EURUSD 1.12073 USD ▲ 0.44%
XAUUSD 3,904.21 USD ▲ 0.75%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 99.40 USD ▼ 4.53%
BTCUSD 77,791.75 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70083 USD ▼ 0.31%
EURJPY 176.946 JPY ▲ 0.39%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۱۴ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۱۴ دقیقه پیش

طلا قرار بود دارایی امن باشد؛ پس چرا همراه بورس سقوط می‌کند؟

در یک نگاه طلا دیگر پناهگاه مطمئن در برابر افت سهام نیست؛ اما چشم‌انداز بلندمدت آن همچنان صعودی است. طلا پوشش مطمئنی در برابر افت سهام نیست: در سال ۲۰۲۶، طلا تا حد زیادی هم‌جهت با بازار سهام حرکت کرده و نتوانسته است به‌طور مؤثر از سرمایه‌گذاران در برابر افت قیمت سهام محافظت کند. تغییر رابطه طلا و نفت: برخلاف دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، همبستگی قیمت طلا و نفت در سال‌های اخیر کاهش یافته و اکنون حتی می‌تواند منفی باشد. به گفته استراتژیست‌های شرکت مدیریت دارایی HSBC، طلا با وجود ضعف اخیر قیمت‌ها، همچنان از روند انتقال سرمایه به دارایی‌هایی که در برابر کاهش ارزش پول و دارایی‌های مالی مقاوم‌تر تلقی می‌شوند، منتفع خواهد شد. با این حال، سرمایه‌گذاران در فلزات گران‌بها بهتر است سبد دارایی‌های خود را متنوع کنند؛ چرا که طلا در افت‌های اخیر بازار سهام نتوانسته است به‌طور مؤثر از سرمایه‌گذاران محافظت کند. استراتژیست‌های این بانک در گزارشی اخیر نوشتند: روند صعودی چشمگیر طلا که باعث شد قیمت این فلز در اوایل سال جاری میلادی به بیش از ۵ هزار دلار در هر اونس برسد، فروکش کرده است. قیمت‌ها کاهش یافته و نوسانات افزایش پیدا کرده‌اند. آیا سرمایه‌گذاران باید از بازار خارج شوند و تسلیم شرایط فعلی شوند؟ این استراتژیست‌ها هشدار می‌دهند که طلا پس از رشد ابتدای سال، در شرایطی که قیمت نفت به سطوح بسیار بالایی رسیده، نرخ‌های بهره افزایش یافته و بازده اوراق قرضه جهش کرده است، عملکرد ضعیف‌تری داشته؛ با این حال، همچنان دلایل راهبردی قدرتمندی برای نگهداری این فلز در سبد سرمایه‌گذاری وجود دارد. از جمله این دلایل می‌توان به افزایش شکاف‌های ژئوپلیتیکی و تلاش بانک‌های مرکزی برای متنوع‌سازی ذخایر خود اشاره کرد که همچنان از تقاضای طلا حمایت می‌کنند. به گفته آن‌ها: تا زمانی که نگرانی‌ها درباره بدهی‌ها و تورم ادامه داشته باشد، روند انتقال سرمایه به دارایی‌های سخت مانند طلا، با هدف محافظت از ارزش دارایی‌ها در برابر کاهش ارزش پول، می‌تواند ادامه پیدا کند. همچنین، با وجود افزایش شدید نوسانات، وضعیت فعلی در مقایسه با دوره‌های تاریخی چندان غیرعادی به نظر نمی‌رسد. با این حال، HSBC هشدار داد که تحولات اخیر بازار نشان می‌دهد طلا نتوانسته است به‌عنوان پوششی مؤثر در برابر افت بازار سهام عمل کند. ✔️ بیشتر بخوانید: انتخابات آمریکا و تلاطم بازارها؛ چرا طلا می‌تواند صعودی شود؟ استراتژیست‌های این بانک توضیح دادند: وقتی حجم زیادی از سرمایه اهرمی در بازار طلا متمرکز می‌شود، سقوط قیمت سهام می‌تواند به اخطارهای تأمین وجه تضمین منجر شود و سرمایه‌گذاران را مجبور کند برای تأمین نقدینگی، موقعیت‌های معاملاتی خود را ببندند. بنابراین، اگرچه طلا در جهان چندقطبی امروز می‌تواند پوششی قدرتمند در برابر ریسک‌های سیستمی باشد، تضمینی وجود ندارد که در کوتاه‌مدت بتواند نوسانات بازار را کاهش دهد. به گفته این استراتژیست‌ها، این شرایط یادآور آن است که هیچ دارایی واحدی نمی‌تواند در برابر تمام انواع فشارهای بازار مقاومت کند. به همین دلیل، متنوع‌سازی دارایی‌هایی که خود با هدف متنوع‌سازی به سبد سرمایه‌گذاری نگهداری می‌شوند، در شرایط کنونی اهمیت ویژه‌ای دارد. پیش‌بینی HSBC از قیمت طلا تا پایان سال ۲۰۲۶ بانک HSBC در ماه ژوئیه اعلام کرده بود که با وجود افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و تقویت دلار، رشد تقاضا برای متنوع‌سازی سرمایه‌گذاری‌ها، خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) باید از ادامه افزایش قیمت طلا تا پایان سال ۲۰۲۶ حمایت کند. ویلم سلس، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری جهانی HSBC، و لوسیا کو، رئیس جهانی بخش بینش‌های مدیریت ثروت این بانک، در آن زمان نوشتند: طلا در جریان درگیری‌های خاورمیانه رشد نکرده و تا حد زیادی هم‌جهت با بازار سهام حرکت کرده است. آن‌ها افزودند: تحلیل‌های ما نشان می‌دهد بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا عامل اصلی تعیین‌کننده قیمت طلا است. ما معتقدیم طلا ممکن است در کوتاه‌مدت، در شرایطی که بازده واقعی اوراق در سطوح بالایی قرار دارد و دلار آمریکا تقویت شده است، در محدوده مشخصی نوسان کند. با این حال، تقاضا برای متنوع‌سازی سبد سرمایه‌گذاری، خرید بانک‌های مرکزی و تداوم ورود سرمایه به ETFها باید در میان‌مدت از قیمت طلا حمایت کند. آن‌ها تأکید کردند: ما همچنان طلا را ابزاری مؤثر برای متنوع‌سازی سبد سرمایه‌گذاری و کاهش ریسک‌های گسترده‌تر آن می‌دانیم. به گفته سلس و کو، تحلیل‌های این بانک نشان می‌دهد که در حال حاضر، بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا مهم‌ترین عامل اثرگذار بر روند قیمت طلا است. با افزایش بازده اوراق، هزینه فرصت نگهداری دارایی‌ که سود دوره‌ای پرداخت نمی‌کند، بیشتر می‌شود و این مسئله بر قیمت طلا فشار وارد می‌کند. علاوه بر این، طلا در سال ۲۰۲۶ به‌عنوان پوششی در برابر افت بازار سهام کارایی کمتری داشته و تا حد زیادی هم‌جهت با سهام حرکت کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: محرک بعدی رشد طلا چیست؟ اشتباه بانک‌های مرکزی می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد بانک HSBC معتقد است طلا در کوتاه‌مدت، در مواجهه با بازده واقعی بالای اوراق و دلار قدرتمند آمریکا، احتمالاً در یک محدوده قیمتی مشخص باقی خواهد ماند. با این حال، این بانک اعلام کرد: تقاضا برای متنوع‌سازی سبد سرمایه‌گذاری، خرید بانک‌های مرکزی و ورود مستمر سرمایه به ETFها همچنان از دیدگاه صعودی ما نسبت به طلا و نقش آن در کاهش ریسک‌های گسترده‌تر سبد سرمایه‌گذاری حمایت می‌کنند. این بانک در پایان تأکید کرد: انتظار داریم قیمت طلا تا پایان سال همچنان ظرفیت رشد داشته باشد. تحلیل HSBC از عملکرد طلا در جریان جنگ ایران در ماه مه نیز جیمز استیل، تحلیلگر ارشد فلزات گران‌بها در HSBC، گفته بود که طلا در طول درگیری‌های ایران دقیقاً مطابق انتظارات عمل کرده است. استیل گفت: «تقاضا از سوی چین مناسب بوده است. صرف قیمت طلا در بورس طلای شانگهای، یعنی اختلاف میان قیمت داخلی طلا در چین و قیمت جهانی آن، حدود ۲۰ دلار است که نشان‌دهنده تقاضای داخلی قدرتمند در این کشور است. بخش عمده این تقاضا از سوی نهادهای سرمایه‌گذاری تأمین می‌شود.» نکته جالب این است که تقاضا کمتر از سوی خریداران جواهرات، سکه و شمش‌های کوچک بوده؛ بخش‌هایی که به‌طور سنتی شاهد تقاضای بالایی در آن‌ها بودیم. در مقابل، تقاضا برای شمش‌های بزرگ‌تر و از سوی نهادهای سرمایه‌گذاری افزایش یافته است. دلیل این تغییر تا حدی به اصلاحات مقرراتی در چین و هند مربوط می‌شود. اکنون بزرگ‌ترین شرکت‌های بیمه چین اجازه دارند ذخایر شمش طلا انباشته کنند و مدیران دارایی در هند نیز چنین امکانی دارند. از استیل درباره درس‌هایی که از اوج قیمت طلا در اواخر ژانویه، در محدوده ۵۴۰۰ دلار در هر اونس، و افت بعدی آن در جریان درگیری‌های خاورمیانه گرفته بود، سؤال شد. او پاسخ داد: «به نظر من، رشد قیمت طلا در آن مقطع تا حدی بیش از اندازه قدرتمند بود. حجم زیادی از سرمایه وارد بازار شد که مدت‌ها در این بازار حضور نداشت یا اساساً پیش از آن در طلا معامله نکرده بود. می‌توان استدلال کرد که بازار بیش از حد در موقعیت خرید قرار گرفته بود؛ به‌ویژه با توجه به داده‌های کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا (CFTC) و سایر اطلاعاتی که اکنون در اختیار داریم.» استیل در واکنش به انتقادهایی که پس از حملات به ایران و افزایش قیمت نفت مطرح شد و مدعی بودند طلا دارایی امن نیست و نتوانسته نقش خود را ایفا کند، گفت: «من دقیقاً برعکس این دیدگاه را دارم. با افزایش قیمت نفت، نگرانی‌های تورمی دوباره شدت گرفت، بازده اوراق قرضه و ارزش دلار بالا رفت و بازار سهام افت کرد. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران به نقدینگی فوری نیاز داشتند؛ و طلا همان چیزی است که می‌تواند این نقدینگی را فراهم کند.» ما شاهد فروش دارایی‌ها در بازار طلا بودیم، اما این اتفاق عمدتاً واکنشی به تحولات بازارهای مالی بود. از این منظر، طلا مانند یک بیمه‌نامه عمل کرد و سرمایه‌گذاران در حال استفاده از پوشش بیمه‌ای خود بودند. رابطه تاریخی قیمت طلا و نفت چگونه تغییر کرده است؟ از استیل همچنین درباره رابطه تاریخی میان قیمت طلا و نفت سؤال شد. او در پاسخ گفت: «این موضوع جالبی است، چرا که آن‌قدر قدمت دارم که دوره‌ای را به یاد بیاورم که این رابطه مثبت بود. ما در این زمینه تحقیقاتی انجام داده‌ایم. در دهه ۱۹۷۰، طلا و نفت همبستگی مثبتی داشتند؛ قیمت نفت افزایش می‌یافت و طلا نیز رشد می‌کرد. در دهه ۱۹۸۰ هم شرایط مشابه بود؛ قیمت نفت کاهش یافت و طلا نیز افت کرد. او ادامه داد: «به نظر می‌رسد این همبستگی از دهه ۱۹۹۰ به بعد تضعیف شد؛ زیرا نفت نقش کم‌اهمیت‌تری در اقتصاد جهانی پیدا کرد. اکنون ضریب همبستگی این دو دارایی تنها حدود ۰٫۱۵ است و حتی در برخی مقاطع به محدوده منفی می‌رسد. در حال حاضر نیز این همبستگی منفی است.» آیا طلا یک دارایی جایگزین است یا باید به‌تنهایی در سبد سرمایه‌گذاری قرار گیرد؟ در پایان، از استیل پرسیده شد که آیا طلا را یکی از چندین دارایی جایگزین در سبد سرمایه‌گذاران می‌داند یا معتقد است باید آن را به‌عنوان یک دارایی مستقل در نظر گرفت. او گفت: «می‌توان طلا را یک دارایی جایگزین دانست. این فلز از این نظر کاملاً منحصربه‌فرد است که هم یک دارایی فیزیکی و سخت محسوب می‌شود و هم نقدشوندگی بالایی دارد. طلا در بلندمدت معمولاً همبستگی زیادی با سهام شرکت‌هایی مانند اپل یا انویدیا ندارد.» او برای مقایسه به زمین‌های کشاورزی کانادا اشاره کرد و گفت: زمین کشاورزی نیز یک دارایی فیزیکی محسوب می‌شود، اما نمی‌توان آن را به‌سرعت به پول نقد تبدیل کرد. مزیت طلا همین است؛ این فلز هم یک دارایی سخت است و هم نقدشوندگی بالایی دارد و به‌طور گسترده معامله می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا در دوراهی دلار و بانک‌های مرکزی؛ پیش‌بینی تازه از آینده اونس

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سود ۵ میلیارد دلاری بانک‌های جهان از تب طلای ۲۰۲۶

در یک نگاه رکورد تاریخی سودآوری: پیش‌بینی می‌شود بانک‌های جهان در سال ۲۰۲۶ حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده تاکنون. سود ۷۰۰ میلیون دلاری جی‌پی مورگان: این بانک در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ از معاملات طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها حدود ۷۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. تداوم ریسک بازار: نوسانات شدید می‌توانند در کنار فرصت‌های سودآوری، زیان‌های سنگینی نیز برای بانک‌ها به همراه داشته باشند. معامله‌گران فلزات گران‌بها در بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، در نیمه نخست سال جاری میلادی به سودهای بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند. این روند بانک‌ها را در مسیر ثبت بهترین عملکرد سالانه تاریخ خود قرار داده است؛ چراکه افزایش چشمگیر تقاضای سرمایه‌گذاران و نوسانات شدید قیمت‌ها، فرصت‌های سودآوری گسترده‌ای برای معامله‌گران ایجاد کرده است. جی‌پی مورگان (JPMorgan)، یکی از بازیگران اصلی این بازار، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰۰ میلیون دلار از معاملات و مدیریت طلا، نقره و سایر فلزات گران‌بها درآمد کسب کرده است. این رقم را افرادی آگاه از عملکرد بانک اعلام کرده‌اند که به دلیل محرمانه بودن اطلاعات، نخواسته‌اند نامشان فاش شود. بهترین عملکرد سالانه این بانک در این حوزه به سال ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که سود آن اندکی بیش از یک میلیارد دلار بود. به گفته منابع مطلع، چند بانک بزرگ دیگر نیز از معاملات فلزات گران‌بها صدها میلیون دلار سود به دست آورده‌اند؛ موضوعی که رقابت را در بازاری تشدید کرده است که مدت‌ها تحت سلطه جی‌پی مورگان بوده است. بر اساس اطلاعات یکی از افراد آگاه از عملکرد دویچه‌بانک (Deutsche Bank)، واحد معاملات این بانک که با اقدامی خبرساز بار دیگر حضور خود را در بازار شمش طلا گسترش داده، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: ژئوپلیتیک چگونه جایگاه طلا را تغییر داد؟ روایت رئیس بوندس‌بانک در سطح جهانی، پیش‌بینی می‌شود بانک‌ها در سال جاری میلادی حدود ۵ میلیارد دلار از معاملات فلزات گران‌بها درآمد کسب کنند؛ رقمی که بر اساس مجموعه داده‌های شرکت تحلیل خدمات مالی «کریسیل کولیشن گرینویچ» (Crisil Coalition Greenwich)، بالاترین میزان ثبت‌شده تاکنون خواهد بود. معاملات انرژی و فلزات به یکی از محرک‌های اصلی درآمد شرکت‌های وال‌استریت، از جمله گلدمن ساکس، بانک آمریکا (Bank Of America) و مورگان استنلی (Morgan Stanley) تبدیل شده است. میزهای معاملاتی این شرکت‌ها می‌توانند از نوسانات قیمت و اختلالات بازار ناشی از درگیری‌های جهانی و تنش‌های تجاری سود ببرند. در این میان، فلزات گران‌بها به‌ویژه سودآور بوده‌اند. موج خریدهای سفته‌بازانه، قیمت طلا و نقره را در اوایل سال جاری به بالاترین سطوح تاریخی خود رساند. در جریان این رشد قیمتی، ابزارهای مالی مانند اختیار معامله (Option) با سررسید کوتاه‌مدت و صندوق‌های قابل معامله در بورس اهرمی (ETF) محبوبیت بیشتری پیدا کردند. سرمایه‌گذاران به دنبال ابزارهایی بودند که امکان افزایش سریع‌تر بازدهی را فراهم کنند. میزهای معاملاتی همچنین از جابه‌جایی شمش‌های طلا در نقاط مختلف جهان سودهای قابل‌توجهی به دست آوردند. آن‌ها از اختلاف قیمت میان مراکز اصلی معاملات جهانی بهره بردند؛ اختلاف‌هایی که فرصت‌های آربیتراژ ایجاد کرده بود. ✔️ بیشتر بخوانید: فرصت طلایی خرید طلا از نگاه UBS؛ سطح ۴۰۰۰ دلار چه اهمیتی دارد؟ گرگ فریت، معامله‌گر ارشد فلزات گران‌بها در گروه سنتالیون (Centalion Group)، شرکت تجارت جهانی که پیش‌تر با نام گونور (Gunvor) شناخته می‌شد، در جریان میزگرد کنفرانس انجمن بازار شمش لندن (LBMA) در ایتالیا در هفته جاری گفت: «بیشتر افرادی که در اینجا با آن‌ها صحبت کرده‌ام، سال بسیار خوبی را پشت سر گذاشته‌اند؛ سالی رکوردشکن.» به گفته افراد آگاه، چند بانک برای بهره‌برداری از فرصت‌های رو به رشد این بازار، درصدد پیوستن به گروه کوچکی از مؤسسات مالی هستند که خدمات نگهداری شمش در خزانه و تسویه معاملات را در بازار طلای لندن ارائه می‌کنند. لندن بزرگ‌ترین مرکز معاملات شمش طلا در جهان است و این خدمات، زیرساخت اصلی فعالیت این بازار به شمار می‌روند. سیتی‌گروپ (Citigroup) در اوایل سال جاری میلادی به نخستین مؤسسه جدیدی تبدیل شد که پس از یک دهه وارد این حوزه شده است. این بانک به جی‌پی مورگان، یوبی‌اس (UBS)، اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) و آی‌سی‌بی‌سی استاندارد بانک پیوست. به گزارش پیشین بلومبرگ، دویچه‌بانک و مورگان استنلی نیز به دنبال ورود به این حوزه هستند. سخنگویان جی‌پی مورگان و دویچه‌بانک از اظهارنظر در این باره خودداری کردند. آنگاد چاتوال، رئیس بخش درآمد ثابت، ارز و کامودیتی در شرکت کولیشن، می‌گوید درآمد جهانی بانک‌ها از معاملات فلزات گران‌بها، سال گذشته نیز به رکورد تاریخی رسیده بود و این روند صعودی همچنان ادامه دارد. او دلیل این رشد را «تداوم نوسانات شدید بازار و مشارکت گسترده سرمایه‌گذاران در بازارهای طلا و نقره» عنوان کرد. ژانویه برای میزهای معاملاتی فلزات گران‌بها ماهی به‌ویژه سودآور بود؛ چرا که سفته‌بازان در سراسر جهان به خرید طلا و نقره روی آوردند و قیمت این فلزات را به سطوحی بی‌سابقه رساندند. با این حال، از آن زمان قیمت‌ها تا حدودی عقب‌نشینی کرده‌اند. آغاز جنگ در خاورمیانه باعث جهش قیمت انرژی شد و انتظارات درباره انقباض سیاست‌های پولی و افزایش نرخ بهره را دوباره تقویت کرد. با وجود این عقب‌نشینی، قیمت نقدی طلا و نقره همچنان بیش از دو برابر سطوح ابتدای سال ۲۰۲۴ است. البته نوسانات شدید و اختلاف‌های چشمگیر قیمت در بازار همیشه به سود معامله‌گران تمام نمی‌شود. چنین شرایطی می‌تواند در صورت اتخاذ موقعیت معاملاتی اشتباه از سوی بانک‌ها، زیان‌های سنگینی نیز به همراه داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولت‌ها دوباره شعله‌ور شد

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

HSBC پیش‌بینی خود برای FTSE 100 و Stoxx 600 را بالاتر برد

بانک HSBC هدف پایان سال ۲۰۲۶ برای شاخص FTSE 100 بریتانیا را از ۱۰٬۹۸۰ واحد به ۱۱٬۳۹۰ واحد افزایش داد. این بانک همچنین هدف پایان سال ۲۰۲۶ برای شاخص Stoxx 600 اروپا را از ۶۷۰ واحد به ۶۸۰ واحد ارتقا داد. بازنگری صعودی HSBC نشان‌دهنده دیدگاه مثبت‌تر این بانک نسبت به چشم‌انداز بازارهای سهام بریتانیا و اروپا در افق پیش‌رو است.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

CAPE در محدوده تاریخی؛ آیا ۵ ETF دفاعی می‌توانند سپر سرمایه‌گذاران در برابر سقوط بازار باشند؟

نگرانی از احتمال اصلاح بازار سهام آمریکا دوباره در حال افزایش است. بر اساس نظرسنجی انجمن سرمایه‌گذاران انفرادی آمریکا در اوایل سپتامبر، حدود ۳۸ درصد سرمایه‌گذاران انتظار داشتند بازار سهام طی شش ماه آینده کاهش پیدا کند. هم‌زمان، ارزش‌گذاری تاریخی بازار نیز چندان آرامش‌بخش نیست؛ نسبت تعدیل‌شده قیمت به سود یا CAPE اخیراً به ۴۱.۴ رسیده، در حالی که میانگین بلندمدت آن حدود ۱۷.۴ است و فاصله چندانی با رکورد ۴۴ در سال ۱۹۹۹، پیش از ترکیدن حباب شرکت‌های اینترنتی، ندارد. در یک نگاه حدود ۳۸ درصد سرمایه‌گذاران مورد بررسی در اوایل سپتامبر انتظار افت بازار طی شش ماه آینده را داشتند. نسبت CAPE شاخص S&P 500 به حدود ۴۱.۴ رسیده، در حالی که میانگین تاریخی آن ۱۷.۴ است. صندوق سلامت و درمان ونگارد VHT دارای ۴۱۷ سهم و کارمزد سالانه ۰.۰۹ درصد است. صندوق خدمات عمومی XLU حدود ۳۱ شرکت را در اختیار دارد و کارمزد آن ۰.۰۸ درصد است. صندوق کالاهای مصرفی ضروری ونگارد VDC شامل ۱۰۳ شرکت با بازده سود تقسیمی حدود ۲.۱ درصد است. صندوق املاک و مستغلات شواب SCHH حدود ۱۱۷ دارایی و کارمزد ۰.۰۷ درصد دارد. صندوق سهام سودده شواب SCHD حدود ۹۸ شرکت را پوشش می‌دهد و بازده سود تقسیمی آن حدود ۳ درصد است. با این حال، نگرانی از سقوط بازار لزوماً به این معنا نیست که سرمایه‌گذار باید از سهام خارج شود. تلاش برای پیش‌بینی دقیق زمان سقوط و فروش پیش از آن، همان چیزی است که به «زمان‌بندی بازار» معروف است و می‌تواند هزینه سنگینی برای سرمایه‌گذار داشته باشد. یک رویکرد منطقی‌تر می‌تواند حفظ سرمایه‌گذاری در بازار و در عین حال افزایش وزن دارایی‌هایی باشد که در دوره‌های رکود و افت بازار معمولاً مقاومت بیشتری دارند. در چنین شرایطی، صندوق‌های قابل معامله بورسی متمرکز بر صنایع دفاعی می‌توانند بخشی از این استراتژی باشند؛ صنایعی مانند سلامت، خدمات عمومی، کالاهای مصرفی ضروری و املاک که تقاضای آنها در دوران رکود نیز به طور کامل از بین نمی‌رود. در کنار این گروه‌ها، صندوق‌های متمرکز بر شرکت‌های سودده و پرداخت‌کننده سود نقدی نیز می‌توانند جریان درآمدی نسبتاً پایداری برای سرمایه‌گذار ایجاد کنند. چرا اکنون صحبت از صندوق‌های دفاعی بیشتر شده است؟ در دوران رونق اقتصادی، سرمایه‌گذاران معمولاً به سمت صنایعی می‌روند که بیشترین حساسیت را به رشد اقتصاد دارند؛ اما شرایط در دوره رکود متفاوت است. زمانی که درآمد خانوارها کاهش پیدا می‌کند و شرکت‌ها هزینه‌های خود را محدود می‌کنند، تقاضا برای برخی کالاها و خدمات همچنان پابرجا می‌ماند. مردم حتی در دوران رکود به دارو، خدمات درمانی، برق و گاز، مواد غذایی و بسیاری از کالاهای مصرفی روزمره نیاز دارند. همین ویژگی باعث می‌شود شرکت‌های فعال در این حوزه‌ها در مقایسه با بسیاری از صنایع چرخه‌ای، ثبات بیشتری در درآمد و جریان نقدی خود داشته باشند. البته «دفاعی بودن» به معنای مصون بودن از افت قیمت نیست. این صندوق‌ها نیز در صورت وقوع یک سقوط گسترده می‌توانند کاهش پیدا کنند، اما هدف آنها این است که در برابر فشار بازار، عملکردی مقاوم‌تر از بخش‌های پرریسک‌تر اقتصاد داشته باشند. صندوق سلامت ونگارد؛ تمرکز بر تقاضایی که متوقف نمی‌شود یکی از گزینه‌های مورد توجه، VHT یا صندوق قابل معامله شاخص سلامت ونگارد است. منطق سرمایه‌گذاری در این صندوق ساده است: رکود اقتصادی باعث نمی‌شود نیاز مردم به خدمات درمانی، دارو و مراجعه به پزشک از بین برود. این صندوق اخیراً حدود ۴۱۷ سهم در اختیار داشت و شرکت‌هایی مانند الی‌لی‌لی، جانسون‌اندجانسون و یونایتدهلث از مهم‌ترین دارایی‌های آن بودند. کارمزد سالانه VHT تنها ۰.۰۹ درصد است؛ به این معنا که سرمایه‌گذاری ۱۰ هزار دلاری در آن، حدود ۹ دلار هزینه سالانه برای سرمایه‌گذار ایجاد می‌کند. بازده سود تقسیمی صندوق نیز حدود ۱.۵ درصد گزارش شده است. بنابراین VHT بیش از آنکه صرفاً یک گزینه درآمدی باشد، برای سرمایه‌گذاری در بخشی از اقتصاد طراحی شده که تقاضای آن در شرایط ضعیف اقتصادی نیز نسبتاً پایدار باقی می‌ماند. خدمات عمومی؛ کسب‌وکاری که مردم نمی‌توانند کنار بگذارند دومین گزینه، XLU یا صندوق بخش خدمات عمومی است. شرکت‌های این حوزه برق و سایر خدمات ضروری را تأمین می‌کنند؛ خدماتی که خانوارها و کسب‌وکارها حتی در دوره رکود نیز به آنها نیاز دارند. این صندوق حدود ۳۱ شرکت را در اختیار دارد و از جمله دارایی‌های اصلی آن می‌توان به NextEra Energy، Southern و Duke Energy اشاره کرد. کارمزد سالانه XLU تنها ۰.۰۸ درصد است و بازده سود تقسیمی آن در داده‌های ارائه‌شده حدود ۲.۸ تا ۳.۵ درصد قرار دارد. ویژگی مهم این بخش، ماهیت نسبتاً پایدار تقاضاست. زمانی که فعالیت اقتصادی کاهش پیدا می‌کند، مصرف برق ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد، اما اصل نیاز به انرژی از بین نمی‌رود. همین مسئله باعث می‌شود شرکت‌های خدمات عمومی معمولاً جایگاه مهمی در سبدهای دفاعی داشته باشند. کالاهای مصرفی ضروری؛ خریدهایی که در رکود هم ادامه دارند VDC یا صندوق کالاهای مصرفی ضروری ونگارد، گزینه دیگری برای سرمایه‌گذارانی است که به دنبال کاهش حساسیت سبد خود به چرخه اقتصادی هستند. این صندوق اخیراً حدود ۱۰۳ شرکت را در اختیار داشت و والمارت، پراکتر اند گمبل و کوکاکولا از مهم‌ترین دارایی‌های آن بودند. کارمزد سالانه VDC حدود ۰.۰۹ درصد و بازده سود تقسیمی آن حدود ۲.۱ درصد است. منطق این صندوق نیز روشن است. مصرف‌کنندگان ممکن است در دوران رکود خرید خودرو، لوازم گران‌قیمت یا کالاهای لوکس را به تعویق بیندازند، اما خرید مواد غذایی، محصولات بهداشتی، نوشیدنی‌ها و کالاهای روزمره ادامه پیدا می‌کند. البته شدت این مقاومت به شرایط اقتصادی و رفتار مصرف‌کنندگان وابسته است، اما همین تفاوت میان «نیاز» و «خرید اختیاری» یکی از دلایل اصلی جذابیت صنایع مصرفی ضروری در دوره‌های پرنوسان است. املاک؛ درآمد اجاره‌ای در دل رکود گزینه چهارم SCHH یا صندوق املاک و مستغلات آمریکا از شرکت‌های سرمایه‌گذاری در املاک است. این صندوق اخیراً ۱۱۷ دارایی در اختیار داشت و شرکت‌هایی مانند Prologis، American Tower و Realty Income از جمله مهم‌ترین آنها بودند. کارمزد سالانه SCHH تنها ۰.۰۷ درصد و بازده سود تقسیمی آن حدود ۲.۸۷ درصد است. مزیت اصلی شرکت‌های سرمایه‌گذاری در املاک، قراردادهای اجاره نسبتاً بلندمدت آنهاست. قراردادهای چندساله یا حتی طولانی‌تر می‌توانند جریان درآمدی نسبتاً قابل پیش‌بینی ایجاد کنند و در شرایطی که اقتصاد دچار افت می‌شود، بخشی از ثبات درآمد را حفظ کنند. البته بخش املاک نیز بدون ریسک نیست. نرخ بهره بالا می‌تواند هزینه تأمین مالی این شرکت‌ها را افزایش دهد و ارزش‌گذاری املاک نیز ممکن است تحت تأثیر شرایط اقتصادی قرار گیرد. بنابراین SCHH بیشتر یک ابزار تنوع‌بخشی در سبد دفاعی است تا یک دارایی کاملاً بدون ریسک. “ «به نظر من، نکته مهم این گزارش بیش از آنکه انتخاب یک صندوق خاص باشد، تغییر نحوه مدیریت ریسک در بازاری با ارزش‌گذاری بالا است. CAPE در سطح ۴۱.۴ به خودی خود سیگنال فروش نیست، اما وقتی در کنار کاهش حاشیه امنیت ارزش‌گذاری قرار می‌گیرد، منطقی است سرمایه‌گذار به جای تلاش برای خروج از بازار، کیفیت و ترکیب دارایی‌های خود را بازنگری کند. در چنین شرایطی، صندوق‌های دفاعی می‌توانند نقش «ضربه‌گیر» سبد را ایفا کنند؛ با این حال، خرید آنها صرفاً به دلیل ترس از سقوط نیز تصمیم مناسبی نیست و قیمت ورود، نرخ بهره، کیفیت شرکت‌های زیرمجموعه و افق سرمایه‌گذاری باید هم‌زمان در نظر گرفته شوند. به بیان ساده‌تر، مسئله اصلی پیش‌بینی بازار نزولی نیست؛ ساختن سبدی است که برای سناریوی صعود، رکود و اصلاح شدید، هم‌زمان آمادگی داشته باشد.» بابک شیری سود تقسیمی؛ لایه دوم دفاع در برابر رکود پنجمین گزینه SCHD یا صندوق سهام سودده آمریکاست. تفاوت اصلی این صندوق با چهار گزینه قبلی این است که تمرکز آن مستقیماً بر شرکت‌هایی قرار دارد که سابقه پرداخت سود نقدی دارند. SCHD اخیراً حدود ۹۸ شرکت را در اختیار داشت و مرک، شورون و ورایزن از مهم‌ترین دارایی‌های آن بودند. کارمزد سالانه این صندوق تنها ۰.۰۶ درصد است و بازده سود تقسیمی آن حدود ۳.۰۸ درصد گزارش شده است. پرداخت سود نقدی در دوره‌های رکودی می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. زمانی که قیمت برخی سهام برای مدتی ثابت می‌ماند یا کاهش پیدا می‌کند، دریافت جریان نقدی از شرکت‌های سودده می‌تواند بخشی از بازده سرمایه‌گذار را تأمین کند. البته پرداخت سود به تنهایی تضمین‌کننده عملکرد بهتر نیست. کیفیت کسب‌وکار، توانایی ایجاد جریان نقدی و پایداری سود نیز اهمیت دارد. مزیت SCHD در این است که به جای تمرکز بر یک صنعت خاص، مجموعه‌ای از شرکت‌های سودده را در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد. مقایسه ۵ صندوق دفاعی صندوق حوزه اصلی تعداد دارایی سود تقسیمی کارمزد سالانه VHT سلامت ۴۱۷ ۱.۵٪ ۰.۰۹٪ XLU خدمات عمومی ۳۱ حدود ۲.۸٪ ۰.۰۸٪ VDC کالاهای مصرفی ضروری ۱۰۳ ۲.۱٪ ۰.۰۹٪ SCHH املاک و مستغلات ۱۱۷ ۲.۸۷٪ ۰.۰۷٪ SCHD سهام سودده ۹۸ ۳.۰۸٪ ۰.۰۶٪ ترکیب این پنج صندوق نشان می‌دهد که دفاع در برابر بازار نزولی الزاماً به معنای خروج از بازار سهام نیست. سرمایه‌گذار می‌تواند به جای تلاش برای تشخیص زمان دقیق سقوط، بخشی از سرمایه را به صنایعی اختصاص دهد که جریان درآمدی آنها کمتر به رونق اقتصادی وابسته است. CAPE بالا؛ هشدار است، نه سیگنال فروش مهم‌ترین نکته در شرایط فعلی، نسبت CAPE برابر با ۴۱.۴ است. این رقم بیش از دو برابر میانگین بلندمدت ۱۷.۴ قرار دارد و به سطح ۴۴ در سال ۱۹۹۹ نزدیک شده است. چنین ارزش‌گذاری‌ای نمی‌تواند زمان دقیق سقوط بازار را مشخص کند، اما یک هشدار جدی درباره بازده مورد انتظار بلندمدت محسوب می‌شود. هرچه قیمت‌گذاری اولیه بازار بالاتر باشد، فضای کمتری برای خطا در برآورد رشد سود شرکت‌ها وجود خواهد داشت. در مقابل، خروج کامل از بازار نیز می‌تواند خطرناک باشد. بازار ممکن است مدت طولانی‌تری از چیزی که سرمایه‌گذار انتظار دارد، به رشد خود ادامه دهد و بازگشت به بازار پس از یک دوره صعودی نیز دشوار باشد. به همین دلیل، مسئله اصلی برای سرمایه‌گذار امروز انتخاب میان «همه سهام» و «هیچ سهامی» نیست؛ بلکه ساختن سبدی است که بتواند سناریوهای مختلف اقتصادی را تحمل کند. جمع‌بندی هیچ‌کس نمی‌داند اصلاح بعدی بازار سهام آمریکا چه زمانی آغاز خواهد شد. CAPE در سطح ۴۱.۴، فاصله زیاد آن با میانگین تاریخی ۱۷.۴ و نگرانی ۳۸ درصد از سرمایه‌گذاران درباره کاهش بازار، همگی نشان می‌دهند که احتیاط در شرایط فعلی بی‌دلیل نیست. با این حال، سرمایه‌گذاری دفاعی لزوماً به معنای پیش‌بینی سقوط نیست. VHT، XLU، VDC، SCHH و SCHD پنج صندوقی هستند که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، بر سلامت، خدمات عمومی، کالاهای ضروری، املاک و شرکت‌های سودده تمرکز دارند. در نهایت، مزیت اصلی چنین صندوق‌هایی نه توانایی پیش‌بینی بازار، بلکه کاهش وابستگی سبد سرمایه‌گذاری به یک سناریوی خاص است. اگر بازار رشد کند، سرمایه‌گذار همچنان در بازار حضور دارد و اگر اقتصاد وارد رکود شود، بخش دفاعی سبد می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بانک HSBC پیش‌بینی بازدهی اوراق خزانه آمریکا را بالا برد؛ احتمال افزایش نرخ سپتامبر تقریباً ۵۰–۵۰

بانک HSBC با اشاره به چرخش هاوکیش‌تر در چشم‌انداز فدرال رزرو، پیش‌بینی بازدهی اوراق خزانه آمریکا را افزایش داد.HSBC تأکید می‌کند که فد احتمالاً نرخ را تغییر نمی‌دهد، اما اکنون شانس افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای در سپتامبر تقریباً ۵۰–۵۰ شده است. HSBC بازدهی اوراق دوساله را برای پایان ۲۰۲۶ در سطح ۴.۲۰٪ و اوراق ده‌ساله را در ۴.۶۵٪ پیش‌بینی می‌کند؛ سطحی بالاتر از برآوردهای قبلی که نشان‌دهنده انتظار برای سیاست پولی انقباضی طولانی‌تر است. این بانک همچنین تأکید کرد کسری‌های بودجه‌ای پایدار آمریکا در بلندمدت می‌تواند به شیب‌دارتر شدن منحنی بازدهی منجر شود؛ موضوعی که برای بازار اوراق و جریان سرمایه‌گذاری اهمیت کلیدی دارد.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

سیگنال تازه ETFها؛ سرمایه‌گذاران دوباره سراغ بیت‌کوین رفتند

ETFهای اسپات بیت‌کوین در آمریکا پس از یک روز خروج سرمایه، روز دوشنبه حدود ۲۱۷ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کردند. هم‌زمان، ETFهای اسپات اتریوم نیز برای یازدهمین روز متوالی شاهد ورود پول بودند. در یوتوتایمز، روند جریان سرمایه به این صندوق‌ها و پیام آن برای بازار ارزهای دیجیتال را بررسی می‌کنیم. بر اساس داده‌های SoSoValue، خروج حدود ۲۰۲ میلیون دلار از ETFهای بیت‌کوین در روز جمعه، به روند ۹ روزه ورود سرمایه پایان داده بود. این دوره از ۱۹ آگوست آغاز شده بود و با طولانی‌ترین دوره ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین در سال جاری برابری می‌کرد. ETFهای بیت‌کوین دوباره سرمایه جذب کردند بازگشت ۲۱۷ میلیون دلار سرمایه به صندوق‌های بیت‌کوین در روز دوشنبه نشان داد خروج سرمایه روز جمعه دست‌کم در نخستین جلسه معاملاتی بعدی ادامه پیدا نکرده است. دارایی خالص ETFهای بیت‌کوین در پایان آگوست کمی کمتر از ۱۰۰ میلیارد دلار قرار گرفت. این رقم در ۲۷ آگوست برای نخستین بار از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار عبور کرده بود، اما خروج سرمایه روز جمعه باعث شد مجموع دارایی‌ها دوباره به زیر این سطح بازگردد. از زمان راه‌اندازی ETFهای اسپات بیت‌کوین در ژانویه ۲۰۲۴، مجموع ورود خالص سرمایه به این محصولات اکنون به حدود ۵۵ میلیارد دلار رسیده است. اتریوم ۱۱ روز بدون خروج سرمایه در بازار ETFهای اتریوم، روند ورود سرمایه همچنان ادامه دارد. این صندوق‌ها روز دوشنبه حدود ۸۸ میلیون دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند و تعداد روزهای متوالی ورود پول به ۱۱ جلسه رسید. مجموع ورود سرمایه به ETFهای اتریوم در این دوره حدود ۱.۶ میلیارد دلار بوده است. این طولانی‌ترین روند ورود سرمایه برای این محصولات از دوره ۲۰ روزه‌ای محسوب می‌شود که در ژوئیه ۲۰۲۵ پایان یافت. تداوم این جریان سرمایه نشان می‌دهد تقاضای نهادی برای محصولات مرتبط با اتریوم در مقطع فعلی نسبتاً پایدار باقی مانده است. آگوست بهترین ماه ETF بیت‌کوین در ۲۰۲۶ آگوست در میان ماه‌های سال ۲۰۲۶، قوی‌ترین عملکرد را از نظر ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین ثبت کرد. میزان ورود سرمایه در این ماه بیش از دو برابر رقم ثبت‌شده در آوریل بود. با وجود این عملکرد، ETFهای بیت‌کوین همچنان در مجموع سال ۲۰۲۶ با حدود ۲.۵ میلیارد دلار خروج خالص سرمایه مواجه هستند. بنابراین، روند مثبت آگوست هنوز نتوانسته خروج سرمایه تجمعی سال را به‌طور کامل جبران کند. واکنش بازار به سخنان وارش خروج سرمایه روز جمعه پس از اظهارات کریستوفر وارش در نشست جکسون هول رخ داد؛ اظهاراتی که انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره را تقویت کرد. بازگشت جریان سرمایه در روز دوشنبه می‌تواند نشان دهد برخی سرمایه‌گذاران این حرکت را بیشتر یک واکنش یک‌روزه به تحولات نرخ بهره تلقی کرده‌اند تا آغاز یک روند معکوس. با این حال، داده‌های جریان سرمایه در روزهای آینده تصویر روشن‌تری از رفتار سرمایه‌گذاران ارائه خواهد کرد. تحلیل بازار ارز دیجیتال تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند بازگشت ۲۱۷ میلیون دلار سرمایه به ETFهای بیت‌کوین و تداوم ورود پول به ETFهای اتریوم، در کوتاه‌مدت از احساسات بازار حمایت می‌کند. برای کاربران ایرانی، این جریان‌ها اهمیت زیادی دارند، زیرا افزایش تقاضای نهادی می‌تواند نقدینگی و نوسان بیت‌کوین و اتریوم را تحت تأثیر قرار دهد. بااین‌حال، معامله‌گران باید هم‌زمان واکنش صندوق‌ها به سیاست‌های نرخ بهره آمریکا را زیر نظر داشته باشند.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

همبستگی پنهان سهام فناوری؛ چرا تنوع‌بخشی در بازار آمریکا ممکن است یک توهم باشد؟

بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر داستان هوش مصنوعی قرار گرفته است. رشد شرکت‌های فناوری، سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های هوش مصنوعی و افزایش ارزش سهام مرتبط با این حوزه باعث شده بخش بزرگی از جریان سرمایه بازار در یک جهت حرکت کند. در یک نگاه بسیاری از سهام و صندوق‌های فناوری برخلاف ظاهر متفاوتشان، در عمل تحت تأثیر یک جریان مشترک حرکت می‌کنند. در شش ماه گذشته، SOXX و QQQ با وجود تفاوت در ترکیب دارایی‌ها، رفتار قیمتی بسیار نزدیکی داشته‌اند. طی سه سال گذشته، بازده TQQQ حدود ۳۰۰٪، QLD حدود ۲۰۰٪ و QQQ حدود ۱۰۰٪ بوده است. خطر اصلی زمانی نمایان می‌شود که روند بازار برگردد و سرمایه‌گذار متوجه شود چندین دارایی متفاوت، در واقع یک ریسک مشترک داشته‌اند. در نگاه اول، سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مختلف فناوری، نیمه‌رساناها، رایانش ابری، هوش مصنوعی و دیگر بخش‌های نوآورانه ممکن است یک سبد متنوع به نظر برسد. اما بررسی رفتار قیمتی این دارایی‌ها نشان می‌دهد تفاوت میان آنها در بسیاری از مواقع کمتر از چیزی است که سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند. مشکل دقیقاً همین‌جاست؛ ممکن است سرمایه‌گذار تصور کند چندین نوع دارایی در اختیار دارد، در حالی که در واقع چند بار روی یک عامل مشترک شرط بسته است. وقتی دو صندوق متفاوت تقریباً یک رفتار دارند یکی از نمونه‌های جالب، مقایسه SOXX با TQQQ است. SOXX یک صندوق بدون اهرم است که روی شرکت‌های صنعت نیمه‌رسانا تمرکز دارد، در حالی که TQQQ تلاش می‌کند حرکت روزانه شاخص نزدک ۱۰۰ را با ضریب سه دنبال کند. در ظاهر، این دو صندوق تفاوت زیادی دارند. SOXX حدود ۳۵ سهم در اختیار دارد، در حالی که QQQ نزدیک به ۱۰۰ سهم را شامل می‌شود. از میان این دو سبد نیز تنها ۱۷ شرکت به صورت مشترک در هر دو صندوق حضور دارند؛ بنابراین حدود یک‌سوم ترکیب آنها با یکدیگر همپوشانی دارد. با این حال، رفتار قیمتی آنها طی شش ماه گذشته شباهت بسیار زیادی داشته است. به بیان ساده، برای اینکه رفتار پرنوسان SOXX را شبیه‌سازی کنیم، در بسیاری از مقاطع کافی بوده است حرکت QQQ را با ضریب سه بزرگ کنیم. این اتفاق یک سؤال مهم برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند: اگر دو صندوق با ترکیب متفاوت می‌توانند چنین رفتار مشابهی داشته باشند، آیا واقعاً داشتن چند صندوق فناوری به معنای تنوع‌بخشی است؟ مسئله فقط SOXX و QQQ نیست نگرانی اصلی این تحلیل فقط به دو صندوق محدود نمی‌شود. بررسی بخش‌های مختلفی که در سال ۲۰۲۶ مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند، از رایانش کوانتومی گرفته تا صنعت فضایی و دیگر موضوعات پرطرفدار، نشان می‌دهد بسیاری از این بخش‌ها در زمان‌های مهم بازار تحت تأثیر یک جریان مشترک قرار می‌گیرند. این جریان همان رفتار معروف «ریسک‌پذیری و ریسک‌گریزی» در بازار است. در دوره‌های خوش‌بینی، سرمایه به سمت دارایی‌های پرریسک‌تر حرکت می‌کند و سهام فناوری، شرکت‌های نوآور و صندوق‌های رشدی هم‌زمان مورد توجه قرار می‌گیرند. اما زمانی که فضای بازار تغییر کند، همین دارایی‌ها می‌توانند به شکل هم‌زمان تحت فشار فروش قرار بگیرند. در چنین شرایطی، تفاوت صنعت یا نام شرکت دیگر اهمیت سابق را ندارد. الگوریتم‌های معاملاتی، صندوق‌های شاخصی و جریان‌های بزرگ سرمایه می‌توانند سهام مختلف را در قالب یک معامله بزرگ‌تر یعنی «ریسک بازار» خرید و فروش کنند. اهرم، تفاوت اصلی را بیشتر می‌کند نمونه TQQQ این مسئله را به شکل واضح‌تری نشان می‌دهد. طی سه سال گذشته، بازده TQQQ حدود ۳۰۰ درصد بوده است. بازده QLD در همین دوره حدود ۲۰۰ درصد و بازده QQQ حدود ۱۰۰ درصد بوده است. در نگاه اول ممکن است این ارقام نشان دهند سرمایه‌گذار با انتخاب صندوق اهرمی، صرفاً نسخه‌ای پربازده‌تر از یک صندوق فناوری را در اختیار داشته است. اما اهرم در هر دو جهت عمل می‌کند. وقتی بازار صعودی است، ضریب سه می‌تواند بازده بسیار بیشتری ایجاد کند. اما زمانی که روند بازار برگردد، زیان نیز با سرعت بیشتری افزایش می‌یابد. نکته مهم این است که صندوق‌های اهرمی به صورت روزانه عملکرد خود را تنظیم می‌کنند. به همین دلیل، نتیجه آنها در دوره‌های طولانی الزاماً برابر با سه برابر بازده شاخص پایه نیست. این موضوع می‌تواند در دوره‌های پرنوسان اهمیت بسیار زیادی داشته باشد. بزرگ‌ترین خطر؛ توهم تنوع‌بخشی سرمایه‌گذاران معمولاً با اضافه کردن دارایی‌های مختلف به سبد خود تلاش می‌کنند ریسک را کاهش دهند. اما اگر چند دارایی به شدت با یکدیگر همبسته باشند، این روش ممکن است نتیجه مورد انتظار را ایجاد نکند. فرض کنید سرمایه‌گذاری هم‌زمان در صندوق‌های فناوری، نیمه‌رسانا، هوش مصنوعی و رایانش ابری انجام شده باشد. از نظر نام و صنعت، اینها چهار سرمایه‌گذاری متفاوت هستند. اما اگر بخش بزرگی از قیمت آنها به یک عامل مشترک یعنی رشد فناوری و جریان سرمایه به سهام هوش مصنوعی وابسته باشد، در زمان اصلاح بازار ممکن است همه آنها هم‌زمان سقوط کنند. در این حالت، سرمایه‌گذار تصور می‌کند چهار انتخاب متفاوت انجام داده، اما در واقع چهار بار روی یک ریسک سرمایه‌گذاری کرده است. این همان چیزی است که می‌توان آن را توهم تنوع‌بخشی نامید. بازار صعودی این مشکل را پنهان می‌کند در بازارهای صعودی، همبستگی بالا معمولاً مشکل بزرگی ایجاد نمی‌کند. برعکس، می‌تواند بسیار سودآور باشد. وقتی جریان سرمایه به سمت فناوری حرکت می‌کند، شرکت‌ها و صندوق‌های مرتبط با این بخش تقریباً هم‌زمان رشد می‌کنند و سرمایه‌گذار از افزایش ارزش کل سبد خود رضایت دارد. مشکل زمانی ظاهر می‌شود که چرخه تغییر کند. اگر نگرانی درباره ارزش‌گذاری شرکت‌های فناوری افزایش یابد یا سرمایه‌گذاران تصمیم بگیرند ریسک خود را کاهش دهند، دارایی‌هایی که در دوره صعودی بسیار متفاوت به نظر می‌رسیدند، ممکن است به شکل هم‌زمان وارد مسیر نزولی شوند. در آن لحظه، سرمایه‌گذار متوجه می‌شود آنچه تصور می‌کرد «تنوع» است، در واقع مجموعه‌ای از دارایی‌های همبسته بوده است. هوش مصنوعی عامل مشترک بازار شده است رشد هوش مصنوعی در سال‌های اخیر فرصت‌های بزرگی برای شرکت‌های فناوری ایجاد کرده است، اما همین موضوع باعث شده جریان سرمایه در بخش بزرگی از بازار حول یک روایت مشترک شکل بگیرد. شرکت‌های تولیدکننده تراشه، ارائه‌دهندگان خدمات ابری، شرکت‌های نرم‌افزاری و حتی برخی شرکت‌های فضایی و رایانش کوانتومی، در ذهن بازار به نوعی با آینده فناوری و هوش مصنوعی ارتباط پیدا کرده‌اند. این ارتباط لزوماً به معنای یکسان بودن مدل کسب‌وکار آنها نیست. اما بازار سهام همیشه بر اساس تفاوت‌های بنیادی شرکت‌ها حرکت نمی‌کند. گاهی جریان سرمایه و احساسات سرمایه‌گذاران برای مدتی طولانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، سهام مختلف می‌توانند با وجود تفاوت‌های بنیادی، رفتار بسیار مشابهی نشان دهند. “ «برداشت من از این تحلیل این است که در بازار فعلی، بزرگ‌ترین اشتباه لزوماً انتخاب سهم اشتباه نیست؛ بلکه برآورد اشتباه از میزان تنوع سبد است. وقتی بخش بزرگی از سرمایه بازار حول یک روایت مشترک مانند هوش مصنوعی حرکت می‌کند، داشتن چندین صندوق و سهم فناوری ممکن است فقط وزن یک ریسک واحد را افزایش دهد. به نظرم در چنین شرایطی، مدیریت سرمایه باید قبل از جست‌وجوی بازده بیشتر، روی اندازه‌گیری همبستگی دارایی‌ها و میزان واقعی مواجهه با QQQ تمرکز کند؛ چون در بازارهای صعودی، همبستگی سود می‌سازد، اما در زمان چرخش روند می‌تواند تمام سبد را هم‌زمان تحت فشار قرار دهد.» بابک شیری الگوریتم‌ها تفاوت‌ها را کمرنگ کرده‌اند یکی از عوامل مهم در افزایش همبستگی میان سهام، رشد معاملات الگوریتمی و سرمایه‌گذاری شاخصی است. در گذشته ممکن بود سرمایه‌گذاران بر اساس ویژگی‌های خاص هر شرکت تصمیم بگیرند. اما امروز بخش قابل‌توجهی از سرمایه از طریق صندوق‌های شاخصی، الگوریتم‌های معاملاتی و راهبردهای مبتنی بر عوامل مشترک وارد بازار می‌شود. در نتیجه، زمانی که بازار وارد وضعیت «ریسک‌گریزی» می‌شود، ممکن است سهام شرکت‌های مختلف صرفاً به دلیل قرار گرفتن در یک گروه پرریسک تحت فشار قرار بگیرند. همین مسئله باعث شده مرز میان برخی صنایع در حرکت کوتاه‌مدت قیمت‌ها کمتر از گذشته قابل مشاهده باشد. برای سرمایه‌گذار، مسئله فقط تعداد دارایی‌ها نیست تنوع‌بخشی واقعی به معنای داشتن تعداد زیادی نماد نیست. مهم‌تر از تعداد دارایی‌ها، این است که بدانیم آنها در برابر چه عواملی حساس هستند. اگر پنج صندوق مختلف همگی به رشد سهام فناوری وابسته باشند، داشتن هر پنج صندوق لزوماً ریسک را کاهش نمی‌دهد. اما اگر دارایی‌های سبد به عوامل اقتصادی متفاوتی مانند نرخ بهره، طلا، کالاها، اوراق بدهی، سهام ارزشی و بخش‌های مختلف اقتصاد وابسته باشند، احتمال کاهش هم‌زمان آنها کمتر خواهد بود. بنابراین سرمایه‌گذار باید به جای پرسیدن «چند دارایی دارم؟»، سؤال مهم‌تری مطرح کند: اگر بازار برگردد، چند دارایی من احتمالاً هم‌زمان سقوط خواهند کرد؟ این سؤال می‌تواند تصویر بسیار دقیق‌تری از ریسک واقعی سبد ارائه دهد. پاییز می‌تواند آزمون مهمی برای این نظریه باشد با نزدیک شدن به پاییز، بازار سهام آمریکا در نقطه حساسی قرار گرفته است. رشد شدید سهام مرتبط با هوش مصنوعی، ارزش‌گذاری‌های بالا و تمرکز سرمایه در بخش فناوری باعث شده حساسیت بازار نسبت به تغییر جریان نقدینگی افزایش پیدا کند. این به معنای آن نیست که سهام فناوری الزاماً باید سقوط کند. همبستگی بالا در دوران صعودی حتی می‌تواند به افزایش بیشتر قیمت‌ها منجر شود. اما اگر چرخه بازار تغییر کند، همین همبستگی می‌تواند سرعت افت را افزایش دهد. سرمایه‌گذارانی که امروز چند صندوق فناوری را در سبد خود دارند، ممکن است تصور کنند ریسک خود را میان دارایی‌های مختلف تقسیم کرده‌اند؛ در حالی که بخش بزرگی از این سبد ممکن است در نهایت به عملکرد QQQ و جریان سرمایه به سمت فناوری وابسته باشد. جمع‌بندی بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تفاوت ظاهری میان صندوق‌ها و صنایع الزاماً به معنای تفاوت واقعی در ریسک نیست. SOXX و QQQ با وجود ترکیب متفاوت، در شش ماه گذشته حرکت بسیار نزدیکی داشته‌اند و عملکرد سه‌ساله TQQQ، QLD و QQQ نیز نشان می‌دهد که اهرم می‌تواند همان ریسک بازار را تنها با شدت بیشتری به سرمایه‌گذار منتقل کند. مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران، انتخاب تعداد بیشتری از صندوق‌ها نیست؛ بلکه شناخت عواملی است که پشت حرکت آنها قرار دارد. اگر چندین دارایی همگی به یک روایت مانند هوش مصنوعی، نرخ بهره یا اشتهای بازار برای ریسک وابسته باشند، تنوع ظاهری می‌تواند در زمان بحران از بین برود. در نهایت، همبستگی بالا الزاماً یک هشدار برای خروج از سهام فناوری نیست؛ بلکه هشداری درباره مدیریت ریسک و شناخت دقیق سبد سرمایه‌گذاری است. تا زمانی که روند صعودی ادامه دارد، این همبستگی می‌تواند به نفع سرمایه‌گذار باشد، اما هنگام تغییر چرخه، تفاوت میان «تنوع واقعی» و «تکرار یک ریسک» می‌تواند بسیار پرهزینه شود. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

سرمایه‌گذاران شاخص S&P 500 امروز بیشتر از اپل، سهام انویدیا دارند

وقتی سرمایه‌گذاری وارد یک صندوق شاخصی مانند S&P 500 می‌شود، تصور عمومی این است که مالک بخشی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکا به‌صورت متنوع است. اما تغییرات اخیر بازار نشان می‌دهد ساختار این شاخص بیش از گذشته تحت تأثیر تعداد محدودی از شرکت‌های غول‌پیکر فناوری قرار گرفته است. در یک نگاه صندوق شاخصی Vanguard S&P 500 ETF در پایان ژوئن ۲۰۲۶، حدود ۷.۵٪ از دارایی‌های خود را به سهام انویدیا اختصاص داده بود؛ در حالی که سهم اپل حدود ۶.۵۸٪ بود. پنج شرکت بزرگ این صندوق یعنی انویدیا، اپل، مایکروسافت، آمازون و آلفابت بیش از ۲۵٪ کل دارایی یک تریلیون دلاری آن را تشکیل می‌دهند. ارزش بازار انویدیا پس از عبور از اپل به حدود ۵.۳ تریلیون دلار رسیده و اکنون حدود ۸۰۰ میلیارد دلار بیشتر از ارزش بازار اپل است. رشد انفجاری تقاضا برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی باعث شده شاخص S&P 500 بیش از هر زمان دیگری به عملکرد چند شرکت بزرگ فناوری وابسته شود. بر اساس آخرین داده‌ها، سرمایه‌گذاران صندوق Vanguard S&P 500 ETF اکنون سهم بیشتری از انویدیا نسبت به اپل در اختیار دارند؛ اتفاقی که نشان‌دهنده تغییر بزرگ در رهبری بازار سهام آمریکا و قدرت روزافزون صنعت هوش مصنوعی است. در پایان ژوئن ۲۰۲۶، انویدیا با اختصاص ۷.۵۰٪ از وزن این صندوق، بزرگ‌ترین موقعیت سرمایه‌گذاری آن بود. در مقابل، اپل که سال‌ها عنوان بزرگ‌ترین سهم این شاخص را در اختیار داشت، با وزن ۶.۵۸٪ در رتبه دوم قرار گرفت. به زبان ساده، اگر فردی ۱۰ هزار دلار در این صندوق سرمایه‌گذاری کرده باشد، حدود ۷۵۰ دلار از سرمایه او به‌طور غیرمستقیم در سهام انویدیا و حدود ۶۵۸ دلار در سهام اپل قرار دارد. پایان دوران سلطه اپل بر صدر بازار برای سال‌ها اپل نماد اصلی قدرت بازار سهام آمریکا بود. رشد فروش آیفون، سودآوری بالا و جریان نقدی قدرتمند این شرکت باعث شده بود سرمایه‌گذاران آن را یکی از امن‌ترین دارایی‌های بازار بدانند. اما موج جدید سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی معادلات را تغییر داد. انویدیا که زمانی تنها یک شرکت تولیدکننده تراشه‌های گرافیکی شناخته می‌شد، اکنون به ستون اصلی توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی در جهان تبدیل شده است. این شرکت نخستین بار در ۵ ژوئن ۲۰۲۴ از نظر ارزش بازار از اپل عبور کرد. در آن زمان ارزش بازار انویدیا حدود ۳.۰۲ تریلیون دلار و ارزش بازار اپل حدود ۲.۹۹ تریلیون دلار بود. تنها چند هفته بعد، انویدیا حتی از مایکروسافت نیز عبور کرد و جایگاه بزرگ‌ترین شرکت جهان از نظر ارزش بازار را به دست آورد. اکنون فاصله میان این دو غول فناوری بسیار بیشتر شده است. ارزش بازار انویدیا حدود ۵.۳ تریلیون دلار برآورد می‌شود، در حالی که ارزش بازار اپل حدود ۴.۵ تریلیون دلار است؛ یعنی اختلافی نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار. شاخص S&P 500 بیشتر از گذشته به هوش مصنوعی وابسته شده است صندوق Vanguard S&P 500 ETF حدود ۱.۰۵ تریلیون دلار دارایی را در اختیار دارد و روی کاغذ مالک ۵۲۰ شرکت آمریکایی است. اما توزیع سرمایه میان این شرکت‌ها بسیار نابرابر شده است. پس از انویدیا و اپل، شرکت‌های مایکروسافت با وزن ۴.۲۹٪، آمازون با ۳.۶۱٪ و آلفابت، مالک گوگل، با ۳.۲۴٪ در رتبه‌های بعدی قرار دارند. در مجموع، همین پنج شرکت بیش از ۲۵.۲۲٪ کل دارایی صندوق را تشکیل می‌دهند. اگر هر دو نوع سهام آلفابت نیز محاسبه شود، سهم شرکت‌های بزرگ فناوری به حدود ۲۸٪ افزایش پیدا می‌کند. این تمرکز نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری در شاخص S&P 500 دیگر تنها سرمایه‌گذاری روی کل اقتصاد آمریکا نیست؛ بلکه تا حد زیادی سرمایه‌گذاری روی رهبران موج هوش مصنوعی نیز محسوب می‌شود. شرکت‌هایی مانند برادکام و میکرون نیز از این روند بهره برده‌اند. برادکام با وزن ۲.۷۷٪ در رتبه ششم صندوق قرار دارد و میکرون با سهم ۲.۰۱٪ به جمع ۱۰ شرکت بزرگ صندوق اضافه شده است؛ رشدی که مستقیماً به افزایش تقاضا برای تجهیزات و حافظه مورد نیاز سامانه‌های هوش مصنوعی مرتبط است. رشد انویدیا موتور اصلی تغییر وزن شاخص دلیل اصلی افزایش سهم انویدیا در شاخص، تصمیم مدیران صندوق‌ها نبوده است. شاخص S&P 500 بر اساس ارزش بازار شرکت‌ها تنظیم می‌شود؛ بنابراین هر شرکتی که سریع‌تر رشد کند، وزن بیشتری در شاخص پیدا می‌کند. انویدیا در آخرین گزارش مالی خود رشد درآمد سالانه ۸۵٪ را ثبت کرد و درآمد فصل اخیر آن به ۸۱.۶ میلیارد دلار رسید. همین رشد چشمگیر باعث شد ارزش‌گذاری بازار نسبت به آینده این شرکت تغییر کند. در مقابل، کاهش سهم اپل به معنای ضعف این شرکت نیست. اپل همچنان یکی از قدرتمندترین شرکت‌های جهان با درآمد پایدار، برند جهانی و ذخایر نقدی عظیم است. اما سرعت رشد انویدیا در دوره جدید فناوری باعث شده وزن آن در بازار سرمایه افزایش پیدا کند. “ «افزایش تمرکز شاخص S&P 500 روی چند شرکت بزرگ فناوری یک هشدار مهم برای سرمایه‌گذاران است. رشد فعلی می‌تواند ادامه‌دار باشد، اما هر موج بزرگ سرمایه‌گذاری در تاریخ بازارها زمانی با آزمون ارزش‌گذاری مواجه شده است. بنابراین، هوش مصنوعی همچنان یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های اقتصادی دهه آینده است، اما مدیریت ریسک و توجه به قیمت خرید، تفاوت میان سرمایه‌گذاری هوشمندانه و دنبال کردن صرف یک هیجان بازار خواهد بود.» بابک شیری وابستگی بیشتر؛ فرصت یا ریسک؟ تمرکز بالای شاخص روی چند شرکت بزرگ فناوری، هم فرصت ایجاد می‌کند و هم ریسک. از یک طرف، سرمایه‌گذاران شاخصی بدون نیاز به انتخاب مستقیم سهام، از رشد شرکت‌هایی مانند انویدیا، مایکروسافت و آلفابت بهره‌مند شده‌اند. مدل وزنی شاخص نیز باعث می‌شود شرکت‌های موفق به‌صورت خودکار سهم بیشتری پیدا کنند. اما از طرف دیگر، افزایش وابستگی شاخص به چند شرکت محدود می‌تواند نوسانات بازار را بیشتر کند. برای مثال، کاهش ۲۰٪ قیمت سهام انویدیا، در شرایط ثابت بودن سایر عوامل، می‌تواند حدود ۱.۵٪ از ارزش کل صندوق را کاهش دهد. در حال حاضر، ۱۰ شرکت بزرگ صندوق حدود ۳۶.۳۳٪ از کل دارایی آن را تشکیل می‌دهند؛ یعنی از هر ۱۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری، حدود ۳۶۳۳ دلار در اختیار همین ۱۰ شرکت است و باقی سرمایه میان ۵۱۰ شرکت دیگر تقسیم می‌شود. آینده بازار؛ ادامه سلطه هوش مصنوعی یا بازگشت تعادل؟ بازار سهام آمریکا در سال‌های اخیر شاهد یکی از بزرگ‌ترین تغییرات ساختاری خود بوده است. همان‌طور که اپل سال‌ها نماد تحول دیجیتال بود، اکنون انویدیا نماینده موج جدید سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی محسوب می‌شود. با این حال، تاریخ بازار نشان داده هیچ رهبری دائمی نیست. همان‌طور که اپل توانست سال‌ها در صدر باقی بماند، ممکن است در آینده شرکت‌های دیگری نیز جایگاه فعلی رهبران هوش مصنوعی را تغییر دهند. طراحی شاخص‌های وزنی بازار نیز این امکان را فراهم می‌کند که در صورت کاهش قدرت یک صنعت، سهم آن به مرور کاهش پیدا کند؛ بدون اینکه سرمایه‌گذار نیاز به تصمیم‌گیری مستقیم داشته باشد. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا سرمایه‌گذاران در جست‌وجوی درآمد پایدار، دوباره به صندوق‌های سود تقسیمی بازگشته‌اند؟

در دنیای سرمایه‌گذاری، بسیاری از افراد به دنبال راهی هستند که بدون درگیر شدن روزانه با نوسانات بازار، درآمدی پایدار از دارایی‌های خود ایجاد کنند. اما تجربه بازار نشان داده است که سودهای بسیار بالا همیشه نشانه فرصت جذاب نیستند و در بسیاری از موارد می‌توانند هشداری درباره ریسک‌های پنهان باشند. در یک نگاه  صندوق‌های سود تقسیمی به جای دنبال کردن سودهای بسیار بالا، روی درآمد پایدار و شرکت‌های باکیفیت تمرکز دارند.  ترکیب شرکت‌هایی مانند اکسون موبیل، شورون، اب‌وی، ورایزون و فایزر، ریسک سرمایه‌گذاری تک‌سهمی را کاهش می‌دهد.  این صندوق در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۱ درصد رشد کرده و بازدهی آن از برخی شرکت‌های موجود در سبدش بهتر بوده است.  پیام اصلی برای سرمایه‌گذاران: ثبات درآمد و کیفیت شرکت‌ها در بلندمدت اهمیت بیشتری از سودهای غیرواقعی و پرریسک دارد. سهام یا صندوق‌هایی که وعده سودهای سالانه بالاتر از ۸ تا ۱۰ درصد می‌دهند، در نگاه نخست بسیار جذاب به نظر می‌رسند؛ اما مشکل اصلی این است که بسیاری از این پرداخت‌ها در بلندمدت قابل حفظ نیستند. کاهش سود تقسیمی، توقف پرداخت‌ها یا افت شدید قیمت دارایی می‌تواند تمام مزیت ظاهری چنین سرمایه‌گذاری‌هایی را از بین ببرد. به همین دلیل، بسیاری از سرمایه‌گذاران محتاط به جای دنبال کردن بالاترین سود ممکن، به دنبال شرکت‌هایی هستند که توانایی پرداخت سود منظم و پایدار دارند. یکی از ابزارهایی که برای این هدف مورد توجه قرار گرفته، صندوق سرمایه‌گذاری آی‌شیرز با سود تقسیمی بالا است؛ صندوقی که تلاش می‌کند با ترکیبی از شرکت‌های قدرتمند، درآمدی مستمر برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند. درآمد پایدار مهم‌تر از سودهای هیجان‌انگیز یکی از اشتباهات رایج سرمایه‌گذاران، تمرکز بیش از حد روی رقم سود تقسیمی است. سود بالا همیشه به معنای سرمایه‌گذاری بهتر نیست؛ زیرا ممکن است ناشی از افت شدید قیمت سهام یا مشکلات مالی شرکت باشد. شرکت‌هایی که سود تقسیمی پایدار پرداخت می‌کنند معمولاً دارای جریان نقدی قوی، کسب‌وکار تثبیت‌شده و توانایی عبور از دوره‌های سخت اقتصادی هستند. چنین شرکت‌هایی شاید سودهای بسیار بزرگ و کوتاه‌مدت ایجاد نکنند، اما در طول سال‌ها می‌توانند منبع قابل اعتمادی برای درآمد سرمایه‌گذاران باشند. صندوق مورد بررسی نیز دقیقاً با همین رویکرد طراحی شده است. هدف اصلی آن دنبال کردن شاخصی است که شرکت‌هایی با سود تقسیمی جذاب و کیفیت مالی بالا را انتخاب می‌کند. این صندوق به جای تمرکز روی یک صنعت یا یک شرکت خاص، سرمایه سرمایه‌گذاران را میان مجموعه‌ای از شرکت‌های بزرگ توزیع می‌کند. این موضوع باعث می‌شود ریسک کاهش ارزش یک سهم خاص، تأثیر کمتری بر کل سرمایه داشته باشد. ترکیب شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده سبد این صندوق شامل برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی است که سابقه طولانی در پرداخت سود دارند. در میان پنج دارایی اصلی آن می‌توان به شرکت‌های زیر اشاره کرد: اکسون موبیل شورون اِب‌وی ورایزون فایزر این شرکت‌ها در صنایع مختلف فعالیت می‌کنند و همین تنوع، یکی از نقاط قوت اصلی صندوق محسوب می‌شود. برای مثال، سود تقسیمی شرکت ورایزون حدود ۵.۸ درصد و سود تقسیمی فایزر حدود ۶.۳ درصد گزارش شده است. چنین ارقامی برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال درآمد منظم هستند، جذابیت بالایی دارد. با این حال، مزیت اصلی صندوق فقط میزان سود پرداختی شرکت‌ها نیست، بلکه ترکیب چندین شرکت مختلف در کنار یکدیگر است. سرمایه‌گذار به جای انتخاب یک سهم و پذیرش تمام ریسک‌های آن، مالک بخشی از مجموعه‌ای از شرکت‌های بزرگ می‌شود. عملکرد بهتر از برخی سهام بزرگ بازدهی این صندوق در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تنوع می‌تواند نقش مهمی در عملکرد سرمایه‌گذاری داشته باشد. ارزش واحدهای این صندوق از ابتدای سال حدود ۲۱ درصد افزایش یافته است؛ عملکردی که از برخی شرکت‌های بزرگ موجود در ترکیب آن بهتر بوده است. در همین دوره، افزایش قیمت نفت باعث رشد قابل‌توجه سهام شرکت‌های انرژی شد. قیمت سهام اکسون موبیل حدود ۳۷ درصد و شورون حدود ۳۵ درصد افزایش یافت. اما عملکرد همه شرکت‌ها مشابه نبود. سهام اب‌وی حدود ۱۳ درصد، فایزر حدود ۹ درصد و ورایزون حدود ۱۹ درصد رشد کردند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد حتی شرکت‌های بزرگ و سودده نیز می‌توانند در دوره‌های مختلف عملکرد متفاوتی داشته باشند. صندوق‌های متنوع به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهند بدون نیاز به پیش‌بینی دقیق برنده یا بازنده بازار، از رشد مجموعه‌ای از دارایی‌ها بهره‌مند شوند. کاهش ریسک با سرمایه‌گذاری متنوع یکی از مهم‌ترین مزیت‌های صندوق‌های سود تقسیمی، کاهش وابستگی به عملکرد یک شرکت خاص است. برای مثال، اگر قیمت نفت کاهش پیدا کند، احتمالاً سهام شرکت‌های انرژی مانند اکسون موبیل و شورون تحت فشار قرار می‌گیرد. اما در همان شرایط، ممکن است شرکت‌های دارویی یا مخابراتی عملکرد بهتری داشته باشند و بخشی از این کاهش را جبران کنند. این ویژگی برای سرمایه‌گذاران محافظه‌کار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف اصلی آنها معمولاً حفظ سرمایه و ایجاد جریان درآمدی پایدار است، نه کسب بیشترین بازده در کوتاه‌ترین زمان. در شرایطی که بازار سهام آمریکا با ارزش‌گذاری‌های بالا و نوسانات قابل‌توجه روبه‌رو است، داشتن دارایی‌هایی که درآمد منظم ایجاد می‌کنند می‌تواند نقش مهمی در تعادل پرتفوی داشته باشد. “ «در بازارهای پرنوسان، درآمد پایدار اغلب ارزشمندتر از سودهای هیجان‌انگیز است؛ زیرا سرمایه‌گذارانی که به دنبال ثبات هستند، بیشتر از رشد کوتاه‌مدت به دوام جریان نقدی اهمیت می‌دهند.» بابک شیری سود تقسیمی؛ ابزار مقابله با نوسانات بازار در دوره‌هایی که بازارهای سهام رشد قدرتمندی دارند، توجه بسیاری از سرمایه‌گذاران به شرکت‌های رشدی و فناوری جلب می‌شود. اما در زمان اصلاح بازار، شرکت‌های دارای سود تقسیمی پایدار معمولاً جذابیت بیشتری پیدا می‌کنند. دلیل آن ساده است؛ سرمایه‌گذار علاوه بر تغییرات قیمت سهم، از جریان نقدی منظم نیز بهره‌مند می‌شود. وارن بافت بارها تأکید کرده است که سرمایه‌گذاران باید زمانی محتاط باشند که دیگران بیش از حد هیجان‌زده هستند. این دیدگاه نشان می‌دهد تمرکز بر کیفیت کسب‌وکار و پایداری درآمد، در بسیاری از دوره‌ها اهمیت بیشتری از دنبال کردن سودهای کوتاه‌مدت دارد. آیا صندوق‌های سود تقسیمی گزینه مناسبی هستند؟ صندوق‌های سود تقسیمی برای همه سرمایه‌گذاران مناسب نیستند، اما برای افرادی که به دنبال درآمد منظم، کاهش ریسک و سرمایه‌گذاری بلندمدت هستند، می‌توانند گزینه‌ای قابل بررسی باشند. این نوع سرمایه‌گذاری شاید سودهای بسیار بزرگ و سریع ایجاد نکند، اما مزیت اصلی آن در ثبات، تنوع و کاهش وابستگی به یک سهم خاص است. در شرایطی که بسیاری از دارایی‌ها با قیمت‌های بالا معامله می‌شوند، انتخاب شرکت‌هایی با سابقه مالی قوی و توانایی پرداخت سود منظم می‌تواند یک استراتژی منطقی برای حفظ ارزش سرمایه باشد. در نهایت، سرمایه‌گذاری موفق بیشتر از آنکه به پیدا کردن بالاترین سود ممکن وابسته باشد، به انتخاب دارایی‌هایی بستگی دارد که بتوانند در طول زمان عملکرد قابل اتکایی داشته باشند. در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

توکن‌سوزی توکن‌های شبکه ترون؛ آیا رشد این چند پروژه را شاهدیم؟

اکوسیستم ترون با اجرای برنامه‌های گسترده خرید مجدد و توکن‌سوزی برای دارایی‌های JST، SUN، BTT و WIN وارد مرحله جدیدی از مدل اقتصادی خود شده است. در یوتوتایمز بررسی می‌کنیم چگونه استفاده از درآمد واقعی شبکه برای کاهش عرضه توکن‌ها می‌تواند ساختار توکنومیک ترون را تغییر دهد. بر اساس داده‌های معتبر جهانی بررسی شده توسط یوتوتایمز، پروژه‌های اصلی شبکه ترون در حال تبدیل درآمدهای پروتکل به خرید توکن از بازار و حذف دائمی آن‌ها از چرخه گردش هستند؛ مدلی که شباهت زیادی به بازخرید سهام در بازارهای سنتی دارد. JST، SUN، BTT و WIN برنامه توکن‌سوزی را آغاز کردند ترون اعلام کرده است چهار دارایی اصلی این شبکه شامل JST، SUN، WIN و BTT اکنون از مکانیزم‌های خرید مجدد و توکن‌سوزی استفاده می‌کنند. در این مدل، درآمد ایجادشده توسط فعالیت‌های شبکه برای خرید توکن‌ها از بازار آزاد استفاده شده و سپس این دارایی‌ها برای همیشه از عرضه خارج می‌شوند. هدف این برنامه، ایجاد یک چرخه ارزش برای دارندگان توکن‌ها و کاهش تدریجی عرضه در گردش است؛ موضوعی که می‌تواند در بلندمدت بر اقتصاد این دارایی‌ها تاثیر بگذارد. JST بیش از ۱.۷ میلیارد توکن را از گردش خارج کرد توکن JST که یکی از دارایی‌های اصلی بخش دیفای ترون محسوب می‌شود، پیشگام این برنامه بوده است. طبق اعلام این پروژه، JST تاکنون چهار مرحله اصلی خرید و توکن‌سوزی را تکمیل کرده و مجموعاً یک میلیارد و ۷۱۱ میلیون و ۲۴۹ هزار و ۸۶۳ توکن JST را از گردش خارج کرده است. این مقدار معادل حدود ۱۷.۲۹ درصد از کل عرضه JST اعلام شده است. شاخص JST مقدار تعداد توکن‌های سوزانده‌شده ۱.۷۱ میلیارد JST سهم از کل عرضه ۱۷.۲۹ درصد ارزش کل خریدها بیش از ۹۴.۶۲ میلیون دلار تعداد مراحل توکن‌سوزی ۴ مرحله ارزش کل خریدهای انجام‌شده برای JST در چهار مرحله از ۹۴.۶۲ میلیون دلار عبور کرده که نشان‌دهنده افزایش حجم سرمایه اختصاص‌یافته به این برنامه است. SUN مکانیزم خرید مجدد خود را ارتقا داد SUN.io، یکی دیگر از بخش‌های مهم دیفای ترون، نیز مکانیزم خرید مجدد خود را به‌روزرسانی کرده است. این سیستم اکنون منابع مالی خود را از محصولات مختلف اکوسیستم SUN.io مانند SunSwap V2، SunPump و SunX دریافت می‌کند. از زمان آغاز برنامه خرید و توکن‌سوزی در دسامبر ۲۰۲۱، SUN.io تعداد ۵۱ مرحله متوالی توکن‌سوزی انجام داده است. در این مدت، ۶۷۸ میلیون و ۵۴۷ هزار و ۱۸۸ واحد SUN از گردش خارج شده که حدود ۳.۴ درصد از کل عرضه این توکن را تشکیل می‌دهد. همچنین SUN.io یک داشبورد اختصاصی برای نمایش فرآیند خرید و توکن‌سوزی راه‌اندازی کرده تا سرمایه‌گذاران بتوانند ارتباط میان درآمد پروتکل و کاهش عرضه را مشاهده کنند. BTT و WIN نیز وارد مرحله خرید با درآمد واقعی شدند دو پروژه زیرمجموعه ترون یعنی BitTorrent و WINkLink نیز برنامه‌های خرید و توکن‌سوزی خود را معرفی کرده‌اند. WINkLink اعلام کرده است ۱۰۰ درصد درآمد خود را برای خرید مجدد توکن WIN اختصاص خواهد داد. BitTorrent نیز قصد دارد تمام درآمد حاصل از فعالیت‌های غیرمتمرکز خود را برای خرید BTT استفاده کند. طبق برنامه اعلام‌شده، مرحله رسمی توکن‌سوزی این دو پروژه در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ آغاز خواهد شد. رشد JST پس از برنامه توکن‌سوزی افزایش یافت در میان چهار پروژه اصلی، JST بیشترین تاثیر را از اجرای برنامه کاهش عرضه دریافت کرده است. پس از آغاز برنامه خرید و توکن‌سوزی، قیمت JST بیش از ۲۰۰ درصد افزایش یافت و در تاریخ ۱۰ ژوئیه از سطح ۰.۱ دلار عبور کرد. همچنین حجم معاملات این توکن در سه‌ماهه دوم سال به ۳.۲۷ میلیارد دلار رسید که نشان‌دهنده افزایش فعالیت بازار و توجه سرمایه‌گذاران به این دارایی است. طبق داده‌های منتشرشده، منابع مالی این برنامه از درآمد JustLend DAO تامین می‌شود؛ به‌طوری که ۷۰ درصد منابع از عملیات اجاره انرژی و ۳۰ درصد از کارمزدهای ثبات USDJ تامین شده است. SUN، WIN و BTT عملکرد متفاوتی در بازار داشتند توکن SUN نیز پس از بهبود مکانیزم ضدتورمی خود توانست روند نسبتاً پایداری ثبت کند. بر اساس داده‌های CoinGecko، SUN در یک ماه حدود ۱۰ درصد رشد داشته و ارزش کل دارایی‌های قفل‌شده (TVL) آن به حدود ۶۴۰ میلیون دلار رسیده است. حجم معاملات هفت‌روزه این پروتکل نیز حدود ۴۴۰ میلیون دلار اعلام شده است. از سوی دیگر، WIN پس از معرفی برنامه «خرید و توکن‌سوزی با ۱۰۰ درصد درآمد واقعی» حدود ۲۲.۵ درصد رشد کرد. BTT نیز در شرایط نوسانی بازار توانست حمایت قیمتی خود را حفظ کند. ترون از یک شبکه لایه اول به موتور مالی تبدیل می‌شود ترون اعلام کرده است این شبکه اکنون نزدیک به ۴۰۰ میلیون حساب فعال دارد و ارزش کل دارایی‌های قفل‌شده آن از ۲۷ میلیارد دلار عبور کرده است. همچنین حجم استیبل‌کوین‌های موجود در شبکه ترون بیش از ۹۰ میلیارد دلار گزارش شده است. این شبکه تلاش می‌کند درآمدهای ایجادشده از فعالیت‌های مختلف را دوباره به اکوسیستم بازگرداند و از طریق خرید و توکن‌سوزی، ارزش بیشتری برای دارندگان دارایی‌های خود ایجاد کند. در سال ۲۰۲۶ نیز پروژه‌های زیرمجموعه ترون به‌روزرسانی‌هایی مانند ارتقای JustLend DAO، کاهش هزینه انرژی SUN.io، راه‌اندازی BTTInferGrid برای پردازش غیرمتمرکز هوش مصنوعی و گسترش خدمات WINkLink را اجرا کرده‌اند. تحلیل یوتوتایمز از تاثیر خبر بر بازار کریپتو تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند برنامه‌های توکن‌سوزی ترون می‌تواند در کوتاه‌مدت توجه سرمایه‌گذاران را به JST، SUN، BTT و WIN افزایش دهد، اما تاثیر واقعی این مدل به میزان رشد درآمد شبکه و تقاضای کاربران وابسته است. کاربران ایرانی بازار کریپتو باید در کنار اخبار توکن‌سوزی، میزان استفاده واقعی از پروتکل و نقدینگی پروژه‌ها را نیز بررسی کنند. این خبر به هیچ وجه پیشنهاد خرید این آلت‌کوین‌ها نیست و برای خرید هر رمزارزی، باید تحقیقات بسیار کامل‌تری را انجام دهید.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

سبقت اتریوم از بیت‌ کوین با جذب ۳۶۵ میلیون دلار ETF؛ آیا وقت خرید است؟

در یک نگاه اتریوم در ماه جولای با رشد ۱۹ درصدی عملکرد بهتری نسبت به بیت‌کوین داشت و نسبت ETH/BTC از سطح ۰.۰۳۰ عبور کرد. ETFهای اسپات اتریوم آمریکا ۳۶۵ میلیون دلار سرمایه جذب کردند؛ در حالی که ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین کمتر بود. خریدهای سازمانی مانند افزایش ذخایر BitMine از اتریوم حمایت کرد، اما Strategy در ماه جولای خرید جدیدی برای بیت‌کوین انجام نداد. با وجود رشد اخیر، داده‌های آن‌چین هنوز کف نهایی اتریوم در برابر بیت‌کوین را تایید نمی‌کنند و روند بازگشت کامل مشخص نیست. اتریوم با ورود ۳۶۵ میلیون دلار سرمایه از بیت‌ کوین سبقت گرفت؛ اما کف واقعی هنوز تایید نشده است اتریوم در ماه جولای عملکرد بهتری نسبت به بیت‌ کوین ثبت کرد و با جذب سرمایه جدید از صندوق‌های ETF و افزایش خریدهای سازمانی، توانست برای نخستین بار طی ماه‌های اخیر روند صعودی قدرتمندتری نسبت به بزرگ‌ترین ارز دیجیتال بازار داشته باشد. با این حال، داده‌های آن‌چین نشان می‌دهد که هنوز نمی‌توان پایان روند نزولی اتریوم نسبت به بیت‌ کوین را قطعی دانست. بر اساس داده‌های CryptoSlate، قیمت اتریوم در ماه جولای ۱۹ درصد افزایش یافت و تا محدوده ۱,۹۷۰ دلار رشد کرد، اما در زمان انتشار گزارش به حدود ۱,۸۶۸ دلار بازگشت. در همین بازه، بیت‌ کوین تنها ۸ درصد رشد کرد و چندین بار در عبور از سطح ۶۵ هزار دلار ناکام ماند. این اختلاف عملکرد باعث شد نسبت ETH/BTC برای نخستین بار در سه ماه گذشته از سطح ۰.۰۳۰ عبور کند. البته این نسبت بعدتر کمی کاهش یافت و به محدوده ۰.۰۲۹۶۲ رسید. نسبت ETH/BTC طی یک ماه گذشته بیش از ۱۰ درصد رشد داشته که نشان‌دهنده افزایش قدرت اتریوم در برابر بیت‌ کوین است. (نمودار نسبت ETH/BTC از منبع TradingView که افزایش قدرت اتریوم نسبت به بیت‌ کوین و عبور این نسبت از سطح ۰.۰۳۰ را نشان می‌دهد.) این رشد باعث شده برخی سرمایه‌گذاران احتمال بازگشت سرمایه‌ها به سمت اتریوم را مطرح کنند؛ زیرا این ارز دیجیتال نزدیک به یک سال عملکرد ضعیف‌تری نسبت به بیت‌ کوین داشت. با این حال، شاخص‌های زنجیره‌ای همچنان نشانه‌های کاملی از یک تغییر روند بلندمدت ارائه نمی‌کنند. افزایش ورود سرمایه به ETFهای اتریوم و خریدهای سازمانی رشد اتریوم تنها به بازار اسپات محدود نبود و محصولات سرمایه‌گذاری قانون‌گذاری‌شده نیز شاهد افزایش تقاضا بودند. معامله‌گران بازار مشتقات نیز در ماه جولای بار دیگر میزان مواجهه خود با اتریوم را افزایش دادند. بر اساس داده‌های SoSoValue، صندوق‌های ETF اسپات اتریوم در آمریکا طی ماه جولای مجموعاً ۳۶۵.۱۷ میلیون دلار ورود سرمایه خالص ثبت کردند. این رقم بهترین عملکرد ماهانه ETFهای اتریوم در سال جاری محسوب می‌شود. در مقابل، ETFهای بیت‌ کوین در همین دوره تنها ۱۷۲.۴۳ میلیون دلار سرمایه جذب کردند که ضعیف‌ترین عملکرد ماهانه این صندوق‌ها از زمان آغاز فعالیت در ژانویه ۲۰۲۴ بود. (نمودار مقایسه جریان ورود سرمایه به ETFهای بیت‌ کوین و اتریوم در سال ۲۰۲۶ از منبع SoSoValue که برتری ورود سرمایه به ETFهای اتریوم در ماه جولای را نشان می‌دهد.) این تغییر شرایط برای محصولات سرمایه‌گذاری مبتنی بر اتریوم اهمیت زیادی دارد؛ زیرا این صندوق‌ها طی دو ماه قبل از آن بیش از یک میلیارد دلار خروج سرمایه را تجربه کرده بودند. یکی دیگر از عوامل تقویت‌کننده روند صعودی اتریوم، آغاز فعالیت صندوق Morgan Stanley Ethereum Trust با نماد MSSE بود. این محصول در نخستین روزهای فعالیت خود حدود ۲۰ میلیون دلار دارایی جذب کرد. اگرچه این رقم در مقایسه با ETFهای بزرگ اتریوم هنوز کوچک محسوب می‌شود، اما شبکه گسترده مورگان استنلی می‌تواند دسترسی این صندوق را به سرمایه‌گذاران بیشتری فراهم کند. این شرکت حدود ۱۶ هزار مشاور مالی دارد که مدیریت نزدیک به ۷ تریلیون دلار دارایی مشتریان را برعهده دارند. کارمزد پایین ۰.۱۴ درصدی این صندوق نیز می‌تواند رقابت میان محصولات سرمایه‌گذاری اتریوم را افزایش دهد و سرمایه‌گذاران سنتی بیشتری را به سمت این بازار جذب کند. افزایش ذخایر اتریوم توسط شرکت‌ها؛ توقف خریدهای بیت‌ کوین توسط Strategy تقاضای سازمانی برای اتریوم نیز هم‌زمان با افزایش ورود سرمایه به ETFها رشد کرد. شرکت BitMine که بزرگ‌ترین دارنده سازمانی اتریوم محسوب می‌شود، در طول ماه جولای به افزایش ذخایر خود ادامه داد. میزان دارایی این شرکت از حدود ۵.۷۰ میلیون اتریوم در پایان ماه ژوئن به ۵.۷۹ میلیون ETH در تاریخ ۲۶ جولای افزایش یافت. البته سرعت خریدهای این شرکت نسبت به گذشته کاهش پیدا کرده است. در سمت مقابل، شرکت Strategy که بزرگ‌ترین دارنده سازمانی بیت‌ کوین محسوب می‌شود، در ماه جولای هیچ خرید جدیدی انجام نداد. این شرکت به مدیریت مایکل سیلور به جای افزایش ذخایر بیت‌ کوین، تمرکز خود را روی افزایش ذخایر نقدی و حمایت از اوراق بهادار خود قرار داد. این اختلاف رفتار میان دو شرکت باعث شد اتریوم هم‌زمان از افزایش خریدهای سازمانی و ورود سرمایه ETFها بهره‌مند شود، در حالی که یکی از مهم‌ترین خریداران سازمانی بیت‌ کوین فعلاً فعالیت جدیدی در بازار نداشت. شاخص‌های ارزش‌گذاری هنوز پایان روند نزولی اتریوم را تایید نمی‌کنند با وجود رشد قابل توجه اتریوم در ماه جولای، برخی شاخص‌های تاریخی نشان می‌دهند که این ارز دیجیتال هنوز به شرایطی مشابه کف‌های قبلی بازار نرسیده است. داده‌های TradingView نشان می‌دهد نسبت ETH/BTC همچنان حدود ۱۳ درصد پایین‌تر از ابتدای سال قرار دارد و تقریباً ۷۳ درصد پایین‌تر از سقف تاریخی سال ۲۰۱۷ در محدوده ۰.۱۱ است. اگرچه تثبیت این نسبت در محدوده ۰.۰۲۹۶۳ توانسته از ادامه سقوط آن از کف چندساله حدود ۰.۰۲۸ جلوگیری کند، اما هنوز فاصله زیادی تا جبران کاهش ارزش اتریوم در برابر بیت‌ کوین وجود دارد. برای بررسی دقیق‌تر شرایط، داده‌های CryptoQuant از شاخص‌های ارزش‌گذاری و جریان ورود و خروج صرافی‌ها استفاده می‌کنند تا وضعیت فعلی را با دوره‌های قبلی تغییر روند مقایسه کنند. نسبت ارزش بازار به ارزش تحقق‌یافته (MVRV) اتریوم در برابر بیت‌ کوین اکنون به ۰.۶۵ کاهش یافته است؛ در حالی که این شاخص در آگوست ۲۰۲۵ حدود ۰.۹۵ بود. کاهش این شاخص نشان می‌دهد بخش زیادی از ارزش‌گذاری بیش از حد گذشته از بین رفته است. (نمودار ETH/BTC MVRV Ratio از منبع CryptoQuant که کاهش شاخص ارزش بازار به ارزش تحقق‌یافته و مقایسه آن با کف‌های تاریخی قبلی را نشان می‌دهد.) با این حال، کف‌های ساختاری قبلی مانند سال ۲۰۱۹ و ابتدای ۲۰۲۵ زمانی شکل گرفتند که این شاخص به زیر سطح ۰.۴۵ رسیده بود. بنابراین شرایط فعلی نشان می‌دهد اتریوم از مرحله ارزش‌گذاری بیش از حد فاصله گرفته، اما هنوز به محدوده‌هایی که در گذشته آغازگر بازگشت‌های بزرگ بودند، نرسیده است. فشار فروش اتریوم کاهش یافته اما هنوز کاملاً پایان نیافته است داده‌های مربوط به جریان ورود اتریوم و بیت‌ کوین به صرافی‌ها نیز شرایط مشابهی را نشان می‌دهد. نسبت سپرده‌گذاری ETH به BTC در صرافی‌ها از بالای ۱.۵ در آگوست گذشته به حدود ۰.۸ کاهش یافته است. این کاهش نشان می‌دهد فشار فروش نسبی اتریوم در برابر بیت‌ کوین به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. با این حال، در دوره‌های قبلی تغییر روند، این نسبت به محدوده ۰.۴ رسیده بود. بنابراین داده‌های فعلی نشان می‌دهند بخش اصلی فشار فروش کاهش یافته، اما هنوز میزان عرضه در بازار بالاتر از دوره‌هایی است که فروشندگان به طور کامل خسته شده بودند. در صورتی که نسبت ETH/BTC بتواند بالاتر از سطح ۰.۰۳۰ تثبیت شود و شاخص‌های ارزش‌گذاری و جریان صرافی‌ها نیز به محدوده‌های تاریخی کف نزدیک شوند، احتمال شکل‌گیری یک روند صعودی گسترده‌تر برای اتریوم افزایش خواهد یافت. با این حال، داده‌های فعلی بیشتر نشان‌دهنده بازگشت اتریوم از سطوح پایین قیمتی هستند و هنوز نمی‌توان آن را تایید قطعی پایان چرخه نزولی در برابر بیت‌ کوین دانست. تحلیل تاثیر خبر بر بازار کریپتو رشد ETFهای اتریوم و افزایش خریدهای سازمانی می‌تواند در کوتاه‌مدت باعث افزایش توجه معامله‌گران به ETH و تقویت آلت‌کوین‌ها شود. با این حال، کاربران بازار باید توجه داشته باشند که داده‌های آن‌چین هنوز تایید کاملی برای آغاز یک روند صعودی بلندمدت ارائه نمی‌کنند. برای معامله‌گران ایرانی، مدیریت ریسک و بررسی نسبت ETH/BTC می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های معاملاتی اهمیت زیادی داشته باشد.

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

بلک ‌راک به‌تنهایی روند بازار کریپتو و بیت کوین را تغییر داد

پس از چهار روز متوالی خروج سرمایه از صندوق‌های قابل معامله بیت‌کوین (Spot Bitcoin ETF) در آمریکا، آمارها سرانجام از بازگشت جریان سرمایه خبر دادند. اما بررسی جزئیات نشان می‌دهد این تغییر مثبت بیش از آنکه نشانه بازگشت گسترده سرمایه‌گذاران نهادی باشد، تقریباً به‌طور کامل به عملکرد یک صندوق وابسته بوده است. در معاملات ۲۹ جولای، ETFهای اسپات بیت‌کوین آمریکا در مجموع ۳۲.۱ میلیون دلار ورود سرمایه خالص ثبت کردند و به روند چهارروزه خروج سرمایه پایان دادند. با این حال، تقریباً تمام این ورود سرمایه از سوی صندوق iShares Bitcoin Trust (IBIT) متعلق به بلک‌راک تأمین شد؛ در حالی که سایر صندوق‌های بزرگ یا با خروج سرمایه مواجه شدند یا هیچ جریان ورودی ثبت نکردند. در یک نگاه ETFهای اسپات بیت‌کوین آمریکا پس از چهار روز خروج سرمایه، ۳۲.۱ میلیون دلار ورود سرمایه خالص ثبت کردند. صندوق IBIT بلک‌راک به‌تنهایی ۸۹.۸ میلیون دلار سرمایه جذب کرد. خروج ۵۷.۷ میلیون دلاری سرمایه از صندوق‌های فیدلیتی و ARK بخش بزرگی از ورود سرمایه بلک‌راک را خنثی کرد. سایر ETFهای بیت‌کوین هیچ ورود سرمایه خالصی نداشتند. طی پنج جلسه معاملاتی اخیر، بازار همچنان حدود ۴۹۴ میلیون دلار خروج سرمایه خالص را تجربه کرده است. آیا تقاضای نهادی واقعاً بازگشته است؟ داده‌ها نشان می‌دهد صندوق IBIT متعلق به بلک‌راک در این روز ۸۹.۸ میلیون دلار سرمایه جدید جذب کرد؛ رقمی که نه‌تنها تمام خروج سرمایه سایر صندوق‌ها را جبران کرد، بلکه باعث شد کل بازار در پایان روز با ورود سرمایه خالص بسته شود. در مقابل: صندوق Fidelity Wise Origin Bitcoin Fund (FBTC) حدود ۴۳.۱ میلیون دلار خروج سرمایه ثبت کرد. صندوق ARK 21Shares Bitcoin ETF (ARKB) نیز با ۱۴.۶ میلیون دلار خروج سرمایه مواجه شد. تمام ETFهای اسپات بیت‌کوین دیگر، جریان سرمایه خالص صفر را گزارش کردند. عملکرد صندوق‌ها چگونه بود؟ جریان سرمایه ETFهای اسپات بیت‌کوین صندوق جریان سرمایه BlackRock IBIT +۸۹.۸ میلیون دلار Fidelity FBTC −۴۳.۱ میلیون دلار ARK 21Shares ARKB −۱۴.۶ میلیون دلار سایر ETFها ۰ دلار مجموع بازار +۳۲.۱ میلیون دلار این آمار نشان می‌دهد اگر ورود سرمایه به صندوق بلک‌راک را کنار بگذاریم، بازار همچنان با خروج سرمایه روبه‌رو بوده است. به عبارت دیگر، بازگشت ظاهری ETFهای بیت‌کوین بیشتر نتیجه عملکرد یک بازیگر بزرگ بوده تا افزایش تقاضا در کل بازار. هنوز بخش بزرگی از خروج سرمایه جبران نشده است پیش از این روز، ETFهای اسپات بیت‌کوین طی چهار جلسه معاملاتی متوالی مجموعاً ۵۲۶ میلیون دلار خروج سرمایه ثبت کرده بودند. اگر ورود ۳۲.۱ میلیون دلاری روز ۲۹ جولای را نیز در نظر بگیریم، خالص جریان سرمایه طی پنج جلسه اخیر همچنان حدود ۴۹۴ میلیون دلار منفی باقی مانده است. بنابراین، ورود سرمایه اخیر تنها بخش کوچکی از موج خروج سرمایه هفته گذشته را جبران کرده و هنوز نمی‌توان آن را نشانه تغییر روند بازار دانست. چرا جریان سرمایه ETFها اهمیت دارد؟ در صندوق‌های ETF، تنها «شرکت‌کنندگان مجاز» (Authorized Participants) می‌توانند مستقیماً واحدهای جدید صندوق را ایجاد یا ابطال کنند. به همین دلیل، جریان ورود یا خروج سرمایه خالص این صندوق‌ها معمولاً یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش تقاضای واقعی سرمایه‌گذاران نهادی برای بیت‌کوین محسوب می‌شود. هرچند معاملات واحدهای ETF در بازار ثانویه ممکن است بسیار بیشتر از جریان خالص سرمایه باشد، اما ورود سرمایه جدید به خود صندوق نشان می‌دهد تقاضای تازه‌ای برای خرید بیت‌کوین ایجاد شده است. “ «پایان یافتن چهار روز متوالی خروج سرمایه از ETFهای بیت‌کوین در ظاهر خبر مثبتی است، اما ترکیب جریان سرمایه نشان می‌دهد این بازگشت بیش از آنکه حاصل بهبود تقاضای کل بازار باشد، به ورود سرمایه به صندوق IBIT بلک‌راک وابسته بوده است. تا زمانی که صندوق‌های بزرگی مانند فیدلیتی، ARK و سایر ناشران نیز شاهد ورود سرمایه پایدار نباشند، نمی‌توان از بازگشت گسترده سرمایه نهادی سخن گفت. برای معامله‌گران حرفه‌ای، مهم‌ترین متغیر در هفته‌های آینده نه صرفاً رقم خالص ورود سرمایه، بلکه توزیع این جریان میان ناشران مختلف ETF خواهد بود؛ زیرا تنها مشارکت گسترده صندوق‌ها می‌تواند نشانه‌ای معتبر از احیای تقاضای نهادی برای بیت‌کوین باشد.» بابک شیری - 

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

۶۷ میلیارد دلار سرمایه نهادی وارد بیت‌کوین شد، ریسک پنهانی که بازار نمی‌بیند

بازار بیت‌کوین در ماه‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر ورود سرمایه‌های نهادی قرار گرفته است. بسیاری از معامله‌گران برای سنجش میزان اعتماد مؤسسات مالی به بیت‌کوین، جریان ورود و خروج سرمایه در ETFهای اسپات را دنبال می‌کنند؛ اما داده‌های جدید نشان می‌دهد تصویر واقعی بازار بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که تنها با ETFها دیده می‌شود. در پشت آزمایش ۶۷ میلیارد دلاری وال‌استریت روی بیت‌کوین، یک ریسک پنهان وجود دارد: اهرم مالی در بازار و احتمال ایجاد موج لیکوئیدیشن در محدوده ۳۹,۹۰۰ دلار. برخلاف تصور عمومی، سرمایه نهادی فقط از طریق ETFهای بیت‌کوین وارد بازار نمی‌شود. مؤسسات مالی اکنون از ابزارهای مختلفی مانند صندوق‌های درآمدی مبتنی بر اختیار معامله، وام‌دهی با وثیقه بیت‌کوین و محصولات اعتباری ساختاریافته استفاده می‌کنند؛ ابزارهایی که می‌توانند در زمان افت شدید قیمت، فشار فروش جدیدی ایجاد کنند. در یک نگاه جریان ETFهای بیت‌کوین در هفته‌های اخیر بین ورود و خروج شدید سرمایه نوسان داشته است. سرمایه نهادی دیگر فقط در ETFهای اسپات متمرکز نیست و به ابزارهای اعتباری و درآمدی نیز وارد شده است. حجم وام‌دهی با پشتوانه رمزارزها در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ به حدود ۶۷ میلیارد دلار رسیده است. مهم‌ترین ریسک پنهان بازار، افزایش اهرم مالی و احتمال لیکوئیدیشن‌های زنجیره‌ای در افت‌های شدید قیمت است. محدوده حدود ۳۹,۹۰۰ دلار می‌تواند یکی از مناطق حساس برای فعال شدن فروش‌های اجباری باشد. آیا جریان ETF دیگر معیار کاملی برای سنجش تقاضای نهادی نیست؟ در ماه‌های اخیر جریان سرمایه ETFهای اسپات بیت‌کوین نوسانات شدیدی داشته است. بر اساس داده‌های شرکت Farside Investors، ETFهای اسپات بیت‌کوین آمریکا بین ۱۴ تا ۲۲ جولای حدود ۹۹۹ میلیون دلار ورود سرمایه خالص ثبت کردند؛ اما پس از آن طی چهار روز معاملاتی متوالی، حدود ۵۲۶ میلیون دلار خروج سرمایه داشتند. در بازه بزرگ‌تر از ۲۹ می تا ۲۸ جولای، مجموع جریان‌های روزانه نشان‌دهنده حدود ۴.۴۶ میلیارد دلار خروج سرمایه خالص بود. با این حال، مجموع ورود سرمایه ETFهای بیت‌کوین از زمان راه‌اندازی همچنان نزدیک به ۵۱.۴ میلیارد دلار باقی مانده است. همین نوسانات باعث شده معامله‌گران معمولاً خروج سرمایه ETFها را نشانه کاهش اعتماد و ورود سرمایه را نشانه افزایش تقاضا بدانند؛ اما این برداشت دیگر تمام واقعیت بازار را نشان نمی‌دهد. مقایسه محصولات مالی مرتبط با بیت‌کوین محصول مرتبط با بیت‌کوین سرمایه‌گذاران چه چیزی خریداری می‌کنند؟ منبع اصلی بازدهی ریسک پنهان اصلی ETF اسپات بیت‌کوین دسترسی مستقیم و نقدشونده به قیمت بیت‌کوین افزایش قیمت بیت‌کوین (BTC) حساسیت به جریان ورود و خروج سرمایه روزانه و فروش‌های ناشی از احساسات بازار ETF درآمدی مبتنی بر اختیار معامله قرار گرفتن در معرض بیت‌کوین همراه با دریافت حق‌بیمه اختیار معامله درآمد حاصل از فروش اختیار خرید پوشش‌دار (Covered Call) محدود شدن سود در رشدهای شدید، ریسک نوسان و ریسک واگذاری اختیار معامله وام‌دهی با پشتوانه بیت‌کوین بازده دلاری که با وثیقه بیت‌کوین تضمین شده است سود وام و حفظ ارزش وثیقه تغییر نسبت LTV، درخواست افزایش وثیقه (Margin Call) و لیکوئیدیشن اجباری اعتبار ساختاریافته بیت‌کوین / اوراق ABS سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت مبتنی بر وام‌های دارای پشتوانه بیت‌کوین دریافت کوپن، کاهش اسپرد اعتباری و بازپرداخت اصل سرمایه ریسک مدیریت وام‌ها، ریسک نگهداری دارایی و کاهش نقدشوندگی بازار ثانویه نگهداری مستقیم بیت‌کوین مالکیت مستقیم خود دارایی بیت‌کوین افزایش قیمت بیت‌کوین و نگهداری بلندمدت ریسک نگهداری و امنیت کیف پول، ریسک عملیاتی و نبود درآمد مگر با استفاده مجدد از دارایی (Rehypothecation) نکته تحلیلی: ورود سرمایه نهادی به بیت‌کوین دیگر فقط به خرید مستقیم دارایی محدود نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از محصولات مالی، اعتباری و درآمدی در حال شکل‌گیری است که هرکدام نوع متفاوتی از بازده و ریسک را به همراه دارند. سرمایه‌گذاران نهادی اکنون می‌توانند از مسیرهای مختلفی به بیت‌کوین دسترسی داشته باشند: ETFهای اسپات بیت‌کوین صندوق‌های درآمدی مبتنی بر اختیار معامله وام‌های دارای پشتوانه بیت‌کوین محصولات اعتباری ساختاریافته مرتبط با رمزارزها به همین دلیل خروج سرمایه از یک ابزار مالی لزوماً به معنای خروج سرمایه از کل بازار بیت‌کوین نیست. ورود وال‌استریت به بازار بیت‌کوین؛ فراتر از خرید مستقیم صندوق BlackRock iShares Bitcoin Trust (IBIT) همچنان بزرگ‌ترین محصول اسپات بیت‌کوین محسوب می‌شود و تا پایان جولای حدود ۶۰.۳ میلیارد دلار جریان سرمایه تجمعی جذب کرده است. اما در کنار ETFهای معمولی، ابزارهای جدیدی نیز در حال رشد هستند. برای مثال، صندوق iShares Bitcoin Premium Income ETF (BITA) که در ماه ژوئن راه‌اندازی شد، با استفاده از استراتژی فروش اختیار خرید پوشش‌دار (Covered Call) بخشی از رشد احتمالی بیت‌کوین را با دریافت درآمد جایگزین می‌کند. این صندوق با فروش اختیار معامله روی حدود ۲۵ تا ۳۵ درصد از دارایی‌های خود، نرخ توزیع اعلامی حدود ۱۲.۱ درصدی ایجاد کرده است. در بخش دیگر بازار، وام‌دهی با پشتوانه بیت‌کوین نیز رشد قابل توجهی داشته است. بر اساس گزارش Galaxy Research، حجم وام‌های دارای وثیقه رمزارزی در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ به حدود ۶۷ میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال قبل تقریباً ۵۰ درصد افزایش داشته است. شرکت Ledn نیز با انتشار اوراق بهادار مبتنی بر وام‌های بیت‌کوینی به ارزش ۱۸۸ میلیون دلار، نخستین نمونه بزرگ از اوراق بهادار وام دیجیتال با رتبه اعتباری سرمایه‌گذاری را ارائه کرده است. دیوار پنهان ۳۹,۹۰۰ دلاری چگونه شکل می‌گیرد؟ مهم‌ترین نگرانی تحلیلگران مربوط به استفاده گسترده از اهرم در بازار بیت‌کوین است. فرض کنید یک وام‌دهنده، وامی با نسبت وام به ارزش دارایی (LTV) برابر با ۵۰ درصد ارائه کند. اگر قرارداد در زمانی که نسبت LTV به ۸۰ درصد برسد وارد مرحله لیکوئیدیشن شود، بیت‌کوین می‌تواند حدود ۳۷.۵ درصد کاهش قیمت را تحمل کند. با در نظر گرفتن قیمت حدود ۶۳,۸۸۹ دلار برای بیت‌کوین، این محاسبه یک منطقه خطر در حدود ۳۹,۹۰۰ دلار را نشان می‌دهد. در این سطح، اگر تعداد زیادی از وام‌های دارای وثیقه بیت‌کوین همزمان به آستانه لیکوئیدیشن برسند، فروش اجباری می‌تواند فشار نزولی بیشتری بر بازار وارد کند. سناریوی لیکوئیدیشن بیت‌کوین نسبت اولیه وام به ارزش دارایی آستانه لیکوئیدیشن کاهش لازم قیمت بیت‌کوین محدوده احتمالی لیکوئیدیشن ۵۰٪ LTV ۸۰٪ LTV ۳۷.۵٪ کاهش حدود ۳۹,۹۰۰ دلار ۴۰٪ LTV ۸۰٪ LTV ۵۰٪ کاهش حدود ۳۱,۹۰۰ دلار LTV: نسبت وام به ارزش دارایی وثیقه‌شده است. افزایش این نسبت، ریسک لیکوئیدیشن اجباری در زمان افت قیمت بیت‌کوین را افزایش می‌دهد. اگر نسبت اولیه وام پایین‌تر باشد، بازار می‌تواند کاهش بیشتری را تحمل کند؛ اما در شرایطی که اهرم افزایش پیدا کند، نقاط حساس قیمت نیز بالاتر می‌آیند. چرا بازار اعتباری اهمیت بیشتری پیدا کرده است؟ آدام ریدز، مدیرعامل شرکت Ledn، معتقد است بررسی تقاضای نهادی برای بیت‌کوین دیگر نباید فقط به ETFها محدود شود. سرمایه‌گذار اعتباری ممکن است بیت‌کوین را به عنوان وثیقه نگهداری کند و لزوماً روی افزایش کوتاه‌مدت قیمت آن شرط‌بندی نکند. اما همین موضوع یک ریسک جدید ایجاد می‌کند؛ زیرا ورود سرمایه اعتباری باعث افزایش وابستگی بازار به سلامت سیستم وام‌دهی می‌شود. هرچه اهرم بیشتری وارد بازار شود، احتمال فروش‌های اجباری در زمان افت قیمت افزایش خواهد یافت. سیاست پولی فدرال رزرو فشار را افزایش می‌دهد فدرال رزرو آمریکا در تاریخ ۲۹ جولای نرخ بهره هدف خود را در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد حفظ کرد. ترکیب نرخ‌های بهره بالا، تورم همچنان قابل توجه و افزایش بازده اوراق خزانه می‌تواند از دو مسیر به بیت‌کوین فشار وارد کند: کاهش تمایل سرمایه‌گذاران به دارایی‌های پرریسک افزایش هزینه تأمین مالی و فشار بر بازار اعتباری بیت‌کوین همچنین گزارش VanEck در ماه ژوئن نشان داد ETFهای اسپات آمریکا در ۱۹ مورد از ۲۲ جلسه معاملاتی حدود ۵ میلیارد دلار خروج سرمایه تجربه کرده‌اند؛ همزمان شاخص‌های مومنتوم قیمت تضعیف و تقاضا برای اختیار فروش (Put Skew) افزایش یافته است. دو سناریو برای آینده بیت‌کوین سناریوی صعودی: در این حالت، مؤسسات مالی بیت‌کوین را به عنوان یک طبقه دارایی اعتباری جدید می‌پذیرند. افزایش انتشار اوراق مبتنی بر دارایی‌های بیت‌کوینی، کاهش هزینه وام‌دهی و رشد محصولات درآمدی می‌تواند باعث ورود سرمایه پایدارتر شود. در این شرایط، وابستگی بازار به خریداران کوتاه‌مدت کاهش یافته و نوسانات نیز کمتر خواهد شد. سناریوی نزولی: در مقابل، اگر خروج سرمایه ETFها، افزایش موقعیت‌های دفاعی در بازار اختیار معامله و کاهش نقدینگی اعتباری همزمان رخ دهد، فشار فروش می‌تواند تشدید شود. در چنین شرایطی، خروج میلیاردها دلار از ETFها تنها بخشی از مشکل خواهد بود؛ زیرا فشار اصلی ممکن است از سمت لیکوئید شدن وام‌های دارای وثیقه بیت‌کوین ایجاد شود. “ «بزرگ‌ترین ریسک آینده بیت‌کوین شاید خروج سرمایه از ETFها نباشد، بلکه اهرم پنهانی باشد که در پشت رشد سریع محصولات مالی مرتبط با بیت‌کوین شکل گرفته است. ورود سرمایه نهادی باعث بلوغ بازار شده، اما همزمان ساختارهای اعتباری جدیدی ایجاد کرده که می‌توانند در دوره‌های افت شدید قیمت، فشار فروش را چند برابر کنند. محدوده ۳۹,۹۰۰ دلار به عنوان یک منطقه حساس لیکوئیدیشن، نشان می‌دهد آینده بیت‌کوین تنها به تقاضای خرید وابسته نیست؛ بلکه به سلامت شبکه اعتباری جدیدی که پیرامون این دارایی شکل گرفته نیز بستگی دارد. بررسی اهرم و ریسک اعتباری اکنون به اندازه دنبال کردن ETF Flow اهمیت دارد.» بابک شیری

خواندن کامل خبر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر
تحلیل ارز دیجیتال کم اثر

شب سرنوشت‌ساز فدرال رزرو: چرا تصمیم امشب برای دلار و طلا مهم است؟

بازارهای جهانی در انتظار یکی از مبهم‌ترین تصمیم‌های فدرال رزرو در ماه‌های اخیر هستند؛ جایی که جروم پاول؟ نه، این بار کوین وارش باید پیامی روشن درباره مسیر آینده سیاست پولی آمریکا ارائه کند. اگرچه سناریوی اصلی بازار، تثبیت نرخ بهره در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد است، اما افزایش قیمت نفت، نگرانی‌های تورمی و اختلاف نظر در میان اعضای فدرال رزرو، احتمال یک تصمیم غافلگیرکننده را زنده نگه داشته است. امشب فقط نرخ بهره تعیین‌کننده نیست؛ تعداد آرای مخالف، لحن فدرال رزرو و نشانه‌های مربوط به احتمال افزایش نرخ در ماه‌های آینده می‌تواند مسیر دلار، طلا، بازار اوراق و دارایی‌های پرریسک را تغییر دهد. در یک نگاه بازارها انتظار دارند فدرال رزرو در جلسه امشب نرخ بهره را در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد ثابت نگه دارد، اما افزایش قیمت نفت و نگرانی‌های تورمی احتمال یک افزایش غافلگیرکننده ۲۵ واحدی را دوباره مطرح کرده است. اکثر بانک‌های بزرگ از تثبیت نرخ بهره حمایت می‌کنند، اما تأکید اصلی بازار بر تعداد آرای مخالف و لحن کوین وارش خواهد بود. سیگنال‌های انقباضی می‌تواند احتمال افزایش نرخ در سپتامبر را بالا ببرد. سناریوی غالب: تثبیت همراه با پیام ضدتورمی؛ سناریوی افزایش نرخ همچنان یک ریسک مهم برای دلار، طلا و بازارهای مالی است. این بررسی توسط تیم یوتوتایمز و بر اساس منابع انگلیسیِ در دسترس شامل رویترز، تحقیقات رسمی بانک‌ها و مؤسسات، CME، رسانه‌های مالی و پست‌های تخصصی در شبکه اجتماعی X انجام شده است. برخی یادداشت‌های اختصاصی بانک‌ها فقط برای مشترکان ترمینال‌های بلومبرگ و LSEG قابل مشاهده‌اند؛ بنابراین این فهرست گسترده است، اما نمی‌توان ادعا کرد تمام یادداشت‌های خصوصی بازار را پوشش می‌دهد. تصمیم نرخ بهره ساعت ۱۸:۰۰ GMT، معادل ۲۱:۳۰ به وقت ایران منتشر می‌شود و کنفرانس مطبوعاتی کوین وارش ساعت ۲۲:۰۰ به وقت ایران آغاز خواهد شد. در جلسه ژوئیه دات‌پلات و گزارش SEP منتشر نمی‌شود؛ بنابراین رأی مخالفان، متن بیانیه و کنفرانس خبری اهمیت بیشتری از معمول دارد. سناریوی پایه بازار و اکثر بانک‌ها، تثبیت نرخ در محدوده ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ همراه با لحنی متمایل به افزایش نرخ بهره است. بااین‌حال، معاملات بازار حدود ۳۰ تا ۳۳ درصد احتمال افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای را قیمت‌گذاری کرده‌اند؛ به همین دلیل این جلسه برخلاف جلسات معمول، تصمیمی کاملاً ازپیش‌تعیین‌شده محسوب نمی‌شود. نظرسنجی رویترز در روز ۲۱ ژوئیه نشان داد هر ۱۰۴ اقتصاددان انتظار تثبیت نرخ بهره را داشتند؛ اما در روزهای بعد با افزایش قیمت نفت، تشدید تنش‌های خاورمیانه و نبود راهنمایی شفاف از سوی وارش، احتمال افزایش نرخ دوباره بالا رفت. سناریوی بانک‌ها و مؤسسات بانک / مؤسسه تصمیم مورد انتظار امشب مسیر احتمالی بعدی منطق اصلی سناریو ING تثبیت نرخ در ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ احتمال افزایش نرخ در جلسات بعدی، در صورت تداوم تورم داده‌های تورم و اشتغال اخیر فوریت افزایش نرخ را کاهش داده‌اند؛ احتمال یک یا دو رأی مخالف وجود دارد Morgan Stanley تثبیت نرخ بدون تغییر در کل سال ۲۰۲۶ افزایش بازده اوراق و هزینه استقراض، شرایط مالی را بدون افزایش رسمی نرخ سخت کرده است Goldman Sachs تثبیت نرخ بدون تغییر در ۲۰۲۶؛ کاهش نرخ از ۲۰۲۷ تورم هنوز نیازمند احتیاط است، اما افزایش فوری نرخ ضروری ارزیابی نمی‌شود J.P. Morgan تثبیت نرخ نرخ ثابت تا سال ۲۰۲۷؛ افزایش احتمالی در سپتامبر ۲۰۲۷ فدرال رزرو ترجیح می‌دهد برای ارزیابی روند تورم و بازار کار صبر کند Bank of America تثبیت نرخ؛ تصمیم بسیار نزدیک سه افزایش ۲۵ واحدی در سپتامبر، اکتبر و دسامبر ۲۰۲۶ برای بازسازی اعتبار ضدتورمی، فدرال رزرو احتمالاً در ادامه سال سیاست را انقباضی‌تر می‌کند Deutsche Bank تثبیت نرخ افزایش ۲۵ واحدی در سپتامبر و یک افزایش دیگر در دسامبر تورم و قیمت انرژی احتمال افزایش نرخ را حفظ کرده‌اند، اما داده‌های اخیر اجازه صبر می‌دهند UBS تثبیت سناریوی پایه است احتمال سیاست انقباضی‌تر در آینده؛ کاهش نرخ در ۲۰۲۶ بعید است افزایش امشب غافلگیرکننده نخواهد بود، اما هنوز سناریوی اصلی نیست Barclays تثبیت نرخ احتمال تثبیت تا پایان ۲۰۲۷ حذف راهنمایی آینده‌نگر، تابع واکنش فدرال رزرو را مبهم کرده است Citigroup تثبیت نرخ کاهش ۲۵ واحدی در اکتبر و دسامبر ۲۰۲۶ و ژانویه ۲۰۲۷ افزایش نرخ صرفاً برای نمایش اعتبار ضدتورمی، با کاهش انتظارات تورمی سازگار نیست Nomura تثبیت نرخ صبر طولانی‌تر پیش از هر تغییر وارش می‌تواند بدون افزایش فوری نرخ، با لحن انقباضی بازار را متقاعد کند Société Générale تثبیت نرخ بدون تغییر در کل سال ۲۰۲۶ مسیر تورم هنوز افزایش فوری نرخ را الزامی نمی‌کند، اما ریسک انقباضی رو به افزایش است HSBC تثبیت نرخ بدون تغییر تا پایان ۲۰۲۶ سناریوی پایه، حفظ نرخ در محدوده فعلی و انتظار برای داده‌های بیشتر است BNP Paribas تثبیت امشب محتمل‌تر است افزایش نرخ در ادامه سال ۲۰۲۶ فشارهای تورمی می‌توانند فدرال رزرو را در جلسات بعدی به افزایش نرخ وادار کنند Macquarie تثبیت امشب محتمل‌تر است افزایش نرخ در ادامه سال ریسک‌های تورمی و مقاومت اقتصاد، احتمال انقباض بیشتر را حفظ می‌کنند Evercore ISI تثبیت نرخ افزایش احتمالی در سپتامبر فدرال رزرو پس از داده‌های بهتر تورم می‌تواند تا سپتامبر صبر کند، اما احتمال افزایش امشب صفر نیست Renaissance Macro افزایش ۲۵ واحدی امکان آغاز چرخه محدود افزایش نرخ اقدام زودتر می‌تواند از نیاز به افزایش‌های شدیدتر در آینده جلوگیری کند LH Meyer احتمال بسیار پایین افزایش ۵۰ واحدی تغییر شدید رژیم سیاست پولی افزایش بزرگ می‌تواند نشانه استقلال وارش و عزم جدی برای مقابله با تورم باشد موسسه ING: تثبیت نرخ بهره، احتمالاً با دو رأی مخالف موسسهING انتظار دارد فدرال رزرو نرخ بهره را ثابت نگه دارد؛ زیرا تورم CPI و PPI ماه ژوئن کمتر از انتظار و اشتغال بخش غیرکشاورزی ایالات متحده (NFP) نیز ضعیف‌تر بوده است. سناریوی معاملاتی ING این است که تثبیت نرخ بهره می‌تواند بخشی از موقعیت‌های خرید دلار را تخلیه کند، هرچند احتمال دو رأی مخالف برای افزایش نرخ مانع افت شدید دلار خواهد شد. مورگان استنلی: تثبیت در تمام سال ۲۰۲۶ مورگان استنلی انتظار دارد فدرال رزرو امشب و در تمام سال ۲۰۲۶ نرخ بهره را تغییر ندهد. این بانک معتقد است تورم در مسیر کاهش قرار دارد و افزایش بازده اوراق، نرخ وام مسکن و هزینه استقراض، شرایط مالی را به‌اندازه چند مرحله افزایش نرخ رسمی سخت کرده است. این موسسه حتی برآورد کرده سخت‌شدن شرایط مالی از زمان آغاز درگیری ایران، اثری معادل چهار افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره داشته است. گلدمن ساکس: تثبیت در سال ۲۰۲۶ گلدمن ساکس سناریوی تثبیت نرخ بهره در کل سال ۲۰۲۶ را دارد و نخستین کاهش نرخ بهره را تا سال ۲۰۲۷ به تعویق انداخته است. پیش‌بینی فعلی این مؤسسه دو کاهش نرخ در ژوئن و دسامبر ۲۰۲۷ است؛ بنابراین سناریوی پایه گلدمن ساکس برای امشب نیز تثبیت نرخ بهره است، نه افزایش فوری. جی‌پی مورگان: تثبیت تا سال ۲۰۲۷ جی‌پی مورگان انتظار دارد نرخ بهره در باقی‌مانده سال ۲۰۲۶ بدون تغییر بماند و حرکت بعدی فدرال رزرو یک افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای در سپتامبر ۲۰۲۷ باشد. این مؤسسه تأکید کرده با کنارگذاشتن سیاست لفظی توسط وارش، سخنرانی اعضای فدرال رزرو و داده‌های اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد. بانک آمریکا: تثبیت امشب، سه افزایش بعدی بانک آمریکا تصمیم امشب را «بسیار نزدیک» می‌داند، اما همچنان تثبیت نرخ بهره را سناریوی پایه قرار داده است. این بانک سپس سه افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای در جلسات سپتامبر، اکتبر و دسامبر ۲۰۲۶ پیش‌بینی می‌کند که نرخ بهره را در پایان سال به محدوده ۴.۲۵٪ تا ۴.۵۰٪ می‌رساند. بانک آمریکا معتقد است خودداری از افزایش نرخ بهره می‌تواند اعتبار ضدتورمی فدرال رزرو را زیر سؤال ببرد. دویچه بانک: تثبیت امشب، دو افزایش نرخ بهره در ادامه سال دویچه بانک نیز تثبیت نرخ بهره را برای امشب پیش‌بینی می‌کند، اما افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای در سپتامبر و یک افزایش دیگر در دسامبر را در سناریوی اصلی خود دارد. این بانک تصریح کرده ریسک صعودی پیش‌بینی‌ این است که کمیته همین امشب برای افزایش نرخ بهره به اجماع برسد؛ در مقابل، کاهش قیمت انرژی و انتظارات تورمی می‌تواند فوریت اقدام را کمتر کند. موسسه UBS: تثبیت نرخ بهره سناریو پایه است، ولی افزایش نرخ بهره غافلگیرکننده نیست موسسه UBS انتظار کاهش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ را ندارد و پیش‌تر دو کاهش نرخ بهره در مارس و ژوئن ۲۰۲۷ را پیش‌بینی کرده بود. بااین‌حال، استراتژیست‌های UBS گفته‌اند در صورت افزایش نرخ امشب نیز غافلگیر نخواهند شد؛ زیرا تصمیم نهایی تا حد زیادی به نفوذ وارش بر کمیته و مسئله اعتبار ضدتورمی بستگی دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: همه نگاه‌ها به فدرال رزرو؛ آیا تصمیم امشب طلا را به حرکت درمی‌آورد؟ بارکلیز: تثبیت طولانی، اما ریسک سیاست‌گذاری غیرقابل‌پیش‌بینی بارکلیز نرخ‌ بهره بدون تغییر تا پایان سال ۲۰۲۷ را پیش‌بینی می‌کند. این بانک هشدار داده حذف سیاست لفظی باعث شده بازارها ندانند فدرال رزرو دقیقاً چگونه به داده‌ها واکنش نشان می‌دهد و حتی ممکن است گمانه‌زنی بازار درباره افزایش نرخ بهره، بر خود تصمیم سیاست‌گذاران اثر بگذارد. موسسه سیتی: تثبیت امشب، سپس کاهش نرخ بهره موسسه سیتی مهم‌ترین سناریوی متمایل به کاهش نرخ بهره را در میان بانک‌های بزرگ دارد. این بانک افزایش نرخ بهره با هدف نمایش اعتبار را دشوار می‌داند، چرا که انتظارات تورمی بازار کاهش یافته‌اند؛ موسسه سیتی دو کاهش ۲۵ نقطه پایه‌ای در اکتبر و دسامبر ۲۰۲۶ و یک کاهش دیگر در ژانویه ۲۰۲۷ را پیش‌بینی می‌کند. موسسه نومورا (Nomura) و سوسیته ژنرال (Société Générale): صبر طولانی‌مدت نومورا معتقد است وارش فعلاً در حال خریدن زمان و متقاعدکردن بازار نسبت به جدیت ضدتورمی خود است، بدون آنکه الزاماً بخواهد فوراً نرخ را افزایش دهد. سوسیته ژنرال نیز تغییر نرخ در سال ۲۰۲۶ را پیش‌بینی نمی‌کند، هرچند اقتصاددان ارشد آن اذعان کرده اگر بازگشت تورم به ۲٪ هدف واقعی باشد، زمان افزایش نرخ در حال نزدیک‌شدن است. اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC): بدون تغییر در سال ۲۰۲۶ آخرین جدول تجمیعی رویترز HSBC را در گروه بانک‌هایی قرار می‌دهد که انتظار هیچ تغییر سیاستی در سال ۲۰۲۶ ندارند و نرخ بهره پایان سال را همان محدوده ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ می‌بینند. موسسه بی‌ان‌پی پاریبا (BNP Paribas) و مکوری (Macquarie): افزایش نرخ بهره در ادامه سال بی‌ان‌پی پاریبا و مکوری در اقلیت مؤسساتی قرار دارند که افزایش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ را پیش‌بینی می‌کنند، هرچند گزارش‌های موجود افزایش فوری در جلسه امشب را سناریوی اصلی آنها معرفی نکرده‌اند. موسسه اورکور (Evercore): تثبیت، اما احتمال افزایش را نمی‌توان پایین آورد کریشنا گوها (Krishna Guha) از اورکور معتقد است افزایش نرخ بهره بلافاصله پس از گزارش بهتر تورم ژوئن منطقی نیست و فدرال رزرو می‌تواند در سپتامبر، در صورت نیاز، به‌راحتی اقدام کند. بااین‌حال، به‌دلیل نبود سیاست لفظی روشن از سوی وارش و وجود آرای کافی در کمیته، اورکور احتمال افزایش نرخ بهره را بسیار پایین در نظر نمی‌گیرد. ✔️ بیشتر بخوانید: آیا دلار پس از نشست فدرال رزرو سقوط می‌کند؟ تحلیلگران چه می‌گویند؟ موسسه رنسانس (Renaissance): افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای همین امشب نیل دوتا از موسسه رنسانس از افزایش نرخ بهره در جلسه امشب حمایت کرده و استدلال او این است که «مقداری اقدام امروز» بهتر از نیاز به افزایش‌های شدیدتر در آینده است. این دیدگاه در اقلیت قرار دارد، اما نماینده سناریوی افزایش پیشگیرانه برای بازگرداندن اعتبار ضدتورمی است. ال اچ مایر (LH Meyer): سناریوی بسیار کم‌احتمال افزایش ۵۰ نقطه پایه‌ای درک تانگ از ال اچ مایر حتی سناریوی افزایش ۵۰ نقطه پایه‌ای را بررسی کرده است، اما آن را بیشتر اقدامی برای نمایش استقلال وارش از کاخ سفید و اعلام تغییر رژیم سیاست‌گذاری می‌داند، نه واکنشی صرفاً مبتنی بر داده‌های اقتصادی. این سناریو یک ریسک دنباله‌ای و بسیار کم‌احتمال است. برآورد نهایی از سناریوها سناریو احتمال برآوردی جزئیات تصمیم پیام احتمالی فدرال رزرو واکنش محتمل بازار تثبیت انقباضی با یک یا دو مخالف ۵۵٪ نرخ در محدوده ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ ثابت می‌ماند تأکید بر تورم، قیمت انرژی و آمادگی برای افزایش نرخ در سپتامبر دلار و بازده اوراق ابتدا تقویت می‌شوند؛ فشار محدود بر طلا و سهام تثبیت خنثی یا متمایل به کاهش نرخ ۱۵٪ نرخ ثابت؛ حداکثر یک مخالف تأکید بر وابستگی به داده‌ها و نبود تصمیم از پیش تعیین‌شده کاهش بازده دوساله، تضعیف دلار، رشد طلا و دارایی‌های ریسکی افزایش ۲۵ واحدی ۲۸٪ نرخ به ۳.۷۵٪ تا ۴.۰۰٪ می‌رسد بازسازی اعتبار ضدتورمی و مقابله پیشگیرانه با تورم جهش دلار و بازده کوتاه‌مدت؛ افت اولیه طلا، سهام و ارزهای پرریسک افزایش ۵۰ واحدی ۲٪ نرخ به ۴.۰۰٪ تا ۴.۲۵٪ می‌رسد اعلام تغییر شدید رژیم سیاست پولی و استقلال کامل وارش شوک شدید صعودی به دلار و بازده؛ ریزش محسوس طلا، سهام و کریپتو سناریوی اول — تثبیت انقباضی نرخ بهره با یک یا دو رأی مخالف: ۵۵٪ نرخ بهره در ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ باقی می‌ماند؛ لوگان و همک یا یکی از آنها به افزایش نرخ بهره رأی می‌دهند و وارش بر تورم، قیمت انرژی و آمادگی برای اقدام در سپتامبر تأکید می‌کند. این سناریو بیشترین تطابق را با اجماع بانک‌ها و انتظارات فعلی بازار دارد. سناریوی دوم — تثبیت نسبتاً خنثی: ۱۵٪ نرخ بهره ثابت می‌ماند، تعداد مخالفان حداکثر یک نفر است و وارش بر وابستگی به داده‌ها و نبود تصمیم ازپیش‌تعیین‌شده برای سپتامبر تأکید می‌کند. در این حالت احتمال افت بازده دوساله و تضعیف دلار بیشتر می‌شود و طلا می‌تواند واکنش مثبت نشان دهد. سناریوی سوم — افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره به ۳.۷۵٪ تا ۴.۰۰٪: ۲۸٪ این تصمیم با هدف مقابله پیشگیرانه با تورم و تقویت اعتبار وارش توجیه خواهد شد. چنین افزایشی احتمالاً باعث جهش نرخ‌های کوتاه‌مدت و دلار و فشار اولیه بر سهام، طلا و دارایی‌های پرریسک می‌شود، خصوصاً اگر وارش آن را آغاز یک چرخه افزایش نرخ معرفی کند. سناریوی چهارم — افزایش ۵۰ نقطه پایه‌ای: ۲٪ این سناریو تنها در صورتی محتمل است که وارش بخواهد یک تغییر سیاستی بسیار بزرگ و استقلال کامل از فشار سیاسی را نمایش دهد. بازار چنین اقدامی را قیمت‌گذاری نکرده و واکنش نرخ‌ها، دلار و دارایی‌های ریسکی می‌تواند بسیار شدید باشد. مهم‌ترین عدد امشب فقط نرخ بهره نیست؛ تعداد آرای مخالف است. تثبیت با دو مخالف کم‌وبیش در قیمت‌ها لحاظ شده، اما سه یا چهار رأی برای افزایش نرخ می‌تواند پیام بسیار قدرتمندی برای افزایش نرخ در سپتامبر باشد. موسسه TD Securities چهار مخالف را تحولی «بسیار بزرگ» برای بازار نرخ بهره توصیف کرده است. اهمیت تعداد آرای مخالف ترکیب رأی برداشت بازار بدون رأی مخالف نتیجه متمایل به کاهش نرخ؛ احتمال افت دلار و بازده یک مخالف برای افزایش نرخ نتیجه تقریباً خنثی تا کمی انقباضی دو مخالف سناریوی نسبتاً مورد انتظار؛ احتمال افزایش نرخ در سپتامبر حفظ می‌شود سه مخالف سیگنال قوی برای افزایش نرخ در جلسه بعد چهار مخالف یا بیشتر تغییر جدی در توازن کمیته و احتمال بالای آغاز چرخه افزایش نرخ این پست با کمک هوش مصنوعی تهیه شده است و توسط ویراستار ادیت شده است. ✔️ بیشتر بخوانید: سه بانک مرکزی، یک نگرانی مشترک؛ سایه نفت بر تصمیم‌های پولی جهان  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بازگشت سرمایه به ETFهای رمزارزی؛ اتریوم از بیت‌کوین پیشی گرفت

بازار ETFهای اسپات رمزارزی همچنان نشانه‌هایی از بهبود جریان سرمایه را نشان می‌دهد. داده‌های جدید تا ۲۰ جولای ۲۰۲۶ حاکی از آن است که سرمایه‌گذاران نهادی بار دیگر در حال افزایش موقعیت خود در بازار ارزهای دیجیتال هستند؛ با این حال، رفتار سرمایه‌گذاران در بیت‌کوین و اتریوم یکسان نیست. در حالی که بیت‌کوین همچنان بزرگ‌ترین مقصد سرمایه نهادی در بازار کریپتو محسوب می‌شود، اتریوم در هفته‌های اخیر توانسته است از نظر شدت جذب سرمایه نسبت به اندازه بازار عملکرد بهتری از خود نشان دهد. این وضعیت می‌تواند نشانه‌ای از تغییر تدریجی ترکیب تقاضای نهادی باشد؛ به‌گونه‌ای که بخشی از سرمایه‌گذاران علاوه بر بیت‌کوین، به دنبال افزایش سهم اتریوم در سبد دارایی‌های دیجیتال خود هستند. در یک نگاه ETFهای اتریوم در ۲۰ جولای ۳۸.۰۹ میلیون دلار ورود خالص روزانه داشتند. مجموع ورود خالص سرمایه تجمعی ETFهای اتریوم به ۱۱.۱۲ میلیارد دلار رسیده است. ارزش دارایی‌های ETFهای اتریوم اکنون ۱۰.۲۹ میلیارد دلار است. ETFهای بیت‌کوین در همان روز ۲۲۶.۹۲ میلیون دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند. مجموع ورود خالص سرمایه تجمعی ETFهای بیت‌کوین به ۵۱.۵۸ میلیارد دلار رسیده است. AUM ETFهای بیت‌کوین به ۷۹.۱۶ میلیارد دلار رسیده که معادل ۶.۰۴ درصد ارزش بازار BTC است. AUM ETFهای اتریوم به ۱۰.۲۹ میلیارد دلار رسیده که معادل ۴.۴۸ درصد ارزش بازار ETH است. اتریوم؛ ورود سرمایه ادامه دارد ETFهای اسپات اتریوم در ۲۰ جولای با ۳۸.۰۹ میلیون دلار ورود خالص روزانه مواجه شدند. با احتساب جریان‌های سرمایه قبلی، مجموع ورود خالص سرمایه تجمعی به ETFهای اتریوم به ۱۱.۱۲ میلیارد دلار رسیده است. همچنین ارزش معاملات روزانه ETFهای اتریوم در این روز حدود ۵۹۳.۲۸ میلیون دلار بوده و مجموع ارزش دارایی‌های تحت مدیریت (AUM) این ETFها به ۱۰.۲۹ میلیارد دلار رسیده است. این رقم معادل حدود ۴.۴۸ درصد از ارزش کل بازار اتریوم است؛ یعنی ETFهای اسپات اکنون سهم قابل‌توجهی از ارزش بازار ETH را در اختیار دارند. رسیدن AUM ETFهای اتریوم به بالای ۱۰ میلیارد دلار اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری نهادی در این دارایی دیگر یک جریان کوچک و حاشیه‌ای نیست و به بخشی مهم از ساختار بازار اتریوم تبدیل شده است. از سوی دیگر، ورود روزانه ۳۸ میلیون دلار سرمایه نشان می‌دهد تقاضا برای ETH همچنان فعال است و سرمایه‌گذاران نهادی در حال حفظ یا افزایش تدریجی موقعیت خود هستند. بیت‌کوین؛ همچنان رهبر بلامنازع بازار ETF در بازار بیت‌کوین، ETFهای اسپات در ۲۰ جولای ۲۲۶.۹۲ میلیون دلار ورود خالص روزانه ثبت کردند. مجموع ورود خالص سرمایه تجمعی به ETFهای بیت‌کوین نیز به رقم چشمگیر ۵۱.۵۸ میلیارد دلار رسیده است. ارزش معاملات روزانه این ETFها حدود ۱.۷۴ میلیارد دلار بوده و مجموع ارزش دارایی‌های تحت مدیریت به ۷۹.۱۶ میلیارد دلار رسیده است. این رقم معادل حدود ۶.۰۴ درصد از ارزش کل بازار بیت‌کوین است. مقایسه این ارقام نشان می‌دهد بیت‌کوین همچنان از نظر حجم مطلق سرمایه نهادی فاصله قابل‌توجهی با اتریوم دارد. مجموع دارایی‌های ETFهای بیت‌کوین تقریباً ۷.۷ برابر ETFهای اتریوم است و ورود خالص تجمعی سرمایه نیز فاصله بسیار زیادی دارد. با این حال، این فاصله نباید باعث نادیده گرفتن روند مهم دیگری شود: اتریوم در حال افزایش سهم خود از جریان سرمایه نهادی است. اتریوم در برابر بیت‌کوین؛ تغییر در ترکیب تقاضای نهادی اگر تنها به حجم سرمایه نگاه کنیم، بیت‌کوین همچنان برنده اصلی بازار ETFهاست. ورود روزانه ۲۲۶.۹۲ میلیون دلار به ETFهای بیت‌کوین در برابر ۳۸.۰۹ میلیون دلار برای اتریوم نشان می‌دهد BTC همچنان مقصد اصلی سرمایه نهادی است. اما زمانی که نسبت ورود سرمایه به اندازه بازار و حجم دارایی‌های تحت مدیریت را بررسی کنیم، تصویر متفاوتی به دست می‌آید. ETFهای اتریوم با وجود AUM بسیار کوچک‌تر، توانسته‌اند در هفته‌های اخیر شدت ورود سرمایه بالاتری نسبت به اندازه دارایی‌های خود ثبت کنند. این موضوع می‌تواند نشان‌دهنده افزایش علاقه سرمایه‌گذاران نهادی به اکوسیستم اتریوم باشد. اتریوم برخلاف بیت‌کوین تنها به‌عنوان یک دارایی ذخیره ارزش مورد توجه نیست. توسعه استیبل‌کوین‌ها، امور مالی غیرمتمرکز (DeFi)، دارایی‌های واقعی توکنیزه‌شده (RWA)، قراردادهای هوشمند و استفاده شرکت‌ها از ETH به‌عنوان دارایی خزانه، مجموعه متنوع‌تری از محرک‌های تقاضا را برای این شبکه ایجاد کرده است. در نتیجه، اگر این روند ادامه پیدا کند، اتریوم می‌تواند به‌تدریج سهم بیشتری از سرمایه نهادی واردشده به بازار کریپتو را به خود اختصاص دهد. آلت‌کوین‌ها؛ بازگشت واگرایی در جریان سرمایه در بازار آلت‌کوین‌ها، روند کاملاً متفاوتی مشاهده شد. ETFهای اسپات سولانا در ۲۰ جولای ۲.۶۴ میلیون دلار ورود خالص روزانه ثبت کردند. با مجموع ورود خالص تجمعی ۱.۱۴ میلیارد دلار و دارایی تحت مدیریت ۹۰۲.۶۸ میلیون دلار، جریان سرمایه همچنان مثبت است. ارزش معاملات روزانه نیز به ۷۷.۱۶ میلیون دلار رسید. این داده‌ها نشان می‌دهد سولانا همچنان یکی از مقاصد اصلی سرمایه‌گذاران در میان آلت‌کوین‌هاست و ورود سرمایه به ETFهای آن صرفاً به یک موج کوتاه‌مدت محدود نشده است. ETFهای اسپات XRP نیز در ۲۰ جولای ۲.۴۹ میلیون دلار ورود خالص داشتند. مجموع ورود سرمایه تجمعی به ۱.۴۹ میلیارد دلار رسیده و دارایی تحت مدیریت ETFها اکنون حدود ۱.۰۲ میلیارد دلار است. ارزش معاملات روزانه نیز ۱۱.۶۷ میلیون دلار ثبت شد. 📌 بنابراین، XRP نیز همچنان شاهد ورود سرمایه است؛ هرچند شدت جریان روزانه آن نسبت به اندازه کل دارایی‌های تحت مدیریت محدود است و برای تأیید یک روند قدرتمند، تداوم این ورودها اهمیت بیشتری دارد. در مقابل، ETFهای HYPE در ۲۰ جولای ورود یا خروج خالصی ثبت نکردند. مجموع ورود سرمایه تجمعی این ETFها به ۳۰۱.۳۴ میلیون دلار رسیده و دارایی تحت مدیریت آن‌ها حدود ۳۱۶ میلیون دلار است. ارزش معاملات روزانه نیز ۱۰.۴۹ میلیون دلار گزارش شده است.  توقف جریان روزانه سرمایه به HYPE، در کنار تداوم ورود سرمایه به سولانا و XRP، نشان‌دهنده واگرایی در تقاضای سرمایه‌گذاران برای آلت‌کوین‌ها است. در شرایط فعلی، سرمایه بیشتر به سمت دارایی‌هایی با عمق بازار و پذیرش نهادی بالاتر حرکت می‌کند، در حالی که HYPE برای جذب جریان‌های جدید سرمایه همچنان با احتیاط بیشتری مواجه است. این اتفاق چه پیامی برای بازار دارد؟ داده‌های جدید ETF نشان می‌دهد بازار رمزارزها از مرحله کاهش ریسک و خروج سرمایه فاصله گرفته و وارد مرحله‌ای از بازگشت جریان نقدینگی نهادی شده است. با این حال، این بازگشت هنوز به‌صورت یکسان در تمام بازار توزیع نشده است. بیت‌کوین همچنان ستون اصلی سرمایه‌گذاری نهادی است و با نزدیک به ۸۰ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت ETFها، از نظر اندازه بازار فاصله زیادی با اتریوم دارد. اما اتریوم در حال نشان دادن یک روند مهم است: افزایش تقاضای نسبی و رشد نقش آن در سبد سرمایه‌گذاران نهادی. در صورت ادامه ورود سرمایه به ETFهای اتریوم و تثبیت AUM بالاتر از ۱۰ میلیارد دلار، ممکن است بازار شاهد تغییر تدریجی در رهبری جریان سرمایه نهادی باشد؛ به‌ویژه اگر سرمایه‌گذاران به‌دنبال فرصت‌هایی فراتر از بیت‌کوین و در بخش‌های مرتبط با اقتصاد توکنیزه‌شده باشند. از سوی دیگر، ادامه ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین نیز نشان می‌دهد تقاضای نهادی برای دارایی اصلی بازار همچنان قدرتمند است و هنوز نمی‌توان از پایان نقش BTC به‌عنوان رهبر بازار سخن گفت. در مجموع، داده‌های ETF در حال حاضر بیشتر از آنکه نشان‌دهنده رقابت مستقیم بیت‌کوین و اتریوم باشند، بیانگر گسترش تدریجی سرمایه‌گذاری نهادی از بیت‌کوین به سمت سایر دارایی‌های اصلی بازار هستند. سه پیام اصلی جریان ETFها اول؛ بازگشت سرمایه به دارایی‌های اصلی ادامه دارد. بیت‌کوین و اتریوم برای دومین هفته متوالی ورود خالص سرمایه داشتند. این موضوع نشانه دیگری از پایان یافتن چرخه هشت‌هفته‌ای خروج سرمایه و کاهش فشار ناشی از نقدینگی محدود و ریسک‌گریزی است. دوم؛ اتریوم برتری نسبی خود را افزایش داده است. اتریوم نه‌تنها سرمایه بیشتری نسبت به بیت‌کوین جذب کرد، بلکه نسبت ورود سرمایه به اندازه دارایی‌های تحت مدیریت آن نیز به‌مراتب بالاتر بود. این موضوع می‌تواند نشان‌دهنده افزایش تقاضای نهادی برای ETH باشد. سوم؛ بازار آلت‌کوین‌ها هنوز وارد یک روند هماهنگ نشده است. سولانا و XRP ورود سرمایه داشتند، اما HYPE با خروج قابل‌توجه مواجه شد. بنابراین اشتهای ریسک در بازار وجود دارد، اما سرمایه‌گذاران در انتخاب آلت‌کوین‌ها بسیار گزینشی‌تر عمل می‌کنند. “ «داده‌های ETF تا ۲۰ جولای نشان می‌دهد جریان سرمایه نهادی در بازار رمزارزها همچنان در حال تقویت است. بیت‌کوین با ۷۹.۱۶ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت و ۵۱.۵۸ میلیارد دلار ورود خالص تجمعی، همچنان رهبر مطلق بازار ETFهای کریپتو است؛ اما اتریوم با رسیدن AUM به ۱۰.۲۹ میلیارد دلار و ثبت ۱۱.۱۲ میلیارد دلار ورود خالص تجمعی، در حال افزایش وزن خود در جریان سرمایه نهادی است. نکته مهم برای معامله‌گران حرفه‌ای این است که رشد ETFهای اتریوم می‌تواند نشانه تغییر تدریجی ساختار تقاضا باشد؛ به‌خصوص اگر توسعه RWA، استیبل‌کوین‌ها، DeFi و اقتصاد توکنیزه‌شده بتواند محرک‌های جدیدی برای جذب سرمایه ایجاد کند. در چنین شرایطی، بیت‌کوین همچنان رهبر نقدینگی بازار باقی می‌ماند، اما اتریوم می‌تواند به مهم‌ترین مقصد بعدی سرمایه نهادی تبدیل شود.» بابک شیری

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

چهار ETF درآمدمحور برای سرمایه‌گذاری بلندمدت؛ گزینه‌هایی برای خرید و نگهداری

بازارهای مالی در شرایطی قرار گرفته‌اند که نرخ بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ ساله آمریکا بار دیگر به محدوده ۴.۶ درصد رسیده و به نظر می‌رسد فدرال رزرو در کوتاه‌مدت عجله‌ای برای کاهش نرخ بهره ندارد. این وضعیت برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال ایجاد درآمد پایدار از پرتفوی خود هستند، می‌تواند یک فرصت باشد؛ اما همزمان ریسک‌های جدیدی را نیز ایجاد می‌کند. تورم همچنان یک تهدید مهم است و تنش‌های ژئوپلیتیکی می‌تواند باعث افزایش دوباره نرخ بهره شود. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری صرفاً بر اساس بالاترین سود تقسیمی نیز لزوماً تصمیم مناسبی نیست؛ زیرا برخی از دارایی‌های پربازده می‌توانند نوسان زیادی داشته باشند یا حتی با خطر کاهش سود مواجه شوند. به همین دلیل، برخی ETFهای درآمدمحور می‌توانند برای سرمایه‌گذاران بلندمدت جذاب باشند؛ صندوق‌هایی که هر کدام از یک استراتژی متفاوت برای ایجاد درآمد استفاده می‌کنند. در یک نگاه VYM  ETF متنوع سهام سودده آمریکا با بیش از ۶۰۰ سهم، مناسب سرمایه‌گذارانی که درآمد تقسیمی پایدار و کاهش ریسک تمرکز را دنبال می‌کنند. PFF  ETF اوراق ممتاز با ترکیبی از ویژگی‌های سهام و بدهی که می‌تواند جریان درآمدی قابل‌توجهی ایجاد کند، اما در برابر شوک‌های اقتصادی و تغییرات نرخ بهره آسیب‌پذیر است. JEPI  ETF درآمدمحور مبتنی بر سهام کم‌نوسان و فروش اختیار خرید که درآمد بالایی ایجاد می‌کند، اما در بازارهای صعودی بخشی از پتانسیل رشد را محدود می‌سازد.  VNQ  ETF متمرکز بر REITها که از درآمد بازار املاک بهره می‌گیرد، اما به دلیل وابستگی بالا به هزینه تأمین مالی، نسبت به تغییرات نرخ بهره حساس است. ۴ ETF برای ساخت یک جریان درآمدی بلندمدت چهار صندوق زیر در دسته ETFهایی قرار می‌گیرند که می‌توانند برای استراتژی «خرید و نگهداری» مناسب باشند. البته تفاوت در ساختار آن‌ها باعث می‌شود میزان ریسک، بازده و حساسیتشان به نرخ بهره یکسان نباشد. ۱. Vanguard High Dividend Yield ETF؛ انتخابی متنوع برای درآمد تقسیمی صندوق Vanguard High Dividend Yield ETF با نماد VYM یک استراتژی مستقیم برای سرمایه‌گذاری در سهام پربازده از نظر سود تقسیمی دارد. این صندوق ابتدا مجموعه گسترده‌ای از سهام آمریکا را بررسی کرده و سپس شرکت‌هایی را که بازده سود تقسیمی بالاتری دارند، انتخاب می‌کند. در حال حاضر، بازده سود تقسیمی آن حدود ۲.۳ درصد است که بالاتر از بازده سود تقسیمی S&P 500 محسوب می‌شود. یکی از مهم‌ترین مزایای VYM تنوع بالای آن است. این صندوق بیش از ۶۰۰ سهم در اختیار دارد و حداقل ۸ درصد از سرمایه خود را در هفت بخش مختلف اقتصادی تخصیص داده است. این ساختار باعث می‌شود سرمایه‌گذار تنها به عملکرد صنعت فناوری وابسته نباشد و از رشد بخش‌های مختلف اقتصاد آمریکا بهره‌مند شود. در مجموع، VYM می‌تواند گزینه‌ای نسبتاً محافظه‌کارانه‌تر در میان ETFهای سهامی با تمرکز بر درآمد باشد؛ به‌ویژه برای سرمایه‌گذارانی که در کنار درآمد تقسیمی، به دنبال تنوع و کاهش ریسک تمرکز هستند. ۲. JPMorgan Equity Premium Income ETF؛ درآمد بالا با هزینه محدود شدن رشد قیمت صندوق JPMorgan Equity Premium Income ETF با نماد JEPI ساختاری متفاوت از ETFهای سنتی سهام دارد. این صندوق از سهام شرکت‌هایی با نوسان نسبتاً پایین به‌عنوان پایه سرمایه‌گذاری استفاده می‌کند و سپس با فروش اختیار خرید (Call Options) روی شاخص S&P 500، درآمد بیشتری از دریافت پرمیوم ایجاد می‌کند. نتیجه این استراتژی، بازدهی درآمدی بالایی است که در بسیاری از مواقع می‌تواند به بیش از ۸ درصد برسد. اما این درآمد بالا بدون هزینه نیست. در دوره‌هایی که بازار سهام وارد یک روند صعودی قدرتمند می‌شود، استراتژی فروش اختیار خرید می‌تواند بخشی از رشد قیمت سهام را محدود کند. بنابراین JEPI احتمالاً در یک بازار کاملاً صعودی عملکرد ضعیف‌تری نسبت به S&P 500 خواهد داشت. در مقابل، در بازارهای خنثی یا نزولی، این استراتژی می‌تواند عملکرد بهتری داشته باشد؛ زیرا درآمد حاصل از فروش اختیار معامله بخشی از فشار کاهش قیمت را جبران می‌کند. به همین دلیل، JEPI می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال افزایش درآمد پرتفوی هستند، یک گزینه مکمل باشد؛ اما معمولاً بهتر است سهم بزرگی از کل پرتفوی را به آن اختصاص نداد. ۳. Vanguard Real Estate ETF؛ درآمد از بازار املاک صندوق Vanguard Real Estate ETF با نماد VNQ یکی از بزرگ‌ترین ETFهای فعال در حوزه صندوق‌های سرمایه‌گذاری املاک و مستغلات (REIT) است. REITها به دلیل ساختار قانونی خود معمولاً باید بخش قابل‌توجهی از درآمد مشمول مالیاتشان را میان سهامداران توزیع کنند. همین موضوع باعث شده‌اند به یکی از گزینه‌های محبوب سرمایه‌گذاران برای ایجاد درآمد تبدیل شوند. بازده سود تقسیمی VNQ در حال حاضر حدود ۳.۴ درصد است؛ اما سرمایه‌گذاری در این صندوق با یک ریسک مهم همراه است: حساسیت بالا به نرخ بهره. زمانی که نرخ بهره افزایش پیدا می‌کند، هزینه تأمین مالی شرکت‌های فعال در حوزه املاک افزایش یافته و جذابیت نسبی REITها در مقایسه با اوراق درآمد ثابت کاهش می‌یابد. به همین دلیل، VNQ می‌تواند گزینه‌ای مناسب برای ایجاد تنوع در پرتفوی بلندمدت باشد، اما بهتر است سهم آن در پرتفوی با توجه به ریسک نرخ بهره و نوسانات بازار املاک مدیریت شود. ۴. iShares Preferred & Income Securities ETF؛ ترکیب ویژگی‌های سهام و اوراق بدهی صندوق iShares Preferred & Income Securities ETF با نماد PFF در بازار اوراق ممتاز (Preferred Stocks) فعالیت می‌کند. اوراق ممتاز از نظر ساختار، چیزی میان سهام عادی و اوراق بدهی محسوب می‌شوند. دارندگان این اوراق معمولاً در ساختار سرمایه شرکت نسبت به سهامداران عادی اولویت بیشتری دارند و در شرایط انحلال شرکت، پیش از سهامداران عادی نسبت به دارایی‌ها ادعا دارند. در مقابل، این اوراق معمولاً بازدهی بالاتری نسبت به بسیاری از اوراق قرضه شرکتی ارائه می‌کنند. PFF در حال حاضر بازدهی حدود ۶.۵ درصد دارد و سطح نوسان آن در برخی مقایسه‌ها به اوراق خزانه‌داری میان‌مدت نزدیک است. با این حال، مانند REITها، اوراق ممتاز نیز نسبت به تغییرات نرخ بهره و شرایط اقتصادی حساس هستند. به همین دلیل، PFF نیز بیشتر می‌تواند به‌عنوان یک بخش مکمل برای افزایش درآمد پرتفوی استفاده شود. بررسی مقایسه‌ای ETF نماد استراتژی اصلی بازده تقریبی ریسک مهم Vanguard High Dividend Yield ETF VYM سهام با سود تقسیمی بالا ۲.۳٪ کاهش رشد سرمایه در مقایسه با سهام رشدی JPMorgan Equity Premium Income ETF JEPI فروش اختیار خرید و درآمد پرمیوم بیش از ۸٪ محدود شدن رشد در بازار صعودی Vanguard Real Estate ETF VNQ سرمایه‌گذاری در REITها ۳.۴٪ حساسیت به نرخ بهره و بازار املاک iShares Preferred & Income Securities ETF PFF اوراق ممتاز ۶.۵٪ حساسیت به نرخ بهره و شرایط اقتصادی آیا ETFهای درآمدمحور برای همه مناسب هستند؟ این چهار ETF هر کدام رفتار متفاوتی دارند و نمی‌توان آن‌ها را صرفاً بر اساس میزان سود تقسیمی با یکدیگر مقایسه کرد. VYM بیشتر برای سرمایه‌گذاری متنوع در سهام سودده مناسب است. JEPI درآمد بالاتری ایجاد می‌کند اما بخشی از پتانسیل رشد بازار صعودی را قربانی می‌کند. VNQ امکان دسترسی به بازار املاک را فراهم می‌کند اما به نرخ بهره حساس است. PFF نیز می‌تواند درآمد قابل‌توجهی ایجاد کند، اما در برابر تغییرات نرخ بهره و شوک‌های اقتصادی آسیب‌پذیر است. بنابراین، استفاده از این صندوق‌ها بیشتر به ترکیب آن‌ها در یک پرتفوی متنوع و میزان ریسک‌پذیری سرمایه‌گذار بستگی دارد. “ «در محیطی که نرخ بهره بالا باقی مانده و تورم و ریسک‌های ژئوپلیتیکی همچنان می‌توانند مسیر بازارها را تغییر دهند، سرمایه‌گذاری درآمدمحور دیگر صرفاً به انتخاب یک ETF با بالاترین سود تقسیمی محدود نمی‌شود. VYM می‌تواند پایه‌ای متنوع برای سهام سودده باشد، JEPI با فروش اختیار معامله درآمد بیشتری ایجاد می‌کند اما در بازارهای صعودی بخشی از رشد را از دست می‌دهد، VNQ امکان بهره‌برداری از درآمد بازار املاک را فراهم می‌کند و PFF نیز با ترکیب ویژگی‌های سهام و اوراق بدهی، به افزایش بازده پرتفوی کمک می‌کند. برای سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، نکته کلیدی این است که بازده بالاتر همیشه به معنای ریسک کمتر نیست؛ بلکه انتخاب صحیح باید بر اساس ترکیب جریان درآمد، حساسیت به نرخ بهره و ظرفیت رشد سرمایه در بلندمدت انجام شود.» بابک شیری

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

بازگشت سرمایه به ETFهای بیت‌کوین

پس از نزدیک به دو ماه خروج مستمر سرمایه از صندوق‌های قابل معامله بیت‌کوین (Spot Bitcoin ETF)، سرمایه‌گذاران نهادی بار دیگر به این بازار بازگشته‌اند. این تغییر باعث شده امیدها نسبت به پایان روند نزولی بیت‌کوین افزایش یابد، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند هنوز برای اعلام آغاز یک بازار صعودی جدید زود است. اگرچه ورود سرمایه به ETFها دوباره مثبت شده، اما حجم این ورودها همچنان فاصله زیادی با سرمایه خارج‌شده در هفته‌های گذشته دارد و بخش عمده تقاضا نیز تنها روی یک صندوق متمرکز شده است. در یک نگاه ETFهای اسپات بیت‌کوین طی دو هفته اخیر ۲۷۳ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کردند. این رقم تنها حدود ۳ درصد از بیش از ۸.۲ میلیارد دلار خروج سرمایه دو ماه گذشته را جبران کرده است. بخش عمده ورود سرمایه اخیر از طریق صندوق BlackRock IBIT انجام شده است. تصمیم فدرال رزرو در نشست ۲۸ جولای مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده مسیر بعدی ETFها و قیمت بیت‌کوین خواهد بود. آیا سرمایه‌گذاران نهادی دوباره به بیت‌کوین اعتماد کرده‌اند؟ نمودار بالا، نمودار کل جریان ورودی خالص ETF بیت کوین است. اسپات صندوق‌های اسپات بیت‌کوین آمریکا برای دومین هفته متوالی ورود سرمایه را ثبت کردند. در هفته منتهی به ۱۷ جولای حدود ۷۵.۷ میلیون دلار سرمایه جدید وارد این صندوق‌ها شد؛ رقمی که پس از ۱۹۷.۴ میلیون دلار ورود سرمایه در هفته قبل، مجموع ورود سرمایه طی دو هفته اخیر را به حدود ۲۷۳.۱ میلیون دلار رساند. این اتفاق به روندی پایان داد که طی حدود دو ماه گذشته بیش از ۸.۲ میلیارد دلار سرمایه از ۱۳ صندوق اسپات بیت‌کوین خارج شده بود. در همین مدت، قیمت بیت‌کوین نیز پس از سقوط به زیر ۵۸ هزار دلار در اواخر ژوئن، دوباره تا محدوده ۶۳ تا ۶۵ هزار دلار بازیابی شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد فعلاً روند ورود سرمایه و حرکت قیمت همسو هستند، اما هنوز هیچ‌کدام تأییدکننده آغاز یک روند صعودی پایدار نیستند. چه عاملی باعث بازگشت سرمایه شد؟ مهم‌ترین محرک این تغییر، انتشار گزارش اشتغال آمریکا در ۲ جولای بود. اقتصاد آمریکا در ماه ژوئن تنها ۵۷ هزار شغل ایجاد کرد؛ رقمی کمتر از انتظارات بازار. همزمان نرخ بیکاری نیز به ۴.۲ درصد افزایش یافت. ضعیف‌تر شدن بازار کار باعث شد احتمال افزایش دوباره نرخ بهره کاهش یابد و سرمایه‌گذاران انتظار سیاست پولی ملایم‌تری از سوی فدرال رزرو داشته باشند. در نتیجه، بخشی از سرمایه‌های نهادی بار دیگر وارد بازار بیت‌کوین شد. امروزه ETFهای بیت‌کوین بیش از هر زمان دیگری به داده‌های کلان اقتصادی آمریکا وابسته هستند. گزارش‌های اشتغال، تورم (CPI)، تصمیمات فدرال رزرو و شاخص‌های نقدینگی اکنون مهم‌ترین محرک‌های جریان سرمایه در بازار بیت‌کوین محسوب می‌شوند. بلک‌راک دوباره موتور اصلی بازار شد یکی از مهم‌ترین نکات این بازگشت، تغییر رفتار سرمایه‌گذاران نهادی بود. در ابتدای موج ورود سرمایه، صندوق‌های Fidelity FBTC و ARKB بیشترین جذب سرمایه را داشتند، اما پس از بهبود فضای بازار، صندوق iShares Bitcoin Trust (IBIT) متعلق به بلک‌راک دوباره به مقصد اصلی سرمایه‌گذاران تبدیل شد. تنها در آخرین هفته معاملاتی، IBIT حدود ۲۰۴ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کرد؛ رقمی که حتی از کل ورود سرمایه بازار ETFهای بیت‌کوین نیز بیشتر بود. در مقابل، برخی صندوق‌ها از جمله Fidelity Wise Origin Bitcoin Fund و همچنین Grayscale Bitcoin Trust (GBTC) همچنان خروج سرمایه را تجربه کردند؛ موضوعی که نشان می‌دهد تقاضا هنوز در کل بازار گسترش پیدا نکرده و عمدتاً روی صندوق بلک‌راک متمرکز است. هنوز راه زیادی تا بازگشت کامل باقی مانده است اگرچه دو هفته ورود سرمایه خبر مثبتی محسوب می‌شود، اما تصویر کلی بازار همچنان محتاطانه است. از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون، مجموع جریان سرمایه ETFهای اسپات بیت‌کوین آمریکا هنوز حدود ۵.۲ تا ۵.۴ میلیارد دلار منفی است. همچنین ورود ۲۷۳ میلیون دلار اخیر تنها حدود ۳ درصد از سرمایه‌ای را جبران کرده که طی موج فروش قبلی از بازار خارج شده بود. در حال حاضر ارزش دارایی تحت مدیریت (AUM) این صندوق‌ها به حدود ۷۷ میلیارد دلار رسیده که بخشی از این افزایش ناشی از رشد قیمت بیت‌کوین و بخشی نیز حاصل ورود سرمایه جدید بوده است. مقاومت کلیدی بیت‌کوین کجاست؟ تحلیلگران معتقدند تا زمانی که بیت‌کوین نتواند با قدرت از محدوده ۶۵ تا ۶۵.۵ هزار دلار عبور کند، نمی‌توان از آغاز یک روند صعودی جدید صحبت کرد. همچنین برخی مؤسسات مالی نیز همچنان نسبت به قدرت تقاضای نهادی محتاط هستند. بانک Citigroup اخیراً پیش‌بینی ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین طی ۱۲ ماه آینده را از ۱۰ میلیارد دلار به صفر کاهش داده و هدف قیمتی ۱۲ ماهه بیت‌کوین را نیز از ۱۱۲ هزار دلار به ۸۲ هزار دلار تنزل داده است. از سوی دیگر، تحلیلگران بلومبرگ معتقدند ETFهای بیت‌کوین احتمالاً همان مسیری را طی خواهند کرد که ETFهای طلا در سال‌های گذشته تجربه کردند؛ یعنی دوره‌هایی از رشد سریع، اصلاح‌های سنگین و سپس ثبت سقف‌های قیمتی جدید. نشست فدرال رزرو؛ مهم‌ترین محرک بازار اکنون نگاه معامله‌گران به نشست ۲۸ جولای کمیته بازار آزاد فدرال رزرو (FOMC) دوخته شده است. اگر بانک مرکزی آمریکا نرخ بهره را بدون تغییر حفظ کند و سیگنال‌های انبساطی‌تری ارائه دهد، احتمال ادامه ورود سرمایه به ETFهای بیت‌کوین افزایش خواهد یافت. اما هرگونه موضع انقباضی یا افزایش نگرانی نسبت به تورم می‌تواند موج جدیدی از خروج سرمایه را آغاز کند. “ «بازگشت ۲۷۳ میلیون دلار سرمایه به ETFهای بیت‌کوین را باید بیشتر نشانه توقف فشار فروش دانست تا آغاز یک بازار صعودی قدرتمند. مادامی که ورود سرمایه به‌صورت پایدار میان تمامی ETFها توزیع نشود و بیت‌کوین نیز نتواند بالای محدوده ۶۵ تا ۶۵.۵ هزار دلار تثبیت شود، احتمال نوسانات ادامه خواهد داشت. در شرایط فعلی سه متغیر اصلی مسیر بازار را تعیین می‌کنند: سیاست‌های فدرال رزرو، تداوم ورود سرمایه به صندوق IBIT بلک‌راک و بازگشت سرمایه‌گذاران نهادی به سایر ETFهای بیت‌کوین. عبور موفق از این مراحل می‌تواند زمینه‌ساز آغاز چرخه صعودی بعدی بازار کریپتو باشد.» بابک شیری

خواندن کامل خبر
ارز دیجیتال کم اثر
ارز دیجیتال کم اثر

بانک HSBC: هدف قیمتی اینتل دو برابر شد

بانک HSBC هدف قیمتی سهام شرکت اینتل را از ۱۰۰ دلار به ۲۰۰ دلار افزایش داد و در عین حال توصیه «خرید» خود را حفظ کرد. این بانک انتظار دارد ارسال پردازنده‌های سرور قوی‌تر شود و تقاضا برای خدمات Intel Foundry نیز رشد کند. HSBC همچنین افزایش تعهد مشتریان از نیمه دوم ۲۰۲۶ را پیش‌بینی کرده که می‌تواند به تقویت سودآوری و رشد بلندمدت اینتل کمک کند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

هشدار HSBC: فشار فروش در طلا رو به پایان است

در یک نگاه موسسه HSBC معتقد است فشار فروش طلا به مراحل پایانی خود نزدیک شده است. به باور این بانک، قدرت دلار و انتظارات افزایش نرخ بهره بخش زیادی از فشار نزولی را پیش‌تر در قیمت‌ها منعکس کرده‌اند. این موسسه سطح ۴۰۰۰ دلار به‌عنوان یک حمایت کلیدی شناخته می‌شود؛ افت به زیر این سطح ممکن است ابتدا فروش بیشتری ایجاد کند، اما سپس خرید بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران فرصت‌طلب را به دنبال داشته باشد. قیمت طلا پس از یکی از شدیدترین افت‌های ماهانه سال‌های اخیر تثبیت شده و موسسه HSBC معتقد است این فلز گران‌بها در حال نزدیک شدن به سطحی است که سرمایه‌گذاران بلندمدت ممکن است دوباره وارد بازار شوند. به عقیده موسسه HSBC که توسط exchangerates گردآورری شده و توسط تیم تویوتایمز ترجمه شده است، طلا تحت فشار دلار قوی‌تر آمریکا و افزایش انتظارات برای ادامه سیاست‌های پولی انقباضی فدرال رزرو قرار گرفته است، اما معتقد است بخش زیادی از اخبار منفی اکنون در قیمت‌ها منعکس شده است. این بانک اعلام کرد: طلا با وجود ضعف دلار، به دلیل انتظارات افزایش نرخ بهره کاهش یافت. این موسسه همچنین تأکید می‌کند که بازار در حال نزدیک شدن به یک سطح حمایتی مهم است: «شکست سطح 4000 دلار در هر اونس ممکن است ابتدا باعث فشار فروش بیشتر شود، اما می‌تواند در ادامه خریداران بانک‌های مرکزی و فرصت‌طلبان را جذب کند.» از نگاه این بانک، اصلاح اخیر باعث شده طلا در حال حاضر «کم‌تر از ارزش ذاتی» به نظر برسد. با اینکه بازده واقعی بالاتر همچنان در کوتاه‌مدت یک عامل فشار محسوب می‌شود، HSBC معتقد است تقاضا از سوی بانک‌های مرکزی و خریداران در کف قیمتی می‌تواند در صورت افت بیشتر، از بازار حمایت کند. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا زیر فشار نفت و تورم؛ سقوط تا زیر ۳۹۰۰ دلار

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

موسسه HSBC، پیش‌بینی قیمت نقره را برای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ افزایش داد

در یک نگاه کسری عرضه نقره در حال کاهش است: از ۱۴۳ میلیون اونس در ۲۰۲۵ به ۷۳ میلیون در ۲۰۲۶ و ۲۵ میلیون در ۲۰۲۷ می‌رسد. تولید معادن و عرضه بازیافتی نقره تا ۲۰۲۷ افزایش خواهد یافت. تضعیف دلار و تنش‌های ژئوپلیتیکی می‌تواند تا حدی از قیمت حمایت کند، اما نسبت طلا به نقره احتمالاً افزایش می‌یابد که فشار نزولی بر نقره وارد می‌کند. هدف قیمتی: ۷۰ دلار (پایان ۲۰۲۶) و ۶۵ دلار (پایان ۲۰۲۷). موسسه HSBC پیش‌بینی قیمت نقره را برای هر دو سال ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ افزایش داده است، هرچند این بانک همچنان انتظار دارد پتانسیل صعودی این فلز گرانبها در میان‌مدت محدود باشد. این موسسه اکنون پیش‌بینی می‌کند قیمت متوسط نقره در سال ۲۰۲۶ به ۷۵ دلار در هر اونس تروا و در سال ۲۰۲۷ به ۶۸ دلار برسد؛ در حالی که پیش‌بینی‌های قبلی این بانک به ترتیب ۶۸.۲۵ و ۵۷ دلار بود. صعود نقره ناشی از تقاضای دارایی امن و عرضه محدود است نقره در اواخر ژانویه به بالاترین سطح اسمی تاریخی خود یعنی ۱۲۱ دلار در هر اونس رسید که ناشی از افزایش قیمت طلا، محدودیت عرضه و تقاضای قوی دارایی امن مرتبط با نگرانی‌های تعرفه‌ای و تنش‌های ژئوپلیتیکی بود. این فلز در اوایل فوریه به دنبال افزایش ارزش دلار آمریکا ناشی از درگیری‌ها و تضعیف قیمت طلا، به شدت عقب‌نشینی کرد و به حدود ۶۴ دلار در هر اونس رسید، سپس مجدداً به بالای ۸۶ دلار در هر اونس بازگشت. کسری عرضه در آینده کمتر می‌شود با وجود افزایش چشم‌انداز قیمتی، موسسه HSBC موضع محتاطانه‌ای حفظ کرد و استدلال نمود که کاهش کسری عرضه و تضعیف تقاضای صنعتی و جواهرات احتمالاً مانع از رشد پایدار قیمت‌ها خواهد شد. این بانک انتظار دارد کسری بازار جهانی نقره در سال ۲۰۲۶ به ۷۳ میلیون اونس کاهش یابد (از ۱۴۳ میلیون اونس در سال ۲۰۲۵) و سپس در سال ۲۰۲۷ با افزایش تولید معادن و عرضه بازیافتی، به ۲۵ میلیون اونس برسد. جیمز استیل، تحلیلگر ارشد فلزات گرانبهای HSBC گفت: «به نظر ما کاهش کسری عرضه برای جهش شدید و طولانی‌مدت نقره کافی نخواهد بود.» این بانک انتظار دارد قیمت‌ها در نیمهٔ دوم هر دو سال ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ تضعیف شوند. تقاضای صنعتی و جواهرات کاهشی پیش‌بینی می‌شود تقاضای صنعتی که بیش از نیمی از مصرف جهانی نقره را تشکیل می‌دهد، در سال ۲۰۲۵ به ۶۵۷ میلیون اونس کاهش یافت (از رقم رکورد ۶۷۹ میلیون اونس در سال قبل). موسسه HSBC گفت تولیدکنندگان به طور فزاینده‌ای به دنبال کاهش یا جایگزینی مصرف نقره در واکنش به قیمت‌های بالا بوده‌اند و این بانک انتظار دارد این روند ادامه یابد. این بانک پیش‌بینی می‌کند تقاضای صنعتی نقره در سال ۲۰۲۶ به ۶۴۲ میلیون اونس و در سال ۲۰۲۷ به ۶۱۸ میلیون اونس کاهش یابد. همچنین پیش‌بینی می‌شود تقاضای جواهرات در سال جاری به ۱۵۷ میلیون اونس برسد (از ۱۸۹ میلیون اونس در سال ۲۰۲۵). رشد عرضه به تعدیل بازار کمک می‌کند در سمت عرضه، HSBC انتظار دارد تولید معادن در سال ۲۰۲۶ تقریباً بدون تغییر و در سطح ۸۴۸ میلیون اونس باقی بماند و سپس در سال ۲۰۲۷ به ۸۶۸ میلیون اونس افزایش یابد. پیش‌بینی می‌شود عرضه بازیافتی در سال جاری به ۲۱۶ میلیون اونس برسد (از ۱۹۷ میلیون اونس در سال ۲۰۲۵). تضعیف دلار و ژئوپلیتیک می‌توانند حامی قیمت باشند جیمز استیل گفت انتظار برای تضعیف دلار آمریکا و عدم‌اطمینان ژئوپلیتیکی جاری می‌تواند همچنان تا حدی از قیمت نقره حمایت کند. با این حال او هشدار داد: «نسبت طلا به نقره احتمالاً افزایش خواهد یافت که باعث می‌شود نقره حتی در صورت صعود طلا، کاهش یابد.» موسسه HSBC هدف قیمتی پایان سال خود را برای نقره ۷۰ دلار در هر اونس (۲۰۲۶) و ۶۵ دلار در هر اونس (۲۰۲۷) تعیین کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا طلا می‌تواند سال آینده باز هم اوج بگیرد: نگاه کارشناسان وال‌استریت

روند صعودی پرقدرت قیمت طلا که این فلز گران‌بها را به سطوح بی‌سابقه رسانده، ممکن است تا سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یابد. بر اساس پیش‌بینی تحلیل‌گران وال‌استریت، بسیاری از آنها انتظار دارند طلا به روند رکوردشکنی خود ادامه دهد و در سال ۲۰۲۶ تا ۲۰ درصد دیگر نیز افزایش قیمت را تجربه کند. ثبت یک رشد دو‌رقمی دیگر برای طلا، با توجه به اینکه قیمت این فلز گران‌بها امسال یکی از بهترین عملکردهای خود در چند دهه اخیر را تجربه کرده، هدفی دشوار به نظر می‌رسد. روز چهارشنبه، طلا در حدود ۴۱۸۷ دلار به ازای هر اونس معامله شد و از ابتدای سال تاکنون ۵۷ درصد رشد داشته است. این رشد ناشی از مجموعه‌ای از عوامل صعودی بوده است؛ از جمله افزایش خرید بانک‌های مرکزی، تداوم تورم بالا، و نگرانی سرمایه‌گذاران نسبت به قدرت اقتصاد ایالات متحده و تعرفه‌های تجاری. در ادامه، دیدگاه کارشناسان بازار درباره چشم‌انداز این دارایی امن در سال آینده ارائه می‌شود. بانک آمریکا: ۵۰۰۰ دلار به ازای هر اونس تحلیل‌گران بانک آمریکا پیش‌بینی می‌کنند قیمت طلا در سال آینده تا سطح ۵۰۰۰ دلار افزایش یابد که این امر به معنای رشد حدود ۱۹ درصدی نسبت به سطوح فعلی است. این بانک در یادداشتی اخیر اعلام کرد که انتظار می‌رود عوامل بنیادی صعودی که موجب افزایش قیمت طلا شده‌اند، در سال آینده نیز تداوم یابند. این بانک در این زمینه به عوامل مثبتی همچون افزایش هزینه‌کرد ناشی از کسری بودجه در ایالات متحده و «سیاست‌های کلان اقتصادی غیرمتعارف» دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور، اشاره کرده است. این بانک با اشاره به تحلیل خود از بازارهای صعودی طلا از سال ۱۹۷۰ تاکنون اعلام کرد: «قیمت طلا تنها زمانی از مسیر صعودی بازایستاده که عوامل بنیادیِ محرک آن تغییر کرده باشند. در حال حاضر، بسیاری از این عوامل همچنان پابرجا هستند، بنابراین ما همچنان از طلا حمایت قیمتی می‌بینیم.» با وجود اصلاح اخیر قیمت طلا، این فلز گران‌بها همچنان از منظر بلندمدت «کم‌سرمایه‌گذاری‌شده» باقی مانده است؛ نکته‌ای که تحلیل‌گران نیز بر آن تأکید کرده‌اند. گلدمن ساکس: ۴۹۰۰ دلار به ازای هر اونس دان استرویون، هم‌مدیر بخش پژوهش جهانی کامودیتی‌ها در گلدمن ساکس، اعلام کرد که معتقد است قیمت طلا تا پایان سال آینده می‌تواند به ۴۹۰۰ دلار در هر اونس برسد؛ رقمی که حاکی از رشد حدود ۱۷ درصدی نسبت به سطوح فعلی است. او روز چهارشنبه در گفت‌وگو با بلومبرگ گفت که این پیش‌بینی عمدتاً به دلیل تداوم دو عاملی است که امسال از روند صعودی طلا حمایت کرده‌اند. افزایش خریدهای بانک‌های مرکزی: مدیران ذخایر بانک‌های مرکزی پس از مشاهده مسدود شدن ذخایر خارجی روسیه در پی تهاجم این کشور به اوکراین در سال ۲۰۲۲، دچار نگرانی شدند. او گفت: «آن‌ها نیاز دارند در طلا سرمایه‌‌گذاری کنند، زیرا طلا تنها دارایی واقعی امن است که در خزانه‌های داخلی نگهداری می‌شود.»  کاهش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی: استرویون گفت که انتظار می‌رود فدرال رزرو در سال آینده حدود ۷۵ نقطه پایه نرخ بهره را کاهش دهد، امری که پیش‌بینی می‌شود سرمایه‌گذاری در دارایی‌های بدون بازده مانند طلا را تحریک کند. او افزود که این روند توسط دیگر بانک‌های مرکزی جهان نیز حمایت خواهد شد، زیرا آن‌ها نیز انتظار می‌رود سیاست‌های پولی خود را در سال آینده تسهیل کنند. کاهش نرخ بهره موجب افزایش فشارهای تورمی خواهد شد و سرمایه‌گذاران احتمالاً برای محافظت در برابر کاهش ارزش پول‌های فیات، به خرید طلا روی خواهند آورد. او گفت که انتظار می‌رود سرمایه‌گذاران خصوصی نیز به روند صعودی طلا کمک کنند و به روندهایی مانند «معامله کاهش ارزش» اشاره کرد؛ روندی که بر اساس آن، دارایی‌های مبتنی بر دلار در پی کاهش ارزش دلار و سایر ارزهای فیات، افت ارزش خواهند داشت. (Debasement trade یا «معامله کاهش ارزش» به نوعی استراتژی سرمایه‌گذاری گفته می‌شود که سرمایه‌گذاران با انتظار کاهش ارزش پول‌های فیات (مثل دلار، یورو و …) وارد دارایی‌هایی می‌شوند که ارزششان در طول زمان حفظ می‌شود یا حتی افزایش می‌یابد.) به گفته وی: «به نظر من، نکته کلیدی درباره میزان افزایش قیمت ناشی از تنوع‌بخشی بخش خصوصی این است که بازار طلا نسبتاً کوچک است.» او اشاره کرد که بازار صندوق‌های قابل معامله طلا (ETF) حدود ۷۰ برابر کوچک‌تر از بازار اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا است. «این دلیل دیگری است که طلا را به عنوان پیشنهاد اصلی ما برای سرمایه‌گذاری بلندمدت در کامودیتی‌ها انتخاب کرده‌ایم.» دویچه بانک: تا ۴۹۵۰ دلار به ازای هر اونس دویچه بانک پیش‌بینی کرده است که قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ می‌تواند تا ۴۹۵۰ دلار در هر اونس افزایش یابد، که نشان‌دهنده رشد احتمالی حدود ۱۸ درصدی است. سناریوی پایه این بانک پیش‌بینی می‌کند که طلا سال را در حدود ۴۴۵۰ دلار به ازای هر اونس به پایان برساند. مایکل شوئه، تحلیل‌گر پژوهشی این بانک، در گزارشی اخیر نوشت: «با وجود اصلاح اخیر طلا، جریان سرمایه‌گذاری‌ها به نظر می‌رسد تثبیت شده و این فلز گران‌بها چند سیگنال تکنیکال را نشان داده که حاکی از پایان یافتن «اصلاح موقعیت‌ها» است.» او افزود که به نظر می‌رسد تقاضا از سوی بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران صندوق‌های قابل معامله (ETF) نیز همچنان قوی باقی بماند. شوئه نوشت: «این عوامل ما را به ارتقای پیش‌بینی خود برای سال ۲۰۲۶ ترغیب می‌کند.» با این حال، او اشاره کرد که در صورت وقوع اصلاح عمیق‌تر در بازار سهام، کاهش کمتر از حد انتظار نرخ بهره توسط فدرال رزرو در سال آینده، یا کاهش تنش‌های ژئوپولیتیکی، ریسک‌های کاهشی برای این فلز گران‌بها وجود دارد. او افزود: «در چشم‌انداز کلان، ممکن است مدیران ذخایر خریدهای خود را کند کنند و افزایش‌های چشمگیر قیمت واقعی طلا اغلب با اصلاحات قابل توجهی همراه هستند.» اچ‌اس‌بی‌سی: تا ۴۴۰۰ دلار به ازای هر اونس پیش‌بینی اچ‌اس‌بی‌سی نسبت به دیگران کمتر صعودی است اما همچنان خوش‌بینانه باقی مانده است. این بانک اعلام کرده است که انتظار دارد قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ در محدوده ۳۶۰۰ تا ۴۴۰۰ دلار به ازای هر اونس معامله شود. در بالاترین سطح این محدوده، رشد احتمالی طلا حدود ۵ درصد خواهد بود. جیمز استیل، تحلیل‌گر ارشد فلزات گران‌بها در اچ‌اس‌بی‌سی، در یادداشتی برای مشتریان در ماه گذشته نوشت: «به نظر می‌رسد تغییرات شدید و احتمالاً دائمی در چشم‌انداز ژئوپولیتیکی، همراه با شکل‌های تندتر ملی‌گرایی—از جمله ملی‌گرایی اقتصادی به شکل تعرفه‌ها—ریسک ژئوپولیتیکی، نوسانات بازارهای مالی و پرسش‌ها درباره استقلال فدرال رزرو و سیاست پولی، احتمالاً ادامه خواهند داشت.» او پیش‌بینی می‌کند که روند صعودی ممکن است در نیمه دوم سال کند شود و به عواملی مانند افزایش عرضه طلا، کاهش احتمالی تقاضای فیزیکی، و تسهیل خریدهای بانک‌های مرکزی فراتر از مرز ۴۰۰۰ دلار اشاره کرد.  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بانک HSBC حباب AI را اغراق‌آمیز دانست

بانک HSBC اعلام کرد که احتمال جهش پایانی بازار سهام تا پایان سال بیشتر از اصلاح نزولی است و نگرانی‌ها درباره شکل‌گیری حباب ناشی از سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را مبالغه‌آمیز می‌داند. مکس کتنر، استراتژیست ارشد چند‌دارایی این بانک، نوشت که بسیاری از مخالفت‌های سرمایه‌گذاران بر نشانه‌های هشدار اولیه متمرکز است—آنچه به‌عنوان «قناری در معدن» شناخته می‌شود—اما HSBC معتقد است ریسک‌های واقعی کمتر از آن چیزی است که روایت بازار القا می‌کند. او اشاره کرد که با وجود تیترهای خبری درباره افزایش هزینه‌های سرمایه‌گذاری در حوزه AI، برنامه‌های کلی شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری همچنان محدود باقی مانده است. همچنین، نگرانی‌ها درباره اخراج‌های گسترده نیز اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد؛ چرا که در تماس‌های اخیر درآمدی، اشاره به تعدیل نیرو کاهش یافته و هنوز شواهدی از اخراج‌های گسترده ناشی از AI دیده نمی‌شود. کتنر افزود که افزایش ورود سرمایه به بازار پول اکنون به‌عنوان یک سیگنال خرید معکوس عمل می‌کند، در حالی که شاخص‌های احساسات بازار HSBC در محدوده خنثی قرار دارند. با توجه به اینکه موقعیت‌گیری سرمایه‌گذاران هنوز اشباع نشده است، او نتیجه گرفت که زمینه کلی بازار از رویکرد ریسک‌پذیر تا پایان سال حمایت می‌کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر