EURUSD 1.11577 USD ▼ 0.17%
XAUUSD 3,875.09 USD ▼ 3.63%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 104.12 USD ▲ 2.08%
BTCUSD 77,861.17 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70300 USD ▲ 0.07%
EURJPY 176.259 JPY ▲ 0.03%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۵۲ ثانیه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۵۲ ثانیه پیش

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا چه اثری بر بازار سهام دارد؟ پیش‌بینی مورگان استنلی

در یک نگاه مایک ویلسون از مورگان استنلی می‌گوید عواملی مانند انتخابات میان‌دوره‌ای، فشار هزینه‌های هوش مصنوعی و محدودیت نقدینگی ممکن است شاخص S&P 500 را تا حدود ۷۱۰۰ واحد پایین بیاورند. او این افت احتمالی را فرصتی برای خرید می‌داند و پس از پایان اصلاح، سطح ۸۰۰۰ واحد را برای شاخص پیش‌بینی می‌کند. به گفته ویلسون، سهام آمریکا در شش و ۱۲ ماه پس از همه انتخابات میان‌دوره‌ای از سال ۱۹۵۰ بالاتر رفته‌اند، هرچند عملکرد بازار از نوامبر تا پایان سال همیشه مثبت نبوده است. مایک ویلسون، استراتژیست ارشد سهام آمریکا در مورگان استنلی، انتظار دارد بازار سهام این کشور در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای روز سه‌شنبه با نوسان روبه‌رو شود؛ با این حال، او افت احتمالی قیمت‌ها را فرصتی برای خرید می‌داند. به گفته ویلسون، تجربه تاریخی نشان می‌دهد ضعف بازار پس از انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند زمان مناسبی برای ورود سرمایه‌گذاران باشد. ویلسون در گفت‌وگویی با بلومبرگ گفت مجموعه‌ای از عوامل، از جمله انتخابات میان‌دوره‌ای، نگرانی‌ها درباره فشار هزینه‌های هوش مصنوعی و محدودیت نقدینگی، ممکن است شاخص S&P 500 را به حدود ۷۱۰۰ واحد برساند؛ سطحی نزدیک به ۹ درصد پایین‌تر از رکورد اخیر شاخص. او پیش‌بینی می‌کند پس از عبور این عوامل و پایان اصلاحی که به گفته‌اش ماه‌ها در زیر سطح بازار جریان داشته، شاخص بتواند تا ۸۰۰۰ واحد صعود کند. با وجود نگرانی‌ها درباره جنگ ایران، ویلسون همچنان به چشم‌انداز بازار خوش‌بین است. ویلسون گفت انتخابات میان‌دوره‌ای معمولاً برای بازار سهام مانع ایجاد می‌کند، اما عملکرد تاریخی بازار پس از آن قوی بوده است. به گفته او، از سال ۱۹۵۰ تاکنون، بازار سهام آمریکا شش و ۱۲ ماه پس از هر انتخابات میان‌دوره‌ای بالاتر بوده است. با این حال، بازه زمانی نوامبر تا پایان سال همیشه مثبت نبوده و سال ۲۰۱۸ نمونه‌ای از این استثناست. او افزود این انتخابات به‌دلیل آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفته قصد دارد پس از رأی‌گیری اقدام مهمی انجام دهد اما مشخص نکرده چه اقدامی، با لایه‌ای از عدم‌قطعیت همراه است. ویلسون درباره نتیجه سیاسی انتخابات گفت پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان و کسب اکثریتی محدود در سنا، از پیش در قیمت‌ها لحاظ شده است. به باور او، پیروزی دموکرات‌ها با اختلافی بیشتر می‌تواند بازار را بیشتر تحت‌تأثیر قرار دهد و مخالفت‌های ایالتی و محلی با ساخت مراکز داده یا تلاش برای مقررات سخت‌گیرانه‌تر را تقویت کند. با این حال، او گفت مخالفت با مراکز داده ممکن است اکنون، چون به موضوعی انتخاباتی تبدیل شده، در اوج باشد و پس از آغاز به کار نامزدهای پیروز فروکش کند. ویلسون گفت هنوز از حجم بالای انتشار سهام از سوی شرکت‌هایی از جمله متا، اسپیس‌ایکس و آنتروپیک نگران نیست. او اشاره کرد که ادغام شرکت‌ها و رشد سریع اقتصاد نیز سرمایه را جذب می‌کنند. به گفته ویلسون، تولید ناخالص داخلی اسمی حدود ۷.۵ درصد رشد می‌کند و ممکن است چرخه انتشار سهام در ماه آینده به وقفه‌ای نزدیک شود. ویلسون در دیدگاهی که خود آن را خارج از نظر غالب بازار می‌داند، گفت افزایش بازده اوراق قرضه در سال جاری عمدتاً ناشی از رشد اقتصادی قوی بوده، نه استقراض دولت. او افزود با رشد اسمی ۷ تا ۸ درصدی و بازده نزدیک به ۵ درصد برای اوراق ۱۰ساله، شرایط برای شرکت‌های باکیفیت مناسب است؛ اما شرکت‌های کوچک‌تر و کم‌کیفیت‌تری که با هزینه استقراض ۸ تا ۱۰ درصدی روبه‌رو هستند، تحت فشار قرار می‌گیرند. به گفته او، همین تفاوت به چرخش سرمایه‌گذاران به سمت شرکت‌های باکیفیت‌تر کمک کرده است. ویلسون همچنین انعطاف شرکت‌های بزرگ فناوری در جابه‌جایی میان تأمین مالی از طریق بدهی و انتشار سهام را نشانه‌ای مثبت دانست؛ زیرا به گفته او، این رفتار نشان می‌دهد شرکت‌ها به قیمت‌گذاری بازار واکنش نشان می‌دهند. او گفت سرمایه‌گذاران برای هزینه کلی سرمایه ۷ تا ۸ درصدی که این شرکت‌ها اکنون می‌پردازند، تقاضای بالایی دارند.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

چرا سهام آمازون سقوط کرد؟ نگرانی از تورم، هزینه‌های هوش مصنوعی و فشار بر جریان نقدی

افت سهام آمازون در آستانه انتشار گزارش مالی سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶، بار دیگر توجه بازار را به هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی، چشم‌انداز تورم و پایداری جریان نقدی شرکت‌های بزرگ فناوری جلب کرده است. نگرانی سرمایه‌گذاران دیگر صرفاً به میزان رشد درآمد محدود نیست؛ بلکه این پرسش اهمیت بیشتری پیدا کرده است که آیا سرمایه‌گذاری‌های عظیم در زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌توانند بازدهی کافی ایجاد کنند، بدون آنکه فشار تورمی و افزایش هزینه تأمین مالی، ارزش اقتصادی این سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش دهد؟ در یک نگاه سهام آمازون در معاملات صبح ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶، حدود ۳٫۴ درصد افت کرد؛ نگرانی پیش از انتشار گزارش مالی، فشار فروش را تشدید کرد. پیش‌بینی هزینه سرمایه‌ای ۲۲۰ میلیارد دلاری شرکت در سال ۲۰۲۶، نگرانی درباره جریان نقدی آزاد و بازده سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را افزایش داده است. گزارش آلفابت و ثبت جریان نقدی آزاد منفی برای دومین فصل متوالی، حساسیت بازار نسبت به هزینه‌های زیرساختی شرکت‌های فناوری را بالا برده است. تداوم تورم، افزایش احتمالی نرخ بهره و بالا ماندن هزینه سرمایه می‌تواند ارزش‌گذاری سهام رشدی را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند جهت حرکت تورم باید با داده‌های رسمی سنجیده شود. هزینه‌های هوش مصنوعی؛ عامل اصلی فشار بر سهام آمازون بر اساس گزارش منتشرشده در اینوستینگ، سهام آمازون در معاملات صبح پنجشنبه ۲۹ اکتبر حدود ۳٫۴ درصد کاهش یافت؛ زیرا سرمایه‌گذاران پیش از انتشار گزارش مالی شرکت، نسبت به پیامدهای سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی محتاط‌تر شدند. در همین روز، افت سهام آلفابت پس از گزارش مالی این شرکت، نگرانی‌ها درباره بازده سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی را به سایر شرکت‌های بزرگ فناوری منتقل کرد. آمازون برای توسعه زیرساخت‌های رایانش ابری و هوش مصنوعی، هزینه سرمایه‌ای سال ۲۰۲۶ خود را به ۲۲۰ میلیارد دلار افزایش داده است. چنین سطحی از سرمایه‌گذاری می‌تواند ظرفیت پردازشی و درآمد آینده خدمات ابری را تقویت کند؛ اما در کوتاه‌مدت، منابع نقدی بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد و ریسک تأخیر در بازگشت سرمایه را افزایش می‌دهد. تورم؛ حلقه اتصال هزینه سرمایه و ارزش‌گذاری سهام تورم یکی از متغیرهای کلیدی برای ارزیابی پیامدهای این سرمایه‌گذاری‌هاست. افزایش پایدار سطح قیمت‌ها می‌تواند هزینه ساخت مراکز داده، تجهیزات، انرژی، نیروی کار و نگهداری زیرساخت‌ها را بالا ببرد. اگر هزینه‌های عملیاتی و سرمایه‌ای سریع‌تر از درآمد رشد کنند، حاشیه سود و جریان نقدی آزاد شرکت تحت فشار قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، اگر تورم بالاتر از انتظار باقی بماند، احتمال کاهش سریع نرخ بهره محدودتر می‌شود. در چنین شرایطی، نرخ تنزیل جریان‌های نقدی آینده ممکن است بالا بماند و ارزش فعلی سودهایی که سرمایه‌گذاران برای سال‌های آینده پیش‌بینی می‌کنند، کاهش یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌هایی اهمیت دارد که بخش قابل‌توجهی از ارزش بازار آن‌ها بر رشد سودآوری در آینده استوار است. بااین‌حال، افت سهام به‌تنهایی نشانه افزایش تورم نیست. برای تعیین جهت واقعی این متغیر، باید شاخص قیمت مصرف‌کننده، شاخص قیمت تولیدکننده، رشد دستمزدها و انتظارات نرخ بهره بررسی شوند. همچنین افزایش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای را در بلندمدت جبران کند. جریان نقدی آزاد؛ معیار سنجش بازده سرمایه‌گذاری بر اساس گزارش منبع، هزینه‌های زیرساختی آمازون جریان نقدی آزاد این شرکت را تحت فشار قرار داده و تحلیلگران درباره تداوم این وضعیت هشدار داده‌اند. جریان نقدی آزاد نشان می‌دهد شرکت پس از تأمین هزینه‌های سرمایه‌ای، چه میزان نقدینگی برای توسعه فعالیت‌ها، بازپرداخت بدهی و سایر مصارف در اختیار دارد. نکته تعیین‌کننده، مقایسه هزینه‌های امروز با درآمد و سود عملیاتی آینده است. اگر رشد خدمات ابری و تقاضای هوش مصنوعی بتواند بازده مناسبی ایجاد کند، سرمایه‌گذاری فعلی ممکن است به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شود؛ اما اگر تقاضا یا درآمدزایی کمتر از انتظار باشد، فشار بر جریان نقدی می‌تواند طولانی‌تر شود. رقابت و انتظار برای گزارش مالی در کنار عوامل مرتبط با هوش مصنوعی، تقویت برنامه عضویت ترکیبی والمارت نیز می‌تواند رقابت در تجارت الکترونیکی را تشدید کند. بااین‌حال، محرک اصلی نوسان گزارش‌شده، نگرانی درباره هزینه‌های سرمایه‌ای و انتظار بازار برای انتشار نتایج مالی آمازون بوده است. طبق گزارش منبع، سهام این شرکت به محدوده ۲۴۱٫۲۴ دلار رسید؛ درحالی‌که بالاترین قیمت ۵۲ هفته گذشته آن ۲۸۷٫۲۰ دلار بود. این ارقام به تاریخ گزارش مربوط‌اند و نباید به‌عنوان قیمت لحظه‌ای تلقی شوند. بازار برای ارزیابی چشم‌انداز سهم، علاوه بر رشد خدمات ابری، به راهنمای مدیریت درباره هزینه‌های آینده، حاشیه سود و جریان نقدی توجه خواهد کرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا بسته اشتراکی جدید والمارت می‌تواند جایگاه آمازون پرایم را به چالش بکشد؟

والمارت با معرفی یک بسته اشتراکی سالانه به ارزش ۱۲۰ دلار، گام تازه‌ای برای رقابت با آمازون برداشته است. این پیشنهاد با ترکیب خدمات والمارت پلاس و سمز کلاب پلاس، نه‌تنها هزینه دسترسی به چند خدمت را کاهش می‌دهد، بلکه با هدف افزایش خرید مشتریان و تقویت رابطه بلندمدت آن‌ها با شرکت طراحی شده است. با این حال، مسئله اصلی این نیست که آیا والمارت می‌تواند به‌سرعت آمازون پرایم را کنار بزند؛ پرسش مهم‌تر آن است که آیا این راهبرد می‌تواند درآمدهای تکرارشونده، فروش اینترنتی و کسب‌وکار تبلیغاتی والمارت را تقویت کند و در نهایت، ارزش اقتصادی بیشتری برای سهام‌داران بسازد. در یک نگاه والمارت بسته اشتراکی مشترک خود را با قیمت سالانه ۱۲۰ دلار عرضه کرده است؛ ۱۰۰ دلار کمتر از هزینه جداگانه دو عضویت. این بسته با قیمت پایین‌تر از آمازون پرایم، خدمات تحویل رایگان، مزایای خرید و دسترسی به محتوای پخش آنلاین را ترکیب می‌کند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد و تعداد اعضای اشتراکی آن ۱۷ درصد رشد کرده است. با وجود قدرت کسب‌وکار والمارت، ارزش‌گذاری بالا و قیمت حدود ۴۰ برابر سود، حاشیه خطای سرمایه‌گذاران را محدود می‌کند. بسته اشتراکی جدید والمارت چه مزایایی دارد؟ مهم‌ترین ویژگی پیشنهاد جدید، ترکیب دو برنامه عضویت در قالب یک بسته سالانه ۱۲۰ دلاری است. قیمت جداگانه این دو عضویت در مجموع ۲۲۰ دلار اعلام شده؛ بنابراین مشتریان با انتخاب بسته جدید، سالانه ۱۰۰ دلار صرفه‌جویی می‌کنند. این مبلغ همچنین ۱۹ دلار کمتر از هزینه سالانه ۱۳۹ دلاری آمازون پرایم است. این بسته مجموعه‌ای از مزایا را در اختیار مشتریان قرار می‌دهد؛ از جمله تحویل رایگان سفارش‌ها، دریافت ۲ درصد اعتبار خرید در قالب «سمز کش» برای برخی خریدهای واجد شرایط، تخفیف ۱۰ سنتی به‌ازای هر گالن بنزین و انتخاب میان دو خدمت پخش آنلاین پیکاک و پارامونت پلاس. البته این پیشنهاد محدودیت‌هایی نیز دارد. اشتراک فقط به‌صورت سالانه ارائه می‌شود و در زمان انتشار گزارش، امکان پرداخت ماهانه یا استفاده از دوره آزمایشی رایگان برای آن وجود نداشت. این شرایط ممکن است بخشی از مشتریان را که ترجیح می‌دهند هزینه عضویت را به‌تدریج پرداخت کنند، از ثبت‌نام منصرف کند. چرا والمارت به دنبال گسترش عضویت است؟ ارزش اقتصادی عضویت برای خرده‌فروشان تنها به مبلغ دریافتی بابت حق اشتراک محدود نمی‌شود. اعضا معمولاً خریدهای بیشتری انجام می‌دهند، دفعات مراجعه آن‌ها افزایش می‌یابد و احتمال انتخاب دوباره همان فروشگاه بیشتر می‌شود. بر اساس گزارش منبع، مشتریان عضو برنامه‌های والمارت حدود چهار برابر مشتریان غیرعضو با این شرکت خرید می‌کنند. اگر این تفاوت در رفتار خرید پایدار باشد، عضویت می‌تواند علاوه بر ایجاد درآمد مستقیم، حجم فروش کالا و فرصت‌های کسب درآمد از تبلیغات را نیز افزایش دهد. این رابطه، چرخه‌ای تقویت‌کننده ایجاد می‌کند: مزایای بیشتر، مشتریان را به عضویت ترغیب می‌کند؛ افزایش عضویت به رشد خرید منجر می‌شود؛ و افزایش تعامل مشتریان، فرصت‌های تازه‌ای برای فروش و تبلیغات فراهم می‌آورد. از این منظر، بسته جدید را باید بخشی از راهبرد گسترده‌تر والمارت برای افزایش سهم خود از هزینه‌های مصرف‌کنندگان دانست. عملکرد مالی والمارت چه می‌گوید؟ اعداد منتشرشده از عملکرد اخیر شرکت، تصویری مثبت از روند فعالیت آن ارائه می‌کنند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد رشد داشته و تعداد اعضای اشتراکی نیز ۱۷ درصد افزایش یافته است. این ارقام نشان می‌دهند که توسعه خدمات دیجیتال و مدل عضویت، در کنار فعالیت فروشگاه‌های فیزیکی، به یکی از محورهای مهم رشد شرکت تبدیل شده است. بر اساس اطلاعات گزارش، سهام والمارت از ابتدای سال میلادی تا زمان نگارش مقاله نزدیک به ۶ درصد افزایش یافته بود. ارزش بازار شرکت نیز به حدود ۹۵۱ میلیارد دلار رسیده بود؛ سطحی که آن را به آستانه ارزش بازار یک تریلیون دلاری نزدیک می‌کرد. با این حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی برای توجیه هر قیمتی کافی نیست. سهام شرکت در زمان انتشار گزارش، حدود ۴۰ برابر سود پیش‌بینی‌شده و سود گذشته معامله می‌شد. چنین ارزش‌گذاری‌ای نشان می‌دهد که بازار انتظارات بالایی از تداوم رشد، حفظ حاشیه سود و موفقیت راهبردهای جدید شرکت دارد. آیا والمارت می‌تواند آمازون پرایم را شکست دهد؟ آمازون پرایم از مزیت مهمی برخوردار است: جایگاهی تثبیت‌شده در عادت خرید مصرف‌کنندگان و مجموعه‌ای از خدمات که ارسال سریع کالا و محتوای سرگرمی را به هم پیوند می‌دهد. همین گستردگی و حضور عمیق در زندگی روزمره مشتریان، جایگزین‌کردن آن را دشوار می‌کند. در مقابل، والمارت از شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی، حضور پررنگ در بازار کالاهای روزمره و توانایی پیوند دادن خرید حضوری با سفارش اینترنتی بهره می‌برد. قیمت پایین‌تر بسته جدید می‌تواند برای خانوارهایی که به دنبال کاهش هزینه‌های خود هستند جذاب باشد؛ به‌ویژه اگر از خدمات هر دو مجموعه والمارت و سمز کلاب استفاده کنند. با این حال، قیمت پایین‌تر لزوماً به معنای برتری رقابتی پایدار نیست. موفقیت بسته به میزان جذب اعضای جدید، استمرار استفاده از خدمات، هزینه ارائه مزایا و سودآوری حاصل از افزایش خرید بستگی دارد. اگر تخفیف‌ها و خدمات رایگان هزینه زیادی ایجاد کنند، رشد تعداد اعضا ممکن است الزاماً به افزایش متناسب سود منجر نشود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

مورگان استنلی: برای افزایش فوری نرخ بهره اروپا عجله‌ای نیست

در یک نگاه انتظار می‌رود بانک مرکزی اروپا پنجشنبه نرخ سپرده‌گذاری را در ۲٫۵۰ درصد ثابت نگه دارد. مورگان استنلی دسامبر را زمان مناسب‌تری برای بررسی افزایش نرخ می‌داند؛ ۶۴ نفر از ۷۳ اقتصاددان در نظرسنجی رویترز نیز افزایش در آن ماه را پیش‌بینی کرده‌اند. اظهارات کریستین لاگارد و داده‌های تورم و رشد اقتصادی منطقه یورو می‌توانند بر انتظارات بازار اثر بگذارند. انتظار می‌رود بانک مرکزی اروپا (ECB) روز پنجشنبه نرخ سپرده‌گذاری را پس از افزایش ماه سپتامبر، در سطح ۲٫۵۰ درصد ثابت نگه دارد. مورگان استنلی می‌گوید فعلاً نیازی به افزایش فوری نرخ بهره نیست و نشست دسامبر، با در دسترس بودن داده‌های تازه و پیش‌بینی‌های جدید بانک، می‌تواند زمان مناسب‌تری برای تصمیم‌گیری باشد. به ارزیابی مورگان استنلی، تاکنون نشانه‌ای از اثرگذاری قابل‌توجه و غیرمستقیم شوک انرژی بر تورم دیده نشده است. هم‌زمان، افزایش اخیر بازده اوراق بلندمدت تا حدی شرایط مالی را سخت‌تر کرده و از فشار برای افزایش فوری نرخ بهره می‌کاهد. انتظار برای افزایش نرخ در دسامبر در میان اقتصاددانان تقویت شده است. در نظرسنجی رویترز، ۷۰ نفر از ۷۳ اقتصاددان انتظار داشتند بانک مرکزی اروپا در اکتبر نرخ را ثابت نگه دارد و ۶۴ نفر از ۷۳ نفر افزایش ۰٫۲۵ واحد درصدی در دسامبر را پیش‌بینی کردند. کومرتس‌بانک نیز انتظار دارد نرخ سپرده‌گذاری در دسامبر به ۲٫۷۵ درصد برسد و در سال ۲۰۲۷ در همان سطح بماند. افزایش بازده اوراق دولتی، به‌ویژه در فرانسه در پی نگرانی‌ها درباره بدهی و بودجه این کشور، از دیگر موارد مورد توجه سیاست‌گذاران است. اقتصاد‌دانان بانک ING می‌گویند بحران مالی فرانسه و بازده بالاتر اوراق از پیش به سخت‌تر شدن شرایط مالی کمک کرده‌اند. بازارها در نشست خبری کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا، به دنبال نشانه‌هایی درباره مسیر احتمالی نرخ بهره خواهند بود. تصمیم بانک ساعت ۱۶:۴۵ به وقت ایران اعلام می‌شود و نشست خبری لاگارد ساعت ۱۷:۱۵ آغاز خواهد شد. داده‌های اولیه تولید ناخالص داخلی منطقه یورو در سه‌ماهه سوم و آمار تورم اکتبر چند کشور، از جمله فرانسه و آلمان، نیز روز جمعه منتشر می‌شوند. واکنش یورو به تصمیم پنجشنبه ممکن است به این بستگی داشته باشد که لاگارد انتظارات برای افزایش نرخ در دسامبر را تأیید کند یا گزینه‌های بانک را باز بگذارد. قیمت نفت، به‌ویژه در صورت افزایش بیشتر در پی تنش‌های خاورمیانه، از عوامل مؤثر بر چشم‌انداز تورم منطقه یورو عنوان شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

تورم آمریکا به ۳.۷ درصد رسید؛ چرا والمارت و کاستکو می‌توانند برندگان بزرگ بازار باشند؟

افزایش دوباره تورم در آمریکا، فشار بر بودجه خانوارها را تشدید کرده است؛ اما در میان شرکت‌هایی که با افزایش هزینه‌ها مواجه‌اند، برخی خرده‌فروشان می‌توانند از تغییر رفتار مصرف‌کنندگان سود ببرند. والمارت و کاستکو دو نمونه از این شرکت‌ها هستند که مدل کسب‌وکارشان بر فروش انبوه، حاشیه سود محدود و ارائه قیمت‌های رقابتی استوار است. با گران‌تر شدن سوخت و غذا خوردن در رستوران‌ها، خانوارها بیش از گذشته به دنبال خرید ارزان‌تر هستند؛ روندی که می‌تواند فروش این دو شرکت را تقویت کند. بااین‌حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی به معنای مناسب بودن قیمت سهام نیست. در یک نگاه تورم سالانه آمریکا در سپتامبر به ۳.۷ درصد رسید؛ افزایش ۳۴.۲ درصدی قیمت بنزین نقش مهمی در این رشد داشت. مدل فروش انبوه و حاشیه سود محدود، والمارت و کاستکو را برای جذب مشتریان حساس به قیمت آماده کرده است. درآمد والمارت در سه‌ماهه اخیر ۵.۹ درصد افزایش یافت و فروش هم‌مقیاس کاستکو ۹.۴ درصد رشد کرد. با وجود چشم‌انداز مناسب، ارزش‌گذاری بالای سهام هر دو شرکت می‌تواند بخشی از بازدهی آینده را محدود کند. تورم چگونه به نفع خرده‌فروشان ارزان‌فروش تمام می‌شود؟ بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، شاخص قیمت مصرف‌کننده در دوازده ماه منتهی به سپتامبر ۲۰۲۶، ۳.۷ درصد افزایش یافت؛ درحالی‌که این رقم در ماه اوت ۳.۴ درصد بود. در این میان، قیمت بنزین طی یک ماه ۹.۱ درصد و در مقیاس سالانه ۳۴.۲ درصد رشد کرد. در مقابل، تورم هسته، که مواد غذایی و انرژی را کنار می‌گذارد، به ۲.۶ درصد رسید. یکی از نکات مهم گزارش، تفاوت روند قیمت غذا در خانه و غذا در رستوران است. هزینه غذا خوردن در رستوران‌ها طی یک سال ۳.۵ درصد افزایش یافت، درحالی‌که رشد قیمت مواد غذایی خریداری‌شده برای مصرف خانگی ۱.۸ درصد بود. این فاصله می‌تواند خانوارها را به کاهش دفعات غذا خوردن در بیرون از خانه و خرید بیشتر مواد غذایی برای پخت‌وپز سوق دهد. در چنین شرایطی، فروشگاه‌هایی که امکان خرید کالاهای ضروری با قیمت رقابتی را فراهم می‌کنند، مزیت بیشتری به دست می‌آورند. البته تورم بالا به‌خودی‌خود تضمین‌کننده رشد فروش نیست؛ زیرا افزایش هزینه رفت‌وآمد، کاهش قدرت خرید و تغییر ترکیب سبد مصرفی خانوارها می‌تواند بخشی از این مزیت را خنثی کند. چرا مدل کسب‌وکار والمارت و کاستکو اهمیت دارد؟ مهم‌ترین مزیت این دو شرکت صرفاً ارزان‌فروشی تبلیغاتی نیست؛ بلکه ساختار عملیاتی آن‌ها بر فروش حجم بالای کالا با حاشیه سود محدود استوار شده است. کاستکو سقف افزایش قیمت کالاهای معمولی را برای خود حدود ۱۴ درصد و برای محصولات با نشان تجاری اختصاصی کرکلند حدود ۱۵ درصد تعیین کرده است. این سیاست به تقویت اعتماد اعضا و تثبیت جایگاه شرکت به‌عنوان فروشگاهی مقرون‌به‌صرفه کمک می‌کند. همچنین، حق عضویت بخش مهمی از درآمد سودآور کاستکو را تشکیل می‌دهد و به شرکت اجازه می‌دهد تمرکز بیشتری بر ارزش خرید مشتریان داشته باشد. والمارت نیز با تکیه بر شبکه گسترده فروشگاه‌ها، قدرت خرید بالا و فروش انبوه، تلاش می‌کند کالاهای روزمره را با قیمت رقابتی عرضه کند. این ساختار به شرکت امکان می‌دهد از جذب مشتریان جدید و افزایش دفعات خرید بهره‌مند شود؛ حتی اگر حاشیه سود هر کالا محدود باقی بماند. بااین‌حال، مزیت هزینه‌ای این دو شرکت یکسان نیست. والمارت به مقیاس عملیاتی و شبکه توزیع گسترده خود متکی است، درحالی‌که کاستکو از ترکیب فروش انبوه، عضویت مشتریان و محصولات اختصاصی بهره می‌برد. عملکرد مالی؛ نشانه‌هایی از قدرت تقاضا آمارهای منتشرشده از عملکرد اخیر این دو شرکت نشان می‌دهد که مدل ارزش‌محور آن‌ها با استقبال مشتریان همراه بوده است. فروش هم‌مقیاس والمارت در آمریکا در سه‌ماهه اخیر، با کنار گذاشتن اثر منفی یک‌باره بخش سلامت و تندرستی، ۳.۴ درصد رشد کرد. درآمد کل شرکت نیز با افزایش ۵.۹ درصدی به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی آن هم ۲۳ درصد افزایش یافت؛ موضوعی که نشان‌دهنده نقش فزاینده تجارت اینترنتی در توسعه کسب‌وکار شرکت است. داگ مک‌میلیون، مدیرعامل پیشین والمارت، نیز به جذب مشتریانی از گروه‌های درآمدی بالاتر اشاره کرده بود. این تغییر اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد مزیت قیمتی شرکت تنها برای خانوارهای کم‌درآمد جذاب نیست و بخشی از مصرف‌کنندگان برخوردارتر نیز برای مدیریت هزینه‌های خود به آن روی می‌آورند. عملکرد کاستکو نیز قابل‌توجه بوده است. فروش این شرکت در سه‌ماهه چهارم سال مالی با رشد ۱۱.۲ درصدی به ۹۳.۹ میلیارد دلار رسید و فروش هم‌مقیاس آن ۹.۴ درصد افزایش یافت. درآمد حاصل از حق عضویت نیز با رشد ۷.۳ درصدی به ۱.۸۵ میلیارد دلار رسید. نرخ تمدید عضویت در آمریکا و کانادا به ۹۲.۳ درصد رسید و شمار اعضای دارای عضویت ویژه به رکورد ۴۲.۳ میلیون نفر افزایش یافت. این آمار نشان می‌دهد مشتریان نه‌تنها از کاستکو خرید می‌کنند، بلکه تمایل دارند برای حفظ دسترسی به خدمات آن نیز هزینه بپردازند. آیا سهام این شرکت‌ها هنوز ارزش خرید دارد؟ نقطه حساس تحلیل، تفاوت میان کیفیت یک کسب‌وکار و قیمت سهام آن است. حتی شرکتی با عملکرد عملیاتی قوی، اگر با ارزش‌گذاری بیش‌ازحد بالا معامله شود، لزوماً سرمایه‌گذاری مناسبی نخواهد بود. بر اساس مقاله منتشرشده در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶، سهام هر دو شرکت طی یک ماه بیش از ۱۰ درصد رشد کرده بود. نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده والمارت در محدوده میانی دهه ۳۰ قرار داشت؛ سطحی بالاتر از میانه پنج‌ساله آن که در محدوده میانی دهه ۲۰ بود. این موضوع نشان می‌دهد بازار برای تداوم رشد شرکت انتظارات قابل‌توجهی در نظر گرفته است. کاستکو نیز با نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده در محدوده پایین دهه ۴۰ معامله می‌شد؛ سطحی بالا که البته به میانگین چند سال اخیر شرکت نزدیک بود. بنابراین، بخش مهمی از ارزش‌گذاری بالای آن را می‌توان به کیفیت مدل کسب‌وکار و وفاداری مشتریان نسبت داد؛ هرچند این ویژگی‌ها ریسک قیمت‌گذاری را از بین نمی‌برند. اگر رشد فروش کند شود، هزینه‌های عملیاتی افزایش یابد یا انتظارات سرمایه‌گذاران تغییر کند، سهام این شرکت‌ها ممکن است با فشار مواجه شود. در نتیجه، رشد درآمد و وفاداری مشتریان باید در کنار ارزش‌گذاری، جریان نقدی و توان حفظ حاشیه سود بررسی شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا سود مورگان استنلی فراتر از پیش‌بینی‌ها رفت؟ معاملات سهام چه نقشی داشت؟

در یک نگاه سود هر سهم مورگان استنلی به ۳٫۰۳ دلار رسید و از پیش‌بینی تحلیلگران فراتر رفت. درآمد خالص بانک با رشد سالانه ۱۲ درصدی به ۲۰٫۳۴ میلیارد دلار افزایش یافت. درآمد معاملات سهام با جهش ۴۱ درصدی به ۵٫۷۹ میلیارد دلار رسید. مدیریت ثروت رکورد درآمدی ثبت کرد، اما افت معاملات اوراق با درآمد ثابت از نقاط ضعف گزارش بود. رشد فراتر از انتظار در سه‌ماهه سوم مورگان استنلی در گزارش مالی سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ عملکردی بهتر از پیش‌بینی تحلیلگران به ثبت رساند. این بانک آمریکایی در دوره مورد بررسی، ۴٫۹۱ میلیارد دلار سود خالص کسب کرد؛ رقمی که نسبت به سود ۴٫۶ میلیارد دلاری سال گذشته افزایش نشان می‌دهد. سود هر سهم شرکت به ۳٫۰۳ دلار رسید؛ درحالی‌که برآوردها عمدتاً در محدوده ۲٫۹۱ تا ۲٫۹۴ دلار قرار داشتند. درآمد خالص بانک نیز با رشد ۱۲ درصدی نسبت به رقم ۱۸٫۲ میلیارد دلاری سال گذشته، به ۲۰٫۳۴ میلیارد دلار رسید و از پیش‌بینی بازار فراتر رفت. این نتایج نشان می‌دهد که بانک در کنار فعالیت‌های سنتی خود، از افزایش تحرک بازارهای مالی و تقاضای مشتریان برای خدمات معاملاتی و سرمایه‌گذاری بهره برده است. معاملات سهام؛ پیشران اصلی درآمد مهم‌ترین عامل تقویت عملکرد مورگان استنلی، بخش معاملات سهام بود. درآمد این واحد با افزایش ۴۱ درصدی نسبت به سال گذشته به ۵٫۷۹ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که بیش از ۹۰۰ میلیون دلار بالاتر از برآورد برخی تحلیلگران بود. افزایش فعالیت مشتریان و عملکرد مناسب بازارهای آسیایی از عوامل مؤثر بر این رشد عنوان شده است. با توجه به جایگاه معاملات سهام در ساختار درآمدی بانک، تداوم این روند می‌تواند به حفظ سودآوری کمک کند؛ هرچند درآمدهای معاملاتی معمولاً تحت تأثیر نوسان بازار و تغییر رفتار سرمایه‌گذاران قرار دارند. مدیریت ثروت در اوج، بانکداری سرمایه‌گذاری با رشد محدود واحد مدیریت ثروت نیز عملکرد قدرتمندی داشت و درآمد آن با رشد ۱۰ درصدی به رکورد ۹٫۱ میلیارد دلار رسید. این بخش در سه‌ماهه سوم ۲۳۲ میلیارد دلار دارایی خالص جدید جذب کرد و جریان ورودی سرمایه به خدمات مبتنی بر کارمزد نیز به ۸۰ میلیارد دلار رسید. این ارقام اهمیت راهبرد مدیریت ثروت را در ایجاد درآمدهای مستمر و کاهش وابستگی بانک به معاملات روزانه بازار نشان می‌دهند. در مقابل، درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری با رشد ۲ درصدی به ۲٫۲ میلیارد دلار رسید. افزایش معاملات ادغام و تملک در قاره آمریکا از این بخش حمایت کرد، اما آهنگ رشد آن در مقایسه با معاملات سهام محدودتر بود. “ «نکته مهم در این گزارش، صرفاً عبور مورگان استنلی از برآوردهای سود و درآمد نیست؛ بلکه ترکیب منابع رشد اهمیت بیشتری دارد. جهش معاملات سهام نشان‌دهنده بهره‌مندی بانک از تحرک بازار است، اما چنین درآمدی می‌تواند با تغییر چرخه بازار نوسان کند. در مقابل، رکورد مدیریت ثروت و جذب دارایی‌های جدید، ظرفیت ایجاد درآمدهای کارمزدی پایدارتر را برجسته می‌کند. ازاین‌رو، ارزیابی بلندمدت بانک باید بر توان تبدیل این رشد مقطعی به سودآوری مداوم، کنترل هزینه‌ها و حفظ کیفیت درآمدها متمرکز باشد؛ نه صرفاً بر یک فصل فراتر از انتظار.» بابک شیری نقاط ضعف گزارش و وضعیت سرمایه همه بخش‌های مورگان استنلی عملکرد مثبتی نداشتند. درآمد معاملات اوراق با درآمد ثابت با افت ۷ درصدی به ۲ میلیارد دلار رسید که کاهش فعالیت در حوزه اعتبارات و کالاها از عوامل آن بود. درآمد مدیریت سرمایه‌گذاری نیز با کاهش ۱۲ درصدی به ۱٫۵ میلیارد دلار رسید؛ افتی که بخشی از آن به برگشت درآمدهای کارمزدی ثبت‌شده در ارتباط با برخی سرمایه‌گذاری‌های یک صندوق خصوصی مربوط می‌شد. بازده حقوق صاحبان سهام عادی مشهود بانک به ۲۲٫۶ درصد رسید و نسبت هزینه به درآمد در سطح ۶۷ درصد قرار گرفت. همچنین نسبت سرمایه لایه نخست سهام عادی بر مبنای استانداردشده ۱۴٫۹ درصد گزارش شد؛ شاخصی مهم برای ارزیابی توان جذب زیان و استحکام سرمایه بانک. جمع‌بندی گزارش سه‌ماهه سوم مورگان استنلی از رشد سود و درآمد، قدرت بالای معاملات سهام و تداوم جذب دارایی در بخش مدیریت ثروت حکایت دارد. بااین‌حال، افت معاملات اوراق با درآمد ثابت و مدیریت سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد که رشد بانک میان تمام واحدهای آن یکسان نبوده است. پایداری این عملکرد به شرایط بازار، تداوم ورود دارایی‌های جدید و توان بانک در کنترل هزینه‌ها وابسته خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هوم دیپو در برابر والمارت؛ مقیاس درآمدی یا فرصت سرمایه‌گذاری؟

در بازار خرده‌فروشی آمریکا، والمارت و هوم دیپو دو الگوی متفاوت کسب‌وکار را نمایندگی می‌کنند. والمارت با شبکه گسترده فروشگاه‌ها و تجارت اینترنتی، از مقیاس درآمدی بسیار بزرگ‌تری برخوردار است؛ در مقابل، هوم دیپو با تمرکز بر مصالح ساختمانی و بهسازی خانه، از چرخه‌های فصلی مشخص‌تری تأثیر می‌پذیرد. مقایسه این دو شرکت نشان می‌دهد که درآمد بیشتر الزاماً به معنای جذابیت بیشتر سهام نیست. در یک نگاه درآمد فصلی والمارت حدود چهار تا پنج برابر هوم دیپو است. فروش هوم دیپو از فصل‌های پررونق ساخت‌وساز تأثیر بیشتری می‌گیرد. والمارت از تنوع جغرافیایی و رشد تجارت اینترنتی بهره می‌برد. هوم دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود نقدی بیشتر، برای برخی سرمایه‌گذاران جذاب‌تر است. دو الگوی متفاوت در خرده‌فروشی هوم دیپو؛ وابسته به چرخه ساخت‌وساز هوم دیپو مصالح ساختمانی، ابزار و محصولات بازسازی خانه را به مشتریان خانگی و پیمانکاران عرضه می‌کند. تقاضا برای این محصولات به عواملی مانند شرایط بازار مسکن، هزینه وام، وضعیت اقتصادی خانوارها و فعالیت‌های ساختمانی وابسته است. به همین دلیل، درآمد شرکت در فصل‌های مختلف نوسان می‌کند. والمارت؛ قدرت مقیاس و تقاضای روزمره والمارت با فروش مواد غذایی و کالاهای مصرفی ضروری، از تقاضایی گسترده و نسبتاً پایدار برخوردار است. شبکه بین‌المللی فروشگاه‌ها، توسعه فروش اینترنتی، بهبود زنجیره تأمین و درآمدهای حاصل از تبلیغات و عضویت، به تقویت جایگاه این شرکت کمک می‌کنند. مقایسه درآمد فصلی دو شرکت بر اساس داده‌های گزارش‌شده در مقاله، درآمد دو شرکت طی هشت فصل اخیر چنین بوده است: فصل مالی درآمد هوم دیپو درآمد والمارت سه‌ماهه سوم ۲۰۲۴ ۴۰.۲ میلیارد دلار (۲۷ اکتبر ۲۰۲۴) ۱۶۹.۶ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۴) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۴ ۳۹.۷ میلیارد دلار (۲ فوریه ۲۰۲۵) ۱۸۰.۶ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۵) سه‌ماهه اول ۲۰۲۵ ۳۹.۹ میلیارد دلار (۴ مه ۲۰۲۵) ۱۶۵.۶ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۵) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ ۴۵.۳ میلیارد دلار (۳ اوت ۲۰۲۵) ۱۷۷.۴ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵) سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵ ۴۱.۴ میلیارد دلار (۲ نوامبر ۲۰۲۵) ۱۷۹.۵ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۵) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ ۳۸.۲ میلیارد دلار (۱ فوریه ۲۰۲۶) ۱۹۰.۷ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۶) سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ ۴۱.۸ میلیارد دلار (۳ مه ۲۰۲۶) ۱۷۷.۸ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۶) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ ۴۷.۹ میلیارد دلار (۲ اوت ۲۰۲۶) ۱۸۷.۹ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶) منبع: داده‌های درآمدی ارائه‌شده برای شرکت‌های هوم دیپو و والمارت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، درآمد هوم دیپو به ۴۷٫۹ میلیارد دلار رسید؛ بالاترین رقم در این مجموعه. درآمد والمارت نیز در همان فصل ۱۸۷٫۹ میلیارد دلار بود. با این حال، برای مقایسه دقیق عملکرد عملیاتی، باید رشد سالانه، حاشیه سود، جریان نقدی و اثر تفاوت دوره‌های مالی نیز بررسی شود. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته این مقایسه، تفاوت میان بزرگی کسب‌وکار و بازده سرمایه‌گذاری است. برتری درآمدی والمارت مزیتی ساختاری محسوب می‌شود، اما ارزش سهام آن به میزان رشدی بستگی دارد که قیمت فعلی از پیش در خود منعکس کرده است. هوم دیپو نیز با وجود نوسان‌های چرخه‌ای، در صورت حفظ سودآوری و جریان نقدی می‌تواند گزینه‌ای جذاب‌تر از منظر درآمد نقدی باشد. بنابراین، تصمیم حرفه‌ای نه بر پایه مقایسه ساده فروش، بلکه بر مبنای ارزش‌گذاری، کیفیت سود و بازده مورد انتظار اتخاذ می‌شود.» بابک شیری ارزش‌گذاری و سود نقدی؛ نقطه تمایز سرمایه‌گذاری طبق ارقام نقل‌شده در مقاله، نسبت قیمت به سود هوم دیپو حدود ۲۱ برابر و برای والمارت حدود ۴۱ برابر بوده است. همچنین بازده سود نقدی هوم دیپو نزدیک به ۳٫۲ درصد و والمارت کمتر از یک درصد گزارش شده است. این تفاوت می‌تواند هوم دیپو را برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور جذاب‌تر کند؛ اما نسبت قیمت به سود پایین‌تر به‌تنهایی نشانه ارزندگی قطعی نیست. چشم‌انداز رشد، پایداری سود، بدهی و جریان نقدی باید در کنار ارزش‌گذاری سنجیده شوند. جمع‌بندی والمارت از نظر مقیاس فروش، گستردگی بازار و ظرفیت رشد بلندمدت برتری دارد. هوم دیپو در مقابل، با تمرکز تخصصی بر بازار بهسازی خانه و بازده سود نقدی بالاتر، می‌تواند انتخاب مناسبی برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور باشد. انتخاب میان این دو شرکت به هدف سرمایه‌گذاری، تحمل ریسک و قیمت خرید بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش‌های مالی بازار سهام آمریکا در ۱۳ اکتبر؛ بانک‌ها در کانون توجه، تراشه‌ها زیر فشار فروش

بازار سهام آمریکا در معاملات روز سه‌شنبه، ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، تحت تأثیر آغاز فصل انتشار گزارش‌های مالی بانک‌ها و تشدید فشار فروش در صنعت نیمه‌رساناها، روندی عمدتاً نزولی و ناهماهنگ را تجربه کرد. عملکرد بهتر از انتظار گلدمن ساکس از یک سو و افت سهام جانسون‌اندجانسون و میکرون از سوی دیگر، نشان داد که سرمایه‌گذاران هم‌زمان در حال ارزیابی قدرت سودآوری شرکت‌ها و ریسک‌های پیش‌روی اقتصاد هستند. در یک نگاه شاخص‌های اصلی بورس آمریکا با فشار فروش در سهام فناوری و نیمه‌رساناها کاهش یافتند. گلدمن ساکس با عملکرد درآمدی بهتر از انتظار تحلیلگران، رشد سهام را تجربه کرد. سهام جانسون‌اندجانسون پس از ثبت سود تعدیل‌شده کمتر از پیش‌بینی‌ها حدود ۶ درصد افت کرد. تشدید رقابت در بازار تراشه‌های حافظه، سهام میکرون را بیش از ۵ درصد پایین کشید. بانک‌ها آغازگر فصل گزارش‌های مالی شدند با شروع فصل انتشار گزارش‌های مالی، چهار بانک بزرگ آمریکا، یعنی گلدمن ساکس، جی‌پی‌مورگان، ولز فارگو و سیتی‌گروپ، در مرکز توجه بازار قرار گرفتند. سهام گلدمن ساکس پس از ثبت درآمدی بالاتر از برآورد تحلیلگران افزایش یافت؛ در مقابل، سهام ولز فارگو به‌دلیل کمتر بودن درآمد از انتظارات بازار کاهش پیدا کرد. این تفاوت عملکرد نشان می‌دهد که صرف برخورداری از مقیاس بزرگ و جایگاه تثبیت‌شده در نظام مالی، برای جلب رضایت سرمایه‌گذاران کافی نیست. بازار علاوه بر سودآوری، به کیفیت درآمدها، پایداری رشد و چشم‌انداز فعالیت‌های آینده نیز توجه دارد. جیمی دایمن، مدیرعامل جی‌پی‌مورگان، ضمن اشاره به تاب‌آوری نسبی مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها، درباره ریسک‌های اقتصادی هشدار داد و تأکید کرد که افزایش احتمالی نرخ بهره می‌تواند فشار بیشتری بر وام‌گیرندگان وارد کند. افت شاخص‌ها زیر فشار سهام فناوری بر اساس داده‌های گزارش، تا ساعات ابتدایی معاملات، شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ حدود ۰٫۲۵ درصد، شاخص نزدک مرکب ۰٫۳۷ درصد و شاخص صنعتی داوجونز ۰٫۱۸ درصد کاهش داشتند. افت سهام شرکت‌های نیمه‌رسانا و فناوری از عوامل اصلی فشار بر بازار بود. در بخش فلزات گران‌بها نیز بهای طلا با کاهش ۰٫۱۵ درصدی به حدود ۴٬۱۶۵ دلار در هر اونس رسید. هم‌زمان، بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا دو واحد پایه کاهش یافت و به ۵٫۲۲ درصد رسید. این تحولات نشان می‌دهد که بازارها همچنان در حال بازتنظیم انتظارات خود درباره نرخ بهره، رشد اقتصادی و ارزش دارایی‌ها هستند. “ «از منظر من، پیام اصلی این معاملات نه افت محدود شاخص‌ها، بلکه افزایش حساسیت بازار به کیفیت رشد است. عملکرد گلدمن ساکس نشان می‌دهد که درآمد فراتر از انتظار همچنان می‌تواند محرک ارزش سهام باشد؛ در مقابل، افت میکرون بیانگر آن است که حتی صنایع برخوردار از رشد بلندمدت نیز از فشار رقابت و بازنگری انتظارات مصون نیستند. برای سرمایه‌گذاران، تمایز میان نوسان کوتاه‌مدت و تغییر واقعی در بنیادهای کسب‌وکار اهمیت بیشتری از واکنش شتاب‌زده به تیترهای روزانه دارد.» بابک شیری رقابت تراشه‌ها؛ نگرانی از آینده رشد سهام میکرون بیش از ۵ درصد افت کرد و شاخص نیمه‌رساناهای فیلادلفیا نیز حدود ۱٫۵ درصد پایین آمد. نگرانی درباره نوآوری شرکت‌های چینی در حوزه تراشه‌های حافظه و تشدید رقابت، فشار مضاعفی بر این صنعت وارد کرده است. بااین‌حال، نباید نوسانات روزانه را از روند بلندمدت جدا کرد. شاخص نیمه‌رساناهای فیلادلفیا از ابتدای سال میلادی تا زمان گزارش حدود ۶۸٫۲ درصد رشد کرده بود. بنابراین، افت اخیر لزوماً به معنای پایان روند صعودی نیست؛ اما یادآوری می‌کند که ارزش‌گذاری‌های بالا و انتظارات خوش‌بینانه می‌توانند سهام این صنعت را در برابر اخبار منفی آسیب‌پذیر کنند. در همین حال، سهام یونایتدهلث پس از افزایش پیش‌بینی سود شرکت ابتدا رشد کرد، اما بعداً اندکی کاهش یافت. این رفتار نیز نشان می‌دهد که واکنش اولیه بازار به اخبار مثبت الزاماً پایدار نمی‌ماند. جمع‌بندی معاملات ۱۳ اکتبر تصویری دوگانه از بازار آمریکا ارائه کرد: بانک‌ها نشانه‌هایی از تاب‌آوری فعالیت اقتصادی را به نمایش گذاشتند، اما فشار رقابتی بر صنعت نیمه‌رساناها و نگرانی از مسیر نرخ بهره همچنان بر معاملات سایه انداخت. ادامه فصل گزارش‌های مالی می‌تواند مشخص کند که آیا رشد سود شرکت‌ها برای پشتیبانی از ارزش‌گذاری‌های بازار کافی است یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بانک‌های بزرگ آمریکا در آستانه انتشار گزارش‌های مالی؛ نرخ بهره و چشم‌انداز وام‌دهی زیر ذره‌بین

گزارش‌های مالی سه‌ماهه سوم بانک‌های بزرگ آمریکا در هفته جاری، در شرایطی منتشر می‌شود که افزایش بازده اوراق خزانه‌داری، احتمال تداوم سیاست انقباضی فدرال رزرو و کاهش تحرک بازار عرضه اولیه سهام، چشم‌انداز این صنعت را پیچیده‌تر کرده است. اگرچه تحلیلگران همچنان رشد سودآوری بانک‌ها را پیش‌بینی می‌کنند، هزینه تأمین منابع، تقاضای تسهیلات و درآمدهای بانکداری سرمایه‌گذاری می‌توانند مسیر عملکرد آنها را تغییر دهند. در یک نگاه بانک‌های بزرگ آمریکا از ۲۱ مهر گزارش‌های سه‌ماهه سوم خود را منتشر می‌کنند. افزایش نرخ‌های بازار اوراق می‌تواند هزینه تأمین منابع و فشار بر تقاضای وام را افزایش دهد. کندشدن عرضه‌های اولیه سهام، چشم‌انداز درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری را تهدید می‌کند. کیفیت اعتباری تسهیلات، ذخایر زیان و پیش‌بینی درآمد بهره‌ای، مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی هستند. بر اساس گزارش رویترز در ۸ اکتبر و تحلیل منتشرشده از سوی چارلز شواب در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶، سرمایه‌گذاران علاوه بر ارقام سود و درآمد، به دنبال نشانه‌هایی از کیفیت دارایی‌ها، هزینه سپرده‌ها و پایداری فعالیت‌های معاملاتی خواهند بود. چرا گزارش بانک‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد؟ بانک‌ها در ابتدای فصل انتشار گزارش‌های مالی، تصویری نسبتاً گسترده از وضعیت اقتصاد آمریکا ارائه می‌کنند. عملکرد آنها نشان می‌دهد خانوارها و شرکت‌ها تا چه اندازه برای دریافت وام، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی آمادگی دارند. با وجود رشد مورد انتظار سود بانک‌های بزرگ، عملکرد بخش مالی بازار سهام در سه‌ماهه سوم ضعیف‌تر از شاخص کل بوده است. برآوردهای منتشرشده در گزارش شواب نیز نشان می‌دهد رشد سود شرکت‌های بخش مالی شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ حدود ۳٫۳ درصد است؛ رقمی پایین‌تر از رشد پیش‌بینی‌شده برای کل شاخص. افزایش بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند هزینه استقراض بانک‌ها و مشتریان آنها را بالا ببرد. همچنین اگر نرخ سپرده‌ها سریع‌تر از درآمد حاصل از تسهیلات افزایش یابد، حاشیه سود بهره‌ای بانک‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد. عرضه اولیه و معاملات؛ دو منبع مهم ریسک یکی از نگرانی‌های اصلی، احتمال کاهش درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری است. افزایش نوسان نرخ‌های بهره و دشوارترشدن شرایط تأمین مالی، برخی شرکت‌ها را به تعویق عرضه اولیه سهام واداشته است. کاهش تعداد معاملات بزرگ می‌تواند درآمد کارمزد بانک‌هایی را که در پذیره‌نویسی، ادغام و تأمین مالی شرکت‌ها فعال‌اند، محدود کند. بانک آمریکا پیش‌تر هشدار داده بود که درآمد کارمزدهای بانکداری سرمایه‌گذاری آن در سه‌ماهه سوم دست‌کم ۱۰ درصد کاهش می‌یابد و درآمد معاملات احتمالاً ثابت می‌ماند. در مقابل، جی‌پی‌مورگان انتظار افزایش درآمدهای کارمزد و معاملات را مطرح کرده است. با این حال، افزایش نوسان در بازار اوراق می‌تواند فرصت‌هایی برای واحدهای معاملاتی بانک‌ها ایجاد کند؛ بنابراین تأثیر نرخ‌های بالاتر بر همه بانک‌ها یکسان نخواهد بود. بانک سود هر سهم مورد انتظار تغییر سالانه سود جی‌پی‌مورگان ۵٫۹۳ دلار ۱۶٫۴٪+ ولز فارگو ۱٫۸۴ دلار ۱۱٫۴٪+ مورگان استنلی ۲٫۹۴ دلار ۳٫۹٪+ بانک آمریکا ۱٫۱۰ دلار ۵٫۷٪+ گلدمن ساکس ۱۳٫۰۹ دلار ۶٫۴٪+ سیتی‌گروپ ۲٫۶۵ دلار ۴۳٫۱٪+ منبع برآورد EPS: تقویم مالی ارسالی، مربوط به ۱۳ و ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶. درصدهای رشد سالانه مطابق جدول اولیه هستند و پیش از انتشار باید جداگانه راستی‌آزمایی شوند. جی‌پی‌مورگان، گلدمن ساکس، سیتی‌گروپ و ولز فارگو در سه‌شنبه ۲۱ مهر و مورگان استنلی و بانک آمریکا در چهارشنبه ۲۲ مهر گزارش می‌دهند. “ «از منظر تحلیلی، مهم‌ترین نکته در گزارش‌های این هفته فاصله میان رشد اسمی سود و کیفیت واقعی آن است. افزایش سود سیتی‌گروپ یا جی‌پی‌مورگان زمانی ارزشمندتر می‌شود که با ثبات هزینه سپرده‌ها، کیفیت مناسب تسهیلات و چشم‌انداز قابل اتکای درآمد همراه باشد. در محیطی که بازده اوراق و هزینه سرمایه رو به افزایش است، بازار احتمالاً به پیش‌بینی‌های آینده بیش از عملکرد گذشته وزن می‌دهد؛ ازاین‌رو، لحن مدیران درباره حاشیه سود، ریسک اعتباری و جریان معاملات می‌تواند برای ارزش‌گذاری سهام بانکی تعیین‌کننده‌تر از عبور صرف از برآورد سود باشد.» بابک شیری سرمایه‌گذاران باید چه شاخص‌هایی را بررسی کنند؟ مهم‌ترین معیار، پیش‌بینی بانک‌ها از درآمد بهره‌ای در سه‌ماهه چهارم است. کاهش این پیش‌بینی می‌تواند نشانه محدودشدن حاشیه سود یا افت تقاضای تسهیلات باشد. میزان ذخایر زیان اعتباری نیز اهمیت دارد؛ افزایش آن ممکن است بیانگر نگرانی مدیریت بانک از نکول بیشتر وام‌گیرندگان باشد. در کنار این موارد، روند هزینه سپرده‌ها، رشد وام‌دهی، کیفیت اعتباری مشتریان و چشم‌انداز درآمد معاملات باید بررسی شود. حتی اگر سود گذشته بهتر از انتظار باشد، پیش‌بینی محتاطانه مدیریت می‌تواند واکنش منفی بازار را به دنبال داشته باشد. جمع‌بندی گزارش‌های پیش‌روی بانک‌های بزرگ آمریکا آزمونی برای سنجش مقاومت نظام بانکی در برابر نرخ‌های بهره بالاتر و کاهش احتمالی فعالیت‌های تأمین مالی است. رشد سود مورد انتظار، به‌تنهایی برای تضمین عملکرد مطلوب سهام بانکی کافی نیست؛ کیفیت سود، هزینه منابع و چشم‌انداز اعتباری تعیین می‌کنند که این رشد تا چه اندازه پایدار خواهد بود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

جی‌پی‌مورگان در آستانه انتشار گزارش مالی؛ چرا سهام بزرگ‌ترین بانک آمریکا در معرض سقوط قرار دارد؟

جی‌پی‌مورگان چیس، بزرگ‌ترین بانک آمریکا، قرار است فردا پیش از آغاز معاملات بازار سهام، گزارش مالی سه‌ماهه سوم خود را منتشر کند. این گزارش در شرایطی اهمیت ویژه‌ای دارد که افزایش بازده اوراق قرضه، فشار بر سهام بانک‌ها را تشدید کرده و نگرانی‌ها درباره هزینه تأمین مالی و کیفیت اعتباری وام‌گیرندگان افزایش یافته است. عملکرد این بانک می‌تواند تصویری از وضعیت مصرف‌کنندگان، شرکت‌ها و سلامت اقتصاد آمریکا ارائه دهد. در یک نگاه افزایش بازده اوراق قرضه می‌تواند هزینه تأمین مالی بانک‌ها را بالا ببرد. انتظار می‌رود درآمد بانک از معاملات و بانکداری سرمایه‌گذاری همچنان قدرتمند باشد. تحلیلگران برای هر سهم، سود تعدیل‌شده ۵٫۹۴ دلاری پیش‌بینی کرده‌اند. هرگونه ضعف در کیفیت اعتباری یا کاهش پیش‌بینی سود می‌تواند به افت سهام منجر شود. چرا افزایش بازده اوراق قرضه نگران‌کننده است؟ بانک‌ها به تغییرات نرخ بهره حساس‌اند. افزایش بازده اوراق قرضه، اگرچه ممکن است درآمد حاصل از برخی وام‌ها و دارایی‌های بهره‌دار را افزایش دهد، می‌تواند هزینه تأمین منابع و سرمایه را نیز بالا ببرد. از سوی دیگر، گران‌تر شدن وام‌ها ممکن است تقاضای اعتباری را کاهش دهد و فعالیت شرکت‌ها را در حوزه‌هایی مانند ادغام، تملک و تأمین مالی محدود کند. نگرانی مهم‌تر، تأثیر نرخ‌های بالاتر بر توان بازپرداخت بدهی‌هاست. شرکت‌ها و خانوارهایی که وام‌های با نرخ متغیر دارند یا باید بدهی‌های خود را با نرخ‌های بالاتر تمدید کنند، ممکن است با فشار مالی بیشتری روبه‌رو شوند. در نتیجه، سرمایه‌گذاران احتمال افزایش مطالبات معوق و زیان‌های اعتباری را جدی‌تر دنبال می‌کنند. آیا درآمدهای معاملاتی می‌توانند ناجی بانک باشند؟ مدیریت جی‌پی‌مورگان در ماه سپتامبر اعلام کرده بود که انتظار دارد درآمد بانکداری سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های معاملاتی در سه‌ماهه سوم، رشد سالانه‌ای در محدوده میانی تا بالای ده‌درصدی داشته باشد. این پیش‌بینی پس از عملکرد قدرتمند سه‌ماهه دوم مطرح شده است؛ دوره‌ای که درآمد کارمزدهای بانکداری سرمایه‌گذاری نسبت به سال قبل ۳۰ درصد و درآمد بخش بازارها ۳۵ درصد افزایش یافت. با این حال، تکرار چنین عملکردی آسان نیست، زیرا سه‌ماهه دوم یکی از بهترین دوره‌های بانک در سال‌های اخیر بود و افزایش فعالیت‌های ادغام و عرضه اولیه سهام به رشد درآمدها کمک کرد. بنابراین، حتی اگر عملکرد سه‌ماهه سوم مثبت باشد، کاهش شتاب رشد می‌تواند انتظارات بالای بازار را تحت فشار قرار دهد. “ «به‌نظر من، ریسک اصلی جی‌پی‌مورگان الزاماً ضعف ناگهانی در سودآوری نیست، بلکه شکاف احتمالی میان عملکرد قابل‌قبول بانک و انتظارات بالای بازار است. در محیطی که بازده اوراق قرضه افزایش یافته و حساسیت سرمایه‌گذاران به کیفیت اعتبارات بیشتر شده، حتی حفظ سودآوری نیز ممکن است برای توجیه ارزش‌گذاری سهام کافی نباشد. ارزیابی دقیق این گزارش باید بر پایداری درآمد خالص بهره، روند هزینه‌های اعتباری و اعتبار پیش‌بینی‌های مدیریت متمرکز باشد؛ زیرا این شاخص‌ها، بیش از یک رکورد سود فصلی، می‌توانند مسیر سهام بانک را مشخص کنند.» بابک شیری انتظارات بالا و خطر واکنش منفی بازار تحلیلگران به‌طور متوسط انتظار دارند جی‌پی‌مورگان درآمدی معادل ۵۱٫۲۲ میلیارد دلار و سود تعدیل‌شده ۵٫۹۴ دلار به‌ازای هر سهم گزارش کند. همچنین، مدیریت در گزارش قبلی درآمد خالص بهره تعدیل‌شده برای اثر درآمدهای بازار را برای کل سال حدود ۱۰۵٫۵ میلیارد دلار و هزینه‌های تعدیل‌شده را حدود ۱۰۷٫۵ میلیارد دلار پیش‌بینی کرده بود. اگر بانک نتواند از برآوردهای بازار فراتر برود یا پیش‌بینی‌های سالانه خود را حفظ کند، احتمال افزایش فشار فروش وجود دارد. نشانه‌های ضعف در فعالیت‌های معاملاتی، بانکداری سرمایه‌گذاری یا کیفیت اعتباری نیز می‌توانند نگرانی‌ها را تشدید کنند. جمع‌بندی گزارش مالی جی‌پی‌مورگان تنها آزمونی برای عملکرد یک بانک نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش وضعیت اعتبارات، فعالیت شرکت‌ها و تاب‌آوری اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. با وجود چشم‌انداز نسبتاً مثبت درآمدهای معاملاتی، انتظارات بالای سرمایه‌گذاران و افزایش بازده اوراق قرضه، حاشیه خطای بانک محدود به نظر می‌رسد. با این حال، احتمال افت سهام قطعی نیست و واکنش بازار به ارقام واقعی، کیفیت سود و راهنمایی مدیریت برای ماه‌های آینده بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶

در یک نگاه رکورد تاریخی سودآوری: پیش‌بینی می‌شود بانک‌های جهان در سال ۲۰۲۶ حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده تاکنون. سود ۷۰۰ میلیون دلاری جی‌پی مورگان: این بانک در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ از معاملات طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها حدود ۷۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. تداوم ریسک بازار: نوسانات شدید می‌توانند در کنار فرصت‌های سودآوری، زیان‌های سنگینی نیز برای بانک‌ها به همراه داشته باشند. معامله‌گران فلزات گران‌بها در بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، در نیمه نخست سال جاری میلادی به سودهای بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند. این روند بانک‌ها را در مسیر ثبت بهترین عملکرد سالانه تاریخ خود قرار داده است؛ چراکه افزایش چشمگیر تقاضای سرمایه‌گذاران و نوسانات شدید قیمت‌ها، فرصت‌های سودآوری گسترده‌ای برای معامله‌گران ایجاد کرده است. جی‌پی مورگان (JPMorgan)، یکی از بازیگران اصلی این بازار، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰۰ میلیون دلار از معاملات و مدیریت طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها درآمد کسب کرده است. این رقم را افرادی آگاه از عملکرد بانک اعلام کرده‌اند که به دلیل محرمانه بودن اطلاعات، نخواسته‌اند نامشان فاش شود. بهترین عملکرد سالانه این بانک در این حوزه به سال ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که سود آن اندکی بیش از یک میلیارد دلار بود. به گفته منابع مطلع، چند بانک بزرگ دیگر نیز از معاملات فلزات گران‌بها صدها میلیون دلار سود به دست آورده‌اند؛ موضوعی که رقابت را در بازاری تشدید کرده است که مدت‌ها تحت سلطه جی‌پی مورگان بوده است. بر اساس اطلاعات یکی از افراد آگاه از عملکرد دویچه‌بانک (Deutsche Bank)، واحد معاملات این بانک که با اقدامی خبرساز بار دیگر حضور خود را در بازار شمش طلا گسترش داده، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک در سطح جهانی، پیش‌بینی می‌شود بانک‌ها در سال جاری میلادی حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ رقمی که بر اساس مجموعه داده‌های شرکت تحلیل خدمات مالی «کریسیل کولیشن گرینویچ» (Crisil Coalition Greenwich)، بالاترین میزان ثبت‌شده تاکنون خواهد بود. معاملات انرژی و فلزات به یکی از محرک‌های اصلی درآمد شرکت‌های وال‌استریت، از جمله گلدمن ساکس، بانک آمریکا (Bank Of America) و مورگان استنلی (Morgan Stanley) تبدیل شده است. میزهای معاملاتی این شرکت‌ها می‌توانند از نوسانات قیمت و اختلالات بازار ناشی از درگیری‌های جهانی و تنش‌های تجاری سود ببرند. در این میان، فلزات گران‌بها به‌ویژه سودآور بوده‌اند. موج خریدهای سفته‌بازانه، قیمت طلا و نقره را در اوایل سال جاری به بالاترین سطوح تاریخی خود رساند. در جریان این رشد قیمتی، ابزارهای مالی مانند اختیار معامله (Option) با سررسید کوتاه‌مدت و صندوق‌های قابل معامله در بورس اهرمی (ETF) محبوبیت بیشتری پیدا کردند. سرمایه‌گذاران به دنبال ابزارهایی بودند که امکان افزایش سریع‌تر بازدهی را فراهم کنند. میزهای معاملاتی همچنین از جابه‌جایی شمش‌های طلا در نقاط مختلف جهان سودهای قابل‌توجهی به دست آوردند. آن‌ها از اختلاف قیمت میان مراکز اصلی معاملات جهانی بهره بردند؛ اختلاف‌هایی که فرصت‌های آربیتراژ ایجاد کرده بود. ✔️ بیشتر بخوانید: فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟ گرگ فریت، معامله‌گر ارشد فلزات گران‌بها در گروه سنتالیون (Centalion Group)، شرکت تجارت جهانی که پیش‌تر با نام گونور (Gunvor) شناخته می‌شد، در جریان میزگرد کنفرانس انجمن بازار شمش لندن (LBMA) در ایتالیا در هفته جاری گفت: «بیشتر افرادی که در اینجا با آن‌ها صحبت کرده‌ام، سال بسیار خوبی را پشت سر گذاشته‌اند؛ سالی رکوردشکن.» به گفته افراد آگاه، چند بانک برای بهره‌برداری از فرصت‌های رو به رشد این بازار، درصدد پیوستن به گروه کوچکی از مؤسسات مالی هستند که خدمات نگهداری شمش در خزانه و تسویه معاملات را در بازار طلای لندن ارائه می‌کنند. لندن بزرگ‌ترین مرکز معاملات شمش طلا در جهان است و این خدمات، زیرساخت اصلی فعالیت این بازار به شمار می‌روند. سیتی‌گروپ (Citigroup) در اوایل سال جاری میلادی به نخستین مؤسسه جدیدی تبدیل شد که پس از یک دهه وارد این حوزه شده است. این بانک به جی‌پی مورگان، یوبی‌اس (UBS)، اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) و آی‌سی‌بی‌سی استاندارد بانک پیوست. به گزارش پیشین بلومبرگ، دویچه‌بانک و مورگان استنلی نیز به دنبال ورود به این حوزه هستند. سخنگویان جی‌پی مورگان و دویچه‌بانک از اظهارنظر در این باره خودداری کردند. آنگاد چاتوال، رئیس بخش درآمد ثابت، ارز و کامودیتی در شرکت کولیشن، می‌گوید درآمد جهانی بانک‌ها از معاملات فلزات گران‌بها، سال گذشته نیز به رکورد تاریخی رسیده بود و این روند صعودی همچنان ادامه دارد. او دلیل این رشد را «تداوم نوسانات شدید بازار و مشارکت گسترده سرمایه‌گذاران در بازارهای طلا و نقره» عنوان کرد. ژانویه برای میزهای معاملاتی فلزات گران‌بها ماهی به‌ویژه سودآور بود؛ چرا که سفته‌بازان در سراسر جهان به خرید طلا و نقره روی آوردند و قیمت این فلزات را به سطوحی بی‌سابقه رساندند. با این حال، از آن زمان قیمت‌ها تا حدودی عقب‌نشینی کرده‌اند. آغاز جنگ در خاورمیانه باعث جهش قیمت انرژی شد و انتظارات درباره انقباض سیاست‌های پولی و افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کرد. با وجود این عقب‌نشینی، قیمت نقدی طلا و نقره همچنان بیش از دو برابر سطوح ابتدای سال ۲۰۲۴ است. البته نوسانات شدید و اختلاف‌های چشمگیر قیمت در بازار همیشه به سود معامله‌گران تمام نمی‌شود. چنین شرایطی می‌تواند در صورت اتخاذ موقعیت معاملاتی اشتباه از سوی بانک‌ها، زیان‌های سنگینی نیز به همراه داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

مدیر اوراق مورگان استنلی پس از یک دهه به اوراق خزانه‌داری آمریکا خوش‌بین شد

در یک نگاه ویشال خاندوجا، مدیر صندوق بازده کل ایتون ونس، برای نخستین‌بار در بیش از یک دهه وزن اوراق بلندمدت را در سبد خود افزایش داده است. بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله از ژوئن حدود یک واحد درصد بالا رفته و به اوج ۲۴ساله نزدیک به ۵.۴ درصد رسیده است. خاندوجا انتظار دارد سیاست سخت‌گیرانه فدرال رزرو رشد اقتصادی را کند و بازدهی‌ها را محدود کند؛ بااین‌حال، احتمال افزایش ۱۰ تا ۱۵ واحد پایه‌ای دیگر را هم در نظر می‌گیرد. پس از بیش از یک دهه دوری از موضع افزایشی، یکی از مدیران موفق اوراق قرضه در وال‌استریت اکنون به بدهی دولت آمریکا خوش‌بین شده است. ویشال خاندوجا می‌گوید بازدهی نزدیک به بالاترین سطوح چند دهه اخیر، درآمد کافی برای جبران زیان‌های احتمالی بیشتر فراهم می‌کند و در نهایت، رشد اقتصادی را تحت فشار خواهد گذاشت. خاندوجا، مدیر صندوق بازده کل ایتون ونس در شرکت مدیریت سرمایه‌گذاری مورگان استنلی، به همراه برایان الیس این صندوق حدود ۴ میلیارد دلاری را اداره می‌کند. او گفت این صندوق تا ماه ژوئن مدت‌زمان سررسید مؤثر دارایی‌هایش را ــ معیاری برای سنجش حساسیت قیمت اوراق به تغییر نرخ بهره ــ به حدود ۶.۱ سال افزایش داده است. این رقم از ۵.۸ سالِ شاخص معیار بلومبرگ برای اوراق تجمیعی آمریکا بیشتر است و نخستین اضافه‌وزن این صندوق در اوراق با مدت‌زمان بالاتر طی بیش از ده سال به شمار می‌رود. صندوق بازده کل ایتون ونس در دهه گذشته به‌طور میانگین نزدیک به ۳ درصد در سال بازده داشته؛ رقمی بیش از دو برابر شاخص معیار آن. همچنین عملکرد صندوق از ۹۷ درصد همتایانش در رتبه‌بندی مورنینگ‌استار بهتر بوده است. بااین‌حال، صندوق امسال نزدیک به ۳ درصد افت کرده؛ کاهشی که تقریباً با افت شاخص هم‌راستاست. این تغییر موضع پس از دوره‌ای دشوار برای بازار اوراق قرضه رخ داده است. قیمت بالای انرژی در پی جنگ ایران، تاب‌آوری اقتصاد آمریکا، استقراض گسترده دولت و موج انتشار اوراق شرکتی برای تأمین هزینه‌های هوش مصنوعی، همگی به افزایش بازدهی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله کمک کرده‌اند. بازده این اوراق از ژوئن حدود یک واحد درصد افزایش یافته و روز چهارشنبه به اوج ۲۴ساله، نزدیک به ۵.۴ درصد، رسیده است. خاندوجا می‌پذیرد که بازار ممکن است پیش از رسیدن به اوج، ۱۰ تا ۱۵ واحد پایه دیگر افزایش بازدهی را تجربه کند. بااین‌حال، می‌گوید شرکت به‌تدریج در حال افزایش مواجهه خود با این اوراق است و اطمینانش به چشم‌انداز ۱۲ماهه بازار بسیار بالاست. بخش مهمی از استدلال او به فدرال رزرو مربوط می‌شود؛ نهادی که ماه گذشته برای نخستین‌بار در سه سال گذشته نرخ بهره را افزایش داد و از افزایش‌های بیشتر خبر داد. خاندوجا فدرال رزرو را به نوعی «نگهبان بازار اوراق قرضه» توصیف می‌کند: به‌گفته او، عزم بانک مرکزی برای مهار تورم رشد اقتصادی را کند خواهد کرد و در نهایت، مانع افزایش بیشتر بازدهی‌ها می‌شود. او به نشانه‌های اولیه فشار در بازار اعتبار اشاره می‌کند؛ از جمله افزایش فاصله بازدهی اوراق شرکت‌های کم‌رتبه و برخی وام‌گیرندگان دولتی، از جمله فرانسه. فشار بر مصرف‌کنندگان کم‌درآمد و شرکت‌های دارای بدهی بالا نیز از دیگر نشانه‌هایی است که خاندوجا به آن‌ها توجه دارد. از نگاه او، محاسبات سرمایه‌گذاری نیز به سود خریداران اوراق است. داده‌های بلومبرگ نشان می‌دهد بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله باید طی یک سال آینده به حدود ۶ درصد برسد تا زیان ناشی از افت قیمت، درآمد حاصل از نگهداری اوراق را خنثی کند. خاندوجا می‌گوید ارزش‌گذاری‌ها بسیار جذاب شده‌اند؛ هرچند بازار همچنان در انتظار نشانه‌ای روشن است که بتواند آغاز رشد قیمت اوراق را رقم بزند. زمان چرخش بازار، به شواهدی بستگی دارد که نشان دهد هزینه‌های بالاتر استقراض در حال کندکردن اقتصاد است.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

هشدار تازه برای بانک‌های آمریکا؛ وثیقه وام‌های اعتبار خصوصی زیر ذره‌بین

در یک نگاه بانک فدرال رزرو نیویورک میزان وام‌دهی جی‌پی‌مورگان، ولز فارگو، بارکلیز و مورگان استنلی به شرکت‌های اعتبار خصوصی را بررسی کرده است. این بررسی پس از آن انجام شد که جی‌پی‌مورگان در ماه مارس ارزش برخی وام‌های خود، به‌ویژه وام‌های مرتبط با شرکت‌های نرم‌افزاری در معرض اختلال هوش مصنوعی، را کاهش داد. افزایش نظارت می‌تواند بانک‌ها را در اعطای وام با پشتوانه دارایی‌های اعتبار خصوصی محتاط‌تر کند و هزینه تأمین مالی شرکت‌های متوسط را افزایش دهد. بانک فدرال رزرو نیویورک در حال بررسی میزان وابستگی برخی از بزرگ‌ترین بانک‌ها به شرکت‌های اعتبار خصوصی است؛ اقدامی که نشان می‌دهد نهادهای ناظر توجه بیشتری به یکی از سریع‌ترین بخش‌های در حال رشد نظام مالی دارند. بر اساس گزارشی از سِمافور، مقام‌های فدرال رزرو از بهار امسال با جی‌پی‌مورگان چیس، ولز فارگو، بارکلیز و مورگان استنلی دیدار کرده‌اند. تمرکز این بررسی‌ها بر میزان کلی مواجهه بانک‌ها با وام‌دهندگان اعتبار خصوصی، شیوه‌های مدیریت ریسک و کیفیت وثیقه‌های پشتوانه وام‌ها بوده است. بررسی در برخی بانک‌ها، از جمله جی‌پی‌مورگان، تکمیل شده است. فدرال رزرو و چهار بانک مورد اشاره درباره این موضوع اظهارنظری نکرده‌اند. بخشی از این نظارت‌ها پس از تصمیم جی‌پی‌مورگان در ماه مارس برای کاهش ارزش وام‌های اعطایی به شرکت‌های اعتبار خصوصی آغاز شد. این کاهش ارزش به‌ویژه شامل وام‌هایی به شرکت‌های نرم‌افزاری بود که در برابر اختلال ناشی از هوش مصنوعی آسیب‌پذیر ارزیابی می‌شدند. از آنجا که این وام‌ها هنگام استقراض صندوق‌های اعتبار خصوصی از بانک‌ها به‌عنوان وثیقه استفاده می‌شوند، کاهش ارزش آنها میزان تأمین مالی در دسترس این وام‌دهندگان را نیز کاهش داد. گسترش ارتباط میان بانک‌ها و وام‌دهندگان غیربانکی، دلیل اصلی تمرکز مقام‌های نظارتی است. بر اساس گزارش سِمافور، وام‌دهی بانک‌ها به مؤسسات مالی غیربانکی از حدود ۳۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۱.۵ تریلیون دلار رسیده است؛ رقمی که تقریباً معادل ۱۱ درصد کل وام‌های بانکی است. این دیدارها در ادامه اقدامات قبلی فدرال رزرو انجام شده‌اند. این نهاد در ماه آوریل از بانک‌های بزرگ خواست جزئیات میزان مواجهه خود با شرکت‌های اعتبار خصوصی را ارائه کنند. هدف از این درخواست، بررسی میزان استقراض این صندوق‌ها از بانک‌ها، سنجش فشارهای موجود در این بخش و ارزیابی احتمال سرایت مشکلات به سایر بازارها بود. هم‌زمان، وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز درباره سرمایه‌گذاری شرکت‌های بیمه در اعتبار خصوصی از آنها پرس‌وجو کرد. صنعت اعتبار خصوصی که در آن زمان حدود ۱.۸ تریلیون دلار برآورد می‌شد، با افزایش درخواست‌های بازخرید و رشد وام‌های مشکل‌دار مواجه بود. سایر نهادهای نظارتی نیز توجه بیشتری به این حوزه نشان داده‌اند. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا اخیراً درباره نحوه ارزش‌گذاری دارایی‌های خصوصی دستورالعمل‌هایی صادر کرده است. بانک مرکزی اروپا و بانک انگلستان نیز بررسی‌های خود درباره آسیب‌پذیری‌های اعتبار خصوصی و شیوه‌های ارزش‌گذاری در این بازار را گسترش داده‌اند. این بررسی به‌تنهایی نشانه زیان‌دهی بانک‌های موردنظر نیست، اما نشان می‌دهد ناظران به دنبال شواهد محکم‌تری هستند تا اطمینان پیدا کنند ارزش وثیقه‌ها و سازوکارهای کنترل ریسک، در صورت وخیم‌تر شدن شرایط بازار اعتبار خصوصی، همچنان دوام خواهند آورد. افزایش نظارت می‌تواند بانک‌ها را نسبت به اعطای وام با پشتوانه وثیقه‌های اعتبار خصوصی محتاط‌تر کند. چنین رویکردی ممکن است منابع مالی وام‌دهندگان غیربانکی را محدود و هزینه استقراض شرکت‌های متوسط متکی به این منابع را بیشتر کند. همچنین بانک‌هایی که وام‌دهی گسترده‌ای به مؤسسات مالی غیربانکی دارند، ممکن است در فصل پیش‌رو گزارش‌های مالی با پرسش‌های بیشتری درباره نحوه افشای ریسک و ارزش‌گذاری وثیقه‌ها روبه‌رو شوند. ارتباط میان ریسک اختلال هوش مصنوعی و وام‌های بخش نرم‌افزار نیز مسیر تازه‌ای برای انتقال ضعف بازار فناوری به بازارهای اعتباری ایجاد کرده است

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

۲ سهم قدرتمند برای خرید در اکتبر و نگهداری بلندمدت

در بازار سهام، پیدا کردن شرکتی که بتواند در دوره‌های رونق و رکود اقتصادی همچنان درآمد و جریان نقدی ایجاد کند، اهمیت زیادی برای سرمایه‌گذاران بلندمدت دارد. بسیاری از شرکت‌ها در زمان رشد اقتصادی عملکرد خوبی دارند، اما با کاهش مصرف، افزایش بیکاری یا افت فعالیت اقتصادی با فشار جدی مواجه می‌شوند. در یک نگاه درآمد والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷ با ۵.۹ درصد رشد به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی والمارت ۲۳ درصد افزایش یافت و درآمد تبلیغاتی آن نیز ۳۸ درصد رشد کرد. درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید و جریان نقد آزاد آن ۳۴.۵ درصد افزایش یافت. WM در سال ۲۰۲۶ برای بیست‌وسومین سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داد و افزایش آن به ۱۴.۵ درصد رسید. در مقابل، شرکت‌هایی که محصولات یا خدمات آنها بخشی از نیازهای روزمره مردم هستند، معمولاً از تقاضای باثبات‌تری برخوردارند. والمارت و WM از جمله شرکت‌هایی هستند که بخش مهمی از فعالیت آنها به چنین نیازهایی وابسته است. والمارت کالاهای مصرفی و ضروری مانند مواد غذایی و محصولات خانگی عرضه می‌کند و WM نیز خدمات جمع‌آوری و مدیریت پسماند را ارائه می‌دهد؛ خدماتی که حتی در دوره‌های رکود اقتصادی نیز متوقف نمی‌شوند. والمارت؛ خرده‌فروشی با موتورهای رشد جدید والمارت سال‌هاست به دلیل اندازه بزرگ و تمرکز بر کالاهای ضروری، جایگاه متفاوتی در صنعت خرده‌فروشی دارد. زمانی که شرایط اقتصادی دشوار می‌شود، مصرف‌کنندگان معمولاً تلاش می‌کنند هزینه‌های خود را کاهش دهند و همین مسئله می‌تواند جذابیت فروشگاه‌های ارزان‌تر را افزایش دهد اما داستان والمارت امروز تنها به فروش مواد غذایی و کالاهای روزمره محدود نمی‌شود. این شرکت در سال‌های اخیر تلاش کرده منابع درآمدی جدیدی با حاشیه سود بالاتر ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، درآمد والمارت با ۵.۹ درصد افزایش نسبت به سال قبل به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش خالص والمارت در آمریکا نیز ۳.۵ درصد رشد کرد، در حالی که فروش اینترنتی جهانی شرکت با جهش ۲۳ درصدی همراه شد. در همین دوره، درآمد تبلیغاتی جهانی والمارت ۳۸ درصد افزایش یافت و درآمد حاصل از عضویت نیز ۱۷ درصد بیشتر شد. رشد این بخش‌ها اهمیت زیادی دارد، زیرا درآمدهای تبلیغاتی و عضویت می‌توانند نسبت به فعالیت اصلی خرده‌فروشی حاشیه سود بالاتری ایجاد کنند. این ترکیب باعث شده رشد سود عملیاتی از رشد فروش سریع‌تر باشد. سود عملیاتی تعدیل‌شده والمارت در سه‌ماهه دوم، بر مبنای نرخ ارز ثابت، ۱۷.۴ درصد افزایش یافت. شرکت پس از انتشار این نتایج، چشم‌انداز سالانه خود را نیز افزایش داد و اکنون انتظار دارد فروش خالص بین ۴ تا ۵ درصد و سود عملیاتی تعدیل‌شده بین ۷ تا ۸.۵ درصد رشد کند. WM؛ کسب‌وکاری که رکود هم نمی‌تواند متوقفش کند فعالیت شرکت WM شاید در نگاه اول به اندازه فناوری، هوش مصنوعی یا سایر صنایع نوظهور جذاب به نظر نرسد، اما ویژگی مهم آن در جای دیگری قرار دارد: ضرورت خدمات. خانوارها، رستوران‌ها، بیمارستان‌ها و شرکت‌ها در شرایط رونق و رکود همچنان زباله تولید می‌کنند و به جمع‌آوری آن نیاز دارند. همین تقاضای نسبتاً پایدار به WM اجازه داده است یک مدل کسب‌وکار قابل پیش‌بینی و جریان نقدی قدرتمند ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم، درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید. سود عملیاتی پیش از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش ارزش نیز به ۲.۰۳ میلیارد دلار رسید. مهم‌تر از آن، جریان نقد آزاد شرکت با رشد ۳۴.۵ درصدی به حدود ۱.۱ میلیارد دلار افزایش یافت. مدیریت شرکت انتظار دارد جریان نقد آزاد کل سال به ۳.۷۵ تا ۳.۸۵ میلیارد دلار برسد. این قدرت نقدسازی به WM اجازه داده است سیاست تقسیم سود خود را نیز ادامه دهد. این شرکت در سال ۲۰۲۶ سود نقدی خود را ۱۴.۵ درصد افزایش داد و تعداد سال‌های افزایش متوالی سود نقدی به ۲۳ سال رسید. WM همچنین تنها به جمع‌آوری سنتی پسماند متکی نمانده و در حوزه‌هایی مانند بازیافت خودکار و تولید گاز طبیعی تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کرده است؛ حوزه‌هایی که می‌توانند در کنار فعالیت اصلی شرکت، منابع جدیدی برای رشد ایجاد کنند. “ «نکته مهم این مقاله، نه صرفاً معرفی دو سهم، بلکه توجه به مفهوم کیفیت جریان نقدی در چرخه‌های اقتصادی است. شرکتی که درآمد خود را از نیازهای ضروری و تکرارشونده ایجاد می‌کند، از منظر بنیادی می‌تواند در برابر نوسانات اقتصاد ظرفیت متفاوتی داشته باشد؛ اما پایداری تقاضا به‌تنهایی برای توجیه ارزش‌گذاری کافی نیست. در مورد والمارت، مسیر افزایش حاشیه سود و توسعه درآمدهای جدید باید در کنار رشد فروش بررسی شود و درباره WM نیز تداوم جریان نقد آزاد، سطح سرمایه‌گذاری و بازده این سرمایه‌گذاری‌ها اهمیت دارد. بنابراین برای سرمایه‌گذار بلندمدت، مسئله اصلی صرفاً این نیست که یک شرکت در رکود دوام می‌آورد یا نه؛ بلکه باید بررسی کرد چه مقدار نقدینگی تولید می‌کند، با چه هزینه‌ای رشد می‌کند و چگونه این نقدینگی را به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل می‌کند.» بابک شیری چرا جریان نقدی اهمیت دارد؟ وجه مشترک والمارت و WM تنها ماهیت ضروری خدمات آنها نیست؛ بلکه توانایی این شرکت‌ها برای تبدیل فعالیت عملیاتی به جریان نقدی پایدار نیز اهمیت دارد. در مورد والمارت، اندازه کسب‌وکار، فروش کالاهای ضروری و توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، مجموعه‌ای از موتورهای رشد را ایجاد کرده است. در مورد WM نیز ماهیت ضروری خدمات جمع‌آوری پسماند، همراه با توسعه بازیافت و انرژی، به شرکت اجازه داده است جریان نقدی قابل توجهی تولید کند. این ویژگی در دوره‌های رکود اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا شرکت‌هایی که جریان نقدی پایدار دارند، معمولاً ظرفیت بیشتری برای ادامه سرمایه‌گذاری، پرداخت سود نقدی، بازخرید سهام و عبور از دوره‌های دشوار اقتصادی دارند. جمع‌بندی والمارت و WM در صنایعی فعالیت می‌کنند که شاید در مقایسه با حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، هیجان رسانه‌ای کمتری ایجاد کنند، اما بخش مهمی از نیازهای روزمره اقتصاد را پوشش می‌دهند. والمارت علاوه بر رشد فروش، در حال توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت است و WM نیز با تکیه بر جریان نقد آزاد قوی و توسعه فعالیت‌های بازیافت و انرژی، منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نهایت، ویژگی مشترک این دو شرکت را می‌توان در تقاضای نسبتاً پایدار، توانایی تولید نقدینگی و امکان سرمایه‌گذاری مجدد برای رشد خلاصه کرد؛ سه عاملی که برای یک کسب‌وکار بلندمدت اهمیت زیادی دارند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا Target با وجود رشد بازده اوراق خزانه هنوز برای سرمایه‌گذاران جذاب است؟

افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا در سال ۲۰۲۶ بار دیگر رقابت میان دارایی‌های درآمدزا را برای سرمایه‌گذاران جدی‌تر کرده است. بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا در حال حاضر به محدوده ۵ درصد نزدیک شده؛ سطحی که می‌تواند بخشی از جذابیت سهام دارای سود تقسیمی را کاهش دهد، زیرا اوراق خزانه در مقایسه با سهام از ریسک بسیار پایین‌تری برخوردارند و پرداخت‌های آنها تحت شرایط معمول قابل پیش‌بینی‌تر است. در یک نگاه Target برای ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و در گروه «پادشاهان سود تقسیمی» قرار دارد. فروش خالص شرکت در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ با رشد ۶ درصدی به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید. سود خالص Target در همین دوره با رشد ۳۵ درصدی به حدود ۲.۷ میلیارد دلار افزایش یافت. با وجود رشد قیمت سهم، نسبت قیمت به سود Target حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart و Costco به‌ترتیب حدود ۴۰ و ۴۵ برابر گزارش شده است. با این حال، همه سهام درآمدی صرفاً برای دریافت سود تقسیمی خریداری نمی‌شوند. برخی شرکت‌ها علاوه بر پرداخت سود، ظرفیت رشد درآمد، افزایش سود تقسیمی و رشد قیمت سهام را نیز دارند. Target یکی از نمونه‌هایی است که پس از یک دوره دشوار، نشانه‌هایی از بازگشت به مسیر رشد نشان داده و هم‌زمان سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی خود را حفظ کرده است. چرا افزایش بازده اوراق خزانه اهمیت دارد؟ رابطه میان نرخ بهره و سهام سودده یکی از عوامل مهم در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران است. زمانی که بازده اوراق خزانه افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذار می‌تواند با پذیرش ریسک بسیار کمتر، درآمدی نسبتاً بالا از یک دارایی دولتی دریافت کند. در چنین شرایطی، سهامی که تنها مزیت آنها پرداخت سود تقسیمی است، با فشار بیشتری برای توجیه ارزش‌گذاری خود مواجه می‌شوند. زیرا سهام علاوه بر ریسک کاهش قیمت، تضمینی برای استمرار سود تقسیمی نیز ندارد اما مسئله درباره شرکت‌هایی مانند Target متفاوت است. این شرکت علاوه بر پرداخت سود، تلاش کرده موتور رشد عملیاتی خود را نیز دوباره فعال کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، سرمایه‌گذار می‌تواند هم‌زمان از سه مسیر احتمالی منتفع شود: دریافت سود تقسیمی، افزایش آینده سود و رشد ارزش سهام. البته هیچ‌یک از این موارد تضمین‌شده نیست و همین تفاوت اصلی میان سهام و اوراق خزانه است. Target؛ از سهم درآمدی تا سهم رشد و درآمد Target سال‌ها یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در صنعت خرده‌فروشی آمریکا بوده است، اما عملکرد این شرکت در سال‌های اخیر تحت تأثیر تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، فشار هزینه‌ها و دشواری‌های عملیاتی قرار گرفت. اکنون شرکت تلاش کرده است با مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها، مسیر کسب‌وکار خود را دوباره تقویت کند. Target حدود ۵ میلیارد دلار برای بازسازی فروشگاه‌ها و توسعه زنجیره تأمین اختصاص داده است. هدف این سرمایه‌گذاری‌ها افزایش بهره‌وری، بهبود تجربه مشتری و بازطراحی ترکیب کالاهای عرضه‌شده است؛ رویکردی که می‌تواند جایگاه Target را به‌عنوان یک خرده‌فروش با ترکیب کالاهای اقتصادی و نسبتاً باکیفیت تقویت کند. این اقدامات هنوز در ابتدای مسیر قرار دارند، اما برخی از اعداد مالی اخیر نشانه‌هایی از تغییر روند را نشان می‌دهند. فروش خالص Target در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶ درصد افزایش داشت. این رقم از آن جهت اهمیت دارد که شرکت پیش از این با دوره‌ای از کاهش یا رکود درآمد مواجه بود. هم‌زمان، سود خالص شرکت با وجود افزایش سرمایه‌گذاری‌ها به حدود ۲.۷ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال گذشته ۳۵ درصد رشد نشان می‌دهد. بنابراین مسئله فقط افزایش فروش نیست؛ Target در حال تلاش برای افزایش بهره‌وری و تبدیل رشد فروش به سودآوری بیشتر نیز هست. “ «در مورد Target، نکته مهم برای من فاصله میان ارزش‌گذاری فعلی و کیفیت احتمالی بهبود عملیاتی شرکت است. کاهش بازده سود تقسیمی پس از رشد قیمت سهم الزاماً یک نقطه ضعف نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه آن باشد که بازار بخشی از احیای شرکت را پیش‌خور کرده است. بنابراین در این مرحله، تحلیل Target باید از مقایسه ساده بازده سود با اوراق خزانه عبور کند و بر پایداری رشد فروش، تبدیل آن به جریان نقد آزاد، توانایی حفظ رشد سود تقسیمی و میزان کاهش فاصله ارزش‌گذاری با رقبایی مانند Walmart و Costco متمرکز شود. اگر بهبود عملیاتی Target پایدار باشد، این سهم می‌تواند از یک گزینه صرفاً درآمدی به یک دارایی ترکیبی رشد و درآمد تبدیل شود؛ اما اگر رشد اخیر نتواند به روندی پایدار در سودآوری تبدیل شود، اختلاف ارزش‌گذاری موجود به‌تنهایی برای توجیه عملکرد آینده کافی نخواهد بود.» بابک شیری مهم‌ترین مزیت Target؛ سابقه ۵۵ ساله پرداخت سود یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های Target برای سرمایه‌گذاران درآمدی، سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی است. این شرکت طی ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و به همین دلیل در گروه شرکت‌هایی قرار می‌گیرد که سابقه افزایش سالانه سود آنها به چندین دهه می‌رسد. پرداخت فعلی Target حدود ۴.۶۴ دلار به ازای هر سهم در سال است و بازده سود تقسیمی آن با توجه به قیمت فعلی سهم حدود ۲.۹ درصد است. این بازده دیگر با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله برابری نمی‌کند. با این حال، مقایسه صرف نرخ بازده می‌تواند بخشی از تصویر را نادیده بگیرد. اوراق خزانه معمولاً درآمد مشخصی ارائه می‌کنند، اما رشد سود تقسیمی در سهام می‌تواند در طول زمان درآمد دریافتی سرمایه‌گذار را افزایش دهد. اگر Target بتواند به افزایش سود و جریان نقدی ادامه دهد، احتمال افزایش سود تقسیمی در آینده نیز وجود خواهد داشت. در شش ماه نخست سال مالی ۲۰۲۶، جریان نقد آزاد Target حدود ۲.۱ میلیارد دلار بود؛ در حالی که هزینه پرداخت سود تقسیمی حدود ۱ میلیارد دلار گزارش شده است. این فاصله نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی، جریان نقد آزاد شرکت پوشش مناسبی برای پرداخت سود ایجاد کرده است؛ هرچند تداوم این وضعیت به عملکرد آینده کسب‌وکار وابسته خواهد بود. ارزش‌گذاری؛ جایی که Target از رقبایش فاصله می‌گیرد یکی از نکات مهم درباره Target، ارزش‌گذاری نسبتاً پایین آن در مقایسه با برخی رقبای بزرگ صنعت خرده‌فروشی است. نسبت قیمت به سود این شرکت حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart حدود ۴۰ برابر و برای Costco حدود ۴۵ برابر گزارش شده است. البته مقایسه نسبت قیمت به سود میان شرکت‌ها باید با احتیاط انجام شود. کیفیت رشد، حاشیه سود، مدل کسب‌وکار، قدرت برند و انتظارات بازار برای آینده هر شرکت متفاوت است. با این حال، اگر Target بتواند روند بازگشت به رشد را حفظ کند، فاصله ارزش‌گذاری آن با رقبای بزرگ می‌تواند به یک متغیر مهم در تحلیل سهم تبدیل شود. به عبارت دیگر، بازار در حال حاضر برای Target ضریب سود بسیار پایین‌تری نسبت به برخی رقبای خود در نظر گرفته است. اگر عملکرد عملیاتی شرکت بهبود پیدا کند، این احتمال وجود دارد که بخشی از این فاصله کاهش یابد؛ هرچند این موضوع به هیچ عنوان تضمین‌شده نیست. افزایش قیمت سهم؛ شمشیر دو لبه برای سرمایه‌گذاران درآمدی یکی از نکات جالب درباره Target این است که رشد قیمت سهم در سال ۲۰۲۶ باعث کاهش بازده سود تقسیمی آن شده است. زمانی که قیمت یک سهم سریع‌تر از سود تقسیمی افزایش پیدا می‌کند، بازده جاری آن کاهش می‌یابد. بنابراین سرمایه‌گذاری که امروز Target را خریداری می‌کند، دیگر مانند سرمایه‌گذاری که در قیمت‌های پایین‌تر وارد شده، بازده تقسیمی بالایی دریافت نمی‌کند. بر اساس داده‌های مورد بررسی، قیمت سهم نسبت به زمان خرید نویسنده مقاله اصلی در اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۸۰ درصد افزایش یافته است. این رشد برای سهامداران قبلی قابل توجه بوده، اما از سوی دیگر باعث شده بخشی از جذابیت Target به‌عنوان یک سهم صرفاً درآمدی کاهش پیدا کند. به همین دلیل، تصویر فعلی Target بیشتر به یک سهم رشد و درآمد شباهت دارد تا یک سهم صرفاً با بازده تقسیمی بالا. جمع‌بندی Target در شرایطی وارد مرحله جدیدی از فعالیت خود شده که هم‌زمان دو ویژگی متفاوت را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهد: سابقه طولانی پرداخت سود تقسیمی و نشانه‌هایی از بازگشت رشد عملیاتی. افزایش ۶ درصدی فروش در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶، رشد ۳۵ درصدی سود خالص و جریان نقد آزاد ۲.۱ میلیارد دلاری نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری‌های جدید شرکت در حال همراه شدن با بهبود برخی شاخص‌های مالی است. از طرف دیگر، بازده سود تقسیمی فعلی حدود ۲.۹ درصد است و دیگر نمی‌تواند از نظر درآمد جاری با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله رقابت کند. بنابراین استدلال سرمایه‌گذاری درباره Target صرفاً بر سود تقسیمی استوار نیست. بخش مهم‌تر داستان به این موضوع مربوط می‌شود که آیا شرکت می‌تواند رشد فروش، افزایش سودآوری و افزایش سالانه سود تقسیمی را در سال‌های آینده ادامه دهد یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

مورگان استنلی همچنان به هوش مصنوعی خوش‌بین است، اما نه فقط به سازندگان تراشه

در یک نگاه استراتژی مورگان استنلی: حفظ سهام منتخب تراشه و افزودن شرکت‌های نرم‌افزاری و مصرف‌کننده هوش مصنوعی گزینه‌های سخت‌افزاری: انویدیا و برودکام به‌دلیل تقاضای قوی مراکز داده گزینه‌های نرم‌افزاری: مایکروسافت، Snowflake، Datadog، Cloudflare و Dynatrace صنایع آینده‌دار: سلامت، املاک، حمل‌ونقل، خودروسازی و خدمات مصرف‌کننده مورگان استنلی به سرمایه‌گذاران توصیه می‌کند در بازار هوش مصنوعی از یک استراتژی «دمبلی» استفاده کنند؛ به این معنا که در کنار نگهداری از شرکت‌های منتخب حوزه تراشه و زیرساخت، بخشی از سرمایه نیز به شرکت‌هایی اختصاص یابد که در صنایع مختلف از هوش مصنوعی برای افزایش بهره‌وری و رشد درآمد استفاده می‌کنند. این بانک سرمایه‌گذاری همچنان شرکت‌هایی مانند انویدیا و برودکام را در میان گزینه‌های برتر بخش تراشه می‌داند، اما معتقد است فرصت‌های بعدی بازار می‌تواند در شرکت‌های نرم‌افزاری و صنایع غیر فناوری، ازجمله سلامت، املاک، حمل‌ونقل و خدمات مصرف‌کننده، شکل بگیرد. استراتژی دمبلی در بازار هوش مصنوعی استراتژی پیشنهادی مورگان استنلی به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد همچنان در روند هوش مصنوعی باقی بمانند، اما وابستگی خود را به چند سهم بزرگ سخت‌افزاری کاهش دهند. در یک سوی این استراتژی، شرکت‌های توانمندساز هوش مصنوعی قرار دارند؛ ازجمله تولیدکنندگان تراشه، مراکز داده و شرکت‌های زیرساختی. در سوی دیگر، شرکت‌هایی قرار می‌گیرند که از هوش مصنوعی در فعالیت‌های روزمره خود استفاده می‌کنند و به‌تدریج آثار مالی این فناوری را در نتایج عملیاتی خود نشان می‌دهند. بر اساس این دیدگاه، سرمایه‌ای که از سهام پرطرفدار سخت‌افزاری خارج می‌شود، الزاماً از موضوع هوش مصنوعی خارج نخواهد شد؛ بلکه ممکن است به سمت شرکت‌های نرم‌افزاری و صنایع مصرف‌کننده این فناوری حرکت کند. چنین چرخشی می‌تواند به گسترش رشد بازار سهام آمریکا فراتر از شرکت‌های بزرگ فناوری منجر شود. ✔️ بیشتر بخوانید: آیا فدرال رزرو می‌تواند با افزایش نرخ بهره روند صعودی بورس آمریکا را متوقف کند؟ کمبود تراشه‌ها می‌تواند ادامه پیدا کند مورگان استنلی همچنان معتقد است تقاضا برای توان پردازشی طی سال‌های آینده از عرضه پیشی خواهد گرفت. بااین‌حال، تحلیلگران این بانک بر انتخاب‌گری بیشتر در بخش سخت‌افزار تأکید دارند تا سرمایه‌گذاران بتوانند از فرصت‌های تازه در بخش نرم‌افزار و سایر صنایع استفاده کنند. جو مور، تحلیلگر بخش نیمه‌رسانا، می‌گوید تقاضای مشتریان مراکز داده همچنان در سطحی بسیار قدرتمند قرار دارد. او انویدیا و برودکام را از گزینه‌های مورد علاقه خود معرفی کرده است؛ زیرا توسعه‌دهندگان مدل‌های هوش مصنوعی همچنان هزینه‌های سنگینی برای زیرساخت محاسباتی انجام می‌دهند. این تیم تحلیلی انتظار دارد تقاضا برای توان پردازشی سال‌ها بیشتر از عرضه باقی بماند. برخلاف چرخه‌های قبلی فناوری که رهبری بازار معمولاً از یک بخش به بخش دیگر منتقل می‌شد، این بار عواملی مانند کمبود انرژی، مخالفت‌های محلی و موانع سیاسی روند توسعه زیرساخت‌ها را کند کرده‌اند. در نتیجه، عرضه محدود تراشه و ظرفیت محاسباتی می‌تواند فرصت سودآوری تولیدکنندگان سخت‌افزار را برای مدت طولانی‌تری حفظ کند. شرکت‌های نرم‌افزاری مورد توجه مورگان استنلی در بخش نرم‌افزار، آدام وود، تحلیلگر مورگان استنلی، شرکت‌هایی را ترجیح می‌دهد که زیرساخت‌های لازم برای اجرای برنامه‌های هوش مصنوعی را فراهم می‌کنند. ازجمله گزینه‌های مورد توجه این بانک می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: Microsoft Snowflake Datadog Cloudflare Dynatrace این شرکت‌ها سیستم‌های زیربنایی، خدمات ابری، ابزارهای پایش داده و شبکه‌هایی را ارائه می‌کنند که بسیاری از برنامه‌های هوش مصنوعی بر بستر آن‌ها اجرا می‌شوند. ✔️ بیشتر بخوانید: بعد از جهش ۱۸۷ درصدی AMD، آیا انویدیا دوباره جذاب‌تر شده است؟ Airbnb و iRhythm؛ نمونه‌هایی از استفاده واقعی از هوش مصنوعی مورگان استنلی معتقد است مرحله بعدی رشد هوش مصنوعی تنها به تولید تراشه یا ساخت مراکز داده محدود نمی‌شود. شرکت‌هایی در حوزه‌های مختلف نیز در حال استفاده از این فناوری برای کاهش هزینه‌ها، افزایش سرعت خدمات و بهبود تجربه مشتری هستند. شرکت iRhythm Holdings در حوزه سلامت اعلام کرده است که هوش مصنوعی می‌تواند زمان بررسی پرونده‌های پزشکی توسط پزشکان و کارکنان درمانی را تقریباً نصف کند. Airbnb نیز اعلام کرده دستیار هوش مصنوعی این شرکت اکنون بدون دخالت نیروی انسانی، ۴۰ درصد از مشکلات کاربران را حل می‌کند و زمان انجام فرایندهای رزرو را به شکل محسوسی کاهش داده است. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که ارزش اقتصادی هوش مصنوعی ممکن است به‌تدریج از شرکت‌های سازنده فناوری به سمت شرکت‌هایی منتقل شود که آن را در عملیات واقعی خود به‌کار می‌گیرند. صنایع دیگری که باید زیر نظر باشند مورگان استنلی علاوه بر شرکت‌های فناوری، در برخی صنایع سنتی نیز دیدگاه مثبتی دارد. Home Depot، Procter & Gamble، GE Aerospace و Coca-Cola ازجمله شرکت‌هایی هستند که در این گزارش به‌عنوان استفاده‌کنندگان بالقوه یا بالفعل هوش مصنوعی مورد توجه قرار گرفته‌اند. حوزه‌های سلامت، املاک، خودروسازی، حمل‌ونقل و خدمات مصرف‌کننده نیز از نگاه تحلیلگران می‌توانند در سال‌های آینده شاهد ورود گسترده‌تر هوش مصنوعی باشند. ریسک‌های پیش‌روی موج هوش مصنوعی مهم‌ترین نقطه ضعف این دیدگاه، اتکا به فرضیه ادامه کمبود سخت‌افزار است. عواملی مانند کمبود انرژی، مخالفت جوامع محلی و تصمیم‌های سیاسی می‌توانند روند توسعه مراکز داده را سریع‌تر یا کندتر کنند. ریسک قانون‌گذاری نیز اکنون در کنار این عوامل قرار گرفته است. نشست روز سه‌شنبه کاخ سفید با مدیران شرکت‌های فناوری درباره هوش مصنوعی می‌تواند یکی از آزمون‌های کوتاه‌مدت برای سنجش مسیر سیاست‌گذاری در این حوزه باشد. شرکت‌هایی که صرفاً مصرف‌کننده هوش مصنوعی هستند و همچنین شرکت‌های ارائه‌دهنده نرم‌افزارهای زیرساختی، ممکن است نسبت به سازندگان مدل‌های پیشرفته، کمتر در معرض مقررات مستقیم قرار داشته باشند؛ زیرا بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های مربوط به توسعه مدل‌های هوش مصنوعی از سوی همین سازندگان انجام می‌شود. در مجموع، مورگان استنلی پیشنهاد نمی‌کند سرمایه‌گذاران از سهام هوش مصنوعی خارج شوند؛ بلکه توصیه می‌کند دامنه سرمایه‌گذاری خود را گسترش دهند. حفظ بخشی از سهام برتر تراشه و زیرساخت، در کنار افزودن شرکت‌های نرم‌افزاری و مصرف‌کنندگان هوش مصنوعی، می‌تواند راهی برای ادامه حضور در این روند و کاهش تمرکز پرتفوی باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: کدام سهام می‌توانند در برابر نرخ بهره بالا مقاومت کنند؟

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

کاستکو با سودهای ویژه یا والمارت با ۵۳ سال افزایش سود؛ کدام مدل بهتر است؟

در شرایطی که افزایش قیمت کالاها و خدمات همچنان بر قدرت خرید خانوارها فشار وارد می‌کند، توجه سرمایه‌گذاران به شرکت‌هایی که می‌توانند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، افزایش یافته است. شرکت‌های خرده‌فروشی و کالاهای مصرفی از این منظر اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا در بسیاری از دوره‌های اقتصادی از جریان درآمدی نسبتاً پایداری برخوردارند. در یک نگاه کاستکو علاوه بر سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ سود نقدی ویژه پرداخت کرده است. سود ویژه کاستکو در سال ۲۰۲۴ برابر با ۱۵ دلار به ازای هر سهم بود، در حالی که در سال ۲۰۲۰ این رقم به ۱۰ دلار رسید. والمارت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده و در گروه شرکت‌های موسوم به «شاه سود نقدی» قرار دارد. بازده سود نقدی فعلی کاستکو حدود ۰.۶ درصد و والمارت حدود ۰.۹ درصد است؛ بنابراین تفاوت اصلی آنها بیشتر در نوع و پایداری پرداخت است تا میزان بازده جاری. در میان نام‌های بزرگ این صنعت، کاستکو و والمارت هر دو سابقه قابل توجهی در بازگرداندن سرمایه به سهامداران دارند، اما مسیر آنها یکسان نیست. کاستکو علاوه بر سود نقدی دوره‌ای، در سال‌های گذشته چند بار سود نقدی ویژه پرداخت کرده است؛ در حالی که والمارت با افزایش مستمر سود نقدی طی بیش از پنج دهه، جایگاه خود را در میان شرکت‌های دارای طولانی‌ترین سابقه افزایش سود حفظ کرده است. همین تفاوت، مسئله مهمی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند: آیا پرداخت‌های ویژه و گاه‌به‌گاه کاستکو جذاب‌تر است یا قابلیت پیش‌بینی و سابقه طولانی پرداخت سود در والمارت؟ کاستکو؛ سود دوره‌ای در کنار پرداخت‌های ویژه کاستکو یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و بخش مهمی از جذابیت آن برای سهامداران، علاوه بر رشد ارزش سهام، به توانایی شرکت در ایجاد جریان نقدی و بازگرداندن بخشی از آن به سرمایه‌گذاران مربوط می‌شود. این شرکت به‌صورت فصلی سود نقدی پرداخت می‌کند، اما بازده این سود در حال حاضر حدود ۰.۶ درصد است. چنین رقمی در نگاه نخست چندان بالا به نظر نمی‌رسد و نمی‌تواند به‌تنهایی کاستکو را در ردیف سهام درآمدی برجسته قرار دهد اما ساختار پرداخت کاستکو یک ویژگی متفاوت دارد. این شرکت در برخی مقاطع، زمانی که شرایط مالی و میزان نقدینگی آن اجازه داده، علاوه بر سودهای عادی اقدام به پرداخت سود نقدی ویژه کرده است. آخرین نمونه مهم آن در سال ۲۰۲۴ رخ داد که کاستکو ۱۵ دلار به ازای هر سهم پرداخت کرد. پیش از آن نیز در سال ۲۰۲۰ سود ویژه ۱۰ دلاری به سهامداران اختصاص داده بود. این پرداخت‌ها می‌توانند در سال‌هایی که شرکت نقدینگی مازاد قابل توجهی دارد، ارزش زیادی برای سهامداران ایجاد کنند. با این حال، یک نکته مهم وجود دارد: سود ویژه کاستکو برنامه زمانی مشخص و تضمین‌شده‌ای ندارد. به عبارت دیگر، سهامدار نمی‌تواند پرداخت بعدی را مانند سود فصلی در برنامه درآمدی خود لحاظ کند. تصمیم برای پرداخت سود ویژه به وضعیت نقدینگی، شرایط کسب‌وکار و تصمیم مدیریت شرکت وابسته است. بنابراین، سود ویژه کاستکو را باید بیشتر یک پرداخت فوق‌العاده دانست تا بخشی از درآمد ثابت و قابل پیش‌بینی سرمایه‌گذار. والمارت؛ پنج دهه افزایش مستمر سود والمارت مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. جذابیت اصلی این شرکت برای سرمایه‌گذاران درآمدی نه پرداخت‌های ویژه بزرگ، بلکه تداوم و قابلیت پیش‌بینی پرداخت سود نقدی است. والمارت در حال حاضر حدود ۰.۹ درصد بازده سود نقدی دارد؛ رقمی که فاصله زیادی با بازدهی بسیاری از سهام سنتی درآمدی دارد. با این حال، اهمیت والمارت در جای دیگری قرار دارد. این شرکت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده است. چنین سابقه‌ای باعث شده والمارت در گروه شرکت‌هایی قرار گیرد که به‌طور متوالی و برای بیش از ۵۰ سال سود نقدی خود را افزایش داده‌اند؛ گروهی که در بازار سهام آمریکا با عنوان «شاه سود نقدی» شناخته می‌شوند. اهمیت این سابقه زمانی بیشتر مشخص می‌شود که عملکرد شرکت را در دوره‌های دشوار اقتصادی در نظر بگیریم. طی بیش از پنج دهه، اقتصاد آمریکا دوره‌های مختلفی از تورم، رکود، نااطمینانی اقتصادی، بحران‌های بازار و تحولات ژئوپلیتیکی را تجربه کرده است. با وجود این تغییرات، والمارت توانسته روند افزایش سود نقدی خود را حفظ کند. البته این سابقه به معنای آن نیست که سود نقدی والمارت در آینده بدون هیچ ریسکی افزایش خواهد یافت. بلکه نشان می‌دهد شرکت تاکنون توانسته در دوره‌های مختلف اقتصادی، جریان نقدی و سیاست پرداخت سود خود را به شکلی مدیریت کند که این زنجیره افزایش سالانه قطع نشود. دو مدل متفاوت برای بازگرداندن سرمایه تفاوت میان کاستکو و والمارت در واقع فراتر از عدد بازده سود نقدی است. کاستکو سه مسیر اصلی برای ایجاد بازده سهامداران دارد: افزایش ارزش سهام، پرداخت سود نقدی عادی و پرداخت سود نقدی ویژه. در مقابل، والمارت بیشتر بر افزایش مستمر سود نقدی در کنار رشد ارزش سهام تکیه دارد. این تفاوت برای نوع سرمایه‌گذاری اهمیت دارد. سهامدار کاستکو ممکن است در سالی خاص از یک پرداخت ویژه قابل توجه بهره‌مند شود، اما نمی‌تواند چنین پرداختی را به‌عنوان یک جریان درآمدی ثابت در سال‌های آینده در نظر بگیرد. در والمارت، پرداخت ویژه بزرگی مانند نمونه‌های کاستکو وجود ندارد، اما سابقه ۵۳ ساله افزایش سود باعث شده ساختار درآمدی سهامدار قابل پیش‌بینی‌تر باشد. بنابراین، مقایسه این دو شرکت صرفاً با نرخ بازده سود نقدی می‌تواند تصویر ناقصی ایجاد کند. تورم و اهمیت جریان نقدی یکی از دلایلی که سهام سودده در دوره‌های افزایش قیمت‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند، امکان ایجاد بخشی از جریان نقدی برای سرمایه‌گذار است. طبق داده‌های مطرح‌شده در گزارش، قیمت‌های مصرف‌کننده در ماه اوت ۳.۴ درصد افزایش یافته است. در چنین شرایطی، بازده سود نقدی پایین ممکن است نتواند به‌تنهایی اثر افزایش قیمت‌ها را جبران کند. به همین دلیل، سرمایه‌گذار باید میان بازده نقدی فعلی و توانایی شرکت برای افزایش این پرداخت در طول زمان تفاوت قائل شود. شرکتی که سود نقدی اندکی پرداخت می‌کند اما می‌تواند آن را در سال‌های آینده افزایش دهد، از نظر ساختار درآمدی با شرکتی که سود بالاتری پرداخت می‌کند اما ظرفیت رشد محدودی دارد، تفاوت دارد. والمارت در این زمینه سابقه بسیار طولانی دارد. در مقابل، کاستکو نشان داده است که در صورت انباشت نقدینگی کافی، می‌تواند بخشی از آن را از طریق پرداخت‌های ویژه به سهامداران بازگرداند. “ «از نگاه من، نکته مهم در مقایسه کاستکو و والمارت این است که نباید سود نقدی ویژه را با درآمد نقدی پایدار یکسان دانست. پرداخت ۱۵ دلاری کاستکو در سال ۲۰۲۴ جذاب به نظر می‌رسد، اما ارزش تحلیلی آن زمانی مشخص می‌شود که بدانیم چنین پرداختی به تصمیم مدیریت و وجود نقدینگی مازاد وابسته است و نمی‌توان آن را در مدل درآمدی سال‌های آینده به‌صورت قطعی تکرار کرد. در مقابل، سابقه ۵۳ ساله والمارت یک ویژگی متفاوت را نشان می‌دهد: توانایی حفظ سیاست افزایش سود در دوره‌های متعدد اقتصادی. بنابراین، برای ارزیابی این دو سهم، بهتر است سرمایه‌گذار به جای تمرکز بر یک پرداخت بزرگ در یک مقطع، رابطه میان جریان نقدی آزاد، رشد سود هر سهم، نسبت پرداخت سود و ظرفیت افزایش سود نقدی در بلندمدت را بررسی کند. در چنین چارچوبی، مسئله اصلی دیگر «چه کسی سود بیشتری می‌دهد» نیست؛ بلکه این است که کدام مدل بازگرداندن سرمایه با افق زمانی و نیاز درآمدی سرمایه‌گذار سازگاری بیشتری دارد.» بابک شیری چرا سرمایه‌گذاران باید به جریان نقدی توجه کنند؟ در ارزیابی سهام سودده، تنها رقم سود نقدی اهمیت ندارد. کیفیت جریان نقدی، میزان سودآوری، نیاز شرکت به سرمایه‌گذاری، رشد درآمد و توانایی حفظ پرداخت‌ها نیز باید بررسی شود. این موضوع درباره کاستکو اهمیت بیشتری دارد، زیرا پرداخت‌های ویژه آن ممکن است باعث شود بازده واقعی سهامداران در یک سال خاص بسیار متفاوت از سال‌های دیگر باشد. در والمارت، ساختار پرداخت سود منظم‌تر است و سابقه ۵۳ ساله افزایش آن، اطلاعات تاریخی بیشتری برای بررسی در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد. در عین حال، هیچ‌یک از این ویژگی‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند بازده آینده سهام را تضمین کند. قیمت خرید سهم، رشد سودآوری شرکت و شرایط کلی بازار نیز نقش مهمی در بازده نهایی سرمایه‌گذاری خواهند داشت. جمع‌بندی کاستکو و والمارت هر دو از شرکت‌های بزرگ خرده‌فروشی هستند که توانسته‌اند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، اما سیاست پرداخت آنها تفاوت محسوسی دارد. کاستکو در کنار سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ پرداخت‌های ویژه‌ای انجام داده که آخرین مورد آن ۱۵ دلار به ازای هر سهم بوده است. این پرداخت‌ها می‌توانند در مقاطع خاص بازده نقدی قابل توجهی ایجاد کنند، اما زمان‌بندی آنها قابل پیش‌بینی نیست. والمارت در مقابل، با ۵۳ سال افزایش متوالی سود نقدی بر استمرار و قابل پیش‌بینی بودن پرداخت‌ها تأکید دارد. بازده سود نقدی فعلی این شرکت نیز حدود ۰.۹ درصد است که از بازده حدود ۰.۶ درصدی کاستکو بالاتر است. در نهایت، تفاوت اصلی این دو شرکت را می‌توان در دو مدل خلاصه کرد: کاستکو امکان دریافت پرداخت‌های ویژه و نامنظم را در کنار سود عادی فراهم می‌کند، در حالی که والمارت بر سابقه طولانی افزایش منظم سود نقدی تکیه دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

افشای ناخواسته فهرست بیش از ۱۰۰ معامله احتمالی توسط مورگان استنلی

یکی از کارکنان مورگان استنلی به‌اشتباه یک سند داخلی را از طریق ایمیل ارسال کرد که جزئیات بیش از ۱۰۰ معامله بانکداری سرمایه‌گذاری در حال بررسی یا پیشنهاد در آسیا و دیگر مناطق را دربر داشت. گزارش‌ها حاکی از آن است که این فهرست شامل عرضه‌های اولیه سهام (IPO) احتمالی، سرمایه‌گذاران سهام خصوصی، صندوق‌های بازنشستگی و پروژه‌های متوقف‌شده بوده است. مورگان استنلی اعلام کرد که این افشای ناخواسته را به‌سرعت پیگیری و مدیریت کرده و در حال همکاری با طرف‌های مرتبط برای رسیدگی به این موضوع است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

تحلیل مورگان استنلی از قیمت نفت؛ ریسک‌ها در حال افزایش هستند

در یک نگاه مورگان استنلی میانگین قیمت نفت برنت در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶ را ۱۰۰ دلار پیش‌بینی کرده و از افزایش ریسک‌های صعودی به دلیل اختلالات هرمز و باب‌المندب خبر می‌دهد. تلاقی اختلالات لجستیکی، کمبود نفتکش‌ها و بسته‌شدن خطوط لوله عربستان، شکنندگی و کسری عرضه در بازارهای جهانی نفت را تشدید کرده است. تضعیف ضربه‌گیرهای سنتی بازار و افزایش تقاضای خرید چین برای تحویل‌های نوامبر، توانایی بازار در جذب شوک‌های عرضه را کاهش می‌دهد. عدم قطعیت‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه و تداوم ناامنی در مسیرهای دریایی، پتانسیل جهش قیمت‌ها فراتر از سقف ۱۰۰ دلاری را تقویت می‌کند.   مورگان استنلی پیش‌بینی خود از قیمت نفت برنت برای سه‌ماهه آخر سال ۲۰۲۶ را ۱۰۰ دلار در هر بشکه حفظ کرد. با این وجود، این شرکت خاطرنشان کرد که به دلیل اختلالات در تنگه هرمز و باب المندب، کمبود نفتکش‌ها و کاهش موجودی، ریسک‌ها به سمت افزایش متمایل هستند. همزمان با افزایش همزمان ریسک‌های ژئوپلیتیکی، مشکلات لجستیکی و کاهش ذخایر، مورگان استنلی ارزیابی جدیدی منتشر کرده است. این شرکت پیش‌بینی خود برای قیمت نفت برنت را روی ۱۰۰ دلار حفظ و تأکید کرد که ریسک‌های موجود در چشم‌انداز قیمت، به سمت افزایش قیمت متمایل هستند. فشار بر تنگه هرمز و باب المندب آخرین تحلیل مورگان استنلی بیان می‌کند که بازارهای نفت و گاز طبیعی به طور همزمان با تعداد غیرمعمولی از اختلالات مواجه هستند.این شرکت بر محدودیت‌های صادرات از طریق تنگه هرمز، کاهش صادرات از باب المندب و  بسته شدن خط لوله نفت شرق به غرب عربستان سعودی تاکید دارد. مطالعه پیشین مورگان استنلی نیز نشان داد که بهبود کامل عرضه نفت خاورمیانه می‌تواند تا سال ۲۰۲۷ ادامه یابد. البته، مشکل فقط به تولید و خطوط لوله محدود نمی‌شود. مورگان استنلی خاطرنشان کرد که اختلالات در کانال پاناما و سطح پایین آب در رودخانه راین، حمل و نقل محصولات پالایش شده، به ویژه به اروپا را دشوار کرده است. در همین دوره، کمبود ظرفیت تانکرها، هزینه‌های حمل و نقل را به سطوح بی‌سابقه‌ای رساند و این امر پر کردن شکاف عرضه در یک منطقه با حمل و نقل از منطقه دیگر را گران‌تر و دشوارتر می‌کند. سپر دفاعی بازار در حال ضعیف شدن است به گفته مورگان استنلی، برخی از حفاظ‌هایی که به بازار نفت اجازه می‌دادند شوک‌های عرضه‌ را جذب کند، اکنون در حال تضعیف هستند. صادرات بالای ایالات متحده، تقاضای نسبتاً پایین نفت از سوی چین و سطح بالای ذخایر، تأثیر محدودیت بازار بر قیمت‌ها در ماه‌های گذشته را محدود کرده بود. با این وجود، کاهش ذخایر تجاری، نزدیک شدن به پایان ذخایر راهبردی و افزایش خرید چین برای تحویل در ماه نوامبر، قدرت این ضربه‌گیرها را تضعیف می‌کند. این موسسه انتظار دارد بازار جهانی نفت تا سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ و سه ماهه اول سال ۲۰۲۷ همچنان با کسری عرضه مواجه باشد. این امر نشان می‌دهد که با تداوم اختلالات عرضه و مشکلات لجستیکی، ذخایر حتی بیشتر کاهش می‌یابد. ارزیابی‌های قبلی مورگان استنلی همچنین پیش‌بینی کرده بود که ذخایر در طول سه‌ماهه چهارم و اوایل سال ۲۰۲۷ به کاهش خود ادامه خواهند داد. مورگان استنلی پیش‌بینی خود از میانگین قیمت نفت خام برنت برای سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ را روی ۱۰۰ دلار در هر بشکه حفظ کرد. با این حال، این موسسه تأکید کرد که میانگین سه ماهه به این معنی نیست که قیمت‌ها نمی‌توانند در طول دوره از این سطح بالاتر بروند. پس از اختلالات اخیر در عرضه و حمل و نقل، ارزیابی می‌شود که ریسک‌های پیش‌بینی اولیه به سمت بالا تغییر کرده‌اند. سناریوی پایه مورگان استنلی انتظار دارد که قیمت نفت برنت در طول سال ۲۰۲۷ به تدریج کاهش یابد. برآوردهای این موسسه به شرح زیر است: سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶: ۱۰۰ دلار سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷: ۹۵ دلار سه‌ماهه دوم ۲۰۲۷: ۹۰ دلار سه‌ماهه سوم ۲۰۲۷: ۸۰ دلار این رویکرد مبتنی بر این فرض است که عرضه در خاورمیانه به مرور زمان بهبود می‌یابد و تعادل بازار به تدریج عادی می‌شود. اهمیت راهبردی تقاضای نفت چین خرید چین نیز عامل مهمی بر جهت قیمت نفت است. مورگان استنلی خاطرنشان کرد که واردات ضعیف چین در ماه‌های اخیر، کمبود عرضه در بازار را کاهش داده و خرید برای تحویل‌های نوامبر دوباره در حال تقویت است. افزایش تقاضا از سوی چین می‌تواند بازار را در برابر اختلالات بیشتر در سمت عرضه آسیب‌پذیرتر کند. براساس گزارش مورگان استنلی، بزرگترین عدم قطعیت در چشم‌انداز نفت، تحولات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه است. اگرچه تردد از تنگه هرمز در روزهای اخیر بهبود یافته است، اما اختلالات در مسیر شرق به غرب عربستان سعودی و مسائل امنیتی در مسیر دریای سرخ همچنان ادامه دارد. بنابراین، پیش‌بینی اولیه ۱۰۰ دلاری این موسسه می‌تواند در صورت حمله جدید به زیرساخت‌های انرژی یا اختلال در عرضه، دوباره تقویت شود.

خواندن کامل خبر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر
تحلیل کامودیتی‌ها کم اثر

والمارت پس از سقوط ۱۰ درصدی؛ آیا فشار بازار به فرصت سرمایه‌گذاری تبدیل شده است؟

افت شدید سهام والمارت در ماه اوت در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از تغییر شرایط این شرکت باشد، اما بررسی دقیق‌تر گزارش مالی سه‌ماهه دوم تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. بزرگ‌ترین خرده‌فروش فیزیکی جهان با وجود کاهش شتاب فروش در فروشگاه‌های آمریکا، همچنان در حال افزایش سهم بازار، گسترش حاشیه سود و توسعه منابع درآمدی جدید است. به همین دلیل، بخشی از تحلیلگران معتقدند واکنش بازار به گزارش اخیر بیش از اندازه منفی بوده و افت قیمت سهام ممکن است انتظارات بسیار بالای سرمایه‌گذاران را تا حدی تعدیل کرده باشد. در یک نگاه  سهام والمارت پس از انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و اکنون بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح پیش از انتشار گزارش معامله می‌شود.  رشد فروش فروشگاه‌های والمارت در آمریکا به ۲.۶ درصد کاهش یافت؛ اما شرکت همچنان توانست پیش‌بینی‌های فروش و سود را پشت سر بگذارد و سهم بازار خود را افزایش دهد.  پیش‌بینی سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۸ به ۳.۲۳ دلار کاهش یافته، اما همچنان رشدی دو رقمی را نسبت به سال قبل نشان می‌دهد و نسبت قیمت به سود سهم نیز به کمتر از ۳۳ برابر رسیده است.  کاهش ارزش سهام، در کنار رشد کسب‌وکارهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس، می‌تواند فشار اخیر بازار را به فرصتی برای ارزیابی دوباره ارزش این غول خرده‌فروشی تبدیل کند. افت ۱۰ درصدی سهام پس از گزارش مالی سهام والمارت در ۲۰ اوت یکی از بدترین روزهای خود در نزدیک به پنج سال گذشته را تجربه کرد. انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم، در شرایطی که سرمایه‌گذاران از تأثیر تورم بر قدرت خرید خانوارهای آمریکایی، به‌ویژه مصرف‌کنندگان کم‌درآمد، نگران هستند، فشار زیادی بر سهام وارد کرد. سهام شرکت نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و همچنان بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح روز قبل از انتشار گزارش قرار دارد. قیمت سهام همچنین در مقیاس سالانه وارد محدوده منفی شده است. با این حال، خود گزارش مالی کاملاً ضعیف نبود. والمارت توانست پیش‌بینی‌های مربوط به فروش و سود سه‌ماهه دوم را پشت سر بگذارد، پیش‌بینی خود برای فروش، سود عملیاتی و سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۷ را افزایش دهد و هم‌زمان به افزایش سهم بازار و بهبود حاشیه سود ادامه دهد. کاهش رشد فروش، مهم‌ترین نقطه ضعف گزارش مهم‌ترین نگرانی در گزارش اخیر، کاهش رشد فروش فروشگاه‌های هم‌مقیاس در آمریکا بود. این شاخص در سه‌ماهه دوم به ۲.۶ درصد رسید؛ در حالی که در سه‌ماهه قبل ۴.۱ درصد و در مدت مشابه سال گذشته ۴.۶ درصد بود. این کاهش برای شرکتی مانند والمارت اهمیت زیادی دارد، زیرا رشد سریع فروش یکی از دلایل اصلی ارزش‌گذاری بالای سهام طی سال‌های اخیر بوده است. در کنار آن، کسب‌وکار بزرگ دارویی والمارت نیز تحت تأثیر کاهش اجباری قیمت برخی داروها قرار گرفته و افزایش هزینه‌های سوخت نیز فشار دیگری بر هزینه‌های شرکت ایجاد کرده است. رشد قیمت انرژی هم‌زمان از دو مسیر به والمارت فشار وارد می‌کند؛ از یک سو هزینه‌های عملیاتی شرکت را بالا می‌برد و از سوی دیگر قدرت خرید مشتریان کم‌درآمد را کاهش می‌دهد. با وجود این فشارها، تحلیلگران معتقدند کاهش رشد فروش لزوماً به معنای تغییر بنیادی در وضعیت والمارت نیست. بخشی از فشار قبلاً در قیمت لحاظ شده است یکی از نکات مهم پس از سقوط سهام، کاهش انتظارات بازار است. برآورد اجماع تحلیلگران برای سود هر سهم والمارت در سال مالی ۲۰۲۸ طی ماه‌های اخیر حدود ۱۰ سنت کاهش یافته و اکنون به ۳.۲۳ دلار رسیده است. با وجود این کاهش، سود هر سهم همچنان رشدی دو رقمی نسبت به سال قبل خواهد داشت. بنابراین بخشی از نگرانی‌های بازار درباره کاهش رشد والمارت اکنون در قیمت سهام منعکس شده است. از سوی دیگر، ارزش‌گذاری سهام نیز پس از افت اخیر تعدیل شده است. والمارت اکنون با نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر سود سال آینده معامله می‌شود؛ در حالی که میانگین این نسبت طی پنج سال گذشته حدود ۳۵ برابر بوده است. این به آن معنا نیست که سهام والمارت ارزان شده است، اما فاصله آن با ارزش‌گذاری‌های بالای گذشته کاهش یافته است. کسب‌وکارهای جدید موتور رشد بعدی والمارت یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان والمارت، درآمدهایی است که دیگر مستقیماً به فروش کالا در فروشگاه‌ها وابسته نیستند. خدمات عضویت والمارت پلاس و کسب‌وکار تبلیغاتی شرکت در سال‌های اخیر با سرعت قابل‌توجهی توسعه یافته‌اند. این فعالیت‌ها حاشیه سود بالاتری نسبت به بخش سنتی خرده‌فروشی دارند و می‌توانند در بلندمدت بخشی از فشار ناشی از افزایش هزینه‌ها را جبران کنند. برخی تحلیلگران معتقدند این منابع درآمدی دقیقاً در مسیری قرار گرفته‌اند که والمارت حدود یک دهه پیش برای تبدیل شدن به یک قدرت فناوری در صنعت خرده‌فروشی ترسیم کرده بود. در واقع، تحول والمارت تنها به فروش اینترنتی محدود نشده است. این شرکت تلاش کرده فروشگاه‌های فیزیکی، تجارت الکترونیک، خدمات عضویت و تبلیغات را در یک مدل واحد ترکیب کند؛ مدلی که می‌تواند مزیت مقیاس بسیار بزرگی برای آن ایجاد کند. فاصله گرفتن از کاستکو افت اخیر سهام همچنین باعث شده ارزش‌گذاری والمارت در مقایسه با کاستکو جذاب‌تر شود. این دو شرکت در گذشته با فاصله کمتری نسبت به یکدیگر معامله می‌شدند، اما عملکرد متفاوت سهام آنها در دوره اخیر باعث افزایش فاصله ارزش‌گذاری شده است. از طرف دیگر، بازپرداخت‌های مربوط به تعرفه‌ها می‌تواند فضای بیشتری برای کاهش قیمت کالاها در فروشگاه‌های والمارت ایجاد کند. برخی تحلیلگران معتقدند استفاده از این منابع برای کاهش قیمت‌ها می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فروش هم‌مقیاس کمک کند و در بلندمدت سهم بازار شرکت را افزایش دهد. یکی از برآوردهای مطرح‌شده، قیمت ۱۳۲ دلار برای سهام والمارت است که حدود ۲۵ درصد بالاتر از قیمت ۱۰۷.۱۵ دلاری پایان هفته مورد اشاره در گزارش قرار دارد. “ «از نگاه من، افت اخیر والمارت بیشتر از آنکه نشانه شکست مدل کسب‌وکار باشد، نشانه تعدیل انتظاراتی است که طی سال‌های گذشته بیش از حد بالا رفته بود. نسبت قیمت به سود هنوز به اندازه‌ای نیست که بتوان سهام را ارزان تلقی کرد، بنابراین استدلال خرید صرفاً بر مبنای افت قیمت منطقی نیست؛ اما ترکیب قدرت توزیع، سهم بازار، جریان نقدی و رشد درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، به والمارت اجازه می‌دهد برخلاف بسیاری از خرده‌فروشان، موتورهای رشد متنوعی در اختیار داشته باشد. به همین دلیل، جذابیت اصلی والمارت در این مقطع نه یک بازگشت سریع قیمتی، بلکه ظرفیت تبدیل مقیاس عظیم فعلی به جریان‌های درآمدی با حاشیه سود بالاتر در سال‌های آینده است؛ موضوعی که ارزش بررسی آن را پس از تعدیل اخیر ارزش‌گذاری بیشتر کرده است.» بابک شیری چرا هنوز ریسک وجود دارد؟ با وجود نقاط قوت والمارت، نباید افت اخیر سهام را کاملاً نادیده گرفت. افزایش قیمت انرژی همچنان فشار مضاعفی بر مشتریان کم‌درآمد و هزینه‌های شرکت وارد می‌کند و ادامه جنگ ایران نیز در متن منبع به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر قیمت انرژی مطرح شده است. از سوی دیگر، رشد سریع والمارت در سال‌های گذشته باعث شده مقایسه عملکرد آینده شرکت با گذشته دشوارتر شود. شرکتی با این ابعاد نمی‌تواند برای همیشه با همان سرعت قبلی رشد کند. برخی تحلیلگران نیز معتقدند سهام ممکن است در ۱۲ ماه آینده از شاخص S&P 500 عقب بماند. با این حال، حتی همین دیدگاه نیز لزوماً به معنای بی‌ارزش شدن سهام نیست. یکی از برآوردها قیمت هدف پنج‌ساله ۱۵۲.۰۵ دلار را برای والمارت در نظر گرفته است. نکته مهم‌تر این است که والمارت در دوره‌های رکود اقتصادی سابقه عملکرد نسبتاً مقاومی داشته است. در سال ۲۰۰۸، زمانی که شاخص S&P 500 حدود ۳۸ درصد سقوط کرد، سهام والمارت حدود ۱۸ درصد رشد کرد. در افت بازار فوریه و مارس ۲۰۲۰ نیز سهام والمارت حدود ۲ درصد افزایش یافت، در حالی که شاخص‌های گسترده بازار به‌شدت تحت فشار بودند. این ویژگی دفاعی همچنان یکی از نقاط مهم در تحلیل بلندمدت شرکت است. والمارت هنوز از بازی خارج نشده است مسیری که والمارت طی یک دهه اخیر طی کرده، نشان می‌دهد این شرکت توانسته خود را با تغییر ساختار صنعت خرده‌فروشی تطبیق دهد. در اواسط دهه ۲۰۱۰ بسیاری تصور می‌کردند آمازون در نهایت بخش بزرگی از بازار را در اختیار خواهد گرفت، اما والمارت به جای عقب‌نشینی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در تجارت الکترونیک، فناوری، خدمات عضویت و تبلیغات انجام داد. اکنون افت اخیر سهام را باید در همین چارچوب بررسی کرد. فروش هم‌مقیاس کاهش یافته، هزینه‌ها بالا رفته و ارزش‌گذاری همچنان نسبتاً سنگین است، اما شرکت همچنان سهم بازار می‌گیرد و منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نتیجه، مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران این نیست که آیا والمارت بدون ریسک است؛ بلکه این است که آیا افت اخیر برای تعدیل بیش‌ازحد انتظارات بازار کافی بوده است یا خیر. جمع‌بندی گزارش سه‌ماهه دوم والمارت ترکیبی از نقاط قوت و ضعف بود. کاهش رشد فروش فروشگاه‌های آمریکا و افزایش هزینه‌های سوخت، نگرانی‌های واقعی هستند، اما در طرف دیگر، رشد سود، افزایش سهم بازار، بهبود حاشیه سود، افزایش درآمدهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس و ادامه جریان نقدی قدرتمند قرار دارند. افت نزدیک به ۱۰ درصدی سهام، بخشی از ارزش‌گذاری سنگین گذشته را نیز تعدیل کرده است. نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر هنوز والمارت را به یک سهم ارزان تبدیل نمی‌کند، اما در مقایسه با میانگین پنج‌ساله ۳۵ برابری، نشان می‌دهد بخشی از خوش‌بینی افراطی بازار از قیمت خارج شده است. مهم‌تر از همه، سابقه والمارت در دوره‌های رکود نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار آن تنها بر رشد اقتصادی متکی نیست. اگر فشار تورمی کاهش پیدا کند و درآمدهای جدید شرکت بتوانند رشد بخش سنتی خرده‌فروشی را جبران کنند، والمارت همچنان ظرفیت حفظ جایگاه خود در صنعت را دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

عقب‌نشینی گلدمن ساکس؛ افزایش دوم نرخ بهره آمریکا زودتر از حد تصور!

  در یک نگاه عقب‌نشینی از سناریوی تک‌مرحله‌ای: گلدمن ساکس دیگر معتقد نیست نشست اخیر تنها افزایش امسال بوده و حالا منتظر یک افزایش نرخ دیگر در اکتبر است. سبقت از رقبا: این پیش‌بینی جدید، زمان‌بندی گلدمن ساکس را جلوتر از جی‌پی مورگان و مورگان استنلی (که دسامبر را هدف گرفته بودند) قرار می‌دهد. سه سیگنال سخت‌گیرانه: رای اکثریت ۱۶ به ۲ اعضا برای یک افزایش دیگر، رشد نرخ خنثی به ۳.۲۵٪ و لحن محکم کوین وارش درباره ادامه انقباض، دلیل این چرخش بوده است. اگر بازار فارکس، طلا یا سهام را دنبال می‌کنید، حتماً می‌دانید که تصمیمات فدرال رزرو نقش کلیدی در سمت‌وسوی سرمایه‌گذاری‌ها دارد. پس از نشست اخیر بانک مرکزی آمریکا، مؤسسه بزرگ گلدمن ساکس رسماً پیش‌بینی قبلی خود (مبنی بر اینکه افزایش نرخ بهره در نشست سپتامبر تنها گام امسال خواهد بود) را پس گرفت و اعلام کرد منتظر دومین افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای (۰.۲۵ درصدی) در ماه اکتبر است. این چرخش، گلدمن ساکس را حتی جلوتر از بانک‌های بزرگی مثل جی‌پی مورگان و مورگان استنلی قرار می‌دهد که ماه دسامبر را زمان گام بعدی می‌دانستند. با ما در یوتوتایمز همراه باشید تا دلیل این تغییر دیدگاه ناگهانی، سیگنال‌های سخت‌گیرانه فدرال رزرو و تاثیر آن بر بازار را بررسی کنیم. ۳ دلیلی که نظر گلدمن ساکس را درباره فدرال رزرو عوض کرد تحلیل‌گران گلدمن ساکس تاکید کرده‌اند که نشست اخیر بانک مرکزی بسیار سخت‌گیرانه‌تر (هاوکیش‌تر) از حد انتظار آن‌ها ظاهر شده است. سه عامل اصلی این تغییر دیدگاه عبارتند از: اکثریت قاطع در نمودار دات‌پلات: در نمودار پیش‌بینی اعضا، ۱۶ نفر از ۱۸ مسئول فدرال رزرو حداقل یک افزایش نرخ دیگر را برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی کرده‌اند و تصمیم خودِ نشست نیز بدون هیچ رای مخالفی تصویب شد. افزایش نرخ خنثی تا سال ۲۰۲۹: مسیر پیش‌بینی نرخ بهره تا سال ۲۰۲۷ بالا باقی مانده و برآورد اعضا از «نرخ خنثی» (سطحی که نه اقتصاد را تحریک می‌کند و نه متوقف) از ۳.۰۶٪ به ۳.۲۵٪ افزایش یافته است. لحن صریح کوین وارش: رئیس فدرال رزرو، کوین وارش، در صحبت‌های خود بارها تاکید کرد که این اقدام جهت «کاهش سیاست‌های انبساطی» بوده است؛ عبارتی که نشان می‌دهد او در حال زمینه‌سازی برای انقباض بیشتر است، نه اینکه این نشست یک تصمیم ایزوله و تمام‌شده باشد. جدول مقایسه زمان‌بندی پیش‌بینی بانک‌های بزرگ برای افزایش بعدی نرخ بهره مؤسسه مالی / بانک پیش‌بینی قبلی پیش‌بینی جدید (گام بعدی) Goldman Sachs تک‌مرحله‌ای (فقط سپتامبر) افزایش دوم در نشست اکتبر ۲۰۲۶ JPMorgan نشست دسامبر ۲۰۲۶ نشست دسامبر ۲۰۲۶ Morgan Stanley نشست دسامبر ۲۰۲۶ نشست دسامبر ۲۰۲۶ این تغییر زمان‌بندی چه پیامدی برای تقویم بازار دارد؟ جلو افتادن زمان‌بندی گلدمن ساکس به ماه اکتبر، ریسک نشست بعدی فدرال رزرو را بسیار بالا می‌برد. پیش از این، برخی تحلیل‌گران تصور می‌کردند فدرال رزرو به دلیل نزدیکی نشست اکتبر به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا از تغییر نرخ پرهیز می‌کند؛ اما گلدمن ساکس معتقد است این موضوع مانعی برای بانک مرکزی نخواهد بود. اگر سایر موسسات هم مسیر گلدمن ساکس را دنبال کنند و پیش‌بینی‌های خود را جلو بیندازند، انتظارات بازار به سمت نرخ‌های بالاتر برای مدت طولانی‌تر سوق پیدا می‌کند؛ موضوعی که می‌تواند در کوتاه‌مدت باعث حمایت از بازده اوراق قرضه و بازدهی دلار شود و بر دارایی‌های ریسکی فشار وارد کند.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

حذف تعطیلات بانکی با بلاکچین سوئیفت؛ آغاز تسویه آنی با ۱۷ غول مالی

شبکه پیام‌رسان مالی جهانی سوئیفت با عضویت بیش از ۱۱ هزار بانک در سراسر جهان، گام بزرگی را برای نوسازی زیرساخت‌های پرداخت بین‌المللی برداشته است. بر این اساس، انتقال وجه برون‌مرزی به‌صورت بلادرنگ، ۲۴ ساعته و در تمام ۷ روز هفته، حتی در روزهای تعطیل رسمی و آخر هفته‌ها، امکان‌پذیر می‌شود. این پروژه آزمایشی که برای انتقال سپرده‌های توکنیزه‌شده طراحی شده است، با مشارکت ۱۷ غول مالی جهان شامل سیتی‌گروپ، ولز فارگو، بانک MUFG ژاپن، UBS و بی‌ان‌پی پاریبا اجرا می‌شود تا پرداخت‌های فوری را حتی میان بانک‌های بدون ارتباط مستقیم تسهیل کند. در همین راستا، بانک‌های اچ‌اس‌بی‌سی و استاندارد چارترد در ماه آگوست تراکنش‌های آزمایشی آنلاین را کلید زدند و سیتی‌گروپ نیز در ماه جاری میلادی نخستین تراکنش‌های خود را با همکاری بانک یکپارچه ابوظبی (FAB)، بانک OCBC و گروه مالی DBS تکمیل کرده است. در سازوکار سنتی فعلی، نقل‌وانتقالات بین‌المللی از طریق چندین بانک واسطه انجام می‌پذیرد که علاوه بر طول کشیدن فرایند تسویه به مدت چند روز، کارمزدهایی تا ۱۰ درصد از ارزش کل تراکنش را به فرستنده تحمیل می‌کند. سامانه جدید سوئیفت با کاهش زمان تسویه به چند ثانیه و افت چشمگیر هزینه‌های انتقال، بار مالی را از دوش کسب‌وکارها برمی‌دارد و جهش قابل‌توجهی در تجارت جهانی و پرداخت‌های بین‌المللی ایجاد خواهد کرد.

خواندن کامل خبر
بانک‌های مرکزی کم اثر
بانک‌های مرکزی کم اثر

هوم‌دیپو یا والمارت؛ کدام سهم برای سرمایه‌گذاری در ۲۰۲۶ انتخاب بهتری است؟

دو نام بزرگ بازار خرده‌فروشی آمریکا، یعنی والمارت و هوم‌دیپو، در سال ۲۰۲۶ با دو مسیر متفاوت در برابر سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند. والمارت با تکیه بر مقیاس بسیار بزرگ، فروش کالاهای ضروری و شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی و دیجیتال، گزینه‌ای دفاعی‌تر محسوب می‌شود؛ در مقابل، هوم‌دیپو بیشتر به چرخه مسکن، نرخ بهره و رونق پروژه‌های ساخت‌وساز و نوسازی وابسته است. در یک نگاه  والمارت در سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد و ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص ثبت کرد.  هوم‌دیپو با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد و ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص، حاشیه سود بالاتری دارد اما به بازار مسکن وابسته‌تر است.  نسبت قیمت به سود آینده‌نگر والمارت حدود ۳۶.۷ برابر و هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است.  اگر تنها یک سهم برای سال ۲۰۲۶ انتخاب شود، والمارت گزینه دفاعی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تری است، در حالی که هوم‌دیپو برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیرتر جذاب‌تر خواهد بود. تفاوت این دو شرکت تنها به مدل کسب‌وکار محدود نمی‌شود. هوم‌دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر معامله می‌شود و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصدی دارد، اما بدهی بیشتری به دوش می‌کشد. والمارت از نظر ترازنامه وضعیت باثبات‌تری دارد و جریان درآمدی قابل پیش‌بینی‌تری ایجاد می‌کند، اما بازار برای این کیفیت، قیمت بالاتری از سرمایه‌گذاران مطالبه می‌کند. والمارت؛ غول خرده‌فروشی با موتور دفاعی والمارت یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و هر هفته حدود ۲۸۰ میلیون مشتری از شبکه این شرکت استفاده می‌کنند. فعالیت والمارت در سه بخش اصلی شامل بازار آمریکا، بازارهای بین‌المللی و باشگاه سامز انجام می‌شود و گستره محصولات آن از مواد غذایی و کالاهای مصرفی تا خدمات سلامت و کالاهای عمومی را دربرمی‌گیرد. مزیت اصلی والمارت در مقیاس فعالیت آن نهفته است. شبکه گسترده فروشگاه‌ها در کنار توسعه فروش اینترنتی، تحویل همان‌روز و برنامه عضویت والمارت پلاس باعث شده این شرکت بتواند میان فروشگاه‌های فیزیکی و فضای دیجیتال ارتباط نزدیکی ایجاد کند. این ساختار به‌خصوص در دوره‌های اقتصادی ضعیف اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا بخش بزرگی از درآمد شرکت از کالاهایی به دست می‌آید که مصرف‌کنندگان حتی در شرایط کاهش قدرت خرید نیز به آنها نیاز دارند. در سال مالی منتهی به ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶، درآمد والمارت به حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار رسید که نشان‌دهنده رشد ۴.۷ درصدی نسبت به سال قبل است. سود خالص نیز حدود ۲۱.۹ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص شرکت از حدود ۲.۹ درصد در سال قبل به نزدیک ۳.۱ درصد افزایش یافت. از منظر جریان نقدی نیز عملکرد والمارت قابل توجه بود. جریان نقد آزاد شرکت در این سال مالی به حدود ۱۴.۹ میلیارد دلار رسید؛ منابعی که می‌تواند برای توسعه فعالیت‌ها، سرمایه‌گذاری، بازخرید سهام یا پرداخت به سهامداران مورد استفاده قرار گیرد. ترازنامه؛ نقطه قوت والمارت یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دو شرکت در ساختار مالی آنها دیده می‌شود. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام والمارت در ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۰.۷ برابر بود؛ رقمی که نشان می‌دهد سطح بدهی شرکت در مقایسه با سرمایه سهامداران کنترل‌شده‌تر است. نسبت جاری والمارت حدود ۰.۸ برابر گزارش شده است. اگرچه این نسبت به تنهایی تصویر کاملی از وضعیت مالی یک شرکت خرده‌فروشی ارائه نمی‌دهد، اما ترکیب آن با جریان نقدی قدرتمند و مقیاس بالای فعالیت، انعطاف مالی مناسبی برای شرکت ایجاد می‌کند. البته والمارت بدون ریسک نیست. فعالیت جهانی شرکت آن را در معرض تغییرات نرخ ارز، تعرفه‌های تجاری و محدودیت‌های وارداتی قرار می‌دهد. افزایش رقابت در تجارت اینترنتی نیز فشار دیگری بر حاشیه سود شرکت ایجاد می‌کند. با وجود این ریسک‌ها، مدل کسب‌وکار والمارت همچنان برای شرایط اقتصادی نامطمئن جذاب است. مصرف‌کننده ممکن است خرید کالاهای گران‌قیمت را به تعویق بیندازد، اما خرید مواد غذایی، پوشاک و کالاهای ضروری متوقف نمی‌شود. همین ویژگی باعث می‌شود والمارت در مقایسه با بسیاری از شرکت‌های چرخه‌ای، مقاومت بیشتری در برابر رکود داشته باشد. هوم‌دیپو؛ شرطی روی مسکن و نوسازی هوم‌دیپو در نقطه مقابل والمارت قرار دارد. این شرکت عمدتاً محصولات مربوط به ساخت‌وساز، تعمیر و بازسازی را به دو گروه اصلی می‌فروشد: مالکان خانه که خودشان پروژه‌های نوسازی را انجام می‌دهند و متخصصانی مانند پیمانکاران و برق‌کارها. شرکت در سال‌های اخیر تمرکز بیشتری روی مشتریان حرفه‌ای داشته و با خرید شرکت‌هایی مانند اس‌آر‌اس و جی‌ام‌اس تلاش کرده خدمات تخصصی‌تری برای پروژه‌های بزرگ ارائه دهد. هوم‌دیپو در مجموع ۲۳۶۴ فروشگاه و بیش از ۱۳۴۰ مرکز تخصصی در اختیار دارد. در سال مالی منتهی به اول فوریه ۲۰۲۶، درآمد هوم‌دیپو به حدود ۱۶۴.۷ میلیارد دلار رسید که رشد سالانه حدود ۳.۲ درصدی را نشان می‌دهد. سود خالص نیز حدود ۱۴.۲ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص به حدود ۸.۶ درصد رسید؛ هرچند این رقم نسبت به حدود ۹.۳ درصد سال قبل کاهش یافته است. جریان نقد آزاد هوم‌دیپو نیز در این دوره به حدود ۱۲.۶ میلیارد دلار رسید. بنابراین، شرکت همچنان توان قابل توجهی برای تولید نقدینگی دارد؛ اما ساختار مالی آن نسبت به والمارت پرریسک‌تر است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام هوم‌دیپو در فوریه ۲۰۲۶ حدود ۵.۱ برابر بود. این سطح بالای بدهی تا حدی نتیجه استفاده گسترده از منابع استقراضی برای توسعه فعالیت‌ها و خریدهای انجام‌شده در بخش مشتریان حرفه‌ای است. ارزش‌گذاری؛ جایی که هوم‌دیپو برتری دارد شاخص Walmart (WMT) Home Depot (HD) قیمت سهم ۱۰۷.۱۵ دلار ۳۰۸.۷۴ دلار ارزش بازار ۸۵۰ میلیارد دلار ۳۰۸ میلیارد دلار محدوده ۵۲ هفته ۹۸.۸۸ تا ۱۳۵.۱۶ دلار ۲۸۹.۱۰ تا ۴۲۶.۷۵ دلار حاشیه سود ناخالص ۲۵.۲۳٪ ۳۱.۲۲٪ نسبت P/E ۳۸.۸۲ ۲۱.۶۰ EPS (TTM) ۲.۷۶ دلار ۱۴.۲۹ دلار سود نقدی و بازده ۰.۹۸ دلار (۰.۹۱٪) ۹.۲۹ دلار (۳.۰۱٪) مهم‌ترین مزیت هوم‌دیپو در شرایط فعلی، قیمت سهم آن نسبت به سود شرکت است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است، در حالی که این نسبت برای والمارت به حدود ۳۶.۷ برابر می‌رسد. در نسبت قیمت به فروش نیز هوم‌دیپو با حدود ۱.۹ برابر در برابر ۱.۲ برابر والمارت قرار دارد. بنابراین ارزان‌تر بودن هوم‌دیپو به معنای ارزان بودن مطلق سهم نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بازار حاضر است برای رشد و ثبات بیشتر والمارت، ارزش‌گذاری بسیار بالاتری پرداخت کند. هوم‌دیپو همچنین سود تقسیمی حدود ۳ درصدی ارائه می‌دهد؛ ویژگی‌ای که می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال درآمد نقدی در کنار رشد سرمایه هستند جذاب باشد. با این حال، ارزش‌گذاری پایین‌تر هوم‌دیپو بی‌دلیل نیست. نرخ بهره بالا می‌تواند تقاضا برای خرید و نوسازی خانه را کاهش دهد و بازار مسکن نیز مستقیماً بر عملکرد این شرکت تأثیر می‌گذارد. اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند و بازار مسکن آمریکا دوباره رونق بگیرد، هوم‌دیپو می‌تواند از افزایش پروژه‌های نوسازی و ساخت‌وساز بهره قابل توجهی ببرد. اما اگر نرخ بهره برای مدت طولانی بالا باقی بماند، وابستگی شرکت به چرخه مسکن به یک نقطه ضعف تبدیل خواهد شد. “ «از منظر سرمایه‌گذاری، مسئله اصلی در مقایسه این دو شرکت «کدام کسب‌وکار بهتر است» نیست؛ بلکه «چه قیمتی برای آن کسب‌وکار پرداخت می‌شود» است. والمارت از نظر کیفیت جریان درآمد و مقاومت در برابر رکود برتری مشخصی دارد، اما نسبت قیمت به سود ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بازار بخش بزرگی از این کیفیت را پیشاپیش قیمت‌گذاری کرده است. در مقابل، هوم‌دیپو با وجود بدهی بالاتر و حساسیت بیشتر به نرخ بهره، در سطح ارزش‌گذاری پایین‌تری قرار دارد و در صورت چرخش سیاست پولی آمریکا و بهبود بازار مسکن، ظرفیت بازگشت بیشتری خواهد داشت. بنابراین انتخاب میان این دو سهم در سال ۲۰۲۶ بیش از هر چیز به اولویت سرمایه‌گذار میان دفاع‌پذیری در برابر رکود و ظرفیت رشد در سناریوی کاهش نرخ بهره بستگی دارد؛ و از این منظر، والمارت انتخاب محافظه‌کارانه‌تر و هوم‌دیپو انتخاب تاکتیکی‌تر بازار است.» بابک شیری ریسک‌های پیش روی دو شرکت هوم‌دیپو علاوه بر ریسک‌های مرتبط با مسکن، با تهدیدهای امنیت سایبری، مسائل مربوط به حریم خصوصی داده‌ها و رقابت شدید فروشگاه‌های اینترنتی مواجه است. فشار رقابتی می‌تواند شرکت را مجبور کند برای حفظ سهم بازار، هزینه بیشتری برای خدمات دیجیتال و تحویل سریع صرف کند. والمارت نیز با ریسک‌های خاص خود روبه‌رو است. پرونده‌های حقوقی مرتبط با فعالیت داروخانه‌ها و حقوق مصرف‌کنندگان، تعرفه‌ها و موانع تجاری و نوسانات ارزی از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر عملکرد شرکت اثر بگذارند. با این حال، تفاوت اصلی در نوع این ریسک‌هاست. بخش قابل توجهی از ریسک والمارت به شرایط عملیاتی و تجارت جهانی مربوط می‌شود، در حالی که هوم‌دیپو علاوه بر این عوامل، به شکل مستقیم‌تری از نرخ بهره و چرخه بازار مسکن تأثیر می‌گیرد. کدام سهم برای سال ۲۰۲۶ مناسب‌تر است؟ پاسخ به این سؤال به نگاه سرمایه‌گذار نسبت به اقتصاد آمریکا بستگی دارد. اگر انتظار می‌رود اقتصاد وارد دوره‌ای ضعیف‌تر شود و مصرف‌کنندگان با احتیاط بیشتری هزینه کنند، والمارت گزینه جذاب‌تری است؛ زیرا کالاهای ضروری سهم بزرگی از فعالیت آن را تشکیل می‌دهند. اما اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند، بازار مسکن بهبود یابد و هزینه‌های مربوط به تعمیر و بازسازی خانه افزایش پیدا کند، هوم‌دیپو می‌تواند ظرفیت رشد بیشتری داشته باشد. مقایسه ارزش‌گذاری هوم دیپو و والمارت شاخص هوم دیپو والمارت P/E آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر ۳۶.۷ برابر نسبت قیمت به فروش (P/S) ۱.۹ برابر ۱.۲ برابر در مقابل، ارزش‌گذاری بالای والمارت یک نقطه ضعف جدی است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از انتظارات مثبت بازار از قبل در قیمت سهم منعکس شده است. هوم‌دیپو در این زمینه حاشیه امنیت بیشتری دارد. نسبت قیمت به سود ۲۰.۶ برابری، جریان نقد آزاد ۱۲.۶ میلیارد دلاری و سود تقسیمی حدود ۳ درصدی، ترکیب جذابی برای سرمایه‌گذارانی ایجاد می‌کند که حاضرند نوسان بیشتری را در ازای ارزش‌گذاری پایین‌تر تحمل کنند. جمع‌بندی والمارت و هوم‌دیپو هر دو از برندهای قدرتمند و دارای مزیت رقابتی پایدار در اقتصاد آمریکا هستند، اما برای دو نوع متفاوت از سرمایه‌گذار جذابیت دارند. والمارت با ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد، ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص و ۱۴.۹ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، شرکتی بزرگ‌تر، متنوع‌تر و مقاوم‌تر در برابر افت مصرف است. هوم‌دیپو در مقابل با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد، ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص و ۱۲.۶ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، حاشیه سود بالاتری دارد و با نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر نسبت به والمارت ارزش‌گذاری جذاب‌تری ارائه می‌کند. در نهایت، اگر انتخاب تنها بر اساس ترکیب ثبات، قدرت مالی و قابلیت پیش‌بینی باشد، والمارت گزینه مناسب‌تری به نظر می‌رسد. اما برای سرمایه‌گذاری که به کاهش نرخ بهره و احیای بازار مسکن آمریکا اعتقاد دارد، هوم‌دیپو می‌تواند با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصد، فرصت جذاب‌تری باشد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا تارگت در برابر والمارت ارزش خرید بیشتری دارد؟

تارگت در سال ۲۰۲۶ با رشد خیره‌کننده ۶۸ درصدی از والمارت فاصله گرفته، در حالی که سهام والمارت از ابتدای سال حدود ۴ درصد افت کرده است. با این حال، این برتری کوتاه‌مدت نباید باعث شود سرمایه‌گذاران عملکرد بلندمدت دو شرکت را نادیده بگیرند؛ زیرا در افق پنج‌ساله، سهام والمارت بیش از دو برابر شده، در حالی که تارگت حدود یک‌سوم ارزش خود را از دست داده است. هر دو شرکت نیز از گروه معدود پادشاهان سود تقسیمی هستند و بیش از ۵۰ سال متوالی سود نقدی سالانه خود را افزایش داده‌اند. پرسش اصلی اکنون این است که با وجود ارزش‌گذاری بالاتر والمارت و رشد سریع‌تر تارگت، کدام‌یک در شرایط فعلی فرصت سرمایه‌گذاری جذاب‌تری ایجاد می‌کند؟ در یک نگاه  تارگت: رشد ۶۸٪ در ۲۰۲۶، نسبت قیمت به سود ۱۷ برابر و بازده سود تقسیمی ۲.۸٪.  والمارت: افت ۴٪ در ۲۰۲۶، نسبت قیمت به سود ۳۹ برابر و بازده سود تقسیمی ۰.۹٪.  در پنج سال گذشته، والمارت بیش از دو برابر شده، در حالی که تارگت حدود یک‌سوم افت کرده است.  انتخاب شهریور: تارگت برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیرتر؛ والمارت برای سرمایه‌گذار محافظه‌کار و بلندمدت. تارگت؛ بازگشت قدرتمند پس از چند سال دشوار رشد ۶۸ درصدی سهام تارگت در سال جاری در نگاه اول می‌تواند نشانه‌ای از برتری این شرکت نسبت به رقیب بزرگ‌تر خود باشد، اما واقعیت کمی متفاوت است. تارگت هنوز در حال جبران ضعف چند سال گذشته است و رشد اخیر سهام بیشتر به یک بازگشت قدرتمند شباهت دارد تا نتیجه جهش ناگهانی در فروش. در ۱۲ ماه گذشته، درآمد تارگت تنها حدود ۲ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که درآمد والمارت ۶.۲ درصد رشد کرده؛ یعنی بیش از سه برابر سریع‌تر از تارگت. با این حال، تارگت انتظار دارد امسال به دوره سه ساله کاهش متوالی درآمد پایان دهد و همین موضوع یکی از مهم‌ترین دلایلی است که سرمایه‌گذاران دوباره به این شرکت توجه کرده‌اند. تغییرات مدیریتی نیز در این روند بی‌تأثیر نبوده است. از زمانی که مایکل فیدلکه در فوریه ۲۰۲۶ به مدیرعاملی تارگت رسید، نشانه‌های بهبود در عملکرد فروشگاه‌ها ظاهر شده و رشد فروش فروشگاه‌های هم‌مقیاس مثبت شده است. مهم‌تر از آن، تارگت پس از سال‌ها از دست دادن سهم بازار، اکنون نشانه‌هایی از بازپس‌گیری سهم خود نشان می‌دهد؛ روندی که حتی به قیمت از دست رفتن بخشی از سهم والمارت تمام شده است. ارزش‌گذاری؛ جایی که تارگت برتری دارد یکی از مهم‌ترین نکات در مقایسه این دو شرکت، تفاوت چشمگیر ارزش‌گذاری آنهاست. سهام تارگت با قیمت حدود ۱۶۴.۴۴ دلار معامله می‌شود و ارزش بازار آن نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار است. نسبت قیمت به سود گذشته‌نگر این شرکت حدود ۱۷ برابر است؛ رقمی که در مقایسه با نسبت حدود ۳۹ برابری والمارت بسیار پایین‌تر محسوب می‌شود. از طرف دیگر، سود تقسیمی تارگت نیز جذاب‌تر است. بازده سود تقسیمی این شرکت حدود ۲.۸ درصد است، در حالی که بازده سود تقسیمی والمارت تنها حدود ۰.۹ درصد است. بنابراین سرمایه‌گذاری در تارگت علاوه بر احتمال رشد قیمت، جریان نقدی بیشتری نیز برای سهامدار ایجاد می‌کند. با این حال، ارزان‌تر بودن تارگت به‌تنهایی به معنای بهتر بودن آن نیست. بخش مهمی از این تخفیف ناشی از سابقه ضعیف‌تر شرکت در سال‌های اخیر است و سرمایه‌گذار در واقع در حال پرداختن به یک داستان بازگشت است؛ داستانی که هنوز باید در گزارش‌های مالی آینده خود را اثبات کند. والمارت؛ غولی که فعلاً در حال نفس‌گیری است سهام والمارت در سال جاری حدود ۴ درصد کاهش یافته و قیمت آن در محدوده ۱۰۷.۱۴ دلار قرار دارد. ارزش بازار این شرکت حدود ۸۵۰ میلیارد دلار است و نسبت به تارگت، از مقیاس بسیار بزرگ‌تری برخوردار است. اما عملکرد امسال نباید قدرت ساختاری والمارت را زیر سؤال ببرد. در ۴۷ سال گذشته، این شرکت تنها یک سال کاهش درآمد داشته است. چنین سابقه‌ای نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار والمارت از مقاومت بسیار بالایی در برابر چرخه‌های اقتصادی برخوردار است. مزیت اصلی والمارت در کنترل هزینه‌ها، گردش سریع موجودی کالا و توانایی ارائه محصولات با قیمت پایین‌تر از بسیاری از رقباست. همین ساختار به شرکت اجازه داده است حتی در دوره‌های فشار اقتصادی نیز مشتریان خود را حفظ کند. در افق پنج‌ساله نیز تصویر کاملاً متفاوت است. ارزش سهام والمارت در این دوره بیش از دو برابر شده، در حالی که سهام تارگت حدود ۳۳ درصد افت کرده است. بنابراین اگر عملکرد بلندمدت معیار قرار گیرد، والمارت همچنان فاصله زیادی با رقیب خود دارد. چرا تارگت انتخاب جذاب‌تری شده است؟ با وجود برتری بنیادی والمارت در بسیاری از شاخص‌ها، در شرایط فعلی تارگت می‌تواند گزینه جذاب‌تری برای سرمایه‌گذارانی باشد که به دنبال یک داستان بازگشت هستند. مدیریت جدید تارگت هدف رشد فروش خود را به ۴ درصد افزایش داده و هم‌زمان حدود ۲ میلیارد دلار برای بازسازی فروشگاه‌ها و بهبود عملیات اختصاص داده است. این سرمایه‌گذاری در کوتاه‌مدت می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌ها وارد کند، اما در صورت موفقیت، ظرفیت رشد آینده شرکت را افزایش خواهد داد. از طرف دیگر، تارگت اکنون با نسبت قیمت به سود حدود ۱۷ برابر معامله می‌شود؛ بنابراین بازار بخش قابل‌توجهی از ریسک‌های شرکت را پیشاپیش در قیمت سهام لحاظ کرده است. در مقابل، نسبت ۳۹ برابری والمارت نشان می‌دهد سرمایه‌گذار برای کیفیت، ثبات و سابقه رشد این شرکت حاضر است حق بیمه بسیار بالاتری پرداخت کند. در واقع مقایسه این دو سهم، بیشتر از آنکه انتخاب میان یک شرکت خوب و یک شرکت بد باشد، انتخاب میان کیفیت گران‌تر و بازگشت ارزان‌تر است. “ «به نظر می‌رسد جذابیت فعلی تارگت نه از آنجا ناشی می‌شود که ناگهان به کسب‌وکاری بهتر از والمارت تبدیل شده، بلکه از این واقعیت می‌آید که بازار هنوز با احتیاط به بازگشت آن نگاه می‌کند. اگر مدیریت جدید بتواند رشد فروش ۴ درصدی را محقق کند و سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری را به افزایش بهره‌وری و سهم بازار تبدیل کند، فاصله ارزش‌گذاری امروز می‌تواند به نفع تارگت عمل کند؛ اما اگر این بازگشت در حد رشد قیمت سهام باقی بماند و در سودآوری تثبیت نشود، برتری بنیادی والمارت دوباره خود را نشان خواهد داد. به همین دلیل، برای شهریور ۱۴۰۵ انتخاب من تارگت است، اما با ریسک بالاتر؛ والمارت همچنان انتخاب محافظه‌کارانه‌تر و باکیفیت‌تر باقی می‌ماند.» بابک شیری سود تقسیمی؛ مزیت مشترک دو شرکت تارگت و والمارت هر دو بیش از پنج دهه است که سود تقسیمی خود را هر سال افزایش داده‌اند و از این منظر در گروه پادشاهان سود تقسیمی قرار می‌گیرند. با این حال، تفاوت بازده فعلی آنها قابل‌توجه است. بازده سود تقسیمی تارگت حدود ۲.۸ درصد و والمارت حدود ۰.۹ درصد است؛ بنابراین تارگت در حال حاضر جریان درآمدی بسیار بیشتری برای سهامدار ایجاد می‌کند. البته برای سرمایه‌گذاری بلندمدت، تنها میزان سود تقسیمی اهمیت ندارد. توانایی شرکت برای افزایش مداوم سود، جریان نقدی آزاد، قدرت ترازنامه و ظرفیت رشد سودآوری نیز باید در نظر گرفته شود. از این منظر، سابقه والمارت همچنان یک مزیت جدی محسوب می‌شود. جمع‌بندی رقابت میان تارگت و والمارت در سال ۲۰۲۶ نمونه‌ای جالب از تفاوت میان عملکرد کوتاه‌مدت و کیفیت بلندمدت است. تارگت با رشد ۶۸ درصدی امسال در برابر افت ۴ درصدی والمارت، برنده آشکار بازار سهام بوده، اما در بازه پنج‌ساله همچنان عملکردی بسیار ضعیف‌تر دارد. با این حال، شرایط امروز به نفع تارگت تغییر کرده است. نسبت قیمت به سود ۱۷ برابری، بازده سود تقسیمی ۲.۸ درصدی، بازگشت رشد فروش و برنامه سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری، در کنار مدیریت جدید، ترکیبی ساخته که می‌تواند برای سرمایه‌گذاران ارزش‌محور جذاب باشد. در مقابل، والمارت با ارزش بازار ۸۵۰ میلیارد دلاری، رشد درآمد ۶.۲ درصدی و سابقه تنها یک سال کاهش درآمد در ۴۷ سال، همچنان یکی از مقاوم‌ترین کسب‌وکارهای صنعت خرده‌فروشی آمریکا محسوب می‌شود؛ اما قیمت بالاتر سهام، بخشی از این کیفیت را پیشاپیش منعکس کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

مورگان استنلی پیش‌بینی قیمت نفت را به‌طور چشمگیری افزایش داد

مورگان استنلی پیش‌بینی خود برای قیمت نفت در سه‌ماهه چهارم سال را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داد و اکنون متوسط قیمت برنت را ۱۰۰ دلار در هر بشکه پیش‌بینی می‌کند؛ در حالی که برآورد قبلی ۷۵ دلار بود. پیش‌بینی این بانک برای نفت WTI نیز از ۷۶ دلار به ۹۶ دلار افزایش یافته است. برای سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷، مورگان استنلی قیمت برنت را ۹۵ دلار و WTI را ۹۱ دلار پیش‌بینی می‌کند. همچنین در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۷، این پیش‌بینی‌ها به‌ترتیب ۹۰ دلار برای برنت و ۸۶ دلار برای WTI است. این افزایش چشمگیر پیش‌بینی‌ها در شرایطی انجام شده که ریسک‌های عرضه نفت و تنش‌های خاورمیانه همچنان بازار را تحت تأثیر قرار داده‌اند. در مقابل، نظرسنجی‌های دیگر نیز نشان می‌دهند تحلیلگران انتظار دارند قیمت نفت در سال ۲۰۲۷ نسبت به ۲۰۲۶ کاهش پیدا کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر