EURUSD 1.11577 USD ▼ 0.17%
XAUUSD 3,875.09 USD ▼ 3.63%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 104.12 USD ▲ 2.08%
BTCUSD 77,861.17 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70300 USD ▲ 0.07%
EURJPY 176.259 JPY ▲ 0.03%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۲ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۲ دقیقه پیش

چرا سهام آمازون سقوط کرد؟ نگرانی از تورم، هزینه‌های هوش مصنوعی و فشار بر جریان نقدی

افت سهام آمازون در آستانه انتشار گزارش مالی سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶، بار دیگر توجه بازار را به هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی، چشم‌انداز تورم و پایداری جریان نقدی شرکت‌های بزرگ فناوری جلب کرده است. نگرانی سرمایه‌گذاران دیگر صرفاً به میزان رشد درآمد محدود نیست؛ بلکه این پرسش اهمیت بیشتری پیدا کرده است که آیا سرمایه‌گذاری‌های عظیم در زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌توانند بازدهی کافی ایجاد کنند، بدون آنکه فشار تورمی و افزایش هزینه تأمین مالی، ارزش اقتصادی این سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش دهد؟ در یک نگاه سهام آمازون در معاملات صبح ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶، حدود ۳٫۴ درصد افت کرد؛ نگرانی پیش از انتشار گزارش مالی، فشار فروش را تشدید کرد. پیش‌بینی هزینه سرمایه‌ای ۲۲۰ میلیارد دلاری شرکت در سال ۲۰۲۶، نگرانی درباره جریان نقدی آزاد و بازده سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را افزایش داده است. گزارش آلفابت و ثبت جریان نقدی آزاد منفی برای دومین فصل متوالی، حساسیت بازار نسبت به هزینه‌های زیرساختی شرکت‌های فناوری را بالا برده است. تداوم تورم، افزایش احتمالی نرخ بهره و بالا ماندن هزینه سرمایه می‌تواند ارزش‌گذاری سهام رشدی را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند جهت حرکت تورم باید با داده‌های رسمی سنجیده شود. هزینه‌های هوش مصنوعی؛ عامل اصلی فشار بر سهام آمازون بر اساس گزارش منتشرشده در اینوستینگ، سهام آمازون در معاملات صبح پنجشنبه ۲۹ اکتبر حدود ۳٫۴ درصد کاهش یافت؛ زیرا سرمایه‌گذاران پیش از انتشار گزارش مالی شرکت، نسبت به پیامدهای سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی محتاط‌تر شدند. در همین روز، افت سهام آلفابت پس از گزارش مالی این شرکت، نگرانی‌ها درباره بازده سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی را به سایر شرکت‌های بزرگ فناوری منتقل کرد. آمازون برای توسعه زیرساخت‌های رایانش ابری و هوش مصنوعی، هزینه سرمایه‌ای سال ۲۰۲۶ خود را به ۲۲۰ میلیارد دلار افزایش داده است. چنین سطحی از سرمایه‌گذاری می‌تواند ظرفیت پردازشی و درآمد آینده خدمات ابری را تقویت کند؛ اما در کوتاه‌مدت، منابع نقدی بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد و ریسک تأخیر در بازگشت سرمایه را افزایش می‌دهد. تورم؛ حلقه اتصال هزینه سرمایه و ارزش‌گذاری سهام تورم یکی از متغیرهای کلیدی برای ارزیابی پیامدهای این سرمایه‌گذاری‌هاست. افزایش پایدار سطح قیمت‌ها می‌تواند هزینه ساخت مراکز داده، تجهیزات، انرژی، نیروی کار و نگهداری زیرساخت‌ها را بالا ببرد. اگر هزینه‌های عملیاتی و سرمایه‌ای سریع‌تر از درآمد رشد کنند، حاشیه سود و جریان نقدی آزاد شرکت تحت فشار قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، اگر تورم بالاتر از انتظار باقی بماند، احتمال کاهش سریع نرخ بهره محدودتر می‌شود. در چنین شرایطی، نرخ تنزیل جریان‌های نقدی آینده ممکن است بالا بماند و ارزش فعلی سودهایی که سرمایه‌گذاران برای سال‌های آینده پیش‌بینی می‌کنند، کاهش یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌هایی اهمیت دارد که بخش قابل‌توجهی از ارزش بازار آن‌ها بر رشد سودآوری در آینده استوار است. بااین‌حال، افت سهام به‌تنهایی نشانه افزایش تورم نیست. برای تعیین جهت واقعی این متغیر، باید شاخص قیمت مصرف‌کننده، شاخص قیمت تولیدکننده، رشد دستمزدها و انتظارات نرخ بهره بررسی شوند. همچنین افزایش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای را در بلندمدت جبران کند. جریان نقدی آزاد؛ معیار سنجش بازده سرمایه‌گذاری بر اساس گزارش منبع، هزینه‌های زیرساختی آمازون جریان نقدی آزاد این شرکت را تحت فشار قرار داده و تحلیلگران درباره تداوم این وضعیت هشدار داده‌اند. جریان نقدی آزاد نشان می‌دهد شرکت پس از تأمین هزینه‌های سرمایه‌ای، چه میزان نقدینگی برای توسعه فعالیت‌ها، بازپرداخت بدهی و سایر مصارف در اختیار دارد. نکته تعیین‌کننده، مقایسه هزینه‌های امروز با درآمد و سود عملیاتی آینده است. اگر رشد خدمات ابری و تقاضای هوش مصنوعی بتواند بازده مناسبی ایجاد کند، سرمایه‌گذاری فعلی ممکن است به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شود؛ اما اگر تقاضا یا درآمدزایی کمتر از انتظار باشد، فشار بر جریان نقدی می‌تواند طولانی‌تر شود. رقابت و انتظار برای گزارش مالی در کنار عوامل مرتبط با هوش مصنوعی، تقویت برنامه عضویت ترکیبی والمارت نیز می‌تواند رقابت در تجارت الکترونیکی را تشدید کند. بااین‌حال، محرک اصلی نوسان گزارش‌شده، نگرانی درباره هزینه‌های سرمایه‌ای و انتظار بازار برای انتشار نتایج مالی آمازون بوده است. طبق گزارش منبع، سهام این شرکت به محدوده ۲۴۱٫۲۴ دلار رسید؛ درحالی‌که بالاترین قیمت ۵۲ هفته گذشته آن ۲۸۷٫۲۰ دلار بود. این ارقام به تاریخ گزارش مربوط‌اند و نباید به‌عنوان قیمت لحظه‌ای تلقی شوند. بازار برای ارزیابی چشم‌انداز سهم، علاوه بر رشد خدمات ابری، به راهنمای مدیریت درباره هزینه‌های آینده، حاشیه سود و جریان نقدی توجه خواهد کرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا بسته اشتراکی جدید والمارت می‌تواند جایگاه آمازون پرایم را به چالش بکشد؟

والمارت با معرفی یک بسته اشتراکی سالانه به ارزش ۱۲۰ دلار، گام تازه‌ای برای رقابت با آمازون برداشته است. این پیشنهاد با ترکیب خدمات والمارت پلاس و سمز کلاب پلاس، نه‌تنها هزینه دسترسی به چند خدمت را کاهش می‌دهد، بلکه با هدف افزایش خرید مشتریان و تقویت رابطه بلندمدت آن‌ها با شرکت طراحی شده است. با این حال، مسئله اصلی این نیست که آیا والمارت می‌تواند به‌سرعت آمازون پرایم را کنار بزند؛ پرسش مهم‌تر آن است که آیا این راهبرد می‌تواند درآمدهای تکرارشونده، فروش اینترنتی و کسب‌وکار تبلیغاتی والمارت را تقویت کند و در نهایت، ارزش اقتصادی بیشتری برای سهام‌داران بسازد. در یک نگاه والمارت بسته اشتراکی مشترک خود را با قیمت سالانه ۱۲۰ دلار عرضه کرده است؛ ۱۰۰ دلار کمتر از هزینه جداگانه دو عضویت. این بسته با قیمت پایین‌تر از آمازون پرایم، خدمات تحویل رایگان، مزایای خرید و دسترسی به محتوای پخش آنلاین را ترکیب می‌کند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد و تعداد اعضای اشتراکی آن ۱۷ درصد رشد کرده است. با وجود قدرت کسب‌وکار والمارت، ارزش‌گذاری بالا و قیمت حدود ۴۰ برابر سود، حاشیه خطای سرمایه‌گذاران را محدود می‌کند. بسته اشتراکی جدید والمارت چه مزایایی دارد؟ مهم‌ترین ویژگی پیشنهاد جدید، ترکیب دو برنامه عضویت در قالب یک بسته سالانه ۱۲۰ دلاری است. قیمت جداگانه این دو عضویت در مجموع ۲۲۰ دلار اعلام شده؛ بنابراین مشتریان با انتخاب بسته جدید، سالانه ۱۰۰ دلار صرفه‌جویی می‌کنند. این مبلغ همچنین ۱۹ دلار کمتر از هزینه سالانه ۱۳۹ دلاری آمازون پرایم است. این بسته مجموعه‌ای از مزایا را در اختیار مشتریان قرار می‌دهد؛ از جمله تحویل رایگان سفارش‌ها، دریافت ۲ درصد اعتبار خرید در قالب «سمز کش» برای برخی خریدهای واجد شرایط، تخفیف ۱۰ سنتی به‌ازای هر گالن بنزین و انتخاب میان دو خدمت پخش آنلاین پیکاک و پارامونت پلاس. البته این پیشنهاد محدودیت‌هایی نیز دارد. اشتراک فقط به‌صورت سالانه ارائه می‌شود و در زمان انتشار گزارش، امکان پرداخت ماهانه یا استفاده از دوره آزمایشی رایگان برای آن وجود نداشت. این شرایط ممکن است بخشی از مشتریان را که ترجیح می‌دهند هزینه عضویت را به‌تدریج پرداخت کنند، از ثبت‌نام منصرف کند. چرا والمارت به دنبال گسترش عضویت است؟ ارزش اقتصادی عضویت برای خرده‌فروشان تنها به مبلغ دریافتی بابت حق اشتراک محدود نمی‌شود. اعضا معمولاً خریدهای بیشتری انجام می‌دهند، دفعات مراجعه آن‌ها افزایش می‌یابد و احتمال انتخاب دوباره همان فروشگاه بیشتر می‌شود. بر اساس گزارش منبع، مشتریان عضو برنامه‌های والمارت حدود چهار برابر مشتریان غیرعضو با این شرکت خرید می‌کنند. اگر این تفاوت در رفتار خرید پایدار باشد، عضویت می‌تواند علاوه بر ایجاد درآمد مستقیم، حجم فروش کالا و فرصت‌های کسب درآمد از تبلیغات را نیز افزایش دهد. این رابطه، چرخه‌ای تقویت‌کننده ایجاد می‌کند: مزایای بیشتر، مشتریان را به عضویت ترغیب می‌کند؛ افزایش عضویت به رشد خرید منجر می‌شود؛ و افزایش تعامل مشتریان، فرصت‌های تازه‌ای برای فروش و تبلیغات فراهم می‌آورد. از این منظر، بسته جدید را باید بخشی از راهبرد گسترده‌تر والمارت برای افزایش سهم خود از هزینه‌های مصرف‌کنندگان دانست. عملکرد مالی والمارت چه می‌گوید؟ اعداد منتشرشده از عملکرد اخیر شرکت، تصویری مثبت از روند فعالیت آن ارائه می‌کنند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد رشد داشته و تعداد اعضای اشتراکی نیز ۱۷ درصد افزایش یافته است. این ارقام نشان می‌دهند که توسعه خدمات دیجیتال و مدل عضویت، در کنار فعالیت فروشگاه‌های فیزیکی، به یکی از محورهای مهم رشد شرکت تبدیل شده است. بر اساس اطلاعات گزارش، سهام والمارت از ابتدای سال میلادی تا زمان نگارش مقاله نزدیک به ۶ درصد افزایش یافته بود. ارزش بازار شرکت نیز به حدود ۹۵۱ میلیارد دلار رسیده بود؛ سطحی که آن را به آستانه ارزش بازار یک تریلیون دلاری نزدیک می‌کرد. با این حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی برای توجیه هر قیمتی کافی نیست. سهام شرکت در زمان انتشار گزارش، حدود ۴۰ برابر سود پیش‌بینی‌شده و سود گذشته معامله می‌شد. چنین ارزش‌گذاری‌ای نشان می‌دهد که بازار انتظارات بالایی از تداوم رشد، حفظ حاشیه سود و موفقیت راهبردهای جدید شرکت دارد. آیا والمارت می‌تواند آمازون پرایم را شکست دهد؟ آمازون پرایم از مزیت مهمی برخوردار است: جایگاهی تثبیت‌شده در عادت خرید مصرف‌کنندگان و مجموعه‌ای از خدمات که ارسال سریع کالا و محتوای سرگرمی را به هم پیوند می‌دهد. همین گستردگی و حضور عمیق در زندگی روزمره مشتریان، جایگزین‌کردن آن را دشوار می‌کند. در مقابل، والمارت از شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی، حضور پررنگ در بازار کالاهای روزمره و توانایی پیوند دادن خرید حضوری با سفارش اینترنتی بهره می‌برد. قیمت پایین‌تر بسته جدید می‌تواند برای خانوارهایی که به دنبال کاهش هزینه‌های خود هستند جذاب باشد؛ به‌ویژه اگر از خدمات هر دو مجموعه والمارت و سمز کلاب استفاده کنند. با این حال، قیمت پایین‌تر لزوماً به معنای برتری رقابتی پایدار نیست. موفقیت بسته به میزان جذب اعضای جدید، استمرار استفاده از خدمات، هزینه ارائه مزایا و سودآوری حاصل از افزایش خرید بستگی دارد. اگر تخفیف‌ها و خدمات رایگان هزینه زیادی ایجاد کنند، رشد تعداد اعضا ممکن است الزاماً به افزایش متناسب سود منجر نشود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

سایه جنگ بر گلوگاه خلیج فارس؛ جهش قیمت گوکرد به بالای ۱۰۰۰ دلار

در یک نگاه ریشه بحران: بسته شدن تنگه هرمز در پی جنگ با ایران، یک‌چهارم تولید و نیمی از صادرات دریایی گوگرد منطقه خلیج فارس را قفل و زنجیره تأمین را مختل کرده است. جهش قیمت: قیمت گوگرد از ۱۰۰۰ دلار در هر تن فراتر رفته است. هم‌زمان تعلیق صادرات توسط روسیه، ترکیه و هند، عرضه جهانی را تا ۴۰ درصد کاهش داده و تلاش‌ها برای جبران آن بی‌ثمر مانده است. پیامدها: این تنگنای شدید، کارخانه‌های تولید کودهای فسفاته را به توقف یا کاهش تولید واداشته و فعالیت معادن مس، نیکل و صنایع الکترونیک را به‌شدت تحت‌الشعاع قرار داده است.   کمبود جهانی گوگرد رو به افزایش است و این امر بر تولید کود و استخراج معادن فشار وارد می‌کند. گوگرد که در طیف وسیعی از صنایع از تولید کود و استخراج مس و نیکل گرفته تا تولید تراشه و کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد، قیمت آن به بالای هزار دلار در هر تن افزایش یافته و برخی از کشورها را مجبور به کاهش یا توقف تأسیسات تولیدی کرده است. گوگرد، یک ماده اولیه حیاتی برای تولیدات صنعتی و کشاورزی در سراسر جهان، به دلیل اختلالات در زنجیره تأمین جهانی با فشار قابل توجهی در عرضه مواجه است. به گفته اکونومیست، جنگ با ایران بر پالایشگاه‌ها و محموله‌های گوگرد در خلیج فارس تأثیر گذاشته و کمبود عرضه در بازارهای بین‌المللی را تشدید کرده است. گوگرد عمدتاً به عنوان یک محصول جانبی در فرآوری نفت و گاز طبیعی به دست می‌آید. بنابراین، مشکلات تولید و حمل‌ونقل در بخش انرژی مستقیماً بر بازار گوگرد تأثیر می‌گذارد. انسداد تنگه هرمز تقریباً یک‌چهارم تولید جهانی گوگرد و حدود نیمی از صادرات دریایی آن را در منطقه خلیج فارس به دام انداخته است.  جهش قیمت گوگرد به بیش از ۱۰۰۰ دلار در هر تن کاهش عرضه جهانی باعث افزایش شدید قیمت گوگرد شده است. طبق گزارش‌ها، در ماه ژوئن، قیمت‌ها به رکورد بی‌سابقه‌ای رسیدند و برای حمل‌ونقل به بسیاری از مناطق، از هزار دلار در هر تن فراتر رفتند. پیش‌بینی می‌شود صادرات گوگرد از خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ به زیر ۱۱ میلیون تن کاهش یابد که به طور قابل‌توجهی کمتر از ۲۰.۵ میلیون تن ثبت‌شده در سال ۲۰۲۵ است. محموله‌های کشورهای خارج از خلیج فارس نیز برای پوشش این کمبود کافی نیستند. با وجود افزایش صادرات از ایالات متحده و کانادا، عرضه خارج از منطقه تقریباً ۴۰ درصد کمتر از سطح قبل از جنگ است. تعلیق صادرات روسیه و ترکیه محدودیت‌های صادراتی نیز این تحولات را تشدید کرده است. صادرات گوگرد روسیه از ۴.۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۱.۸ میلیون تن تاکنون در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. علاوه بر روسیه، طبق گزارش‌ها، هند، قزاقستان و ترکیه نیز صادرات گوگرد را به حالت تعلیق درآورده‌اند. این تحولات دسترسی به منابع جایگزین در زنجیره تأمین جهانی را دشوارتر می‌کند. چین همچنین صادرات اسید سولفوریک را در ماه مه ممنوع کرد. صادرات تقریباً صفر اسید این کشور، فشار عرضه را بر صنایعی که از گوگرد و مشتقات آن استفاده می‌کنند، افزایش داده است.  فشار هزینه بر تولیدکنندگان کود یکی از بخش‌هایی که بیشترین تأثیر را از کمبود گوگرد متحمل شده، تولید کودهای فسفاته است. گوگرد یک ماده اولیه کلیدی برای اسید سولفوریک است که در تولید کود استفاده می‌شود. به طوری که تقریباً برای تولید ۱۰ تن کود، ۴ تن گوگرد مورد نیاز است. افزایش هزینه‌های مواد اولیه، ادامه فعالیت تولیدکنندگان را دشوار کرده است. طبق گزارش‌ها، برخی از تأسیسات در ایالات متحده، برزیل، مصر و مراکش تولید را متوقف یا کند کرده‌اند. ادامه اختلالات در تولید کود می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌های تولید کشاورزی و دسترسی کشاورزان به کود وارد کند.  تأثیر بر استخراج مس، نیکل و صنایع الکترونیک کمبود گوگرد نه تنها بر بخش کشاورزی، بلکه بر عملیات معدنکاری نیز تأثیر می‌گذارد. تولید مس و نیکل به مقادیر زیادی اسید سولفوریک برای استخراج این فلز از سنگ معدن نیاز دارد. به طور ویژه، خرید گوگرد در اندونزی ۷۵ درصد کاهش یافته است که معدنچیان نیکل را مجبور به تسریع کارهای تعمیر و نگهداری می‌کند. مشکلات دسترسی به مواد اولیه باعث شده است که شرکت‌های معدنی برنامه‌های تولید خود را دوباره ارزیابی کنند. علاوه بر این، گوگرد و اسید سولفوریک نقش حیاتی در فرآوری مواد خام مورد استفاده در تولید برخی از قطعات الکترونیکی دارند. بنابراین، اثرات کمبود عرضه می‌تواند فراتر از کشاورزی و معدن به بخش‌های مختلف صنعتی گسترش یابد. چشم‌انداز ظرفیت‌های جدید تولید انتظار می‌رود ظرفیت‌های جدید تولید گوگرد در چین و هند راه‌اندازی شود. با این حال، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این سرمایه‌گذاری‌ها قادر به پر کردن شکاف عرضه فعلی در زمان مناسب نخواهند بود. در کوتاه‌مدت، آرام شدن بازار به از سرگیری حمل‌ونقل از منطقه خلیج فارس بستگی دارد. اگرچه هنوز مشخص نیست چه زمانی مشکلات عرضه جهانی گوگرد کاهش خواهد یافت، اما جریان حمل‌ونقل و فعال‌سازی مجدد تأسیسات تولید برای کود، معدن و سایر بخش‌های صنعتی نقش بسیار مهمی در عبور از این بحران خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

معادن مس به ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید نیاز دارند؛ زنگ خطر کمبود عرضه تا سال ۲۰۵۰

مس، فلزی حیاتی برای اقتصاد جهانی، در آستانه یکی از مهم‌ترین چالش‌های عرضه در دهه‌های آینده قرار گرفته است. گسترش خودروهای برقی، توسعه زیرساخت‌های برق و افزایش مصرف انرژی، تقاضا برای این فلز سرخ را به‌سرعت افزایش می‌دهد؛ اما توسعه معادن جدید و جایگزینی ظرفیت‌های فرسوده با سرعت کافی پیش نمی‌رود. برآوردهای مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ نشان می‌دهد که برای جلوگیری از تشدید کمبود عرضه، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن مس موردنیاز است؛ سرمایه‌ای که تأمین‌نشدن آن می‌تواند روند برقی‌سازی اقتصاد جهان را با محدودیت جدی مواجه کند. در یک نگاه بازار جهانی مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ با کسری عرضه روبه‌رو شود؛ زیرا تقاضا افزایش می‌یابد و تولید معادن موجود کاهش پیدا می‌کند. برای جلوگیری از کمبود بلندمدت مس، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن موردنیاز است. تقاضای مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ حدود ۸۹ درصد افزایش می‌یابد و به ۲۳٫۳ میلیون تن می‌رسد. حتی با انجام سرمایه‌گذاری‌های لازم، کسری عرضه احتمالاً تا سال ۲۰۴۳ ادامه خواهد داشت؛ زیرا توسعه یک معدن جدید به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد. چرا بازار مس در آستانه کمبود قرار دارد؟ بر اساس گزارش چشم‌انداز فلزات گذار انرژی مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ، بازار مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ وارد دوره کسری عرضه شود. افزایش تقاضا از یک سو و دشواری جایگزینی تولید معادن رو به افول از سوی دیگر، مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این وضعیت هستند. اهمیت مس به نقش گسترده آن در زیرساخت‌های اقتصادی بازمی‌گردد. این فلز در شبکه‌های انتقال برق، تجهیزات صنعتی، ساختمان‌سازی و محصولات مصرفی کاربرد دارد. بااین‌حال، گذار از سوخت‌های فسیلی به فناوری‌های برقی، اهمیت راهبردی مس را بیش از گذشته افزایش داده است. برقی‌سازی حمل‌ونقل سریع‌ترین بخش در حال رشد مصرف مس محسوب می‌شود. خودروهای برقی، کامیون‌ها و اتوبوس‌های برقی برای موتور، مبدل‌های الکتریکی، باتری، سیم‌کشی ولتاژ بالا و تجهیزات شارژ به این فلز نیاز دارند. گسترش این فناوری‌ها در فاصله سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۵۰، فشار فزاینده‌ای بر بازار مس وارد خواهد کرد. شکاف عرضه؛ چالش بزرگ معادن جهان برآوردهای این گزارش نشان می‌دهد تقاضای مس مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ با افزایشی ۸۹ درصدی به ۲۳٫۳ میلیون تن خواهد رسید؛ حجمی که بیش از نیمی از کل مصرف مس را تشکیل می‌دهد. در مقابل، عرضه معدنی با محدودیت‌های ساختاری مواجه است. اگر سرمایه‌گذاری کافی انجام نشود، تولید جهانی مس می‌تواند از حدود ۳۰ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۲۵٫۷ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ کاهش یابد؛ افتی معادل ۱۴٫۵ درصد. کاهش عیار سنگ معدن نیز چالش دیگری است. هرچه میزان مس موجود در سنگ استخراج‌شده کمتر شود، برای تولید مقدار مشخصی از فلز باید حجم بیشتری سنگ استخراج و فرآوری شود. این روند می‌تواند هزینه تولید، مصرف انرژی و فشار بر منابع آب را افزایش دهد و سودآوری برخی معادن را کاهش دهد. بازیافت مس بخشی از نیاز آینده را تأمین خواهد کرد، اما برآوردهای گزارش نشان می‌دهد که به‌تنهایی برای جبران افت تولید معادن اولیه کافی نیست. بنابراین، افزایش بازیافت باید در کنار توسعه ظرفیت‌های معدنی دنبال شود، نه به‌عنوان جایگزینی کامل برای سرمایه‌گذاری جدید. چرا ۳۳۲ میلیارد دلار هم راه‌حل فوری نیست؟ یکی از مهم‌ترین نکات گزارش، فاصله زمانی طولانی میان تصمیم سرمایه‌گذاری و آغاز تولید است. توسعه یک معدن مس به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد؛ دوره‌ای که می‌تواند شامل اکتشاف، ارزیابی اقتصادی، دریافت مجوزها، تأمین مالی، ساخت زیرساخت‌ها و راه‌اندازی تأسیسات باشد. به همین دلیل، حتی اگر ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری موردنیاز تأمین شود، شکاف عرضه احتمالاً دست‌کم تا سال ۲۰۴۳ باز خواهد ماند. این تأخیر نشان می‌دهد که واکنش بازار به افزایش قیمت‌ها لزوماً به رشد سریع تولید منجر نمی‌شود. در چنین شرایطی، پروژه‌های معدنی به سرمایه‌گذاری بلندمدت، ثبات سیاست‌گذاری، زیرساخت مناسب و مدیریت ریسک‌های زیست‌محیطی و اجتماعی نیاز دارند. هرگونه تأخیر در اجرای پروژه‌ها می‌تواند فشار بر عرضه را تشدید کند. شیلی؛ تولیدکننده بزرگ با چشم‌انداز نزولی شیلی همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده مس معدنی جهان باقی خواهد ماند، اما تولید این کشور نیز با کاهش مواجه می‌شود. برآوردها حاکی از آن است که تولید مس شیلی از ۵٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۴٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ خواهد رسید. بااین‌حال، سهم شیلی از عرضه معدنی جهان ممکن است از ۲۴ درصد به ۲۸ درصد افزایش یابد؛ نه به دلیل رشد تولید داخلی، بلکه به این علت که تولید سایر مناطق با سرعت بیشتری کاهش پیدا می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که آینده بازار مس فقط به ظرفیت تولید بزرگ‌ترین کشورها وابسته نیست؛ بلکه عملکرد مجموعه معادن جهان، هزینه استخراج، کیفیت ذخایر و سرعت راه‌اندازی پروژه‌های جدید، مسیر عرضه را تعیین خواهند کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل اثر متوسط
تحلیل اثر متوسط

تورم آمریکا به ۳.۷ درصد رسید؛ چرا والمارت و کاستکو می‌توانند برندگان بزرگ بازار باشند؟

افزایش دوباره تورم در آمریکا، فشار بر بودجه خانوارها را تشدید کرده است؛ اما در میان شرکت‌هایی که با افزایش هزینه‌ها مواجه‌اند، برخی خرده‌فروشان می‌توانند از تغییر رفتار مصرف‌کنندگان سود ببرند. والمارت و کاستکو دو نمونه از این شرکت‌ها هستند که مدل کسب‌وکارشان بر فروش انبوه، حاشیه سود محدود و ارائه قیمت‌های رقابتی استوار است. با گران‌تر شدن سوخت و غذا خوردن در رستوران‌ها، خانوارها بیش از گذشته به دنبال خرید ارزان‌تر هستند؛ روندی که می‌تواند فروش این دو شرکت را تقویت کند. بااین‌حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی به معنای مناسب بودن قیمت سهام نیست. در یک نگاه تورم سالانه آمریکا در سپتامبر به ۳.۷ درصد رسید؛ افزایش ۳۴.۲ درصدی قیمت بنزین نقش مهمی در این رشد داشت. مدل فروش انبوه و حاشیه سود محدود، والمارت و کاستکو را برای جذب مشتریان حساس به قیمت آماده کرده است. درآمد والمارت در سه‌ماهه اخیر ۵.۹ درصد افزایش یافت و فروش هم‌مقیاس کاستکو ۹.۴ درصد رشد کرد. با وجود چشم‌انداز مناسب، ارزش‌گذاری بالای سهام هر دو شرکت می‌تواند بخشی از بازدهی آینده را محدود کند. تورم چگونه به نفع خرده‌فروشان ارزان‌فروش تمام می‌شود؟ بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، شاخص قیمت مصرف‌کننده در دوازده ماه منتهی به سپتامبر ۲۰۲۶، ۳.۷ درصد افزایش یافت؛ درحالی‌که این رقم در ماه اوت ۳.۴ درصد بود. در این میان، قیمت بنزین طی یک ماه ۹.۱ درصد و در مقیاس سالانه ۳۴.۲ درصد رشد کرد. در مقابل، تورم هسته، که مواد غذایی و انرژی را کنار می‌گذارد، به ۲.۶ درصد رسید. یکی از نکات مهم گزارش، تفاوت روند قیمت غذا در خانه و غذا در رستوران است. هزینه غذا خوردن در رستوران‌ها طی یک سال ۳.۵ درصد افزایش یافت، درحالی‌که رشد قیمت مواد غذایی خریداری‌شده برای مصرف خانگی ۱.۸ درصد بود. این فاصله می‌تواند خانوارها را به کاهش دفعات غذا خوردن در بیرون از خانه و خرید بیشتر مواد غذایی برای پخت‌وپز سوق دهد. در چنین شرایطی، فروشگاه‌هایی که امکان خرید کالاهای ضروری با قیمت رقابتی را فراهم می‌کنند، مزیت بیشتری به دست می‌آورند. البته تورم بالا به‌خودی‌خود تضمین‌کننده رشد فروش نیست؛ زیرا افزایش هزینه رفت‌وآمد، کاهش قدرت خرید و تغییر ترکیب سبد مصرفی خانوارها می‌تواند بخشی از این مزیت را خنثی کند. چرا مدل کسب‌وکار والمارت و کاستکو اهمیت دارد؟ مهم‌ترین مزیت این دو شرکت صرفاً ارزان‌فروشی تبلیغاتی نیست؛ بلکه ساختار عملیاتی آن‌ها بر فروش حجم بالای کالا با حاشیه سود محدود استوار شده است. کاستکو سقف افزایش قیمت کالاهای معمولی را برای خود حدود ۱۴ درصد و برای محصولات با نشان تجاری اختصاصی کرکلند حدود ۱۵ درصد تعیین کرده است. این سیاست به تقویت اعتماد اعضا و تثبیت جایگاه شرکت به‌عنوان فروشگاهی مقرون‌به‌صرفه کمک می‌کند. همچنین، حق عضویت بخش مهمی از درآمد سودآور کاستکو را تشکیل می‌دهد و به شرکت اجازه می‌دهد تمرکز بیشتری بر ارزش خرید مشتریان داشته باشد. والمارت نیز با تکیه بر شبکه گسترده فروشگاه‌ها، قدرت خرید بالا و فروش انبوه، تلاش می‌کند کالاهای روزمره را با قیمت رقابتی عرضه کند. این ساختار به شرکت امکان می‌دهد از جذب مشتریان جدید و افزایش دفعات خرید بهره‌مند شود؛ حتی اگر حاشیه سود هر کالا محدود باقی بماند. بااین‌حال، مزیت هزینه‌ای این دو شرکت یکسان نیست. والمارت به مقیاس عملیاتی و شبکه توزیع گسترده خود متکی است، درحالی‌که کاستکو از ترکیب فروش انبوه، عضویت مشتریان و محصولات اختصاصی بهره می‌برد. عملکرد مالی؛ نشانه‌هایی از قدرت تقاضا آمارهای منتشرشده از عملکرد اخیر این دو شرکت نشان می‌دهد که مدل ارزش‌محور آن‌ها با استقبال مشتریان همراه بوده است. فروش هم‌مقیاس والمارت در آمریکا در سه‌ماهه اخیر، با کنار گذاشتن اثر منفی یک‌باره بخش سلامت و تندرستی، ۳.۴ درصد رشد کرد. درآمد کل شرکت نیز با افزایش ۵.۹ درصدی به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی آن هم ۲۳ درصد افزایش یافت؛ موضوعی که نشان‌دهنده نقش فزاینده تجارت اینترنتی در توسعه کسب‌وکار شرکت است. داگ مک‌میلیون، مدیرعامل پیشین والمارت، نیز به جذب مشتریانی از گروه‌های درآمدی بالاتر اشاره کرده بود. این تغییر اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد مزیت قیمتی شرکت تنها برای خانوارهای کم‌درآمد جذاب نیست و بخشی از مصرف‌کنندگان برخوردارتر نیز برای مدیریت هزینه‌های خود به آن روی می‌آورند. عملکرد کاستکو نیز قابل‌توجه بوده است. فروش این شرکت در سه‌ماهه چهارم سال مالی با رشد ۱۱.۲ درصدی به ۹۳.۹ میلیارد دلار رسید و فروش هم‌مقیاس آن ۹.۴ درصد افزایش یافت. درآمد حاصل از حق عضویت نیز با رشد ۷.۳ درصدی به ۱.۸۵ میلیارد دلار رسید. نرخ تمدید عضویت در آمریکا و کانادا به ۹۲.۳ درصد رسید و شمار اعضای دارای عضویت ویژه به رکورد ۴۲.۳ میلیون نفر افزایش یافت. این آمار نشان می‌دهد مشتریان نه‌تنها از کاستکو خرید می‌کنند، بلکه تمایل دارند برای حفظ دسترسی به خدمات آن نیز هزینه بپردازند. آیا سهام این شرکت‌ها هنوز ارزش خرید دارد؟ نقطه حساس تحلیل، تفاوت میان کیفیت یک کسب‌وکار و قیمت سهام آن است. حتی شرکتی با عملکرد عملیاتی قوی، اگر با ارزش‌گذاری بیش‌ازحد بالا معامله شود، لزوماً سرمایه‌گذاری مناسبی نخواهد بود. بر اساس مقاله منتشرشده در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶، سهام هر دو شرکت طی یک ماه بیش از ۱۰ درصد رشد کرده بود. نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده والمارت در محدوده میانی دهه ۳۰ قرار داشت؛ سطحی بالاتر از میانه پنج‌ساله آن که در محدوده میانی دهه ۲۰ بود. این موضوع نشان می‌دهد بازار برای تداوم رشد شرکت انتظارات قابل‌توجهی در نظر گرفته است. کاستکو نیز با نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده در محدوده پایین دهه ۴۰ معامله می‌شد؛ سطحی بالا که البته به میانگین چند سال اخیر شرکت نزدیک بود. بنابراین، بخش مهمی از ارزش‌گذاری بالای آن را می‌توان به کیفیت مدل کسب‌وکار و وفاداری مشتریان نسبت داد؛ هرچند این ویژگی‌ها ریسک قیمت‌گذاری را از بین نمی‌برند. اگر رشد فروش کند شود، هزینه‌های عملیاتی افزایش یابد یا انتظارات سرمایه‌گذاران تغییر کند، سهام این شرکت‌ها ممکن است با فشار مواجه شود. در نتیجه، رشد درآمد و وفاداری مشتریان باید در کنار ارزش‌گذاری، جریان نقدی و توان حفظ حاشیه سود بررسی شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

پنج چالش بزرگ پیش روی رونق مس در آمریکای جنوبی

رونق تقاضای جهانی مس، به‌ویژه با گسترش هوش مصنوعی، شبکه‌های برق و خودروهای برقی، فرصت بزرگی برای کشورهای آمریکای جنوبی ایجاد کرده است. بااین‌حال، اعتصاب کارگران، افت تولید، محدودیت مواد اولیه، تأخیر در صدور مجوزها و اعتراض‌های اجتماعی می‌توانند مانع تبدیل این فرصت به رشد پایدار شوند. شیلی، پرو و آرژانتین برای افزایش عرضه تلاش می‌کنند، اما مسیر پیش رو همچنان با ریسک‌های جدی همراه است. در یک نگاه اعتصاب‌های کارگری و حوادث مرگبار، عرضه مس شیلی را با اختلال مواجه کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند عرضه اولیه مس تا سال ۲۰۳۵ حدود ۲۵ درصد کمتر از نیاز باشد. محدودیت صادرات اسید سولفوریک چین می‌تواند تولید مس شیلی را تحت فشار قرار دهد. تأخیرهای اداری، اعتراض‌های اجتماعی و اختلاف‌های حقوقی، توسعه معادن منطقه را دشوار کرده‌اند. افزایش تقاضا و شکاف فزاینده عرضه برآورد شرکت اس‌اندپی گلوبال نشان می‌دهد تقاضای جهانی مس از ۲۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۴۲ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ خواهد رسید. توسعه مراکز داده هوش مصنوعی، افزایش هزینه‌های دفاعی، گسترش خودروهای برقی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر از محرک‌های اصلی این رشد هستند. مس برای ساخت شبکه‌های انتقال برق، توربین‌های بادی، پنل‌های خورشیدی و زیرساخت‌های دیجیتال ضروری است. کمبود این فلز می‌تواند هزینه پروژه‌های برقی‌سازی را افزایش دهد و زمان اجرای آن‌ها را به تعویق بیندازد. در چنین شرایطی، پرو قصد دارد طی پنج سال دست‌کم ۳۳ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری معدنی جذب کند. ارزش طرح‌های معدنی شیلی نیز در افق یک دهه از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر می‌رود. افت تولید و اعتصاب‌ها در شیلی تولید مس شیلی در اوت ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۲٫۸ درصد کاهش یافت و به ۳۶۹ هزار و ۵۰۰ تن رسید؛ پایین‌ترین سطح ماهانه از فوریه ۲۰۱۱. هم‌زمان، ناظران معدن اسکوندیدا، بزرگ‌ترین معدن مس جهان، از برنامه اعتصاب حدود هزار و ۲۰ کارگر پس از شکست مذاکرات مزدی خبر دادند. این رویداد یک هفته پس از اعتصاب در معدن سنتینلا رخ داد. در معدن ال‌تنینته نیز رانش زمین ناشی از بارندگی شدید به مرگ دو پیمانکار و توقف بخشی از فعالیت‌ها انجامید. احتمال بارندگی‌های بیشتر تحت تأثیر پدیده ال‌نینو نیز ریسک اختلال عملیاتی را افزایش می‌دهد. کمیسیون مس شیلی پیش‌بینی کرده است تولید این کشور در سال ۲۰۲۶ با افت ۲٫۶ درصدی به ۵٫۲۷ میلیون تن برسد و در سال ۲۰۲۷ تا ۵٫۵۵ میلیون تن افزایش یابد. اختلال‌های عرضه، در کنار تقاضای بالا، می‌توانند از قیمت مس حمایت کنند. وابستگی به اسید سولفوریک چین یکی از تهدیدهای کمتر دیده‌شده برای صنعت مس شیلی، محدودیت دسترسی به اسید سولفوریک است؛ ماده‌ای که برای استخراج مس از برخی سنگ‌های معدنی به کار می‌رود. برآورد بانک مورگان استنلی نشان می‌دهد حدود ۱٫۱ میلیون تن از تولید سالانه مس حاصل از روش استخراج با اسید در شیلی ممکن است در معرض محدودیت صادرات چین قرار داشته باشد. داده‌های گمرکی چین نیز از توقف محموله‌های اسید سولفوریک به مقصد شیلی در ماه مارس حکایت داشتند. اگر این محدودیت‌ها ادامه یابند، تولیدکنندگان ناچار خواهند شد منابع جایگزین پیدا کنند یا هزینه‌های بیشتری بپردازند؛ مسئله‌ای که می‌تواند تولید را محدود و حاشیه سود را کاهش دهد. مجوزهای طولانی و اعتراض‌های اجتماعی در شیلی، فرایند صدور مجوز برای برخی پروژه‌های معدنی ممکن است تا ۱۲ سال طول بکشد. دولت برای تسریع سرمایه‌گذاری، بررسی ده‌ها پرونده مرتبط با پروژه‌هایی به ارزش تقریبی ۱۶ میلیارد دلار را در دستور کار قرار داده است. در پرو نیز دولت به دنبال صدور مجوز برای ۲۴۰ پروژه اکتشاف و استخراج در سال جاری است. بااین‌حال، نزدیک به ۲۰۰ مناقشه اجتماعی در این کشور ثبت شده که ۶۴ مورد آن‌ها به معدن و مسائل زیست‌محیطی مربوط می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد افزایش سرمایه‌گذاری تنها به منابع زمین‌شناختی وابسته نیست؛ اعتماد جوامع محلی، حفاظت محیط‌زیست و ثبات مقررات نیز برای اجرای پروژه‌ها اهمیت اساسی دارند. “ «به نظر من، مسئله اصلی بازار مس آمریکای جنوبی کمبود منابع زیرزمینی نیست، بلکه شکاف میان ظرفیت زمین‌شناختی و توان واقعی تبدیل آن به عرضه پایدار است. رشد تقاضا می‌تواند از قیمت مس حمایت کند، اما نباید هر اختلالی را به‌معنای افزایش سودآوری قطعی شرکت‌های معدنی دانست؛ زیرا هزینه‌های عملیاتی، سرمایه‌گذاری سنگین، ریسک‌های حقوقی و نارضایتی جوامع محلی ممکن است بخش مهمی از این مزیت را از بین ببرند. در این بازار، برندگان بلندمدت الزاماً صاحبان بزرگ‌ترین ذخایر نیستند، بلکه شرکت‌هایی خواهند بود که بتوانند پروژه‌ها را با هزینه رقابتی، زمان‌بندی قابل اتکا و پشتوانه اجتماعی کافی به مرحله تولید برسانند.» بابک شیری آزمون بزرگ آرژانتین برای بازگشت به بازار مس آرژانتین از زمان تعطیلی معدن آلومبررا در سال ۲۰۱۸ تولید مس نداشته است. اکنون پروژه ویکونیا، متعلق به شرکت‌های بی‌اچ‌پی و لوندین ماینینگ، می‌تواند نقطه عطفی برای بازگشت این کشور باشد. سرمایه‌گذاران قصد دارند تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری برای مرحله نخست پروژه‌ای به ارزش ۷٫۱ میلیارد دلار را تا پایان سال ۲۰۲۶ اعلام کنند. آغاز تولید مس برای سال ۲۰۳۰ هدف‌گذاری شده است. بااین‌حال، اختلاف‌های حقوقی همچنان ریسک مهمی به شمار می‌روند. در آوریل، دادگاهی در استان لا ریوخا دستور توقف موقت پروژه و محدودیت عبور ماشین‌آلات از یک مسیر دسترسی را صادر کرد؛ هرچند دادگاهی در استان سان‌خوان چند روز بعد اجازه ادامه فعالیت را داد. جمع‌بندی آمریکای جنوبی از نظر منابع معدنی ظرفیت بالایی برای پاسخ‌گویی به رشد تقاضای جهانی مس دارد، اما افزایش ظرفیت تولید به‌سرعت محقق نخواهد شد. افت تولید شیلی، وابستگی به مواد اولیه وارداتی، پیچیدگی مجوزها و تنش‌های اجتماعی می‌توانند شکاف عرضه و تقاضا را عمیق‌تر کنند. موفقیت منطقه به توانایی دولت‌ها و شرکت‌ها در مدیریت هم‌زمان این موانع بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هوم دیپو در برابر والمارت؛ مقیاس درآمدی یا فرصت سرمایه‌گذاری؟

در بازار خرده‌فروشی آمریکا، والمارت و هوم دیپو دو الگوی متفاوت کسب‌وکار را نمایندگی می‌کنند. والمارت با شبکه گسترده فروشگاه‌ها و تجارت اینترنتی، از مقیاس درآمدی بسیار بزرگ‌تری برخوردار است؛ در مقابل، هوم دیپو با تمرکز بر مصالح ساختمانی و بهسازی خانه، از چرخه‌های فصلی مشخص‌تری تأثیر می‌پذیرد. مقایسه این دو شرکت نشان می‌دهد که درآمد بیشتر الزاماً به معنای جذابیت بیشتر سهام نیست. در یک نگاه درآمد فصلی والمارت حدود چهار تا پنج برابر هوم دیپو است. فروش هوم دیپو از فصل‌های پررونق ساخت‌وساز تأثیر بیشتری می‌گیرد. والمارت از تنوع جغرافیایی و رشد تجارت اینترنتی بهره می‌برد. هوم دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود نقدی بیشتر، برای برخی سرمایه‌گذاران جذاب‌تر است. دو الگوی متفاوت در خرده‌فروشی هوم دیپو؛ وابسته به چرخه ساخت‌وساز هوم دیپو مصالح ساختمانی، ابزار و محصولات بازسازی خانه را به مشتریان خانگی و پیمانکاران عرضه می‌کند. تقاضا برای این محصولات به عواملی مانند شرایط بازار مسکن، هزینه وام، وضعیت اقتصادی خانوارها و فعالیت‌های ساختمانی وابسته است. به همین دلیل، درآمد شرکت در فصل‌های مختلف نوسان می‌کند. والمارت؛ قدرت مقیاس و تقاضای روزمره والمارت با فروش مواد غذایی و کالاهای مصرفی ضروری، از تقاضایی گسترده و نسبتاً پایدار برخوردار است. شبکه بین‌المللی فروشگاه‌ها، توسعه فروش اینترنتی، بهبود زنجیره تأمین و درآمدهای حاصل از تبلیغات و عضویت، به تقویت جایگاه این شرکت کمک می‌کنند. مقایسه درآمد فصلی دو شرکت بر اساس داده‌های گزارش‌شده در مقاله، درآمد دو شرکت طی هشت فصل اخیر چنین بوده است: فصل مالی درآمد هوم دیپو درآمد والمارت سه‌ماهه سوم ۲۰۲۴ ۴۰.۲ میلیارد دلار (۲۷ اکتبر ۲۰۲۴) ۱۶۹.۶ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۴) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۴ ۳۹.۷ میلیارد دلار (۲ فوریه ۲۰۲۵) ۱۸۰.۶ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۵) سه‌ماهه اول ۲۰۲۵ ۳۹.۹ میلیارد دلار (۴ مه ۲۰۲۵) ۱۶۵.۶ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۵) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ ۴۵.۳ میلیارد دلار (۳ اوت ۲۰۲۵) ۱۷۷.۴ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵) سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵ ۴۱.۴ میلیارد دلار (۲ نوامبر ۲۰۲۵) ۱۷۹.۵ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۵) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ ۳۸.۲ میلیارد دلار (۱ فوریه ۲۰۲۶) ۱۹۰.۷ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۶) سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ ۴۱.۸ میلیارد دلار (۳ مه ۲۰۲۶) ۱۷۷.۸ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۶) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ ۴۷.۹ میلیارد دلار (۲ اوت ۲۰۲۶) ۱۸۷.۹ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶) منبع: داده‌های درآمدی ارائه‌شده برای شرکت‌های هوم دیپو و والمارت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، درآمد هوم دیپو به ۴۷٫۹ میلیارد دلار رسید؛ بالاترین رقم در این مجموعه. درآمد والمارت نیز در همان فصل ۱۸۷٫۹ میلیارد دلار بود. با این حال، برای مقایسه دقیق عملکرد عملیاتی، باید رشد سالانه، حاشیه سود، جریان نقدی و اثر تفاوت دوره‌های مالی نیز بررسی شود. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته این مقایسه، تفاوت میان بزرگی کسب‌وکار و بازده سرمایه‌گذاری است. برتری درآمدی والمارت مزیتی ساختاری محسوب می‌شود، اما ارزش سهام آن به میزان رشدی بستگی دارد که قیمت فعلی از پیش در خود منعکس کرده است. هوم دیپو نیز با وجود نوسان‌های چرخه‌ای، در صورت حفظ سودآوری و جریان نقدی می‌تواند گزینه‌ای جذاب‌تر از منظر درآمد نقدی باشد. بنابراین، تصمیم حرفه‌ای نه بر پایه مقایسه ساده فروش، بلکه بر مبنای ارزش‌گذاری، کیفیت سود و بازده مورد انتظار اتخاذ می‌شود.» بابک شیری ارزش‌گذاری و سود نقدی؛ نقطه تمایز سرمایه‌گذاری طبق ارقام نقل‌شده در مقاله، نسبت قیمت به سود هوم دیپو حدود ۲۱ برابر و برای والمارت حدود ۴۱ برابر بوده است. همچنین بازده سود نقدی هوم دیپو نزدیک به ۳٫۲ درصد و والمارت کمتر از یک درصد گزارش شده است. این تفاوت می‌تواند هوم دیپو را برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور جذاب‌تر کند؛ اما نسبت قیمت به سود پایین‌تر به‌تنهایی نشانه ارزندگی قطعی نیست. چشم‌انداز رشد، پایداری سود، بدهی و جریان نقدی باید در کنار ارزش‌گذاری سنجیده شوند. جمع‌بندی والمارت از نظر مقیاس فروش، گستردگی بازار و ظرفیت رشد بلندمدت برتری دارد. هوم دیپو در مقابل، با تمرکز تخصصی بر بازار بهسازی خانه و بازده سود نقدی بالاتر، می‌تواند انتخاب مناسبی برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور باشد. انتخاب میان این دو شرکت به هدف سرمایه‌گذاری، تحمل ریسک و قیمت خرید بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

کوچ پول‌های هوشمند از طلا و نفت؛ در پشت‌پرده گزارش جدید COT چه می‌گذرد؟

در یک نگاه دلار آمریکا: موقعیت خالص با افزایش ۱۳۰ قراردادی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده؛ در مقابل، موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به ۹۹,۳۳۲- قرارداد سقوط کرده است. ین ژاپن: موقعیت خالص با افزایش ۶,۸۸۵ قراردادی به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده و در میان ارزهای اصلی، بهبود قابل‌توجهی ثبت کرده است. طلا: موقعیت خالص با کاهش ۸,۲۹۷ قراردادی به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده؛ چهارمین افت هفتگی متوالی بر اساس داده‌های هفته‌های اخیر. نفت خام و ذرت: موقعیت خالص نفت WTI به میزان ۱۰,۴۰۳ قرارداد و موقعیت خالص ذرت ۵۷,۰۲۸ قرارداد کاهش یافته است. گزارش تعهد معامله‌گران (COT) منتشرشده برای هفته منتهی به ۶ اکتبر ۲۰۲۶ از افزایش فشار فروش بر یورو و دلار استرالیا، تداوم کاهش موقعیت خالص طلا و افت موقعیت‌های خرید در بازار نفت و ذرت حکایت دارد. در بازار ارز، موقعیت خالص دلار آمریکا تقریباً ثابت مانده، اما ین ژاپن با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده است. در بازار کالاها نیز تصویر یکدستی دیده نمی‌شود: موقعیت خالص سویا و شکر افزایش یافته، در حالی که معامله‌گران بزرگ از موقعیت‌های خالص ذرت، نفت خام و طلا کاسته‌اند. در بازار سهام آمریکا هم موقعیت خالص S&P 500 و Russell 2000 منفی‌تر شده، اما Nasdaq-100 برخلاف این دو شاخص بهبود یافته است. دلار؛ افزایش جزئی موقعیت خالص در برابر فشار سنگین بر یورو در شاخص دلار آمریکا، معامله‌گران غیرتجاری ۳۰,۵۲۶ قرارداد خرید و ۱۸,۵۱۵ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص دلار به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل تنها ۱۳۰ قرارداد افزایش داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۷۸۴ قرارداد و موقعیت‌های فروش ۶۵۴ قرارداد افزایش یافته‌اند؛ بنابراین تغییر خالص موقعیت دلار محدود بوده است. این داده‌ها نشان می‌دهند که معامله‌گران بزرگ در مجموع موضع مثبت خود نسبت به دلار را حفظ کرده‌اند، اما افزایش موقعیت خالص آن‌قدر محدود است که نمی‌توان از یک چرخش قدرتمند به سمت دلار سخن گفت. نکته مهم‌تر، مقایسه این وضعیت با بازار یورو است؛ جایی که تغییرات بسیار بزرگ‌تری در موقعیت‌گیری معامله‌گران دیده می‌شود. یورو؛ سقوط موقعیت خالص به زیر منفی ۹۹ هزار قرارداد در بازار یورو، موقعیت‌های خرید به ۲۴۳,۰۲۰ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۳۴۲,۳۵۲ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص یورو به ۹۹,۳۳۲- قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۳۶,۰۷۶ قرارداد افت داشته است. عامل اصلی این تغییر، افزایش ۴۰,۹۱۳ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است؛ در حالی که موقعیت‌های خرید نیز ۴,۸۳۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف تصور اولیه‌ای که ممکن است از افزایش خریدها ایجاد شود، رشد بسیار شدیدتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص یورو به محدوده منفی عمیق‌تری وارد شود. این تغییر یکی از مهم‌ترین سیگنال‌های گزارش جدید است؛ زیرا نشان می‌دهد فشار فروش بر یورو در میان معامله‌گران غیرتجاری به‌شدت افزایش یافته است. دلار و یورو؛ واگرایی به نفع دلار ادامه دارد مقایسه موقعیت‌های خالص دلار و یورو، مهم‌ترین تفاوت بخش ارز این گزارش را نشان می‌دهد. موقعیت خالص دلار با افزایش جزئی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده، در حالی که موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به منفی ۹۹,۳۳۲ قرارداد سقوط کرده است. این واگرایی نشان می‌دهد که موقعیت‌گیری معامله‌گران بزرگ به‌وضوح به زیان یورو تغییر کرده است؛ هرچند داده‌های COT به‌تنهایی جهت قطعی حرکت نرخ برابری EURUSD را مشخص نمی‌کنند. ین ژاپن؛ افزایش موقعیت خالص برخلاف روند بسیاری از ارزها در بازار ین ژاپن، معامله‌گران غیرتجاری ۱۹۰,۳۶۸ قرارداد خرید و ۱۲۸,۰۴۳ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص ین به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۶,۸۸۵ قرارداد افزایش یافته است. این تغییر حاصل افزایش ۱۴,۱۰۲ قراردادی موقعیت‌های خرید و رشد ۷,۲۱۷ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است. در نتیجه، با وجود افزایش هر دو سمت بازار، رشد بیشتر خریدها موقعیت خالص ین را تقویت کرده است. این عملکرد در تضاد با یورو، دلار استرالیا و دلار کاناداست که همگی کاهش موقعیت خالص را تجربه کرده‌اند. با این حال، افزایش موقعیت خالص ین الزاماً به معنای تقویت قطعی نرخ برابری آن نیست؛ زیرا برای ارزیابی جهت حرکت ارز، باید داده‌های بنیادی و تغییرات نرخ بهره نیز بررسی شوند. دلار استرالیا، دلار کانادا و پوند؛ فشار فروش ادامه دارد در میان دیگر ارزهای اصلی، دلار استرالیا یکی از ضعیف‌ترین عملکردها را ثبت کرده است. موقعیت‌های خرید دلار استرالیا به ۱۰۰,۱۳۸ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۱۹۸,۷۲۶ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص این ارز با افت ۳۵,۳۴۹ قراردادی به ۹۸,۵۸۸- قرارداد کاهش یافته است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۹,۵۵۲ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۲۵,۷۹۷ قرارداد افزایش داشته‌اند؛ ترکیبی که فشار نزولی قابل‌توجهی بر موقعیت خالص ایجاد کرده است. دلار کانادا نیز با کاهش ۱۱,۴۹۲ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۹۰,۱۶۳ قرارداد را ثبت کرده است. در همین حال، موقعیت خالص پوند انگلیس با افت ۶,۵۳۶ قراردادی به ۹۷,۶۱۱- قرارداد رسیده است. دلار نیوزیلند هم با کاهش ۱۲,۰۳۱ قراردادی، موقعیت خالص ۲۹,۳۴۶- قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، فرانک سوئیس با افزایش ۸۷۷ قراردادی به موقعیت خالص ۲۳,۷۴۰- قرارداد رسیده؛ بهبودی محدود که هنوز آن را از محدوده منفی خارج نکرده است. طلا؛ چهارمین هفته متوالی کاهش موقعیت خالص در بازار طلا، معامله‌گران غیرتجاری ۲۴۵,۴۰۳ قرارداد خرید و ۳۵,۰۶۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص طلا به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۸,۲۹۷ قرارداد کاهش یافته است. این افت از دو تغییر هم‌زمان ناشی شده است: موقعیت‌های خرید طلا ۴,۳۳۳ قرارداد کاهش یافته‌اند. موقعیت‌های فروش طلا ۳,۹۶۴ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف هفته‌هایی که کاهش موقعیت خالص عمدتاً از افت خریدها ناشی می‌شد، در این گزارش هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به افت موقعیت خالص کمک کرده‌اند. بررسی گزارش‌های متوالی نشان می‌دهد موقعیت خالص طلا از ۲۳۱,۹۶۰ قرارداد در ۸ سپتامبر به ۲۳۰,۳۳۸ قرارداد در ۱۵ سپتامبر، ۲۲۵,۸۵۳ قرارداد در ۲۲ سپتامبر، ۲۱۸,۶۳۲ قرارداد در ۲۹ سپتامبر و اکنون ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. به این ترتیب، موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته است. این روند، به‌ویژه با توجه به افزایش موقعیت‌های فروش در آخرین هفته، نشان می‌دهد اشتیاق معامله‌گران بزرگ برای نگهداری موقعیت‌های خرید طلا نسبت به هفته‌های قبل کمتر شده است. با وجود این، افت موقعیت خالص در بازار آتی به‌تنهایی به معنای آغاز روند نزولی قیمت طلا نیست؛ برای چنین نتیجه‌ای باید رفتار قیمت، نرخ بهره، دلار و تقاضای دارایی‌های امن نیز بررسی شود. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ از فشار فروش تا بازگشت خریداران، مقصد بعدی کجاست؟ نقره و پلاتین؛ بهبود موقعیت خالص در خلاف جهت طلا برخلاف طلا، برخی فلزات دیگر در این هفته با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده‌اند. در بازار نقره، موقعیت خالص با افزایش ۱,۰۷۰ قراردادی به ۲۳,۱۵۳ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۶۶ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها ۹۰۴ قرارداد کاهش داشته‌اند. پلاتین نیز با رشد ۴۷۹ قراردادی، موقعیت خالص ۱۳,۹۶۸ قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، پالادیوم با کاهش ۱,۱۹۲ قراردادی به موقعیت خالص منفی ۷,۰۱۷ قرارداد رسیده است. مس یکی از افت‌های قابل‌توجه این بخش را ثبت کرده و موقعیت خالص آن با کاهش ۱۵,۹۷۷ قراردادی به ۶۹,۴۳۴ قرارداد رسیده است. این تغییر عمدتاً ناشی از کاهش ۱۴,۴۸۵ قراردادی موقعیت‌های خرید و افزایش ۱,۴۹۲ قراردادی فروش‌ها بوده است. نفت خام؛ کاهش موقعیت خالص به زیر ۱۰۰ هزار قرارداد در بازار نفت خام WTI، موقعیت‌های خرید به ۳۳۶,۷۰۶ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۲۳۷,۶۴۶ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص نفت به ۹۹,۰۶۰ قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۱۰,۴۰۳ قرارداد افت داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۲۴,۶۴۵ قرارداد کاهش یافته‌اند؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۱۴,۲۴۲ قرارداد کمتر شده‌اند. در نتیجه، افت موقعیت خالص نفت عمدتاً از کاهش بیشتر خریدها نسبت به فروش‌ها ناشی شده است. این تغییر در ادامه افت شدید موقعیت خالص نفت در گزارش قبلی رخ می‌دهد؛ زمانی که موقعیت خالص WTI بیش از ۳۱ هزار قرارداد کاهش یافته بود. تداوم این روند نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ در چند هفته اخیر از میزان مواجهه خالص خود با بازار نفت کاسته‌اند. البته کاهش موقعیت خالص الزاماً به معنای پیش‌بینی قطعی افت قیمت نفت نیست؛ زیرا هم کاهش خریدها و هم خروج از موقعیت‌های فروش می‌توانند بر این شاخص اثر بگذارند. گاز طبیعی؛ موقعیت خالص منفی عمیق‌تر شد در بازار گاز طبیعی، معامله‌گران غیرتجاری ۲۷۲,۲۷۹ قرارداد خرید و ۵۰۸,۷۱۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص این بازار به ۲۳۶,۴۳۹- قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۵,۴۱۹ قرارداد کاهش یافته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۳,۹۱۳ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۱,۵۰۶ قرارداد افزایش داشته‌اند. در نتیجه، هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به منفی‌تر شدن موقعیت خالص کمک کرده‌اند. گاز طبیعی همچنان یکی از بازارهایی است که معامله‌گران غیرتجاری در آن موقعیت خالص فروش قابل‌توجهی دارند. ذرت و سویا؛ واگرایی در بازارهای کشاورزی بازارهای کشاورزی در این هفته عملکرد یکسانی نداشته‌اند و تفاوت میان موقعیت‌گیری معامله‌گران در ذرت و سویا به‌وضوح دیده می‌شود. در بازار ذرت، موقعیت‌های خرید به ۵۸۱,۷۱۱ قرارداد و فروش به ۱۲۹,۲۳۸ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص ذرت با کاهش ۵۷,۰۲۸ قراردادی به ۴۵۲,۴۷۳ قرارداد رسیده است. این افت عمدتاً از کاهش ۵۱,۱۴۱ قراردادی موقعیت‌های خرید ناشی شده؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۵,۸۸۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، کاهش خریدها در کنار رشد فروش‌ها، موقعیت خالص ذرت را به‌طور محسوسی پایین آورده است. اما سویا مسیر متفاوتی داشته است. موقعیت خالص سویا با افزایش ۱۷,۰۲۴ قراردادی به ۲۷۳,۸۹۶ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۵,۵۸۴ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۴۴۰ قرارداد کاهش داشته‌اند. شکر نیز یکی از برندگان این هفته بوده است. موقعیت خالص آن با افزایش ۴۸,۸۳۳ قراردادی به ۲۱۷,۲۷۵ قرارداد رسیده؛ افزایشی که عمدتاً از افت ۳,۴۷۳ قراردادی فروش‌ها در کنار رشد ۳,۶۹۷ قراردادی خریدها ناشی شده است. در قهوه نیز موقعیت خالص با افزایش ۲,۷۲۱ قراردادی به ۱۶,۲۱۳ قرارداد رسیده است. کاکائو موقعیت خالص منفی ۱۰,۶۴۸ قرارداد را ثبت کرده، اما این رقم نسبت به هفته قبل ۳,۴۷۱ قرارداد بهبود یافته است. گندم نیز با افزایش جزئی ۴۱۴ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۱۶,۰۴۸ قرارداد را ثبت کرده است. شاخص‌های سهام؛ فشار بر S&P 500 و Russell در برابر رشد Nasdaq در بازار سهام آمریکا، موقعیت خالص E-mini S&P 500 با کاهش ۱۱,۵۷۱ قراردادی به ۱۵۴,۰۷۰- قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید این شاخص ۲,۴۲۲ قرارداد افزایش یافته‌اند، اما موقعیت‌های فروش ۱۳,۹۹۳ قرارداد رشد کرده‌اند. افزایش بیشتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص منفی‌تر شود. در Russell 2000 نیز موقعیت خالص با کاهش ۱۰,۴۰۵ قراردادی به ۸۷,۸۴۵- قرارداد رسیده است. در مقابل، Nasdaq-100 برخلاف دو شاخص دیگر حرکت کرده و موقعیت خالص آن با افزایش ۶,۸۷۶ قراردادی به ۵۸,۱۲۳ قرارداد رسیده است. در این شاخص، موقعیت‌های خرید ۵,۳۱۵ قرارداد افزایش یافته و فروش‌ها ۱,۵۶۱ قرارداد کاهش داشته‌اند. موقعیت خالص Dow Jones نیز با افت محدود ۳۵۳ قراردادی به ۹,۴۹۱ قرارداد رسیده است. در مجموع، معامله‌گران بزرگ در این هفته نسبت به شاخص‌های مختلف سهام آمریکا دیدگاه یکسانی نداشته‌اند؛ موقعیت‌گیری در Nasdaq بهبود یافته، در حالی که فشار فروش در S&P 500 و Russell افزایش پیدا کرده است. بیت‌کوین و اتریوم؛ افزایش جزئی موقعیت خالص بیت‌کوین در بازار رمزارزها، موقعیت خالص بیت‌کوین با افزایش ۷۵ قراردادی به ۲,۵۴۰ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید بیت‌کوین ۱,۱۲۵ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۰۵۰ قرارداد بیشتر شده‌اند. بنابراین با وجود رشد هر دو سمت بازار، موقعیت خالص بیت‌کوین اندکی بهبود یافته است. در مقابل، اتریوم با کاهش ۴۵۹ قراردادی به موقعیت خالص ۲,۲۷۷ قرارداد رسیده است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۶۴۹ قرارداد و فروش‌ها ۱۹۰ قرارداد کاهش یافته‌اند. این ارقام نشان می‌دهند که تغییر موقعیت معامله‌گران بزرگ در رمزارزها محدود بوده و تفاوت معناداری میان جهت حرکت بیت‌کوین و اتریوم وجود دارد. سه سیگنال مهم COT برای هفته آینده دلار و یورو: موقعیت خالص دلار تقریباً ثابت مانده، اما موقعیت خالص یورو بیش از ۳۶ هزار قرارداد کاهش یافته است. افزایش شدید موقعیت‌های فروش یورو مهم‌ترین تغییر بخش ارز این هفته است. طلا: موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته و به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. کاهش خریدها و افزایش فروش‌ها در آخرین هفته، این روند را قابل‌توجه‌تر می‌کند. بازارهای کالا: افت موقعیت خالص ذرت و نفت در کنار رشد موقعیت خالص سویا و شکر نشان می‌دهد که معامله‌گران بزرگ در همه کالاها موضع یکسانی ندارند. بررسی گزارش بعدی مشخص خواهد کرد که این واگرایی ادامه می‌یابد یا خیر. جمع‌بندی گزارش COT هفته منتهی به ۶ اکتبر بیش از هر چیز سه تغییر را برجسته می‌کند: افزایش فشار فروش بر یورو، ادامه کاهش موقعیت خالص طلا و خروج معامله‌گران از بخشی از موقعیت‌های خرید نفت و ذرت. در مقابل، رشد موقعیت خالص ین، سویا و شکر نشان می‌دهد که تغییرات این هفته به یک جهت واحد در تمام بازارها محدود نبوده است.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

تداوم رکوردشکنی مس؛ موتور محرک هوش مصنوعی

قیمت مس به دلیل انتظارات از تقاضای قوی ناشی از سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، در سطوح بالا باقی مانده است. هرچند چشم‌انداز محتاطانه‌ در بازارهای جهانی همچنان ادامه دارد، اما عملکرد قوی سهام فناوری در بخش فلزات صنعتی به دقت زیر نظر است. به طور ویژه، انتظار می‌رود سرمایه‌گذاری عظیم در مراکز داده، مصرف مس را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش دهد. این تحولات باعث شده تا مس بخش قابل توجهی از سود خود را از زمان رسیدن به بالاترین رکورد خود در ماه گذشته حفظ کند. معاملات آتی مس در بورس فلزات لندن (LME) تغییرات محدودی را نشان داده و همچنان با قدرت در سطوح بالا معامله می‌شود. قیمت هر تن مس در این بورس به ۱۴,۴۱۳ دلار رسیده و در همین محدوده ثابت مانده است. این امر نشان می‌دهد که بازار همچنان به تداوم تقاضای صنعتی اطمینان دارد و سرمایه‌گذاران باوجود نوسانات جزئی، به مسیر صعودی این فلز خوش‌بین هستند. گسترش سریع مراکز داده، نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های الکتریکی را تشدید کرده است. چون این تأسیسات از مقدار قابل توجهی کابل برق و تجهیزات انتقال انرژی استفاده می‌کنند، انتظار می‌رود مصرف مس همگام با رشد بخش فناوری افزایش یابد. همچنین، قیمت مس ماه گذشته به بالاترین حد تاریخی خود رسید که یکی از دلایل اصلی آن، نگرانی‌ها از اعمال تعرفه‌های احتمالی ایالات متحده بر مس فرآوری‌شده بود. در نتیجه، مقادیر زیادی مس به سمت ایالات متحده روانه شد که نتیجه آن کاهش عرضه موجود در سایر مناطق جهان بود. این تغییر ناگهانی در جریان عرضه، نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش سریع قیمت‌های جهانی و شکل‌گیری وضعیت فعلی بازار داشته است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

تحلیلگر ارشد دویچه‌بانک: الان وقت خرید طلاست یا مس؟

در یک نگاه دانیل غالی، رئیس تحقیقات فلزات دویچه‌بانک، معتقد است طلا پس از موج اخیر فروش، بیش‌ازحد افت کرده و سهم آن در سبد سرمایه‌گذاران به سطح پایینی رسیده است؛ به همین دلیل، خرید طلا را توصیه می‌کند. کاهش موقعیت‌های خرید و افزایش موقعیت‌های فروش نشان می‌دهد بازار طلا به مرحله‌ای نزدیک شده که فروشندگان ممکن است در حال تسلیم شدن باشند؛ با این حال، نقدینگی پایین در تعطیلات هفته طلایی چین می‌تواند یک موج فروش نهایی ایجاد کند. غالی درباره نقره به دلیل مازاد عرضه محتاط است، اما مس را به‌دلیل کمبود شدید عرضه، دارای بیشترین ظرفیت رشد می‌داند. دانیل غالی، رئیس بخش تحقیقات فلزات دویچه‌بانک، می‌گوید طلا پس از موج اخیر فروش، بیش‌ازحد تحت فشار قرار گرفته و سهم سرمایه‌گذاران از این فلز نیز کاهش یافته است. او معتقد است طلا با وجود فشار ناشی از افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و قیمت بالای نفت، توانسته است کف‌های ماه ژوئیه را حفظ کند؛ موضوعی که نشان‌دهنده مقاومت بازار است. غالی در گفت‌وگویی با بلومبرگ گفت طلا با وجود بازدهی اوراق ۱۰ساله آمریکا بالاتر از ۵ درصد و قیمت نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه، از ماه ژوئیه کف جدیدی ثبت نکرده است. به گفته او، این عملکرد، با توجه به فشار ناشی از افزایش بازده اوراق، نشانه‌ای از قدرت و انعطاف‌پذیری قیمت طلاست. او گفت طلا در حال حاضر بیش‌فروش‌شده و کمتر از حد معمول در سبد سرمایه‌گذاران نگهداری می‌شود و برای سال آینده جذاب به نظر می‌رسد. به گفته غالی، جنگ ایران باعث شده است سرمایه‌گذاران غیرالگوریتمی، به‌طور موقت از بازار طلا فاصله بگیرند. غالی افزود اگرچه وضعیت معاملات طلا از نظر موقعیت‌گیری به سال ۲۰۲۲ شباهت دارد، شرایط بنیادی فعلی متفاوت است. خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی و دیگر خریداران رسمی اکنون بیش از دو برابر سرعت آن در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ است. همچنین مشارکت سرمایه‌گذاران نهادی در بازار طلا از سال ۲۰۲۱ حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است. ▶️ مشاهده کنید:  تحلیل تکنیکال اونس جهانی طلا: طلا قبل از طوفان، حرکت بعدی می تواند همه چیز را عوض کند در یادداشتی به تاریخ ۳۰ سپتامبر، غالی موقعیت‌گیری بازار طلا را نزدیک به مرحله تسلیم توصیف کرده است. بر اساس این یادداشت، صندوق‌های دنبال‌کننده روند بزرگ‌ترین موقعیت خالص فروش خود از اکتبر ۲۰۲۱ را در اختیار دارند. معامله‌گران غیرالگوریتمی نیز موقعیت‌های خرید خود را نسبت به اوج ماه ژوئن حدود ۵۵ درصد کاهش داده‌اند و حجم موقعیت‌های باز در معاملات آتی طلای بورس کالای شیکاگو به سطحی بسیار پایین رسیده است. در این یادداشت آمده است ناتوانی طلا در ثبت کف‌های جدید، با وجود چنین فشار فروشی، می‌تواند نشان دهد بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران نهادی در سکوت مشغول جذب عرضه هستند. غالی در جریان کنفرانس سالانه انجمن بازار شمش لندن در شهر تفریحی سورنتو ایتالیا، به سرمایه‌گذاران توصیه کرد «در سورنتو خرید کنند». با این حال، او هشدار داد کاهش نقدینگی در جریان تعطیلات هفته طلایی چین ممکن است پیش از شکل‌گیری کف نهایی، بازار را با یک موج فروش دیگر روبه‌رو کند. به این ترتیب، احتمال دارد نوسان کوتاه‌مدت طلا همچنان بالا بماند و حتی پیش از آغاز روند تثبیت، یک افت نهایی رخ دهد. مسیر سیاست پولی فدرال رزرو و بازدهی ۵درصدی اوراق خزانه‌داری آمریکا همچنان مهم‌ترین مانع در برابر رشد طلاست. با این حال، دیدگاه غالی این است که تقاضای خریداران رسمی اکنون اثر فشار ناشی از نرخ بهره را تا حدی خنثی می‌کند. قیمت نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار نیز برای طلا اثری دوگانه دارد. از یک سو، نفت گران‌تر جذابیت طلا را به‌عنوان پوششی در برابر تورم و ریسک‌های ژئوپولیتیک افزایش می‌دهد؛ اما از سوی دیگر، می‌تواند به افزایش بازده اوراق و تشدید فشار بر طلا منجر شود. چشم‌انداز غالی برای دیگر فلزات گران‌بها و صنعتی یکسان نیست. او گفت نقره از کمبود شدید عرضه به سمت مازاد عرضه حرکت کرده است. ذخایر نقره در لندن به بالاترین سطح از نوامبر ۲۰۲۴ رسیده و تقاضای خورشیدی چین نیز در سال جاری حدود یک‌سوم کاهش یافته است. این شرایط می‌تواند زمینه کاهش بیشتر قیمت نقره و عملکرد ضعیف‌تر آن در مقایسه با طلا را فراهم کند. در مقابل، بازار مس با شدیدترین کمبود عرضه از دهه ۱۹۸۰ روبه‌روست. حدود ۷۰ درصد از ذخایر مس روی زمین در اختیار آمریکا و چین قرار دارد. غالی معتقد است مس در کوتاه‌مدت و میان‌مدت بیشترین ظرفیت رشد را در میان فلزات مورد بررسی دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ آیا بازار برای آزمون دوباره ۴۰۰۰ دلار آماده می‌شود؟

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

سه فلز، سه چشم‌انداز متفاوت؛ پیش‌بینی مهم دویچه‌بانک برای طلا، نقره و مس

در یک نگاه طلا: با وجود بازده بالای اوراق خزانه‌داری، نفت بالای ۱۰۰ دلار و فشارهای شدید بر بازار، افت طلا محدود بوده است. موقعیت‌های معاملاتی نزولی، اشباع فروش و کاهش مالکیت طلا در سبد سرمایه‌گذاران می‌تواند زمینه‌ساز ادامه رشد آن باشد. نقره: شرایط بنیادی آن نسبت به گذشته تغییر کرده و افزایش موجودی در لندن، کامکس و شانگهای در کنار کاهش تقاضای صنعتی چین، احتمال مازاد عرضه را افزایش داده است. مس: از دید دانیل غالی، بیشترین ظرفیت حرکت در میان فلزات می‌تواند متعلق به مس باشد؛ چرا که آمریکا و چین بخش بزرگی از موجودی جهانی را در ذخایر خود قفل کرده‌اند و بازار با کمبود شدید عرضه مواجه است. دانیل غالی، رئیس تحقیقات فلزات در دویچه‌بانک، می‌گوید طلا با وجود شرایط حاکم بر بازار اوراق قرضه و بازده بالای آن، عملکردی قابل‌توجه داشته است. در همین حال، بازار نقره احتمالاً وارد محدوده مازاد عرضه شده و بیشترین ظرفیت رشد در میان فلزات ممکن است در بازار مس دیده شود. غالی در مصاحبه‌ای با BNN Bloomberg که توسط یوتوتایمز بازنویسی و تررجمه شده است، گفت اگرچه افزایش بازده اوراق قرضه به بالاترین سطوح چند دهه اخیر، فشار زیادی بر قیمت طلا وارد کرده، اما این فلز در واقع بسیار بهتر از حد انتظار مقاومت کرده است. او گفت: «من در واقع معتقدم افت اخیر طلا بسیار محدود بوده است. بازار طلا با چشم‌اندازی کاملاً متفاوت برای سیاست فدرال رزرو مواجه شده است. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا به بالای ۵ درصد جهش کرده و قیمت نفت خام نیز بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله می‌شود. با این حال، قیمت طلا هنوز نتوانسته کف جدیدی پایین‌تر از سطح ماه ژوئیه ثبت کند. از نظر من، این عملکرد قیمتی بسیار قدرتمند و مقاومتی است.» چه چیزی می‌تواند موج صعودی بعدی طلا را آغاز کند؟ از غالی پرسیده شد چه عاملی می‌تواند جرقه حرکت صعودی بعدی طلا را بزند. به گفته وی: «از نظر ما، شرایط فعلی واقعاً یادآور سال ۲۰۲۲ است. وضعیت معاملات و موقعیت‌های سرمایه‌گذاران در بازار طلا احتمالاً نزولی‌ترین وضعیت از اکتبر ۲۰۲۱ را نشان می‌دهد. با این حال، رژیم حاکم بر بازار اکنون کاملاً متفاوت است.» او افزود: «نخست اینکه خریدهای بخش رسمی، یعنی بانک‌های مرکزی، اکنون با سرعتی بیش از دو برابر آن زمان انجام می‌شود. از سوی دیگر، شبکه سرمایه‌گذاران نهادی فعال در بازار طلا نیز احتمالاً از سال ۲۰۲۱ تاکنون حدود ۷۰ درصد رشد کرده است. حجم ذخایری که مدیران ذخایر ارزی می‌توانند برای سرمایه‌گذاری تخصیص دهند نیز افزایش یافته است.» ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟ «علاوه بر این، به نظر من دلایل مربوط به افزایش سهم طلا در سبد سرمایه‌گذاری نیز طی چند ماه گذشته تقویت شده است. بنابراین برای ما واقعاً عجیب است که سرمایه‌گذاران اختیاری و معامله‌گران فعال همچنان در حاشیه بازار باقی مانده‌اند.» وی ادامه داد: «عملکرد ضعیف طلا در شرایط جنگ ایران واقعاً برخی از فعالان بازار را شوکه کرده و باعث شده آنها همچنان از بازار فاصله بگیرند. اما وقتی به سال آینده نگاه می‌کنیم، معتقدیم شرایط بسیار قدرتمندی برای طلا شکل گرفته است. موقعیت‌های معاملاتی پایین است، طلا در وضعیت اشباع فروش قرار دارد و مالکیت آن در میان سرمایه‌گذاران نیز پایین است. بنابراین از نظر ما، اکنون زمان بسیار مناسبی برای طلا است.» طلا یا اوراق قرضه؟ از غالی پرسیده شد که سرمایه‌گذاران در شرایط فعلی چگونه باید میان طلا و اوراق قرضه تعادل برقرار کنند. او گفت: «فکر نمی‌کنم لازم باشد بین اوراق قرضه و طلا یکی را انتخاب کنید. آنچه اکنون در حال رخ دادن است و بازار آن را نادیده گرفته، این است که بازار نزولی اوراق خزانه‌داری آمریکا در واقع بخشی از نیاز سرمایه‌گذاران نهادی به متنوع‌سازی دارایی‌ها را افزایش داده است.» او توضیح داد: «اگر به اتفاقاتی که طی سال‌های گذشته برای برخی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران نهادی جهان، از جمله صندوق‌های بازنشستگی، موقوفات، تراست‌ها و شرکت‌های بیمه رخ داده نگاه کنیم، سهم دارایی‌های جایگزین در پرتفوی آنها طی ۲۰ سال گذشته به شکل چشمگیری افزایش یافته است.» «اما انواع دارایی‌های جایگزینی که این سرمایه‌گذاران به سمت آنها رفته‌اند، همچنان به بازده اوراق قرضه حساس هستند. در شرایط فعلی، بازار نزولی اوراق خزانه‌داری در واقع باعث می‌شود سرمایه‌گذاران نهادی در بخش دارایی‌های جایگزین، متنوع‌سازی بیشتری به سمت طلا داشته باشند.» تغییر چشم‌انداز بازار نقره غالی در ادامه درباره بازار نقره صحبت کرد؛ بازاری که در ماه‌های ابتدایی سال به رکوردهای تاریخی جدیدی رسیده بود، اما پس از آغاز جنگ ایران حدود ۵۰ درصد عقب‌نشینی کرد. او گفت: «شرایط بازار نقره به‌طور چشمگیری تغییر کرده است. ما با بازاری مواجهیم که از نظر دسترسی به موجودی فیزیکی، احتمالاً در سال گذشته به کمیاب‌ترین وضعیت خود از زمان تلاش برادران هانت برای در اختیار گرفتن بازار، یعنی تقریباً نیم قرن پیش، رسیده بود.» «اما امروز چشم‌انداز دسترسی به فلز فیزیکی کاملاً متفاوت است. معیار ما برای موجودی آزاد نقره در لندن، یعنی حجم فلزی که در خزانه‌های تجاری لندن نگهداری می‌شود و برای خرید در دسترس است، اکنون دوباره به بالاترین سطح خود از نوامبر ۲۰۲۴ رسیده است.» او افزود: «در همین حال، بورس کامکس که در ابتدا موج عظیمی از واردات نقره به آمریکا را جذب کرد، همچنان با مازاد موجودی قابل‌توجهی مواجه است؛ موجودی‌ که نسبت به حجم موقعیت‌های باز بازار بسیار بزرگ است. بنابراین اگر موجودی نقره در لندن دوباره با کمبود مواجه شود، همچنان یک پشتوانه عرضه در CME وجود دارد. در همین حال، موجودی نقره در شانگهای نیز افزایش یافته است.» قیمت بالای نقره، تقاضا را کاهش داده است غالی تأکید کرد که داستان نقره تنها به موجودی انبارها محدود نمی‌شود و افزایش قیمت‌ها نیز ساختار تقاضا را تغییر داده است. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا سرمایه‌گذاران ممکن است حتی طلا را هم بفروشند؟ او گفت: «سطح بالای قیمت‌ها در واقع باعث شده تخریب تقاضا با سرعت بسیار زیادی اتفاق بیفتد. برآورد ما از تقاضای صنعتی چین برای نقره، به‌ویژه در بخش انرژی خورشیدی، این است که این تقاضا در سال ۲۰۲۶ نسبت به سال گذشته حدود یک‌سوم کاهش یافته است.» «بنابراین اکنون بازار با موجودی بیشتری مواجه است که باید کسری کوچک‌شده عرضه را پوشش دهد و حتی ممکن است در سال آینده شاهد مازاد فیزیکی در بازار اولیه نقره باشیم.» از غالی پرسیده شد که آیا این شرایط می‌تواند به معنای ادامه افت قیمت نقره باشد. او پاسخ داد: «شرایط فعلی قیمت نقره به گونه‌ای است که می‌تواند به عملکرد ضعیف‌تر آن نسبت به طلا منجر شود؛ به عبارت دیگر، نسبت نقره به طلا ممکن است کاهش پیدا کند. این شرایط همچنین به معنای محیطی با نوسان محدودتر است.» او ادامه داد: «بازار دائماً انتظار دارد همان نوع حرکاتی را که سال گذشته شاهد بودیم دوباره تکرار شود، اما شرایط بنیادی بازار نقره به‌شدت تغییر کرده است. بنابراین ما انتظار چنین حرکاتی را نداریم و معتقدیم افزایش دسترسی به نقره در ادامه مسیر، به کاهش نوسانات و عملکرد ضعیف‌تر این فلز منجر خواهد شد.» مس؛ فلزی با بیشترین ظرفیت رشد؟ غالی در پایان گفت برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال بیشترین ظرفیت رشد در کوتاه‌مدت و میان‌مدت هستند، مس جذاب‌ترین گزینه در میان فلزات است. او گفت: «از نظر ما، قطعاً همین‌طور است؛ به‌ویژه با توجه به اندازه حرکاتی که می‌توانیم در بازار شاهد باشیم.» «ما انتظار داریم واکنش قیمت مس به تحولات بازار هرچه بیشتر حالت محدب پیدا کند؛ چرا که معتقدیم بازار مس با شدیدترین کمبود عرضه ثبت‌شده از دهه ۱۹۸۰ تاکنون مواجه است.» او توضیح داد: «آنچه فکر می‌کنیم اکنون در حال رخ دادن است، این است که انباشت ذخایر در دو کشور آمریکا و چین که طی سال‌های گذشته ادامه داشته، بخش بزرگی از موجودی مس موجود در سطح جهان را از چرخه بازار خارج کرده است.» غالی افزود: «به بیان دیگر، آمریکا و چین در مجموع احتمالاً حدود ۷۰ درصد از کل موجودی مس جهان را در اختیار خود قفل کرده‌اند. این شرایط نشان‌دهنده کمبود بسیار جدی در بازار مس است و انتظار داریم قیمت‌ها در نتیجه این وضعیت افزایش پیدا کنند.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک‌های مرکزی بی‌سروصدا طلا جمع می‌کنند؛ یک تغییر بزرگ در راه است؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

پیش‌بینی متفاوت برای طلا؛ ابتدا ۴۵۰۰ دلار، سپس احتمال ریزش؟

در یک نگاه چشم‌انداز کوتاه‌مدت طلا: کارلی گارنر انتظار دارد طلا پس از ریزش اخیر، در ماه اکتبر یک رالی اصلاحی داشته باشد. هدف صعودی: در سناریوی واقع‌بینانه، طلا می‌تواند تا محدوده ۴۵۰۰ دلار رشد کند و در سناریوی خوش‌بینانه‌تر به حدود ۴۶۵۰ دلار برسد. دیدگاه بلندمدت: گارنر همچنان نسبت به طلا نزولی است و معتقد است رشد احتمالی تا ۴۵۰۰–۴۶۰۰ دلار می‌تواند فرصت مناسبی برای ایجاد موقعیت فروش باشد. سرمایه‌گذاران طلا که در پی آخرین موج فروش متحمل زیان شده‌اند، ممکن است در ماه اکتبر اندکی نفس راحت بکشند؛ چراکه به گفته یکی از استراتژیست‌های بازار، با وجود چشم‌انداز نزولی او نسبت به طلا در بلندمدت، شرایط فعلی می‌تواند فرصت مناسبی برای یک معامله صعودی کوتاه‌مدت و تاکتیکی فراهم کرده باشد. کارلی گارنر، هم‌بنیان‌گذار شرکت کارگزاری DeCarley Trading، در گفت‌وگو با کیتکو که توسط تیم یوتوتایمز بازنویسی و ترجمه شده است، گفت کاهش قیمت طلا، وجود سطوح حمایتی تکنیکال و روندهای فصلی مساعد، شرایط جذابی را برای یک بازگشت کوتاه‌مدت قیمت این فلز گران‌بها ایجاد کرده است. او گفت: «آیا فکر می‌کنم طلا به ۵ هزار یا ۵۵۰۰ دلار می‌رسد؟ نه، این‌طور فکر نمی‌کنم. اما معتقدم حرکت ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار بعدی احتمالاً به سمت صعود خواهد بود.» ✔️ بیشتر بخوانید: بانک‌های مرکزی بی‌سروصدا طلا جمع می‌کنند؛ یک تغییر بزرگ در راه است؟ گارنر خاطرنشان کرد که طلا در این مقطع از سال، به‌طور تاریخی از عوامل فصلی مثبت بهره برده است. بر اساس داده‌های فصلی که او دنبال می‌کند، خرید طلا در حوالی ۲۹ سپتامبر و نگهداری آن تا ۲۵ اکتبر، طی ۱۵ سال گذشته در ۱۲ سال با سود همراه بوده است. همزمان، قراردادهای آتی طلای دسامبر نیز در جریان آخرین موج شدید فروش، توانسته‌اند یک خط روند مهم روزانه را حفظ کنند. با این حال، گارنر تأکید کرد که آنچه او انتظار دارد، یک «رالی اصلاحی» یا بازگشت موقت قیمت است، نه آغاز یک روند صعودی بلندمدت جدید. گارنر در جدیدترین پیشنهاد خود گفت معامله تاکتیکی اصلی این شرکت، یک استراتژی اختیار معامله است که برای بهره‌برداری از احتمال بازگشت قیمت طلا طراحی شده است. او افزود برای کاهش ریسک، معامله‌گران می‌توانند به‌جای قراردادهای استاندارد، از اختیار معامله روی قراردادهای مینی طلا یا حتی قراردادهای یک‌اونسی استفاده کنند. گارنر گفت انتظار دارد حمایت محدوده ۴۰۰۰ دلار حفظ شود. به گفته او، ترکیب حفظ خط روند تکنیکال طلا و نوسانات اخیر مربوط به دوره نخستین اعلام تحویل قرارداد اکتبر، نشان می‌دهد که بازار ممکن است دست‌کم به‌طور موقت به یک کف قیمتی رسیده باشد. در سمت صعودی، گارنر در سناریوی خوش‌بینانه خود احتمال رشد طلا تا میانگین متحرک ۲۰۰روزه، در محدوده ۴۶۵۰ دلار، را مطرح می‌کند؛ هرچند هدف واقع‌بینانه‌تر او برای این حرکت تاکتیکی، حدود ۴۵۰۰ دلار است. بهبود شرایط بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا می‌تواند محرک حرکت بعدی طلا باشد. گارنر معتقد است قیمت اوراق خزانه‌داری ممکن است پس از سال‌ها ضعف، به یک «کف نهایی و شدید» یا همان Blow-off Bottom نزدیک شده باشد. او در عین حال اذعان کرد که نوسانات بازار اوراق می‌تواند حتی شدیدتر شود، اما گفت هر نشانه‌ای از ثبات در بازار خزانه‌داری آمریکا می‌تواند به طلا فرصت دهد تا یک بازگشت صعودی را تجربه کند. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا سرمایه‌گذاران ممکن است حتی طلا را هم بفروشند؟ به گفته وی: «به محض اینکه نشانه‌ای از هر نوع ثبات در بازار اوراق خزانه‌داری دیده شود، فکر می‌کنم طلا فرصت یک رالی اصلاحی را پیدا خواهد کرد. ریسک اینجا است که در چنین حرکات انفجاری، هیچ محدودیتی برای شدت آشفتگی وجود ندارد.» با وجود این شرایط صعودی در کوتاه‌مدت، گارنر تأکید کرد که دیدگاه کلی و بلندمدت نزولی خود نسبت به طلا را کنار نگذاشته است. او در واقع معتقد است اگر طلا به محدوده ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ دلار بازگردد، این سطوح فرصت بسیار جذاب‌تری برای ایجاد موقعیت‌های فروش در اختیار او قرار خواهد داد. گارنر گفت: «من به هیچ وجه دیدگاه صعودی ندارم. اگر طلا به محدوده ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ دلار برسد، ترجیح می‌دهم از آنجا دیدگاه نزولی داشته باشم.» نگرانی اصلی گارنر در بلندمدت، دلار آمریکا است. او اشاره کرد که دلار در اوایل سال جاری میلادی یک خط روند تقریباً ۲۰ساله را آزمایش کرده است؛ خط روندی که در گذشته بارها باعث بازگشت‌های قابل‌توجه دلار شده است. او انتظار دارد دلار در نهایت از روند صعودی تدریجی فعلی خود خارج شده و وارد یک حرکت صعودی قدرتمندتر شود؛ اتفاقی که می‌تواند فشار تازه‌ای بر فلزات گران‌بها وارد کند. او گفت: «فکر می‌کنم این اتفاق در نهایت ضربه نهایی را به فلزات، یعنی طلا و نقره، وارد خواهد کرد.» گارنر در مورد مس نیز ریسک‌های نزولی مشابهی را در میان‌مدت می‌بیند و بخشی از این دیدگاه را نیز به احتمال تقویت دلار آمریکا مرتبط می‌داند. اگرچه مس به یکی از کامودیتی‌های محبوب در معاملات مرتبط با هوش مصنوعی و برقی‌سازی اقتصاد تبدیل شده است، گارنر معتقد است این فلز اکنون در حال آزمایش یک سطح مقاومت تکنیکال بلندمدت مهم است؛ سطحی که در گذشته بارها پیش از اصلاح‌های قابل‌توجه قیمت قرار داشته است. او توضیح داد که مس برای پنجمین بار در حال آزمایش یک خط روند تقریباً ۲۰ساله است و برخوردهای قبلی با این خط روند با افت‌های شدید قیمت همراه بوده‌اند. با این حال، گارنر پیش‌بینی نمی‌کند که افت‌های تاریخی بسیار شدید گذشته تکرار شوند، اما معتقد است اصلاحی در محدوده ۳۰ تا ۵۰ درصد همچنان امکان‌پذیر است. چشم‌انداز نزولی گارنر برای مس همچنین با دیدگاه کلی او درباره احتمال آغاز یک حرکت صعودی مهم‌تر در ارزش دلار آمریکا همخوانی دارد. به گفته او، بازارها تا حد زیادی دلار را نادیده گرفته‌اند، چرا که موج‌های صعودی قبلی بارها متوقف شده‌اند؛ اما او انتظار دارد این شرایط تغییر کند. گارنر گفت: «فکر می‌کنم دلار شروع به شکستن برخی موانع خواهد کرد» و افزود که بازارهای مالی هنوز تأثیر بالقوه تقویت دلار آمریکا را به‌طور کامل در قیمت‌ها لحاظ نکرده‌اند. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا سقوط کرد و برگشت؛ اتفاق بعدی برای قیمت طلا چیست؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

اسکوندیدا در آستانه اعتصاب؛ آیا بازار جهانی مس با شوک عرضه روبه‌رو می‌شود؟

مذاکرات کارگری در معدن اسکوندیدا در شیلی، بزرگ‌ترین معدن مس جهان، وارد مرحله‌ای حساس شده است. ناظران و سرپرستان این معدن روز چهارشنبه پیشنهاد نهایی شرکت بی‌اچ‌پی برای قرارداد جمعی جدید را رد کردند؛ تصمیمی که مسیر را برای احتمال اعتصاب در این معدن مهم مس هموار کرده است. در یک نگاه ۹۵ درصد اعضای شرکت‌کننده در رأی‌گیری اتحادیه سرپرستان اسکوندیدا به اعتصاب رأی دادند.  اتحادیه حدود ۱٬۰۲۰ عضو دارد و پیشنهاد نهایی بی‌اچ‌پی را رد کرده است.  طبق قانون شیلی، اکنون یک دوره پنج‌روزه میانجی‌گری اجباری آغاز می‌شود که با توافق طرفین می‌تواند پنج روز دیگر تمدید شود.  اسکوندیدا بزرگ‌ترین معدن مس جهان است و بی‌اچ‌پی ۵۷.۵ درصد آن را در اختیار دارد؛ ریو تینتو ۳۰ درصد و شرکت ژاپنی جکو ۱۲.۵ درصد سهم دارند. اتحادیه نماینده سرپرستان اسکوندیدا حدود ۱٬۰۲۰ عضو دارد و هفته گذشته پیشنهاد نهایی شرکت را دریافت کرده بود. این اتحادیه پیش از رأی‌گیری از اعضای خود خواسته بود پیشنهاد بی‌اچ‌پی را نپذیرند و در نهایت ۹۵ درصد اعضای شرکت‌کننده در رأی‌گیری به اقدام اعتصابی رأی دادند. اختلاف بر سر قرارداد جدید ریشه اصلی اختلاف به پیشنهاد جدید بی‌اچ‌پی برای قرارداد جمعی کارکنان بازمی‌گردد. اتحادیه معتقد است پیشنهاد ارائه‌شده افزایش معناداری نسبت به قرارداد فعلی ایجاد نمی‌کند و در مقابل، مسئولیت‌های جدیدی را برای سرپرستان در نظر گرفته است. یکی از موارد مورد اعتراض اتحادیه، الزام سرپرستان به آموزش برای انجام برخی وظایف عملیاتی، از جمله رانندگی کامیون‌ها است. اتحادیه این تغییرات را متناسب با نقش و مسئولیت سرپرستان نمی‌داند و اعلام کرده است که پیشنهاد شرکت سهم این کارکنان در تولید و سودآوری معدن را به اندازه کافی مورد توجه قرار نداده است. در مقابل، بی‌اچ‌پی روایت متفاوتی دارد. این شرکت اعلام کرده پیشنهاد ارائه‌شده شامل بهبود شرایط و مزایای جدیدی فراتر از توافق جمعی فعلی بوده است. بی‌اچ‌پی همچنین گفته ممکن است از اداره بازرسی کار شیلی درخواست میانجی‌گری اجباری کند تا امکان دستیابی به توافقی مورد قبول دو طرف فراهم شود. حادثه مرگبار و افزایش حساسیت مذاکرات مذاکرات در شرایطی ادامه پیدا کرده که چند روز پیش یک حادثه مرگبار در اسکوندیدا رخ داده است. بی‌اچ‌پی اعلام کرد یکی از کارکنان این معدن در جریان یک حادثه مرتبط با عملیات تعمیر و نگهداری در ۲۳ سپتامبر جان خود را از دست داده است. پس از این حادثه، عملیات معدن برای بررسی‌های ایمنی متوقف و سپس به‌تدریج از سر گرفته شد. اتحادیه سرپرستان پیش از رأی‌گیری با درخواست شرکت برای تمدید مذاکرات پس از این حادثه موافقت نکرد. در نتیجه، موضوع ایمنی نیز در فضای مذاکرات کارگری به یکی از عوامل مهم زمینه‌ای تبدیل شده است؛ هرچند اختلاف رسمی بر سر مفاد قرارداد و شرایط کاری همچنان محور اصلی روند چانه‌زنی است. مرحله بعد؛ میانجی‌گری دولت شیلی رد پیشنهاد به معنای آغاز فوری اعتصاب نیست. بر اساس قوانین کار شیلی، پس از این مرحله طرفین باید وارد یک دوره پنج‌روزه میانجی‌گری اجباری تحت نظارت دولت شوند. در صورت توافق دو طرف، این دوره می‌تواند برای پنج روز دیگر نیز تمدید شود. بنابراین در کوتاه‌مدت، مسیر مذاکرات همچنان باز است و نتیجه میانجی‌گری می‌تواند تعیین کند که اختلاف به توافق جدید ختم شود یا به توقف فعالیت‌های کارگری برسد. اهمیت این روند از آنجا بیشتر می‌شود که اسکوندیدا در قلب زنجیره جهانی عرضه مس قرار دارد. بی‌اچ‌پی در حال حاضر ۵۷.۵ درصد از این معدن را در اختیار دارد و ریو تینتو با ۳۰ درصد و جکو ژاپن با ۱۲.۵ درصد دیگر سهام‌داران آن هستند. “ «از منظر بازار، نکته مهم در این رویداد ترکیب ریسک عملیاتی و ریسک عرضه است. اسکوندیدا در شرایطی با تنش کارگری مواجه شده که مس هم‌زمان در مرکز روندهای بلندمدت مرتبط با برقی‌سازی، توسعه شبکه‌های برق و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی قرار دارد. بنابراین حساسیت بازار نسبت به اختلال در معادن بزرگ می‌تواند بیش از گذشته باشد. با این حال، واکنش قیمتی پایدار تنها در صورتی قابل توجیه خواهد بود که اختلاف کارگری از مرحله مذاکرات عبور کند و به اختلال واقعی و معنادار در تولید منجر شود؛ از این رو، نتیجه میانجی‌گری پنج‌روزه و موضع نهایی اتحادیه، مهم‌تر از خود خبر رد پیشنهاد خواهد بود.» بابک شیری چرا اسکوندیدا برای بازار مس اهمیت دارد؟ اسکوندیدا تنها یک معدن بزرگ نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین منابع تولید مس در جهان است. این معدن در صحرای آتاکاما در شمال شیلی قرار دارد و دو معدن روباز آن خوراک سه کارخانه فرآوری و دو واحد لیچینگ را تأمین می‌کنند. بی‌اچ‌پی در گزارش سالانه خود اعلام کرده که تولید اسکوندیدا در سال مالی ۲۰۲۵ به بالاترین سطح در ۱۷ سال گذشته رسید و نسبت به سال قبل ۱۶ درصد افزایش یافت. همین جایگاه تولیدی باعث می‌شود هرگونه اختلال معنادار در فعالیت این معدن برای بازار جهانی مس قابل توجه باشد. با این حال، در شرایط فعلی هنوز نمی‌توان از وقوع قطعی اعتصاب یا میزان اثر آن بر تولید مس سخن گفت. طرفین ابتدا باید دوره میانجی‌گری قانونی را پشت سر بگذارند و نتیجه مذاکرات مشخص شود. جمع‌بندی رد پیشنهاد بی‌اچ‌پی توسط اتحادیه سرپرستان اسکوندیدا، اختلافات کارگری در بزرگ‌ترین معدن مس جهان را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. رأی ۹۵ درصدی اعضای شرکت‌کننده به اقدام اعتصابی نشان می‌دهد فاصله میان طرفین همچنان قابل توجه است، اما سازوکار قانونی شیلی پیش از هرگونه توقف فعالیت، فرصت دیگری برای مذاکره فراهم کرده است. برای بازار مس، اهمیت اصلی این رویداد نه صرفاً در احتمال اعتصاب، بلکه در محل وقوع آن است. اسکوندیدا یکی از ستون‌های عرضه جهانی مس محسوب می‌شود و هرگونه اختلال پایدار در تولید آن می‌تواند توجه بازارهای کالا را به خود جلب کند. با این حال، تا زمان مشخص شدن نتیجه میانجی‌گری، هرگونه برآورد درباره میزان کاهش تولید یا اثر دقیق آن بر قیمت مس زودهنگام خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

۲ سهم قدرتمند برای خرید در اکتبر و نگهداری بلندمدت

در بازار سهام، پیدا کردن شرکتی که بتواند در دوره‌های رونق و رکود اقتصادی همچنان درآمد و جریان نقدی ایجاد کند، اهمیت زیادی برای سرمایه‌گذاران بلندمدت دارد. بسیاری از شرکت‌ها در زمان رشد اقتصادی عملکرد خوبی دارند، اما با کاهش مصرف، افزایش بیکاری یا افت فعالیت اقتصادی با فشار جدی مواجه می‌شوند. در یک نگاه درآمد والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷ با ۵.۹ درصد رشد به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی والمارت ۲۳ درصد افزایش یافت و درآمد تبلیغاتی آن نیز ۳۸ درصد رشد کرد. درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید و جریان نقد آزاد آن ۳۴.۵ درصد افزایش یافت. WM در سال ۲۰۲۶ برای بیست‌وسومین سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داد و افزایش آن به ۱۴.۵ درصد رسید. در مقابل، شرکت‌هایی که محصولات یا خدمات آنها بخشی از نیازهای روزمره مردم هستند، معمولاً از تقاضای باثبات‌تری برخوردارند. والمارت و WM از جمله شرکت‌هایی هستند که بخش مهمی از فعالیت آنها به چنین نیازهایی وابسته است. والمارت کالاهای مصرفی و ضروری مانند مواد غذایی و محصولات خانگی عرضه می‌کند و WM نیز خدمات جمع‌آوری و مدیریت پسماند را ارائه می‌دهد؛ خدماتی که حتی در دوره‌های رکود اقتصادی نیز متوقف نمی‌شوند. والمارت؛ خرده‌فروشی با موتورهای رشد جدید والمارت سال‌هاست به دلیل اندازه بزرگ و تمرکز بر کالاهای ضروری، جایگاه متفاوتی در صنعت خرده‌فروشی دارد. زمانی که شرایط اقتصادی دشوار می‌شود، مصرف‌کنندگان معمولاً تلاش می‌کنند هزینه‌های خود را کاهش دهند و همین مسئله می‌تواند جذابیت فروشگاه‌های ارزان‌تر را افزایش دهد اما داستان والمارت امروز تنها به فروش مواد غذایی و کالاهای روزمره محدود نمی‌شود. این شرکت در سال‌های اخیر تلاش کرده منابع درآمدی جدیدی با حاشیه سود بالاتر ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، درآمد والمارت با ۵.۹ درصد افزایش نسبت به سال قبل به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش خالص والمارت در آمریکا نیز ۳.۵ درصد رشد کرد، در حالی که فروش اینترنتی جهانی شرکت با جهش ۲۳ درصدی همراه شد. در همین دوره، درآمد تبلیغاتی جهانی والمارت ۳۸ درصد افزایش یافت و درآمد حاصل از عضویت نیز ۱۷ درصد بیشتر شد. رشد این بخش‌ها اهمیت زیادی دارد، زیرا درآمدهای تبلیغاتی و عضویت می‌توانند نسبت به فعالیت اصلی خرده‌فروشی حاشیه سود بالاتری ایجاد کنند. این ترکیب باعث شده رشد سود عملیاتی از رشد فروش سریع‌تر باشد. سود عملیاتی تعدیل‌شده والمارت در سه‌ماهه دوم، بر مبنای نرخ ارز ثابت، ۱۷.۴ درصد افزایش یافت. شرکت پس از انتشار این نتایج، چشم‌انداز سالانه خود را نیز افزایش داد و اکنون انتظار دارد فروش خالص بین ۴ تا ۵ درصد و سود عملیاتی تعدیل‌شده بین ۷ تا ۸.۵ درصد رشد کند. WM؛ کسب‌وکاری که رکود هم نمی‌تواند متوقفش کند فعالیت شرکت WM شاید در نگاه اول به اندازه فناوری، هوش مصنوعی یا سایر صنایع نوظهور جذاب به نظر نرسد، اما ویژگی مهم آن در جای دیگری قرار دارد: ضرورت خدمات. خانوارها، رستوران‌ها، بیمارستان‌ها و شرکت‌ها در شرایط رونق و رکود همچنان زباله تولید می‌کنند و به جمع‌آوری آن نیاز دارند. همین تقاضای نسبتاً پایدار به WM اجازه داده است یک مدل کسب‌وکار قابل پیش‌بینی و جریان نقدی قدرتمند ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم، درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید. سود عملیاتی پیش از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش ارزش نیز به ۲.۰۳ میلیارد دلار رسید. مهم‌تر از آن، جریان نقد آزاد شرکت با رشد ۳۴.۵ درصدی به حدود ۱.۱ میلیارد دلار افزایش یافت. مدیریت شرکت انتظار دارد جریان نقد آزاد کل سال به ۳.۷۵ تا ۳.۸۵ میلیارد دلار برسد. این قدرت نقدسازی به WM اجازه داده است سیاست تقسیم سود خود را نیز ادامه دهد. این شرکت در سال ۲۰۲۶ سود نقدی خود را ۱۴.۵ درصد افزایش داد و تعداد سال‌های افزایش متوالی سود نقدی به ۲۳ سال رسید. WM همچنین تنها به جمع‌آوری سنتی پسماند متکی نمانده و در حوزه‌هایی مانند بازیافت خودکار و تولید گاز طبیعی تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کرده است؛ حوزه‌هایی که می‌توانند در کنار فعالیت اصلی شرکت، منابع جدیدی برای رشد ایجاد کنند. “ «نکته مهم این مقاله، نه صرفاً معرفی دو سهم، بلکه توجه به مفهوم کیفیت جریان نقدی در چرخه‌های اقتصادی است. شرکتی که درآمد خود را از نیازهای ضروری و تکرارشونده ایجاد می‌کند، از منظر بنیادی می‌تواند در برابر نوسانات اقتصاد ظرفیت متفاوتی داشته باشد؛ اما پایداری تقاضا به‌تنهایی برای توجیه ارزش‌گذاری کافی نیست. در مورد والمارت، مسیر افزایش حاشیه سود و توسعه درآمدهای جدید باید در کنار رشد فروش بررسی شود و درباره WM نیز تداوم جریان نقد آزاد، سطح سرمایه‌گذاری و بازده این سرمایه‌گذاری‌ها اهمیت دارد. بنابراین برای سرمایه‌گذار بلندمدت، مسئله اصلی صرفاً این نیست که یک شرکت در رکود دوام می‌آورد یا نه؛ بلکه باید بررسی کرد چه مقدار نقدینگی تولید می‌کند، با چه هزینه‌ای رشد می‌کند و چگونه این نقدینگی را به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل می‌کند.» بابک شیری چرا جریان نقدی اهمیت دارد؟ وجه مشترک والمارت و WM تنها ماهیت ضروری خدمات آنها نیست؛ بلکه توانایی این شرکت‌ها برای تبدیل فعالیت عملیاتی به جریان نقدی پایدار نیز اهمیت دارد. در مورد والمارت، اندازه کسب‌وکار، فروش کالاهای ضروری و توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، مجموعه‌ای از موتورهای رشد را ایجاد کرده است. در مورد WM نیز ماهیت ضروری خدمات جمع‌آوری پسماند، همراه با توسعه بازیافت و انرژی، به شرکت اجازه داده است جریان نقدی قابل توجهی تولید کند. این ویژگی در دوره‌های رکود اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا شرکت‌هایی که جریان نقدی پایدار دارند، معمولاً ظرفیت بیشتری برای ادامه سرمایه‌گذاری، پرداخت سود نقدی، بازخرید سهام و عبور از دوره‌های دشوار اقتصادی دارند. جمع‌بندی والمارت و WM در صنایعی فعالیت می‌کنند که شاید در مقایسه با حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، هیجان رسانه‌ای کمتری ایجاد کنند، اما بخش مهمی از نیازهای روزمره اقتصاد را پوشش می‌دهند. والمارت علاوه بر رشد فروش، در حال توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت است و WM نیز با تکیه بر جریان نقد آزاد قوی و توسعه فعالیت‌های بازیافت و انرژی، منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نهایت، ویژگی مشترک این دو شرکت را می‌توان در تقاضای نسبتاً پایدار، توانایی تولید نقدینگی و امکان سرمایه‌گذاری مجدد برای رشد خلاصه کرد؛ سه عاملی که برای یک کسب‌وکار بلندمدت اهمیت زیادی دارند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

معامله‌گران بزرگ این هفته چه خریدند و چه فروختند؟ از طلا و نفت تا بیت‌کوین

در یک نگاه یورو زیر فشار شدید فروش قرار گرفت؛ خالص موقعیت معامله‌گران بزرگ به منفی ۵۲ هزار قرارداد سقوط کرد که یکی از بزرگ‌ترین تغییرات هفتگی بازار فارکس بود. طلا همچنان محبوب‌ترین دارایی سفته‌بازان بزرگ است؛ با وجود کاهش جزئی، خالص موقعیت خرید طلا بالای ۲۲۵ هزار قرارداد باقی ماند. بدبینی به سهام آمریکا افزایش یافت؛ خالص موقعیت فروش در S&P 500 بیش از ۳۲ هزار قرارداد رشد کرد و به ۱۳۳ هزار قرارداد رسید. بیت‌کوین سیگنال مثبت ملایمی دریافت کرد؛ خالص موقعیت خرید افزایش یافت، اما اتریوم با کاهش موقعیت‌های صعودی مواجه شد. بازار کالاها همچنان مورد توجه است؛ نفت، مس، سویا و ذرت شاهد موقعیت‌های خرید قدرتمند بودند، در حالی که گاز طبیعی بزرگ‌ترین خالص موقعیت فروش را ثبت کرد. اختصاصی یوتوتایمز؛ در ادامه گزارش هفتگی COT (Commitments of Traders) مربوط به هفته منتهی به ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ را با نگاهی به ترکیب دقیق تغییرات خرید و فروش بررسی می‌کنیم، نه فقط اعداد نهایی. یادآوری مهم: داده‌های COT با یک هفته تأخیر منتشر می‌شوند و صرفاً موقعیت‌گیری گذشته معامله‌گران بزرگ (غیرتجاری) را نشان می‌دهند؛ این گزارش جنبه خبری-تحلیلی دارد و توصیه سرمایه‌گذاری نیست. ۱. ین ژاپن؛ بزرگ‌ترین چرخش هفته ین این هفته پرحادثه‌ترین ارز بازار فارکس بود. موقعیت‌های خرید ۴۵,۶۷۷ قرارداد کاهش یافت و به ۱۹۲,۲۷۴ قرارداد رسید، در حالی که موقعیت‌های فروش تنها ۲,۷۰۰ قرارداد افزایش یافت و به ۱۲۰,۲۹۲ قرارداد رسید. نتیجه این ترکیب، افت ۴۸,۳۷۷ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را از سطوح بسیار بالای هفته قبل به ۷۱,۹۸۲ قرارداد رساند. نکته تحلیلی مهم این‌جاست: این افت عمدتاً از محل بسته‌شدن موقعیت‌های خرید قبلی رخ داده، نه ورود فروشندگان تازه؛ چرا که موقعیت‌های فروش تقریباً بدون تغییر باقی مانده‌اند. یعنی معامله‌گرانی که هفته‌های اخیر بر خرید ین شرط بسته بودند، بخش بزرگی از سود خود را برداشت کرده‌اند، اما دیدگاه کلی بازار هنوز خالص خرید (نه فروش) روی ین باقی مانده است. ۲. یورو؛ سنگین‌ترین ریزش موقعیت خالص در کل جدول یورو رکورددار بدترین تغییر هفتگی در میان ارزهای اصلی بود. موقعیت خرید ۱۱,۷۰۸ قرارداد افزایش یافت (به ۲۲۰,۷۰۸ قرارداد)، اما هم‌زمان موقعیت فروش با جهشی سنگین ۳۷,۰۴۹ قراردادی به ۲۷۳,۰۴۲ قرارداد رسید. وقتی رشد فروش به‌مراتب بیشتر از رشد خرید باشد، نتیجه اجتناب‌ناپذیر است: موقعیت خالص یورو ۲۵,۳۴۱ قرارداد افت کرد و از منفی ۲۶,۹۹۳ به منفی ۵۲,۳۳۴ قرارداد رسید — تقریباً دو برابر شدن بدبینی نسبت به هفته قبل. برخلاف ین، اینجا داستان صرفاً بسته‌شدن معاملات قدیمی نیست؛ ورود فعال فروشندگان تازه محرک اصلی این افت بوده است. ۳. پوند انگلیس؛ تشدید بدبینی پوند نیز مسیر مشابهی را طی کرد. موقعیت خرید ۱۴,۸۷۶ قرارداد کاهش یافت (به ۵۴,۴۵۵ قرارداد) و موقعیت فروش ۸,۹۷۷ قرارداد افزایش داشت (به ۱۳۷,۰۲۳ قرارداد). موقعیت خالص فروش پوند با افت ۲۳,۸۵۳ قراردادی به منفی ۸۲,۵۶۸ قرارداد رسید؛ یکی از بدبینانه‌ترین سطوح اخیر برای این ارز. ۴. شاخص دلار آمریکا (DXY)؛ نوسان جزئی در سطح بالا شاخص دلار این هفته رفتار نسبتاً باثباتی داشت. موقعیت‌های خرید ۱,۷۹۷ قرارداد افزایش یافت و به ۲۷,۷۶۸ قرارداد رسید؛ هم‌زمان موقعیت‌های فروش نیز ۲,۰۶۰ قرارداد افزایش یافت و به ۱۷,۴۳۸ قرارداد رسید. از آنجا که رشد فروش اندکی بیشتر از رشد خرید بود، موقعیت خالص خرید دلار با افت جزئی ۲۶۳ قراردادی به ۱۰,۳۳۰ قرارداد رسید — تقریباً بدون تغییر محسوس نسبت به هفته قبل (۱۰,۵۹۳ قرارداد). نکته تحلیلی این‌جاست: برخلاف یورو و پوند که افت موقعیت خالص آن‌ها از ورود سنگین فروشندگان تازه ناشی می‌شد، در دلار هر دو طرف بازار (هم خرید و هم فروش) به‌طور هم‌زمان و با شدت نزدیک به هم رشد کرده‌اند. این یعنی معامله‌گران در حال افزایش فعالیت کلی روی دلار هستند، اما بدون تغییر جهت‌گیری قابل‌توجه — نوعی «تثبیت در بلاتکلیفی» پس از روند نزولی نسبتاً تند دو هفته اخیر (که در ۱۵ سپتامبر با افت ۷,۰۱۱ قراردادی همراه بود). ✔️ بیشتر بخوانید: چشم‌انداز هفته پیش‌رو؛ داده‌های اشتغال و تورم، مسیر انتظارات نرخ بهره را تعیین می‌کنند ۵. بازار سهام آمریکا؛ دو مسیر کاملاً متضاد اینجا جالب‌ترین بخش گزارش این هفته رقم خورد. S&P 500: موقعیت خرید ۲۲,۲۴۷ قرارداد کاهش یافت و موقعیت فروش هم‌زمان ۱۰,۵۲۰ قرارداد افزایش داشت. نتیجه، افت ۳۲,۷۶۷ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را به منفی ۱۳۳,۲۲۸ قرارداد رساند — بزرگ‌ترین تغییر منفی در کل جدول شاخص‌های سهام. نزدک-۱۰۰: دقیقاً برعکس؛ موقعیت خرید ۳,۴۴۵ قرارداد افزایش یافت، اما نکته اصلی کاهش شدید ۱۸,۹۸۷ قراردادی موقعیت‌های فروش بود. این ترکیب موقعیت خالص نزدک را ۲۲,۴۳۲ قرارداد بهبود بخشید و به ۵۶,۱۵۰ قرارداد خرید رساند. این واگرایی نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ در همین لحظه، نسبت به سهام «سنتی‌تر» S&P محتاط‌تر شده‌اند، در حالی که به سهام فناوری‌محور نزدک خوش‌بین‌تر باقی مانده‌اند. VIX: موقعیت خرید ۱۰,۹۷۴ قرارداد کاهش و فروش ۱۸,۲۷۹ قرارداد کاهش یافت؛ موقعیت خالص با بهبود ۷,۳۰۵ قراردادی به منفی ۷۹,۲۸۰ قرارداد رسید — نشانه‌ای از کاهش جزئی نگرانی نسبت به نوسان بازار. ۶. طلا؛ ثبات نسبی در سطح بالا موقعیت خرید طلا ۴,۰۷۷ قرارداد کاهش یافت (به ۲۵۳,۹۸۲ قرارداد)، در حالی که فروش تقریباً بدون تغییر (۴۰۸+ قرارداد) باقی ماند. موقعیت خالص خرید تنها ۴,۴۸۵ قرارداد افت کرد و در سطح بسیار بالای ۲۲۵,۸۵۳ قرارداد ماند؛ طلا همچنان دومین موقعیت خالص خرید بزرگ گزارش پس از ذرت است. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ آیا افت اخیر مقدمه بازگشت دوباره خریداران است؟ ۷. مس؛ جهش قابل‌توجه به سمت خوش‌بینی برخلاف اکثر بازارها، مس این هفته یکی از قوی‌ترین حرکات مثبت را ثبت کرد. موقعیت خرید ۱۲,۲۳۳ قرارداد افزایش یافت و موقعیت فروش ۳,۱۵۵ قرارداد کاهش داشت. نتیجه، جهش ۱۵,۳۸۸ قراردادی موقعیت خالص بود که آن را به ۹۰,۵۲۲ قرارداد رساند — بزرگ‌ترین بهبود مثبت در کل جدول کالاها و فلزات. ۸. بیت‌کوین و اتریوم بیت‌کوین با رشد هم‌زمان خرید (+۹۱۴) و فروش (+۶۲۶)، موقعیت خالص را اندکی به ۲,۷۵۶ قرارداد رساند (رشد ۲۸۸ قراردادی)؛ رفتاری محتاطانه اما مثبت. اتریوم برعکس، با رشد فروش (+۲,۶۶۷) بیشتر از خرید (+۱,۸۷۱)، افت ۷۹۶ قراردادی در موقعیت خالص را تجربه کرد و به ۲,۳۵۹ قرارداد رسید. ۹. سایر بازارها به‌طور خلاصه دلار کانادا: موقعیت خالص فروش با افت ۱۵,۶۳۳ قراردادی به منفی ۵۳,۲۱۰ قرارداد رسید. دلار استرالیا: خالص فروش منفی ۴۶,۸۱۴ قرارداد (تغییر ۷,۹۰۸-). دلار نیوزیلند: یکی از بدترین تغییرات هفته با افت ۲۱,۸۹۸ قراردادی، از خالص خرید به خالص فروش (منفی ۱۱,۳۸۰ قرارداد) چرخید. نفت WTI: خالص خرید با رشد ۵,۲۰۱ قراردادی به ۱۴۱,۱۰۶ قرارداد رسید. گاز طبیعی: عمیق‌ترین خالص فروش گزارش با منفی ۲۱۶,۵۳۰ قرارداد. سویا: رشد چشمگیر ۲۰,۳۹۸ قراردادی، خالص خرید به ۲۸۱,۵۸۱ قرارداد رسید. شکر و پنبه: هر دو با افت شدید موقعیت خالص (به ترتیب ۱۸,۱۱۱- و ۱۳,۷۴۵-) مواجه شدند. جمع‌بندی مهم‌ترین پیام گزارش این هفته، تشدید همزمان بدبینی نسبت به یورو، پوند و ین از یک سو، و واگرایی عمیق میان دو شاخص اصلی سهام آمریکا از سوی دیگر است. افت موقعیت خالص ین بیشتر از جنس بستن معاملات قدیمی بود، اما ریزش یورو و پوند با ورود فعال فروشندگان تازه همراه شد. در همین حال، طلا در سطح بالای خود ثابت ماند و مس یکی از قوی‌ترین بهبودهای هفته را ثبت کرد. با این حال، این داده‌ها تنها تصویری از موقعیت‌گیری گذشته است و نباید به‌تنهایی مبنای تصمیم معاملاتی قرار گیرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

آیا Target با وجود رشد بازده اوراق خزانه هنوز برای سرمایه‌گذاران جذاب است؟

افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا در سال ۲۰۲۶ بار دیگر رقابت میان دارایی‌های درآمدزا را برای سرمایه‌گذاران جدی‌تر کرده است. بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا در حال حاضر به محدوده ۵ درصد نزدیک شده؛ سطحی که می‌تواند بخشی از جذابیت سهام دارای سود تقسیمی را کاهش دهد، زیرا اوراق خزانه در مقایسه با سهام از ریسک بسیار پایین‌تری برخوردارند و پرداخت‌های آنها تحت شرایط معمول قابل پیش‌بینی‌تر است. در یک نگاه Target برای ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و در گروه «پادشاهان سود تقسیمی» قرار دارد. فروش خالص شرکت در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ با رشد ۶ درصدی به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید. سود خالص Target در همین دوره با رشد ۳۵ درصدی به حدود ۲.۷ میلیارد دلار افزایش یافت. با وجود رشد قیمت سهم، نسبت قیمت به سود Target حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart و Costco به‌ترتیب حدود ۴۰ و ۴۵ برابر گزارش شده است. با این حال، همه سهام درآمدی صرفاً برای دریافت سود تقسیمی خریداری نمی‌شوند. برخی شرکت‌ها علاوه بر پرداخت سود، ظرفیت رشد درآمد، افزایش سود تقسیمی و رشد قیمت سهام را نیز دارند. Target یکی از نمونه‌هایی است که پس از یک دوره دشوار، نشانه‌هایی از بازگشت به مسیر رشد نشان داده و هم‌زمان سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی خود را حفظ کرده است. چرا افزایش بازده اوراق خزانه اهمیت دارد؟ رابطه میان نرخ بهره و سهام سودده یکی از عوامل مهم در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران است. زمانی که بازده اوراق خزانه افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذار می‌تواند با پذیرش ریسک بسیار کمتر، درآمدی نسبتاً بالا از یک دارایی دولتی دریافت کند. در چنین شرایطی، سهامی که تنها مزیت آنها پرداخت سود تقسیمی است، با فشار بیشتری برای توجیه ارزش‌گذاری خود مواجه می‌شوند. زیرا سهام علاوه بر ریسک کاهش قیمت، تضمینی برای استمرار سود تقسیمی نیز ندارد اما مسئله درباره شرکت‌هایی مانند Target متفاوت است. این شرکت علاوه بر پرداخت سود، تلاش کرده موتور رشد عملیاتی خود را نیز دوباره فعال کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، سرمایه‌گذار می‌تواند هم‌زمان از سه مسیر احتمالی منتفع شود: دریافت سود تقسیمی، افزایش آینده سود و رشد ارزش سهام. البته هیچ‌یک از این موارد تضمین‌شده نیست و همین تفاوت اصلی میان سهام و اوراق خزانه است. Target؛ از سهم درآمدی تا سهم رشد و درآمد Target سال‌ها یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در صنعت خرده‌فروشی آمریکا بوده است، اما عملکرد این شرکت در سال‌های اخیر تحت تأثیر تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، فشار هزینه‌ها و دشواری‌های عملیاتی قرار گرفت. اکنون شرکت تلاش کرده است با مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها، مسیر کسب‌وکار خود را دوباره تقویت کند. Target حدود ۵ میلیارد دلار برای بازسازی فروشگاه‌ها و توسعه زنجیره تأمین اختصاص داده است. هدف این سرمایه‌گذاری‌ها افزایش بهره‌وری، بهبود تجربه مشتری و بازطراحی ترکیب کالاهای عرضه‌شده است؛ رویکردی که می‌تواند جایگاه Target را به‌عنوان یک خرده‌فروش با ترکیب کالاهای اقتصادی و نسبتاً باکیفیت تقویت کند. این اقدامات هنوز در ابتدای مسیر قرار دارند، اما برخی از اعداد مالی اخیر نشانه‌هایی از تغییر روند را نشان می‌دهند. فروش خالص Target در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶ درصد افزایش داشت. این رقم از آن جهت اهمیت دارد که شرکت پیش از این با دوره‌ای از کاهش یا رکود درآمد مواجه بود. هم‌زمان، سود خالص شرکت با وجود افزایش سرمایه‌گذاری‌ها به حدود ۲.۷ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال گذشته ۳۵ درصد رشد نشان می‌دهد. بنابراین مسئله فقط افزایش فروش نیست؛ Target در حال تلاش برای افزایش بهره‌وری و تبدیل رشد فروش به سودآوری بیشتر نیز هست. “ «در مورد Target، نکته مهم برای من فاصله میان ارزش‌گذاری فعلی و کیفیت احتمالی بهبود عملیاتی شرکت است. کاهش بازده سود تقسیمی پس از رشد قیمت سهم الزاماً یک نقطه ضعف نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه آن باشد که بازار بخشی از احیای شرکت را پیش‌خور کرده است. بنابراین در این مرحله، تحلیل Target باید از مقایسه ساده بازده سود با اوراق خزانه عبور کند و بر پایداری رشد فروش، تبدیل آن به جریان نقد آزاد، توانایی حفظ رشد سود تقسیمی و میزان کاهش فاصله ارزش‌گذاری با رقبایی مانند Walmart و Costco متمرکز شود. اگر بهبود عملیاتی Target پایدار باشد، این سهم می‌تواند از یک گزینه صرفاً درآمدی به یک دارایی ترکیبی رشد و درآمد تبدیل شود؛ اما اگر رشد اخیر نتواند به روندی پایدار در سودآوری تبدیل شود، اختلاف ارزش‌گذاری موجود به‌تنهایی برای توجیه عملکرد آینده کافی نخواهد بود.» بابک شیری مهم‌ترین مزیت Target؛ سابقه ۵۵ ساله پرداخت سود یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های Target برای سرمایه‌گذاران درآمدی، سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی است. این شرکت طی ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و به همین دلیل در گروه شرکت‌هایی قرار می‌گیرد که سابقه افزایش سالانه سود آنها به چندین دهه می‌رسد. پرداخت فعلی Target حدود ۴.۶۴ دلار به ازای هر سهم در سال است و بازده سود تقسیمی آن با توجه به قیمت فعلی سهم حدود ۲.۹ درصد است. این بازده دیگر با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله برابری نمی‌کند. با این حال، مقایسه صرف نرخ بازده می‌تواند بخشی از تصویر را نادیده بگیرد. اوراق خزانه معمولاً درآمد مشخصی ارائه می‌کنند، اما رشد سود تقسیمی در سهام می‌تواند در طول زمان درآمد دریافتی سرمایه‌گذار را افزایش دهد. اگر Target بتواند به افزایش سود و جریان نقدی ادامه دهد، احتمال افزایش سود تقسیمی در آینده نیز وجود خواهد داشت. در شش ماه نخست سال مالی ۲۰۲۶، جریان نقد آزاد Target حدود ۲.۱ میلیارد دلار بود؛ در حالی که هزینه پرداخت سود تقسیمی حدود ۱ میلیارد دلار گزارش شده است. این فاصله نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی، جریان نقد آزاد شرکت پوشش مناسبی برای پرداخت سود ایجاد کرده است؛ هرچند تداوم این وضعیت به عملکرد آینده کسب‌وکار وابسته خواهد بود. ارزش‌گذاری؛ جایی که Target از رقبایش فاصله می‌گیرد یکی از نکات مهم درباره Target، ارزش‌گذاری نسبتاً پایین آن در مقایسه با برخی رقبای بزرگ صنعت خرده‌فروشی است. نسبت قیمت به سود این شرکت حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart حدود ۴۰ برابر و برای Costco حدود ۴۵ برابر گزارش شده است. البته مقایسه نسبت قیمت به سود میان شرکت‌ها باید با احتیاط انجام شود. کیفیت رشد، حاشیه سود، مدل کسب‌وکار، قدرت برند و انتظارات بازار برای آینده هر شرکت متفاوت است. با این حال، اگر Target بتواند روند بازگشت به رشد را حفظ کند، فاصله ارزش‌گذاری آن با رقبای بزرگ می‌تواند به یک متغیر مهم در تحلیل سهم تبدیل شود. به عبارت دیگر، بازار در حال حاضر برای Target ضریب سود بسیار پایین‌تری نسبت به برخی رقبای خود در نظر گرفته است. اگر عملکرد عملیاتی شرکت بهبود پیدا کند، این احتمال وجود دارد که بخشی از این فاصله کاهش یابد؛ هرچند این موضوع به هیچ عنوان تضمین‌شده نیست. افزایش قیمت سهم؛ شمشیر دو لبه برای سرمایه‌گذاران درآمدی یکی از نکات جالب درباره Target این است که رشد قیمت سهم در سال ۲۰۲۶ باعث کاهش بازده سود تقسیمی آن شده است. زمانی که قیمت یک سهم سریع‌تر از سود تقسیمی افزایش پیدا می‌کند، بازده جاری آن کاهش می‌یابد. بنابراین سرمایه‌گذاری که امروز Target را خریداری می‌کند، دیگر مانند سرمایه‌گذاری که در قیمت‌های پایین‌تر وارد شده، بازده تقسیمی بالایی دریافت نمی‌کند. بر اساس داده‌های مورد بررسی، قیمت سهم نسبت به زمان خرید نویسنده مقاله اصلی در اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۸۰ درصد افزایش یافته است. این رشد برای سهامداران قبلی قابل توجه بوده، اما از سوی دیگر باعث شده بخشی از جذابیت Target به‌عنوان یک سهم صرفاً درآمدی کاهش پیدا کند. به همین دلیل، تصویر فعلی Target بیشتر به یک سهم رشد و درآمد شباهت دارد تا یک سهم صرفاً با بازده تقسیمی بالا. جمع‌بندی Target در شرایطی وارد مرحله جدیدی از فعالیت خود شده که هم‌زمان دو ویژگی متفاوت را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهد: سابقه طولانی پرداخت سود تقسیمی و نشانه‌هایی از بازگشت رشد عملیاتی. افزایش ۶ درصدی فروش در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶، رشد ۳۵ درصدی سود خالص و جریان نقد آزاد ۲.۱ میلیارد دلاری نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری‌های جدید شرکت در حال همراه شدن با بهبود برخی شاخص‌های مالی است. از طرف دیگر، بازده سود تقسیمی فعلی حدود ۲.۹ درصد است و دیگر نمی‌تواند از نظر درآمد جاری با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله رقابت کند. بنابراین استدلال سرمایه‌گذاری درباره Target صرفاً بر سود تقسیمی استوار نیست. بخش مهم‌تر داستان به این موضوع مربوط می‌شود که آیا شرکت می‌تواند رشد فروش، افزایش سودآوری و افزایش سالانه سود تقسیمی را در سال‌های آینده ادامه دهد یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

کاستکو با سودهای ویژه یا والمارت با ۵۳ سال افزایش سود؛ کدام مدل بهتر است؟

در شرایطی که افزایش قیمت کالاها و خدمات همچنان بر قدرت خرید خانوارها فشار وارد می‌کند، توجه سرمایه‌گذاران به شرکت‌هایی که می‌توانند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، افزایش یافته است. شرکت‌های خرده‌فروشی و کالاهای مصرفی از این منظر اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا در بسیاری از دوره‌های اقتصادی از جریان درآمدی نسبتاً پایداری برخوردارند. در یک نگاه کاستکو علاوه بر سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ سود نقدی ویژه پرداخت کرده است. سود ویژه کاستکو در سال ۲۰۲۴ برابر با ۱۵ دلار به ازای هر سهم بود، در حالی که در سال ۲۰۲۰ این رقم به ۱۰ دلار رسید. والمارت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده و در گروه شرکت‌های موسوم به «شاه سود نقدی» قرار دارد. بازده سود نقدی فعلی کاستکو حدود ۰.۶ درصد و والمارت حدود ۰.۹ درصد است؛ بنابراین تفاوت اصلی آنها بیشتر در نوع و پایداری پرداخت است تا میزان بازده جاری. در میان نام‌های بزرگ این صنعت، کاستکو و والمارت هر دو سابقه قابل توجهی در بازگرداندن سرمایه به سهامداران دارند، اما مسیر آنها یکسان نیست. کاستکو علاوه بر سود نقدی دوره‌ای، در سال‌های گذشته چند بار سود نقدی ویژه پرداخت کرده است؛ در حالی که والمارت با افزایش مستمر سود نقدی طی بیش از پنج دهه، جایگاه خود را در میان شرکت‌های دارای طولانی‌ترین سابقه افزایش سود حفظ کرده است. همین تفاوت، مسئله مهمی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند: آیا پرداخت‌های ویژه و گاه‌به‌گاه کاستکو جذاب‌تر است یا قابلیت پیش‌بینی و سابقه طولانی پرداخت سود در والمارت؟ کاستکو؛ سود دوره‌ای در کنار پرداخت‌های ویژه کاستکو یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و بخش مهمی از جذابیت آن برای سهامداران، علاوه بر رشد ارزش سهام، به توانایی شرکت در ایجاد جریان نقدی و بازگرداندن بخشی از آن به سرمایه‌گذاران مربوط می‌شود. این شرکت به‌صورت فصلی سود نقدی پرداخت می‌کند، اما بازده این سود در حال حاضر حدود ۰.۶ درصد است. چنین رقمی در نگاه نخست چندان بالا به نظر نمی‌رسد و نمی‌تواند به‌تنهایی کاستکو را در ردیف سهام درآمدی برجسته قرار دهد اما ساختار پرداخت کاستکو یک ویژگی متفاوت دارد. این شرکت در برخی مقاطع، زمانی که شرایط مالی و میزان نقدینگی آن اجازه داده، علاوه بر سودهای عادی اقدام به پرداخت سود نقدی ویژه کرده است. آخرین نمونه مهم آن در سال ۲۰۲۴ رخ داد که کاستکو ۱۵ دلار به ازای هر سهم پرداخت کرد. پیش از آن نیز در سال ۲۰۲۰ سود ویژه ۱۰ دلاری به سهامداران اختصاص داده بود. این پرداخت‌ها می‌توانند در سال‌هایی که شرکت نقدینگی مازاد قابل توجهی دارد، ارزش زیادی برای سهامداران ایجاد کنند. با این حال، یک نکته مهم وجود دارد: سود ویژه کاستکو برنامه زمانی مشخص و تضمین‌شده‌ای ندارد. به عبارت دیگر، سهامدار نمی‌تواند پرداخت بعدی را مانند سود فصلی در برنامه درآمدی خود لحاظ کند. تصمیم برای پرداخت سود ویژه به وضعیت نقدینگی، شرایط کسب‌وکار و تصمیم مدیریت شرکت وابسته است. بنابراین، سود ویژه کاستکو را باید بیشتر یک پرداخت فوق‌العاده دانست تا بخشی از درآمد ثابت و قابل پیش‌بینی سرمایه‌گذار. والمارت؛ پنج دهه افزایش مستمر سود والمارت مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. جذابیت اصلی این شرکت برای سرمایه‌گذاران درآمدی نه پرداخت‌های ویژه بزرگ، بلکه تداوم و قابلیت پیش‌بینی پرداخت سود نقدی است. والمارت در حال حاضر حدود ۰.۹ درصد بازده سود نقدی دارد؛ رقمی که فاصله زیادی با بازدهی بسیاری از سهام سنتی درآمدی دارد. با این حال، اهمیت والمارت در جای دیگری قرار دارد. این شرکت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده است. چنین سابقه‌ای باعث شده والمارت در گروه شرکت‌هایی قرار گیرد که به‌طور متوالی و برای بیش از ۵۰ سال سود نقدی خود را افزایش داده‌اند؛ گروهی که در بازار سهام آمریکا با عنوان «شاه سود نقدی» شناخته می‌شوند. اهمیت این سابقه زمانی بیشتر مشخص می‌شود که عملکرد شرکت را در دوره‌های دشوار اقتصادی در نظر بگیریم. طی بیش از پنج دهه، اقتصاد آمریکا دوره‌های مختلفی از تورم، رکود، نااطمینانی اقتصادی، بحران‌های بازار و تحولات ژئوپلیتیکی را تجربه کرده است. با وجود این تغییرات، والمارت توانسته روند افزایش سود نقدی خود را حفظ کند. البته این سابقه به معنای آن نیست که سود نقدی والمارت در آینده بدون هیچ ریسکی افزایش خواهد یافت. بلکه نشان می‌دهد شرکت تاکنون توانسته در دوره‌های مختلف اقتصادی، جریان نقدی و سیاست پرداخت سود خود را به شکلی مدیریت کند که این زنجیره افزایش سالانه قطع نشود. دو مدل متفاوت برای بازگرداندن سرمایه تفاوت میان کاستکو و والمارت در واقع فراتر از عدد بازده سود نقدی است. کاستکو سه مسیر اصلی برای ایجاد بازده سهامداران دارد: افزایش ارزش سهام، پرداخت سود نقدی عادی و پرداخت سود نقدی ویژه. در مقابل، والمارت بیشتر بر افزایش مستمر سود نقدی در کنار رشد ارزش سهام تکیه دارد. این تفاوت برای نوع سرمایه‌گذاری اهمیت دارد. سهامدار کاستکو ممکن است در سالی خاص از یک پرداخت ویژه قابل توجه بهره‌مند شود، اما نمی‌تواند چنین پرداختی را به‌عنوان یک جریان درآمدی ثابت در سال‌های آینده در نظر بگیرد. در والمارت، پرداخت ویژه بزرگی مانند نمونه‌های کاستکو وجود ندارد، اما سابقه ۵۳ ساله افزایش سود باعث شده ساختار درآمدی سهامدار قابل پیش‌بینی‌تر باشد. بنابراین، مقایسه این دو شرکت صرفاً با نرخ بازده سود نقدی می‌تواند تصویر ناقصی ایجاد کند. تورم و اهمیت جریان نقدی یکی از دلایلی که سهام سودده در دوره‌های افزایش قیمت‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند، امکان ایجاد بخشی از جریان نقدی برای سرمایه‌گذار است. طبق داده‌های مطرح‌شده در گزارش، قیمت‌های مصرف‌کننده در ماه اوت ۳.۴ درصد افزایش یافته است. در چنین شرایطی، بازده سود نقدی پایین ممکن است نتواند به‌تنهایی اثر افزایش قیمت‌ها را جبران کند. به همین دلیل، سرمایه‌گذار باید میان بازده نقدی فعلی و توانایی شرکت برای افزایش این پرداخت در طول زمان تفاوت قائل شود. شرکتی که سود نقدی اندکی پرداخت می‌کند اما می‌تواند آن را در سال‌های آینده افزایش دهد، از نظر ساختار درآمدی با شرکتی که سود بالاتری پرداخت می‌کند اما ظرفیت رشد محدودی دارد، تفاوت دارد. والمارت در این زمینه سابقه بسیار طولانی دارد. در مقابل، کاستکو نشان داده است که در صورت انباشت نقدینگی کافی، می‌تواند بخشی از آن را از طریق پرداخت‌های ویژه به سهامداران بازگرداند. “ «از نگاه من، نکته مهم در مقایسه کاستکو و والمارت این است که نباید سود نقدی ویژه را با درآمد نقدی پایدار یکسان دانست. پرداخت ۱۵ دلاری کاستکو در سال ۲۰۲۴ جذاب به نظر می‌رسد، اما ارزش تحلیلی آن زمانی مشخص می‌شود که بدانیم چنین پرداختی به تصمیم مدیریت و وجود نقدینگی مازاد وابسته است و نمی‌توان آن را در مدل درآمدی سال‌های آینده به‌صورت قطعی تکرار کرد. در مقابل، سابقه ۵۳ ساله والمارت یک ویژگی متفاوت را نشان می‌دهد: توانایی حفظ سیاست افزایش سود در دوره‌های متعدد اقتصادی. بنابراین، برای ارزیابی این دو سهم، بهتر است سرمایه‌گذار به جای تمرکز بر یک پرداخت بزرگ در یک مقطع، رابطه میان جریان نقدی آزاد، رشد سود هر سهم، نسبت پرداخت سود و ظرفیت افزایش سود نقدی در بلندمدت را بررسی کند. در چنین چارچوبی، مسئله اصلی دیگر «چه کسی سود بیشتری می‌دهد» نیست؛ بلکه این است که کدام مدل بازگرداندن سرمایه با افق زمانی و نیاز درآمدی سرمایه‌گذار سازگاری بیشتری دارد.» بابک شیری چرا سرمایه‌گذاران باید به جریان نقدی توجه کنند؟ در ارزیابی سهام سودده، تنها رقم سود نقدی اهمیت ندارد. کیفیت جریان نقدی، میزان سودآوری، نیاز شرکت به سرمایه‌گذاری، رشد درآمد و توانایی حفظ پرداخت‌ها نیز باید بررسی شود. این موضوع درباره کاستکو اهمیت بیشتری دارد، زیرا پرداخت‌های ویژه آن ممکن است باعث شود بازده واقعی سهامداران در یک سال خاص بسیار متفاوت از سال‌های دیگر باشد. در والمارت، ساختار پرداخت سود منظم‌تر است و سابقه ۵۳ ساله افزایش آن، اطلاعات تاریخی بیشتری برای بررسی در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد. در عین حال، هیچ‌یک از این ویژگی‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند بازده آینده سهام را تضمین کند. قیمت خرید سهم، رشد سودآوری شرکت و شرایط کلی بازار نیز نقش مهمی در بازده نهایی سرمایه‌گذاری خواهند داشت. جمع‌بندی کاستکو و والمارت هر دو از شرکت‌های بزرگ خرده‌فروشی هستند که توانسته‌اند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، اما سیاست پرداخت آنها تفاوت محسوسی دارد. کاستکو در کنار سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ پرداخت‌های ویژه‌ای انجام داده که آخرین مورد آن ۱۵ دلار به ازای هر سهم بوده است. این پرداخت‌ها می‌توانند در مقاطع خاص بازده نقدی قابل توجهی ایجاد کنند، اما زمان‌بندی آنها قابل پیش‌بینی نیست. والمارت در مقابل، با ۵۳ سال افزایش متوالی سود نقدی بر استمرار و قابل پیش‌بینی بودن پرداخت‌ها تأکید دارد. بازده سود نقدی فعلی این شرکت نیز حدود ۰.۹ درصد است که از بازده حدود ۰.۶ درصدی کاستکو بالاتر است. در نهایت، تفاوت اصلی این دو شرکت را می‌توان در دو مدل خلاصه کرد: کاستکو امکان دریافت پرداخت‌های ویژه و نامنظم را در کنار سود عادی فراهم می‌کند، در حالی که والمارت بر سابقه طولانی افزایش منظم سود نقدی تکیه دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سوسیته‌ژنرال طلا را صعودی می‌بیند؛ هدف ۵٬۲۵۰ دلار

در یک نگاه سوسیته‌ژنرال قیمت طلا را ۴٬۷۵۰ دلار در هر اونس برای فصل چهارم پیش‌بینی می‌کند و انتظار دارد تا فصل سوم ۲۰۲۷ به ۵٬۲۵۰ دلار برسد. بانک‌های مرکزی به خرید طلا ادامه می‌دهند و در همان حال از میزان نگهداری اوراق خزانهٔ آمریکا می‌کاهند. مجموع دارایی صندوق‌های طلای جهان دوباره به حدود ۳٬۰۰۰ تن بازگشته است. این بانک سهم طلا و کالاها را هرکدام ۱۰ درصد نگه داشته و وزن اوراق دولتی را از ۱۵ به ۱۲ درصد کاهش داده است. بانک سرمایه‌گذاری فرانسوی سوسیته‌ژنرال یکی از مؤسساتی است که برای مسیر قیمت طلا هدف مشخص اعلام می‌کند. این بانک برای فصل چهارم سال ۲۰۲۶ همچنان دیدگاه صعودی به طلا دارد. استدلال اصلی ساده است؛ بانک‌های مرکزی تازه چرخهٔ افزایش نرخ بهره را شروع کرده‌اند، اما احتمالاً نمی‌توانند از تورم جلو بزنند. برای مخاطبی که روند بازار جهانی طلا را دنبال می‌کند، دیدگاه یک بانک بزرگ دربارهٔ دلایل و اهداف قیمتی اهمیت دارد. این بانک وزن طلا و کالاها را در سبد خود هرکدام ۱۰ درصد نگه داشته است؛ همان سطح فصل سوم. در همان حال، سهم سهام را از ۵۵ به ۵۸ درصد بالا برد و سهم اوراق دولتی را از ۱۵ به ۱۲ درصد پایین آورد. بر همین اساس، یک سبد دارایی با ترکیب ۶۰ درصد سهام و ۲۰ درصد اوراق و ۲۰ درصد کالا را برای شرایط فعلی مناسب‌تر می‌داند. دلیل اصلی نقش پررنگ طلا، بازگشت «معاملهٔ کاهش ارزش پول» است؛ یعنی خرید دارایی‌هایی که در برابر تضعیف پول کاغذی ارزش خود را حفظ می‌کنند. پراکندگی ژئوپلیتیک و نگرانی از اعتبار مالی و پولی آمریکا، سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های جایگزین می‌برد. بانک‌های مرکزی هم به خرید طلا ادامه می‌دهند و در همان حال از میزان اوراق خزانهٔ آمریکا (اوراق بدهی دولت آمریکا) در ذخایر خود می‌کاهند. فضای اقتصادی هم به‌تدریج به سود طلا تغییر می‌کند. انتظار می‌رود نرخ بهرهٔ واقعی (نرخ بهره پس از کسر تورم) در ادامهٔ چرخه پایین‌تر بیاید. این موضوع هزینهٔ نگهداری طلا را کم می‌کند، چون طلا خودش سودی پرداخت نمی‌کند. ضعف دلار و بازگشت تقاضای سرمایه‌گذاری هم پشتوانهٔ دیگری است. مجموع دارایی صندوق‌های طلای جهان دوباره به حدود ۳٬۰۰۰ تن بازگشته که نشانهٔ بازسازی تقاضای سرمایه‌گذاری است. بر این اساس، سوسیته‌ژنرال معتقد است رشد طلا هنوز جا دارد. این بانک قیمت را ۴٬۷۵۰ دلار در هر اونس برای فصل چهارم پیش‌بینی می‌کند. سپس انتظار دارد قیمت تا فصل دوم ۲۰۲۷ به ۵٬۰۰۰ دلار و تا فصل سوم به ۵٬۲۵۰ دلار برسد. پیش‌بینی میانگین سالانه نیز ۴٬۵۰۰ دلار برای ۲۰۲۶ و ۵٬۱۲۵ دلار برای ۲۰۲۷ است. دربارهٔ مس هم دیدگاه مثبت است؛ ساخت مراکز دادهٔ هوش مصنوعی تقاضا را بالا می‌برد و عرضه کافی نیست. تولید معدنی مس در نیمهٔ اول ۲۰۲۶ برابر ۱٫۱ درصد افت کرد و ممکن است اولین کاهش سالانه از ۲۰۱۷ را ثبت کند. ✔️ بیشتر بخوانید: پافشاری گلدمن ساکس بر هدف ۵,۴۰۰ دلاری؛ چرا افزایش نرخ بهره مانع صعود طلا نشد؟ عامل مهم دیگر، نگرانی از بدهی دولت آمریکاست. بازده اوراق کمی زیر ۵ درصد معامله می‌شود. معمولاً بازده بالای اوراق برای طلا منفی است، اما این افزایش هزینهٔ استقراض، نگرانی از پایداری بدهی دولت را هم نشان می‌دهد. آمریکا اکنون مشکل هزینهٔ بهره دارد، نه فقط کسری بودجه. کسری کل بالای ۶ درصد تولید ناخالص داخلی می‌ماند و پرداخت بهرهٔ خالص تا میانهٔ دههٔ ۲۰۳۰ به سمت ۵ درصد می‌رود. میانگین نرخ بهرهٔ بدهی آمریکا حدود ۴ درصد است؛ بالاتر از ۲٫۳ درصدی که برای تثبیت نسبت بدهی لازم است. در چنین فضایی، این بانک وزن اوراق دولتی جهان را به ۱۲ درصد کاهش داده و سهم اوراق مرتبط با تورم و اوراق شرکتی را هرکدام ۵ درصد نگه داشته است. مجموع این عوامل نشان می‌دهد که چرا طلا همچنان در کانون توجه این بانک قرار دارد. تیم یوتوتایمز این تحلیل را بر اساس گزارش وب‌سایت کیتکو نیوز برای مخاطبان فارسی‌زبان بازنویسی و منتشر کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: طلای هند: خرید محتاطانه در جشن‌ها، رشد قوی صندوق‌ها

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

والمارت پس از سقوط ۱۰ درصدی؛ آیا فشار بازار به فرصت سرمایه‌گذاری تبدیل شده است؟

افت شدید سهام والمارت در ماه اوت در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از تغییر شرایط این شرکت باشد، اما بررسی دقیق‌تر گزارش مالی سه‌ماهه دوم تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. بزرگ‌ترین خرده‌فروش فیزیکی جهان با وجود کاهش شتاب فروش در فروشگاه‌های آمریکا، همچنان در حال افزایش سهم بازار، گسترش حاشیه سود و توسعه منابع درآمدی جدید است. به همین دلیل، بخشی از تحلیلگران معتقدند واکنش بازار به گزارش اخیر بیش از اندازه منفی بوده و افت قیمت سهام ممکن است انتظارات بسیار بالای سرمایه‌گذاران را تا حدی تعدیل کرده باشد. در یک نگاه  سهام والمارت پس از انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و اکنون بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح پیش از انتشار گزارش معامله می‌شود.  رشد فروش فروشگاه‌های والمارت در آمریکا به ۲.۶ درصد کاهش یافت؛ اما شرکت همچنان توانست پیش‌بینی‌های فروش و سود را پشت سر بگذارد و سهم بازار خود را افزایش دهد.  پیش‌بینی سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۸ به ۳.۲۳ دلار کاهش یافته، اما همچنان رشدی دو رقمی را نسبت به سال قبل نشان می‌دهد و نسبت قیمت به سود سهم نیز به کمتر از ۳۳ برابر رسیده است.  کاهش ارزش سهام، در کنار رشد کسب‌وکارهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس، می‌تواند فشار اخیر بازار را به فرصتی برای ارزیابی دوباره ارزش این غول خرده‌فروشی تبدیل کند. افت ۱۰ درصدی سهام پس از گزارش مالی سهام والمارت در ۲۰ اوت یکی از بدترین روزهای خود در نزدیک به پنج سال گذشته را تجربه کرد. انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم، در شرایطی که سرمایه‌گذاران از تأثیر تورم بر قدرت خرید خانوارهای آمریکایی، به‌ویژه مصرف‌کنندگان کم‌درآمد، نگران هستند، فشار زیادی بر سهام وارد کرد. سهام شرکت نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و همچنان بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح روز قبل از انتشار گزارش قرار دارد. قیمت سهام همچنین در مقیاس سالانه وارد محدوده منفی شده است. با این حال، خود گزارش مالی کاملاً ضعیف نبود. والمارت توانست پیش‌بینی‌های مربوط به فروش و سود سه‌ماهه دوم را پشت سر بگذارد، پیش‌بینی خود برای فروش، سود عملیاتی و سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۷ را افزایش دهد و هم‌زمان به افزایش سهم بازار و بهبود حاشیه سود ادامه دهد. کاهش رشد فروش، مهم‌ترین نقطه ضعف گزارش مهم‌ترین نگرانی در گزارش اخیر، کاهش رشد فروش فروشگاه‌های هم‌مقیاس در آمریکا بود. این شاخص در سه‌ماهه دوم به ۲.۶ درصد رسید؛ در حالی که در سه‌ماهه قبل ۴.۱ درصد و در مدت مشابه سال گذشته ۴.۶ درصد بود. این کاهش برای شرکتی مانند والمارت اهمیت زیادی دارد، زیرا رشد سریع فروش یکی از دلایل اصلی ارزش‌گذاری بالای سهام طی سال‌های اخیر بوده است. در کنار آن، کسب‌وکار بزرگ دارویی والمارت نیز تحت تأثیر کاهش اجباری قیمت برخی داروها قرار گرفته و افزایش هزینه‌های سوخت نیز فشار دیگری بر هزینه‌های شرکت ایجاد کرده است. رشد قیمت انرژی هم‌زمان از دو مسیر به والمارت فشار وارد می‌کند؛ از یک سو هزینه‌های عملیاتی شرکت را بالا می‌برد و از سوی دیگر قدرت خرید مشتریان کم‌درآمد را کاهش می‌دهد. با وجود این فشارها، تحلیلگران معتقدند کاهش رشد فروش لزوماً به معنای تغییر بنیادی در وضعیت والمارت نیست. بخشی از فشار قبلاً در قیمت لحاظ شده است یکی از نکات مهم پس از سقوط سهام، کاهش انتظارات بازار است. برآورد اجماع تحلیلگران برای سود هر سهم والمارت در سال مالی ۲۰۲۸ طی ماه‌های اخیر حدود ۱۰ سنت کاهش یافته و اکنون به ۳.۲۳ دلار رسیده است. با وجود این کاهش، سود هر سهم همچنان رشدی دو رقمی نسبت به سال قبل خواهد داشت. بنابراین بخشی از نگرانی‌های بازار درباره کاهش رشد والمارت اکنون در قیمت سهام منعکس شده است. از سوی دیگر، ارزش‌گذاری سهام نیز پس از افت اخیر تعدیل شده است. والمارت اکنون با نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر سود سال آینده معامله می‌شود؛ در حالی که میانگین این نسبت طی پنج سال گذشته حدود ۳۵ برابر بوده است. این به آن معنا نیست که سهام والمارت ارزان شده است، اما فاصله آن با ارزش‌گذاری‌های بالای گذشته کاهش یافته است. کسب‌وکارهای جدید موتور رشد بعدی والمارت یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان والمارت، درآمدهایی است که دیگر مستقیماً به فروش کالا در فروشگاه‌ها وابسته نیستند. خدمات عضویت والمارت پلاس و کسب‌وکار تبلیغاتی شرکت در سال‌های اخیر با سرعت قابل‌توجهی توسعه یافته‌اند. این فعالیت‌ها حاشیه سود بالاتری نسبت به بخش سنتی خرده‌فروشی دارند و می‌توانند در بلندمدت بخشی از فشار ناشی از افزایش هزینه‌ها را جبران کنند. برخی تحلیلگران معتقدند این منابع درآمدی دقیقاً در مسیری قرار گرفته‌اند که والمارت حدود یک دهه پیش برای تبدیل شدن به یک قدرت فناوری در صنعت خرده‌فروشی ترسیم کرده بود. در واقع، تحول والمارت تنها به فروش اینترنتی محدود نشده است. این شرکت تلاش کرده فروشگاه‌های فیزیکی، تجارت الکترونیک، خدمات عضویت و تبلیغات را در یک مدل واحد ترکیب کند؛ مدلی که می‌تواند مزیت مقیاس بسیار بزرگی برای آن ایجاد کند. فاصله گرفتن از کاستکو افت اخیر سهام همچنین باعث شده ارزش‌گذاری والمارت در مقایسه با کاستکو جذاب‌تر شود. این دو شرکت در گذشته با فاصله کمتری نسبت به یکدیگر معامله می‌شدند، اما عملکرد متفاوت سهام آنها در دوره اخیر باعث افزایش فاصله ارزش‌گذاری شده است. از طرف دیگر، بازپرداخت‌های مربوط به تعرفه‌ها می‌تواند فضای بیشتری برای کاهش قیمت کالاها در فروشگاه‌های والمارت ایجاد کند. برخی تحلیلگران معتقدند استفاده از این منابع برای کاهش قیمت‌ها می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فروش هم‌مقیاس کمک کند و در بلندمدت سهم بازار شرکت را افزایش دهد. یکی از برآوردهای مطرح‌شده، قیمت ۱۳۲ دلار برای سهام والمارت است که حدود ۲۵ درصد بالاتر از قیمت ۱۰۷.۱۵ دلاری پایان هفته مورد اشاره در گزارش قرار دارد. “ «از نگاه من، افت اخیر والمارت بیشتر از آنکه نشانه شکست مدل کسب‌وکار باشد، نشانه تعدیل انتظاراتی است که طی سال‌های گذشته بیش از حد بالا رفته بود. نسبت قیمت به سود هنوز به اندازه‌ای نیست که بتوان سهام را ارزان تلقی کرد، بنابراین استدلال خرید صرفاً بر مبنای افت قیمت منطقی نیست؛ اما ترکیب قدرت توزیع، سهم بازار، جریان نقدی و رشد درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، به والمارت اجازه می‌دهد برخلاف بسیاری از خرده‌فروشان، موتورهای رشد متنوعی در اختیار داشته باشد. به همین دلیل، جذابیت اصلی والمارت در این مقطع نه یک بازگشت سریع قیمتی، بلکه ظرفیت تبدیل مقیاس عظیم فعلی به جریان‌های درآمدی با حاشیه سود بالاتر در سال‌های آینده است؛ موضوعی که ارزش بررسی آن را پس از تعدیل اخیر ارزش‌گذاری بیشتر کرده است.» بابک شیری چرا هنوز ریسک وجود دارد؟ با وجود نقاط قوت والمارت، نباید افت اخیر سهام را کاملاً نادیده گرفت. افزایش قیمت انرژی همچنان فشار مضاعفی بر مشتریان کم‌درآمد و هزینه‌های شرکت وارد می‌کند و ادامه جنگ ایران نیز در متن منبع به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر قیمت انرژی مطرح شده است. از سوی دیگر، رشد سریع والمارت در سال‌های گذشته باعث شده مقایسه عملکرد آینده شرکت با گذشته دشوارتر شود. شرکتی با این ابعاد نمی‌تواند برای همیشه با همان سرعت قبلی رشد کند. برخی تحلیلگران نیز معتقدند سهام ممکن است در ۱۲ ماه آینده از شاخص S&P 500 عقب بماند. با این حال، حتی همین دیدگاه نیز لزوماً به معنای بی‌ارزش شدن سهام نیست. یکی از برآوردها قیمت هدف پنج‌ساله ۱۵۲.۰۵ دلار را برای والمارت در نظر گرفته است. نکته مهم‌تر این است که والمارت در دوره‌های رکود اقتصادی سابقه عملکرد نسبتاً مقاومی داشته است. در سال ۲۰۰۸، زمانی که شاخص S&P 500 حدود ۳۸ درصد سقوط کرد، سهام والمارت حدود ۱۸ درصد رشد کرد. در افت بازار فوریه و مارس ۲۰۲۰ نیز سهام والمارت حدود ۲ درصد افزایش یافت، در حالی که شاخص‌های گسترده بازار به‌شدت تحت فشار بودند. این ویژگی دفاعی همچنان یکی از نقاط مهم در تحلیل بلندمدت شرکت است. والمارت هنوز از بازی خارج نشده است مسیری که والمارت طی یک دهه اخیر طی کرده، نشان می‌دهد این شرکت توانسته خود را با تغییر ساختار صنعت خرده‌فروشی تطبیق دهد. در اواسط دهه ۲۰۱۰ بسیاری تصور می‌کردند آمازون در نهایت بخش بزرگی از بازار را در اختیار خواهد گرفت، اما والمارت به جای عقب‌نشینی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در تجارت الکترونیک، فناوری، خدمات عضویت و تبلیغات انجام داد. اکنون افت اخیر سهام را باید در همین چارچوب بررسی کرد. فروش هم‌مقیاس کاهش یافته، هزینه‌ها بالا رفته و ارزش‌گذاری همچنان نسبتاً سنگین است، اما شرکت همچنان سهم بازار می‌گیرد و منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نتیجه، مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران این نیست که آیا والمارت بدون ریسک است؛ بلکه این است که آیا افت اخیر برای تعدیل بیش‌ازحد انتظارات بازار کافی بوده است یا خیر. جمع‌بندی گزارش سه‌ماهه دوم والمارت ترکیبی از نقاط قوت و ضعف بود. کاهش رشد فروش فروشگاه‌های آمریکا و افزایش هزینه‌های سوخت، نگرانی‌های واقعی هستند، اما در طرف دیگر، رشد سود، افزایش سهم بازار، بهبود حاشیه سود، افزایش درآمدهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس و ادامه جریان نقدی قدرتمند قرار دارند. افت نزدیک به ۱۰ درصدی سهام، بخشی از ارزش‌گذاری سنگین گذشته را نیز تعدیل کرده است. نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر هنوز والمارت را به یک سهم ارزان تبدیل نمی‌کند، اما در مقایسه با میانگین پنج‌ساله ۳۵ برابری، نشان می‌دهد بخشی از خوش‌بینی افراطی بازار از قیمت خارج شده است. مهم‌تر از همه، سابقه والمارت در دوره‌های رکود نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار آن تنها بر رشد اقتصادی متکی نیست. اگر فشار تورمی کاهش پیدا کند و درآمدهای جدید شرکت بتوانند رشد بخش سنتی خرده‌فروشی را جبران کنند، والمارت همچنان ظرفیت حفظ جایگاه خود در صنعت را دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سایه سنگین فدرال رزرو بر بازار کالاها؛ جهش هفتگی نفت و افت فلزات

در یک نگاه نشست آتی فدرال رزرو با توجه به تداوم فشارهای تورمی و رشد شاخص قیمت مصرف‌کننده به ۳.۴ درصد سالانه، با احتمال ۸۷ درصدی افزایش نرخ بهره روبرو شد. فلزات گرانبها و پایه به دلیل تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا، از جمله کاهش ۰.۴ درصدی اونس طلا و ۱.۶ درصدی مس، با افت قیمت مواجه شدند. قیمت نفت خام برنت در مقیاس هفتگی به دلیل نگرانی‌های ناشی از تنش‌های خاورمیانه و اختلال در عرضه، با میانگین قیمت ۹۱ دلار در هر بشکه ۷.۶ درصد جهش یافت. بازارهای کالای کشاورزی نوسانات ترکیبی را ثبت کردند که شامل کاهش سویا، ذرت و گندم در بورس شیکاگو و افزایش ۶ درصدی قیمت شکر در بورس بین‌قاره‌ای می‌شود.   ادامه سطح بالای شاخص‌های تورم در ایالات متحده و تحولات خاورمیانه که باعث افزایش قیمت انرژی شده، انتظارات برای افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو را تقویت کرده است. در حالی که فلزات گرانبها و پایه به دلیل افزایش ارزش دلار و بازده اوراق قرضه کاهش یافتند، نفت برنت این هفته را با ۷.۶ درصد افزایش به پایان رساند. تقویت انتظارات برای افزایش نرخ بهره فدرال رزرو آمریکا در نشست هفته آینده، منجر به افزایش فروش در بازارهای کالا شده است. تحولات خاورمیانه قیمت انرژی را بالا نگه داشته و نگرانی‌ها در مورد تورم جهانی را افزایش داده است، همچنین داده‌های منتشر شده در ایالات متحده نیز نشان می‌دهد که فشارهای قیمتی همچنان ادامه دارد. در ایالات متحده، شاخص قیمت مصرف‌کننده در ماه اوت، ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۳.۴ درصد افزایش یافت. تورم پایه، به استثنای قیمت مواد غذایی و انرژی، با ۰.۳ درصد ماهانه و ۲.۴ درصد سالانه، فراتر از انتظارات بود. شاخص قیمت تولیدکننده نیز در ماه اوت ماهانه ۰.۴ درصد و سالانه ۵.۴ درصد افزایش یافت و تورم سالانه تولیدکننده از انتظارات بازار فراتر رفت. به دنبال این تحولات، بازارهای پول احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در جلسه هفته آینده خود را ۸۷ درصد ارزیابی کردند. بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده نیز این هفته به ۵ درصد نزدیک شد و بالاترین سطح خود را از اکتبر ۲۰۲۳ تجربه کرد. فلزات گرانبها هفته را با کاهش به پایان رساندند تقویت شاخص دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه، تقاضا برای فلزات گرانبها را کاهش داده است. دومین افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا از زمان آغاز درگیری‌ها در خاورمیانه و تأکید آن بر خطرات تورمی نیز فشار بر فلزات گرانبها را افزایش داد. در مقیاس هفتگی، قیمت اونس برای پالادیوم ۶.۳ درصد، برای نقره ۲.۶ درصد، برای پلاتین ۱.۲ درصد و برای طلا ۰.۴ درصد کاهش یافت. در بازار فلزات اساسی نیز نیکل ۲.۲ درصد، روی ۱.۸ درصد، مس ۱.۶ درصد، سرب ۰.۸ درصد و آلومینیوم ۰.۲ درصد کاهش پوندی داشتند. مس که پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال اعمال تعرفه بر مس تصفیه شده وارداتی توسط آمریکا به رکورد ۶.۸۱ دلار در هر پوند نزدیک شده بود، پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال تعویق اعمال تعرفه‌ها، به ۶.۴۷ دلار کاهش یافت. قیمت نفت برنت ۷.۶ درصد افزایش یافت در گروه انرژی، قیمت نفت خام برنت برای تحویل فوری در مقیاس هفتگی ۷.۶ درصد افزایش و قیمت گاز طبیعی معامله شده در بازار آمریکا ۳ درصد کاهش یافت. نگرانی‌ها از اینکه تنش‌ها بین آمریکا و ایران می‌تواند باعث اختلال در عرضه جهانی نفت شود، از قیمت نفت حمایت کرد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا به دلیل اختلالات عرضه در خاورمیانه، پیش‌بینی خود از قیمت نفت برای امسال و سال آینده را افزایش داده است. بر اساس گزارش این آژانس، میانگین قیمت نفت خام برنت در ماه اوت به ۹۱ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. نفت خام برنت که در طول هفته با رسیدن به ۱۰۶.۲ دلار، بالاترین سطح خود از ۲۰ مه را تجربه کرده بود، روز جمعه پس از انتشار اخباری مبنی بر اینکه عمان و ایران در حال کار بر روی توافقی برای مدیریت موقت ترانزیت از طریق تنگه هرمز هستند، در حدود ۱۰۱.۷ دلار تثبیت شد. افزایش موجودی گاز طبیعی در ایالات متحده نیز در کاهش قیمت گاز طبیعی نقش داشته است. چشم‌انداز مبهم برای کالاهای کشاورزی در بورس کالای شیکاگو، سویا ۰.۸ درصد، ذرت ۰.۹ درصد و گندم ۱.۱ درصد به صورت هفتگی کاهش یافتند. با این حال، برنج ۱.۴ درصد افزایش یافت. سویا که به بالاترین سطح خود از دسامبر ۲۰۲۳، یعنی ۱۳.۳۵۲۵ دلار رسیده بود، پس از برداشت سود، به زیر ۱۳ دلار سقوط کرد. در بورس بین قاره‌ای، شکر ۶ درصد افزایش یافت، در حالی که قهوه ۳.۸ درصد، کاکائو ۴.۴ درصد و پنبه ۰.۲ درصد کاهش یافت. تلاش‌ها برای دستیابی به صلح بین روسیه و اوکراین نگرانی‌ها در مورد عرضه گندم را کاهش داد، همچنین تقاضای چین از قیمت سویا حمایت کرد. با این حال، نگرانی‌های مربوط به ال‌نینو، تقاضای داخلی در هند و کاهش تولید مورد انتظار در اتحادیه اروپا، قیمت شکر را افزایش داد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

هوم‌دیپو یا والمارت؛ کدام سهم برای سرمایه‌گذاری در ۲۰۲۶ انتخاب بهتری است؟

دو نام بزرگ بازار خرده‌فروشی آمریکا، یعنی والمارت و هوم‌دیپو، در سال ۲۰۲۶ با دو مسیر متفاوت در برابر سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند. والمارت با تکیه بر مقیاس بسیار بزرگ، فروش کالاهای ضروری و شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی و دیجیتال، گزینه‌ای دفاعی‌تر محسوب می‌شود؛ در مقابل، هوم‌دیپو بیشتر به چرخه مسکن، نرخ بهره و رونق پروژه‌های ساخت‌وساز و نوسازی وابسته است. در یک نگاه  والمارت در سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد و ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص ثبت کرد.  هوم‌دیپو با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد و ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص، حاشیه سود بالاتری دارد اما به بازار مسکن وابسته‌تر است.  نسبت قیمت به سود آینده‌نگر والمارت حدود ۳۶.۷ برابر و هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است.  اگر تنها یک سهم برای سال ۲۰۲۶ انتخاب شود، والمارت گزینه دفاعی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تری است، در حالی که هوم‌دیپو برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیرتر جذاب‌تر خواهد بود. تفاوت این دو شرکت تنها به مدل کسب‌وکار محدود نمی‌شود. هوم‌دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر معامله می‌شود و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصدی دارد، اما بدهی بیشتری به دوش می‌کشد. والمارت از نظر ترازنامه وضعیت باثبات‌تری دارد و جریان درآمدی قابل پیش‌بینی‌تری ایجاد می‌کند، اما بازار برای این کیفیت، قیمت بالاتری از سرمایه‌گذاران مطالبه می‌کند. والمارت؛ غول خرده‌فروشی با موتور دفاعی والمارت یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و هر هفته حدود ۲۸۰ میلیون مشتری از شبکه این شرکت استفاده می‌کنند. فعالیت والمارت در سه بخش اصلی شامل بازار آمریکا، بازارهای بین‌المللی و باشگاه سامز انجام می‌شود و گستره محصولات آن از مواد غذایی و کالاهای مصرفی تا خدمات سلامت و کالاهای عمومی را دربرمی‌گیرد. مزیت اصلی والمارت در مقیاس فعالیت آن نهفته است. شبکه گسترده فروشگاه‌ها در کنار توسعه فروش اینترنتی، تحویل همان‌روز و برنامه عضویت والمارت پلاس باعث شده این شرکت بتواند میان فروشگاه‌های فیزیکی و فضای دیجیتال ارتباط نزدیکی ایجاد کند. این ساختار به‌خصوص در دوره‌های اقتصادی ضعیف اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا بخش بزرگی از درآمد شرکت از کالاهایی به دست می‌آید که مصرف‌کنندگان حتی در شرایط کاهش قدرت خرید نیز به آنها نیاز دارند. در سال مالی منتهی به ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶، درآمد والمارت به حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار رسید که نشان‌دهنده رشد ۴.۷ درصدی نسبت به سال قبل است. سود خالص نیز حدود ۲۱.۹ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص شرکت از حدود ۲.۹ درصد در سال قبل به نزدیک ۳.۱ درصد افزایش یافت. از منظر جریان نقدی نیز عملکرد والمارت قابل توجه بود. جریان نقد آزاد شرکت در این سال مالی به حدود ۱۴.۹ میلیارد دلار رسید؛ منابعی که می‌تواند برای توسعه فعالیت‌ها، سرمایه‌گذاری، بازخرید سهام یا پرداخت به سهامداران مورد استفاده قرار گیرد. ترازنامه؛ نقطه قوت والمارت یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دو شرکت در ساختار مالی آنها دیده می‌شود. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام والمارت در ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۰.۷ برابر بود؛ رقمی که نشان می‌دهد سطح بدهی شرکت در مقایسه با سرمایه سهامداران کنترل‌شده‌تر است. نسبت جاری والمارت حدود ۰.۸ برابر گزارش شده است. اگرچه این نسبت به تنهایی تصویر کاملی از وضعیت مالی یک شرکت خرده‌فروشی ارائه نمی‌دهد، اما ترکیب آن با جریان نقدی قدرتمند و مقیاس بالای فعالیت، انعطاف مالی مناسبی برای شرکت ایجاد می‌کند. البته والمارت بدون ریسک نیست. فعالیت جهانی شرکت آن را در معرض تغییرات نرخ ارز، تعرفه‌های تجاری و محدودیت‌های وارداتی قرار می‌دهد. افزایش رقابت در تجارت اینترنتی نیز فشار دیگری بر حاشیه سود شرکت ایجاد می‌کند. با وجود این ریسک‌ها، مدل کسب‌وکار والمارت همچنان برای شرایط اقتصادی نامطمئن جذاب است. مصرف‌کننده ممکن است خرید کالاهای گران‌قیمت را به تعویق بیندازد، اما خرید مواد غذایی، پوشاک و کالاهای ضروری متوقف نمی‌شود. همین ویژگی باعث می‌شود والمارت در مقایسه با بسیاری از شرکت‌های چرخه‌ای، مقاومت بیشتری در برابر رکود داشته باشد. هوم‌دیپو؛ شرطی روی مسکن و نوسازی هوم‌دیپو در نقطه مقابل والمارت قرار دارد. این شرکت عمدتاً محصولات مربوط به ساخت‌وساز، تعمیر و بازسازی را به دو گروه اصلی می‌فروشد: مالکان خانه که خودشان پروژه‌های نوسازی را انجام می‌دهند و متخصصانی مانند پیمانکاران و برق‌کارها. شرکت در سال‌های اخیر تمرکز بیشتری روی مشتریان حرفه‌ای داشته و با خرید شرکت‌هایی مانند اس‌آر‌اس و جی‌ام‌اس تلاش کرده خدمات تخصصی‌تری برای پروژه‌های بزرگ ارائه دهد. هوم‌دیپو در مجموع ۲۳۶۴ فروشگاه و بیش از ۱۳۴۰ مرکز تخصصی در اختیار دارد. در سال مالی منتهی به اول فوریه ۲۰۲۶، درآمد هوم‌دیپو به حدود ۱۶۴.۷ میلیارد دلار رسید که رشد سالانه حدود ۳.۲ درصدی را نشان می‌دهد. سود خالص نیز حدود ۱۴.۲ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص به حدود ۸.۶ درصد رسید؛ هرچند این رقم نسبت به حدود ۹.۳ درصد سال قبل کاهش یافته است. جریان نقد آزاد هوم‌دیپو نیز در این دوره به حدود ۱۲.۶ میلیارد دلار رسید. بنابراین، شرکت همچنان توان قابل توجهی برای تولید نقدینگی دارد؛ اما ساختار مالی آن نسبت به والمارت پرریسک‌تر است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام هوم‌دیپو در فوریه ۲۰۲۶ حدود ۵.۱ برابر بود. این سطح بالای بدهی تا حدی نتیجه استفاده گسترده از منابع استقراضی برای توسعه فعالیت‌ها و خریدهای انجام‌شده در بخش مشتریان حرفه‌ای است. ارزش‌گذاری؛ جایی که هوم‌دیپو برتری دارد شاخص Walmart (WMT) Home Depot (HD) قیمت سهم ۱۰۷.۱۵ دلار ۳۰۸.۷۴ دلار ارزش بازار ۸۵۰ میلیارد دلار ۳۰۸ میلیارد دلار محدوده ۵۲ هفته ۹۸.۸۸ تا ۱۳۵.۱۶ دلار ۲۸۹.۱۰ تا ۴۲۶.۷۵ دلار حاشیه سود ناخالص ۲۵.۲۳٪ ۳۱.۲۲٪ نسبت P/E ۳۸.۸۲ ۲۱.۶۰ EPS (TTM) ۲.۷۶ دلار ۱۴.۲۹ دلار سود نقدی و بازده ۰.۹۸ دلار (۰.۹۱٪) ۹.۲۹ دلار (۳.۰۱٪) مهم‌ترین مزیت هوم‌دیپو در شرایط فعلی، قیمت سهم آن نسبت به سود شرکت است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است، در حالی که این نسبت برای والمارت به حدود ۳۶.۷ برابر می‌رسد. در نسبت قیمت به فروش نیز هوم‌دیپو با حدود ۱.۹ برابر در برابر ۱.۲ برابر والمارت قرار دارد. بنابراین ارزان‌تر بودن هوم‌دیپو به معنای ارزان بودن مطلق سهم نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بازار حاضر است برای رشد و ثبات بیشتر والمارت، ارزش‌گذاری بسیار بالاتری پرداخت کند. هوم‌دیپو همچنین سود تقسیمی حدود ۳ درصدی ارائه می‌دهد؛ ویژگی‌ای که می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال درآمد نقدی در کنار رشد سرمایه هستند جذاب باشد. با این حال، ارزش‌گذاری پایین‌تر هوم‌دیپو بی‌دلیل نیست. نرخ بهره بالا می‌تواند تقاضا برای خرید و نوسازی خانه را کاهش دهد و بازار مسکن نیز مستقیماً بر عملکرد این شرکت تأثیر می‌گذارد. اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند و بازار مسکن آمریکا دوباره رونق بگیرد، هوم‌دیپو می‌تواند از افزایش پروژه‌های نوسازی و ساخت‌وساز بهره قابل توجهی ببرد. اما اگر نرخ بهره برای مدت طولانی بالا باقی بماند، وابستگی شرکت به چرخه مسکن به یک نقطه ضعف تبدیل خواهد شد. “ «از منظر سرمایه‌گذاری، مسئله اصلی در مقایسه این دو شرکت «کدام کسب‌وکار بهتر است» نیست؛ بلکه «چه قیمتی برای آن کسب‌وکار پرداخت می‌شود» است. والمارت از نظر کیفیت جریان درآمد و مقاومت در برابر رکود برتری مشخصی دارد، اما نسبت قیمت به سود ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بازار بخش بزرگی از این کیفیت را پیشاپیش قیمت‌گذاری کرده است. در مقابل، هوم‌دیپو با وجود بدهی بالاتر و حساسیت بیشتر به نرخ بهره، در سطح ارزش‌گذاری پایین‌تری قرار دارد و در صورت چرخش سیاست پولی آمریکا و بهبود بازار مسکن، ظرفیت بازگشت بیشتری خواهد داشت. بنابراین انتخاب میان این دو سهم در سال ۲۰۲۶ بیش از هر چیز به اولویت سرمایه‌گذار میان دفاع‌پذیری در برابر رکود و ظرفیت رشد در سناریوی کاهش نرخ بهره بستگی دارد؛ و از این منظر، والمارت انتخاب محافظه‌کارانه‌تر و هوم‌دیپو انتخاب تاکتیکی‌تر بازار است.» بابک شیری ریسک‌های پیش روی دو شرکت هوم‌دیپو علاوه بر ریسک‌های مرتبط با مسکن، با تهدیدهای امنیت سایبری، مسائل مربوط به حریم خصوصی داده‌ها و رقابت شدید فروشگاه‌های اینترنتی مواجه است. فشار رقابتی می‌تواند شرکت را مجبور کند برای حفظ سهم بازار، هزینه بیشتری برای خدمات دیجیتال و تحویل سریع صرف کند. والمارت نیز با ریسک‌های خاص خود روبه‌رو است. پرونده‌های حقوقی مرتبط با فعالیت داروخانه‌ها و حقوق مصرف‌کنندگان، تعرفه‌ها و موانع تجاری و نوسانات ارزی از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر عملکرد شرکت اثر بگذارند. با این حال، تفاوت اصلی در نوع این ریسک‌هاست. بخش قابل توجهی از ریسک والمارت به شرایط عملیاتی و تجارت جهانی مربوط می‌شود، در حالی که هوم‌دیپو علاوه بر این عوامل، به شکل مستقیم‌تری از نرخ بهره و چرخه بازار مسکن تأثیر می‌گیرد. کدام سهم برای سال ۲۰۲۶ مناسب‌تر است؟ پاسخ به این سؤال به نگاه سرمایه‌گذار نسبت به اقتصاد آمریکا بستگی دارد. اگر انتظار می‌رود اقتصاد وارد دوره‌ای ضعیف‌تر شود و مصرف‌کنندگان با احتیاط بیشتری هزینه کنند، والمارت گزینه جذاب‌تری است؛ زیرا کالاهای ضروری سهم بزرگی از فعالیت آن را تشکیل می‌دهند. اما اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند، بازار مسکن بهبود یابد و هزینه‌های مربوط به تعمیر و بازسازی خانه افزایش پیدا کند، هوم‌دیپو می‌تواند ظرفیت رشد بیشتری داشته باشد. مقایسه ارزش‌گذاری هوم دیپو و والمارت شاخص هوم دیپو والمارت P/E آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر ۳۶.۷ برابر نسبت قیمت به فروش (P/S) ۱.۹ برابر ۱.۲ برابر در مقابل، ارزش‌گذاری بالای والمارت یک نقطه ضعف جدی است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از انتظارات مثبت بازار از قبل در قیمت سهم منعکس شده است. هوم‌دیپو در این زمینه حاشیه امنیت بیشتری دارد. نسبت قیمت به سود ۲۰.۶ برابری، جریان نقد آزاد ۱۲.۶ میلیارد دلاری و سود تقسیمی حدود ۳ درصدی، ترکیب جذابی برای سرمایه‌گذارانی ایجاد می‌کند که حاضرند نوسان بیشتری را در ازای ارزش‌گذاری پایین‌تر تحمل کنند. جمع‌بندی والمارت و هوم‌دیپو هر دو از برندهای قدرتمند و دارای مزیت رقابتی پایدار در اقتصاد آمریکا هستند، اما برای دو نوع متفاوت از سرمایه‌گذار جذابیت دارند. والمارت با ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد، ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص و ۱۴.۹ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، شرکتی بزرگ‌تر، متنوع‌تر و مقاوم‌تر در برابر افت مصرف است. هوم‌دیپو در مقابل با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد، ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص و ۱۲.۶ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، حاشیه سود بالاتری دارد و با نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر نسبت به والمارت ارزش‌گذاری جذاب‌تری ارائه می‌کند. در نهایت، اگر انتخاب تنها بر اساس ترکیب ثبات، قدرت مالی و قابلیت پیش‌بینی باشد، والمارت گزینه مناسب‌تری به نظر می‌رسد. اما برای سرمایه‌گذاری که به کاهش نرخ بهره و احیای بازار مسکن آمریکا اعتقاد دارد، هوم‌دیپو می‌تواند با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصد، فرصت جذاب‌تری باشد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تشدید بحران تنگه هرمز؛ نبض تولید تراشه به شماره افتاد

در یک نگاه تأثیر زنجیره‌ای بحران: تنش در تنگه هرمز تنها به قیمت انرژی محدود نمی‌شود، بلکه از طریق افزایش قیمت مواد اولیه مانند مس، لیتیوم و هلیوم و هزینه‌های انرژی، به تمام زنجیره تولید فناوری از تراشه‌ها تا مراکز داده سرایت می‌کند. شوک قیمتی مواد اولیه: طی ۶ ماه اخیر، قیمت مواد حیاتی برای فناوری با رشد چشمگیری همراه بوده است؛ از جمله افزایش ۴۸.۶ درصدی قیمت مس، ۶۷ درصدی لیتیوم و افزایش شدید قیمت نفت و گاز طبیعی که هزینه‌های تولید را به شدت بالا برده است. فشار بر زیرساخت‌های هوش مصنوعی: افزایش هزینه‌های تولید و تأمین انرژی، تهدیدی مستقیم برای زیرساخت‌های حیاتی سال ۲۰۲۶، به‌ویژه تولید حافظه‌ها و مراکز داده محسوب می‌شود. کاهش رشد اقتصادی بخش فناوری: تحلیل‌ها نشان می‌دهد که یک درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه می‌تواند با ایجاد شوک‌های هزینه‌ای و دشوار کردن شرایط تأمین مالی، رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تا حدود ۱ درصد کاهش دهد   تشدید بحران تنگه هرمز نه تنها بر هزینه‌های انرژی، بلکه بر تأمین مواد اولیه حیاتی و گازهای صنعتی مورد استفاده در تولید فناوری نیز فشار وارد می‌کند. کمبود عرضه در بسیاری از نهاده‌ها، از مس و لیتیوم گرفته تا هلیوم و آلومینیوم، باعث افزایش هزینه‌ها در بخش فناوری شده و خطر شوک هزینه‌ای جدید در سرمایه‌گذاری‌های تراشه، حافظه و مراکز داده در سال ۲۰۲۶ را افزایش می‌دهد. کارشناسان باور دارند که این تأثیر، که از قیمت انرژی شروع می‌شود، از طریق هزینه‌ها، تورم و شرایط تأمین مالی به بخش فناوری سرایت می‌کند. بحران هرمز که به دنبال همه‌گیری کرونا و جنگ روسیه و اوکراین به وجود آمد، به عامل جدیدی از فشار بر تولید فناوری تبدیل شده است. تداوم مشکلات در تنگه هرمز، نوسان قیمت نفت برنت در حدود ۱۰۰ دلار و اختلال در زنجیره‌های تأمین، دستیابی به مواد اولیه حیاتی مورد استفاده در تولید فناوری را دشوار می‌کند. مشکلات تأمین، به ویژه در هلیوم، مس، گوگرد و آلومینیوم، باعث افزایش هزینه‌ها در بسیاری از حوزه‌ها، از نیمه‌هادی‌ها و دستگاه‌های الکترونیکی گرفته تا مراکز داده و زیرساخت‌های انرژی، می‌شود. با توجه به نقش مهم قطر در تأمین هلیوم جهانی، اختلالات آن می‌تواند مستقیماً بر تولیدکنندگان تراشه تأثیر بگذارد. به طور مشابه، محدودیت در تأمین گوگرد و اسید سولفوریک، هزینه‌های تولید مس را افزایش می‌دهد، همچنین مشکلات لجستیکی در تأمین آلومینیوم، فشار هزینه‌ای اضافی را برای محصولات الکترونیکی و پیشرفته ایجاد می‌کند. در واقع، اگر بحران تنگه هرمز ادامه یابد، اثرات آن تنها به قیمت انرژی محدود نخواهد شد. تولیدکنندگان مجبور خواهند شد به منابع جایگزین و مسیرهای لجستیکی طولانی‌تر روی آورند، در نهایت انتظار می‌رود هزینه‌های تراشه‌ها، قطعات الکترونیکی و زیرساخت‌های مراکز داده بیشتر افزایش یابد. این وضعیت، نیاز بخش فناوری را برای نظارت دقیق بر تحولات تنگه هرمز، نه تنها از نظر هزینه‌های انرژی، بلکه از نظر امنیت تأمین مواد معدنی حیاتی، فلزات، مواد شیمیایی و گازهای صنعتی که نهاده‌های ضروری برای تولید را تشکیل می‌دهند، آشکار می‌کند. افزایش قابل توجه کالاها در ۶ ماه در دوره تقریباً شش ماهه که شامل دوران قبل و بعد از بحران بود، قیمت کالاها نیز افزایش قابل توجهی را تجربه کرد. مس، ماده اولیه مورد استفاده در تولید فناوری، شاهد افزایش قیمت هر پوند از ۴.۵۰ دلار به ۶.۶۹ دلار بود که افزایشی ۴۸.۶ درصدی را نشان می‌دهد. قیمت لیتیوم در هر تن از ۶۰ هزار دلار به ۱۰۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۶۷ درصدی را نشان می‌دهد. نیکل از ۲۱ هزار دلار به ۳۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۴۳ درصدی را نشان می‌دهد، در حالی که سیلیکون از ۱.۵۰ دلار به ۲ دلار در هر کیلوگرم افزایش یافت که افزایشی ۳۳ درصدی را نشان می‌دهد. قیمت کبالت از ۴۵ هزار دلار به ۵۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۱۱ درصدی را نشان می‌دهد. پالادیوم از ۹۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار و پلاتین از ۸۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار افزایش یافت. قیمت آلومینیوم نیز از تقریباً ۲ هزار دلار به ۲۱۰۰ دلار در هر تن افزایش یافت. البته افزایش هزینه‌های انرژی، اوضاع را بیش از پیش وخیم‌تر کرد. قیمت نفت خام از تقریباً ۸۰ دلار به ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت، در حالی که قیمت گاز طبیعی از ۱.۰۵ دلار به ۴.۲۱ دلار رسیده است. این افزایش در هزینه‌های انرژی و مواد اولیه، فشار هزینه را در بسیاری از حوزه‌های بخش فناوری، از نیمه‌رساناها و باتری‌ها گرفته تا پنل‌های خورشیدی و دستگاه‌های الکترونیکی، افزایش می‌دهد. تأثیری که از انرژی تا تورم امتداد می‌یابد بنابراین، بحران هرمز می‌تواند به یک شوک کالایی جدید در دنیای فناوری تبدیل شود. مسئله در اینجا صرفاً به خطرات ژئوپلیتیکی محدود نمی‌شود و یک سازوکار انتقال بسیار واضح وجود دارد که از قیمت انرژی به هزینه‌ها و از هزینه‌ها به تورم گسترش می‌یابد. براساس محاسبات، هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت می‌تواند تقریباً ۱ تا ۱.۵ درصد بر تورم تأثیر بگذارد که این امر دسترسی شرکت‌ها به تأمین مالی را دشوارتر کرده و نیازهای سرمایه در گردش آنها را افزایش می‌دهد. همچنین، افزایش هزینه‌های انرژی و مواد اولیه حیاتی می‌تواند بر سرمایه‌گذاری‌ها، به‌ویژه در نیمه‌هادی‌ها، حافظه و مراکز داده، فشار وارد کند و به نظر می‌رسد سال ۲۰۲۶ نه تنها از نظر تقاضا و مبارزه با تورم، بلکه از نظر تأمین مالی نیز سالی چالش‌برانگیز باشد. طبق داده‌های S&P Global، تولید تراشه‌های حافظه در سال ۲۰۲۶ از افزایش تقاضا عقب مانده و همین امر باعث افزایش قیمت‌ها شده است، در حالی که تقاضا برای تجهیزات مراکز داده همچنان بالا است. احتمال کاهش یک درصدی رشد بخش فناوری اطلاعات طبق چشم‌انداز ۲۰۲۶ شرکت بین‌المللی داده (IDC)، انتظار می‌رود یک درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه، فشار رو به بالایی بر قیمت‌های DRAM و NAND وارد کند. این امر می‌تواند هزینه‌های زیرساخت هوش مصنوعی را افزایش دهد و حتی یک درگیری سه ماهه می‌تواند رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تقریباً ۱ درصد کاهش دهد. این فرآیند نمی‌تواند فقط به بازارهای نفت و گاز محدود شود، بلکه می‌تواند به یک شوک هزینه‌ای تبدیل شود که به نهاده‌های اساسی تولید فناوری گسترش یابد. در مجموع، بی‌ثباتی در تنگه هرمز همچنین تأمین مواد معدنی حیاتی را تهدید می‌کند و این می‌تواند خطرات تأمین جدیدی را در تولید فناوری پیشرفته، از تراشه‌های هوش مصنوعی گرفته تا سیستم‌های الکترونیکی، ایجاد کند. هزینه‌های انرژی به یک مشکل مهم برای مراکز داده تبدیل شده است و بنابراین، تحولات در هرمز احتمالا کشورها را به ارزیابی مجدد سیاست‌های انرژی و سرمایه‌گذاری‌های فناوری خود سوق دهد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

واشنگتن: تصمیم درباره تعرفه مس پالایش‌شده هنوز نهایی نشده

کاخ سفید اعلام کرده هنوز تصمیم نهایی درباره اعمال تعرفه بر مس پالایش‌شده اتخاذ نشده و بررسی‌ها ادامه دارد. این موضوع بخشی از ارزیابی گسترده‌تر دولت درباره زنجیره تأمین فلزات حیاتی و پیامدهای احتمالی بر قیمت‌ها، تولید داخلی و واردات است.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

مس؛ رکورد تاریخی قیمت در پی تشدید محدودیت عرضه جهانی

قیمت مس به رکورد جدید ۱۴٬۸۰۲.۵۰ دلار به ازای هر تن رسید؛ زیرا محدودیت عرضه در خارج از آمریکا بر نگرانی‌ها درباره تنش‌های خاورمیانه و کند شدن رشد اقتصادی غلبه کرد. قیمت مس در بورس فلزات لندن (LME) از ماه مارس تاکنون حدود ۲۵ درصد افزایش یافته است؛ رشدی که بخشی از آن ناشی از ورود حجم بالایی از محموله‌های مس به آمریکا پیش از اعمال احتمالی تعرفه‌ها بوده است. برخی تحلیلگران انتظار دارند قیمت مس به‌زودی به ۱۵ هزار دلار برسد. در همین حال، باقی ماندن قیمت نفت در بالای ۱۰۰ دلار همچنان یکی از ریسک‌های کلیدی برای تقاضای جهانی محسوب می‌شود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر