EURUSD 1.11772 USD ▼ 0.08%
XAUUSD 3,906.13 USD ▼ 1.03%
AAPL 338.32 USD ▼ 1.83%
WTI 98.55 USD ▲ 2.17%
BTCUSD 77,016.03 USD
SP500 7,541.40 ▼ 0.51%
AUDUSD 0.69818 USD ▼ 0.21%
EURJPY 176.950 JPY ▲ 0.16%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۵ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۵ دقیقه پیش

جهش قیمت روزانه گندم در سایه افت ماهانه

در بازار جهانی کالاهای کشاورزی در تاریخ دوم نوامبر ۲۰۲۶، قیمت گندم با ثبت افزایشی روزانه معادل ۰.۴۰ درصد به ۶۰۵.۹۳ سنت در هر بوشل رسید. با این وجود، این محصول در مقیاس ماهانه افتی بیش از ۱۲ درصد، ۱۲.۴۸ درصد، را تجربه کرد، هرچند مقایسه سالانه حاکی از رشدی ۱۱.۴۸ درصدی است. میانگین قیمت انتظاری گندم برای سه ماهه چهارم سال جاری ۶۱۲.۸۷ سنت برآورد شده است.  در همین حال، سایر محصولات کشاورزی نوسانات متفاوتی را به ثبت رساندند. به طوری که سویا با افت ۰.۰۳ درصدی به ۱۲۲۱.۹۰ سنت و ذرت با رشد ۰.۶۵ درصدی به ۴۵۰.۶۵ سنت رسیدند. در بخش کالاهای دیگر، برنج با جهش بی‌سابقه ۷۰.۳۵ درصدی نسبت به سال گذشته، بیشترین رشد سالانه را در میان محصولات کشاورزی ثبت کرد و اقلامی چون کائوچو، شکر و کانولا نیز رشد قابل توجهی داشتند. همچنین، آخرین داده‌های مربوط به ذخایر کشاورزی ایالات متحده در سپتامبر ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که میزان ذخایر گندم به ۱.۸۵ میلیارد بوشل رسیده، و ذخایر ذرت و سویا به ترتیب ۲.۱۰ میلیارد و ۳۲۰ میلیون بوشل گزارش شده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

قیمت زغال‌سنگ در اوج ۳ سال اخیر؛ هجوم بازار به سوی جایگزین LNG

در یک نگاه جهش قیمت: نرخ زغال‌سنگ با صعودی ۴۰ درصدی نسبت به سال گذشته، به ۱۵۲.۴۵ دلار در هر تن رسید و بالاترین رکورد سه سال اخیر را ثبت کرد. عوامل محرک: بحران خاورمیانه، قیمت بالای گاز طبیعی (LNG) و محدودیت‌های صادراتی اندونزی، نیروگاه‌ها را به سوی جایگزین ارزان‌تر یعنی زغال‌سنگ سوق داده است. چشم‌انداز: تقاضای زمستانی آسیا و اروپا و افت عرضه، بازار انرژی را با فشارهای صعودی تازه‌ای مواجه کرده است. قیمت زغال‌سنگ به دلیل افزایش تقاضای انرژی و مشکلات مربوط به عرضه گاز طبیعی به ۱۵۲.۴۵ دلار در هر تن افزایش یافت. در واقع، قیمت‌ها نسبت به سال گذشته تقریباً ۴۰ درصد افزایش یافته است. قیمت روزانه زغال‌سنگ ۲.۱۰ دلار، معادل ۱.۴۰ درصد، افزایش یافت. رشد ماهانه این محصول ۲.۱۱ درصد ثبت و پیش‌بینی قیمت برای سه ماهه چهارم ۱۵۴.۸۵ دلار اعلام شده است. بررسی آمارهای تاریخی بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که قیمت زغال‌سنگ سقف تاریخی ۴۵۷.۸۰ دلار و کف ۴۸.۴۰ دلار در هر تن را تجربه کرده است. تقویت تقاضای زغال‌سنگ با صعود قیمت LNG اختلالات عرضه به دلیل درگیری‌های خاورمیانه، قیمت گاز طبیعی مایع (LNG) را در سطوح بالا نگه داشته است. این امر تمایل تولیدکنندگان برق به سمت استفاده از زغال‌سنگ را تسریع می‌کند. زغال‌سنگ که تقریباً ۸۰ درصد ارزان‌تر از LNG است، موجب افزایش واردات، به‌ویژه از سوی خریداران در آسیا و اروپا شده است. کشورهایی که به دنبال تأمین انرژی پیش از فرا رسیدن فصل سرما هستند، خرید زغال‌سنگ خود را زودتر آغاز کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در ارزیابی سپتامبر خود اعلام کرد با وجود تلاش‌ها برای گذار به انرژی پاک و تعطیلی نیروگاه‌ها در اروپا و آمریکای شمالی، انتظار می‌رود مصرف جهانی زغال‌سنگ امسال به رکورد جدیدی برسد. محدودیت‌های صادراتی اندونزی و تنگنای عرضه اندونزی، به عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده زغال‌سنگ جهان، محدودیت‌های صادراتی خود را تشدید کرده که این امر به کاهش ۲۳ درصدی محموله‌های زغال‌سنگ در ماه اوت منجر شده است. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند که تولید سالانه زغال‌سنگ اندونزی به دلیل کاهش سهمیه‌های تولید و عدم قطعیت‌های سیاستی، بیش از ۱۲ میلیون تن کاهش یابد. تقاضای جهانی قوی و کاهش عرضه از سوی اندونزی، از محرک‌های اصلی افزایش فشار قیمت در بازار زغال‌سنگ به شمار می‌روند.  نوسانات قیمت در سایر کالاهای انرژی بر اساس داده‌های دوم نوامبر، قیمت گاز طبیعی اروپا با ۳.۴۱ درصد کاهش به ۱۰۰.۴۰ دلار رسید و قیمت گاز بریتانیا با ۳.۴۷ درصد کاهش، رقم ۲۴۸.۶۶ دلار را ثبت کرد. نفت خام با ۴.۰۸ درصد کاهش به ۹۹.۸۶۹ دلار و نفت برنت با ۴.۱۲ درصد کاهش به ۱۰۸.۷۶ دلار رسیدند. با وجود این نوسانات، بررسی عملکرد سالانه نشان می‌دهد که قیمت گاز در اروپا ۲۱۶.۳۱ درصد و در بریتانیا ۲۰۲.۲۹ درصد رشد داشته است. در حالی که زغال‌سنگ نیز افزایش سالانه ۳۹.۵۴ درصدی را به نام خود ثبت کرده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

احیای حلقه مفقوده اوراسیا؛ خیز مسکو و تهران برای ساخت راه‌آهن رشت–آستارا

در یک نگاه پروژه احداث خط‌آهن ۱۶۲ کیلومتری رشت–آستارا به عنوان حلقه مفقوده کریدور بین‌المللی شمال–جنوب، پس از سال‌ها وقفه و با توافق میان مسکو و تهران با هزینه‌ای بالغ بر ۱.۶ میلیارد یورو، وارد فاز اجرایی می‌شود. با رفع چالش دشوار تملک اراضی در استان گیلان و حذف جابه‌جایی پرهزینه کالا در مرز، این طرح ظرفیت ترانزیت سالانه حداقل ۱۵ میلیون تن بار را فراهم می‌سازد تا محدودیت‌ها و اشباع ظرفیت مسیر دریایی خزر جبران شود. جهش چشمگیر محموله‌های ریلی کریدور در سال ۲۰۲۶ و توسعه پروتکل‌های دیجیتال گمرکی میان ایران، روسیه و آذربایجان نشان می‌دهد که راه‌آهن رشت–آستارا فراتر از یک طرح عمرانی، به آزمونی راهبردی برای توسعه ترانزیت اوراسیا تبدیل شده است. در سال‌های اخیر راه‌آهن رشت-آستارا به عنوان حلقه مفقوده یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های حمل‌ونقل اوراسیا مطرح شده است. اکنون، با تغییر محاسبات منطقه‌ای و آشکار شدن محدودیت‌های مسیرهای جایگزین، به نظر می‌رسد مسکو و تهران با فوریت بیشتری به این طرح بازمی‌گردند. این خط آهن به طول ۱۶۲ کیلومتر، شهرهای رشت و آستارا در ایران را به هم متصل کرده و شاخه غربی کریدور شمال-جنوب (INSTC) را تکمیل می‌کند. این مسیر از روسیه و از طریق آذربایجان و ایران به خلیج فارس می‌رسد و امکان اتصال ریلی بالقوه به هند را فراهم می‌سازد. براساس گزارش تارنمای کاسپین نیوز، سرگئی پاولوف، معاون اول مدیرعامل راه‌آهن روسیه، این هفته اعلام کرد که مسکو و تهران انتظار دارند ساخت‌وساز در سال ۲۰۲۷ آغاز شده و ظرف سه سال به پایان برسد. به گفته وی، کار نقشه‌برداری پس از وقفه‌ای که اوایل امسال به دلیل درگیری‌های نظامی ایجاد شد، در جریان است. محدودیت‌های مسیر خزر و بازگشت به شاخه غربی این تلاش، هم نشان‌دهنده ضرورت ژئوپلیتیکی و هم فشار تجاری است. در طول دوره تنش بین مسکو و باکو، مقامات و تحلیلگران روسی شاخه شرقی کریدور شمال-جنوب از طریق آسیای مرکزی را به عنوان اولویت بالقوه مورد بحث قرار دادند. اما این اشتیاق از آن زمان تاکنون کمرنگ شده است. در همین حال، مسیر دریایی خزر برای همگام شدن با تقاضا با مشکل مواجه بوده و رسانه‌های روسی گزارش داده‌اند که ظرفیت موجود این مسیر نزدیک به اشباع است. این امر بار دیگر اتصال ریلی روسیه-آذربایجان-ایران را در کانون رایزنی قرار داده است. شاخه غربی کریدور شمال-جنوب به عنوان مسیر چندوجهی طراحی شده است که مراکز حمل‌ونقل روسیه مانند آستاراخان و ماخاچ‌قلعه را به باکو، رشت و بندرعباس متصل می‌کند. بخش ۵۱۱ کیلومتری در آذربایجان در این کریدور مدت‌هاست که تکمیل شده و عملیاتی است، اما ارتباط رشت-آستارا همچنان یک شکاف اساسی به‌شمار می‌رود. مشخصات فنی، برآورد مالی و رفع مانع زمین‌های گیلان پس از اتمام، این طرح به قطارهای باری اجازه می‌دهد تا از طریق آذربایجان و بدون وابستگی فعلی به حمل‌ونقل جاده‌ای در مرز ایران، از روسیه به ایران حرکت کنند. بارهایی که به آستارای جمهوری آذربایجان می‌رسند، اکنون به کامیون‌ها منتقل می‌شوند و سپس از طریق جاده در داخل ایران ادامه مسیر می‌دهند. این روند پرهزینه و زمان‌بر، جذابیت تجاری این کریدور را تضعیف می‌کند. هزینه این پروژه ۱.۶ میلیارد یورو تخمین زده شده است که انتظار می‌رود روسیه ۱.۳ میلیارد یورو از آن را تأمین کند. طرح‌ها شامل ساخت ۸ ایستگاه، ۵۶ روگذر، ۷۳ پل و ۳۰ گذرگاه همسطح است و مقامات روسی انتظار دارند این مسیر پس از تکمیل، سالانه حداقل ۱۵ میلیون تن بار را جابجا کند. برای مسکو، این پروژه بخشی از تلاش بزرگ برای ساخت مسیرهای تجاری انعطاف‌پذیر خارج از شبکه‌های ترانزیت سنتی اروپا است. برای تهران نیز فرصتی کلیدی است تا جایگاه خود را به عنوان یک مرکز اصلی لجستیک اوراسیا تقویت کند و ارتباط عمیق‌تری با بازارهای شمال برقرار سازد. همچنین، فضای سیاسی نیز مساعدتر شده است. اوایل ماه اکتبر، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در نشست باشگاه گفتگوی والدای گفت که مسکو آماده همکاری با آذربایجان در توسعه کریدور شمال-جنوب است و هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد. ایران نیز برای رفع یکی از موانع همیشگی این پروژه، یعنی تملک زمین، اقدام کرده است. فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی ایران، اخیراً اعلام کرد که تهران خرید زمین در کل مسیر رشت-آستارا را به پایان رسانده است. این روند به ویژه در استان گیلان، یکی از معدود مناطقذمجاز کشت برنج در ایران پیچیده بود و کشاورزان برای زمین‌های حاصلخیز خود درخواست هزینه بالایی داشتند. حل این مشکل، مانع عملی بزرگی را از سر راه برداشته است. رویای ریل یکپارچه تا خلیج فارس و پروژه هوشمندسازی اکنون یک پرسش جاه‌طلبانه‌تر مطرح می‌شود، آیا خط ریلی با استاندارد ۱۵۲۰ میلی‌متری روسیه می‌تواند در نهایت فراتر از بخش رشت-آستارا امتداد یابد؟ کاظم جلالی، سفیر ایران در مسکو، در ماه سپتامبر گفت که تهران در حال بررسی استفاده از ریل روسیه تا بندرعباس، بندر اصلی ایران در خلیج فارس، است. با این حال، چنین طرح‌هایی همچنان در حد گمانه‌زنی باقی مانده‌اند، چرا که کارشناسان تخمین می‌زنند ایجاد یک خط ریلی پیوسته با استاندارد روسیه از طریق ایران می‌تواند تا ۱۰ میلیارد دلار، چند برابر پروژه رشت-آستارا، هزینه داشته باشد. از همین روی، وظیفه فوری در حال حاضر، ساخت رشت-آستارا و پر کردن مهم‌ترین شکاف در کریدور بین‌المللی شمال-جنوب است. این سه کشور همچنین به دنبال بهبود کارایی کریدور از طریق دیجیتالی کردن آن هستند. در ماه ژوئیه، مقامات راه‌آهن آذربایجان، روسیه و ایران پروتکل سه‌جانبه‌ای را در مسکو امضا کردند که هدف آن هماهنگ‌سازی سیستم‌های داده‌های الکترونیکی و جایگزینی تدریجی اسناد کاغذی با یک کریدور دیجیتال است. راهبردی برای همگرایی منطقه‌ای آمار تردد محموله‌ها نشان می‌دهد که چرا این پروژه همچنان مورد توجه است. طبق گزارش راه‌آهن روسیه، محموله‌های حمل‌شده در امتداد مسیرهای ریلی کریدور شمال-جنوب بین ژانویه و سپتامبر ۲۰۲۶ به ۸.۹ میلیون تن رسیده که نسبت به سال گذشته ۹.۶ درصد رشد داشته است. تنها در ماه سپتامبر نیز حجم محموله‌ها با ۳۲.۲ درصد افزایش به ۱.۱ میلیون تن رسید. حمل‌ونقل غلات از طریق آستارا به ایران نیز بسیار قوی بوده و در نیمه نخست سال به ۶۵ هزار تن، چهار برابر مدت مشابه در ۲۰۲۵، بالغ شده است. این اعداد هنوز کریدور شمال-جنوب را به یک جایگزین تمام‌عیار برای مسیرهای سنتی تبدیل نمی‌کنند، اما نشان‌دهنده افزایش تقاضا هستند. این امر نشان می‌دهد که بخش راه‌آهن رشت-آستارا دیگر صرفاً یک پروژه زیرساختی نیست، بلکه به آزمونی راهبردی برای تبدیل منافع سیاسی روسیه، ایران و آذربایجان به یک کریدور تجاری کارآمد در اوراسیا تبدیل شده است.

خواندن کامل خبر
ژئوپلیتیک کم اثر
ژئوپلیتیک کم اثر

فرار از تحریم دریای سیاه؛ ایران مقصد بزرگ غلات روسی

در یک نگاه با افت صادرات روسیه در خاورمیانه و شمال آفریقا و تشدید هشدارهای فائو، سهم گندم روسی در ایران به ۳۵ درصد و در افغانستان به ۴۰ درصد افزایش یافت. هزینه حمل غلات از بنادر روسیه به ایران با جهشی کم‌سابقه از ۳۹ تا ۴۷ دلار به ۱۱۰ تا ۱۱۵ دلار در هر تن رسیده است. ترانزیت غلات از طریق بنادر آستاراخان و اولیا با ۲ برابر رشد به ۲.۲ میلیون تن رسید، اما افت عمق آب ولگا ظرفیت بارگیری شناورها را به ۷۰ تا ۸۰ درصد محدود کرده است. هزینه‌های سنگین لجستیک اثر تخفیف‌های قیمتی روسیه را خنثی کرده و با نزدیک‌شدن به پایان فصل دریانوردی، ریسک تجاری به‌شدت افزایش یافته است.   براساس داده‌های اخیر، ایران و افغانستان تنها بازارهایی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا شده‌اند که روسیه موفق به افزایش سهم خود از واردات گندم در آن‌ها شده است. در ایران، سهم بازار روسیه از ۲۰ درصد به ۳۵ درصد افزایش یافت و در افغانستان این رقم از ۱۵ درصد به ۴۰ درصد رسیده است. صادرکنندگان روسی به دلیل تخفیف‌های قیمتی، عدم وجود محدودیت‌های پرداخت مرتبط با تحریم‌ها و در دسترس بودن مسیر دریای خزر برای حمل غلات، موقعیت خود را در این دو کشور تقویت کردند. در مقابل، گندم روسیه جایگاه قابل‌توجهی را در سایر بازارهای صادراتی سنتی خود از دست داده است. به‌طوری که بر اساس آمارهای موجود، سهم روسیه در واردات غلات ترکیه از ۵۵ درصد به ۳۰ درصد، در مصر از ۴۰ درصد به ۲۵ درصد، در مراکش از ۳۵ درصد به ۲۰ درصد، در الجزایر از ۳۰ درصد به ۱۵ درصد و در لیبی از ۲۵ درصد به ۱۰ درصد کاهش یافته است. به طور کلی، سهم روسیه از واردات گندم در سراسر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از ۶۰ تا ۷۰ درصد به ۳۵ تا ۴۰ درصد کاهش یافته است که افتی معادل ۲۵ تا ۳۰ درصد را نشان می‌دهد. این امر امنیت غذایی منطقه را تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیک قرار داده و با هشدارهای نظارتی نهادهایی چون فائو هم‌راستاست. یکی از عوامل اصلی این کاهش، حملات به بنادر و کشتی‌های تجاری دریای سیاه بود که لجستیک صادرات را مختل کرد و تهدیدهای مرتبط با حمل‌ونقل دریایی را به‌شدت افزایش داد. با این وجود، ایران و افغانستان همچنان مقاصد جایگزین مهمی برای صادرات گندم روسیه محسوب می‌شوند. هزینه حمل‌ونقل در امتداد مسیر دریای خزر-ایران ۲۵ تا ۳۵ دلار در هر تن و زمان تحویل ۱۰ تا ۱۴ روز تخمین زده می‌شود. طبق اعلام منابع آگاه، این مسیر همچنان بسیار قابل اعتماد ارزیابی می‌شود و تخفیف‌های گندم روسیه هزینه‌های اضافی لجستیک را به طور کامل جبران می‌کند. همچنین دسترسی محدود به تأمین‌کنندگان جایگزین به روسیه کمک می‌کند تا جایگاه خود را در این بازارها حفظ و تقویت کند. چالش‌های مسیر ترانزیتی خزر البته، مسیر دریای خزر که صادرکنندگان روسی برای تغییر مسیر محموله‌های غلات از آن استفاده می‌کنند، با کمبود شناور و افزایش شدید هزینه‌های حمل‌ونقل مواجه شده است. تا اواخر سپتامبر، نرخ حمل‌ونقل غلات از آستاراخان به بنادر ایران با کشتی‌های رودخانه‌ای-دریایی به ۱۱۰ تا ۱۱۵ دلار در هر تن جهش یافت که در مقایسه با سال گذشته افزایش ۲.۳ تا ۲.۴ برابری را به ثبت رسانده است. حتی جهش این هزینه‌ها در ماه‌های اخیر کم‌سابقه بوده است. به طوری که در سپتامبر ۲۰۲۵، هزینه حمل‌ونقل در این مسیر حدود ۴۷ دلار در هر تن و در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶ این رقم ۳۹ دلار در هر تن ثبت شده بود. عوامل اصلی این صعود قیمتی عبارتند از: ۱. افزایش شدید صادرات بار و بارگیری غلات از طریق دریای خزر ۲. محدودیت ناوگان و شناورهای موجود ۳. شرایط دشوار ناوبری و افت عمق آب در مسیر رودخانه ولگا. صادرات غلات به ایران در میان محدودیت‌های حوزه دریای آزوف-دریای سیاه رشدی محسوس را تجربه کرده است. در فاصله ژانویه تا آگوست ۲۰۲۶، روسیه ۲.۴ میلیون تن غلات را از طریق تمامی مسیرها به ایران ارسال کرد که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته رشدی ۷۰ درصدی را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، انتقال غلات از طریق بنادر آستاراخان و اولیا در مدت مشابه دقیقاً دو برابر شده و به مرز ۲.۲ میلیون تن رسیده است. همچنین، ظرفیت باربری مسیر خزر با چالش‌های فنی و جغرافیایی مواجه است. به دلیل کاهش شدید سطح آب در رودخانه ولگا، کشتی‌ها ناچارند تنها با ۷۰ تا ۸۰ درصد از ظرفیت مجاز خود بارگیری کنند. این کمبود تناژ با توجه به موقعیت جغرافیایی دریای خزر به‌عنوان حوزه بسته آبی تشدید می‌شود که ورود یا جابه‌جایی سریع کشتی‌های کمکی از سایر دریاها را عملاً دشوار و ناممکن می‌سازد. در نتیجه، مالکان کشتی هزینه‌های مربوط به تأخیرها و ریسک‌های ناوبری را مستقیماً روی نرخ حمل کالا سرشکن می‌کنند. در مجموع، افزایش هزینه‌های لجستیک بیشترین فشار را به صادرات غلات وارد می‌آورد که این امر، حاشیه سود تاجران را کاهش می‌دهد و رقابت‌پذیری گندم روسیه را در بازار ایران با خطر مواجه می‌کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

شوک تنگه هرمز به بازار سوخت؛ قیمت زغال‌سنگ به ۱۴۶ دلار رسید!

در یک نگاه قیمت زغال‌سنگ به دلیل کمبود گاز و تنش‌های خاورمیانه به ۱۴۶ دلار در هر تن افزایش یافت. صادرات اندونزی به عنوان تأمین‌کننده اصلی به دلیل محدودیت‌های تولید، ۲۳ درصد کاهش پیدا کرد. کشورهای بزرگ از جمله چین و هند برای جایگزینی گاز، تولید برق با زغال‌سنگ را افزایش دادند. آژانس بین‌المللی انرژی از پیش‌بینی رکوردشکنی مصرف جهانی زغال‌سنگ در سال جاری خبر داد.   با محدود شدن عرضه جهانی، قیمت زغال‌سنگ دوباره شروع به افزایش کرده و قیمت‌های آتی به بالای ۱۴۵ دلار در هر تن رسیده است. باید توجه داشت که درگیری‌ها در خاورمیانه تعادل بازارهای انرژی را تغییر داده و در این راستا، قیمت زغال‌سنگ به ۱۴۶ دلار در هر تن افزایش یافت که رشد روزانه ۱.۵۷ درصدی را نشان می‌دهد. علاوه بر این، کمبود عرضه گاز، وابستگی به زغال‌سنگ برای تولید برق را افزایش داده است. قیمت آتی زغال‌سنگ از پایین‌ترین سطح یک ماهه خود بهبود یافته و در نتیجه، قیمت به ۱۴۶ دلار در هر تن رسید. افزایش ماهانه به ۳ درصد و افزایش سالانه به ۳۶.۷۷ درصد ثبت شد و پیش‌بینی سه‌ماهه سوم نیز روی ۱۴۳.۹۰ دلار است. کاهش ۲۳ درصدی صادرات اندونزی مهم‌ترین تحول در بخش عرضه جهانی از اندونزی حاصل شد. صادرات زغال‌سنگ این کشور در ماه اوت نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۳ درصد کاهش یافت و به پایین‌ترین سطح خود در ۵ سال گذشته رسید. علاوه بر این، سهمیه‌های تولید همچنان صادرات را محدود می‌کنند. عدم قطعیت سیاست‌گذاری و شرایط قوی ال‌نینو نیز بر عرضه تأثیر می‌گذارند. بحران گاز طبیعی تقاضا برای زغال‌سنگ را افزایش داد جنگ با ایران مشکلات جدیدی را در تأمین گاز طبیعی ایجاد کرده است. علاوه بر این، اختلالات ناشی از تنگه هرمز، قیمت LNG را افزایش داده است. بنابراین، برخی کشورها تولید برق از زغال‌سنگ را افزایش داده‌اند. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از جمله این کشورها بودن و مصرف زغال‌سنگ در اروپا نیز افزایش یافته است. پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) گزارش داد که تقاضا برای زغال‌سنگ همچنان قوی است و طبق پیش‌بینی این سازمان، تقاضای جهانی می‌تواند امسال به رکورد جدیدی برسد. قیمت بالای LNG یکی از دلایل اصلی این روند بوده و نگرانی‌های مربوط به امنیت انرژی نیز گرایش به سمت زغال‌سنگ را افزایش داده است. قیمت نفت و گاز نیز بر بازارهای انرژی تأثیر می‌گذارد که در حال حاضر: نفت برنت: بالای ۱۰۷ دلار نفت خام آمریکا: حدود ۹۴ دلار گاز طبیعی اروپا: حدود ۷۲.۸ دلار این چشم‌انداز از تقاضا برای سوخت‌های جایگزین در تولید انرژی حمایت می‌کند. هرچند قیمت زغال‌سنگ در سال گذشته تقریباً ۳۷ درصد افزایش یافت، اما در مقابل قیمت‌ها همچنان بسیار پایین‌تر از اوج تاریخی خود هستند. بالاترین قیمت ثبت شده در دوره ۲۰۰۸-۲۰۲۶، تقریبا ۴۵۷.۸۰ دلار و پایین‌ترین سطح ثبت شده ۴۸.۴۰ دلار بوده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

تله لجستیکی در دریای سیاه؛ صادرات گندم اوکراین آب رفت

در یک نگاه سقوط ۴۴ درصدی صادرات گندم اوکراین و افت ۲۲ درصدی کل غلات، زنگ خطر کمبود مواد غذایی اساسی را در سطح بین‌المللی به صدا درآورده است. آسیب‌های سنگین به بنادر کلیدی اودسا، چورنومورسک و پیودنی، توان صادرات کشاورزی اوکراین را به ۴۰ درصد کاهش داده و هزینه‌های ترانزیت را جهش داده است. کشورهای شمال و شرق آفریقا مانند مصر، سودان و سومالی با کاهش این محموله‌ها در معرض تورم فزاینده، قحطی و ناآرامی‌های اجتماعی قرار گرفته‌اند. کمک ۲۵۰ میلیون دلاری بانک جهانی صرفاً مسکنی موقت به شمار می‌رود و بحران جهانی بدون بازگشایی امن کریدورهای دریایی فروکش نخواهد کرد   به باور کارشناسان، جنگ اوکراین تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی جهانی را در قرن بیست و یکم متزلزل کرده و گسل‌های ژئوپلیتیکی را به حرکت درآورده است. اگرچه صدای درگیری‌ها در سراسر اروپای شرقی شنیده می‌شود، اما پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن به هزاران کیلومتر دورتر گسترش یافته و در بیابان‌های آفریقا، مناطق پرجمعیت غرب آسیا و آمریکای لاتین نیز احساس می‌شود. کانون این بحران نیز «امنیت غذایی جهانی و به ویژه فروپاشی جدی ذخایر گندم» است. داده‌های اخیر نیز زنگ خطر در بازارهای جهانی غلات را به صدا درآورده است. طبق داده‌های وزارت کشاورزی اوکراین، کل صادرات غلات این کشور در فصل جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۲۲ درصد کاهش یافته و به ۴.۶۷ میلیون تن رسیده است. تصویر نگران‌کننده‌تری را می‌توان در صادرات گندم مشاهده کرد که مستقیماً با غذای اصلی انسان مرتبط است، زیرا صادرات گندم اوکراین تقریباً ۴۴ درصد کاهش یافته و به ۲.۳۳ میلیون تن رسیده است. روند مشابهی در صادرات جو مشاهده شده که به نصف کاهش یافته و به ۴۲۰ هزار تن رسیده است. حتی دو برابر شدن صادرات ذرت به ۱.۸۴ میلیون تن، تصویر کلی را تغییر نمی‌دهد، زیرا ذرت در درجه نخست به سمت صنعت خوراک دام وارد می‌شود و نمی‌تواند جایگزین گندم، به عنوان یک کالای مهم راهبردی، شود. عوامل اصلی این کاهش نیز بمباران مناطق تولیدکننده گندم و فلج شدن شبکه‌های لجستیکی و زیرساخت‌های راهبردی است. بنادر اصلی آب‌های عمیق اوکراین در دریای سیاه، از جمله اودسا، چورنومورسک و پیودنی، در اثر حملات نظامی آسیب دیده‌اند و عملیات آنها تا حد زیادی متوقف شده است. در حال حاضر، اوکراین تنها قادر به تحقق ۴۰ درصد از صادرات بالقوه کشاورزی خود است. محاصره کریدور دریایی، فشار بر مسیرهای زمینی جایگزین را افزایش می‌دهد که آن نیز در نهایت، هزینه‌های حمل و نقل و بیمه را چندین برابر افزایش داده و قیمت نهایی محصول را بالا می‌برد. تعطیلی بنادر اوکراین و تقریباً نصف شدن صادرات گندم، بیشتر کشورهای کمتر توسعه‌یافته و فقیرتر را تحت تأثیر قرار می‌دهد. قاره آفریقا، به‌ویژه کشورهای شمال و شرق آفریقا مانند مصر، سودان، سومالی، کنیا و الجزایر، از نظر تاریخی به شدت به گندم دریای سیاه وابسته بوده‌اند. کاهش شدید صادرات، تورم را در این کشورها تشدید کرده و در عین حال مستقیماً خطر گرسنگی گسترده و ناآرامی‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد. برای کشورهایی مانند مصر، که نان از طریق یارانه‌های دولتی بین مردم توزیع می‌شود، افزایش قیمت گندم می‌تواند به معنای فشار شدید بر بودجه دولت باشد. همچنین، در سومالی یا سودان، این موضوع به ادامه حیات انسان‌ها گره خورده است. در این میان، مؤسسات مالی بین‌المللی در تلاشند تا اقداماتی را به اجرا بگذارند. تخصیص بسته مالی ۲۵۰ میلیون دلاری بانک جهانی به کشاورزان و بخش کشاورزی اوکراین، و تلاش‌های دولت برای حمایت از تولیدکنندگان از طریق برنامه وام ترجیحی، با هدف جلوگیری از توقف کامل بخش کشاورزی انجام شده است. اگرچه این تزریق‌های مالی اصل بحران را برطرف نمی‌کنند. در صورتی که جامعه بین‌المللی نتواند امنیت کریدورهای غلات را به طور کامل تضمین کند و موانع لجستیکی را برطرف سازد، پیامدهای غیرمستقیم ناشی از این اختلال می‌تواند ابعادی به مراتب بزرگتر به خود بگیرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

روسیه در پی اختلال صادرات دریای سیاه، مسیرهای صادرات غلات را تغییر می‌دهد

شرکت‌های روسی در حال تبدیل پایانه‌های صادرات کود و زغال‌سنگ در بنادر دریای بالتیک و قطب شمال به پایانه‌های جابه‌جایی غلات هستند؛ اقدامی که در پی کند شدن صادرات غلات از مسیر دریای سیاه انجام می‌شود. درخواست‌های حمل ریلی به پایانه بالتیک شرکت اولترامار (Ultramar) برای ماه سپتامبر به حدود ۲۶۰ هزار تن رسیده است. همچنین شرکت راه‌آهن روسیه نخستین محموله غلات از جنوب روسیه به مقصد مورمانسک را پذیرفته است؛ محموله‌ای که قرار است در ماه اکتبر صادر شود. شرکت راه‌آهن روسیه نخستین محموله غلات از جنوب این کشور به بندر مورمانسک را پذیرفته است؛ هدف، صادرات این محموله در ماه اکتبر است. درخواست‌های حمل ریلی غلات به پایانه بالتیک شرکت اولترامار (Ultramar) در ماه سپتامبر به حدود ۲۶۰ هزار تن رسیده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

جهش قیمت جهانی مواد غذایی؛ شاخص فائو در اوج ۲۱ ماه اخیر

در یک نگاه شاخص قیمت مواد غذایی فائو با رشد ۱.۹ درصدی در ماه اوت به ۱۳۳.۳ واحد رسید که بالاترین سطح از نوامبر ۲۰۲۲ است. شکر ۱۱.۹ درصد و گندم ۱۵ درصد سالانه رشد کردند و تمام گروه‌های شاخص غلات، روغن‌ها، گوشت، لبنیات و شکر افزایش قیمت داشتند. قیمت کود از اوج خود در سه‌ماهه دوم کاهش یافت اما به دلیل هزینه‌های انرژی و ریسک‌های لجستیکی در تنگه هرمز و باب‌المندب همچنان بالاست. فائو و بانک جهانی با کاهش ۲ درصدی تولید غلات، تداوم تورم غذایی و افزایش ۳۱ درصدی قیمت کود در سال ۲۰۲۶ را پیش‌بینی می‌کنند.   طبق داده‌های فائو، قیمت جهانی مواد غذایی در ماه اوت ۱.۹ درصد افزایش یافت و به بالاترین سطح خود از نوامبر ۲۰۲۲ رسید که ناشی از شرایط نامساعد آب و هوایی و اختلالات ژئوپلیتیکی بود. افزایش شدید قیمت غلات، شکر و روغن نباتی این شاخص را به ۱۳۳.۳ واحد رساند و قیمت کود که در سه ماهه دوم سال به اوج خود رسیده بود، کاهش یافته اما به دلیل هزینه‌های انرژی و خطرات لجستیکی همچنان بالا است و خطرات جدیدی را برای تورم مواد غذایی ایجاد می‌کند. شاخص قیمت مواد غذایی فائو در ماه اوت نسبت به ماه قبل ۱.۹ درصد افزایش یافت و به ۱۳۳.۳ واحد رسید که بالاترین سطح از نوامبر ۲۰۲۲ است. قیمت جهانی مواد غذایی در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۲.۵ درصد افزایش یافت، اما همچنان اندکی پایین‌تر از سطح تاریخی پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین در مارس ۲۰۲۲ است. در ماه اوت، قیمت‌ها در تمام گروه‌های موجود در شاخص مواد غذایی شامل غلات، روغن‌های گیاهی، گوشت، لبنیات و قندها افزایش یافت. قیمت شکر در ماه اوت نسبت به ماه قبل ۱۱.۹ درصد افزایش یافت و به بالاترین سطح خود از ژوئن ۲۰۲۵ رسید. در همین دوره، قیمت غلات ۲.۲ درصد، محصولات لبنی ۲.۳ درصد و قیمت گوشت ۱ درصد افزایش یافت. قیمت گندم به دلیل مشکلات صادرات در منطقه دریای سیاه و شرایط آب و هوایی گرم و خشک در اروپا، ماهانه ۲.۶ درصد و سالانه ۱۵ درصد افزایش یافت. قیمت ذرت نیز تحت تأثیر نگرانی‌های تولید در ایالات متحده و اتحادیه اروپا، تقاضا برای خوراک دام و اتانول و اختلالات در صادرات اوکراین، ۲.۵ درصد افزایش یافت. همچنین، قیمت برنج ۰.۵ درصد افزایش یافت. قیمت روغن نباتی در سه ماه گذشته روند صعودی خود را ادامه داده و به بالاترین سطح خود از ژوئن ۲۰۲۲ رسیده که ناشی از تقاضای بالای واردات و نگرانی‌ها از تأثیر منفی ال نینو بر تولید در جنوب شرقی آسیا است. پیش‌بینی کاهش تولید غلات فائو پیش‌بینی می‌کند که تولید جهانی غلات امسال در مقایسه با سال گذشته ۲ درصد کاهش یابد و به ۲.۹۸ میلیارد تن برسد. علاوه بر این، پیش‌بینی می‌شود تولید جهانی ذرت به ۱.۳۰۹ میلیارد تن، تولید گندم به ۸۱۰.۷ میلیون تن و تولید برنج به ۵۵۳.۱ میلیون تن برسد. اگرچه ذخایر جهانی غلات در سطوح معقولی باقی مانده است، اما کاهش تولید و تجارت، نگرانی‌های مربوط به عرضه در بازارها را تشدید می‌کند. قیمت کود از بالاترین سطح خود کاهش یافت طبق داده‌های قیمت کالاهای بانک جهانی، قیمت جهانی کود اخیراً از بالاترین سطح خود در سه ماهه دوم سال کاهش یافته است. با وجود این، قیمت جهانی کود همچنان در سطح بالایی قرار دارد. قیمت کود بسته به نوع محصول در دوره ژوئن تا آگوست روندهای متفاوتی را نشان داد. شاخص قیمت جهانی کود در ماه آگوست ۶.۲ درصد کاهش یافت و از ۱۵۶.۱ واحد در ماه ژوئن به ۱۴۶.۴ واحد رسید. این شاخص همچنین در ماه آگوست نسبت به ماه قبل ۱.۹ درصد کاهش یافته است. بانک جهانی انتظار دارد که به دلیل تأثیر درگیری‌های خاورمیانه بر بازارهای انرژی و کود، قیمت کود در طول سال ۲۰۲۶ به طور متوسط ​​۳۱ درصد افزایش یابد و دسترسی کشاورزان به کود به پایین‌ترین سطح خود از سال ۲۰۲۲ برسد. علیرغم کاهش اخیر قیمت کود، هزینه‌های بالای انرژی، اختلال در ترافیک کشتیرانی در تنگه هرمز و باب المندب، شرایط آب و هوایی مرتبط با ال نینو، عدم قطعیت در تجارت دریای سیاه و کمبود عرضه فسفات، همگی نشان می‌دهند که این عوامل همچنان خطرات رو به رشدی را برای قیمت‌های جهانی مواد غذایی در دوره آینده ایجاد می‌کنند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

ریاض در مسیر هسته‌ای شدن؛ کشف ۱۱۰ میلیون تن سنگ معدن حاوی اورانیوم

در یک نگاه کشف ذخایر قابل توجه ۱۱۰ میلیون تن سنگ معدن حاوی اورانیوم و عناصر سنگین در منطقه جبل سعید (مدینه) رسماً اعلام شد. عربستان با تمرکز بر ایجاد زنجیره ارزش یکپارچه، از راهبرد صادرات مواد خام به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالا حرکت می‌کند این کشور در راستای تحقق برنامه انرژی هسته‌ای، ظرفیت تولید برق هسته‌ای خود را تا سال ۲۰۴۰ به ۱۷ گیگاوات می‌رساند. همکاری‌های فنی با شرکت‌های بین‌المللی و استخراج هم‌زمان اورانیوم با اسید فسفریک، امنیت انرژی ملی را تضمین می‌کند   شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان سعودی، امروز اعلام کرد که این کشور در راستای پیشبرد برنامه‌های خود برای افزودن انرژی هسته‌ای به سبد انرژی ملی، ۱۱۰ میلیون تن سنگ معدن حاوی اورانیوم در منطقه «مدینه» کشف کرده است. عبدالعزیز در سخنرانی خود در هفتادمین کنفرانس عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) در وین گفت که عربستان سعودی به اکتشاف اورانیوم ادامه می‌دهد و در عین حال برای استخراج اورانیوم مرتبط از طریق فرآیند تولید کود تلاش می‌کند. به گفته وزیر سعودی، مطالعات اکتشافی و زمین‌شناسی در پروژه جبل سعید در مدینه، حدود ۱۱۰ میلیون تن سنگ معدن با غلظت بالای مواد معدنی کمیاب، به‌ویژه عناصر کمیاب سنگین، در کنار غلظت‌های امیدوارکننده اورانیوم را شناسایی کرده است. با این حال، شاهزاده عبدالعزیز عیار دقیق اورانیوم سنگ معدن تازه شناسایی شده را اعلام نکرد و میزان اورانیوم موجود و مقدار قابل بازیابی نهایی را نامشخص گذاشت. شاهزاده عبدالعزیز افزود که انرژی هسته‌ای به بخش اساسی از ترکیب انرژی برنامه‌ریزی‌شده عربستان تبدیل شده است، زیرا این کشور به دنبال تنوع بخشیدن به منابع انرژی خود، حمایت از رشد اقتصادی و تقویت امنیت عرضه است. وی عربستان را به عنوان یک شرکت‌کننده فعال در بازارهای جهانی انرژی توصیف و تلاش‌های این کشور برای توسعه منابع انرژی و معدنی خود را آشکار کرد. وزیر همچنین به ثروت معدنی کلان عربستان سعودی اشاره کرد و گفت که این کشور در تلاش است تا زنجیره‌های تأمین مواد معدنی را تقویت کند، اکتشافات عناصر خاکی کمیاب را توسعه دهد و منابع طبیعی خود را به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل کند. اطلاعات مربوط به معدن جبل سعید معدن جبل سعید در مدینه و تقریباً در ۴۰ کیلومتری شمال شهر «مهد الذهب» واقع شده است. این معدن یکی از بزرگترین ذخایر مواد معدنی حیاتی مرتبط با فعالیت‌های آتشفشانی در عربستان محسوب می‌شود. این پروژه یک سرمایه‌گذاری مشترک بین شرکت‌های «معادن» و «باریک» است و هر یک از این دو طرف، ۵۰ درصد از سهام آن را در اختیار دارند. تولید کنسانتره مس در این معدن از اواسط دهه گذشته آغاز و در سال ۲۰۱۶ وارد فاز تولید تجاری شد تا به یکی از پروژه‌های بزرگ در سیستم مس عربستان سعودی تبدیل شود. بر اساس آخرین داده‌های شرکت معادن برای سال ۲۰۲۵، ذخایر قطعی و احتمالی سنگ معدن در جبل سعید بالغ بر ۲۳.۴۸ میلیون تن با میانگین غلظت ۲.۱۵ درصد مس است که معادل حدود ۵۰۴ هزار تن مس به همراه مقادیری طلا، نقره و روی است. این ارقام با منابع جدید ۱۱۰ میلیون تنی متفاوت است، زیرا داده‌های نخست مربوط به ذخایر سنگ معدنِ پروژه مس است، در حالی که داده‌های جدید به نتایج اکتشاف گسترده‌تر مواد معدنی کمیاب و اورانیوم اشاره دارد. مساحت کمربند جبل سعید برای اکتشاف باز و تقریباً ۲۸۹۲ کیلومتر مربع است و حاوی کانی‌سازی مس و سرب به همراه طلا، نقره و روی به عنوان مواد معدنی مرتبط است. خیز به سوی سوخت هسته‌ای داخلی پیش از این، یک بررسی مشترک در سال ۲۰۱۹ توسط سازمان زمین‌شناسی عربستان سعودی و مؤسسات زمین‌شناسی چین، سه ذخایر اورانیوم احتمالی را در مرکز و شمال غربی عربستان سعودی شناسایی کرد که به‌طور بالقوه می‌توانند بیش از ۹۰ هزار تن اورانیوم تولید کنند. این اظهارات کمتر از دو ماه پس از آن منتشر می‌شود که ایالات متحده و عربستان سعودی توافقنامه همکاری هسته‌ای غیرنظامی را امضا کردند و به ریاض چارچوب قانونی برای همکاری بلندمدت با واشنگتن در زمینه انرژی هسته‌ای می‌دهد. برنامه هسته‌ای ملی عربستان سعودی شامل طرح‌هایی برای نیروگاه‌های هسته‌ای بزرگ، راکتورهای مدولار کوچک و توسعه منابع اورانیوم داخلی است. عربستان سعودی پروژه ملی انرژی اتمی خود را در سال ۲۰۱۷ به عنوان بخشی از راهبرد چشم‌انداز ۲۰۳۰ تأسیس کرد که یکی از اهداف اصلی آن، دستیابی به خودکفایی بیشتر در تولید سوخت هسته‌ای بود. در واقع، کشف منابع جدید در معدن جبل سعید، همزمان با گسترش برنامه اکتشاف اورانیوم عربستان، در راستای برنامه‌های آن برای توسعه کاربردهای صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای صورت می‌گیرد. سعودی در حال بررسی روش‌های متنوعی برای بهره‌برداری از اورانیوم است که از آن جمله می‌توان به استخراج آن همگام با اسید فسفریک اشاره کرد. وزیر انرژی سعودی اظهار داشت که نتایج کار آزمایشی انجام شده با همکاری شرکت فرانسوی «اورانو»، شاخص‌های اقتصادی امیدوارکننده‌ای را برای استخراج اورانیوم از طریق این عملیات نشان می‌دهد. راهبرد معدنی عربستان سعودی تنها به استخراج و صادرات مواد خام محدود نمی‌شود، بلکه بخش کلیدی این راهبرد بر ایجاد یک زنجیره ارزش یکپارچه تمرکز دارد که از مرحله اکتشاف و استخراج آغاز شده و با فرآوری، جداسازی و پالایش، به تولید مواد با ارزش افزوده ختم می‌شود. در این میان، اورانیوم یکی از اجزای کلیدی چشم‌انداز عربستان برای توسعه انرژی هسته‌ای محسوب می‌شود. این کشور قصد دارد با تنوع بخشیدن به ترکیب منابع تولید برق خود، وابستگی به انرژی‌های سنتی را کاهش داده و تقاضای رو به رشد داخلی را تأمین کند. عربستان سعودی برنامه بلندپروازانه‌ای برای ورود به حوزه تولید برق هسته‌ای دارد و هدف‌گذاری کرده که تا سال ۲۰۴۰، حدود ۱۷ گیگاوات برق هسته‌ای به شبکه خود اضافه کند. در همین راستا، قرار است نخستین پروژه‌های انرژی هسته‌ای این کشور شامل دو راکتور با ظرفیت ترکیبی ۳.۲ گیگاوات باشد که ظرف ۱۰ سال آینده به بهره‌برداری خواهند رسید.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

نبض آلومینیوم در دست هرمز؛ خیز قیمت در سایه بحران دریایی

در یک نگاه بهای هر تن آلومینیوم در بازارهای جهانی تحت تأثیر کمبود عرضه و فشار ناشی از افزایش ارزش دلار آمریکا به ۳۲۶۴ دلار رسید. آسیب به تأسیسات و تنش‌های منطقه‌ای به افت بی‌سابقه ۴۴ درصدی تولید کارخانه‌های بزرگ آلومینیوم در حوزه خلیج فارس انجامید. اختلال و انسداد در تنگه هرمز، واردات ۶۰ درصد از ماده حیاتی آلومینا را قطع کرد و تداوم تولید کارخانه‌ها را با خطر جدی مواجه ساخت. کشورهای خاورمیانه در واکنش به انسداد مسیرهای دریایی، بنادر جانشین نظیر صحار عمان و جده در دریای سرخ را جایگزین کردند.   قیمت آلومینیوم در آغاز هفته با قیمت ۳۲۶۴ دلار در هر تن معامله می‌شود. این قیمت روزانه ۰.۲۴ درصد افزایش یافته، در حالی که رشد سالانه آن به ۲۰.۶۶ درصد رسیده است. با این حال، دلار قوی فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد و در مقابل، کمبود عرضه جهانی از قیمت‌ها حمایت می‌کند. قیمت آلومینیوم در روز جاری با افزایش ۰.۲۴ درصدی به ۳۲۶۴.۳۵ دلار در هر تن رسید. این رقم نشان‌دهنده رشد ۲۰.۶۶ درصدی نسبت به سال گذشته است. اگرچه این فلز در ماه گذشته ۰.۰۹ درصد رشد قیمت داشته و در نزدیکی بالاترین سطح خود در چهار هفته اخیر قرار دارد، اما صعود آن تحت تأثیر عوامل متضاد قرار گرفته است. فشار دلار و تاثیر تورم افزایش ارزش دلار آمریکا در بازارهای فلزات به دقت رصد می‌شود. دلار قوی‌تر می‌تواند هزینه کالاهایی را که به دلار قیمت‌گذاری می‌شوند، افزایش دهد و آن‌ها را با ارزهای دیگر مقرون‌به‌صرفه‌تر کند. علاوه بر این، تورم بالا در ایالات متحده بر انتظارات مربوط به تصمیم نرخ بهره فدرال رزرو تأثیر می‌گذارد، بنابراین مسیر دلار در قیمت فلزات به طور مستمر رصد می‌شود سهام در بورس فلزات لندن (LME) نزدیک به پایین‌ترین سطح خود در سال‌های اخیر در نوسان است. همچنین، سهام آلومینیوم در شانگهای نیز رو به کاهش است. با توجه به تداوم محدودیت‌های عرضه، قیمت آلومینیوم همچنان بالای ۳۲۵۰ دلار در هر تن باقی مانده است. از سوی دیگر، احتمال بهبود وضعیت عرضه وجود دارد. برخی از کارخانه‌های آلومینیوم در حال از سرگیری تولید هستند و برنامه‌هایی برای افزایش ظرفیت تولید وجود دارد. علاوه بر این، افزایش صادرات آلومینیوم از چین می‌تواند از عرضه جهانی پشتیبانی کند. پیامدهای جنگ علیه ایران درگیری‌ها در خاورمیانه بر محموله‌های آلومینیوم از این منطقه تأثیر گذاشته است. طبق گزارش‌ها، تولید در کشورهای حوزه خلیج فارس در ماه ژوئیه نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۴۴ درصد کاهش یافته است. پیش از درگیری‌ها، این منطقه تقریباً ۱۰ درصد از تولید جهانی را به خود اختصاص می‌داد. کارخانه‌های تولید آلومینیوم در خاورمیانه نیز جنگ ایران در امان نماندند که به تأسیسات انرژی و تولیدی تأثیرگذار در خلیج فارس نیز گسترش یافت. تنگه هرمز یک گلوگاه اصلی برای بازار جهانی آلومینیوم است و اکثر کارخانه‌های ذوب آلومینیوم در خاورمیانه در مناطق ساحلی در امتداد این تنگه متمرکز شده‌اند. از همین روی، اختلال در تولید آلومینیوم در خاورمیانه می‌تواند کسری عرضه این فلز را در طول سال ۲۰۲۶ تشدید کند. خاورمیانه تقریباً ۶.۸ میلیون تن آلومینیوم تولید می‌کند که بیشتر آن با نرخی بین ۸۰ تا ۸۵ درصد صادر می‌شود. نقشه تولید آلومینیوم در خلیج فارس امارات متحده عربی و بحرین در تولید آلومینیوم در منطقه پیشرو هستند و به ترتیب در رتبه پنجم و ششم فهرست بزرگترین کشورهای تولیدکننده آلومینیوم جهان قرار دارند. طبق داده‌های سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده، تولید آلومینیوم امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۵ به تقریباً ۲.۷ میلیون تن یا ۳.۶ درصد از تولید جهانی و تولید بحرین به ۱.۶ میلیون تن یا ۲.۲ درصد از تولید جهانی رسید. از سوی دیگر، بر اساس گزارش شرکت تحقیقات انرژی وود مکنزی، عربستان سعودی، قطر، ایران و عمان آلومینیوم را در مقادیری بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تن تولید می‌کنند. فهرست زیر بزرگترین تولیدکنندگان آلومینیوم در خاورمیانه را در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد: امارات متحده عربی: ۲.۷ میلیون تن بحرین: ۱.۶ میلیون تن عربستان سعودی: ۰.۹ میلیون تن قطر: ۰.۷ میلیون تن ایران: ۰.۶ میلیون تن سلطنت عمان: ۰.۴ میلیون تن کاهش تولید آلومینیوم در منطقه کارخانه‌های تولید آلومینیوم در خاورمیانه از زمان شروع جنگ بیش از یک بار مورد حمله قرار گرفته‌اند و بسته شدن تنگه هرمز واردات نهاده‌های کلیدی تولید، به ویژه آلومینا، را مختل کرده است. این وضعیت اکثر شرکت‌های آلومینیوم در منطقه به ویژه در بحرین، قطر و امارات را مجبور کرده است تا ظرفیت تولید خود را با نرخ‌های بی‌سابقه‌ای کاهش دهند برای مثال، شرکت آلومینیوم بحرین (آلبا) به دلیل کمبود شدید آلومینا تقریباً ۱۹ درصد از ظرفیت تولید خود را تعطیل کرد و همچنین در ۲۸ مارس ۲۰۲۶ مورد حملات ایران قرار گرفت که منجر به خسارات جدی به تأسیسات ذوب این شرکت شد. گزارش وود مکنزی پیش‌بینی می‌کند که ظرفیت عملیاتی این کارخانه ذوب پس از این حملات ایران به ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت. کارخانه الطویله، متعلق به شرکت امارات گلوبال آلومینیوم، نیز هدف قرار گرفت و پس از آسیب دیدن نیروگاه برق تأمین‌کننده آن، فعالیت آن متوقف شد. شرکت آلومینیوم قطر از زمان هدف قرار گرفتن شهر صنعتی راس لفان در روزهای اولیه جنگ (۳ مارس ۲۰۲۶) با ۶۰ درصد از ظرفیت تولید خود فعالیت می‌کند. وود مکنزی پیش‌بینی می‌کند که این اختلالات، ۶۰ درصد از عرضه آلومینا به کارخانه‌های ذوب آلومینیوم در خاورمیانه را قطع کند، ماده‌ای حیاتی برای تولید که کشورهای منطقه به واردات آن از خارج متکی هستند. اگرچه کارخانه‌های ذوب آلومینیوم منطقه ذخایر آلومینا دارند، اما توانایی آنها برای تأمین نیازهای عملیاتی از چند هفته فراتر نمی‌رود. بر اساس این داده‌ها، وود مکنزی انتظار دارد تولید آلومینیوم در خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ بین ۳ تا ۳.۵ میلیون تن کاهش یابد که این امر کسری عرضه در بازار جهانی را تشدید کرده و قیمت این فلز را در طول سال به ۳۵۰۰ دلار در هر تن افزایش خواهد داد. شرکت آلومینیوم امارات گلوبال اخیراً مجبور شد محموله‌های خود را به بندر صحار عمان که مستقیماً در دریای عرب و به دور از خطرات تنگه هرمز واقع شده، منتقل کند. طبق گزارش اخیر رویترز، شرکت آلومینیوم بحرین (آلبا) نیز در حال بررسی همین گزینه یا استفاده از بندر جده عربستان سعودی در ساحل دریای سرخ برای کاهش اثرات بحران است. اروپا خریدار بزرگ آلومینیوم خلیج فارس از آنجایی که بیشتر تولید آلومینیوم در خاورمیانه، تا ۸۵ درصد، برای صادرات در نظر گرفته شده است، اثرات تعطیلی کارخانه‌ها یا کاهش تولید در بازارهای اصلی وارداتی قابل توجه خواهد بود. صادرات آلومینیوم خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ به تقریباً ۵.۳ میلیون تن رسید که بخش عمده آن به اتحادیه اروپا صادر می‌شد که در فهرست زیر نشان داده شده است: اتحادیه اروپا: ۲۰ درصد ایالات متحده: ۱۰ درصد ترکیه: ۱۰ درصد ژاپن: ۸ درصد کره جنوبی: ۵ درصد مکزیک: ۴ درصد اگرچه اندونزی، هند، روسیه و سایر کشورها می‌توانند صادرات آلومینیوم را افزایش دهند، اما این افزایش نمی‌تواند به طور کامل کمبود آلومینیوم از منطقه را جبران کند. راه‌اندازی مجدد برخی کارخانه‌ها در اروپا نیز به دلیل قیمت بالای برق بسیار پرهزینه خواهد بود و این امر بازار را در وضعیت کسری قابل توجه قرار خواهد داد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

سایه سنگین فدرال رزرو بر بازار کالاها؛ جهش هفتگی نفت و افت فلزات

در یک نگاه نشست آتی فدرال رزرو با توجه به تداوم فشارهای تورمی و رشد شاخص قیمت مصرف‌کننده به ۳.۴ درصد سالانه، با احتمال ۸۷ درصدی افزایش نرخ بهره روبرو شد. فلزات گرانبها و پایه به دلیل تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا، از جمله کاهش ۰.۴ درصدی اونس طلا و ۱.۶ درصدی مس، با افت قیمت مواجه شدند. قیمت نفت خام برنت در مقیاس هفتگی به دلیل نگرانی‌های ناشی از تنش‌های خاورمیانه و اختلال در عرضه، با میانگین قیمت ۹۱ دلار در هر بشکه ۷.۶ درصد جهش یافت. بازارهای کالای کشاورزی نوسانات ترکیبی را ثبت کردند که شامل کاهش سویا، ذرت و گندم در بورس شیکاگو و افزایش ۶ درصدی قیمت شکر در بورس بین‌قاره‌ای می‌شود.   ادامه سطح بالای شاخص‌های تورم در ایالات متحده و تحولات خاورمیانه که باعث افزایش قیمت انرژی شده، انتظارات برای افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو را تقویت کرده است. در حالی که فلزات گرانبها و پایه به دلیل افزایش ارزش دلار و بازده اوراق قرضه کاهش یافتند، نفت برنت این هفته را با ۷.۶ درصد افزایش به پایان رساند. تقویت انتظارات برای افزایش نرخ بهره فدرال رزرو آمریکا در نشست هفته آینده، منجر به افزایش فروش در بازارهای کالا شده است. تحولات خاورمیانه قیمت انرژی را بالا نگه داشته و نگرانی‌ها در مورد تورم جهانی را افزایش داده است، همچنین داده‌های منتشر شده در ایالات متحده نیز نشان می‌دهد که فشارهای قیمتی همچنان ادامه دارد. در ایالات متحده، شاخص قیمت مصرف‌کننده در ماه اوت، ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۳.۴ درصد افزایش یافت. تورم پایه، به استثنای قیمت مواد غذایی و انرژی، با ۰.۳ درصد ماهانه و ۲.۴ درصد سالانه، فراتر از انتظارات بود. شاخص قیمت تولیدکننده نیز در ماه اوت ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۵.۴ درصد افزایش یافت و تورم سالانه تولیدکننده از انتظارات بازار فراتر رفت. به دنبال این تحولات، بازارهای پول احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در جلسه هفته آینده خود را ۸۷ درصد ارزیابی کردند. بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده نیز این هفته به ۵ درصد نزدیک شد و بالاترین سطح خود را از اکتبر ۲۰۲۳ تجربه کرد. فلزات گرانبها هفته را با کاهش به پایان رساندند تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه، تقاضا برای فلزات گرانبها را کاهش داده است. دومین افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا از زمان آغاز درگیری‌ها در خاورمیانه و تأکید آن بر خطرات تورمی نیز فشار بر فلزات گرانبها را افزایش داد. در مقیاس هفتگی، قیمت اونس برای پالادیوم ۶.۳ درصد، برای نقره ۲.۶ درصد، برای پلاتین ۱.۲ درصد و برای طلا ۰.۴ درصد کاهش یافت. در بازار فلزات اساسی نیز نیکل ۲.۲ درصد، روی ۱.۸ درصد، مس ۱.۶ درصد، سرب ۰.۸ درصد و آلومینیوم ۰.۲ درصد کاهش پوندی داشتند. مس که پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال اعمال تعرفه بر مس تصفیه شده وارداتی توسط آمریکا به رکورد ۶.۸۱ دلار در هر پوند نزدیک شده بود، پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال تعویق اعمال تعرفه‌ها، به ۶.۴۷ دلار کاهش یافت. قیمت نفت برنت ۷.۶ درصد افزایش یافت در گروه انرژی، قیمت نفت خام برنت برای تحویل فوری در مقیاس هفتگی ۷.۶ درصد افزایش و قیمت گاز طبیعی معامله شده در بازار آمریکا ۳ درصد کاهش یافت. نگرانی‌ها از اینکه تنش‌ها بین آمریکا و ایران می‌تواند باعث اختلال در عرضه جهانی نفت شود، از قیمت نفت حمایت کرد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا به دلیل اختلالات عرضه در خاورمیانه، پیش‌بینی خود از قیمت نفت برای امسال و سال آینده را افزایش داده است. بر اساس گزارش این آژانس، میانگین قیمت نفت خام برنت در ماه اوت به ۹۱ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. نفت خام برنت که در طول هفته با رسیدن به ۱۰۶.۲ دلار، بالاترین سطح خود از ۲۰ مه را تجربه کرده بود، روز جمعه پس از انتشار اخباری مبنی بر اینکه عمان و ایران در حال کار بر روی توافقی برای مدیریت موقت ترانزیت از طریق تنگه هرمز هستند، در حدود ۱۰۱.۷ دلار تثبیت شد. افزایش موجودی گاز طبیعی در ایالات متحده نیز در کاهش قیمت گاز طبیعی نقش داشته است. چشم‌انداز مبهم برای کالاهای کشاورزی در بورس کالای شیکاگو، سویا ۰.۸ درصد، ذرت ۰.۹ درصد و گندم ۱.۱ درصد به صورت هفتگی کاهش یافتند. با این حال، برنج ۱.۴ درصد افزایش یافت. سویا که به بالاترین سطح خود از دسامبر ۲۰۲۳، یعنی ۱۳.۳۵۲۵ دلار رسیده بود، پس از برداشت سود، به زیر ۱۳ دلار سقوط کرد. در بورس بین قاره‌ای، شکر ۶ درصد افزایش یافت، در حالی که قهوه ۳.۸ درصد، کاکائو ۴.۴ درصد و پنبه ۰.۲ درصد کاهش یافت. تلاش‌ها برای دستیابی به صلح بین روسیه و اوکراین نگرانی‌ها در مورد عرضه گندم را کاهش داد، همچنین تقاضای چین از قیمت سویا حمایت کرد. با این حال، نگرانی‌های مربوط به ال‌نینو، تقاضای داخلی در هند و کاهش تولید مورد انتظار در اتحادیه اروپا، قیمت شکر را افزایش داد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

بالتیک علیه مسکو؛ استونی ترانزیت غلات روسیه را ممنوع کرد

مارگوس ساهنا، وزیر امور خارجه استونی، اعلام کرد که این کشور اجازه نخواهد داد از بنادرش برای ترانزیت و صادرات غلات روسیه استفاده شود. وی خاطرنشان کرد که روسیه به دلیل اختلالات ایجاد شده در مسیرهای سنتی حمل و نقل از طریق دریای سیاه، به دنبال یافتن مسیرهای جدید برای صادرات محصولات کشاورزی خود است. به گفته وزیر امور خارجه استونی، ترانزیت غلات روسیه از طریق این کشور در حال حاضر تقریباً وجود ندارد و دولت قصد دارد این وضعیت را به همین شکل حفظ کند. به اپراتورهای باری توصیه شده است که برای حمل محصولات کشاورزی روسیه از طریق بنادر استونی برنامه‌ریزی نکنند. ساهنا ارائه مسیرهای صادراتی جایگزین از طریق منطقه بالتیک به روسیه را غیرقابل قبول می‌داند. استونی همچنین قصد دارد اقدامات خود را با لتونی و لیتوانی هماهنگ کند. این کشورها در حال بررسی یک رویکرد مشترک منطقه‌ای یا یافتن راه‌حلی در سطح اتحادیه اروپا برای محدود کردن ترانزیت محصولات کشاورزی روسیه از طریق بنادر بالتیک هستند.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

ترکیه بازار آتی گندم و ذرت را راه‌اندازی می‌کند

براساس گزارش رسانه‌های ترکیه، بورس کالای این کشور (TÜRIB) مقدمات راه‌اندازی بازار معاملات آتی را برای مدیریت ریسک‌های قیمتی در محصولات کشاورزی تا پایان سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ فراهم کرده است. این بازار جدید فعالیت خود را با قراردادهای گندم و ذرت آغاز خواهد کرد. هدف اصلی از تأسیس این سیستم، توانمندسازی تولیدکنندگان و فعالان صنایع مرتبط برای مدیریت مؤثرتر نوسانات قیمت و برنامه‌ریزی بودجه‌ای است. دو روش تسویه حساب در این بازار پیاده‌سازی خواهد شد؛ قراردادهای مبتنی بر گواهی‌های کالای الکترونیکی (ELÜS) منجر به تحویل فیزیکی محصول شده و قراردادهای مبتنی بر شاخص به صورت نقدی تسویه خواهند شد. این ساختار متنوع، هم نیاز صنعتگرانی که خواهان دریافت فیزیکی محصول هستند و هم فعالان بازاری که به دنبال مدیریت ریسک تغییرات قیمت‌ هستند را برآورده می‌کند. مرکز تحویل فیزیکی محصولات در آناتولی مرکزی، به ویژه در شهر قونیه، تعیین شده است. این انتخاب به دلیل موقعیت مرکزی قونیه و همچنین تولید بالای غلات در این منطقه صورت گرفته است تا فرآیندهای ذخیره‌سازی و توزیع به شیوه‌ای کارآمد انجام شود. برنامه‌هایی برای گسترش تعداد نقاط تحویل فیزیکی و تنوع‌بخشی به قراردادهای آتی در آینده نیز وجود دارد. راه‌اندازی این بازار در راستای کاهش ریسک قیمت محصولات کشاورزی، افزایش شفافیت در قیمت‌گذاری، بهبود نقدینگی بازار و تقویت تاب‌آوری بخش کشاورزی در برابر نوسانات مالی صورت می‌گیرد. پیش‌بینی می‌شود این اقدام، ادغام قوی‌تر کالاهای کشاورزی با بازارهای مالی ترکیه را تسهیل کرده و ابزار مدیریت ریسک جدیدی را برای بازیگران مختلف این بخش، از تولیدکننده تا صنعتگر، فراهم آورد.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

جهش قیمت گندم به بالاترین سطح ۳ سال اخیر

تداوم دو ماهه حملات در حوزه دریای سیاه موجب اختلال گسترده در زنجیره حمل‌ونقل دریایی غلات شده و بهای معاملات آتی گندم در بازارهای جهانی را به بالاترین رقم طی سه سال اخیر رسانده است. روسیه و اوکراین در مجموع بیش از یک‌چهارم صادرات جهانی گندم را تأمین می‌کنند و از بازیگران اصلی بازارهای ذرت، جو و روغن آفتابگردان به شمار می‌روند. بنابراین، هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های بندری، مستقیماً عرضه جهانی را محدود کرده و روند صعودی قیمت مواد غذایی را تشدید کرده است. حملات به بنادر و پایانه‌های غلات اوکراین، به‌ویژه در بنادر اودسا، چورنومورسک و پیودنی، صادرات این کشور در دریای سیاه را با افت شدید مواجه کرده است. در نتیجه این رویدادها، صادرات غلات اوکراین در ماه اوت به یک‌پنجم ظرفیت معمول تنزل یافته و برآورد محموله‌های فصلی این کشور نیز به کمتر از ۵۰ درصد پیش‌بینی‌های قبلی رسیده است. از سوی دیگر، تشدید حملات علیه بنادر و شناورهای تجاری روسیه، روند ترانزیت بیش از ۷۰ درصد از کل غلات صادراتی این کشور را با کندی چشمگیر روبه‌رو کرده است. هدف قرار گرفتن دو بندر مهم در دریای آزوف طی ماه ژوئیه و توقف فعالیت بخشی از پایانه‌های غلات در بندر نووروسیسک در ماه اوت، عملیات بارگیری را متوقف کرده است. این رویدادها موجب شد حجم صادرات گندم روسیه در ماه اوت در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته بیش از ۵۰ درصد افت کند. بر اساس داده‌های تحلیلی موسسه SovEcon، حجم محموله‌های صادراتی روسیه در ماه سپتامبر احتمالا به پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۰ تاکنون کاهش یابد.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

چه کسانی از عطش برق مراکز داده هوش مصنوعی سود می‌برند؟

رشد سریع هوش مصنوعی تنها به تراشه‌های پیشرفته و مراکز داده بزرگ محدود نمی‌شود؛ پشت این موج فناوری، یک نیاز حیاتی و کمتر دیده‌شده قرار دارد: برق. نسل جدید مراکز داده که به پردازنده‌های پیشرفته شرکت انویدیا مجهز هستند، چندین برابر مراکز داده سنتی برق مصرف می‌کنند و همین مسئله باعث شده دسترسی به انرژی به یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های توسعه زیرساخت هوش مصنوعی تبدیل شود. در یک نگاه مراکز داده مجهز به تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی می‌توانند برای هر رک ۱۰۰ تا بیش از ۳۰۰ کیلووات برق مصرف کنند؛ تا ۲۰ برابر رک‌های سنتی. صف اتصال مراکز داده به شبکه برق در برخی مناطق ۳ تا ۷ سال و در مواردی تا ۱۰ سال طول می‌کشد. تولیدکنندگان برق، نیروگاه‌های هسته‌ای، توربین‌های گازی، پیل‌های سوختی و باتری‌های ذخیره انرژی، برندگان اصلی موج جدید تقاضای برق هستند. در این میان، کانستلیشن، ویسترا، جی‌ای ورنوا و بلوم انرژی از گزینه‌های مهم‌ترند؛ در حالی که اوکلو، نیوسکیل و فلوئنس پتانسیل بالاتر اما ریسک بسیار بیشتری دارند. در مراکز داده مدرن، هر رک پردازشی مجهز به تراشه‌های پرقدرت هوش مصنوعی می‌تواند بین ۱۰۰ تا بیش از ۳۰۰ کیلووات برق مصرف کند؛ رقمی که در برخی موارد تا ۲۰ برابر مصرف رک‌های سرور سنتی است. بنابراین، توسعه ظرفیت محاسباتی دیگر فقط به خرید تراشه، ساخت ساختمان یا تأمین تجهیزات خنک‌کننده وابسته نیست؛ بلکه مستقیماً به این پرسش بستگی دارد که چه مقدار برق در چه زمانی و با چه میزان اطمینانی در دسترس است. همین تغییر، جریان بزرگی از سرمایه را به سمت شرکت‌های تولیدکننده برق، تجهیزات نیروگاهی، سامانه‌های ذخیره انرژی و راهکارهای تولید برق در محل سوق داده است. به نظر می‌رسد در موج جدید سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی، بخشی از برندگان اصلی نه شرکت‌های فناوری، بلکه شرکت‌هایی باشند که می‌توانند انرژی مورد نیاز این صنعت را تأمین کنند. برق؛ گلوگاه جدید توسعه هوش مصنوعی در سال‌های گذشته، کمبود تراشه مهم‌ترین نگرانی صنعت هوش مصنوعی بود، اما اکنون مسئله تأمین برق به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است. مراکز داده‌ای که برای آموزش و اجرای مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی ساخته می‌شوند، به توان بسیار بیشتری نسبت به نسل‌های قبلی نیاز دارند. اتصال چنین مراکزی به شبکه عمومی برق نیز همیشه ساده و سریع نیست. در بسیاری از مناطق، متقاضیان بزرگ برق ممکن است با صف‌های اتصال سه تا هفت ساله مواجه شوند و در برخی موارد، تأخیرهای مربوط به توسعه شبکه و انتقال برق حتی می‌تواند تا یک دهه ادامه پیدا کند. این محدودیت زمانی با سرعت توسعه صنعت هوش مصنوعی همخوانی ندارد. شرکت‌های بزرگ فناوری نمی‌توانند برای ساخت مراکز داده جدید سال‌ها منتظر توسعه شبکه بمانند؛ به همین دلیل، قراردادهای بلندمدت خرید برق و همچنین راهکارهای تولید برق مستقل از شبکه، به سرعت در حال گسترش هستند. شرکت‌های تولیدکننده برق در موقعیت مناسبی قرار گرفته‌اند یکی از نخستین گروه‌هایی که از افزایش تقاضای برق مراکز داده سود می‌برند، شرکت‌های تولیدکننده برق هستند. شرکت‌های خدمات عمومی به دلیل درآمد نسبتاً قابل پیش‌بینی و فعالیت تحت نظارت دولت، از گزینه‌های باثبات‌تر این صنعت محسوب می‌شوند. در این میان، نکست‌اِرا انرژی یکی از شرکت‌هایی است که می‌تواند از رشد تقاضای برق منتفع شود. این شرکت مالک شرکت برق فلوریدا است و هم‌زمان از طریق بخش انرژی‌های تجدیدپذیر خود در تولید برق بادی و خورشیدی نیز فعالیت گسترده‌ای دارد. اما مشکل اصلی اینجاست که اتصال مراکز داده بزرگ به شبکه عمومی ممکن است سال‌ها زمان ببرد. همین موضوع فرصت مناسبی برای تولیدکنندگان مستقل برق ایجاد کرده است؛ شرکت‌هایی که مالک نیروگاه هستند و برق تولیدی خود را در بازارهای عمده‌فروشی به فروش می‌رسانند، بدون اینکه الزاماً مالک شبکه انتقال باشند. نیروگاه هسته‌ای؛ گزینه جذاب غول‌های فناوری در میان منابع تولید برق، انرژی هسته‌ای جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. مراکز داده به برق پایدار و شبانه‌روزی نیاز دارند و نیروگاه‌های هسته‌ای می‌توانند بدون وابستگی به شرایط آب‌وهوایی، برق پایه و کم‌کربن تولید کنند. کانستلیشن انرژی یکی از مهم‌ترین شرکت‌های این حوزه است. این شرکت با در اختیار داشتن حدود ۲۲ گیگاوات ظرفیت هسته‌ای، بزرگ‌ترین بهره‌بردار نیروگاه‌های هسته‌ای در آمریکا محسوب می‌شود. اهمیت کانستلیشن تنها به ظرفیت تولید آن محدود نیست. این شرکت طی سال‌های اخیر قراردادهای مهم خرید بلندمدت برق با شرکت‌هایی مانند مایکروسافت و متا منعقد کرده است. این قراردادها نشان می‌دهند شرکت‌های فناوری برای تأمین انرژی مورد نیاز مراکز داده خود، حاضرند مستقیماً برای دسترسی بلندمدت به برق سرمایه‌گذاری کنند. در طرف دیگر، ویسترا نیز یکی از تولیدکنندگان بزرگ برق آمریکاست که حدود ۴۴ گیگاوات ظرفیت تولید در اختیار دارد. ترکیب نیروگاه‌های گاز طبیعی، هسته‌ای و زغال‌سنگ به این شرکت امکان می‌دهد در شرایط مختلف بازار برق انعطاف بیشتری داشته باشد. ویسترا همچنین با همکاری گروه سرمایه‌گذاری کی‌کی‌آر، سازمان سرمایه‌گذاری کویت و شرکت انویدیا، در تشکیل مجموعه‌ای برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی مشارکت کرده است. در این ساختار، ویسترا به عنوان تأمین‌کننده ترجیحی برق این پروژه‌ها در نظر گرفته شده است. وقتی شبکه برق کافی نیست، نیروگاه به مرکز داده می‌آید یکی از مهم‌ترین تغییرات در صنعت مراکز داده، حرکت به سمت تولید برق در محل است. زمانی که اتصال به شبکه ممکن است چندین سال طول بکشد، شرکت‌های فناوری ترجیح می‌دهند بخشی از برق مورد نیاز خود را مستقیماً در کنار مرکز داده تولید کنند. توربین‌های گاز طبیعی و سامانه‌های پیل سوختی از مهم‌ترین فناوری‌هایی هستند که در این مسیر مورد توجه قرار گرفته‌اند. مزیت آنها این است که برخلاف توسعه نیروگاه‌های بزرگ یا خطوط انتقال جدید، می‌توانند در مدت بسیار کوتاه‌تری وارد مدار شوند. جی‌ای ورنوا یکی از مهم‌ترین شرکت‌های فعال در این بخش است. فناوری‌های این شرکت در مجموع برای تولید حدود ۲۵ درصد برق جهان مورد استفاده قرار می‌گیرند. تقاضا برای توربین‌های گاز طبیعی پربازده این شرکت در سال‌های اخیر به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. این توربین‌ها می‌توانند در مدت چند ماه، نه چند سال، برای تأمین برق پایه مراکز داده و سایر مصرف‌کنندگان بزرگ نصب شوند. حجم سفارش‌های ثبت‌شده جی‌ای ورنوا نیز به حدود ۱۶۳ میلیارد دلار رسیده و قراردادهای این شرکت تا سال ۲۰۳۱ ادامه دارد. “ «در نهایت، داستان اصلی این بازار بسیار ساده است: هرچه تراشه‌های هوش مصنوعی قدرتمندتر شوند، برق بیشتری لازم است؛ و هرچه ساخت شبکه برق کندتر باشد، ارزش تولیدکنندگان مستقل برق، تجهیزات نیروگاهی و راهکارهای تأمین انرژی در محل بیشتر می‌شود. به همین دلیل، موج سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی تنها یک فرصت برای شرکت‌های فناوری نیست. مراکز داده جدید به نیروگاه، توربین، باتری، خطوط انتقال و سامانه‌های مدیریت انرژی نیاز دارند و همین نیاز می‌تواند طی سال‌های آینده بخشی از شرکت‌های به ظاهر سنتی حوزه انرژی و تجهیزات صنعتی را به برندگان بزرگ اقتصاد هوش مصنوعی تبدیل کند.» بابک شیری پیل سوختی؛ راه دیگری برای تأمین برق مراکز داده در کنار توربین‌های گازی، پیل‌های سوختی نیز به عنوان گزینه‌ای برای تولید برق در محل مطرح شده‌اند. بلوم انرژی سامانه‌های پیل سوختی اکسید جامد تولید می‌کند که می‌توانند از سوخت‌هایی مانند گاز طبیعی، زیست‌گاز و هیدروژن استفاده کنند. این شرکت در سال‌های اخیر قراردادهای بزرگی با مشتریان صنعتی و فناوری منعقد کرده است. یکی از مهم‌ترین قراردادهای بلوم، توافق زیرساختی توسعه‌یافته با بروکفیلد به ارزش حدود ۲۵ میلیارد دلار است. این شرکت همچنین با مجموعه‌هایی مانند اوراکل، اینتل و کورویوِیو قراردادهایی برای توسعه زیرساخت انرژی منعقد کرده است. گسترش این فناوری‌ها نشان می‌دهد بحران برق مراکز داده می‌تواند به اندازه خود ساخت مراکز داده فرصت اقتصادی ایجاد کند. نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک؛ فرصت بزرگ اما دورتر در افق بلندمدت، نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک و ماژولار نیز می‌توانند وارد این بازار شوند. شرکت‌هایی مانند اوکلو و نیوسکیل پاور در حال توسعه راکتورهایی هستند که به صورت ماژولار ساخته می‌شوند و می‌توانند در محل مصرف نصب شوند. مزیت اصلی این فناوری‌ها، امکان تولید برق پایدار و مستقل برای مراکز داده و صنایع بزرگ است. با این حال، این فناوری هنوز با محدودیت‌های فنی، قانونی و مالی قابل‌توجهی مواجه است و بر اساس اطلاعات مطرح‌شده در گزارش، انتظار نمی‌رود این نیروگاه‌ها زودتر از دهه ۲۰۳۰ به شکل گسترده تجاری شوند. بنابراین، سرمایه‌گذاران باید میان فرصت بلندمدت این صنعت و زمان طولانی مورد نیاز برای تجاری‌سازی آن تفاوت قائل شوند. ذخیره‌سازی برق؛ حلقه مکمل مراکز داده افزایش ظرفیت تولید برق بدون ایجاد امکان ذخیره و مدیریت هوشمند انرژی، تمام مشکل مراکز داده را حل نمی‌کند. به همین دلیل، سامانه‌های ذخیره‌سازی باتری نیز به یکی از بخش‌های مهم زیرساخت جدید تبدیل شده‌اند. فلوئنس انرژی یکی از شرکت‌های فعال در این حوزه است که سامانه‌های ذخیره‌سازی باتری و نرم‌افزارهای مدیریت بار شبکه تولید می‌کند. این شرکت در ۱ ژوئن از همکاری با انویدیا، زیمنس و ان‌وِنت برای استفاده از سامانه ذخیره‌سازی خود در طراحی مراکز داده هوش مصنوعی زیمنس برای نسل جدید زیرساخت پردازشی انویدیا خبر داد. این همکاری نشان می‌دهد آینده مراکز داده فقط به تولید برق بیشتر وابسته نیست؛ بلکه مدیریت، ذخیره‌سازی و توزیع هوشمند برق نیز به بخش مهمی از زنجیره ارزش تبدیل خواهد شد. چه شرکت‌هایی بیشترین سود را می‌برند؟ سرمایه‌گذاران برای بهره‌برداری از موج انرژی هوش مصنوعی با چند مسیر متفاوت روبه‌رو هستند. شرکت‌های تولیدکننده برق مانند کانستلیشن و ویسترا از افزایش تقاضای بلندمدت و قراردادهای بزرگ با شرکت‌های فناوری سود می‌برند. در بخش تجهیزات و تولید برق در محل، جی‌ای ورنوا و بلوم انرژی به دلیل رشد تقاضا برای توربین‌های گاز و سامانه‌های پیل سوختی در موقعیت متفاوتی قرار دارند. این شرکت‌ها مستقیماً از مشکلی سود می‌برند که شبکه برق هنوز قادر به حل سریع آن نیست. در بخش پرریسک‌تر نیز اوکلو، نیوسکیل و فلوئنس قرار می‌گیرند. پتانسیل رشد این شرکت‌ها قابل‌توجه است، اما هزینه بالای توسعه، زمان طولانی تجاری‌سازی و ریسک‌های اجرایی باعث می‌شود سرمایه‌گذاری در آنها برای سرمایه‌گذاران محتاط مناسب نباشد. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تشدید بحران غلات؛ بنادر اوکراین در محاصره جنگ

کارشناسان کشاورزی ASAP چهار سناریو برای صادرات غلات و دانه‌های روغنی از اوکراین در سال مالی ۲۰۲۶/۲۷ را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که بسته به عملکرد بنادر اودسای بزرگ و دانوب، صادرات می‌تواند به ۱۳.۸ تا ۴۵.۸ میلیون تن برسد. به گزارش یوتوتایمز، پس از آغاز روسیه و اوکراین به عنوان بزرگترین صادرکنندگان غلات جهان، توجه به امنیت غذایی و کریدورهای تجاری برای ترانزیت آن افزایش یافت. اما اخیرا تشدید درگیری‌ها در دریای سیاه و آزوف باعث کاهش و حتی توقف صادرات غلات اوکراین شده است. در واقع، این حملات نگرانی‌هایی را در مورد اختلال در صادرات غلات دریای سیاه ایجاد کرده است. روسیه بزرگترین صادرکننده گندم جهان و اوکراین نیز یکی از تامین‌کنندگان اصلی غلات جهان است. بنابراین، تداوم این مشکلات می‌تواند تاثیر عمیقی برای بازر غلات جهان بگذارد، برای نمونه معاملات آتی گندم شیکاگو روز چهارشنبه هفته گذشته پس از حمله به نووروسیسک حدود سه درصد افزایش یافت که نشان دهنده نگرانی از اختلال در عرضه جهانی گندم است. اکنون نیز وزارت کشاورزی اوکراین اعلام کرد که صادرات غلات در دو هفته اول ماه اگوست در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۷۶ درصد کاهش یافته که ناشی از تداوم حملات روسیه به کشتیرانی دریای سیاه است. تحلیلگران وزارت کشاورزی ایالات متحده در گزارش ماه اگوست خود پیش‌بینی خود را برای تولید محصولات کشاورزی عمده در اوکراین به ۸۵.۷ میلیون تن افزایش دادند و کارشناسان ASAP Agri به دلیل تعدیل برداشت گندم، آن را به ۸۶.۱ میلیون تن رساندند. همچنین، وزارت کشاورزی ایالات متحده پیش‌بینی صادرات خود را به ۴۲.۶ میلیون تن، ASAP Agri به ۴۵.۸ میلیون تن کاهش داد و وزارت اقتصاد اوکراین آن را ۳۸ تا ۴۰ میلیون تن تخمین زد. این بدان معناست که با وجود برداشت خوب، اوکراین فرصت‌های محدودی برای صادرات وجود دارد که در صورت‌عدم بهبود لجستیک در آینده نزدیک، می‌تواند قیمت‌های داخلی را به شدت کاهش دهد. چهار سناریو برای صادرات اوکراین به گفته کارشناسان ASAP Agri، سناریوهای صادرات غلات زیر وجود دارد: ۱. بدون بنادر اودسای بزرگ و دانوب: در این حالت، صادرات فقط از طریق راه‌آهن و جاده انجام خواهد شد و حجم آن حدود ۱ میلیون تن در ماه و حداکثر ۱۳.۸ میلیون تن در سال خواهد بود. صادرات گندم، ذرت و جو بیشترین کاهش را خواهد داشت، زیرا سویا و کلزا از مرز عبور و بهتر فرآوری می‌شوند. آفتابگردان عمدتاً برای فرآوری داخلی استفاده خواهد شد. ۲. با بنادر دانوب، اما بدون اودسای بزرگ: در این حالت، حجم صادرات به ۱.۶ تا ۲.۲ میلیون تن در ماه افزایش می‌یابد و به ۲۳.۶ میلیون تن در فصل بالغ خواهد شد. البته، این میزان به دلیل پایین بودن سطح آب در دانوب، هزینه بالای حمل‌ونقل، خطر حملات و وابستگی به بندر کنستانتا محدود خواهد شد. ۳. بازسازی جزئی بنادر اودسای بزرگ: اگر در ماه سپتامبر بنادر با ۳۰ درصد سطح قبل از جنگ و از ماه اکتبر با ۵۰ درصد فعالیت کنند، از طریق آن‌ها می‌توان ماهانه ۱.۵ میلیون تن غلات دیگر صادر کرد که همراه با بنادر دانوب و مرزهای زمینی، مجموع صادرات ۲.۵ تا ۳.۷ میلیون تن غلات در ماه یا ۳۸.۲ میلیون تن در هر فصل را امکان‌پذیر می‌سازد. ذرت همچنان آسیب‌پذیرترین محصول خواهد بود، و عرضه گندم و جو نیز به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. ۴. بازسازی کامل بنادر اودسای بزرگ: اگر بنادر آب‌های عمیق در ماه سپتامبر با ۵۰ درصد ظرفیت، در ماه اکتبر با ۸۰ درصد ظرفیت و از ماه نوامبر با ۱۰۰ درصد ظرفیت فعالیت کنند، کل صادرات به ۴.۵ میلیون تن در ماه یا ۴۵.۸ میلیون تن در هر فصل خواهد رسید که سناریوی بسیار خوش‌بینانه‌ای است. باید توجه داشت که پس از توقف صادرات دریایی، هزینه‌های لجستیک جایگزین به شدت افزایش یافته است. به عنوان مثال، هزینه حمل بار از بنادر دانوب به مصر در ماه ۴۰ دلار در هر تن افزایش یافته است. حمل‌ونقل ریلی به بنادر دانوب و حمل‌ونقل دریایی نیز گران‌تر شده است. البته، معامله‌گران تمام هزینه‌های اضافی را در قیمت لحاظ می‌کنند، بنابراین در نهایت این کشاورزان هستند که قیمت پایینی برای غلات و سود کمتری دریافت می‌کنند.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

رکوردشکنی شرط‌بندی روی مس؛ آیا موج صعودی تازه‌ای در راه است؟

در یک نگاه بازار مس با یک دوگانگی مهم روبه‌روست: از یک سو، واردات مس چین در ژوئیه ۱۱.۵ درصد کاهش یافته و واردات کنسانتره نیز ضعیف‌تر شده که نشانه‌ای از ضعف تقاضا است. از سوی دیگر، محدودیت عرضه معادن و پایین بودن ذخایر مس باعث شده معامله‌گران به‌شدت نسبت به آینده قیمت خوش‌بین شوند. موقعیت‌های خرید خالص مس در COMEX با افزایش ۱۱٬۳۰۶ قرارداد به ۷۷٬۷۹۶ قرارداد رسیده؛ بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۱. همزمان، صادرات آلومینیوم چین ۱۸.۶ درصد و صادرات فولاد ۲.۹ درصد رشد کرده است. در مجموع، ضعف تقاضای چین در برابر محدودیت عرضه قرار گرفته و همین تضاد می‌تواند مسیر بعدی قیمت مس را تعیین کند. استراتژیست‌های ING، اوا مانتی و وارن پترسون، عقیده دارند جدیدترین داده‌های تجاری چین همچنان از ضعف تقاضا برای مس حکایت دارد، اما در مقابل، معامله‌گران بازارهای مالی با توجه به محدودیت عرضه فیزیکی و پایین بودن سطح ذخایر، به شکل فزاینده‌ای روی رشد قیمت مس شرط‌بندی می‌کنند. واردات مس چین کاهش یافت واردات مس تصفیه‌شده و مس خام چین در ماه ژوئیه ۱۱.۵ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافت و به ۴۲۴.۶ هزار تن رسید. در هفت ماه نخست سال نیز حجم واردات مس چین ۶.۲ درصد کاهش سالانه داشته است. واردات کنسانتره مس نیز کاهش یافته که به گفته ING، تا حدی نشان‌دهنده افزایش فشار ناشی از محدودیت عرضه در معادن مس است. در بازار سنگ‌آهن، شرایط متفاوت بود و واردات چین با رشد ۳.۳ درصدی به ۱۰۸.۱ میلیون تن رسید؛ هرچند حاشیه سود پایین فولادسازان و فعالیت‌های تعمیر و نگهداری همچنان بر تقاضا فشار وارد می‌کند. صادرات آلومینیوم چین افزایش یافت در سمت صادرات، چین در ماه ژوئیه ۶۴۰ هزار تن آلومینیوم و محصولات آلومینیومی صادر کرد که نسبت به سال گذشته ۱۸.۶ درصد افزایش داشته است. به گفته ING، تولیدکنندگان چینی از اختلالات عرضه و تغییر مسیرهای تجاری ناشی از درگیری‌های خاورمیانه برای افزایش صادرات استفاده کرده‌اند. صادرات فولاد چین نیز با رشد ۲.۹ درصدی به ۱۰.۱ میلیون تن رسید. معامله‌گران به مس خوش‌بین‌تر شده‌اند با وجود ضعف واردات چین، جریان سرمایه در بازار مس سیگنال کاملاً متفاوتی ارسال می‌کند. مدیران پولی، موقعیت‌های خرید خالص خود در COMEX مس را ۱۱٬۳۰۶ قرارداد افزایش داده و به ۷۷٬۷۹۶ قرارداد رسانده‌اند؛ بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۱. این موسسه عقیده دارد بازار فیزیکی مس با محدودیت عرضه و سطح پایین ذخایر مواجه است و همین موضوع باعث شده معامله‌گران نسبت به چشم‌انداز قیمت مس خوش‌بین‌تر شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

راز پنهان موشک‌ها که می‌تواند طلا و نقره را گران‌تر کند

در یک نگاه گسترش جنگ‌های مدرن و افزایش هزینه‌‌کردهای دفاعی، نگاه تازه‌ای به نقش طلا و نقره در صنایع نظامی ایجاد کرده است. با پیچیده‌تر شدن موشک‌ها، پهپادها، رادارها و تجهیزات الکترونیکی، تقاضا برای فلزاتی که رسانایی و قابلیت اطمینان بالایی دارند، افزایش می‌یابد. نقره به دلیل بالاترین رسانایی الکتریکی و طلا به دلیل مقاومت بالا در برابر خوردگی، در بخش‌های حیاتی این تجهیزات کاربرد دارند. در چنین شرایطی، رقابت فزاینده میان صنایع دفاعی، هوش مصنوعی، مراکز داده و خودروهای برقی بر سر مواد اولیه می‌تواند اهمیت صنعتی طلا و نقره را افزایش دهد و یک محرک ساختاری تازه برای بازار این دو فلز ایجاد کند. جنگ‌های مدرن در میدان نبرد انجام می‌شوند، اما پیروزی در آنها در کارخانه رقم می‌خورد؛ و طلا و نقره به‌خوبی نشان می‌دهند چرا. وقتی تاریخ‌نگاران درباره جنگ‌ها می‌نویسند، معمولاً روایت خود را با ارتش‌ها آغاز می‌کنند. در این مقاله که بر اساس گزارش منتشرشده در Investing تهیه شده و توسط تیم تحریریه یوتوتایمز ترجمه، بازنویسی و برای مخاطب فارسی‌زبان تنظیم شده است، نگاهی داریم به نقش طلا و نقره در جنگ‌افزارهای مدرن و اینکه چگونه افزایش هزینه‌های دفاعی و رقابت صنعتی می‌تواند بر آینده این دو فلز اثر بگذارد. نبردها، فرماندهان و تصمیم‌های سیاسی بر روایت غالب هستند. نقشه‌ها مملو از فلش‌هایی می‌شوند که مسیر پیشروی نیروها را نشان می‌دهند. شمار تلفات ثبت می‌شود و پیروزی‌ها و شکست‌ها به نقاطی ثابت در تاریخ تبدیل می‌شوند. کارخانه‌ها اما اغلب تنها در حد یک پاورقی باقی می‌مانند. با این حال، جنگ‌ها همیشه در دو جبهه انجام شده‌اند؛ یک‌بار در میدان نبرد و بار دیگر صدها کیلومتر دورتر، در کارخانه‌های فولاد، پالایشگاه‌ها، کارگاه‌های ماشین‌سازی و معادن. رقابت نخست تعیین می‌کند چه کسی امروز پیروز می‌شود؛ رقابت دوم مشخص می‌کند چه کسی فردا همچنان توان ادامه جنگ را خواهد داشت. میدان نبرد مصرف می‌کند؛ صنعت جایگزین می‌کند هر درگیری طولانی‌مدت در نهایت به نقطه‌ای می‌رسد که این دو نیرو با یکدیگر برخورد می‌کنند. ذخایر با سرعتی بیشتر از توان تولید کاهش می‌یابند. زنجیره‌های تأمینی که زمانی بی‌پایان به نظر می‌رسیدند، شروع به ازهم‌گسیختگی می‌کنند. دولت‌ها درمی‌یابند که سرعت حرکت ارتش‌ها در نهایت به همان اندازه‌ای است که صنعت اجازه می‌دهد. جنگ جهانی دوم نمونه‌های بی‌شماری از این معادله خاموش ارائه کرد، اما یکی از آنها بیش از همه برجسته است. ✔️ بیشتر بخوانید: برای خرید طلا هنوز دیر نشده؛ چرا تحلیلگران به ادامه صعود امیدوارند؟ در سال ۱۹۴۲، مهندسان پروژه منهتن برای ساخت سیم‌پیچ‌های الکترومغناطیسی عظیمی که برای جداسازی ایزوتوپ‌های اورانیوم مورد نیاز بود، درخواست مس کردند. واشنگتن این درخواست را رد کرد. مس از قبل برای کاربردهای دیگری اختصاص یافته بود و به سمت کشتی‌ها، هواپیماها، تجهیزات ارتباطی و مهماتی می‌رفت که برای جهانی درگیر جنگ تولید می‌شدند. خزانه‌داری آمریکا در عوض نقره پیشنهاد کرد. حدود ۱۴۶ میلیون اونس نقره از خزانه‌های دولتی خارج شد، در مجتمع اوک ریج (Oak Ridge) به سیم‌پیچ‌های عظیم تبدیل شد و پس از پایان جنگ، بی‌سروصدا به خزانه‌ها بازگردانده شد. این داستان برای سرمایه‌گذاران بازار فلزات گران‌بها آشنا است و معمولاً به‌عنوان نشانه‌ای از اهمیت راهبردی نقره روایت می‌شود. اما این ماجرا شایسته برداشت متفاوتی است. دانشمندان نقره دریافت نکردند چون این فلز از مس بهتر بود؛ بلکه نقره در اختیار آنها قرار گرفت چون مس در جای دیگری به ماده‌ای حیاتی تبدیل شده بود. جنگ‌ها توانایی عجیبی در بازتعریف ارزش‌ها دارند. موادی که در دوران صلح فراوان به نظر می‌رسند، ناگهان به منابعی تبدیل می‌شوند که نمی‌توان به‌سادگی از آنها صرف‌نظر کرد. برخی مواد نیز نقش‌هایی را بر عهده می‌گیرند که هیچ‌کس پیش از آن برایشان پیش‌بینی نکرده بود. درس این ماجرا هرگز صرفاً درباره نقره نبود؛ بلکه درباره سیستم صنعتی زیربنای هر درگیری بود و اینکه فشار جنگ چگونه بخش‌هایی از این سیستم را آشکار می‌کند که معمولاً تا پیش از شروع اختلال، توجه چندانی به آنها نداریم. پیروزی در جنگ فقط در میدان نبرد رقم نمی‌خورد دانشمندان هرگز نقره نمی‌خواستند؛ آنها مس می‌خواستند. نقره به راه‌حل تبدیل شد، چون مس در جای دیگری ارزش بیشتری پیدا کرده بود. این تصمیم نه بر مبنای شیمی و نه بر اساس کمیابی، بلکه بر اساس ظرفیت تولید اتخاذ شد. جنگ‌ها به‌ندرت در همان روزهای نخست کمبودها را آشکار می‌کنند. این کمبودها معمولاً شش ماه بعد خود را نشان می‌دهند؛ زمانی که کارخانه‌ها شروع به جایگزین کردن تجهیزاتی می‌کنند که میدان‌های نبرد پیش‌تر مصرف کرده‌اند. آغاز یک کارزار نظامی به ارتشی تعلق دارد که بهترین آمادگی را داشته است؛ اما ادامه جنگ‌ها نصیب کشوری می‌شود که بتواند سریع‌تر از میزان تخریب، تولید کند. ✔️ بیشتر بخوانید: نقره دوباره اوج گرفت؛ توافق آمریکا و ایران چه اثری بر قیمت دارد؟ جنگ جهانی دوم اغلب به‌عنوان پیروزی ظرفیت صنعتی به یاد آورده می‌شود. این موضوع امروز نیز همچنان صادق است، هرچند کارخانه‌ها دیگر همان ماشین‌آلات گذشته را تولید نمی‌کنند. خطوط مونتاژ تغییر کرده‌اند، اما اصل ماجرا تغییری نکرده است. زرادخانه تغییر کرده است. برای سه دهه، برنامه‌ریزی دفاعی غرب بر این فرض استوار بود که اکنون بیش از حد خوش‌بینانه به نظر می‌رسد: درگیری‌ها کوتاه خواهند بود؛ تسلیحات دقیق نیاز به تولید انبوه را کاهش خواهند داد؛ و موجودی انبارها می‌تواند محدود باشد، چرا که صنعت هر زمان که لازم باشد توان پاسخگویی خواهد داشت. جنگ اوکراین این فرض را از بین برده است. موشک‌هایی که تولیدشان سال‌ها زمان می‌برد، ظرف چند هفته مصرف شده‌اند. سامانه‌های پدافند هوایی به مسئله‌ای در حوزه محاسبات و اعداد تبدیل شده‌اند. هر رهگیری که انجام می‌شود، سفارش جدیدی ایجاد می‌کند که زمان تحویل آن بیش از پیش به آینده موکول می‌شود. دولت‌های اروپا و آمریکای شمالی دریافته‌اند که ظرفیت کارخانه‌ها را نمی‌توان به همان سرعتی که ارتش‌ها گسترش می‌یابند، افزایش داد. ایالات متحده نیز متناسب با همین شرایط واکنش نشان داده است. مجلس نمایندگان آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۶ قانون مجوز دفاع ملی (National Defense Authorization Act) را تصویب کرد که حدود ۱.۱۵ تریلیون دلار برای سال مالی ۲۰۲۷ اختصاص می‌دهد. این لایحه هنوز باید مراحل تصویب در سنا و فرآیند مصالحه میان دو مجلس را طی کند تا به قانون تبدیل شود، اما جهت‌گیری آن کاملاً روشن است: هزینه‌های دفاعی بار دیگر در حال افزایش است و منابع بیشتری برای خرید تسلیحات، تحقیق و توسعه و همچنین ظرفیت صنعتی مورد نیاز برای حفظ یک زرادخانه بزرگ‌تر پیشنهاد شده است. این افزایش هزینه‌ها در شرایطی رخ می‌دهد که بدهی فدرال آمریکا در پایان ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۳۹.۵ تریلیون دلار رسیده بود. چه این هزینه‌ها از طریق استقراض بیشتر تأمین شوند و چه افزایش مالیات، بازسازی ظرفیت نظامی به منابع بیشتری از اقتصادی نیاز خواهد داشت که همین حالا نیز یکی از سنگین‌ترین بارهای بدهی تاریخ خود را تحمل می‌کند. این صرفاً تجدید تسلیحات نیست، این روند نوعی بازصنعتی‌شدن است. بازسازی این پایه صنعتی ارزان نخواهد بود. همزمان با رقابت دولت‌ها برای دستیابی به ظرفیت تولید، نیروی کار ماهر و قطعات تخصصی، احتمالاً هزینه تولید تسلیحات پیشرفته نیز همگام با افزایش تقاضا رشد خواهد کرد. بنابراین تجدید تسلیحات نه‌تنها تقاضا برای تجهیزات نظامی را افزایش می‌دهد، بلکه تقاضا برای مواد و نهاده‌های صنعتی مورد نیاز جهت تولید این تجهیزات را نیز بالا می‌برد. بازار هنوز درباره قدرت نظامی به‌گونه‌ای صحبت می‌کند که گویی قدرت یک کشور با تعداد تانک‌ها، هواپیماها و موشک‌هایی که هم‌اکنون در انبارها قرار دارند، اندازه‌گیری می‌شود. اما دولت‌ها به‌طور فزاینده‌ای درک می‌کنند که موجودی انبارها موقتی است؛ ظرفیت تولید دائمی است. مواد پنهان در قلب جنگ‌افزارهای مدرن فولاد همچنان شکل و شمایل سلاح‌های مدرن را تعیین می‌کند. آلومینیوم همچنان ساختار هواپیماها را شکل می‌دهد و تیتانیوم همچنان در برابر دماهای فوق‌العاده بالا مقاومت می‌کند. با این حال، هیچ‌یک از این مواد توضیح نمی‌دهد که چرا بودجه‌های دفاعی مدرن به‌تدریج شباهت بیشتری به بودجه‌های فناوری پیدا کرده‌اند. بخش گران‌قیمت ماجرا اکنون در زیر پوسته تجهیزات قرار دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: سیگنال مهم برای طلا رسید؛ آیا این بار نوبت فتح سقف‌های جدید است؟ یک موشک کروز حامل پردازنده‌ها، سامانه‌های ناوبری، آنتن‌ها، حسگرها، باتری‌ها و تجهیزات ارتباطی است. یک پهپاد نظامی نیز پردازنده، سامانه ناوبری، ارتباطات رمزگذاری‌شده، حسگرها و باتری دارد. به بیان ساده‌تر، تجهیزات نظامی مدرن بیش از پیش به مجموعه‌ای از تجهیزات الکترونیکی تبدیل شده‌اند که درون یک بدنه هوایی قرار گرفته‌اند. سامانه‌های راداری نیز به ارسال و دریافت سیگنال‌های الکتریکی بسیار ضعیف با تقریباً هیچ حاشیه‌ای برای خطا وابسته هستند. طلا و نقره به‌ندرت در تیترهای مربوط به قراردادهای دفاعی دیده می‌شوند، زیرا سهم آنها از وزن یک سلاح بسیار ناچیز است. این فلزات تقریباً هیچ سهمی از وزن تجهیزات ندارند، اما بخش قابل‌توجهی از عملکرد آنها را ممکن می‌کنند. نقره همچنان رساناترین فلز از نظر الکتریکی است. طلا اندکی رسانایی کمتری نسبت به نقره دارد، اما ویژگی دیگری دارد که شاید برای مهندسان حتی ارزشمندتر باشد: طلا دچار خوردگی نمی‌شود. سال‌ها نگهداری در انبار، نوسانات شدید دما و محیط‌های عملیاتی سخت، تأثیر چندانی بر فلزی ندارند که در برابر اکسیداسیون مقاومت می‌کند. مهندسان به‌ندرت فلزات گران‌بها را به این دلیل انتخاب می‌کنند که گران‌بها هستند.  در قلب موشک‌ها چه می‌گذرد؟ یک موشک کروز تاماهاوک حدود ۱۰ تا ۱۵ اونس نقره در خود دارد. در مقایسه با سلاحی که بیش از یک تن وزن دارد، این میزان تقریباً ناچیز به نظر می‌رسد. اما وزن معیار درستی برای سنجش اهمیت نقره نیست. ارزش نقره در این است که کجا استفاده می‌شود، نه اینکه چه مقدار از آن به کار رفته است. تسلیحات مدرن پیش از آنکه مواد منفجره را جابه‌جا کنند، اطلاعات را منتقل می‌کنند. هر پالس راداری، انتقال داده رمزگذاری‌شده، تصویر حرارتی و اصلاح مسیر هدایت، در ابتدا یک سیگنال الکتریکی است. اگر سیگنال از بین برود، موشک به چیزی جز یک قطعه فلزی گران‌قیمت تبدیل نخواهد شد. فیزیک نیز فضای بسیار کمی برای مصالحه باقی می‌گذارد. نقره همچنان رساناترین فلز شناخته‌شده از نظر الکتریکی است. در فرکانس‌هایی که سامانه‌های راداری، ارتباطی و جنگ الکترونیک استفاده می‌کنند، جریان الکتریکی تقریباً به‌طور کامل در سطح یک رسانا حرکت می‌کند. مهندسان به این پدیده «اثر پوستی» (Skin Effect) می‌گویند. در چنین شرایطی، رسانایی سطحی بسیار ارزشمندتر از ماده‌ای است که در زیر سطح قرار دارد. به همین دلیل، روکش نقره در موجبرها، آنتن‌ها و قطعات فرکانس بالا کاربرد گسترده‌ای دارد. ویژگی منحصربه‌فرد این فلزات نه در مقدار مورد نیاز، بلکه در دقت و حساسیت وظیفه‌ای است که انجام می‌دهند. یک موشک کروز مدرن هزاران اتصال الکتریکی دارد که حسگرها، پردازنده‌ها، آنتن‌ها و سامانه‌های کنترلی را به یکدیگر متصل می‌کنند. بیشتر این اتصالات تنها از لایه‌های میکروسکوپی فلزات گران‌بها استفاده می‌کنند؛ لایه‌هایی که اغلب با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند. ✔️ بیشتر بخوانید: رکورد ۲۱ ماهه خرید طلا توسط چین؛ پکن به تنهایی قیمت جهانی طلا را جابه‌جا می‌کند؟ این اتصالات در مجموع مسیرهایی را تشکیل می‌دهند که هر دستور از طریق آنها منتقل می‌شود. سامانه‌های هدایت بدون دریافت سیگنال‌های دقیق نمی‌توانند مسیر موشک را اصلاح کنند. رادار نیز اگر تلفات الکتریکی باعث اختلال در پالس بازگشتی شود، قادر نخواهد بود هدف خود را به‌درستی تشخیص دهد. موفقیت یا شکست مأموریت اغلب مدت‌ها پیش از آنکه مواد منفجره به مقصد برسند، تعیین شده است. همین اصل بسیار فراتر از یک موشک خاص کاربرد دارد. تجهیزات الکترونیکی نظامی بر پایه قابلیت اطمینان طراحی می‌شوند، نه جایگزین‌پذیری. مهندسان معمولاً نمی‌پرسند آیا طلا یا نقره گران هستند یا خیر؛ آنها می‌پرسند آیا ماده دیگری می‌تواند پس از سال‌ها نگهداری، شتاب‌های شدید و فشارهای محیطی فوق‌العاده، همان عملکرد پایدار را ارائه دهد یا نه. در سامانه‌های حیاتی، پاسخ اغلب منفی است. هزینه شکست نیز نه بر اساس اونس فلز، بلکه بر اساس مأموریت‌هایی سنجیده می‌شود که هرگز به هدف خود نمی‌رسند. طلا مسئله متفاوتی را حل می‌کند. تجهیزات نظامی ممکن است سال‌ها در انبار باقی بمانند، پیش از آنکه حتی یک‌بار مورد استفاده قرار گیرند. مس اکسید می‌شود. اکسیداسیون مقاومت الکتریکی را افزایش می‌دهد و مقاومت بیشتر، سیگنال‌ها را تضعیف می‌کند. طلا هیچ‌یک از این مشکلات را ندارد. ارزش طلا کمتر به رسانایی و بیشتر به دوام و ماندگاری آن مربوط می‌شود. یک اتصال که امروز ساخته می‌شود باید پس از سال‌ها لرزش، رطوبت، هوای شور و چرخه‌های مکرر تغییر دما نیز بدون نقص کار کند. این اطمینان، ارزشی دارد که پرداخت هزینه بیشتر برای طلا را توجیه می‌کند. میزان استفاده از طلا و نقره در موشک‌ها و پهپادهای مدرن پهپادها در بردهای مدار، قطعات فرکانس رادیویی (RF)، سامانه‌های مدیریت حرارتی و مجموعه‌های اپتیکی به نقره متکی هستند. هواپیماهای جنگنده در سامانه‌های راداری پیشرفته از رساناهای روکش‌شده با نقره استفاده می‌کنند، در حالی که طلا از اتصالات حیاتی در برابر فرسایش و تخریب محافظت می‌کند. ماهواره‌ها نیز همین فلسفه را دنبال می‌کنند؛ زیرا پس از ترک سکوی پرتاب، دیگر برنامه‌ای برای تعمیر و نگهداری آنها وجود ندارد و تنها چیزی که اهمیت دارد، قابلیت اطمینان است. زرادخانه مدرن بیش از پیش به صنعت نیمه‌رساناها شباهت پیدا می‌کند. کارخانه‌ها زمانی میزان تولید خود را با تن‌ها ورق زرهی اندازه‌گیری می‌کردند. امروز ظرفیت تولید ویفر، ماشین‌کاری دقیق، تجهیزات الکترونیکی پیشرفته و مواد تخصصی معیارهای مهم‌تری هستند. فولاد همچنان قابل مشاهده است، زیرا پوسته تجهیزات را تشکیل می‌دهد. اما این تجهیزات الکترونیکی هستند که تعیین می‌کنند آیا این پوسته در نهایت به مقصد خواهد رسید یا خیر. زیرساخت‌های هوش مصنوعی، مراکز داده، خودروهای برقی، تجهیزات پزشکی پیشرفته و تسلیحات مدرن، بیش از پیش برای دسترسی به یک خانواده مشترک از مواد با یکدیگر رقابت می‌کنند. آنها به‌طور فزاینده‌ای از یک اکوسیستم صنعتی مشترک تغذیه می‌کنند. یکی در خدمت تقاضای تجاری است و دیگری در خدمت امنیت ملی؛ اما زنجیره‌های تأمین آنها بسیار بیشتر از آنچه اکثر سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند، با یکدیگر همپوشانی دارند. نقره هرگز مانند عناصر خاکی کمیاب یا اورانیوم به‌عنوان یک فلز راهبردی تلقی نشده است. این فلز در ده‌ها کشور استخراج می‌شود، ذخایر قابل‌توجهی در سطح زمین دارد و به اندازه‌ای در دسترس بوده که دولت‌ها هرگز مجبور نشده‌اند استفاده از آن را سهمیه‌بندی کنند. سرمایه‌گذاران اغلب به دنبال یک محرک بزرگ و چشمگیر هستند؛ کمبود، ذخایر دولتی یا هراس ناشی از جنگ. اما تاریخ به مسیر آرام‌تری اشاره می‌کند. دانشمندان اوک ریج نقره دریافت نکردند چون این فلز غیرقابل جایگزینی بود. آنها نقره دریافت کردند چون مس در جای دیگری به ماده‌ای حیاتی تبدیل شده بود. فلزی که گلوگاه دیروز را برطرف کرد، صرفاً همان فلزی بود که هنوز در دسترس قرار داشت. جنگ‌ها با نبردهایشان در تاریخ ماندگار می‌شوند، اما سرنوشت آنها را کارخانه‌هایی تعیین می‌کنند که هرگز از ساختن دست نکشیدند. و گاهی اوقات، مهم‌ترین پرسش این نیست که چه تعداد موشک در زرادخانه باقی مانده است؛ بلکه این است که کدام ماده را کارخانه بعدی دیگر نمی‌تواند به‌راحتی در اختیار داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: نقره در نقطه سرنوشت‌ساز؛ توافق ایران و آمریکا یا تورم آمریکا؟  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بحران هرمز، جهش نفت و بازطراحی بازار انرژی جهان؛ از توقف نفتکش‌ها تا شوک پالایشی عربستان

بازار جهانی انرژی بار دیگر در مرکز یک بحران ژئوپلیتیکی بزرگ قرار گرفته است. تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه، تهدید امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، حملات به زیرساخت‌های انرژی و اختلال در زنجیره تأمین باعث شده نگرانی درباره آینده عرضه نفت و گاز افزایش پیدا کند. تنگه هرمز که یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان محسوب می‌شود، بار دیگر به نقطه اصلی نگرانی بازار تبدیل شده است. این آبراه استراتژیک روزانه حجم قابل توجهی از صادرات نفت و گاز خاورمیانه را جابه‌جا می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند قیمت انرژی در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار دهد. در روزهای اخیر، همزمان با افزایش تنش میان ایران و آمریکا، چندین رویداد مهم از جمله بازگشت حملات دریایی، توقف عبور برخی نفتکش‌ها، کاهش صادرات LNG قطر و آسیب به پالایشگاه‌های منطقه باعث شد قیمت نفت برنت دوباره به بالای ۹۰ دلار در هر بشکه بازگردد. در یک نگاه دو نفتکش تلاش برای عبور از مسیر جنوبی هرمز را پس از آتش‌سوزی یکی از کشتی‌ها متوقف کردند. تنگه هرمز همچنان در مرکز نگرانی بازار انرژی قرار دارد. قیمت نفت برنت در پی افزایش تنش‌ها به بالای ۹۰ دلار رسید. نفت خام آمریکا WTI نیز بالاتر از ۸۴ دلار معامله شد. اختلال در صادرات LNG قطر و حملات به زیرساخت‌های انرژی، ریسک عرضه جهانی را افزایش داده است. پالایشگاه ۴۰۰ هزار بشکه‌ای جازان عربستان پس از حمله حوثی‌ها متوقف شد. آیا تنگه هرمز وارد مرحله جدیدی از بحران شده است؟ سپاه پاسداران ایران اعلام کرده است دو نفتکش که قصد عبور از مسیر جنوبی تنگه هرمز با حمایت آمریکا را داشتند، پس از وقوع آتش‌سوزی در یکی از کشتی‌ها، مسیر خود را تغییر داده و بازگشته‌اند. طبق اعلام ایران، این دو نفتکش تلاش کرده بودند از مسیر جنوبی نزدیک به سواحل عمان عبور کنند؛ مسیری که گفته می‌شود تحت حفاظت آمریکا قرار دارد، اما تهران آن را «ناامن» اعلام کرده است. سپاه پاسداران در بیانیه‌ای اعلام کرده است: «تنگه هرمز تا زمانی که تهدیدها و دخالت آمریکا در حرکت‌های دریایی منطقه ادامه داشته باشد، بازگشایی نخواهد شد.» این تحولات باعث شده بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی و اپراتورهای نفتکش، عبور از این مسیر را متوقف یا محدود کنند. برخی کشتی‌ها نیز برای کاهش احتمال شناسایی، سیستم‌های ردیابی خود را خاموش کرده‌اند که در صنعت حمل‌ونقل دریایی با عنوان Dark Mode شناخته می‌شود. نفت از مرز ۹۰ دلار عبور کرد؛ بازار دوباره حق بیمه جنگی را قیمت‌گذاری می‌کند پس از فروپاشی آتش‌بس کوتاه‌مدت میان طرف‌های درگیر، نگرانی‌ها درباره گسترش جنگ افزایش یافت. نیروهای فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) اعلام کردند حملات گسترده‌ای علیه اهداف سپاه پاسداران ایران انجام داده‌اند. این اقدام پس از حملات موشکی ایران علیه نیروهای آمریکایی در منطقه صورت گرفت. در واکنش به افزایش تنش‌ها، نفت خام دوباره رشد کرد: برنت: حدود ۹۱.۸۰ دلار در هر بشکه WTI آمریکا: حدود ۸۴.۸۵ دلار در هر بشکه قیمت نفت در یک مقطع بیش از ۶ درصد رشد کرد؛ زیرا بازار احتمال اختلال گسترده‌تر در عرضه جهانی را دوباره در نظر گرفت. تحلیلگران معتقدند تا زمانی که عبور امن نفتکش‌ها از تنگه هرمز تضمین نشود، بازار یک «حق بیمه ریسک ژئوپلیتیکی» را روی قیمت نفت حفظ خواهد کرد. تنگه هرمز حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هرگونه اختلال پایدار در این مسیر می‌تواند فشار شدیدی بر قیمت انرژی وارد کند. قطر و بحران LNG؛ نخستین محموله گاز پس از حمله به نفتکش‌ها عبور کرد در بخش گاز طبیعی نیز بحران خاورمیانه تأثیر خود را نشان داده است. شرکت QatarEnergy موفق شد نخستین محموله LNG را پس از حمله به یکی از کشتی‌های حامل گاز خود از تنگه هرمز عبور دهد. این کشتی که از پایانه رأس لفان قطر حرکت کرده بود، مقصد پاکستان را دنبال می‌کرد. پاکستان یکی از مشتریان بزرگ گاز مایع قطر است، اما جنگ باعث شده این کشور برای تأمین نیاز خود به بازار لحظه‌ای LNG مراجعه کند و هزینه بیشتری پرداخت کند. در همین حال، قطر انرژی برای جبران کاهش تولید خود اقدام به خرید ۳۳ محموله LNG در بازار جهانی کرده است. قطر اعلام کرده بود آسیب‌های وارد شده به مجتمع LNG رأس لفان، بزرگ‌ترین مجموعه تولید LNG جهان، می‌تواند: حدود ۲۰ میلیارد دلار کاهش درآمد سالانه ایجاد کند. تعمیرات آن تا ۵ سال زمان ببرد. شرکت قطر انرژی همچنین وضعیت فورس‌ماژور خود را که از ماه مارس آغاز شده بود تا اکتبر تمدید کرده است. چین؛ جهش مصرف زغال‌سنگ در موج گرما در حالی که بازار نفت تحت تأثیر بحران خاورمیانه قرار گرفته، بازار زغال‌سنگ چین نیز با یک شوک تقاضا روبه‌رو شده است. موج گرمای شدید در مناطق مرکزی و شرقی چین باعث افزایش مصرف برق و رشد تقاضا برای نیروگاه‌های زغال‌سنگی شده است. قیمت زغال‌سنگ حرارتی در بندر Qinhuangdao پس از افت ابتدای ماه دوباره افزایش یافته و انتظار می‌رود روند صعودی آن ادامه پیدا کند. دلایل اصلی رشد قیمت: افزایش مصرف برق به دلیل گرمای شدید. کاهش تولید برق‌آبی و بادی. تعطیلی چند معدن بزرگ در استان شانشی. نگرانی درباره محدودیت عرضه داخلی. چهار معدن زغال‌سنگ در منطقه یولین، یکی از بزرگ‌ترین مراکز تولید زغال‌سنگ چین، به دلیل بررسی‌های ایمنی تعطیل شده‌اند. اگرچه ذخایر زغال‌سنگ چین همچنان در سطح مناسبی قرار دارد، اما دولت پکن در برنامه انرژی پنج‌ساله جدید خود همچنان زغال‌سنگ را به عنوان «ضمانت پایه‌ای امنیت برق» حفظ کرده است. ژاپن به دنبال نفت کانادا؛ پایان وابستگی مطلق به خاورمیانه؟ بحران خاورمیانه باعث شده کشورهای آسیایی به دنبال منابع جایگزین نفت باشند. شرکت ژاپنی Eneos نخستین محموله نفت کانادا را از سال ۲۰۲۵ خریداری کرده است. این نفت از طریق خط لوله Trans Mountain کانادا به بازار آسیا منتقل شده است. اهمیت این معامله زمانی مشخص می‌شود که بدانیم: ژاپن پیش از بحران، بیش از ۹۰ درصد نفت خود را از تولیدکنندگان خاورمیانه تأمین می‌کرد. صادرات نفت کانادا به آسیا پس از توسعه خط لوله Trans Mountain افزایش یافته است. حدود ۷۷ درصد صادرات نفت بندر ونکوور در سال جاری به مقصد آسیا ارسال شده است. شرکت Trans Mountain اعلام کرده است امکان افزایش ظرفیت خط لوله تا ۱.۲ میلیون بشکه در روز وجود دارد. شوک دوم بازار انرژی؛ توقف پالایشگاه ۴۰۰ هزار بشکه‌ای عربستان یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر بازار انرژی، حمله به پالایشگاه جازان عربستان و توقف فعالیت این مجتمع توسط آرامکو پس از حمله حوثی‌ها بوده است. این پالایشگاه با ظرفیت ۴۰۰ هزار بشکه در روز، نقش مهمی در تأمین فرآورده‌های نفتی منطقه دارد. اهمیت این حادثه فقط به کاهش عرضه نفت خام محدود نمی‌شود؛ بلکه نگرانی اصلی بازار، کمبود احتمالی فرآورده‌هایی مانند دیزل، گازوئیل و سوخت هواپیما است؛ محصولاتی که انعطاف‌پذیری کمتری نسبت به نفت خام دارند. پالایشگاه جازان پیش از توقف، بیش از ۲۰۰ هزار بشکه در روز صادرات فرآورده داشت و بیش از نیمی از این صادرات به دیزل و گازوئیل اختصاص داشت. در سال‌های اخیر، کاهش ظرفیت مازاد پالایشی جهان باعث شده اختلال در هر پالایشگاه بزرگ، تأثیر بیشتری بر قیمت سوخت و حاشیه سود پالایشگران داشته باشد. به همین دلیل، بازار انرژی اکنون بیش از آنکه نگران کمبود نفت خام باشد، نگران محدودیت ظرفیت تبدیل نفت خام به سوخت قابل مصرف است. چرا دیزل می‌تواند بحران اصلی انرژی باشد؟ در حالی که تمرکز بازار عمدتاً روی قیمت نفت خام است، بخش پالایشگاهی می‌تواند عامل اصلی افزایش هزینه انرژی باشد. قیمت بنزین آمریکا حدود ۴.۰۹ دلار به ازای هر گالن و قیمت دیزل حدود ۵.۳۱ دلار به ازای هر گالن است؛ یعنی دیزل تقریباً ۳۰٪ گران‌تر از بنزین معامله می‌شود. اهمیت دیزل به دلیل نقش مستقیم آن در اقتصاد است؛ از حمل‌ونقل کالا و زنجیره تأمین مواد غذایی گرفته تا کشاورزی و صنایع سنگین. به همین دلیل، حتی در صورت کاهش قیمت نفت خام، فشار هزینه‌ها می‌تواند از مسیر فرآورده‌های پالایشی ادامه پیدا کند و هزینه زندگی همچنان بالا باقی بماند. “ «بحران اخیر خاورمیانه نشان داد آسیب‌پذیری بازار انرژی فقط در حجم نفت خام نیست، بلکه در مسیرهای انتقال و ظرفیت پالایش نیز قرار دارد. تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین نقطه ریسک جهان انرژی است، اما توقف پالایشگاه جازان عربستان و فشار بر بازار LNG قطر نشان می‌دهد حتی خارج از این مسیر نیز زیرساخت‌های انرژی در معرض تهدید قرار دارند. سه شاخص اهمیت بیشتری دارد: اختلاف قیمت نفت خام و فرآورده‌ها (Crack Spread)، وضعیت حمل‌ونقل دریایی و واکنش کشورهای آسیایی برای جایگزینی نفت خاورمیانه. در صورت ادامه تنش‌ها، بازار ممکن است نه با کمبود نفت خام، بلکه با کمبود سوخت آماده مصرف مواجه شود.» بابک شیری

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

تنش در دریای سیاه قیمت گندم را صعودی کرد؛ بازار نگران عرضه جهانی

قیمت گندم در بورس شیکاگو روز چهارشنبه با تشدید نگرانی‌ها درباره عرضه جهانی، پس از بروز اختلالات جدید در صادرات غلات از منطقه دریای سیاه، افزایش یافت. روسیه و اوکراین همچنان به حملات علیه کشتی‌ها و زیرساخت‌های بندری این منطقه ادامه می‌دهند. در مقابل، قیمت ذرت و سویا کاهش یافت. یک معامله‌گر فرانسوی گفت: «بنادر همچنان با اختلالات جدی مواجه هستند، اما به نظر می‌رسد بازارها معتقدند این وضعیت دائمی نخواهد بود؛ به همین دلیل، صرف ریسک ژئوپلیتیکی همچنان محدود باقی مانده است.» نگرانی‌ها درباره صادرات غلات از دریای سیاه پس از آن تشدید شد که سه پایانه بزرگ صادرات غلات روسیه، با اشاره به افزایش ریسک‌های حمل‌ونقل دریایی در پی حملات اخیر و همچنین تغییر مسیر جریان غلات پس از اعمال محدودیت‌ها در دریای آزوف، پذیرش کامیون‌های حامل غلات را محدود کردند. همچنین، حمله موشکی به شهر بندری تاگانروگ روسیه، یکی از مراکز مهم صادرات غلات در ساحل دریای آزوف، بار دیگر مخاطرات امنیتی پیش روی زنجیره تأمین این منطقه را برجسته کرد. پس از پایان معاملات روز دوشنبه، وزارت کشاورزی آمریکا (USDA) اعلام کرد که تا روز یکشنبه، تنها ۶۳ درصد از مزارع ذرت این کشور در وضعیت «خوب تا عالی» قرار داشته‌اند؛ در حالی که این رقم یک هفته قبل ۶۷ درصد بود. این وزارتخانه همچنین اعلام کرد که سهم مزارع سویای دارای وضعیت «خوب تا عالی» از ۶۶ درصد به ۶۳ درصد کاهش یافته است. ارزیابی هر دو محصول نیز پایین‌تر از میانگین برآورد تحلیلگران بود. در همین حال، شرکت دولتی سینوگرین (Sinograin) چین روز سه‌شنبه اعلام کرد که روز جمعه حدود ۵۰۰ هزار تن سویای وارداتی را به مزایده خواهد گذاشت؛ بزرگ‌ترین عرضه از این نوع از ماه ژانویه تاکنون. معامله‌گران معتقدند این اقدام می‌تواند پیش از ورود محموله‌های جدید سویای آمریکا، ظرفیت انبارهای چین را افزایش دهد. به طور جداگانه، انجمن صنایع روغن‌کشی برزیل (Abiove) روز سه‌شنبه پیش‌بینی کرد صادرات سویای این کشور در سال ۲۰۲۶ به رکورد ۱۱۵.۴ میلیون تن خواهد رسید. این انجمن برآورد خود را نسبت به پیش‌بینی ماه ژوئن ۱.۱ درصد افزایش داده و همزمان چشم‌انداز فرآوری (روغن‌کشی) سویا در برزیل را نیز به سمت بالا بازبینی کرده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آخرین داده‌های COT؛ افت موقعیت‌های یورو و نفت، بهبود نسبی وال‌استریت

جدیدترین گزارش COT (گزارش تعهد معامله‌گران) منتشرشده توسط کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا (CFTC) در تاریخ ۹ ژوئن ۲۰۲۶، از تغییرات قابل‌توجهی در رفتار معامله‌گران بزرگ بازارهای جهانی حکایت دارد. این گزارش که موقعیت‌های معامله‌گران غیرتجاری (Non-Commercial) یا همان گروهی که بسیاری از فعالان بازار آن را نماینده «پول هوشمند» می‌دانند، نشان می‌دهد این هفته شاهد خروج سرمایه از برخی دارایی‌های ریسکی و کاهش خوش‌بینی نسبت به یورو، نفت و بخشی از بازار کالاها بوده‌ایم. در مقابل، برخی نشانه‌های بهبود در شاخص‌های سهامی آمریکا، پزو مکزیک و بیت‌کوین مشاهده می‌شود. با این حال، تصویر کلی گزارش همچنان از احتیاط معامله‌گران بزرگ نسبت به چشم‌انداز اقتصاد جهانی خبر می‌دهد. «این گزارش تحلیلی توسط تیم یوتوتایمز و براساس داده‌های COT (گزارش تعهد معامله‌گران) منتشرشده از سوی کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا (CFTC) تهیه شده است. داده‌های COT صرفاً یکی از ابزارهای سنجش رفتار معامله‌گران بزرگ بازار هستند و نباید به‌عنوان سیگنال قطعی خرید یا فروش تلقی شوند.» در یک نگاه یورو بزرگ‌ترین خروج سرمایه هفتگی را در بازار فارکس تجربه کرد و موقعیت خالص آن بیش از ۳۴ هزار قرارداد کاهش یافت. نفت خام وست‌تگزاس با افت بیش از ۲۵ هزار قرارداد در موقعیت خالص خرید مواجه شد که نشان‌دهنده افزایش تردید معامله‌گران نسبت به ادامه رشد قیمت نفت است. طلا همچنان در محدوده صعودی باقی مانده، اما سرعت ورود سرمایه به آن کاهش یافته است. شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ و نزدک بخشی از فشار فروش هفته‌های گذشته را جبران کردند و موقعیت‌های نزولی آن‌ها تا حدی کاهش یافت. بازار فارکس؛ چرخش بزرگ علیه یورو یورو؛ شدیدترین کاهش موقعیت خالص در میان ارزهای اصلی پس از رشد قابل‌توجه هفته قبل، این بار یورو با فشار فروش سنگینی روبه‌رو شد. کاهش موقعیت خرید: 15,878- افزایش موقعیت فروش: 19,056+ تغییر موقعیت خالص: 34,934- موقعیت خالص فعلی: 13,932 این یکی از مهم‌ترین تغییرات کل گزارش است. معامله‌گران بزرگ نه‌تنها بخشی از خریدهای خود را بسته‌اند، بلکه هم‌زمان بر حجم موقعیت‌های فروش افزوده‌اند؛ موضوعی که نشان‌دهنده کاهش محسوس خوش‌بینی نسبت به یورو است. دلار آمریکا؛ بازگشت نسبی تقاضا شاخص دلار آمریکا: افزایش خرید: 3,324+ افزایش فروش: 5,698+ موقعیت خالص: 1,384 تغییر هفتگی: 2,374- هرچند موقعیت خالص کاهش یافته، اما دلار همچنان در محدوده مثبت باقی مانده و نسبت به بسیاری از ارزهای رقیب عملکرد باثبات‌تری داشته است. دلار کانادا و دلار استرالیا همچنان تحت فشار دلار کانادا موقعیت خالص: 119,999- تغییر هفتگی: 25,888- پوند انگلیس موقعیت خالص: 64,213- تغییر هفتگی: 11,995- پوند برای چندمین هفته متوالی در محدوده منفی باقی ماند. کاهش موقعیت‌های خرید و افزایش فروش‌ها نشان می‌دهد معامله‌گران هنوز چشم‌انداز قدرتمندی برای رشد این ارز متصور نیستند. دلار استرالیا موقعیت خالص: 18,160 تغییر هفتگی: 23,652- ادامه خروج سرمایه از این دو ارز نشان می‌دهد معامله‌گران همچنان نسبت به ارزهای وابسته به رشد اقتصادی و قیمت کالاها محتاط هستند. دلار نیوزیلند موقعیت خالص: 31,571- تغییر هفتگی: 3,325- دلار نیوزیلند نیز همچنان در محدوده نزولی قرار دارد. اگرچه شدت کاهش آن به اندازه دلار استرالیا نیست، اما ادامه منفی بودن موقعیت خالص نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ همچنان نسبت به این ارز محتاط هستند. پزو مکزیک؛ یکی از معدود نقاط روشن بازار فارکس پزو مکزیک برخلاف بسیاری از ارزها عملکرد مثبتی داشت: افزایش خرید: 13,500+ افزایش فروش: 4,356+ تغییر موقعیت خالص: 9,144+ موقعیت خالص: 63,801 این داده‌ها نشان می‌دهد بخشی از سرمایه‌های سفته‌بازانه همچنان به این ارز علاقه‌مند هستند. فلزات؛ طلا در فاز تثبیت، مس تحت فشار طلا؛ حفظ موقعیت صعودی اما کاهش شتاب در بازار طلا: افزایش خرید: 1,888+ افزایش فروش: 4,071+ تغییر موقعیت خالص: 2,183- موقعیت خالص: 173,837 اگرچه طلا همچنان یکی از محبوب‌ترین دارایی‌های معامله‌گران بزرگ باقی مانده، اما کاهش موقعیت خالص نشان می‌دهد بخشی از فعالان بازار در حال ذخیره سود یا کاهش ریسک هستند. نقره و پلاتین نقره تغییر موقعیت خالص: 1,712- پلاتین تغییر موقعیت خالص: 2,200- هر دو فلز گرانبها با افت محدود موقعیت‌های صعودی مواجه شدند. مس؛ نشانه‌ای از نگرانی نسبت به رشد اقتصادی؟ در بازار مس: کاهش خرید: 3,490- افزایش فروش: 893+ تغییر موقعیت خالص: 4,383- کاهش موقعیت‌های خرید در مس معمولاً می‌تواند نشانه‌ای از نگرانی معامله‌گران نسبت به تقاضای صنعتی و رشد اقتصاد جهانی باشد. کریپتو؛ بیت‌کوین بهتر از اتریوم بیت‌کوین موقعیت خالص: 3,018 تغییر هفتگی: 560+ کاهش موقعیت‌های فروش باعث بهبود موقعیت خالص بیت‌کوین شده است. اتریوم موقعیت خالص: 3,782 تغییر هفتگی: 835- اتریوم این هفته عملکرد ضعیف‌تری نسبت به بیت‌کوین ثبت کرد و بخشی از خوش‌بینی معامله‌گران را از دست داد. انرژی؛ نفت همچنان زیر فشار فروش نفت خام وست‌تگزاس یکی از مهم‌ترین داده‌های گزارش این هفته مربوط به نفت است. کاهش خرید: 22,786- افزایش فروش: 2,787+ تغییر موقعیت خالص: 25,573- موقعیت خالص فعلی: 130,301 افت سنگین موقعیت‌های خرید نشان می‌دهد بسیاری از معامله‌گران بزرگ نسبت به ادامه رشد قیمت نفت تردید پیدا کرده‌اند. گاز طبیعی موقعیت خالص: 193,957- تغییر هفتگی: 7,842- با وجود بهبود هفته قبل، فشار فروش در بازار گاز طبیعی همچنان بالاست. محصولات کشاورزی؛ ادامه خروج سرمایه ذرت تغییر موقعیت خالص: 96,383- سویا تغییر موقعیت خالص: 37,321- گندم تغییر موقعیت خالص: 17,091- بخش کشاورزی همچنان یکی از ضعیف‌ترین حوزه‌های گزارش COT است و معامله‌گران بزرگ به کاهش موقعیت‌های صعودی خود ادامه داده‌اند. شاخص‌های سهامی؛ کاهش فشار فروش در وال‌استریت اس‌اندپی ۵۰۰ کاهش خرید: 1,919- کاهش فروش: 17,043- تغییر موقعیت خالص: 15,124+ موقعیت خالص: 205,644- اگرچه موقعیت خالص همچنان منفی است، اما کاهش شدید فروش‌ها نشانه‌ای از کاهش بدبینی معامله‌گران نسبت به بازار سهام آمریکا محسوب می‌شود. نزدک ۱۰۰ تغییر موقعیت خالص: 13,600+ کاهش موقعیت‌های فروش باعث بهبود قابل‌توجه وضعیت نزدک شده است. راسل ۲۰۰۰ موقعیت خالص: 37,966- تغییر هفتگی: 23,042- در مقابل، سهام شرکت‌های کوچک‌تر همچنان با فشار مواجه هستند. جمع‌بندی؛ پول هوشمند چه پیامی به بازار می‌دهد؟ داده‌های COT در هفته منتهی به ۹ ژوئن ۲۰۲۶ چند پیام مهم دارند: بهبود نسبی احساسات نسبت به شاخص‌های بزرگ سهام آمریکا و بیت‌کوین ادامه حمایت معامله‌گران از طلا، هرچند با سرعت کمتر از هفته‌های قبل خروج گسترده سرمایه از یورو و نفت خام ادامه فشار بر دلار کانادا، دلار استرالیا و بخش بزرگی از بازار کالاهای کشاورزی در مجموع، گزارش این هفته نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ هنوز رویکردی محتاطانه دارند و تمایل چندانی به افزایش ریسک در بازارهای جهانی مشاهده نمی‌شود. افت موقعیت‌های صعودی در نفت و یورو در کنار فشار مستمر بر کالاهای کشاورزی، نشانه‌ای از نگرانی نسبت به چشم‌انداز رشد اقتصادی و تقاضای جهانی است.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

چشم‌انداز محتاطانه سیتی برای طلا در سه‌ماهه آینده

در یک نگاه سیتی‌گروپ هدف کوتاه‌مدت قیمت طلا را از ۴۳۰۰ به ۴۰۰۰ دلار کاهش داد و دلیل آن را بهبود شرایط کلان اقتصادی، تقویت نسبی دلار، تثبیت بازده واقعی اوراق و کاهش تقاضای دارایی امن عنوان کرد. این بانک همچنین به کاهش خرید بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به ETFها اشاره دارد که از شتاب رشد طلا کاسته است. با این حال، در صورت ضعف اقتصاد یا افزایش تورم، احتمال عبور طلا از ۴۰۰۰ دلار وجود دارد و هدف ۶ تا ۱۲ ماهه همچنان ۴۵۰۰ دلار باقی مانده است. تیم تحقیقات کامودیتی بانک سیتی‌ هدف قیمتی طلا برای سه‌ماهه آینده را از ۴۳۰۰ دلار به ۴۰۰۰ دلار در هر اونس کاهش داد. تحلیلگران در یادداشتی که روز دوشنبه منتشر شد، اعلام کردند بهبود شرایط کلان اقتصادی و کاهش حمایت سمت تقاضا، از دلایل اصلی این بازبینی بوده است. این مقاله توسط وب‌سایت کیتکو (Kitco) منتشر شده و توسط UtoTimes برای شما ترجمه و آماده‌سازی شده است. در این گزارش آمده است: «در کوتاه‌مدت، محرک‌های محدودی برای ادامه یک روند صعودی پایدار می‌بینیم.» سیتی در توضیح این چشم‌انداز به چند عامل کلیدی اشاره کرده است؛ از جمله تثبیت بازده واقعی اوراق، تقویت موقت دلار در کوتاه‌مدت، و کاهش تقاضا برای دارایی‌های امن در پی افت تنش‌های ژئوپلیتیک. همچنین به گفته تحلیلگران، خرید طلای فیزیکی توسط بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به صندوق‌های ETF نیز کند شده و همین موضوع از شدت روند صعودی بازار کاسته است. آن‌ها تأکید کرده‌اند: «در غیاب یک شوک جدید، فضای رشد کوتاه‌مدت طلا محدود خواهد بود.» با وجود چشم‌انداز ضعیف‌تر در کوتاه‌مدت، تحلیلگران سیتی معتقدند اگر اقتصاد به‌طور قابل توجهی تضعیف شود یا دوباره تورم افزایش یابد، امکان عبور قیمت طلا از ۴۰۰۰ دلار در تابستان همچنان وجود دارد. پیش‌بینی بلندمدت این بانک بدون تغییر باقی مانده و هدف ۶ تا ۱۲ ماهه آن ۴۵۰۰ دلار در هر اونس است؛ مشروط بر تغییر سیاست‌های فدرال رزرو به سمت سیاست‌های انبساطی (Dovish) یا افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک. این بانک پیش‌تر پیش‌بینی‌های خود را به‌طور قابل توجهی کاهش داده بود. در ۱۳ ژانویه، استراتژیست‌های سیتی به رهبری کنی هو هدف ۳ ماهه طلا را ۵۰۰۰ دلار و نقره را ۱۰۰ دلار اعلام کرده بودند و انتظار داشتند بازار صعودی فلزات گران‌بها تا اوایل ۲۰۲۶ ادامه یابد. ▶ مشاهده کنید: تحلیل تکنیکال طلا: اونس جهانی طلا در لبه پرتگاه آن‌ها در آن زمان به «افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک، کمبودهای مداوم بازار فیزیکی و افزایش ابهام درباره استقلال فدرال رزرو» به‌عنوان دلایل این پیش‌بینی اشاره کرده بودند. با وجود اینکه هر دو فلز در ابتدای سال به رکوردهای تاریخی جدید رسیدند، سیتی همچنان انتظار دارد نقره عملکرد بهتری نسبت به طلا داشته باشد؛ هرچند معتقد است در ادامه، فلزات پایه ممکن است توجه بازار را به خود جلب کنند. به گفته استراتژیست‌های این بانک: «دیدگاه دیرینه ما مبنی بر برتری نقره و گسترش بازار صعودی فلزات گران‌بها به سمت فلزات صنعتی و در نهایت قرار گرفتن آن‌ها در مرکز توجه، عملکرد خوبی داشته است.» بر اساس چشم‌انداز ژانویه سیتی، انتظار می‌رفت تنش‌های ژئوپلیتیک پس از سه‌ماهه اول کاهش یابد و در نتیجه تقاضا برای فلزات گران‌بها در ادامه سال کمتر شود؛ به‌طوری که طلا بیشترین آسیب را از اصلاح احتمالی قیمت ببیند. با این حال، این بانک همچنان انتظار دارد فلزات صنعتی، به‌ویژه آلومینیوم و مس، در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ عملکرد قوی داشته باشند. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار در انتظار CPI و PPI؛ مسیر طلا و دلار تعیین می‌شود

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

ترامپ: برای کاهش قیمت انرژی، دست به اقدامی تاریخی می‌زنیم

    در حال اتخاذ اقدامات عملی در حوزه صنعت زغال‌سنگ هستیم. امروز طرحی ۷۰۰ میلیون دلاری را برای نیروگاه‌های زغال‌سنگ اعلام می‌کنیم. ما نیروگاه‌های زغال‌سنگ جدید خواهیم ساخت. جلسه بسیار خوبی با مقامات جنرال موتورز و فورد داشتم.  

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

هشدار UBS به سرمایه‌گذاران: رشد بزرگ کامودیتی‌ها هنوز تمام نشده است

در یک نگاه تحلیلگران UBS معتقدند مذاکرات آمریکا و ایران همچنان مهم‌ترین عامل اثرگذار بر بازارهای کامودیتی در کوتاه‌مدت است. با وجود نوسانات بالا، بازار کامودیتی‌ها از ابتدای سال رشد قابل‌توجهی داشته و شاخص UBS CMCI Composite بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته است. موسسه UBS همچنان چشم‌انداز مثبتی برای نفت، طلا، مس و آلومینیوم دارد و کمبود عرضه و روندهای ساختاری مانند برقی‌سازی اقتصاد را از عوامل حمایت‌کننده قیمت‌ها می‌داند. این بانک توصیه می‌کند سرمایه‌گذاران بخشی از سبد خود را به کامودیتی‌ها اختصاص دهند تا در برابر تورم و شوک‌های انرژی محافظت شوند. به گفته «جیووانی استاونوو»، تحلیلگر بازار کامودیتی در بانک UBS، مذاکرات میان آمریکا و ایران همچنان مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده بازارهای کامودیتی در کوتاه‌مدت است و تخصیص بخشی از سبد سرمایه‌گذاری به کامودیتی‌ها می‌تواند در میان‌مدت از سرمایه‌گذاران در برابر تورم و شوک‌های عرضه انرژی محافظت کند. این مطلب بر پایه گزارش کیتکو (Kitco) و با بازخوانی تیم یوتوتایمز منتشر می‌شود. استاونوو در گزارشی که روز دوشنبه منتشر شد نوشت که احتمالاً نوسانات بازار کامودیتی‌ها در کوتاه‌مدت همچنان بالا خواهد ماند، اما همین نوسانات تاکنون به رشد قابل‌توجه قیمت‌ها در سراسر بازار کامودیتی‌ها منجر شده است. به گفته وی: «قیمت نفت خام برنت در ۳۰ آوریل به بالاترین سطح چهار سال اخیر، یعنی ۱۲۶ دلار در هر بشکه رسید. همچنین قیمت طلا در حال حاضر حدود ۱۶ درصد پایین‌تر از رکورد تاریخی خود در ماه ژانویه است؛ زیرا افزایش انتظارات درباره نرخ‌های بهره پس از تشدید تنش‌ها بر احساسات بازار فشار وارد کرده است.» وی افزود: «بر اساس شاخص بازده کل UBS CMCI Composite به دلار آمریکا، کامودیتی‌های پایه از ابتدای سال تاکنون بیش از ۲۰ درصد رشد کرده‌اند.» چشم‌انداز مثبت برای نفت، طلا و فلزات پایه استاونوو معتقد است که حتی با کاهش تدریجی ریسک‌های ژئوپلیتیکی، عوامل بنیادین بازار همچنان از قیمت نفت، طلا و فلزات پایه حمایت خواهند کرد. او توضیح داد: «ذخایر فرآورده‌های نفتی در بسیاری از اقتصادها در سطح پایینی قرار دارد و ممکن است برای کنترل تقاضا تا زمان بازسازی موجودی‌ها، به قیمت‌های بالاتری نیاز باشد.» وی درباره طلا نیز گفت: در میان‌مدت انتظار داریم طلا به دلیل سطح بالای بدهی‌های جهانی، کسری‌های مالی پایدار در آمریکا و ادامه روند متنوع‌سازی ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی، مسیر صعودی خود را ادامه دهد. به گفته او، UBS همچنان انتظار کمبود عرضه در بازار مس و آلومینیوم را دارد؛ موضوعی که می‌تواند در میان‌مدت از قیمت این فلزات حمایت کند، در حالی که روندهای ساختاری مانند گسترش برقی‌سازی اقتصاد نیز تقاضای بلندمدت را تقویت می‌کنند. استاونوو تأکید کرد که UBS همچنان در سال ۲۰۲۶ دیدگاهی مثبت نسبت به بازار کامودیتی‌ها دارد و مدیریت فعال سرمایه‌گذاری را توصیه می‌کند. او گفت: «اگرچه بازار کامودیتی‌ها ممکن است دوره‌هایی از نوسان شدید را تجربه کند، اما می‌تواند نقش ارزشمندی در پرتفوی سرمایه‌گذاری داشته باشد؛ زیرا از نظر تاریخی همبستگی پایینی با بازار سهام و اوراق قرضه داشته است.» کاهش پیش‌بینی قیمت طلا از سوی UBS موسسه UBS هفته گذشته پیش‌بینی قیمت طلا در پایان سال ۲۰۲۶ را از ۵۹۰۰ دلار به ۵۵۰۰ دلار در هر اونس کاهش داد. دلیل این تصمیم، نگرانی از تداوم بازده بالای اوراق خزانه‌داری آمریکا و قدرت پایدار دلار عنوان شد. «دومینیک اشنایدر» و «وین گوردون»، تحلیلگران UBS، اعلام کردند که سرمایه‌گذاران به دلیل بالا ماندن نرخ بازده اوراق، تمایل کمتری به نگهداری طلا نشان می‌دهند. به گفته آن‌ها: «بازارها بار دیگر به مفهوم هزینه فرصت توجه کرده‌اند و ویژگی بدون بازده بودن طلا، در شرایطی که نرخ‌های بهره واقعی همچنان بالا هستند، به عامل مهم‌تری تبدیل شده است.» این دو تحلیلگر افزودند که تقاضا از سوی صندوق‌های ETF و بازار معاملات آتی به‌طور محسوسی کاهش یافته و هرچند جریان سرمایه در هفته‌های اخیر تثبیت شده، اما هنوز برای بازگرداندن شتاب صعودی قدرتمند طلا که در اوایل سال ۲۰۲۶ مشاهده می‌شد کافی نیست. با این حال، UBS معتقد نیست که بازار صعودی بلندمدت طلا به پایان رسیده باشد. تحلیلگران این بانک بر این باورند که سرمایه‌گذاران در شرایط فعلی به صبر بیشتری نیاز دارند، اما همچنان انتظار دارند قیمت طلا تا پایان سال حدود ۱۰۰۰ دلار بالاتر از سطح فعلی قرار گیرد. اشنایدر و گوردون معتقدند که در سال ۲۰۲۷، اتخاذ سیاست پولی متعادل‌تر می‌تواند از قدرت دلار بکاهد و دوباره جذابیت طلا را برای سرمایه‌گذاران افزایش دهد. جنگ ایران و تأثیر آن بر بازار کامودیتی‌ها در ۱۳ آوریل، جیووانی استاونُوو اعلام کرد که کامودیتی‌هایی مانند طلا و نفت احتمالاً حتی مدت‌ها پس از پایان جنگ ایران نیز به رشد قیمتی خود ادامه خواهند داد و سرمایه‌گذارانی که حجم قابل‌توجهی طلا در اختیار دارند بهتر است دامنه سرمایه‌گذاری کالایی خود را گسترش دهند. او در یادداشت پژوهشی خود نوشت: تداوم تنش‌ها در ایران و ریسک‌های موجود در تنگه هرمز فشار صعودی بر قیمت‌ها و نوسانات بازار کامودیتی‌ها، به‌ویژه نفت، وارد کرده است. به اعتقاد او، چشم‌انداز صعودی کامودیتی‌ها همچنان پابرجاست و این روند علاوه بر ریسک‌های ژئوپلیتیکی، ناشی از عوامل بنیادین و عدم تعادل عرضه و تقاضا است. استاونوو یادآور شد که نفت برنت پیش از حملات به ایران حدود ۷۲ دلار در هر بشکه معامله می‌شد. وی افزود: «قیمت طلا در آن زمان حدود ۱۳ درصد پایین‌تر از رکورد تاریخی ژانویه قرار داشت، در حالی که شاخص کامودیتی‌های گسترده از ابتدای سال حدود ۱۷ درصد رشد کرده بود.» او تأکید کرد که حتی با کاهش تدریجی ریسک‌های ژئوپلیتیکی، عوامل بنیادین همچنان از بازار کامودیتی‌ها حمایت خواهند کرد. توصیه UBS به سرمایه‌گذاران طلا استاونوو گفت: «برای سرمایه‌گذارانی که به طلا علاقه دارند، تخصیص بخشی محدود از سبد سرمایه‌گذاری به این فلز می‌تواند تنوع‌بخشی مناسبی ایجاد کرده و در برابر ریسک‌های سیستماتیک محافظت کند.» او افزود: سرمایه‌گذارانی که هم‌اکنون سهم بالایی از دارایی خود را به طلا اختصاص داده‌اند و سود تحقق‌نیافته قابل‌توجهی دارند، بهتر است بخشی از سرمایه‌گذاری کامودیتی خود را به مس، آلومینیوم و محصولات کشاورزی گسترش دهند تا منابع بازدهی آینده متنوع‌تر شود. پیش‌بینی رشد طلا تا ۶۲۰۰ دلار در هر اونس تحلیلگران UBS در ۱۶ مارس پیش‌بینی کردند که مجموعه عواملی شامل تغییر ارزیابی ریسک‌ها، سیاست‌های نرخ بهره، تورم و تقاضای قوی بنیادین می‌تواند قیمت طلا را تا پایان سال ۲۰۲۶ به محدوده ۵۹۰۰ تا ۶۲۰۰ دلار در هر اونس برساند. آن‌ها اشاره کردند که طلا از زمان آغاز درگیری ایران نتوانسته از سطح ۵۲۰۰ دلار عبور کند و برخلاف انتظار، نقش پناهگاه امن به‌طور کامل در قیمت آن منعکس نشده است. تحلیلگران UBS توضیح دادند: این وضعیت در تضاد با رشد ۶۵ درصدی طلا در سال گذشته است؛ زمانی که ریسک‌های ژئوپلیتیکی در کنار عواملی مانند کاهش نرخ‌های بهره واقعی و نگرانی‌های بدهی، از قیمت‌ها حمایت می‌کردند. آن‌ها همچنین به نمونه‌های تاریخی اشاره کردند: پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، قیمت طلا ۱۵ درصد افزایش یافت اما پس از افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، بین ۱۵ تا ۱۸ درصد کاهش پیدا کرد. در جنگ خلیج فارس و جنگ عراق نیز قیمت طلا در ابتدا به ترتیب ۱۷ و ۱۹ درصد رشد کرد، اما با فروکش کردن تنش‌ها کاهش یافت. با این وجود، UBS همچنان معتقد است که روند بلندمدت طلا صعودی است. تحلیلگران این بانک تأکید کردند: طلا بیش از آنکه پوششی در برابر خود جنگ باشد، ابزاری برای محافظت در برابر پیامدهای اقتصادی و پولی ناشی از درگیری‌هاست؛ از جمله کاهش ارزش پول، افزایش کسری بودجه و کندی رشد اقتصادی. آن‌ها افزودند: در کوتاه‌مدت، افزایش قیمت انرژی و نگرانی‌های تورمی باعث تقویت دلار و افزایش احتمال رشد نرخ بهره شده که هر دو برای طلا منفی هستند. اما انتظار داریم بانک‌های مرکزی با احتیاط عمل کنند و از افزایش شتاب‌زده نرخ‌های بهره خودداری نمایند. در پایان، UBS تأکید کرد که تقاضای بنیادین طلا همچنان قوی است و خریدهای مداوم بانک‌های مرکزی، افزایش فعالیت سرمایه‌گذاری و رشد تقاضای جواهرات در آسیا از قیمت طلا حمایت می‌کنند. این بانک همچنین معتقد است روندهای ساختاری مانند بدهی بالای دولت‌ها و تلاش بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران جهانی برای کاهش وابستگی به دلار آمریکا، چشم‌انداز بلندمدت طلا را تقویت خواهد کرد. بر همین اساس، UBS همچنان دیدگاهی مثبت نسبت به طلا دارد و آن را ابزاری مؤثر برای تنوع‌بخشی به پرتفوی سرمایه‌گذاری می‌داند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

کاخ سفید تعرفه تجهیزات کشاورزی را از ۲۵٪ به ۱۵٪ کاهش داد

کاخ سفید اعلام کرد که بر اساس فرمان جدید ریاست‌جمهوری، تعرفه واردات تجهیزات کشاورزی از جمله کمباین‌ها و ماشین‌های برداشت از ۲۵ درصد به ۱۵ درصد کاهش یافته است. این فرمان همچنین دامنه تعرفه ۱۵ درصدی موجود را گسترش می‌دهد تا تجهیزات صنعتی متحرک مانند بولدوزرها و لیفتراک‌ها که از کشورهای دارای توافق تجاری با آمریکا وارد می‌شوند، مشمول این نرخ شوند. در ادامه، کاخ سفید از اصلاح تعرفه‌ها بر واردات تجهیزات صنعتی متحرک و بازنگری در رژیم تعرفه‌ای مربوط به واردات آلومینیوم، فولاد و مس خبر داد. این تغییرات بخشی از سیاست جدید واشنگتن برای بهینه‌سازی زنجیره تأمین و کاهش هزینه‌های تولید داخلی ارزیابی می‌شود.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر