند، معمولاً روایت خود را با ارتش‌ها آغاز می‌کنند. در این مقاله که بر اساس گزارش منتشرشده در Investing تهیه شده و توسط تیم تحریریه یوتوتایمز ترجمه، بازنویسی و برای مخاطب فارسی‌زبان تنظیم شده است، نگاهی داریم به نقش طلا و نقره در جنگ‌افزارهای مدرن و اینکه چگونه افزایش هزینه‌های دفاعی و رقابت صنعتی می‌تواند بر آینده این دو فلز اثر بگذارد. نبردها، فرماندهان و تصمیم‌های سیاسی بر روایت غالب هستند. نقشه‌ها مملو از فلش‌هایی می‌شوند که مسیر پیشروی نیروها را نشان می‌دهند. شمار تلفات ثبت می‌شود و پیروزی‌ها و شکست‌ها به نقاطی ثابت در تاریخ تبدیل می‌شوند. کارخانه‌ها اما اغلب تنها در حد یک پاورقی باقی می‌مانند. با این حال، جنگ‌ها همیشه در دو جبهه انجام شده‌اند؛ یک‌بار در میدان نبرد و بار دیگر صدها کیلومتر دورتر، در کارخانه‌های فولاد، پالایشگاه‌ها، کارگاه‌های ماشین‌سازی و معادن. رقابت نخست تعیین می‌کند چه کسی امروز پیروز می‌شود؛ رقابت دوم مشخص می‌کند چه کسی فردا همچنان توان ادامه جنگ را خواهد داشت. میدان نبرد مصرف می‌کند؛ صنعت جایگزین می‌کند هر درگیری طولانی‌مدت در نهایت به نقطه‌ای می‌رسد که این دو نیرو با یکدیگر برخورد می‌کنند. ذخایر با سرعتی بیشتر از توان تولید کاهش می‌یابند. زنجیره‌های تأمینی که زمانی بی‌پایان به نظر می‌رسیدند، شروع به ازهم‌گسیختگی می‌کنند. دولت‌ها درمی‌یابند که سرعت حرکت ارتش‌ها در نهایت به همان اندازه‌ای است که صنعت اجازه می‌دهد. جنگ جهانی دوم نمونه‌های بی‌شماری از این معادله خاموش ارائه کرد، اما یکی از آنها بیش از همه برجسته است. ✔️ بیشتر بخوانید: برای خرید طلا هنوز دیر نشده؛ چرا تحلیلگران به ادامه صعود امیدوارند؟ در سال ۱۹۴۲، مهندسان پروژه منهتن برای ساخت سیم‌پیچ‌های الکترومغناطیسی عظیمی که برای جداسازی ایزوتوپ‌های اورانیوم مورد نیاز بود، درخواست مس کردند. واشنگتن این درخواست را رد کرد. مس از قبل برای کاربردهای دیگری اختصاص یافته بود و به سمت کشتی‌ها، هواپیماها، تجهیزات ارتباطی و مهماتی می‌رفت که برای جهانی درگیر جنگ تولید می‌شدند. خزانه‌داری آمریکا در عوض نقره پیشنهاد کرد. حدود ۱۴۶ میلیون اونس نقره از خزانه‌های دولتی خارج شد، در مجتمع اوک ریج (Oak Ridge) به سیم‌پیچ‌های عظیم تبدیل شد و پس از پایان جنگ، بی‌سروصدا به خزانه‌ها بازگردانده شد. این داستان برای سرمایه‌گذاران بازار فلزات گران‌بها آشنا است و معمولاً به‌عنوان نشانه‌ای از اهمیت راهبردی نقره روایت می‌شود. اما این ماجرا شایسته برداشت متفاوتی است. دانشمندان نقره دریافت نکردند چون این فلز از مس بهتر بود؛ بلکه نقره در اختیار آنها قرار گرفت چون مس در جای دیگری به ماده‌ای حیاتی تبدیل شده بود. جنگ‌ها توانایی عجیبی در بازتعریف ارزش‌ها دارند. موادی که در دوران صلح فراوان به نظر می‌رسند، ناگهان به منابعی تبدیل می‌شوند که نمی‌توان به‌سادگی از آنها صرف‌نظر کرد. برخی مواد نیز نقش‌هایی را بر عهده می‌گیرند که هیچ‌کس پیش از آن برایشان پیش‌بینی نکرده بود. درس این ماجرا هرگز صرفاً درباره نقره نبود؛ بلکه درباره سیستم صنعتی زیربنای هر درگیری بود و اینکه فشار جنگ چگونه بخش‌هایی از این سیستم را آشکار می‌کند که معمولاً تا پیش از شروع اختلال، توجه چندانی به آنها نداریم. پیروزی در جنگ فقط در میدان نبرد رقم نمی‌خورد دانشمندان هرگز نقره نمی‌خواستند؛ آنها مس می‌خواستند. نقره به راه‌حل تبدیل شد، چون مس در جای دیگری ارزش بیشتری پیدا کرده بود. این تصمیم نه بر مبنای شیمی و نه بر اساس کمیابی، بلکه بر اساس ظرفیت تولید اتخاذ شد. جنگ‌ها به‌ندرت در همان روزهای نخست کمبودها را آشکار می‌کنند. این کمبودها معمولاً شش ماه بعد خود را نشان می‌دهند؛ زمانی که کارخانه‌ها شروع به جایگزین کردن تجهیزاتی می‌کنند که میدان‌های نبرد پیش‌تر مصرف کرده‌اند. آغاز یک کارزار نظامی به ارتشی تعلق دارد که بهترین آمادگی را داشته است؛ اما ادامه جنگ‌ها نصیب کشوری می‌شود که بتواند سریع‌تر از میزان تخریب، تولید کند. ✔️ بیشتر بخوانید: نقره دوباره اوج گرفت؛ توافق آمریکا و ایران چه اثری بر قیمت دارد؟ جنگ جهانی دوم اغلب به‌عنوان پیروزی ظرفیت صنعتی به یاد آورده می‌شود. این موضوع امروز نیز همچنان صادق است، هرچند کارخانه‌ها دیگر همان ماشین‌آلات گذشته را تولید نمی‌کنند. خطوط مونتاژ تغییر کرده‌اند، اما اصل ماجرا تغییری نکرده است. زرادخانه تغییر کرده است. برای سه دهه، برنامه‌ریزی دفاعی غرب بر این فرض استوار بود که اکنون بیش از حد خوش‌بینانه به نظر می‌رسد: درگیری‌ها کوتاه خواهند بود؛ تسلیحات دقیق نیاز به تولید انبوه را کاهش خواهند داد؛ و موجودی انبارها می‌تواند محدود باشد، چرا که صنعت هر زمان که لازم باشد توان پاسخگویی خواهد داشت. جنگ اوکراین این فرض را از بین برده است. موشک‌هایی که تولیدشان سال‌ها زمان می‌برد، ظرف چند هفته مصرف شده‌اند. سامانه‌های پدافند هوایی به مسئله‌ای در حوزه محاسبات و اعداد تبدیل شده‌اند. هر رهگیری که انجام می‌شود، سفارش جدیدی ایجاد می‌کند که زمان تحویل آن بیش از پیش به آینده موکول می‌شود. دولت‌های اروپا و آمریکای شمالی دریافته‌اند که ظرفیت کارخانه‌ها را نمی‌توان به همان سرعتی که ارتش‌ها گسترش می‌یابند، افزایش داد. ایالات متحده نیز متناسب با همین شرایط واکنش نشان داده است. مجلس نمایندگان آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۶ قانون مجوز دفاع ملی (National Defense Authorization Act) را تصویب کرد که حدود ۱.۱۵ تریلیون دلار برای سال مالی ۲۰۲۷ اختصاص می‌دهد. این لایحه هنوز باید مراحل تصویب در سنا و فرآیند مصالحه میان دو مجلس را طی کند تا به قانون تبدیل شود، اما جهت‌گیری آن کاملاً روشن است: هزینه‌های دفاعی بار دیگر در حال افزایش است و منابع بیشتری برای خرید تسلیحات، تحقیق و توسعه و همچنین ظرفیت صنعتی مورد نیاز برای حفظ یک زرادخانه بزرگ‌تر پیشنهاد شده است. این افزایش هزینه‌ها در شرایطی رخ می‌دهد که بدهی فدرال آمریکا در پایان ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۳۹.۵ تریلیون دلار رسیده بود. چه این هزینه‌ها از طریق استقراض بیشتر تأمین شوند و چه افزایش مالیات، بازسازی ظرفیت نظامی به منابع بیشتری از اقتصادی نیاز خواهد داشت که همین حالا نیز یکی از سنگین‌ترین بارهای بدهی تاریخ خود را تحمل می‌کند. این صرفاً تجدید تسلیحات نیست، این روند نوعی بازصنعتی‌شدن است. بازسازی این پایه صنعتی ارزان نخواهد بود. همزمان با رقابت دولت‌ها برای دستیابی به ظرفیت تولید، نیروی کار ماهر و قطعات تخصصی، احتمالاً هزینه تولید تسلیحات پیشرفته نیز همگام با افزایش تقاضا رشد خواهد کرد. بنابراین تجدید تسلیحات نه‌تنها تقاضا برای تجهیزات نظامی را افزایش می‌دهد، بلکه تقاضا برای مواد و نهاده‌های صنعتی مورد نیاز جهت تولید این تجهیزات را نیز بالا می‌برد. بازار هنوز درباره قدرت نظامی به‌گونه‌ای صحبت می‌کند که گویی قدرت یک کشور با تعداد تانک‌ها، هواپیماها و موشک‌هایی که هم‌اکنون در انبارها قرار دارند، اندازه‌گیری می‌شود. اما دولت‌ها به‌طور فزاینده‌ای درک می‌کنند که موجودی انبارها موقتی است؛ ظرفیت تولید دائمی است. مواد پنهان در قلب جنگ‌افزارهای مدرن فولاد همچنان شکل و شمایل سلاح‌های مدرن را تعیین می‌کند. آلومینیوم همچنان ساختار هواپیماها را شکل می‌دهد و تیتانیوم همچنان در برابر دماهای فوق‌العاده بالا مقاومت می‌کند. با این حال، هیچ‌یک از این مواد توضیح نمی‌دهد که چرا بودجه‌های دفاعی مدرن به‌تدریج شباهت بیشتری به بودجه‌های فناوری پیدا کرده‌اند. بخش گران‌قیمت ماجرا اکنون در زیر پوسته تجهیزات قرار دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: سیگنال مهم برای طلا رسید؛ آیا این بار نوبت فتح سقف‌های جدید است؟ یک موشک کروز حامل پردازنده‌ها، سامانه‌های ناوبری، آنتن‌ها، حسگرها، باتری‌ها و تجهیزات ارتباطی است. یک پهپاد نظامی نیز پردازنده، سامانه ناوبری، ارتباطات رمزگذاری‌شده، حسگرها و باتری دارد. به بیان ساده‌تر، تجهیزات نظامی مدرن بیش از پیش به مجموعه‌ای از تجهیزات الکترونیکی تبدیل شده‌اند که درون یک بدنه هوایی قرار گرفته‌اند. سامانه‌های راداری نیز به ارسال و دریافت سیگنال‌های الکتریکی بسیار ضعیف با تقریباً هیچ حاشیه‌ای برای خطا وابسته هستند. طلا و نقره به‌ندرت در تیترهای مربوط به قراردادهای دفاعی دیده می‌شوند، زیرا سهم آنها از وزن یک سلاح بسیار ناچیز است. این فلزات تقریباً هیچ سهمی از وزن تجهیزات ندارند، اما بخش قابل‌توجهی از عملکرد آنها را ممکن می‌کنند. نقره همچنان رساناترین فلز از نظر الکتریکی است. طلا اندکی رسانایی کمتری نسبت به نقره دارد، اما ویژگی دیگری دارد که شاید برای مهندسان حتی ارزشمندتر باشد: طلا دچار خوردگی نمی‌شود. سال‌ها نگهداری در انبار، نوسانات شدید دما و محیط‌های عملیاتی سخت، تأثیر چندانی بر فلزی ندارند که در برابر اکسیداسیون مقاومت می‌کند. مهندسان به‌ندرت فلزات گران‌بها را به این دلیل انتخاب می‌کنند که گران‌بها هستند.  در قلب موشک‌ها چه می‌گذرد؟ یک موشک کروز تاماهاوک حدود ۱۰ تا ۱۵ اونس نقره در خود دارد. در مقایسه با سلاحی که بیش از یک تن وزن دارد، این میزان تقریباً ناچیز به نظر می‌رسد. اما وزن معیار درستی برای سنجش اهمیت نقره نیست. ارزش نقره در این است که کجا استفاده می‌شود، نه اینکه چه مقدار از آن به کار رفته است. تسلیحات مدرن پیش از آنکه مواد منفجره را جابه‌جا کنند، اطلاعات را منتقل می‌کنند. هر پالس راداری، انتقال داده رمزگذاری‌شده، تصویر حرارتی و اصلاح مسیر هدایت، در ابتدا یک سیگنال الکتریکی است. اگر سیگنال از بین برود، موشک به چیزی جز یک قطعه فلزی گران‌قیمت تبدیل نخواهد شد. فیزیک نیز فضای بسیار کمی برای مصالحه باقی می‌گذارد. نقره همچنان رساناترین فلز شناخته‌شده از نظر الکتریکی است. در فرکانس‌هایی که سامانه‌های راداری، ارتباطی و جنگ الکترونیک استفاده می‌کنند، جریان الکتریکی تقریباً به‌طور کامل در سطح یک رسانا حرکت می‌کند. مهندسان به این پدیده «اثر پوستی» (Skin Effect) می‌گویند. در چنین شرایطی، رسانایی سطحی بسیار ارزشمندتر از ماده‌ای است که در زیر سطح قرار دارد. به همین دلیل، روکش نقره در موجبرها، آنتن‌ها و قطعات فرکانس بالا کاربرد گسترده‌ای دارد. ویژگی منحصربه‌فرد این فلزات نه در مقدار مورد نیاز، بلکه در دقت و حساسیت وظیفه‌ای است که انجام می‌دهند. یک موشک کروز مدرن هزاران اتصال الکتریکی دارد که حسگرها، پردازنده‌ها، آنتن‌ها و سامانه‌های کنترلی را به یکدیگر متصل می‌کنند. بیشتر این اتصالات تنها از لایه‌های میکروسکوپی فلزات گران‌بها استفاده می‌کنند؛ لایه‌هایی که اغلب با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند. ✔️ بیشتر بخوانید: رکورد ۲۱ ماهه خرید طلا توسط چین؛ پکن به تنهایی قیمت جهانی طلا را جابه‌جا می‌کند؟ این اتصالات در مجموع مسیرهایی را تشکیل می‌دهند که هر دستور از طریق آنها منتقل می‌شود. سامانه‌های هدایت بدون دریافت سیگنال‌های دقیق نمی‌توانند مسیر موشک را اصلاح کنند. رادار نیز اگر تلفات الکتریکی باعث اختلال در پالس بازگشتی شود، قادر نخواهد بود هدف خود را به‌درستی تشخیص دهد. موفقیت یا شکست مأموریت اغلب مدت‌ها پیش از آنکه مواد منفجره به مقصد برسند، تعیین شده است. همین اصل بسیار فراتر از یک موشک خاص کاربرد دارد. تجهیزات الکترونیکی نظامی بر پایه قابلیت اطمینان طراحی می‌شوند، نه جایگزین‌پذیری. مهندسان معمولاً نمی‌پرسند آیا طلا یا نقره گران هستند یا خیر؛ آنها می‌پرسند آیا ماده دیگری می‌تواند پس از سال‌ها نگهداری، شتاب‌های شدید و فشارهای محیطی فوق‌العاده، همان عملکرد پایدار را ارائه دهد یا نه. در سامانه‌های حیاتی، پاسخ اغلب منفی است. هزینه شکست نیز نه بر اساس اونس فلز، بلکه بر اساس مأموریت‌هایی سنجیده می‌شود که هرگز به هدف خود نمی‌رسند. طلا مسئله متفاوتی را حل می‌کند. تجهیزات نظامی ممکن است سال‌ها در انبار باقی بمانند، پیش از آنکه حتی یک‌بار مورد استفاده قرار گیرند. مس اکسید می‌شود. اکسیداسیون مقاومت الکتریکی را افزایش می‌دهد و مقاومت بیشتر، سیگنال‌ها را تضعیف می‌کند. طلا هیچ‌یک از این مشکلات را ندارد. ارزش طلا کمتر به رسانایی و بیشتر به دوام و ماندگاری آن مربوط می‌شود. یک اتصال که امروز ساخته می‌شود باید پس از سال‌ها لرزش، رطوبت، هوای شور و چرخه‌های مکرر تغییر دما نیز بدون نقص کار کند. این اطمینان، ارزشی دارد که پرداخت هزینه بیشتر برای طلا را توجیه می‌کند. میزان استفاده از طلا و نقره در موشک‌ها و پهپادهای مدرن پهپادها در بردهای مدار، قطعات فرکانس رادیویی (RF)، سامانه‌های مدیریت حرارتی و مجموعه‌های اپتیکی به نقره متکی هستند. هواپیماهای جنگنده در سامانه‌های راداری پیشرفته از رساناهای روکش‌شده با نقره استفاده می‌کنند، در حالی که طلا از اتصالات حیاتی در برابر فرسایش و تخریب محافظت می‌کند. ماهواره‌ها نیز همین فلسفه را دنبال می‌کنند؛ زیرا پس از ترک سکوی پرتاب، دیگر برنامه‌ای برای تعمیر و نگهداری آنها وجود ندارد و تنها چیزی که اهمیت دارد، قابلیت اطمینان است. زرادخانه مدرن بیش از پیش به صنعت نیمه‌رساناها شباهت پیدا می‌کند. کارخانه‌ها زمانی میزان تولید خود را با تن‌ها ورق زرهی اندازه‌گیری می‌کردند. امروز ظرفیت تولید ویفر، ماشین‌کاری دقیق، تجهیزات الکترونیکی پیشرفته و مواد تخصصی معیارهای مهم‌تری هستند. فولاد همچنان قابل مشاهده است، زیرا پوسته تجهیزات را تشکیل می‌دهد. اما این تجهیزات الکترونیکی هستند که تعیین می‌کنند آیا این پوسته در نهایت به مقصد خواهد رسید یا خیر. زیرساخت‌های هوش مصنوعی، مراکز داده، خودروهای برقی، تجهیزات پزشکی پیشرفته و تسلیحات مدرن، بیش از پیش برای دسترسی به یک خانواده مشترک از مواد با یکدیگر رقابت می‌کنند. آنها به‌طور فزاینده‌ای از یک اکوسیستم صنعتی مشترک تغذیه می‌کنند. یکی در خدمت تقاضای تجاری است و دیگری در خدمت امنیت ملی؛ اما زنجیره‌های تأمین آنها بسیار بیشتر از آنچه اکثر سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند، با یکدیگر همپوشانی دارند. نقره هرگز مانند عناصر خاکی کمیاب یا اورانیوم به‌عنوان یک فلز راهبردی تلقی نشده است. این فلز در ده‌ها کشور استخراج می‌شود، ذخایر قابل‌توجهی در سطح زمین دارد و به اندازه‌ای در دسترس بوده که دولت‌ها هرگز مجبور نشده‌اند استفاده از آن را سهمیه‌بندی کنند. سرمایه‌گذاران اغلب به دنبال یک محرک بزرگ و چشمگیر هستند؛ کمبود، ذخایر دولتی یا هراس ناشی از جنگ. اما تاریخ به مسیر آرام‌تری اشاره می‌کند. دانشمندان اوک ریج نقره دریافت نکردند چون این فلز غیرقابل جایگزینی بود. آنها نقره دریافت کردند چون مس در جای دیگری به ماده‌ای حیاتی تبدیل شده بود. فلزی که گلوگاه دیروز را برطرف کرد، صرفاً همان فلزی بود که هنوز در دسترس قرار داشت. جنگ‌ها با نبردهایشان در تاریخ ماندگار می‌شوند، اما سرنوشت آنها را کارخانه‌هایی تعیین می‌کنند که هرگز از ساختن دست نکشیدند. و گاهی اوقات، مهم‌ترین پرسش این نیست که چه تعداد موشک در زرادخانه باقی مانده است؛ بلکه این است که کدام ماده را کارخانه بعدی دیگر نمی‌تواند به‌راحتی در اختیار داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: نقره در نقطه سرنوشت‌ساز؛ توافق ایران و آمریکا یا تورم آمریکا؟  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

مورگان استنلی: مدل‌های متن‌باز هوش مصنوعی به گسترش بازار کمک می‌کنند

مورگان استنلی اعلام کرده است که رشد مدل‌های هوش مصنوعی با وزن‌های باز (Open-Weight) مانند Kimi K3، Qwen و Llama می‌تواند با کاهش هزینه‌ها، روند پذیرش هوش مصنوعی را سرعت ببخشد و لزوماً به ضرر رهبران این صنعت نخواهد بود. این بانک معتقد است ارزان‌تر شدن هوش مصنوعی به افزایش استفاده گسترده‌تر شرکت‌ها از این فناوری منجر خواهد شد و برای توضیح این روند به «پارادوکس جِوِنز» (Jevons Paradox) اشاره می‌کند. مورگان استنلی انتظار دارد مدل‌های باز و بسته در کنار یکدیگر به فعالیت ادامه دهند؛ به‌طوری که در حال حاضر ۶۳ درصد شرکت‌ها از هر دو نوع مدل استفاده می‌کنند. این بانک همچنین می‌گوید انویدیا فارغ از اینکه کدام معماری هوش مصنوعی در نهایت غالب شود، همچنان بزرگ‌ترین برنده خواهد بود؛ زیرا تقاضا برای زیرساخت‌های پردازشی مورد نیاز هوش مصنوعی همچنان در حال افزایش است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

بهترین ماه آلت کوین ها با افت قیمت بیت‌ کوین به پایان رسید

بازار ارزهای دیجیتال در آخرین روز ماه جولای با فشار فروش مواجه شد؛ در حالی که بازارهای سهام جهانی مسیر صعودی خود را ادامه دادند. بیت‌کوین و اتریوم در پایان ماه با کاهش قیمت همراه شدند، اما عملکرد کلی بازار کریپتو همچنان مثبت باقی ماند و شاخص‌های اصلی این بازار بهترین عملکرد ماهانه خود در یک سال اخیر را ثبت کردند. بیت‌کوین در معاملات روز پایانی جولای حدود ۱.۳۱ درصد کاهش یافت و به محدوده ۶۳ هزار و ۸۷۰ دلار رسید. اتریوم نیز با افت ۱.۴ درصدی در سطح حدود ۱ هزار و ۸۹۰ دلار معامله شد و نتوانست دوباره سطح مهم ۲ هزار دلار را پس بگیرد. این کاهش در شرایطی رخ داد که بازار سهام عملکرد متفاوتی داشت؛ شاخص کُسپـی کره جنوبی بیش از ۱۵ درصد رشد کرد و قراردادهای آتی شاخص‌های نزدک ۱۰۰ و S&P 500 نیز در محدوده مثبت قرار گرفتند. در یک نگاه بیت‌کوین در پایان جولای به ۶۳٬۸۷۰ دلار رسید و ۱.۳۱ درصد افت کرد. اتریوم نیز با کاهش ۱.۴ درصدی در محدوده ۱٬۸۹۰ دلار قرار گرفت. بازار سهام برخلاف کریپتو صعودی بود؛ کُسپـی کره جنوبی بیش از ۱۵ درصد رشد کرد. شاخص CoinDesk 20 با وجود افت هفتگی، بهترین ماه خود در یک سال اخیر را ثبت کرد. معامله‌گران بازار مشتقات همچنان نسبت به ادامه روند صعودی محتاط هستند. چرا بازار کریپتو در پایان ماه تحت فشار قرار گرفت؟ بازار ارزهای دیجیتال در هفته پایانی جولای تحت تأثیر چند عامل منفی قرار گرفت. افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و اظهارنظرهای محتاطانه اعضای کمیته سیاست‌گذاری فدرال رزرو آمریکا، امید سرمایه‌گذاران برای ادامه روند بازیابی بازار را کاهش داد. شاخص CoinDesk 20 از ابتدای هفته حدود ۲.۳۴ درصد کاهش داشته است؛ با این حال، عملکرد ماهانه آن همچنان مثبت باقی مانده و از ابتدای جولای تاکنون حدود ۸.۷ درصد رشد کرده است. این رشد، نخستین ماه مثبت این شاخص پس از سه ماه و بهترین عملکرد ماهانه آن از جولای ۲۰۲۵ تاکنون محسوب می‌شود. وضعیت بازار مشتقات؛ افزایش فشار فروش داده‌های بازار معاملات آتی نشان می‌دهد معامله‌گران در شرایط فعلی تمایل بیشتری به موقعیت‌های فروش دارند. نسبت حجم معاملات خرید به فروش در بازار فیوچرز کاهش یافته و نشان می‌دهد فعالان بازار در کوتاه‌مدت احتمال افت بیشتر قیمت‌ها را در نظر گرفته‌اند. در بازار XRP نیز حجم قراردادهای باز (Open Interest) افزایش یافته است. حجم قراردادهای باز این رمزارز به حدود ۲.۲۷ میلیارد توکن رسیده که بالاترین سطح از اواخر ژوئن محسوب می‌شود. اما همزمان قیمت XRP از ۱.۱۳ دلار به حدود ۱.۰۷ دلار کاهش یافته است. ترکیب کاهش قیمت و افزایش موقعیت‌های باز معمولاً نشانه افزایش معاملات فروش و انتظار معامله‌گران برای ادامه فشار نزولی است. بیت‌کوین در محدوده ۶۲ تا ۶۵ هزار دلار متوقف شد با وجود بهبود قیمت بیت‌کوین از کف کمتر از ۵۸ هزار دلار در ابتدای ماه، روند صعودی آن در محدوده ۶۲ تا ۶۵ هزار دلار متوقف شده است. حجم قراردادهای باز بیت‌کوین نیز تقریباً در سطح ۷۵۰ هزار قرارداد ثابت باقی مانده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ هنوز تمایل زیادی برای افزایش اهرم و ورود سرمایه سنگین به بازار ندارند. شرایط مشابهی برای اتریوم و سولانا نیز مشاهده می‌شود. افزایش توجه سرمایه‌گذاران به یونی‌سواپ در میان آلت‌کوین‌ها، توکن UNI عملکرد بهتری داشت و طی ۲۴ ساعت حدود ۹.۳ درصد رشد کرد و به محدوده ۴.۴۱ دلار رسید. این رشد پس از اعلام همکاری‌های جدید یونی‌سواپ با زیرساخت لایه دوم رابین‌هود و همچنین ورود سرمایه‌گذاران نهادی به حوزه دارایی‌های توکنیزه‌شده تقویت شده است. همچنین شرکت بلک‌راک تصمیم گرفته است صندوق خزانه‌داری توکنیزه‌شده خود را روی یونی‌سواپ عرضه کند؛ اقدامی که توجه بیشتری به نقش صرافی‌های غیرمتمرکز در بازار دارایی‌های واقعی دیجیتال ایجاد کرده است. نوسان بیت‌کوین به پایین‌ترین سطح چند ماه اخیر رسید شاخص نوسان ضمنی بیت‌کوین (BVIV) به حدود ۳۷ درصد کاهش یافته که پایین‌ترین سطح از ماه مه تاکنون محسوب می‌شود. کاهش نوسان معمولاً نشان‌دهنده آرامش موقت بازار است، اما در سال‌های اخیر چنین سطوحی اغلب به عنوان نقطه‌ای برای بازگشت نوسانات شدید عمل کرده‌اند. از زمان راه‌اندازی ETFهای بیت‌کوین در سال ۲۰۲۴، رابطه قیمت بیت‌کوین با شاخص نوسان معکوس بوده است؛ به این معنا که افزایش دوباره ترس در بازار می‌تواند با کاهش قیمت بیت‌کوین همراه شود. بازار اختیار معامله؛ تمرکز روی حمایت ۶۰ هزار دلاری در بازار اختیار معامله، قراردادهایی به ارزش حدود ۱۰ میلیارد دلار برای بیت‌کوین و اتریوم منقضی شدند. پس از این انقضا، داده‌های قراردادهای باقی‌مانده تا ژوئن ۲۰۲۷ نشان می‌دهد سطح ۶۰ هزار دلار محبوب‌ترین قیمت اعمال برای اختیار فروش (Put) بیت‌کوین است. این موضوع نشان می‌دهد بخشی از معامله‌گران همچنان خود را در برابر احتمال کاهش قیمت به زیر این سطح محافظت می‌کنند. عملکرد سایر رمزارزها اتریوم نیز در آخرین روز ماه جولای عملکردی ضعیف‌تر از بازار سهام داشت و با افت ۱.۴ درصدی به حدود ۱,۸۹۰ دلار رسید؛ در حالی که نتوانست بار دیگر سطح روانی ۲ هزار دلار را که در اوایل ماه لمس کرده بود، پس بگیرد. با این حال، داده‌های بازار مشتقات نشان می‌دهد حجم قراردادهای باز (Open Interest) اتریوم همچنان در سطوح نسبتاً پایدار قرار دارد و مانند بیت‌کوین، معامله‌گران از افزایش موقعیت‌های اهرمی خودداری کرده‌اند. این موضوع بیانگر آن است که فعالان بازار در انتظار محرک‌های جدیدی مانند تغییر سیاست‌های فدرال رزرو، ورود سرمایه نهادی یا بهبود فضای اقتصاد کلان هستند تا روند بعدی اتریوم مشخص شود. در کوتاه‌مدت، حفظ حمایت‌های فعلی و بازپس‌گیری سطح ۲ هزار دلار می‌تواند نقش مهمی در بازگشت اعتماد سرمایه‌گذاران به دومین ارز دیجیتال بزرگ جهان داشته باشد. یونی‌سواپ (UNI) ستاره بازار آلت‌کوین‌ها در روز جمعه بود و با ۹.۳٪ رشد طی ۲۴ ساعت به ۴.۴۱ دلار رسید. این رشد در ادامه موج مثبتی رخ داد که پس از اعلام ادغام لایه دوم Robinhood با Uniswap در اوایل ماه جاری آغاز شده و همچنان از قیمت این توکن حمایت می‌کند. اتنا (ENA) نیز روند بهبود خود را حفظ کرد و با ۱.۲۳٪ رشد از ابتدای روز (UTC) و ۴.۳۱٪ افزایش در ۲۴ ساعت گذشته به ۰.۰۸۲ دلار رسید. این توکن اکنون فاصله قابل‌توجهی از کف‌های قیمتی ماه ژوئیه گرفته است، اما همچنان بیش از ۹۰٪ پایین‌تر از سقف تاریخی خود معامله می‌شود. لایتر (LIT) با ۲.۲۸٪ افت به اصلاح قیمتی خود ادامه داد و اکنون حدود ۲۰٪ پایین‌تر از سقف ثبت‌شده در ماه جاری قرار دارد. این کاهش پس از آن رخ می‌دهد که قیمت این توکن بین ماه مه تا اوایل ژوئیه بیش از ۲۰۰٪ رشد را تجربه کرده بود. زی‌کش (ZEC) نیز پس از رشد قدرتمند ابتدای هفته، با ۲.۱۵٪ کاهش به ۴۵۹ دلار رسید. هم‌زمان، فشار فروش در میان رمزارزهای حوزه حریم خصوصی (Privacy Coins) افزایش یافته و این بخش از بازار روز جمعه عملکرد ضعیف‌تری را ثبت کرد. کاردانو (ADA) با ۰.۹۴٪ رشد از ابتدای روز و ۴.۰۹٪ افزایش در ۲۴ ساعت گذشته به ۰.۱۶۸۹ دلار رسید. این رمزارز به‌آرامی روند بازیابی خود را ادامه می‌دهد و بخشی از افت سنگین ۴۵ درصدی ماه ژوئن را جبران کرده است. “ «عملکرد بازار کریپتو در جولای نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران هنوز به آینده این بازار امیدوار هستند، اما برای ادامه روند صعودی نیاز به محرک‌های جدید دارند. تثبیت بیت‌کوین در محدوده ۶۲ تا ۶۵ هزار دلار، کاهش حجم معاملات اهرمی و افزایش تقاضا برای اختیار فروش نشان می‌دهد معامله‌گران حرفه‌ای در حال مدیریت ریسک هستند. مسیر بعدی بازار احتمالاً به سه عامل اصلی وابسته خواهد بود: سیاست‌های فدرال رزرو، جریان سرمایه نهادی به ETFهای رمزارزی و توانایی بیت‌کوین برای عبور پایدار از مقاومت‌های کلیدی.» بابک شیری

خواندن کامل خبر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر