EURUSD 1.11577 USD ▼ 0.17%
XAUUSD 3,875.09 USD ▼ 3.63%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 104.12 USD ▲ 2.08%
BTCUSD 77,861.17 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70300 USD ▲ 0.07%
EURJPY 176.259 JPY ▲ 0.03%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۳۱ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۳۱ دقیقه پیش

پشت‌پرده دفاع UBS از طلا؛ ۳ ستون مانع ریزش قیمت به زیر ۴,۰۰۰ دلار

در یک نگاه ایجاد کف قیمتی مستحکم در مرز ۴,۰۰۰ دلار: موسسه مالی UBS اعلام کرد افت قیمت طلا بسیار محدود است؛ چرا که خریداران ساختاری در حال تبدیل سطح ۴,۰۰۰ دلار به یک کف قیمتی قوی هستند. سه ستون اصلی پشتیبان فلز زرد: خریدهای مداوم بانک‌های مرکزی، تقاضای قوی در بازار چین و نگرانی‌های ساختاری از بدهی‌های عمومی دولت‌ها، سه پایه اصلی حمایت از طلا محسوب می‌شوند. اصلاح‌های قیمتی؛ فرصت خریدهای جدید: با وجود خروج کوتاه مدت سرمایه از صندوق‌های ETF، بانک یو‌بی‌اس معتقد است افت‌های فعلی فرصتی برای ورود دوباره و افزایش سهم طلا در سبد دارایی‌هاست. به گزارش اختصاصی آمون شریدان در پایگاه خبری فست‌بول (FastBull)، موسسه سرمایه‌گذاری بزرگ یو‌بی‌اس (UBS) در تازه‌ترین ارزیابی خود اعلام کرد که افت بیشتر قیمت طلا بسیار محدود بوده و مرز ۴,۰۰۰ دلار به عنوان یک حمایت کلیدی عمل خواهد کرد. اگرچه صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل معامله (ETF) در هفته گذشته شاهد خروج خالص سرمایه بودند و سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدت پوزیشن‌های خود را کاهش دادند، اما UBS تاکید دارد که پایه‌های بنیادی و ساختاری بازار طلا کماکان دست‌نخورده باقی مانده‌اند. با ما در یوتوتایمز همراه باشید تا بر پایه گزارش اختصاصی وب‌سایت اینوستینگ‌لایو، سه ستون حمایت از طلا و توصیه استراتژیک UBS را بررسی کنیم. تقابل سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدت و خریداران ساختاری تفاوت میان خروج سرمایه‌های کوتاه‌مدت از صندوق‌های ETF و تداوم خریدهای رسمی، نبرد اصلی در تعیین مسیر بعدی طلا است. خروج سرمایه‌گذاران معامله‌گر باعث فشار فروش مقطعی شده، اما خریداران بلندمدت و نهادی مانع سقوط عمیق‌تر قیمت شده‌اند. تحلیل‌گران UBS باور دارند خریدارانی که افق سرمایه‌گذاری بلندمدت دارند، افت قیمت‌ها تا محدوده ۴,۰۰۰ دلار را نه به‌عنوان سیگنال خروج، بلکه به‌عنوان فرصتی برای خرید در اصلاح ارزیابی می‌کنند. بنابراین تا زمانی که سطح ۴,۰۰۰ دلار حفظ شود، سناریوی صعودی معتبر باقی می‌ماند. سه ستون اصلی برای بقای طلا در کانال ۴,۰۰۰ دلار بانک یو‌بی‌اس سه عامل کلیدی را به عنوان پایه‌های اصلی حمایت از طلا و محدودکننده ریسک ریزش معرفی کرده است: خریدهای قدرتمند بانک‌های مرکزی: روند افزودن طلا به ذخایر رسمی توسط نهادهای پولی بین‌المللی با قدرت ادامه دارد و سیگنالی مطمئن به بازار صادر می‌کند. تقاضای فیزیکی و باثبات در چین: خریداران چینی کماکان حضور فعال خود را در بازار حفظ کرده‌اند و حجم تقاضای آن‌ها از افت‌های شدید جلوگیری می‌کند. نگرانی از بدهی‌های عمومی و هزینه‌های تامین مالی: رشد بدهی دولت‌های بزرگ و هزینه‌های بالای بازپرداخت آن، جذابیت طلا را به عنوان یک دارایی بدون ریسک اعتباری و پوشش تورمی زنده نگه داشته است. پیش‌بینی مسیر آینده و توصیه‌های استراتژیک پیام اصلی UBS به سرمایه‌گذاران روشن است: ضعف‌های کوتاه‌مدت در جریان خروج سرمایه از ETFها، چشم‌انداز مثبت و ساختاری طلا را تغییری نداده است. این بانک پیشنهاد می‌کند معامله‌گران از اصلاح‌های فعلی قیمت به عنوان فرصتی برای بازسازی و افزایش پوزیشن‌های خرید استفاده کنند. البته UBS خاطرنشان می‌سازد که این تحلیل بر فرض تداوم خریدهای رسمی و تقاضای چین استوار است؛ افت چشمگیر در خریدهای بانک‌های مرکزی یا تداوم خروج سرمایه از ETPها می‌تواند استحکام حمایت ۴,۰۰۰ دلاری را مجدداً وارد آزمون کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

جهش پیش‌بینی نفت برنت به ۱۱۰ دلار؛ بانک UBS از تداوم شکنندگی عرضه خبر داد

در یک نگاه جهش قیمت‌ها و تعدیل صعودی: بانک UBS پیش‌بینی قیمت نفت خام برنت برای پایان سال ۲۰۲۶ را از ۱۰۰ به ۱۱۰ دلار افزایش داد و اهداف قیمتی سال ۲۰۲۷ را نیز بالا برد. شکنندگی عرضه و بحران تنگه هرمز: تداوم ریسک‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، حملات به کشتی‌ها و کاهش محموله‌های خلیج فارس، ثبات عرضه را به شدت تهدید می‌کند. هزینه‌های نجومی حمل‌ونقل: افزایش نرخ تانکرهای بزرگ (VLCC) به ۳۰ تا ۴۰ دلار در هر بشکه و عبور قیمت برنت از ۱۱۵ دلار، فشار هزینه‌ای مضاعفی بر بازار وارد کرده است. بانک UBS به دلیل ادامه ریسک‌های عرضه در خاورمیانه، انتظارات خود از قیمت نفت را دوباره افزایش داده است. این بانک پیش‌بینی‌های خود از قیمت نفت برنت را نه تنها برای پایان سال ۲۰۲۶، بلکه برای سه فصل اول سال ۲۰۲۷ نیز افزایش داده است. در این راستا، بانک پیش‌بینی خود از قیمت نفت خام برنت تا پایان سال ۲۰۲۶ را از ۱۰۰ دلار به ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش داد. بانک UBS اعلام کرد، اگرچه قیمت نفت ممکن است در ماه‌های آینده بالا بماند، اما عرضه نفت خاورمیانه همچنان در برابر تحولات ژئوپلیتیکی آسیب‌پذیر خواهد بود. اصلاح پیش‌بینی‌های قیمت نفت برای سال ۲۰۲۷ بانک UBS پیش‌بینی‌های قیمت نفت خود را نه تنها برای پایان سال ۲۰۲۶، بلکه برای سال ۲۰۲۷ نیز افزایش داده است. این بانک پیش‌بینی خود برای قیمت نفت خام برنت در مارس ۲۰۲۷ را از ۹۰ دلار به ۹۵ دلار افزایش داد. همچنین، پیش‌بینی ژوئن ۲۰۲۷ از ۸۵ دلار به ۹۰ دلار و تخمین سپتامبر ۲۰۲۷ از ۸۰ دلار به ۸۵ دلار افزایش یافت. بنابراین، UBS همچنان انتظار دارد که قیمت نفت برنت در طول سال ۲۰۲۷ به تدریج کاهش یابد و مسیر قیمتی بالاتری نسبت به تخمین‌های قبلی خود پیش‌بینی می‌کند. این بانک اعلام کرد که محموله‌های نفت در خاورمیانه پس از اختلالات عمده‌ای که در اوایل سال تجربه شد، به طور قابل توجهی بهبود یافته است. در مقابل، افزوده که محموله‌های نفت و میعانات گازی کشورهای خلیج فارس همچنان پایین‌تر از سطح قبل از درگیری است. این بانک اعلام کرد که خطر اختلالات مجدد در تولید و صادرات در منطقه همچنان فشار رو به بالایی بر قیمت نفت وارد می‌کند. تأثیر حملات تنگه هرمز و جهش هزینه‌های حمل‌ونقل ارزیابی بانک UBS همچنین خطرات مربوط به حمل و نقل دریایی در داخل و اطراف تنگه هرمز را آشکار کرده است. گزارش‌های مربوط به حملات به کشتی‌های منطقه در ماه اکتبر به بالاترین حد خود رسید و باعث افزایش هزینه‌های بیمه و حمل و نقل دریایی شد. طبق اعلام این بانک، هزینه‌های بالای حمل و نقل همچنان یکی از عوامل کلیدی حمایت از قیمت نفت برنت است. بطوریکه، هزینه‌های تانکر به ۳۰ تا ۴۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. بانک UBS همچنین به افزایش هزینه‌های حمل و نقل برای تانکرهای نفت بسیار بزرگ که محموله را از خاورمیانه به چین حمل می‌کنند، اشاره کرد. هزینه حمل کالا در نفتکش‌هایی که VLCC نامیده می‌شوند، از تقریباً ۱ تا ۳ دلار برای هر بشکه در ۱۰ سال گذشته به محدوده ۳۰ تا ۴۰ دلار در شرایط کنونی افزایش یافته است. این بانک اعلام کرد که طولانی‌تر شدن زمان حمل و نقل و کمبود عرضه نفتکش از عوامل مؤثر در این افزایش بوده است. در واقع، افزایش شدید هزینه‌های حمل و نقل نه تنها شرکت‌های لجستیکی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه مستقیماً بر قیمت نفت نیز تأثیر می‌گذارد. طبق گزارش UBS، افزایش هزینه‌های حمل نفت از مناطق تولید به مراکز مصرف، فشار هزینه‌ای را بر نفت خام برنت افزایش می‌دهد. به باور کارشناسان، اگر خطرات امنیتی در اطراف تنگه هرمز ادامه یابد، این تأثیر می‌تواند ادامه یابد. عبور قیمت نفت از مرز ۱۱۵ دلار قیمت نفت روز چهارشنبه پس از حمله به پالایشگاهی در عربستان سعودی بیش از ۱ درصد افزایش یافت و قیمت نفت خام برنت به بالای ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسید. تحولات ژئوپلیتیکی و نگرانی‌ها در مورد امنیت عرضه، ریسک افزایش قیمت نفت را بالا نگه داشته است. بانک UBS تأکید کرد که عدم قطعیت در پیش‌بینی‌های قیمت نفت همچنان بالاست. این بانک اعلام کرد که روند غیرقابل پیش‌بینی درگیری‌ها در خاورمیانه، سرعت بهبود تولید نفت در کشورهای حوزه خلیج فارس و تحولات تقاضای جهانی نفت، عوامل تعیین‌کننده در پیش‌بینی‌های آن خواهند بود. بنابراین، اعلام شد که اهداف قیمتی جدید اعلام شده برای نفت خام برنت همچنان نسبت به تحولات ژئوپلیتیکی و سمت عرضه حساس خواهند بود. سناریوی خروج تدریجی و چشم‌انداز آینده نفت برنت پیش‌بینی‌های جدید بانک UBS نشان می‌دهد که قیمت نفت برنت می‌تواند در پایان سال ۲۰۲۶ در سطح ۱۱۰ دلار باقی بماند و پس از آن، قیمت‌ها می‌توانند به تدریج در طول سال ۲۰۲۷ کاهش یابند. با این حال، حتی در این سناریوی نزولی، بانک سطح قیمت بالاتری را نسبت به انتظارات قبلی خود پیش‌بینی می‌کند. این امر نشان می‌دهد که عرضه نفت از خاورمیانه، امنیت تنگه هرمز و هزینه‌های بالای حمل و نقل به عنوان عوامل خطری در نظر گرفته می‌شوند که می‌توانند تأثیر بلندمدت‌تری نسبت به کوتاه‌مدت بر بازار نفت داشته باشند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

آزمون سخت غول‌های هوش مصنوعی با گزارش متا؛ چرا الگوی سوددهی تغییر کرد؟

در یک نگاه آغاز فصل گزارش‌های مالی با الگوی مِتا (Meta): با انتشار آمارهای مالی متا پس از بسته‌شدن بازار آمریکا، فصل گزارش‌دهی غول‌های فناوری (Mega-Cap) رسماً کلید می‌خورد؛ فصل جدیدی که تحت نرخ‌های بهره بالا و هزینه‌های سنگین سرمایه‌ای برگزار می‌شود. سه آزمون سرنوشت‌ساز بانک UBS برای هوش مصنوعی: بانک سوئیسی UBS تاکید دارد که معامله‌گران سه معیار «سلامت کسب‌وکار اصلی»، «تجاری‌سازی واقع‌بینانه هوش مصنوعی» و «بازگشت ملموس سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی (Capex)» را ملاک ارزیابی قرار خواهند داد. سخت‌گیرتر شدن بازار و افزایش نوسانات تک‌سهم‌ها: با توجه به بالارفتن انتظارات، صرفاً شکستن برآوردهای درآمدی کافی نیست و شفافیت درباره هزینه‌کردهای آینده برای سال ۲۰۲۷ تعیین‌کننده برندگان و بازندگان خواهد بود. فصل گزارش‌های مالی سه ماهه سوم غول‌های فناوری هلدینگ‌های بزرگ آمریکا امروز چهارشنبه با انتشار آمارهای مالی شرکت متا (Meta) آغاز می‌شود. این در حالی است که بانک مطرح UBS در تازه‌ترین ارزیابی خود اعلام کرده که رویه بازار نسبت به سهام هوش مصنوعی تغییر کرده است؛ معامله‌گران دیگر به داستان‌های جذاب پذیرش تکنولوژی قانع نیستند و غول‌های فناوری باید ثابت کنند سرمایه‌گذاری‌های سنگین‌شان در حال تبدیل شدن به سود و درآمد واقعی است. با ما در یوتوتایمز همراه باشید تا در این گزارش تحلیلی بر پایه آخرین مقاله وب‌سایت اینوستینگ‌لایو (InvestingLive)، آزمون‌های سه‌گانه بانک UBS برای آینده سهام هوش مصنوعی را بررسی کنیم. سه آزمون سرنوشت‌ساز UBS برای غول‌های هوش مصنوعی به گفته تحلیلگران یو‌بی‌اس (UBS)، با توجه به بالا ماندن نرخ بهره و افزایش هزینه‌های تامین مالی، تحمل بازار برای هزینه‌کردهای بی‌قید و شرط و بدون بازده در حوزه هوش مصنوعی به‌شدت کاهش یافته است. این بانک ۳ فاکتور کلیدی را برای این فصل مشخص کرده است: سلامت کسب‌وکارهای اصلی (Core Business): غول‌های فناوری با درآمدهای قوی در بخش‌های تبلیغات، نرم‌افزار و تجارت دیجیتال وارد این فصل می‌شوند. سوال اصلی این است که آیا این کسب‌وکارهای سنتی می‌توانند همچنان جور هزینه‌کردهای سنگین هوش مصنوعی را بکشند یا خیر؟ تجاری‌سازی و درآمدزایی مستقیم (Monetisation): افزایش استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی خبر خوبی است، اما سرمایه‌گذاران به‌دنبال شواهدی هستند که نشان دهد این استفاده به سود عملیاتی از طریق حق اشتراک، تبلیغات یا خدمات ابری تبدیل می‌شود. بازگشت سرمایه در بخش زیرساخت‌ها (Capex Returns): میزان استفاده از ظرفیت‌ها، قدرت قیمت‌گذاری و چشم‌انداز هزینه‌های سرمایه‌ای (Capex) برای سال‌های ۲۰۲۷ به بعد، مهم‌ترین بخش سخنرانی مدیران ارشد در کنفرانس‌های خبری خواهد بود. متا در خط مقدم؛ وقتی تبلیغات هزینه زیرساخت را می‌دهد گزارش متا (Meta) پس از بسته‌شدن بازار و کنفرانس تلفنی آن، زاویه دید اولیه معامله‌گران را شکل خواهد داد. متا به عنوان شرکت متکی به درآمد تبلیغاتی که سرمایه‌گذاری چند ده میلیارد دلاری روی زیرساخت‌های هوش مصنوعی را پیش می‌برد، نمونه کاملی از چالش‌های فعلی بازار است. ارزیابی بانک UBS نشان می‌دهد که از نظر بنیادی، سه ماهه سوم قوی خواهد بود؛ اما بالا بودن بیش از حد انتظارات وال‌استریت می‌تواند موجی از نوسانات شدید را در تک‌سهم‌ها ایجاد کند. هرگونه نشانه‌ای از پیشی گرفتن هزینه‌ها بر درآمد، حتی در صورت برآورده شدن پیش‌بینی‌های اولیه، می‌تواند بر سهام شرکت‌های بزرگ فشار وارد کند؛ در حالی که شفافیت در هزینه‌کردها، سوخت بالارفتن سهام تولیدکنندگان تراشه و سخت‌افزار را تامین خواهد کرد. توصیه به سرمایه‌گذاران در برابر نوسانات پیش‌رو بانک UBS همچنان نسبت به فرصت‌های ساختاری هوش مصنوعی در بلندمدت خوش‌بین است و شرکت‌های توسعه‌دهنده ابری (Hyperscalers) و سازندگان باکیفیت نیمه‌هادی‌ها را گزینه‌های مناسبی می‌داند. با این حال، به سرمایه‌گذارانی که سبد سهام آن‌ها تمرکز بالایی روی بخش فناوری دارد پیشنهاد می‌کند از فازهای رشد و صعود بازار برای متعادل‌سازی سبد خود در بخش‌ها و مناطق جغرافیایی مختلف استفاده کنند.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

یو‌بی‌اس نسبت به رشد محدود فروش آیفون هشدار داد؛ هدف قیمتی اپل بدون تغییر در ۲۹۶ دلار باقی ماند

بانک سرمایه‌گذاری یو‌بی‌اس (UBS) با تأکید بر نشانه‌های تضعیف تقاضا برای آیفون، رتبه خنثی سهام اپل و هدف قیمتی ۲۹۶ دلاری آن را حفظ کرد. داده‌های مؤسسه UBS Evidence Lab در بیش از ۳۰ بازار نشان می‌دهد زمان انتظار برای تحویل مدل‌های آیفون پرو نسبت به سال گذشته ۴ روز کاهش یافته، در حالی که زمان انتظار برای مدل‌های پرو مکس تقریباً بدون تغییر مانده است. همچنین، در مقیاس هفتگی، زمان انتظار برای تحویل مدل‌های پرو یک روز و برای مدل‌های پرو مکس پنج روز کاهش یافته است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

وال‌استریت در کمین طلا؛ فرصت خرید یا شروع یک ریزش بزرگ؟

در یک نگاه طلا در محدوده ۴۱۵۰ تا ۴۲۰۰ دلار با دشواری روبه‌رو شده است؛ دلار قدرتمند، بازده بالای اوراق خزانه‌داری آمریکا و انتظارات برای انقباض بیشتر سیاست‌های پولی فدرال رزرو بر قیمت این فلز گران‌بها فشار وارد می‌کنند. بانک‌های مرکزی و صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) مبتنی بر طلا همچنان به خرید این فلز ادامه می‌دهند؛ به‌طوری‌که مجموع ذخایر صندوق‌های جهانی طلا در ماه سپتامبر به رکورد ۴۲۵۶ تن رسید. بانک UBS احتمال بازگشت قیمت طلا را مطرح می‌کند؛ چرا که با کاهش نگرانی‌ها درباره افزایش نرخ بهره، سطح حمایتی ۴۰۰۰ دلار و داده‌های پیش‌روی تورم می‌توانند نقشی تعیین‌کننده در مسیر بعدی بازار داشته باشند. طلا پس از عقب‌نشینی از اوج‌های ماه سپتامبر، که قیمت آن را به بیش از ۴۴۰۰ دلار در هر اونس رسانده بود، برای بازیابی موقعیت خود با دشواری مواجه شده است. تقویت دلار آمریکا، جهش بازده اوراق خزانه‌داری و انتظارات درباره انقباض بیشتر سیاست‌های پولی فدرال رزرو، فشار مضاعفی بر این فلز گران‌بها وارد کرده‌اند. با این حال، در شرایطی که سرمایه‌گذاران سفته‌باز در حال کاهش موقعیت‌های معاملاتی خود هستند، بانک‌های مرکزی و صندوق‌های قابل معامله در بورس با پشتوانه طلا همچنان به خرید این فلز ادامه می‌دهند. این وضعیت پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا طلا وارد یک دوره اصلاح طولانی‌مدت شده است یا افت اخیر قیمت، فرصت خرید دیگری را برای سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند؟ روز دوشنبه، قیمت طلا در محدوده ۴۱۵۰ تا ۴۲۰۰ دلار به ازای هر اونس معامله شد و قراردادهای آتی تحویل دسامبر نیز با کاهش قیمت به حدود ۴۱۸۹ دلار رسیدند. سرمایه‌گذاران در انتظار انتشار داده‌های جدید تورم آمریکا بودند. طلا از اوایل سپتامبر تاکنون حدود ۵ درصد از ارزش خود را از دست داده است؛ افتی که تحت تأثیر شاخص دلار در نزدیکی بالاترین سطح ۱۸ ماه اخیر و بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا در سطوح بالاتر از ۵ درصد رخ داده است. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا همچنان جذاب است؛ ۵ عامل که تقاضای جهانی را تقویت می‌کنند این ترکیب از عوامل، به‌ویژه برای طلا چالش‌برانگیز است؛ چرا که طلا برخلاف اوراق قرضه، سود یا بازدهی دوره‌ای ایجاد نمی‌کند. افزایش نرخ بهره، اوراق دولتی را برای سرمایه‌گذاران جذاب‌تر می‌کند و تقویت دلار نیز هزینه خرید طلا را برای خریداران خارج از آمریکا افزایش می‌دهد. با این حال، عواملی که اکنون بازده اوراق قرضه را به سطوح بالاتر سوق می‌دهند، ممکن است در نهایت به عاملی حمایتی برای طلا تبدیل شوند. چالش تورمی فدرال رزرو فدرال رزرو با یک دوراهی دشوار و فزاینده روبه‌رو است: از یک سو، رشد اقتصادی در حال کاهش است و از سوی دیگر، تورم همچنان در سطوح بالا باقی مانده است. گزارش اشتغال آمریکا در ماه سپتامبر نشان داد که تنها ۲۹ هزار شغل جدید ایجاد شده است. هم‌زمان، شاخص مقدماتی اطمینان مصرف‌کنندگان در ماه اکتبر به ۴۶.۳ کاهش یافت. در همین حال، افزایش هزینه‌های انرژی در پی جنگ ایران همچنان چشم‌انداز تورم را پیچیده‌تر کرده است. بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا، به‌عنوان یکی از شاخص‌های مهم بازار اوراق قرضه، اخیراً از ۵.۲۵ درصد فراتر رفته است؛ سطحی که از سال ۲۰۰۲ تاکنون مشاهده نشده بود. برخی تحلیلگران بازار اوراق قرضه معتقدند در صورت تداوم تورم و فشارهای ناشی از استقراض، بازده این اوراق می‌تواند به محدوده ۶ درصد نزدیک شود. ریسک کوتاه‌مدت برای طلا روشن است: اگر شاخص قیمت مصرف‌کننده آمریکا (CPI) که قرار است روز چهارشنبه منتشر شود، فراتر از انتظارات افزایش یابد، احتمال افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر تقویت خواهد شد. چنین اتفاقی می‌تواند بازده اوراق قرضه و ارزش دلار را افزایش دهد و فشار بیشتری بر قیمت طلا وارد کند. با این حال، بخش مدیریت ثروت جهانی بانک UBS معتقد است بخش قابل‌توجهی از بازنگری انقباضی انتظارات بازار درباره سیاست‌های پولی فدرال رزرو، ممکن است پیش‌تر در قیمت طلا منعکس شده باشد. بر اساس تحلیل این بانک در ۱۲ اکتبر، تضعیف بازار کار و تثبیت قیمت نفت می‌تواند در نهایت انتظارات برای انقباض بیشتر سیاست‌های پولی را کاهش دهد و زمینه را برای بهبود قیمت طلا فراهم کند. تداوم خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی مهم‌ترین استدلال به نفع افزایش قیمت طلا را باید در عواملی جست‌وجو کرد که در پس نوسانات اخیر بازار قرار دارند. بر اساس داده‌های شورای جهانی طلا، صندوق‌های قابل معامله در بورس با پشتوانه فیزیکی طلا در ماه سپتامبر حدود ۱۰ میلیارد دلار سرمایه جذب کردند. در نتیجه، مجموع ورود سرمایه به این صندوق‌ها در سه‌ماهه سوم به رکورد ۳۱ میلیارد دلار رسید. نکته قابل‌توجه این است که سرمایه‌گذاران حتی در شرایط کاهش قیمت طلا نیز به خرید ادامه دادند. ذخایر طلای این صندوق‌ها در سپتامبر ۶۷ تن افزایش یافت و به رکورد ۴۲۵۶ تن رسید. ✔️ بیشتر بخوانید: سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶ بانک‌های مرکزی نیز منبع مهم دیگری از تقاضا برای این فلز گران‌بها هستند. بر اساس گزارش شورای جهانی طلا، بانک‌های مرکزی در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ حدود ۲۸۹ تن طلا خریداری کردند؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶۲ درصد افزایش نشان می‌دهد. این روند خرید مستمر، بازتاب‌دهنده تلاش گسترده‌تر مقام‌های پولی برای متنوع‌سازی ذخایر ارزی و کاهش وابستگی به ارزهای سنتی مورد استفاده در ذخایر بین‌المللی است. آیا طلا می‌تواند دوباره به ۴۴۰۰ دلار برسد؟ بخش مدیریت ثروت جهانی UBS معتقد است بخش عمده‌ای از بازنگری اخیر انتظارات بازار درباره افزایش نرخ بهره فدرال رزرو، ممکن است در قیمت طلا منعکس شده باشد. اگرچه این بانک هشدار می‌دهد که هنوز نمی‌توان از تثبیت قطعی قیمت و شکل‌گیری کف پایدار در بازار سخن گفت، کاهش رشد اشتغال و تثبیت قیمت نفت می‌توانند در نهایت از فشار بر بازده اوراق خزانه‌داری بکاهند و فرصتی برای بازیابی قیمت طلا ایجاد کنند. با این حال، تصویر تکنیکال بازار همچنان شکننده است. تحلیلگران محدوده ۴۰۰۰ تا ۴۰۳۰ دلار را یک منطقه حمایتی حیاتی می‌دانند. در مقابل، تثبیت قیمت بالاتر از محدوده ۴۲۸۰ تا ۴۳۲۰ دلار می‌تواند احتمال آغاز موج صعودی جدید را تقویت کند. تحلیلگران بازار چین انتظار دارند طلا در سه‌ماهه چهارم عمدتاً در محدوده ۴۰۰۰ تا ۴۴۰۰ دلار معامله شود. به اعتقاد آن‌ها، نشست سیاست‌گذاری فدرال رزرو در ماه دسامبر می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در مشخص شدن جهت حرکت بعدی بازار داشته باشد. فراتر از چشم‌انداز کوتاه‌مدت نرخ بهره، استدلال بلندمدت برای سرمایه‌گذاری در طلا بیش از پیش بر نگرانی‌ها درباره پایداری مالی دولت آمریکا، متنوع‌سازی بانک‌های مرکزی به ذخایر و بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیکی استوار است. شورای جهانی طلا نیز بر این موضوع تأکید کرده است که افزایش هزینه‌های استقراض دولت‌ها و تشدید عدم‌قطعیت‌های مالی می‌تواند سرمایه‌گذاران را به سمت گزینه‌هایی جایگزین اوراق قرضه دولتی سوق دهد؛ حتی زمانی که افزایش بازده اوراق، طبق روال معمول، جذابیت طلا را کاهش می‌دهد. در نتیجه، طلا میان دو نیروی متضاد گرفتار شده است: از یک سو، فدرال رزرو مصمم است تورم را مهار کند و از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران بیش از پیش درباره پیامدهای تداوم نرخ‌های بهره بالا برای وضعیت مالی دولت‌ها و رشد اقتصادی نگران هستند. داده‌های تورمی آمریکا؛ محرک بعدی قیمت طلا مهم‌ترین محرک بعدی بازار، گزارش تورم آمریکا در روز چهارشنبه (22 مهر) خواهد بود. اگر نرخ تورم بالاتر از انتظارات اعلام شود، بازده اوراق خزانه‌داری و ارزش دلار ممکن است افزایش یابد و قیمت طلا را بار دیگر به سمت سطح ۴۰۰۰ دلار سوق دهد. در مقابل، اگر داده‌های تورمی ضعیف‌تر از پیش‌بینی‌ها باشند، احتمال افزایش مجدد نرخ بهره از سوی فدرال رزرو کاهش می‌یابد. چنین سناریویی می‌تواند نخستین فرصت جدی را برای خریداران طلا فراهم کند تا بار دیگر ابتکار عمل را در بازار به دست بگیرند. ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی بانک آمریکا: طلا بالای ۴۰۰۰ دلار نمی‌ماند؛ روند نزولی کی تمام می‌شود؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶

در یک نگاه رکورد تاریخی سودآوری: پیش‌بینی می‌شود بانک‌های جهان در سال ۲۰۲۶ حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده تاکنون. سود ۷۰۰ میلیون دلاری جی‌پی مورگان: این بانک در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ از معاملات طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها حدود ۷۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. تداوم ریسک بازار: نوسانات شدید می‌توانند در کنار فرصت‌های سودآوری، زیان‌های سنگینی نیز برای بانک‌ها به همراه داشته باشند. معامله‌گران فلزات گران‌بها در بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، در نیمه نخست سال جاری میلادی به سودهای بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند. این روند بانک‌ها را در مسیر ثبت بهترین عملکرد سالانه تاریخ خود قرار داده است؛ چراکه افزایش چشمگیر تقاضای سرمایه‌گذاران و نوسانات شدید قیمت‌ها، فرصت‌های سودآوری گسترده‌ای برای معامله‌گران ایجاد کرده است. جی‌پی مورگان (JPMorgan)، یکی از بازیگران اصلی این بازار، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰۰ میلیون دلار از معاملات و مدیریت طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها درآمد کسب کرده است. این رقم را افرادی آگاه از عملکرد بانک اعلام کرده‌اند که به دلیل محرمانه بودن اطلاعات، نخواسته‌اند نامشان فاش شود. بهترین عملکرد سالانه این بانک در این حوزه به سال ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که سود آن اندکی بیش از یک میلیارد دلار بود. به گفته منابع مطلع، چند بانک بزرگ دیگر نیز از معاملات فلزات گران‌بها صدها میلیون دلار سود به دست آورده‌اند؛ موضوعی که رقابت را در بازاری تشدید کرده است که مدت‌ها تحت سلطه جی‌پی مورگان بوده است. بر اساس اطلاعات یکی از افراد آگاه از عملکرد دویچه‌بانک (Deutsche Bank)، واحد معاملات این بانک که با اقدامی خبرساز بار دیگر حضور خود را در بازار شمش طلا گسترش داده، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک در سطح جهانی، پیش‌بینی می‌شود بانک‌ها در سال جاری میلادی حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ رقمی که بر اساس مجموعه داده‌های شرکت تحلیل خدمات مالی «کریسیل کولیشن گرینویچ» (Crisil Coalition Greenwich)، بالاترین میزان ثبت‌شده تاکنون خواهد بود. معاملات انرژی و فلزات به یکی از محرک‌های اصلی درآمد شرکت‌های وال‌استریت، از جمله گلدمن ساکس، بانک آمریکا (Bank Of America) و مورگان استنلی (Morgan Stanley) تبدیل شده است. میزهای معاملاتی این شرکت‌ها می‌توانند از نوسانات قیمت و اختلالات بازار ناشی از درگیری‌های جهانی و تنش‌های تجاری سود ببرند. در این میان، فلزات گران‌بها به‌ویژه سودآور بوده‌اند. موج خریدهای سفته‌بازانه، قیمت طلا و نقره را در اوایل سال جاری به بالاترین سطوح تاریخی خود رساند. در جریان این رشد قیمتی، ابزارهای مالی مانند اختیار معامله (Option) با سررسید کوتاه‌مدت و صندوق‌های قابل معامله در بورس اهرمی (ETF) محبوبیت بیشتری پیدا کردند. سرمایه‌گذاران به دنبال ابزارهایی بودند که امکان افزایش سریع‌تر بازدهی را فراهم کنند. میزهای معاملاتی همچنین از جابه‌جایی شمش‌های طلا در نقاط مختلف جهان سودهای قابل‌توجهی به دست آوردند. آن‌ها از اختلاف قیمت میان مراکز اصلی معاملات جهانی بهره بردند؛ اختلاف‌هایی که فرصت‌های آربیتراژ ایجاد کرده بود. ✔️ بیشتر بخوانید: فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟ گرگ فریت، معامله‌گر ارشد فلزات گران‌بها در گروه سنتالیون (Centalion Group)، شرکت تجارت جهانی که پیش‌تر با نام گونور (Gunvor) شناخته می‌شد، در جریان میزگرد کنفرانس انجمن بازار شمش لندن (LBMA) در ایتالیا در هفته جاری گفت: «بیشتر افرادی که در اینجا با آن‌ها صحبت کرده‌ام، سال بسیار خوبی را پشت سر گذاشته‌اند؛ سالی رکوردشکن.» به گفته افراد آگاه، چند بانک برای بهره‌برداری از فرصت‌های رو به رشد این بازار، درصدد پیوستن به گروه کوچکی از مؤسسات مالی هستند که خدمات نگهداری شمش در خزانه و تسویه معاملات را در بازار طلای لندن ارائه می‌کنند. لندن بزرگ‌ترین مرکز معاملات شمش طلا در جهان است و این خدمات، زیرساخت اصلی فعالیت این بازار به شمار می‌روند. سیتی‌گروپ (Citigroup) در اوایل سال جاری میلادی به نخستین مؤسسه جدیدی تبدیل شد که پس از یک دهه وارد این حوزه شده است. این بانک به جی‌پی مورگان، یوبی‌اس (UBS)، اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) و آی‌سی‌بی‌سی استاندارد بانک پیوست. به گزارش پیشین بلومبرگ، دویچه‌بانک و مورگان استنلی نیز به دنبال ورود به این حوزه هستند. سخنگویان جی‌پی مورگان و دویچه‌بانک از اظهارنظر در این باره خودداری کردند. آنگاد چاتوال، رئیس بخش درآمد ثابت، ارز و کامودیتی در شرکت کولیشن، می‌گوید درآمد جهانی بانک‌ها از معاملات فلزات گران‌بها، سال گذشته نیز به رکورد تاریخی رسیده بود و این روند صعودی همچنان ادامه دارد. او دلیل این رشد را «تداوم نوسانات شدید بازار و مشارکت گسترده سرمایه‌گذاران در بازارهای طلا و نقره» عنوان کرد. ژانویه برای میزهای معاملاتی فلزات گران‌بها ماهی به‌ویژه سودآور بود؛ چرا که سفته‌بازان در سراسر جهان به خرید طلا و نقره روی آوردند و قیمت این فلزات را به سطوحی بی‌سابقه رساندند. با این حال، از آن زمان قیمت‌ها تا حدودی عقب‌نشینی کرده‌اند. آغاز جنگ در خاورمیانه باعث جهش قیمت انرژی شد و انتظارات درباره انقباض سیاست‌های پولی و افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کرد. با وجود این عقب‌نشینی، قیمت نقدی طلا و نقره همچنان بیش از دو برابر سطوح ابتدای سال ۲۰۲۴ است. البته نوسانات شدید و اختلاف‌های چشمگیر قیمت در بازار همیشه به سود معامله‌گران تمام نمی‌شود. چنین شرایطی می‌تواند در صورت اتخاذ موقعیت معاملاتی اشتباه از سوی بانک‌ها، زیان‌های سنگینی نیز به همراه داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟

در یک نگاه حمایت کلیدی طلا: بانک UBS احتمال می‌دهد قیمت طلا در کوتاه‌مدت بار دیگر به محدوده ۴۰۰۰ دلار به‌ازای هر اونس بازگردد؛ سطحی که می‌تواند خریداران را به بازار جذب کند. چشم‌انداز نرخ بهره: UBS انتظار دارد فدرال رزرو یک بار دیگر در سال جاری نرخ بهره را افزایش دهد و در سال ۲۰۲۷ دو مرحله کاهش ۲۵ نقطه پایه‌ای داشته باشد. پیش‌بینی قیمت طلا: UBS اهداف قیمتی خود را برای دسامبر ۲۰۲۶ تا سپتامبر ۲۰۲۷ به‌ترتیب ۴۶۰۰، ۵۰۰۰، ۵۲۰۰ و ۵۴۰۰ دلار تعیین کرده است. به گفته UBS، قیمت طلا ممکن است در کوتاه‌مدت بار دیگر سطح حمایتی ۴۰۰۰ دلار به‌ازای هر اونس را آزمایش کند؛ سطحی که این بانک انتظار دارد در آن، خریداران بلندمدت و ساختاری وارد بازار شوند و مانع از افت بیشتر قیمت شوند. هم‌زمان، افزایش بازده واقعی اوراق قرضه و تقویت دلار، هزینه فرصت نگهداری طلا را افزایش داده است؛ چرا که طلا دارایی‌ است که سود یا بازده دوره‌ای ایجاد نمی‌کند. جووانی استاونوو، استراتژیست UBS، در یادداشتی نوشت: «عوامل بازدارنده در کوتاه‌مدت همچنان پابرجا هستند؛ بازده واقعی بالای اوراق قرضه آمریکا و قدرت دلار می‌توانند قیمت طلا را دوباره به محدوده ۴۰۰۰ دلار به‌ازای هر اونس سوق دهند.» ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک استاونوو گفت به نظر می‌رسد افت قیمت‌ها عمدتاً ناشی از فعالیت معامله‌گران غیرتجاری باشد که موقعیت‌های خرید خالص خود را در بازار قراردادهای آتی و اختیار معامله (Option) کاهش داده‌اند. با این حال، دارایی‌های صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) مبتنی بر طلا «به‌طور غیرمعمولی مقاوم» باقی مانده‌اند و طی هفته‌های اخیر، ورود سرمایه به این صندوق‌ها به‌طور پیوسته ادامه داشته است. این استراتژیست معتقد است طلا در برابر افزایش شدید بازده اوراق قرضه نیز مقاومت قابل‌توجهی نشان داده است. به گفته او، این موضوع نشان می‌دهد حساسیت قیمت طلا به نرخ‌های بهره واقعی کاهش یافته است؛ چرا که تقاضای ساختاری اکنون در مقایسه با چرخه‌های قبلی بازار، نقش مؤثرتری در خنثی‌کردن فشارهای نزولی ایفا می‌کند. او در این زمینه به عواملی همچون متنوع‌سازی بانک‌های مرکزی به ذخایر خود، نگرانی‌ها درباره بدهی‌های عمومی و هزینه‌های تأمین مالی آن‌ها، انتظار برای تضعیف دلار در بلندمدت و تقاضای قدرتمند چین اشاره کرد. همچنین، پیش‌بینی می‌شود تقاضای هند در پی فرارسیدن فصل جشنواره‌ها و کاهش قیمت طلا تقویت شود. بر اساس داده‌های اولیه، خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی در ماه سپتامبر همچنان با سرعت قابل‌توجهی ادامه داشته است. چین با خرید ۲۳ تن و ازبکستان با خرید ۷ تن، در صدر خریداران قرار گرفتند. UBS همچنان انتظار دارد خرید سالانه طلا توسط بانک‌های مرکزی بین ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ تن باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا به مرز ۴۱۰۰ دلار رسید؛ آیا ریزش بزرگ‌تری در راه است؟ بازار در حال حاضر احتمال افزایش مجموع نرخ بهره فدرال رزرو به میزان اندکی بیش از ۷۵ نقطه پایه تا پایان سال ۲۰۲۷ را در قیمت‌ها لحاظ کرده است. در مقابل، UBS پیش‌بینی می‌کند فدرال رزرو یک بار دیگر در سال جاری نرخ بهره را افزایش دهد و در سال ۲۰۲۷ نیز دو مرحله کاهش ۲۵ نقطه پایه‌ای را اجرا کند. استاونوو گفت با بازنگری بازارها در ارزیابی احتمال انقباض بیشتر سیاست‌های پولی، کاهش بازده واقعی اوراق قرضه باید زمینه را برای افزایش قیمت طلا فراهم کند. موسسه UBS در پیش‌بینی‌های خود انتظار دارد قیمت هر اونس طلا تا دسامبر به ۴۶۰۰ دلار، تا مارس ۲۰۲۷ به ۵۰۰۰ دلار، تا ژوئن به ۵۲۰۰ دلار و تا سپتامبر ۲۰۲۷ به ۵۴۰۰ دلار برسد. استاونوو تأکید کرد که افت قیمت طلا به محدوده ۴۰۰۰ دلار، «فرصتی برای افزایش میزان سرمایه‌گذاری در این فلز» فراهم می‌کند. او همچنین به سرمایه‌گذارانی که به دارایی‌های واقعی علاقه‌مند هستند، توصیه می‌کند سهمی در حدود چند درصد میانیِ تک‌رقمی از سبد سرمایه‌گذاری خود را به طلا اختصاص دهند. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

یوبی‌اس با وجود نرخ‌های بالا به رشد سهام آمریکا امیدوار است

در یک نگاه یوبی‌اس پیش‌بینی می‌کند شاخص S&P 500 تا ژوئن ۲۰۲۷ به ۸۴۰۰ واحد برسد. سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، رشد سود شرکت‌ها و تاب‌آوری اقتصاد آمریکا از پایه‌های این چشم‌انداز هستند. افزایش بیشتر بازده اوراق، جهش قیمت نفت یا کاهش برنامه‌های سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی می‌توانند به این پیش‌بینی صعودی لطمه بزنند. یوبی‌اس انتظار دارد رشد بازار سهام آمریکا با وجود نرخ‌های بهره بالا و تنش‌های خاورمیانه ادامه یابد و شاخص S&P 500 تا ژوئن ۲۰۲۷ به ۸۴۰۰ واحد برسد. این بانک در عین حال هشدار داده است که دوره‌هایی از نوسان محتمل است و سرمایه‌گذاران بهتر است در بخش‌های مختلف بازار تنوع داشته باشند. این پیش‌بینی پس از آن مطرح شد که شاخص S&P 500 روز سه‌شنبه ۰٫۶ درصد رشد کرد و به نخستین رکورد خود از اوت رسید. رشد شاخص از ابتدای سال به ۱۴٫۲ درصد رسید؛ با وجود ادامه درگیری‌ها در خاورمیانه و باقی‌ماندن بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا در سطوحی نزدیک به بالاترین میزان چنددهه‌ای. یوبی‌اس می‌گوید سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، سود قدرتمند شرکت‌ها و رشد اقتصادی باثبات می‌توانند زمینه ادامه صعود را فراهم کنند. هوش مصنوعی؛ نیروی محرک اصلی از نگاه یوبی‌اس، هوش مصنوعی همچنان یکی از مهم‌ترین محرک‌های بازار است. قدرت دوباره سهام مرتبط با این حوزه به رشد اخیر بازار کمک کرده و استقبال از مدل‌ها و محصولات تازه نیز اعتماد سرمایه‌گذاران را تقویت کرده است. یوبی‌اس به افزایش پیش‌بینی درآمد شرکت مارول برای سال مالی ۲۰۲۸ اشاره کرد؛ پیش‌بینی‌ای که از برآورد وال‌استریت فراتر رفت و به تقاضا برای تراشه‌های سفارشی مراکز داده مربوط بود. این بانک پیش‌بینی می‌کند سرمایه‌گذاری جهانی مرتبط با هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۷ بیش از یک‌سوم افزایش یابد و به ۱٫۲ تریلیون دلار برسد. همچنین، برآوردهای اجماعی از رشد سود شرکت‌های نزدک ۱۰۰ به میزان ۴۳ درصد در سال جاری و ۲۸ درصد در سال آینده حکایت دارد. گسترش رشد سود به بخش‌های دیگر یوبی‌اس انتظار دارد رشد سود شرکت‌ها از فناوری فراتر برود. این بانک پیش‌بینی می‌کند سود شرکت‌های شاخص S&P 500 امسال ۲۵ درصد و در سال ۲۰۲۷، ۱۴ درصد افزایش یابد. بر اساس ارزیابی یوبی‌اس، تاب‌آوری هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان می‌تواند از سهام کالاها و خدمات مصرفی اختیاری حمایت کند. فعالیت پررونق بازارهای سرمایه و بهبود وام‌دهی نیز به نفع شرکت‌های مالی است و رونق تولید می‌تواند به رشد سهام صنعتی کمک کند. این بانک همچنین به‌دلیل ویژگی‌های دفاعی و چشم‌انداز رشد ساختاری، بخش‌های مراقبت‌های درمانی و خدمات شهری را ترجیح می‌دهد. تاب‌آوری اقتصاد و اثر نرخ بهره یوبی‌اس می‌گوید افزایش کسری تجاری آمریکا در ماه اوت ــ که به بالاترین سطح از مارس ۲۰۲۵ رسید ــ ممکن است در کوتاه‌مدت بر رشد کل اقتصاد فشار وارد کند. بااین‌حال، این بانک افزایش واردات را نشانه‌ای از تقاضای پایدار مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاری در تجهیزات، از جمله تجهیزات مرتبط با هوش مصنوعی، می‌داند. این بانک رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا را برای سال جاری ۲٫۲ درصد و برای سال ۲۰۲۷، ۲ درصد پیش‌بینی کرده است؛ رشدی که به ارزیابی آن می‌تواند اقتصاد را در برابر انقباض محدود سیاست پولی مقاوم نگه دارد. در ۱۶ دوره افزایش نرخ بهره از سال ۱۹۵۴، شاخص S&P 500 در سال پس از نخستین افزایش نرخ به‌طور متوسط ۱۰٫۸ درصد رشد کرده است. ریسک‌هایی که می‌توانند پیش‌بینی را به چالش بکشند تحولات پس از انتشار یادداشت یوبی‌اس، چشم‌انداز این بانک را در معرض آزمون قرار داده است. صورت‌جلسه فدرال رزرو که روز چهارشنبه منتشر شد نشان داد بیشتر مقام‌ها افزایش دوباره نرخ بهره تا پایان سال را محتمل می‌دانند. انتظارات تورمی مصرف‌کنندگان آمریکا نیز افزایش یافته و گزارش اکسیوس از آماده‌سازی گزینه‌هایی برای ازسرگیری حملات به ایران خبر داده است. پیش‌بینی صعودی یوبی‌اس تا حد زیادی به این وابسته است که رشد سود شرکت‌ها بتواند فشار ناشی از نرخ‌های بالاتر را جبران کند. افزایش بیشتر بازده اوراق یا جهش قیمت نفت در پی تشدید دوباره درگیری‌ها در خاورمیانه می‌تواند سهام را آسیب‌پذیر کند. برای شرکت‌های تولیدکننده سخت‌افزار هوش مصنوعی و تأمین‌کنندگان مراکز داده، رشد پیش‌بینی‌شده سرمایه‌گذاری سرمایه‌ای پشتوانه مهمی است؛ اما اگر برنامه‌های هزینه‌کرد کاهش یابد، تمرکز بازار بر این گروه‌ها می‌تواند به منبع ریسک تبدیل شود. یوبی‌اس در مجموع بر ادامه حضور در بازار، همراه با تنوع‌بخشی سرمایه‌گذاری‌ها، تأکید دارد. این رویکرد نشان می‌دهد بانک با وجود خوش‌بینی به روند کلی بازار، انتظار دارد نوسان نیز ادامه پیدا کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

موسسه UBS پیش‌بینی قیمت نفت را به‌دلیل ریسک‌های تنگه هرمز افزایش داد

بانک UBS پیش‌بینی خود از قیمت نفت در ماه دسامبر را ۵ دلار به ازای هر بشکه افزایش داد و دلیل این تصمیم را کاهش ذخایر نفت و تشدید حملات در تنگه هرمز اعلام کرد؛ عواملی که باعث افزایش صرف ریسک ژئوپلیتیکی در بازار نفت شده‌اند. بانک UBS اکنون پیش‌بینی می‌کند قیمت نفت برنت تا پایان سال به ۱۰۰ دلار و قیمت WTI به ۹۶ دلار به ازای هر بشکه برسد. این بانک هشدار داده است که چشم‌انداز بازار همچنان بسیار نامطمئن است و تحولات آن به روند درگیری‌ها در خاورمیانه و سرعت بازگشت تولید نفت کشورهای حوزه خلیج فارس بستگی خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

موسسه UBS: رشد درآمد اپ‌استور اپل همچنان ضعیف است

بانک UBS با وجود بهبود رشد درآمد اپ‌استور اپل به ۵ درصد نسبت به سال گذشته در ماه سپتامبر، بار دیگر رتبه «خنثی» (Neutral) و قیمت هدف ۲۹۶ دلار برای سهام اپل را تأیید کرد. در سه‌ماهه منتهی به سپتامبر، درآمد اپ‌استور تنها ۲ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافت که دومین فصل متوالی با رشد تک‌رقمی پایین محسوب می‌شود. عملکرد اپ‌استور در آمریکا به‌ویژه ضعیف بود و درآمد آن حدود ۷ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافت، در حالی که درآمد اپ‌استور در سایر نقاط جهان حدود ۷ درصد رشد کرد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

نفت، تورم و سیاست‌گذاری؛ سه محرک احتمالی بازار اوراق از نگاه UBS

در یک نگاه UBS سه عامل ثبات‌بخش بازار اوراق را کاهش بیشتر تورم، بهبود جریان انرژی از تنگه هرمز و اقدام سیاست‌گذاران برای مهار بازده‌های بلندمدت می‌داند. این بانک انتظار بازار برای نزدیک به چهار افزایش دیگر نرخ بهره تا پایان ۲۰۲۷ را بیش از حد تهاجمی ارزیابی می‌کند. با وجود تداوم نوسان و نگرانی از کسری بودجه و انتشار اوراق مرتبط با هوش مصنوعی، UBS اوراق با درآمد ثابت را جذاب می‌داند. UBS می‌گوید سه تحول می‌تواند پس از هفت روز افت پیاپی به ثبات اوراق خزانه‌داری آمریکا کمک کند: کاهش بیشتر تورم، بهبود جریان انرژی و اقدام‌های سیاست‌گذاران برای مهار بازده اوراق بلندمدت. این بانک همچنین معتقد است بازار احتمالاً نزدیک به چهار افزایش دیگر نرخ بهره فدرال رزرو را تا پایان سال ۲۰۲۷ بیش از اندازه در قیمت‌ها لحاظ کرده است و همچنان اوراق با درآمد ثابت را جذاب می‌داند. UBS انتظار دارد نوسان اوراق خزانه‌داری در کوتاه‌مدت بالا بماند؛ با این حال، در یادداشتی که پیش از بازگشت نسبی قیمت اوراق در روز پنجشنبه نوشته شده بود، سه عامل را برشمرد که می‌توانند به آرام‌تر شدن بازار کمک کنند. اوراق خزانه‌داری تا پایان روز چهارشنبه هفت جلسه پیاپی افت کرده بودند. در این دوره، بازده اوراق ۱۰ساله از ۵.۳ درصد گذشت؛ سطحی که به گفته گزارش، از سال ۲۰۰۷ دیده نشده بود. بازده اوراق ۳۰ساله نیز به بالاترین سطح خود در ۲۴ سال رسید. اوراق دولتی جهان هم بدترین افت فصلی خود از سال ۲۰۲۴ را تجربه کردند. بانک این فشارها را به مجموعه‌ای از عوامل نسبت داد: درگیری خاورمیانه و باقی‌ماندن نفت برنت در محدوده ۱۰۰ دلار، رشد قدرتمند اقتصاد آمریکا، انتشار گسترده اوراق برای تأمین مالی توسعه هوش مصنوعی از سوی شرکت‌های بزرگ فناوری، کسری بودجه پایدار و تغییر موقعیت صندوق‌های پوشش ریسک. عامل نخست، کاهش بیشتر تورم است. بازار تا پایان سال ۲۰۲۷ نزدیک به چهار افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره فدرال رزرو را پیش‌بینی می‌کند؛ انتظاری که UBS آن را بیش از حد تهاجمی می‌داند. این بانک به کمتر بودن تورم هسته PCE ماه اوت از پیش‌بینی‌ها، بازنگری‌های سالانه‌ای که تصویر ملایم‌تری از تورم ارائه کرده‌اند و کاهش نرخ سالانه‌شده سه‌ماهه تورم هسته به حدود ۲ درصد اشاره کرد؛ پایین‌ترین سطح از ژوئیه ۲۰۲۴. از نگاه UBS، ادامه افزایش نرخ بهره در چندین نوبت بعید است، به‌ویژه آنکه فدرال رزرو این چرخه انقباضی را از سطحی بسیار بالاتر از سال ۲۰۲۲ آغاز کرده است. عامل دوم، بهبود جریان انرژی است. UBS اذعان دارد که جنگ، اکنون در هشتمین ماه خود، بیش از حد انتظار ادامه یافته است؛ بااین‌حال، واشنگتن و تهران هر دو انگیزه‌های اقتصادی برای رسیدن به توافق دارند و فعالیت‌های دیپلماتیک نیز از زمان مجمع عمومی سازمان ملل افزایش یافته است. نشانه‌های روشن‌تر از بازگشت رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز می‌تواند نگرانی‌های تورمی را کاهش دهد و به بازار اوراق خزانه‌داری کمک کند. در مقابل، حمله تازه به کشتی‌رانی می‌تواند فشارها را دوباره افزایش دهد. عامل سوم، اقدام سیاست‌گذاران است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در ماه اوت حجم بازخرید اوراق را دو برابر کرد، اما اثر این اقدام کوتاه‌مدت بود. UBS می‌گوید اگر افزایش بازده اوراق، ثبات بازار را تهدید کند، سیاست‌گذاران ممکن است اقدام‌های دیگری را بررسی کنند؛ از جمله تغییر مقررات نقدینگی بانک‌ها یا شرکت‌های بیمه برای ایجاد تقاضای بیشتر برای اوراق دولتی. این بانک همچنین استدلال می‌کند که بازده‌های بالاتر امروز، در مقایسه با سال ۲۰۲۲، برای سرمایه‌گذاران حاشیه امن بیشتری فراهم می‌کند. برآورد UBS نشان می‌دهد بازده اوراق دوساله، پنج‌ساله و ۱۰ساله آمریکا باید به‌ترتیب حدود ۲۵۵، ۱۱۰ و ۶۵ واحد پایه افزایش یابد تا زیان ناشی از افت قیمت از درآمد حاصل از اوراق بیشتر شود. UBS برای سرمایه‌گذارانی که به‌دنبال درآمد هستند، سررسیدهای کوتاه‌تر را ترجیح می‌دهد و برای افرادی که توان تحمل نوسان دارند، خرید گزینشی اوراق باکیفیت با سررسیدهای میان‌مدت تا بلندمدت را مناسب می‌داند. با این حال، به‌دلیل نگرانی‌های مالی دولت و انتشار اوراق مرتبط با توسعه هوش مصنوعی، درباره طولانی‌ترین سررسیدها محتاط است. پس از نگارش یادداشت UBS، بازده اوراق ۱۰ساله روز پنجشنبه برای مدتی به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۲ رسید و سپس کاهش یافت. بااین‌حال، ریسک انرژی همچنان پابرجاست؛ همان روز یک نفتکش دیگر در تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفت. گزارش اشتغال روز جمعه و اظهارات مقام‌های فدرال رزرو، از جمله لوری لوگان که از افزایش بیشتر نرخ بهره به میزان ۵۰ تقطع پایه یا بیشتر حمایت می‌کند، از آزمون‌های فوری بازار خواهند بود.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

شوک تنگه هرمز به بازار سوخت؛ قیمت زغال‌سنگ به ۱۴۶ دلار رسید!

در یک نگاه قیمت زغال‌سنگ به دلیل کمبود گاز و تنش‌های خاورمیانه به ۱۴۶ دلار در هر تن افزایش یافت. صادرات اندونزی به عنوان تأمین‌کننده اصلی به دلیل محدودیت‌های تولید، ۲۳ درصد کاهش پیدا کرد. کشورهای بزرگ از جمله چین و هند برای جایگزینی گاز، تولید برق با زغال‌سنگ را افزایش دادند. آژانس بین‌المللی انرژی از پیش‌بینی رکوردشکنی مصرف جهانی زغال‌سنگ در سال جاری خبر داد.   با محدود شدن عرضه جهانی، قیمت زغال‌سنگ دوباره شروع به افزایش کرده و قیمت‌های آتی به بالای ۱۴۵ دلار در هر تن رسیده است. باید توجه داشت که درگیری‌ها در خاورمیانه تعادل بازارهای انرژی را تغییر داده و در این راستا، قیمت زغال‌سنگ به ۱۴۶ دلار در هر تن افزایش یافت که رشد روزانه ۱.۵۷ درصدی را نشان می‌دهد. علاوه بر این، کمبود عرضه گاز، وابستگی به زغال‌سنگ برای تولید برق را افزایش داده است. قیمت آتی زغال‌سنگ از پایین‌ترین سطح یک ماهه خود بهبود یافته و در نتیجه، قیمت به ۱۴۶ دلار در هر تن رسید. افزایش ماهانه به ۳ درصد و افزایش سالانه به ۳۶.۷۷ درصد ثبت شد و پیش‌بینی سه‌ماهه سوم نیز روی ۱۴۳.۹۰ دلار است. کاهش ۲۳ درصدی صادرات اندونزی مهم‌ترین تحول در بخش عرضه جهانی از اندونزی حاصل شد. صادرات زغال‌سنگ این کشور در ماه اوت نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۳ درصد کاهش یافت و به پایین‌ترین سطح خود در ۵ سال گذشته رسید. علاوه بر این، سهمیه‌های تولید همچنان صادرات را محدود می‌کنند. عدم قطعیت سیاست‌گذاری و شرایط قوی ال‌نینو نیز بر عرضه تأثیر می‌گذارند. بحران گاز طبیعی تقاضا برای زغال‌سنگ را افزایش داد جنگ با ایران مشکلات جدیدی را در تأمین گاز طبیعی ایجاد کرده است. علاوه بر این، اختلالات ناشی از تنگه هرمز، قیمت LNG را افزایش داده است. بنابراین، برخی کشورها تولید برق از زغال‌سنگ را افزایش داده‌اند. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از جمله این کشورها بودن و مصرف زغال‌سنگ در اروپا نیز افزایش یافته است. پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) گزارش داد که تقاضا برای زغال‌سنگ همچنان قوی است و طبق پیش‌بینی این سازمان، تقاضای جهانی می‌تواند امسال به رکورد جدیدی برسد. قیمت بالای LNG یکی از دلایل اصلی این روند بوده و نگرانی‌های مربوط به امنیت انرژی نیز گرایش به سمت زغال‌سنگ را افزایش داده است. قیمت نفت و گاز نیز بر بازارهای انرژی تأثیر می‌گذارد که در حال حاضر: نفت برنت: بالای ۱۰۷ دلار نفت خام آمریکا: حدود ۹۴ دلار گاز طبیعی اروپا: حدود ۷۲.۸ دلار این چشم‌انداز از تقاضا برای سوخت‌های جایگزین در تولید انرژی حمایت می‌کند. هرچند قیمت زغال‌سنگ در سال گذشته تقریباً ۳۷ درصد افزایش یافت، اما در مقابل قیمت‌ها همچنان بسیار پایین‌تر از اوج تاریخی خود هستند. بالاترین قیمت ثبت شده در دوره ۲۰۰۸-۲۰۲۶، تقریبا ۴۵۷.۸۰ دلار و پایین‌ترین سطح ثبت شده ۴۸.۴۰ دلار بوده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

بانک UBS: بازارها احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را بیش از حد برآورد کرده‌اند

در یک نگاه بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا: عبور از ۵.۲ درصد، بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ دیدگاه UBS درباره فدرال رزرو: احتمال یک افزایش نرخ بهره در دسامبر و توقف پس از آن عامل فشار بر بازارها: داده‌های قوی اقتصادی، افزایش قیمت نفت و تقاضای ضعیف در حراج اوراق پنج‌ساله چشم‌انداز سرمایه‌گذاری: تداوم خوش‌بینی به سهام، جذابیت اوراق با درآمد ثابت و توصیه به تنوع‌بخشی با کالاهای پایه و دارایی‌های جایگزین بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا برای نخستین‌بار از سال ۲۰۰۷ تاکنون از مرز ۵.۱ درصد عبور کرد و در ادامه به بیش از ۵.۲ درصد رسید. بااین‌حال، بانک UBS معتقد است بازارها احتمال تشدید سیاست پولی فدرال رزرو را بیش از اندازه جدی گرفته‌اند و شرایط همچنان برای سهام و اوراق قرضه مساعد است. بازده این اوراق در معاملات روز چهارشنبه حدود ۱۵ نقطه پایه افزایش یافت و روز پنجشنبه نیز به روند صعودی خود ادامه داد. هم‌زمان، شاخص S&P 500 در جلسه معاملاتی چهارشنبه نزدیک به یک درصد افت کرد. سه عامل اصلی جهش بازده اوراق به گفته UBS، افزایش اخیر بازده اوراق خزانه‌داری تحت تأثیر سه عامل اصلی قرار داشته است: رشد قیمت نفت به‌دلیل نگرانی‌های تازه درباره اختلال در عرضه خاورمیانه، انتشار داده‌های قدرتمند اقتصادی و استقبال ضعیف سرمایه‌گذاران از حراج اوراق پنج‌ساله آمریکا. در حراج ۷۰ میلیارد دلاری اوراق پنج‌ساله، بازده نهایی به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۶ رسید؛ موضوعی که نشان می‌دهد تقاضا برای بدهی دولت آمریکا در سطوح فعلی چندان قدرتمند نیست. از سوی دیگر، شاخص اولیه ترکیبی مدیران خرید S&P Global در ماه سپتامبر از سطح ۵۸ عبور کرد. این شاخص برای چهارمین ماه متوالی شتاب گرفت و قوی‌ترین عملکرد بخش خصوصی آمریکا را از ژوئیه ۲۰۲۱ به ثبت رساند. افزایش هزینه نهاده‌ها نیز نگرانی‌ها درباره تداوم فشارهای تورمی را بیشتر کرده است. هزینه‌های ورودی با سریع‌ترین سرعت خود در نزدیک به چهار سال گذشته رشد کرد که بخشی از آن ناشی از افزایش هزینه سوخت و حمل‌ونقل بود. بازارها روی افزایش نرخ بهره در اکتبر حساب می‌کنند پس از انتشار این داده‌ها، معامله‌گران احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در ماه اکتبر را افزایش دادند. قراردادهای آتی نرخ بهره فدرال اکنون احتمال این افزایش را حدود ۷۰ درصد نشان می‌دهند؛ درحالی‌که این رقم یک هفته قبل کمتر از ۵۰ درصد بود. فدرال رزرو در نشست اخیر خود، دامنه هدف نرخ بهره را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد افزایش داده بود. بااین‌حال، UBS معتقد است بازار در حال قیمت‌گذاری برای انقباض پولی بیشتری نسبت به آن چیزی است که احتمالاً در عمل رخ خواهد داد. برآورد پایه این بانک شامل یک افزایش دیگر نرخ بهره در ماه دسامبر و سپس توقف روند افزایش‌هاست. UBS همچنین به میانه پیش‌بینی‌های سیاست‌گذاران فدرال رزرو اشاره می‌کند که از ثبات نرخ‌ها تا سال ۲۰۲۷ حکایت دارد؛ حتی اگر برخی مقام‌های بانک مرکزی همچنان موضعی متمایل به سیاست‌های سخت‌گیرانه داشته باشند. UBS انتظار کاهش تدریجی تورم را دارد UBS پیش‌بینی می‌کند تورم آمریکا طی شش ماه آینده به‌تدریج کاهش یابد. این بانک دو عامل را برای این روند مهم می‌داند: احتمال بازنگری نزولی حدود ۰.۲ واحد درصدی در نرخ تورم هسته شاخص هزینه‌های مصرف شخصی، موسوم به core PCE، در بازبینی‌های سالانه اداره تحلیل اقتصادی آمریکا و همچنین اثرات پایه‌ای مساعد در نیمه نخست سال آینده. در صورت تأیید این سناریو، احتمال دارد انتظارات مربوط به افزایش فوری نرخ بهره کاهش یابد و بخش کوتاه‌مدت منحنی بازده اوراق خزانه‌داری با رشد قیمت و افت بازده مواجه شود. اوراق قرضه همچنان برای سرمایه‌گذاران جذاب هستند اگرچه نگرانی درباره بدهی دولت آمریکا یکی از عوامل افزایش بازده اوراق در سال جاری بوده است، UBS معتقد است بدهی بالا الزاماً به معنای بازدهی ضعیف اوراق نیست. این بانک همچنان اوراق با درآمد ثابت را جذاب ارزیابی می‌کند و بر این باور است که بازده‌های اولیه بالاتر می‌توانند منبع مناسبی برای درآمد پرتفوی باشند. سرمایه‌گذارانی که تمرکز بیشتری بر درآمد دارند، ممکن است ترجیح دهند سررسیدهای کوتاه‌تر را انتخاب کنند تا ریسک ناشی از تغییرات نرخ بهره و مدت‌زمان اوراق کاهش یابد. UBS همچنین در اوراق باکیفیت میان‌مدت و بلندمدت، به‌صورت تاکتیکی فرصت‌هایی می‌بیند. از نگاه این بانک، اوراق شرکتی با سررسید متوسط و متعلق به ناشران قدرتمند با رتبه سرمایه‌گذاری نیز می‌توانند مورد توجه قرار گیرند. چشم‌انداز مثبت UBS برای سهام UBS نسبت به وضعیت سودآوری شرکت‌ها نیز خوش‌بین است. این بانک داده‌های اخیر شاخص مدیران خرید را نشانه‌ای از استحکام اقتصاد آمریکا می‌داند و معتقد است سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی می‌تواند به‌عنوان یک محرک اضافی برای رشد اقتصادی و سود شرکت‌ها عمل کند. این بانک رشد سود شرکت‌های حاضر در شاخص S&P 500 را برای سال جاری ۲۵ درصد و برای سال ۲۰۲۷ حدود ۱۴ درصد پیش‌بینی می‌کند. برآورد UBS برای رشد سود شاخص جهانی MSCI All Country World نیز به‌ترتیب ۲۶ و ۱۴ درصد است. بر همین اساس، UBS انتظار دارد رشد سود شرکت‌ها طی شش تا ۱۲ ماه آینده از بازارهای سهام جهانی حمایت کند و همچنان توصیه می‌کند سرمایه‌گذاران برای ادامه رشد سهام آماده باشند. تأثیر بازده اوراق بر سهام و دلار استرالیا عبور بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا از ۵.۱ درصد، نرخ تنزیل مورد استفاده برای ارزش‌گذاری سهام را افزایش می‌دهد و توجیه قیمت‌های بالا، به‌ویژه در سهام رشدی و شرکت‌های حساس به نرخ بهره، دشوارتر می‌کند. بازده بالاتر اوراق خزانه‌داری معمولاً از دلار آمریکا حمایت می‌کند و می‌تواند بر دلار استرالیا فشار وارد کند. بااین‌حال، افزایش نرخ بهره مورد انتظار بانک مرکزی استرالیا در روز سه‌شنبه می‌تواند تا حدی از دلار استرالیا حمایت کند؛ زیرا نرخ‌های بهره داخلی استرالیا را در مقایسه با آمریکا در سطح بالاتری نگه می‌دارد. اگر دیدگاه UBS درباره بیش‌برآورد احتمال افزایش نرخ بهره در ماه اکتبر درست باشد، انتشار داده‌های ضعیف‌تر از انتظار درباره تورم هسته PCE می‌تواند به کاهش سریع بازده اوراق کوتاه‌مدت و جهش قیمت آن‌ها منجر شود. از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران باید حراج‌های بعدی اوراق خزانه‌داری، به‌ویژه حراج اوراق پنج‌ساله، را با دقت دنبال کنند. تکرار تقاضای ضعیف می‌تواند نشان دهد که رشد عرضه بدهی دولت، در کنار انتظارات مربوط به سیاست فدرال رزرو، نقش مهمی در افزایش بازده اوراق دارد. UBS در کنار سهام، راهکارهای حفظ سرمایه، سرمایه‌گذاری متنوع در بازار کالاها و دارایی‌های جایگزین را نیز برای مقاوم‌تر کردن سبدهای سرمایه‌گذاری پیشنهاد می‌کند. بااین‌حال، ادامه این چشم‌انداز مثبت به واکنش فدرال رزرو به داده‌های بعدی تورم و فعالیت اقتصادی بستگی خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

ریاض در مسیر هسته‌ای شدن؛ کشف ۱۱۰ میلیون تن سنگ معدن حاوی اورانیوم

در یک نگاه کشف ذخایر قابل توجه ۱۱۰ میلیون تن سنگ معدن حاوی اورانیوم و عناصر سنگین در منطقه جبل سعید (مدینه) رسماً اعلام شد. عربستان با تمرکز بر ایجاد زنجیره ارزش یکپارچه، از راهبرد صادرات مواد خام به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالا حرکت می‌کند این کشور در راستای تحقق برنامه انرژی هسته‌ای، ظرفیت تولید برق هسته‌ای خود را تا سال ۲۰۴۰ به ۱۷ گیگاوات می‌رساند. همکاری‌های فنی با شرکت‌های بین‌المللی و استخراج هم‌زمان اورانیوم با اسید فسفریک، امنیت انرژی ملی را تضمین می‌کند   شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان سعودی، امروز اعلام کرد که این کشور در راستای پیشبرد برنامه‌های خود برای افزودن انرژی هسته‌ای به سبد انرژی ملی، ۱۱۰ میلیون تن سنگ معدن حاوی اورانیوم در منطقه «مدینه» کشف کرده است. عبدالعزیز در سخنرانی خود در هفتادمین کنفرانس عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) در وین گفت که عربستان سعودی به اکتشاف اورانیوم ادامه می‌دهد و در عین حال برای استخراج اورانیوم مرتبط از طریق فرآیند تولید کود تلاش می‌کند. به گفته وزیر سعودی، مطالعات اکتشافی و زمین‌شناسی در پروژه جبل سعید در مدینه، حدود ۱۱۰ میلیون تن سنگ معدن با غلظت بالای مواد معدنی کمیاب، به‌ویژه عناصر کمیاب سنگین، در کنار غلظت‌های امیدوارکننده اورانیوم را شناسایی کرده است. با این حال، شاهزاده عبدالعزیز عیار دقیق اورانیوم سنگ معدن تازه شناسایی شده را اعلام نکرد و میزان اورانیوم موجود و مقدار قابل بازیابی نهایی را نامشخص گذاشت. شاهزاده عبدالعزیز افزود که انرژی هسته‌ای به بخش اساسی از ترکیب انرژی برنامه‌ریزی‌شده عربستان تبدیل شده است، زیرا این کشور به دنبال تنوع بخشیدن به منابع انرژی خود، حمایت از رشد اقتصادی و تقویت امنیت عرضه است. وی عربستان را به عنوان یک شرکت‌کننده فعال در بازارهای جهانی انرژی توصیف و تلاش‌های این کشور برای توسعه منابع انرژی و معدنی خود را آشکار کرد. وزیر همچنین به ثروت معدنی کلان عربستان سعودی اشاره کرد و گفت که این کشور در تلاش است تا زنجیره‌های تأمین مواد معدنی را تقویت کند، اکتشافات عناصر خاکی کمیاب را توسعه دهد و منابع طبیعی خود را به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل کند. اطلاعات مربوط به معدن جبل سعید معدن جبل سعید در مدینه و تقریباً در ۴۰ کیلومتری شمال شهر «مهد الذهب» واقع شده است. این معدن یکی از بزرگترین ذخایر مواد معدنی حیاتی مرتبط با فعالیت‌های آتشفشانی در عربستان محسوب می‌شود. این پروژه یک سرمایه‌گذاری مشترک بین شرکت‌های «معادن» و «باریک» است و هر یک از این دو طرف، ۵۰ درصد از سهام آن را در اختیار دارند. تولید کنسانتره مس در این معدن از اواسط دهه گذشته آغاز و در سال ۲۰۱۶ وارد فاز تولید تجاری شد تا به یکی از پروژه‌های بزرگ در سیستم مس عربستان سعودی تبدیل شود. بر اساس آخرین داده‌های شرکت معادن برای سال ۲۰۲۵، ذخایر قطعی و احتمالی سنگ معدن در جبل سعید بالغ بر ۲۳.۴۸ میلیون تن با میانگین غلظت ۲.۱۵ درصد مس است که معادل حدود ۵۰۴ هزار تن مس به همراه مقادیری طلا، نقره و روی است. این ارقام با منابع جدید ۱۱۰ میلیون تنی متفاوت است، زیرا داده‌های نخست مربوط به ذخایر سنگ معدنِ پروژه مس است، در حالی که داده‌های جدید به نتایج اکتشاف گسترده‌تر مواد معدنی کمیاب و اورانیوم اشاره دارد. مساحت کمربند جبل سعید برای اکتشاف باز و تقریباً ۲۸۹۲ کیلومتر مربع است و حاوی کانی‌سازی مس و سرب به همراه طلا، نقره و روی به عنوان مواد معدنی مرتبط است. خیز به سوی سوخت هسته‌ای داخلی پیش از این، یک بررسی مشترک در سال ۲۰۱۹ توسط سازمان زمین‌شناسی عربستان سعودی و مؤسسات زمین‌شناسی چین، سه ذخایر اورانیوم احتمالی را در مرکز و شمال غربی عربستان سعودی شناسایی کرد که به‌طور بالقوه می‌توانند بیش از ۹۰ هزار تن اورانیوم تولید کنند. این اظهارات کمتر از دو ماه پس از آن منتشر می‌شود که ایالات متحده و عربستان سعودی توافقنامه همکاری هسته‌ای غیرنظامی را امضا کردند و به ریاض چارچوب قانونی برای همکاری بلندمدت با واشنگتن در زمینه انرژی هسته‌ای می‌دهد. برنامه هسته‌ای ملی عربستان سعودی شامل طرح‌هایی برای نیروگاه‌های هسته‌ای بزرگ، راکتورهای مدولار کوچک و توسعه منابع اورانیوم داخلی است. عربستان سعودی پروژه ملی انرژی اتمی خود را در سال ۲۰۱۷ به عنوان بخشی از راهبرد چشم‌انداز ۲۰۳۰ تأسیس کرد که یکی از اهداف اصلی آن، دستیابی به خودکفایی بیشتر در تولید سوخت هسته‌ای بود. در واقع، کشف منابع جدید در معدن جبل سعید، همزمان با گسترش برنامه اکتشاف اورانیوم عربستان، در راستای برنامه‌های آن برای توسعه کاربردهای صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای صورت می‌گیرد. سعودی در حال بررسی روش‌های متنوعی برای بهره‌برداری از اورانیوم است که از آن جمله می‌توان به استخراج آن همگام با اسید فسفریک اشاره کرد. وزیر انرژی سعودی اظهار داشت که نتایج کار آزمایشی انجام شده با همکاری شرکت فرانسوی «اورانو»، شاخص‌های اقتصادی امیدوارکننده‌ای را برای استخراج اورانیوم از طریق این عملیات نشان می‌دهد. راهبرد معدنی عربستان سعودی تنها به استخراج و صادرات مواد خام محدود نمی‌شود، بلکه بخش کلیدی این راهبرد بر ایجاد یک زنجیره ارزش یکپارچه تمرکز دارد که از مرحله اکتشاف و استخراج آغاز شده و با فرآوری، جداسازی و پالایش، به تولید مواد با ارزش افزوده ختم می‌شود. در این میان، اورانیوم یکی از اجزای کلیدی چشم‌انداز عربستان برای توسعه انرژی هسته‌ای محسوب می‌شود. این کشور قصد دارد با تنوع بخشیدن به ترکیب منابع تولید برق خود، وابستگی به انرژی‌های سنتی را کاهش داده و تقاضای رو به رشد داخلی را تأمین کند. عربستان سعودی برنامه بلندپروازانه‌ای برای ورود به حوزه تولید برق هسته‌ای دارد و هدف‌گذاری کرده که تا سال ۲۰۴۰، حدود ۱۷ گیگاوات برق هسته‌ای به شبکه خود اضافه کند. در همین راستا، قرار است نخستین پروژه‌های انرژی هسته‌ای این کشور شامل دو راکتور با ظرفیت ترکیبی ۳.۲ گیگاوات باشد که ظرف ۱۰ سال آینده به بهره‌برداری خواهند رسید.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

CAPE در محدوده تاریخی؛ آیا ۵ ETF دفاعی می‌توانند سپر سرمایه‌گذاران در برابر سقوط بازار باشند؟

نگرانی از احتمال اصلاح بازار سهام آمریکا دوباره در حال افزایش است. بر اساس نظرسنجی انجمن سرمایه‌گذاران انفرادی آمریکا در اوایل سپتامبر، حدود ۳۸ درصد سرمایه‌گذاران انتظار داشتند بازار سهام طی شش ماه آینده کاهش پیدا کند. هم‌زمان، ارزش‌گذاری تاریخی بازار نیز چندان آرامش‌بخش نیست؛ نسبت تعدیل‌شده قیمت به سود یا CAPE اخیراً به ۴۱.۴ رسیده، در حالی که میانگین بلندمدت آن حدود ۱۷.۴ است و فاصله چندانی با رکورد ۴۴ در سال ۱۹۹۹، پیش از ترکیدن حباب شرکت‌های اینترنتی، ندارد. در یک نگاه حدود ۳۸ درصد سرمایه‌گذاران مورد بررسی در اوایل سپتامبر انتظار افت بازار طی شش ماه آینده را داشتند. نسبت CAPE شاخص S&P 500 به حدود ۴۱.۴ رسیده، در حالی که میانگین تاریخی آن ۱۷.۴ است. صندوق سلامت و درمان ونگارد VHT دارای ۴۱۷ سهم و کارمزد سالانه ۰.۰۹ درصد است. صندوق خدمات عمومی XLU حدود ۳۱ شرکت را در اختیار دارد و کارمزد آن ۰.۰۸ درصد است. صندوق کالاهای مصرفی ضروری ونگارد VDC شامل ۱۰۳ شرکت با بازده سود تقسیمی حدود ۲.۱ درصد است. صندوق املاک و مستغلات شواب SCHH حدود ۱۱۷ دارایی و کارمزد ۰.۰۷ درصد دارد. صندوق سهام سودده شواب SCHD حدود ۹۸ شرکت را پوشش می‌دهد و بازده سود تقسیمی آن حدود ۳ درصد است. با این حال، نگرانی از سقوط بازار لزوماً به این معنا نیست که سرمایه‌گذار باید از سهام خارج شود. تلاش برای پیش‌بینی دقیق زمان سقوط و فروش پیش از آن، همان چیزی است که به «زمان‌بندی بازار» معروف است و می‌تواند هزینه سنگینی برای سرمایه‌گذار داشته باشد. یک رویکرد منطقی‌تر می‌تواند حفظ سرمایه‌گذاری در بازار و در عین حال افزایش وزن دارایی‌هایی باشد که در دوره‌های رکود و افت بازار معمولاً مقاومت بیشتری دارند. در چنین شرایطی، صندوق‌های قابل معامله بورسی متمرکز بر صنایع دفاعی می‌توانند بخشی از این استراتژی باشند؛ صنایعی مانند سلامت، خدمات عمومی، کالاهای مصرفی ضروری و املاک که تقاضای آنها در دوران رکود نیز به طور کامل از بین نمی‌رود. در کنار این گروه‌ها، صندوق‌های متمرکز بر شرکت‌های سودده و پرداخت‌کننده سود نقدی نیز می‌توانند جریان درآمدی نسبتاً پایداری برای سرمایه‌گذار ایجاد کنند. چرا اکنون صحبت از صندوق‌های دفاعی بیشتر شده است؟ در دوران رونق اقتصادی، سرمایه‌گذاران معمولاً به سمت صنایعی می‌روند که بیشترین حساسیت را به رشد اقتصاد دارند؛ اما شرایط در دوره رکود متفاوت است. زمانی که درآمد خانوارها کاهش پیدا می‌کند و شرکت‌ها هزینه‌های خود را محدود می‌کنند، تقاضا برای برخی کالاها و خدمات همچنان پابرجا می‌ماند. مردم حتی در دوران رکود به دارو، خدمات درمانی، برق و گاز، مواد غذایی و بسیاری از کالاهای مصرفی روزمره نیاز دارند. همین ویژگی باعث می‌شود شرکت‌های فعال در این حوزه‌ها در مقایسه با بسیاری از صنایع چرخه‌ای، ثبات بیشتری در درآمد و جریان نقدی خود داشته باشند. البته «دفاعی بودن» به معنای مصون بودن از افت قیمت نیست. این صندوق‌ها نیز در صورت وقوع یک سقوط گسترده می‌توانند کاهش پیدا کنند، اما هدف آنها این است که در برابر فشار بازار، عملکردی مقاوم‌تر از بخش‌های پرریسک‌تر اقتصاد داشته باشند. صندوق سلامت ونگارد؛ تمرکز بر تقاضایی که متوقف نمی‌شود یکی از گزینه‌های مورد توجه، VHT یا صندوق قابل معامله شاخص سلامت ونگارد است. منطق سرمایه‌گذاری در این صندوق ساده است: رکود اقتصادی باعث نمی‌شود نیاز مردم به خدمات درمانی، دارو و مراجعه به پزشک از بین برود. این صندوق اخیراً حدود ۴۱۷ سهم در اختیار داشت و شرکت‌هایی مانند الی‌لی‌لی، جانسون‌اندجانسون و یونایتدهلث از مهم‌ترین دارایی‌های آن بودند. کارمزد سالانه VHT تنها ۰.۰۹ درصد است؛ به این معنا که سرمایه‌گذاری ۱۰ هزار دلاری در آن، حدود ۹ دلار هزینه سالانه برای سرمایه‌گذار ایجاد می‌کند. بازده سود تقسیمی صندوق نیز حدود ۱.۵ درصد گزارش شده است. بنابراین VHT بیش از آنکه صرفاً یک گزینه درآمدی باشد، برای سرمایه‌گذاری در بخشی از اقتصاد طراحی شده که تقاضای آن در شرایط ضعیف اقتصادی نیز نسبتاً پایدار باقی می‌ماند. خدمات عمومی؛ کسب‌وکاری که مردم نمی‌توانند کنار بگذارند دومین گزینه، XLU یا صندوق بخش خدمات عمومی است. شرکت‌های این حوزه برق و سایر خدمات ضروری را تأمین می‌کنند؛ خدماتی که خانوارها و کسب‌وکارها حتی در دوره رکود نیز به آنها نیاز دارند. این صندوق حدود ۳۱ شرکت را در اختیار دارد و از جمله دارایی‌های اصلی آن می‌توان به NextEra Energy، Southern و Duke Energy اشاره کرد. کارمزد سالانه XLU تنها ۰.۰۸ درصد است و بازده سود تقسیمی آن در داده‌های ارائه‌شده حدود ۲.۸ تا ۳.۵ درصد قرار دارد. ویژگی مهم این بخش، ماهیت نسبتاً پایدار تقاضاست. زمانی که فعالیت اقتصادی کاهش پیدا می‌کند، مصرف برق ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد، اما اصل نیاز به انرژی از بین نمی‌رود. همین مسئله باعث می‌شود شرکت‌های خدمات عمومی معمولاً جایگاه مهمی در سبدهای دفاعی داشته باشند. کالاهای مصرفی ضروری؛ خریدهایی که در رکود هم ادامه دارند VDC یا صندوق کالاهای مصرفی ضروری ونگارد، گزینه دیگری برای سرمایه‌گذارانی است که به دنبال کاهش حساسیت سبد خود به چرخه اقتصادی هستند. این صندوق اخیراً حدود ۱۰۳ شرکت را در اختیار داشت و والمارت، پراکتر اند گمبل و کوکاکولا از مهم‌ترین دارایی‌های آن بودند. کارمزد سالانه VDC حدود ۰.۰۹ درصد و بازده سود تقسیمی آن حدود ۲.۱ درصد است. منطق این صندوق نیز روشن است. مصرف‌کنندگان ممکن است در دوران رکود خرید خودرو، لوازم گران‌قیمت یا کالاهای لوکس را به تعویق بیندازند، اما خرید مواد غذایی، محصولات بهداشتی، نوشیدنی‌ها و کالاهای روزمره ادامه پیدا می‌کند. البته شدت این مقاومت به شرایط اقتصادی و رفتار مصرف‌کنندگان وابسته است، اما همین تفاوت میان «نیاز» و «خرید اختیاری» یکی از دلایل اصلی جذابیت صنایع مصرفی ضروری در دوره‌های پرنوسان است. املاک؛ درآمد اجاره‌ای در دل رکود گزینه چهارم SCHH یا صندوق املاک و مستغلات آمریکا از شرکت‌های سرمایه‌گذاری در املاک است. این صندوق اخیراً ۱۱۷ دارایی در اختیار داشت و شرکت‌هایی مانند Prologis، American Tower و Realty Income از جمله مهم‌ترین آنها بودند. کارمزد سالانه SCHH تنها ۰.۰۷ درصد و بازده سود تقسیمی آن حدود ۲.۸۷ درصد است. مزیت اصلی شرکت‌های سرمایه‌گذاری در املاک، قراردادهای اجاره نسبتاً بلندمدت آنهاست. قراردادهای چندساله یا حتی طولانی‌تر می‌توانند جریان درآمدی نسبتاً قابل پیش‌بینی ایجاد کنند و در شرایطی که اقتصاد دچار افت می‌شود، بخشی از ثبات درآمد را حفظ کنند. البته بخش املاک نیز بدون ریسک نیست. نرخ بهره بالا می‌تواند هزینه تأمین مالی این شرکت‌ها را افزایش دهد و ارزش‌گذاری املاک نیز ممکن است تحت تأثیر شرایط اقتصادی قرار گیرد. بنابراین SCHH بیشتر یک ابزار تنوع‌بخشی در سبد دفاعی است تا یک دارایی کاملاً بدون ریسک. “ «به نظر من، نکته مهم این گزارش بیش از آنکه انتخاب یک صندوق خاص باشد، تغییر نحوه مدیریت ریسک در بازاری با ارزش‌گذاری بالا است. CAPE در سطح ۴۱.۴ به خودی خود سیگنال فروش نیست، اما وقتی در کنار کاهش حاشیه امنیت ارزش‌گذاری قرار می‌گیرد، منطقی است سرمایه‌گذار به جای تلاش برای خروج از بازار، کیفیت و ترکیب دارایی‌های خود را بازنگری کند. در چنین شرایطی، صندوق‌های دفاعی می‌توانند نقش «ضربه‌گیر» سبد را ایفا کنند؛ با این حال، خرید آنها صرفاً به دلیل ترس از سقوط نیز تصمیم مناسبی نیست و قیمت ورود، نرخ بهره، کیفیت شرکت‌های زیرمجموعه و افق سرمایه‌گذاری باید هم‌زمان در نظر گرفته شوند. به بیان ساده‌تر، مسئله اصلی پیش‌بینی بازار نزولی نیست؛ ساختن سبدی است که برای سناریوی صعود، رکود و اصلاح شدید، هم‌زمان آمادگی داشته باشد.» بابک شیری سود تقسیمی؛ لایه دوم دفاع در برابر رکود پنجمین گزینه SCHD یا صندوق سهام سودده آمریکاست. تفاوت اصلی این صندوق با چهار گزینه قبلی این است که تمرکز آن مستقیماً بر شرکت‌هایی قرار دارد که سابقه پرداخت سود نقدی دارند. SCHD اخیراً حدود ۹۸ شرکت را در اختیار داشت و مرک، شورون و ورایزن از مهم‌ترین دارایی‌های آن بودند. کارمزد سالانه این صندوق تنها ۰.۰۶ درصد است و بازده سود تقسیمی آن حدود ۳.۰۸ درصد گزارش شده است. پرداخت سود نقدی در دوره‌های رکودی می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. زمانی که قیمت برخی سهام برای مدتی ثابت می‌ماند یا کاهش پیدا می‌کند، دریافت جریان نقدی از شرکت‌های سودده می‌تواند بخشی از بازده سرمایه‌گذار را تأمین کند. البته پرداخت سود به تنهایی تضمین‌کننده عملکرد بهتر نیست. کیفیت کسب‌وکار، توانایی ایجاد جریان نقدی و پایداری سود نیز اهمیت دارد. مزیت SCHD در این است که به جای تمرکز بر یک صنعت خاص، مجموعه‌ای از شرکت‌های سودده را در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد. مقایسه ۵ صندوق دفاعی صندوق حوزه اصلی تعداد دارایی سود تقسیمی کارمزد سالانه VHT سلامت ۴۱۷ ۱.۵٪ ۰.۰۹٪ XLU خدمات عمومی ۳۱ حدود ۲.۸٪ ۰.۰۸٪ VDC کالاهای مصرفی ضروری ۱۰۳ ۲.۱٪ ۰.۰۹٪ SCHH املاک و مستغلات ۱۱۷ ۲.۸۷٪ ۰.۰۷٪ SCHD سهام سودده ۹۸ ۳.۰۸٪ ۰.۰۶٪ ترکیب این پنج صندوق نشان می‌دهد که دفاع در برابر بازار نزولی الزاماً به معنای خروج از بازار سهام نیست. سرمایه‌گذار می‌تواند به جای تلاش برای تشخیص زمان دقیق سقوط، بخشی از سرمایه را به صنایعی اختصاص دهد که جریان درآمدی آنها کمتر به رونق اقتصادی وابسته است. CAPE بالا؛ هشدار است، نه سیگنال فروش مهم‌ترین نکته در شرایط فعلی، نسبت CAPE برابر با ۴۱.۴ است. این رقم بیش از دو برابر میانگین بلندمدت ۱۷.۴ قرار دارد و به سطح ۴۴ در سال ۱۹۹۹ نزدیک شده است. چنین ارزش‌گذاری‌ای نمی‌تواند زمان دقیق سقوط بازار را مشخص کند، اما یک هشدار جدی درباره بازده مورد انتظار بلندمدت محسوب می‌شود. هرچه قیمت‌گذاری اولیه بازار بالاتر باشد، فضای کمتری برای خطا در برآورد رشد سود شرکت‌ها وجود خواهد داشت. در مقابل، خروج کامل از بازار نیز می‌تواند خطرناک باشد. بازار ممکن است مدت طولانی‌تری از چیزی که سرمایه‌گذار انتظار دارد، به رشد خود ادامه دهد و بازگشت به بازار پس از یک دوره صعودی نیز دشوار باشد. به همین دلیل، مسئله اصلی برای سرمایه‌گذار امروز انتخاب میان «همه سهام» و «هیچ سهامی» نیست؛ بلکه ساختن سبدی است که بتواند سناریوهای مختلف اقتصادی را تحمل کند. جمع‌بندی هیچ‌کس نمی‌داند اصلاح بعدی بازار سهام آمریکا چه زمانی آغاز خواهد شد. CAPE در سطح ۴۱.۴، فاصله زیاد آن با میانگین تاریخی ۱۷.۴ و نگرانی ۳۸ درصد از سرمایه‌گذاران درباره کاهش بازار، همگی نشان می‌دهند که احتیاط در شرایط فعلی بی‌دلیل نیست. با این حال، سرمایه‌گذاری دفاعی لزوماً به معنای پیش‌بینی سقوط نیست. VHT، XLU، VDC، SCHH و SCHD پنج صندوقی هستند که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، بر سلامت، خدمات عمومی، کالاهای ضروری، املاک و شرکت‌های سودده تمرکز دارند. در نهایت، مزیت اصلی چنین صندوق‌هایی نه توانایی پیش‌بینی بازار، بلکه کاهش وابستگی سبد سرمایه‌گذاری به یک سناریوی خاص است. اگر بازار رشد کند، سرمایه‌گذار همچنان در بازار حضور دارد و اگر اقتصاد وارد رکود شود، بخش دفاعی سبد می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا بزرگ‌ترین بانک سوئیس هنوز به طلا وفادار است؟ پشت‌پرده یک توصیه داغ به سرمایه‌گذاران

در یک نگاه طلا یک ابزار سپر محافظتی است، نه فقط یک معامله روزمره: بانک UBS معتقد است افت‌های قیمت طلا فرصتی عالی برای خریدهای بلندمدت و ایجاد پوشش ریسک در سبد دارایی است. چشم‌انداز منفیِ کوتاه‌مدت، جذابیت ساختاری بلندمدت: با وجود فشار نرخ بهره واقعی و تقویت دلار، ریسک‌های تورم، تنش‌های ژئوپلیتیک و کاهش اعتماد به سیاست‌های مالی، طلا را جذاب نگه می‌دارند. هم‌راستایی گلدمن ساکس و UBS: هر دو غول بانکی افت‌های فعلی قیمت را یک «استراحت موقت» در روند صعودی می‌دانند و خرید در افت‌ها را توصیه می‌کنند. اگر اخبار بازارهای جهانی را دنبال کرده باشید، می‌دانید که احتمال پیش گرفتن یک مسیر انقباضی‌تر توسط فدرال رزرو افزایش یافته است. معمولاً در چنین شرایطی که دلار تقویت می‌شود و نرخ بهره بالا می‌رود، طلا جذابیت خود را از دست می‌دهد. اما بانک بزرگ UBS سوئیس نگاه متفاوتی دارد و می‌گوید دقیقاً الان وقت پشت کردن به طلا نیست. اما سوال اصلی سرمایه‌گذاران اینجاست: چرا بانک UBS افت‌های قیمت طلا را فرصت خرید می‌داند و چطور باید در برابر تصمیمات فدرال رزرو پوزیشن‌گیری کرد؟ ما در یوتوتایمز جزییات یادداشت تحلیلی تازه بانک UBS را زیر ذره‌بین برده‌ایم. ۱. طلا یک «پوشش ریسک ساختاری» است، نه یک نوسان‌گیری ساده تحلیل‌گران بانک UBS بر این باورند که نگریستن به طلا صرفاً از زاویه تصمیمات کوتاه‌مدت نرخ بهره فدرال رزرو اشتباه است. بادهای مخالف کوتاه‌مدت: افزایش نرخ بهره واقعی و تقویت دلار آمریکا قطعاً در کوتاه‌مدت بر طلا فشار می‌آورند. عوامل پشتیبان بلندمدت: طلا نقش یک پوشش محافظتی (Hedge) را در برابر ریسک‌هایی ایفا می‌کند که فدرال رزرو کنترلی روی آن‌ها ندارد؛ از جمله تورم پایدار، ریسک‌های ژئوپلیتیک و افت اعتماد عمومی به نهادهای مالی و پولی. توصیه عملی: بانک UBS به مشتریان خود پیشنهاد می‌کند که از افت‌های قیمتی ناشی از نوسانات بازار، برای ساخت پوزیشن‌های خرید بلندمدت استفاده کنند. ▶️ مشاهده کنید: تحلیل تکنیکال اونس جهانی طلا: اژدها در لبه تیغ، نوسان بین دو عدد ۲. هم‌صدایی غول‌های وال‌استریت؛ از UBS تا گلدمن ساکس دیدگاه بانک UBS تنها نیست. بانک گلدمن ساکس (Goldman Sachs) نیز اعلام کرده بود که عقب‌نشینی قیمت طلا از سقف‌های قبلی، تنها یک «وقفه طولانی‌مدت» در روند صعودی است، نه پایان دوره رشد آن. حتی گلدمن ساکس سطح ۴,۰۰۰ دلار را به‌عنوان یک نقطه جذاب برای ورود خریداران در آستانه نشست فدرال رزرو مشخص کرده بود. هر دو بانک به این نتیجه مشترک رسیده‌اند که افت قیمت‌ها قبل از تصمیم فدرال رزرو، به جای اینکه دلیلی برای خروج از بازار باشد، یک فرصت طلایی برای ورود است. ۳. چشم‌انداز مثبت برای کل بازار کامودیتی‌ها (کالاها) دیدگاه مثبت UBS فقط محدود به طلا نیست؛ این بانک نگاهی کاملاً امیدوارکننده به کل بازار کالاها دارد: محرک‌های جدید در بازار: توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی (AI)، افزایش شدید تقاضای برق و روند برق‌رسانی جهانی (Electrification) در کنار محدودیت‌های عرضه، پشتیبان‌های ساختاری کلیدی برای کالاها هستند. تنوع‌بخشی به سبد دارایی: کالاها می‌توانند در سناریوهایی که شوک‌های انرژی یا تورم هم‌زمان به سهام و اوراق قرضه ضربه می‌زنند، بهترین ابزار برای حفظ ارزش سرمایه باشند. ✔️ بیشتر بخوانید: خروج میلیاردها دلار از سهام آمریکا: آیا مقصد بعدی سرمایه‌گذاران طلا است؟

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

سیگنال تازه ETFها؛ سرمایه‌گذاران دوباره سراغ بیت‌کوین رفتند

ETFهای اسپات بیت‌کوین در آمریکا پس از یک روز خروج سرمایه، روز دوشنبه حدود ۲۱۷ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کردند. هم‌زمان، ETFهای اسپات اتریوم نیز برای یازدهمین روز متوالی شاهد ورود پول بودند. در یوتوتایمز، روند جریان سرمایه به این صندوق‌ها و پیام آن برای بازار ارزهای دیجیتال را بررسی می‌کنیم. بر اساس داده‌های SoSoValue، خروج حدود ۲۰۲ میلیون دلار از ETFهای بیت‌کوین در روز جمعه، به روند ۹ روزه ورود سرمایه پایان داده بود. این دوره از ۱۹ آگوست آغاز شده بود و با طولانی‌ترین دوره ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین در سال جاری برابری می‌کرد. ETFهای بیت‌کوین دوباره سرمایه جذب کردند بازگشت ۲۱۷ میلیون دلار سرمایه به صندوق‌های بیت‌کوین در روز دوشنبه نشان داد خروج سرمایه روز جمعه دست‌کم در نخستین جلسه معاملاتی بعدی ادامه پیدا نکرده است. دارایی خالص ETFهای بیت‌کوین در پایان آگوست کمی کمتر از ۱۰۰ میلیارد دلار قرار گرفت. این رقم در ۲۷ آگوست برای نخستین بار از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار عبور کرده بود، اما خروج سرمایه روز جمعه باعث شد مجموع دارایی‌ها دوباره به زیر این سطح بازگردد. از زمان راه‌اندازی ETFهای اسپات بیت‌کوین در ژانویه ۲۰۲۴، مجموع ورود خالص سرمایه به این محصولات اکنون به حدود ۵۵ میلیارد دلار رسیده است. اتریوم ۱۱ روز بدون خروج سرمایه در بازار ETFهای اتریوم، روند ورود سرمایه همچنان ادامه دارد. این صندوق‌ها روز دوشنبه حدود ۸۸ میلیون دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند و تعداد روزهای متوالی ورود پول به ۱۱ جلسه رسید. مجموع ورود سرمایه به ETFهای اتریوم در این دوره حدود ۱.۶ میلیارد دلار بوده است. این طولانی‌ترین روند ورود سرمایه برای این محصولات از دوره ۲۰ روزه‌ای محسوب می‌شود که در ژوئیه ۲۰۲۵ پایان یافت. تداوم این جریان سرمایه نشان می‌دهد تقاضای نهادی برای محصولات مرتبط با اتریوم در مقطع فعلی نسبتاً پایدار باقی مانده است. آگوست بهترین ماه ETF بیت‌کوین در ۲۰۲۶ آگوست در میان ماه‌های سال ۲۰۲۶، قوی‌ترین عملکرد را از نظر ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین ثبت کرد. میزان ورود سرمایه در این ماه بیش از دو برابر رقم ثبت‌شده در آوریل بود. با وجود این عملکرد، ETFهای بیت‌کوین همچنان در مجموع سال ۲۰۲۶ با حدود ۲.۵ میلیارد دلار خروج خالص سرمایه مواجه هستند. بنابراین، روند مثبت آگوست هنوز نتوانسته خروج سرمایه تجمعی سال را به‌طور کامل جبران کند. واکنش بازار به سخنان وارش خروج سرمایه روز جمعه پس از اظهارات کریستوفر وارش در نشست جکسون هول رخ داد؛ اظهاراتی که انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره را تقویت کرد. بازگشت جریان سرمایه در روز دوشنبه می‌تواند نشان دهد برخی سرمایه‌گذاران این حرکت را بیشتر یک واکنش یک‌روزه به تحولات نرخ بهره تلقی کرده‌اند تا آغاز یک روند معکوس. با این حال، داده‌های جریان سرمایه در روزهای آینده تصویر روشن‌تری از رفتار سرمایه‌گذاران ارائه خواهد کرد. تحلیل بازار ارز دیجیتال تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند بازگشت ۲۱۷ میلیون دلار سرمایه به ETFهای بیت‌کوین و تداوم ورود پول به ETFهای اتریوم، در کوتاه‌مدت از احساسات بازار حمایت می‌کند. برای کاربران ایرانی، این جریان‌ها اهمیت زیادی دارند، زیرا افزایش تقاضای نهادی می‌تواند نقدینگی و نوسان بیت‌کوین و اتریوم را تحت تأثیر قرار دهد. بااین‌حال، معامله‌گران باید هم‌زمان واکنش صندوق‌ها به سیاست‌های نرخ بهره آمریکا را زیر نظر داشته باشند.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

پیش‌بینی تازه بانک آمریکا از قیمت طلا؛ هدف ۵۰۰۰ دلاری در راه است

در یک نگاه بانک آمریکا (BofA) پیش‌بینی می‌کند قیمت طلا در سه‌ماهه اول ۲۰۲۷ به ۴۷۵۰ دلار و در سه‌ماهه دوم و سوم به ۵۰۰۰ دلار به ازای هر اونس برسد. ضعف دلار، کاهش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و افزایش تقاضا برای دارایی‌های امن، از مهم‌ترین عوامل رشد اخیر طلا هستند. به گفته BofA، تقاضای ETFها همچنان حلقه مفقوده بازار است و برای رسیدن طلا به ۵۰۰۰ دلار، خرید سرمایه‌گذاران باید شتاب بیشتری بگیرد. بانک آمریکا معتقد است ابهام در سیاست‌های پولی و مالی آمریکا می‌تواند در میان‌مدت همچنان به نفع طلا باشد. قیمت طلا در برابر دلار آمریکا (XAUUSD) اواخر روز سه‌شنبه در محدوده ۴۶۷۰ دلار معامله شد؛ پس از آنکه موج جدید صعودی، فلز زرد را به نزدیکی سطح ۴۷۰۰ دلار رساند. طلا در ماه اوت نزدیک به ۱۶ درصد افزایش قیمت داشته و از حدود ۴۰۴۰ دلار در ابتدای ماه به بالاترین سطح سه ماه اخیر رسیده است. ضعف دلار، مداخلات در بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا و افزایش مجدد تقاضا برای دارایی‌های امن، همگی در این رشد نقش داشته‌اند. بانک آمریکا (BofA) همچنان نسبت به چشم‌انداز میان‌مدت طلا خوش‌بین است و پیش‌بینی می‌کند قیمت این فلز گران‌بها از ۴۲۵۰ دلار در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶ به ۴۷۵۰ دلار در سه‌ماهه اول ۲۰۲۷ و ۵۰۰۰ دلار در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۷ افزایش یابد. با این حال، نکته قابل‌توجه این است که بازار در کوتاه‌مدت بسیار سریع‌تر از انتظارات بانک آمریکا حرکت کرده است. در گزارش پیش‌بینی ماه اوت، بانک آمریکا قیمت طلا را برای سه‌ماهه سوم ۳۹۰۰ دلار و برای سه‌ماهه چهارم ۴۲۵۰ دلار پیش‌بینی کرده بود؛ سطوحی که قیمت نقدی فعلی طلا با فاصله زیادی از آنها عبور کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: طلای ۵ هزار دلاری در راه است؟ پیش‌بینی جدید دو غول وال‌استریت درباره آینده انس جهانی این موضوع لزوماً پیش‌بینی بلندمدت ۵۰۰۰ دلاری بانک آمریکا را زیر سؤال نمی‌برد، اما پرسش اصلی را تغییر می‌دهد؛ دیگر مسئله این نیست که آیا طلا می‌تواند بهبود پیدا کند، بلکه این است که آیا تقاضای سرمایه‌گذاری می‌تواند همگام با صعودی که هم‌اکنون با سرعت زیادی در حال پیشروی است، افزایش یابد یا خیر. مایکل ویدمر، استراتژیست کامودیتی در بانک آمریکا، گفت: «قیمت طلا از ابتدای سال تاکنون به‌طور میانگین ۴۳۶۰ دلار به ازای هر اونس بوده که همزمان با رشد ۷.۳ درصدی سالانه تقاضای سرمایه‌گذاری همراه شده است.» این بانک خاطرنشان می‌کند که عرضه طلای قراضه در واکنش به قیمت‌های بالا، کمتر از حد انتظار افزایش یافته است. همچنین تقاضای بخش جواهرات و سایر مصرف‌کنندگان نهایی نیز توانسته طلای گران‌قیمت را بهتر از پیش‌بینی‌ها جذب کند. با این حال، مدل‌های بانک آمریکا همچنان نشان می‌دهند میان میزان خرید فعلی و سطح تقاضایی که برای حفظ قیمت طلا در نزدیکی ۵۰۰۰ دلار مورد نیاز است، فاصله وجود دارد. ویدمر گفت: «خرید فعلی سرمایه‌گذاران بیشتر با قیمتی نزدیک به ۴۰۰۰ دلار برای هر اونس سازگار است تا ۵۰۰۰ دلار.» او افزود: «برای اینکه طلا به سمت ۵۰۰۰ دلار در هر اونس حرکت کند، خرید سرمایه‌گذاران باید شتاب بیشتری بگیرد.» طلا در روزهای اخیر با فاصله زیادی بالاتر از میانگین متحرک ۲۰روزه صعود کرده است. آخرین موج صعودی، قیمت XAUUSD را از زیر ۴۰۰۰ دلار در اواخر ژوئیه به محدوده ۴۶۷۰ دلار رسانده است. چشم‌انداز طلا؛ ابهام در سیاست‌های آمریکا بار دیگر در قیمت‌ها منعکس شده است بانک آمریکا معتقد است ترکیب سیاست‌های اقتصادی آمریکا به یکی از عوامل مهم‌تر در استدلال صعودی برای طلا تبدیل شده است. این بانک اعلام کرد: «بازگشت قیمت طلا به سمت ۴۴۵۰ دلار به‌دلیل افزایش ابهام درباره ترکیب سیاست‌های آمریکا رخ داد» و به نگرانی‌های همزمان درباره سیاست پولی، پایداری مالی و مدیریت نرخ ارز اشاره کرد. از زمان انتشار این گزارش، این نگرانی‌ها حتی بیشتر نیز شده‌اند. گسترش برنامه بازخرید اوراق بلندمدت توسط خزانه‌داری آمریکا به کاهش بازده اوراق و تضعیف دلار کمک کرده است. همزمان، رویترز روز سه‌شنبه گزارش داد که طلا به بالاترین سطح خود در بیش از سه ماه گذشته رسیده است؛ چرا که سرمایه‌گذاران در انتظار انتشار داده‌های جدید تورم آمریکا بودند. همین روند را در گزارش‌های اخیر درباره بهبود فعالیت صندوق‌های خصوصی طلا نیز شاهد بوده‌ایم؛ جایی که گلدمن ساکس دریافت مشارکت سرمایه‌گذاران ارتباط نزدیک‌تری با قیمت طلا پیدا کرده است. بانک آمریکا همچنین معتقد است تقاضای بخش رسمی می‌تواند یک لایه حمایتی دیگر برای طلا ایجاد کند. خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی در ماه ژوئن به ۵۱ تن رسید که تقریباً دو برابر میانگین ماهانه ۲۷ تن در ۱۲ ماه گذشته بود. تقاضای ETF؛ حلقه مفقوده بازار طلا به باور بانک آمریکا، بخش مفقودشده در معادله، تقاضای صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) است. این بانک استدلال می‌کند که تداوم روند صعودی طلا زمانی توجیه‌پذیرتر خواهد بود که ورود سرمایه به ETFها نیز همزمان با خرید بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران بخش خصوصی افزایش پیدا کند. بانک آمریکا می‌گوید: «طلا معمولاً زمانی عملکرد مثبتی دارد که تفسیر سیگنال‌های سیاست‌گذاری دشوارتر می‌شود.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک ناتیکسیس هدف طلا را ۵٬۰۰۰ دلار کرد؛ نگرانی از بدهی آمریکا این دیدگاه پس از مداخله اخیر خزانه‌داری آمریکا اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ مداخله‌ای که بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا تلاش برای مهار هزینه‌های استقراض بلندمدت در نهایت فشار بیشتری بر دلار وارد خواهد کرد یا خیر. پیش‌بینی قیمت طلا؛ ابتدا ۴۷۵۰ دلار، سپس ۵۰۰۰ دلار جدول پیش‌بینی بانک آمریکا نشان می‌دهد که پس از برآوردهای نسبتاً محافظه‌کارانه برای نیمه دوم سال ۲۰۲۶، قیمت طلا در میان‌مدت روندی صعودی خواهد داشت. این بانک قیمت ۴۷۵۰ دلار در سه‌ماهه اول ۲۰۲۷ را پیش‌بینی کرده و انتظار دارد طلا در سه‌ماهه دوم و سوم ۲۰۲۷ به ۵۰۰۰ دلار برسد؛ سپس در سه‌ماهه چهارم به ۴۵۰۰ دلار کاهش یابد. میانگین سالانه پیش‌بینی‌شده بانک آمریکا برای طلا در سال ۲۰۲۷ نیز ۴۸۱۳ دلار است. هدف ۵۰۰۰ دلاری بانک آمریکا همچنان پایین‌تر از برخی پیش‌بینی‌های جسورانه‌تری است که اخیراً مطرح شده‌اند. موسسه UBS انتظار دارد قیمت طلا تا ژوئن ۲۰۲۷ به ۵۲۰۰ دلار برسد، در حالی که سناریوی صعودی RBC نیز پیش‌تر قیمت طلا را بالاتر از ۵۳۰۰ دلار پیش‌بینی کرده بود. ریسک کوتاه‌مدت؛ آیا طلا بیش از حد و با سرعت زیادی صعود کرده است؟ ریسک فوری بازار این است که طلا در مدت کوتاهی بیش از اندازه و با سرعت زیادی رشد کرده باشد. سخنرانی کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، در جکسون هول در ادامه هفته می‌تواند انتظارات درباره افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کند و پس از رشد ۱۶ درصدی طلا در ماه اوت، موجی از برداشت سود را به همراه داشته باشد. با این حال، استدلال بلندمدت بانک آمریکا وابستگی چندانی به اتخاذ یک سیاست کاملاً انبساطی از سوی فدرال رزرو ندارد. پیش‌بینی ۵۰۰۰ دلاری این بانک بر پایه تداوم ابهام در سیاست‌های اقتصادی، تقاضای پایدار بانک‌های مرکزی و احتمال افزایش استفاده سرمایه‌گذاران از طلا به‌عنوان پوششی در برابر ترکیب غیرمتعارف سیاست‌های مالی و پولی آمریکا است. با توجه به اینکه XAUUSD هم‌اکنون در نزدیکی ۴۷۰۰ دلار قرار دارد، رسیدن به هدف ۵۰۰۰ دلاری بانک آمریکا دیگر چندان دور از دسترس به نظر نمی‌رسد. اما چالش اصلی شاید این باشد که طلا بدون تجربه یک اصلاح قابل‌توجه دیگر در مسیر صعود بتواند به این هدف برسد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا در نقطه حساس؛ یک گزارش اقتصادی می‌تواند مسیر قیمت را تغییر دهد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

همبستگی پنهان سهام فناوری؛ چرا تنوع‌بخشی در بازار آمریکا ممکن است یک توهم باشد؟

بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر داستان هوش مصنوعی قرار گرفته است. رشد شرکت‌های فناوری، سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های هوش مصنوعی و افزایش ارزش سهام مرتبط با این حوزه باعث شده بخش بزرگی از جریان سرمایه بازار در یک جهت حرکت کند. در یک نگاه بسیاری از سهام و صندوق‌های فناوری برخلاف ظاهر متفاوتشان، در عمل تحت تأثیر یک جریان مشترک حرکت می‌کنند. در شش ماه گذشته، SOXX و QQQ با وجود تفاوت در ترکیب دارایی‌ها، رفتار قیمتی بسیار نزدیکی داشته‌اند. طی سه سال گذشته، بازده TQQQ حدود ۳۰۰٪، QLD حدود ۲۰۰٪ و QQQ حدود ۱۰۰٪ بوده است. خطر اصلی زمانی نمایان می‌شود که روند بازار برگردد و سرمایه‌گذار متوجه شود چندین دارایی متفاوت، در واقع یک ریسک مشترک داشته‌اند. در نگاه اول، سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مختلف فناوری، نیمه‌رساناها، رایانش ابری، هوش مصنوعی و دیگر بخش‌های نوآورانه ممکن است یک سبد متنوع به نظر برسد. اما بررسی رفتار قیمتی این دارایی‌ها نشان می‌دهد تفاوت میان آنها در بسیاری از مواقع کمتر از چیزی است که سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند. مشکل دقیقاً همین‌جاست؛ ممکن است سرمایه‌گذار تصور کند چندین نوع دارایی در اختیار دارد، در حالی که در واقع چند بار روی یک عامل مشترک شرط بسته است. وقتی دو صندوق متفاوت تقریباً یک رفتار دارند یکی از نمونه‌های جالب، مقایسه SOXX با TQQQ است. SOXX یک صندوق بدون اهرم است که روی شرکت‌های صنعت نیمه‌رسانا تمرکز دارد، در حالی که TQQQ تلاش می‌کند حرکت روزانه شاخص نزدک ۱۰۰ را با ضریب سه دنبال کند. در ظاهر، این دو صندوق تفاوت زیادی دارند. SOXX حدود ۳۵ سهم در اختیار دارد، در حالی که QQQ نزدیک به ۱۰۰ سهم را شامل می‌شود. از میان این دو سبد نیز تنها ۱۷ شرکت به صورت مشترک در هر دو صندوق حضور دارند؛ بنابراین حدود یک‌سوم ترکیب آنها با یکدیگر همپوشانی دارد. با این حال، رفتار قیمتی آنها طی شش ماه گذشته شباهت بسیار زیادی داشته است. به بیان ساده، برای اینکه رفتار پرنوسان SOXX را شبیه‌سازی کنیم، در بسیاری از مقاطع کافی بوده است حرکت QQQ را با ضریب سه بزرگ کنیم. این اتفاق یک سؤال مهم برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند: اگر دو صندوق با ترکیب متفاوت می‌توانند چنین رفتار مشابهی داشته باشند، آیا واقعاً داشتن چند صندوق فناوری به معنای تنوع‌بخشی است؟ مسئله فقط SOXX و QQQ نیست نگرانی اصلی این تحلیل فقط به دو صندوق محدود نمی‌شود. بررسی بخش‌های مختلفی که در سال ۲۰۲۶ مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند، از رایانش کوانتومی گرفته تا صنعت فضایی و دیگر موضوعات پرطرفدار، نشان می‌دهد بسیاری از این بخش‌ها در زمان‌های مهم بازار تحت تأثیر یک جریان مشترک قرار می‌گیرند. این جریان همان رفتار معروف «ریسک‌پذیری و ریسک‌گریزی» در بازار است. در دوره‌های خوش‌بینی، سرمایه به سمت دارایی‌های پرریسک‌تر حرکت می‌کند و سهام فناوری، شرکت‌های نوآور و صندوق‌های رشدی هم‌زمان مورد توجه قرار می‌گیرند. اما زمانی که فضای بازار تغییر کند، همین دارایی‌ها می‌توانند به شکل هم‌زمان تحت فشار فروش قرار بگیرند. در چنین شرایطی، تفاوت صنعت یا نام شرکت دیگر اهمیت سابق را ندارد. الگوریتم‌های معاملاتی، صندوق‌های شاخصی و جریان‌های بزرگ سرمایه می‌توانند سهام مختلف را در قالب یک معامله بزرگ‌تر یعنی «ریسک بازار» خرید و فروش کنند. اهرم، تفاوت اصلی را بیشتر می‌کند نمونه TQQQ این مسئله را به شکل واضح‌تری نشان می‌دهد. طی سه سال گذشته، بازده TQQQ حدود ۳۰۰ درصد بوده است. بازده QLD در همین دوره حدود ۲۰۰ درصد و بازده QQQ حدود ۱۰۰ درصد بوده است. در نگاه اول ممکن است این ارقام نشان دهند سرمایه‌گذار با انتخاب صندوق اهرمی، صرفاً نسخه‌ای پربازده‌تر از یک صندوق فناوری را در اختیار داشته است. اما اهرم در هر دو جهت عمل می‌کند. وقتی بازار صعودی است، ضریب سه می‌تواند بازده بسیار بیشتری ایجاد کند. اما زمانی که روند بازار برگردد، زیان نیز با سرعت بیشتری افزایش می‌یابد. نکته مهم این است که صندوق‌های اهرمی به صورت روزانه عملکرد خود را تنظیم می‌کنند. به همین دلیل، نتیجه آنها در دوره‌های طولانی الزاماً برابر با سه برابر بازده شاخص پایه نیست. این موضوع می‌تواند در دوره‌های پرنوسان اهمیت بسیار زیادی داشته باشد. بزرگ‌ترین خطر؛ توهم تنوع‌بخشی سرمایه‌گذاران معمولاً با اضافه کردن دارایی‌های مختلف به سبد خود تلاش می‌کنند ریسک را کاهش دهند. اما اگر چند دارایی به شدت با یکدیگر همبسته باشند، این روش ممکن است نتیجه مورد انتظار را ایجاد نکند. فرض کنید سرمایه‌گذاری هم‌زمان در صندوق‌های فناوری، نیمه‌رسانا، هوش مصنوعی و رایانش ابری انجام شده باشد. از نظر نام و صنعت، اینها چهار سرمایه‌گذاری متفاوت هستند. اما اگر بخش بزرگی از قیمت آنها به یک عامل مشترک یعنی رشد فناوری و جریان سرمایه به سهام هوش مصنوعی وابسته باشد، در زمان اصلاح بازار ممکن است همه آنها هم‌زمان سقوط کنند. در این حالت، سرمایه‌گذار تصور می‌کند چهار انتخاب متفاوت انجام داده، اما در واقع چهار بار روی یک ریسک سرمایه‌گذاری کرده است. این همان چیزی است که می‌توان آن را توهم تنوع‌بخشی نامید. بازار صعودی این مشکل را پنهان می‌کند در بازارهای صعودی، همبستگی بالا معمولاً مشکل بزرگی ایجاد نمی‌کند. برعکس، می‌تواند بسیار سودآور باشد. وقتی جریان سرمایه به سمت فناوری حرکت می‌کند، شرکت‌ها و صندوق‌های مرتبط با این بخش تقریباً هم‌زمان رشد می‌کنند و سرمایه‌گذار از افزایش ارزش کل سبد خود رضایت دارد. مشکل زمانی ظاهر می‌شود که چرخه تغییر کند. اگر نگرانی درباره ارزش‌گذاری شرکت‌های فناوری افزایش یابد یا سرمایه‌گذاران تصمیم بگیرند ریسک خود را کاهش دهند، دارایی‌هایی که در دوره صعودی بسیار متفاوت به نظر می‌رسیدند، ممکن است به شکل هم‌زمان وارد مسیر نزولی شوند. در آن لحظه، سرمایه‌گذار متوجه می‌شود آنچه تصور می‌کرد «تنوع» است، در واقع مجموعه‌ای از دارایی‌های همبسته بوده است. هوش مصنوعی عامل مشترک بازار شده است رشد هوش مصنوعی در سال‌های اخیر فرصت‌های بزرگی برای شرکت‌های فناوری ایجاد کرده است، اما همین موضوع باعث شده جریان سرمایه در بخش بزرگی از بازار حول یک روایت مشترک شکل بگیرد. شرکت‌های تولیدکننده تراشه، ارائه‌دهندگان خدمات ابری، شرکت‌های نرم‌افزاری و حتی برخی شرکت‌های فضایی و رایانش کوانتومی، در ذهن بازار به نوعی با آینده فناوری و هوش مصنوعی ارتباط پیدا کرده‌اند. این ارتباط لزوماً به معنای یکسان بودن مدل کسب‌وکار آنها نیست. اما بازار سهام همیشه بر اساس تفاوت‌های بنیادی شرکت‌ها حرکت نمی‌کند. گاهی جریان سرمایه و احساسات سرمایه‌گذاران برای مدتی طولانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، سهام مختلف می‌توانند با وجود تفاوت‌های بنیادی، رفتار بسیار مشابهی نشان دهند. “ «برداشت من از این تحلیل این است که در بازار فعلی، بزرگ‌ترین اشتباه لزوماً انتخاب سهم اشتباه نیست؛ بلکه برآورد اشتباه از میزان تنوع سبد است. وقتی بخش بزرگی از سرمایه بازار حول یک روایت مشترک مانند هوش مصنوعی حرکت می‌کند، داشتن چندین صندوق و سهم فناوری ممکن است فقط وزن یک ریسک واحد را افزایش دهد. به نظرم در چنین شرایطی، مدیریت سرمایه باید قبل از جست‌وجوی بازده بیشتر، روی اندازه‌گیری همبستگی دارایی‌ها و میزان واقعی مواجهه با QQQ تمرکز کند؛ چون در بازارهای صعودی، همبستگی سود می‌سازد، اما در زمان چرخش روند می‌تواند تمام سبد را هم‌زمان تحت فشار قرار دهد.» بابک شیری الگوریتم‌ها تفاوت‌ها را کمرنگ کرده‌اند یکی از عوامل مهم در افزایش همبستگی میان سهام، رشد معاملات الگوریتمی و سرمایه‌گذاری شاخصی است. در گذشته ممکن بود سرمایه‌گذاران بر اساس ویژگی‌های خاص هر شرکت تصمیم بگیرند. اما امروز بخش قابل‌توجهی از سرمایه از طریق صندوق‌های شاخصی، الگوریتم‌های معاملاتی و راهبردهای مبتنی بر عوامل مشترک وارد بازار می‌شود. در نتیجه، زمانی که بازار وارد وضعیت «ریسک‌گریزی» می‌شود، ممکن است سهام شرکت‌های مختلف صرفاً به دلیل قرار گرفتن در یک گروه پرریسک تحت فشار قرار بگیرند. همین مسئله باعث شده مرز میان برخی صنایع در حرکت کوتاه‌مدت قیمت‌ها کمتر از گذشته قابل مشاهده باشد. برای سرمایه‌گذار، مسئله فقط تعداد دارایی‌ها نیست تنوع‌بخشی واقعی به معنای داشتن تعداد زیادی نماد نیست. مهم‌تر از تعداد دارایی‌ها، این است که بدانیم آنها در برابر چه عواملی حساس هستند. اگر پنج صندوق مختلف همگی به رشد سهام فناوری وابسته باشند، داشتن هر پنج صندوق لزوماً ریسک را کاهش نمی‌دهد. اما اگر دارایی‌های سبد به عوامل اقتصادی متفاوتی مانند نرخ بهره، طلا، کالاها، اوراق بدهی، سهام ارزشی و بخش‌های مختلف اقتصاد وابسته باشند، احتمال کاهش هم‌زمان آنها کمتر خواهد بود. بنابراین سرمایه‌گذار باید به جای پرسیدن «چند دارایی دارم؟»، سؤال مهم‌تری مطرح کند: اگر بازار برگردد، چند دارایی من احتمالاً هم‌زمان سقوط خواهند کرد؟ این سؤال می‌تواند تصویر بسیار دقیق‌تری از ریسک واقعی سبد ارائه دهد. پاییز می‌تواند آزمون مهمی برای این نظریه باشد با نزدیک شدن به پاییز، بازار سهام آمریکا در نقطه حساسی قرار گرفته است. رشد شدید سهام مرتبط با هوش مصنوعی، ارزش‌گذاری‌های بالا و تمرکز سرمایه در بخش فناوری باعث شده حساسیت بازار نسبت به تغییر جریان نقدینگی افزایش پیدا کند. این به معنای آن نیست که سهام فناوری الزاماً باید سقوط کند. همبستگی بالا در دوران صعودی حتی می‌تواند به افزایش بیشتر قیمت‌ها منجر شود. اما اگر چرخه بازار تغییر کند، همین همبستگی می‌تواند سرعت افت را افزایش دهد. سرمایه‌گذارانی که امروز چند صندوق فناوری را در سبد خود دارند، ممکن است تصور کنند ریسک خود را میان دارایی‌های مختلف تقسیم کرده‌اند؛ در حالی که بخش بزرگی از این سبد ممکن است در نهایت به عملکرد QQQ و جریان سرمایه به سمت فناوری وابسته باشد. جمع‌بندی بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تفاوت ظاهری میان صندوق‌ها و صنایع الزاماً به معنای تفاوت واقعی در ریسک نیست. SOXX و QQQ با وجود ترکیب متفاوت، در شش ماه گذشته حرکت بسیار نزدیکی داشته‌اند و عملکرد سه‌ساله TQQQ، QLD و QQQ نیز نشان می‌دهد که اهرم می‌تواند همان ریسک بازار را تنها با شدت بیشتری به سرمایه‌گذار منتقل کند. مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران، انتخاب تعداد بیشتری از صندوق‌ها نیست؛ بلکه شناخت عواملی است که پشت حرکت آنها قرار دارد. اگر چندین دارایی همگی به یک روایت مانند هوش مصنوعی، نرخ بهره یا اشتهای بازار برای ریسک وابسته باشند، تنوع ظاهری می‌تواند در زمان بحران از بین برود. در نهایت، همبستگی بالا الزاماً یک هشدار برای خروج از سهام فناوری نیست؛ بلکه هشداری درباره مدیریت ریسک و شناخت دقیق سبد سرمایه‌گذاری است. تا زمانی که روند صعودی ادامه دارد، این همبستگی می‌تواند به نفع سرمایه‌گذار باشد، اما هنگام تغییر چرخه، تفاوت میان «تنوع واقعی» و «تکرار یک ریسک» می‌تواند بسیار پرهزینه شود. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

سرمایه‌گذاران شاخص S&P 500 امروز بیشتر از اپل، سهام انویدیا دارند

وقتی سرمایه‌گذاری وارد یک صندوق شاخصی مانند S&P 500 می‌شود، تصور عمومی این است که مالک بخشی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکا به‌صورت متنوع است. اما تغییرات اخیر بازار نشان می‌دهد ساختار این شاخص بیش از گذشته تحت تأثیر تعداد محدودی از شرکت‌های غول‌پیکر فناوری قرار گرفته است. در یک نگاه صندوق شاخصی Vanguard S&P 500 ETF در پایان ژوئن ۲۰۲۶، حدود ۷.۵٪ از دارایی‌های خود را به سهام انویدیا اختصاص داده بود؛ در حالی که سهم اپل حدود ۶.۵۸٪ بود. پنج شرکت بزرگ این صندوق یعنی انویدیا، اپل، مایکروسافت، آمازون و آلفابت بیش از ۲۵٪ کل دارایی یک تریلیون دلاری آن را تشکیل می‌دهند. ارزش بازار انویدیا پس از عبور از اپل به حدود ۵.۳ تریلیون دلار رسیده و اکنون حدود ۸۰۰ میلیارد دلار بیشتر از ارزش بازار اپل است. رشد انفجاری تقاضا برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی باعث شده شاخص S&P 500 بیش از هر زمان دیگری به عملکرد چند شرکت بزرگ فناوری وابسته شود. بر اساس آخرین داده‌ها، سرمایه‌گذاران صندوق Vanguard S&P 500 ETF اکنون سهم بیشتری از انویدیا نسبت به اپل در اختیار دارند؛ اتفاقی که نشان‌دهنده تغییر بزرگ در رهبری بازار سهام آمریکا و قدرت روزافزون صنعت هوش مصنوعی است. در پایان ژوئن ۲۰۲۶، انویدیا با اختصاص ۷.۵۰٪ از وزن این صندوق، بزرگ‌ترین موقعیت سرمایه‌گذاری آن بود. در مقابل، اپل که سال‌ها عنوان بزرگ‌ترین سهم این شاخص را در اختیار داشت، با وزن ۶.۵۸٪ در رتبه دوم قرار گرفت. به زبان ساده، اگر فردی ۱۰ هزار دلار در این صندوق سرمایه‌گذاری کرده باشد، حدود ۷۵۰ دلار از سرمایه او به‌طور غیرمستقیم در سهام انویدیا و حدود ۶۵۸ دلار در سهام اپل قرار دارد. پایان دوران سلطه اپل بر صدر بازار برای سال‌ها اپل نماد اصلی قدرت بازار سهام آمریکا بود. رشد فروش آیفون، سودآوری بالا و جریان نقدی قدرتمند این شرکت باعث شده بود سرمایه‌گذاران آن را یکی از امن‌ترین دارایی‌های بازار بدانند. اما موج جدید سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی معادلات را تغییر داد. انویدیا که زمانی تنها یک شرکت تولیدکننده تراشه‌های گرافیکی شناخته می‌شد، اکنون به ستون اصلی توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی در جهان تبدیل شده است. این شرکت نخستین بار در ۵ ژوئن ۲۰۲۴ از نظر ارزش بازار از اپل عبور کرد. در آن زمان ارزش بازار انویدیا حدود ۳.۰۲ تریلیون دلار و ارزش بازار اپل حدود ۲.۹۹ تریلیون دلار بود. تنها چند هفته بعد، انویدیا حتی از مایکروسافت نیز عبور کرد و جایگاه بزرگ‌ترین شرکت جهان از نظر ارزش بازار را به دست آورد. اکنون فاصله میان این دو غول فناوری بسیار بیشتر شده است. ارزش بازار انویدیا حدود ۵.۳ تریلیون دلار برآورد می‌شود، در حالی که ارزش بازار اپل حدود ۴.۵ تریلیون دلار است؛ یعنی اختلافی نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار. شاخص S&P 500 بیشتر از گذشته به هوش مصنوعی وابسته شده است صندوق Vanguard S&P 500 ETF حدود ۱.۰۵ تریلیون دلار دارایی را در اختیار دارد و روی کاغذ مالک ۵۲۰ شرکت آمریکایی است. اما توزیع سرمایه میان این شرکت‌ها بسیار نابرابر شده است. پس از انویدیا و اپل، شرکت‌های مایکروسافت با وزن ۴.۲۹٪، آمازون با ۳.۶۱٪ و آلفابت، مالک گوگل، با ۳.۲۴٪ در رتبه‌های بعدی قرار دارند. در مجموع، همین پنج شرکت بیش از ۲۵.۲۲٪ کل دارایی صندوق را تشکیل می‌دهند. اگر هر دو نوع سهام آلفابت نیز محاسبه شود، سهم شرکت‌های بزرگ فناوری به حدود ۲۸٪ افزایش پیدا می‌کند. این تمرکز نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری در شاخص S&P 500 دیگر تنها سرمایه‌گذاری روی کل اقتصاد آمریکا نیست؛ بلکه تا حد زیادی سرمایه‌گذاری روی رهبران موج هوش مصنوعی نیز محسوب می‌شود. شرکت‌هایی مانند برادکام و میکرون نیز از این روند بهره برده‌اند. برادکام با وزن ۲.۷۷٪ در رتبه ششم صندوق قرار دارد و میکرون با سهم ۲.۰۱٪ به جمع ۱۰ شرکت بزرگ صندوق اضافه شده است؛ رشدی که مستقیماً به افزایش تقاضا برای تجهیزات و حافظه مورد نیاز سامانه‌های هوش مصنوعی مرتبط است. رشد انویدیا موتور اصلی تغییر وزن شاخص دلیل اصلی افزایش سهم انویدیا در شاخص، تصمیم مدیران صندوق‌ها نبوده است. شاخص S&P 500 بر اساس ارزش بازار شرکت‌ها تنظیم می‌شود؛ بنابراین هر شرکتی که سریع‌تر رشد کند، وزن بیشتری در شاخص پیدا می‌کند. انویدیا در آخرین گزارش مالی خود رشد درآمد سالانه ۸۵٪ را ثبت کرد و درآمد فصل اخیر آن به ۸۱.۶ میلیارد دلار رسید. همین رشد چشمگیر باعث شد ارزش‌گذاری بازار نسبت به آینده این شرکت تغییر کند. در مقابل، کاهش سهم اپل به معنای ضعف این شرکت نیست. اپل همچنان یکی از قدرتمندترین شرکت‌های جهان با درآمد پایدار، برند جهانی و ذخایر نقدی عظیم است. اما سرعت رشد انویدیا در دوره جدید فناوری باعث شده وزن آن در بازار سرمایه افزایش پیدا کند. “ «افزایش تمرکز شاخص S&P 500 روی چند شرکت بزرگ فناوری یک هشدار مهم برای سرمایه‌گذاران است. رشد فعلی می‌تواند ادامه‌دار باشد، اما هر موج بزرگ سرمایه‌گذاری در تاریخ بازارها زمانی با آزمون ارزش‌گذاری مواجه شده است. بنابراین، هوش مصنوعی همچنان یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های اقتصادی دهه آینده است، اما مدیریت ریسک و توجه به قیمت خرید، تفاوت میان سرمایه‌گذاری هوشمندانه و دنبال کردن صرف یک هیجان بازار خواهد بود.» بابک شیری وابستگی بیشتر؛ فرصت یا ریسک؟ تمرکز بالای شاخص روی چند شرکت بزرگ فناوری، هم فرصت ایجاد می‌کند و هم ریسک. از یک طرف، سرمایه‌گذاران شاخصی بدون نیاز به انتخاب مستقیم سهام، از رشد شرکت‌هایی مانند انویدیا، مایکروسافت و آلفابت بهره‌مند شده‌اند. مدل وزنی شاخص نیز باعث می‌شود شرکت‌های موفق به‌صورت خودکار سهم بیشتری پیدا کنند. اما از طرف دیگر، افزایش وابستگی شاخص به چند شرکت محدود می‌تواند نوسانات بازار را بیشتر کند. برای مثال، کاهش ۲۰٪ قیمت سهام انویدیا، در شرایط ثابت بودن سایر عوامل، می‌تواند حدود ۱.۵٪ از ارزش کل صندوق را کاهش دهد. در حال حاضر، ۱۰ شرکت بزرگ صندوق حدود ۳۶.۳۳٪ از کل دارایی آن را تشکیل می‌دهند؛ یعنی از هر ۱۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری، حدود ۳۶۳۳ دلار در اختیار همین ۱۰ شرکت است و باقی سرمایه میان ۵۱۰ شرکت دیگر تقسیم می‌شود. آینده بازار؛ ادامه سلطه هوش مصنوعی یا بازگشت تعادل؟ بازار سهام آمریکا در سال‌های اخیر شاهد یکی از بزرگ‌ترین تغییرات ساختاری خود بوده است. همان‌طور که اپل سال‌ها نماد تحول دیجیتال بود، اکنون انویدیا نماینده موج جدید سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی محسوب می‌شود. با این حال، تاریخ بازار نشان داده هیچ رهبری دائمی نیست. همان‌طور که اپل توانست سال‌ها در صدر باقی بماند، ممکن است در آینده شرکت‌های دیگری نیز جایگاه فعلی رهبران هوش مصنوعی را تغییر دهند. طراحی شاخص‌های وزنی بازار نیز این امکان را فراهم می‌کند که در صورت کاهش قدرت یک صنعت، سهم آن به مرور کاهش پیدا کند؛ بدون اینکه سرمایه‌گذار نیاز به تصمیم‌گیری مستقیم داشته باشد. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا سرمایه‌گذاران در جست‌وجوی درآمد پایدار، دوباره به صندوق‌های سود تقسیمی بازگشته‌اند؟

در دنیای سرمایه‌گذاری، بسیاری از افراد به دنبال راهی هستند که بدون درگیر شدن روزانه با نوسانات بازار، درآمدی پایدار از دارایی‌های خود ایجاد کنند. اما تجربه بازار نشان داده است که سودهای بسیار بالا همیشه نشانه فرصت جذاب نیستند و در بسیاری از موارد می‌توانند هشداری درباره ریسک‌های پنهان باشند. در یک نگاه  صندوق‌های سود تقسیمی به جای دنبال کردن سودهای بسیار بالا، روی درآمد پایدار و شرکت‌های باکیفیت تمرکز دارند.  ترکیب شرکت‌هایی مانند اکسون موبیل، شورون، اب‌وی، ورایزون و فایزر، ریسک سرمایه‌گذاری تک‌سهمی را کاهش می‌دهد.  این صندوق در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۱ درصد رشد کرده و بازدهی آن از برخی شرکت‌های موجود در سبدش بهتر بوده است.  پیام اصلی برای سرمایه‌گذاران: ثبات درآمد و کیفیت شرکت‌ها در بلندمدت اهمیت بیشتری از سودهای غیرواقعی و پرریسک دارد. سهام یا صندوق‌هایی که وعده سودهای سالانه بالاتر از ۸ تا ۱۰ درصد می‌دهند، در نگاه نخست بسیار جذاب به نظر می‌رسند؛ اما مشکل اصلی این است که بسیاری از این پرداخت‌ها در بلندمدت قابل حفظ نیستند. کاهش سود تقسیمی، توقف پرداخت‌ها یا افت شدید قیمت دارایی می‌تواند تمام مزیت ظاهری چنین سرمایه‌گذاری‌هایی را از بین ببرد. به همین دلیل، بسیاری از سرمایه‌گذاران محتاط به جای دنبال کردن بالاترین سود ممکن، به دنبال شرکت‌هایی هستند که توانایی پرداخت سود منظم و پایدار دارند. یکی از ابزارهایی که برای این هدف مورد توجه قرار گرفته، صندوق سرمایه‌گذاری آی‌شیرز با سود تقسیمی بالا است؛ صندوقی که تلاش می‌کند با ترکیبی از شرکت‌های قدرتمند، درآمدی مستمر برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند. درآمد پایدار مهم‌تر از سودهای هیجان‌انگیز یکی از اشتباهات رایج سرمایه‌گذاران، تمرکز بیش از حد روی رقم سود تقسیمی است. سود بالا همیشه به معنای سرمایه‌گذاری بهتر نیست؛ زیرا ممکن است ناشی از افت شدید قیمت سهام یا مشکلات مالی شرکت باشد. شرکت‌هایی که سود تقسیمی پایدار پرداخت می‌کنند معمولاً دارای جریان نقدی قوی، کسب‌وکار تثبیت‌شده و توانایی عبور از دوره‌های سخت اقتصادی هستند. چنین شرکت‌هایی شاید سودهای بسیار بزرگ و کوتاه‌مدت ایجاد نکنند، اما در طول سال‌ها می‌توانند منبع قابل اعتمادی برای درآمد سرمایه‌گذاران باشند. صندوق مورد بررسی نیز دقیقاً با همین رویکرد طراحی شده است. هدف اصلی آن دنبال کردن شاخصی است که شرکت‌هایی با سود تقسیمی جذاب و کیفیت مالی بالا را انتخاب می‌کند. این صندوق به جای تمرکز روی یک صنعت یا یک شرکت خاص، سرمایه سرمایه‌گذاران را میان مجموعه‌ای از شرکت‌های بزرگ توزیع می‌کند. این موضوع باعث می‌شود ریسک کاهش ارزش یک سهم خاص، تأثیر کمتری بر کل سرمایه داشته باشد. ترکیب شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده سبد این صندوق شامل برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی است که سابقه طولانی در پرداخت سود دارند. در میان پنج دارایی اصلی آن می‌توان به شرکت‌های زیر اشاره کرد: اکسون موبیل شورون اِب‌وی ورایزون فایزر این شرکت‌ها در صنایع مختلف فعالیت می‌کنند و همین تنوع، یکی از نقاط قوت اصلی صندوق محسوب می‌شود. برای مثال، سود تقسیمی شرکت ورایزون حدود ۵.۸ درصد و سود تقسیمی فایزر حدود ۶.۳ درصد گزارش شده است. چنین ارقامی برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال درآمد منظم هستند، جذابیت بالایی دارد. با این حال، مزیت اصلی صندوق فقط میزان سود پرداختی شرکت‌ها نیست، بلکه ترکیب چندین شرکت مختلف در کنار یکدیگر است. سرمایه‌گذار به جای انتخاب یک سهم و پذیرش تمام ریسک‌های آن، مالک بخشی از مجموعه‌ای از شرکت‌های بزرگ می‌شود. عملکرد بهتر از برخی سهام بزرگ بازدهی این صندوق در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تنوع می‌تواند نقش مهمی در عملکرد سرمایه‌گذاری داشته باشد. ارزش واحدهای این صندوق از ابتدای سال حدود ۲۱ درصد افزایش یافته است؛ عملکردی که از برخی شرکت‌های بزرگ موجود در ترکیب آن بهتر بوده است. در همین دوره، افزایش قیمت نفت باعث رشد قابل‌توجه سهام شرکت‌های انرژی شد. قیمت سهام اکسون موبیل حدود ۳۷ درصد و شورون حدود ۳۵ درصد افزایش یافت. اما عملکرد همه شرکت‌ها مشابه نبود. سهام اب‌وی حدود ۱۳ درصد، فایزر حدود ۹ درصد و ورایزون حدود ۱۹ درصد رشد کردند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد حتی شرکت‌های بزرگ و سودده نیز می‌توانند در دوره‌های مختلف عملکرد متفاوتی داشته باشند. صندوق‌های متنوع به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهند بدون نیاز به پیش‌بینی دقیق برنده یا بازنده بازار، از رشد مجموعه‌ای از دارایی‌ها بهره‌مند شوند. کاهش ریسک با سرمایه‌گذاری متنوع یکی از مهم‌ترین مزیت‌های صندوق‌های سود تقسیمی، کاهش وابستگی به عملکرد یک شرکت خاص است. برای مثال، اگر قیمت نفت کاهش پیدا کند، احتمالاً سهام شرکت‌های انرژی مانند اکسون موبیل و شورون تحت فشار قرار می‌گیرد. اما در همان شرایط، ممکن است شرکت‌های دارویی یا مخابراتی عملکرد بهتری داشته باشند و بخشی از این کاهش را جبران کنند. این ویژگی برای سرمایه‌گذاران محافظه‌کار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف اصلی آنها معمولاً حفظ سرمایه و ایجاد جریان درآمدی پایدار است، نه کسب بیشترین بازده در کوتاه‌ترین زمان. در شرایطی که بازار سهام آمریکا با ارزش‌گذاری‌های بالا و نوسانات قابل‌توجه روبه‌رو است، داشتن دارایی‌هایی که درآمد منظم ایجاد می‌کنند می‌تواند نقش مهمی در تعادل پرتفوی داشته باشد. “ «در بازارهای پرنوسان، درآمد پایدار اغلب ارزشمندتر از سودهای هیجان‌انگیز است؛ زیرا سرمایه‌گذارانی که به دنبال ثبات هستند، بیشتر از رشد کوتاه‌مدت به دوام جریان نقدی اهمیت می‌دهند.» بابک شیری سود تقسیمی؛ ابزار مقابله با نوسانات بازار در دوره‌هایی که بازارهای سهام رشد قدرتمندی دارند، توجه بسیاری از سرمایه‌گذاران به شرکت‌های رشدی و فناوری جلب می‌شود. اما در زمان اصلاح بازار، شرکت‌های دارای سود تقسیمی پایدار معمولاً جذابیت بیشتری پیدا می‌کنند. دلیل آن ساده است؛ سرمایه‌گذار علاوه بر تغییرات قیمت سهم، از جریان نقدی منظم نیز بهره‌مند می‌شود. وارن بافت بارها تأکید کرده است که سرمایه‌گذاران باید زمانی محتاط باشند که دیگران بیش از حد هیجان‌زده هستند. این دیدگاه نشان می‌دهد تمرکز بر کیفیت کسب‌وکار و پایداری درآمد، در بسیاری از دوره‌ها اهمیت بیشتری از دنبال کردن سودهای کوتاه‌مدت دارد. آیا صندوق‌های سود تقسیمی گزینه مناسبی هستند؟ صندوق‌های سود تقسیمی برای همه سرمایه‌گذاران مناسب نیستند، اما برای افرادی که به دنبال درآمد منظم، کاهش ریسک و سرمایه‌گذاری بلندمدت هستند، می‌توانند گزینه‌ای قابل بررسی باشند. این نوع سرمایه‌گذاری شاید سودهای بسیار بزرگ و سریع ایجاد نکند، اما مزیت اصلی آن در ثبات، تنوع و کاهش وابستگی به یک سهم خاص است. در شرایطی که بسیاری از دارایی‌ها با قیمت‌های بالا معامله می‌شوند، انتخاب شرکت‌هایی با سابقه مالی قوی و توانایی پرداخت سود منظم می‌تواند یک استراتژی منطقی برای حفظ ارزش سرمایه باشد. در نهایت، سرمایه‌گذاری موفق بیشتر از آنکه به پیدا کردن بالاترین سود ممکن وابسته باشد، به انتخاب دارایی‌هایی بستگی دارد که بتوانند در طول زمان عملکرد قابل اتکایی داشته باشند. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

سبقت طلا از پیش‌بینی‌ها؛ پشت پرده تارگت ۵,۴۰۰ دلاری UBS و استراتژی جدید سیتی چیست؟

موج جدید ارتقای پیش‌بینی‌ها در وال‌استریت کلید خورد! گزارش‌های تازه نشان می‌دهد بانک‌های بزرگ بین‌المللی یکی پس از دیگری در حال بالا بردن سقف پیش‌بینی‌های خود برای طلا هستند؛ زیرا این فلز گران‌بها بسیار سریع‌تر از زمان‌بندی‌ها، سقف‌های قیمتی را فتح کرده است. تحلیل‌گران سیتی‌گروپ (Citi) تاکید دارند که بازارها برای فرار از افت ارزش پول (Debasement) نیاز به یک مسیر جدید دارند و این مسیر، سرمایه‌گذاران را دوباره به سمت طلا و چرخش از دلار آمریکا هدایت می‌کند. بیايید در یوتوتایمز دلایل این صعود تاریخی و چشم‌انداز جدید بانک‌های مطرح جهان را بررسی کنیم. مورگان استنلی اعلام کرده که طلا هدف ۴,۴۵۰ دلاری سه‌ماهه چهارم را خیلی زودتر رد کرده و حالا مسیر دستیابی به قیمت‌های بالای ۵,۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۷ هموار شده است. هم‌زمان، بانک UBS نیز تارگت جدید خود را تا سطح ۵,۴۰۰ دلار بالا برده است. بازگشت خریداران ETF، تداوم خریدهای سنگین بانک‌های مرکزی و جدایی طلا از بازده واقعی اوراق قرضه، سه‌گانه اصلی این پرواز قیمتی هستند. در یک نگاه سبقت طلا از تارگت‌های قیمتی: عبور زودهنگام طلا از پیش‌بینی ۴,۴۵۰ دلاری مورگان استنلی و ثبت تارگت‌های ۵,۰۰۰ و ۵,۴۰۰ دلاری توسط وال‌استریت. چرخش سرمایه به «تجارت تضعیف پول»: تحلیل سیتی‌گروپ نشان می‌دهد مداخلات خزانه‌داری برای مهار نرخ بهره، موج جدیدی از خروج سرمایه از دلار به سمت طلا ایجاد کرده است. بازگشت قوی صندوق‌های ETF: ثبت ۷۰ تن ورود سرمایه به صندوق‌های طلا در ماه‌های جولای و آگوست پس از خروج ۹۳ تنی در ابتدای تابستان. اشتهای تمام‌نشدنی بانک‌های مرکزی: خرید ۶۰ تن طلا توسط چین در سال جاری و افزودن ۸۲ تن توسط لهستان برای رسیدن به ذخیره ۷۰۰ تنی. چرا فرمول‌های قدیمی طلا از کار افتاده‌اند؟ یکی از پدیده‌های نایاب ماه‌های اخیر، گسست و جدا شدن رفتار طلا از بازده واقعی اوراق قرضه آمریکا است. در حالت سنتی، با ثبات یا افزایش بازده اوراق، طلا افت می‌کرد؛ اما اکنون طلا بیشتر به «نگرانی از پایداری مالی آمریکا» و بدهی‌های سنگین واشنگتن پاسخ می‌دهد تا نرخ بهره! همین مسئله باعث شده با انتشار اخبار بازخرید اوراق توسط خزانه‌داری، تقاضای ساختاری برای طلا تشدید شود. ✔️ بیشتر بخوانید: پشت پرده پرواز طلا تا ۴,۵۱۰ دلار؛ مدیر سابق گلدمن ساکس از کدام تله اقتصادی پرده برداشت؟ از سوی دیگر، خریدهای سنگین بانک‌های مرکزی به عنوان یک پشتیبان پولادین برای قیمت طلا عمل می‌کند. آمارها نشان می‌دهد چین در سال جاری با اضافه کردن ۶۰ تن طلا به خزانه خود، بزرگ‌ترین خرید سالانه را از سال ۲۰۲۳ ثبت کرده است. لهستان نیز با افزودن ۸۲ تن طلا، حجم ذخایر خود را به ۶۳۲ تن رسانده و در مسیر دستیابی به هدف ۷۰۰ تنی قرار دارد. این حجم از خرید در کنار ورود ۷۰ تنی سرمایه به صندوق‌های ETF در ماه‌های جولای و آگوست، کفی محکم زیر پای خریداران ساخته است. هم‌زمان، انتظارات برای عدم افزایش مجدد نرخ بهره توسط فدرال رزرو تا پایان سال ۲۰۲۶، خیال معامله‌گران را راحت کرده است. با این حال، مورگان استنلی هشدار داده که این مسیر صعودی خالی از نوسان نخواهد بود؛ به‌ویژه آنکه پوزیشن‌های شورت (فروش) در بازار کامکس (COMEX) به کمترین میزان از سال ۲۰۲۰ رسیده و احتمال جهش‌های ناگهانی ناشی از شورت اسکیوز (فشار روی فروشندگان) را محدود می‌کند. جدول تارگت‌ها و پیش‌بینی‌های جدید وال‌استریت برای طلا نهاد / بانک مالی پیش‌بینی و تارگت قیمتی جدید محرک اصلی و دیدگاه تحلیلی مورگان استنلی (Morgan Stanley) عبور از ۴,۴۵۰ دلار / بالای ۵,۰۰۰ دلار (۲۰۲۷) توقف افزایش نرخ بهره فدرال رزرو و بازگشت ورود سرمایه به ETFها یو‌بی‌اس (UBS) ۵,۴۰۰ دلار (تا پایان سپتامبر ۲۰۲۷) افزایش افق زمانی سرمایه‌گذاری و پناهگاه بودن در برابر تضعیف دلار سیتی‌گروپ (Citi) چرخش مجدد به سمت طلا (Debasement) مداخله خزانه‌داری آمریکا برای کنترل هزینه‌های استقراض و افت دلار بانک‌های مرکزی (چین و لهستان) چین ۶۰ تن / لهستان ۸۲ تن افزایش ذخایر استفاده از اصلاح‌های قیمتی برای تقویت ذخایر استراتژیک ✔️ بیشتر بخوانید: هدف ۵٬۴۰۰ دلاری گلدمن برای طلا و هشدار ریسک نزولی جمع‌بندی: پیامدها برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران اجماع بانک‌های بزرگ وال‌استریت نشان می‌دهد که طلا وارد یک فاز ساختاری جدید شده است. تا زمانی که نگرانی از بدهی‌های آمریکا و مداخلات خزانه‌داری وجود دارد، هرگونه اصلاح قیمتی در بازار طلا توسط خریداران بزرگ و بانک‌های مرکزی به‌عنوان یک فرصت طلایی برای ورود تلقی می‌شود؛ موضوعی که چشم‌انداز رسیدن به کانال‌های ۵,۰۰۰ دلاری را کاملاً جدی کرده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

چه کسانی از عطش برق مراکز داده هوش مصنوعی سود می‌برند؟

رشد سریع هوش مصنوعی تنها به تراشه‌های پیشرفته و مراکز داده بزرگ محدود نمی‌شود؛ پشت این موج فناوری، یک نیاز حیاتی و کمتر دیده‌شده قرار دارد: برق. نسل جدید مراکز داده که به پردازنده‌های پیشرفته شرکت انویدیا مجهز هستند، چندین برابر مراکز داده سنتی برق مصرف می‌کنند و همین مسئله باعث شده دسترسی به انرژی به یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های توسعه زیرساخت هوش مصنوعی تبدیل شود. در یک نگاه مراکز داده مجهز به تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی می‌توانند برای هر رک ۱۰۰ تا بیش از ۳۰۰ کیلووات برق مصرف کنند؛ تا ۲۰ برابر رک‌های سنتی. صف اتصال مراکز داده به شبکه برق در برخی مناطق ۳ تا ۷ سال و در مواردی تا ۱۰ سال طول می‌کشد. تولیدکنندگان برق، نیروگاه‌های هسته‌ای، توربین‌های گازی، پیل‌های سوختی و باتری‌های ذخیره انرژی، برندگان اصلی موج جدید تقاضای برق هستند. در این میان، کانستلیشن، ویسترا، جی‌ای ورنوا و بلوم انرژی از گزینه‌های مهم‌ترند؛ در حالی که اوکلو، نیوسکیل و فلوئنس پتانسیل بالاتر اما ریسک بسیار بیشتری دارند. در مراکز داده مدرن، هر رک پردازشی مجهز به تراشه‌های پرقدرت هوش مصنوعی می‌تواند بین ۱۰۰ تا بیش از ۳۰۰ کیلووات برق مصرف کند؛ رقمی که در برخی موارد تا ۲۰ برابر مصرف رک‌های سرور سنتی است. بنابراین، توسعه ظرفیت محاسباتی دیگر فقط به خرید تراشه، ساخت ساختمان یا تأمین تجهیزات خنک‌کننده وابسته نیست؛ بلکه مستقیماً به این پرسش بستگی دارد که چه مقدار برق در چه زمانی و با چه میزان اطمینانی در دسترس است. همین تغییر، جریان بزرگی از سرمایه را به سمت شرکت‌های تولیدکننده برق، تجهیزات نیروگاهی، سامانه‌های ذخیره انرژی و راهکارهای تولید برق در محل سوق داده است. به نظر می‌رسد در موج جدید سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی، بخشی از برندگان اصلی نه شرکت‌های فناوری، بلکه شرکت‌هایی باشند که می‌توانند انرژی مورد نیاز این صنعت را تأمین کنند. برق؛ گلوگاه جدید توسعه هوش مصنوعی در سال‌های گذشته، کمبود تراشه مهم‌ترین نگرانی صنعت هوش مصنوعی بود، اما اکنون مسئله تأمین برق به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است. مراکز داده‌ای که برای آموزش و اجرای مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی ساخته می‌شوند، به توان بسیار بیشتری نسبت به نسل‌های قبلی نیاز دارند. اتصال چنین مراکزی به شبکه عمومی برق نیز همیشه ساده و سریع نیست. در بسیاری از مناطق، متقاضیان بزرگ برق ممکن است با صف‌های اتصال سه تا هفت ساله مواجه شوند و در برخی موارد، تأخیرهای مربوط به توسعه شبکه و انتقال برق حتی می‌تواند تا یک دهه ادامه پیدا کند. این محدودیت زمانی با سرعت توسعه صنعت هوش مصنوعی همخوانی ندارد. شرکت‌های بزرگ فناوری نمی‌توانند برای ساخت مراکز داده جدید سال‌ها منتظر توسعه شبکه بمانند؛ به همین دلیل، قراردادهای بلندمدت خرید برق و همچنین راهکارهای تولید برق مستقل از شبکه، به سرعت در حال گسترش هستند. شرکت‌های تولیدکننده برق در موقعیت مناسبی قرار گرفته‌اند یکی از نخستین گروه‌هایی که از افزایش تقاضای برق مراکز داده سود می‌برند، شرکت‌های تولیدکننده برق هستند. شرکت‌های خدمات عمومی به دلیل درآمد نسبتاً قابل پیش‌بینی و فعالیت تحت نظارت دولت، از گزینه‌های باثبات‌تر این صنعت محسوب می‌شوند. در این میان، نکست‌اِرا انرژی یکی از شرکت‌هایی است که می‌تواند از رشد تقاضای برق منتفع شود. این شرکت مالک شرکت برق فلوریدا است و هم‌زمان از طریق بخش انرژی‌های تجدیدپذیر خود در تولید برق بادی و خورشیدی نیز فعالیت گسترده‌ای دارد. اما مشکل اصلی اینجاست که اتصال مراکز داده بزرگ به شبکه عمومی ممکن است سال‌ها زمان ببرد. همین موضوع فرصت مناسبی برای تولیدکنندگان مستقل برق ایجاد کرده است؛ شرکت‌هایی که مالک نیروگاه هستند و برق تولیدی خود را در بازارهای عمده‌فروشی به فروش می‌رسانند، بدون اینکه الزاماً مالک شبکه انتقال باشند. نیروگاه هسته‌ای؛ گزینه جذاب غول‌های فناوری در میان منابع تولید برق، انرژی هسته‌ای جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. مراکز داده به برق پایدار و شبانه‌روزی نیاز دارند و نیروگاه‌های هسته‌ای می‌توانند بدون وابستگی به شرایط آب‌وهوایی، برق پایه و کم‌کربن تولید کنند. کانستلیشن انرژی یکی از مهم‌ترین شرکت‌های این حوزه است. این شرکت با در اختیار داشتن حدود ۲۲ گیگاوات ظرفیت هسته‌ای، بزرگ‌ترین بهره‌بردار نیروگاه‌های هسته‌ای در آمریکا محسوب می‌شود. اهمیت کانستلیشن تنها به ظرفیت تولید آن محدود نیست. این شرکت طی سال‌های اخیر قراردادهای مهم خرید بلندمدت برق با شرکت‌هایی مانند مایکروسافت و متا منعقد کرده است. این قراردادها نشان می‌دهند شرکت‌های فناوری برای تأمین انرژی مورد نیاز مراکز داده خود، حاضرند مستقیماً برای دسترسی بلندمدت به برق سرمایه‌گذاری کنند. در طرف دیگر، ویسترا نیز یکی از تولیدکنندگان بزرگ برق آمریکاست که حدود ۴۴ گیگاوات ظرفیت تولید در اختیار دارد. ترکیب نیروگاه‌های گاز طبیعی، هسته‌ای و زغال‌سنگ به این شرکت امکان می‌دهد در شرایط مختلف بازار برق انعطاف بیشتری داشته باشد. ویسترا همچنین با همکاری گروه سرمایه‌گذاری کی‌کی‌آر، سازمان سرمایه‌گذاری کویت و شرکت انویدیا، در تشکیل مجموعه‌ای برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی مشارکت کرده است. در این ساختار، ویسترا به عنوان تأمین‌کننده ترجیحی برق این پروژه‌ها در نظر گرفته شده است. وقتی شبکه برق کافی نیست، نیروگاه به مرکز داده می‌آید یکی از مهم‌ترین تغییرات در صنعت مراکز داده، حرکت به سمت تولید برق در محل است. زمانی که اتصال به شبکه ممکن است چندین سال طول بکشد، شرکت‌های فناوری ترجیح می‌دهند بخشی از برق مورد نیاز خود را مستقیماً در کنار مرکز داده تولید کنند. توربین‌های گاز طبیعی و سامانه‌های پیل سوختی از مهم‌ترین فناوری‌هایی هستند که در این مسیر مورد توجه قرار گرفته‌اند. مزیت آنها این است که برخلاف توسعه نیروگاه‌های بزرگ یا خطوط انتقال جدید، می‌توانند در مدت بسیار کوتاه‌تری وارد مدار شوند. جی‌ای ورنوا یکی از مهم‌ترین شرکت‌های فعال در این بخش است. فناوری‌های این شرکت در مجموع برای تولید حدود ۲۵ درصد برق جهان مورد استفاده قرار می‌گیرند. تقاضا برای توربین‌های گاز طبیعی پربازده این شرکت در سال‌های اخیر به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. این توربین‌ها می‌توانند در مدت چند ماه، نه چند سال، برای تأمین برق پایه مراکز داده و سایر مصرف‌کنندگان بزرگ نصب شوند. حجم سفارش‌های ثبت‌شده جی‌ای ورنوا نیز به حدود ۱۶۳ میلیارد دلار رسیده و قراردادهای این شرکت تا سال ۲۰۳۱ ادامه دارد. “ «در نهایت، داستان اصلی این بازار بسیار ساده است: هرچه تراشه‌های هوش مصنوعی قدرتمندتر شوند، برق بیشتری لازم است؛ و هرچه ساخت شبکه برق کندتر باشد، ارزش تولیدکنندگان مستقل برق، تجهیزات نیروگاهی و راهکارهای تأمین انرژی در محل بیشتر می‌شود. به همین دلیل، موج سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی تنها یک فرصت برای شرکت‌های فناوری نیست. مراکز داده جدید به نیروگاه، توربین، باتری، خطوط انتقال و سامانه‌های مدیریت انرژی نیاز دارند و همین نیاز می‌تواند طی سال‌های آینده بخشی از شرکت‌های به ظاهر سنتی حوزه انرژی و تجهیزات صنعتی را به برندگان بزرگ اقتصاد هوش مصنوعی تبدیل کند.» بابک شیری پیل سوختی؛ راه دیگری برای تأمین برق مراکز داده در کنار توربین‌های گازی، پیل‌های سوختی نیز به عنوان گزینه‌ای برای تولید برق در محل مطرح شده‌اند. بلوم انرژی سامانه‌های پیل سوختی اکسید جامد تولید می‌کند که می‌توانند از سوخت‌هایی مانند گاز طبیعی، زیست‌گاز و هیدروژن استفاده کنند. این شرکت در سال‌های اخیر قراردادهای بزرگی با مشتریان صنعتی و فناوری منعقد کرده است. یکی از مهم‌ترین قراردادهای بلوم، توافق زیرساختی توسعه‌یافته با بروکفیلد به ارزش حدود ۲۵ میلیارد دلار است. این شرکت همچنین با مجموعه‌هایی مانند اوراکل، اینتل و کورویوِیو قراردادهایی برای توسعه زیرساخت انرژی منعقد کرده است. گسترش این فناوری‌ها نشان می‌دهد بحران برق مراکز داده می‌تواند به اندازه خود ساخت مراکز داده فرصت اقتصادی ایجاد کند. نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک؛ فرصت بزرگ اما دورتر در افق بلندمدت، نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک و ماژولار نیز می‌توانند وارد این بازار شوند. شرکت‌هایی مانند اوکلو و نیوسکیل پاور در حال توسعه راکتورهایی هستند که به صورت ماژولار ساخته می‌شوند و می‌توانند در محل مصرف نصب شوند. مزیت اصلی این فناوری‌ها، امکان تولید برق پایدار و مستقل برای مراکز داده و صنایع بزرگ است. با این حال، این فناوری هنوز با محدودیت‌های فنی، قانونی و مالی قابل‌توجهی مواجه است و بر اساس اطلاعات مطرح‌شده در گزارش، انتظار نمی‌رود این نیروگاه‌ها زودتر از دهه ۲۰۳۰ به شکل گسترده تجاری شوند. بنابراین، سرمایه‌گذاران باید میان فرصت بلندمدت این صنعت و زمان طولانی مورد نیاز برای تجاری‌سازی آن تفاوت قائل شوند. ذخیره‌سازی برق؛ حلقه مکمل مراکز داده افزایش ظرفیت تولید برق بدون ایجاد امکان ذخیره و مدیریت هوشمند انرژی، تمام مشکل مراکز داده را حل نمی‌کند. به همین دلیل، سامانه‌های ذخیره‌سازی باتری نیز به یکی از بخش‌های مهم زیرساخت جدید تبدیل شده‌اند. فلوئنس انرژی یکی از شرکت‌های فعال در این حوزه است که سامانه‌های ذخیره‌سازی باتری و نرم‌افزارهای مدیریت بار شبکه تولید می‌کند. این شرکت در ۱ ژوئن از همکاری با انویدیا، زیمنس و ان‌وِنت برای استفاده از سامانه ذخیره‌سازی خود در طراحی مراکز داده هوش مصنوعی زیمنس برای نسل جدید زیرساخت پردازشی انویدیا خبر داد. این همکاری نشان می‌دهد آینده مراکز داده فقط به تولید برق بیشتر وابسته نیست؛ بلکه مدیریت، ذخیره‌سازی و توزیع هوشمند برق نیز به بخش مهمی از زنجیره ارزش تبدیل خواهد شد. چه شرکت‌هایی بیشترین سود را می‌برند؟ سرمایه‌گذاران برای بهره‌برداری از موج انرژی هوش مصنوعی با چند مسیر متفاوت روبه‌رو هستند. شرکت‌های تولیدکننده برق مانند کانستلیشن و ویسترا از افزایش تقاضای بلندمدت و قراردادهای بزرگ با شرکت‌های فناوری سود می‌برند. در بخش تجهیزات و تولید برق در محل، جی‌ای ورنوا و بلوم انرژی به دلیل رشد تقاضا برای توربین‌های گاز و سامانه‌های پیل سوختی در موقعیت متفاوتی قرار دارند. این شرکت‌ها مستقیماً از مشکلی سود می‌برند که شبکه برق هنوز قادر به حل سریع آن نیست. در بخش پرریسک‌تر نیز اوکلو، نیوسکیل و فلوئنس قرار می‌گیرند. پتانسیل رشد این شرکت‌ها قابل‌توجه است، اما هزینه بالای توسعه، زمان طولانی تجاری‌سازی و ریسک‌های اجرایی باعث می‌شود سرمایه‌گذاری در آنها برای سرمایه‌گذاران محتاط مناسب نباشد. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گازوئیل آمریکا ۵۰٪ گران شد؛ موج جدید تورم در راه است؟

  در یک نگاه جنگ خلیج فارس با افزایش قیمت نفت، تورم مصرف‌کننده را در اقتصادهای بزرگ بالاتر از هدف بانک‌های مرکزی برده است. اگرچه انرژی سهم مستقیمی حدود ۷ درصد در سبد مصرفی آمریکا و نزدیک به ۱۱ درصد در اتحادیه اروپا دارد، اثر غیرمستقیم آن بر هزینه‌های حمل‌ونقل، تولید و قیمت کالاها بسیار گسترده‌تر است. از سوی دیگر، آسیب به ظرفیت پالایش نفت در منطقه باعث شده قیمت فرآورده‌های نفتی حتی بیشتر از نفت خام افزایش پیدا کند؛ به‌طوری‌که از فوریه تاکنون قیمت نفت خام ۲۶ درصد و قیمت گازوئیل آمریکا نزدیک به ۵۰ درصد رشد کرده است. به گفته UBS، محاسبه دقیق سهم جنگ در افزایش تورم بسیار دشوار است، اما در اقتصادهای بزرگ، شوک قیمتی ناشی از جنگ در حال حاضر عامل اصلی بالاتر ماندن تورم از اهداف تعیین‌شده است. پاول دونووان، اقتصاددان UBS، در بررسی تأثیر جنگ خلیج فارس بر اقتصاد جهانی می‌گوید این جنگ باعث افزایش قیمت نفت و در نتیجه، بالاتر رفتن تورم مصرف‌کننده از اهداف تعیین‌شده در اقتصادهای بزرگ شده است. به گفته او، انرژی به‌طور مستقیم سهم نسبتاً کوچکی از سبد مصرفی خانوارها در آمریکا و اتحادیه اروپا دارد، اما تأثیر غیرمستقیم آن از طریق هزینه‌های حمل‌ونقل و تولید قابل‌توجه است. دونووان همچنین تأکید می‌کند که جدا کردن اثرات قیمتی ناشی از جنگ از سایر عوامل مؤثر بر تورم، کار بسیار پیچیده‌ای است. تأثیر جنگ بر تورم جهانی ناشی از نفت «جنگ خلیج فارس قیمت نفت را افزایش داده و تورم مصرف‌کننده را در سراسر جهان بالا برده است؛ اما این افزایش دقیقاً چقدر بوده است؟» ✔️ بیشتر بخوانید: تنگه هرمز، کارت طلایی ایران؛ تهران و واشنگتن در جنگ روایت‌ها انرژی، شامل انرژی‌های غیرنفتی، کمی بیش از ۷ درصد از سبد مصرف‌کننده در آمریکا را تشکیل می‌دهد. این سهم در اتحادیه اروپا تقریباً ۱۱ درصد است. با این حال، تورم هسته که معمولاً با حذف مواد غذایی و انرژی محاسبه می‌شود، تمام آثار افزایش قیمت انرژی یا حتی مواد غذایی را کنار نمی‌گذارد. هزینه انرژی به‌صورت غیرمستقیم در قیمت کالاها و خدماتی مانند بلیت هواپیما و هزینه ارسال و تحویل کالا نیز وجود دارد. اندازه‌گیری میزان مصرف نفت یک اقتصاد نیز لزوماً تصویر دقیقی ارائه نمی‌دهد. برای مثال، اگر کالایی در چین تولید و سپس در اروپا فروخته شود، اروپا عملاً نفت مصرف‌شده در فرآیند تولید و حمل‌ونقل آن کالا را نیز وارد کرده است؛ هزینه‌ای که علاوه بر مصرف مستقیم نفت در داخل اروپا به اقتصاد این منطقه منتقل می‌شود. تمرکز صرف بر قیمت نفت خام نیز کافی نیست؛ زیرا در پی آسیب دیدن ظرفیت پالایش نفت در منطقه خلیج فارس، قیمت فرآورده‌های نفتی نیز افزایش یافته است. از ماه فوریه، قیمت معاملات آتی نفت خام ۲۶ درصد افزایش یافته، اما قیمت گازوئیل در آمریکا تقریباً ۵۰ درصد بالاتر رفته است. در مقابل، قیمت انرژی مورد استفاده خودروها در چین تنها ۵ درصد افزایش داشته است. این موضوع نشان می‌دهد هزینه نفت نهفته در واردات آمریکا از چین احتمالاً کمتر از هزینه نفتی است که در تولید داخلی آمریکا وجود دارد. بنابراین، حذف اثرات قیمتی ناشی از جنگ از آمار تورم مصرف‌کننده بسیار پیچیده است. با این حال، در اقتصادهای بزرگ، پیامدهای قیمتی ناشی از جنگ مهم‌ترین دلیل قرار گرفتن تورم در حال حاضر بالاتر از سطح هدف‌گذاری‌شده است. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار در سایه تنگه هرمز؛ چرا بازگشایی تنگه هرمز می‌تواند معادلات بازار را تغییر دهد؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

UBS: رالی جهانی سهام ادامه دارد؛ تمرکز بر آمریکا ریسک دارد، اروپا و آسیا جذاب‌ترند

بانک UBS در یادداشت تازه خود به مشتریان می‌گوید رالی جهانی سهام هنوز «جا برای ادامه» دارد، حتی اگر نوسانات ناشی از تغییر انتظارات سیاستی فدرال رزرو گه‌گاه بازار را تکان دهد. این بانک همچنان برای S&P 500 فضای صعود می‌بیند، اما پیام اصلی آن این است که سرمایه‌گذاران باید از تمرکز بیش‌ازحد بر بازار آمریکا فاصله بگیرند و به سمت قرارگیری گسترده‌تر در اروپا، ژاپن و آسیا حرکت کنند. در یک نگاه رالی جهانی سهام ادامه دارد — UBS می‌گوید با وجود نوسانات ناشی از تغییر انتظارات فد، چشم‌انداز سهام همچنان صعودی است و S&P 500 فضای رشد بیشتر دارد. ریسک تمرکز در آمریکا — این بانک هشدار می‌دهد تمرکز بیش‌ازحد بر سهام آمریکا خطرناک شده و بهترین راه مشارکت در رالی، تنوع جغرافیایی در اروپا، ژاپن و آسیا است. قدرت سود جهانی — رشد سود شرکت‌ها در اروپا، ژاپن و آسیا (از جمله پیش‌بینی ۷۲٪ رشد سود در آسیا) نشان می‌دهد رالی سهام در حال گسترش است و نه محدود به آمریکا؛ بنابراین پرتفوی جهانی متنوع بهترین استراتژی است. UBS هشدار می‌دهد ریسک تمرکز در بازار آمریکا به‌طور قابل‌توجهی بالا رفته و اکنون بهترین راه مشارکت در رالی جهانی، تنوع جغرافیایی است؛ نه شرط‌بندی یک‌طرفه روی آمریکا. این دیدگاه با داده‌های بنیادی نیز تقویت می‌شود: اروپا در مسیر ثبت قوی‌ترین رشد سود سه‌ماهه دوم از ۲۰۲۲ قرار دارد و چرخه سرمایه‌گذاری جدیدی حول دفاع، زیرساخت، AI، اتوماسیون، برق‌ و امنیت انرژی شکل گرفته است. UBS در اروپا بانک‌ها، سلامت، صنعتی‌ها، مصرفی‌ها، سهام آلمان و شرکت‌های اروپایی با کیفیت بالا را ترجیح می‌دهد. در ژاپن، UBS معتقد است بازار احتمالاً کف چرخه‌ای خود را پیدا کرده؛ سود عملیاتی شرکت‌ها در سه‌ماهه دوم بیش از ۲۰٪ رشد داشته و غافلگیری‌های مثبت درآمدی چشم‌انداز را تقویت کرده‌اند. این بانک ترکیبی از سهام مرتبط با AI (به‌ویژه تجهیزات نیمه‌رسانا)، بانک‌ها، ماشین‌آلات و شرکت‌های منتفع از افزایش تقاضای برق را ترجیح می‌دهد. ✔️ بیشتر بخوانید: ساخت زیرساخت هوش مصنوعی؛ هشدار کمبود برق آمریکا UBS برای آسیا به‌جز ژاپن رتبه جذاب تعیین کرده و می‌گوید انتظار ۷۲٪ رشد سود شرکت‌ها در سال جاری، پایه اصلی این دیدگاه مثبت است. این رشد از دو عامل می‌آید: ۱) نقش پررنگ منطقه در زنجیره سخت‌افزار هوش مصنوعی، ۲) بهبود بخش‌های چرخه‌ای پس از ضعف سال گذشته. در چین، UBS بیشترین جذابیت را در سهام اینترنتی و تجهیزات سرمایه‌ای نیمه‌رسانا می‌بیند. برای درآمد پایدار، این بانک بانک‌ها، بیمه‌ها، یوتیلیتی‌های منتخب و کالاهای اساسی مصرفی را ترجیح می‌دهد. UBS همچنین هند را یک داستان رشد مستقل می‌داند و می‌گوید اصلاحات «ارزش‌آفرینی» در سنگاپور جذابیت آن بازار را افزایش داده است. UBS جمع‌بندی می‌کند که قدرت سود جهانی، بهبود چرخه‌ای و روندهای ساختاری در مناطق مختلف، بهترین استراتژی را در یک پرتفوی سهام متنوع جهانی قرار می‌دهد؛ رویکردی که به‌گفته این بانک، به سرمایه‌گذاران امکان می‌دهد در رالی گسترده سهام مشارکت کنند و در عین حال با نوسانات احتمالی ناشی از سیاست فد کنار بیایند.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر