EURUSD 1.12073 USD ▲ 0.44%
XAUUSD 3,904.21 USD ▲ 0.75%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 99.40 USD ▼ 4.53%
BTCUSD 77,791.75 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70083 USD ▼ 0.31%
EURJPY 176.946 JPY ▲ 0.39%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۱ ساعت پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۱ ساعت پیش

بازگشت محتاطانه معاملات آتی وال‌استریت؛ آزمون هوش مصنوعی، اپل و انتخابات آمریکا در هفته‌ای سرنوشت‌ساز

بازار آمریکا دوشنبه دوم نوامبر ۲۰۲۶ را با نشانه‌هایی از بهبود آغاز کرد؛ معاملات آتی شاخص‌های اصلی پیش از بازگشایی رشد کردند و بخشی از فشار فروش هفته گذشته فروکش کرد. بااین‌حال، این حرکت به‌تنهایی نشانه پایان اصلاح نیست. سرمایه‌گذاران پس از واکنش منفی به گزارش‌های مالی شرکت‌های بزرگ فناوری، اکنون به دنبال شواهد روشن‌تری هستند که نشان دهد هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی واقعاً به درآمد، سود و جریان نقدی پایدار تبدیل می‌شود. در کنار گزارش مالی اپل، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و گزارش اشتغال اکتبر، سه محرک مهم این هفته‌اند. ترکیب این رویدادها می‌تواند انتظارات نرخ بهره، ارزیابی ریسک و جهت کوتاه‌مدت بازار را تغییر دهد. در یک نگاه معاملات آتی نزدک ۱۰۰، اس‌اندپی ۵۰۰ و داوجونز پیش از بازگشایی رشد کردند. فروش سنگین سهام فناوری نشان داد بازار برای رشد هوش مصنوعی معیارهای سخت‌گیرانه‌تری دارد. گزارش اپل و عملکرد AMD می‌توانند بر احساسات سرمایه‌گذاران فناوری اثر بگذارند. انتخابات آمریکا و گزارش اشتغال، ریسک سیاسی و اقتصادی هفته را افزایش می‌دهند. معاملات آتی بالا رفتند؛ اما اعتماد هنوز بازنگشته است بر اساس گزارش‌های منتشرشده در دوم نوامبر، معاملات آتی داوجونز و اس‌اندپی ۵۰۰ در ساعات پیش از بازگشایی حدود ۰٫۴ تا ۰٫۶ درصد افزایش داشتند. قراردادهای نزدک ۱۰۰ نیز نزدیک به ۰٫۸ درصد رشد کردند. اختلاف جزئی ارقام در گزارش‌های خبری می‌تواند به زمان ثبت قیمت‌ها مربوط باشد؛ ازاین‌رو، این اعداد تصویری از معاملات پیش از گشایش هستند، نه قیمت پایانی بازار. این بازگشت پس از هفته‌ای رخ داد که سهام فناوری، به‌ویژه شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی و نیمه‌رساناها، تحت فشار قرار گرفتند. شاخص ترکیبی نزدک در اکتبر حدود ۵ درصد افت کرد، درحالی‌که اس‌اندپی ۵۰۰ کاهش محدودتری داشت و داوجونز از حمایت نسبی سهام دفاعی و شرکت‌های دارای جریان نقدی قوی بهره برد. این تفاوت نشان می‌دهد افت اخیر صرفاً فروش فراگیر بازار نبود؛ سرمایه‌گذاران در حال بازنگری در ارزش‌گذاری و کیفیت سود شرکت‌ها نیز بودند. رشد معاملات آتی می‌تواند بازتاب خرید در قیمت‌های پایین‌تر، تعدیل موقعیت‌های معاملاتی یا انتظار برای گزارش‌های تازه باشد. بدون همراهی حجم معاملات و بهبود پایدار قیمت‌ها، نباید آن را تأیید قطعی بازگشت روند صعودی دانست. هوش مصنوعی؛ از وعده رشد تا مطالبه بازده مالی واکنش بازار به گزارش‌های اخیر آلفابت، آمازون و اینتل، مسئله‌ای مهم را برجسته کرده است: حتی شرکت‌هایی با کسب‌وکار قدرتمند نیز در صورت نرسیدن به انتظارات بالای تحلیلگران ممکن است با افت شدید سهام مواجه شوند. گزارش‌های خبری از کاهش حدود ۱۳ درصدی سهام آلفابت پس از انتشار نتایج خبر داده‌اند؛ نگرانی‌ها درباره درآمدزایی جست‌وجو در فضای رقابت هوش مصنوعی نیز بر نگاه سرمایه‌گذاران سایه انداخته است. هرچه ارزش‌گذاری شرکت‌ها بیشتر بر رشد آینده متکی باشد، بازار برای توضیح روشن‌تر درباره درآمد افزوده، حاشیه سود و جریان نقدی حساس‌تر می‌شود. بنابراین، هزینه سرمایه‌ای بالا زمانی قابل دفاع‌تر است که شرکت بتواند مسیر تبدیل آن به درآمد پایدار را نشان دهد. اپل در مرکز توجه؛ آزمون تقاضا و انضباط سرمایه‌ای اپل پس از پایان معاملات روز دوشنبه قرار است نتایج سه‌ماهه مالی خود را منتشر کند. برآورد اجماعی نقل‌شده در گزارش یاهو فایننس، سود هر سهم را حدود ۲ دلار و درآمد را نزدیک به ۱۱۳٫۴۶ میلیارد دلار نشان می‌دهد؛ در دوره مشابه سال قبل، سود هر سهم ۱٫۸۵ دلار و درآمد ۱۰۲٫۴۶ میلیارد دلار گزارش شده بود. این ارقام پیش‌بینی تحلیلگران‌اند و نباید با نتایج تحقق‌یافته اشتباه گرفته شوند. در شرایطی که برخی رقبای بزرگ هزینه‌های زیرساختی هوش مصنوعی را افزایش داده‌اند، اپل ممکن است از دید بخشی از سرمایه‌گذاران به‌عنوان شرکتی با انضباط سرمایه‌ای بیشتر دیده شود. بااین‌حال، این برداشت به‌معنای مصونیت سهام آن نیست. تقاضای مصرف‌کننده، رقابت، حاشیه سود محصولات و ارزش‌گذاری بالا همچنان ریسک‌های مهم‌اند. اینتل و ای‌ام‌دی؛ فشار بر زنجیره نیمه‌رساناها افت شدید سهام اینتل پس از ارائه چشم‌اندازی ضعیف‌تر، فشار را به دیگر شرکت‌های نیمه‌رسانا نیز منتقل کرد. گزارش‌های خبری از کاهش نزدیک به ۲۹ درصدی اینتل و افت حدود ۱۱ درصدی سهام ای‌ام‌دی حکایت داشتند. در مورد اینتل، نگرانی درباره هزینه بالای حافظه و ضعف فروش رایانه‌های شخصی، واکنش مثبت احتمالی به برخی ارقام گزارش مالی را تحت‌الشعاع قرار داد. ای‌ام‌دی قرار است روز سه‌شنبه گزارش مالی خود را منتشر کند. سرمایه‌گذاران به دنبال نشانه‌هایی هستند که نشان دهد شتاب تقاضای مراکز داده و شتاب‌دهنده‌های محاسباتی به فروش سودآور تبدیل شده است. رشد درآمد به‌تنهایی کافی نیست؛ حاشیه سود، هزینه توسعه، رقابت و میزان وابستگی مشتریان به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ زیرساختی نیز اهمیت دارند. انتخابات و اشتغال؛ دو عامل تعیین‌کننده برای انتظارات انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سه‌شنبه سوم نوامبر برگزار می‌شود و رقابت برای کرسی‌های مجلس نمایندگان و بخشی از سنا می‌تواند بر مسیر سیاست‌گذاری اثر بگذارد. داروسازی، مسکن و زیرساخت مراکز داده هوش مصنوعی از حوزه‌هایی هستند که ممکن است در واشنگتن بیشتر زیر ذره‌بین قرار گیرند. تغییر توازن قدرت می‌تواند بر مقررات، بودجه، مذاکرات مالی و فضای سرمایه‌گذاری اثر بگذارد؛ بااین‌حال، نتیجه سیاسی به‌تنهایی مسیر بازار را تعیین نمی‌کند. در سمت اقتصاد، گزارش اشتغال اکتبر که برای جمعه برنامه‌ریزی شده، اطلاعات تازه‌ای درباره وضعیت بازار کار فراهم می‌کند. داده‌های تولید و قیمت‌های پرداخت‌شده نیز می‌توانند نشانه‌هایی از فشار تورمی و قدرت فعالیت اقتصادی ارائه دهند. اگر اشتغال و قیمت‌ها قوی‌تر از انتظار باشند، نگرانی از ماندگاری نرخ‌های بهره بالا ممکن است تقویت شود؛ داده‌های ضعیف‌تر نیز لزوماً مثبت نیستند، زیرا می‌توانند نگرانی درباره کندشدن اقتصاد را افزایش دهند. در ترجمه برخی نقاط از متن از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا سهام آمازون سقوط کرد؟ نگرانی از تورم، هزینه‌های هوش مصنوعی و فشار بر جریان نقدی

افت سهام آمازون در آستانه انتشار گزارش مالی سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶، بار دیگر توجه بازار را به هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی، چشم‌انداز تورم و پایداری جریان نقدی شرکت‌های بزرگ فناوری جلب کرده است. نگرانی سرمایه‌گذاران دیگر صرفاً به میزان رشد درآمد محدود نیست؛ بلکه این پرسش اهمیت بیشتری پیدا کرده است که آیا سرمایه‌گذاری‌های عظیم در زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌توانند بازدهی کافی ایجاد کنند، بدون آنکه فشار تورمی و افزایش هزینه تأمین مالی، ارزش اقتصادی این سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش دهد؟ در یک نگاه سهام آمازون در معاملات صبح ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶، حدود ۳٫۴ درصد افت کرد؛ نگرانی پیش از انتشار گزارش مالی، فشار فروش را تشدید کرد. پیش‌بینی هزینه سرمایه‌ای ۲۲۰ میلیارد دلاری شرکت در سال ۲۰۲۶، نگرانی درباره جریان نقدی آزاد و بازده سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را افزایش داده است. گزارش آلفابت و ثبت جریان نقدی آزاد منفی برای دومین فصل متوالی، حساسیت بازار نسبت به هزینه‌های زیرساختی شرکت‌های فناوری را بالا برده است. تداوم تورم، افزایش احتمالی نرخ بهره و بالا ماندن هزینه سرمایه می‌تواند ارزش‌گذاری سهام رشدی را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند جهت حرکت تورم باید با داده‌های رسمی سنجیده شود. هزینه‌های هوش مصنوعی؛ عامل اصلی فشار بر سهام آمازون بر اساس گزارش منتشرشده در اینوستینگ، سهام آمازون در معاملات صبح پنجشنبه ۲۹ اکتبر حدود ۳٫۴ درصد کاهش یافت؛ زیرا سرمایه‌گذاران پیش از انتشار گزارش مالی شرکت، نسبت به پیامدهای سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی محتاط‌تر شدند. در همین روز، افت سهام آلفابت پس از گزارش مالی این شرکت، نگرانی‌ها درباره بازده سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی را به سایر شرکت‌های بزرگ فناوری منتقل کرد. آمازون برای توسعه زیرساخت‌های رایانش ابری و هوش مصنوعی، هزینه سرمایه‌ای سال ۲۰۲۶ خود را به ۲۲۰ میلیارد دلار افزایش داده است. چنین سطحی از سرمایه‌گذاری می‌تواند ظرفیت پردازشی و درآمد آینده خدمات ابری را تقویت کند؛ اما در کوتاه‌مدت، منابع نقدی بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد و ریسک تأخیر در بازگشت سرمایه را افزایش می‌دهد. تورم؛ حلقه اتصال هزینه سرمایه و ارزش‌گذاری سهام تورم یکی از متغیرهای کلیدی برای ارزیابی پیامدهای این سرمایه‌گذاری‌هاست. افزایش پایدار سطح قیمت‌ها می‌تواند هزینه ساخت مراکز داده، تجهیزات، انرژی، نیروی کار و نگهداری زیرساخت‌ها را بالا ببرد. اگر هزینه‌های عملیاتی و سرمایه‌ای سریع‌تر از درآمد رشد کنند، حاشیه سود و جریان نقدی آزاد شرکت تحت فشار قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، اگر تورم بالاتر از انتظار باقی بماند، احتمال کاهش سریع نرخ بهره محدودتر می‌شود. در چنین شرایطی، نرخ تنزیل جریان‌های نقدی آینده ممکن است بالا بماند و ارزش فعلی سودهایی که سرمایه‌گذاران برای سال‌های آینده پیش‌بینی می‌کنند، کاهش یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌هایی اهمیت دارد که بخش قابل‌توجهی از ارزش بازار آن‌ها بر رشد سودآوری در آینده استوار است. بااین‌حال، افت سهام به‌تنهایی نشانه افزایش تورم نیست. برای تعیین جهت واقعی این متغیر، باید شاخص قیمت مصرف‌کننده، شاخص قیمت تولیدکننده، رشد دستمزدها و انتظارات نرخ بهره بررسی شوند. همچنین افزایش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای را در بلندمدت جبران کند. جریان نقدی آزاد؛ معیار سنجش بازده سرمایه‌گذاری بر اساس گزارش منبع، هزینه‌های زیرساختی آمازون جریان نقدی آزاد این شرکت را تحت فشار قرار داده و تحلیلگران درباره تداوم این وضعیت هشدار داده‌اند. جریان نقدی آزاد نشان می‌دهد شرکت پس از تأمین هزینه‌های سرمایه‌ای، چه میزان نقدینگی برای توسعه فعالیت‌ها، بازپرداخت بدهی و سایر مصارف در اختیار دارد. نکته تعیین‌کننده، مقایسه هزینه‌های امروز با درآمد و سود عملیاتی آینده است. اگر رشد خدمات ابری و تقاضای هوش مصنوعی بتواند بازده مناسبی ایجاد کند، سرمایه‌گذاری فعلی ممکن است به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شود؛ اما اگر تقاضا یا درآمدزایی کمتر از انتظار باشد، فشار بر جریان نقدی می‌تواند طولانی‌تر شود. رقابت و انتظار برای گزارش مالی در کنار عوامل مرتبط با هوش مصنوعی، تقویت برنامه عضویت ترکیبی والمارت نیز می‌تواند رقابت در تجارت الکترونیکی را تشدید کند. بااین‌حال، محرک اصلی نوسان گزارش‌شده، نگرانی درباره هزینه‌های سرمایه‌ای و انتظار بازار برای انتشار نتایج مالی آمازون بوده است. طبق گزارش منبع، سهام این شرکت به محدوده ۲۴۱٫۲۴ دلار رسید؛ درحالی‌که بالاترین قیمت ۵۲ هفته گذشته آن ۲۸۷٫۲۰ دلار بود. این ارقام به تاریخ گزارش مربوط‌اند و نباید به‌عنوان قیمت لحظه‌ای تلقی شوند. بازار برای ارزیابی چشم‌انداز سهم، علاوه بر رشد خدمات ابری، به راهنمای مدیریت درباره هزینه‌های آینده، حاشیه سود و جریان نقدی توجه خواهد کرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا بسته اشتراکی جدید والمارت می‌تواند جایگاه آمازون پرایم را به چالش بکشد؟

والمارت با معرفی یک بسته اشتراکی سالانه به ارزش ۱۲۰ دلار، گام تازه‌ای برای رقابت با آمازون برداشته است. این پیشنهاد با ترکیب خدمات والمارت پلاس و سمز کلاب پلاس، نه‌تنها هزینه دسترسی به چند خدمت را کاهش می‌دهد، بلکه با هدف افزایش خرید مشتریان و تقویت رابطه بلندمدت آن‌ها با شرکت طراحی شده است. با این حال، مسئله اصلی این نیست که آیا والمارت می‌تواند به‌سرعت آمازون پرایم را کنار بزند؛ پرسش مهم‌تر آن است که آیا این راهبرد می‌تواند درآمدهای تکرارشونده، فروش اینترنتی و کسب‌وکار تبلیغاتی والمارت را تقویت کند و در نهایت، ارزش اقتصادی بیشتری برای سهام‌داران بسازد. در یک نگاه والمارت بسته اشتراکی مشترک خود را با قیمت سالانه ۱۲۰ دلار عرضه کرده است؛ ۱۰۰ دلار کمتر از هزینه جداگانه دو عضویت. این بسته با قیمت پایین‌تر از آمازون پرایم، خدمات تحویل رایگان، مزایای خرید و دسترسی به محتوای پخش آنلاین را ترکیب می‌کند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد و تعداد اعضای اشتراکی آن ۱۷ درصد رشد کرده است. با وجود قدرت کسب‌وکار والمارت، ارزش‌گذاری بالا و قیمت حدود ۴۰ برابر سود، حاشیه خطای سرمایه‌گذاران را محدود می‌کند. بسته اشتراکی جدید والمارت چه مزایایی دارد؟ مهم‌ترین ویژگی پیشنهاد جدید، ترکیب دو برنامه عضویت در قالب یک بسته سالانه ۱۲۰ دلاری است. قیمت جداگانه این دو عضویت در مجموع ۲۲۰ دلار اعلام شده؛ بنابراین مشتریان با انتخاب بسته جدید، سالانه ۱۰۰ دلار صرفه‌جویی می‌کنند. این مبلغ همچنین ۱۹ دلار کمتر از هزینه سالانه ۱۳۹ دلاری آمازون پرایم است. این بسته مجموعه‌ای از مزایا را در اختیار مشتریان قرار می‌دهد؛ از جمله تحویل رایگان سفارش‌ها، دریافت ۲ درصد اعتبار خرید در قالب «سمز کش» برای برخی خریدهای واجد شرایط، تخفیف ۱۰ سنتی به‌ازای هر گالن بنزین و انتخاب میان دو خدمت پخش آنلاین پیکاک و پارامونت پلاس. البته این پیشنهاد محدودیت‌هایی نیز دارد. اشتراک فقط به‌صورت سالانه ارائه می‌شود و در زمان انتشار گزارش، امکان پرداخت ماهانه یا استفاده از دوره آزمایشی رایگان برای آن وجود نداشت. این شرایط ممکن است بخشی از مشتریان را که ترجیح می‌دهند هزینه عضویت را به‌تدریج پرداخت کنند، از ثبت‌نام منصرف کند. چرا والمارت به دنبال گسترش عضویت است؟ ارزش اقتصادی عضویت برای خرده‌فروشان تنها به مبلغ دریافتی بابت حق اشتراک محدود نمی‌شود. اعضا معمولاً خریدهای بیشتری انجام می‌دهند، دفعات مراجعه آن‌ها افزایش می‌یابد و احتمال انتخاب دوباره همان فروشگاه بیشتر می‌شود. بر اساس گزارش منبع، مشتریان عضو برنامه‌های والمارت حدود چهار برابر مشتریان غیرعضو با این شرکت خرید می‌کنند. اگر این تفاوت در رفتار خرید پایدار باشد، عضویت می‌تواند علاوه بر ایجاد درآمد مستقیم، حجم فروش کالا و فرصت‌های کسب درآمد از تبلیغات را نیز افزایش دهد. این رابطه، چرخه‌ای تقویت‌کننده ایجاد می‌کند: مزایای بیشتر، مشتریان را به عضویت ترغیب می‌کند؛ افزایش عضویت به رشد خرید منجر می‌شود؛ و افزایش تعامل مشتریان، فرصت‌های تازه‌ای برای فروش و تبلیغات فراهم می‌آورد. از این منظر، بسته جدید را باید بخشی از راهبرد گسترده‌تر والمارت برای افزایش سهم خود از هزینه‌های مصرف‌کنندگان دانست. عملکرد مالی والمارت چه می‌گوید؟ اعداد منتشرشده از عملکرد اخیر شرکت، تصویری مثبت از روند فعالیت آن ارائه می‌کنند. فروش اینترنتی والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، ۲۳ درصد رشد داشته و تعداد اعضای اشتراکی نیز ۱۷ درصد افزایش یافته است. این ارقام نشان می‌دهند که توسعه خدمات دیجیتال و مدل عضویت، در کنار فعالیت فروشگاه‌های فیزیکی، به یکی از محورهای مهم رشد شرکت تبدیل شده است. بر اساس اطلاعات گزارش، سهام والمارت از ابتدای سال میلادی تا زمان نگارش مقاله نزدیک به ۶ درصد افزایش یافته بود. ارزش بازار شرکت نیز به حدود ۹۵۱ میلیارد دلار رسیده بود؛ سطحی که آن را به آستانه ارزش بازار یک تریلیون دلاری نزدیک می‌کرد. با این حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی برای توجیه هر قیمتی کافی نیست. سهام شرکت در زمان انتشار گزارش، حدود ۴۰ برابر سود پیش‌بینی‌شده و سود گذشته معامله می‌شد. چنین ارزش‌گذاری‌ای نشان می‌دهد که بازار انتظارات بالایی از تداوم رشد، حفظ حاشیه سود و موفقیت راهبردهای جدید شرکت دارد. آیا والمارت می‌تواند آمازون پرایم را شکست دهد؟ آمازون پرایم از مزیت مهمی برخوردار است: جایگاهی تثبیت‌شده در عادت خرید مصرف‌کنندگان و مجموعه‌ای از خدمات که ارسال سریع کالا و محتوای سرگرمی را به هم پیوند می‌دهد. همین گستردگی و حضور عمیق در زندگی روزمره مشتریان، جایگزین‌کردن آن را دشوار می‌کند. در مقابل، والمارت از شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی، حضور پررنگ در بازار کالاهای روزمره و توانایی پیوند دادن خرید حضوری با سفارش اینترنتی بهره می‌برد. قیمت پایین‌تر بسته جدید می‌تواند برای خانوارهایی که به دنبال کاهش هزینه‌های خود هستند جذاب باشد؛ به‌ویژه اگر از خدمات هر دو مجموعه والمارت و سمز کلاب استفاده کنند. با این حال، قیمت پایین‌تر لزوماً به معنای برتری رقابتی پایدار نیست. موفقیت بسته به میزان جذب اعضای جدید، استمرار استفاده از خدمات، هزینه ارائه مزایا و سودآوری حاصل از افزایش خرید بستگی دارد. اگر تخفیف‌ها و خدمات رایگان هزینه زیادی ایجاد کنند، رشد تعداد اعضا ممکن است الزاماً به افزایش متناسب سود منجر نشود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

تورم آمریکا به ۳.۷ درصد رسید؛ چرا والمارت و کاستکو می‌توانند برندگان بزرگ بازار باشند؟

افزایش دوباره تورم در آمریکا، فشار بر بودجه خانوارها را تشدید کرده است؛ اما در میان شرکت‌هایی که با افزایش هزینه‌ها مواجه‌اند، برخی خرده‌فروشان می‌توانند از تغییر رفتار مصرف‌کنندگان سود ببرند. والمارت و کاستکو دو نمونه از این شرکت‌ها هستند که مدل کسب‌وکارشان بر فروش انبوه، حاشیه سود محدود و ارائه قیمت‌های رقابتی استوار است. با گران‌تر شدن سوخت و غذا خوردن در رستوران‌ها، خانوارها بیش از گذشته به دنبال خرید ارزان‌تر هستند؛ روندی که می‌تواند فروش این دو شرکت را تقویت کند. بااین‌حال، رشد عملیاتی به‌تنهایی به معنای مناسب بودن قیمت سهام نیست. در یک نگاه تورم سالانه آمریکا در سپتامبر به ۳.۷ درصد رسید؛ افزایش ۳۴.۲ درصدی قیمت بنزین نقش مهمی در این رشد داشت. مدل فروش انبوه و حاشیه سود محدود، والمارت و کاستکو را برای جذب مشتریان حساس به قیمت آماده کرده است. درآمد والمارت در سه‌ماهه اخیر ۵.۹ درصد افزایش یافت و فروش هم‌مقیاس کاستکو ۹.۴ درصد رشد کرد. با وجود چشم‌انداز مناسب، ارزش‌گذاری بالای سهام هر دو شرکت می‌تواند بخشی از بازدهی آینده را محدود کند. تورم چگونه به نفع خرده‌فروشان ارزان‌فروش تمام می‌شود؟ بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، شاخص قیمت مصرف‌کننده در دوازده ماه منتهی به سپتامبر ۲۰۲۶، ۳.۷ درصد افزایش یافت؛ درحالی‌که این رقم در ماه اوت ۳.۴ درصد بود. در این میان، قیمت بنزین طی یک ماه ۹.۱ درصد و در مقیاس سالانه ۳۴.۲ درصد رشد کرد. در مقابل، تورم هسته، که مواد غذایی و انرژی را کنار می‌گذارد، به ۲.۶ درصد رسید. یکی از نکات مهم گزارش، تفاوت روند قیمت غذا در خانه و غذا در رستوران است. هزینه غذا خوردن در رستوران‌ها طی یک سال ۳.۵ درصد افزایش یافت، درحالی‌که رشد قیمت مواد غذایی خریداری‌شده برای مصرف خانگی ۱.۸ درصد بود. این فاصله می‌تواند خانوارها را به کاهش دفعات غذا خوردن در بیرون از خانه و خرید بیشتر مواد غذایی برای پخت‌وپز سوق دهد. در چنین شرایطی، فروشگاه‌هایی که امکان خرید کالاهای ضروری با قیمت رقابتی را فراهم می‌کنند، مزیت بیشتری به دست می‌آورند. البته تورم بالا به‌خودی‌خود تضمین‌کننده رشد فروش نیست؛ زیرا افزایش هزینه رفت‌وآمد، کاهش قدرت خرید و تغییر ترکیب سبد مصرفی خانوارها می‌تواند بخشی از این مزیت را خنثی کند. چرا مدل کسب‌وکار والمارت و کاستکو اهمیت دارد؟ مهم‌ترین مزیت این دو شرکت صرفاً ارزان‌فروشی تبلیغاتی نیست؛ بلکه ساختار عملیاتی آن‌ها بر فروش حجم بالای کالا با حاشیه سود محدود استوار شده است. کاستکو سقف افزایش قیمت کالاهای معمولی را برای خود حدود ۱۴ درصد و برای محصولات با نشان تجاری اختصاصی کرکلند حدود ۱۵ درصد تعیین کرده است. این سیاست به تقویت اعتماد اعضا و تثبیت جایگاه شرکت به‌عنوان فروشگاهی مقرون‌به‌صرفه کمک می‌کند. همچنین، حق عضویت بخش مهمی از درآمد سودآور کاستکو را تشکیل می‌دهد و به شرکت اجازه می‌دهد تمرکز بیشتری بر ارزش خرید مشتریان داشته باشد. والمارت نیز با تکیه بر شبکه گسترده فروشگاه‌ها، قدرت خرید بالا و فروش انبوه، تلاش می‌کند کالاهای روزمره را با قیمت رقابتی عرضه کند. این ساختار به شرکت امکان می‌دهد از جذب مشتریان جدید و افزایش دفعات خرید بهره‌مند شود؛ حتی اگر حاشیه سود هر کالا محدود باقی بماند. بااین‌حال، مزیت هزینه‌ای این دو شرکت یکسان نیست. والمارت به مقیاس عملیاتی و شبکه توزیع گسترده خود متکی است، درحالی‌که کاستکو از ترکیب فروش انبوه، عضویت مشتریان و محصولات اختصاصی بهره می‌برد. عملکرد مالی؛ نشانه‌هایی از قدرت تقاضا آمارهای منتشرشده از عملکرد اخیر این دو شرکت نشان می‌دهد که مدل ارزش‌محور آن‌ها با استقبال مشتریان همراه بوده است. فروش هم‌مقیاس والمارت در آمریکا در سه‌ماهه اخیر، با کنار گذاشتن اثر منفی یک‌باره بخش سلامت و تندرستی، ۳.۴ درصد رشد کرد. درآمد کل شرکت نیز با افزایش ۵.۹ درصدی به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی آن هم ۲۳ درصد افزایش یافت؛ موضوعی که نشان‌دهنده نقش فزاینده تجارت اینترنتی در توسعه کسب‌وکار شرکت است. داگ مک‌میلیون، مدیرعامل پیشین والمارت، نیز به جذب مشتریانی از گروه‌های درآمدی بالاتر اشاره کرده بود. این تغییر اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد مزیت قیمتی شرکت تنها برای خانوارهای کم‌درآمد جذاب نیست و بخشی از مصرف‌کنندگان برخوردارتر نیز برای مدیریت هزینه‌های خود به آن روی می‌آورند. عملکرد کاستکو نیز قابل‌توجه بوده است. فروش این شرکت در سه‌ماهه چهارم سال مالی با رشد ۱۱.۲ درصدی به ۹۳.۹ میلیارد دلار رسید و فروش هم‌مقیاس آن ۹.۴ درصد افزایش یافت. درآمد حاصل از حق عضویت نیز با رشد ۷.۳ درصدی به ۱.۸۵ میلیارد دلار رسید. نرخ تمدید عضویت در آمریکا و کانادا به ۹۲.۳ درصد رسید و شمار اعضای دارای عضویت ویژه به رکورد ۴۲.۳ میلیون نفر افزایش یافت. این آمار نشان می‌دهد مشتریان نه‌تنها از کاستکو خرید می‌کنند، بلکه تمایل دارند برای حفظ دسترسی به خدمات آن نیز هزینه بپردازند. آیا سهام این شرکت‌ها هنوز ارزش خرید دارد؟ نقطه حساس تحلیل، تفاوت میان کیفیت یک کسب‌وکار و قیمت سهام آن است. حتی شرکتی با عملکرد عملیاتی قوی، اگر با ارزش‌گذاری بیش‌ازحد بالا معامله شود، لزوماً سرمایه‌گذاری مناسبی نخواهد بود. بر اساس مقاله منتشرشده در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶، سهام هر دو شرکت طی یک ماه بیش از ۱۰ درصد رشد کرده بود. نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده والمارت در محدوده میانی دهه ۳۰ قرار داشت؛ سطحی بالاتر از میانه پنج‌ساله آن که در محدوده میانی دهه ۲۰ بود. این موضوع نشان می‌دهد بازار برای تداوم رشد شرکت انتظارات قابل‌توجهی در نظر گرفته است. کاستکو نیز با نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده در محدوده پایین دهه ۴۰ معامله می‌شد؛ سطحی بالا که البته به میانگین چند سال اخیر شرکت نزدیک بود. بنابراین، بخش مهمی از ارزش‌گذاری بالای آن را می‌توان به کیفیت مدل کسب‌وکار و وفاداری مشتریان نسبت داد؛ هرچند این ویژگی‌ها ریسک قیمت‌گذاری را از بین نمی‌برند. اگر رشد فروش کند شود، هزینه‌های عملیاتی افزایش یابد یا انتظارات سرمایه‌گذاران تغییر کند، سهام این شرکت‌ها ممکن است با فشار مواجه شود. در نتیجه، رشد درآمد و وفاداری مشتریان باید در کنار ارزش‌گذاری، جریان نقدی و توان حفظ حاشیه سود بررسی شوند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هوم دیپو در برابر والمارت؛ مقیاس درآمدی یا فرصت سرمایه‌گذاری؟

در بازار خرده‌فروشی آمریکا، والمارت و هوم دیپو دو الگوی متفاوت کسب‌وکار را نمایندگی می‌کنند. والمارت با شبکه گسترده فروشگاه‌ها و تجارت اینترنتی، از مقیاس درآمدی بسیار بزرگ‌تری برخوردار است؛ در مقابل، هوم دیپو با تمرکز بر مصالح ساختمانی و بهسازی خانه، از چرخه‌های فصلی مشخص‌تری تأثیر می‌پذیرد. مقایسه این دو شرکت نشان می‌دهد که درآمد بیشتر الزاماً به معنای جذابیت بیشتر سهام نیست. در یک نگاه درآمد فصلی والمارت حدود چهار تا پنج برابر هوم دیپو است. فروش هوم دیپو از فصل‌های پررونق ساخت‌وساز تأثیر بیشتری می‌گیرد. والمارت از تنوع جغرافیایی و رشد تجارت اینترنتی بهره می‌برد. هوم دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود نقدی بیشتر، برای برخی سرمایه‌گذاران جذاب‌تر است. دو الگوی متفاوت در خرده‌فروشی هوم دیپو؛ وابسته به چرخه ساخت‌وساز هوم دیپو مصالح ساختمانی، ابزار و محصولات بازسازی خانه را به مشتریان خانگی و پیمانکاران عرضه می‌کند. تقاضا برای این محصولات به عواملی مانند شرایط بازار مسکن، هزینه وام، وضعیت اقتصادی خانوارها و فعالیت‌های ساختمانی وابسته است. به همین دلیل، درآمد شرکت در فصل‌های مختلف نوسان می‌کند. والمارت؛ قدرت مقیاس و تقاضای روزمره والمارت با فروش مواد غذایی و کالاهای مصرفی ضروری، از تقاضایی گسترده و نسبتاً پایدار برخوردار است. شبکه بین‌المللی فروشگاه‌ها، توسعه فروش اینترنتی، بهبود زنجیره تأمین و درآمدهای حاصل از تبلیغات و عضویت، به تقویت جایگاه این شرکت کمک می‌کنند. مقایسه درآمد فصلی دو شرکت بر اساس داده‌های گزارش‌شده در مقاله، درآمد دو شرکت طی هشت فصل اخیر چنین بوده است: فصل مالی درآمد هوم دیپو درآمد والمارت سه‌ماهه سوم ۲۰۲۴ ۴۰.۲ میلیارد دلار (۲۷ اکتبر ۲۰۲۴) ۱۶۹.۶ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۴) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۴ ۳۹.۷ میلیارد دلار (۲ فوریه ۲۰۲۵) ۱۸۰.۶ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۵) سه‌ماهه اول ۲۰۲۵ ۳۹.۹ میلیارد دلار (۴ مه ۲۰۲۵) ۱۶۵.۶ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۵) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ ۴۵.۳ میلیارد دلار (۳ اوت ۲۰۲۵) ۱۷۷.۴ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵) سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵ ۴۱.۴ میلیارد دلار (۲ نوامبر ۲۰۲۵) ۱۷۹.۵ میلیارد دلار (۳۱ اکتبر ۲۰۲۵) سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ ۳۸.۲ میلیارد دلار (۱ فوریه ۲۰۲۶) ۱۹۰.۷ میلیارد دلار (۳۱ ژانویه ۲۰۲۶) سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ ۴۱.۸ میلیارد دلار (۳ مه ۲۰۲۶) ۱۷۷.۸ میلیارد دلار (۳۰ آوریل ۲۰۲۶) سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ ۴۷.۹ میلیارد دلار (۲ اوت ۲۰۲۶) ۱۸۷.۹ میلیارد دلار (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶) منبع: داده‌های درآمدی ارائه‌شده برای شرکت‌های هوم دیپو و والمارت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، درآمد هوم دیپو به ۴۷٫۹ میلیارد دلار رسید؛ بالاترین رقم در این مجموعه. درآمد والمارت نیز در همان فصل ۱۸۷٫۹ میلیارد دلار بود. با این حال، برای مقایسه دقیق عملکرد عملیاتی، باید رشد سالانه، حاشیه سود، جریان نقدی و اثر تفاوت دوره‌های مالی نیز بررسی شود. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته این مقایسه، تفاوت میان بزرگی کسب‌وکار و بازده سرمایه‌گذاری است. برتری درآمدی والمارت مزیتی ساختاری محسوب می‌شود، اما ارزش سهام آن به میزان رشدی بستگی دارد که قیمت فعلی از پیش در خود منعکس کرده است. هوم دیپو نیز با وجود نوسان‌های چرخه‌ای، در صورت حفظ سودآوری و جریان نقدی می‌تواند گزینه‌ای جذاب‌تر از منظر درآمد نقدی باشد. بنابراین، تصمیم حرفه‌ای نه بر پایه مقایسه ساده فروش، بلکه بر مبنای ارزش‌گذاری، کیفیت سود و بازده مورد انتظار اتخاذ می‌شود.» بابک شیری ارزش‌گذاری و سود نقدی؛ نقطه تمایز سرمایه‌گذاری طبق ارقام نقل‌شده در مقاله، نسبت قیمت به سود هوم دیپو حدود ۲۱ برابر و برای والمارت حدود ۴۱ برابر بوده است. همچنین بازده سود نقدی هوم دیپو نزدیک به ۳٫۲ درصد و والمارت کمتر از یک درصد گزارش شده است. این تفاوت می‌تواند هوم دیپو را برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور جذاب‌تر کند؛ اما نسبت قیمت به سود پایین‌تر به‌تنهایی نشانه ارزندگی قطعی نیست. چشم‌انداز رشد، پایداری سود، بدهی و جریان نقدی باید در کنار ارزش‌گذاری سنجیده شوند. جمع‌بندی والمارت از نظر مقیاس فروش، گستردگی بازار و ظرفیت رشد بلندمدت برتری دارد. هوم دیپو در مقابل، با تمرکز تخصصی بر بازار بهسازی خانه و بازده سود نقدی بالاتر، می‌تواند انتخاب مناسبی برای سرمایه‌گذاران درآمدمحور باشد. انتخاب میان این دو شرکت به هدف سرمایه‌گذاری، تحمل ریسک و قیمت خرید بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سهام آمریکا با گزارش ضعیف اشتغال بالا رفت؛ نزدک ۱۰۰ رکورد زد

کند شدن رشد بازار کار آمریکا باعث افزایش قیمت سهام شد. سرمایه‌گذاران انتظار خود را از افزایش دوبارهٔ نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در کوتاه‌مدت کاهش دادند. شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ با ۰.۷ درصد افزایش همراه شد و شاخص نزدک ۱۰۰ به رکورد تازه‌ای رسید. تمایل سرمایه‌گذاران به دارایی‌های پرریسک‌تر در این روز بیشتر شد. اوراق خزانهٔ آمریکا افزایش قیمت ابتدای روز را از دست داد. بازارهای پولی احتمال افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر فدرال رزرو را کمتر از ۲۵ درصد ارزیابی کردند. کاهش قیمت سوخت نیز به بهبود فضای بازار کمک کرد. کشورهای گروه هفت پیش‌تر نشان داده بودند که برای آزادسازی ذخایر اضطراری گازوئیل و نفت خام برنامه دارند. کارفرمایان آمریکایی در سپتامبر کمتر از حد انتظار نیرو استخدام کردند و رشد دستمزدها نیز کند شد. این وضعیت نشان‌دهندهٔ احتیاط بیشتر کسب‌وکارهایی است که با هزینه‌های بالاتر روبه‌رو هستند. شمار شاغلان بخش غیرکشاورزی ۲۹ هزار نفر افزایش یافت. آمار دو ماه قبل از آن نیز رو به پایین اصلاح شد. این رقم از همهٔ پیش‌بینی‌های یک نظرسنجی پایین‌تر بود. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید که بخشی از آن به رشد نیروی کار مربوط است. گزارش اشتغال پس از ماه‌ها فروش گستردهٔ اوراق خزانهٔ آمریکا، تا حدی از فشار بازار کاست. نگرانی از تداوم تورم، هزینه‌های دولت و افزایش استقراض شرکت‌ها برای تأمین مالی سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، عامل این فروش بود. بازده اوراق ۱۰ سالهٔ آمریکا اوایل همین هفته به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۲ رسیده بود.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

تیمیراوس از وال‌ استریت ژورنال: گزارش ضعیف اشتغال مسیر را برای توقف فدرال رزرو هموار کرد

گزارش اشتغال ماه سپتامبر فضای بیشتری در اختیار فدرال رزرو قرار می‌دهد تا در ماه اکتبر نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد؛ چراکه روند استخدام کند شده و نرخ بیکاری نیز اندکی افزایش یافته و به ۴.۲ درصد رسیده است. با توجه به شواهد اندک از وجود فشارهای تورمی در بازار کار، اکنون توجه بازار به گزارش تورم شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) ماه سپتامبر در ۱۴ اکتبر معطوف شده است؛ گزارشی که می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌تری در تصمیم بعدی فدرال رزرو درباره نرخ بهره داشته باشد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا؛ رشد شغلی به‌شدت کند شد و فشار بر فدرال رزرو کاهش یافت

بازارهای مالی آمریکا در نخستین واکنش به انتشار گزارش اشتغال سپتامبر، با کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش شاخص‌های سهام مواجه شدند؛ زیرا آمار اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار منتشر شد و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره فدرال رزرو در نشست اکتبر را کاهش داد. بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، اقتصاد این کشور در ماه سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل جدید ایجاد کرد؛ در حالی که اقتصاددانان انتظار افزایش حدود ۹۰ هزار شغل را داشتند. هم‌زمان، نرخ بیکاری از ۴.۱ درصد در ماه اوت به ۴.۲ درصد افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز پایین‌تر از پیش‌بینی‌ها قرار گرفت. در یک نگاه اقتصاد آمریکا در سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل ایجاد کرد؛ در برابر انتظار ۹۰ هزار شغل. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید و رشد دستمزد سالانه به ۳ درصد کاهش یافت. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر به حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت. کاهش بازده اوراق خزانه به رشد معاملات آتی S&P 500 و نزدک کمک کرد. این گزارش در شرایطی منتشر شده که بازار سهام آمریکا پیش از آن با فشار ناشی از افزایش بازده اوراق و نگرانی درباره مسیر نرخ بهره مواجه بود. بنابراین، ضعف بازار کار در کوتاه‌مدت برای سهام به‌عنوان عاملی کاهنده فشار پولی تفسیر شد؛ موضوعی که در واکنش اولیه بازار به‌وضوح دیده شد. گزارش اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار بود مهم‌ترین عدد گزارش سپتامبر، رشد تنها ۲۹ هزار نفری اشتغال غیرکشاورزی بود. این رقم نه‌تنها فاصله زیادی با پیش‌بینی حدود ۹۰ هزار نفری داشت، بلکه پس از بازنگری آمار ماه اوت نیز منتشر شد؛ اشتغال اوت از رقم قبلی ۱۶۲ هزار نفر به ۱۳۳ هزار نفر کاهش یافت. مجموع بازنگری دو ماه گذشته نیز حدود ۶۰ هزار شغل از برآوردهای قبلی کم کرد. اهمیت بازنگری‌ها در این است که ضعف سپتامبر را نمی‌توان صرفاً یک انحراف آماری در یک ماه دانست. اگرچه بخشی از کاهش اشتغال می‌تواند تحت تأثیر عوامل فصلی و زمان‌بندی تعطیلات روز کارگر قرار گرفته باشد، داده‌های بازنگری‌شده نشان می‌دهد سرعت ایجاد شغل در اقتصاد آمریکا نسبت به برآوردهای قبلی پایین‌تر بوده است. در بخش خصوصی نیز وضعیت چندان متفاوت نبود. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار حدود ۸۵ هزار نفر بود. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت. با این حال، تصویر بازار کار کاملاً منفی نیست. گزارش رویترز اشاره می‌کند که نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها دیده نمی‌شود و درخواست‌های اولیه دریافت بیمه بیکاری همچنان در سطوح بسیار پایین قرار دارد. بنابراین داده‌های سپتامبر بیشتر به کاهش سرعت استخدام اشاره دارند تا فروپاشی بازار کار. بیکاری افزایش یافت، اما ساختار آن اهمیت دارد نرخ بیکاری آمریکا از ۴.۱ درصد در اوت به ۴.۲ درصد در سپتامبر رسید. در نگاه اول، افزایش بیکاری می‌تواند نشانه دیگری از ضعف بازار کار باشد، اما جزئیات نظرسنجی خانوار تصویر متعادل‌تری ارائه می‌کند. بر اساس داده‌های منتشرشده، اشتغال در نظرسنجی خانوار حدود ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافت و نیروی کار نیز حدود ۴۸۵ هزار نفر رشد کرد. افزایش نرخ مشارکت از ۶۱.۶ درصد به ۶۱.۸ درصد نیز نشان می‌دهد بخشی از افزایش نرخ بیکاری به ورود افراد بیشتری به بازار کار مربوط بوده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه وخامت شدید شرایط اشتغال دانست. حتی نرخ بیکاری بدون گرد کردن در محدوده‌ای قرار داشت که تنها اندکی بالاتر از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد بود. برای بازار سهام، این تفاوت اهمیت دارد. اگر افزایش بیکاری ناشی از موج اخراج‌ها و کاهش شدید اشتغال بود، پیام آن برای سودآوری شرکت‌ها و مصرف خانوارها منفی‌تر می‌شد. اما در شرایط فعلی، بازار بیشتر روی بخش دیگری از گزارش تمرکز کرده است: کاهش فشار دستمزدی و کاهش احتمال افزایش نرخ بهره. دستمزدها؛ مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو یکی از مهم‌ترین نکات گزارش سپتامبر، عملکرد ضعیف‌تر از انتظار دستمزدها بود. متوسط دستمزد ساعتی تنها ۰.۱ درصد در ماه افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار رشد ۰.۳ درصدی بود. رشد سالانه دستمزد نیز به ۳ درصد کاهش یافت و نسبت به نرخ ۳.۲ درصدی مورد انتظار پایین‌تر قرار گرفت. این داده برای فدرال رزرو اهمیت زیادی دارد، زیرا کاهش سرعت رشد دستمزد می‌تواند به کاهش فشارهای تورمی کمک کند. از سوی دیگر، متوسط ساعات کاری هفتگی روی ۳۴.۴ ساعت قرار گرفت؛ بنابراین هنوز نشانه‌ای از کاهش شدید ساعات کاری کارکنان مشاهده نمی‌شود. ترکیب این داده‌ها برای بازار سهام اهمیت ویژه‌ای دارد: اشتغال ضعیف‌تر، رشد دستمزد پایین‌تر و بدون کاهش شدید ساعات کاری. چنین ترکیبی در کوتاه‌مدت می‌تواند سناریوی مطلوب‌تری برای دارایی‌های ریسکی ایجاد کند، زیرا از یک سو فشار تورمی را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر الزام فوری برای افزایش نرخ بهره را کمتر می‌کند. بازار اوراق؛ پیام اصلی گزارش برای سهام واکنش بازار اوراق خزانه یکی از مهم‌ترین مسیرهایی است که گزارش اشتغال از طریق آن بر سهام اثر می‌گذارد. پس از انتشار گزارش، بازده اوراق دوساله خزانه آمریکا، که حساسیت بالایی به انتظارات نرخ بهره فدرال رزرو دارد، به محدوده ۴.۷۲ درصد کاهش یافت. بازده اوراق ۱۰ساله نیز به حدود ۵.۱۸ درصد رسید. گزارش‌های بازار همچنین از کاهش بازده اوراق دوساله تا محدوده ۴.۶۹ درصد در واکنش اولیه خبر داده‌اند. کاهش بازده اوراق از دو مسیر می‌تواند برای سهام اهمیت داشته باشد. نخست، نرخ تنزیل مورد استفاده برای ارزش‌گذاری جریان‌های نقدی آینده شرکت‌ها کاهش می‌یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌های رشدی و فناوری که بخش قابل توجهی از ارزش آنها به سودهای سال‌های آینده وابسته است اهمیت دارد. دوم، جذابیت نسبی اوراق با درآمد ثابت در برابر سهام کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه، بخشی از سرمایه می‌تواند مجدداً به سمت دارایی‌های ریسکی حرکت کند. به همین دلیل، واکنش مثبت معاملات آتی شاخص‌های اصلی آمریکا چندان عجیب نبود. پیش از آغاز معاملات، قراردادهای آتی S&P 500 حدود ۰.۸ درصد و قراردادهای آتی نزدک ۱۰۰ حدود ۱ درصد رشد کردند. چرا سهام فناوری بیشتر به این گزارش حساس است؟ گزارش اشتغال ضعیف لزوماً به معنای خبر خوب برای تمام شرکت‌های بورسی نیست. اگر ضعف بازار کار به کاهش مصرف خانوار و افت سود شرکت‌ها منجر شود، در نهایت می‌تواند به زیان بازار سهام تمام شود اما در واکنش اولیه به گزارش سپتامبر، اثر نرخ بهره بر اثر نگرانی‌های مربوط به رشد اقتصادی غلبه کرده است. این موضوع برای سهام فناوری و رشدی اهمیت بیشتری دارد. ارزش‌گذاری این شرکت‌ها معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تغییر نرخ‌های بهره بلندمدت دارد. بنابراین کاهش بازده اوراق می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فضای معاملاتی سهام فناوری کمک کند. شاخص نزدک ۱۰۰ نیز در واکنش اولیه عملکرد مثبتی داشت و معاملات آتی آن بیش از یک درصد افزایش یافت. در مقابل، شاخص‌های صنعتی مانند داوجونز نیز رشد کردند، اما شدت واکنش آنها به ترکیب صنایع و حساسیت متفاوت شرکت‌ها نسبت به نرخ بهره بستگی دارد. از این منظر، گزارش سپتامبر می‌تواند برای بخش‌هایی مانند فناوری، شرکت‌های رشدی و سهام با ارزش‌گذاری مبتنی بر جریان نقدی بلندمدت، در کوتاه‌مدت اهمیت بیشتری داشته باشد. “ «از منظر بازار سهام، گزارش سپتامبر را باید بیشتر یک تغییر در موازنه ریسک نرخ بهره دانست تا یک سیگنال قطعی درباره رکود اقتصاد آمریکا. ضعف اشتغال و کاهش رشد دستمزدها در شرایط فعلی به کاهش بازده اوراق و عقب‌نشینی انتظارات افزایش نرخ بهره منجر شده و همین مسئله می‌تواند در کوتاه‌مدت فضای مساعدتری برای شاخص‌هایی مانند نزدک ۱۰۰ و S&P 500 ایجاد کند؛ اما نقطه حساس بازار از اینجا به بعد، فاصله میان «کاهش فشار تورمی» و «تضعیف سودآوری شرکت‌ها» است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار بدون افت جدی مصرف و درآمد بنگاه‌ها صرفاً در حال تعدیل است، کاهش بازده اوراق می‌تواند محرک ارزش‌گذاری سهام باشد؛ اما اگر ضعف اشتغال به افت محسوس تقاضا منتقل شود، بازار دیر یا زود از مسئله نرخ بهره به مسئله سود هر سهم و چشم‌انداز درآمد شرکت‌ها تغییر جهت خواهد داد. به همین دلیل، در مقطع فعلی واکنش مثبت شاخص‌ها قابل درک است، اما پایداری آن بیش از خود NFP به مسیر تورم، بازده اوراق و برآورد سود شرکت‌های بزرگ وابسته خواهد بود.» بابک شیری آیا گزارش اشتغال، افزایش نرخ بهره اکتبر را منتفی کرد؟ پس از انتشار گزارش، انتظارات بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر به‌شدت کاهش یافت. بر اساس داده‌های منتشرشده، احتمال افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره در این نشست به محدوده ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت و احتمال ثابت ماندن نرخ‌ها به حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد رسید. این تغییر برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد، زیرا در هفته‌های گذشته افزایش بازده اوراق و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره یکی از عوامل فشار بر ارزش‌گذاری سهام آمریکا بود. با این حال، نمی‌توان صرفاً بر اساس گزارش اشتغال نتیجه گرفت که مسیر سیاست پولی برای ماه‌های بعد کاملاً مشخص شده است. تورم همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار دارد و سیاست‌گذاران همچنان باید میان دو بخش مأموریت خود، یعنی ثبات قیمت‌ها و اشتغال، تعادل برقرار کنند. به همین دلیل، گزارش‌های تورمی ماه اکتبر و داده‌های اقتصادی بعدی همچنان می‌توانند انتظارات بازار را تغییر دهند. شاخص‌های سهام؛ خبر خوب یا هشدار اقتصادی؟ واکنش مثبت بازار به گزارش اشتغال یک تناقض مهم را نشان می‌دهد: ضعف اقتصادی می‌تواند در کوتاه‌مدت برای سهام خبر خوبی باشد، اگر باعث کاهش نرخ بهره شود؛ اما ضعف بیش از حد اقتصاد در نهایت می‌تواند به سود شرکت‌ها آسیب بزند. در گزارش سپتامبر هنوز فاصله زیادی میان این دو سناریو وجود دارد. رشد ۲۹ هزار نفری اشتغال ضعیف است، اما نرخ بیکاری تنها اندکی افزایش یافته، مشارکت نیروی کار بالا رفته و نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها گزارش نشده است. در نتیجه، بازار فعلاً این داده را بیشتر به‌عنوان عاملی برای کاهش فشار پولی تفسیر کرده است تا نشانه‌ای از ورود اقتصاد به رکود. این تفاوت برای مسیر شاخص‌های سهام بسیار مهم است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار صرفاً در حال تعدیل تدریجی است، کاهش بازده اوراق می‌تواند از ارزش‌گذاری سهام حمایت کند. اما اگر ضعف اشتغال در ماه‌های آینده به کاهش مصرف، افت درآمد شرکت‌ها و افزایش بیکاری تبدیل شود، اثر مثبت کاهش نرخ بهره می‌تواند تحت تأثیر نگرانی درباره سودآوری شرکت‌ها قرار گیرد. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا یکی از ضعیف‌ترین گزارش‌های بازار کار در ماه‌های اخیر بود. ایجاد تنها ۲۹ هزار شغل در برابر انتظار حدود ۹۰ هزار نفر، بازنگری منفی ۶۰ هزار شغلی دو ماه قبل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد و رشد تنها ۰.۱ درصدی دستمزد ماهانه، تصویری از کاهش سرعت بازار کار ارائه می‌کند. با این حال، این گزارش هنوز به معنای فروپاشی بازار کار نیست. افزایش اشتغال در نظرسنجی خانوار، رشد نرخ مشارکت و نبود نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها نشان می‌دهد وضعیت بازار کار همچنان نسبتاً پایدار است. مهم‌ترین پیام گزارش برای بازارهای مالی، اما در بخش دیگری قرار دارد: کاهش فشار بر فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره در کوتاه‌مدت. همین موضوع باعث کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش معاملات آتی شاخص‌های اصلی سهام آمریکا شد. در کوتاه‌مدت، این وضعیت می‌تواند از سهام فناوری و رشدی حمایت کند؛ اما تداوم این اثر به داده‌های تورمی و اشتغال ماه‌های آینده بستگی خواهد داشت. بازار سهام اکنون بیش از آنکه صرفاً به تعداد شغل‌های ایجادشده نگاه کند، در حال سنجش این پرسش است که آیا اقتصاد آمریکا در حال فرود آرام است یا وارد مرحله‌ای از ضعف گسترده‌تر می‌شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا به‌شدت پایین‌تر از انتظارات منتشر شد

این گزارش تقریباً از تمام جهات ضعیف است. رقم اصلی اشتغال به‌مراتب پایین‌تر از انتظار بود، نرخ بیکاری افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز بسیار کمتر از پیش‌بینی‌ها بود. علاوه بر این، آمار دو ماه گذشته در مجموع ۶۰ هزار شغل پایین‌تر از برآوردهای قبلی اصلاح شد و اکنون مشخص شده است که اشتغال در ماه ژوئیه ۱۰ هزار نفر کاهش داشته است. پیش از انتشار این داده‌ها، بازار قراردادهای نرخ بهره فدرال رزرو، احتمال افزایش نرخ بهره را ۲۸ درصد قیمت‌گذاری می‌کرد و جفت‌ارز دلار/ین در محدوده ۱۵۷.۶۰ معامله می‌شد. بازدهی اوراق ۲ساله آمریکا ۴.۷۸ درصد و اوراق ۱۰ساله ۵.۲۳ درصد بود. بلافاصله پس از انتشار گزارش، احتمال افزایش نرخ بهره به ۱۵ درصد کاهش یافت، دلار/ین به ۱۵۷.۱۵ رسید، بازدهی اوراق ۲ساله به ۴.۷۲ درصد و بازدهی اوراق ۱۰ساله به ۵.۱۷ درصد کاهش پیدا کرد. نکته قابل توجه این است که اکنون افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر نیز محل تردید است و بازار تنها ۸۸ درصد احتمال می‌دهد که تا پایان سال هرگونه افزایش نرخ بهره‌ای رخ دهد. همان‌طور که واکنش بازار نشان می‌دهد، این گزارش ماهیتی کاملاً انبساطی و متمایل به کاهش نرخ بهره دارد و بحث درباره افزایش نرخ بهره در ماه اکتبر را، مگر در صورت انتشار یک گزارش بسیار داغ از تورم CPI، عملاً منتفی می‌کند. با این حال، یک عامل مهم در جهت مخالف وجود دارد و آن نظرسنجی خانوار است. بر اساس این نظرسنجی، اشتغال ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافته و نیروی کار نیز ۴۸۵ هزار نفر بیشتر شده است؛ در نتیجه نرخ مشارکت اقتصادی با دو دهم واحد درصد افزایش به ۶۱.۸ درصد رسیده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان لزوماً اتفاقی بسیار نامطلوب توصیف کرد. نرخ بیکاری بدون گرد کردن ۴.۱۷۵۳ درصد بود و بنابراین تنها با فاصله‌ای اندک از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد قرار داشت. اعداد مربوط به دستمزدها احتمالاً مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو هستند و این ارقام به‌وضوح ضعیف‌اند. متوسط دستمزد ساعتی در ماه سپتامبر تنها ۵ سنت، معادل ۰.۱ درصد افزایش یافت و نرخ رشد سالانه آن نیز به ۳.۰ درصد کاهش پیدا کرد. میانگین ساعات کاری روی ۳۴.۴ ساعت ثابت ماند؛ بنابراین شواهد چندانی از کاهش تهاجمی ساعات کاری کارکنان توسط شرکت‌ها وجود ندارد. با این حال، فشار دستمزدی از منظر تورم در مسیر مطلوب‌تری حرکت می‌کند. از نظر بخش‌های مختلف اقتصادی نیز نمی‌توان یک عامل خاص را به‌عنوان دلیل اصلی ضعف گزارش معرفی کرد. بخش خدمات درمانی ۱۷ هزار شغل ایجاد کرد که شامل افزایش ۱۳ هزار نفری در خدمات سرپایی و ۱۲ هزار نفری در بیمارستان‌ها بود؛ هرچند بخش مراقبت‌های پرستاری و اقامتی ۹ هزار شغل از دست داد. بخش ساخت‌وساز نیز ۱۱ هزار شغل ایجاد کرد که ۱۲ هزار مورد آن مربوط به پیمانکاران تخصصی ساخت‌وساز غیرمسکونی بود. بخش تولید نیز ۹ هزار شغل دیگر ایجاد کرد و از زمان ثبت کف اشتغال در دسامبر ۲۰۲۵ تاکنون، در مجموع ۷۲ هزار شغل به دست آورده است. در بخش‌های ضعیف‌تر، اشتغال در فعالیت‌های مالی ۷ هزار نفر کاهش یافت و این بخش از ماه مه ۲۰۲۵ تاکنون ۱۲۹ هزار شغل از دست داده است که بخش عمده آن مربوط به صنعت بیمه بوده است. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت، در حالی که اشتغال در بخش خدمات حرفه‌ای و کسب‌وکار ۹ هزار نفر و در بخش اطلاعات ۱۰ هزار نفر کاهش پیدا کرد. برخلاف ماه اوت، در این گزارش خبری از یک عامل فصلی بزرگ در بخش آموزش یا رستوران‌ها نیست که بتواند رقم اصلی اشتغال را به شکل مصنوعی تقویت کرده باشد. در مجموع، رقم ۲۹ هزار شغل را می‌توان واقعاً ضعیف دانست و نه آماری که بتوان ضعف آن را به‌راحتی با ترکیب بخش‌های مختلف توجیه کرد. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت، اصلاحات آماری ۶۰ هزار شغل دیگر از آمار دو ماه گذشته کم کرد و رشد دستمزدها نیز به‌شدت پایین‌تر از انتظارات بود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا در سپتامبر؛ آزمون بزرگ فدرال رزرو و بازارهای مالی

بازارهای مالی آمریکا در آستانه انتشار یکی از مهم‌ترین داده‌های اقتصادی ماه سپتامبر قرار گرفته‌اند؛ گزارشی که می‌تواند تصویری تازه از وضعیت بازار کار این کشور ارائه کند و هم‌زمان انتظارات سرمایه‌گذاران درباره مسیر آینده نرخ بهره فدرال رزرو را تحت تأثیر قرار دهد. در یک نگاه انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در سپتامبر حدود ۹۰ هزار شغل ایجاد کرده باشد؛ در حالی که این رقم در اوت ۱۶۲ هزار نفر بود. نرخ بیکاری برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. رشد سالانه دستمزدها احتمالاً به حدود ۳.۲ درصد رسیده و همچنان فشار شدیدی از سمت بازار کار بر تورم ایجاد نمی‌کند. گزارش اشتغال می‌تواند انتظارات بازار درباره افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو و مسیر دلار، اوراق خزانه و سهام آمریکا را تغییر دهد. بر اساس برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز، انتظار می‌رود تعداد اشتغال غیرکشاورزی آمریکا در ماه سپتامبر حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یافته باشد؛ رقمی که در مقایسه با رشد ۱۶۲ هزار نفری ماه اوت کاهش قابل توجهی را نشان می‌دهد. نرخ بیکاری نیز برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. با این حال، اهمیت گزارش فقط به تعداد مشاغل جدید محدود نمی‌شود. رشد دستمزدها، نرخ مشارکت نیروی کار، اشتغال بخش خصوصی و بازنگری ارقام ماه‌های گذشته می‌توانند در تفسیر وضعیت واقعی بازار کار نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. بازار کار آمریکا در آستانه یک آزمون مهم گزارش اشتغال سپتامبر در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار آمریکا از یک سو همچنان نرخ بیکاری پایینی دارد و از سوی دیگر، سرعت ایجاد فرصت‌های شغلی نسبت به دوره‌های قدرتمندتر گذشته کاهش یافته است.   در ماه اوت، اشتغال غیرکشاورزی ۱۶۲ هزار نفر افزایش یافت؛ رقمی که بالاتر از انتظار بسیاری از اقتصاددانان بود. با این حال، بخشی از تحلیلگران معتقدند قدرت این رقم ممکن است تا حدی ناشی از عوامل فصلی باشد و در بازنگری‌های بعدی تعدیل شود. داده‌های رسمی اداره آمار کار آمریکا نیز نشان می‌دهد اشتغال ماه ژوئن و ژوئیه در مجموع ۵۵ هزار نفر نسبت به برآوردهای قبلی افزایش یافته بود. به همین دلیل، رقم سپتامبر می‌تواند برای تشخیص روند واقعی بازار کار اهمیت بیشتری داشته باشد. اگر رشد اشتغال به محدوده ۹۰ هزار نفر کاهش یابد، این موضوع لزوماً به معنای ورود اقتصاد آمریکا به مرحله ضعف شدید نیست؛ به‌ویژه اگر نرخ بیکاری ثابت بماند و اخراج کارکنان همچنان در سطوح پایین قرار داشته باشد. رویترز نیز با اشاره به پایین بودن تعداد اخراج‌ها، بازار کار آمریکا را همچنان نسبتاً باثبات توصیف کرده است؛ هرچند افزایش هزینه انرژی، تعرفه‌ها و نااطمینانی اقتصادی می‌تواند در ماه‌های آینده فشار بیشتری بر تصمیم‌های استخدامی شرکت‌ها وارد کند. مؤسسه اشتغال غیرکشاورزی نرخ بیکاری رشد دستمزد سالانه برآورد بازار ۸۸ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ Wells Fargo ۹۰ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۲٪ Bank of America ۶۰ هزار نفر ۴.۱٪؛ احتمال ۴.۲٪ — Credit Agricole ۹۰ هزار نفر ۴.۲٪ ۳.۱٪ گزارش قبلی؛ اوت ۲۰۲۶ ۱۶۲ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ منبع: BLS، Wells Fargo، Bank of America و Credit Agricole چرا رقم ۹۰ هزار شغل اهمیت دارد؟ اقتصاد آمریکا برای جذب نیروی کار جدید به ایجاد تعداد مشخصی شغل در هر ماه نیاز دارد. برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز نشان می‌دهد این رقم در شرایط فعلی حدود ۵۰ تا ۸۰ هزار شغل در ماه است. بنابراین، ایجاد حدود ۹۰ هزار شغل همچنان می‌تواند با حفظ ثبات نسبی بازار کار سازگار باشد؛ به‌خصوص اگر نرخ مشارکت نیروی کار نیز کاهش شدیدی نداشته باشد. در همین حال، دامنه پیش‌بینی‌ها بسیار گسترده است. برآوردها برای رشد اشتغال سپتامبر از حدود ۳۵ هزار تا ۱۸۰ هزار شغل متغیر است. چنین فاصله‌ای نشان می‌دهد تحلیلگران درباره شدت واقعی تأثیر عوامل فصلی و شرایط اقتصادی بر استخدام شرکت‌ها اتفاق‌نظر ندارند. برخی مؤسسات حتی انتظار دارند رقم اشتغال پایین‌تر از اجماع باشد. برای مثال، برآورد بانک آمریکا رشد حدود ۶۰ هزار شغلی را مطرح کرده است، در حالی که برخی تحلیلگران دیگر کاهش اشتغال را بیشتر به عوامل فصلی نسبت می‌دهند تا ضعف بنیادی تقاضای نیروی کار. دستمزدها؛ شاید مهم‌تر از خود اشتغال یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش سپتامبر، رشد دستمزدها خواهد بود. انتظار می‌رود متوسط دستمزد ساعتی نسبت به ماه قبل حدود ۰.۳ درصد افزایش یابد و رشد سالانه آن در محدوده ۳.۱ تا ۳.۲ درصد قرار گیرد. در ماه اوت نیز رشد سالانه دستمزدها ۳.۱ درصد بود. اهمیت این متغیر از آن جهت است که فدرال رزرو برای ارزیابی فشارهای تورمی، تنها به تعداد مشاغل جدید نگاه نمی‌کند. اگر بازار کار همچنان بتواند دستمزدها را با سرعت بالا افزایش دهد، فشار هزینه‌ای بیشتری ایجاد می‌شود و مسیر سیاست پولی می‌تواند سخت‌گیرانه‌تر باقی بماند. در مقابل، رشد دستمزد در محدوده فعلی می‌تواند نشان دهد که بازار کار، با وجود پایین بودن نرخ بیکاری، الزاماً منبع اصلی افزایش تورم نیست. به همین دلیل ممکن است واکنش بازار به یک گزارش اشتغال نسبتاً قوی، در صورت رشد محدود دستمزدها، با واکنش به گزارشی همراه با جهش هم‌زمان اشتغال و دستمزد متفاوت باشد. وضعیت اخراج‌ها همچنان متفاوت از استخدام است یکی از ویژگی‌های قابل توجه بازار کار آمریکا در ماه‌های اخیر، فاصله میان کاهش سرعت استخدام و پایین بودن اخراج‌ها است. داده‌های منتشرشده پیش از گزارش اشتغال نشان می‌دهد درخواست‌های اولیه دریافت مزایای بیکاری در هفته گذشته به حدود ۱۹۷ هزار مورد کاهش یافته که پایین‌ترین سطح از ماه ژوئیه محسوب می‌شود. همچنین تعداد اخراج‌های اعلام‌شده در سپتامبر کاهش داشته است. این وضعیت به الگویی شبیه بازار کار «استخدام پایین، اخراج پایین» منجر شده است. شرکت‌ها الزاماً به سرعت گذشته نیروی جدید استخدام نمی‌کنند، اما در عین حال تعداد زیادی از کارکنان فعلی را نیز تعدیل نمی‌کنند. داده‌های فرصت‌های شغلی نیز تصویری مشابه ارائه می‌دهد. فرصت‌های شغلی آمریکا در ماه اوت ۲۵۶ هزار مورد کاهش یافت و به ۷.۰۷۹ میلیون فرصت رسید، در حالی که تعداد اخراج‌ها همچنان پایین باقی ماند. این ترکیب می‌تواند به معنای بازاری باشد که در آن شرکت‌ها نسبت به آینده محتاط‌تر شده‌اند، اما هنوز با کاهش شدید تقاضا برای نیروی کار مواجه نشده‌اند. هوش مصنوعی همچنان به بازار کار شکل می‌دهد یکی از نکات قابل توجه در گزارش‌های پیش از انتشار، نقش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی است. ساخت مراکز داده و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی همچنان از عوامل حمایت‌کننده اشتغال در بخش ساخت‌وساز و تولید به شمار می‌رود. انتظار می‌رود اشتغال بخش تولید نیز برای چهارمین ماه متوالی رشد دو رقمی داشته باشد. داده‌های تولیدی سپتامبر نیز نشانه‌هایی از تداوم فعالیت این بخش ارائه کرده است. شاخص اشتغال تولید در گزارش مؤسسه مدیریت عرضه از ۵۱.۲ به ۵۲.۷ افزایش یافت و بخش تولید همچنان از سرمایه‌گذاری مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی حمایت می‌گیرد. در نتیجه، بازار کار آمریکا با یک تحول ساختاری نیز مواجه است؛ سرمایه‌گذاری سنگین در فناوری‌های جدید می‌تواند در برخی بخش‌ها فرصت شغلی ایجاد کند، در حالی که خودکارسازی و استفاده بیشتر از هوش مصنوعی ممکن است در بخش‌های دیگری فشار کاهشی بر اشتغال وارد کند. “ «به نظر می‌رسد اهمیت گزارش سپتامبر بیش از آنکه در یک عدد مشخص از اشتغال خلاصه شود، در کیفیت ترکیب داده‌ها قرار دارد. اگر رشد اشتغال کاهش یابد اما بیکاری ثابت بماند، اخراج‌ها پایین باشد و دستمزدها در محدوده ۳ درصد باقی بمانند، می‌توان آن را بیشتر نشانه تعدیل تدریجی بازار کار دانست تا یک چرخش ناگهانی در اقتصاد؛ اما اگر هم‌زمان اشتغال، مشارکت و دستمزدها تضعیف شوند، پیام این گزارش برای مسیر اقتصاد آمریکا متفاوت خواهد بود. از منظر بازار نیز باید به جای تمرکز هیجانی بر عدد اصلی NFP، ارتباط میان بازار کار، تورم و نرخ بهره را دنبال کرد؛ زیرا در شرایط فعلی، یک گزارش اشتغال به‌تنهایی مسیر بازار را تعیین نمی‌کند، بلکه نحوه قرار گرفتن آن در کنار داده‌های تورمی و انتظارات سیاست پولی است که اهمیت واقعی آن را مشخص خواهد کرد.» بابک شیری فدرال رزرو در برابر یک معادله پیچیده گزارش اشتغال سپتامبر در زمانی منتشر می‌شود که مسیر سیاست پولی فدرال رزرو برای ماه‌های آینده با عدم قطعیت همراه است. طبق داده‌های ارائه‌شده در گزارش‌های پیش از انتشار، فدرال رزرو در نشست سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داده و محدوده نرخ سیاستی را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد رسانده است. این افزایش، نخستین افزایش نرخ بهره در سه سال گذشته عنوان شده است. در روزهای گذشته اما احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در نشست اکتبر کاهش یافته است. رویترز گزارش داده که احتمال ضمنی افزایش نرخ بهره در نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر از حدود ۶۹ درصد در هفته قبل به حدود ۲۸ درصد رسیده بود. داده‌های تورمی ضعیف‌تر از انتظار نیز در این تغییر نقش داشته‌اند. بنابراین، گزارش اشتغال می‌تواند یکی از عوامل مهم در تعیین جهت بعدی انتظارات بازار باشد. واکنش احتمالی بازارها به گزارش اشتغال اگر رشد اشتغال به شکل محسوسی بالاتر از انتظار باشد و هم‌زمان رشد دستمزدها نیز افزایش پیدا کند، بازار ممکن است احتمال تداوم سیاست پولی سخت‌گیرانه را بیشتر در قیمت‌ها لحاظ کند. چنین شرایطی معمولاً می‌تواند از بازده اوراق خزانه و دلار حمایت کند و برای دارایی‌های حساس به نرخ بهره فشار ایجاد کند. در مقابل، گزارش بسیار ضعیف می‌تواند انتظارات برای افزایش بیشتر نرخ بهره را کاهش دهد و از طریق افت بازده اوراق، فشار بر دارایی‌های مالی را تغییر دهد. با این حال، اگر کاهش اشتغال به اندازه‌ای شدید باشد که نگرانی درباره رشد اقتصادی را افزایش دهد، واکنش بازار سهام لزوماً یک‌جهت نخواهد بود. این نکته اهمیت زیادی دارد. داده ضعیف اقتصادی همیشه به معنای خبر خوب برای بازار سهام نیست. اگر بازار آن را نشانه کاهش تورم و احتمال کاهش فشار پولی بداند، ممکن است واکنش مثبتی شکل بگیرد؛ اما اگر همین داده‌ها نگرانی درباره رکود و کاهش سود شرکت‌ها را افزایش دهد، اثر آن می‌تواند متفاوت باشد. به همین دلیل، بازارها احتمالاً هم‌زمان چهار متغیر را دنبال خواهند کرد: تعداد مشاغل جدید، نرخ بیکاری، رشد دستمزدها و بازنگری آمار ماه‌های گذشته. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار این کشور نه نشانه‌های یک ضعف شدید را نشان می‌دهد و نه همان قدرت دوره‌های پررونق گذشته را دارد. انتظار می‌رود تعداد مشاغل غیرکشاورزی حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یابد و نرخ بیکاری در ۴.۱ درصد باقی بماند؛ در حالی که رشد سالانه دستمزدها احتمالاً در محدوده ۳.۲ درصد قرار می‌گیرد. اهمیت گزارش برای بازارهای مالی نیز از همین ترکیب ناشی می‌شود. کاهش سرعت استخدام در کنار نرخ بیکاری ثابت و رشد کنترل‌شده دستمزدها می‌تواند تصویری از بازاری ارائه دهد که در حال تعدیل است، اما هنوز وارد مرحله ضعف گسترده نشده است. در مقابل، یک شگفتی قابل توجه در هر یک از دو جهت می‌تواند انتظارات مربوط به سیاست پولی را تغییر دهد. در شرایطی که بازار اوراق خزانه، دلار و سهام آمریکا نسبت به تغییرات نرخ بهره حساس شده‌اند، گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند به یکی از مهم‌ترین محرک‌های کوتاه‌مدت بازار تبدیل شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا دلار هنوز قدرتمند است؟ کاهش احتمال افزایش نرخ بهره اکتبر و بحران اوراق فرانسه چه می‌گویند؟

در یک نگاه فروش شدید اوراق دولتی فرانسه، روایت ادامه افزایش نرخ بهره در اروپا را به چالش کشیده و فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد کرده است. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر از ۷۰ درصد به ۲۸ درصد کاهش یافته، اما مقاومت اقتصاد آمریکا و قیمت‌های بالای انرژی همچنان از دلار حمایت می‌کند. شکست حمایت EURUSD، ریسک حرکت این جفت‌ارز به محدوده 1.1100 تا 1.1120 و در سناریوی تشدید فشار بر بازار بدهی اروپا، حتی 1.10 را افزایش داده است. بازارهای مالی در معاملات دیروز با یک چرخش مهم روبه‌رو شدند؛ فروش شدید اوراق دولتی فرانسه باعث شد معامله‌گران در مورد ادامه افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی محتاط‌تر شوند. این تغییر روایت در حالی رخ داد که نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت آمریکا نیز برای نخستین بار از اواخر ماه اوت افت قابل توجهی داشت. در همین حال، بازار احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در ماه اکتبر را از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش داده است. با این حال، دلار همچنان قدرتمند مانده و شاخص DXY پس از عبور از سقف 101.80، در مسیر احتمالی محدوده 102.85 قرار گرفته است. در این بررسی، با یوتوتایمز همراه باشید تا ببینیم چرا فروش اوراق فرانسه به یک نقطه عطف برای بازار فارکس تبدیل شده و این اتفاق چه معنایی برای مسیر دلار و یورو دارد. این گزارش یوتوتایمز بر پایه تحلیل منتشرشده در وب‌سایت ING تهیه و برای مخاطبان فارسی‌زبان ترجمه و بازنویسی شده است. فروش اوراق فرانسه چرا به نقطه عطف بازار تبدیل شد؟ اتفاق مهم معاملات دیروز فقط افت قیمت اوراق دولتی فرانسه نبود. اهمیت اصلی این حرکت در آن است که بازار را مجبور کرده درباره ادامه چرخه افزایش نرخ بهره بانک‌های مرکزی دوباره فکر کند. تا پیش از این، بخش مهمی از روایت بازار بر این اساس شکل گرفته بود که بانک‌های مرکزی برای مهار تورم همچنان باید نرخ‌های بهره را بالاتر ببرند. اما تشدید فشار در بازار اوراق اروپا این پرسش را ایجاد کرده که آیا ادامه افزایش نرخ‌ها می‌تواند هزینه‌های مالی را بیش از حد بالا ببرد و خود به یک خطای سیاستی تبدیل شود یا خیر. این موضوع برای بانک مرکزی اروپا اهمیت بیشتری دارد، زیرا فشار در بازار اوراق دولتی فرانسه مستقیماً به توانایی ECB برای ادامه سیاست انقباضی مربوط می‌شود. اگر بازار به این نتیجه برسد که ECB نمی‌تواند بدون ایجاد فشار بیشتر بر بازار اوراق، نرخ‌ها را افزایش دهد، اختلاف مسیر سیاست پولی اروپا و آمریکا می‌تواند بار دیگر به زیان یورو تمام شود. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر سقوط کرد بازار نرخ بهره آمریکا نیز دیروز نشانه‌هایی از تغییر انتظارات نشان داد. اظهارات فیلیپ جفرسون، نایب‌رئیس فدرال رزرو، در کنار اظهارات جان ویلیامز در اوایل هفته، این پیام را تقویت کرد که فدرال رزرو برای افزایش‌های متوالی نرخ بهره عجله‌ای ندارد. در نتیجه، قیمت‌گذاری بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش یافته است. به نظر می‌رسد بازار اکنون بیشتر به سمت این سناریو حرکت کرده که افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو در ماه دسامبر انجام شود. اما گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند این معادله را تغییر دهد. NFP امروز؛ داده‌ای که می‌تواند مسیر دلار را تغییر دهد بازار امروز منتظر گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا است. انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در ماه سپتامبر حدود 85 تا 90 هزار شغل ایجاد کرده باشد و نرخ بیکاری در 4.1 درصد باقی بماند. همچنین پیش‌بینی می‌شود رشد متوسط دستمزدها حدود 3.1 درصد سالانه باشد. ING معتقد است با توجه به رشد بسیار پایین نیروی کار آمریکا، حتی یک رقم اشتغال ضعیف‌تر از انتظار لزوماً فشار زیادی بر نرخ‌های بهره یا دلار وارد نخواهد کرد. از سوی دیگر، اگر داده اشتغال همچنان نشانه‌ای از مقاومت بازار کار آمریکا ارائه دهد، می‌تواند به حفظ انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره در ماه‌های آینده کمک کند. به همین دلیل، واکنش دلار به NFP تنها به رقم اصلی اشتغال محدود نخواهد شد و نرخ بیکاری و دستمزدها نیز برای بازار اهمیت زیادی خواهند داشت. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار به بالاترین سطح از مه ۲۰۲۵ رسید؛ بازارها در انتظار گزارش اشتغال آمریکا دلار پس از عبور از 101.80 به کجا می‌رود؟ شاخص DXY دیروز برای نخستین بار در سال جاری بالاتر از 101.80 قرار گرفت. از نگاه ING، مقاومت اقتصاد آمریکا، قیمت‌های بالای انرژی و انتظارات همچنان نسبتاً انقباضی برای سیاست فدرال رزرو می‌توانند به دلار اجازه دهند بخش عمده رشد اخیر خود را حفظ کند. در صورت ادامه این شرایط، ING محدوده 102.85 را به‌عنوان سطحی که DXY می‌تواند به سمت آن حرکت کند، مطرح کرده است. بنابراین، حتی کاهش احتمال افزایش نرخ بهره در اکتبر هنوز به معنی پایان روند حمایت از دلار نیست؛ زیرا بازار ممکن است صرفاً زمان‌بندی افزایش بعدی نرخ بهره را از اکتبر به دسامبر منتقل کرده باشد. چرا یورو بیشتر از دلار تحت فشار قرار گرفته است؟ در سمت مقابل، EURUSD دیروز با قدرت حمایت‌های قبلی خود را شکست و به کف جدید سالانه رسید. عامل اصلی این حرکت، افزایش فشار در بازار اوراق فرانسه است. نبود چشم‌انداز روشن برای اصلاح سریع وضعیت مالی فرانسه باعث شده سرمایه‌گذاران نسبت به ادامه فشار فروش در بازار بدهی این کشور نگران باشند. مشکل برای ECB این است که همزمان با افزایش فشار بر بازار اوراق، ادامه افزایش نرخ بهره می‌تواند شرایط مالی را سخت‌تر کند. از طرف دیگر، اگر بانک مرکزی اروپا برای جلوگیری از تشدید بحران اوراق، سرعت افزایش نرخ بهره را کاهش دهد یا متوقف کند، اختلاف نرخ بهره میان اروپا و آمریکا می‌تواند به نفع دلار تغییر کند. همین مسئله باعث شده ING مسیرهای مختلفی را بررسی کند که در بیشتر آنها ریسک نزولی برای EURUSD افزایش می‌یابد. خطر سرایت بحران اوراق فرانسه به ایتالیا و اسپانیا یکی از نگرانی‌های اصلی بازار، محدود شدن فشار فروش به فرانسه نیست. اگر افزایش بازدهی اوراق فرانسه به بازارهای بدهی سایر کشورهای منطقه یورو، به‌ویژه ایتالیا و اسپانیا، سرایت کند، فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد خواهد شد. در چنین شرایطی، ECB ممکن است با یک دوگانگی دشوار مواجه شود: از یک طرف تورم همچنان نیازمند سیاست پولی محدودکننده است و از طرف دیگر افزایش نرخ بهره می‌تواند فشار موجود در بازار بدهی را تشدید کند. ING در همین زمینه به احتمال استفاده از ابزار حفاظت از انتقال سیاست پولی یا TPI اشاره کرده است؛ ابزاری که در صورت تشدید بی‌نظمی در بازار بدهی می‌تواند برای حمایت از انتقال سیاست پولی مورد استفاده قرار گیرد. از دید ING، چنین سناریویی نیز برای یورو می‌تواند منفی باشد. EURUSD در مسیر 1.11 یا حتی 1.10؟ پس از شکست حمایت تکنیکال در معاملات دیروز، ING چشم‌انداز کوتاه‌مدت EURUSD را نزولی‌تر ارزیابی کرده است. محدوده 1.1100 تا 1.1120 اکنون در کانون توجه قرار گرفته و در صورت ادامه فشار فروش اوراق فرانسه، افزایش ریسک مالی در منطقه یورو و باقی ماندن مقاومت اقتصاد آمریکا، حتی محدوده 1.10 نیز مطرح شده است. ING همچنین به تحلیلی اشاره می‌کند که بر اساس آن، در صورت ادامه فشار بازار اوراق، امکان اضافه شدن حدود 2 درصد پریمیوم ریسک به یورو وجود دارد. البته این سطوح سناریوهای مشروط هستند و به معنای هدف قطعی قیمت EURUSD نیستند. فرانک سوئیس هم از فشار بر یورو سود برد یکی دیگر از واکنش‌های قابل توجه بازار، تقویت شدید فرانک سوئیس بود. فروش اوراق فرانسه، افزایش نوسان بازار و کاهش نرخ‌های بهره باعث شد تقاضا برای فرانک افزایش پیدا کند. اگر کاهش انتظارات برای نرخ‌های بهره ECB به روایت غالب بازار تبدیل شود، EURCHF نیز می‌تواند به سمت محدوده 0.9250 حرکت کند. در این میان، فرانک سوئیس همچنان یکی از ارزهایی است که بازار در زمان افزایش ریسک‌های مالی و سیاسی منطقه یورو به آن توجه می‌کند. ✔️ بیشتر بخوانید: نفت، تورم و سیاست‌گذاری؛ سه محرک احتمالی بازار اوراق از نگاه UBS نقطه عطف بازار فارکس چه معنایی برای دلار و یورو دارد؟ اتفاقات اخیر نشان می‌دهد بازار ارز دیگر فقط به این سؤال پاسخ نمی‌دهد که «کدام بانک مرکزی نرخ بهره بیشتری افزایش می‌دهد؟». اکنون توانایی بانک‌های مرکزی برای ادامه افزایش نرخ بهره بدون ایجاد فشار شدید در بازار اوراق نیز به یک متغیر مهم تبدیل شده است. فروش اوراق فرانسه این مسئله را برای ECB برجسته‌تر کرده، در حالی که فدرال رزرو هنوز از وضعیت مقاوم اقتصاد آمریکا و بازار کار برخوردار است. به همین دلیل، حتی با کاهش احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر، دلار همچنان می‌تواند حمایت شود؛ در مقابل، یورو در صورت ادامه فشار بر بازار بدهی اروپا با ریسک بیشتری مواجه خواهد بود. در کوتاه‌مدت، گزارش اشتغال آمریکا و واکنش بازار اوراق فرانسه دو متغیر مهم برای مسیر بعدی EURUSD خواهند بود.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

دلار به سقف سالانه رسید؛ ING درباره افت بیشتر یورو هشدار داد

در یک نگاه شاخص دلار DXY در نزدیکی سقف سالانه 101.80 قرار گرفته و داده‌های اقتصادی آمریکا همچنان از انتظارات برای سیاست انقباضی فدرال رزرو حمایت می‌کنند. فشار بر بازار بدهی فرانسه و افزایش فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان به 127 نقطه پایه، ریسک تازه‌ای برای یورو ایجاد کرده است. در صورت تداوم داده‌های قوی آمریکا و تشدید فشار بر اوراق فرانسه، ING احتمال افت EURUSD به محدوده 1.11 تا 1.12 را مطرح کرده است. دلار آمریکا در آغاز ماه اکتبر همچنان قدرتمند ظاهر شده و شاخص DXY در نزدیکی سقف سالانه 101.80 قرار گرفته است. نکته مهم اینجاست که حتی انتشار تورم PCE ضعیف‌تر از انتظار آمریکا نیز نتوانست انتظارات بازار برای ادامه سیاست انقباضی فدرال رزرو را به شکل پایدار کاهش دهد. در مقابل، یورو همزمان با افزایش فشار بر بازار بدهی فرانسه و گسترش فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان، تحت فشار قرار گرفته و EURUSD بار دیگر به محدوده کف‌های سالانه نزدیک شده است. این گزارش یوتوتایمز بر پایه تحلیل منتشرشده در وب‌سایت ING تهیه و برای مخاطبان فارسی‌زبان ترجمه و بازنویسی شده است. دلار در آغاز اکتبر چرا این‌قدر قدرتمند شده است؟ شاخص دلار DXY در حال آزمایش سقف سالانه 101.80 است. به گفته ING، در شرایط فعلی نگرانی‌های مربوط به کاهش ارزش دلار در حاشیه قرار گرفته و تمرکز بازار بیشتر به عملکرد چرخه اقتصادی آمریکا و مسیر نرخ بهره فدرال رزرو منتقل شده است. اقتصاد آمریکا همچنان نشانه‌هایی از مقاومت نشان می‌دهد و همین موضوع باعث شده معامله‌گران احتمال دهند فدرال رزرو برای رساندن سیاست پولی به محدوده انقباضی، به افزایش نرخ بهره دیگری نیاز داشته باشد. نکته قابل توجه این است که داده‌های تورم PCE ماه اوت نتوانست این انتظارات را به شکل محسوسی تغییر دهد. اگرچه تورم ضعیف‌تر از انتظار منتشر شد، نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت آمریکا تنها برای مدت کوتاهی کاهش یافتند و سپس افت خود را جبران کردند. در همین حال، وضعیت مخارج مصرف‌کنندگان همچنان مناسب است و گزارش ADP نیز نشانه‌هایی از بهبود دوباره رشد اشتغال ارائه کرده است. بنابراین اکنون گزارش NFP ماه سپتامبر که فردا منتشر می‌شود، اهمیت ویژه‌ای برای بازار دلار دارد. ISM و NFP؛ دو داده مهم برای مسیر بعدی دلار امروز معامله‌گران علاوه بر مدعیان اولیه بیمه بیکاری، به شاخص ISM تولید آمریکا توجه خواهند کرد. انتظار می‌رود شاخص اصلی ISM در محدوده 55 قرار گیرد؛ سطحی که می‌تواند نشانه ادامه فعالیت مناسب بخش تولید باشد. همچنین بازار قیمت‌های پرداختی، سفارش‌های جدید و مؤلفه اشتغال این شاخص را بررسی خواهد کرد. یکی از موضوعات مورد توجه ING، اثرگذاری رونق سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی بر بخش‌های گسترده‌تر اقتصاد آمریکاست. اگر این روند در داده‌های فعالیت اقتصادی و اشتغال نیز منعکس شود، می‌تواند به حفظ انتظارات انقباضی بازار کمک کند. از سوی دیگر، چند مقام فدرال رزرو نیز امروز سخنرانی خواهند داشت. نیل کاشکاری و کریس والر از اعضای رأی‌دهنده فدرال رزرو در برنامه امروز هستند. اگر والر از بحث داده‌های اقتصادی فراتر برود و درباره سیاست پولی اظهارنظر کند، سخنان او می‌تواند برای بازار اهمیت بیشتری پیدا کند. دلار در اکتبر همچنان حمایت می‌شود؟ ING با توجه به وضعیت فعلی داده‌های آمریکا، انتظار دارد دلار در ماه اکتبر همچنان از حمایت برخوردار باشد؛ مگر اینکه تحول مهمی در مذاکرات آمریکا و ایران ایجاد شود. از نظر فصلی نیز عملکرد دلار در ماه اکتبر قابل توجه بوده است. شاخص DXY در هفت مورد از ۱۰ اکتبر گذشته افزایش یافته است. برای امروز، ING محدوده 101.50 تا 101.80 را برای DXY در نظر گرفته است. با این حال، اگر داده‌های اشتغال آمریکا در روز جمعه بهتر از انتظار باشند، یا فشار فروش در بازار اوراق دولتی اروپا تشدید شود، امکان حرکت DXY به بالاتر از سقف اخیر نیز مطرح می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: موسسه فرانکلین تمپلتون اوراق آلمان و اسپانیا را به فرانسه و ایتالیا ترجیح می‌دهد پوند از مسیر اروپا حمایت می‌گیرد؟ در بازار پوند، EURGBP طی روزهای اخیر کاهش محسوسی داشته است. این حرکت می‌تواند نشانه‌ای از افزایش ضعف مستقل یورو در برابر پوند باشد. در همین حال، بحث روابط آینده بریتانیا و اتحادیه اروپا دوباره به بازار فارکس راه پیدا کرده است. اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، در سخنرانی اخیر خود خواستار بررسی روابط نزدیک‌تر با اتحادیه اروپا شده است. رویترز گزارش داده که او به دنبال ایجاد اجماع درباره رابطه بلندمدت بریتانیا با اتحادیه اروپا است، در حالی که فعلاً پیشنهاد رسمی برای بازگشت کامل بریتانیا به اتحادیه اروپا، بازار واحد یا اتحادیه گمرکی مطرح نکرده است. برای بازار فارکس، مسیر روابط لندن و بروکسل می‌تواند از این جهت اهمیت داشته باشد که هرگونه کاهش اصطکاک اقتصادی و تجاری میان دو طرف، در بلندمدت می‌تواند در ارزیابی سرمایه‌گذاران از پوند اثرگذار باشد. با این حال، هنوز تا مشخص شدن مسیر سیاسی و اقتصادی این روابط فاصله زیادی وجود دارد و نشست احتمالی بریتانیا و اتحادیه اروپا در ماه نوامبر می‌تواند یکی از رویدادهای مورد توجه بازار باشد. بحران اوراق فرانسه؛ تهدید تازه برای یورو در سمت یورو، فشار اصلی اکنون فقط از اختلاف نرخ بهره آمریکا و اروپا نمی‌آید. فاصله بازدهی اوراق دولتی فرانسه و آلمان، که به 127 نقطه پایه رسیده، یکی از متغیرهای مهم بازار است. افزایش این فاصله به معنای آن است که سرمایه‌گذاران برای نگهداری اوراق فرانسه در مقایسه با اوراق آلمان، بازدهی بیشتری مطالبه می‌کنند. اگر این فاصله همچنان افزایش یابد، بخشی از آن می‌تواند به افزایش ریسک سیاسی و مالی در قیمت یورو منتقل شود و همزمان فضای بانک مرکزی اروپا برای ادامه سیاست انقباضی را محدود کند. دولت فرانسه اکنون برنامه‌ای برای صرفه‌جویی 54 میلیارد یورویی و رساندن کسری بودجه به 5 درصد تولید ناخالص داخلی در سال آینده ارائه کرده است. واکنش بازار اوراق به این برنامه در تعیین مسیر بعدی OAT-Bund اهمیت زیادی خواهد داشت. آیا EURUSD می‌تواند به 1.11 برسد؟ EURUSD اکنون در نزدیکی کف سالانه قرار گرفته است. از نگاه ING، افت اخیر این جفت‌ارز عمدتاً ناشی از بازنگری صعودی انتظارات مربوط به نرخ بهره فدرال رزرو بوده و هنوز نمی‌توان تمام حرکت را به ضعف مستقل یورو نسبت داد. با این حال، اگر دو عامل همزمان ادامه پیدا کنند، فشار بر EURUSD می‌تواند افزایش یابد: اول، داده‌های اقتصادی آمریکا باید همچنان قدرتمند باقی بمانند تا انتظارات برای سیاست انقباضی فدرال رزرو حفظ شود. دوم، فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان باید بیشتر شود تا ریسک مالی و سیاسی بیشتری وارد قیمت یورو شود. در چنین شرایطی، محدوده 1.1300 تا 1.1320 ممکن است نتواند برای مدت طولانی نقش حمایت را حفظ کند. ING در سناریوی تشدید فشار بر بازار بدهی فرانسه و تداوم داده‌های قوی آمریکا، محدوده 1.11 تا 1.12 را به‌عنوان منطقه‌ای که EURUSD ممکن است به سمت آن حرکت کند، مطرح کرده است. بنابراین، در کوتاه‌مدت دو بازار بیش از همه مسیر ارزها را تعیین می‌کنند: بازار اوراق آمریکا و بازار بدهی فرانسه. اگر بازدهی اوراق آمریکا بالا بماند و همزمان فشار فروش اوراق فرانسه تشدید شود، اختلاف نرخ و ریسک می‌تواند همچنان به نفع دلار عمل کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

۲ سهم قدرتمند برای خرید در اکتبر و نگهداری بلندمدت

در بازار سهام، پیدا کردن شرکتی که بتواند در دوره‌های رونق و رکود اقتصادی همچنان درآمد و جریان نقدی ایجاد کند، اهمیت زیادی برای سرمایه‌گذاران بلندمدت دارد. بسیاری از شرکت‌ها در زمان رشد اقتصادی عملکرد خوبی دارند، اما با کاهش مصرف، افزایش بیکاری یا افت فعالیت اقتصادی با فشار جدی مواجه می‌شوند. در یک نگاه درآمد والمارت در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷ با ۵.۹ درصد رشد به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش اینترنتی جهانی والمارت ۲۳ درصد افزایش یافت و درآمد تبلیغاتی آن نیز ۳۸ درصد رشد کرد. درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید و جریان نقد آزاد آن ۳۴.۵ درصد افزایش یافت. WM در سال ۲۰۲۶ برای بیست‌وسومین سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داد و افزایش آن به ۱۴.۵ درصد رسید. در مقابل، شرکت‌هایی که محصولات یا خدمات آنها بخشی از نیازهای روزمره مردم هستند، معمولاً از تقاضای باثبات‌تری برخوردارند. والمارت و WM از جمله شرکت‌هایی هستند که بخش مهمی از فعالیت آنها به چنین نیازهایی وابسته است. والمارت کالاهای مصرفی و ضروری مانند مواد غذایی و محصولات خانگی عرضه می‌کند و WM نیز خدمات جمع‌آوری و مدیریت پسماند را ارائه می‌دهد؛ خدماتی که حتی در دوره‌های رکود اقتصادی نیز متوقف نمی‌شوند. والمارت؛ خرده‌فروشی با موتورهای رشد جدید والمارت سال‌هاست به دلیل اندازه بزرگ و تمرکز بر کالاهای ضروری، جایگاه متفاوتی در صنعت خرده‌فروشی دارد. زمانی که شرایط اقتصادی دشوار می‌شود، مصرف‌کنندگان معمولاً تلاش می‌کنند هزینه‌های خود را کاهش دهند و همین مسئله می‌تواند جذابیت فروشگاه‌های ارزان‌تر را افزایش دهد اما داستان والمارت امروز تنها به فروش مواد غذایی و کالاهای روزمره محدود نمی‌شود. این شرکت در سال‌های اخیر تلاش کرده منابع درآمدی جدیدی با حاشیه سود بالاتر ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۷، درآمد والمارت با ۵.۹ درصد افزایش نسبت به سال قبل به ۱۸۷.۹ میلیارد دلار رسید. فروش خالص والمارت در آمریکا نیز ۳.۵ درصد رشد کرد، در حالی که فروش اینترنتی جهانی شرکت با جهش ۲۳ درصدی همراه شد. در همین دوره، درآمد تبلیغاتی جهانی والمارت ۳۸ درصد افزایش یافت و درآمد حاصل از عضویت نیز ۱۷ درصد بیشتر شد. رشد این بخش‌ها اهمیت زیادی دارد، زیرا درآمدهای تبلیغاتی و عضویت می‌توانند نسبت به فعالیت اصلی خرده‌فروشی حاشیه سود بالاتری ایجاد کنند. این ترکیب باعث شده رشد سود عملیاتی از رشد فروش سریع‌تر باشد. سود عملیاتی تعدیل‌شده والمارت در سه‌ماهه دوم، بر مبنای نرخ ارز ثابت، ۱۷.۴ درصد افزایش یافت. شرکت پس از انتشار این نتایج، چشم‌انداز سالانه خود را نیز افزایش داد و اکنون انتظار دارد فروش خالص بین ۴ تا ۵ درصد و سود عملیاتی تعدیل‌شده بین ۷ تا ۸.۵ درصد رشد کند. WM؛ کسب‌وکاری که رکود هم نمی‌تواند متوقفش کند فعالیت شرکت WM شاید در نگاه اول به اندازه فناوری، هوش مصنوعی یا سایر صنایع نوظهور جذاب به نظر نرسد، اما ویژگی مهم آن در جای دیگری قرار دارد: ضرورت خدمات. خانوارها، رستوران‌ها، بیمارستان‌ها و شرکت‌ها در شرایط رونق و رکود همچنان زباله تولید می‌کنند و به جمع‌آوری آن نیاز دارند. همین تقاضای نسبتاً پایدار به WM اجازه داده است یک مدل کسب‌وکار قابل پیش‌بینی و جریان نقدی قدرتمند ایجاد کند. در سه‌ماهه دوم، درآمد WM با رشد ۴ درصدی به ۶.۶۸ میلیارد دلار رسید. سود عملیاتی پیش از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش ارزش نیز به ۲.۰۳ میلیارد دلار رسید. مهم‌تر از آن، جریان نقد آزاد شرکت با رشد ۳۴.۵ درصدی به حدود ۱.۱ میلیارد دلار افزایش یافت. مدیریت شرکت انتظار دارد جریان نقد آزاد کل سال به ۳.۷۵ تا ۳.۸۵ میلیارد دلار برسد. این قدرت نقدسازی به WM اجازه داده است سیاست تقسیم سود خود را نیز ادامه دهد. این شرکت در سال ۲۰۲۶ سود نقدی خود را ۱۴.۵ درصد افزایش داد و تعداد سال‌های افزایش متوالی سود نقدی به ۲۳ سال رسید. WM همچنین تنها به جمع‌آوری سنتی پسماند متکی نمانده و در حوزه‌هایی مانند بازیافت خودکار و تولید گاز طبیعی تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کرده است؛ حوزه‌هایی که می‌توانند در کنار فعالیت اصلی شرکت، منابع جدیدی برای رشد ایجاد کنند. “ «نکته مهم این مقاله، نه صرفاً معرفی دو سهم، بلکه توجه به مفهوم کیفیت جریان نقدی در چرخه‌های اقتصادی است. شرکتی که درآمد خود را از نیازهای ضروری و تکرارشونده ایجاد می‌کند، از منظر بنیادی می‌تواند در برابر نوسانات اقتصاد ظرفیت متفاوتی داشته باشد؛ اما پایداری تقاضا به‌تنهایی برای توجیه ارزش‌گذاری کافی نیست. در مورد والمارت، مسیر افزایش حاشیه سود و توسعه درآمدهای جدید باید در کنار رشد فروش بررسی شود و درباره WM نیز تداوم جریان نقد آزاد، سطح سرمایه‌گذاری و بازده این سرمایه‌گذاری‌ها اهمیت دارد. بنابراین برای سرمایه‌گذار بلندمدت، مسئله اصلی صرفاً این نیست که یک شرکت در رکود دوام می‌آورد یا نه؛ بلکه باید بررسی کرد چه مقدار نقدینگی تولید می‌کند، با چه هزینه‌ای رشد می‌کند و چگونه این نقدینگی را به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل می‌کند.» بابک شیری چرا جریان نقدی اهمیت دارد؟ وجه مشترک والمارت و WM تنها ماهیت ضروری خدمات آنها نیست؛ بلکه توانایی این شرکت‌ها برای تبدیل فعالیت عملیاتی به جریان نقدی پایدار نیز اهمیت دارد. در مورد والمارت، اندازه کسب‌وکار، فروش کالاهای ضروری و توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، مجموعه‌ای از موتورهای رشد را ایجاد کرده است. در مورد WM نیز ماهیت ضروری خدمات جمع‌آوری پسماند، همراه با توسعه بازیافت و انرژی، به شرکت اجازه داده است جریان نقدی قابل توجهی تولید کند. این ویژگی در دوره‌های رکود اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا شرکت‌هایی که جریان نقدی پایدار دارند، معمولاً ظرفیت بیشتری برای ادامه سرمایه‌گذاری، پرداخت سود نقدی، بازخرید سهام و عبور از دوره‌های دشوار اقتصادی دارند. جمع‌بندی والمارت و WM در صنایعی فعالیت می‌کنند که شاید در مقایسه با حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، هیجان رسانه‌ای کمتری ایجاد کنند، اما بخش مهمی از نیازهای روزمره اقتصاد را پوشش می‌دهند. والمارت علاوه بر رشد فروش، در حال توسعه درآمدهای تبلیغاتی و عضویت است و WM نیز با تکیه بر جریان نقد آزاد قوی و توسعه فعالیت‌های بازیافت و انرژی، منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نهایت، ویژگی مشترک این دو شرکت را می‌توان در تقاضای نسبتاً پایدار، توانایی تولید نقدینگی و امکان سرمایه‌گذاری مجدد برای رشد خلاصه کرد؛ سه عاملی که برای یک کسب‌وکار بلندمدت اهمیت زیادی دارند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا و یک سؤال مهم؛ آیا بازدهی ۵ درصدی اوراق کافی است؟

در یک نگاه گزارش اشتغال آمریکا: مهم‌ترین محرک کلان بازارها در این هفته، گزارش اشتغال روز جمعه خواهد بود. ریسک بازده اوراق: اشتغال و دستمزدهای قوی می‌تواند فشار صعودی بیشتری بر بازدهی اوراق خزانه وارد کند؛ بازدهی اوراق ۱۰ساله پیش‌تر از ۵ درصد عبور کرده است. سناریوی اشتغال ضعیف: کاهش قدرت بازار کار می‌تواند باعث افت بازدهی اوراق و حمایت از سهام فناوری شود، اما همزمان نگرانی‌ها درباره اثرگذاری هزینه‌های بالای استقراض بر اقتصاد واقعی را افزایش می‌دهد. با وجود اینکه هفته تازه آغاز شده، به نظر می‌رسد بازارهای مالی از همین حالا با مجموعه‌ای از عوامل مهم برای هضم و ارزیابی مواجه هستند. تنش‌های ژئوپلیتیکی همچنان در وضعیت نامشخصی قرار دارند، قیمت نفت افزایش یافته، بازده اوراق قرضه جهش کرده و بار دیگر سهام و طلا تحت فشار قرار گرفته‌اند. از سوی دیگر، با نزدیک شدن به پایان ماه و پایان فصل، انتظار می‌رود نوسانات بازار نیز افزایش پیدا کند. با این حال، در میان محرک‌های کلان اقتصادی این هفته، مهم‌ترین رویداد احتمالاً گزارش اشتغال (NFP) آمریکا خواهد بود که روز جمعه منتشر می‌شود. نگرانی اصلی بازارها در شرایط فعلی این نیست که وضعیت اشتغال آمریکا ناگهان تضعیف شده باشد؛ بلکه تقریباً برعکس است. فعالیت اقتصادی آمریکا با وجود نرخ‌های بهره بالاتر، همچنان به شکل غیرمنتظره‌ای قدرتمند باقی مانده و نادیده گرفتن این تاب‌آوری برای بازار اوراق قرضه روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. شاخص اولیه ترکیبی PMI آمریکا در ماه سپتامبر به ۵۸.۴ رسید که بالاترین سطح آن در بیش از پنج سال گذشته محسوب می‌شود. جزئیات این گزارش نیز نشان می‌دهد که هم رشد اشتغال و هم فشارهای قیمتی با سرعت بالایی در حال افزایش هستند. این شرایط می‌تواند نحوه نگاه معامله‌گران به گزارش اشتغال پیش‌رو را تا حدودی تغییر دهد. به‌طور معمول، اشتغال قدرتمند خبر خوبی برای اقتصاد محسوب می‌شود. افزایش تعداد مشاغل به معنای درآمد بیشتر برای خانوار است که می‌تواند از مصرف حمایت کرده و شرایط اقتصادی مطلوب‌تری را برای شرکت‌ها ایجاد کند. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار بعد از جهش اخیر خسته شده است؟ این هفته بازار منتظر داده‌های آمریکا است با این حال، شرایط فعلی چندان معمول نیست. فدرال رزرو اخیراً نرخ بهره را ۲۵ نقطه پایه افزایش داده و آن را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رسانده است؛ اقدامی که نخستین افزایش نرخ بهره این بانک در بیش از سه سال گذشته بود. سیاست‌گذاران همچنین سیگنال داده‌اند که برای مهار تورم ممکن است به ادامه سیاست‌های پولی انقباضی نیاز باشد. همزمان، بازدهی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا نیز در ماه جاری از سطح روانی مهم ۵ درصد عبور کرده است. در چنین شرایطی، انتشار یک گزارش اشتغال قدرتمند دیگر می‌تواند به‌سرعت بازار را وارد همان الگوی آشنای «خبر خوب، خبر بد است» کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بازده اوراق خزانه‌داری در حال نزدیک شدن سریع به سطح ۵.۲۰ درصد باشد. در بررسی گزارش اشتغال، تنها رشد تعداد مشاغل اهمیت ندارد. نرخ بیکاری و شاید مهم‌تر از آن، رشد دستمزدها نیز باید با دقت مورد توجه قرار گیرد. افزایش قدرتمند اشتغال در کنار شتاب گرفتن رشد دستمزدها می‌تواند این دیدگاه را تقویت کند که فشارهای تورمی داخلی همچنان بیش از حد پایدار هستند و فدرال رزرو نمی‌تواند به‌سادگی از ادامه مقابله با تورم صرف‌نظر کند. در چنین شرایطی، فشار صعودی بر بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند ادامه پیدا کند، سهام فناوری که به نرخ بهره حساس هستند تحت فشار بیشتری قرار بگیرند و دلار نیز از یک عامل حمایتی دیگر برخوردار شود. اما در سوی دیگر، انتشار یک گزارش اشتغال ضعیف‌تر، پرسش‌های مهم‌تری را برای بازار ایجاد خواهد کرد. آیا کاهش بازده اوراق خزانه می‌تواند به بازار اوراق فرصت تنفس بدهد؟ آیا با کاهش نرخ‌های تنزیل، سهام فناوری صعود خواهد کرد؟ یا اینکه بازارهای گسترده‌تر نگران خواهند شد که هزینه‌های بالاتر استقراض سرانجام در حال اثرگذاری بر اقتصاد واقعی هستند؟ پاسخ به این پرسش نهایی می‌تواند در تعیین این موضوع نقش مهمی داشته باشد که داده‌های اقتصادی پیش‌رو در آمریکا چگونه به شکل‌گیری رژیم جدید بازار کمک خواهند کرد. در هفته‌های اخیر، تمرکز عمده بازار بر ریسک‌های تورمی سمت عرضه، به‌ویژه در بازار نفت، قرار داشته است. اما اکنون داده‌های بازار کار بار دیگر توجه سرمایه‌گذاران را به سمت تقاضای داخلی معطوف می‌کند. اگر تورم انرژی همزمان با افزایش اشتغال و دستمزدها در سطح بالایی باقی بماند و شرایط تقاضا نیز همچنان قدرتمند باشد، فدرال رزرو با چالش بسیار بزرگ‌تری مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، پرسشی که بازار اوراق قرضه ممکن است از این پس بیش از پیش مطرح کند این است که آیا بازده ۵ درصدی اوراق خزانه آمریکا واقعاً برای ایجاد محدودیت کافی در اقتصاد است یا خیر؟ ✔️ بیشتر بخوانید: بانک UBS: بازارها احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را بیش از حد برآورد کرده‌اند

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هفته پیش‌رو بازارهای جهانی؛ اشتغال آمریکا، تورم اروپا و مایکرون در کانون توجه بورس‌ها

بازارهای سهام جهان در حالی وارد آخرین روزهای سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ می‌شوند که هم‌زمان چند نیروی متضاد در حال تعیین مسیر معاملات هستند. از یک سو، رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی و عملکرد قدرتمند شرکت‌های فناوری همچنان از شاخص‌های اصلی سهام آمریکا حمایت می‌کند و شاخص نزدک در هفته گذشته توانست در مقطعی به رکورد تاریخی جدید برسد؛ از سوی دیگر، افزایش شدید بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و احتمال تداوم سیاست پولی انقباضی، فضای متفاوتی را برای سهام ایجاد کرده است. در یک نگاه اشتغال و تورم آمریکا مهم‌ترین محرک وال‌استریت در هفته پیش رو خواهند بود. بازده اوراق خزانه‌داری بالای ۵ درصد فشار مهمی بر ارزش‌گذاری سهام ایجاد کرده است. تورم منطقه یورو و بازده اوراق آلمان مسیر معاملات سهام اروپا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مایکرون، داده‌های چین و صنعت تراشه آسیا آزمون مهمی برای تداوم رونق سهام مرتبط با هوش مصنوعی خواهند بود. در آمریکا، گزارش اشتغال ماه سپتامبر و شاخص هزینه‌های مصرف شخصی یا PCE مهم‌ترین داده‌های هفته آینده خواهند بود. طبق نظرسنجی رویترز، اقتصاددانان انتظار دارند در ماه سپتامبر حدود ۱۰۰ هزار شغل به اقتصاد آمریکا اضافه شده باشد و نرخ بیکاری در محدوده ۴.۲ درصد قرار گیرد. در همین حال، شاخص تورمی مورد توجه فدرال رزرو می‌تواند مشخص کند که فشارهای قیمتی تا چه اندازه با هدف ۲ درصدی بانک مرکزی فاصله دارند. در اروپا نیز بازارها با ترکیبی از تورم بالاتر، رشد اقتصادی شکننده و افزایش هزینه انرژی مواجه‌اند. بازده اوراق قرضه آلمان به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۹ رسیده و سرمایه‌گذاران منتظر داده‌های تورمی آلمان، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا و در نهایت تورم منطقه یورو هستند. در آسیا نیز داده‌های تولیدی چین، شاخص‌های اقتصادی ژاپن و ادامه تقاضای جهانی برای تراشه‌های مرتبط با هوش مصنوعی می‌توانند مسیر سهام منطقه را تحت تأثیر قرار دهند. فهرست مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی و بورسی هفته دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام دوشنبه ۲۸ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام چهارشنبه ۳۰ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی پنجشنبه ۱ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام پنجشنبه ۱ اکتبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی جمعه ۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی وال‌استریت؛ آزمون بزرگ بازار در برابر نرخ بهره اوراق خزانه‌داری؛ رقیب جدی سهام گزارش اشتغال آمریکا؛ مهم‌ترین داده هفته تورم PCE؛ داده دوم تعیین‌کننده هوش مصنوعی؛ همچنان ستون اصلی بازار آمریکا بازار اروپا؛ تورم و بازده اوراق در مرکز توجه آلمان؛ داده‌ای که برای سهام اروپا اهمیت دارد منطقه یورو؛ آزمون بزرگ روز جمعه آسیا؛ چین و ژاپن در کانون توجه ژاپن؛ حساسیت بیشتر به نرخ بهره و ارز نفت؛ متغیری مشترک برای سه منطقه آیا رشد باریک بازار آمریکا یک هشدار است؟ فصل چهارم؛ بازار وارد مرحله حساس‌تری می‌شود سه سناریوی کلان پیش روی بازار سهام جمع‌بندی دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Vail Resorts MTN ۱۳۶.۱۱ دلار ۴.۸۵ میلیارد دلار ۲۷۵.۶۳ میلیون دلار −۵.۲۳ دلار IDT IDT ۶۷.۴۶ دلار ۱.۶۸ میلیارد دلار ۳۲۰ میلیون دلار ۰.۹۷ دلار Taylor Devices TAYD ۶۳.۲۳ دلار ۲۰۳.۹۲ میلیون دلار ۱۳.۲ میلیون دلار ۰.۹۳ دلار دوشنبه ۲۸ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز رویداد ۱۵:۴۵ USD سخنرانی Bowman از فدرال رزرو ۱۷:۰۰ EUR سخنرانی Lagarde، رئیس بانک مرکزی اروپا سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Carnival Corp CCL ۲۲.۲۵ دلار ۳۰.۴۷ میلیارد دلار ۸.۵۴ میلیارد دلار ۱.۴۲ دلار CarMax KMX ۵۷.۲۱ دلار ۸.۱۲ میلیارد دلار ۶.۹۴ میلیارد دلار ۰.۷۱ دلار Uranium Energy UEC ۹.۴۱ دلار ۴.۶۶ میلیارد دلار ۶.۷۱ میلیون دلار −۰.۰۴ دلار AAR AIR ۱۱۶.۱۱ دلار ۴.۵۷ میلیارد دلار ۸۸۲.۳۹ میلیون دلار ۱.۳۱ دلار Concentrix CNXC ۲۷.۰۸ دلار ۱.۶۵ میلیارد دلار ۲.۴۸ میلیارد دلار ۲.۷۱ دلار سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۸:۰۰ AUD نرخ بهره استرالیا ۴.۳۵٪ ۴.۶۰٪ ۱۶:۳۰ USD شاخص قیمت مسکن ۲۰ شهر آمریکا ۲.۱٪ ۲.۲٪ ۱۷:۳۰ USD اعتماد مصرف‌کننده CB ۸۹.۴ ۹۰.۱ ۱۷:۳۰ USD JOLTS؛ فرصت‌های شغلی ۷.۲۷۱ میلیون ۷.۲۳۰ میلیون ۲۱:۳۰ USD سخنرانی Williams از فدرال رزرو — چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Micron MU ۱٬۰۸۲.۲۸ دلار ۱.۲۲ تریلیون دلار ۵۰.۴۵ میلیارد دلار ۳۱.۱۶ دلار Jabil JBL ۳۱۶.۷۴ دلار ۳۳.۱۹ میلیارد دلار ۹.۶۹ میلیارد دلار ۴.۰۶ دلار Jefferies Financial JEF ۴۷.۶۸ دلار ۱۰.۹۹ میلیارد دلار ۲.۱۳ میلیارد دلار ۰.۹۳ دلار FactSet Research FDS ۲۷۳.۰۸ دلار ۹.۷۱ میلیارد دلار ۶۲۹.۷۴ میلیون دلار ۴.۳۵ دلار Conagra Brands CAG ۱۴.۳۲ دلار ۶.۸۵ میلیارد دلار ۲.۵۹ میلیارد دلار ۰.۲۸ دلار Progress PRGS ۳۹.۳۴ دلار ۱.۶۱ میلیارد دلار ۲۴۶.۷۲ میلیون دلار ۱.۵۲ دلار چهارشنبه ۳۰ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص قبلی پیش‌بینی ۰۵:۰۰ CNY PMI تولیدی چین ۴۹.۸ ۵۰.۱ ۰۵:۱۵ CNY PMI تولیدی Caixin ۵۱.۵ ۵۱.۷ ۱۵:۳۰ EUR CPI ماهانه منطقه یورو ۰.۲٪ — ۱۶:۰۰ USD Core PCE سالانه ۳.۳٪ ۳.۴٪ ۱۶:۰۰ USD GDP سه‌ماهه دوم ۱.۵٪ ۱.۵٪ ۱۶:۰۰ USD PCE سالانه ۳.۷٪ — ۱۸:۰۰ USD ذخایر نفت خام EIA +۲.۹۶۹ میلیون — پنجشنبه ۱ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Micron MU ۱٬۰۸۲.۲۸ دلار ۱.۲۲ تریلیون دلار ۵۰.۴۵ میلیارد دلار ۳۱.۱۶ دلار Jabil JBL ۳۱۶.۷۴ دلار ۳۳.۱۹ میلیارد دلار ۹.۶۹ میلیارد دلار ۴.۰۶ دلار Jefferies Financial JEF ۴۷.۶۸ دلار ۱۰.۹۹ میلیارد دلار ۲.۱۳ میلیارد دلار ۰.۹۳ دلار FactSet Research FDS ۲۷۳.۰۸ دلار ۹.۷۱ میلیارد دلار ۶۲۹.۷۴ میلیون دلار ۴.۳۵ دلار Conagra Brands CAG ۱۴.۳۲ دلار ۶.۸۵ میلیارد دلار ۲.۵۹ میلیارد دلار ۰.۲۸ دلار Progress PRGS ۳۹.۳۴ دلار ۱.۶۱ میلیارد دلار ۲۴۶.۷۲ میلیون دلار ۱.۵۲ دلار پنجشنبه ۱ اکتبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۳:۲۰ JPY چشم‌انداز شرکت‌های تولیدی بزرگ ۱۷ ۲۲ ۱۱:۳۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۱۷:۱۵ USD PMI تولیدی آمریکا ۵۷.۰ ۵۷.۰ ۱۷:۳۰ USD ISM تولیدی آمریکا ۵۴.۶ ۵۵.۰ ۱۷:۳۰ USD سفارشات ساخت‌وساز −۰.۵٪ ۰.۱٪ جمعه ۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص قبلی پیش‌بینی ۰۳:۰۰ JPY CPI خالص توکیو ۱.۸٪ ۲.۴٪ ۱۲:۳۰ EUR Core CPI سالانه منطقه یورو ۲.۴٪ ۲.۵٪ ۱۲:۳۰ EUR CPI سالانه منطقه یورو ۳.۲٪ ۳.۷٪ ۱۶:۰۰ USD اشتغال غیرکشاورزی آمریکا؛ NFP ۱۶۲ هزار ۹۸ هزار ۱۶:۰۰ USD نرخ بیکاری ۴.۱٪ ۴.۱٪ ۱۶:۰۰ USD رشد متوسط درآمد ساعتی ماهانه ۰.۳٪ ۰.۳٪ ۱۶:۰۰ USD اشتغال خصوصی غیرکشاورزی ۱۲۷ هزار ۸۵ هزار منبع: تقویم اقتصادی و تقویم گزارش‌های مالی هفته وال‌استریت؛ آزمون بزرگ بازار در برابر نرخ بهره هفته گذشته برای بازار سهام آمریکا تصویری دوگانه ایجاد کرد. شاخص‌های اصلی سهام در مجموع عملکرد مثبتی داشتند، اما این رشد در شرایطی اتفاق افتاد که بازار اوراق خزانه‌داری تحت فشار سنگینی قرار داشت. در پایان معاملات جمعه ۲۵ سپتامبر، شاخص S&P 500 با رشد ۰.۵۱ درصدی در سطح ۷۷۴۳.۴۱ واحد قرار گرفت. شاخص نزدک نیز ۰.۴۸ درصد افزایش یافت و به ۲۷۰۶۸.۷۲ واحد رسید، در حالی که شاخص داوجونز با رشد ۰.۹۳ درصدی در ۵۱۸۲۸.۶۲ واحد بسته شد. در مقیاس هفتگی نیز S&P 500 حدود ۱.۲ درصد، نزدک حدود ۲ درصد و داوجونز حدود ۰.۳ درصد افزایش داشتند. این عملکرد در نگاه اول نشان می‌دهد بازار سهام هنوز توان جذب فشار ناشی از افزایش نرخ‌های بهره را دارد. اما در لایه زیرین بازار، نشانه‌های متفاوتی مشاهده می‌شود. رشد شاخص‌های بزرگ آمریکا بیش از هر چیز تحت تأثیر سهام فناوری و شرکت‌های بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی قرار گرفته است و مشارکت گسترده سایر سهام به همان اندازه قوی نیست. این مسئله در شاخص هم‌وزن S&P 500 بیشتر دیده می‌شود. طبق داده‌های ارائه‌شده در گزارش‌های بازار، شاخص هم‌وزن در ماه سپتامبر عملکرد ضعیف‌تری نسبت به نسخه وزن‌دهی‌شده بر اساس ارزش بازار داشته است. به بیان دیگر، رشد چند شرکت بزرگ فناوری توانسته بخشی از ضعف سایر بخش‌های بازار را پنهان کند. همین واگرایی یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که سرمایه‌گذاران در هفته آینده زیر نظر خواهند داشت. اگر افزایش بازده اوراق ادامه پیدا کند، سهام شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش‌گذاری آنها بر سودهای سال‌های آینده استوار است، می‌تواند بیشتر تحت تأثیر قرار گیرد. اوراق خزانه‌داری؛ رقیب جدی سهام یکی از مهم‌ترین تحولات بازارهای مالی در هفته گذشته، افزایش قابل توجه بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا بود. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا در هفته گذشته از مرز ۵ درصد عبور کرد و در مقطعی به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۷ رسید. بازده اوراق ۳۰ساله نیز به بالاترین سطح خود در بیش از دو دهه گذشته رسید. این حرکت هم‌زمان با انتشار داده‌های قدرتمند اقتصادی آمریکا اتفاق افتاد؛ داده‌هایی که نشان می‌دادند فعالیت اقتصادی در ماه سپتامبر شتاب گرفته است. شاخص ترکیبی مدیران خرید آمریکا در ماه سپتامبر به ۵۸.۴ رسید که بالاترین سطح از ژوئیه ۲۰۲۱ بود. این داده در کنار افزایش فشارهای قیمتی باعث شد بازار احتمال افزایش مجدد نرخ بهره فدرال رزرو را جدی‌تر در نظر بگیرد. اثر این وضعیت بر بازار سهام مستقیم است. وقتی بازده اوراق بدون ریسک افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذار برای نگهداری سهام به بازده مورد انتظار بیشتری نیاز دارد. در نتیجه، ارزش‌گذاری شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش آنها به جریان‌های نقدی آینده وابسته است، می‌تواند تحت فشار قرار گیرد. افزایش هزینه تأمین مالی شرکت‌ها نیز کانال دیگری است. نرخ‌های بهره بالاتر می‌توانند هزینه استقراض را افزایش دهند و در صورت تداوم، بر سرمایه‌گذاری، حاشیه سود و تقاضای مصرف‌کننده اثر بگذارند اما مسئله فقط نرخ بهره نیست. اگر بازده اوراق در نتیجه رشد اقتصادی قوی افزایش پیدا کند، شرکت‌ها ممکن است هم‌زمان از رشد تقاضا و درآمد نیز بهره‌مند شوند. به همین دلیل، بازار در هفته آینده باید میان دو نیروی متضاد تعادل برقرار کند: رشد اقتصادی قوی از یک طرف و هزینه سرمایه بالاتر از طرف دیگر. گزارش اشتغال آمریکا؛ مهم‌ترین داده هفته در میان مجموعه داده‌های اقتصادی هفته آینده، گزارش اشتغال آمریکا جایگاه ویژه‌ای دارد. گزارش اشتغال ماه سپتامبر قرار است روز جمعه ۲ اکتبر منتشر شود و نظرسنجی اقتصاددانان رویترز افزایش حدود ۱۰۰ هزار شغل و نرخ بیکاری ۴.۲ درصدی را نشان می‌دهد. اهمیت این گزارش فقط به تعداد مشاغل ایجادشده محدود نمی‌شود. بازار سهام به چند مؤلفه هم‌زمان توجه خواهد کرد: تعداد مشاغل جدید، نرخ بیکاری، رشد دستمزدها و طول متوسط هفته کاری. اگر بازار کار همچنان قوی باقی بماند، می‌تواند از چشم‌انداز مصرف خانوارها و درآمد شرکت‌ها حمایت کند. اما در شرایط فعلی، اشتغال قوی یک اثر دوم نیز دارد: ممکن است فضای بیشتری برای ادامه سیاست پولی انقباضی ایجاد کند. فدرال رزرو در ماه سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و بازار اکنون احتمال افزایش مجدد نرخ بهره در نشست اکتبر را در قیمت‌ها لحاظ کرده است. رویترز در پایان هفته گذشته احتمال افزایش نرخ در ماه اکتبر را بر اساس معاملات آتی در محدوده بیش از ۶۰ درصد گزارش کرد. به همین دلیل، واکنش بازار به گزارش اشتغال لزوماً یک‌بعدی نخواهد بود. رشد اشتغال بیشتر می‌تواند برای سود شرکت‌ها و مصرف مثبت باشد، اما اگر همراه با رشد سریع دستمزدها یا افزایش فشار تورمی باشد، می‌تواند بازده اوراق را نیز بالا ببرد. در مقابل، کاهش قابل توجه سرعت ایجاد شغل می‌تواند فشار بر فدرال رزرو برای ادامه افزایش نرخ بهره را کاهش دهد، اما هم‌زمان نگرانی‌هایی درباره قدرت اقتصاد و سودآوری شرکت‌ها ایجاد کند. به همین دلیل، ترکیب داده‌های اشتغال و دستمزدها احتمالاً اهمیت بیشتری از یک عدد منفرد خواهد داشت. تورم PCE؛ داده دوم تعیین‌کننده روز چهارشنبه، شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی منتشر می‌شود؛ شاخصی که از مهم‌ترین معیارهای تورمی مورد استفاده فدرال رزرو است. در گزارش قبلی، تورم هسته PCE در ۱۲ ماه منتهی به ژوئیه ۳.۳ درصد افزایش یافته بود؛ سطحی که همچنان به شکل محسوسی بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار داشت. بازار سهام در هفته آینده به این موضوع توجه خواهد کرد که آیا روند تورم در حال کاهش است یا فشارهای قیمتی ناشی از انرژی و تقاضای داخلی همچنان ادامه دارد. این مسئله در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا افزایش قیمت انرژی می‌تواند از مسیر هزینه حمل‌ونقل، تولید و خدمات به سایر بخش‌های اقتصاد منتقل شود. از سوی دیگر، داده‌های شاخص مدیران خرید آمریکا نیز نشان داده‌اند که فشار هزینه‌های ورودی شرکت‌ها افزایش یافته است. این مسئله می‌تواند برای بازار سهام اهمیت داشته باشد، زیرا افزایش هزینه‌های تولید در صورت انتقال نیافتن کامل به مصرف‌کننده، حاشیه سود شرکت‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد. بنابراین در هفته آینده بازار عملاً به دنبال پاسخ یک سؤال خواهد بود: آیا اقتصاد آمریکا همچنان با سرعت بالا رشد می‌کند، بدون آنکه تورم مجدداً شتاب بگیرد؟ هوش مصنوعی؛ همچنان ستون اصلی بازار آمریکا با وجود فشار ناشی از افزایش بازده اوراق، سهام مرتبط با هوش مصنوعی همچنان نقش مهمی در عملکرد وال‌استریت دارند. شاخص نزدک در هفته گذشته توانست بار دیگر به سطوح رکوردی نزدیک شود و در روزهای اخیر، سهام شرکت‌هایی مانند AMD، مایکروسافت و سایر شرکت‌های مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفتند. AMD در هفته گذشته برای نخستین بار به ارزش بازار یک تریلیون دلار رسید و سهام این شرکت در سال ۲۰۲۶ رشد بسیار قابل توجهی داشته است. این تحول نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران همچنان انتظار دارند سرمایه‌گذاری در مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی ادامه پیدا کند اما در همین بخش نیز مسئله ارزش‌گذاری مطرح است. افزایش شدید قیمت سهام شرکت‌های فناوری در حالی رخ داده که هزینه سرمایه در اقتصاد آمریکا افزایش یافته است. بنابراین گزارش‌های درآمدی شرکت‌های بزرگ فناوری باید بتوانند رشد سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را با افزایش واقعی درآمد و سودآوری توجیه کنند. در این میان، گزارش مالی Micron Technology در روز چهارشنبه اهمیت ویژه‌ای دارد. مایکرون یکی از تأمین‌کنندگان مهم حافظه مورد استفاده در زیرساخت‌های هوش مصنوعی است و عملکرد آن می‌تواند تصویری از وضعیت تقاضا برای تراشه‌های حافظه و سرمایه‌گذاری مراکز داده ارائه کند. رویترز گزارش کرده که ارزش بازار این شرکت از یک تریلیون دلار عبور کرده و سهام آن در ماه‌های اخیر یکی از نمادهای مهم موج هوش مصنوعی بوده است. به همین دلیل، گزارش مالی مایکرون فقط برای سهام خود شرکت اهمیت ندارد. واکنش بازار به درآمد و راهنمای مالی این شرکت می‌تواند به سایر شرکت‌های زنجیره نیمه‌رسانا نیز منتقل شود. بازار اروپا؛ تورم و بازده اوراق در مرکز توجه در اروپا، ساختار ریسک کمی متفاوت است. بازار سهام اروپا علاوه بر نرخ بهره، نسبت به قیمت انرژی حساسیت بالایی دارد. افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند هم هزینه شرکت‌ها و هم تورم مصرف‌کننده را افزایش دهد و همین مسئله فشار بیشتری بر سیاست پولی بانک مرکزی اروپا وارد می‌کند. شاخص STOXX 600 در هفته گذشته تحت تأثیر کاهش قیمت نفت و رشد سهام بانکی و فناوری توانست در یک روز حدود یک درصد افزایش پیدا کند. با این حال، حرکت بازار همچنان به تحولات انرژی و نرخ‌های بهره وابسته است. شاخص داکس آلمان نیز در همان مقطع رشد کرد، در حالی که سهام فناوری اروپایی از بهبود فضای بازار جهانی فناوری بهره بردند اما در بازار اوراق، تصویر متفاوت است. بازده اوراق ۱۰ساله آلمان به حدود ۳.۶۱ درصد رسیده و به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۹ نزدیک شده است. این افزایش نشان می‌دهد بازار اوراق اروپا نیز با فشار ناشی از تورم، انرژی و انتظارات مربوط به سیاست پولی مواجه است. آلمان؛ داده‌ای که برای سهام اروپا اهمیت دارد روز چهارشنبه، داده اولیه تورم آلمان منتشر می‌شود و یکی از مهم‌ترین رویدادهای بازار اروپا خواهد بود. بانک مرکزی آلمان اعلام کرده است که تورم این کشور در کوتاه‌مدت همچنان می‌تواند بالا باقی بماند. تورم آلمان در ماه اوت ۲.۹ درصد بوده و افزایش قیمت سوخت و فرآورده‌های نفتی، همراه با سطح پایین ذخایر گاز، از عوامل فشار بر قیمت‌ها عنوان شده‌اند. هم‌زمان، اقتصاد آلمان نیز با کاهش شتاب مواجه شده است. صادرات و مصرف در تابستان ضعیف‌تر شده‌اند، اگرچه بانک مرکزی آلمان انتظار دارد در پایان سال بهبود نسبی در فعالیت اقتصادی شکل بگیرد. این ترکیب برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد: تورم بالا در کنار رشد ضعیف‌تر. اگر تورم همچنان بالا بماند، فضای سیاست پولی می‌تواند محدودتر شود؛ در حالی که رشد اقتصادی ضعیف‌تر، ظرفیت افزایش سود شرکت‌ها را محدود می‌کند. به همین دلیل، داده تورم آلمان می‌تواند به‌ویژه برای سهام صنعتی، مصرفی و بانکی اروپا مهم باشد. منطقه یورو؛ آزمون بزرگ روز جمعه روز جمعه، داده اولیه تورم منطقه یورو منتشر خواهد شد و این گزارش یکی از مهم‌ترین رویدادهای هفته برای بازارهای اروپایی است. پیش از انتشار این رقم، داده‌های تورم آلمان، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا منتشر می‌شوند و به بازار اجازه می‌دهند تصویر نسبتاً دقیق‌تری از فشارهای قیمتی منطقه ایجاد کند. مسئله انرژی در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. بانک مرکزی اروپا اعلام کرده است که افزایش قیمت گاز در شرایط فعلی می‌تواند سریع‌تر از گذشته به تورم مصرف‌کننده منتقل شود. طبق گزارش رویترز، قیمت عمده‌فروشی گاز در اروپا نسبت به سال گذشته بیش از ۱۴۰ درصد افزایش یافته و محدودیت‌های عرضه و سطح پایین ذخایر از عوامل اصلی آن هستند. این وضعیت می‌تواند مسیر بازار سهام اروپا را از دو کانال تحت تأثیر قرار دهد. نخست، افزایش هزینه انرژی می‌تواند سودآوری شرکت‌های انرژی‌بر را کاهش دهد. دوم، افزایش تورم می‌تواند فضای سیاست پولی را محدودتر کند و هزینه سرمایه را در اقتصاد اروپا بالا نگه دارد. در مقابل، شرکت‌های انرژی ممکن است از افزایش قیمت نفت و گاز درآمد بیشتری کسب کنند. بنابراین اثر افزایش انرژی بر بازار سهام اروپا میان صنایع مختلف یکسان نیست. آسیا؛ چین و ژاپن در کانون توجه در آسیا، تمرکز بازار در هفته آینده بیشتر بر داده‌های اقتصادی چین و ژاپن و عملکرد شرکت‌های فناوری و نیمه‌رسانا خواهد بود. چین در روزهای آینده داده‌های مربوط به فعالیت تولیدی و خدماتی ماه سپتامبر را منتشر می‌کند. این شاخص‌ها می‌توانند اطلاعات مهمی درباره قدرت تقاضای داخلی، فعالیت کارخانه‌ها و مسیر رشد اقتصاد دوم جهان ارائه دهند. برای بازار سهام چین، وضعیت بخش فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد. تقاضای جهانی برای تراشه و زیرساخت هوش مصنوعی در ماه‌های اخیر به یکی از عوامل مهم حمایت از سهام آسیایی تبدیل شده است. در کره جنوبی، داده‌های صادراتی ماه سپتامبر نشانه قدرتمندی از تقاضای جهانی برای تراشه ارائه کرده‌اند. صادرات این کشور در ۲۰ روز نخست سپتامبر رشد قابل توجهی داشته و صادرات نیمه‌رساناها نیز افزایش بسیار شدیدی ثبت کرده است. این موضوع برای سهام شرکت‌های تراشه در کره جنوبی اهمیت دارد، زیرا سامسونگ و SK Hynix از بازیگران اصلی بازار حافظه هستند. در واقع، گزارش مالی مایکرون در آمریکا و داده‌های صادراتی کره جنوبی را می‌توان دو نقطه از یک زنجیره مشترک دانست: تقاضای جهانی برای حافظه و زیرساخت هوش مصنوعی. ژاپن؛ حساسیت بیشتر به نرخ بهره و ارز در ژاپن نیز داده‌های اقتصادی و مسیر سیاست پولی بانک مرکزی اهمیت زیادی برای بازار سهام دارد. سرمایه‌گذاران علاوه بر داده‌های تولید صنعتی و خرده‌فروشی، به اثر تغییرات نرخ بهره و ارزش پول ملی بر شرکت‌های صادرکننده توجه خواهند داشت. سهام شرکت‌های صادرات‌محور ژاپنی معمولاً به شرایط اقتصاد جهانی، تقاضای آمریکا و چین و تحولات نرخ ارز حساس هستند. بنابراین ترکیب داده‌های اقتصادی آمریکا، چین و ژاپن می‌تواند بر چشم‌انداز شرکت‌های صنعتی و فناوری این کشور اثرگذار باشد. از سوی دیگر، افزایش نرخ‌های بهره جهانی می‌تواند شرایط مالی را برای بازارهای آسیایی نیز تغییر دهد. افزایش بازده اوراق آمریکا معمولاً یکی از متغیرهای مهم در تعیین هزینه سرمایه جهانی است و تغییر آن می‌تواند جریان سرمایه میان بازارهای مختلف را تحت تأثیر قرار دهد. نفت؛ متغیری مشترک برای سه منطقه یکی از مهم‌ترین متغیرهای مشترک میان بازارهای آمریکا، اروپا و آسیا، قیمت نفت است. در پایان هفته گذشته، نفت برنت حدود ۱۰۴ دلار و نفت آمریکا حدود ۹۲ دلار در هر بشکه معامله شد. کاهش قیمت نفت در روزهای پایانی هفته، هم‌زمان با افزایش امیدها نسبت به بازگشایی مسیرهای عرضه در منطقه، به کاهش بخشی از فشار تورمی بازار کمک کرد. برای بازار آمریکا، کاهش نفت می‌تواند از مسیر کاهش فشار تورمی اهمیت داشته باشد. برای اروپا، اثر آن حتی مستقیم‌تر است، زیرا اقتصاد این منطقه وابستگی قابل توجهی به واردات انرژی دارد. برای آسیا نیز قیمت نفت بر هزینه واردات انرژی کشورهای بزرگی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی اثر می‌گذارد. به همین دلیل، هر تحول جدید در وضعیت عرضه انرژی خاورمیانه می‌تواند هم‌زمان در سه بازار سهام بازتاب پیدا کند. آیا رشد باریک بازار آمریکا یک هشدار است؟ یکی از موضوعات مهم هفته آینده، مسئله پهنای بازار خواهد بود. شاخص‌های اصلی آمریکا همچنان نزدیک رکوردهای تاریخی قرار دارند، اما تعداد قابل توجهی از سهام تشکیل‌دهنده شاخص‌ها زیر میانگین‌های بلندمدت خود معامله می‌شوند. بر اساس داده‌های ارائه‌شده در گزارش هفتگی بازار، درصد شرکت‌های S&P 500 که بالاتر از میانگین متحرک ۲۰۰روزه خود معامله می‌شوند به حدود ۴۷.۸ درصد کاهش یافته است؛ در نزدک این رقم حدود ۴۲ درصد و در راسل ۲۰۰۰ حدود ۵۱.۶ درصد گزارش شده است. این ارقام نشان می‌دهند رشد شاخص‌های اصلی الزاماً به معنای مشارکت گسترده همه سهام نیست. تمرکز رشد روی شرکت‌های بزرگ فناوری می‌تواند در دوره‌هایی کاملاً طبیعی باشد، اما برای ارزیابی کیفیت روند بازار، بررسی تعداد بیشتری از سهام اهمیت دارد. در هفته آینده، اگر سهام فناوری همچنان رشد کنند اما مشارکت سایر بخش‌ها ضعیف باقی بماند، این واگرایی همچنان یکی از ویژگی‌های مهم بازار خواهد بود. در مقابل، افزایش مشارکت صنایع مختلف می‌تواند تصویر متفاوتی از ساختار بازار ایجاد کند. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته برای خواندن بازار در هفته آینده، جابه‌جایی مرکز ثقل توجه از «رشد شاخص‌ها» به «کیفیت رشد» است؛ زیرا در شرایطی که شاخص‌های بزرگ آمریکا همچنان به پشتوانه چند غول فناوری در سطوح بالایی قرار دارند، افزایش بازده اوراق و کاهش مشارکت گسترده سهام می‌تواند تصویر متفاوتی از عمق بازار ارائه کند. اگر داده‌های اشتغال و تورم آمریکا در کنار گزارش مایکرون بتوانند هم‌زمان قدرت تقاضا، مسیر سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی و ظرفیت سودآوری شرکت‌ها را تأیید کنند، مسئله اصلی بازار همچنان ارزش‌گذاری خواهد بود؛ اما اگر قدرت اقتصادی با تورم بالاتر و بازده اوراق بیشتر همراه شود، هزینه سرمایه به متغیر مهم‌تری برای ارزش‌گذاری سهام تبدیل خواهد شد. در اروپا نیز همین معادله با شدت بیشتری میان انرژی، تورم و نرخ بهره در حال شکل‌گیری است و در آسیا، عملکرد صنعت نیمه‌رسانا به‌عنوان حلقه اتصال تقاضای جهانی برای هوش مصنوعی و بازارهای منطقه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. به همین دلیل، هفته آینده را بیش از آنکه صرفاً هفته «گزارش اشتغال آمریکا» بدانم، باید آزمونی برای سنجش دوام هم‌زمان رشد اقتصادی، رونق هوش مصنوعی و ارزش‌گذاری بازار سهام در برابر افزایش هزینه سرمایه تلقی کرد.» بابک شیری فصل چهارم؛ بازار وارد مرحله حساس‌تری می‌شود هفته پیش رو فقط یک هفته عادی اقتصادی نیست؛ بلکه نخستین هفته سه‌ماهه چهارم سال است. سه‌ماهه سوم با رشد قابل توجه برخی شاخص‌های سهام و هم‌زمان افزایش شدید بازده اوراق پایان می‌یابد. این ترکیب باعث شده بازار وارد سه‌ماهه چهارم با دو نیروی متضاد شود. از یک طرف، رشد سود شرکت‌های فناوری و سرمایه‌گذاری گسترده در هوش مصنوعی همچنان ادامه دارد. از طرف دیگر، افزایش هزینه سرمایه می‌تواند ارزش‌گذاری سهام را با فشار بیشتری مواجه کند. این مسئله برای شرکت‌های کوچک‌تر و شرکت‌هایی که سودآوری فعلی پایین‌تری دارند اهمیت بیشتری دارد. در مقابل، شرکت‌های بزرگ و سودآور فناوری که جریان نقدی قابل توجهی ایجاد می‌کنند ممکن است ساختار مالی متفاوتی داشته باشند. به همین دلیل، در هفته آینده صرفاً جهت حرکت شاخص‌های اصلی اهمیت ندارد؛ ترکیب داخلی این حرکت نیز اهمیت خواهد داشت. سه سناریوی کلان پیش روی بازار سهام بازار در هفته آینده با چند مسیر احتمالی روبه‌رو است و جهت حرکت شاخص‌ها تا حد زیادی به ترکیب داده‌های اقتصادی بستگی خواهد داشت. سناریوی نخست؛ رشد اقتصادی قوی همراه با تورم کنترل‌شده اگر داده‌های اقتصادی آمریکا همچنان قدرت اقتصاد را نشان دهند، اما تورم PCE و رشد دستمزدها افزایش قابل توجهی نداشته باشند، بازار می‌تواند میان رشد اقتصادی و نرخ بهره تعادل بیشتری برقرار کند. در چنین شرایطی، سود شرکت‌ها از قدرت اقتصاد حمایت می‌شود، در حالی که فشار ناشی از افزایش سریع‌تر نرخ بهره محدودتر باقی می‌ماند. این وضعیت برای سهام فناوری و شرکت‌های چرخه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد. سناریوی دوم؛ اقتصاد قوی و تورم بالا ترکیب رشد اقتصادی قوی، اشتغال بالا و تورم چسبنده وضعیت متفاوتی ایجاد می‌کند. در این حالت، افزایش بازده اوراق می‌تواند ادامه پیدا کند و هزینه سرمایه برای بازار سهام افزایش یابد. در چنین شرایطی، بازار ممکن است بیش از گذشته به شرکت‌هایی توجه کند که جریان نقدی فعلی و قدرت سودآوری بیشتری دارند، در حالی که ارزش‌گذاری شرکت‌های وابسته به رشدهای بلندمدت می‌تواند حساس‌تر شود. سناریوی سوم؛ کاهش قدرت اقتصاد اگر داده‌های اشتغال و فعالیت اقتصادی ضعیف‌تر از انتظار باشند، فشار ناشی از افزایش نرخ بهره می‌تواند کاهش یابد اما این اتفاق الزاماً به معنای افزایش پایدار بازار سهام نیست، زیرا ضعف اقتصادی می‌تواند نگرانی درباره درآمد و سود شرکت‌ها را افزایش دهد. بنابراین در شرایط فعلی، بازار به دنبال یک نقطه تعادل میان رشد، تورم و نرخ بهره است. جمع‌بندی هفته ۲۸ سپتامبر تا ۲ اکتبر یکی از پرتراکم‌ترین هفته‌های اطلاعاتی بازارهای جهانی در پایان سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ خواهد بود. در آمریکا، گزارش اشتغال ماه سپتامبر و شاخص PCE مهم‌ترین داده‌هایی هستند که می‌توانند انتظارات بازار درباره مسیر نرخ بهره را تغییر دهند. در کنار این داده‌ها، افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا به سطوحی که در سال‌های اخیر کمتر مشاهده شده، به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده ارزش‌گذاری سهام تبدیل شده است. در بازار اروپا، تورم آلمان و سپس تورم منطقه یورو در کنار بازده اوراق قرضه، مسیر سهام را تعیین خواهند کرد. فشار انرژی همچنان یک متغیر کلیدی است و بانک مرکزی اروپا نیز نسبت به انتقال سریع‌تر افزایش قیمت گاز به تورم هشدار داده است. در نتیجه، بازارهای سهام اروپا هم‌زمان با مسئله رشد اقتصادی ضعیف‌تر و فشارهای تورمی مواجه‌اند. در آسیا نیز داده‌های چین و ژاپن، همراه با عملکرد صنعت نیمه‌رسانا، اهمیت زیادی دارند. رشد صادرات تراشه کره جنوبی نشان می‌دهد تقاضای جهانی برای زیرساخت هوش مصنوعی همچنان یکی از محرک‌های مهم بازار منطقه است. گزارش مالی مایکرون نیز می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت بازار حافظه و تقاضای مراکز داده ارائه کند. در نهایت، بازار سهام جهان وارد سه‌ماهه چهارم در شرایطی می‌شود که شاخص‌های بزرگ آمریکا همچنان در نزدیکی رکوردها قرار دارند، اما افزایش بازده اوراق و کاهش پهنای بازار نشان می‌دهد ساختار صعودی بازار یکدست نیست. بنابراین در هفته پیش رو، نه‌تنها سطح شاخص‌های S&P 500، نزدک، STOXX 600، داکس و شاخص‌های آسیایی، بلکه رفتار سهام زیرمجموعه، نرخ بهره، تورم، قیمت انرژی و عملکرد صنعت هوش مصنوعی نیز باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا Target با وجود رشد بازده اوراق خزانه هنوز برای سرمایه‌گذاران جذاب است؟

افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا در سال ۲۰۲۶ بار دیگر رقابت میان دارایی‌های درآمدزا را برای سرمایه‌گذاران جدی‌تر کرده است. بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا در حال حاضر به محدوده ۵ درصد نزدیک شده؛ سطحی که می‌تواند بخشی از جذابیت سهام دارای سود تقسیمی را کاهش دهد، زیرا اوراق خزانه در مقایسه با سهام از ریسک بسیار پایین‌تری برخوردارند و پرداخت‌های آنها تحت شرایط معمول قابل پیش‌بینی‌تر است. در یک نگاه Target برای ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و در گروه «پادشاهان سود تقسیمی» قرار دارد. فروش خالص شرکت در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ با رشد ۶ درصدی به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید. سود خالص Target در همین دوره با رشد ۳۵ درصدی به حدود ۲.۷ میلیارد دلار افزایش یافت. با وجود رشد قیمت سهم، نسبت قیمت به سود Target حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart و Costco به‌ترتیب حدود ۴۰ و ۴۵ برابر گزارش شده است. با این حال، همه سهام درآمدی صرفاً برای دریافت سود تقسیمی خریداری نمی‌شوند. برخی شرکت‌ها علاوه بر پرداخت سود، ظرفیت رشد درآمد، افزایش سود تقسیمی و رشد قیمت سهام را نیز دارند. Target یکی از نمونه‌هایی است که پس از یک دوره دشوار، نشانه‌هایی از بازگشت به مسیر رشد نشان داده و هم‌زمان سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی خود را حفظ کرده است. چرا افزایش بازده اوراق خزانه اهمیت دارد؟ رابطه میان نرخ بهره و سهام سودده یکی از عوامل مهم در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران است. زمانی که بازده اوراق خزانه افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذار می‌تواند با پذیرش ریسک بسیار کمتر، درآمدی نسبتاً بالا از یک دارایی دولتی دریافت کند. در چنین شرایطی، سهامی که تنها مزیت آنها پرداخت سود تقسیمی است، با فشار بیشتری برای توجیه ارزش‌گذاری خود مواجه می‌شوند. زیرا سهام علاوه بر ریسک کاهش قیمت، تضمینی برای استمرار سود تقسیمی نیز ندارد اما مسئله درباره شرکت‌هایی مانند Target متفاوت است. این شرکت علاوه بر پرداخت سود، تلاش کرده موتور رشد عملیاتی خود را نیز دوباره فعال کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، سرمایه‌گذار می‌تواند هم‌زمان از سه مسیر احتمالی منتفع شود: دریافت سود تقسیمی، افزایش آینده سود و رشد ارزش سهام. البته هیچ‌یک از این موارد تضمین‌شده نیست و همین تفاوت اصلی میان سهام و اوراق خزانه است. Target؛ از سهم درآمدی تا سهم رشد و درآمد Target سال‌ها یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در صنعت خرده‌فروشی آمریکا بوده است، اما عملکرد این شرکت در سال‌های اخیر تحت تأثیر تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، فشار هزینه‌ها و دشواری‌های عملیاتی قرار گرفت. اکنون شرکت تلاش کرده است با مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها، مسیر کسب‌وکار خود را دوباره تقویت کند. Target حدود ۵ میلیارد دلار برای بازسازی فروشگاه‌ها و توسعه زنجیره تأمین اختصاص داده است. هدف این سرمایه‌گذاری‌ها افزایش بهره‌وری، بهبود تجربه مشتری و بازطراحی ترکیب کالاهای عرضه‌شده است؛ رویکردی که می‌تواند جایگاه Target را به‌عنوان یک خرده‌فروش با ترکیب کالاهای اقتصادی و نسبتاً باکیفیت تقویت کند. این اقدامات هنوز در ابتدای مسیر قرار دارند، اما برخی از اعداد مالی اخیر نشانه‌هایی از تغییر روند را نشان می‌دهند. فروش خالص Target در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶ به حدود ۵۲ میلیارد دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶ درصد افزایش داشت. این رقم از آن جهت اهمیت دارد که شرکت پیش از این با دوره‌ای از کاهش یا رکود درآمد مواجه بود. هم‌زمان، سود خالص شرکت با وجود افزایش سرمایه‌گذاری‌ها به حدود ۲.۷ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال گذشته ۳۵ درصد رشد نشان می‌دهد. بنابراین مسئله فقط افزایش فروش نیست؛ Target در حال تلاش برای افزایش بهره‌وری و تبدیل رشد فروش به سودآوری بیشتر نیز هست. “ «در مورد Target، نکته مهم برای من فاصله میان ارزش‌گذاری فعلی و کیفیت احتمالی بهبود عملیاتی شرکت است. کاهش بازده سود تقسیمی پس از رشد قیمت سهم الزاماً یک نقطه ضعف نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه آن باشد که بازار بخشی از احیای شرکت را پیش‌خور کرده است. بنابراین در این مرحله، تحلیل Target باید از مقایسه ساده بازده سود با اوراق خزانه عبور کند و بر پایداری رشد فروش، تبدیل آن به جریان نقد آزاد، توانایی حفظ رشد سود تقسیمی و میزان کاهش فاصله ارزش‌گذاری با رقبایی مانند Walmart و Costco متمرکز شود. اگر بهبود عملیاتی Target پایدار باشد، این سهم می‌تواند از یک گزینه صرفاً درآمدی به یک دارایی ترکیبی رشد و درآمد تبدیل شود؛ اما اگر رشد اخیر نتواند به روندی پایدار در سودآوری تبدیل شود، اختلاف ارزش‌گذاری موجود به‌تنهایی برای توجیه عملکرد آینده کافی نخواهد بود.» بابک شیری مهم‌ترین مزیت Target؛ سابقه ۵۵ ساله پرداخت سود یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های Target برای سرمایه‌گذاران درآمدی، سابقه طولانی افزایش سود تقسیمی است. این شرکت طی ۵۵ سال متوالی سود تقسیمی خود را افزایش داده و به همین دلیل در گروه شرکت‌هایی قرار می‌گیرد که سابقه افزایش سالانه سود آنها به چندین دهه می‌رسد. پرداخت فعلی Target حدود ۴.۶۴ دلار به ازای هر سهم در سال است و بازده سود تقسیمی آن با توجه به قیمت فعلی سهم حدود ۲.۹ درصد است. این بازده دیگر با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله برابری نمی‌کند. با این حال، مقایسه صرف نرخ بازده می‌تواند بخشی از تصویر را نادیده بگیرد. اوراق خزانه معمولاً درآمد مشخصی ارائه می‌کنند، اما رشد سود تقسیمی در سهام می‌تواند در طول زمان درآمد دریافتی سرمایه‌گذار را افزایش دهد. اگر Target بتواند به افزایش سود و جریان نقدی ادامه دهد، احتمال افزایش سود تقسیمی در آینده نیز وجود خواهد داشت. در شش ماه نخست سال مالی ۲۰۲۶، جریان نقد آزاد Target حدود ۲.۱ میلیارد دلار بود؛ در حالی که هزینه پرداخت سود تقسیمی حدود ۱ میلیارد دلار گزارش شده است. این فاصله نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی، جریان نقد آزاد شرکت پوشش مناسبی برای پرداخت سود ایجاد کرده است؛ هرچند تداوم این وضعیت به عملکرد آینده کسب‌وکار وابسته خواهد بود. ارزش‌گذاری؛ جایی که Target از رقبایش فاصله می‌گیرد یکی از نکات مهم درباره Target، ارزش‌گذاری نسبتاً پایین آن در مقایسه با برخی رقبای بزرگ صنعت خرده‌فروشی است. نسبت قیمت به سود این شرکت حدود ۱۷ برابر است؛ در حالی که این نسبت برای Walmart حدود ۴۰ برابر و برای Costco حدود ۴۵ برابر گزارش شده است. البته مقایسه نسبت قیمت به سود میان شرکت‌ها باید با احتیاط انجام شود. کیفیت رشد، حاشیه سود، مدل کسب‌وکار، قدرت برند و انتظارات بازار برای آینده هر شرکت متفاوت است. با این حال، اگر Target بتواند روند بازگشت به رشد را حفظ کند، فاصله ارزش‌گذاری آن با رقبای بزرگ می‌تواند به یک متغیر مهم در تحلیل سهم تبدیل شود. به عبارت دیگر، بازار در حال حاضر برای Target ضریب سود بسیار پایین‌تری نسبت به برخی رقبای خود در نظر گرفته است. اگر عملکرد عملیاتی شرکت بهبود پیدا کند، این احتمال وجود دارد که بخشی از این فاصله کاهش یابد؛ هرچند این موضوع به هیچ عنوان تضمین‌شده نیست. افزایش قیمت سهم؛ شمشیر دو لبه برای سرمایه‌گذاران درآمدی یکی از نکات جالب درباره Target این است که رشد قیمت سهم در سال ۲۰۲۶ باعث کاهش بازده سود تقسیمی آن شده است. زمانی که قیمت یک سهم سریع‌تر از سود تقسیمی افزایش پیدا می‌کند، بازده جاری آن کاهش می‌یابد. بنابراین سرمایه‌گذاری که امروز Target را خریداری می‌کند، دیگر مانند سرمایه‌گذاری که در قیمت‌های پایین‌تر وارد شده، بازده تقسیمی بالایی دریافت نمی‌کند. بر اساس داده‌های مورد بررسی، قیمت سهم نسبت به زمان خرید نویسنده مقاله اصلی در اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۸۰ درصد افزایش یافته است. این رشد برای سهامداران قبلی قابل توجه بوده، اما از سوی دیگر باعث شده بخشی از جذابیت Target به‌عنوان یک سهم صرفاً درآمدی کاهش پیدا کند. به همین دلیل، تصویر فعلی Target بیشتر به یک سهم رشد و درآمد شباهت دارد تا یک سهم صرفاً با بازده تقسیمی بالا. جمع‌بندی Target در شرایطی وارد مرحله جدیدی از فعالیت خود شده که هم‌زمان دو ویژگی متفاوت را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهد: سابقه طولانی پرداخت سود تقسیمی و نشانه‌هایی از بازگشت رشد عملیاتی. افزایش ۶ درصدی فروش در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۶، رشد ۳۵ درصدی سود خالص و جریان نقد آزاد ۲.۱ میلیارد دلاری نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری‌های جدید شرکت در حال همراه شدن با بهبود برخی شاخص‌های مالی است. از طرف دیگر، بازده سود تقسیمی فعلی حدود ۲.۹ درصد است و دیگر نمی‌تواند از نظر درآمد جاری با بازده نزدیک به ۵ درصدی اوراق خزانه ۱۰ساله رقابت کند. بنابراین استدلال سرمایه‌گذاری درباره Target صرفاً بر سود تقسیمی استوار نیست. بخش مهم‌تر داستان به این موضوع مربوط می‌شود که آیا شرکت می‌تواند رشد فروش، افزایش سودآوری و افزایش سالانه سود تقسیمی را در سال‌های آینده ادامه دهد یا خیر. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

کاستکو با سودهای ویژه یا والمارت با ۵۳ سال افزایش سود؛ کدام مدل بهتر است؟

در شرایطی که افزایش قیمت کالاها و خدمات همچنان بر قدرت خرید خانوارها فشار وارد می‌کند، توجه سرمایه‌گذاران به شرکت‌هایی که می‌توانند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، افزایش یافته است. شرکت‌های خرده‌فروشی و کالاهای مصرفی از این منظر اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا در بسیاری از دوره‌های اقتصادی از جریان درآمدی نسبتاً پایداری برخوردارند. در یک نگاه کاستکو علاوه بر سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ سود نقدی ویژه پرداخت کرده است. سود ویژه کاستکو در سال ۲۰۲۴ برابر با ۱۵ دلار به ازای هر سهم بود، در حالی که در سال ۲۰۲۰ این رقم به ۱۰ دلار رسید. والمارت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده و در گروه شرکت‌های موسوم به «شاه سود نقدی» قرار دارد. بازده سود نقدی فعلی کاستکو حدود ۰.۶ درصد و والمارت حدود ۰.۹ درصد است؛ بنابراین تفاوت اصلی آنها بیشتر در نوع و پایداری پرداخت است تا میزان بازده جاری. در میان نام‌های بزرگ این صنعت، کاستکو و والمارت هر دو سابقه قابل توجهی در بازگرداندن سرمایه به سهامداران دارند، اما مسیر آنها یکسان نیست. کاستکو علاوه بر سود نقدی دوره‌ای، در سال‌های گذشته چند بار سود نقدی ویژه پرداخت کرده است؛ در حالی که والمارت با افزایش مستمر سود نقدی طی بیش از پنج دهه، جایگاه خود را در میان شرکت‌های دارای طولانی‌ترین سابقه افزایش سود حفظ کرده است. همین تفاوت، مسئله مهمی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند: آیا پرداخت‌های ویژه و گاه‌به‌گاه کاستکو جذاب‌تر است یا قابلیت پیش‌بینی و سابقه طولانی پرداخت سود در والمارت؟ کاستکو؛ سود دوره‌ای در کنار پرداخت‌های ویژه کاستکو یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و بخش مهمی از جذابیت آن برای سهامداران، علاوه بر رشد ارزش سهام، به توانایی شرکت در ایجاد جریان نقدی و بازگرداندن بخشی از آن به سرمایه‌گذاران مربوط می‌شود. این شرکت به‌صورت فصلی سود نقدی پرداخت می‌کند، اما بازده این سود در حال حاضر حدود ۰.۶ درصد است. چنین رقمی در نگاه نخست چندان بالا به نظر نمی‌رسد و نمی‌تواند به‌تنهایی کاستکو را در ردیف سهام درآمدی برجسته قرار دهد اما ساختار پرداخت کاستکو یک ویژگی متفاوت دارد. این شرکت در برخی مقاطع، زمانی که شرایط مالی و میزان نقدینگی آن اجازه داده، علاوه بر سودهای عادی اقدام به پرداخت سود نقدی ویژه کرده است. آخرین نمونه مهم آن در سال ۲۰۲۴ رخ داد که کاستکو ۱۵ دلار به ازای هر سهم پرداخت کرد. پیش از آن نیز در سال ۲۰۲۰ سود ویژه ۱۰ دلاری به سهامداران اختصاص داده بود. این پرداخت‌ها می‌توانند در سال‌هایی که شرکت نقدینگی مازاد قابل توجهی دارد، ارزش زیادی برای سهامداران ایجاد کنند. با این حال، یک نکته مهم وجود دارد: سود ویژه کاستکو برنامه زمانی مشخص و تضمین‌شده‌ای ندارد. به عبارت دیگر، سهامدار نمی‌تواند پرداخت بعدی را مانند سود فصلی در برنامه درآمدی خود لحاظ کند. تصمیم برای پرداخت سود ویژه به وضعیت نقدینگی، شرایط کسب‌وکار و تصمیم مدیریت شرکت وابسته است. بنابراین، سود ویژه کاستکو را باید بیشتر یک پرداخت فوق‌العاده دانست تا بخشی از درآمد ثابت و قابل پیش‌بینی سرمایه‌گذار. والمارت؛ پنج دهه افزایش مستمر سود والمارت مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. جذابیت اصلی این شرکت برای سرمایه‌گذاران درآمدی نه پرداخت‌های ویژه بزرگ، بلکه تداوم و قابلیت پیش‌بینی پرداخت سود نقدی است. والمارت در حال حاضر حدود ۰.۹ درصد بازده سود نقدی دارد؛ رقمی که فاصله زیادی با بازدهی بسیاری از سهام سنتی درآمدی دارد. با این حال، اهمیت والمارت در جای دیگری قرار دارد. این شرکت برای ۵۳ سال متوالی سود نقدی خود را افزایش داده است. چنین سابقه‌ای باعث شده والمارت در گروه شرکت‌هایی قرار گیرد که به‌طور متوالی و برای بیش از ۵۰ سال سود نقدی خود را افزایش داده‌اند؛ گروهی که در بازار سهام آمریکا با عنوان «شاه سود نقدی» شناخته می‌شوند. اهمیت این سابقه زمانی بیشتر مشخص می‌شود که عملکرد شرکت را در دوره‌های دشوار اقتصادی در نظر بگیریم. طی بیش از پنج دهه، اقتصاد آمریکا دوره‌های مختلفی از تورم، رکود، نااطمینانی اقتصادی، بحران‌های بازار و تحولات ژئوپلیتیکی را تجربه کرده است. با وجود این تغییرات، والمارت توانسته روند افزایش سود نقدی خود را حفظ کند. البته این سابقه به معنای آن نیست که سود نقدی والمارت در آینده بدون هیچ ریسکی افزایش خواهد یافت. بلکه نشان می‌دهد شرکت تاکنون توانسته در دوره‌های مختلف اقتصادی، جریان نقدی و سیاست پرداخت سود خود را به شکلی مدیریت کند که این زنجیره افزایش سالانه قطع نشود. دو مدل متفاوت برای بازگرداندن سرمایه تفاوت میان کاستکو و والمارت در واقع فراتر از عدد بازده سود نقدی است. کاستکو سه مسیر اصلی برای ایجاد بازده سهامداران دارد: افزایش ارزش سهام، پرداخت سود نقدی عادی و پرداخت سود نقدی ویژه. در مقابل، والمارت بیشتر بر افزایش مستمر سود نقدی در کنار رشد ارزش سهام تکیه دارد. این تفاوت برای نوع سرمایه‌گذاری اهمیت دارد. سهامدار کاستکو ممکن است در سالی خاص از یک پرداخت ویژه قابل توجه بهره‌مند شود، اما نمی‌تواند چنین پرداختی را به‌عنوان یک جریان درآمدی ثابت در سال‌های آینده در نظر بگیرد. در والمارت، پرداخت ویژه بزرگی مانند نمونه‌های کاستکو وجود ندارد، اما سابقه ۵۳ ساله افزایش سود باعث شده ساختار درآمدی سهامدار قابل پیش‌بینی‌تر باشد. بنابراین، مقایسه این دو شرکت صرفاً با نرخ بازده سود نقدی می‌تواند تصویر ناقصی ایجاد کند. تورم و اهمیت جریان نقدی یکی از دلایلی که سهام سودده در دوره‌های افزایش قیمت‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند، امکان ایجاد بخشی از جریان نقدی برای سرمایه‌گذار است. طبق داده‌های مطرح‌شده در گزارش، قیمت‌های مصرف‌کننده در ماه اوت ۳.۴ درصد افزایش یافته است. در چنین شرایطی، بازده سود نقدی پایین ممکن است نتواند به‌تنهایی اثر افزایش قیمت‌ها را جبران کند. به همین دلیل، سرمایه‌گذار باید میان بازده نقدی فعلی و توانایی شرکت برای افزایش این پرداخت در طول زمان تفاوت قائل شود. شرکتی که سود نقدی اندکی پرداخت می‌کند اما می‌تواند آن را در سال‌های آینده افزایش دهد، از نظر ساختار درآمدی با شرکتی که سود بالاتری پرداخت می‌کند اما ظرفیت رشد محدودی دارد، تفاوت دارد. والمارت در این زمینه سابقه بسیار طولانی دارد. در مقابل، کاستکو نشان داده است که در صورت انباشت نقدینگی کافی، می‌تواند بخشی از آن را از طریق پرداخت‌های ویژه به سهامداران بازگرداند. “ «از نگاه من، نکته مهم در مقایسه کاستکو و والمارت این است که نباید سود نقدی ویژه را با درآمد نقدی پایدار یکسان دانست. پرداخت ۱۵ دلاری کاستکو در سال ۲۰۲۴ جذاب به نظر می‌رسد، اما ارزش تحلیلی آن زمانی مشخص می‌شود که بدانیم چنین پرداختی به تصمیم مدیریت و وجود نقدینگی مازاد وابسته است و نمی‌توان آن را در مدل درآمدی سال‌های آینده به‌صورت قطعی تکرار کرد. در مقابل، سابقه ۵۳ ساله والمارت یک ویژگی متفاوت را نشان می‌دهد: توانایی حفظ سیاست افزایش سود در دوره‌های متعدد اقتصادی. بنابراین، برای ارزیابی این دو سهم، بهتر است سرمایه‌گذار به جای تمرکز بر یک پرداخت بزرگ در یک مقطع، رابطه میان جریان نقدی آزاد، رشد سود هر سهم، نسبت پرداخت سود و ظرفیت افزایش سود نقدی در بلندمدت را بررسی کند. در چنین چارچوبی، مسئله اصلی دیگر «چه کسی سود بیشتری می‌دهد» نیست؛ بلکه این است که کدام مدل بازگرداندن سرمایه با افق زمانی و نیاز درآمدی سرمایه‌گذار سازگاری بیشتری دارد.» بابک شیری چرا سرمایه‌گذاران باید به جریان نقدی توجه کنند؟ در ارزیابی سهام سودده، تنها رقم سود نقدی اهمیت ندارد. کیفیت جریان نقدی، میزان سودآوری، نیاز شرکت به سرمایه‌گذاری، رشد درآمد و توانایی حفظ پرداخت‌ها نیز باید بررسی شود. این موضوع درباره کاستکو اهمیت بیشتری دارد، زیرا پرداخت‌های ویژه آن ممکن است باعث شود بازده واقعی سهامداران در یک سال خاص بسیار متفاوت از سال‌های دیگر باشد. در والمارت، ساختار پرداخت سود منظم‌تر است و سابقه ۵۳ ساله افزایش آن، اطلاعات تاریخی بیشتری برای بررسی در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد. در عین حال، هیچ‌یک از این ویژگی‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند بازده آینده سهام را تضمین کند. قیمت خرید سهم، رشد سودآوری شرکت و شرایط کلی بازار نیز نقش مهمی در بازده نهایی سرمایه‌گذاری خواهند داشت. جمع‌بندی کاستکو و والمارت هر دو از شرکت‌های بزرگ خرده‌فروشی هستند که توانسته‌اند بخشی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازگردانند، اما سیاست پرداخت آنها تفاوت محسوسی دارد. کاستکو در کنار سود نقدی فصلی، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ پرداخت‌های ویژه‌ای انجام داده که آخرین مورد آن ۱۵ دلار به ازای هر سهم بوده است. این پرداخت‌ها می‌توانند در مقاطع خاص بازده نقدی قابل توجهی ایجاد کنند، اما زمان‌بندی آنها قابل پیش‌بینی نیست. والمارت در مقابل، با ۵۳ سال افزایش متوالی سود نقدی بر استمرار و قابل پیش‌بینی بودن پرداخت‌ها تأکید دارد. بازده سود نقدی فعلی این شرکت نیز حدود ۰.۹ درصد است که از بازده حدود ۰.۶ درصدی کاستکو بالاتر است. در نهایت، تفاوت اصلی این دو شرکت را می‌توان در دو مدل خلاصه کرد: کاستکو امکان دریافت پرداخت‌های ویژه و نامنظم را در کنار سود عادی فراهم می‌کند، در حالی که والمارت بر سابقه طولانی افزایش منظم سود نقدی تکیه دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

والمارت پس از سقوط ۱۰ درصدی؛ آیا فشار بازار به فرصت سرمایه‌گذاری تبدیل شده است؟

افت شدید سهام والمارت در ماه اوت در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از تغییر شرایط این شرکت باشد، اما بررسی دقیق‌تر گزارش مالی سه‌ماهه دوم تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. بزرگ‌ترین خرده‌فروش فیزیکی جهان با وجود کاهش شتاب فروش در فروشگاه‌های آمریکا، همچنان در حال افزایش سهم بازار، گسترش حاشیه سود و توسعه منابع درآمدی جدید است. به همین دلیل، بخشی از تحلیلگران معتقدند واکنش بازار به گزارش اخیر بیش از اندازه منفی بوده و افت قیمت سهام ممکن است انتظارات بسیار بالای سرمایه‌گذاران را تا حدی تعدیل کرده باشد. در یک نگاه  سهام والمارت پس از انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و اکنون بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح پیش از انتشار گزارش معامله می‌شود.  رشد فروش فروشگاه‌های والمارت در آمریکا به ۲.۶ درصد کاهش یافت؛ اما شرکت همچنان توانست پیش‌بینی‌های فروش و سود را پشت سر بگذارد و سهم بازار خود را افزایش دهد.  پیش‌بینی سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۸ به ۳.۲۳ دلار کاهش یافته، اما همچنان رشدی دو رقمی را نسبت به سال قبل نشان می‌دهد و نسبت قیمت به سود سهم نیز به کمتر از ۳۳ برابر رسیده است.  کاهش ارزش سهام، در کنار رشد کسب‌وکارهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس، می‌تواند فشار اخیر بازار را به فرصتی برای ارزیابی دوباره ارزش این غول خرده‌فروشی تبدیل کند. افت ۱۰ درصدی سهام پس از گزارش مالی سهام والمارت در ۲۰ اوت یکی از بدترین روزهای خود در نزدیک به پنج سال گذشته را تجربه کرد. انتشار گزارش مالی سه‌ماهه دوم، در شرایطی که سرمایه‌گذاران از تأثیر تورم بر قدرت خرید خانوارهای آمریکایی، به‌ویژه مصرف‌کنندگان کم‌درآمد، نگران هستند، فشار زیادی بر سهام وارد کرد. سهام شرکت نزدیک به ۱۰ درصد سقوط کرد و همچنان بیش از ۶ درصد پایین‌تر از سطح روز قبل از انتشار گزارش قرار دارد. قیمت سهام همچنین در مقیاس سالانه وارد محدوده منفی شده است. با این حال، خود گزارش مالی کاملاً ضعیف نبود. والمارت توانست پیش‌بینی‌های مربوط به فروش و سود سه‌ماهه دوم را پشت سر بگذارد، پیش‌بینی خود برای فروش، سود عملیاتی و سود هر سهم سال مالی ۲۰۲۷ را افزایش دهد و هم‌زمان به افزایش سهم بازار و بهبود حاشیه سود ادامه دهد. کاهش رشد فروش، مهم‌ترین نقطه ضعف گزارش مهم‌ترین نگرانی در گزارش اخیر، کاهش رشد فروش فروشگاه‌های هم‌مقیاس در آمریکا بود. این شاخص در سه‌ماهه دوم به ۲.۶ درصد رسید؛ در حالی که در سه‌ماهه قبل ۴.۱ درصد و در مدت مشابه سال گذشته ۴.۶ درصد بود. این کاهش برای شرکتی مانند والمارت اهمیت زیادی دارد، زیرا رشد سریع فروش یکی از دلایل اصلی ارزش‌گذاری بالای سهام طی سال‌های اخیر بوده است. در کنار آن، کسب‌وکار بزرگ دارویی والمارت نیز تحت تأثیر کاهش اجباری قیمت برخی داروها قرار گرفته و افزایش هزینه‌های سوخت نیز فشار دیگری بر هزینه‌های شرکت ایجاد کرده است. رشد قیمت انرژی هم‌زمان از دو مسیر به والمارت فشار وارد می‌کند؛ از یک سو هزینه‌های عملیاتی شرکت را بالا می‌برد و از سوی دیگر قدرت خرید مشتریان کم‌درآمد را کاهش می‌دهد. با وجود این فشارها، تحلیلگران معتقدند کاهش رشد فروش لزوماً به معنای تغییر بنیادی در وضعیت والمارت نیست. بخشی از فشار قبلاً در قیمت لحاظ شده است یکی از نکات مهم پس از سقوط سهام، کاهش انتظارات بازار است. برآورد اجماع تحلیلگران برای سود هر سهم والمارت در سال مالی ۲۰۲۸ طی ماه‌های اخیر حدود ۱۰ سنت کاهش یافته و اکنون به ۳.۲۳ دلار رسیده است. با وجود این کاهش، سود هر سهم همچنان رشدی دو رقمی نسبت به سال قبل خواهد داشت. بنابراین بخشی از نگرانی‌های بازار درباره کاهش رشد والمارت اکنون در قیمت سهام منعکس شده است. از سوی دیگر، ارزش‌گذاری سهام نیز پس از افت اخیر تعدیل شده است. والمارت اکنون با نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر سود سال آینده معامله می‌شود؛ در حالی که میانگین این نسبت طی پنج سال گذشته حدود ۳۵ برابر بوده است. این به آن معنا نیست که سهام والمارت ارزان شده است، اما فاصله آن با ارزش‌گذاری‌های بالای گذشته کاهش یافته است. کسب‌وکارهای جدید موتور رشد بعدی والمارت یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان والمارت، درآمدهایی است که دیگر مستقیماً به فروش کالا در فروشگاه‌ها وابسته نیستند. خدمات عضویت والمارت پلاس و کسب‌وکار تبلیغاتی شرکت در سال‌های اخیر با سرعت قابل‌توجهی توسعه یافته‌اند. این فعالیت‌ها حاشیه سود بالاتری نسبت به بخش سنتی خرده‌فروشی دارند و می‌توانند در بلندمدت بخشی از فشار ناشی از افزایش هزینه‌ها را جبران کنند. برخی تحلیلگران معتقدند این منابع درآمدی دقیقاً در مسیری قرار گرفته‌اند که والمارت حدود یک دهه پیش برای تبدیل شدن به یک قدرت فناوری در صنعت خرده‌فروشی ترسیم کرده بود. در واقع، تحول والمارت تنها به فروش اینترنتی محدود نشده است. این شرکت تلاش کرده فروشگاه‌های فیزیکی، تجارت الکترونیک، خدمات عضویت و تبلیغات را در یک مدل واحد ترکیب کند؛ مدلی که می‌تواند مزیت مقیاس بسیار بزرگی برای آن ایجاد کند. فاصله گرفتن از کاستکو افت اخیر سهام همچنین باعث شده ارزش‌گذاری والمارت در مقایسه با کاستکو جذاب‌تر شود. این دو شرکت در گذشته با فاصله کمتری نسبت به یکدیگر معامله می‌شدند، اما عملکرد متفاوت سهام آنها در دوره اخیر باعث افزایش فاصله ارزش‌گذاری شده است. از طرف دیگر، بازپرداخت‌های مربوط به تعرفه‌ها می‌تواند فضای بیشتری برای کاهش قیمت کالاها در فروشگاه‌های والمارت ایجاد کند. برخی تحلیلگران معتقدند استفاده از این منابع برای کاهش قیمت‌ها می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فروش هم‌مقیاس کمک کند و در بلندمدت سهم بازار شرکت را افزایش دهد. یکی از برآوردهای مطرح‌شده، قیمت ۱۳۲ دلار برای سهام والمارت است که حدود ۲۵ درصد بالاتر از قیمت ۱۰۷.۱۵ دلاری پایان هفته مورد اشاره در گزارش قرار دارد. “ «از نگاه من، افت اخیر والمارت بیشتر از آنکه نشانه شکست مدل کسب‌وکار باشد، نشانه تعدیل انتظاراتی است که طی سال‌های گذشته بیش از حد بالا رفته بود. نسبت قیمت به سود هنوز به اندازه‌ای نیست که بتوان سهام را ارزان تلقی کرد، بنابراین استدلال خرید صرفاً بر مبنای افت قیمت منطقی نیست؛ اما ترکیب قدرت توزیع، سهم بازار، جریان نقدی و رشد درآمدهای تبلیغاتی و عضویت، به والمارت اجازه می‌دهد برخلاف بسیاری از خرده‌فروشان، موتورهای رشد متنوعی در اختیار داشته باشد. به همین دلیل، جذابیت اصلی والمارت در این مقطع نه یک بازگشت سریع قیمتی، بلکه ظرفیت تبدیل مقیاس عظیم فعلی به جریان‌های درآمدی با حاشیه سود بالاتر در سال‌های آینده است؛ موضوعی که ارزش بررسی آن را پس از تعدیل اخیر ارزش‌گذاری بیشتر کرده است.» بابک شیری چرا هنوز ریسک وجود دارد؟ با وجود نقاط قوت والمارت، نباید افت اخیر سهام را کاملاً نادیده گرفت. افزایش قیمت انرژی همچنان فشار مضاعفی بر مشتریان کم‌درآمد و هزینه‌های شرکت وارد می‌کند و ادامه جنگ ایران نیز در متن منبع به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر قیمت انرژی مطرح شده است. از سوی دیگر، رشد سریع والمارت در سال‌های گذشته باعث شده مقایسه عملکرد آینده شرکت با گذشته دشوارتر شود. شرکتی با این ابعاد نمی‌تواند برای همیشه با همان سرعت قبلی رشد کند. برخی تحلیلگران نیز معتقدند سهام ممکن است در ۱۲ ماه آینده از شاخص S&P 500 عقب بماند. با این حال، حتی همین دیدگاه نیز لزوماً به معنای بی‌ارزش شدن سهام نیست. یکی از برآوردها قیمت هدف پنج‌ساله ۱۵۲.۰۵ دلار را برای والمارت در نظر گرفته است. نکته مهم‌تر این است که والمارت در دوره‌های رکود اقتصادی سابقه عملکرد نسبتاً مقاومی داشته است. در سال ۲۰۰۸، زمانی که شاخص S&P 500 حدود ۳۸ درصد سقوط کرد، سهام والمارت حدود ۱۸ درصد رشد کرد. در افت بازار فوریه و مارس ۲۰۲۰ نیز سهام والمارت حدود ۲ درصد افزایش یافت، در حالی که شاخص‌های گسترده بازار به‌شدت تحت فشار بودند. این ویژگی دفاعی همچنان یکی از نقاط مهم در تحلیل بلندمدت شرکت است. والمارت هنوز از بازی خارج نشده است مسیری که والمارت طی یک دهه اخیر طی کرده، نشان می‌دهد این شرکت توانسته خود را با تغییر ساختار صنعت خرده‌فروشی تطبیق دهد. در اواسط دهه ۲۰۱۰ بسیاری تصور می‌کردند آمازون در نهایت بخش بزرگی از بازار را در اختیار خواهد گرفت، اما والمارت به جای عقب‌نشینی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در تجارت الکترونیک، فناوری، خدمات عضویت و تبلیغات انجام داد. اکنون افت اخیر سهام را باید در همین چارچوب بررسی کرد. فروش هم‌مقیاس کاهش یافته، هزینه‌ها بالا رفته و ارزش‌گذاری همچنان نسبتاً سنگین است، اما شرکت همچنان سهم بازار می‌گیرد و منابع درآمدی جدیدی ایجاد می‌کند. در نتیجه، مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران این نیست که آیا والمارت بدون ریسک است؛ بلکه این است که آیا افت اخیر برای تعدیل بیش‌ازحد انتظارات بازار کافی بوده است یا خیر. جمع‌بندی گزارش سه‌ماهه دوم والمارت ترکیبی از نقاط قوت و ضعف بود. کاهش رشد فروش فروشگاه‌های آمریکا و افزایش هزینه‌های سوخت، نگرانی‌های واقعی هستند، اما در طرف دیگر، رشد سود، افزایش سهم بازار، بهبود حاشیه سود، افزایش درآمدهای تبلیغاتی و عضویت والمارت پلاس و ادامه جریان نقدی قدرتمند قرار دارند. افت نزدیک به ۱۰ درصدی سهام، بخشی از ارزش‌گذاری سنگین گذشته را نیز تعدیل کرده است. نسبت قیمت به سود کمتر از ۳۳ برابر هنوز والمارت را به یک سهم ارزان تبدیل نمی‌کند، اما در مقایسه با میانگین پنج‌ساله ۳۵ برابری، نشان می‌دهد بخشی از خوش‌بینی افراطی بازار از قیمت خارج شده است. مهم‌تر از همه، سابقه والمارت در دوره‌های رکود نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار آن تنها بر رشد اقتصادی متکی نیست. اگر فشار تورمی کاهش پیدا کند و درآمدهای جدید شرکت بتوانند رشد بخش سنتی خرده‌فروشی را جبران کنند، والمارت همچنان ظرفیت حفظ جایگاه خود در صنعت را دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هوم‌دیپو یا والمارت؛ کدام سهم برای سرمایه‌گذاری در ۲۰۲۶ انتخاب بهتری است؟

دو نام بزرگ بازار خرده‌فروشی آمریکا، یعنی والمارت و هوم‌دیپو، در سال ۲۰۲۶ با دو مسیر متفاوت در برابر سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند. والمارت با تکیه بر مقیاس بسیار بزرگ، فروش کالاهای ضروری و شبکه گسترده فروشگاه‌های فیزیکی و دیجیتال، گزینه‌ای دفاعی‌تر محسوب می‌شود؛ در مقابل، هوم‌دیپو بیشتر به چرخه مسکن، نرخ بهره و رونق پروژه‌های ساخت‌وساز و نوسازی وابسته است. در یک نگاه  والمارت در سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد و ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص ثبت کرد.  هوم‌دیپو با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد و ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص، حاشیه سود بالاتری دارد اما به بازار مسکن وابسته‌تر است.  نسبت قیمت به سود آینده‌نگر والمارت حدود ۳۶.۷ برابر و هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است.  اگر تنها یک سهم برای سال ۲۰۲۶ انتخاب شود، والمارت گزینه دفاعی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تری است، در حالی که هوم‌دیپو برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیرتر جذاب‌تر خواهد بود. تفاوت این دو شرکت تنها به مدل کسب‌وکار محدود نمی‌شود. هوم‌دیپو با ارزش‌گذاری پایین‌تر معامله می‌شود و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصدی دارد، اما بدهی بیشتری به دوش می‌کشد. والمارت از نظر ترازنامه وضعیت باثبات‌تری دارد و جریان درآمدی قابل پیش‌بینی‌تری ایجاد می‌کند، اما بازار برای این کیفیت، قیمت بالاتری از سرمایه‌گذاران مطالبه می‌کند. والمارت؛ غول خرده‌فروشی با موتور دفاعی والمارت یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان است و هر هفته حدود ۲۸۰ میلیون مشتری از شبکه این شرکت استفاده می‌کنند. فعالیت والمارت در سه بخش اصلی شامل بازار آمریکا، بازارهای بین‌المللی و باشگاه سامز انجام می‌شود و گستره محصولات آن از مواد غذایی و کالاهای مصرفی تا خدمات سلامت و کالاهای عمومی را دربرمی‌گیرد. مزیت اصلی والمارت در مقیاس فعالیت آن نهفته است. شبکه گسترده فروشگاه‌ها در کنار توسعه فروش اینترنتی، تحویل همان‌روز و برنامه عضویت والمارت پلاس باعث شده این شرکت بتواند میان فروشگاه‌های فیزیکی و فضای دیجیتال ارتباط نزدیکی ایجاد کند. این ساختار به‌خصوص در دوره‌های اقتصادی ضعیف اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا بخش بزرگی از درآمد شرکت از کالاهایی به دست می‌آید که مصرف‌کنندگان حتی در شرایط کاهش قدرت خرید نیز به آنها نیاز دارند. در سال مالی منتهی به ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶، درآمد والمارت به حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار رسید که نشان‌دهنده رشد ۴.۷ درصدی نسبت به سال قبل است. سود خالص نیز حدود ۲۱.۹ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص شرکت از حدود ۲.۹ درصد در سال قبل به نزدیک ۳.۱ درصد افزایش یافت. از منظر جریان نقدی نیز عملکرد والمارت قابل توجه بود. جریان نقد آزاد شرکت در این سال مالی به حدود ۱۴.۹ میلیارد دلار رسید؛ منابعی که می‌تواند برای توسعه فعالیت‌ها، سرمایه‌گذاری، بازخرید سهام یا پرداخت به سهامداران مورد استفاده قرار گیرد. ترازنامه؛ نقطه قوت والمارت یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دو شرکت در ساختار مالی آنها دیده می‌شود. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام والمارت در ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۰.۷ برابر بود؛ رقمی که نشان می‌دهد سطح بدهی شرکت در مقایسه با سرمایه سهامداران کنترل‌شده‌تر است. نسبت جاری والمارت حدود ۰.۸ برابر گزارش شده است. اگرچه این نسبت به تنهایی تصویر کاملی از وضعیت مالی یک شرکت خرده‌فروشی ارائه نمی‌دهد، اما ترکیب آن با جریان نقدی قدرتمند و مقیاس بالای فعالیت، انعطاف مالی مناسبی برای شرکت ایجاد می‌کند. البته والمارت بدون ریسک نیست. فعالیت جهانی شرکت آن را در معرض تغییرات نرخ ارز، تعرفه‌های تجاری و محدودیت‌های وارداتی قرار می‌دهد. افزایش رقابت در تجارت اینترنتی نیز فشار دیگری بر حاشیه سود شرکت ایجاد می‌کند. با وجود این ریسک‌ها، مدل کسب‌وکار والمارت همچنان برای شرایط اقتصادی نامطمئن جذاب است. مصرف‌کننده ممکن است خرید کالاهای گران‌قیمت را به تعویق بیندازد، اما خرید مواد غذایی، پوشاک و کالاهای ضروری متوقف نمی‌شود. همین ویژگی باعث می‌شود والمارت در مقایسه با بسیاری از شرکت‌های چرخه‌ای، مقاومت بیشتری در برابر رکود داشته باشد. هوم‌دیپو؛ شرطی روی مسکن و نوسازی هوم‌دیپو در نقطه مقابل والمارت قرار دارد. این شرکت عمدتاً محصولات مربوط به ساخت‌وساز، تعمیر و بازسازی را به دو گروه اصلی می‌فروشد: مالکان خانه که خودشان پروژه‌های نوسازی را انجام می‌دهند و متخصصانی مانند پیمانکاران و برق‌کارها. شرکت در سال‌های اخیر تمرکز بیشتری روی مشتریان حرفه‌ای داشته و با خرید شرکت‌هایی مانند اس‌آر‌اس و جی‌ام‌اس تلاش کرده خدمات تخصصی‌تری برای پروژه‌های بزرگ ارائه دهد. هوم‌دیپو در مجموع ۲۳۶۴ فروشگاه و بیش از ۱۳۴۰ مرکز تخصصی در اختیار دارد. در سال مالی منتهی به اول فوریه ۲۰۲۶، درآمد هوم‌دیپو به حدود ۱۶۴.۷ میلیارد دلار رسید که رشد سالانه حدود ۳.۲ درصدی را نشان می‌دهد. سود خالص نیز حدود ۱۴.۲ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص به حدود ۸.۶ درصد رسید؛ هرچند این رقم نسبت به حدود ۹.۳ درصد سال قبل کاهش یافته است. جریان نقد آزاد هوم‌دیپو نیز در این دوره به حدود ۱۲.۶ میلیارد دلار رسید. بنابراین، شرکت همچنان توان قابل توجهی برای تولید نقدینگی دارد؛ اما ساختار مالی آن نسبت به والمارت پرریسک‌تر است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام هوم‌دیپو در فوریه ۲۰۲۶ حدود ۵.۱ برابر بود. این سطح بالای بدهی تا حدی نتیجه استفاده گسترده از منابع استقراضی برای توسعه فعالیت‌ها و خریدهای انجام‌شده در بخش مشتریان حرفه‌ای است. ارزش‌گذاری؛ جایی که هوم‌دیپو برتری دارد شاخص Walmart (WMT) Home Depot (HD) قیمت سهم ۱۰۷.۱۵ دلار ۳۰۸.۷۴ دلار ارزش بازار ۸۵۰ میلیارد دلار ۳۰۸ میلیارد دلار محدوده ۵۲ هفته ۹۸.۸۸ تا ۱۳۵.۱۶ دلار ۲۸۹.۱۰ تا ۴۲۶.۷۵ دلار حاشیه سود ناخالص ۲۵.۲۳٪ ۳۱.۲۲٪ نسبت P/E ۳۸.۸۲ ۲۱.۶۰ EPS (TTM) ۲.۷۶ دلار ۱۴.۲۹ دلار سود نقدی و بازده ۰.۹۸ دلار (۰.۹۱٪) ۹.۲۹ دلار (۳.۰۱٪) مهم‌ترین مزیت هوم‌دیپو در شرایط فعلی، قیمت سهم آن نسبت به سود شرکت است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر هوم‌دیپو حدود ۲۰.۶ برابر است، در حالی که این نسبت برای والمارت به حدود ۳۶.۷ برابر می‌رسد. در نسبت قیمت به فروش نیز هوم‌دیپو با حدود ۱.۹ برابر در برابر ۱.۲ برابر والمارت قرار دارد. بنابراین ارزان‌تر بودن هوم‌دیپو به معنای ارزان بودن مطلق سهم نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بازار حاضر است برای رشد و ثبات بیشتر والمارت، ارزش‌گذاری بسیار بالاتری پرداخت کند. هوم‌دیپو همچنین سود تقسیمی حدود ۳ درصدی ارائه می‌دهد؛ ویژگی‌ای که می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال درآمد نقدی در کنار رشد سرمایه هستند جذاب باشد. با این حال، ارزش‌گذاری پایین‌تر هوم‌دیپو بی‌دلیل نیست. نرخ بهره بالا می‌تواند تقاضا برای خرید و نوسازی خانه را کاهش دهد و بازار مسکن نیز مستقیماً بر عملکرد این شرکت تأثیر می‌گذارد. اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند و بازار مسکن آمریکا دوباره رونق بگیرد، هوم‌دیپو می‌تواند از افزایش پروژه‌های نوسازی و ساخت‌وساز بهره قابل توجهی ببرد. اما اگر نرخ بهره برای مدت طولانی بالا باقی بماند، وابستگی شرکت به چرخه مسکن به یک نقطه ضعف تبدیل خواهد شد. “ «از منظر سرمایه‌گذاری، مسئله اصلی در مقایسه این دو شرکت «کدام کسب‌وکار بهتر است» نیست؛ بلکه «چه قیمتی برای آن کسب‌وکار پرداخت می‌شود» است. والمارت از نظر کیفیت جریان درآمد و مقاومت در برابر رکود برتری مشخصی دارد، اما نسبت قیمت به سود ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بازار بخش بزرگی از این کیفیت را پیشاپیش قیمت‌گذاری کرده است. در مقابل، هوم‌دیپو با وجود بدهی بالاتر و حساسیت بیشتر به نرخ بهره، در سطح ارزش‌گذاری پایین‌تری قرار دارد و در صورت چرخش سیاست پولی آمریکا و بهبود بازار مسکن، ظرفیت بازگشت بیشتری خواهد داشت. بنابراین انتخاب میان این دو سهم در سال ۲۰۲۶ بیش از هر چیز به اولویت سرمایه‌گذار میان دفاع‌پذیری در برابر رکود و ظرفیت رشد در سناریوی کاهش نرخ بهره بستگی دارد؛ و از این منظر، والمارت انتخاب محافظه‌کارانه‌تر و هوم‌دیپو انتخاب تاکتیکی‌تر بازار است.» بابک شیری ریسک‌های پیش روی دو شرکت هوم‌دیپو علاوه بر ریسک‌های مرتبط با مسکن، با تهدیدهای امنیت سایبری، مسائل مربوط به حریم خصوصی داده‌ها و رقابت شدید فروشگاه‌های اینترنتی مواجه است. فشار رقابتی می‌تواند شرکت را مجبور کند برای حفظ سهم بازار، هزینه بیشتری برای خدمات دیجیتال و تحویل سریع صرف کند. والمارت نیز با ریسک‌های خاص خود روبه‌رو است. پرونده‌های حقوقی مرتبط با فعالیت داروخانه‌ها و حقوق مصرف‌کنندگان، تعرفه‌ها و موانع تجاری و نوسانات ارزی از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر عملکرد شرکت اثر بگذارند. با این حال، تفاوت اصلی در نوع این ریسک‌هاست. بخش قابل توجهی از ریسک والمارت به شرایط عملیاتی و تجارت جهانی مربوط می‌شود، در حالی که هوم‌دیپو علاوه بر این عوامل، به شکل مستقیم‌تری از نرخ بهره و چرخه بازار مسکن تأثیر می‌گیرد. کدام سهم برای سال ۲۰۲۶ مناسب‌تر است؟ پاسخ به این سؤال به نگاه سرمایه‌گذار نسبت به اقتصاد آمریکا بستگی دارد. اگر انتظار می‌رود اقتصاد وارد دوره‌ای ضعیف‌تر شود و مصرف‌کنندگان با احتیاط بیشتری هزینه کنند، والمارت گزینه جذاب‌تری است؛ زیرا کالاهای ضروری سهم بزرگی از فعالیت آن را تشکیل می‌دهند. اما اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند، بازار مسکن بهبود یابد و هزینه‌های مربوط به تعمیر و بازسازی خانه افزایش پیدا کند، هوم‌دیپو می‌تواند ظرفیت رشد بیشتری داشته باشد. مقایسه ارزش‌گذاری هوم دیپو و والمارت شاخص هوم دیپو والمارت P/E آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر ۳۶.۷ برابر نسبت قیمت به فروش (P/S) ۱.۹ برابر ۱.۲ برابر در مقابل، ارزش‌گذاری بالای والمارت یک نقطه ضعف جدی است. نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۳۶.۷ برابری نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از انتظارات مثبت بازار از قبل در قیمت سهم منعکس شده است. هوم‌دیپو در این زمینه حاشیه امنیت بیشتری دارد. نسبت قیمت به سود ۲۰.۶ برابری، جریان نقد آزاد ۱۲.۶ میلیارد دلاری و سود تقسیمی حدود ۳ درصدی، ترکیب جذابی برای سرمایه‌گذارانی ایجاد می‌کند که حاضرند نوسان بیشتری را در ازای ارزش‌گذاری پایین‌تر تحمل کنند. جمع‌بندی والمارت و هوم‌دیپو هر دو از برندهای قدرتمند و دارای مزیت رقابتی پایدار در اقتصاد آمریکا هستند، اما برای دو نوع متفاوت از سرمایه‌گذار جذابیت دارند. والمارت با ۷۱۳.۲ میلیارد دلار درآمد، ۲۱.۹ میلیارد دلار سود خالص و ۱۴.۹ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، شرکتی بزرگ‌تر، متنوع‌تر و مقاوم‌تر در برابر افت مصرف است. هوم‌دیپو در مقابل با ۱۶۴.۷ میلیارد دلار درآمد، ۱۴.۲ میلیارد دلار سود خالص و ۱۲.۶ میلیارد دلار جریان نقد آزاد، حاشیه سود بالاتری دارد و با نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۲۰.۶ برابر نسبت به والمارت ارزش‌گذاری جذاب‌تری ارائه می‌کند. در نهایت، اگر انتخاب تنها بر اساس ترکیب ثبات، قدرت مالی و قابلیت پیش‌بینی باشد، والمارت گزینه مناسب‌تری به نظر می‌رسد. اما برای سرمایه‌گذاری که به کاهش نرخ بهره و احیای بازار مسکن آمریکا اعتقاد دارد، هوم‌دیپو می‌تواند با ارزش‌گذاری پایین‌تر و سود تقسیمی نزدیک به ۳ درصد، فرصت جذاب‌تری باشد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا تارگت در برابر والمارت ارزش خرید بیشتری دارد؟

تارگت در سال ۲۰۲۶ با رشد خیره‌کننده ۶۸ درصدی از والمارت فاصله گرفته، در حالی که سهام والمارت از ابتدای سال حدود ۴ درصد افت کرده است. با این حال، این برتری کوتاه‌مدت نباید باعث شود سرمایه‌گذاران عملکرد بلندمدت دو شرکت را نادیده بگیرند؛ زیرا در افق پنج‌ساله، سهام والمارت بیش از دو برابر شده، در حالی که تارگت حدود یک‌سوم ارزش خود را از دست داده است. هر دو شرکت نیز از گروه معدود پادشاهان سود تقسیمی هستند و بیش از ۵۰ سال متوالی سود نقدی سالانه خود را افزایش داده‌اند. پرسش اصلی اکنون این است که با وجود ارزش‌گذاری بالاتر والمارت و رشد سریع‌تر تارگت، کدام‌یک در شرایط فعلی فرصت سرمایه‌گذاری جذاب‌تری ایجاد می‌کند؟ در یک نگاه  تارگت: رشد ۶۸٪ در ۲۰۲۶، نسبت قیمت به سود ۱۷ برابر و بازده سود تقسیمی ۲.۸٪.  والمارت: افت ۴٪ در ۲۰۲۶، نسبت قیمت به سود ۳۹ برابر و بازده سود تقسیمی ۰.۹٪.  در پنج سال گذشته، والمارت بیش از دو برابر شده، در حالی که تارگت حدود یک‌سوم افت کرده است.  انتخاب شهریور: تارگت برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیرتر؛ والمارت برای سرمایه‌گذار محافظه‌کار و بلندمدت. تارگت؛ بازگشت قدرتمند پس از چند سال دشوار رشد ۶۸ درصدی سهام تارگت در سال جاری در نگاه اول می‌تواند نشانه‌ای از برتری این شرکت نسبت به رقیب بزرگ‌تر خود باشد، اما واقعیت کمی متفاوت است. تارگت هنوز در حال جبران ضعف چند سال گذشته است و رشد اخیر سهام بیشتر به یک بازگشت قدرتمند شباهت دارد تا نتیجه جهش ناگهانی در فروش. در ۱۲ ماه گذشته، درآمد تارگت تنها حدود ۲ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که درآمد والمارت ۶.۲ درصد رشد کرده؛ یعنی بیش از سه برابر سریع‌تر از تارگت. با این حال، تارگت انتظار دارد امسال به دوره سه ساله کاهش متوالی درآمد پایان دهد و همین موضوع یکی از مهم‌ترین دلایلی است که سرمایه‌گذاران دوباره به این شرکت توجه کرده‌اند. تغییرات مدیریتی نیز در این روند بی‌تأثیر نبوده است. از زمانی که مایکل فیدلکه در فوریه ۲۰۲۶ به مدیرعاملی تارگت رسید، نشانه‌های بهبود در عملکرد فروشگاه‌ها ظاهر شده و رشد فروش فروشگاه‌های هم‌مقیاس مثبت شده است. مهم‌تر از آن، تارگت پس از سال‌ها از دست دادن سهم بازار، اکنون نشانه‌هایی از بازپس‌گیری سهم خود نشان می‌دهد؛ روندی که حتی به قیمت از دست رفتن بخشی از سهم والمارت تمام شده است. ارزش‌گذاری؛ جایی که تارگت برتری دارد یکی از مهم‌ترین نکات در مقایسه این دو شرکت، تفاوت چشمگیر ارزش‌گذاری آنهاست. سهام تارگت با قیمت حدود ۱۶۴.۴۴ دلار معامله می‌شود و ارزش بازار آن نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار است. نسبت قیمت به سود گذشته‌نگر این شرکت حدود ۱۷ برابر است؛ رقمی که در مقایسه با نسبت حدود ۳۹ برابری والمارت بسیار پایین‌تر محسوب می‌شود. از طرف دیگر، سود تقسیمی تارگت نیز جذاب‌تر است. بازده سود تقسیمی این شرکت حدود ۲.۸ درصد است، در حالی که بازده سود تقسیمی والمارت تنها حدود ۰.۹ درصد است. بنابراین سرمایه‌گذاری در تارگت علاوه بر احتمال رشد قیمت، جریان نقدی بیشتری نیز برای سهامدار ایجاد می‌کند. با این حال، ارزان‌تر بودن تارگت به‌تنهایی به معنای بهتر بودن آن نیست. بخش مهمی از این تخفیف ناشی از سابقه ضعیف‌تر شرکت در سال‌های اخیر است و سرمایه‌گذار در واقع در حال پرداختن به یک داستان بازگشت است؛ داستانی که هنوز باید در گزارش‌های مالی آینده خود را اثبات کند. والمارت؛ غولی که فعلاً در حال نفس‌گیری است سهام والمارت در سال جاری حدود ۴ درصد کاهش یافته و قیمت آن در محدوده ۱۰۷.۱۴ دلار قرار دارد. ارزش بازار این شرکت حدود ۸۵۰ میلیارد دلار است و نسبت به تارگت، از مقیاس بسیار بزرگ‌تری برخوردار است. اما عملکرد امسال نباید قدرت ساختاری والمارت را زیر سؤال ببرد. در ۴۷ سال گذشته، این شرکت تنها یک سال کاهش درآمد داشته است. چنین سابقه‌ای نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار والمارت از مقاومت بسیار بالایی در برابر چرخه‌های اقتصادی برخوردار است. مزیت اصلی والمارت در کنترل هزینه‌ها، گردش سریع موجودی کالا و توانایی ارائه محصولات با قیمت پایین‌تر از بسیاری از رقباست. همین ساختار به شرکت اجازه داده است حتی در دوره‌های فشار اقتصادی نیز مشتریان خود را حفظ کند. در افق پنج‌ساله نیز تصویر کاملاً متفاوت است. ارزش سهام والمارت در این دوره بیش از دو برابر شده، در حالی که سهام تارگت حدود ۳۳ درصد افت کرده است. بنابراین اگر عملکرد بلندمدت معیار قرار گیرد، والمارت همچنان فاصله زیادی با رقیب خود دارد. چرا تارگت انتخاب جذاب‌تری شده است؟ با وجود برتری بنیادی والمارت در بسیاری از شاخص‌ها، در شرایط فعلی تارگت می‌تواند گزینه جذاب‌تری برای سرمایه‌گذارانی باشد که به دنبال یک داستان بازگشت هستند. مدیریت جدید تارگت هدف رشد فروش خود را به ۴ درصد افزایش داده و هم‌زمان حدود ۲ میلیارد دلار برای بازسازی فروشگاه‌ها و بهبود عملیات اختصاص داده است. این سرمایه‌گذاری در کوتاه‌مدت می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌ها وارد کند، اما در صورت موفقیت، ظرفیت رشد آینده شرکت را افزایش خواهد داد. از طرف دیگر، تارگت اکنون با نسبت قیمت به سود حدود ۱۷ برابر معامله می‌شود؛ بنابراین بازار بخش قابل‌توجهی از ریسک‌های شرکت را پیشاپیش در قیمت سهام لحاظ کرده است. در مقابل، نسبت ۳۹ برابری والمارت نشان می‌دهد سرمایه‌گذار برای کیفیت، ثبات و سابقه رشد این شرکت حاضر است حق بیمه بسیار بالاتری پرداخت کند. در واقع مقایسه این دو سهم، بیشتر از آنکه انتخاب میان یک شرکت خوب و یک شرکت بد باشد، انتخاب میان کیفیت گران‌تر و بازگشت ارزان‌تر است. “ «به نظر می‌رسد جذابیت فعلی تارگت نه از آنجا ناشی می‌شود که ناگهان به کسب‌وکاری بهتر از والمارت تبدیل شده، بلکه از این واقعیت می‌آید که بازار هنوز با احتیاط به بازگشت آن نگاه می‌کند. اگر مدیریت جدید بتواند رشد فروش ۴ درصدی را محقق کند و سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری را به افزایش بهره‌وری و سهم بازار تبدیل کند، فاصله ارزش‌گذاری امروز می‌تواند به نفع تارگت عمل کند؛ اما اگر این بازگشت در حد رشد قیمت سهام باقی بماند و در سودآوری تثبیت نشود، برتری بنیادی والمارت دوباره خود را نشان خواهد داد. به همین دلیل، برای شهریور ۱۴۰۵ انتخاب من تارگت است، اما با ریسک بالاتر؛ والمارت همچنان انتخاب محافظه‌کارانه‌تر و باکیفیت‌تر باقی می‌ماند.» بابک شیری سود تقسیمی؛ مزیت مشترک دو شرکت تارگت و والمارت هر دو بیش از پنج دهه است که سود تقسیمی خود را هر سال افزایش داده‌اند و از این منظر در گروه پادشاهان سود تقسیمی قرار می‌گیرند. با این حال، تفاوت بازده فعلی آنها قابل‌توجه است. بازده سود تقسیمی تارگت حدود ۲.۸ درصد و والمارت حدود ۰.۹ درصد است؛ بنابراین تارگت در حال حاضر جریان درآمدی بسیار بیشتری برای سهامدار ایجاد می‌کند. البته برای سرمایه‌گذاری بلندمدت، تنها میزان سود تقسیمی اهمیت ندارد. توانایی شرکت برای افزایش مداوم سود، جریان نقدی آزاد، قدرت ترازنامه و ظرفیت رشد سودآوری نیز باید در نظر گرفته شود. از این منظر، سابقه والمارت همچنان یک مزیت جدی محسوب می‌شود. جمع‌بندی رقابت میان تارگت و والمارت در سال ۲۰۲۶ نمونه‌ای جالب از تفاوت میان عملکرد کوتاه‌مدت و کیفیت بلندمدت است. تارگت با رشد ۶۸ درصدی امسال در برابر افت ۴ درصدی والمارت، برنده آشکار بازار سهام بوده، اما در بازه پنج‌ساله همچنان عملکردی بسیار ضعیف‌تر دارد. با این حال، شرایط امروز به نفع تارگت تغییر کرده است. نسبت قیمت به سود ۱۷ برابری، بازده سود تقسیمی ۲.۸ درصدی، بازگشت رشد فروش و برنامه سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری، در کنار مدیریت جدید، ترکیبی ساخته که می‌تواند برای سرمایه‌گذاران ارزش‌محور جذاب باشد. در مقابل، والمارت با ارزش بازار ۸۵۰ میلیارد دلاری، رشد درآمد ۶.۲ درصدی و سابقه تنها یک سال کاهش درآمد در ۴۷ سال، همچنان یکی از مقاوم‌ترین کسب‌وکارهای صنعت خرده‌فروشی آمریکا محسوب می‌شود؛ اما قیمت بالاتر سهام، بخشی از این کیفیت را پیشاپیش منعکس کرده است. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

افت سهام آمریکا با تقویت احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو

افزایش قوی‌تر از انتظار اشتغال در آمریکا، سهام و اوراق قرضه کوتاه‌مدت را پایین کشید و معامله‌گران شرط‌بندی خود را بر افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در ماه جاری افزایش دادند. قراردادهای سوآپ احتمال این افزایش نرخ را بیش از ۵۰ درصد قیمت‌گذاری کردند، در حالی که تحلیلگران انتظار دارند تصمیم سپتامبر فدرال رزرو به داده‌های تورمی هفته آینده بستگی داشته باشد. شاخص اس‌اند‌پی ۵۰۰ به ۲ نشست معاملاتی متوالی صعودی پایان داد. مشاغل غیرکشاورزی ماه گذشته ۱۶۲ هزار افزایش یافت، کاهش اشتغال ژوئیه در بازنگری آمار حذف شد و نرخ بیکاری بی‌تغییر ماند. افزایش غیرمنتظره استخدام، دلایل افزایش نرخ بهره را تقویت کرد، هرچند این اقدام قطعی نیست. گزارش نشان داد شواهد چندانی وجود ندارد که بازار کار در حال افزودن به فشارهای تورمی باشد. بازدهی اوراق خزانه ۲ ساله، که به انتظارات سیاست پولی کوتاه‌مدت حساس‌تر است، تا ۸ واحد پایه افزایش یافت و سپس بخشی از این رشد را پس داد. بازارهای آمریکا روز دوشنبه به‌دلیل تعطیلات بسته خواهند بود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، فشار خود را بر فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره افزایش داد و تهدید کرد در صورت اقدام‌نکردن بانک مرکزی، تجارت با برخی اقتصادهایی را که آمریکا در برابر آن‌ها کسری دارد، متوقف می‌کند. ترامپ سپس این استدلال را رد کرد که افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو می‌تواند به بازارهای اوراق قرضه نگران از بدهی و تورم اطمینان بدهد و گفت نرخ بهره آمریکا باید ۱ درصد یا کمتر باشد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

ترامپ فدرال رزرو را تحت فشار گذاشت؛ کاهش نرخ بهره یا توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری

دونالد ترامپ بار دیگر فشار مستقیم خود بر فدرال رزرو را افزایش داده و این بار کاهش نرخ بهره را به سیاست تجاری آمریکا گره زده است. رئیس‌جمهور آمریکا در واکنش به انتشار گزارش اشتغال ماه اوت، از بانک مرکزی خواست نرخ بهره را کاهش دهد و هشدار داد اگر این اتفاق رخ ندهد، ایالات متحده می‌تواند تجارت با کشورهایی را که در برابر آمریکا مازاد تجاری دارند متوقف کند. در یک نگاه  دونالد ترامپ از فدرال رزرو خواست نرخ بهره را کاهش دهد و تهدید کرد در صورت مقاومت، تجارت آمریکا با کشورهایی که مازاد تجاری با ایالات متحده دارند متوقف خواهد شد.  این اظهارات پس از انتشار گزارش اشتغال اوت مطرح شد؛ گزارشی که نشان داد کارفرمایان آمریکایی ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کرده‌اند، رقمی بسیار بالاتر از برآوردهای بازار.  ترامپ معتقد است اقتصاد قوی‌تر آمریکا باید به نرخ بهره پایین‌تری منجر شود، اما کوین وارش رئیس فدرال رزرو تنها یک هفته پیش از احتمال افزایش نرخ بهره برای مهار تورم سخن گفته بود.  تهدید ترامپ فراتر از سیاست پولی است و می‌تواند تجارت با ده‌ها کشور را تحت تأثیر قرار دهد؛ موضوعی که فشار سیاسی بر فدرال رزرو و ریسک بی‌ثباتی در اقتصاد جهانی را هم‌زمان افزایش می‌دهد. ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود، از گزارش اشتغال آمریکا استقبال کرد و گفت کارفرمایان در ماه اوت ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کرده‌اند؛ رقمی که به گفته او دو تا سه برابر بهتر از برآوردهای بازار بوده است. او سپس استدلال کرد که قدرت اقتصادی آمریکا باید به معنای هزینه استقراض پایین‌تر باشد و از فدرال رزرو و رئیس آن، کوین وارش، خواست سیاست پولی خود را تغییر دهند. این اظهارات در شرایطی مطرح شده که وارش تنها یک هفته پیش از آن، از احتمال افزایش نرخ بهره برای مقابله با تورم سخن گفته بود. همین تضاد، اختلاف میان کاخ سفید و بانک مرکزی آمریکا را بار دیگر به یکی از موضوعات مهم اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. ترامپ این بار نرخ بهره را به تجارت گره زد ترامپ سال‌هاست از نرخ‌های بهره بالا در آمریکا انتقاد می‌کند و معتقد است هزینه بالای تأمین مالی، موقعیت اقتصادی ایالات متحده را در برابر سایر کشورها تضعیف می‌کند. اما اظهارات جدید او یک تفاوت مهم با انتقادهای قبلی دارد. رئیس‌جمهور آمریکا این بار کاهش نرخ بهره را مستقیماً به سیاست تجاری کشور پیوند زده و تهدید کرده است در صورت کاهش نیافتن نرخ‌ها، تجارت با کشورهایی که آمریکا با آنها کسری تجاری دارد متوقف خواهد شد. چنین تهدیدی در ظاهر بسیار گسترده است؛ زیرا ایالات متحده با ده‌ها کشور جهان کسری تجاری دارد و بخش قابل‌توجهی از آنها از مهم‌ترین شرکای تجاری آمریکا محسوب می‌شوند. به همین دلیل، اجرای واقعی چنین سیاستی می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از بازار ارز یا اوراق قرضه داشته باشد و زنجیره تأمین، واردات کالا، روابط تجاری و حتی قیمت برخی محصولات در بازار آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، کاخ سفید هنوز جزئیات مشخصی درباره نحوه اجرای این تهدید ارائه نکرده و فدرال رزرو نیز در واکنش به اظهارات ترامپ از اظهار نظر خودداری کرده است. گزارش اشتغال؛ جرقه تازه اختلاف اظهارات ترامپ پس از انتشار گزارش اشتغال ماه اوت مطرح شد. بر اساس این گزارش، کارفرمایان آمریکایی در این ماه ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کردند؛ رقمی که بسیار بالاتر از پیش‌بینی‌های بازار بود. ترامپ با استناد به همین داده‌ها استدلال کرد که اقتصاد آمریکا نسبت به گذشته اعتبار و قدرت بیشتری پیدا کرده است و بنابراین باید بتواند با نرخ بهره پایین‌تری فعالیت کند. منطق ترامپ این است که اگر اقتصاد آمریکا قدرتمندتر شده، هزینه تأمین مالی نیز باید کاهش پیدا کند. از نگاه او، نرخ بهره بالا مزیتی ناعادلانه برای سایر کشورها ایجاد می‌کند و قدرت رقابتی آمریکا را کاهش می‌دهد اما مسئله برای فدرال رزرو به این سادگی نیست. بانک مرکزی آمریکا تنها بر وضعیت اشتغال تمرکز نمی‌کند و هم‌زمان باید تورم را نیز کنترل کند. اگر کاهش نرخ بهره در شرایطی انجام شود که فشارهای تورمی همچنان پابرجا باشند، تقاضا می‌تواند افزایش پیدا کند و مسیر بازگشت تورم به هدف بانک مرکزی دشوارتر شود. همین اختلاف در اولویت‌ها، ریشه اصلی تقابل میان ترامپ و فدرال رزرو است. وارش برخلاف ترامپ از احتمال افزایش نرخ بهره گفت کوین وارش که با انتخاب ترامپ ریاست فدرال رزرو را بر عهده گرفته، برخلاف خواسته اخیر رئیس‌جمهور موضع محتاطانه‌تری در قبال سیاست پولی دارد. او یک هفته پیش در سخنرانی خود تأکید کرده بود که هدف فدرال رزرو بازگرداندن نرخ تورم به سطح ۲ درصد است و نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت همچنان مهم‌ترین ابزار بانک مرکزی برای دستیابی به این هدف و انجام مأموریت دوگانه آن محسوب می‌شوند. نکته مهم‌تر این بود که وارش احتمال افزایش نرخ بهره را نیز مطرح کرد؛ موضوعی که دقیقاً در نقطه مقابل خواسته ترامپ قرار دارد. ترامپ خواهان کاهش نرخ بهره است، در حالی که رئیس فدرال رزرو حتی احتمال افزایش آن را روی میز گذاشته است. این اختلاف می‌تواند برای بازارها اهمیت زیادی داشته باشد، زیرا سرمایه‌گذاران اکنون نه‌تنها باید داده‌های اقتصادی، تورم و اشتغال را بررسی کنند، بلکه باید میزان استقلال تصمیم‌گیری بانک مرکزی از دولت آمریکا را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند. چرا ترامپ این‌قدر بر کاهش نرخ بهره تأکید دارد؟ کاهش نرخ بهره می‌تواند از چند مسیر به اقتصاد آمریکا کمک کند. هزینه وام‌گیری برای شرکت‌ها و خانوارها کاهش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذاری افزایش می‌یابد و بازار مسکن نیز می‌تواند از تأمین مالی ارزان‌تر بهره‌مند شود. از طرف دیگر، نرخ بهره پایین‌تر معمولاً فشار کمتری بر هزینه تأمین مالی دولت وارد می‌کند؛ موضوعی که با توجه به بدهی عظیم آمریکا اهمیت زیادی دارد. ترامپ همچنین به دنبال تقویت جایگاه رقابتی آمریکا در برابر سایر اقتصادهای بزرگ است. از نگاه او، نرخ بهره بالا می‌تواند ارزش دلار را در سطحی قرار دهد که صادرات آمریکا را دشوارتر کند و در مقابل، کالاهای خارجی را برای مصرف‌کنندگان آمریکایی ارزان‌تر نگه دارد اما همین سیاست می‌تواند یک تناقض ایجاد کند. اگر کاهش نرخ بهره با هدف تضعیف دلار و افزایش رقابت‌پذیری آمریکا انجام شود، هم‌زمان ممکن است فشارهای تورمی افزایش پیدا کند. در این شرایط، فدرال رزرو ممکن است دوباره مجبور شود نرخ بهره را بالا ببرد. به همین دلیل، کاهش نرخ بهره بدون توجه به مسیر تورم می‌تواند تنها یک راه‌حل کوتاه‌مدت باشد. تهدید توقف تجارت چقدر جدی است؟ مهم‌ترین بخش اظهارات ترامپ نه درخواست کاهش نرخ بهره، بلکه تهدید به توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری با آمریکا بود. ایالات متحده با تعداد زیادی از کشورهای جهان کسری تجاری دارد؛ از اقتصادهای بزرگ آسیایی و اروپایی گرفته تا شرکای تجاری نزدیک آمریکا. بنابراین اگر این تهدید به یک سیاست واقعی تبدیل شود، دامنه آن بسیار وسیع خواهد بود. توقف تجارت با کشورهایی که آمریکا از آنها بیشتر واردات دارد، می‌تواند عرضه برخی کالاها را در بازار آمریکا کاهش دهد و هزینه واردات را افزایش دهد. در چنین شرایطی، شرکت‌های آمریکایی نیز ممکن است با افزایش هزینه مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای مواجه شوند. از طرف دیگر، کشورهای هدف نیز احتمالاً در برابر چنین اقدامی واکنش نشان خواهند داد. در نتیجه، سیاستی که با هدف کاهش کسری تجاری طراحی شده، ممکن است در نهایت به افزایش هزینه تجارت و ایجاد اختلال در زنجیره تأمین منجر شود. به همین دلیل، اجرای کامل این تهدید بسیار پرهزینه‌تر از یک افزایش تعرفه معمولی خواهد بود. فشار بر فدرال رزرو در آستانه انتخابات زمان‌بندی اظهارات ترامپ نیز قابل توجه است. این فشارها تنها حدود دو ماه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا مطرح شده‌اند؛ انتخاباتی که تورم و هزینه‌های بالای زندگی همچنان از موضوعات مهم مورد توجه رأی‌دهندگان هستند. کاهش نرخ بهره می‌تواند در کوتاه‌مدت برای بازارهای مالی و بخش‌هایی از اقتصاد خبر مثبتی باشد، اما اگر سرمایه‌گذاران احساس کنند سیاست پولی تحت فشار سیاسی قرار گرفته است، پیامد آن می‌تواند پیچیده‌تر باشد. اعتبار بانک مرکزی تا حد زیادی به این تصور وابسته است که تصمیمات آن بر اساس داده‌های اقتصادی و اهداف مشخص گرفته می‌شوند، نه بر اساس فشارهای سیاسی کوتاه‌مدت. هرچه این استقلال بیشتر زیر سؤال برود، احتمال افزایش نوسان در بازارهای مالی نیز بیشتر خواهد شد. از همین منظر، اختلاف اخیر ترامپ و وارش تنها یک اختلاف بر سر یک یا دو واحد درصد نرخ بهره نیست؛ بلکه بحث بزرگ‌تری درباره نحوه تعیین سیاست اقتصادی آمریکا در جریان است. “ «به نظر من، مهم‌ترین نکته این تحولات خود درخواست کاهش نرخ بهره نیست، بلکه پیوند زدن سیاست پولی به سیاست تجاری است. اگر فشار سیاسی بر فدرال رزرو افزایش پیدا کند، بازار ممکن است به‌جای آنکه کاهش نرخ بهره را یک محرک اقتصادی بداند، آن را نشانه تضعیف استقلال بانک مرکزی تلقی کند؛ اتفاقی که می‌تواند هزینه ریسک آمریکا را بالا ببرد. از سوی دیگر، تهدید به توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری، در صورت تبدیل شدن به سیاست اجرایی، می‌تواند اثری کاملاً معکوس داشته باشد و با افزایش هزینه واردات و اختلال در زنجیره تأمین، فشار تورمی ایجاد کند. بنابراین در نگاه من، چالش اصلی اقتصاد آمریکا دیگر صرفا «نرخ بهره بالا یا پایین» نیست؛ بلکه یافتن تعادلی میان رشد اقتصادی، کنترل تورم، اعتبار سیاست پولی و قدرت تجاری آمریکا است و هرگونه سیاستی که یکی از این چهار ضلع را قربانی دیگری کند، در نهایت می‌تواند هزینه بیشتری برای اقتصاد ایجاد کند.» بابک شیری معاون ترامپ نیز خواهان کاهش نرخ بهره است فشار برای کاهش نرخ بهره تنها از سوی رئیس‌جمهور آمریکا مطرح نشده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، نیز یک روز پیش از اظهارات جدید ترامپ خواهان کاهش نرخ بهره شده بود و این اقدام را واکنشی «مناسب و مسئولانه» در برابر داده‌های اخیر تورم آمریکا دانست. این هم‌زمانی نشان می‌دهد درخواست کاهش نرخ بهره به یک موضع گسترده‌تر در دولت ترامپ تبدیل شده است. در طرف مقابل، فدرال رزرو همچنان بر مأموریت اصلی خود یعنی کنترل تورم تأکید دارد. اگر اختلاف میان دولت و بانک مرکزی ادامه پیدا کند، نشست‌های آینده فدرال رزرو اهمیت بیشتری برای بازارها خواهند داشت؛ زیرا سرمایه‌گذاران باید تشخیص دهند آیا تصمیمات بانک مرکزی صرفاً بر اساس داده‌های اقتصادی گرفته می‌شوند یا فشارهای سیاسی نیز در مسیر سیاست پولی اثرگذار شده‌اند. بازارها میان اقتصاد قوی و سیاست پرریسک گزارش اشتغال قوی در نگاه اول باید خبر مثبتی برای اقتصاد آمریکا باشد. ایجاد ۱۶۲ هزار شغل نشان می‌دهد فعالیت اقتصادی همچنان توان ایجاد فرصت‌های شغلی را دارد و برخلاف برخی نگرانی‌ها، اقتصاد آمریکا در وضعیت شکننده‌ای قرار نگرفته است اما واکنش سیاست‌گذاران به این داده می‌تواند اهمیت بیشتری از خود عدد اشتغال داشته باشد. ترامپ این گزارش را دلیلی برای کاهش نرخ بهره می‌داند، در حالی که فدرال رزرو ممکن است همین قدرت اقتصادی را نشانه‌ای از ادامه فشار تقاضا و ضرورت احتیاط بیشتر در سیاست پولی تلقی کند. این اختلاف برداشت از یک داده اقتصادی، نشان‌دهنده تفاوت نگاه دولت و بانک مرکزی به اقتصاد است. برای بازارها نیز مسئله اصلی همین‌جاست: آیا اقتصاد آمریکا آن‌قدر قوی هست که کاهش نرخ بهره را تحمل کند، یا قدرت اشتغال و تقاضا می‌تواند مانع کاهش پایدار تورم شود؟ پاسخ به این سؤال مسیر دلار، اوراق خزانه، بازار سهام و حتی قیمت کالاها را در ماه‌های آینده تحت تأثیر قرار خواهد داد. جمع‌بندی دونالد ترامپ با درخواست کاهش نرخ بهره و تهدید به توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری، فشار بر فدرال رزرو را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. در حالی که گزارش اشتغال اوت از ایجاد ۱۶۲ هزار شغل حکایت دارد، رئیس‌جمهور آمریکا این عملکرد را نشانه قدرت اقتصاد و دلیلی برای کاهش هزینه استقراض می‌داند. در مقابل، کوین وارش بر بازگرداندن تورم به هدف ۲ درصد تأکید کرده و حتی احتمال افزایش نرخ بهره را مطرح کرده است. این اختلاف نشان می‌دهد مسیر سیاست پولی آمریکا در ماه‌های آینده می‌تواند به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده بازارهای جهانی تبدیل شود. تهدید تجاری ترامپ نیز ریسک دیگری را به این معادله اضافه کرده است. اگرچه هنوز مشخص نیست این تهدید تا چه اندازه جنبه عملی پیدا خواهد کرد، اما گسترش چنین سیاستی می‌تواند هزینه تجارت جهانی را افزایش داده و در نهایت حتی با هدف اصلی دولت آمریکا یعنی کاهش فشارهای اقتصادی در تضاد قرار گیرد. در شرایط فعلی، بازار بیش از آنکه تنها به یک تصمیم درباره نرخ بهره نگاه کند، باید سه متغیر را هم‌زمان دنبال کند: مسیر تورم، میزان استقلال فدرال رزرو و نحوه تبدیل تهدیدهای تجاری ترامپ به سیاست واقعی. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

خبر خوب برای اقتصاد آمریکا، خبر بد برای کاهش نرخ بهره

  دکتر کریستوف بالز از بانک کومرتس‌بانک اعلام کرد که بازار کار آمریکا در ماه اوت عملکردی بهتر از انتظار داشت؛ به‌طوری‌که تغییرات اشتغال بخش غیرکشاورزی ایالات متحده(Nonfarm Payrolls) و اشتغال بخش خصوصی هر دو با قدرت افزایش یافتند، در حالی که نرخ بیکاری در سطح ۴.۱ درصد ثابت ماند. رشد دستمزدها نیز همچنان روندی کاهشی داشت. این بانک تأکید می‌کند که فدرال رزرو، تحت رهبری رئیس کوین وارش و عضو هیئت‌مدیره فدرال رزرو، کریستوفر والر، اکنون تمرکز خود را بر داده‌های تورمی ماه اوت برای تصمیم‌گیری سیاستی در نشست ۱۵ و ۱۶ سپتامبر خواهد گذاشت؛ جایی که کومرتس‌بانک همچنان انتظار دارد نرخ بهره بدون تغییر باقی بماند. قدرت بازار کار، تمرکز را به سمت تورم تغییر می‌دهد در آمریکا، تعداد مشاغل در ماه اوت ۱۶۲ هزار مورد افزایش یافت. نرخ بیکاری نیز در سطح ۴.۱ درصد باقی ماند که نشان می‌دهد اقتصاد همچنان در شرایط اشتغال کامل قرار دارد. با این حال، از دیدگاه فدرال رزرو، قیمت‌های مصرف‌کننده احتمالاً عامل مهم‌تری در تعیین مسیر نرخ بهره در نشست ۱۶ سپتامبر خواهد بود. آمار تورم ماه اوت جمعه آینده منتشر خواهد شد. در ماه اوت، اشتغال با افزایش قابل‌توجه ۱۶۲ هزار نفری روبه‌رو شد (در حالی که پیش‌بینی اجماع بازار ۵۵ هزار نفر و پیش‌بینی کومرتس‌بانک ۵۰ هزار نفر بود). علاوه بر این، آمار ماه‌های گذشته در مجموع ۵۵ هزار شغل به سمت بالا اصلاح شد. برای مثال، تعداد مشاغل ماه ژوئیه برخلاف گزارش اولیه که از کاهش ۲۳ هزار شغل حکایت داشت، در نهایت با افزایش ۲۱ هزار شغل همراه شد. در مجموع، بازار کار همچنان در وضعیت قدرتمندی قرار دارد. روند رشد اشتغال که بر اساس میانگین شش‌ماهه اندازه‌گیری می‌شود، بار دیگر مسیر صعودی به خود گرفته است. نرخ بیکاری نیز تقریباً در همان سطحی قرار دارد که معمولاً با اشتغال کامل در آمریکا مرتبط دانسته می‌شود. کومرتس‌بانک همچنان انتظار دارد نرخ‌های بهره بدون تغییر باقی بمانند، اما احتمال اینکه فدرال رزرو در نهایت تصمیم به افزایش نرخ بهره بگیرد، به‌طور محسوسی افزایش یافته است. ✔️ بیشتر بخوانید: تورم پس از گزارش قدرتمند اشتغال، به کانون توجه بازارها بازگشت

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تورم پس از گزارش قدرتمند اشتغال، به کانون توجه بازارها بازگشت

  جف روزنبرگ از بلک‌راک می‌گوید داده‌های قوی اشتغال ماه اوت، تمرکز بازارها را به گزارش تورم (CPI) هفته آینده و تصمیم فدرال رزرو در نشست سپتامبر معطوف کرده است. اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا در ماه اوت ۱۶۲ هزار نفر افزایش یافت؛ رقمی بالاتر از پیش‌بینی‌ها که باعث افزایش بازده اوراق خزانه‌داری شد. روزنبرگ انتظار دارد در صورتی که روند کاهش تورم ادامه پیدا کند، فدرال رزرو نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد. با این حال، بزرگ‌ترین ریسک، افزایش هزینه‌های انرژی و سرایت آن به تورم هسته است. به گفته او، حتی افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره نیز احتمالاً شوک قابل‌توجهی به بازار سهام یا بازارهای اعتباری وارد نخواهد کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بازار سهام آمریکا در انتظار گزارش اشتغال؛ وال‌استریت چشم به تصمیم فدرال رزرو دوخت

معاملات آتی شاخص‌های اصلی بازار سهام آمریکا در آغاز معاملات روز جمعه تغییر محسوسی نداشتند؛ زیرا سرمایه‌گذاران در انتظار انتشار گزارش اشتغال ماه اوت هستند؛ گزارشی که می‌تواند مسیر تصمیم‌گیری فدرال رزرو درباره نرخ بهره در نشست سپتامبر را تا حد زیادی مشخص کند. در یک نگاه بازارهای آمریکا پیش از انتشار گزارش اشتغال اوت تقریباً بدون تغییر ماندند؛ در حالی که S&P 500 و داوجونز روز گذشته یکی از بهترین معاملات یک ماه اخیر را ثبت کرده بودند.  اقتصاددانان انتظار دارند آمریکا در اوت حدود ۵۵ تا ۵۸ هزار شغل ایجاد کند، نرخ بیکاری ۴.۱٪ باقی بماند و رشد سالانه دستمزدها به ۳٪ کاهش یابد.  اظهارات کریستوفر والر احتمال افزایش نرخ بهره در سپتامبر را کاهش داد؛ هم‌زمان دلار در هفته حدود ۰.۷٪ افت کرد و ین ژاپن با رشد ۲.۷٪ بهترین عملکرد هفتگی خود از ژوئیه را ثبت کرد. سهام لولولمون پس از کاهش پیش‌بینی درآمد و سود تا حدود ۲۰٪ سقوط کرد؛ اکنون گزارش اشتغال می‌تواند تعیین کند که بازار به سمت سناریوی «فرود نرم» اقتصاد می‌رود یا نگرانی از رکود و سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر دوباره غالب می‌شود. قراردادهای آتی شاخص داوجونز اندکی پایین‌تر از سطح بدون تغییر قرار گرفتند، در حالی که معاملات آتی S&P 500 افزایش جزئی داشت و قراردادهای آتی نزدک ۱۰۰ حدود ۰.۴ درصد رشد کرد. این وضعیت یک روز پس از آن رخ داد که دو شاخص اصلی بازار آمریکا بهترین عملکرد روزانه خود در نزدیک به یک ماه گذشته را ثبت کردند. عامل اصلی جهش روز گذشته، اظهارات کریستوفر والر، عضو فدرال رزرو، بود. او اعلام کرد که تمایل دارد نرخ بهره در سطح فعلی حفظ شود؛ سخنانی که باعث شد معامله‌گران بخشی از انتظارات خود برای افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر را کاهش دهند. اکنون بازار تقریباً شانس برابری برای افزایش نرخ بهره در نشست پیش‌رو در نظر می‌گیرد؛ موضوعی که اهمیت گزارش اشتغال امروز را برای بازارهای مالی دوچندان کرده است. گزارش اشتغال در مرکز توجه بازار تمام نگاه‌ها در آغاز معاملات جمعه به گزارش اشتغال ماه اوت معطوف بود. اقتصاددانان انتظار داشتند اقتصاد آمریکا در این ماه حدود ۵۵ هزار شغل ایجاد کرده باشد؛ رقمی که در صورت تحقق، بازگشت رشد اشتغال پس از کاهش غیرمنتظره ماه ژوئیه را نشان خواهد داد. در ماه ژوئیه، رشد اشتغال برخلاف انتظار کاهش یافت و اقتصاد آمریکا با افت غیرمنتظره تعداد مشاغل مواجه شد. به همین دلیل، گزارش ماه اوت می‌تواند مشخص کند که ضعف مشاهده‌شده در بازار کار یک اتفاق موقت بوده یا نشانه‌ای از کاهش پایدارتر سرعت اقتصاد آمریکا است. برآوردهای منتشرشده برای گزارش امروز، ایجاد حدود ۵۸ هزار شغل غیرکشاورزی را در نظر گرفته‌اند، در حالی که رقم ماه گذشته منفی ۲۳ هزار شغل بوده است. در بخش اشتغال خصوصی نیز انتظار می‌رود حدود ۵۰ هزار شغل ایجاد شده باشد؛ در حالی که این رقم در ماه ژوئیه ۳۰ هزار شغل بود. همچنین پیش‌بینی می‌شود اشتغال بخش تولید حدود ۵ هزار نفر افزایش پیدا کند؛ رقمی که با عملکرد ماه گذشته برابر است. نرخ بیکاری نیز بر اساس برآوردها باید در سطح ۴.۱ درصد باقی بماند و نرخ مشارکت نیروی کار نیز در محدوده ۶۱.۴ درصد قرار گیرد. دستمزدها؛ بخش مهم گزارش برای فدرال رزرو گزارش اشتغال فقط درباره تعداد مشاغل ایجادشده نیست. یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی که فدرال رزرو به آن توجه خواهد کرد، روند دستمزدهاست. بر اساس پیش‌بینی‌ها، متوسط دستمزد ساعتی در ماه اوت باید ۰.۳ درصد نسبت به ماه قبل افزایش پیدا کرده باشد. رشد سالانه دستمزدها نیز حدود ۳ درصد پیش‌بینی شده است؛ رقمی که نسبت به رشد ۳.۲ درصدی ماه گذشته کاهش نشان می‌دهد. اگر رشد دستمزدها هم‌زمان با افزایش محدود اشتغال ادامه پیدا کند، می‌تواند این برداشت را تقویت کند که فشارهای تورمی ناشی از بازار کار در حال کاهش است. اما اگر دستمزدها بالاتر از انتظار افزایش پیدا کنند، حتی یک گزارش اشتغال ضعیف نیز لزوماً به معنای کاهش فشار برای افزایش نرخ بهره نخواهد بود. به همین دلیل، بازار احتمالاً به مجموعه‌ای از داده‌ها نگاه خواهد کرد و نه فقط به عدد اصلی اشتغال. فدرال رزرو میان تورم و بازار کار گرفتار شده است فدرال رزرو در شرایط پیچیده‌ای قرار گرفته است. از یک طرف، تورم همچنان در سطحی قرار دارد که سیاست‌گذاران نمی‌توانند به‌سادگی از آن عبور کنند؛ از طرف دیگر، بازار کار نشانه‌هایی از کاهش سرعت رشد را نشان می‌دهد. افزایش نرخ بهره می‌تواند به کنترل فشارهای تورمی کمک کند، اما هم‌زمان خطر تشدید ضعف بازار کار و کاهش فعالیت اقتصادی را افزایش می‌دهد. گزارش اشتغال ماه اوت به همین دلیل اهمیت ویژه‌ای دارد. نشست بعدی فدرال رزرو در روزهای ۱۶ و ۱۷ سپتامبر برگزار خواهد شد و داده‌های اشتغال یکی از مهم‌ترین اطلاعاتی خواهد بود که پیش از این نشست در اختیار سیاست‌گذاران قرار می‌گیرد. در حال حاضر، بازار تقریباً با احتمال ۵۰ درصدی افزایش نرخ بهره در این نشست مواجه است. بنابراین هرگونه انحراف قابل‌توجه گزارش اشتغال از انتظارات می‌تواند این احتمال را به سرعت تغییر دهد. اگر اشتغال ضعیف‌تر از انتظار باشد، معامله‌گران ممکن است احتمال افزایش نرخ بهره را کاهش دهند و به سمت دارایی‌های پرریسک‌تر حرکت کنند. در مقابل، گزارش قوی می‌تواند نگرانی‌ها درباره تداوم فشارهای تورمی را افزایش داده و احتمال سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر را بالا ببرد. اظهارات والر به بازار آرامش داد رشد بازار سهام در روز پنجشنبه تا حد زیادی تحت تأثیر اظهارات کریستوفر والر قرار گرفت. والر با اشاره به پیشرفت در مسیر کاهش تورم، از احتمال حفظ نرخ بهره در سطح فعلی حمایت کرد. این سخنان باعث شد معامله‌گران بخشی از موقعیت‌های خود را که بر افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر حساب کرده بودند، کاهش دهند. همین تغییر انتظارات باعث شد بازار سهام رشد کند و فشار بر بازار اوراق کاهش یابد اما سرمایه‌گذاران هنوز برای تغییر پایدار در سیاست پولی فدرال رزرو به شواهد بیشتری نیاز دارند. گزارش اشتغال ماه اوت می‌تواند یکی از مهم‌ترین این شواهد باشد. رویکرد جدید کوین وارش؛ بازار باید داده‌ها را تفسیر کند در کنار اظهارات والر، نگاه بازار به رویکرد جدید کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، نیز اهمیت دارد. وارش در نخستین سخنرانی خود در جکسون هول تلاش کرده بود نقش راهنمایی مستقیم بازار درباره مسیر آینده نرخ بهره را کاهش دهد. رویکرد او این است که فدرال رزرو کمتر درباره تصمیم‌های آینده خود سیگنال بدهد و اجازه دهد بازار بر اساس داده‌های اقتصادی تصمیم‌گیری کند. تشخیص فعلی وارش نسبتاً سخت‌گیرانه است. از نگاه او، وضعیت اشتغال همچنان مناسب است، فشارهای تورمی بیش از حد مطلوب باقی مانده‌اند و شرایط مالی گسترده اقتصاد آمریکا نیز به اندازه کافی محدودکننده نیست. این دیدگاه می‌تواند نحوه واکنش بازار به گزارش اشتغال را تغییر دهد. در گذشته، معامله‌گران گاهی با یک گزارش ضعیف اشتغال بلافاصله احتمال کاهش نرخ بهره را بالا می‌بردند. اما رویکرد جدید فدرال رزرو نشان می‌دهد که بازار باید مجموعه‌ای از داده‌های مربوط به تورم، اشتغال، تقاضا، فعالیت شرکت‌ها و شرایط مالی را در کنار یکدیگر بررسی کند. در چنین شرایطی، یک عدد ضعیف در اشتغال الزاماً به معنای تغییر سریع سیاست پولی نخواهد بود. دلار تحت فشار انتظارات نرخ بهره قرار گرفت هم‌زمان با کاهش انتظارات برای افزایش نرخ بهره فدرال رزرو، دلار آمریکا نیز در ابتدای ماه سپتامبر تحت فشار قرار گرفته است. شاخص دلار بلومبرگ در پایان هفته حدود ۰.۷ درصد کاهش داشت و روز پنجشنبه به پایین‌ترین سطح خود از ماه مه رسید. افت ارزش دلار در شرایطی رخ داده که معامله‌گران احتمال افزایش نرخ بهره در نشست سپتامبر را تقریباً به ۵۰ درصد کاهش داده‌اند. اظهارات والر درباره پیشرفت در مسیر کاهش تورم نیز فشار بیشتری بر دلار وارد کرده است. در مقابل، ین ژاپن عملکرد بسیار قدرتمندی داشته است. این ارز در مسیر ثبت بهترین عملکرد هفتگی خود از ماه ژوئیه قرار گرفته و در برابر دلار حدود ۲.۷ درصد رشد کرده است. عامل اصلی تقویت ین، افزایش انتظارها برای بالا بردن نرخ بهره توسط بانک مرکزی ژاپن است. معامله‌گران احتمال افزایش ۰.۲۵ واحد درصدی نرخ بهره ژاپن در ماه جاری را بررسی می‌کنند و احتمال ادامه افزایش نرخ‌ها در آینده نیز مطرح است. به این ترتیب، تحولات نرخ بهره در آمریکا و ژاپن هم‌زمان در حال تغییر موازنه بازار ارز هستند. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته این گزارش نه عدد اشتغال به‌تنهایی، بلکه تغییر رابطه میان داده‌های اقتصادی و واکنش بازار است. فدرال رزرو تحت مدیریت کوین وارش ظاهراً قصد دارد وابستگی بازار به «راهنمایی آینده‌نگر» بانک مرکزی را کاهش دهد و وزن بیشتری به داده‌های واقعی بدهد؛ بنابراین حتی یک گزارش اشتغال ضعیف نیز لزوماً به معنای چرخش سریع سیاست پولی نیست. در چنین فضایی، برای سرمایه‌گذاران مهم‌تر از یک عدد منفرد، ترکیب اشتغال، دستمزد و تورم خواهد بود. اگر بازار کار بدون ایجاد موج جدید تورمی آرام‌تر شود، می‌توان انتظار داشت فضای مطلوب‌تری برای سهام ایجاد شود؛ اما اگر دستمزدها دوباره شتاب بگیرند، ریسک نرخ بهره بالاتر همچنان بر بازار سایه خواهد انداخت.» بابک شیری سهام لوولمون در خلاف جهت بازار حرکت کرد در بازار سهام، همه شرکت‌ها از فضای مثبت ایجادشده در بازار بهره نبردند. سهام لوولمون در معاملات پیش‌گشایش حدود ۱۸ درصد سقوط کرد و در مقطعی افت آن به ۲۰ درصد نیز رسید. دلیل این کاهش شدید، عملکرد ضعیف سه‌ماهه دوم و کاهش پیش‌بینی شرکت برای درآمد و سود سالانه بود. درآمد لوولمون در سه‌ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۶ با کاهش ۴ درصدی به ۲.۴ میلیارد دلار رسید و فروش قابل مقایسه نیز ۹ درصد کاهش یافت. این شرکت اکنون انتظار دارد درآمد سالانه ۲۰۲۶ در محدوده ۱۰.۳۵ تا ۱۰.۵ میلیارد دلار قرار گیرد؛ یعنی حدود ۵ تا ۷ درصد پایین‌تر از دوره قبل. پیش‌بینی سود تعدیل‌شده هر سهم نیز به محدوده ۹.۴۸ تا ۹.۷۳ دلار کاهش یافته است. این عملکرد در شرایطی منتشر شده که «هایدی اونیل»، مدیر باسابقه شرکت نایکی، قرار است از هفته آینده مدیریت لوولمون را بر عهده بگیرد. بازار در انتظار یک سیگنال روشن است شرایط فعلی بازار نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران بیش از آنکه صرفاً به جهت شاخص‌ها توجه کنند، در حال ارزیابی مسیر سیاست پولی آمریکا هستند. رشد روز پنجشنبه بازار سهام نشان داد که حتی یک تغییر محدود در انتظارات نرخ بهره می‌تواند سرمایه‌گذاران را دوباره به سمت سهام سوق دهد اما این خوش‌بینی شکننده است. اگر گزارش اشتغال امروز بسیار قوی باشد، احتمال افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر می‌تواند دوباره افزایش پیدا کند. چنین سناریویی احتمالاً فشار بیشتری بر سهام رشدمحور و شرکت‌های فناوری وارد خواهد کرد. در مقابل، اگر اشتغال بسیار ضعیف باشد، بازار ممکن است افزایش نرخ بهره را از قیمت‌ها خارج کند؛ اتفاقی که می‌تواند به رشد سهام و کاهش بازده اوراق منجر شود. سناریوی میانه نیز اهمیت زیادی دارد. ایجاد حدود ۵۵ تا ۵۸ هزار شغل همراه با نرخ بیکاری ۴.۱ درصد و رشد دستمزد نزدیک به ۰.۳ درصد می‌تواند نشان دهد بازار کار در وضعیت «استخدام کم، اخراج کم» قرار دارد؛ یعنی نه آن‌قدر قوی است که فشار تورمی شدیدی ایجاد کند و نه آن‌قدر ضعیف که نگرانی جدی درباره رکود ایجاد شود. جمع‌بندی بازار سهام آمریکا در حالی به استقبال گزارش اشتغال ماه اوت رفته که معامله‌گران تقریباً در میانه دو سناریو قرار دارند. از یک طرف، اظهارات کریستوفر والر احتمال افزایش نرخ بهره در سپتامبر را کاهش داده و باعث رشد سهام شده است؛ از طرف دیگر، کوین وارش همچنان نسبت به وضعیت تورم و شرایط مالی نگاه سخت‌گیرانه‌تری دارد. انتظار بازار برای ایجاد حدود ۵۵ تا ۵۸ هزار شغل، نرخ بیکاری ۴.۱ درصد، رشد ۰.۳ درصدی دستمزد ماهانه و رشد ۳ درصدی دستمزد سالانه است. هرگونه فاصله معنادار از این ارقام می‌تواند مسیر انتظارات نرخ بهره را تغییر دهد. در بازار ارز نیز دلار در ابتدای سپتامبر ۰.۷ درصد افت کرده و ین با رشد ۲.۷ درصدی در برابر دلار یکی از بهترین عملکردهای خود در هفته‌های اخیر را ثبت کرده است. در بازار سهام نیز در حالی که شاخص‌های اصلی در آستانه انتشار گزارش اشتغال آرام مانده‌اند، سقوط حدود ۱۸ تا ۲۰ درصدی لوولمون نشان داد که در کنار عوامل کلان اقتصادی، عملکرد شرکت‌ها همچنان می‌تواند نوسان شدیدی در سهام ایجاد کند. در نهایت، گزارش اشتغال امروز بیش از آنکه فقط یک گزارش اقتصادی باشد، آزمونی برای انتظارات بازار از فدرال رزرو است. اگر داده‌ها تصویری از بازاری «کم‌رمق اما باثبات» ارائه دهند، احتمالاً فدرال رزرو فضای بیشتری برای صبر خواهد داشت؛ اما هر نشانه‌ای از بازگشت فشار دستمزدی یا اشتغال قوی‌تر از انتظار می‌تواند بار دیگر بحث افزایش نرخ بهره را به مرکز توجه وال‌استریت بازگرداند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر