EURUSD 1.11577 USD ▼ 0.17%
XAUUSD 3,875.09 USD ▼ 3.63%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 104.12 USD ▲ 2.08%
BTCUSD 77,861.17 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70300 USD ▲ 0.07%
EURJPY 176.259 JPY ▲ 0.03%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۶ ساعت پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۶ ساعت پیش

چرا سهام آمازون سقوط کرد؟ نگرانی از تورم، هزینه‌های هوش مصنوعی و فشار بر جریان نقدی

افت سهام آمازون در آستانه انتشار گزارش مالی سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶، بار دیگر توجه بازار را به هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی، چشم‌انداز تورم و پایداری جریان نقدی شرکت‌های بزرگ فناوری جلب کرده است. نگرانی سرمایه‌گذاران دیگر صرفاً به میزان رشد درآمد محدود نیست؛ بلکه این پرسش اهمیت بیشتری پیدا کرده است که آیا سرمایه‌گذاری‌های عظیم در زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌توانند بازدهی کافی ایجاد کنند، بدون آنکه فشار تورمی و افزایش هزینه تأمین مالی، ارزش اقتصادی این سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش دهد؟ در یک نگاه سهام آمازون در معاملات صبح ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶، حدود ۳٫۴ درصد افت کرد؛ نگرانی پیش از انتشار گزارش مالی، فشار فروش را تشدید کرد. پیش‌بینی هزینه سرمایه‌ای ۲۲۰ میلیارد دلاری شرکت در سال ۲۰۲۶، نگرانی درباره جریان نقدی آزاد و بازده سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را افزایش داده است. گزارش آلفابت و ثبت جریان نقدی آزاد منفی برای دومین فصل متوالی، حساسیت بازار نسبت به هزینه‌های زیرساختی شرکت‌های فناوری را بالا برده است. تداوم تورم، افزایش احتمالی نرخ بهره و بالا ماندن هزینه سرمایه می‌تواند ارزش‌گذاری سهام رشدی را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند جهت حرکت تورم باید با داده‌های رسمی سنجیده شود. هزینه‌های هوش مصنوعی؛ عامل اصلی فشار بر سهام آمازون بر اساس گزارش منتشرشده در اینوستینگ، سهام آمازون در معاملات صبح پنجشنبه ۲۹ اکتبر حدود ۳٫۴ درصد کاهش یافت؛ زیرا سرمایه‌گذاران پیش از انتشار گزارش مالی شرکت، نسبت به پیامدهای سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی محتاط‌تر شدند. در همین روز، افت سهام آلفابت پس از گزارش مالی این شرکت، نگرانی‌ها درباره بازده سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی را به سایر شرکت‌های بزرگ فناوری منتقل کرد. آمازون برای توسعه زیرساخت‌های رایانش ابری و هوش مصنوعی، هزینه سرمایه‌ای سال ۲۰۲۶ خود را به ۲۲۰ میلیارد دلار افزایش داده است. چنین سطحی از سرمایه‌گذاری می‌تواند ظرفیت پردازشی و درآمد آینده خدمات ابری را تقویت کند؛ اما در کوتاه‌مدت، منابع نقدی بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد و ریسک تأخیر در بازگشت سرمایه را افزایش می‌دهد. تورم؛ حلقه اتصال هزینه سرمایه و ارزش‌گذاری سهام تورم یکی از متغیرهای کلیدی برای ارزیابی پیامدهای این سرمایه‌گذاری‌هاست. افزایش پایدار سطح قیمت‌ها می‌تواند هزینه ساخت مراکز داده، تجهیزات، انرژی، نیروی کار و نگهداری زیرساخت‌ها را بالا ببرد. اگر هزینه‌های عملیاتی و سرمایه‌ای سریع‌تر از درآمد رشد کنند، حاشیه سود و جریان نقدی آزاد شرکت تحت فشار قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، اگر تورم بالاتر از انتظار باقی بماند، احتمال کاهش سریع نرخ بهره محدودتر می‌شود. در چنین شرایطی، نرخ تنزیل جریان‌های نقدی آینده ممکن است بالا بماند و ارزش فعلی سودهایی که سرمایه‌گذاران برای سال‌های آینده پیش‌بینی می‌کنند، کاهش یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌هایی اهمیت دارد که بخش قابل‌توجهی از ارزش بازار آن‌ها بر رشد سودآوری در آینده استوار است. بااین‌حال، افت سهام به‌تنهایی نشانه افزایش تورم نیست. برای تعیین جهت واقعی این متغیر، باید شاخص قیمت مصرف‌کننده، شاخص قیمت تولیدکننده، رشد دستمزدها و انتظارات نرخ بهره بررسی شوند. همچنین افزایش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای را در بلندمدت جبران کند. جریان نقدی آزاد؛ معیار سنجش بازده سرمایه‌گذاری بر اساس گزارش منبع، هزینه‌های زیرساختی آمازون جریان نقدی آزاد این شرکت را تحت فشار قرار داده و تحلیلگران درباره تداوم این وضعیت هشدار داده‌اند. جریان نقدی آزاد نشان می‌دهد شرکت پس از تأمین هزینه‌های سرمایه‌ای، چه میزان نقدینگی برای توسعه فعالیت‌ها، بازپرداخت بدهی و سایر مصارف در اختیار دارد. نکته تعیین‌کننده، مقایسه هزینه‌های امروز با درآمد و سود عملیاتی آینده است. اگر رشد خدمات ابری و تقاضای هوش مصنوعی بتواند بازده مناسبی ایجاد کند، سرمایه‌گذاری فعلی ممکن است به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شود؛ اما اگر تقاضا یا درآمدزایی کمتر از انتظار باشد، فشار بر جریان نقدی می‌تواند طولانی‌تر شود. رقابت و انتظار برای گزارش مالی در کنار عوامل مرتبط با هوش مصنوعی، تقویت برنامه عضویت ترکیبی والمارت نیز می‌تواند رقابت در تجارت الکترونیکی را تشدید کند. بااین‌حال، محرک اصلی نوسان گزارش‌شده، نگرانی درباره هزینه‌های سرمایه‌ای و انتظار بازار برای انتشار نتایج مالی آمازون بوده است. طبق گزارش منبع، سهام این شرکت به محدوده ۲۴۱٫۲۴ دلار رسید؛ درحالی‌که بالاترین قیمت ۵۲ هفته گذشته آن ۲۸۷٫۲۰ دلار بود. این ارقام به تاریخ گزارش مربوط‌اند و نباید به‌عنوان قیمت لحظه‌ای تلقی شوند. بازار برای ارزیابی چشم‌انداز سهم، علاوه بر رشد خدمات ابری، به راهنمای مدیریت درباره هزینه‌های آینده، حاشیه سود و جریان نقدی توجه خواهد کرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

خروج ۱۸٫۵ میلیارد دلار سرمایه از سهام آمریکا طی دو هفته

مشتریان بانک آمریکا هفته گذشته خالص ۳٫۵ میلیارد دلار از سهام آمریکا را فروختند. این روند پس از خروج ۱۵ میلیارد دلار سرمایه در هفته پیش از آن رخ داد؛ به این ترتیب، مجموع خروج سرمایه از سهام آمریکا طی دو هفته به ۱۸٫۵ میلیارد دلار رسید. جیل کری کری هال و تری براون، تحلیلگران بانک آمریکا، اعلام کردند که سرمایه‌گذاران خرد بیشترین نقش را در این موج فروش داشته‌اند. بخش خدمات ارتباطی بزرگ‌ترین خروج هفتگی سرمایه از زمان آغاز ثبت داده‌ها در سال ۲۰۱۸ را تجربه کرد. این بخش شرکت‌هایی مانند متا (META) را در بر می‌گیرد. سهام شرکت‌های صنعتی نیز با فشار فروش سنگینی مواجه شد و خروج سرمایه از این بخش برای سیزدهمین هفته متوالی ادامه یافت.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

آیا بسته اشتراکی جدید والمارت می‌تواند جایگاه آمازون پرایم را به چالش بکشد؟

والمارت با معرفی یک بسته اشتراکی سالانه به ارزش ۱۲۰ دلار، گام تازه‌ای برای رقابت با آمازون برداشته است. این پیشنهاد با ترکیب خدمات والمارت پلاس و سمز کلاب پلاس، نه‌تنها هزینه دسترسی به چند خدمت را کاهش می‌دهد، بلکه با هدف افزایش خرید مشتریان و تقویت رابطه بلندمدت آن‌ها با شرکت طراحی شده است. با این حال، مسئله اصلی این نیست که آیا والمارت می‌تواند به‌سرعت آمازون پرایم را کنار بزند؛ پرسش مهم‌تر آن است که آیا این راهبرد می‌تواند درآمدهای تکرارشونده، فروش اینترنتی و کسب‌وکار تبلیغاتی والمارت را تقویت کند و در نهایت، ارزش اقتصادی بیشتری برای سهام‌داران بسازد. در یک نگاه والمارت بسته اشتراکی مشترک خود را با قیمت سالانه ۱۲۰ دلار عرضه کرده است؛ ۱۰۰ دلار کمتر از هزینه جداگانه دو عضویت. این بسته با قیمت پایین‌تر از آمازون پرایم، خدمات تحویل رایگان، مزایای خرید و دسترسی به محتوای پخش آنلاین را ترکیب می‌کند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد و تعداد اعضای اشتراکی آن ۱۷ درصد رشد کرده است. با وجود قدرت کسب‌وکار والمارت، ارزش‌گذاری بالا و قیمت حدود ۴۰ برابر سود، حاشیه خطای سرمایه‌گذاران را محدود می‌کند. بسته اشتراکی جدید والمارت چه مزایایی دارد؟ مهم‌ترین ویژگی پیشنهاد جدید، ترکیب دو برنامه عضویت در قالب یک بسته سالانه ۱۲۰ دلاری است. قیمت جداگانه این دو عضویت در مجموع ۲۲۰ دلار اعلام شده؛ بنابراین مشتریان با انتخاب بسته جدید، سالانه ۱۰۰ دلار صرفه‌جویی می‌کنند. این مبلغ همچنین ۱۹ دلار کمتر از هزینه سالانه ۱۳۹ دلاری آمازون پرایم است. این بسته مجموعه‌ای از مزایا را در اختیار مشتریان قرار می‌دهد؛ از جمله تحویل رایگان سفارش‌ها، دریافت ۲ درصد اعتبار خرید در قالب «سمز کش» برای برخی خریدهای واجد شرایط، تخفیف ۱۰ سنتی به‌ازای هر گالن بنزین و انتخاب میان دو خدمت پخش آنلاین پیکاک و پارامونت پلاس. البته این پیشنهاد محدودیت‌هایی نیز دارد. اشتراک فقط به‌صورت سالانه ارائه می‌شود و در زمان انتشار گزارش، امکان پرداخت ماهانه یا استفاده از دوره آزمایشی رایگان برای آن وجود نداشت. این شرایط ممکن است بخشی از مشتریان را که ترجیح می‌دهند هزینه عضویت را به‌تدریج پرداخت کنند، از ثبت‌نام منصرف کند. چرا والمارت به دنبال گسترش عضویت است؟ ارزش اقتصادی عضویت برای خرده‌فروشان تنها به مبلغ دریافتی بابت حق اشتراک محدود نمی‌شود. اعضا معمولاً خریدهای بیشتری انجام می‌دهند، دفعات مراجعه آن‌ها افزایش می‌یابد و احتمال انتخاب دوباره همان فروشگاه بیشتر می‌شود. بر اساس گزارش منبع، مشتریان عضو برنامه‌های والمارت حدود چهار برابر مشتریان غیرعضو با این شرکت خرید می‌کنند. اگر این تفاوت در رفتار خرید پایدار باشد، عضویت می‌تواند علاوه بر ایجاد درآمد مستقیم، حجم فروش کالا و فرصت‌های کسب درآمد از تبلیغات را نیز افزایش دهد. این رابطه، چرخه‌ای تقویت‌کننده ایجاد می‌کند: مزایای بیشتر، مشتریان را به عضویت ترغیب می‌کند؛ افزایش عضویت به رشد خرید منجر می‌شود؛ و افزایش تعامل مشتریان، فرصت‌های تازه‌ای برای فروش و تبلیغات فراهم می‌آورد. از این منظر، بسته جدید را باید بخشی از راهبرد گسترده‌تر والمارت برای افزایش سهم خود از هزینه‌های مصرف‌کنندگان دانست. عملکرد مالی والمارت چه می‌گوید؟ اعداد منتشرشده از عملکرد اخیر شرکت، تصویری مثبت از روند فعالیت آن ارائه می‌کنند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد رشد داشته و تعداد اعضای اشتراکی نیز ۱۷ درصد افزایش یافته است. این ارقام نشان می‌دهند که توسعه خدمات دیجیتال و مدل عضویت، در کنار فعالیت فروشگاه‌های فیزیکی، به یکی از محورهای مهم رشد شرکت تبدیل شده است. بر اساس اطلاعات گزارش، سهام والمارت از ابتدای سال میلادی تا زمان نگارش مقاله نزدیک به ۶ درصد افزایش یافته بود. ارزش بازار شرکت نیز به حدود ۹۵۱ میلیارد دلار رسیده بود؛ سطحی که آن را به آستانه ارزش بازار یک تریلیون دلاری نزدیک می‌کرد. با این حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی برای توجیه هر قیمتی کافی نیست. سهام شرکت در زمان انتشار گزارش، حدود ۴۰ برابر سود پیش‌بینی‌شده و سود گذشته معامله می‌شد. چنین ارزش‌گذاری‌ای نشان می‌دهد که بازار انتظارات بالایی از تداوم رشد، حفظ حاشیه سود و موفقیت راهبردهای جدید شرکت دارد. آیا والمارت می‌تواند آمازون پرایم را شکست دهد؟ آمازون پرایم از مزیت مهمی برخوردار است: جایگاهی تثبیت‌شده در عادت خرید مصرف‌کنندگان و مجموعه‌ای از خدمات که ارسال سریع کالا و محتوای سرگرمی را به هم پیوند می‌دهد. همین گستردگی و حضور عمیق در زندگی روزمره مشتریان، جایگزین‌کردن آن را دشوار می‌کند. در مقابل، والمارت از شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی، حضور پررنگ در بازار کالاهای روزمره و توانایی پیوند دادن خرید حضوری با سفارش اینترنتی بهره می‌برد. قیمت پایین‌تر بسته جدید می‌تواند برای خانوارهایی که به دنبال کاهش هزینه‌های خود هستند جذاب باشد؛ به‌ویژه اگر از خدمات هر دو مجموعه والمارت و سمز کلاب استفاده کنند. با این حال، قیمت پایین‌تر لزوماً به معنای برتری رقابتی پایدار نیست. موفقیت بسته به میزان جذب اعضای جدید، استمرار استفاده از خدمات، هزینه ارائه مزایا و سودآوری حاصل از افزایش خرید بستگی دارد. اگر تخفیف‌ها و خدمات رایگان هزینه زیادی ایجاد کنند، رشد تعداد اعضا ممکن است الزاماً به افزایش متناسب سود منجر نشود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

بانک آمریکا یا گلدمن ساکس؛ کدام سهام برای سرمایه‌گذاری در سال ۲۰۲۶ جذاب‌تر است؟

بانک آمریکا با ارزش‌گذاری پایین‌تر و پایگاه گسترده مشتریان، گزینه‌ای برای سرمایه‌گذاران ارزش‌محور است؛ در مقابل، گلدمن ساکس با تمرکز بر بازارهای مالی و مدیریت ثروت، ظرفیت بیشتری برای بهره‌گیری از رونق فعالیت‌های سرمایه‌گذاری دارد. پرسش اصلی این است که کدام‌یک می‌تواند در سال ۲۰۲۶ بازدهی جذاب‌تری برای سهام‌داران ایجاد کند؟ در یک نگاه بانک آمریکا با حدود ۷۰ میلیون مشتری، از شبکه بانکی گسترده و سپرده‌های قابل‌توجه برخوردار است. گلدمن ساکس با حدود ۳.۶ تریلیون دلار دارایی تحت مدیریت، در بانکداری سرمایه‌گذاری و مدیریت ثروت جایگاه قدرتمندی دارد. نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده بانک آمریکا ۱۱.۵ و برای گلدمن ساکس ۱۳ است؛ بنابراین سهم نخست ارزان‌تر ارزش‌گذاری شده است. با وجود ارزش‌گذاری پایین‌تر بانک آمریکا، عملکرد گذشته گلدمن ساکس برتری داشته است؛ هرچند این برتری تضمینی برای آینده نیست. بانک آمریکا؛ قدرت مقیاس و بانکداری روزمره بانک آمریکا یکی از بزرگ‌ترین مؤسسات مالی ایالات متحده است که از طریق شبکه گسترده شعب و خدمات اعتباری، میلیون‌ها مشتری حقیقی و کسب‌وکار کوچک را پوشش می‌دهد. این بانک در بازار سپرده‌ها، وام‌های مصرفی و خدمات مرتبط با مسکن حضور پررنگی دارد و همین تنوع فعالیت، پایه‌ای برای درآمدزایی مستمر آن فراهم می‌کند. در سال مالی ۲۰۲۵، درآمد گزارش‌شده بانک به حدود ۱۹۱.۶ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال قبل حدود ۰.۵ درصد کاهش داشت. سود خالص نیز حدود ۳۰.۵ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص به نزدیک ۱۵.۹ درصد رسید. این ارقام از توان سودآوری بالا حکایت دارند، اما افت درآمد نشان می‌دهد که اندازه بزرگ بانک لزوماً به رشد سریع منجر نمی‌شود. در کنار این مزایا، بانک با ریسک تغییر نرخ بهره، افت کیفیت اعتباری و هزینه‌های نظارتی مواجه است. فشارهای ناشی از مقررات و الزامات تطبیق نیز می‌توانند بخشی از سودآوری را محدود کنند. بنابراین، جذابیت سهام این بانک به توانایی آن در حفظ سود، کنترل هزینه‌ها و بهبود بازده سرمایه بستگی دارد. گلدمن ساکس؛ وابستگی بیشتر به نبض بازارهای مالی گلدمن ساکس برخلاف بانک آمریکا، تمرکز بیشتری بر بانکداری سرمایه‌گذاری، معاملات بازارهای مالی و مدیریت دارایی دارد. این ساختار به شرکت اجازه می‌دهد از رونق عرضه سهام، ادغام و تملک شرکت‌ها و افزایش فعالیت معاملاتی بهره ببرد؛ بااین‌حال، در دوره‌های رکود یا بی‌ثباتی بازار نیز آسیب‌پذیرتر است. در سال مالی ۲۰۲۵، درآمد گلدمن ساکس حدود ۱۲۵.۱ میلیارد دلار و سود خالص آن نزدیک به ۱۷.۲ میلیارد دلار گزارش شد. حاشیه سود خالص نیز حدود ۱۳.۷ درصد بود. شرکت هم‌زمان در حال بازنگری راهبرد خود و فاصله گرفتن از برخی فعالیت‌های اعتباری مصرف‌کننده است تا منابع بیشتری را به حوزه‌های اصلی خود اختصاص دهد. موفقیت این تغییر مسیر به توانایی مدیریت در تقویت فعالیت‌های نهادی، حفظ مشتریان بزرگ و کنترل ریسک معاملات بستگی دارد. در نتیجه، گلدمن ساکس می‌تواند از رشد بازارهای مالی سود ببرد، اما درآمد آن در مقایسه با بانکداری خرد، بیشتر در معرض نوسان قرار دارد. مقایسه ارزش‌گذاری و ریسک شاخص ارزش‌گذاری بانک آمریکا (Bank of America) گلدمن ساکس (Goldman Sachs) نسبت قیمت به سود آتی (Forward P/E) ۱۱.۵ ۱۳.۰ نسبت قیمت به فروش (P/S) ۱.۸ ۲.۱ منبع: اطلاعات ارائه‌شده در بازار بر اساس این شاخص‌ها، سهام بانک آمریکا ارزان‌تر به نظر می‌رسد. بااین‌حال، نسبت‌های ارزش‌گذاری پایین‌تر به‌تنهایی نشانه ارزندگی قطعی نیستند؛ زیرا باید کیفیت سود، بازده سرمایه، هزینه تأمین مالی و چشم‌انداز رشد نیز بررسی شوند. همچنین مقایسه مستقیم جریان نقد آزاد این دو بانک باید با احتیاط انجام شود، چراکه ساختار ترازنامه و جریان‌های نقدی مؤسسات مالی با شرکت‌های غیرمالی تفاوت دارد. کدام سهام برای سال ۲۰۲۶ انتخاب بهتری است؟ بر اساس تحلیل مقاله، گلدمن ساکس از نظر عملکرد تاریخی سهام، از بانک آمریکا و شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ پیشی گرفته است. در مقابل، بانک آمریکا با وجود مقیاس عملیاتی بزرگ و ارزش‌گذاری پایین‌تر، نتوانسته هم‌پای شاخص بازار حرکت کند. این سابقه، استدلالی به نفع گلدمن ساکس است؛ اما برای تصمیم‌گیری نهایی باید قیمت خرید، چشم‌انداز سودآوری و شرایط روز بازار نیز بررسی شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تورم آمریکا به ۳.۷ درصد رسید؛ چرا والمارت و کاستکو می‌توانند برندگان بزرگ بازار باشند؟

افزایش دوباره تورم در آمریکا، فشار بر بودجه خانوارها را تشدید کرده است؛ اما در میان شرکت‌هایی که با افزایش هزینه‌ها مواجه‌اند، برخی خرده‌فروشان می‌توانند از تغییر رفتار مصرف‌کنندگان سود ببرند. والمارت و کاستکو دو نمونه از این شرکت‌ها هستند که مدل کسب‌وکارشان بر فروش انبوه، حاشیه سود محدود و ارائه قیمت‌های رقابتی استوار است. با گران‌تر شدن سوخت و غذا خوردن در رستوران‌ها، خانوارها بیش از گذشته به دنبال خرید ارزان‌تر هستند؛ روندی که می‌تواند فروش این دو شرکت را تقویت کند. بااین‌حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی به معنای مناسب بودن قیمت سهام نیست. در یک نگاه تورم سالانه آمریکا در سپتامبر به ۳.۷ درصد رسید؛ افزایش ۳۴.۲ درصدی قیمت بنزین نقش مهمی در این رشد داشت. مدل فروش انبوه و حاشیه سود محدود، والمارت و کاستکو را برای جذب مشتریان حساس به قیمت آماده کرده است. درآمد والمارت در سه‌ماهه اخیر ۵.۹ درصد افزایش یافت و فروش هم‌مقیاس کاستکو ۹.۴ درصد رشد کرد. با وجود چشم‌انداز مناسب، ارزش‌گذاری بالای سهام هر دو شرکت می‌تواند بخشی از بازدهی آینده را محدود کند. تورم چگونه به نفع خرده‌فروشان ارزان‌فروش تمام می‌شود؟ بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، شاخص قیمت مصرف‌کننده در دوازده ماه منتهی به سپتامبر ۲۰۲۶، ۳.۷ درصد افزایش یافت؛ درحالی‌که این رقم در ماه اوت ۳.۴ درصد بود. در این میان، قیمت بنزین طی یک ماه ۹.۱ درصد و در مقیاس سالانه ۳۴.۲ درصد رشد کرد. در مقابل، تورم هسته، که مواد غذایی و انرژی را کنار می‌گذارد، به ۲.۶ درصد رسید. یکی از نکات مهم گزارش، تفاوت روند قیمت غذا در خانه و غذا در رستوران است. هزینه غذا خوردن در رستوران‌ها طی یک سال ۳.۵ درصد افزایش یافت، درحالی‌که رشد قیمت مواد غذایی خریداری‌شده برای مصرف خانگی ۱.۸ درصد بود. این فاصله می‌تواند خانوارها را به کاهش دفعات غذا خوردن در بیرون از خانه و خرید بیشتر مواد غذایی برای پخت‌وپز سوق دهد. در چنین شرایطی، فروشگاه‌هایی که امکان خرید کالاهای ضروری با قیمت رقابتی را فراهم می‌کنند، مزیت بیشتری به دست می‌آورند. البته تورم بالا به‌خودی‌خود تضمین‌کننده رشد فروش نیست؛ زیرا افزایش هزینه رفت‌وآمد، کاهش قدرت خرید و تغییر ترکیب سبد مصرفی خانوارها می‌تواند بخشی از این مزیت را خنثی کند. چرا مدل کسب‌وکار والمارت و کاستکو اهمیت دارد؟ مهم‌ترین مزیت این دو شرکت صرفاً ارزان‌فروشی تبلیغاتی نیست؛ بلکه ساختار عملیاتی آن‌ها بر فروش حجم بالای کالا با حاشیه سود محدود استوار شده است. کاستکو سقف افزایش قیمت کالاهای معمولی را برای خود حدود ۱۴ درصد و برای محصولات با نشان تجاری اختصاصی کرکلند حدود ۱۵ درصد تعیین کرده است. این سیاست به تقویت اعتماد اعضا و تثبیت جایگاه شرکت به‌عنوان فروشگاهی مقرون‌به‌صرفه کمک می‌کند. همچنین، حق عضویت بخش مهمی از درآمد سودآور کاستکو را تشکیل می‌دهد و به شرکت اجازه می‌دهد تمرکز بیشتری بر ارزش خرید مشتریان داشته باشد. والمارت نیز با تکیه بر شبکه گسترده فروشگاه‌ها، قدرت خرید بالا و فروش انبوه، تلاش می‌کند کالاهای روزمره را با قیمت رقابتی عرضه کند. این ساختار به شرکت امکان می‌دهد از جذب مشتریان جدید و افزایش دفعات خرید بهره‌مند شود؛ حتی اگر حاشیه سود هر کالا محدود باقی بماند. بااین‌حال، مزیت هزینه‌ای این دو شرکت یکسان نیست. والمارت به مقیاس عملیاتی و شبکه توزیع گسترده خود متکی است، درحالی‌که کاستکو از ترکیب فروش انبوه، عضویت مشتریان و محصولات اختصاصی بهره می‌برد. عملکرد مالی؛ نشانه‌هایی از قدرت تقاضا آمارهای منتشرشده از عملکرد اخیر این دو شرکت نشان می‌دهد که مدل ارزش‌محور آن‌ها با استقبال مشتریان همراه بوده است. فروش هم‌مقیاس والمارت در آمریکا در سه‌ماهه اخیر، با کنار گذاشتن اثر منفی یک‌باره بخش سلامت و تندرستی، ۳.۴ درصد رشد کرد. درآمد کل شرکت نیز با افزایش ۵.۹ درصدی به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی آن هم ۲۳ درصد افزایش یافت؛ موضوعی که نشان‌دهنده نقش فزاینده تجارت اینترنتی در توسعه کسب‌وکار شرکت است. داگ مک‌میلیون، مدیرعامل پیشین والمارت، نیز به جذب مشتریانی از گروه‌های درآمدی بالاتر اشاره کرده بود. این تغییر اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد مزیت قیمتی شرکت تنها برای خانوارهای کم‌درآمد جذاب نیست و بخشی از مصرف‌کنندگان برخوردارتر نیز برای مدیریت هزینه‌های خود به آن روی می‌آورند. عملکرد کاستکو نیز قابل‌توجه بوده است. فروش این شرکت در سه‌ماهه چهارم سال مالی با رشد ۱۱.۲ درصدی به ۹۳.۹ میلیارد دلار رسید و فروش هم‌مقیاس آن ۹.۴ درصد افزایش یافت. درآمد حاصل از حق عضویت نیز با رشد ۷.۳ درصدی به ۱.۸۵ میلیارد دلار رسید. نرخ تمدید عضویت در آمریکا و کانادا به ۹۲.۳ درصد رسید و شمار اعضای دارای عضویت ویژه به رکورد ۴۲.۳ میلیون نفر افزایش یافت. این آمار نشان می‌دهد مشتریان نه‌تنها از کاستکو خرید می‌کنند، بلکه تمایل دارند برای حفظ دسترسی به خدمات آن نیز هزینه بپردازند. آیا سهام این شرکت‌ها هنوز ارزش خرید دارد؟ نقطه حساس تحلیل، تفاوت میان کیفیت یک کسب‌وکار و قیمت سهام آن است. حتی شرکتی با عملکرد عملیاتی قوی، اگر با ارزش‌گذاری بیش‌ازحد بالا معامله شود، لزوماً سرمایه‌گذاری مناسبی نخواهد بود. بر اساس مقاله منتشرشده در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶، سهام هر دو شرکت طی یک ماه بیش از ۱۰ درصد رشد کرده بود. نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده والمارت در محدوده میانی دهه ۳۰ قرار داشت؛ سطحی بالاتر از میانه پنج‌ساله آن که در محدوده میانی دهه ۲۰ بود. این موضوع نشان می‌دهد بازار برای تداوم رشد شرکت انتظارات قابل‌توجهی در نظر گرفته است. کاستکو نیز با نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده در محدوده پایین دهه ۴۰ معامله می‌شد؛ سطحی بالا که البته به میانگین چند سال اخیر شرکت نزدیک بود. بنابراین، بخش مهمی از ارزش‌گذاری بالای آن را می‌توان به کیفیت مدل کسب‌وکار و وفاداری مشتریان نسبت داد؛ هرچند این ویژگی‌ها ریسک قیمت‌گذاری را از بین نمی‌برند. اگر رشد فروش کند شود، هزینه‌های عملیاتی افزایش یابد یا انتظارات سرمایه‌گذاران تغییر کند، سهام این شرکت‌ها ممکن است با فشار مواجه شود. در نتیجه، رشد درآمد و وفاداری مشتریان باید در کنار ارزش‌گذاری، جریان نقدی و توان حفظ حاشیه سود بررسی شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بانک آمریکا همچنان انتظار دارد فدرال رزرو در ماه اکتبر نرخ بهره را افزایش دهد

بانک آمریکا (BofA) با وجود اینکه بازارها احتمال افزایش نرخ بهره را تنها ۲۰ درصد برآورد می‌کنند، همچنان پیش‌بینی خود مبنی بر افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در نشست ۲۸ اکتبر را حفظ کرده است. این بانک هشدار می‌دهد که تداوم تورم و فعالیت اقتصادی قدرتمند می‌تواند نرخ تورم هسته‌ هزینه‌کرد مصرف شخصی (Core PCE) را تا پایان سال به ۳.۴ درصد برساند.  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

ورود ۶۴.۵ میلیارد دلار به سهام در یک هفته؛ سهام آمریکا و فناوری در کانون توجه

بانک آو آمریکا اعلام کرد اوراق خزانه‌داری در هفته مورد بررسی ۳.۶ میلیارد دلار ورود سرمایه داشتند؛ این شانزدهمین هفته پیاپی ورود سرمایه به این اوراق بود. در همین مدت، صندوق‌های اوراق قرضه ۱۱.۸ میلیارد دلار جذب کردند. بر اساس داده‌های EPFR که بانک آو آمریکا به آن‌ها استناد کرده است، جریان ورودی سرمایه به سهام در هفته منتهی به چهارشنبه به ۶۴.۵ میلیارد دلار رسید. از این رقم، ۳۹.۱ میلیارد دلار به سهام آمریکا و ۱۰ میلیارد دلار به سهام شرکت‌های فناوری اختصاص داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

سود بانک آمریکا ۱۷ درصد سقوط کرد؛ جریمه سنگین و افت درآمدهای معاملاتی فشار آوردند

در یک نگاه سود خالص بانک آمریکا در سه‌ماهه سوم با افت ۱۷ درصدی به ۶.۹۳ میلیارد دلار رسید. جریمه نظارتی ۱.۲ میلیارد دلاری، سود گزارش‌شده بانک را به‌شدت کاهش داد. درآمد حاصل از وام‌دهی ۸ درصد رشد کرد، اما کارمزد بانکداری سرمایه‌گذاری و معاملات اوراق با درآمد ثابت افت داشت. درآمد ۳۰ میلیارد دلاری بانک کمتر از انتظار تحلیلگران بود و سهام آن در معاملات پیش از گشایش بازار تحت فشار قرار گرفت. جریمه میلیارددلاری در کانون گزارش مالی بانک آمریکا، دومین بانک بزرگ ایالات متحده از نظر دارایی، در گزارش مالی سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ از کاهش قابل‌توجه سود خود خبر داد. سود خالص این بانک به ۶.۹۳ میلیارد دلار، معادل ۹۱ سنت به‌ازای هر سهم، رسید؛ درحالی‌که سود هر سهم در دوره مشابه سال گذشته ۱.۰۴ دلار بود. این عملکرد همچنین پایین‌تر از پیش‌بینی تحلیلگران برای سود ۱.۱۰ دلاری هر سهم قرار گرفت. عامل اصلی افت سود، جریمه نظارتی ۱.۲ میلیارد دلاری بود که در پی تخلفات مرتبط با مقابله با پول‌شویی و ضعف در شناسایی و گزارش فعالیت‌های مالی مشکوک به بانک تحمیل شد. مقام‌های نظارتی اعلام کردند بانک در گزارش به‌موقع معاملات مشکوک به ارزش بیش از ۵ میلیارد دلار کوتاهی کرده است. با حذف اثر این جریمه، سود خالص بانک به حدود ۸.۱ میلیارد دلار و سود تعدیل‌شده هر سهم به ۱.۰۸ دلار می‌رسید. با این حال، حتی رقم تعدیل‌شده نیز از برآورد ۱.۱۰ دلاری تحلیلگران کمتر بود؛ موضوعی که نشان می‌دهد ضعف عملکرد تنها به هزینه نظارتی محدود نمی‌شود. رشد درآمد وام‌دهی؛ نقطه روشن گزارش درآمد کل بانک با رشد سالانه ۳ درصدی به حدود ۳۰ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که از انتظار بازار پایین‌تر بود. در مقابل، درآمد خالص بهره، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های عملکرد بانک‌ها، با افزایش ۸ درصدی به ۱۶.۴ میلیارد دلار رسید. رشد مانده وام‌ها و سپرده‌ها و تعدیل درآمد دارایی‌های با نرخ ثابت، از عوامل حمایت‌کننده این بخش بودند. میانگین وام‌ها و اجاره‌های مالی با رشد ۶ درصدی به ۱.۲۳ تریلیون دلار رسید و میانگین سپرده‌ها نیز با افزایش ۲ درصدی، رقم ۲.۰۲ تریلیون دلار را ثبت کرد. این ارقام نشان می‌دهند فعالیت اصلی بانک در حوزه جذب سپرده و اعطای اعتبار همچنان از تقاضای مناسبی برخوردار است. ضعف معاملات و بانکداری سرمایه‌گذاری در بخش فعالیت‌های بازار سرمایه، تصویر متفاوتی دیده شد. درآمد کارمزد بانکداری سرمایه‌گذاری با افت ۱۱ درصدی به ۱.۸ میلیارد دلار کاهش یافت. درآمد معاملات اوراق با درآمد ثابت نیز ۱۷ درصد افت کرد و به ۲.۶ میلیارد دلار رسید. در مقابل، درآمد معاملات سهام ۱۱ درصد رشد کرد و به ۲.۵ میلیارد دلار رسید؛ اما این افزایش نتوانست افت بخش اوراق با درآمد ثابت را جبران کند. مجموع درآمد معاملات فروش و دادوستد نیز حدود ۵.۱ میلیارد دلار گزارش شد که نسبت به سال گذشته ۵ درصد کاهش داشت. این ترکیب نشان می‌دهد بانک از رشد فعالیت‌های اعتباری سود می‌برد، اما کندی معاملات و کاهش درآمد برخی فعالیت‌های بازار سرمایه، مانع بهبود قوی‌تر عملکرد آن شده است. “ «از منظر تحلیلی، نباید افت ۱۷ درصدی سود را صرفاً به جریمه یک‌باره نسبت داد؛ زیرا سود تعدیل‌شده هر سهم نیز از انتظار بازار عقب مانده است. رشد درآمد بهره نشانه‌ای مثبت از قدرت کسب‌وکار اصلی بانک است، اما ارزش‌گذاری سهام در نهایت به کیفیت سود، مدیریت ریسک و اعتماد سرمایه‌گذاران وابسته خواهد بود. جریمه نظارتی علاوه بر هزینه مستقیم، پرسشی جدی درباره اثربخشی کنترل‌های داخلی ایجاد می‌کند؛ بنابراین ارزیابی سرمایه‌گذاری در این بانک باید هم‌زمان بر ظرفیت درآمدزایی و هزینه‌های احتمالی اصلاحات نظارتی متمرکز باشد.» بابک شیری واکنش بازار و پیامدهای نظارتی سهام بانک آمریکا پس از انتشار خبر جریمه و گزارش مالی، در معاملات پیش از گشایش بازار بیش از ۳ درصد افت کرد. سرمایه‌گذاران علاوه بر کمتر بودن سود و درآمد از انتظارات، باید اثر بلندمدت ضعف‌های نظارتی را نیز ارزیابی کنند. این پرونده صرفاً یک هزینه یک‌باره نیست. الزام بانک به اصلاح فرایندهای نظارتی، بررسی مستقل تراکنش‌های مشکوک و تقویت سامانه‌های شناسایی مشتریان و جریان‌های مالی می‌تواند هزینه‌های عملیاتی آینده را افزایش دهد. نسبت سرمایه لایه نخست بانک نیز ۱۰.۹ درصد اعلام شد؛ سطحی که از حداقل‌های نظارتی بالاتر است، اما به‌تنهایی نگرانی‌های مربوط به کنترل‌های داخلی را برطرف نمی‌کند. جمع‌بندی گزارش سه‌ماهه سوم بانک آمریکا ترکیبی از نقاط قوت و ضعف را نشان می‌دهد: رشد درآمد بهره و افزایش حجم وام‌ها و سپرده‌ها از فعالیت اصلی بانک حمایت کرده، اما جریمه سنگین، کاهش درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری و افت معاملات اوراق با درآمد ثابت بر سودآوری فشار آورده‌اند. مسیر آینده سهام بانک تا حد زیادی به توانایی آن در اصلاح ضعف‌های نظارتی، حفظ رشد اعتبارات و بازگشت درآمدهای بازار سرمایه بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هوم دیپو در برابر والمارت؛ مقیاس درآمدی یا فرصت سرمایه‌گذاری؟

در بازار خرده‌فروشی آمریکا، والمارت و هوم دیپو دو الگوی متفاوت کسب‌وکار را نمایندگی می‌کنند. والمارت با شبکه گسترده فروشگاه‌ها و تجارت اینترنتی، از مقیاس درآمدی بسیار بزرگ‌تری برخوردار است؛ در مقابل، هوم دیپو با تمرکز بر مصالح ساختمانی و بهسازی خانه، از چرخه‌های فصلی مشخص‌تری تأثیر می‌پذیرد. مقایسه این دو شرکت نشان می‌دهد که درآمد بیشتر الزاماً به معنای جذابیت بیشتر سهام نیست. در یک نگاه درآمد فصلی والمارت حدود چهار تا پنج برابر هوم دیپو است. فروش هوم دیپو از فصل‌های پررونق ساخت‌وساز تأثیر بیشتری می‌گیرد. والمارت از تنوع جغرافیایی و رشد تجارت اینترنتی بهره می‌برد. هوم دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود نقدی بیشتر، برای برخی سرمایه‌گذاران جذاب‌تر است. دو الگوی متفاوت در خرده‌فروشی هوم دیپو؛ وابسته به چرخه ساخت‌وساز هوم دیپو مصالح ساختمانی، ابزار و محصولات بازسازی خانه را به مشتریان خانگی و پیمانکاران عرضه می‌کند. تقاضا برای این محصولات به عواملی مانند شرایط بازار مسکن، هزینه وام، وضعیت اقتصادی خانوارها و فعالیت‌های ساختمانی وابسته است. به همین دلیل، درآمد شرکت در فصل‌های مختلف نوسان می‌کند. والمارت؛ قدرت مقیاس و تقاضای روزمره والمارت با فروش مواد غذایی و کالاهای مصرفی ضروری، از تقاضایی گسترده و نسبتاً پایدار برخوردار است. شبکه بین‌المللی فروشگاه‌ها، توسعه فروش اینترنتی، بهبود زنجیره تأمین و درآمدهای حاصل از تبلیغات و عضویت، به تقویت جایگاه این شرکت کمک می‌کنند. مقایسه درآمد فصلی دو شرکت بر اساس داده‌های گزارش‌شده در مقاله، درآمد دو شرکت طی هشت فصل اخیر چنین بوده است: فصل مالی درآمد هوم دیپو درآمد والمارت سه‌ماهه سوم ۲۰۲۴ ۴۰.۲ میلیارد دلار (۲۷ اکتبر ۲۰۲۴) ۱۶۹.۶ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۴) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۴ ۳۹.۷ میلیارد دلار (۲ فوریه ۲۰۲۵) ۱۸۰.۶ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۵) سه‌ماهه اول ۲۰۲۵ ۳۹.۹ میلیارد دلار (۴ مه ۲۰۲۵) ۱۶۵.۶ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۵) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ ۴۵.۳ میلیارد دلار (۳ اوت ۲۰۲۵) ۱۷۷.۴ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵) سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵ ۴۱.۴ میلیارد دلار (۲ نوامبر ۲۰۲۵) ۱۷۹.۵ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۵) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ ۳۸.۲ میلیارد دلار (۱ فوریه ۲۰۲۶) ۱۹۰.۷ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۶) سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ ۴۱.۸ میلیارد دلار (۳ مه ۲۰۲۶) ۱۷۷.۸ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۶) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ ۴۷.۹ میلیارد دلار (۲ اوت ۲۰۲۶) ۱۸۷.۹ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶) منبع: داده‌های درآمدی ارائه‌شده برای شرکت‌های هوم دیپو و والمارت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، درآمد هوم دیپو به ۴۷٫۹ میلیارد دلار رسید؛ بالاترین رقم در این مجموعه. درآمد والمارت نیز در همان فصل ۱۸۷٫۹ میلیارد دلار بود. با این حال، برای مقایسه دقیق عملکرد عملیاتی، باید رشد سالانه، حاشیه سود، جریان نقدی و اثر تفاوت دوره‌های مالی نیز بررسی شود. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته این مقایسه، تفاوت میان بزرگی کسب‌وکار و بازده سرمایه‌گذاری است. برتری درآمدی والمارت مزیتی ساختاری محسوب می‌شود، اما ارزش سهام آن به میزان رشدی بستگی دارد که قیمت فعلی از پیش در خود منعکس کرده است. هوم دیپو نیز با وجود نوسان‌های چرخه‌ای، در صورت حفظ سودآوری و جریان نقدی می‌تواند گزینه‌ای جذاب‌تر از منظر درآمد نقدی باشد. بنابراین، تصمیم حرفه‌ای نه بر پایه مقایسه ساده فروش، بلکه بر مبنای ارزش‌گذاری، کیفیت سود و بازده مورد انتظار اتخاذ می‌شود.» بابک شیری ارزش‌گذاری و سود نقدی؛ نقطه تمایز سرمایه‌گذاری طبق ارقام نقل‌شده در مقاله، نسبت قیمت به سود هوم دیپو حدود ۲۱ برابر و برای والمارت حدود ۴۱ برابر بوده است. همچنین بازده سود نقدی هوم دیپو نزدیک به ۳٫۲ درصد و والمارت کمتر از یک درصد گزارش شده است. این تفاوت می‌تواند هوم دیپو را برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور جذاب‌تر کند؛ اما نسبت قیمت به سود پایین‌تر به‌تنهایی نشانه ارزندگی قطعی نیست. چشم‌انداز رشد، پایداری سود، بدهی و جریان نقدی باید در کنار ارزش‌گذاری سنجیده شوند. جمع‌بندی والمارت از نظر مقیاس فروش، گستردگی بازار و ظرفیت رشد بلندمدت برتری دارد. هوم دیپو در مقابل، با تمرکز تخصصی بر بازار بهسازی خانه و بازده سود نقدی بالاتر، می‌تواند انتخاب مناسبی برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور باشد. انتخاب میان این دو شرکت به هدف سرمایه‌گذاری، تحمل ریسک و قیمت خرید بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش درآمدزایی سه‌ماهه سوم بانک آمریکا

سود هر سهم (EPS) واقعی............. 1.08 پیش‌بینی............ 1.10 درآمدزایی فصلی (REVENUE) واقعی............ 29.96 میلیارد دلار پیش‌بینی........... 30.76 میلیارد دلار

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

آیا سهام بانک آمریکا پیش از انتشار گزارش مالی سه‌ماهه سوم ارزش خرید دارد؟

سهام بانک آمریکا در هفته‌های اخیر تحت فشار قرار گرفته و افزایش بازده اوراق قرضه نیز فضای فعالیت بانک‌های بزرگ ایالات متحده را دشوارتر کرده است. اکنون نگاه سرمایه‌گذاران به گزارش مالی سه‌ماهه سوم این بانک، در روز چهارشنبه ۱۴ اکتبر، دوخته شده است؛ گزارشی که می‌تواند تصویری روشن‌تر از درآمدهای بهره‌ای، کیفیت تسهیلات و چشم‌انداز سودآوری آن ارائه دهد. در یک نگاه افزایش بازده اوراق قرضه، هزینه تأمین مالی بانک‌ها را تحت فشار قرار داده است. بانک آمریکا برای درآمدهای بانکداری سرمایه‌گذاری و معاملات، چشم‌انداز محتاطانه‌تری دارد. رشد درآمد خالص بهره و کیفیت اعتباری، محورهای اصلی گزارش پیش‌رو خواهند بود. افت اخیر قیمت، جذابیت بلندمدت سهم را افزایش داده؛ اما نتیجه گزارش مالی همچنان تعیین‌کننده است. پرسش اصلی این است: آیا افت اخیر قیمت، فرصتی برای خرید بلندمدت ایجاد کرده یا ریسک‌های پیش‌رو هنوز اجازه چنین نتیجه‌گیری‌ای را نمی‌دهند؟ درآمد خالص بهره؛ مهم‌ترین متغیر گزارش مدیریت بانک آمریکا پیش‌تر اعلام کرده بود که کارمزدهای بانکداری سرمایه‌گذاری ممکن است در سه‌ماهه سوم نسبت به سال گذشته حدود ۱۰ درصد کاهش یابد. همچنین انتظار می‌رفت درآمد معاملات تقریباً بدون تغییر بماند. این اظهارات نشان می‌دهد که نباید برای بخش‌های یادشده انتظار عملکردی قدرتمند داشت. در چنین شرایطی، درآمد خالص بهره اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ یعنی تفاوت میان درآمد حاصل از دارایی‌های بهره‌زا، مانند وام‌ها، و هزینه پرداختی بابت منابع مالی، از جمله سپرده‌ها. مدیر مالی بانک در گزارش قبلی اعلام کرده بود که رشد سالانه این درآمد در سال ۲۰۲۶ می‌تواند به محدوده بالایی از پیش‌بینی قبلی، یعنی ۶ تا ۸ درصد، نزدیک شود. تحقق این هدف به رشد وام و سپرده، مسیر نرخ بهره و هزینه جذب منابع وابسته است. افزایش نرخ بهره؛ فرصت یا تهدید؟ بانک آمریکا از نظر ساختار ترازنامه، نسبت به افزایش نرخ بهره حساس است. دارایی‌های این بانک ممکن است سریع‌تر از بدهی‌های آن با نرخ‌های جدید تطبیق پیدا کنند؛ موضوعی که در صورت مدیریت مناسب هزینه سپرده‌ها، می‌تواند حاشیه سود بهره‌ای را تقویت کند. از سوی دیگر، افزایش بازده اوراق قرضه الزاماً به معنای افزایش سودآوری نیست. اگر هزینه تأمین منابع سریع‌تر بالا برود، رشد تقاضای وام کاهش یابد یا توان بازپرداخت مشتریان تضعیف شود، بخشی از مزیت افزایش نرخ بهره از بین خواهد رفت. بنابراین، سرمایه‌گذاران باید به راهنمایی مدیریت درباره درآمد خالص بهره و نحوه تغییر هزینه سپرده‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشند. “ «نکته کلیدی این است که افت قیمت به‌تنهایی نشانه ارزندگی نیست؛ ارزش واقعی زمانی آشکار می‌شود که پایداری درآمدها با کیفیت دارایی‌ها و هزینه تأمین مالی سنجیده شود. اگر بانک آمریکا بتواند رشد درآمد خالص بهره را حفظ کند، بدون آنکه کیفیت اعتباری تضعیف شود، افت اخیر می‌تواند فرصتی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت باشد. بااین‌حال، پیش از مشاهده ارقام واقعی و راهنمایی تازه مدیریت، ترجیح می‌دهم این سهم را گزینه‌ای جذاب اما مشروط بدانم، نه خریدی قطعی و بدون ریسک.» بابک شیری کیفیت اعتباری و ارزش‌گذاری کیفیت اعتباری نیز عامل مهم دیگری است. اگر مطالبات معوق و زیان‌های اعتباری افزایش محسوسی پیدا کنند، بانک ممکن است ناچار به اختصاص ذخایر بیشتری شود؛ اتفاقی که مستقیماً بر سودآوری اثر می‌گذارد. با وجود این ریسک‌ها، بانک آمریکا از مقیاس عملیاتی گسترده، پایگاه سپرده‌ای بزرگ و حضور متنوع در بخش‌های مختلف خدمات مالی برخوردار است. افت قیمت سهام در ماه گذشته نیز ارزش‌گذاری آن را پایین آورده و می‌تواند برای سرمایه‌گذاران بلندمدت جذابیت ایجاد کند؛ البته به شرط آنکه کاهش قیمت با افت پایدار کیفیت کسب‌وکار همراه نباشد. جمع‌بندی بانک آمریکا پیش از انتشار گزارش سه‌ماهه سوم، با دو نیروی متضاد روبه‌رو است: فشار ناشی از افزایش بازده اوراق قرضه و ضعف احتمالی درآمدهای معاملاتی از یک سو، و ظرفیت بهبود درآمد خالص بهره و مزیت مقیاس عملیاتی از سوی دیگر. در افق کوتاه‌مدت، حفظ یا افزایش پیش‌بینی رشد درآمد خالص بهره می‌تواند به واکنش مثبت بازار کمک کند؛ در مقابل، افزایش زیان‌های اعتباری یا رشد شدید هزینه سپرده‌ها احتمال افت بیشتر سهم را بالا می‌برد. برای سرمایه‌گذاران بلندمدت، خرید پله‌ای پس از بررسی گزارش مالی می‌تواند رویکردی محتاطانه‌تر از ورود سنگین پیش از انتشار نتایج باشد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بانک‌های بزرگ آمریکا در آستانه انتشار گزارش‌های مالی؛ نرخ بهره و چشم‌انداز وام‌دهی زیر ذره‌بین

گزارش‌های مالی سه‌ماهه سوم بانک‌های بزرگ آمریکا در هفته جاری، در شرایطی منتشر می‌شود که افزایش بازده اوراق خزانه‌داری، احتمال تداوم سیاست انقباضی فدرال رزرو و کاهش تحرک بازار عرضه اولیه سهام، چشم‌انداز این صنعت را پیچیده‌تر کرده است. اگرچه تحلیلگران همچنان رشد سودآوری بانک‌ها را پیش‌بینی می‌کنند، هزینه تأمین منابع، تقاضای تسهیلات و درآمدهای بانکداری سرمایه‌گذاری می‌توانند مسیر عملکرد آنها را تغییر دهند. در یک نگاه بانک‌های بزرگ آمریکا از ۲۱ مهر گزارش‌های سه‌ماهه سوم خود را منتشر می‌کنند. افزایش نرخ‌های بازار اوراق می‌تواند هزینه تأمین منابع و فشار بر تقاضای وام را افزایش دهد. کندشدن عرضه‌های اولیه سهام، چشم‌انداز درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری را تهدید می‌کند. کیفیت اعتباری تسهیلات، ذخایر زیان و پیش‌بینی درآمد بهره‌ای، مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی هستند. بر اساس گزارش رویترز در ۸ اکتبر و تحلیل منتشرشده از سوی چارلز شواب در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶، سرمایه‌گذاران علاوه بر ارقام سود و درآمد، به دنبال نشانه‌هایی از کیفیت دارایی‌ها، هزینه سپرده‌ها و پایداری فعالیت‌های معاملاتی خواهند بود. چرا گزارش بانک‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد؟ بانک‌ها در ابتدای فصل انتشار گزارش‌های مالی، تصویری نسبتاً گسترده از وضعیت اقتصاد آمریکا ارائه می‌کنند. عملکرد آنها نشان می‌دهد خانوارها و شرکت‌ها تا چه اندازه برای دریافت وام، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی آمادگی دارند. با وجود رشد مورد انتظار سود بانک‌های بزرگ، عملکرد بخش مالی بازار سهام در سه‌ماهه سوم ضعیف‌تر از شاخص کل بوده است. برآوردهای منتشرشده در گزارش شواب نیز نشان می‌دهد رشد سود شرکت‌های بخش مالی شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ حدود ۳٫۳ درصد است؛ رقمی پایین‌تر از رشد پیش‌بینی‌شده برای کل شاخص. افزایش بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند هزینه استقراض بانک‌ها و مشتریان آنها را بالا ببرد. همچنین اگر نرخ سپرده‌ها سریع‌تر از درآمد حاصل از تسهیلات افزایش یابد، حاشیه سود بهره‌ای بانک‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد. عرضه اولیه و معاملات؛ دو منبع مهم ریسک یکی از نگرانی‌های اصلی، احتمال کاهش درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری است. افزایش نوسان نرخ‌های بهره و دشوارترشدن شرایط تأمین مالی، برخی شرکت‌ها را به تعویق عرضه اولیه سهام واداشته است. کاهش تعداد معاملات بزرگ می‌تواند درآمد کارمزد بانک‌هایی را که در پذیره‌نویسی، ادغام و تأمین مالی شرکت‌ها فعال‌اند، محدود کند. بانک آمریکا پیش‌تر هشدار داده بود که درآمد کارمزدهای بانکداری سرمایه‌گذاری آن در سه‌ماهه سوم دست‌کم ۱۰ درصد کاهش می‌یابد و درآمد معاملات احتمالاً ثابت می‌ماند. در مقابل، جی‌پی‌مورگان انتظار افزایش درآمدهای کارمزد و معاملات را مطرح کرده است. با این حال، افزایش نوسان در بازار اوراق می‌تواند فرصت‌هایی برای واحدهای معاملاتی بانک‌ها ایجاد کند؛ بنابراین تأثیر نرخ‌های بالاتر بر همه بانک‌ها یکسان نخواهد بود. بانک سود هر سهم مورد انتظار تغییر سالانه سود جی‌پی‌مورگان ۵٫۹۳ دلار ۱۶٫۴٪+ ولز فارگو ۱٫۸۴ دلار ۱۱٫۴٪+ مورگان استنلی ۲٫۹۴ دلار ۳٫۹٪+ بانک آمریکا ۱٫۱۰ دلار ۵٫۷٪+ گلدمن ساکس ۱۳٫۰۹ دلار ۶٫۴٪+ سیتی‌گروپ ۲٫۶۵ دلار ۴۳٫۱٪+ منبع برآورد EPS: تقویم مالی ارسالی، مربوط به ۱۳ و ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶. درصدهای رشد سالانه مطابق جدول اولیه هستند و پیش از انتشار باید جداگانه راستی‌آزمایی شوند. جی‌پی‌مورگان، گلدمن ساکس، سیتی‌گروپ و ولز فارگو در سه‌شنبه ۲۱ مهر و مورگان استنلی و بانک آمریکا در چهارشنبه ۲۲ مهر گزارش می‌دهند. “ «از منظر تحلیلی، مهم‌ترین نکته در گزارش‌های این هفته فاصله میان رشد اسمی سود و کیفیت واقعی آن است. افزایش سود سیتی‌گروپ یا جی‌پی‌مورگان زمانی ارزشمندتر می‌شود که با ثبات هزینه سپرده‌ها، کیفیت مناسب تسهیلات و چشم‌انداز قابل اتکای درآمد همراه باشد. در محیطی که بازده اوراق و هزینه سرمایه رو به افزایش است، بازار احتمالاً به پیش‌بینی‌های آینده بیش از عملکرد گذشته وزن می‌دهد؛ ازاین‌رو، لحن مدیران درباره حاشیه سود، ریسک اعتباری و جریان معاملات می‌تواند برای ارزش‌گذاری سهام بانکی تعیین‌کننده‌تر از عبور صرف از برآورد سود باشد.» بابک شیری سرمایه‌گذاران باید چه شاخص‌هایی را بررسی کنند؟ مهم‌ترین معیار، پیش‌بینی بانک‌ها از درآمد بهره‌ای در سه‌ماهه چهارم است. کاهش این پیش‌بینی می‌تواند نشانه محدودشدن حاشیه سود یا افت تقاضای تسهیلات باشد. میزان ذخایر زیان اعتباری نیز اهمیت دارد؛ افزایش آن ممکن است بیانگر نگرانی مدیریت بانک از نکول بیشتر وام‌گیرندگان باشد. در کنار این موارد، روند هزینه سپرده‌ها، رشد وام‌دهی، کیفیت اعتباری مشتریان و چشم‌انداز درآمد معاملات باید بررسی شود. حتی اگر سود گذشته بهتر از انتظار باشد، پیش‌بینی محتاطانه مدیریت می‌تواند واکنش منفی بازار را به دنبال داشته باشد. جمع‌بندی گزارش‌های پیش‌روی بانک‌های بزرگ آمریکا آزمونی برای سنجش مقاومت نظام بانکی در برابر نرخ‌های بهره بالاتر و کاهش احتمالی فعالیت‌های تأمین مالی است. رشد سود مورد انتظار، به‌تنهایی برای تضمین عملکرد مطلوب سهام بانکی کافی نیست؛ کیفیت سود، هزینه منابع و چشم‌انداز اعتباری تعیین می‌کنند که این رشد تا چه اندازه پایدار خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶

در یک نگاه رکورد تاریخی سودآوری: پیش‌بینی می‌شود بانک‌های جهان در سال ۲۰۲۶ حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده تاکنون. سود ۷۰۰ میلیون دلاری جی‌پی مورگان: این بانک در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ از معاملات طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها حدود ۷۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. تداوم ریسک بازار: نوسانات شدید می‌توانند در کنار فرصت‌های سودآوری، زیان‌های سنگینی نیز برای بانک‌ها به همراه داشته باشند. معامله‌گران فلزات گران‌بها در بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، در نیمه نخست سال جاری میلادی به سودهای بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند. این روند بانک‌ها را در مسیر ثبت بهترین عملکرد سالانه تاریخ خود قرار داده است؛ چراکه افزایش چشمگیر تقاضای سرمایه‌گذاران و نوسانات شدید قیمت‌ها، فرصت‌های سودآوری گسترده‌ای برای معامله‌گران ایجاد کرده است. جی‌پی مورگان (JPMorgan)، یکی از بازیگران اصلی این بازار، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰۰ میلیون دلار از معاملات و مدیریت طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها درآمد کسب کرده است. این رقم را افرادی آگاه از عملکرد بانک اعلام کرده‌اند که به دلیل محرمانه بودن اطلاعات، نخواسته‌اند نامشان فاش شود. بهترین عملکرد سالانه این بانک در این حوزه به سال ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که سود آن اندکی بیش از یک میلیارد دلار بود. به گفته منابع مطلع، چند بانک بزرگ دیگر نیز از معاملات فلزات گران‌بها صدها میلیون دلار سود به دست آورده‌اند؛ موضوعی که رقابت را در بازاری تشدید کرده است که مدت‌ها تحت سلطه جی‌پی مورگان بوده است. بر اساس اطلاعات یکی از افراد آگاه از عملکرد دویچه‌بانک (Deutsche Bank)، واحد معاملات این بانک که با اقدامی خبرساز بار دیگر حضور خود را در بازار شمش طلا گسترش داده، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک در سطح جهانی، پیش‌بینی می‌شود بانک‌ها در سال جاری میلادی حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ رقمی که بر اساس مجموعه داده‌های شرکت تحلیل خدمات مالی «کریسیل کولیشن گرینویچ» (Crisil Coalition Greenwich)، بالاترین میزان ثبت‌شده تاکنون خواهد بود. معاملات انرژی و فلزات به یکی از محرک‌های اصلی درآمد شرکت‌های وال‌استریت، از جمله گلدمن ساکس، بانک آمریکا (Bank Of America) و مورگان استنلی (Morgan Stanley) تبدیل شده است. میزهای معاملاتی این شرکت‌ها می‌توانند از نوسانات قیمت و اختلالات بازار ناشی از درگیری‌های جهانی و تنش‌های تجاری سود ببرند. در این میان، فلزات گران‌بها به‌ویژه سودآور بوده‌اند. موج خریدهای سفته‌بازانه، قیمت طلا و نقره را در اوایل سال جاری به بالاترین سطوح تاریخی خود رساند. در جریان این رشد قیمتی، ابزارهای مالی مانند اختیار معامله (Option) با سررسید کوتاه‌مدت و صندوق‌های قابل معامله در بورس اهرمی (ETF) محبوبیت بیشتری پیدا کردند. سرمایه‌گذاران به دنبال ابزارهایی بودند که امکان افزایش سریع‌تر بازدهی را فراهم کنند. میزهای معاملاتی همچنین از جابه‌جایی شمش‌های طلا در نقاط مختلف جهان سودهای قابل‌توجهی به دست آوردند. آن‌ها از اختلاف قیمت میان مراکز اصلی معاملات جهانی بهره بردند؛ اختلاف‌هایی که فرصت‌های آربیتراژ ایجاد کرده بود. ✔️ بیشتر بخوانید: فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟ گرگ فریت، معامله‌گر ارشد فلزات گران‌بها در گروه سنتالیون (Centalion Group)، شرکت تجارت جهانی که پیش‌تر با نام گونور (Gunvor) شناخته می‌شد، در جریان میزگرد کنفرانس انجمن بازار شمش لندن (LBMA) در ایتالیا در هفته جاری گفت: «بیشتر افرادی که در اینجا با آن‌ها صحبت کرده‌ام، سال بسیار خوبی را پشت سر گذاشته‌اند؛ سالی رکوردشکن.» به گفته افراد آگاه، چند بانک برای بهره‌برداری از فرصت‌های رو به رشد این بازار، درصدد پیوستن به گروه کوچکی از مؤسسات مالی هستند که خدمات نگهداری شمش در خزانه و تسویه معاملات را در بازار طلای لندن ارائه می‌کنند. لندن بزرگ‌ترین مرکز معاملات شمش طلا در جهان است و این خدمات، زیرساخت اصلی فعالیت این بازار به شمار می‌روند. سیتی‌گروپ (Citigroup) در اوایل سال جاری میلادی به نخستین مؤسسه جدیدی تبدیل شد که پس از یک دهه وارد این حوزه شده است. این بانک به جی‌پی مورگان، یوبی‌اس (UBS)، اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) و آی‌سی‌بی‌سی استاندارد بانک پیوست. به گزارش پیشین بلومبرگ، دویچه‌بانک و مورگان استنلی نیز به دنبال ورود به این حوزه هستند. سخنگویان جی‌پی مورگان و دویچه‌بانک از اظهارنظر در این باره خودداری کردند. آنگاد چاتوال، رئیس بخش درآمد ثابت، ارز و کامودیتی در شرکت کولیشن، می‌گوید درآمد جهانی بانک‌ها از معاملات فلزات گران‌بها، سال گذشته نیز به رکورد تاریخی رسیده بود و این روند صعودی همچنان ادامه دارد. او دلیل این رشد را «تداوم نوسانات شدید بازار و مشارکت گسترده سرمایه‌گذاران در بازارهای طلا و نقره» عنوان کرد. ژانویه برای میزهای معاملاتی فلزات گران‌بها ماهی به‌ویژه سودآور بود؛ چرا که سفته‌بازان در سراسر جهان به خرید طلا و نقره روی آوردند و قیمت این فلزات را به سطوحی بی‌سابقه رساندند. با این حال، از آن زمان قیمت‌ها تا حدودی عقب‌نشینی کرده‌اند. آغاز جنگ در خاورمیانه باعث جهش قیمت انرژی شد و انتظارات درباره انقباض سیاست‌های پولی و افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کرد. با وجود این عقب‌نشینی، قیمت نقدی طلا و نقره همچنان بیش از دو برابر سطوح ابتدای سال ۲۰۲۴ است. البته نوسانات شدید و اختلاف‌های چشمگیر قیمت در بازار همیشه به سود معامله‌گران تمام نمی‌شود. چنین شرایطی می‌تواند در صورت اتخاذ موقعیت معاملاتی اشتباه از سوی بانک‌ها، زیان‌های سنگینی نیز به همراه داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تقویم مهم بازارهای سهام آمریکا و جهان: ۲۰ تا ۲۵ مهر ۱۴۰۵

بازارهای سهام جهان در هفته منتهی به ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶، برابر با ۲۴ مهر ۱۴۰۵، با مجموعه‌ای از عوامل اثرگذار روبه‌رو هستند که می‌تواند انتظارات سرمایه‌گذاران برای ماه‌های پایانی سال را تغییر دهد. در آمریکا، انتشار آمار تورم و آغاز فصل گزارش‌های مالی شرکت‌ها در کانون توجه قرار دارد؛ در اروپا، نگرانی درباره هزینه تأمین مالی دولت‌ها و تفاوت عملکرد صنایع، مسیر بازارها را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ و در آسیا، رونق صنعت نیمه‌رساناها و تحولات تجارت جهانی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده است. در یک نگاه تورم آمریکا و گزارش سود بانک‌های بزرگ، جهت کوتاه‌مدت بازار سهام را در هفته پیش رو مشخص می‌کنند. رشد بیش از ۳۰ درصدی سود شرکت‌های بزرگ آمریکایی، در برابر افزایش بازده اوراق و هزینه انرژی قرار گرفته است. در اروپا، تفاوت عملکرد کشورها نشان می‌دهد که فناوری، بدهی دولت‌ها و ساختار صنایع نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. در آسیا، وابستگی بازارها به تراشه‌ها، تقاضای جهانی و تحولات انرژی، فرصت رشد را با ریسک نوسان همراه کرده است. فهرست مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی و سهامی هفته دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ | گزارش‌های مهم سهام دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی مقدمه؛ بازارها در آزمون هم‌زمان تورم، سودآوری و ریسک بازار سهام آمریکا؛ رکوردهای تازه در کنار نشانه‌های احتیاط تورم آمریکا؛ آزمون اصلی سیاست پولی فصل گزارش‌های مالی؛ بانک‌ها چه چیزی درباره اقتصاد می‌گویند؟ بازده اوراق و نفت؛ دو متغیر تعیین‌کننده برای ارزش سهام تقویم اقتصادی آمریکا؛ داده‌هایی فراتر از تورم بازارهای اروپا؛ تفاوت عملکرد کشورها و صنایع چشم‌انداز اروپا؛ بدهی، انرژی و توان رقابتی بازارهای آسیا؛ رونق تراشه‌ها در کنار ریسک انرژی و تقاضا   دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ | گزارش‌های مهم سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS لوئی ویتون (ADR) LVMUY ۸۵٫۳۸ دلار ۲۰۹٫۹ میلیارد دلار ۲۱٫۰۷ میلیارد دلار — پراگرسیو (Progressive) PGR ۲۱۷٫۴۳ دلار ۱۲۶٫۴۱ میلیارد دلار — ۴٫۳۰ دلار وین‌فست (VinFast) VFS ۳٫۰۶ دلار ۷٫۱۶ میلیارد دلار — −۰٫۲۷ دلار دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی — CAD تعطیلی روز شکرگزاری کانادا تعطیل عمومی — JPY روز ورزش ژاپن تعطیلی عمومی ۱۶:۲۰ GBP سخنرانی مان، عضو کمیته سیاست پولی بانک مرکزی انگلیس — سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS جی‌پی مورگان چیس JPM ۳۳۲٫۹۹ دلار ۸۸۵٫۱۵ میلیارد دلار ۵۱٫۲۳ میلیارد دلار ۵٫۹۳ دلار گلدمن ساکس GS ۸۹۵٫۳۲ دلار ۲۷۱٫۰۷ میلیارد دلار ۱۶٫۸۶ میلیارد دلار ۱۳٫۰۹ دلار ولز فارگو WFC ۸۳٫۵۵ دلار ۲۵۲٫۶۶ میلیارد دلار ۲۲٫۳۱ میلیارد دلار ۱٫۸۴ دلار سیتی‌گروپ C ۱۲۹٫۶۴ دلار ۲۱۷٫۴۶ میلیارد دلار ۲۳٫۷۲ میلیارد دلار ۲٫۶۵ دلار جانسون اند جانسون JNJ ۲۶۱٫۴۴ دلار ۶۳۰٫۰۴ میلیارد دلار ۲۵٫۳۸ میلیارد دلار ۲٫۵۴ دلار یونایتد‌هلث گروپ UNH ۳۷۹٫۳۰ دلار ۳۴۰٫۴۶ میلیارد دلار ۱۱۱٫۳۱ میلیارد دلار ۴٫۱۲ دلار سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۲:۳۱ GBP شاخص خرده‌فروشی BRC (سالانه، سپتامبر) ۰٫۵٪ ۰٫۸٪ ۰۴:۰۰ AUD صورت‌جلسه نشست بانک مرکزی استرالیا (RBA) — ۰۴:۰۰ AUD شاخص اعتماد کسب‌وکار (سپتامبر) −۸ — ۰۹:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۶٪ ۰٫۶٪ ۰۹:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده (سالانه، سپتامبر) ۳٫۳٪ ۳٫۳٪ ۱۰:۴۵ EUR سخنرانی الدرسون، عضو بانک مرکزی اروپا — ۱۱:۱۵ USD سخنرانی والر، عضو هیئت‌رئیسه فدرال رزرو — ۱۳:۳۰ USD گزارش ماهانه اوپک — ۱۵:۴۵ USD تغییرات هفتگی اشتغال ADP ۲۳٫۸ هزار — ۱۷:۳۰ USD فروش خانه‌های دست‌دوم (سپتامبر) ۳٫۹۸ میلیون ۳٫۹۷ میلیون ۱۷:۳۰ USD تغییر ماهانه فروش خانه‌های دست‌دوم (سپتامبر) −۲٫۰٪ — ۲۱:۰۰ EUR سخنرانی لین، عضو بانک مرکزی اروپا — ۲۱:۳۰ USD تراز بودجه فدرال (سپتامبر) −۱۶۷٫۰ میلیارد دلار — چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS ASML (رسید سپرده آمریکایی) ASML ۱٬۷۸۰٫۳۴ دلار ۶۸۹٫۰۳ میلیارد دلار ۱۳٫۱۶ میلیارد دلار ۱۲٫۱۳ دلار بانک آو آمریکا BAC ۵۴٫۳۲ دلار ۳۷۹٫۸۵ میلیارد دلار ۳۰٫۵۸ میلیارد دلار ۱٫۱۰ دلار مورگان استنلی MS ۱۹۰٫۰۲ دلار ۲۹۸٫۴۴ میلیارد دلار ۱۹٫۹۶ میلیارد دلار ۲٫۹۴ دلار بلک‌راک BLK ۱٬۰۸۲٫۳۹ دلار ۱۷۵٫۸۶ میلیارد دلار ۷٫۴۴ میلیارد دلار ۱۴٫۳۰ دلار فستنل FAST ۵۰٫۷۵ دلار ۵۸٫۲۴ میلیارد دلار ۲٫۴۴ میلیارد دلار ۰٫۳۳۷۹ دلار چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۵:۰۰ CNY شاخص بهای مصرف‌کننده چین (سالانه، سپتامبر) ۰٫۸٪ ۱٫۰٪ ۰۵:۰۰ CNY شاخص بهای مصرف‌کننده چین (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۴٪ — ۰۵:۰۰ CNY شاخص بهای تولیدکننده چین (سالانه، سپتامبر) ۳٫۸٪ ۴٫۵٪ ۰۵:۴۰ EUR سخنرانی لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا — ۰۹:۰۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۰۹:۳۰ GBP سخنرانی پیل، عضو بانک مرکزی انگلیس — ۰۹:۳۵ CAD سخنرانی مکلم، رئیس بانک مرکزی کانادا — ۱۱:۳۰ EUR سخنرانی الدرسون، عضو بانک مرکزی اروپا — ۱۱:۴۵ EUR سخنرانی بوخ، نایب‌رئیس بانک مرکزی آلمان — ۱۲:۰۰ EUR سخنرانی لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا — ۱۲:۳۰ USD گزارش ماهانه آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) — ۱۳:۱۰ USD سخنرانی بومن، عضو کمیته بازار آزاد فدرال رزرو — ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای مصرف‌کننده خالص (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۳٪ ۰٫۲٪ ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای مصرف‌کننده خالص (سالانه، سپتامبر) ۲٫۴٪ ۲٫۵٪ ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای مصرف‌کننده (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۴٪ ۰٫۶٪ ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای مصرف‌کننده (سالانه، سپتامبر) ۳٫۴٪ ۳٫۶٪ ۱۶:۰۰ CAD مجوزهای ساخت‌وساز (ماهانه، اوت) −۱۷٫۳٪ ۳٫۱٪ ۱۷:۰۰ USD شاخص‌های پیشرو اقتصادی (ماهانه) −۰٫۱٪ — ۱۸:۳۷ CNY تراز تجاری چین (سپتامبر، دلار) ۱۱۹٫۰۹ میلیارد دلار ۱۱۸٫۱۰ میلیارد دلار ۱۸:۳۷ CNY رشد سالانه صادرات چین (سپتامبر) ۲۵٫۰٪ ۲۵٫۳٪ ۱۸:۳۷ CNY رشد سالانه واردات چین (سپتامبر) ۲۸٫۲٪ ۲۳٫۵٪ ۱۹:۴۵ EUR سخنرانی شنابل، عضو بانک مرکزی اروپا — ۲۱:۳۰ USD گزارش بژ فدرال رزرو؛ ارزیابی وضعیت اقتصاد آمریکا — پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS شرکت تولید نیمه‌رسانای تایوان (TSMC) TSM ۴۵۳٫۳۱ دلار ۲٫۰۷ تریلیون دلار ۴۵٫۴۱ میلیارد دلار ۴٫۴۲ دلار چارلز شواب SCHW ۹۶٫۷۰ دلار ۱۶۷٫۲۳ میلیارد دلار ۷٫۲۰ میلیارد دلار ۱٫۶۶ دلار اینترکتیو بروکرز IBKR ۸۷٫۸۷ دلار ۱۴۹٫۴۹ میلیارد دلار ۱٫۸۷ میلیارد دلار ۰٫۶۷۱۳ دلار پی‌ان‌سی فایننشال PNC ۲۱۹٫۲۱ دلار ۸۷٫۴۵ میلیارد دلار ۶٫۶۱ میلیارد دلار ۴٫۹۱ دلار یو‌اس بنکورپ USB ۵۷٫۰۸ دلار ۸۸٫۹۳ میلیارد دلار ۷٫۹۹ میلیارد دلار ۱٫۳۲ دلار بانک نیویورک ملون BNY ۱۴۲٫۷۱ دلار ۹۶٫۸۳ میلیارد دلار ۵٫۵۵ میلیارد دلار ۲٫۲۶ دلار پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۰:۰۰ USD گزارش هفتگی ذخایر نفت خام مؤسسه API −۲٫۰۹۰ میلیون بشکه — ۰۴:۰۰ AUD تغییرات اشتغال استرالیا (سپتامبر) ۳۹٫۵ هزار ۲۰٫۰ هزار ۰۴:۰۰ AUD تغییرات اشتغال تمام‌وقت استرالیا (سپتامبر) −۶٫۳ هزار — ۰۴:۰۰ AUD نرخ بیکاری استرالیا (سپتامبر) ۴٫۶٪ ۴٫۶٪ ۰۶:۱۵ EUR سخنرانی بوخ، نایب‌رئیس بانک مرکزی آلمان — ۰۶:۲۵ USD سخنرانی بومن، عضو کمیته بازار آزاد فدرال رزرو — ۰۷:۱۰ GBP سخنرانی وودز، نایب‌رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۰۷:۱۰ GBP سخنرانی پیل، عضو بانک مرکزی انگلیس — ۰۸:۰۰ JPY تولیدات صنعتی ژاپن (ماهانه، اوت) −۱٫۷٪ −۱٫۷٪ ۰۹:۳۰ GBP تولید ناخالص داخلی بریتانیا (ماهانه، اوت) ۰٫۴٪ −۰٫۱٪ ۰۹:۳۰ GBP تولیدات صنعتی بریتانیا (ماهانه، اوت) ۰٫۲٪ −۰٫۱٪ ۰۹:۳۰ GBP تولیدات کارخانجات بریتانیا (ماهانه، اوت) ۰٫۹٪ ۰٫۱٪ ۰۹:۳۰ GBP تغییرات GDP؛ مقایسه رشد سه‌ماهه اخیر با دوره قبل (اوت) ۰٫۴٪ — ۰۹:۳۰ GBP تراز تجاری بریتانیا (اوت) −۲۰٫۹۷ میلیارد پوند −۲۱٫۸۰ میلیارد پوند ۰۹:۳۰ GBP تراز تجاری بریتانیا با کشورهای خارج از اتحادیه اروپا (اوت) −۹٫۶۶ میلیارد پوند — ۱۰:۰۰ CHF شاخص بهای تولیدکننده سوئیس (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۷٪ ۰٫۵٪ ۱۱:۰۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۱۲:۳۰ CAD سخنرانی راجرز، عضو بانک مرکزی کانادا — ۱۲:۳۰ CNY وام‌های جدید به مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها (سپتامبر) ۶۰٫۰ میلیارد یوان ۹۷۵٫۰ میلیارد یوان ۱۲:۳۰ EUR تولیدات صنعتی منطقه یورو (ماهانه، اوت) −۰٫۱٪ ۰٫۱٪ ۱۴:۳۰ GBP برآورد ماهانه GDP بریتانیا توسط مؤسسه NIESR (سپتامبر) ۰٫۵٪ — ۱۶:۰۰ USD شاخص بیمه‌شدگان بیکار آمریکا ۱٬۷۱۶ هزار نفر — ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای تولیدکننده خالص (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۲٪ ۰٫۳٪ ۱۶:۰۰ USD خرده‌فروشی خالص (ماهانه، سپتامبر) ۱٫۴٪ ۰٫۵٪ ۱۶:۰۰ USD مدعیان اولیه بیمه بیکاری آمریکا ۱۹۷ هزار نفر ۱۹۵ هزار نفر ۱۶:۰۰ USD شاخص تولیدی ایالت نیویورک (اکتبر) ۷٫۶۰۳ ۳٫۲۰ ۱۶:۰۰ USD شاخص تولید فدرال رزرو فیلادلفیا (اکتبر) ۳۷٫۸ ۲۶٫۵ ۱۶:۰۰ USD گزارش اشتغال فدرال رزرو فیلادلفیا ۱۱٫۸ — ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای تولیدکننده (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۴٪ ۰٫۵٪ ۱۶:۰۰ USD خرده‌فروشی گروه کالایی PCE (ماهانه، سپتامبر) ۱٫۴٪ — ۱۶:۰۰ USD خرده‌فروشی آمریکا (ماهانه، سپتامبر) ۱٫۲٪ ۰٫۳٪ ۱۶:۰۰ CAD فروش محصولات کارخانجات کانادا (ماهانه، اوت) −۰٫۴٪ ۱٫۱٪ ۱۶:۰۰ CAD عمده‌فروشی کانادا (ماهانه، اوت) ۰٫۳٪ −۱٫۴٪ ۱۷:۳۰ USD موجودی انبار شرکت‌ها (ماهانه، اوت) ۰٫۸٪ ۰٫۴٪ ۱۷:۳۰ USD موجودی انبار خرده‌فروشی به‌جز خودرو (ماهانه، اوت) ۰٫۱٪ ۰٫۱٪ ۱۹:۰۰ USD مدل GDP فدرال رزرو آتلانتا (سه‌ماهه سوم) ۳٫۶٪ ۳٫۶٪ ۱۹:۳۰ USD گزارش هفتگی ذخایر نفت خام اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) −۳٫۱۸۶ میلیون بشکه — ۱۹:۳۰ USD ذخایر نفت خام کوشینگ (EIA) ۰٫۴۴۴ میلیون بشکه — جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS تراولرز TRV ۳۶۸٫۷۵ دلار ۷۶٫۹۱ میلیارد دلار ۱۱٫۳۱ میلیارد دلار ۷٫۲۵ دلار تروئیست فایننشال TFC ۴۶٫۱۱ دلار ۵۶٫۳۳ میلیارد دلار ۵٫۳۵ میلیارد دلار ۱٫۱۴ دلار ام‌اند‌تی بانک MTB ۲۱۷٫۴۹ دلار ۳۱٫۴۱ میلیارد دلار ۲٫۵۳ میلیارد دلار ۴٫۹۳ دلار سیتیزنز فایننشال گروپ CFG ۶۳٫۵۷ دلار ۲۶٫۷۷ میلیارد دلار ۲٫۳۴ میلیارد دلار ۱٫۳۹ دلار یورونت ورلدواید EEFT ۶۴٫۶۰ دلار ۲٫۴۲ میلیارد دلار ۱٫۲۰ میلیارد دلار ۳٫۷۲ دلار جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۱:۰۰ NZD شاخص PMI کسب‌وکار نیوزیلند (سپتامبر) ۵۳٫۱ — ۰۱:۱۵ NZD خرده‌فروشی بر مبنای پرداخت با کارت الکترونیکی (ماهانه، سپتامبر) −۰٫۹٪ — ۰۵:۳۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۰۶:۰۰ EUR سخنرانی ناگل، رئیس بانک مرکزی آلمان — ۰۷:۰۰ USD سخنرانی وارش، عضو هیئت‌مدیره فدرال رزرو — ۰۷:۴۵ CAD سخنرانی مکلم، رئیس بانک مرکزی کانادا — ۱۲:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده خالص (سالانه، سپتامبر) ۲٫۵٪ ۲٫۵٪ ۱۲:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده منطقه یورو (سالانه، سپتامبر) ۳٫۸٪ ۳٫۸٪ ۱۲:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده منطقه یورو (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۴٪ ۰٫۶٪ ۱۲:۳۰ EUR تراز تجاری منطقه یورو (اوت) ۱۴٫۲ میلیارد یورو — ۱۵:۴۵ CAD آمار شروع ساخت‌وساز مسکونی کانادا (سپتامبر) ۲۲۹ هزار واحد ۲۳۰ هزار واحد ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای صادرات آمریکا (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۶٪ — ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای واردات آمریکا (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۷٪ ۰٫۶٪ ۱۶:۰۰ CAD خرید اوراق بهادار خارجی (اوت) ۲۰٫۶۵ میلیارد دلار کانادا — ۱۶:۴۵ USD تولیدات صنعتی آمریکا (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۰٪ ۰٫۴٪ ۱۶:۴۵ USD تولیدات صنعتی آمریکا (سالانه، سپتامبر) ۱٫۴۲٪ — ۲۰:۳۰ USD تعداد دکل‌های حفاری نفت آمریکا (بیکر هیوز) ۴۶۲ — ۲۰:۳۰ USD مجموع دکل‌های فعال نفت و گاز آمریکا (بیکر هیوز) ۶۰۳ — ۲۳:۰۰ GBP خالص موقعیت‌های آتی پوند انگلیس −۹۷٫۶ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ USD خالص موقعیت‌های آتی نفت خام ۹۹٫۱ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ USD خالص موقعیت‌های آتی طلا ۲۱۰٫۳ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ USD خالص موقعیت‌های آتی نزدک ۱۰۰ ۵۸٫۱ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ USD خالص موقعیت‌های آتی شاخص S&P 500 −۱۵۴٫۱ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ AUD خالص موقعیت‌های آتی دلار استرالیا −۹۸٫۶ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ JPY خالص موقعیت‌های آتی ین ژاپن ۶۲٫۳ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ EUR خالص موقعیت‌های آتی یورو −۹۹٫۳ هزار قرارداد — ۲۳:۳۰ USD خالص معاملات بلندمدت اوراق خزانه (اوت) −۲۷٫۹ میلیارد دلار ۱۲۵٫۷ میلیارد دلار شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS اچ‌دی‌اف‌سی بانک (ADR) HDB ۲۲٫۲۸ دلار ۱۱۲٫۶۵ میلیارد دلار ۴٫۹۱ میلیارد دلار ۰٫۳۹۲۸ دلار آی‌سی‌آی‌سی‌آی بانک (ADR) IBN ۲۷٫۸۹ دلار ۱۰۰٫۴۷ میلیارد دلار ۳٫۴۷ میلیارد دلار ۰٫۴۰۷۶ دلار اکسیس بانک (ADR) AXBKY ۵٫۰۰ دلار ۴۰٫۴۸ میلیارد دلار ۲٫۲۸ میلیارد دلار ۱٫۱۶ دلار شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۸:۱۵ EUR سخنرانی ناگل، رئیس بانک مرکزی آلمان — ۱۰:۱۵ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — مقدمه؛ بازارها در آزمون هم‌زمان تورم، سودآوری و ریسک بازارهای سهام جهان در هفته منتهی به ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶، برابر با ۲۴ مهر ۱۴۰۵، با مجموعه‌ای از عوامل اثرگذار روبه‌رو هستند که می‌تواند انتظارات سرمایه‌گذاران برای ماه‌های پایانی سال را تغییر دهد. در آمریکا، انتشار آمار تورم و آغاز فصل گزارش‌های مالی شرکت‌ها در کانون توجه قرار دارد؛ در اروپا، نگرانی درباره هزینه تأمین مالی دولت‌ها و تفاوت عملکرد صنایع، مسیر بازارها را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ و در آسیا، رونق صنعت نیمه‌رساناها و تحولات تجارت جهانی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده است. بازار سهام آمریکا هفته گذشته را با رشد شاخص‌های اصلی به پایان رساند و شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ و نزدک ترکیبی به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیدند. بااین‌حال، افزایش قیمت نفت، بالا ماندن بازده اوراق خزانه‌داری و نشانه‌هایی از تضعیف شتاب برخی گروه‌های فناوری، تصویر بازار را پیچیده‌تر کرده است. از سوی دیگر، پیش‌بینی رشد بیش از ۳۰ درصدی سود شرکت‌های شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ در سه‌ماهه سوم، انتظارات خوش‌بینانه را تقویت می‌کند؛ اما تحقق این رشد و پایداری آن هنوز باید در گزارش‌های واقعی شرکت‌ها سنجیده شود. مهم‌ترین رویداد اقتصادی هفته، انتشار شاخص قیمت مصرف‌کننده آمریکا در چهارشنبه ۲۲ مهر است. این آمار در کنار گزارش بانک‌هایی مانند جی‌پی مورگان، گلدمن ساکس، سیتی‌گروپ و ولز فارگو، اطلاعات مهمی درباره فشارهای تورمی، وضعیت اعتبار و توان مصرف‌کنندگان ارائه می‌کند. در چنین فضایی، پرسش اصلی این است که آیا رشد سود شرکت‌ها برای جبران افزایش هزینه سرمایه کافی خواهد بود یا بازارها ناچار می‌شوند بخشی از خوش‌بینی کنونی را تعدیل کنند. بازار سهام آمریکا؛ رکوردهای تازه در کنار نشانه‌های احتیاط شاخص صنعتی داوجونز در پایان معاملات جمعه ۱۷ مهر با رشد ۰٫۸۳ درصدی به ۵۱٬۶۵۴٫۹۵ واحد رسید. شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ با افزایش ۰٫۵۹ درصدی در سطح ۷٬۸۱۱٫۵۱ واحد ایستاد و شاخص نزدک ترکیبی نیز ۰٫۶۴ درصد رشد کرد و به ۲۷٬۳۶۶٫۱۷ واحد رسید. هر سه شاخص در مجموع هفته مثبتی را پشت سر گذاشتند؛ بااین‌حال، روند معاملات نشان می‌دهد که قدرت صعود در همه بخش‌های بازار یکسان نیست. در معاملات پنجشنبه ۱۶ مهر، نگرانی از افزایش قیمت نفت و تشدید فشارهای تورمی باعث افت شاخص‌ها شد. داوجونز تنها ۰٫۱۰ درصد رشد کرد، اما استاندارد اند پورز ۵۰۰ حدود ۰٫۴۷ درصد و نزدک ترکیبی ۱٫۲۵ درصد کاهش یافتند. سهام شرکت‌های تولیدکننده تراشه نیز با فشار فروش روبه‌رو شدند و شاخص این صنعت ۳٫۴ درصد افت کرد. این اختلاف عملکرد نشان می‌دهد که بازار، با وجود حفظ روند صعودی کلی، نسبت به اخبار مربوط به هزینه انرژی، تأمین مالی و ارزش‌گذاری شرکت‌های فناوری حساس‌تر شده است. بخش مهمی از رشد بازار آمریکا در سال جاری به سهام فناوری و شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی وابسته بوده است. افزایش تقاضا برای تراشه‌های پیشرفته، تجهیزات پردازشی و مراکز داده، چشم‌انداز درآمدی بسیاری از شرکت‌های این حوزه را تقویت کرده است. بااین‌حال، سرمایه‌گذاری در این زیرساخت‌ها به منابع مالی سنگین نیاز دارد و افزایش نرخ بهره می‌تواند هزینه توسعه را بالا ببرد. افزون بر این، اگر درآمدهای واقعی با انتظارات بالای سرمایه‌گذاران هماهنگ نباشد، حتی شرکت‌های برخوردار از رشد فروش نیز ممکن است با کاهش ارزش سهام مواجه شوند. یکی دیگر از نشانه‌های احتیاط، کاهش مشارکت نسبی برخی گروه‌های پیشرو در حرکت صعودی بازار است. درحالی‌که شاخص‌های اصلی رکوردهای تازه ثبت کرده‌اند، بخشی از سهام فناوری پس از رشد قابل‌توجه با اصلاح مواجه شده‌اند و گروه‌هایی مانند کالاهای مصرفی ضروری و خدمات عمومی نشانه‌هایی از بهبود نسبی نشان داده‌اند. چنین چرخشی لزوماً به معنای آغاز افت گسترده بازار نیست؛ اما می‌تواند نشان دهد که سرمایه‌گذاران در حال متنوع‌سازی دارایی‌ها و کاهش اتکای خود به سهام پرریسک‌تر هستند. تورم آمریکا؛ آزمون اصلی سیاست پولی گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده آمریکا در چهارشنبه ۲۲ مهر، مهم‌ترین داده اقتصادی هفته است. بر اساس نظرسنجی رویترز، انتظار می‌رود تورم سالانه به ۳٫۷ درصد برسد؛ رقمی که از هدف ۲ درصدی بانک مرکزی آمریکا فاصله قابل‌توجهی دارد. برای تورم هسته، که تغییرات قیمت مواد غذایی و انرژی را کنار می‌گذارد، افزایش سالانه ۲٫۵ درصدی پیش‌بینی شده است. تفاوت میان تورم کل و هسته می‌تواند در تشخیص میزان ماندگاری فشارهای قیمتی اهمیت داشته باشد. بانک مرکزی آمریکا در سپتامبر، برای نخستین بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش داد تا با فشارهای تورمی مقابله کند. اکنون داده‌های تازه می‌توانند انتظارات بازار درباره تصمیم نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر را تغییر دهند. اگر تورم بیش از پیش‌بینی‌ها افزایش یابد، احتمال تداوم سیاست پولی سخت‌گیرانه تقویت می‌شود؛ در مقابل، کاهش فشارهای قیمتی می‌تواند فضای بیشتری برای تثبیت نرخ‌ها فراهم کند. بااین‌حال، یک گزارش منفرد برای تعیین مسیر سیاست پولی کافی نیست و روند چندماهه تورم و اشتغال اهمیت بیشتری دارد. قیمت انرژی یکی از عوامل مهم این معادله است. افزایش بهای نفت می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، تولید و توزیع کالاها را بالا ببرد و به‌تدریج بر قیمت مصرف‌کننده اثر بگذارد. در همین حال، تورم خدمات همچنان یکی از نگرانی‌های اصلی سیاست‌گذاران محسوب می‌شود؛ زیرا تعدیل آن معمولاً به زمان بیشتری نیاز دارد. اگر فشار قیمت خدمات در کنار افزایش هزینه انرژی ادامه پیدا کند، حتی کاهش تورم کالاها نیز ممکن است برای بازگرداندن تورم به هدف بانک مرکزی کافی نباشد. بازارها همچنین باید به تفاوت میان واکنش اولیه و پیامدهای پایدار داده‌ها توجه کنند. انتشار تورمی بالاتر از انتظار ممکن است در کوتاه‌مدت بازده اوراق را افزایش دهد و سهام رشدی را تحت فشار قرار دهد؛ اما شدت و دوام این واکنش به جزئیات گزارش، انتظارات قبلی و ارزیابی سرمایه‌گذاران از مسیر اقتصاد بستگی خواهد داشت. در مقابل، تورم پایین‌تر از انتظار نیز تنها زمانی می‌تواند پشتوانه‌ای محکم برای بازار باشد که با نشانه‌های قابل‌قبول از فعالیت اقتصادی و سودآوری شرکت‌ها همراه شود. فصل گزارش‌های مالی؛ بانک‌ها چه چیزی درباره اقتصاد می‌گویند؟ گزارش‌های مالی سه‌ماهه سوم شرکت‌های آمریکایی در هفته جاری آغاز می‌شود و بانک‌های بزرگ در نخستین گروه از ناشران مهم قرار دارند. روز سه‌شنبه ۲۱ مهر، جی‌پی مورگان، گلدمن ساکس، سیتی‌گروپ و ولز فارگو نتایج خود را منتشر می‌کنند. جانسون اند جانسون و یونایتد هلث نیز از شرکت‌های مهمی هستند که گزارش مالی آن‌ها مورد توجه قرار خواهد گرفت. روز چهارشنبه، بانک آمریکا، مورگان استنلی، بلک‌راک و چند شرکت دیگر نتایج خود را اعلام می‌کنند. گزارش بانک‌ها از این جهت اهمیت دارد که اثر نرخ بهره را از چند مسیر آشکار می‌کند. نرخ‌های بالاتر ممکن است درآمد حاصل از وام‌دهی را تقویت کنند، اما در سوی دیگر می‌توانند هزینه جذب منابع را افزایش دهند و بازپرداخت بدهی را برای خانوارها و شرکت‌ها دشوارتر سازند. سرمایه‌گذاران همچنین به درآمد حاصل از معاملات، انتشار اوراق، مشاوره مالی و فعالیت بازار سرمایه توجه خواهند کرد. افزایش ذخایر زیان اعتباری یا نشانه‌های ضعف تقاضای وام می‌تواند پیام مهمی درباره وضعیت اقتصادی داشته باشد. بر اساس داده‌های منتشرشده از سوی مؤسسه ال‌اس‌ای‌جی، سود شرکت‌های شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ در سه‌ماهه سوم ممکن است در مجموع ۳۰٫۶ درصد افزایش یابد. انتظار می‌رود بخش انرژی با رشد سالانه ۱۲۳ درصدی و فناوری با رشد ۶۶٫۵ درصدی از محرک‌های اصلی این افزایش باشند. این ارقام، در صورت تحقق، می‌توانند از ارزش‌گذاری بازار حمایت کنند؛ اما رشد سود باید از نظر کیفیت نیز بررسی شود. افزایش درآمد پایدار و بهبود بهره‌وری، با رشد سود ناشی از عوامل موقت یا کاهش یک‌باره هزینه‌ها یکسان نیست. رفتار سهام بانک‌ها پیش از انتشار گزارش‌ها نیز قابل‌توجه است. بر اساس گزارش رویترز، شاخص بانکی استاندارد اند پورز در ماه گذشته حدود ۷٫۵ درصد کاهش یافته است؛ درحالی‌که بازده اوراق خزانه‌داری افزایش داشته است. این واگرایی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران درباره اثر نهایی نرخ‌های بالاتر بر هزینه تأمین مالی، فعالیت بازار سرمایه و سلامت وام‌گیرندگان پرسش‌هایی دارند. اگر نتایج مالی و پیش‌بینی مدیران بهتر از انتظار باشد، احتمال کاهش نگرانی‌ها وجود دارد؛ اما هشدار درباره ضعف مصرف یا افزایش زیان‌های اعتباری می‌تواند فشار بر سهام مالی را تشدید کند. بازده اوراق و نفت؛ دو متغیر تعیین‌کننده برای ارزش سهام بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا در پایان هفته گذشته در محدوده ۵٫۲۴ درصد قرار داشت؛ سطحی نزدیک به بالاترین میزان حدود ۲۴ سال اخیر. افزایش بازده اوراق دولتی، سرمایه‌گذاری در دارایی‌های کم‌ریسک‌تر را برای بخشی از سرمایه‌گذاران جذاب‌تر می‌کند و در عین حال نرخ تنزیل سودهای آینده شرکت‌ها را بالا می‌برد. این سازوکار معمولاً بر سهام رشدی، به‌ویژه شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش آن‌ها به درآمدهای دورتر وابسته است، فشار بیشتری وارد می‌کند. نفت نیز در هفته گذشته تحت تأثیر نگرانی‌های عرضه و تنش‌های خاورمیانه قرار گرفت. افزایش حملات به کشتی‌رانی در تنگه هرمز و کاهش بخشی از تولید آمریکا در پی شرایط جوی، نگرانی درباره عرضه را تقویت کرد. با افزایش قیمت نفت، فشار تورمی بیشتر می‌شود و احتمال ادامه سیاست پولی سخت‌گیرانه بالا می‌رود؛ در نتیجه، انرژی و نرخ بهره می‌توانند از دو مسیر هم‌زمان بر بازار سهام اثر بگذارند. از دیدگاه تحلیل فنی، محدوده ۸۷ تا ۹۰ دلار برای نفت خام به‌عنوان ناحیه حمایتی مورد توجه قرار گرفته است. در صورت حفظ این محدوده، بازگشت قیمت به حوالی ۱۰۰ دلار می‌تواند به‌عنوان سناریویی قابل بررسی مطرح شود؛ اما این سطح هدف قطعی نیست و به تداوم شرایط عرضه و تقاضا بستگی دارد. افزایش دوباره نفت، به‌ویژه اگر با رشد بازده اوراق همراه شود، می‌تواند فضای دشوارتری برای سهام ایجاد کند. تقویم اقتصادی آمریکا؛ داده‌هایی فراتر از تورم سه‌شنبه ۲۱ مهر، شاخص خوش‌بینی کسب‌وکارهای کوچک، تغییرات هفتگی اشتغال بخش خصوصی، فروش خانه‌های موجود و تراز بودجه دولت منتشر می‌شوند. چهارشنبه، علاوه بر شاخص قیمت مصرف‌کننده و تورم هسته، درخواست‌های وام مسکن و گزارش «کتاب بژ» بانک مرکزی آمریکا در برنامه قرار دارند. کتاب بژ تصویری کیفی از فعالیت اقتصادی مناطق مختلف کشور ارائه می‌کند و می‌تواند به روشن‌تر شدن وضعیت قیمت‌ها، اشتغال و تقاضا کمک کند. پنجشنبه ۲۳ مهر، فروش خرده‌فروشی، شاخص قیمت تولیدکننده، مطالبات بیمه بیکاری و شاخص فعالیت تولیدی فیلادلفیا منتشر خواهند شد. این داده‌ها برای سنجش توان مصرف‌کنندگان و میزان انتقال فشار هزینه‌ها به قیمت کالاها اهمیت دارند. فروش خرده‌فروشی قوی در کنار تورم بالا می‌تواند نگرانی از ماندگاری نرخ بهره بالا را تشدید کند؛ اما کاهش فروش همراه با افت شاخص‌های تولیدی ممکن است نگرانی از کند شدن رشد اقتصادی را افزایش دهد. جمعه ۲۴ مهر نیز داده‌های فعالیت خدماتی نیویورک، قیمت واردات و صادرات، تولید صنعتی و میزان استفاده از ظرفیت تولید منتشر می‌شوند. این آمارها کمک می‌کنند تا تصویر کامل‌تری از وضعیت اقتصاد آمریکا شکل بگیرد. بازارها نه‌تنها به ارقام منتشرشده، بلکه به فاصله آن‌ها با پیش‌بینی‌ها و سازگاری میان داده‌های تورم، اشتغال و تولید واکنش نشان خواهند داد. بازارهای اروپا؛ تفاوت عملکرد کشورها و صنایع بازارهای سهام اروپا در سال ۲۰۲۶ عملکرد یکسانی نداشته‌اند. بر اساس داده‌های منتشرشده در گزارش مورنینگ‌استار در ۸ اکتبر، شاخص اروپایی این مؤسسه از ابتدای سال حدود ۱۰٫۴ درصد رشد کرده است. بااین‌حال، تفاوت ترکیب صنایع و شرایط اقتصادی کشورها موجب شده است برخی بازارها به‌مراتب بهتر از میانگین منطقه عمل کنند. هلند با رشد بیش از ۳۷ درصدی شاخص خود در میان بازارهای پیشتاز قرار گرفته است. افزایش تقاضا برای تجهیزات پیشرفته تولید تراشه و رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی از عوامل مهم این عملکرد بوده‌اند. سهام شرکت ای‌اس‌ام‌ال، تولیدکننده تجهیزات لیتوگرافی پیشرفته، از ابتدای سال حدود ۸۴ درصد افزایش یافته است. ای‌اس‌ام اینترنشنال و بی‌ای‌اس‌آی نیز به‌ترتیب رشدهایی نزدیک به ۷۹ و ۴۵ درصد ثبت کرده‌اند. این عملکرد نشان می‌دهد که رونق جهانی تراشه‌ها تنها به بازار آمریکا محدود نیست و شرکت‌های اروپایی تأمین‌کننده فناوری نیز از آن بهره می‌برند. اسپانیا و ایتالیا نیز از بازارهای نسبتاً موفق بوده‌اند. شاخص اسپانیا حدود ۱۴ درصد و شاخص ایتالیا نزدیک به ۱۲ درصد رشد کرده است. در اسپانیا، عملکرد بانک‌ها، رشد اقتصادی و ورود سرمایه خارجی از عوامل حمایتی بوده‌اند. در ایتالیا نیز شرکت‌های انرژی و خدمات مرتبط با صنعت نفت نقش مهمی در تقویت بازار داشته‌اند؛ به‌طوری‌که سهام سایپم حدود ۷۶ درصد، تناریس ۵۴ درصد و انی ۵۰ درصد رشد کرده‌اند. در مقابل، فرانسه با عملکردی نزدیک به صفر از بازارهای ضعیف‌تر اروپا بوده است. نگرانی درباره بدهی دولت، بی‌ثباتی سیاسی و افت سهام کالاهای لوکس بر این بازار فشار وارد کرده‌اند. سهام ال‌و‌ام‌اچ حدود ۴۰ درصد و هرمس نزدیک به ۳۹ درصد کاهش یافته‌اند. آلمان نیز با رشد تقریبی ۳ درصدی شاخص خود عملکرد محدودی داشته است؛ فشار رقابت تولیدکنندگان چینی، هزینه گذار به خودروهای برقی و چالش‌های صنایع سنتی، از عوامل محدودکننده بازار بوده‌اند. سهام بی‌ام‌و حدود ۳۸ درصد، مرسدس بنز ۲۹ درصد و فولکس‌واگن نزدیک به ۳۱ درصد افت کرده‌اند. چشم‌انداز اروپا؛ بدهی، انرژی و توان رقابتی در سه‌ماهه پایانی سال، بازده اوراق دولتی و هزینه انرژی از عوامل مهم تعیین‌کننده مسیر بازارهای اروپایی خواهند بود. افزایش هزینه تأمین مالی دولت‌ها، به‌ویژه در کشورهایی با بدهی بالا، می‌تواند فضای بودجه‌ای را محدود کند و بر ارزش‌گذاری دارایی‌ها اثر بگذارد. اگر قیمت انرژی نیز افزایش یابد، فشار تورمی ممکن است ادامه پیدا کند و بانک مرکزی اروپا را از کاهش سریع نرخ بهره بازدارد. تفاوت عملکرد بازارهای اروپایی نشان می‌دهد که ارزیابی منطقه به‌عنوان یک مجموعه یکپارچه می‌تواند گمراه‌کننده باشد. هلند از رونق تجهیزات نیمه‌رساناها بهره برده، اسپانیا از رشد اقتصادی و عملکرد بانک‌ها حمایت گرفته و ایتالیا از افزایش ارزش شرکت‌های انرژی سود برده است. در مقابل، فرانسه با ریسک‌های مالی و ضعف کالاهای لوکس و آلمان با فشار بر صنایع و خودروسازان مواجه شده‌اند. در این شرایط، شرکت‌هایی که جریان نقدی پایدار، بدهی کنترل‌شده و توان انتقال افزایش هزینه‌ها به مشتریان دارند، احتمالاً انعطاف‌پذیری بیشتری نشان می‌دهند. بااین‌حال، پایداری رشد بازار به آن بستگی دارد که سودآوری واقعی شرکت‌ها بتواند افزایش هزینه سرمایه و فشارهای اقتصادی را جبران کند. “ «از نگاه من، بازار جهانی وارد مرحله‌ای شده است که در آن فاصله میان انتظارات و واقعیت‌های مالی، عامل تعیین‌کننده‌تری از شتاب صعود شاخص‌هاست. رونق هوش مصنوعی و رشد سود شرکت‌ها همچنان ظرفیت حمایت از بازار را دارند، اما افزایش بازده اوراق و هزینه انرژی نشان می‌دهد که سرمایه دیگر بدون مطالبه بازده متناسب، ریسک‌های بالاتر را نمی‌پذیرد. در چنین شرایطی، رویکرد حرفه‌ای نه شرط‌بندی یک‌جانبه بر ادامه رشد است و نه پیش‌بینی اصلاحی فراگیر؛ بلکه تفکیک بازارها و انتخاب شرکت‌هایی است که رشد درآمد آن‌ها به جریان نقدی پایدار تبدیل می‌شود و در برابر نرخ بهره، بدهی و نوسان تقاضا تاب‌آوری بیشتری دارند.» بابک شیری بازارهای آسیا؛ رونق تراشه‌ها در کنار ریسک انرژی و تقاضا بازارهای آسیایی در هفته پیش رو تحت تأثیر سه عامل اصلی قرار دارند: عملکرد زنجیره تأمین نیمه‌رساناها، وضعیت تقاضای جهانی برای فناوری و تغییرات قیمت انرژی. رشد بیش از ۸۰ درصدی شاخص تولیدکنندگان تراشه آمریکا از ابتدای سال، نشان‌دهنده قدرت چرخه سرمایه‌گذاری در این صنعت است؛ اما افت ۳٫۴ درصدی این شاخص در معاملات پنجشنبه یادآور می‌شود که انتظارات بالا، بازار را در برابر اخبار منفی آسیب‌پذیر کرده است. این تحولات برای بازارهای آسیایی، به‌ویژه اقتصادهای وابسته به تولید تراشه و تجهیزات الکترونیکی، اهمیت ویژه‌ای دارد. تایوان و کره جنوبی از بازارهایی هستند که عملکرد شرکت‌های نیمه‌رسانا و حافظه در آن‌ها می‌تواند بر جهت شاخص‌ها اثر قابل‌توجهی بگذارد. شرکت تولید نیمه‌رسانای تایوان از نام‌های مهم تقویم گزارش‌های مالی پنجشنبه ۲۳ مهر است و نتایج آن می‌تواند نشانه‌هایی از وضعیت سفارش‌ها، تقاضای تراشه‌های پیشرفته و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پردازشی ارائه کند. در کره جنوبی نیز پیش‌بینی سود فصلی قدرتمند سامسونگ نتوانست در معاملات اخیر از قیمت سهام حمایت کند؛ نمونه‌ای از اینکه رشد سود مورد انتظار، در صورت بالا بودن انتظارات بازار، لزوماً به افزایش قیمت سهام منجر نمی‌شود. چین نیز از مسیر تقاضای صنعتی، تجارت جهانی و رقابت فناوری بر بازارهای منطقه اثر می‌گذارد. در صورت تداوم تقاضای جهانی برای تجهیزات الکترونیکی و زیرساخت‌های هوش مصنوعی، شرکت‌های آسیایی فعال در زنجیره تأمین می‌توانند از افزایش سفارش‌ها بهره‌مند شوند. بااین‌حال، محدودیت‌های تجاری، رقابت قیمتی و تغییرات سیاست صنعتی می‌توانند حاشیه سود را تحت فشار قرار دهند. به همین دلیل، بررسی میزان فروش واقعی، سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و پایداری تقاضا اهمیت بیشتری از اتکا به انتظارات کلی درباره رونق فناوری دارد. افزایش قیمت نفت نیز برای بسیاری از اقتصادهای آسیایی ریسک مهمی محسوب می‌شود؛ به‌ویژه کشورهایی که بخش بزرگی از انرژی مورد نیاز خود را وارد می‌کنند. افزایش هزینه واردات انرژی می‌تواند تراز تجاری را تضعیف کند، هزینه تولید را بالا ببرد و فشار تورمی ایجاد کند. این وضعیت ممکن است فضای سیاست‌گذاری پولی را محدود سازد و سودآوری شرکت‌های حمل‌ونقل، تولیدی و مصرف‌محور را تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، شرکت‌های انرژی و برخی صادرکنندگان کالا ممکن است از افزایش قیمت‌ها سود ببرند؛ بنابراین، اثر نفت گران بر بازارهای آسیایی یکسان نیست و به ساختار اقتصادی هر کشور وابسته است. جمع‌بندی بازارهای سهام جهان در هفته پیش رو با آزمونی هم‌زمان در سه جبهه روبه‌رو هستند: تورم و سودآوری در آمریکا، بدهی و تفاوت ساختاری صنایع در اروپا، و چرخه فناوری و هزینه انرژی در آسیا. در آمریکا، آمار تورم و گزارش بانک‌های بزرگ می‌تواند انتظارات نرخ بهره را تغییر دهد؛ در اروپا، پایداری سود شرکت‌ها و هزینه تأمین مالی دولت‌ها اهمیت دارد؛ و در آسیا، عملکرد شرکت‌های نیمه‌رسانا و روند تقاضای جهانی از عوامل کلیدی خواهد بود. اگر تورم آمریکا کمتر از انتظار باشد و گزارش‌های مالی از تداوم رشد سود حکایت کنند، بازارها می‌توانند از حمایت بنیادی بیشتری برخوردار شوند. در مقابل، افزایش دوباره فشارهای قیمتی، رشد بازده اوراق یا هشدار شرکت‌ها درباره ضعف تقاضا می‌تواند زمینه اصلاح را فراهم کند. در هر سه منطقه، ارزیابی کیفیت سود، جریان نقدی و توان شرکت‌ها برای مقابله با افزایش هزینه‌ها از دنبال کردن صرف شاخص‌ها اهمیت بیشتری دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

شاخص احساسات بازار سهام بانک آمریکا به محدوده سیگنال «فروش» نزدیک شد

شاخص Sell Side Indicator بانک آمریکا در ماه سپتامبر به ۵۷.۲ درصد رسید که بالاترین سطح از مارس ۲۰۲۲ تاکنون است و تنها ۰.۳ واحد درصد با آستانه صدور سیگنال «فروش» از سوی بانک آمریکا فاصله دارد. این شاخص که ماهیتی خلاف‌جهت دارد، میزان تخصیص پیشنهادی استراتژیست‌های وال‌استریت به سهام را دنبال می‌کند. بر اساس سابقه تاریخی این شاخص، زمانی که به محدوده «فروش» می‌رسد، بازدهی شاخص S&P 500 طی ۱۲ ماه بعد تنها حدود ۳ درصد بوده است. در همین حال، سهم اوراق قرضه در سبد سرمایه‌گذاری مدیران صندوق‌ها به پایین‌ترین سطح از اوایل سال ۲۰۲۲ رسیده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بانک آمریکا: بزرگ‌ترین خطر بازار سهام، کاهش اعتماد به هوش مصنوعی است

در یک نگاه بانک آمریکا معتقد است کاهش اعتماد به هوش مصنوعی، در شرایط فعلی تهدید بزرگ‌تری برای سهام آمریکا نسبت به افزایش بازده اوراق قرضه است. ۲۰ سهم برتر S&P 500 حدود ۱.۷ تریلیون دلار رشد کرده‌اند، در حالی که ارزش ۴۸۰ سهم دیگر تقریباً ۱.۹ تریلیون دلار کاهش یافته است. اگر سرمایه‌گذاران درباره سودآوری هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی تردید کنند، ضعف پنهان بازار می‌تواند به افت گسترده‌تر سهام منجر شود. بانک آمریکا هشدار داده است که بزرگ‌ترین تهدید برای بازار سهام آمریکا در شرایط فعلی، نه افزایش بازده اوراق قرضه، بلکه کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران به هوش مصنوعی است؛ پدیده‌ای که استراتژیست‌های این بانک از آن با عنوان «پشتوانه هوش مصنوعی» یا AI put یاد می‌کنند. بر اساس تحلیل بانک آمریکا، حدود ۲۰ سهم مرتبط با هوش مصنوعی از ۳۱ اوت تاکنون نزدیک به ۱.۷ تریلیون دلار به ارزش بازار خود افزوده‌اند، در حالی که ارزش بازار ۴۸۰ سهم دیگر در شاخص S&P 500 حدود ۱.۹ تریلیون دلار کاهش یافته است. این تمرکز شدید رشد در گروه کوچکی از سهام نشان می‌دهد مقاومت ظاهری شاخص‌های اصلی ممکن است ضعف گسترده‌تری را پنهان کرده باشد. در صورت کاهش اعتماد به چشم‌انداز هوش مصنوعی، بازار سهام آمریکا می‌تواند با فشار فروش قابل‌توجهی روبه‌رو شود. «پشتوانه هوش مصنوعی» در برابر «پشتوانه فدرال رزرو» اصطلاح «AI put» از مفهوم قدیمی‌تر «Fed put» گرفته شده است. منظور از Fed put این باور بازار است که فدرال رزرو در زمان افت شدید بازارها برای حمایت از قیمت دارایی‌ها وارد عمل می‌شود. به اعتقاد بانک آمریکا، در شرایطی که فدرال رزرو دور تازه‌ای از افزایش نرخ بهره را آغاز کرده، هیجان سرمایه‌گذاران نسبت به هوش مصنوعی نقش مشابهی را برای بازار سهام ایفا می‌کند. ترس از جا ماندن از موج رشد سهام هوش مصنوعی، سرمایه‌گذاران را به خرید سریع در زمان افت قیمت‌ها ترغیب کرده و توجه آنها به ریسک‌های اقتصاد کلان را کاهش داده است. با این حال، تفاوت مهمی میان این دو وجود دارد. پشتوانه فدرال رزرو به تصمیم‌های یک نهاد مشخص وابسته است، اما پشتوانه هوش مصنوعی به اعتماد میلیون‌ها سرمایه‌گذار بستگی دارد؛ اعتمادی که می‌تواند به‌سرعت تغییر کند. رشد محدود سهام هوش مصنوعی، ضعف سایر بخش‌ها را پنهان کرده است افزایش بازده اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا به بالاترین سطوح چند دهه اخیر، باعث شده است رالی بازار که پیش‌تر گسترده بود، به گروه کوچکی از سهام محدود شود. سهام شرکت‌های کوچک و متوسط که معمولاً نسبت به نرخ بهره حساس‌ترند، تحت فشار قرار گرفته‌اند. سهام شرکت‌های مالی و خدمات عمومی نیز کاهش یافته است. شاخص داوجونز، که نسبت به S&P 500 و نزدک سهم کمتری از شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی دارد، عملکرد ضعیف‌تری نشان داده است. در همین حال، رشد سهام هوش مصنوعی بخش زیادی از این ضعف را در سطح شاخص‌های اصلی پنهان کرده است. ۲۰ سهم برتر از نظر عملکرد در شاخص S&P 500، که عمدتاً در بخش‌های فناوری و صنعتی فعالیت می‌کنند، از ۳۱ اوت حدود ۱.۷ تریلیون دلار به ارزش بازار خود افزوده‌اند؛ اما ارزش بازار ۴۸۰ سهم دیگر حدود ۱.۹ تریلیون دلار کاهش یافته است. با وجود این واگرایی، شاخص S&P 500 در مسیر ثبت عملکردی تقریباً خنثی در ماه سپتامبر قرار داشته است. بازده سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی همچنان محل بحث است یکی از پرسش‌های اصلی بازار این است که بازده هزینه‌های سنگین انجام‌شده در حوزه هوش مصنوعی از کجا تأمین خواهد شد. برآوردها نشان می‌دهد از اواخر سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از یک تریلیون دلار برای توسعه مراکز داده سرمایه‌گذاری شده است. برخی تحلیلگران فناوری انتظار دارند جریان نقدی شرکت‌های این حوزه تا سال ۲۰۲۸ رشد چشمگیری داشته باشد. در مقابل، تحلیلگران بخش‌هایی که قرار است هزینه خدمات هوش مصنوعی را پرداخت کنند، محتاط‌تر هستند. این اختلاف نشان می‌دهد پیش‌بینی‌های مربوط به درآمد و هزینه میان بخش‌های مختلف اقتصاد هنوز با یکدیگر هماهنگ نیستند. بانک آمریکا تأکید کرده است که افزایش بیشتر بازده اوراق خزانه‌داری در نهایت می‌تواند بر بازار سهام فشار وارد کند، اما احتمالاً این فشار در سطحی بالاتر از آنچه بیشتر سرمایه‌گذاران انتظار دارند، نمایان خواهد شد. با این حال، اگر اعتماد سرمایه‌گذاران به هوش مصنوعی کاهش یابد، این تحول می‌تواند هم‌زمان با فضای نامطمئن اقتصاد کلان رخ دهد و زیان‌ها را در بازارهای مختلف تشدید کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

۲ سهم قدرتمند برای خرید در اکتبر و نگهداری بلندمدت

در بازار سهام، پیدا کردن شرکتی که بتواند در دوره‌های رونق و رکود اقتصادی همچنان درآمد و جریان نقدی ایجاد کند، اهمیت زیادی برای سرمایه‌گذاران بلندمدت دارد. بسیاری از شرکت‌ها در زمان رشد اقتصادی عملکرد خوبی دارند، اما با کاهش مصرف، افزایش بیکاری یا افت فعالیت اقتصادی با فشار جدی مواجه می‌شوند. در یک نگاه درآمد والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷ با ۵.۹ درصد رشد به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی والمارت ۲۳ درصد افزایش یافت و درآمد تبلیغاتی آن نیز ۳۸ درصد رشد کرد. درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید و جریان نقد آزاد آن ۳۴.۵ درصد افزایش یافت. WM در سال ۲۰۲۶ برای بیست‌وسومین سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داد و افزایش آن به ۱۴.۵ درصد رسید. در مقابل، شرکت‌هایی که محصولات یا خدمات آنها بخشی از نیازهای روزمره مردم هستند، معمولاً از تقاضای باثبات‌تری برخوردارند. والمارت و WM از جمله شرکت‌هایی هستند که بخش مهمی از فعالیت آنها به چنین نیازهایی وابسته است. والمارت کالاهای مصرفی و ضروری مانند مواد غذایی و محصولات خانگی عرضه می‌کند و WM نیز خدمات جمع‌آوری و مدیریت پسماند را ارائه می‌دهد؛ خدماتی که حتی در دوره‌های رکود اقتصادی نیز متوقف نمی‌شوند. والمارت؛ خرده‌فروشی با موتورهای رشد جدید والمارت سال‌هاست به دلیل اندازه بزرگ و تمرکز بر کالاهای ضروری، جایگاه متفاوتی در صنعت خرده‌فروشی دارد. زمانی که شرایط اقتصادی دشوار می‌شود، مصرف‌کنندگان معمولاً تلاش می‌کنند هزینه‌های خود را کاهش دهند و همین مسئله می‌تواند جذابیت فروشگاه‌های ارزان‌تر را افزایش دهد اما داستان والمارت امروز تنها به فروش مواد غذایی و کالاهای روزمره محدود نمی‌شود. این شرکت در سال‌های اخیر تلاش کرده منابع درآمدی جدیدی با حاشیه سود بالاتر ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، درآمد والمارت با ۵.۹ درصد افزایش نسبت به سال قبل به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش خالص والمارت در آمریکا نیز ۳.۵ درصد رشد کرد، در حالی که فروش اینترنتی جهانی شرکت با جهش ۲۳ درصدی همراه شد. در همین دوره، درآمد تبلیغاتی جهانی والمارت ۳۸ درصد افزایش یافت و درآمد حاصل از عضویت نیز ۱۷ درصد بیشتر شد. رشد این بخش‌ها اهمیت زیادی دارد، زیرا درآمدهای تبلیغاتی و عضویت می‌توانند نسبت به فعالیت اصلی خرده‌فروشی حاشیه سود بالاتری ایجاد کنند. این ترکیب باعث شده رشد سود عملیاتی از رشد فروش سریع‌تر باشد. سود عملیاتی تعدیل‌شده والمارت در سه‌ماهه دوم، بر مبنای نرخ ارز ثابت، ۱۷.۴ درصد افزایش یافت. شرکت پس از انتشار این نتایج، چشم‌انداز سالانه خود را نیز افزایش داد و اکنون انتظار دارد فروش خالص بین ۴ تا ۵ درصد و سود عملیاتی تعدیل‌شده بین ۷ تا ۸.۵ درصد رشد کند. WM؛ کسب‌وکاری که رکود هم نمی‌تواند متوقفش کند فعالیت شرکت WM شاید در نگاه اول به اندازه فناوری، هوش مصنوعی یا سایر صنایع نوظهور جذاب به نظر نرسد، اما ویژگی مهم آن در جای دیگری قرار دارد: ضرورت خدمات. خانوارها، رستوران‌ها، بیمارستان‌ها و شرکت‌ها در شرایط رونق و رکود همچنان زباله تولید می‌کنند و به جمع‌آوری آن نیاز دارند. همین تقاضای نسبتاً پایدار به WM اجازه داده است یک مدل کسب‌وکار قابل پیش‌بینی و جریان نقدی قدرتمند ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم، درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید. سود عملیاتی پیش از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش ارزش نیز به ۲.۰۳ میلیارد دلار رسید. مهم‌تر از آن، جریان نقد آزاد شرکت با رشد ۳۴.۵ درصدی به حدود ۱.۱ میلیارد دلار افزایش یافت. مدیریت شرکت انتظار دارد جریان نقد آزاد کل سال به ۳.۷۵ تا ۳.۸۵ میلیارد دلار برسد. این قدرت نقدسازی به WM اجازه داده است سیاست تقسیم سود خود را نیز ادامه دهد. این شرکت در سال ۲۰۲۶ سود نقدی خود را ۱۴.۵ درصد افزایش داد و تعداد سال‌های افزایش متوالی سود نقدی به ۲۳ سال رسید. WM همچنین تنها به جمع‌آوری سنتی پسماند متکی نمانده و در حوزه‌هایی مانند بازیافت خودکار و تولید گاز طبیعی تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کرده است؛ حوزه‌هایی که می‌توانند در کنار فعالیت اصلی شرکت، منابع جدیدی برای رشد ایجاد کنند. “ «نکته مهم این مقاله، نه صرفاً معرفی دو سهم، بلکه توجه به مفهوم کیفیت جریان نقدی در چرخه‌های اقتصادی است. شرکتی که درآمد خود را از نیازهای ضروری و تکرارشونده ایجاد می‌کند، از منظر بنیادی می‌تواند در برابر نوسانات اقتصاد ظرفیت متفاوتی داشته باشد؛ اما پایداری تقاضا به‌تنهایی برای توجیه ارزش‌گذاری کافی نیست. در مورد والمارت، مسیر افزایش حاشیه سود و توسعه درآمدهای جدید باید در کنار رشد فروش بررسی شود و درباره WM نیز تداوم جریان نقد آزاد، سطح سرمایه‌گذاری و بازده این سرمایه‌گذاری‌ها اهمیت دارد. بنابراین برای سرمایه‌گذار بلندمدت، مسئله اصلی صرفاً این نیست که یک شرکت در رکود دوام می‌آورد یا نه؛ بلکه باید بررسی کرد چه مقدار نقدینگی تولید می‌کند، با چه هزینه‌ای رشد می‌کند و چگونه این نقدینگی را به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل می‌کند.» بابک شیری چرا جریان نقدی اهمیت دارد؟ وجه مشترک والمارت و WM تنها ماهیت ضروری خدمات آنها نیست؛ بلکه توانایی این شرکت‌ها برای تبدیل فعالیت عملیاتی به جریان نقدی پایدار نیز اهمیت دارد. در مورد والمارت، اندازه کسب‌وکار، فروش کالاهای ضروری و توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، مجموعه‌ای از موتورهای رشد را ایجاد کرده است. در مورد WM نیز ماهیت ضروری خدمات جمع‌آوری پسماند، همراه با توسعه بازیافت و انرژی، به شرکت اجازه داده است جریان نقدی قابل توجهی تولید کند. این ویژگی در دوره‌های رکود اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا شرکت‌هایی که جریان نقدی پایدار دارند، معمولاً ظرفیت بیشتری برای ادامه سرمایه‌گذاری، پرداخت سود نقدی، بازخرید سهام و عبور از دوره‌های دشوار اقتصادی دارند. جمع‌بندی والمارت و WM در صنایعی فعالیت می‌کنند که شاید در مقایسه با حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، هیجان رسانه‌ای کمتری ایجاد کنند، اما بخش مهمی از نیازهای روزمره اقتصاد را پوشش می‌دهند. والمارت علاوه بر رشد فروش، در حال توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت است و WM نیز با تکیه بر جریان نقد آزاد قوی و توسعه فعالیت‌های بازیافت و انرژی، منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نهایت، ویژگی مشترک این دو شرکت را می‌توان در تقاضای نسبتاً پایدار، توانایی تولید نقدینگی و امکان سرمایه‌گذاری مجدد برای رشد خلاصه کرد؛ سه عاملی که برای یک کسب‌وکار بلندمدت اهمیت زیادی دارند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا Target با وجود رشد بازده اوراق خزانه هنوز برای سرمایه‌گذاران جذاب است؟

افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا در سال ۲۰۲۶ بار دیگر رقابت میان دارایی‌های درآمدزا را برای سرمایه‌گذاران جدی‌تر کرده است. بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا در حال حاضر به محدوده ۵ درصد نزدیک شده؛ سطحی که می‌تواند بخشی از جذابیت سهام دارای سود تقسیمی را کاهش دهد، زیرا اوراق خزانه در مقایسه با سهام از ریسک بسیار پایین‌تری برخوردارند و پرداخت‌های آنها تحت شرایط معمول قابل پیش‌بینی‌تر است. در یک نگاه Target برای ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و در گروه «پادشاهان سود تقسیمی» قرار دارد. فروش خالص شرکت در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ با رشد ۶ درصدی به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید. سود خالص Target در همین دوره با رشد ۳۵ درصدی به حدود ۲.۷ میلیارد دلار افزایش یافت. با وجود رشد قیمت سهم، نسبت قیمت به سود Target حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart و Costco به‌ترتیب حدود ۴۰ و ۴۵ برابر گزارش شده است. با این حال، همه سهام درآمدی صرفاً برای دریافت سود تقسیمی خریداری نمی‌شوند. برخی شرکت‌ها علاوه بر پرداخت سود، ظرفیت رشد درآمد، افزایش سود تقسیمی و رشد قیمت سهام را نیز دارند. Target یکی از نمونه‌هایی است که پس از یک دوره دشوار، نشانه‌هایی از بازگشت به مسیر رشد نشان داده و هم‌زمان سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی خود را حفظ کرده است. چرا افزایش بازده اوراق خزانه اهمیت دارد؟ رابطه میان نرخ بهره و سهام سودده یکی از عوامل مهم در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران است. زمانی که بازده اوراق خزانه افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذار می‌تواند با پذیرش ریسک بسیار کمتر، درآمدی نسبتاً بالا از یک دارایی دولتی دریافت کند. در چنین شرایطی، سهامی که تنها مزیت آنها پرداخت سود تقسیمی است، با فشار بیشتری برای توجیه ارزش‌گذاری خود مواجه می‌شوند. زیرا سهام علاوه بر ریسک کاهش قیمت، تضمینی برای استمرار سود تقسیمی نیز ندارد اما مسئله درباره شرکت‌هایی مانند Target متفاوت است. این شرکت علاوه بر پرداخت سود، تلاش کرده موتور رشد عملیاتی خود را نیز دوباره فعال کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، سرمایه‌گذار می‌تواند هم‌زمان از سه مسیر احتمالی منتفع شود: دریافت سود تقسیمی، افزایش آینده سود و رشد ارزش سهام. البته هیچ‌یک از این موارد تضمین‌شده نیست و همین تفاوت اصلی میان سهام و اوراق خزانه است. Target؛ از سهم درآمدی تا سهم رشد و درآمد Target سال‌ها یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در صنعت خرده‌فروشی آمریکا بوده است، اما عملکرد این شرکت در سال‌های اخیر تحت تأثیر تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، فشار هزینه‌ها و دشواری‌های عملیاتی قرار گرفت. اکنون شرکت تلاش کرده است با مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها، مسیر کسب‌وکار خود را دوباره تقویت کند. Target حدود ۵ میلیارد دلار برای بازسازی فروشگاه‌ها و توسعه زنجیره تأمین اختصاص داده است. هدف این سرمایه‌گذاری‌ها افزایش بهره‌وری، بهبود تجربه مشتری و بازطراحی ترکیب کالاهای عرضه‌شده است؛ رویکردی که می‌تواند جایگاه Target را به‌عنوان یک خرده‌فروش با ترکیب کالاهای اقتصادی و نسبتاً باکیفیت تقویت کند. این اقدامات هنوز در ابتدای مسیر قرار دارند، اما برخی از اعداد مالی اخیر نشانه‌هایی از تغییر روند را نشان می‌دهند. فروش خالص Target در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶ درصد افزایش داشت. این رقم از آن جهت اهمیت دارد که شرکت پیش از این با دوره‌ای از کاهش یا رکود درآمد مواجه بود. هم‌زمان، سود خالص شرکت با وجود افزایش سرمایه‌گذاری‌ها به حدود ۲.۷ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال گذشته ۳۵ درصد رشد نشان می‌دهد. بنابراین مسئله فقط افزایش فروش نیست؛ Target در حال تلاش برای افزایش بهره‌وری و تبدیل رشد فروش به سودآوری بیشتر نیز هست. “ «در مورد Target، نکته مهم برای من فاصله میان ارزش‌گذاری فعلی و کیفیت احتمالی بهبود عملیاتی شرکت است. کاهش بازده سود تقسیمی پس از رشد قیمت سهم الزاماً یک نقطه ضعف نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه آن باشد که بازار بخشی از احیای شرکت را پیش‌خور کرده است. بنابراین در این مرحله، تحلیل Target باید از مقایسه ساده بازده سود با اوراق خزانه عبور کند و بر پایداری رشد فروش، تبدیل آن به جریان نقد آزاد، توانایی حفظ رشد سود تقسیمی و میزان کاهش فاصله ارزش‌گذاری با رقبایی مانند Walmart و Costco متمرکز شود. اگر بهبود عملیاتی Target پایدار باشد، این سهم می‌تواند از یک گزینه صرفاً درآمدی به یک دارایی ترکیبی رشد و درآمد تبدیل شود؛ اما اگر رشد اخیر نتواند به روندی پایدار در سودآوری تبدیل شود، اختلاف ارزش‌گذاری موجود به‌تنهایی برای توجیه عملکرد آینده کافی نخواهد بود.» بابک شیری مهم‌ترین مزیت Target؛ سابقه ۵۵ ساله پرداخت سود یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های Target برای سرمایه‌گذاران درآمدی، سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی است. این شرکت طی ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و به همین دلیل در گروه شرکت‌هایی قرار می‌گیرد که سابقه افزایش سالانه سود آنها به چندین دهه می‌رسد. پرداخت فعلی Target حدود ۴.۶۴ دلار به ازای هر سهم در سال است و بازده سود تقسیمی آن با توجه به قیمت فعلی سهم حدود ۲.۹ درصد است. این بازده دیگر با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله برابری نمی‌کند. با این حال، مقایسه صرف نرخ بازده می‌تواند بخشی از تصویر را نادیده بگیرد. اوراق خزانه معمولاً درآمد مشخصی ارائه می‌کنند، اما رشد سود تقسیمی در سهام می‌تواند در طول زمان درآمد دریافتی سرمایه‌گذار را افزایش دهد. اگر Target بتواند به افزایش سود و جریان نقدی ادامه دهد، احتمال افزایش سود تقسیمی در آینده نیز وجود خواهد داشت. در شش ماه نخست سال مالی ۲۰۲۶، جریان نقد آزاد Target حدود ۲.۱ میلیارد دلار بود؛ در حالی که هزینه پرداخت سود تقسیمی حدود ۱ میلیارد دلار گزارش شده است. این فاصله نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی، جریان نقد آزاد شرکت پوشش مناسبی برای پرداخت سود ایجاد کرده است؛ هرچند تداوم این وضعیت به عملکرد آینده کسب‌وکار وابسته خواهد بود. ارزش‌گذاری؛ جایی که Target از رقبایش فاصله می‌گیرد یکی از نکات مهم درباره Target، ارزش‌گذاری نسبتاً پایین آن در مقایسه با برخی رقبای بزرگ صنعت خرده‌فروشی است. نسبت قیمت به سود این شرکت حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart حدود ۴۰ برابر و برای Costco حدود ۴۵ برابر گزارش شده است. البته مقایسه نسبت قیمت به سود میان شرکت‌ها باید با احتیاط انجام شود. کیفیت رشد، حاشیه سود، مدل کسب‌وکار، قدرت برند و انتظارات بازار برای آینده هر شرکت متفاوت است. با این حال، اگر Target بتواند روند بازگشت به رشد را حفظ کند، فاصله ارزش‌گذاری آن با رقبای بزرگ می‌تواند به یک متغیر مهم در تحلیل سهم تبدیل شود. به عبارت دیگر، بازار در حال حاضر برای Target ضریب سود بسیار پایین‌تری نسبت به برخی رقبای خود در نظر گرفته است. اگر عملکرد عملیاتی شرکت بهبود پیدا کند، این احتمال وجود دارد که بخشی از این فاصله کاهش یابد؛ هرچند این موضوع به هیچ عنوان تضمین‌شده نیست. افزایش قیمت سهم؛ شمشیر دو لبه برای سرمایه‌گذاران درآمدی یکی از نکات جالب درباره Target این است که رشد قیمت سهم در سال ۲۰۲۶ باعث کاهش بازده سود تقسیمی آن شده است. زمانی که قیمت یک سهم سریع‌تر از سود تقسیمی افزایش پیدا می‌کند، بازده جاری آن کاهش می‌یابد. بنابراین سرمایه‌گذاری که امروز Target را خریداری می‌کند، دیگر مانند سرمایه‌گذاری که در قیمت‌های پایین‌تر وارد شده، بازده تقسیمی بالایی دریافت نمی‌کند. بر اساس داده‌های مورد بررسی، قیمت سهم نسبت به زمان خرید نویسنده مقاله اصلی در اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۸۰ درصد افزایش یافته است. این رشد برای سهامداران قبلی قابل توجه بوده، اما از سوی دیگر باعث شده بخشی از جذابیت Target به‌عنوان یک سهم صرفاً درآمدی کاهش پیدا کند. به همین دلیل، تصویر فعلی Target بیشتر به یک سهم رشد و درآمد شباهت دارد تا یک سهم صرفاً با بازده تقسیمی بالا. جمع‌بندی Target در شرایطی وارد مرحله جدیدی از فعالیت خود شده که هم‌زمان دو ویژگی متفاوت را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهد: سابقه طولانی پرداخت سود تقسیمی و نشانه‌هایی از بازگشت رشد عملیاتی. افزایش ۶ درصدی فروش در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶، رشد ۳۵ درصدی سود خالص و جریان نقد آزاد ۲.۱ میلیارد دلاری نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری‌های جدید شرکت در حال همراه شدن با بهبود برخی شاخص‌های مالی است. از طرف دیگر، بازده سود تقسیمی فعلی حدود ۲.۹ درصد است و دیگر نمی‌تواند از نظر درآمد جاری با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله رقابت کند. بنابراین استدلال سرمایه‌گذاری درباره Target صرفاً بر سود تقسیمی استوار نیست. بخش مهم‌تر داستان به این موضوع مربوط می‌شود که آیا شرکت می‌تواند رشد فروش، افزایش سودآوری و افزایش سالانه سود تقسیمی را در سال‌های آینده ادامه دهد یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

کاستکو با سودهای ویژه یا والمارت با ۵۳ سال افزایش سود؛ کدام مدل بهتر است؟

در شرایطی که افزایش قیمت کالاها و خدمات همچنان بر قدرت خرید خانوارها فشار وارد می‌کند، توجه سرمایه‌گذاران به شرکت‌هایی که می‌توانند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، افزایش یافته است. شرکت‌های خرده‌فروشی و کالاهای مصرفی از این منظر اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا در بسیاری از دوره‌های اقتصادی از جریان درآمدی نسبتاً پایداری برخوردارند. در یک نگاه کاستکو علاوه بر سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ سود نقدی ویژه پرداخت کرده است. سود ویژه کاستکو در سال ۲۰۲۴ برابر با ۱۵ دلار به ازای هر سهم بود، در حالی که در سال ۲۰۲۰ این رقم به ۱۰ دلار رسید. والمارت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده و در گروه شرکت‌های موسوم به «شاه سود نقدی» قرار دارد. بازده سود نقدی فعلی کاستکو حدود ۰.۶ درصد و والمارت حدود ۰.۹ درصد است؛ بنابراین تفاوت اصلی آنها بیشتر در نوع و پایداری پرداخت است تا میزان بازده جاری. در میان نام‌های بزرگ این صنعت، کاستکو و والمارت هر دو سابقه قابل توجهی در بازگرداندن سرمایه به سهامداران دارند، اما مسیر آنها یکسان نیست. کاستکو علاوه بر سود نقدی دوره‌ای، در سال‌های گذشته چند بار سود نقدی ویژه پرداخت کرده است؛ در حالی که والمارت با افزایش مستمر سود نقدی طی بیش از پنج دهه، جایگاه خود را در میان شرکت‌های دارای طولانی‌ترین سابقه افزایش سود حفظ کرده است. همین تفاوت، مسئله مهمی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند: آیا پرداخت‌های ویژه و گاه‌به‌گاه کاستکو جذاب‌تر است یا قابلیت پیش‌بینی و سابقه طولانی پرداخت سود در والمارت؟ کاستکو؛ سود دوره‌ای در کنار پرداخت‌های ویژه کاستکو یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و بخش مهمی از جذابیت آن برای سهامداران، علاوه بر رشد ارزش سهام، به توانایی شرکت در ایجاد جریان نقدی و بازگرداندن بخشی از آن به سرمایه‌گذاران مربوط می‌شود. این شرکت به‌صورت فصلی سود نقدی پرداخت می‌کند، اما بازده این سود در حال حاضر حدود ۰.۶ درصد است. چنین رقمی در نگاه نخست چندان بالا به نظر نمی‌رسد و نمی‌تواند به‌تنهایی کاستکو را در ردیف سهام درآمدی برجسته قرار دهد اما ساختار پرداخت کاستکو یک ویژگی متفاوت دارد. این شرکت در برخی مقاطع، زمانی که شرایط مالی و میزان نقدینگی آن اجازه داده، علاوه بر سودهای عادی اقدام به پرداخت سود نقدی ویژه کرده است. آخرین نمونه مهم آن در سال ۲۰۲۴ رخ داد که کاستکو ۱۵ دلار به ازای هر سهم پرداخت کرد. پیش از آن نیز در سال ۲۰۲۰ سود ویژه ۱۰ دلاری به سهامداران اختصاص داده بود. این پرداخت‌ها می‌توانند در سال‌هایی که شرکت نقدینگی مازاد قابل توجهی دارد، ارزش زیادی برای سهامداران ایجاد کنند. با این حال، یک نکته مهم وجود دارد: سود ویژه کاستکو برنامه زمانی مشخص و تضمین‌شده‌ای ندارد. به عبارت دیگر، سهامدار نمی‌تواند پرداخت بعدی را مانند سود فصلی در برنامه درآمدی خود لحاظ کند. تصمیم برای پرداخت سود ویژه به وضعیت نقدینگی، شرایط کسب‌وکار و تصمیم مدیریت شرکت وابسته است. بنابراین، سود ویژه کاستکو را باید بیشتر یک پرداخت فوق‌العاده دانست تا بخشی از درآمد ثابت و قابل پیش‌بینی سرمایه‌گذار. والمارت؛ پنج دهه افزایش مستمر سود والمارت مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. جذابیت اصلی این شرکت برای سرمایه‌گذاران درآمدی نه پرداخت‌های ویژه بزرگ، بلکه تداوم و قابلیت پیش‌بینی پرداخت سود نقدی است. والمارت در حال حاضر حدود ۰.۹ درصد بازده سود نقدی دارد؛ رقمی که فاصله زیادی با بازدهی بسیاری از سهام سنتی درآمدی دارد. با این حال، اهمیت والمارت در جای دیگری قرار دارد. این شرکت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده است. چنین سابقه‌ای باعث شده والمارت در گروه شرکت‌هایی قرار گیرد که به‌طور متوالی و برای بیش از ۵۰ سال سود نقدی خود را افزایش داده‌اند؛ گروهی که در بازار سهام آمریکا با عنوان «شاه سود نقدی» شناخته می‌شوند. اهمیت این سابقه زمانی بیشتر مشخص می‌شود که عملکرد شرکت را در دوره‌های دشوار اقتصادی در نظر بگیریم. طی بیش از پنج دهه، اقتصاد آمریکا دوره‌های مختلفی از تورم، رکود، نااطمینانی اقتصادی، بحران‌های بازار و تحولات ژئوپلیتیکی را تجربه کرده است. با وجود این تغییرات، والمارت توانسته روند افزایش سود نقدی خود را حفظ کند. البته این سابقه به معنای آن نیست که سود نقدی والمارت در آینده بدون هیچ ریسکی افزایش خواهد یافت. بلکه نشان می‌دهد شرکت تاکنون توانسته در دوره‌های مختلف اقتصادی، جریان نقدی و سیاست پرداخت سود خود را به شکلی مدیریت کند که این زنجیره افزایش سالانه قطع نشود. دو مدل متفاوت برای بازگرداندن سرمایه تفاوت میان کاستکو و والمارت در واقع فراتر از عدد بازده سود نقدی است. کاستکو سه مسیر اصلی برای ایجاد بازده سهامداران دارد: افزایش ارزش سهام، پرداخت سود نقدی عادی و پرداخت سود نقدی ویژه. در مقابل، والمارت بیشتر بر افزایش مستمر سود نقدی در کنار رشد ارزش سهام تکیه دارد. این تفاوت برای نوع سرمایه‌گذاری اهمیت دارد. سهامدار کاستکو ممکن است در سالی خاص از یک پرداخت ویژه قابل توجه بهره‌مند شود، اما نمی‌تواند چنین پرداختی را به‌عنوان یک جریان درآمدی ثابت در سال‌های آینده در نظر بگیرد. در والمارت، پرداخت ویژه بزرگی مانند نمونه‌های کاستکو وجود ندارد، اما سابقه ۵۳ ساله افزایش سود باعث شده ساختار درآمدی سهامدار قابل پیش‌بینی‌تر باشد. بنابراین، مقایسه این دو شرکت صرفاً با نرخ بازده سود نقدی می‌تواند تصویر ناقصی ایجاد کند. تورم و اهمیت جریان نقدی یکی از دلایلی که سهام سودده در دوره‌های افزایش قیمت‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند، امکان ایجاد بخشی از جریان نقدی برای سرمایه‌گذار است. طبق داده‌های مطرح‌شده در گزارش، قیمت‌های مصرف‌کننده در ماه اوت ۳.۴ درصد افزایش یافته است. در چنین شرایطی، بازده سود نقدی پایین ممکن است نتواند به‌تنهایی اثر افزایش قیمت‌ها را جبران کند. به همین دلیل، سرمایه‌گذار باید میان بازده نقدی فعلی و توانایی شرکت برای افزایش این پرداخت در طول زمان تفاوت قائل شود. شرکتی که سود نقدی اندکی پرداخت می‌کند اما می‌تواند آن را در سال‌های آینده افزایش دهد، از نظر ساختار درآمدی با شرکتی که سود بالاتری پرداخت می‌کند اما ظرفیت رشد محدودی دارد، تفاوت دارد. والمارت در این زمینه سابقه بسیار طولانی دارد. در مقابل، کاستکو نشان داده است که در صورت انباشت نقدینگی کافی، می‌تواند بخشی از آن را از طریق پرداخت‌های ویژه به سهامداران بازگرداند. “ «از نگاه من، نکته مهم در مقایسه کاستکو و والمارت این است که نباید سود نقدی ویژه را با درآمد نقدی پایدار یکسان دانست. پرداخت ۱۵ دلاری کاستکو در سال ۲۰۲۴ جذاب به نظر می‌رسد، اما ارزش تحلیلی آن زمانی مشخص می‌شود که بدانیم چنین پرداختی به تصمیم مدیریت و وجود نقدینگی مازاد وابسته است و نمی‌توان آن را در مدل درآمدی سال‌های آینده به‌صورت قطعی تکرار کرد. در مقابل، سابقه ۵۳ ساله والمارت یک ویژگی متفاوت را نشان می‌دهد: توانایی حفظ سیاست افزایش سود در دوره‌های متعدد اقتصادی. بنابراین، برای ارزیابی این دو سهم، بهتر است سرمایه‌گذار به جای تمرکز بر یک پرداخت بزرگ در یک مقطع، رابطه میان جریان نقدی آزاد، رشد سود هر سهم، نسبت پرداخت سود و ظرفیت افزایش سود نقدی در بلندمدت را بررسی کند. در چنین چارچوبی، مسئله اصلی دیگر «چه کسی سود بیشتری می‌دهد» نیست؛ بلکه این است که کدام مدل بازگرداندن سرمایه با افق زمانی و نیاز درآمدی سرمایه‌گذار سازگاری بیشتری دارد.» بابک شیری چرا سرمایه‌گذاران باید به جریان نقدی توجه کنند؟ در ارزیابی سهام سودده، تنها رقم سود نقدی اهمیت ندارد. کیفیت جریان نقدی، میزان سودآوری، نیاز شرکت به سرمایه‌گذاری، رشد درآمد و توانایی حفظ پرداخت‌ها نیز باید بررسی شود. این موضوع درباره کاستکو اهمیت بیشتری دارد، زیرا پرداخت‌های ویژه آن ممکن است باعث شود بازده واقعی سهامداران در یک سال خاص بسیار متفاوت از سال‌های دیگر باشد. در والمارت، ساختار پرداخت سود منظم‌تر است و سابقه ۵۳ ساله افزایش آن، اطلاعات تاریخی بیشتری برای بررسی در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد. در عین حال، هیچ‌یک از این ویژگی‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند بازده آینده سهام را تضمین کند. قیمت خرید سهم، رشد سودآوری شرکت و شرایط کلی بازار نیز نقش مهمی در بازده نهایی سرمایه‌گذاری خواهند داشت. جمع‌بندی کاستکو و والمارت هر دو از شرکت‌های بزرگ خرده‌فروشی هستند که توانسته‌اند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، اما سیاست پرداخت آنها تفاوت محسوسی دارد. کاستکو در کنار سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ پرداخت‌های ویژه‌ای انجام داده که آخرین مورد آن ۱۵ دلار به ازای هر سهم بوده است. این پرداخت‌ها می‌توانند در مقاطع خاص بازده نقدی قابل توجهی ایجاد کنند، اما زمان‌بندی آنها قابل پیش‌بینی نیست. والمارت در مقابل، با ۵۳ سال افزایش متوالی سود نقدی بر استمرار و قابل پیش‌بینی بودن پرداخت‌ها تأکید دارد. بازده سود نقدی فعلی این شرکت نیز حدود ۰.۹ درصد است که از بازده حدود ۰.۶ درصدی کاستکو بالاتر است. در نهایت، تفاوت اصلی این دو شرکت را می‌توان در دو مدل خلاصه کرد: کاستکو امکان دریافت پرداخت‌های ویژه و نامنظم را در کنار سود عادی فراهم می‌کند، در حالی که والمارت بر سابقه طولانی افزایش منظم سود نقدی تکیه دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

والمارت پس از سقوط ۱۰ درصدی؛ آیا فشار بازار به فرصت سرمایه‌گذاری تبدیل شده است؟

افت شدید سهام والمارت در ماه اوت در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از تغییر شرایط این شرکت باشد، اما بررسی دقیق‌تر گزارش مالی سه‌ماهه دوم تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. بزرگ‌ترین خرده‌فروش فیزیکی جهان با وجود کاهش شتاب فروش در فروشگاه‌های آمریکا، همچنان در حال افزایش سهم بازار، گسترش حاشیه سود و توسعه منابع درآمدی جدید است. به همین دلیل، بخشی از تحلیلگران معتقدند واکنش بازار به گزارش اخیر بیش از اندازه منفی بوده و افت قیمت سهام ممکن است انتظارات بسیار بالای سرمایه‌گذاران را تا حدی تعدیل کرده باشد. در یک نگاه  سهام والمارت پس از انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و اکنون بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح پیش از انتشار گزارش معامله می‌شود.  رشد فروش فروشگاه‌های والمارت در آمریکا به ۲.۶ درصد کاهش یافت؛ اما شرکت همچنان توانست پیش‌بینی‌های فروش و سود را پشت سر بگذارد و سهم بازار خود را افزایش دهد.  پیش‌بینی سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۸ به ۳.۲۳ دلار کاهش یافته، اما همچنان رشدی دو رقمی را نسبت به سال قبل نشان می‌دهد و نسبت قیمت به سود سهم نیز به کمتر از ۳۳ برابر رسیده است.  کاهش ارزش سهام، در کنار رشد کسب‌وکارهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس، می‌تواند فشار اخیر بازار را به فرصتی برای ارزیابی دوباره ارزش این غول خرده‌فروشی تبدیل کند. افت ۱۰ درصدی سهام پس از گزارش مالی سهام والمارت در ۲۰ اوت یکی از بدترین روزهای خود در نزدیک به پنج سال گذشته را تجربه کرد. انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم، در شرایطی که سرمایه‌گذاران از تأثیر تورم بر قدرت خرید خانوارهای آمریکایی، به‌ویژه مصرف‌کنندگان کم‌درآمد، نگران هستند، فشار زیادی بر سهام وارد کرد. سهام شرکت نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و همچنان بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح روز قبل از انتشار گزارش قرار دارد. قیمت سهام همچنین در مقیاس سالانه وارد محدوده منفی شده است. با این حال، خود گزارش مالی کاملاً ضعیف نبود. والمارت توانست پیش‌بینی‌های مربوط به فروش و سود سه‌ماهه دوم را پشت سر بگذارد، پیش‌بینی خود برای فروش، سود عملیاتی و سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۷ را افزایش دهد و هم‌زمان به افزایش سهم بازار و بهبود حاشیه سود ادامه دهد. کاهش رشد فروش، مهم‌ترین نقطه ضعف گزارش مهم‌ترین نگرانی در گزارش اخیر، کاهش رشد فروش فروشگاه‌های هم‌مقیاس در آمریکا بود. این شاخص در سه‌ماهه دوم به ۲.۶ درصد رسید؛ در حالی که در سه‌ماهه قبل ۴.۱ درصد و در مدت مشابه سال گذشته ۴.۶ درصد بود. این کاهش برای شرکتی مانند والمارت اهمیت زیادی دارد، زیرا رشد سریع فروش یکی از دلایل اصلی ارزش‌گذاری بالای سهام طی سال‌های اخیر بوده است. در کنار آن، کسب‌وکار بزرگ دارویی والمارت نیز تحت تأثیر کاهش اجباری قیمت برخی داروها قرار گرفته و افزایش هزینه‌های سوخت نیز فشار دیگری بر هزینه‌های شرکت ایجاد کرده است. رشد قیمت انرژی هم‌زمان از دو مسیر به والمارت فشار وارد می‌کند؛ از یک سو هزینه‌های عملیاتی شرکت را بالا می‌برد و از سوی دیگر قدرت خرید مشتریان کم‌درآمد را کاهش می‌دهد. با وجود این فشارها، تحلیلگران معتقدند کاهش رشد فروش لزوماً به معنای تغییر بنیادی در وضعیت والمارت نیست. بخشی از فشار قبلاً در قیمت لحاظ شده است یکی از نکات مهم پس از سقوط سهام، کاهش انتظارات بازار است. برآورد اجماع تحلیلگران برای سود هر سهم والمارت در سال مالی ۲۰۲۸ طی ماه‌های اخیر حدود ۱۰ سنت کاهش یافته و اکنون به ۳.۲۳ دلار رسیده است. با وجود این کاهش، سود هر سهم همچنان رشدی دو رقمی نسبت به سال قبل خواهد داشت. بنابراین بخشی از نگرانی‌های بازار درباره کاهش رشد والمارت اکنون در قیمت سهام منعکس شده است. از سوی دیگر، ارزش‌گذاری سهام نیز پس از افت اخیر تعدیل شده است. والمارت اکنون با نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر سود سال آینده معامله می‌شود؛ در حالی که میانگین این نسبت طی پنج سال گذشته حدود ۳۵ برابر بوده است. این به آن معنا نیست که سهام والمارت ارزان شده است، اما فاصله آن با ارزش‌گذاری‌های بالای گذشته کاهش یافته است. کسب‌وکارهای جدید موتور رشد بعدی والمارت یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان والمارت، درآمدهایی است که دیگر مستقیماً به فروش کالا در فروشگاه‌ها وابسته نیستند. خدمات عضویت والمارت پلاس و کسب‌وکار تبلیغاتی شرکت در سال‌های اخیر با سرعت قابل‌توجهی توسعه یافته‌اند. این فعالیت‌ها حاشیه سود بالاتری نسبت به بخش سنتی خرده‌فروشی دارند و می‌توانند در بلندمدت بخشی از فشار ناشی از افزایش هزینه‌ها را جبران کنند. برخی تحلیلگران معتقدند این منابع درآمدی دقیقاً در مسیری قرار گرفته‌اند که والمارت حدود یک دهه پیش برای تبدیل شدن به یک قدرت فناوری در صنعت خرده‌فروشی ترسیم کرده بود. در واقع، تحول والمارت تنها به فروش اینترنتی محدود نشده است. این شرکت تلاش کرده فروشگاه‌های فیزیکی، تجارت الکترونیک، خدمات عضویت و تبلیغات را در یک مدل واحد ترکیب کند؛ مدلی که می‌تواند مزیت مقیاس بسیار بزرگی برای آن ایجاد کند. فاصله گرفتن از کاستکو افت اخیر سهام همچنین باعث شده ارزش‌گذاری والمارت در مقایسه با کاستکو جذاب‌تر شود. این دو شرکت در گذشته با فاصله کمتری نسبت به یکدیگر معامله می‌شدند، اما عملکرد متفاوت سهام آنها در دوره اخیر باعث افزایش فاصله ارزش‌گذاری شده است. از طرف دیگر، بازپرداخت‌های مربوط به تعرفه‌ها می‌تواند فضای بیشتری برای کاهش قیمت کالاها در فروشگاه‌های والمارت ایجاد کند. برخی تحلیلگران معتقدند استفاده از این منابع برای کاهش قیمت‌ها می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فروش هم‌مقیاس کمک کند و در بلندمدت سهم بازار شرکت را افزایش دهد. یکی از برآوردهای مطرح‌شده، قیمت ۱۳۲ دلار برای سهام والمارت است که حدود ۲۵ درصد بالاتر از قیمت ۱۰۷.۱۵ دلاری پایان هفته مورد اشاره در گزارش قرار دارد. “ «از نگاه من، افت اخیر والمارت بیشتر از آنکه نشانه شکست مدل کسب‌وکار باشد، نشانه تعدیل انتظاراتی است که طی سال‌های گذشته بیش از حد بالا رفته بود. نسبت قیمت به سود هنوز به اندازه‌ای نیست که بتوان سهام را ارزان تلقی کرد، بنابراین استدلال خرید صرفاً بر مبنای افت قیمت منطقی نیست؛ اما ترکیب قدرت توزیع، سهم بازار، جریان نقدی و رشد درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، به والمارت اجازه می‌دهد برخلاف بسیاری از خرده‌فروشان، موتورهای رشد متنوعی در اختیار داشته باشد. به همین دلیل، جذابیت اصلی والمارت در این مقطع نه یک بازگشت سریع قیمتی، بلکه ظرفیت تبدیل مقیاس عظیم فعلی به جریان‌های درآمدی با حاشیه سود بالاتر در سال‌های آینده است؛ موضوعی که ارزش بررسی آن را پس از تعدیل اخیر ارزش‌گذاری بیشتر کرده است.» بابک شیری چرا هنوز ریسک وجود دارد؟ با وجود نقاط قوت والمارت، نباید افت اخیر سهام را کاملاً نادیده گرفت. افزایش قیمت انرژی همچنان فشار مضاعفی بر مشتریان کم‌درآمد و هزینه‌های شرکت وارد می‌کند و ادامه جنگ ایران نیز در متن منبع به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر قیمت انرژی مطرح شده است. از سوی دیگر، رشد سریع والمارت در سال‌های گذشته باعث شده مقایسه عملکرد آینده شرکت با گذشته دشوارتر شود. شرکتی با این ابعاد نمی‌تواند برای همیشه با همان سرعت قبلی رشد کند. برخی تحلیلگران نیز معتقدند سهام ممکن است در ۱۲ ماه آینده از شاخص S&P 500 عقب بماند. با این حال، حتی همین دیدگاه نیز لزوماً به معنای بی‌ارزش شدن سهام نیست. یکی از برآوردها قیمت هدف پنج‌ساله ۱۵۲.۰۵ دلار را برای والمارت در نظر گرفته است. نکته مهم‌تر این است که والمارت در دوره‌های رکود اقتصادی سابقه عملکرد نسبتاً مقاومی داشته است. در سال ۲۰۰۸، زمانی که شاخص S&P 500 حدود ۳۸ درصد سقوط کرد، سهام والمارت حدود ۱۸ درصد رشد کرد. در افت بازار فوریه و مارس ۲۰۲۰ نیز سهام والمارت حدود ۲ درصد افزایش یافت، در حالی که شاخص‌های گسترده بازار به‌شدت تحت فشار بودند. این ویژگی دفاعی همچنان یکی از نقاط مهم در تحلیل بلندمدت شرکت است. والمارت هنوز از بازی خارج نشده است مسیری که والمارت طی یک دهه اخیر طی کرده، نشان می‌دهد این شرکت توانسته خود را با تغییر ساختار صنعت خرده‌فروشی تطبیق دهد. در اواسط دهه ۲۰۱۰ بسیاری تصور می‌کردند آمازون در نهایت بخش بزرگی از بازار را در اختیار خواهد گرفت، اما والمارت به جای عقب‌نشینی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در تجارت الکترونیک، فناوری، خدمات عضویت و تبلیغات انجام داد. اکنون افت اخیر سهام را باید در همین چارچوب بررسی کرد. فروش هم‌مقیاس کاهش یافته، هزینه‌ها بالا رفته و ارزش‌گذاری همچنان نسبتاً سنگین است، اما شرکت همچنان سهم بازار می‌گیرد و منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نتیجه، مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران این نیست که آیا والمارت بدون ریسک است؛ بلکه این است که آیا افت اخیر برای تعدیل بیش‌ازحد انتظارات بازار کافی بوده است یا خیر. جمع‌بندی گزارش سه‌ماهه دوم والمارت ترکیبی از نقاط قوت و ضعف بود. کاهش رشد فروش فروشگاه‌های آمریکا و افزایش هزینه‌های سوخت، نگرانی‌های واقعی هستند، اما در طرف دیگر، رشد سود، افزایش سهم بازار، بهبود حاشیه سود، افزایش درآمدهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس و ادامه جریان نقدی قدرتمند قرار دارند. افت نزدیک به ۱۰ درصدی سهام، بخشی از ارزش‌گذاری سنگین گذشته را نیز تعدیل کرده است. نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر هنوز والمارت را به یک سهم ارزان تبدیل نمی‌کند، اما در مقایسه با میانگین پنج‌ساله ۳۵ برابری، نشان می‌دهد بخشی از خوش‌بینی افراطی بازار از قیمت خارج شده است. مهم‌تر از همه، سابقه والمارت در دوره‌های رکود نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار آن تنها بر رشد اقتصادی متکی نیست. اگر فشار تورمی کاهش پیدا کند و درآمدهای جدید شرکت بتوانند رشد بخش سنتی خرده‌فروشی را جبران کنند، والمارت همچنان ظرفیت حفظ جایگاه خود در صنعت را دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هوم‌دیپو یا والمارت؛ کدام سهم برای سرمایه‌گذاری در ۲۰۲۶ انتخاب بهتری است؟

دو نام بزرگ بازار خرده‌فروشی آمریکا، یعنی والمارت و هوم‌دیپو، در سال ۲۰۲۶ با دو مسیر متفاوت در برابر سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند. والمارت با تکیه بر مقیاس بسیار بزرگ، فروش کالاهای ضروری و شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی و دیجیتال، گزینه‌ای دفاعی‌تر محسوب می‌شود؛ در مقابل، هوم‌دیپو بیشتر به چرخه مسکن، نرخ بهره و رونق پروژه‌های ساخت‌وساز و نوسازی وابسته است. در یک نگاه  والمارت در سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد و ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص ثبت کرد.  هوم‌دیپو با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد و ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص، حاشیه سود بالاتری دارد اما به بازار مسکن وابسته‌تر است.  نسبت قیمت به سود آینده‌نگر والمارت حدود ۳۶.۷ برابر و هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است.  اگر تنها یک سهم برای سال ۲۰۲۶ انتخاب شود، والمارت گزینه دفاعی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تری است، در حالی که هوم‌دیپو برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیرتر جذاب‌تر خواهد بود. تفاوت این دو شرکت تنها به مدل کسب‌وکار محدود نمی‌شود. هوم‌دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر معامله می‌شود و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصدی دارد، اما بدهی بیشتری به دوش می‌کشد. والمارت از نظر ترازنامه وضعیت باثبات‌تری دارد و جریان درآمدی قابل پیش‌بینی‌تری ایجاد می‌کند، اما بازار برای این کیفیت، قیمت بالاتری از سرمایه‌گذاران مطالبه می‌کند. والمارت؛ غول خرده‌فروشی با موتور دفاعی والمارت یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و هر هفته حدود ۲۸۰ میلیون مشتری از شبکه این شرکت استفاده می‌کنند. فعالیت والمارت در سه بخش اصلی شامل بازار آمریکا، بازارهای بین‌المللی و باشگاه سامز انجام می‌شود و گستره محصولات آن از مواد غذایی و کالاهای مصرفی تا خدمات سلامت و کالاهای عمومی را دربرمی‌گیرد. مزیت اصلی والمارت در مقیاس فعالیت آن نهفته است. شبکه گسترده فروشگاه‌ها در کنار توسعه فروش اینترنتی، تحویل همان‌روز و برنامه عضویت والمارت پلاس باعث شده این شرکت بتواند میان فروشگاه‌های فیزیکی و فضای دیجیتال ارتباط نزدیکی ایجاد کند. این ساختار به‌خصوص در دوره‌های اقتصادی ضعیف اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا بخش بزرگی از درآمد شرکت از کالاهایی به دست می‌آید که مصرف‌کنندگان حتی در شرایط کاهش قدرت خرید نیز به آنها نیاز دارند. در سال مالی منتهی به ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶، درآمد والمارت به حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار رسید که نشان‌دهنده رشد ۴.۷ درصدی نسبت به سال قبل است. سود خالص نیز حدود ۲۱.۹ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص شرکت از حدود ۲.۹ درصد در سال قبل به نزدیک ۳.۱ درصد افزایش یافت. از منظر جریان نقدی نیز عملکرد والمارت قابل توجه بود. جریان نقد آزاد شرکت در این سال مالی به حدود ۱۴.۹ میلیارد دلار رسید؛ منابعی که می‌تواند برای توسعه فعالیت‌ها، سرمایه‌گذاری، بازخرید سهام یا پرداخت به سهامداران مورد استفاده قرار گیرد. ترازنامه؛ نقطه قوت والمارت یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دو شرکت در ساختار مالی آنها دیده می‌شود. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام والمارت در ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۰.۷ برابر بود؛ رقمی که نشان می‌دهد سطح بدهی شرکت در مقایسه با سرمایه سهامداران کنترل‌شده‌تر است. نسبت جاری والمارت حدود ۰.۸ برابر گزارش شده است. اگرچه این نسبت به تنهایی تصویر کاملی از وضعیت مالی یک شرکت خرده‌فروشی ارائه نمی‌دهد، اما ترکیب آن با جریان نقدی قدرتمند و مقیاس بالای فعالیت، انعطاف مالی مناسبی برای شرکت ایجاد می‌کند. البته والمارت بدون ریسک نیست. فعالیت جهانی شرکت آن را در معرض تغییرات نرخ ارز، تعرفه‌های تجاری و محدودیت‌های وارداتی قرار می‌دهد. افزایش رقابت در تجارت اینترنتی نیز فشار دیگری بر حاشیه سود شرکت ایجاد می‌کند. با وجود این ریسک‌ها، مدل کسب‌وکار والمارت همچنان برای شرایط اقتصادی نامطمئن جذاب است. مصرف‌کننده ممکن است خرید کالاهای گران‌قیمت را به تعویق بیندازد، اما خرید مواد غذایی، پوشاک و کالاهای ضروری متوقف نمی‌شود. همین ویژگی باعث می‌شود والمارت در مقایسه با بسیاری از شرکت‌های چرخه‌ای، مقاومت بیشتری در برابر رکود داشته باشد. هوم‌دیپو؛ شرطی روی مسکن و نوسازی هوم‌دیپو در نقطه مقابل والمارت قرار دارد. این شرکت عمدتاً محصولات مربوط به ساخت‌وساز، تعمیر و بازسازی را به دو گروه اصلی می‌فروشد: مالکان خانه که خودشان پروژه‌های نوسازی را انجام می‌دهند و متخصصانی مانند پیمانکاران و برق‌کارها. شرکت در سال‌های اخیر تمرکز بیشتری روی مشتریان حرفه‌ای داشته و با خرید شرکت‌هایی مانند اس‌آر‌اس و جی‌ام‌اس تلاش کرده خدمات تخصصی‌تری برای پروژه‌های بزرگ ارائه دهد. هوم‌دیپو در مجموع ۲۳۶۴ فروشگاه و بیش از ۱۳۴۰ مرکز تخصصی در اختیار دارد. در سال مالی منتهی به اول فوریه ۲۰۲۶، درآمد هوم‌دیپو به حدود ۱۶۴.۷ میلیارد دلار رسید که رشد سالانه حدود ۳.۲ درصدی را نشان می‌دهد. سود خالص نیز حدود ۱۴.۲ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص به حدود ۸.۶ درصد رسید؛ هرچند این رقم نسبت به حدود ۹.۳ درصد سال قبل کاهش یافته است. جریان نقد آزاد هوم‌دیپو نیز در این دوره به حدود ۱۲.۶ میلیارد دلار رسید. بنابراین، شرکت همچنان توان قابل توجهی برای تولید نقدینگی دارد؛ اما ساختار مالی آن نسبت به والمارت پرریسک‌تر است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام هوم‌دیپو در فوریه ۲۰۲۶ حدود ۵.۱ برابر بود. این سطح بالای بدهی تا حدی نتیجه استفاده گسترده از منابع استقراضی برای توسعه فعالیت‌ها و خریدهای انجام‌شده در بخش مشتریان حرفه‌ای است. ارزش‌گذاری؛ جایی که هوم‌دیپو برتری دارد شاخص Walmart (WMT) Home Depot (HD) قیمت سهم ۱۰۷.۱۵ دلار ۳۰۸.۷۴ دلار ارزش بازار ۸۵۰ میلیارد دلار ۳۰۸ میلیارد دلار محدوده ۵۲ هفته ۹۸.۸۸ تا ۱۳۵.۱۶ دلار ۲۸۹.۱۰ تا ۴۲۶.۷۵ دلار حاشیه سود ناخالص ۲۵.۲۳٪ ۳۱.۲۲٪ نسبت P/E ۳۸.۸۲ ۲۱.۶۰ EPS (TTM) ۲.۷۶ دلار ۱۴.۲۹ دلار سود نقدی و بازده ۰.۹۸ دلار (۰.۹۱٪) ۹.۲۹ دلار (۳.۰۱٪) مهم‌ترین مزیت هوم‌دیپو در شرایط فعلی، قیمت سهم آن نسبت به سود شرکت است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است، در حالی که این نسبت برای والمارت به حدود ۳۶.۷ برابر می‌رسد. در نسبت قیمت به فروش نیز هوم‌دیپو با حدود ۱.۹ برابر در برابر ۱.۲ برابر والمارت قرار دارد. بنابراین ارزان‌تر بودن هوم‌دیپو به معنای ارزان بودن مطلق سهم نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بازار حاضر است برای رشد و ثبات بیشتر والمارت، ارزش‌گذاری بسیار بالاتری پرداخت کند. هوم‌دیپو همچنین سود تقسیمی حدود ۳ درصدی ارائه می‌دهد؛ ویژگی‌ای که می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال درآمد نقدی در کنار رشد سرمایه هستند جذاب باشد. با این حال، ارزش‌گذاری پایین‌تر هوم‌دیپو بی‌دلیل نیست. نرخ بهره بالا می‌تواند تقاضا برای خرید و نوسازی خانه را کاهش دهد و بازار مسکن نیز مستقیماً بر عملکرد این شرکت تأثیر می‌گذارد. اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند و بازار مسکن آمریکا دوباره رونق بگیرد، هوم‌دیپو می‌تواند از افزایش پروژه‌های نوسازی و ساخت‌وساز بهره قابل توجهی ببرد. اما اگر نرخ بهره برای مدت طولانی بالا باقی بماند، وابستگی شرکت به چرخه مسکن به یک نقطه ضعف تبدیل خواهد شد. “ «از منظر سرمایه‌گذاری، مسئله اصلی در مقایسه این دو شرکت «کدام کسب‌وکار بهتر است» نیست؛ بلکه «چه قیمتی برای آن کسب‌وکار پرداخت می‌شود» است. والمارت از نظر کیفیت جریان درآمد و مقاومت در برابر رکود برتری مشخصی دارد، اما نسبت قیمت به سود ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بازار بخش بزرگی از این کیفیت را پیشاپیش قیمت‌گذاری کرده است. در مقابل، هوم‌دیپو با وجود بدهی بالاتر و حساسیت بیشتر به نرخ بهره، در سطح ارزش‌گذاری پایین‌تری قرار دارد و در صورت چرخش سیاست پولی آمریکا و بهبود بازار مسکن، ظرفیت بازگشت بیشتری خواهد داشت. بنابراین انتخاب میان این دو سهم در سال ۲۰۲۶ بیش از هر چیز به اولویت سرمایه‌گذار میان دفاع‌پذیری در برابر رکود و ظرفیت رشد در سناریوی کاهش نرخ بهره بستگی دارد؛ و از این منظر، والمارت انتخاب محافظه‌کارانه‌تر و هوم‌دیپو انتخاب تاکتیکی‌تر بازار است.» بابک شیری ریسک‌های پیش روی دو شرکت هوم‌دیپو علاوه بر ریسک‌های مرتبط با مسکن، با تهدیدهای امنیت سایبری، مسائل مربوط به حریم خصوصی داده‌ها و رقابت شدید فروشگاه‌های اینترنتی مواجه است. فشار رقابتی می‌تواند شرکت را مجبور کند برای حفظ سهم بازار، هزینه بیشتری برای خدمات دیجیتال و تحویل سریع صرف کند. والمارت نیز با ریسک‌های خاص خود روبه‌رو است. پرونده‌های حقوقی مرتبط با فعالیت داروخانه‌ها و حقوق مصرف‌کنندگان، تعرفه‌ها و موانع تجاری و نوسانات ارزی از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر عملکرد شرکت اثر بگذارند. با این حال، تفاوت اصلی در نوع این ریسک‌هاست. بخش قابل توجهی از ریسک والمارت به شرایط عملیاتی و تجارت جهانی مربوط می‌شود، در حالی که هوم‌دیپو علاوه بر این عوامل، به شکل مستقیم‌تری از نرخ بهره و چرخه بازار مسکن تأثیر می‌گیرد. کدام سهم برای سال ۲۰۲۶ مناسب‌تر است؟ پاسخ به این سؤال به نگاه سرمایه‌گذار نسبت به اقتصاد آمریکا بستگی دارد. اگر انتظار می‌رود اقتصاد وارد دوره‌ای ضعیف‌تر شود و مصرف‌کنندگان با احتیاط بیشتری هزینه کنند، والمارت گزینه جذاب‌تری است؛ زیرا کالاهای ضروری سهم بزرگی از فعالیت آن را تشکیل می‌دهند. اما اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند، بازار مسکن بهبود یابد و هزینه‌های مربوط به تعمیر و بازسازی خانه افزایش پیدا کند، هوم‌دیپو می‌تواند ظرفیت رشد بیشتری داشته باشد. مقایسه ارزش‌گذاری هوم دیپو و والمارت شاخص هوم دیپو والمارت P/E آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر ۳۶.۷ برابر نسبت قیمت به فروش (P/S) ۱.۹ برابر ۱.۲ برابر در مقابل، ارزش‌گذاری بالای والمارت یک نقطه ضعف جدی است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از انتظارات مثبت بازار از قبل در قیمت سهم منعکس شده است. هوم‌دیپو در این زمینه حاشیه امنیت بیشتری دارد. نسبت قیمت به سود ۲۰.۶ برابری، جریان نقد آزاد ۱۲.۶ میلیارد دلاری و سود تقسیمی حدود ۳ درصدی، ترکیب جذابی برای سرمایه‌گذارانی ایجاد می‌کند که حاضرند نوسان بیشتری را در ازای ارزش‌گذاری پایین‌تر تحمل کنند. جمع‌بندی والمارت و هوم‌دیپو هر دو از برندهای قدرتمند و دارای مزیت رقابتی پایدار در اقتصاد آمریکا هستند، اما برای دو نوع متفاوت از سرمایه‌گذار جذابیت دارند. والمارت با ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد، ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص و ۱۴.۹ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، شرکتی بزرگ‌تر، متنوع‌تر و مقاوم‌تر در برابر افت مصرف است. هوم‌دیپو در مقابل با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد، ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص و ۱۲.۶ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، حاشیه سود بالاتری دارد و با نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر نسبت به والمارت ارزش‌گذاری جذاب‌تری ارائه می‌کند. در نهایت، اگر انتخاب تنها بر اساس ترکیب ثبات، قدرت مالی و قابلیت پیش‌بینی باشد، والمارت گزینه مناسب‌تری به نظر می‌رسد. اما برای سرمایه‌گذاری که به کاهش نرخ بهره و احیای بازار مسکن آمریکا اعتقاد دارد، هوم‌دیپو می‌تواند با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصد، فرصت جذاب‌تری باشد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا تارگت در برابر والمارت ارزش خرید بیشتری دارد؟

تارگت در سال ۲۰۲۶ با رشد خیره‌کننده ۶۸ درصدی از والمارت فاصله گرفته، در حالی که سهام والمارت از ابتدای سال حدود ۴ درصد افت کرده است. با این حال، این برتری کوتاه‌مدت نباید باعث شود سرمایه‌گذاران عملکرد بلندمدت دو شرکت را نادیده بگیرند؛ زیرا در افق پنج‌ساله، سهام والمارت بیش از دو برابر شده، در حالی که تارگت حدود یک‌سوم ارزش خود را از دست داده است. هر دو شرکت نیز از گروه معدود پادشاهان سود تقسیمی هستند و بیش از ۵۰ سال متوالی سود نقدی سالانه خود را افزایش داده‌اند. پرسش اصلی اکنون این است که با وجود ارزش‌گذاری بالاتر والمارت و رشد سریع‌تر تارگت، کدام‌یک در شرایط فعلی فرصت سرمایه‌گذاری جذاب‌تری ایجاد می‌کند؟ در یک نگاه  تارگت: رشد ۶۸٪ در ۲۰۲۶، نسبت قیمت به سود ۱۷ برابر و بازده سود تقسیمی ۲.۸٪.  والمارت: افت ۴٪ در ۲۰۲۶، نسبت قیمت به سود ۳۹ برابر و بازده سود تقسیمی ۰.۹٪.  در پنج سال گذشته، والمارت بیش از دو برابر شده، در حالی که تارگت حدود یک‌سوم افت کرده است.  انتخاب شهریور: تارگت برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیرتر؛ والمارت برای سرمایه‌گذار محافظه‌کار و بلندمدت. تارگت؛ بازگشت قدرتمند پس از چند سال دشوار رشد ۶۸ درصدی سهام تارگت در سال جاری در نگاه اول می‌تواند نشانه‌ای از برتری این شرکت نسبت به رقیب بزرگ‌تر خود باشد، اما واقعیت کمی متفاوت است. تارگت هنوز در حال جبران ضعف چند سال گذشته است و رشد اخیر سهام بیشتر به یک بازگشت قدرتمند شباهت دارد تا نتیجه جهش ناگهانی در فروش. در ۱۲ ماه گذشته، درآمد تارگت تنها حدود ۲ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که درآمد والمارت ۶.۲ درصد رشد کرده؛ یعنی بیش از سه برابر سریع‌تر از تارگت. با این حال، تارگت انتظار دارد امسال به دوره سه ساله کاهش متوالی درآمد پایان دهد و همین موضوع یکی از مهم‌ترین دلایلی است که سرمایه‌گذاران دوباره به این شرکت توجه کرده‌اند. تغییرات مدیریتی نیز در این روند بی‌تأثیر نبوده است. از زمانی که مایکل فیدلکه در فوریه ۲۰۲۶ به مدیرعاملی تارگت رسید، نشانه‌های بهبود در عملکرد فروشگاه‌ها ظاهر شده و رشد فروش فروشگاه‌های هم‌مقیاس مثبت شده است. مهم‌تر از آن، تارگت پس از سال‌ها از دست دادن سهم بازار، اکنون نشانه‌هایی از بازپس‌گیری سهم خود نشان می‌دهد؛ روندی که حتی به قیمت از دست رفتن بخشی از سهم والمارت تمام شده است. ارزش‌گذاری؛ جایی که تارگت برتری دارد یکی از مهم‌ترین نکات در مقایسه این دو شرکت، تفاوت چشمگیر ارزش‌گذاری آنهاست. سهام تارگت با قیمت حدود ۱۶۴.۴۴ دلار معامله می‌شود و ارزش بازار آن نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار است. نسبت قیمت به سود گذشته‌نگر این شرکت حدود ۱۷ برابر است؛ رقمی که در مقایسه با نسبت حدود ۳۹ برابری والمارت بسیار پایین‌تر محسوب می‌شود. از طرف دیگر، سود تقسیمی تارگت نیز جذاب‌تر است. بازده سود تقسیمی این شرکت حدود ۲.۸ درصد است، در حالی که بازده سود تقسیمی والمارت تنها حدود ۰.۹ درصد است. بنابراین سرمایه‌گذاری در تارگت علاوه بر احتمال رشد قیمت، جریان نقدی بیشتری نیز برای سهامدار ایجاد می‌کند. با این حال، ارزان‌تر بودن تارگت به‌تنهایی به معنای بهتر بودن آن نیست. بخش مهمی از این تخفیف ناشی از سابقه ضعیف‌تر شرکت در سال‌های اخیر است و سرمایه‌گذار در واقع در حال پرداختن به یک داستان بازگشت است؛ داستانی که هنوز باید در گزارش‌های مالی آینده خود را اثبات کند. والمارت؛ غولی که فعلاً در حال نفس‌گیری است سهام والمارت در سال جاری حدود ۴ درصد کاهش یافته و قیمت آن در محدوده ۱۰۷.۱۴ دلار قرار دارد. ارزش بازار این شرکت حدود ۸۵۰ میلیارد دلار است و نسبت به تارگت، از مقیاس بسیار بزرگ‌تری برخوردار است. اما عملکرد امسال نباید قدرت ساختاری والمارت را زیر سؤال ببرد. در ۴۷ سال گذشته، این شرکت تنها یک سال کاهش درآمد داشته است. چنین سابقه‌ای نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار والمارت از مقاومت بسیار بالایی در برابر چرخه‌های اقتصادی برخوردار است. مزیت اصلی والمارت در کنترل هزینه‌ها، گردش سریع موجودی کالا و توانایی ارائه محصولات با قیمت پایین‌تر از بسیاری از رقباست. همین ساختار به شرکت اجازه داده است حتی در دوره‌های فشار اقتصادی نیز مشتریان خود را حفظ کند. در افق پنج‌ساله نیز تصویر کاملاً متفاوت است. ارزش سهام والمارت در این دوره بیش از دو برابر شده، در حالی که سهام تارگت حدود ۳۳ درصد افت کرده است. بنابراین اگر عملکرد بلندمدت معیار قرار گیرد، والمارت همچنان فاصله زیادی با رقیب خود دارد. چرا تارگت انتخاب جذاب‌تری شده است؟ با وجود برتری بنیادی والمارت در بسیاری از شاخص‌ها، در شرایط فعلی تارگت می‌تواند گزینه جذاب‌تری برای سرمایه‌گذارانی باشد که به دنبال یک داستان بازگشت هستند. مدیریت جدید تارگت هدف رشد فروش خود را به ۴ درصد افزایش داده و هم‌زمان حدود ۲ میلیارد دلار برای بازسازی فروشگاه‌ها و بهبود عملیات اختصاص داده است. این سرمایه‌گذاری در کوتاه‌مدت می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌ها وارد کند، اما در صورت موفقیت، ظرفیت رشد آینده شرکت را افزایش خواهد داد. از طرف دیگر، تارگت اکنون با نسبت قیمت به سود حدود ۱۷ برابر معامله می‌شود؛ بنابراین بازار بخش قابل‌توجهی از ریسک‌های شرکت را پیشاپیش در قیمت سهام لحاظ کرده است. در مقابل، نسبت ۳۹ برابری والمارت نشان می‌دهد سرمایه‌گذار برای کیفیت، ثبات و سابقه رشد این شرکت حاضر است حق بیمه بسیار بالاتری پرداخت کند. در واقع مقایسه این دو سهم، بیشتر از آنکه انتخاب میان یک شرکت خوب و یک شرکت بد باشد، انتخاب میان کیفیت گران‌تر و بازگشت ارزان‌تر است. “ «به نظر می‌رسد جذابیت فعلی تارگت نه از آنجا ناشی می‌شود که ناگهان به کسب‌وکاری بهتر از والمارت تبدیل شده، بلکه از این واقعیت می‌آید که بازار هنوز با احتیاط به بازگشت آن نگاه می‌کند. اگر مدیریت جدید بتواند رشد فروش ۴ درصدی را محقق کند و سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری را به افزایش بهره‌وری و سهم بازار تبدیل کند، فاصله ارزش‌گذاری امروز می‌تواند به نفع تارگت عمل کند؛ اما اگر این بازگشت در حد رشد قیمت سهام باقی بماند و در سودآوری تثبیت نشود، برتری بنیادی والمارت دوباره خود را نشان خواهد داد. به همین دلیل، برای شهریور ۱۴۰۵ انتخاب من تارگت است، اما با ریسک بالاتر؛ والمارت همچنان انتخاب محافظه‌کارانه‌تر و باکیفیت‌تر باقی می‌ماند.» بابک شیری سود تقسیمی؛ مزیت مشترک دو شرکت تارگت و والمارت هر دو بیش از پنج دهه است که سود تقسیمی خود را هر سال افزایش داده‌اند و از این منظر در گروه پادشاهان سود تقسیمی قرار می‌گیرند. با این حال، تفاوت بازده فعلی آنها قابل‌توجه است. بازده سود تقسیمی تارگت حدود ۲.۸ درصد و والمارت حدود ۰.۹ درصد است؛ بنابراین تارگت در حال حاضر جریان درآمدی بسیار بیشتری برای سهامدار ایجاد می‌کند. البته برای سرمایه‌گذاری بلندمدت، تنها میزان سود تقسیمی اهمیت ندارد. توانایی شرکت برای افزایش مداوم سود، جریان نقدی آزاد، قدرت ترازنامه و ظرفیت رشد سودآوری نیز باید در نظر گرفته شود. از این منظر، سابقه والمارت همچنان یک مزیت جدی محسوب می‌شود. جمع‌بندی رقابت میان تارگت و والمارت در سال ۲۰۲۶ نمونه‌ای جالب از تفاوت میان عملکرد کوتاه‌مدت و کیفیت بلندمدت است. تارگت با رشد ۶۸ درصدی امسال در برابر افت ۴ درصدی والمارت، برنده آشکار بازار سهام بوده، اما در بازه پنج‌ساله همچنان عملکردی بسیار ضعیف‌تر دارد. با این حال، شرایط امروز به نفع تارگت تغییر کرده است. نسبت قیمت به سود ۱۷ برابری، بازده سود تقسیمی ۲.۸ درصدی، بازگشت رشد فروش و برنامه سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری، در کنار مدیریت جدید، ترکیبی ساخته که می‌تواند برای سرمایه‌گذاران ارزش‌محور جذاب باشد. در مقابل، والمارت با ارزش بازار ۸۵۰ میلیارد دلاری، رشد درآمد ۶.۲ درصدی و سابقه تنها یک سال کاهش درآمد در ۴۷ سال، همچنان یکی از مقاوم‌ترین کسب‌وکارهای صنعت خرده‌فروشی آمریکا محسوب می‌شود؛ اما قیمت بالاتر سهام، بخشی از این کیفیت را پیشاپیش منعکس کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

برکشایر چرا وزن سهام بانکی خود را کاهش می‌دهد؟

برکشایر هاتاوی در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، در حالی که برای نخستین‌بار پس از چند سال به خریدار خالص سهام تبدیل شد، از حجم سرمایه‌گذاری خود در سه بانک آمریکایی کاست. این شرکت سهام Capital One، Bank of America و Ally Financial را کاهش داده است؛ اقدامی که در کنار سرمایه‌گذاری‌های چند میلیارد دلاری اخیر برکشایر در بخش فناوری، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر تدریجی ترکیب پرتفوی شرکت تحت مدیریت گرگ ابل باشد. در یک نگاه برکشایر هاتاوی در سه‌ماهه دوم، سهام Capital One، Bank of America و Ally Financial را کاهش داد. فروش Capital One با افت ۵۸٪ بزرگ‌ترین کاهش درصدی بود و برکشایر حدود ۱.۷ میلیارد دلار از سهام Bank of America فروخت. با وجود فروش‌ها، برکشایر هنوز نزدیک ۷٪ از Bank of America به ارزش بیش از ۳۰ میلیارد دلار و حدود ۸.۹٪ از Ally را در اختیار دارد. این معاملات می‌تواند نشانه کاهش تمرکز در بانک‌ها، مدیریت ریسک و انتقال تدریجی سرمایه به فناوری در دوران گرگ ابل باشد. البته فروش سهام بانک‌ها لزوماً به معنای بدبین شدن برکشایر به صنعت بانکداری نیست. برخی از این معاملات می‌توانند دلایلی مانند مدیریت اندازه سرمایه‌گذاری، کنترل ریسک یا ملاحظات مقرراتی داشته باشند. با این حال، کاهش قابل‌توجه سهام برخی بانک‌ها در شرایطی که برکشایر هم‌زمان سرمایه بیشتری را به شرکت‌های فناوری اختصاص داده، توجه سرمایه‌گذاران را به خود جلب کرده است. برکشایر از سه بانک فاصله گرفت بزرگ‌ترین کاهش درصدی مربوط به Capital One (COF) بود. برکشایر حدود ۵۸ درصد از موقعیت خود در این بانک را کاهش داد و ارزش سهام باقی‌مانده آن اکنون حدود ۶۴۶ میلیون دلار است؛ یعنی برکشایر تقریباً ۰.۵ درصد از Capital One را در اختیار دارد. برکشایر همچنین حدود ۱.۷ میلیارد دلار از سهام Bank of America (BAC) را فروخت. این فروش شامل ۳۰.۲ میلیون سهم بود و تعداد سهام باقی‌مانده برکشایر را به حدود ۴۸۳.۴ میلیون سهم رساند. با وجود این کاهش، Bank of America همچنان یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌های برکشایر محسوب می‌شود. این شرکت نزدیک به ۷ درصد از سهام بانک را در اختیار دارد که ارزش آن بیش از ۳۰ میلیارد دلار است. سومین کاهش مربوط به Ally Financial (ALLY) بود. برکشایر حدود ۷ درصد از موقعیت خود را فروخت و اکنون حدود ۸.۹ درصد از سهام Ally را در اختیار دارد؛ سهمی که ارزش آن حدود ۱.۱۴ میلیارد دلار برآورد می‌شود. در مورد Ally نباید بیش از اندازه به فروش انجام‌شده وزن داد. برکشایر به دلایل مقرراتی تلاش می‌کند میزان مالکیت خود را زیر ۱۰ درصد نگه دارد. بنابراین بخشی از فروش می‌تواند صرفاً برای جلوگیری از عبور سهم برکشایر از این آستانه در صورت ادامه بازخرید سهام توسط Ally انجام شده باشد. چرا برکشایر سهام بانک‌ها را فروخت؟ دلیل دقیق این معاملات مشخص نیست و مدیریت برکشایر معمولاً درباره انگیزه پشت فروش یا خرید تک‌تک سهام توضیحی ارائه نمی‌کند. با این حال، چند سناریو می‌تواند این تصمیم را توضیح دهد. نخستین احتمال، نگرانی درباره وضعیت مصرف‌کننده آمریکایی است. کاهش شدید موقعیت برکشایر در Capital One از این نظر قابل توجه است؛ زیرا این بانک حضور مهمی در حوزه کارت‌های اعتباری دارد. اگر توان بازپرداخت بدهی خانوارها کاهش یابد و مطالبات معوق افزایش پیدا کند، بانک‌های وابسته به اعتبار مصرف‌کننده می‌توانند تحت فشار قرار گیرند. دومین عامل می‌تواند نرخ بهره باشد. نرخ‌های بهره بالا از یک طرف می‌توانند درآمد بانک‌ها را افزایش دهند، اما در محیطی که نرخ بهره برای مدت طولانی بالا باقی بماند، بانک‌هایی که برای سپرده‌ها نرخ‌های پایین‌تری پرداخت می‌کنند ممکن است برای حفظ مشتریان مجبور به افزایش نرخ سپرده شوند. این اتفاق می‌تواند حاشیه سود آنها را تحت فشار قرار دهد. سناریوی سوم نیز به ارزش‌گذاری و اندازه موقعیت‌ها مربوط می‌شود. برکشایر همچنان سرمایه‌گذاری بسیار بزرگی در بخش مالی دارد و تنها دو نام American Express و Bank of America بخش مهمی از پرتفوی شرکت را تشکیل می‌دهند. از طرف دیگر، سهام مالی در سال ۲۰۲۶ عملکرد قدرتمندی داشته‌اند. بنابراین فروش بخشی از موقعیت‌ها می‌تواند نوعی شناسایی سود و کاهش تمرکز پرتفوی باشد، نه لزوماً پیش‌بینی یک بحران در صنعت بانکداری. “ «به نظر من، ارزش این معاملات بیشتر در الگوی کلی تخصیص سرمایه برکشایر است تا خود فروش سه بانک. ابل هم‌زمان با حفظ یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نقدی جهان، در حال کاهش تمرکز در برخی دارایی‌های مالی و افزایش حضور در فناوری و هوش مصنوعی است. این رفتار نشان می‌دهد مدیریت جدید احتمالاً قصد ندارد میراث بافت را کنار بگذارد، بلکه می‌خواهد همان انضباط سرمایه‌گذاری را با ساختار اقتصادی جدید تطبیق دهد. اگر این روند ادامه پیدا کند، تغییر ترکیب پرتفوی برکشایر می‌تواند به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تفاوت دوران ابل با سال‌های پایانی مدیریت بافت تبدیل شود.» بابک شیری نکته مهم؛ برکشایر همچنان به بانک‌ها متعهد است با وجود فروش سهام سه بانک، نباید تصور کرد که برکشایر در حال خروج از صنعت مالی است. این شرکت همچنان سهام بزرگی در Bank of America و American Express دارد و بخش مالی همچنان یکی از ستون‌های اصلی پرتفوی آن محسوب می‌شود. به همین دلیل، رفتار اخیر برکشایر بیشتر از آنکه یک خروج کامل از بانکداری باشد، شبیه بازتنظیم ترکیب سرمایه‌گذاری است. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم برکشایر در همان دوره به شکل قابل‌توجهی وارد بخش فناوری شده و میلیاردها دلار سرمایه را به شرکت‌هایی مانند Alphabet اختصاص داده است. در نتیجه، ممکن است تغییر اصلی نه در میزان علاقه برکشایر به دارایی‌های مالی، بلکه در نحوه توزیع سرمایه میان بخش‌های مختلف اقتصاد آمریکا در دوران گرگ ابل باشد. جمع‌بندی فروش ۵۸ درصدی Capital One، حدود ۱.۷ میلیارد دلار از Bank of America و ۷ درصد از Ally Financial نشان می‌دهد برکشایر در حال بازنگری بخشی از پرتفوی بانکی خود است. با این حال، باقی ماندن بیش از ۳۰ میلیارد دلار سهام Bank of America و مالکیت قابل‌توجه American Express نشان می‌دهد هنوز نمی‌توان از تغییر کامل دیدگاه برکشایر نسبت به بانک‌ها صحبت کرد. مهم‌ترین نکته برای سرمایه‌گذاران، کاهش تمرکز در کنار افزایش سرمایه‌گذاری در فناوری است. اگر وضعیت مصرف‌کننده آمریکا تضعیف شود یا حاشیه سود بانک‌ها تحت فشار نرخ بهره قرار گیرد، فروش‌های اخیر می‌تواند تصمیمی پیش‌نگرانه باشد؛ اما اگر شرایط اقتصادی پایدار بماند، احتمالاً بخشی از این معاملات صرفاً مدیریت وزن پرتفوی و شناسایی سود بوده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

شوک فدرال رزرو به طلا؛ آیا هدف ۵۰۰۰ دلاری هنوز روی میز است؟

در یک نگاه  طلا در کوتاه‌مدت تحت فشار قرار گرفته است: اظهارات انقباضی کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، احتمال افزایش نرخ بهره در نشست سپتامبر را بالا برده و همین موضوع باعث افت شدید طلا شده است. بازار اکنون حدود ۶۰ درصد احتمال افزایش نرخ بهره را در نظر می‌گیرد. بانک‌های مرکزی ستون اصلی تقاضا هستند: انتظار می‌رود بانک‌های مرکزی در سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط ماهانه حدود ۵۰ تن طلا خریداری کنند؛ در ژوئن این رقم به حدود ۱۰۰ تن رسید. از نظر تکنیکال، تصویر دوگانه است: طلا پس از افت اخیر به زیر میانگین متحرک ۲۰۰روزه برگشته، اما همچنان بالاتر از میانگین ۵۰روزه قرار دارد و روند بزرگ‌تر بازار هنوز صعودی محسوب می‌شود. اهداف وال‌استریت همچنان بالا است: گلدمن ساکس ۴۹۰۰ دلار، کردیت آگریکول ۵۰۰۰ دلار و بانک آمریکا نیز ۵۰۰۰ دلار را به‌عنوان اهداف خود مطرح کرده‌اند. طلا روز جمعه پس از آنکه کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، از احتمال افزایش نرخ بهره خبر داد، ۳.۲ درصد سقوط کرد؛ با این حال، خرید بانک‌های مرکزی و اهداف قیمتی بالای ۴۹۰۰ دلار از سوی تحلیلگران همچنان از روند صعودی طلا حمایت می‌کند. فلز زرد اکنون در میانه یک کشمکش کم‌سابقه قرار گرفته است. افت ۳.۲ درصدی قیمت طلا در روز جمعه تا سطح ۴۴۵۴.۶۰ دلار به ازای هر اونس، شدیدترین کاهش یک‌روزه در چند هفته اخیر بود؛ با این حال، این عقب‌نشینی تنها بخش کوچکی از روند صعودی اخیر را خنثی کرده است، چرا که طلا همچنان طی ۳۰ روز گذشته ۹.۵ درصد رشد داشته است. تقابل میان نگرانی‌های کوتاه‌مدت درباره سیاست پولی و تقاضای ساختاری قدرتمندی که ریشه‌ای عمیق پیدا کرده، به ندرت تا این اندازه آشکار بوده است. شوک انقباضی از جکسون هول جرقه اصلی فروش روز جمعه نه از بازار طلا، بلکه از سخنرانی در وایومینگ زده شد. کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، در سخنرانی خود در نشست جکسون هول تلاش کرد با این دیدگاه مقابله کند که افزایش دستمزدها لزوماً به تورم منجر می‌شود. او در عوض بر فشارهای قیمتی متمرکز شد که اکنون برای ۶۵ ماه متوالی بالاتر از هدف فدرال رزرو قرار داشته‌اند. بازارها این پیام را نشانه‌ای روشن از باز بودن گزینه سیاست پولی انقباضی تلقی کردند و اکنون قراردادهای آتی، احتمال افزایش نرخ بهره در نشست ۱۶ سپتامبر فدرال رزرو را حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد قیمت‌گذاری می‌کنند. ▶ مشاهده کنید: تحلیل تکنیکال اونس جهانی طلا: شروع موج اصلاحی یا فرصت خرید؟ بررسی شرایط حمایت مهم فلز زرد این تغییر انتظارات، به طلا ضربه زد. افزایش نرخ بهره جذابیت دارایی بدون بازدهی مانند طلا را کاهش می‌دهد و واکنش بازار نیز فوری بود: صندوق SPDR Gold Trust، بزرگ‌ترین صندوق سرمایه‌گذاری مبتنی بر شمش طلا در جهان، روز جمعه ۴ تن از ذخایر خود را کاهش داد و میزان دارایی‌هایش را به ۱۰۴۲.۴ تن رساند. برای بسیاری از فعالان بازار، جریان ورود و خروج سرمایه از این ETF شاخص مهمی برای سنجش احساسات سرمایه‌گذاران نهادی نسبت به طلا محسوب می‌شود. محرک مفقودشده آنچه افت روز جمعه را قابل‌توجه کرد، نبود اخبار جدید و عوامل فاندامنتال (بنیادی) بود. به گزارش رویترز، هیچ گزارش تأییدشده‌ای درباره اختلال در عرضه، توقف فعالیت معادن یا تغییر در داده‌های رسمی ذخایر منتشر نشد که بتواند عامل این حرکت باشد. در عوض، سه محرک همیشگی بازار یعنی تقاضای دارایی امن، انتظارات مربوط به نرخ بهره و تحولات دلار همچنان بر احساسات بازار مسلط بودند، اما محرک تازه‌ای برای ادامه حرکت صعودی ایجاد نکردند. این خلأ پس از یک دوره رشد فوق‌العاده رخ داده است. تا اواخر ماه اوت، قیمت طلا در کمتر از چهار هفته بیش از ۱۶ درصد افزایش یافته بود و در این مسیر چندین بار سقف‌های چندماهه جدیدی را پشت سر گذاشت. این روند صعودی از کاهش بازده واقعی، تحت فشار بودن دلار و افزایش نگرانی‌های ژئوپلیتیکی نیرو گرفت. باربارا لامبرشت، تحلیلگر کامرتس‌بانک، همچنین نگرانی‌ها درباره افزایش بدهی دولت‌ها و پیامدهای تضعیف‌کننده دلار ناشی از برنامه اعلام‌شده خزانه‌داری آمریکا برای بازخرید اوراق قرضه این کشور را از عوامل حمایتی دیگر عنوان کرده است. سیگنال‌های متفاوت در نمودارها شاخص‌های تکنیکال اکنون تصویر متفاوتی ارائه می‌دهند. قیمت طلا حدود ۲ درصد پایین‌تر از میانگین متحرک ۲۰۰روزه خود در سطح ۴۵۴۴.۸۶ دلار قرار دارد و پس از افت روز جمعه، دوباره به زیر این خط روند بلندمدت کلیدی بازگشته است. با این حال، طلا همچنان فاصله قابل‌توجهی بالاتر از میانگین متحرک ۵۰روزه خود در سطح ۴۲۱۴.۴۹ دلار دارد که قدرت روند صعودی گسترده‌تر را نشان می‌دهد. شاخص قدرت نسبی یا RSI نیز در سطح ۵۴.۸ قرار دارد؛ یعنی بازار نه در محدوده اشباع خرید است و نه اشباع فروش، بنابراین همچنان امکان حرکت قیمت در هر دو جهت وجود دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: سخنرانی وارش در جکسون‌هول طلا را تا ۴٬۴۶۰ دلار پایین کشید این ابهام در میان تحلیلگران نیز دیده می‌شود. اگرچه افت اخیر برخی فعالان بازار را نگران کرده، اما مؤسسات بزرگ وال‌استریت همچنان به‌طور قاطع در اردوگاه صعودی قرار دارند. گلدمن ساکس پیش‌بینی می‌کند قیمت طلا تا پایان سال به ۴۹۰۰ دلار برسد، کردیت آگریکول همچنان هدف ۵۰۰۰ دلاری خود را حفظ کرده و بانک آمریکا نیز همین سطح را برای سال ۲۰۲۷ پیش‌بینی می‌کند. بانک‌های مرکزی؛ ستون مهم بازار طلا پایه اصلی این پیش‌بینی‌های بلندپروازانه نه در نوسانات کوتاه‌مدت قیمت، بلکه در رفتار مستمر بانک‌های مرکزی جهان برای خرید طلا قرار دارد. خرید طلا از سوی بخش رسمی اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ به‌طور میانگین حدود ۵۰ تن در ماه بوده است؛ رقمی که جهشی قابل‌توجه نسبت به میانگین ۱۷ تن در ماه پیش از سال ۲۰۲۲ محسوب می‌شود. تنها در ماه ژوئن، حجم خرید به ۱۰۰ تن رسید. گلدمن ساکس معتقد است این انباشت مستمر، حتی در شرایطی که ابهامات مربوط به سیاست پولی موجب نوسانات کوتاه‌مدت می‌شود، پشتوانه ساختاری لازم برای هدف قیمتی پایان سال را فراهم می‌کند. هفته‌های پیش‌رو تا زمان برگزاری نشست فدرال رزرو در ماه سپتامبر، آزمونی مهم برای بازار طلا خواهد بود؛ اینکه آیا تقاضای نهادی قدرتمند می‌تواند فشار ناشی از موضع انقباضی‌تر فدرال رزرو را جذب کند یا خیر. در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد تثبیت قیمت طلا بیشتر از آنکه نشانه تغییر روند باشد، یک مرحله استراحت و هضم رشدهای اخیر است؛ مکثی برای بازیابی پس از یک جهش سریع، در حالی که نیروهای بنیادی حمایت‌کننده از روند صعودی همچنان پابرجا هستند. ✔️ بیشتر بخوانید: راز صعود همزمان طلا و بیت‌کوین؛ چرا سرمایه‌گذاران از دلار فاصله می‌گیرند؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر