EURUSD 1.12073 USD ▲ 0.44%
XAUUSD 3,904.21 USD ▲ 0.75%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 99.40 USD ▼ 4.53%
BTCUSD 77,791.75 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70083 USD ▼ 0.31%
EURJPY 176.946 JPY ▲ 0.39%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۴ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۴ دقیقه پیش

بازگشت محتاطانه معاملات آتی وال‌استریت؛ آزمون هوش مصنوعی، اپل و انتخابات آمریکا در هفته‌ای سرنوشت‌ساز

بازار آمریکا دوشنبه دوم نوامبر ۲۰۲۶ را با نشانه‌هایی از بهبود آغاز کرد؛ معاملات آتی شاخص‌های اصلی پیش از بازگشایی رشد کردند و بخشی از فشار فروش هفته گذشته فروکش کرد. بااین‌حال، این حرکت به‌تنهایی نشانه پایان اصلاح نیست. سرمایه‌گذاران پس از واکنش منفی به گزارش‌های مالی شرکت‌های بزرگ فناوری، اکنون به دنبال شواهد روشن‌تری هستند که نشان دهد هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی واقعاً به درآمد، سود و جریان نقدی پایدار تبدیل می‌شود. در کنار گزارش مالی اپل، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و گزارش اشتغال اکتبر، سه محرک مهم این هفته‌اند. ترکیب این رویدادها می‌تواند انتظارات نرخ بهره، ارزیابی ریسک و جهت کوتاه‌مدت بازار را تغییر دهد. در یک نگاه معاملات آتی نزدک ۱۰۰، اس‌اندپی ۵۰۰ و داوجونز پیش از بازگشایی رشد کردند. فروش سنگین سهام فناوری نشان داد بازار برای رشد هوش مصنوعی معیارهای سخت‌گیرانه‌تری دارد. گزارش اپل و عملکرد AMD می‌توانند بر احساسات سرمایه‌گذاران فناوری اثر بگذارند. انتخابات آمریکا و گزارش اشتغال، ریسک سیاسی و اقتصادی هفته را افزایش می‌دهند. معاملات آتی بالا رفتند؛ اما اعتماد هنوز بازنگشته است بر اساس گزارش‌های منتشرشده در دوم نوامبر، معاملات آتی داوجونز و اس‌اندپی ۵۰۰ در ساعات پیش از بازگشایی حدود ۰٫۴ تا ۰٫۶ درصد افزایش داشتند. قراردادهای نزدک ۱۰۰ نیز نزدیک به ۰٫۸ درصد رشد کردند. اختلاف جزئی ارقام در گزارش‌های خبری می‌تواند به زمان ثبت قیمت‌ها مربوط باشد؛ ازاین‌رو، این اعداد تصویری از معاملات پیش از گشایش هستند، نه قیمت پایانی بازار. این بازگشت پس از هفته‌ای رخ داد که سهام فناوری، به‌ویژه شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی و نیمه‌رساناها، تحت فشار قرار گرفتند. شاخص ترکیبی نزدک در اکتبر حدود ۵ درصد افت کرد، درحالی‌که اس‌اندپی ۵۰۰ کاهش محدودتری داشت و داوجونز از حمایت نسبی سهام دفاعی و شرکت‌های دارای جریان نقدی قوی بهره برد. این تفاوت نشان می‌دهد افت اخیر صرفاً فروش فراگیر بازار نبود؛ سرمایه‌گذاران در حال بازنگری در ارزش‌گذاری و کیفیت سود شرکت‌ها نیز بودند. رشد معاملات آتی می‌تواند بازتاب خرید در قیمت‌های پایین‌تر، تعدیل موقعیت‌های معاملاتی یا انتظار برای گزارش‌های تازه باشد. بدون همراهی حجم معاملات و بهبود پایدار قیمت‌ها، نباید آن را تأیید قطعی بازگشت روند صعودی دانست. هوش مصنوعی؛ از وعده رشد تا مطالبه بازده مالی واکنش بازار به گزارش‌های اخیر آلفابت، آمازون و اینتل، مسئله‌ای مهم را برجسته کرده است: حتی شرکت‌هایی با کسب‌وکار قدرتمند نیز در صورت نرسیدن به انتظارات بالای تحلیلگران ممکن است با افت شدید سهام مواجه شوند. گزارش‌های خبری از کاهش حدود ۱۳ درصدی سهام آلفابت پس از انتشار نتایج خبر داده‌اند؛ نگرانی‌ها درباره درآمدزایی جست‌وجو در فضای رقابت هوش مصنوعی نیز بر نگاه سرمایه‌گذاران سایه انداخته است. هرچه ارزش‌گذاری شرکت‌ها بیشتر بر رشد آینده متکی باشد، بازار برای توضیح روشن‌تر درباره درآمد افزوده، حاشیه سود و جریان نقدی حساس‌تر می‌شود. بنابراین، هزینه سرمایه‌ای بالا زمانی قابل دفاع‌تر است که شرکت بتواند مسیر تبدیل آن به درآمد پایدار را نشان دهد. اپل در مرکز توجه؛ آزمون تقاضا و انضباط سرمایه‌ای اپل پس از پایان معاملات روز دوشنبه قرار است نتایج سه‌ماهه مالی خود را منتشر کند. برآورد اجماعی نقل‌شده در گزارش یاهو فایننس، سود هر سهم را حدود ۲ دلار و درآمد را نزدیک به ۱۱۳٫۴۶ میلیارد دلار نشان می‌دهد؛ در دوره مشابه سال قبل، سود هر سهم ۱٫۸۵ دلار و درآمد ۱۰۲٫۴۶ میلیارد دلار گزارش شده بود. این ارقام پیش‌بینی تحلیلگران‌اند و نباید با نتایج تحقق‌یافته اشتباه گرفته شوند. در شرایطی که برخی رقبای بزرگ هزینه‌های زیرساختی هوش مصنوعی را افزایش داده‌اند، اپل ممکن است از دید بخشی از سرمایه‌گذاران به‌عنوان شرکتی با انضباط سرمایه‌ای بیشتر دیده شود. بااین‌حال، این برداشت به‌معنای مصونیت سهام آن نیست. تقاضای مصرف‌کننده، رقابت، حاشیه سود محصولات و ارزش‌گذاری بالا همچنان ریسک‌های مهم‌اند. اینتل و ای‌ام‌دی؛ فشار بر زنجیره نیمه‌رساناها افت شدید سهام اینتل پس از ارائه چشم‌اندازی ضعیف‌تر، فشار را به دیگر شرکت‌های نیمه‌رسانا نیز منتقل کرد. گزارش‌های خبری از کاهش نزدیک به ۲۹ درصدی اینتل و افت حدود ۱۱ درصدی سهام ای‌ام‌دی حکایت داشتند. در مورد اینتل، نگرانی درباره هزینه بالای حافظه و ضعف فروش رایانه‌های شخصی، واکنش مثبت احتمالی به برخی ارقام گزارش مالی را تحت‌الشعاع قرار داد. ای‌ام‌دی قرار است روز سه‌شنبه گزارش مالی خود را منتشر کند. سرمایه‌گذاران به دنبال نشانه‌هایی هستند که نشان دهد شتاب تقاضای مراکز داده و شتاب‌دهنده‌های محاسباتی به فروش سودآور تبدیل شده است. رشد درآمد به‌تنهایی کافی نیست؛ حاشیه سود، هزینه توسعه، رقابت و میزان وابستگی مشتریان به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ زیرساختی نیز اهمیت دارند. انتخابات و اشتغال؛ دو عامل تعیین‌کننده برای انتظارات انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سه‌شنبه سوم نوامبر برگزار می‌شود و رقابت برای کرسی‌های مجلس نمایندگان و بخشی از سنا می‌تواند بر مسیر سیاست‌گذاری اثر بگذارد. داروسازی، مسکن و زیرساخت مراکز داده هوش مصنوعی از حوزه‌هایی هستند که ممکن است در واشنگتن بیشتر زیر ذره‌بین قرار گیرند. تغییر توازن قدرت می‌تواند بر مقررات، بودجه، مذاکرات مالی و فضای سرمایه‌گذاری اثر بگذارد؛ بااین‌حال، نتیجه سیاسی به‌تنهایی مسیر بازار را تعیین نمی‌کند. در سمت اقتصاد، گزارش اشتغال اکتبر که برای جمعه برنامه‌ریزی شده، اطلاعات تازه‌ای درباره وضعیت بازار کار فراهم می‌کند. داده‌های تولید و قیمت‌های پرداخت‌شده نیز می‌توانند نشانه‌هایی از فشار تورمی و قدرت فعالیت اقتصادی ارائه دهند. اگر اشتغال و قیمت‌ها قوی‌تر از انتظار باشند، نگرانی از ماندگاری نرخ‌های بهره بالا ممکن است تقویت شود؛ داده‌های ضعیف‌تر نیز لزوماً مثبت نیستند، زیرا می‌توانند نگرانی درباره کندشدن اقتصاد را افزایش دهند. در ترجمه برخی نقاط از متن از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

انویدیا یا تی اس ام سی؛ کدام شرکت برنده بزرگ‌تر رونق هوش مصنوعی خواهد بود؟

رونق هوش مصنوعی، انویدیا و شرکت تولید نیمه‌رسانای تایوان (TSMC) را به دو بازیگر کلیدی بازار سهام فناوری تبدیل کرده است؛ یکی با طراحی پردازنده‌های پیشرفته و توسعه زیرساخت نرم‌افزاری، و دیگری با تولید تراشه‌های موردنیاز شرکت‌های بزرگ صنعت. هر دو شرکت از افزایش تقاضای محاسباتی بهره برده‌اند، اما تفاوت در ساختار کسب‌وکار، قدرت قیمت‌گذاری و هزینه‌های عملیاتی، مسیر سودآوری آن‌ها را از یکدیگر متمایز می‌کند. پرسش اصلی این است که در ادامه گسترش هوش مصنوعی، کدام شرکت ظرفیت بیشتری برای خلق ارزش در اختیار دارد و آیا رشد گذشته سهام آن‌ها می‌تواند در آینده نیز تکرار شود؟ در یک نگاه انویدیا با رشد درآمد، حاشیه سود ناخالص بیش از ۷۰ درصد و جایگاه پیشرو در پردازنده‌های هوش مصنوعی، از مزیت رقابتی قدرتمندی برخوردار است. شرکت تولید نیمه‌رسانای تایوان با سهم بیش از ۷۰ درصدی از بازار تولید قراردادی تراشه، از موفقیت طیف گسترده‌ای از طراحان تراشه بهره می‌برد. انویدیا در فصل اخیر مورد اشاره گزارش، رشد درآمد ۱۰۶ درصدی تا سطح ۹۶ میلیارد دلار را ثبت کرده است؛ درآمد فصلی تی‌اس‌ام‌سی نیز به حدود ۴۶ میلیارد دلار رسیده است. انویدیا از قدرت قیمت‌گذاری بالاتری برخوردار است؛ اما تنوع مشتریان تی‌اس‌ام‌سی می‌تواند در برابر تغییر برندگان رقابت هوش مصنوعی، مزیتی راهبردی ایجاد کند.  انویدیا؛ قدرت طراحی، نرم‌افزار و قیمت‌گذاری مزیت اصلی انویدیا تنها در طراحی پردازنده‌های گرافیکی خلاصه نمی‌شود. این شرکت با سرمایه‌گذاری زودهنگام در محاسبات موردنیاز هوش مصنوعی، توانسته است محصولات خود را با نیازهای آموزش و اجرای مدل‌های بزرگ هماهنگ کند. در کنار سخت‌افزار، بستر نرم‌افزاری CUDA و مجموعه ابزارها و خدمات مرتبط، بخش مهمی از مزیت رقابتی شرکت را تشکیل می‌دهند. این اکوسیستم برای مشتریان اهمیت اقتصادی دارد. سازمان‌هایی که زیرساخت خود را بر پایه محصولات انویدیا توسعه داده‌اند، برای تغییر تأمین‌کننده باید هزینه‌های فنی، مالی و زمانی قابل‌توجهی بپردازند. ازاین‌رو، حتی در صورت ظهور رقبای قدرتمند، مهاجرت گسترده به پلتفرم‌های دیگر لزوماً سریع یا کم‌هزینه نخواهد بود. عامل مهم دیگر، قدرت قیمت‌گذاری است. بر اساس گزارش مورد بررسی، درآمد انویدیا در فصل اخیر با رشد سالانه ۱۰۶ درصدی به ۹۶ میلیارد دلار رسیده و حاشیه سود ناخالص آن همچنان بالاتر از ۷۰ درصد قرار داشته است. ترکیب تقاضای بالا، محصولات پیشرفته و اکوسیستم نرم‌افزاری گسترده به شرکت اجازه می‌دهد بخش قابل‌توجهی از ارزش ایجادشده در زنجیره هوش مصنوعی را به درآمد و سود تبدیل کند. بااین‌حال، این مزیت‌ها بدون ریسک نیستند. افزایش رقابت، توسعه تراشه‌های اختصاصی توسط شرکت‌های بزرگ فناوری، محدودیت‌های صادراتی و احتمال تعدیل سرمایه‌گذاری مراکز داده می‌توانند بر رشد آینده اثر بگذارند. همچنین، حاشیه سود بالا به‌تنهایی برای ارزیابی جذابیت سهام کافی نیست و باید در کنار قیمت بازار و انتظارات رشد بررسی شود. TSMC؛ برنده زنجیره تأمین، مستقل از طراح نهایی تی‌اس‌ام‌سی در موقعیتی متفاوت قرار دارد. این شرکت به‌جای رقابت مستقیم برای طراحی تراشه‌های هوش مصنوعی، ظرفیت تولید پیشرفته را در اختیار طیف گسترده‌ای از مشتریان قرار می‌دهد. انویدیا یکی از مشتریان مهم این زنجیره است، اما شرکت‌هایی مانند AMD و برودکام نیز برای تولید تراشه‌های خود به ظرفیت‌های ساخت پیشرفته نیاز دارند. طبق گزارش مورد بررسی و داده‌های منتسب به مؤسسه کانترپوینت، سهم تی‌اس‌ام‌سی از بازار تولید قراردادی تراشه بیش از ۷۰ درصد است. چنین جایگاهی باعث می‌شود این شرکت از رشد تقاضای چندین طراح تراشه بهره‌مند شود؛ بنابراین، سرمایه‌گذار در معرض نتیجه رقابت یک تولیدکننده واحد قرار نمی‌گیرد. گزارش عملکرد اخیر تی‌اس‌ام‌سی نیز از تداوم قدرت عملیاتی شرکت حکایت دارد. این تولیدکننده ششمین فصل متوالی ثبت رکورد سود را پشت سر گذاشته و درآمد آن در دوره مورد اشاره حدود ۴۶ میلیارد دلار بوده است. بااین‌حال، مدل کسب‌وکار آن به سرمایه‌گذاری سنگین در کارخانه‌ها، تجهیزات تخصصی، فناوری‌های ساخت و توسعه ظرفیت تولید وابسته است. این هزینه‌ها تفاوت بنیادین تی‌اس‌ام‌سی با انویدیا را نشان می‌دهند. انویدیا عمدتاً بر طراحی، نرم‌افزار و توسعه پلتفرم متمرکز است؛ درحالی‌که تی‌اس‌ام‌سی باید برای حفظ مزیت فناورانه خود، پیوسته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در زیرساخت تولید انجام دهد. ازاین‌رو، رشد درآمد دو شرکت الزاماً به نرخ مشابهی از رشد سود یا جریان نقدی منجر نمی‌شود. مقایسه ارزش‌گذاری و عملکرد سهام بر اساس داده‌های نقل‌شده در مقاله اصلی، قیمت سهام انویدیا در پایان معاملات ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ به ۲۱۷٫۹۴ دلار رسید؛ درحالی‌که سهام تی‌اس‌ام‌سی در همان روز با قیمت ۴۳۶٫۸۷ دلار معامله شد. بازده سه‌ساله گزارش‌شده نیز برای انویدیا بیش از ۴۰۰ درصد و برای تی‌اس‌ام‌سی بیش از ۳۰۰ درصد بوده است. با وجود این رشد چشمگیر، قیمت اسمی هر سهم معیار مناسبی برای مقایسه ارزش دو شرکت نیست. ارزش بازار، نسبت قیمت به سود، رشد مورد انتظار سود، جریان نقدی آزاد و نیاز به سرمایه‌گذاری باید هم‌زمان بررسی شوند. شرکتی که درآمد بیشتری دارد، لزوماً سهام ارزان‌تر یا بازده آتی بالاتری ارائه نمی‌کند. انویدیا از مزیت حاشیه سود و قدرت قیمت‌گذاری برخوردار است؛ در مقابل، تی‌اس‌ام‌سی از تنوع مشتریان و جایگاه راهبردی در تولید تراشه بهره می‌برد. بااین‌حال، هر دو شرکت در معرض ریسک‌های مشترکی مانند کاهش شتاب سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، محدودیت‌های زنجیره تأمین و تغییر انتظارات بازار قرار دارند. کدام سهم می‌تواند برنده بزرگ‌تر باشد؟ اگر تقاضا برای پردازش هوش مصنوعی با سرعت بالا ادامه یابد و انویدیا بتواند برتری سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خود را حفظ کند، این شرکت ظرفیت بالایی برای ادامه رشد سودآوری خواهد داشت. حاشیه سود بالا به این معناست که افزایش فروش، در صورت کنترل هزینه‌ها، می‌تواند اثر قابل‌توجهی بر سود نهایی بگذارد. در مقابل، تی‌اس‌ام‌سی از این مزیت برخوردار است که موفقیت آن به پیروزی یک طراح تراشه محدود نمی‌شود. اگر سهم رقبا افزایش یابد یا ساختار بازار تغییر کند، این شرکت همچنان می‌تواند از تقاضای تولید بهره‌مند شود؛ البته به شرط حفظ برتری فناوری ساخت، ظرفیت کافی و توان مدیریت هزینه‌های سرمایه‌ای. بنابراین، برتری تجاری انویدیا لزوماً به معنای برتری قطعی سهام آن نیست. بازده سرمایه‌گذاری آینده به این بستگی دارد که عملکرد واقعی هر شرکت تا چه اندازه بتواند انتظاراتی را که در قیمت فعلی سهم منعکس شده‌اند، برآورده کند.  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

اپل یا تی‌اس‌ام‌سی؛ کدام سهام فناوری در سال ۲۰۲۶ برای سرمایه‌گذاری جذاب‌تر است؟

اپل و شرکت تولید نیمه‌رسانای تایوان، مشهور به تی‌اس‌ام‌سی، دو جایگاه متفاوت اما به‌هم‌پیوسته در صنعت فناوری دارند. اپل با طراحی و عرضه تلفن‌های هوشمند، رایانه‌ها، ساعت‌های هوشمند و خدمات دیجیتال، مستقیماً با مصرف‌کنندگان ارتباط برقرار می‌کند؛ در مقابل، تی‌اس‌ام‌سی زیرساخت تولید تراشه‌های پیشرفته را برای شرکت‌هایی فراهم می‌کند که محصولات دیجیتال و سامانه‌های پردازشی را توسعه می‌دهند. بنابراین، مقایسه این دو شرکت صرفاً مقایسه دو سهم فناوری نیست؛ بلکه ارزیابی دو مدل کسب‌وکار متفاوت است: یکی متکی بر قدرت برند، فروش محصولات و درآمد خدماتی و دیگری متکی بر برتری تولیدی، فناوری ساخت تراشه و تقاضای فزاینده برای توان پردازشی. در یک نگاه اپل با درآمد سالانه حدود ۴۶۷ میلیارد دلار، از قدرت برند و وفاداری مشتریان به اکوسیستم محصولات خود بهره می‌برد. تی‌اس‌ام‌سی با رشد درآمد سالانه حدود ۳۰ درصد، در مقایسه با رشد حدود ۱۴ درصدی اپل، از شتاب عملیاتی بیشتری برخوردار است. حاشیه سود خالص نزدیک به ۵۱ درصد و نسبت قیمت به سود آینده‌نگر ۲۴٫۷ برابری، جایگاه مالی و ارزشی تی‌اس‌ام‌سی را تقویت می‌کند. با وجود فرصت‌های رشد در صنعت تراشه، ریسک‌های ژئوپلیتیکی تایوان و نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین، همچنان از مهم‌ترین عوامل تهدیدکننده تی‌اس‌ام‌سی هستند. اپل؛ مزیت رقابتی در وفاداری مشتریان درآمد دوازده‌ماهه اپل تا پایان فصل ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۴۶۷ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که از رشد تقریبی ۱۴ درصدی نسبت به دوره مشابه سال قبل حکایت دارد. سود خالص شرکت در همین دوره حدود ۱۲۹ میلیارد دلار بود و حاشیه سود خالص آن به نزدیک ۲۸ درصد رسید. جریان نقد آزاد اپل نیز حدود ۱۳۷ میلیارد دلار گزارش شده است. این ظرفیت نقدسازی به شرکت اجازه می‌دهد در توسعه محصولات، خدمات دیجیتال، بازخرید سهام و پرداخت سود نقدی انعطاف‌پذیری بالایی داشته باشد. مهم‌ترین مزیت اپل، اکوسیستم یکپارچه محصولات و خدمات آن است. کاربری که از تلفن، رایانه، ساعت و خدمات این شرکت استفاده می‌کند، ممکن است برای حفظ سازگاری و سهولت استفاده، خرید محصولات بعدی خود را نیز از همین مجموعه انجام دهد. این ویژگی، هزینه تغییر برند را برای مشتری افزایش می‌دهد و به حفظ قدرت قیمت‌گذاری اپل کمک می‌کند. بااین‌حال، رشد آینده شرکت به عواملی مانند چرخه تعویض محصولات، توان افزایش درآمد خدمات، رقابت در بازار تلفن‌های هوشمند و پیامدهای مقررات ضدانحصار وابسته است. وابستگی بخشی از درآمدها به توافق‌های تجاری با شرکت‌های دیگر نیز می‌تواند در صورت تغییر شرایط حقوقی یا قراردادی، ریسک ایجاد کند. تی‌اس‌ام‌سی؛ برنده احتمالی گسترش اقتصاد دیجیتال درآمد دوازده‌ماهه تی‌اس‌ام‌سی تا پایان فصل سپتامبر ۲۰۲۶ به حدود ۱۵۵ میلیارد دلار رسید؛ یعنی تقریباً ۳۰ درصد بیشتر از سال قبل. سود خالص شرکت در همین دوره نزدیک به ۸۰ میلیارد دلار و حاشیه سود خالص آن حدود ۵۱ درصد بود. جریان نقد آزاد سال مالی نیز حدود ۴۶ میلیارد دلار گزارش شده است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام نزدیک به ۰٫۱ برابر و نسبت جاری حدود ۲٫۶ برابر، در کنار سودآوری بالا، تصویری از ترازنامه نسبتاً مستحکم این شرکت ارائه می‌دهد. مزیت ساختاری تی‌اس‌ام‌سی در تخصص تولیدی و مقیاس فعالیت آن نهفته است. این شرکت برای طیف وسیعی از طراحان تراشه تولید می‌کند و از تقاضای بازارهای مختلف، از تلفن‌های هوشمند و رایانش ابری تا مراکز داده هوش مصنوعی، بهره می‌برد. بر اساس داده مورد استناد مقاله، سهم این شرکت از بازار جهانی تولید قراردادی تراشه بیش از ۷۰ درصد است. گسترش کاربرد هوش مصنوعی و افزایش نیاز به پردازش، فرصت مهمی برای رشد تقاضای تراشه‌های پیشرفته ایجاد کرده است. بااین‌حال، این فرصت به‌معنای رشد تضمین‌شده نیست؛ زیرا رقابت با سامسونگ و اینتل، هزینه بالای توسعه فناوری و حساسیت زنجیره تأمین به تنش‌های ژئوپلیتیکی می‌توانند بر عملکرد شرکت اثر بگذارند. مقایسه ارزش‌گذاری؛ کدام سهم ارزان‌تر است؟ بر اساس ارقام مقاله، نسبت قیمت به سود آینده‌نگر تی‌اس‌ام‌سی ۲۴٫۷ برابر و برای اپل ۳۶٫۳ برابر است. در مقابل، نسبت قیمت به فروش اپل ۱۰٫۹ برابر و تی‌اس‌ام‌سی ۱۴٫۱ برابر گزارش شده است. این تفاوت نشان می‌دهد که تی‌اس‌ام‌سی در مقایسه با سود پیش‌بینی‌شده، ارزش‌گذاری پایین‌تری دارد؛ اما نسبت قیمت به فروش آن بالاتر است. در نتیجه، نمی‌توان تنها با تکیه بر یک معیار، درباره ارزان یا گران بودن سهام نتیجه‌گیری کرد. تحلیل مقاله همچنین از انتظار رشد سالانه سود تی‌اس‌ام‌سی به میزان ۴۴ درصد در برابر ۱۱ درصد برای اپل خبر می‌دهد. اگر این پیش‌بینی‌ها محقق شوند، نسبت قیمت به سود پایین‌تر تی‌اس‌ام‌سی می‌تواند جذابیت آن را افزایش دهد؛ بااین‌حال، پیش‌بینی سود به مفروضات تحلیلگران وابسته است و نباید آن را نتیجه‌ای قطعی تلقی کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

برودکام در برابر TSMC؛ رقابت دو غول تراشه‌سازی و تفاوتی معنادار در رشد درآمد

رونق جهانی هوش مصنوعی فرصت کم‌سابقه‌ای برای شرکت‌های نیمه‌رسانا ایجاد کرده است؛ اما همه بازیگران این صنعت به یک اندازه از آن بهره نمی‌برند. شرکت برودکام با رشد شتابان درآمد، در کنار شرکت تایوانی ساخت نیمه‌رسانا (TSMC)، به یکی از بازیگران مهم زیرساخت هوش مصنوعی تبدیل شده است. مقایسه عملکرد این دو شرکت نشان می‌دهد که بزرگ‌تر بودن درآمد لزوماً به معنای سریع‌تر بودن رشد نیست. در یک نگاه تایوانی ساخت نیمه‌رسانا با درآمد فصلی ۴۶.۷ میلیارد دلار، همچنان از نظر مقیاس درآمدی بزرگ‌تر از برودکام است. درآمد فصلی برودکام از ۱۴.۹ میلیارد دلار در اواخر سال ۲۰۲۴ به ۲۹.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ رسیده و تقریباً دو برابر شده است. درآمد نیمه‌رساناهای مرتبط با هوش مصنوعی در برودکام با رشد ۲۲۱ درصدی به ۱۶.۷ میلیارد دلار رسیده است. برتری سرمایه‌گذاری به تداوم رشد، حاشیه سود، جریان نقدی و ارزش‌گذاری سهام بستگی دارد؛ نه صرفاً سرعت افزایش درآمد. برودکام؛ شتاب‌گیری در قلب زیرساخت هوش مصنوعی شرکت برودکام در طراحی تراشه‌های پیشرفته، پردازنده‌های اختصاصی هوش مصنوعی، تجهیزات شبکه و نرم‌افزارهای سازمانی فعالیت می‌کند. اهمیت این مجموعه در توسعه مراکز داده هوش مصنوعی رو به افزایش است؛ زیرا رشد مدل‌های هوش مصنوعی، علاوه بر توان پردازشی بیشتر، به شبکه‌های سریع‌تر و ارتباط مؤثر میان هزاران پردازنده نیاز دارد. بر اساس گزارش مالی نقل‌شده در مقاله اصلی، برودکام در سپتامبر ۲۰۲۶ درآمد فصلی ۲۹.۶ میلیارد دلاری ثبت کرد؛ رقمی که نسبت به دوره مشابه سال قبل ۸۶ درصد افزایش داشت. عملکرد بخش نیمه‌رساناهای مرتبط با هوش مصنوعی حتی چشمگیرتر بود: درآمد این بخش با رشد ۲۲۱ درصدی به ۱۶.۷ میلیارد دلار رسید. مدیریت شرکت همچنین پیش‌بینی کرده است که درآمد این بخش در فصل بعد به حدود ۲۱.۷ میلیارد دلار افزایش یابد. تحقق این پیش‌بینی می‌تواند نشان‌دهنده تداوم تقاضا برای پردازنده‌های اختصاصی و تجهیزات شبکه باشد؛ محصولاتی که شرکت‌های بزرگ فناوری برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی به آن‌ها نیاز دارند. بااین‌حال، رشد سریع درآمد به‌تنهایی تضمین‌کننده افزایش سودآوری یا بازده سهام نیست. میزان هزینه‌های توسعه، فشار رقابتی، وابستگی به مشتریان بزرگ و انتظاراتی که پیش‌تر در قیمت سهام منعکس شده‌اند، همچنان اهمیت دارند. TSMC؛ قدرت تولید در مقیاس جهانی شرکت تایوانی ساخت نیمه‌رسانا، بزرگ‌ترین تولیدکننده قراردادی تراشه در جهان، در مرحله‌ای متفاوت از زنجیره ارزش فعالیت می‌کند. این شرکت تراشه‌های طراحی‌شده توسط مشتریان خود، از جمله انویدیا، اپل و برودکام، را تولید می‌کند و به همین دلیل نقشی اساسی در تأمین تراشه‌های پیشرفته مورد استفاده در هوش مصنوعی دارد. طبق گزارش منتشرشده در اکتبر ۲۰۲۶، درآمد فصلی این شرکت به رکورد ۴۶.۷ میلیارد دلار رسید که بیش از ۴۱ درصد بالاتر از دوره مشابه سال قبل بود. همچنین سهم تراشه‌های نسل دو نانومتری در تولید شرکت رو به افزایش گزارش شده است؛ موضوعی که اهمیت توانایی تولید در فناوری‌های پیشرفته را برجسته می‌کند. مدیریت TSMC برای فصل چهارم، درآمدی بین ۵۲.۳ تا ۵۴.۳ میلیارد دلار پیش‌بینی کرده است. اگر این برآورد محقق شود، شرکت می‌تواند روند رشد درآمد خود را ادامه دهد. بااین‌حال، توسعه ظرفیت تولید پیشرفته به سرمایه‌گذاری سنگین، مدیریت پیچیدگی‌های فنی و حفظ بازده تولید وابسته است. مقایسه درآمد فصلی دو شرکت ارقام زیر بر اساس جدول مقاله اصلی و به میلیارد دلار است. دوره‌های تقویمی با فصل‌های مالی شرکت‌ها یکسان نیستند؛ بنابراین، مقایسه باید با توجه به تاریخ پایان هر دوره انجام شود. سه‌ماهه تقویمی درآمد برودکام درآمد شرکت TSMC سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۴ ۱۴.۹ میلیارد دلار ۲۶.۸ میلیارد دلار سه‌ماهه اول ۲۰۲۵ ۱۵.۰ میلیارد دلار ۲۵.۵ میلیارد دلار سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ ۱۶.۰ میلیارد دلار ۳۰.۳ میلیارد دلار سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵ ۱۸.۰ میلیارد دلار ۳۳.۰ میلیارد دلار سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ ۱۹.۳ میلیارد دلار ۳۳.۷ میلیارد دلار سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ ۲۲.۲ میلیارد دلار ۳۵.۸ میلیارد دلار سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ ۲۹.۶ میلیارد دلار ۴۰.۲ میلیارد دلار سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ هنوز گزارش نشده است ۴۶.۷ میلیارد دلار منبع: اطلاعات درآمدی شرکت‌های برودکام (Broadcom) و صنایع نیمه‌رسانای تایوان (TSMC). چرا تفاوت نرخ رشد اهمیت دارد؟ بر اساس ارقام جدول، درآمد برودکام از ۱۴.۹ میلیارد دلار به ۲۹.۶ میلیارد دلار افزایش یافته است؛ یعنی تقریباً ۹۹ درصد رشد. در همین بازه، درآمد TSMC از ۲۶.۸ میلیارد دلار به ۴۰.۲ میلیارد دلار رسیده که معادل حدود ۵۰ درصد افزایش است. این تفاوت نشان می‌دهد برودکام در دوره مورد بررسی سریع‌تر رشد کرده، اما TSMC همچنان درآمد بیشتری ایجاد می‌کند. این دو شاخص پاسخ‌گوی دو پرسش متفاوت‌اند: اندازه درآمد، مقیاس فعلی فعالیت شرکت را نشان می‌دهد؛ نرخ رشد نیز سرعت توسعه کسب‌وکار را منعکس می‌کند. از طرف دیگر، مدل تجاری دو شرکت یکسان نیست. برودکام از طراحی پردازنده‌های اختصاصی و تجهیزات شبکه سود می‌برد، درحالی‌که TSMC زیرساخت تولیدی لازم برای ساخت تراشه‌های پیشرفته را فراهم می‌کند. بنابراین، تقاضای بیشتر برای هوش مصنوعی می‌تواند هم‌زمان به نفع هر دو باشد؛ بدون آنکه الزاماً نرخ رشد یا ساختار سودآوری آن‌ها مشابه شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چشم‌انداز هفته پیش‌رو؛ بازار سهام در جست‌وجوی مسیر تازه با تمرکز بر گزارش‌های مالی شرکت‌ها

در یک نگاه شاخص‌های سهام آمریکا تحت فشار قرار گرفته‌اند و افزایش ریسک‌گریزی در بازارها، با کاهش بازده اوراق دولتی، از قیمت این اوراق حمایت کرده است. در شرایط ضعف سهام فناوری، گزارش‌های مالی شرکت‌های آمریکایی و انتخابات میان‌دوره‌ای این کشور در کانون توجه سرمایه‌گذاران قرار خواهند گرفت. داده‌های اشتغال و تورم بریتانیا می‌توانند انتظارات فعلی بازار برای افزایش نرخ بهره بانک انگلستان را به چالش بکشند. شاخص‌های PMI منطقه یورو و داده‌های اقتصادی چین از رویدادهای کلیدی هفته خواهند بود؛ در حالی که یورو و دلار استرالیا هر دو در جست‌وجوی عوامل حمایتی تازه هستند. ضعف بازار سهام آمریکا به تقویت اوراق دولتی منجر شد هفته‌ای دشوار برای سرمایه‌گذاران سپری شده است؛ زیرا انتشار گزارش تورم CPI آمریکا که بالاتر از انتظار بود و آغاز قدرتمند فصل گزارش‌های مالی شرکت‌ها، نتوانستند واکنش‌های مورد انتظار را در بازارها ایجاد کنند. به‌جز دلار استرالیا، دلار آمریکا در حال حاضر در برابر سایر ارزهای اصلی تنها رشد محدودی را ثبت کرده و رالی آن پس از انتشار شاخص CPI نیز کوتاه‌مدت بوده است؛ به‌ویژه در شرایطی که اظهارات داویش مقامات فدرال رزرو همچنان ادامه دارد. با این حال، ضعف شاخص نزدک به یکی از موضوعات اصلی بازار تبدیل شده و نگرانی سرمایه‌گذاران را افزایش داده است. پس از دو ماه عملکرد مثبت و با وجود انتشار اولیه گزارش‌های مالی امیدوارکننده از شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، سهام فناوری در ماه اکتبر وارد محدوده منفی شده‌اند. این بخش برای نخستین بار از اواخر مارس تاکنون، در آستانه ثبت دومین هفته متوالی عملکرد منفی قرار دارد؛ زمانی که بازارهای سهام تحت تأثیر درگیری آمریکا و ایران و جهش قیمت نفت با فشار شدیدی مواجه شده بودند. به همین ترتیب، شاخص S&P 500 نیز در حال از دست دادن رشد هفته گذشته است؛ زیرا افزایش قیمت سهام شرکت‌های بخش انرژی و کالاهای مصرفی ضروری برای حفظ شاخص در محدوده مثبت کافی نبوده است. به نظر می‌رسد کاهش اشتهای ریسک در بازارها توانسته کاری را انجام دهد که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، با اظهارات و برنامه بازخرید بدهی خود از انجام آن ناتوان بود. بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا کاهش یافته و بازده اوراق 10ساله با افت تا سطح 5 درصد، به پایین‌ترین میزان سه هفته اخیر رسیده است. بازده اوراق منطقه یورو و بریتانیا نیز کاهش‌هایی کوچک‌تر، اما همچنان قابل‌توجه، را تجربه کرده‌اند. غلبه فضای ریسک‌گریزی بر بازارها همچنین می‌تواند رفتار طلا را پس از واکنش منفی اولیه به گزارش CPI توضیح دهد. با این حال، توانایی این فلز گران‌بها برای شکل‌دهی به یک روند صعودی قدرتمند همچنان محدود است؛ زیرا بازده واقعی اوراق در سطوح بالایی باقی مانده است. گزارش‌های مالی شرکت‌ها و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در کانون توجه با آغاز شمارش معکوس برای نشست 28 اکتبر فدرال رزرو و در شرایطی که انتظار می‌رود سخنرانی‌های مقامات این بانک در هفته آینده به دلیل آغاز دوره معمول سکوت رسانه‌ای محدود باشد، سرمایه‌گذاران توجه خود را به انتشار داده‌های اقتصادی آمریکا، گزارش‌های مالی شرکت‌ها و جریان اخبار سیاسی و ژئوپلیتیکی معطوف خواهند کرد. فصل جاری گزارش‌های مالی با عملکردی مثبت از سوی مؤسسات مالی آمریکا آغاز شد و مهم‌تر از آن، شرکت TSMC و سایر شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی که هفته گذشته گزارش دادند، چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای ارائه کردند. اکنون تمرکز بازار به تسلا، نتفلیکس، لَم ریسرچ و وسترن دیجیتال منتقل می‌شود. همچنین گزارش‌های مالی پروکتر اند گمبل (P&G)، امریکن اکسپرس (Amex) و اِنی (Eni) می‌توانند پیش از انتشار نتایج مالی غول‌های فناوری در هفته بعد، اطلاعات ارزشمندی درباره بیشتر بخش‌های کلیدی اقتصاد آمریکا ارائه دهند. با این حال، انتظارات بیش از حد بالا برای رشد سودآوری، اشتیاق بازار نسبت به هوش مصنوعی را تهدید می‌کند؛ به‌ویژه در شرایطی که تحلیلگران شروع به زیر سؤال بردن اهداف سودآوری این شرکت‌ها کرده‌اند. همان‌طور که تاکنون مشاهده شده، سهام شرکت‌های فناوری تحت فشار قرار گرفته‌اند و با توجه به اینکه بخش بزرگی از سرمایه‌گذاران وزن بالایی از پرتفوی خود را به این گروه اختصاص داده‌اند، تداوم عملکرد ضعیف این سهام می‌تواند به موج گسترده‌ای از فروش در بازار منجر شود. چنین شرایطی احتمالاً دارایی‌های پرریسک مانند بیت‌کوین را نیز پایین خواهد کشید، اما در مقابل ممکن است به نفع دلار آمریکا و بازار اوراق قرضه تمام شود. در همین حال،طبق تقویم اقتصادی یوتوتایمز، مجموعه گسترده‌ای از داده‌های بخش مسکن و حراج اوراق خزانه‌داری 20ساله، دیگر رویدادهای اقتصادی هفته آینده را تشکیل می‌دهند. اگرچه بازده بالاتر ممکن است به تقویت تقاضا در این حراج کمک کند، اوراق 20ساله همچنان از بخش‌های کم‌طرفدار منحنی بازده محسوب می‌شوند. با این حال، مهم‌ترین عامل تکمیل‌کننده چشم‌انداز هفته، تحولات سیاسی خواهد بود. تنها 20 روز تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا باقی مانده و رقابت‌های انتخاباتی در حال داغ‌تر شدن هستند. بر اساس نظرسنجی‌ها، دموکرات‌ها برای بازپس‌گیری کنترل مجلس نمایندگان پس از شش سال آماده به نظر می‌رسند، در حالی که رقابت اصلی بر سر سنا متمرکز شده است. چشم‌انداز رویارویی مداوم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با کنگره‌ای تحت کنترل دموکرات‌ها می‌تواند پیامدهای مهمی برای سیاست مالی و پیشبرد قوانین داشته باشد و در نتیجه، عدم قطعیت در بازارها را به‌شدت افزایش دهد. ثبات قیمت نفت، به معنای ثبات انتظارات سیاست پولی بانک‌های مرکزی با وجود افزایش تدریجی و کم‌سروصدای عرضه نفت و گاز از منطقه، نبود پیشرفت در مذاکرات آمریکا و ایران و حملات تازه حوثی‌ها به عربستان سعودی، قیمت نفت را همچنان در سطوح بالا نگه داشته است. با این حال، مسئله مهم‌تر، تأمین فرآورده‌های نفتی پالایش‌شده است که به معضلی پیچیده برای بیشتر دولت‌ها تبدیل شده؛ موضوعی که تا حدی تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای توافق با روسیه بر سر عرضه تدریجی میلیون‌ها بشکه گازوئیل را توجیه می‌کند. عدم وقوع یک جهش شدید دیگر در قیمت نفت WTI به بالای 100 دلار باعث شده انتظارات برای افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو و بانک مرکزی اروپا همچنان محدود باقی بماند؛ دو بانکی که انتظار می‌رود در نشست‌های حدود 10 روز آینده نرخ‌های بهره را بدون تغییر حفظ کنند. در مقابل، پیش‌بینی می‌شود بانک انگلستان و بانک مرکزی نیوزیلند هر یک نرخ بهره را 25 واحد پایه افزایش دهند. همچنین، انتشار یک گزارش CPI بالاتر از انتظار از کانادا در روز چهارشنبه آینده می‌تواند انتظارات برای افزایش نرخ بهره بانک مرکزی این کشور را به‌طور قابل‌توجهی تقویت کند. آیا داده‌های بریتانیا می‌توانند انتظارات قوی برای افزایش نرخ بهره را به چالش بکشند؟ بانک انگلستان قرار است روز 5 نوامبر، یک هفته پس از نشست‌های فدرال رزرو و بانک مرکزی اروپا، تشکیل جلسه دهد. اعضای کمیته سیاست پولی (MPC) همچنین فرصت کافی خواهند داشت تا اعلامیه‌های مهم بودجه‌ای 28 اکتبر را ارزیابی کنند. در شرایطی که اعضای انقباضی کمیته، یعنی گرین، مان و پیل، برای افزایش نرخ بهره در نشست آینده فشار می‌آورند و اندرو بیلی، رئیس بانک انگلستان، نیز به همراهی با آنها متمایل شده است، گزارش‌های بازار کار، تورم و خرده‌فروشی هفته آینده اهمیت ویژه‌ای خواهند داشت. مجموعه‌ای از داده‌های اقتصادی بالاتر از انتظار می‌تواند انتظارات فعلی بازار برای افزایش نرخ بهره را کاملاً تأیید کند. در مقابل، تنها کاهش قابل‌توجه فشارهای تورمی، برای مثال افت محسوس تورم هسته به زیر 2.4 درصد، می‌تواند سرمایه‌گذاران را با تردید مواجه کند و اعضای متمایل به سیاست‌های انبساطی در کمیته سیاست پولی را به ابراز صریح‌تر دیدگاه‌های خود ترغیب کند. در همین حال، پوند بدون تردید عملکرد بسیار خوبی در برابر سایر ارزهای اصلی داشته است. اظهارات برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، درباره نزدیک شدن دوباره روابط با اتحادیه اروپا، تعدیل انتظارات درباره ترکیب اقداماتی که قرار است در بودجه تشریح شوند (انتظاراتی که با توجه به کسری مالی مورد گمانه‌زنی، بیش از حد خوش‌بینانه به نظر می‌رسند) و همچنین تداوم انتظارات برای افزایش نرخ بهره بانک انگلستان، از پوند در برابر یوروی ضعیف حمایت کرده‌اند؛ به‌طوری که جفت‌ارز یورو/پوند به پایین‌ترین سطح 18 ماه اخیر سقوط کرده است. آیا ضعف یورو ادامه خواهد یافت؟ تنش‌ها و کشمکش‌های سیاسی به مانعی بسیار جدی برای ارز منطقه یورو تبدیل شده‌اند. جفت‌ارز یورو/دلار در هفته جاری تا سطح 1.1112 کاهش یافت که پایین‌ترین میزان از ماه مه 2025 محسوب می‌شود؛ آن هم در شرایطی که پارلمان فرانسه بررسی لایحه بودجه سال 2027 را آغاز کرده و بازده اوراق دولتی همچنان در سطوح بسیار بالایی باقی مانده است. در همین حال، موجی از گزارش‌ها درباره احتمال آماده شدن بانک مرکزی اروپا برای خرید اوراق دولتی فرانسه در بازار ثانویه منتشر شده است؛ هرچند اجرای چنین برنامه‌ای، حتی اگر بتواند بازده اوراق فرانسه را با موفقیت مهار کند، جذابیت یورو را بیش از پیش کاهش خواهد داد. در شرایطی که رهبران اتحادیه اروپا، مطابق انتظار، نتوانسته‌اند بر سر بودجه هفت‌ساله آینده این اتحادیه به توافق برسند، اکنون بار اصلی تغییر احساسات منفی بازار نسبت به یورو بر دوش نظرسنجی‌های اولیه PMI قرار گرفته است که روز جمعه منتشر خواهند شد. شاخص‌های PMI آلمان به‌تدریج در حال بهبود بوده‌اند و شاخص بخش تولید این کشور در نزدیکی بالاترین سطح از اواسط سال 2022 قرار دارد. با این حال، شاخص مشابه در فرانسه، با وجود عملکرد امیدوارکننده‌تر بخش خدمات، همچنان در محدوده 50 نوسان می‌کند. “ «انتشار مجموعه‌ای از داده‌های ضعیف می‌تواند انتظارات بازار برای اتخاذ موضع انقباضی از سوی بانک مرکزی اروپا در نشست پیش‌رو را نیز تضعیف کند.» محمد زمانی داده‌های مهم اقتصادی چین در راه‌اند در نهایت، پس از مجموعه‌ای از تعطیلات رسمی و مذاکرات تجاری ثمربخش میان اتحادیه اروپا و چین، داده‌های اقتصادی هفته آینده می‌توانند اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت اقتصاد چین ارائه دهند. در شرایطی که شاخص‌های PMI ماه سپتامبر، با وجود تقویت مداوم یوان، بار دیگر به بالای مرز 50 بازگشته‌اند و شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) سپتامبر نیز شتاب گرفته است، مجموعه گسترده‌ای از داده‌های اقتصادی روز دوشنبه منتشر خواهد شد. این گزارش‌ها شامل قیمت خانه‌های نوساز، خرده‌فروشی و تولید صنعتی ماه سپتامبر، در کنار آمار رشد فصلی تولید ناخالص داخلی (GDP) سه‌ماهه سوم خواهند بود. با توجه به اینکه جفت‌ارز دلار استرالیا/دلار آمریکا از اوایل سپتامبر تاکنون 4.5 درصد کاهش یافته است، انتشار داده‌های اقتصادی قدرتمند از چین بدون تردید برای دلار استرالیا خبر خوشایندی خواهد بود. چنین داده‌هایی در کنار گزارش CPI استرالیا در روز 28 اکتبر، می‌توانند کفه ترازو را به نفع افزایش دیگری در نرخ بهره بانک مرکزی استرالیا (RBA) در اوایل نوامبر سنگین کنند. ✔️ بیشتر بخوانید: نگرانی از هوش مصنوعی دلار را متوقف نکرد؛ بازار منتظر چه چیزی است؟ لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله UtoTimes ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

رشد درآمد تی‌اس‌ام‌سی فراتر از انتظار شتاب گرفت؛ چرا این غول تراشه‌سازی در کانون توجه بازار هوش مصنوعی قرار دارد؟

شرکت تولید نیمه‌رسانای تایوان، بزرگ‌ترین تولیدکننده قراردادی تراشه در جهان، در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ عملکردی فراتر از پیش‌بینی‌ها ثبت کرد. رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، توسعه فناوری‌های پیشرفته ساخت تراشه و افزایش ظرفیت تولید، سه عامل اصلی رشد این شرکت هستند. اهمیت این عملکرد تنها به افزایش فروش محدود نمی‌شود؛ بلکه جایگاه راهبردی تی‌اس‌ام‌سی در زنجیره تأمین فناوری جهان را نیز برجسته می‌کند. در یک نگاه درآمد سه‌ماهه سوم به حدود ۴۶٫۷ میلیارد دلار رسید؛ ۴۱ درصد بیشتر از سال گذشته. تقاضای فزاینده برای تراشه‌های هوش مصنوعی، موتور اصلی رشد فروش شرکت است. توسعه فناوری ساخت دو نانومتری و افزایش قیمت محصولات، از حاشیه سود پشتیبانی می‌کنند. برتری فناوری و سرمایه‌گذاری سنگین، مزیت رقابتی تی‌اس‌ام‌سی را تقویت کرده‌اند. چرا درآمد تی‌اس‌ام‌سی شتاب گرفت؟ بر اساس گزارش اولیه شرکت، فروش ماه سپتامبر به ۵۱۲ میلیارد دلار تایوان رسید که نسبت به سال گذشته ۵۵ درصد افزایش داشت. مجموع فروش سه‌ماهه سوم نیز با رشد ۵۱ درصدی، به حدود ۱٫۴۹ تریلیون دلار تایوان رسید. با در نظر گرفتن نرخ تبدیل تقریبی هر ۳۲ دلار تایوان به یک دلار آمریکا، درآمد سه‌ماهه حدود ۴۶٫۷ میلیارد دلار برآورد می‌شود؛ رقمی که از پیش‌بینی ۴۴٫۶ تا ۴۵٫۸ میلیارد دلاری مدیریت شرکت فراتر رفت. رشد درآمد دلاری نیز از ۳۴ درصد در سه‌ماهه دوم به ۴۱ درصد افزایش یافت. البته بخشی از تفاوت نرخ رشد اسمی فروش به تغییر ارزش دلار تایوان مربوط است. سه موتور اصلی رشد ۱. رونق تقاضای هوش مصنوعی شرکت‌هایی مانند انویدیا و اپل برای تولید تراشه‌های پیشرفته خود به فناوری ساخت تی‌اس‌ام‌سی متکی هستند. افزایش سرمایه‌گذاری در مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی، سفارش تولید تراشه را بالا برده و موقعیت شرکت را در بازار تقویت کرده است. ۲. توسعه فناوری دو نانومتری تی‌اس‌ام‌سی تولید فناوری دو نانومتری را با سرعت بیشتری گسترش داده است. این فناوری می‌تواند به ساخت تراشه‌هایی با کارایی بالاتر و مصرف انرژی کمتر کمک کند. قیمت‌گذاری بالاتر محصولات جدید نیز ظرفیت جبران بخشی از هزینه‌های اولیه تولید را دارد؛ هرچند افزایش سریع تولید به‌تنهایی تضمین‌کننده رشد حاشیه سود نیست. ۳. افزایش ظرفیت و قیمت محصولات شرکت برای پاسخ‌گویی به تقاضا، سرمایه‌گذاری سنگینی در ظرفیت تولید انجام داده و برنامه توسعه کارخانه‌های خود در آمریکا را دنبال می‌کند. همچنین گزارش‌ها از افزایش تدریجی قیمت تراشه‌ها حکایت دارند. ترکیب رشد حجم تولید و قیمت فروش می‌تواند درآمد را تقویت کند، اما هزینه سرمایه‌گذاری و استهلاک تجهیزات همچنان متغیرهای مهمی خواهند بود. “ «نقطه قوت تی‌اس‌ام‌سی صرفاً قرارگرفتن در مسیر رشد هوش مصنوعی نیست؛ بلکه مالکیت یک گلوگاه صنعتی حیاتی در زنجیره تولید تراشه‌های پیشرفته است. بااین‌حال، رشد سریع درآمد نباید با بازده تضمین‌شده سهام اشتباه گرفته شود. سرمایه‌گذاری سنگین، تمرکز جغرافیایی و احتمال تغییر چرخه تقاضا می‌توانند بخشی از مزیت‌های شرکت را خنثی کنند. ارزیابی حرفه‌ای این سهم مستلزم بررسی هم‌زمان حاشیه سود، جریان نقد آزاد، بازده سرمایه‌گذاری‌های جدید و قیمت پرداختی در بازار است.» بابک شیری چرا این شرکت مزیت رقابتی دارد؟ مزیت اصلی تی‌اس‌ام‌سی، توانایی تولید انبوه تراشه‌های پیشرفته در مقیاسی است که رقابت با آن دشوار است. درآمد بالا امکان سرمایه‌گذاری بیشتر در پژوهش، توسعه فناوری و ظرفیت تولید را فراهم می‌کند و همین چرخه، برتری شرکت را تقویت می‌کند. از سوی دیگر، تی‌اس‌ام‌سی به یک طراح خاص تراشه وابسته نیست. چه انویدیا سهم بیشتری از بازار داشته باشد و چه شرکت‌های بزرگ فناوری به سمت تراشه‌های اختصاصی حرکت کنند، تولیدکنندگان مختلف همچنان می‌توانند به خدمات این شرکت نیاز داشته باشند. مدیریت، رشد متوسط سالانه ۲۵ درصدی فروش بین سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۹ را هدف‌گذاری کرده است. همچنین در زمان انتشار مقاله، سهام شرکت با نسبت قیمت به سود حدود ۲۷ معامله می‌شد؛ سطحی که نویسنده مقاله در مقایسه با چشم‌انداز رشد، جذاب ارزیابی کرده است. جمع‌بندی تی‌اس‌ام‌سی از هم‌زمانی رشد تقاضای هوش مصنوعی، پیشرفت فناوری ساخت و افزایش ظرفیت تولید بهره می‌برد. بااین‌حال، تداوم رشد درآمد به حفظ تقاضا، کنترل هزینه‌ها، اجرای موفق سرمایه‌گذاری‌ها و مدیریت ریسک‌های ژئوپلیتیکی وابسته است. نسبت قیمت به سود نیز به‌تنهایی برای تعیین ارزندگی سهام کافی نیست. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تقویم مهم بازارهای سهام آمریکا و جهان: ۲۰ تا ۲۵ مهر ۱۴۰۵

بازارهای سهام جهان در هفته منتهی به ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶، برابر با ۲۴ مهر ۱۴۰۵، با مجموعه‌ای از عوامل اثرگذار روبه‌رو هستند که می‌تواند انتظارات سرمایه‌گذاران برای ماه‌های پایانی سال را تغییر دهد. در آمریکا، انتشار آمار تورم و آغاز فصل گزارش‌های مالی شرکت‌ها در کانون توجه قرار دارد؛ در اروپا، نگرانی درباره هزینه تأمین مالی دولت‌ها و تفاوت عملکرد صنایع، مسیر بازارها را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ و در آسیا، رونق صنعت نیمه‌رساناها و تحولات تجارت جهانی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده است. در یک نگاه تورم آمریکا و گزارش سود بانک‌های بزرگ، جهت کوتاه‌مدت بازار سهام را در هفته پیش رو مشخص می‌کنند. رشد بیش از ۳۰ درصدی سود شرکت‌های بزرگ آمریکایی، در برابر افزایش بازده اوراق و هزینه انرژی قرار گرفته است. در اروپا، تفاوت عملکرد کشورها نشان می‌دهد که فناوری، بدهی دولت‌ها و ساختار صنایع نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. در آسیا، وابستگی بازارها به تراشه‌ها، تقاضای جهانی و تحولات انرژی، فرصت رشد را با ریسک نوسان همراه کرده است. فهرست مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی و سهامی هفته دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ | گزارش‌های مهم سهام دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی مقدمه؛ بازارها در آزمون هم‌زمان تورم، سودآوری و ریسک بازار سهام آمریکا؛ رکوردهای تازه در کنار نشانه‌های احتیاط تورم آمریکا؛ آزمون اصلی سیاست پولی فصل گزارش‌های مالی؛ بانک‌ها چه چیزی درباره اقتصاد می‌گویند؟ بازده اوراق و نفت؛ دو متغیر تعیین‌کننده برای ارزش سهام تقویم اقتصادی آمریکا؛ داده‌هایی فراتر از تورم بازارهای اروپا؛ تفاوت عملکرد کشورها و صنایع چشم‌انداز اروپا؛ بدهی، انرژی و توان رقابتی بازارهای آسیا؛ رونق تراشه‌ها در کنار ریسک انرژی و تقاضا   دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ | گزارش‌های مهم سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS لوئی ویتون (ADR) LVMUY ۸۵٫۳۸ دلار ۲۰۹٫۹ میلیارد دلار ۲۱٫۰۷ میلیارد دلار — پراگرسیو (Progressive) PGR ۲۱۷٫۴۳ دلار ۱۲۶٫۴۱ میلیارد دلار — ۴٫۳۰ دلار وین‌فست (VinFast) VFS ۳٫۰۶ دلار ۷٫۱۶ میلیارد دلار — −۰٫۲۷ دلار دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی — CAD تعطیلی روز شکرگزاری کانادا تعطیل عمومی — JPY روز ورزش ژاپن تعطیلی عمومی ۱۶:۲۰ GBP سخنرانی مان، عضو کمیته سیاست پولی بانک مرکزی انگلیس — سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS جی‌پی مورگان چیس JPM ۳۳۲٫۹۹ دلار ۸۸۵٫۱۵ میلیارد دلار ۵۱٫۲۳ میلیارد دلار ۵٫۹۳ دلار گلدمن ساکس GS ۸۹۵٫۳۲ دلار ۲۷۱٫۰۷ میلیارد دلار ۱۶٫۸۶ میلیارد دلار ۱۳٫۰۹ دلار ولز فارگو WFC ۸۳٫۵۵ دلار ۲۵۲٫۶۶ میلیارد دلار ۲۲٫۳۱ میلیارد دلار ۱٫۸۴ دلار سیتی‌گروپ C ۱۲۹٫۶۴ دلار ۲۱۷٫۴۶ میلیارد دلار ۲۳٫۷۲ میلیارد دلار ۲٫۶۵ دلار جانسون اند جانسون JNJ ۲۶۱٫۴۴ دلار ۶۳۰٫۰۴ میلیارد دلار ۲۵٫۳۸ میلیارد دلار ۲٫۵۴ دلار یونایتد‌هلث گروپ UNH ۳۷۹٫۳۰ دلار ۳۴۰٫۴۶ میلیارد دلار ۱۱۱٫۳۱ میلیارد دلار ۴٫۱۲ دلار سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۲:۳۱ GBP شاخص خرده‌فروشی BRC (سالانه، سپتامبر) ۰٫۵٪ ۰٫۸٪ ۰۴:۰۰ AUD صورت‌جلسه نشست بانک مرکزی استرالیا (RBA) — ۰۴:۰۰ AUD شاخص اعتماد کسب‌وکار (سپتامبر) −۸ — ۰۹:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۶٪ ۰٫۶٪ ۰۹:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده (سالانه، سپتامبر) ۳٫۳٪ ۳٫۳٪ ۱۰:۴۵ EUR سخنرانی الدرسون، عضو بانک مرکزی اروپا — ۱۱:۱۵ USD سخنرانی والر، عضو هیئت‌رئیسه فدرال رزرو — ۱۳:۳۰ USD گزارش ماهانه اوپک — ۱۵:۴۵ USD تغییرات هفتگی اشتغال ADP ۲۳٫۸ هزار — ۱۷:۳۰ USD فروش خانه‌های دست‌دوم (سپتامبر) ۳٫۹۸ میلیون ۳٫۹۷ میلیون ۱۷:۳۰ USD تغییر ماهانه فروش خانه‌های دست‌دوم (سپتامبر) −۲٫۰٪ — ۲۱:۰۰ EUR سخنرانی لین، عضو بانک مرکزی اروپا — ۲۱:۳۰ USD تراز بودجه فدرال (سپتامبر) −۱۶۷٫۰ میلیارد دلار — چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS ASML (رسید سپرده آمریکایی) ASML ۱٬۷۸۰٫۳۴ دلار ۶۸۹٫۰۳ میلیارد دلار ۱۳٫۱۶ میلیارد دلار ۱۲٫۱۳ دلار بانک آو آمریکا BAC ۵۴٫۳۲ دلار ۳۷۹٫۸۵ میلیارد دلار ۳۰٫۵۸ میلیارد دلار ۱٫۱۰ دلار مورگان استنلی MS ۱۹۰٫۰۲ دلار ۲۹۸٫۴۴ میلیارد دلار ۱۹٫۹۶ میلیارد دلار ۲٫۹۴ دلار بلک‌راک BLK ۱٬۰۸۲٫۳۹ دلار ۱۷۵٫۸۶ میلیارد دلار ۷٫۴۴ میلیارد دلار ۱۴٫۳۰ دلار فستنل FAST ۵۰٫۷۵ دلار ۵۸٫۲۴ میلیارد دلار ۲٫۴۴ میلیارد دلار ۰٫۳۳۷۹ دلار چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۵:۰۰ CNY شاخص بهای مصرف‌کننده چین (سالانه، سپتامبر) ۰٫۸٪ ۱٫۰٪ ۰۵:۰۰ CNY شاخص بهای مصرف‌کننده چین (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۴٪ — ۰۵:۰۰ CNY شاخص بهای تولیدکننده چین (سالانه، سپتامبر) ۳٫۸٪ ۴٫۵٪ ۰۵:۴۰ EUR سخنرانی لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا — ۰۹:۰۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۰۹:۳۰ GBP سخنرانی پیل، عضو بانک مرکزی انگلیس — ۰۹:۳۵ CAD سخنرانی مکلم، رئیس بانک مرکزی کانادا — ۱۱:۳۰ EUR سخنرانی الدرسون، عضو بانک مرکزی اروپا — ۱۱:۴۵ EUR سخنرانی بوخ، نایب‌رئیس بانک مرکزی آلمان — ۱۲:۰۰ EUR سخنرانی لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا — ۱۲:۳۰ USD گزارش ماهانه آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) — ۱۳:۱۰ USD سخنرانی بومن، عضو کمیته بازار آزاد فدرال رزرو — ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای مصرف‌کننده خالص (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۳٪ ۰٫۲٪ ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای مصرف‌کننده خالص (سالانه، سپتامبر) ۲٫۴٪ ۲٫۵٪ ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای مصرف‌کننده (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۴٪ ۰٫۶٪ ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای مصرف‌کننده (سالانه، سپتامبر) ۳٫۴٪ ۳٫۶٪ ۱۶:۰۰ CAD مجوزهای ساخت‌وساز (ماهانه، اوت) −۱۷٫۳٪ ۳٫۱٪ ۱۷:۰۰ USD شاخص‌های پیشرو اقتصادی (ماهانه) −۰٫۱٪ — ۱۸:۳۷ CNY تراز تجاری چین (سپتامبر، دلار) ۱۱۹٫۰۹ میلیارد دلار ۱۱۸٫۱۰ میلیارد دلار ۱۸:۳۷ CNY رشد سالانه صادرات چین (سپتامبر) ۲۵٫۰٪ ۲۵٫۳٪ ۱۸:۳۷ CNY رشد سالانه واردات چین (سپتامبر) ۲۸٫۲٪ ۲۳٫۵٪ ۱۹:۴۵ EUR سخنرانی شنابل، عضو بانک مرکزی اروپا — ۲۱:۳۰ USD گزارش بژ فدرال رزرو؛ ارزیابی وضعیت اقتصاد آمریکا — پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS شرکت تولید نیمه‌رسانای تایوان (TSMC) TSM ۴۵۳٫۳۱ دلار ۲٫۰۷ تریلیون دلار ۴۵٫۴۱ میلیارد دلار ۴٫۴۲ دلار چارلز شواب SCHW ۹۶٫۷۰ دلار ۱۶۷٫۲۳ میلیارد دلار ۷٫۲۰ میلیارد دلار ۱٫۶۶ دلار اینترکتیو بروکرز IBKR ۸۷٫۸۷ دلار ۱۴۹٫۴۹ میلیارد دلار ۱٫۸۷ میلیارد دلار ۰٫۶۷۱۳ دلار پی‌ان‌سی فایننشال PNC ۲۱۹٫۲۱ دلار ۸۷٫۴۵ میلیارد دلار ۶٫۶۱ میلیارد دلار ۴٫۹۱ دلار یو‌اس بنکورپ USB ۵۷٫۰۸ دلار ۸۸٫۹۳ میلیارد دلار ۷٫۹۹ میلیارد دلار ۱٫۳۲ دلار بانک نیویورک ملون BNY ۱۴۲٫۷۱ دلار ۹۶٫۸۳ میلیارد دلار ۵٫۵۵ میلیارد دلار ۲٫۲۶ دلار پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۰:۰۰ USD گزارش هفتگی ذخایر نفت خام مؤسسه API −۲٫۰۹۰ میلیون بشکه — ۰۴:۰۰ AUD تغییرات اشتغال استرالیا (سپتامبر) ۳۹٫۵ هزار ۲۰٫۰ هزار ۰۴:۰۰ AUD تغییرات اشتغال تمام‌وقت استرالیا (سپتامبر) −۶٫۳ هزار — ۰۴:۰۰ AUD نرخ بیکاری استرالیا (سپتامبر) ۴٫۶٪ ۴٫۶٪ ۰۶:۱۵ EUR سخنرانی بوخ، نایب‌رئیس بانک مرکزی آلمان — ۰۶:۲۵ USD سخنرانی بومن، عضو کمیته بازار آزاد فدرال رزرو — ۰۷:۱۰ GBP سخنرانی وودز، نایب‌رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۰۷:۱۰ GBP سخنرانی پیل، عضو بانک مرکزی انگلیس — ۰۸:۰۰ JPY تولیدات صنعتی ژاپن (ماهانه، اوت) −۱٫۷٪ −۱٫۷٪ ۰۹:۳۰ GBP تولید ناخالص داخلی بریتانیا (ماهانه، اوت) ۰٫۴٪ −۰٫۱٪ ۰۹:۳۰ GBP تولیدات صنعتی بریتانیا (ماهانه، اوت) ۰٫۲٪ −۰٫۱٪ ۰۹:۳۰ GBP تولیدات کارخانجات بریتانیا (ماهانه، اوت) ۰٫۹٪ ۰٫۱٪ ۰۹:۳۰ GBP تغییرات GDP؛ مقایسه رشد سه‌ماهه اخیر با دوره قبل (اوت) ۰٫۴٪ — ۰۹:۳۰ GBP تراز تجاری بریتانیا (اوت) −۲۰٫۹۷ میلیارد پوند −۲۱٫۸۰ میلیارد پوند ۰۹:۳۰ GBP تراز تجاری بریتانیا با کشورهای خارج از اتحادیه اروپا (اوت) −۹٫۶۶ میلیارد پوند — ۱۰:۰۰ CHF شاخص بهای تولیدکننده سوئیس (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۷٪ ۰٫۵٪ ۱۱:۰۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۱۲:۳۰ CAD سخنرانی راجرز، عضو بانک مرکزی کانادا — ۱۲:۳۰ CNY وام‌های جدید به مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها (سپتامبر) ۶۰٫۰ میلیارد یوان ۹۷۵٫۰ میلیارد یوان ۱۲:۳۰ EUR تولیدات صنعتی منطقه یورو (ماهانه، اوت) −۰٫۱٪ ۰٫۱٪ ۱۴:۳۰ GBP برآورد ماهانه GDP بریتانیا توسط مؤسسه NIESR (سپتامبر) ۰٫۵٪ — ۱۶:۰۰ USD شاخص بیمه‌شدگان بیکار آمریکا ۱٬۷۱۶ هزار نفر — ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای تولیدکننده خالص (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۲٪ ۰٫۳٪ ۱۶:۰۰ USD خرده‌فروشی خالص (ماهانه، سپتامبر) ۱٫۴٪ ۰٫۵٪ ۱۶:۰۰ USD مدعیان اولیه بیمه بیکاری آمریکا ۱۹۷ هزار نفر ۱۹۵ هزار نفر ۱۶:۰۰ USD شاخص تولیدی ایالت نیویورک (اکتبر) ۷٫۶۰۳ ۳٫۲۰ ۱۶:۰۰ USD شاخص تولید فدرال رزرو فیلادلفیا (اکتبر) ۳۷٫۸ ۲۶٫۵ ۱۶:۰۰ USD گزارش اشتغال فدرال رزرو فیلادلفیا ۱۱٫۸ — ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای تولیدکننده (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۴٪ ۰٫۵٪ ۱۶:۰۰ USD خرده‌فروشی گروه کالایی PCE (ماهانه، سپتامبر) ۱٫۴٪ — ۱۶:۰۰ USD خرده‌فروشی آمریکا (ماهانه، سپتامبر) ۱٫۲٪ ۰٫۳٪ ۱۶:۰۰ CAD فروش محصولات کارخانجات کانادا (ماهانه، اوت) −۰٫۴٪ ۱٫۱٪ ۱۶:۰۰ CAD عمده‌فروشی کانادا (ماهانه، اوت) ۰٫۳٪ −۱٫۴٪ ۱۷:۳۰ USD موجودی انبار شرکت‌ها (ماهانه، اوت) ۰٫۸٪ ۰٫۴٪ ۱۷:۳۰ USD موجودی انبار خرده‌فروشی به‌جز خودرو (ماهانه، اوت) ۰٫۱٪ ۰٫۱٪ ۱۹:۰۰ USD مدل GDP فدرال رزرو آتلانتا (سه‌ماهه سوم) ۳٫۶٪ ۳٫۶٪ ۱۹:۳۰ USD گزارش هفتگی ذخایر نفت خام اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) −۳٫۱۸۶ میلیون بشکه — ۱۹:۳۰ USD ذخایر نفت خام کوشینگ (EIA) ۰٫۴۴۴ میلیون بشکه — جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS تراولرز TRV ۳۶۸٫۷۵ دلار ۷۶٫۹۱ میلیارد دلار ۱۱٫۳۱ میلیارد دلار ۷٫۲۵ دلار تروئیست فایننشال TFC ۴۶٫۱۱ دلار ۵۶٫۳۳ میلیارد دلار ۵٫۳۵ میلیارد دلار ۱٫۱۴ دلار ام‌اند‌تی بانک MTB ۲۱۷٫۴۹ دلار ۳۱٫۴۱ میلیارد دلار ۲٫۵۳ میلیارد دلار ۴٫۹۳ دلار سیتیزنز فایننشال گروپ CFG ۶۳٫۵۷ دلار ۲۶٫۷۷ میلیارد دلار ۲٫۳۴ میلیارد دلار ۱٫۳۹ دلار یورونت ورلدواید EEFT ۶۴٫۶۰ دلار ۲٫۴۲ میلیارد دلار ۱٫۲۰ میلیارد دلار ۳٫۷۲ دلار جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۱:۰۰ NZD شاخص PMI کسب‌وکار نیوزیلند (سپتامبر) ۵۳٫۱ — ۰۱:۱۵ NZD خرده‌فروشی بر مبنای پرداخت با کارت الکترونیکی (ماهانه، سپتامبر) −۰٫۹٪ — ۰۵:۳۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۰۶:۰۰ EUR سخنرانی ناگل، رئیس بانک مرکزی آلمان — ۰۷:۰۰ USD سخنرانی وارش، عضو هیئت‌مدیره فدرال رزرو — ۰۷:۴۵ CAD سخنرانی مکلم، رئیس بانک مرکزی کانادا — ۱۲:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده خالص (سالانه، سپتامبر) ۲٫۵٪ ۲٫۵٪ ۱۲:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده منطقه یورو (سالانه، سپتامبر) ۳٫۸٪ ۳٫۸٪ ۱۲:۳۰ EUR شاخص بهای مصرف‌کننده منطقه یورو (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۴٪ ۰٫۶٪ ۱۲:۳۰ EUR تراز تجاری منطقه یورو (اوت) ۱۴٫۲ میلیارد یورو — ۱۵:۴۵ CAD آمار شروع ساخت‌وساز مسکونی کانادا (سپتامبر) ۲۲۹ هزار واحد ۲۳۰ هزار واحد ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای صادرات آمریکا (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۶٪ — ۱۶:۰۰ USD شاخص بهای واردات آمریکا (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۷٪ ۰٫۶٪ ۱۶:۰۰ CAD خرید اوراق بهادار خارجی (اوت) ۲۰٫۶۵ میلیارد دلار کانادا — ۱۶:۴۵ USD تولیدات صنعتی آمریکا (ماهانه، سپتامبر) ۰٫۰٪ ۰٫۴٪ ۱۶:۴۵ USD تولیدات صنعتی آمریکا (سالانه، سپتامبر) ۱٫۴۲٪ — ۲۰:۳۰ USD تعداد دکل‌های حفاری نفت آمریکا (بیکر هیوز) ۴۶۲ — ۲۰:۳۰ USD مجموع دکل‌های فعال نفت و گاز آمریکا (بیکر هیوز) ۶۰۳ — ۲۳:۰۰ GBP خالص موقعیت‌های آتی پوند انگلیس −۹۷٫۶ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ USD خالص موقعیت‌های آتی نفت خام ۹۹٫۱ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ USD خالص موقعیت‌های آتی طلا ۲۱۰٫۳ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ USD خالص موقعیت‌های آتی نزدک ۱۰۰ ۵۸٫۱ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ USD خالص موقعیت‌های آتی شاخص S&P 500 −۱۵۴٫۱ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ AUD خالص موقعیت‌های آتی دلار استرالیا −۹۸٫۶ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ JPY خالص موقعیت‌های آتی ین ژاپن ۶۲٫۳ هزار قرارداد — ۲۳:۰۰ EUR خالص موقعیت‌های آتی یورو −۹۹٫۳ هزار قرارداد — ۲۳:۳۰ USD خالص معاملات بلندمدت اوراق خزانه (اوت) −۲۷٫۹ میلیارد دلار ۱۲۵٫۷ میلیارد دلار شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS اچ‌دی‌اف‌سی بانک (ADR) HDB ۲۲٫۲۸ دلار ۱۱۲٫۶۵ میلیارد دلار ۴٫۹۱ میلیارد دلار ۰٫۳۹۲۸ دلار آی‌سی‌آی‌سی‌آی بانک (ADR) IBN ۲۷٫۸۹ دلار ۱۰۰٫۴۷ میلیارد دلار ۳٫۴۷ میلیارد دلار ۰٫۴۰۷۶ دلار اکسیس بانک (ADR) AXBKY ۵٫۰۰ دلار ۴۰٫۴۸ میلیارد دلار ۲٫۲۸ میلیارد دلار ۱٫۱۶ دلار شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۸:۱۵ EUR سخنرانی ناگل، رئیس بانک مرکزی آلمان — ۱۰:۱۵ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — مقدمه؛ بازارها در آزمون هم‌زمان تورم، سودآوری و ریسک بازارهای سهام جهان در هفته منتهی به ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶، برابر با ۲۴ مهر ۱۴۰۵، با مجموعه‌ای از عوامل اثرگذار روبه‌رو هستند که می‌تواند انتظارات سرمایه‌گذاران برای ماه‌های پایانی سال را تغییر دهد. در آمریکا، انتشار آمار تورم و آغاز فصل گزارش‌های مالی شرکت‌ها در کانون توجه قرار دارد؛ در اروپا، نگرانی درباره هزینه تأمین مالی دولت‌ها و تفاوت عملکرد صنایع، مسیر بازارها را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ و در آسیا، رونق صنعت نیمه‌رساناها و تحولات تجارت جهانی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده است. بازار سهام آمریکا هفته گذشته را با رشد شاخص‌های اصلی به پایان رساند و شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ و نزدک ترکیبی به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیدند. بااین‌حال، افزایش قیمت نفت، بالا ماندن بازده اوراق خزانه‌داری و نشانه‌هایی از تضعیف شتاب برخی گروه‌های فناوری، تصویر بازار را پیچیده‌تر کرده است. از سوی دیگر، پیش‌بینی رشد بیش از ۳۰ درصدی سود شرکت‌های شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ در سه‌ماهه سوم، انتظارات خوش‌بینانه را تقویت می‌کند؛ اما تحقق این رشد و پایداری آن هنوز باید در گزارش‌های واقعی شرکت‌ها سنجیده شود. مهم‌ترین رویداد اقتصادی هفته، انتشار شاخص قیمت مصرف‌کننده آمریکا در چهارشنبه ۲۲ مهر است. این آمار در کنار گزارش بانک‌هایی مانند جی‌پی مورگان، گلدمن ساکس، سیتی‌گروپ و ولز فارگو، اطلاعات مهمی درباره فشارهای تورمی، وضعیت اعتبار و توان مصرف‌کنندگان ارائه می‌کند. در چنین فضایی، پرسش اصلی این است که آیا رشد سود شرکت‌ها برای جبران افزایش هزینه سرمایه کافی خواهد بود یا بازارها ناچار می‌شوند بخشی از خوش‌بینی کنونی را تعدیل کنند. بازار سهام آمریکا؛ رکوردهای تازه در کنار نشانه‌های احتیاط شاخص صنعتی داوجونز در پایان معاملات جمعه ۱۷ مهر با رشد ۰٫۸۳ درصدی به ۵۱٬۶۵۴٫۹۵ واحد رسید. شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ با افزایش ۰٫۵۹ درصدی در سطح ۷٬۸۱۱٫۵۱ واحد ایستاد و شاخص نزدک ترکیبی نیز ۰٫۶۴ درصد رشد کرد و به ۲۷٬۳۶۶٫۱۷ واحد رسید. هر سه شاخص در مجموع هفته مثبتی را پشت سر گذاشتند؛ بااین‌حال، روند معاملات نشان می‌دهد که قدرت صعود در همه بخش‌های بازار یکسان نیست. در معاملات پنجشنبه ۱۶ مهر، نگرانی از افزایش قیمت نفت و تشدید فشارهای تورمی باعث افت شاخص‌ها شد. داوجونز تنها ۰٫۱۰ درصد رشد کرد، اما استاندارد اند پورز ۵۰۰ حدود ۰٫۴۷ درصد و نزدک ترکیبی ۱٫۲۵ درصد کاهش یافتند. سهام شرکت‌های تولیدکننده تراشه نیز با فشار فروش روبه‌رو شدند و شاخص این صنعت ۳٫۴ درصد افت کرد. این اختلاف عملکرد نشان می‌دهد که بازار، با وجود حفظ روند صعودی کلی، نسبت به اخبار مربوط به هزینه انرژی، تأمین مالی و ارزش‌گذاری شرکت‌های فناوری حساس‌تر شده است. بخش مهمی از رشد بازار آمریکا در سال جاری به سهام فناوری و شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی وابسته بوده است. افزایش تقاضا برای تراشه‌های پیشرفته، تجهیزات پردازشی و مراکز داده، چشم‌انداز درآمدی بسیاری از شرکت‌های این حوزه را تقویت کرده است. بااین‌حال، سرمایه‌گذاری در این زیرساخت‌ها به منابع مالی سنگین نیاز دارد و افزایش نرخ بهره می‌تواند هزینه توسعه را بالا ببرد. افزون بر این، اگر درآمدهای واقعی با انتظارات بالای سرمایه‌گذاران هماهنگ نباشد، حتی شرکت‌های برخوردار از رشد فروش نیز ممکن است با کاهش ارزش سهام مواجه شوند. یکی دیگر از نشانه‌های احتیاط، کاهش مشارکت نسبی برخی گروه‌های پیشرو در حرکت صعودی بازار است. درحالی‌که شاخص‌های اصلی رکوردهای تازه ثبت کرده‌اند، بخشی از سهام فناوری پس از رشد قابل‌توجه با اصلاح مواجه شده‌اند و گروه‌هایی مانند کالاهای مصرفی ضروری و خدمات عمومی نشانه‌هایی از بهبود نسبی نشان داده‌اند. چنین چرخشی لزوماً به معنای آغاز افت گسترده بازار نیست؛ اما می‌تواند نشان دهد که سرمایه‌گذاران در حال متنوع‌سازی دارایی‌ها و کاهش اتکای خود به سهام پرریسک‌تر هستند. تورم آمریکا؛ آزمون اصلی سیاست پولی گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده آمریکا در چهارشنبه ۲۲ مهر، مهم‌ترین داده اقتصادی هفته است. بر اساس نظرسنجی رویترز، انتظار می‌رود تورم سالانه به ۳٫۷ درصد برسد؛ رقمی که از هدف ۲ درصدی بانک مرکزی آمریکا فاصله قابل‌توجهی دارد. برای تورم هسته، که تغییرات قیمت مواد غذایی و انرژی را کنار می‌گذارد، افزایش سالانه ۲٫۵ درصدی پیش‌بینی شده است. تفاوت میان تورم کل و هسته می‌تواند در تشخیص میزان ماندگاری فشارهای قیمتی اهمیت داشته باشد. بانک مرکزی آمریکا در سپتامبر، برای نخستین بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش داد تا با فشارهای تورمی مقابله کند. اکنون داده‌های تازه می‌توانند انتظارات بازار درباره تصمیم نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر را تغییر دهند. اگر تورم بیش از پیش‌بینی‌ها افزایش یابد، احتمال تداوم سیاست پولی سخت‌گیرانه تقویت می‌شود؛ در مقابل، کاهش فشارهای قیمتی می‌تواند فضای بیشتری برای تثبیت نرخ‌ها فراهم کند. بااین‌حال، یک گزارش منفرد برای تعیین مسیر سیاست پولی کافی نیست و روند چندماهه تورم و اشتغال اهمیت بیشتری دارد. قیمت انرژی یکی از عوامل مهم این معادله است. افزایش بهای نفت می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، تولید و توزیع کالاها را بالا ببرد و به‌تدریج بر قیمت مصرف‌کننده اثر بگذارد. در همین حال، تورم خدمات همچنان یکی از نگرانی‌های اصلی سیاست‌گذاران محسوب می‌شود؛ زیرا تعدیل آن معمولاً به زمان بیشتری نیاز دارد. اگر فشار قیمت خدمات در کنار افزایش هزینه انرژی ادامه پیدا کند، حتی کاهش تورم کالاها نیز ممکن است برای بازگرداندن تورم به هدف بانک مرکزی کافی نباشد. بازارها همچنین باید به تفاوت میان واکنش اولیه و پیامدهای پایدار داده‌ها توجه کنند. انتشار تورمی بالاتر از انتظار ممکن است در کوتاه‌مدت بازده اوراق را افزایش دهد و سهام رشدی را تحت فشار قرار دهد؛ اما شدت و دوام این واکنش به جزئیات گزارش، انتظارات قبلی و ارزیابی سرمایه‌گذاران از مسیر اقتصاد بستگی خواهد داشت. در مقابل، تورم پایین‌تر از انتظار نیز تنها زمانی می‌تواند پشتوانه‌ای محکم برای بازار باشد که با نشانه‌های قابل‌قبول از فعالیت اقتصادی و سودآوری شرکت‌ها همراه شود. فصل گزارش‌های مالی؛ بانک‌ها چه چیزی درباره اقتصاد می‌گویند؟ گزارش‌های مالی سه‌ماهه سوم شرکت‌های آمریکایی در هفته جاری آغاز می‌شود و بانک‌های بزرگ در نخستین گروه از ناشران مهم قرار دارند. روز سه‌شنبه ۲۱ مهر، جی‌پی مورگان، گلدمن ساکس، سیتی‌گروپ و ولز فارگو نتایج خود را منتشر می‌کنند. جانسون اند جانسون و یونایتد هلث نیز از شرکت‌های مهمی هستند که گزارش مالی آن‌ها مورد توجه قرار خواهد گرفت. روز چهارشنبه، بانک آمریکا، مورگان استنلی، بلک‌راک و چند شرکت دیگر نتایج خود را اعلام می‌کنند. گزارش بانک‌ها از این جهت اهمیت دارد که اثر نرخ بهره را از چند مسیر آشکار می‌کند. نرخ‌های بالاتر ممکن است درآمد حاصل از وام‌دهی را تقویت کنند، اما در سوی دیگر می‌توانند هزینه جذب منابع را افزایش دهند و بازپرداخت بدهی را برای خانوارها و شرکت‌ها دشوارتر سازند. سرمایه‌گذاران همچنین به درآمد حاصل از معاملات، انتشار اوراق، مشاوره مالی و فعالیت بازار سرمایه توجه خواهند کرد. افزایش ذخایر زیان اعتباری یا نشانه‌های ضعف تقاضای وام می‌تواند پیام مهمی درباره وضعیت اقتصادی داشته باشد. بر اساس داده‌های منتشرشده از سوی مؤسسه ال‌اس‌ای‌جی، سود شرکت‌های شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ در سه‌ماهه سوم ممکن است در مجموع ۳۰٫۶ درصد افزایش یابد. انتظار می‌رود بخش انرژی با رشد سالانه ۱۲۳ درصدی و فناوری با رشد ۶۶٫۵ درصدی از محرک‌های اصلی این افزایش باشند. این ارقام، در صورت تحقق، می‌توانند از ارزش‌گذاری بازار حمایت کنند؛ اما رشد سود باید از نظر کیفیت نیز بررسی شود. افزایش درآمد پایدار و بهبود بهره‌وری، با رشد سود ناشی از عوامل موقت یا کاهش یک‌باره هزینه‌ها یکسان نیست. رفتار سهام بانک‌ها پیش از انتشار گزارش‌ها نیز قابل‌توجه است. بر اساس گزارش رویترز، شاخص بانکی استاندارد اند پورز در ماه گذشته حدود ۷٫۵ درصد کاهش یافته است؛ درحالی‌که بازده اوراق خزانه‌داری افزایش داشته است. این واگرایی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران درباره اثر نهایی نرخ‌های بالاتر بر هزینه تأمین مالی، فعالیت بازار سرمایه و سلامت وام‌گیرندگان پرسش‌هایی دارند. اگر نتایج مالی و پیش‌بینی مدیران بهتر از انتظار باشد، احتمال کاهش نگرانی‌ها وجود دارد؛ اما هشدار درباره ضعف مصرف یا افزایش زیان‌های اعتباری می‌تواند فشار بر سهام مالی را تشدید کند. بازده اوراق و نفت؛ دو متغیر تعیین‌کننده برای ارزش سهام بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا در پایان هفته گذشته در محدوده ۵٫۲۴ درصد قرار داشت؛ سطحی نزدیک به بالاترین میزان حدود ۲۴ سال اخیر. افزایش بازده اوراق دولتی، سرمایه‌گذاری در دارایی‌های کم‌ریسک‌تر را برای بخشی از سرمایه‌گذاران جذاب‌تر می‌کند و در عین حال نرخ تنزیل سودهای آینده شرکت‌ها را بالا می‌برد. این سازوکار معمولاً بر سهام رشدی، به‌ویژه شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش آن‌ها به درآمدهای دورتر وابسته است، فشار بیشتری وارد می‌کند. نفت نیز در هفته گذشته تحت تأثیر نگرانی‌های عرضه و تنش‌های خاورمیانه قرار گرفت. افزایش حملات به کشتی‌رانی در تنگه هرمز و کاهش بخشی از تولید آمریکا در پی شرایط جوی، نگرانی درباره عرضه را تقویت کرد. با افزایش قیمت نفت، فشار تورمی بیشتر می‌شود و احتمال ادامه سیاست پولی سخت‌گیرانه بالا می‌رود؛ در نتیجه، انرژی و نرخ بهره می‌توانند از دو مسیر هم‌زمان بر بازار سهام اثر بگذارند. از دیدگاه تحلیل فنی، محدوده ۸۷ تا ۹۰ دلار برای نفت خام به‌عنوان ناحیه حمایتی مورد توجه قرار گرفته است. در صورت حفظ این محدوده، بازگشت قیمت به حوالی ۱۰۰ دلار می‌تواند به‌عنوان سناریویی قابل بررسی مطرح شود؛ اما این سطح هدف قطعی نیست و به تداوم شرایط عرضه و تقاضا بستگی دارد. افزایش دوباره نفت، به‌ویژه اگر با رشد بازده اوراق همراه شود، می‌تواند فضای دشوارتری برای سهام ایجاد کند. تقویم اقتصادی آمریکا؛ داده‌هایی فراتر از تورم سه‌شنبه ۲۱ مهر، شاخص خوش‌بینی کسب‌وکارهای کوچک، تغییرات هفتگی اشتغال بخش خصوصی، فروش خانه‌های موجود و تراز بودجه دولت منتشر می‌شوند. چهارشنبه، علاوه بر شاخص قیمت مصرف‌کننده و تورم هسته، درخواست‌های وام مسکن و گزارش «کتاب بژ» بانک مرکزی آمریکا در برنامه قرار دارند. کتاب بژ تصویری کیفی از فعالیت اقتصادی مناطق مختلف کشور ارائه می‌کند و می‌تواند به روشن‌تر شدن وضعیت قیمت‌ها، اشتغال و تقاضا کمک کند. پنجشنبه ۲۳ مهر، فروش خرده‌فروشی، شاخص قیمت تولیدکننده، مطالبات بیمه بیکاری و شاخص فعالیت تولیدی فیلادلفیا منتشر خواهند شد. این داده‌ها برای سنجش توان مصرف‌کنندگان و میزان انتقال فشار هزینه‌ها به قیمت کالاها اهمیت دارند. فروش خرده‌فروشی قوی در کنار تورم بالا می‌تواند نگرانی از ماندگاری نرخ بهره بالا را تشدید کند؛ اما کاهش فروش همراه با افت شاخص‌های تولیدی ممکن است نگرانی از کند شدن رشد اقتصادی را افزایش دهد. جمعه ۲۴ مهر نیز داده‌های فعالیت خدماتی نیویورک، قیمت واردات و صادرات، تولید صنعتی و میزان استفاده از ظرفیت تولید منتشر می‌شوند. این آمارها کمک می‌کنند تا تصویر کامل‌تری از وضعیت اقتصاد آمریکا شکل بگیرد. بازارها نه‌تنها به ارقام منتشرشده، بلکه به فاصله آن‌ها با پیش‌بینی‌ها و سازگاری میان داده‌های تورم، اشتغال و تولید واکنش نشان خواهند داد. بازارهای اروپا؛ تفاوت عملکرد کشورها و صنایع بازارهای سهام اروپا در سال ۲۰۲۶ عملکرد یکسانی نداشته‌اند. بر اساس داده‌های منتشرشده در گزارش مورنینگ‌استار در ۸ اکتبر، شاخص اروپایی این مؤسسه از ابتدای سال حدود ۱۰٫۴ درصد رشد کرده است. بااین‌حال، تفاوت ترکیب صنایع و شرایط اقتصادی کشورها موجب شده است برخی بازارها به‌مراتب بهتر از میانگین منطقه عمل کنند. هلند با رشد بیش از ۳۷ درصدی شاخص خود در میان بازارهای پیشتاز قرار گرفته است. افزایش تقاضا برای تجهیزات پیشرفته تولید تراشه و رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی از عوامل مهم این عملکرد بوده‌اند. سهام شرکت ای‌اس‌ام‌ال، تولیدکننده تجهیزات لیتوگرافی پیشرفته، از ابتدای سال حدود ۸۴ درصد افزایش یافته است. ای‌اس‌ام اینترنشنال و بی‌ای‌اس‌آی نیز به‌ترتیب رشدهایی نزدیک به ۷۹ و ۴۵ درصد ثبت کرده‌اند. این عملکرد نشان می‌دهد که رونق جهانی تراشه‌ها تنها به بازار آمریکا محدود نیست و شرکت‌های اروپایی تأمین‌کننده فناوری نیز از آن بهره می‌برند. اسپانیا و ایتالیا نیز از بازارهای نسبتاً موفق بوده‌اند. شاخص اسپانیا حدود ۱۴ درصد و شاخص ایتالیا نزدیک به ۱۲ درصد رشد کرده است. در اسپانیا، عملکرد بانک‌ها، رشد اقتصادی و ورود سرمایه خارجی از عوامل حمایتی بوده‌اند. در ایتالیا نیز شرکت‌های انرژی و خدمات مرتبط با صنعت نفت نقش مهمی در تقویت بازار داشته‌اند؛ به‌طوری‌که سهام سایپم حدود ۷۶ درصد، تناریس ۵۴ درصد و انی ۵۰ درصد رشد کرده‌اند. در مقابل، فرانسه با عملکردی نزدیک به صفر از بازارهای ضعیف‌تر اروپا بوده است. نگرانی درباره بدهی دولت، بی‌ثباتی سیاسی و افت سهام کالاهای لوکس بر این بازار فشار وارد کرده‌اند. سهام ال‌و‌ام‌اچ حدود ۴۰ درصد و هرمس نزدیک به ۳۹ درصد کاهش یافته‌اند. آلمان نیز با رشد تقریبی ۳ درصدی شاخص خود عملکرد محدودی داشته است؛ فشار رقابت تولیدکنندگان چینی، هزینه گذار به خودروهای برقی و چالش‌های صنایع سنتی، از عوامل محدودکننده بازار بوده‌اند. سهام بی‌ام‌و حدود ۳۸ درصد، مرسدس بنز ۲۹ درصد و فولکس‌واگن نزدیک به ۳۱ درصد افت کرده‌اند. چشم‌انداز اروپا؛ بدهی، انرژی و توان رقابتی در سه‌ماهه پایانی سال، بازده اوراق دولتی و هزینه انرژی از عوامل مهم تعیین‌کننده مسیر بازارهای اروپایی خواهند بود. افزایش هزینه تأمین مالی دولت‌ها، به‌ویژه در کشورهایی با بدهی بالا، می‌تواند فضای بودجه‌ای را محدود کند و بر ارزش‌گذاری دارایی‌ها اثر بگذارد. اگر قیمت انرژی نیز افزایش یابد، فشار تورمی ممکن است ادامه پیدا کند و بانک مرکزی اروپا را از کاهش سریع نرخ بهره بازدارد. تفاوت عملکرد بازارهای اروپایی نشان می‌دهد که ارزیابی منطقه به‌عنوان یک مجموعه یکپارچه می‌تواند گمراه‌کننده باشد. هلند از رونق تجهیزات نیمه‌رساناها بهره برده، اسپانیا از رشد اقتصادی و عملکرد بانک‌ها حمایت گرفته و ایتالیا از افزایش ارزش شرکت‌های انرژی سود برده است. در مقابل، فرانسه با ریسک‌های مالی و ضعف کالاهای لوکس و آلمان با فشار بر صنایع و خودروسازان مواجه شده‌اند. در این شرایط، شرکت‌هایی که جریان نقدی پایدار، بدهی کنترل‌شده و توان انتقال افزایش هزینه‌ها به مشتریان دارند، احتمالاً انعطاف‌پذیری بیشتری نشان می‌دهند. بااین‌حال، پایداری رشد بازار به آن بستگی دارد که سودآوری واقعی شرکت‌ها بتواند افزایش هزینه سرمایه و فشارهای اقتصادی را جبران کند. “ «از نگاه من، بازار جهانی وارد مرحله‌ای شده است که در آن فاصله میان انتظارات و واقعیت‌های مالی، عامل تعیین‌کننده‌تری از شتاب صعود شاخص‌هاست. رونق هوش مصنوعی و رشد سود شرکت‌ها همچنان ظرفیت حمایت از بازار را دارند، اما افزایش بازده اوراق و هزینه انرژی نشان می‌دهد که سرمایه دیگر بدون مطالبه بازده متناسب، ریسک‌های بالاتر را نمی‌پذیرد. در چنین شرایطی، رویکرد حرفه‌ای نه شرط‌بندی یک‌جانبه بر ادامه رشد است و نه پیش‌بینی اصلاحی فراگیر؛ بلکه تفکیک بازارها و انتخاب شرکت‌هایی است که رشد درآمد آن‌ها به جریان نقدی پایدار تبدیل می‌شود و در برابر نرخ بهره، بدهی و نوسان تقاضا تاب‌آوری بیشتری دارند.» بابک شیری بازارهای آسیا؛ رونق تراشه‌ها در کنار ریسک انرژی و تقاضا بازارهای آسیایی در هفته پیش رو تحت تأثیر سه عامل اصلی قرار دارند: عملکرد زنجیره تأمین نیمه‌رساناها، وضعیت تقاضای جهانی برای فناوری و تغییرات قیمت انرژی. رشد بیش از ۸۰ درصدی شاخص تولیدکنندگان تراشه آمریکا از ابتدای سال، نشان‌دهنده قدرت چرخه سرمایه‌گذاری در این صنعت است؛ اما افت ۳٫۴ درصدی این شاخص در معاملات پنجشنبه یادآور می‌شود که انتظارات بالا، بازار را در برابر اخبار منفی آسیب‌پذیر کرده است. این تحولات برای بازارهای آسیایی، به‌ویژه اقتصادهای وابسته به تولید تراشه و تجهیزات الکترونیکی، اهمیت ویژه‌ای دارد. تایوان و کره جنوبی از بازارهایی هستند که عملکرد شرکت‌های نیمه‌رسانا و حافظه در آن‌ها می‌تواند بر جهت شاخص‌ها اثر قابل‌توجهی بگذارد. شرکت تولید نیمه‌رسانای تایوان از نام‌های مهم تقویم گزارش‌های مالی پنجشنبه ۲۳ مهر است و نتایج آن می‌تواند نشانه‌هایی از وضعیت سفارش‌ها، تقاضای تراشه‌های پیشرفته و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پردازشی ارائه کند. در کره جنوبی نیز پیش‌بینی سود فصلی قدرتمند سامسونگ نتوانست در معاملات اخیر از قیمت سهام حمایت کند؛ نمونه‌ای از اینکه رشد سود مورد انتظار، در صورت بالا بودن انتظارات بازار، لزوماً به افزایش قیمت سهام منجر نمی‌شود. چین نیز از مسیر تقاضای صنعتی، تجارت جهانی و رقابت فناوری بر بازارهای منطقه اثر می‌گذارد. در صورت تداوم تقاضای جهانی برای تجهیزات الکترونیکی و زیرساخت‌های هوش مصنوعی، شرکت‌های آسیایی فعال در زنجیره تأمین می‌توانند از افزایش سفارش‌ها بهره‌مند شوند. بااین‌حال، محدودیت‌های تجاری، رقابت قیمتی و تغییرات سیاست صنعتی می‌توانند حاشیه سود را تحت فشار قرار دهند. به همین دلیل، بررسی میزان فروش واقعی، سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و پایداری تقاضا اهمیت بیشتری از اتکا به انتظارات کلی درباره رونق فناوری دارد. افزایش قیمت نفت نیز برای بسیاری از اقتصادهای آسیایی ریسک مهمی محسوب می‌شود؛ به‌ویژه کشورهایی که بخش بزرگی از انرژی مورد نیاز خود را وارد می‌کنند. افزایش هزینه واردات انرژی می‌تواند تراز تجاری را تضعیف کند، هزینه تولید را بالا ببرد و فشار تورمی ایجاد کند. این وضعیت ممکن است فضای سیاست‌گذاری پولی را محدود سازد و سودآوری شرکت‌های حمل‌ونقل، تولیدی و مصرف‌محور را تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، شرکت‌های انرژی و برخی صادرکنندگان کالا ممکن است از افزایش قیمت‌ها سود ببرند؛ بنابراین، اثر نفت گران بر بازارهای آسیایی یکسان نیست و به ساختار اقتصادی هر کشور وابسته است. جمع‌بندی بازارهای سهام جهان در هفته پیش رو با آزمونی هم‌زمان در سه جبهه روبه‌رو هستند: تورم و سودآوری در آمریکا، بدهی و تفاوت ساختاری صنایع در اروپا، و چرخه فناوری و هزینه انرژی در آسیا. در آمریکا، آمار تورم و گزارش بانک‌های بزرگ می‌تواند انتظارات نرخ بهره را تغییر دهد؛ در اروپا، پایداری سود شرکت‌ها و هزینه تأمین مالی دولت‌ها اهمیت دارد؛ و در آسیا، عملکرد شرکت‌های نیمه‌رسانا و روند تقاضای جهانی از عوامل کلیدی خواهد بود. اگر تورم آمریکا کمتر از انتظار باشد و گزارش‌های مالی از تداوم رشد سود حکایت کنند، بازارها می‌توانند از حمایت بنیادی بیشتری برخوردار شوند. در مقابل، افزایش دوباره فشارهای قیمتی، رشد بازده اوراق یا هشدار شرکت‌ها درباره ضعف تقاضا می‌تواند زمینه اصلاح را فراهم کند. در هر سه منطقه، ارزیابی کیفیت سود، جریان نقدی و توان شرکت‌ها برای مقابله با افزایش هزینه‌ها از دنبال کردن صرف شاخص‌ها اهمیت بیشتری دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

اس‌کی هاینیکس یا تی‌اس‌ام‌سی؛ کدام سهم تراشه در سال ۲۰۲۶ انتخاب بهتری است؟

رشد سریع هوش مصنوعی، تقاضا برای تراشه‌های پیشرفته را به یکی از مهم‌ترین محرک‌های بازار نیمه‌رساناها تبدیل کرده است. در این میان، اس‌کی هاینیکس و شرکت ساخت نیمه‌رسانای تایوان یا TSMC، دو بازیگر مهم زنجیره تأمین زیرساخت‌های محاسباتی جهان هستند؛ اما مدل کسب‌وکار و ارزش‌گذاری آنها تفاوت قابل توجهی دارد. در یک نگاه درآمد اس‌کی هاینیکس در سال مالی ۲۰۲۵ به حدود ۷۲.۳ میلیارد دلار رسید و سود خالص آن نزدیک به ۳۲ میلیارد دلار بود. درآمد TSMC در همین دوره حدود ۱۲۱.۳ میلیارد دلار و سود خالص آن حدود ۵۴.۷ میلیارد دلار گزارش شد. نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده اس‌کی هاینیکس حدود ۷.۷ برابر و برای TSMC حدود ۲۸ برابر است. TSMC با تنوع بیشتر مشتریان و نقش کلیدی در تولید تراشه‌های پیشرفته، از دیدگاه گزارش حاضر گزینه‌ای باثبات‌تر برای سرمایه‌گذاری بلندمدت محسوب می‌شود. اس‌کی هاینیکس در حوزه حافظه‌های پیشرفته، به‌ویژه حافظه با پهنای باند بالا، جایگاه قدرتمندی دارد؛ در حالی که TSMC به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده قراردادی تراشه جهان، محصولات شرکت‌های مختلف فناوری را تولید می‌کند. همین تفاوت باعث شده مقایسه این دو سهم در سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه صرفاً مقایسه دو شرکت تراشه‌ساز باشد، به بررسی دو بخش متفاوت از زنجیره ارزش هوش مصنوعی تبدیل شود. شاخص SK Hynix TSMC قیمت سهام ۱۷۸.۲۵ دلار ۴۷۲.۲۰ دلار تغییر روزانه ۲.۳۶٪- ۲.۰۹٪- ارزش بازار ۱.۳ تریلیون دلار ۲.۴ تریلیون دلار محدوده ۵۲ هفته ۱۲۴.۸۰ تا ۱۹۹.۸۷ دلار ۲۶۶.۸۲ تا ۴۸۷.۴۷ دلار حاشیه سود ناخالص ۷۵.۶۳٪ ۶۳.۰۸٪ نسبت P/E ۱۱.۴۸ ۳۴.۰۸ EPS (TTM) ۱۵.۴۰ دلار ۱۳.۸۶ دلار سود نقدی و بازده — ۳.۷۷ دلار (۰.۸۰٪) منبع: داده‌های بازار اس‌کی هاینیکس؛ برنده موج حافظه هوش مصنوعی اس‌کی هاینیکس یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان تراشه‌های حافظه در جهان است و بخش مهمی از فعالیت آن به حافظه‌های پویای دسترسی تصادفی، حافظه‌های فلش و به‌ویژه حافظه با پهنای باند بالا اختصاص دارد. اهمیت این محصولات با گسترش هوش مصنوعی به‌شدت افزایش یافته است. سامانه‌های هوش مصنوعی برای پردازش حجم عظیمی از داده به حافظه‌های سریع و پرظرفیت نیاز دارند و همین مسئله تقاضا برای محصولات پیشرفته اس‌کی هاینیکس را افزایش داده است. در سال مالی ۲۰۲۵، درآمد شرکت به حدود ۷۲.۳ میلیارد دلار رسید که رشدی نزدیک به ۴۷ درصد نسبت به سال قبل محسوب می‌شود. سود خالص نیز به حدود ۳۲ میلیارد دلار رسید و حاشیه سود خالص شرکت به حدود ۴۴ درصد افزایش یافت. از نظر مالی، وضعیت ترازنامه نیز نسبتاً قدرتمند است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام حدود ۰.۲ برابر و نسبت جاری حدود ۱.۹ برابر بوده است. جریان نقد آزاد شرکت نیز در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۸.۵ میلیارد دلار رسید. با این حال، نقطه ضعف مهم اس‌کی هاینیکس، ماهیت چرخه‌ای بازار حافظه است. افزایش سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی می‌تواند قیمت حافظه و سودآوری شرکت را بالا ببرد، اما کاهش سرعت سرمایه‌گذاری شرکت‌های فناوری ممکن است به مازاد ظرفیت، افت قیمت حافظه و کاهش حاشیه سود منجر شود. TSMC؛ ستون تولید تراشه‌های پیشرفته TSMC مدل متفاوتی دارد. این شرکت یک تولیدکننده قراردادی تراشه است و برخلاف بسیاری از شرکت‌های نیمه‌رسانا، محصولات اصلی خود را بر اساس طراحی مشتریان تولید می‌کند. این ساختار به TSMC اجازه داده است با طیف گسترده‌ای از شرکت‌های فناوری در صنایع مختلف همکاری کند؛ از پردازنده‌های پیشرفته و تلفن‌های هوشمند گرفته تا خودرو و سامانه‌های محاسباتی مرتبط با هوش مصنوعی. در سال مالی ۲۰۲۵، درآمد TSMC حدود ۱۲۱.۳ میلیارد دلار و سود خالص آن حدود ۵۴.۷ میلیارد دلار بود. حاشیه سود خالص نیز به حدود ۴۵ درصد رسید. از نظر نقدینگی، نسبت جاری شرکت حدود ۲.۵ برابر و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام حدود ۰.۲ برابر بوده است. جریان نقد آزاد TSMC نیز با حدود ۳۴.۶ میلیارد دلار تقریباً دو برابر اس‌کی هاینیکس بود. مزیت مهم TSMC این است که رشد آن تنها به بازار حافظه وابسته نیست. افزایش تقاضا برای تراشه‌های سه نانومتری و پنج نانومتری، پردازنده‌ها و تراشه‌های مورد استفاده در زیرساخت هوش مصنوعی می‌تواند همچنان محرک رشد این شرکت باشد. ارزش‌گذاری؛ تفاوت بزرگ دو سهم یکی از جذاب‌ترین نکات این مقایسه، اختلاف ارزش‌گذاری دو شرکت است. شاخص ارزش‌گذاری SK Hynix TSMC Forward P/E ۷.۷ برابر ۲۸.۰ برابر نسبت P/S ۹.۸ برابر ۱۷.۵ برابر منبع: داده‌های بازار اس‌کی هاینیکس از نظر چندبرابرهای ارزش‌گذاری ارزان‌تر به نظر می‌رسد، اما بازار برای TSMC به دلیل جایگاه منحصربه‌فرد آن در تولید تراشه‌های پیشرفته، حق ارزش‌گذاری بیشتری قائل شده است. “ «به نظر من، جذابیت اس‌کی هاینیکس بیشتر در قیمت‌گذاری پایین و اهرم مستقیم آن نسبت به چرخه سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی نهفته است، اما همین ویژگی می‌تواند در دوره معکوس چرخه به نقطه ضعف تبدیل شود. در مقابل، TSMC اگرچه با چندبرابرهای بالاتری معامله می‌شود، اما موقعیت آن در قلب زنجیره تولید تراشه‌های پیشرفته، تنوع کاربردها و توان بالاتر تولید جریان نقد آزاد، کیفیت درآمد آن را برای سرمایه‌گذار بلندمدت متمایز می‌کند. بنابراین، در شرایط فعلی من برتری TSMC را نه به دلیل ارزان‌تر بودن، بلکه به دلیل عمق مزیت رقابتی، تنوع تقاضا و قابلیت تبدیل رشد صنعت به جریان نقد پایدار می‌دانم؛ در حالی که اس‌کی هاینیکس بیشتر گزینه‌ای برای سرمایه‌گذاری با ریسک چرخه‌ای بالاتر و حساسیت بیشتر به تداوم رونق هوش مصنوعی است.» بابک شیری ریسک‌های متفاوت؛ حافظه در برابر ژئوپلیتیک ریسک اصلی اس‌کی هاینیکس به چرخه بازار حافظه بازمی‌گردد. اگر تقاضای هوش مصنوعی کاهش یابد یا تولیدکنندگان حافظه ظرفیت خود را بیش از اندازه افزایش دهند، قیمت محصولات و قدرت قیمت‌گذاری شرکت می‌تواند تحت فشار قرار گیرد. در مورد TSMC، ریسک ژئوپلیتیک اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بخش عمده ظرفیت تولید پیشرفته آن در تایوان متمرکز است. علاوه بر این، توسعه کارخانه‌های جدید در آمریکا و سایر مناطق به سرمایه‌گذاری چندمیلیارددلاری نیاز دارد. با این حال، همین گسترش جغرافیایی می‌تواند در بلندمدت به کاهش بخشی از ریسک تمرکز تولید کمک کند. جمع‌بندی هر دو شرکت از رشد سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی بهره می‌برند، اما مسیر آنها متفاوت است. اس‌کی هاینیکس از تقاضای فزاینده برای حافظه‌های پیشرفته سود می‌برد و ارزش‌گذاری پایین‌تری دارد، در حالی که TSMC به دلیل جایگاه خود در تولید تراشه‌های پیشرفته، تنوع مشتریان و جریان نقد آزاد بالاتر، مدل کسب‌وکار متنوع‌تری ارائه می‌کند. برای سرمایه‌گذاری در سال ۲۰۲۶، مسئله اصلی انتخاب میان ارزش‌گذاری پایین‌تر اس‌کی هاینیکس و مزیت ساختاری TSMC است. اگر رونق هوش مصنوعی و تقاضای حافظه با شدت فعلی ادامه پیدا کند، اس‌کی هاینیکس می‌تواند از افزایش قیمت و تقاضای حافظه بهره زیادی ببرد؛ اما در افق بلندمدت، تنوع فعالیت و نقش حیاتی TSMC در زنجیره تولید تراشه‌های پیشرفته، مزیتی مهم برای این شرکت ایجاد می‌کند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا TSMC بهترین سهم هوش مصنوعی برای خرید است؟

رونق هوش مصنوعی تنها به شرکت‌هایی که تراشه‌های پردازنده و شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی را طراحی می‌کنند محدود نیست. در پشت این صنعت، شرکت‌هایی قرار دارند که وظیفه ساخت تراشه‌های مورد استفاده در سامانه‌های هوش مصنوعی را بر عهده دارند و شرکت صنایع نیمه‌رسانای تایوان، TSMC، مهم‌ترین نمونه در این زنجیره محسوب می‌شود. در یک نگاه TSMC یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان قراردادی تراشه در جهان است و برای رقبای اصلی صنعت هوش مصنوعی تراشه تولید می‌کند. مقیاس تولید و فناوری ساخت TSMC باعث شده جایگزینی کامل این شرکت برای بسیاری از مشتریان بزرگ آن بسیار دشوار باشد. درآمد و سود TSMC همچنان در حال رشد است، اما سرعت رشد آن از شرکت‌هایی مانند انویدیا و AMD پایین‌تر است. قدرت مالی، جایگاه فناورانه و مشتریان متنوع، TSMC را به یکی از کم‌ریسک‌ترين گزینه‌های سرمایه‌گذاری در زنجیره هوش مصنوعی تبدیل کرده است. این شرکت تراشه‌های بسیاری از بزرگ‌ترین بازیگران صنعت فناوری را تولید می‌کند؛ از انویدیا و ای‌ام‌دی گرفته تا اپل و طیف گسترده‌ای از شرکت‌های فعال در حوزه محاسبات پیشرفته. همین جایگاه باعث شده رشد تقاضا برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی مستقیماً به افزایش تقاضا برای ظرفیت تولید TSMC منجر شود. چرا TSMC در قلب صنعت هوش مصنوعی قرار دارد؟ TSMC یک تولیدکننده قراردادی تراشه است. به این معنا که شرکت‌هایی مانند انویدیا و AMD طراحی تراشه‌های خود را انجام می‌دهند، اما ساخت فیزیکی بخش بزرگی از این تراشه‌ها به TSMC سپرده می‌شود. اهمیت این مدل زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم ساخت تراشه‌های پیشرفته به کارخانه‌های بسیار پیچیده، سرمایه‌گذاری عظیم و فناوری تولیدی تخصصی نیاز دارد. بنابراین حتی اگر یکی از مشتریان TSMC تصمیم بگیرد بخشی از تولید خود را به شرکت دیگری منتقل کند، جایگزینی کامل ظرفیت تولید TSMC در کوتاه‌مدت کار ساده‌ای نخواهد بود. همین موضوع یکی از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی TSMC محسوب می‌شود. در واقع، TSMC به جای رقابت مستقیم با تولیدکنندگان تراشه‌های هوش مصنوعی، در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند از رشد بخش بزرگی از این صنعت منتفع شود؛ زیرا شرکت‌های رقیب در بازار نهایی، در بسیاری از موارد مشتری یکسانی در زنجیره تولید دارند. انویدیا و AMD؛ دو مشتری در یک زنجیره یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های مدل تجاری TSMC ، تنوع مشتریان آن است. انویدیا و AMD در بازار پردازنده‌ها و تراشه‌های مراکز داده با یکدیگر رقابت می‌کنند، اما هر دو از ظرفیت تولید TSMC استفاده می‌کنند. به این ترتیب، موفقیت یکی از این شرکت‌ها الزاماً به معنای شکست TSMC نیست. این ویژگی، ریسک وابستگی TSMC به یک مشتری یا یک محصول خاص را کاهش می‌دهد. البته مشتریان TSMC به صنعت هوش مصنوعی محدود نیستند و شرکت‌هایی مانند اپل نیز از ظرفیت تولید این شرکت استفاده می‌کنند. بنابراین TSMC در واقع در بخش‌های مختلف صنعت نیمه‌رسانا حضور دارد و رونق هوش مصنوعی تنها یکی از موتورهای رشد آن محسوب می‌شود. “ «از نگاه من، نقطه قوت اصلی TSMC نه در رشد سریع‌تر از همه شرکت‌های هوش مصنوعی، بلکه در جایگاه گلوگاهی آن در زنجیره ارزش تراشه‌های پیشرفته است. هرچه پیچیدگی تراشه‌ها افزایش پیدا کند، هزینه و دشواری ایجاد ظرفیت تولید رقیب نیز بیشتر می‌شود و همین مسئله می‌تواند مزیت ساختاری TSMC را تقویت کند. بنابراین این سهم را باید بیشتر به‌عنوان یک بازیگر زیرساختی و راهبردی در اقتصاد هوش مصنوعی ارزیابی کرد؛ شرکتی که ممکن است از نظر نرخ رشد از برخی مشتریان خود عقب بماند، اما از نظر عمق نقش خود در زنجیره فناوری، یکی از مهم‌ترین برندگان بلندمدت توسعه محاسبات هوش مصنوعی باشد.» بابک شیری رشد TSMC در برابر غول‌های هوش مصنوعی TSMC از نظر رشد درآمد و سود عملکرد قابل توجهی داشته است و افزایش تقاضا برای تراشه‌های پیشرفته، به‌ویژه در حوزه محاسبات هوش مصنوعی، به این روند کمک کرده است. با این حال، یک نکته مهم وجود دارد: سرعت رشد TSMC با برخی از مشتریان بزرگ خود، به‌خصوص انویدیا و AMD، قابل مقایسه نیست. این تفاوت تا حد زیادی طبیعی است. شرکتی که زیرساخت تولید بخش بزرگی از صنعت را در اختیار دارد، معمولاً نمی‌تواند با همان سرعت شرکتی رشد کند که در یک بازار بسیار سریع در حال گسترش، محصول نهایی با تقاضای انفجاری عرضه می‌کند. بنابراین جذابیت TSMC لزوماً در بیشترین سرعت رشد درآمد خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در مقیاس، جایگاه راهبردی و دشواری جایگزینی آن قرار دارد. آیا TSMC بهترین سهم هوش مصنوعی است؟ پاسخ به این پرسش به نوع نگاه سرمایه‌گذار بستگی دارد. اگر هدف، یافتن شرکتی با بیشترین سرعت رشد درآمد در موج هوش مصنوعی باشد، TSMC احتمالاً با شرکت‌هایی مانند انویدیا و برخی دیگر از بازیگران این صنعت تفاوت دارد اما اگر معیار، قرار گرفتن در مرکز زنجیره تأمین هوش مصنوعی، برخورداری از فناوری تولید پیشرفته، تنوع مشتریان و قدرت مالی باشد، TSMC جایگاه بسیار متفاوتی پیدا می‌کند. در واقع، سرمایه‌گذاری روی TSMC بیشتر شبیه سرمایه‌گذاری روی زیرساخت رشد صنعت تراشه است تا شرط‌بندی روی یک محصول خاص هوش مصنوعی. جمع‌بندی TSMC یکی از مهم‌ترین بازیگران پشت صحنه انقلاب هوش مصنوعی است. این شرکت تراشه‌های مورد استفاده طیف گسترده‌ای از شرکت‌های فناوری را تولید می‌کند و حضور هم‌زمان رقبایی مانند انویدیا و AMD در میان مشتریان آن، نشان‌دهنده جایگاه خاص TSMC در زنجیره جهانی تولید تراشه است. رشد این شرکت شاید به اندازه برخی از مشتریانش خیره‌کننده نباشد، اما ترکیب مقیاس تولید، فناوری پیشرفته، مشتریان متنوع و دشواری جایگزینی ظرفیت آن می‌تواند یک مزیت بلندمدت ایجاد کند. در نتیجه، TSMC را می‌توان یکی از گزینه‌های مهم برای سرمایه‌گذارانی دانست که به دنبال بهره‌گیری از رشد بلندمدت هوش مصنوعی هستند، اما ترجیح می‌دهند به جای تمرکز بر یک تولیدکننده خاص تراشه یا یک محصول مشخص، در بخش زیرساختی این صنعت سرمایه‌گذاری کنند. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

سهام آمریکا با گزارش ضعیف اشتغال بالا رفت؛ نزدک ۱۰۰ رکورد زد

کند شدن رشد بازار کار آمریکا باعث افزایش قیمت سهام شد. سرمایه‌گذاران انتظار خود را از افزایش دوبارهٔ نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در کوتاه‌مدت کاهش دادند. شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ با ۰.۷ درصد افزایش همراه شد و شاخص نزدک ۱۰۰ به رکورد تازه‌ای رسید. تمایل سرمایه‌گذاران به دارایی‌های پرریسک‌تر در این روز بیشتر شد. اوراق خزانهٔ آمریکا افزایش قیمت ابتدای روز را از دست داد. بازارهای پولی احتمال افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر فدرال رزرو را کمتر از ۲۵ درصد ارزیابی کردند. کاهش قیمت سوخت نیز به بهبود فضای بازار کمک کرد. کشورهای گروه هفت پیش‌تر نشان داده بودند که برای آزادسازی ذخایر اضطراری گازوئیل و نفت خام برنامه دارند. کارفرمایان آمریکایی در سپتامبر کمتر از حد انتظار نیرو استخدام کردند و رشد دستمزدها نیز کند شد. این وضعیت نشان‌دهندهٔ احتیاط بیشتر کسب‌وکارهایی است که با هزینه‌های بالاتر روبه‌رو هستند. شمار شاغلان بخش غیرکشاورزی ۲۹ هزار نفر افزایش یافت. آمار دو ماه قبل از آن نیز رو به پایین اصلاح شد. این رقم از همهٔ پیش‌بینی‌های یک نظرسنجی پایین‌تر بود. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید که بخشی از آن به رشد نیروی کار مربوط است. گزارش اشتغال پس از ماه‌ها فروش گستردهٔ اوراق خزانهٔ آمریکا، تا حدی از فشار بازار کاست. نگرانی از تداوم تورم، هزینه‌های دولت و افزایش استقراض شرکت‌ها برای تأمین مالی سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، عامل این فروش بود. بازده اوراق ۱۰ سالهٔ آمریکا اوایل همین هفته به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۲ رسیده بود.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

تیمیراوس از وال‌ استریت ژورنال: گزارش ضعیف اشتغال مسیر را برای توقف فدرال رزرو هموار کرد

گزارش اشتغال ماه سپتامبر فضای بیشتری در اختیار فدرال رزرو قرار می‌دهد تا در ماه اکتبر نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد؛ چراکه روند استخدام کند شده و نرخ بیکاری نیز اندکی افزایش یافته و به ۴.۲ درصد رسیده است. با توجه به شواهد اندک از وجود فشارهای تورمی در بازار کار، اکنون توجه بازار به گزارش تورم شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) ماه سپتامبر در ۱۴ اکتبر معطوف شده است؛ گزارشی که می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌تری در تصمیم بعدی فدرال رزرو درباره نرخ بهره داشته باشد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا؛ رشد شغلی به‌شدت کند شد و فشار بر فدرال رزرو کاهش یافت

بازارهای مالی آمریکا در نخستین واکنش به انتشار گزارش اشتغال سپتامبر، با کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش شاخص‌های سهام مواجه شدند؛ زیرا آمار اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار منتشر شد و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره فدرال رزرو در نشست اکتبر را کاهش داد. بر اساس گزارش اداره آمار کار آمریکا، اقتصاد این کشور در ماه سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل جدید ایجاد کرد؛ در حالی که اقتصاددانان انتظار افزایش حدود ۹۰ هزار شغل را داشتند. هم‌زمان، نرخ بیکاری از ۴.۱ درصد در ماه اوت به ۴.۲ درصد افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز پایین‌تر از پیش‌بینی‌ها قرار گرفت. در یک نگاه اقتصاد آمریکا در سپتامبر تنها ۲۹ هزار شغل ایجاد کرد؛ در برابر انتظار ۹۰ هزار شغل. نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد رسید و رشد دستمزد سالانه به ۳ درصد کاهش یافت. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر به حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت. کاهش بازده اوراق خزانه به رشد معاملات آتی S&P 500 و نزدک کمک کرد. این گزارش در شرایطی منتشر شده که بازار سهام آمریکا پیش از آن با فشار ناشی از افزایش بازده اوراق و نگرانی درباره مسیر نرخ بهره مواجه بود. بنابراین، ضعف بازار کار در کوتاه‌مدت برای سهام به‌عنوان عاملی کاهنده فشار پولی تفسیر شد؛ موضوعی که در واکنش اولیه بازار به‌وضوح دیده شد. گزارش اشتغال بسیار ضعیف‌تر از انتظار بود مهم‌ترین عدد گزارش سپتامبر، رشد تنها ۲۹ هزار نفری اشتغال غیرکشاورزی بود. این رقم نه‌تنها فاصله زیادی با پیش‌بینی حدود ۹۰ هزار نفری داشت، بلکه پس از بازنگری آمار ماه اوت نیز منتشر شد؛ اشتغال اوت از رقم قبلی ۱۶۲ هزار نفر به ۱۳۳ هزار نفر کاهش یافت. مجموع بازنگری دو ماه گذشته نیز حدود ۶۰ هزار شغل از برآوردهای قبلی کم کرد. اهمیت بازنگری‌ها در این است که ضعف سپتامبر را نمی‌توان صرفاً یک انحراف آماری در یک ماه دانست. اگرچه بخشی از کاهش اشتغال می‌تواند تحت تأثیر عوامل فصلی و زمان‌بندی تعطیلات روز کارگر قرار گرفته باشد، داده‌های بازنگری‌شده نشان می‌دهد سرعت ایجاد شغل در اقتصاد آمریکا نسبت به برآوردهای قبلی پایین‌تر بوده است. در بخش خصوصی نیز وضعیت چندان متفاوت نبود. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار حدود ۸۵ هزار نفر بود. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت. با این حال، تصویر بازار کار کاملاً منفی نیست. گزارش رویترز اشاره می‌کند که نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها دیده نمی‌شود و درخواست‌های اولیه دریافت بیمه بیکاری همچنان در سطوح بسیار پایین قرار دارد. بنابراین داده‌های سپتامبر بیشتر به کاهش سرعت استخدام اشاره دارند تا فروپاشی بازار کار. بیکاری افزایش یافت، اما ساختار آن اهمیت دارد نرخ بیکاری آمریکا از ۴.۱ درصد در اوت به ۴.۲ درصد در سپتامبر رسید. در نگاه اول، افزایش بیکاری می‌تواند نشانه دیگری از ضعف بازار کار باشد، اما جزئیات نظرسنجی خانوار تصویر متعادل‌تری ارائه می‌کند. بر اساس داده‌های منتشرشده، اشتغال در نظرسنجی خانوار حدود ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافت و نیروی کار نیز حدود ۴۸۵ هزار نفر رشد کرد. افزایش نرخ مشارکت از ۶۱.۶ درصد به ۶۱.۸ درصد نیز نشان می‌دهد بخشی از افزایش نرخ بیکاری به ورود افراد بیشتری به بازار کار مربوط بوده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه وخامت شدید شرایط اشتغال دانست. حتی نرخ بیکاری بدون گرد کردن در محدوده‌ای قرار داشت که تنها اندکی بالاتر از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد بود. برای بازار سهام، این تفاوت اهمیت دارد. اگر افزایش بیکاری ناشی از موج اخراج‌ها و کاهش شدید اشتغال بود، پیام آن برای سودآوری شرکت‌ها و مصرف خانوارها منفی‌تر می‌شد. اما در شرایط فعلی، بازار بیشتر روی بخش دیگری از گزارش تمرکز کرده است: کاهش فشار دستمزدی و کاهش احتمال افزایش نرخ بهره. دستمزدها؛ مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو یکی از مهم‌ترین نکات گزارش سپتامبر، عملکرد ضعیف‌تر از انتظار دستمزدها بود. متوسط دستمزد ساعتی تنها ۰.۱ درصد در ماه افزایش یافت؛ در حالی که انتظار بازار رشد ۰.۳ درصدی بود. رشد سالانه دستمزد نیز به ۳ درصد کاهش یافت و نسبت به نرخ ۳.۲ درصدی مورد انتظار پایین‌تر قرار گرفت. این داده برای فدرال رزرو اهمیت زیادی دارد، زیرا کاهش سرعت رشد دستمزد می‌تواند به کاهش فشارهای تورمی کمک کند. از سوی دیگر، متوسط ساعات کاری هفتگی روی ۳۴.۴ ساعت قرار گرفت؛ بنابراین هنوز نشانه‌ای از کاهش شدید ساعات کاری کارکنان مشاهده نمی‌شود. ترکیب این داده‌ها برای بازار سهام اهمیت ویژه‌ای دارد: اشتغال ضعیف‌تر، رشد دستمزد پایین‌تر و بدون کاهش شدید ساعات کاری. چنین ترکیبی در کوتاه‌مدت می‌تواند سناریوی مطلوب‌تری برای دارایی‌های ریسکی ایجاد کند، زیرا از یک سو فشار تورمی را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر الزام فوری برای افزایش نرخ بهره را کمتر می‌کند. بازار اوراق؛ پیام اصلی گزارش برای سهام واکنش بازار اوراق خزانه یکی از مهم‌ترین مسیرهایی است که گزارش اشتغال از طریق آن بر سهام اثر می‌گذارد. پس از انتشار گزارش، بازده اوراق دوساله خزانه آمریکا، که حساسیت بالایی به انتظارات نرخ بهره فدرال رزرو دارد، به محدوده ۴.۷۲ درصد کاهش یافت. بازده اوراق ۱۰ساله نیز به حدود ۵.۱۸ درصد رسید. گزارش‌های بازار همچنین از کاهش بازده اوراق دوساله تا محدوده ۴.۶۹ درصد در واکنش اولیه خبر داده‌اند. کاهش بازده اوراق از دو مسیر می‌تواند برای سهام اهمیت داشته باشد. نخست، نرخ تنزیل مورد استفاده برای ارزش‌گذاری جریان‌های نقدی آینده شرکت‌ها کاهش می‌یابد. این موضوع به‌ویژه برای شرکت‌های رشدی و فناوری که بخش قابل توجهی از ارزش آنها به سودهای سال‌های آینده وابسته است اهمیت دارد. دوم، جذابیت نسبی اوراق با درآمد ثابت در برابر سهام کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه، بخشی از سرمایه می‌تواند مجدداً به سمت دارایی‌های ریسکی حرکت کند. به همین دلیل، واکنش مثبت معاملات آتی شاخص‌های اصلی آمریکا چندان عجیب نبود. پیش از آغاز معاملات، قراردادهای آتی S&P 500 حدود ۰.۸ درصد و قراردادهای آتی نزدک ۱۰۰ حدود ۱ درصد رشد کردند. چرا سهام فناوری بیشتر به این گزارش حساس است؟ گزارش اشتغال ضعیف لزوماً به معنای خبر خوب برای تمام شرکت‌های بورسی نیست. اگر ضعف بازار کار به کاهش مصرف خانوار و افت سود شرکت‌ها منجر شود، در نهایت می‌تواند به زیان بازار سهام تمام شود اما در واکنش اولیه به گزارش سپتامبر، اثر نرخ بهره بر اثر نگرانی‌های مربوط به رشد اقتصادی غلبه کرده است. این موضوع برای سهام فناوری و رشدی اهمیت بیشتری دارد. ارزش‌گذاری این شرکت‌ها معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تغییر نرخ‌های بهره بلندمدت دارد. بنابراین کاهش بازده اوراق می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود فضای معاملاتی سهام فناوری کمک کند. شاخص نزدک ۱۰۰ نیز در واکنش اولیه عملکرد مثبتی داشت و معاملات آتی آن بیش از یک درصد افزایش یافت. در مقابل، شاخص‌های صنعتی مانند داوجونز نیز رشد کردند، اما شدت واکنش آنها به ترکیب صنایع و حساسیت متفاوت شرکت‌ها نسبت به نرخ بهره بستگی دارد. از این منظر، گزارش سپتامبر می‌تواند برای بخش‌هایی مانند فناوری، شرکت‌های رشدی و سهام با ارزش‌گذاری مبتنی بر جریان نقدی بلندمدت، در کوتاه‌مدت اهمیت بیشتری داشته باشد. “ «از منظر بازار سهام، گزارش سپتامبر را باید بیشتر یک تغییر در موازنه ریسک نرخ بهره دانست تا یک سیگنال قطعی درباره رکود اقتصاد آمریکا. ضعف اشتغال و کاهش رشد دستمزدها در شرایط فعلی به کاهش بازده اوراق و عقب‌نشینی انتظارات افزایش نرخ بهره منجر شده و همین مسئله می‌تواند در کوتاه‌مدت فضای مساعدتری برای شاخص‌هایی مانند نزدک ۱۰۰ و S&P 500 ایجاد کند؛ اما نقطه حساس بازار از اینجا به بعد، فاصله میان «کاهش فشار تورمی» و «تضعیف سودآوری شرکت‌ها» است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار بدون افت جدی مصرف و درآمد بنگاه‌ها صرفاً در حال تعدیل است، کاهش بازده اوراق می‌تواند محرک ارزش‌گذاری سهام باشد؛ اما اگر ضعف اشتغال به افت محسوس تقاضا منتقل شود، بازار دیر یا زود از مسئله نرخ بهره به مسئله سود هر سهم و چشم‌انداز درآمد شرکت‌ها تغییر جهت خواهد داد. به همین دلیل، در مقطع فعلی واکنش مثبت شاخص‌ها قابل درک است، اما پایداری آن بیش از خود NFP به مسیر تورم، بازده اوراق و برآورد سود شرکت‌های بزرگ وابسته خواهد بود.» بابک شیری آیا گزارش اشتغال، افزایش نرخ بهره اکتبر را منتفی کرد؟ پس از انتشار گزارش، انتظارات بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر به‌شدت کاهش یافت. بر اساس داده‌های منتشرشده، احتمال افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره در این نشست به محدوده ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت و احتمال ثابت ماندن نرخ‌ها به حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد رسید. این تغییر برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد، زیرا در هفته‌های گذشته افزایش بازده اوراق و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره یکی از عوامل فشار بر ارزش‌گذاری سهام آمریکا بود. با این حال، نمی‌توان صرفاً بر اساس گزارش اشتغال نتیجه گرفت که مسیر سیاست پولی برای ماه‌های بعد کاملاً مشخص شده است. تورم همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار دارد و سیاست‌گذاران همچنان باید میان دو بخش مأموریت خود، یعنی ثبات قیمت‌ها و اشتغال، تعادل برقرار کنند. به همین دلیل، گزارش‌های تورمی ماه اکتبر و داده‌های اقتصادی بعدی همچنان می‌توانند انتظارات بازار را تغییر دهند. شاخص‌های سهام؛ خبر خوب یا هشدار اقتصادی؟ واکنش مثبت بازار به گزارش اشتغال یک تناقض مهم را نشان می‌دهد: ضعف اقتصادی می‌تواند در کوتاه‌مدت برای سهام خبر خوبی باشد، اگر باعث کاهش نرخ بهره شود؛ اما ضعف بیش از حد اقتصاد در نهایت می‌تواند به سود شرکت‌ها آسیب بزند. در گزارش سپتامبر هنوز فاصله زیادی میان این دو سناریو وجود دارد. رشد ۲۹ هزار نفری اشتغال ضعیف است، اما نرخ بیکاری تنها اندکی افزایش یافته، مشارکت نیروی کار بالا رفته و نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها گزارش نشده است. در نتیجه، بازار فعلاً این داده را بیشتر به‌عنوان عاملی برای کاهش فشار پولی تفسیر کرده است تا نشانه‌ای از ورود اقتصاد به رکود. این تفاوت برای مسیر شاخص‌های سهام بسیار مهم است. اگر داده‌های بعدی نشان دهند که بازار کار صرفاً در حال تعدیل تدریجی است، کاهش بازده اوراق می‌تواند از ارزش‌گذاری سهام حمایت کند. اما اگر ضعف اشتغال در ماه‌های آینده به کاهش مصرف، افت درآمد شرکت‌ها و افزایش بیکاری تبدیل شود، اثر مثبت کاهش نرخ بهره می‌تواند تحت تأثیر نگرانی درباره سودآوری شرکت‌ها قرار گیرد. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا یکی از ضعیف‌ترین گزارش‌های بازار کار در ماه‌های اخیر بود. ایجاد تنها ۲۹ هزار شغل در برابر انتظار حدود ۹۰ هزار نفر، بازنگری منفی ۶۰ هزار شغلی دو ماه قبل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد و رشد تنها ۰.۱ درصدی دستمزد ماهانه، تصویری از کاهش سرعت بازار کار ارائه می‌کند. با این حال، این گزارش هنوز به معنای فروپاشی بازار کار نیست. افزایش اشتغال در نظرسنجی خانوار، رشد نرخ مشارکت و نبود نشانه‌ای از موج گسترده اخراج‌ها نشان می‌دهد وضعیت بازار کار همچنان نسبتاً پایدار است. مهم‌ترین پیام گزارش برای بازارهای مالی، اما در بخش دیگری قرار دارد: کاهش فشار بر فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره در کوتاه‌مدت. همین موضوع باعث کاهش بازده اوراق خزانه و افزایش معاملات آتی شاخص‌های اصلی سهام آمریکا شد. در کوتاه‌مدت، این وضعیت می‌تواند از سهام فناوری و رشدی حمایت کند؛ اما تداوم این اثر به داده‌های تورمی و اشتغال ماه‌های آینده بستگی خواهد داشت. بازار سهام اکنون بیش از آنکه صرفاً به تعداد شغل‌های ایجادشده نگاه کند، در حال سنجش این پرسش است که آیا اقتصاد آمریکا در حال فرود آرام است یا وارد مرحله‌ای از ضعف گسترده‌تر می‌شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا به‌شدت پایین‌تر از انتظارات منتشر شد

این گزارش تقریباً از تمام جهات ضعیف است. رقم اصلی اشتغال به‌مراتب پایین‌تر از انتظار بود، نرخ بیکاری افزایش یافت و رشد دستمزدها نیز بسیار کمتر از پیش‌بینی‌ها بود. علاوه بر این، آمار دو ماه گذشته در مجموع ۶۰ هزار شغل پایین‌تر از برآوردهای قبلی اصلاح شد و اکنون مشخص شده است که اشتغال در ماه ژوئیه ۱۰ هزار نفر کاهش داشته است. پیش از انتشار این داده‌ها، بازار قراردادهای نرخ بهره فدرال رزرو، احتمال افزایش نرخ بهره را ۲۸ درصد قیمت‌گذاری می‌کرد و جفت‌ارز دلار/ین در محدوده ۱۵۷.۶۰ معامله می‌شد. بازدهی اوراق ۲ساله آمریکا ۴.۷۸ درصد و اوراق ۱۰ساله ۵.۲۳ درصد بود. بلافاصله پس از انتشار گزارش، احتمال افزایش نرخ بهره به ۱۵ درصد کاهش یافت، دلار/ین به ۱۵۷.۱۵ رسید، بازدهی اوراق ۲ساله به ۴.۷۲ درصد و بازدهی اوراق ۱۰ساله به ۵.۱۷ درصد کاهش پیدا کرد. نکته قابل توجه این است که اکنون افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر نیز محل تردید است و بازار تنها ۸۸ درصد احتمال می‌دهد که تا پایان سال هرگونه افزایش نرخ بهره‌ای رخ دهد. همان‌طور که واکنش بازار نشان می‌دهد، این گزارش ماهیتی کاملاً انبساطی و متمایل به کاهش نرخ بهره دارد و بحث درباره افزایش نرخ بهره در ماه اکتبر را، مگر در صورت انتشار یک گزارش بسیار داغ از تورم CPI، عملاً منتفی می‌کند. با این حال، یک عامل مهم در جهت مخالف وجود دارد و آن نظرسنجی خانوار است. بر اساس این نظرسنجی، اشتغال ۴۰۶ هزار نفر افزایش یافته و نیروی کار نیز ۴۸۵ هزار نفر بیشتر شده است؛ در نتیجه نرخ مشارکت اقتصادی با دو دهم واحد درصد افزایش به ۶۱.۸ درصد رسیده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد را نمی‌توان لزوماً اتفاقی بسیار نامطلوب توصیف کرد. نرخ بیکاری بدون گرد کردن ۴.۱۷۵۳ درصد بود و بنابراین تنها با فاصله‌ای اندک از آستانه ثبت رقم ۴.۲ درصد قرار داشت. اعداد مربوط به دستمزدها احتمالاً مهم‌ترین بخش گزارش برای فدرال رزرو هستند و این ارقام به‌وضوح ضعیف‌اند. متوسط دستمزد ساعتی در ماه سپتامبر تنها ۵ سنت، معادل ۰.۱ درصد افزایش یافت و نرخ رشد سالانه آن نیز به ۳.۰ درصد کاهش پیدا کرد. میانگین ساعات کاری روی ۳۴.۴ ساعت ثابت ماند؛ بنابراین شواهد چندانی از کاهش تهاجمی ساعات کاری کارکنان توسط شرکت‌ها وجود ندارد. با این حال، فشار دستمزدی از منظر تورم در مسیر مطلوب‌تری حرکت می‌کند. از نظر بخش‌های مختلف اقتصادی نیز نمی‌توان یک عامل خاص را به‌عنوان دلیل اصلی ضعف گزارش معرفی کرد. بخش خدمات درمانی ۱۷ هزار شغل ایجاد کرد که شامل افزایش ۱۳ هزار نفری در خدمات سرپایی و ۱۲ هزار نفری در بیمارستان‌ها بود؛ هرچند بخش مراقبت‌های پرستاری و اقامتی ۹ هزار شغل از دست داد. بخش ساخت‌وساز نیز ۱۱ هزار شغل ایجاد کرد که ۱۲ هزار مورد آن مربوط به پیمانکاران تخصصی ساخت‌وساز غیرمسکونی بود. بخش تولید نیز ۹ هزار شغل دیگر ایجاد کرد و از زمان ثبت کف اشتغال در دسامبر ۲۰۲۵ تاکنون، در مجموع ۷۲ هزار شغل به دست آورده است. در بخش‌های ضعیف‌تر، اشتغال در فعالیت‌های مالی ۷ هزار نفر کاهش یافت و این بخش از ماه مه ۲۰۲۵ تاکنون ۱۲۹ هزار شغل از دست داده است که بخش عمده آن مربوط به صنعت بیمه بوده است. اشتغال دولتی نیز ۱۷ هزار نفر کاهش یافت، در حالی که اشتغال در بخش خدمات حرفه‌ای و کسب‌وکار ۹ هزار نفر و در بخش اطلاعات ۱۰ هزار نفر کاهش پیدا کرد. برخلاف ماه اوت، در این گزارش خبری از یک عامل فصلی بزرگ در بخش آموزش یا رستوران‌ها نیست که بتواند رقم اصلی اشتغال را به شکل مصنوعی تقویت کرده باشد. در مجموع، رقم ۲۹ هزار شغل را می‌توان واقعاً ضعیف دانست و نه آماری که بتوان ضعف آن را به‌راحتی با ترکیب بخش‌های مختلف توجیه کرد. اشتغال بخش خصوصی تنها ۴۶ هزار نفر افزایش یافت، اصلاحات آماری ۶۰ هزار شغل دیگر از آمار دو ماه گذشته کم کرد و رشد دستمزدها نیز به‌شدت پایین‌تر از انتظارات بود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا در سپتامبر؛ آزمون بزرگ فدرال رزرو و بازارهای مالی

بازارهای مالی آمریکا در آستانه انتشار یکی از مهم‌ترین داده‌های اقتصادی ماه سپتامبر قرار گرفته‌اند؛ گزارشی که می‌تواند تصویری تازه از وضعیت بازار کار این کشور ارائه کند و هم‌زمان انتظارات سرمایه‌گذاران درباره مسیر آینده نرخ بهره فدرال رزرو را تحت تأثیر قرار دهد. در یک نگاه انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در سپتامبر حدود ۹۰ هزار شغل ایجاد کرده باشد؛ در حالی که این رقم در اوت ۱۶۲ هزار نفر بود. نرخ بیکاری برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. رشد سالانه دستمزدها احتمالاً به حدود ۳.۲ درصد رسیده و همچنان فشار شدیدی از سمت بازار کار بر تورم ایجاد نمی‌کند. گزارش اشتغال می‌تواند انتظارات بازار درباره افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو و مسیر دلار، اوراق خزانه و سهام آمریکا را تغییر دهد. بر اساس برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز، انتظار می‌رود تعداد اشتغال غیرکشاورزی آمریکا در ماه سپتامبر حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یافته باشد؛ رقمی که در مقایسه با رشد ۱۶۲ هزار نفری ماه اوت کاهش قابل توجهی را نشان می‌دهد. نرخ بیکاری نیز برای سومین ماه متوالی ۴.۱ درصد پیش‌بینی شده است. با این حال، اهمیت گزارش فقط به تعداد مشاغل جدید محدود نمی‌شود. رشد دستمزدها، نرخ مشارکت نیروی کار، اشتغال بخش خصوصی و بازنگری ارقام ماه‌های گذشته می‌توانند در تفسیر وضعیت واقعی بازار کار نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. بازار کار آمریکا در آستانه یک آزمون مهم گزارش اشتغال سپتامبر در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار آمریکا از یک سو همچنان نرخ بیکاری پایینی دارد و از سوی دیگر، سرعت ایجاد فرصت‌های شغلی نسبت به دوره‌های قدرتمندتر گذشته کاهش یافته است.   در ماه اوت، اشتغال غیرکشاورزی ۱۶۲ هزار نفر افزایش یافت؛ رقمی که بالاتر از انتظار بسیاری از اقتصاددانان بود. با این حال، بخشی از تحلیلگران معتقدند قدرت این رقم ممکن است تا حدی ناشی از عوامل فصلی باشد و در بازنگری‌های بعدی تعدیل شود. داده‌های رسمی اداره آمار کار آمریکا نیز نشان می‌دهد اشتغال ماه ژوئن و ژوئیه در مجموع ۵۵ هزار نفر نسبت به برآوردهای قبلی افزایش یافته بود. به همین دلیل، رقم سپتامبر می‌تواند برای تشخیص روند واقعی بازار کار اهمیت بیشتری داشته باشد. اگر رشد اشتغال به محدوده ۹۰ هزار نفر کاهش یابد، این موضوع لزوماً به معنای ورود اقتصاد آمریکا به مرحله ضعف شدید نیست؛ به‌ویژه اگر نرخ بیکاری ثابت بماند و اخراج کارکنان همچنان در سطوح پایین قرار داشته باشد. رویترز نیز با اشاره به پایین بودن تعداد اخراج‌ها، بازار کار آمریکا را همچنان نسبتاً باثبات توصیف کرده است؛ هرچند افزایش هزینه انرژی، تعرفه‌ها و نااطمینانی اقتصادی می‌تواند در ماه‌های آینده فشار بیشتری بر تصمیم‌های استخدامی شرکت‌ها وارد کند. مؤسسه اشتغال غیرکشاورزی نرخ بیکاری رشد دستمزد سالانه برآورد بازار ۸۸ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ Wells Fargo ۹۰ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۲٪ Bank of America ۶۰ هزار نفر ۴.۱٪؛ احتمال ۴.۲٪ — Credit Agricole ۹۰ هزار نفر ۴.۲٪ ۳.۱٪ گزارش قبلی؛ اوت ۲۰۲۶ ۱۶۲ هزار نفر ۴.۱٪ ۳.۱٪ منبع: BLS، Wells Fargo، Bank of America و Credit Agricole چرا رقم ۹۰ هزار شغل اهمیت دارد؟ اقتصاد آمریکا برای جذب نیروی کار جدید به ایجاد تعداد مشخصی شغل در هر ماه نیاز دارد. برآورد اقتصاددانان مورد استناد رویترز نشان می‌دهد این رقم در شرایط فعلی حدود ۵۰ تا ۸۰ هزار شغل در ماه است. بنابراین، ایجاد حدود ۹۰ هزار شغل همچنان می‌تواند با حفظ ثبات نسبی بازار کار سازگار باشد؛ به‌خصوص اگر نرخ مشارکت نیروی کار نیز کاهش شدیدی نداشته باشد. در همین حال، دامنه پیش‌بینی‌ها بسیار گسترده است. برآوردها برای رشد اشتغال سپتامبر از حدود ۳۵ هزار تا ۱۸۰ هزار شغل متغیر است. چنین فاصله‌ای نشان می‌دهد تحلیلگران درباره شدت واقعی تأثیر عوامل فصلی و شرایط اقتصادی بر استخدام شرکت‌ها اتفاق‌نظر ندارند. برخی مؤسسات حتی انتظار دارند رقم اشتغال پایین‌تر از اجماع باشد. برای مثال، برآورد بانک آمریکا رشد حدود ۶۰ هزار شغلی را مطرح کرده است، در حالی که برخی تحلیلگران دیگر کاهش اشتغال را بیشتر به عوامل فصلی نسبت می‌دهند تا ضعف بنیادی تقاضای نیروی کار. دستمزدها؛ شاید مهم‌تر از خود اشتغال یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش سپتامبر، رشد دستمزدها خواهد بود. انتظار می‌رود متوسط دستمزد ساعتی نسبت به ماه قبل حدود ۰.۳ درصد افزایش یابد و رشد سالانه آن در محدوده ۳.۱ تا ۳.۲ درصد قرار گیرد. در ماه اوت نیز رشد سالانه دستمزدها ۳.۱ درصد بود. اهمیت این متغیر از آن جهت است که فدرال رزرو برای ارزیابی فشارهای تورمی، تنها به تعداد مشاغل جدید نگاه نمی‌کند. اگر بازار کار همچنان بتواند دستمزدها را با سرعت بالا افزایش دهد، فشار هزینه‌ای بیشتری ایجاد می‌شود و مسیر سیاست پولی می‌تواند سخت‌گیرانه‌تر باقی بماند. در مقابل، رشد دستمزد در محدوده فعلی می‌تواند نشان دهد که بازار کار، با وجود پایین بودن نرخ بیکاری، الزاماً منبع اصلی افزایش تورم نیست. به همین دلیل ممکن است واکنش بازار به یک گزارش اشتغال نسبتاً قوی، در صورت رشد محدود دستمزدها، با واکنش به گزارشی همراه با جهش هم‌زمان اشتغال و دستمزد متفاوت باشد. وضعیت اخراج‌ها همچنان متفاوت از استخدام است یکی از ویژگی‌های قابل توجه بازار کار آمریکا در ماه‌های اخیر، فاصله میان کاهش سرعت استخدام و پایین بودن اخراج‌ها است. داده‌های منتشرشده پیش از گزارش اشتغال نشان می‌دهد درخواست‌های اولیه دریافت مزایای بیکاری در هفته گذشته به حدود ۱۹۷ هزار مورد کاهش یافته که پایین‌ترین سطح از ماه ژوئیه محسوب می‌شود. همچنین تعداد اخراج‌های اعلام‌شده در سپتامبر کاهش داشته است. این وضعیت به الگویی شبیه بازار کار «استخدام پایین، اخراج پایین» منجر شده است. شرکت‌ها الزاماً به سرعت گذشته نیروی جدید استخدام نمی‌کنند، اما در عین حال تعداد زیادی از کارکنان فعلی را نیز تعدیل نمی‌کنند. داده‌های فرصت‌های شغلی نیز تصویری مشابه ارائه می‌دهد. فرصت‌های شغلی آمریکا در ماه اوت ۲۵۶ هزار مورد کاهش یافت و به ۷.۰۷۹ میلیون فرصت رسید، در حالی که تعداد اخراج‌ها همچنان پایین باقی ماند. این ترکیب می‌تواند به معنای بازاری باشد که در آن شرکت‌ها نسبت به آینده محتاط‌تر شده‌اند، اما هنوز با کاهش شدید تقاضا برای نیروی کار مواجه نشده‌اند. هوش مصنوعی همچنان به بازار کار شکل می‌دهد یکی از نکات قابل توجه در گزارش‌های پیش از انتشار، نقش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی است. ساخت مراکز داده و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی همچنان از عوامل حمایت‌کننده اشتغال در بخش ساخت‌وساز و تولید به شمار می‌رود. انتظار می‌رود اشتغال بخش تولید نیز برای چهارمین ماه متوالی رشد دو رقمی داشته باشد. داده‌های تولیدی سپتامبر نیز نشانه‌هایی از تداوم فعالیت این بخش ارائه کرده است. شاخص اشتغال تولید در گزارش مؤسسه مدیریت عرضه از ۵۱.۲ به ۵۲.۷ افزایش یافت و بخش تولید همچنان از سرمایه‌گذاری مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی حمایت می‌گیرد. در نتیجه، بازار کار آمریکا با یک تحول ساختاری نیز مواجه است؛ سرمایه‌گذاری سنگین در فناوری‌های جدید می‌تواند در برخی بخش‌ها فرصت شغلی ایجاد کند، در حالی که خودکارسازی و استفاده بیشتر از هوش مصنوعی ممکن است در بخش‌های دیگری فشار کاهشی بر اشتغال وارد کند. “ «به نظر می‌رسد اهمیت گزارش سپتامبر بیش از آنکه در یک عدد مشخص از اشتغال خلاصه شود، در کیفیت ترکیب داده‌ها قرار دارد. اگر رشد اشتغال کاهش یابد اما بیکاری ثابت بماند، اخراج‌ها پایین باشد و دستمزدها در محدوده ۳ درصد باقی بمانند، می‌توان آن را بیشتر نشانه تعدیل تدریجی بازار کار دانست تا یک چرخش ناگهانی در اقتصاد؛ اما اگر هم‌زمان اشتغال، مشارکت و دستمزدها تضعیف شوند، پیام این گزارش برای مسیر اقتصاد آمریکا متفاوت خواهد بود. از منظر بازار نیز باید به جای تمرکز هیجانی بر عدد اصلی NFP، ارتباط میان بازار کار، تورم و نرخ بهره را دنبال کرد؛ زیرا در شرایط فعلی، یک گزارش اشتغال به‌تنهایی مسیر بازار را تعیین نمی‌کند، بلکه نحوه قرار گرفتن آن در کنار داده‌های تورمی و انتظارات سیاست پولی است که اهمیت واقعی آن را مشخص خواهد کرد.» بابک شیری فدرال رزرو در برابر یک معادله پیچیده گزارش اشتغال سپتامبر در زمانی منتشر می‌شود که مسیر سیاست پولی فدرال رزرو برای ماه‌های آینده با عدم قطعیت همراه است. طبق داده‌های ارائه‌شده در گزارش‌های پیش از انتشار، فدرال رزرو در نشست سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داده و محدوده نرخ سیاستی را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد رسانده است. این افزایش، نخستین افزایش نرخ بهره در سه سال گذشته عنوان شده است. در روزهای گذشته اما احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در نشست اکتبر کاهش یافته است. رویترز گزارش داده که احتمال ضمنی افزایش نرخ بهره در نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر از حدود ۶۹ درصد در هفته قبل به حدود ۲۸ درصد رسیده بود. داده‌های تورمی ضعیف‌تر از انتظار نیز در این تغییر نقش داشته‌اند. بنابراین، گزارش اشتغال می‌تواند یکی از عوامل مهم در تعیین جهت بعدی انتظارات بازار باشد. واکنش احتمالی بازارها به گزارش اشتغال اگر رشد اشتغال به شکل محسوسی بالاتر از انتظار باشد و هم‌زمان رشد دستمزدها نیز افزایش پیدا کند، بازار ممکن است احتمال تداوم سیاست پولی سخت‌گیرانه را بیشتر در قیمت‌ها لحاظ کند. چنین شرایطی معمولاً می‌تواند از بازده اوراق خزانه و دلار حمایت کند و برای دارایی‌های حساس به نرخ بهره فشار ایجاد کند. در مقابل، گزارش بسیار ضعیف می‌تواند انتظارات برای افزایش بیشتر نرخ بهره را کاهش دهد و از طریق افت بازده اوراق، فشار بر دارایی‌های مالی را تغییر دهد. با این حال، اگر کاهش اشتغال به اندازه‌ای شدید باشد که نگرانی درباره رشد اقتصادی را افزایش دهد، واکنش بازار سهام لزوماً یک‌جهت نخواهد بود. این نکته اهمیت زیادی دارد. داده ضعیف اقتصادی همیشه به معنای خبر خوب برای بازار سهام نیست. اگر بازار آن را نشانه کاهش تورم و احتمال کاهش فشار پولی بداند، ممکن است واکنش مثبتی شکل بگیرد؛ اما اگر همین داده‌ها نگرانی درباره رکود و کاهش سود شرکت‌ها را افزایش دهد، اثر آن می‌تواند متفاوت باشد. به همین دلیل، بازارها احتمالاً هم‌زمان چهار متغیر را دنبال خواهند کرد: تعداد مشاغل جدید، نرخ بیکاری، رشد دستمزدها و بازنگری آمار ماه‌های گذشته. جمع‌بندی گزارش اشتغال سپتامبر آمریکا در شرایطی منتشر می‌شود که بازار کار این کشور نه نشانه‌های یک ضعف شدید را نشان می‌دهد و نه همان قدرت دوره‌های پررونق گذشته را دارد. انتظار می‌رود تعداد مشاغل غیرکشاورزی حدود ۹۰ هزار نفر افزایش یابد و نرخ بیکاری در ۴.۱ درصد باقی بماند؛ در حالی که رشد سالانه دستمزدها احتمالاً در محدوده ۳.۲ درصد قرار می‌گیرد. اهمیت گزارش برای بازارهای مالی نیز از همین ترکیب ناشی می‌شود. کاهش سرعت استخدام در کنار نرخ بیکاری ثابت و رشد کنترل‌شده دستمزدها می‌تواند تصویری از بازاری ارائه دهد که در حال تعدیل است، اما هنوز وارد مرحله ضعف گسترده نشده است. در مقابل، یک شگفتی قابل توجه در هر یک از دو جهت می‌تواند انتظارات مربوط به سیاست پولی را تغییر دهد. در شرایطی که بازار اوراق خزانه، دلار و سهام آمریکا نسبت به تغییرات نرخ بهره حساس شده‌اند، گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند به یکی از مهم‌ترین محرک‌های کوتاه‌مدت بازار تبدیل شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

چرا دلار هنوز قدرتمند است؟ کاهش احتمال افزایش نرخ بهره اکتبر و بحران اوراق فرانسه چه می‌گویند؟

در یک نگاه فروش شدید اوراق دولتی فرانسه، روایت ادامه افزایش نرخ بهره در اروپا را به چالش کشیده و فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد کرده است. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر از ۷۰ درصد به ۲۸ درصد کاهش یافته، اما مقاومت اقتصاد آمریکا و قیمت‌های بالای انرژی همچنان از دلار حمایت می‌کند. شکست حمایت EURUSD، ریسک حرکت این جفت‌ارز به محدوده 1.1100 تا 1.1120 و در سناریوی تشدید فشار بر بازار بدهی اروپا، حتی 1.10 را افزایش داده است. بازارهای مالی در معاملات دیروز با یک چرخش مهم روبه‌رو شدند؛ فروش شدید اوراق دولتی فرانسه باعث شد معامله‌گران در مورد ادامه افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی محتاط‌تر شوند. این تغییر روایت در حالی رخ داد که نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت آمریکا نیز برای نخستین بار از اواخر ماه اوت افت قابل توجهی داشت. در همین حال، بازار احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در ماه اکتبر را از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش داده است. با این حال، دلار همچنان قدرتمند مانده و شاخص DXY پس از عبور از سقف 101.80، در مسیر احتمالی محدوده 102.85 قرار گرفته است. در این بررسی، با یوتوتایمز همراه باشید تا ببینیم چرا فروش اوراق فرانسه به یک نقطه عطف برای بازار فارکس تبدیل شده و این اتفاق چه معنایی برای مسیر دلار و یورو دارد. این گزارش یوتوتایمز بر پایه تحلیل منتشرشده در وب‌سایت ING تهیه و برای مخاطبان فارسی‌زبان ترجمه و بازنویسی شده است. فروش اوراق فرانسه چرا به نقطه عطف بازار تبدیل شد؟ اتفاق مهم معاملات دیروز فقط افت قیمت اوراق دولتی فرانسه نبود. اهمیت اصلی این حرکت در آن است که بازار را مجبور کرده درباره ادامه چرخه افزایش نرخ بهره بانک‌های مرکزی دوباره فکر کند. تا پیش از این، بخش مهمی از روایت بازار بر این اساس شکل گرفته بود که بانک‌های مرکزی برای مهار تورم همچنان باید نرخ‌های بهره را بالاتر ببرند. اما تشدید فشار در بازار اوراق اروپا این پرسش را ایجاد کرده که آیا ادامه افزایش نرخ‌ها می‌تواند هزینه‌های مالی را بیش از حد بالا ببرد و خود به یک خطای سیاستی تبدیل شود یا خیر. این موضوع برای بانک مرکزی اروپا اهمیت بیشتری دارد، زیرا فشار در بازار اوراق دولتی فرانسه مستقیماً به توانایی ECB برای ادامه سیاست انقباضی مربوط می‌شود. اگر بازار به این نتیجه برسد که ECB نمی‌تواند بدون ایجاد فشار بیشتر بر بازار اوراق، نرخ‌ها را افزایش دهد، اختلاف مسیر سیاست پولی اروپا و آمریکا می‌تواند بار دیگر به زیان یورو تمام شود. احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر سقوط کرد بازار نرخ بهره آمریکا نیز دیروز نشانه‌هایی از تغییر انتظارات نشان داد. اظهارات فیلیپ جفرسون، نایب‌رئیس فدرال رزرو، در کنار اظهارات جان ویلیامز در اوایل هفته، این پیام را تقویت کرد که فدرال رزرو برای افزایش‌های متوالی نرخ بهره عجله‌ای ندارد. در نتیجه، قیمت‌گذاری بازار برای افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر از 70 درصد یک هفته قبل به 28 درصد کاهش یافته است. به نظر می‌رسد بازار اکنون بیشتر به سمت این سناریو حرکت کرده که افزایش بعدی نرخ بهره فدرال رزرو در ماه دسامبر انجام شود. اما گزارش اشتغال سپتامبر می‌تواند این معادله را تغییر دهد. NFP امروز؛ داده‌ای که می‌تواند مسیر دلار را تغییر دهد بازار امروز منتظر گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا است. انتظار می‌رود اقتصاد آمریکا در ماه سپتامبر حدود 85 تا 90 هزار شغل ایجاد کرده باشد و نرخ بیکاری در 4.1 درصد باقی بماند. همچنین پیش‌بینی می‌شود رشد متوسط دستمزدها حدود 3.1 درصد سالانه باشد. ING معتقد است با توجه به رشد بسیار پایین نیروی کار آمریکا، حتی یک رقم اشتغال ضعیف‌تر از انتظار لزوماً فشار زیادی بر نرخ‌های بهره یا دلار وارد نخواهد کرد. از سوی دیگر، اگر داده اشتغال همچنان نشانه‌ای از مقاومت بازار کار آمریکا ارائه دهد، می‌تواند به حفظ انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره در ماه‌های آینده کمک کند. به همین دلیل، واکنش دلار به NFP تنها به رقم اصلی اشتغال محدود نخواهد شد و نرخ بیکاری و دستمزدها نیز برای بازار اهمیت زیادی خواهند داشت. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار به بالاترین سطح از مه ۲۰۲۵ رسید؛ بازارها در انتظار گزارش اشتغال آمریکا دلار پس از عبور از 101.80 به کجا می‌رود؟ شاخص DXY دیروز برای نخستین بار در سال جاری بالاتر از 101.80 قرار گرفت. از نگاه ING، مقاومت اقتصاد آمریکا، قیمت‌های بالای انرژی و انتظارات همچنان نسبتاً انقباضی برای سیاست فدرال رزرو می‌توانند به دلار اجازه دهند بخش عمده رشد اخیر خود را حفظ کند. در صورت ادامه این شرایط، ING محدوده 102.85 را به‌عنوان سطحی که DXY می‌تواند به سمت آن حرکت کند، مطرح کرده است. بنابراین، حتی کاهش احتمال افزایش نرخ بهره در اکتبر هنوز به معنی پایان روند حمایت از دلار نیست؛ زیرا بازار ممکن است صرفاً زمان‌بندی افزایش بعدی نرخ بهره را از اکتبر به دسامبر منتقل کرده باشد. چرا یورو بیشتر از دلار تحت فشار قرار گرفته است؟ در سمت مقابل، EURUSD دیروز با قدرت حمایت‌های قبلی خود را شکست و به کف جدید سالانه رسید. عامل اصلی این حرکت، افزایش فشار در بازار اوراق فرانسه است. نبود چشم‌انداز روشن برای اصلاح سریع وضعیت مالی فرانسه باعث شده سرمایه‌گذاران نسبت به ادامه فشار فروش در بازار بدهی این کشور نگران باشند. مشکل برای ECB این است که همزمان با افزایش فشار بر بازار اوراق، ادامه افزایش نرخ بهره می‌تواند شرایط مالی را سخت‌تر کند. از طرف دیگر، اگر بانک مرکزی اروپا برای جلوگیری از تشدید بحران اوراق، سرعت افزایش نرخ بهره را کاهش دهد یا متوقف کند، اختلاف نرخ بهره میان اروپا و آمریکا می‌تواند به نفع دلار تغییر کند. همین مسئله باعث شده ING مسیرهای مختلفی را بررسی کند که در بیشتر آنها ریسک نزولی برای EURUSD افزایش می‌یابد. خطر سرایت بحران اوراق فرانسه به ایتالیا و اسپانیا یکی از نگرانی‌های اصلی بازار، محدود شدن فشار فروش به فرانسه نیست. اگر افزایش بازدهی اوراق فرانسه به بازارهای بدهی سایر کشورهای منطقه یورو، به‌ویژه ایتالیا و اسپانیا، سرایت کند، فشار بیشتری بر بانک مرکزی اروپا وارد خواهد شد. در چنین شرایطی، ECB ممکن است با یک دوگانگی دشوار مواجه شود: از یک طرف تورم همچنان نیازمند سیاست پولی محدودکننده است و از طرف دیگر افزایش نرخ بهره می‌تواند فشار موجود در بازار بدهی را تشدید کند. ING در همین زمینه به احتمال استفاده از ابزار حفاظت از انتقال سیاست پولی یا TPI اشاره کرده است؛ ابزاری که در صورت تشدید بی‌نظمی در بازار بدهی می‌تواند برای حمایت از انتقال سیاست پولی مورد استفاده قرار گیرد. از دید ING، چنین سناریویی نیز برای یورو می‌تواند منفی باشد. EURUSD در مسیر 1.11 یا حتی 1.10؟ پس از شکست حمایت تکنیکال در معاملات دیروز، ING چشم‌انداز کوتاه‌مدت EURUSD را نزولی‌تر ارزیابی کرده است. محدوده 1.1100 تا 1.1120 اکنون در کانون توجه قرار گرفته و در صورت ادامه فشار فروش اوراق فرانسه، افزایش ریسک مالی در منطقه یورو و باقی ماندن مقاومت اقتصاد آمریکا، حتی محدوده 1.10 نیز مطرح شده است. ING همچنین به تحلیلی اشاره می‌کند که بر اساس آن، در صورت ادامه فشار بازار اوراق، امکان اضافه شدن حدود 2 درصد پریمیوم ریسک به یورو وجود دارد. البته این سطوح سناریوهای مشروط هستند و به معنای هدف قطعی قیمت EURUSD نیستند. فرانک سوئیس هم از فشار بر یورو سود برد یکی دیگر از واکنش‌های قابل توجه بازار، تقویت شدید فرانک سوئیس بود. فروش اوراق فرانسه، افزایش نوسان بازار و کاهش نرخ‌های بهره باعث شد تقاضا برای فرانک افزایش پیدا کند. اگر کاهش انتظارات برای نرخ‌های بهره ECB به روایت غالب بازار تبدیل شود، EURCHF نیز می‌تواند به سمت محدوده 0.9250 حرکت کند. در این میان، فرانک سوئیس همچنان یکی از ارزهایی است که بازار در زمان افزایش ریسک‌های مالی و سیاسی منطقه یورو به آن توجه می‌کند. ✔️ بیشتر بخوانید: نفت، تورم و سیاست‌گذاری؛ سه محرک احتمالی بازار اوراق از نگاه UBS نقطه عطف بازار فارکس چه معنایی برای دلار و یورو دارد؟ اتفاقات اخیر نشان می‌دهد بازار ارز دیگر فقط به این سؤال پاسخ نمی‌دهد که «کدام بانک مرکزی نرخ بهره بیشتری افزایش می‌دهد؟». اکنون توانایی بانک‌های مرکزی برای ادامه افزایش نرخ بهره بدون ایجاد فشار شدید در بازار اوراق نیز به یک متغیر مهم تبدیل شده است. فروش اوراق فرانسه این مسئله را برای ECB برجسته‌تر کرده، در حالی که فدرال رزرو هنوز از وضعیت مقاوم اقتصاد آمریکا و بازار کار برخوردار است. به همین دلیل، حتی با کاهش احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در اکتبر، دلار همچنان می‌تواند حمایت شود؛ در مقابل، یورو در صورت ادامه فشار بر بازار بدهی اروپا با ریسک بیشتری مواجه خواهد بود. در کوتاه‌مدت، گزارش اشتغال آمریکا و واکنش بازار اوراق فرانسه دو متغیر مهم برای مسیر بعدی EURUSD خواهند بود.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

چه چیزی TSMC و ASML را به دو ستون اصلی صنعت تراشه تبدیل کرده است؟

رقابت جهانی بر سر تراشه‌های پیشرفته دیگر تنها به شرکت‌هایی مانند انویدیا و اینتل محدود نمی‌شود. در پشت پرده این صنعت، دو شرکت قرار دارند که بخش مهمی از زیرساخت فناوری تراشه‌های نسل جدید را در اختیار گرفته‌اند: شرکت تولیدکننده تراشه تایوان یا TSMC و شرکت هلندی ASML. در یک نگاه  TSMC در سه‌ماهه دوم حدود ۷۲.۵ درصد از درآمد جهانی صنعت تولید قراردادی تراشه را در اختیار داشت.  انویدیا تقریباً تمام تولید تراشه‌های پیشرفته خود را به TSMC برون‌سپاری می‌کند و اپل نیز از مشتریان مهم این شرکت است.  ASML تنها تولیدکننده دستگاه‌های پیشرفته لیتوگرافی فرابنفش شدید است که برای ساخت تراشه‌های نسل جدید اهمیت حیاتی دارند.  وابستگی صنعت تراشه به این دو شرکت، جایگاه آنها را در زنجیره جهانی هوش مصنوعی و محاسبات پیشرفته تقویت کرده است. TSMC در قلب زنجیره تولید تراشه‌های پیشرفته قرار دارد و بخش بزرگی از تراشه‌هایی را تولید می‌کند که شرکت‌هایی مانند انویدیا، اپل و دیگر طراحان بزرگ نیمه‌رسانا به بازار عرضه می‌کنند. در سوی دیگر، ASML ماشین‌آلاتی را تولید می‌کند که برای ساخت پیشرفته‌ترین تراشه‌های جهان ضروری هستند؛ به‌ویژه دستگاه‌های لیتوگرافی فرابنفش شدید که امکان ایجاد مدارهای بسیار ریز روی سطح تراشه را فراهم می‌کنند. به همین دلیل، اهمیت این دو شرکت تنها به درآمد یا سهم بازار آنها محدود نمی‌شود. TSMC ظرفیت تولید و مقیاس کم‌رقیب دارد و ASML فناوری‌ای در اختیار دارد که جایگزین کردن آن در کوتاه‌مدت بسیار دشوار است. TSMC؛ قدرتی که از مقیاس تولید می‌آید TSMC یکی از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره جهانی تراشه است. بسیاری از شرکت‌های فناوری بزرگ، طراحی تراشه را خودشان انجام می‌دهند اما ساخت فیزیکی آن را به شرکت‌هایی مانند TSMC می‌سپارند. یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها، انویدیا است. این شرکت طراحی تراشه‌های پیشرفته پردازنده‌های گرافیکی خود را انجام می‌دهد، اما تولید آنها به طور عمده توسط TSMC انجام می‌شود. این رابطه اهمیت زیادی دارد، زیرا تولید تراشه‌های پیشرفته تنها به داشتن یک طراحی مناسب محدود نمی‌شود. ساخت چنین تراشه‌هایی نیازمند کارخانه‌های بسیار پیچیده، تجهیزات گران‌قیمت، دانش فنی انباشته و توانایی تولید در مقیاس بالا است. TSMC دقیقاً در همین نقطه مزیت خود را ایجاد کرده است. این شرکت نه‌تنها جزو نخستین تولیدکنندگان فناوری‌های ساخت جدید است، بلکه توانایی تبدیل این فناوری به تولید انبوه را نیز دارد. همین مسئله باعث شده فاصله میان TSMC و بسیاری از رقبای آن صرفاً یک فاصله فناورانه نباشد؛ بلکه ترکیبی از فناوری، سرمایه، تجربه تولید و مقیاس عملیاتی باشد. در سه‌ماهه دوم، برآوردها نشان می‌دهد TSMC حدود ۷۲.۵ درصد از درآمد جهانی صنعت تولید قراردادی تراشه را در اختیار داشته است. چنین سهمی نشان می‌دهد که حتی اگر مشتریان بزرگ TSMC بخواهند تولید خود را به شرکت دیگری منتقل کنند، پیدا کردن جایگزینی که بتواند تراشه‌های پیچیده را با همان کیفیت، حجم و سرعت تولید کند، آسان نیست. نکته جالب‌تر اینکه حتی اینتل، که یکی از رقبای اصلی TSMC در صنعت تراشه محسوب می‌شود، در برخی موارد برای تولید بخشی از تراشه‌های خود از ظرفیت TSMC استفاده می‌کند. این مسئله نشان می‌دهد مزیت TSMC تنها به مشتریان کوچک یا شرکت‌هایی که فاقد زیرساخت تولید هستند محدود نمی‌شود؛ بلکه حتی شرکت‌های بزرگ صنعت نیز ممکن است برای دسترسی به ظرفیت تولید پیشرفته به آن نیاز داشته باشند. چرا مزیت TSMC به‌سادگی قابل تکرار نیست؟ ساخت یک کارخانه جدید تولید تراشه صرفاً با سرمایه‌گذاری چند میلیارد دلاری امکان‌پذیر نیست. شرکت‌ها باید تجهیزات پیچیده، نیروی انسانی متخصص، زنجیره تأمین گسترده و فرایندهای تولیدی بسیار دقیق را هم‌زمان ایجاد کنند. از سوی دیگر، تجربه تولید نیز اهمیت زیادی دارد. افزایش بازده تولید تراشه‌های پیشرفته فرایندی زمان‌بر است و کوچک‌ترین خطا می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد. TSMC طی دهه‌ها توانسته این دانش را انباشته کند و هم‌زمان با توسعه فناوری‌های جدید، ظرفیت تولید خود را نیز افزایش دهد. به همین دلیل، مزیت رقابتی این شرکت ترکیبی از پیشتازی فناورانه و توانایی تولید در مقیاس بسیار بزرگ است؛ ترکیبی که ایجاد آن برای رقبای جدید بسیار دشوار خواهد بود. ASML؛ شرکتی که صنعت تراشه به تجهیزات آن نیاز دارد اگر TSMC یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان تراشه‌های پیشرفته است، ASML یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان تجهیزات مورد استفاده در ساخت این تراشه‌هاست. این شرکت هلندی دستگاه‌های بسیار پیچیده‌ای تولید می‌کند که در فرایند ساخت تراشه به کار می‌روند. مهم‌ترین آنها دستگاه‌های لیتوگرافی فرابنفش شدید یا EUV هستند. این دستگاه‌ها برای ایجاد الگوهای بسیار ریز مدارهای الکترونیکی روی سطح تراشه استفاده می‌شوند. در نسل‌های پیشرفته تراشه، فاصله میان بخش‌های مختلف مدار می‌تواند به حدود ۲ نانومتر برسد. اهمیت ASML در همین‌جا مشخص می‌شود: بدون دسترسی به تجهیزات پیشرفته این شرکت، تولید بسیاری از تراشه‌های پیشرفته امروزی با فناوری‌های موجود بسیار دشوار یا حتی غیرممکن خواهد بود اما مزیت ASML تنها به محصول نهایی آن محدود نیست. ساخت چنین دستگاه‌هایی نتیجه دهه‌ها تحقیق، توسعه فناوری، همکاری با شرکت‌های مختلف و ایجاد یک زنجیره تأمین تخصصی است. به همین دلیل، ایجاد رقیبی برای ASML نه‌تنها به سرمایه هنگفت، بلکه به سال‌ها تحقیق و توسعه و مجموعه‌ای از دانش فنی و صنعتی نیاز دارد. “ «در تحلیل زنجیره ارزش هوش مصنوعی، تمرکز بازار معمولاً روی نام‌هایی مانند انویدیا قرار می‌گیرد، اما بخش قابل توجهی از قدرت اقتصادی این صنعت در لایه‌های زیرساختی‌تر شکل می‌گیرد. TSMC و ASML نمونه‌ای از همین لایه هستند؛ شرکت‌هایی که مزیت آنها نه صرفاً در فروش یک محصول پرتقاضا، بلکه در دشواری جایگزین کردن زیرساخت، دانش فنی و ظرفیت تولیدشان نهفته است. از این منظر، اهمیت این دو شرکت را باید فراتر از چرخه فعلی هوش مصنوعی دید؛ زیرا هر نسل جدید از تراشه‌های پیشرفته، پیش از آنکه به محصول نهایی تبدیل شود، به فناوری ساخت و تجهیزات تولید نیاز دارد. همین وابستگی ساختاری است که می‌تواند برای TSMC و ASML یک مزیت رقابتی بلندمدت ایجاد کند، هرچند برای ارزیابی جذابیت سهام آنها همچنان باید فاصله میان کیفیت کسب‌وکار و قیمت بازار را به‌دقت سنجید.» بابک شیری دو سنگر در زنجیره هوش مصنوعی رشد هوش مصنوعی تقاضا برای تراشه‌های پیشرفته را به شکل قابل توجهی افزایش داده است. پردازش مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی به تراشه‌های قدرتمند و زیرساخت محاسباتی گسترده نیاز دارد و همین مسئله اهمیت شرکت‌هایی را که در زنجیره تولید این تراشه‌ها قرار دارند، بیشتر کرده است. TSMC از یک سو تراشه‌های پیشرفته مورد نیاز بسیاری از شرکت‌های فناوری را تولید می‌کند و ASML از سوی دیگر تجهیزات لازم برای تولید نسل جدید این تراشه‌ها را فراهم می‌کند. به همین دلیل، جایگاه این دو شرکت تا حدی مستقل از موفقیت یک طراح تراشه خاص است. اگر در آینده یک شرکت طراحی تراشه قدرتمندتری از انویدیا ایجاد کند، همچنان به زیرساخت تولید نیاز خواهد داشت. همین موضوع درباره فناوری ساخت تراشه نیز صادق است. این ویژگی می‌تواند به TSMC و ASML اجازه دهد از رشد کلی صنعت تراشه و هوش مصنوعی بهره‌مند شوند، بدون آنکه موفقیت آنها کاملاً به یک محصول یا یک مشتری خاص وابسته باشد. ارزش‌گذاری؛ نقطه‌ای که سرمایه‌گذار باید دقت کند قدرت رقابتی این دو شرکت به معنای آن نیست که قیمت سهام آنها همیشه جذاب است. تقاضای بالا برای سهام TSMC و ASML در سال‌های گذشته باعث شده ارزش‌گذاری آنها در مقاطعی افزایش پیدا کند. بنابراین برای سرمایه‌گذار، تنها شناسایی یک شرکت با مزیت رقابتی کافی نیست و قیمت پرداخت‌شده نیز اهمیت دارد. در مقایسه میان این دو شرکت، نسبت قیمت به سود آینده ASML در مقطع مورد بررسی بالاتر از TSMC قرار دارد. با این حال، ارزش‌گذاری هیچ‌کدام لزوماً از میانگین چندساله خود فاصله‌ای غیرعادی ندارد. در نتیجه، تحلیل این دو سهم باید هم‌زمان دو سؤال را پاسخ دهد: آیا مزیت رقابتی شرکت پایدار است؟ و آیا قیمت بازار در برابر این مزیت بیش از حد افزایش یافته است؟ جمع‌بندی TSMC و ASML در دو بخش متفاوت اما به‌شدت به‌هم‌پیوسته از صنعت تراشه فعالیت می‌کنند. TSMC با تکیه بر فناوری تولید پیشرفته، ظرفیت عظیم و سهم حدود ۷۲.۵ درصدی از درآمد جهانی تولید قراردادی تراشه، یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان نیمه‌رسانا در جهان است. ASML نیز در سوی دیگر زنجیره قرار دارد و با در اختیار داشتن فناوری ساخت دستگاه‌های لیتوگرافی فرابنفش شدید، نقش مهمی در امکان‌پذیر شدن تولید تراشه‌های پیشرفته ایفا می‌کند. مزیت این دو شرکت از یک عامل واحد ایجاد نشده است. در مورد TSMC، مقیاس تولید، تجربه، سرمایه‌گذاری و توانایی حرکت سریع به سمت فناوری‌های جدید اهمیت دارد؛ در مورد ASML نیز دانش فنی، مالکیت فکری، تجربه چنددهه‌ای و پیچیدگی زنجیره تأمین موانع بزرگی برای ورود رقبا ایجاد کرده‌اند. در نهایت، رشد صنعت هوش مصنوعی و افزایش تقاضا برای تراشه‌های پیشرفته می‌تواند برای هر دو شرکت فرصت‌های بلندمدتی ایجاد کند؛ اما همانند هر سرمایه‌گذاری دیگری، کیفیت کسب‌وکار به‌تنهایی کافی نیست و ارزش‌گذاری نیز باید در کنار آن بررسی شود. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

دلار به سقف سالانه رسید؛ ING درباره افت بیشتر یورو هشدار داد

در یک نگاه شاخص دلار DXY در نزدیکی سقف سالانه 101.80 قرار گرفته و داده‌های اقتصادی آمریکا همچنان از انتظارات برای سیاست انقباضی فدرال رزرو حمایت می‌کنند. فشار بر بازار بدهی فرانسه و افزایش فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان به 127 نقطه پایه، ریسک تازه‌ای برای یورو ایجاد کرده است. در صورت تداوم داده‌های قوی آمریکا و تشدید فشار بر اوراق فرانسه، ING احتمال افت EURUSD به محدوده 1.11 تا 1.12 را مطرح کرده است. دلار آمریکا در آغاز ماه اکتبر همچنان قدرتمند ظاهر شده و شاخص DXY در نزدیکی سقف سالانه 101.80 قرار گرفته است. نکته مهم اینجاست که حتی انتشار تورم PCE ضعیف‌تر از انتظار آمریکا نیز نتوانست انتظارات بازار برای ادامه سیاست انقباضی فدرال رزرو را به شکل پایدار کاهش دهد. در مقابل، یورو همزمان با افزایش فشار بر بازار بدهی فرانسه و گسترش فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان، تحت فشار قرار گرفته و EURUSD بار دیگر به محدوده کف‌های سالانه نزدیک شده است. این گزارش یوتوتایمز بر پایه تحلیل منتشرشده در وب‌سایت ING تهیه و برای مخاطبان فارسی‌زبان ترجمه و بازنویسی شده است. دلار در آغاز اکتبر چرا این‌قدر قدرتمند شده است؟ شاخص دلار DXY در حال آزمایش سقف سالانه 101.80 است. به گفته ING، در شرایط فعلی نگرانی‌های مربوط به کاهش ارزش دلار در حاشیه قرار گرفته و تمرکز بازار بیشتر به عملکرد چرخه اقتصادی آمریکا و مسیر نرخ بهره فدرال رزرو منتقل شده است. اقتصاد آمریکا همچنان نشانه‌هایی از مقاومت نشان می‌دهد و همین موضوع باعث شده معامله‌گران احتمال دهند فدرال رزرو برای رساندن سیاست پولی به محدوده انقباضی، به افزایش نرخ بهره دیگری نیاز داشته باشد. نکته قابل توجه این است که داده‌های تورم PCE ماه اوت نتوانست این انتظارات را به شکل محسوسی تغییر دهد. اگرچه تورم ضعیف‌تر از انتظار منتشر شد، نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت آمریکا تنها برای مدت کوتاهی کاهش یافتند و سپس افت خود را جبران کردند. در همین حال، وضعیت مخارج مصرف‌کنندگان همچنان مناسب است و گزارش ADP نیز نشانه‌هایی از بهبود دوباره رشد اشتغال ارائه کرده است. بنابراین اکنون گزارش NFP ماه سپتامبر که فردا منتشر می‌شود، اهمیت ویژه‌ای برای بازار دلار دارد. ISM و NFP؛ دو داده مهم برای مسیر بعدی دلار امروز معامله‌گران علاوه بر مدعیان اولیه بیمه بیکاری، به شاخص ISM تولید آمریکا توجه خواهند کرد. انتظار می‌رود شاخص اصلی ISM در محدوده 55 قرار گیرد؛ سطحی که می‌تواند نشانه ادامه فعالیت مناسب بخش تولید باشد. همچنین بازار قیمت‌های پرداختی، سفارش‌های جدید و مؤلفه اشتغال این شاخص را بررسی خواهد کرد. یکی از موضوعات مورد توجه ING، اثرگذاری رونق سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی بر بخش‌های گسترده‌تر اقتصاد آمریکاست. اگر این روند در داده‌های فعالیت اقتصادی و اشتغال نیز منعکس شود، می‌تواند به حفظ انتظارات انقباضی بازار کمک کند. از سوی دیگر، چند مقام فدرال رزرو نیز امروز سخنرانی خواهند داشت. نیل کاشکاری و کریس والر از اعضای رأی‌دهنده فدرال رزرو در برنامه امروز هستند. اگر والر از بحث داده‌های اقتصادی فراتر برود و درباره سیاست پولی اظهارنظر کند، سخنان او می‌تواند برای بازار اهمیت بیشتری پیدا کند. دلار در اکتبر همچنان حمایت می‌شود؟ ING با توجه به وضعیت فعلی داده‌های آمریکا، انتظار دارد دلار در ماه اکتبر همچنان از حمایت برخوردار باشد؛ مگر اینکه تحول مهمی در مذاکرات آمریکا و ایران ایجاد شود. از نظر فصلی نیز عملکرد دلار در ماه اکتبر قابل توجه بوده است. شاخص DXY در هفت مورد از ۱۰ اکتبر گذشته افزایش یافته است. برای امروز، ING محدوده 101.50 تا 101.80 را برای DXY در نظر گرفته است. با این حال، اگر داده‌های اشتغال آمریکا در روز جمعه بهتر از انتظار باشند، یا فشار فروش در بازار اوراق دولتی اروپا تشدید شود، امکان حرکت DXY به بالاتر از سقف اخیر نیز مطرح می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: موسسه فرانکلین تمپلتون اوراق آلمان و اسپانیا را به فرانسه و ایتالیا ترجیح می‌دهد پوند از مسیر اروپا حمایت می‌گیرد؟ در بازار پوند، EURGBP طی روزهای اخیر کاهش محسوسی داشته است. این حرکت می‌تواند نشانه‌ای از افزایش ضعف مستقل یورو در برابر پوند باشد. در همین حال، بحث روابط آینده بریتانیا و اتحادیه اروپا دوباره به بازار فارکس راه پیدا کرده است. اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، در سخنرانی اخیر خود خواستار بررسی روابط نزدیک‌تر با اتحادیه اروپا شده است. رویترز گزارش داده که او به دنبال ایجاد اجماع درباره رابطه بلندمدت بریتانیا با اتحادیه اروپا است، در حالی که فعلاً پیشنهاد رسمی برای بازگشت کامل بریتانیا به اتحادیه اروپا، بازار واحد یا اتحادیه گمرکی مطرح نکرده است. برای بازار فارکس، مسیر روابط لندن و بروکسل می‌تواند از این جهت اهمیت داشته باشد که هرگونه کاهش اصطکاک اقتصادی و تجاری میان دو طرف، در بلندمدت می‌تواند در ارزیابی سرمایه‌گذاران از پوند اثرگذار باشد. با این حال، هنوز تا مشخص شدن مسیر سیاسی و اقتصادی این روابط فاصله زیادی وجود دارد و نشست احتمالی بریتانیا و اتحادیه اروپا در ماه نوامبر می‌تواند یکی از رویدادهای مورد توجه بازار باشد. بحران اوراق فرانسه؛ تهدید تازه برای یورو در سمت یورو، فشار اصلی اکنون فقط از اختلاف نرخ بهره آمریکا و اروپا نمی‌آید. فاصله بازدهی اوراق دولتی فرانسه و آلمان، که به 127 نقطه پایه رسیده، یکی از متغیرهای مهم بازار است. افزایش این فاصله به معنای آن است که سرمایه‌گذاران برای نگهداری اوراق فرانسه در مقایسه با اوراق آلمان، بازدهی بیشتری مطالبه می‌کنند. اگر این فاصله همچنان افزایش یابد، بخشی از آن می‌تواند به افزایش ریسک سیاسی و مالی در قیمت یورو منتقل شود و همزمان فضای بانک مرکزی اروپا برای ادامه سیاست انقباضی را محدود کند. دولت فرانسه اکنون برنامه‌ای برای صرفه‌جویی 54 میلیارد یورویی و رساندن کسری بودجه به 5 درصد تولید ناخالص داخلی در سال آینده ارائه کرده است. واکنش بازار اوراق به این برنامه در تعیین مسیر بعدی OAT-Bund اهمیت زیادی خواهد داشت. آیا EURUSD می‌تواند به 1.11 برسد؟ EURUSD اکنون در نزدیکی کف سالانه قرار گرفته است. از نگاه ING، افت اخیر این جفت‌ارز عمدتاً ناشی از بازنگری صعودی انتظارات مربوط به نرخ بهره فدرال رزرو بوده و هنوز نمی‌توان تمام حرکت را به ضعف مستقل یورو نسبت داد. با این حال، اگر دو عامل همزمان ادامه پیدا کنند، فشار بر EURUSD می‌تواند افزایش یابد: اول، داده‌های اقتصادی آمریکا باید همچنان قدرتمند باقی بمانند تا انتظارات برای سیاست انقباضی فدرال رزرو حفظ شود. دوم، فاصله بازدهی اوراق فرانسه و آلمان باید بیشتر شود تا ریسک مالی و سیاسی بیشتری وارد قیمت یورو شود. در چنین شرایطی، محدوده 1.1300 تا 1.1320 ممکن است نتواند برای مدت طولانی نقش حمایت را حفظ کند. ING در سناریوی تشدید فشار بر بازار بدهی فرانسه و تداوم داده‌های قوی آمریکا، محدوده 1.11 تا 1.12 را به‌عنوان منطقه‌ای که EURUSD ممکن است به سمت آن حرکت کند، مطرح کرده است. بنابراین، در کوتاه‌مدت دو بازار بیش از همه مسیر ارزها را تعیین می‌کنند: بازار اوراق آمریکا و بازار بدهی فرانسه. اگر بازدهی اوراق آمریکا بالا بماند و همزمان فشار فروش اوراق فرانسه تشدید شود، اختلاف نرخ و ریسک می‌تواند همچنان به نفع دلار عمل کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

چرا آمازون و TSMC، دو انتخاب محبوب مدیران میلیاردر برای سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی است؟

رونق هوش مصنوعی در سال‌های اخیر نه‌تنها شرکت‌های فناوری، بلکه ساختار سرمایه‌گذاری در بازار سهام را نیز تحت تأثیر قرار داده است. حجم سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی به اندازه‌ای افزایش یافته که بسیاری از سرمایه‌گذاران آن را مهم‌ترین روند فناوری پس از گسترش اینترنت می‌دانند. در چنین شرایطی، بررسی پرتفوی مدیران سرمایه‌گذاری بزرگ می‌تواند تصویری از شرکت‌هایی ارائه دهد که سرمایه‌گذاران حرفه‌ای آنها را در زنجیره ارزش هوش مصنوعی مهم می‌دانند. در یک نگاه  آمازون در میان چهار دارایی اصلی حداقل پنج مدیر سرمایه‌گذاری میلیاردر قرار گرفته است.  رشد درآمد AWS در سه‌ماهه منتهی به ژوئن به ۳۷ درصد رسید؛ بالاترین نرخ رشد آن در ۱۸ فصل اخیر.  TSMC یکی از زیرساخت‌های اصلی تولید تراشه‌های مورد استفاده در سامانه‌های هوش مصنوعی است.  تنوع فعالیت TSMC و جایگاه آمازون در رایانش ابری، ریسک وابستگی آنها به یک بخش از بازار هوش مصنوعی را کاهش می‌دهد. بررسی گزارش‌های فصلی فرم ۱۳F نشان می‌دهد که در میان نزدیک به ۲۰ مدیر سرمایه‌گذاری میلیاردر، دو شرکت بیش از سایر گزینه‌ها در میان چهار دارایی بزرگ آنها تکرار شده‌اند: آمازون و شرکت صنایع نیمه‌رسانای تایوان (TSMC). نکته قابل توجه آن است که این دو شرکت، برخلاف انتظار رایج، نه انویدیا و نه آلفابت هستند؛ بلکه هرکدام در بخش متفاوتی از زنجیره هوش مصنوعی نقش دارند. چرا آمازون مورد توجه مدیران بزرگ سرمایه‌گذاری است؟ آمازون در نگاه نخست بیشتر با تجارت الکترونیکی شناخته می‌شود، اما موتور اصلی رشد سودآوری این شرکت در سال‌های اخیر به بخش رایانش ابری آن، یعنی AWS، مرتبط بوده است. پیش از شتاب گرفتن موج هوش مصنوعی مولد، AWS معمولاً رشد درآمدی در محدوده دهه بالای درصدی داشت. اما افزایش تقاضا برای آموزش و اجرای مدل‌های هوش مصنوعی و توسعه زیرساخت‌های محاسباتی باعث شده رشد این بخش به شکل محسوسی افزایش پیدا کند. در سه‌ماهه منتهی به ژوئن ۲۰۲۶، درآمد AWS نسبت به سال قبل ۳۷ درصد افزایش یافت؛ بالاترین نرخ رشد این بخش طی ۱۸ فصل گذشته. اهمیت AWS تنها به رشد درآمد محدود نمی‌شود. این بخش حاشیه سود بسیار بالاتری نسبت به فعالیت‌های تجارت الکترونیکی آمازون دارد و در نتیجه سهم آن از سود عملیاتی شرکت به‌مراتب بیشتر از سهم آن در فروش است. در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، AWS کمتر از ۲۱ درصد از فروش خالص آمازون را به خود اختصاص داد، اما حدود ۶۰ درصد از سود عملیاتی شرکت را ایجاد کرد. همین ترکیب، آمازون را به یکی از مهم‌ترین بازیگران بخش کاربردهای تجاری هوش مصنوعی تبدیل کرده است؛ شرکتی که می‌تواند هم از افزایش تقاضا برای خدمات ابری و هم از توسعه مدل‌های هوش مصنوعی و ابزارهای مرتبط با آنها بهره ببرد. جایگاه آمازون در پرتفوی میلیاردرها بررسی چهار دارایی اصلی مدیران سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد آمازون در میان دارایی‌های اصلی حداقل پنج سرمایه‌گذار بزرگ قرار گرفته است. آمازون بزرگ‌ترین دارایی دیوید تپر در آپالوسا، بزرگ‌ترین دارایی ست کلارمن در باوپست و دومین دارایی چیس کولمن در تایگر گلوبال و دن لوب در ترد پوینت بوده است. همچنین این سهم چهارمین دارایی بزرگ بیل اَکمن در پرشینگ اسکوئر محسوب می‌شود. این تمرکز را می‌توان از زاویه‌ای فراتر از صرفاً رشد هوش مصنوعی تحلیل کرد. آمازون در واقع هم‌زمان در چند بازار بزرگ حضور دارد و AWS تنها یکی از موتورهای ارزش‌آفرینی آن است. بنابراین سرمایه‌گذار با خرید سهام آمازون صرفاً روی یک روند فناورانه واحد سرمایه‌گذاری نمی‌کند؛ بلکه در معرض تجارت الکترونیکی، تبلیغات دیجیتال، رایانش ابری و زیرساخت‌های هوش مصنوعی قرار می‌گیرد. “ «از منظر تحلیلی، اهمیت انتخاب آمازون و TSMC بیش از آنکه در «محبوبیت» آنها میان مدیران میلیاردر باشد، در جایگاه ساختاری این دو شرکت در اقتصاد هوش مصنوعی نهفته است. یکی در سمت تقاضا و زیرساخت محاسبات ابری از رشد مدل‌های هوش مصنوعی بهره می‌برد و دیگری در سمت عرضه، گلوگاه‌های تولید و بسته‌بندی تراشه را در اختیار دارد. این تفاوت نشان می‌دهد که برای ارزیابی فرصت‌های سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، تمرکز صرف بر سازندگان مدل یا پردازنده کافی نیست؛ بخش قابل توجهی از ارزش اقتصادی این تحول می‌تواند در لایه‌های زیرساختی و شرکت‌هایی شکل بگیرد که بدون آنها توسعه ظرفیت محاسباتی اساساً امکان‌پذیر نیست. در نهایت، آنچه باید زیر نظر قرار گیرد نه صرفاً رشد تقاضای هوش مصنوعی، بلکه پایداری سرمایه‌گذاری زیرساختی، بازده سرمایه و توانایی شرکت‌ها برای تبدیل این موج سرمایه‌گذاری به جریان نقدی پایدار است.» بابک شیری TSMC؛ ستون سخت‌افزاری هوش مصنوعی در سوی دیگر این زنجیره، TSMC قرار دارد؛ شرکتی که برخلاف آمازون بیشتر در بخش زیرساخت سخت‌افزاری هوش مصنوعی نقش دارد. رشد سریع مراکز داده مجهز به شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی به ظرفیت تولید تراشه و همچنین فناوری‌های پیشرفته بسته‌بندی آنها وابسته است. یکی از مهم‌ترین این فناوری‌ها، CoWoS است که امکان اتصال پردازنده‌های گرافیکی و حافظه‌های با پهنای باند بالا را فراهم می‌کند. این فناوری برای انتقال سریع داده میان اجزای سامانه‌های هوش مصنوعی اهمیت زیادی دارد و افزایش تقاضا برای شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی، نیاز به ظرفیت CoWoS را نیز افزایش داده است. برآوردهای ارائه‌شده در گزارش منبع نشان می‌دهد ظرفیت CoWoS شرکت TSMC از حدود ۶۷۵ هزار ویفر در سال ۲۰۲۵ می‌تواند به ۱.۲۷۵ میلیون ویفر در سال ۲۰۲۶ و حدود ۲.۳۱ میلیون ویفر در سال ۲۰۲۷ برسد. افزایش ظرفیت در شرایطی اتفاق می‌افتد که تقاضای شرکت‌های بزرگ فناوری برای تراشه‌های پیشرفته همچنان در حال رشد است. بنابراین TSMC در بخش مهمی از زنجیره‌ای قرار گرفته که توسعه مراکز داده هوش مصنوعی بدون آن با محدودیت مواجه خواهد شد. چرا TSMC فقط یک سهم هوش مصنوعی نیست؟ یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های TSMC برای سرمایه‌گذاران، این است که ارزش آن تنها به رونق هوش مصنوعی وابسته نیست. این شرکت یکی از بازیگران اصلی تولید تراشه‌های پیشرفته برای پردازنده‌ها، تلفن‌های هوشمند و خودروها نیز محسوب می‌شود. در نتیجه، حتی اگر سرعت سرمایه‌گذاری در زیرساخت هوش مصنوعی کاهش پیدا کند، TSMC همچنان از بازارهای متنوع دیگری برخوردار است. این ویژگی از منظر مدیریت ریسک اهمیت دارد. شرکت‌هایی که تنها بر یک کاربرد یا فناوری خاص متمرکز هستند، در صورت تغییر چرخه سرمایه‌گذاری ممکن است با افت شدید تقاضا مواجه شوند؛ اما TSMC از یک پایگاه صنعتی گسترده‌تر برخوردار است. به همین دلیل، قرار گرفتن TSMC در میان دارایی‌های اصلی چند مدیر سرمایه‌گذاری بزرگ را می‌توان نه فقط ناشی از رشد هوش مصنوعی، بلکه ناشی از نقش ساختاری این شرکت در صنعت جهانی نیمه‌رساناها نیز دانست. جمع‌بندی بررسی پرتفوی مدیران میلیاردر نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی الزاماً به معنای انتخاب شناخته‌شده‌ترین شرکت‌های این حوزه نیست. آمازون از سمت نرم‌افزار و زیرساخت ابری و TSMC از سمت تولید و بسته‌بندی تراشه، در دو نقطه متفاوت اما حیاتی از زنجیره ارزش هوش مصنوعی قرار گرفته‌اند. AWS با رشد ۳۷ درصدی درآمد و سهم ۶۰ درصدی از سود عملیاتی آمازون، به یکی از مهم‌ترین موتورهای سودآوری این شرکت تبدیل شده است. از سوی دیگر، TSMC با توسعه ظرفیت تولید و بسته‌بندی پیشرفته تراشه، زیرساخت فیزیکی لازم برای گسترش مراکز داده هوش مصنوعی را فراهم می‌کند. نکته مهم آن است که هر دو شرکت علاوه بر هوش مصنوعی، از فعالیت‌های گسترده‌تری برخوردارند؛ موضوعی که می‌تواند وابستگی آنها به یک چرخه فناورانه خاص را کاهش دهد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گزارش اشتغال آمریکا و یک سؤال مهم؛ آیا بازدهی ۵ درصدی اوراق کافی است؟

در یک نگاه گزارش اشتغال آمریکا: مهم‌ترین محرک کلان بازارها در این هفته، گزارش اشتغال روز جمعه خواهد بود. ریسک بازده اوراق: اشتغال و دستمزدهای قوی می‌تواند فشار صعودی بیشتری بر بازدهی اوراق خزانه وارد کند؛ بازدهی اوراق ۱۰ساله پیش‌تر از ۵ درصد عبور کرده است. سناریوی اشتغال ضعیف: کاهش قدرت بازار کار می‌تواند باعث افت بازدهی اوراق و حمایت از سهام فناوری شود، اما همزمان نگرانی‌ها درباره اثرگذاری هزینه‌های بالای استقراض بر اقتصاد واقعی را افزایش می‌دهد. با وجود اینکه هفته تازه آغاز شده، به نظر می‌رسد بازارهای مالی از همین حالا با مجموعه‌ای از عوامل مهم برای هضم و ارزیابی مواجه هستند. تنش‌های ژئوپلیتیکی همچنان در وضعیت نامشخصی قرار دارند، قیمت نفت افزایش یافته، بازده اوراق قرضه جهش کرده و بار دیگر سهام و طلا تحت فشار قرار گرفته‌اند. از سوی دیگر، با نزدیک شدن به پایان ماه و پایان فصل، انتظار می‌رود نوسانات بازار نیز افزایش پیدا کند. با این حال، در میان محرک‌های کلان اقتصادی این هفته، مهم‌ترین رویداد احتمالاً گزارش اشتغال (NFP) آمریکا خواهد بود که روز جمعه منتشر می‌شود. نگرانی اصلی بازارها در شرایط فعلی این نیست که وضعیت اشتغال آمریکا ناگهان تضعیف شده باشد؛ بلکه تقریباً برعکس است. فعالیت اقتصادی آمریکا با وجود نرخ‌های بهره بالاتر، همچنان به شکل غیرمنتظره‌ای قدرتمند باقی مانده و نادیده گرفتن این تاب‌آوری برای بازار اوراق قرضه روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. شاخص اولیه ترکیبی PMI آمریکا در ماه سپتامبر به ۵۸.۴ رسید که بالاترین سطح آن در بیش از پنج سال گذشته محسوب می‌شود. جزئیات این گزارش نیز نشان می‌دهد که هم رشد اشتغال و هم فشارهای قیمتی با سرعت بالایی در حال افزایش هستند. این شرایط می‌تواند نحوه نگاه معامله‌گران به گزارش اشتغال پیش‌رو را تا حدودی تغییر دهد. به‌طور معمول، اشتغال قدرتمند خبر خوبی برای اقتصاد محسوب می‌شود. افزایش تعداد مشاغل به معنای درآمد بیشتر برای خانوار است که می‌تواند از مصرف حمایت کرده و شرایط اقتصادی مطلوب‌تری را برای شرکت‌ها ایجاد کند. ✔️ بیشتر بخوانید: دلار بعد از جهش اخیر خسته شده است؟ این هفته بازار منتظر داده‌های آمریکا است با این حال، شرایط فعلی چندان معمول نیست. فدرال رزرو اخیراً نرخ بهره را ۲۵ نقطه پایه افزایش داده و آن را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رسانده است؛ اقدامی که نخستین افزایش نرخ بهره این بانک در بیش از سه سال گذشته بود. سیاست‌گذاران همچنین سیگنال داده‌اند که برای مهار تورم ممکن است به ادامه سیاست‌های پولی انقباضی نیاز باشد. همزمان، بازدهی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا نیز در ماه جاری از سطح روانی مهم ۵ درصد عبور کرده است. در چنین شرایطی، انتشار یک گزارش اشتغال قدرتمند دیگر می‌تواند به‌سرعت بازار را وارد همان الگوی آشنای «خبر خوب، خبر بد است» کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بازده اوراق خزانه‌داری در حال نزدیک شدن سریع به سطح ۵.۲۰ درصد باشد. در بررسی گزارش اشتغال، تنها رشد تعداد مشاغل اهمیت ندارد. نرخ بیکاری و شاید مهم‌تر از آن، رشد دستمزدها نیز باید با دقت مورد توجه قرار گیرد. افزایش قدرتمند اشتغال در کنار شتاب گرفتن رشد دستمزدها می‌تواند این دیدگاه را تقویت کند که فشارهای تورمی داخلی همچنان بیش از حد پایدار هستند و فدرال رزرو نمی‌تواند به‌سادگی از ادامه مقابله با تورم صرف‌نظر کند. در چنین شرایطی، فشار صعودی بر بازده اوراق خزانه‌داری می‌تواند ادامه پیدا کند، سهام فناوری که به نرخ بهره حساس هستند تحت فشار بیشتری قرار بگیرند و دلار نیز از یک عامل حمایتی دیگر برخوردار شود. اما در سوی دیگر، انتشار یک گزارش اشتغال ضعیف‌تر، پرسش‌های مهم‌تری را برای بازار ایجاد خواهد کرد. آیا کاهش بازده اوراق خزانه می‌تواند به بازار اوراق فرصت تنفس بدهد؟ آیا با کاهش نرخ‌های تنزیل، سهام فناوری صعود خواهد کرد؟ یا اینکه بازارهای گسترده‌تر نگران خواهند شد که هزینه‌های بالاتر استقراض سرانجام در حال اثرگذاری بر اقتصاد واقعی هستند؟ پاسخ به این پرسش نهایی می‌تواند در تعیین این موضوع نقش مهمی داشته باشد که داده‌های اقتصادی پیش‌رو در آمریکا چگونه به شکل‌گیری رژیم جدید بازار کمک خواهند کرد. در هفته‌های اخیر، تمرکز عمده بازار بر ریسک‌های تورمی سمت عرضه، به‌ویژه در بازار نفت، قرار داشته است. اما اکنون داده‌های بازار کار بار دیگر توجه سرمایه‌گذاران را به سمت تقاضای داخلی معطوف می‌کند. اگر تورم انرژی همزمان با افزایش اشتغال و دستمزدها در سطح بالایی باقی بماند و شرایط تقاضا نیز همچنان قدرتمند باشد، فدرال رزرو با چالش بسیار بزرگ‌تری مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، پرسشی که بازار اوراق قرضه ممکن است از این پس بیش از پیش مطرح کند این است که آیا بازده ۵ درصدی اوراق خزانه آمریکا واقعاً برای ایجاد محدودیت کافی در اقتصاد است یا خیر؟ ✔️ بیشتر بخوانید: بانک UBS: بازارها احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را بیش از حد برآورد کرده‌اند

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

هفته پیش‌رو بازارهای جهانی؛ اشتغال آمریکا، تورم اروپا و مایکرون در کانون توجه بورس‌ها

بازارهای سهام جهان در حالی وارد آخرین روزهای سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ می‌شوند که هم‌زمان چند نیروی متضاد در حال تعیین مسیر معاملات هستند. از یک سو، رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی و عملکرد قدرتمند شرکت‌های فناوری همچنان از شاخص‌های اصلی سهام آمریکا حمایت می‌کند و شاخص نزدک در هفته گذشته توانست در مقطعی به رکورد تاریخی جدید برسد؛ از سوی دیگر، افزایش شدید بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و احتمال تداوم سیاست پولی انقباضی، فضای متفاوتی را برای سهام ایجاد کرده است. در یک نگاه اشتغال و تورم آمریکا مهم‌ترین محرک وال‌استریت در هفته پیش رو خواهند بود. بازده اوراق خزانه‌داری بالای ۵ درصد فشار مهمی بر ارزش‌گذاری سهام ایجاد کرده است. تورم منطقه یورو و بازده اوراق آلمان مسیر معاملات سهام اروپا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مایکرون، داده‌های چین و صنعت تراشه آسیا آزمون مهمی برای تداوم رونق سهام مرتبط با هوش مصنوعی خواهند بود. در آمریکا، گزارش اشتغال ماه سپتامبر و شاخص هزینه‌های مصرف شخصی یا PCE مهم‌ترین داده‌های هفته آینده خواهند بود. طبق نظرسنجی رویترز، اقتصاددانان انتظار دارند در ماه سپتامبر حدود ۱۰۰ هزار شغل به اقتصاد آمریکا اضافه شده باشد و نرخ بیکاری در محدوده ۴.۲ درصد قرار گیرد. در همین حال، شاخص تورمی مورد توجه فدرال رزرو می‌تواند مشخص کند که فشارهای قیمتی تا چه اندازه با هدف ۲ درصدی بانک مرکزی فاصله دارند. در اروپا نیز بازارها با ترکیبی از تورم بالاتر، رشد اقتصادی شکننده و افزایش هزینه انرژی مواجه‌اند. بازده اوراق قرضه آلمان به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۹ رسیده و سرمایه‌گذاران منتظر داده‌های تورمی آلمان، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا و در نهایت تورم منطقه یورو هستند. در آسیا نیز داده‌های تولیدی چین، شاخص‌های اقتصادی ژاپن و ادامه تقاضای جهانی برای تراشه‌های مرتبط با هوش مصنوعی می‌توانند مسیر سهام منطقه را تحت تأثیر قرار دهند. فهرست مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی و بورسی هفته دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام دوشنبه ۲۸ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام چهارشنبه ۳۰ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی پنجشنبه ۱ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام پنجشنبه ۱ اکتبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی جمعه ۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی وال‌استریت؛ آزمون بزرگ بازار در برابر نرخ بهره اوراق خزانه‌داری؛ رقیب جدی سهام گزارش اشتغال آمریکا؛ مهم‌ترین داده هفته تورم PCE؛ داده دوم تعیین‌کننده هوش مصنوعی؛ همچنان ستون اصلی بازار آمریکا بازار اروپا؛ تورم و بازده اوراق در مرکز توجه آلمان؛ داده‌ای که برای سهام اروپا اهمیت دارد منطقه یورو؛ آزمون بزرگ روز جمعه آسیا؛ چین و ژاپن در کانون توجه ژاپن؛ حساسیت بیشتر به نرخ بهره و ارز نفت؛ متغیری مشترک برای سه منطقه آیا رشد باریک بازار آمریکا یک هشدار است؟ فصل چهارم؛ بازار وارد مرحله حساس‌تری می‌شود سه سناریوی کلان پیش روی بازار سهام جمع‌بندی دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Vail Resorts MTN ۱۳۶.۱۱ دلار ۴.۸۵ میلیارد دلار ۲۷۵.۶۳ میلیون دلار −۵.۲۳ دلار IDT IDT ۶۷.۴۶ دلار ۱.۶۸ میلیارد دلار ۳۲۰ میلیون دلار ۰.۹۷ دلار Taylor Devices TAYD ۶۳.۲۳ دلار ۲۰۳.۹۲ میلیون دلار ۱۳.۲ میلیون دلار ۰.۹۳ دلار دوشنبه ۲۸ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز رویداد ۱۵:۴۵ USD سخنرانی Bowman از فدرال رزرو ۱۷:۰۰ EUR سخنرانی Lagarde، رئیس بانک مرکزی اروپا سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Carnival Corp CCL ۲۲.۲۵ دلار ۳۰.۴۷ میلیارد دلار ۸.۵۴ میلیارد دلار ۱.۴۲ دلار CarMax KMX ۵۷.۲۱ دلار ۸.۱۲ میلیارد دلار ۶.۹۴ میلیارد دلار ۰.۷۱ دلار Uranium Energy UEC ۹.۴۱ دلار ۴.۶۶ میلیارد دلار ۶.۷۱ میلیون دلار −۰.۰۴ دلار AAR AIR ۱۱۶.۱۱ دلار ۴.۵۷ میلیارد دلار ۸۸۲.۳۹ میلیون دلار ۱.۳۱ دلار Concentrix CNXC ۲۷.۰۸ دلار ۱.۶۵ میلیارد دلار ۲.۴۸ میلیارد دلار ۲.۷۱ دلار سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۸:۰۰ AUD نرخ بهره استرالیا ۴.۳۵٪ ۴.۶۰٪ ۱۶:۳۰ USD شاخص قیمت مسکن ۲۰ شهر آمریکا ۲.۱٪ ۲.۲٪ ۱۷:۳۰ USD اعتماد مصرف‌کننده CB ۸۹.۴ ۹۰.۱ ۱۷:۳۰ USD JOLTS؛ فرصت‌های شغلی ۷.۲۷۱ میلیون ۷.۲۳۰ میلیون ۲۱:۳۰ USD سخنرانی Williams از فدرال رزرو — چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Micron MU ۱٬۰۸۲.۲۸ دلار ۱.۲۲ تریلیون دلار ۵۰.۴۵ میلیارد دلار ۳۱.۱۶ دلار Jabil JBL ۳۱۶.۷۴ دلار ۳۳.۱۹ میلیارد دلار ۹.۶۹ میلیارد دلار ۴.۰۶ دلار Jefferies Financial JEF ۴۷.۶۸ دلار ۱۰.۹۹ میلیارد دلار ۲.۱۳ میلیارد دلار ۰.۹۳ دلار FactSet Research FDS ۲۷۳.۰۸ دلار ۹.۷۱ میلیارد دلار ۶۲۹.۷۴ میلیون دلار ۴.۳۵ دلار Conagra Brands CAG ۱۴.۳۲ دلار ۶.۸۵ میلیارد دلار ۲.۵۹ میلیارد دلار ۰.۲۸ دلار Progress PRGS ۳۹.۳۴ دلار ۱.۶۱ میلیارد دلار ۲۴۶.۷۲ میلیون دلار ۱.۵۲ دلار چهارشنبه ۳۰ سپتامبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص قبلی پیش‌بینی ۰۵:۰۰ CNY PMI تولیدی چین ۴۹.۸ ۵۰.۱ ۰۵:۱۵ CNY PMI تولیدی Caixin ۵۱.۵ ۵۱.۷ ۱۵:۳۰ EUR CPI ماهانه منطقه یورو ۰.۲٪ — ۱۶:۰۰ USD Core PCE سالانه ۳.۳٪ ۳.۴٪ ۱۶:۰۰ USD GDP سه‌ماهه دوم ۱.۵٪ ۱.۵٪ ۱۶:۰۰ USD PCE سالانه ۳.۷٪ — ۱۸:۰۰ USD ذخایر نفت خام EIA +۲.۹۶۹ میلیون — پنجشنبه ۱ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین گزارش‌های سهام شرکت نماد آخرین قیمت ارزش بازار پیش‌بینی درآمد پیش‌بینی EPS Micron MU ۱٬۰۸۲.۲۸ دلار ۱.۲۲ تریلیون دلار ۵۰.۴۵ میلیارد دلار ۳۱.۱۶ دلار Jabil JBL ۳۱۶.۷۴ دلار ۳۳.۱۹ میلیارد دلار ۹.۶۹ میلیارد دلار ۴.۰۶ دلار Jefferies Financial JEF ۴۷.۶۸ دلار ۱۰.۹۹ میلیارد دلار ۲.۱۳ میلیارد دلار ۰.۹۳ دلار FactSet Research FDS ۲۷۳.۰۸ دلار ۹.۷۱ میلیارد دلار ۶۲۹.۷۴ میلیون دلار ۴.۳۵ دلار Conagra Brands CAG ۱۴.۳۲ دلار ۶.۸۵ میلیارد دلار ۲.۵۹ میلیارد دلار ۰.۲۸ دلار Progress PRGS ۳۹.۳۴ دلار ۱.۶۱ میلیارد دلار ۲۴۶.۷۲ میلیون دلار ۱.۵۲ دلار پنجشنبه ۱ اکتبر | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص / رویداد قبلی پیش‌بینی ۰۳:۲۰ JPY چشم‌انداز شرکت‌های تولیدی بزرگ ۱۷ ۲۲ ۱۱:۳۰ GBP سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلیس — ۱۷:۱۵ USD PMI تولیدی آمریکا ۵۷.۰ ۵۷.۰ ۱۷:۳۰ USD ISM تولیدی آمریکا ۵۴.۶ ۵۵.۰ ۱۷:۳۰ USD سفارشات ساخت‌وساز −۰.۵٪ ۰.۱٪ جمعه ۲ اکتبر ۲۰۲۶ | مهم‌ترین رویدادهای اقتصادی زمان ارز شاخص قبلی پیش‌بینی ۰۳:۰۰ JPY CPI خالص توکیو ۱.۸٪ ۲.۴٪ ۱۲:۳۰ EUR Core CPI سالانه منطقه یورو ۲.۴٪ ۲.۵٪ ۱۲:۳۰ EUR CPI سالانه منطقه یورو ۳.۲٪ ۳.۷٪ ۱۶:۰۰ USD اشتغال غیرکشاورزی آمریکا؛ NFP ۱۶۲ هزار ۹۸ هزار ۱۶:۰۰ USD نرخ بیکاری ۴.۱٪ ۴.۱٪ ۱۶:۰۰ USD رشد متوسط درآمد ساعتی ماهانه ۰.۳٪ ۰.۳٪ ۱۶:۰۰ USD اشتغال خصوصی غیرکشاورزی ۱۲۷ هزار ۸۵ هزار منبع: تقویم اقتصادی و تقویم گزارش‌های مالی هفته وال‌استریت؛ آزمون بزرگ بازار در برابر نرخ بهره هفته گذشته برای بازار سهام آمریکا تصویری دوگانه ایجاد کرد. شاخص‌های اصلی سهام در مجموع عملکرد مثبتی داشتند، اما این رشد در شرایطی اتفاق افتاد که بازار اوراق خزانه‌داری تحت فشار سنگینی قرار داشت. در پایان معاملات جمعه ۲۵ سپتامبر، شاخص S&P 500 با رشد ۰.۵۱ درصدی در سطح ۷۷۴۳.۴۱ واحد قرار گرفت. شاخص نزدک نیز ۰.۴۸ درصد افزایش یافت و به ۲۷۰۶۸.۷۲ واحد رسید، در حالی که شاخص داوجونز با رشد ۰.۹۳ درصدی در ۵۱۸۲۸.۶۲ واحد بسته شد. در مقیاس هفتگی نیز S&P 500 حدود ۱.۲ درصد، نزدک حدود ۲ درصد و داوجونز حدود ۰.۳ درصد افزایش داشتند. این عملکرد در نگاه اول نشان می‌دهد بازار سهام هنوز توان جذب فشار ناشی از افزایش نرخ‌های بهره را دارد. اما در لایه زیرین بازار، نشانه‌های متفاوتی مشاهده می‌شود. رشد شاخص‌های بزرگ آمریکا بیش از هر چیز تحت تأثیر سهام فناوری و شرکت‌های بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی قرار گرفته است و مشارکت گسترده سایر سهام به همان اندازه قوی نیست. این مسئله در شاخص هم‌وزن S&P 500 بیشتر دیده می‌شود. طبق داده‌های ارائه‌شده در گزارش‌های بازار، شاخص هم‌وزن در ماه سپتامبر عملکرد ضعیف‌تری نسبت به نسخه وزن‌دهی‌شده بر اساس ارزش بازار داشته است. به بیان دیگر، رشد چند شرکت بزرگ فناوری توانسته بخشی از ضعف سایر بخش‌های بازار را پنهان کند. همین واگرایی یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که سرمایه‌گذاران در هفته آینده زیر نظر خواهند داشت. اگر افزایش بازده اوراق ادامه پیدا کند، سهام شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش‌گذاری آنها بر سودهای سال‌های آینده استوار است، می‌تواند بیشتر تحت تأثیر قرار گیرد. اوراق خزانه‌داری؛ رقیب جدی سهام یکی از مهم‌ترین تحولات بازارهای مالی در هفته گذشته، افزایش قابل توجه بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا بود. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا در هفته گذشته از مرز ۵ درصد عبور کرد و در مقطعی به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۷ رسید. بازده اوراق ۳۰ساله نیز به بالاترین سطح خود در بیش از دو دهه گذشته رسید. این حرکت هم‌زمان با انتشار داده‌های قدرتمند اقتصادی آمریکا اتفاق افتاد؛ داده‌هایی که نشان می‌دادند فعالیت اقتصادی در ماه سپتامبر شتاب گرفته است. شاخص ترکیبی مدیران خرید آمریکا در ماه سپتامبر به ۵۸.۴ رسید که بالاترین سطح از ژوئیه ۲۰۲۱ بود. این داده در کنار افزایش فشارهای قیمتی باعث شد بازار احتمال افزایش مجدد نرخ بهره فدرال رزرو را جدی‌تر در نظر بگیرد. اثر این وضعیت بر بازار سهام مستقیم است. وقتی بازده اوراق بدون ریسک افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذار برای نگهداری سهام به بازده مورد انتظار بیشتری نیاز دارد. در نتیجه، ارزش‌گذاری شرکت‌هایی که بخش بزرگی از ارزش آنها به جریان‌های نقدی آینده وابسته است، می‌تواند تحت فشار قرار گیرد. افزایش هزینه تأمین مالی شرکت‌ها نیز کانال دیگری است. نرخ‌های بهره بالاتر می‌توانند هزینه استقراض را افزایش دهند و در صورت تداوم، بر سرمایه‌گذاری، حاشیه سود و تقاضای مصرف‌کننده اثر بگذارند اما مسئله فقط نرخ بهره نیست. اگر بازده اوراق در نتیجه رشد اقتصادی قوی افزایش پیدا کند، شرکت‌ها ممکن است هم‌زمان از رشد تقاضا و درآمد نیز بهره‌مند شوند. به همین دلیل، بازار در هفته آینده باید میان دو نیروی متضاد تعادل برقرار کند: رشد اقتصادی قوی از یک طرف و هزینه سرمایه بالاتر از طرف دیگر. گزارش اشتغال آمریکا؛ مهم‌ترین داده هفته در میان مجموعه داده‌های اقتصادی هفته آینده، گزارش اشتغال آمریکا جایگاه ویژه‌ای دارد. گزارش اشتغال ماه سپتامبر قرار است روز جمعه ۲ اکتبر منتشر شود و نظرسنجی اقتصاددانان رویترز افزایش حدود ۱۰۰ هزار شغل و نرخ بیکاری ۴.۲ درصدی را نشان می‌دهد. اهمیت این گزارش فقط به تعداد مشاغل ایجادشده محدود نمی‌شود. بازار سهام به چند مؤلفه هم‌زمان توجه خواهد کرد: تعداد مشاغل جدید، نرخ بیکاری، رشد دستمزدها و طول متوسط هفته کاری. اگر بازار کار همچنان قوی باقی بماند، می‌تواند از چشم‌انداز مصرف خانوارها و درآمد شرکت‌ها حمایت کند. اما در شرایط فعلی، اشتغال قوی یک اثر دوم نیز دارد: ممکن است فضای بیشتری برای ادامه سیاست پولی انقباضی ایجاد کند. فدرال رزرو در ماه سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و بازار اکنون احتمال افزایش مجدد نرخ بهره در نشست اکتبر را در قیمت‌ها لحاظ کرده است. رویترز در پایان هفته گذشته احتمال افزایش نرخ در ماه اکتبر را بر اساس معاملات آتی در محدوده بیش از ۶۰ درصد گزارش کرد. به همین دلیل، واکنش بازار به گزارش اشتغال لزوماً یک‌بعدی نخواهد بود. رشد اشتغال بیشتر می‌تواند برای سود شرکت‌ها و مصرف مثبت باشد، اما اگر همراه با رشد سریع دستمزدها یا افزایش فشار تورمی باشد، می‌تواند بازده اوراق را نیز بالا ببرد. در مقابل، کاهش قابل توجه سرعت ایجاد شغل می‌تواند فشار بر فدرال رزرو برای ادامه افزایش نرخ بهره را کاهش دهد، اما هم‌زمان نگرانی‌هایی درباره قدرت اقتصاد و سودآوری شرکت‌ها ایجاد کند. به همین دلیل، ترکیب داده‌های اشتغال و دستمزدها احتمالاً اهمیت بیشتری از یک عدد منفرد خواهد داشت. تورم PCE؛ داده دوم تعیین‌کننده روز چهارشنبه، شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی منتشر می‌شود؛ شاخصی که از مهم‌ترین معیارهای تورمی مورد استفاده فدرال رزرو است. در گزارش قبلی، تورم هسته PCE در ۱۲ ماه منتهی به ژوئیه ۳.۳ درصد افزایش یافته بود؛ سطحی که همچنان به شکل محسوسی بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار داشت. بازار سهام در هفته آینده به این موضوع توجه خواهد کرد که آیا روند تورم در حال کاهش است یا فشارهای قیمتی ناشی از انرژی و تقاضای داخلی همچنان ادامه دارد. این مسئله در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا افزایش قیمت انرژی می‌تواند از مسیر هزینه حمل‌ونقل، تولید و خدمات به سایر بخش‌های اقتصاد منتقل شود. از سوی دیگر، داده‌های شاخص مدیران خرید آمریکا نیز نشان داده‌اند که فشار هزینه‌های ورودی شرکت‌ها افزایش یافته است. این مسئله می‌تواند برای بازار سهام اهمیت داشته باشد، زیرا افزایش هزینه‌های تولید در صورت انتقال نیافتن کامل به مصرف‌کننده، حاشیه سود شرکت‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد. بنابراین در هفته آینده بازار عملاً به دنبال پاسخ یک سؤال خواهد بود: آیا اقتصاد آمریکا همچنان با سرعت بالا رشد می‌کند، بدون آنکه تورم مجدداً شتاب بگیرد؟ هوش مصنوعی؛ همچنان ستون اصلی بازار آمریکا با وجود فشار ناشی از افزایش بازده اوراق، سهام مرتبط با هوش مصنوعی همچنان نقش مهمی در عملکرد وال‌استریت دارند. شاخص نزدک در هفته گذشته توانست بار دیگر به سطوح رکوردی نزدیک شود و در روزهای اخیر، سهام شرکت‌هایی مانند AMD، مایکروسافت و سایر شرکت‌های مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفتند. AMD در هفته گذشته برای نخستین بار به ارزش بازار یک تریلیون دلار رسید و سهام این شرکت در سال ۲۰۲۶ رشد بسیار قابل توجهی داشته است. این تحول نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران همچنان انتظار دارند سرمایه‌گذاری در مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی ادامه پیدا کند اما در همین بخش نیز مسئله ارزش‌گذاری مطرح است. افزایش شدید قیمت سهام شرکت‌های فناوری در حالی رخ داده که هزینه سرمایه در اقتصاد آمریکا افزایش یافته است. بنابراین گزارش‌های درآمدی شرکت‌های بزرگ فناوری باید بتوانند رشد سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی را با افزایش واقعی درآمد و سودآوری توجیه کنند. در این میان، گزارش مالی Micron Technology در روز چهارشنبه اهمیت ویژه‌ای دارد. مایکرون یکی از تأمین‌کنندگان مهم حافظه مورد استفاده در زیرساخت‌های هوش مصنوعی است و عملکرد آن می‌تواند تصویری از وضعیت تقاضا برای تراشه‌های حافظه و سرمایه‌گذاری مراکز داده ارائه کند. رویترز گزارش کرده که ارزش بازار این شرکت از یک تریلیون دلار عبور کرده و سهام آن در ماه‌های اخیر یکی از نمادهای مهم موج هوش مصنوعی بوده است. به همین دلیل، گزارش مالی مایکرون فقط برای سهام خود شرکت اهمیت ندارد. واکنش بازار به درآمد و راهنمای مالی این شرکت می‌تواند به سایر شرکت‌های زنجیره نیمه‌رسانا نیز منتقل شود. بازار اروپا؛ تورم و بازده اوراق در مرکز توجه در اروپا، ساختار ریسک کمی متفاوت است. بازار سهام اروپا علاوه بر نرخ بهره، نسبت به قیمت انرژی حساسیت بالایی دارد. افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند هم هزینه شرکت‌ها و هم تورم مصرف‌کننده را افزایش دهد و همین مسئله فشار بیشتری بر سیاست پولی بانک مرکزی اروپا وارد می‌کند. شاخص STOXX 600 در هفته گذشته تحت تأثیر کاهش قیمت نفت و رشد سهام بانکی و فناوری توانست در یک روز حدود یک درصد افزایش پیدا کند. با این حال، حرکت بازار همچنان به تحولات انرژی و نرخ‌های بهره وابسته است. شاخص داکس آلمان نیز در همان مقطع رشد کرد، در حالی که سهام فناوری اروپایی از بهبود فضای بازار جهانی فناوری بهره بردند اما در بازار اوراق، تصویر متفاوت است. بازده اوراق ۱۰ساله آلمان به حدود ۳.۶۱ درصد رسیده و به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۹ نزدیک شده است. این افزایش نشان می‌دهد بازار اوراق اروپا نیز با فشار ناشی از تورم، انرژی و انتظارات مربوط به سیاست پولی مواجه است. آلمان؛ داده‌ای که برای سهام اروپا اهمیت دارد روز چهارشنبه، داده اولیه تورم آلمان منتشر می‌شود و یکی از مهم‌ترین رویدادهای بازار اروپا خواهد بود. بانک مرکزی آلمان اعلام کرده است که تورم این کشور در کوتاه‌مدت همچنان می‌تواند بالا باقی بماند. تورم آلمان در ماه اوت ۲.۹ درصد بوده و افزایش قیمت سوخت و فرآورده‌های نفتی، همراه با سطح پایین ذخایر گاز، از عوامل فشار بر قیمت‌ها عنوان شده‌اند. هم‌زمان، اقتصاد آلمان نیز با کاهش شتاب مواجه شده است. صادرات و مصرف در تابستان ضعیف‌تر شده‌اند، اگرچه بانک مرکزی آلمان انتظار دارد در پایان سال بهبود نسبی در فعالیت اقتصادی شکل بگیرد. این ترکیب برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد: تورم بالا در کنار رشد ضعیف‌تر. اگر تورم همچنان بالا بماند، فضای سیاست پولی می‌تواند محدودتر شود؛ در حالی که رشد اقتصادی ضعیف‌تر، ظرفیت افزایش سود شرکت‌ها را محدود می‌کند. به همین دلیل، داده تورم آلمان می‌تواند به‌ویژه برای سهام صنعتی، مصرفی و بانکی اروپا مهم باشد. منطقه یورو؛ آزمون بزرگ روز جمعه روز جمعه، داده اولیه تورم منطقه یورو منتشر خواهد شد و این گزارش یکی از مهم‌ترین رویدادهای هفته برای بازارهای اروپایی است. پیش از انتشار این رقم، داده‌های تورم آلمان، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا منتشر می‌شوند و به بازار اجازه می‌دهند تصویر نسبتاً دقیق‌تری از فشارهای قیمتی منطقه ایجاد کند. مسئله انرژی در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. بانک مرکزی اروپا اعلام کرده است که افزایش قیمت گاز در شرایط فعلی می‌تواند سریع‌تر از گذشته به تورم مصرف‌کننده منتقل شود. طبق گزارش رویترز، قیمت عمده‌فروشی گاز در اروپا نسبت به سال گذشته بیش از ۱۴۰ درصد افزایش یافته و محدودیت‌های عرضه و سطح پایین ذخایر از عوامل اصلی آن هستند. این وضعیت می‌تواند مسیر بازار سهام اروپا را از دو کانال تحت تأثیر قرار دهد. نخست، افزایش هزینه انرژی می‌تواند سودآوری شرکت‌های انرژی‌بر را کاهش دهد. دوم، افزایش تورم می‌تواند فضای سیاست پولی را محدودتر کند و هزینه سرمایه را در اقتصاد اروپا بالا نگه دارد. در مقابل، شرکت‌های انرژی ممکن است از افزایش قیمت نفت و گاز درآمد بیشتری کسب کنند. بنابراین اثر افزایش انرژی بر بازار سهام اروپا میان صنایع مختلف یکسان نیست. آسیا؛ چین و ژاپن در کانون توجه در آسیا، تمرکز بازار در هفته آینده بیشتر بر داده‌های اقتصادی چین و ژاپن و عملکرد شرکت‌های فناوری و نیمه‌رسانا خواهد بود. چین در روزهای آینده داده‌های مربوط به فعالیت تولیدی و خدماتی ماه سپتامبر را منتشر می‌کند. این شاخص‌ها می‌توانند اطلاعات مهمی درباره قدرت تقاضای داخلی، فعالیت کارخانه‌ها و مسیر رشد اقتصاد دوم جهان ارائه دهند. برای بازار سهام چین، وضعیت بخش فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد. تقاضای جهانی برای تراشه و زیرساخت هوش مصنوعی در ماه‌های اخیر به یکی از عوامل مهم حمایت از سهام آسیایی تبدیل شده است. در کره جنوبی، داده‌های صادراتی ماه سپتامبر نشانه قدرتمندی از تقاضای جهانی برای تراشه ارائه کرده‌اند. صادرات این کشور در ۲۰ روز نخست سپتامبر رشد قابل توجهی داشته و صادرات نیمه‌رساناها نیز افزایش بسیار شدیدی ثبت کرده است. این موضوع برای سهام شرکت‌های تراشه در کره جنوبی اهمیت دارد، زیرا سامسونگ و SK Hynix از بازیگران اصلی بازار حافظه هستند. در واقع، گزارش مالی مایکرون در آمریکا و داده‌های صادراتی کره جنوبی را می‌توان دو نقطه از یک زنجیره مشترک دانست: تقاضای جهانی برای حافظه و زیرساخت هوش مصنوعی. ژاپن؛ حساسیت بیشتر به نرخ بهره و ارز در ژاپن نیز داده‌های اقتصادی و مسیر سیاست پولی بانک مرکزی اهمیت زیادی برای بازار سهام دارد. سرمایه‌گذاران علاوه بر داده‌های تولید صنعتی و خرده‌فروشی، به اثر تغییرات نرخ بهره و ارزش پول ملی بر شرکت‌های صادرکننده توجه خواهند داشت. سهام شرکت‌های صادرات‌محور ژاپنی معمولاً به شرایط اقتصاد جهانی، تقاضای آمریکا و چین و تحولات نرخ ارز حساس هستند. بنابراین ترکیب داده‌های اقتصادی آمریکا، چین و ژاپن می‌تواند بر چشم‌انداز شرکت‌های صنعتی و فناوری این کشور اثرگذار باشد. از سوی دیگر، افزایش نرخ‌های بهره جهانی می‌تواند شرایط مالی را برای بازارهای آسیایی نیز تغییر دهد. افزایش بازده اوراق آمریکا معمولاً یکی از متغیرهای مهم در تعیین هزینه سرمایه جهانی است و تغییر آن می‌تواند جریان سرمایه میان بازارهای مختلف را تحت تأثیر قرار دهد. نفت؛ متغیری مشترک برای سه منطقه یکی از مهم‌ترین متغیرهای مشترک میان بازارهای آمریکا، اروپا و آسیا، قیمت نفت است. در پایان هفته گذشته، نفت برنت حدود ۱۰۴ دلار و نفت آمریکا حدود ۹۲ دلار در هر بشکه معامله شد. کاهش قیمت نفت در روزهای پایانی هفته، هم‌زمان با افزایش امیدها نسبت به بازگشایی مسیرهای عرضه در منطقه، به کاهش بخشی از فشار تورمی بازار کمک کرد. برای بازار آمریکا، کاهش نفت می‌تواند از مسیر کاهش فشار تورمی اهمیت داشته باشد. برای اروپا، اثر آن حتی مستقیم‌تر است، زیرا اقتصاد این منطقه وابستگی قابل توجهی به واردات انرژی دارد. برای آسیا نیز قیمت نفت بر هزینه واردات انرژی کشورهای بزرگی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی اثر می‌گذارد. به همین دلیل، هر تحول جدید در وضعیت عرضه انرژی خاورمیانه می‌تواند هم‌زمان در سه بازار سهام بازتاب پیدا کند. آیا رشد باریک بازار آمریکا یک هشدار است؟ یکی از موضوعات مهم هفته آینده، مسئله پهنای بازار خواهد بود. شاخص‌های اصلی آمریکا همچنان نزدیک رکوردهای تاریخی قرار دارند، اما تعداد قابل توجهی از سهام تشکیل‌دهنده شاخص‌ها زیر میانگین‌های بلندمدت خود معامله می‌شوند. بر اساس داده‌های ارائه‌شده در گزارش هفتگی بازار، درصد شرکت‌های S&P 500 که بالاتر از میانگین متحرک ۲۰۰روزه خود معامله می‌شوند به حدود ۴۷.۸ درصد کاهش یافته است؛ در نزدک این رقم حدود ۴۲ درصد و در راسل ۲۰۰۰ حدود ۵۱.۶ درصد گزارش شده است. این ارقام نشان می‌دهند رشد شاخص‌های اصلی الزاماً به معنای مشارکت گسترده همه سهام نیست. تمرکز رشد روی شرکت‌های بزرگ فناوری می‌تواند در دوره‌هایی کاملاً طبیعی باشد، اما برای ارزیابی کیفیت روند بازار، بررسی تعداد بیشتری از سهام اهمیت دارد. در هفته آینده، اگر سهام فناوری همچنان رشد کنند اما مشارکت سایر بخش‌ها ضعیف باقی بماند، این واگرایی همچنان یکی از ویژگی‌های مهم بازار خواهد بود. در مقابل، افزایش مشارکت صنایع مختلف می‌تواند تصویر متفاوتی از ساختار بازار ایجاد کند. “ «از نگاه من، مهم‌ترین نکته برای خواندن بازار در هفته آینده، جابه‌جایی مرکز ثقل توجه از «رشد شاخص‌ها» به «کیفیت رشد» است؛ زیرا در شرایطی که شاخص‌های بزرگ آمریکا همچنان به پشتوانه چند غول فناوری در سطوح بالایی قرار دارند، افزایش بازده اوراق و کاهش مشارکت گسترده سهام می‌تواند تصویر متفاوتی از عمق بازار ارائه کند. اگر داده‌های اشتغال و تورم آمریکا در کنار گزارش مایکرون بتوانند هم‌زمان قدرت تقاضا، مسیر سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی و ظرفیت سودآوری شرکت‌ها را تأیید کنند، مسئله اصلی بازار همچنان ارزش‌گذاری خواهد بود؛ اما اگر قدرت اقتصادی با تورم بالاتر و بازده اوراق بیشتر همراه شود، هزینه سرمایه به متغیر مهم‌تری برای ارزش‌گذاری سهام تبدیل خواهد شد. در اروپا نیز همین معادله با شدت بیشتری میان انرژی، تورم و نرخ بهره در حال شکل‌گیری است و در آسیا، عملکرد صنعت نیمه‌رسانا به‌عنوان حلقه اتصال تقاضای جهانی برای هوش مصنوعی و بازارهای منطقه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. به همین دلیل، هفته آینده را بیش از آنکه صرفاً هفته «گزارش اشتغال آمریکا» بدانم، باید آزمونی برای سنجش دوام هم‌زمان رشد اقتصادی، رونق هوش مصنوعی و ارزش‌گذاری بازار سهام در برابر افزایش هزینه سرمایه تلقی کرد.» بابک شیری فصل چهارم؛ بازار وارد مرحله حساس‌تری می‌شود هفته پیش رو فقط یک هفته عادی اقتصادی نیست؛ بلکه نخستین هفته سه‌ماهه چهارم سال است. سه‌ماهه سوم با رشد قابل توجه برخی شاخص‌های سهام و هم‌زمان افزایش شدید بازده اوراق پایان می‌یابد. این ترکیب باعث شده بازار وارد سه‌ماهه چهارم با دو نیروی متضاد شود. از یک طرف، رشد سود شرکت‌های فناوری و سرمایه‌گذاری گسترده در هوش مصنوعی همچنان ادامه دارد. از طرف دیگر، افزایش هزینه سرمایه می‌تواند ارزش‌گذاری سهام را با فشار بیشتری مواجه کند. این مسئله برای شرکت‌های کوچک‌تر و شرکت‌هایی که سودآوری فعلی پایین‌تری دارند اهمیت بیشتری دارد. در مقابل، شرکت‌های بزرگ و سودآور فناوری که جریان نقدی قابل توجهی ایجاد می‌کنند ممکن است ساختار مالی متفاوتی داشته باشند. به همین دلیل، در هفته آینده صرفاً جهت حرکت شاخص‌های اصلی اهمیت ندارد؛ ترکیب داخلی این حرکت نیز اهمیت خواهد داشت. سه سناریوی کلان پیش روی بازار سهام بازار در هفته آینده با چند مسیر احتمالی روبه‌رو است و جهت حرکت شاخص‌ها تا حد زیادی به ترکیب داده‌های اقتصادی بستگی خواهد داشت. سناریوی نخست؛ رشد اقتصادی قوی همراه با تورم کنترل‌شده اگر داده‌های اقتصادی آمریکا همچنان قدرت اقتصاد را نشان دهند، اما تورم PCE و رشد دستمزدها افزایش قابل توجهی نداشته باشند، بازار می‌تواند میان رشد اقتصادی و نرخ بهره تعادل بیشتری برقرار کند. در چنین شرایطی، سود شرکت‌ها از قدرت اقتصاد حمایت می‌شود، در حالی که فشار ناشی از افزایش سریع‌تر نرخ بهره محدودتر باقی می‌ماند. این وضعیت برای سهام فناوری و شرکت‌های چرخه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد. سناریوی دوم؛ اقتصاد قوی و تورم بالا ترکیب رشد اقتصادی قوی، اشتغال بالا و تورم چسبنده وضعیت متفاوتی ایجاد می‌کند. در این حالت، افزایش بازده اوراق می‌تواند ادامه پیدا کند و هزینه سرمایه برای بازار سهام افزایش یابد. در چنین شرایطی، بازار ممکن است بیش از گذشته به شرکت‌هایی توجه کند که جریان نقدی فعلی و قدرت سودآوری بیشتری دارند، در حالی که ارزش‌گذاری شرکت‌های وابسته به رشدهای بلندمدت می‌تواند حساس‌تر شود. سناریوی سوم؛ کاهش قدرت اقتصاد اگر داده‌های اشتغال و فعالیت اقتصادی ضعیف‌تر از انتظار باشند، فشار ناشی از افزایش نرخ بهره می‌تواند کاهش یابد اما این اتفاق الزاماً به معنای افزایش پایدار بازار سهام نیست، زیرا ضعف اقتصادی می‌تواند نگرانی درباره درآمد و سود شرکت‌ها را افزایش دهد. بنابراین در شرایط فعلی، بازار به دنبال یک نقطه تعادل میان رشد، تورم و نرخ بهره است. جمع‌بندی هفته ۲۸ سپتامبر تا ۲ اکتبر یکی از پرتراکم‌ترین هفته‌های اطلاعاتی بازارهای جهانی در پایان سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ خواهد بود. در آمریکا، گزارش اشتغال ماه سپتامبر و شاخص PCE مهم‌ترین داده‌هایی هستند که می‌توانند انتظارات بازار درباره مسیر نرخ بهره را تغییر دهند. در کنار این داده‌ها، افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا به سطوحی که در سال‌های اخیر کمتر مشاهده شده، به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده ارزش‌گذاری سهام تبدیل شده است. در بازار اروپا، تورم آلمان و سپس تورم منطقه یورو در کنار بازده اوراق قرضه، مسیر سهام را تعیین خواهند کرد. فشار انرژی همچنان یک متغیر کلیدی است و بانک مرکزی اروپا نیز نسبت به انتقال سریع‌تر افزایش قیمت گاز به تورم هشدار داده است. در نتیجه، بازارهای سهام اروپا هم‌زمان با مسئله رشد اقتصادی ضعیف‌تر و فشارهای تورمی مواجه‌اند. در آسیا نیز داده‌های چین و ژاپن، همراه با عملکرد صنعت نیمه‌رسانا، اهمیت زیادی دارند. رشد صادرات تراشه کره جنوبی نشان می‌دهد تقاضای جهانی برای زیرساخت هوش مصنوعی همچنان یکی از محرک‌های مهم بازار منطقه است. گزارش مالی مایکرون نیز می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت بازار حافظه و تقاضای مراکز داده ارائه کند. در نهایت، بازار سهام جهان وارد سه‌ماهه چهارم در شرایطی می‌شود که شاخص‌های بزرگ آمریکا همچنان در نزدیکی رکوردها قرار دارند، اما افزایش بازده اوراق و کاهش پهنای بازار نشان می‌دهد ساختار صعودی بازار یکدست نیست. بنابراین در هفته پیش رو، نه‌تنها سطح شاخص‌های S&P 500، نزدک، STOXX 600، داکس و شاخص‌های آسیایی، بلکه رفتار سهام زیرمجموعه، نرخ بهره، تورم، قیمت انرژی و عملکرد صنعت هوش مصنوعی نیز باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا سرمایه‌گذاری آمریکا می‌تواند معادله اینتل و TSMC را تغییر دهد؟

رونق هوش مصنوعی تنها به شرکت‌هایی مانند انویدیا، مایکروسافت و دیگر طراحان تراشه‌های پردازشی محدود نمی‌شود؛ در پشت این موج، صنعتی قرار دارد که وظیفه تبدیل طراحی‌های پیچیده به تراشه‌های واقعی را بر عهده دارد. کارخانه‌های تولید تراشه یا همان شرکت‌های تولیدکننده نیمه‌رسانا، به یکی از گلوگاه‌های اصلی زنجیره تأمین فناوری تبدیل شده‌اند و توانایی آنها برای تولید انبوه تراشه‌های پیشرفته می‌تواند مستقیماً سرعت توسعه هوش مصنوعی را تحت تأثیر قرار دهد. در یک نگاه TSMC حدود ۷۲.۵ درصد از بازار جهانی تولید قراردادی تراشه را در اختیار دارد.  درآمد TSMC در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ به ۴۰.۲ میلیارد دلار رسید و حاشیه عملیاتی آن ۶۰.۳ درصد بود.  تولید نسل ۱۸A اینتل در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۲۵ درصد بالاتر از هدف شرکت قرار گرفت.  اینتل برای بازگشت به بازار تولید قراردادی باید فناوری ۱۴A را به‌موقع توسعه داده و مشتریان بزرگ خارجی جذب کند. در این میان، TSMC با در اختیار داشتن حدود ۷۲.۵ درصد از بازار جهانی تولید قراردادی تراشه فاصله قابل توجهی با رقبا دارد. در سوی دیگر، اینتل که سال‌ها یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان تراشه جهان بود، تلاش می‌کند با احیای بخش تولید قراردادی خود، بخشی از این بازار را پس بگیرد و به رقیبی جدی برای TSMC تبدیل شود. رقابت این دو شرکت صرفاً بر سر سهم بازار نیست؛ بلکه بخشی از رقابت گسترده‌تر برای کنترل زیرساخت محاسبات نسل آینده محسوب می‌شود. چرا کارخانه‌های تولید تراشه به گلوگاه هوش مصنوعی تبدیل شده‌اند؟ انویدیا، شرکت پیشرو در تولید تراشه‌های هوش مصنوعی، طراحی پردازنده‌های خود را انجام می‌دهد؛ اما ساخت فیزیکی این تراشه‌ها در کارخانه‌های متعلق به شرکت‌های تولیدکننده نیمه‌رسانا انجام می‌شود. فرآیند تولید تراشه بسیار پیچیده‌تر از طراحی آن است. میلیاردها ترانزیستور باید روی قطعه‌ای از سیلیکون که اندازه آن می‌تواند از ناخن انسان نیز کوچک‌تر باشد، با دقتی در مقیاس نانومتر ایجاد شوند. هر نسل جدید فناوری ساخت نیز امکان قرار دادن ترانزیستورهای بیشتری روی تراشه را فراهم می‌کند و معمولاً به افزایش توان پردازشی و بهبود مصرف انرژی منجر می‌شود. در حال حاضر، پیشرفته‌ترین فناوری‌های تولید به سمت نسل‌های ۲ نانومتری حرکت کرده‌اند و تولید فناوری‌های حدود ۱.۶ نانومتری نیز در حال نزدیک شدن به مرحله تجاری است. اما تنها تعداد محدودی از کارخانه‌های جهان توانایی تولید تراشه در این سطح را دارند. این فرآیند به تجهیزات فوق‌پیشرفته لیتوگرافی فرابنفش شدید، اتاق‌های پاک بسیار دقیق، سرمایه‌گذاری ده‌ها میلیارد دلاری و دانش فنی انباشته‌شده طی چند دهه نیاز دارد. به همین دلیل، اگر تقاضا برای تراشه‌های هوش مصنوعی به‌سرعت افزایش یابد، نمی‌توان به‌سادگی کارخانه‌های جدیدی ایجاد کرد و ظرفیت تولید را در مدت کوتاهی افزایش داد. همین محدودیت، تولیدکنندگان پیشرفته تراشه را به یکی از مهم‌ترین نقاط قدرت در زنجیره هوش مصنوعی تبدیل کرده است. اینتل؛ از تولید داخلی تا تلاش برای تبدیل شدن به تولیدکننده جهانی اینتل از گذشته یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان تراشه جهان بوده است، اما مدل سنتی این شرکت با مفهوم تولید قراردادی مدرن تفاوت داشت. اینتل عمدتاً تراشه‌هایی را طراحی و تولید می‌کرد که خودش به بازار عرضه می‌کرد. در مقابل، شرکت‌هایی مانند TSMC از ابتدا کارخانه‌های خود را در اختیار طراحان مختلف تراشه قرار دادند تا محصولات آنها را تولید کنند. اینتل در سال‌های اخیر تلاش کرده این مدل را تغییر دهد. این راهبرد در دوره مدیریت پت گلسینگر با عنوان «مدل یکپارچه تولید دوم» دنبال شد و هدف آن تبدیل بخش تولید اینتل به یک کسب‌وکار مستقل و ارائه خدمات تولید به مشتریان خارجی بود اما اجرای این برنامه هزینه سنگینی به شرکت تحمیل کرد. سرمایه‌گذاری گسترده در کارخانه‌های جدید و فناوری‌های پیشرفته، هم‌زمان با کاهش تقاضا برای رایانه‌های شخصی، فشار زیادی بر وضعیت مالی اینتل وارد کرد. در ادامه، گلسینگر در دسامبر ۲۰۲۴ از سمت خود کنار رفت و لیپ‌بو تان مدیریت شرکت را بر عهده گرفت. رویکرد جدید، تمرکز بیشتری بر کاهش هزینه‌ها، کنترل سرمایه‌گذاری و بررسی دقیق‌تر توجیه اقتصادی توسعه ظرفیت تولید داشت. فناوری ۱۸A؛ آزمون مهم اینتل مهم‌ترین بخش برنامه بازگشت اینتل، فناوری ساخت ۱۸A است. فناوری ساخت را می‌توان نسل جدید قواعد تولید تراشه دانست؛ مجموعه‌ای از استانداردهای فنی که طراحان تراشه باید هنگام طراحی محصول خود رعایت کنند. اینتل فناوری ۱۸A را در سال ۲۰۲۵ وارد بازار کرد و در سال ۲۰۲۶ تولید آن به مقیاس بالاتری رسید. در سه‌ماهه دوم سال، میزان تولید ۱۸A حدود ۲۵ درصد بالاتر از هدف تعیین‌شده بود و نسبت به سه‌ماهه قبل نیز بیش از ۵۰ درصد افزایش داشت. نسخه ارتقایافته این فناوری، یعنی ۱۸A-P، نیز وارد مرحله تولید آزمایشی شده است. این فناوری در صورت تحقق اهداف اعلام‌شده، می‌تواند در مصرف انرژی و عملکرد نسبت به نسل قبلی پیشرفت ایجاد کند. پس از آن، فناوری ۱۴A قرار دارد که اهمیت زیادی برای آینده بخش تولید قراردادی اینتل دارد. نسخه اولیه بسته طراحی آن تکمیل شده و تولید آزمایشی برای سال ۲۰۲۷ و افزایش تولید در مقیاس بالا برای سال ۲۰۲۸ برنامه‌ریزی شده است. با این حال، پیشرفت فناوری به‌تنهایی کافی نیست. اینتل باید بتواند مشتریان خارجی بزرگی را متقاعد کند که تولید تراشه‌های حساس خود را به کارخانه‌های این شرکت منتقل کنند. فاصله اینتل با TSMC هنوز بسیار زیاد است در حالی که اینتل در حال بازسازی بخش تولید خود است، TSMC از مزیت چند دهه تجربه در مدل تولید قراردادی برخوردار است. TSMC در سال ۱۹۸۷ تأسیس شد و از ابتدا بر تولید تراشه برای شرکت‌های دیگر تمرکز داشت. همین مدل باعث شد این شرکت به‌تدریج روابط گسترده‌ای با طراحان تراشه، شرکت‌های نرم‌افزاری، تولیدکنندگان تجهیزات و صاحبان فناوری‌های مختلف ایجاد کند. امروز شرکت‌هایی مانند انویدیا، اپل، ای‌ام‌دی، گوگل و برودکام برای تولید بخشی از پیشرفته‌ترین تراشه‌های خود به TSMC وابسته هستند. یکی از مزیت‌های مهم TSMC تنها کارخانه‌های آن نیست؛ بلکه اکوسیستم طراحی و تولید این شرکت است. هزاران قطعه طراحی‌شده و آزموده‌شده در اختیار مشتریان قرار دارد و همین موضوع باعث می‌شود انتقال یک طراحی پیچیده از مرحله ایده به تولید انبوه ساده‌تر و کم‌ریسک‌تر شود. در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، درآمد TSMC به ۴۰.۲ میلیارد دلار رسید و حاشیه عملیاتی شرکت به ۶۰.۳ درصد رسید. فناوری ۳ نانومتری حدود ۳۰ درصد و فناوری ۵ نانومتری حدود ۳۳ درصد از درآمد ویفر این شرکت را تشکیل دادند، در حالی که سهم فناوری ۲ نانومتری در آن فصل حدود ۳ درصد بود. این ترکیب نشان می‌دهد که TSMC تنها به جدیدترین فناوری خود متکی نیست و حتی نسل‌های قبلی نیز همچنان جریان درآمد قدرتمندی برای شرکت ایجاد می‌کنند. نقطه ضعف TSMC؛ وابستگی به تایوان با وجود قدرت عملیاتی TSMC، این شرکت با ریسک‌هایی نیز مواجه است. مهم‌ترین آنها ریسک ژئوپلیتیکی مرتبط با تایوان است. بخش بزرگی از ظرفیت پیشرفته TSMC همچنان در این جزیره قرار دارد و هرگونه اختلال ژئوپلیتیکی می‌تواند پیامدهایی فراتر از خود شرکت داشته باشد. TSMC برای کاهش این وابستگی، سرمایه‌گذاری سنگینی در خارج از تایوان انجام می‌دهد. این شرکت برای سال ۲۰۲۶ سرمایه‌گذاری سرمایه‌ای خود را به محدوده ۶۰ تا ۶۴ میلیارد دلار افزایش داده و سرمایه‌گذاری گسترده‌تری را نیز برای توسعه ظرفیت تولید در آریزونا در نظر گرفته است اما انتقال تولید به خارج از تایوان ارزان نیست. خود شرکت انتظار دارد کارخانه‌های خارجی در سال‌های ابتدایی چند واحد درصد از حاشیه سود ناخالص آن بکاهند. ریسک دیگر به تمرکز مشتریان مربوط می‌شود. بخش مهمی از رشد فعلی TSMC از شرکت‌های بزرگ فعال در حوزه هوش مصنوعی می‌آید و کاهش سرمایه‌گذاری این شرکت‌ها می‌تواند مستقیماً بر رشد TSMC اثر بگذارد. “ «از منظر تحلیلی، جذاب‌ترین بخش این رقابت نه اختلاف سهم بازار امروز، بلکه شکاف میان «ظرفیت فناورانه» و «قدرت اکوسیستم» است. TSMC طی چند دهه مزیتی ساخته که صرفاً با احداث کارخانه جدید قابل تکرار نیست؛ زیرا ارزش آن در شبکه مشتریان، ابزارهای طراحی، قطعات آماده، تجربه تولید و اعتماد شکل‌گرفته در زنجیره تأمین نهفته است. در مقابل، اگر اینتل بتواند ۱۸A و سپس ۱۴A را بدون تأخیر به تولید انبوه برساند و هم‌زمان مشتریان بزرگ خارجی را جذب کند، داستان آن از یک بازسازی پرهزینه به یک تغییر ساختاری در بازار تولید تراشه تبدیل خواهد شد. بنابراین، نقطه تعیین‌کننده برای اینتل دیگر اثبات توانایی ساخت تراشه نیست؛ اثبات توانایی ساخت یک اکوسیستم تولیدی است که مشتریان بزرگ حاضر باشند بخش مهمی از آینده خود را به آن بسپارند.» بابک شیری چرا دولت آمریکا از اینتل حمایت می‌کند؟ در این میان، مسئله تولید تراشه برای آمریکا تنها یک موضوع تجاری نیست؛ بلکه به امنیت زنجیره تأمین فناوری نیز مربوط می‌شود. دولت آمریکا در اوت ۲۰۲۵ توافق کرد با سرمایه‌گذاری ۸.۹ میلیارد دلاری، حدود ۹.۹ درصد از سهام اینتل را در اختیار بگیرد. این سرمایه‌گذاری در کنار حمایت‌های قبلی، تعهد مالی قابل توجهی برای تقویت ظرفیت تولید تراشه در داخل آمریکا ایجاد کرده است. ساخت ظرفیت تولید پیشرفته در خاک آمریکا می‌تواند وابستگی این کشور به تولید آسیایی را کاهش دهد و به همین دلیل، توسعه بخش تولید قراردادی اینتل برای سیاست صنعتی واشنگتن اهمیت پیدا کرده است.  در نتیجه، اینتل تنها یک پروژه تجاری را دنبال نمی‌کند؛ بلکه در نقطه تلاقی فناوری، امنیت زنجیره تأمین و سیاست صنعتی آمریکا قرار گرفته است. اینتل یا TSMC؛ دو نوع متفاوت از سرمایه‌گذاری مقایسه این دو شرکت در واقع مقایسه دو وضعیت متفاوت است. TSMC یک کسب‌وکار بالغ و بسیار سودآور در قلب زنجیره جهانی نیمه‌رساناهاست. این شرکت از مقیاس تولید گسترده، مشتریان بزرگ، فناوری پیشرفته و اکوسیستم تثبیت‌شده برخوردار است؛ در عین حال، در معرض ریسک‌های ژئوپلیتیکی، هزینه توسعه کارخانه‌های خارجی و تمرکز فزاینده تقاضا بر تراشه‌های هوش مصنوعی قرار دارد. اینتل اما داستان متفاوتی دارد. بخش تولید قراردادی این شرکت هنوز به سودآوری نرسیده و در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، با وجود درآمد ۵.۸ میلیارد دلاری بخش تولید، زیان آن حدود ۲.۱ میلیارد دلار بود. از این درآمد، تنها ۲۹۳ میلیون دلار مربوط به مشتریان خارجی بود و بخش عمده آن درآمد داخلی میان بخش‌های مختلف شرکت محسوب می‌شد. بنابراین چالش اصلی اینتل تنها ساخت تراشه نیست؛ بلکه تبدیل ظرفیت تولید به تقاضای خارجی پایدار است. جمع‌بندی رقابت میان اینتل و TSMC در ظاهر رقابت میان دو تولیدکننده تراشه است، اما در واقع به آینده یکی از حیاتی‌ترین زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال مربوط می‌شود. TSMC امروز با سهم حدود ۷۲.۵ درصدی از بازار تولید قراردادی، شبکه گسترده مشتریان و حاشیه عملیاتی بیش از ۶۰ درصد، جایگاه بسیار قدرتمندی دارد. اینتل در سوی دیگر در حال اجرای یک برنامه بازسازی بلندمدت است که موفقیت آن به عملکرد فناوری‌های ۱۸A و ۱۴A، کنترل هزینه‌ها و جذب مشتریان بزرگ خارجی وابسته خواهد بود. در نهایت، مسیر اینتل هنوز به نقطه اثبات کامل نرسیده است. حتی اگر فناوری‌های جدید این شرکت مطابق برنامه پیش بروند، تبدیل شدن آنها به ظرفیت تجاری سودآور نیازمند عبور از یک مرحله دشوار دیگر است: جلب اعتماد طراحان بزرگ تراشه و تبدیل آنها به مشتریان پایدار. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

افت سهام آمریکا با تقویت احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو

افزایش قوی‌تر از انتظار اشتغال در آمریکا، سهام و اوراق قرضه کوتاه‌مدت را پایین کشید و معامله‌گران شرط‌بندی خود را بر افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در ماه جاری افزایش دادند. قراردادهای سوآپ احتمال این افزایش نرخ را بیش از ۵۰ درصد قیمت‌گذاری کردند، در حالی که تحلیلگران انتظار دارند تصمیم سپتامبر فدرال رزرو به داده‌های تورمی هفته آینده بستگی داشته باشد. شاخص اس‌اند‌پی ۵۰۰ به ۲ نشست معاملاتی متوالی صعودی پایان داد. مشاغل غیرکشاورزی ماه گذشته ۱۶۲ هزار افزایش یافت، کاهش اشتغال ژوئیه در بازنگری آمار حذف شد و نرخ بیکاری بی‌تغییر ماند. افزایش غیرمنتظره استخدام، دلایل افزایش نرخ بهره را تقویت کرد، هرچند این اقدام قطعی نیست. گزارش نشان داد شواهد چندانی وجود ندارد که بازار کار در حال افزودن به فشارهای تورمی باشد. بازدهی اوراق خزانه ۲ ساله، که به انتظارات سیاست پولی کوتاه‌مدت حساس‌تر است، تا ۸ واحد پایه افزایش یافت و سپس بخشی از این رشد را پس داد. بازارهای آمریکا روز دوشنبه به‌دلیل تعطیلات بسته خواهند بود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، فشار خود را بر فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره افزایش داد و تهدید کرد در صورت اقدام‌نکردن بانک مرکزی، تجارت با برخی اقتصادهایی را که آمریکا در برابر آن‌ها کسری دارد، متوقف می‌کند. ترامپ سپس این استدلال را رد کرد که افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو می‌تواند به بازارهای اوراق قرضه نگران از بدهی و تورم اطمینان بدهد و گفت نرخ بهره آمریکا باید ۱ درصد یا کمتر باشد.

خواندن کامل خبر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر
اخبار سهام و اخبار شاخص‌ها کم اثر

ترامپ فدرال رزرو را تحت فشار گذاشت؛ کاهش نرخ بهره یا توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری

دونالد ترامپ بار دیگر فشار مستقیم خود بر فدرال رزرو را افزایش داده و این بار کاهش نرخ بهره را به سیاست تجاری آمریکا گره زده است. رئیس‌جمهور آمریکا در واکنش به انتشار گزارش اشتغال ماه اوت، از بانک مرکزی خواست نرخ بهره را کاهش دهد و هشدار داد اگر این اتفاق رخ ندهد، ایالات متحده می‌تواند تجارت با کشورهایی را که در برابر آمریکا مازاد تجاری دارند متوقف کند. در یک نگاه  دونالد ترامپ از فدرال رزرو خواست نرخ بهره را کاهش دهد و تهدید کرد در صورت مقاومت، تجارت آمریکا با کشورهایی که مازاد تجاری با ایالات متحده دارند متوقف خواهد شد.  این اظهارات پس از انتشار گزارش اشتغال اوت مطرح شد؛ گزارشی که نشان داد کارفرمایان آمریکایی ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کرده‌اند، رقمی بسیار بالاتر از برآوردهای بازار.  ترامپ معتقد است اقتصاد قوی‌تر آمریکا باید به نرخ بهره پایین‌تری منجر شود، اما کوین وارش رئیس فدرال رزرو تنها یک هفته پیش از احتمال افزایش نرخ بهره برای مهار تورم سخن گفته بود.  تهدید ترامپ فراتر از سیاست پولی است و می‌تواند تجارت با ده‌ها کشور را تحت تأثیر قرار دهد؛ موضوعی که فشار سیاسی بر فدرال رزرو و ریسک بی‌ثباتی در اقتصاد جهانی را هم‌زمان افزایش می‌دهد. ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود، از گزارش اشتغال آمریکا استقبال کرد و گفت کارفرمایان در ماه اوت ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کرده‌اند؛ رقمی که به گفته او دو تا سه برابر بهتر از برآوردهای بازار بوده است. او سپس استدلال کرد که قدرت اقتصادی آمریکا باید به معنای هزینه استقراض پایین‌تر باشد و از فدرال رزرو و رئیس آن، کوین وارش، خواست سیاست پولی خود را تغییر دهند. این اظهارات در شرایطی مطرح شده که وارش تنها یک هفته پیش از آن، از احتمال افزایش نرخ بهره برای مقابله با تورم سخن گفته بود. همین تضاد، اختلاف میان کاخ سفید و بانک مرکزی آمریکا را بار دیگر به یکی از موضوعات مهم اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. ترامپ این بار نرخ بهره را به تجارت گره زد ترامپ سال‌هاست از نرخ‌های بهره بالا در آمریکا انتقاد می‌کند و معتقد است هزینه بالای تأمین مالی، موقعیت اقتصادی ایالات متحده را در برابر سایر کشورها تضعیف می‌کند. اما اظهارات جدید او یک تفاوت مهم با انتقادهای قبلی دارد. رئیس‌جمهور آمریکا این بار کاهش نرخ بهره را مستقیماً به سیاست تجاری کشور پیوند زده و تهدید کرده است در صورت کاهش نیافتن نرخ‌ها، تجارت با کشورهایی که آمریکا با آنها کسری تجاری دارد متوقف خواهد شد. چنین تهدیدی در ظاهر بسیار گسترده است؛ زیرا ایالات متحده با ده‌ها کشور جهان کسری تجاری دارد و بخش قابل‌توجهی از آنها از مهم‌ترین شرکای تجاری آمریکا محسوب می‌شوند. به همین دلیل، اجرای واقعی چنین سیاستی می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از بازار ارز یا اوراق قرضه داشته باشد و زنجیره تأمین، واردات کالا، روابط تجاری و حتی قیمت برخی محصولات در بازار آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، کاخ سفید هنوز جزئیات مشخصی درباره نحوه اجرای این تهدید ارائه نکرده و فدرال رزرو نیز در واکنش به اظهارات ترامپ از اظهار نظر خودداری کرده است. گزارش اشتغال؛ جرقه تازه اختلاف اظهارات ترامپ پس از انتشار گزارش اشتغال ماه اوت مطرح شد. بر اساس این گزارش، کارفرمایان آمریکایی در این ماه ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کردند؛ رقمی که بسیار بالاتر از پیش‌بینی‌های بازار بود. ترامپ با استناد به همین داده‌ها استدلال کرد که اقتصاد آمریکا نسبت به گذشته اعتبار و قدرت بیشتری پیدا کرده است و بنابراین باید بتواند با نرخ بهره پایین‌تری فعالیت کند. منطق ترامپ این است که اگر اقتصاد آمریکا قدرتمندتر شده، هزینه تأمین مالی نیز باید کاهش پیدا کند. از نگاه او، نرخ بهره بالا مزیتی ناعادلانه برای سایر کشورها ایجاد می‌کند و قدرت رقابتی آمریکا را کاهش می‌دهد اما مسئله برای فدرال رزرو به این سادگی نیست. بانک مرکزی آمریکا تنها بر وضعیت اشتغال تمرکز نمی‌کند و هم‌زمان باید تورم را نیز کنترل کند. اگر کاهش نرخ بهره در شرایطی انجام شود که فشارهای تورمی همچنان پابرجا باشند، تقاضا می‌تواند افزایش پیدا کند و مسیر بازگشت تورم به هدف بانک مرکزی دشوارتر شود. همین اختلاف در اولویت‌ها، ریشه اصلی تقابل میان ترامپ و فدرال رزرو است. وارش برخلاف ترامپ از احتمال افزایش نرخ بهره گفت کوین وارش که با انتخاب ترامپ ریاست فدرال رزرو را بر عهده گرفته، برخلاف خواسته اخیر رئیس‌جمهور موضع محتاطانه‌تری در قبال سیاست پولی دارد. او یک هفته پیش در سخنرانی خود تأکید کرده بود که هدف فدرال رزرو بازگرداندن نرخ تورم به سطح ۲ درصد است و نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت همچنان مهم‌ترین ابزار بانک مرکزی برای دستیابی به این هدف و انجام مأموریت دوگانه آن محسوب می‌شوند. نکته مهم‌تر این بود که وارش احتمال افزایش نرخ بهره را نیز مطرح کرد؛ موضوعی که دقیقاً در نقطه مقابل خواسته ترامپ قرار دارد. ترامپ خواهان کاهش نرخ بهره است، در حالی که رئیس فدرال رزرو حتی احتمال افزایش آن را روی میز گذاشته است. این اختلاف می‌تواند برای بازارها اهمیت زیادی داشته باشد، زیرا سرمایه‌گذاران اکنون نه‌تنها باید داده‌های اقتصادی، تورم و اشتغال را بررسی کنند، بلکه باید میزان استقلال تصمیم‌گیری بانک مرکزی از دولت آمریکا را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند. چرا ترامپ این‌قدر بر کاهش نرخ بهره تأکید دارد؟ کاهش نرخ بهره می‌تواند از چند مسیر به اقتصاد آمریکا کمک کند. هزینه وام‌گیری برای شرکت‌ها و خانوارها کاهش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذاری افزایش می‌یابد و بازار مسکن نیز می‌تواند از تأمین مالی ارزان‌تر بهره‌مند شود. از طرف دیگر، نرخ بهره پایین‌تر معمولاً فشار کمتری بر هزینه تأمین مالی دولت وارد می‌کند؛ موضوعی که با توجه به بدهی عظیم آمریکا اهمیت زیادی دارد. ترامپ همچنین به دنبال تقویت جایگاه رقابتی آمریکا در برابر سایر اقتصادهای بزرگ است. از نگاه او، نرخ بهره بالا می‌تواند ارزش دلار را در سطحی قرار دهد که صادرات آمریکا را دشوارتر کند و در مقابل، کالاهای خارجی را برای مصرف‌کنندگان آمریکایی ارزان‌تر نگه دارد اما همین سیاست می‌تواند یک تناقض ایجاد کند. اگر کاهش نرخ بهره با هدف تضعیف دلار و افزایش رقابت‌پذیری آمریکا انجام شود، هم‌زمان ممکن است فشارهای تورمی افزایش پیدا کند. در این شرایط، فدرال رزرو ممکن است دوباره مجبور شود نرخ بهره را بالا ببرد. به همین دلیل، کاهش نرخ بهره بدون توجه به مسیر تورم می‌تواند تنها یک راه‌حل کوتاه‌مدت باشد. تهدید توقف تجارت چقدر جدی است؟ مهم‌ترین بخش اظهارات ترامپ نه درخواست کاهش نرخ بهره، بلکه تهدید به توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری با آمریکا بود. ایالات متحده با تعداد زیادی از کشورهای جهان کسری تجاری دارد؛ از اقتصادهای بزرگ آسیایی و اروپایی گرفته تا شرکای تجاری نزدیک آمریکا. بنابراین اگر این تهدید به یک سیاست واقعی تبدیل شود، دامنه آن بسیار وسیع خواهد بود. توقف تجارت با کشورهایی که آمریکا از آنها بیشتر واردات دارد، می‌تواند عرضه برخی کالاها را در بازار آمریکا کاهش دهد و هزینه واردات را افزایش دهد. در چنین شرایطی، شرکت‌های آمریکایی نیز ممکن است با افزایش هزینه مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای مواجه شوند. از طرف دیگر، کشورهای هدف نیز احتمالاً در برابر چنین اقدامی واکنش نشان خواهند داد. در نتیجه، سیاستی که با هدف کاهش کسری تجاری طراحی شده، ممکن است در نهایت به افزایش هزینه تجارت و ایجاد اختلال در زنجیره تأمین منجر شود. به همین دلیل، اجرای کامل این تهدید بسیار پرهزینه‌تر از یک افزایش تعرفه معمولی خواهد بود. فشار بر فدرال رزرو در آستانه انتخابات زمان‌بندی اظهارات ترامپ نیز قابل توجه است. این فشارها تنها حدود دو ماه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا مطرح شده‌اند؛ انتخاباتی که تورم و هزینه‌های بالای زندگی همچنان از موضوعات مهم مورد توجه رأی‌دهندگان هستند. کاهش نرخ بهره می‌تواند در کوتاه‌مدت برای بازارهای مالی و بخش‌هایی از اقتصاد خبر مثبتی باشد، اما اگر سرمایه‌گذاران احساس کنند سیاست پولی تحت فشار سیاسی قرار گرفته است، پیامد آن می‌تواند پیچیده‌تر باشد. اعتبار بانک مرکزی تا حد زیادی به این تصور وابسته است که تصمیمات آن بر اساس داده‌های اقتصادی و اهداف مشخص گرفته می‌شوند، نه بر اساس فشارهای سیاسی کوتاه‌مدت. هرچه این استقلال بیشتر زیر سؤال برود، احتمال افزایش نوسان در بازارهای مالی نیز بیشتر خواهد شد. از همین منظر، اختلاف اخیر ترامپ و وارش تنها یک اختلاف بر سر یک یا دو واحد درصد نرخ بهره نیست؛ بلکه بحث بزرگ‌تری درباره نحوه تعیین سیاست اقتصادی آمریکا در جریان است. “ «به نظر من، مهم‌ترین نکته این تحولات خود درخواست کاهش نرخ بهره نیست، بلکه پیوند زدن سیاست پولی به سیاست تجاری است. اگر فشار سیاسی بر فدرال رزرو افزایش پیدا کند، بازار ممکن است به‌جای آنکه کاهش نرخ بهره را یک محرک اقتصادی بداند، آن را نشانه تضعیف استقلال بانک مرکزی تلقی کند؛ اتفاقی که می‌تواند هزینه ریسک آمریکا را بالا ببرد. از سوی دیگر، تهدید به توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری، در صورت تبدیل شدن به سیاست اجرایی، می‌تواند اثری کاملاً معکوس داشته باشد و با افزایش هزینه واردات و اختلال در زنجیره تأمین، فشار تورمی ایجاد کند. بنابراین در نگاه من، چالش اصلی اقتصاد آمریکا دیگر صرفا «نرخ بهره بالا یا پایین» نیست؛ بلکه یافتن تعادلی میان رشد اقتصادی، کنترل تورم، اعتبار سیاست پولی و قدرت تجاری آمریکا است و هرگونه سیاستی که یکی از این چهار ضلع را قربانی دیگری کند، در نهایت می‌تواند هزینه بیشتری برای اقتصاد ایجاد کند.» بابک شیری معاون ترامپ نیز خواهان کاهش نرخ بهره است فشار برای کاهش نرخ بهره تنها از سوی رئیس‌جمهور آمریکا مطرح نشده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، نیز یک روز پیش از اظهارات جدید ترامپ خواهان کاهش نرخ بهره شده بود و این اقدام را واکنشی «مناسب و مسئولانه» در برابر داده‌های اخیر تورم آمریکا دانست. این هم‌زمانی نشان می‌دهد درخواست کاهش نرخ بهره به یک موضع گسترده‌تر در دولت ترامپ تبدیل شده است. در طرف مقابل، فدرال رزرو همچنان بر مأموریت اصلی خود یعنی کنترل تورم تأکید دارد. اگر اختلاف میان دولت و بانک مرکزی ادامه پیدا کند، نشست‌های آینده فدرال رزرو اهمیت بیشتری برای بازارها خواهند داشت؛ زیرا سرمایه‌گذاران باید تشخیص دهند آیا تصمیمات بانک مرکزی صرفاً بر اساس داده‌های اقتصادی گرفته می‌شوند یا فشارهای سیاسی نیز در مسیر سیاست پولی اثرگذار شده‌اند. بازارها میان اقتصاد قوی و سیاست پرریسک گزارش اشتغال قوی در نگاه اول باید خبر مثبتی برای اقتصاد آمریکا باشد. ایجاد ۱۶۲ هزار شغل نشان می‌دهد فعالیت اقتصادی همچنان توان ایجاد فرصت‌های شغلی را دارد و برخلاف برخی نگرانی‌ها، اقتصاد آمریکا در وضعیت شکننده‌ای قرار نگرفته است اما واکنش سیاست‌گذاران به این داده می‌تواند اهمیت بیشتری از خود عدد اشتغال داشته باشد. ترامپ این گزارش را دلیلی برای کاهش نرخ بهره می‌داند، در حالی که فدرال رزرو ممکن است همین قدرت اقتصادی را نشانه‌ای از ادامه فشار تقاضا و ضرورت احتیاط بیشتر در سیاست پولی تلقی کند. این اختلاف برداشت از یک داده اقتصادی، نشان‌دهنده تفاوت نگاه دولت و بانک مرکزی به اقتصاد است. برای بازارها نیز مسئله اصلی همین‌جاست: آیا اقتصاد آمریکا آن‌قدر قوی هست که کاهش نرخ بهره را تحمل کند، یا قدرت اشتغال و تقاضا می‌تواند مانع کاهش پایدار تورم شود؟ پاسخ به این سؤال مسیر دلار، اوراق خزانه، بازار سهام و حتی قیمت کالاها را در ماه‌های آینده تحت تأثیر قرار خواهد داد. جمع‌بندی دونالد ترامپ با درخواست کاهش نرخ بهره و تهدید به توقف تجارت با کشورهای دارای مازاد تجاری، فشار بر فدرال رزرو را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. در حالی که گزارش اشتغال اوت از ایجاد ۱۶۲ هزار شغل حکایت دارد، رئیس‌جمهور آمریکا این عملکرد را نشانه قدرت اقتصاد و دلیلی برای کاهش هزینه استقراض می‌داند. در مقابل، کوین وارش بر بازگرداندن تورم به هدف ۲ درصد تأکید کرده و حتی احتمال افزایش نرخ بهره را مطرح کرده است. این اختلاف نشان می‌دهد مسیر سیاست پولی آمریکا در ماه‌های آینده می‌تواند به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده بازارهای جهانی تبدیل شود. تهدید تجاری ترامپ نیز ریسک دیگری را به این معادله اضافه کرده است. اگرچه هنوز مشخص نیست این تهدید تا چه اندازه جنبه عملی پیدا خواهد کرد، اما گسترش چنین سیاستی می‌تواند هزینه تجارت جهانی را افزایش داده و در نهایت حتی با هدف اصلی دولت آمریکا یعنی کاهش فشارهای اقتصادی در تضاد قرار گیرد. در شرایط فعلی، بازار بیش از آنکه تنها به یک تصمیم درباره نرخ بهره نگاه کند، باید سه متغیر را هم‌زمان دنبال کند: مسیر تورم، میزان استقلال فدرال رزرو و نحوه تبدیل تهدیدهای تجاری ترامپ به سیاست واقعی. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر
تحلیل سهام و تحلیل شاخص‌ها کم اثر

خبر خوب برای اقتصاد آمریکا، خبر بد برای کاهش نرخ بهره

  دکتر کریستوف بالز از بانک کومرتس‌بانک اعلام کرد که بازار کار آمریکا در ماه اوت عملکردی بهتر از انتظار داشت؛ به‌طوری‌که تغییرات اشتغال بخش غیرکشاورزی ایالات متحده(Nonfarm Payrolls) و اشتغال بخش خصوصی هر دو با قدرت افزایش یافتند، در حالی که نرخ بیکاری در سطح ۴.۱ درصد ثابت ماند. رشد دستمزدها نیز همچنان روندی کاهشی داشت. این بانک تأکید می‌کند که فدرال رزرو، تحت رهبری رئیس کوین وارش و عضو هیئت‌مدیره فدرال رزرو، کریستوفر والر، اکنون تمرکز خود را بر داده‌های تورمی ماه اوت برای تصمیم‌گیری سیاستی در نشست ۱۵ و ۱۶ سپتامبر خواهد گذاشت؛ جایی که کومرتس‌بانک همچنان انتظار دارد نرخ بهره بدون تغییر باقی بماند. قدرت بازار کار، تمرکز را به سمت تورم تغییر می‌دهد در آمریکا، تعداد مشاغل در ماه اوت ۱۶۲ هزار مورد افزایش یافت. نرخ بیکاری نیز در سطح ۴.۱ درصد باقی ماند که نشان می‌دهد اقتصاد همچنان در شرایط اشتغال کامل قرار دارد. با این حال، از دیدگاه فدرال رزرو، قیمت‌های مصرف‌کننده احتمالاً عامل مهم‌تری در تعیین مسیر نرخ بهره در نشست ۱۶ سپتامبر خواهد بود. آمار تورم ماه اوت جمعه آینده منتشر خواهد شد. در ماه اوت، اشتغال با افزایش قابل‌توجه ۱۶۲ هزار نفری روبه‌رو شد (در حالی که پیش‌بینی اجماع بازار ۵۵ هزار نفر و پیش‌بینی کومرتس‌بانک ۵۰ هزار نفر بود). علاوه بر این، آمار ماه‌های گذشته در مجموع ۵۵ هزار شغل به سمت بالا اصلاح شد. برای مثال، تعداد مشاغل ماه ژوئیه برخلاف گزارش اولیه که از کاهش ۲۳ هزار شغل حکایت داشت، در نهایت با افزایش ۲۱ هزار شغل همراه شد. در مجموع، بازار کار همچنان در وضعیت قدرتمندی قرار دارد. روند رشد اشتغال که بر اساس میانگین شش‌ماهه اندازه‌گیری می‌شود، بار دیگر مسیر صعودی به خود گرفته است. نرخ بیکاری نیز تقریباً در همان سطحی قرار دارد که معمولاً با اشتغال کامل در آمریکا مرتبط دانسته می‌شود. کومرتس‌بانک همچنان انتظار دارد نرخ‌های بهره بدون تغییر باقی بمانند، اما احتمال اینکه فدرال رزرو در نهایت تصمیم به افزایش نرخ بهره بگیرد، به‌طور محسوسی افزایش یافته است. ✔️ بیشتر بخوانید: تورم پس از گزارش قدرتمند اشتغال، به کانون توجه بازارها بازگشت

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تورم پس از گزارش قدرتمند اشتغال، به کانون توجه بازارها بازگشت

  جف روزنبرگ از بلک‌راک می‌گوید داده‌های قوی اشتغال ماه اوت، تمرکز بازارها را به گزارش تورم (CPI) هفته آینده و تصمیم فدرال رزرو در نشست سپتامبر معطوف کرده است. اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا در ماه اوت ۱۶۲ هزار نفر افزایش یافت؛ رقمی بالاتر از پیش‌بینی‌ها که باعث افزایش بازده اوراق خزانه‌داری شد. روزنبرگ انتظار دارد در صورتی که روند کاهش تورم ادامه پیدا کند، فدرال رزرو نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد. با این حال، بزرگ‌ترین ریسک، افزایش هزینه‌های انرژی و سرایت آن به تورم هسته است. به گفته او، حتی افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره نیز احتمالاً شوک قابل‌توجهی به بازار سهام یا بازارهای اعتباری وارد نخواهد کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر